<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7327/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>پیشرفت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7327/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>احساس دوگانه پیشرفت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/31/23152</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/31/23152&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    عناصر اصلی روشنگری (۵)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین قضایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/development.jpg?1357533634&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;امین قضایی &amp;minus; در بخش&amp;zwnj;های پیشین عناصر اساسی روشنگری را در سه حیطه علم، اخلاق و فرهنگ بررسی کردیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نخستین گام روشنگری در حیطه علم یافتن روش علمی و دقیق برای شناخت است که جهت نیل به این مقصود، دکارت روش تجزیه و تحلیل و فرانسین بیکن روش استقرای حذفی را پیشنهاد کرد (&lt;strong&gt;موضوع بخش اول&lt;/strong&gt;).&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همزمان با جستار در روش شناخت، موضوع شناخت از شناخت خدا و موضوعات مذهبی به سوی طبیعت و ذهن تغییر جهت داد (&lt;strong&gt;موضوع بخش دوم&lt;/strong&gt;).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطابق فلسفه ارسطو، شناخت متافیزیکی می&amp;zwnj;تواند به شناخت نفس و طبیعت نیز یاری رساند. ارسطو بر این عقیده بود که می توان از گزاره های متافیزیکی برای شناخت نفس و عناصر طبیعت بهره برد. فلسفه روشنگری مدرن این باور را به کنار نهاد و بدین ترتیب راه علوم طبیعی و روان شناسی ذهن (یا فلسفه ذهن) از متافیزیک جدا شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حیطه اخلاق نیز روشنگری قادر گشت تا به مفهوم جهانشمولی از حق انسان دست یابد و آن را با اخلاق فردی یا مذهبی و قوانین دولتها متمایز سازد.&amp;nbsp; سیستم قضایی مدرن بر پایه همین عقیده شکل گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرچه نظام های قضایی مدرن با تجلی کامل حقوق جهانشمول بشر فاصله بسیار دارند- برای مثال استثمار را قانونی می دانند (نقد مارکسیستی)، ملی هستند و نه بین المللی، با تفاوت&amp;zwnj;گذاری خانواده از جامعه مدنی، استثمار کار خانگی و ظلم جنسیتی در خانواده را تثبیت کرده&amp;zwnj;اند (نقد فمینیستی) - اما دست&amp;zwnj;کم این ایده روشنگری را پیش می برند که هدف جامعه چیزی ورای منافع اعضای آن نیست (&lt;strong&gt;موضوع بخش سوم&lt;/strong&gt;).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سپس زیبایی شناسی روشنگری آلمانی را بررسی کردیم و نشان دادیم که پروژه زیبایی شناسی را &amp;minus; &amp;nbsp;که در جستجوی وحدت و هارمونی جزء با کل است &amp;minus; می توان به عنوان یک هدف برای پیشبرد فرهنگ و هنر برگزید. هدف این پروژه آن است که&amp;nbsp; جامعه به گونه ای سامان یابد که افراد بتوانند کیفیات و ویژگی&amp;zwnj;های فردی خود را در جامعه بروز دهند (&lt;strong&gt;موضوع بخش چهارم&lt;/strong&gt;).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روشنگری در حیطه چهارم یعنی حیطه اقتصاد دو گام بزرگ را برداشت:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. ایده پیشرفت، و&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. توسعه علم اقتصاد سیاسی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما در این مقاله ایده پیشرفت را بررسی می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;خوش بینی و بدبینی نسبت به پیشرفت &amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بزرگترین چالش نظری متفکرین غربی از زمان روشنگری تاکنون مسئله پیشرفت بوده است. این مسئله را ژان ژاک روسو چنین مطرح می&amp;zwnj;کند: چگونه است که تمدن برای سعادت انسان توسعه یافته به زنجیری برپای او بدل گشته است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سؤال ایده پیشرفت را به چالش می کشاند. براساس این ایده، هرچه انسان عقلانی&amp;zwnj;تر زندگی کند، زندگی بهتری نیز خواهد داشت.پیشرفت تمدن لاجرم زندگی بهتری را برای بشریت به ارمغان خواهد آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا دو موضع اصلی جلب توجه می&amp;zwnj;کنند:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. بسیاری از فیلسوفان روشنگری و به خصوص مکتب فایده&amp;zwnj;باوری، بر این اعتقاد بودند که هرچه شناخت بیشتری از طبیعت داشته باشیم، هرچه بتوانیم به کمک علم، نادانسته&amp;zwnj;ها و کیفیات گنگ و مبهم را به عدد و کمیت در آورده و محاسبه پذیر سازیم، توانایی تولید و تکنولوژی بیشتر و بهتری خواهیم داشت و در نتیجه این به نفع تمام انسانها خواهد بود چرا که از این طریق ثروت جامعه افزایش خواهد یافت. فایده&amp;zwnj;باوران حتی معتقدند بودند که نه تنها در حیطه علم طبیعی، بلکه در حیطه اجتماعی نیز باید مسائل را کمی&amp;nbsp; و محاسبه&amp;zwnj;پذیر سازیم به طوری که تصمیمات ما در مسایل اجتماعی باید مطابق اصل فایده یعنی حداکثر شادی برای بیشترین افراد اتخاذ شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. دومین موضع ، نسبت به پیشرفت و مدرنیته کاملا بدبین است. بسیاری ریشه این بدبینی را در نتایج نامطلوب انقلاب فرانسه مانند عصر ترور &amp;nbsp;یا جنگ های ناسیونالیستی و امپریالیستی در قرون نوزدهم و بیستم می دانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این موضع بدبینانه که به تدریج شیوع یافت، دلیل اقتصادی عمیقتری دارد. پس از بین رفتن امتیاز اشراف بر زمین&amp;zwnj;، نه طبقه دهقان بلکه بورژوازی نوظهور بود که این زمین ها را خرید و با بهای بیشتری حتی از بهره مالکانه اشراف به دهقانان اجاره داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقر پرولتاریا در شهرهای صنعتی و عواقب اجتماعی آن ( گسترش جرم، کلاه برداری، خودکشی و ناهنجاری) بسیار مصیبت&amp;zwnj;بارتر از محرومیت زندگی دهقانی به نظر می رسید. همچنین کارکنان مانوفاکتورها، پیشه&amp;zwnj;وران و صنعتگران کوچک، حرفه خود را در مقابل صنعت بزرگ از دست رفته می دیدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نتایج دردناک پیشرفت صنعتی و تولیدی، در دو جریان فکری خود را منعکس کرد:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱&amp;zwnj;.۲&amp;ndash; سوسیالیسم تخیلی&amp;zwnj;: سوسیالیسم تخیلی خود را وارث ایده&amp;zwnj;آل&amp;zwnj;های از دست رفته روشنگری یعنی برابری و برادری و آزادی می&amp;zwnj;دید. منافع خرده بورژوازی و دهقانی دوران گذشته به وضوح خود را در ایده&amp;zwnj;های سوسیالیست های تخیلی نشان می دهد. سوسیالیسم تعاونی پرودون اصولا چیزی جز دفاع از مانوفاکتورها نیست. هدف اصلی آن این است که کارگران به وضعیت خرده بورژوازی ارتقا یافته و مالک کار خود شوند. پرودون این را بدون تغییر ریشه&amp;zwnj;ای در روابط تولید و فقط با کار تعاونی طلب می&amp;zwnj;کرد. آنارشیسم ضد دولت&amp;zwnj;گرایی گادوین و آنارشیسم دهقانی کروپوتکین نیز هر دو به نوعی بازگشت مساوات&amp;zwnj;طلبانه به دوره گذشته را خواستار بودند. آنارشیسم بر این فرض استوار شد که تقسیم کار اشتراکی ساده دهقانی حتی با وجود ساده زیستی و محرومیت های احتمالی از&amp;nbsp; تقسیم کار پیچیده صنعتی بهتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲&amp;zwnj;.۲&amp;ndash; رومانتیسیسم و اگزیستانسیالیسم: فقط پرولتاریا، دهقان&amp;zwnj;ها یا خرده بورژوازی نبود که به سرمایه&amp;zwnj;داری و ایدئولوژي حامی آن یعنی روشنگری به دیده نقد و بدبینی می نگریستند. اشراف سابق و حتی خود بورژوازی نیز متفکرینی پروراند که ایده پیشرفت را رد می&amp;zwnj;کردند. دیدگاه نوستالوژیک اشراف به دوران خوش گذشته کاملا قابل درک است. ولی نقد بورژوازی کاملا فرهنگی بود. متفکرین بورژوا شاهد بودند که طبقه آنان برخلاف سیادت سیاسی و اقتصادی نتوانسته است، فرهنگی مختص خود بوجود آورد و به جای آن حسابگری و طمع، شخصیت طبقاتی اش را خدشه دار کرده است. &amp;nbsp;برخلاف سوسیالیست&amp;zwnj;های تخیلی که منافع اقتصادی و طبقاتی&amp;zwnj;شان به وضوح در ایده هایشان آشکار است، اشراف و بورژوازی منتقد روشنگری و پیشرفت، نقدی کاملا سوبژکتیویستی و انتزاعی از ایده پیشرفت داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بورژوازی زندگی پر از فراغت و فارغ از دغدغه&amp;zwnj;های اقتصادی اشراف را نداشت و به همین دلیل، قادر نبود یک فرهنگ مستقل طبقاتی ایجاد کند. از همین رو متفکرین منتقد، به طور کلی ایده پیشرفت و مدرنیته را رد کردند بدون اینکه آلترناتیو سیاسی و اجتماعی مشخصی پیش رو گذارند. شوپنهاور جهان اجتماعی را مانند طبیعت عرصه جنگ و تنازع برای بقا می&amp;zwnj;دید و فکر می&amp;zwnj;کرد بنابراین فرد باید از شر آن گریخته و در حیطه تفکر انتزاعی فلسفی، ایده آل&amp;zwnj;های اخلاقیات و کار هنری کنج عزلت گزیند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رومانتیسیسم و بعدها آنچه را که اگزیستانسیالیسم نامیده شد، می توان جریان غالب فکری&amp;zwnj;ای دانست که بدبینی نسبت به ایده پیشرفت را نمایندگی می&amp;zwnj;کند. کیرکه&amp;zwnj;گارد عرصه ایمان مسیحی را عرصه ناعقلانیت می&amp;zwnj;بیند. انسانی که به سوی مرگ گام برمی دارد (بیماری به سوی مرگ) یا انسانی که در مقابل تضاد میان اصول عقلانی اخلاق و احساس ایمان خود قرار دارد(ترس و لرز) به عنصری از امر محال، تضاد و ناعقلانیت نیازمند است. پس زندگی که تنها با عقلانیت محض پیش میرود،یعنی ایده پیشرفت رد می شود. نیچه نیز به کل ایده خیر همگانی را رد می&amp;zwnj;کند و ریشه آنرا در ارزش&amp;zwnj;های مسیحی می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جستجوی راه حل :&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;همچنان که بدبینی طبقات مختلف (خرده بورژوازی و دهاقین در مقابل اشراف و بورژوازی) آنان را به ایده های مختلفی علیه ایده پیشرفت کشاند، راه حل آنها نیز در حیطه جامعه شناسی کاملا متفاوت بود:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. وبر و عقلانیت ابزاری : راه حل وبر این است که برای درک خوبی یا بدی پیشرفت باید بین دو نوع متفاوت از عقلانیت تمیز گذارد. آنچه در مدرنیته پیشرفت کرده است عقلانیت ابزاری است، اما عقلانیت ارزش مدار چندان پیشرفتی نکرده است. ما در اینکه چگونه از طبیعت بهره برداری کرده و&amp;nbsp; ابزارهای مفید&amp;nbsp; بسازیم (فن آوری) تا به اهداف خود برسیم، پیشرفت&amp;zwnj;های بسیاری کرده&amp;zwnj;ایم و این خود نکته مثبتی است. اما در اینکه چه کارهایی را باید انجام بدهیم و چه کارهایی را خیر، چه چیزی خوب یا بد است به توافقی نرسیده ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به زعم هابرماس، که اکنون همین راه حل بورژوایی را برای پاسخ به مسئله پیشرفت نمایندگی می&amp;zwnj;کند، ناخشنودی تمدن و پیشرفت در تهاجم عقلانیت ابزاری به تمامی، عرصه هایی است که عقلانیت ارزشمدار و توافق عمومی بایست در آن حاکم باشد و نه عقلانیت ابزاری سیستم ها. &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. مارکسیسم و نفی ارزش&amp;zwnj;مصرف : مارکسیسم تصریح می&amp;zwnj;کند که دوگانگی در پیشرفت ( بدین معنا که هم به نفع بشر است و هم به ضرر آن) نه ناشی از عدم تناسب در پیشرفت دو نوع مختلف عقلانیت، بلکه در منافع متضاد طبقات نهفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر عقل ابزاری برخلاف عقل ارزشمدار یا ارتباطی پیشرفت کرده است، دلیل آن است که شیوه تولید موجود براساس سود سرمایه داران استوار است و نه برآورده شدن نیازهای مردم. نیازها، خواسته&amp;zwnj;ها، آرزوها و دیگر ویژگیهای کیفی که انسانها در پی آن هستند و وبر آنرا عقلانیت ارزش مدار می بیند، در واقع در حیطه اقتصاد در مفهوم ارزش مصرف تجلی می یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل اصلی اینجاست که ارزش مصرف، هدف مبادلات و تولید نیست بلکه تولید ارزش افزوده است که چرخه تولید را به گردش در می آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود پاسخ های به ترتیب سوبژکتیویستی و ابژکتیویستی متفاوت نزد وبری&amp;zwnj;ها و مارکسیست&amp;zwnj;ها، هر دو در این نکته وجه اشتراک دارند که پاسخ ما به پیشرفت باید مثبت باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نکته اینجاست که این پیشرفت یک&amp;zwnj;سویه بوده یا در خدمت اقلیت سرمایه دار به کار رفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;طرفداران وبر این مسئله را کاملا انتزاعی و ذهنی توضیح داده درحالی که مارکسیسم دلیل را با رجوع به شرایط اقتصادی شرح می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دومین تفاوت در اینجاست که مارکسیسم برخلاف پیروان وبر و به خصوص هابرماس، آلترناتیو اقتصادی و سیاسی مشخصی برای بهبود و ادامه پیشرفت دارد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سومین تفاوت در اراده&amp;zwnj;باوری ساده انگار هابرماس است که جبریت اقتصادی را نادیده می&amp;zwnj;گیرد. مراد در اینجا این است که مارکسیسم تا حدی ایجاد تغییرات را ملزم به پیشرفت در شیوه تولید و شرایط عینی می بیند(تکامل دیالکتیکی عین و ذهن) اما حوزه عمومی هابرماس با خوش بینی تمام قصد دارد که دامنه دخالت و تهاجم سیستم ها را پس براند و اجبار اقتصادی پشت آنرا نادیده می گیرد. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش&amp;zwnj;های پیشین:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عناصر اصلی روشنگری (۱): &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22253&quot;&gt;روشنگری: گفتار در روش&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عناصر اصلی روشنگری (۲): &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/12/09/22436&quot;&gt;رهایی از الهیات&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عناصر اصلی روشنگری (۳): &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/12/17/22675&quot;&gt;توسعه مفهوم حق&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عناصر اصلی روشنگری (۴): &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/12/23/22935&quot;&gt;ناتمامی پروژه زیبایی شناسی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/31/23152#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14458">امین قضایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-46">روشنگری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2646">مارکسیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7327">پیشرفت</category>
 <pubDate>Mon, 31 Dec 2012 00:15:30 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23152 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>علل حکمروایی غرب</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/11/15/8358</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/11/15/8358&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    یان موریس در مصاحبه با &amp;quot;اشپیگل&amp;quot;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر فلاح‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/whythewestrules.jpg?1322168279&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر فلاح&amp;zwnj;زاده &amp;minus; فرو ریختن دیوار برلین و بلوک شرق در بیست و اندی سال پیش دنیا را وارد دنیای دیگری کرده است. در این دنیا درگیری و ستمگری کم که نشده، هیچ؛ زیادتر هم شده است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما مناقشه شرق و غرب بسیار کهن تر از مناقشه بین دو بلوک است. این مناقشه حالا دارد به یک رویارویی همه جانبه تبدیل می&amp;zwnj;شود. بحران اقتصادی اروپا و آمریکا، در برابر رشد عظیم چین و هند و کره جنوبی، در کنار درگیرهای منطقه&amp;zwnj;ای و رشد بی سابقه نظامی&amp;zwnj;گری، مورخان را باز به بازخوانی تاریخ واداشته است. تغییرات اساسی باز سؤالات اساسی را طرح کرده&amp;zwnj;اند. چرا که با اندیشه&amp;zwnj;ها و پیش فرض&amp;zwnj;های پیشین نمی&amp;zwnj;شود مسائل بزرگ پیش رو را تحلیل کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نگرانی همه جانبه است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاریخ به کدام سو می&amp;zwnj;رود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا جنگ سوم جهانی اجتناب ناپذیر است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا راهی جز جنگ نیست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و با نظر به شکاف&amp;zwnj;های موجود این پرسش&amp;zwnj;ها نیز مطرح هستند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا غرب همیشه بر شرق برتری داشته؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چگونه و چرا این برتری حاصل شده و تا کی و به چه قیمتی ادامه می&amp;zwnj;یابد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا شرق امکان پیشی گرفتن از غرب را دارد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین صورتی وضع دمکراسی و آزادی&amp;zwnj;های فردی چه می&amp;zwnj;شود؟&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مورد مسائلی از این دست سایت هفته&amp;zwnj;نامه آلمانی &amp;quot;اشپیگل&amp;quot; مصاحبه&amp;zwnj;ای را نشر داده با پروفسور یان موریس &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;(Ian Morris)&lt;/span&gt; مورخ انگلیسی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یان موریس (متولد ۱۹۶۰) استاد تاریخ در دانشگاه استانفورد است. شهرت او به&amp;zwnj;ویژه به خاطر کتابی است که در آن موضوع غلبه غرب را بررسی کرده است:&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Why the West Rules - for Now: The Patterns of History, and What They Reveal About the Future. Farrar, Straus and Giroux, 2010&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کتاب &amp;quot;چرا غرب حکمرواست&amp;quot; به زبان&amp;zwnj;های مختلف ترجمه شده است، از جمله به آلمانی:&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Wer regiert die Welt? Warum Zivilisationen herrschen oder beherrscht werden. Campus Verlag, Frankfurt am Main/New York 2011&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img width=&quot;250&quot; vspace=&quot;10&quot; border=&quot;1&quot; align=&quot;left&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;370&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/why_the_west_rules.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با یان موریس&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اشپیگل &lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;پروفسور یان موریس، شما در کتابتان، &amp;quot;چرا غرب حکمرواست&amp;quot;،&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;b&gt;١٥٠٠ سال تاریخ بشر را زیر و رو می&amp;zwnj;کنید تا جوابی برای این سؤال پیدا کنید که چرا غرب به موقعیت برتر دست یافت و این که تا چه زمانی قادر است این برتری را حفظ کند. آیا به فرمولی برای صعود و افول تمدنها دست یافته&amp;zwnj;اید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یان موریس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; : &lt;/span&gt;اگر چنین فرمولی می&amp;zwnj;یافتم آن وقت می&amp;zwnj;بایست تاریخ مطابق آن از ابتدا تاکنون قانونمند و از پیش تعیین شده حرکت می&amp;zwnj;کرد. من چنین فرمولی نیافته&amp;zwnj;ام. تکامل تاریخ یک چیز به طور دراز مدت از پیش تعیین شده نیست. درخشانترین تلاش برای یافتن فرمول تاریخ، چنان که معروف است، از سوی کارل مارکس صورت گرفت: فئودالیسم، سرمایه داری، سوسیالیسم. به اعتقاد او دولت&amp;zwnj;های آسیای شرقی در تنگنای ستمگری حاکمان مانده&amp;zwnj;اند و بنابر این برای پیش گرفتن مسیر پیشرفت غرب دست و پایشان بسته است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;رهایی نیروهای تولید از قید و بند در غرب صورت گرفت. غرب بر جهان حکوت می&amp;zwnj;کند چون انقلاب صنعتی دویست سال پیش در غرب روی داد نه در شرق&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته این دلیل آن نیست که امکان دیگری برای سیر امور نبود. بعد از آخرین مرحله عصر یخبندان، غرب در مسیر تکاملش ۱۴۰۰۰ سال بر شرق پیشی داشت. اما از ۵۴۰ میلادی که امپراتوی روم سقوط کرد، شرق از غرب جلو افتاد و این موقعیت برتر را تا قرن هجدهم حفظ نمود. بنا بر این برتری غرب هرگز غیر قابل برگشت نبوده، هر چند که اروپایی&amp;zwnj;ها به ارزشمندی فرهنگشان ببالند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا تاریخ بنا بر این صرفاً توالی چند یا چندین رویداد تصادفی است؟ یعنی بریتانیایی&amp;zwnj;ها بخت یارشان بود که ماشین بخار را اختراع کردند؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من نه به تصادفی بودن تاریخ معتقدم، نه به از پیش مقرر شدگی و تقدیری بودن آن. نمایندگان این دو برداشت درک غلطی از تاریخ دارند و بنابراین به نتایج متناقضی می&amp;zwnj;رسند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیدگاه شما چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من با مارکس کاملاً موافقم آنجا که می&amp;zwnj;گوید، انسانها تاریخ خودشان را می&amp;zwnj;سازند، نه بر اساس آنچه خود انتخاب می&amp;zwnj;کنند، بلکه بنا بر شرایطی که در آن زیست می&amp;zwnj;کنند و آنچه به آنها منتقل شده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;تاریخ بر اساس الگوهای معینی حرکت می&amp;zwnj;کند. انسان&amp;zwnj;ها زیر فشار شرایط زندگی واکنش نشان می&amp;zwnj;دهند. نتیجه اش &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;- &lt;/span&gt;اگر به من اجازه کمی شوخی بدهید &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;- &lt;/span&gt;&amp;nbsp;به زبان عامیانه این &lt;span&gt;فرضیه می&amp;zwnj;شود که: تحولات توسط انسان&amp;zwnj;های تنبل، حریص و وحشتزده صورت می&amp;zwnj;گیرد. انسان&amp;zwnj;هایی که دنبال راه&amp;zwnj;های آسان تر و پر سودتر و مطمئن تر زندگی&amp;zwnj;اند. اما خودشان نمی&amp;zwnj;دانند که در واقع چه می&amp;zwnj;کنند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یعنی تنبلی، حرص و طمع نیروهای محرکه تاریخند؟ این که خیلی پیش پا افتاده است&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اینها محک&amp;zwnj;های تغییر ناپذیر انسان شناسانه&amp;zwnj;اند. بر تمام کره زمین و در همه زمان ها، انسانها، نه به عنوان فرد، بلکه از لحاظ جمعی تقریباً یکسانند. آنها مدام در حال تجربه&amp;zwnj;اند تا زندگیشان را راحت تر و رفاه شان را بیشتر کنند. آنها بزرگترین جهش را وقتی می&amp;zwnj;کنند، که زمانه دشوار از آنها اقدامات رادیکال بطلبد. ترس آنها را به پیش می&amp;zwnj;برد. تاریخ یک سلسله اقدامات برای تطبیق دادن خود با دنیاست، دنیایی که مدام ما را با مسائل تازه&amp;zwnj;ای روبرو می&amp;zwnj;نماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنوقت چگونه می&amp;zwnj;شود به این طریق موقعیت برتر غرب را نتیجه گرفت؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من از سه ابزار برای پیگیری روند تاریخ استفاده می&amp;zwnj;کنم: زیست&amp;zwnj;شناسی به ما می&amp;zwnj;گوید چرا انسانها به عنوان حیوانات عاقل رشد اجتماعی کردند. جامعه شناسی می&amp;zwnj;گوید چگونه آنها این کار را کردند، تا به جامعه&amp;zwnj;های سازماندهی شده در شهرها و دولتها و حتی امپراتوری&amp;zwnj;ها برسند. جغرافیا هم به ما می&amp;zwnj;گوید چرا درست غرب، و نه منطقه دیگری در ۲۰۰ سال گذشته بر دنیا حکم می&amp;zwnj;راند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هسته اصلی تمدن در پایان عصر یخبندان در منطقه&amp;zwnj;ای که از لحاظ آب و هوایی و جغرافیایی مناسب&amp;zwnj;ترین بود، شکل گرفت. این منطقه هلال حاصلخیز (هلال خصیب)، بخش تاریخی از خاور میانه و دربرگیرندهٔ بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خاوری دریای مدیترانه، میانرودان (بین النهرین) و مصر باستان است و با رودهای نیل، دجله، فرات و رود اردن سیراب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. این منطقه از غرب به دریای مدیترانه، از شمال به بیابان سوریه و از دیگر سوی&amp;zwnj;ها به شبه جزیره عربستان و خلیج فارس و دیگر بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مدیترانه محدود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;جامعۀ شکارچی-گردآورنده&amp;zwnj;ای در این منطقه به وجود آمد که اصلی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین روش معیشت آن تغذیه مستقیم از گیاهان خوراکی و حیوانات بود. این جامعه در جستجوی گیاه و در پی شکار حیوان بود و هنوز تلاش چندانی در پدید آوردن کشتزار یا اهلی کردن حیوانات نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد. البته مرز بین جامعه شکارچی-گردآورنده و جوامعی که با تکیه بر اهلی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی در عصر کشاورزی، چوپانی و نوسنگی زندگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند چندان دقیق نیست، چون این جوامع گاه از هر دو روش بهره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بردند. به هر حال برای جوامع شکارچی- گردآورنده در این نواحی انتقال به مرحله کشاورزی آسان تر از سایر جاها بود. تقریبا ۹۵۰۰ سال پیش در این نواحی هسته اصلی تمدن در پایان عصر یخبندان شکل گرفت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;300&quot; vspace=&quot;10&quot; border=&quot;1&quot; align=&quot;right&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;217&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/iam_morris.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید باغ عدن اینجا بوده؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;غرب از این مرکز در آسیا مرزهای خود رابه منطقه مدیترانه و تمام اروپا توسعه داد. تازه ۲۰۰۰ سال بعد شبیه همین روند در شرق، در چین بین رود زرد و یانگ تسه در دومین مهد تمدن کهن روی داد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب معما زود حل می&amp;zwnj;شود: بنا به شرایط جغرافیایی و موقعیت مناسب غرب، توسعه شرق متداوماً عقب افتاد؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متأسفانه قضیه به این سادگی نبود. مکان می&amp;zwnj;تواند در طول زمان اهمیتش را از دست بدهد. موقعیت&amp;zwnj;های مناسب جغرافیای می&amp;zwnj;توانند در طول زمان نامناسب بشوند، یا بالعکس. این جا تاثیر متقابل مطرح است. جغرافیا بر توسعه اجتماعی اثر می&amp;zwnj;گذارد، اما توسعه اجتماعی هم به نوبه خود عوامل جغرافیایی را تغییر می&amp;zwnj;دهد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;غرب از این اختلافات جغرافیایی چگونه بهره برد؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;بگذارید مثالی بزنم: در شرق، دریای مانند مدیترانه برای نقل و انتقال آسان در منطقه وجود نداشت، دریایی که در کناره هایش شهرها و فرهنگها به وجود بیایند. غرب اروپا - یعنی &lt;span&gt;پرتغال، اسپانیا، فرانسه و بریتانیا - چند هزار سال پیش یک منطقه لم یزرع و به دور از مرکز تمدن در بین النهرین بود. اما در قرون پانزده و شانزده میلادی این موقعیت حاشیه&amp;zwnj;ای به نفعشان تمام شد. زیرا کشتی&amp;zwnj;هایی ساخته شده بود که می&amp;zwnj;توانستند به سمت غرب و دنیای جدید حرکت کنند. اهمیتی هم نداشت که کشتی&amp;zwnj;ها - تا کشف کشتی بخار - به ذخایر ذغال سنگ وابسته بودند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا ممکن بود که چینی&amp;zwnj;ها در قرن پانزدهم آمریکا را کشف کنند؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از لحاظ نظری بله. آنها امکانات فنی و تجهیزات لازم را داشتند. اما برایشان بیشتر صرف می&amp;zwnj;داشت در اقیانوس هند کشتی رانی کنند تا در اقیانوس آرام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;6&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;هنگامی که &amp;laquo; ژنگ هه&amp;raquo; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Zheng He)&lt;/span&gt; &lt;span&gt;به فرمان امپراتور در سال &lt;/span&gt;۱۴۰۵ میلادی به سمت سیلان روانه شد، ناوگانی متشکل از سیصد کشتی با ۲۷۰۰۰ خدمه در اختیار داشت. او قطب نمای مغناطیسی و نقشه&amp;zwnj;های دقیق دریایی هم داشت. این را قیاس کنید با سه کشتی و نود خدمه&amp;zwnj;ای که کریستف کلمب در سال ۱۴۹۲ میلادی زیر فرمان داشت و نمی&amp;zwnj;دانست دارد به کدام سو می&amp;zwnj;راند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرقشان شاید در شجاعت و جسارت، روحیه پیشگامی و هوس کشف کردن باشد؟ &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظورتان لابد روحیه ابتکاری به ظاهر برتر اروپایی هاست. از زمان سقوط امپراتوری روم اروپایی&amp;zwnj;ها برای مسیحیت مرتبه مشروع بالایی قائل شده&amp;zwnj;اند. در زمان روشنگری به یک مسیر دیگر اندیشیدند: به یونانیان و کشف آنها از روح، فرهنگ عقلانیت، آزادی اندیشه، مسئولیت فردی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فیلسوفان و دانشمندان مسائلی را طرح می&amp;zwnj;کنند که توسعه اجتماعی پیش پای آنها قرار می&amp;zwnj;دهد. هر دوره اجتماعی اندیشه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;خواهد که لازم دارد. بعد از کشف مناطق جدید آن سوی اقیانوس، اروپای غربی به فنون و قواعد دقیقی برای اندازه گیری دنیا نیاز داشت. رنسانس، روشنگری و انقلاب علمی علت نبودند، بلکه پیامدهای پیشرفت اجتماعی بودند. برای شرق ضرورت یک تغییر رادیکال در اندیشه وجود نداشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;این باز یاد آور کارل مارکس است: هستی انسان به شعور او شکل می&amp;zwnj;دهد. نقش انسانهای بزرگ، نقش قهرمانان در برداشت تاریخی شما چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاریخ پر است از همه رقم آدم: حکام مقتدر و سلاطین فاسد، اشخاص بسیار هوشمند و افراد دست و پاچلفتی، ایده&amp;zwnj;آلیست&amp;zwnj;ها و شورشیان. اما به ندرت یک نفر به تنهایی قادر است تاریخ را به مسیر کاملاً تازه&amp;zwnj;ای بیندازد. دنیا را نمی&amp;zwnj;شود با قدرت اراده تغییر داد. آدمهای کاملاً عادی با رفتار معمولی برای تاریخ خیلی لازم ترند تا آدمهای غیر عادی و بسیار با هوش. گزینش تکاملی، واقع گرایی عقل سالم را ترجیح می&amp;zwnj;دهد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه می&amp;zwnj;شد اگر مثلاً ناپلئون روسیه را شکست می&amp;zwnj;داد و بر انگلیس تفوق می&amp;zwnj;یافت؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن وقت احتمالاً به جای یک قدرت مسلط زمینی، یک قدرت مسلط دریایی ایجاد می&amp;zwnj;شد. با این حال انقلاب علمی باز روی می&amp;zwnj;داد. شاید کمی دیرتر و بجای انگلیس در شمال فرانسه وقوع می&amp;zwnj;یافت. با وجود این باز همین آش می&amp;zwnj;بود و همین کاسه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;شما بر چه اساس توسعه یک تمدن را می&amp;zwnj;سنجید؟ چگونه شرق و غرب را باهم قیاس می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظورم از توسعه اجتماعی توانایی یک ملت است برای شکل دادن به امور اقتصادی، اجتماعی و روشنفکرانه اش بر اساس برداشتها و نیازهایش. شاخص من بر اساس داده&amp;zwnj;های تاریخی در چهار زمینه صورت می&amp;zwnj;گیرد: بهره وری انرژی، سازمان سیاسی - اجتماعی، پنانسیل نظامی و فن آوری اطلاعات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بنا بر این تعریف، توسعه لزوماً پیشرفت معنی نمی&amp;zwnj;دهد. به واسطه کشیدن شیره منابع طبیعی مصرف انرژی می&amp;zwnj;تواند افزایش یابد، توانایی جنگجویی هوس اشغال مناطق دیگر را دامن می&amp;zwnj;زند، و سازماندهی عالی سیاسی هم اغلب عملکرد یک دولت خود محور مرکزی است&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق با شماست، ولی اندازه گیری و قیاس توسعه اجتماعی روشی نیست که بشود با آن در مورد جوامع مختلف احکام اخلاقی صادر کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه منفی، چه مثبت، بعضی جوامع به طرز غیرقابل انکاری از بقیه بیشتر توسعه یافته&amp;zwnj;اند. هنگامی که در جریان جنگ تریاک بین سالهای ۱۸۳۹ و ۱۸۴۲ کشتی&amp;zwnj;های انگلیسی کشتی&amp;zwnj;های چینی را به راحتی آب خوردن درب و داغان می&amp;zwnj;کردند، کارشان از لحاظ اخلاقی قابل تحسین نبود، بلکه نمایش رسوایی از برتری غربی بود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنگ&amp;zwnj;های تجاری مدرن به وسایل و شکل&amp;zwnj;های دیگر ادامه می&amp;zwnj;یابند، و این طور که به نظر می&amp;zwnj;رسد چین این بار برنده می&amp;zwnj;شود. کی شرق از غرب پیشی خواهد گرفت؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چین در ۱۰-٢٠ سال آینده از نظر عملکرد اقتصادی به آمریکا می&amp;zwnj;رسد. در مورد سایر شاخصها، یعنی شاخص نظامی، فن آوری اطلاعات و مصرف سرانه انرژی شاید رسیدن چین به آمریکا کمی بیشتر طول بکشد. اما می&amp;zwnj;شود حساب کرد که شرق بعد از سال ۲۰۵۰ از غرب جلو بزند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنوقت وضع دنیا چه می&amp;zwnj;شود؟ آیا رفاه فزاینده شرق، غربی می&amp;zwnj;شود و دمکراسی و حقوق بشر عالم گستر خواهد شد؟ آیا غرب با ارزش هایش در نهایت پیروز می&amp;zwnj;شود؟ &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امیدوارم چنین بشود. اما بحث فراتر از این موضوع در حال حاضر این است که آیا برای شکوفایی اقتصاد دنیا فقط یک راه وجود دارد - یعنی لیبرالیسم، دموکراسی و دولت قانونمدار. در هر حال ژاپن، کره جنوبی، تایوان و سنگاپور از سیستم&amp;zwnj;های تک حزبی سرکوبگر کم و بیش به شکل&amp;zwnj;هایی از دمکراسی تبدیل شده&amp;zwnj;اند. از آن سو در تاریخ خیلی غیرعادی است که یک مرکز قدرت در حال ظهور که جانشین مرکز قبلی می&amp;zwnj;شود، اندیشه و شکل حکومت آنرا هم به خود بگیرد. اروپا هم بعد از جنگ دوم جهانی آمریکایی شد و نه بر عکس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چین که تا به حال در مقابل همه هشدارها برای رعایت حقوق بشر و اجازه دادن به آزادی&amp;zwnj;های فردی بیشتر همچنان کله شقی می&amp;zwnj;کند&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دنیای شرقی آینده قطعاً سلسله مراتبی تر، استبدادی تر و سفت و سخت تر از دنیای غربی خواهد بود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهبری چین گویی در افسون تجربه دراز تاریخی است، تجربه قیام&amp;zwnj;های قومی، شورش&amp;zwnj;های دهقانی، اعتراضات خشونت آمیز علیه فساد چندین سلسله پادشاهی که بنای امپراتوری را فرو ریختند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا جنگ بر سر سلطه اقتصادی بر دنیا به یک جنگ واقعی منجر می&amp;zwnj;شود؟ هزینه نظامی چین هر ساله ده درصد افزایش می&amp;zwnj;یابد&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک جنگ بزرگ بین دو طرف شرق و غرب هیچکدام چیزی برای بردن ندارند. در این مورد تاریخ چین شاهدی به دست نمی&amp;zwnj;دهد. در سنت کنفوسیوسی اداره صلح آمیز دولت، جنگ در نظر نخبگان هرگز ادامه سیاست به وسایل دیگر نیست. با این حال در تاریخ چین ردی از خشونت دیده می&amp;zwnj;شود. چه بسا احتیاط چین برای جنگ، بیشتر به ضعف نظامی اش مربوط باشد تا به کنفوسیوس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا با یک نگاه عمیق به تاریخ نمی&amp;zwnj;شود آینده را کمی دقیقتر پیشگویی کرد؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عجالتاً که پیشگویی&amp;zwnj;های متناقض و در هم برهمی وجود دارد. چنانچه توسعه اجتماعی همچنان مانند قرن بیستم با سرعت ادامه یابد، آن وقت تا سال ۲۰۵۰ به حدی خواهد رسید که دو برابر ۱۵۰۰۰ سال پیش خواهد بود. یعنی از زمان نقاشی کشیدن بر دیواره غارها تا عصر اتم. و در سال ۲۱۰۰ دوباره این رشد دوبرابر خواهد شد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا بشر به سوی آینده&amp;zwnj;ای نورانی روانه است یا آینده&amp;zwnj;ای ظلمانی؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر چه باشد این موج آتی تکامل در نظر من بی مانند است. ۴۰سال آینده نقشی تعیین کننده در تاریخ خواهد داشت. سرعت توسعه اجتماعی می&amp;zwnj;تواند نه فقطبر نفوذ جغرافیا اثر بگذارد، بلکه همچنین شاید بتواند شرایط بیولوژیک و اجتماعی انسان را هم تغییر بدهد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تغییرات چه عواقبی خواهند داشت؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحولات و پیشرفتهای تکنیکی می&amp;zwnj;توانند دنیا را چنان یکپارچه کنند، که دیگر خبری از تضاد دیرینه غرب و شرق نباشد. اما این در صورتی است که روند این تحولات کنترل شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حال حاضر مانند امپراتوری روم ما سقفی بالای سر داریم که دارد فرو می&amp;zwnj;ریزد. یا ما قادریم یک مرحله انتقالی ایجاد کنیم که ما را بسا فراتر از انقلاب صنعتی ببرد و بیشتر مشکلاتمان را حل کند، یا اینکه اسیر فاجعه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;شویم که تا به حال نظیر نداشته. در پی این فاجعه مشکلات جلویمان قطار م شوند: تغییرات آب و هوایی، گرسنگی، بیماریهای واگیر دار، امواج مهاجرت، به هم ریختن نظم دولتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما همین حالا هم علائم این وضع وخیم را داریم مشاهده می&amp;zwnj;کنیم. با این وضع شما باز امیدوارید؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عنوان مورخ اطمینان دارم که ما مشکلات پیش رو را خیلی بهتر از رومی&amp;zwnj;های باستان می&amp;zwnj;شناسیم. به همین دلیل چه بسا قرن ۲۱ اندیشه&amp;zwnj;ای را که عصر ما به آن محتاج است، پدید آورد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منبع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.spiegel.de/spiegel/0,1518,769431,00.html&quot;&gt;اشپیگل آنلاین&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/11/15/8358#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AD%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87">اکبر فلاح‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7326">شرق</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%BA%D8%B1%D8%A8">غرب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7327">پیشرفت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7325">یان موریس</category>
 <pubDate>Tue, 15 Nov 2011 21:45:34 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">8358 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>