<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7168/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>مرجانه ساتراپی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7168/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>مرجانه ساتراپى و خورش مرغ آلو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat/2012/09/30/20022</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat/2012/09/30/20022&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    «خورش مرغ آلو»، داستان‌ مصوری از مرجانه ساتراپی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شهرنوش پارسی‌پور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parsatm01.jpg?1349369848&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شهرنوش پارسی&amp;zwnj;پور - &amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo; از مرجانه ساتراپی داستان بسیار جالبی دارد. ناصرعلى، موسیقیدان و نوازنده ویولون با زنى زندگى می&amp;zwnj;کند که او را دوست نمى&amp;zwnj;دارد. او در زمان جوانى دل&amp;zwnj;بسته و شیفته دخترى به نام ایران بوده، اما موفق به ازدواج با او نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;زن ناصرعلى که از دست شوهرش بسیار دلخور است در یک دعواى خانوادگى ویولون محبوب ناصرعلى را به زمین زده و مى&amp;zwnj;شکند. ناصرعلى به&amp;zwnj;شدت ناراحت مى&amp;zwnj;شود و تمام تلاش&amp;zwnj;اش براى پیدا کردن یک ویولون خوش&amp;zwnj;صدا بى&amp;zwnj;نتیجه باقى مى&amp;zwnj;ماند. پس تصمیم به خودکشى مى&amp;zwnj;گیرد. کتاب، هشت روز تلاش ناصرعلى براى مردن را شرح مى&amp;zwnj;دهد. البته در آخر کار ناصرعلى مى&amp;zwnj;میرد، در حالى&amp;zwnj;که حتى حاضر نشده است خورش مرغ آلویى را که خیلى دوست دارد و زنش پخته است بخورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلمى که در سال ٢٠١١ و با همکارى ونسان پارونو ( Vincent Paronnaud ) بر اساس داستان مصور &amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo; (Poulet aux Prunes) ساخته شده، هنرپیشگان فرانسوى، با همکارى گلشیفته فراهانى به جاى ایرانى&amp;zwnj;ها نقش بازى کرده&amp;zwnj;اند. فضاى فیلم مى&amp;zwnj;کوشد ایرانى باشد و در گزینش خانه&amp;zwnj;ها و شهر&amp;zwnj;ها نیز کوشش شده حالت ایران محفوظ بماند. اما هنگامى که به عنوان یک ایرانى فیلم را نگاه مى&amp;zwnj;کنید سردرگم مى&amp;zwnj;شوید. چون آنچه در فیلم مى&amp;zwnj;بینید نه ایران است و نه فرانسه. &amp;laquo;یک جا&amp;raquo;ى دیگر است که این خودش به جذابیت موضوع مى&amp;zwnj;افزاید، چون فیلم در &amp;laquo;هیچ کجا&amp;raquo; ساخته شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parsatm02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 290px;&quot; /&gt;&amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo;، داستان&amp;zwnj; مصوری از مرجانه ساتراپی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;البته بعضى از جنبه&amp;zwnj;هاى فیلم بسیار ایرانى&amp;zwnj;ست. سیگار کشیدن ناصرعلى که همانند دودکش کارخانه سیگار دود مى&amp;zwnj;کند، و رژ بسیار غلیظ بر لب&amp;zwnj;هاى زنان هنرپیشه وجوهى از ایران را به تصویر مى&amp;zwnj;کشد. اما آنچه که از همه چیز برجسته&amp;zwnj;تر است، عشق ناصرعلى به ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایران در فیلم در عین زن بودن به مفهومى ماورایى تبدیل مى&amp;zwnj;شود و کلیت ایران را در برمى&amp;zwnj;گیرد. پس ناصر على براى ایران قصد مردن کرده است، چون به عنوان موسیقیدان در آن جاى نمى&amp;zwnj;گیرد. فضاى کتاب و فیلم بخش نخست سده بیستم را به تصویر مى&amp;zwnj;کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناصر على در سال ١٩٠٨ به دنیا آمده است که مى&amp;zwnj;شود ١٢٩٧ شمسى، یعنى اندکى پس از نهضت مشروطیت که در سال ١٩٠۵ رخ داده. این اوج تحولات شدید در ایران است و جامعه از حالت ارباب و رعیتى بیرون آمده و پوست مى&amp;zwnj;اندازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناصر على شاگرد زرنگى نیست و بار&amp;zwnj;ها در مدرسه توبیخ مى&amp;zwnj;شود، در حالى&amp;zwnj;که برادرش دائم مورد تشویق و تحسین قرار می&amp;zwnj;گیرد. او در نوجوانى براى آموختن موسیقى تلاش زیادى مى&amp;zwnj;کند و در همین ایام است که دل در گرو عشق ایران مى&amp;zwnj;نهد. خواستگارى او از ایران را پدر دختر نمى&amp;zwnj;پذیرد. ناصرعلى موسیقیدان و فقیر است و نمى&amp;zwnj;تواند دختر را خوشبخت کند. ایران را به یک نظامى شوهر مى&amp;zwnj;دهند. ناصرعلى آواره دنیا مى&amp;zwnj;شود. به عنوان موسیقىدان براى خودش نام و نشانى پیدا مى&amp;zwnj;کند و اما حتى آنى ایران را فراموش نمى&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتاب در خدمت بیان مفهومى پیچیده است. اینکه یک انسان مى&amp;zwnj;تواند براى حفظ ارزشى جان خود را از دست بدهد. اما نگاه نقاش و نویسنده به این حادثه توأم است با طنز و حالتى از شوخى. مرگ ناصرعلى بیشتر از آنکه انسان را متأثر کند مى&amp;zwnj;خنداند، و این درست اوج تراژدى&amp;zwnj;ست. ناصرعلى به انواع خودکشى فکر مى&amp;zwnj;کند و هیچ&amp;zwnj;کدام را نمى&amp;zwnj;پسندد. عاقبت به&amp;zwnj;سادگى تصمیم مى&amp;zwnj;گیرد آنقدر در رختخواب بماند تا مرگ به سراغش بیاید. این حادثه در روز هشتم زندگى او به وقوع مى&amp;zwnj;پیوندد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احتمالاً&amp;nbsp; ماجراى ناصرعلى در یک واقعیت ریشه دارد. اینکه البته ناصرعلى حقیقى مرده و یا عاقبت شکار خورش مرغ آلو شده روشن نیست، اما ناصرعلى کتاب و فیلم در برابر وسوسه خوردن خورش مرغ آلو مقاومت مى&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parsatm03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 147px;&quot; /&gt;صفحه&amp;zwnj;ای از &amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo; داستان مصور مرجانه ساتراپی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;مرگ ناصرعلى همانند مرگ افرادى&amp;zwnj;ست که به شکلى حماسى مى&amp;zwnj;میرند، اما حماسه ناصرعلى پژواکى ندارد و براى همیشه جنبه طنزآلودش را حفظ مى&amp;zwnj;کند. رابطه ناصرعلى با مادرش نیز در خور بررسى&amp;zwnj;ست. این&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مادرى&amp;zwnj;ست که باعث ازدواج او با فرنگیس شده. این زن همیشه سیگارى قهارى بوده، و درست لب گور که هست از ناصرعلى مى&amp;zwnj;خواهد تا سیگارى برایش روشن کند. مادر عقیده دارد که دود سیگار خوراک روح است، و در هنگامى که او را به خاک مى&amp;zwnj;سپرند، دودى معلق بر گور او سایه مى&amp;zwnj;اندازد. پسر نیز دیوانه&amp;zwnj;وار سیگار مى&amp;zwnj;کشد؛ و جامعه ایران نیز دیوانه&amp;zwnj;وار سیگار مى&amp;zwnj;کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکى از شخصیت&amp;zwnj;هاى اساسى کتاب و فیلمی که بر اساس آن ساخته شده عزرائیل است.&amp;nbsp; در فیلم اما عزرائیل نخستین بار در یکى از روزهاى اعتصاب خوراک ناصرعلى بر او ظاهر مى&amp;zwnj;شود تا داستانش را با مرد اهل اورشلیم بازگو کند. او بناست جان این مرد را در تاج محل هند بگیرد، اما حالا مرد در اورشلیم است. مرد که از دیدن عزرائیل وحشت کرده به نزد سلیمان پادشاه مى&amp;zwnj;رود و از او مى&amp;zwnj;خواهد به هند بفرستدش. چنین است که به تاج محل مى&amp;zwnj;رود و در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;جا هم جانش را از دست مى&amp;zwnj;دهد. &amp;laquo;عزرائیل&amp;raquo; در فیلم مرجانه ساتراپى به رغم&amp;zwnj;آنکه مى&amp;zwnj;کوشد وحشتناک جلوه کند چهره&amp;zwnj;اى دوستانه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرجانه ساتراپى، متولد آذرماه ١٣۴٨ در رشت است. مادر او از طایفه قاجار است و این ویژگى در آثار او اغلب به چشم مى&amp;zwnj;خورد. او را در سن چهارده&amp;zwnj;سالگى به اتریش فرستادند و ظاهراً دوران سختى را در آنجا گذرانده است. پس از پایان دوره دبیرستان به ایران باز مى&amp;zwnj;گردد تا به دانشگاه برود. ازدواج نافرجامى دارد و دوباره به اروپا باز مى&amp;zwnj;گردد و مقیم فرانسه مى&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرجانه چهار داستان مصور با عنوان &amp;laquo;پرسپولیس&amp;raquo; منتشر کرده است که در فرانسه فروش بسیار بالایى داشتند. فیلم نقاشى متحرکى نیز از این کتاب ساخته شد که نقاشى&amp;zwnj;ها کار خود مرجانه بود و ونسان بارونو با او همکارى داشت. این فیلم جایزه هیئت داوران جشنواره کن را به خود اختصاص داد و در عین حال کاندید جایزه اسکار شد. مرجانه داستان مصور دیگرى به نام &amp;laquo;قلاب&amp;zwnj;دوزى&amp;zwnj;ها&amp;raquo; دارد که در نوع خود بسیار کتاب جالبى&amp;zwnj;ست و چهره&amp;zwnj;اى از فرهنگ ایرانى را معرفى مى&amp;zwnj;کند. &amp;laquo;دیو&amp;zwnj;ها از ماه مى&amp;zwnj;ترسند&amp;raquo; کتاب دیگرى از ساتراپى است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرجانه ساتراپى یک هنرمند واقعى&amp;zwnj;ست و معلوم است که بر اساس ضابطه و نه رابطه به شهرت رسیده است. او به&amp;zwnj;راستى حرفى براى گفتن دارد و این حرف را به بهترین وجه ممکن بیان مى&amp;zwnj;کند. فرانسه براى او سکوى پرش بسیار خوبى بوده است و فرانسویان نشان داده&amp;zwnj;اند که قدر استعداد را مى&amp;zwnj;شناسند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خورش مرغ آلو داستانى&amp;zwnj;ست براى ایران. ایران بسیار زیبا و دست&amp;zwnj;نیافتنى که به پدر خود وفادار است و از او اطاعت مى&amp;zwnj;کند. البته امروز روشن نیست که ایران براى همیشه از پدر خود اطاعت خواهد کرد، هرچند که مفهوم پدر با اقتدار در ایران بسیار قوى&amp;zwnj;ست و چهره او در لباس&amp;zwnj;هاى مختلف بر صحنه ظاهر مى&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم مى&amp;zwnj;بینییم که این پدر در عین حال به عنوان شوهر نیز نقش بازى مى&amp;zwnj;کند و اینجا لباسى نظامى در بر دارد. امروز البته لباس او به عبا و عمامه تبدیل شده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکنون پرسش این است که آیا عاقبت ناصرعلى مى&amp;zwnj;تواند امیدوار باشد که روزى به وصل ایران برسد و دیگر خودکشى نکند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عکس نخست: نمایی از فیلم &amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo; بر اساس داستان مصور مرجانه ساتراپی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: نماهایی از &amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo; همراه با موسیقی فیلم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/fi0KmKRJyz0?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat/2012/09/30/20022#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15739">خورش مرغ آلو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7275">داستان مصور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat">روایت زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2271">شهرنوش پارسی پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7168">مرجانه ساتراپی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044">گلشیفته فراهانی</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/fi0KmKRJyz0" fileSize="1248" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/fi0KmKRJyz0/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/fi0KmKRJyz0" length="1248" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Sun, 30 Sep 2012 21:23:53 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20022 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خورشت جوجه با آلو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/11/12/8203</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/11/12/8203&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گزارشی از اکران عمومی فیلم &amp;quot;خورشت جوجه با آلو&amp;quot; ساخته مرجانه ساتراپی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مازیار مهدوی‌فر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mahdavisat01.jpg?1321293761&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مازیار مهدوی&amp;zwnj;فر &amp;ndash; &amp;quot;خورشت جوجه با آلو&amp;quot; دومین فیلم مرجانه ساتراپی کارگردان ایرانی این روز&amp;zwnj;ها در سینماهای فرانسه روی پرده است. پیش از این فیلم &amp;quot;پرسپولیس&amp;quot; از این کارگردانی ایرانی در کشورهای اروپایی با استقبال مخاطبان مواجه شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
اکران عمومی&amp;quot;خورشت جوجه با آلو&amp;quot; در حالی آغاز شده که پیش از این حضوری موفق در چندین جشنواره بین&amp;zwnj;المللی داشته، کاندیدای دریافت جایزه شیر طلایی ونیز شده و جایزه اول (مروارید سیاه) جشنواره فیلم ابوظبی را از آن خود کرده است. &amp;quot;خورشت جوجه با آلو&amp;quot;، همچون فیلم قبلی ساتراپی بر اساس رمانی تصویری، نوشته خود او ساخته شده. رمانی به همین نام که در سال ۲۰۰۴ به چاپ رسیده است.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گرچه ساتراپی در فیلم موفق &amp;quot;پرسپولیس&amp;quot; از روش انیمیشن و سیاه و سفید استفاده کرده بود، اما این&amp;zwnj;بار، او و همکارش ونسان پارانود، فیلم&amp;zwnj;سازی را در فرمی جدید، یعنی به شکل فیلم واقعی تجربه کرده&amp;zwnj;اند. استفاده از عناصر فانتزی در سراسر فیلم مشهود است، اما دنیای رنگارنگِ این فیلم که در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰، (۱۹۵۸ میلادی) در ایران می&amp;zwnj;گذرد درست در نقطه مقابل دنیای فیلم قبلی این دو کارگردان است که مربوط به سال&amp;zwnj;های دشوار و خاکستری پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران بود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/mahdavisat02.jpg&quot; /&gt;مرجانه ساتراپی و گلشیفته فراهانی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;فیلم، داستان زندگیِ ناصر علی&amp;zwnj;خان، نوازنده زبردست ایرانی را در سال ۱۹۵۸ روایت می&amp;zwnj;کند. ویولون ناصر&amp;zwnj;علی در یک درگیری خانوادگی توسط همسرش می&amp;zwnj;شکند. او که از این بابت دچار افسردگی شده همه&amp;zwnj;جا را برای پیدا کردن ویولونی جدید زیر پا می&amp;zwnj;گذارد و حتی به توصیه برادرش به سفر می&amp;zwnj;رود. اما وقتی درمی&amp;zwnj;یابد نمی&amp;zwnj;تواند ویولونی مشابه ساز خودش پیدا کند، سازی که استادش به او هدیه داده بوده، احساس می&amp;zwnj;کند دیگر دلیلی برای زنده&amp;zwnj;ماندن ندارد. خود را در اتاقش حبس می&amp;zwnj;کند و منتظر مرگ می&amp;zwnj;ماند. او هشت روز بعد می&amp;zwnj;میرد و ماجرای فیلم در این هشت روز، در خواب و بیداری، هذیان&amp;zwnj;ها، کابوس&amp;zwnj;ها و رؤیاهای ناصرعلی می&amp;zwnj;گذرد. در فلاش&amp;zwnj;بک&amp;zwnj;هایی با زندگی گذشته او روبرو می&amp;zwnj;شویم. عشقش به دختری به&amp;zwnj;نام ایران (با بازی گلشیفته فراهانی) که به علت مخالفت پدرِ دختر نافرجام می&amp;zwnj;ماند، ترک وطن و در بازگشت، ازدواج با دختری که هیچگاه حتی سایه&amp;zwnj;ای از عشقِ ایران را در او نمی&amp;zwnj;یابد. او در کابوس&amp;zwnj;های ذهنی خود، آینده فرزندانش را تصور می&amp;zwnj;کند، در حالی&amp;zwnj;که دخترش الکلی و قمارباز شده و پسرش در پیچ و خم مشکلات و گرفتاری&amp;zwnj;های طبقه متوسط جامعه آمریکا گرفتار است. حتی در افسردگی&amp;zwnj;هایش با فرشته مرگ یعنی عزراییل هم ملاقات می&amp;zwnj;کند و البته یک&amp;zwnj;بار هم بازیگر مورد علاقه&amp;zwnj;اش سوفیا لورن را به شکلی اروتیک در رؤیا می&amp;zwnj;بیند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/mahdavisat03.jpg&quot; /&gt;با اینکه تمام فیلم در استودیوی بابلزبرگ برلین فیلم&amp;zwnj;برداری شده، اما به نظر می&amp;zwnj;رسد ساتراپی در ارایه&amp;zwnj; تصویری فانتزی از ایران در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ موفق بوده است. این اولین بار است که فیلمی با داستانی ایرانی و لوکیشنی ایرانی در چنین فضایی ساخته می&amp;zwnj;شود. فضایی که جدا از فانتزی بودنِ المان&amp;zwnj;ها، تلاش شده تا حد ممکن تداعی&amp;zwnj;کننده فضای واقعی زمان وقوع فیلم باشد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بازی بازیگران اروپایی در یک فیلم ایرانی که یک داستان کاملاً ایرانی را روایت می&amp;zwnj;کند برای اولین بار رخ داده و بسیار هم موفق از کار در آمده، تا جایی که حتی تماشاگر ایرانی در صورت عدم آشنایی با بازیگران فیلم ممکن است تصور کند آن&amp;zwnj;ها ایرانی&amp;zwnj;هایی هستند که به زبان فرانسه صحبت می&amp;zwnj;کنند. بازیگران نقش&amp;zwnj;های اصلی &amp;quot;متیو امارلیک&amp;quot; بازیگر فرانسوی و &amp;quot;ماریا دومدیروش&amp;quot; پرتقالی هستند. حضور ایزابلا روسلینی (دختر اینگمار برگمن بازیگر معروف سوئدی و روبرتو روسلینی، کارگردان شهیر ایتالیایی) و کیارا ماسترویانی (دختر کا&amp;zwnj;ترین دونوو، بانوی سینمای فرانسه و مارچلو ماسترویانی، بازیگر معروف) در نقش&amp;zwnj;های مکمل فیلم بر اهمیت آن افزوده است. تنها بازیگر ایرانی فیلم گلشیفته فراهانی است که در نقشِ &amp;quot;ایران&amp;quot;، یکی از شخصیت&amp;zwnj;های محوری فیلم، همپای سایر بازیگران باتجربه فیلم بازی خوبی ارایه داده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/mahdavisat04.jpg&quot; /&gt;گلشیفته فراهانی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;ایران سال ۱۹۵۸ برای همیشه رفته است. اما آن ایران برای ما مثل یک سمبل است. سمبلی از عشق و هر چیز دیگری که می&amp;zwnj;خواستیم داشته باشیم اما هرگز نتوانستیم. برای من کار کردن با مرجانه، رؤیایی و شگفت&amp;zwnj;انگیز بود. چون هر دوی ما ایرانی هستیم و هر دو در تبعید. درست است که ما ایران را از دست دادیم، اما ایران همیشه در قلب ما جا دارد.&amp;quot; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این گفته گلشیفته فراهانی سرنوشت ناصرعلی را به یاد می&amp;zwnj;آورد که علی&amp;zwnj;رغم از دست دادن ایران، همیشه یاد او را در دل داشت. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در حال حاضر فیلم رتبه خوب ۷. ۶ را در سایت IMDB به خود اختصاص داده و با توجه به اینکه اکران عمومی فیلم، تازه آغاز شده می&amp;zwnj;توان نتیجه گرفت این رتبه خوب از طرف منتقدان و تماشاگران حرفه&amp;zwnj;ای جشنواره&amp;zwnj;ها به فیلم داده شده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/mahdavisat05.jpg&quot; /&gt;&amp;quot;دبورا یانگ&amp;quot; منتقد معروف هالیوود رپور&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;فیلم، مانند فرش ایرانی گران&amp;zwnj;قیمتِ پر نقش&amp;zwnj; و&amp;zwnj; نگاری است که ما را به دنیای پر از رنگ و نوستالژی ایران دهه ۵۰ میلادی می&amp;zwnj;برد. دنیایی که ۲۰ سال بعد از زمان وقوع فیلم و با انقلاب اسلامی، غمگین و خاکستری شد.&amp;quot; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با وجود این دنیای پرنقش و نگار و همه&amp;zwnj; طنز و فانتزی حاکم بر فیلم، به نظر می&amp;zwnj;رسد آنچه در ذهن نویسنده و کارگردان اثر می&amp;zwnj;گذارد فضایی خاکستری دارد. ناصرعلی (که شخصیتش برگرفته از یکی از نزدیکان ساتراپی است) که در جوانی در شهر شیراز موسیقی می&amp;zwnj;خواند در گفت&amp;zwnj;وگو با استادش درمی&amp;zwnj;یابد که برای رسیدن به قله&amp;zwnj; موسیقی به چیزی فرا&amp;zwnj;تر از تکنیک نیازمند است. او با دیدنِ ایران، این حلقه گمشده را که&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان عشق است می&amp;zwnj;یابد. اگرچه ایران را از دست می&amp;zwnj;دهد اما این عشق، همیشه در دلِ ناصرعلی می&amp;zwnj;ماند و سبب رسیدن او به اوج هنر موسیقی می&amp;zwnj;شود. او زمانی که ابزار بیان هنر، یعنی سازش را هم از دست می&amp;zwnj;دهد، احساس می&amp;zwnj;کند که دیگر دلیلی برای زنده ماندن برایش باقی نمانده است. در تفکرات ناصرعلی رد پایی از تفکرات اگزیستانسیالیستی و نیهلیستی کارگردان مشهود است. کافی&amp;zwnj;ست نگاهی به فهرست زیر بیندازیم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
- ناصرعلی که از ادامه زندگی نا&amp;zwnj;امید شده، خود را در اتاق حبس می&amp;zwnj;کند و منتظر مرگ می&amp;zwnj;ماند. &lt;br /&gt;
- او در کابوس&amp;zwnj;هایش، زندگی بد و نکبت&amp;zwnj;باری را برای آینده دختر و پسر کوچکش تصور می&amp;zwnj;کند. &lt;br /&gt;
&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/mahdavisat07.jpg&quot; /&gt;- ایران علی&amp;zwnj;رغم خواست و میل شخصی، به خواسته&amp;zwnj;ی پدرش برای ازدواج با شخص دیگری غیر از ناصر&amp;zwnj;علی تن می&amp;zwnj;دهد. &lt;br /&gt;
- پس از گذشت سال&amp;zwnj;ها هنوز ناصرعلی عاشق ایران و ایران هم عاشق ناصرعلی است. اما هیچ&amp;zwnj;کدام راهی برای اتصال به معشوق خود نمی&amp;zwnj;یابند. گویی دچار سرنوشتی محتوم و ناخواسته&amp;zwnj;اند. &lt;br /&gt;
- زمان وقوع ماجرا، دوره&amp;zwnj;ای از تاریخ ایران است که کشور در شوک، ناامیدی و افسردگی پس از کودتا قرار دارد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساتراپی در مصاحبه&amp;zwnj;ای گفته که در زمان نوشتن این رمان با تفکرات اگزیستانسیالیستی روبرو بوده است و بار نهیلیستی فیلم را می&amp;zwnj;پذیرد. او می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;quot;فیلم پوچ&amp;zwnj;گراست. چون من فکر می&amp;zwnj;کنم زندگی پوچ است. اگر کسی در این فیلم به دنبال امید است اما آن را پیدا نمی&amp;zwnj;کند، به این دلیل است که امیدی وجود ندارد. حقیقت این است که همه ما می&amp;zwnj;میریم. همیشه فیلم&amp;zwnj;هایی که پایان غمگین دارند در خاطر آدم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;مانند. وقتی شما فیلم &amp;laquo;محله چینی&amp;zwnj;ها&amp;raquo; را می&amp;zwnj;بینید، هرگز آن را فراموش نمی&amp;zwnj;کنید [چون پایان غمگینی دارد] اما اگر فیلمی ببینید که شخصیت&amp;zwnj;های اصلی آن با &lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/mahdavisat06.jpg&quot; /&gt;هم ازدواج کنند و صاحب دو بچه و سه سگ و یک خانه بزرگ شوند، هیچ هیجان و جذابیتی ندارد. رومئو و ژولیت اصالت دارد، چون آن&amp;zwnj;ها هرگز نتوانستند ازدواج کنند. و داستان آن&amp;zwnj;ها اصالت دارد، چون آن&amp;zwnj;ها مردند.&amp;quot; &lt;br /&gt;
با این حال او اضافه می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;قسمت اعظم این فیلم در ستایش هنر و عشق است. به&amp;zwnj;ویژه عشق و رنج طولانی ناصرعلی&amp;zwnj;خان به زنی که هرگز نتوانست او را به&amp;zwnj;دست بیاورد.&amp;quot; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سال وقوع ماجرای فیلم یعنی سال ۱۹۵۸ هم&amp;zwnj;زمانی جالبی با اولین حضور بین&amp;zwnj;المللی یک فیلم ایرانی یعنی &amp;quot;شب&amp;zwnj;نشینی در جهنم&amp;quot; در جشنواره&amp;zwnj;های جهانی دارد. شاید این انتخاب تصادفی باشد. شاید هم ساتراپی تصمیم داشته اشاره&amp;zwnj;ای به همه هنرمندانی داشته باشد که طی بیش از پنج دهه، سینمای ایران را به دنیا شناساندند. هنرمندانی که بسیاری از آنان همانند ناصرعلی&amp;zwnj;خان، امروز دور از ایران ولی با یاد ایران زندگی می&amp;zwnj;کنند. هنرمندانی که ساتراپی خود، یکی از آن&amp;zwnj;هاست.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/11/12/8203#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7167">خورشت جوجه با آلو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3027">سینمای جهان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7166">مازیار مهدوی فر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7168">مرجانه ساتراپی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 12 Nov 2011 11:27:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">8203 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>