<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6473/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>علی علیزاده</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6473/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>وال‌استریت، نمادی از مقاومت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/10/12/7565</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/10/12/7565&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با علی علیزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بهنام دارایی‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;260&quot; height=&quot;173&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/arton1812-75be7.jpg?1318714092&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده - آیا این امکان وجود دارد که جنبش کنونی گروهی از اعتراض&amp;zwnj;کنندگان در نیویورک که با عنوان &amp;quot;وال&amp;zwnj;استریت را اشغال کنید&amp;quot; شناخته می&amp;zwnj;شود، ابعاد گسترده&amp;zwnj;تری بیابد؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;خاستگاه اقتصادی-اجتماعی این جنبش کجاست و چه شباهت&amp;zwnj;هایی با سایر جنبش&amp;zwnj;های شناخته شده در اروپا یا خود ایالات متحده دارد؟ این پرسش&amp;zwnj;ها را با علی علیزاده، تحلیل&amp;zwnj;گر اجتماعی و مدرس فلسفه در لندن در میان گذاشته&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;چند هفته&amp;zwnj;ای است که جنبش موسوم به &amp;quot;اشغال وال&amp;zwnj;استریت&amp;quot; در صدر اخبار و گفت&amp;zwnj;وگوهای محافل روشنفکری جهان قرار گرفته است. ممکن است بفرمایید ارزیابی شخصی شما از این حرکت اعتراضی چیست و ابعاد این حرکت را در شرایط فعلی چگونه تحلیل می&amp;zwnj;کنید؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;علی علیزاده:&lt;/strong&gt; به باور من اتفاقی که در نیویورک در حال وقوع است، در درجه نخست نظام بانکداری جهانی، سرمایه&amp;zwnj;داری مالی- اعتباری و نماد عینی آنها در وال&amp;zwnj;استریت که همان ساختمان بورس نیویورک است را نشانه گرفته است. ابعاد کنونی&amp;zwnj;اش نیز هنوز در معیار جامعه ۳۰۰ میلیونی آمریکا، آنقدر بزرگ نیست. از نگاه من این حرکت اما، نشانی از حداقل&amp;zwnj;های مقاومت و شکل&amp;zwnj;گیری جنبشی است که مراحل ابتدایی خود را آغاز کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;282&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/4555_0.jpg&quot; /&gt;این حرکت، شباهت زیادی دارد با رویداد&amp;zwnj;های میدان خورشید بارسلون یا جنبش دانشجویی سال گذشته در لندن. همینطور شباهت&amp;zwnj;هایی دارد با حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی مردم در یونان. هرچند در آنجا اعتراض&amp;zwnj;ها گسترده&amp;zwnj;تر و خشونت&amp;zwnj;آمیزتر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
به گمان من، پس&amp;zwnj;زمینه همه این حرکت&amp;zwnj;ها، همان بحران اقتصادی است که به&amp;zwnj;طور مشخص از سال ۲۰۰۸ آغاز شده است. در اینجا مایلم مرور کوتاهی داشته باشم به این بحران اقتصادی (به عنوان منشا اصلی شکل&amp;zwnj;گیری این جنبش&amp;zwnj;ها). از سال ۱۹۹۰ به این&amp;zwnj;سو، ما با یک ساختار اقتصادی بدون منازعه و بی&amp;zwnj;رقیب سر و کار داشتیم. در این بین ۱۰سالی نیز- به&amp;zwnj;ویژه در زمان دولت&amp;zwnj;های بلر و کلینتون در انگلستان و ایالات متحده- امکان بروز بحران اقتصادی که جزئی ذاتی و جدا نشدنی از ماهیت نظام سرمایه&amp;zwnj;داری است، در حباب&amp;zwnj;هایی نظیر حباب مسکن و... قرار گرفت و در نهایت پنهان ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سال ۲۰۰۸ که بحران اقتصادی خودش را نشان داد و امکان پوشاندن آن نیز دیگر وجود نداشت، این امر پذیرفته شد که نئولیبرالیسم، شکل افسارگسیخته&amp;zwnj;ای به سرمایه&amp;zwnj;داری به ویژه سرمایه&amp;zwnj;داری بانکی داده است. به گونه&amp;zwnj;ای که دیگر حتی از قواعد و سیاست&amp;zwnj;های اولیه خودش نیز پیروی نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در مواجهه با این بحران اقتصادی، دولت&amp;zwnj;ها آمدند به بانک&amp;zwnj;ها و موسسات ورشکسته کمک کنند. چراکه دریافتند تنها صحبت از یک بانک مشخص نیست؛ وگرنه بر اساس قوانین سرمایه&amp;zwnj;داری، بگذارید بانکی که ورشکسته شده است، ورشکست شود. رقابت اگر &amp;quot;آزاد&amp;quot; است، چرا باید از مردمی که مالیات می&amp;zwnj;دهند، پول گرفت تا به بانکی داده شود که ورشکسته شده، با این هدف که آن بانک سرپا بماند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اگر رقابت آزاد است، هر بانکی که نتوانسته سرپا بماند، باید از جریان &amp;quot;رقابت&amp;quot; حذف شود، اما روشن است که مسئله اصلی، همدستی دولت&amp;zwnj;های سرمایه&amp;zwnj;داری با خود نظام سرمایه&amp;zwnj;داری است. به&amp;zwnj;هر حال، در آن مقطع، دولت&amp;zwnj;ها به این نهاد مالی ورشکسته کمک کردند. این کمک&amp;zwnj;های مالی هم خیلی گسترده و وسیع بود. برای نمونه در آمریکا دو هزار میلیارد دلار و در انگلستان ۸۰۰ میلیارد پوند به این موسسات کمک شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;300&quot; height=&quot;202&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/444444444444444.jpg&quot; /&gt;در برابر این کمک&amp;zwnj;ها، قرار بود این موسسات دست از این نوع تجارت بردارند که در آن هیچ قوانینی رعایت نمی&amp;zwnj;شود و تا حدودی چهارچوب&amp;zwnj;دار شوند. حتی بسیاری در ابتدای بحران با خوش&amp;zwnj;باوری به مکانیسم&amp;zwnj;های خوداصلاحی در سرمایه&amp;zwnj;داری اشاره کردند و احتمال بازگشت به شکلی از آن نظام اقتصادی &amp;quot;کنزی&amp;quot; که پیشتر تجربه شده بود و قاعده&amp;zwnj;مندتر بود را می&amp;zwnj;دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
اما این اتفاق نیفتاد. چرا نیفتاد؟ برای اینکه دولت&amp;zwnj;ها در برابر این نهادهای مالی مجبور به نوعی کرنش شدند و توان مقاومت در برابر آنها را نیز نداشتند. برای نمونه وقتی در انگلستان آقای کامرون- دست کم در ظاهر- خطاب به بانکدارها می&amp;zwnj;گوید که شما باید از پرداخت پاداش&amp;zwnj;های چند ده میلیون پوندی به روسا و مدیران بانک&amp;zwnj; خودداری کنید، آنها بلافاصله واکنش نشان می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مردمی که در این میان کار و خانه خود را از دست داده&amp;zwnj;اند، مالیات&amp;zwnj;هاشان بیشتر شده است و تورم را تجربه کرده&amp;zwnj;اند، وقتی می&amp;zwnj;بینند که به فرض رئیس بانکی ۳۰ میلیون یا ۴۰ میلیون پوند اضافه بر حقوق خود، تنها &amp;quot;پاداش&amp;quot; می&amp;zwnj;گیرد، آن هم پاداشی که مالیات به آن تعلق نمی&amp;zwnj;گیرد، معترض می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
وقتی چنین حرفی را آقای کامرون می&amp;zwnj;زند، بلافاصه بانک اچ&amp;zwnj;اس&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی یا بانک لویدز تهدید می&amp;zwnj;کنند که ما کل موسسه&amp;zwnj;ها و سرمایه&amp;zwnj;های خودمان را از انگلستان یا آمریکا خارج می&amp;zwnj;کنیم و می&amp;zwnj;رویم به فرض در چین. می&amp;zwnj;رویم در کشوری که در آن قوانین دست&amp;zwnj;وپا&amp;zwnj;گیر مالیاتی وجود نداشته باشد!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
واقعیت این است که سرمایه&amp;zwnj;داری بانکی، از دولت&amp;zwnj;- ملت&amp;zwnj;ها برای کمک و نجات خود بهره گرفته است، اما در مقابل، هیچ تعلق و وابستگی به دولت-ملت خاصی ندارد. در چنین شرایط و اوضاع و احوالی است که ما شاهد مقاومت&amp;zwnj;های حداقلی، از آن نوعی که این روزها در نیویورک در جریان است می&amp;zwnj;شویم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;برخی جنبش اخیر در نیویورک را با حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی چندماه پیش لندن و برخی دیگر از شهرهای بریتانیا مقایسه می&amp;zwnj;کنند. شما در لندن ساکن هستید و در آن زمان از نزدیک شاهد این رویدادهای پردامنه بودید. به نظر شما آیا این مقایسه، مقایسه درستی است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
همانطور که پیشتر نیز اشاره کردم، پس&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;ها، همان پس&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;های مشترک اقتصاد جهانی است. در طول سال&amp;zwnj;های گذشته ما با یک نوع &amp;quot;اضطراب عمومی&amp;quot; مواجه بودیم. به این معنا که هرکدام از شهروندان این جوامع، صبح به صبح وقتی از خواب بیدار شده&amp;zwnj;اند، اخبار مربوط به &amp;quot;بحران&amp;quot; را شنیده&amp;zwnj;اند. منتها اینها بیشتر در سطح انتزاعی بوده است تا عینی. در این انگلستانی که من زندگی می&amp;zwnj;کنم، حدود یک&amp;zwnj;سال است که شرایط از حالت انتزاعی دارد به حالت انضمامی و عینی تبدیل می&amp;zwnj;شود. افراد تازه دارند در زندگی عادی و روزمره خودشان بحران را حس می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در جایی مثل حرکت دانشجویی سال گذشته لندن یا در اسپانیا یا در همین جنبش کنونی نیویورک، طبقه میانی، طبقه میانی روی به پایین، افراد تحصیل&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;تر، در چهارچوب حرکتی که می&amp;zwnj;توان به آن &amp;quot;بیان سیاسی&amp;quot; داد جمع می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
شورش&amp;zwnj;های چندماه پیش لندن هم واجد همین &amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;های اقتصادی و خواست&amp;zwnj;های مشترک بود. منتها در شورش&amp;zwnj;های لندن، آن دسته از افرادی که به واقع محرومان جامعه&amp;zwnj;اند، بی&amp;zwnj;کارند، حتی &amp;quot;کارگر&amp;quot; نیز محسوب نمی&amp;zwnj;شوند (تا از این طریق بتوانند به اتحادیه یا سندیکای محل کار خود متصل شوند) و راه و کانال دیگری برای بیان اعتراض خود در چهارچوب یک شرایط بحرانی و خاص پیدا نمی&amp;zwnj;کنند. بنابراین در قالب خشمی انفجاری، اعتراض و نارضایتی خودشان را از وضعیت اقتصادی و تبعیض&amp;zwnj;های حاکم نشان می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;در ۳۰ سال گذشته، ما در &amp;quot;حضیض مقاومت&amp;quot; مردمی قرار داشته&amp;zwnj;ایم. یکی از دلایل این وضعیت هم این است که بخشی از طبقه میانی در اروپا و آمریکا، خودشان را به نوعی هم&amp;zwnj;دست نظام اقتصادی حاکم تصور می&amp;zwnj;کردند و گمان داشتند که از این نظام اقتصادی موجود، چیزی نیز در نهایت عاید آنان خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;سئوال اساسی این است که چگونه می&amp;zwnj;&amp;zwnj;توان &amp;quot;تجربه دخالت در سیاست&amp;zwnj;ورزی&amp;quot; (از این نوع به ظاهر جدید ولی با قدرت محدود که در جنبش دانشجویی سال گذشته لندن یا در حرکت کنونی وال&amp;zwnj;استریت شاهد آن هستیم) و &amp;quot;خشم طبقات پایینی جامعه&amp;quot; را با ته&amp;zwnj;مانده سازمان&amp;zwnj;ها و تشکل&amp;zwnj;های سنتی مقاومت یعنی اتحادیه&amp;zwnj;ها و احزاب کارگری پیوند داد که در سه دهه اخیر به صورت سیستماتیک ویران شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید اضافه کرد که این بحران اقتصادی در حال گره خوردن و همراه شدن با چیزی است که من آن را &amp;quot;به خود آمدن در باب بحران دموکراسی&amp;quot; می&amp;zwnj;نامم. در تمامی این اشکال مقاومت، چه در اسپانیا و چه در وال&amp;zwnj;استریت و... ، وقتی مردم می&amp;zwnj;نشینند روی زمین و می&amp;zwnj;گویند که ما می&amp;zwnj;خواهیم یک &amp;quot;میدان تحریر&amp;quot; دیگر ایجاد کنیم، به این معناست که ما می&amp;zwnj;خواهیم به&amp;zwnj;طور مستقیم و بدون هیچ واسطه&amp;zwnj; دیگر، بدون نیاز به وکیل و وصی، حقوق خودمان را مطالبه کنیم. ما خواهان این هستیم که به طور مستقیم نماینده و وکیل خودمان باشیم!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به نظر من اعتراض به بحران &amp;quot;دموکراسی شکلی و پارلمانی&amp;quot;، به نوعی نشانگر جوانه زدن اولیه خواست &amp;quot;دموکراسی واقعی و محتوایی&amp;quot; است، اما اینکه این حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی به کجا خواهد انجامید، باید صبور بود و منتظر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اینطور به نظر می&amp;zwnj;آید که جنبش کنونی در وال&amp;zwnj;استریت و برخی دیگر از حرکت&amp;zwnj;هایی اعتراضی که در اروپا شاهد آن هستیم، بیشتر رویکردی اقتصادی دارند. به نظر شما تقلیل یافتن این حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی به خواست&amp;zwnj;هایی به&amp;zwnj;طور مشخص اقتصادی چه پیامدهایی دارد؟ این امر را مقایسه کنید با جنبش&amp;zwnj;های دانشجویی اروپای دهه ۱۹۶۰ یا حتی خود ایالات متحده که به نظر رادیکال&amp;zwnj;تر بودند و خواهان تغییر بنیادین در سبک&amp;zwnj; زندگی و... بودند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
مسئله محوری این است که در دهه ۱۹۶۰ ما شاهد نوعی &amp;quot;شکوفایی اقتصادی&amp;quot; بودیم. شرایطی که در آن طبقات کارگر و پایینی جامعه هم سهم خودشان را از طریق نظام&amp;zwnj;های تامین اجتماعی و... دریافت می&amp;zwnj;کردند. بنابراین آن &amp;quot;مقاومتی&amp;quot; که شکل می&amp;zwnj;گرفت، می&amp;zwnj;توانست به سراغ &amp;quot;قدرت&amp;quot;، در اشکال ظریف&amp;zwnj;تر و پنهانی&amp;zwnj;تر آن (مانند نهاد خانواده، نظام&amp;zwnj;های آموزشی، نظام&amp;zwnj;های جنسی و... ) برود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در ۳۰ سال گذشته ما در &amp;quot;حضیض مقاومت&amp;quot; مردمی قرار داشته&amp;zwnj;ایم. یکی از دلایل این وضعیت هم این است که بخشی از طبقه میانی در اروپا و آمریکا، خودشان را به نوعی هم&amp;zwnj;دست نظام اقتصادی حاکم تصور می&amp;zwnj;کردند و گمان داشتند که از این نظام اقتصادی موجود چیزی نیز عاید آنان خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
پس از یک دوره &amp;quot;حضیض مقاومت&amp;quot; ما تازه آغاز شکوفایی رگه&amp;zwnj;هایی از &amp;quot;مقاومت&amp;quot; را شاهدیم. اگر مردم بتوانند در کنار هم قرار گیرند و نوعی دیگر از &amp;quot;سیاست&amp;zwnj;ورزی&amp;quot; و با هم بودن را تجربه کنند، آنگاه می&amp;zwnj;توان انتظار داشت که مطالبات مردم، از خواسته&amp;zwnj;های صرف اقتصادی به خواست&amp;zwnj;های دیگری از جنس تصور نوع دیگری از زیست جمعی و... تغییر یابد. در حال حاضر مقاومت بیشتر برای بقا است؛ بقای شهروندانی که در این بحران&amp;zwnj;های اقتصادی، خانه&amp;zwnj;ها و شغل&amp;zwnj;های خود را از دست داده&amp;zwnj;اند. به هر حال بازی تازه آغاز شده و راه مبارزه هم به نظر باز می&amp;zwnj;رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمبنه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/10/09/7509&quot;&gt;وال&amp;zwnj;استریت و اعتراض جوانان آمریکایی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/6257&quot;&gt;چشم&amp;zwnj;اندازهای اعتراض&amp;zwnj;های لندن&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/10/12/7565#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7">امریکا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4812">بحران مالی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2467">بهنام دارایی‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5798">حق تجمع</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6473">علی علیزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6472">وال‌استریت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Wed, 12 Oct 2011 13:01:55 +0000</pubDate>
 <dc:creator>behnam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7565 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>