<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5832/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>مرغ و خورش آلو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5832/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>«مرغ و خورش آلو» با سس اضافه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/09/16/6953</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/09/16/6953&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بررسی فیلم‌های ایرانی در سی‌و ششمین جشنواره فیلم تورنتو، مرغ و خورش آلو ساخته مرجان ساتراپی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد عبدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tiffsata01.jpg?1316157805&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بخش فرهنگ زمانه- جشنواره فیلم تورنتو (tiff) یک جشنواره سینمایی است که از سال ۱۹۷۶ تاکنون، هر سال به مدت ۱۰ روز در تورنتو، در برج فستیوال که به نام بل لایت&amp;zwnj;باکس (Bell Lightbox) شهرت دارد، برگزار می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;این جشنواره چه از نظر شکوه ظاهری و چه از نظر اعتبار سینمایی نمی&amp;zwnj;تواند با جشنواره&amp;zwnj;های اروپایی رقابت کند. اما به دلیل حضور انجمن بین&amp;zwnj;المللی تهیه&amp;zwnj;کنندگان فیلم در آن، از نظر اقتصاد فیلم اهمیت دارد. سی و ششمین جشنواره فیلم تورنتو در سال ۲۰۱۱ میزبان&amp;nbsp;پنج فیلم ایرانی&amp;zwnj;ست. &amp;laquo;مرغ و خورش آلو&amp;raquo; از مرجان ساتراپی، &amp;laquo;این یک فیلم نیست&amp;raquo; ساخته مجتبا میرطهماسب، &amp;laquo;به امید دیدار&amp;raquo; از محمد رسول&amp;zwnj;اف، &amp;laquo;جدایی نادر از سیمین&amp;raquo; ساخته اصغر فرهادی و کات از امیر نادری. همه این فیلم&amp;zwnj;ها به استثنای فیلم امیر نادری&amp;nbsp;پیش از این در جشنواره&amp;zwnj;های معتبر اروپایی به نمایش درآمده بودند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جشنواره فیلم تورنتو، یکشنبه ۲۷ شهریور (۱۸سپتامبر) به پایان می&amp;zwnj;رسد. به این مناسبت در طی سه روز نگاهی داریم به پنج فیلم ایرانی که در سی و ششمین جشنواره فیلم تورنتو به نمایش درآمدند. نگاه محمد عبدی به &amp;laquo;مرغ و خورش آلو&amp;raquo; ساخته مرجان ساتراپی را می&amp;zwnj;خوانیم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;محمد عبدی&lt;/strong&gt; - &amp;laquo;مرغ و خورش آلو&amp;raquo;، تجربه تازه مرجان ساتراپی (با همکاری ونسان پارانو)، ادامه&amp;zwnj;ای است بر جهان &amp;laquo;پرسپولیس&amp;raquo; که این&amp;zwnj;بار می&amp;zwnj;خواهد در دنیای واقعی- و نه انیمیشن و کتاب مصور-&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان تم&amp;zwnj;ها و جهان قصه&amp;zwnj;گوی فانتزی را دنبال کند؛ اما در ارائه این جهان به قدر فیلم دیدنی و صادقانه پرسپولیس- یا کتاب&amp;zwnj;های مصور جذابش- موفق نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم قصه ویولون&amp;zwnj;نوازی به نام &amp;laquo;ناصر علی&amp;raquo; را بازمی&amp;zwnj;گوید که روزی همسرش ویولون او را می&amp;zwnj;شکند و ناصر علی که نمی&amp;zwnj;تواند ویولونی در حد و اندازه آن پیدا کند، تصمیم می&amp;zwnj;گیرد در گوشه خانه کز کند تا بمیرد. فیلم روزهای انتظار او برای مرگ را با فلش بک&amp;zwnj;هایی از زندگی و گذشته او و عشق&amp;zwnj;اش به دختری جوان دنبال می&amp;zwnj;کند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;مرغ و خورش آلو&amp;raquo; از ابتدا تکلیفش را روشن می&amp;zwnj;کند و تصمیمش را برای &amp;laquo;قصه&amp;zwnj;گویی&amp;raquo; در فضایی فانتزی با تماشاگر در میان می&amp;zwnj;گذارد: راوی اولین جمله&amp;zwnj;اش را به زبان فارسی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;یکی بود، یکی نبود&amp;raquo; و بعد در ادامه به زبان فرانسه توضیح می&amp;zwnj;دهد که این جمله آغازگر قصه&amp;zwnj;های فارسی است. روند قصه&amp;zwnj;گویی به همین ترتیب ادامه می&amp;zwnj;یابد و ما صدای راوی را بر روی برخی تصاویر می&amp;zwnj;شنویم که قصه ناصر علی و حس&amp;zwnj;های او را در برابر رویدادهای گوناگون برای ما بازمی&amp;zwnj;گوید. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/tiffsata02.jpg&quot; /&gt;&amp;nbsp;مرجان ساتراپی و ونسان پارنو&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;فیلم به چند دهه قبل بازمی&amp;zwnj;گردد؛ به تهران قدیم. در نتیجه به&amp;zwnj;طور غیر مستقیم داستان آن به دوران مصدق و سرخوردگی&amp;zwnj;های ناشی از کودتای بیست و هشت مرداد ربط پیدا می&amp;zwnj;کند. شاید تلخی فیلم- یا چیزی که خود ساتراپی آن را &amp;laquo;نیهلیسم&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامد- از همین جا نشأت می&amp;zwnj;گیرد: سیاهی&amp;zwnj;ای که بر سراسر فیلم سایه افکنده و شخصیت اصلی&amp;zwnj;اش را با شکست&amp;zwnj;های مختلف عشقی و اجتماعی روبرو می&amp;zwnj;کند، تا آنجا که او سرانجام با کوله&amp;zwnj;باری از غم می&amp;zwnj;میرد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما شاید هم نوعی تعهد اجتماعی که فیلمساز برای خودش در نظر گرفته، فیلم را از مسیر اصلی منحرف می&amp;zwnj;کند. &amp;laquo;مرغ و خورش آلو&amp;raquo;، می&amp;zwnj;توانست فیلم فانتزی جذابی درباره شخصیت&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;اش و حس&amp;zwnj;های درونی آن&amp;zwnj;ها باشد، اما در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت اصرار فیلمساز/فیلمنامه&amp;zwnj;نویس بر تأکیدهای اجتماعی و سیاسی و اصرار بر نماد&amp;zwnj;پردازی و قرض گرفتن استعاره&amp;zwnj;های نه چندان ضروری، فیلم را به یک نوستالژی دردمندانه درباره وطن ساتراپی بدل می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع فیلم در لایه&amp;zwnj;های زیرین خود حرف تازه&amp;zwnj;ای ندارد، جز دلتنگی ساتراپی برای وطنش. تمام عشقی که فیلم بر اساس آن بنا شده، با تنها یک اشتباه در به کار گرفتن یک نام، از مسیر اصلی و درونی&amp;zwnj;اش منحرف می&amp;zwnj;شود و &amp;laquo;مرغ و خورش آلو&amp;raquo; را درگیر یک نماد&amp;zwnj;پردازی سطحی&amp;zwnj; می&amp;zwnj;کند: نام دختر مورد علاقه ناصر علی، &amp;laquo;ایران&amp;raquo; است!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناصر علی در جوانی با دختری به نام ایران (گلشیفته فراهانی) برخورد می&amp;zwnj;کند و عاشقش می&amp;zwnj;شود، اما پدر ایران، با ازدواج آن&amp;zwnj;ها مخالفت می&amp;zwnj;کند و این دو عاشق و معشوق در یک صحنه زیبا با هم خداحافظی می&amp;zwnj;کنند. سال&amp;zwnj;ها بعد وقتی ناصر علی در خیابان با ایران برخورد می&amp;zwnj;کند، ایران تظاهر می&amp;zwnj;کند که او را نمی&amp;zwnj;شناسد، اما ما او را در صحنه بعد می&amp;zwnj;بینیم که در گوشه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;گرید. صحنه&amp;zwnj;ها و فضای فیلم بیانگر عشقی درونی و زیبا بین دو انسان است که تا انتهای زندگی&amp;zwnj;شان با آن&amp;zwnj;ها باقی می&amp;zwnj;ماند، اما این ظاهراً برای سازندگان فیلم کافی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلمساز عامدانه می&amp;zwnj;خواهد با &amp;laquo;ایران&amp;raquo; نام نهادن دختر، عشق ناصر علی را عشق به وطن معرفی کند و در نتیجه به یک نماد&amp;zwnj;پردازی سطحی و کلیشه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رسد. در واقع شاید ناصر علی با این تأکید&amp;zwnj;ها به نمادی از خود فیلمساز بدل می&amp;zwnj;شود که سال&amp;zwnj;های زندگی در غربتش به دو دهه می&amp;zwnj;رسد. در نتیجه این حدیث نفس گفتن، جمله&amp;zwnj;های استعاری بیشتری را در این&amp;zwnj;باره به همراه می&amp;zwnj;آورد، به ویژه آنجا که راوی (یعنی در واقع خود فیلمساز) پس از مهاجرت ناصر علی و اقامت طولانی&amp;zwnj;اش در اروپا به ما می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در تمام این ۲۰ سال در هر نت او ایران نهفته بود!&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این نوع نگاه استعاری سطحی، فیلم را از دنیای فانتزی جهانشمولش بیرون می&amp;zwnj;کشد و به جای پرداختن به دنیای درونی یک شخصیت (که در وهله اول ایده ستایشبرانگیزی هم هست: درباره هنرمندی که جز هنرش چیزی ندارد و بدون آن می&amp;zwnj;خواهد که بمیرد؛ و سرانجام هم می&amp;zwnj;میرد) آن را محدود به یک نوستالژی نسبت به وطن و شعارهای کلیشه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;کند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/tiffsata03.jpg&quot; /&gt;گلشیفته فراهانی و مرجان ساتراپی در جشنواره فیلم ونیز&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;جز این اما کارگردانی ساتراپی و پارانو - به عنوان تجربه اولشان در فیلمسازی غیر انیمیشن- تجربه نسبتاً موفقی در فضاسازی است. شاید این خوشاقبالی آنهاست که محدودیت&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;ها در خلق تهران قدیم (و این نکته که نمی&amp;zwnj;توانسته&amp;zwnj;اند در محله&amp;zwnj;های قدیمی تهران فیلمبرداری کنند) عملاً با نقاشی&amp;zwnj;های درون تصویر که شدیداً با فضای فانتزی قصه و نزدیک بودن آن به فضای انیمیشن همخوانی دارد، جبران شده است. نماهای عمدتاً بسته در فضاهای خارجی به باورپذیری فضای تهران قدیم- از جمله صحنه داخلی کافه نادری- کمک می&amp;zwnj;کند و در عین حال نور&amp;zwnj;پردازی غریبی که در سراسر فیلم دیده می&amp;zwnj;شود، از ابتدا تماشاگر را برای ورود به دنیایی دیگر با مناسبات و قصه&amp;zwnj;های خاص خود آماده می&amp;zwnj;کند؛ تماشای داستانی از نوع قصه&amp;zwnj;های &amp;laquo;جن و پری&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تماشاگر به مدد تکنیک و شیوه قصه&amp;zwnj;گویی راوی، با شخصیت اصلی جلو می&amp;zwnj;رود و قصه او برایش جذاب می&amp;zwnj;شود. اما در میانه فیلم، زمانی که با روایت تک تک روزهای انتظار او برای مرگ روبرو هستیم، ریتم فیلم کند می&amp;zwnj;شود و به تکرار می&amp;zwnj;رسد. بازی خودآگاهانه متیو آلماریک (که البته عمدتاً بازیگر خوبی است در سینمای فرانسه&amp;zwnj; این سال&amp;zwnj;ها) با تأکیدهای زیاد در ادای برخی کلمات و نوعی سردی نچسب در رفتار، مانع دیگری می&amp;zwnj;شود در ارتباط کامل تماشاگر با جهان شخصیت اصلی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال فیلم سعی دارد با شوخی&amp;zwnj;های&amp;zwnj; گاه به&amp;zwnj;گاه (از جمله کودکی که با تریاک به خواب می&amp;zwnj;رود!) تماشاگر را با خود همراه نگه دارد و البته با چند صحنه زیبا و دلنشین، خاطره&amp;zwnj;ای از خود برای تماشاگرش باقی بگذارد. یکی از این صحنه&amp;zwnj;ها زمانی است که گلشیفته در زیر بارانی زیبا در تهران قدیم می&amp;zwnj;دود تا به خانه ناصر علی برسد و برای همیشه با او خداحافظی کند. جبر زندگی بر زیبایی&amp;zwnj;های آن غلبه می&amp;zwnj;کند: پدر- یا اگر معناهای استعاری فیلمساز را بپذیریم: دیکتاتور- می&amp;zwnj;خواهد عشق را بکشد و مانع از رسیدن دو عاشق می&amp;zwnj;شود، اما آن&amp;zwnj;ها با بوسه&amp;zwnj;ای گرم برای وداع، یاد و خاطره این عشق را ابدی می&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/VI.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;u&gt;پیش پرده &amp;laquo;مرغ و خورش آلو&amp;raquo; ساخته مرجان ساتراپی و ونسان پارنو&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/zKta7_te07A?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/09/16/6953#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-17">محمد عبدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5831">مرجان ساتراپی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5832">مرغ و خورش آلو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/zKta7_te07A" fileSize="1118" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/zKta7_te07A/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/zKta7_te07A" length="1118" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Fri, 16 Sep 2011 07:23:26 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">6953 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>