<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6063/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>آلبرت اینشتین</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6063/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>در تکاپوی توضیح «هیچ»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/science/2013/02/25/24808</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/science/2013/02/25/24808&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش سوم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احسان سنایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;346&quot; height=&quot;295&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/qnt3-12.jpg?1361814342&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;احسان سنایی - در بخش قبلی این مقاله، گفتیم که پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;های عجیب نظریه کوانتوم از رفتار ذرات زیراتمی به تأیید تجربه&amp;zwnj;ای رسیده&amp;zwnj;اند و لذا:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;... هیچ چیز از جهان ریز ذره&amp;zwnj;ها بعید نیست. اما واقعاً این&amp;zwnj;ها چه ربطی به جهان آشنای پیرامون ما دارد؟ این جهان هم از الکترون&amp;zwnj;ها و پروتون&amp;zwnj;ها و سایر ذرات زیراتمی شکل گرفته؛ حال&amp;zwnj;آنکه محال است اصل علیت در آن نقض بشود. فیزیکدان کمی فکر می&amp;zwnj;کند و دعوت&amp;zwnj;مان می&amp;zwnj;کند تا دور میزش بنشینیم. او از قبل یک حسگر ذره&amp;zwnj;ای طراحی کرده که به محض ثبت الکترون، به جای بوق زدن، یک چکش ایستاده را رها می&amp;zwnj;کند. او تفنگ الکترونی را خاموش می&amp;zwnj;کند و این حسگر را به جای یکی از دو حسگر ذره&amp;zwnj;ای واقع در اطراف شکاف&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گذارد. بعد، از توی کشو یک مین ضدنفر را با کمال احتیاط خارج می&amp;zwnj;کند و آن را دقیقاً زیر چکش ایستاده می&amp;zwnj;گذارد. اگر فیزیکدان، تفنگ الکترونی را دوباره به راه بیاندازد، از آنجاکه دیدیم حسگرها همزمان فعال نمی&amp;zwnj;شوند؛ دو سرنوشت کاملاً متفاوت پیش روی ما خواهد بود. شاید حسگر صوتی بوق بزند و هیچ اتفاقی نیفتد، و شاید هم حسگر چکشی فعال شود (که در اینصورت هردوی&amp;zwnj;مان از بین می&amp;zwnj;رویم). می&amp;zwnj;پرسیم: نظریه کوانتوم چه می&amp;zwnj;گوید؟ فیزیکدان می&amp;zwnj;گوید: هیچ&amp;quot;. (نگاه کنید به &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/science/2013/02/07/24295&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در تکاپوی توضیح &amp;laquo;هیچ&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس نظریه کوانتوم راجع به سرنوشت مین و البته سرنوشت ما سکوت می&amp;zwnj;کند. در واقع آزمایش خیالی بالا را &amp;laquo;اروین شرودینگر&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Erwin Schr&amp;ouml;dinger&lt;/span&gt;)، فیزیکدان برجسته اتریشی برای یک گربه&amp;zwnj;ی بخت&amp;zwnj;برگشته طراحی کرده بود و به همین واسطه هم این معضل را گاهی به &amp;laquo;گربه شرودینگر&amp;raquo; ارجاع می&amp;zwnj;دهند. منظور او و دانشمندان دیگری نظیر اینشتین از طرح چنین مبحثی این بوده که نظریه کوانتوم، به&amp;zwnj;واسطه همین ناتوانی (که بوی مرگ و زندگی هم می&amp;zwnj;دهد)، نظریه جامع و مانعی برای توصیف جهان منطقی پیرامون&amp;zwnj; ما نیست و هنوز پیشرفت&amp;zwnj;های زیادی می&amp;zwnj;طلبد. اما برعکس، فیزیکدانانی همچون نیلز بور و &amp;laquo;ورنر هایزنبرگ&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Werner Heisenberg&lt;/span&gt;)، نظریه کوانتوم را ناقص نمی&amp;zwnj;&amp;zwnj;شمردند؛ بلکه می&amp;zwnj;گفتند نه&amp;zwnj;تنها یک الکترون، بلکه حسگر چکشی و کلیه اجسام ماکروسکوپیک جهان هم با تابع موج توصیف می&amp;zwnj;شوند. به عبارت دیگر، این ذات طبیعت است که هیچگونه توضیح قطعی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای راجع به انفجار مین نمی&amp;zwnj;دهد و تنها می&amp;zwnj;تواند احتمال وقوعش را برای&amp;zwnj;مان پیش&amp;zwnj;بینی کند. حسگر چکشی به&amp;zwnj;محض فعال&amp;zwnj;سازی تفنگ الکترونی، &amp;laquo;تصادفاً&amp;raquo; یکی از احتمالات موجود (یعنی انداختن، یا نیانداختن چکش) را برمی&amp;zwnj;گزیند و لذا تابع موجش تنها به یکی از همین دو حالت خاص فرومی&amp;zwnj;پاشد؛ اما به نحوی کاملاً تصادفی. با این حساب هیچ ابزاری نمی&amp;zwnj;توان ساخت که ماهیت موجی و ذره&amp;zwnj;ای الکترون را همزمان به ما نشان بدهد؛ چراکه ما با مبادرت به طراحی یک حسگر ذره&amp;zwnj;ای، در واقع تابع موجش را چنان محدود می&amp;zwnj;کنیم که فقط چهره&amp;zwnj;ی ذره&amp;zwnj;ای الکترون را به ما نشان خواهد داد. مثلاً اگر چکش را از حسگر باز کنیم و آن را محکم به روی مین بکوبیم، توابع موج حاکم بر مین و چکش را به قدری محدود کرده&amp;zwnj;ایم که احتمال انفجار مین، مثلاً ٩٩ درصد می&amp;zwnj;شود؛ اما هیچوقت این احتمال صد در صد نخواهد شد، چراکه طبیعت، &amp;laquo;ذاتاً&amp;raquo; احتمالاتی عمل می&amp;zwnj;کند. شاید بپرسید حالا حق با آن ١ درصد است (که می&amp;zwnj;گوید احتمال دارد اصلاً مین عمل نکند؛ یا ماهیچه دست&amp;zwnj;مان ناگهان بگیرد و ...)، یا ٩٩ درصد؟ بور و هایزنبرگ خواهند گفت: &amp;quot;تا چکش را نزنی، معلوم نمی&amp;zwnj;شود؛ چون واقعیت، همان چیزی&amp;zwnj;ست که تو خواهی دید&amp;quot;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/qnt3-3.jpg&quot; style=&quot;width: 520px; height: 251px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:#696969;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 10px;&quot;&gt;طرحی از نحوه توجیه آزمایش ذهنی گربه شرودینگر توسط تعبیر جهان&amp;zwnj;های چندگانه نظریه کوانتوم. در این آزمایش، یک منبع رادیواکتیو (که آهنگ واپاشی&amp;zwnj;اش تابع قوانین کوانتومی، و لذا غیرقابل پیش&amp;zwnj;بینی است)، به یک حسگر چکشی متصل شده تا به محض وقوع واپاشی چکش را رها کند. در اینصورت شیشه زهری که روبروی گربه قرار دارد، خواهد شکست و بدین&amp;zwnj;ترتیب گربه خواهد مرد. اما سؤال شرودینگر از نظریه کوانتوم این است که سرنوشت قطعی گربه بعد از گذشت مدتی مشخص چه خواهد بود؟ پاسخ نظریه کوانتوم این است که گربه با احتمالاتی که در طول زمان تغییر می&amp;zwnj;کند، هم مرده است و هم زنده. توجیهی که تعبیر جهان&amp;zwnj;های چندگانه برای این گزاره فراهم آورده می&amp;zwnj;گوید: گربه در یک جهان زنده می&amp;zwnj;ماند و در یک جهان خواهد مرد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عقاید بور و هایزنبرگ و جمع دیگری از بنیانگذاران فیزیک کوانتوم را به اصطلاح &amp;laquo;تعبیر استاندارد&amp;raquo;، یا پیرو نام محل هم&amp;zwnj;اندیشی فیزیکدانانی که به این تعبیر شکل بخشیدند، &amp;laquo;تعبیر کُپنهاگی&amp;raquo; نظریه کوانتوم هم می&amp;zwnj;نامند. اما اینشتین با چنین تعبیری مخالف بود و به &amp;laquo;تعبیر آماری&amp;raquo; این نظریه که توسط &amp;laquo;ماکس بورن&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Max Born&lt;/span&gt;) ارائه شده بود، بیشتر گرایش داشت. اگر از او می&amp;zwnj;پرسیدیم که چه بر سر مین و ما خواهد آمد؛ می&amp;zwnj;گفت اگر تابع موج حسگرمان بگوید احتمال مرگ و زندگی تان ٥٠-٥٠ است؛ در واقع دارد می&amp;zwnj;گوید اگر ١٠٠ حسگر داشتیم، در ٥٠ تایشان انفجار رخ می&amp;zwnj;داد و در باقی موارد هم هیچ اتفاقی نمی&amp;zwnj;افتاد. پس نظریه کوانتوم، فقط به درد توصیف رفتار یک مجموعه از سیستم&amp;zwnj;های فیزیکی (مثلاً چندین حسگر مشابه) می&amp;zwnj;خورد؛ نه یک سیستم تنها. از این&amp;zwnj;رو نظریه کامل&amp;zwnj;تری را باید ارائه داد تا رفتار یک سیستم تنها را نیز به قطعیت برایمان معلوم کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;جان فون&amp;zwnj;نیومن&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;John von Neumann&lt;/span&gt;)، ریاضیدان بزرگ مجار، از طرفی معتقد بود که نه&amp;zwnj;تنها یک الکترون، و نه&amp;zwnj;تنها اجسام ماکروسکوپیک (مثل حسگر ما)؛ بلکه کل جهان هستی تحت سیطره یک تابع موج واحد است. از آنجا که برای فروپاشی تابع موج و رسیدن به یک نتیجه قطعی هم باید چیزی وجود داشته باشد که دست&amp;zwnj;کم خودش تحت سیطره تابع موج نباشد (یعنی تماشاگر فروپاشی تابع موج باشد)، پس این &amp;laquo;ذهن&amp;raquo; انسان است که تعیین می&amp;zwnj;کند چه چیزی واقعیت دارد. هرآنچه که بیرون از ذهن ماست، در یک سوپرپوزیشن چندحالتی واقع شده است. مثلاً فرض کنید مین را دوباره با احتیاط به درون کشو برمی&amp;zwnj;گردانیم و تفنگ الکترونی&amp;zwnj;مان را هم کوک می&amp;zwnj;کنیم تا ١٠ دقیقه دیگر عمل کند. فون نیومن می&amp;zwnj;گوید با خروج از اتاق، بعد از ١٠ دقیقه نباید پرسید آیا چکش افتاده یا نه؟ چون چکش، هم افتاده و هم ایستاده (درست مثل الکترون که هم موج است و هم ذره). فقط زمانی این وضعیت دوگانه، به شکل &amp;laquo;افتاده&amp;raquo; یا &amp;laquo;ایستاده&amp;raquo; فروپاشیده می&amp;zwnj;شود که درب اتاق را باز کنیم و آن را با چشم خودمان ببینیم. این تعبیر، اصطلاحاً &amp;laquo;تعبیر ذهنی&amp;raquo; نظریه کوانتوم نامیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/qnt3-2.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 237px;&quot; /&gt;جان فون نیومن؛ واضع تعبیر ذهنی نظریه کوانتوم&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تعبیر دیگری که بد نیست اشاره&amp;zwnj;ای هم به آن داشته باشیم، &amp;laquo;تعبیر جهان&amp;zwnj;های چندگانه&amp;raquo;ی نظریه کوانتوم است که می&amp;zwnj;گوید تابع موج هرگز فروپاشیده نمی&amp;zwnj;شود، بلکه تمام احتمالاتش عملاً محقق می&amp;zwnj;شوند، اما ما تنها یکی از آنها را می&amp;zwnj;بینیم. آنچه که نمی&amp;zwnj;بینیم، در جهان&amp;zwnj;های موازی دیگری رخ داده که قادر به خبر گرفتن از آنها نیستیم. این تعبیر که توسط فیزیکدان آمریکایی، &amp;laquo;هوگ اورت&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Hugh Everett&lt;/span&gt;) مطرح شده؛ می&amp;zwnj;گوید ازآنجاکه حسگر ما پای دو حالت را بیشتر پیش نمی&amp;zwnj;کشد (یعنی انفجار، یا عدم انفجار مین)؛ پس یکی از این دو که عملاً بعد از روشن شدن تفنگ الکترونی محقق نمی&amp;zwnj;شود، در جهان دیگری محقق شده که همان لحظه از جهان ما منشعب شده بود. پس طبق این تعبیر، بالاخره ما زنده می&amp;zwnj;مانیم، حتی هم اگر در این دنیا نباشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تنوع تعابیری که از نظریه کوانتوم ارائه شده، به قدری زیاد است که اشاره به یکایک&amp;zwnj;شان، مقاله&amp;zwnj; مجزایی را می&amp;zwnj;طلبد. اما هدف ما در این&amp;zwnj;جا تنها اشاره مختصری به گستره توضیحاتی بود که فیزیکدانان بزرگ جهان برای حل معضل محاسبه و همچنین تعیین سرنوشت مین و چکش ارائه کرده&amp;zwnj;اند. اگر شما هم تعجب کرده&amp;zwnj;اید که چگونه تعابیری مثل &amp;laquo;تعبیر ذهنی&amp;raquo; یا &amp;laquo;تعبیر جهان&amp;zwnj;های چندگانه&amp;raquo; ممکن است سر از مباحث کاملاً علمی و جدی درآورده باشند، در این احساس&amp;zwnj;تان با اکثر دانشمندان هم&amp;zwnj;عقیده&amp;zwnj;اید. این دانشمندان به تبعیت از عقاید فیلسوف اتریشی، &amp;laquo;کارل پوپر&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Karl Popper&lt;/span&gt;) می&amp;zwnj;پرسند: &amp;quot;بر فرض هم اگر تعبیر ذهنی، یا جهان&amp;zwnj;های چندگانه صحیح باشد، چطور می&amp;zwnj;شود این موضوع را به اثبات رساند؟&amp;quot; در تعبیر استاندارد، دست&amp;zwnj;کم می&amp;zwnj;توان گفت اگر حسگری می&amp;zwnj;ساختیم که همزمان ماهیت موجی و ذره&amp;zwnj;ای یک الکترون را به ثبت می&amp;zwnj;رسانْد، دیگر این تعبیر (یا دست&amp;zwnj;کم بخشی از این تعبیر) اعتباری نداشت (چراکه طبق تعبیر استاندارد، محال است الکترون را در یک لحظه به شکل موج و ذره ببینیم). در واقع هفت سال پیش، شهریار افشار، استاد فیزیک دانشگاه روئن آمریکا موفق به طراحی چنین آزمایشی در خصوص ماهیت موجی-ذره ای واحدهای سازنده نور - یا فوتون&amp;zwnj;ها - شد. گرچه هنوز بحث و جدل&amp;zwnj;ها بر سر صحت آزمایش افشار ادامه دارد، اما مشخص شده که تعبیر استاندارد، &amp;laquo;بطلان&amp;zwnj;پذیر&amp;raquo;تر از تعابیری مثل تعبیر جهان&amp;zwnj;های چندگانه است. بطلان&amp;zwnj;پذیریْ همان معیار هوشمندانه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست که پوپرْ آن را تضمین&amp;zwnj;گر قوام و جدیت یک نظریه علمی معرفی کرده بود. مثلاً شهرت و اعتبار نظریه نسبیت عام اینشتین، مدیون ده&amp;zwnj;ها آزمایشی&amp;zwnj;ست که در طول یک قرن، از هر سو به سمتش حمله برده&amp;zwnj;اند و با این وجود هنوز هیچ لطمه&amp;zwnj;ای ندیده است. اما شما هیچ آزمایشی را سراغ دارید که بتواند مثلاً صحت تعبیر جهان&amp;zwnj;های چندگانه را ثابت کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تعبیر کیهان&amp;zwnj;شناختی نظریه کوانتوم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سال ١٩٨٣، &amp;laquo;تامس گولد&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Thomas Gold&lt;/span&gt;)، ستاره&amp;zwnj;شناس نام&amp;zwnj;آشنای آمریکایی، کنفرانسی راجع به &amp;laquo;ماهیت علم&amp;raquo; برگزار کرد، که کیهان&amp;zwnj;شناسان و فیزیکدانان بزرگی از جمله &amp;laquo;هرمان بوندی&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Hermann Bondi&lt;/span&gt;)، &amp;laquo;سابرامانیان چاندراسکار&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Subramanian Chandrasekhar&lt;/span&gt; - برنده نوبل ١٩٨٣)، &amp;laquo;ریچارد فاینمن&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Richard Feynman&lt;/span&gt; - برنده نوبل ١٩٦٥)، &amp;laquo;مارتین هارْویت&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Martin Harwit&lt;/span&gt;)، &amp;laquo;راجر پنروز&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Roger Penrose&lt;/span&gt;)، &amp;laquo;فیلیپ موریسون&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Philip Morrison&lt;/span&gt;) و جان ویلر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;John Wheeler&lt;/span&gt;) نیز در آن شرکت داشتند. در آن کنفرانس، دیوید لیزر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;David Layzer&lt;/span&gt;) برای نخستین بار فرضیه&amp;zwnj;ای را مطرح کرد که بعدها سنگ بنای &amp;laquo;تعبیر کیهان&amp;zwnj;شناختی&amp;raquo; نظریه کوانتوم شد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تعبیر هم مثل تعبیر آماری می گوید &amp;quot;نظریه کوانتوم، نظریه&amp;zwnj;ای برای توصیف رفتار یک مجموعه از سیستم&amp;zwnj;های فیزیکی (مثلاً چندین حسگر مشابه) است؛ نه رفتار یک سیستم تنها&amp;quot;. اما لیزر همچون اینشتین نمی&amp;zwnj;گوید &amp;quot;پس نظریه کوانتوم، یک نظریه ناقص است&amp;quot;؛ بلکه می&amp;zwnj;گوید این قوانین آماری هستند که بر کل جهان حکم می&amp;zwnj;کنند، چراکه ما اصلاً &amp;laquo;یک سیستم تنها&amp;raquo; یا اصطلاحاً &amp;laquo;بی&amp;zwnj;در رو&amp;raquo; در جهان پیدا نمی&amp;zwnj;کنیم. از این لحاظ او با فون&amp;zwnj;نیومن هم موافق است که کل جهان هستی تحت سیطره تنها یک تابع موج واحد است. اما لیزر برخلاف او ذهن انسان را هم در زمره این مجموعه می&amp;zwnj;آورد و لذا تمام درها را به روی فروپاشی تابع موج جهان می&amp;zwnj;بندد. به عبارت دیگر، تعبیر کیهان&amp;zwnj;شناختی نظریه کوانتوم رویهمرفته می گوید: &amp;quot;جهان تحت سیطره تنها یک تابع موج پایدار است، که پدیده&amp;zwnj;ها را به صورت آماری توصیف می&amp;zwnj;کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;quot;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر یادتان باشد، تابع موج توپ فوتبال این بود: &amp;quot;توپ به همان جایی رفته که باید احتمالاً رفته باشد&amp;quot;. طبق تعبیر کیهان&amp;zwnj;شناختی نظریه کوانتوم، اگر از تابع موج کل جهان بپرسیم: توپ کجاست؟ به همان شکل خواهد گفت: &amp;quot;توپ به همان جایی رفته که باید احتمالاً رفته باشد&amp;quot;. اگر بخواهیم واضح&amp;zwnj;تر برایمان توضیح بدهد، مثلاً خواهد گفت: &amp;quot;٣٢ درصد احتمال دارد که توپ به &amp;laquo;این&amp;raquo; طرف برود، و ٦٨ درصد هم به &amp;laquo;آن&amp;raquo; طرف&amp;quot;. به نظر شما، اگر تابع موج جهان می&amp;zwnj;گفت &amp;quot;توپ ١٠٠ درصد به &amp;laquo;این&amp;raquo; طرف می&amp;zwnj;رود&amp;quot;، هم هیچ گره&amp;zwnj;ای از کارمان باز می&amp;zwnj;شد؟ البته که خیر؛ چون ما می&amp;zwnj;خواهیم بدانیم &amp;laquo;این&amp;raquo; طرف به چه معناست. تعبیر کیهان&amp;zwnj;شناختی خواهد گفت: به هیچ معنا! چراکه کلماتی مثل &amp;laquo;چپ و راست&amp;raquo; و &amp;laquo;بالا و پایین&amp;raquo;، مثلاً برای فرد فیلمبرداری که صحنه گل را به ما نشان می&amp;zwnj;دهد و همچنین تماشاگران و بازیکنانی که در جای&amp;zwnj;جای استادیوم به توپ خیره شده&amp;zwnj;اند، معانی مختلفی دارد. حال تصور کنید که تابع موج جهان، تمام این زوایا را زیر پوشش خود دارد. پس این تابع موج، هیچ سمت و سویی را نمی&amp;zwnj;تواند &amp;laquo;تشخیص&amp;raquo; بدهد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید در نگاه نخست، این تعبیر، گنگ&amp;zwnj;ترین و بطلان&amp;zwnj;ناپذیرترین تعبیری باشد که تاکنون شنیده&amp;zwnj;اید. اما خوشبختانه یک پیش&amp;zwnj;بینی بزرگ هم دارد: اگر تنها یک تابع موج بر جهان حکم کند و جهان هم فاقد مرز باشد، آنگاه عباراتی مثل &amp;laquo;این طرف&amp;raquo; و &amp;laquo;این&amp;zwnj;جا&amp;raquo; برایش بی&amp;zwnj;معنی&amp;zwnj;اند؛ چراکه این تابع موج، اصلاً قابلیت تشخیص هیچ نقطه یا جهت خاصی از فضا را ندارد. پس ما به هر طرف از جهان که بنگریم و در هر جایش که بایستیم، باید چشم&amp;zwnj;انداز مشابهی ببینیم (درست مثل اینکه مه سنگینی جهان را فراگرفته باشد). کافی&amp;zwnj;ست سرتان را نیم&amp;zwnj;دور بچرخانید تا چنین تعبیری باطل شود. اما پیش از این کار، بهتر است از یک کیهان&amp;zwnj;شناس هم مسأله را جویا شویم؛ چراکه آنها بالغ بر ٨٠ سال است که می&amp;zwnj;گویند: جهان در مقیاس&amp;zwnj;های بزرگ، در همه&amp;zwnj;جا و از همه&amp;zwnj;سو یکسان دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد ...&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش اول: &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/science/2013/01/19/23762&quot;&gt;راز ژرف ماده&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش دوم: &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/science/2013/02/07/24295&quot;&gt;شعبده&amp;zwnj;های زیراتمی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;توضیحات تصاویر:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ - نیلز بور و آلبرت اینشتین، دو تن از بنیانگذاران نظریه کوانتوم در جریان مباحثات معروف بور-اینشتین که محترمانه تا پایان عمر اینشتین ادامه یافت. او معتقد بود که نظریه کوانتوم، نظریه کاملی نیست و باید در آن تجدید نظر شود. اما به اعتقاد نیلز بور، این نظریهْ کامل است و این ماییم که باید از ذهنیت سنتی&amp;zwnj;مان راجع به فیزیک کلاسیک، رویگردان شویم. بعدها مشخص شد که حق با بور بوده است. این عکس را پاول ارنفست (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Paul Ehrenfest&lt;/span&gt;)، فیزیکدان اتریشی (که نقش مهمی را هم در پیشبرد نظریه کوانتوم ایفا کرد)، در خانه خود واقع در شهر لیدن هلند؛ حین مباحثه این دو فیزیکدان بزرگ قرن بیستم گرفته است (مربوط به سال ۱۹۲۵)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ - طرحی از نحوه توجیه آزمایش ذهنی گربه شرودینگر توسط تعبیر جهان&amp;zwnj;های چندگانه نظریه کوانتوم. در این آزمایش، یک منبع رادیواکتیو (که آهنگ واپاشی&amp;zwnj;اش تابع قوانین کوانتومی، و لذا غیرقابل پیش&amp;zwnj;بینی است)، به یک حسگر چکشی متصل شده تا به محض وقوع واپاشی چکش را رها کند. در اینصورت شیشه زهری که روبروی گربه قرار دارد، خواهد شکست و بدین&amp;zwnj;ترتیب گربه خواهد مرد. اما سؤال شرودینگر از نظریه کوانتوم این است که سرنوشت قطعی گربه بعد از گذشت مدتی مشخص چه خواهد بود؟ پاسخ نظریه کوانتوم این است که گربه با احتمالاتی که در طول زمان تغییر می&amp;zwnj;کند، هم مرده است و هم زنده. توجیهی که تعبیر جهان&amp;zwnj;های چندگانه برای این گزاره فراهم آورده می&amp;zwnj;گوید: گربه در یک جهان زنده می&amp;zwnj;ماند و در یک جهان خواهد مرد / منبع: دایره&amp;zwnj;المعارف ویکی&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳ &amp;ndash; جان فون نیومن؛ واضع تعبیر ذهنی نظریه کوانتوم / منبع:&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;LANL&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/science/2013/02/25/24808#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19546">، جان فون نیومن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6063">آلبرت اینشتین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11552">اجسان سنایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19550">اروین شرودینگر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19548">تعبیر آماری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19544">تعبیر کپنهاکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19547">سابرامانیان چاندراسکار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19549">ماکس بورن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19545">نیلز بور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19551">ورنر هایزنبرگ هوگ اورت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19543">گربه شرودینگر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/science">دانش</category>
 <pubDate>Mon, 25 Feb 2013 15:47:35 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24808 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>کشفیات جدیدی در خصوص مغز اینشتین</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/11/19/21830</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/11/19/21830&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مو کاساندی (Mo Costandi)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احسان سنایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ens-1.jpg?1353300998&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مو کاساندی &lt;strong&gt;- &lt;/strong&gt;آلبرت اینشتین را به&amp;zwnj;عنوان یکی از برجسته&amp;zwnj;ترین نوابغ تاریخ می&amp;zwnj;شناسند و لذا طبیعتاً پژوهش&amp;zwnj;گران متعددی هم کنجکاو اطلاع از ساز و کار مغز وی بوده و هستند. تاکنون هیچ تحلیل دقیقی از چند عکسی که بلافاصله بعد از مرگ وی از مغزش گرفته شد، انجام نپذیرفته بود؛ اما حال مشخص شده که این عکس&amp;zwnj;ها حاکی از خصوصیات نامتعارفی هستند که دریچه&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای را رو به مبانی عصب&amp;zwnj;شناختی ِ اندیشه&amp;zwnj;های این نابغه می&amp;zwnj;گشایند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توماس هاروی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Thomas Harvey&lt;/span&gt;) آسیب&amp;zwnj;شناسی بود که در جریان کالبدشکافی اینشتین، جمجه این فیزیکدان را تخلیه کرد و مغزش را به ظرفی حاوی محلول فرمالین انتقال داد. سپس ده&amp;zwnj;ها عکس سیاه و سفید از مغز گرفت و بالاخره آن را به ۲۴۰ قطعه تقسیم کرد؛ از هر قطعه نمونه&amp;zwnj;هایی برداشت و بعد از چسباندن&amp;zwnj;شان روی چندین لام میکروسکوپ، آن&amp;zwnj;ها را برای جمعی از بهترین آسیب&amp;zwnj;شناسان اعصاب ارسال کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتایج کالبدشکافیْ حکایت از این داشت که مغز اینشتین، کوچک&amp;zwnj;تر از حد معمول بوده و پژوهش&amp;zwnj;های بعد از آن هم باقی تغییراتی که معمولاً در پی کهولت سن افراد بروز می&amp;zwnj;کنند را نشان داد؛ اما دیگر تحلیلی بیش از این صورت نپذیرفت. هاروی، قطعات مغز را در شیشه&amp;zwnj;ای پر از فرمالین جا داد و بعد از بسته&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj; ظرف، آن را در یخچال دفترش نگه داشت. چندین دهه بعد، تعدادی پژوهش&amp;zwnj;گر از هارویْ نمونه&amp;zwnj;هایی را خواستند و با تحلیل&amp;zwnj;شان، پی به وجود برخی ویژگی&amp;zwnj;های نامتعارف این مغز بردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ens-2.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 134px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینشتین، ویولنیست ماهری بود، که شاید این را بتوان به بخش تقویت&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای از مغزش نسبت داد که بر رفتار دست چپ نظارت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پژوهشی در سال ۱۹۸۵میلادی نشان داد که به ازای هر سلول عصبی واقع در دو بخش از این مغز، مقادیر قابل توجهی سلول&amp;zwnj;های غیرعصبی، موسوم به &amp;laquo;گلیا&amp;raquo; وجود دارد. پژوهش دیگری که بالغ بر ده سال بعد انجام شد هم نشان داد که قشر آهیانه&amp;zwnj;ای، فاقد یک شکاف و همچنین بخش دیگری موسوم به &amp;laquo;اوپرکولوم&amp;raquo; است. شکاف غایب، احتمالاً ارتباطات عصبی ِ این بخش از مغز، که تصویر می&amp;zwnj;رود مسئول تصویرسازی&amp;zwnj;های حجمی و بصری و مهارت&amp;zwnj;های ریاضیاتی همچون حساب باشد، را تقویت می&amp;zwnj;کرده.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال،انسان&amp;zwnj;شناسی به نام دین فالک (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Dean Falk&lt;/span&gt;)، از دانشگاه ایالتی فلوریدا و همکارانش، دوازده قطعه عکس ِ اصلی ِ هاروی از مغز اینشتین را از موزه ملی بهداشت و درمان آمریکا، واقع در سیلور اسپرینگِ مریلند گرفته&amp;zwnj;اند و الگوهای پیچاپیچ آن را با ۸۵ توصیفی که مجموعاً از این مغزْ صورت گرفته، مقایسه کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکثر عکس&amp;zwnj;ها از زوایای نامتعارفی گرفته شده و نشان از وجود ساختارهایی می&amp;zwnj;دهد که قبلاً در عکس&amp;zwnj;های معروف&amp;zwnj;تر دیده نشده بود. این بررسی، چندی پیش در شماره اخیر نشریه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Brain&lt;/span&gt; انتشار یافت. به&amp;zwnj;گفته فالک، عجیب&amp;zwnj;ترین موردی که دیده شد، &amp;quot;نوع واپیچیدگی، و الگوهای منحنی&amp;zwnj;شکل موجود در قسمت&amp;zwnj;های خاصی از مخ اینشتین&amp;quot;، خصوصاً قشر پیشانی، قشر آهیانه&amp;zwnj;ای و قشر بینایی بود. قشر پیشانی، می&amp;zwnj;توانسته نقش مهمی در القای تفکرات انتزاعی، نظیر آزمایشات ذهنی اینشتین راجع به ماهیت فضا و زمان، از جمله تصور حرکت در راستای یک پرتو ِ نور، ایفا کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فالک و همکارانش همچنین پی به وجود بخش نامتعارفی در قشر حسی-پیکری این مغز برده&amp;zwnj;اند که وظیفه&amp;zwnj;اش دریافت داده&amp;zwnj;های حسی از بدن است. در این بخش از مغز اینشتین، ناحیه&amp;zwnj;ای که به دست چپ ارتباط پیدا می&amp;zwnj;کند، حجم زیادی را به خود اختصاص داده، که پژوهش&amp;zwnj;گران معتقدند این موضوع شاید به استعداد وی در نواختن ویلن هم کمک کرده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;گفته ساندرا وایتلسون (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Sandra Witelson&lt;/span&gt;)، عصب&amp;zwnj;شناس رفتاری دانشگاه مک&amp;zwnj;مَستر کانادا، که قبلاً متوجه شده بود بخش اوپرکولوم از قشر آهیانه&amp;zwnj;ای مغز اینشتین، غایب است؛ بزرگترین دستاورد پژوهش اخیر می&amp;zwnj;تواند القای انگیزه برای پیگیری پژوهش&amp;zwnj;های بیشتر باشد. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;این [پژوهش]، کارکردها و همچنین امکان مکان&amp;zwnj;یابی از طریق عکس&amp;zwnj;ها و اسلایدهای میکروسکوپی مغز اینشتین را مشخص ساخت. این می&amp;zwnj;تواند، شاخصی برای سایر پژوهش&amp;zwnj;ها، به&amp;zwnj;منظور شناخت بهتر مغز او، و در نهایت نحوه تأثیر تفاوت&amp;zwnj;های آناتومیک این مغز [بر نحوه زندگی اینشتین] باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع: &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.nature.com/news/snapshots-explore-einstein-s-unusual-brain-1.11836&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;nature&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;توضیحات تصاویر:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۱ - &lt;/strong&gt;نسخه&amp;zwnj; تازه&amp;zwnj;ای از عکس روبروی هاروی از مغز اینشتین / منبع: &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;NMHM, Silver Spring, MD&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ - اینشتین، ویولنیست ماهری بود، که شاید این را بتوان به بخش تقویت&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای از مغزش نسبت داد که بر رفتار دست چپ نظارت دارد / منبع: &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;AFP/Getty Images&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/11/19/21830#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6063">آلبرت اینشتین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C">احسان سنایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17245">اوپرکولوم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17243">توماس هاروی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17246">دین فالک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17247">ساندرا وایتلسون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17244">فرمالین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16035">قشر آهیانه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17248">کالبدشکافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/science">دانش</category>
 <pubDate>Mon, 19 Nov 2012 04:04:28 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21830 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نگاهی به فراسوی فضا و زمان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/10/29/21217</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/10/29/21217&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ساینس دیلی Science Daily        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احسان سنایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;282&quot; height=&quot;370&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/qnt-1.jpg?1352066145&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;ساینس دیلی - فیزیکدانان، طرح آزمایشی را ارائه کرده&amp;zwnj;اند که مجبورمان می&amp;zwnj;کند از بین دو نظریه نسبیت عام و کوانتوم، یکی را برای توصیف بنیادی&amp;zwnj;ترین رفتارهای جهان&amp;zwnj;مان برگزینیم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این پیشنهاد که توسط جمعی از پژوهش&amp;zwnj;گران سوئیسی، بلژیکی، اسپانیایی و سنگاپوری مطرح شده و در شماره ۲۸ اکتبر نشریه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Nature Physics&lt;/span&gt; انتشار یافته، بر مفهومی متکی&amp;zwnj;ست که فیزیکدانانْ اسم&amp;zwnj;اش را &amp;laquo;نامساوی تأثیر پنهان&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Hidden Influence Inequality&lt;/span&gt;) گذاشته&amp;zwnj;اند. این مفهوم نشان می&amp;zwnj;دهد که چگونه پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;های کوانتومی، به مصاف توصیفات نسبیتی از ماهیت فضا و زمان می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژان-دانیل بانچال (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Jean-Daniel Bancal&lt;/span&gt;) از متخصصین مرکز فناوری&amp;zwnj;های کوانتومی دانشگاه ملی سنگاپور، که سرپرستی این پژوهش را به عهده داشته، اظهار می&amp;zwnj;کند که &amp;quot;می&amp;zwnj;خواستیم ببنیم آیا می&amp;zwnj;شود بدون تغییر دیدگاه&amp;zwnj;مان از وقایعی که به &amp;zwnj;نرمی در پهنه فضا و زمان رخ می&amp;zwnj;دهند، اتفاقات نامتعارفی که [در مقیاس&amp;zwnj;های زیراتمی] دیده&amp;zwnj;ایم را توجیه کرد؟&amp;quot;. و جالب اینجاست که واقعاً احتمال طرح چنین آزمایشی وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فیزیکدانان، از زمان صورت&amp;zwnj;بندی نهایی نظریه کوانتوم در اوایل قرن بیستم تاکنون، همچنان گرفتار پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;های خارق&amp;zwnj;العاده&amp;zwnj;ی این نظریه&amp;zwnj;اند &amp;ndash; مثلاً دو ذره&amp;zwnj;ی &amp;laquo;در&amp;zwnj;هم&amp;zwnj;تنیده&amp;raquo; (که پیش&amp;zwnj;تر در اندرکنش متقابل بوده&amp;zwnj;اند و هم&amp;zwnj;اینک از هم سوا شده&amp;zwnj;اند)، حتی در فواصل دور، همچون یک ذره&amp;zwnj;ی واحد عمل می&amp;zwnj;کنند. فیزیکدانان، نام این پدیده را که برخلاف درک متعارف&amp;zwnj;مان از روابط علت و معلولی&amp;zwnj;ست، &amp;laquo;ناجای&amp;zwnj;گزیدگی&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;non-locality&lt;/span&gt;) گذاشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینشتین، اولین کسی بود که راجع به رفتاری که خودش آن را &amp;laquo;کنش شبح&amp;zwnj;گونه از راه دور&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامید هشدار داد، رفتاری که از پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;های مکانیک کوانتومی حاصل می&amp;zwnj;شد. یعنی اگر مثلاً جهت چرخش یکی از جفت ذرات درهم&amp;zwnj;تنیده را تعیین کنیم، پیش&amp;zwnj;بینی نظریه کوانتوم این خواهد بود که ذره دوم، صرفنظر از هر جهتی که می&amp;zwnj;چرخیده، بلافاصله در خلاف جهتی که برای ذره اول به دست آورده&amp;zwnj;ایم، می&amp;zwnj;چرخد؛ به&amp;zwnj;طوریکه نمی&amp;zwnj;شود گفت این ذرات، از قبل چگونه می&amp;zwnj;چرخیده&amp;zwnj;اند. عقلم سلیم حکم می&amp;zwnj;کند این رفتار، نمی&amp;zwnj;تواند از دو حالت خارج باشد: یا اینکه دو ذره، از اول چنین بوده&amp;zwnj;اند و یا اینکه با به&amp;zwnj;نحوی همدیگر را خبر کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دهه ۱۹۶۰میلادی بود که فیزیکدان ایرلندی، جان بل (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;John Bell&lt;/span&gt;)، اولین آزمایش عملی مبنی بر امکان تبعیت رفتار این ذرات از عقل سلیم را مطرح کرد. آزمایش &amp;laquo;نامساوی بل&amp;raquo;، احتمال اینکه دو ذره از قبل هماهنگ بوده&amp;zwnj;اند را بررسی می&amp;zwnj;کند. اگر محاسبات&amp;zwnj;مان این نامساوی را نقض کنند و نشان از تشابه ویژگی&amp;zwnj;های دو ذره تا پیش از انجام آزمایش بدهند، آن&amp;zwnj;وقت حق با نظریه کوانتوم است: یعنی این دو ذره، در نبود هرگونه &amp;laquo;متغیر پنهان فی&amp;zwnj;مابین&amp;raquo;، بر هم اثر می&amp;zwnj;گذارند. آزمایشات متعددی از دهه ۱۹۸۰ تاکنون، نامساوی&amp;zwnj;های بل را نقض کرده&amp;zwnj;اند. پس انگار حق با نظریه کوانتوم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/qnt-2.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 180px; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جان بل، فیزیکدان ایرلندی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما چنین آزمایشاتی نمی&amp;zwnj;توانند همه امیدمان به ارائه یک توصیف متعارف از نحوه تأثیرگذاری این دو ذره، آن&amp;zwnj;هم بدون نقض اصول نسبیتی را از میان ببرند. به&amp;zwnj; همین واسطه هم پژوهش&amp;zwnj;گران، آزمایشات جدیدی را پیشنهاد کرده&amp;zwnj;اند که می&amp;zwnj;تواند از نقش سیگنال&amp;zwnj;های احتمالی مابین دو ذرهْ پرده بردارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آزمایشات قبلی نشان داده بود که اگر فرضیه&amp;zwnj; سیگنال&amp;zwnj; را بپذیریم، آن&amp;zwnj;وقت سرعت&amp;zwnj; این سیگنال&amp;zwnj;ها چیزی در حدود ۱۰ هزار برابر سرعت نور خواهد شد. برای کسانی&amp;zwnj;که با مفاد نسبیت اینشتین آشنایی دارند و از سد سرعت نور مطلع&amp;zwnj;اند، این یافته&amp;zwnj;ْ زنگ خطر را برایشان به صدا درآورده. ولی فیزیکدانانْ راه فراری از دست سرعت نور مطرح کرده&amp;zwnj;اند: شاید این سیگنال&amp;zwnj;ها صرفاً واجد نوعی &amp;laquo;اثربخشی پنهان فی&amp;zwnj;مابین&amp;raquo; باشند و لذا هیچ اطلاعات به&amp;zwnj;دردبخوری را برای ما به ارمغان نیاورند که در این&amp;zwnj;صورت اصول نسبیت، همچنان برقرار خواهد ماند. این سیگنال&amp;zwnj;ها، تنها درصورتی می&amp;zwnj;توانند از اصول نسبیت تخطی کنند، که بتوانند &amp;laquo;اطلاعات&amp;raquo; را با سرعتی مافوق نور حمل کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما حالْ معلوم شده که این فرضیه، موسوم به &amp;laquo;نامساوی تأثیر پنهان&amp;raquo;، شامل حال پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;های کوانتومی نمی&amp;zwnj;شود. پژوهش&amp;zwnj;گران، چهار ذره&amp;zwnj; درهم&amp;zwnj;تنیده را فرض گرفتند و خواستند ببیند که آیا رفتارهای احتمالاً مشابهی بین&amp;zwnj;شان وجود دارد که بتوان به همین تأثیرات پنهانی نسبت داد یا نه. در این فرض، سرعت تأثیرات، محدود و دلبخواهی فرض گرفته شد. همه این محدودیت&amp;zwnj;ها، به&amp;zwnj;لحاظ تئوری حاکی از این بود که یک موجودیت ۸۰-بُعدی بر حوزه&amp;zwnj; تحت تأثیر این چهار ذرهْ مسلط است! نامساوی&amp;zwnj;هایی که این پژوهش&amp;zwnj;گران درصدد آزمودن&amp;zwnj;شان برآمده&amp;zwnj;اند، در واقع مرز سایه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست که این موجودیت ۸۰ بُعدی بر یک سطح ۴۴-بُعدی می&amp;zwnj;اندازَد. آن&amp;zwnj;ها نشان دادند که طبق پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;های کوانتومی، تعاملات فی&amp;zwnj;مابین ذرات، از این مرز هم می&amp;zwnj;تواند بگذرد و از پیش&amp;zwnj;فرض&amp;zwnj;های&amp;zwnj; آزمایش&amp;zwnj;مان تخطی کند. در این&amp;zwnj;صورت، تأثیرات پنهانی ذرات، آن&amp;zwnj;هم در محیط خارج از این مرز، یا اینکه دیگر نمی&amp;zwnj;تواند &amp;laquo;پنهانی&amp;raquo; باشد، و یا اینکه سرعت جابه&amp;zwnj;جایی&amp;zwnj;شان، بی&amp;zwnj;نهایت خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آنجاکه فیزیکدانانْ هم&amp;zwnj;اکنون توان درهم&amp;zwnj;تنیدن چهار ذره را دارند، احتمال می&amp;zwnj;رود این آزمون را هم بتوان در آینده&amp;zwnj;ای نزدیک عملی کرد (البته دقت دستگاه&amp;zwnj;ها باید به قدری بالا باشد که اختلافات پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;شده را بتوان تشخیص داد). همه&amp;zwnj;چیز، تنها به یک عدد بستگی دارد: در جهانی که پیرو قوانین استاندارد نسبیتی باشد، این عدد از ۷ تجاوز نخواهد کرد؛ اما چنانچه محاسبات&amp;zwnj;مان تا ۷.۳ را نشان دهند، طبیعت، توصیفات کوانتومی را ترجیح می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال اگر این آزمایش، عددی بیش از ۷ را نشان بدهد &amp;ndash; و ماهیت کوانتومی کیهان به اثبات برسد &amp;ndash; معنی&amp;zwnj;اش چه خواهد بود؟ جواب از دو حالت خارج نیست: اول آنکه باید در اصول نسبیت تجدیدنظر کرد و از تأثیرات &amp;laquo;پنهان&amp;raquo; این ذرات، &amp;laquo;پرده برداشت&amp;raquo;؛ که در این&amp;zwnj;صورت عملاً پذیرفته&amp;zwnj;ایم که می&amp;zwnj;توان اطلاعات را با سرعت مافوق نور جابه&amp;zwnj;جا کرد (اما نسبیت یک نظریه فوق&amp;zwnj;العاده موفق است و پژوهش&amp;zwnj;گران به همین سادگی&amp;zwnj;ها در آن شک نمی&amp;zwnj;کنند؛ از این&amp;zwnj;رو چنین احتمالی فوق&amp;zwnj;العاده بعید می&amp;zwnj;نماید). حالت دوم این است که بپذیریم این تأثیرات، با سرعت بی&amp;zwnj;نهایت رد و بدل می&amp;zwnj;شوند &amp;ndash; و یا اقلاً در چارچوب فضا-زمان ما چنین دیده می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این آزمایش، هنوز از پس تشخیص دو حالت مذکور برنمی&amp;zwnj;آید. در هر دو حال، رفتارهای جهان&amp;zwnj;مان اساساً مبتنی بر &amp;laquo;ناجای&amp;zwnj;گزیدگی&amp;raquo; خواهد بود؛ بدین&amp;zwnj;معنا که هر نفطه از هستی، با هر نقطه دیگر، هم&amp;zwnj;زمان مرتبط است. چنین ارتباطاتی، عقل سلیم&amp;zwnj;مان را به چالش می&amp;zwnj;طلبد؛ اما هر چه باشد، بهتر از قبول امکان انتقال اطلاعات با سرعت مافوق نور است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نیکولاس گیسین (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Nicolas Gisin&lt;/span&gt;)، استاد فیزیک دانشگاه ژنو سوئیس و از اعضای این تیم، می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;نتایج تحقیقات&amp;zwnj;مان بر صحت این گمان می&amp;zwnj;افزاید که همبستگی&amp;zwnj;های کوانتومی، ریشه در جایی فراسوی فضا-زمان دارد، به&amp;zwnj;طوریکه هیچ توصیف فضا-زمانی&amp;zwnj;ای قادر به توجیه&amp;zwnj;شان نیست&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع: &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.sciencedaily.com/releases/2012/10/121028142217.htm&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ScienceDaily&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/science/2011/07/02/5145&quot;&gt;انفجاری که ستون&amp;zwnj;ها فیزیک را لرزاند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/science/2009/11/post_74.html&quot;&gt;دنیای پرآشوب کوانتوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;توضیح تصویر:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ - طرحی از ایده &amp;laquo;کنش شبح&amp;zwnj;گونه از راه دور&amp;raquo; دو ذره در&amp;zwnj;هم&amp;zwnj;تنیده / منبع: &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Timothy Yeo / CQT, National University of Singapore&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ - پروفسور جان بل&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/10/29/21217#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16750">John Bell</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6063">آلبرت اینشتین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C">احسان سنایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16746">جان بل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13295">ساینس دیلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3317">فیزیک کوانتوم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16747">نامساوی بل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16749">نامساوی تأثیر پنهان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16748">نظریه نسبت اینشتین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/science">دانش</category>
 <pubDate>Mon, 29 Oct 2012 19:22:23 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21217 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>پنجاه سال «انقلاب»: نگاهی به میراث یک کتاب</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/10/27/21144</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/10/27/21144&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ویژه پنجاهمین سالگرد انتشار کتاب «ساختار انقلاب‌های علمی»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    یان هکینگ (Ian Hacking)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احسان سنایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;243&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khn-1.jpg?1352057461&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;یان هکینگ - &amp;laquo;ساختار&amp;raquo; و &amp;laquo;انقلاب&amp;raquo; در عنوان کتاب &amp;laquo;ساختار انقلاب&amp;zwnj;های علمی&amp;raquo; &amp;nbsp;تامس کوهن (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Thomas Kuhn&lt;/span&gt;)، به&amp;zwnj;خوبی جفت&amp;zwnj;وجور شده&amp;zwnj;اند. او نه&amp;zwnj;تنها به وجود چنین انقلاب&amp;zwnj;هایی عقیده داشت، که ساز و کار مشخصی را هم برای&amp;zwnj;شان قائل بود و محتاطانه چنین ترتیب&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;شان می&amp;zwnj;کرد: &amp;laquo;علم &amp;nbsp;معمولی&amp;raquo; (یا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;normal science&lt;/span&gt; &amp;ndash; که همان کارهای متداول علمی باشد)، همیشه به انضمام یک پاردایم، یا انگیزه&amp;zwnj;ای برای &amp;laquo;حل معما&amp;raquo; برپاست و از رهگذر همین امور معمولی&amp;zwnj;ست که رفته&amp;zwnj;رفته نابهنجاری&amp;zwnj;هایی بروز می&amp;zwnj;کند و با دامن زدن تدریجی به یک بحران علمی و ظهور پارادایمی جدید، یک انقلاب علمی از آن حاصل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;حل معما&amp;raquo;، معمولاً یادآور بازی سودوکو، حل کردن جدول و چیدن پازل است و لذا خوانندگان، امروزه معانی &amp;nbsp;بعضاً ضد و نقیضی را به کلماتی که در ۱۹۶۲ در این کتاب به کار رفته، نسبت می&amp;zwnj;دهند. همانطور که کوهن، خودش در پس&amp;zwnj;گفتار کتاب آورده: &amp;quot;پارادایم، ... جوهره چیزی&amp;zwnj;ست که من اینک آن را بدیع&amp;zwnj;ترین و مهجورمانده&amp;zwnj;ترین جنبه کتابم برمی&amp;zwnj;شمرم&amp;quot;. او در همان صفحه، واژه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;exemplar&lt;/span&gt; (سرمشق) را به عنوانی جانشینی برای پارادایم برمی&amp;zwnj;گزیند و در مقاله دیگری هم اعتراف می&amp;zwnj;کند که دیگر &amp;quot;کنترل این واژه از دست&amp;zwnj;ام در رفته است&amp;quot;. آخرش هم در اواخر عمرْ آن را دور انداخت. اما من امیدوارم که ما، یعنی مخاطبین &amp;nbsp;پنجاه سال بعد کتاب &amp;laquo;ساختار ...&amp;raquo;، می&amp;zwnj;توانیم اهمیت این واژه را مجدداً احیاء کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این&amp;zwnj;صورت، علم &amp;nbsp;معمولی، همیشه وابسته به پارادایمی خواهد بود که معماها و رهیافت&amp;zwnj;های مرتبطی که جامعه علمی برای&amp;zwnj;شان دست و پا کرده را مشروعیت می&amp;zwnj;بخشد. اوضاع تا مدتی به همین منوال پیش خواهد رفت تا این&amp;zwnj;که روش&amp;zwnj;های مشروعیت&amp;zwnj;یافته با این پارادایم، دیگر از پس &amp;nbsp;حل نابهنجاری&amp;zwnj;هایی که بروز کرده برنیایند و لذا بحرانی حاصل شود که فقط با تغییر خط مشی پژوهش&amp;zwnj;ها و ظهور یک پارادایم جدید حل خواهد شد؛ اتفاقی که به &amp;laquo;تغییر پارادایم&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;paradigm-shift&lt;/span&gt;) معروف است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثلاً دو جمله&amp;zwnj;ی تأثیرگذار از قول ولفگانگ پائولی (فیزیکدان برجسته اتریشی)، در کتاب کوهن آمده که وضعیت کلی نظریه کوانتوم را، چندی پیش از انتشار مقاله معروف هایزنبرگ راجع به مکانیک ماتریسی، و چندی پس از آن ترسیم می&amp;zwnj;کند. او در جمله اول اظهار می&amp;zwnj;کند که علم فیزیک در شُرُف واپاشی&amp;zwnj; است و باید در پی کسب و کار دیگری رفت؛ اما چند ماه بعد، راهی تازه گشوده می&amp;zwnj;شود. اغلب دانشمندان همین احساس را داشتند: در اوج بحران بود که جامعه علمی، در مواجهه با چالش&amp;zwnj;های پیش &amp;nbsp;روی پارادایم خودْ احساس گسست می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/khn-2.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 266px; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصویری از جلد ویراست دوم کتاب &amp;laquo;ساختار انقلاب&amp;zwnj;های علمی&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته مفهوم &amp;laquo;ساختار&amp;raquo; کوهن، خیلی شسته&amp;zwnj;رفته و مرتب است و می&amp;zwnj;دانیم که تاریخ اینچنین نیست. اما دقیقاً همین نبوغ او به&amp;zwnj;عنوان یک فیزیکدان بود که راه کشف یک ساختار ساده و روشن&amp;zwnj;گرانه را نشان&amp;zwnj;اش داد؛ یعنی دورنمایی از ساز و کار علم، که مخاطب عامْ آن را به&amp;zwnj;خوبی درمی&amp;zwnj;یافت. ضمناً ایده&amp;zwnj;اش آزمون&amp;zwnj;پذیر هم بود. مورخان علم، خود می&amp;zwnj;دیدند که تحولات تاریخی &amp;nbsp;رشته&amp;zwnj;شان تا چه اندازه با &amp;laquo;ساختار&amp;raquo;های کوهن انطباق دارد. اما متأسفانه بعضی روشنفکران، که به&amp;zwnj;همین&amp;zwnj;واسطه با معنای &amp;laquo;واقعیت&amp;raquo; درافتادند، از این ایده سوءاستفاده کردند. کوهن اصلاً چنین قصدی نداشت. او عاشق واقعیت و جستجوگر حقیقت بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خب بحث&amp;zwnj;مان از &amp;laquo;ساختار&amp;raquo;، اندکی به طول انجامید. در خصوص &amp;laquo;انقلاب&amp;raquo;ها باید گفت که معمولاً اولین چیزی که به ذهن&amp;zwnj;مان خطور می&amp;zwnj;کند، انقلاب&amp;zwnj;های سیاسی&amp;zwnj;ست. همه&amp;zwnj;چیز زیر و رو می&amp;zwnj;شود و نظم سراسر جدیدی بر جهان حکم می&amp;zwnj;رانَد. شاید امانوئل کانت را بتوان نخستین متفکری خواند که چنین ایده&amp;zwnj;ای را به قلمرو علم انتقال داد. او در مقدمه ویراست دوم کتاب &amp;laquo;نقد عقل محض&amp;raquo;، از دو رخداد انقلابی یاد می&amp;zwnj;کند: یکی تحول کارکرد ریاضیات از روش&amp;zwnj;های متعارف بابلی&amp;zwnj;ها و مصری&amp;zwnj;ها به ابزاری برای اثبات از طریق اصول موضوعه، در اندیشه یونانیان؛ و دومی هم ظهور روش تجربی و آزمایشگاه&amp;zwnj;های علمی [در اواسط قرن هجدهم میلادی].&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمانی که کوهن کتابش را می&amp;zwnj;نوشت، انقلاب علمی قرن هفده، برای خودش منزلتی داشت: پیامبرش فرانسیس بیکن بود؛ چراغ راه&amp;zwnj;اش گالیله و خورشید عالم&amp;zwnj;تاب آن هم نیوتن. اما بحث کوهن بر سر &amp;laquo;این&amp;raquo; انقلاب علمی نبود. این رخداد، در مقایسه با انقلاب&amp;zwnj;هایی که کوهن از آن سخن می&amp;zwnj;گفت، اساساً چیز دیگری بود. اصلاً او چندی پیش از نوشتن کتاب &amp;laquo;ساختار ...&amp;raquo;، عنوان &amp;laquo;انقلاب علمی &amp;nbsp;ثانوی&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;second scientific revolution&lt;/span&gt;) را معرفی کرد که در اوایل قرن نوزده میلادی رخ داده بود؛ یعنی هنگامی که رشته&amp;zwnj;های علمیْ جامه ریاضی به خود پوشیدند. گرما، نور، الکتریسیته و مغناطیس، صاحب پارادایم&amp;zwnj;های خاص خودشان شدند: گستره&amp;zwnj;ای از پدیده&amp;zwnj;های ناشناخته، ناگهان به چشم&amp;zwnj;مان آشنا جلوه کردند. اما نه این انقلاب ثانوی و نه آن انقلاب اولی، واجد &amp;laquo;ساختار&amp;raquo;ی که کوهن از آن سخن می&amp;zwnj;گفت، نبودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تامس کوهن چندی پیش از نوشتن کتاب &amp;laquo;ساختار ...&amp;raquo;، عنوان &amp;laquo;انقلاب علمی &amp;nbsp;ثانوی&amp;raquo;&amp;nbsp;را معرفی کرد که در اوایل قرن نوزده میلادی رخ داده بود؛ یعنی هنگامی که رشته&amp;zwnj;های علمیْ جامه ریاضی به خود پوشیدند. گرما، نور، الکتریسیته و مغناطیس، صاحب پارادایم&amp;zwnj;های خاص خودشان شدند: گستره&amp;zwnj;ای از پدیده&amp;zwnj;های ناشناخته، ناگهان به چشم&amp;zwnj;مان آشنا جلوه کردند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نسل پیش از کوهن، در جهانی بالید که میزبان یک انقلاب بنیادی در علم فیزیک بود. نظریات نسبیت خاص و عام اینشتین، ویران&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;تر از تصورمان ظاهر شدند و بعد از آن نوبت به انقلاب کوانتومی رسید. نسبیت و فیزیک کوانتوم، نه&amp;zwnj;تنها بنیادهای علم سنتی، که اساس متافیزیک را هم فروفکندند. کانت اعتقاد داشت که فضای مطلق نیوتونی، و اصل علیت از جمله اصول پیشینی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;a priori&lt;/span&gt;) و بدیهی به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;روند. اما فیزیک ثابت کرد که علت و معلول، صرفاً پدیدارند و این عدم قطعیت است که در اعماق واقعیتْ ریشه دوانده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش از کوهن، کارل پوپر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Karl Popper&lt;/span&gt;) را برجسته&amp;zwnj;ترین چهره فلسفه علم می&amp;zwnj;شناختند. او به عصر انقلاب ثانوی کوانتوم تعلق داشت؛ انقلابی که به &amp;zwnj;وی نشان داد علم از طریق گمانه&amp;zwnj;زنی و تکذیب است که پیش می&amp;zwnj;رود. ما به حدسیات جسورانه&amp;zwnj;ای متوسل که تا حد ممکنْ آزمون&amp;zwnj;پذیر باشند و چندی بعد، ضرورتاً به اشتباه&amp;zwnj;شان پی می&amp;zwnj;بریم. حدسیات&amp;zwnj;مان تکذیب می&amp;zwnj;شوند و به حدس جدیدی نیاز است تا با واقعیات تازه جور درآید. فرضیه&amp;zwnj;ها تنها زمانی &amp;laquo;علمی&amp;raquo; تلقی می&amp;zwnj;شوند، که بطلان&amp;zwnj;پذیر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;falsifiable&lt;/span&gt;) باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تأکید کوهن بر مفهوم انقلاب را می&amp;zwnj;توان به مثابه یک مرحله بعد از پوپر دید. هر دوی&amp;zwnj; آن&amp;zwnj;ها فیزیک را به&amp;zwnj;عنوان مدلی برای کل علم برمی&amp;zwnj;گزیدند و ایده&amp;zwnj;هایشان را در عصر بعد از نسبیت و کوانتوم صورت&amp;zwnj;بندی کردند. امروزه اما علوم، چهره متفاوتی دارند. در سال ۲۰۰۹ بود که یکصد و پنجاهمین سالگرد انتشار کتاب &amp;laquo;منشأ انواع&amp;raquo; داروین را جشن گرفتند. به گمانم اگر از بینندگان آن می&amp;zwnj;پرسیدند که انقلابی&amp;zwnj;ترین اثر تاریخ علم چیست، جواب&amp;zwnj;شان همان &amp;laquo;منشأ انواع&amp;raquo; می&amp;zwnj;بود. پس غیاب انقلاب داروینی در کتاب &amp;laquo;ساختار ...&amp;raquo; کوهن، امروزه محسوس&amp;zwnj;تر است. حالا که علوم زیستی جای فیزیک را گرفته&amp;zwnj;اند، باید دید که انقلاب داروین تا چه اندازه در الگوی کوهن می&amp;zwnj;گنجد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;هر ترتیب، آیا پنجاه سال پیش، انتشارات دانشگاه شیکاگو اصلاً می&amp;zwnj;دانست که یک بمب را در اختیار دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کتاب &amp;laquo;ساختار ...&amp;raquo; ابتدا به&amp;zwnj;عنوان بخشی از &amp;laquo;دایره&amp;zwnj;المعارف بین&amp;zwnj;المللی علم &amp;nbsp;وحدت&amp;zwnj;یافته&amp;raquo;، در قالب پروژه&amp;zwnj;ای توسط فلاسفه حلقه وین منتشر شد. اعضای حلقه، به دنبال قدرت یافتن نازی&amp;zwnj;ها در اروپا، به شیکاگو نقل مکان کرده بودند. کوهن می&amp;zwnj;گفت از لحاظ عقلانی، با فلسفه علم &amp;nbsp;حلقه عجین شده است. در سال&amp;zwnj;های ۱۹۶۲ و ۶۳، &amp;nbsp;۹۱۹ نسخه از کتابش فروش رفت و آمار فروش نسخه ارزان&amp;zwnj;ترش ۴۸۲۵ مورد بود. چندی نگذشت که &amp;laquo;ساختار ...&amp;raquo;، به فهرست کتاب&amp;zwnj;های تأثیرگذار قرن بیستم راه یافت و مهم&amp;zwnj;تر از همه این&amp;zwnj;که: دورنمای علمی که هم&amp;zwnj;اینک از آن بهره&amp;zwnj;مندیم را برای همیشه دگرگون کرد. &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منبع: &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.newscientist.com/article/mg21628875.900-50-years-of-revolutions-a-classic-revisited.html?full=true&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;NewScientist&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانوشت:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یان هکینگ، نویسنده این مقاله، چهره برجسته فلسفه علم، و استاد دانشگاه تورنتوی کاناداست. این نوشتار، بخشی از مقدمه او بر ویراست پنجاه&amp;zwnj;سالگی کتاب &amp;laquo;ساختار انقلاب&amp;zwnj;های علمی&amp;raquo; به قلم تامس کوهن (انتشارات دانشگاه شیکاگو) است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;توضیحات تصاویر:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ - تامس کوهن / منبع: دایره&amp;zwnj;المعارف ویکی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ - تصویری از جلد ویراست دوم کتاب &amp;laquo;ساختار انقلاب&amp;zwnj;های علمی&amp;raquo;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/10/27/21144#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16700">Ian Hacking</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16701">Karl Popper</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16699">Thomas Kuhn</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6063">آلبرت اینشتین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C">احسان سنایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16695">امانوئل کانت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16688">تامس کوهن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16692">حلقه وین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16689">ساختار انقلاب‌های علمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16693">علم معمولی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3253">فرانسیس بیکن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16691">فلسفه علم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16698">نقد عقل محض</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16697">ورنر هایزنبرگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16696">ولفگانگ پائولی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16694">پاردایم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5655">کارل پوپر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16690">یان هکینگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/science">دانش</category>
 <pubDate>Sat, 27 Oct 2012 17:15:53 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21144 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>صدسالگی یک ذهن عالمگیر: آلن تورینگ</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/03/03/11618</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/03/03/11618&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     تانگوی چوارد (Tanguy Chouard) و بری کوپر (Barry Copper)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احسان سنایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;290&quot; height=&quot;262&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/trng-1.jpg?1330800914&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;تانگوی چوارد و&amp;nbsp;بری کوپر&amp;nbsp;ـ&lt;/span&gt;&amp;nbsp;تقدیر این بوده است که آلن ماتیسون تورینگ (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Alan Mathison Turing&lt;/span&gt;)، از روز تولدش- در بیست و سوم ژوئیه ۱۹۱۲- تا لحظه مرگ، همیشه با تنهایی، سوء تفاهم و آزار اطرافیان همراه باشد، اما نشریه علمی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Nature&lt;/span&gt;، با ورود به یکصدمین سال تولدش، او را به&amp;zwnj;عنوان یکی از برجسته&amp;zwnj;ترین متفکران تمام دوران&amp;zwnj;ها ستایش کرده و طی سلسله&amp;zwnj;مقالات ویژه&amp;zwnj;ای، ما را به ملاقات با ده&amp;zwnj;ها دستاورد بزرگ وی حین اشتغال به فعالیت&amp;zwnj;های فراوانش برده است، از رمزگشایی پیغام&amp;zwnj;ها در زمان جنگ جهانی دوم و بنیانگذاری علوم رایانه&amp;zwnj;ای گرفته تا علایق نه&amp;zwnj;چندان آشناترش به گیاه&amp;zwnj;شناسی، بررسی شبکه اعصاب، اختراع ماشین&amp;zwnj;های نابه&amp;zwnj;سامان، فیزیک کوانتوم و البته ارواح.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرکسی تورینگ را طور دیگری می&amp;zwnj;بیند. شاید عجیب باشد اگر یک زیست&amp;zwnj;شناس مولکولی بگوید که مهم&amp;zwnj;ترین کار علمی تورینگ، انتشار مقاله سال ۱۹۳۶ او در خصوص &amp;quot;ماشین تورینگ&amp;quot; است که پیوند محکمی با درک نحوه عملکرد سلول&amp;zwnj;های حاوی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;DNA&lt;/span&gt; دارد. یک بیوفیزیکدان از طرفی شاید تلاش&amp;zwnj;های تورینگ را در سال ۱۹۵۲ روی تولید الگوهای زیستی و انجام نخستین شبیه&amp;zwnj;سازی سیستم&amp;zwnj;های دینامیک غیر خطی مورد توجه قرار دهد؛ اما تورینگ، در پس همه این دستاوردها هدفی جز احیای روح کریستوفر مارکوم (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Christopher Morcom&lt;/span&gt;)- احتمالاً از طریق یک نرم&amp;zwnj;افزار رایانه&amp;zwnj;ای- نداشت. او تنها دوست واقعی&amp;zwnj;اش بود که در ایام نوجوانی&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان، ناگهان از دنیا رفت. تورینگ می&amp;zwnj;گفت می&amp;zwnj;خواهم یک مغز بسازم. همین حرف را الکتروفیزیولوژیستی به نام هنری مارکرام (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Henry Markram&lt;/span&gt;) هم گفته است، اما هنوز بحث و جدل&amp;zwnj;های فراوانی راجع به امکان تولید نوعی از هوش مصنوعی که صادقانه مثل شبکه اعصاب مغز انسان عمل کند و یا دست&amp;zwnj;کم رقیب مغز باشد، ادامه دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حتی زمانی که تورینگ، سرش گرم رمزگشایی از پیغام&amp;zwnj;ها در زمان جنگ جهانی دوم و اجرای فاز عملیاتی ساخت رایانه چندمنظوره&amp;zwnj;اش بود، خوب این را می&amp;zwnj;دانست که در سال ۱۹۳۶ موفق به کشف چیز مهم&amp;zwnj;تری شده است: جهان حساب&amp;zwnj;ناپذیر. فیزیک معاصر هنوز خود را درگیر پیامدهای چنین کشف بزرگی نکرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;معلوم است که کسی با ذکاوت و بازیگوشی تورینگ که بی&amp;zwnj;محابا وارد هر رشته&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;شد که ابزارآلاتش او را درگیر خود می&amp;zwnj;کردند، جهان&amp;zwnj;بینی تازه&amp;zwnj;ای را بنیان نهاد که پای اصول علم متعارف- از قبیل واقعیت فیزیکی و علیت نیوتونی- را به ورطه&amp;zwnj;های ژرفی کشاند. در نوشتاری از بری کوپر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Barry Copper&lt;/span&gt;) که در ادامه خواهید خواند، نگاهی به جهان حساب&amp;zwnj;ناپذیر تورینگ و امکان زایش جهان&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;های نوظهور علمی می&amp;zwnj;اندازیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;واقعیت حساب&amp;zwnj;ناپذیر &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بری کوپر&lt;/b&gt;: آلن تورینگ در مقاله معروف خود به سال ۱۹۳۶، محدودیت&amp;zwnj;هایی را پیش پای امور محاسباتی قرار داد. در ماشین&amp;zwnj;های تورینگ که او موفق به پیاده&amp;zwnj;سازی الگوریتم&amp;zwnj;های متناهی در آن&amp;zwnj;ها شده بود، داده&amp;zwnj;ها به شکل اعداد حقیقی کدگذاری می&amp;zwnj;شدند و هرچند که جبری عمل می&amp;zwnj;کردند، اما برخی نتایج نامتعارف به دست می&amp;zwnj;دادند. می&amp;zwnj;توان ماشین جهان&amp;zwnj;شمولی ساخت که پیرو هر نوع دیگری از ماشین&amp;zwnj;های تورینگ باشد، اما برای تمامی سؤالات&amp;zwnj;تان پاسخ منطقی نخواهد داشت: مثلاً نمی&amp;zwnj;توانید پیش&amp;zwnj;بینی کنید او یک عدد مشخص به دست خواهد داد، یا یک سری از اعداد. جالب اینجاست که پای جهان&amp;zwnj;بینی نیوتونی ما در علم فیزیک هم دقیقاً همان زمانی می&amp;zwnj;لنگد که نگرش منطقی و محاسبه&amp;zwnj;پذیر ریاضی متوقف می&amp;zwnj;شود. معضلات تأمل&amp;zwnj;برانگیز فیزیک کلاسیک از قبیل مسیر غیرقابل پیش&amp;zwnj;بینی سه جسم حین برخورد به یکدیگر، احتمالاً مربوط به همین حساب&amp;zwnj;ناپذیری می&amp;zwnj;شود. نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین، جهان حساب&amp;zwnj;پذیر تازه&amp;zwnj;ای با مهمانانی شگفت&amp;zwnj;انگیز از قبیل سیاهچاله&amp;zwnj;های چرخنده معرفی کرد. مکانیک کوانتومی هم به ما گفت که محاسبات، ذاتاً نامعین هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مفهوم حساب&amp;zwnj;پذیری، مفهوم بنیادینی در علم مدرن، از گرانش کوانتومی گرفته تا هوش مصنوعی به شمار می&amp;zwnj;رود. این مفهوم حتی به جهان روزمره&amp;zwnj;مان که در آن تشخیص معضلاتی که تعیین یک جواب قطعی برایشان صرفاً &amp;quot;دشوار&amp;quot; است با معضلاتی که به کمک هیچ ماشینی هم نمی&amp;zwnj;توان به حل&amp;zwnj;شان پرداخت، ارتباط پیدا می&amp;zwnj;کند. حساب&amp;zwnj;ناپذیری می&amp;zwnj;تواند علم اقتصاد را هم به زحمت بیاندازد، چراکه عدم امکان کنترل بازارهای پرهرج و مرج، می&amp;zwnj;تواند تبعات ویرانگری به بار آورد. در واقع همین سرحدات منطقی، مانع از دسترسی&amp;zwnj;مان به نگرشی جامع از نقش حساب&amp;zwnj;ناپذیری در جهان روزمره می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پدیده&amp;zwnj;های شکوفنده&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تورینگ علاقه وافری به وجه ریاضیاتی عمل محاسبه و همچنین پیاده&amp;zwnj;سازی آن در جهان مادی- که میزبان ریاضیات است- داشت. همین، پس&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;ای بود که تمام کارهایش را به هم ارتباط می&amp;zwnj;داد، از ماشین&amp;zwnj;ها گرفته تا مغز انسان و پدیده مورفوجنسیس (به معنای قابلیت زیست&amp;zwnj;شناختی یک موجود زنده در پروراندن شکل ظاهری خود). هرچند که ریاضیدانان و مهندسین نرم&amp;zwnj;افزار فراوانی شاید این موضوع را چیز بی&amp;zwnj;ربطی بدانند، اما همگرایی، کلید توصیف جهان فیزیکی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثلاً فرآیند تلاطم را فرض بگیرید: رودخانه&amp;zwnj;ای که با ریزش باران&amp;zwnj;های سیل&amp;zwnj;آسا طغیان می&amp;zwnj;کند، گه&amp;zwnj;گاه به شکل&amp;zwnj;های شگفت&amp;zwnj;انگیزی درمی&amp;zwnj;آید که ما با توجه به دینامیک حاکم بر جریانات آبی، انتظار وقوع&amp;zwnj;شان را نداشتیم. دلیل این پدیده را بایستی در وابستگی وقایع به هم دانست: ارتباطات غیر مکانی، بر حرکت آب تأثیر می&amp;zwnj;گذارد. تلاطم و دیگر پدید&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;های &amp;quot;شکوفنده&amp;quot; غیر خطی را نمی&amp;zwnj;توان با یک ماشین تورینگ محاسبه کرد. راه&amp;zwnj;راه&amp;zwnj;های نقش&amp;zwnj;بسته بر پوست گور خرها و قیافه ماهیان گرمسیری که تورینگ در معادلات دیفرانسیل خود در خلال سال&amp;zwnj;های ۱۹۵۲ تا ۵۴ راجع به پدیده مورفوجنسیس توصیف کرده بود هم به&amp;zwnj;همین&amp;zwnj;شکل ایجاد می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این وجود، حتی در سیستم&amp;zwnj;های غیر خطی هم این رفتار فرامحاسباتی و پیچیده، یک پدیده عِلی محسوب می&amp;zwnj;شود؛ یعنی یک پدیده، علت وقوع پدیده&amp;zwnj;ای دیگر است. لذا می&amp;zwnj;توان توصیفات معینی از جهان کوانتومی گرفته تا جهان ماکروسکوپیک را به کار بست، اما مدل&amp;zwnj;سازی از چگونگی تحول پدیده&amp;zwnj;های پیچیده&amp;zwnj;تر، به هر روشی جز از طریق یک نگرش جامع&amp;zwnj;نگرانه، کار دشواری است. سر و کله این معضلات، در کلیه مدل&amp;zwnj;سازی&amp;zwnj;هایمان از جهان طبیعی پیدا می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جهان هستی هم مثل یک رودخانه متلاطم است و رفتارش تحت سیطره تمام ارتباطات موجود، در همه مقیاس&amp;zwnj;هاست. جهان، حاوی اَشکال فراوانی از ظهور علیت است که با استحاله&amp;zwnj;های فازی از یک سطح به سطح دیگر، به هم ارتباط پیدا می&amp;zwnj;کنند. علم امروز و زیربنای مکانیکی آن، که به واسطه قوانین ثابت و تغییرناپذیرش تعامل خوبی با هم دارند، در مقیاس&amp;zwnj;های کوانتومی زبان هم را نمی&amp;zwnj;فهمند. پدیده&amp;zwnj;های زیست&amp;zwnj;شناختی هم از جهان کوانتومی شکفته می&amp;zwnj;شوند، اما محاسبه چنین فرآیندی، از سطح کوانتومی ممکن نیست. ما جزئی از یک کل اندام&amp;zwnj;مندیم؛ جزئیاتش زیادند، اما همگی&amp;zwnj;شان به هم ارتباط پیدا می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سرتاسر این مرزبندی&amp;zwnj;ها، روابط پیچیده&amp;zwnj;تر را می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود از طریق روابط ساده&amp;zwnj;تر توضیح داد، اما با نگاه انداختن از روابط ساده به پیچیده، نمی&amp;zwnj;توان دست به تعیین مسیر علیت زد. مثلاً اصل عدم قطعیت، مانع از ارائه یک توصیف کامل از وضعیت یک ذره در لحظه&amp;zwnj;ای خاص می&amp;zwnj;شود. برای ارائه هر توصیفی، بایستی دست به انجام محاسبه زد، اما ما قادر به انجام محاسبه در چنین محیطی نیستیم. در جهان تورینگ، توصیف واقعیت، همواره برای انجام یک پیش&amp;zwnj;بینی محاسبه&amp;zwnj;پذیر، کفایت نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبیعت، روش&amp;zwnj;های محاسباتی تازه&amp;zwnj;ای را، از مقیاس&amp;zwnj;های کیهانی گرفته تا مغز انسان در اختیارمان می&amp;zwnj;نهد. تورینگ، درصدد احداث یک منطق سلسله&amp;zwnj;مراتبی برای فهم بهتر محاسبات، از طریق جهش&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;واسطه و غیر قابل پیش&amp;zwnj;بینی بود. پژوهشگرانی که امروزه با ماشین&amp;zwnj;های هوشمند سر و کار دارند، امکانات امیدوارکننده&amp;zwnj;ای را در این روش می&amp;zwnj;بینند، اما معضلات فعلی موجود در نظارت بر رفتارهای پیچیده&amp;zwnj;تر، هنوز چالش&amp;zwnj;های بزرگی را در مسیر اجرای چنین رهیافتی پیش کشیده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به سوی همگرایی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میلیون&amp;zwnj;ها سال طول کشیده تا طبیعت، مغز بشر را به وجود آورد. حال، ما بایستی در نادانی وابسته بودن&amp;zwnj;مان به فرآیندهای کاملاً الگوریتمی زندگی کنیم. ما نیازمند وحدت بخشیدن به رهیافت&amp;zwnj;های تجربی بیشتر در فرآیندهای محاسباتی و توجه تازه&amp;zwnj;تر به محاسبات همگرایانه هستیم؛ کمااینکه در مقالات علمی مربوط به اواخر عمر تورینگ، در دهه پنجاه میلادی راجع به هوش مصنوعی و پدیده مورفوجنسیس هم پیش&amp;zwnj;بینی شده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پل&amp;zwnj;هایی که بین ریاضیدانان و فیزیکدانان زده می&amp;zwnj;شود اهمیت دارد، به شرطی که واقعاً این پل&amp;zwnj;ها را بزنیم. مدت&amp;zwnj;ها از آن روزهایی گذشته که کورت گودل (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Kurt G&amp;ouml;del&lt;/span&gt;) و آلبرت اینشتین در تالارهای دانشگاه پرینستون به صحبت با هم مشغول بودند. ریاضیدانان می&amp;zwnj;توانند مدل تورینگ را راجع به ساختارهای علیتی در دستور کار خود قرار بدهند. این کار به فیزیکدانان نیز در کشف توصیفات بهتری از جهان هستی کمک خواهد کرد و تعبیر جهان&amp;zwnj;های موازی و فرضیه&amp;zwnj;های ابرجهانی را به دور خواهد ریخت و قسمت&amp;zwnj;های قراردادیِ مدل استاندارد ذرات بنیادی را هم تثبیت می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سامسون آبرامسکی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Samson Abramsky&lt;/span&gt;)، دانشمند علوم رایانه&amp;zwnj;ای دانشگاه آکسفورد، اخیراً پرسیده بود: &amp;quot;چرا دست به محاسبه می&amp;zwnj;&amp;zwnj;زنیم؟&amp;quot; فرآیند محاسبه&amp;zwnj;ای که تورینگ تعریف کرده، به خودیِ خود دست به &amp;quot;تولید&amp;quot; نتایجی نمی&amp;zwnj;زند که در اطلاعات اولیه&amp;zwnj;مان حضور ندارند. پس آیا این &amp;quot;اطلاعات&amp;quot; است که در فرآیند محاسبه تولید می&amp;zwnj;شود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر جهان را با چشمان جدیدی بنگریم و به محاسبات&amp;zwnj;مان اجازه بیان کامل بدهیم، شاید به نتایج حیرت&amp;zwnj;انگیزی برسیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;منبع: &lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;a href=&quot;http://www.nature.com/news/turing-at-100-legacy-of-a-universal-mind-1.10065&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;nature&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانوشت:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بری کوپر (نویسنده مقاله حاضر)، استاد دانشکده ریاضیات دانشگاه لیدز انگلستان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;توضیح تصویر:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخشی از طرح &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Andy Potts&lt;/span&gt; برای مجله &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;nature&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/science/2012/03/03/11618#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6063">آلبرت اینشتین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10067">آلن ماتیسون تورینگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C">احسان سنایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10068">بری کوپر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10069">تانگوی چوارد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10070">سامسون آبرامسکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10065">هنری مارکرام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10066">کریستوفر مارکوم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10064">کورت گودل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/science">دانش</category>
 <pubDate>Sat, 03 Mar 2012 18:55:14 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">11618 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ذره‌ای سریع‌تر از سرعت نور؟ 	</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/science/2011/09/24/7170</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/science/2011/09/24/7170&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کر تان (Ker Than)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احسان سنایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;271&quot; height=&quot;180&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nut-1.jpg?1316880824&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کر تان (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ker Than&lt;/span&gt;)&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;به&amp;zwnj;گفته دانشمندان، ذراتی موسوم به نوترینو- که به ارواح دنیای ذرات &lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/science/2009/11/post_72.html&quot;&gt;زیراتمی&lt;/a&gt; مشهورند توانسته&amp;zwnj;اند حرکتی سریع&amp;zwnj;تر از سرعت نور را به نمایش بگذارند. اگر این مشاهدات از در تأیید درآید، آنگاه این یافته یکی از اصلی&amp;zwnj;ترین قوانین فیزیک را که توسط &amp;quot;آلبرت اینشتین&amp;quot;، حدود یک&amp;zwnj;صد سال پیش پی&amp;zwnj;ریزی شده بود را نقض خواهد کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اکثر نظریه&amp;zwnj;پردازان بر این باورند که هیچ چیزی نمی&amp;zwnj;تواند از نور سبقت بگیرد. پس اگر این یافته حقیقت داشته باشد، ستون&amp;zwnj;های فیزیک را به لرزه درخواهد آورد.&amp;quot; این را استفان پارک (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Stephan Parke&lt;/span&gt;)، سرپرست دپارتمان فیزیک نظری پژوهشگاه آمریکایی فرمی&amp;zwnj;لب در نزدیکی شیکاگو می&amp;zwnj;گوید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثلاً مقالات &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/science/2010/07/post_183.html&quot;&gt;پروتون ریزتر است؟&lt;/a&gt;&amp;quot; یا &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/science/2011/07/02/5145&quot;&gt;انفجاری که ستون&amp;zwnj;های فیزیک را لرزاند&lt;/a&gt;&amp;quot; را بخوانید. وجود ذرات سریع&amp;zwnj;تر از سرعت نور ضربه مهلکی را به نظریات علمی مرتبط با روابط علت و معلولی خواهد زد. پارک در این&amp;zwnj; زمینه می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;اگر چیزی سریع&amp;zwnj;تر از سرعت نور حرکت کند، آنگاه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;A&lt;/span&gt; می&amp;zwnj;تواند &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;B&lt;/span&gt; را سبب شود، اما &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;B&lt;/span&gt; هم می&amp;zwnj;تواند &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;A&lt;/span&gt; را موجب شده باشد. اگر اینطور شود، آنگاه مفهوم علیت دچار ابهام خواهد شد و مشکلاتی فراوانی را پیش خواهد کشید.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیئت علمی &amp;quot;پروژه نوسان&amp;zwnj;سنجی از طریق دستگاه تعقیب امولسیون&amp;quot; یا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;OPERA&lt;/span&gt;، وابسته به سازمان تحقیقات هسته&amp;zwnj;ای اروپا (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;CERN&lt;/span&gt;)، در پیش&amp;zwnj;نویس مقاله&amp;zwnj;ای که هفته گذشته در وب&amp;zwnj;سایت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;arXiv&lt;/span&gt; منتشر شد، به شرح نحوه تشخیص این نوترینوی نامتعارف پرداخته&amp;zwnj;اند. این تیم، نوترینوها را از شتاب&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ای در نزدیکی شهر ژنو سوئیس شلیک کردند و به محاسبه مدت&amp;zwnj;زمان رسیدن&amp;zwnj;شان تا شتاب&amp;zwnj;دهنده دیگری در منطقه &amp;quot;گران ساسو&amp;quot;ی ایتالیا، در فاصله 724 کیلومتری از شهر ژنو پرداختند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوترینوها، ذرات زیراتمی کوچکی با جرم تقریباً صفر هستند که چنان از فواصل مابین اتم&amp;zwnj;های سازنده یک سیاره می&amp;zwnj;گذرند که گویی سیاره&amp;zwnj;ای اصلاً در مسیرشان وجود نداشته است. با وجود فقدان تقریبی جرم، این ذرات با سرعتی &amp;quot;نزدیک&amp;quot; به سرعت نور حرکت می&amp;zwnj;کنند که در حدود 299 هزار و 338 کیلومتر بر ثانیه است، اما تیم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;OPERA&lt;/span&gt;، با کمال شگفتی، لحظه رسیدن نوترینوها به شتاب&amp;zwnj;دهنده مقصد را 60 نانوثانیه زودتر از مقدار پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;شده تشخیص داد. یک نانوثانیه شاید عدد چندان قابل توجهی نباشد، اما به&amp;zwnj;گفته پارک که در این تیم حضور نداشته، تأثیرات چنین اختلافی فوق&amp;zwnj;العاده چشمگیر است. این سرعت اضافی بدین&amp;zwnj;معناست که طی یک بازه ثابت زمانی و در مسافتی یک&amp;zwnj;هزار کیلومتری، این نوترینوها 20 متر از مقدار متعارف&amp;zwnj;شان بیشتر جابه&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;گفته پارک، اگر این یافته به تأیید قطعی برسد، نتایجی انقلابی در پی خواهد داشت، هرچند که خودش شک دارد این محاسبات اگر دقیق&amp;zwnj; و دقیق&amp;zwnj;تر صورت بگیرند، بازهم همین نتایج تکرار شود. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;اگر قمارباز بودم، حتماً روی این مسئله شرط می&amp;zwnj;بستم. هرکسی که خبر این یافته را بشنود، پاسخش این خواهد بود که احتمالاً این حقیقت ندارد و باید حتماً اشتباهی در کار بوده باشد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا مشکل از ابزارآلات بوده است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پارک، تنها فیزیکدان شکاک به این قضیه نیست. فیزیکدانان فراوانی مدعی&amp;zwnj;اند که شواهد تیم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;OPERA&lt;/span&gt;، یا ناشی از اشکالات محاسباتی&amp;zwnj;اند و یا خطاهای ابزاری. به&amp;zwnj;گفته لوئی استریگاری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Louis Strigari&lt;/span&gt;)، از فیزیکدانان دانشگاه استنفورد، این نخستین باری نبوده است و نخواهد بود که چنین اشتباهاتی رخ می&amp;zwnj;دهد. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;چندین مورد بوده که هرچند آزمایشات هیچ عیب و نقصی نداشته&amp;zwnj;اند، اما چندان توجه درخوری به تجهیزات دخیل در آزمایش نشده بود. فقط این مشکل وقتی مشخص می&amp;zwnj;شود که با کسب داده&amp;zwnj;های فزاینده، بیشتر می&amp;zwnj;آموزید و اشراف بهتری به تجهیزات پیدا می&amp;zwnj;کنید.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما حتی تیم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;OPERA&lt;/span&gt; هم نسبت به نتایج آزمایش مزبور جانب احتیاط را گرفته و از سایر پژوهشگران جهان نیز خواسته تا آزمایش نوترینو را خودشان تکرار کنند. آنتونیو اردیتاتو (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Antonio Ereditato&lt;/span&gt;) از اعضای تیم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;OPERA&lt;/span&gt;، به بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی گفت: &amp;quot;فقط از همه می&amp;zwnj;خواهیم تا به درک بهتر نتایج نامتعارف&amp;zwnj;مان کمک کنند؛ چراکه واقعاً نامتعارف است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیوید گولدبرگ (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Dave Goldberg&lt;/span&gt;)، اخترفیزیکدانی از دانشگاه درکسل پنسیلوانیا می&amp;zwnj;گوید اگر این نوترینوها واقعاً وجود داشته باشند، تا به&amp;zwnj;حال می&amp;zwnj;بایستی در طبیعت مشاهده شده باشند. مثلاً در سال 1987، آشکارسازهایی که روی زمین مستقر بوده&amp;zwnj;اند، نوترینوها و فوتون&amp;zwnj;های ناشی از یک انفجار ستاره&amp;zwnj;ای را به ثبت رساندند. هر دو دسته از این ذرات، حدوداً همزمان به سیاره ما رسیدند. طبق محاسبات گلدبرگ، اگر نوترینوها به&amp;zwnj;میزان مشخص&amp;zwnj;شده در آزمایش تیم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;OPERA&lt;/span&gt;، کمی سریع&amp;zwnj;تر از نور حرکت می&amp;zwnj;کردند، می&amp;zwnj;بایستی آن&amp;zwnj;ها را در سال 1984- یعنی سه سال قبل از تشخیص فوتون&amp;zwnj;ها- تشخیص داد. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;امکانش هست، اما بعید است آشکارسازهایی که در آن زمان بر زمین مستقر بوده&amp;zwnj;اند، چنین خیز واضحی را در فراوانی نوترینوهای کیهانی تشخیص نداده باشند.&amp;quot; او قبول دارد که نوترینوهای ناشی از این انفجار، انرژی کمتری نسبت به نوترینوهای آزمایش&amp;zwnj;شده دارند و لذا آهسته&amp;zwnj;تر حرکت می&amp;zwnj;کنند، اما وی&amp;zwnj; می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;حتی با فرض بر اینکه حرف اینشتین صحیح بوده باشد، هر دو نوع از این نوترینوها با سرعتی در حدود 999999999/99 سرعت نور حرکت می&amp;zwnj;کنند. به عبارت دیگر از نقطه&amp;zwnj;نظر محاسبات زمینی، آن&amp;zwnj;ها با سرعت&amp;zwnj;های اساساً یکسانی حرکت می&amp;zwnj;کنند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نسبیت به حقیقت نزدیک است&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;گفته استریگاری، حتی هم اگر نتایج آزمایش تیم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;OPERA&lt;/span&gt; توسط دیگر فیزیکدانان مورد تأیید قرار گیرد، هرگز توان ابطال نظریات نسبیت عام و خاص اینشتین را پیدا نخواهد کرد. این نظریات، همچنان دایره&amp;zwnj;ای وسیع از پدیده&amp;zwnj;های دیده شده در جهان هستی را به&amp;zwnj;درستی توصیف می&amp;zwnj;کنند. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;به گمانم مدت&amp;zwnj;هاست مشخص شده که نظریات فعلی هنوز پاسخگوی تمامی پرسش&amp;zwnj;ها نیستند. اگر این مشاهدات مورد تأیید قرار گیرد، آنگاه احتمالاً مدرک مهمی برای ضرورت بازبینی این نظریات به دست خواهد آمد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گلدبرگ هم قبول دارد که فیزیکدانان به این زودی&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توانند نظریات اینشتین را فراموش کنند. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;حتی هم اگر نسبیت عام، اشتباه از آب در بیاید، باز هنوز هم فوق&amp;zwnj;العاده به حقیقت نزدیک است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;منبع: &lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;a href=&quot;http://news.nationalgeographic.com/news/2011/09/110923-neutrinos-speed-of-light-particles-cern-physics-einstein-science/&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;National Geographic&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;توضیح تصویر:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;کارگران، مشغول ساخت تفنگ نوترینویی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;CERN&lt;/span&gt; در سال 2005 / منبع: &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Maximilien Brice, CERN&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/science/2011/09/24/7170#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6064">OPERA</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6063">آلبرت اینشتین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C">احسان سنایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6066">نظریات نسبیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6065">نوترینوها</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5497">کر تان (Ker Than)</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/science">دانش</category>
 <pubDate>Sat, 24 Sep 2011 16:07:32 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7170 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>