<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7256/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>باوند بهپور</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7256/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>رفع فرهنگ</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/01/24897</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/01/24897&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    باوند بهپور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;990&quot; height=&quot;615&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/teheran_police.jpg?1362147142&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;باوند بهپور &amp;minus; اگر افکار عمومی را معیار بررسی فضای دموکراتیک بگیریم و آن را از خلال تاریخ معاصر بخوانیم دورنمایی هراس&amp;zwnj;انگیز از سال&amp;zwnj;های پیش رو خواهیم داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شکل&amp;zwnj;گیری پدیده&amp;zwnj;ای به نام افکار عمومی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(public opinion)&lt;/span&gt; به عنوان یکی از اقتضائات دولت-ملت&amp;zwnj; جدید در ایران در دوران قاجار آغاز شد و به&amp;zwnj;تدریج کارکرد و قدرت&amp;zwnj; خود را شناخت. با این حال این کلمه هنوز هم به فارسی معنای روشنی ندارد. همان تفاوتی که بین &amp;laquo;شهروند&amp;raquo; و &amp;laquo;آحاد مردم&amp;raquo; به چشم می&amp;zwnj;خورد بین افکار عمومی و &amp;laquo;میانگین آراء مردم&amp;raquo; هم هست. &amp;laquo;ملت&amp;raquo; اساساً خودش را از طریق افکار عمومی می&amp;zwnj;شناسد؛ افکار عمومی جایی است که &amp;laquo;عقیده&amp;raquo; شکل می&amp;zwnj;گیرد. عقیده&amp;zwnj; لزوماً از منافع و تمایلات شخص پیروی نمی&amp;zwnj;کند. بسیار محتمل است که فرد عقیده&amp;zwnj;ای را در فضای عمومی به زبان بیاورد که منطبق بر چیزی نباشد که در فضای خصوصی می&amp;zwnj;اندیشد، آن هم نه چون تحت فشار نگاه دیگران است یا ریا می&amp;zwnj;کند، بلکه چون باید اندیشه&amp;zwnj;اش را به زبانی ترجمه کند که افکار عمومی برای خود ساخته&amp;zwnj;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افکار عمومی ترجمه&amp;zwnj;ی واقعیت به حقیقت نیست و لزوماً به نتایج صحیح نمی&amp;zwnj;رسد بلکه واکنش مردم به تصوری است که از وقایع پیدا می&amp;zwnj;کنند. این واکنش را نمی&amp;zwnj;توان در حالت خفته مانند پدیده&amp;zwnj;ای آماری و ریاضیاتی تخمین&amp;zwnj; زد یا بررسی کرد: صرفاً در فضای عمومی امکان حیات دارد. اشخاص بر&amp;zwnj;حسب سواد و محبوبیت و نفوذ کلام خود بر این حیات تأثیر می&amp;zwnj;گذارند و مشتاق&amp;zwnj; هم هستند که تأثیر بگذارند چرا که باعث می&amp;zwnj;شود به مجموعه&amp;zwnj;ای بزرگ&amp;zwnj;تر احساس تعلق &amp;zwnj;کنند. مردم به همین دلیل اخبار می&amp;zwnj;بینند و روزنامه می&amp;zwnj;خوانند: وقت&amp;zwnj; خود را به اطلاع از اموری اختصاص می&amp;zwnj;دهند که مستقیماً بر آن&amp;zwnj;ها دستی ندارند اما به صرف همین اطلاع و تسلط بر این زبان، احساس می&amp;zwnj;کنند بر آن&amp;zwnj;ها مسلط&amp;zwnj;اند. همین اتصال به افکار عمومی به مثابه سیستم عصبی پیکره&amp;zwnj;ای بزرگ&amp;zwnj;تر است که در درازمدت نوعی تعلق &amp;laquo;ملی&amp;raquo; می&amp;zwnj;سازد. شخص، داستانی را دنبال می&amp;zwnj;کند که منافع شخصی&amp;zwnj;اش در آن ادغام شده و با سرنوشت آن گره خورده.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افکار عمومی چون از جنس &amp;laquo;زبان&amp;raquo; است موقعی معنا دارد که مردم آن را به کار ببرند. باید قابل مشارکت باشد و این امکان را ایجاد کند که شخص بتواند به صورتی غیرشخصی فکر کند. با این حال، افکار عمومی تنها شیوه&amp;zwnj;ی سازماندهی حیات ذهنی جامعه نیست همچنان&amp;zwnj;که گردن دادن به افکار عمومی تنها راه کسب مشروعیت و سازماندهی قدرت نیست. افکار عمومی در حکم بازار آزاد عقاید است. این بازار را البته می&amp;zwnj;شود محدود کرد یا به انحصار درآورد. زمانی که تمام عرصه&amp;zwnj;های عمومی همزمان تملک شود می&amp;zwnj;توان فضای تولید آن را اساساً از میان برداشت. در این حالت تصور ملت از خود به مرور مبهم می&amp;zwnj;شود؛ اشخاص صرفاً &amp;laquo;احساس&amp;raquo; می&amp;zwnj;کنند و نمی&amp;zwnj;توانند تصور روشنی از وضعیت خود شکل بدهند. اما این&amp;zwnj; در قالب فرایندی تاریخی قابل انجام است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;quot;افکار عمومی&amp;quot; در دوره مشروطیت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاریخ مشروطیت به تاریخچه&amp;zwnj;ی مطبوعات و افکار عمومی در دوران قاجار گره خورده است. در پی تغییرات معادلات جهانی و تضعیف جایگاه ایران و کاهش قدرت دولت مرکزی، جامعه&amp;zwnj;ی ایرانی به تحولات داخلی و خارجی به&amp;zwnj;رغم تمام نابسامانی&amp;zwnj;های سیاسی و اداری همچون بدنه&amp;zwnj;ا&amp;zwnj;ی ارگانیک واکنش نشان &amp;zwnj;داد و این واکنش نشانه&amp;zwnj;ای از مفهوم &amp;laquo;ملت&amp;raquo; داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی که نسیم شمال در ۱۲۸۶ ش. می&amp;zwnj;نوشت:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;کو همت و كو غیرت و كو جوش فتوت؟ كو جنبش ملت؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دردا كه رسید از دو طرف سیل فتن وای! ای وایِ وطن، وای!&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خوب می&amp;zwnj;دانست که جملات&amp;zwnj;اش چه تأثیری بر مخاطبان&amp;zwnj; دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بحث کرده&amp;zwnj;اند (۱) که آیا این تصور را می&amp;zwnj;توان بر تلقی امروزی از ملت قابل انطباق دانست یا نه. ماشاءالله آجودانی پیشنهاد می&amp;zwnj;کند که این تلقی در ابتدا به مفهوم &amp;laquo;امت&amp;raquo; نزدیک&amp;zwnj;تر بوده تا ملت. روشن است که افکار عمومی در این دوران فضای گفت&amp;zwnj;&amp;zwnj;و&amp;zwnj;شنود است و نه گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو. منورالفکرها و سیاسیون و علما می&amp;zwnj;گویند و دیگران می&amp;zwnj;شنوند. برای اولین&amp;zwnj;بار &amp;laquo;مردم&amp;raquo; را به عنوان نیروی محرکه&amp;zwnj;ی تغییرات فرامی&amp;zwnj;خوانند و صدا می&amp;zwnj;زنند اما به عنوان رهبر و راهنمایشان نه یکی از میان ایشان. اگر میرزاده&amp;zwnj;ی عشقی مردم را صدا می&amp;zwnj;زند و می&amp;zwnj;خواهد که &amp;laquo;زور بیاورند&amp;raquo; خودش در اقلیت است و زورشان را لازم&amp;zwnj; دارد نه عقیده&amp;zwnj;شان را (۲):&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;بنده قلم دستم است و دست شماها&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بيل و کلنگ است ای کلانمدی&amp;zwnj;ها!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زور بیارید ای کلانمدی&amp;zwnj;ها!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دست برآرید ای کلا نمدی&amp;zwnj;ها!&amp;raquo; (۳)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توسل به افکار عمومی (یا شاید در این مورد بهتر باشد بگوییم احساسات مردمی) در این دوره خود را در مورد اموری نشان می&amp;zwnj;دهد که مستقیماً به منافع ملی و سیاسی مرتبط است. شکایت را از دولت به مردم می&amp;zwnj;برند. مردمی بودن &amp;laquo;انقلاب&amp;raquo; در قالب قدرت مجلس تجسد می&amp;zwnj;یابد. مجلس فضای اصلی گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوست و اراده&amp;zwnj;ی مردم را نمایندگی می&amp;zwnj;کند. محمدعلی&amp;zwnj;شاه ساختمان مجلس را به مثابه کالبد این فضای عمومی به توپ می&amp;zwnj;بندد و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل را به مثابه زبان ملت دار می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیشنهاد جمهوری سردار سپه در این دوره مشروطه&amp;zwnj;طلبان را از این بابت وحشت&amp;zwnj;زده می&amp;zwnj;کند که تحت رضاخان اراده&amp;zwnj;ی ملت محلی از اعراب نخواهد داشت. اما کاری که محمدعلی&amp;zwnj;شاه نتوانسته بود از عهده برآید توسط رضاشاه به انجام می&amp;zwnj;رسد. رضاشاه حکومت را مشروطه تحویل می&amp;zwnj;گیرد و قانوناً توسط مجلس به قدرت می&amp;zwnj;رسد. به ظاهر اتفاقی نیفتاده جز این&amp;zwnj;که پادشاهی ضعیف&amp;zwnj;النفس با شخصی مقتدر جایگزین شده. و مشروطه&amp;zwnj;طلبان هم نگران همین هستند: که پادشاه مشروطه نباید مقتدر باشد. نگران&amp;zwnj;اند که سردار سپه عملاً از نخست&amp;zwnj;وزیری مؤثر به پادشاهی تشریفاتی بدل شود یا مشروطه را در پای اقتدار قربانی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;quot;افکار عمومی&amp;quot; در دوران پهلوی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضاشاه برخلاف شاهان قاجار محبوبیت دارد و با جبران ضعف قدرت مرکزی، به&amp;zwnj;تدریج خود را از اراده&amp;zwnj;ی ملت بی&amp;zwnj;نیاز می&amp;zwnj;کند. خواست &amp;laquo;ملت&amp;raquo; (و در صدر آن استقلال و امنیت) را به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دهد اما به&amp;zwnj;تدریج دیگر نظرشان را نمی&amp;zwnj;پرسد. به سرعت و در عرض چندسال هر آن&amp;zwnj;چه در دوران مشروطه به دست آورده بود از دست می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این دوران فضاهای مطبوعاتی و سیاسی باز برای افکار عمومی وجود ندارد اما دولت جدید حس ملی&amp;zwnj;گرایی را تقویت می&amp;zwnj;کند و سازمان&amp;zwnj;هایی پا می&amp;zwnj;گیرند که بعداً می&amp;zwnj;توانند زبان افکار عمومی را شکل بدهند و به کار ببرند. این از لوازم دولت جدید است و زمینه&amp;zwnj;های پیدایش&amp;zwnj;اش دارد فراهم می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اشغال ایران توسط متفقین ابهت این قدرت متمرکز شده را از هم می&amp;zwnj;پاشد و دلیل وجودی این محبوبیت را از آن می&amp;zwnj;گیرد و نگرانی از عدم استقلال را (این بار در معنای مدرن&amp;zwnj;تر &amp;laquo;دست&amp;zwnj;نشاندگی&amp;raquo; در مقابل تمامیت ارضی) بازمی&amp;zwnj;گرداند و به صورت بسیار عمیق&amp;zwnj;تری گسترش می&amp;zwnj;دهد. اکنون که حکومت مرکزی مانند دوران قاجار مجدداً تضعیف شده و مشروعیت&amp;zwnj;اش کاهش یافته می&amp;zwnj;توان میراث مشروطیت را دوباره ازسرگرفت. گسترش دانشگاه&amp;zwnj;ها، مدارس، صنعت چاپ، بالا رفتن سطح سواد و سپس ورود رادیو و تلویزیون در آغاز دوره&amp;zwnj;ی پهلوی دوم رسانه&amp;zwnj;های لازم را برای افکار عمومی می&amp;zwnj;سازد. ادبیات که از دوران قاجار روند مردمی شدن در پیش گرفته همین روند را ادامه می&amp;zwnj;دهد. دولت جدید بسیار مشتاق است دستاوردهای خود را برای مردم توضیح بدهد بلکه محبوبیت دوران رضاشاهی را کسب کند هرچند علاقه&amp;zwnj;ای ندارد نظر مردم را جز در قالب انشاءهای ستایش&amp;zwnj;&amp;zwnj;آمیز بشنود. همه مجدداً به سروقت ملت می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصدق که مردم را به صورت جدیدی صدا می&amp;zwnj;زند نخستین سیاست&amp;zwnj;مداری است که قدرت &amp;laquo;افکار عمومی&amp;raquo; و رابطه&amp;zwnj;ی آن را با ملی&amp;zwnj;گرایی دریافته است و می&amp;zwnj;تواند آن را در ساختار سیاسی به کار بگیرد. همان دهخدایی که در دوره&amp;zwnj;ی قاجار، میرزا جهانگیرخان را کسی می&amp;zwnj;دانست که به گناه &amp;laquo;قوم نادان&amp;raquo; در حسرت ارض موعود جان سپرده اکنون همه را فرامی&amp;zwnj;خواند که از &amp;laquo;دل و جان&amp;raquo; راه مصدق را در پیش بگیرند:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;ای مردم آزاده! کجایید؟ کجایید؟ / آزادگی افسرد بیایید! بیایید!&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصدق دموکراسی را صرفاً در تعداد آراء نمی&amp;zwnj;بیند و راه دسترسی به افکار عمومی را تنها نطق در مجلس نمی&amp;zwnj;داند. از صحن دادگاه تا مطبوعات، از تحصن تا سخنرانی در میان مردم یا پشت تریبون&amp;zwnj;های خارجی را به کار می&amp;zwnj;&amp;zwnj;گیرد و برگ برنده&amp;zwnj;ی محبوبیت&amp;zwnj;اش را به صورت&amp;zwnj;های مختلفی بازی می&amp;zwnj;کند. دیگر صرفاً&amp;zwnj; صحبت از بلوا و نافرمانی و تقابل ملت و دولت به شکل قاجاری&amp;zwnj;اش در میان نیست بلکه این نیرو به سطح نمادین کانالیزه می&amp;zwnj;شود و مصدق هم در داخل خود دولت و هم در صحنه&amp;zwnj;ی بین&amp;zwnj;المللی از این نیرو برای چانه&amp;zwnj;زنی استفاده می&amp;zwnj;کند و این نیرو را به رگ&amp;zwnj;های ساختار سیاسی سرازیر می&amp;zwnj;کند. این استراتژی در دوران قاجار به گونه&amp;zwnj;ای دیگر به کار می&amp;zwnj;رفت: مردم نه در صحنه&amp;zwnj;ی نمادین بلکه در عمل باید &amp;laquo;زور می&amp;zwnj;آوردند&amp;raquo;. می&amp;zwnj;بایست تفنگ به دست می&amp;zwnj;گرفتند و به کسانی چون عباس&amp;zwnj;میرزا، میرزا کوچک خان یا ستارخان و باقرخان و دلیران تنگستانی می&amp;zwnj;پیوستند. در آن زمان غیرت عشایر نقش پررنگ&amp;zwnj;تری بازی می&amp;zwnj;کرد از نظر &amp;laquo;شهر&amp;raquo;وند. مصدق از گشودگی فضایی پدیده آمده بهره می&amp;zwnj;برد و خودش هم به گسترش این فضا کمک می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;با حذف مصدق و سرکوب حزب توده، افکار عمومی هم به&amp;zwnj;تدریج رقیق می&amp;zwnj;شود و مجبور است به زبان استعاره و اشاره بسنده کند. دیگر مصالح ملی به بحث گذاشته نمی&amp;zwnj;شود و صرفاً توافقی سلبی میان گروه&amp;zwnj;های مختلف وجود دارد. ملت که دیگر نمی&amp;zwnj;تواند در آینه&amp;zwnj;ی افکار عمومی خودش را ببیند خود را در تضاد با دولت می&amp;zwnj;شناسد. همه&amp;zwnj;ی هم و غم بر این است که دیو بیرون رود تا بعداً بتوان در مورد چند و چون حکومت فرشته صحبت کرد. انقلاب دارد زیر پوست جامعه شکل می&amp;zwnj;گیرد اما &amp;laquo;ملت&amp;raquo; تصور منسجمی از خود و آن&amp;zwnj;چه گروه&amp;zwnj;های مختلف می&amp;zwnj;خواهند ندارد. و عجیب هم نیست که تا زمانی که انقلاب همه را غافلگیر &amp;zwnj;کند نمی&amp;zwnj;توانند به بیرون هم تصور درستی القا کنند. تمامی مجاری متداول افکار عمومی در این دوران سرشار از ریاست. حکومت نمی&amp;zwnj;تواند تشخیص بدهد آن&amp;zwnj;چه مردم می&amp;zwnj;خواهند &amp;laquo;منافع ملی&amp;raquo; صرف نیست و کافی نیست به آن&amp;zwnj;ها نشان بدهد که کشور در حال پیشرفت است؛ آن&amp;zwnj;ها مایل&amp;zwnj;اند ببینند که در شکل&amp;zwnj;گیری این منافع نقش دارند. از آن&amp;zwnj;جایی که جریان ملی شکست داده نمی&amp;zwnj;شود بلکه حذف می&amp;zwnj;شود، محبوبیت&amp;zwnj;اش هم مصادره نمی&amp;zwnj;شود. مصدق (نه به مثابه شخص، بلکه به عنوان فرصتی برای ابراز وجود مردم) با کنار گذاشته شدن&amp;zwnj;اش، ملیت را هم از دولت-ملت می&amp;zwnj;برد. هیچ ناظر بیرونی در آن زمان تصوری از حس حقارتی که مردم از عدم مشارکت در فضای عمومی تجربه می&amp;zwnj;کنند ندارد. کینه&amp;zwnj;ای از دولت شکل می&amp;zwnj;گیرد که اساساً ربط زیادی به خوب و بد اقدامات&amp;zwnj;اش ندارد. هر اقدامی برای تحکیم ساختار موجود برعکس شکاف میان دولت و ملت را دامن می&amp;zwnj;زند. چون اساساً فضای افکار عمومی وجود ندارد راهی هم برای سنجیدن ابعاد این شکاف نیست. تعویض نخست&amp;zwnj;وزیران توسط شاه دل هیچ کس را به دست نمی&amp;zwnj;آورد چون ملت&amp;zwnj; مدت&amp;zwnj;هاست دیگر برسر میز سیاست بازی نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;quot;افکار عمومی&amp;quot; و اسلام سیاسی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه&amp;zwnj;ی جمهوری اسلامی با دموکراسی را در دوره&amp;zwnj;ی بعد معمولاً از زاویه&amp;zwnj;ی افکار عمومی ندیده&amp;zwnj;اند. برای بسیاری از ناظران بیرونی این سه دهه&amp;zwnj; امتداد یک نظام واحد و منسجم است که ملت ثابتی آن را زیسته است. آن&amp;zwnj; که به نظام انقلابی و مردمی می&amp;zwnj;گوید غیردموکراتیک باید توضیح بدهد منظورش از دموکراتیک چیست. نظام ایدئولوژیک اساساً رابطه&amp;zwnj;اش با مردم را به گونه&amp;zwnj;ای دیگر تنظیم می&amp;zwnj;کند، مشروعیت&amp;zwnj;اش را از جایی دیگر می&amp;zwnj;آورد، محبوبیت را به شیوه&amp;zwnj;ای متفاوت کانالیزه می&amp;zwnj;کند و عقیده را به صورتی دیگر شکل می&amp;zwnj;دهد. جمهوری جدید آغازی مردمی دارد و ساختارها و ایده&amp;zwnj;های شکل گرفته در دوران قاجار و پهلوی را که هنوز امکان کاربرد تمام و کمال&amp;zwnj;شان پیش نیامده امتحان می&amp;zwnj;کند و آن&amp;zwnj;ها را به&amp;zwnj;تدریج با شرایط جدید مطابقت می&amp;zwnj;دهد. مفاهیم اسلام سیاسی از دوران قاجار وجود داشته&amp;zwnj;اند و در دوره&amp;zwnj;ی پهلوی پابه&amp;zwnj;پای تحولات سیاسی تحول یافته&amp;zwnj;اند اما برخلاف گزینه&amp;zwnj;ی ملی هیچ&amp;zwnj;گاه در تمامیت پتانسیل سیاسی خود به کار گرفته نشده&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند. ایده&amp;zwnj;ی اداره&amp;zwnj;ی کشور بر اساس مصالح &amp;laquo;ملی&amp;raquo; در دوره&amp;zwnj;ی پهلوی نیم&amp;zwnj;قرن فرصت داشته که توان خود را بیازماید در حالی که مذهب پیش از شکل&amp;zwnj;گیری دولت-ملت جدید عملکردهای افکار عمومی را برعهده داشته و زبان سخن گفتن مردم در مورد سامان جامعه به موازات قدرت بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از انقلاب، مفهوم تازه و نه&amp;zwnj;چندان روشن جمهوری به این مفاهیم اضافه می&amp;zwnj;شود. جمهوری قرار است سازوکاری باشد که چرخ&amp;zwnj;های نظام مردمی&amp;mdash;ولی نه لزوماً دموکراتیک&amp;mdash;برآن اساس می&amp;zwnj;گردد هرچند سهمی برای افکار عمومی در این میان پیش&amp;zwnj;بینی نشده&amp;zwnj; است. ساختار مذهبی شیوه&amp;zwnj;های دیگری برای این کار می&amp;zwnj;شناسد که در آن مردم همزمان هم عوام قلمداد می&amp;zwnj;شوند هم سرمایه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های انقلاب.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;زبان جدید فضای عمومی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوران آغاز انقلاب دوران حذف رقبا در صحنه&amp;zwnj;ی نمادین است. صداهای بسیار متضاد یا کشور را ترک کرده&amp;zwnj;اند یا اگر هم مانده&amp;zwnj;اند تریبونی برای سخن گفتن به آن&amp;zwnj;ها داده نمی&amp;zwnj;شود. اساساً زبان جدیدی برای فضای عمومی تأسیس می&amp;zwnj;شود که واژگان تازه و محدودی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;منافع انقلاب در این سال&amp;zwnj;ها عاجل&amp;zwnj;تر و اضطراری&amp;zwnj;تر از آن است که در فضای عمومی به بحث گذاشته شود. همان&amp;zwnj;طور که بعد از انقلاب مشروطیت در دوران رضاشاه اتفاق افتاد (و همان&amp;zwnj;طور که بسیاری از انقلاب&amp;zwnj;ها تجربه می&amp;zwnj;کنند) افکار عمومی به نفع تحکیم ساختار جدید کنار زده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا پایان جنگ، اساساً&amp;zwnj; کسی نظر مردم را نمی&amp;zwnj;پرسد اما مشارکت&amp;zwnj;شان واجب شمرده می&amp;zwnj;شود. &amp;laquo;ملت&amp;raquo; با جان و دل برای دفاع از مرزها به جبهه می&amp;zwnj;شتابد اما قرار نیست بپرسد جنگیدن تا کی و به چه صورتی بجاست. تکثری جز انقلاب و ضدانقلاب معنا ندارد و ارائه&amp;zwnj;ی هر گزینه&amp;zwnj;ی دیگری، جبهه&amp;zwnj;گرفتن با ضدانقلاب است. از آن&amp;zwnj; جایی که همه&amp;zwnj;چیز از طریق رهبری حل می&amp;zwnj;شود اساساً ساختار حقوقی جمهوری به چالش کشیده نمی&amp;zwnj;شود. هنوز روشن نیست که اگر نظامی که طرح&amp;zwnj;ریزی شده چرخ&amp;zwnj;دنده&amp;zwnj;هایش با نیرویی پایین به بالا به گردش درآید چه اتفاقی خواهد افتاد یا اگر قدرت متکثر شود این ساختار سیاسی چه&amp;zwnj;گونه آن را کنار هم نگاه می&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنوز افکار عمومی فضای چانه&amp;zwnj;زنی سیاسی نیست. صدا و سیما و روزنامه&amp;zwnj;ها همگی انقلابی&amp;zwnj;اند. نیروی محرکه&amp;zwnj;ی کل ساختار از اینرسی حرکتی انقلاب و جنگ تأمین می&amp;zwnj;شود و نیاز ندارد اثبات کند که استقلال و آزادی همچنان برقرارند: اثبات کرده است که حاصل شده&amp;zwnj;اند. تعاریف &amp;laquo;استقلال&amp;raquo; و &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; در این زمان در معنایی جهان&amp;zwnj;شمول مطرح نیستند بلکه به &amp;laquo;استقلال در مقابل&amp;raquo; و &amp;laquo;آزادی از&amp;raquo; ترجمه شده&amp;zwnj;اند و هر دو را &amp;laquo;دشمن&amp;raquo; معنا می&amp;zwnj;دهد: استقلال از استکبار و آزادی از نظام ستم&amp;zwnj;شاهی. و به همین خاطر هم گروگان&amp;zwnj;گیری ۴۴۴ روز و جنگ هشت سال طول می&amp;zwnj;کشند: در ساحت نمادین هر دو برکت&amp;zwnj;اند. رهبر انقلاب در اواخر سال ۶۷ گفته بود: &amp;laquo;هر روز ما در جنگ برکتی داشتیم که در همه صحنه&amp;zwnj;ها از آن بهره جسته&amp;zwnj;ایم. ما انقلاب&amp;zwnj;مان را در جنگ به جهان صادر کردیم. امروز اگر در جهان اسلام تحولی هست، به برکت این جنگ است.&amp;raquo; (۴) افکار عمومی نمی&amp;zwnj;تواند در واقعیات عاجلی که حیات&amp;zwnj;اش را تهدید می&amp;zwnj;کند تشکیک کند. امروزه هنوز هم یکی از بزرگترین دستمایه&amp;zwnj;هایی که مسئولان بلندپایه برای تهدید کردن یکدیگر دارند تعریف ناگفته&amp;zwnj;هایی از ماجرای تسخیر سفارت یا جنگ است که بنیان&amp;zwnj;های مشروعیت نمادین نظام را می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تجربه&amp;zwnj;های متفاوت در سال&amp;zwnj;های پس از انقلاب&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;صلبیت ساختار حکومتی در این دوران از آن&amp;zwnj;جایی که تبلور خواست اکثریت بوده آن چنان احساس نمی&amp;zwnj;شود. دیوار، هنگامی مانع به شمار می&amp;zwnj;آید که بر سر راه قرار بگیرد نه وقتی که با آن موازی باشد. در مقابل، روشنفکران و گروه&amp;zwnj;هایی که از چارچوب تنگ ایدئولوژیک حکومتی آزار می&amp;zwnj;بینند فضایی برای به نمایش گذاشتن رنج خود ندارند. به خاطر همین تفاوتِ فضای بازنمایی است که تجربه&amp;zwnj;ی این&amp;zwnj; سال&amp;zwnj;ها از زاویه&amp;zwnj;ی دید ایرانیان داخل و خارج از کشور این&amp;zwnj;همه متفاوت است. برای بسیاری از ایرانیانی که این سال&amp;zwnj;ها را داخل ایران زیسته&amp;zwnj;اند، با وجود مصایب جنگ، این&amp;zwnj;ها سال&amp;zwnj;های خوب انقلاب است ولو برای برخی محاق بوده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;zwnj;ای بسیار عجیب است که تاریخ انقلاب حتا از دید افکار عمومی امروزین جمهوری اسلامی تیره جلوه می&amp;zwnj;کند در حالی که خاطره&amp;zwnj;ی این سال&amp;zwnj;ها این&amp;zwnj;طور نیست. بسیار روشن است که تصویری که از این سال&amp;zwnj;ها در ذهن بسیاری از مردم باقی مانده&amp;mdash;تصویری که با آن نفس کشیده و زیسته&amp;zwnj;اند&amp;mdash;با تصویر تاریخی نمی&amp;zwnj;خواند. نسل&amp;zwnj; جدید انقلاب وقتی این تاریخ را می&amp;zwnj;خواند از سازوکار ناآشنای آن و به&amp;zwnj;ویژه سادگی&amp;zwnj;اش در مقایسه با نظام پیچیده&amp;zwnj;ی امروزی تعجب می&amp;zwnj;کند. پیداست که اکنون زبان دیگری برای حرف زدن از وضعیت به وجود آمده و رضایت مردم به زبانی وابسته است که با آن وضعیت خود را می&amp;zwnj;خوانند: ساختار اجتماعی بعد از انقلاب بسیار بازتر از دوران پیش از انقلاب است و شخص در این دوران حتا اگر از فرودست&amp;zwnj;ترین طبقات باشد اگر با اصول نظام مشکلی نداشته باشد می&amp;zwnj;تواند تا هرجایگاهی در نظام صعود کند. تا وقتی که شخص با دیواره&amp;zwnj;های ایدئولوژیک مشکلی نداشته باشد حضورش پذیرفته است و خدمتی هرچه&amp;zwnj;قدر کوچک از او پذیرفته می&amp;zwnj;شود. همه&amp;zwnj; می&amp;zwnj;توانند از کشور خود دفاع یا آن را آباد کنند. این&amp;zwnj;ها در نظر مردم چیز کوچکی نیست و ناظر بیرونی نمی&amp;zwnj;تواند این را ببیند. در هر حال، مهم نیست که بیگانگان در این دوره چه شأنی برای میهنِ اسلامی&amp;zwnj;شده قائل&amp;zwnj;اند، احترام تک&amp;zwnj;تک آحاد ملت در نزد خود و یکدیگر بالا رفته است. حکومت هم مراقب است که تمایزی میان دولتیان و ملت در سطح نمادین بروز نکند و تفاخر پیشین احیاء نشود. حس برابری دست کم در حیطه&amp;zwnj;ی نمادین بسیار بیشتر از قبل است و نظام اقتصادی هم با آن همسوست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنگامی که در دوره&amp;zwnj;ی سازندگی این توازن به هم می&amp;zwnj;خورد باز همانند دوران پیش از انقلاب بهبود وضع اقتصادی آن&amp;zwnj;قدر تأثیر نمی&amp;zwnj;گذارد که تصور شهروندان از وضعیت خود: تبعیض از اقتصاد بیشتر فشار می&amp;zwnj;آورد و با وعده&amp;zwnj;های پیشین انقلاب در تضاد است. در مقابل، گروهی که از رفاه بهره&amp;zwnj;مند شده&amp;zwnj;اند و شعارها را برای خود دست&amp;zwnj;وپاگیر می&amp;zwnj;یابند خودشان&amp;zwnj;اند که تغییر کرده&amp;zwnj;اند نه شعارها. اما ساختاری سیاسی که بازتاب خواست ملت باشد، باید بتواند تغییرات این خواست را هم نمایندگی کند و برای آن مکانیسم&amp;zwnj;هایی اندیشیده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;quot;افکار عمومی&amp;quot; در دوران پساخمینی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با پایان جنگ و تغییر رهبری، رده&amp;zwnj;های بعدی قدرت رنگ می&amp;zwnj;گیرند. مجلس دیگر شباهتی به مجلس دوران قاجار ندارد و قدرت آن رنگ باخته است و در عوض این انتخابات ریاست &amp;zwnj;جمهوری است که بدل به معیار اصلی سنجش افکار عمومی و شاخص دموکراسی می&amp;zwnj;شود. در سال&amp;zwnj;های پایانی جنگ، شکاف راست و چپ در داخل نظام شکل می&amp;zwnj;گیرد اما در همان زمان در افکار عمومی بازتاب گسترده&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;یابد و کمتر کسی در میان مردم عادی این ماجرا را پیگیری می&amp;zwnj;کند. در عرض چند سال، این شکاف به سرعت بدل به مهم&amp;zwnj;ترین مسئله&amp;zwnj;ی نظام می&amp;zwnj;شود به طوری که به هنگام انتخابات ۱۳۷۶ بخشی از اطلاعات عمومی شده است و اشخاص تحصیل&amp;zwnj;نکرده هم می&amp;zwnj;دانند که کدام سیاستمدار راست است و کی چپ.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ساختاری شایان توجه است: جمهوریت در جمهوری اسلامی نه در مجلس جست&amp;zwnj;و&amp;zwnj;جو می&amp;zwnj;شود (قوه&amp;zwnj;ی مقننه)، نه در حکومت قانون (قوه&amp;zwnj;ی قضاییه)، و نه در قدرت مطبوعات (به مثابه نماینده&amp;zwnj;ی افکار عمومی). بلکه آن را در قوه&amp;zwnj;ی مجریه و در شخص رئیس&amp;zwnj;جمهور می&amp;zwnj;یابند. این در حالی است که انقلاب مشروطه تجربه&amp;zwnj;ای کاملاً معکوس داشت. از بین انتخابات گوناگون (خبرگان، مجلس، شورای شهر و ریاست&amp;zwnj;جمهوری)، این انتخابات ریاست&amp;zwnj;جمهوری است که واقعاً سیاسی به حساب می&amp;zwnj;آید. گویی نزدیک&amp;zwnj;ترین چیزی که به تصویر رئیس&amp;zwnj;جمهور در خاطره&amp;zwnj;ی تاریخی وجود دارد تصویر امیرکبیر و مصدق و مفهوم تاریخی &amp;laquo;وزیر&amp;raquo; است. در نوشته&amp;zwnj;هایی که آقای هاشمی رفسنجانی درباره&amp;zwnj;ی امیرکبیر و حتا ملی شدن صنعت نفت نوشته است می&amp;zwnj;توان حتا نوعی همذات&amp;zwnj;پنداری دید. و در واقع هموست که ریاست&amp;zwnj;جمهوری را بعد از آیت&amp;zwnj;الله خمینی به نهادی قدرتمند تبدیل و &amp;laquo;نظام&amp;zwnj;سازی&amp;raquo;&amp;zwnj; را آغاز می&amp;zwnj;کند (نقشی که در انتخاب جانشین رهبر، اصلاح قانون اساسی، تأسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، خصوصی&amp;zwnj;سازی، باز کردن فضای فرهنگی، تلاش برای رابطه با غرب و نهایتاً حمایت از اصلاح&amp;zwnj;طلبان دارد). از جایگاهی راست آغاز می&amp;zwnj;کند و زمینه&amp;zwnj; را برای چپ&amp;zwnj;ها باز می&amp;zwnj;کند اما در نهایت توسط همان&amp;zwnj;ها بازخواست و به کنار رانده می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود تا در نهایت زیر فشار جناح راست مجدداً با&amp;zwnj; آن&amp;zwnj;ها سنگر بگیرد. تلاش برای &amp;laquo;سازندگی&amp;raquo; در این دوران مانند دوران محمدرضاشاه نیاز به چشم مردم برای تأیید پیشرفت&amp;zwnj;های کشور دارد و همین گشودن صحنه&amp;zwnj;ی بازنمایی است که فضا را می&amp;zwnj;گشاید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;zwnj;ای که در این&amp;zwnj;جا جلب توجه می&amp;zwnj;کند نحوه&amp;zwnj;ی تفکیک قوا میان چپ و راست و استفاده&amp;zwnj;های گوناگون آن&amp;zwnj;ها از مکانیسم&amp;zwnj;های مختلف قدرت افکار عمومی است و نحوه&amp;zwnj;ی بازتاب این امر در فضای سیاسی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستان روی آوردن چپ&amp;zwnj;ها به افکار عمومی روایتی روشن است: آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای که حتا پیش از انتصاب به رهبری به جناح راست تعلق دارد (نکته&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی روشنی که چپ&amp;zwnj;ها تا آخرین مرحله به امید حفظ بی&amp;zwnj;طرفی از اشاره&amp;zwnj;ی مستقیم به آن پرهیز می&amp;zwnj;کنند) اولین کسی است که شکاف را ایجاد می&amp;zwnj;کند و با آغاز &amp;laquo;نظارت استصوابی&amp;raquo; فرایند چیرگی انتصاب بر انتخاب را از مجرایی شروع می&amp;zwnj;کند که قانون هست اما عرف نیست. چپ&amp;zwnj;هایی که به این ترتیب از سهم خود از نمایندگی اراده&amp;zwnj;ی عمومی بازمانده&amp;zwnj;اند (مجمع روحانیون مبارز) و حتا نمی&amp;zwnj;توانند بیانیه&amp;zwnj;ی اعتراضی خود را در هیچ روزنامه&amp;zwnj;ای به چاپ برسانند تصمیم به انتشار روزنامه&amp;zwnj;ی سلام می&amp;zwnj;گیرند که نخستین شماره&amp;zwnj;ی آن ۲۰ بهمن ۱۳۶۹ به چاپ می&amp;zwnj;رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این به&amp;zwnj;وضوح تکرار همان رویکرد تاریخی است: شکایت بردن از دولت به ملت. روزنامه&amp;zwnj;ی سلام ضربه&amp;zwnj;ی خود را در دو مورد آشکار وارد می&amp;zwnj;کند: در باز کردن پرونده&amp;zwnj;ی اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی و قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای، یعنی مشروعیت اقتصادی و سیاسی نظام. چپ&amp;zwnj;ها به این ترتیب جایگاهی منحصربه&amp;zwnj;فرد در صحنه&amp;zwnj;ی سیاسی اشغال می&amp;zwnj;کنند: ایشان تنها منتقدان نظام در داخل نظام&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دوران اصلاح&amp;zwnj;طلبان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به صورت تاریخی و حتا پیش از ظهور روشنفکران، بانفوذترین منتقدان قدرت سیاسی در ایران روحانیون بوده&amp;zwnj;اند. پس از انقلاب و با به قدرت رسیدن روحانیت، هیچ صدای مخالفی جز &amp;laquo;ضدانقلاب&amp;raquo; باقی نمی&amp;zwnj;ماند. اصلاح&amp;zwnj;طلبان (که برایشان نامی بامسماتر از چپ&amp;zwnj; است) به تازگی عقایدشان شاخص نیستند به این شاخص&amp;zwnj;اند که می&amp;zwnj;توانند از مشروعیت نظام برای تغییر آن خرج کنند. &amp;laquo;قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای&amp;raquo; پاشنه&amp;zwnj;ی آشیل است: اصلاح&amp;zwnj;طلبان به حمایت از حق کسانی برمی&amp;zwnj;خیزند که حتا لزوماً با آن&amp;zwnj;ها اشتراک عقیده ندارند اما پافشاری بر حقوق&amp;zwnj;شان تنش مشروعیت را تا عمق نظام می&amp;zwnj;فرستد. تعطیلی روزنامه&amp;zwnj;ی سلام به واقعه&amp;zwnj;ی ۱۸ تیر می&amp;zwnj;انجامد. خشونت به گفتمان مذهبی وصل می&amp;zwnj;شود، دانشگاه به مطبوعات به افکار عمومی. محمد خاتمی به واسطه&amp;zwnj;ی خاطره&amp;zwnj;ی خوبی که از زمان تصدی&amp;zwnj;اش بر وزارت فرهنگ در خاطره&amp;zwnj;ها مانده با حمایت روزنامه&amp;zwnj;نگاران و فرهنگیان برنده&amp;zwnj;ی رأی افکار عمومی شده است و قدرت مجلس هم به آن علاوه می&amp;zwnj;شود. در حالی که به نظر می&amp;zwnj;رسد تمامی جایگاه&amp;zwnj;های نمادین فتح شده&amp;zwnj;اند تمامی آن&amp;zwnj;ها یکایک فرومی&amp;zwnj;افتند، آن&amp;zwnj;هم از مجرای قانون. محاکمه&amp;zwnj; و عزل شهردار، توقیف مطبوعات، بازداشت روزنامه&amp;zwnj;نگاران، رد صلاحیت نمایندگان، و نهایتاً غصب قوه&amp;zwnj;ی مجریه. مطالبات تئوریک اصلاح&amp;zwnj;طلبان (که در سطح روشنفکری شامل تمامی مقتضیات &amp;laquo;جامعه&amp;zwnj;ی مدنی&amp;raquo; نظیر قانون&amp;zwnj;روایی، ثبات اقتصادی، عدالت اجتماعی، آزادی بیان و مطبوعات، قوانین عادلانه و ساختار سیاسی پویا و غیره می&amp;zwnj;شود) در عمل هیچ ضمانت اجرایی ندارد در حالی که جناح راست از همان ابتدا این ضمانت را در اختیار گرفته و بهترین استفاده را از قدرت قانون و نیروی انتظامی می&amp;zwnj;کند. دموکراسی را در انتخابات می&amp;zwnj;یابند و نه در قدرت مطبوعات به عنوان رکن چهارم حکومت یا دادگاه به عنوان تریبون دادخواهی یا مجلس به عنوان اراده&amp;zwnj;ی ملت. تا زمانی که &amp;laquo;وزیر&amp;raquo; هست فروریختن باقی ساختارها واکنشی نظیر آن&amp;zwnj;چه پس از انتخابات ۱۳۸۸ اتفاق می&amp;zwnj;افتد ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مناصب انتصابی در اختیار جناح راست است و مناصب انتخابی در اختیار جناح چپ. افکار عمومی در معنای مدرن کلمه سهم جناح چپ می&amp;zwnj;شود که از همان ابتدا بر روی آن سرمایه&amp;zwnj;گذاری کرده&amp;zwnj; است و آرمان&amp;zwnj;های انقلابی (و در صدر همه &amp;laquo;بیگانه&amp;zwnj;ستیزی&amp;raquo;) تملک جناح راست. از شعارهای دوران انقلاب (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری&amp;raquo; سهم جنبش چپ می&amp;zwnj;شود و &amp;laquo;استقلال&amp;raquo; و &amp;laquo;اسلام&amp;raquo; سهم جناح راست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دوران اخیر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحت ریاست&amp;zwnj;جمهوری محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد، تقریباً هیچ&amp;zwnj;چیز از دستاوردهای اصلاح&amp;zwnj;طلبان باقی نمی&amp;zwnj;ماند بلکه باقی&amp;zwnj;مانده&amp;zwnj;ی سنگ&amp;zwnj;های موازنه هم از میان برداشته می&amp;zwnj;شود: تضعیف مجلس تا حد یک فرمانبردار دون&amp;zwnj;پایه، بازگرداندن قوانین به حالتی محافظه&amp;zwnj;کارانه&amp;zwnj;تر از قبل، تضعیف عامدانه&amp;zwnj;ی بخش خصوصی و طبقه&amp;zwnj;ی متوسط، قدرت گرفتن بی&amp;zwnj;سابقه&amp;zwnj;ی سپاه پاسداران، تأسیس نهادهای اطلاعاتی موازی، امنیتی شدن فضای اجتماعی، حذف نظارت سازمان برنامه&amp;zwnj; و بودجه، شدت بخشیدن به سیاست&amp;zwnj;های خارجی خصمانه&amp;zwnj;&amp;zwnj; و الخ. همچنان&amp;zwnj;که پس از دوران مصدق رخ داده بود این بار هم داشته&amp;zwnj;های جناح چپ تملک نمی&amp;zwnj;شود بلکه در مقابل، سایر گزینه&amp;zwnj;ها تقویت می&amp;zwnj;شوند. به عوض آزادی و جمهوریت از دست رفته، تأکید بر اسلام و استقلال پررنگ می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;معروف است که یکی از مشکلات نظام&amp;zwnj;های کمونیستی را این می&amp;zwnj;دانستند که هرچه ضعف اقتصاد سوسیالیستی بیشتر آشکار می&amp;zwnj;شد سخت&amp;zwnj;گیری نظام هم افزایش می&amp;zwnj;یافت چرا که نتیجه می&amp;zwnj;گرفتند لابد &amp;laquo;کمونیسم واقعی&amp;raquo; پیاده نشده و اگر رهبرانی پرهیزگارتر و اصول&amp;zwnj;گراتر در صدر امور بودند مشکلات از میان برمی&amp;zwnj;خاست. نتیجه، نوعی اصول&amp;zwnj;گرایی فزاینده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین&amp;zwnj;ترتیب آن&amp;zwnj;چه تبعات هولناک حذف جناح چپ محسوب می&amp;zwnj;شود نه شکست&amp;zwnj;خوردن آرمان&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;طلبی بلکه حذف نقش افکار عمومی از چرخه&amp;zwnj;ی قدرت است: تقطیر عنصر جمهوری از ساختار سیاسی. اگر در این سو زمزمه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;جمهوری ایرانی&amp;raquo; سربلند می&amp;zwnj;کند طرف مقابل مسکوت می&amp;zwnj;گذارد که چه جایگزینی را در نظر گرفته است. رویه&amp;zwnj;ای آغاز می&amp;zwnj;شود که ناگزیر به خشونت می&amp;zwnj;رسد و به صورت فزاینده&amp;zwnj;ای در آن غرق می&amp;zwnj;شود؛ کمرنگ شدن مفهوم شهروند و بازگشت به مفهوم رعیت؛ انتقال قانون از حیطه&amp;zwnj;ی نمادین به حیطه&amp;zwnj;ی زور عریان؛ بی&amp;zwnj;معنا شدن ادبیات سیاسی و از میان برخاستن واسطه&amp;zwnj;های دیوان&amp;zwnj;سالارانه&amp;zwnj;ی زور. این جا سویه&amp;zwnj;ی خطرناک &amp;laquo;باخت&amp;zwnj;&amp;raquo;&amp;zwnj; اصلاح&amp;zwnj;طلبان خود را نشان می&amp;zwnj;دهد: افکار عمومی دیگر میز مذاکره، صحنه&amp;zwnj;ی نمایش یا دکه&amp;zwnj;ی جمع&amp;zwnj;آوری طرفدار به شمار نمی&amp;zwnj;آید، حربه&amp;zwnj;ی کثیف دیگری و فتنه&amp;zwnj;ای قلمداد می&amp;zwnj;شود که باید خنثا شود، فضای فاسدی است که باید تعطیل شود. و اتفاقاً تا این لحظه هم بی&amp;zwnj;دلیل تحمل شده بود و خلاقیت نافرجام هاشمی بود برای &amp;laquo;نظام&amp;zwnj;سازی&amp;raquo;: امت مدرن نیازی به افکار عمومی ندارد، آرمان&amp;zwnj;های خودش را دارد و شیوه&amp;zwnj;های خودش را برای شیوع آن. مگر انقلاب ۵۷ از طریق روزنامه&amp;zwnj;های پیشرو به سرانجام رسیده بود که تداوم&amp;zwnj;اش بدان نیاز داشته باشد؟ این بدان معنا نیست که دولت امت را فراموش کرده باشد: رضایت امت مطرح است، دعوایی بزرگتر از شیوه&amp;zwnj;ی پرداخت یارانه&amp;zwnj;ها وجود ندارد و پرونده&amp;zwnj;ی هسته&amp;zwnj;ای حیثیت کشور به شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بوی خون در فضا موج می&amp;zwnj;زند. بر چنین پس&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;توان حرکات سیاسی&amp;zwnj;ای را فهمید که به صورتی دیگر قابل توجیه نیستند: اعدام سارقان در ملأعام در &amp;laquo;خانه&amp;zwnj;ی هنرمندان&amp;raquo; و بریدن انگشتان دست در مرکز &amp;laquo;پایتخت فرهنگی&amp;raquo; هیچ تفسیر دیگری ندارد جز نوعی تسویه&amp;zwnj;حساب مفهومی با افکار عمومی؛ اشغال مکرر سفارت هیچ توجیه عقلانی دیگر ندارد جز تکرار منطق انقلاب و پنبه کردن رشته&amp;zwnj;های هاشمی و اصلاح&amp;zwnj;طلبان برای نرم کردن سیاست خارجی؛ ترورهای بی&amp;zwnj;سابقه علیه سیاستمداران کشورهای مختلف در گستره&amp;zwnj;ای از کشورها و کلنجار با غرب برخلاف مصالح ملی منطقی ندارد جز دهن&amp;zwnj;کجی به تلاش&amp;zwnj;ها در جهت کم&amp;zwnj;کردن آتش بیگانه&amp;zwnj;ستیزی؛ حمله&amp;zwnj;ی مجدد به کوی دانشگاه در ۲۵ خرداد ۸۸ و رها کردن ادعای بیهوده&amp;zwnj;ی وحدت &amp;laquo;حوزه و دانشگاه&amp;raquo; دلیلی ندارد جز پیوستن دانشگاه به جریان رقیب قدرت؛ تعطیلی ناشران، بازداشت گسترده&amp;zwnj;ی روزنامه&amp;zwnj;نگاران و توقیف روزنامه&amp;zwnj;هایی که مشخص است تأثیری در فضای امنیتی ندارند، ورشکست کردن صنعت نشر، اخراج و بازنشستگی اجباری استادان دانشگاهی که مخاطبان بسیار محدودی دارند آن هم از میان خواص&amp;zwnj; همه نشان از تصمیم برای از ریشه درآوردن &amp;laquo;فتنه&amp;raquo; دارد؛ این&amp;zwnj;ها نه دلایل بلکه متعلقات فضای &amp;laquo;اغتشاش&amp;zwnj;&amp;raquo;&amp;zwnj;های سال ۱۳۸۸ هستند و به&amp;zwnj;خودی&amp;zwnj;خود بی&amp;zwnj;ضررند اما فضایی را می&amp;zwnj;سازند که گزینه&amp;zwnj;ی دیگر قدرت بر آن اتکا کرده&amp;zwnj; است. این کینه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;تمدن&amp;raquo; و &amp;laquo;فرهنگ&amp;raquo; و &amp;laquo;هنر&amp;raquo; و &amp;laquo;مطبوعات&amp;raquo; و هرآن&amp;zwnj;چیزی که ملازم با افکار عمومی است، نتیجه&amp;zwnj;ی گرو کشیدن فرهنگ و افکار عمومی از سوی رقیب است: درست به همان شیوه&amp;zwnj;ای که در گذشته چشمان اهالی شهر&amp;zwnj;هایی که مقاومت می&amp;zwnj;کردند از حدقه درآورده و در طبق چیده می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخلاف تصور، این نوعی ارتجاع و بازگشت به قبل نیست، بربریت نیست بلکه به قدرت رسیدن دستگاهی بسیار مدرن است: خشونت کور دستگاهی که با تسمه&amp;zwnj;های تکنولوژیک روزگار نو می&amp;zwnj;چرخد، دستگاهی که هرچه جسم و روح را سریع&amp;zwnj;تر چرخ کند موفق&amp;zwnj;تر است. به راه افتادن سازوکاری که هدف&amp;zwnj;اش رفع فرهنگ است: تولید موجودات غیرسیاسی از شهروند، رعایایی که چشم&amp;zwnj;شان به دست ارباب است، اولویت بخشیدن به حیات در مقابل زندگی، ساختن نوعی زندگی ذهنی که بدون دولت بی&amp;zwnj;معناست، ساختن امتی که نمی&amp;zwnj;تواند خود را جز از چشم حکومت ببیند و تصوری از تمامیت خود داشته باشد، تبدیل هر تجربه&amp;zwnj;ی زیستی به تجربه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای حکومتی، ساختن دستگاهی که بیرونی ندارد جز دشمن و ضدانقلاب، تأسیس سازوکاری که چون پدری سختگیر هیچ ملجئی جز خود او وجود ندارد و نهایتاً باید شکایت را به خود او برد. در ادبیات سیاسی غرب، چنین فرایندی تنها یک نام دارد: فاشیسم. در مقابله با آن، حدمیانه باقی نمی&amp;zwnj;ماند، حد میانه بلعیده می&amp;zwnj;شود، اصلاح&amp;zwnj;طلبی بی&amp;zwnj;معنا و پوک می&amp;zwnj;شود و رادیکالیته تا حد اشباع تکثیر می&amp;zwnj;شود. برخلاف تصور، این انتخابی عاقلانه از سوی جناح راست است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. ماشاءالله آجودانی (۱۳۸۳) &lt;em&gt;مشروطه ایرانی&lt;/em&gt; (تهران: نشر اختران)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. &amp;laquo;در چشم عشقي نفوس مملکت به دو بخش توده مردم گوسپندچران و اشراف تقسيم مي&amp;zwnj;شوند و بديهي است که گروه اول نادان و نفهم و قرباني و گروه دوم ويرانگر و خائن و شرور است.&amp;raquo; (محمد قائد (۱۳۸۰) &lt;em&gt;عشقي: سيماي نجيب يک آنارشيست&lt;/em&gt; (تهران: طرح نو) ص ۱۰۳.)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. سید محمدرضا میرزازاده (۱۳۵۷) &lt;em&gt;کلیات مصور میرزاده&amp;zwnj; عشقی&lt;/em&gt; (تهران: امیرکبیر)، ص ۳۱۷.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴. روح&amp;zwnj;الله خمینی (۱۳۸۵) &lt;em&gt;صحیفه&amp;zwnj;ی امام&lt;/em&gt; (تهران: مؤسسه&amp;zwnj;ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، ص ۲۸۳.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/01/24897#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2035">اصلاح‌طلبان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17689">افکار عمومی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7256">باوند بهپور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3276">خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8970">مشروطیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19628">پهلوی</category>
 <pubDate>Fri, 01 Mar 2013 12:55:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24897 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بوسه‌های تو گنجشککان پر‌گوی باغند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/11/12/8287</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/11/12/8287&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;269&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shr_sdrt.jpg?1321119222&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهسا صارمی - چندی پیش دوستی در فیس&amp;zwnj;بوک لینک پروژه&amp;zwnj;ای را به اشتراک گذاشته بود؛ پروژه&amp;zwnj;ای که به توصیف بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پرداخت و پرده از حرکات شخصی برمی&amp;zwnj;داشت؛ پروژه&amp;zwnj;ای که هزاران نفر در آن شریک بودند و با شرح بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;ها، واکنش&amp;zwnj;ها و حس&amp;zwnj;های شخصی خود را بیان می&amp;zwnj;کردند؛ بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;هایی که برای به روی کاغذ آمدن نیاز به اجازه دارند و اغلب سانسور می&amp;zwnj;شوند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان کامنت&amp;zwnj;های زیر لینک به اشتراک گذاشته شده، گردآورنده این پروژه را شناختم و با وی آشنا شدم. باوند بهپور، گردآورنده پروژه &amp;quot;ثبت حرکات شخصی&amp;quot; در سایت شخصی خود، در یادداشتی درباره این پروژه این&amp;zwnj;چنین نوشته است: &amp;quot;به نظرم ارزشمند می&amp;zwnj;آید خلاقیت&amp;zwnj;های کوچک و زیبای مردمی را که حرفه&amp;zwnj;شان لزوماً خلاقیت نیست از فراموشی نجات داد و این توان شاعرانه را نمایان کرد. به&amp;zwnj;خصوص در میان ما که زندگی عمومی و خصوصی&amp;zwnj;مان اینطور با خشونت به دو پاره تقسیم می&amp;zwnj;شود.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به بهانه ثبت همین بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;ها با باوند بهپور، پژوهشگر، مدرس و منتقد حوزه هنر معاصر، به گفت&amp;zwnj;وگو نشسته&amp;zwnj;ایم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;انگیزه پرداختن به این موضوع که &lt;/b&gt;&lt;b&gt;آن را &lt;/b&gt;&lt;b&gt;حرکات شخصی &lt;/b&gt;&lt;b&gt;نامیده&amp;zwnj;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;اید، چه بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باوند بهپور&lt;/b&gt;: خیلی وقت بود به کتابی درباره بوسه&amp;zwnj;ها فکر می&amp;zwnj;کردم؛ به این&amp;zwnj;که شاعرانگی رفتار چطور می&amp;zwnj;تواند با کلام پیوند بخورد. وقتی آمدم اتریش این عدم ارتباط با محیط و آدم&amp;zwnj;های اطراف، انگیزه یک کار همگانی را که بتواند از سد فرهنگ بگذرد بیشتر &amp;zwnj;کرد. بوسه ترجمه نمی&amp;zwnj;خواهد و من فکر کردم این ماجرا می&amp;zwnj;تواند از بالای سر فرهنگ بگذرد و در عین حال تفاوت&amp;zwnj;های فرهنگی را نشان بدهد. از این گذشته، برایم ثبت این خلاقیت&amp;zwnj;های غیررسمی آدم&amp;zwnj;ها جالب است. همیشه این تضاد میان زندگی واقعی و چیزی که فرهنگ عمومی جامعه آن را تبلیغ می&amp;zwnj;کند، مرا به خودش جلب کرده است. من به چشم یک پروژه هنر معاصر به آن نگاه می&amp;zwnj;کنم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;واکنش مخاطب&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;b&gt; به ثبت این حرکات شخصی چه بود؟ &amp;zwnj;از کامنت&amp;zwnj;ها و پیغام&amp;zwnj;های فیس&amp;zwnj;بوکی &lt;/b&gt;&lt;b&gt;گرفته &lt;/b&gt;&lt;b&gt;تا اعتراض&amp;zwnj;هایی که به جای شرح بوسه و نوازش فرستاده می&amp;zwnj;شد&lt;/b&gt;&lt;b&gt;.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;197&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/audio/bwnd_bhpwr.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باوند بهپور:&amp;nbsp;خبر رسید تمامی بوسه&amp;zwnj;ها و آغوش&amp;zwnj;های کتابی که در ایران زیر چاپ دارم سانسور شده است. این شد یکی از انگیزه&amp;zwnj;های انجام این پروژه. ارشاد با خود کلمه بوسه مشکل داشت نه این&amp;zwnj;که چه کسی چه کسی را بوسیده. من هم گفتم بیایم در پاسخ، کاری برای بوسه&amp;zwnj;های واقعی بکنم که مثل بوسه&amp;zwnj;های ادبی سانسور می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیشتر روی جمع&amp;zwnj;آوری بوسه&amp;zwnj;های مکتوب به صورت حضوری فکر کرده بودم که جعبه&amp;zwnj;ای با خودم داشته باشم و از مردم بخواهم تجربه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان را بنویسند و در جعبه بیندازند تا من بعدبخوانم و ویرایش کنم. الآن هم همین&amp;zwnj;کار را می&amp;zwnj;کنم. بعد دیدم مشارکت مجازی اتفاقاً خیلی موفق از آب درآمد؛ به&amp;zwnj;خصوص در مورد ایرانیان. من انتظار این گسترش سریع را در فیس&amp;zwnj;بوک نداشتم. فکر می&amp;zwnj;کردم شاید خیلی&amp;zwnj;ها بترسند که به نوعی معلوم بشود چه کسی چه چیزی نوشته و خودشان را سانسور کنند و به این فضای مجازی اعتماد نکنند. فکر می&amp;zwnj;کردم شاید بسیاری آن را منافی عفت یا کسر شأن بدانند و تجربیات&amp;zwnj;شان را به اشتراک نگذارند، اما مشارکت از همه طیفی بود. حتی دوستان مذهبی هم در پروژه شرکت کردند و نتایج هم بسیار متنوع شده است. تنها چند نفر اعتراض کردند. یکی بسیار مؤدبانه این پروژه را اسباب انحراف توجه جوانان از مسائل مهم&amp;zwnj;تر دانسته بود. چند نفری هم از متجددان آن را در راستای شیوه مذموم زندگی امپریالیستی دانسته و تقبیح کرده بودند! اما تقریباً همه از همان توضیح کوتاه فهمیده بودند که ماجرا از چه قرار است و با آن رابطه برقرار می&amp;zwnj;کردند. یکی از تأثیرات جالب&amp;zwnj;اش این بود که باعث می&amp;zwnj;شد خاطرات&amp;zwnj;شان را مرور کنند و سعی کنند به یاد بیاورند. خیلی&amp;zwnj;ها بابت این قضیه پیام تشکر می&amp;zwnj;فرستادند. بعضی&amp;zwnj;ها هم گروهی شرکت کرده بودند تا بعد ببینند کدام بوسه را کدام دوست&amp;zwnj;شان ثبت کرده است و دست&amp;zwnj;جمعی تفریح می&amp;zwnj;کردند!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا چیزی از جواب&amp;zwnj;ها سانسور شد؟ اگر شد چرا؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خبر رسید تمامی بوسه&amp;zwnj;ها و آغوش&amp;zwnj;های کتابی که در ایران زیر چاپ دارم سانسور شده است. این شد یکی از انگیزه&amp;zwnj;های انجام این پروژه. ارشاد با خود کلمه بوسه مشکل داشت نه این&amp;zwnj;که چه کسی چه کسی را بوسیده. من هم گفتم بیایم در پاسخ، کاری برای بوسه&amp;zwnj;های واقعی بکنم که مثل بوسه&amp;zwnj;های ادبی سانسور می&amp;zwnj;شوند. در نتیجه سانسور کردن پاسخ&amp;zwnj;ها نقض غرض می&amp;zwnj;شد. با این حال، نمی&amp;zwnj;شد هم کورکورانه همه جواب&amp;zwnj;ها را آورد. اولاً خیلی از پاسخ&amp;zwnj;ها تکراری بودند که لذت خواندن را از بین می&amp;zwnj;برد. در ثانی این پروژه برای بوسه&amp;zwnj;های خلاقانه بود، نه برای حرف&amp;zwnj;های کلی یا معمولی که مثلاً او خیلی عزیز است و او را می&amp;zwnj;بوسم. بعضی جواب&amp;zwnj;ها هم بی&amp;zwnj;ربط بودند، مثلاً شعرهای خود را کپی کرده بودند، یا کلی مقدمه نوشته بودند تا به حرف اصلی برسند. این&amp;zwnj;ها را حذف کردم. تفاوت لحن&amp;zwnj;ها را نگهداشتم اما آن&amp;zwnj;قدر ویرایش کردم که در خور خواندن باشند. قصدم جمع&amp;zwnj;آوری یک آرشیو جامع یا کاری علمی نبود. قرار بود متنی خواندنی تولید شود که دیگران نوشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;کسانی که فرم را پر کرده بودند، به جنسیت خودشان اشاره کرده بودند؟ چند درصدشان؟ کسانی که از بوسه و نوازش&amp;zwnj; نوشته بودند بیشتر زن بودند یا مر&lt;/b&gt;&lt;b&gt;د&lt;/b&gt;&lt;b&gt;؟ چطور حدس می&amp;zwnj;زدید که نویسنده این کامنت زن &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ا&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ست یا مرد؟ اصلاً می&amp;zwnj;شد حدس زد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ابتدا گزینه&amp;zwnj;ای برای این قضیه وجود نداشت. به&amp;zwnj;تدریج بعضی&amp;zwnj;ها پیشنهاد کردند جنسیت را هم بپرسم من هم به فرم اضافه کردم. نظرم این بود که حدس زدن آن دشوار نیست. الآن که بخشی از پاسخ&amp;zwnj;ها منتشر شده خیلی از آن&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;شود حدس زد؛ از روی نثر و ادبیات به کار رفته یا فضای ماجرا. من آمار نمی&amp;zwnj;خواستم بگیرم، ضمناً معلوم هم نیست که اشخاص حتماً درست پاسخ داده باشند. بعضی&amp;zwnj;ها هم نخواسته&amp;zwnj;اند جنسیت&amp;zwnj;شان را ذکر کنند. در کل خانم&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;طور قابل توجهی بیشتر شرکت کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;img width=&quot;220&quot; height=&quot;175&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/966089857_large-image_as.jpg&quot; /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در توصیف&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;b&gt; چه تفاوتی بین &lt;/b&gt;&lt;b&gt;نگاه زن و مرد به &lt;/b&gt;&lt;b&gt;بوسه و نوازش وجود داشت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوت&amp;zwnj;ها مورد به مورد فرق می&amp;zwnj;کند، اما خیلی بارز نیست. یعنی نمی&amp;zwnj;شود حکم کرد چه چیزهایی کلاً زنانه است یا مردانه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بین بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;ها شباهتی بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شباهت هست. بعضی چیزهایی که آدم فکرش را نمی&amp;zwnj;کند عمومی از کار درآمده&amp;zwnj;اند. مثلاً می&amp;zwnj;بینی چه تعداد آدم یک حرکت نامتعارف را دوست دارند. بی&amp;zwnj;گفت&amp;zwnj;وگو یک نوع فضولی از جنس مجلات زرد در این پروژه هست که در کارهای این&amp;zwnj;چنینی پیش می&amp;zwnj;آید و ایرادی هم ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نسخه انگلیسی و فرانسوی فرم هم موجود &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ا&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ست&lt;/b&gt;&lt;b&gt;.&lt;/b&gt;&lt;b&gt; تفاوتی بین توصیف&amp;zwnj;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;های&lt;/b&gt;&lt;b&gt; ایرانی&amp;zwnj;ها &lt;/b&gt;&lt;b&gt;با&lt;/b&gt;&lt;b&gt; غیرایرانی&amp;zwnj;ها &lt;/b&gt;&lt;b&gt;می&amp;zwnj;دیدید؟&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;تا چه حد&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ی و&lt;/b&gt;&lt;b&gt; از چه منظر بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنوز پاسخ&amp;zwnj;های اروپایی&amp;zwnj;ها خیلی محدودتر از آن است که بشود مقایسه کرد، اما تمایز بارز این است که این منع گفتار و رفتار در ایران، مردم را خیلی مشتاق&amp;zwnj;تر کرده که شرکت کنند و ضمناً نوعی شاعرانگی ممنوع و آزرده&amp;zwnj;خاطر به خیلی از توصیفات بخشیده است. اروپایی&amp;zwnj;ها راحت&amp;zwnj;ترند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جدا از موارد یادشده&lt;/b&gt; &lt;b&gt;به چه&lt;/b&gt;&lt;b&gt; نکته جالبی &lt;/b&gt;&lt;b&gt;در این طرح&lt;/b&gt;&lt;b&gt; برخورد کردید&lt;/b&gt;&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشارکت در این پروژه سخت&amp;zwnj;تر از چیزی است که فکر می&amp;zwnj;کردم. برای خودم دشوار بود و به نظرم مردم خیلی خوب از پس توصیف آن برآمد&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;اند. به&amp;zwnj;تدریج که نوشته&amp;zwnj;ها چاپ می&amp;zwnj;شد گویا متوجه می&amp;zwnj;شدند کدام شیوه&amp;zwnj;های بیانی بهتر جواب می&amp;zwnj;دهد و پاسخ&amp;zwnj;های کوتاه بدل به پاراگراف&amp;zwnj;هایی حرفه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;تر شد. جالب است که ما آن&amp;zwnj;قدر از بعضی چیزها حرف نزده&amp;zwnj;ایم که حتی زبان مناسبی برای گفتن آن نداریم. برایم بسیار دلپذیر بود که می&amp;zwnj;دیدم خیلی&amp;zwnj;ها سعی&amp;zwnj;می&amp;zwnj;کنند این زبان را تولید کنند و مثل متن&amp;zwnj;های دوره قاجار، انگار داشتیم سعی می&amp;zwnj;کردیم (فارغ از سانسور اما درگیر با محدودیت&amp;zwnj;های بیانی خودمان) نوعی فضا برای حرف زدن بگشاییم. پیداست که معنای خیلی از بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;ها به خود حرکت نیست و به پس&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;اش ربط دارد که این پس&amp;zwnj;زمینه غالباً خیلی خوب منعکس شده است. در کل مثل دیدن جامعه از پشت یک آینه یک&amp;zwnj;طرفه است. بدل شدن رفتار به کلام هم خیلی جاها تأثیر قضیه را تغییر می&amp;zwnj;دهد. خطاب همگانی کلام باعث شده بعضی چیزها که در عمل دلپذیرند، اما خوب به کلمه درنمی&amp;zwnj;آیند یا برعکس، طبیعی&amp;zwnj;تر و همگانی&amp;zwnj;تر جلوه کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در همین زمینه&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- &lt;a href=&quot;http://fa.behpoor.com/?p=821&quot;&gt;بخش نخست پاسخ&amp;zwnj;ها&lt;/a&gt; (از بخش نخست می&amp;zwnj;شود به بخش دوم پاسخ&amp;zwnj;ها و به فرم رسید).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- &lt;a href=&quot;https://docs.google.com/spreadsheet/viewform?hl=en_US&amp;amp;pli=1&amp;amp;formkey=dGtsbDMtV3NFNGU3d01IRlc3bjU2Nnc6MQ#gid=0&quot;&gt;فرم فارسی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- &lt;a href=&quot;https://docs.google.com/spreadsheet/viewform?hl=en_US&amp;amp;pli=1&amp;amp;formkey=dC1vMjJxZWxtN3ZwaGVmR2Iwa1VhcEE6MQ#gid=0&quot;&gt;لینک فرم انگلیسی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- &lt;a href=&quot;https://docs.google.com/spreadsheet/viewform?hl=en_US&amp;amp;formkey=dGRnNWI4OUlnOFI1VHFnS3dpeklkelE6MQ#gid=0&quot;&gt;لینک فرم فرانسوی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصویر&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;: &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- سحر صدارت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲- پابلو پیکاسو (۱۹۶۹)، &amp;quot;بوسه&amp;quot;.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/11/12/8287#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7256">باوند بهپور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7257">بوسه ‌</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1">سانسور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7258">پروژه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/haft-koocheh">هفت کوچه</category>
 <pubDate>Sat, 12 Nov 2011 16:50:34 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">8287 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>