<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9339/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>اومانیسم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9339/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>پارادیم دارالفنون</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23775</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23775&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امید مهرداد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;301&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/2829570905_8f5e9e5a4b.jpg?1359010592&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امید مهرداد ـ اگر بپذیریم که دولت&amp;zwnj;های ایران، دست کم از زمان پهلوی اول تاکنون درگیر پروژه&amp;zwnj;ای به نام توسعه بوده&amp;zwnj;اند، می&amp;zwnj;توانیم بگوییم آموزش همواره یکی از ستون&amp;zwnj;های اصلی این پروژه بوده است. نظام آموزشی قرار بوده است نهادی باشد در خدمت برپایی جامعه&amp;zwnj;ای جدید.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;الگوی توسعه در حکومت پهلوی و حکومت اسلامی، بی&amp;zwnj;شک تفاوت&amp;zwnj;هایی با یکدیگر دارند، اما می&amp;zwnj;توانیم اساسی مشابه در آن دو پیدا کنیم: ساختن جامعه&amp;zwnj;ای جدید بر پایه تکنیک مدرن. حکومت پهلوی البته این تکنیک را با ملی&amp;zwnj;گرایی آمیخت و حکومت اسلامی می&amp;zwnj;کوشد الگوی نوسازی اسلامی پیشنهاد دهد. در هر دو حکومت نظام آموزشی ابزاری&amp;nbsp; مهم برای تربیت نسل&amp;zwnj;های جدید بر طبق الگوی مورد نظر توسعه از دیدگاه آنهاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توسعه در ایران معمولا به توسعه تکنیکی فروکاسته شده است بنابراین نظام آموزشی نیز تا حدود زیادی باید خود را با الزامات این الگو از توسعه تطبیق دهد. یکی از پیامد&amp;zwnj;های این واقعه به حاشیه رفتن آموزش فرهنگ و هنر در مدارس بوده است. هدف اصلی نظام آموزشی تربیت متخصصانی بوده است که بتوانند مهارت&amp;zwnj;هایشان را در جامعه&amp;zwnj;ای تکنیکی عرضه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید بتوانیم بگوییم هنر از مهمترین قربانیان این تکنیک&amp;zwnj;زدگی نظام آموزشی است. در مدارس ایران آموزش هنر معمولا جایگاهی بسیار حاشیه&amp;zwnj;ای دارد. گاه بعضی از کارشناسان آموزش یا هنر در این زمینه تذکر می&amp;zwnj;دهند، اما معمولاً این انتقادات زودگذر به زودی فراموش می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یکی از تازه&amp;zwnj;ترین اظهارنظرها در این مورد علی&amp;zwnj;اکبر جهانگرد، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد شیراز در گفت&amp;zwnj;وگو با &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://isna.ir/fa/news/91101911155/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF&quot;&gt;خبرگزاری ایسنا&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; با اشاره به جدی گرفته نشدن آموزش هنر در مدارس گفت: &amp;laquo;دستگاه&amp;zwnj;های دولتی وظایف خود را در جهت ارتقای آگاهی عمومی و افزایش سطح درک مردم از آثار هنری به خوبی انجام نمی&amp;zwnj;دهند.&amp;raquo; وی در ادامه افزود: &amp;laquo;معمولاً مربیان و معلمان هنر در مدارس تخصصی در رشته&amp;zwnj;های خطاطی و نقاشی ندارند و کلاس&amp;zwnj;های هنر ساده انگارانه برگزار می شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با همه این بحث&amp;zwnj;ها و انتقادات، آموزش هنر در مدارس چیزی تفننی و تجملاتی به شمار می&amp;zwnj;آید. این مشکل نه در این دولت و آن دولت بلکه به ساختار نظام آموزشی مدرن در ایران برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آموزش برای فرهنگ، آموزش برای بازار&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/raphael_school_of_athens.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 133px; float: right;&quot; /&gt;ریشه ایده آموزش مدرن در اروپا به اومانیست&amp;zwnj;ها برمی&amp;zwnj;گردد. آنها در دوران رنسانس و پس از آن عمدتاً برای مخالفت با آموزش اسکولاستیک قرون وسطایی که بر دگم&amp;zwnj;های مذهبی کلیسا مبتنی بود، کوشیدند نوع جدیدی از آموزش را پیشنهاد دهند که بر تربیت کودکان بر طبق آرمان&amp;zwnj;های اومانیستی مبتنی بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ریشه ایده آموزش مدرن در اروپا به اومانیست&amp;zwnj;ها برمی&amp;zwnj;گردد. آنها در دوران رنسانس و پس از آن عمدتاً برای مخالفت با آموزش اسکولاستیک قرون وسطایی که بر دگم&amp;zwnj;های مذهبی کلیسا مبتنی بود، کوشیدند نوع جدیدی از آموزش را پیشنهاد دهند که بر تربیت کودکان بر طبق آرمان&amp;zwnj;های اومانیستی مبتنی بود. هدف نهایی آموزش در نظر آنها تربیت افرادی بود که ذهنی لیبرال و انتقادی داشته باشند. برای این منظور آموزش هنر و به خصوص ادبیات به کودکان برای اومانیست&amp;zwnj;ها جایگاهی اساسی داشت. آنها می&amp;zwnj;پنداشتند کودکان با آموزش ادبی و هنری خواهند توانست ذهنی پرسشگر و انتقادی پیدا کنند. ایده چنین آموزشی کم و بیش ریشه در فرهنگ یونانی و رمی داشت، اما اومانیست&amp;zwnj;ها به شیوه خود بسیاری از نگرش&amp;zwnj;های آموزشی باستانی را زنده کردند و در برابر کلیسا قرار دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دوران روشنگری نیز ایده&amp;zwnj;های آموزشی در مرکز فکر روشنگری قرار داشت. ایده&amp;zwnj;آل روشنگران از انسان فردی خردمند بود که می&amp;zwnj;تواند به عنوان شهروندی آزاد در حیات سیاسی و اجتماعی جامعه&amp;zwnj;اش شرکت کند. در نظر آنان میانجی&amp;zwnj;ای که به واسطه آن فرد می&amp;zwnj;تواند خردمند شود، آموزش است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تقریباً می&amp;zwnj;توان گفت یکی از ستون&amp;zwnj;های اساسی این نگرش به آموزش، هنر و ادبیات بود. چرا که فرد به واسطه هنر و ادبیات می&amp;zwnj;تواند درکی انتقادی نسبت به جهان پیدا کند و همچنین آموزش هنر حساسیت زیبایی&amp;zwnj;شناسانه را در کودکان پرورش می&amp;zwnj;دهد که این خود یکی از آرمان&amp;zwnj;های مهم روشنگران بود. چرا که حساسیت زیبایی&amp;zwnj;شناسانه یکی از وجوه خردی بود که روشنگری از آن دفاع می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک کلام می&amp;zwnj;توان گفت برای اومانیست&amp;zwnj;ها و روشنگران هدف نهایی آموزش فرهیختن کودکان و آماده ساختن آنان برای زندگی در جامعه دموکراتیک و &amp;laquo;فرهنگ&amp;raquo; عنصر اصلی آموزش برای آنها بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در قرن بیستم و به خصوص در سال&amp;zwnj;های پس از جنگ دوم جهانی به تدریج ایده&amp;zwnj;های قدیمی اومانیست&amp;zwnj;ها و روشنگران درباره آموزش عقب&amp;zwnj;نشینی کرد. از دهه هشتاد میلادی به بعد به واسطه رشد سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی سرمایه&amp;zwnj;سالار، تحولی جدی در نظام&amp;zwnj;های آموزشی به وجود آمد و نگرشی تکنیکی بر آموزش حاکم شد. هدف دیگر نه فرهیختن دانش&amp;zwnj;آموزان، بلکه آماده&amp;zwnj;سازی آنان برای کاربرد تکنیک مدرن در معنای کلی کلمه بود. رشته&amp;zwnj;های مهندسی به تدریج جایگاه مهمی پیدا کردند و از سوی دیگر رشته&amp;zwnj;های علوم&amp;zwnj;انسانی و هنر بیش از پیش به حاشیه رفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مجموع می&amp;zwnj;توان گفت نظام آموزشی در چند دهه اخیر بیشتر تابع نیازی&amp;zwnj;های بازار کار شده است، هدف آموزش یافتن شغلی مناسب است. برای دولت نیز آموزش معنایی اقتصادی دارد: مهم این است که آموزشی که به کودکان داده می&amp;zwnj;شود در نهایت&amp;nbsp; باز&amp;zwnj;دهی اقتصادی برای دولت داشته باشد. یکی از دلایل کاهش شدید بودجه برخی از رشته&amp;zwnj;های نظری در علوم&amp;zwnj;انسانی همین فرایند اقتصادی شدن آموزش است. تنها رشته&amp;zwnj;هایی در علوم&amp;zwnj;انسانی می&amp;zwnj;توانند همچنان بودجه&amp;zwnj;های مناسبی به خود اختصاص دهند که بتوانند به لحاظ اقتصادی ضرورت وجود خود را برای دولت توجیه کنند. مانند اقتصاد یا گونه&amp;zwnj;هایی از جامعه&amp;zwnj;شناسی که در خدمت تحقیقات دولتی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/technology.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 133px; float: right;&quot; /&gt;در قرن بیستم و به خصوص در سال&amp;zwnj;های پس از جنگ دوم جهانی به تدریج ایده&amp;zwnj;های قدیمی اومانیست&amp;zwnj;ها و روشنگران درباره آموزش عقب&amp;zwnj;نشینی کرد. از دهه هشتاد میلادی به بعد به رشد سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی سرمایه&amp;zwnj;سالار تحولی جدی در نظام&amp;zwnj;های آموزشی به وجود آمد و نگرشی تکنیکی بر آموزش حاکم شد. هدف دیگر نه فرهیختن دانش&amp;zwnj;آموزان بلکه آماده&amp;zwnj;سازی آنان برای کاربرد تکنیک مدرن در معنای کلی کلمه بود.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این فرایند تاثیر خود را بر آموزش پیش&amp;zwnj;دانشگاهی نیز گذاشته است. آموزش پیش&amp;zwnj;دانشگاهی نیز روز به روز مجبور است خود را بر اساس شرایط آموزش دانشگاهی تنظیم کند که پیامد آن عقب&amp;zwnj;نشینی فرهنگ و سلطه نگرش تکنیکی ـ اقتصادی به آموزش است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته نباید تصور کرد که آموزش برای بازار کاملاً بر ایده&amp;zwnj;های اومانیستی آموزش غلبه کرده است. هنوز کانون&amp;zwnj;های مقاومت وجود دارد و نیروهای سیاسی و اجتماعی بر ضد این اقتصادی&amp;zwnj;سازی آموزش می&amp;zwnj;جنگند. در مقایسه&amp;zwnj;ای تاریخی اما می&amp;zwnj;توانیم بگوییم در نیمه دوم قرن بیستم شاهد تحولی اساسی در کارکرد نظام آموزشی در کشورهای غربی هستیم. پیروزی نهایی قواعد بازار بر نظام آموزشی پیامدهای بسیار مخربی خواهد داشت که یکی از آنها به حاشیه رفتن هنر و آموزش هنر در مدارس است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پاردایم دارالفنون و نظام آموزشی ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وضعیت نظام آموزشی در ایران همواره به مراتب بدتر از غرب بوده و هست. به یک معنا می&amp;zwnj;توانیم بگوییم اساساً نظام آموزشی مدرن در ایران از همان ابتدا &amp;laquo;آموزش برای دولت&amp;raquo; (و با گسترش سرمایه&amp;zwnj;داری برای بازار) بوده است. دارالفنون که اولین موسسه آموزشی مدرن در ایران است نمونه کامل این نوع نگرش آموزشی تکینک&amp;zwnj;محور است: این موسسه به دستور امیرکبیر برای آموزش علوم غربی و به خصوص فنون نظامی ساخته شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مواجهه ایرانیان با غرب همواره با آگاهی از نوعی خلاء و کمبود همراه بوده است: ما عقب افتاده&amp;zwnj;ایم و باید عقب&amp;zwnj;افتادگی خود را جبران کنیم، اما این عقب&amp;zwnj;افتادگی همواره به عنوان ضعف تکنیکی تفسیر شده است. آموزش مدرن چاره این عقب&amp;zwnj;افتادگی بوده است: مدارس و دانشگا&amp;zwnj;های مدرن باید متخصصانی تربیت کنند تا بتوانند ما را به تکنیک مدرن مجهز کنند. این نگرش تکنیک&amp;zwnj;محور به آموزش را می&amp;zwnj;توانیم پارادایم دار&amp;zwnj;الفنون بخوانیم چرا که در طول کمتر از یک قرن، آموزش مدرن در ایران روح حاکم بر آن چندان از اهداف اولیه تاسیس دارالفنون فراتر نرفته است: دستیابی به تکنیک مدرن.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایده&amp;zwnj;های اومانیستی درباره آموزش هیچگاه در ایران جدی گرفته نشد و نظام آموزشی مدرن ایران از همان ابتدا در جهت عکس تصور اومانیست&amp;zwnj;ها حرکت کرد. بنابراین چندان جای تعجب ندارد که در چنین نظامی، آموزش هنر ـ چه قبل و چه بعد از انقلاب ـ جایگاهی نداشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عصر مدرن که فرد مدام با تخریب دستگاه&amp;zwnj;های معنابخشی سنتی ـ مانند دین ـ مواجه است هنر می&amp;zwnj;تواند به فرد درکی معنادار از زندگی ببخشد. علاوه بر آن همانطور که روشنگران می&amp;zwnj;پنداشتند، گسترش درک زیبایی&amp;zwnj;شناسانه افراد یکی از وجوه خردمندی است. پیامد محروم&amp;zwnj;سازی فرد از هنر در واقع محروم ساختن او از زندگی معنامند و خردمندانه است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23775#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18647">امید مهرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9339">اومانیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18320">توسعه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18645">تکنیک‌زدگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18646">دارالفنون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-46">روشنگری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6644">نظام آموزشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6865">هنر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sat, 19 Jan 2013 11:17:07 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23775 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>رهایی از الهیات</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/09/22436</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/09/22436&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    عناصر اصلی روشنگری (۲)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین قضایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;1124&quot; height=&quot;978&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/folterung2.jpg?1355766814&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امین قضایی - در بخش نخست به این نتیجه دست یافتیم که روش&amp;zwnj;شناسی بر شناخت مقدم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فلسفه&amp;zwnj;ی مدرن بر این حکم استوار گشت که بدون روش صحیح برای شناخت، پیشرفتی در شناخت صورت نخواهد گرفت. هم&amp;zwnj;چنین علم در صورتی گامی به پیش خواهد گذارد که در خدمت هدفی به جز یافتن حقیقت (یعنی یافتن روابط ضروری میان چیزها) یا سعادت نباشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در قرن هفدهم، زمانی که عصر خرد آغاز شد، فلسفه چیزی جز خادم الهیات نبود. اگر هدف شناخت نه حقیقت بلکه توجیه باورهای مذهبی باشد، دیگر نمی&amp;zwnj;توان از روشنگری سخن گفت. همچنین علم اخلاق نمی&amp;zwnj;بایست در خدمت توجیه اهداف قوانین شریعت باشد و یا هنر برای نمایش عظمت و شکوه خدا و کلیسا یا نمایش رنج مسیح و دیگر موضوعات مذهبی به کار رود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان&amp;zwnj;طور که پیش&amp;zwnj;تر گفتیم، اومانیسم در قرن شانزدهم بدون نقد ایجابی و طرح یک آلترناتیو برای آغاز دوباره&amp;zwnj;ی فلسفه، منطق ارسطو را کنار گذارد. به همین ترتیب، نهضت اصلاحات نیز در این قرن برای نفی اقتدار کلیسا، اراده&amp;zwnj;ی آزاد را (البته باز هم بدون اتکا به خرد ) نفی کرد. مارتین لوتر در نفی اراده&amp;zwnj;ی آزاد می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;خدا همه چیز را پیش بینی کرده و آنرا مطابق اراده&amp;zwnj;ی تغییر ناپذیر، ابدی و لغزش ناپذیرش انجام می&amp;zwnj;دهد. این آذرخش اراده&amp;zwnj;ی الهی، اراده&amp;zwnj;ی آزاد انسان را نیست و نابود می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بدین ترتیب اگر انسان اراده&amp;zwnj;ی آزادی در این جهان ندارد، پس مسئولیتی هم ندارد و بنابراین ما برای انجام عبادت مذهبی (مانند اجرای مراسم مذهبی کلیسای کاتولیک) به این جهان نیامده&amp;zwnj;ایم؛ بلکه باید با ایمان به خدا منتظر رستگاری باشیم. انسان ذاتا به سبب هبوط آدم موجودی گناهکار است و تنها ایمان به مسیح در روز رستاخیر او را نجات خواهد داد. مطمئنا این عقیده تدبیری بود برای خلاصی از شریعت کلیسا.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر مسیحیت توسط پروتستانیسم از دست کلیسا خلاص شده بود و حتی در مناطق کاتولیک&amp;zwnj;نشین از اقتدار پاپ کاسته شده بود، اکنون نوبت آن بود که در دوره&amp;zwnj;ی روشنگری، فلسفه از چنگ الهیات مسیحی آزاد شود.&lt;strong&gt; برای رسیدن به این هدف تئیسم (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;theism&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;) یا خداباوری مسیحی به دئیسم (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;deism&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;) و پانتئیسم (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;pantheism&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;) تغییر یافت.&lt;/strong&gt; این دو پلی بودند به&amp;zwnj;سوی آتئیسم (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;atheism&lt;/span&gt;) یا بی&amp;zwnj;خدایی. البته تنها بعد از ارائه&amp;zwnj;ی نظریه&amp;zwnj;ی تکامل داروین بود که بی&amp;zwnj;خدایی توانست شکل آشکاری به خود بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پیش&amp;zwnj;تر در فلسفه&amp;zwnj;ی قرون وسطا سه برهان نظم، علیت و هستی&amp;zwnj;شناختی برای اثبات وجود خدا مطرح شده بود. برخی از فیلسوفان در عصر خرد، با تغییر برهان نظم، تئیسم را به دئیسم تغییر دادند و با تغییر و دگردیسی برهان علیت، از تئیسم پان تئیسم سربرآورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱&lt;strong&gt;. دئیسم &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دئیسم مانند برهان نظم، می&amp;zwnj;پذیرد که ساز و کار جهان آفریننده&amp;zwnj;ای دارد اما این آفریننده در اداره&amp;zwnj;ی جهان دخل و تصرفی نمی&amp;zwnj;کند بلکه جهان مطابق قوانین فیزیکی خود نظم و ترتیب یافته است. ولتر جهان را به ساعتی تشبیه می&amp;zwnj;کند که ساعت ساز بزرگ یعنی خدا آنرا یکبار ساخته و همانطور که ساعت بعد از ساخت به خودی خود کار می&amp;zwnj;کند، جهان نیز بعد از آفرینش مطابق قوانین طبیعی حرکت می&amp;zwnj;کند. بنابراین اگر کسی دئیسم را بپذیرد دیگر جایگاهی برای معجزات (دخالت خدا در قوانین طبیعی) و مذهب و تعالیم دینی باقی نمی&amp;zwnj;ماند. برای مثال دعا هیچ&amp;zwnj;گاه نمی&amp;zwnj;تواند تغییری در قوانین حرکت اشیا بدهد. به این ترتیب دئیسم تلاشی است برای حفظ خدا و آشتی&amp;zwnj;جویی آن با قوانین مکانیکی که نیوتون آن را تشریح کرده است. ولتر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;تعالیم مذهبی خدا را به کودکان معرفی می&amp;zwnj;کنند درحالیکه نیوتون آنرا برای انسان&amp;zwnj;های خردمند اثبات می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۲. پان&amp;zwnj;تئیسم &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پان&amp;zwnj;تئیسم نیز راه&amp;zwnj;کار دیگری بود برای کنار گذاردن خدای مذهبی که با ویژگی&amp;zwnj;های انسانی به تصویر کشیده می&amp;zwnj;شود و در عوض معرفی او به عنوان یک ذات وحدت بخش در پشت طبیعت. پان&amp;zwnj;تئیسم با اتکا به برهان علیت، وجود علت&amp;zwnj;العلل یا واجب&amp;zwnj;الوجود را می&amp;zwnj;پذیرد و حتی مانند تئیسم برای آن الوهیت (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;dignity&lt;/span&gt;) نیز قائل می&amp;zwnj;شود. اما پان&amp;zwnj;تئیسم خدا یا علت&amp;zwnj;العلل را چیزی ورای طبیعت و جدا از آن نمی&amp;zwnj;داند. خدا همه چیز است و همه چیز خداست. تمامی اجسام در این جهان جزئی از وجود خدا هستند. به این ترتیب خدا دیگر موجودی جدا و ماورای جهان نیست که آنرا مطابق یک اراده&amp;zwnj;ی انسانی آفریده باشد یعنی موجودی استعلایی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;transcendent&lt;/span&gt;) نیست بلکه در همه جا حاضر است (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;immanent&lt;/span&gt;) است. به بیان دیگر در پان&amp;zwnj;تئیسم به کلیت وحدت&amp;zwnj;بخش کثرت&amp;zwnj;ها خدا گفته می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین پان&amp;zwnj;تئیسم شخصیت شبه&amp;zwnj;انسانی خدا در مذاهب را از بین می&amp;zwnj;برد و آنرا به علت اصلی و یگانه ذات ِ کثرت جهان تبدیل می&amp;zwnj;کند. پس طبیعت مطابق قوانین ضروری اداره می&amp;zwnj;شود و نه اراده و مشیت الهی. خدا تنها ذات و علت وجودی طبیعت را فراهم می&amp;zwnj;آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصطلاح پان&amp;zwnj;تئیسم را اولین بار جان تولاند در ۱۷۲۰ به کار برد و مطابق تعریف فوق از آن، فیلسوفان طبیعی پیش از سقراط را نیز می&amp;zwnj;توان پان&amp;zwnj;تئیست دانست. اما اگر سخن از پان&amp;zwnj;تئیسمی است که راه برای جدا کردن فلسفه از الهیات گشود، می&amp;zwnj;بایست به فلسفه&amp;zwnj;ی اسپینوزا اشاره کنیم. اگرچه فیلسوفان بعد از اسپینوزا به مانند او آشکارا پان&amp;zwnj;تئیست نبودند اما متاثر از وی، از این پس خدا را بیشتر به عنوان یک ذات متجسم معرفی می&amp;zwnj;کردند تا خدای متشخص مذهبی.[&lt;a href=&quot;#_edn1&quot; name=&quot;_ednref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[i]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;] هگل نیز روح را نیازمند تجسم در طبیعت می&amp;zwnj;داند، خدا بدون تجسم تنها یک ایده&amp;zwnj;ی توخالی باقی می&amp;zwnj;ماند. فویرباخ در کتاب &amp;quot;اصول فلسفه&amp;zwnj;ی آینده&amp;quot; در توضیح جایگاه پان&amp;zwnj;تئیسم در تکامل فکری انسانی به سوی آتئیسم می&amp;zwnj;نویسد: :&amp;laquo;آنچه تئیسم را از پان تئیسم متمایز می&amp;zwnj;سازد صرفا عرضه و بازنمایی خیالی خدا به عنوان موجودی دارای شخصیت است...تمامی مفاهیم خداشناسی اگر جدی گرفته شده و فهم شوند ضرروتا بایستی به پان تئیسم منجر شوند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین دو گام بزرگ برای جدا کردن فلسفه از الهیات برداشته شد : نخست دئیسم دخالت خدا در طبیعت را انکار می&amp;zwnj;کند و دوم پان&amp;zwnj;تئیسم شخصیت انسانی خدا را رد می&amp;zwnj;کند. خدایی که دخالتی در جهان نمی&amp;zwnj;کند و یا شخصیت انسانی ماورای طبیعت ندارد، دیگر به هیچ عنوان نمی&amp;zwnj;تواند خداوند ِ مذاهب یهودیت، مسیحیت یا اسلام باشد. بنابراین پان&amp;zwnj;تئیسم و دئیسم پلی بودند برای گذر از الهیات یا فلسفه&amp;zwnj;ی بی&amp;zwnj;خدایی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;موانع فلسفی دیگر برای الهیات &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تضاد علم غیب خدا و اراده&amp;zwnj;ی آزاد انسان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از بزرگ&amp;zwnj;ترین مباحث الهیات از قرون وسطا، تضادی است که میان علم مطلق خدا (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;omniscience&lt;/span&gt;) و اراده&amp;zwnj;ی آزاد انسان وجود دارد. اگر خدا دانای مطلق است پس از آینده خبر دارد و اعمال و رفتار انسان&amp;zwnj;ها را از پیش می&amp;zwnj;داند و اگر اعمال انسان مطابق خواست الهی از پیش مقدر شده است، پس او در واقع اراده&amp;zwnj;ی آزادی ندارد و مسئولیتی در قبال اعمالش نمی&amp;zwnj;تواند داشته باشد. به این ترتیب خدا نمی&amp;zwnj;تواند او را برای اعمالی که از پیش مقدر شده است بازخواست کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این بحث اسکولاستیکی لاینحل باقی ماند و هیچ پاسخی حتی از سوی آکوئیناس، اسکوتوس و اوکام نیز قانع کننده به نظر نمی&amp;zwnj;رسید. می&amp;zwnj;توان گفت که لوتر نیز با اتکا به همین چالش توانست اراده&amp;zwnj;ی آزاد انسان را نفی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله&amp;zwnj; شر&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله&amp;zwnj; شر را نخستین بار اپیکور، فیلسوف یونانی (۳۴۱ &amp;ndash; ۲۷۱ پ.م.) مطرح کرد. مسلما در جهان شرارت&amp;zwnj;هایی وجود دارد که نمی&amp;zwnj;توان آنرا به اعمال انسان نسبت داد مانند بیماری و بلایای طبیعی. مسئله اینجاست که چرا خداوندی که نیک و عادل قلمداد می&amp;zwnj;شود، شرارت در جهان بوجود آورده است. اپیکور مسئله را به این صورت بیان می&amp;zwnj;کند که برای رفع شرارت بیش از چهار حالت برای خدا قابل تصور نیست :&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. خدا می&amp;zwnj;خواهد اما نمی&amp;zwnj;تواند : در این صورت این با تعریف خدا به عنوان قادر مطلق در تضاد است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. خدا می&amp;zwnj;تواند اما نمی&amp;zwnj;خواهد: پس خدا موجودی شرور است و باز هم با تعریف خدا در تضاد است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. خدا می&amp;zwnj;تواند و می&amp;zwnj;خواهد : اگر این طور است پس چرا شر در جهان وجود دارد؟ پس این حکم صحیح نیست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴. خدا نمی&amp;zwnj;خواهد و نمی&amp;zwnj;تواند: این چه خدایی می&amp;zwnj;تواند باشد که نه قادر است و نه نیک.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انواع و اقسام پاسخ به این مسئله داده شده است اما هیچ&amp;zwnj;کدام آنها قانع کننده نبوده است. برخی ادعا می&amp;zwnj;کنند که شر برای تنبیه گناهان انسان است اما به وضوح ما شاهد مجازات انسان&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;گناه بوده&amp;zwnj;ایم. آیا کودکانی که از بیماری&amp;zwnj;های مادرزاد در رنج هستند نیز گناهکار بودند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی دیگر شرارت را به شیطان نسبت می&amp;zwnj;دهند اما نکته اینجاست که شیطان را نیز خدا آفریده است و مسئولیت شرارت از خدا سلب نمی&amp;zwnj;شود. برخی شرارت را آزمون الهی قلمداد می&amp;zwnj;کنند که باز هم در مورد رنج کودکانی که هنوز توانایی احراز مسئولیت ندارند، چنین توجیهی نمی&amp;zwnj;تواند صحیح باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اگر از این پاسخ&amp;zwnj;های کودکانه بگذریم، یک پاسخ فلسفی از سوی اسپینوزا و لایبنیتس به مسئله&amp;zwnj; شر مطرح شده است که البته باز هم قابل توجیه نیست. آنها شر را به ناتوانی انسان در شناخت نسبت می&amp;zwnj;دهند. چیزی شر است که ما شناخت کافی از آن نداریم و اگر زنجیره&amp;zwnj;ی علت&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;دانستیم، می&amp;zwnj;فهمیدیم که وجود آن چیز شرور برای کل هستی ضروری بوده است. (البته صحیح است که شر مسئله&amp;zwnj;ی ذهنی است اما این صحیح نیست که شر همیشه ناشی از عدم شناخت ماست. بسیاری حتی با وجود شناخت صحیح براساس منافع خود شرارت را انتخاب می&amp;zwnj;کنند.) این راه حل می&amp;zwnj;تواند وجود برخی از شرارت&amp;zwnj;ها را توجیه کند، اما باز این سئوال در پاسخ به اسپینوزا مطرح می&amp;zwnj;شود که چرا خداوند از میان تمامی جهان&amp;zwnj;های ممکن، بهترین جهان را بدون کوچک&amp;zwnj;ترین عناصر شر بوجود نیاورده است. لایبنیتس برای حل این مشکل، این ادعای عجیب را مطرح می&amp;zwnj;کند که این جهان بهترین جهان ممکن است چرا که در غیر این صورت باز مسئله&amp;zwnj; شر مطرح خواهد شد. اما این ادعای لایبنیتس از سوی دیگر اعتراف می&amp;zwnj;کند که خدا قادر به آفرینش جهانی بهتر از این نبوده است. اگر این چنین است براستی همان بهتر بود که اصلا جهانی نمی&amp;zwnj;آفرید!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته نه تنها دئیسم و پان&amp;zwnj;تئیسم بلکه هم&amp;zwnj;چنین آنچه راه را برای فلسفه&amp;zwnj; بی&amp;zwnj;خدایی باز گشود، ابتدا نفی براهین خداشناسی بود. دیوید هیوم با استفاده از نظریه&amp;zwnj;ی تداعی ذهن توانست نشان دهد که ایجاد روابط علی میان چیزها نتیجه&amp;zwnj;ی تداعی ذهنی است و در واقع ما هیچ&amp;zwnj;گاه نمی&amp;zwnj;توانیم روابط علی ضروری میان چیزها را کشف کنیم. کانت نیز بر این گفته&amp;zwnj; هیوم صحه گذارد. اما در رابطه با برهان نظم که اصولا مردم عادی و نه فیلسوفان بیشتر به آن اتکا دارند، بزرگترین ضربه را نظریه&amp;zwnj;ی تکامل داروین وارد آورد. تا پیش از معرفی تکامل طبیعی به سختی قابل تصور بود که ارگانیسم پیچیده&amp;zwnj;ی انسان و دیگر جانوران، به خودی خود و بدون دخالت یک ذهن آفریننده به&amp;zwnj;وجود آمده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عنوان نتیجه&amp;zwnj;گیری، پان&amp;zwnj;تئیسم و دئیسم به ترتیب با تغییر و دگردیسی در برهان علیت و نظم، خداوند متشخص مذهبی و دخالت او توسط مذاهب را از وادی فلسفه کنار زدند. به لطف این دو، فلسفه اگرچه هنوز خود را درگیر مسائل تئولوژیکی می&amp;zwnj;کرد اما دیگر خادم مذهب نبود. رفته رفته تلاش برای توضیح معجزات و باورهای مذهبی توسط خرد کنار گذاشته شد و فیلسوفان آته&amp;zwnj;ئیست این جرات را یافتند تا نظریاتی آشکارا بی&amp;zwnj;خدا ارائه کنند. بی&amp;zwnj;خدایی یا آتئیسم امروزه دستاورد بزرگ بشریت است، برای آن تلاش&amp;zwnj;های بسیاری صورت گرفته و بسیاری جان خود را برای آن به خطر انداخته&amp;zwnj;اند. پس آتئیسم ضرورت هر روشنگری است و می&amp;zwnj;بایست برای حفظ آن مبارزه شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منابع &lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;The Ethics -Benedict de Spinoza (1677) -Translated from the Latin by R.H.M. Elwes, 1883&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Pantheism - Michael Levine- Stanford encyclopedia of Philosophy, 2011&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصول فلسفه&amp;zwnj;ی آینده- لودویگ فوئرباخ &amp;ndash; امین قضایی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;The rise of modern philosophy (volume3)&amp;ndash; Anthony Kenny &amp;ndash;oxford university press, 2006&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش پیشین:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عناصر اصلی روشنگری (۱): &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22253&quot;&gt;روشنگری: گفتار در روش&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;پانویس:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	
&lt;div id=&quot;edn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;[1] حتی ایده&amp;zwnj;ی پاسکال مبتنی بر شرط&amp;zwnj;بندی بر وجود خدا نیز به نوعی اعتراف به دئیسم یا پان&amp;zwnj;تئیسم است و نه پذیرش مذهب. پاسکال قبول داشت که عقل نه تنها از توضیح چیستی خدا که در اثبات وجود خدا نیز ناتوان است. اگر ما در این زندگی به خدا اعتقاد داشته باشیم و خدا وجود داشته باشد در آن جهان شادی فراوانی در زندگی ابدی از آن ما خواهد بود ولی اگر خدا وجود نداشته باشد چیزی از دست نخواهیم داد. بنابراین بهتر است روی وجود خدا شرط ببندیم. حتی با پذیرش این شبه استدلال، ما تنها به سوی دئیسم کشیده خواهیم شد چرا که اولا مذاهب مبتنی بر ایمان به خدا هستند و نه اعتقاد مشکوک به خدا. دوم این&amp;zwnj;که با این استدلال، فرد مذهبی خلع سلاح می&amp;zwnj;شود چرا که دیگر شرط&amp;zwnj;بندی روی خدای یسوعیِ پاسکال در مقابل این همه خدای ممکن مانند کالوینیست، خدای اسلام، خدا یهود و ...معقول نخواهد بود. البته اگر شانس بیاوریم و خدای واقعی از پیروان این ادیان متنفر نباشد!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تصویر&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انکیزیسیون (دستگاه ایمان&amp;zwnj;پرسی کلیسا)، شکنجه دگراندیشان&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/09/22436#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17700">آته‌ئیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17703">اسپینوزا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17704">الهیات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14458">امین قضایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9339">اومانیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-46">روشنگری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17702">لوتر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17701">کالوینیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6424">کلیسا</category>
 <pubDate>Sun, 09 Dec 2012 21:50:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22436 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>گمانه‌زنی‌های تازه درباره طرح معروف داوینچی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/02/01/10674</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/02/01/10674&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ناتالی والشوور (Natalie Wolchover)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احسان سنایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;293&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/vtrv-1.jpg?1328114738&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناتالی والشوور - &amp;quot;مرد ویتروویَن&amp;quot; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Vitruvian Man&lt;/span&gt;)، نام طرحی از یک مرد قالب&amp;zwnj;شده در یک دایره و یک مربع است که لئوناردو داوینچی آن را به پیروی از اعتقاد اومانیستی&amp;zwnj;اش مبنی بر وجود نوعی رابطه الهی مابین فرم بدن انسان و جهان هستی، ترسیم کرده است. این طرح به لطف زیبایی چشمگیر و قدرت نمادینش، از معروف&amp;zwnj;ترین طراحی&amp;zwnj;های جهان است، اما طبق یک پژوهش تازه، مرد ویترووین که قدمت ترسیم&amp;zwnj;اش به سال ۱۴۹۰ میلادی بازمی&amp;zwnj;گردد، احتمالاً نسخه&amp;zwnj;ای کپی&amp;zwnj;شده از نقاشی قدیمی&amp;zwnj;تر توسط دوست لئوناردو است.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طرحی دیگر از این مرد، آن&amp;zwnj;هم بر اساس نسبت&amp;zwnj;های الهی- که به رغم شباهت ظاهری&amp;zwnj;اش به مسیح، فرم و ترکیب مرد ویترووین لئوناردو را به ذهن بیننده متبادر می&amp;zwnj;کند- مدت&amp;zwnj;هاست که در میان نسخه&amp;zwnj;های خطی از یادرفته شهر فرارای ایتالیا پیدا شده است. هردوی این طرح&amp;zwnj;ها، برگرفته از نقل قولی مربوط به ۱۵۰۰ سال پیشتر، از ویترووینوس، معمار برجسته رومی است که در آن اظهار می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کند بدن انسان کاملاً درون یک مربع (که سمبل جهان ناسوت است) و یک دایره (یا سمبل جهان لاهوت) قالب می&amp;zwnj;شود. این، یک تعبیر هندسی از اعتقادی کهن است که می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;انسان، جهانی کوچک است&amp;quot;؛ مینیاتوری دربرگیرنده همه هستی. لئوناردو به همراه دیگر اندیشمندان معاصرش، این پنداشت مغرورانه را طی عهد رنسانس ایتالیا بازآفرینی کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کلودیو اسگاربی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Claudio Sgarbi&lt;/span&gt;) که یک مورخ معماری و اهل ایتالیاست، در سال ۱۹۸۶ میلادی موفق به کشف نسخه ناشناخته مرد ویترووین شد. او هم&amp;zwnj;اکنون معتقد است این نسخه، توسط جیاکومو آندره دو فرارا (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Giacomo Andrea de Ferrara&lt;/span&gt;)، معمار ایتالیایی عهد رنسانس، متخصص سبک ویترووینوس و از دوستان نزدیک لئوناردو داوینچی ترسیم شده است. از این گذشته وی مدعی است که هر چند این دو هنرمند احتمالاً از کارهای همدیگر خبر می&amp;zwnj;گرفته&amp;zwnj;اند، اما این آندره جیاکومو بوده که نخستین بار طرح مرد ویترووین را روی کاغذ پیاده کرده است. براساس اعلام مجله اسمیتسونی، قرار است اسگاربی مدارکش را تا پایان زمستان امسال، در قالب چندین رساله دانشگاهی ارائه دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شواهد اصلی از این قرارند: در دست&amp;zwnj;نوشته&amp;zwnj;های لئوناردو، او به &amp;quot;ویترووینوس جیاکومو آندره اشاره کرده که ظاهراً ارجاع مستقیمی به طرح پیدا شده در فراراست. ثانیاً در ماه ژوئیه ۱۴۹۰- یعنی همان سالی که هر دو هنرمند اقدام به طراحی مرد ویترووین خود کردند- لئوناردو شامی را مهمان جیاکومو آندره بوده است. متخصصین بر این باورند که وی اطلاعاتی راجع به ویترووینوس را حین ملاقات&amp;zwnj;شان، از جیاکومو آندره کسب کرده است و لذا هردوشان برداشتی مشابه از اظهارات ویترووینوس را به طرح درآورده&amp;zwnj;اند. با&amp;zwnj; این&amp;zwnj;همه، لئوناردو این کار را به بهترین نحو انجام داده، ولی طرح جیاکومو آندره پر از گرته&amp;zwnj;های اشتباه و اصلاحات فراوان است. اگرچنانچه لئوناردو پیش از وی این طرح را کشیده بود و جیاکومو آندره هم از روی همان طرح کپی&amp;zwnj;برداری می&amp;zwnj;کرد، الزاماً این خطاها رخ نمی&amp;zwnj;داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img vspace=&quot;4&quot; hspace=&quot;4&quot; border=&quot;4&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/vtrv-21.jpg&quot; /&gt;سایر دانشگاهیان، مدارک یادشده را قانع&amp;zwnj;کننده می&amp;zwnj;دانند. ایندرا مک&amp;zwnj;ایون (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Indra McEwen&lt;/span&gt;)، مورخ معمای دانشگاه کونکوردیا که نوشته&amp;zwnj;های زیادی راجع به آثار ویترووینوس منتشر کرده است، در این&amp;zwnj;زمینه می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;اگر بخواهم خلاصه بگویم، مدارک اسگاربی برایم جالب و اغواکننده&amp;zwnj;اند، اما من ترجیح می&amp;zwnj;دهم پیرو دیدگاهی باشم که می&amp;zwnj;گوید جیاکومو آندره و لئوناردو با هم کار می&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;اند، نه اینکه لئوناردو کارهایش را به تقلید از آثار آندره پیش ببرد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عبارت دیگر، شاید این دو هنرمند رنسانسی، به جای اینکه رقیب هم بوده باشند، در همدستی با هم اقدام به تجسم&amp;zwnj;بخشی یک اعتقاد زیبا و باستانی زده&amp;zwnj;اند. مک&amp;zwnj;ایون می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;چندان علاقه&amp;zwnj;ای به یافتن طراح اصلی این نقاشی ندارم. فکر نکنم مسائلی که در زمانه ما مورد توجه قرار می&amp;zwnj;گیرد، در عهد لئوناردو هم مهم بوده باشند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پاتریس لو فلوخ پریگنت (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Patrice Le Floch-Prigent&lt;/span&gt;) آناتومیست دانشگاه ورسای فرانسه که به بررسی صحت اندام&amp;zwnj;شناختی طرح معروف لئوناردو پرداخته است، تصریح می&amp;zwnj;کند که منبع هردوی این نقاشی&amp;zwnj;ها، گفته&amp;zwnj;های ویترووینوس بوده است. افزون بر این، صرف نظر از تقدم و تأخر این دو طرح، کار لئوناردو تکمله&amp;zwnj;ای بر کار جیاکومو آندره است. مک&amp;zwnj;ایون می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;لئوناردو با درک کالبدشناختی&amp;zwnj;اش، به مراتب از یک طراح ساده متبحرتر بوده است.&amp;quot; علاوه بر این، طرح او بیشتر به متن اصلی ویتروویوس وفادار مانده است. مک&amp;zwnj;ایون می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;ویترووینوس، هیچ اشاره&amp;zwnj;ای به این نکرده که انسان می&amp;zwnj;تواند همزمان درون یک دایره و یک مربع جای بگیرد. او تنها به این نکته اشاره کرده که وقتی یک نفر به پشت دراز بکشد و دستان و پاهایش را کشیده نگه دارد، می&amp;zwnj;توان او را درون یک دایره جا داد. ضمناً این را هم گفته که قد وی، هم&amp;zwnj;اندازه با راستای دستان کشیده&amp;zwnj;اش است، انگار که درون یک مربع قالب شده باشد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طرح جیاکومو آندره اما دست&amp;zwnj;ها و پاها تنها در یک حالت که همزمان درون یک دایره و یک مربع قالب شده&amp;zwnj;اند، نشان داده شده است، حال&amp;zwnj;آنکه &amp;quot;لئوناردو هر دو توصیف ویترووینوس را با تغییر وضعیت دستان و پاهای مرد، به تجسم درآورده است. باید بگویم همین باعث شده تا طرح او، تقریبی بهتر از توصیفات ویترووینوس را نسبت به طرح تحت&amp;zwnj;الفظی جیاکومو آندره، به دست بدهد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این&amp;zwnj;همه، یک چیز مسلم است و آن&amp;zwnj;هم اینکه مرد ویترووینی که بهتر کار شده، آوازه جهانی یافته است، حال&amp;zwnj;آنکه طرح ساده&amp;zwnj;ترش، هرچند هم اصلی بوده باشد، برای پنج قرن متمادی در یک کتابخانه خاک می&amp;zwnj;خورد. شاید این را بتوان ناشی از سرنوشت کاملاً متفاوت لئوناردو و جیاکومو آندره دانست. وقتی در سال ۱۴۹۹ میلادی، ارتش فرانسه شهر میلان را به تسخیر خود درآورد، لئوناردو برای حفظ جانش از شهر گریخت و رفت تا به چهره&amp;zwnj;ای جهانی بدل شود، اما جیاکومو آندره در میلان ماند و به دار آویخته و بعد مثله شد تا برای همیشه به دست فراموشی سپرده شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;منبع: &lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;a href=&quot;http://www.scientificamerican.com/article.cfm?id=did-leonardo-da-vinci-copy&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Scientific American&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در همین زمینه:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/science/2010/04/post_136.html&quot;&gt;داوینچی که بود؟&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/science/2010/11/post_245.html&quot;&gt;راز دست داوود&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;توضیحات تصاویر:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مرد ویترووین، اثر لئوناردو داوینچی&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;۲-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مرد ویترووین، اثر جیاکومو آندره دو فرارا&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/02/01/10674#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9341">آندره ویترووینوس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C">احسان سنایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9339">اومانیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9342">جیاکومو آندره دو فرارا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9338">لئوناردو داوینچی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9337">مرد ویتروویَن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9336">ناتالی والشوور (Natalie Wolchover)</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9340">کلودیو اسگاربی (Claudio Sgarbi)</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/science">دانش</category>
 <pubDate>Wed, 01 Feb 2012 16:35:20 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">10674 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>