<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/753/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>ابراهیم گلستان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/753/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>هوشنگ کاووسی، فیلمفارسی و نقد فیلم در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    درگذشت هوشنگ کاووسی منتقد و کارگردان قديمی سينما در ۹۰ سالگی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;196&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hokavpj01.jpg?1364037923&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با درگذشت دکتر هوشنک کاووسی، سینمای ایران یکی از قدیمی&amp;zwnj;ترین و سر&amp;zwnj;شناس&amp;zwnj;ترین منتقدان سینمایی خود را از دست داد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی نوشتن درباره سینما را از سال ۱۳۳۲ در مجله ستاره سینما و نشریات دیگر آغاز کرد و به همراه منتقدانی چون روبرت اکهارت، هژیر داریوش، ماشاءالله ناظریان و سیامک پورزند از مؤسسان نخستین &amp;laquo;انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران&amp;raquo; بود که در سال ۱۳۳۵ تشکیل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، از معدود منتقدان قدیمی سینمای ایران بود که درس سینما خوانده بود و بعد از پایان تحصیلات سینما در مدرسه ایدک فرانسه به ایران بازگشت و نوشتن نقد فیلم در مطبوعات ایران را آغاز کرد. او اعتقاد سرسختانه&amp;zwnj;ای به تحصیلات آکادمیک در سینما داشت و از این زاویه سینماگران ایرانی را که بیشترشان فاقد تحصیلات آکادمیک در زمینه سینما بودند، تحقیر می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی را باید در واقع پرچمدار مبارزه با &amp;laquo;سینمای فارسی&amp;raquo; دانست که مبارزه با این نوع سینما را خیلی زود و به طور جدی، به عنوان یک جریان مبتذل آغاز کرد. او با لحنی تند و تیز و پرخاشگر، همه عناصر سینمای فارسی از فیلمنامه و کارگردانی گرفته تا بازیگری را به زیر حمله گرفته و منکر هرگونه ارزش سینمایی و هنری برای آن&amp;zwnj;ها شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی، واژه &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; را ابداع کرد که به سرعت به مهم&amp;zwnj;ترین و پرکاربرد&amp;zwnj;ترین اصطلاح غیر ترجمه&amp;zwnj;ای ادبیات سینمایی در ایران تبدیل شد؛ اصطلاحی که هنوز یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و کلیدی&amp;zwnj;ترین واژه&amp;zwnj;های رایج در گفتمان انتقادی فیلم در ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj02.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 142px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز جاهد:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برخورد تحقیرآمیز منتقدان ایرانی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با پدیده فیلمفارسی و&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;همکاری کاووسی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با دستگاه ممیزی برای سانسور&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و حذف فیلمفارسی،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;کوشش بیهوده&amp;zwnj;ای بود و نه تنها نتیجه&amp;zwnj;ای نداد بلکه اعتبار او را به عنوان یک منتقد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;سینمایی مستقل، زیر سؤال برد. کاملاً روشن بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;منتقد ایرانی با متوسل شدن به سانسور، نمی&amp;zwnj;توانست&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جلوی یک پدیده مهم اجتماعی را بگیرد و سینمای بهتری (!) را جایگزین آن کند. به جای آن سازندگان فیلمفارسی را به صف&amp;zwnj;آرایی و جبهه&amp;zwnj;گیری در برابر منتقدان سینمایی واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;کاووسی برای تأکید بر ماهیت خاص این واژه و تحمیل معنای مورد نظرش، آن را به شکل سرهم می&amp;zwnj;نوشت. او با اتصال واژه &amp;laquo;فیلم&amp;raquo; به واژه &amp;laquo;فارسی&amp;raquo; و خلق واژه ابداعی &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo;، بر سینمایی نظر داشت که به زعم او نه فیلم بود و نه فارسی بلکه ملغمه&amp;zwnj;ای از این دو بود. توضیح کاووسی برای این&amp;zwnj;کار این بود: &amp;laquo;اصولاً مرکب&amp;zwnj;نویسی همیشه معنای ثالثی را به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آورد. مثلاً وقتی می&amp;zwnj;گوییم گلاب، این کلمه هم گل است و هم آب. اما جدا نمی&amp;zwnj;نویسیم چون می&amp;zwnj;شود گل آب. پس این ترکیب یک معنای ثالث است که هم گل است و هم آب ولی در عین حال نه گل است و نه آب. فیلمفارسی هم چنین ترکیبی است: فیلمفارسی هم فیلم بود و هم فارسی اما در عین حال نه فیلم بود و نه فارسی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در توضیح نشانه&amp;zwnj;های فیلمفارسی می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;آن فیلم&amp;zwnj;ها نه فرم داشتند، نه ساختار و نه قصه. اصلاً به همین دلیل به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گفتم فیلمفارسی (...) فرانسوی&amp;zwnj;ها به این نوع فیلم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گویند croppe-de-bic یعنی مدفوع بز یا اگر بخواهند احترام قائل شوند می&amp;zwnj;گویند navep یعنی شلغم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ترکیب که بسیاری از نویسندگان ایرانی امروزه آن را از نظر زبان&amp;zwnj;شناسی نادرست و به لحاظ معنایی چندپهلو، مبهم و سوءتفاهم&amp;zwnj;برانگیز و جعلی می&amp;zwnj;دانند در طی چندین دهه برای تحقیر جریان مسلط فیلمسازی در ایران به&amp;zwnj;وسیله منتقدان فیلم و سینماگران به&amp;zwnj;کار گرفته شد، به&amp;zwnj;طوری که امروز تقریباً بار معنایی و تئوریک خود را از دست داده و به نوعی ناسزا و توهین تبدیل شده. هرچند درک و برداشت یکسانی از این واژه در نزد منتقدان ایرانی وجود نداشته، با این حال آن&amp;zwnj;ها، بخش عمده محصولات سینمای ایران از اواخر دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷ را فیلمفارسی حساب کرده&amp;zwnj;اند. در واقع این واژه ترکیبی، درست یا نادرست، خوب یا بد، زشت یا زیبا، نزدیک نیم&amp;zwnj;قرن در نوشته&amp;zwnj;ها و نقدهای منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران تکرار شده است. این تکرار به هر حال بر معانی متعددی دلالت دارد که تعیین&amp;zwnj;کننده نوعی فیلمسازی با ویژگی&amp;zwnj;های خاص در سینمای ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; به تعبیر کاووسی، دلیل بر گرایشی خاص در سینمای ایران نیست بلکه برعکس، به زعم و او و برخی دیگر از منتقدان ایرانی، به کلیت و جریان اصلی سینمای ایران در تمام دوره&amp;zwnj;ها اشاره داشته و گرایش&amp;zwnj;های دیگر در دل آن و یا در مقابل آن شکل گرفته و ظهور کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خسرو دهقان از منتقدان امروز سینمای ایران در مورد کاووسی و واژه &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; ابداعی&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;احترام دکتر کاووسی بر ما و همگان واجب و ضروری است. حق با ایشان است. جای بحث و چانه زدن هم ندارد. حالا دیگر چهل و اندی سال است که می&amp;zwnj;گذرد و گرامر سینمای ایران واژه را در خود پذیرفته و آن را حک کرده است و اما دکتر در آن روزگار پرچمدار بوده و بیش و کم تنها، لرزشی را به بدنه سینمای ایران وارد کرده که پس&amp;zwnj;لرزه&amp;zwnj;هایش تا به امروز حکایتی کهنه&amp;zwnj;نشدنی باقی مانده است.&amp;raquo; (فیلمفارسی چیست؟. نشر ساقی. تهران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما فیلمفارسی از دید کاووسی واقعاً چه بود و چه مؤلفه&amp;zwnj;هایی داشت؟ کاووسی برای تشریح اصطلاح&amp;zwnj;سازی سینمایی خود از اصطلاح جعلی &amp;laquo;زیر فیلم&amp;raquo; استفاده کرد که در فرهنگ نقد انگلیسی&amp;zwnj;زبان اصلاً وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در مقاله&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;laquo;حرف&amp;zwnj;های ماقبل آخر&amp;raquo;، فیلمفارسی را چنین تعریف می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;می&amp;zwnj;گوییم در سینمای کنونی دو دسته فیلم ساخته می&amp;zwnj;شود: فیلمفارسی و فیلم ایرانی. فیلمفارسی به آن دسته از آحاد سینمایی گفته می&amp;zwnj;شود که در مجموعه تکنیک و ساختمان سینمایی آن و در پرداخت و پیشبرد یک داستان، غلط&amp;zwnj;های فاحش دستوری و املایی و انشایی دیده می&amp;zwnj;شود. بنابراین اگر حدی برای یک نقطه صفر ارزشی در سینما قائل گردیم، این فیلم&amp;zwnj;ها به علت تکنیک ناقص بیانی و ساختمان فرمی و مضمونی خود در زیر این حد واقع می&amp;zwnj;گردند و به این جهت آن&amp;zwnj;ها را &amp;quot;زیر فیلم&amp;quot; می&amp;zwnj;نامیم و این اصطلاح از ما نیست بلکه از انگلیسی&amp;zwnj;هاست (under movies). در ایران این دو نوع سینما کاملاً مشخص است، تماشاگرانش مشخص&amp;zwnj;اند، فیلمسازانش مشخص&amp;zwnj;اند و نویسندگان آن نیز (...) پیدایش یک سینمای خوب در کشورهای در حال توسعه، خطری است برای سینمای بی&amp;zwnj;ارزش و &amp;quot;زیر فیلمسازی&amp;quot; موجود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنچه را کاووسی تحت عنوان فیلمفارسی طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;کرد، دسته&amp;zwnj;ای از فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران بود که با پیروی از شیوه&amp;zwnj;های قراردادی و کلیشه&amp;zwnj;های برگرفته شده از سینمای تجاری هند، عرب و ترکیه ساخته می&amp;zwnj;شدند و به دلیل برخورداری از جاذبه&amp;zwnj;های تجاری و عوام&amp;zwnj;پسند، مورد توجه و استقبال عامه تماشاگر واقع می&amp;zwnj;شدند. اما کاووسی در نوشته&amp;zwnj;های خود آن&amp;zwnj;ها را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها برحذر می&amp;zwnj;داشت. در نقد فیلم &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های معبد&amp;raquo; ساخته بشارتیان (۱۳۳۳) نوشت: &amp;laquo;بیچاره سینما، بدبخت مردم. دیدن این نوار زجر و ریاضت است. نگارنده این زجر و ریاضت را تحمل کرده تا شما خوانندگان علاقمند به فیلم تحمل نکنید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع کاووسی مردمی را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها نهی می&amp;zwnj;کرد که برای دیدن آن&amp;zwnj;ها سر و دست می&amp;zwnj;شکستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بحث در مورد ارزش&amp;zwnj;های هنری یا تجاری فیلم&amp;zwnj;های فارسی، منتقدانی چون هوشنگ کاووسی نه تنها هرگونه ارزش هنری این فیلم&amp;zwnj;ها را انکار کرده بلکه حتی منکر جنبه&amp;zwnj;های تجاری این فیلم&amp;zwnj;ها نیز شده&amp;zwnj;اند. کاووسی در این مورد می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;مسأله این است که آیا سینما به عنوان یک واحد تولیدکننده دارای ارزش هست یا نه؟ و به عقیده من متأسفانه پاسخ، نومیدکننده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد کاووسی، سینمای فارسی از نظر اقتصادی هم یک تجارت نبود و وی آن را &amp;laquo;دکانداری&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامید چرا که به اعتقاد او، &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;zwnj;ساز، همانند یک دکاندار می&amp;zwnj;خواهد از نزدیک&amp;zwnj;ترین و غیرمعقولانه&amp;zwnj;ترین راه به منافع بیشتری دست یابد حال آنکه یک تاجر در این مورد دوراندیشی بیشتری دارد و می&amp;zwnj;کوشد از راه&amp;zwnj;هایی معقولانه و سالم به هدفش برسد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی به اصلاح سینمای فارسی نیز اعتقاد نداشت و معتقد بود که بنای این سینما از آغاز کج بوده است. در این مورد می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;این سینما را من هیچ&amp;zwnj;گاه سینمای ایران نمی&amp;zwnj;خوانم و ترجیح می&amp;zwnj;دهم که آن را&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سینمای فارسی بنامم. چون این سینما از ایرانی بودن تنها این را دارد که فیلم&amp;zwnj;هایش زیر آسمان ایران تهیه شده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj03.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 160px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز دوایی:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;فیلم فارسی را با قلع و قمع سازندگان و توقیف و تکه پاره کردن فیلم&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان اصلاح کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;چون این&amp;zwnj;کار فرهنگ مردم&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;را تغییر نخواهد داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;یکی از مهم&amp;zwnj;ترین انتقادهای کاووسی و منتقدان دهه ۱۳۴۰ به فیلمفارسی، انتقاد از ضعف تکنیکی و ناشیگری سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود. در اغلب نقدهای این دوره، نوعی بی&amp;zwnj;اعتقادی به توانایی&amp;zwnj;های فنی و مهارت&amp;zwnj;های سینمایی فیلم&amp;zwnj;فارسی&amp;zwnj;سازان به چشم می&amp;zwnj;خورد. هوشنگ کاووسی، سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی را فاقد شعور، دانش و آگاهی سینمایی می&amp;zwnj;دانست و معتقد بود: &amp;laquo;فیلمسازان، بی&amp;zwnj;سوادی، بدذوقی و کج&amp;zwnj;سلیقگی خود را به پای نقص وسایل فنی می&amp;zwnj;گذارند. گوش ندهید و بدانید که اگر بهترین وسایل را هم در اختیار اینان قرار دهند، باز همین بلاهت&amp;zwnj;ها را بیرون خواهند داد. درست مثل آنکه بهترین وسایل نوشتن را به&amp;zwnj;دست یک بی&amp;zwnj;سواد بسپارند. اینکه عده&amp;zwnj;ای از این&amp;zwnj;ها ادعا می&amp;zwnj;کنند، مردم نمی&amp;zwnj;فهمند و ما مجبوریم سطح ارزش فیلم&amp;zwnj;ها را پایین بگیریم، دروغ است. چه آن&amp;zwnj;ها، &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت دانش و سواد سینمایی خود را در فیلم می&amp;zwnj;گذارند. یعنی اصولاً قادر نیستند از آنچه می&amp;zwnj;سازند، بهتر به وجود آورند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ضدیت کاووسی با فیلمفارسی به حدی بود که وی بحث و گفت&amp;zwnj;وگو درباره آن را بیهوده دانسته و از آن به عنوان یک &amp;laquo;ننگ ملی&amp;raquo; یاد کرد: &amp;laquo;بحث در مورد فیلمفارسی برای من شکنجه است. چون مرا وامی&amp;zwnj;دارد تا لحظاتی به تصاویر پوچ و بی&amp;zwnj;ربط موجود در این آثار بیندیشم (...) سینمای فارسی در گنداب و لجنزار فرورفته. این&amp;zwnj;هاست آنچه که بیننده را به ابراز تنفر از این نوع فیلمسازی وامی&amp;zwnj;دارد. چگونه مقامات فرهنگی و هنری و نمایشی تن به تحمل این ننگ کلی داده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، فیلمفارسی را &amp;laquo;مظهر ابتذال&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست. وی در یکی از سرمقاله&amp;zwnj;های مجله &amp;laquo;هنر و سینما&amp;raquo;، در مورد فیلم &amp;laquo;مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;اگر یک فیلم مبتذل و ابلهانه ساخته شد که فقط ۵ یا ۱۰ دقیقه آن دارای ارزش بود، من کلاهم را در مقابل سازنده&amp;zwnj;اش برمی&amp;zwnj;دارم و به نبوغ او درود می&amp;zwnj;فرستم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی تمسخر این سینما را &amp;laquo;کاری مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست و سینمای فارسی را به زن خودفروشی تشبیه می&amp;zwnj;کرد که از راه فروش تن خود نان می&amp;zwnj;خورد. او زمانی که در مقام یکی از مسئولین ممیزی فیلم&amp;zwnj;ها در وزارت فرهنگ و هنر قرار گرفت، ماده&amp;zwnj;ای را در آیین&amp;zwnj;نامه سانسور فیلم گنجاند که جلوی ساختن &amp;laquo;فیلم مبتذل&amp;raquo; را بگیرد: &amp;laquo;باید از نمایش فیلم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;ارزش که موجب ابتذال و آسان&amp;zwnj;پسندی در عموم می&amp;zwnj;گردد، جلوگیری شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی قاطعانه می&amp;zwnj;گفت که فیلم &amp;laquo;مبتذل و بی&amp;zwnj;ارزش&amp;raquo; باید بدون بیم و ملاحظه رد شود تا اشخاص جسارت ساختن آن را نداشته باشند. او در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰، در میزدگردی پیرامون سینمای ایران، در دفاع از سانسور فیلم فارسی گفت: &amp;laquo;من اعتقاد دارم در مورد سانسور، مثبت&amp;zwnj;ترین کاری که شد همین مبارزه با ابتذال بود و نظر من این بود که با ماده ۲۰ بتوانم جلوی مقداری از فیلم&amp;zwnj;ها و کار تعدادی از فیلمساز&amp;zwnj;ها را بگیرم. حالا متأسفانه کار به آنجا رسیده که می&amp;zwnj;گویند ابتذال یعنی چه؟ (...) این سینمای آسان و مبتذل است. چون فیلمساز آن احتیاج ندارد که باسواد باشد. این&amp;zwnj;ها فاقد شعور سینمایی هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی امروز به فیلم&amp;zwnj;های فارسی آن دوره نگاه می&amp;zwnj;کنیم، می&amp;zwnj;توانیم به کاووسی حق بدهیم و با او در مورد ضعف&amp;zwnj;های ساختاری و فنی و سطحی&amp;zwnj;نگری و ابتذال موجود در آن&amp;zwnj;ها موافق باشیم اما به گمان من، آنچه که در نوشته&amp;zwnj;های کاووسی نادیده گرفته شد، این بود که او نتوانست ریشه استقبال توده&amp;zwnj;ها از فیلمفارسی و علت مقبولیت آن در نزد تماشاگران عام سینمای ایران را دریابد و به آن&amp;zwnj;ها توجه کند. در حالی که به عقیده پرویز دوایی، منتقد فیلم هم&amp;zwnj;عصر کاووسی، &amp;laquo;فیلمفارسی باید چیزی از هویت ایرانی در آن باشد که با همه ضعف&amp;zwnj;های تکنیکی و نارسایی&amp;zwnj;های بیانی&amp;zwnj;اش مورد استقبال مردم عامه قرار می&amp;zwnj;گیرد و برای آن&amp;zwnj;ها جذاب است.&amp;raquo; دوایی، بر خلاف کاووسی، معتقد بود که فیلمفارسی، &amp;laquo;واقعیتی انکارناپذیر&amp;raquo; است که جای مهمی در زندگی اکثریت مردم ایران دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخورد تحقیرآمیز منتقدان ایرانی با پدیده فیلمفارسی و همکاری کاووسی با دستگاه ممیزی برای سانسور و حذف فیلمفارسی، کوشش بیهوده&amp;zwnj;ای بود و نه تنها نتیجه&amp;zwnj;ای نداد بلکه اعتبار او را به عنوان یک منتقد سینمایی مستقل، زیر سؤال برد. کاملاً روشن بود که منتقد ایرانی با متوسل شدن به سانسور، نمی&amp;zwnj;توانست جلوی یک پدیده مهم اجتماعی را بگیرد و سینمای بهتری (!) را جایگزین آن کند. به جای آن سازندگان فیلمفارسی را به صف&amp;zwnj;آرایی و جبهه&amp;zwnj;گیری در برابر منتقدان سینمایی واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرویز دوایی،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان با واقع&amp;zwnj;نگری و تشخیص درست این موضوع، چنین نوشت: &amp;laquo;اقدامات بازدارنده بی&amp;zwnj;تعمق نظیر بگیر و ببندی که اخیراً سانسور در مورد فیلم&amp;zwnj;های فارسی به&amp;zwnj;راه انداخته است در راه اصلاح فیلم فارسی هیچ&amp;zwnj;گونه ثمری نخواهد داشت (...) فیلم فارسی را با قلع و قمع سازندگان و توقیف و تکه پاره کردن فیلم&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان اصلاح کرد. چون این&amp;zwnj;کار فرهنگ مردم را تغییر نخواهد داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در حمله علیه ابتذال فیلمفارسی، تنها نبود بلکه منتقدانی چون هژیر داریوش و فرخ غفاری، مورخ و سینماگر پیشرو ایران نیز علیرغم اختلاف&amp;zwnj;هایش با هوشنگ کاووسی در زمینه نقد فیلم و جریان&amp;zwnj;های سینمایی در ایران، در این مورد، با وی هم عقیده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقدهای هوشنگ کاووسی بر فیلم&amp;zwnj;های فارسی، غالباً مورد تأیید، منتقدان سینمایی و روشنفکران عصرش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj04.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 249px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابراهیم گلستان:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;کاووسی حق بزرگی به گردن سینمای ایران دارد. اصطلاح فیلم فارسی&amp;zwnj;اش هم کاملاً درست بود. کاووسی علاقه عجیبی به سینما داشت و دیوانه فیلم ساختن بود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;اما نمی&amp;zwnj;توانست فیلم درست بکند یک آدم رمانتیک بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;توانایی بیرون ریختن ذهنیاتش&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;را به صورت فیلم نداشت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و چون به سینمای فارسی حمله می&amp;zwnj;کرد، و خیلی هم خوب کار می&amp;zwnj;کرد که حمله می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;آدم خرابکاری نبود، &amp;zwnj;درست حمله می&amp;zwnj;کرد. آدمی بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;می&amp;zwnj;گفت این فیلم مزخرف است و افکار و اندیشه&amp;zwnj;ها را کج و کوله می&amp;zwnj;کند خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. این کار به فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; هم کشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان، نویسنده و سینماگر برجسته ایران در گفت&amp;zwnj;وگو با نگارنده در کتاب &amp;laquo;نوشتن با دوربین&amp;raquo; در مورد کاووسی و تأثیر نوشته&amp;zwnj;هایش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;کاووسی حق بزرگی به گردن سینمای ایران دارد. اصطلاح فیلم فارسی&amp;zwnj;اش هم کاملاً درست بود. کاووسی علاقة عجیبی به سینما داشت و دیوانه فیلم ساختن بود. اما نمی&amp;zwnj;توانست فیلم درست بکند یک آدم رمانتیک بود که توانایی بیرون ریختن ذهنیاتش را به صورت فیلم نداشت و چون به سینمای فارسی حمله می&amp;zwnj;کرد، و خیلی هم خوب کار می&amp;zwnj;کرد که حمله می&amp;zwnj;کرد. آدم خرابکاری نبود، &amp;zwnj;درست حمله می&amp;zwnj;کرد. آدمی بود که می&amp;zwnj;گفت این فیلم مزخرف است و افکار و اندیشه&amp;zwnj;ها را کج و کوله می&amp;zwnj;کند خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. این کار به فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; هم کشید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از معروف&amp;zwnj;ترین نقدهای کاووسی، نقدی بود که وی بر فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; مسعود کمیایی نوشت، فیلمی که در زمان نمایش خود به محور بحث&amp;zwnj;های انتقادی فیلم در میان منتقدان و روشنفکران دهه ۱۳۴۰تبدیل شد. برخی از مهم&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های سینمایی و روشنفکری آن زمان مثل ابراهیم گلستان، پرویز دوایی و نجف دریابندری، ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و مضمونی آن را ستودند و برخی دیگر مثل دکتر هوشنگ کاووسی به آن حمله کرده و آن را فیلمی ارتجاعی و عقب&amp;zwnj;مانده توصیف کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی که با خواندن نوشته تأییدآمیز گلستان بر فیلم قیصر به دیدن آن رفت، در نقدش بر این فیلم که با عنوان &amp;laquo;از داج&amp;zwnj;سیتی تا بازارچه نایب گربه&amp;raquo; منتشر شد، نوشت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آن&amp;zwnj;روز صبح که مقاله آقای ابراهیم گلستان در یک روزنامه درآمد، بعد از ظهرش به تماشای فیلم قیصر رفتم و آنچه که برایم بعد از تماشا ماند، تأسف برای وقت از دست رفته و یأس از گلستان با آن دانش سینمایی و توانایی فیلمسازی&amp;zwnj;اش بود. گلستان وقت مرا ضایع کرد. خدا نمی&amp;zwnj;دانم چکارش کند. حالا من هم تلافی می&amp;zwnj;کنم و این بحث را به نیاز توجه خاص او به فیلم قیصر می&amp;zwnj;سازم که در شأن نزول آن گلستان مقاله نوشت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای کاووسی، فیلم قیصر، نمونه دیگری از سینمایی بود که او &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامید و از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زوایه به آن حمله کرد که به فیلم&amp;zwnj;های فارسی دیگر می&amp;zwnj;تاخت: &amp;laquo;وقتی قیصر را تماشا می&amp;zwnj;کنم وصلت آن را با فیلمفارسی عیان می&amp;zwnj;بینم و درمی&amp;zwnj;یابم که این فیلم ثمر &amp;quot;بیگانه بیا&amp;quot; و &amp;quot;غول بیابونی&amp;quot; است که در &amp;quot;قهوه&amp;zwnj;خانه قنبر&amp;quot; اتفاق افتاده و وقتی این نکته&amp;zwnj;ها در ذهنم شکل می&amp;zwnj;گیرد، می&amp;zwnj;روم دوباره مقاله گلستان را می&amp;zwnj;خوانم و&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان یأس&amp;zwnj;ها و تردید&amp;zwnj;ها باز از خاطرم می&amp;zwnj;گذرد. می&amp;zwnj;بینم که پرورش مایه سناریوی قیصر، یکراست از توبره &amp;quot;فاروست&amp;quot; به آخور قیصرنویس و قیصرساز می&amp;zwnj;افتد و صدای تلپ آن شنیده می&amp;zwnj;شود. مایه&amp;zwnj;ای که تنها نیفتاده، چه اگر تنها و خام می&amp;zwnj;افتاد، عیبی نداشت، بلکه با پرورش و بستگی&amp;zwnj;های محلی&amp;zwnj;اش افتاده است. خیلی چیزهای این جنگل چاقو که از خیلی چیزهای جنگل ششلول داج&amp;zwnj;سیتی فاروست جاری می&amp;zwnj;شود، از طریق راه&amp;zwnj;آب فیلمفارسی&amp;zwnj;ساز در زیر بازارچه&amp;zwnj;ی نایب گربه سر درمی&amp;zwnj;آورد. تنها تفاوتی که پیدا می&amp;zwnj;کند، حیاط آجر فرش و پنجدری و چادر نماز و حمام و قهوه&amp;zwnj;خانه و گذر مهدی موش و صحن و حرم و گنبد است و فولکلور خالص است که سینمای اصیل را می&amp;zwnj;سازد و ازین قرار کار&amp;zwnj;ها تمام می&amp;zwnj;شود و مشکلی به نام فیلمفارسی باقی می&amp;zwnj;ماند و ایرانی تصمیم می&amp;zwnj;گیرد که فیلم ایرانی بسازد و آن را ادامه دهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان در مورد نقد کاووسی بر قیصر &amp;laquo;در نوشتن با دوربین&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;وقتی فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; درآمد، خوب کاووسی معتقد بود که این دنباله&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فیلم&amp;zwnj;های چاقوکشی و بزن&amp;zwnj;بزن خاچیکیان و غیره است. خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. اما در داخل این چاقوکشی&amp;zwnj;ها، یک مقدار هم قریحه بود. در واقع کیمیائی با &amp;quot;قیصر&amp;quot; دو کار مهم انجام داد. یکی اینکه از هیچ آمده بیرون و به صورت غریزی یک فیلم شسته رفته درست کرده. دیگر اینکه مسئله مقاومت در برابر ظلم محیط در آن بود. ولی خود کاووسی هم درست می&amp;zwnj;گفت و در حقیقت حرکت کیمیائی در سینما ادامه&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حرکت&amp;zwnj;ها بود و هنوز هم دنبال&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حرف&amp;zwnj;ها هست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما به گمان من کاووسی نتوانست روح آنارشیستی و رئالیسم ستیزه&amp;zwnj;جویانه&amp;zwnj;ای را که در قیصر جاری بود، درک کند. &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، روایت زندگی قهرمانی زخم&amp;zwnj;خورده، عاصی و ستیزه&amp;zwnj;جو با پایانی تراژیک بود که نمونه آن در سینمای فارسی پیش از آن ساخته نشده بود. همه آنچه که کاووسی به عنوان ضعف فیلم قیصر برشمرده بود، در واقع جزو ویژگی&amp;zwnj;های منحصر به فرد قیصر و عامل تمایز آن با فیلم&amp;zwnj;های فارسی هم&amp;zwnj;عصرش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شخصیت&amp;zwnj;پردازی قیصر و شیوه روایت فیلم، علیرغم تمام ضعف&amp;zwnj;هایی که دارد، عمل خشونت&amp;zwnj;بار و ضد مدرن شخصیت اصلی آن را توجیه می&amp;zwnj;کرد و از این منظر نقد کاووسی و ایرادهایی که در این زمینه به فیلم گرفته بود از قبیل اینکه چرا قیصر خود مأمور اجرای عدالت و مجازات بدکاران می&amp;zwnj;شود و برای این&amp;zwnj;کار به پلیس مراجعه نمی&amp;zwnj;کند و یا اینکه چرا این حادثه در منطقه&amp;zwnj;ای متروک و یا گذشته&amp;zwnj;ای دور اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد و در قلب یک شهر مدرن روی می&amp;zwnj;دهد، پرسش&amp;zwnj;هایی مربوط به خارج از دنیای فیلم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مخالفت و دشمنی کاووسی با فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، قابل درک است چرا که فیلفارسی، از نظر ساختاری، دارای مشکلات جدی و اساسی بود و از نوعی جهالت در فرم و معنا رنج می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما به اعتقاد من، نگاه غیر آکادمیک، تحقیرآمیز و سراسر شماتت&amp;zwnj;بار هوشنگ کاووسی و منتقدان دیگر ایرانی به فیلم فارسی، باعث شد که این نوع سینمای محبوب و پرطرفدار در میان عوام ایرانی، هرگز آن چنان که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار نگیرد و دلایل محبوبیت و نفوذ آن در میان عامه، تا حد وسیعی ناشناخته بماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویکرد تحقیر&amp;zwnj;آمیز کاووسی به سینمای فارسی و پدیده &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo;، تا مدت&amp;zwnj;ها، رویکرد مسلطی در ادبیات سینمایی ایران بود و نفوذ زیادی در میان منتقدان ایرانی داشت. بسیاری از منتقدان امروز سینمای ایران، هنوز نیز کم و بیش با رویکرد مشابه هوشنگ کاووسی به محصولات سینمای بدنه و جریان اصلی سینمای ایران می&amp;zwnj;نگرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی با اینکه منتقد صریح و بی&amp;zwnj;پروایی بود اما تاب تحمل نقد دیگران را نداشت. به یاد دارم که نخستین بار در دفتر مجله دنیای سخن با او ملاقات کردم و برای پرونده صد سالگی سینما، با او مصاحبه&amp;zwnj;ای انجام دادم که در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نشریه منتشر شد اما کاووسی بعد از خواندن مصاحبه و مقدمه من بر آنکه اندکی لحن انتقادی داشت، سخت برآشفته شد و کینه به دل گرفت و به سردبیر مجله دنیای سخن زنگ زد و از او خواست که مرا از نشریه بیرون کند. بعد از آن نیز هر بار در هر جا که مرا می&amp;zwnj;دید، روی خود را برمی&amp;zwnj;گرداند و بی&amp;zwnj;اعتنایی می&amp;zwnj;کرد. یک&amp;zwnj;بار دیگر نیز به درخواست علی دهباشی، سردبیر مجله کلک برای تهیه ویژه&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ای درباره کاووسی و گفت&amp;zwnj;وگو با او به منزل او رفتیم. ابتدا با اکراه پذیرفت اما در میانه گفت&amp;zwnj;وگو، از پرسش&amp;zwnj;های چالش&amp;zwnj;گرانه من برآشفت و گفت&amp;zwnj;وگو را قطع کرد و به علی دهباشی گفت که حاضر نیست با این فرد (یعنی من) گفت&amp;zwnj;وگو کند. من نیز ادامه گفت&amp;zwnj;وگو را بی&amp;zwnj;فایده دیده و از شرکت در آن پرونده منصرف شدم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، علاوه بر نقدنویسی، چند فیلم هم ساخت که هیچ&amp;zwnj;کدام از آن&amp;zwnj;ها نه تنها موفقیتی در گیشه و جذب مخاطب عام نداشت بلکه مورد توجه منتقدان سینمایی آن دوره نیز قرار نگرفت. &amp;laquo;ماجرای زندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;۱۷ روز به اعدام&amp;raquo; و &amp;laquo;خانه کنار دریا&amp;raquo; از جمله این فیلم&amp;zwnj;ها بود. وی همچنین مدت&amp;zwnj;ها، مدیرمسئول و سردبیر نشریه سینمایی مجله &amp;laquo;هنر و سینما&amp;raquo; و همچنین دبیر جشنواره فیلم&amp;zwnj;سازان جوان منطقه آسیا و اقیانوسیه (A. B. U)&amp;nbsp; در شیراز بود. مسئولیت &amp;laquo;سینه کلوپ ایران&amp;raquo;، تدریس در دانشکده هنرهای دراماتیک و مدرسه عالی تلویزیون و سینما (دانشکده صدا و سیمای فعلی) و مسئولیت خانه فرهنگ فیلم در تلویزیون ملی ایران، از جمله مسئولیت&amp;zwnj;های سینمایی کاووسی در قبل از انقلاب بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی بعد از انقلاب نیز به نوشتن نقد فیلم و مطالب سینمایی در زمینه تاریخ سینما ادامه داد و تا سال&amp;zwnj;ها از نویسندگان دائمی نشریه سینمایی &amp;laquo;فیلم&amp;raquo; بود. او از ستایشگران فیلم&amp;zwnj;های محسن مخلمباف و از منتقدان سرسخت آثار بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یادش گرامی باد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فهرست منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱-حرف&amp;zwnj;های ماقبل آخر- نگین شماره ۵۷. بهمن ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۲- مجله فردوسی. شماره ۱۵۲. شهریور ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۳- فیلم و هنر. شماره ۸. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۴- فیلم و هنر. شماره ۲۵. آبان ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۵- فیلمفارسی چیست؟. حسین معززی نیا. نشر ساقی.&lt;br /&gt;
	۶- هوشنگ کاووسی. ستاره سینما. شماره ۲۴. ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۷- تاریخ سینمای ایران. مسعود مهرابی. انتشارات مجله فیلم.&lt;br /&gt;
	۸- امید ایران. شماره ۴۳. فروردین ۱۳۳۴.&lt;br /&gt;
	۹- امید ایران. شماره ۵۱. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۱۰- آیندگان. شماره ۱۴۱. شانزده خرداد ۱۳۴۷.&lt;br /&gt;
	۱۱- هنر و سینما. سال اول. شماره ۳. فروردین ۱۳۴۰&lt;br /&gt;
	۱۲- ستاره سینما. شماره ۷۲۶. سال هفدهم. آبان ۱۳۴۹ (گفتگوی هوشنگ کاووسی با جمشید اکرمی)&lt;br /&gt;
	۱۳- صدف. شماره ۲. آبان ۱۳۳۶&lt;br /&gt;
	۱۴- گناه نابخشودنی فیلم فارسی. ستاره سینما. شماره ۶۶۶. خرداد ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۱۵-فرهنگ و زندگی. میزگرد سینمای ایران. شماره ۱۸. تابستان ۱۳۵۴&lt;br /&gt;
	۱۶- زندگی و سینما در ایران. مجله تلاش شماره ۲. مرداد ۱۳۴۵&lt;br /&gt;
	۱۷-تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. (مجموعه مقالات زیر نظر عباس بهارلو). دفتر پژوهش&amp;zwnj;های فرهنگی تهران. ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Fri, 22 Mar 2013 20:27:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25459 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>زيبایی‌شناسی قتل و خشونت در « قيصر»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی، قسمت دوازدهم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parvjahgh01.jpg?1360973354&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - زیبایی&amp;zwnj;شناسی قتل در فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; قابل توجه است. صحنه&amp;zwnj;های قتل با دقت و مهارت خاصی طراحی و اجرا شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;صحنه قتل در حمام با تیغ دلاکی (کشتن نخستین قربانی)، بسیار خشونت&amp;zwnj;آمیز و تکان&amp;zwnj;دهنده است و همانند صحنه قتل جنت لی زیر دوش آب درفیلم &amp;laquo;روانی&amp;raquo; هیچکاک پرداخت شده است. کریم آب منگل زیر دوش نمره قرار دارد. قیصر وارد دوش می&amp;zwnj;شود. دو مرد به هم می&amp;zwnj;پیچند. دوربین از بالا شاهد درگیری آن دو است. در نمایی بسیار نزدیک، قیصر با تیغ، ضربات تندی بر سر و صورت کریم وارد می&amp;zwnj;آورد. نمایی از صورت پر از خون کریم نشان داده می&amp;zwnj;شود که از درد فریاد می&amp;zwnj;کشد اما تنها صدای آب دوش شنیده می&amp;zwnj;شود. نمای کلوزآپی از دست قیصر که تیغ خونین را بالای دیوار دوش می&amp;zwnj;گذارد. به دنبال آن نمای دست خون&amp;zwnj;آلودی می&amp;zwnj;آید که بر روی کاشی&amp;zwnj;های سفید کشیده می&amp;zwnj;شود و پس از آن نمایی از کف حمام نشان داده می&amp;zwnj;شود که آب و خون بر آن جاری است. در تک تک نماهای این صحنه، خشونت موج می&amp;zwnj;زند. در صحنه سلاخ&amp;zwnj;خانه نیز با اینکه کیمیائی از نمایش مستقیم کشتن رحیم آب منگل می&amp;zwnj;پرهیزد اما حرکت قیصر در میان لاشه&amp;zwnj;های آویخته گوشت و مونتاژ موازی با ضربه&amp;zwnj;های کارد که لاشه گاو را تکه تکه می&amp;zwnj;کند، خشونت صحنه را دو چندان می&amp;zwnj;سازد؛ و سرانجام در سکانس نهایی نیز که در ایستگاه متروکه راه آهن می&amp;zwnj;گذرد، خشونت شکل عریان&amp;zwnj;تر و بی&amp;zwnj;رحمانه&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابد. ضربه&amp;zwnj;های چاقوی قیصر و قربانی&amp;zwnj;اش (منصور آب منگل) شکم هر دو را دریده و نمایشی خونین و دلخراش از خشم و نفرت و انتقام به راه می&amp;zwnj;اندازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh02.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز جاهد: &lt;/strong&gt;انتقام فردی قیصر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جنبه&amp;zwnj;ای سیاسی یافت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و به عنوان نشانه&amp;zwnj;ای&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از یک اعتراض و شورش عمومی &amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;بر علیه دستگاه حاکم تعبیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;از مجموع هفت مرگی که در قیصر اتفاق می&amp;zwnj;افتد، پنج تای آن&amp;zwnj;ها با ضربه&amp;zwnj;های چاقوست. از این نظر، فیلم قیصر یکی از خشن&amp;zwnj;ترین آثاری است که تاکنون در سینمای ایران ساخته شده است. خشونتی که بازتاب خشونت جاری در جامعه ایران در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰ و پیش&amp;zwnj;گویی خشونت&amp;zwnj;هایی است که در دهه&amp;zwnj;های بعد در فضای سیاسی ایران رخ می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد احمد میر احسان، منتقد فیلم &amp;laquo;چاقوی قیصر، تفسیری هم&amp;zwnj;نوا با روحیه و تجربه زمانه و روان&amp;zwnj;شناسی نسل جوان آن سال&amp;zwnj;ها و راه حل روشنفکران آن دوران داشت. این یک نماد کاملاً ایرانی بود که به همه آن تئوری&amp;zwnj;های مبارزه قهرآلود و جان بر کف رسالات مخفی، مشروعیت ریشه&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;داد. با قیصر، نوجوان اهل کتاب و اعلامیه، از قتل آشنازدایی می&amp;zwnj;کرد و به آن هویتی روشنفکرانه می&amp;zwnj;داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در گفتمان سنت و مدرنیته در ایران نیز یک نمونه اثری شاخص و قابل توجه است که فضای سیاسی و اجتماعی ایران دهه ۱۳۴۰ و تضادهای جامعه ایرانی در آن بازتاب یافته است. اگر قیصر را در کانتکست سیاسی، اجتماعی دوره تاریخی خاص آن یعنی دهه ۱۳۴۰ ایران بررسی کنیم آن را در ظاهر حامل ایدئولوژی سنتی، مردسالار، خشن و واپس&amp;zwnj;گرایی خواهیم یافت که در برابر روند پرشتاب مدرن شدن و به عبارتی بهتر، غربی شدن جامعه مقاومت می&amp;zwnj;کند. از این منظر قیصر مبلغ و مدافع تمام ارزش&amp;zwnj;های سنتی و ضد مدرن و بیانگر دیدگاه&amp;zwnj;های جزمی &amp;zwnj;و ایدئولوژیک روشنفکران آن عصر خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما از سوی دیگر، دهه ۱۳۴۰، دهه&amp;zwnj;ای است که پروژه مدرنیزه کردن و غربی کردن جامعه به شدت از بالا یعنی از سوی حکومت شاه دنبال می&amp;zwnj;شود و به دلیل بافت و ساختار سیاسی جامعه، مقاومت&amp;zwnj;هایی را نیز در پایین یعنی در مردم سبب شده است. دوره&amp;zwnj;ای که استبداد سیاسی، اختناق و سانسور شدید سیاسی، راه را بر هرگونه دیالوگی بین حکومت و مخالفان آن بسته است. در چنین شرایطی، مخالفان حکومت با خاستگاه&amp;zwnj;ها و ایدئولوژی&amp;zwnj;های مختلف از نیروهای مارکسیستی گرفته تا تندروهای اسلامی &amp;zwnj;در مخالفت با ایده&amp;zwnj;ها و برنامه&amp;zwnj;های حکومت به خشونت و ترور روی آورده&amp;zwnj;اند. قیصر محصول نگاه چنین دوره&amp;zwnj;ای است. فضا و دنیای ظلم&amp;zwnj;ستیز و عدالت&amp;zwnj;طلبانه قیصر و قانون&amp;zwnj;شکنی عصیان&amp;zwnj;گرایانه قهرمان آن دقیقاً با خواست&amp;zwnj;ها و تمایلات روشنفکران معترض از یک سو و آرزوهای سرکوب شده جوانان عاصی از سوی دیگر، همخوانی داشت. به این ترتیب، انتقام فردی قیصر جنبه&amp;zwnj;ای سیاسی یافته و به عنوان نشانه&amp;zwnj;ای از یک اعتراض و شورش عمومی &amp;zwnj;بر علیه دستگاه حاکم تعبیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد میراحسان، در تحلیل خود از فیلم قیصر معتقد است که بدون درک روحیه زمانه نمی&amp;zwnj;توان موفقیت کم&amp;zwnj;نظیر و کارکرد اجتماعی و اخلاقی قیصر را درک کرد. وی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در پایان دهه چهل، بد یا خوب، فیلم قیصر، رؤیای مخفی مردم یک دوران، رؤیای آفریننده و سازنده و روشنفکران جوان و رؤیا&amp;zwnj;های عاصی زمانه را با هم بازمی&amp;zwnj;گفت؛ زمانه&amp;zwnj;ای با پرسش&amp;zwnj;هایی که تنها با رجوع به متن آن دهه می&amp;zwnj;توان آن&amp;zwnj;ها را به درستی درک کرد. بدون یادآوری آن فضا، آن روحیات، آن اعتقادات و عواطف و آن یأس&amp;zwnj;ها و دلمردگی&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان متوجه رؤیای فیلم قیصر شد. رؤیای خواهر تجاوز شده و ضرورت کاربرد چاقو و در کف نهادن جان که حاصل سرخوردگی و بی&amp;zwnj;اعتمادی از فرهنگ بی&amp;zwnj;ریشه&amp;zwnj;ای بود که عناصر سنتی اخلاقیات گذشته و مفاهیمی نظیر مردانگی، غیرت وناموس&amp;zwnj;پرستی را با لاقیدی و عشرت&amp;zwnj;طلبی آزادانه خود به سخره می&amp;zwnj;گرفت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 144px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;نجف دریابندری:&lt;/strong&gt; قیصر به هیچ وجه امکان ادامه حیات ندارد،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یا باید وجود خود را نفی کند&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و با آنچه بوده و هست وداع گوید،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یعنی به یک معنی حقیقی بمیرد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و یا آنکه در واقع&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به پیشباز مرگ برود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;به نظر میراحسان، جوان عصیانگر ایرانی &amp;laquo;قیصر را تمثیل مردانگی و غیرتمندی یافت. از انتقام او خشمش فرومی&amp;zwnj;نشست و سرشار از احساسات پاک و منزه&amp;zwnj;طلبانه نفی شر می&amp;zwnj;شد. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حال که عاشق هنر و ادبیات و سینمای آوانگارد غربی بود. البته در این هوا، نه قیصر بلکه حادثه سیاهکل، رادیو میهن&amp;zwnj;پرستان، اعلامیه&amp;zwnj;های سازمان&amp;zwnj;های چریکی، چه&amp;zwnj;گوارا، ساواک، شکنجه، اخبار مقاومت کتیرائی و آیت&amp;zwnj;الله طالقانی و حنیف&amp;zwnj;نژاد و اندکی لنین و خیلی استالین و بیشتر از آن&amp;zwnj;ها مائو و کاسترو و ماریگلا که تضاد کافکا و گوگن و پیکاسو را با هوشی مینه و احمد&amp;zwnj;زاده... به سود مشی چریکی حل می&amp;zwnj;کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویکرد اخلاقی قیصر، کاملاً سنتی و ضد مدرن است و در فرهنگ بدوی و قبیله&amp;zwnj;ای- عشیره&amp;zwnj;ای ریشه دارد. قیصر مدافع ارزش&amp;zwnj;ها و اخلاقیات و فرهنگی است که در آن شرافت، ناموس&amp;zwnj;پرستی، مردانگی، غیرت و حق&amp;zwnj;طلبی اهمیت داشته و ستایش می&amp;zwnj;شود. احمد میراحسان در انتقاد از فردگرایی قیصر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;حرکت فردی قیصر و خشونت و قتل و عملکرد ضد قانونی او و موجودیت سطحی&amp;zwnj;اش، از منظر مدرنیته، غیر قابل دفاع و بد&amp;zwnj;ترین جلوه فرهنگ مردسالار عشیره&amp;zwnj;ای است که مفاهیمی چون غیرت، ناموس و شرافت، ارزش&amp;zwnj;های مقدس اخلاقی او به شمار می&amp;zwnj;آیند. انتقاد از این حرکت، به معنی تأیید تجاوز به خواهر قیصر نیست که آن هم از نظر تلقی مدرن، تجاوز آشکار به حقوق فردی است و مستوجب مجازات قانونی. اما از سوی دیگر، مقابله با تجاوز، به معنی تأئید اقدام به جرم قیصر نمی&amp;zwnj;تواند باشد، حتی با قبول تفسیر دور و دراز روشنفکران موافق که خارج از ظرفیت واقعی قیصر بود، اگر این فیلم، قصد مقابله با نظم فاسد موجود را داشت، باز راه حل بیهوده، خشن و عشیره&amp;zwnj;ای را پیشنهاد می&amp;zwnj;کرد که نه به حفظ شرافت بلکه به کشت و کشتار ختم می&amp;zwnj;شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما پرویز دوایی در نقد مشهور خود که در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان منتشر شد، از منظری متفاوت به فیلم قیصر نگاه کرده است. دوایی در نقد ستایش&amp;zwnj;گرانه خود بر &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، با رویکردی اخلاق&amp;zwnj;گرایانه به دفاع از ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی فیلم برخاست. وی با صراحت، اقدام عصیان&amp;zwnj;گرایانه و فردی قیصر را ستود و آن را حماسه &amp;laquo;شکست&amp;raquo; نامید. دوایی حرکت قیصر را مبتنی بر &amp;laquo;مردی و مردانگی و غیرت و جوانمردی&amp;raquo; ارزیابی کرده و آن را &amp;laquo;انسانی&amp;zwnj;ترین، سالم&amp;zwnj;ترین، لذت&amp;zwnj;بخش&amp;zwnj;ترین عملی&amp;raquo; دانست که از &amp;laquo;مردی چون او (قیصر) می&amp;zwnj;توان انتظار داشت. گیرم این عمل منطقی و قانونی و مذهبی نیست.... گو نباشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوایی در نوشته خود، بر ارزش&amp;zwnj;های منسوخ شده زمانه حسرت &amp;zwnj;خورده و قیصر را مرگ این ارزش&amp;zwnj;ها دانسته است. به نظر دوایی: &amp;laquo;قیصر، مرثیه مرگ آدم&amp;zwnj;هایی است که ارزش&amp;zwnj;های دنیای &amp;quot;فرمان&amp;quot; و قیصر آن&amp;zwnj;چنان برایشان مهجور شده که تجلی این جور غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی&amp;zwnj;ها نه فقط به نظرشان تعجب&amp;zwnj;آور بلکه خنده&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;نماید و تقصیری هم ندارند. این روزگار، نظام روزگار، وضع را طوری چرخانده که نوجوانان خود، همشیرگان محترم را به پارتی&amp;zwnj;های شوخ و شنگ می&amp;zwnj;برند تا با همشیره محترم دوستان آشنایی به هم برسانند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh04.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 173px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابراهیم گلستان:&lt;/strong&gt; در حجم جسمی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;این فیلم، آدم&amp;zwnj;ها در یک سطح ساده&amp;zwnj;اند. کمتر توجهی به زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;حسی و روح فردی آن&amp;zwnj;ها شده است، هر چند در ظاهر ناموس و انتقام آن&amp;zwnj;ها را به حرکت درآورده است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;em&gt;عکس: پرویز جاهد&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;در واقع دوایی قیصر را بهانه کرده و به انگیزه نقد آن، با رویکردی مشابه رویکرد آل&amp;zwnj;احمد در &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo; و &amp;laquo;در خدمت و خیانت روشنفکران&amp;raquo;، سیاست فرهنگی نظام حاکم و غربزده شدن جامعه را به باد انتقاد می&amp;zwnj;گیرد، غافل از آنکه خروش قیصر در فیلم علیه کسانی صورت می&amp;zwnj;گیرد که اگرچه از نظر شخصیت&amp;zwnj;پردازی، هویت دقیق و روشنی ندارند اما هیچ نشانی از غرب&amp;zwnj;زدگی در ظاهر و رفتار آن&amp;zwnj;ها دیده نمی&amp;zwnj;شود و بیشتر به تیپ&amp;zwnj;های سنتی از نوع قیصر شباهت دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نظر نجف دریابندری نیز &amp;laquo;قیصر، جوان پاکیزه&amp;zwnj;ای است و خونخواهی و قتل جزو ذات او نیست، فقط عارض بر زندگی اوست (...) قیصر جنایتکار نیست. قیصر حتی نازک&amp;zwnj;دل است، چنانکه نمی&amp;zwnj;تواند جان دادن دو ماهی کوچک در یک تنگ آب را تحمل کند، ولی خیلی راحت می&amp;zwnj;تواند تن کریم آب منگل را با تیغ دلاکی&amp;zwnj;اش آش و لاش کند.&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دریابندری این تناقض را ناشی از وضعیتی می&amp;zwnj;داند که قیصر در آن گرفتار است. به اعتقاد دریابندری &amp;laquo;اساس حیات و هستی قیصر نفی شده است. قیصر به هیچ وجه امکان ادامه حیات ندارد، یا باید وجود خود را نفی کند و با آنچه بوده و هست وداع گوید، یعنی به یک معنی حقیقی بمیرد و یا آنکه در واقع به پیشباز مرگ برود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما ابراهیم گلستان نیز با اینکه از مدافعان قیصر به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود اما نگاه او به قیصر فارغ از این&amp;zwnj;گونه داوری&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;های اخلاقی است. از نظر گلستان، &amp;laquo;قیصر آدمی&amp;zwnj; سطحی است. یک قهرمان روحی نیست (...) در حجم جسمی این فیلم، آدم&amp;zwnj;ها در یک سطح ساده&amp;zwnj;اند. کمتر توجهی به زندگی حسی و روح فردی آن&amp;zwnj;ها شده است، هر چند در ظاهر ناموس و انتقام آن&amp;zwnj;ها را به حرکت درآورده است. در واقع آن&amp;zwnj;ها نه عامل&amp;zwnj;اند و نه زیر نفوذ. بازیگراند، می&amp;zwnj;چرخند، تنها برای سرگرمی تماشاگر.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکنون بیش از ۴۰ سال از نخستین نمایش فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; می&amp;zwnj;گذرد. در این فاصله نقد&amp;zwnj;ها و نظرهای زیادی درباره این فیلم نوشته و منتشر شده است، اما نظر به اهمیت آن در تاریخ سینمای ایران، هنوز می&amp;zwnj;توان آن را با رویکردهای مختلف، از نظر تماتیک یا سبکی، بررسی و تجزیه و تحلیل کرد و جنبه&amp;zwnj;های متنی و فرامتنی آن را شکافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، سرمشق کاملی از مسعود کیمیائی برای مسعود کیمیائی. ابراهیم گلستان. نقل از مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثار مسعود کیمیائی. ۱۳۶۴.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، مرثیه&amp;zwnj;ای برای ارزش&amp;zwnj;های از دست رفته. پرویز دوائی. (نقل از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان منبع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، پس از بیست سال سیاه مشق. نجف دریابندری. (نقل از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان منبع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر را فراموش کنیم. احمد میر احسان. فیلم و سینما. شماره ۷. تیر ماه ۱۳۷۷.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/23998/&quot;&gt;لمپنیسم در فیلمفارسی، بخش دهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24281&quot;&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و ظهور قهرمانان ستیزه&amp;zwnj;جو و تیره&amp;zwnj;بخت، بخش یازدهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17371">نجف دریابندری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 16 Feb 2013 00:09:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24444 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تصویر شهر در فیلمفارسی – ۲</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت هشتم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jaheparff01.jpg?1355085215&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با تغییر فضای سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۴۰ و رشد فرهنگ شهری و مدرن و حل شدن روستاییان مهاجر در دل شهر و تقسیم&amp;zwnj;بندی پایتخت به شمال شهر و جنوب شهر، فیلمفارسی و تم&amp;zwnj;ها و فضاهای آن نیز تغییر کرد و به&amp;zwnj;تدریج با فضای جدید جامعه منطبق شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;قهرمان فیلمفارسی دیگر روستایی ساده&amp;zwnj;لوحی نبود که از ده به شهر می&amp;zwnj;آمد و فریب مردان و زنان فاسد شهری را می&amp;zwnj;خورد یا بر عکس، این قهرمانان، کسانی نبودند که از فساد و تباهی زندگی شهری به تنگ آمده و از شهر و شرارت&amp;zwnj;های آن بگریزند و به محیط پاک و بی&amp;zwnj;آلایش روستا پناهنده شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نوشته فریدون جیرانی، اگر در پایان دهه ۱۳۳۰، سازندگان فیلمفارسی نمی&amp;zwnj;توانستند موضع&amp;zwnj;گیری کنند که دختر روستایی تحصیل&amp;zwnj;کرده در بازگشت به روستا باید چگونه زندگی کند و تکلیف پسرعموی بی&amp;zwnj;سواد اما باصفای روستایی&amp;zwnj;اش چه می&amp;zwnj;شود و بین دو طرف سرگردان مانده بودند، در آغاز دهه ۱۳۴۰ تردید&amp;zwnj;ها را کنار گذاشتند.&amp;raquo; (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. ص ۸۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;پرستو&amp;zwnj;ها به لانه باز می&amp;zwnj;گردند&amp;raquo; (۱۳۴۲)، مجید محسنی دیگر آن روستایی ابله و ساده&amp;zwnj;دل نبود که در شهر به فساد کشیده می&amp;zwnj;شد بلکه او زمینش را در روستا فروخت و همراه زن و فرزندش به تهران رفت تا پسرش تحصیل کند و دکتر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jaheparff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 229px;&quot; /&gt;در ژانر جاهلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی، قهوه&amp;zwnj;خانه و کافه، یک نشانه ثابت و آیکونیک بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در دهه ۱۳۴۰ ، تضاد شهر و روستا که تم و زمینه غالب فیلم&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰بود، جای خود را به تضاد بین دو فرهنگ بالاشهری و پایین&amp;zwnj;شهری داد، و فیلمفارسی در تقابل با فرهنگ بالاشهری و ظاهر مدرن و غرب&amp;zwnj;زده آن، به دفاع از سنت&amp;zwnj;ها و باورهای کهنه و آمیخته با تعصب مردمان جنوب شهر پرداخت و رفتار&amp;zwnj;ها و زندگی&amp;zwnj;های بالاشهری را به باد تمسخر گرفت. در این فیلم&amp;zwnj;ها، قهرمانان لمپن جنوب&amp;zwnj;شهری، زمانی که تصادفاً در محیط بالاشهری قرار می&amp;zwnj;گرفتند، به تمسخر فرهنگ آدم&amp;zwnj;های متجدد بالاشهری می&amp;zwnj;پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، آرمان (قارون)، سرمایه&amp;zwnj;دار بیماری بود که همه چیز داشت اما غمگین بود چرا که پزشکان از معالجه او ناامید شده بودند. او به خاطر ظلم&amp;zwnj;هایی که در گذشته نسبت به طبقه پایین جامعه روا داشته بود، احساس عذاب و درماندگی می&amp;zwnj;کرد و برای اینکه گناهانش بخشیده شود، لباس کارگری پوشید و برای زندگی به جنوب شهر رفت و اعلام کرد که دیگر قارون مرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهرمان لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; سیامک یاسمی نیز، مدافع سنت&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;های کهنه و ارتجاعی است. وی به تمسخر فرهنگ و زندگی مدرن پرداخته و به خاطر ضدیت خود با نوگرایی، مورد استقبال اقشار سنتی جامعه شهری قرار می&amp;zwnj;گیرد. لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; (با بازی فردین)، کسی است که از راه جیب&amp;zwnj;بری زندگی&amp;zwnj;اش را می&amp;zwnj;گذراند و بخشی از درآمد دزدی&amp;zwnj;اش را بین فقرا تقسیم می&amp;zwnj;کند. پاتوق او کافه&amp;zwnj;ای در جنوب شهر است که برخلاف فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۳۰، دیگر محل کسب درآمد مشروع قهرمان فیلم نیست بلکه محل تفریح لات&amp;zwnj;ها و اوباش جنوب شهری است. در این کافه زنی هر شب به خاطر فقر مالی و سیر کردن شکم فرزندانش با بیست تومان درآمد می&amp;zwnj;رقصد و آواز می&amp;zwnj;خواند. (فریدون جیرانی. فیلمفارسی چیست؟ ص ۱۲۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب، تیپ روستایی ساده&amp;zwnj;لوح و ابله فیلمفارسی، جای خود را به لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دهد و این تیپ&amp;zwnj;ها، محبوبیت فراوانی در میان عامه سینمارو پیدا می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیگر اخلاق&amp;zwnj;گرایی فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و پیام&amp;zwnj;های ساده&amp;zwnj;لوحانه آن در مذمت شهر برای مخاطبان این نوع سینما، بی&amp;zwnj;معنی بود. مخاطب فیلمفارسی، مزه زندگی شهری مدرن را چشیده بود و از امتیازات آن بهره&amp;zwnj;مند شده بود و دیگر حاضر نبود رفاه زندگی شهری را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرده و به زندگی سخت و پرمشقت روستایی دل ببندد. با این حال این به معنی مدرن شدن او نبود چرا که او هنوز عمیقاً سنتی بود و با برخی جلوه&amp;zwnj;های زندگی مدرن هیچ نسبتی نداشت. او عرقش را می&amp;zwnj;خورد و دهنش را آب می&amp;zwnj;کشید و نماز می&amp;zwnj;خواند&amp;raquo;(تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. ص ۹۶) و از تماشای فیلمفارسی غرق در لذت می&amp;zwnj;شد. حالا سازندگان فیلمفارسی مجبور بودند به جای سوژه&amp;zwnj;های اخلاقی و ضد شهری که تاریخ مصرف آن&amp;zwnj;ها گذشته بود، به فکر درام&amp;zwnj;های شهری در مورد آدم&amp;zwnj;هایی (تیپ&amp;zwnj;هایی) شهری اما با باورهایی به شدت سنتی و عقب&amp;zwnj;مانده باشند. در پاسخ به چنین نیازی بود که ژانر جاهلی، به وجود آمد و به تدریج به ژانر غالب سینمای ایران تبدیل شد و بخش اعظم تولیدات سینمای ایران در دهه ۱۳۵۰ را به خود اختصاص داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لمپن&amp;zwnj;ها، با خود فرهنگ گفتاری، رفتاری و پوششی ویژه&amp;zwnj;ای را به فیلمفارسی می&amp;zwnj;آورند که به شمایل&amp;zwnj;های تصویری ثابت این نوع فیلم&amp;zwnj;ها بدل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد علی اکبر اکبری در کتاب &amp;laquo;لمپنیسم در ایران&amp;raquo;، محل سکونت لمپن&amp;zwnj;ها، عموماً مناطق جنوب شهر تهران و گذرگاه&amp;zwnj;ها، محله&amp;zwnj;ها و خیابان&amp;zwnj;هایی که محل کسب و کار خرده بورژوازی سنتی و تهیدست بود. (لمپنیسم در ایران. ص ۶۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سوی دیگر مسافرخانه&amp;zwnj;های ارزان&amp;zwnj;قیمت و قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;های بزرگ و شبانه&amp;zwnj;روزی که محل زندگی و تجمع لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;ها و لات&amp;zwnj;ها بود، در این مناطق قرار گرفته بود. همین طور مراکز فحشا و کافه&amp;zwnj;های ساز و ضربی که محل خوشگذرانی و تفریح لمپن&amp;zwnj;ها در سابق بود، در این محدوده قرار داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های جاهلی فارسی نیز لوکیشن&amp;zwnj;ها عمدتاً منحصر است به چند قهوه&amp;zwnj;خانه، کافه، کاباره و گذرگاه&amp;zwnj;ها و کوچه پس&amp;zwnj;کوچه&amp;zwnj;های قدیمی جنوب شهر تهران. تهران، شهری بود که داستان بیشتر فیلم&amp;zwnj;های فارسی در آنجا می&amp;zwnj;گذشت چرا که تهران به عنوان پایتخت ایران و یک کلان&amp;zwnj;شهر زود&amp;zwnj;تر از دیگر شهرهای ایران در معرض مدرنیسم قرار گرفته بود و در عین حال بافت سنتی&amp;zwnj;اش را به&amp;zwnj;ویژه در قسمت&amp;zwnj;های جنوب شهر، حفظ کرده بود. به همین دلیل، تضاد سنت و مدرنیته و مقاومت در برابر مدرنیزه کردن جامعه، در آن بارز&amp;zwnj;تر و محسوس&amp;zwnj;تر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به علاوه گویش جاهلی/لمپنی، به عنوان یکی از نشانه&amp;zwnj;های صوتی فیلمفارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، نزدیکی بیشتری با گویش تهرانی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ژانر جاهلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی، قهوه&amp;zwnj;خانه و کافه، یک نشانه ثابت و آیکونیک بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهوه&amp;zwnj;خانه، محل خواب، استراحت، تفریح، شرط&amp;zwnj;بندی، معامله اجناس قاچاق و پاتوق لمپن&amp;zwnj;ها، تبهکاران و افراد مطرود جامعه بود. جاهل فیلمفارسی، اوقاتش را در قهوه&amp;zwnj;خانه به خوردن آبگوشت، نوشیدن چای، کشیدن قلیان و شوخی و شرط&amp;zwnj;بندی با جاهل&amp;zwnj;های دیگر می&amp;zwnj;گذراند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jaheparff03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 277px;&quot; /&gt;قیصر، شخصیتی عاصی، ستیزه&amp;zwnj;جو و تک&amp;zwnj;رو بود که کیمیایی آن را بیشتر تحت تأثیر الگوی قهرمانان شوربخت فیلم&amp;zwnj;های نوآر یا وسترن ساخته بود&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;کافه نیز در فیلمفارسی، هویت مکانی مشخصی داشت و حریم خوشگذرانی و تسویه&amp;zwnj;حساب&amp;zwnj;های شخصی جاهل&amp;zwnj;ها بود. کافه مکانی بود با صندلی&amp;zwnj;های چوبی، میزهای کوچک با دکورهای ارزان&amp;zwnj;قیمت که معمولاً زن رقاصه&amp;zwnj;ای، روی صحنه در برابر مشتریانش (جاهل&amp;zwnj;ها و لمپن&amp;zwnj;ها)، می&amp;zwnj;رقصید و آواز می&amp;zwnj;خواند. لمپن قهرمان فیلمفارسی، با اینکه صاحب کافه نبود اما با قدرت فیزیکی و نفوذ و اعتبارش در میان جاهل&amp;zwnj;ها، اختیار و کنترل کامل آن را در دست داشت و می&amp;zwnj;توانست با شیرین&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;ها و لات&amp;zwnj;بازی&amp;zwnj;هایش، تماشاگران فیلمفارسی را مجذوب کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کافه، نه تنها لوکیشن اصلی فیلمفارسی بود بلکه به عنوان مکان رویداد در برخی فیلم&amp;zwnj;های روشنفکرانه و موج نویی مثل &amp;laquo;خشت و آینه&amp;raquo; ، &amp;laquo;جنوب شهر&amp;raquo;، &amp;laquo;شب قوزی&amp;raquo;، &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و &amp;laquo;کندو&amp;raquo; نیز مورد استفاده قرار گرفت اگرچه این مکان&amp;zwnj;ها در این فیلم&amp;zwnj;ها، به شکل واقع گرایانه و کاملاً متفاوتی تصویر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسعود کیمیایی، در فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با اینکه از برخی آیکون&amp;zwnj;ها و تیپ&amp;zwnj;های شناخته&amp;zwnj;شده فیلمفارسی استفاده کرد اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را به خاطر شخصیت&amp;zwnj;پردازی و پرداخت رئالیستی و ضد رمانتیک آن، مطلقاً نمی&amp;zwnj;توان در رده فیلم&amp;zwnj;های فارسی قرار داد. جاهل فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; اگرچه از نظر شباهت&amp;zwnj;های آشکاری با تیپ لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;های فیلمفارسی داشت اما ویژگی&amp;zwnj;های دیگری هم داشت که او را از این دسته متمایز می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، شخصیتی عاصی، ستیزه&amp;zwnj;جو و تک&amp;zwnj;رو بود که کیمیایی آن را بیشتر تحت تأثیر الگوی قهرمانان شوربخت فیلم&amp;zwnj;های نوآر یا وسترن ساخته بود، اگرچه گویش، منش، رفتار و ظاهر جاهلانه او ریشه در لمپنیسم جنوب&amp;zwnj;شهری داشت و پایبند سنت&amp;zwnj;ها و رسوم خانوادگی و مردانگی بود و عدالت را تکلیف مردانه خود می&amp;zwnj;دانست و به شیوه خود اجرا می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر بچه بازارچه نایب&amp;zwnj;السطنه، آب منگل و کوچه یخچال صغیرا بود که اندوه و خشم فروخفته نسلی عاصی و شورشی و سرخورده از مدرنیزاسیون دستوری را با انتقام فردی&amp;zwnj;اش به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت. او بازتاب عقده&amp;zwnj;های روانی روشنفکران عصر خود بود که تئوری&amp;zwnj;های جنگ مسلحانه چریکی رژی دبره را غرغره می&amp;zwnj;کردند و در حسرت چه&amp;zwnj;گوارا بودن می&amp;zwnj;سوختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاهل سیاه پوش فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با کفش پاشنه&amp;zwnj;خوابیده و نگاه تیز و شکافنده و لحن تلخ و گزنده، بیانگر رمانتیسیسم انقلابی دوران خود بود. او نه تنها برای مردم عادی که از بی&amp;zwnj;عدالتی اجتماعی به تنگ آمده بودند شخصیت جذابی بود بلکه بسیاری از روشنفکران آن زمان را نیز مجذوب خود کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به همین دلیل &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نه تنها مورد استقبال مردم عادی قرار گرفت بلکه برخی از روشنفکران و منتقدان مطرح آن زمان مثل ابراهیم گلستان، نجف دریابندری و پرویز دوایی به ستایش از آن پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، علیرغم تفاوت&amp;zwnj;های بارزش با فیلمفارسی&amp;zwnj;های آن دوره، چه از نظر درونمایه و چه ساختار سینمایی، شباهت&amp;zwnj;های ظاهری بسیاری با فیلم&amp;zwnj;های فارسی داشت و همین شباهت&amp;zwnj;ها باعث شد که برخی از منتقدان مثل هوشنگ کاووسی ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و نوآوری&amp;zwnj;های آن را نبینند و با معیارهای نقد فیلمفارسی، آن را محک زده وبه آن حمله&amp;zwnj;ور شوند. از سوی دیگر، &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نسبت نزدیکی با همه گفتمان انتقادی ضد مدرن دهه ۱۳۴۰ داشت که در سخنان نویسندگانی چون جلال آل احمد و علی شریعتی منعکس بود. منتقد سر&amp;zwnj;شناسی مثل پرویز دوایی، از این زاویه به دفاع از قیصر پرداخته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;قیصر مرثیه مرگ آدم&amp;zwnj;هایی است که ارزش&amp;zwnj;های دنیای فرمان و قیصر آنچنان برایشان مهجور شده که تجلی این جور غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی&amp;zwnj;ها نه فقط تعجب&amp;zwnj;آور بلکه خنده&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;نماید و تقصیری هم ندارند. این روزگار، نظام روزگار وضع را طوری چرخانده که نوجوانان خود همشیرگان محترم را به پارتی&amp;zwnj;های شوخ و شنگ می&amp;zwnj;برند تا با همشیره محترم دوستان آشنایی به هم برسانند... این تمام آن چیزی&amp;zwnj;ست که من دارم، که ما داریم... و ستایش بی&amp;zwnj;دریغی که سال&amp;zwnj;های سال است نثار پدیده&amp;zwnj;های فرهنگ غرب کرده&amp;zwnj;ایم ما را ذره&amp;zwnj;ای به آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;چسباند. دنیای هیچکاک و گودار و آنتونیونی مرا ذره&amp;zwnj;ای به خود راه نمی&amp;zwnj;دهند، هر قدر که من مجنون و سرگشته این عیارهای دنیا باشم.&amp;raquo; (پرویز دوایی. قیصر، مرثیه&amp;zwnj;ای برای ارزش&amp;zwnj;های از دست&amp;zwnj;رفته)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد فریدون جیرانی &amp;laquo;کیمیایی خیلی خوب فهمید که هنوز مخاطب فیلمفارسی با شبه&amp;zwnj;مدرنیسم کنار نیامده است و با رشد جنبش مذهبی حتی موضع خصمانه&amp;zwnj;تری گرفته است. بنابراین در زمانی که از جانب دولت تبلیغ می&amp;zwnj;شد نه چادر نه مینی&amp;zwnj;ژوب، او اعظم (پوری بنایی) را با چادر، کنار قیصر (بهروز وثوقی) در خیابان&amp;zwnj;ها راه انداخت و از غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی حرف زد.&amp;raquo; (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جواد طوسی، منتقد فیلم نیز معتقد است &amp;laquo;کیمیایی، به پشتوانه پایگاه اجتماعی و خصایل طبقاتی&amp;zwnj;اش و شناخت درست آدم&amp;zwnj;هایش موفق می&amp;zwnj;شود اثری خلق کند که ریشه در سنت و ارزش&amp;zwnj;های پاک و اصیل دارد و هویت بومی و ایرانی&amp;zwnj;اش در کمتر فیلمی دیده شده بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، شاید از نظر زیبایی&amp;zwnj;شناختی بصری و رئالیسم خشن آن، جهشی در سینمای یکنواخت آن روزگار بود اما از نظر درونمایه، به شدت سنتی و ضد مدرن بود و بر باور&amp;zwnj;ها و تعصب&amp;zwnj;های خشک سنتی و ناموس&amp;zwnj;پرستی و غیرت تکیه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتقام قیصر از برادران آب منگل به خاطر دفاع از ناموس&amp;zwnj;اش و درگیری او با پلیس و مرگ تراژیک&amp;zwnj;اش در پایان فیلم، اگرچه در فضای استبدادی و اختناق&amp;zwnj;آمیز آن روزگار، از دید برخی منتقدان، به عنوان عملی عصیان&amp;zwnj;گرانه و انقلابی تلقی شد و مورد ستایش قرار گرفت اما در واقع، نوعی اعتراض و دهن&amp;zwnj;کجی به زندگی و مناسبات مدرن در جامعه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17574">آقای قرن بیستم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17572">تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17580">جنوب شهر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17585">جواد طوسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87">خشت و آینه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17575">سیامک یاسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17581">شب قوزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17578">علی اکبر اکبری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17576">فیلمفارسی چیست؟</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17579">لمپنیسم در ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16841">مجید محسنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17584">مرثیه‌ای برای ارزش ‌های از دست ‌رفته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17371">نجف دریابندری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17573">پرستو‌ها به لانه باز می‌گردند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17577">ژانر جاهلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17583">کندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14904">گنج قارون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Tue, 04 Dec 2012 08:49:48 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22257 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>