<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8622/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>ژان رنوار</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8622/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>فیلمفارسی و مخاطبان آن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/02/20207</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/02/20207&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pajffm01.jpg?1349808939&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - تماشاگر ایرانی در فیلمفارسی چیزهایی را جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کرد که نمونه آن&amp;zwnj;ها را در فیلم&amp;zwnj;های خارجی روی پرده نمی&amp;zwnj;دید. فیلمفارسی، بیانگر آرزو&amp;zwnj;ها، امید&amp;zwnj;ها و شوق&amp;zwnj;های مردمی بود که به دنبال خوشبختی و رهایی از فقر و فلاکت بودند و آن را در زندگی واقعی و روزمره خود نمی&amp;zwnj;یافتند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;به همین دلیل آن&amp;zwnj;ها با شخصیت&amp;zwnj;های فقیر و تیره&amp;zwnj;بخت فیلم&amp;zwnj;های فارسی که در پایان به سعادت و رفاه می&amp;zwnj;رسیدند همذات&amp;zwnj;پنداری کرده و خود را جای آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پنداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;ها با استقبال از فیلمفارسی نشان می&amp;zwnj;دادند که خواهان سینمایی&amp;zwnj;اند که:&lt;br /&gt;
	۱- آن&amp;zwnj;ها را سرگرم سازد.&lt;br /&gt;
	۲- آن&amp;zwnj;ها را از واقعیت&amp;zwnj;های تلخ پیرامونشان جدا ساخته و برایشان رویاسازی کند.&lt;br /&gt;
	۳- به آن&amp;zwnj;ها درس&amp;zwnj;های اخلاقی دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بدیهی بود که چنین تماشاگر خوگرفته&amp;zwnj;ای به معیار&amp;zwnj;ها و زیبایی&amp;zwnj;شناسی نازل فیلمفارسی، حوصله تماشای فیلم&amp;zwnj;های هنری و جدی سینمای اروپا و آمریکا را نداشته باشد و از دیدن آن&amp;zwnj;ها خشمگین شده و واکنش&amp;zwnj;های تند و عصبی از خود نشان دهد. اتفاقی که هنگام نمایش فیلم &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; ژان رنوار در سال ۱۳۳۲ در تهران افتاد، نمونه&amp;zwnj;ای از واکنش خشماگین عمومی به نمایش فیلم&amp;zwnj;های هنری و نخبه&amp;zwnj;گرا در ایران بود. این واکنش به حدی شدید بود که منجر به توقیف فیلم گردید و به دنبال آن منتقدان و نویسندگان سینمایی را واداشت که در اعتراض به این حرکت، بیانیه&amp;zwnj;ای منتشر کنند. در قسمتی از این بیانیه آمده بود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pajffm03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 278px;&quot; /&gt;رودخانه ساخته ژان رنوار&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;چهارشنبه گذشته که سینمای ایران شاهکار با عظمت هنری &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; را که نمودار زندگی مردم هند است، به نمایش گذارد، برخی از تماشاگران که بویی از هنر سینما نبرده&amp;zwnj;اند و همواره میل دارند نیات کثیف خود را برای نمایش فیلم&amp;zwnj;های پر جنجال تجارتی که پر از صحنه&amp;zwnj;های تحریک&amp;zwnj;کننده و زد و خوردهای وحشیانه است به سینما&amp;zwnj;ها تحمیل نمایند، دست به تظاهرات زننده&amp;zwnj;ای زدند و سینما ایران از آن شب اقدام به تغییر برنامه سینمایی خود نمود. ما بدین وسیله تنفر خود را نسبت به اعمال این اشخاص که مانع نمایش شاهکارهای هنری عالم سینما می&amp;zwnj;شوند ابراز داشته و از شرکت سهامی سینما ایران و اداره نمایشات وزارت کشور تقاضا داریم که هرچه زود&amp;zwnj;تر این شاهکار هنری را برای علاقمندان واقعی سینما به معرض نمایش بگذارد و در مقابل تظاهرات این افراد از خود عجز و ناتوانی نشان ندهند.&amp;raquo; (سینمای رؤیا&amp;zwnj;پرداز ایران. محمد تهامی&amp;zwnj;نژاد. ص ۱۳۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در میان امضاءکنندگان این بیانیه، نام منتقدان سر&amp;zwnj;شناسی چون طغرل افشار و هوشنگ کاووسی نیز دیده می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تماشاگران معترض به فیلم &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; ژان رنوار، خواست&amp;zwnj;های مشخصی داشتند. آن&amp;zwnj;ها خواهان سرگرمی، هیجان و لذتی بودند که در فیلم &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; نبود و تنها می&amp;zwnj;توانستند آن&amp;zwnj;ها را در فیلمفارسی جست&amp;zwnj;وجو کنند. سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی نیز دقیقاً نسبت به این مسئله آگاهی داشتند و رگ خواب تماشاگران ایرانی دستشان بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;ها سلیقه و خواست&amp;zwnj;های مخاطبان خود را به خوبی می&amp;zwnj;شناختند و تمام امکانات و دانش فنی و ذوق داستان&amp;zwnj;گویی (هرچند نازل) خود را به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;گرفتند تا فیلم&amp;zwnj;هایی مطابق سلیقه و نیازهای آن&amp;zwnj;ها بسازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صابر رهبر، کارگردان فیلم &amp;laquo;مردی از جنوب شهر&amp;raquo; در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این سینما باید کمبود فانفار، کمبود پارک&amp;zwnj;های متعدد و کمبود سرگرمی&amp;zwnj;های بسیاری را که مردم نیازمندش هستند جبران کند و با قصه مرگ و اندوه به هیچ وجه این کمبود جبران&amp;zwnj;پذیر نیست. من می&amp;zwnj;گویم سینمای ما باید با راهی که جامعه در پیش گرفته است قابل انطباق باشد. مردم ما این روز&amp;zwnj;ها گام به مرحله&amp;zwnj;ای گذاشته&amp;zwnj;اند که آن را سازندگی لقب داده&amp;zwnj;ایم. پس یک جامعه نباید در جریان مسائل اندوهگین قرار گیرد. (ستاره سینما. شماره ۷۳۱. آذر ۱۳۴۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهدی میثاقیه، یکی از تهیه&amp;zwnj;کنندگان مشهور سینمای فارسی دهه چهل در پاسخ به سوال نشریه &amp;laquo;سپیده فردا&amp;raquo; که از او می&amp;zwnj;پرسد: &amp;laquo;خواست&amp;zwnj;های تماشاگر ایرانی چیست؟&amp;raquo;، دلایل دیگری برای مقبولیت فیلمفارسی نزد تماشاگران ایرانی ارائه می&amp;zwnj;کند. او پاسخ می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;در مرحله اول جنبه&amp;zwnj;های قهرمانی فیلم است و دوم جنبه&amp;zwnj;های شهوانی فیلم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مجید محسنی، کارگردان فیلم&amp;zwnj;های فارسی &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo; و &amp;laquo;بلبل مزرعه&amp;raquo; نیز در پاسخ به همین پرسش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;کمدی&amp;zwnj;های اخلاقی و فیلم&amp;zwnj;هایی که جنبه ملی دارد مورد توجه مردم است. همچنین مردم فیلم&amp;zwnj;های شهوانی را دوست دارند.&amp;raquo; (سینمای رؤیا&amp;zwnj;پرداز ایران. محمد تهامی&amp;zwnj;نژاد. ص ۲۰۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر خلاف تصور منتقدان ایرانی دهه چهل، سازندگان و تهیه&amp;zwnj;کنندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی &amp;laquo;آدم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;سواد و ابله&amp;raquo; نبودند که مخاطبان خود را آدم&amp;zwnj;های &amp;laquo;ابله&amp;raquo; فرض کرده و بخواهند برای آن&amp;zwnj;ها داستان&amp;zwnj;های ساده و &amp;laquo;ابلهانه&amp;raquo; تعریف کنند. اگر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن دوره را در نظر بگیریم، خواهیم دانست که در یک سینمای افسرده و بی&amp;zwnj;رونق اقتصادی، بسیاری از تهیه&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ها و فیلمسازان، چاره دیگری جز تولید چنین فیلم&amp;zwnj;هایی نداشتند. یعنی ضعف ساختاری و تکنیکی و پرداخت سهل&amp;zwnj;انگارانه و ناشیانه فیلم&amp;zwnj;های فارسی ناشی از شرایط تولیدی حاکم بر آن&amp;zwnj;ها بوده و تنها به بی&amp;zwnj;سوادی یا &amp;laquo;کم&amp;zwnj;هوشی&amp;raquo; یا &amp;laquo;جهالت&amp;raquo; سازندگان فیلمفارسی مربوط نبود. فیلم&amp;zwnj;های فارسی ممکن است برای مخاطبان امروزی که احتمالاً از دانش سینمایی و درک وسیع&amp;zwnj;تری نسبت به مخاطبان آن دوران برخوردارند، بسیار ابلهانه، قلابی و مضحک به&amp;zwnj;نظر برسد اما برای مخاطبان این نوع سینما در دهه چهل که عموماً از اقشار بی&amp;zwnj;سواد یا کم&amp;zwnj;سواد و فاقد ذوق تربیت&amp;zwnj;شده سینمایی بودند، بسیار جذاب و باورپذیر بود و به نیازهای آن&amp;zwnj;ها پاسخ می&amp;zwnj;داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pajffm02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 170px;&quot; /&gt;صابر رهبر، کارگردان فیلم &amp;laquo;مردی از جنوب شهر&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;فریدون جیرانی به&amp;zwnj;درستی گفته است که: &amp;laquo;فیلمفارسی بدون حمایت دولت و فقط در ارتباط با مخاطب رشد کرد.&amp;raquo; (دهه چهل: رؤیای شیرین و شکست. تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از دید جیرانی، فیلمفارسی و مخاطبش هر دو زاییده اختناق بودند. به گفته او فیلمفارسی، در عین حال که از تعارضات فرهنگی مخاطب جنوب شهری با روند جامعه استفاده کرد اما در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت در تحمیق این مخاطب نقش مهمی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آغاز دهه چهل، هجوم روستاییان به شهر&amp;zwnj;ها برای کار در کارخانه&amp;zwnj;ها و ساختمان&amp;zwnj;سازی افزایش یافت تا جایی که میزان رشد جمعیت در روستا&amp;zwnj;ها به یک و شش دهم درصد کاهش پیدا کرد و در عوض در مناطق شهری به یک و نیم درصد رسید. با مهاجرت&amp;zwnj;ها و توسعه یافتن شهر&amp;zwnj;ها، شمار کارگران شهری افزایش یافت. طبقات متوسط و حاکم که به شمال شهر نقل مکان کردند به سرعت به سوی تجدد گام برداشتند. در عوض کارگران شهری که در جنوب تهران مستقر شدند، با درآمد کم، فرهنگ سنتی خود را حفظ کردند و اعتقادات مذهبی&amp;zwnj;شان را از دست ندادند. این تغییرات، در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت منجر به شکل&amp;zwnj;گیری دو فرهنگ متفاوت بالاشهری و پایین&amp;zwnj;شهری شد که نشانه&amp;zwnj;های آن در فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوران قابل جست&amp;zwnj;وجوست. به همین ترتیب، مخاطب فیلم فارسی نیز از دل تناقضات جامعه سنتی رو به مدرن این دوره ظهور می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پی تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۳۰ و دگرگونی مناسبات اقتصادی و مدرنیزاسیون تدریجی جامعه ایران، خواست&amp;zwnj;ها و نیازهای جامعه نیز تغییر کرد. به دنبال آن، فیلم فارسی که همیشه دنباله&amp;zwnj;رو خواست&amp;zwnj;های توده&amp;zwnj;های عوام بوده، نیز تغییر شکل داد و موضوع&amp;zwnj;های آن تغییر کرد. چنان که فریدون جیرانی به درستی می&amp;zwnj;گوید: فیلمفارسی، دقیقاً بر اساس فرهنگ مخاطبش عمل می&amp;zwnj;کرد و با تغییر مخاطبانش، شکل و شمایل آن نیز تغییر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سوی دیگر، فیلمفارسی در مقابله با محصولات وارداتی هالیوود و اروپا و در رقابت با رسانه نوظهور تلویزیون که با جذابیت&amp;zwnj;هایش رقیبی جدی به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رفت، مجبور بود که به تمهیدات تازه&amp;zwnj;ای متوسل شود و ضمن حفظ مخاطبان سنتی خود، در جذب مخاطبان جوان&amp;zwnj;تر و تحصیل&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;ها نیز بکوشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; و &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، در بستر چنین شرایطی و در پاسخ به نیازهای مخاطبان چنین دورانی تولید شده و مورد استقبال اقشار مختلف جامعه شهری، به ویژه کارگران و اقشار محروم قرار می&amp;zwnj;گیرند. &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; با فروش دو میلیونی، رکورد فروش فیلم در ایران را می&amp;zwnj;شکند. به دنبال موفقیت این دو فیلم است که نوع جدیدی از مخاطبان سینما در ایران به وجود می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با اینکه فیلفارسی قهرمانان خود را از میان کارگران شهری و اقشار محروم جامعه انتخاب می&amp;zwnj;کند، اما بر اساس قواعد ممیزی و سیاست&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی رژیم شاه، آشتی طبقاتی و همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز آنان در فیلم&amp;zwnj;های فارسی ترویج می&amp;zwnj;شود. اگرچه تار و پود سینمای ایران را شرایط سیاسی حاکم تعیین می&amp;zwnj;کرد اما تضمین موفقیت آن در بازار داخلی با مردم بود؛ مردمی که اکثریت آن&amp;zwnj;ها را توده&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;سواد و یا کم&amp;zwnj;سواد تشکیل می&amp;zwnj;داد و انتظارشان از سینما، سرگرمی، فیلم&amp;zwnj;های پرهیجان، عشقی یا رقص و آواز با چاشنی سکس بود؛ خصوصیاتی که به وفور در فیلم&amp;zwnj;های هندی یا مصری وارداتی آن دوره یافت می&amp;zwnj;شد. از این رو تهیه&amp;zwnj;کنندگان داخلی و فیلمفارسی&amp;zwnj;سازان، فیلم&amp;zwnj;های سوزناک هندی و مصری را الگو قرار داده و در صدد ساخت نمونه&amp;zwnj;های ایرانی آن&amp;zwnj;ها برآمدند. آواز خواندن بازیگران در فیلم&amp;zwnj;های فارسی را، سینمای ایران از فیلم&amp;zwnj;های هندی آموخت. بازیگران به هر بهانه&amp;zwnj;ای زیر آواز می&amp;zwnj;زدند و چون اغلب خواننده نبودند و صدای خوبی نداشتند، به جای خوانندگان معروف زمانه، تنها لب می&amp;zwnj;زدند. آن&amp;zwnj;ها همانند بازیگران هندی، در میان گل&amp;zwnj;ها و درختان می&amp;zwnj;دویدند، دست یکدیگر را می&amp;zwnj;گرفتند و می&amp;zwnj;چرخیدند. از پشت درخت&amp;zwnj;ها و بوته&amp;zwnj;ها سرک می&amp;zwnj;کشیدند و سر درپی هم می&amp;zwnj;گذاشتند. غمناک بودن بیشتر این ترانه&amp;zwnj;ها، به ویژگی دیگری بازمی&amp;zwnj;گشت و آن تمایل به نمایش غم و اندوه در بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود که تحت تأثیر فیلم&amp;zwnj;های هندی انجام می&amp;zwnj;گرفت اما بدون شک می&amp;zwnj;توان آن را بازتاب غیر مستقیم شرایط سخت و نامطلوب اجتماعی و اقتصادی آن دوران نیز دانست.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده رودخانه، ساخته ژان رنوار (۱۹۵۱) این فیلم واکنش خشماگین تماشاگران را در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ در پی داشت&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/j-DxgFYOVM0?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/02/20207#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15874">رودخانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15875">صابر رهبر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8622">ژان رنوار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/j-DxgFYOVM0" fileSize="1227" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/j-DxgFYOVM0/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/j-DxgFYOVM0" length="1227" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Tue, 02 Oct 2012 21:45:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20207 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>قاعده بازی عشق‌های ممنوع </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/01/07/9762</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/01/07/9762&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سینمای جهان در صد فریم، &amp;quot;قاعده بازی&amp;quot; ساخته ژان رنوار        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد عبدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;208&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/lddjma01.jpg?1326224701&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمد عبدی - برای بخش سوم این مجموعه، شاهکار بلامنازعی از ژان رنوار را برگزیدم که فیلم برگزیده تمام عمر بسیاری از فیلمسازان و منتقدان در دوره&amp;zwnj;های مختلف بوده است؛ شاهکاری که سهل و ممتنع به نظر می&amp;zwnj;رسد: &amp;quot;قاعده بازی&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;قاعده بازی (La Regle du jeu) چه داستانی دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارگردان: ژان رنوار- نویسندگان فیلمنامه: رنوار، کارل کوچ- بازیگران: نورا گرگور، پولت دوبوست، مارسل دالیو، ژان رنوار، ژولین کارت- ۱۰۶ دقیقه- محصول ۱۹۳۹، فرانسه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آندره که عاشق کریستین است، به عنوان یک قهرمان از هواپیما پیاده می&amp;zwnj;شود و مورد استقبال قرار می&amp;zwnj;گیرد، اما دوستش اوکتاو به او خبر می&amp;zwnj;دهد که کریستین به استقبال او نیامده. بعد&amp;zwnj;تر اوکتاو قول می&amp;zwnj;دهد که موقعیت دیدار دوباره آن&amp;zwnj;ها را فراهم کند، به همین دلیل از کریستین و شوهر او روبر می&amp;zwnj;خواهد که آندره را هم به میهمانی بزرگشان در خانه دیگرشان در روستا دعوت کنند. روز میهمانی به هنگام شکار، کریستین به رابطه شوهرش با ژنویو پی می&amp;zwnj;برد و بعد&amp;zwnj;تر در حالی که نمایش&amp;zwnj;هایی برای تفریح در حال اجراست، روابط عاشقانه و حسادت&amp;zwnj;ها در بین خدمتکار&amp;zwnj;ها هم بالا می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ژان رنوار کیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متولد ۱۸۹۴ در پاریس. فرزند پی&amp;zwnj;یر اوگوست رنوار، نقاش برجسته امپرسیونیست. موضوع نقاشی پدرش در تابلوهای متعددی از او. عشق به سینما بر خلاف خواسته پدرش برای کار به عنوان سفالگر. اولین فیلم در سال ۱۹۲۴. ساخت هشت فیلم صامت دیگر عمدتاً با فروش تابلوهای به ارث رسیده از پدر. آغاز موفقیت&amp;zwnj;ها از سال&amp;zwnj;های دهه ۳۰. متوفی ۱۹۷۹. &lt;br /&gt;
ستایش&amp;zwnj;شده به عنوان یکی از بزرگ&amp;zwnj;ترین فیلمسازان تاریخ سینما. تأثیر پذیرفته از امپرسیونیسم. استاد شخصیت&amp;zwnj;ها و روابط پیچیده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;quot;قاعده بازی&amp;quot; را چگونه می&amp;zwnj;توان تحلیل کرد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قاعده بازی از آن دسته شاهکارهایی است که به رغم سادگی&amp;zwnj;اش در نگاه اولیه، یکی از پیچیده&amp;zwnj;ترین و دست&amp;zwnj;نیافتنی&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های تاریخ سینما به نظر می&amp;zwnj;رسد که ارتباط برقرار کردن با آن نیاز به شناخت عمیق سینما و مکرر تماشا کردن آن دارد؛ چرا که فیلم در روایت پیچیدگی روابط انسانی- و شخصیت&amp;zwnj;پردازی با استفاده از دیالوگ و تصویر، هر دو به غایت حساب&amp;zwnj;شده - آنقدر به عمق می&amp;zwnj;رود که کمتر فیلمسازی در طول تاریخ سینما این چنین در نوع روایت و نفوذ به لایه&amp;zwnj;های متعدد آن، به درهم&amp;zwnj;تنیدگی فرم و محتوا و هماهنگی حیرت&amp;zwnj;انگیز آن دست یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://1.1.1.6/bmi/radiozamaneh.com/sites/default/files/images/lddjma02.jpg&quot; /&gt;ژانو رنوار&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم به شدت جلو&amp;zwnj;تر از زمان خود حرکت می&amp;zwnj;کند و به شکل شگفت&amp;zwnj;انگیزی با رمان&amp;zwnj;های پست&amp;zwnj;مدرن و داستان&amp;zwnj;نویسی مینی&amp;zwnj;مالیستی پهلو می&amp;zwnj;زند: همه اتفاق&amp;zwnj;ها در یک فاصله زمانی بسیار محدود رخ می&amp;zwnj;دهد و ما چیزی درباره گذشته و آینده شخصیت&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;دانیم. با این حال هر کدام از شخصیت&amp;zwnj;های پیچیده داستان، خیلی زود شناسنامه خود را می&amp;zwnj;یابند و با تماشاگر ارتباط برقرار می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باز به شکلی جلو&amp;zwnj;تر از زمان، رنوار تنها یک نظاره&amp;zwnj;گر است و هیچ&amp;zwnj;کس را محکوم نمی&amp;zwnj;کند؛ او تنها ناظری است که پوچی و پوسیدگی یک جامعه را به تصویر می&amp;zwnj;کشد (جامعه&amp;zwnj;ای که به زودی درگیر بزرگ&amp;zwnj;ترین جنگ قرن هم می&amp;zwnj;شود) و پیشگویانه فرو ریختن بنای دروغ و تزویر را با نمایش سایه&amp;zwnj;هایی در آخرین نما (که یکی از آن&amp;zwnj;ها متعلق به یک ارتشی بلندپایه هم هست) به نمایش می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این بیرون ایستادن و نظاره&amp;zwnj;گر بودن رنوار، در شخصیت اوکتاو که خود رنوار نقش&amp;zwnj;اش را بازی می&amp;zwnj;کند، بسط پیدا می&amp;zwnj;یابد. اوکتاو به شکلی شخصیت کلیدی فیلم است؛ اوست که رابطه نزدیکی با کریستین (زن صاحبخانه) و همسر او، روبر دارد و از آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواهد که آندره (قهرمان ابتدای فیلم) را به میهمانی دعوت کنند. در نتیجه همه چیز از همین نقطه شکل می&amp;zwnj;گیرد: در نیمه اول فیلم اوضاع آرام به نظر می&amp;zwnj;رسد و طبقه ثروتمند حضوری عمده و سنگین دارد، اما در نیمه دوم، جهان توخالی بورژوا&amp;zwnj;ها به هم می&amp;zwnj;ریزد و دنیایی سراسر دروغ و تزویر رخ می&amp;zwnj;نماید و در این هر دو نیمه، دوربین تنها یک ناظر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اوکتاو اما نظاره&amp;zwnj;گر این تزویر است و در جمله&amp;zwnj;ای آن را خلاصه می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;این نشانه این دوران است: همه دروغ می&amp;zwnj;گویند. تبلیغات داروخانه&amp;zwnj;ها، سیاستمدار&amp;zwnj;ها، رادیو، سینما و روزنامه&amp;zwnj;ها. چه انتظاری داری که ما آدم&amp;zwnj;های معمولی دروغ نگوئیم؟&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://1.1.1.7/bmi/radiozamaneh.com/sites/default/files/images/lddjma03.jpg&quot; /&gt;رنوار تنها یک نظاره&amp;zwnj;گر است و هیچ&amp;zwnj;کس را محکوم نمی&amp;zwnj;کند؛ او تنها ناظری است که پوچی و پوسیدگی یک جامعه را به تصویر می&amp;zwnj;کشد&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;این جملات در واقع زیربنای فیلم را شکل می&amp;zwnj;دهد: شخصیت&amp;zwnj;هایی که همه دروغ می&amp;zwnj;گویند و جامعه&amp;zwnj;ای که دروغ را می&amp;zwnj;پسندد و دروغگویی را &amp;quot;قاعده بازی&amp;quot; تلقی می&amp;zwnj;کند. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اولین صحنه&amp;zwnj;ها با قهرمانی دروغین روبرو هستیم: زمانی که همه به پیشباز یک &amp;quot;قهرمان&amp;quot; آمده&amp;zwnj;اند و رادیو در حال پخش مستقیم حکایت قهرمانی اوست، با آندره، مرد ضعیفی روبرو می&amp;zwnj;شویم که در میکروفون اشک در چشم، قهرمان&amp;zwnj;پروری پوشالی را به چالش می&amp;zwnj;کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کمی بعد&amp;zwnj;تر کریستین به شوهرش می&amp;zwnj;گوید که به او اطمینان دارد، در همین لحظه شوهر به یاد می&amp;zwnj;آورد که باید به معشوقه&amp;zwnj;اش تلفن کند و از همسرش عذر می&amp;zwnj;خواهد تا در اتاق کناری بتواند با معشوقه&amp;zwnj;اش تماس بگیرد. همین طنز ظریف رنوار تا لحظات پایانی با فیلم همراه است؛ تا در انتها جایی که روبر، صاحب مهمانی، که رقیب عشقی&amp;zwnj;اش کشته شده، رو به مهمانان نقش بازی می&amp;zwnj;کند و در صحنه&amp;zwnj;ای دقیقاً مشابه نقش بازی کردن او در نمایشی که در داخل خانه ترتیب داده بود، برای همه سخنرانی می&amp;zwnj;کند و به روشنی درباره مرگ آندره، &amp;quot;دروغ&amp;quot; می&amp;zwnj;گوید؛ دروغی که بخشی از قاعده بازی است و همه تظاهر می&amp;zwnj;کنند که آن را باور دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این نقش بازی کردن در لایه&amp;zwnj;های متعدد فیلم با نمایشی که در میهمانی ترتیب داده شده گره می&amp;zwnj;خورد و به عنوان یکی از مایه&amp;zwnj;های اصلی فیلم درباره زندگی به عنوان یک نمایش بسط می&amp;zwnj;یابد. صحنه&amp;zwnj;های نمایش به شدت با واقعیت گره می&amp;zwnj;خورند و بخشی از آن می&amp;zwnj;شوند. تمام تعقیب و گریزهای شوماخر و مارسو به نوعی به بخشی از بازی جاری در صحنه&amp;zwnj;های نمایش بدل می&amp;zwnj;شود که حتی در برخی از صحنه&amp;zwnj;ها تماشاگران- احتمالاً با فرض بر نمایشی بودن آن&amp;zwnj;ها- در حال خندیدن به این حرکات هستند، در حالی که با اتفاقی واقعی&amp;zwnj; روبرو هستیم که می&amp;zwnj;تواند به مرگ یک نفر منتهی شود. (که در آخر همچنین می&amp;zwnj;شود.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اوکتاو (رنوار/ ناظر) هم در لباس خرس نقش مهمی در نمایش دارد و زمانی که نمایش به پایان می&amp;zwnj;رسد، تا مدت&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;تواند لباس&amp;zwnj;اش را از تن در بیاورد (نشانه آشکاری از تداخل دنیای نمایش و واقعیت جاری و تحمیل نقشی که اوکتاو به عنوان ناظر مجبور است به آن ادامه دهد در حالی که همه در این صحنه طولانی با حرکت&amp;zwnj;های پیچیده دوربین، درگیر حسادت&amp;zwnj;ها و پیشبرد روابط عشقی/ سکسی ممنوع خود هستند و درواقع دارند نقش خود را در زندگی بازی می&amp;zwnj;کنند).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ناظر بودن رنوار در استفاده شگفت&amp;zwnj;انگیز از عمق میدان در تمام طول فیلم، در فرم آن متجلی می&amp;zwnj;شود. در واقع دوربین رنوار کسی را برجسته نمی&amp;zwnj;کند؛ تنها در گوشه&amp;zwnj;ای نظاره&amp;zwnj;گر روابط پیچیده و در عین حال مضحکی است که در طیف بورژواهای سطح بالا تا طبقه کارگر به شکل کم و بیش یکسانی می&amp;zwnj;بیند (هر شخصیت در طبقه بورژوا، معادلی در طبقه کارگر دارد و هر رابطه&amp;zwnj;ای در بین آن&amp;zwnj;ها، شکل معادل خود را در طبقه دیگر می&amp;zwnj;یابد؛ حتی صحنه&amp;zwnj;هایی در هر دو طبقه تکرار می&amp;zwnj;شود: چه آنجا که روبر و آندره بعد از دعوای فیزیکی حالا با هم دوستانه حرف می&amp;zwnj;زنند و چه جایی که معادل این صحنه را در رابطه مارسو و شوماخر می&amp;zwnj;بینیم. در واقع عشق ممنوع، رقابت و حسادت، و دعوای فیزیکی و بعد تلاش برای حل و فصل مسالمت&amp;zwnj;آمیز آن، در هر دو طبقه به شکلی یکسان دیده می&amp;zwnj;شود.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همین نظاره&amp;zwnj;گر بودن دوربین با ثابت شدن آن در جلوی در&amp;zwnj;ها و تماشای وقایع درون اتاق&amp;zwnj;ها از بیرون در، گسترش می&amp;zwnj;یابد (وقایعی که در رده&amp;zwnj;های مختلف در جلوی دوربین در فاصله&amp;zwnj;های مختلف اتفاق می&amp;zwnj;افتد و دوربین با عمق میدان گسترده&amp;zwnj;اش همه را ثبت می&amp;zwnj;کند و بر روی هیچ&amp;zwnj;کدام هم تأکید اضافه ندارد) و اصلاً در&amp;zwnj;ها به عنوان موتیفی برای فیلم نقش می&amp;zwnj;یابند؛ درهایی که باز و بسته شدن آن&amp;zwnj;ها نقش مهمی در روابط شخصیت&amp;zwnj;ها ایفا می&amp;zwnj;کند و بخشی از جهان فیلم را شکل می&amp;zwnj;دهد؛ برای مثال دری که در انتهای فیلم پشت روبر باز می&amp;zwnj;شود و همه را به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جهان دروغین با تزویر&amp;zwnj;ها و حسادت&amp;zwnj;ها و چشم پوشی&amp;zwnj;ها و عشق&amp;zwnj;های ممنوع کوچک و مقطعی&amp;zwnj;اش دعوت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
::مجموعه &amp;quot;سینمای جهان در صد فریم&amp;quot; از محمد عبدی در رادیو زمانه::&lt;br /&gt;
::مقالات محمد عبدی در رادیو زمانه::&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;u&gt;پیش&amp;zwnj;پرده &amp;quot;قاعده بازی&amp;quot; ساخته ژان رنوار&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-2&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/qxs4P6u1EiI?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/01/07/9762#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290">سینمای جهان در صد فریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-17">محمد عبدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8622">ژان رنوار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/qxs4P6u1EiI" fileSize="4416" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/qxs4P6u1EiI/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/qxs4P6u1EiI" length="4416" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Sat, 07 Jan 2012 01:45:47 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">9762 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>