<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5766/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>نئولیبرالیسم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5766/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>بحران اقتصادی و لرزه بر اندام پارادایم‌های کهنه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/27/21139</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/27/21139&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    والدن بلو        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    صدیقه رستمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;299&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/holding-hands-peace-planet-earth-painted.jpg?1351700012&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;والدن بلو - جهان به زودی وارد ششمین سال بحران بزرگ اقتصادی خواهد شد که دورنمایی نیز برای پایان آن دیده نمی&amp;zwnj;شود. در ایالات متحده، جایی که رکود همچنان حاکم است، حدود ۲۳ میلیون آمریکایی یا بیکار مانده&amp;zwnj;اند، یا به کاری نیمه&amp;shy;وقت و نامتناسب باعلاقه و تخصص&amp;shy; خود مشغولند و &amp;nbsp;یا به سبب سرخوردگی و ناامیدی، از بازار کار کنار کشیده&amp;zwnj;اند. چنین شرایطی می&amp;zwnj;تواند خطر جانشینی یک نامزد جمهوری&amp;zwnj;خواه به جای باراک اوباما را در بر داشته باشد. نامزدی که برنامه&amp;zwnj;هایش تنها بحران را دامن می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک برنامه&amp;zwnj;های ریاضتی سخت&amp;zwnj;گیرانه و بی&amp;zwnj;رحمانه دورنمای اقتصاد اروپا را قبضه کرده و اندک اقتصادهای به سلامت جسته نیز در معرض همین تهدید هستند. صنعت آلمان در فصل گذشته، به دلیل افت شدید صادرات به کشورهای همسایه&amp;zwnj; مجبور به ریاضت، بدترین بیلان در سه سال اخیر را پشت سر گذاشته است. تحلیل&amp;zwnj;گران بسیاری هشدار داده بودند که اصرار آلمان به تحمیل بودجه&amp;zwnj;های حداقلی و بخور و نمیر به همسایگان خود (برای تضمین بازپرداخت به بانک&amp;zwnj;های آلمانی) در نهایت دودش به چشم خود این بزرگ&amp;zwnj;ترین اقتصاد اتحادیه اروپا خواهد رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ناکامی &amp;quot;پنج اقتصاد نوظهور&amp;quot;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ورود چین و شرق آسیا به همراه هند و برزیل به این گرداب جهانی در سال ۲۰۱۲ قطعی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/emerging-markets1.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرآیندهای اخیر نشان می&amp;zwnj;دهند که جدا کردن سرنوشت &amp;quot;پنج اقتصاد نوظهور&amp;quot; از کشورهای شمال یک توهم بوده است و آنها به میزان قابل ملاحظه&amp;zwnj;ای افت کرده&amp;zwnj;اند. نرخ رشد هند در سال ۲۰۱۲ به همان سطحی سقوط کرد که در اوایل دهه گذشته بود. رشد برزیل در سال ۲۰۱۱ زیر سه درصد، یعنی پایین&amp;zwnj;تر از رشد ژاپن بیمار بود. رشد چین در فصل دوم امسال به ۷.۵ درصد سقوط کرد که کمترین سرعت نرخ رشد این کشور در سه سال گذشته بوده است. به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد که علت عمده کاهش رشد اقتصادی این گروه، تداوم وابستگی این اقتصادها به بازارهای شمال و ناتوانی آنها در نهادینه کردن تقاضای داخلی به مثابه&amp;not; موتور اصلی اقتصادهای خود بوده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بحران اقتصادی در اروپا و ایالات متحده در فاصله زمانی ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ نرخ رشد در آسیای شرقی را پایین آورد اما فقط برای مدتی حدود یک سال. با فرارسیدن سال ۲۰۱۰ چنین به نظر رسید که آسیای شرقی و &amp;quot; پنج اقتصاد نوظهور&amp;quot; بزرگ شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی بهبود یافته&amp;zwnj;اند. دلیل عمده چنین تصوری، برنامه محرک ۵۸۵ میلیارد دلاری چین بود که به نسبت حجم اقتصاد، بزرگ&amp;zwnj;ترین محرک اقتصادی جهان بود و نه فقط اقتصاد این کشور، بلکه اقتصاد همسایگان چین در شرق آسیا را نیز از بحران نجات داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این &amp;quot;پنج اقتصاد نوظهور&amp;quot; درست زمانی که شمال دچار رکود بود، با جهش و رشد، نقاط درخشانی در اقتصاد جهانی تلقی می&amp;zwnj;شدند. مایکل اسپنس دارنده&amp;shy;ی نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱ گفته بود: &amp;laquo;در حالی که شاهد بازگشت رشد به سال&amp;zwnj;های&amp;shy; پیش از ۲۰۰۸ هستیم، عملکرد شتابان و فوق&amp;shy;العاده&amp;shy; چین، هند و برزیل موتورهای مهم رشد و توسعه برای اقتصاد امروز جهان هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به پیش&amp;shy;بینی اسپنس، سهم اقتصادهای در حال ظهور از تولید ناخالص داخلی جهان در طول یک دهه از مرز ۵۰ درصد خواهد گذشت. بخش عمده&amp;shy; این رشد، ناشی از &amp;laquo;محرک&amp;shy;های درون&amp;shy;زاد معطوف به رشد داخلی در اقتصادهای در حال ظهور است که به نوبه خود با گسترش طبقه&amp;shy; متوسط تثبیت و تحکیم می&amp;shy;شود.&amp;raquo; علاوه بر این، به علت آن&amp;zwnj;که مبادله&amp;shy; تجاری در بین این &amp;quot;پنج اقتصاد نوظهور&amp;quot; در حال افزایش است، اسپنس پیش&amp;shy;بینی کرد که آینده اقتصادهای در حال ظهور &amp;laquo;آینده&amp;shy;ای با اتکای کمتر بر تقاضای کشورهای صنعتی خواهد بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما فرآیندهای اخیر نشان می&amp;zwnj;دهند که جدا کردن سرنوشت &amp;quot;پنج اقتصاد نوظهور&amp;quot; از کشورهای شمال یک توهم بوده است و آنها به میزان قابل ملاحظه&amp;shy;ای افت کرده&amp;zwnj;اند. نرخ رشد هند در سال ۲۰۱۲ به همان سطحی سقوط کرد که در اوایل دهه&amp;shy; گذشته بود. رشد برزیل در سال ۲۰۱۱ زیر سه درصد بود &amp;ndash; یعنی،همانطور که &lt;a href=&quot;http://www.economist.com/node/21556577?scode=3d26b0b17065c2cf29c06c010184c684&quot;&gt;اکونومیست&lt;/a&gt; خاطرنشان کرده، پایین&amp;shy;تر از رشد ژاپن بیمار. رشد چین در فصل دوم امسال به ۷.۵ درصد سقوط کرده که کمترین سرعت نرخ رشد این کشور در سه سال گذشته بوده است. به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد که علت عمده&amp;shy;ی کاهش رشد اقتصادی این گروه، تداوم وابستگی این اقتصادها به بازارهای شمال و ناتوانی آنها در نهادینه کردن تقاضای داخلی به مثابه&amp;shy; موتور اصلی اقتصادهای&amp;shy; خود بوده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نئولیبرالیسم در برابر کینزینیسم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از زمانی که بحران مالی در سال ۲۰۰۸ سر باز کرد، دو جریان مسلط و جاافتاده برای تشریح و مقابله با آن به میدان آمده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/italy-protest.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 102px; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از زمانی که بحران مالی در سال ۲۰۰۸ سر باز کرد، دو جریان مسلط و جاافتاده برای تشریح و مقابله با آن به میدان آمده&amp;zwnj;اند. بلافاصله پس از آغاز بحران، روبرت لوکاس، اقتصاددان نئولیبرال و دارنده&amp;shy; نوبل از دانشگاه شیکاگو گفت: &amp;laquo;هر اقتصاددان، یک کینزی است که در سوراخ موش خزیده است.&amp;raquo; تا سال ۲۰۱۰ نئولیبرال&amp;shy;ها دیگر از سوراخ موش در آمده بودند. اما راه حل این جماعت عموما کاهش زجرآور بودجه و اقدامات ریاضتی بی&amp;shy;رحمانه بود که اصلا و ابدا راه&amp;zwnj;حل نیست. زیرا توانی برای مهار بیکاری و شروع دوباره رشد ندارد. &lt;span style=&quot;font-size:10px;&quot;&gt;(عکس: اعتراضات خیابانی به بحران مالی در ایتالیا)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بلافاصله پس از آغاز بحران، روبرت لوکاس، اقتصاددان نئولیبرال و دارنده&amp;shy;ی نوبل از دانشگاه شیکاگو گفت: &amp;laquo;هر اقتصاددان، یک کینزی است که در سوراخ موش خزیده است.&amp;raquo; تا سال ۲۰۱۰ نئولیبرال&amp;shy;ها دیگر از سوراخ موش در آمده بودند. اما راه حل این جماعت عموما کاهش زجرآور بودجه و اقدامات ریاضتی بی&amp;shy;رحمانه بود که اصلا و ابدا راه&amp;zwnj;حل نیست. زیرا توانی برای مهار بیکاری و شروع دوباره رشد ندارد. تعمیق بحران از منظر نئولیبرالیسم، در واقع بخشی از نظم طبیعی امور است که بر اثر زیاده&amp;zwnj;روی&amp;shy;ها و کژکاری&amp;shy;هایی ناشی از دخالت دولت پدیدار شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تنها کاری که نئولیبرال&amp;shy;ها با سوءاستفاده از بدگمانی دیرینه و مرسوم طبقه&amp;shy; متوسط آمریکا نسبت به دولت، کسری بودجه و مالیات انجام دادند، تغییر و دستکاری ماجرا بود. همین&amp;zwnj;جا بود که بوق و کرنای تبلیغات &amp;quot;وال&amp;zwnj;استریت&amp;quot; هم به یاری&amp;shy;شان آمد و توانست توجه همگانی را از اصلاح مالی به دور کند. آنها &amp;quot;مشکل اصلی&amp;quot; را نه بیکاری و رکود در کوتاه مدت و میان مدت، بلکه بدهی و کسری قلمداد کردند. این جماعت هشدار می&amp;shy;دادند که تأمین کسری&amp;shy;های عظیم مالی توسط وام و قرضه، آینده&amp;shy;ای توأم با بردگی وام و بدهی برای نسل&amp;shy;های بعد به ارمغان می&amp;shy;آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما راه پیشنهادی این&amp;zwnj;ها هم برای مردم چیزی به&amp;zwnj;جز بیکاری و رکود بیشتر به ارمغان نمی&amp;shy;آورد. درست در زمانی که به سبب بحران اقتصادی فضایی از ناامیدی و سردرگمی حاکم شده، جریان راست با عزمی سرسختانه به میدان آمده و تا حد زیادی موفق شده به جای سرمایه افسارگسیخته، دولت را عامل ماجرا معرفی کند. قضیه در سه سال گذشته در بیشتر کشورهای اروپایی به همین قرار بوده است. با وجود انتظارات اولیه که انتخابات فرانسه در ماه مه &amp;zwnj;گذشته را آغازگر موجی به سود خرج و هزینه می&amp;shy;دانست، سوسیالیست&amp;shy;های فرانسوی هم اخیراً از برنامه&amp;shy;ی ریاضتی خاص خود پرده برداشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کینزی&amp;zwnj;گرایان با فوَران بحران در سال ۲۰۰۹ در صدد هدایت ماجرا برآمدند. کسانی همچون پل کروگمان که از قضا او هم دارنده&amp;shy; نوبل بود، بیکاری را مشکل اصلی دیدند و برای مقابله با آن، کسری بودجه&amp;shy; گسترده، نرخ&amp;shy;های بهره&amp;shy;ی پایین و سیاست&amp;shy;های پولی انبساطی را پیشنهاد کردند. نقطه&amp;shy;ی اوج کینزی&amp;shy;گرایی سال ۲۰۰۹ بود. همان وقتی که پرزیدنت اوباما، با حمایت اکثریت دموکرات&amp;shy;ها در کنگره و سنا، برنامه&amp;shy;ی محرک ۷۸۷ میلیارد دلاری را به تصویب رساند. در همین هنگام، گروه بیست که در بر گیرنده&amp;shy; بزرگ&amp;zwnj;ترین اقتصادهای جهانی است، به منظور سرعت بخشیدن به بهبود اقتصاد جهانی، بر کسری بودجه مهر تأیید زد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در نهایت، حزم و احتیاط اوباما به نقطه ضعف او مبدل شد. دم و دستگاه دولتی، با هدف جلب رضایت جریان راست، محرکی پیشنهاد کرد که کمتر از آن چیزی بود که بسیاری از کینزی&amp;zwnj;گراها از جمله کریستینا رومر، سرپرست تیم مشاوران اقتصادی اوباما برای بهبودی پایدار لازم می&amp;shy;دیدند. چنین بهبودی طبق برآورد خود رومر، نیازمند ۱.۸ تریلیون دلار بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توافق و مصالحه بر سر محرک اقتصادی، دست آخر به سیاست &amp;quot;نصفه نیمه&amp;quot;&amp;shy; اوباما انجامید: این محرک به اندازه&amp;shy;ای بود که از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کند، اما نه آنقدر که موجب بهبودی تمام و کمال اوضاع را فراهم آورد. همان&amp;zwnj;طور که کروگمان خاطرنشان کرده، این اقدام نیم&amp;zwnj;بند، در واقع کینزی&amp;zwnj;گرایان را بی&amp;shy;اعتبار کرد و چنان هجمه نیرومندی از سوی دست راستی&amp;zwnj;ها به راه انداخت که اوباما مجبور شد در برنامه اقتصادی خود برای انتخابات پیش رو، دستور کار دست راستی&amp;zwnj;ها مبنی بر کاهش شدید بدهی و کسری را تمام و کمال در صدر برنامه&amp;zwnj;های خود بنشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;فراسوی کینزی&amp;zwnj;گرایی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در همان زمان که نئولیبرال&amp;shy;ها و کینزی&amp;zwnj;گرایان &amp;nbsp;برای رسیدن به توافق به جان هم افتاده اند، دیگرانی هم هستند که می&amp;shy;گویند تلاقی بحران اقتصادی و بحران اکولوژیک به معنای آن است که نه نئولیبرالیسم (با تکیه&amp;shy;اش بر ریاضت ضد رشد) و نه کینزی&amp;zwnj;گرایی (با تکیه&amp;shy;اش بر رشد اقتصادی بالا)، هیچ کدام توان ارائه&amp;shy; پاسخی پایدار و مناسب رشد را ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/richardheinberg.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 191px; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;طرفداران پیشرو محیط زیست توانسته&amp;zwnj;اند مردم را متقاعد کنند که جایگاه این بحران را باید در بستر گسترده&amp;zwnj;تر شیوه&amp;zwnj;تولید متکی به سوخت&amp;zwnj;های فسیلی و معطوف به رشد دید. این گروه پیوسته در حال بازکردن جای پایی برای خود نزد افکار عمومی هستند. به باور تحلیل&amp;zwnj;گرانی همچون ریچارد هاینبرگ، تلاقی پدیده&amp;shy;هایی چون فروپاشی مالی، رکود اقتصادی، گرمایش جهانی، کاهش مدام منابع سوخت فسیلی و محدودیت&amp;shy;هایی رو در روی کشاورزی، یک تلاقی مهلک و مرگبار است. تلاقی این پدیده&amp;shy;ها بازخورد بحرانی به مراتب عمیق&amp;shy;تر از وقفه&amp;shy; موقت در مسیر رشد است. &lt;span style=&quot;font-size:10px;&quot;&gt;(عکس: ریچارد هاینبرگ، اقتصاددان)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تغییرات اقلیمی موجب تغییر شرایط بحث پیرامون بهبود و رشد شده&amp;zwnj;اند. رئیس بانک جهانی، جیم یونگ کیم، اخیراً &lt;a href=&quot;http://news.sciencemag.org/scienceinsider/2012/10/new-world-bank-head-wants-to-add.html&quot;&gt;گفته&lt;/a&gt; است که واقعیت&amp;shy;های مربوط به تغییرات اقلیمی &amp;quot;بیش از پیش ترسناک&amp;quot; شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;طرفداران پیشرو محیط زیست توانسته&amp;zwnj;اند مردم را متقاعد کنند که جایگاه این بحران را باید در بستر گسترده&amp;zwnj;تر شیوه&amp;zwnj;تولید متکی به سوخت&amp;zwnj;های فسیلی و معطوف به رشد دید. این گروه پیوسته در حال بازکردن جای پایی برای خود نزد افکار عمومی هستند. به باور تحلیلگرانی همچون ریچارد هاینبرگ، تلاقی پدیده&amp;shy;هایی چون فروپاشی مالی، رکود اقتصادی، گرمایش جهانی، کاهش مدام منابع سوخت فسیلی و محدودیت&amp;shy;هایی رو در روی کشاورزی، یک تلاقی مهلک و مرگبار است. تلاقی این پدیده&amp;shy;ها بازخورد بحرانی به مراتب عمیق&amp;shy;تر از وقفه&amp;shy; موقت در مسیر رشد است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این صرفاً حاکی از آن نیست که ما شاهد پایان پارادایمی از رشد جهانی هستیم که با تقاضای اقتصادهای مرکز به پیش می&amp;zwnj;رود. این امر به معنای یک چیز است: &amp;quot;پایان رشد&amp;quot;، درست به همان معنایی که باید از آن بفهمیم. به طور خلاصه، با آن&amp;zwnj;که پرهیز هاینبرگ از کاربرد این اصطلاح کاملاً قابل درک است، اما این همه، چیزی نیست جز &lt;a href=&quot;http://www.fpif.org/articles/seven_billion_and_rising&quot;&gt;تله&amp;shy; مالتوس&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته&amp;shy; هاینبرگ، چرخه&amp;shy;های اقتصاد مالی، نه ناشی از دینامیسم انباشت سرمایه، بلکه ناشی از یک &lt;a href=&quot;http://books.google.com/books?id=bb7tGxmu1ooC&amp;amp;printsec=frontcover&amp;amp;dq=the+end+of+growth&amp;amp;source=bl&amp;amp;ots=Ikixkwn99g&amp;amp;sig=aptuffMPb6horpzEUL2dYE0_t3Q&amp;amp;hl=en&amp;amp;sa=X&amp;amp;ei=rXB8UIyrLYiB0QGz94DQDg&amp;amp;redir_esc=y#v=onepage&amp;amp;q=%22Perhaps%20the%20meteoric%20rise%20of%20the%2&quot;&gt;عدم تعادل اکولوژیکی&lt;/a&gt; وسیع و همه&amp;zwnj;جانبه است. وی می&amp;shy;نویسد: &amp;laquo; تا کنون، دینامیسم رشد ما را قادر ساخته که از هزینه&amp;shy;های زیست&amp;zwnj;محیطی&amp;shy; رو به افزایش جلوتر باشیم.&amp;raquo; اما &amp;laquo;همین&amp;zwnj;که رشد پایان پذیرد، موعد صورتحساب&amp;shy;های زیست&amp;zwnj;محیطی ناشی از توسعه&amp;shy;ی دیوانه&amp;shy;وار ما در دو قرن گذشته سر می&amp;shy;رسد و ما خواهیم دید که حساب بانکی&amp;shy;مان ته کشیده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته&amp;shy; هاینبرگ، چند دهه&amp;shy; آینده صحنه گذار از توسعه به انقباض خواهد بود؛ فرایندی که &amp;laquo;مشخصه&amp;shy;اش انقباض کلی جامعه تا زمانی است که بتوانیم دخل و خرج زندگی&amp;shy;مان را با بودجه&amp;shy; پایان&amp;shy;ناپذیری که زمین از منابع تجدیدپذیر در اختیارمان می&amp;shy;گذارد جفت و جور کرده و عمده&amp;shy; فلزات و مواد معدنی&amp;shy; مصرفی را به طور مداوم بازیافت کنیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آینده، شاهد حرکت در جهت بومی&amp;zwnj;گرایی و جوامع غیرمتمرکز خواهد بود که ویژگی&amp;shy;های&amp;shy;شان به قرار زیر است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصمیم&amp;shy;گیری&amp;zwnj;&amp;zwnj;و مدیریت مشارکتی؛ طراحی سیستم&amp;shy;های کم&amp;zwnj;انرژی؛ اتکا بر تعاونی&amp;shy;ها برای تولید و عملکردهای اقتصادی؛ وابستگی به کشاورزی ارگانیک برای تأمین غذا و استفاده از نوعی نظام پولی برای مبادله که بر بدهی متکی نباشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصویر هاینبرگ از آینده با تصاویری که از سوی دیگر پارادایم&amp;shy;های مرتبط ارائه شده، اشتراکاتی دارد. پارادایم&amp;shy;هایی همچون رشدزدایی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Degrowth&lt;/span&gt;)، جهانی&amp;shy;سازی&amp;shy;زدایی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Deglobalization&lt;/span&gt;) و حاکمیت غذا (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Food Sovereignty&lt;/span&gt;). چنین رویکردهایی باید افکار عمومی را ورای حلقه&amp;shy;های فعالان و اجتماعات علمی جلب کنند. اما زمانی که اقتصاد جهانی بیش&amp;shy;تر در رکود فرو می&amp;shy;رود و کابوس اقلیمی یقه&amp;shy; ما را گرفته است، چه&amp;shy;بسا این پارادایم&amp;shy;ها بیش از پیش الهام&amp;shy;بخش جنبش&amp;shy;هایی شوند که آنها را به واقعیت بدل می&amp;zwnj;کنند. اما این بار، از سر ضرورت محض.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع&lt;/strong&gt;: &lt;a href=&quot;http://www.fpif.org/articles/economic_crisis_shakes_old_paradigms&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;FPIF&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/27/21139#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16680">Deglobalization</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16678">Degrowth</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16682">Food Sovereignty</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16673">بارک اوباما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4530">بانک جهانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9041">بحران اقتصادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5999">بحران زیست محیطی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16675">بومی‌گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3748">تغییرات اقلیمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16679">جهانی-سازی¬زدایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16681">حاکمیت غذا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16676">رشدزدایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16672">روبرت لوکاس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16677">ریچارد هاینبرگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16435">صدیقه رستمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA">محیط زیست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5766">نئولیبرالیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16670">والدن بلو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16674">کمبود غذا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16671">کینزینیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sat, 27 Oct 2012 15:10:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21139 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آزادی اقتصادی، محرک آزادی سیاسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/07/05/16621</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/07/05/16621&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سعید بیانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/business.jpg?1342027110&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سعید بیانی &amp;minus; در سال ۱۹۷۶ حدود پنج هزار معترض که بیشترین آنان دانشجویان چپ&amp;zwnj;گرا بودند برای مخالفت با حضور او در مراسم اهدای جایزه نوبل در مقابل منزل مسکونی&amp;zwnj;اش دست به تظاهرات زدند. او به همراه همسرش رز مجبور شدند برای رسیدن به ساختمان برگزاری سخنرانی از داخل آشپزخانه خارج شوند و از بیراهه خود را به محل برساند. بر روی پوسترهای تظاهرات کنندگان نوشته شده بود &amp;laquo;فریدمن را با اعتراض خود اخراج کنیم&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;این گونه اعتراض&amp;zwnj;ها با شعارهای تند، برای میلتون فریدمن و همسرش آزاردهنده بود، ولی چاره&amp;zwnj;ای نبود؛ در هنگام خرید و یا در مسیر بازگشت از دانشگاه کسان بسیاری اعتراض خود را به او نشان می&amp;zwnj;دادند. این تظاهرات و اعتراضات پنج سال مداوم به طول انجامید.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روز دریافت جایزه نوبل در استکهلم در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۷۶، وال استریت ژورنال در مقاله&amp;zwnj;ای با عنوان &amp;laquo;نوبل&amp;zwnj;ها و لکه&amp;zwnj;ها&amp;raquo; نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اگر این شانس ضعیف وجود داشته باشد که سخنگوی اقتصادی محافظه کار را فاشیست و شکنجه&amp;zwnj;گر بخوانیم، تازه وقتی این سخنگو، نشان نوبل را بر سینه دارد، می&amp;zwnj;توان دست&amp;zwnj;هایی را که باقصد و منظور این چنین می&amp;zwnj;کنند مشاهده کرد. آری افسانه آقای فریدمن از ذهن&amp;zwnj;ها پاک شدنی نیست. اما کسانی که سن&amp;zwnj;شان می&amp;zwnj;رسد تا از واقعیات درس بگیرند، باید اقدامات مک&amp;zwnj;کارتیسم را علیه گروه&amp;zwnj;های چپ فراموش کنند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;از آلنده تا پینوشه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سال ۱۹۷۰ سالوادور آلنده با پشتوانه ترکیبی از احزاب چپ، یکی از سه کاندیدای ریاست جمهوری شیلی شد. وی توانست ۸ / ۳۶ درصد آرا را کسب کند. این میزان آرا، آلنده را به قدرت رساند درحالی که که هیچ یک از سه حزب مطرح دیگر توانایی جذب چنین اکثریت را نداشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ارتش و بخشی از سرمایه&amp;zwnj;داران شیلی که سودشان در سرکوب، وابستگی و رانت&amp;zwnj;خواری بود، شروع به کارشکنی کردند و سرانجام به کودتا رو آوردند، آن هم در زمانی که بحران اقتصادی، با تورمی بیش از ۲۰۰ درصد، طبقه متوسط شیلی را نامطمئن و نسبت به صحت انتخاب آلنده مردد کرده بود. ارتش به رهبری پینوشه دست به کودتا زد و دولت منتخب آلنده را برانداخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;350&quot; height=&quot;243&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/milton-friedman.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پینوشه و شورای نظامی ژنرال&amp;zwnj;ها، مدتی سعی کردند تا با نظام ارتشی اقتصاد را بگردانند. ناگفته نماند که تقریباً تمامی احزاب نظامی شیلی به دلایل انحصارگرایانه با آزادی اقتصادی مخالف بودند و از نوعی سیستم اقتصادی دولتی و وابسته حمایت می&amp;zwnj;کردند. شرایط اقتصادی در دوره پینوشه نیز نه تنها رشد محسوسی نداشت بلکه شرایط ناگوارکننده&amp;zwnj;ای را به بارآورد، تا آنجا که با کاهش یافتن درآمدهای ناشی از صادرات مس همراه با افزایش هزینه&amp;zwnj;های دولتی و ارثیه تورمی سرسام آور آلنده، چاره&amp;zwnj;ای پیش روی حکومت پینوشه جز اصلاحات اقتصادی قرار نداد. از سوی دیگر، به دلیل آنکه بر ساختار فرماندهی نظامی سیستم سلسله مراتبی از بالا به پایین حاکم است و در و اقع دستور از بالا صادر شده و به پایین ختم می&amp;zwnj;شود، برخلاف سیستم اقتصاد و بازار که ساختار و سازمانی از پایین به بالا برقرار است، مشتری به خرده&amp;zwnj;فروش درخواست می&amp;zwnj;دهد، خرده&amp;zwnj;فروش به عمده فروش، عمده&amp;zwnj;فروش به تولید کننده؛ این شکل ساختاری کاملاً متفاوت و وجود چنین تناقضی اقتصاد شیلی را دستخوش ناهنجاری&amp;zwnj;های عمده کرد. تورم در همان ۸ و ۸ ماه اول دو برابر شد، وقتی نرخ تورم به ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ درصد رسید، ژنرال&amp;zwnj;ها مجبور شدند کاری برای حل بحران اقتصادی انجام دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پسران شیکاگو&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تنها گروهی از اقتصاددانان شیلی که آلوده سیاست&amp;zwnj;های آلنده نشده بودند و توانایی احیای اقتصاد خراب شیلی را داشتند، پسران شیکاگو بودند. پسران شیکاگو لقبی بود که به گروهی از دانش&amp;zwnj;آموختگان دانشکده اقتصاد دانشگاه شیکاگو داده شده بود. در آن زمان تقریباً تنها این دانشگاه و دانشکده اقتصادش در ایالات متحده بود که به اتکای به گروهی قوی از اقتصاددانان بازار آزاد توانسته بود تیمی نخبه به رهبری استاد خود میلتون فریدمن تشکیل دهد. دانشجویان در زمان حکومت آلنده نقشه اصلاحات اقتصادی را طرح&amp;zwnj;ریزی و در زمان ژنرال&amp;zwnj;ها طرح خود را در ۱۸۹ صفحه به پینوشه ارائه کردند. پینوشه و ارتش در شیلی، مجبور به پذیرش اصول بازار آزاد شدند، چون جبر تاریخ چاره&amp;zwnj;ای دیگر جلوی روی نظامیان قرار نداد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین پینوشه از سر استیصال دست به دامن جوانان مغز آبی شیکاگو شد. فریدمن و شاگردانش راهی شیلی شدند تا اصلاحات اقتصادی را رقم زنند. فریدمن معتقد بود به هر کس که گوش شنوایی دارد می&amp;zwnj;توان در باب موضوعات اقتصادی مشاوره داد. این موضوع می&amp;zwnj;تواند از مارگارت تاچر تا رونالد ریگان و از جمله رهبران دیکتاتوری همانند پینوشه را شامل شود. میلتون فریدمن در مورد پسران شیکاگو می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot; من معتقدم که پسران شیکاگو پیش از این به این نتیجه رسیده بودند که برای پایان دادن به تورم و بهبود باید به طور چشمگیری مخارج دولتی را کاهش دهند، زیرا تورم به طور آشکاری بر کسری بوجه بزرگ دولت اثر گذارده بود.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتیجه کار فریدمن و شاگردانش طی ۱۵ سال سرانه مردم شیلی را ۳ برابر کرد و همان طور که فریدمن در دانشگاه ملی شیلی قول داده بود، سیستم سیاسی شیلی هر روز بازتر شد. در شیلی فشار برای آزادی سیاسی که برآمده از آزادی اقتصادی و توفیق اقتصادی بود در نهایت منجر به رفراندمی شد که دموکراسی سیاسی برای این کشور به ارمغان آورد و نهایتاً در سال ۱۹۹۰ دموکراسی پایدار در شیلی شکل گرفت. شیلی هم اکنون، آزادی سیاسی، آزادی اقتصادی و آزادی انسانی را هر سه را با هم دارد آنچه مشخص است اصلاحات اقتصادی فریدمن نشان داد حتی اگر شیلی به سمت آزادی حرکت می&amp;zwnj;کرد بدون اصلاحات اقتصادی به دموکراسی پایدار دست نمی&amp;zwnj;یافت. فریدمن در سخنرانی در دانشگاه ملی شیلی بر این امر تاکید کرد: &amp;quot;دنبال کردن اصلاحات اقتصادی به قوی شدن مردم می&amp;zwnj;انجامد و بنابراین دولت مجبور خواهد شد تا فضا را باز کند و قدرت را پراکنده سازد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;میلتون فریدمن که بود؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فریدمن از خانواده&amp;zwnj;ای یهودی و از نسل اقتصاددانان مهاجر به آمریکا بود. پدر و مادر فریدمن از چکسلواکی به آمریکا آمده بودند. وی در سال ۱۹۱۲ در نیویورک در یک خانواده فقیر به دنیا آمد و با بورس تحصیلی به تحصیل ادامه داد. فریدمن به گفته خودش بین ریاضی و اقتصاد، دومی را برای تحصیل برگزید، او تحصیلات را در دوره لیسانس دانشگاه راتگز، فوق لیسانس را در دانشگاه شیکاگو و دکترا را در دانشگاه کلمبیا به پایان رسانید. پس از اخذ دکترا در سال ۱۹۴۶، تا سال ۱۹۷۶ در دانشگاه شیکاگو به تدریس پرداخت. حاصل سالها تلاش آکادمیک وی در دانشکده اقتصاد شیکاگو تعلیم و تربیت نسلی از جوانان شیلیایی بود که نام پسران شیکاگو را برخود نهادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فریدمن در خاطراتش می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;شانس من این بود که به آمریکا آمدم چون اگر در چکسلواکی می&amp;zwnj;ماندم هرگز فریدمن نمی&amp;zwnj;شدم&amp;quot;. فریدمن علاوه بر زمینه&amp;zwnj;های علمی در پهنه عمومی هم فعال بود و برای حفظ آزادی فردی کتاب و مقالات متعدد نگاشت. از جمله کتاب &amp;quot;سرمایه&amp;zwnj;داری و آزادی&amp;quot; (۱۹۶۲)، &amp;quot;انتخاب آزاد&amp;quot; (۱۹۸۰)، &amp;quot;وعده&amp;zwnj;های درخشان، عملکرد تاریک&amp;quot; (۱۹۸۳)، &amp;quot;جباریت وضع موجود&amp;quot; (۱۹۸۴) بود. اندیشه&amp;zwnj;های اقتصادی فریدمن در طی تدریس خود در دانشگاه شکل گرفت که البته در آن زمان دانشگاه شیکاگو به عنوان یکی از کانون&amp;zwnj;های اصلی طرفدارن از اقتصاد آزاد و بازار بود. فریدمن در مکتب مدافعان سر سخت اقتصاد آزاد همانند فرانک نایت و جاکوب وینر در دانشگاه شیکاگو پرورش یافت و هیچ گاه در مورد کارآمدی نظام بازار رقابتی تردیدی به خود راه نداد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;انتقاد&amp;zwnj;ها به فریدمن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طول دوران حیات فریدمن و بعد از آن نقدها و انتقاداتی به وی، نظریات و عملکردش وارد شده است. مدام پرسیده شده است: آیا موجه است که اقتصاددان برجسته و تاثیرگذاری چون فریدمن، در حالی که یک دیکتاتور نظامی خونریز (پینوشه) با کودتا، دولتی منتخب را سرنگون می&amp;zwnj;کند و برای استحکام پایه&amp;zwnj;های خود به دو عنصر حیاتی سرکوب و اقتصاد نیازدارد، به خدمت چنین حکومتی درآید و یکی از ارکان اصلی حکومت (اقتصاد) و بنیان سرکوب را بقا و قوام خشد؟ آیا سرکوب اتحادیه&amp;zwnj;ها و سندیکای&amp;zwnj;های کارگری تحت نظریات فریدمن بخصوص در انگلستان زمان مارگارت تاچر توجیه پذیر است؟ &amp;nbsp;آیا به طورکلی جدا کردن معقولات اقتصاد از ارزش&amp;zwnj;های مدنی و اخلاقی رواست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;براب بررسی این مسئله، آزادی را می&amp;zwnj;توان یک مفهوم چندگانه ولی خودافزار دانست. یعنی آزادی شامل آزادی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا اخلاقی و نظایر آنهاست که باید در کنار هم و به صورت مکمل هم محقق شوند. اما در عمل آزادی&amp;zwnj;ها به لحاظ زمانی با وقفه و با فاصله محقق می&amp;zwnj;شوند. یعنی سطح انواع آزادی متناسب با هم افزایش نمی&amp;zwnj;یابد. وقتی آزادی اقتصاد نهادینه شد آزادی سیاسی را هم به تدریج به دنبال خود خواهد داشت و اگر زمانی آزادی سیاسی آمد آزادی اقتصادی به دنبال آن محقق می&amp;zwnj;شود. آنچه مهم است یافتن فرمول و راه حلی است برای پایان دادن به استبداد و خودکامگی و دست یابی به آزادی&amp;zwnj;ها.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;شک ارزش&amp;zwnj;های مدنی و اخلاقی در جوامع امروز از جایگاه ویژه&amp;zwnj;ای برخورد دارند، اما برای حفظ و تداوم همین ارزش&amp;zwnj;ها، به خصوص در جوامع روبه توسعه ملزومات و ابراز مناسب نیز مورد نیاز است. آیا بدون آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی حق انتخاب، آزادی مطبوعات برای شفاف سازی و نقد قدرت می&amp;zwnj;توان دم از ارزش&amp;zwnj;های مدنی و اخلاقی به میان آورد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آزادی اقتصادی ابزاری برای تقویت دستگاه سرکوب نیست بلکه برعکس تضعیف&amp;zwnj;کننده آن است. باید بین اقتصاد آزاد رقابتی واقعی با اقتصاد رانتی و مافیایی فرق نهاد که دومی کاملاً در اختیار دستگاه سرکوب است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش بزرگی از نقد منتقدان متوجه دوران مارگارت تاچر است. او به تأسی از نظریات مالی فریدمن دست به خصوصی&amp;zwnj;سازی عظیمی زد و اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری را تحت کنترل خود درآورد. در سالهای قبل از به قدرت رسیدن تاچر، اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری به قدرت بلامنازعه عرصه سیاسی و اقتصادی تبدیل شده بودند که در سقوط دولت&amp;zwnj;ها بخصوص محافظه&amp;zwnj;کاران چه مستقیم و چه غیر مستقیم نقش اساسی بازی می&amp;zwnj;کردند. دولت تاچر از تحت کنترل قرار گرفتن دولت خود به وسیله اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری جلوگیری کرد و به تدریج اتحادیه&amp;zwnj;های را تحت فشار قرار داد تا یک به یک از هم پاشیدند. در ورای سیاست&amp;zwnj;های مالی فریدمن، تاچر قدرت اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری را که حاصل دستاوردهای سیصد ساله کارگری بود را درهم شکست و جنگی با اتحادیه شان آغاز کرد که از نظر بسیاری از مردم بریتانیا و دانشگاهیان بی رحمانه تلقی شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سال ۱۹۸۴ اتحادیه کارگری قدرتمند معدنچیان به رهبری مارکسیستی به نام آرتور اِسکارگیل &amp;nbsp;(&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Arthur Scargill)&lt;/span&gt; دست به اعتصابی همه&amp;zwnj;گیر و فلج کننده زد. تاچر که این اعتصاب را پیش&amp;zwnj;بینی کرده بود با ذخیره کردن ذغال سنگ در جایگاههای انرژی به منظور به حداقل رساندن تاثیر آنبر اقتصاد و با جایگزین کردن نظامیان به جای کارگران اعتصابی با این اعتصاب مقابله کرد و دست آخر، اعتصاب معدنچیان را به شکست کشاند و اتحادیه&amp;zwnj;شان را تضعیف کرد. این دوران برابر بود با پایان دوران برتری اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری در انگلستان. پیروزی که تاچر در انگلستان پس از پاشیدن اتحادیه&amp;zwnj;ها بدان دست یافت، در هم شکستن فرهنگ کارگری در انگلستان و جایگزنی آن با طبقه بورژوازی نوخاسته بود که ارتباطی به بورژوازی قدیم انگلستان نداشت. تاچر و محافظه کاران حاکم بر این اعتقاد بودند که باید از قدرت چانه زنی اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری کاست و به اعتصابات دراز مدت که اقتصاد رو به رشد را به زانو درمی آورد پایان داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در انگلیس با محدود کردن قدرت اتحادیه&amp;zwnj;ها و خصوصی&amp;zwnj;سازی نشانه&amp;zwnj;هایی از رشد اقتصادی رخ نمود. برای نمونه از سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹، بهره&amp;zwnj;وری کل اقتصاد برابر با یک درصد بود که این میزان دو برابر شد و در بخش تولید بهچهار برابر افزایش یافت. وجود بیکاری خود عاملی بود که پیش از این مانع استقبال کارگران از برگزاری اعتصابات می&amp;zwnj;شد ولی اقتصاد آزاد و خصوصی سازی قدرت بیشتری را به مردم و کارگران انگلیسی داد و از میزان قدرت مانور رهبران کارگری که پیش از این به بند بازان سیاسی تبدیل شده بودند کاست. در زمان نخست وزیری مارگارت تاچر درآمد متوسط واقعی هفتگی از سال ۱۹۸۳ تا۱۹۸۷به میزان ۱۴ درصد افزایش یافت و علاوه بر آن ارزش بازار بورس نیز پنجبرابر شدو نرخ تورم از ۲۰ درصد به ۴ درصد کاهش یافت کهپایین&amp;zwnj;ترین میزان در سیزده سال پیش از آن بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما زمانی فریدمن را مورد ارزیابی قرار می&amp;zwnj;دهیم که سخن از اقتصاد کلان در میان باشد. نمی&amp;zwnj;دانیم در تفکرات او از منظر اخلاقی و شخصی چه می&amp;zwnj;گذرد، مهم آن است که انسان&amp;zwnj;های تاثیرگذار هر زمان برای خود رسالتی اجتماعی قائل&amp;zwnj;اند و همانند فریدمن می&amp;zwnj;اندیشند چگونه می&amp;zwnj;توان جامعه را با کم&amp;zwnj;ترین هزینه&amp;zwnj;ها در مسیر تصمیم گیری درست قرار داد و راهی بی&amp;zwnj;بازگشت به سوی دموکراسی را آزمود. در اروپا و آمریکا اقتصادان برجسته&amp;zwnj;ای را نمی&amp;zwnj;توان یافت که با سیاستمدارن در ارتباط نباشد. می&amp;zwnj;توان فیزیک&amp;zwnj;دان و یا شیمی&amp;zwnj;دانی را در نظر گرفت که با دولت بیگانه باشد، ولی در مورد اقتصاد این موضوع غیر قابل اجتناب است. لازمه اقتصاد و اقتصاددان در افتادن در دولت است . از طرفی دیگر، سیستم سیاسی، اقتصاددانان برجسته&amp;zwnj;ای همانند فریدمن را به خود جذب خواهد کرد، همان طور که دولت ریگان و تاچر فریدمن را برای بهبود و پیشرفت وضعیت اقتصادی آمریکا و انگلستان به خود جذب کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استدلال فریدمن این است که تجربه جوامع بشری نشان داده است هر جا آزادی سیاسی بوده آزادی اقتصادی هم بوده است. به عنوان نمونه در جوامع توسعه یافته غربی عموماً هر دو نوع آزادی سیاسی و اقتصادی در کنار یکدیگر وجود دارد، اما در عین حال جوامعی را می&amp;zwnj;توان یافت که از آزادی اقتصادی برخوردارند (چین و عربستان) ولی هنوز آزادی سیاسی در آن کشورها محلی از اعراب ندارند. فریدمن بر این اعتقاد بود که نگران تمامیت خواهی و یا اقتدارگرایی حکومت نباید بود فقط بکوشیم آنها را بسوی بازکردن درهای اقتصادیشان و حرکت به سوی سرمایه داری بازاری ترغیب کنین. البته می&amp;zwnj;توان به این موضوع تاکید کرد سرعت دستیابی به آزادی اقتصادی متناسب با آزادی&amp;zwnj;های سیاسی نیست و در کل آزادی&amp;zwnj;های سیاسی از سرعت کمتری برخوردار است. از سوی دیگر، آزادی سیاسی در پیوند با آزادی&amp;zwnj;های اجتماعی است و یکی از لازمه&amp;zwnj;های دستیابی به آزادی&amp;zwnj;های سیاسی تحقق آزادی&amp;zwnj;های اجتماعی است که با تکیه برآن می&amp;zwnj;توان آزادی&amp;zwnj;های سیاسی را تحقق بخشید. درنتیجه اقتصاد آزاد و رقابتی باعث بروز آزادی&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;شود که از دل آن آزادی&amp;zwnj;های سیاسی بیرون خواهد آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در این بین نه تنها فریدمن در تحقق آزادی اقتصادی، ارزش&amp;zwnj;های مدنی و اخلاقی را در سایه قرار نمی&amp;zwnj;دهد بلکه آن عاملی خواهد بود تا آزادی&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;تواند رشد و نمو یابد. نباید عملکرد فریدمن را به عنوان هدف وسیله را توجیه می&amp;zwnj;کند برشمرد چون هدف فریدمن و به کلی لیبرال&amp;zwnj;های از جنس او رسیدن به هدف (آزادی سیاسی در کنار اقتصاد آزاد) با کمترین هزینه و حداقل ابزار اجرایی است یعنی رسیدن به دموکراسی (هدف) با ابزار اقتصاد، حال چه میزان فریدمن در تحقق و اجرای آن موفق بود کارنامه او این موضوع را روشن می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دیدگاه&amp;zwnj;های فریدمن و آزادی اقتصادی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فریدمن نظریه پرداز چیره دست اقتصادی بود که خود را لیبرالی کلاسیک می&amp;zwnj;دانست، تبحر او در به کار گیری سیستمی اقتصادی بر پایه بازار آزاد در متحول شدن و باز شدن سیستم سیاسی شیلی نقش داشت. وی بر این اعتقاد بود که توسعه اقتصادی و بهبودی که حاصل آزادی اقتصادی است باعث آن خواهد شد که افکار عمومی چنان تغییر یابد که خواستار سطح بیشتری از آزادی سیاسی شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نظریات او آزادی اقتصادی تقدم بر آزادی سیاسی داشت، فریدمن بر این نظر بود که آزادی سیاسی و انسانی موجب ویرانی و یا کاهش آزادی اقتصادی خواهد شد. از نگاه فریدمن، بازار آزاد به جایی گفته می&amp;zwnj;شود که مردمان یکدیگر را می&amp;zwnj;بینند و به این قصد با یکدیگر برخورد دارند تا بنا به منافع شخصی صرف کالایی را مبادله کنند و بنابراین هر کشوری دارای بازار است، که در بدترین حالت، شوروی سابق با نظامی توتالیتر نیز دارای بازاری بود، بازاری که مردم در آن نه به عنوان افرادی مستقل و دارای اراده شخصی برای ورود به این بازار، بلکه به عنوان نمایندگان دولت ایفای نقش می&amp;zwnj;کردند و با یکدیگر به مبادله می&amp;zwnj;پرداختند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاکید بر نوع بازار تنها به خصوصی بودن محدود نمی&amp;zwnj;شود و در واقع، اینکه معاملات در بازار اختیاری بوده و یا نه مد نظر است. بازار می&amp;zwnj;تواند به دو شکل در یک کشور ایفای نقش کند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک نوع بازار خصوصی آزاد که مکانیزمی برای دستیابی به همکاری اختیاری مردم دارد و یک فرد تنها بنابر اختیار خود و بدون نظر، دخالت دولت و یا شخص ثالثی با فردی به مبادله می&amp;zwnj;پردازد، در یک بازار خصوصی آزاد اجباری در کار نیست، مردم بطور اختیاری و بدون داشتن پیش زمینه شناخت از طرف خود بدون در نظر گرفتن پارامترهایی همانند دین، رنگ، نژاد، ملیت با افراد معامله را صورت می&amp;zwnj;دهند. عصاره بازار آزاد بر این پایه استوار است، هر کس مبادله می&amp;zwnj;کند، تنها به این خاطر است که فکر می&amp;zwnj;کند این مبادله به نفع اوست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوع دیگر، بازاری است که تنها با اجازه و مجوز دولت امکان مبادله و معامله وجود دارد. در نوع دوم بازار (وابسته دولتی) شکلی دیگر از بازار را می&amp;zwnj;توان یافت که تنها نام خصوصی و آزاد را یدک می&amp;zwnj;کشد ولی در ماهیت آن باز مناسبات دولتی حکفرماست، همانند چین که موسسات و شرکت&amp;zwnj;های خصوصی در معاملات بازار بدون مجوز دولت امکان همراهی و همکاری در آن وجود ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فریدمن بر این تصور بود که آزادی اقتصادی در قسمت&amp;zwnj;هایی به توسعه آزادی سیاسی منجر خواهد شد. چرا که آزادی اقتصادی به معنی تمرکز قدرت کمتر در دولت و توزیع آن در نهادهای دیگر است. مرکز توجه فریدمن همانند همه اقتصاددانان طرفدار بازار رقابتی، قیمت&amp;zwnj;های نسبی و اهمیت آن در مبادله داوطلبانه و آزاد، منافع فردی و جمعی را باهم سازگار می&amp;zwnj;سازد در نتیجه موجب قدرتمند شدن مردم در برابر دولت خواهد شد و دستکاری قیمت&amp;zwnj;ها از سوی دولت در بازار که اغلب به بهانه&amp;zwnj;های مختلف صورت می&amp;zwnj;گیرد، این همسویی منافع را مخدوش می&amp;zwnj;کند و سطح رفاه جامعه را در کل پایین می&amp;zwnj;آورد، که یکی از دلایل آن به نظر نگارنده می&amp;zwnj;تواند به دلیل برهم زدن موازنه و تعادل برای جلوگیری از تراز شدن قدرت مردم با دولت باشد. بنابراین، داشتن آزادی اقتصادی به ارتقا و تقویت طبقه متوسط جامعه کمک می&amp;zwnj;کند و پس از آن تقاضا برای آزادی سیاسی افزایش می&amp;zwnj;یابد. در این مرحله، طبقه متوسط جامعه (به عنوان تاثیرگذارترین بخش جامعه) برای جلوگیری از دست اندازی رهبران سیاسی به دارایی&amp;zwnj;هایشان نیازمند توسعه سیاسی است. اما اگر آزادی سیاسی در ابتدا به دست آید، باعث باز توزیع قدرت سیاسی می&amp;zwnj;شود که این امر راه را به دموکراسی پایدار هموار نخواهد کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هسته مرکزی نظریه فریدمن بر این اصل تاکید دارد که لازمه وجود آزادی سیاسی محدود کردن قدرت حکومتی است و این کار در عمل امکان ندارد، مگر از طریق جدا کردن و استقلال بخشیدن به قدرت اقتصادی از قدرت سیاسی. در نظام بازار رقابتی در سایه آزادی اقتصادی، قدرت اقتصادی مستقل از قدرت سیاسی شکل می&amp;zwnj;گیرد و موجب توازن، تعادل و محدود کردن قدرت حکومتی خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید سؤال شود چه تضمینی وجود دارد که حکومت&amp;zwnj;های خودکامه تن به اقتصاد آزاد دهند؟ جبر زمانه گریبانگیر نظام&amp;zwnj;های سرکوبگر و استبدادی خواهد شد و آنها را ملزم پذیرش اصلاحات اقتصادی و پذیرش بازار آزاد حقیقی خواهد کرد که البته این فرآیند در مورد کشورهای با منابع سرشار نفتی همانند کشورهای منطقه خاورمیانه به دلیل بی&amp;zwnj;نیازی و استقلال دولت از ملت، پوشش دادن بحران&amp;zwnj;های اقتصادی و سیاسی با تکیه به دلار&amp;zwnj;های نفتی کمی کند تر خواهد بود، اما اجتناب ناپذیر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سوی دیگر، هیچ جامعه&amp;zwnj;ای را نمی&amp;zwnj;توان یافت که بدون دستیابی به اقتصاد آزاد و رقابتی از آزادی سیاسی پایدار برخوردار باشد. البته فریدمن تاکید دارد سرمایه داری شرط لازم برای آزادی سیاسی است، اما در واقع شرط کافی برای تحقق آن نیست. در جامعه استبدادی اقتصادی و سیاست هر دو در دست قدرت حاکمان (دولت) است. با آزادی اقتصادی این انحصار قدرت در هم می&amp;zwnj;شکند اما قدرت سیاسی کم و بیش می&amp;zwnj;تواند همچنان استبدادی باقی بماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از ویژگی&amp;zwnj;های مهم جامعه آزاد این است که مردم آزادانه در تعیین و تغییر حاکمان صاحب رای و قدرت هستند. اما در جامعه&amp;zwnj;ای که معیشت مردمان در دست حاکمان باشد چنین امکانی وجود ندارد. مردم بنابر دغدغه&amp;zwnj;های معیشتی توانایی برداشتن بیرق مخالف با حاکمان را ندارند، بنابراین شرط لازم و البته نه کافی، جداکردن معیشت و دخل و خرج مردم از دولت یا اقتصاد آزاد دولتی است و از جهتی می&amp;zwnj;توان گفت اعتقاد نداشتن حکومت&amp;zwnj;ها به نظام بازار آزاد از اعتقاد آنها به نفس آزادی نشات می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جریان انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷ شاهد بودیم که نهاد سنتی بازار به عنوان سنگر اول مبارزه با شاه بدل شد؛ حجم گسترده امکانات این طبقه، شبکه تجاری گسترده و مستقل، دارایی&amp;zwnj;های اقتصادی که حاصل معاملات بدون دخالت و نظارت دولت بود باعث تنومند شدن بدنه بازار شد، استقلال بازار از دولت و کمک&amp;zwnj;های مالی به بخشی از اعتصابیون کارخانه&amp;zwnj;ها باعث ایجاد توازن قوا و ایجاد استقلال بخشی کارگران از دولت برای برپایی اعتصابات گسترده شد. حتی بازاریان تهران در دوران پایانی حکومت شاه، با وجود جو سانسور در رسانه&amp;zwnj;های دولتی با کمک&amp;zwnj;های مالی خود خبرنامه اصناف را منتشر کردند که در آن از عدالت اجتماعی، دموکراسی و ریشه کن کردن فساد دفاع می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شکل گیری گروه&amp;zwnj;ها و احزاب مخالف که قدرت و توانایی کافی برای برهم زدن توازن قدرت میان کفه ترازوی مردم با حاکمیت را داشته باشند، تنها با وجود اقتصاد آزاد و حمایت غیر دولتی و غیر وابسته امکان پذیر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بازار آزاد رقابتی به نوعی آزادی مدنی نیز نهفته است، چون چنین بازاری است که اختیار خرید و فروش و یا مبادله کالا بصورت آزاد در دست افراد جامعه قرار دارد و هیچ نهاد و سازمان دولتی و غیر دولتی توان و اختیار تحمیل نظر و اراده خود در جهت دخالت در معادله یاد شده را از پیش ندارد و تنها قدرت تشخیص افراد بنا بر منافع شخصی است که این ارتباط اقتصادی را برقرار می&amp;zwnj;سازد. در شکل و زمینه سیاسی این الگو، افراد جامعه&amp;zwnj;ای باز و آزاد که بنابر منافع اکثریت که گاهی اقتضا می&amp;zwnj;کند تا جابجایی قدرت را رقم بزند و با وجود توازن قدرت چنین کاری میسر خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با نگاهی به تحولات بهار عرب در منطقه می&amp;zwnj;توان نتیجه گرفت، نهادینه شدن بازار آزاد رقابتی در کشورهایی همانند تونس و مصر کمک شایانی به جابجایی راحت&amp;zwnj;تر و کم&amp;zwnj;هزینه&amp;zwnj;تر قدرت در این کشورها کرده است، برخلاف لیبی و سوریه که چنین مناسبات اقتصادی در آنها برقرار نیست و بازار و اقتصاد دولتی و وابسته حرف اول و آخر را می&amp;zwnj;زند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و اما در ایران، وجود نظام اقتصاد دولتی با مفاسد اقتصادی رانت به عنوان یکی از موانع توسعه&amp;zwnj;یابی مشخص شده است که البته تحقیقات نشان داده که هر چه میزان رانت خواری بیشتر باشد رشد اقتصادی کاهش بیشتری می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در کنار موارد یاد شده حذف یارانه&amp;zwnj;ها به عنوان اصلی&amp;zwnj;ترین عامل افزایش تورم و سپس توزیع غلط آن، که پیکر اقتصاد کشور را نشان رفته است و مواردی دیگر همچون بکارگیری تحریم&amp;zwnj;های کمر شکن اقتصادی از جانب کشورهای غربی، خود باعث ضعیف شدن اقتصاد خانواده&amp;zwnj;ها، خالی شدن سفره مردم و وابستگی هرچه بیشتر به دولت بوده است که می&amp;zwnj;تواند باعث به عقب افتادن فرآیند &amp;quot; گذار به دموکراسی در ایران &amp;quot; شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منابع:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;Milton and Rose D.Fridman,Two Lucky people,The University of Chicago&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; press,1 June,1999&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;میلتون فریدمن، سرمایه داری و آزادی، ترجمه غلامرضا رشیدی، نشر نی، ۱۳۸۰&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.cbe.csueastbay.edu/%7Esbesc/frlect.html&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;ldquo;Economic Freedom,Human Freedom,Political Freedom&amp;rdquo; by Milton Friedman&amp;rdquo;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/07/05/16621#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13466">اقتصاد آزاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3234">سعید بیانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13465">فریدمن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13464">میلتون فریدمن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5766">نئولیبرالیسم</category>
 <pubDate>Wed, 04 Jul 2012 22:31:22 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16621 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ایمان به سرمایه داری، اعتقاد به مشیت الهی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/03/21/12255</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/03/21/12255&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بهداد بردبار        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/rich_poor.jpg?1332703063&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بهداد بردبار &amp;minus; فاصله طبقاتی بین ثروتمندان و فقیران در جهان معاصر از گذشته بیشتر شده و این روند همچنان ادامه دارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; بیشتر مطالعات این موضوع را تایید می&amp;zwnj;کنند. در شرایطی که نظریه پردازان اقتصاد نئولیبرال معتقدند با آزاد گذاشتن بازار و قطع دخالت دولت همه چیز روبه راه می&amp;zwnj;شود، اریک رینارت، اقتصاددان نروژی، در کتابی با عنوان &amp;quot;چگونه کشورهای ثروتمند، ثروتمند می&amp;zwnj;شوند و فقرا فقیر می&amp;zwnj;مانند&amp;quot; [۱] با افسانه دست نامرئی بازار به مخالف برمی خیزد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رینارت معتقد است دستورالعمل&amp;zwnj;هایی که اقتصاددانان مشغول به کار در بانک جهانی درباره جهان سوم می&amp;zwnj;نویسند با واقعیت بسیار متفاوت است. پیامبران نظم نوین جهانی در بانک جهانی پیش بینی کرده بودند که در جهان، اقتصادی متوازن خواهیم داشت. اما در مقابل این ادعا آنچه که با آن روبرو هستیم گرسنگی، خشکسالی، جنگ و بحران&amp;zwnj;های زیست- محیطی است و ما امروز به تدریج با این واقعیت روبرو می&amp;zwnj;شویم که نوید رشد اقتصادی برای همه کشورها سرابی بیش نبوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تقابل واقعیت و تئوری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرانسیس فوکویاما، فیلسوف و نظریه پرداز روابط بین الملل و از مدافعان ایده لیبرال دموکراسی &amp;nbsp;در سال ۱۹۹۲ میلادی پایان جنگ سرد را با شادی اعلام کرد و از آن با عنوان&amp;quot; پایان تاریخ&amp;quot; نام برد. &amp;nbsp;&amp;nbsp;او ۱۴ سال بعد از اعلام &amp;quot;پایان تاریخ&amp;quot; با انتشار کتاب &amp;quot;نومحافظه کاران&amp;quot; با بسیاری از نظرات پیشین خود به مخالفت برخاست. &amp;nbsp;اریک رینارت در کتاب خود این قول را از کتاب &amp;quot;نومحافظه کاران&amp;quot; فوکویاما نقل می&amp;zwnj;کند: &amp;quot; به نظر می&amp;zwnj;رسد نومحافظه کاران تصور می&amp;zwnj;کردند که با سرنگونی نظام&amp;zwnj;های دیکتاتوری به واسطه اعمال زور و اشغال نظامی جوامع نیز دمکراتیک می&amp;zwnj;شوند. آنها به روند زمان&amp;zwnj;بر ساخت نهادهای دمکراتیک و اصلاحات اعتقاد نداشتند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;quot;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;447&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/reinert_book.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اریک رینارت در کتاب &amp;quot;چگونه کشورهای ثروتمند، ثروتمند می&amp;zwnj;شوند و فقرا فقیر می&amp;zwnj;مانند&amp;quot; مدعی است که در اقتصاد نئولیبرال این پیش فرض وجود دارد که با حذف دخالت دولت&amp;zwnj;ها در بازار، رشد اقتصادی و بهبود وضعیت معشیت حاصل می&amp;zwnj;شود. نئولیبرال&amp;zwnj;ها نیز همچون نومحافظه کاران به روند طولانی شکل گیری ساختارهای اقتصادی اعتقاد ندارند. گروهی از اقتصاددانان نئولیبرال &amp;minus; همچون فوکویاما که پس از ۱۴ سال به نقد و بررسی نظرات پیشین خود پرداخت &amp;minus; برخی از تئوری&amp;zwnj;های اقتصادی خود را مورد نقد قرار می&amp;zwnj;دهند و درباره آنها اظهار تردید می&amp;zwnj;کنند. تجربه نشان داده که واقعیت&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;رحم اقتصادی موجود در جهان با آنچه تئوری&amp;zwnj;های نویددهنده توازن اقتصادی مطرح می&amp;zwnj;کنند بسیار متفاوت است و ما می&amp;zwnj;توانیم از این واقعیت&amp;zwnj;ها درس&amp;zwnj;های بسیاری فرابگیریم. نئولیبرال ها، توازن اقتصادی بازار را همچون مشیت الهی یا معادله&amp;zwnj;های ریاضی، یک واقعیت بدیهی می&amp;zwnj;دانند. در این شرایط کسانی که به دنبال راه حل مشکلات اقتصادی هستند، باید به نظریه&amp;zwnj;هایی که توازن و برابری اقتصادی را محصول سیاست&amp;zwnj;ها و برنامه ریزی&amp;zwnj;های آگاهانه می&amp;zwnj;دانند رجوع کنند. یعنی به جای اینکه توازن اقتصادی را یک امر بدیهی بدانیم باید برای ایجاد آن تلاش و برنامه ریزی کنیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نقد خوش&amp;zwnj;بینی نئولیبرالی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما اگر بخواهیم نظریه&amp;zwnj;های نئولیبرال را به چالش بکشیم باید همچون ولتر، فیلسوف و قهرمان عصر روشنگری در اروپا حرکت کنیم. ولتر در سال ۱۷۹۵ نسخه&amp;zwnj;هایی از رمان خود با عنوان&amp;quot;ساده&amp;zwnj;لوح یا خوش&amp;zwnj;بینی&amp;quot; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Candide ou l&#039;optimisme)&lt;/span&gt; را به پاریس، آمستردام، لندن و بروکسل فرستاد. زمانی که این کتاب&amp;zwnj;ها به مراکز اصلی بازار کتاب در اروپا رسیدند او این کتاب را همزمان در سراسر اروپای غربی منتشر کرد. این اقدام دو دلیل داشت؛ ولتر می&amp;zwnj;خواست تا حد امکان نسخه&amp;zwnj;های بیشتری از کتاب خود را به فروش برساند و ایده انقلابی خود را تا جایی که ممکن است ترویج کند، پیش از آنکه مقامات متوجه خطری بشوند که ایده او به همراه دارد. وقتی که مقامات سیاسی و مذهبی اروپا از محتوای کتاب او باخبر شدند، پلیس به جمع آوری نسخه&amp;zwnj;های این کتاب در سراسر اروپا پرداخت و از بازنشر آن جلوگیری کرد. حتی واتیکان، کتاب ولتر را در فهرست کتاب&amp;zwnj;های ممنوعه قرار داد. همه تلاش&amp;zwnj;های مقامات به این دلیل بود که این کتاب کوچک مثل یک سونامی فکری عمل کرد. اما محدودیت&amp;zwnj;های موجود نتوانست مانع از انتشار این کتاب بشود. ولتر در این کتاب داستان جوانی را روایت می&amp;zwnj;کند که پس از خروج از روستا به استقبال از کشف جهانی می&amp;zwnj;رود که استاد او از آن به عنوان بهترین جهان ممکن نام برده است. او در این کتاب، ایده تسلیم شدن در مقابل یک خوشبینی جبرگرایانه را زیر سوال می&amp;zwnj;برد. آنچه &amp;quot;کاندید&amp;quot; در جهان مشاهده کرد، دنیایی مملو از فقر ویرانگر، ارتش&amp;zwnj;های غارتگر، محاکمه&amp;zwnj;های مذهبی و زلزله&amp;zwnj;های خانمانسوز بود. جهانی که در آن نامزد او توسط چندین نفر مورد تجاوز قرار گرفت و سپس به عنوان برده فروخته شد در حالیکه آن دختر معصوم زمزمه می&amp;zwnj;کرد: &amp;quot;این جهان، بهترین جهان ممکن است&amp;quot;. پس از این ماجرا قهرمان داستان از خود پرسید که اگر این بهترین جهان ممکن باشد پس جهان&amp;zwnj;های دیگر به چه شکل هستند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ولتر با این داستان واقعیت را در برابر خوش&amp;zwnj;بینی ساده&amp;zwnj;لوحانه و برده&amp;zwnj;ساز قرار داد. امروزه نیز باید چنین تقابلی را برجسته کرد. هنوز بسیاری از افرادی که سرسختانه به تئوری&amp;zwnj;های نئولیبرالیستی در اقتصاد باور دارند به یک خوشبینی خطرناک مبتلا بوده و نیازمند رهایی از تفکرات خشک و سرسختانه خود هستند. امروزه نظریات اقتصادی خوشبینانه بیشتر از آنکه به علم شبیه باشند از فرضیه&amp;zwnj;ها و استعاره&amp;zwnj;های به عاریت گرفته شده از علم نجوم و فیزیک تشکیل شده&amp;zwnj;اند. برای مثال&lt;a href=&quot;http://www.guardian.co.uk/commentisfree/audio/2011/oct/06/big-ideas-podcast-adam-smith-audio&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.guardian.co.uk/commentisfree/audio/2011/oct/06/big-ideas-podcast-adam-smith-audio&quot;&gt;اصطلاح&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.guardian.co.uk/commentisfree/audio/2011/oct/06/big-ideas-podcast-adam-smith-audio&quot;&gt;دست&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.guardian.co.uk/commentisfree/audio/2011/oct/06/big-ideas-podcast-adam-smith-audio&quot;&gt;نامرئی&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.guardian.co.uk/commentisfree/audio/2011/oct/06/big-ideas-podcast-adam-smith-audio&quot;&gt;بازار&lt;/a&gt;، اصطلاحی است که آدام اسمیت در یک بحث مرتبط با نجوم از آن استفاده کرد. پیام ولتر و دلیلی که مقامات برای سرکوب و مخالفت با او داشتند این بود که او در کتاب خود گفته بود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;: &amp;rdquo; &lt;/span&gt;جهان بی عیب و نقص نیست و انسان&amp;zwnj;ها باید به صورت فعالانه در راستای تغییر و بهبود جهان تلاش کنند؛ نه اینکه آن را به حال خود وابگذارند&amp;rdquo;. همچنان که افسانه بازار آزاد خود تنظیم با چرخه&amp;zwnj;ی مداوم رکود و بحران در اقتصاد جهان نشان داده است که نه تنها بی&amp;zwnj;نقص نیست که باید مورد بازنگری جدی قرار گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;لزوم دیدن واقعیت&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظریه اقتصادی که با پیش فرض جهان متوازن بحث خود را آغاز می&amp;zwnj;کند، همچون جامه&amp;zwnj;ای است که پیشاپیش برای پیکر نظریه اقتصادی حاکم دوخته شده است. نظریه جایگزین که گروهی در تلاش برای احیای آن هستند، در اصل نظریه&amp;zwnj;ای است که بر اساس مشاهدات ساخته شده، مشاهداتی که در بسیاری از مواقع از سوی تئوری&amp;zwnj;های اقتصاد توسعه تایید نمی&amp;zwnj;شوند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظریه جایگزین باید به جای تلاش برای رفع موانع (منظور در نظر گرفتن دخالت دولت به عنوان عامل اصلی مشکلات) به دنبال راهکارهای سازنده برای دستیابی به سعادت باشد. چرا که توسعه را باید آنچنان که همیشه بوده در نظر گرفت؛ یعنی محصول تلاش و سیاست&amp;zwnj;گذاری آگاهانه، نه رها کردن جامعه در دست اقتصاد بازار آزاد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;یکی از معیارهای سنجش منطق در نظریه&amp;zwnj;های نئولیبرال&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها این است که هرگاه تناقضات آنها آشکار می&amp;zwnj;شود تلاش می&amp;zwnj;کنند یک توجیه غیراقتصادی برای آن پیدا کنند. به عنوان مثال، نهادهای مالی مستقر در واشنگتن گاهی مهاجرت مخاطره آمیز میلیونی شهروندان کشورهای فقیر را مفید ارزیابی می&amp;zwnj;کنند، در حالی که این پدیده در واقع به دلیل عدم وجود مشاغل واقعی در کشورهای در حال توسعه اتفاق می&amp;zwnj;افتد. این نهادها استدلال می&amp;zwnj;کنند که کارگران مهاجر برای اعضای بیکار خانواده&amp;zwnj;های خود پول می&amp;zwnj;فرستند و این اقدام، تراز مالی کشورها را به سمت مثبت شدن می&amp;zwnj;کشاند. با چنین استدلالی به روی دیگر داستان مهاجران غیر قانونی چشم برمی&amp;zwnj;بندند. این مهاجران غیرقانونی با به خطر انداختن جان خود از موانع پرخطر در مرزها عبور می&amp;zwnj;کنند تا از مناطق توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته و ثروتمند مهاجرت کنند اما با تبعیض و بهره کشی در این جوامع روبرو می&amp;zwnj;شوند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرضیه اصلی نئولیبرال&amp;zwnj;ها (بهترین جهان قابل تصور) هرگز زیرسؤال نرفته است، چرا که واقعیات بر اساس این نظریه همواره به گونه&amp;zwnj;ای تصویر شده&amp;zwnj;اند که بر شواهدی که این نظریه را زیر سوال می&amp;zwnj;برند، اشاره نشود. زمانی که واقعیت به شدت این نظریه را به چالش می&amp;zwnj;کشد - مثل زمان حاضر و در هنگامه بروز بحران&amp;zwnj;های مالی- نئولیبرال&amp;zwnj;ها برای توضیح و توجیه به نظریه&amp;zwnj;های خارج از چارچوب حوزه اقتصاد متوسل می&amp;zwnj;شوند. برای مثال فقر را با عواملی همچون جبر جغرافیایی، نژادی و فرهنگی توضیح می&amp;zwnj;دهند.&amp;zwnj; آنها تقصیر را به گردن هرچیز می&amp;zwnj;اندازند به جز نظریه&amp;zwnj;های اقتصادی&amp;zwnj;ای که به آنها باور دارند. از آنجایی که این حلقه اقتصاددانان مدل اقتصادی خود را بدون نقص می&amp;zwnj;دانند، هرگونه ناکامی بر اساس این نظریه را به عواملی به جز عوامل اقتصادی نسبت می&amp;zwnj;دهند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما برخلاف نظریه نئولیبرال&amp;zwnj;ها طبیعت جوامع بر توازن و تعادل استوار نیست. بنابراین ساده انگارانه است که تصور کنیم قوانین اقتصادی همیشه درباره همه جوامع اثبات پذیر باشند چراکه ایمان به اقتصاد بازار چندان تفاوتی با ایمان به مشیت الهی ندارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;پانویس&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rteleft&quot;&gt;[1]&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;&amp;nbsp;Erik. S. Reinert: &lt;i&gt;How Rich Countries Got Rich ... and Why Poor Countries Stay Poor&lt;/i&gt;, London 2007&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/03/21/12255#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10477">اریک رینارت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2921">بهداد بردبار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6560">خوش‌بینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10476">فوکویاما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5766">نئولیبرالیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7020">ولتر</category>
 <pubDate>Wed, 21 Mar 2012 11:58:09 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">12255 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اسپانیا، دموکراسی و برنامه ریاضت اقتصادی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/09/12/6893</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/09/12/6893&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    تقی روزبه        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;271&quot; height=&quot;190&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/30546002-1592231.jpg?1315855816&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مجلس اسپانیا روز چهارشنبه، ششم سپتامبر علی&amp;zwnj;رغم نارضایتی و اعتراض&amp;zwnj;های گسترده علیه برنامه ریاضت اقتصادی و هم&amp;zwnj;چنین ورود &amp;laquo;قانون طلایی&amp;raquo; در متن قانون اساسی اسپانیا، با اکثریت قاطع و تنها با سه رای مخالف آن را به تصویب رساند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این کار در پناه حلقه حفاظتی پلیس و ممانعت از پیشروی تظاهرکنندگان به سوی مجلس صورت گرفت. به&amp;zwnj;راستی معنای این نوع تقابل و دهن&amp;zwnj;کجی نمایندگان مجلس به افکارعمومی و رای&amp;zwnj;دهندگان به چه معناست؟ کارکرد این نوع دموکراسی&amp;zwnj;ها چیست که بورژوازی در پشت آن سنگر گرفته و گوش فلک را کر کرده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با مشاهده چنین برش زنده&amp;zwnj;ای از واقعیت&amp;zwnj;های امروز دنیای بحران&amp;zwnj;زده سرمایه&amp;zwnj;داری، خواه&amp;zwnj;ناخواه این سئوال اساسی در برابر همه رای&amp;zwnj;دهندگان قرار می&amp;zwnj;گیرد که معنا و نقش &amp;laquo;دموکراسی&amp;raquo; موجود چیست و اعضای مجلس آیا نمایندگان ما هستند یا نمایندگان سرمایه و بازار؟ این چه معمایی است که ما &amp;laquo;انتخاب&amp;raquo; می&amp;zwnj;کنیم، ولی اولویت آن&amp;zwnj;ها پیشبرد نیازهای بازار و فرامین نهادهای مالی بین&amp;zwnj;المللی و دفاع از نظم موجود است؟ فرق چندانی هم نمی&amp;zwnj;کند که این نمایندگان در کسوت راست باشند یا &amp;laquo;سوسیال دموکرات&amp;raquo;:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱- به&amp;zwnj;تازگی سران اتحادیه اروپا و در راس آن دو کشورفرانسه و آلمان برای مقابله با بحران، خواهان تشکیل مدیریت واحد اقتصادی به مثابه یک دولت اقتصادی برای اعمال سیاست&amp;zwnj;های مصوب برای ۱۷ کشور عضو منطقه یورو شدند. سران اتحادیه هم&amp;zwnj;چنین خواهان گنجاندن &amp;laquo;قانون طلایی&amp;raquo; در قوانین اساسی کشورهای عضو شده&amp;zwnj;اند که بیانگر شاخص&amp;zwnj;های تعیین شده مربوط به سقف بدهی دولت&amp;zwnj;های عضو است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هدف از تصویب این قانون، پیشبرد سختگیرانه&amp;zwnj;تر برنامه ریاضت اقتصادی برای مقابله با بحران اقتصادی و ازجمله بحران بدهی&amp;zwnj;های دولت&amp;zwnj;ها و کاستن از کسری بودجه آن&amp;zwnj;هاست. آن&amp;zwnj;هم در شرایطی که این دولت&amp;zwnj;ها در فاز پیشین بحران، ده&amp;zwnj;ها تریلیون دلار از بودجه&amp;zwnj;های عمومی را صرف مقابله با بحران مالی کردند و البته مضمون برنامه&amp;zwnj;های ریاضت اقتصادی نیز شامل کاستن هرچه بیشتر بودجه&amp;zwnj;های اجتماعی دولت&amp;zwnj;ها و حاکم کردن بیش از پیش قانون به اصطلاح بازار آزاد بر عرصه اقتصادی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;ریاضت اقتصادی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
هدف ازگنجاندن قانون طلایی اما در متن قانون اساسی چیست؟ برای آن&amp;zwnj;که دولت&amp;zwnj;ها و احزاب و اکثریتی که فرمان این ماشین را به دست می&amp;zwnj;گیرند، نتوانند با وعده و وعیدهای انتخاباتی، یا شرط و شروط&amp;zwnj;های ائتلافی و یا تحت فشارهای اجتماعی و سیاسی، از شاخص&amp;zwnj;ها و سیاست&amp;zwnj;های دیکته شده توسط اتحادیه اروپا و سایرنهادهای مالی سرمایه که اساساً معطوف به سیاست&amp;zwnj;های بازار آزاد و حذف وظایف اجتماعی دولت&amp;zwnj;ها هستند، عدول کنند. هدف همانطور که به صراحت اعلام کرده&amp;zwnj;اند، ثبات در سیاست&amp;zwnj;های مالی و دادن اعتماد و اطمینان خاطر به بازار و البته هم&amp;zwnj;چنین کاستن از نگرانی&amp;zwnj;های دو دولت آلمان و فرانسه به عنوان قوی&amp;zwnj;ترین اقتصاد&amp;zwnj;های قاره است. این دو کشور، برای حفظ منطقه یورو بار اصلی وام&amp;zwnj;های پرداختی به کشورهای مقروض و بعضاً درآستانه ورشکستگی را بر دوش دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معنای عملی گنجاندن این قانون در قوانین اساسی کشورهای عضو، چیزی جز کاهش هرچه بیشتر اهرم &amp;laquo;فشارهای اجتماعی&amp;raquo; و &amp;laquo;افکارعمومی&amp;raquo; به &amp;laquo;دولت&amp;zwnj;ها&amp;raquo; و به این یا آن &amp;laquo;فراکسیون بورژوازی&amp;raquo;، و درواقع بی&amp;zwnj;یال و دم و اشکم کردن همین دموکراسی موجود و صوری برای تضمین منافع سرمایه&amp;zwnj;داری نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معنای دیگر این سیاست انتگراسیون (همگرایی) اقتصادی و تامین شرایط مناسب&amp;zwnj;تر برای انباشت سرمایه با مدل نئولیبرالیستی (و ادغام سرمایه&amp;zwnj;ها و اقتصادهای ضعیف یا متوسط در اقتصادهای قوی&amp;zwnj;تر و بزرگ&amp;zwnj;تر و شکل&amp;zwnj;گیری یک قطب نیرومند و متمرکز سرمایه) است. این پاسخی است که سرمایه به بحران و برای بازسازی خود و جامعه براساس آن می&amp;zwnj;دهد. در هر صورت این فرمان بازار و ضرورت انباشت سرمایه&amp;zwnj;هاست که در پس و پشت این سیاست&amp;zwnj;ها حکم می&amp;zwnj;راند. وقتی مطبوعات از برخورد سرد بازارهای عمده بورس نسبت به نتایج دیدار مرکل و سارکوزی و تصمیم&amp;zwnj;های اعلام شده آن&amp;zwnj;ها گزارش می&amp;zwnj;دهند، به معنای آن است که هنوز انتظارات بازار و ولع سیری&amp;zwnj;ناپذیر آن برآورده نشده است و هنوزهم باید گام&amp;zwnj;های بیشتری در راستای تامین نرخ سود مورد نظرسرمایه برداشت شود و به آن اطمینان&amp;zwnj;های بیشتری داده شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲- سویه دیگر سیاست یکدست&amp;zwnj;سازی و تشکیل مدیریت واحد اقتصادی مبین آن است که سرمایه&amp;zwnj;داری در فاز جهانی&amp;zwnj;سازی و تضعیف مرزهای اقتصادی و سیاسی کشورها، گرایش به یکدست کردن نسبی شرایط کاری (دستمزد و سایرامتیازات) در مقیاس نه فقط قاره&amp;zwnj;ای بلکه جهانی دارد. البته همانطور که اشاره شد این گرایش هم نسبی است و هم در مسیر کاهش امتیازات و استانداردهای کاری کارکنان کشورهای پیشرفته&amp;zwnj;تر سرمایه&amp;zwnj;داری قرار دارد. تشدید بحران بی&amp;zwnj;کاری (که بعضاً با نرخ&amp;zwnj;های ۲۰درصد و بالاترهمراه است)، کاهش دستمزدها و شکل&amp;zwnj;گیری جوامع جهان سومی در دل جوامع کشورهای پیشرفته سرمایه&amp;zwnj;داری و گسترش دامنه طردشدگان و بی&amp;zwnj;خانمان&amp;zwnj;ها و سرکوب تشکل&amp;zwnj;ها از نتایج اجتناب&amp;zwnj;ناپذیر چنین رویکردی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گام بعدی چیست؟ مردم اسپانیا در تظاهرات اخیر علیه ریاضت اقتصادی و تصویب قانون طلایی، خواهان برگزاری رفراندوم حول تغییر قانون اساسی بودند که البته گوش شنوایی در میان طبقه سیاسی حاکم نیافت. چراکه امروزه به نظر می&amp;zwnj;رسد دموکراسی جز ابزاری برای پیشبرد سیاست&amp;zwnj;های مورد نظر بورژوازی و زدن مهر مشروعیت بر آن نیست و این هم مبین بحران دموکراسی و سیستم سیاسی در کنار بحران اقتصادی با مولفه&amp;zwnj;های گوناگون و درحال تشدید است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;باید خط&amp;zwnj; &amp;zwnj;الراس را هدف گرفت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
دراین جا سئوال مهمی پیش روی ماست: وقتی مردمی با حضور اعتراضی خود و با صدای بلند مطالبات خود را بیان می&amp;zwnj;کنند و سیستم&amp;zwnj;های سیاسی حاکم هم خود را به کری کامل می&amp;zwnj;زنند و هیچ اهمیتی به آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;دهند، چه باید کرد؟ اگر آن&amp;zwnj;ها نخواهند که در زیر چرخ&amp;zwnj;دنده&amp;zwnj;های سرمایه&amp;zwnj;داری له و لورده شوند، آیا راهی به&amp;zwnj;جزدامن زدن به مبارزات فراسیستمی وجود دارد؟ تاریخ گواهی می&amp;zwnj;دهد که تمامی رفرم&amp;zwnj;های واقعی در درون نظام&amp;zwnj;های سرمایه&amp;zwnj;داری هم وقتی صورت گرفته است که جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی خط&amp;zwnj;الراس را هدف گرفته&amp;zwnj;اند. همیشه این شبح انقلاب و از دست رفتن اوضاع بوده است که بورژوازی را وادار به اقدامات پیشگیرانه کرده است. بدون مبارزه طبقاتی استثمارشوندگان و هدف قراردادن خط&amp;zwnj;&amp;zwnj;الراس سرمایه&amp;zwnj;داری، حتی آن رفرم&amp;zwnj;ها هم که هدفی جز بیرون کشیدن چاشنی انقلاب نداشته&amp;zwnj;اند، با توجه به سرشت سودخوارانه سرمایه قابل تصور نبوده&amp;zwnj;اند. البته تاریخ هم چنین گواهی می&amp;zwnj;دهد که اگر عزم نیرومند مبارزات اجتماعی برای فراتر رفتن مرزهای اجتماعی وجود نداشته باشد، این رفرم&amp;zwnj;ها نیز نه فقط تعمیق پیدا نخواهند کرد بلکه پایدار هم نخواهند ماند و حتی در چهارچوب سیستم به ضد خود تبدیل خواهند شد. مسئله اصلی آن است که اولاً تحمیل رفرم&amp;zwnj;ها بر نظام&amp;zwnj;های حاکم نیز تنها می&amp;zwnj;تواند با شکل&amp;zwnj;گیری و گسترش مبارزات خارج از سازوکارهای رسمی سیستم و ثانیاً با داشتن افق&amp;zwnj;های فراسیستمی و متعلق به ایجاد جهان دیگر، &amp;laquo;جهان خود&amp;raquo; در برابر &amp;laquo;جهان سرمایه&amp;raquo; پیش برود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پاسخی کلی و در راستای فوق، به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد گام نخست همان درک هرچه عمیق&amp;zwnj;تر بیکانگی استثمارشوندگان و مطالبات آن&amp;zwnj;ها با دموکراسی&amp;zwnj;های نیابتی و سیستم سیاسی موجود است و این که از این امامزاده معجزه&amp;zwnj;ای برنمی&amp;zwnj;خیزد. گسترش این آگاهی که البته نه در فضای تجریدی بلکه در متن حرکت و تجربه و کشاکش و مبارزه برای تغییر اوضاع به&amp;zwnj;دست می&amp;zwnj;آید و پرورده می&amp;zwnj;شود، زمینه لازم برای برداشتن گام&amp;zwnj;های مهم بعدی را مهیا می&amp;zwnj;کند. چنان که در متن کشاکشی که در متن بحران&amp;zwnj;های موجود زمینه&amp;zwnj;های وقوع می&amp;zwnj;یابد، به&amp;zwnj;درجاتی شاهد شکل&amp;zwnj;گیری شرایط مناسب برای بسط و اشاعه آگاهی پیرامون رازوارگی دموکراسی و برگرفتن ماسک از چهره سرمایه هستیم که در پشت دموکراسی سنگر گرفته است و البته به اندازه&amp;zwnj;ای که این آگاهی برآمده از پراتیک قاطع&amp;zwnj;تر و فراگیرتر شود به همان اندازه شالوده پراتیک عمیق&amp;zwnj;تر را برای اقدام&amp;zwnj;های بدیل فراهم می&amp;zwnj;سازد. بر اساس این رازوارگی منافع غیر (طبقه حاکم) و انگاره&amp;zwnj;های آن به صورت منافع و انگاره&amp;zwnj;های خود متجلی می&amp;zwnj;شود که همواره نفس این درون شدگی ارزش&amp;zwnj;ها و انگاره&amp;zwnj;های بورژوایی، ازمهم&amp;zwnj;ترین عوامل زایل کننده تمرد نسبت به وضعیت موجود بوده است. درحالی که تمرد و نافرمانی در برابر قواعد و فرامین سرمایه، مهم&amp;zwnj;ترین چیزی است که استثمارشدگان به آن نیاز دارند. به این ترتیب در دل آن و به موازات آن گام دوم و مکمل، یعنی امکان کنش&amp;zwnj;ها و اقدامات مستقیم و جمعی علیه سیستم و خط&amp;zwnj;الراس آن برای تغییرشرایط حاکم بر خود فراهم می&amp;zwnj;شود. وقتی روشن شد که مجلس و سیستم سیاسی موجود مطلقاً به او تعلق ندارد و در بیگانگی محض با مطالبات وی قرار دارد، به&amp;zwnj;طور طبیعی گام بعدی آن خواهد بود که خود راساً- به مثابه سوژه و فاعل- دست به&amp;zwnj;کارشود و مصمم به پیشبرد مطالبات و خواست&amp;zwnj;های خود، بدون دخیل بستن به سازوکارهای سسیستم موجود شود. البته روشن است که چگونگی طی این مسیر و گردآوری نیرو پیرامون خواست&amp;zwnj;های مشترک و نیز سئوالات و ابهامات بسیار دیگری وجود دارند که در حین حرکت و پیشروی باید یک به یک از طریق به&amp;zwnj;کارگیری خلاقیت&amp;zwnj;ها و تجربه&amp;zwnj;ها و آگاهی&amp;zwnj;های برخاسته از دل تجربه&amp;zwnj;ها و خرد جمعی پاسخ پیدا کنند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/09/12/6893#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5764">اسپانیا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5765">ریاضت اقتصادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5766">نئولیبرالیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Mon, 12 Sep 2011 17:06:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6893 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>