<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9897/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>شعر معترض</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9897/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>حکایت درد و واژه‌های دردمند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/02/25/11346</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/02/25/11346&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گو شکوفه منتظری با ناما جعفری درباره اعتراض و شعر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شکوفه منتظری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;288&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/namajafa01.jpg?1330539042&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوی شکوفه منتظری با ناما جعفری - بنا به گزارش&amp;zwnj;های تأیید نشده&amp;zwnj;، نیروهای امنیتی، ناما جعفری، از شاعر جوان ما در ایران را در روز  ۲۵ بهمن ماه دستگیر کرده&amp;zwnj;اند. با وجود آن&amp;zwnj;که&amp;nbsp; ۱۰ روز از دستگیری ناما می&amp;zwnj;گذرد، هیچ نشانی از او در دست نیست.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;ناما جعفری متأسفانه به بیماری سرطان هم مبتلاست و به این جهت به دارو و درمان پیگیر نیاز مبرم دارد. پیش از این، در ۲۵ شهریور ۱۳۸۹ شکوفه منتظری از رادیو زمانه با ناما گفت&amp;zwnj;و گویی انجام داده بود. اکنون به مناسبت دستگیری این شاعر جوان و برای آشنایی بیشتر با او و با فعالیت&amp;zwnj;ها و اندیشه&amp;zwnj;هایش این گفت&amp;zwnj;و گو را یک بار دیگر می&amp;zwnj;خوانیم. شکوفه منتظری در آغاز این گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو ناما جعفری را معرفی می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100915_Shokoofeh_ShereMotarez_NamaJafari.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
شکوفه منتظری- چندی پیش در فیس بوک در یک عکس نشانه&amp;zwnj;گذاری شده بودم. طرح جلد یک کتاب بود که قرار است به زودی منتشر شود. &amp;quot;تجمع در سلول انفرادی&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;quot;، که دربرگیرنده&amp;zwnj;ی مجموعه&amp;zwnj;ای از شعرهای اعتراضی ایران پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناما جعفری، شاعر ۲۷ ساله&amp;zwnj;ی ایرانی، گردآورنده&amp;zwnj;ی این کتاب است. او سردبیر نشریه&amp;zwnj;ی الکترونیکی &amp;quot;سپنج&amp;quot; است. یکی از کتاب&amp;zwnj;های شعر او &amp;quot;من پسر مسخره&amp;zwnj;ی پیکاسو هستم&amp;quot; نام دارد که به چاپ سوم هم رسیده است. در کوچه پسکوچه&amp;zwnj;های شهری از شهرهای ایران پیدایش کردم. به قول خودش از یکی از زیرزمین&amp;zwnj;های ایران با من سخن می&amp;zwnj;گفت. کتاب را برایم فرستاد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناما مجموعه&amp;zwnj;ی اشعار این کتاب را بیش&amp;zwnj;تر شعر مدنی می&amp;zwnj;داند و در توضیح آن می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناما جعفری - بیش&amp;zwnj;تر اتفاقات در جریان&amp;zwnj;های شعرمدنی می&amp;zwnj;افتد که به سمت اعتراضی پیش می&amp;zwnj;رود. بیش&amp;zwnj;ترین آثاری هم که تولید شده و (اتفاقاتی) در این کتاب آمده، بعد از انتخابات افتاده و این اتفاق&amp;zwnj;ها خروجی این کتاب شده است. این کتاب با این جمله شروع می&amp;zwnj;شود که اگر به یک حلقه بیندیشی، منتهای اندیشه&amp;zwnj;ات زنجیر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این سخنی است که پرویز اسلامپور، یکی از شاعران آوانگارد دهه&amp;zwnj;ی چهل و پنجاه ایران مطرح کرده است و هنوز که هنوز است من بر این تفکر هستم و به این اصل اعتقاد دارم. کتاب وقتی شروع می&amp;zwnj;شود، اولش نوشته&amp;zwnj;ام که چاپ و تکثیر این کتاب برای همه آزاد است، به&amp;zwnj;جز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و روزنامه&amp;zwnj;های وابسته به آن مثل کیهان، ایران، جام جم و از این دست کاغذ خراب&amp;zwnj;کن&amp;zwnj;ها. &lt;br /&gt;
کتاب با مقدمه&amp;zwnj;ای از ناما جعفری آغاز می&amp;zwnj;شود. شاید جان کلام او در جمله&amp;zwnj;ی نخست مقدمه&amp;zwnj;ی کتاب انعکاس یافته باشد: &amp;laquo;هنر، مدنی&amp;zwnj;ترین جامعه را تشکیل می&amp;zwnj;دهد.&amp;raquo; ناما درباره&amp;zwnj;ی تک قضاوتی بودن نگاه&amp;zwnj;ها در درون جامعه&amp;zwnj;ی ایرانی، می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از مهم&amp;zwnj;ترین ارکان دموکراسی و جامعه&amp;zwnj;ی آزاد، چند&amp;zwnj;صدایی بودن جامعه و تنوع افکار و اندیشه&amp;zwnj;های مختلف است. متاسفانه این در مورد اکثر ما ایرانیان شایع است که وقتی به چیزی یا کسی اعتقاد داریم، باید دیگر همه&amp;zwnj;ی عالم و دنیا از ابتدا تا انتها مانند ما بیاندیشند.این همان نماد جامعه&amp;zwnj;ی استبدادزده است که ما آن را در خود می&amp;zwnj;پرورانیم و بعد آن که به قدرت رسیدیم، همه را جز خودمان تارو مار می&amp;zwnj;کنیم. خوب این&amp;zwnj;جوری شروع و بعد توضیح داده می&amp;zwnj;شود که این کتاب چه جوری است و در هیچ&amp;zwnj;گونه مطلب آکادمیک نمی&amp;zwnj;گنجد. به&amp;zwnj;خاطراین که ما شعر اعتراضی را مطرح می&amp;zwnj;کنیم.وقتی هنر موسیقی، نقاشی، عکاسی، فیلم و سینما در زندگی روزمره&amp;zwnj;ی شهروندان نقش مهمی داشته باشند، جامعه به سمت اصلاحات می&amp;zwnj;رود. یعنی با شرایط سیاسی و چالش&amp;zwnj;های جامعه ارتباط ویژه&amp;zwnj;ای برقرار می&amp;zwnj;کنند و اینها باعث می&amp;zwnj;شوند که نوعی اعتراض که در هنر خلق می&amp;zwnj;شود به&amp;zwnj;وجود آید. من فکر می&amp;zwnj;کنم که شاعران مدنی اعتراضی دارند که پختگی در مسائل اجتماعی است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;136&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/naamaashokofe%20(2).jpg&quot; /&gt;مجموعه شعر &amp;quot;تجمع در سلول انفرادی&amp;quot; از ناما جعفری&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بخش دیگر کتاب مجموعه&amp;zwnj;ای از بیانیه&amp;zwnj;های اهل فرهنگ و هنر در جریان ناآرامی&amp;zwnj;های پس از انتخابات ۱۳۸۸ ایران است. بیانیه&amp;zwnj;ی نخست، &amp;quot;قصه&amp;zwnj;ی رنگ پریده&amp;zwnj;ی خون سرد&amp;quot;، ابراز همدردی جمعی از شاعران و نویسندگان با مردم ایران است و بیانیه&amp;zwnj;ی سوم و آخر، اعتراضی است از سوی اهل فرهنگ و هنر، به آنهایی که روی دست&amp;zwnj;های خالی مردم اسلحه کشیدند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش سوم کتاب اما پاسخی است بر تمام آن&amp;zwnj;چه اتفاق افتاده؛ پاسخی از جنس اعتراض، از سوی شاعران و نویسندگان ایرانی. نام&amp;zwnj;های بسیاری در این کتاب به چشم می&amp;zwnj;خورد؛ از جمله رضا براهنی، یدالله رویایی، شمس لنگرودی، فریاد شیری، هومن عزیزی، حافظ موسوی، مهرداد عارفانی، مریم هوله، پگاه احمدی، سیدعلی صالحی، سیمین بهبهانی، علی&amp;zwnj;شاه مولوی، ایرج جنتی عطایی و بسیاری دیگر. ناما درباره&amp;zwnj;ی بخش سوم این کتاب می&amp;zwnj;گوید: &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پاسخ به اعتراض فقط شعر نیست. نوشته هست، دستنوشته هست، دل&amp;zwnj;نوشته هست، داستان هست، ترانه هست و حتی نقدهای مخالفت با جنبش سبز هست، ولی به گونه&amp;zwnj;ای اعتراضی&amp;zwnj;اند. ایران ما شعارهای اعتراضی زیادی دارد. یعنی بیشتر بچه&amp;zwnj;هایی که من با آنها ارتباط دارم و دوستان من هستند، می&amp;zwnj;بینم که واقعاً اول اعتراضی می&amp;zwnj;نویسند، بعد عاشقانه می&amp;zwnj;نویسند. یعنی اول به سمت اعتراض پیش می&amp;zwnj;روند و بعد تاثیراتی که از جامعه می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ایران اینجوری شده است که اگر صبح از خانه&amp;zwnj;ات دربیایی، بالاخره یکی پیدا می&amp;zwnj;شود که حالت را بگیرد. وقتی یکی پیدا شود تا حال فردی را و در اینجا شاعر را بگیرد، همان کافی است تا شعر او را به عنوان یک فرد معترض، سبک و سیاقی اعتراضی بدهد. من معتقدم که اعتراض به هر چیزی که از جنس دیکتاتوری تبدیل به خودکامگی باشد، در این شعرها و در این ترانه&amp;zwnj;ها و در این نوشته&amp;zwnj;ها هست.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نام کتاب هم شکل گرفته از ترکیبی متضاد است: &amp;quot;سلول انفرادی و تجمع&amp;quot;. از ناما می&amp;zwnj;پرسم: چرا تجمع در سلول انفرادی و نه در خیابان؟&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک نفر می&amp;zwnj;تواند در سلول انفرادی تجمع کند. یعنی چه؟ یعنی وقتی یک نفر آنجا زندانی می&amp;zwnj;شود و به سلول انفرادی کشیده می&amp;zwnj;شود، هزاران هزار فکر دیگر برایش به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آید. این فکرها و اندیشه&amp;zwnj;ها یک تجمع می&amp;zwnj;شوند. یعنی اگر ما این فرد را کنار بگیریم و به این فکرها نگاه کنیم، تجمعی می&amp;zwnj;شود از آدم&amp;zwnj;هایی که دور او شکل گرفته&amp;zwnj;اند و شده&amp;zwnj;اند ذهنیت او و شده&amp;zwnj;اند نوعی تجمع در سلول انفرادی.&lt;br /&gt;
اما ادبیات معترض چه تاثیری می&amp;zwnj;تواند در فرهنگ یک جامعه داشته باشد؟ ناما جعفری در پاسخ به این پرسش می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی هر شاعری، خشونت و نابرابری اجتماعی را در کشورش می&amp;zwnj;بیند و آن را به زبان شعر در می&amp;zwnj;آورد، شعرش حکایت&amp;zwnj;گر تبلور خشونت در جامعه و مرگ ارزش&amp;zwnj;هاست. حکایت درد و واژه&amp;zwnj;های دردمند است. وقتی که ما این را می&amp;zwnj;بینیم و شعری فاجعه را با زبان روشن فریاد می&amp;zwnj;زند، وقتی این شعرها روی صفحه می&amp;zwnj;آیند، این صفحه باید کاری کند که خواننده&amp;zwnj;ی دردمند با گذر از هر سطر آن خود را، کشور خود را، مردم خود را، رنج تاریخ خود را، تعصب حاکم بر خود را و ستمی که بر او و امثال او رفته است را احساس کند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;267&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/naamaashokofe.jpg&quot; /&gt;ناما جعفری: معتقدم که اعتراض به هر چیزی که از جنس دیکتاتوری تبدیل به خودکامگی باشد، در این شعرها و در این ترانه&amp;zwnj;ها و در این نوشته&amp;zwnj;ها هست.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم موفقیت یک اثر هنری در آن است که مخاطبش را متاثر کند. اگر غیر از این باشد، فکر می&amp;zwnj;کنم یک اثر ناموفق است و تمام. بازهم این را می&amp;zwnj;گویم: تمام شاعرانی که به&amp;zwnj;عنوان مدنی و شاعران اعتراضی در این راه کار کرده&amp;zwnj;اند، شاعرانی هستند که اعتراضی دارند که پختگی در مسائل اجتماعی است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تلاش ناما و دوستانش برای جمع&amp;zwnj;آوری این کتاب، تلاشی متفاوت از نوع نسل خودش است. فیس&amp;zwnj;بوک، تویتر، مسنجر&amp;zwnj;های یاهو و گوگل و حتی مای اسپیس، ابزار کار آنها بوده&amp;zwnj;اند. ناما در انتشار این کتاب تنها نبوده است. روندی که انتشار این کتاب طی کرده، به قول خود ناما، فیلمنامه&amp;zwnj;ای دردناک است که می&amp;zwnj;تواند یک فیلم معترض را بسازد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناما می&amp;zwnj;گوید: &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این کتاب را ما خودمان در زیرزمین&amp;zwnj;های ایران بیرون آوردیم. این شاید یک جور فیلم باشد. یعنی می&amp;zwnj;تواند فیلم&amp;zwnj;نامه شود و یک نوع فیلم اعتراضی باشد برای این که نشان دهد یک کتاب در ایران برای اینکه نخواهد مجوز بگیرد و به صورت زیرزمینی در بیاید، چه مسیری را باید طی کند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این کتاب را من خیلی جاها بردم. گفتند که ما نمی&amp;zwnj;توانیم روی آن کار کنیم. بعد من روی آن زدم مثلاً نقش لیتوی بن آلمان. در صورتی که این نشر فقط از زیرزمین&amp;zwnj;های ایران بیرون آمده است. در این کتاب خیلی از بچه&amp;zwnj;ها به من کمک کردند. من در فیس&amp;zwnj;بوک نوشتم، این&amp;zwnj;جا هم می&amp;zwnj;گویم، من اول از همه باید از فریاد شیری تشکر کنم که در جمع&amp;zwnj;آوری این کتاب به من کمک کرد و لینک آثار دوستانی را که من نمی&amp;zwnj;شناختم&amp;zwnj; برایم فرستاد و کار چاپ و تهیه&amp;zwnj;ی این کتاب را به&amp;zwnj;عهده گرفت.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من باید از علی سطوتی تشکر کنم، به&amp;zwnj;خاطر این&amp;zwnj;که ما چندتا اسم انتخاب کرده بودیم که علی بیش از پیش&amp;zwnj; مرا به این نتیجه رساند که نام این کتاب را انتخاب کنیم. از فرهاد اکبرزاده باید تشکر کنم، به&amp;zwnj;خاطر مراهی با من در انتخاب این شعرها.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پایان یکی از شعرهای چاپ&amp;zwnj; شده&amp;zwnj; در این کتاب را که سروده&amp;zwnj;ی محمد شمس لنگرودی است بخوانید:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دخترم&lt;br /&gt;
سنت&amp;zwnj;شان بود&lt;br /&gt;
زنده&amp;zwnj; به گورت کنند&lt;br /&gt;
تو کشته شدی&lt;br /&gt;
ملتی زنده به گور می&amp;zwnj;شود&lt;br /&gt;
ببین که چه آرام سربربالش می&amp;zwnj;گذارد&lt;br /&gt;
او که پول مرگ تو را گرفته&lt;br /&gt;
شام حلال می&amp;zwnj;خورد&lt;br /&gt;
تو فقط ایستاده بودی و خوشدلانه نگاه می&amp;zwnj;کردی که به خانه&amp;zwnj;ات برگردی&lt;br /&gt;
اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم&lt;br /&gt;
و خیل خیال&amp;zwnj;های خوش آینده بر در و دیوارش پرپر می&amp;zwnj;زند&lt;br /&gt;
تو مثل مرغ حلالی&lt;br /&gt;
به دام افتادی&lt;br /&gt;
مرغی حیران که مضطربانه چهره&amp;zwnj;ی صیادش را جستجو می&amp;zwnj;کند &lt;br /&gt;
تو به دام افتادی&lt;br /&gt;
همچون خوشه&amp;zwnj;ی انگوری که لگدکوب شد و بدل به شراب حرام می&amp;zwnj;شود&lt;br /&gt;
کیانند اینان&lt;br /&gt;
تنها بر پنجره&amp;zwnj;ها، بام&amp;zwnj;ها&lt;br /&gt;
کیانند اینان در تاریکی که با صدای پرنده&amp;zwnj;ی خانگی پارس می&amp;zwnj;کنند&lt;br /&gt;
کشتندت دخترم&lt;br /&gt;
کشتندت &lt;br /&gt;
تا یک تن کم شود&lt;br /&gt;
اما تو چگونه این همه تکثیر می&amp;zwnj;شوی&lt;br /&gt;
آه ندای عزیز من &lt;br /&gt;
گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود&lt;br /&gt;
باز شد&lt;br /&gt;
گسترده شد&lt;br /&gt;
و نقشه&amp;zwnj;ی ایران را در ترنم گلبرگ&amp;zwnj;هایش فرو پوشانید&lt;br /&gt;
و اینانی که ندا داده&amp;zwnj;اند &lt;br /&gt;
بلبلانند &lt;br /&gt;
میلیون&amp;zwnj;ها تن که گرد گلی نشسته &lt;br /&gt;
و نام تو را می&amp;zwnj;خوانند &lt;br /&gt;
یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می&amp;zwnj;خوانند، نشنوی؟ &lt;br /&gt;
یعنی پنجره&amp;zwnj;ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی؟&lt;br /&gt;
ببین که چه آرام سر بر بالشت می&amp;zwnj;گذارد &lt;br /&gt;
او که صید حلال می&amp;zwnj;خورد&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/02/25/11346#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-42">25 بهمن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9898">ادبیات و اعتراض</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9899">بازداشت ناما جعفری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9182">بحران و تحریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9897">شعر معترض</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9896">شکوفه منتظری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9895">ناما جعفری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Fri, 24 Feb 2012 23:25:13 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">11346 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>