خانه | خبر | اخبارایران

قرار جلب سعيد مرتضوی به دادرسی صادر شد

دوشنبه, 1391-01-21 17:55
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ

برای سعيد مرتضوی، از متهمان رويدادهای بازداشتگاه کهريزک قرار جلب به دادرسی صادر شد.

منابع خبری ايران، امروز، دوشنبه ۲۱ فروردين‌ماه گزارش دادند که پس از صدور قرار منع تعقيب برای سعيد مرتضوی، دادستان سابق تهران در پرونده رويدادهای بازداشتگاه کهريزک، خانواده محمد کامرانی، يکی از جوانانی که در اين بازداشتگاه کشته شد، به اين قرار اعتراض کرد و با اين اعتراض قرار جلب مرتضوی به دادرسی صادر شد.

به نوشته خبرگزاری کار ايران (ايلنا) کمالی جلودار، وکيل خانواده کمالی صدور قرار جلب دادستان سابق به دادرسی را تأييد کرده است.

برپايه قانون آيين دادرسی کيفری چنانچه متهمی در مرحله دادسرا قرار منع تعقيب دريافت کند، با اعتراض شاکی نسبت به قرار منع تعقيب پرونده به دادگاه عمومی کيفری ارسال می‌شود و رئيس دادگاه چنان‌چه اين قرار منع تعقيب را برخلاف قانون بداند، دستور جلب متهم به دادرسی را صادر می‌کند.

پس از صدور چنين دستوری از سوی رئيس دادگاه پرونده به دادسرا برگردانده می‌شود و قاضی رسيدگی‌کننده در دادسرا موظف است برابر دستور دادگاه متهم را احضار و در صورت عدم حضور متهم حکم به جلب وی صادر کند.

محمد دهقان، امضاکننده طرح استيضاح وزير کار: اين طرح به قوت خود باقی است و در صورتی که مرتضوی تا يکشنبه آينده برکنار نشود جلسه استيضاح وزير کار در جلسه علنی روز يکشنبه برگزار می‌شود

خبرگزاری مهر نوشته است پرونده سعيد مرتضوی برای رفع اختلاف به شعبه ۱۰۶۰ دادگاه عمومی تهران فرستاده شده و رئيس اين شعبه پس از بررسی اعتراض شاکيان پرونده و قرار صادر شده از سوی دادسرا اقدام به صدور قرار جلب به دادرسی کرده است.

پرونده برای رسيدگی به شعبه ۱۵ دادسرای تهران فرستاده شده و مرتضوی به‌زودی در اين دادگاه تفهيم اتهام خواهد شد.

با انتشار اين خبر محمد دهقان، نماينده مجلس و يکی از امضاکنندگان طرح استيضاح عبدالرضا شيخ‌الاسلامی، وزير کار، با ابراز خرسندی از اين اقدام از قوه قضائيه خواست تا هرچه سريع تر پرونده وی را رسيدگی کند تا اختلاف دو قوه مقننه و مجريه برطرف شود.

دهقان گفت: "مرتضوی در زمانی که در قوه قضائيه بود محل اختلاف اصلی بين دو قوه مقننه و قضائيه شد و پس از اين‌که از قوه قضائيه در قوه مجريه مأمور به خدمت شد، از سمت قضايی خود تعليق شد با اين حال بر خلاف قانون در قوه مجريه ماند و اين موضوع مدتی هم عامل اختلاف بين دو قوه مقننه و مجريه شد."

اين نماينده مجلس افزود: "مرتضوی در حقيقت در پی تعليق از سمت خود نمی‌تواند از دولت حقوق بگيرد."

دهقان گفت: "وقتی فردی صلاحيت کارمند بودن ندارد و از بودجه بيت‌المال نمی‌تواند حقوق بگيرد چطور بايد سرنوشت ميليون‌ها کارگر و بازنشسته در دستان او باشد و ده‌ها شرکت معظم زير مجموعه شستا در اختيار وی قرار گيرد."

سعيد مرتضوی، معروف به قاضی مرتضوی، روز شنبه ۲۷ اسفندماه (۱۷ مارس) به‌عنوان مديرعامل جديد سازمان تأمين اجتماعی کشور منصوب شد.

وی پيش‌تر قاضی دادگاه‌های يزد، دادگاه امنيتی تهران و دادگاه مطبوعات بوده است اما سابقه بيمه‌ای و يا مديريتی در تأمين اجتماعی در کارنامه او به چشم نمی‌خورد.

به گزارش کمیته بررسی و تحقیق مجلس ششم سعيد مرتضوی متهم اصلی قتل زهرا کاظمی، روزنامه‌نگار کانادايی ايرانی‌تبار در زندان اوين در تيرماه ۱۳۸۲ بوده است.

همچنين وی به گفته کميته ويژه مجلس ايران برای پی‌گيری رويدادهای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری، شخصاً دستور انتقال بازداشت‌شدگان ۱۸ تير ۸۸ را به بازداشتگاه کهريزک صادر کرده‌ بود.

امير جوادی‌فر، محسن روح‌الامينی و محمد کامرانی سه جوانی هستند که آن زمان در بازداشتگاه کهريزک بر اثر شکنجه کشته شدند.

مرتضوی که در کنار حسن زارع‌ دهنوی و علی‌اکبر حيدری‌فر، دو مقام قضايی ديگر از سمت خود تعليق گرديد، گزارش مجلس را رد کرد و سپس در تيرماه سال گذشته ادعا نمود که از تمامی اتهام‌های حوادث کهريزک تبرئه شده است.

با اين حال وی هم‌چنان به‌عنوان نماينده ويژه رئيس جمهوری، رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و رئيس سازمان تأمين اجتماعی فعاليت می‌کند.

روز ۱۶ فروردين‌ماه، طرح استيضاح وزير کار به‌دليل انتصاب مرتضوی به رياست سازمان تأمين اجتماعی با امضای ۲۰ نماينده به هيأت رئيسه مجلس ايران ارائه شد.

محمد دهقان، امضاکننده طرح استيضاح امروز گفت اين طرح به قوت خود باقی است و در صورتی که مرتضوی تا يکشنبه آينده برکنار نشود جلسه استيضاح وزير کار در جلسه علنی روز يکشنبه برگزار می‌شود.
 

Share this
Share/Save/Bookmark

با سلام دوستان زمانه لطفا این نامکه را منتشر کنید آدرسش سایتهاست.

نامه مادر قاسم شعله سعدی به آیت الله خامنه ای
دستور فرمایید سینه مرا هم محافل خودسر شما بشکافند تا به فرزند شهیدم اصغر بپیوندم

امروز: مادر دکتر قاسم شعله سعدی زندانی سیاسی و شهید اصغر شعله سعدی شهید دفاع مقدس، در نامه ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای، با انتقاد شدید از عملکرد رهبری جمهوری اسلامی، از او پرسید "چرا علی وار جلوه می کنید ولی در زمان اجرای عدالت تجاهل می کنید و از جمله خواستار عدم کش دادن قضیه فساد سه هزار میلیارد تومانی می شوید؟!"

این مادر ۸۶ ساله که یکی از فرزندان خود را در دفاع مقدس از دست داده است و فرزند دیگرش نیز به خاطر انتقادی به رهبری هم اکنون در زندان به سر می برد، در بخشی از نامه خود به رهبری جمهوری اسلامی می گوید" یا دستور فرمایید سینه مرا هم محافل خودسر بشکافند همانطور که سینه پروانه فروهر را شکافتند و مرا به گورستان ببرند تا به فرزند شهیدم اصغر بپیوندم " و یا " دستور فرمایید مرا هم در اوین زندانی کنند تا به فرزند اسیرم بپیوندم شاید بوی پیراهن یوسفم چشم و دلم را روشن کند".

به گزارش جرس متن کامل نامه به این شرح است :

اعلی‌حضرت همایونی علی خامنه‌ای

سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را

اعلی‌حضرتا شاید تعجب کنید که چرا می‌گویم اعلی‌حضرت، این نامه خود گویای این مفهوم خواهد شد. چرا که این نامه از طرف مادری دلسوخته و داغدار ۸۶ ساله است که هم داغ فرزندی شهید را برخود دارد، شهید اصغر شعله سعدی و هم دلسوخته فرزند اسیری است که ظالمانه و غیرقانونی هم‌اکنون در کشوری که شما در راس آن قرار دارید توسط عوامل شما اسیر گشته است، دکتر قاسم شعله سعدی. آری اعلی‌حضرتا آن زمانی‌که مجتبی‌ای شما به درس و مشق می‌پرداخت، اصغر نوجوان من که دانش‌آموزی بیش نبود و آن هم دانش‌آموز ممتاز دبیرستان، دانشگاه شیراز، درس و مشق را رها و به جبهه‌ها پیوست، شما باید حافظه خوبی داشته باشید؛ آیا یادتان هست در آن زمان که اصغر نوجوان من، هدف آر‌پی‌جی قرار گرفت خواهر محترم شما به کدام دشمن پیوسته بود و صدای داماد محترم شما از کدام رادیو پخش می‌شد؟

نصف بدن اصغر من متلاشی شد. در آن روز وداع من فقط نیمی از بدن اصغرم را به خاک سپردم، گفتم؛ من فرزندان دیگری نیز دارم و نیز گفتم همه جوانان ایران فرزندان من هستند، در همان زمان نیز پسر دیگرم دکتر قاسم شعله سعدی این استاد حقوق و سیاست دانشگاه در دادگاه‌های بین‌المللی از حقوق ملت ایران در جبهه حقوقی و دیپلماتیک دفاع می‌کرد. از این گذشته پس از شهادت آن فرزند، فرزند دیگرم را به جبهه‌ها فرستادم. چرا؟ چون نمی‌خواستم سنگر ایران زمین در جبهه‌ها هیچ‌گاه خالی بماند. هم‌اکنون نیز بر این عهدم پایبندم. باز هم از ملت و کشور دفاع خواهم کرد همراه با فرزندانم بدون توجه به اینکه بستگان شما و ... باز هم به دشمن می‌پیوندند یا نه.

اعلی‌حضرتا شهادت اصغرم به اندازه‌ غم و اسارت فرزند دیگرم قلب مرا نیازارد؛ زیرا اصغر من به دست دشمن شهید شد اما فرزند دیگرم که هم‌اکنون اسیر شماست تنها به جرم دفاع از حقوق ملت، امر به معروف و آزاداندیشی اسیر شد. مگر شما خود خواستار آزاد اندیشی نشده‌اید؟ دکتر قاسم شعله سعدی به دنبال طرح چند سوال قانونی از شما در سال ۱۳۸۱ یعنی ۱۰ سال قبل به دست قاضی دستگاه قضای شما، قاضی حداد محکوم شده است و قاضی حداد همان کسی است که به علت شکنجه منجر به قتل و تخلف درباره زندانیان کهریزک هم‌اکنون از مسئولیت قضایی تعلیق شده است.

راستی آیا ننگ این شکنجه‌ها تا ابد از پیشانی جمهوری اسلامی پاک خواهد شد؟

چنین محکمه‌ای و چنین حکمی هیچ زیبنده آن طرح دلفریبی که شما ترسیم ‌می‌کنید نیست. هست؟ البته رای صادره چنان ناشیانه و بی‌پایه بود که رئيس قوه قضائيه منصوب شما که گویا استاد شما هم بوده حکم صادره را خلاف بین شرع تشخیص و دستور توقف اجرای حکم و اعمال ماده ۱۸ را داده است که ظاهرا طبق قانون می‌بایست رسیدگی مجدد ماهوی می‌شد اما هم اکنون به شما خبر می دهم که چنین کاری هیچ گاه صورت نگرفت و اکنون با گذشت ۱۰ سال از اتهام، به علت مرور زمان امکان رسیدگی نیست. می دانید که من مادر خانواده ای هستم که حقوقدانان متعددی به کشور تقدیم کرده و لذا شاید الفبای حقوق را بدانم. معلوم نیست که دستگاه قضایی ناعادلانه شما که باید پشتیبان حقوق و آزادی های مردم باشد به چه مجوزی از آزادی فرزندم خودداری و اصرار به اجرای حکم نقض شده و مشمول مرور زمان شده که مطلقا قابلیت اجرا ندارد می نماید.

اعلی‌حضرتا به دلیل کبر سن، فرسودگی جسم و جان، بعد مسافت و سرانجام کثرت و نفس گیر بودن پله های زندان اوین حتی امکان ملاقات با پسرم، دکتر قاسم شعله سعدی را از پشت میله های زندان اوین که امروز به دلیل اجرای سیاست ها و دستورات شما یا کار به دستان منصوب و منسوب شما به دانشگاه تبدیل شده است را ندارم و یکسال است که همچون یعقوب نبی حتی از عطر یوسفم نیز محرومم. با وجود این حتی از شما درخواست مرخصی استعلاجی وی را هم ندارم، علی رغم این که به علت شکنجه دچار آسیب نخاعی شده و همان پزشک متخصص زندان به علت وخامت وضع سلامتی و در معرض آسیب دیدگی کلی نخاعی قرار داشتن چهار مرتبه نظر به عدم تحمل کیفر داده ولی مقامات قضایی ظاهرا تعمد دارند که از طرفی نظر پزشک معتمد خود را نادیده بگیرند و از طرف دیگر قصد دارند پسرم را آنقدر در زندان نگه دارند تا فلج شود، این درحالیست که مدت حبس وی که توسط قاضی صلواتی و به دستور مقامات دستگاه امنیتی شما محکوم شده بود به پایان رسیده و اکنون او را به بهانه اتهام و حکم نقض شده، مشمول مرور زمان شده و غیرقانونی، قاضی حداد که طبق همان قانون رسمی که شما ظاهرانه مدعی تعهد به آن هستید کاملا از اعتبار ساقط شده است، او را در زندان نگه داشته اند.

اعلیحضرتا من در آستانه سال نو برخلاف سال‌های گذشته که فقط یک شمع به یاد اصغر شهیدم در سفره هفت‌سین روشن می‌کردم، امسال یک شمع هم به یاد پسر اسیرم دکتر قاسم شعله سعدی روشن کردم. راستی در سفره هفت‌سین شما چند شمع روشن بود؟ آیا اصلا به هفت سین که یک سنت ایرانی است، باور و اعتقاد دارید؟!

من تصور می کنم که یک اراده سیاسی برای نگه داشتن غیرقانونی فرزند اسیرم در زندان وجود دارد که اگر واقعا چنین اراده سیاسی‌ای وجود دارد تا برخلاف مقررات فرزندم را در حبس نگه دارید، صادقانه بگویم این نشان می‌دهد که شما از فرزندم می‌هراسید که اگر چنین استنباطی درست باشد خدا را سپاس می‌گویم که فرزندی به من عطا کرده که رهبر جهان اسلام از او می‌ترسد و به خاطر چنین ترسی اعلیحضرت رهبر جهان اسلام مجبور شده است او را در حبس نگه دارد زیرا قلم مستحکم او چون عصای موسی و زبان برنده اش چون ید بیضا و دانش او همچون بالطل السحر است در غیر این صورت اگر توان پاسخ منطقی به پرسش‌هایش داشتید نیاز به محکومیت و حبس او نبود.

لذا من حتی درخواست مرخصی او را نکردم بخصوص که پسرم وکیل دادگستری و استاد حقوق و سیاست دانشگاه است و نه هیچ نسبتی با آیات عظام و نه هیچ پیوندی سببی و نسبی با مقامات نظام داشته و نه هیچ ارتباطی با علمای اعلام دارد تا از مزایای آن برخوردار شود بنابراین هیچ انتظاری برای پسرم از جانب شما ندارم. اما شنیده ام که پسرم هم‌اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین در کنار بعضی از دانشجویانش زندانی است. جرم او مصاحبه و آزاداندیشی و طرح سوالات قانونی است . حالا جناب جلالتمآب اگر از شما بپرسند شعار آزاداندیشی شما موجب اسارت خواهد شد چه پاسخی دارید؟ جلوگیری از آزادی تنها یک مورد است. علاوه بر این فساد هم در کشور بیداد می‌کند. اگر از شما بپرسند مسئولیت فسادهای بزرگ که در تاریخ ایران و جهان بی سابقه بوده آن هم در دولتی که از حمایت کامل شما برخوردار بود، چه کسی است، چه پاسخی دارید؟

اعلیحضرتا چگونه در ارتباط با منتقدین خود و نه حتی مخالفین، آنها را به طلحه و زبیر تشبیه می کنید و خود را بی کم و کاست جای پیشوای منزه می نشانید و علی وار جلوه می کنید ولی در زمان اجرای عدالت تجاهل می کنید و از جمله خواستار عدم کش دادن قضیه فساد سه هزار میلیارد تومانی می شوید؟!

اعلیحضرتا مگر فرزند من چه کرده است جز طرح چند سوالنسبت به حضور شما در جایگاه رهبری در حالیکه فاقد شرایط بودید به جای توضیح در این زمینه چرا به تیغ آهن روی آورده اید؟ آیا دولت ها آن هم یک دولت که مدعی اسلامی بودن هم هست و می خواهد مرکز جهان شود به تیغ حلم هم نیاز ندارد؟ و البته به شفافیت و دموکراسی؟ در ایران امروز میلیون ها نفر در فقر و تنگدستی زندگی می کنند، معترضین محبوسند و ثروت ملی ایران یا اختلاس می شود یا به حزب الله لبنان، حماس، بولیوی و ... بخشیده می شود. آیا این چراغ به خانه خودمان بیشتر روا نیست؟ مسئول این کارها چه کسی است؟ فقر و تنگدستی و فرار مغزها به راستی دستاورد چه حکومتی است و مسئولیت شما در این زمینه چیست؟ مگر دکتر شعله سعدی جز طرح سوالات فوق الذکر جرمی مرتکب شده است؟ چرا با استادان دانشگاه و دانشجویان و نخبگان کشور چنین برخوردی می شود. گروهی زندانی و گروهی اخراج و بازنشسته و گروهی نیز ترور می شوند.

پسر من یکی از همین هایی است که اکنون در حبس است و همه اینها حتی بدون رعایت ظاهری قانونی انجام می شود. برخورد دستگاه قضایی شما مناسب نبوده و در شان ملت ما نیست، دزد را آزاد و مالباخته را به زندان می برید. این حکایت ها را پیش از این هم در قضیه پرونده اختلاس ۱۲۳ ملیاردی دیده ایم و در قضیه شهرام جزایری نیز همین قضیه تکرار شد و بسیاری که مقصر بودند از مجازات معاف شدند. قضیه پالیزدار و حمله به کوی دانشگاه تهران آن هم دو بار در سال ۷۸ و ۸۸ که دیگر نیاز به توضیح ندارد. اظهر من الشمس است. دانشجویان مظلوم مظنون ولی مهاجمان مصون ماندند. این ملت چگونه می تواند به این دستگاه قضا اعتماد کند. از بگیر و ببندهای پس از انتخابات آنچنانی ۸۸ هم بگذریم.

اعلیحضرتا هر چه زمان می گذرد من و این ملت به حقانیت و درستی سوالاتی که پسرم در سال ۸۱ از شما پرسیده بود بیشتر پی می بریم و چنانچه قاضی دادگاه هم گفته بود به اذن شما فرزندم به زندان محکوم شده است ولی با این حساب این حکم توسط رئيس قوه قضائیه نقض شده بود اما گذشته از این که این حکم دیگر وجاهتی برای اجرا ندارد و غیرقانونی است اینجانب به عنوان مادر داغدار یک شهید و دلسوخته و نگران فرزند در بند دیگرش شما را مسئول این بازداشت غیرقانونی می دانم. زیرا چه آنگونه که فرزندم دکتر شعله سعدی معتقد است شما از اول به دلیل فقدان شرایط قانونی رهبر غیرقانونی بوده اید یا نه، به هر حال چون هم عملا کشور در ید شماست و هم آگونه که قاضی حداد گفته به اذن شما فرزندم را محکوم نموده و چون در واقع شما طرف دعوی فرزندم بوده اید و در واقع شما هم شاکی بودید و هم قاضی و به هزار و یک دلیل مسئولیت مستقیم حبس غیرقانونی و خودسرانه فرزندم و عواقب آن متوجه شخص شما خواهد بود.
اعلیحضرتا با همه مراتب فوق، همانطور که گفتم حتی درخواست مرخصی استعلاجی برای فرزندم ندارم ولی چون به دلیل کهولت سن، بیماری، فرسودگی جسم و جان، بعد مسافت و کثرت پله های زندان اوین حتی امکان ملاقات از پشت میله های زندان هم ندارم، نظر شما را به موارد زیر جلب می کنم:
۱. یا دستور فرمایید سینه مرا هم محافل خودسر بشکافند همانطور که سینه پروانه فروهر را شکافتند و مرا به گورستان ببرند تا به فرزند شهیدم اصغر بپیوندم:

سر می برند و گویند فرمان پادشاه است
فرمان بود ولیکن این نیست رسم شاهی
۲. دستور فرمایید مرا هم در اوین زندانی کنند تا به فرزند اسیرم بپیوندم شاید بوی پیراهن یوسفم چشم و دلم را روشن کند

یا رب از اندازه بگذشته است ظلم پادشاه
سایه او از سر این خلق کی کم می شود

اعلیحضرتا آیا بهتر نیست هرچه زودتر ترتیبی اتخاد کنید تا آبروی ایران عزیز ما کمتر در محافل بین المللی بریزد و کسانی همچون آقای احمد شهید به عنوان موارد نقض حقوق بشر در ایران گزارش هایی که عرق سرد بر پیشانی من، ایرانی و ایران دوست می نشاند منتشر نکنند. اگر دل شما برای ایران نمی سوزد دل ما بی قرار این سرزمین است.
مادر شهید اصغر شعله سعدی

-----
انتهای پیام
ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

عجب نامه ای نوشته خانم شعله سعدی!!! مردان ما دهانشان می چاید اگر چنین چیزی بنویسند. این زن مردک ***** را سکه اخ تفش کرده. این اصطلاحی ست که در شیراز از آن استفاده می کنند. گویند که روزی آخوندی مفت خور در سرمای پر سوز زمستان از کوچه ای رد می شد سکه ای از جیب کسی افتاد و صدایی بلند شد آخوند دوید و چیزی بر زمین برق زد دلا شد و هر چه کرد نتوانست آن شیاء براق را از زمین بکند٬ ناگهان کسی سر رسید و آخ تفی دیگر کرد٬ و به آخوند گفت بیا این یکی هنوز یخ نزده. آری آن سکه دور تر افتاده بود و گدایی آنرا برد اشت و به آخوند فهماند که آن سکه نیست و آخ تفی ست یخ زده. و اما حیف که این زن بسی در ایران بی مرد ما تنهاست. خاتمی !! زکی!

‫باید ببرندش اوین و انفرادی که هیچ کس نبینش هم حساسیت مخالفان برطرف و هم
‫میتواند توی زندان به خدماتش ادامه دهد کار زیاده مثلأ بازجوئي .

چرا این نامه خانم شعله سعدی را در راس مطالبتان نمی گذارید. این زن خیمه ی نجاست ولایت را به آتش کشیده. از این شیر زن است که آن شیر مرد زاییده شده است.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

 

لینک به ادیتور زمانه:         

برای عبور از سد فیلترینگ

پرونده ۱۳۹۱ / چشم‌انداز ۱۳۹۲

مشخصات تازه دریافت برنامه های رادیو زمانه  از ماهواره:

ماهواره  :Eutelsat

هفت درجه شرقی

پولاریزاسیون افقی 

سیمبول ریت ۲۲

فرکانس ۱۰۷۲۱مگاهرتز

همیاران ما