<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/752/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>نویسندگان قرن ۲۰</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/752/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>نویسندگان بزرگ و مامان‌‌هایشان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهدی رستم‌پور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mamane-aziz.jpg?1296064477&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهدی رستم&amp;zwnj;پور- مجموعه&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;های گردآوری شده در &amp;laquo;مامان عزیزم&amp;raquo; ترجمه&amp;zwnj;ای است از کتابی با همین عنوان که نخستین بار، در سال ۲۰۰۲ در فرانسه منتشر شده. انتشارات گالیمار در ایده&amp;zwnj;ای جالب، نامه&amp;zwnj;هایی از نویسندگان و شاعران برجسته&amp;zwnj;ی فرانسوی و آمریکایی قرن نوزدهم و بیستم که به مادرانشان ارسال کرده بودند را جمع&amp;zwnj;آوری و و زیر عنوان &amp;laquo;مامان عزیزم&amp;raquo; چاپ کرد. مینا دارابی امین این اثر را به فارسی برگردانده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;خطاب و عتاب نویسندگان نامدار به مادرانشان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهر و آشتی، نازکشیدن، نق زدن، لوس شدن، منت کشیدن و عتاب به مادرانی که این نوابغ را زاییده&amp;zwnj;اند، نه فقط برای شارحان ادبیات که بی&amp;zwnj;گمان برای خوانندگان آثار این فهرست که جمعی از بزرگ&amp;zwnj;ترین هنرآفرینان جهان هستند نیز جذاب است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
شیوه&amp;zwnj;های متعارف نوشتاری نویسندگان حتی در خطاب&amp;zwnj;های خصوصی به زنانی که آن&amp;zwnj;ها را به دنیا آورده&amp;zwnj;اند نیز پابرجا مانده. چنانچه مترجم در پیشگفتارش اشاره کرده، مارسل پروست با مادرش هم با&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جملات بلند و&amp;zwnj; گاه پیچیده&amp;zwnj;اش نامه&amp;zwnj;نگاری می&amp;zwnj;کرده. آنتوان دو سنت اگزوپری با لحن صمیمی، بودلر با آوایی محزون و همینگوی نیز با&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان لجاجت، سرسختی و بیان آمرانه شخصیت&amp;zwnj;های مشهور داستان&amp;zwnj;های کوتاه و رمان&amp;zwnj;هایش به مادرش نامه می&amp;zwnj;نوشته.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دولت وقت ندارد یک دیوانه را تعقیب کند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img hspace=&quot;8&quot; height=&quot;235&quot; width=&quot;250&quot; vspace=&quot;8&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/charles_baudelaire_0.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;شارل بودلر که در شش سالگی پدرش را از دست داد و از ناپدری&amp;zwnj;اش منزجر بود، در میان نویسندگان این مجموعه، بیشتر از دیگران به مادر وابسته است.  طلبکاران او را احاطه کرده&amp;zwnj;اند، مجموعه شعر &amp;laquo;گل&amp;zwnj;های شر&amp;raquo;&amp;zwnj;اش با بی&amp;zwnj;مهری منتقدان ادبی مواجه شده و شاعر هم در واکنش به این ناکامی&amp;zwnj;ها به افسردگی شدیدی مبتلا شده است. با این همه نا&amp;zwnj;امیدانه می&amp;zwnj;کوشد خیال مادرش را از اوضاع خود آسوده کند. او به مادرش می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;باور کنید که به هیچ&amp;zwnj;وجه نباید نگران من باشید؛ اما خود شما مایه&amp;zwnj;ی نگرانی من هستید. آن هم شدید&amp;zwnj;ترین نگرانی&amp;zwnj;ام&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سپس بودلر درباره&amp;zwnj;ی شایعه&amp;zwnj;ی دستگیری&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;چنین اتفاقی نمی&amp;zwnj;افتد، دولتی که درگیر انتخابات وحشتناک پاریس است، وقت تعقیب یک دیوانه را ندارد&amp;raquo;. بعد با توضیحاتی در احتمال خودکشی&amp;zwnj;اش به خاطر خستگی، بی&amp;zwnj;میلی به زندگی و حجم سنگین بدهی&amp;zwnj;ها، تأکید می&amp;zwnj;کند &amp;laquo;چیزی هست که باید خیالت را راحت کند. من پیش از سر و سامان دادن به کار&amp;zwnj;هایم نمی&amp;zwnj;توانم خودم را بکشم&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بودلر در نامه&amp;zwnj;ها به مادرش عشق می&amp;zwnj;ورزد اما از کنایه به او درباره&amp;zwnj;ی تعیین قیم که شارل جوان را از بهره&amp;zwnj;برداری یک&amp;zwnj;جای ارث پدر بازداشت، غافل نیست. به همین خاطر حالا که ۴۰ سالش شده مادر را در فلاکت خودش سهیم می&amp;zwnj;داند و چشم انتظار ارسال فوری پول توسط او به پاریس است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;خطاب به مادر یا برای خطاب به نسل&amp;zwnj;های آینده؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کشمکش&amp;zwnj;های مشابه، غیر از نامه کوتاه گوستاو فلوبر، کمابیش در نامه&amp;zwnj;های بقیه نویسندگان نیز به چشم می&amp;zwnj;خورد. با توجه به اهمیت مفهوم &amp;laquo;نامه&amp;raquo; و رایج بودن نامه&amp;zwnj;نگاری در عصر این نویسندگان، می&amp;zwnj;توان پرسید آیا به&amp;zwnj;راستی، نامه&amp;zwnj;ها فقط خطاب مادر نوشته شده؛ یا این نوابغ با شاخک&amp;zwnj;های تیز حسی&amp;zwnj;شان می&amp;zwnj;دانستند که دهه&amp;zwnj;های بعد، محققان و خوانندگان فضول، سطر به سطر نامه&amp;zwnj;ها و هر کاغذ پاره و دست نوشته&amp;zwnj;ای که از آنها به جای بماند را خواهند کاوید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این فرضیه به اعتبار شواهدی که در نامه&amp;zwnj;ها پنهان است، به&amp;zwnj;آسانی قابل انکار نیست. این نویسندگان سرشناس با شکستن مکرر قاعده و قالب نگارش نامه&amp;zwnj;های خصوصی، درباره&amp;zwnj;ی اشخاص یا موضوعاتی که &amp;laquo;مادر&amp;raquo; از آنها آگاهی کامل دارد، توضیح واضحات می&amp;zwnj;دهند و نکاتی را گوشزد می&amp;zwnj;کنند که مادر می&amp;zwnj;داند چیست، اما مثل این است که برای شیرفهم کردن خوانندگان نسل&amp;zwnj;های بعدی، ناگزیر از تکرارشان هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ژید، جیمز، فاکنر و کوکتو&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
آندره ژید آشکارا نگران آسیب دیدن نامه&amp;zwnj;های وزینی است که به مادر نوشته و حتی تأکید می&amp;zwnj;کند که مادر جان، این نامه و تمام نامه&amp;zwnj;هایم را نگه دار.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هنری جیمز با حوصله&amp;zwnj;ی زیاد و با رویکرد به واقع&amp;zwnj;گرایی (رئالیسم) ، فضای منطقه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;گلیمور سون مونترو&amp;raquo; را بازآفرینی می&amp;zwnj;کند و با وسواسی در حد انتشار کتابی تازه، گویی به توصیف محیطی می&amp;zwnj;پردازد که شخصیت اصلی رمانش در آن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img hspace=&quot;8&quot; height=&quot;185&quot; width=&quot;233&quot; vspace=&quot;8&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/faulkner.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;در نامه&amp;zwnj;ی ژان کوکتو به مادرش هیچ نکته&amp;zwnj;ای که سر سوزنی خصوصی باشد طرح نشده، چنان&amp;zwnj;که اگر عنوان نامه&amp;zwnj;ی او به مادرش &amp;laquo; خطاب به مادر&amp;raquo; نبود، نمی&amp;zwnj;شد فهمید چه کسی گیرنده&amp;zwnj;ی نامه است. کوکتو در ارائه دادن یک اثر ادبی به جای نامه چنان اصرار می&amp;zwnj;ورزد که حتی متوجه مخدوش شدن انگیزه&amp;zwnj;ی نگارش نامه به مادر نشده؛ یا متوجه شده اما آن را جدی نگرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویلیام فاکنر هم در نامه به مادرش ماجرای بازداشتش در فرانسه را با رعایت تمام قوانین و تکنیک&amp;zwnj;های رایج داستان&amp;zwnj;نویسی در آن زمان نوشته و در مجموع داستان کوتاه زیبایی خلق کرده. دیالوگ&amp;zwnj;ها داخل گیومه آمده&amp;zwnj;اند، نویسنده پرگویی نکرده و هیچ اشاره&amp;zwnj;ی مستقیمی خطاب به مادر در حین روایت داستانی نگنجانده تا مبادا لطمه&amp;zwnj;ای به پیکر داستان بخورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژید و کوکتو در نامه&amp;zwnj;هایی که به مادشان نوشته&amp;zwnj;اند از هیچ کد یا نشانه مشترکی که بین هر مادر و فرزندی وجود دارد، استفاده نکرده&amp;zwnj;اند. مادر فاکنر نیز در می&amp;zwnj;سی سی پی، در سال&amp;zwnj;های دهه&amp;zwnj;ی ۲۰ قرن بیستم آمریکا،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;قدر &amp;laquo;چیز&amp;raquo; از نامه فاکنر استنباط می&amp;zwnj;کند که ۱۰۰ سال بعد، خواننده&amp;zwnj;ای در ایران، به همان شکل و با&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان کیفیت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اگر احتمالش نیست که انگل داشته باشم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اینکه شهوت نوشتن برای خوانندگان بی&amp;zwnj;شمار، حتی از میان نامه&amp;zwnj;های خصوصی نویسندگان بزرگ به مادرشان نیز آشکار است، بسیار جای تأمل دارد. اما این نکته، حتی اگر صحت هم داشته باشد، به هیچ&amp;zwnj;وجه درباره&amp;zwnj;ی مارسل پروست صدق نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img hspace=&quot;8&quot; height=&quot;321&quot; width=&quot;215&quot; vspace=&quot;8&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/prust.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;پروست که در ۳۲ سالگی پدرش را از دست داد و دو سال بعد، یعنی در ۳۴ سالگی مادرش هم درگذشت، مدتی پیش از درگذشت والدینش، در ۳۰ سالگی نامه&amp;zwnj;ای به مادرش نوشت. محتوای این نامه بیش از تمام نامه&amp;zwnj;هایی که نویسندگان این مجموعه به مادانشان نوشته&amp;zwnj;اند، نمایانگر حریم خصوصی و شرمندگی احتمالی خواننده از سرک کشیدن در مکاتبات هنرمندی نابغه و در عین حال به شدت بیمار، با مادرش است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پروست اواسط نامه از لکه&amp;zwnj;دار بودن کاغذ عذرخواهی می&amp;zwnj;کند، وقتی اشخاصی که مادرش می&amp;zwnj;شناسد را نام می&amp;zwnj;برد، توضیح اضافه نمی&amp;zwnj;دهد و نگران سردرگمی خوانندگان غریبه با فضای ترسیم شده در نامه&amp;zwnj;اش نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سطرهای تأثرانگیز پایانی، از احتمال اینکه انگل دارد صحبت می&amp;zwnj;کند و اینکه شاید آسم او متأثر از انگل باشد. او به مادرش می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;پس به روبر [برادر مارسل که او هم پزشک بود] بگو بین کالومل و تنقیه با آب شیرین یا گلیسیرینه یکی را انتخاب کند و تلگرافی برایم ارسال کند. ولی اگر فکر می&amp;zwnj;کند اصلاً احتمالش نیست که انگل داشته باشم...&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سرما شما را اذیت نکند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این&amp;zwnj;همه، اغلب نامه&amp;zwnj;های مجموعه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;مامان عزیزم&amp;raquo;، بی&amp;zwnj;آنکه پاسخ&amp;zwnj; مادران این نویسندگان بزرگ یا نامه&amp;zwnj;های پیشین آنها را ببینیم، نشان&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ی عشق مادر و فرزندی هستند. در فاصله&amp;zwnj;ی بینم سطرهای این نامه&amp;zwnj;ها همچنین با زنانی آشنا می&amp;zwnj;شویم که در پرورش نخبگان ادبیات جهان سهیم بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آندره ژید که مثل بودلر از بچگی بی&amp;zwnj;پدر بزرگ شد، ضمن اخطار شدید به مادرش در پرهیز از هرگونه دخالت در رابطه او با همسرش، ترسش را از اینکه &amp;laquo;کمی کدورت در دلت باشد&amp;raquo; پنهان نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هنری جیمز هم &amp;laquo;از اینکه سرمای هوا شما را اذیت کند&amp;raquo; نگران مادرش است. فلوبر درخواست می&amp;zwnj;کند &amp;laquo;برایم چندین و چند جلد نامه بنویس، خودت را خالی کن&amp;raquo;. همینگوی خواهش می&amp;zwnj;کند &amp;laquo;دلواپس نباش، گریه نکن یا با این فکر که من مسیحی خوبی نیستم خودت را عذاب نده&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سنت اگزوپری می&amp;zwnj;نویسد به آغوش شما پناه می&amp;zwnj;آورم. فاکنر می&amp;zwnj;نویسد بیش از هرکس دیگری در دنیا دوستت دارم. کوکتو نامه&amp;zwnj;اش را با &amp;laquo;هزاران بوسه&amp;raquo; شروع می&amp;zwnj;کند و فلوبر با قلبی &amp;laquo;مالامال از تو&amp;raquo; به پایان می&amp;zwnj;رساند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B1%D9%86-%DB%B1%DB%B9">نویسندگان قرن ۱۹</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B1%D9%86-%DB%B2%DB%B0">نویسندگان قرن ۲۰</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Tue, 25 Jan 2011 14:02:21 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">1172 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>