<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6865/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>هنر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6865/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>پارادیم دارالفنون</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23775</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23775&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امید مهرداد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;301&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/2829570905_8f5e9e5a4b.jpg?1359010592&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امید مهرداد ـ اگر بپذیریم که دولت&amp;zwnj;های ایران، دست کم از زمان پهلوی اول تاکنون درگیر پروژه&amp;zwnj;ای به نام توسعه بوده&amp;zwnj;اند، می&amp;zwnj;توانیم بگوییم آموزش همواره یکی از ستون&amp;zwnj;های اصلی این پروژه بوده است. نظام آموزشی قرار بوده است نهادی باشد در خدمت برپایی جامعه&amp;zwnj;ای جدید.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;الگوی توسعه در حکومت پهلوی و حکومت اسلامی، بی&amp;zwnj;شک تفاوت&amp;zwnj;هایی با یکدیگر دارند، اما می&amp;zwnj;توانیم اساسی مشابه در آن دو پیدا کنیم: ساختن جامعه&amp;zwnj;ای جدید بر پایه تکنیک مدرن. حکومت پهلوی البته این تکنیک را با ملی&amp;zwnj;گرایی آمیخت و حکومت اسلامی می&amp;zwnj;کوشد الگوی نوسازی اسلامی پیشنهاد دهد. در هر دو حکومت نظام آموزشی ابزاری&amp;nbsp; مهم برای تربیت نسل&amp;zwnj;های جدید بر طبق الگوی مورد نظر توسعه از دیدگاه آنهاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توسعه در ایران معمولا به توسعه تکنیکی فروکاسته شده است بنابراین نظام آموزشی نیز تا حدود زیادی باید خود را با الزامات این الگو از توسعه تطبیق دهد. یکی از پیامد&amp;zwnj;های این واقعه به حاشیه رفتن آموزش فرهنگ و هنر در مدارس بوده است. هدف اصلی نظام آموزشی تربیت متخصصانی بوده است که بتوانند مهارت&amp;zwnj;هایشان را در جامعه&amp;zwnj;ای تکنیکی عرضه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید بتوانیم بگوییم هنر از مهمترین قربانیان این تکنیک&amp;zwnj;زدگی نظام آموزشی است. در مدارس ایران آموزش هنر معمولا جایگاهی بسیار حاشیه&amp;zwnj;ای دارد. گاه بعضی از کارشناسان آموزش یا هنر در این زمینه تذکر می&amp;zwnj;دهند، اما معمولاً این انتقادات زودگذر به زودی فراموش می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یکی از تازه&amp;zwnj;ترین اظهارنظرها در این مورد علی&amp;zwnj;اکبر جهانگرد، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد شیراز در گفت&amp;zwnj;وگو با &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://isna.ir/fa/news/91101911155/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF&quot;&gt;خبرگزاری ایسنا&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; با اشاره به جدی گرفته نشدن آموزش هنر در مدارس گفت: &amp;laquo;دستگاه&amp;zwnj;های دولتی وظایف خود را در جهت ارتقای آگاهی عمومی و افزایش سطح درک مردم از آثار هنری به خوبی انجام نمی&amp;zwnj;دهند.&amp;raquo; وی در ادامه افزود: &amp;laquo;معمولاً مربیان و معلمان هنر در مدارس تخصصی در رشته&amp;zwnj;های خطاطی و نقاشی ندارند و کلاس&amp;zwnj;های هنر ساده انگارانه برگزار می شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با همه این بحث&amp;zwnj;ها و انتقادات، آموزش هنر در مدارس چیزی تفننی و تجملاتی به شمار می&amp;zwnj;آید. این مشکل نه در این دولت و آن دولت بلکه به ساختار نظام آموزشی مدرن در ایران برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آموزش برای فرهنگ، آموزش برای بازار&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/raphael_school_of_athens.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 133px; float: right;&quot; /&gt;ریشه ایده آموزش مدرن در اروپا به اومانیست&amp;zwnj;ها برمی&amp;zwnj;گردد. آنها در دوران رنسانس و پس از آن عمدتاً برای مخالفت با آموزش اسکولاستیک قرون وسطایی که بر دگم&amp;zwnj;های مذهبی کلیسا مبتنی بود، کوشیدند نوع جدیدی از آموزش را پیشنهاد دهند که بر تربیت کودکان بر طبق آرمان&amp;zwnj;های اومانیستی مبتنی بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ریشه ایده آموزش مدرن در اروپا به اومانیست&amp;zwnj;ها برمی&amp;zwnj;گردد. آنها در دوران رنسانس و پس از آن عمدتاً برای مخالفت با آموزش اسکولاستیک قرون وسطایی که بر دگم&amp;zwnj;های مذهبی کلیسا مبتنی بود، کوشیدند نوع جدیدی از آموزش را پیشنهاد دهند که بر تربیت کودکان بر طبق آرمان&amp;zwnj;های اومانیستی مبتنی بود. هدف نهایی آموزش در نظر آنها تربیت افرادی بود که ذهنی لیبرال و انتقادی داشته باشند. برای این منظور آموزش هنر و به خصوص ادبیات به کودکان برای اومانیست&amp;zwnj;ها جایگاهی اساسی داشت. آنها می&amp;zwnj;پنداشتند کودکان با آموزش ادبی و هنری خواهند توانست ذهنی پرسشگر و انتقادی پیدا کنند. ایده چنین آموزشی کم و بیش ریشه در فرهنگ یونانی و رمی داشت، اما اومانیست&amp;zwnj;ها به شیوه خود بسیاری از نگرش&amp;zwnj;های آموزشی باستانی را زنده کردند و در برابر کلیسا قرار دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دوران روشنگری نیز ایده&amp;zwnj;های آموزشی در مرکز فکر روشنگری قرار داشت. ایده&amp;zwnj;آل روشنگران از انسان فردی خردمند بود که می&amp;zwnj;تواند به عنوان شهروندی آزاد در حیات سیاسی و اجتماعی جامعه&amp;zwnj;اش شرکت کند. در نظر آنان میانجی&amp;zwnj;ای که به واسطه آن فرد می&amp;zwnj;تواند خردمند شود، آموزش است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تقریباً می&amp;zwnj;توان گفت یکی از ستون&amp;zwnj;های اساسی این نگرش به آموزش، هنر و ادبیات بود. چرا که فرد به واسطه هنر و ادبیات می&amp;zwnj;تواند درکی انتقادی نسبت به جهان پیدا کند و همچنین آموزش هنر حساسیت زیبایی&amp;zwnj;شناسانه را در کودکان پرورش می&amp;zwnj;دهد که این خود یکی از آرمان&amp;zwnj;های مهم روشنگران بود. چرا که حساسیت زیبایی&amp;zwnj;شناسانه یکی از وجوه خردی بود که روشنگری از آن دفاع می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک کلام می&amp;zwnj;توان گفت برای اومانیست&amp;zwnj;ها و روشنگران هدف نهایی آموزش فرهیختن کودکان و آماده ساختن آنان برای زندگی در جامعه دموکراتیک و &amp;laquo;فرهنگ&amp;raquo; عنصر اصلی آموزش برای آنها بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در قرن بیستم و به خصوص در سال&amp;zwnj;های پس از جنگ دوم جهانی به تدریج ایده&amp;zwnj;های قدیمی اومانیست&amp;zwnj;ها و روشنگران درباره آموزش عقب&amp;zwnj;نشینی کرد. از دهه هشتاد میلادی به بعد به واسطه رشد سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی سرمایه&amp;zwnj;سالار، تحولی جدی در نظام&amp;zwnj;های آموزشی به وجود آمد و نگرشی تکنیکی بر آموزش حاکم شد. هدف دیگر نه فرهیختن دانش&amp;zwnj;آموزان، بلکه آماده&amp;zwnj;سازی آنان برای کاربرد تکنیک مدرن در معنای کلی کلمه بود. رشته&amp;zwnj;های مهندسی به تدریج جایگاه مهمی پیدا کردند و از سوی دیگر رشته&amp;zwnj;های علوم&amp;zwnj;انسانی و هنر بیش از پیش به حاشیه رفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مجموع می&amp;zwnj;توان گفت نظام آموزشی در چند دهه اخیر بیشتر تابع نیازی&amp;zwnj;های بازار کار شده است، هدف آموزش یافتن شغلی مناسب است. برای دولت نیز آموزش معنایی اقتصادی دارد: مهم این است که آموزشی که به کودکان داده می&amp;zwnj;شود در نهایت&amp;nbsp; باز&amp;zwnj;دهی اقتصادی برای دولت داشته باشد. یکی از دلایل کاهش شدید بودجه برخی از رشته&amp;zwnj;های نظری در علوم&amp;zwnj;انسانی همین فرایند اقتصادی شدن آموزش است. تنها رشته&amp;zwnj;هایی در علوم&amp;zwnj;انسانی می&amp;zwnj;توانند همچنان بودجه&amp;zwnj;های مناسبی به خود اختصاص دهند که بتوانند به لحاظ اقتصادی ضرورت وجود خود را برای دولت توجیه کنند. مانند اقتصاد یا گونه&amp;zwnj;هایی از جامعه&amp;zwnj;شناسی که در خدمت تحقیقات دولتی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/technology.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 133px; float: right;&quot; /&gt;در قرن بیستم و به خصوص در سال&amp;zwnj;های پس از جنگ دوم جهانی به تدریج ایده&amp;zwnj;های قدیمی اومانیست&amp;zwnj;ها و روشنگران درباره آموزش عقب&amp;zwnj;نشینی کرد. از دهه هشتاد میلادی به بعد به رشد سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی سرمایه&amp;zwnj;سالار تحولی جدی در نظام&amp;zwnj;های آموزشی به وجود آمد و نگرشی تکنیکی بر آموزش حاکم شد. هدف دیگر نه فرهیختن دانش&amp;zwnj;آموزان بلکه آماده&amp;zwnj;سازی آنان برای کاربرد تکنیک مدرن در معنای کلی کلمه بود.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این فرایند تاثیر خود را بر آموزش پیش&amp;zwnj;دانشگاهی نیز گذاشته است. آموزش پیش&amp;zwnj;دانشگاهی نیز روز به روز مجبور است خود را بر اساس شرایط آموزش دانشگاهی تنظیم کند که پیامد آن عقب&amp;zwnj;نشینی فرهنگ و سلطه نگرش تکنیکی ـ اقتصادی به آموزش است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته نباید تصور کرد که آموزش برای بازار کاملاً بر ایده&amp;zwnj;های اومانیستی آموزش غلبه کرده است. هنوز کانون&amp;zwnj;های مقاومت وجود دارد و نیروهای سیاسی و اجتماعی بر ضد این اقتصادی&amp;zwnj;سازی آموزش می&amp;zwnj;جنگند. در مقایسه&amp;zwnj;ای تاریخی اما می&amp;zwnj;توانیم بگوییم در نیمه دوم قرن بیستم شاهد تحولی اساسی در کارکرد نظام آموزشی در کشورهای غربی هستیم. پیروزی نهایی قواعد بازار بر نظام آموزشی پیامدهای بسیار مخربی خواهد داشت که یکی از آنها به حاشیه رفتن هنر و آموزش هنر در مدارس است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پاردایم دارالفنون و نظام آموزشی ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وضعیت نظام آموزشی در ایران همواره به مراتب بدتر از غرب بوده و هست. به یک معنا می&amp;zwnj;توانیم بگوییم اساساً نظام آموزشی مدرن در ایران از همان ابتدا &amp;laquo;آموزش برای دولت&amp;raquo; (و با گسترش سرمایه&amp;zwnj;داری برای بازار) بوده است. دارالفنون که اولین موسسه آموزشی مدرن در ایران است نمونه کامل این نوع نگرش آموزشی تکینک&amp;zwnj;محور است: این موسسه به دستور امیرکبیر برای آموزش علوم غربی و به خصوص فنون نظامی ساخته شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مواجهه ایرانیان با غرب همواره با آگاهی از نوعی خلاء و کمبود همراه بوده است: ما عقب افتاده&amp;zwnj;ایم و باید عقب&amp;zwnj;افتادگی خود را جبران کنیم، اما این عقب&amp;zwnj;افتادگی همواره به عنوان ضعف تکنیکی تفسیر شده است. آموزش مدرن چاره این عقب&amp;zwnj;افتادگی بوده است: مدارس و دانشگا&amp;zwnj;های مدرن باید متخصصانی تربیت کنند تا بتوانند ما را به تکنیک مدرن مجهز کنند. این نگرش تکنیک&amp;zwnj;محور به آموزش را می&amp;zwnj;توانیم پارادایم دار&amp;zwnj;الفنون بخوانیم چرا که در طول کمتر از یک قرن، آموزش مدرن در ایران روح حاکم بر آن چندان از اهداف اولیه تاسیس دارالفنون فراتر نرفته است: دستیابی به تکنیک مدرن.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایده&amp;zwnj;های اومانیستی درباره آموزش هیچگاه در ایران جدی گرفته نشد و نظام آموزشی مدرن ایران از همان ابتدا در جهت عکس تصور اومانیست&amp;zwnj;ها حرکت کرد. بنابراین چندان جای تعجب ندارد که در چنین نظامی، آموزش هنر ـ چه قبل و چه بعد از انقلاب ـ جایگاهی نداشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عصر مدرن که فرد مدام با تخریب دستگاه&amp;zwnj;های معنابخشی سنتی ـ مانند دین ـ مواجه است هنر می&amp;zwnj;تواند به فرد درکی معنادار از زندگی ببخشد. علاوه بر آن همانطور که روشنگران می&amp;zwnj;پنداشتند، گسترش درک زیبایی&amp;zwnj;شناسانه افراد یکی از وجوه خردمندی است. پیامد محروم&amp;zwnj;سازی فرد از هنر در واقع محروم ساختن او از زندگی معنامند و خردمندانه است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23775#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18647">امید مهرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9339">اومانیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18320">توسعه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18645">تکنیک‌زدگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18646">دارالفنون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-46">روشنگری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6644">نظام آموزشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6865">هنر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sat, 19 Jan 2013 11:17:07 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23775 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ایران و بحران تحصیلکرده‌های بیکار</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/10/16/20734</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/10/16/20734&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نعیمه دوستدار        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/bikari3.jpg?1350755959&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نعیمه دوستدار - ادعای ایجاد فرصت&amp;zwnj;های شغلی تازه و کم شدن آمار بیکاری توسط مسئولان ادعای تازه&amp;zwnj;ای نیست، اما یک جست و جوی ساده نشان می&amp;zwnj;دهد فاصله این آمارها و ادعاها با واقعیت بیشتر از آن است که بیان می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;هرچند مسئولان دولتی ایران تلاش می&amp;zwnj;کنند با تغییر تعریف بیکاری، آمار بیکاران را کم کنند و در نشست&amp;zwnj;ها و همایش&amp;zwnj;های مختلف گزارش&amp;zwnj;های مفصلی از ایجاد زمینه&amp;zwnj;های اشتغال ارائه کنند، اما خبر تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی، تعدیل نیرو در شرکت&amp;zwnj;های خصوصی و غیر خصوصی، توقیف روزنامه&amp;zwnj;ها و توقف و کندی فعالیت ناشران و سرمایه&amp;zwnj;گذاران بخش&amp;zwnj;های مختلف، هر روز انتشار می&amp;zwnj;یابد و تعداد افراد از کار بیکار شده به کسانی که هنوز کاری پیدا نکرده&amp;zwnj;اند، افزوده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس گزارش&amp;zwnj;های منتشر شده در ایران، اغلب کارجویان فارغ&amp;zwnj;التحصیل دانشگاهی برای ورود به بازار کار بین دو تا چهار سال در جست&amp;zwnj;وجوی کار هستند. این موضوع دست&amp;zwnj;کم یک دهه است که فارغ&amp;zwnj;التحصیلان دانشگاهی را گرفتار خود کرده و به گفته مقامات دولتی، نرخ بیکاری آنها را تا ده برابر سایر گروه&amp;zwnj;های متقاضی شغل افزایش داده است. همه اینها در حالی است که روز به روز بر تعداد فارغ&amp;zwnj;التحصیلان دانشگاهی افزوده می&amp;zwnj;شود و همه این فارغ&amp;zwnj;التحصیلان امیدوارند وارد چرخه اشتغال شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیکاری ۴۰ درصدی فارغ&amp;zwnj;التحصیلان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس گزارشی که در سایت &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.tabnak.ir/fa/news/274894/%D8%A8%D9%8A%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%83%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%8A%D9%86-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86&quot;&gt;تابناک&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; منتشر شده، تغییرات نرخ بیکاری ۹. ۱۲ درصدی بهار امسال نشان می&amp;zwnj;دهد که تعداد بیکاران در فاصله بهار ۹۰ تا بهار امسال به میزان شش دهم درصد افزایش یافته است، اما نسبت به ۱. ۱۴ درصد زمستان سال گذشته، به میزان ۲. ۱ درصد کاهش یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/bikari2.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 127px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تکیه صرف بر آموزش&amp;zwnj;های تئوریک بدون توجه به مهارت&amp;zwnj;های عملی، باعث می&amp;zwnj;شود که فارغ&amp;zwnj;التحصیلان بسیاری از رشته&amp;zwnj;ها، نیاز بازار کار را نشناسند. نداشتن تجربه عملی، کارفرمایان را از استخدام افراد تازه فارغ&amp;zwnj;التحصیل شده منصرف می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بر اساس آمار، بیش از سه میلیون و صدهزار نفر در کشور بیکار هستند که از این تعداد یک میلیون نفر زن و دو میلیون و ۲۰۰ هزار نفر نیز مرد هستند که بیشترین این افراد در گروه سنی جوانان قرار دارند. بهار امسال نرخ بیکاری جوانان ۶. ۲۸ درصد اعلام شده که مردان تا ۲۴ سال در فصل اول سال، ۸. ۲۵ درصد و زنان ۵. ۳۹ درصد بیکاری را تجربه کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;	در میان افراد فارغ&amp;zwnj;التحصیل از دانشگاه&amp;zwnj;های کشور، شانس برخی رشته&amp;zwnj;ها در یافتن شغل کمتر هم هست. به گزارش تابناک، &amp;laquo;آمار&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهند که تحصیلکردگان رشته&amp;zwnj;های صنعت و فرآوری ۳۹ هزار و ۷۹۵ نفرند که از این تعداد ۲۳ هزار و ۲۲۳ نفر مشغول کار بوده و ۱۶ هزار و ۵۷۲ نفر بیکارند. بر این اساس فارغ التحصیلان این رشته&amp;zwnj;ها با ۶. ۴۱ درصد بیکاری بیشترین آمار فارغ&amp;zwnj;التحصیلان دانشگاهی بیکار کشور را دارا هستند. پس از این رشته&amp;zwnj;ها، فارغ&amp;zwnj;التحصیلان رشته&amp;zwnj;های علوم کامپیو&amp;zwnj;تر با سه هزار و ۳۸۸ بیکار از مجموع ۱۱ هزار و ۱۲۹ نفر فارغ التحصیل، ۴. ۳۰ درصد بیکاران را به خود اختصاص داده&amp;zwnj;اند. همچنین فارغ&amp;zwnj;التحصیلان روزنامه&amp;zwnj;نگاری و اطلاع&amp;zwnj;رسانی ۳۶ هزار و ۹۶۷ نفر عنوان شده&amp;zwnj;اند که مطابق این ارقام ۳. ۳۰ درصد یعنی ۱۱ هزار و ۲۰۰ نفر از آن&amp;zwnj;ها بیکارند. پس از آن رشته&amp;zwnj;های علوم حیاتی با ۶. ۲۶ درصد، هنر ۴. ۲۶ درصد و حقوق ۴. ۲۵ درصد بیکار در رتبه&amp;zwnj;های بعدی قرار دارند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تنها در رشته&amp;zwnj;هایی مانند خدمات امنیتی، بهداشت، تربیت معلم و خدمات حمل و نقل تعداد بیکاران تحصیل&amp;zwnj;کرده كمتر از هشت درصد بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تحصیلکرده، اما بدون مهارت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرض بر این است که تحصیلات دانشگاهی باعث بالارفتن مهارت نیروهای کار خواهد شد؛ اما نظام آموزش عالی ایران به دلیل ضعف&amp;zwnj;های ساختاری در عمل توان پرورش نیروی کار ماهر را ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/bikari4.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 263px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظام جذب و استخدام نیروهای حرفه&amp;zwnj;ای در ایران نیز دچار مشکلات عدیده است؛ به این معنی که به دلیل حاکم بودن روابط بر ضوابط و محدود بودن فرصت&amp;zwnj;های شغلی، بسیاری از کسانی که جذب می&amp;zwnj;شوند، وارد رشته&amp;zwnj;هایی غیر از رشته خود می&amp;zwnj;شوند و نه تنها دانش کسب شده در رشته&amp;zwnj;های تخصصی به کارشان نمی&amp;zwnj;آید که امکان ورود نیروهای متخصص را هم می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تکیه صرف بر آموزش&amp;zwnj;های تئوریک بدون توجه به مهارت&amp;zwnj;های عملی، باعث می&amp;zwnj;شود که فارغ&amp;zwnj;التحصیلان بسیاری از رشته&amp;zwnj;ها، نیاز بازار کار را نشناسند. برای ورود به بازار کار حرفه&amp;zwnj;ای، نداشتن تجربه عملی، کارفرمایان را از استخدام افراد تازه فارغ&amp;zwnj;التحصیل شده منصرف می&amp;zwnj;کند، اما این تنها دلیل بیکاری فارغ&amp;zwnj;الحصیلان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظام جذب و استخدام نیروهای حرفه&amp;zwnj;ای در ایران نیز دچار مشکلات عدیده است؛ به این معنی که به دلیل حاکم بودن روابط بر ضوابط و محدود بودن فرصت&amp;zwnj;های شغلی، بسیاری از کسانی که جذب می&amp;zwnj;شوند، وارد رشته&amp;zwnj;هایی غیر از رشته خود می&amp;zwnj;شوند و نه تنها دانش کسب شده در رشته&amp;zwnj;های تخصصی به کارشان نمی&amp;zwnj;آید که امکان ورود نیروهای متخصص را هم می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در کنار این مسائل، بحران&amp;zwnj;های اقتصادی حاکم بر صنعت و اقتصاد کشور، باعث شده که نه تنها فرصت&amp;zwnj;های جدید شغلی ایجاد نشود که بسیاری از واحدهای صنعتی و تولیدی تعطیل شوند و نیروهای قبلی نیز از کار بیکار شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کامران، مهندس ۲۸ ساله عمران، از تجربه خود در جست&amp;zwnj;و&amp;zwnj;جوی شغل می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;۲۲ ساله بودم که درسم تمام شد، اما ۲۵ ساله بودم که در شرکتی برای کار در رشته خودم استخدام شدم. تا پیش از آن فقط درس&amp;zwnj;های عمومی رشته ریاضی را تدریس می کردم. کار در این شرکت را هم با توصیه عمویم که خودش هم مهندس است پیدا کردم. هرجا که خودم مراجعه می&amp;zwnj;کردم سابقه کار پنج سال و ده سال می&amp;zwnj;خواستند که من نداشتم. در این سه سال تنها یک پروژه داشته&amp;zwnj;ایم که آن هم به دلیل تامین نشدن هزینه&amp;zwnj;ها ناتمام مانده است. تعداد زیادی از افراد کارگاه اخراج شده&amp;zwnj;اند و من هم اگر هنوز مانده&amp;zwnj;ام، به خاطر عمویم است.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;رشته&amp;zwnj;های بدون مصرف&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان&amp;zwnj;طور که مسائل و مشکلات اقتصادی و نابسامانی&amp;zwnj;های سیاسی در بی&amp;zwnj;رونقی بازار کار برای فارغ&amp;zwnj;التحصیلان رشته&amp;zwnj;های صنعتی و تولیدی موثر است، رشته&amp;zwnj;های گروه علوم انسانی و هنر، هم تابع سیاست&amp;zwnj;های فرهنگی و هم متاثر از وضعیت اقتصادی، با بحران اشتغال مواجه&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/bikarizanan1.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 261px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بسیاری از رشته&amp;zwnj;های علوم انسانی و هنر، فارغ&amp;zwnj;التحصیلان تنها مجبور به جذب در زمینه آموزش&amp;zwnj;اند و چاره&amp;zwnj;ای جز تدریس ندارند. مرضیه، لیسانس تاریخ، از دانشگاه تاریخ است. او اکنون معلم یک مدرسه راهنمایی است: &amp;quot;وقتی می&amp;zwnj;خواستم انتخاب رشته کنم، همه به من می&amp;zwnj;گفتند برای این رشته کاری وجود ندارد. من عاشق این رشته بودم، اما بعد از تمام شدن درسم هیچ جا را پیدا نکردم که به متخصص این رشته نیاز داشته باشد. رفتم سراغ مدرسه&amp;zwnj;ها اما الان هم تاریخ درس نمی&amp;zwnj;دهم؛ ادبیات و اجتماعی درس می&amp;zwnj;دهم.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;توجهی به زمینه&amp;zwnj;های پژوهشی و نبودن بودجه&amp;zwnj;های ویژه برای امور دانشگاهی و علمی، باعث شده بسیاری از این رشته&amp;zwnj;ها که اساسا با توسعه پژوهش رونق می&amp;zwnj;گیرند، به رشته&amp;zwnj;های دکوری و بی&amp;zwnj;مصرف تبدیل شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بسیاری از رشته&amp;zwnj;های علوم انسانی و هنر، فارغ&amp;zwnj;التحصیلان تنها مجبور به جذب در زمینه آموزش&amp;zwnj;اند و چاره&amp;zwnj;ای جز تدریس ندارند. مرضیه، لیسانس تاریخ، از دانشگاه تاریخ است. او اکنون معلم یک مدرسه راهنمایی است: &amp;quot;وقتی می&amp;zwnj;خواستم انتخاب رشته کنم، همه به من می&amp;zwnj;گفتند برای این رشته کاری وجود ندارد. من عاشق این رشته بودم، اما بعد از تمام شدن درسم هیچ جا را پیدا نکردم که به متخصص این رشته نیاز داشته باشد. رفتم سراغ مدرسه&amp;zwnj;ها اما الان هم تاریخ درس نمی&amp;zwnj;دهم؛ ادبیات و اجتماعی درس می&amp;zwnj;دهم.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سعیده هم از رشته حقوق فارغ&amp;zwnj;التحصیل شده، اما پنج سال است دنبال کار می&amp;zwnj;گردد: &amp;quot;همه جا پر از لیسانس حقوق است. با لیسانس خالی که نمی&amp;zwnj;شود وکالت کرد. باید آزمون وکالت بدهی و کارآموزی کنی. با مدرک ما نهایتاً بشود توی دفترخانه&amp;zwnj;ای جایی، منشی شد. برای کار بهتر توی دادگاه&amp;zwnj;ها و... هم باید پارتی داشته باشی.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان آمارهای منشتر شده، آمار روزنامه&amp;zwnj;نگاران بیکار در ایران، آمار بالایی است. اکنون ۳۰ درصد&amp;zwnj; فارغ&amp;zwnj;التحصیلان این رشته بیکارند. میثم 24 ساله است و تازه از این رشته فارغ&amp;zwnj;التحصیل شده. او به زمانه می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;برای کار به چند تا از روزنامه&amp;zwnj;های معتبر و مجلات مشهور مراجعه کردم، اما کسی مرا نمی&amp;zwnj;پذیرد. من تجربه عملی در این رشته ندارم، فقط درسش را خوانده&amp;zwnj;ام، اما خیلی&amp;zwnj;ها هم که در روزنامه&amp;zwnj;ها کار می&amp;zwnj;کنند، اصلا فارغ&amp;zwnj;التحصیل این رشته نیستند و از رشته&amp;zwnj;های دیگر آمده&amp;zwnj;اند. از همه اینها مهم&amp;zwnj;تر اینکه آنقدر روزنامه&amp;zwnj;نگار حرفه&amp;zwnj;ای بیکار داریم که اگر جایی خالی شود، اولویت با آنهاست نه ما که تازه کاریم.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او به تعطیلی روزنامه&amp;zwnj;ها و نبودن امنیت شغلی در این رشته اشاره می&amp;zwnj;کند و معتقد است که بسیاری از هم&amp;zwnj;رشته&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;های او ترجیح می&amp;zwnj;دهند وارد کار روابط&amp;zwnj; عمومی شوند تا دست&amp;zwnj;کم امنیت شغلی داشته باشند، اما این حوزه هم از نیروی کار اشباع شده است و روابط در آن حرف اول را می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد بحران بیکاری فارغ&amp;zwnj;التحصیلان جوان ایرانی که با ارائه آمارهای کاذب روی آن سرپوش گذاشته می&amp;zwnj;شود، این روزها مفهوم گسترده&amp;zwnj;تری پیدا کرده است و اکنون تحصیل برای جوانان ایرانی بیش از آنکه عاملی برای رسیدن به موفقیت&amp;zwnj;های شغلی و تامین آینده باشد، به یک دغدغه و نگرانی بدل شده است.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/10/16/20734#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84">اشتغال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16298">بحران بیکاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1916">جوانان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16299">صنعت و فرآوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C">علوم انسانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16300">مهارت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6029">نعیمه دوستدار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6865">هنر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 16 Oct 2012 08:40:36 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20734 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>عرصه‌های سرزندگی در جهان مدرن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/12/30/9456</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/12/30/9456&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سرمایه‌داری و چالشگرانش: در انسداد یا در اوج سرزندگی − ۳        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمدرفیع محمودیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/multiplicity.jpg?1325233979&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;محمدرفیع محمودیان &amp;minus; در بخش&amp;zwnj;های اول و دوم مقاله نظریه&amp;zwnj;ها مطرح در مورد پویایی و انسداد سرمایه&amp;zwnj;داری بررسی شد. در آن رابطه تا حدی به وضعیت امروزین سرمایه&amp;zwnj;داری، پرولتاریا و مصرف توجه شد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این بخش از مقاله نگاهی خواهد داشت به حوزه&amp;zwnj;هایی که چالشگر اقتدار و سلطۀ سرمایه&amp;zwnj;داری دانسته شده&amp;zwnj;اند. این حوزه&amp;zwnj;ها عبارت هستند از: دموکراسی، هنر و جنبش&amp;zwnj;های نوین اجتماعی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرسش آن است که آیا این حوزه&amp;zwnj;ها از سرزندگی و موضوعیت به چالش خواندن سرمایه&amp;zwnj;داری برخوردار هستند یا خیر.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;الف- دموکراسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از وبر به بعد و به خصوص در آثار هابرماس دموکراسی بسان حاشیه&amp;zwnj;ای و همچنین پادزهری در مقابل بستاری (بسته بودن) و ایستایی سرمایه&amp;zwnj;داری معرفی شده است. اگر در عرصۀ نظام اقتصادی مدرن یعنی سرمایه&amp;zwnj;داری و ادارۀ امور یعنی بوروکراسی، فرد نمی&amp;zwnj;تواند در فرایند تصمصم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها نقشی داشته باشد، این امر در عرصۀ دموکراسی ممکن است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وبر دموکراسی را عرصه&amp;zwnj;ای مهم برای پیدایش سرزندگی و تأثیرگذاری می&amp;zwnj;دانست. وبر درکی توده&amp;zwnj;ای و مشارکتی از دموکراسی نداشت. او همچنین دموکراسی را گسترۀ سرزندگی و فعالیت توده&amp;zwnj;های وسیع مردم نمی&amp;zwnj;دانست. درک او کاملاً نخبه&amp;zwnj;گرا بود. در دیدگاه او دموکراسی در رقابت احزاب برای کسب بیشترین آرا مادیت می&amp;zwnj;یابد. احزاب برای این کار نیاز به رهبرانی فرهمند دارند، رهبرانی که با نشان دادن مهارت خود در رهبری حزب، معرفی گفتاری و نمایشی برنامۀ حزب و رهبری جامعه در وضعیتهای بحرانی فرهمندی خود را به اثبات می&amp;zwnj;رسانند. بهترین الگو برای چنین رقابتی دموکراسی پارلمانی است. این دموکراسی زمینه را برای رقابت احزاب برای کسب بیشترین آراء و رقابت افراد برای در دست گرفتن رهبری احزاب فراهم می&amp;zwnj;آورد. به هر رو، رقابت برای رهبری احزاب امری ممکن برای همه نیست و فقط برای تعداد معینی از افراد (دارای آشنایی و مهارت لازم در مورد کار حزبی) دارای موضوعیت است. ولی وبر همین میزان از گستردگی سرزندگی را کافی می&amp;zwnj;دانست. مهم برای او نه مشارکت همگانی و سرزندگی شهروندان که بهره&amp;zwnj;مندی نظام سیاسی از افکار و نیروی جدید و سرزندگی نخبگان (یا افراد خواستار نخبه شدن) بود. وبر دموکراسی مشارکتی را امری نامطلوب می&amp;zwnj;دانست. به باور او مشارکت توده&amp;zwnj;ای هرج و مرج و پوپولیسم را به همراه می&amp;zwnj;آورد. توده&amp;zwnj;ها آگاهی و انضباط لازم را برای اتخاذ بهترین تصمیم&amp;zwnj;ها ندارند و شور مشارکت غیر عقلانی&amp;zwnj;ترین جنبه&amp;zwnj;های رفتاری آنها را بر خواهد انگیخت. در مقایسه، وجود احزابی مقتدر و رقابت آنها زمینه را برای اتخاذ بهترین و عقلائی&amp;zwnj;ترین تصمیمها را فراهم می&amp;zwnj;آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;الگوی مشارکتی دموکراسی از سوی مارکسیستها، سوسیالیستها و دیگر گروه&amp;zwnj;های رادیکال بسان بدیلی در مقابل الگوی نخبه&amp;zwnj;گرای دموکراسی و به منظور ایجاد گستره&amp;zwnj;هایی برای سرزندگی انسانها طرح شده است. بدون شک دموکراسی پارلمانی امکان تأثیرگذاری بر تصمیمهای مهم سیاسی و اجتماعی را برای توده&amp;zwnj;ها مهیا می&amp;zwnj;سازد. در فرایند انتخابات، توده&amp;zwnj;های کشانده شده به میدان جدل&amp;zwnj;ها، درگیری&amp;zwnj;ها و رقابت&amp;zwnj;ها شور مشارکت در فرایند تعیین سیاست&amp;zwnj;ها پیدا می&amp;zwnj;کنند و با انتخاب خود مشخص می&amp;zwnj;سازد کدامین سیاست و مشی بر جامعه اِعمال شود. مجلس قانون&amp;zwnj;گذاری یا مقام اجرایی انتخابی نیز با استفادۀ از شیوۀ باز تصمیم&amp;zwnj;گیری به توده&amp;zwnj;ها اجازه می&amp;zwnj;دهد تا بر کارکرد آنها نظارت داشته باشند و در مقابل آن واکنش نشان دهند. به هر رو نقد مارکسیست&amp;zwnj;ها و رادیکال&amp;zwnj;ها به دموکراسی پارلمانی، حتی آنگاه که این دموکراسی از نخبه گرایی مورد نظر وبر فاصله می&amp;zwnj;گیرد، صریح و مشخص است. توده&amp;zwnj;ها در اصلی&amp;zwnj;ترین عرصۀ زندگی خود، آنجا که هر روز حضور می&amp;zwnj;یابند و تداوم زندگی خود را ممکن می&amp;zwnj;سازند، در عرصۀ کار و تولید از هیچ گونه امکان تصمیم&amp;zwnj;گیری برخوردار نیستند ولی در عرصۀ دیگری که هیچ اهمیت آن را ندارد، در عرصۀ سیاست، امکان تأثیرگذاری بر تصمیم&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها دارند. ولی حتی در عرصۀ سیاست، دموکراسی به حضور تأثیر&amp;zwnj;گذار توده&amp;zwnj;ها در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;انجامد. انتخابات به صورت ادواری، هر چند سال یکبار، برگزار می&amp;zwnj;شود. احزابی که بیش از پیش بوروکراتیک اداره می&amp;zwnj;شوند در فرایند انتخابات به رقابت با یکدیگر می&amp;zwnj;پردازند و توده&amp;zwnj;ها باید از میان آنها بدیلی را بگزینند. در نهایت نیز ضرورت&amp;zwnj;های اقتصادی و نه برنامه&amp;zwnj;های احزاب چارچوب سیاست&amp;zwnj;های اجرایی را تعیین می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دموکراسی مشارکتی حرکتی، در درجۀ اول، برای گشودن پای توده&amp;zwnj;ها به تمامی عرصه&amp;zwnj;های تصمیم گیری&amp;zwnj;های سیاسی است. مهم در این مورد مشارکت فعال توده&amp;zwnj;ها در بحثهای سیاسی و اجتماعی، مشارکت مداوم آنها در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها و علنی بودن تمامی تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها، حتی تصمیمهای خطیر اجرایی است. در گام بعدی، دموکراسی مشارکتی به معنای گسترش دموکراسی یا حضور تأثیر گذار انسانها در فرایند اجرای امور است. این به معنای باز پس راندن بوروکراسی و سپردن ادارۀ امور به دست خود مردم است. مردم نه تنها می&amp;zwnj;توانند ادارۀ امر بسیاری از حوزه&amp;zwnj;های زندگی اجتماعی را به عهده گیرند بلکه همچنین می&amp;zwnj;توانند بطور مستقیم در عرصۀ کارکرد نهادهای بوروکراتیک حاضر شوند و بجای آنها کارها را انجام دهند. در یک سطح بالاتر یا عمیقتر، دموکراسی مشارکتی با فراهم آمدن زمینۀ دخالت انسانها در کارکرد حوزۀ فعالیتهای اقتصادی&amp;zwnj; تحقق پیدا می&amp;zwnj;کند. در این سطح، کارکنان واحدهای تولیدی یا خدماتی نقشی فعال در ادارۀ آن به عهده می&amp;zwnj;گیرند و بدان وسیله در ساماندهی ساختار کلی اقتصاد جامعه دخالت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل اصلیِ دموکراسی مشارکتی بیش از آنکه محدودیت ساختاری باشد، محدودیت عملی است. مشکل این نیست که قدرت، از سرمایه و دولت گرفته تا بوروکراسی، تن به دخالت همه جانبۀ توده&amp;zwnj;ها در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها و اجرای امور نمی&amp;zwnj;دهد و در مقابل آن مدام مانع می&amp;zwnj;آفریند. این امری عجیب یا پیش&amp;zwnj;بینی ناشدنی نیست. مشکل آن است که توده&amp;zwnj;ها رغبت و شوری نسبت به مشارکت فعال در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها نشان نمی&amp;zwnj;دهند. گاه آنها وقت و حوصله آن را ندارند؛ گاه آنها احساس می&amp;zwnj;کنند دانش لازم را ندارند؛ و گاه مسائل بیش از آن پیچیده و بزرگ به نظر می رسند که آنها فکر &amp;zwnj;کنند می&amp;zwnj;توانند با دخالت خود تأثیری در شیوۀ برخورد به آنها داشته باشند. در مجموع، عدم تحقق دموکراسی مشارکتی بیش از آنکه امری وابسته به جلوگیری مستقیم از حضور مستقیم توده&amp;zwnj;ها در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها و ادارۀ امور باشد امری وابسته به کمبود شور و علاقۀ خود توده&amp;zwnj;ها است. در دنیای پیچیده و تو در توی امروز، انسانها در خود توان و دانش لازم را نمی&amp;zwnj;بینند که در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها دخالت کنند؛ کمتر عاملی نیز در جهان وجود دارد که شور و شوق آنها را برای مشارکت فعال در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها برانگیزد. در این فرایندها جز از بحثها و برخوردهای خشکِ جدیِ فنی و گاه برخوردهایی یکسره بوروکراتیک و پایگانی (هیرارشیک) از مسئلۀ دیگری خبری نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر رو، در یک حوزۀ معین می&amp;zwnj;توان بدون صرف هزینۀ زیاد ولی با دستاوردهایی قابل توجه به مشارکت همگانی دست یافت. بحث و تبادل نظر در عرصه&amp;zwnj;هایی همچون رسانه&amp;zwnj;های همگانی، قهوه&amp;zwnj;خانه، جلسه&amp;zwnj;های انجمنهای سیاسی و اتحادیه&amp;zwnj;های صنفی و گردهمائی&amp;zwnj;های باز سیاسی چنین حوزه&amp;zwnj;ای است. مشارکت در این حوزۀ کارکرد دموکراسی نیازمند زحمتی خاص نیست. فرد هیچ لازم نیست پیشتر درک و شناخت مشخصی از امور مورد بحث داشته باشد، و در فرایند بحث یا پس از آن کار خاصی انجام دهد. آزادی او نیز بهیجوجه مورد حمله قرار نگرفته و خدشه دار نمی&amp;zwnj;شود. هابرماس، کوهن و دیگر متفکرینی که این شکل از دموکراسی را بنام دموکراسی رایزنی نظریه&amp;zwnj;پردازی کرده&amp;zwnj;اند بر آن باورند که در حوزۀ گفتگو و بحث &amp;ndash; آنگاه که از کرکردی درست برخوردار است - می&amp;zwnj;توان هر نقطه نظری را طرح کرد و هر نقطه نظری را مورد نقد قرار داد و خود فرایند گفتگو و بحث به انسانها کمک می&amp;zwnj;کند تا تمایلات و خواستهای خود را بهتر بشناسند و شور و جرأت بیان آنها را پیدا کنند. در اینکه موانع گوناگونی در مقابل حضور سرزندۀ مردم در حوزۀ بحث و تبادل نظر وجود دارد شکی نیست. کافی است تا متخصصین و سخنوران زبان به سخن بگشایند تا دیگر انسانها به حاشیه رانده شده به شنوندۀ محض تبدیل شوند؛ گاه اصلاً آراء و افکار گروه&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای یا سرکوب شده فاقد ارزشِ شنیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن پنداشته می&amp;zwnj;شود؛ و گاه نیز امکان حضور و امکانات لازم برای ابراز نظر از برخی افراد دریغ می&amp;zwnj;شوند. ولی از آنجا که گفتگو امری موجود در زندگی همۀ انسانها است و همه از مهارت لازم برای سخن گفتن و بیان خواستهای خود برخوردارند و با کمی تلاش می&amp;zwnj;توانند دیگران را ترغیب به جدی گرفتن ندای خود سازند، امکان مشارکت همه در حوزۀ بحث و تبادل نظر وجود دارد. مهمتر از هر چیز آن است که حوزۀ بحث و تبادل نظر در کنار و نه در مرکز کانونهای اصلی کار و فعالیت زندگی مدرن قرار دارد. در کارخانه، فروشگاه و اداره کارها بر مبنای گفتگو و توافق نظر پیش نمی&amp;zwnj;رود بلکه بر مبنای برنامه&amp;zwnj;هایی استراتژیک مبتنی بر کارائی، سودآوری و هدفمندی ساماندهی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، حتی در حوزۀ گفتگو و تبادل نظر نشانی از میزان مشارکت همگانی چشمگیری وجود ندارد. بیشتر اوقات متخصصان و سخنوران حرفه&amp;zwnj;ای، کسانی مانند روزنامه&amp;zwnj;نگاران و صاحب&amp;zwnj;نظران، به دیگران، به انسان&amp;zwnj;های کوچه و خیابان، مجال طرح افکار و آراء خود را نمی&amp;zwnj;دهند. کسی نیز مردم کوچه و خیابان را به ابراز نظر دعوت نمی&amp;zwnj;کند. آنها نیز مهارت لازم را برای بیان شیوا و جذاب آراء و افکار خود ندارد و چون شنوندگان را علاقمند به سخنان خود نمی&amp;zwnj;یابند بسرعت شور و شوق خود را برای شرکت در گفتگوها از دست می&amp;zwnj;دهد. مسائل مورد بحث نیز گاه چنان پیچیده و فنی هستند که کمتر کسی از آنها برداشت دقیقی دارد. همزمان کار، مصرف و تفریحات جانبی که گاه باید به آنها روی آورد تا بتوان شور لازم را برای بازگشت هر روز پس از روز دیگر به کار به دست آورد، وقت و توانی برای انسان در زمینۀ توجه به و شرکت در بحثهای عمومی باقی نمی&amp;zwnj;گذارد. در یک کلام، در حوزۀ دموکراسی رایزنی نیز نشان چندانی از سرزندگی و شور مشارکت به چشم نمی&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بطور کلی، دموکراسی در آن شکلی که امروز پیدا کرده آن حوزه&amp;zwnj;ای نیست که در مقابل سرمایه&amp;zwnj;داری یا زندگی اقتصادی جامعۀ مدرن عرصه&amp;zwnj;ای برای سرزندگی انسانها و پیدایش ارزشهای متفاوت فراهم آورد. توده&amp;zwnj;ها در فرایند کارکرد آن شرکت می&amp;zwnj;جویند، در انتخابات ادواری شرکت می&amp;zwnj;جویند، گاه عضو احزاب می&amp;zwnj;شوند و گاه در گردهمائی&amp;zwnj;های انتخاباتی یا مبارزاتی حضور پیدا می&amp;zwnj;کنند ولی بیشتر از آن کاری انجام نمی&amp;zwnj;دهند. در عرصۀ بحثهای همگانی نیز حضور چندانی ندارند. عامل یا عوملی که بدانها شور و شوق لازم برای مشارکت در چنین بدهد وجود ندارند. دموکراسی بیشتر در سطح انتخابات ادورای هر چند سال یکبار، آنگاه که تبلیغات و مبارزات انتخاباتی بدان جلا و گرما می بخشند، برای مردم جذاب است، ولی امر شرکت در انتخابات چیزی بیش از چند دقیقه یا چند ساعت طول نمی&amp;zwnj;کشد. در دوران میان انتخابات نیز مردم دموکراسی و جذابیتهای فرضی آن را یکسره بفراموشی می&amp;zwnj;سپارند. به این دلیل از کارکرد آن، یا سرزندگی برخاسته از آن، چندان متأثر نمی&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ب- هنر&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنر در دوران مدرن بسان یکی از مهمترین عرصه&amp;zwnj;های سرزندگی و آفرینندگی معرفی شده است. ساده&amp;zwnj;ترین و ابتدایی&amp;zwnj;ترین تجربۀ سرزندگی در دو قلمرو آفرینندگی اثر هنری (بسان هنرمند) و دریافت آن (بسان بیننده، شنونده و تماشاچی) رخ می&amp;zwnj;دهد. در درکی که وامدار رمانتسیسم است، هنرمند با نبوغ خود به درکی دیگرگونه از جهان رسیده آن را بشکلی متفاوت و نو در اثر هنری بنمایش می&amp;zwnj;گذارد. در هر اثر هنری جهانی یکه، جهانی خاص درک هنرمند از هستی برساخته می&amp;zwnj;شود. هنرمند بسان خداوندگار آفرینندۀ یک جهان است. هنرمند نوگرا و تجربه&amp;zwnj;گرای دوران مدرن از یکسو با حس و حساسیتی متفاوت (با دیگران و پیشینیان خود) به امور نگریسته، آن را دیگرگونه ادراک و تجربه می&amp;zwnj;کند و از سوی دیگر با فرا افکندن درک خود در اثر هنری جهانی متفاوت، جهانی خاص خود، را بر می&amp;zwnj;سازد. در این فرایند او به اوج آفرینندگی و سرزندگی دست می&amp;zwnj;یابد، اوجی که برای کمتر کس دیگری قابل دستیابی است. همزمان اثر هنری دریافت کنندۀ خود را زیر و زبر می&amp;zwnj;سازد. او را از روزمرگی، از دنیای امور تکراری و متعارف، از زیست بوم خود بر کنده به جهانی دیگر در می&amp;zwnj;افکند. درک متعارف او از امور را در همان لحظۀ آغاز به چالش خوانده شده جهانی متفاوت در مقابل آن قرار داده می&amp;zwnj;شود. اثر هنری مدرن تحریک آمیز است و جهان آرمانی متفاوتی، جهانی زییا، خیالی و همگن را در مقابل جهان متعارف انسانها، جهان خسته&amp;zwnj;کننده، چند پاره و پر از زنج و درد آنها، قرار می&amp;zwnj;دهد. جهانی که بعلاوه در دیگرگونگی، یکتایی و نوبودگی رازوار جلوه کرده، کنجکاوی را برای شناخته شدن بر می&amp;zwnj;انگیزد. ولی این فقط حس کنجکاوی انسان نیست که برانگیخته می&amp;zwnj;شود، شور زندگی و تلاش انسان نیز برانگیخته می&amp;zwnj;شود. اثر هنری انسجام درونی و دیگربودگیِ چندان لذت بخشی را بنمایش می&amp;zwnj;گذارد که انسان برانگیخته می&amp;zwnj;شود تا آن را در جهان زیست خود، در گسترۀ جهان زندگی خود تجربه کند. به این خاطر نه فقط بهنگام ادراک و تجربۀ اثر هنری که حتی مدت زمانی پس از آن انسان سرزندگی و شوری خاص در خود احساس می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ولی اثر هنری بسان امر زیبا در سطحی عمیقتر نیز نماد و گسترۀ وفوران سرزندگی است. فهم این نکته را ما مدیون متفکرین مدرسۀ فرانکفورت، کسانی مانند هورکهایمر، آدرنو و مارکوزه هستیم. در جهانی که در آن نه خود سامانی، نه زیبایی و نه حقیقت ممکن و قابل تجربه است، اثر هنری زمینۀ تجربۀ چنین اموری را، هر چند به گونه&amp;zwnj;ای غیر واقعی و منتاقض، فراهم می&amp;zwnj;آورد. در دنیای پر از استثمار، زشتی و درد و رنج سرمایه&amp;zwnj;داری، زیبایی وجود ندارد. در این جهان کسی نیز نمی&amp;zwnj;تواند خودسامان عمل کند، سرمایه و بوروکراسی مجال آن را به کسی نمی&amp;zwnj;دهند. از حقیقت نیز در این جهان خبری نیست. همه چیز دروغ است، دروغی که بسان حقیقت نمایش داده می&amp;zwnj;شود. اثر هنری با زیبایی خود، برخاستن از خودسامانی هنرمند و بیانمندی شورانگیز، گسترۀ یکسرۀ متفاوتی را در جهان می&amp;zwnj;گشاید. این اما در صورتی ممکن است که اثر هنری استقلال و دیگرگونگی خود را تا بیشترین حد ممکن حفظ کند و ارتباطی با جهان زندگی، با جامعه و زیست اجتماعی انسانها پیدا نکند. زیبائی، خودسامانی و بیان اصالت&amp;zwnj;مند فقط در جهانی ترافرازنده، در جهانی آرمانی ممکن است. شاید چنین جهانی اصلاً ممکن هم نباشد. کافی است زیبایی در مجاورت و بستر کنش&amp;zwnj;ها و برخوردهای این-جهانی ادراک و تجربه شود تا به زشتی و بی&amp;zwnj;معنایی نهفته در آن آغشته شود؛ هنرمند همان گاه که می&amp;zwnj;کوشد تا بسان انسانی اجتماعی وابسته به اجتماع، فرهنگ و ارزشهای زیباشناختیِ معینی کاری را آغاز کند خودسامانی خود را نه فقط به خطر انداخته که خدشه دار ساخته است. شکلها و شیوه&amp;zwnj;های بیان امروز آنقدر جعلی و میان&amp;zwnj;تهی ولی همزمان متفاوت و تحریک کننده هستند که کمتر احساسی را می&amp;zwnj;توان به گونه&amp;zwnj;ای اصیل بیان کرد. ولی مهم ممکن بودن چنین جهانی نیست، مهم تصور آن است. مهم آن است که جهانی به تصور درآید که یکسره متفاوت و آرمانی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دوران مدرن، هنر از دربار، صومعه، خانقاه و ایوان اعیان و اشراف به گسترۀ زندگی توده&amp;zwnj;ها راه یافته است. توده&amp;zwnj;ها نه فقط می&amp;zwnj;توانند در تالار موسیقی، موزه، کتابخانه و گالری آن را بشنوند، ببیند و بخوانند، بلکه از مجرای رسانه&amp;zwnj;های همگانی و یا بوسیلۀ خرید (نسخه&amp;zwnj;ای از آن) به صورت پی در پی و مستقیم از آن لذت ببرند. هنر اکنون بیش از آن که به حوزه&amp;zwnj;ای مستقل و مجزا از بقیۀ زندگی متعلق باشد، در فرایند روزمرگی زندگی ادغام شده است. همه جا، وقت و بی وقت، می&amp;zwnj;توان از آن حظ برد. هنر همچنین پویایی هر چه بیشتری به دست آورده است. تجربه&amp;zwnj;گرایی مدرنیسم به ویژگی بنیادین آن تبدیل شده است. هنر امروز باید دریافت&amp;zwnj;کنندۀ حیرت زده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای بجای گذارد تا از موضوعیت برخوردار شود. امروز، زیبایی آن چندان در بازشناخته شدن اثر هنری مهم نیست که تحریک کنندگی و شگفتی&amp;zwnj;آفرینی. زیبایی شاید بعد از شگفتی، در تأمل و آرامش پس از شگفتی، کشف و تجربه &amp;zwnj;شود. همزمان هنرمند به استقلالی فوق&amp;zwnj;العاده نسبت به نهادهای قدرت و فرهنگ جامعه رسیده است. هنرمند امروز می&amp;zwnj;تواند، به اتکای بازار و نهادهای آموزشی، زندگی مستقلی را برای خود تدارک ببیند. او همچنین از نظر فرهنگی و حتی سیاسی مجاز است که انگارۀ دلخواه خود را از زندگی و جهان داشته باشد و آن انگاره را به هر شیوه&amp;zwnj;ای که خود می&amp;zwnj;پسندد بیان کند. از بقیه انتظار می&amp;zwnj;رود که به هنجارهای سیاسی و فرهنگی حاکم بر جامعه وفادار بمانند ولی چنین انتظاری از هنرمند وجود ندارد. او به گونه&amp;zwnj;ای خاص پدیده&amp;zwnj;ای استثنایی شمرده می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، هنر بیش از پیش در جهان زندگی، در ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه ادغام شده است و دیگرگونگی و استقلال خود را از دست داده است. رسانه&amp;zwnj;های همگانی و بازار آن را در دسترس همگان قرار داده، از عمق و معنا تهی ساخته&amp;zwnj;اند. در و دیوار شهر پر از تبلیغاتی است که بر اساس کارهای هنر تولید شده&amp;zwnj;اند، رسانه&amp;zwnj;های همگانی، مستقیم و غیر مستقیم، کارهای هنری را به خوانندگان، شنوندگان و ببیندگان خود عرضه می&amp;zwnj;کنند و صنعت جدید امکان دسترسی کم و بیش همه را به آثار هنری با کمترین میزان تلاش فراهم آورده است. هنر دیگر امر متفاوت، امر ترافرازنده نیست، بلکه امری است پیش پا افتاده و متعارف. در این فرایند، زیبایی آن مورد توجه بیشتری قرار می&amp;zwnj;گیرد. در گریز و خسته از زمختی و انسداد زندگی، انسانها زیبایی نهفته در هنر را می&amp;zwnj;جویند. انسانها موسیقی گوش می&amp;zwnj;کنند، نقاشی می&amp;zwnj;بینند، به تئاتر و سینما می&amp;zwnj;روند و شعر می&amp;zwnj;خوانند تا به لذتِ تجربۀ زیبایی دست یابند. ولی از آنجا که هنر در جهان پیرامون آنها به وفور یافت می&amp;zwnj;شود، زیبایی اثر هنری دیگرگونگی و ترافرازندگی خود را از دست داده است. از یکسو جزیی متعارف و تکراری از زندگی روزمره است و از سوی دیگر خود را همه جا برخ می&amp;zwnj;کشد. بازار حتی بر آن، چه در نسخۀ اصلی و چه در نسخۀ باز تکثیر شدۀ آن قیمت می&amp;zwnj;گذارد &amp;ndash; بهایی که کم و بیش در وسع بیشتر انسانها قرار دارد. فهم اثر هنری دیگر بی نیاز به تفکر و بازاندیشی است. فن جدید و ارتشی از متخصصین نیز آماده&amp;zwnj;اند تا در فرایند شکل&amp;zwnj;گیری این فهم نقش ایفا کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنرمند نیز دیر گاهی است مقام ممتاز خود را در جامعه از دست داده است. او دیگر شخصیتی استثنایی نیست. صدها و هزاران نفر همانند او با هنر کار می&amp;zwnj;کنند. با زدوه شدن مرز بین هنر عالی و هنر توده&amp;zwnj;ای بر خیل هنرمندان بنحو شگفت&amp;zwnj;آوری افزوده شده است. هنر امروز حرفه&amp;zwnj;ای است همچون حرفه&amp;zwnj;های دیگر و تا به همان حد وابسته به بازار کار، تولید و مصرف. هنرمند باید دستاورد کار خود را به بازار ارائه کند. بازشناسی او نیز بر مبنای مناسبات بازار صورت می&amp;zwnj;گیرد. اگر بازار ارزش کارهای او را برسمیت نشناسد باید راه و حرفۀ دیگری را برای تأمین معیشت خود در پیش گیرد. او می&amp;zwnj;تواند مقام ممتازی را دست آورد. توجه بازار، منتقدین و رسانه&amp;zwnj;های همگانی را به خود حلب کند. ولی در این مقام او شهرت و هویتی پر هیاهو در سطح سیاستمداران و ورزشکاران پیدا می&amp;zwnj;کند. ولی همزمان او به مقام نازل و سطحی&amp;zwnj; هنرمند، خواننده و هنرپیشه سقوط می&amp;zwnj;کند. در پی جلب توجه بازار و افکار عمومی او مجبور است هم به ذوق عمومی توجه نشان دهد و هم پی در پی به نوآوری دست زند. هنرمند دیگر بمثابۀ هنرمند، کاشف و برسازندۀ جهانی دیگر، جهانی متفاوت با جهان واقع، نیست. آنگاه که هزاران جهان (متفاوت) را می&amp;zwnj;توان برساخت دیگر تمایز آن جهان با جهان واقع معنای خود را از دست می&amp;zwnj;دهد. در پسزمینۀ پیشرفت دانش و فن&amp;zwnj;آوری و پیدایش جهان مجازی، در جهان امروز می&amp;zwnj;توان اندیشید که همه چیز و حتی بر ساختن جهان(ی دیگر) امری بغایت ساده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مجموع، کار هنری با از دست دادن موقعیت استثنایی و رازواره&amp;zwnj;&amp;zwnj;اش، ویژگی خود در زمینۀ برانگیختن سرزندگی انسانها را از دست داده است. عواملی همچون فن، بازار، تخصص عمومیت یافته و تحولات اجتماعی آن را به پدیده&amp;zwnj;ای متعارف، همه&amp;zwnj; جا حاضر و بسهولت قابل درک تبدیل کرده&amp;zwnj;اند. دیگربودگی و ترافرازندگی از آن بازپس گرفته شده&amp;zwnj;اند. همزمان هنر بوسیلۀ خزیدن به کنجی دور از هیاهوها و نگاه&amp;zwnj;ها از خودسامانی، رازوارگی و بستاری خود دفاع می&amp;zwnj;کند ولی در این موقعیت ارتباط خود را با توده&amp;zwnj;ها، با کنش اجتماعی انسانها، از دست می&amp;zwnj;دهد. سرمایه&amp;zwnj;داری زدودن تقدس و رازوارگی از جهان را به هنر نیز گسترش داده است و آن را در بازار و زیست روزمرۀ توده&amp;zwnj;ها ادغام کرده است. هنر متفاوت نیز باید در تبعیدگاه به زندگی ادامه دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پ- جنبش&amp;zwnj;های نوین اجتماعی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چند دهۀ اخیر خواست&amp;zwnj;ها و اهداف سیاسی و اجتماعی نوینی از سوی جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی مطرح شده&amp;zwnj;اند. این تحول برخی جامعه&amp;zwnj;شناسان را برانگیخته تا از جنبش&amp;zwnj;های نوین اجتماعی سخن بگویند. در این مقوله جنبش&amp;zwnj;هایی همچون جنبش مربوط به مسائل محیط زیست، جنبش&amp;zwnj;های هویتی و جنبش زنان جای می&amp;zwnj;گیرند. گفته می&amp;zwnj;شود که در مقایسه با جنبش&amp;zwnj;های سنتی اجتماعی که معطوف به باز توزیع منابع و امکانات بودند، این جنبش&amp;zwnj;ها برای دفاع از جهان زیست و سنت زندۀ فرهنگی در مقابل هجوم نظم سیاسی و اقتصادی شکل گرفته&amp;zwnj;اند. برای جنبش&amp;zwnj;های نوین ویژگی&amp;zwnj;های دیگری نیز برشمرده شده&amp;zwnj;اند. متحول ساختن ذهنیت انسانها در جهت بازشناسی و ارجگذاری مسائل و مشکلاتی نادیده گرفته شده، نقد هنجارهای اجتماعی و ساختار باز تشکیلاتی چنین ویژگی&amp;zwnj;هایی هستند. بطور کلی جنبش&amp;zwnj;های نوین اجتماعی جنبش&amp;zwnj;هایی به شمار می&amp;zwnj;آیند که بیش از آنکه در پی تحولی مستقیم و فوری در نظام اقتصادی و سیاسی باشند تحولی بنیادی&amp;zwnj;تر در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه و ذهنیت انسانها می&amp;zwnj;جویند، و خود بسان یک جنبش دارای ساختار متفاوت با ساختار بوروکراتیک نظم موجود هستند. می&amp;zwnj;توان پنداشت که چنین جنبش&amp;zwnj;هایی عرصۀ فعالیت و سرزندگی انسانهایی هستند که بخاطر هویت و موقعیت خود به حاشیه و سکوت رانده شده&amp;zwnj;اند. در یک کلمه، جنبش&amp;zwnj;های نوین اجتماعی نوید سرزندگی انسانهایی را می&amp;zwnj;دهند که سرمایه&amp;zwnj;داری و بوروکراسی آنها را به سکوت و لختی کشانده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توسعۀ همه جانبۀ صنعت و تجارت از یکسو و فرایند نوسازی و جهانی شدن از سوی دیگر شرایط نوینی را در جهان بوجود آورده است. نه فقط شیوه&amp;zwnj;های زیست سنتی انسانها در معرض خطر فروپاشی قرار دارند که صِرف زیست آنها، دنیای طبیعت و مناسبات بنیادین اجتماعی، با خطر نابودی روبرو است. فرهنگهای کهن و شیوه&amp;zwnj;های تاریخی زیست انسانها در حال نابودی هستند؛ شهرنشینی بشکلی وحشتناک به زندگی سادۀ روستایی و حتی کشاورزی لطمه وارد آورده است؛ و طبیعت چنان آلوده و صدمه خورده است که بیم آن وجود دارد که در آینده&amp;zwnj;ای نزدیک بنیادی برای زندگی بشری باقی نماند. هراس از آینده&amp;zwnj;ای دهشتناک، از قرار گرفتن در جهانی با فرهنگ و محیط زیستی فروپاشیده، به ذهنیت و زندگی همه راه یافته است. اگر نه همه، بسیاری خود را مجبور یا متمایل بدان می&amp;zwnj;بینند که دست به واکنش بزنند و کاری برای حفظ بنیاد زیست خود انجام دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همزمان گروه&amp;zwnj;های وسیع و نامتجانسی از مردم کنار هم قرار گرفته&amp;zwnj;اند. جامعۀ امروز جامعۀ چند فرهنگی است. جهانی شدن و مهاجرت باعث شده تا مردمانی با هویتهای قومی، &amp;quot;نژادی&amp;quot;، دینی و منطقه&amp;zwnj;ای گوناگون در کنار هم (در محله و شهر ، در محل کار و در جامعه) چیده شوند. این در حالی است که نه نظم اقتصادی و سیاسی و نه خود مردم تمایل و حوصلۀ بازشناسی تمایزها را دارند. برای نظم همه قرار است کار کنند، مالیات بپردازند، مصرف کنند و شهروندی فعال باشند. برای مردم نیز دیگری قرار است همسایه&amp;zwnj;ای مرتب، همکاری زرنگ، همشهری خوب و همشهروندی شریف و درگیر باشد. تمایزهای هویتی برای کسی دارای موضوعیت خاصی نیست، شاید نهادها و افراد با ابراز آن مخالف نباشند ولی به استقبال آن نمی&amp;zwnj;شتابند. ولی از جانبی دیگر، از نظر فرهنگی و ارزشی، انسانها ترغیب می&amp;zwnj;شوند تا نه فقط هویت خاص فردی که همچنین هویت گروهی خاص خود را داشته باشند. اصل بر آن است که فرد سرفراز یا مفتخر به هویت دینی (یا ناباوری به دین)، قومی، فرهنگی و بتازگی جنسی خود بوده و در جهت بیان آن و همبسته ماندن با همانندان خود بر بنیاد ابراز هویت بکوشد. امروز باور عمومی بر آن است که فرد بدون هویت از هر نوع نشان زیست اجتماعی تهی شده و مرگ اجتماعی را گردن نهاده است. ابراز هویت اجتماعی نه فقط ابراز وجود که همچنین تجربۀ زیست اجتماعی به شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفتمان برابریِ حقوقی جهان را درنوردیده و بر ابراز وجود انسانها و در نتیجه ابراز هویت آنها اثر گذاشته است. گروه&amp;zwnj;های سرکوب شده و ستم دیده، همه، بمیدان حوزه&amp;zwnj;های عمومی جامعه آمده&amp;zwnj;، ارج و مقامی همسان دیگران می&amp;zwnj;جویند. زنان یکی از چنین گروه&amp;zwnj;هایی هستند. آنها اکنون برای بیش از یک سده است که به صورت مداوم برای رفع و حذف ستمها و بی&amp;zwnj;حقوقی&amp;zwnj;هایی که بر آنها اِعمال شده و می&amp;zwnj;شود مبارزه می&amp;zwnj;کنند. در این زمینه دستاوردهای کمی نیز نداشته&amp;zwnj;اند. حق رأی، دستمزد کم و بیش مساوی با مردان و مشارکت فعال در تمامی حوزه&amp;zwnj;های زندگی اجتماعی فقط چند نمونۀ این دستاوردها هستند. با جنبش خود، زنان همه را، چه مردان و چه زنان، چه نهادهای قانون&amp;zwnj;گذار و چه نهادهای اجتماعی، متوجه موقعیت خود ساخته&amp;zwnj;اند و توانسته&amp;zwnj;اند حرکت خویش و خواستهای خود را بسان جنبش و خواستهایی یکسره بر حق معرفی کنند. جنبش آنها گرایش فکری-ایدئولوژیک خود را چند بار تغییر داده، از لیبرالیسم به مارکسیسم و رادیکالیسم روی آورده و سپس گرایشی پساساختار&amp;zwnj;گرا و پسامدرنیستی پیدا کرده است، ولی همواره توانسته استحکام و انسجام خود را حفظ کند. در این مسیر، جنبش زنانی بسیاری را آگاه ساخته، برانگیخته و به میدان فعالیت و مبارزه کشانده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روی هم رفته، جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی گسترۀ بازی را برای سرزندگی گروه&amp;zwnj;های گوناگون اجتماعی گشوده&amp;zwnj;اند. بخشی از توده&amp;zwnj;ها با فعالیتها و مبارزات خود این گستره را می&amp;zwnj;آفرینند ولی آنگاه که آن را می&amp;zwnj;آفرینند برای دیگران، دیگرانی که شاید خودانگیخته فعال و سرزنده نیستند، امکان حضور در صحنه&amp;zwnj;های گرم و پر شور و شرر مبارزه را فراهم می&amp;zwnj;آورند. جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی با گونه&amp;zwnj;گونی و وسعت خود به توده&amp;zwnj;ها اجازه می&amp;zwnj;دهند که در هر زمینه و هر آنگونه که خود می&amp;zwnj;پسندند دست به فعالیت و مبارزه بزنند. ولی به همین دلیل و همچنین به خاطر آنکه جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی پی در پی دچار افت و خیز می&amp;zwnj;شود از اهمیت و جذابیت آنها می&amp;zwnj;کاهد. جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی تمرکز فعالیت و مبارزه را از بین می&amp;zwnj;برد و هر کس یا هر گروه را درگیر هدف و آرمان خاص خود می سازد. برخی اوقات ممکن است این هدف امر اساسی و مهمی باشد ولی برخی اوقات ممکن است هدف امری حاشیه&amp;zwnj;ای باشد و در این صورت هیچ بعید نیست که جنبش بسرعت به هدف خود نائل آید. بطور کلی جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی، متأثر از شرایط، به شدت دچار افت و خیز می&amp;zwnj;شوند. گاه پرشور و تند به پیش می تازند و گاه دچار کندی و سردرگمی شده از جذب همراهانی جدید باز می&amp;zwnj;مانند. برای توده&amp;zwnj;ها ( ونه برای فعالین اجتماعی و سیاسی) جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی&amp;zwnj; بیشتر شکل یک پدیدۀ تصادفی یا رخدادی را دارند. گاه وجود دارند و بسادگی می&amp;zwnj;توان با حضور یافتن در عرصۀ آن مبارزه&amp;zwnj;ای معین را پیش برد و گاه وجود ندارد و نمی&amp;zwnj;توان آنها را نیز آفرید. این امر بزرگترین محدودیت جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی است. آنها را - درست همچون انقلاب - نمی&amp;zwnj;توان هدفمند آفرید. آنها خود به راه می&amp;zwnj;افتند، می&amp;zwnj;شکفند و سپس از بین می&amp;zwnj;روند. تحولات اجتماعی و سیاسی آنها را می&amp;zwnj;آفرینند و سپس شور فعالین و توده&amp;zwnj;ها که خود ناشی از ارزیابی آنها از شرایط است شتاب و گسترش آن را تعیین می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چند دهۀ اخیر جهان شاهد جنبش اجتماعی چشمگیری نبوده است. در دهۀ شصت میلادی دو جنبش گستردۀ دانشجویی و حقوق مدنی ساختار اجتماعی و سیاسی اروپا و آمریکا را متحول ساخت. هر دو جنبش دارای هدفهایی بس گسترده&amp;zwnj; بودند و توانستند نیروهای زیادی را بسیج کنند. ولی حتی آنها نیز پی از یکدورۀ کوتاه درخشش، نشانی از خود بجای نگذاشته&amp;zwnj;اند. در دو سه دهۀ اخیر، دانشجویان یکی از سر به زیرترین گروه&amp;zwnj;های اجتماعی در اروپا و آمریکا بوده و دیگر حقوق مدنی از موضوعیت خاصی برخوردار نیست. دو جنبش زنان و محیط زیست در چند دهۀ اخیر نیز محدود به گروه&amp;zwnj;ها و نیروهایی خاص بوده است. نشانی از آن وجود ندارد این جنبش&amp;zwnj;ها توانسته باشند برای مدتی طولانی و به شکلی تأثیرگذار بخشهایی از تود&amp;zwnj;ها را درگیر خود سازند. این جنبش&amp;zwnj;ها توانسته&amp;zwnj;اند گهگاه برای مدت کوتاه بخشی از توده&amp;zwnj;ها را پیرامون هدف و مسئله&amp;zwnj;ای معین بسیج کنند ولی هیچگاه نتوانسته&amp;zwnj;اند بخش مهمی از توده&amp;zwnj;ها را پیرامون مسئله و اهدافی کم و بیش سراسری گردهم آورند. در این میان سرنوشت دو جنبش نوین اجتماعی، جنبش ابراز هویت و جنبش حفظ محیط زیست، حکایت از آن دارد که در جامعۀ به شدت پویای مدرن جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی به سرعت یا سرزندگی و خروش خود را از دست می&amp;zwnj;دهند یا در نظم سیاسی و اقتصادی حاکم ادغام می&amp;zwnj;شوند. جنبش ابراز هویت مدت زمانی پس از پیدایش با نقد تند رادیکال&amp;zwnj;ها و کنشگرانِ خواهان تحول در نظم حاکم جهانی روبرو شد. به ناگهان برای بسیاری مشخص شد که هویت هر انسان و هر گروه چند وجهی&amp;zwnj;تر از آن است که بر یک جنبه از آن تأکید گذاشت و خواستار بازشناسی آن شد. اکنون مشخص شده است که باید جنبه&amp;zwnj;های دیگر هویت را بزور به حاشیه راند تا بتوان جنبه&amp;zwnj;ای را هویت اصلی انسان شمرد و برای بازشناسی آن مبارزه کرد. پیدایش و شکوفایی بنیادگرایی بسیاری را متوجه پیامدهای ناخواستۀ هویت&amp;zwnj;گرایی ساخته است. جنبش حفظ محیط زیست سرنوشت دیگری پیدا کرده است. این جنبش شکل یک جنبش رسمی سیاسی و اجتماعی را یافته است. احزاب سبز یا سازمانهایی همچون صلح سبز در ساختار سیاسی جوامع اروپایی و حتی برخی جوامعه آسیایی ادغام شده&amp;zwnj;اند. آنها اکنون به اتکاء تشکیلاتی بوروکراتیک با مذاکره و بند و بست فعالیتهای خود را پیش برده و اهداف خود را متحقق می&amp;zwnj;سازند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش&amp;zwnj;های پیشین:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/12/16/9074&quot;&gt;در جست&amp;zwnj;وجوی خاستگاه سرزندگی در زندگی مدرن&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/12/23/9239&quot;&gt;نظریه&amp;zwnj;هایی در توضیح ماندگاری سرمایه&amp;zwnj;داری&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/12/30/9456#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8428">جنبش‌های اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2274">محمدرفیع محمودیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6865">هنر</category>
 <pubDate>Fri, 30 Dec 2011 01:26:50 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">9456 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>قالی دست‌ساز از فیش‌های خرید</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/10/29/7928</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/10/29/7928&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گزارشی از نمایشگاه &amp;quot;ارتباط شرق و غرب&amp;quot; و گفت‌و‌گو با زهرا حسن‌آبادی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;170&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pazmhasa01_0.jpg?1320088117&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی- پروژه &amp;quot;ارتباط شرق و غرب&amp;quot; پس از چند سال وقفه با افتتاح نمایشگاه &amp;quot;نگاه آلمانی به خویشتن&amp;quot; از ۹سپتامبر در شهر وپرتال آلمان کلید خورده است. این نمایشگاه که در چهار شهر آلمان برگزار می&amp;zwnj;شود، شامل آثار ۱۰ هنرمند مختلف از کشورهای اروپای شرقی از جمله لهستان، از خود آلمان و همین&amp;zwnj;طور یک هنرمند ایرانی به نام زهرا (مهتاب) حسن&amp;zwnj;آبادی است. این هنرمندان نگاه خاص خود را به هویت جدید در کشور میزبان به تصویر می&amp;zwnj;کشند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;پروژه &amp;quot;ارتباط شرق و غرب&amp;quot; در بردارنده مجموعه گسترده&amp;zwnj;ای ازبرنامه&amp;zwnj;های متنوع هنری و فرهنگی مانند نمایشگاه هنر مدرن، موسیقی، تئا&amp;zwnj;تر، کتابخوانی، نمایش فیلم، نمایشنامه خیابانی است و با همکاری کشور لهستان که مخاطب ویژه فرهنگی هنری شهر ووپرتال در ۲۰ سال اخیر بوده و همچنین سه شهر همسایه شْوِلم، زُولینگن، و رِمشاید انجام می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هنرمندان برگزیده کسانی هستند که پیشینه مهاجرت در آلمان دارند یا آنکه به عنوان آلمانی دارای تجربه زندگی در مکانی دیگر، خارج از آلمان بوده&amp;zwnj;اند، یعنی آلمانی&amp;zwnj;یی که تجربه مهاجرت را داشته باشد. هنرمندانان گروه با به کارگیری ابزارهای متفاوت همانند ویدیو، چیدمان، نقاشی، طراحی، و عکس آثار هنری خویش را تا آخر سال میلادی ٢٠١١ در معرض دید همگان قرار خواهند داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/pazmhasa03.jpg&quot; /&gt;مشکل جذب خارجیان در کشور آلمان، موضوع مهاجرت با مسائل ویژه خود انگیزه اصلی سامان&amp;zwnj;دهندگان نمایشگاه است. زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی هنرمند ایرانی مقیم آلمان در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جمعیت مهاجر خودش ویژگی&amp;zwnj;های خاصی دارد که معضلات ویژه خود را دارد و می&amp;zwnj;تواند مزایایی برای جامعه داشته باشد ولی به هر حال مشکلات جدید را هم می&amp;zwnj;تواند به جامعه بیاورد که از آن به عنوان مشکلات مهاجرت نام برده می&amp;zwnj;شود. یکی از اهداف نمایشگاه آن است که جمعیت مهاجر را در روند جامعه همراه و سهیم کند و به سخنانشان گوش دهد و جذب محیط جدید نماید. از دیگر انگیره&amp;zwnj;های نمایشگاه تغییر دیدگاه جمعیت اصلی یعنی دیدگاه خود آلمانی&amp;zwnj;ها نسبت به مهاجران است و این نقطه تلاقی، آشتی و یا گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوست. به هر حال برای این انگیزه تلاش شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;استفاده از عناصر ساده در آثار هنری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از ویژگی&amp;zwnj;های آثار زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی استفاده از عناصر ساده در زندگی معمولی در کار هنری است. این بار او یک قالی را که به شکل دایره است و از فیش&amp;zwnj;های خرید ساخته شده، به نمایشگاه عرضه کرده است. زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی تحصیلات خود را در رشته هنر در ایران به پایان رسانده و یک دهه است که در ورای مرزهای ایران به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد. وی به همراه همسر آلمانی خود در شهر وپرتال می&amp;zwnj;زید. از انگیزه خود در ساختن این قالی می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;برای این کار قالی درست کرده&amp;zwnj;ام که امسال آنرا تمام کرده&amp;zwnj;ام. چون نمایشگاه در سالن&amp;zwnj;های مختلفی در چهار شهر برگزار می&amp;zwnj;شود بنابر بزرگی و کوچکی سالن عناصری را هنرمندان به کارشان اضافه و یا کم می&amp;zwnj;کنند. موادی که من برای کار قالی انتخاب کردم عبارت بود از تمام فیش&amp;zwnj;های خریدی که ظرف چندین سالی که در این شهر بودم و در زندگی مشترکم با همسرم از سر کنجکاوی آن&amp;zwnj;ها را دور نریختم. تمام این فیش&amp;zwnj;های خرید، حالا هر جا که بوده یا هر چیزی که بوده، اگر خریدهای روزانه&amp;zwnj; من برای خورد و خوراک یا پوشاک یا هر جایی که من فیشی را گرفتم، به عنوان سند جمع کرده&amp;zwnj;ام. اسنادی که نشان می&amp;zwnj;دهد من چه خریدم و چه کار کردم و چقدر پول از دست دادم که همه این&amp;zwnj;ها توی این فیش&amp;zwnj;ها هست و معمولاً همه ما آن&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;شناسیم، این&amp;zwnj;ها را من نگه داشتم طی این سال&amp;zwnj;ها که حجم بسیار زیادی از کاغذ شده است.&amp;quot; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/pazmhasa02.jpg&quot; /&gt;او در ادامه به فرهنگ کاغذبازی در آلمان اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt;
&amp;quot;به هر حال این ایده پیش آمد که چگونه می&amp;zwnj;توان ابن عناصر را در کنار همدیگر گذاشت و برای من این موضوع خیلی جالب یا عجیب بود که اینجا در فرهنگ آلمان مدرک یا فیش&amp;zwnj;های خرید دور انداخته نمی&amp;zwnj;شود. معمولاً بوروکراسی در آلمان آن قدر وقتگیر است که همه چیز باید ثابت شود، همه چیز باید با کُد و مدرک ارائه شود. کل این فیش&amp;zwnj;ها شامل اطلاعاتی مستند درباره زندگی شخصی&amp;zwnj;ست که در آلمان زندگی می&amp;zwnj;کند. در همان حال درباره زندگی من هم این کار شاید نوعی طنز را نیز در خود نهفته دارد. این بن&amp;zwnj;ها و این فیش&amp;zwnj;ها را به وسیله منگنه به هم وصل کردم، طوری که یک قالی گرد به قطر حدود دو متر به وجود آمد. اسم این شیء را می&amp;zwnj;گذارم قالی، چون روی زمین می&amp;zwnj;توان پهنش کرد و پر از نقش و نگار&amp;zwnj;ها یا نوشته&amp;zwnj;هایی&amp;zwnj;ست که ما معمولاً می&amp;zwnj;بینیم و در مجموع قالی را تداعی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تأثیر زندگی در آلمان &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر فرد و هنرمندی تحت تأثیر شرایط جامعه&amp;zwnj;ای قرار می&amp;zwnj;گیرد که در آن زندگی می&amp;zwnj;کند.، زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;جامعه آلمان یک جامعه صنعتی است و برخی از این خصوصیات در ذهن من نقش می&amp;zwnj;بندد مثل، نظم، انصباط، دقت، نگهداری، ارائه مدرک. این خصوصیات در جاهایی خوب ودر بخش&amp;zwnj;هایی مثبت نیست ولی این یک واقعیت زندگی در این کشور است که خود آلمانی&amp;zwnj;ها نیز به ان اعتراف می&amp;zwnj;کنند. نگهداری این فیش&amp;zwnj;ها در درجه اول به این دلیل بود.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هنرمندی در ورای مرزها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/pazmhasa04.jpg&quot; /&gt;زهرا حسن آبادی از هنرمندان نسبتاً موفق مهاجر است. او نمایشگاه&amp;zwnj;های متعددی در این کشور برگزار کرده و با وجود آنکه در آلمان به دنیا نیامده و جزو نسل اول مهاجران محسوب می&amp;zwnj;شود، توانسته از سدهای بسیاری عبور کند. این برون&amp;zwnj;رفت از یک فرهنگ و آغشته شدن با فرهنگ نوین تضاد و تناقض&amp;zwnj;های خود را نیز به همراه دارد. هنرمند مهاجر مجبور است برخی از ویژگی&amp;zwnj;ها را از دست بدهد و برخی عناصر نوین را به اندوخته&amp;zwnj;های خود اضافه کند. آیا تفاوت معنی&amp;zwnj;داری بین هنرمندی که در سرزمین معینی زندگی می&amp;zwnj;کند با هنرمندی که از حوزه جغرافیایی خود به هر دلیل کنده می&amp;zwnj;شود، وجود دارد؟ &lt;br /&gt;
مهتاب حسن آبادی معتقد است بیرون آمدن از یک حوزه جغرافیایی فاصله&amp;zwnj;گیری معینی را با مسائل آن جامعه در هنرمند ایجاد می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;افزاید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;quot;بیرون آمدن از آن حوزه جغرافیایی یک افق و گستره جدیدی را پیش چشم شما می&amp;zwnj;گذارد. یعنی شما وارد جامعه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;شوید که خیلی چیز&amp;zwnj;ها را به شما نشان می&amp;zwnj;دهد که امکان نداشت قبلش آن را تجربه کنید. آدم می&amp;zwnj;تواند استفاده خوبی از آن ببرد. به هر حال آزادی&amp;zwnj;های فردی که اینجا هست و در ایران نیست، دست آدم را در ابراز و نشان دادن عقاید و افکار و احساساتش باز می&amp;zwnj;گذارد. اینجا انسان خیلی راحت&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;تواند پیش رود و دست به کار بزند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته این&amp;zwnj;ها جنبه&amp;zwnj;های مثبت مهاجرت است و حسن بسیار خوبی&amp;zwnj;ست. آن سوی دیگر سکه، ارتباطی که تو با فرهنگ و زبان خودت داری، مسلماً به آن شدتی که قبلاً بوده نیست، طبیعی&amp;zwnj;ست. یک چیزی را از دست داده&amp;zwnj;ای و یک چیز دیگری به جایش به دست آورده&amp;zwnj;ای. یعنی هیچ گودالی را، هیچ جایی را نمی&amp;zwnj;شود پر کرد و سطح خاک را بالا آورد، بدون اینکه یک قسمتی خالی شود. این یک واقعیت است. من فکر می&amp;zwnj;کنم آن آزادی نسبی را که اینجا به عنوان یک زن دارم، به من آرامش می&amp;zwnj;دهد، و بالطبع آن ارتباط تنگاتنگ با داخل را از دست داده&amp;zwnj;ام.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/10/29/7928#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6866">زهرا حسن آبادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6865">هنر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <pubDate>Sat, 29 Oct 2011 08:27:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">7928 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>