<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>فیلمفارسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>هوشنگ کاووسی، فیلمفارسی و نقد فیلم در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    درگذشت هوشنگ کاووسی منتقد و کارگردان قديمی سينما در ۹۰ سالگی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;196&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hokavpj01.jpg?1364037923&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با درگذشت دکتر هوشنک کاووسی، سینمای ایران یکی از قدیمی&amp;zwnj;ترین و سر&amp;zwnj;شناس&amp;zwnj;ترین منتقدان سینمایی خود را از دست داد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی نوشتن درباره سینما را از سال ۱۳۳۲ در مجله ستاره سینما و نشریات دیگر آغاز کرد و به همراه منتقدانی چون روبرت اکهارت، هژیر داریوش، ماشاءالله ناظریان و سیامک پورزند از مؤسسان نخستین &amp;laquo;انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران&amp;raquo; بود که در سال ۱۳۳۵ تشکیل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، از معدود منتقدان قدیمی سینمای ایران بود که درس سینما خوانده بود و بعد از پایان تحصیلات سینما در مدرسه ایدک فرانسه به ایران بازگشت و نوشتن نقد فیلم در مطبوعات ایران را آغاز کرد. او اعتقاد سرسختانه&amp;zwnj;ای به تحصیلات آکادمیک در سینما داشت و از این زاویه سینماگران ایرانی را که بیشترشان فاقد تحصیلات آکادمیک در زمینه سینما بودند، تحقیر می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی را باید در واقع پرچمدار مبارزه با &amp;laquo;سینمای فارسی&amp;raquo; دانست که مبارزه با این نوع سینما را خیلی زود و به طور جدی، به عنوان یک جریان مبتذل آغاز کرد. او با لحنی تند و تیز و پرخاشگر، همه عناصر سینمای فارسی از فیلمنامه و کارگردانی گرفته تا بازیگری را به زیر حمله گرفته و منکر هرگونه ارزش سینمایی و هنری برای آن&amp;zwnj;ها شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی، واژه &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; را ابداع کرد که به سرعت به مهم&amp;zwnj;ترین و پرکاربرد&amp;zwnj;ترین اصطلاح غیر ترجمه&amp;zwnj;ای ادبیات سینمایی در ایران تبدیل شد؛ اصطلاحی که هنوز یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و کلیدی&amp;zwnj;ترین واژه&amp;zwnj;های رایج در گفتمان انتقادی فیلم در ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj02.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 142px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز جاهد:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برخورد تحقیرآمیز منتقدان ایرانی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با پدیده فیلمفارسی و&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;همکاری کاووسی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با دستگاه ممیزی برای سانسور&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و حذف فیلمفارسی،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;کوشش بیهوده&amp;zwnj;ای بود و نه تنها نتیجه&amp;zwnj;ای نداد بلکه اعتبار او را به عنوان یک منتقد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;سینمایی مستقل، زیر سؤال برد. کاملاً روشن بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;منتقد ایرانی با متوسل شدن به سانسور، نمی&amp;zwnj;توانست&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جلوی یک پدیده مهم اجتماعی را بگیرد و سینمای بهتری (!) را جایگزین آن کند. به جای آن سازندگان فیلمفارسی را به صف&amp;zwnj;آرایی و جبهه&amp;zwnj;گیری در برابر منتقدان سینمایی واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;کاووسی برای تأکید بر ماهیت خاص این واژه و تحمیل معنای مورد نظرش، آن را به شکل سرهم می&amp;zwnj;نوشت. او با اتصال واژه &amp;laquo;فیلم&amp;raquo; به واژه &amp;laquo;فارسی&amp;raquo; و خلق واژه ابداعی &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo;، بر سینمایی نظر داشت که به زعم او نه فیلم بود و نه فارسی بلکه ملغمه&amp;zwnj;ای از این دو بود. توضیح کاووسی برای این&amp;zwnj;کار این بود: &amp;laquo;اصولاً مرکب&amp;zwnj;نویسی همیشه معنای ثالثی را به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آورد. مثلاً وقتی می&amp;zwnj;گوییم گلاب، این کلمه هم گل است و هم آب. اما جدا نمی&amp;zwnj;نویسیم چون می&amp;zwnj;شود گل آب. پس این ترکیب یک معنای ثالث است که هم گل است و هم آب ولی در عین حال نه گل است و نه آب. فیلمفارسی هم چنین ترکیبی است: فیلمفارسی هم فیلم بود و هم فارسی اما در عین حال نه فیلم بود و نه فارسی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در توضیح نشانه&amp;zwnj;های فیلمفارسی می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;آن فیلم&amp;zwnj;ها نه فرم داشتند، نه ساختار و نه قصه. اصلاً به همین دلیل به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گفتم فیلمفارسی (...) فرانسوی&amp;zwnj;ها به این نوع فیلم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گویند croppe-de-bic یعنی مدفوع بز یا اگر بخواهند احترام قائل شوند می&amp;zwnj;گویند navep یعنی شلغم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ترکیب که بسیاری از نویسندگان ایرانی امروزه آن را از نظر زبان&amp;zwnj;شناسی نادرست و به لحاظ معنایی چندپهلو، مبهم و سوءتفاهم&amp;zwnj;برانگیز و جعلی می&amp;zwnj;دانند در طی چندین دهه برای تحقیر جریان مسلط فیلمسازی در ایران به&amp;zwnj;وسیله منتقدان فیلم و سینماگران به&amp;zwnj;کار گرفته شد، به&amp;zwnj;طوری که امروز تقریباً بار معنایی و تئوریک خود را از دست داده و به نوعی ناسزا و توهین تبدیل شده. هرچند درک و برداشت یکسانی از این واژه در نزد منتقدان ایرانی وجود نداشته، با این حال آن&amp;zwnj;ها، بخش عمده محصولات سینمای ایران از اواخر دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷ را فیلمفارسی حساب کرده&amp;zwnj;اند. در واقع این واژه ترکیبی، درست یا نادرست، خوب یا بد، زشت یا زیبا، نزدیک نیم&amp;zwnj;قرن در نوشته&amp;zwnj;ها و نقدهای منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران تکرار شده است. این تکرار به هر حال بر معانی متعددی دلالت دارد که تعیین&amp;zwnj;کننده نوعی فیلمسازی با ویژگی&amp;zwnj;های خاص در سینمای ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; به تعبیر کاووسی، دلیل بر گرایشی خاص در سینمای ایران نیست بلکه برعکس، به زعم و او و برخی دیگر از منتقدان ایرانی، به کلیت و جریان اصلی سینمای ایران در تمام دوره&amp;zwnj;ها اشاره داشته و گرایش&amp;zwnj;های دیگر در دل آن و یا در مقابل آن شکل گرفته و ظهور کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خسرو دهقان از منتقدان امروز سینمای ایران در مورد کاووسی و واژه &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; ابداعی&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;احترام دکتر کاووسی بر ما و همگان واجب و ضروری است. حق با ایشان است. جای بحث و چانه زدن هم ندارد. حالا دیگر چهل و اندی سال است که می&amp;zwnj;گذرد و گرامر سینمای ایران واژه را در خود پذیرفته و آن را حک کرده است و اما دکتر در آن روزگار پرچمدار بوده و بیش و کم تنها، لرزشی را به بدنه سینمای ایران وارد کرده که پس&amp;zwnj;لرزه&amp;zwnj;هایش تا به امروز حکایتی کهنه&amp;zwnj;نشدنی باقی مانده است.&amp;raquo; (فیلمفارسی چیست؟. نشر ساقی. تهران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما فیلمفارسی از دید کاووسی واقعاً چه بود و چه مؤلفه&amp;zwnj;هایی داشت؟ کاووسی برای تشریح اصطلاح&amp;zwnj;سازی سینمایی خود از اصطلاح جعلی &amp;laquo;زیر فیلم&amp;raquo; استفاده کرد که در فرهنگ نقد انگلیسی&amp;zwnj;زبان اصلاً وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در مقاله&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;laquo;حرف&amp;zwnj;های ماقبل آخر&amp;raquo;، فیلمفارسی را چنین تعریف می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;می&amp;zwnj;گوییم در سینمای کنونی دو دسته فیلم ساخته می&amp;zwnj;شود: فیلمفارسی و فیلم ایرانی. فیلمفارسی به آن دسته از آحاد سینمایی گفته می&amp;zwnj;شود که در مجموعه تکنیک و ساختمان سینمایی آن و در پرداخت و پیشبرد یک داستان، غلط&amp;zwnj;های فاحش دستوری و املایی و انشایی دیده می&amp;zwnj;شود. بنابراین اگر حدی برای یک نقطه صفر ارزشی در سینما قائل گردیم، این فیلم&amp;zwnj;ها به علت تکنیک ناقص بیانی و ساختمان فرمی و مضمونی خود در زیر این حد واقع می&amp;zwnj;گردند و به این جهت آن&amp;zwnj;ها را &amp;quot;زیر فیلم&amp;quot; می&amp;zwnj;نامیم و این اصطلاح از ما نیست بلکه از انگلیسی&amp;zwnj;هاست (under movies). در ایران این دو نوع سینما کاملاً مشخص است، تماشاگرانش مشخص&amp;zwnj;اند، فیلمسازانش مشخص&amp;zwnj;اند و نویسندگان آن نیز (...) پیدایش یک سینمای خوب در کشورهای در حال توسعه، خطری است برای سینمای بی&amp;zwnj;ارزش و &amp;quot;زیر فیلمسازی&amp;quot; موجود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنچه را کاووسی تحت عنوان فیلمفارسی طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;کرد، دسته&amp;zwnj;ای از فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران بود که با پیروی از شیوه&amp;zwnj;های قراردادی و کلیشه&amp;zwnj;های برگرفته شده از سینمای تجاری هند، عرب و ترکیه ساخته می&amp;zwnj;شدند و به دلیل برخورداری از جاذبه&amp;zwnj;های تجاری و عوام&amp;zwnj;پسند، مورد توجه و استقبال عامه تماشاگر واقع می&amp;zwnj;شدند. اما کاووسی در نوشته&amp;zwnj;های خود آن&amp;zwnj;ها را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها برحذر می&amp;zwnj;داشت. در نقد فیلم &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های معبد&amp;raquo; ساخته بشارتیان (۱۳۳۳) نوشت: &amp;laquo;بیچاره سینما، بدبخت مردم. دیدن این نوار زجر و ریاضت است. نگارنده این زجر و ریاضت را تحمل کرده تا شما خوانندگان علاقمند به فیلم تحمل نکنید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع کاووسی مردمی را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها نهی می&amp;zwnj;کرد که برای دیدن آن&amp;zwnj;ها سر و دست می&amp;zwnj;شکستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بحث در مورد ارزش&amp;zwnj;های هنری یا تجاری فیلم&amp;zwnj;های فارسی، منتقدانی چون هوشنگ کاووسی نه تنها هرگونه ارزش هنری این فیلم&amp;zwnj;ها را انکار کرده بلکه حتی منکر جنبه&amp;zwnj;های تجاری این فیلم&amp;zwnj;ها نیز شده&amp;zwnj;اند. کاووسی در این مورد می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;مسأله این است که آیا سینما به عنوان یک واحد تولیدکننده دارای ارزش هست یا نه؟ و به عقیده من متأسفانه پاسخ، نومیدکننده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد کاووسی، سینمای فارسی از نظر اقتصادی هم یک تجارت نبود و وی آن را &amp;laquo;دکانداری&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامید چرا که به اعتقاد او، &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;zwnj;ساز، همانند یک دکاندار می&amp;zwnj;خواهد از نزدیک&amp;zwnj;ترین و غیرمعقولانه&amp;zwnj;ترین راه به منافع بیشتری دست یابد حال آنکه یک تاجر در این مورد دوراندیشی بیشتری دارد و می&amp;zwnj;کوشد از راه&amp;zwnj;هایی معقولانه و سالم به هدفش برسد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی به اصلاح سینمای فارسی نیز اعتقاد نداشت و معتقد بود که بنای این سینما از آغاز کج بوده است. در این مورد می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;این سینما را من هیچ&amp;zwnj;گاه سینمای ایران نمی&amp;zwnj;خوانم و ترجیح می&amp;zwnj;دهم که آن را&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سینمای فارسی بنامم. چون این سینما از ایرانی بودن تنها این را دارد که فیلم&amp;zwnj;هایش زیر آسمان ایران تهیه شده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj03.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 160px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز دوایی:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;فیلم فارسی را با قلع و قمع سازندگان و توقیف و تکه پاره کردن فیلم&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان اصلاح کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;چون این&amp;zwnj;کار فرهنگ مردم&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;را تغییر نخواهد داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;یکی از مهم&amp;zwnj;ترین انتقادهای کاووسی و منتقدان دهه ۱۳۴۰ به فیلمفارسی، انتقاد از ضعف تکنیکی و ناشیگری سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود. در اغلب نقدهای این دوره، نوعی بی&amp;zwnj;اعتقادی به توانایی&amp;zwnj;های فنی و مهارت&amp;zwnj;های سینمایی فیلم&amp;zwnj;فارسی&amp;zwnj;سازان به چشم می&amp;zwnj;خورد. هوشنگ کاووسی، سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی را فاقد شعور، دانش و آگاهی سینمایی می&amp;zwnj;دانست و معتقد بود: &amp;laquo;فیلمسازان، بی&amp;zwnj;سوادی، بدذوقی و کج&amp;zwnj;سلیقگی خود را به پای نقص وسایل فنی می&amp;zwnj;گذارند. گوش ندهید و بدانید که اگر بهترین وسایل را هم در اختیار اینان قرار دهند، باز همین بلاهت&amp;zwnj;ها را بیرون خواهند داد. درست مثل آنکه بهترین وسایل نوشتن را به&amp;zwnj;دست یک بی&amp;zwnj;سواد بسپارند. اینکه عده&amp;zwnj;ای از این&amp;zwnj;ها ادعا می&amp;zwnj;کنند، مردم نمی&amp;zwnj;فهمند و ما مجبوریم سطح ارزش فیلم&amp;zwnj;ها را پایین بگیریم، دروغ است. چه آن&amp;zwnj;ها، &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت دانش و سواد سینمایی خود را در فیلم می&amp;zwnj;گذارند. یعنی اصولاً قادر نیستند از آنچه می&amp;zwnj;سازند، بهتر به وجود آورند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ضدیت کاووسی با فیلمفارسی به حدی بود که وی بحث و گفت&amp;zwnj;وگو درباره آن را بیهوده دانسته و از آن به عنوان یک &amp;laquo;ننگ ملی&amp;raquo; یاد کرد: &amp;laquo;بحث در مورد فیلمفارسی برای من شکنجه است. چون مرا وامی&amp;zwnj;دارد تا لحظاتی به تصاویر پوچ و بی&amp;zwnj;ربط موجود در این آثار بیندیشم (...) سینمای فارسی در گنداب و لجنزار فرورفته. این&amp;zwnj;هاست آنچه که بیننده را به ابراز تنفر از این نوع فیلمسازی وامی&amp;zwnj;دارد. چگونه مقامات فرهنگی و هنری و نمایشی تن به تحمل این ننگ کلی داده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، فیلمفارسی را &amp;laquo;مظهر ابتذال&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست. وی در یکی از سرمقاله&amp;zwnj;های مجله &amp;laquo;هنر و سینما&amp;raquo;، در مورد فیلم &amp;laquo;مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;اگر یک فیلم مبتذل و ابلهانه ساخته شد که فقط ۵ یا ۱۰ دقیقه آن دارای ارزش بود، من کلاهم را در مقابل سازنده&amp;zwnj;اش برمی&amp;zwnj;دارم و به نبوغ او درود می&amp;zwnj;فرستم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی تمسخر این سینما را &amp;laquo;کاری مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست و سینمای فارسی را به زن خودفروشی تشبیه می&amp;zwnj;کرد که از راه فروش تن خود نان می&amp;zwnj;خورد. او زمانی که در مقام یکی از مسئولین ممیزی فیلم&amp;zwnj;ها در وزارت فرهنگ و هنر قرار گرفت، ماده&amp;zwnj;ای را در آیین&amp;zwnj;نامه سانسور فیلم گنجاند که جلوی ساختن &amp;laquo;فیلم مبتذل&amp;raquo; را بگیرد: &amp;laquo;باید از نمایش فیلم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;ارزش که موجب ابتذال و آسان&amp;zwnj;پسندی در عموم می&amp;zwnj;گردد، جلوگیری شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی قاطعانه می&amp;zwnj;گفت که فیلم &amp;laquo;مبتذل و بی&amp;zwnj;ارزش&amp;raquo; باید بدون بیم و ملاحظه رد شود تا اشخاص جسارت ساختن آن را نداشته باشند. او در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰، در میزدگردی پیرامون سینمای ایران، در دفاع از سانسور فیلم فارسی گفت: &amp;laquo;من اعتقاد دارم در مورد سانسور، مثبت&amp;zwnj;ترین کاری که شد همین مبارزه با ابتذال بود و نظر من این بود که با ماده ۲۰ بتوانم جلوی مقداری از فیلم&amp;zwnj;ها و کار تعدادی از فیلمساز&amp;zwnj;ها را بگیرم. حالا متأسفانه کار به آنجا رسیده که می&amp;zwnj;گویند ابتذال یعنی چه؟ (...) این سینمای آسان و مبتذل است. چون فیلمساز آن احتیاج ندارد که باسواد باشد. این&amp;zwnj;ها فاقد شعور سینمایی هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی امروز به فیلم&amp;zwnj;های فارسی آن دوره نگاه می&amp;zwnj;کنیم، می&amp;zwnj;توانیم به کاووسی حق بدهیم و با او در مورد ضعف&amp;zwnj;های ساختاری و فنی و سطحی&amp;zwnj;نگری و ابتذال موجود در آن&amp;zwnj;ها موافق باشیم اما به گمان من، آنچه که در نوشته&amp;zwnj;های کاووسی نادیده گرفته شد، این بود که او نتوانست ریشه استقبال توده&amp;zwnj;ها از فیلمفارسی و علت مقبولیت آن در نزد تماشاگران عام سینمای ایران را دریابد و به آن&amp;zwnj;ها توجه کند. در حالی که به عقیده پرویز دوایی، منتقد فیلم هم&amp;zwnj;عصر کاووسی، &amp;laquo;فیلمفارسی باید چیزی از هویت ایرانی در آن باشد که با همه ضعف&amp;zwnj;های تکنیکی و نارسایی&amp;zwnj;های بیانی&amp;zwnj;اش مورد استقبال مردم عامه قرار می&amp;zwnj;گیرد و برای آن&amp;zwnj;ها جذاب است.&amp;raquo; دوایی، بر خلاف کاووسی، معتقد بود که فیلمفارسی، &amp;laquo;واقعیتی انکارناپذیر&amp;raquo; است که جای مهمی در زندگی اکثریت مردم ایران دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخورد تحقیرآمیز منتقدان ایرانی با پدیده فیلمفارسی و همکاری کاووسی با دستگاه ممیزی برای سانسور و حذف فیلمفارسی، کوشش بیهوده&amp;zwnj;ای بود و نه تنها نتیجه&amp;zwnj;ای نداد بلکه اعتبار او را به عنوان یک منتقد سینمایی مستقل، زیر سؤال برد. کاملاً روشن بود که منتقد ایرانی با متوسل شدن به سانسور، نمی&amp;zwnj;توانست جلوی یک پدیده مهم اجتماعی را بگیرد و سینمای بهتری (!) را جایگزین آن کند. به جای آن سازندگان فیلمفارسی را به صف&amp;zwnj;آرایی و جبهه&amp;zwnj;گیری در برابر منتقدان سینمایی واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرویز دوایی،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان با واقع&amp;zwnj;نگری و تشخیص درست این موضوع، چنین نوشت: &amp;laquo;اقدامات بازدارنده بی&amp;zwnj;تعمق نظیر بگیر و ببندی که اخیراً سانسور در مورد فیلم&amp;zwnj;های فارسی به&amp;zwnj;راه انداخته است در راه اصلاح فیلم فارسی هیچ&amp;zwnj;گونه ثمری نخواهد داشت (...) فیلم فارسی را با قلع و قمع سازندگان و توقیف و تکه پاره کردن فیلم&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان اصلاح کرد. چون این&amp;zwnj;کار فرهنگ مردم را تغییر نخواهد داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در حمله علیه ابتذال فیلمفارسی، تنها نبود بلکه منتقدانی چون هژیر داریوش و فرخ غفاری، مورخ و سینماگر پیشرو ایران نیز علیرغم اختلاف&amp;zwnj;هایش با هوشنگ کاووسی در زمینه نقد فیلم و جریان&amp;zwnj;های سینمایی در ایران، در این مورد، با وی هم عقیده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقدهای هوشنگ کاووسی بر فیلم&amp;zwnj;های فارسی، غالباً مورد تأیید، منتقدان سینمایی و روشنفکران عصرش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj04.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 249px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابراهیم گلستان:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;کاووسی حق بزرگی به گردن سینمای ایران دارد. اصطلاح فیلم فارسی&amp;zwnj;اش هم کاملاً درست بود. کاووسی علاقه عجیبی به سینما داشت و دیوانه فیلم ساختن بود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;اما نمی&amp;zwnj;توانست فیلم درست بکند یک آدم رمانتیک بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;توانایی بیرون ریختن ذهنیاتش&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;را به صورت فیلم نداشت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و چون به سینمای فارسی حمله می&amp;zwnj;کرد، و خیلی هم خوب کار می&amp;zwnj;کرد که حمله می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;آدم خرابکاری نبود، &amp;zwnj;درست حمله می&amp;zwnj;کرد. آدمی بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;می&amp;zwnj;گفت این فیلم مزخرف است و افکار و اندیشه&amp;zwnj;ها را کج و کوله می&amp;zwnj;کند خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. این کار به فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; هم کشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان، نویسنده و سینماگر برجسته ایران در گفت&amp;zwnj;وگو با نگارنده در کتاب &amp;laquo;نوشتن با دوربین&amp;raquo; در مورد کاووسی و تأثیر نوشته&amp;zwnj;هایش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;کاووسی حق بزرگی به گردن سینمای ایران دارد. اصطلاح فیلم فارسی&amp;zwnj;اش هم کاملاً درست بود. کاووسی علاقة عجیبی به سینما داشت و دیوانه فیلم ساختن بود. اما نمی&amp;zwnj;توانست فیلم درست بکند یک آدم رمانتیک بود که توانایی بیرون ریختن ذهنیاتش را به صورت فیلم نداشت و چون به سینمای فارسی حمله می&amp;zwnj;کرد، و خیلی هم خوب کار می&amp;zwnj;کرد که حمله می&amp;zwnj;کرد. آدم خرابکاری نبود، &amp;zwnj;درست حمله می&amp;zwnj;کرد. آدمی بود که می&amp;zwnj;گفت این فیلم مزخرف است و افکار و اندیشه&amp;zwnj;ها را کج و کوله می&amp;zwnj;کند خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. این کار به فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; هم کشید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از معروف&amp;zwnj;ترین نقدهای کاووسی، نقدی بود که وی بر فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; مسعود کمیایی نوشت، فیلمی که در زمان نمایش خود به محور بحث&amp;zwnj;های انتقادی فیلم در میان منتقدان و روشنفکران دهه ۱۳۴۰تبدیل شد. برخی از مهم&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های سینمایی و روشنفکری آن زمان مثل ابراهیم گلستان، پرویز دوایی و نجف دریابندری، ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و مضمونی آن را ستودند و برخی دیگر مثل دکتر هوشنگ کاووسی به آن حمله کرده و آن را فیلمی ارتجاعی و عقب&amp;zwnj;مانده توصیف کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی که با خواندن نوشته تأییدآمیز گلستان بر فیلم قیصر به دیدن آن رفت، در نقدش بر این فیلم که با عنوان &amp;laquo;از داج&amp;zwnj;سیتی تا بازارچه نایب گربه&amp;raquo; منتشر شد، نوشت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آن&amp;zwnj;روز صبح که مقاله آقای ابراهیم گلستان در یک روزنامه درآمد، بعد از ظهرش به تماشای فیلم قیصر رفتم و آنچه که برایم بعد از تماشا ماند، تأسف برای وقت از دست رفته و یأس از گلستان با آن دانش سینمایی و توانایی فیلمسازی&amp;zwnj;اش بود. گلستان وقت مرا ضایع کرد. خدا نمی&amp;zwnj;دانم چکارش کند. حالا من هم تلافی می&amp;zwnj;کنم و این بحث را به نیاز توجه خاص او به فیلم قیصر می&amp;zwnj;سازم که در شأن نزول آن گلستان مقاله نوشت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای کاووسی، فیلم قیصر، نمونه دیگری از سینمایی بود که او &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامید و از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زوایه به آن حمله کرد که به فیلم&amp;zwnj;های فارسی دیگر می&amp;zwnj;تاخت: &amp;laquo;وقتی قیصر را تماشا می&amp;zwnj;کنم وصلت آن را با فیلمفارسی عیان می&amp;zwnj;بینم و درمی&amp;zwnj;یابم که این فیلم ثمر &amp;quot;بیگانه بیا&amp;quot; و &amp;quot;غول بیابونی&amp;quot; است که در &amp;quot;قهوه&amp;zwnj;خانه قنبر&amp;quot; اتفاق افتاده و وقتی این نکته&amp;zwnj;ها در ذهنم شکل می&amp;zwnj;گیرد، می&amp;zwnj;روم دوباره مقاله گلستان را می&amp;zwnj;خوانم و&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان یأس&amp;zwnj;ها و تردید&amp;zwnj;ها باز از خاطرم می&amp;zwnj;گذرد. می&amp;zwnj;بینم که پرورش مایه سناریوی قیصر، یکراست از توبره &amp;quot;فاروست&amp;quot; به آخور قیصرنویس و قیصرساز می&amp;zwnj;افتد و صدای تلپ آن شنیده می&amp;zwnj;شود. مایه&amp;zwnj;ای که تنها نیفتاده، چه اگر تنها و خام می&amp;zwnj;افتاد، عیبی نداشت، بلکه با پرورش و بستگی&amp;zwnj;های محلی&amp;zwnj;اش افتاده است. خیلی چیزهای این جنگل چاقو که از خیلی چیزهای جنگل ششلول داج&amp;zwnj;سیتی فاروست جاری می&amp;zwnj;شود، از طریق راه&amp;zwnj;آب فیلمفارسی&amp;zwnj;ساز در زیر بازارچه&amp;zwnj;ی نایب گربه سر درمی&amp;zwnj;آورد. تنها تفاوتی که پیدا می&amp;zwnj;کند، حیاط آجر فرش و پنجدری و چادر نماز و حمام و قهوه&amp;zwnj;خانه و گذر مهدی موش و صحن و حرم و گنبد است و فولکلور خالص است که سینمای اصیل را می&amp;zwnj;سازد و ازین قرار کار&amp;zwnj;ها تمام می&amp;zwnj;شود و مشکلی به نام فیلمفارسی باقی می&amp;zwnj;ماند و ایرانی تصمیم می&amp;zwnj;گیرد که فیلم ایرانی بسازد و آن را ادامه دهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان در مورد نقد کاووسی بر قیصر &amp;laquo;در نوشتن با دوربین&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;وقتی فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; درآمد، خوب کاووسی معتقد بود که این دنباله&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فیلم&amp;zwnj;های چاقوکشی و بزن&amp;zwnj;بزن خاچیکیان و غیره است. خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. اما در داخل این چاقوکشی&amp;zwnj;ها، یک مقدار هم قریحه بود. در واقع کیمیائی با &amp;quot;قیصر&amp;quot; دو کار مهم انجام داد. یکی اینکه از هیچ آمده بیرون و به صورت غریزی یک فیلم شسته رفته درست کرده. دیگر اینکه مسئله مقاومت در برابر ظلم محیط در آن بود. ولی خود کاووسی هم درست می&amp;zwnj;گفت و در حقیقت حرکت کیمیائی در سینما ادامه&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حرکت&amp;zwnj;ها بود و هنوز هم دنبال&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حرف&amp;zwnj;ها هست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما به گمان من کاووسی نتوانست روح آنارشیستی و رئالیسم ستیزه&amp;zwnj;جویانه&amp;zwnj;ای را که در قیصر جاری بود، درک کند. &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، روایت زندگی قهرمانی زخم&amp;zwnj;خورده، عاصی و ستیزه&amp;zwnj;جو با پایانی تراژیک بود که نمونه آن در سینمای فارسی پیش از آن ساخته نشده بود. همه آنچه که کاووسی به عنوان ضعف فیلم قیصر برشمرده بود، در واقع جزو ویژگی&amp;zwnj;های منحصر به فرد قیصر و عامل تمایز آن با فیلم&amp;zwnj;های فارسی هم&amp;zwnj;عصرش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شخصیت&amp;zwnj;پردازی قیصر و شیوه روایت فیلم، علیرغم تمام ضعف&amp;zwnj;هایی که دارد، عمل خشونت&amp;zwnj;بار و ضد مدرن شخصیت اصلی آن را توجیه می&amp;zwnj;کرد و از این منظر نقد کاووسی و ایرادهایی که در این زمینه به فیلم گرفته بود از قبیل اینکه چرا قیصر خود مأمور اجرای عدالت و مجازات بدکاران می&amp;zwnj;شود و برای این&amp;zwnj;کار به پلیس مراجعه نمی&amp;zwnj;کند و یا اینکه چرا این حادثه در منطقه&amp;zwnj;ای متروک و یا گذشته&amp;zwnj;ای دور اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد و در قلب یک شهر مدرن روی می&amp;zwnj;دهد، پرسش&amp;zwnj;هایی مربوط به خارج از دنیای فیلم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مخالفت و دشمنی کاووسی با فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، قابل درک است چرا که فیلفارسی، از نظر ساختاری، دارای مشکلات جدی و اساسی بود و از نوعی جهالت در فرم و معنا رنج می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما به اعتقاد من، نگاه غیر آکادمیک، تحقیرآمیز و سراسر شماتت&amp;zwnj;بار هوشنگ کاووسی و منتقدان دیگر ایرانی به فیلم فارسی، باعث شد که این نوع سینمای محبوب و پرطرفدار در میان عوام ایرانی، هرگز آن چنان که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار نگیرد و دلایل محبوبیت و نفوذ آن در میان عامه، تا حد وسیعی ناشناخته بماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویکرد تحقیر&amp;zwnj;آمیز کاووسی به سینمای فارسی و پدیده &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo;، تا مدت&amp;zwnj;ها، رویکرد مسلطی در ادبیات سینمایی ایران بود و نفوذ زیادی در میان منتقدان ایرانی داشت. بسیاری از منتقدان امروز سینمای ایران، هنوز نیز کم و بیش با رویکرد مشابه هوشنگ کاووسی به محصولات سینمای بدنه و جریان اصلی سینمای ایران می&amp;zwnj;نگرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی با اینکه منتقد صریح و بی&amp;zwnj;پروایی بود اما تاب تحمل نقد دیگران را نداشت. به یاد دارم که نخستین بار در دفتر مجله دنیای سخن با او ملاقات کردم و برای پرونده صد سالگی سینما، با او مصاحبه&amp;zwnj;ای انجام دادم که در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نشریه منتشر شد اما کاووسی بعد از خواندن مصاحبه و مقدمه من بر آنکه اندکی لحن انتقادی داشت، سخت برآشفته شد و کینه به دل گرفت و به سردبیر مجله دنیای سخن زنگ زد و از او خواست که مرا از نشریه بیرون کند. بعد از آن نیز هر بار در هر جا که مرا می&amp;zwnj;دید، روی خود را برمی&amp;zwnj;گرداند و بی&amp;zwnj;اعتنایی می&amp;zwnj;کرد. یک&amp;zwnj;بار دیگر نیز به درخواست علی دهباشی، سردبیر مجله کلک برای تهیه ویژه&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ای درباره کاووسی و گفت&amp;zwnj;وگو با او به منزل او رفتیم. ابتدا با اکراه پذیرفت اما در میانه گفت&amp;zwnj;وگو، از پرسش&amp;zwnj;های چالش&amp;zwnj;گرانه من برآشفت و گفت&amp;zwnj;وگو را قطع کرد و به علی دهباشی گفت که حاضر نیست با این فرد (یعنی من) گفت&amp;zwnj;وگو کند. من نیز ادامه گفت&amp;zwnj;وگو را بی&amp;zwnj;فایده دیده و از شرکت در آن پرونده منصرف شدم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، علاوه بر نقدنویسی، چند فیلم هم ساخت که هیچ&amp;zwnj;کدام از آن&amp;zwnj;ها نه تنها موفقیتی در گیشه و جذب مخاطب عام نداشت بلکه مورد توجه منتقدان سینمایی آن دوره نیز قرار نگرفت. &amp;laquo;ماجرای زندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;۱۷ روز به اعدام&amp;raquo; و &amp;laquo;خانه کنار دریا&amp;raquo; از جمله این فیلم&amp;zwnj;ها بود. وی همچنین مدت&amp;zwnj;ها، مدیرمسئول و سردبیر نشریه سینمایی مجله &amp;laquo;هنر و سینما&amp;raquo; و همچنین دبیر جشنواره فیلم&amp;zwnj;سازان جوان منطقه آسیا و اقیانوسیه (A. B. U)&amp;nbsp; در شیراز بود. مسئولیت &amp;laquo;سینه کلوپ ایران&amp;raquo;، تدریس در دانشکده هنرهای دراماتیک و مدرسه عالی تلویزیون و سینما (دانشکده صدا و سیمای فعلی) و مسئولیت خانه فرهنگ فیلم در تلویزیون ملی ایران، از جمله مسئولیت&amp;zwnj;های سینمایی کاووسی در قبل از انقلاب بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی بعد از انقلاب نیز به نوشتن نقد فیلم و مطالب سینمایی در زمینه تاریخ سینما ادامه داد و تا سال&amp;zwnj;ها از نویسندگان دائمی نشریه سینمایی &amp;laquo;فیلم&amp;raquo; بود. او از ستایشگران فیلم&amp;zwnj;های محسن مخلمباف و از منتقدان سرسخت آثار بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یادش گرامی باد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فهرست منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱-حرف&amp;zwnj;های ماقبل آخر- نگین شماره ۵۷. بهمن ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۲- مجله فردوسی. شماره ۱۵۲. شهریور ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۳- فیلم و هنر. شماره ۸. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۴- فیلم و هنر. شماره ۲۵. آبان ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۵- فیلمفارسی چیست؟. حسین معززی نیا. نشر ساقی.&lt;br /&gt;
	۶- هوشنگ کاووسی. ستاره سینما. شماره ۲۴. ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۷- تاریخ سینمای ایران. مسعود مهرابی. انتشارات مجله فیلم.&lt;br /&gt;
	۸- امید ایران. شماره ۴۳. فروردین ۱۳۳۴.&lt;br /&gt;
	۹- امید ایران. شماره ۵۱. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۱۰- آیندگان. شماره ۱۴۱. شانزده خرداد ۱۳۴۷.&lt;br /&gt;
	۱۱- هنر و سینما. سال اول. شماره ۳. فروردین ۱۳۴۰&lt;br /&gt;
	۱۲- ستاره سینما. شماره ۷۲۶. سال هفدهم. آبان ۱۳۴۹ (گفتگوی هوشنگ کاووسی با جمشید اکرمی)&lt;br /&gt;
	۱۳- صدف. شماره ۲. آبان ۱۳۳۶&lt;br /&gt;
	۱۴- گناه نابخشودنی فیلم فارسی. ستاره سینما. شماره ۶۶۶. خرداد ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۱۵-فرهنگ و زندگی. میزگرد سینمای ایران. شماره ۱۸. تابستان ۱۳۵۴&lt;br /&gt;
	۱۶- زندگی و سینما در ایران. مجله تلاش شماره ۲. مرداد ۱۳۴۵&lt;br /&gt;
	۱۷-تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. (مجموعه مقالات زیر نظر عباس بهارلو). دفتر پژوهش&amp;zwnj;های فرهنگی تهران. ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Fri, 22 Mar 2013 20:27:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25459 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>زيبایی‌شناسی قتل و خشونت در « قيصر»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی، قسمت دوازدهم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parvjahgh01.jpg?1360973354&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - زیبایی&amp;zwnj;شناسی قتل در فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; قابل توجه است. صحنه&amp;zwnj;های قتل با دقت و مهارت خاصی طراحی و اجرا شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;صحنه قتل در حمام با تیغ دلاکی (کشتن نخستین قربانی)، بسیار خشونت&amp;zwnj;آمیز و تکان&amp;zwnj;دهنده است و همانند صحنه قتل جنت لی زیر دوش آب درفیلم &amp;laquo;روانی&amp;raquo; هیچکاک پرداخت شده است. کریم آب منگل زیر دوش نمره قرار دارد. قیصر وارد دوش می&amp;zwnj;شود. دو مرد به هم می&amp;zwnj;پیچند. دوربین از بالا شاهد درگیری آن دو است. در نمایی بسیار نزدیک، قیصر با تیغ، ضربات تندی بر سر و صورت کریم وارد می&amp;zwnj;آورد. نمایی از صورت پر از خون کریم نشان داده می&amp;zwnj;شود که از درد فریاد می&amp;zwnj;کشد اما تنها صدای آب دوش شنیده می&amp;zwnj;شود. نمای کلوزآپی از دست قیصر که تیغ خونین را بالای دیوار دوش می&amp;zwnj;گذارد. به دنبال آن نمای دست خون&amp;zwnj;آلودی می&amp;zwnj;آید که بر روی کاشی&amp;zwnj;های سفید کشیده می&amp;zwnj;شود و پس از آن نمایی از کف حمام نشان داده می&amp;zwnj;شود که آب و خون بر آن جاری است. در تک تک نماهای این صحنه، خشونت موج می&amp;zwnj;زند. در صحنه سلاخ&amp;zwnj;خانه نیز با اینکه کیمیائی از نمایش مستقیم کشتن رحیم آب منگل می&amp;zwnj;پرهیزد اما حرکت قیصر در میان لاشه&amp;zwnj;های آویخته گوشت و مونتاژ موازی با ضربه&amp;zwnj;های کارد که لاشه گاو را تکه تکه می&amp;zwnj;کند، خشونت صحنه را دو چندان می&amp;zwnj;سازد؛ و سرانجام در سکانس نهایی نیز که در ایستگاه متروکه راه آهن می&amp;zwnj;گذرد، خشونت شکل عریان&amp;zwnj;تر و بی&amp;zwnj;رحمانه&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابد. ضربه&amp;zwnj;های چاقوی قیصر و قربانی&amp;zwnj;اش (منصور آب منگل) شکم هر دو را دریده و نمایشی خونین و دلخراش از خشم و نفرت و انتقام به راه می&amp;zwnj;اندازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh02.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز جاهد: &lt;/strong&gt;انتقام فردی قیصر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جنبه&amp;zwnj;ای سیاسی یافت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و به عنوان نشانه&amp;zwnj;ای&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از یک اعتراض و شورش عمومی &amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;بر علیه دستگاه حاکم تعبیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;از مجموع هفت مرگی که در قیصر اتفاق می&amp;zwnj;افتد، پنج تای آن&amp;zwnj;ها با ضربه&amp;zwnj;های چاقوست. از این نظر، فیلم قیصر یکی از خشن&amp;zwnj;ترین آثاری است که تاکنون در سینمای ایران ساخته شده است. خشونتی که بازتاب خشونت جاری در جامعه ایران در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰ و پیش&amp;zwnj;گویی خشونت&amp;zwnj;هایی است که در دهه&amp;zwnj;های بعد در فضای سیاسی ایران رخ می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد احمد میر احسان، منتقد فیلم &amp;laquo;چاقوی قیصر، تفسیری هم&amp;zwnj;نوا با روحیه و تجربه زمانه و روان&amp;zwnj;شناسی نسل جوان آن سال&amp;zwnj;ها و راه حل روشنفکران آن دوران داشت. این یک نماد کاملاً ایرانی بود که به همه آن تئوری&amp;zwnj;های مبارزه قهرآلود و جان بر کف رسالات مخفی، مشروعیت ریشه&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;داد. با قیصر، نوجوان اهل کتاب و اعلامیه، از قتل آشنازدایی می&amp;zwnj;کرد و به آن هویتی روشنفکرانه می&amp;zwnj;داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در گفتمان سنت و مدرنیته در ایران نیز یک نمونه اثری شاخص و قابل توجه است که فضای سیاسی و اجتماعی ایران دهه ۱۳۴۰ و تضادهای جامعه ایرانی در آن بازتاب یافته است. اگر قیصر را در کانتکست سیاسی، اجتماعی دوره تاریخی خاص آن یعنی دهه ۱۳۴۰ ایران بررسی کنیم آن را در ظاهر حامل ایدئولوژی سنتی، مردسالار، خشن و واپس&amp;zwnj;گرایی خواهیم یافت که در برابر روند پرشتاب مدرن شدن و به عبارتی بهتر، غربی شدن جامعه مقاومت می&amp;zwnj;کند. از این منظر قیصر مبلغ و مدافع تمام ارزش&amp;zwnj;های سنتی و ضد مدرن و بیانگر دیدگاه&amp;zwnj;های جزمی &amp;zwnj;و ایدئولوژیک روشنفکران آن عصر خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما از سوی دیگر، دهه ۱۳۴۰، دهه&amp;zwnj;ای است که پروژه مدرنیزه کردن و غربی کردن جامعه به شدت از بالا یعنی از سوی حکومت شاه دنبال می&amp;zwnj;شود و به دلیل بافت و ساختار سیاسی جامعه، مقاومت&amp;zwnj;هایی را نیز در پایین یعنی در مردم سبب شده است. دوره&amp;zwnj;ای که استبداد سیاسی، اختناق و سانسور شدید سیاسی، راه را بر هرگونه دیالوگی بین حکومت و مخالفان آن بسته است. در چنین شرایطی، مخالفان حکومت با خاستگاه&amp;zwnj;ها و ایدئولوژی&amp;zwnj;های مختلف از نیروهای مارکسیستی گرفته تا تندروهای اسلامی &amp;zwnj;در مخالفت با ایده&amp;zwnj;ها و برنامه&amp;zwnj;های حکومت به خشونت و ترور روی آورده&amp;zwnj;اند. قیصر محصول نگاه چنین دوره&amp;zwnj;ای است. فضا و دنیای ظلم&amp;zwnj;ستیز و عدالت&amp;zwnj;طلبانه قیصر و قانون&amp;zwnj;شکنی عصیان&amp;zwnj;گرایانه قهرمان آن دقیقاً با خواست&amp;zwnj;ها و تمایلات روشنفکران معترض از یک سو و آرزوهای سرکوب شده جوانان عاصی از سوی دیگر، همخوانی داشت. به این ترتیب، انتقام فردی قیصر جنبه&amp;zwnj;ای سیاسی یافته و به عنوان نشانه&amp;zwnj;ای از یک اعتراض و شورش عمومی &amp;zwnj;بر علیه دستگاه حاکم تعبیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد میراحسان، در تحلیل خود از فیلم قیصر معتقد است که بدون درک روحیه زمانه نمی&amp;zwnj;توان موفقیت کم&amp;zwnj;نظیر و کارکرد اجتماعی و اخلاقی قیصر را درک کرد. وی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در پایان دهه چهل، بد یا خوب، فیلم قیصر، رؤیای مخفی مردم یک دوران، رؤیای آفریننده و سازنده و روشنفکران جوان و رؤیا&amp;zwnj;های عاصی زمانه را با هم بازمی&amp;zwnj;گفت؛ زمانه&amp;zwnj;ای با پرسش&amp;zwnj;هایی که تنها با رجوع به متن آن دهه می&amp;zwnj;توان آن&amp;zwnj;ها را به درستی درک کرد. بدون یادآوری آن فضا، آن روحیات، آن اعتقادات و عواطف و آن یأس&amp;zwnj;ها و دلمردگی&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان متوجه رؤیای فیلم قیصر شد. رؤیای خواهر تجاوز شده و ضرورت کاربرد چاقو و در کف نهادن جان که حاصل سرخوردگی و بی&amp;zwnj;اعتمادی از فرهنگ بی&amp;zwnj;ریشه&amp;zwnj;ای بود که عناصر سنتی اخلاقیات گذشته و مفاهیمی نظیر مردانگی، غیرت وناموس&amp;zwnj;پرستی را با لاقیدی و عشرت&amp;zwnj;طلبی آزادانه خود به سخره می&amp;zwnj;گرفت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 144px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;نجف دریابندری:&lt;/strong&gt; قیصر به هیچ وجه امکان ادامه حیات ندارد،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یا باید وجود خود را نفی کند&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و با آنچه بوده و هست وداع گوید،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یعنی به یک معنی حقیقی بمیرد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و یا آنکه در واقع&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به پیشباز مرگ برود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;به نظر میراحسان، جوان عصیانگر ایرانی &amp;laquo;قیصر را تمثیل مردانگی و غیرتمندی یافت. از انتقام او خشمش فرومی&amp;zwnj;نشست و سرشار از احساسات پاک و منزه&amp;zwnj;طلبانه نفی شر می&amp;zwnj;شد. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حال که عاشق هنر و ادبیات و سینمای آوانگارد غربی بود. البته در این هوا، نه قیصر بلکه حادثه سیاهکل، رادیو میهن&amp;zwnj;پرستان، اعلامیه&amp;zwnj;های سازمان&amp;zwnj;های چریکی، چه&amp;zwnj;گوارا، ساواک، شکنجه، اخبار مقاومت کتیرائی و آیت&amp;zwnj;الله طالقانی و حنیف&amp;zwnj;نژاد و اندکی لنین و خیلی استالین و بیشتر از آن&amp;zwnj;ها مائو و کاسترو و ماریگلا که تضاد کافکا و گوگن و پیکاسو را با هوشی مینه و احمد&amp;zwnj;زاده... به سود مشی چریکی حل می&amp;zwnj;کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویکرد اخلاقی قیصر، کاملاً سنتی و ضد مدرن است و در فرهنگ بدوی و قبیله&amp;zwnj;ای- عشیره&amp;zwnj;ای ریشه دارد. قیصر مدافع ارزش&amp;zwnj;ها و اخلاقیات و فرهنگی است که در آن شرافت، ناموس&amp;zwnj;پرستی، مردانگی، غیرت و حق&amp;zwnj;طلبی اهمیت داشته و ستایش می&amp;zwnj;شود. احمد میراحسان در انتقاد از فردگرایی قیصر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;حرکت فردی قیصر و خشونت و قتل و عملکرد ضد قانونی او و موجودیت سطحی&amp;zwnj;اش، از منظر مدرنیته، غیر قابل دفاع و بد&amp;zwnj;ترین جلوه فرهنگ مردسالار عشیره&amp;zwnj;ای است که مفاهیمی چون غیرت، ناموس و شرافت، ارزش&amp;zwnj;های مقدس اخلاقی او به شمار می&amp;zwnj;آیند. انتقاد از این حرکت، به معنی تأیید تجاوز به خواهر قیصر نیست که آن هم از نظر تلقی مدرن، تجاوز آشکار به حقوق فردی است و مستوجب مجازات قانونی. اما از سوی دیگر، مقابله با تجاوز، به معنی تأئید اقدام به جرم قیصر نمی&amp;zwnj;تواند باشد، حتی با قبول تفسیر دور و دراز روشنفکران موافق که خارج از ظرفیت واقعی قیصر بود، اگر این فیلم، قصد مقابله با نظم فاسد موجود را داشت، باز راه حل بیهوده، خشن و عشیره&amp;zwnj;ای را پیشنهاد می&amp;zwnj;کرد که نه به حفظ شرافت بلکه به کشت و کشتار ختم می&amp;zwnj;شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما پرویز دوایی در نقد مشهور خود که در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان منتشر شد، از منظری متفاوت به فیلم قیصر نگاه کرده است. دوایی در نقد ستایش&amp;zwnj;گرانه خود بر &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، با رویکردی اخلاق&amp;zwnj;گرایانه به دفاع از ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی فیلم برخاست. وی با صراحت، اقدام عصیان&amp;zwnj;گرایانه و فردی قیصر را ستود و آن را حماسه &amp;laquo;شکست&amp;raquo; نامید. دوایی حرکت قیصر را مبتنی بر &amp;laquo;مردی و مردانگی و غیرت و جوانمردی&amp;raquo; ارزیابی کرده و آن را &amp;laquo;انسانی&amp;zwnj;ترین، سالم&amp;zwnj;ترین، لذت&amp;zwnj;بخش&amp;zwnj;ترین عملی&amp;raquo; دانست که از &amp;laquo;مردی چون او (قیصر) می&amp;zwnj;توان انتظار داشت. گیرم این عمل منطقی و قانونی و مذهبی نیست.... گو نباشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوایی در نوشته خود، بر ارزش&amp;zwnj;های منسوخ شده زمانه حسرت &amp;zwnj;خورده و قیصر را مرگ این ارزش&amp;zwnj;ها دانسته است. به نظر دوایی: &amp;laquo;قیصر، مرثیه مرگ آدم&amp;zwnj;هایی است که ارزش&amp;zwnj;های دنیای &amp;quot;فرمان&amp;quot; و قیصر آن&amp;zwnj;چنان برایشان مهجور شده که تجلی این جور غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی&amp;zwnj;ها نه فقط به نظرشان تعجب&amp;zwnj;آور بلکه خنده&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;نماید و تقصیری هم ندارند. این روزگار، نظام روزگار، وضع را طوری چرخانده که نوجوانان خود، همشیرگان محترم را به پارتی&amp;zwnj;های شوخ و شنگ می&amp;zwnj;برند تا با همشیره محترم دوستان آشنایی به هم برسانند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh04.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 173px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابراهیم گلستان:&lt;/strong&gt; در حجم جسمی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;این فیلم، آدم&amp;zwnj;ها در یک سطح ساده&amp;zwnj;اند. کمتر توجهی به زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;حسی و روح فردی آن&amp;zwnj;ها شده است، هر چند در ظاهر ناموس و انتقام آن&amp;zwnj;ها را به حرکت درآورده است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;em&gt;عکس: پرویز جاهد&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;در واقع دوایی قیصر را بهانه کرده و به انگیزه نقد آن، با رویکردی مشابه رویکرد آل&amp;zwnj;احمد در &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo; و &amp;laquo;در خدمت و خیانت روشنفکران&amp;raquo;، سیاست فرهنگی نظام حاکم و غربزده شدن جامعه را به باد انتقاد می&amp;zwnj;گیرد، غافل از آنکه خروش قیصر در فیلم علیه کسانی صورت می&amp;zwnj;گیرد که اگرچه از نظر شخصیت&amp;zwnj;پردازی، هویت دقیق و روشنی ندارند اما هیچ نشانی از غرب&amp;zwnj;زدگی در ظاهر و رفتار آن&amp;zwnj;ها دیده نمی&amp;zwnj;شود و بیشتر به تیپ&amp;zwnj;های سنتی از نوع قیصر شباهت دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نظر نجف دریابندری نیز &amp;laquo;قیصر، جوان پاکیزه&amp;zwnj;ای است و خونخواهی و قتل جزو ذات او نیست، فقط عارض بر زندگی اوست (...) قیصر جنایتکار نیست. قیصر حتی نازک&amp;zwnj;دل است، چنانکه نمی&amp;zwnj;تواند جان دادن دو ماهی کوچک در یک تنگ آب را تحمل کند، ولی خیلی راحت می&amp;zwnj;تواند تن کریم آب منگل را با تیغ دلاکی&amp;zwnj;اش آش و لاش کند.&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دریابندری این تناقض را ناشی از وضعیتی می&amp;zwnj;داند که قیصر در آن گرفتار است. به اعتقاد دریابندری &amp;laquo;اساس حیات و هستی قیصر نفی شده است. قیصر به هیچ وجه امکان ادامه حیات ندارد، یا باید وجود خود را نفی کند و با آنچه بوده و هست وداع گوید، یعنی به یک معنی حقیقی بمیرد و یا آنکه در واقع به پیشباز مرگ برود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما ابراهیم گلستان نیز با اینکه از مدافعان قیصر به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود اما نگاه او به قیصر فارغ از این&amp;zwnj;گونه داوری&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;های اخلاقی است. از نظر گلستان، &amp;laquo;قیصر آدمی&amp;zwnj; سطحی است. یک قهرمان روحی نیست (...) در حجم جسمی این فیلم، آدم&amp;zwnj;ها در یک سطح ساده&amp;zwnj;اند. کمتر توجهی به زندگی حسی و روح فردی آن&amp;zwnj;ها شده است، هر چند در ظاهر ناموس و انتقام آن&amp;zwnj;ها را به حرکت درآورده است. در واقع آن&amp;zwnj;ها نه عامل&amp;zwnj;اند و نه زیر نفوذ. بازیگراند، می&amp;zwnj;چرخند، تنها برای سرگرمی تماشاگر.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکنون بیش از ۴۰ سال از نخستین نمایش فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; می&amp;zwnj;گذرد. در این فاصله نقد&amp;zwnj;ها و نظرهای زیادی درباره این فیلم نوشته و منتشر شده است، اما نظر به اهمیت آن در تاریخ سینمای ایران، هنوز می&amp;zwnj;توان آن را با رویکردهای مختلف، از نظر تماتیک یا سبکی، بررسی و تجزیه و تحلیل کرد و جنبه&amp;zwnj;های متنی و فرامتنی آن را شکافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، سرمشق کاملی از مسعود کیمیائی برای مسعود کیمیائی. ابراهیم گلستان. نقل از مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثار مسعود کیمیائی. ۱۳۶۴.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، مرثیه&amp;zwnj;ای برای ارزش&amp;zwnj;های از دست رفته. پرویز دوائی. (نقل از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان منبع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، پس از بیست سال سیاه مشق. نجف دریابندری. (نقل از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان منبع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر را فراموش کنیم. احمد میر احسان. فیلم و سینما. شماره ۷. تیر ماه ۱۳۷۷.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/23998/&quot;&gt;لمپنیسم در فیلمفارسی، بخش دهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24281&quot;&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و ظهور قهرمانان ستیزه&amp;zwnj;جو و تیره&amp;zwnj;بخت، بخش یازدهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17371">نجف دریابندری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 16 Feb 2013 00:09:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24444 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>«قیصر» و ظهور قهرمانان ستیزه‌جو و تیره‌بخت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت یازدهم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/qaypj01.jpg?1360544648&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - بر این باورم که بازخوانی فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و فیلم&amp;zwnj;های کلاسیک دیگر سینمای ایران، یک ضرورت مهم امروز است و روشنگر بسیاری ازکج&amp;zwnj;فهمی&amp;zwnj;ها و برداشت&amp;zwnj;های نادرست تاریخی خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اول اینکه &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، فیلمی است که به غلط در تاریخ سینمای ایران به&amp;zwnj;عنوان آغازگر موج نو شناخته شده است، اما واقعیت این است که قیصر، علیرغم تفاوت بارز و قابل توجه آن با تولیدات فیلمفارسی، در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان بدنه سینمای مسلط فارسی و قواعد پذیرفته شده آن ساخته شده و اگرچه سطح کیفی و استانداردهای فنی آن بسیار بالا&amp;zwnj;تر از محصولات سینمای فارسی تا آن زمان بود اما از نظر بیانی و زیبایی&amp;zwnj;شناسی، فیلمی مدرن با مختصات موج نوئی شناخته نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به زعم من جرقه&amp;zwnj;های سینمای موج نو ایران پیش از قیصر با فیلم&amp;zwnj;های روشنفکرانه و غیر متعارف ابراهیم گلستان (خشت و آینه)، فریدون رهنما (سیاووش در تخت جمشید)، فروغ فرخزاد (خانه سیاه است) و فرخ غفاری (شب قوزی) زده شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj02.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 167px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; بدون تردید و با هر رویکردی که به آن نگاه شود، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و بحث&amp;zwnj;برانگیز&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های تاریخ سینمای ایران است و در زمینه&amp;zwnj;هایی نوآور بوده است، اگرچه نوآوری قیصر در حدی نبود که آن را در ردیف آثار پیشگام موج نوئی سینمای ایران قرار دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در بدنه سینمای فارسی، اثری رئالیستی و جسورانه بود که تأثیرگذاری آن در سینمای ایران غیر قابل انکار است. تأثیرات آن را هم در سینمای موج نو و هم در فیلمفارسی می&amp;zwnj;توان دنبال کرد. &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; از یک سو باعث رواج نوع تازه&amp;zwnj;ای از سینمای جاهلی (متفاوت با سینمای مجید محسنی و سیامک یاسمی) شد و از سوی دیگر گرایش تازه&amp;zwnj;ای را در سینمای متفاوت و موج نویی ایران به وجود آورد که روایت زندگی قهرمانان زخم&amp;zwnj;خورده، عاصی و ستیزه&amp;zwnj;جو با پایان&amp;zwnj;های تراژیک، از ویژگی&amp;zwnj;های آن بود و رد آن را می&amp;zwnj;شد در فیلم&amp;zwnj;هایی چون خداحافظ رفیق، تنگنا، صبح روز چهارم، صادق کُرده، خاک، گوزن&amp;zwnj;ها و کندو دنبال کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نخستین فیلم ایرانی بود که توجه روشنفکران و منتقدان ایرانی را به سینمای فارسی معطوف ساخت. محمد علی سپانلو، جایی در تأیید این نظر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;کیمیائی با قیصر امکان داد به روشنفکران که وارد سینما شوند... قیصر راه&amp;zwnj;گشایی مهمی کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وی بعد از شرح خاطره تماشای فیلم قیصر در سینما مولن&amp;zwnj;روژ تهران می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;ما فکر کردیم که- همه (منظور همه روشنفکران مطرح آن دوره است) در آنجا بودیم- همه ما وارد عصر تازه&amp;zwnj;ای از سینما داریم می&amp;zwnj;شویم، سینمای فارسی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj03.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 410px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;کیمیائی در &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، دست به تجربه&amp;zwnj;ای در متن سینمای فارسی زد که پیش از او کسی نزده بود. او اگرچه آغازگر سینمای موج نو نیست اما دست به سنت&amp;zwnj;شکنی&amp;zwnj;هایی در سینمای فارسی زد که در آن زمان بی&amp;zwnj;سابقه بود. او در دوران و در جامعه&amp;zwnj;ای &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را ساخت که سنت&amp;zwnj;های نیرومند سینمایی وجود نداشت و یا هنوز در مرحله ابتدایی شکل&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;اش بود. بنابراین طبیعی است که قیصر در مقایسه با نمونه&amp;zwnj;های غیر ایرانی خود (مثلاً فیلم&amp;zwnj;های نوآر آمریکایی یا فرانسوی)، کم آورده و از نظر ساختار و زیبایی&amp;zwnj;شناسی در رده&amp;zwnj;های بسیار پایین&amp;zwnj;تری قرار گیرد، اما بی&amp;zwnj;گمان در مقایسه با موج فیلم&amp;zwnj;های فارسی دوران خود، سینمای جاهلی و یا حتی سینمای جنایی ساموئل خاچیکیان، یک سر و گردن بالا&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;ایستد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;zwnj;توان پرسید دلایل محبوبیت &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در میان عامه مردم چه بود و یا چه چیزی در داستان قیصر وجود داشت که از فردی جنایتکار، آدمی محبوب ساخت؟ در بستر داستانی&amp;zwnj;ای که &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; قرار دارد، فارغ از قضاوت&amp;zwnj;های اخلاقی مدرن و امروزی، حرکت فردی و ستیزه&amp;zwnj;جویانه او را ستایش کرده و با او همذات&amp;zwnj;پنداری می&amp;zwnj;کنیم. شخصیت&amp;zwnj;پردازی قیصر و شیوه روایت فیلم، علیرغم تمام ضعف&amp;zwnj;هایی که دارد، عمل خشونت&amp;zwnj;بار و ضد مدرن شخصیت اصلی آن را توجیه می&amp;zwnj;کند. از این منظر هر نوع پرسش در این زمینه که چرا قیصر خود مأمور اجرای عدالت و مجازات بدکاران می&amp;zwnj;شود و برای این&amp;zwnj;کار به پلیس مراجعه نمی&amp;zwnj;کند و یا اینکه چرا این حادثه در منطقه&amp;zwnj;ای متروک و یا گذشته&amp;zwnj;ای دور اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد و در قلب یک شهر مدرن روی می&amp;zwnj;دهد، پرسش&amp;zwnj;هایی مربوط به خارج از دنیای فیلم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با توجه به خصوصیاتی که دارد، در میان قهرمانان دوره خود، یک ضد قهرمان سینمایی محسوب می&amp;zwnj;شود. اگر &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo; را نمونه تیپیکال قهرمان ایرانی پیش از قیصر فرض کنیم، می&amp;zwnj;بینیم که قیصر برخلاف او که در گنج قارون، پیام صلح و آشتی سر می&amp;zwnj;دهد، دعوت به مبارزه، خشونت و انتقام می&amp;zwnj;کند. برای قهرمانان پیش از قیصر، راه برای پیشرفت و خوشبختی و همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز وجود داشت اما ضد قهرمان قیصر در موقعیت دراماتیک بسته&amp;zwnj;ای قرار می&amp;zwnj;گیرد که راهی جز مرگ در برابر خود نمی&amp;zwnj;بیند. دنیای قیصر بر خلاف دنیای علی بی&amp;zwnj;غم، دنیایی تیره و سرشار از خشونت، نفرت و بی&amp;zwnj;رحمی است که قیصر در آن نفس می&amp;zwnj;کشد. او بر خلاف شخصیت&amp;zwnj;های فیلمفارسی، آدم تلخ و عبوسی است که نه می&amp;zwnj;خندد و نه مثل آن&amp;zwnj;ها در کوچه&amp;zwnj;باغ&amp;zwnj;ها آواز می&amp;zwnj;خواند بلکه تنها پوزخند می&amp;zwnj;زند و به انتفام فکر می&amp;zwnj;کند. از سوی دیگر او اگرچه خشن، بی&amp;zwnj;باک و نترس است اما به شدت آسیب&amp;zwnj;پذیر و شکننده است و در لحظه&amp;zwnj;ای از فیلم، پای ضریح امامزاده اشک می&amp;zwnj;ریزد. در کنار او برادرش فرمان قرار دارد که نمونه شاخص قهرمان ژانر جاهلی است با تمام خصوصیات متعالی و فضیلت&amp;zwnj;هایی که جامعه سنتی آن روزگار از لوتی&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;هایی مثل او انتظار دارد. او باید در دقایق نخست فیلم (پانزده دقیقه اول) از پای درآید، چرا که این قیصر است که باید وارد میدان شود و به مصاف خونین برادران آب منگل برود. بنابراین، کیمیائی برای نخستین بار قهرمان خوش&amp;zwnj;خنده، آوازخوان، دل&amp;zwnj;رحم و سازشگر فیلمفارسی را کنار می&amp;zwnj;زند و ضد قهرمان عبوس، کینه&amp;zwnj;توز و ستیزه&amp;zwnj;جوی قیصر را به جایش می&amp;zwnj;نشاند. پس از قیصر است که ضد قهرمان&amp;zwnj;های فیلم&amp;zwnj;های تنگنا، صبح روز چهارم، صادق کرده، طوقی و خداحافظ رفیق به میدان می&amp;zwnj;آیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
				&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj05.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 187px;&quot; /&gt;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در زمان نمایش خود به محور بحث&amp;zwnj;های انتقادی فیلم در میان منتقدان و روشنفکران دهه ۱۳۴۰ تبدیل شد. برخی از مهم&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های سینمایی و روشنفکری آن زمان مثل ابراهیم گلستان، پرویز دوایی و نجف دریابندری، ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و مضمونی آن را ستودند و برخی دیگر مثل دکتر هوشنگ کاووسی و دکتر هوشنگ طاهری، به آن حمله کرده و آن را فیلمی ارتجاعی و عقب&amp;zwnj;مانده توصیف کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان در نقدی هوشمندانه درباره آن نوشت: &amp;laquo;قیصر یک فیلم گیرا و شایسته توجه کامل است. اگر این فیلم در حد قریحه و استعداد سازنده&amp;zwnj;اش ساخته شده بود، یک فیلم برجسته می&amp;zwnj;شد. برجستگی کنونی فیلم در این است که کار یک قریحه کمیاب است. قریحه&amp;zwnj;ای که هنوز خود را به حد رشدی که شایسته&amp;zwnj;اش است نکشانده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر حال، چه قیصر را دوست داشته باشیم و چه از آن متنفر باشیم، نمی&amp;zwnj;توانیم اهمیت آن را در سینمای حرفه&amp;zwnj;ای ایران از نظر تاریخی انکار کنیم، چرا که قیصر فیلمی بود که علیرغم جلب توجه مخاطب خاص و نخبه&amp;zwnj;گرای سینمای آن زمان، توانست تماشاگران عام سینمای فارسی را نیز جلب نموده و بعد از موفقیت فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; به پرفروش&amp;zwnj;ترین فیلم ایرانی زمان خود بدل شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای موفقیت فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; می&amp;zwnj;توان چند عامل را ذکر کرد: نخست، درونمایه آنارشیستی، ظلم&amp;zwnj;ستیزانه و عصیانگرانه &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; است. دوم، نگاه رئالیستی و باورپذیر آن به زندگی آدم&amp;zwnj;های عادی و مردم کوچه و بازار که رفتار و گفتارشان طبیعی و ملموس بود و به دل تماشاگر ایرانی می&amp;zwnj;نشست. همینطور وجود کاراکترهای واقعی با انگیزه&amp;zwnj;های قوی که همذات&amp;zwnj;پنداری تماشاگر ایرانی را برمی&amp;zwnj;انگیخت؛ و از همه مهم&amp;zwnj;تر: سبک بازیگری واقعگرایانه آن که تا آن زمان در سینمای ایران سابقه چندانی نداشت و تنها در فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;خشت و آینه&amp;raquo; ابراهیم گلستان و &amp;laquo;شب قوزی&amp;raquo; فرخ غفاری تجربه شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj04.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 338px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;بهروز وثوقی با بازی حسی و قدرتمند خود پس از &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; به الگوی بازیگری در سینمای ایران تبدیل شد. بهروز وثوقی با آن نگاه تیز و شکافنده و کاراکتر عاصی، تلخ و عبوس و در عین حال جذاب&amp;zwnj;اش، قیصر را به چهره آیکونیک سینمای ایران تبدیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، به دلیل وجود شخصیت&amp;zwnj;های خوندار و باورپذیر، فضاسازی ماهرانه محیط جنوب شهر تهران با بازارچه&amp;zwnj;ها، تیمچه&amp;zwnj;ها، گرمابه و کوچه&amp;zwnj;های تنگ و تودرتویش، فیلمبرداری دقیق و کم&amp;zwnj;نظیر سیاه و سفید و نور&amp;zwnj;پردازی و سایه&amp;zwnj;روشن&amp;zwnj;های ماهرانه&amp;zwnj;اش، خصوصاً در صحنه&amp;zwnj;های مربوط به کشتارگاه و قتل در حمام، در دهه ۱۳۴۰، اثر منحصر به فردی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; بدون شک، نخستین کاراکتر واقعی، ملموس و در یاد ماندنی سینمای ایران است. پیش از &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo;&amp;zwnj;ها که بر طبل بی&amp;zwnj;عاری می&amp;zwnj;زدند و بزرگ&amp;zwnj;ترین انگیزه&amp;zwnj;شان جهش طبقاتی و رسیدن به وصال دختر پولدار بود، کاراکترهای اصلی و آشنای فیلم&amp;zwnj;های فارسی را تشکیل می&amp;zwnj;دادند. این مسعود کیمیائی بود که با &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، شخصیت ضد قهرمان ایرانی را برای اولین بار در سینمای ایران مطرح کرد. کاراکتری که با تمام ویژگی&amp;zwnj;های ضد قهرمانان فیلم&amp;zwnj;های گانگستری، نوآر و وسترن همخوانی دارد. به علاوه سرنوشت تراژیک قیصر و مرگ حماسی او نیز در پایان فیلم، در سینمای فارسی به طرز بی&amp;zwnj;سابقه&amp;zwnj;ای سنت&amp;zwnj;شکنانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پایان&amp;zwnj;بندی قیصر، حرکتی سنت&amp;zwnj;شکنانه در برابر پایان&amp;zwnj;بندی خوش&amp;zwnj;بینانه، سطحی&amp;zwnj;نگرانه و کلیشه&amp;zwnj;ای فیلم&amp;zwnj;های فارسی آن دوره و مهم&amp;zwnj;ترین عامل تمایز قیصر با فیلمفارسی بود. از این زاویه، قیصر کاملاً بر خلاف انتظار&amp;zwnj;ها و علائق رایج تماشاگران ساده&amp;zwnj;پسند فیلمفارسی ساخته شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع کیمیائی، در قیصر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان راهی را رفت که بسیاری از سینماگران وسترن و خالقان آثار جنایی، گانگستری و نوآر رفته بودند. &amp;laquo;نوادا اسمیت&amp;raquo; ساخته هنری هاتاوی، &amp;laquo;سامورائی&amp;raquo; ساخته ژان پیر ملویل، &amp;laquo;روز برمی&amp;zwnj;آید&amp;raquo; ساخته مارسل کارنه، &amp;laquo;از نفس افتاده&amp;raquo; ساخته ژان لوک گدار، &amp;laquo;دشمن مردم&amp;raquo; ساخته ویلیام ولمن، و &amp;laquo;سیرای مرتفع&amp;raquo; ساخته رائول والش و &amp;laquo;سال&amp;zwnj;های ناامیدی&amp;raquo; ویلیام وایلر، همگی دارای شخصیت&amp;zwnj;های محوری عصیانگر و ضد قانون&amp;zwnj;اند. چگونه می&amp;zwnj;توان هامفری بوگارت، جیمز کاگنی، ژان گابن، استیو مک کوئین، ژان پل بلموندو و یا آلن دلون سامورائی را که همگی گانگسترهایی تنها و خونسرد و یا کابوهایی ضد قانون و نظم جامعه بودند، دوست داشت و بر سرنوشت تلخشان گریست اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را به دلیل انتقام&amp;zwnj;جویی و اجرای عدالت به شیوه خود (مجازات قاتلان برادر و تجاوزگران به خواهر)، محکوم کرد و نشانه ضعف فیلم کیمیایی دانست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید در جهان واقعی، کسی با یک سارق یا گانگستر یا آدم&amp;zwnj;کش که قوانین مدنی و عرفی جامعه را زیر پا می&amp;zwnj;گذارد و نظم شهر یا اجتماع را به هم می&amp;zwnj;ریزد، همدلی و همذات&amp;zwnj;پنداری نکند اما همه می&amp;zwnj;دانیم که سینما و هنرهای نمایشی با بهره&amp;zwnj;گیری از شیوه روایت و عناصر درام و قصه&amp;zwnj;پردازی، همذات&amp;zwnj;پنداری تماشاگران و حس شفقت آن&amp;zwnj;ها را نسبت به شخصیت&amp;zwnj;های محوری و قهرمانان فیلم یا نمایش برمی&amp;zwnj;انگیزند و در پایان، به تعبیر ارسطو آن&amp;zwnj;ها را دچار کاتارسیس می&amp;zwnj;سازند. بر این اساس حرکت فردی قیصر و خروش او علیه کسانی که به حریم خانوادگی او تجاوز کرده&amp;zwnj;اند، در جهان دراماتیک فیلم معنا پیدا می&amp;zwnj;کند و باورپذیر می&amp;zwnj;شود. در واقع قیصر از الگوی درام کلاسیک و منطق خیر و شر آن پیروی می&amp;zwnj;کند. در ساختار درام کلاسیک، شخصیت&amp;zwnj;ها، دو دسته&amp;zwnj;اند: خوب یا بد، سیاه یا سفید، خیر یا شر مطلق. حد میانی وجود ندارد. قیصر، یک قهرمان مطلقاً خوب است و دشمنان او یعنی برادران آب&amp;zwnj;منگل، نمونه&amp;zwnj;های مطلق بدی و شرارت&amp;zwnj;اند. نیروی خوبی (خیر) باید بر نیروی بدی (شر) پیروز شود، هرچند این پیروزی با مرگی تراژیک برای قهرمان همراه باشد. قیصر برای گرفتن انتقام و اجرای عدالت باید دست به کشتار بزند و نیروهای شر را نابود سازد و در پایان به ضرب گلوله&amp;zwnj;های پلیس از پا درآید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/23998/&quot;&gt;لمپنیسم در فیلمفارسی، بخش دهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17942">بازخوانی فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19083">پرویز کیمیائی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Thu, 07 Feb 2013 22:34:43 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24281 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>لمپنیسم در فیلمفارسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/01/30/23998</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/01/30/23998&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت دهم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;191&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jahepj01.jpg?1359502872&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - ژانر جاهلی که در فرهنگ سینمایی ایران از آن گاهی با عنوان &amp;laquo;سینمای کلاه مخملی&amp;raquo; یا &amp;laquo;سینمای لمپنی&amp;raquo; یاد می&amp;zwnj;شود، یکی از خالص&amp;zwnj;ترین و منحصر به&amp;zwnj;فرد&amp;zwnj;ترین ژانرهای سینمایی در ایران است که نمونه آن را در هیچ کشور دیگری نمی&amp;zwnj;توان سراغ کرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ژانر منسوب به تیپی به نام جاهل یا لات یا لمپن است که جایگاه خاصی در فرهنگ سنتی و عامیانه ایرانی دارد. قبل از پرداختن به این ژانر و ویژگی&amp;zwnj;های آن، لازم است ابتدا واژه&amp;zwnj;های &amp;laquo;جاهل&amp;raquo;، &amp;laquo;لات&amp;raquo; و &amp;laquo;لمپن&amp;raquo; را که در فرهنگ معاصر ایران، تقریباً معنای یکسانی پیدا کرده&amp;zwnj;اند اگرچه از نظر ریشه&amp;zwnj;ای به فرهنگ&amp;zwnj;های کاملاً متفاوت تعلق دارند و از خاستگاه&amp;zwnj;های طبقاتی متفاوتی برمی&amp;zwnj;خیزند، به&amp;zwnj;طور فشرده توضیح دهم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;جاهل&amp;raquo; یا &amp;laquo;لوطی&amp;raquo; از نظر تاریخی در سنت جوانمردی و فتوت&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;های ایرانی ریشه دارد و در گذشته به افرادی در جامعه اطلاق می&amp;zwnj;شد که مرام جوانمردی، ایثار و بخشش داشته و در مقابل زورگویان و ستمگران از مظلومان جامعه دفاع می&amp;zwnj;کردند. اما در فرهنگ معاصر ایران با رشد مدرنیسم و محو تدریجی نهاد&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;های سنتی، واژه &amp;laquo;جاهل&amp;raquo;، مفهوم گذشته&amp;zwnj;اش را از دست داد و به اوباشی اطلاق گردید که هیچ تعلق طبقاتی و اجتماعی نداشته و با در پیش گرفتن زندگی انگلی از دسترنج دیگران زندگی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمیدرضا صدر در تعریف &amp;laquo;جاهل&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;جاهل لزوماً یک لوطی با مفاهیم تاریخی&amp;zwnj;اش نبود. سنت لوطی&amp;zwnj;گری متعلق به ایران قبل از اسلام بود که پس از آمدن اسلام به ایران با پیروان فتوت پیوند خورد و از قرن دوم هجری به عیاران رسید که خصیصه جوانمردی را با حیله&amp;zwnj;گری می&amp;zwnj;آمیختند. (درآمدی بر تاریخ سیاسی سینمای ایران. ص ۱۷۶)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahepj02.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته مجید محسنی را&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;شاید بتوان نخستین فیلمی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در سینمای ایران دانست&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که عناصر آیکونیک (شمایل&amp;zwnj;نگارانه)&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ژانر جاهلی را به ما&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;معرفی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●ابراهیم گلستان و فرخ غفاری این فیلم را تحسین کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●گلستان آن را بهترین اثری نامید که تا آن زمان در ایران ساخته شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●ویدئو: لات جوانمرد به کارگردانی مجید محسنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;230&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/By7Mw25ibKk&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;اما &amp;laquo;لمپن&amp;raquo; که از ادبیات مارکسیستی آمده، مأخوذ از کلمه &amp;laquo;لمپن پرولتاریا&amp;raquo;ی کارل مارکس است و از دید او به عناصری از جامعه اطلاق می&amp;zwnj;شد که از طبقه کارگر جدا شده و در موقعیتی قرار می&amp;zwnj;گیرند که معمولاً ارتجاعی و ضد اجتماعی است. در تعریف واژه &amp;laquo;لمپن&amp;raquo; در &amp;laquo;فرهنگ وبستر&amp;raquo; چنین آمده است: &amp;laquo;پایین&amp;zwnj;ترین و تحقیرشده&amp;zwnj;ترین بخش پرولتاریا که وابستگی و تعلق طبقاتی ندارد و از افراد بی&amp;zwnj;ریشه و محروم که بیرون از شکل&amp;zwnj;بندی اجتماعی- اقتصادی هستند، تشکیل می&amp;zwnj;شود. &amp;laquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علی اکبر اکبری که تنها کتاب موجود در مورد لمپنیسم را در کتابی با همین عنوان در سال ۱۳۴۵ منتشر کرده، ضمن ارائه مشخصات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی لمپن&amp;zwnj;ها، رد پای آن&amp;zwnj;ها را در فیلم&amp;zwnj;های جاهلی دهه ۱۳۴۰ سینمای فارسی دنبال کرده و معتقد است که در زبان فارسی معادل مناسبی برای واژه &amp;laquo;لمپن&amp;raquo; وجود ندارد و واژه&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;جاهل&amp;raquo;، &amp;laquo;لات&amp;raquo;، &amp;laquo;اوباش&amp;raquo; و &amp;laquo;ولگرد&amp;raquo; با اینکه دربردارنده برخی خصوصیات لمپن&amp;zwnj;هاست، اما معادل دقیقی برای آن نیست. او ماجراجویی، غوغاگری، فتنه&amp;zwnj;گری، آشوب&amp;zwnj;طلبی، قدرت&amp;zwnj;طلبی و بی&amp;zwnj;انضباطی را از خصایص مهم و اساسی لمپن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبری در کتاب لمپنیسم، خاستگاه طبقاتی لمپن&amp;zwnj;های ایرانی را خرده&amp;zwnj;بورژوازی شهری و روستائیان مهاجر دانسته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در کشورهای سرمایه&amp;zwnj;داری، لمپن پرولتاریا&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;طور که از اسمش مستفاد می&amp;zwnj;شود به&amp;zwnj;طور معمول از طبقه کارگر جدا می&amp;zwnj;شود و مربوط به آن است. اما در جامعه ما با وجود ارتباط و پیوندهایی که بین عناصری از لمپن&amp;zwnj;ها با طبقه کارگر به چشم می&amp;zwnj;خورد اکثریت این قشر از دهقانانی که روستا&amp;zwnj;ها را ترک کرده&amp;zwnj;اند و کارگران کارگاه&amp;zwnj;های پیشه&amp;zwnj;وری و خرده&amp;zwnj;بورژوازی تهیدست جدا می&amp;zwnj;شوند. در واقع خرده&amp;zwnj;بورژوازی با سقوط از آخرین پله زندگی اقتصادی خود به لمپن تبدیل می&amp;zwnj;گردد. &amp;laquo;(لمپنیسم. ص ۱۰)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد اکبری، &amp;laquo;لمپن&amp;zwnj;ها، عناصری از افراد اجتماعی هستند که روی هم&amp;zwnj;رفته در تولید اجتماعی شرکت ندارند، در نتیجه در تولید اجتماعی استثمار نمی&amp;zwnj;شوند و از طیق طفیلی&amp;zwnj;گری زندگی می&amp;zwnj;کنند. مانند گدایان، دزدان و فواحش.&amp;raquo; (لمپنیسم. ص ۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دکتر علی شریعتی نیز ضمن برشمردن خصوصیات مشابه برای لمپن&amp;zwnj;ها، آن&amp;zwnj;ها را با لات&amp;zwnj;ها به یک معنا انگاشته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;لمپن&amp;zwnj;ها آدم&amp;zwnj;های آواره و بی&amp;zwnj;ریشه، بی&amp;zwnj;طبقه، بی&amp;zwnj;شکل و مشخص، بی&amp;zwnj;وضع خانوادگی و وضع اجتماعی معین و آسمان&amp;zwnj;جل&amp;zwnj;هایی هستند که به آن&amp;zwnj;ها لات و لوت می&amp;zwnj;گوییم.&amp;raquo; (درآمدی بر دایره&amp;zwnj;المعارف علوم اجتماعی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین، می&amp;zwnj;بینیم که فرد لمپن با تعریف&amp;zwnj;های ارائه&amp;zwnj;شده، دقیقاً نمی&amp;zwnj;تواند&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جاهل یا لات در فرهنگ سنتی ایرانی باشد اما در فرهنگ سیاسی و حتی سینمایی ایران به ویژه در نقدنویسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، این&amp;zwnj;دو تقریباً یکی گرفته شده و غالبا مترادف هم به کار گرفته شدند و امروز نیز تقریباً به یک معنا به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمید نفیسی استاد مطالعات سینمایی و رسانه در دانشگاه نورث وسترن یونیورسیتی آمریکا، در مقاله ارزشمندش در مورد ژانر سینمای جاهلی، بین مفاهیم جاهل، لات و لوطی تمایز قائل&amp;zwnj;شده و می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahepj03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 154px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●زیر بازارچه، به کارگردانی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;رضا صفایی،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;نمونه&amp;zwnj;ای از فیلم&amp;zwnj;های جاهلی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;ظاهراً حکومت مقتدر شاه در دهه&amp;zwnj;های ۱۹۶۰-۱۹۷۰ به&amp;zwnj;ویژه پس از سرکوب لوطیان معروفی چون طیب و طاهر رضایی در جنبش سال ۱۹۶۳، لوطی&amp;zwnj;ها را از اهرم&amp;zwnj;های کنترل و خشونت محروم کرد و آن&amp;zwnj;ها را به حاشیه اجتماع راند. اما با بزرگ شدن نقش عناصر حاشیه&amp;zwnj;ای، هم در پهنه اجتماع و هم در فیلم&amp;zwnj;ها، لوطی&amp;zwnj;ها که در این دوره جاهل لقب گرفته بودند در میان تماشاگران محبوبیتی گسترده پیدا کردند در حالی که منتقدین و مخالفان نظام این لوطیان سینمایی را &amp;quot;لومپن&amp;quot; و &amp;quot;انگل&amp;quot; نامیدند و فیلم&amp;zwnj;های جاهلی را مبتذل و مهوع خواندند.&amp;raquo; (حمید نفیسی. ایران&amp;zwnj;نامه. سال دهم. ص ۵۴۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمید نفیسی، این ویژگی دوگانه شخصیت لمپن/لات در فیلم&amp;zwnj;های فارسی را چنین تشریح می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;در فیلم&amp;zwnj;های اولیه، شخصیت لات را اغلب به مثابه فردی یاری&amp;zwnj;دهنده و فداکار به تصویر می&amp;zwnj;کشیدند که دوست داشت از ضعیفان در برابر منافع قدرتمندان حمایت کند. در سال&amp;zwnj;های بعد او بیشتر به اوباشی تبدیل شد که به شراب&amp;zwnj;خواری، دعوا و شر به پا کردن تمایل داشت. تصویر اول همسو با دیدگاه سنتی از لات&amp;zwnj;ها و نقش آن&amp;zwnj;ها در جامعه ایرانی است، حال آنکه تصویر دوم را می&amp;zwnj;شود چنین تعبیر کرد که نمادی است برای حکومت و روش آن.&amp;raquo; (حمید نفیسی. سینما به مثابه ابزاری سیاسی. فصلنامه فارابی. شماره ۳۴. صفحه ۳۶)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاهل/لمپن فیلمفارسی، فردی با خصوصیات متناقض است. او معمولاً آدمی پایبند اعتقادات مذهبی (مسلمان شیعه) و اخلاقیان سنتی است که حضرت علی را مولای خود می&amp;zwnj;داند اما شب&amp;zwnj;ها در کافه&amp;zwnj;های جنوب شهر، عرق می&amp;zwnj;خورد و اوقاتش را با زن&amp;zwnj;های رقاصه کافه&amp;zwnj;ها و یا فاحشه&amp;zwnj;های شهرنو می&amp;zwnj;گذراند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حسین ترمزی (وحدت) راننده تاکسی جاهل مسلک فیلم &amp;laquo;عروس فرنگی&amp;raquo;، در صحنه&amp;zwnj;ای از این فیلم، ناگهان در وسط بیابان ترمز کرده و شروع به نماز خواندن می&amp;zwnj;کند اما لحظاتی بعد، به کاباره می&amp;zwnj;رود و دختر آلمانی را ترغیب کرده که با مردی غریبه برقصد و خود می&amp;zwnj;نشیند و از تماشای رقص آن&amp;zwnj;ها لذت می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahepj04.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 153px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●فیلم&amp;zwnj;های جاهلی فارسی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از الگو&amp;zwnj;ها، نشانه&amp;zwnj;ها، عناصر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و شمایل&amp;zwnj;های مشخص،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ثابت و تکراری استفاده می&amp;zwnj;کردند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;جاهل&amp;zwnj;های فیلمفارسی، از ارزش&amp;zwnj;های دینی و سنتی دفاع کرده و در مقابل مظاهر زندگی مدرن مقاومت می&amp;zwnj;کنند. حبیب، لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo;(۱۳۴۳)، کت و شلوار نمی&amp;zwnj;پوشد و کراوات را قلاده می&amp;zwnj;داند. او حاضر نیست آهنگ خارجی گوش کند و فرنگی&amp;zwnj;مآبی را مسخره می&amp;zwnj;کند اما مثل آب خوردن ودکا می&amp;zwnj;نوشد و بابا کرم می&amp;zwnj;رقصد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع منش دوگانه و متناقض جاهل فیلمفارسی، ناشی از زندگی در جامعه پرتضادی بود که به&amp;zwnj;رغم حرکت&amp;zwnj;اش به سمت مدرنیسم، عمیقاً سنتی و واپس&amp;zwnj;گرا بود. در حقیقت، فیلفارسی، خصوصاً در نوع جاهلی&amp;zwnj;اش، بیانگر تناقضات جامعه ایران دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ و تضادهای میان ارزش&amp;zwnj;های سنتی و مدرن بود. به اعتقاد حمید نفیسی، به همین دلیل است که جاهل&amp;zwnj;های فیلمفارسی، همزمان، &amp;laquo;هم پرخاش&amp;zwnj;گرند و هم فروتن، هم مدرن و هم سنتی، هم دردکش و هم لذت&amp;zwnj;جو.&amp;raquo; (ایران&amp;zwnj;نامه. سال دهم. ص ۵۴۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تیپ&amp;zwnj;های جاهل و لوطی از دل ادبیات عامیانه فارسی، وارد سینمای فارسی می&amp;zwnj;شوند. این تیپ&amp;zwnj;ها، که در حقیقت ادامه سنت جوانمردی و عیاری در ادبیات کلاسیک فارسی، مثل سمک عیار، داراب&amp;zwnj;نامه، اسکندرنامه، و حسین کرد و امیر ارسلان&amp;zwnj;اند، همراه با تحولات اجتماعی، تحول یافته و دگرگون شده&amp;zwnj;اند.&lt;br /&gt;
	دگرگونی این تیپ&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;توان در فیلم&amp;zwnj;های ژانر جاهلی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰به&amp;zwnj;راحتی جست&amp;zwnj;وجو کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تیپ جاهل/لات/لمپن در ابتدای دهه ۱۳۳۰ با فیلم کمرشکن (ابراهیم مرادی) در سینمای ایران مطرح شد و به دنبال آن&amp;zwnj; گاه و بیگاه در فیلم&amp;zwnj;هایی چون افسونگر (۱۳۳۲)، دزد بندر (۱۳۳۴) و شب&amp;zwnj;نشینی در جهنم (۱۳۳۶) ظاهر گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های جنایی ساموئل خاچیکیان نیز با اینکه در فضا و فرهنگی کاملاً متفاوت با فرهنگ سینمای جاهلی جریان دارند، می&amp;zwnj;توان رگه&amp;zwnj;هایی از این فرهنگ و تیپ&amp;zwnj;های کلیشه سینمای جاهلی را جست&amp;zwnj;وجو کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;فریاد نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo; خاچیکیان، رفتار و گفتار آدم&amp;zwnj;های باند آرمان، سردسته خلاف&amp;zwnj;کاران، تفاوت چندانی با ویژگی&amp;zwnj;های رفتاری جاهل&amp;zwnj;های فیلم&amp;zwnj;های ژانر جاهلی ندارد. در فیلم &amp;laquo;ضربت&amp;raquo; او نیز، خلافکاران تقریباً چهره مشابهی دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo; ساخته مجید محسنی را شاید بتوان نخستین فیلمی در سینمای ایران دانست که عناصر آیکونیک (شمایل&amp;zwnj;نگارانه) ژانر جاهلی را به ما معرفی می&amp;zwnj;کند. در واقع با &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo; است که تیپ جاهل با کلاه مخملی، کت و شلوار مشکی و پیراهن سفید، دستمال ابریشمی دور گردن و چاقوی ضامن&amp;zwnj;دار، در سینمای فارسی معرفی شده و به شمایل تکراری و آشنای فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تبدیل می&amp;zwnj;شود. محسنی که از کارگردان&amp;zwnj;های شاخص ژانر روستایی در سینمای ایران بود، با تغییر شرایط اجتماعی ایران و روند روزافزون مهاجرت روستائیان به شهر&amp;zwnj;ها و رشد شهرنشینی، از این ژانر دست کشید و با ساختن &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo;، پایه&amp;zwnj;گذار ژانر دیگری در سینمای ایران گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این فیلم از سوی محافل روشنفکری با استقبال روبرو شد. ابراهیم گلستان و فرخ غفاری، آن را تحسین کردند و آن را فیلمی دانستند که موفق شد با زبانی ساده، پیام&amp;zwnj;های اخلاقی و انسانی&amp;zwnj;اش را به تماشاگر منتقل کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گلستان آن را بهترین اثری نامید که تا آن زمان در ایران ساخته شده بود و فرخ غفاری نیز آن را فیلم مهمی خواند که در برهوت سینمای آن زمان که هیچ روزنه&amp;zwnj;ای از واقعیت نبود، جلوه&amp;zwnj;هایی از واقعیت جامعه ایران در آن منعکس شده بود. یکی از علت&amp;zwnj;های استقبال نویسندگان و سینماگرانی چون غفاری و گلستان از این فیلم، غیر استودیویی بودن آن و فیلمبرداری آن در لوکیشن&amp;zwnj;های واقعی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های جاهلی فارسی، مثل هر ژانر دیگری، از الگو&amp;zwnj;ها، نشانه&amp;zwnj;ها، عناصر و شمایل&amp;zwnj;های مشخص، ثابت و تکراری استفاده می&amp;zwnj;کردند، اگرچه این ویژگی&amp;zwnj;ها نیز در طی زمان و همراه با تغییرات جامعه، به&amp;zwnj;تدریج تغییر کرده و شکل&amp;zwnj;های متفاوتی به خود گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تعداد فیلم&amp;zwnj;های جاهلی تولید&amp;zwnj;شده در دهه ۱۳۵۰، به&amp;zwnj;حدی بود که در نظر بسیاری از منتقدان و نویسندگان سینمایی آن دوره، فیلفارسی، در واقع چیزی جز فیلم جاهلی و کلاه مخملی نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژانر جاهلی، از پرطرفدار&amp;zwnj;ترین ژانرهای سینمایی در ایران بود و آن&amp;zwnj;قدر جذابیت داشت که فیلمسازان غیر متعارف و موج نویی مثل فرخ غفاری، مسعود کیمیایی، علی حاتمی و زکریا هاشمی را نیز به خود جلب کرد. جنوب شهر، قیصر، طوقی و سه&amp;zwnj;قاپ، نمونه&amp;zwnj;هایی از گرایش سینماگران موج نو به این ژانر محبوب و پرمخاطب بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: فیلم سینمایی &amp;laquo;سه&amp;zwnj;قاپ&amp;raquo; ساخته زکریا هاشمی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/N7BWGg5SBew?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/01/30/23998#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18831">لات جوانمرد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18829">لمپنیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18830">لمپنیسم در فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/N7BWGg5SBew" fileSize="1211" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/N7BWGg5SBew/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/N7BWGg5SBew" length="1211" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Tue, 29 Jan 2013 23:41:13 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23998 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/24/22804</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/24/22804&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت نهم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jahedpzff01_0.jpg?1356802832&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد &amp;ndash; فیلمفارسی چگونه زن ایرانی را تصویر کرده؟ آیا تصویر زن ایرانی، چه سنتی و چه مدرن، به&amp;zwnj;درستی در فیلمفارسی ساخته و پرداخته شده است؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ابتدای قرن بیستم، نقش تابوشکن سینما در جامعه مذهبی و سنتی ایران، بیشتر بود چرا که در جامعه&amp;zwnj;ای که مذهب، حضور زنان را در عرصه نمایش و آواز برنمی&amp;zwnj;تافت، سینما، زمینه&amp;zwnj;ساز حضور زنان در این عرصه&amp;zwnj;ها شد. مدرن&amp;zwnj;گرایی حکومت با مقاومت اقشار سنتی و مذهبی جامعه روبه&amp;zwnj;رو شده بود و چالش بین سنت و مدرنیته و آزادی زنان به عنوان مهم&amp;zwnj;ترین تعارض&amp;zwnj; جامعه ایران که همچنان نیز باقی است، به سینما کشیده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;حاجی آقا آکتور سینما&amp;raquo; (۱۳۱۱) ساخته آوانس اوگانیانس، به عنوان نخستین فیلم جدی سینمای ایران، از تماشاگر مذهبی و سنتی می&amp;zwnj;خواست که سینما و حضور زن در آن را بپذیرد. قهرمان داستان (حاجی آقا) که مردی مذهبی و مخالف حضور دخترش در سینما بود، در پایان فیلم با سینما آشتی می&amp;zwnj;کرد و نه تنها به بازی دختر و دامادش در آن رضایت می&amp;zwnj;داد بلکه خود نیز عملاً به بازیگر سینما تبدیل می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال جامعه سنتی نیز همچنان در برابر حضور زنان در سینما مقاومت می&amp;zwnj;کرد. روح&amp;zwnj;انگیز سامی&amp;zwnj;نژاد به خاطر بازی در فیلم &amp;laquo;دختر لر&amp;raquo; (۱۳۱۲) تا سال&amp;zwnj;های سال مورد تحقیر و بی&amp;zwnj;مهری&amp;zwnj; اطرافیانش قرار گرفت و سرزنش &amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب می&amp;zwnj;بینیم که سینمای ایران در شروع خود، با حرکت جامعه به سمت مدرنیزاسیون هماهنگ است اما سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، در مراحل بعد&amp;zwnj;تر، با نگرش ارتجاعی&amp;zwnj;شان، همراه با اقشار سنتی، در مقابل این حرکت قرار گرفتند و به تحقیر و تمسخر ارزش&amp;zwnj;های مدرن پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نگرش سینمای فارسی به زن مبتنی بر ثنویت (&lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Dualism&quot;&gt;Dualism&lt;/a&gt;) است. زن در سینمای فارسی یا فرشته است یا شیطان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahedpzff04.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 333px; float: left;&quot; /&gt;فیلمفارسی عموماً زنان را به دو دسته خیر و شر یا معصوم و گناهکار تقسیم می&amp;zwnj;کند. زن فرشته&amp;zwnj;وش، عموماً زنی از اقشار سنتی جامعه است که در فیلم&amp;zwnj;های فارسی در قالب مادر مهربان و فداکار یا همسر عفیف و وفادار ظاهر می&amp;zwnj;شود. زن خوب در این فیلم&amp;zwnj;ها، مادر/همسری بود که در غیاب شوهر/ پدر (مرد خانه)، باید بچه&amp;zwnj;هایش را به هر جان&amp;zwnj;کندنی که بود، زیر پر خود می&amp;zwnj;گرفت و بزرگ می&amp;zwnj;کرد. اما زن خبیث یا شیطان، معمولاً زنی مدرن و متعلق به قشرهای مرفه جامعه شهری بود که با اغواگری&amp;zwnj;هایش، مردان سر به&amp;zwnj;راه و ساده&amp;zwnj;دل روستایی را وسوسه می&amp;zwnj;کرد و آن&amp;zwnj;ها را از راه به در می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوره، زن&amp;zwnj;ها عموماً دو دسته&amp;zwnj;اند: روستایی و شهری. دختر جوان روستایی تا زمانی که در روستاست، هنوز محجوب، شرمگین و سر به زیر است اما وقتی به شهر مهاجرت می&amp;zwnj;کند، در برخورد با مردان و زنان فاسد شهری، تغییر رفتار و شخصیت داده و به فساد کشیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این فقط سینمای فارسی نبود که زن مدرن شهری را مظهر فساد و آلودگی معرفی می&amp;zwnj;کرد. در ادبیات داستانی این دوره و آثار نویسندگانی چون محمد حجازی و محمد مسعود نیز زن، عامل اصلی آلودگی و فساد شهر&amp;zwnj;ها بود و آن را در جامعه می&amp;zwnj;پراکند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰، با اینکه زنان در جامعه حضوری فعال داشتند و آزادی زنان، شعار حکومت بود اما این شعار&amp;zwnj;ها و فعالیت&amp;zwnj;ها و حضور آزاد زنان بی&amp;zwnj;حجاب در جامعه، مورد پسند اقشار مذهبی نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جامعه سنتی، به&amp;zwnj;شدت با حضور زن مدرن در جامعه مخالف بود و رفتار آزادانه زنان در کوچه و خیابان و خانه و حتی بر پرده سینما را فساد اخلاقی تلقی می&amp;zwnj;کرد. به همین دلیل در این دوران، رویکرد فیلمفارسی به نمایش سکس و برهنگی زنان، رویکردی محافظه&amp;zwnj;کارانه و محتاطانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آواز خواندن زنان در فیلم&amp;zwnj;های این دوره در کافه&amp;zwnj;ها (فیلم&amp;zwnj;هایی با بازی دلکش یا پوران) از سر ناگزیری و جبر نشان داده می&amp;zwnj;شد. دلکش در فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo;، زن روستایی قوی و با اراده اما فریب&amp;zwnj;خورده&amp;zwnj;ای بود که از ناچاری و برای گذران زندگی، در کافه&amp;zwnj;های شهر به آوازخوانی پرداخت. او بدون نیاز به مردان، روی پای خود می&amp;zwnj;ایستاد و در پایان فیلم نیز به همراه نامزدش، شهر را با همه سیاهی&amp;zwnj;هایش ترک می&amp;zwnj;کرد و به آغوش سبز روستا بازمی&amp;zwnj;گشت. از این&amp;zwnj;رو تماشاگر فیلمفارسی، معصومیت او را باور داشت و گناهش را می&amp;zwnj;بخشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از طرفی در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، خانواده، منزلت و جایگاه مهمی داشت و حفظ حریم آن برای فیلمسازان مطرح بود. کمتر به خیانت و رابطه&amp;zwnj;های نامشروع پرداخته می&amp;zwnj;شد و از زنان روسپی و بی&amp;zwnj;بندوبار در فیلم&amp;zwnj;ها کمتر نشانی بود. زنان در این فیلم&amp;zwnj;ها بیشتر سنتی&amp;zwnj;اند تا مدرن و عموماً نقش مادر یا همسر فداکار و مهربان را بازی می&amp;zwnj;کنند. آن&amp;zwnj;ها حتی سیگار نمی&amp;zwnj;کشند یا مشروب نمی&amp;zwnj;خورند. زن شوهردار سنتی اگر فریب زندگی مدرن و تجمل&amp;zwnj;گرایی را بخورد و منحرف شود، در پایان فیلم، یا سرخورده و پشیمان می&amp;zwnj;شود و یا به&amp;zwnj;سزای اعمال خیانتکارانه&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;رسد. در فیلم &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های تهران&amp;raquo;، (۱۳۳۲) ساخته سیامک یاسمی، مهین زنی است که به شوهرش خیانت می&amp;zwnj;کند و در منجلاب فساد می&amp;zwnj;غلتد و عاقبت علی&amp;zwnj;رغم اصرار شوهرش به از سر گرفتن زندگی مشترک، به ندای وجدان خود پاسخ می&amp;zwnj;دهد و خودکشی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahedpzff06.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 356px; float: left;&quot; /&gt;حمید نفیسی، تصویر خانواده در فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۳۰ را چنین ترسیم می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;روابط بین اعضای خانواده پیچیده است. پیوند بین مادر و پسر بسیار قوی و تقریباً اُدیپی است. پسر فرمانبردار پدر است ولی رقابت بر سر مهر مادر هم وجود دارد. در خانواده قدرت از آن پدر است و حرف، حرف اوست. زنان باید پاک، فداکار، خوددار، عفیف و بخشنده باشند. باید خانواده را کنار هم نگه دارند و ناسازگاری و خودسری مردان را ببخشایند. زنان بدکار و فاسد دیگری خارج از خانواده وجود دارند که شوهران و پسران را اغوا می&amp;zwnj;کنند و وحدت و ثبات خانواده را به خطر می&amp;zwnj;اندازند. این زنان و قربانیان اغوا شده آنان، لاجرم مجازات می&amp;zwnj;شوند و در پایان، خانواده، خلافکاران را می&amp;zwnj;بخشد و باز می&amp;zwnj;پذیرد.&amp;raquo; (حمید نفیسی. فصلنامه فارابی. شماره ۳۴)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب شمایل زن فریب&amp;zwnj;خورده و&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده، شمایل آشنای زن ایرانی در سینمای فارسی دهه ۱۳۳۰ بود و بازتاب تقابل سنت و مدرنیته در جامعه&amp;zwnj;ای بود که زن را تنها در چارچوب خانه و خانواده و در قالب همسر وفادار یا مادر فداکار می&amp;zwnj;پذیرفت و خروج او از این چارچوب را مترادف با خیانت، هرزگی و فساد و در نتیجه مستوجب مجازات می&amp;zwnj;دانست: &amp;laquo;زن تاوان آزادی- در قالب جنسی را نه به شکل تفریح یا لذت بلکه به صورت تنبیه روحی و جسمی می&amp;zwnj;پرداخت. تماشاگر می&amp;zwnj;توانست استقلال اعطایی به زن روی پرده را نشانی از سیاست&amp;zwnj;های جاری در ایران قلمداد کند. آزادی نوید داده شده به زن، برای او روی پرده شکنجه فیزیکی و سرشکستگی به ارمغان می&amp;zwnj;آورد.&amp;raquo; (حمیدرضا صدر. تاریخ سینمای سیاسی ایران. ۱۳۸۱)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال در این دوران، جامعه و به تبع آن سینما، هنوز آمادگی لازم را برای نمایش بی&amp;zwnj;پروای فساد زنان بر روی پرده نداشت و باید یک دهه می&amp;zwnj;گذشت تا فیلمفارسی می&amp;zwnj;توانست زن بی&amp;zwnj;بند و بار شهری را در قالب رقاصه یا روسپی به تماشا بگذارد؛ زن ولنگاری که مترس جاهل&amp;zwnj;ها و لمپن&amp;zwnj;های فیلمفارسی بود و نیمه&amp;zwnj;عریان در کافه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رقصید، بی&amp;zwnj;پروا عریان می&amp;zwnj;شد و بدنش را به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت یا با مرد جاهل به رختخواب می&amp;zwnj;رفت. در پایان فیلم نیز همراه مرد جاهل به زیارت رفته و مرد با ریختن آب توبه بر سرش، او را پاک می&amp;zwnj;کرد و به هویت دلخواه خود درمی&amp;zwnj;آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این تنها رقاصه&amp;zwnj;ها و فاحشه&amp;zwnj;ها نبودند که هویت آن&amp;zwnj;ها در پایان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، بدون هیچ زمینه&amp;zwnj;ای تغییر می&amp;zwnj;کرد بلکه در برخی از این فیلم&amp;zwnj;ها از جمله در &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; و فیلم&amp;zwnj;های ساموئل خاچکیان این تغییر هویت ظاهری را در مورد زنان مرفه و مدرن جامعه نیز می&amp;zwnj;بینیم. در گنج قارون، فروزان (شیرین)، دختر بی&amp;zwnj;بند و باری است که با مردان غریبه می&amp;zwnj;نشیند و مشروب می&amp;zwnj;خورد، با لباس&amp;zwnj;های نازک و بدن&amp;zwnj;نما در مهمانی&amp;zwnj;های شبانه شرکت کرده یا با بیکینی در استخر شنا می&amp;zwnj;کند، اما آخر شب با روسری و پیراهن چیت به خانه &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo; (فردین) می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با تغییر گرایش فیلمفارسی به سمت نمایش سکس در اواخر دهه ۱۳۴۰، به&amp;zwnj;تدریج ستاره&amp;zwnj;های سکسی نیز در سینمای ایران ظاهر شدند و مورد توجه مخاطبان جوان سینما قرار گرفتند. این جهت&amp;zwnj;گیری سینمای عامه&amp;zwnj;پسند ایرانی به طرف سکس و نمایش برهنگی، با سیاست&amp;zwnj;های مدرنیزه کردن حکومت کاملاً همخوانی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نوشته حمید نفیسی &amp;laquo;با سرعت گرفتن مدرن&amp;zwnj;سازی، غربی&amp;zwnj;سازی و ترقی&amp;zwnj;خواهی رسمی در ایران، گستره و آهنگ تولید، واردات و نمایش فیلم&amp;zwnj;های سکسی نیز بیشتر و سریع&amp;zwnj;تر شد. در سال ۱۹۷۸ روزنامه کیهان گزارش داد که اکثر فیلم&amp;zwnj;های سکسی تجاری که در سینماهای تهران به نمایش درمی&amp;zwnj;آمد، ایتالیایی و آمریکایی بودند و از ۱۲۰ سالن سینما در تهران، ۶۷ سالن، فیلم&amp;zwnj;های سکسی نمایش می&amp;zwnj;دادند.&amp;raquo; (حمید نفیسی. ص ۳۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahedpzff05.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 372px; float: left;&quot; /&gt;در فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۵۰، زن تقریباً هویت مسخ&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای دارد. در این فیلم&amp;zwnj;ها، از زنان کارگر، معلم، دانشجو، پزشک، پرستار و کارمند دولت خبری نیست چرا که دستگاه&amp;zwnj;های دولتی و نمایندگان رسمی این اقشار، اجازه تصویر کردن این زنان را به سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی نمی&amp;zwnj;دهد. در نتیجه سینما پر می&amp;zwnj;شود از داستان&amp;zwnj;های مربوط به زنان رقاصه و روسپی که جامعه آن&amp;zwnj;ها را از خود رانده بود و هیچ دستگاه دولتی از آن&amp;zwnj;ها حمایت نمی&amp;zwnj;کرد. به این ترتیب آوازخوانی و رقص به شغل اصلی زنان در فیلم&amp;zwnj;های فارسی بدل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخلاف دلکش که در فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo;، با آوازخوانی، استقلال خود را حفظ می&amp;zwnj;کرد و بدون تکیه به مردان هرزه اطراف خود، گلیم&amp;zwnj;اش را از آب بیرون می&amp;zwnj;کشید، موجودیت زن آوازخوان و رقاصه فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۵۰ به&amp;zwnj;شدت وابسته به مردان جاهل و لمپنی بود که به خاطر بهره&amp;zwnj;کشی جنسی از او حمایت می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، تعلق خاطر مرد جاهل به زن روسپی یا رقاصه و رقابت او با جاهل&amp;zwnj;های دیگر بر سر مالکیت او، کشمکش اصلی فیلم را تشکیل می&amp;zwnj;داد و نیروی محرکه داستان بود. فیلم &amp;laquo;خاطرخواه&amp;raquo; ساخته امیر شروان بر اساس قصه اَروَنَقی کرمانی، نمونه&amp;zwnj;ای روشن از این نوع کشمکش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زن روسپی فیلمفارسی در چنین مناسباتی که حرفه&amp;zwnj;اش در گرو حمایت جاهل یا کاباره&amp;zwnj;دار بود، هیچ استقلالی نداشت. او نه تنها حق تشکیل یک زندگی خانوادگی آبرومند و سالم را نداشت بلکه حتی نمی&amp;zwnj;توانست عاشق شود. فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;جوانمرد&amp;raquo;، &amp;laquo;پری خوشگله&amp;raquo;، &amp;laquo;شکست&amp;zwnj;ناپذیر&amp;raquo; و &amp;laquo;اوستا کریم نوکرتیم&amp;raquo;، نمونه&amp;zwnj;هایی از کشمکش بین عواطف و خواسته&amp;zwnj;های انسانی زن روسپی و مقاصد لمپن&amp;zwnj;ها و کاباره&amp;zwnj;دار&amp;zwnj;ها برای بهره&amp;zwnj;کشی جنسی و مالی اوست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;جوانمرد&amp;raquo; (۱۳۵۳) ساخته مهدی ژورک، داستان عشق دو دوست به نام&amp;zwnj;های &amp;laquo;امیرپلنگ&amp;raquo; (با بازی محمدعلی فردین) و &amp;laquo;احمد ننه بابا جگرکی&amp;raquo; (با بازی زکریا هاشمی) به دختری به نام آسیه (با بازی مرجان) است که پس از فوت پدرش به تهران رفته و در کافه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رقصد و آواز می&amp;zwnj;خواند. جدا از رقابت عشقی بین دو دوست، کشمکش اصلی فیلم، بین امیر و صادق (علی آزاد) صاحب کافه است که حاضر نیست آسیه را به عنوان رقاص و آوازخوان کافه&amp;zwnj;اش از دست بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;روسپی&amp;raquo; (۱۳۴۸) ساخته عباس شباویز، رضا بیک ایمانوردی، کاباره&amp;zwnj;داری&amp;zwnj; است که عاشق دختر کولی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای (با بازی آذر شیوا) می&amp;zwnj;شود که در کاباره&amp;zwnj;اش آواز می&amp;zwnj;خواند اما دختر کولی، شیفته یکی از نوازندگان ارکستر کافه (جواد قائم مقامی) است و بدین ترتیب کاباره&amp;zwnj;دار ثروتمند و هنرمند فقیر رقیب عشقی هم می&amp;zwnj;شوند. اما سرانجام به دنبال حوادثی، کاباره&amp;zwnj;دار ثروتمند، خودش ترتیب ازدواج محبوبش را با مرد جوان مورد علاقه&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زنِ فیلمفارسی، غالباً دختر جوان شوربخت و تیره&amp;zwnj;روزی بود که توانایی حفظ ناموس خود و شرف خانوادگی را نداشت و به&amp;zwnj;راحتی قربانی تجاوز مردان هوسباز می&amp;zwnj;شد و این جاهل و لمپن، قهرمان فیلمفارسی بود که باید با چاقوی ضامن&amp;zwnj;دار خود، انتقام او را از تجاوزگران می&amp;zwnj;گرفت و از حیثیت بر باد رفته او دفاع می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به علاوه، تم فروپاشی خانواده به خاطر حضور زنان بدکاره، تم اصلی بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های این دوره است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زنان بدکاره فیلمفارسی، با زیبایی خود و عشوه&amp;zwnj;گری و غمازی، مردان جاهل را اغوا کرده و او را از راه به&amp;zwnj;در می&amp;zwnj;کردند و در نتیجه کانون به ظاهر گرم خانوادگی او را متلاشی می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;رقاصه شهر&amp;raquo; ساخته شاپور قریب، رقاصه کاباره&amp;zwnj;ای (با بازی فروزان) وارد زندگی مردی لوطی می&amp;zwnj;شود که از زندگی یکنواخت خانوادگی&amp;zwnj;اش به تنگ آمده است. در فیلم &amp;laquo;پشت و خنجر&amp;raquo; به کارگردانی ایرج قادری، غلام (با بازی قادری) برای نجات پسرش از دست زن بدکاره&amp;zwnj;ای به نام پری (با بازی فروزان) به سراغ زن رفته و از او می&amp;zwnj;خواهد که دست از سر پسرش بردارد اما شیفته پری شده و خانواده&amp;zwnj;اش را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها می&amp;zwnj;کند و به دام اعتیاد می&amp;zwnj;افتد، ولی در پایان فیلم، دوباره به آغوش گرم خانواده بازمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، الگوی زن مدرن اغواگر و خبیث و زن معصوم پاک&amp;zwnj;نهاد به شیوه حاد فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های قبل تقریباً وجود ندارد، بلکه زن&amp;zwnj;ها، عموماً از اقشار محروم جامعه شهری&amp;zwnj;اند که از روی ناچاری و برای گذران زندگی در کافه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رقصند و آواز می&amp;zwnj;خوانند. آن&amp;zwnj;ها تا زمانی که در این حرفه&amp;zwnj;اند، گناهکارند و اجازه ورود به حریم مقدس خانوادگی را ندارند. جاهل فیلمفارسی تنها او را برای رقص و آواز روی صحنه و هماغوشی جنسی می&amp;zwnj;خواهد و اگر احیاناً عاشق&amp;zwnj;اش شود، باید او را از این حرفه جدا کرده و با ریختن آب توبه بر سرش، گناهان و آلودگی&amp;zwnj;هایش را بشوید. گناهانی که خود او نیز در آن&amp;zwnj;ها سهیم بوده اگرچه فیلمفارسی، از پیش او را از این گناهان تبرئه کرده و در پایان نیز او را به عنوان منجی و فرشته نجات زن نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده &amp;laquo;رقاصه شهر&amp;raquo; ساخته شاپور قریب&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-2&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/TMVSVoc4XHs?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/24/22804#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16737">آوانس اوگانیانس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17942">بازخوانی فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16736">حاجی آقا آکتور سینما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17939">حمید نفیسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16846">رضا بیک ایمانوردی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17944">روح‌انگیز سامی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17943">زن در فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17940">شاپور قریب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17941">عباس شباویز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/TMVSVoc4XHs" fileSize="1240" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/TMVSVoc4XHs/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/TMVSVoc4XHs" length="1240" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Mon, 24 Dec 2012 00:39:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22804 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تصویر شهر در فیلمفارسی – ۲</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت هشتم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jaheparff01.jpg?1355085215&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با تغییر فضای سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۴۰ و رشد فرهنگ شهری و مدرن و حل شدن روستاییان مهاجر در دل شهر و تقسیم&amp;zwnj;بندی پایتخت به شمال شهر و جنوب شهر، فیلمفارسی و تم&amp;zwnj;ها و فضاهای آن نیز تغییر کرد و به&amp;zwnj;تدریج با فضای جدید جامعه منطبق شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;قهرمان فیلمفارسی دیگر روستایی ساده&amp;zwnj;لوحی نبود که از ده به شهر می&amp;zwnj;آمد و فریب مردان و زنان فاسد شهری را می&amp;zwnj;خورد یا بر عکس، این قهرمانان، کسانی نبودند که از فساد و تباهی زندگی شهری به تنگ آمده و از شهر و شرارت&amp;zwnj;های آن بگریزند و به محیط پاک و بی&amp;zwnj;آلایش روستا پناهنده شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نوشته فریدون جیرانی، اگر در پایان دهه ۱۳۳۰، سازندگان فیلمفارسی نمی&amp;zwnj;توانستند موضع&amp;zwnj;گیری کنند که دختر روستایی تحصیل&amp;zwnj;کرده در بازگشت به روستا باید چگونه زندگی کند و تکلیف پسرعموی بی&amp;zwnj;سواد اما باصفای روستایی&amp;zwnj;اش چه می&amp;zwnj;شود و بین دو طرف سرگردان مانده بودند، در آغاز دهه ۱۳۴۰ تردید&amp;zwnj;ها را کنار گذاشتند.&amp;raquo; (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. ص ۸۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;پرستو&amp;zwnj;ها به لانه باز می&amp;zwnj;گردند&amp;raquo; (۱۳۴۲)، مجید محسنی دیگر آن روستایی ابله و ساده&amp;zwnj;دل نبود که در شهر به فساد کشیده می&amp;zwnj;شد بلکه او زمینش را در روستا فروخت و همراه زن و فرزندش به تهران رفت تا پسرش تحصیل کند و دکتر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jaheparff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 229px;&quot; /&gt;در ژانر جاهلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی، قهوه&amp;zwnj;خانه و کافه، یک نشانه ثابت و آیکونیک بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در دهه ۱۳۴۰ ، تضاد شهر و روستا که تم و زمینه غالب فیلم&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰بود، جای خود را به تضاد بین دو فرهنگ بالاشهری و پایین&amp;zwnj;شهری داد، و فیلمفارسی در تقابل با فرهنگ بالاشهری و ظاهر مدرن و غرب&amp;zwnj;زده آن، به دفاع از سنت&amp;zwnj;ها و باورهای کهنه و آمیخته با تعصب مردمان جنوب شهر پرداخت و رفتار&amp;zwnj;ها و زندگی&amp;zwnj;های بالاشهری را به باد تمسخر گرفت. در این فیلم&amp;zwnj;ها، قهرمانان لمپن جنوب&amp;zwnj;شهری، زمانی که تصادفاً در محیط بالاشهری قرار می&amp;zwnj;گرفتند، به تمسخر فرهنگ آدم&amp;zwnj;های متجدد بالاشهری می&amp;zwnj;پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، آرمان (قارون)، سرمایه&amp;zwnj;دار بیماری بود که همه چیز داشت اما غمگین بود چرا که پزشکان از معالجه او ناامید شده بودند. او به خاطر ظلم&amp;zwnj;هایی که در گذشته نسبت به طبقه پایین جامعه روا داشته بود، احساس عذاب و درماندگی می&amp;zwnj;کرد و برای اینکه گناهانش بخشیده شود، لباس کارگری پوشید و برای زندگی به جنوب شهر رفت و اعلام کرد که دیگر قارون مرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهرمان لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; سیامک یاسمی نیز، مدافع سنت&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;های کهنه و ارتجاعی است. وی به تمسخر فرهنگ و زندگی مدرن پرداخته و به خاطر ضدیت خود با نوگرایی، مورد استقبال اقشار سنتی جامعه شهری قرار می&amp;zwnj;گیرد. لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; (با بازی فردین)، کسی است که از راه جیب&amp;zwnj;بری زندگی&amp;zwnj;اش را می&amp;zwnj;گذراند و بخشی از درآمد دزدی&amp;zwnj;اش را بین فقرا تقسیم می&amp;zwnj;کند. پاتوق او کافه&amp;zwnj;ای در جنوب شهر است که برخلاف فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۳۰، دیگر محل کسب درآمد مشروع قهرمان فیلم نیست بلکه محل تفریح لات&amp;zwnj;ها و اوباش جنوب شهری است. در این کافه زنی هر شب به خاطر فقر مالی و سیر کردن شکم فرزندانش با بیست تومان درآمد می&amp;zwnj;رقصد و آواز می&amp;zwnj;خواند. (فریدون جیرانی. فیلمفارسی چیست؟ ص ۱۲۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب، تیپ روستایی ساده&amp;zwnj;لوح و ابله فیلمفارسی، جای خود را به لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دهد و این تیپ&amp;zwnj;ها، محبوبیت فراوانی در میان عامه سینمارو پیدا می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیگر اخلاق&amp;zwnj;گرایی فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و پیام&amp;zwnj;های ساده&amp;zwnj;لوحانه آن در مذمت شهر برای مخاطبان این نوع سینما، بی&amp;zwnj;معنی بود. مخاطب فیلمفارسی، مزه زندگی شهری مدرن را چشیده بود و از امتیازات آن بهره&amp;zwnj;مند شده بود و دیگر حاضر نبود رفاه زندگی شهری را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرده و به زندگی سخت و پرمشقت روستایی دل ببندد. با این حال این به معنی مدرن شدن او نبود چرا که او هنوز عمیقاً سنتی بود و با برخی جلوه&amp;zwnj;های زندگی مدرن هیچ نسبتی نداشت. او عرقش را می&amp;zwnj;خورد و دهنش را آب می&amp;zwnj;کشید و نماز می&amp;zwnj;خواند&amp;raquo;(تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. ص ۹۶) و از تماشای فیلمفارسی غرق در لذت می&amp;zwnj;شد. حالا سازندگان فیلمفارسی مجبور بودند به جای سوژه&amp;zwnj;های اخلاقی و ضد شهری که تاریخ مصرف آن&amp;zwnj;ها گذشته بود، به فکر درام&amp;zwnj;های شهری در مورد آدم&amp;zwnj;هایی (تیپ&amp;zwnj;هایی) شهری اما با باورهایی به شدت سنتی و عقب&amp;zwnj;مانده باشند. در پاسخ به چنین نیازی بود که ژانر جاهلی، به وجود آمد و به تدریج به ژانر غالب سینمای ایران تبدیل شد و بخش اعظم تولیدات سینمای ایران در دهه ۱۳۵۰ را به خود اختصاص داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لمپن&amp;zwnj;ها، با خود فرهنگ گفتاری، رفتاری و پوششی ویژه&amp;zwnj;ای را به فیلمفارسی می&amp;zwnj;آورند که به شمایل&amp;zwnj;های تصویری ثابت این نوع فیلم&amp;zwnj;ها بدل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد علی اکبر اکبری در کتاب &amp;laquo;لمپنیسم در ایران&amp;raquo;، محل سکونت لمپن&amp;zwnj;ها، عموماً مناطق جنوب شهر تهران و گذرگاه&amp;zwnj;ها، محله&amp;zwnj;ها و خیابان&amp;zwnj;هایی که محل کسب و کار خرده بورژوازی سنتی و تهیدست بود. (لمپنیسم در ایران. ص ۶۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سوی دیگر مسافرخانه&amp;zwnj;های ارزان&amp;zwnj;قیمت و قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;های بزرگ و شبانه&amp;zwnj;روزی که محل زندگی و تجمع لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;ها و لات&amp;zwnj;ها بود، در این مناطق قرار گرفته بود. همین طور مراکز فحشا و کافه&amp;zwnj;های ساز و ضربی که محل خوشگذرانی و تفریح لمپن&amp;zwnj;ها در سابق بود، در این محدوده قرار داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های جاهلی فارسی نیز لوکیشن&amp;zwnj;ها عمدتاً منحصر است به چند قهوه&amp;zwnj;خانه، کافه، کاباره و گذرگاه&amp;zwnj;ها و کوچه پس&amp;zwnj;کوچه&amp;zwnj;های قدیمی جنوب شهر تهران. تهران، شهری بود که داستان بیشتر فیلم&amp;zwnj;های فارسی در آنجا می&amp;zwnj;گذشت چرا که تهران به عنوان پایتخت ایران و یک کلان&amp;zwnj;شهر زود&amp;zwnj;تر از دیگر شهرهای ایران در معرض مدرنیسم قرار گرفته بود و در عین حال بافت سنتی&amp;zwnj;اش را به&amp;zwnj;ویژه در قسمت&amp;zwnj;های جنوب شهر، حفظ کرده بود. به همین دلیل، تضاد سنت و مدرنیته و مقاومت در برابر مدرنیزه کردن جامعه، در آن بارز&amp;zwnj;تر و محسوس&amp;zwnj;تر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به علاوه گویش جاهلی/لمپنی، به عنوان یکی از نشانه&amp;zwnj;های صوتی فیلمفارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، نزدیکی بیشتری با گویش تهرانی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ژانر جاهلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی، قهوه&amp;zwnj;خانه و کافه، یک نشانه ثابت و آیکونیک بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهوه&amp;zwnj;خانه، محل خواب، استراحت، تفریح، شرط&amp;zwnj;بندی، معامله اجناس قاچاق و پاتوق لمپن&amp;zwnj;ها، تبهکاران و افراد مطرود جامعه بود. جاهل فیلمفارسی، اوقاتش را در قهوه&amp;zwnj;خانه به خوردن آبگوشت، نوشیدن چای، کشیدن قلیان و شوخی و شرط&amp;zwnj;بندی با جاهل&amp;zwnj;های دیگر می&amp;zwnj;گذراند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jaheparff03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 277px;&quot; /&gt;قیصر، شخصیتی عاصی، ستیزه&amp;zwnj;جو و تک&amp;zwnj;رو بود که کیمیایی آن را بیشتر تحت تأثیر الگوی قهرمانان شوربخت فیلم&amp;zwnj;های نوآر یا وسترن ساخته بود&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;کافه نیز در فیلمفارسی، هویت مکانی مشخصی داشت و حریم خوشگذرانی و تسویه&amp;zwnj;حساب&amp;zwnj;های شخصی جاهل&amp;zwnj;ها بود. کافه مکانی بود با صندلی&amp;zwnj;های چوبی، میزهای کوچک با دکورهای ارزان&amp;zwnj;قیمت که معمولاً زن رقاصه&amp;zwnj;ای، روی صحنه در برابر مشتریانش (جاهل&amp;zwnj;ها و لمپن&amp;zwnj;ها)، می&amp;zwnj;رقصید و آواز می&amp;zwnj;خواند. لمپن قهرمان فیلمفارسی، با اینکه صاحب کافه نبود اما با قدرت فیزیکی و نفوذ و اعتبارش در میان جاهل&amp;zwnj;ها، اختیار و کنترل کامل آن را در دست داشت و می&amp;zwnj;توانست با شیرین&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;ها و لات&amp;zwnj;بازی&amp;zwnj;هایش، تماشاگران فیلمفارسی را مجذوب کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کافه، نه تنها لوکیشن اصلی فیلمفارسی بود بلکه به عنوان مکان رویداد در برخی فیلم&amp;zwnj;های روشنفکرانه و موج نویی مثل &amp;laquo;خشت و آینه&amp;raquo; ، &amp;laquo;جنوب شهر&amp;raquo;، &amp;laquo;شب قوزی&amp;raquo;، &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و &amp;laquo;کندو&amp;raquo; نیز مورد استفاده قرار گرفت اگرچه این مکان&amp;zwnj;ها در این فیلم&amp;zwnj;ها، به شکل واقع گرایانه و کاملاً متفاوتی تصویر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسعود کیمیایی، در فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با اینکه از برخی آیکون&amp;zwnj;ها و تیپ&amp;zwnj;های شناخته&amp;zwnj;شده فیلمفارسی استفاده کرد اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را به خاطر شخصیت&amp;zwnj;پردازی و پرداخت رئالیستی و ضد رمانتیک آن، مطلقاً نمی&amp;zwnj;توان در رده فیلم&amp;zwnj;های فارسی قرار داد. جاهل فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; اگرچه از نظر شباهت&amp;zwnj;های آشکاری با تیپ لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;های فیلمفارسی داشت اما ویژگی&amp;zwnj;های دیگری هم داشت که او را از این دسته متمایز می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، شخصیتی عاصی، ستیزه&amp;zwnj;جو و تک&amp;zwnj;رو بود که کیمیایی آن را بیشتر تحت تأثیر الگوی قهرمانان شوربخت فیلم&amp;zwnj;های نوآر یا وسترن ساخته بود، اگرچه گویش، منش، رفتار و ظاهر جاهلانه او ریشه در لمپنیسم جنوب&amp;zwnj;شهری داشت و پایبند سنت&amp;zwnj;ها و رسوم خانوادگی و مردانگی بود و عدالت را تکلیف مردانه خود می&amp;zwnj;دانست و به شیوه خود اجرا می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر بچه بازارچه نایب&amp;zwnj;السطنه، آب منگل و کوچه یخچال صغیرا بود که اندوه و خشم فروخفته نسلی عاصی و شورشی و سرخورده از مدرنیزاسیون دستوری را با انتقام فردی&amp;zwnj;اش به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت. او بازتاب عقده&amp;zwnj;های روانی روشنفکران عصر خود بود که تئوری&amp;zwnj;های جنگ مسلحانه چریکی رژی دبره را غرغره می&amp;zwnj;کردند و در حسرت چه&amp;zwnj;گوارا بودن می&amp;zwnj;سوختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاهل سیاه پوش فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با کفش پاشنه&amp;zwnj;خوابیده و نگاه تیز و شکافنده و لحن تلخ و گزنده، بیانگر رمانتیسیسم انقلابی دوران خود بود. او نه تنها برای مردم عادی که از بی&amp;zwnj;عدالتی اجتماعی به تنگ آمده بودند شخصیت جذابی بود بلکه بسیاری از روشنفکران آن زمان را نیز مجذوب خود کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به همین دلیل &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نه تنها مورد استقبال مردم عادی قرار گرفت بلکه برخی از روشنفکران و منتقدان مطرح آن زمان مثل ابراهیم گلستان، نجف دریابندری و پرویز دوایی به ستایش از آن پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، علیرغم تفاوت&amp;zwnj;های بارزش با فیلمفارسی&amp;zwnj;های آن دوره، چه از نظر درونمایه و چه ساختار سینمایی، شباهت&amp;zwnj;های ظاهری بسیاری با فیلم&amp;zwnj;های فارسی داشت و همین شباهت&amp;zwnj;ها باعث شد که برخی از منتقدان مثل هوشنگ کاووسی ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و نوآوری&amp;zwnj;های آن را نبینند و با معیارهای نقد فیلمفارسی، آن را محک زده وبه آن حمله&amp;zwnj;ور شوند. از سوی دیگر، &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نسبت نزدیکی با همه گفتمان انتقادی ضد مدرن دهه ۱۳۴۰ داشت که در سخنان نویسندگانی چون جلال آل احمد و علی شریعتی منعکس بود. منتقد سر&amp;zwnj;شناسی مثل پرویز دوایی، از این زاویه به دفاع از قیصر پرداخته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;قیصر مرثیه مرگ آدم&amp;zwnj;هایی است که ارزش&amp;zwnj;های دنیای فرمان و قیصر آنچنان برایشان مهجور شده که تجلی این جور غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی&amp;zwnj;ها نه فقط تعجب&amp;zwnj;آور بلکه خنده&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;نماید و تقصیری هم ندارند. این روزگار، نظام روزگار وضع را طوری چرخانده که نوجوانان خود همشیرگان محترم را به پارتی&amp;zwnj;های شوخ و شنگ می&amp;zwnj;برند تا با همشیره محترم دوستان آشنایی به هم برسانند... این تمام آن چیزی&amp;zwnj;ست که من دارم، که ما داریم... و ستایش بی&amp;zwnj;دریغی که سال&amp;zwnj;های سال است نثار پدیده&amp;zwnj;های فرهنگ غرب کرده&amp;zwnj;ایم ما را ذره&amp;zwnj;ای به آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;چسباند. دنیای هیچکاک و گودار و آنتونیونی مرا ذره&amp;zwnj;ای به خود راه نمی&amp;zwnj;دهند، هر قدر که من مجنون و سرگشته این عیارهای دنیا باشم.&amp;raquo; (پرویز دوایی. قیصر، مرثیه&amp;zwnj;ای برای ارزش&amp;zwnj;های از دست&amp;zwnj;رفته)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد فریدون جیرانی &amp;laquo;کیمیایی خیلی خوب فهمید که هنوز مخاطب فیلمفارسی با شبه&amp;zwnj;مدرنیسم کنار نیامده است و با رشد جنبش مذهبی حتی موضع خصمانه&amp;zwnj;تری گرفته است. بنابراین در زمانی که از جانب دولت تبلیغ می&amp;zwnj;شد نه چادر نه مینی&amp;zwnj;ژوب، او اعظم (پوری بنایی) را با چادر، کنار قیصر (بهروز وثوقی) در خیابان&amp;zwnj;ها راه انداخت و از غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی حرف زد.&amp;raquo; (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جواد طوسی، منتقد فیلم نیز معتقد است &amp;laquo;کیمیایی، به پشتوانه پایگاه اجتماعی و خصایل طبقاتی&amp;zwnj;اش و شناخت درست آدم&amp;zwnj;هایش موفق می&amp;zwnj;شود اثری خلق کند که ریشه در سنت و ارزش&amp;zwnj;های پاک و اصیل دارد و هویت بومی و ایرانی&amp;zwnj;اش در کمتر فیلمی دیده شده بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، شاید از نظر زیبایی&amp;zwnj;شناختی بصری و رئالیسم خشن آن، جهشی در سینمای یکنواخت آن روزگار بود اما از نظر درونمایه، به شدت سنتی و ضد مدرن بود و بر باور&amp;zwnj;ها و تعصب&amp;zwnj;های خشک سنتی و ناموس&amp;zwnj;پرستی و غیرت تکیه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتقام قیصر از برادران آب منگل به خاطر دفاع از ناموس&amp;zwnj;اش و درگیری او با پلیس و مرگ تراژیک&amp;zwnj;اش در پایان فیلم، اگرچه در فضای استبدادی و اختناق&amp;zwnj;آمیز آن روزگار، از دید برخی منتقدان، به عنوان عملی عصیان&amp;zwnj;گرانه و انقلابی تلقی شد و مورد ستایش قرار گرفت اما در واقع، نوعی اعتراض و دهن&amp;zwnj;کجی به زندگی و مناسبات مدرن در جامعه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17574">آقای قرن بیستم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17572">تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17580">جنوب شهر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17585">جواد طوسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87">خشت و آینه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17575">سیامک یاسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17581">شب قوزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17578">علی اکبر اکبری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17576">فیلمفارسی چیست؟</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17579">لمپنیسم در ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16841">مجید محسنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17584">مرثیه‌ای برای ارزش ‌های از دست ‌رفته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17371">نجف دریابندری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17573">پرستو‌ها به لانه باز می‌گردند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17577">ژانر جاهلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17583">کندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14904">گنج قارون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Tue, 04 Dec 2012 08:49:48 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22257 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/26/21961</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/26/21961&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی - ۷        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jaheparv01.jpg?1354550959&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - فیلمفارسی، هرچند ناآگاهانه، بیانگر تناقضات جامعه ایران و تضادهای میان ارزش&amp;zwnj;های سنتی و باورهای مدرن بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;پس از جنگ جهانی دوم، فرهنگ شهرنشینی و تجدد در میان ایرانیان گسترش یافته و طبقه متوسط شهری، زندگی به شیوه غربی را الگوی خود می&amp;zwnj;سازد. اما سینمای ایران در این دوره در اغما به سر می&amp;zwnj;بَرد و فعالیتی ندارد و هنگامی که پس از ۱۶ سال وقفه، دوباره فعالیت&amp;zwnj;اش را شروع می&amp;zwnj;کند، به دلیل ضعف سرمایه، امکانات فنی و دانش سینمایی، سینمایی ضعیف و عقب مانده است که نمی&amp;zwnj;تواند در میان طبقه متوسط و روشنفکران جامعه، مخاطبانی داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این دوران که فرهنگ شهرنشینی و زندگی مدرن تبلیغ می&amp;zwnj;شود، اسماعیل کوشان فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo; (۱۳۲۹)&amp;nbsp; را می&amp;zwnj;سازد، فیلمی که در مقابل شهر و زندگی مدرن موضع می&amp;zwnj;گیرد. در این فیلم تصویری سیاه و چرک از شهر ارائه شده و در مقابل روستا به عنوان محیطی پاک و باصفا نشان داده می&amp;zwnj;شود. &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo; از نخستین فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران است که در آن تم تقابل شهر و روستا، به عنوان تمی محوری مطرح می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهر در ادبیات داستانی ایران در دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ نماد شر و تباهی بود؛ مکانی فاسد، شیطانی و مخوف که در آن انسان&amp;zwnj;های پلید همچون کرکس، در انتظار شکار طعمه&amp;zwnj;های خود بودند و آن طعمه نیز کسی نبود جز روستایی ساده&amp;zwnj;لوح و بدبختی که فریب زرق و برق زندگی شهری را می&amp;zwnj;خورد و به انگیزه پولدار شدن، دار و ندارش را می&amp;zwnj;فروخت و راهی پایتخت می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حورا یاوری، تصویر شهر در ادبیات این دوره را این&amp;zwnj;گونه ترسیم می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;وقتی به ۱۳۲۰ می&amp;zwnj;رسیم که اولین نمونه&amp;zwnj;های رمان&amp;zwnj;های اجتماعی در ایران نوشته می&amp;zwnj;شود، شهر به منتهای درجه آلوده است و زن و شهر یکی هستند و زن در آلودگی شهر هم سهیم است و همین آلودگی را مثل شهر منتشر می&amp;zwnj;کند و به آدم&amp;zwnj;های دیگر سرایت می&amp;zwnj;دهد. در آثار محمد حجازی، محمد مسعود و جلیلی، شهر و زن را در منتهای آلودگی می&amp;zwnj;بینیم.&amp;raquo; (انقلاب ایران و سقوط پادشاهی. برنامه رادیویی. مهدی خلجی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jaheparv02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 223px;&quot; /&gt; &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo; از نخستین فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران است که در آن تم تقابل شهر و روستا، به عنوان تمی محوری مطرح می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بیزاری از شهر و مظاهر زندگی مدرن، باعث توجه نویسندگان این دوره به سنت و ارزش&amp;zwnj;های زندگی روستایی می&amp;zwnj;شود. داریوش آشوری، گرایش نویسندگان ایرانی این دوره به سنت و زندگی روستایی را چنین توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;در این دوره، یک نوستالژی نسبت به دنیای سنتی و گذشته وجود دارد که در مورد آل احمد خیلی قوی است. بازگشت به جهان ارزش&amp;zwnj;های پاک و ناب. جهانی که هویت ایرانی را می&amp;zwnj;توان در آن جست&amp;zwnj;وجو کرد. حتی چپ&amp;zwnj;ها نیز این گرایش به گذشته، سنت و روستا را به عنوان همدلی با زحمتکشان و مردم فقیر در آثارشان منعکس می&amp;zwnj;کردند. به نظر آن&amp;zwnj;ها هر نوع رفاه و هر نوع پیشرفت، با استانداردهای دنیای مدرن به معنای آلوده شدن به رذایل بورژوازی و از دست دادن فضایل اخلاقی بود.&amp;raquo; (انقلاب ایران و سقوط پادشاهی. برنامه رادیویی. مهدی خلجی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلمفارسی نیز که متأثر از ادبیات عامه&amp;zwnj;پسند و پاورقی&amp;zwnj;های نشریات این دوره است، رویکرد مشابهی را نسبت به شهر در پیش گرفته و برای روستا و ارزش&amp;zwnj;های زندگی روستایی، مرثیه سرایی می&amp;zwnj;کند. بدین&amp;zwnj;گونه است که نطفه ژانر روستایی، به عنوان یکی از شاخص&amp;zwnj;ترین ژانرهای سینمای ایران، در این دوره بسته می&amp;zwnj;شود و تقابل سنت و مدرنیته، در قالب ملودرام&amp;zwnj;های روستایی که تقابل شهر و روستا در آن انعکاس یافته، به تصویر کشیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهر در فیلمفارسی، از یک سو به منزله داشتن رفاه، آسایش، رادیو، یخچال و اتومبیل بود اما از سوی دیگر، مکان فاسد و منجلابی بود که مردان و زنان روستایی را همچون پریان دریایی می&amp;zwnj;فریفت و به کام خود می&amp;zwnj;کشید و زندگی آن&amp;zwnj;ها را تباه می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo;، محصول چنین دوره&amp;zwnj;ای بود و در جامعه&amp;zwnj;ای ساخته شد که تازه در آن کاباره بنا شده بود و رقاصه&amp;zwnj;ها، نیمه&amp;zwnj;برهنه روی سِن می&amp;zwnj;رقصیدند و سینما&amp;zwnj;ها در نمایش فیلم&amp;zwnj;های ستارگان معروف هالیوودی، با هم رقابت می&amp;zwnj;کردند. (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. عباس بهارلو. ص ۶۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرخ غفاری در نقدی بر فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;صد&amp;zwnj;ها قرارداد استعمال&amp;zwnj;شده در پست&amp;zwnj;ترین رمان&amp;zwnj;های خارجی و فرومایه&amp;zwnj;ترین نمایش&amp;zwnj;های تئاتری که برای یک مشت بورژوای به خواب رفته و یا دختر مدرسه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;هایی که عاشق ستارگان هالیوودی هستند، در این فیلم به چشم می&amp;zwnj;خورد. تمام پرسوناژ&amp;zwnj;ها پیش پا افتاده و یکنواخت و قراردادی هستند. آدم خوب، خوب است و تا آخر خوب می&amp;zwnj;ماند، شهر منجلاب فساد است و البته روستایی در ضمیر خود آدم خوبی است که پس از هزاران خطا باز به راه راست باز می&amp;zwnj;گردد.&amp;raquo; (تاریخ سینمای ایران. جمال امید)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo;، مضمون سرگردانی و به فساد کشیده شدن روستائیان در شهر&amp;zwnj;ها، ترغیب روستائیان به بازگشت به روستا، تضاد بین مالکان ظالم روستایی و دهقانان مظلوم به مضامین تکراری فیلم&amp;zwnj;های فارسی بدل شدند. این فیلم&amp;zwnj;ها در شرایطی ساخته می&amp;zwnj;شد که هنوز اصلاحات ارضی شاه اتفاق نیفتاده بود و نظام ارباب رعیتی بر روستا&amp;zwnj;ها حاکم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نمونه&amp;zwnj;های دیگری از این ژانر، پسر خبیث مالک روستا به دختر روستایی تجاوز می&amp;zwnj;کرد و در مقابل پسر خوب مالک، به دفاع از روستایی مظلوم برمی&amp;zwnj;خاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های ژانر روستایی سینمای ایران، از نظر تم&amp;zwnj;ها و سبک اجرایی، بر اساس الگوهای فیلم&amp;zwnj;های هندی، مصری و ترکی بود. آنچه در این فیلم&amp;zwnj;ها به نمایش درمی&amp;zwnj;آمد، تصویری واقعی از شرایط زندگی روستاییان محروم و فلک&amp;zwnj;زده نبود که به دلیل وضعیت بد زندگی روستایی و محرومیت&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی و ستم مالکان، تن به مهاجرت می&amp;zwnj;دادند بلکه این فیلم&amp;zwnj;ها، تصویری خیالی و غیر واقعی و ساده&amp;zwnj;لوحانه از روستا&amp;zwnj;ها ارائه می&amp;zwnj;دادند که در آن روستائیان معصوم و ساده&amp;zwnj;دل، خوشبخت و آسوده زندگی می&amp;zwnj;کردند و افراد بدجنس و تبهکار شهری، آرامش آن&amp;zwnj;ها را برهم می&amp;zwnj;زدند. به اعتقاد حمیدرضا صدر، در این دسته از فیلم&amp;zwnj;ها، &amp;laquo;شهر هزارتویی بود که همه در آن گم می&amp;zwnj;شدند. قهرمان خوب به روستا تعلق داشت و ارزش&amp;zwnj;های والای خانوادگی را لمس می&amp;zwnj;کرد و آدم بد از شهر می&amp;zwnj;آمد و به هیچ آرمانی پایبند نبود. مرد روستایی به نیروی بازویش می&amp;zwnj;بالید و همیشه در حال کار و تولید بود و مرد شهری برای تن&amp;zwnj;آسایی به روستا می&amp;zwnj;آمد و اگر فرصتی پیدا می&amp;zwnj;کرد به یکی از زنان روستایی تجاوز می&amp;zwnj;کرد.&amp;raquo; (حمیدرضا صدر. تاریخ سیاسی سینمای ایران. ص ۱۶۳)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های مجید محسنی، نمونه&amp;zwnj;های مشخص ژانر روستایی این دوره&amp;zwnj;اند. در فیلم&amp;zwnj;های او برخورد آشکار دو فرهنگ شهری و روستایی را می&amp;zwnj;توان دید. آدم&amp;zwnj;های شهری فیلم&amp;zwnj;های او (&amp;laquo;خواب و خیال&amp;raquo; و &amp;laquo;بلبل مزرعه&amp;raquo;)، نمایندگان فرهنگ منحطی بودند که به اصالت&amp;zwnj;های روستایی حمله می&amp;zwnj;کردند. واقع&amp;zwnj;گریزی، سطحی&amp;zwnj;گرایی و سانتیمانتالیسم، مشخصه اصلی فیلم&amp;zwnj;های این دوره است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از دیدگاه آیکونوگرافیک، محیط روستا در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، شمایل تصویری ثابت و تکرار شونده دارد. روستایی که در این فیلم&amp;zwnj;ها نشان داده می&amp;zwnj;شد، روستای خوش آب و هوایی بود پر از باغ&amp;zwnj;ها و درختان میوه و جوی&amp;zwnj;ها و چشمه&amp;zwnj;های روان با گوسفندانی که در دل مراتع سرسبز می&amp;zwnj;چریدند و کودکان با گونه&amp;zwnj;های سرخ خندان سرخوشانه بازی می&amp;zwnj;کردند و مردان و زنان روستایی، هنگام درو یا خرمن&amp;zwnj;کوبی، آواز می&amp;zwnj;خواندند و می&amp;zwnj;رقصیدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد&amp;zwnj;ها سینمای موج نو از این شمایل غیر واقعی و رؤیایی فیلمفارسی آشنازدایی نمود و با نشان دادن چهره واقعی و هولناک روستا، تصویر این رؤیا را در ذهن تماشاگران ایرانی ویران کرد. روستایی که در فیلم &amp;laquo;گاو&amp;raquo; ساخته داریوش مهرجویی، به نمایش درمی&amp;zwnj;آید، روستایی دورافتاده، بلازده و فلاکت&amp;zwnj;بار است که فقر و بدبختی از در و دیوارش می&amp;zwnj;بارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهر، سوی دیگر ژانر فیلم&amp;zwnj;های روستایی بود که با کافه&amp;zwnj;ها و کاباره&amp;zwnj;های پردودش که در آن رقاصه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رقصیدند و مردان مست، عربده&amp;zwnj;جویی می&amp;zwnj;کردند، معرفی می&amp;zwnj;شد. شهر، دنیای رنگارنگ و جذاب اما در عین حال ناشناخته و مرموزی بود که ساختمان&amp;zwnj;های عظیم، اتومبیل&amp;zwnj;ها و جمعیت انبوهش، مرد ساده&amp;zwnj;لوح روستایی را می&amp;zwnj;ترساند و کلاهبرداران، جیب&amp;zwnj;بر&amp;zwnj;ها، قاپ&amp;zwnj;زن&amp;zwnj;ها و مردان خبیث و شیطان&amp;zwnj;صفت شهری، او را دچار دلهره و اضطراب می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معصومیت و سادگی مردان و زنان روستایی در مقابل شرارت و خباثت آدم&amp;zwnj;های شهری، تضاد اصلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوره بود که به سطحی&amp;zwnj;ترین و اغراق&amp;zwnj;آمیز&amp;zwnj;ترین شکل&amp;zwnj;اش تصویر می&amp;zwnj;شد.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تصویر نخست جنبه زینتی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/26/21961#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17396">جمال امید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17394">حورا یاوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B4-%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C">داریوش آشوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C">داریوش مهرجویی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17393">شرمسار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17395">عباس بهارلو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15275">فرخ غفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Mon, 26 Nov 2012 22:37:47 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21961 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/10/21355</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/10/21355&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی - ۶        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;186&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parvjahff01.jpg?1353176062&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با رشد شهرنشینی و تقسیم&amp;zwnj;بندی شهر (به&amp;zwnj;ویژه تهران به عنوان پایتخت ایران)، به شمال و جنوب و تغییر بافت جمعیت شهری، سازندگان فیلم فارسی برای جلب مخاطبان جدید، به تضاد&amp;zwnj;ها و تفاوت&amp;zwnj;های ظاهری فرهنگی این مناطق توجه کرده و آن را به سطحی&amp;zwnj;ترین شکل ممکن در فیلم&amp;zwnj;های خود منعکس کردند. آن&amp;zwnj;ها با خلق شخصیت&amp;zwnj;های سنتی، متعصب و ضد غربی، در مقابل فرهنگ بالاشهری که بیانگر تمایلات لایه&amp;zwnj;های مدرن و متمایل به غرب جامعه بود موضع گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;اما جانبداری فیلفارسی از سنت&amp;zwnj;ها و فرهنگ سنتی، یک جانبداری ایدئولوژیک و اعتقادی نبود بلکه به اقتضای شرایط روز و برای جلب مخاطب بیشتر بود. به عبارتی فیلمفارسی دقیقاً بر اساس فرهنگ مخاطبش حرکت می&amp;zwnj;کرد و با تغییر فرهنگ مخاطب، شکل فیلمفارسی نیز تغییر می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال فیلمفارسی همواره مورد پسند طبقات محروم و سنتی جنوب شهری بود و پایگاهی در میان طبقه متوسط مدرن ایرانی نداشت. طبقه متوسط ایرانی هرگز نتوانست تصویر زنده و واقعی خود را در فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ جست&amp;zwnj;وجو کند. کوشش&amp;zwnj;های اسماعیل کوشان در فیلم &amp;laquo;مستی عشق&amp;raquo; و پرویز خطیبی در &amp;laquo;دستکش سفید&amp;raquo; برای بازگویی داستان&amp;zwnj;هایی از زندگی شخصیت&amp;zwnj;هایی از طبقه متوسط بسیار خام و سهل&amp;zwnj;انگارانه است. تنها در فیلم&amp;zwnj;های موج نویی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ است که تصویر نسبتاً واقعی و جانداری از آدم&amp;zwnj;های طبقه متوسط و مسائل و مشکلات آن&amp;zwnj;ها مطرح می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ به&amp;zwnj;ویژه در کارهای مجید محسنی، تقابل بین دو فرهنگ سنتی و مدرن کاملاً آشکار است. حمید قنبری در فیلم &amp;laquo;بلبل مزرعه&amp;raquo; در نقش یک ژیگولو و در فیلم &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo;، در نقش یک جوان هوسباز شهری، نماینده فرهنگ منحط شهری و مدرن است که سعی دارد ارزش&amp;zwnj;های سنتی و اصیل را از بین ببرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;عروس فرنگی&amp;raquo; ساخته نصرت&amp;zwnj;الله وحدت نیز فیلمی است که تضاد سنت و مدرنیسم به خوبی در آن بازتاب یافته است. در این فیلم، حسین ترمزی (وحدت)، یک راننده تاکسی سنتی جنوب&amp;zwnj;شهری است که به دلیل فقر قادر به ازدواج با دخترعمویش مهین نیست. روزی حسین با دختری فرنگی به نام ماریا (با بازی پوری بنایی)، روبرو می&amp;zwnj;شود که تازه با خواهر و شوهرخواهرش به ایران آمده و در شهر گم شده است. حسین، ماریا را در شهر می&amp;zwnj;چرخاند و سعی می&amp;zwnj;کند بستگان او را پیدا کند اما در طول این سفرهای شهری، ماریا به حسین علاقمند می&amp;zwnj;شود و به او پبشنهاد ازدواج می&amp;zwnj;دهد اما حسین نمی&amp;zwnj;تواند رفتار مدرن، آزادانه و بی&amp;zwnj;قید و بند ماریا و بستگان ایرانی غرب&amp;zwnj;زده او را تحمل کند و در نتیجه او را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرده و به زندگی سنتی&amp;zwnj;اش در جنوب شهر بازگشته و با مهین پای سفره عقد می&amp;zwnj;نشیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در صحنه&amp;zwnj;ای از این فیلم، حسین ترمزی با نامزدش به یک مهمانی عروسی دعوت می&amp;zwnj;شود و بعد از دیدن صحنه رقص زن&amp;zwnj;ها و مرد&amp;zwnj;ها، برآشفته شده و مهمانی را به هم می&amp;zwnj;ریزد و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من یک راننده تاکسی&amp;zwnj;ام، دلم نمی&amp;zwnj;خواد یک گردن کلفت زنمو بغل کنه و باهاش برقصه، دلم نمی&amp;zwnj;خواد دست زنم تو دست مرد غریبه قفل بشه. شما&amp;zwnj;ها فکرتون روشنه اما ما تاریک&amp;zwnj;فکرا این&amp;zwnj;طوری هستیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/parvjahff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 131px;&quot; /&gt;حمید قنبری در فیلم &amp;laquo;بلبل مزرعه&amp;raquo; در نقش یک ژیگولو و در فیلم &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo;، در نقش یک جوان هوسباز شهری، نماینده فرهنگ منحط شهری و مدرن است که سعی دارد ارزش&amp;zwnj;های سنتی و اصیل را از بین ببرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;ناسازگاری دو فرهنگ مدرن و سنتی، بیش از هر جای دیگر خود را در فیلم&amp;zwnj;های اخلاق&amp;zwnj;گرای فارسی نشان می&amp;zwnj;داد. در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، ثروت، رفاه، سواد و تحصیلات عالی و خیانت و دروغ در زندگی زناشویی به عنوان عناصری تباه&amp;zwnj;کننده، مورد لعن و ریشخند قرار می&amp;zwnj;گرفتند و در مقابل از وارستگی، راستگویی، فداکاری، خانواده و شرافت اخلاقی ستایش می&amp;zwnj;شد. صابره محمد کاشی در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در تمام فیلمفارسی&amp;zwnj;ها صحبت از این است که چیزهایی مثل فرهنگ جاهلی، بی&amp;zwnj;سوادی، خانه&amp;zwnj;نشین بودن زنان، ناموس&amp;zwnj;پرستی، بی&amp;zwnj;پولی و غیره بهترین راه زندگی هستند و راه&amp;zwnj;های دیگر مثل درس خواندن و آزادی زن و ثروت چیزی جز بدبختی به بار نمی&amp;zwnj;آورند.&amp;raquo; (صابره محمد کاشی. فیلمفارسی چیست. ۱۳۷۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال&amp;zwnj;های آغازین پیدایش سینما در ایران، سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، در کنار روایت&amp;zwnj;های سوزناک عاشقانه، با انتخاب داستان&amp;zwnj;های پندآمیز و اندرزگونه اخلاقی که بسیاری از آن&amp;zwnj;ها ریشه در ادبیات کلاسیک و فرهنگ عامه ایران داشت، به طرح نصایح اخلاقی و شعارهای تربیتی خود می&amp;zwnj;پرداختند. این مضامین اخلاقی که در اشعار کلاسیک فارسی به عالی&amp;zwnj;ترین و کمال یافته&amp;zwnj;ترین شکل هنری ارائه شده بود، در دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به نازل&amp;zwnj;ترین و سطحی&amp;zwnj;ترین شکل ممکن به صورت پاورقی در مطبوعات ایران یا در قالب نمایش&amp;zwnj;های سبک عامه&amp;zwnj;پسند بر صحنه تئاترهای لاله&amp;zwnj;زار ظاهر شدند و هم&amp;zwnj;زمان به سینمای فارسی نیز راه پیدا کردند. نغمه ثمینی درباره شباهت&amp;zwnj;های مضامین فیلم&amp;zwnj;های فارسی با پاورقی&amp;zwnj;های مطبوعاتی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;zwnj;ها و پاورقی&amp;zwnj;ها، غالباً دیدگاه مشابهی نسبت به زندگی ارائه می&amp;zwnj;کنند و جهان&amp;zwnj;بینی مشترکی دارند. اگر میان سه رأس سنت، تفکر مدرن و اندیشه دینی، مثلثی ترسیم کنیم و آن را عصاره&amp;zwnj;ای از سه شیوه تفکر درباره هستی بنامیم، خواهیم دید که هم فیلمفارسی&amp;zwnj;ها و هم پاورقی&amp;zwnj;ها در چرخش میان سه رأس این مثلث یکسان عمل می&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo; (نغمه ثمینی. فیلمفارسی چیست. ۱۳۷۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، یکی از رسالت&amp;zwnj;های خود را ارائه درس&amp;zwnj;های اخلاقی به تماشاگران می&amp;zwnj;دانستند. آن&amp;zwnj;ها ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی مورد قبول جامعه سنتی را مستقیماً و صراحتاً در قالب پیام، از زبان شخصیت&amp;zwnj;های فیلم تبلیغ می&amp;zwnj;کردند و از آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواستند الگوهای پیشنهادی آن&amp;zwnj;ها را بپذیرند و در زندگی به کار بندند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرویز دوایی در این مورد می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فیلم فارسی بر زمینه دراماتیکی بالا رفت که پایه آن را نمایش روحوضی (سیاه&amp;zwnj;بازی) و نمایش&amp;zwnj;های تئاتری رایج تشکیل می&amp;zwnj;داد. فیلم فارسی کاری که کرد این بود که این قصه&amp;zwnj;ها و نمایش&amp;zwnj;ها را در یک سطح وسیع&amp;zwnj;تر در اختیار عامه گذاشت. فیلم فارسی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قصه&amp;zwnj;ها را که قبلاً عده&amp;zwnj;ای به علت بی&amp;zwnj;سوادی نمی&amp;zwnj;توانستند از آن&amp;zwnj;ها بهره بگیرند، در فرمی که احتیاج به سواد نداشت به صورت فیلم&amp;zwnj;هایی چون ولگرد، غفلت، مادر، شرمسار و غیره به چارگوشه این سرزمین رسوخ داد.&amp;raquo; (پرویز دوایی. گناه نابخشودنی فیلم فارسی. ستاره سینما. شماره ۶۶۶. خرداد ۱۳۴۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از نظر زیبایی&amp;zwnj;شناسی نیز این فیلم&amp;zwnj;ها، فرم و ساختار روایی ساده خود را از افسانه&amp;zwnj;های فولکلوریک ایرانی، پاورقی&amp;zwnj;های مطبوعات عامه پسند و همینطور فیلم&amp;zwnj;های مصری، هندی و ترکی اخذ می&amp;zwnj;کرد و با الگوهای روایتی پیچیده سینمای هنری و مدرن بیگانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از ویژگی&amp;zwnj;های ساختاری فیلمفارسی، به&amp;zwnj;کارگیری الگوهای قصه&amp;zwnj;های عامیانه فارسی در روایت بود. تعیین کننده بودن عنصر تصادف در تعیین سرنوشت شخصیت&amp;zwnj;های فیلم و سادگی و کوچک بودن دنیای آدم&amp;zwnj;های فیلم که در آن شخصیت&amp;zwnj;ها از طریق وابستگی&amp;zwnj;ها و ارتباط&amp;zwnj;های خانوادگی سنتی به هم مرتبط&amp;zwnj;اند، الگوهای آشنای قصه&amp;zwnj;های عامیانه و کهن ایرانی است که در فیلم&amp;zwnj;های فارسی نیز دیده می&amp;zwnj;شود. آن&amp;zwnj;ها ممکن است خواهر و برادر، مادر و دختر یا پدر و پسری باشند که سال&amp;zwnj;هاست همدیگر را گم کرده&amp;zwnj;اند و در جایی از فیلم تصادفاً به هم برمی&amp;zwnj;خورند و تنها در پایان فیلم است که رابطه خانوادگی&amp;zwnj;شان افشاء می&amp;zwnj;شود. در فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، علی بی&amp;zwnj;غم، پدرش را که مرد ثروتمند مأیوسی است و قصد خودکشی دارد، از غرق شدن در رودخانه نجات می&amp;zwnj;دهد و در پایان فیلم می&amp;zwnj;فهمد که او پدر واقعی اوست که او و مادرش را سال&amp;zwnj;ها قبل به خاطر هوسبازی&amp;zwnj;هایش&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/parvjahff03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 270px;&quot; /&gt;رضا بیک ایمانوردی، در فیلم &amp;laquo;معجزه&amp;raquo; (۱۳۴۶)، روستایی ساده&amp;zwnj;لوحی است که زیر عکس شاه می&amp;zwnj;ایستد و می&amp;zwnj;گوید: با اجرای اصلاحات ارضی، او دیگر آقای خودش شده است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در حالی که فیلمفارسی به شدت دربرابر ژست&amp;zwnj;ها و حرکت&amp;zwnj;های مدرن در جامعه موضع می&amp;zwnj;گرفت، اما هیچگاه در تقابل کامل با وضعیت حاکم قرار نگرفت و همواره از وضعیت موجود دفاع کرد. فیلمفارسی با اینکه در کلیت آن حاوی تفکرات عقب&amp;zwnj;مانده اقشار اجتماعی سنتی و ارتجاعی بود اما نمی&amp;zwnj;توانست به جریان مدرنیزه کردن جامعه از سوی حکومت پهلوی و اصلاحات رژیم شاه بی&amp;zwnj;اعتناء باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلمفارسی که در دهه ۱۳۳۰موضعی نسبتاً انتقادی در برابر سیاست&amp;zwnj;های مدرنیستی حاکمیت وقت گرفته بود و از ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی سنتی جانبداری می&amp;zwnj;کرد در دهه ۱۳۴۰ حامی حرکت&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;طلبانه و مدرنیستی شد و در دل تناقضات جامعه به حیات و رشد خود ادامه داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محصولات سینمای فارسی که در اوایل دهه ۱۳۳۰ متأثر از سینمای نئورئالیستی ایتالیا به تصویر کردن فقر و آرزوهای روستائیان فقیر می&amp;zwnj;پرداخت، در آغاز دهه ۱۳۴۰ با رشد سیاست&amp;zwnj;های مدرنیزه کردن جامعه از طرف حکومت شاه، شکل و شمایل دیگری یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال ۱۳۴۱ با استعفای علی امینی و روی کار آمدن اسدالله علم، شاه طرح انقلاب سفیدش را به اجرا گذاشت. سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی نیز نمی&amp;zwnj;توانستند به این تغییرات سیاسی در کشور بی&amp;zwnj;اعتناء باشند و در نتیجه فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوره، به گونه&amp;zwnj;ای کاملا شعاری، مبلغ انقلاب سفید شاه و ایده&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;گرانه شدند. رضا بیک ایمانوردی، در فیلم &amp;laquo;معجزه&amp;raquo; (۱۳۴۶)، روستایی ساده لوحی است که زیر عکس شاه می&amp;zwnj;ایستد و می&amp;zwnj;گوید: با اجرای اصلاحات ارضی، او دیگر آقای خودش شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سیاست&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;طلبانه شاه اگرچه در فیلم&amp;zwnj;های فارسی مورد ستایش قرار گرفت اما با انتقاد شدید روشنفکران ایرانی و سینماگران موج نوی ایران در اواخر دهه ۱۳۴۰ مواجه شد. داریوش مهرجویی در فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;گاو&amp;raquo; و &amp;laquo;پستچی&amp;raquo;، ناصر تقوایی در &amp;laquo;آرامش در حضور دیگران&amp;raquo; و ابراهیم گلستان در &amp;laquo;خرمن و بذر&amp;raquo; و &amp;laquo;اسرار گنج دره جنی&amp;raquo;، از زاویه&amp;zwnj;های مختلف و با بیانی استعاری به نقد این سیاست&amp;zwnj;ها پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/10/21355#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16839">اسماعیل کوشان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16842">حمید قنبری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16846">رضا بیک ایمانوردی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16844">صابره محمد کاشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16841">مجید محسنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16843">نصرت الله وحدت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16845">نغمه ثمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16840">پرویز خطیبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 10 Nov 2012 22:40:47 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21355 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/04/21209</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/04/21209&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی - ۵        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parjah01.jpg?1352658085&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - سینما در آغاز قرن بیستم در ایران، به&amp;zwnj;عنوان پدیده&amp;zwnj;ای مدرن وارد جامعه&amp;zwnj;ای بسته و سنتی شد که به&amp;zwnj;شدت پایبند ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی و مذهبی ضد مدرن بود. سینما به&amp;zwnj;عنوان مهم&amp;zwnj;ترین اختراع قرن بیستم و تأثیرگذار&amp;zwnj;ترین رسانه مدرن، در ذات خود پدیده&amp;zwnj;ای ویرانگر بود که همه ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی و فکری مقدس و خدشه&amp;zwnj;ناپذیر جهان کهنه را هدف قرار داده بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;به همین دلیل سینما در جامعه سنتی، مذهبی و غیر دمکراتیک ایران، از عصر مشروطه تا امروز همواره با موانع و مقاومت&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;شماری از جانب قدرت&amp;zwnj;های سیاسی حاکم و نهاد&amp;zwnj;ها و اقشار مذهبی مواجه بوده است. روحانیون متعصب و چهره&amp;zwnj;های بانفوذ مذهبی مثل شیخ فضل&amp;zwnj;الله نوری آن را تکفیر کرده و نیروهای نظامی و حکومتی نیز آن را تنها به&amp;zwnj;عنوان وسیله&amp;zwnj;ای برای تبلیغ می&amp;zwnj;خواستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر بومی&amp;zwnj;گرایی را نوعی باور به ارزش&amp;zwnj;های سنتی و کهنه در برابر اندیشه&amp;zwnj;های نو و مدرن بدانیم، تمام سینمای فارسی و تولیدات آن تحت عنوان &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; را باید بازتاب واکنش &amp;laquo;خود&amp;raquo; سنتی و بومی ایرانی در برابر &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; غربی و &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زده&amp;raquo; به&amp;zwnj;حساب آوریم. درونمایه&amp;zwnj;های فیلمفارسی از این منظر حاوی کهنه&amp;zwnj;ترین و ایستا&amp;zwnj;ترین ارزش&amp;zwnj;های جامعه ماقبل مدرن ایران مثل مردسالاری، غیرت، ناموس&amp;zwnj;پرستی، قهرمان&amp;zwnj;گرایی و تمسخر مدرنیسم در جلوه&amp;zwnj;های مختلف آن بود. در فیلم&amp;zwnj;های فارسی، بومی&amp;zwnj;گرایی در مقابل تجددگرایی قرار گرفته و در برابر پدیده&amp;zwnj;ها و مظاهر مدرن جامعه مقاومت می&amp;zwnj;کند. فیلم &amp;laquo;حاجی آقا آکتور سینما&amp;raquo;، ساخته آوانس اوگانیانس شاید نخستین فیلم فارسی باشد که در آن این مقاومت و چالش بین سنت و مدرنیته، در قالب مواجهه یک مرد سنتی (حاجی آقا) با پدیده نوظهور سینما به شکل طنزآمیزی تصویر شده است، تضادی که در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به نفع مدرنیته تمام شده و افق پیش روی جامعه را ترسیم می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parjah02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 122px;&quot; /&gt;آوانس اوگانیانس، نخستین کارگردان ایرانی که در فیلم &amp;laquo;حاجی آقا آکتور سینما&amp;raquo; چالش بین سنت و مدرنیته را به شکل طنزآمیزی بیان می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اما فیلمفارسی بر اساس دوآلیسمی که بدان باور دارد، همه چیز را به دو دسته یعنی خودی و غیر خودی (دیگری) و اصیل و بیگانه تقسیم می&amp;zwnj;کند. این دوگرایی، نشانه ذهن واپسگرای سینماگر فارسی است که قدرت درک تحولات زمانه و سیر جامعه به سمت مدرنیسم را ندارد و عاجزانه در برابر آن مقاومت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شکل نظری و روشنفکرانه این طرز تلقی بومی&amp;zwnj;گرایانه و &amp;laquo;خود&amp;raquo;بینانه را می&amp;zwnj;توان در گفتمان&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی مسلط بر جامعه مثل &amp;laquo;بومی&amp;zwnj;گرایی&amp;raquo; و &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo; در میان روشنفکران ایرانی دنبال کرد. روشنفکرانی که خود به شیوه مدرن زندگی می&amp;zwnj;کردند اما در نوشته&amp;zwnj;ها و آثارشان، به تحقیر مدرنیسم و زندگی مدرن می&amp;zwnj;پرداختند. داریوش آشوری از این وضعیت روشنفکران ایران به عنوان وضعیتی &amp;laquo;اسکیزوفرنیک&amp;raquo; یاد کرده و معتقد است که روشنفکر ایرانی در این دوره، نسبت به آنچه که می&amp;zwnj;خواست خودآگاه نبود. (انقلاب ایران و سقوط پادشاهی. مهدی خلجی. برنامه رادیویی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علاوه بر این جریان&amp;zwnj;های مذهبی نیز به دلیل ماهیت مدرن و سنت&amp;zwnj;ستیز سینما و تهاجم آن به ارزش&amp;zwnj;ها و اخلاقیات و باورهای جامعه سنتی، به&amp;zwnj;شدت با آن مخالف بوده و در مخالفت با آن تا آنجا پیش می&amp;zwnj;روند که حتی تأسیس سینما را هم یکی از حیله&amp;zwnj;های استعمار برای مبارزه با اسلام معرفی می&amp;zwnj;کنند. نواب صفوی، در بیانیه گروه تندرو فداییان اسلام، خواهان تعطیلی سینما شده و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;سینما&amp;zwnj;ها و نمایشخانه&amp;zwnj;ها باید تعطیل شود و اگر هدف، استفاده از سینمای سالم است، باید فیلم&amp;zwnj;هایی شامل تاریخ ایران و اسلام و مطالب مفیدی از قبیل درس&amp;zwnj;های طبی و کشاورزی و صنعتی تحت نظر اساتید مسلمان تهیه شود.&amp;raquo; (فصلنامه فارابی. شماره ۳۷)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال&amp;zwnj;های آغازین قرن، اعتراض به سینما و مظاهر زندگی مدرن، نه تنها در مساجد و محیط&amp;zwnj;های مذهبی جریان دارد بلکه به مطبوعات نیز کشیده می&amp;zwnj;شود. روزنامه اطلاعات در ۲۶ مهر ۱۳۱۰ در اعتراض به نمایش فیلم&amp;zwnj;های اروپایی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;ورود انواع و اقسام فیلم&amp;zwnj;ها که جز تخریب اخلاق و افکار مردم نتیجه دیگری ندارد، چه فایده دارد؟ معمولاً جوانان ما پس از خروج از سینما&amp;zwnj;ها جز یک درس عشقی و حکایات و روایات مهمل چیز دیگری نمی&amp;zwnj;آموزند، حال آنکه امروزه در اروپا استفاده کامل از سینما می&amp;zwnj;برند. بعضی از فیلم&amp;zwnj;هایی که امروز مثلاً در پاریس به معرض نمایش گذاشته می&amp;zwnj;شود، صلاح نیست&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فیلم در تهران نشان داده شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مضامین فیلم&amp;zwnj;های خارجی که در این دوره در سینماهای تهران و شهرستان&amp;zwnj;ها نمایش داده می&amp;zwnj;شد، با ارزش&amp;zwnj;ها و معیارهای اخلاقی تماشاگران سنتی ایرانی، شدیداً در تضاد بود و به همین دلیل واکنش&amp;zwnj;های تندی را سبب می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روزنامه &amp;laquo;آیینه ایران&amp;raquo;، در اعتراض به نمایش فیلم&amp;zwnj;های اروتیک اروپایی در سینماهای تهران می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران که اکثراً فرانسوی است، طوری آکنده از شهوت و عشق بازی است که حتی پیرمردهای هشتادساله را هم تحریک می&amp;zwnj;کند تا چه رسد به جوان&amp;zwnj;های غرب و دختران معصوم که برای تهذیب اخلاق به سینما آمده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo; (آیینه ایران. شماره ۱۲۸. سه&amp;zwnj;شنبه ۳۱ تیر ۱۳۰۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روشن است که در چنین شرایطی، رویکرد سینما نسبت به جامعه&amp;zwnj;ای که تا این حد نسبت به حضورش، بدگمان و خشمگین است، باید رویکردی محافظه&amp;zwnj;کارانه باشد. به همین دلیل سینمای فارسی برای جلب نظر مخاطبان سنتی و خانواده&amp;zwnj;ها به سینما، این ملاحظات و محدودیت&amp;zwnj;ها را در نظر گرفت و به معیارهای اخلاقی جامعه گردن نهاد. ضمن اینکه قوانین سانسور و نظارت بر نمایش فیلم در ایران نیز بر رعایت ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی در فیلم&amp;zwnj;ها و پرهیز از نمایش سکس و جاذبه&amp;zwnj;های جنسی به شدت تأکید می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parjah03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 131px;&quot; /&gt;احمد میر احسان: &amp;laquo;سینما در ایران نه تنها به تهذیب اخلاق عمومی می&amp;zwnj;پردازد بلکه اساساً اخلاق سنتی را فرومی&amp;zwnj;شکند و ارزش&amp;zwnj;هایی را بسط می&amp;zwnj;دهد که در داوری عمومی فحشاء محسوب خواهند شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;احمد میر احسان، منتقد سینما، در توضیح اخلاق&amp;zwnj;گرایی فیلم&amp;zwnj;های فارسی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;جامعه&amp;zwnj;ای هراسیده از رشد مظاهر فاسد زندگی مدرن، جامعه&amp;zwnj;ای عمیقاً سنتی از نظر اخلاقی که شالوده&amp;zwnj;های سنت و خانواده را با هجوم فرهنگ مدرن در قالب الکلیسم، عشرت طلبی، قمار، خیانت و تجاوز در خطر می&amp;zwnj;دید و آماده استقبال از آثاری بود که حاوی پیام اخلاقی دفاع از شرافت و نجابت کهن محسوب می&amp;zwnj;شدند و به نجات و سعادت ختم می&amp;zwnj;شدند. آثاری که عبرت&amp;zwnj;آموز بودند و در آن&amp;zwnj;ها بدکاران به&amp;zwnj;سزای اعمال خود می&amp;zwnj;رسیدند و بی&amp;zwnj;گناهان خوشبخت می&amp;zwnj;شدند.&amp;raquo; (احمد میر احسان. فصلنامه فارابی. شماره ۳۷. سال ۱۳۷۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فریدون جیرانی، فیلمساز و نویسنده سینمایی نیز در انتقاد از سیاست&amp;zwnj;های مدرن&amp;zwnj;سازی دوران پهلوی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;تأسیس اولین سینما&amp;zwnj;ها در منطقه زندگی فکلی&amp;zwnj;مآب&amp;zwnj;ها و نیمه&amp;zwnj;متجدد&amp;zwnj;ها، آن هم در کنار می&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها، از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان آغاز، سینما و می&amp;zwnj;فروشی را نزد مردم مذهبی ما با هم مترادف ساخت. در این شرایط، سنت&amp;zwnj;گریزان افراطی که جامعه را اداره می&amp;zwnj;کردند، به سینما به عنوان هنر نگاه نکردند و آن را از می&amp;zwnj;فروشی جدا نکردند.&amp;raquo; (فریدون جیرانی- فیلمفارسی چیست. ص ۱۲۳)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع سینمای ایران با رویکردی اخلاقی، در صدد تسکین و التیام احساسات جریحه&amp;zwnj;دار شده جامعه&amp;zwnj;ای برمی&amp;zwnj;آید که در معرض مدرنیته و فروپاشی ارزش&amp;zwnj;ها و مظاهر زندگی سنتی قرار گرفته بود. به گفته احمد میراحسان؛ &amp;laquo;سینمای ایران به چالش خود با سنت آگاه بود و اساساً آن را سوژه آگاهانه&amp;zwnj;اش کرده بود و از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان آغاز در پی کسب شکلی ویژه از مهارت بیانی بود که تاثیرش را شدت بخشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میراحسان در در مقاله &amp;laquo;زیبایی&amp;zwnj;شناسی فیلم و صد سال سینمای ایران&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;سینما در ایران نه تنها به تهذیب اخلاق عمومی می&amp;zwnj;پردازد بلکه اساساً اخلاق سنتی را فرومی&amp;zwnj;شکند و ارزش&amp;zwnj;هایی را بسط می&amp;zwnj;دهد که در داوری عمومی فحشاء محسوب خواهند شد.&amp;raquo; (فصلنامه فارابی. شماره ۳۷)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته میراحسان قشرهای متوسط و مدرن شهرنشین بیشتر مخاطب سینمای غربی بودند و نمی&amp;zwnj;توانستند با محصولات سرهم&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;شده سینمای ایران و زبان الکن و بیان خامدستانه فیلم&amp;zwnj;های فارسی کنار بیایند. اما روستاییان، کارگران و مردم فقیر شهرنشین، هوادار فیلم&amp;zwnj;های فارسی بودند و با خرید بلیت&amp;zwnj;های این نوع فیلم&amp;zwnj;ها، سینمای جاهلانه فارسی را سرپا نگه داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلمفارسی در همه اشکال آن، بیانگر دیدگاه&amp;zwnj;ها و تمایلات اقشار سنتی جامعه بود. با اینکه فیلمفارسی در برابر تجدد و مدرن شدن جامعه موضع می&amp;zwnj;گیرد اما به هیچوجه خواهان بر هم زدن نظم موجود نیست. سینماگر فیلمفارسی به ستایش از هر آنچه سنتی و بومی است برخاسته و در رد هرچه که رنگ و بوی غربی دارد داد سخن می&amp;zwnj;دهد. او در غم از دست دادن ارزش&amp;zwnj;ها و باورهای سنتی و کهنه ناله می&amp;zwnj;کند و به شکایت از مظاهر فرهنگی غرب برمی&amp;zwnj;خیزد. او در حسرت تیمچه و بازارچه و کباب داغ و نان سنگگ و آبگوشت و رقص شکم و کلاه مخملی و چاقوی ضامن&amp;zwnj;دار و دستمال یزدی و چادر خالدار است و رفتن به کافی&amp;zwnj;شاپ، شنا کردن در استخر، یاد گرفتن زبان انگلیسی و کراوات زدن را کار جوجه&amp;zwnj;فکلی&amp;zwnj;ها و فرنگ&amp;zwnj;رفته&amp;zwnj;های قرتی می&amp;zwnj;داند و آن&amp;zwnj;ها را مورد تمسخر قرار می&amp;zwnj;دهد. از نظر او حتی روشنفکران طبقه متوسط شهری نیز که با کتاب و قلم سر و کار دارند و در کافه&amp;zwnj;های بالاشهری می&amp;zwnj;نشینند و بحث فلسفی و هنری می&amp;zwnj;کنند، آدم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;درد و شکم سیر و یک مشت بچه&amp;zwnj;قرتی فکلی&amp;zwnj;اند که فقط به درد لای جرز می&amp;zwnj;خورند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/04/21209#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16737">آوانس اوگانیانس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16739">احمد میر احسان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16736">حاجی آقا آکتور سینما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16738">فداییان اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3975">نواب صفوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sun, 04 Nov 2012 08:09:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21209 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فیلمفارسی و مخاطبان آن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/02/20207</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/02/20207&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pajffm01.jpg?1349808939&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - تماشاگر ایرانی در فیلمفارسی چیزهایی را جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کرد که نمونه آن&amp;zwnj;ها را در فیلم&amp;zwnj;های خارجی روی پرده نمی&amp;zwnj;دید. فیلمفارسی، بیانگر آرزو&amp;zwnj;ها، امید&amp;zwnj;ها و شوق&amp;zwnj;های مردمی بود که به دنبال خوشبختی و رهایی از فقر و فلاکت بودند و آن را در زندگی واقعی و روزمره خود نمی&amp;zwnj;یافتند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;به همین دلیل آن&amp;zwnj;ها با شخصیت&amp;zwnj;های فقیر و تیره&amp;zwnj;بخت فیلم&amp;zwnj;های فارسی که در پایان به سعادت و رفاه می&amp;zwnj;رسیدند همذات&amp;zwnj;پنداری کرده و خود را جای آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پنداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;ها با استقبال از فیلمفارسی نشان می&amp;zwnj;دادند که خواهان سینمایی&amp;zwnj;اند که:&lt;br /&gt;
	۱- آن&amp;zwnj;ها را سرگرم سازد.&lt;br /&gt;
	۲- آن&amp;zwnj;ها را از واقعیت&amp;zwnj;های تلخ پیرامونشان جدا ساخته و برایشان رویاسازی کند.&lt;br /&gt;
	۳- به آن&amp;zwnj;ها درس&amp;zwnj;های اخلاقی دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بدیهی بود که چنین تماشاگر خوگرفته&amp;zwnj;ای به معیار&amp;zwnj;ها و زیبایی&amp;zwnj;شناسی نازل فیلمفارسی، حوصله تماشای فیلم&amp;zwnj;های هنری و جدی سینمای اروپا و آمریکا را نداشته باشد و از دیدن آن&amp;zwnj;ها خشمگین شده و واکنش&amp;zwnj;های تند و عصبی از خود نشان دهد. اتفاقی که هنگام نمایش فیلم &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; ژان رنوار در سال ۱۳۳۲ در تهران افتاد، نمونه&amp;zwnj;ای از واکنش خشماگین عمومی به نمایش فیلم&amp;zwnj;های هنری و نخبه&amp;zwnj;گرا در ایران بود. این واکنش به حدی شدید بود که منجر به توقیف فیلم گردید و به دنبال آن منتقدان و نویسندگان سینمایی را واداشت که در اعتراض به این حرکت، بیانیه&amp;zwnj;ای منتشر کنند. در قسمتی از این بیانیه آمده بود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pajffm03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 278px;&quot; /&gt;رودخانه ساخته ژان رنوار&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;چهارشنبه گذشته که سینمای ایران شاهکار با عظمت هنری &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; را که نمودار زندگی مردم هند است، به نمایش گذارد، برخی از تماشاگران که بویی از هنر سینما نبرده&amp;zwnj;اند و همواره میل دارند نیات کثیف خود را برای نمایش فیلم&amp;zwnj;های پر جنجال تجارتی که پر از صحنه&amp;zwnj;های تحریک&amp;zwnj;کننده و زد و خوردهای وحشیانه است به سینما&amp;zwnj;ها تحمیل نمایند، دست به تظاهرات زننده&amp;zwnj;ای زدند و سینما ایران از آن شب اقدام به تغییر برنامه سینمایی خود نمود. ما بدین وسیله تنفر خود را نسبت به اعمال این اشخاص که مانع نمایش شاهکارهای هنری عالم سینما می&amp;zwnj;شوند ابراز داشته و از شرکت سهامی سینما ایران و اداره نمایشات وزارت کشور تقاضا داریم که هرچه زود&amp;zwnj;تر این شاهکار هنری را برای علاقمندان واقعی سینما به معرض نمایش بگذارد و در مقابل تظاهرات این افراد از خود عجز و ناتوانی نشان ندهند.&amp;raquo; (سینمای رؤیا&amp;zwnj;پرداز ایران. محمد تهامی&amp;zwnj;نژاد. ص ۱۳۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در میان امضاءکنندگان این بیانیه، نام منتقدان سر&amp;zwnj;شناسی چون طغرل افشار و هوشنگ کاووسی نیز دیده می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تماشاگران معترض به فیلم &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; ژان رنوار، خواست&amp;zwnj;های مشخصی داشتند. آن&amp;zwnj;ها خواهان سرگرمی، هیجان و لذتی بودند که در فیلم &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; نبود و تنها می&amp;zwnj;توانستند آن&amp;zwnj;ها را در فیلمفارسی جست&amp;zwnj;وجو کنند. سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی نیز دقیقاً نسبت به این مسئله آگاهی داشتند و رگ خواب تماشاگران ایرانی دستشان بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;ها سلیقه و خواست&amp;zwnj;های مخاطبان خود را به خوبی می&amp;zwnj;شناختند و تمام امکانات و دانش فنی و ذوق داستان&amp;zwnj;گویی (هرچند نازل) خود را به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;گرفتند تا فیلم&amp;zwnj;هایی مطابق سلیقه و نیازهای آن&amp;zwnj;ها بسازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صابر رهبر، کارگردان فیلم &amp;laquo;مردی از جنوب شهر&amp;raquo; در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این سینما باید کمبود فانفار، کمبود پارک&amp;zwnj;های متعدد و کمبود سرگرمی&amp;zwnj;های بسیاری را که مردم نیازمندش هستند جبران کند و با قصه مرگ و اندوه به هیچ وجه این کمبود جبران&amp;zwnj;پذیر نیست. من می&amp;zwnj;گویم سینمای ما باید با راهی که جامعه در پیش گرفته است قابل انطباق باشد. مردم ما این روز&amp;zwnj;ها گام به مرحله&amp;zwnj;ای گذاشته&amp;zwnj;اند که آن را سازندگی لقب داده&amp;zwnj;ایم. پس یک جامعه نباید در جریان مسائل اندوهگین قرار گیرد. (ستاره سینما. شماره ۷۳۱. آذر ۱۳۴۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهدی میثاقیه، یکی از تهیه&amp;zwnj;کنندگان مشهور سینمای فارسی دهه چهل در پاسخ به سوال نشریه &amp;laquo;سپیده فردا&amp;raquo; که از او می&amp;zwnj;پرسد: &amp;laquo;خواست&amp;zwnj;های تماشاگر ایرانی چیست؟&amp;raquo;، دلایل دیگری برای مقبولیت فیلمفارسی نزد تماشاگران ایرانی ارائه می&amp;zwnj;کند. او پاسخ می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;در مرحله اول جنبه&amp;zwnj;های قهرمانی فیلم است و دوم جنبه&amp;zwnj;های شهوانی فیلم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مجید محسنی، کارگردان فیلم&amp;zwnj;های فارسی &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo; و &amp;laquo;بلبل مزرعه&amp;raquo; نیز در پاسخ به همین پرسش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;کمدی&amp;zwnj;های اخلاقی و فیلم&amp;zwnj;هایی که جنبه ملی دارد مورد توجه مردم است. همچنین مردم فیلم&amp;zwnj;های شهوانی را دوست دارند.&amp;raquo; (سینمای رؤیا&amp;zwnj;پرداز ایران. محمد تهامی&amp;zwnj;نژاد. ص ۲۰۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر خلاف تصور منتقدان ایرانی دهه چهل، سازندگان و تهیه&amp;zwnj;کنندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی &amp;laquo;آدم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;سواد و ابله&amp;raquo; نبودند که مخاطبان خود را آدم&amp;zwnj;های &amp;laquo;ابله&amp;raquo; فرض کرده و بخواهند برای آن&amp;zwnj;ها داستان&amp;zwnj;های ساده و &amp;laquo;ابلهانه&amp;raquo; تعریف کنند. اگر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن دوره را در نظر بگیریم، خواهیم دانست که در یک سینمای افسرده و بی&amp;zwnj;رونق اقتصادی، بسیاری از تهیه&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ها و فیلمسازان، چاره دیگری جز تولید چنین فیلم&amp;zwnj;هایی نداشتند. یعنی ضعف ساختاری و تکنیکی و پرداخت سهل&amp;zwnj;انگارانه و ناشیانه فیلم&amp;zwnj;های فارسی ناشی از شرایط تولیدی حاکم بر آن&amp;zwnj;ها بوده و تنها به بی&amp;zwnj;سوادی یا &amp;laquo;کم&amp;zwnj;هوشی&amp;raquo; یا &amp;laquo;جهالت&amp;raquo; سازندگان فیلمفارسی مربوط نبود. فیلم&amp;zwnj;های فارسی ممکن است برای مخاطبان امروزی که احتمالاً از دانش سینمایی و درک وسیع&amp;zwnj;تری نسبت به مخاطبان آن دوران برخوردارند، بسیار ابلهانه، قلابی و مضحک به&amp;zwnj;نظر برسد اما برای مخاطبان این نوع سینما در دهه چهل که عموماً از اقشار بی&amp;zwnj;سواد یا کم&amp;zwnj;سواد و فاقد ذوق تربیت&amp;zwnj;شده سینمایی بودند، بسیار جذاب و باورپذیر بود و به نیازهای آن&amp;zwnj;ها پاسخ می&amp;zwnj;داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pajffm02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 170px;&quot; /&gt;صابر رهبر، کارگردان فیلم &amp;laquo;مردی از جنوب شهر&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;فریدون جیرانی به&amp;zwnj;درستی گفته است که: &amp;laquo;فیلمفارسی بدون حمایت دولت و فقط در ارتباط با مخاطب رشد کرد.&amp;raquo; (دهه چهل: رؤیای شیرین و شکست. تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از دید جیرانی، فیلمفارسی و مخاطبش هر دو زاییده اختناق بودند. به گفته او فیلمفارسی، در عین حال که از تعارضات فرهنگی مخاطب جنوب شهری با روند جامعه استفاده کرد اما در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت در تحمیق این مخاطب نقش مهمی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آغاز دهه چهل، هجوم روستاییان به شهر&amp;zwnj;ها برای کار در کارخانه&amp;zwnj;ها و ساختمان&amp;zwnj;سازی افزایش یافت تا جایی که میزان رشد جمعیت در روستا&amp;zwnj;ها به یک و شش دهم درصد کاهش پیدا کرد و در عوض در مناطق شهری به یک و نیم درصد رسید. با مهاجرت&amp;zwnj;ها و توسعه یافتن شهر&amp;zwnj;ها، شمار کارگران شهری افزایش یافت. طبقات متوسط و حاکم که به شمال شهر نقل مکان کردند به سرعت به سوی تجدد گام برداشتند. در عوض کارگران شهری که در جنوب تهران مستقر شدند، با درآمد کم، فرهنگ سنتی خود را حفظ کردند و اعتقادات مذهبی&amp;zwnj;شان را از دست ندادند. این تغییرات، در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت منجر به شکل&amp;zwnj;گیری دو فرهنگ متفاوت بالاشهری و پایین&amp;zwnj;شهری شد که نشانه&amp;zwnj;های آن در فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوران قابل جست&amp;zwnj;وجوست. به همین ترتیب، مخاطب فیلم فارسی نیز از دل تناقضات جامعه سنتی رو به مدرن این دوره ظهور می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پی تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۳۰ و دگرگونی مناسبات اقتصادی و مدرنیزاسیون تدریجی جامعه ایران، خواست&amp;zwnj;ها و نیازهای جامعه نیز تغییر کرد. به دنبال آن، فیلم فارسی که همیشه دنباله&amp;zwnj;رو خواست&amp;zwnj;های توده&amp;zwnj;های عوام بوده، نیز تغییر شکل داد و موضوع&amp;zwnj;های آن تغییر کرد. چنان که فریدون جیرانی به درستی می&amp;zwnj;گوید: فیلمفارسی، دقیقاً بر اساس فرهنگ مخاطبش عمل می&amp;zwnj;کرد و با تغییر مخاطبانش، شکل و شمایل آن نیز تغییر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سوی دیگر، فیلمفارسی در مقابله با محصولات وارداتی هالیوود و اروپا و در رقابت با رسانه نوظهور تلویزیون که با جذابیت&amp;zwnj;هایش رقیبی جدی به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رفت، مجبور بود که به تمهیدات تازه&amp;zwnj;ای متوسل شود و ضمن حفظ مخاطبان سنتی خود، در جذب مخاطبان جوان&amp;zwnj;تر و تحصیل&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;ها نیز بکوشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; و &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، در بستر چنین شرایطی و در پاسخ به نیازهای مخاطبان چنین دورانی تولید شده و مورد استقبال اقشار مختلف جامعه شهری، به ویژه کارگران و اقشار محروم قرار می&amp;zwnj;گیرند. &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; با فروش دو میلیونی، رکورد فروش فیلم در ایران را می&amp;zwnj;شکند. به دنبال موفقیت این دو فیلم است که نوع جدیدی از مخاطبان سینما در ایران به وجود می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با اینکه فیلفارسی قهرمانان خود را از میان کارگران شهری و اقشار محروم جامعه انتخاب می&amp;zwnj;کند، اما بر اساس قواعد ممیزی و سیاست&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی رژیم شاه، آشتی طبقاتی و همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز آنان در فیلم&amp;zwnj;های فارسی ترویج می&amp;zwnj;شود. اگرچه تار و پود سینمای ایران را شرایط سیاسی حاکم تعیین می&amp;zwnj;کرد اما تضمین موفقیت آن در بازار داخلی با مردم بود؛ مردمی که اکثریت آن&amp;zwnj;ها را توده&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;سواد و یا کم&amp;zwnj;سواد تشکیل می&amp;zwnj;داد و انتظارشان از سینما، سرگرمی، فیلم&amp;zwnj;های پرهیجان، عشقی یا رقص و آواز با چاشنی سکس بود؛ خصوصیاتی که به وفور در فیلم&amp;zwnj;های هندی یا مصری وارداتی آن دوره یافت می&amp;zwnj;شد. از این رو تهیه&amp;zwnj;کنندگان داخلی و فیلمفارسی&amp;zwnj;سازان، فیلم&amp;zwnj;های سوزناک هندی و مصری را الگو قرار داده و در صدد ساخت نمونه&amp;zwnj;های ایرانی آن&amp;zwnj;ها برآمدند. آواز خواندن بازیگران در فیلم&amp;zwnj;های فارسی را، سینمای ایران از فیلم&amp;zwnj;های هندی آموخت. بازیگران به هر بهانه&amp;zwnj;ای زیر آواز می&amp;zwnj;زدند و چون اغلب خواننده نبودند و صدای خوبی نداشتند، به جای خوانندگان معروف زمانه، تنها لب می&amp;zwnj;زدند. آن&amp;zwnj;ها همانند بازیگران هندی، در میان گل&amp;zwnj;ها و درختان می&amp;zwnj;دویدند، دست یکدیگر را می&amp;zwnj;گرفتند و می&amp;zwnj;چرخیدند. از پشت درخت&amp;zwnj;ها و بوته&amp;zwnj;ها سرک می&amp;zwnj;کشیدند و سر درپی هم می&amp;zwnj;گذاشتند. غمناک بودن بیشتر این ترانه&amp;zwnj;ها، به ویژگی دیگری بازمی&amp;zwnj;گشت و آن تمایل به نمایش غم و اندوه در بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود که تحت تأثیر فیلم&amp;zwnj;های هندی انجام می&amp;zwnj;گرفت اما بدون شک می&amp;zwnj;توان آن را بازتاب غیر مستقیم شرایط سخت و نامطلوب اجتماعی و اقتصادی آن دوران نیز دانست.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده رودخانه، ساخته ژان رنوار (۱۹۵۱) این فیلم واکنش خشماگین تماشاگران را در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ در پی داشت&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-3&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/j-DxgFYOVM0?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/02/20207#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15874">رودخانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15875">صابر رهبر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8622">ژان رنوار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/j-DxgFYOVM0" fileSize="1227" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/j-DxgFYOVM0/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/j-DxgFYOVM0" length="1227" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Tue, 02 Oct 2012 21:45:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20207 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>طبقه‌بندی مخاطبان فیلمفارسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/19/19689</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/19/19689&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;274&quot; height=&quot;181&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pjff01_0.jpg?1348512727&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - &amp;laquo;وقتی فردین دعوا می&amp;zwnj;کند و با مردانگی کافه را به هم می&amp;zwnj;ریزد، من خودم را روی پرده سینما می&amp;zwnj;بینم و تصور می&amp;zwnj;کنم که این منم که برای دفاع از یک زن یا چند تا آدم بی&amp;zwnj;دست و پا دارم کافه را به هم می&amp;zwnj;ریزم و مثل شیر می&amp;zwnj;جنگم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;em&gt;عباس سرابی. قصاب خیابان شهناز (نقل از کیهان. ۲۱ اسفند ۱۳۴۷)&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سینما از آغاز پیدایش آن در ایران، به عنوان تفریحی ارزان&amp;zwnj;قیمت و سهل&amp;zwnj;الوصول، همواره مورد استقبال اقشار مختلف مردم بوده است. اما دسته&amp;zwnj;بندی و ترکیب مخاطبان سینما در ایران، بسته به شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هر دوره، متفاوت بوده است. عوامل بسیاری در شکل&amp;zwnj;گیری سلیقه تماشاگر ایرانی دخیل بوده و در این میان نمی&amp;zwnj;توان نقش فرهنگ، تحصیلات، وابستگی&amp;zwnj;های طبقاتی و پس&amp;zwnj;زمینه خانوادگی مخاطبان را درنظر نگرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آنجا که تقریباً هیچ بررسی دقیق و جامعه&amp;zwnj;شناسانه و آماری از مخاطبان سینما در ایران و سلیقه&amp;zwnj;های آنان در دوره&amp;zwnj;های مختلف قبل از انقلاب انجام نگرفته، تحلیل دقیق مخاطبان فیلمفارسی تقریباً امکان&amp;zwnj;پذیر نیست. با این حال، در این نوشته، سعی من بر این است که تا حد ممکن با اتکاء به آمار&amp;zwnj;ها و بررسی&amp;zwnj;های پراکنده موجود و نوشته&amp;zwnj;های منتقدان و گزارش&amp;zwnj;های سینمایی در مطبوعات آن دوره، این بحث را پیش ببرم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هدف این نوشته این است که با مشخص کردن ترکیب و تنوع مخاطبان سینمای فارسی و بررسی انگیزه&amp;zwnj;های استقبال آن&amp;zwnj;ها از فیلم&amp;zwnj;های فارسی، شناخت نسبتاً روشنی ار هویت مخاطبان این نوع سینما به&amp;zwnj;دست آورده و از این طریق، زمینه&amp;zwnj;ها و علل ناکامی فیلم&amp;zwnj;های موج نو (یا سینمای موسوم به سینمای روشنفکرانه)، در جذب همین مخاطبان، مورد بررسی قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تفکیک جنسیتی و سنی مخاطبان فیلم فارسی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pjff03.jpg&quot; /&gt;سینما در آغاز ورود خود به ایران، به دلیل بافت مذهبی و اجتماعی جامعه ایران، تفریحی مردانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;سینما در آغاز ورود خود به ایران، به دلیل بافت مذهبی و اجتماعی جامعه ایران، تفریحی مردانه بود و زنان حق ورود به سینما را نداشتند. پس از تأسیس سینماهای مخصوص زنان به&amp;zwnj;وسیله اردشیر خان و خان بابا معتضدی، پای زنان نیز به سینما&amp;zwnj;ها کشیده شد و به دنبال آن فعالیت&amp;zwnj;هایی برای خانوادگی کردن سینما در ایران صورت گرفت. در ابندا حضور زنان در کنار شوهران و فرزندانشان، اگرچه حضوری فعال و پرشور نبود اما به&amp;zwnj;تدریج به صورت رسمی رایج درآمد. علاوه بر محدودیت&amp;zwnj;هایی که در جامعه سنتی آن زمان برای حضور زنان در جامعه وجود داشت، مضامین فیلم&amp;zwnj;های خارجی که در ایران به نمایش درمی&amp;zwnj;آمد به گونه&amp;zwnj;ای بود که بسیاری از خانواده&amp;zwnj;های مؤمن و سنتی را که به دنبال تفریحی سالم و مناسب با اعتقادات اخلاقی خود بودند، از سینما گریزان می&amp;zwnj;کرد. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دوره یکی از نویسندگان سینمایی مطبوعات در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران که اکثراً از فیلم&amp;zwnj;های فرانسوی است، طوری مهیج شهوت و عشق&amp;zwnj;بازی است که حتی پیرمردهای هشتادساله را هم تحریک می&amp;zwnj;کند چه رسد به جوان&amp;zwnj;های مجرد و دختران معصوم که برای تهذیب اخلاق به سینما آمده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo; (روزنامه آئینه. شماره ۱۲۸. ۳۱ تیرماه ۱۳۰۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این دوره غالب تماشاگران سینما را جوانان زیر بیست سال تشکیل می&amp;zwnj;دادند که در این میان سهم پسران خیلی بیشتر از دختران بود. گرایش خانواده&amp;zwnj;ها نیز عموماً به فیلم&amp;zwnj;های هندی، عربی و ترکی بود که پیوستگی&amp;zwnj;ها و شباهت&amp;zwnj;های فرهنگی و اخلاقی آن&amp;zwnj;ها با فرهنگ ایرانی بیشتر از فیلم&amp;zwnj;های غربی بود. به علاوه این فیلم&amp;zwnj;ها نسبت به فیلم&amp;zwnj;های غربی، کمتر دارای صحنه&amp;zwnj;های سکسی و اروتیک بودند و از این نظر با خواسته&amp;zwnj;ها و روحیه خانواده&amp;zwnj;های ایرانی مطابقت و سازگاری بیشتری داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با تقویت فرهنگ شهرنشینی در دوره رضاشاه و شکل&amp;zwnj;گیری تدریجی طبقه متوسط در ایران، نیاز&amp;zwnj;ها و خواسته&amp;zwnj;های جامعه نیز به&amp;zwnj;تدریج تغییر می&amp;zwnj;کند، اما سینمای ایران هنوز به خاطر ضعف سرمایه، عقب&amp;zwnj;ماندگی تکنیکی و ساختاری و مضامین سطحی و کلیشه&amp;zwnj;ای، نمی&amp;zwnj;تواند با رشد جامعه شهری ایران هماهنگ باشد و به نیازهای آن پاسخ دهد. بنابراین محصولات سینمای ایران در این دوره برای طبقه متوسط جذاب نیست و آن&amp;zwnj;ها ترجیح می&amp;zwnj;دهند به تماشای فیلم&amp;zwnj;های هالیوودی یا فیلم&amp;zwnj;های ترکی و مصری بروند که ساختار محکم&amp;zwnj;تر و پرداخت بهتری داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما فیلم فارسی نیز مخاطبان خود را در میان همین قشر جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کند. فروش نسبتاً بالای فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo; دکتر کوشان &amp;ndash; ۲۰۰ هزار تومان- در دورانی که فرهنگ شهرنشینی توسعه پیدا می&amp;zwnj;کند، نشان&amp;zwnj;دهنده افزایش مخاطبان فیلم فارسی است. با این حال هنوز جوانان جزو مخاطبان فیلم&amp;zwnj;های فارسی نیستند و تنها در دهه ۱۳۴۰ است که با تولید فیلم&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; و &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، آن&amp;zwnj;ها نیز جذب سینمای فارسی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;رقابت نابرابر فیلمفارسی با محصولات خارجی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pjff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 118px;&quot; /&gt;تنها در دهه ۱۳۴۰ است که با تولید فیلم&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; و &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; جوانان نیز جذب سینمای فارسی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در فاصله سال&amp;zwnj;های بین ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۹، صنعت سینمای فارسی رونق چشمگیری دارد و در حدود ۳۵ استودیوی فیلمسازی در ایران تأسیس می&amp;zwnj;شود. در سال ۱۳۳۴، حدود ۳۷ فیلم ساخته می&amp;zwnj;شود و به&amp;zwnj;تدریج بر تعداد مخاطبان این فیلم&amp;zwnj;ها افزوده می&amp;zwnj;گردد و به دنبال آن نیز تعداد سالن&amp;zwnj;های سینما نیز افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال سینمای فارسی همچنان به لحاظ امکانات فنی و اقتصادی، سینمای ضعیف و آسیب&amp;zwnj;پذیری بود که در رقابتی نابرابر با فیلم&amp;zwnj;های وارداتی غرب قرار گرفته بود. فریدون جیرانی، منتقد سینما در تحلیل خود از سینمای این دوره می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در جامعه&amp;zwnj;ای که دنباله&amp;zwnj;روی از سیاست و اقتصاد از غرب و از کمپانی&amp;zwnj;های نفتی، اصول آن را تشکیل می&amp;zwnj;داد، ورود محصولات فرهنگی غربی اجتناب&amp;zwnj;ناپذیر بود. ورود این محصولات می&amp;zwnj;توانست در جامعه&amp;zwnj;ای که به سرعت از ریشه&amp;zwnj;های خود جدا می&amp;zwnj;شد، تأثیر بگذارد تا مردم از طریق آشنا شدن با فرهنگ مدرن، فرهنگ سنتی خود را فراموش کنند.&amp;raquo; (فریدون جیرانی. تاریخ تحلیلی ۱۰۰ سال سینمای ایران. ص ۱۰۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با تأسیس دفا&amp;zwnj;تر نمایندگی کمپانی&amp;zwnj;های بزرگ فیلمسازی آمریکا نظیر کمپانی کلمبیا، مترو گلدوین مایر، پارامونت، برادران وارنر، یونایتد آرتیستز و فوکس قرن یستم در تهران، سیل فیلم&amp;zwnj;های آمریکایی به ایران سرازیر می&amp;zwnj;شود و به دنبال آن سینماهای مدرن و ممتاز برای نمایش این فیلم&amp;zwnj;ها در شمال شهر تهران ساخته می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این تحولات در شرایطی روی می&amp;zwnj;دهد که جامعه ایران، در راستای سیاست مدرنیزه کردن جامعه از طرف حکومت شاه، به سرعت به سوی مدرن شدن گام برمی&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰، با توسعه شهر&amp;zwnj;ها و مهاجرت روستاییان به شهر&amp;zwnj;ها برای کار و زندگی بهتر، شمار کارگران شهری افزایش یافت و بافت جمعیتی شهر تهران تغییر کرد و موجب تکان&amp;zwnj;ها و جابه&amp;zwnj;جایی&amp;zwnj;هایی در سطح تهران شد که در نتیجه، آن همزیستی دسته&amp;zwnj;جمعی که به رغم اختلاف طبقاتی در تهران وجود داشت، به&amp;zwnj;تدریج از بین رفته و این شهر به دو منطقه با هویت&amp;zwnj;های طبقاتی متضاد جنوب شهر و شمال شهر تبدیل شد. طبقات مرفه و متوسط در شمال شهر مستقر شدند و سعی کردند با مدرنیزه شدن جامعه هماهنگ شوند و طبقه کارگر شهری و اقشار ضعیف در جنوب تهران ماندند و با پایبندی به اعتقادات و فرهنگ سنتی خود، در برابر حرکت جامعه به سمت مدرنیسم مقاومت کردند. این تحولات و تغییرات اجتماعی، در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت منجر به شکل گیری دو فرهنگ متضاد بالاشهری و پایین&amp;zwnj;شهری شد که نشانه&amp;zwnj;های این تضاد را می&amp;zwnj;شد در فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوران مشاهده کرد. به همین ترتیب، مخاطب جدید فیلم فارسی نیز از دل تضاد&amp;zwnj;ها و تناقضات جامعه سنتی رو به مدرن این دوره ظهور می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پی تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۴۰ و دگرگونی مناسبات اقتصادی و مدرنیزاسیون تدریجی جامعه ایران، خواست&amp;zwnj;ها و نیازهای جامعه نیز تغییر کرد. در چنین شرایطی بدیهی بود که سینما نمی&amp;zwnj;توانست از این تحولات برکنار بماند. در نتیجه فیلم فارسی که همیشه دنباله&amp;zwnj;رو خواسته&amp;zwnj;های توده&amp;zwnj;های عوام بوده نیز تغییر شکل داد و موضوع&amp;zwnj;های آن تغییر کرد. تأثیر این تحولات اجتماعی در سینمای فارسی، به شکل تغییر نگرش آن نسبت به حضور زن بر روی پرده، تغییر مضامین فیلم&amp;zwnj;های فارسی و ظهور ژانرهای جدید و نمایش آزاد&amp;zwnj;تر سکس و روابط جنسی بود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادامه دارد&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: فیلم کامل آقای قرن بیستم، ساخته سیامک یاسمی&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-4&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/K1hfn0zpcWs?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/19/19689#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15520">فردین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/K1hfn0zpcWs" fileSize="1239" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/K1hfn0zpcWs/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/K1hfn0zpcWs" length="1239" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Tue, 18 Sep 2012 23:06:28 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19689 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - ۲</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/10/19339</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/10/19339&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                             &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pjff01.jpg?1347730508&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - یکی از مهم&amp;zwnj;ترین انتقادهای منتقدان این دوره به فیلم فارسی، انتقاد از ضعف تکنیکی و ناشیگری سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی است. در اغلب نقدهای این دوره، نوعی بی&amp;zwnj;اعتقادی به توانایی&amp;zwnj;های فنی و مهارت&amp;zwnj;های سینمایی فیلم&amp;zwnj;فارسی&amp;zwnj;سازان به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی را فاقد شعور، دانش و آگاهی سینمایی می&amp;zwnj;داند و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فیلمسازان، بی&amp;zwnj;سوادی، بدذوقی و کج&amp;zwnj;سلیقگی خود را به پای نقص وسایل فنی می&amp;zwnj;گذارند. گوش ندهید و بدانید که اگر بهترین وسایل را هم در اختیار اینان قرار دهند، باز همین بلاهت&amp;zwnj;ها را بیرون خواهند داد. درست مثل آنکه بهترین وسایل نوشتن را به&amp;zwnj;دست یک بی&amp;zwnj;سواد بسپارند. اینکه عده&amp;zwnj;ای از این&amp;zwnj;ها ادعا می&amp;zwnj;کنند مردم نمی&amp;zwnj;فهمند و ما مجبوریم سطح ارزش فیلم&amp;zwnj;ها را پایین بگیریم، دروغ است. چه آنها نهایت دانش و سواد سینمایی خود را در فیلم می&amp;zwnj;گذارند. یعنی اصولاً قادر نیستند از آنچه می&amp;zwnj;سازند، بهتر به وجود آورند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی که تحصیل&amp;zwnj;کرده سینما در مدرسه فیلمسازی &amp;laquo;ایدک&amp;raquo; فرانسه بود، اعتقاد سرسختانه&amp;zwnj;ای به تحصیلات آکادمیک در سینما داشت و از این زاویه سینماگران ایرانی را که بیشترشان فاقد تحصیلات آکادمیک در زمینه سینما بودند، تحقیر می&amp;zwnj;کرد. ضدیت کاووسی با فیلمفارسی به حدی می&amp;zwnj;رسد که وی دیگر بحث و گفت&amp;zwnj;وگو درباره آن را بیهوده دانسته و از آن به عنوان یک &amp;laquo;ننگ ملی&amp;raquo; یاد می&amp;zwnj;کند:&amp;nbsp; &amp;laquo;بحث در مورد فیلمفارسی برای من شکنجه است. چون مرا وامی&amp;zwnj;دارد تا لحظاتی به تصاویر پوچ و بی&amp;zwnj;ربط&amp;nbsp; موجود در این آثار بیندیشم (...) سینمای فارسی در گنداب و لجنزار فرورفته. این&amp;zwnj;هاست آنچه که بیننده را به ابراز تنفر از این نوع فیلمسازی وا می&amp;zwnj;دارد. چگونه مقامات فرهنگی و هنری و نمایشی تن به تحمل این ننگ کلی داده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pjff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 261px;&quot; /&gt;پرویز دوایی: فیلمفارسی، &amp;laquo;واقعیتی انکارناپذیر&amp;raquo; بود که جای مهمی در زندگی اکثریت مردم ایران داشت. (عکس:مجید برزگر)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اما پرویز دوایی، یکی دیگر از منتقدان سرشناس این دوره، در نوشته&amp;zwnj;هایش، موضع واقع&amp;zwnj;گرایانه&amp;zwnj;تر و متعادل&amp;zwnj;تری نسبت به همتایان خود در مورد فیلم فارسی، اتخاذ کرده است. دوایی از معدود منتقدانی بود که فیلمفارسی را به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر گرفته و به ارزیابی آن پرداخته است. وی در گفت&amp;zwnj;وگو با نشریه &amp;laquo;ماه نو&amp;raquo;، در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;باید بگویم سینمای فارسی از زندگی فارسی جدا نیست و حالا این سینمای فارسی با هر خصوصیتی که آن را تلقی کنید، به&amp;zwnj;طور غیر مستقیم، بیانگر خلقیات، سلیقه&amp;zwnj;ها و نیازهای روحی مردم ماست. غیر مستقیم به این معنی که خود فیلم&amp;zwnj;ها آینه زندگی مردم ما نیستند ولی پسند مردم و توجه مردم به این فیلم&amp;zwnj;هاست که بین مردم و این فیلم&amp;zwnj;ها یک نوع تفاهم و همبستگی به وجود می&amp;zwnj;آورد. فیلمفارسی را مردم به مرور ایام و تقریباً بدون تحمیل پذیرفته&amp;zwnj;اند (...) این است که وقتی ما فیلمفارسی را به خاطر خالی بودن محتوی فکری ملامت می&amp;zwnj;کنیم، در واقع مردمی را ملامت می&amp;zwnj;کنیم که اغلب خارج از کنترل خودشان نتوانسته&amp;zwnj;اند توشه ذهنی کافی بیندوزند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوایی برخلاف کاووسی معتقد است که باید چیزی از هویت ایرانی در فیلمفارسی باشد که با همه ضعف&amp;zwnj;های تکنیکی و نارسایی&amp;zwnj;های بیانی&amp;zwnj;اش مورد استقبال مردم عامه قرار می&amp;zwnj;گیرد و برای آنها جذاب است. به اعتقاد دوایی فیلمفارسی، &amp;laquo;واقعیتی انکارناپذیر&amp;raquo; بود که جای مهمی در زندگی اکثریت مردم ایران داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فیلمفارسی و ابتذال&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از مفاهیمی که در نقدها برای حمله به سینمای فارسی و تحقیر تولیدات آن مورد استفاده قرار می&amp;zwnj;گرفت و هنوز هم در میان منتقدان رایج است، مفهوم &amp;laquo;ابتذال&amp;raquo; است. هوشنگ کاووسی، فیلمفارسی را &amp;laquo;مظهر ابتذال&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست. وی در یکی از سرمقاله&amp;zwnj;های مجله &amp;laquo;هنر و سینما&amp;raquo;، در مورد فیلم &amp;laquo;مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد:&amp;nbsp; &amp;laquo;اگر یک فیلم مبتذل و ابلهانه ساخته شد که فقط ۵ یا ۱۰ دقیقه آن دارای ارزش بود، من کلاهم را در مقابل سازنده&amp;zwnj;اش برمی&amp;zwnj;دارم و به نبوغ او درود می فرستم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی تمسخر این سینما را &amp;laquo;کاری مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست و سینمای فارسی را به زن خودفروشی تشبیه می&amp;zwnj;کرد که از راه فروش تن خود نان می&amp;zwnj;خورد. او زمانی که در مقام یکی از مسئولان ممیزی فیلم&amp;zwnj;ها در وزارت فرهنگ و هنر قرار گرفت، ماده&amp;zwnj;ای را در آیین&amp;zwnj;نامه سانسور فیلم گنجاند که جلوی ساختن &amp;laquo;فیلم مبتذل&amp;raquo; را بگیرد:&amp;nbsp; &amp;laquo;باید از نمایش فیلم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;ارزش که موجب ابتذال و آسان&amp;zwnj;پسندی در عموم می&amp;zwnj;گردد، جلوگیری شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی قاطعانه می&amp;zwnj;گفت که فیلم &amp;laquo;مبتذل و بی&amp;zwnj;ارزش&amp;raquo; باید بدون بیم و ملاحظه رد شود تا اشخاص جسارت ساختن آن را نداشته باشند. او در همان سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰، در میزگردی پیرامون سینمای ایران، در دفاع از سانسور فیلم فارسی گفت: &amp;laquo;من اعتقاد دارم در مورد سانسور، مثبت&amp;zwnj;ترین کاری که شد همین مبارزه با ابتذال بود و نظر من این بود که با ماده ۲۰ بتوانم جلوی مقداری از فیلم&amp;zwnj;ها و کار تعدادی از فیلمسازها را بگیرم. حالا متأسفانه کار به آنجا رسیده که می&amp;zwnj;گویند ابتذال یعنی چه؟ (...) این سینمای آسان و مبتذل است. چون فیلمساز آن احتیاج ندارد که باسواد باشد. این&amp;zwnj;ها فاقد شعور سینمایی هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخورد تحقیرآمیز منتقدان ایرانی با پدیده فیلمفارسی و همکاری کاووسی با دستگاه ممیزی برای سانسور و حذف فیلمفارسی، کوشش بیهوده&amp;zwnj;ای بود و نه تنها نتیجه&amp;zwnj;ای نداد بلکه اعتبار او را به عنوان یک منتقد سینمایی مستقل، زیر سؤال برد. کاملاً روشن بود که منتقد ایرانی با متوسل شدن به سانسور، نمی&amp;zwnj;توانست جلوی یک پدیده مهم اجتماعی را بگیرد و سینمای بهتری(!) را جایگزین آن کند. به جای آن سازندگان فیلمفارسی را به صف&amp;zwnj;آرایی و جبهه&amp;zwnj;گیری در برابر منتقدان سینمایی واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pjff03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 153px;&quot; /&gt;پرویز جاهد: موضوع&amp;zwnj;های به غایت سطحی، کلیشه&amp;zwnj;ای و تکراری، شخصیت&amp;zwnj;های تک&amp;zwnj;بعدی و پوشالی، پایان&amp;zwnj;های آبکی، خطاهای فنی غیر قابل گذشت و ناآگاهی از اصول ابتدایی فیلمبرداری، تدوین و روایت، ضعف&amp;zwnj;های اساسی فیلم&amp;zwnj;های فارسی در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;پرویز دوایی، همان زمان با واقع&amp;zwnj;نگری و تشخیص درست این موضوع، چنین نوشت: &amp;laquo;اقدامات بازدارنده بی&amp;zwnj;تعمق نظیر بگیر و ببندی که اخیراً سانسور در مورد فیلم&amp;zwnj;های فارسی به راه انداخته است در راه اصلاح فیلم فارسی هیچ&amp;zwnj;گونه ثمری نخواهد داشت (...) فیلم فارسی را با قلع و قمع سازندگان و توقیف و تکه پاره کردن فیلم&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان اصلاح کرد. چون این کار فرهنگ مردم را تغییر نخواهد داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این تنها کاووسی نبود که علیه ابتذال فیلمفارسی می&amp;zwnj;نوشت. فرخ غفاری، مورخ و سینماگر پیشرو ایران نیز علی&amp;zwnj;رغم اختلاف&amp;zwnj;هایش با هوشنگ کاووسی در زمینه نقد فیلم و جریان&amp;zwnj;های سینمایی در ایران، در این مورد، با وی هم&amp;zwnj;عقیده است و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;تماشاگر آگاه می&amp;zwnj;بیند که سازنده فیلم فارسی از مبتذل&amp;zwnj;ترین و بی&amp;zwnj;مایه&amp;zwnj;ترین آثار فرنگی تقلید کرده و فیلمی به اصطلاح مردم&amp;zwnj;پسند ساخته است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;غفاری در برخی نوشته&amp;zwnj;هایش، به جای واژه &amp;laquo;مبتذل&amp;raquo; از اصطلاح عامیانه &amp;laquo;بند تنبانی&amp;raquo; استفاده می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;این واژه، خیلی خیلی مهم است. کسی که آن را ساخته، خیلی خوب و عالی ساخته. یک تمدن بند تنبانی، یک هنر بند تنبانی و یک سینمای بند تنبانی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;واقعیت این است که این همه مخالفت و دشمنی با فیلم&amp;zwnj;های فارسی در بین منتقدان ایرانی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، قابل درک است چرا که فیلفارسی، از نظر ساختاری، دارای مشکلات جدی و اساسی بود و از نوعی جهالت در فرم و معنا رنج می&amp;zwnj;برد. موضوع&amp;zwnj;های به غایت سطحی، کلیشه ای و تکراری، شخصیت&amp;zwnj;های تک&amp;zwnj;بعدی و پوشالی، پایان&amp;zwnj;های آبکی، خطاهای فنی غیر قابل گذشت و ناآگاهی از اصول ابتدایی فیلمبرداری، تدوین و روایت، ضعف&amp;zwnj;های اساسی فیلم&amp;zwnj;های فارسی در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰بود. اما این فیلم&amp;zwnj;ها با همه ضعف&amp;zwnj;ها و ناشیانه بودنشان، برای اکثریت مردم جامعه آن روزگار ایران که درصد عظیمی از آنها را توده&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;سواد یا کم&amp;zwnj;سواد تشکیل می&amp;zwnj;دادند جذاب و فریبنده بود؛ مردمی که انتظارشان از سینما، تماشای فیلم&amp;zwnj;های هیجان&amp;zwnj;انگیز پر زد و خورد عشقی، ماجرایی و هجوآمیز با چاشنی سکس، رقص و آواز بود. ویژگی&amp;zwnj;هایی که در فیلم&amp;zwnj;های عامه&amp;zwnj;پسند هندی و مصری وارداتی یافت می&amp;zwnj;شد و تهیه&amp;zwnj;کنندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی برمبنای تقاضای موجود در جامعه، به دنبال تولید نمونه&amp;zwnj;های فارسی آنها برآمدند. سؤال این است که اگر فیلم فارسی آن چنان که احمد فاروقی قاجار در کتاب &amp;laquo;صنعت سینما در ایران&amp;raquo; ادعا کرده است، &amp;laquo;هیچ&amp;zwnj;گونه ارتباطی با زندگی توده مردم ایران و خواسته&amp;zwnj;ها و آرزوهای آنها نداشت&amp;raquo;، پس چرا تا این حد برای این مردم جذاب بود؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد من، نگاه غیر آکادمیک، تحقیرآمیز و سراسر شماتت&amp;zwnj;بار منتقدان ایرانی به فیلم فارسی باعث شد که این نوع سینمای محبوب و پرطرفدار در میان عوام ایرانی، هرگز آن چنان که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار نگیرد و دلایل محبوبیت و نفوذ آن در میان عامه، تا حد وسیعی ناشناخته بماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این نوع نگاه اسنوب و تحقیرآمیز به فیلم فارسی، تنها منحصر به منتقدان قدیمی سینمای ایران در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰نبوده و نیست بلکه بسیاری از منتقدان امروز سینمای ایران، هنوز بیش و کم با چنین رویکردی به محصولات جریان اصلی سینمای ایران می&amp;zwnj;نگرند: &amp;laquo;آدم جدی و معقول وقتش را صرف مطالعه تاریخچه و چون و چراهای فیلمفارسی نمی&amp;zwnj;کند.&amp;raquo; (اصغر عبداللهی. فیلم فارسی چیست؟ صفحه ۱۸۳)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه برخی از منتقدان امروز (به ویژه روبرت صافاریان، فریدون جیرانی و بهروز تورانی در مجموعه مقالاتی با عنوان فیلم فارسی چبست؟)، سعی کرده&amp;zwnj;اند با رویکرد زیبایی&amp;zwnj;شناسانه و ساختارگرایانه، سینمای فارسی قبل از انقلاب را تحلیل کنند، اما همچنان خلاء&amp;zwnj;ها و سوء&amp;zwnj;تفاهم&amp;zwnj;های بسیاری در این زمینه وجود دارد که نیازمند مطالعه عمیق&amp;zwnj;تر و جدی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فهرست منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱- هنر و سینما. سال اول. شماره سوم. فروردین ۱۳۴۰&lt;br /&gt;
	۲-ستاره سینما. شماره ۷۲۶. سال هفدهم. آبان ۱۳۴۹&lt;br /&gt;
	۳-صدف. شماره ۲. آبان ۱۳۳۶&lt;br /&gt;
	۴-پرویز دوایی. گناه نابخشودنی فیلم فارسی. ستاره سینما. شناره ۶۶۶. خرداد ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۵-فرهنگ و زندگی. میزگرد سینمای ایران. شماره ۱۸. تابستان ۱۳۵۴&lt;br /&gt;
	۶-فرخ غفاری. زندگی و سینما در ایران. مجله تلاش شماره ۲. مرداد ۱۳۴۵&lt;br /&gt;
	۷-فیلمفارسی چیست؟ (مجموعه مقالات زیر نظر حسین معززی نیا). نشر ساقی ۱۳۷۸&lt;br /&gt;
	۸-تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. (مجموعه مقالات زیر نظر عباس بهارلو). دفتر پژوهش&amp;zwnj;های فرهنگی تهران. ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران، بخش نخست، پرویز جاهد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/10/19339#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15274">ابتذال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15276">اصغر عبداللهی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15271">سینمای فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15275">فرخ غفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Mon, 10 Sep 2012 09:34:01 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19339 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/28/18835</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/28/18835&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;189&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ajff01.jpg?1347269569&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - در دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ در گفتمان نقد فیلم در ایران، واژه&amp;zwnj;های متعددی به کار گرفته می&amp;zwnj;شوند که همگی دارای بار ارزشی مثبت بوده و بر سینمایی دلالت دارند که یا هنوز به وجود نیامده و یا به جریان غالب و مسلط سینمای ایران تبدیل نشده است و هدف گفتمان نقد، پی&amp;zwnj;ریزی آن و یا ارتقاء آن است. واژه&amp;zwnj;هایی چون سینمای ملی، سینمای هنری، سینمای ایرانی، فیلم روشنفکری، سینمای متعهد، سینمای مردمی و صنعت سینمای فارسی.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;اگرچه هنوز درک واحد و یکپارچه&amp;zwnj;ای از این مفاهیم در نزد منتقدان ایرانی وجود نداشته و هر یک دریافت شخصی خود را از این مفاهیم ارائه می&amp;zwnj;کنند که شباهتی با نظرات آن دیگری ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مقابل واژه&amp;zwnj;های دیگری نیز برای تحقیر، رد و محکومیت غالب محصولات سینمای ایران در این گفتمان حضور پیدا می&amp;zwnj;کنند که تا امروز تداوم یافته&amp;zwnj;اند و هنوز در ادبیات سینمایی و نقد فیلم ایران به کار می&amp;zwnj;روند. واژه&amp;zwnj;هایی چون: فیلمفارسی، سینمای فارسی، فیلم جاهلی، فیلم آبگوشتی یا سینمای آبگوشتی و فیلم مبتذل که برخی از آن&amp;zwnj;ها اگرچه به خاطر حضور مسلط یک ژانر (مثل ژانر جاهلی) وارد فرهنگ نقد شده&amp;zwnj;اند اما غالباً به کلیت محصولات سینمای ایران اشاره دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از ابتدای دهه ۱۳۳۰ و با شروع کار نقدنویسی منتقدانی چون هوشنگ کاووسی، فرخ غفاری و هژیر داریوش و انتشار نشریات تخصصی سینمایی از قبیل ستاره سینما، پیک سینما، هنر و سینما و فیلم و زندگی، مخالفت با محصولات رایج سینمای ایران تحت عنوان &amp;laquo;فیلم فارسی&amp;raquo; اوج می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ajff02.jpg&quot; /&gt;هوشنگ کاووسی پرچمدار مبارزه با &amp;laquo;سینمای فارسی&amp;raquo; است. او با لحنی تند و تیز و پرخاشگر، همه عناصر سینمای فارسی از فیلمنامه و کارگردانی تا بازیگری را به زیر حمله گرفته و منکر هرگونه ارزش سینمایی و هنری برای آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در میان این منتقدان، هوشنگ کاووسی در واقع پرچمدار مبارزه با &amp;laquo;سینمای فارسی&amp;raquo; است. او با لحنی تند و تیز و پرخاشگر، همه عناصر سینمای فارسی از فیلمنامه و کارگردانی تا بازیگری را به زیر حمله گرفته و منکر هرگونه ارزش سینمایی و هنری برای آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این دوره واژه &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; به یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و کلیدی&amp;zwnj;ترین واژه&amp;zwnj;های رایج در گفتمان انتقادی فیلم در ایران تبدیل می&amp;zwnj;شود؛ واژه&amp;zwnj;ای که به وسیله هوشنگ کاووسی، منتقد سر&amp;zwnj;شناس ایرانی در اوایل دهه ۱۳۴۰ ابداع شد و به سرعت به مهم&amp;zwnj;ترین و پرکاربرد&amp;zwnj;ترین اصطلاح غیر ترجمه&amp;zwnj;ای ادبیات سینمایی در ایران بدل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی برای تأکید بر ماهیت خاص این واژه و تحمیل معنای مورد نظرش، آن را به شکل سرهم می&amp;zwnj;نوشت. او با اتصال واژه فیلم به واژه فارسی و خلق واژه ابداعی فیلمفارسی، بر سینمایی نظر داشت که به زعم او نه فیلم بود و نه فارسی بلکه ملغمه&amp;zwnj;ای از این دو بود. کاووسی در توضیح این کار خود گفت: &amp;laquo;اصولاً مرکب&amp;zwnj;نویسی همیشه معنای ثالثی را به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آورد. مثلاً وقتی می&amp;zwnj;گوییم گلاب، این کلمه هم گل است و هم آب. اما جدا نمی&amp;zwnj;نویسیم چون می&amp;zwnj;شود گل آب. پس این ترکیب یک معنای ثالث است که هم گل است و هم آب ولی در عین حال نه گل است و نه آب. فیلمفارسی هم چنین ترکیبی است: فیلمفارسی هم فیلم بود و هم فارسی اما در عین حال نه فیلم بود و نه فارسی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در توضیح نشانه&amp;zwnj;های فیلمفارسی گفته بود: &amp;laquo;آن فیلم&amp;zwnj;ها نه فرم داشتند، نه ساختار و نه قصه. اصلاً به همین دلیل به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گفتم فیلمفارسی... فرانسوی&amp;zwnj;ها به این نوع فیلم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گویند crotte-de-bic یعنی مدفوع بز یا اگر بخواهند احترام قائل شوند می&amp;zwnj;گویند navet یعنی شلغم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ترکیب که بسیاری از نویسندگان ایرانی امروزه آن را از نظر زبان&amp;zwnj;شناسی نادرست و به لحاظ معنایی چندپهلو، مبهم و سوءتفاهمبرانگیز و جعلی می&amp;zwnj;دانند در طی چندین دهه برای تحقیر جریان مسلط فیلمسازی در ایران به وسیله منتقدان فیلم و سینماگران بهکار گرفته شد، بهطوری که امروز تقریباً بار معنایی و تئوریک خود را از دست داده و به نوعی ناسزا و توهین تبدیل شد. از سوی دیگر اگرچه درک و برداشت یکسانی از این واژه در نزد منتقدان ایرانی وجود نداشته، با این حال آن&amp;zwnj;ها، بخش عمده محصولا سینمای ایران از اواخر دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷ را فیلمفارسی حساب کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع این واژه ترکیبی، درست یا نادرست، خوب یا بد، زشت و زیبا، نزدیک نیم قرن در نوشته&amp;zwnj;ها و نقدهای منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران تکرار شده است. این تکرار به هر حال بر معانی متعددی دلالت دارد که تعیین&amp;zwnj;کننده نوعی فیلمسازی با ویژگی&amp;zwnj;های خاص در سینمای ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; به تعبیر کاووسی، دلیل بر گرایشی خاص در سینمای ایران نیست بلکه برعکس، به زعم و او و برخی دیگر از منتقدان ایرانی، به کلیت و جریان اصلی سینمای ایران در تمام دوره&amp;zwnj;ها اشاره داشته و گرایش&amp;zwnj;های دیگر در دل آن و یا در مقابل آن شکل گرفته و ظهور کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما فیلمفارسی واقعاً چیست و چه مؤلفه&amp;zwnj;هایی دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی در مقاله&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;laquo;حرف&amp;zwnj;های ماقبل آخر&amp;raquo;، آن را چنین تعریف می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;می&amp;zwnj;گوییم در سینمای کنونی دو دسته فیلم ساخته می&amp;zwnj;شود: فیلمفارسی و فیلم ایرانی. فیلمفارسی به آن دسته از آحاد سینمایی گفته می&amp;zwnj;شود که در مجموعه تکنیک و ساختمان سینمایی آن و در پرداخت و پیشبرد یک داستان، غلط&amp;zwnj;های فاحش دستوری و املایی و انشایی دیده می&amp;zwnj;شود. بنابراین اگر حدی برای یک نقطه صفر ارزشی در سینما قائل گردیم، این فیلم&amp;zwnj;ها به علت تکنیک ناقص بیانی و ساختمان فرمی و مضمونی خود در زیر این حد واقع می&amp;zwnj;گردند و به این جهت آن&amp;zwnj;ها را &amp;laquo;زیرفیلم&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامیم و این اصطلاح از ما نیست بلکه از انگلیسی&amp;zwnj;هاست (under movies). در ایران این دو نوع سینما کاملاً مشخص است، تماشاگرانش مشخص&amp;zwnj;اند، فیلمسازانش مشخص&amp;zwnj;اند و نویسندگان آن نیز... پیدایش یک سینمای خوب در کشورهای در حال توسعه، خطری است برای سینمای بی&amp;zwnj;ارزش و &amp;laquo;زیرفیلمسازی&amp;raquo; موجود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ajff03.jpg&quot; /&gt;پرویز جاهد: فیلمفارسی، ترکیبی از ملودرام&amp;zwnj;های خانوادگی و قصه&amp;zwnj;های عامیانه بود که درونمایه اصلی آن&amp;zwnj;ها را اختلاف&amp;zwnj;های طبقاتی (پولدار و فقیر)، تضادهای ارزشی (جوانمردی و نامردی) و تضادهای اجتماعی (شهری و روستایی) تشکیل می&amp;zwnj;داد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;کاووسی برای تشریح اصطلاح&amp;zwnj;سازی سینمایی خود از اصطلاح جعلی &amp;laquo;زیرفیلم&amp;raquo; استفاده می&amp;zwnj;کند که در فرهنگ نقد انگلیسی زبان اصلاً وجود ندارد. آنچه را که کاووسی تحت عنوان فیلمفارسی طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;کرد، دسته&amp;zwnj;ای از فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران بود که با پیروی از شیوه&amp;zwnj;های قراردادی و کلیشه&amp;zwnj;های برگرفته شده از سینمای تجاری هند، عرب و ترکیه ساخته می&amp;zwnj;شدند و به دلیل برخورداری از جاذبه&amp;zwnj;های تجاری و عوام&amp;zwnj;پسند، مورد توجه و استقبال عامه تماشاگر واقع می&amp;zwnj;شدند. اما کاووسی در نوشته&amp;zwnj;های خود آن&amp;zwnj;ها را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها برحذر می&amp;zwnj;داشت. در نقد فیلم &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های معبد&amp;raquo; ساخته بشارتیان (۱۳۳۳) می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;بیچاره سینما، بدبخت مردم. دیدن این نوار زجر و ریاضت است. نگارنده این زجر و ریاضت را تحمل کرده تا شما خوانندگان علاقمند به فیلم تحمل نکنید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع کاووسی مردمی را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها نهی می&amp;zwnj;کرد که برای دیدن آن&amp;zwnj;ها سر و دست می&amp;zwnj;شکستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ قدیمی، یکی دیگر از منتقدان این دوره در مجله ستاره سینما، با نگاه واقع&amp;zwnj;بینانه&amp;zwnj;تری نسبت به کاووسی در مورد فیلمفارسی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;... این فیلم&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;آسانی مورد توجه مردم قرار می&amp;zwnj;گیرد. علت آن هم اعتیاد تماشاگران فیلم&amp;zwnj;های فارسی به این نوع درام&amp;zwnj;های اخلاقی است و چون از موزیک و اشعار و رقص&amp;zwnj;های ملی ایران به حد اشباع در فیلم استفاده شده، توجه مردم به آن امری طبیعی است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلمفارسی، ترکیبی از ملودرام&amp;zwnj;های خانوادگی و قصه&amp;zwnj;های عامیانه بود که درونمایه اصلی آن&amp;zwnj;ها را اختلاف&amp;zwnj;های طبقاتی (پولدار و فقیر)، تضادهای ارزشی (جوانمردی و نامردی) و تضادهای اجتماعی (شهری و روستایی) تشکیل می&amp;zwnj;داد. ستایش فقر و نکوهش ثروت، جوانمردی، ناموس&amp;zwnj;پرستی و انتقام ناموسی، عشق&amp;zwnj;های پرسوز و گداز، مهم&amp;zwnj;ترین مضامین فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود که در واقع از ادبیات و داستان&amp;zwnj;های عامیانه و پاورقی&amp;zwnj;های مطبوعات عامه&amp;zwnj;پسند به فیلم&amp;zwnj;های فارسی راه پیدا کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اغراق در شخصیت&amp;zwnj;پردازی و صحنه&amp;zwnj;آرایی، قهرمان&amp;zwnj;پروری، اخلاق&amp;zwnj;گرایی، رقص و آواز، حادثه&amp;zwnj;پردازی، سنت&amp;zwnj;گرایی، تقدیرگرایی، رؤیا&amp;zwnj;پردازی و لمپنیسم، از خصوصیات اصلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود که مخاطبان آن را عموماً، انبوه زنان و مردان مهاجر از روستا&amp;zwnj;ها، کارگران شهری، کاسبکاران و خیل عظیم بی&amp;zwnj;سوادان تشکیل می&amp;zwnj;دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با چنین ویژگی&amp;zwnj;هایی، فیلمفارسی در میان منتقدان سینمای ایران که عموماً با نگاهی اسنوب و تحقیرآمیز بدان می&amp;zwnj;نگریستند، محلی از اعراب نداشت. در بحث در مورد ارزش&amp;zwnj;های هنری یا تجاری فیلم&amp;zwnj;های فارسی، منتقدانی چون هوشنگ کاووسی نه تنها هرگونه ارزش هنری این فیلم&amp;zwnj;ها را انکار کرده بلکه حتی منکر جنبه&amp;zwnj;های تجاری این فیلم&amp;zwnj;ها نیز شده&amp;zwnj;اند. کاووسی در این مورد می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;مسأله این است که آیا سینما به عنوان یک واحد تولیدکننده دارای ارزش هست یا نه؟ و به عقیده من متأسفانه پاسخ نومیدکننده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی این سینما را از نظر اقتصادی یک تجارت نمی&amp;zwnj;داند بلکه آن را دکانداری می&amp;zwnj;نامد چرا که معتقد است فیلمفارسی&amp;zwnj;ساز همانند یک دکاندار می&amp;zwnj;خواهد از نزدیک&amp;zwnj;ترین و غیرمعقولانه&amp;zwnj;ترین راه به منافع بیشتری دست یابد حال آنکه یک تاجر در این مورد دوراندیشی بیشتری دارد و می&amp;zwnj;کوشد از راه&amp;zwnj;هایی معقولانه و سالم به هدفش برسد. کاووسی حتی به اصلاح این سینما نیز اعتقاد نداشت و معتقد بود که بنای این سینما از آغاز کج بوده است: &amp;laquo;این سینما را من هیچ&amp;zwnj;گاه سینمای ایران نمی&amp;zwnj;خوانم و ترجیح می&amp;zwnj;دهم که آن را&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سینمای فارسی بنامم. چون این سینما از ایرانی بودن تنها این را دارد که فیلم&amp;zwnj;هایش زیر آسمان ایران تهیه شده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هژیر داریوش نیز از جمله منتقدانی است که به همراه کاووسی، به طور جدی مبارزه با سینمای فارسی را به عنوان یک جریان مبتذل آغاز کرد. نوشته&amp;zwnj;های سینمایی او در سال&amp;zwnj;های پس از کودتا در مجله امید ایران به طور مستمر چاپ می&amp;zwnj;شد. او در یکی از مقالات خود تحت عنوان &amp;laquo;آغاز شمارش معکوس برای مبارزه بر ضد سینمای در ایران&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;درباره سینمای فارسی باید توجه داشت که اینک به خوبی دوران آن رسیده که با بی&amp;zwnj;هنری، ابتذال و سودپرستی صرف تجارتی در امر سینمای کشور مبارزه شود و این به عهده منتقدان باشعور ماست که شدیداً بکوشند آن&amp;zwnj;هایی را که با تولید فیلم&amp;zwnj;های مبتذل، تمدن و فرهنگ کهنسال ما را به باد مسخره می&amp;zwnj;گیرند با شکست مواجه سازند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هژیر داریوش معتقد بود که سینمای واقعی هنوز در ایران شکل نگرفته و &amp;laquo;منتقدان باید به شدت با آشغال&amp;zwnj;های نفرت&amp;zwnj;آوری که به عنوان سینما و سرگرمی به مردم عرضه می&amp;zwnj;شود، مبارزه نمایند&amp;raquo; و به این ترتیب &amp;laquo;می&amp;zwnj;توان به ایجاد سینمای واقعی در ایران امیدوار بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او در پاسخ به منتقدانی که معتقد به حمایت از سینمای فارسی بودند، نوشت: &amp;laquo;آنکه به صرف ادعای پشتیبانی از فیلم&amp;zwnj;های فارسی، هر آشغال بی&amp;zwnj;ارزشی را بهترین فیلم، کارگردانش را آلفرد هیچکاک کشور و ستاره&amp;zwnj;اش را مریلین مونروی ایران می&amp;zwnj;نامد، کسی است که دانسته یا ندانسته، تیشه به ریشه سینمای این کشور می&amp;zwnj;زند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ajff04.jpg&quot; /&gt;هژیر داریوش: در چهارچوب داستان فیلم فارسی، هرچه ابله&amp;zwnj;تر، بی&amp;zwnj;سواد&amp;zwnj;تر، پایین&amp;zwnj;تر و بی&amp;zwnj;چیز&amp;zwnj;تر باشی، بی&amp;zwnj;غم&amp;zwnj;تر و موفق&amp;zwnj;تری&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;داریوش کمترین اعتباری برای محصولات فارسی قائل نیست و در اغلب نوشته&amp;zwnj;های خود، به این نوع سینما حمله کرده و از ایجاد سینمایی هنری و غیر متعارف دفاع می&amp;zwnj;کند. در مقاله&amp;zwnj;ای با عنوان &amp;laquo;یک فیلم فارسی که فیلم نیست&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;اگر امثال بنده معمولاً کاری به سینمای فارسی ندارند، صرفاً به این خاطر است که آن را فقط یک تجارت محض- مثل ساختن روغن نباتی- می&amp;zwnj;دانند و در فرآورده&amp;zwnj;هایش چیزی که در زمینه بحث و تفسیر سینما (به مفهوم یک شکل هنری و یک وسیله بیان) محلی از اعراب داشته باشد، پیدا نمی&amp;zwnj;کنند... سینمای فارسی از بیست سال پیش تا به امروز در ایجاد یک سلیقه نحیف و آسان&amp;zwnj;پسند در مردم ما به این خاطر که از این سلیقه بهره&amp;zwnj;برداری تجارتی کند، کوشش کرده است. مردانی که فیلم&amp;zwnj;های فارسی ما را ساخته&amp;zwnj;اند، واجد سلیقه&amp;zwnj;های ظریف و عالی نبوده&amp;zwnj;اند. از طرف دیگر، فیلم فارسی امروزه یک سینمای تخدیری و تحمیق شده است. جنبه&amp;zwnj;های مشترک مضامین فیلم&amp;zwnj;های فارسی را می&amp;zwnj;توان به این ترتیب خلاصه کرد: اولاً: این نیز بگذرد. دوماً: آن طوری هم که می&amp;zwnj;گذرد اصلاً بد نمی&amp;zwnj;گذرد. دلیل: در چهارچوب داستان فیلم فارسی، هرچه ابله&amp;zwnj;تر، بی&amp;zwnj;سواد&amp;zwnj;تر، پایین&amp;zwnj;تر و بی&amp;zwnj;چیز&amp;zwnj;تر باشی، بی&amp;zwnj;غم&amp;zwnj;تر و موفق&amp;zwnj;تری (اشاره به علی بی&amp;zwnj;غم شخصیت معروف و تیپیکال فیلمفارسی در فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; ساخته سیامک یاسمی).&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد این منتقد سینمایی، فیلم فارسی مثل ماده مخدر، میل به پیشرفت را در تماشاگران&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;کشد و این نه تنها وظیفه یک منتقد فیلم و سینما&amp;zwnj;شناس بلکه وظیفه یک ایرانی است که نسبت به این سینما اعلام انزجار کند. هژیر داریوش، آنگاه فیلم &amp;laquo;سه دیوانه&amp;raquo; ساخته جلال مقدم را به عنوان نمونه&amp;zwnj;ای از &amp;laquo;سینمای سالم&amp;raquo; در برابر سینمای &amp;laquo;دروغ&amp;zwnj;پرداز و تخدیری&amp;raquo; فیلمفارسی معرفی می&amp;zwnj;کند؛ فیلمی که به گمان او توانسته با استفاده از عوامل و عناصر فیلم فارسی، بین خواست&amp;zwnj;ها و سلیقه&amp;zwnj;های تماشاگر عام سینما و تماشاگران نخبه&amp;zwnj;گرا و روشنفکر، تعادل ایجاد کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما این تنها منتقدان سینمایی نبودند که با فیلمفارسی مخالفت می&amp;zwnj;کردند بلکه برخی از عوامل و دست اندرکاران سینمای فارسی نیز به ضعف ساختاری فیلم فارسی آگاه بوده و در گفت&amp;zwnj;وگوهای خود به آن اعتراف کرده و حس شرمساری خود را از همکاری در آن نشان داده&amp;zwnj;اند. محمدعلی فردین، بازیگر محبوب فیلم&amp;zwnj;های فارسی، در مصاحبه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;آرزو می&amp;zwnj;کردم&amp;zwnj; کاش با کارگردانی کار می&amp;zwnj;کردم که لااقل اگر شاهکاری خلق نمی&amp;zwnj;کند یک فیلم خوب بسازد، نه نوارهای متحرکی که از دیدن بعضی از آن&amp;zwnj;ها خودم شرم دارم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساموئل خاچکیان، از فیلمسازان مطرح این دوره که آثارش در میان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، از استانداردهای فنی و ساختاری قابل قبول&amp;zwnj;تری برخوردار بود، در میزدگردی که مجله فیلم و هنر در سال ۱۳۴۳ در مورد فیلمفارسی برگزار کرد، این گونه از فیلمفارسی انتقاد می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;ما متأسفانه در محیطی زندگی می&amp;zwnj;کنیم که یا مردمش جاهل پرست&amp;zwnj;اند و یا بیتل پرست و ما نمی&amp;zwnj;دانیم چگونه با این تضاد عقاید مبارزه کنیم. ما سال&amp;zwnj;هاست در مورد بهبود فیلم فارسی بحث می&amp;zwnj;کنیم و نتیجه&amp;zwnj;ای نگرفتیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناصر ملک مطیعی، بازیگر سر&amp;zwnj;شناس فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوره نیز در یادداشتی که در روزنامه کیهان ۱۳۴۴ بعد از نمایش موفقیت&amp;zwnj;آمیز فیلم گنج قارون منتشر شد، به انتقاد از فیلمفارسی و بی&amp;zwnj;دانشی عوامل آن پرداخته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;هیچ&amp;zwnj;کس نمی&amp;zwnj;خواهد قبول کند که چیزی نمی&amp;zwnj;داند. اما برای اینکه سینمایی داشته باشیم و نسل آینده به ما لعنت نفرستد باید قبول کنیم که چیزی نمی&amp;zwnj;دانیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;مقالات پرویز جاهد در نقد سینمای ایران در رادیو زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	فهرست منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱-هوشنگ کاووسی. حرف&amp;zwnj;های ماقل آخر- نگین شماره ۵۷. بهمن ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۲-هوشنگ کاووسی. مجله فردوسی. شماره ۱۵۲. شهریور ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۳- هوشنگ قدیمی. ستاره سینما.&lt;br /&gt;
	۴- فیلم و هنر. شماره ۸. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۵- فیلم و هنر. شماره ۲۵. آبان ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۶- فیلمفارسی چیست؟. حسین معززی نیا. نشر ساقی.&lt;br /&gt;
	۷- هوشنگ کاووسی. ستاره سینما. شماره ۲۴. ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۸- تاریخ سینمای ایران. مسعود مهرابی. انتشارات مجله فیلم.&lt;br /&gt;
	۹- امید ایران. شماره ۴۳. فروردین ۱۳۳۴.&lt;br /&gt;
	۱۰- امید ایران. شماره ۵۱. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۱۱- آیندگان. شماره ۱۴۱. شانزده خرداد ۱۳۴۷.&lt;br /&gt;
	۱۲- هنر و سینما. سال اول. شماره ۳. فروردین ۱۳۴۰&lt;br /&gt;
	۱۳-ستاره سینما. شماره ۷۲۶. سال هفدهم. آبان ۱۳۴۹ (گفتگوی هوشنگ کاووسی با جمشید اکرمی)&lt;br /&gt;
	۱۴- صدف. شماره ۲. آبان ۱۳۳۶&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/28/18835#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14907">جلال مقدم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14906">سه دیوانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14908">محمد علی فردین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14905">ناصر ملک مطیعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14903">هژیر داریوش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14904">گنج قارون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Tue, 28 Aug 2012 09:30:30 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18835 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>گذار شخصیت‌ها از لمپن تا قهرمان در سینمای ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/10/10/7258</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/10/10/7258&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    از &amp;quot;فیلمفارسی&amp;quot; تا &amp;quot;موج نو&amp;quot;         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    آزاده پورجم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/azadn01.jpg?1318234122&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;آزاده پورجم - بی&amp;zwnj;شک یکی از کلیدی&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;ها در تاریخ سینمای ایران، لمپن&amp;zwnj;ها هستند. در ایران سال&amp;zwnj;های پیش از بروز &amp;quot;موج نو&amp;quot;، این &amp;quot;لات&amp;quot;&amp;zwnj;ها و &amp;quot;یکه&amp;zwnj;بزن&amp;quot;&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;خطر- که به سادگی دشمنان نه چندان بدخواه خود را با چند ضربه مشقیِ مشت شکست می&amp;zwnj;دادند - میدان دار و مایه دل خوشی تماشاگران بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;در سال&amp;zwnj;های منتهی به انقلاب ایران و بروز موج نو، گویا &amp;quot;لوطی&amp;quot; نسبتاً سر به&amp;zwnj;زیر فیلم&amp;zwnj;ها ناگهان دریافت که دیگر با آن ضربه&amp;zwnj;های قلابی نخواهد توانست از پس بدخواهان برآید، پس چاقوی دسته زنجانش را برداشت تا برای بازپس گرفتن حقش از متجاوزان و چپاولگران خونشان را بریزد، و همزمان مردمی که تا دیروز مشتریان پر و پا قرصِ رقص و آواز و سرخوشی فیلمفارسی&amp;zwnj;ها بودند، برای دیدن و چند باره دیدن فیلم&amp;zwnj;هایی پول پرداختند که در انتهای آن&amp;zwnj;ها قهرمانان به تلخی جان می&amp;zwnj;دادند. اما کدام تغییر بنیادین قهرمان محبوب مردم را از &amp;quot;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;quot; به &amp;quot;قیصر&amp;quot; تبدیل کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;قیصر&amp;quot; مسعود کیمیایی که روی پرده رفت، چنان صدای تمجید اغلب منتقدان وطنی بالا گرفت که فریاد مخالفان در هیاهوی تحسین&amp;zwnj;ها گم شد. دکتر کاوسی و هوشنگ طاهری که سینما را در فرنگ آموخته بودند، اعتقاد داشتند قیصر، نسخه&amp;zwnj;ای - گیرم اندکی هنرمندانه&amp;zwnj;تر- از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فیلمفارسی&amp;zwnj;های سابق است اما فیلم در گیشه چنان غوغایی به پا کرده بود که کیمیایی جوان با اعتماد به نفس تمام به طعنه پاسخ داد پول تخمه&amp;zwnj;هایی که تماشاگران فیلمش شکسته&amp;zwnj;اند از مبلغ کل فروش فیلمی که کاووسی پیش&amp;zwnj;تر ساخته بود بیشتر است. بعد از قیصر &amp;ndash; که یکی از آغازگران موج نو سینمای ایران محسوب می&amp;zwnj;شد، این موج با فیلم&amp;zwnj;های دیگری ادامه یافت که هرچند اقبال عمومی بی&amp;zwnj;نظیر قیصر را نیافتند اما بسیاری را به سینما&amp;zwnj;ها کشاندند و به نامشن به عنوان نخستین آثار سینمای جدی ایران در ذهن اهل ذوق ثبت شد.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/azadpmon02.jpg&quot; /&gt;موج نو نسخه&amp;zwnj;ای سینمایی از انقلاب ایران بود که پیش از کشیده شدن به خیابان&amp;zwnj;ها، در تیزی چاقو&amp;zwnj;ها و دندانهای به هم فشرده شده شخصیت&amp;zwnj;های خشمگین سینمایی خود را نمایانده بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اما حالا، سال&amp;zwnj;ها پس از فروخفتن موج نو و هیاهوی پیرامون آن، با یک مقایسه مختصر میان پرفروش&amp;zwnj;های موج نو و سینمای پیش از آن می&amp;zwnj;توان دید که منتقدان قیصر پر بیراه نمی&amp;zwnj;گفتند، نه تنها این فیلم، بلکه بسیاری از دیگر فیلم&amp;zwnj;های پرفروش موج نو ماجرای&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان لمپن&amp;zwnj;هایی را دنبال می&amp;zwnj;کردند که سینمای موسوم به &amp;quot;فیلمفارسی&amp;quot; پیش از آن&amp;zwnj;ها دنبال می&amp;zwnj;کرد، با این تفاوت که سر و شکل فیلم&amp;zwnj;های جدید اندکی آبرومند&amp;zwnj;تر شده و داستان&amp;zwnj;ها از ضعف&amp;zwnj;های کمتری برخوردار بودند - ناگفته پیداست که اشاره نگارنده، به فیلم&amp;zwnj;هایی است که در قالب موج نو تولید شده و عامه مردم را به سینما&amp;zwnj;ها کشاندند؛ بخشی از موج نو که &amp;quot;روشنفکرانه&amp;quot; خوانده می&amp;zwnj;شود و سهراب شهید ثالث، امیر نادری و چهره&amp;zwnj;هایی از این دست کارگردانان شاخص آن به حساب می&amp;zwnj;آیند، بیشتر موفق به جذب مخاطبان نخبه&amp;zwnj; سینما می&amp;zwnj;شدند و درست به همین سبب در این بررسی نمی&amp;zwnj;گنجند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میان قهرمانان عامه&amp;zwnj;پسندهای موج نویی و فیلمفارسی&amp;zwnj;های سابق، عمده تفاوت موجود این است که لمپن فیلم&amp;zwnj;های موج نو، با آنکه با مشکلاتی کم و بیش مشابه اسلافش مواجه است، روش&amp;zwnj;های متفاوتی برای مواجهه با این مشکلات در پیش می&amp;zwnj;گیرد، به این دلیل ساده که شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی او را به این سمت سوق می&amp;zwnj;دهند؛ درست به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ترتیبی که در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سال&amp;zwnj;ها، تغییراتی مشابه، شرایط زندگی مردم کوچه و بازار و به تبع انتخاب&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;ها را تغییر داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سینما به مثابه آینه&amp;zwnj;ای راست&amp;zwnj;نما از عواطف جامعه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زیگفرید کراکائر در کتاب &amp;laquo;از گالیکاری تا هیتلر&amp;raquo; ضمن اشاره به تاریخ سینمای آلمان از تأثیری می&amp;zwnj;گوید که صنعت / هنر سینما به واسطه وابستگی&amp;zwnj;اش به گیشه از جامعه می&amp;zwnj;پذیرد. او آلمان پیشا-هیتلری را به عنوان یک مثال در نظر می&amp;zwnj;گیرد و مدعی می&amp;zwnj;شود که زمزمه&amp;zwnj;های روی کار آمدن یک دیکتاتور آن هم با رأی مردم آلمان را می&amp;zwnj;شد در فیلم&amp;zwnj;های پرفروش سینمایی آن سال&amp;zwnj;ها دید. به بیان دیگر مردمی که به واسطه شرایط فرهنگی سیاسی اقتصادی، به لحاظ روانی روی کار آمدن یک &amp;quot;دیکتاتور- منجی&amp;quot; همچون هیتلر را انتظار می&amp;zwnj;کشیدند فیلم&amp;zwnj;های خاصی را می&amp;zwnj;پسندیدند،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فیلم&amp;zwnj;هایی که در آلمان سال&amp;zwnj;های منتهی به روی کار آمدن هیتلر پر فروش شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/azadpmon03.jpg&quot; /&gt;تلخی، اصلی&amp;zwnj;ترین مشخصه&amp;zwnj;ای است که در سیمای همه قهرمانان سینمای ایران از &amp;quot;سفر سنگ&amp;quot; تا &amp;quot;تنگسیر&amp;quot; مشاهده می&amp;zwnj;شود. اغلب آن&amp;zwnj;ها هیچ راهی برای دفاع از حق خود ندارند مگر آنکه از زور بازوی خود (و نه حتی از عقل خود) بهره بگیرند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;با استدلالی مشابه می&amp;zwnj;توان نتیجه گرفت که دلیل تغییر شکل دادن قهرمان محبوب سینمای ایران از لمپن بی&amp;zwnj;خیال و آسودگی&amp;zwnj;طلبی مانند علی بی&amp;zwnj;غم به لمپنی خشمگین و انتقام&amp;zwnj;جو مانند قیصر، چیزی نیست جز تغییراتی که در سیاست، اقتصاد و فرهنگ جامعه ایران و متعاقب آن در روان مردم رخ داد و به تغییر شمایل قهرمان محبوب منتهی شد. به موجب این تغییرات، روی پرده&amp;zwnj; سینما قهرمانان خشمگین و انتقام&amp;zwnj;جو پرطرفدار شدند و همزمان میل به زیر و رو کردن نظام حاکم نیز در بطن اجتماع رشد کرد. موج نو نسخه&amp;zwnj;ای سینمایی از انقلاب ایران بود که پیش از کشیده شدن به خیابان&amp;zwnj;ها، در تیزی چاقو&amp;zwnj;ها و دندانهای به هم فشرده شده شخصیت&amp;zwnj;های خشمگین سینمایی خود را نمایانده بود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرایط سیاسی ایران پس از شکست جبهه ملی، به زندان افتادن مصدق و مدتی پس از آن قتل عام ۱۵ خرداد اندک اندک تغییر کرد و امید به نتیجه&amp;zwnj;بخش بودن تلاش&amp;zwnj;های مسالمت&amp;zwnj;آمیز و حزبی برای اصلاح وضعیت سیاسی در جامعه از میان رفت. از دل احزاب رسمی گروه&amp;zwnj;هایی بیرون آمدند که دیگر مبارزه سیاسی را راهگشا نمی&amp;zwnj;دانستند، چریک&amp;zwnj;های جوانی که حاضر بودند برای نجات خلق به سادگی دست از جان خود بشویند و بر اسلاف خود بابت میانه&amp;zwnj;روی&amp;zwnj;هاشان خرده می&amp;zwnj;گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همزمان با زوال اعتبار ریش&amp;zwnj;سفیدهای عرصه سیاست -که می&amp;zwnj;خواستند با کمترین هزینه قدرت مطلقه را مشروط کنند- دعوا روی پرده نقره&amp;zwnj;ای نیز بالا گرفت. بر خلاف سینمای فارسیِ پیش از آنکه در آن اغلب تقابل&amp;zwnj;ها عاقبت ختم به خیر می&amp;zwnj;شد، مذاکره و سازش در سینمای آن سال&amp;zwnj;ها جای خود را به عملگرایی توأم با خشونت داد زیرا از پیش پیدا بود که خصم قهرمان، گوش شنوا ندارد. قهرمانان &amp;quot;سفر سنگ&amp;quot; هرچند با ارباب سخن می&amp;zwnj;گویند، اما حرف او را نه حرف حساب، که حرف زور و تحقیر می&amp;zwnj;یابند و در نتیجه هیچ راهی جز جنگیدن برای به دست آوردن استقلال پیش روی خود نمی&amp;zwnj;بیند. در &amp;quot;تنگسیر&amp;quot;، بزرگان شهر اموال مرد فقیر را به زور تصاحب می&amp;zwnj;کنند و در برابر اعتراض صبورانه و خجولانه&amp;zwnj;اش، با تهدید و توهین او را از خود می&amp;zwnj;رانند تا آنکه او ناچار و عاصی دست روی زانویش می&amp;zwnj;گذارد و می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;حالا که زوره، پس یا علی!&amp;quot; پدر ثروتمند در فیلم&amp;zwnj;های این دوران، به نام خوشبختی دختر جوانش، ابداً زیر بار عشق معصومانه و به حق زوج اصلی داستان نمی&amp;zwnj;رود و گاهی تا مرز نابودی آن&amp;zwnj;ها نیز پیش می&amp;zwnj;رود، در نتیجه &amp;quot;جوان اولِ&amp;quot; آسمان جل فیلم، به خاطر نجات خود و عشقش چاره&amp;zwnj;ای جز مبارزه با پدر سنگدل و افرادش نمی&amp;zwnj;یابد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تلخی، اصلی&amp;zwnj;ترین مشخصه&amp;zwnj;ای است که در سیمای همه این قهرمانان تکرار می&amp;zwnj;شود. اغلب آن&amp;zwnj;ها هیچ راهی برای دفاع از حق خود ندارند مگر آنکه از زور بازوی خود (و نه حتی از عقل خود) بهره بگیرند. بلوچ حاضر می&amp;zwnj;شود ۱۲ سال به زندان بیفتد، همسر جوانش را تنها و بی&amp;zwnj;کس&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کند و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت او را در &amp;quot;نجیب&amp;zwnj;خانه&amp;quot; بیابد، اما هر طور شده مرد شهری که به همسرش تجاوز کرده را به قتل برساند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/azadpmon04.jpg&quot; /&gt;در موج نو به ندرت می&amp;zwnj;توان قانون را حامی قهرمانان یا وسیله&amp;zwnj;ای برای احقاق حقوق ضایع شده آن&amp;zwnj;ها دید. قانون یا همواره دیر می&amp;zwnj;رسد (تنگنا) یا کور و غایب است (سفر سنگ) و یا به جای مجازات عامل اصلی به &amp;quot;قیصر&amp;quot;ی حمله می&amp;zwnj;برد که برای دفاع از ناموس و خانواده&amp;zwnj;اش برخاسته است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;خشونت به خرج دادن رژیم برای فائق آمدن بر مخالفان نتیجه&amp;zwnj;ای جز رواج خشونت نداشت. عدم اتکای جوان اول&amp;zwnj;های فیلم به قانون، به این حس بدگمانی عمومی اشاره می&amp;zwnj;کند که اصلی&amp;zwnj;ترین عامل در تضییع حق مردم خود حکومت است. اغلب قهرمان&amp;zwnj;هایی که بیننده نسبت به آن&amp;zwnj;ها احساس همدلی می&amp;zwnj;کند، یا زندانی بوده&amp;zwnj;اند و یا از شر پلیس می&amp;zwnj;گریزند. یکی از شاخص&amp;zwnj;ترین این مبارزان، &amp;quot;قدرت&amp;quot;، چریکی است که قریبیان در &amp;quot;گوزن&amp;zwnj;ها&amp;quot; نقش او را ایفا می&amp;zwnj;کند. هرچند اداره سانسور تمام تلاشش را برای اخته کردن این شخصیت انجام داد و کیمیایی ناچار شد او را در نسخه نهایی &amp;quot;دزد&amp;quot; معرفی کند &amp;ndash; اما ذهن آماده&amp;zwnj; تماشاگر، با توجه به سیما و ادبیات او می&amp;zwnj;تواند هویت واقعی&amp;zwnj;اش را تشخیص دهد. در موج نو به ندرت می&amp;zwnj;توان قانون را حامی قهرمانان یا وسیله&amp;zwnj;ای برای احقاق حقوق ضایع شده آن&amp;zwnj;ها دید. قانون یا همواره دیر می&amp;zwnj;رسد (تنگنا) یا کور و غایب است (سفر سنگ) و یا به جای مجازات عامل اصلی به &amp;quot;قیصر&amp;quot;ی حمله می&amp;zwnj;برد که برای دفاع از ناموس و خانواده&amp;zwnj;اش برخاسته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نتیجه قهرمانان موج نو بی&amp;zwnj;توجه به قانون و بی&amp;zwnj;آنکه گوش به نصیحتی بسپارند، یکه و تنها عازم مبارزه می&amp;zwnj;شوند و به هیچ چیز جز پیروزی نمی&amp;zwnj;اندیشند؛ پیروزی که باید به &amp;quot;هر بهایی&amp;quot; به آن دست یافت، حتی مرگ. مردمی که پیش از این در صورت مرگ بازیگر محبوبشان در فیلم، شیشه&amp;zwnj;های سینما را می&amp;zwnj;شکستند کم کم به مرگ دلخراش قهرمانان بر پرده عادت کردند: جنازه رضا موتوری را ماشین زباله بر با خود می&amp;zwnj;برد و علی خوش&amp;zwnj;دست در پیاده&amp;zwnj;رو به تلخی جان می&amp;zwnj;کند.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان تماشاگرانی که دوست داشتند فیلم&amp;zwnj;ها به رقص فروزان و آوازهای سرخوش فردین ختم شود، اکنون تلخی فیلم&amp;zwnj;های تازه را با همدلی فرو می&amp;zwnj;دادند و دم نمی&amp;zwnj;زدند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جنگ فرودستان فقیر با کاخ&amp;zwnj;نشینان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آزاده پورجم - از سوی دیگر وضعیت اقتصادی جامعه نیز دشوار&amp;zwnj;تر از پیش شده بود. از توسعه اقتصادی و رفاهی که دولت مدام تبلیغ می&amp;zwnj;کرد، بر خلاف شهرهای بزرگ &amp;ndash;و در رأس آن&amp;zwnj;ها پایتخت- که مدام مدرن&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شدند، نصیب روستاییان چندان دندان&amp;zwnj;گیر نبود &amp;ndash; روستا&amp;zwnj;ها کماکان شبیه به آن چیزی بودند که در &amp;quot;گاو&amp;quot;، &amp;quot;خاک&amp;quot;، &amp;quot;پستچی&amp;quot;، &amp;quot;بلوچ&amp;quot; و بسیاری از فیلم&amp;zwnj;ها موج نویی دیگر می&amp;zwnj;شد دید: نواحی محروم از امکانات اولیه و مردمی در تکاپوی دشوار گذران زندگی روزمره.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/azadpmon05.jpg&quot; /&gt;قهرمانان عصیانگر چنان که درمورد لمپن سینمای فارسی نیز می&amp;zwnj;توان گفت زیاده&amp;zwnj;خواه نبودند؛ ولی تقدیر همیشه بر این واقع می&amp;zwnj;شد که شکست بخورند یا پیروزی را به قیمت مرگ خود بدست آورند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;هرچند داریوش مهرجویی ناچار شد در ابتدای فیلمش اذعان کند که وقایع آن پیش از انقلاب سفید اتفاق افتاده&amp;zwnj; است، اما روستاییان علیرغم انقلاب سفید کماکان آن&amp;zwnj;قدر محروم بودند که مرگ یک گاو بتواند زندگیشان را از هم بپاشد؛ و بلوچ سمبل مرد روستایی بود که در هیاهوی شهر گم می&amp;zwnj;شد در حالی که بزرگ&amp;zwnj;ترین حسرتش زدن یک چاه آب برای کاشتن زمینش بود. حتی شهری&amp;zwnj;ها هم سهمی به شدت نابرابر از توسعه داشتند. آقای حسینی فیلم &amp;quot;کندو&amp;quot; که پس از چند سال از زندان آزاد شده بود و متحیر در میان ساختمان&amp;zwnj;های بلند شهر می&amp;zwnj;گشت، می&amp;zwnj;دانست در این شهر فرنگ جدید جایی برای او نیست و او باید شب&amp;zwnj;های سرد زمستان را در قهوه&amp;zwnj;خانه صبح کند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اضمحلال کشیده شدن کشاورزی پس از اصلاحات ارضی و تمرکز امکانات در شهر، انبوه کشاورزان بی&amp;zwnj;کار را به سوی شهر&amp;zwnj;ها سرازیر کرد. کوچه پسکوچه&amp;zwnj;های تنگ و خانه&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;قواره حاشیه شهر که در بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های موج نو به تصویر کشیده شدند، محل زندگی همین مهاجران بی&amp;zwnj;چیز و جویای کار بودند که بخش عظیمی از طبقه فقیر جامعه را در این سال&amp;zwnj;ها تشکیل می&amp;zwnj;دادند. این آدم&amp;zwnj;ها را در فیلم&amp;zwnj;ها در حالی می&amp;zwnj;دیدیم که لابلای رفت و آمد ماشین&amp;zwnj;ها سرگردانند و چنان غریبه و ترسان به خیابان و ازدحام آن نگاه می&amp;zwnj;کنندکه گویی هرگز موفق نخواهند شد از آن بگذرند. این&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان &amp;quot;مستضعفان&amp;quot; ی بودند که آیت الله خمینی اعلام کرد &amp;quot;کوخ&amp;zwnj;نشینی&amp;quot;شان نتیجه کاخ&amp;zwnj;نشینی اغنیاست. چند سال بعد همین طبقه محروم به امید رفاه و آسایش، روانه&amp;zwnj; خیابان&amp;zwnj;ها شدند تا پادشاهی پهلوی را سرنگون کنند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;بالا رفتن قیمت نفت اوضاع را وخیم&amp;zwnj;تر کرد، زیرا سطح توقعات مردم را به شدت بالا برد. مردمان کوچه و بازار نمی&amp;zwnj;فهمیدند رقم&amp;zwnj;های نجومی حاصل از فروش سرمایه ملی به جیب چه کسانی می&amp;zwnj;رود و این تصور که آن&amp;zwnj;ها گرسنگی می&amp;zwnj;کشند تا شاهزاده&amp;zwnj;های پهلوی بتوانند تعطیلاتشان را در کنار زیبا&amp;zwnj;ترین سواحل دنیا بگذرانند بیش از پیش خشمگینشان می&amp;zwnj;کرد. ادعای رژیم مبنی بر پیشرفت&amp;zwnj;های چشمگیر پس از انقلاب سفید پر بی&amp;zwnj;راه نبود اما کماکان تعداد پزشکان کم و میزان مرگ و میر نسبت به کل جمعیت بسیار زیاد بود. ۶۸ درصد از بزرگسالان بی&amp;zwnj;سواد بودند، تنها حدود نیمی از کودکان کشور دوره دبستان را تمام می&amp;zwnj;کردند و از بین ۲۹۰ هزار نفر داوطلب، تنها ۶۰ هزار نفر به دانشگاه راه می&amp;zwnj;یافتند. ایران بر اساس گزارش سازمان جهانی کار، در ردیف کشور&amp;zwnj;هایی با بیشترین میزان نابرابری اجتماعی قرار داشت. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به جرأت می&amp;zwnj;توان گفت که تقریباً تمامی قهرمانان موج نو به همین قشر فرودست تعلق دارند: آن&amp;zwnj;ها یا فقرای شهری هستند و در جست&amp;zwnj;وجوی کار و پول حیران&amp;zwnj;اند و یا مشاغل ناچیزی دارند که درآمد آن کفاف زندگیشان را نمی&amp;zwnj;دهد و یا روستائیانی هستند که علیرغم اتفاق افتادن انقلاب سفید و اصلاحات ارضی کماکان توسط اربابان زورگو مورد ظلم قرار می&amp;zwnj;گیرند و بی&amp;zwnj;چیزند. دایی علی، در فیلم &amp;quot;همسفر&amp;quot; دزد بی&amp;zwnj;چیزی بود که متحیر می&amp;zwnj;پرسید &amp;laquo;چه خونه&amp;zwnj;ای! اینا چه جوری این آجرا رو رو هم می&amp;zwnj;زارن؟!&amp;raquo; عامه مردم نیز با فقر دست و پنجه نرم می&amp;zwnj;کردند و از خود می&amp;zwnj;پرسیدند که آجرهای طلایی این کاخ&amp;zwnj;ها چگونه بالا می&amp;zwnj;رود؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/azadpmon06.jpg&quot; /&gt;&amp;nbsp;مذهب در مبارزه علیه رژیم، نقش عاملی هویت&amp;zwnj;بخش برای اتصال توده&amp;zwnj;ها را ایفا کرد و در بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های موج نو نیز قهرمانان با اشارات مذهبی به جنگ ضد قهرمانان شرور رفتند. (عکس: سر صحنه &amp;quot;کندو&amp;quot; امیر نادری)&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در سینمای موج نو و پیش از موج نو به ندرت می&amp;zwnj;توان قهرمانی از طبقه مرفه یافت. در ترکیب رایج &amp;quot;دختر پولدار - پسر فقیر&amp;quot; (یا به عکس) نیز اغلب طرف ثروتمند یا از مال و منال چشم می&amp;zwnj;پوشد و با فقر معشوقش می&amp;zwnj;سازد و یا او را هم در ثروتش شریک می&amp;zwnj;کند و به این ترتیب از ننگ پولدار بودن مبرا می&amp;zwnj;شود. در &amp;quot;کندو&amp;quot; قهرمان فیلم، انتقام کتک&amp;zwnj;هایی که در دوران کودکی خورده را هم می&amp;zwnj;خواهد از آنهایی بگیرد که در بار گران قیمت هتل کانتیننتال نشسته&amp;zwnj;اند و لابد در بی&amp;zwnj;چیزی و محرومیت او به نوعی مقصرند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سال&amp;zwnj;ها، مهاجرت و فقر به سرعت به بروز بحران هویت در میان حاشیه&amp;zwnj;نشینان روستایی -که با محیطی سراسر بیگانه طرف شده بودند - انجامید، بحرانی که عواطف مذهبی به سرعت در صدد ترمیم آن بر آمد و باعث شد در جریان آشوب&amp;zwnj;های سال ۵۷، علاوه بر اماکن مربوط به ثروتمندان، سینما&amp;zwnj;ها و مشروب&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها به عنوان مراکز فساد و فحشاء مورد هجمه قرار بگیرند. جسارت آیت الله خمینی در تاختن به شاه در ۱۵ خرداد ۴۲ تا پیش از آن نظیری نداشت و او را به رهبری پیشرو در اعلام مخالفت&amp;zwnj;های مردم تبدیل کرد و همزمان با خصومت بار شدن روابط بین شاه و مذهبیون، مذهب بعنوان عاملی در جهت بسیج مردم بیش از پیش مطرح شد. به این ترتیب مذهب در مبارزه علیه رژیم، نقش عاملی هویت&amp;zwnj;بخش برای اتصال توده&amp;zwnj;ها را ایفا کرد و در بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های موج نو نیز قهرمانان با اشارات مذهبی به جنگ ضد قهرمانان شرور رفتند. دیوانه روستا آدم&amp;zwnj;های ارباب را &amp;quot;کفار&amp;quot; می&amp;zwnj;نامید و سفر سنگ حکم نوعی جهاد مذهبی را داشت. بلوچ، مرد شهری متجاوز به همسرش را در مقابل پرده تعزیه به قتل رساند و اعتقادات مذهبی در بسیاری از سایر شخصیت&amp;zwnj;ها مؤکد شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;از لمپن&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;خطر تا &amp;quot;جوان اول&amp;quot;&amp;zwnj;های خشمگین &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چنان که ذکر شد، قهرمان موج نو تفاوت بنیادینی با لمپنهای فیلم فارسی ندارد. او درست مثل سلفش به قشر فرودست تعلق دارد و از ثروت و تحصیلات بی&amp;zwnj;بهره است. قهرمان پیشین (لمپن فیلم فارسی) با هر چیز جدید که جزو مظاهر زندگی مدرن و مرفه تلقی شود مخالف است، اما از آن سهمی نمی&amp;zwnj;خواهد زیرا به زندگی خود قانع است: این دختر ثروتمند است که دل به علی بی&amp;zwnj;غم می&amp;zwnj;بازد و علیرغم طرد شدن از جانب او کماکان عاشقش می&amp;zwnj;ماند و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت موفق به بدست آوردن دلش می&amp;zwnj;شود. قهرمان جدید عاشق دختر ثروتمند می&amp;zwnj;شود، و سرسختانه برای رسیدن به او می&amp;zwnj;جنگد اما به تلخی از دست یافتن به عشقش باز می&amp;zwnj;ماند زیرا سهیم شدن در ثروت و قدرت طبقه بالای جامعه هیچ آسان نیست. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/azadpmon07.jpg&quot; /&gt;&amp;nbsp;لمپن سینمای پیش از موج نو، به خانه محقر خود راضی بود، به شغل ساده و کم&amp;zwnj;درآمدش اعتراضی نداشت؛ به بخت واقبالش امید می&amp;zwnj;بست و هیچ تلاشی برای تغییر سرنوشت خود نمی&amp;zwnj;کرد. او خود را می&amp;zwnj;فریفت که خوشبخت&amp;zwnj;تر از &amp;quot;قارون&amp;quot; است به این دلیل که قارون در قصر خود آنقدر درد و مرض دارد که نمی&amp;zwnj;تواند یک کاسه آبگوشت سر بکشد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;قهرمان پیشین هم برای حل مشکلش منتظر قانون نمی&amp;zwnj;ماند و با زور بازوی خود از پس همه چیز و همه کس برمی&amp;zwnj;آید، هرچند او ضدیتی هم با قانون ندارد و مدام تحت تعقیب پلیس نیست. بی&amp;zwnj;تفاوتی او به قانون از بی&amp;zwnj;نیازی&amp;zwnj;اش آب می&amp;zwnj;خورد، زیرا ضرب مشتش برای برنده بودن کافی است، هر چند زد و خوردهای قلابی او با ضدقهرمان&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;دست و پای فیلم چنان &amp;quot;اسلپ استیک&amp;quot;وار است که بیشتر لبخند به لب تماشاگر می&amp;zwnj;نشانند. اما در فیلم&amp;zwnj;های موج نو، دشمنی شریر قصد جان و مال و زندگی قهرمان را دارد پس باید آستین بالا زد. کتک&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;های قهرمان پیشین، هیچ شباهتی به کاردآجین شدن رحیم آب منگل در حمام ندارد و هیچ قهرمان یا ضد قهرمانی در این فیلم&amp;zwnj;ها مانند علی خوش&amp;zwnj;دست یا رضا موتوری تلخ در پیاده&amp;zwnj;رو جان نمی&amp;zwnj;دهد. قهرمان پیشین نمی&amp;zwnj;میرد، او همواره پیروز میدان است، به آنچه می&amp;zwnj;خواهد دست پیدا می&amp;zwnj;کند و جز خود و خانواده کوچکش، حامی همه بی&amp;zwnj;چیزان و ضعیفان نیز هست و این قوت قلب بزرگی است برای تماشاگران محروم و بی&amp;zwnj;پناه که به حمایت &amp;quot;لوطی&amp;quot;ها می&amp;zwnj;توان دلخوش بود. دل خوشی که در آستانه انقلاب و سال&amp;zwnj;های موج نو دیگر رنگ باخته بود و دیگر برای تحمل کردن و ساکت ماندن، کافی نبود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لمپن سینمای پیش از موج نو، به خانه محقر خود راضی بود، به شغل ساده و کم&amp;zwnj;درآمدش اعتراضی نداشت؛ به بخت واقبالش امید می&amp;zwnj;بست و هیچ تلاشی برای تغییر سرنوشت خود نمی&amp;zwnj;کرد. او خود را می&amp;zwnj;فریفت که خوشبخت&amp;zwnj;تر از &amp;quot;قارون&amp;quot; است به این دلیل که قارون در قصر خود آنقدر درد و مرض دارد که نمی&amp;zwnj;تواند یک کاسه آبگوشت سر بکشد. قهرمان موج نو اما&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جوان بی&amp;zwnj;چیز بود که دیگر از هیچ چیز راضی نبود. فقر و بیکاری او را آزار می&amp;zwnj;داد و به اعتراض وا می&amp;zwnj;داشت. سگرمه&amp;zwnj;های همیشه در هم&amp;zwnj;اش خبر از درونی نا&amp;zwnj;آرام و معترض می&amp;zwnj;داد که خواستار تغییر مناسبات موجود در جامعه بود و با این استدلال که &amp;quot;اگه ما شُل نَدیم، هر کی هر کار می&amp;zwnj;خواد نمی&amp;zwnj;کنه!&amp;quot; دیگران را نیز به عصیان برمی&amp;zwnj;انگیخت. او دیگر فهمیده بود که از قارون خوشبخت&amp;zwnj;تر نیست و حق خود را در جامعه&amp;zwnj; نابرابر جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کرد و حاضر بود به قیمت جانش این حق را بازپس بگیرد &amp;ndash; تا آنجا که گاهی این مبارزه شکلی کور می&amp;zwnj;یافت و نتیجه&amp;zwnj;ای جز خودویرانگری نداشت. این قهرمانان عصیانگر چنان که درمورد لمپن سینمای فارسی نیز می&amp;zwnj;توان گفت زیاده&amp;zwnj;خواه نبودند؛ ولی تقدیر همیشه بر این واقع می&amp;zwnj;شد که شکست بخورند یا پیروزی را به قیمت مرگ خود بدست آورند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ایران سال&amp;zwnj;های پیش از انقلاب و همزمان با بالا گرفتن اختناق و سرکوب و تضاد طبقاتی مردم دیگر نمی&amp;zwnj;توانستند بی&amp;zwnj;غم باشند. آن&amp;zwnj;ها که تا پیش از این بی&amp;zwnj;اعتنایی علی به دختر ثروتمند باعث ارضای عقده&amp;zwnj;های فروکوفته&amp;zwnj;شان می&amp;zwnj;شد، اکنون دیگر بیش از این می&amp;zwnj;خواستند زیرا می&amp;zwnj;دانستند که هیچ دختر زیبا و ثروتمندی ناگهان عاشق آن&amp;zwnj;ها نخواهد شد و پا به خانه فقیرانه&amp;zwnj;شان نخواهد گذاشت. این مردم دیگر از کنار طبقه ثروتمند به تحقیر و تمسخر نمی&amp;zwnj;گذشتند، بلکه در مقابل آن می&amp;zwnj;ایستادند و حق خود را طلب می&amp;zwnj;کردند. دیگر خندیدن به قشر &amp;quot;فکل، کراواتی&amp;quot; و &amp;quot;فرنگ&amp;zwnj;رفته&amp;quot; بر پرده سینما کافی نبود، همانطور که در کوچه و خیابان نیز مردم را راضی نمی&amp;zwnj;کرد. در نگاه آنان خارجی&amp;zwnj;ها در کنار ثروتمندان حقوق مردم را قربانی منافع خود کرده بودند و این قربانیان دیگر سکوت را جایز نمی&amp;zwnj;شمردند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نابرابری&amp;zwnj;های طبقاتی و عدم تقسیم عادلانه ثروت&amp;zwnj;های کلان نفتی مجال خنده و فراموشی و آواز را از علی بی&amp;zwnj;غم&amp;zwnj;های سینما گرفت و آن&amp;zwnj;ها را به فریاد زدن واداشت. دیگر فیلم&amp;zwnj;ها وسیله&amp;zwnj;ای برای تخدیر و از یاد بردن رنج&amp;zwnj;ها نبودند، بلکه راهی بودند برای نمایش و ترغیب آشوبی خشونت&amp;zwnj;بار که در خیابان&amp;zwnj;های شهر می&amp;zwnj;رفت رخ دهد. بینندگان این فیلم&amp;zwnj;ها دیگر مردمی نبودند که سر در زندگی خود داشته باشند و آنچه &amp;quot;از ما بهتران&amp;quot; می&amp;zwnj;کنند را به خود مربوط ندانند، آن&amp;zwnj;ها مردم کشوری بودند در آستانه انقلابی که بنا بود به هر قیمتی که شده حقوق ضایع شده آن&amp;zwnj;ها را از حکومت و ثروتمندان و بیگانگان بازستاند و فیلم&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;دیدند نیز، بازنمایی واقع&amp;zwnj;نما و راستین از جامعه&amp;zwnj;ای بود که آن&amp;zwnj;ها در آن می&amp;zwnj;زیستند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/10/10/7258#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6159">آزاده پورجم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6157">موج نو</category>
 <pubDate>Mon, 10 Oct 2011 08:06:20 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">7258 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>لمپن/قهرمان سینمای ایران - ۲</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/10/09/7256</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/10/09/7256&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     از &amp;quot;فیلمفارسی&amp;quot; تا &amp;quot;موج نو&amp;quot;         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    آزاده پورجم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/azadpmon01.jpg?1318536168&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;آزاده پورجم در جستار &amp;quot;لمپن/قهرمان سینمای ایران&amp;quot; که بخش نخست آن روز گذشته منتشر شد، در پیش&amp;zwnj;زمینه دگرگونی&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی در سال&amp;zwnj;های پیش از انقلاب به شکل&amp;zwnj;گیری موج نو در سینمای ایران پرداخت. او با نگاهی به فیلم&amp;zwnj;هایی مانند &amp;quot;قیصر&amp;quot; و &amp;quot;تنگسیر&amp;quot; تلخی را اصلی&amp;zwnj;ترین مشخصه&amp;zwnj;ای در نظر گرفت که در سیمای قهرمانان این&amp;zwnj;گونه فیلم&amp;zwnj;ها تکرار می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;آزاده پورجم نوشت: اغلب این قهرمانان هیچ راهی برای دفاع از حق خود نداشتند مگر آنکه از زور بازوی خود (و نه حتی از عقل خود) بهره بگیرند. چنین بود که به&amp;zwnj;تدریج &amp;quot;مردمی که پیش از این در صورت مرگ بازیگر محبوبشان در فیلم، شیشه&amp;zwnj;های سینما را می&amp;zwnj;شکستند کم کم به مرگ دلخراش قهرمانان بر پرده عادت کردند: جنازه رضا موتوری را ماشین زباله بر با خود می&amp;zwnj;برد و علی خوش&amp;zwnj;دست در پیاده&amp;zwnj;رو به تلخی جان می&amp;zwnj;کند.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان تماشاگرانی که دوست داشتند فیلم&amp;zwnj;ها به رقص فروزان و آوازهای سرخوش فردین ختم شود، اکنون تلخی فیلم&amp;zwnj;های تازه را با همدلی فرو می&amp;zwnj;دادند و دم نمی&amp;zwnj;زدند.&amp;quot;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش دوم و پایانی این جستار را می&amp;zwnj;خوانیم: &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جنگ فرودستان فقیر با کاخ&amp;zwnj;نشینان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آزاده پورجم - از سوی دیگر وضعیت اقتصادی جامعه نیز دشوار&amp;zwnj;تر از پیش شده بود. از توسعه اقتصادی و رفاهی که دولت مدام تبلیغ می&amp;zwnj;کرد، بر خلاف شهرهای بزرگ &amp;ndash;و در رأس آن&amp;zwnj;ها پایتخت- که مدام مدرن&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شدند، نصیب روستاییان چندان دندان&amp;zwnj;گیر نبود &amp;ndash; روستا&amp;zwnj;ها کماکان شبیه به آن چیزی بودند که در &amp;quot;گاو&amp;quot;، &amp;quot;خاک&amp;quot;، &amp;quot;پستچی&amp;quot;، &amp;quot;بلوچ&amp;quot; و بسیاری از فیلم&amp;zwnj;ها موج نویی دیگر می&amp;zwnj;شد دید: نواحی محروم از امکانات اولیه و مردمی در تکاپوی دشوار گذران زندگی روزمره.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/azadpmon05.jpg&quot; /&gt;قهرمانان عصیانگر چنان که درمورد لمپن سینمای فارسی نیز می&amp;zwnj;توان گفت زیاده&amp;zwnj;خواه نبودند؛ ولی تقدیر همیشه بر این واقع می&amp;zwnj;شد که شکست بخورند یا پیروزی را به قیمت مرگ خود بدست آورند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;هرچند داریوش مهرجویی ناچار شد در ابتدای فیلمش اذعان کند که وقایع آن پیش از انقلاب سفید اتفاق افتاده&amp;zwnj; است، اما روستاییان علیرغم انقلاب سفید کماکان آن&amp;zwnj;قدر محروم بودند که مرگ یک گاو بتواند زندگیشان را از هم بپاشد؛ و بلوچ سمبل مرد روستایی بود که در هیاهوی شهر گم می&amp;zwnj;شد در حالی که بزرگ&amp;zwnj;ترین حسرتش زدن یک چاه آب برای کاشتن زمینش بود. حتی شهری&amp;zwnj;ها هم سهمی به شدت نابرابر از توسعه داشتند. آقای حسینی فیلم &amp;quot;کندو&amp;quot; که پس از چند سال از زندان آزاد شده بود و متحیر در میان ساختمان&amp;zwnj;های بلند شهر می&amp;zwnj;گشت، می&amp;zwnj;دانست در این شهر فرنگ جدید جایی برای او نیست و او باید شب&amp;zwnj;های سرد زمستان را در قهوه&amp;zwnj;خانه صبح کند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اضمحلال کشیده شدن کشاورزی پس از اصلاحات ارضی و تمرکز امکانات در شهر، انبوه کشاورزان بی&amp;zwnj;کار را به سوی شهر&amp;zwnj;ها سرازیر کرد. کوچه پسکوچه&amp;zwnj;های تنگ و خانه&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;قواره حاشیه شهر که در بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های موج نو به تصویر کشیده شدند، محل زندگی همین مهاجران بی&amp;zwnj;چیز و جویای کار بودند که بخش عظیمی از طبقه فقیر جامعه را در این سال&amp;zwnj;ها تشکیل می&amp;zwnj;دادند. این آدم&amp;zwnj;ها را در فیلم&amp;zwnj;ها در حالی می&amp;zwnj;دیدیم که لابلای رفت و آمد ماشین&amp;zwnj;ها سرگردانند و چنان غریبه و ترسان به خیابان و ازدحام آن نگاه می&amp;zwnj;کنندکه گویی هرگز موفق نخواهند شد از آن بگذرند. این&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان &amp;quot;مستضعفان&amp;quot; ی بودند که آیت الله خمینی اعلام کرد &amp;quot;کوخ&amp;zwnj;نشینی&amp;quot;شان نتیجه کاخ&amp;zwnj;نشینی اغنیاست. چند سال بعد همین طبقه محروم به امید رفاه و آسایش، روانه&amp;zwnj; خیابان&amp;zwnj;ها شدند تا پادشاهی پهلوی را سرنگون کنند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;بالا رفتن قیمت نفت اوضاع را وخیم&amp;zwnj;تر کرد، زیرا سطح توقعات مردم را به شدت بالا برد. مردمان کوچه و بازار نمی&amp;zwnj;فهمیدند رقم&amp;zwnj;های نجومی حاصل از فروش سرمایه ملی به جیب چه کسانی می&amp;zwnj;رود و این تصور که آن&amp;zwnj;ها گرسنگی می&amp;zwnj;کشند تا شاهزاده&amp;zwnj;های پهلوی بتوانند تعطیلاتشان را در کنار زیبا&amp;zwnj;ترین سواحل دنیا بگذرانند بیش از پیش خشمگینشان می&amp;zwnj;کرد. ادعای رژیم مبنی بر پیشرفت&amp;zwnj;های چشمگیر پس از انقلاب سفید پر بی&amp;zwnj;راه نبود اما کماکان تعداد پزشکان کم و میزان مرگ و میر نسبت به کل جمعیت بسیار زیاد بود. ۶۸ درصد از بزرگسالان بی&amp;zwnj;سواد بودند، تنها حدود نیمی از کودکان کشور دوره دبستان را تمام می&amp;zwnj;کردند و از بین ۲۹۰ هزار نفر داوطلب، تنها ۶۰ هزار نفر به دانشگاه راه می&amp;zwnj;یافتند. ایران بر اساس گزارش سازمان جهانی کار، در ردیف کشور&amp;zwnj;هایی با بیشترین میزان نابرابری اجتماعی قرار داشت. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به جرأت می&amp;zwnj;توان گفت که تقریباً تمامی قهرمانان موج نو به همین قشر فرودست تعلق دارند: آن&amp;zwnj;ها یا فقرای شهری هستند و در جست&amp;zwnj;وجوی کار و پول حیران&amp;zwnj;اند و یا مشاغل ناچیزی دارند که درآمد آن کفاف زندگیشان را نمی&amp;zwnj;دهد و یا روستائیانی هستند که علیرغم اتفاق افتادن انقلاب سفید و اصلاحات ارضی کماکان توسط اربابان زورگو مورد ظلم قرار می&amp;zwnj;گیرند و بی&amp;zwnj;چیزند. دایی علی، در فیلم &amp;quot;همسفر&amp;quot; دزد بی&amp;zwnj;چیزی بود که متحیر می&amp;zwnj;پرسید &amp;laquo;چه خونه&amp;zwnj;ای! اینا چه جوری این آجرا رو رو هم می&amp;zwnj;زارن؟!&amp;raquo; عامه مردم نیز با فقر دست و پنجه نرم می&amp;zwnj;کردند و از خود می&amp;zwnj;پرسیدند که آجرهای طلایی این کاخ&amp;zwnj;ها چگونه بالا می&amp;zwnj;رود؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/azadpmon06.jpg&quot; /&gt;&amp;nbsp;مذهب در مبارزه علیه رژیم، نقش عاملی هویت&amp;zwnj;بخش برای اتصال توده&amp;zwnj;ها را ایفا کرد و در بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های موج نو نیز قهرمانان با اشارات مذهبی به جنگ ضد قهرمانان شرور رفتند. (عکس: سر صحنه &amp;quot;کندو&amp;quot; امیر نادری)&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در سینمای موج نو و پیش از موج نو به ندرت می&amp;zwnj;توان قهرمانی از طبقه مرفه یافت. در ترکیب رایج &amp;quot;دختر پولدار - پسر فقیر&amp;quot; (یا به عکس) نیز اغلب طرف ثروتمند یا از مال و منال چشم می&amp;zwnj;پوشد و با فقر معشوقش می&amp;zwnj;سازد و یا او را هم در ثروتش شریک می&amp;zwnj;کند و به این ترتیب از ننگ پولدار بودن مبرا می&amp;zwnj;شود. در &amp;quot;کندو&amp;quot; قهرمان فیلم، انتقام کتک&amp;zwnj;هایی که در دوران کودکی خورده را هم می&amp;zwnj;خواهد از آنهایی بگیرد که در بار گران قیمت هتل کانتیننتال نشسته&amp;zwnj;اند و لابد در بی&amp;zwnj;چیزی و محرومیت او به نوعی مقصرند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سال&amp;zwnj;ها، مهاجرت و فقر به سرعت به بروز بحران هویت در میان حاشیه&amp;zwnj;نشینان روستایی -که با محیطی سراسر بیگانه طرف شده بودند - انجامید، بحرانی که عواطف مذهبی به سرعت در صدد ترمیم آن بر آمد و باعث شد در جریان آشوب&amp;zwnj;های سال ۵۷، علاوه بر اماکن مربوط به ثروتمندان، سینما&amp;zwnj;ها و مشروب&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها به عنوان مراکز فساد و فحشاء مورد هجمه قرار بگیرند. جسارت آیت الله خمینی در تاختن به شاه در ۱۵ خرداد ۴۲ تا پیش از آن نظیری نداشت و او را به رهبری پیشرو در اعلام مخالفت&amp;zwnj;های مردم تبدیل کرد و همزمان با خصومت بار شدن روابط بین شاه و مذهبیون، مذهب بعنوان عاملی در جهت بسیج مردم بیش از پیش مطرح شد. به این ترتیب مذهب در مبارزه علیه رژیم، نقش عاملی هویت&amp;zwnj;بخش برای اتصال توده&amp;zwnj;ها را ایفا کرد و در بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های موج نو نیز قهرمانان با اشارات مذهبی به جنگ ضد قهرمانان شرور رفتند. دیوانه روستا آدم&amp;zwnj;های ارباب را &amp;quot;کفار&amp;quot; می&amp;zwnj;نامید و سفر سنگ حکم نوعی جهاد مذهبی را داشت. بلوچ، مرد شهری متجاوز به همسرش را در مقابل پرده تعزیه به قتل رساند و اعتقادات مذهبی در بسیاری از سایر شخصیت&amp;zwnj;ها مؤکد شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;از لمپن&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;خطر تا &amp;quot;جوان اول&amp;quot;&amp;zwnj;های خشمگین &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چنان که ذکر شد، قهرمان موج نو تفاوت بنیادینی با لمپنهای فیلم فارسی ندارد. او درست مثل سلفش به قشر فرودست تعلق دارد و از ثروت و تحصیلات بی&amp;zwnj;بهره است. قهرمان پیشین (لمپن فیلم فارسی) با هر چیز جدید که جزو مظاهر زندگی مدرن و مرفه تلقی شود مخالف است، اما از آن سهمی نمی&amp;zwnj;خواهد زیرا به زندگی خود قانع است: این دختر ثروتمند است که دل به علی بی&amp;zwnj;غم می&amp;zwnj;بازد و علیرغم طرد شدن از جانب او کماکان عاشقش می&amp;zwnj;ماند و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت موفق به بدست آوردن دلش می&amp;zwnj;شود. قهرمان جدید عاشق دختر ثروتمند می&amp;zwnj;شود، و سرسختانه برای رسیدن به او می&amp;zwnj;جنگد اما به تلخی از دست یافتن به عشقش باز می&amp;zwnj;ماند زیرا سهیم شدن در ثروت و قدرت طبقه بالای جامعه هیچ آسان نیست. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/azadpmon07.jpg&quot; /&gt;&amp;nbsp;لمپن سینمای پیش از موج نو، به خانه محقر خود راضی بود، به شغل ساده و کم&amp;zwnj;درآمدش اعتراضی نداشت؛ به بخت واقبالش امید می&amp;zwnj;بست و هیچ تلاشی برای تغییر سرنوشت خود نمی&amp;zwnj;کرد. او خود را می&amp;zwnj;فریفت که خوشبخت&amp;zwnj;تر از &amp;quot;قارون&amp;quot; است به این دلیل که قارون در قصر خود آنقدر درد و مرض دارد که نمی&amp;zwnj;تواند یک کاسه آبگوشت سر بکشد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;قهرمان پیشین هم برای حل مشکلش منتظر قانون نمی&amp;zwnj;ماند و با زور بازوی خود از پس همه چیز و همه کس برمی&amp;zwnj;آید، هرچند او ضدیتی هم با قانون ندارد و مدام تحت تعقیب پلیس نیست. بی&amp;zwnj;تفاوتی او به قانون از بی&amp;zwnj;نیازی&amp;zwnj;اش آب می&amp;zwnj;خورد، زیرا ضرب مشتش برای برنده بودن کافی است، هر چند زد و خوردهای قلابی او با ضدقهرمان&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;دست و پای فیلم چنان &amp;quot;اسلپ استیک&amp;quot;وار است که بیشتر لبخند به لب تماشاگر می&amp;zwnj;نشانند. اما در فیلم&amp;zwnj;های موج نو، دشمنی شریر قصد جان و مال و زندگی قهرمان را دارد پس باید آستین بالا زد. کتک&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;های قهرمان پیشین، هیچ شباهتی به کاردآجین شدن رحیم آب منگل در حمام ندارد و هیچ قهرمان یا ضد قهرمانی در این فیلم&amp;zwnj;ها مانند علی خوش&amp;zwnj;دست یا رضا موتوری تلخ در پیاده&amp;zwnj;رو جان نمی&amp;zwnj;دهد. قهرمان پیشین نمی&amp;zwnj;میرد، او همواره پیروز میدان است، به آنچه می&amp;zwnj;خواهد دست پیدا می&amp;zwnj;کند و جز خود و خانواده کوچکش، حامی همه بی&amp;zwnj;چیزان و ضعیفان نیز هست و این قوت قلب بزرگی است برای تماشاگران محروم و بی&amp;zwnj;پناه که به حمایت &amp;quot;لوطی&amp;quot;ها می&amp;zwnj;توان دلخوش بود. دل خوشی که در آستانه انقلاب و سال&amp;zwnj;های موج نو دیگر رنگ باخته بود و دیگر برای تحمل کردن و ساکت ماندن، کافی نبود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لمپن سینمای پیش از موج نو، به خانه محقر خود راضی بود، به شغل ساده و کم&amp;zwnj;درآمدش اعتراضی نداشت؛ به بخت واقبالش امید می&amp;zwnj;بست و هیچ تلاشی برای تغییر سرنوشت خود نمی&amp;zwnj;کرد. او خود را می&amp;zwnj;فریفت که خوشبخت&amp;zwnj;تر از &amp;quot;قارون&amp;quot; است به این دلیل که قارون در قصر خود آنقدر درد و مرض دارد که نمی&amp;zwnj;تواند یک کاسه آبگوشت سر بکشد. قهرمان موج نو اما&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جوان بی&amp;zwnj;چیز بود که دیگر از هیچ چیز راضی نبود. فقر و بیکاری او را آزار می&amp;zwnj;داد و به اعتراض وا می&amp;zwnj;داشت. سگرمه&amp;zwnj;های همیشه در هم&amp;zwnj;اش خبر از درونی نا&amp;zwnj;آرام و معترض می&amp;zwnj;داد که خواستار تغییر مناسبات موجود در جامعه بود و با این استدلال که &amp;quot;اگه ما شُل نَدیم، هر کی هر کار می&amp;zwnj;خواد نمی&amp;zwnj;کنه!&amp;quot; دیگران را نیز به عصیان برمی&amp;zwnj;انگیخت. او دیگر فهمیده بود که از قارون خوشبخت&amp;zwnj;تر نیست و حق خود را در جامعه&amp;zwnj; نابرابر جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کرد و حاضر بود به قیمت جانش این حق را بازپس بگیرد &amp;ndash; تا آنجا که گاهی این مبارزه شکلی کور می&amp;zwnj;یافت و نتیجه&amp;zwnj;ای جز خودویرانگری نداشت. این قهرمانان عصیانگر چنان که درمورد لمپن سینمای فارسی نیز می&amp;zwnj;توان گفت زیاده&amp;zwnj;خواه نبودند؛ ولی تقدیر همیشه بر این واقع می&amp;zwnj;شد که شکست بخورند یا پیروزی را به قیمت مرگ خود بدست آورند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ایران سال&amp;zwnj;های پیش از انقلاب و همزمان با بالا گرفتن اختناق و سرکوب و تضاد طبقاتی مردم دیگر نمی&amp;zwnj;توانستند بی&amp;zwnj;غم باشند. آن&amp;zwnj;ها که تا پیش از این بی&amp;zwnj;اعتنایی علی به دختر ثروتمند باعث ارضای عقده&amp;zwnj;های فروکوفته&amp;zwnj;شان می&amp;zwnj;شد، اکنون دیگر بیش از این می&amp;zwnj;خواستند زیرا می&amp;zwnj;دانستند که هیچ دختر زیبا و ثروتمندی ناگهان عاشق آن&amp;zwnj;ها نخواهد شد و پا به خانه فقیرانه&amp;zwnj;شان نخواهد گذاشت. این مردم دیگر از کنار طبقه ثروتمند به تحقیر و تمسخر نمی&amp;zwnj;گذشتند، بلکه در مقابل آن می&amp;zwnj;ایستادند و حق خود را طلب می&amp;zwnj;کردند. دیگر خندیدن به قشر &amp;quot;فکل، کراواتی&amp;quot; و &amp;quot;فرنگ&amp;zwnj;رفته&amp;quot; بر پرده سینما کافی نبود، همانطور که در کوچه و خیابان نیز مردم را راضی نمی&amp;zwnj;کرد. در نگاه آنان خارجی&amp;zwnj;ها در کنار ثروتمندان حقوق مردم را قربانی منافع خود کرده بودند و این قربانیان دیگر سکوت را جایز نمی&amp;zwnj;شمردند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نابرابری&amp;zwnj;های طبقاتی و عدم تقسیم عادلانه ثروت&amp;zwnj;های کلان نفتی مجال خنده و فراموشی و آواز را از علی بی&amp;zwnj;غم&amp;zwnj;های سینما گرفت و آن&amp;zwnj;ها را به فریاد زدن واداشت. دیگر فیلم&amp;zwnj;ها وسیله&amp;zwnj;ای برای تخدیر و از یاد بردن رنج&amp;zwnj;ها نبودند، بلکه راهی بودند برای نمایش و ترغیب آشوبی خشونت&amp;zwnj;بار که در خیابان&amp;zwnj;های شهر می&amp;zwnj;رفت رخ دهد. بینندگان این فیلم&amp;zwnj;ها دیگر مردمی نبودند که سر در زندگی خود داشته باشند و آنچه &amp;quot;از ما بهتران&amp;quot; می&amp;zwnj;کنند را به خود مربوط ندانند، آن&amp;zwnj;ها مردم کشوری بودند در آستانه انقلابی که بنا بود به هر قیمتی که شده حقوق ضایع شده آن&amp;zwnj;ها را از حکومت و ثروتمندان و بیگانگان بازستاند و فیلم&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;دیدند نیز، بازنمایی واقع&amp;zwnj;نما و راستین از جامعه&amp;zwnj;ای بود که آن&amp;zwnj;ها در آن می&amp;zwnj;زیستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین&amp;nbsp;زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/7254&quot;&gt;::بخش نخست&amp;nbsp;جستار &amp;quot;از فیلمفارسی&amp;quot; تا &amp;quot;موج نو&amp;quot; آزاده پورجم، رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/10/09/7256#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6159">آزاده پورجم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6157">موج نو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sun, 09 Oct 2011 03:15:05 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">7256 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>