<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/695/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>آیت الله خمینی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/695/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>باز سازی تشیع</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/04/13845</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/04/13845&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    صالح نظری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;588&quot; height=&quot;380&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/akhundha_0.jpg?1336325096&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;صالح نظری &amp;minus; قرآن اطاعت از صاحبان فرمان (اولی الامر) را واجب ساخته به شرط آنکه خلاف فرمان خدا و سنت نبوی فرمان ندهند و مراد از اولی الامر به نقل نیمی از مفسرین شیعه فقط امامان شیعه هستند ولی به باور نیم دیگر مفسرین شیعه به جز امامان شیعه، فرماندهان جنگ، علمای دین، خبرگان مسلمین و آگاهان به امور را نیز شامل می&amp;zwnj;شوند که نظر اخیر با نظر اهل سنت سازگاری دارد. (در این مورد نگاه کنید به &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/reflections/2011/04/04/2979&quot;&gt;این مقاله&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام علی خلافت را منبعث از خواست امت اسلامی می&amp;zwnj;دانست و از آن نظر که خلافت با بیعت اختیاری مشروعیت دارد، خلافت (حکومت ) خود را به جهت همین بیعت مشروع می&amp;zwnj;دانست. ( نگاه کنید به &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/21/4140&quot;&gt;این مقاله&lt;/a&gt;) امام علی مانند هر حاکمی در نصب کارگزاران (استانداران) اشتباه می&amp;zwnj;کرد و گاه این کارگزاران به رعیت ظلم می&amp;zwnj;کردند و مورد توبیخ آن حضرت قرار می&amp;zwnj;گرفتند و همین امر نشان می&amp;zwnj;داد، علیرغم عادل بودن خود امام علی، حکومتش شبیه حکومت&amp;zwnj;های دیگر بود با همه کامیابی&amp;zwnj;ها و ناکامی ها. ( نگاه کنید به &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/21/4140&quot;&gt;این مقاله&lt;/a&gt;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقاله &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/reflections/2011/06/16/4776&quot;&gt;سلسله امامت در اصول کافی&lt;/a&gt;&amp;quot; روشن شد، سلسله امامان شیعه بر اساس سیر طبیعی وصایت (مانند هر سلسله دیگر) شکل گرفته، نه آنکه اسامی و تعداد آنان به صورت لیست از پیش تهیه شده از طرف خدا یا رسول بوده باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امامان شیعه، خود را مکلف به تشکیل حکومت نمی&amp;zwnj;دانستند، لذا، نه برای تشکیل حکومت تلاش کردند ونه علاقه&amp;zwnj;ای به تشکیل حکومت داشتند وحتی کسانی که علاقه به فعالیت سیاسی و مبارزاتی داشتند را از مبارزه منع می&amp;zwnj;کردند و تشکیل حکومت برحق الهی را موکول به زمان ظهور مهدی موعود می&amp;zwnj;دانستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقاله &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/10/01/7322&quot;&gt;تولد، غیبت و ظهور منجی در اصول کافی&lt;/a&gt;&amp;quot; اشاره شد، واقعیت تولد امام دوازدهم با استناد به سخن چهار نفر متکی است، که سه تن از وکلای مالی امام عسکری و دیگری عمه آن امام است، از نواب خاص خبری نیست، اما وکلای امام پیشین، مدعای ملاقات و مکاتبه با امام غایب را دارند، اشاره به طول عمر امام غایب نشده، چون این معضلات بوجود نیامده بود، لذا احتیاج به حدیث یابی &amp;mdash; یا حدیث سازی &amp;mdash; درباره آن نبوده است و نیز خبری از سید خراسانی، سید یمانی و شعیب بن صالح و.. . در زمان ظهور در کتاب اصول کافی نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقاله &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/11/21/8467&quot;&gt;امامت و صله، خمس و انفال&lt;/a&gt;&amp;quot; نشان داده شد، امامان شیعه با دریافت صله و خمس از پیروانشان وبا واجب شمردن پرداخت آن، نسبت به تامین مالی خود و سازمان تشیع، تضمین کافی داشته باشند. لذا، تامین مالی و دریافت وجوهات، نقش کلیدی در دوران امامت شیعه و استمرارآن در دوره غیبت دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقاله &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/02/05/10805&quot;&gt;تشیع در دوران غیبت&lt;/a&gt;&amp;quot; به انشعابات درشیعه واثرات باور شیعی درباره مهدویت، غیبت و طولانی شدن باور به غیبت امام غایب و اینکه چه کسی متولی تشیع در این دوران می&amp;zwnj;باشد ونیز تفکر تشکیل حکومت شیعی در نیم قرن اخیر خصوصأ نظریه ولایت فقیه پرداخته شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مقاله به اثرات باور به تشکیل حکومت شیعی و تشکیل حکومت بر پایه ولایت فقیه و نگرانی&amp;zwnj;ها و امیدهای فقهای سنتی غیر حکومتی تشیع و چگونگی امکان باز سازی سازمان تشیع، پس از سلب قدرت و حاکمیت از فقهای باورمند به ولایت مطلقه فقیه مورد کنکاش قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;I&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;انقلاب اسلامی بهمن &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۵۷&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مردم با عقاید و دلایل مختلف نسبت به حکومت مطلقه محمد رضا شاه مخالف بودند و انگیزه&amp;zwnj;های مخالفت همه یکی نبود، عده&amp;zwnj;ای وابستگی به امریکا بودن حکومت و عده&amp;zwnj;ای استبداد داخلی، عده&amp;zwnj;ای عدم رعایت احکام اسلام در حکومت و گروهی مشکلات اقتصادی، عامل مخالفتشان بود. گروه&amp;zwnj;هایی نیز ترکیبی از عوامل فوق، دلیل مخالفتشان بود، در مجموع آنکه توانست گوی سبقت رهبری مخالفت با شاه را برباید، آیت الله خمینی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید به جرات می&amp;zwnj;توان گفت کمتر از یک درصد از مخالفان شاه با عقاید آیت الله خمینی و کتاب او &amp;quot;ولایت فقیه&amp;quot; آشنایی داشته&amp;zwnj;اند، آیت الله خمینی نه با کتاب ولایت فقیه اش که با حمله مستقیمش به شاه، خصوصأ از موضع یک مرجع تقلید، جلوه کرد و در طول ۱۳ ماه رهبری مبارزه (۱۷ دی ۵۶ تا ۲۲ بهمن ۵۷)، آیت الله خمینی یک بار از ولایت فقیه و حکومت فقیه نام نبرد علاوه بر اینکه شعار &amp;quot;استقلال، آزادی، حکومت اسلامی&amp;quot; را تغییر داده و شعار &amp;quot; استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی&amp;quot; را مبنای مبارزه قرار داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ایشان چه آن زمان که در نجف بود وچه زمانی که به پاریس رفت اصلأ از موضع یک مؤسس و مدافع ولایت فقیه مصاحبه نکرد، آنچه از زبان او جاری می&amp;zwnj;شد حقوق بشر بود و دمکراسی وعدم رعایت آن توسط شاه ایران، تا آنجا که می&amp;zwnj;گفت، به فرض شاه بهترین آدم روی دنیا، اگر مردم نخواهند، آیا او حق حکومت دارد؟ مگر دمکراسی رای اکثریت برای تعیین سرنوشت نیست ؟ و به شدت از آزادی بیان و قلم، دفاع می&amp;zwnj;کرد و می&amp;zwnj;گفت آزادی در اسلام بیش از آزادی قید شده در بیانیه حقوق بشر است. او می&amp;zwnj;گفت جمهوری اسلامی ما، جمهوری است مانند همه جمهوری&amp;zwnj;های شناخته شده در دنیا، او می&amp;zwnj;گفت در جمهوری اسلامی او حتی کمونیست&amp;zwnj;ها در بیان عقایدشان آزاد هستند، او می&amp;zwnj;گفت جای روحانیون در مسجد و حوزه است و ابدأ در حکومت نخواهند بود، او می&amp;zwnj;گفت اگر حاکم حکومت اولین گناه را بکند خود به خود از قدرت سلب می&amp;zwnj;شود و. . . صد&amp;zwnj;ها از این وعده&amp;zwnj;ها، اما آنچه در بیان او نبود ولایت فقیه بود و حکومت اسلامی، البته نباید از نقش نواندیشان دینی که راه و چاه را به او گوشزد می&amp;zwnj;کردند غافل شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خمینی که حالا دیگر امام خمینی شده بود، پس از ورود به ایران در ۱۲ بهمن ۵۷، حتی در بهشت زهرا هم از ولایت فقیه سخن نگفت، بلکه گفت که پدران ما حق ندارند برای ما تعیین سرنوشت کنند، هر ملتی سرنوشتش دست خودش است، او علاوه بر سخن از آزادی و حقوق بشر و دمکراسی، وعده&amp;zwnj;های اقتصادی هم داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب در ۲۲ بهمن ۵۷ پیروز شد و به تعبیر خود او به پشتوانه ملت و به آن جهت که مردم او را قبول دارند، دولت موقت تشکیل داد، تا این مرحله همه نواندیشان دینی آرزوها و رویاهای خود را تعبیر شده یافتند و با تمام وجود به دفاع از انقلاب اسلامی پرداختند، در رفراندم، نوع حکومت، جمهوری اسلامی گردید و هنوز امام از ولایت فقیه حرفی نمی&amp;zwnj;زد، پیش نویس قانون اساسی توسط سه تن از حقوقدانان نوشته شد و در آن نامی از ولایت فقیه نبود و این پیش نویس نه تنها رد نشد بلکه او پیشنهاد داد که همین به رفراندم گذاشته شود، اما بنا به وعده&amp;zwnj;ای که برای تشکیل مجلس موسسان داده شده بود دولت موقت خواستار تشکیل مجلس موسسان شد که به نام مجلس خبرگان قانون اساسی شروع بکار کرد، تا قبل از طرح ولایت فقیه و گنجاندن آن در قانون اساسی توسط خبرگان قانون اساسی به ریاست آیت الله منتظری اصلأ بحثی از ولایت فقیه توسط امام مطرح نشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;II&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ولی فقیه اول&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله منتظری از مدافعان سرسخت ولایت فقیه بود، اما ذهنت او درباره ولایت فقیه چیز دیگری بود که با ولایت فقیهی که در مقام عمل توسط امام خمینی انجام می&amp;zwnj;شد تفاوت بنیادی داشت. آیت الله منتظری نیک می&amp;zwnj;دانست که احادیث مورد استفاده در کتاب ولایت فقیه پایه محکمی ندارد و از نقل روائی ضعیفی برخوردار است، او سعی کرد با استفاده از سایر منابع روائی ولایت فقیه را استخراج نماید که نقد آن مقاله دیگری می&amp;zwnj;طلبد، آنچه مسلم است ولایت فقیه در عرصه اجرا توسط امام خمینی مطلوب نظر او نبود و به نظر می&amp;zwnj;آید در اواخر عمر پر برکت خود، از نظریه ولایت فقیه عدول کرده باشد و حکومت عرفی را پذیرفته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر حال با تصویب قانون اساسی و رفراندوم آن، &amp;quot;ولایت فقیه&amp;quot; از ارکان حکومت در جمهوری اسلامی گردید، اما این حکومت از روز اول با خون و خونریزی همراه شد، اول تمام وابستگان و سردمداران حکومت پیشین از زیر تیغ گذشتند و بعد نوبت کمونیستها شد و سپس نوبت ملی گراها رسید و با درگیری خونین با مجاهدین و سرکوب نهضت آزادی عملأ نوبت به اسلام گراها نیز رسید، مراجع دینی نیز در امان نماندند و به شدت منکوب شدند، حوادث فوق یکی پس از دیگری سبب بیداری نواندیشان شیعی شد ولی هنوز جامعه چشم امید به مرجع تقلید خود داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در گذر زمان دو حادثه، هم زمان جلو می&amp;zwnj;رفت، بنا به رفتار حاکمان حکومت شیعی، همچنان که نواندیشان شیعی کم کم از حمایت خود از این نظام مبتنی بر ولایت فقیه دست می&amp;zwnj;کشیدند، فقهای حاکم، نقش ولی فقیه و قدرت دینی او را افزایش می&amp;zwnj;دادند تغییرات در باره حوزه اختیارات ولایت فقیه، به صورت&amp;zwnj;های ذیل به مرحله اجرا در آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; تغییرات در دوران ولی فقیه اول&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- از آنجا که بر اساس کتاب &amp;quot;ولایت فقیه&amp;quot; قانون اساسی قرآن بوده و نوشتن قانون اساسی عملی لغو می&amp;zwnj;باشد، لکن قانون اساسی نوشته شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- از آنجا که سلطان و رئیس حکومت باید یک فقیه عادل باشد و مجلس شورا نه یک مجلس قانونگذاری بلکه صرفأ یک مجلس برنامه ریزی برای اداره وزارت خانه&amp;zwnj;ها باشد، چنین نشد و مجلس قانونگذاری تشکیل گردید، هر چند شورای نگهبان و ۶ فقیه منصوب رهبر (ولی فقیه) برای انطباق قوانین با شرع در آن گنجانده شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- بسیاری از احکام اسلام، عملأ اجرا نگردید و به جای آن قوانین دیگری که در اسلام مسبوق به سابقه نبود به اجرا در آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- با درگرفتن اختلاف میان مجلس و فقهای شورای نگهبان (عرف و شرع) یعنی تصویب قوانین غیر شرعی توسط مجلس بنا به نیاز و ضرورت جامعه و یا رد احکام شرعی توسط مجلس و مخالفت فقهای شورای نگهبان با آن، امام خمینی تصویب قوانین خلاف شرع را با اکثریت سه چهارم نمایندگان مجلس مجاز شمرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- به دنبال اعتراضات فقها به تصمیم فوق، امام خمینی مجمع تشخیص مصلحت نظام را تشکیل داد و به عنوان احکام ثانویه قوانین مجلس را شرعی کرد، هر چند در ویژگی احکام ثانویه عنصر موقت بودن شرط است ولی عملأ این احکام که بر خلاف احکام اولیه شرع است، صورت دائم یافت، بنا براین با ورود مصلحت عملأ بسیاری از احکام شرع تحت تاثیر قرار گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- در مسله قضا هم همین مشکل رخ نمود، در شرع دادستان، قاضی، هیئت منصفه، وکیل و دادگاه&amp;zwnj;های تخصصی. . . وجود نداشت وفرجام خواهی در قضاوت اسلامی نیست، به تعبیر کتاب ولایت فقیه یک نفر قاضی منصوب امام همه کارها را آنهم در مسجد انجام می&amp;zwnj;داد و فورأ حکم را صادر می&amp;zwnj;نمود و نیازی به تشکیلات عریض و طویل دادگستری نبود، اما اینجا هم همین مشکل بوجود آمد و هنوز هم پس سی و دو سال قانون مجازات اسلامی بصورت موقت در حال اجراست و از تطویل دادرسی نه تنها کم نشد که افزایش هم یافت و شاید بتوان گفت بیشترین رشد را در این نظام ولایت فقیه پرونده&amp;zwnj;های ورودی به آن تشکیل می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷- در مسله اقتصاد اسلامی که مطابق کتاب ولایت فقیه، بنا بود جامعه اسلامی از طریق خمس و زکات اداره شود، به تنها چنین نشد بلکه حوزه&amp;zwnj;ها که بصورت سنتی با خمس و سهم امام اداره می&amp;zwnj;شد بیشترین وابستگی را به اموال عمومی (بیت المال) پیدا کرد (یعنی دلارهای نفتی).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸- در اجرای حدود و تعزیرات نیز همین مشکل بوجود آمد، برخی از حدود و تعزیرات شرعی به جهت مخالفت&amp;zwnj;های جهانی و وحشیانه قلمداد شدن آن به صورت جسته و گریخته اجرا می&amp;zwnj;شد و بسیاری از مجازات&amp;zwnj;ها که ریشه شرعی نداشت مانند مجازات مخالفین سیاسی و عقیدتی و. . . اجرا شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹- در زمینه فرهنگ، گرایش به عبادات جمعی مانند نماز جماعت و جمعه به شدت افول کرد و علیرغم فشار زیاد حکومت برای صورت ظاهر اسلامی جامعه دینی (مانند حجاب اجباری، عدم مصرف مشروبات الکلی، موسیقی غنا و. . . )، به عقیده کلیه کارشناسان و حتی فقهای دین، حکومت ولایت فقیه موفق به عملی کردن آن نشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰- تغییر قانون اساسی و گنجاندن &amp;quot;ولایت مطلقه فقیه&amp;quot; در آن که ولی فقیه را نه تنها قادر می&amp;zwnj;سازد بسیاری از احکام اولیه اسلام را تعطیل کند، بلکه یک طرفه عقد میان حکومت و مردم را لغو کند (بر خلاف آیه &amp;quot; به عقود خود وفا کنید&amp;quot;عمل نماید).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۱- بر اساس قانون اساسی اول، برای احراز ولایت فقیه، شرط مرجعیت که مجتهد جامع الشرائط (فقیه اعلم به تمام رشته&amp;zwnj;های فقه) بود، با اصلاحات در قانون اساسی، ولی فقیه، به مجتهد متجزی (فقیه مسلط به یک رشته از فقه) تقلیل یافت. به تعبیر دیگر با تغییر قانون اساسی، مقام فقهی ولی فقیه کاهش یافته ولی قدرت حکومتی او افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;III&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ولی مطلقه فقیه دوم &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام خمینی در سال ۶۹ وفات می&amp;zwnj;کند و با انتخاب آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای ولایت مطلقه فقیه به حیات خود ادامه می&amp;zwnj;دهد، چنانچه ذکر شد با طرح &amp;quot; ولایت مطلقه فقیه &amp;quot; نه تنها اجرای احکام و حدود، که تعطیلی و صدور احکام جدید &amp;mdash; احکام حکومتی &amp;mdash; از اختیارات ولی فقیه دانسته شد و با توجه به اداره استبدادی حکومت (حکومت فردی)، هر بیشتر نواندیشان شیعی از نظام می&amp;zwnj;بریدند، ولی همچنان حاکمیت، دامنه قدرت و اختیارات ولی فقیه را افزایش می&amp;zwnj;داد، به طوری که اختیار مال و جان و ناموس شیعیان را در اختیار ولی فقیه دانسته و مخالفت با او را در حد شرک بالله قلمداد می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خصوصأ بعد از در گذشت آیت الله خمینی درباب &amp;quot; نظریه ولایت مطلقه فقیه &amp;quot; نقش نیابت از امام غایب هر روز پررنگتر از قبل می&amp;zwnj;شد به طوری که ولی فقیه را نه منتخب فقها که کاشف (یابنده ) منتصب (برگزیده ) امام غایب دانستند، این باور جدا از مسئله حکومتی ولی فقیه، یاد آور&amp;quot; نظریه رکن رابع &amp;quot; کریمخان شیخی بود که به شکل تلویحی در نظریات شیخ احمد احسایی وجود داشت، در آن نظریه باب امام (نایب خاص و برگزیده ) واسطه بین امام و شیعیان بود همچنان که امام و پیامبر واسطه خدا با خلقش بودند همچنان که انکار امامت، انکار رسول و به طبع آن انکار خدا بود، انکار باب امام هم انکار امامت ودر نتیجه انکار خدا و رسول بود، در نظریه ولایت فقیه نیز انکار ولایت فقیه، شرک به خدا تلقی شد و اطاعت ولی فقیه هم ردیف اطاعت از امام، پیامبر و خدا تلقی و ولایت فقیه، شعبه&amp;zwnj;ای از ولایت خدا، رسول و امام غایب دانسته شد، و بالطبع مخالفت با ولی فقیه مخالفت با امام، پیامبر و خدا و منکران این اصل منکران امام، پیامبر و خدا و کافر، مشرک، منافق و. . . . نامیده شده و از کلیه حقوق اجتماعی محروم گشتند و مخالفت علنی، نتیجه&amp;zwnj;ای جز زندان، شکنجه و قتل برای مخالفان علنی ولایت مطلقه فقیه، به همراه نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; تغییرات در دوران ولی مطلقه فقیه دوم&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- در زمان انتخاب ولی مطلقه فقیه دوم، آقای خامنه&amp;zwnj;ای که حجة الاسلام نامیده می&amp;zwnj;شد، یک شبه به مقام آیت اللهی رسید و برای جلوگیری از اعتراض دیگر فقها و مراجع تقلید، ادعای مرجعیت نکرد و عملأ فاصله&amp;zwnj;ای بین ولی فقیه و مرجع تقلید بوجود آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- بعد فوت مراجع سه گانه (اراکی، مرعشی و گاپایکانی) راه برای ادعای مرجعیت او باز شد، آیت الله منتظری که سالها بود در کسوت مرجعیت قرار داشت به شدت به آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای به جهت این ادعا حمله کرد و گفت &amp;quot;تو رهبر باش، چرا مرجعیت را مفتضح می&amp;zwnj;کنی &amp;quot; او با نقل روایاتی ولایت فقیه را مختص فقیه اعلم و صرفأ دارای نقش نظارتی دانست، که خوشایند حاکمیت نبود و نتیجه آن سالها حصر خانگی و آزار و اذیت وی و خانواده اش بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- خذف جمهوریت از نظام جمهوری اسلامی به وسیله افزایش اختیارات فقهای شورای نگهبان با نظارت استصوابی، به طوری که عملأ انتخابات به انتصابات تبدیل شد و نقش مردم (شیعیان) برای تعیین سرنوشتشان نزدیک به صفر تقلیل یافت و آرا مردم فقط نقش تزیینی پیدا کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- افزایش قدرت پلیس و قوای نظامی و دخالت دادن نیروی مسلح سپاه و بسیج، هم در سیاست و هم در اقتصاد، و حکومت با سرنیزه و ایجاد نظام استبدادی فردی و تفسیر ضیق از حقوق ملت و تفسیر وسیع از اختیارات فقیه، که نتیجه آن به وجود آوردن یک حکومت توتالیتر و استبدادی مطلق بود، که تغییر بنیادین در نظریه ولایت مطلقه فقیه داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- دست یازیدن به امور ماورائی و معجزات و کرامات و بیان ملاقات با امام غائب و سید خراسانی نامیدن او، فصل دیگری از تغییرات در ولایت مطلقه بود که او را از فرش به عرش می&amp;zwnj;برد و امکان از عرش پایین کشیدن او را محال می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- انحصار مرجعیت در ولی فقیه دوم، بطوری که حتی مراجع تقلید اگر کوچکترین نظری خلاف او داشته باشند دودمانشان برباد می&amp;zwnj;رود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما علیرغم قدرت پلیسی و نظامی و انحصار قدرت تبلیغاتی و قبضه دستگاه قضا و زندان و داغ و درفش، با گسستن بدنه جامعه از حاکمیت فقهای باورمند به ولایت مطلقه فقیه، گرایش به سمت فقهای سنتی &amp;mdash; که به همان سیره امامان شیعه و سلف فقها که معتقد به عدم وظیفه در تشکیل حکومت بودند &amp;mdash; افزایش می&amp;zwnj;یافت و آنان را در موقعیت بالاتر اجتماعی نسبت به سالهای اولیه انقلاب اسلامی قرار می&amp;zwnj;داد &amp;mdash; هر چند همواره از نظر کثرت بالاتر بودند &amp;mdash; به طوری که فقهای حاکم برای کسب مشروعیت دینی نیازمند به تایید آنان شدند، و روز به روز این نیاز را بیشتر احساس می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نواندیشان دینی شیعی نیز که رسمأ به مخالفت با حکومت ولایت مطلقه فقیه شیعی برخاسته بودند به سمت فقهای سنتی گرایش پیدا کرده و عمدتأ از مدافعان عدم دخالت نهاد دین در نهاد حکومت شدند و در ضمن به بازنگری در باورهای دینی خود نیز برخاستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;IV&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;جنبش سبز&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقطه عطف نزاع میان حکومت ولایت مطلقه فقیه و نواندیشان دینی شیعی در انتخابات ریاست جمهوری دهم سال ۱۳۸۸ اتفاق افتاد، زمانی که ولی مطلقه فقیه و مدافعان نظام او دست به تقلب گسترده زده و اعتراض مدنی مردم را که طالب رای خود بودند با خشونت عریان پاسخ گفت، شکاف نامشهود میان حکومت و مردم دهان باز کرد و عمق شکاف نمایان گردید، سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز قشر متوسط شهری، که برای آنها حقوق شهروندی دارای اهمیت بود، باعث بیداری بسیار سایر اقشار جامعه گردید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر چه زمان گذشت به بیداری و آگاهی مردم افزوده شد و از علاقمندان به ولایت مطلقه فقیه کاسته شد، ولی مطلقه دو راه بیشتر نداشت یا باید به خواست ملت تمکین می&amp;zwnj;کرد و حق تعیین سرنوشت ملت را به خودشان واگذار می&amp;zwnj;کرد، که در اینصورت ممکن بود ولایت فقیه در حد نظارت بماند و ولی فقیه نقشی در حد پدر معنوی ملت را بازی کند (چیزی مانند شاه در مشروطه سلطنتی) و یا در مقابل ملت بایستد و باعث شود برای بقای چند روز بیشتر خود اساس حاکمیت دینی را حداقل برای قرنها ولو در حد نظارت کان لم یکن کند. ظاهرأ ولی مطلقه راه دوم را برگزیده است و شاید همین مبارک باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم باور و اعتقاد به ولایت فقیه در عوامل حکومت و نیز میان روحانیون حکومتی نیز آشکار شده است، به این جملات بزرگترین تئوریسین ولایت مطلقه فقیه، آیت الله مصباح یزدی که کوچکترین باوری به رای و خواست ملت ندارد، توجه کنید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&amp;quot;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;همه دنیا نظام جمهوری اسلامی ایران را به&amp;zwnj;عنوان نظام ولایت&amp;zwnj;فقیه می&amp;zwnj;شناسند، مردم ما به&amp;zwnj;خصوص اقشار و گروه&amp;zwnj;های مؤثر که شامل بالاترین مسئولان کشور هم می&amp;zwnj;شود از ولایت&amp;zwnj;فقیه چه می&amp;zwnj;دانند و چه اندازه به آن معتقدند؟ اگر کسی ادعا کند که بعد از سی &amp;zwnj;و &amp;zwnj;چند سال؛ بعد از این همه بحث&amp;zwnj;هایی که خود امام فرمودند، کتاب&amp;zwnj;هایی که فقها در این&amp;zwnj;باره نوشتند؛ بحث&amp;zwnj;های تلویزیونی، رادیویی وغیره&amp;zwnj;ای که انجام گرفت، هنوز در عالی&amp;zwnj;ترین سطوح مسئولیت کشور، ولایت&amp;zwnj;فقیه به معنای واقعی&amp;zwnj;اش جا نیفتاده، ادعای گزافی نکرده است. البته ما علم غیب از دل&amp;zwnj; کسی نداریم اما آثار نشان می&amp;zwnj;دهد که هنوز در اعماق دل خیلی&amp;zwnj;ها این است که این یک فرصتی بود که امام فرصت را غنیمت شمرد و برای آخوندها دکانی باز کرد! می&amp;zwnj;گویند: وقتی مردم باید رأی بدهند و رئیس&amp;zwnj;جمهور یا رئیس حکومتی انتخاب کنند، دیگر ولی&amp;zwnj;فقیه چه کاره&amp;zwnj; است؟ ! قوای سه&amp;zwnj;گانه که داریم&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;ده&amp;zwnj;ها سال پیش&amp;zwnj;تر مونتسکیو گفت، دیگران هم تصریح کردند و توجیهات عقلی خوبی هم دارد&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;قوه مقننه و قضائیه داریم، یک رئیس قوه مجریه هم می&amp;zwnj;خواهد که آن مصوبات را عمل کند&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;دیگر چه می&amp;zwnj;خواهد؟ ! رهبر یعنی&amp;zwnj;چه؟ ! ولی&amp;zwnj;فقیه چه کاره است؟ ! بله عده&amp;zwnj;ای از آخوندها در مبارزه با نظام قبلی زحمت کشیدند و کشته و زندانی دادند؛ امام هم به پاس تشکر، چیزی به نام ولایت&amp;zwnj;فقیه درست کردند. مردم هم به امام احترام &amp;zwnj;گذاشتند و قبول کردند! ! ! نمی&amp;zwnj;دانم تا چه اندازه باور دارند که این ولایت را باید به عنوان اسلام پذیرفت. گاهی در عمل نشان می&amp;zwnj;دهند که باور ندارند. گاهی کسی مقام رسمی قانونی پیدا می&amp;zwnj;کند، خیال می&amp;zwnj;کند دیگر مالک کشور است. می&amp;zwnj;گوید مردم به من رأی دادند و اختیار را به دست من داده&amp;zwnj;اند دیگر رهبر چه کاره است؟ ! حتی در حوزه&amp;zwnj;های علمیه هم کسانی پیدا می&amp;zwnj;شوند که هنوز بعد از این همه بحث&amp;zwnj;ها شک می&amp;zwnj;کنند که اصلا آیا ما ولایت&amp;zwnj;فقیه داریم یا خیر، و اگر داریم قلمروش چه&amp;zwnj;قدر است و آیا اصلا حکومت اسلامی داریم یا نداریم؟ متأسفانه این حرف&amp;zwnj;ها تحت تأثیر برخی عوامل وسعتی نسبی در بعضی از حوزه&amp;zwnj;ها پیدا کرده است&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&amp;quot;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و این اعترافی بزرگ است از بی اعتبار شدن ولایت فقیه از زبان بالاترین تئوریسین حاکمیت دینی فقیه، او نیک می&amp;zwnj;داند، حذف ولی فقیه که برای امثال او &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;ldquo;&lt;/span&gt;میلیاردها دلار می&amp;zwnj;ارزد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;rdquo;&lt;/span&gt;، چطور او و امثال او را به خاک سیاه خواهد نشاند، دست به ترساندن علما و فقها می&amp;zwnj;زند که با رفتن ولی فقیه، همه دین می&amp;zwnj;رود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;quot; اگر کسانی برخوردشان با مقام ولایت&amp;zwnj;فقیه از نوع برخورد سیاسی با یک باند یا رقیب سیاسی باشد، یعنی سی و چند سال تلاش برای ولایت&amp;zwnj;فقیه همه بر باد است. اگر این طور شد تلاش&amp;zwnj;هایی که برای مسئله فقاهت و مرجعیت می&amp;zwnj;کنید چه فایده&amp;zwnj;ای دارد؟ کسانی &amp;zwnj;که احساس مسئولیت می&amp;zwnj;کنند، کسانی &amp;zwnj;&amp;zwnj;که فکر و هوش و انگیزه&amp;zwnj;ای دارند، آن&amp;zwnj;هایی که دلشان برای انقلاب می&amp;zwnj;سوزد، باید برای مسائل اساسی دلسوزی کنند، بود و نبود مسایل دیگر چندان فرقی نمی&amp;zwnj;کند. نمی&amp;zwnj;گویم نباید تلاش کرد، اما اگر اصل مسئله ولایت&amp;zwnj;فقیه انکار بشود، اگر اصل امام زمان به&amp;zwnj;گونه دیگری تفسیر بشود دیگر چه باقی می&amp;zwnj;ماند؟ ! این&amp;zwnj;ها خطرهایی است که کمتر کسی به آن توجه پیدا می&amp;zwnj;کند و متأسفانه وقتی خطر واقع شد رفع کردنش شبیه محال می&amp;zwnj;شود&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt; &amp;quot;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;داند روزگار اسلام سیاسی و فقاهتی (با دیدگاه تنگ نظرانه) سپری شده است و غالب افکار &amp;mdash; حتی حکومتی&amp;zwnj;ها &amp;mdash; دیگر پذیرای اسلام متصلب نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;quot; اگر خدای&amp;zwnj; نکرده روزگاری شد که بعضی مسئولان ما در این&amp;zwnj;که احکام اسلام ابدی است و همیشه باید اجرا بشود تشکیک کردند&lt;/i&gt;&lt;i&gt;اساس اسلام زیر سؤال می&amp;zwnj;رود. چندین سال از طرف عالی&amp;zwnj;ترین سطوح رسمی کشور به جامعه القا می&amp;zwnj;شد که اسلام را طوری تعریف کنید که دنیا بپذیرد، و آن&amp;zwnj;هایی که به فرمایش امام اسلام ناب را معرفی می&amp;zwnj;کردند، متهم به خشونت می&amp;zwnj;شدند. می&amp;zwnj;گفتند شما به اسلام خیانت می&amp;zwnj;کنید؛ اسلام را به گونه&amp;zwnj;ای معرفی می&amp;zwnj;کنید که دنیا نمی&amp;zwnj;پذیرد؛ باید طوری معرفی کنید که همه بپذیرند. همان&amp;zwnj;طور که در کنفرانسی در آلمان معرفی کردند و حتی مارکسیست&amp;zwnj;ها هم گفتند اگر اسلام این است ما هم قبول داریم! &amp;quot;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای همین است که مسئولان نظام دینی از دیدگاه باورمندان به &amp;quot;ولایت مطلقه فقیه&amp;quot; از صدر تا ذیل همه خائن معرفی شده&amp;zwnj;اند، تنها به اصطلاح &amp;quot;علی مانده است و حوضش&amp;quot; واین است ثمره استبداد دینی و با نام ولایت مطلقه فقیه، تفکری که به انتهای خط رسیده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;V&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;امیدها و نگرانی&amp;zwnj;های فقهای شیعه در زمان حاضر&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه در ابتدای انقلاب و تشکیل حکومت دینی، امید به دینداری بیشتر جامعه را نوید می&amp;zwnj;داد، اکنون نگرانی فرار دینداران جامعه، نه فقط از حکومت دینی که از اصل دین و تشیع، ذهن فقها را به شدت آزار می&amp;zwnj;دهد، این اظهار نگرانی در بیان منادی و رهبر حکومت دینی نیز وجود داشت که اگر این نظام شکست بخورد تا سیصد سال دیگر هم بپا نخواهد خاست و این نگرانی در میان فقهای سنتی نیز وجود دارد و یکی از مهمترین دلمشغولی&amp;zwnj;های آنان نیز می&amp;zwnj;باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقهای شیعه در طول دوران امام غایب به دلیل خصلت غیر حکومتیشان و نیز در زمانهایی هم که متصل به حکومت&amp;zwnj;ها بودند اما به دلیل عدم مسؤلیتشان در حکومت غیر پاسخگو بودند، اکنون به دلیل حکومتی شدن فقها، باید پاسخگو باشند و نمی&amp;zwnj;توان با استفاده از قوه قهریه، زبان پرسشگران را برای همیشه برید و دهانشان را برای همیشه دوخت و با ایجاد ترس برای همیشه از زیر بار پاسخگویی شانه خالی کرد، فقها&amp;ndash; چه حکومتی و چه غیر حکومتی &amp;mdash; اکنون در معرض سوالات زیادی قرار دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به تعبیر بزرگی از رجال، ملت یک حکومت به فقهای آلوده به حکومت ویا علاقمند به حکومت داری بدهکار بود تا ادعای آنان را در بوته آزمایش قرار دهد و اکنون ملت این بدهی را با شایستگی و از جان گذشتگی و با مبسوط الید قرار دادن فقها انجام داده است، اگر روزگاری ادعا می&amp;zwnj;شد اگر روزی یک ساعت رادیو در اختیار ما بود چه&amp;zwnj;ها که نمی&amp;zwnj;کردیم، اکنون ده&amp;zwnj;ها کانال رادیویی و تلویزیونی ۲۴ ساعته و برای بیش از ۳۰ سال در اختیار فقها بوده است و حتی مردم رنج محدودیت اطلاع رسانی را هم به جان خریدند، فقها باید گزارش دهند، خروجی این همه امکانات تبلیغی چه بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه جمهوری اسلامی باشد، چه نباشد، آنچه مسلم است حکومت فقها رو به زوال است و نظریه &amp;quot; ولایت فقیه &amp;quot; را می&amp;zwnj;توان نظریه ناموفق گروهی از فقهای شیعه معاصر نامید و در آینده نه چندان دور به عنوان فرقه&amp;zwnj;ای از فرق شیعه از آن یاد خواهد شد، ولی تشیع در همان کسوت عدم دخالت در حکومت به راه دشوار خود ادامه خواهد داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقهای شیعه برای بقای خود نیازمند بازسازی و نوسازی باورهای خود می&amp;zwnj;باشند آنان دیگر نمی&amp;zwnj;توانند مانند گذشته پاسخگوی اعمال خود نباشند، شفاف سازی و زدودن پیرایه&amp;zwnj;ها و خرافات و اصلاح باورهای غیر معقول از ائمه شیعه به عنوان بزرگترین وظیفه آنان خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این راه نواندیشان شیعی بهترین یاور آنان جهت انجام این مهم می&amp;zwnj;باشند، اگر عاقبت اندیش باشند، آنان باید بتوانند حقوق بشر و آزادی&amp;zwnj;های عقیدتی، مذهبی وآزادی بیان و تساوی حقوق زنان و. . . و نیز با اعتراف به عصری بودن و حکومتی بودن بسیاری از احکام به عرف مورد پذیرش عقلای بشر گردن نهند و آنها را در باورهای مذهب تشیع هضم کنند و به تعبیر امام علی فرزند زمان خویش باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; نتیجه اینکه :&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- انقلاب اسلامی بر پایه مبارزات ملت ایران بر علیه استبداد حاکم بوده است و چون نظرات ابراز شده در نجف و خصوصأ در پاریس امام خمینی بر پایه حقوق بشر و بر اساس دموکراسی بوده است و از طرفی مرجع دینی بودن او توانست اعتماد عمومی را جلب کند و اینکه روحانیون در حکومت نخواهند بود، مردم رهبری او را پذیرفتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- به صورت قاطع می&amp;zwnj;توان گفت کمتر از یک درصد ملت ایران از نظریه ولایت فقیه آیت الله خمینی اطلاع داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- در طول مبازات منجر به پیروزی انقلاب و تا شروع تدوین قانون اساسی، امام خمینی، هیچگاه از ولایت فقیه نام نبرد و خود را ولی فقیه ننامید&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- علیرغم اعتماد عمومی مردم به رهبری او، امام خمینی از انجام وعده&amp;zwnj;های داده شده خود عدول کرد و به جهت مشکلات فراوانی که اجرای احکام اسلام ایجاد می&amp;zwnj;کرد در نظریه ولایت فقیه خود تجدید نظر کرده و برای بسط قدرت فقیه، این نظریه را به ولایت مطلقه فقیه ارتقا داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- با روی کار آمدن ولی فقیه دوم بسط قدرت ولی فقیه افزایش و حقوق ملت آنچنان تنگ شد که عملأ اکثریت نواندیشان دینی و حتی فقهای علاقمند به تشکیل حکومت دینی را به مقابله یا تجدید نظر با نظریه ولایت فقیه وادار کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- جنبش سبز بعد از تقلب گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری و بر اساس &amp;quot;رای من کو &amp;quot; شکل گرفت که در آن مردم طالب آزادی&amp;zwnj;های اساسی و حقوق شهروندی خود شدند و عملأ ولایت فقیه را به چالش کشیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷- احیای ولایت فقیه، حتی تا حد نظارت حداقلی و پدر معنوی ملت بودن هم، ممکن به نظر نمی&amp;zwnj;رسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸- ممکن است در آینده نزدیک مدافعان ولایت فقیه در حد یک انشعاب در میان سایر انشعابات شیعی، به حیات خود ادامه دهد، در این صورت جریانی به شدت رادیکال خواهد شد (مانند خوارج).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وظیفه فقهای سنتی شیعه بسیار حساس است و امید&amp;zwnj;ها و نگرانی هائی برای آنان متصور است که با هوشیاری باید از این گردنه مهم عبور کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا کنون به اثرات باور به تشکیل حکومت شیعی و تشکیل حکومت بر پایه ولایت فقیه پرداخته شد و از نگرانی&amp;zwnj;ها و امیدهای فقهای سنتی غیر حکومتی تشیع یاد شد و اینک چگونگی امکان باز سازی سازمان تشیع، پس از سلب قدرت و حاکمیت از فقهای باورمند به ولایت مطلقه فقیه مورد کنکاش قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;VI&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;تشیع اثنی عشری سازمانی فرهنگی &amp;ndash; دینی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه مسلم است سازمان تشیع بر پایه &amp;quot;فرهنگی دینی&amp;quot; استوار شده &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;, &lt;/span&gt;که هدف آن ایجاد فضای مناسب برای روابط اجتماعی سالم میان پیروان خود با هم و همچنین میان این پیروان و سایر مردم و ایجاد آرامش خاطر و امنیت روانی جامعه با بهره گیری از باورهای دینی است، اما نظریه ولایت فقیه سازمان تشیع را &amp;quot;سیاسی دینی&amp;quot; باز تعریف کرده است و چون هدف غائی این تفکر تشکیل حکومت دینی بوده که سعادت بشر را اجرای اجباری احکام دین در جامعه می&amp;zwnj;داند، این نوع باور علاوه بر ناسازگاری با فرهنگ ۱۴۰۰ ساله تشیع، در اجرا نیز ناموفق بوده است، هر چند اگر موفق هم می&amp;zwnj;شد باز فرقه جدیدی در تشیع محسوب می&amp;zwnj;گردید و خود انشعاب جدیدی در تشیع محسوب می&amp;zwnj;شد، ولی به هر حال بنا به ذات حکومت نمی&amp;zwnj;تواند و نمی&amp;zwnj;توانست پایدار بماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ذات حکومت فراز و نشیب دارد هیچ حکومتی دوام ابدی ندارد بالاترین سلسله&amp;zwnj;های حکومتی دست کم در ایران بیش از ۴۰۰ سال عمر نکرده است (سلسله ساسانیان ) لذا طبیعی است سازمانهای سیاسی دوام طولانی مدت نداشته باشند، البته در دوران حکومت خود کاملأ مقتدر خواهند بود ولی کم کم این اقتدار و مشروعیت را از دست می&amp;zwnj;دهند، لذا باز تعریف تشیع با رویکرد سیاسی دینی نمی&amp;zwnj;توانست و نمی&amp;zwnj;تواند عمر طولانی داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نهادهائی که بر پایه فرهنگ بنا می&amp;zwnj;شوند می&amp;zwnj;توانند پایدار باشند، خصوصأ فرهنگ دینی برای حیات خود باید پایدار بماند، بنابراین متولی سازمان فرهنگی دینی ناچار است خود را از حوزه حکومت جدا کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید توجه داشت که وابستگی به حکومت هم می&amp;zwnj;تواند برای آن فرهنگ مضر باشد البته نه به اندازه تشکیل حکومت، از آن نظر که وابستگی به حکومت سبب توجیه ظلم می&amp;zwnj;شود و یا زبان عالم دین را از گفتن کلمه حق نزد حاکم جابر کوتاه می&amp;zwnj;کند لذا روش صحیحی برای یک سازمان فرهنگی دینی نمی&amp;zwnj;باشد، اگرچه وابستگی به حکومت زمینه تبلیغ بیشتر دین را فراهم می&amp;zwnj;کند که برای متولی دین خوشایند خواهد بود، اما دین را توجیه گر جنایات حکومت می&amp;zwnj;سازد، این روش همانند خوردن زهر شیرین است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عنوان مثال تشیع در دوران صفویه رشد قابل توجهی کرد اما جنایت سنی کشی مانند داغی بر پیشانی تشیع باقی ماند و نتیجه عملی آن شیعه کشی در منطقه دیگر سرزمین اسلامی و توسط سلطان سلیم عثمانی شد، متولیان تشیع باید از نکته فوق غافل نباشند و حقیقت تشیع را فدای کثرت آن ننمایند و باز در مورد دیگر اسلام سیاسی ایران را به زور مسلمان کرد اما ایرانی علیرغم مسلمانی خود به هیچ وجه جنایات سپاهیان اسلام را فراموش نکرده و نخواهد کرد، شاید یکی از علل علاقه ایرانیان به علی و اولاد او همین نکته باشد که علی و اولادش در این جنایات یا دخیل نبوده&amp;zwnj;اند و یا کمتر دخالت داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین اولین و مهمترین وظیفه علمای تشیع مخالفت علنی با نظریه فقهی ولایت فقیه است و باز گشت به همان سنت ائمه شیعه و علمای دوران غیبت می&amp;zwnj;باشد، والا در آتشی که از دل میلیونها ایرانی برخاسته و بر خواهد خاست، تشیع فرهنگی همراه با تشیع سیاسی خواهد سوخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود سازمان&amp;zwnj;های حمایتی دولتی مانند بهزیستی و نیز بیشمار مراکز حمایتی دیگر، ولایت فقیه در همان حد ولایت بر صغار و مجانین هم ضرورت خود را از دست داده است و اگر هم توان مالی سازمان تشیع در ایجاد چنین تشکیلات حمایتی باشد، در کنار سایر سازمان&amp;zwnj;های حمایتی می&amp;zwnj;تواند کارکرد مثبتی داشته باشد، نه اینکه انحصاری چنین وظیفه&amp;zwnj;ای را به عهده بگیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;VII&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;اصلاح عقاید و پیراستن آن از خرافات&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از دلائل حمله به تفکر شیعه وجود عقاید غلو آمیز نسبت به بزرگان دینی شیعی می&amp;zwnj;باشد، این نوع از عقاید غلو آمیز هر چند برای عوام شیعه لذت بخش و روح افزاست اما از دیدگاه طالبان حقیقت شرک آلود است، نسبت دادن معجزه و عصمت و عالم به غیب و نظایر آن به ائمه شیعه علاوه بر اینکه پایه عقلانی ندارد سبب رمیدن انسان&amp;zwnj;های حقیقت جو می&amp;zwnj;شود بزرگترین امتیاز ائمه شیعه پاسداری از کتاب و سنت نبوی و تبلیغ و ارشاد شیعیان به آن است و باعث افتخار است که این پاسداری توسط کسانی صورت پذیرد که از فرزندان پیامبر گرامی باشند و عالم و آگاه به کتاب و سنت نبوی و اداره کننده سازمان فرهنگی دینی تشیع بنابراین فقها و علمای شیعه ادامه دهنده راه آنان باید همین روش را پی بگیرند بدون به کار بردن کلمات غلو آمیز از آن بزرگوران.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بزرگترین مشکل برادران اهل سنت با تشیع بکار بردن همین کلمات غلو آمیز نسبت به ائمه و در کنار آن رفتار و گفتار توهین آمیز نسبت به صحابی بزرگ رسول گرامی است، دور از شأن سازمان فرهنگی و دینی تشیع است که چنین عبارات سخیف درباره خلفای راشدین بر گفتار و نوشتار آن سایه افکند، پیراستن تشیع از موارد فوق راه را برای وحدت میان مسلمین فراهم می&amp;zwnj;کند و حتی می&amp;zwnj;تواند این نوع مدارا را به سایر مذاهب هدیه دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عجیب است که در سایر ادیان نسبت به پیروان اولیه دینشان ارادت فوق العاده به چشم می&amp;zwnj;خورد و با نهایت احترام از آنان یاد می&amp;zwnj;شود و حتی اهل سنت در اسلام نیز از همین روش پیروی می&amp;zwnj;کنند اما در تشیع غالی همه صحابی رسول منافق می&amp;zwnj;شوند الا چند نفر ! ! نگارنده که در یک محیط شیعی بدنیا آمده ام وقتی برای اولین بار در یک نماز جمعه اهل سنت در کردستان شرکت کردم و احترام امام جمعه را در خطبه&amp;zwnj;های نمازش به ائمه شیعه همراه با خلفای راشدین شنیدم بهت زده شدم و &amp;mdash; بر اساس آموزه&amp;zwnj;ها و القائات علمای شیعه بر من &amp;mdash; هرگز در باورم نمی&amp;zwnj;گنجید چنین ارادتی را از علمای اهل سنت مشاهده کنم و یا در اولین سفر حج وقتی نام ائمه شیعه همراه بزرگان صحابی رسول را دورتا دور صحن مسجد النبی مشاهده کردم، شوقی همراه تاثر شدید در من بوجود آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اهل سنت هیچ مشکلی با ائمه شیعه ندارند، آنان با شیعیان غالی مشکل دارند، در ام القری اسلام شیعیان مسجد خاص خود را دارند چه برسد به سایر شهرها در کشور&amp;zwnj;های مختلف اهل سنت، ولی در مرکز تشیع &amp;mdash; قم و مشهد &amp;mdash; به جای خود، حتی در بسیاری از شهر&amp;zwnj;های ایران مانند تهران و اصفهان و تبریز و. . . جای خالی مساجد اهل سنت کاملا احساس می&amp;zwnj;شود در حالیکه در این شهر&amp;zwnj;ها کلیسا و کنیسه وجود دارد و این باعث تاسف است و نشان از تسلط شیعیان غالی است بر تشیع ائمه شیعه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از فقهای شیعه از بی احترامی علنی پرهیز می&amp;zwnj;کنند ولی در گفتار و کردار درون سازمانی همان بیراهه را می&amp;zwnj;روند، این نوع عملکرد نیز مشکل را حل نمی&amp;zwnj;کند و باید چنین عقاید باطل و ضد وحدت بخشی میان مسلمین ریشه کن شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;VIII&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;روزآمد کردن احکام &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی دیگر از موارد باز سازی تشیع در ارتباط با احکام است، باید میان احکام حکومتی پیامبر گرامی و احکام عبادی آن تفاوت قائل شد و احکام حکومتی را مربوط به عصر رسول بزرگوار دانست که بر اساس شرایط زمان و مکان صادر شده و نمی&amp;zwnj;تواند و نباید در این عصر جوابگوی مسائل زمان حال ما باشد ولی احکام عبادی آن باید مورد توجه و اهتمام فقها و باورمندان به تشیع قرار گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از احکام هم بنا به مقتضیات فرهنگی آن عصر بیان شده که اصطلاحأ احکام امضائی می&amp;zwnj;باشند این نوع احکام نیز نیاز به بازنگری دارد مانند احکام ارث که مربوط به دوران قبیله&amp;zwnj;ای و مرد سالاری است نه دوران شهروندی و برابری جنسیتی مقبول امروز، آنچه آن روز عادلانه بوده امروز می&amp;zwnj;تواند غیر عادلانه تلقی شود قوانین قصاص و دیات و تعزیرات به صورت گذشته کارائی خود را از دست داده است، نیاز به باز نگری در اینگونه احکام بسیار ضروری می&amp;zwnj;باشد، حقوقدان&amp;zwnj;های متدین بهترین گروهی هستند که می&amp;zwnj;توانند به یاری فقها بشتابند و فقها نیز برای کارا شدن فقه نیازمند به آنها می&amp;zwnj;باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این وجود احکام شرعی می&amp;zwnj;تواند مورد توجه و عمل دینداران قرار گیرد اما آنچه در جامعه بنا به خواست مردم و به امضاء موکلان آنها برسد و به صورت قانون در آید بایستی در جامعه مورد عمل قرار گیرد و حتی احکام اصلاح شده فقها نمی&amp;zwnj;تواند لزومأ به صورت قانون در آمده و مجری شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;IX&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;مسله مهدویت و تشیع&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر تفکر ایدئولوژیکی آرمان شهری را برای تفکر خود مدنظر قرار داده است و بوسیله آن امید را در دل علاقمندان به آن ایده بوجود آورده است ادیان نیز از این قافله عقب نمانده&amp;zwnj;اند و دوران حاکمیت دین خود را به پیروانشان داده&amp;zwnj;اند و برای این حاکمیت وعده ظهور منجی و رهبری الهی را داده که بوسیله او این حاکمیت شکل خواهد گرفت، انتظار ظهور منجی در دین اسلام با نام &amp;quot;مهدی منتظر&amp;quot; بر این اساس شکل گرفته است که روزی ظهور کند و دنیا را پر از عدل و داد کند و ظلم را ریشه کن نماید، این باور در کلیه مذاهب اسلامی و با همین مشخصات و اسم و رسم وجود دارد، اما در شیعه ماجرا قدری متفاوت بیان شده است و آن اینکه این مهدی از میان ائمه شیعه برخواهد خاست و فرزند یازدهمین امام شیعه است، بر خلاف نظریه اهل سنت که فقط او را از فرزندان رسول گرامی و از نسل امام حسن بن علی می&amp;zwnj;دانند، تمام فرق شیعه مهدی موعود را از نسل حسین بن علی دانسته و دقیقأ خود او را مشخص کرده&amp;zwnj;اند، مثلأ زیدیه &amp;quot;زید بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب&amp;quot; را همان مهدی می&amp;zwnj;داند و اسماعیلیه &amp;quot; اسماعیل بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب &amp;quot; را امام منتظر و مهدی موعود می&amp;zwnj;نامد و شیعه امامیه (اثنی عشری) مهدی موعود را &amp;quot;محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب &amp;quot;می داند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به مشخص شدن نام و نشان مهدی موعود در تشیع و معلوم نبودن زمان ظهور موعود، لاجرم بایستی برای او طول عمر و غیبت قائل شوند تا بتوانند عدم حضور او را موجه سازند و گه&amp;zwnj;گاهی افرادی اظهار ملاقات با او را می&amp;zwnj;نمایند و یا او را خواب نما می&amp;zwnj;شوند، گاهی از او نقل قول&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;کنند و داستان&amp;zwnj;های ملاقات تعریف می&amp;zwnj;کنند تا این باور فراموش نشود و همچنان در اذهان شیعیان باقی بماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;آید اینکه یک نفر با تعداد معدود پیرو، بدون علاقه و همراهی عامه مردم بتواند نسبت به اصلاح جامعه اقدام کند و نتیجه فوری هم بگیرد امری ناممکن باشد، جامعه ناصالح نمی&amp;zwnj;تواند با وجود تعداد معدودی مصلح به سعادت برسد و اگر احاد جامعه صالح باشند که طبیعتأ خود مصلح&amp;zwnj;اند، برای فهم موضوع می&amp;zwnj;توان گفت داستان سیمرغ و کوه قاف عارف بزرگ &amp;quot;شیخ عطار نیشابوری&amp;quot; انطباق با حقیقت مهدویت دارد، خلاصه داستان عطار اینکه هزاران پرنده (مرغ) برای دیدار سیمرغ عازم کوه قاف می&amp;zwnj;شوند و در طی مسیر هر یک به شکلی و بهانه&amp;zwnj;ای از روی ناتوانی از جمع جدا شده و از یافتن سیمرغ منصرف می&amp;zwnj;شوند و در نهایت سی مرغ موفق می&amp;zwnj;شوند که به کوه قاف برسند و در آنجا جز خود را ندیدند و متوجه شدند &amp;quot;سیمرغ &amp;quot;ی که به دنبالش بودند جز همین &amp;quot;سی مرغ&amp;quot;ی که موفق به رسیدن به کوه قاف شدند، نیست. به تعبیر دیگر واقعیت مهدویت مانند واقعیت سیمرغ است که افراد جامعه برای رسیدن به عدالت او سعی در رفتار عادلانه می&amp;zwnj;کنند و عملأ در یافتن مصلح، خود صالح شده و جامعه&amp;zwnj;ای عادلانه بوجود می&amp;zwnj;آورند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می توان به مهدویت و ظهور منجی معتقد بود و او را می&amp;zwnj;توان امام دوازدهم شیعه نامید، ولی نه لزومآ فرزند بلافصل امام یازدهم، بنابراین اینکه ادیان و مذاهب چگونه منجی را معرفی کنند مهم نیست، اما نحوه معرفی تشیع قدری متفاوت از سایر ادیان و مذاهب است که امکان سوء استفاده را برای عوام فریبان فراهم می&amp;zwnj;کند و این قضیه به دو صورت انجام می&amp;zwnj;پذیرد، اول ادعای داشتن رابطه با امام غایب و در حد بالا ادعای مهدویت. دوم ادعای نیابت نانوشته و به نام او و به کام خود و در نتیجه سوءاستفاده مالی از شیعیان (دریافت خمس) و در مرحله بالاتر ایجاد قدرت و تسلط بر جان و مال و ناموس شیعیان، این ادعاها عمدتأ از طرف فقها صورت می&amp;zwnj;گیرد وبه همین دلیل است که گرایش به فقیه شدن در روحانیون بیشتر است از مفسر شدن یا اصولی شدن یا مدرس اخلاق شدن، مگر اینکه با حفظ سمت فقاهت کار دیگری هم بکنند و علت آن سرویس خوبی است (کسب قدرت، ثروت و منزلت اجتماعی ) که می&amp;zwnj;توان از بابت فقاهت بدست آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;X&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;شفاف سازی مالی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مورد دیگر مسله خمس است و به تعبیر دیگر بزرگترین منبع درآمدی سازمان تشیع.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولأ : متولیان دین از گفتن حقیقت خمس نباید باکی داشته باشند، آیه قرآن خمس را برای غنیمت جنگی تعیین کرده آنهم به این دلیل که هزینه&amp;zwnj;های دفاعی تامین شود، زیرا هیچ مجاهدی حقوق و سلاح و ادوات جنگی از حکومت دریافت نمی&amp;zwnj;کرد و خود راسأ نسبت به تامین آنها اقدام می&amp;zwnj;نمود، ولی الان که هزینه&amp;zwnj;های دفاعی از مالیات پرداختی مردم تامین می&amp;zwnj;شود غنیمتی به نظامیان تعلق نمی&amp;zwnj;گیرد که خمس آن را پرداخت کنند، سایر موارد غیر قرآنی که شیعه مشمول خمس قرار داده هیچ مشروعیتی ندارد و از نظر هزینه کرد خمس هم، سهم سادات که معادل نیمی از در آمد خمس است، با توجه به بهره بری مساوی سادات و غیر سادات از خدمات دولتی که از پول مالیات تامین می&amp;zwnj;شود دیگر ضرورتی ندارد، بنابراین می&amp;zwnj;ماند سهم به اصطلاح امام که نیم دیگر از درآمد خمس می&amp;zwnj;باشد، که ظاهرأ باید برای هزینه حوزه&amp;zwnj;های علمیه و تبلیغ دین و نشر معارف دینی مورد استفاده قرار گیرد که این امر می&amp;zwnj;تواند از طریق هدایا و نذورات شیعیان تامین شود و برای تامین آن نیاز به ساختن احکام به نام خدا و رسول نمی&amp;zwnj;باشد، اگر کار برای خداست و برای حفظ دین او این کار انجام می&amp;zwnj;شود و اگر دین خداست، خودش هم راه حفظ دینش را می&amp;zwnj;داند و هزینه آن را هم تامین می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ثانیأ : چنانچه فقها از دریافت خمس یا هدایا مبلغی دریافت کنند می&amp;zwnj;بایستی صورت دریافتی و نحوه هزینه آن را مشخص کنند، شفاف سازی در هر امری مفید و به نفع آن جامعه است و زمینه سوء استفاده را از بین می&amp;zwnj;برد، تا کنون شنیده نشده است که یکی از مراجع دینی گزارش گردش مالی بیت خود را اعلام کرده باشد، پرداخت کنندگان خمس حق دارند بدانند با مبالغ دریافتی از آنها چگونه هزینه شده است، شنیده شده است که گاهی مراجع برای روحانیونی که خمس پرداز بیاورند درصدی به عنوان حق الزحمه می&amp;zwnj;پردازند، در اینصورت بدیهی است که هر کس درصد بیشتر بپردازد وضع مالی بهتری پیدا می&amp;zwnj;کند، این تازه درباره مراجع غیر حکومتی صادق است، مراجع حکومتی هم از کیسه می&amp;zwnj;خورند و هم از آخور، آنها هر کدام کارخانه&amp;zwnj;ای پر سود، یا معدنی پر درآمد و یا انحصاری در واردات مایحتاج مردم را تصاحب کرده&amp;zwnj;اند و صد در صد خود را بی نیاز از عموم شیعیان نموده&amp;zwnj;اند و یکه تازی می&amp;zwnj;کنند و مجیز ولایت می&amp;zwnj;گویند و ارزش ولی فقیه را با میلیاردها دلار می&amp;zwnj;سنجند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;XI&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;تشکیل شورای علمای شیعه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی دیگر از مواردی که برای بازسازی سازمان تشیع مورد نیاز است، مدیریت واحد در سازمان است البته گاهی به صورت خاص این مدیریت واحد به وجود می&amp;zwnj;آمد مانند دوران زعامت آیت الله بروجردی ولی هیچگاه به صورت فراگیر نبوده است، علاوه بر اینکه دارای تشکیلات منسجمی نبوده و امکان کنترل روحانیون برای آن زعیم فراهم نمی&amp;zwnj;شده، می&amp;zwnj;توان به این فهرست موارد دیگری نیز افزود مانند ایجاد کارگروه&amp;zwnj;های تخصصی در تمامی رشته&amp;zwnj;های فقهی و غیر فقهی.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/04/13845#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C">آیت الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9385">تشیع</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D9%86%D8%AA">سنت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5194">صالح نظری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <pubDate>Thu, 03 May 2012 22:13:01 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">13845 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تبارکاوی اصلاح طلبان در گفت وگو با مصطفی تاجزاده- بخش اول</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/14/6176</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/14/6176&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین بزرگیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;280&quot; height=&quot;180&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tadjzadeh1.jpg?1313341670&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;تاریخ این گفت وگوی منتشرنشده به پنج سال قبل برمی&amp;zwnj;گردد. چیزی از شکست اصلاح&amp;zwnj;طلبان در انتخابات ریاست جمهوری نمی&amp;zwnj;گذشت.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;ndash; &amp;quot;می خوام بیام با تاجزاده بیرون از قدرت حرف بزنم...حالش بیشتره... بیام؟&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خندید وگفت:&amp;quot; بیرون از قدرت که هیچ، بگو مصطفای بیکار&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تازه از مرکزاسناد وکتابخانه نهاد ریاست جمهوری که کارمند رسمی آنجا بود، اخراج شده بود. قرار ما شد بعد از ظهر یک روز پاییزی دردفتر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یا همان رختکن تیم شکست&amp;zwnj;خورده.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انتشار این گفتگو درباره تبارکاوی اصلاح طلبان از جهات مختلفی می&amp;zwnj;تواند با&amp;zwnj;اهمیت باشد. این اهمیت در ارتباطی است که به میانجی&amp;zwnj; این&amp;zwnj;چنین متن&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;توان بین گذشته واکنون برقرارساخت، گذشته دیدگاه&amp;zwnj;ها و کنش&amp;zwnj;ها و اکنون آنها. تنها از طریق این ارتباط است که می&amp;zwnj;توان ماهیت نزاع موجود را دریافت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاجزاده نشانه&amp;zwnj;ای است از وضعیت مهمترین نیروهای سیاسی موجودِ واقعا مخاطره آمیز برای حاکم. می&amp;zwnj;توان خلاصه&amp;zwnj;ای از چیستی این نیروها را در سه دهه این&amp;zwnj;چنین ترسیم کرد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. کسانی که در انقلاب مشارکت پراهمیتی داشتند،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. به ساختارهای مدیریتی ودولتی راه یافتند،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. ازاین ساختارها بیرون انداخته شدند و&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴.اکنون در حصر وتحت فشاراند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تیپ در تاریخ هر انقلابی پیدا می&amp;zwnj;شود. بررسی این تیپ به یک &amp;zwnj;معنا نشان دادن ماهیت واقعی &amp;quot;حاکم&amp;quot; هم هست. در واقع برای شناخت حاکم راهی نیست جز اینکه مکانیزم&amp;zwnj;های او را در این تفوق خشونت&amp;zwnj;آمیز بشناسیم. حاکم کیست ودر فرایند چه منازعات و از طریق چه امکانی به این شکل درآمده و توانسته است فرزندان انقلاب را ببلعد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و اینکه چرا این لقمه پایین نمی&amp;zwnj;رود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفت و گویی که اینک در اینجا منتشر می&amp;zwnj;شود، در چارچوب یک پروژه&amp;zwnj; تحقیقی انجام شد. امیدوارم بتوانم روزی گفت وگو با تاجزاده را ادامه بدهم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به امید آزادی&amp;zwnj;اش.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ساخته شدن هویت اسلامی در کنش سیاسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با مصطفی تاجزاده در چهار بخش منتشر می&amp;zwnj;شود. در بخش یک تاجزاده شرح می&amp;zwnj;دهد که هم&amp;zwnj;مسلکان او در آستانه انقلاب زیر تأثیر چه جریان&amp;zwnj;هایی بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;امین بزرگیان: کسانی که در دوم خرداد مؤثر بودند، غالباً کسانی بودند که در ابتدای انقلاب در جناح چپ مذهبی قرار داشتند. این&amp;zwnj;ها از کجا آمده بودند؟ تحت تأثیر چه کسانی بودند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصطفی تاجزاده: در وهله اول شریعتی نقش خیلی جدی در بچه&amp;zwnj;های دانشگاهی مسلمان داشت، خصوصاً در بازگشت اسلام به دانشگاه. معنی اش اصلاً این نیست که افرادی مثل بازرگان، طالقانی، مطهری را نادیده بگیریم، ولی موج مسلط شریعتی بود. مثلاً قبل از انقلاب که آمریکا بودم، از صد تا کتاب که انجمن اسلامی آمریکا منتشر می&amp;zwnj;کرد، ۹۰ تای آن از شریعتی بود. کمی از بازرگان، طالقانی یا امام بود. بنابراین آنچه که ما را تغذیه جدی کرد، شریعتی بود. بیشتر از تغذیه فکری، ما را تغذیه روانی کرد. اینکه مسلمان بودن مساوی با امل بودن، متحجر بودن، عقب افتاده بودن نیست؛ خودباختگی که شاید نسل قدیم مثلاً در برابردنیای جدید داشت. شریعتی تأثیرش در ما به لحاظ روانی خیلی مهم بود و به نوعی جهت&amp;zwnj;گیری کرد که ما می&amp;zwnj;توانیم خط سوم باشیم، نه نظام سرمایه داری نه نظام کمونیستی. و اینکه اسلام می&amp;zwnj;تواند چیزی باشد که محسنات هر دو را داشته باشد و معایبش را نداشته باشد. بگذریم از این که در عمل چه شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;وآیت الله خمینی؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آن مقطع تاریخی در وهله اول به لحاظ روانی شریعتی برای ما مهم بود، بعد امام. در واقع دو سه مسئله باعث شد که امام در ذهن ما بدرخشد. یکی تلاشی که رژیم برای برخورد با امام به طور خاص و روحانیت به طور عام داشت و این اولین بار بود که روحانیت در تاریخ ما این قدر مورد بی&amp;zwnj;مهری و فشار و انزوا قرار می&amp;zwnj;گرفت. نه روحانیت، بلکه ارزشهای اسلامی که روحانیت طبیعتاً سمبل دفاع از این آرمان&amp;zwnj;ها بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما ذهنیتی به روحانیت پیدا کرده بودیم که فکر می&amp;zwnj;کنم در تاریخ ایران کسی نسبت به روحانیت پیدا نکرد. به خاطرفشارهایی که روحانیت تحمل می&amp;zwnj;کرد، که در مشروطه و ملی شدن صنعت نفت نبود، بستر کاملاً مساعدی ایجادشد مثلاً برای شریعتی که بگوید پای قرارداد وطن فروشانه&amp;zwnj;ای راهیچ روحانی امضا نکرده است.البته جوابش الان خیلی روشن است: برای اینکه آنها در حکومت نبودند که امضا کنند ولی آن زمان آن را به عنوان یک امتیاز بسیار مثبت در نظر می&amp;zwnj;گرفتیم که شریعتی راست می&amp;zwnj;گوید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبه دیگر به شخص خود امام برمی گشت که واقعاً استثنایی بود. از جهت اینکه به لحاظ فقهی و کلامی و فلسفی و عرفانی حرف اول را می&amp;zwnj;زد. جزو کسانی بود که اگر کسی می&amp;zwnj;خواست به او استناد کند فکر نمی&amp;zwnj;کرد به آدم بی سوادی استناد می&amp;zwnj;کند. نمونه آن آقای حائری است که در خاطراتش می&amp;zwnj;گوید در آمریکا مسئله&amp;zwnj;ای عرفانی و فلسفی پیدا کردم، فکر کردم تنها کسی که می&amp;zwnj;تواند در این جهان جواب مرا بدهد آیت الله خمینی است. برایش نامه&amp;zwnj;ای به نجف فرستادم و او یک صفحه و نیم برای من جواب نوشت و مشکل مرا حل کرد. با اینکه از لحاظ سیاسی با امام مخالف بود. اینها خیلی روی ما تاثیر داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سوم هم مجاهدین خلق بود که به نظر من یک بخشی خودشان هم تحت تأثیر همین فضا بودند و بخشی هم مستقل از این فضا بودند. آنها هم به ما اعتماد به نفس دادند: ما می&amp;zwnj;توانیم به قرآن و نهج البلاغه برگردیم و سؤالاتمان را آنجا پیدا کنیم. هرچند که بعدها از نظر ما التقاطی شدند. این مثلث وجوهی به ما داده بودند که اسم آن را مثلث خشم گذاشته بودیم: خمینی، شریعتی، مجاهدین خلق. به نظرم قویترین چیزها اینها بودند. معنایش این نیست که کسان دیگر را نادیده بگیریم ولی فضای غالب این بود. مجاهدین با حماسه&amp;zwnj;هایشان القا می&amp;zwnj;کردند که از کسانی که در صحنه هستند، کم نداریم. شریعتی از اینکه ما با دنیای مدرن تعامل داشته باشیم. خمینی هم کسی بود که نیابت امام زمان را می&amp;zwnj;کند ومیل سنتی دین را ارضا می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;علی میرسپاسی در کتاب خود درباره روشنفکران ایرانی تأکید می&amp;zwnj;کند که از نظر فکری و تئوریک روشنفکرانی مثل جلال آل احمد و شریعتی بیشترین کمک را به اسلام سیاسی و سپس حکومت روحانیت کردند. سؤالم این است که طی چه فرآیندی این اتفاق افتاد؟ چون شریعتی به عنوان روشنفکری مطرح است که در مقابل جریان روحانیت ایستاد - نه از نظر اینکه با روحانیت مشکل داشته باشد- از این بابت که چون از نظر تئوری به دنیای مدرن وصل بود، سعی می&amp;zwnj;کرد درجاهایی از آرمانهای مدرن دفاع کند واین باعث می&amp;zwnj;شد در برابر روحانیت قرار بگیرد که مدافع سنت بود. نمونه اش تعارضی بود که قبل از انقلاب بین شریعتی و مطهری ایجاد شد.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چه اتفاقی افتاد که طرفداران شریعتی بعد از مدتی کوتاه کاملاً به جریان روحانیت چسبندگی شدیدی پیدا کردند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;طی چه فرایندی تغییر پارادایم از روشنفکری به روحانیت رخ داد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن وقت جامعه هیچگونه تعارضی بین نگاه شریعتی و نگاه روحانیت احساس نمی&amp;zwnj;کرد و این خیلی مهم است. اینجا مثالی بزنم: وقتی حزب جمهوری یک ماه قبل از انقلاب اعلام شد، ملت یکی دو میلیون پرسشنامه پر کردند. حزب هم 5 روحانی را اعلام کرد. آقای مهندس موسوی می&amp;zwnj;گفت ۹۰درصد کسانی که ثبت نام کرده بودند، کسانی بودند که با کتابهای شریعتی با این فکر آشنا شده بودند.برداشت ما این نبود که شریعتی با این بخش از روحانیت مشکل دارد. در واقع &amp;quot;تشیع صفوی/ علوی&amp;quot; این را تئوریزه می&amp;zwnj;کرد که شریعتی با روحانیت مرتجع مشکل دارد نه انقلابی. اینها مؤید هم هستند. آقای خامنه ای، شریعتی را قبول دارد، آقای بهشتی قبول دارد، آقای باهنر و دیگران. حتی امام بعد از فوت شریعتی به دکتر یزدی پیام داد و حتی گله کرد از اختلافاتی که باعث می&amp;zwnj;شود روشنفکر به روحانیت حمله کند که به نظر من مشخصاً شریعتی بود. از آن طرف به روحانیت می&amp;zwnj;گفت که به روشنفکران مسلمان که همچنین کاری دارند می&amp;zwnj;کنند، ستم نکنید. امام اینها را با همدیگر جمع می&amp;zwnj;کرد و ما هیچ تعارضی نمی&amp;zwnj;دیدیم. هنوز هم نمی&amp;zwnj;بینم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته نگاهمان به هر دو طرف قضیه انتقادی تر است ولی اصلاً فکر نمی&amp;zwnj;کنم که شریعتی در مقابل روحانیت بود. فقط یک دعوای خاصی بین شریعتی و مطهری بود. البته قبل از انقلاب حق را به شریعتی می&amp;zwnj;دادیم و فکر می&amp;zwnj;کردیم کسی که دارد مبارزه می&amp;zwnj;کند و چنین موجی ایجاد کرده که موج اساسی است، آقای مطهری نباید با او این طوری برخورد کند. اگر چه من شخصاً فکر مطهری را اصیل&amp;zwnj;تر از فکر شریعتی می&amp;zwnj;دانم ولی هنوز هم معتقدم نقش شریعتی در انقلاب از آقای مطهری خیلی بیشتر بود و اصلاً قابل مقایسه نبود. حتی برای اینکه سازمان، برای مرگ شریعتی بیانیه بدهد نزد امام رفتیم ودرسال 58 سؤال کردیم. در سازمان اختلاف بود که بیانیه بدهیم یا ندهیم. باز از صحبت&amp;zwnj;های امام قانع نشدیم که باید بیانیه بدهیم.امام گفت من می&amp;zwnj;خواهم وحدت باشد. هر چه به وحدت لطمه بزند بد است و هر چه نزند، اشکالی ندارد. بالاخره جمع بندی سازمان این شد که بیانیه بدهیم و دادیم. بعد از انقلاب هم باز از آن طرف برای مطهری هم بیانیه دادیم. البته برای مطهری بیشتر نقش فکری و برای شریعتی نقش اجتماعی اش را تأکید می&amp;zwnj;کردیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته دیگراینکه کار شریعتی در ایران برای مقابله با سیستمی به نام سیستم شاهنشاهی با سابقه ۲۵۰۰ ساله از این جهت مشابه کاری بود که سید جمال یا ملکم کرد. اینها همه&amp;zwnj;اش ارجاع به روحانیت می&amp;zwnj;دادند. آن تعریف قشنگی که آقای مطهری می&amp;zwnj;گفت سید جمال هر کشوری که می&amp;zwnj;رفت - کشورهایی که زیر سلطه عثمانی بودند - سعی می&amp;zwnj;کرد مخاطبانش روشنفکران و. .. باشد؛ ولی در دوره قاجار به ایران که می&amp;zwnj;آمد، روحانیت را مورد خطاب قرار می&amp;zwnj;داد، به همان دلیل که ملکم خان مورد خطابشان قرار می&amp;zwnj;داد. چون فکر می&amp;zwnj;کرد که اگر روحانیت تکان بخورد، ایران تکان می&amp;zwnj;خورد و اگر تکان نخورد نمی&amp;zwnj;شود خیلی کار کرد. پس این ارجاع هم خیلی ارجاع جدیدی نبود، خصوصاً وقتی شریعتی این حرفها را می&amp;zwnj;زدکه دو جریان کاملاً مقابل هم بودند. جریان ارتجاعی طرفدار شاه یا بی تفاوت نسبت به رژیم شاه و جریانی که مرجع تقلیدی به نام خمینی بالای سرشان است با چهره&amp;zwnj;هایی برجسته مثل آقای منتظری و طالقانی و بعد آقای ربانی شیرازی و بقیه آقایان. به علاوه موج اسلام خواهی که آن دوره راه افتاده بود که باز خودش دلیل دارد که چرا در آن دوره این موج راه افتاد. خود حسینیه ارشاد در این موج خیلی نقش داشت. تلقی عمومی این بود که شریعتی و مطهری با هم این کار را انجام می&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید که شریعتی از لحاظ نظری چه کمکی به پروژه اسلام سیاسی کرد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی که اسلام خواهی اوج بگیرد، مسلمانها وارد حوزه&amp;zwnj;های جدیدی می&amp;zwnj;شوند طبیعتا. مثل وقتی که وضع تحصیل دانشجو درست شود بعد مشارکت سیاسی هم می&amp;zwnj;خواهد. مطالباتش افزایش پیدا می&amp;zwnj;کند. نیازهای اولیه که پاسخ داده شوند، جلو می&amp;zwnj;رود. آن جریان اسلام خواهی که راه افتاده بود نمی&amp;zwnj;توانست به حکومت هم بی&amp;zwnj;تفاوت باشد. یک نمونه اش نهضت آزادی.نهضت اولین سازمانی است که می&amp;zwnj;گوید من ایرانی&amp;zwnj;ام، مسلمانم و مصدقی&amp;zwnj;ام. همچنین اولین حزبی است که می&amp;zwnj;گوید من مدعی قدرتم. اینها قبل از حرکت امام است. یعنی در دوره&amp;zwnj;ای که مسلمانان معتقدند باید دور هم جمع بشوند و حزب تشکیل بدهند. اول نهضت است بعد مجاهدین خلق و بعد گروه&amp;zwnj;های مختلف اسلامی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آنها تا قبل از آقای خمینی به نام مسلمانی شان جمع نمی&amp;zwnj;شدند. &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چرا. نهضت، قبل از شریعتی و قبل از حسینیه ارشاد می&amp;zwnj;گفت مبارزات باید مکتبی و اسلامی باشد. جزو هویتش بود. جبهه ملی اول این را نمی&amp;zwnj;گوید. حتی طالقانی و زنجانی هم نمی&amp;zwnj;گویند. به دلایلی اسلام هنوز تبدیل به یک هویت نشده که بر اساس آن بخواهند در مبارزه شرکت کنند.چرا؟ این خود بحثی دارد که چرا اسلام کم کم تبدیل به هویتی سیاسی شد که حتی لیبرال ترین جریان&amp;zwnj;ها که نهضت آزادی است هویت خود را با اسلام تعریف می&amp;zwnj;کرد و هنوز هم تعریف می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اما بازرگان در اواخر عمرش سعی کرد که تعریف هویت سیاسی با اسلام را نقد بکند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با اینکه خود بازرگان برگشت ولی نهضت آزادی برنگشت، هنوز هم می&amp;zwnj;گوید ما روشنفکر دینی هستیم. یزدی دفاع می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما چه جوری هویت سیاسی تان را با اسلام تعریف می&amp;zwnj;کردید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من توی انجمن اسلامی در آمریکا بودم که از سازمان مجاهدین خلق جدا شدیم. مثل انجمن اسلامی مهندسین. بعد گروههای اسلامی که ما جزو ۷ گروه تشکیل دهنده آن بودیم که اساس هویتمان اسلام بود، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تاسیس کردیم. البته ماها متعلق به بعد از شریعتی هستیم. غیر از بهزاد نبوی که مسن تر از ما بود و شعاعی که او جبهه دموکراسی ملی را شروع کرده بود. وقتی این موج راه افتاد قطعاً به حکومت هم می&amp;zwnj;رسید. اما اینکه به حکومت رسید، باید تبدیل به یک حکومت دیکتاتوری می&amp;zwnj;شد یا یک حکومتی که ما می&amp;zwnj;توانستیم در آن حزب اسلامی باشیم؟ اینها بحثهای اختلافات الان ما هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/14/6176#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C">آیت الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2035">اصلاح‌طلبان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3012">امین بزرگیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4969">حزب جمهوری اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1464">سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2251">سازمان مجاهدین خلق</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4970">علی شریعتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3093">مصطفی تاجزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sun, 14 Aug 2011 10:52:06 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6176 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>انقلاب فرهنگی – فروردین ۱۳۵۹</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش هفدهم از سه روز تاریخ‌ساز         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;272&quot; height=&quot;180&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/daneshgah-wall.jpg?1310147778&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سحاب سپهری-انقلاب فرهنگی در شروع سال ۱۳۵۹ مرحله کلیدی در سال دوم از دوران پس انقلاب بود و به صورت نمادی از عمق اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت در چهارچوب سیاست موازنه تقابلی درآمد. اختلاف&amp;zwnj;های جناحی، پس از آن، بازهم تشدید شد و تا پایان سال ۵۹ به صورت قطبی درآمد. قطبی شدن اختلاف&amp;zwnj;های جناحی در آخر سال ۵۹ بود که زمینه انفجار در ساختار قدرت در سال ۶۰ را فراهم آورد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شروع انقلاب فرهنگی- نوروز ۱۳۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برنامه انقلاب فرهنگی نخستین رخداد عمده در سال ۱۳۵۹ بود. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پیام نوروزی این سال به موضوع انقلاب فرهنگی اشاره صریح داشت: &amp;laquo;باید انقلابی اساسی در تمام دانشگاه&amp;zwnj;های سراسر ایران به وجود آید، اساتیدی که در ارتباط با شرق و غرب&amp;zwnj;اند، تصفیه گردند و دانشگاه محیط علم شود برای تدریس علوم عالی اسلامی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه&amp;zwnj;ها در بهار سال ۱۳۵۹ موضوعی چندبعدی است که هنوز مورد مطالعه کامل قرار نگرفته است؛ اگرچه بعد از ۳۰ سال دوباره&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان موضوع انقلاب فرهنگی از نو مطرح شده است. موضوع تغییر در ساختارهای علمی و دانشگاهی در جهت تبعیت آن&amp;zwnj;ها از اهداف حکومت اسلامی، حتی به قبل از تشکیل جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;رسد. موضوع انقلاب فرهنگی اول را می&amp;zwnj;توان حداقل از سه منظر یا سطح متفاوت بررسی کرد. منظر اول در رابطه با تقابل نگرش&amp;zwnj;های سنتی با نگرش&amp;zwnj;های دانشگاهی است. منظر دوم موضوع اخراج کامل افراد، دانشجو یا استاد، مستقل از حکومت (ناخودی) از ساختار&amp;zwnj;های دانشگاهی بود و منظر سوم متمرکز بر درگیری&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;انتشار مصوبه شورای انقلاب در مورد انقلاب فرهنگی- آخر فروردین ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با توجه به سخنرانی نوروزی آیت&amp;zwnj;الله خمینی، شورای انقلاب در روز ۲۹ فروردین ۵۹ جلسه&amp;zwnj;ای طبق معمول مخفی، داشت و به این ترتیب از ریز مذاکرات داخلی آن خبری در اختیار جامعه قرار نمی&amp;zwnj;گرفت. حتی تغییر رئیس شورای انقلاب در نیمه بهمن ۵۸ هم در روال عملکرد شورای انقلاب تفاوتی به وجود نیاورده بود. جنگ روانی هر دو جناح قدرت همچنان ادامه داشت. از سوی یک جناح هنوز خطابه&amp;zwnj;ها در مورد آزادی و حرمت حقوق مردم اینجا و آنجا به گوش می&amp;zwnj;رسید و از سوی دیگر جناح رقیب هم سواران مکتبی را به میدان می&amp;zwnj;فرستاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جلسه روز ۲۹ فروردین ۱۳۵۹ اعضای شورای انقلاب یک تفاوت با جلسه&amp;zwnj;های دیگر آن شورا داشت؛ مصوبه نهایی این جلسه در رابطه با انقلاب فرهنگی، این بار برای عموم منتشر شد. شورای انقلاب بر اساس این مصوبه به گروه&amp;zwnj;های سیاسی، فرهنگی، هنری، اجتماعی و حتی ورزشی دانشجویی سه روز فرصت داد تا فعالیت&amp;zwnj;های خود را تعطیل و از محوطه دانشگاه&amp;zwnj;ها خارج شوند. شورای انقلاب تاکید کرد که &amp;laquo;تصمیم شورا در مورد برچیدن ستاد&amp;zwnj;ها و دفا&amp;zwnj;تر فعالیت گروه&amp;zwnj;های مختلف، کتابخانه&amp;zwnj;ها، دفترهای هنری و ورزشی و نظایر این&amp;zwnj;ها را نیز در بر می&amp;zwnj;گیرد. روز بعد روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود بر &amp;laquo;ادامه انقلاب در دانشگاه&amp;zwnj;ها تا زیر و رویی کامل این نهاد&amp;raquo; تاکید کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پاسخ گروه&amp;zwnj;های مختلف دانشجویی به این مصوبه شورای انقلاب در عمل یک طیف را به&amp;zwnj;وجود آورد. انجمن&amp;zwnj;های دانشجویی هوادار حزب جمهوری اسلامی از آن استقبال کردند. در مقابل آن&amp;zwnj;ها، برخی انجمن&amp;zwnj;های دانشجویی کوچک در طرف دیگر طیف قرار گرفتند و مصوبه شورای انقلاب را یک اعلان جنگ تلقی کردند و در شعار آماده مقاومت تا آخرین نفر شدند. بقیه گروه&amp;zwnj;های دانشجویی هم جایی در میانه این طیف بسیار گسترده قرار گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اجرای مصوبه برای شروع انقلاب فرهنگی- اول اردیبهشت ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سه روز بعد از ۲۹ فروردین ۵۹، یعنی در بعد از ظهر روز اول اردیبهشت آن سال، نیروهای مسلح کمیته اقدام به محاصره دانشگاه تهران کردند و سپس وارد محوطه دانشگاه تهران و با تعدادی از دانشجویان درگیر شدند. طی این درگیری&amp;zwnj;ها تعدادی کشته و زخمی شدند. به گزارش روزنامه کیهان در پیوند با حوادث روز اول اردیبهشت ۵۹ در محوطه دانشگاه تهران سه نفر کشته و ۳۴۹ نفر زخمی شدند. صبح روز بعد، یعنی دوم اردیبهشت سال ۵۹، رئیس&amp;zwnj;جمهور اسلامی وقت، به همراه تعدادی از مقامات بسیار بلندپایه حکومت، وارد محوطه دانشگاه تهران شدند و در آنجا ضمن تاکید بر مصوبه شورای انقلاب به طور رسمی شروع عملیات انقلاب فرهنگی را ابلاغ کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمید فرهنگ در رابطه با انقلاب فرهنگی سال ۵۹ بررسی مرتبطی ارائه داده است. برای دسترسی به بررسی حمید فرهنگ درباره زمینه&amp;zwnj;های انقلاب فرهنگی سال ۵۹ اینجا را &lt;a href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/06/060613_mv-hrh-cultural-revolution.shtml&quot;&gt;کلیک&lt;/a&gt; کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مروری کوتاه بر ساختارهای دانشگاهی و آموزشی: از رنسانس تا حال&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای بررسی زمینه&amp;zwnj;های انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ باید از بررسی مجمل ساختارهای دانشگاه&amp;zwnj;های جهان شروع کرد. دانشگاه&amp;zwnj;های خوب جهان عملکردی همسان یا مشابه دارند. در مقطع انقلاب سال ۱۳۵۷ دانشگاه&amp;zwnj;های خوب ایران هم استثنایی بر این قاعده نبودند. این تشابه در ساختارهای عملکرد دانشگاه&amp;zwnj;های جهان است که امکان انتقال دانشجو از یک دانشگاه به دانشگاه دیگر را فراهم می&amp;zwnj;کند. به عنوان مثال اگر شما فهرست دانشجویان دانشگاه&amp;zwnj;های تراز اول اروپا و آمریکا را مطالعه کنید دیده می&amp;zwnj;شود که تعداد زیادی (حتی گاه اکثریت) دانشجویان در مقطع&amp;zwnj;های بالای تحصیلی را کسانی تشکیل می&amp;zwnj;دهند که تحصیلات دانشگاهی خود را در مقاطع پایین&amp;zwnj;تر در دانشگاه&amp;zwnj;های کشورهای در حال توسعه انجام داده&amp;zwnj;اند. بدون وجود این ساختارهای مشابه بین دانشگاه&amp;zwnj;های جهان انتقال دانشجویان امکان&amp;zwnj;پذیر نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساختار&amp;zwnj;های مسلط در دانشگاه&amp;zwnj;های جهان ریشه در رنسانس (نوزایی) اروپایی دارند که در انتهای قرن چهاردهم میلادی در فلورانس (ایتالیا) ظهور کرد. رنسانس تاثیری بسیار عمیق در جهش&amp;zwnj;های علمی، فن&amp;zwnj;آوری (تکنولوژیکی) و اقتصادی اروپا در قرن&amp;zwnj;های ۱۶ و ۱۷ داشت که عصر&amp;zwnj;های دریانوردی، اکتشاف و صنعت را به دنبال آورد. این جهش&amp;zwnj;ها در دریانوردی و دیگر فن آوری&amp;zwnj;ها عملکردهای خود را به دو صورت نشان دادند: اول ابزارهای لازم برای توسعه&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی در اروپا را به وجود آورند؛ ولی همزمان با آن زمینه سلطه و استعمار در خارج از اروپا را فراهم آوردند. تسلط و استعمار کشورهای اروپایی، به کمک تکنولوژی و اقتصاد نوین، در قرن ۱۸ به تقریباً تمامی دنیا گسترش یافتند. ایران استثنایی بر این روال کلی نبود. دو شکست در جنگ با روسیه در ابتدای قرن نوزدهم (سال&amp;zwnj;های ۱۸۰۰ به بعد) و دخالت&amp;zwnj;های گسترده روس و انگلیس در طول قرن نوزدهم شاهد این مدعی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کوشش&amp;zwnj;های امیرکبیر در تاسیس دارالفنون در سال ۱۲۳۰ شمسی/ ۱۸۵۱ میلادی به عنوان اولین موسسه آموزشی عالی نوین ایران نخستین برنامه منظم برای آشنایی با ساختار&amp;zwnj;های آموزشی عالی و دانشگاهی رنسانسی در جهت نوزایی ایران بود. دارالفنون از روی موسسه پلی&amp;zwnj;تکنیک پاریس اقتباس شده بود. حتی اسم دارالفنون هم ترجمه پلی تکنیک است؛ اگرچه تمامی معلمان آن فرانسوی نبودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اقدامات رضاشاه در اعزام منظم گروه&amp;zwnj;های بزرگ دانشجویی به کشور&amp;zwnj;های اروپایی در دهه اول سده ۱۳۰۰ و سپس احداث &amp;laquo;دانشگاه تهران&amp;raquo; در سال ۱۳۱۳ قدم&amp;zwnj;هایی مهم بعد از احداث دارالفنون بود. به این ترتیب یک دوره وقفه ۸۰ ساله در توسعه موسسه&amp;zwnj;های علمی ایرانی دیده می&amp;zwnj;شود. سیاست&amp;zwnj;های عمومی رضاشاه پارادوکس&amp;zwnj;های زیادی داشت. رضاشاه سیاست&amp;zwnj;های منظمی در بی&amp;zwnj;اعتبار کردن عملکرد&amp;zwnj;های سلسله قاجار داشت. او به همین رویه دارالفنون را که از ابتدا ساختاری برای آموزش عالی داشت تا سطح یک دبیرستان پایین آورد و همزمان دانشگاه تهران را بسیار توسعه داد. سیاست&amp;zwnj;های اجرایی رضاشاه شامل پارادوکس&amp;zwnj;های دیگری هم می&amp;zwnj;شد. رضاشاه سعی در تغییر ساختار&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی ایران داشت، و احداث دانشگاه تهران و توسعه دانش&amp;zwnj;آموختگان ایرانی هم بخشی از همین سیاست بود. او همزمان سعی می&amp;zwnj;کرد که ساختار سیاسی ایران را به صورت یک ساختار دیکتاتوری حفظ کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دوران محمدرضا شاه توسعه دانشگاه&amp;zwnj;ها در ایران به سطح&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای رسید. یکی از پارادوکس&amp;zwnj;های سیاست&amp;zwnj;های محمدرضا شاه این بود که از یک طرف دانشگاه&amp;zwnj;ها را توسعه داد و از طرف دیگر شمار زیادتری از دانشجویان معترض را به زندان فرستاد. محمدرضا شاه نمی&amp;zwnj;خواست و نمی&amp;zwnj;توانست دریابد که توسعه&amp;zwnj;های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست در دست هم دارند. او نمی&amp;zwnj;توانست بر جامعه پیشرفته ایران دهه ۱۳۵۰، با چنان تعداد دانشگاه و دانشجویی، همچون سلطانی سلطه&amp;zwnj;گرا و اتوکراتیک حکومت کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توسعه آموزش&amp;zwnj;های متوسطه (دبیرستانی) در ایران، که آن&amp;zwnj;ها هم پیش زمینه&amp;zwnj;های غربی داشتند، از مسیری موازی عبور کرد. &amp;laquo;کالج آمریکایی&amp;raquo; تهران در سال ۱۲۵۲ شمسی/ ۱۸۷۳ میلادی تاسیس شد. سطح آموزشی &amp;laquo;کالج آمریکایی&amp;raquo; در حد دبیرستان بوده است و در این صورت می&amp;zwnj;توان آن را پایه شروع آموزش&amp;zwnj;های در سطح متوسطه (دبیرستانی) به روال غربی در ایران در نظر گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;کالج آمریکایی&amp;raquo; تهران ابتدا در حوالی دروازه قزوین تهران قرار داشت، ولی در سال ۱۳۰۳ (؟) به ساختمانی دیگر منتقل شد. ساختمان کالج آمریکایی تهران&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان محلی است که اینک دبیرستان البرز (نزدیک تقاطع حافظ و انقلاب) واقع شده است. سابقه وجود &amp;laquo;کالج آمریکایی&amp;raquo; در محل فعلی دبیرستان البرز سبب شده است که این منطقه از شهر تهران به &amp;laquo;چهار راه کالج&amp;raquo; و پل هوایی آن به &amp;laquo;پل کالج&amp;raquo; معروف شود. &amp;laquo;ساموئل جردن&amp;raquo; از سال ۱۲۷۷ شمسی (۱۸۹۸ میلادی) برای مدت نزدیک به ۴۰ سال مدیر &amp;laquo;کالج آمریکایی&amp;raquo; تهران بود. نامگذاری خیابان جردن در شمال تهران هم به یاد ساموئل جردن صورت گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با تاسیس نظام آموزش&amp;zwnj;های واحد و عمومی در ایران در دوره رضاشاه، آموزش&amp;zwnj;های متوسطه برآمده از ساختارهای آموزش غربی (مشابه کالج آمریکایی تهران) به تمام ایران گسترش یافت؛ اگر چه به نظر می&amp;zwnj;رسد چه نظام دبیرستانی ایران در دوره رضاشاه اقتباسی از رویه&amp;zwnj;های فرانسوی بود. در همین دوره کالج آمریکایی به دبیرستان البرز تغییر شکل یافت. دبیرستان البرز، به عنوان ادامه کالج آمریکایی، یکی از برجسته&amp;zwnj;ترین موسسه&amp;zwnj;های آموزش متوسطه در ایران، به&amp;zwnj;خصوص در رابطه با آموزش علوم تجربی و ریاضی بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نظام آموزشی عمومی جدید در سطح دبیرستان، برآمده از رویه&amp;zwnj;های آموزشی در غرب و بخش سنتی تقابل وجود داشت؛ به&amp;zwnj;خصوص که نظام آموزشی عمومی دبیرستانی در ایران توجه محدودی به آموزش&amp;zwnj;های مذهبی داشت. در دبیرستان البرز به آموزش&amp;zwnj;های مذهبی توجه خاصی نمی&amp;zwnj;شد و آموزش&amp;zwnj;های مذهبی در دبیرستان البرز فقط در حد اجرای دستورالعمل&amp;zwnj;های کلی وزارت آمورش و پرورش بوده است. خواهیم دید که دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال با تاکید بر آموزش&amp;zwnj;های مذهبی با هدف رقابت با دبیرستان البرز تاسیس شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بررسی زمینه&amp;zwnj;های تقابل در ساختار&amp;zwnj;های دانشگاهی و سنتی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساختار نوین آموزشی ایران مثل دبیرستان و دانشگاه، که همانند ساختارهای مشابه آن&amp;zwnj;ها در دیگر کشور&amp;zwnj;ها، ریشه در رنسانس اروپایی دارند، در تقابل با ساختارهای آموزشی سنتی در در ایران، یا حوزه&amp;zwnj;های علمیه، بوده&amp;zwnj;اند که ریشه در تفکرات اسلامی داشتند. سابقه آن&amp;zwnj;ها نیز به قرن&amp;zwnj;ها قبل بازمی&amp;zwnj;گردد. ساختارهای آموزشی سنتی در ایران، از&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان شروع کار دارالفنون در سال ۱۲۳۰ و دانشگاه تهران در ۱۳۱۳ با آن&amp;zwnj;ها سر مهربانی نداشتند.&amp;nbsp;به این ترتیب موضوع شروع تقابل بین ساختارهای آموزشی دانشگاهی و آموزشی سنتی که انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ جلوه این تقابل درآمد، در عمل به احداث دارالفنون برمی&amp;zwnj;گردد که حدود ۱۳۰ سال قبل از آن اتفاق افتاده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این سابقه، باید اضافه کرد که در مقطع انقلاب، موضوع تقابل با ساختارهای دانشگاهی منحصر به افراد معمم در ساختار قدرت ایران نبود. حتی متفکران کلاهی حکومت هم رویه&amp;zwnj;های تقابل با دانشگاه&amp;zwnj;ها را دنبال می&amp;zwnj;کردند. در اینجا، از میان فهرستی طولانی، به خط فکری دو نفر، یعنی عبدالکریم سروش و ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، اشاره می&amp;zwnj;شود. انتخاب این دو نفر به عنوان نماینده&amp;zwnj;های دوخط فکری و نماینده دو جناح اصلی درگیر در ساختار قدرت در آن زمان (موازنه تقابلی) صورت می&amp;zwnj;گیرد.. برای اینکه بتوان ساختارهای فکری بنی&amp;zwnj;صدر و سروش را در پیوند با انقلاب فرهنگی شناخت و آن تفکر&amp;zwnj;ها را در مقطع بهار ۵۹ با هم مقایسه کرد، نیازمند آن هستیم که راه درازی را طی کنیم. این رویه برای بررسی حاصل روش بررسی مسلط در این مجموعه نوشته است که در پی نوشت بخش&amp;zwnj;های قبلی مرور شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ادامه این بررسی نوشته&amp;zwnj;های سروش و بنی&amp;zwnj;صدر را به دو صورت موازی هم مطالعه می&amp;zwnj;کنیم. از عبارت معروف سروش یعنی &amp;laquo;دانشگاه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;باید سراپا عطر و بوی اندیشه اسلامی را به خودشان بگیرند&amp;raquo; شروع می&amp;zwnj;کنیم و به عقب برگردیم تا پیش&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;های فکری این عبارت را به دست آوریم. در مورد بنی صدر از کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; نوشته آیت&amp;zwnj;الله خمینی شروع می&amp;zwnj;کنیم و ارتباط آن با کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; را بررسی می&amp;zwnj;کنیم. این روند را ادامه می&amp;zwnj;دهیم تا به عبارت کلیدی &amp;laquo;علم را با توقعات توحید دمساز می&amp;zwnj;کنیم&amp;raquo; برسیم. در این مرحله است که شباهت&amp;zwnj;های کلی در نگرش&amp;zwnj;های فکری هر دو جناح حکومت در رابطه با پیش&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;های فکری انقلاب فرهنگی خود را آشکار می&amp;zwnj;کنند. به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که پیش زمینه&amp;zwnj;های انقلاب فرهنگی (تغییر بنیادی در ساختارهای آموزشی و دانشگاهی) به دهه&amp;zwnj;ها قبل از سال ۱۳۵۹ می&amp;zwnj;رسند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر فرصت و امکانی بود و این بررسی&amp;zwnj;ها را شامل دیگر افراد اصلی ساختار قدرت در آن زمان می&amp;zwnj;کردیم به طور مسلم بررسی کامل&amp;zwnj;تری صورت می&amp;zwnj;گرفت. ولی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;طور که در پی&amp;zwnj;نوشت بخش قبل هم اشاره شد، یک بررسی تاریخی همیشه ناقص است و همیشه مثل تهیه یک نقشه جدید از یک قاره نیمه کشف شده است. ما بخش&amp;zwnj;هایی از این قاره را می&amp;zwnj;شناسیم و سعی می&amp;zwnj;کنیم با کنار گذاشتن اطلاعات موجود نقشه کامل&amp;zwnj;تری به دست دهیم، در حالی که می&amp;zwnj;دانیم هنوز بخش&amp;zwnj;های بزرگی از آن قاره کشف نشده باقی&amp;zwnj;مانده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;234&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/popper.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این زمینه در کل این بخش در رابطه با بررسی پیش&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;ها و نحوه اجرا و عملکرد انقلاب فرهنگی دو هدف اصلی پی&amp;zwnj;گیری می&amp;zwnj;شود. اول، شرایط کلی و عمومی است که زمینه&amp;zwnj;های انقلاب فرهنگی را ساختند و دوم مربوط است به شرایط خاصی که به انقلاب فرهنگی در مقطع آخر فروردین ۱۳۵۹منتهی شد. در رابطه با بخش اول (شرایط کلی و عمومی) دیده می&amp;zwnj;شود که هر دو جناح قدرت در آن زمان، وحدت نظر نسبی داشتند. ولی در مورد شرایط ویژه&amp;zwnj;ای که انقلاب فرهنگی را در آخر فروردین ۱۳۵۹ ساخت، دو جناح قدرت در مورد زمان اجرا و در روش&amp;zwnj;های اجرای آن وحدت نظر نداشتند. همین نکته است که موضوع درگیری در ساختار قدرت و نیز پارادوکس نظری و عملیاتی را می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تفاوت در سازمان&amp;zwnj;های دو جناح- بهار ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بندهای پیشین این بخش مراحل عملی اجرای انقلاب فرهنگی در آخر فروردین ۵۹ بررسی شد. دنباله این بخش به بررسی زمینه&amp;zwnj;های انقلاب فرهنگی در دو جناح عمده در ساختار قدرت آن زمان می&amp;zwnj;پردازد. قبل از ادامه این بخش، در پیوند با بررسی زمینه&amp;zwnj;های انقلاب فرهنگی در بهار ۵۹، لازم است در مورد تفاوت&amp;zwnj;های اصلی در سازمان&amp;zwnj;های عملکردی دو جناح درون ساختار قدرت در سال ۱۳۵۹ مختصری نوشته شود. تفاوت ساختاری در دو جناح در فاصله بهار ۵۹ تا بهار&amp;nbsp;۶۰ موضوع مهمی بود که باید به آن توجه کرد. این اختلاف در سازمان دو جناح&amp;nbsp;قبل از سال ۵۹ نیز وجود داشت؛ ولی بعد از سال ۵۹ شکل روشن&amp;zwnj;تری به خود گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در یک طرف جناح اول (حزب جمهوری اسلامی) با رهبری بهشتی قرار داشت. این جناح شکل مشخص حزبی داشت و تاحدی شبیه به یک ارتش بزرگ عمل می&amp;zwnj;کرد. این جناح، شبیه یک ارتش بزرگ، برای کار&amp;zwnj;هایش برنامه&amp;zwnj;ریزی می&amp;zwnj;کرد و از افراد متفاوت برای عملکردهای متفاوت استفاده می&amp;zwnj;کرد. با این تعبیر در این دوران بهشتی در ستاد رهبری جناح اول قرار داشت، ولی در بخش&amp;zwnj;های عملیاتی هدایت با افراد دیگری بود. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان جناح دوم در عمل شبیه به یک ارتش یک نفره عمل می&amp;zwnj;کرد. به این صورت در این دوران در جناح دوم یک نفر سعی می&amp;zwnj;کرد همزمان هم در ستاد رهبری و هم در تمامی جبهه&amp;zwnj;ها قرار بگیرد. در جناح دوم،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نفر هم رهبری قسمت توجیهی (تئوری) جناح را به عهده داشت و هم رویه&amp;zwnj;های اجرایی روز به روز آن را دنبال می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای مثال سروش و آیت دو نفر از معروف&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;ها در پیوند با عملکرد انقلاب فرهنگی از طرف جناح اول (حزب جمهوری) هستند، در حالی در آن زمان بهشتی که نقش رهبری و هدایت ستادی را انجام می&amp;zwnj;داد، به ظاهر در صحنه نیست و به این ترتیب نقش علنی او در رابطه با انقلاب فرهنگی کمتر دیده می&amp;zwnj;شود. بنی&amp;zwnj;صدر تنها چهره در جناح دوم برای تمامی عملکرد&amp;zwnj;ها دررابطه با انقلاب فرهنگی است. به این ترتیب در بخش نظری در رابطه با شرایط کلی و عمومی انقلاب فرهنگی سروش و بنی&amp;zwnj;صدر را به صورت موازی هم داریم ولی در قسمت عملی آن آیت و بنی&amp;zwnj;صدر را مقابل و در روبه&amp;zwnj;روی هم قرار می&amp;zwnj;گیرند. دوئل اصلی بین بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر در همین دوران ادامه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مشابه این وضعیت را در رابطه با مرحله بعدی این دوئل قدرت بعد از تشکیل مجلس اول در تابستان ۵۹ هم دیده می&amp;zwnj;شود. برای مثال خواهیم دید که بعد از تشکیل مجلس اول، هاشمی و رجایی هستند که نقش&amp;zwnj;های عملیاتی را از طرف جناح اول (حزب جمهوری) به عهده می&amp;zwnj;گیرند و در حالی که بهشتی همچنان در نقش رهبری ستادی حزب است و به این ترتیب از بهشتی کمتر نام برده می&amp;zwnj;شود. ولی در دوران مجلس اول باز هم بنی&amp;zwnj;صدر تنها چهره از طرف جناح دوم هم در مقابل بهشتی، هاشمی و رجایی باقی می&amp;zwnj;ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع نقش یک شخص در بر تمامی ساختار جناح دوم از پاییز ۵۸ تا بهار ۶۰ ادامه پیدا می&amp;zwnj;کند. شاید به همین دلیل باشد که در رابطه با بررسی دوران پاییز ۵۸ تا بهار ۶۰ (در این مجموعه نوشته از فصل سیزدهم به بعد) یک نام بیشتر از هر اسمی تکرار می&amp;zwnj;شود. این تکرار به دلیل وجود سازمان خاص جناح دوم به شکل یک ارتش یک نفره است. در این شرایط هر گونه بررسی عملکرد جناح دوم به طور خودکار به&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اسم منجر می&amp;zwnj;شود. در حالی که اگر به شرایط فرضی، جناح دوم ساختار گسترده&amp;zwnj;تری داشت، در آن صورت چنین پدیده&amp;zwnj;ای رخ نمی&amp;zwnj;داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عبدالکریم سروش&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حسین حاج&amp;zwnj;فرج دباغ، با نام قلمی عبدالکریم سروش، در۲۵ آذر سال ۱۳۲۴ در منطقه میدان خراسان تهران متولد شد. او تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان علوی تهران گذرانید و سپس توانست وارد دانشکده داروسازی دانشگاه تهران شود. عبدالکریم سروش در سال ۱۳۵۰ پس از اتمام تحصیل خود در رشته داروسازی از دانشگاه تهران (در سن ۲۶ سالگی) برای ادامه تحصیل در رابطه با رشته داروسازی (شیمی تجزیه؟) عازم لندن شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فعالیت&amp;zwnj;های سروش در لندن، شامل مورد&amp;zwnj;های دیگری، به جز تحصیل در رشته داروسازی می&amp;zwnj;شد. سروش در لندن به نمایندگی از طرف آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (که مدتی امام مسجد شیعیان در شهر هامبورگ در آلمان بود) به فعالیت در مرکز شیعیان لندن به نام &amp;laquo;امام باره&amp;raquo; پرداخت. نقش مسجد شیعیان هامبورگ، در بخش ۱۴، زیر قسمت معرفی آیت&amp;zwnj;الله بهشتی، مورد اشاره قرار گرفت. بررسی بیشتر عملکرد&amp;zwnj;های عبدالکریم سروش در مرکز &amp;laquo;امام باره&amp;raquo; در لندن نوشته مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نیمه اول دهه ۱۳۵۰ جامعه ایرانی گرفتار بحران&amp;zwnj;های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متعددی بود که آرام آرام زمینه انقلاب سال ۱۳۵۷ را فراهم آوردند. در همین دوران فشار ساواک برای در هم شکستن نیروهای مبارز داخل کشور به اوج رسید که حاصل آن صد&amp;zwnj;ها کشته و هزاران زندانی سیاسی بود. سروش در این دوران، فارغ از آن تنگنا&amp;zwnj;های داخل ایران، به فعالیت&amp;zwnj;های خود در لندن مشغول بود. سروش در سال ۱۳۵۸ (چندین ماه بعد از قیام بهمن ۵۷) به ایران بازگشت و با رشدی سریع در ساختار قدرت صعود کرد. سروش، چند ماه بعد از بازگشت به ایران، در ایجاد مبانی تفکری و اجرایی انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ نقش&amp;zwnj;های کلیدی بازی کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;136&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/soroush-59_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دانشگاه&amp;zwnj; باید سراپا عطر و بوی اندیشه اسلامی را به خودشان بگیرند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمونه&amp;zwnj;ای از تقابل با مبانی تفکری دانشگاهی را می&amp;zwnj;توان در مصاحبه عبدالکریم سروش درباره تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ مشاهده کرد. سروش برنامه انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ (معروف به انقلاب فرهنگی اول) را با این گفته&amp;zwnj;ها تشریح کرد. &amp;laquo;دانشگاه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;باید سراپا عطر و بوی اندیشه اسلامی را به خودشان بگیرند. و این گلستان یک گلستان معطری باشد که هر&amp;zwnj;گاه کسی یا جوینده&amp;zwnj;ای وارد آن می&amp;zwnj;شود از&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ابتدا مشامش به این بوی دلنواز عطرآگین بشود.... {ما باید} در هر چه اسلامی کردن فضای دانشگاه و پی افکن کردن بنیان الهی بکوشیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بسیار جالب توجه بود که تاکید سروش بر این&amp;zwnj;که دانشگاه&amp;zwnj;ها باید سراپا عطر و بوی اندیشه اسلامی را به خودشان بگیرند، در حالی صورت می&amp;zwnj;گرفت که او خود فارغ&amp;zwnj;التحصیل رشته داروسازی دانشگاه تهران بود. برای شنیدن نقطه&amp;zwnj;نظرهای عبدالکریم سروش در توجیه انقلاب فرهنگی اول در سال ۵۹ اینجا را &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=dF210P7iYCg&quot;&gt;کلیک&lt;/a&gt; کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;سروش، در مصاحبه دیگری که مدتی بعد از مصاحبه اول صورت گرفت، گزارشی از عملکرد تک تک اعضای ستاد انقلاب فرهنگی اول را ارائه داد. برای دسترسی به این فایل اینجا را &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=Sk2oJil2vyU&amp;amp;feature=related&quot;&gt;کلیک&lt;/a&gt; کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
عبدالکریم سروش سه دهه بعد از آن دوران گفته است که ستاد انقلاب فرهنگی در بهار ۱۳۵۹ سال تشکیل شده بود تا دانشگاه&amp;zwnj;ها را &amp;laquo;بازگشایی و به گشایی&amp;raquo; کند، نه اینکه دانشگاه&amp;zwnj;ها را ببنند. او ادامه داد که مردم ایران باید در این مورد که دانشگاه&amp;zwnj;ها به مدت ۲۰ سال بسته نماندند از اعضای ستاد انقلاب فرهنگی متشکر باشند. قضاوت در این مورد را به شما وامی گذارم. برای دسترسی به این فایل اینجا را&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=hsNht8uZwp8&amp;amp;feature=related&quot;&gt; کلیک &lt;/a&gt;کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
عبدالکریم سروش، در زمان اقامت در لندن، در نیمه اول دهه ۱۳۵۰، علاوه بر تحصیل در رشته داروسازی و فعالیت در مرکز &amp;laquo;امام باره&amp;raquo;، به نوشته&amp;zwnj;های &amp;laquo;کارل پوپر&amp;raquo; هم علاقه&amp;zwnj;مند شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترویج افکار کارل پوپر سنگ بنای شهرت سروش در ایران را ساخت. تلویزیون دولتی در سال ۱۳۵۸، بعد از بازگشت سروش به ایران، ساعت&amp;zwnj;های طولانی در بهترین زمان روز&amp;zwnj;های جمعه را در اختیار او می&amp;zwnj;گذاشت تا از افکار کارل پوپر برای جامعه کلان ایرانی بگوید. به این ترتیب کارل پوپر که تا قبل از آن حتی در جامعه دانشگاهی ایران شخصی کم شناخته بود، به صورت یکی از معروف&amp;zwnj;ترین نام&amp;zwnj;ها در رابطه با فلسفه علم در ایران، برای حتی مردمان عادی، درآمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مروری بر نقش دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال در انقلاب فرهنگی، ۱۳۵۹ - ۱۳۳۵&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قسمت&amp;zwnj;های قبل این بخش اشاره&amp;zwnj;ای کوتاه به دبیرستان علوی (محل تحصیل عبدالکریم سروش) داشت. در اینجا مناسب است که توضیحی کوتاه در مورد نقش کلی دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال در روند تفکرات منتهی به سال&amp;zwnj;های انقلاب نوشته شود؛ به این دلیل که تاسیس این دو دبیرستان در تهران یکی از پیش&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های انقلاب فرهنگی را به وجود آوردند. مدرسه علوی و کمال، به همراه صد&amp;zwnj;ها عامل دیگر، زمینه&amp;zwnj;های انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ را ساختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از ابتدای دهه ۱۳۳۰ جامعه مذهبی ایران دچار نوعی بحران شده بود. زمینه&amp;zwnj;های این بحران به یک سده قبل از آن و به قبل از انقلاب مشروطه برمی&amp;zwnj;گشت. این جامعه همزمان خود را در معرض حمله و محاصره چندین جریان متفاوت احساس می&amp;zwnj;کرد. تفکرات تجددخواهی غربی که ریشه در انقلاب مشروطه داشتند. تمایلات ملی&amp;zwnj;گرایی و رشد تفکرات و اندیشه&amp;zwnj;های معروف به چپ در سال&amp;zwnj;های ابتدایی دهه ۱۳۳۰ در ایران نقش مهمی در احساس محاصره فکری داشتند. کودتای مرداد ۱۳۳۲ سبب دگرگونی اساسی در تمامی ساختارهای اجتماعی و سیاسی ایران شد. بعد از کودتای مرداد ۳۲، به قول اخوان، &amp;laquo;زمستان است&amp;raquo; و زمستانی طولانی که ۲۵ سال طول کشید!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دبیرستان علوی که در قسمت مرکزی تهران آن وقت (منطقه ژاله/ بهارستان) تاسیس شد در جواب این شرایط بود. دبیرستان کمال که محل آن در منطقه نارمک واقع بود، نقشی مشابه با دبیرستان علوی را در در شرق تهران بازی کرد. دبیرستان علوی توسط سه نفر به اسم&amp;zwnj;های علی اصغر کرباسچیان، رضا روزبه و علی گلزاده غفوری در سال ۱۳۳۵ پایه&amp;zwnj;گذاری شد. دبیرستان کمال در سال ۱۳۳۶ توسط مهدی بازرگان و یدالله سحابی (که در سال ۱۳۵۷ دولت موقت را تشکیل دادند) به وجود آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به&amp;zwnj;طوری که در بندی&amp;zwnj;های قبل مرور شد، دبیرستان البرز ریشه در کالج آمریکایی داشت که آن نیز یکی از سررشته&amp;zwnj;های آموزش متوسطه به سبک غربی در ایران بود. اگرچه دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال در چهارچوب نظام آموزشی عمومی دولتی و با مجوز از وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) تاسیس شده بودند؛ ولی هدف دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال تربیت نسل بعدی نخبگان متدین بود. به این ترتیب دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال خود را در رقابت با دبیرستان&amp;zwnj;هایی مثل البرز و هدف در نظر می&amp;zwnj;گرفتند، که هدف آن&amp;zwnj; تربیت دانش&amp;zwnj;آموزان مذهبی نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
فارغ&amp;zwnj;التحصیلان مدرسه&amp;zwnj;های علوی و کمال در طول سال&amp;zwnj;های بعد از ۱۳۵۰ نقش&amp;zwnj;های کلیدی در بسیاری جریان&amp;zwnj;های سیاسی ایران بازی کردند.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطوری که دیدیم عبدالکریم سروش خود یکی از دانش&amp;zwnj;آموزان سابق دبیرستان علوی بود و به این ترتیب تاثیر تاسیس دبیرستان علوی در سال ۱۳۳۵، با هدف تربیت کادر&amp;zwnj;های متدین آینده در روند انقلاب فرهنگی، ۳۰ سال بعد از آن، قابل ردگیری است. موضوع نقش و عملکرد مدرسه&amp;zwnj;های کمال و علوی در بخش&amp;zwnj;های آینده باز هم مورد اشاره قرار خواهد گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تاسیس دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال در میانه دهه ۱۳۳۰ از&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ابتدا برای به وجود آوردن ساختار&amp;zwnj;های تفکری خاص در نسل بعد تشکیل شده بود. به این ترتیب حتی می&amp;zwnj;توان یک سر دیگر از عامل&amp;zwnj;های موثر در انقلاب فرهنگی سال ۵۹ را به حدود ۳۵ سال قبل از آن، یعنی احداث دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال، برای ایجاد محل&amp;zwnj;&amp;zwnj;هایی برای تربیت نخبگان متدین، برگردانید. دیده می&amp;zwnj;شود که ارتباط&amp;zwnj;ها بین رخدادهای تاریخی گاهی با فاصله&amp;zwnj;های طولانی صورت گرفته و روابط بین آن&amp;zwnj;ها بسیار متنوع است. به نظر می&amp;zwnj;رسد بعضی پدیده&amp;zwnj;های تاریخی به صورت شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی و به صورت مارپیچ و غیر خطی عمل می&amp;zwnj;کند. این نمونه&amp;zwnj;ای از یک نظریه اجتماعی است که با نظر&amp;zwnj;های کارل پوپر سر سازش ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مروری کوتاه بر دو کتاب: &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; و &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; نوشته آیت&amp;zwnj;الله خمینی در سال ۱۳۴۹، زمانی که او به حالت تبعید در نجف زندگی می&amp;zwnj;کرد، به طور مخفی و به تعداد بسیار محدود چاپ و بین طرفداران او توزیع شد. متن آن کتاب شامل &amp;laquo;تقریرات درس خارج&amp;raquo; او در سال ۱۳۴۷ در مورد عملکرد &amp;laquo;ولایت فقیه&amp;raquo; برای تشکیل یک نظام سیاسی جدید به نام &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; می&amp;zwnj;شد. موضوع ولایت فقیه در سال ۱۳۵۸ به عنوان محور قانون اساسی ایران مورد استفاده قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفته می&amp;zwnj;شود که نسخه&amp;zwnj;های آن کتاب مخفی، برای انحراف نظر ساواک، سه نام داشت. نام روی جلد کتاب به صورت &amp;laquo;نامه&amp;zwnj;ای از امام کاشف الغطا&amp;raquo; بود، ولی نام کتاب در داخل آن گاهی &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; و گاهی &amp;laquo;ولایت فقیه&amp;raquo; بود. چند اسمی بودن این کتاب، با وجود تکرار در منابع متعدد، تایید عینی نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;250&quot; height=&quot;93&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/hokoumat-eslami_1.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نسخه&amp;zwnj;ای از چاپ اول (مخفی) کتاب &amp;laquo;نامه از امام کاشف الغطا / حکومت اسلامی / ولایت فقیه&amp;raquo; به دست نیامد، ولی بعد از انقلاب این کتاب چندین&amp;zwnj;بار در ایران تجدید چاپ شد. برای این بررسی نسخه&amp;zwnj;ای از یکی از اولین چاپ&amp;zwnj;های آن بعد از انقلاب مورد استفاده قرار گرفت. متن این کتاب با این جمله ساده شروع می&amp;zwnj;شد: &amp;laquo;موضوع &amp;quot;ولایت فقیه&amp;quot; فرصتی است که راجع به بعضی امور و مسائل مربوط به آن صحبت شود. &amp;quot;ولایت فقیه&amp;quot; از موضوعاتی است که تصور آن&amp;zwnj;ها موجب تصدیق می&amp;zwnj;شود و چندان به برهان احتیاج ندارد...&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;یکی از کسانی که به نسخه مخفی کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی/ ولایت فقیه&amp;raquo; در سال ۱۳۴۹ (سال انتشار آن کتاب) دسترسی یافت، ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر بود. او در آن زمان در فرانسه زندگی می&amp;zwnj;کرد و در انجمن&amp;zwnj;های اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا و آمریکا فعال بود. ارتباط بین او با آیت&amp;zwnj;الله خمینی به دهه ۱۳۳۰ برمی&amp;zwnj;گردد؛ زمانی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی تابستان&amp;zwnj;ها برای استفاده از هوای مطبوع همدان به دیدن پدر او (نصر&amp;zwnj;الله بنی&amp;zwnj;صدر) می&amp;zwnj;رفت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی و نصرالله بنی&amp;zwnj;صدر از قدیم دوست بودند. نصرالله بنی&amp;zwnj;صدر که معمم بود، در منطقه همدان فردی زمین&amp;zwnj;دار (فئودال؟) بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;250&quot; height=&quot;159&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/osoul-hokoumat_1.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این سابقه و به همراه عامل&amp;zwnj;های دیگر، ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از ابتدای دهه ۱۳۵۰ از جمله طرفداران ایجاد &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; درآمد. کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;، نوشته ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطور که از عنوان آن برمی&amp;zwnj;آید، باهدف ایجاد زمینه&amp;zwnj;های برپایی یک حکومت اسلامی [در جهان] تدوین شده است. کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;، که بر مبنای یک سخنرانی در سال ۱۳۵۲ تدوین شده است، دوسال بعد در سال۱۳۵۴ چاپ و منتشر شد. نسخه&amp;zwnj;ای از اولین چاپ این کتاب به دست آمد و مبنای این بررسی قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; جزوه&amp;zwnj;ای کوچک در کمتر از ۷۰ صفحه است و بر پایه یک سخنرانی تدوین شده است. آن سخنرانی حالت تبلیغات درون گروهی داشته و همه مطالب آن به صورت موجز (تلگرافی) ارائه شده است. به این ترتیب موضوع&amp;zwnj;ها در این کتاب مورد بررسی&amp;zwnj;های عمقی و دقیق قرار نمی&amp;zwnj;گیرند.&amp;nbsp;کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; درباره شرح کلی دو موضوع اصلی است: موضوع اول این کتاب نحوه بیان و کاربرد پنج مورد اصلی در جهت ایجاد حکومت اسلامی است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;laquo;توحید، بعثت، امامت، عدالت و معاد.&amp;raquo; موضوع دوم کتاب طبقه&amp;zwnj;بندی ستیهنده (آنتاگونیستی) بین کفر (سلطه/ زور) و اسلام (توحید) است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;، مطابق با عنوان آن، درباره مبانی و رویه&amp;zwnj;های اجرایی (اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;ها) برای به پا داشتن یک حکومت اسلامی در سطح جهان است. ایجاد حکومت اسلامی مستلزم ادغام دو نهاد دولت و دین (حکومت و اسلام) بود. بحران سیاسی سال ۱۳۵۷ ایران، و قیام بهمن ۵۷ که به دنبال آن صورت گرفت، این امکان تاریخی را در اختیار قرار داد و به این ترتیب ساختار سیاسی ایران بر پایه ادغام دو نهاد دولت و دین به صورت جمهوری اسلامی درآمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با مطالعه منظم کتاب&amp;zwnj;های &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; و &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;، منتشر شده در سال ۱۳۵۴، دیده می&amp;zwnj;شود که کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; در عمل ادامه کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; نوشته آیت&amp;zwnj;الله خمینی است، که برای اولین&amp;zwnj;بار در سال ۱۳۴۹ (بر مبنی تقریرات سال ۱۳۴۷) منتشر شده بود. کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; در صفحه ۴۷ خود، در بخشی در رابطه با نقش امام، به طور مشخص به کتاب حکومت اسلامی (تقریرات آیت&amp;zwnj;الله خمیی) مراجعه می&amp;zwnj;دهد. عین متن به صورت زیر است: &amp;laquo;در این زمینه نقش امام به کتاب حکومت اسلامی، تقریرات آقای خمینی مراجعه کنید.&amp;raquo; به این ترتیب همین جمله کوتاه و پرمعنی اتصال بنی دو کتاب را به وجود می&amp;zwnj;آورد.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطور که در بالا نیز اشاره شد تمامی کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; به صورت تلگرافی (موجز) نوشته شده است و آشنایی با موضوع&amp;zwnj;ها و روابط در آن کتاب به دقت و ممارست احتیاج دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;77&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/link-2-books_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مراجعه دادن به کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; (تقریرات آقای خمینی) از سه نظر اهمیت دارد. اول نشانه آن بوده که نویسنده کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; به خوبی با متن کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; (تقریرات آقای خمینی) و نیز موضوع محوری &amp;laquo;ولایت فقیه&amp;raquo; به عنوان امامت جامعه در آن کتاب آشنا بوده است. اهمیت مراجعه دادن به کتاب حکومت اسلامی نوشته آیت&amp;zwnj;الله خمینی از دو جهت دیگر هم هست. موضوع امامت که یکی از عنوان&amp;zwnj;های پنجگانه را تشکیل می&amp;zwnj;دهد، یک موضوع کلیدی در کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; است. پس مراجعه دادن به کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; نکته&amp;zwnj;ای حاشیه&amp;zwnj;ای یا خارج از مطلب اصلی نیست. در ضمن موضوع مراجعه دادن به کتاب آیت&amp;zwnj;الله خمینی (مراجعه برای کسب توضیح بیشتر برای یک موضوع) تنها مورد مراجعه به یک کتاب نوشته شخص دیگر در تمامی کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با بررسی متن هر دو کتاب، و با توجه به تقدم زمان انتشار کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; نوشته آیت&amp;zwnj;الله خمینی در سال ۱۳۴۹، دیده می&amp;zwnj;شود که کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; منتشر شده در سال ۱۳۵۴ به واقع در ادامه کتاب آیت&amp;zwnj;&amp;zwnj;الله خمینی و در جهت ارائه روش&amp;zwnj;های اجرایی کردن حکومت اسلامی در سطح جهان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مورد تاریخچه ارتباط بین این دو کتاب، نویسنده &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; دو خاطره متفاوت نوشته است که نقل هر دو مورد به دنبال هم در اینجا مناسب است. هر دو خاطره در رابطه با ملاقاتی است که در سال ۱۳۵۲ بین ان دو نفر در شهر نجف در عراق صورت گرفت. توجه کنید که این یادآوری&amp;zwnj;ها و دو خاطره متفاوت از&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان واقعه ۲۲ سال با هم فاصله دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر در مصاحبه&amp;zwnj;ای که در روزنامه کیهان به تاریخ اول بهمن ۱۳۵۷ منتشر شد اظهار داشت: &amp;laquo;طرح تئوریک مساله حکومت اسلامی را من شخصا کردم و مبانی و اصولش را هم منتشر کردیم. البته در سال ۱۳۴۷ که مساله برای اولین&amp;zwnj;بار طرح شد، آقای خمینی ابتکار کردند و آن را به صورت درس عنوان کردند و گفتند این اساس را مطرح می&amp;zwnj;کنم تا اهل فکر بنشینند و درباره اصول و فروعش بحث کنند...&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این مصاحبه روشن است که اشاره به کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; است که بر مبنی تقریرات سال ۱۳۴۷ آیت&amp;zwnj;الله خمینی درباره موضوع ولایت فقیه به طور محدود در سال ۱۳۴۹ منتشر شده بود. این مصاحبه منطبق است با&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مراجعه در پانویس صفحه ۴۷ و تایید این ادعا که کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; در ادامه کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; نوشته شده است. این مصاحبه و لحن احترام&amp;zwnj;آمیز آن نسبت به آیت&amp;zwnj;الله خمینی مربوط به پاییز ۵۷ است، زمانی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی و گروه کارگزاران او هنوز در پاریس بودند. در آن زمان بین این دو نفر روابط بسیار حسنه&amp;zwnj;ای وجود داشته است. در ضمن در&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان یعنی بهمن ۵۷، که موضوع تشکیل جمهوری اسلامی در سطح جامعه ایرانی مطرح شده بود، توجیه شد که تشکیل &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo; در ایران فقط مقدمه&amp;zwnj;ای است برای رسیدن به &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; در جهان. (منبع کیهان اول بهمن ۱۳۵۷)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر، ۲۲ سال بعد، در مورد&amp;zwnj; کتاب &amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; روایت دیگری هم بیان کرده است. در مصاحبه&amp;zwnj;ای دومی که در صفحه ۵۷ کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo;، که در سال ۱۳۸۰ توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده، او در مورد یک ملاقات در نجف و&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان کتاب حکومت اسلامی (ولایت فقیه) نوشته آیت&amp;zwnj;الله خمینی روایتی با لحنی و موضوعی بسیار متفاوت دیگری دارد. او در این مصاحبه دوم گفت: &amp;laquo;[قبل از] سفر دوم من به نجف [در سال ۱۳۵۲] کتاب ولایت فقیه آمده بود بیرون و توزیع شده بود. من و حبیبی در پاریس آن را خواندیم و گفتیم &amp;quot;این دیگه چیه؟&amp;quot; ما گفتیم نظام، اما این دیگه چیه؟ با یکی دو تا روایت تو می&amp;zwnj;گویی ولایت داری بر مردم.... چپی&amp;zwnj;ها آن را دستشان می&amp;zwnj;گرفتند و می&amp;zwnj;گفتند: مانیفست اسلام و دست می&amp;zwnj;انداختند.&amp;raquo;... &amp;laquo;در سفر دوم که به نجف رفتم، راجع به آن کتاب [حکومت اسلامی/ ولایت فقیه با آقای خمینی] صحبت کردم و گفتم: &amp;quot;آقا، شما یک شهر را نمی&amp;zwnj;توانید اداره بکنید، توی کوچه&amp;zwnj;های نجف از زیادث کثافت و مدفوع نمی&amp;zwnj;شود راه رفت. شما آین کتاب را نوشتید که رژیم شاه تا قیامت بماند توی ایران؟! او گفت: &amp;quot;من این را نوشتم تا فتح بابی بشود که امثال شما و مطهری بنشینید و یک مبنایی و پایه&amp;zwnj;ای بریزید برای این کار&amp;quot;.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;158&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/mosahebeh-2.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قسمت&amp;zwnj;های قبلی همین نوشته تصریح کرده است که که کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;، هم بر مبنای یک سخنرانی در&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سال ۱۳۵۲ تدوین شده که مصادف است با سال آن ملاقات در نجف. سئوالی که اینک به ذهن می&amp;zwnj;آید این است که اگر نویسنده کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; در سال ۱۳۵۲ چنین استنباط منفی&amp;zwnj;ای نسبت به کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; داشته است، چگونه خواننده را در کتابش در رابطه با نقش امام به کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; مراجعه داده است؟ در&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان متن مصاحبه دوم به عملکرد گروه &amp;laquo;چپی&amp;zwnj;ها&amp;raquo; توجه می&amp;zwnj;فرمایید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این دو خاطره متفاوت، مربوط به&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان واقعه ملاقات در نجف در سال ۱۳۵۲ و گفت&amp;zwnj;وگو در مورد&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان کتاب حکومت اسلامی، ۲۲ سال با هم فاصله دارند. به لحن توهین&amp;zwnj;آمیز و تحقیرکننده در مصاحبه دوم در مقایسه با لحن احترام&amp;zwnj;آمیز مصاحبه اول و نیز دو یادآوری بسیار متفاوت از&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان واقعه توجه می&amp;zwnj;فرمایید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مصاحبه کیهان اول بهمن ۵۷ ادعا می&amp;zwnj;شود &amp;laquo;طرح تئوریک مساله حکومت اسلامی را من شخصا کردم&amp;raquo;. جمله خود گویا است. به اضافه آن&amp;zwnj;که مصاحبه شونده مدعی است که او برای اولین&amp;zwnj;بار مبنای تئوریک ایجاد &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; را انجام داده است؛ ولی در&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان متن ادامه می&amp;zwnj;دهد که آیت&amp;zwnj;الله خمینی قبل از او این کار را در سال ۱۳۴۷ شروع کرده بوده است. در ضمن بر اساس روایت اول (منتشر شده در سال ۱۳۵۷)، آیت&amp;zwnj;الله خمینی اساس کار را در کتاب حکومت اسلامی (ولایت فقیه) بیان کرده بوده و انتظار داشته است که افراد دیگری بقیه کار&amp;zwnj;ها مثل اصول و فروع حکومت اسلامی را بر مبنای ولایت فقیه در کتاب حکومت اسلامی بنویسند. در حالی که بر اساس خاطره دوم (منتشر شده در سال ۱۳۸۰) موضوع متفاوت شده است. در مصاحبه دوم آیت&amp;zwnj;الله خمینی با لحنی خجولانه و منفعل از مصاحبه&amp;zwnj;شونده در خواست کرده است که او به همراه آیت&amp;zwnj;لله مطهری بنشیند و برای ایجاد حکومت اسلامی مبنا و پایه&amp;zwnj;ای بریزد. با توجه به شرایط عمومی و اطلاعات موجود متن مصاحبه اول معقول&amp;zwnj;تر از متن مصاحبه دوم به نظر می&amp;zwnj;رسد و این خود قرینه دیگری بر ارتباط بین دو کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; و &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; است. مطالعه تطبیقی دو کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; و &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; نیاز به بخش مستقلی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مصاحبه&amp;zwnj;ای روزنامه کیهان به تاریخ اول بهمن ۱۳۵۷ در جهت توضیح بیشتر مبانی این کتاب و موضوع حکومت اسلامی، نوشته است: &amp;laquo;به اعتقاد ما ماتریالیست&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ایدالیسم است، زیرا واقعیت ندارد و می&amp;zwnj;خواهد چیزی را که واقعیت ندارد به مردم تحمیل کند. دلیلش هم این است که ماده هنوز مشخص نشده و مبارزه اضداد نه در جامعه نه در طبیعت و نه در هیچ جای دیگر وجود ندارد. تکامل با سازندگی همراه است و با اصل تخریب که&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مبارزه اضداد باشد در تضاد است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مروری بر کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صفحه ۱۲ کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;، زیر عنوان &amp;laquo;اصول حکومت اسلامی&amp;raquo;، هدف نهایی این کتاب را به روشنی تمام مشخص می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;کار من آن است که توحید را بعنوان یک اصل و بعنوان پایه چهار اصل دیگر- که با آن چهار اصل دیگر، یک نظام را می&amp;zwnj;سازد و دستگاهی را درست می&amp;zwnj;کند که در حل هر مسئله، در شناخت جامع و در جستجوی راه حل راهنماست و البته انسان را از خطا حفظ می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo; قضاوت در این مورد را به شما واگذار می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; و کتاب خواهرش به نام &amp;laquo;موازنه&amp;zwnj;ها&amp;raquo;، به طور خلاصه، افراد، گروه&amp;zwnj;ها، جامعه&amp;zwnj;ها و نظام&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی را به دو گروه ستیهنده (انتاگونیستی) &amp;laquo;سلطه یا کفر&amp;raquo; و &amp;laquo;توحید یا اسلام&amp;raquo; تقسیم می&amp;zwnj;کنند. هدف از ایجاد &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; (در جهان) هم &amp;laquo;تشکیل نظام توحید (اسلام)&amp;raquo; اعلام شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;164&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/france-germany_1.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقل قولی از صفحه ۴۷ کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;، در باره مقایسه دو نظام توحید و کفر، می&amp;zwnj;تواند بسیار آموزنده باشد: &amp;laquo;مقتضای این اصل [امامت]، ایجاد جامعه امام است و با برداشتن موانع و پیاده شدن این اصل- که یکی همین تعمیم آنست- استقرار حکومت اسلامی ممکن خواهد شد... ملت کفر هم امام دارد و هر پایه&amp;zwnj;ای را در نظر بگیرید، عده&amp;zwnj;ای هستند که می&amp;zwnj; چرخانند. مثل گلیسم در فرانسه که معلوم است امام دارد. همچنان که ویلی برانت امام نظام آلمان است. هم کفر امام دارد و هم توحید. اما در کفر امام نماینده گروهی است که قدرت را قبضه کرده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;علم را با توقعات توحید دم&amp;zwnj;ساز می&amp;zwnj;کنیم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تمامی بحث صورت گرفته از قسمت&amp;zwnj;های قبلی این بخش از بررسی کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; تا حال برای آن صورت گرفته است  که بتوان آشنایی بهتری از قسمت حاضر به دست آورد. هدف این قسمت بررسی موقعیت ساختارهای علمی و دانشگاهی بر مبنای محتوای کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; است. به این دلیل که موضوع تغییر ساختارهای اندیشه&amp;zwnj;ای و آموزشی در حکومت اسلامی (نظام توحید) موضوعی است که مورد تاکید کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;، در صفحه ۶۴، در مورد موقعیت دانشگاه در حکومت اسلامی آینده نوشت: &amp;laquo;علم را در چهارچوب توقعات سلطه مهار نمی&amp;zwnj;کنیم، بلکه با توقعات توحید دمسازش می&amp;zwnj;کنیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در ادامه&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مطلب در صفحه ۶۷ نوشت: &amp;laquo;معماری اسلامی تدریسش، فن&amp;zwnj;اش، آموزشش غیر از این معماری است که تدریس می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
با نگرش بالا دیده می&amp;zwnj;شود کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo;، که در سال ۱۳۵۲ به صورت موجز (تلگرافی) نوشته شده، در عمل مبانی یک نقشه اجرایی برای تغییر بنیادی در ساختارهای علمی و دانشگاهی (یک انقلاب فرهنگی) را به دست داده است. به این ترتیب زمینه&amp;zwnj;های تفکری انقلاب فرهنگی به قصد اسلامی/ توحیدی کردن دانشگاه&amp;zwnj;ها حتی به سال&amp;zwnj;ها قبل از خود انقلاب سال ۱۳۵۷ برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;137&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/hokoumat-2.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ساختار&amp;zwnj;های علمی و دانشگاهی در ایران: هدف از دو سو&amp;ndash; بهار ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این نوشته تا حال راهی دراز را طی کرد تا به این قسمت حاضر رسید، که مقصد قسمت&amp;zwnj;های قبلی این بخش است. هدف توالی تمامی قسمت&amp;zwnj;های گذشته این نوشته این است که نشان داده شود با وجودی که عبدالکریم سروش و ابوالحسن بنی صدر در بهار سال ۱۳۵۹ به دو جناح متقابل در درون ساختار قدرت متعلق بودند؛ ولی هر دو نفر در ایجاد تغییر اساسی در ساختار&amp;zwnj;های علمی و دگرگونی بنیادی در دانشگاه&amp;zwnj;ها در جهت اسلامی / توحیدی کردن آن&amp;zwnj;ها (یک انقلاب فرهنگی) مشابهت نظر داشتند. یکی به دنبال آن بود که &amp;laquo;دانشگاه&amp;zwnj;ها عطر و بوی اندیشه اسلامی به خود بگیرند.&amp;raquo; و دیگری می&amp;zwnj;خواست &amp;laquo;علم را با توقعات توحید (اسلام) دمساز کند&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این رویکردهای مقابله با ساختارهای علمی و دانشگاهی در حالی بود که هر دو نفر دانشاموختگان دانشگاه تهران (مادر دانشگاه&amp;zwnj;های ایران) بودند و با استفاده از بورس&amp;zwnj;های دولتی برای ادامه تحصیل به دانشگاه&amp;zwnj;های معتبر به اروپا اعزام شده بودند. آن دو نفر، در دوران تحصیل در دانشگاه&amp;zwnj;های اروپایی، که برای تحصیل به آن اعزام شده بودند، موفقیت&amp;zwnj;های برجسته&amp;zwnj;ای به دست نیافتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که ریشه&amp;zwnj;های نظری انقلاب فرهنگی برای تغییر ساختارهای علمی و دانشگاهی در ایران از سوی هر دو جناح درگیر در نزاع قدرت (در سال ۱۳۵۹) به دهه&amp;zwnj;ها قبل از آن بر می&amp;zwnj;گشت. این خود نمونه&amp;zwnj;ای از آنکه برای بررسی و شناخت پدیده&amp;zwnj;های تاریخی گاهی لازم است که راهی طولانی و غیر مستقیم را طی کرد. ولی اگر فقط به دنبال یافتن جواب&amp;zwnj;های ساده در&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ابتدای کار نباشیم، راه خود بگویدت که چون باید شد. این راه ادامه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تغییر از &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; به &amp;laquo;اصول راهنمای اسلام&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; دو دهه بعد تغییر نام پیدا کرده، و در سال ۱۳۷۱ به صورت کتابی با نام &amp;laquo;اصول راهنمای اسلام&amp;raquo; منتشر شده است. نکته&amp;zwnj;های کلیدی و اصلی در هر دو کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; و &amp;laquo;اصول راهنمای اسلام&amp;raquo; یکسان است و شامل است بر بررسی نقش پنج مورد اصلی یعنی: توحید، بعثت، امامت، عدالت و معاد.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان موضوع طبقه بندی آنتاگونیستی کفر (سلطه / زور) و اسلام (توحید) برای تمام افراد، گروه&amp;zwnj;ها و جامعه&amp;zwnj;ها در دو کتاب مشترک است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در یک بررسی مشروح&amp;zwnj;تر خواهیم دید که در کتاب &amp;laquo;اصول راهنمای اسلام&amp;raquo; که بر مبنای توضیح&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اصول پنج گانه قبلی (مشروح در کتاب اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی)، در سال ۱۳۷۱ منتشر شده است؛ ولی در کتاب دوم دیگر حتی یک کلمه صحبت از تشکیل حکومت اسلامی در جهت ایجاد جامعه توحیدی در جهان نیست، در حالی که تشکیل حکومت اسلامی {در جهان} موضوع اصلی ناشی از عملکرد&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان پنج اصل در کتاب &amp;laquo;اصول پایه&amp;raquo; است. به همین ترتیب در کتاب جدید دیگر اشاره&amp;zwnj;ای به وضعیت کشور&amp;zwnj;های نمونه تحت سلطه کفر یعنی آلمان و فرانسه هم نمی&amp;zwnj;شود. یک بررسی جامع&amp;zwnj;تر از این دگردیسی از موضوع &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; به موضوع &amp;laquo;اصول راهنمای اسلام&amp;raquo; نیاز به بخش مستقلی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;درگیری&amp;zwnj;های درون ساختار قدرت و انقلاب فرهنگی اول &amp;ndash; بهار ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان طوری که در ابتدای این بخش گفته شد سطح سوم از عملکرد انقلاب فرهنگی اول در بهار ۵۹ مربوط به اختلاف&amp;zwnj;های جناحی در داخل خود ساختار قدرت بود. در پائیز ۵۸ (به دنبال سقوط دولت موقت بازرگان) یک جناح بندی تازه در داخل ساختار قدرت ایران تشکیل شده بود. این دو جناح در آن دوران در یک رقابت شدید قدرتی به شکل یک دوئل درگیر شده بودند. لیست اعضای شورای انقلاب در این دوران در بخش قبلی بررسی شد. شورای انقلاب از نیمه بهمن ۵۸ حالتی ویژه به خود گرفت. اکثریت اعضای آن شورا وابسته به حزب جمهوری زیر رهبری آیت الله بهشتی بودند؛ ولی رئیس شورا، از جناح دوم، از نیمه بهمن ۵۸ خود در آن شورا در اقلیت بود. این دو جناح رقیب و متعارض در داخل شورای انقلاب در مقطع بهار ۵۹ دو نظر متفاوت نسبت به نحوه اجرای انقلاب فرهنگی داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جناح اکثریت در شورای انقلاب از انقلاب فرهنگی بهار ۵۹ حداقل سه هدف روشن را دنبال می&amp;zwnj;کرد: هدف اول، تسلط تفکرهای جناح سنتی بر کل جامعه و دانشگاه&amp;zwnj;ها و به وجود آوردن زمینه برای تسلط حوزه&amp;zwnj;های علمیه بر ساختارهای دانشگاهی، علمی و آموزش عالی کل کشور. جمله معروف سروش یعنی &amp;laquo;دانشگاه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;باید سراپا عطر و بوی اندیشه اسلامی را به خودشان بگیرند&amp;raquo; تبلور همین هدف بود. هدف دوم، محو آخرین پایگاه&amp;zwnj;های عملکردی گروه&amp;zwnj;های دانشجویی / استادی مستقل از حکومت (ناخودی&amp;zwnj;ها)، از طریق بستن طولانی مدت دانشگاه&amp;zwnj;ها و اخراج کامل و نهایی استادان و دانشجویان دگراندیش. هدف سوم، تضعیف جناح دوم در داخل ساختار قدرت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از شروع بهار ۵۹، یعنی مرحله دوم از دوئل قدرت، تفاوت در عملکرد دو جناح قدرت آشکار&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شد. جناح حزب جمهوری (جناح اول)، بعد از شکست شدید در انتخابات رئیس جمهوری تجدید سازمان کرده، و برای فاتح شدن در مرحله دوم از دوئل قدرت با برنامه ریزی عملیاتی جدیدی به میدان &amp;zwnj;آمد. از این مرحله به بعد بهشتی خود را به پشت صحنه منتقل می&amp;zwnj;شودو چهره&amp;zwnj;های دیگری در جلو صحنه قرار می&amp;zwnj;گیرند. با بازگشت به گذشته دیده می&amp;zwnj;شود که جناح حزب جمهوری با هدف گذاری&amp;zwnj;های روشن تری عمل می&amp;zwnj;کرد، حتی اگر فرد با آن هدف&amp;zwnj;های حزب جمهوری و رویه&amp;zwnj;های اجرای آن&amp;zwnj;ها موافق نباشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این مرحله به نظر می&amp;zwnj;رسد رهبر جناح دوم رویه&amp;zwnj;ای بسیار متفاوت از جناح اول (حزب جمهوری) را دنبال می&amp;zwnj;می کرد. او برد در انتخابات رئیس جمهوری بهمن ۵۸ (با وجود تمامی اتفاق&amp;zwnj;های مربوط به آن، به شرح بخش ۱۴ از این مجموعه) را به تمام به حساب درایت و کیفیت نظرات خاص معروف خود به &amp;laquo;اندیشه راهنما&amp;raquo; گذاشته بود. به نظر می&amp;zwnj;رسد که او در این دوران تصور می&amp;zwnj;کرد، با ادامه&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان رویه قبلی خود، مرحله&amp;zwnj;های بعدی رقابت در ساختار قدرت را هم به&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سادگی مرحله اول (انتخابات رئیس جمهوری در بهمن ۵۸) را خواهد برد. خطابه&amp;zwnj;های کلی او در طول بهار سال ۱۳۵۹ شبیه به آن بود که او خود را برای تبلیغات پیش انتخابات دوره دوم رئیس جمهوری، یعنی چهار سال بعد، آماده می&amp;zwnj;کرد. البته مشاهده این روند&amp;zwnj;ها اینک با نگاه به گذشته و با توجه به اطلاعات به دست آمده با سهولت نسبی صورت می&amp;zwnj;گیرد و در آن دوران این مسایل به این روشنی نبوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نوار آیت: خرداد ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حسن آیت، یکی از تند رو&amp;zwnj;ترین افراد کلیدی حزب جمهوری و عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان قانون اساسی، در یک جلسه خصوصی به اهداف متفاوت از طراحی و اجرای برنامه انقلاب فرهنگی اشاره کرده بوده است. شخصی که با یکی از سازمان&amp;zwnj;های سیاسی مخالف حزب جمهوری (مجاهدین؟) ارتباط داشت این صحبت&amp;zwnj;های حسن آیت را بدون اطلاع او ضبط کرده بود. این صحبت&amp;zwnj;های ضبط شده، در آخر خرداد ۵۹، زیر عنوان &amp;laquo;نوار آیت&amp;raquo; به روزنامه&amp;zwnj;ها کشیده شد. بر مبنای محتوی آن نوار به نظر می&amp;zwnj;رسد که این جلسه گفتگوی خصوصی با حسن آیت مدتی بعد از شروع رسمی انقلاب فرهنگی (در نیمه اول خرداد 59 ؟) برگزار شده بود. در بعضی از منابع، از شخصی به نام &amp;laquo;عزت الله کفایتی&amp;raquo; به عنوان عامل نفوذی نام برده شده که نوار آیت را ضبط و منتقل کرده بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع وجود نوار آیت، که برای مدتی مخفی نگاه داشته شده بود. متن این نوار برای اولین بار در روزنامه انقلاب اسلامی روز ۲۸ خرداد ۱۳۵۹ (دو ماه بعد از شروع اجرایی انقلاب فرهنگی) منتشر شد. بعد از انتشار بخش&amp;zwnj;هایی از این نوار، مشخص شد که حسن آیت به موضوع&amp;zwnj;های متعددی از جمله هدف سوم انقلاب فرهنگی در رابطه با رقابت و بحران بین جناح&amp;zwnj;های درگیر در ساختار قدرت هم اشاره کرده بود. در آن زمان به آن بخش از نوار آیت، که در رابطه با درگیری در ساختار قدرت و تضعیف جناح دوم در داخل شورای انقلاب بود، تاکید بیشتری شد، و به بخش&amp;zwnj;های دیگر توجهی نشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتشار متن بخشی از نوار آیت توسط روزنامه &amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; با واکنش شدید روزنامه جناح رقیب، یعنی روزنامه &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo;، روبرو شد. کش و واکش بین روزنامه&amp;zwnj;های دو جناح برای مدتی ادامه یافت. به این ترتیب انتشار نوار آیت زمینه شروع یک آتشباری گسترده بین دو جناح را فراهم آورد. با بررسی مجدد اطلاعات از آن زمان در جهت یاقتن روند&amp;zwnj;های تاریخی، اینک اشکار می&amp;zwnj;شود که آتشباری&amp;zwnj;های دو جناح در بهار ۱۳۵۹، که زمینه&amp;zwnj;های آن از قبل وجود داشت، خود نشانه آن بود که آن دو جناح به طرف یک درگیری تمام عیار می&amp;zwnj;رفتند. درگیری گسترده&amp;zwnj;ای که یک سال بعد، در طول بهار ۶۰، در عمل صورت گرفت و در انتهای بهار ۶۰ به انفجار در ساختار قدرت منجر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جریان سوم: سعی در توسعه شکاف بین دو جناح در ساختار قدرت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساختار درگیری بین دو جناح ساختار قدرت از بهار ۵۹ به بعد شکل عوض می&amp;zwnj;کرد. ورود جریان سومی در این دوران به شکل روشن تری مطرح می&amp;zwnj;شد. با نگاهی به گذشته به نظر می&amp;zwnj;رسد که از بهار ۵۹ به بعد مجاهدین (به عنوان یک گروه سوم) سعی در توسعه شکاف بین دو جناح درون ساختار قدرت داشتند و به این آتش&amp;zwnj;بازی بین جناحی می&amp;zwnj;دمیدند (مثل آشکار کردن موضوع نوار آیت از طریق در اختیار گذاشتن آن به روزنامه انقلاب اسلامی؟). بعضی قرائن نشان می&amp;zwnj;دهد که آن&amp;zwnj;ها امید آن داشتند که، ادامه آتش&amp;zwnj;بازی&amp;zwnj;های بین دو جناح درون ساختار قدرت، منجر به شکاف کامل بین دو جناح درون ساختار قدرت شود و زمینه&amp;zwnj;های مورد نیاز در جهت توسعه عملکرد توسط خود آن&amp;zwnj;ها را به وجود بیاورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کل این عملکرد&amp;zwnj;های بسیار پیچیده نقش&amp;zwnj;های کلیدی در زمینه سازی برای انفجار قدرت در بهار ۶۰ را داشت. این موضوع&amp;zwnj;های به شدت پیچیده و رابطه بین عملکرد&amp;zwnj;ها، برخی مخفی و برخی علنی، در غوغای آن زمان برای مردمان معمولی روشن نبود؛ ولی یک بررسی تاریخی اینک روشن می&amp;zwnj;کند که با قطبی شدن عملکرد جناح&amp;zwnj;ها در طول سال ۵۹، جنگ قدرت می&amp;zwnj;رفت که اجتناب ناپذیر شود. دیده می&amp;zwnj;شود که انفجار در ساختار قدرت در بهار ۶۰ یک شبه زائیده نشد. تولد آن موجود حاصل عملکردهای بسیار پیچیده&amp;zwnj;ای در طول یک دوره زمانی طولانی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پارادوکس&amp;zwnj;های نظری و عملیاتی در رابطه با انقلاب فرهنگی اول&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اینک آشکار به نظر می&amp;zwnj;رسد که هدف&amp;zwnj;های سه گانه جناح اول (حزب جمهوری) در رابطه با انقلاب فرهنگی بهار ۵۹، برای خود آن&amp;zwnj;ها روشن و برنامه ریزی شده بود. برای مثال هر چند سروش و آیت مورد&amp;zwnj;های مشترک کمی با هم داشتند؛ ولی عملکرد&amp;zwnj;های آن در چهارچوب سیاسی&amp;zwnj;های جناح اول در جهت اجرای انقلاب فرهنگی هماهنگ به نظر می&amp;zwnj;رسید. عبدالکریم سروش بخش نظری انقلاب فرهنگی را هدایت می&amp;zwnj;کرد تا دانشگاه&amp;zwnj;ها باید عطر و بوی اندیشه اسلامی بگیرند؛ ولی حسن آیت بخش سیاسی آن را پیش می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رهبر جناح دوم در این دوران در رابطه با اجرای انقلاب فرهنگی بهار ۵۹ در یک پارادوکس نظری - عملیاتی قرار داشت. از منظر نظری (ذهنی و توجیهی)، او از سال&amp;zwnj;ها قبل خود مبلغ توحیدی (اسلامی) کردن اندیشه&amp;zwnj;های دانشگاهی بود و برای مثال او نوشته بود که در جهت ایجاد حکومت اسلامی در جهان &amp;laquo;علم را در چهارچوب توقعات سلطه مهار نمی&amp;zwnj;کنیم، بلکه با توقعات توحید دمسازش می&amp;zwnj;کنیم....&amp;raquo;. با این وجود، بسته شدن دانشگاه&amp;zwnj;ها، در مقطع بهار ۵۹ و در دورانی که درگیری در ساختار قدرت به طرف قطبی شدن و جنگ نهایی قدرت پیش می&amp;zwnj;رفت، دیگر مطلوب نظر او نبود.مقاله حمید فرهنگ این موضوع را جامع تر بررسی کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جناح دوم تشکیلات و انجمن دانشجویی هوادار خود در سطح دانشگاه&amp;zwnj;ها نداشت که غم بسته شدن تشکیلات خودش در اثر اجرای برنامه انقلاب فرهنگی را داشته باشد؛ از طرف دیگر تشکیلات دانشجویی مستقل هم رابطه خوبی با رهبری جناح دوم به عنوان یکی از بانیان حصار اجتماعی نداشتند. ولی در بهار ۵۹ بسته شدن دانشگاه&amp;zwnj;ها و خارج شدن سازمان&amp;zwnj;های دانشجویی مستقل از صحنه دانشگاه&amp;zwnj;ها به نفع جناح دوم نبود. این اقدام منجر به تسلط کامل سازمان&amp;zwnj;های سیاسی مربوط به جناح اول (حزب جمهوری) در تمامی سطح دانشگاه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شد و از این طریق در عملکرد ساختار کل جامعه هم تاثیر می&amp;zwnj;گذاشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب اجرای سریع انقلاب فرهنگی در سال ۵۹ و بستن دراز مدت دانشگاه&amp;zwnj;ها جز برنامه&amp;zwnj;های جناح اول (حزب جمهوری) بود؛ ولی این روند مسلما به نفع جناح دوم در رقابت قدرتی با جناح حزب جمهوری و در دوئل با بهشتی نبود. در نتیجه موضوع بسته شدن دانشگاه&amp;zwnj;ها، در مقطع بهار ۵۹ و با توجه به درگیری جناحی پیش رو، در عمل به نفع رهبری جناح دوم نبود. همزمانی رویکرد&amp;zwnj;های این دو جنبه نظری و عملی در رابطه با انقلاب فرهنگی در دو جهت مخالف پایه&amp;zwnj;های این پارادوکس را می&amp;zwnj;ساختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قبلا دیدیم که سیاست&amp;zwnj;های رضا شاه و محمدرضا شاه هم با پاردوکس همراه بود. در بهار ۵۹ پارادوکس نظری &amp;ndash; عملیاتی برای انقلاب فرهنگی تنها پارادوکس موجود در آن زمان نبود. اعضای شورای انقلاب خود عملکردهای ویژه&amp;zwnj;ای را داشتند که زمینه&amp;zwnj;های پارادوکس&amp;zwnj;های دیگر را فراهم می&amp;zwnj;آورد. یک پارادوکس دیگر این بود که چند سال قبل از آن رئیس شورای انقلاب در کتابی به روشنی نوشته بود که &amp;laquo;هم کفر امام دارد و هم توحید. اما در کفر امام نماینده گروهی است که قدرت را قبضه کرده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo; آن کتاب به دموکراسی&amp;zwnj;های غربی در فرانسه و آلمان ایراد گرفته و آن&amp;zwnj;ها را نظام کفر و سلطه در نظر گرفته بود؛ ولی آن کتاب در بیان موردی شبیه به وضعیت در ایران در زمان انقلاف فرهنگی چیزی ننوشته بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;موج سواری در دریای متلاطم- بهار ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مجموعه این پارادوکس&amp;zwnj;های نظری و عملیاتی بود که سبب می&amp;zwnj;شد رهبر جناح دوم از یک طرف از تصمیمم&amp;zwnj;های رسمی جناح اکثریت در شورای انقلاب (به رهبری بهشتی) در مورد انقلاف فرهنگی و بستن دانشگاه&amp;zwnj;ها انتقاد کند، چون خود او در اقلیت&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان تصمیم گیری&amp;zwnj;ها بود؛ به دلایلی که شرح داده شد. در این راستا او از توپخانه روزنامه انقلاب اسلامی و از ستون&amp;zwnj;های سرمقاله و کارنامه در آن زمان به صورت ایهامی به سوی رهبران حزب جمهوری اسلامی شلیک می&amp;zwnj;کرد. ولی از طرف دیگر او سعی می&amp;zwnj;کرد به عنوان یک مقام اجرایی (رئیس جمهور هنوز بدون کابینه) بر موج به وجود آمده در پی فراخوان شورای انقلاب برای انقلاب فرهنگی سوار شود؛ و در عمل تصمیم&amp;zwnj;های شورای انقلاب مبنی بر تعطیل دانشگاه&amp;zwnj;ها را آن گونه که اجرایی کند؛ که به نظر برسد که به واقع این خود او است که تصمیم&amp;zwnj;های نهایی را می&amp;zwnj;گیرد. این پدیده&amp;zwnj;ای بود که برخی در آن زمان آن را همچون موج سواری در دریای متلاطم سیاسی ایران خواندند.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان کسانی پیش&amp;zwnj;بینی کردند که موج سوار در مرحله بعد خود گرفتار موج خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان رویه سعی می&amp;zwnj;شد که گروه&amp;zwnj;های دانشجویی مستقل از دولت را از خطرات تفوق جناح حزب جمهوری در رقابت قدرتی پیش رو بترسانند. در این رابطه ابائی نبود که حتی با رهبران بعضی سازمان&amp;zwnj;های دانشجویی غیر دولتی هم جلسه&amp;zwnj;هایی وجود&amp;nbsp;داشته باشد. این جلسات معمولا به شکلی صورت می&amp;zwnj;گرفت که علنی نباشد؛ ولی در عین حال خبر آن به گوش روزنامه&amp;zwnj;ها برسد. شبیه حالت دولت بازرگان، سعی می&amp;zwnj;شد به سازمان&amp;zwnj;های دانشجویی غیر دولتی تفهیم شود که به نفع خودشان است به کوپن&amp;zwnj;شان قانع باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دموکراسی با چاشنی ایرانی- تابستان ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مقطع بهار ۵۹ جناح حزب جمهوری به رهبری آیت الله بهشتی اکثریت را در شورای انقلاب در دست داشت ولی رهبر جناح دوم که عنوان رئیس شورای انقلاب را داشت، در اقلیت این شورا بود. رهبر جناح دوم تمایلی هم به همراهی به اجرای نظرات جناح اکثریت در شورای انقلاب که در اختیار حزب جمهوری بود، نداشت. این دو جناح متعارض در درون و بیرون شورای انقلاب دائم به مانور قدرت علیه یکدیگر اقدام می&amp;zwnj;کردند. کشمکش&amp;zwnj;ها بین این دو جناح در داخل و خارج شورای انقلاب ادامه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تصمیم&amp;zwnj;های شورای انقلاب همیشه در پشت در&amp;zwnj;های بسته و در خفا گرفته می&amp;zwnj;شد. در نتیجه در بهار ۵۹ از منظر بیرونی مرز بین اقلیت و اکثریت آن شورا در آن زمان برای جامعه روشن نبود. اعضا و جناح&amp;zwnj;های شورای انقلاب، در ادامه&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان درگیری در درون شورای انقلاب و مخفی&amp;zwnj;کاری در برون آن، برای حمله به یکدیگر در سطح جامعه از رویه&amp;zwnj;های ایهامی معروف به &amp;laquo;به در می&amp;zwnj;گویم تا دیوار گوش کند&amp;raquo; استفاده می&amp;zwnj;کردند. خواهیم دید که چند ماه بعد در تابستان ۵۹ و به دنبال تشکیل مجلس اول شکل این رویه حمله&amp;zwnj;های ایهامی عوض شد و حمله&amp;zwnj;های دو جناح شکل&amp;zwnj;های روشن تری به خود گرفتند. فقط در آن زمان بود که برای مردم (دور از ساختار قدرت) مشخص شد که آن حمله&amp;zwnj;های ایهامی قبلی، به واقع، چه معنی&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;داده&amp;zwnj;اند و چه کسانی را هدف گرفته بودند. رندی در&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دوران گفت که &amp;laquo;این دموکراسی با چاشنی ایرانی است&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;b&gt;پی نوشت بخش هفدهم:&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این بخش، به دلیل طولانی بودن خود مطلب (بررسی انقلاب فرهنگی)، امکان نوشتن بخش مستقل به عنوان &amp;laquo;پی نوشت&amp;raquo; را نمی دهد. مطالب پی نوشت این بخش را در بخش بعدی دنبال خواهم کرد. بخش هفدهم این مجموعه در اینجا به پایان می&amp;zwnj;رسد. قسمت بعدی به دنبال می آید. بخش&amp;zwnj;های قبلی این مجموعه نوشته در وب سایت رادیو زمانه به شرح زیر قابل دسترس است.&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-US&quot;&gt;&lt;o p=&quot;&quot;&gt;&lt;/o&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C">آیت الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1485">انقلاب فرهنگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3691">عبدالکریم سروش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3692">علم اسلامی</category>
 <pubDate>Fri, 24 Jun 2011 15:40:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">4913 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سخنان آیت‌الله خامنه‌ای و کنایه‌های روشن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/06/07/4547</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/06/07/4547&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سراج‌الدین میردامادی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;314&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/654956_orig.jpg?1307552484&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای رهبر جمهوری اسلامی در سالگرد فوت بنیانگذار جمهوری اسلامی در بهشت زهرا به ایراد سخنانی پرداخت که تحلیل&amp;zwnj;گران سیاسی در پی آن به دنبال مصادیق و نمونه&amp;zwnj;های آن می&amp;zwnj;گردند؛ به&amp;zwnj;ویژه در خصوص عدالت و رفتار عادلانه با مخالفین نظام.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110605_Akbarein.mp3&quot;&gt;&lt;img width=&quot;273&quot; height=&quot;31&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_0_22.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدجواد اکبرین روزنامه&amp;zwnj;نگار و دین پژوه نخست از او پرسیده&amp;zwnj;ام: منظور آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای از این تعابیر چیست؟ این که به نام &amp;laquo;انقلابی&amp;zwnj;گری&amp;raquo; و به نام &amp;laquo;عدالت&amp;zwnj;خواهی&amp;raquo; نباید مخالفینی را که به اصل نظام و اسلام اعتقاد دارند زیر پا له کرد، خطاب به چه کسانی است؟ همچنین منظور آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای از توصیه به هواداران خود، در عدم حمله به این طیف، چه گروه و دسته&amp;zwnj;ای را در برمی&amp;zwnj;گیرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;محمدجواد اکبرین:&lt;/strong&gt; تصور من این است که دائرة&amp;zwnj;العمارف کلمات مورد استفاده رهبر جمهوری اسلامی در طول ۲۲ سال رهبری ایشان، کلماتی بسیار شفاف با ترجمه&amp;zwnj;هایی شفاف است. من معتقدم تقریباً کمتر سیاستمداری را می&amp;zwnj;&amp;zwnj;توان یافت که بشود تا این حد  کلماتش را به طور شفاف&amp;zwnj; واژه&amp;zwnj;&amp;zwnj;شناسی کرد و در تحلیل&amp;zwnj;ها از آن استفاده کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای خامنه&amp;zwnj;ای هرجا صحبت از دشمن می&amp;zwnj;کند، مرادش کسانی هستند که متفاوت با او فکر می&amp;zwnj;کنند و براساس فکر خودشان عمل می&amp;zwnj;کنند. آنجایی که ایشان می&amp;zwnj;گوید آزادی در کشور هست و مخالفان آزادند، منظور ایشان مخالفانی است که فکرشان مخالف است، اما دست به سیاه و سفید نمی&amp;zwnj;زنند و مخالف و مزاحم آیت&amp;zwnj;الهی خامنه&amp;zwnj;ای و منویات و سیاست&amp;zwnj;های ایشان نیستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این بار ایشان در بهشت زهرا وقتی صحبت از رفتار با مخالفان می&amp;zwnj;کند، به این معنا که نباید آن&amp;zwnj;ها را زیر پا له کرد و رفتار غیرعادلانه با آن&amp;zwnj;ها داشت، به طور مشخص کسانی هستند که مخالف ایشانند، ولی اراده یا توانی ندارند برای این که مخالف منویات ایشان عمل کنند.&lt;br /&gt;
.&lt;br /&gt;
این بار مراد ایشان به طور مشخص دولت جمهوری اسلامی است. ایشان با این سخنش اعلام کرده است که حامیان رهبری نظام که مخالفان دولت کنونی  در میان محافظه&amp;zwnj;کاران هستند و اصلاً هیچ ربطی به جنبش سبز یا معترضان دوسال اخیر ندارند، دولت را له یا نابود نکنند و در انتقادات خود حرمت دولت را نگهدارند. چرا؟ چون دولت اگرچه در رفتارها و سلیقه&amp;zwnj;هایش مخالف منویات آقای خامنه&amp;zwnj;ای است، اما در نهایت توانایی غلبه بر اراده آیت&amp;zwnj;الهف خامنه&amp;zwnj;ای را ندارد و مانند معترضان دوسال اخیر دست به عمل&amp;zwnj;هایی از جنس مزاحمت برای ایشان نمی&amp;zwnj;زند و یا اگرهم بخواهد بزند، توانایی&amp;zwnj;اش را ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا می&amp;zwnj;شود این گزاره آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای را این گونه&amp;zwnj; برداشت کنیم که از منظر او کسانی را که به اسلام و نظام اعتقاد ندارند، می&amp;zwnj;شود مورد ایذا و آزار قرار داد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای خامنه&amp;zwnj;ای با کسانی که به اسلام و نظام اعتقاد ندارند، تا آنجایی که مزاحم سیاست&amp;zwnj;های او در عمل نباشند، مشکلی ندارد. اگر یادتان باشد، ایشان مرحوم داریوش فروهر را توصیف کرده بود به &amp;laquo;دشمن نجیب&amp;raquo;. مراد ایشان از نجابت عدم مزاحمت بود. یعنی اگر مرحوم داریوش فروهر قدمی یا عملی در مزاحمت با رفتارها و سیاست&amp;zwnj;های آقای خامنه&amp;zwnj;ای برمی&amp;zwnj;داشت، نه تنها دیگر &amp;laquo;دشمن نجیب&amp;raquo; نبود، بلکه از بزرگ&amp;zwnj;ترین&amp;zwnj; دشمنان نظام جمهوری اسلامی اعلام می&amp;zwnj;شد و تاوانش را هم در حیات خودش پس می&amp;zwnj;داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یعنی زندان و شکنجه همان طور که شامل حال مرحوم عزت&amp;zwnj;الهع سحابی و بسیاری دیگر از فعالان سیاسی شد، شامل ایشان هم می&amp;zwnj;شد؛ گرچه در مرگش کشید آنچه نباید می&amp;zwnj;کشید. در این ماجرا هم موضوع همین است. یعنی از نظر آقای خامنه&amp;zwnj;ای مخالفان نظام نباید وارد حوزه مزاحمت برای ایشان شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در بخش دیگری از سخنان آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای، نقل قولی از بنیانگذار جمهوری اسلامی آمده است که به همه توصیه می&amp;zwnj;کردند که &amp;laquo;مغرور نشوید و خودمان را بالاتر از مردم ندانیم و خودمان را بالاتر از انتقاد ندانیم و بی&amp;zwnj;عیب ندانیم و اشتباه و خطا را بپذیریم&amp;raquo;. این بخش از صحبت&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الهر خامنه&amp;zwnj;ای را واجد تعریض به چه جریان سیاسی می&amp;zwnj;دانید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش&amp;zwnj;های اول سخن ایشان که در دو پرسش پیشین شما به آن&amp;zwnj; پرداختیم، نوعی مهار هجوم به دولت بود. دولتی که در مقاطعی نافرمانی کرده و در مقابل نیز بسیار به آن حمله شده، اما دیگر تنبیه شده و بس است. در حالی که اکنون دیگر دارند له&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;کنند. حالا در این مرحله ایشان باید به نوعی به دولت تذکر و هشدار دهد تا حواسش را جمع کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;133&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/222458_1329621896354_1705197708_580333_3202613_n_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بحث این همه ادبیات مبتنی بر غرور و خودپسندی از سوی ایشان، این که مسئولان تراز اول نظام هم باید عیب خود را بپذیرند، در واقع تذکری است به دولت که اگر در میان اصولگرایان و مخالفان شما کسانی هستند که شما را نقد می&amp;zwnj;کنند، علیه شما سخنانی می&amp;zwnj;گویند و یا ایراد شما را می&amp;zwnj;گیرند، شما هم گوش دهید و یک&amp;zwnj;جاهایی بگویید چشم و حرف آن&amp;zwnj;ها را بپذیرید تا این هجوم را متحمل نشوید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بخش دیگری از سخنان آیت&amp;zwnj;&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای اشاره به حوادث کشورهای شمال آفریقا و انقلاب&amp;zwnj;های دنیای عرب داشت. او اشاره کرد به این که هرجا حرکت اسلامی&amp;zwnj;ـ مردمی و ضد آمریکایی&amp;zwnj;ست، ما با این حرکت همراهی می&amp;zwnj;کنیم و اگر در جایی ببینیم حرکتی با تحریک آمریکایی&amp;zwnj;ها به راه افتاده است، با آن همراهی نمی&amp;zwnj;کنیم. به نظر می&amp;zwnj;رسد این اشاره&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای به حوادث سوریه باشد. این تناقض در کلام رهبری جمهوری اسلامی در خصوص اعتراضات دنیای عرب را چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی شما به موج حرکت&amp;zwnj;های منطقه نگاه می&amp;zwnj;کنید، وجه مشترک تمامی این حرکت&amp;zwnj;ها آزادی&amp;zwnj;خواهی و رهایی از دیکتاتوری است. اتفاقی که از تونس شروع شد، به مصر رسید و بعد همچنان در تک تک این کشورها دارد تجربه می&amp;zwnj;شود. بزرگ&amp;zwnj;ترین و صادقانه&amp;zwnj;ترین گواه این خواهش و خواسته مردم این است که دارند به پایش خون می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این حرف بسیار عاری از انصاف است که مردمی را که هر روز از صبح تا شام خون می&amp;zwnj;دهند، زندان می&amp;zwnj;روند، شکنجه می&amp;zwnj;شوند، آن&amp;zwnj;هم تنها برای این که بگویند ما یک حکومت دیکتاتوری را نمی&amp;zwnj;خواهیم، نسبت دهند به تحریک آمریکا.&amp;zwnj; کلام آیت&amp;zwnj;الهک خامنه&amp;zwnj;ای در حمایت از حرکت&amp;zwnj;های منطقه، کلامی تبعیض&amp;zwnj;آمیز است. یعنی آنجایی که با منافع ایشان سازگار باشد، اگر یکنفر هم کشته شود، ایشان می&amp;zwnj;آید و سخنرانی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما اگر با منافع ایشان سازگار نباشد، مانند سوریه&amp;zwnj; که تا امروز هزار و صد کشته و بیش از ده&amp;zwnj;هزار زندانی داده و گزارش&amp;zwnj;های شکنجه در زندان&amp;zwnj;هایش امروز رسانه&amp;zwnj;ها را پر کرده است، ایشان بازهم با این جمله بسیار عادی که این اتفاق&amp;zwnj;ها به تحریک آمریکا انجام شده، از همه&amp;zwnj;چیز چشم می&amp;zwnj;پوشد و جمهوری اسلامی را از هرگونه همکاری با مردم این کشور منع می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای&amp;zwnj;کاش منع می&amp;zwnj;کرد. گزارش&amp;zwnj;هایی وجود دارد که هنوز کذبش اثبات نشده، اما متأسفانه نشانه&amp;zwnj;هایی بر صدقش وجود دارد. این که جمهوری اسلامی برای حفظ مصالح خود نیروهای پاسدارش را برای سرکوب مردم سوریه به آنجا می&amp;zwnj;فرستد و امروز سپاه پاسداران ایران شریک سرکوب مردم سوریه است. همانطور که شما در پرسش&amp;zwnj;تان مطرح کردید، رمز تناقض و تبعیض در نوع نگاه به حرکت&amp;zwnj;های منطقه، فقط در این است که همه چیز بر مدار منافع و مصالح رهبر جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;در این روزها در جنبش سبز و در میان نیروهای اصلاح&amp;zwnj;طلب برخی سخن از مصالحه و مذاکره با حاکمیت را مطرح می&amp;zwnj;کنند. آیا در سخنان دیروز آیت&amp;zwnj;الهی خامنه&amp;zwnj;ای پاسخی به این نداهای سرداده شده در میان جبهه مخالفان حاکمیت هم مشاهده شده است یا نه؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نکته&amp;zwnj;ای هم در سخنان ایشان وجود داشت که من آن را پاسخی می&amp;zwnj;دانم به کسانی که در این روزها در جنبش سبز موضوع مصالحه و یا به نوعی دیگر موضوع مذاکره را مطرح کرده&amp;zwnj;اند. توجه داشته باشید که در این دوسال اخیر حرکتی بسیار فراگیر انجام شده است که اگرچه پس از ماه&amp;zwnj;های اول رسانه&amp;zwnj;های نظام هربار به هر بهانه&amp;zwnj;ای آن حرکت را تمام شده خواندند، اما ۲۵ بهمن سال گذشته نشان داد که این حرکت تمام نشده است و با اندک جرقه&amp;zwnj;ای دوباره این شعله فراگیر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پاسخ به پاره&amp;zwnj;ای از اظهارات، رهبر جمهوری اسلامی این جمله را به کار برد که &amp;laquo;مردم در سال ۸۸ به خیابان&amp;zwnj;ها آمدند و یک غائله&amp;zwnj;ای را تمام کردند&amp;raquo;. البته طبیعی است که ایشان نام این حرکت را جنبش نگذارد یا نامش را انتقاد و مطالبه&amp;zwnj;ا&amp;zwnj;ی عمومی و فراگیر نگذارد، حداقل احترام بگذارد به همان ۱۴ میلیون- به قول خودشان- نگاه مخالف که به آقای موسوی رأی داده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما ایشان برای توصیف آن از واژه &amp;laquo;غائله&amp;raquo; استفاده می&amp;zwnj;کند. یعنی انگار عده&amp;zwnj;ای ریختند به خیابان و غائله&amp;zwnj;ای را برپا کردند؛ عده&amp;zwnj;ای که اصلاً معلوم نیست چه کسانی هستند و اسم&amp;zwnj;شان چیست و بعد هم مردم رفتند و آن غائله را خواباندند. من فکر می&amp;zwnj;کنم فعالان جنبش سبز و تحلیل&amp;zwnj;گران سیاسی باید این سخن آقای خامنه&amp;zwnj;ای را جدی بگیرند و باور کنند که شرایط برای مذاکره و مصالحه اصلاً هموار نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چون مصالحه دو سو دارد و یکسوی این مصالحه حتی در روزی که همه ما عزادار فرزند عزت&amp;zwnj;الله سحابی هستیم که مظلومانه در تشییع پدرش کشته شد، باز زخم زبان می&amp;zwnj;زند و حرکت و اعتراض دوساله مردم را غائله می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/06/07/4547#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C">آیت الله خامنه ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C">آیت الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C">جمهوری اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%86">محمد جواد اکبرین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Tue, 07 Jun 2011 13:41:13 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4547 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تقوی و مهار قدرت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/04/18/3333</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/04/18/3333&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مروری بر تجربه انقلاب ۱۳۵۷        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    میثم بادامچی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;226&quot; height=&quot;170&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/090503103404_banisadr-20.jpg?1303241225&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر گویا در کنار ابراهیم یزدی و صادق قطب&amp;zwnj;زاده یکی از چندنفری است که در دوران اقامت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس نقش مهمی در تنظیم محتوای مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی با خبرنگاران غربی داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در قسمتی از نامه&amp;zwnj;ای که ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر خطاب به همسرش حدود یک ماه پس از عزلش توسط آقای خمینی (یا کودتا علیه او به روایت خودش) نوشته آمده است: &amp;laquo;همسر خوش&amp;zwnj;اندیش. می&amp;zwnj;دانم وقتی این سطور را می&amp;zwnj;خوانی سرزنش را آغاز می&amp;zwnj;کنی و می&amp;zwnj;گوئی از&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان دیدار اول با خمینی که بازگشتم بتو نگفتم از این قیافه معنویتی مشهود نیست؟ نگفتم هرچه هست خشونت هست. [...] اما گوش نکردی تا آمد آنچه بر سر تو و همه مردم آمد! وقتی به شرح اشتباهات خود رسیدم، به این امر که ما خود درباره آقای خمینی سانسور می&amp;zwnj;کردیم بازمی&amp;zwnj;گردم. در اینجا تصدیق می&amp;zwnj;کنم راست می&amp;zwnj;گوئی، تو این حرف&amp;zwnj;ها را زدی و هربار که او قولی را زیر پا می&amp;zwnj;گذاشت می&amp;zwnj;گفتی نگفتم این آدم اهل ریاست و فریب می&amp;zwnj;دهد؟ راست است که در پاسخ تو و دیگرانی که جانب تو را می&amp;zwnj;گرفتند، می&amp;zwnj;کوشیدم تا مجنون&amp;zwnj;وار لکه&amp;zwnj;ها را از قیافه او پاک کنم، اما در درونم طوفان بود و به کسی می&amp;zwnj;ماندم که اوراق حیات او را پیشارویش ورق به ورق به باد می&amp;zwnj;دهند. این درد، بزرگ و بزرگ&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شد. آن وقت بزرگ&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شد که می&amp;zwnj;دیدم او [آقای خمینی] درد مرا نمی&amp;zwnj;فهمد. پنداری جز قدرت&amp;zwnj;طلبی واقعیت دیگری وجود ندارد و او در اختلاف با گروه قدرت&amp;zwnj;طلب تنها از میزان قدرتی که در دست &amp;quot;روحانیت&amp;quot; باید باشد، نظر می&amp;zwnj;کرد.&amp;raquo; (بنی&amp;zwnj;صدر، خیانت به امید، سال ۱۳۶۱، ص. ۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در این فراز به تلویح به سانسور سخنان آقای خمینی در پاریس توسط اطرافیان او بر این اساس که خمینی مردی معنوی است و خطا نمی&amp;zwnj;کند، اشاره می&amp;zwnj;کند. در واقع یکی از عللی که انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران به انحراف رفت را می&amp;zwnj;توان تصور عوامانه و ساده&amp;zwnj;اندیشانه انقلابیون آن زمان در مورد مفهوم قدرت و عدم مطالعه این مفهوم در چهارچوب نظریه&amp;zwnj;های سیاست و روان&amp;zwnj;شناسی مدرن دانست. بر مبنای همین رویکرد، سخنان آقای خمینی در دورانی که ایشان در پاریس بودند به مثبت&amp;zwnj;ترین وجه تفسیر می&amp;zwnj;شد و کوشش می&amp;zwnj;شد هیچ لکه کدری از ایشان در برابر چشم خبرنگاران جهانی شکل نگیرد، مبادا که وقوع انقلاب دچار خلل شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
شاید بتوان گفت این سانسور ریشه در تصور نادرست روشنفکران آن زمان از مفهوم &amp;laquo;قدرت&amp;raquo; دارد. روحانیت در ایران شیعی قبل از انقلاب تا حد زیادی وارث جایگاهی بود که در تاریخ صوفیان برای مشایخ&amp;zwnj;شان تراشیده بودند. در فضای عرفان&amp;zwnj;زده ایران، روحانیان چون صوفیان دوره&amp;zwnj;های قبل&amp;zwnj;تر، منبع فیض و برکت برای مردم شمرده می&amp;zwnj;شدند. روشنفکران مذهبی هم با وجود آنکه در غرب درس خوانده بودند و با علوم انسانی مدرن کمابیش آشنایی داشتند، از این تصور اعوجاج&amp;zwnj;دار مصون نبودند. روشنفکران، همانگونه که امروز طرفداران نظریه ولایت فقیه معتقدند، فکر می&amp;zwnj;کردند چون مراجع با تقوی و معنوی هستند، هول دادن&amp;zwnj;شان به سیاست به رهایی از استبداد خواهد انجامید. در کتاب درس تجربه مولف (بنی&amp;zwnj;صدر) در مورد دو سفرش به نجف برای دیدار با آقای خمینی پیش از انقلاب می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;با همین دوربین مثل دورین شما یک فیلمی هم تهیه کردم از محلی که او [آقای خمینی] درس می&amp;zwnj;داد و از اطاق کارش. [...] آن وقت&amp;zwnj;ها هم حالت عاشق را داشتیم دیگر. آدم عیب را که نمی&amp;zwnj;دید و هرچه می&amp;zwnj;دید، حسن می&amp;zwnj;دید. هر عیبی را که می&amp;zwnj;دید به پای حسن می&amp;zwnj;نوشت. من رفتم به مسجدی که درس می&amp;zwnj;داد، زیلوئی [ساده برای نشستن] انداخته بود. خوب من این را به پای درویشی [آقای خمینی] می&amp;zwnj;گذاشتم. [...] در سفر اول آقای محمدباقر صدر را هم دیدم و آقای خوئی را در سفر دوم دیدم. [..] آقای [آیت&amp;zwnj;الله] شاهرودی را دیدم داشت چپق می&amp;zwnj;کشید و می&amp;zwnj;گفت اگر امام زمان را دیدم، از او می&amp;zwnj;خواهم بپرسم این چپقی که می&amp;zwnj;کشم حلال است یا نیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
آن وقت که این وضع را دیدم گفتم دینمان را ملاحظه کن و مرجعش را نگاه کن. بین تمام مسائل دنیا تو وقتی امام زمان را دیدی می&amp;zwnj;خواهی فقط راجع به چپق پرسی؟ مسئله دیگری نیست؟! آن وقت این جور می&amp;zwnj;گفتم. [...] حال یک برداشت دیگری دارم و مقایسه می&amp;zwnj;کنم با این آقایانی که حاکمند، می&amp;zwnj;گویم او یک آدم عارفی بود و می&amp;zwnj;خواست بگوید که این قدر مشکل است اظهار نظر کردن که حتی درباره کشیدن چپق نیز آسان نمی&amp;zwnj;توان نظر داد. او در کشیدن چپق تردید داشت که آیا جایز است یا جایز نیست. حالا این آقایان چه راحت آدم می&amp;zwnj;کشند به نام دین و این چنین سر می&amp;zwnj;برند و آن را جایز می&amp;zwnj;شمارند!&amp;raquo; (درس تجربه، صص ۵۷-۵۶)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
روشنفکران سال&amp;zwnj;های نزدیک به انقلاب، مخصوصاً آن&amp;zwnj;ها که گرایش چپ داشتند دید منفی&amp;zwnj;ای نسبت به روحانیونی که در اصطلاح امروز &amp;laquo;روحانیون سنتی&amp;raquo; (در برابر روحانیون سیاسی) خوانده می&amp;zwnj;شوند داشتند. ادامه سخنان بنی&amp;zwnj;صدر در مورد نحوه مواجه&amp;zwnj;اش با آیت&amp;zwnj;الله خمینی و دعوت از او برای ارائه وارد شدن به سیاست خواندنی است: &amp;laquo;یک نامه&amp;zwnj;ای قبلاً دعائی [حجه&amp;zwnj;الاسلام دعائی، مدیر روزنامه اطلاعات در زمان فعلی] برای من فرستاده بود و در آن نامه نوشته بود که آقا [خمینی] برای مسائل جدید هم راه حل پیدا کرده، مثل بیمه و غیره. من هم جواب نوشتم اگر شما می&amp;zwnj;خواهید خودتان را تطبیق بدهید با سرمایه&amp;zwnj;داری غرب، باید دنبال این اسب سرکش بدوید. شما باید اسلام را به مثابه یک نظام پیشنهاد کنید که در آن برای اینجور مسائل راه حل وجود دارد. او بعد به من جواب داد که نامه&amp;zwnj;ام را برد و حاج&amp;zwnj;آقا خواند (آن وقت لقب امام در کار نبود و می&amp;zwnj;گفتند حاج آقا) و خیلی پسند کرد.&amp;raquo; (ص. ۵۶)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نتیجه این قبیل توصیه&amp;zwnj;ها به آقای خمینی، نظریه ولایت فقیه شد. البته در نظر آقای خمینی در آن زمان ولایت فقیه به معنای &amp;laquo;ولایت فقیه&amp;raquo; بود و هنوز معنایی که آقای خمینی در اواخر عمرش از ولایت فقیه توسعه داد، به معنای حکومتی که می&amp;zwnj;تواند در مواقع مصلحت نماز و روزه و سایر احکام شرعی را هم تعطیل کند، هنوز مطرح نشده نبود: &amp;laquo;در سفر دوم من به نجف کتاب ولایت فقیه آمده بود بیرون و توزیع هم شده بود. من و حبیبی در پاریس آن را خواندیم و گفتیم: این دیگه چیه؟ ما گفتیم نظام، این دیگر چیه؟ با یکی تو تا روایت تو [شما] می&amp;zwnj;گوئی ولایت داری بر مردم. البته در آنجا صحبت از ولایت فقیه نبود، ولایت فقیه مساوی است با ولایت فقه یعنی قانون، این جوری بود و آن طور که بعداً مدعی شد نبود. با این حال چپی&amp;zwnj;ها آن را دستشان می&amp;zwnj;گرفتند و می&amp;zwnj;گفتند: مانیفست اسلام و دست می&amp;zwnj;انداختند. [...] در سفر دوم که به نجف رفتم [..] گفتم آقا شما یک شهر [نجف] را نمی&amp;zwnj;توانید اداره بکنید. توی همین کوچه&amp;zwnj;های نجف از زیادت کثافت و مدفوع، نمی&amp;zwnj;شود راه رفت. شما این کتاب را نوشتید که رژیم شاه تا قیامت بماند توی ایران؟! کی می&amp;zwnj;آید کشور را از دست او بگیرد و به دست این آقایان بسپارد؟ یک مدرسه تمیز الان در نجف پیدا نمی&amp;zwnj;شود با این حقوق و موقوفات و پولی که می&amp;zwnj;آید نجف. او گفت: من این را نوشتم تا فتح باب بشود که امثال شما و مطهری بنشینید و یک مبنا و پایه&amp;zwnj;ای [نظریه&amp;zwnj;ای] را بریزید برای این کار [حکومت]&amp;raquo; (ص. ۵۷)&lt;br /&gt;
تمیز کردن خیابان و اداره شهر کار شهرداری است و شهرداری بخشی از حکومت است. انقلابیون آن زمان بد می&amp;zwnj;دانسته&amp;zwnj;اند که یک روحانی در مورد روش مملکت&amp;zwnj;داری چیزی نداند و نخواهد در اداره سیاسی جامعه و امور حکومتی مداخله کند. اگرچه دشوار است بتوان نظریه ولایت فقیه را حاصل فراخوان روشنفکران روحانیان را به حکومت دانست، ولی به هر تقدیر فضای آن زمان و بد دانستن روحانی&amp;zwnj;ای که سنتی و اهل مبارزه نیست را می&amp;zwnj;توان در شکل&amp;zwnj;گیری نظریه ولایت فقیه موثر دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بنی&amp;zwnj;صدر تغییر گفتمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی از ولایت فقیه به جمهوری مانند فرانسه را در پاریس اینگونه توجیه می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;بعد که [آیت&amp;zwnj;الله خمینی] آمد به پاریس [در ۱۵ مهرماه سال ۱۳۵۷] [..] گفتم:&amp;raquo; شما یا در جا می&amp;zwnj;مانید و به عنوان پناهنده سیاسی می&amp;zwnj;پیوندید به بقیه پناهندگان و یا اگر می&amp;zwnj;خواهید برگردید به ایران، باید تکلیف این ولایت فقیه را معین کنید. این بود که ولایت فقیه [..] در پاریس شد ولایت جمهور مردم.&amp;raquo;(صص. ۵۸-۵۷) و با اشاره به سانسور سخنان آیت&amp;zwnj;الله خمینی و نقل سخنانی از ایشان که مورد پسند رسانه&amp;zwnj;های غربی باشد می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;ایشان قبل از اینکه بیاید به پاریس، یک هیاتی از خبرنگاران مربوط به کانال سه تلویزیون فرانسه برای تهیه برنامه&amp;zwnj;ای عازم عراق بودند. آن&amp;zwnj;ها گفتند که می&amp;zwnj;خواهند به نجف هم بروند و بلکه با آقای خمینی هم یک مصاحبه&amp;zwnj;ای بکنند. آقای خمینی هم حاضر نمی&amp;zwnj;شد با هیچ کس مصاحبه بکند. [..] من یک نامه&amp;zwnj;ای نوشتم گفتم &amp;quot;آقا این فرصت&amp;zwnj;ها را به به شما می&amp;zwnj;دهند مغتنم نمی&amp;zwnj;شمارید.&amp;quot; به من جواب داد که: &amp;quot;من زبان خارجی بلد نیستم و این&amp;zwnj;ها ممکنه یک چیزهائی از قول من بنویسند که اثرات منفی داشته و جبران ناپذیر بشود.&amp;quot; [..] [ما به خبرنگاران] گفتیم شما سئوالات خود را بدهید و برای اینکه ایشان حاضر شود ما این سئوالات را قبلاً برای او می&amp;zwnj;فرستیم و اگر مناسب دانست و موافقت کرد، مصاحبه خواهد کرد. ما آن سئوالات را گرفتیم و جواب&amp;zwnj;ها را هم خودمان در پاریس تهیه کردیم که یکی از سئوالات این است که حکومتی که مورد توجه شماست [مطلوب شماست] چیست؟ ما هم در جواب از قول آقای خمینی نوشتیم که حکومت ملی می&amp;zwnj;خواهیم، به معنای اینکه حکومتی باشد بر پایه آزادی و استقلال. بدین ترتیب وقتی ان هیات خبرنگاران رفتند به نجف، او چون حالا سئوالات و جواب&amp;zwnj;ها دستش بود، پذیرفت که مصاحبه کند.&amp;raquo;(ص. ۵۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
البته بنی&amp;zwnj;صدر می&amp;zwnj;گوید آقای خمینی به عهدی که با مردم در پاریس بست وفا نکرد: &amp;raquo; مجتهد می&amp;zwnj;تواند فتوا را تغییر بدهد از جهت دینی. می&amp;zwnj;تواند امروز یک نظری داشته باشد و بعد فردا ببینید غلط است، آن را تغییر بدهد. [...] می&amp;zwnj;تواند فتوا را عوض کند. اما تعهد یک چیز دیگر است. به تعهد باید وفا کرد. این نص صریح قرآن است &amp;quot;اوفو بعهدکم&amp;quot;. وقتی عهد در کار آمد، شما باید وفا کنید ولو به ضرر شما باشد و این آقا این چیزهائی که در پاریس گفت فتوا نیستند، این&amp;zwnj;ها تعهدات هستند. چون در مقابل یک ملتی و در برابر دنیائی ایشان پذیرفته این جور و این چنین خواهد شد، مثلا پذیرفته که ولایت با جمهور مردم است، این پذیرفتن یک تعهد است، باید به این تعهد عمل کرد. او نقض تعهد کرده. &amp;laquo;(ص. ۵۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به این ترتیب با این&amp;zwnj;که در پاریس بحث ولایت فقیه مطرح نبوده در بازگشت به ایران، آقای خمینی ولایت فقیه را وارد قانون اساسی می&amp;zwnj;کند. وقتی در تهران از آقای خمینی پرسیده می&amp;zwnj;شود چرا در پاریس گفتید روحانیون قرار نیست در حکومت شرکت کنند و در تهران نظرتان عوض شد، &amp;laquo;آقای خمینی گفت این را برای بستن دهان بعضی آخوند&amp;zwnj;ها بود که نوشتم.&amp;raquo;(ص. ۶۰)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بر اساس&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان تصور سنتی از رابطه معنویت و مهار قدرت حتی گروه&amp;zwnj;های سکولار&amp;zwnj;تر و لیبرال&amp;zwnj;تر&amp;zwnj;ها ایده&amp;zwnj;شان این بوده که روحانیت در حکومت مشارکت فعال داشته باشد: &amp;laquo;یک همکاری بود که ما کوشش می&amp;zwnj;کردیم تا آن تجربه&amp;zwnj;های انقلاب مشروطیت و نهضت [ملی] نفت تصحیح شود و نه اینکه یک قدرتی [حکومتی] که ایجاد شد، اول لگد بزند به روحانیت. نه، بلکه اینان هم شرکت داشته باشند، یعنی آشتی تاریخی بشود بین دولت و روحانیت. می&amp;zwnj;دانید که از دوران جمشید [ایران باستان] نزاع و جنگ است [میان نهاد روحانیت و دولت]. [تحلیل ما این بود که] یکی از عواملی که ایران این وضعیت را پیدا کرده و هیچ وقت سامان پیدا نکرده، همین تضاد بین دو بنیاد دینی و سیاسی است و گفتیم این را حل کنیم نه این&amp;zwnj;که آن [روحانیت] بیاید و بر این مسلط بشود. &amp;laquo;(ص. ۶۱)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بسیاری از انقلابیون سال ۱۳۵۷ تصوری کاملا سنتی از مفهوم قدرت و مهار آن داشتند که مبتنی بر سنت چندین قرن مذهب شیعه و نیز تصوف در اعتماد به مراجع و شیوخ به عنوان نواب امام عصر و جانشینان پیامبر در برابر حکومت&amp;zwnj;های سکولار پادشاهان بوده است. بر این اساس شیعیان هیچگاه پیش از نظریه ولایت فقیه و شاید صفویه سلطان را سمبل واقعی دینی خویش ندانسته&amp;zwnj;اند. در برابر سنت اکثر ایرانیان تا پیش از انقلاب در عمل معصوم از خطا و دروغ پنداشتن روحانیان و مراجع تقلید بوده است. نتیجه این اعتماد حکومت فقها در عصر جمهوری اسلامی شد. این مقاله را با عبارت دیگری از خاطرات بنی&amp;zwnj;صدر که در این مقاله بدان فراوان رجوع کردیم پایان می&amp;zwnj;برم: &amp;raquo; فکر می&amp;zwnj;کردیم مرجع دروغ نمی&amp;zwnj;گوید و می&amp;zwnj;داند که دین یعنی تعهد و این عهد غیر از عهد آزادی نیست. او عهد نمی&amp;zwnj;شکند به خصوص اینکه سودش در وفای به عهد است. حاصلش ملت آزاد و پیشرو است و اینکه بگویند او بانی یک ایران جدید است. چه ضرری برای او [آقای خمینی] داشت؟ پس با اطمینان خاطر از اینکه او مرجع است و عهد نمی&amp;zwnj;شکند، هیچ تدارک دیگری را لازم ندیدیم. [..] باورداشتیم که مرجع تقلید خالی از هوا[ی نفس] است و کشش به قدرت ندارد. &amp;laquo;(درس تجربه، ص. ۶۷)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
گویا لازم می&amp;zwnj;بود مردم ایران بهای گران حکومت فقها را بدهند تا روشنفکران ایران امروز عمیقا بفهمند بازار پر آشوب سیاست را نمی&amp;zwnj;توان بر اساس مفاهیمی از قبیل &amp;laquo;هوا و هوس&amp;raquo; و &amp;laquo;تقوی&amp;raquo; توضیح داد و مهار قدرت نه با تکیه بر فضیلت مبهمی و فردی&amp;zwnj;ای به نام تقوا که تنها با تکیه بر نهادهای نظارتی مدرن برخاسته از رای مردم میسر است. کاش سپاهیان و بسیجی&amp;zwnj;ها و سایر طرفداران نظریه ولایت فقیه هم به این&amp;zwnj;که حکومت را نمی&amp;zwnj;توان بر مفاهیمی چون تقوا بنا کرد، پی می&amp;zwnj;بردند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/04/18/3333#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C">آیت الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2305">ابوالحسن بنی صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D9%87%D9%81%D8%AA">انقلاب پنجاه و هفت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Mon, 18 Apr 2011 10:50:16 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">3333 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>