<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/554/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>اقتصاد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/554/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>اقتصاد ایران؛ در آستانه سقوط به سیاهچال</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/03/16/25262</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/03/16/25262&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید مافی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;460&quot; height=&quot;259&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/120125191308_iran_money_640x360_ap_nocredit.jpg?1363422521&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمید مافی - اقتصاد ایران در سالی که گذشت، بحران&amp;zwnj;های پرشماری را تجربه کرد. ناسیاست&amp;zwnj;های دولت و تشدید تحریم&amp;zwnj;ها دست به دست هم دادند تا اقتصاد ایران در آستانه سقوط به سیاهچال قرار بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این که اقتصاد ایران وابسته به نفت است، تردیدی وجود ندارد. دولت در قانون بودجه سال ۹۱، بر میزان وابستگی نفتی بودجه افزود و پیش بینی کرد که روزانه ۷. ۲ میلیون بشکه نفت صادر کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما تنش بر سر پرونده هسته&amp;zwnj;ای ایران، گره تحریم&amp;zwnj;ها را محکم&amp;zwnj;تر کرد تا صادرات نفتی ایران به کمتر از یک میلیون بشکه در روز برسد. کاهش صادرات نفتی و شبه نفتی دولت را برای تامین منابع مالی با تنگنا روبرو کرد و کسری بودجه را افزایش داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت نیز برای در امان ماندن از کسری بودجه شدید، راهکار ساده تبدیل دلار به ریال در بازار داخلی را در پیش گرفت تا بازار ارز التهاب پیش بینی نشده&amp;zwnj;ای را تجربه و تحمل کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازی دولت با ارز خارجی در بازار داخلی، به کاهش شدید ارزش برابری ریال انجامید. به گونه&amp;zwnj;ای که به گفته احمد توکلی، ریال حداقل نیمی از ارزش خود را از دست داده است. دولت برای تبدیل ریال به دلار، میزان نقدینگی در بازار را افزایش داد و از سوی دیگر به دنبال جذب نقدینگی&amp;zwnj;های سرگردان در دست مردم رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتیجه این اقدام دولت، کاهش ارزش برابری ریال، افزایش نرخ تورم و در نتیجه پائین آمدن توان خرید شهروندان بود. همین سبب شد تا کار&amp;zwnj;شناسان نسبت به آرژانتینی شدن اقتصاد ایران هشدار دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصرار دولت بر اجرای قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها و افزایش قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی علیرغم هشدارهای کار&amp;zwnj;شناسان اقتصادی و تولید گران، مزید بر علت شد تا اقتصاد فرتوت و نفتی ایران بیش از هر زمان دیگری گرفتار بحران&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای شود که به گفته ناظران اقتصادی، همچون خوره، بنیان&amp;zwnj;های اقتصادی و صنعتی ایران را می&amp;zwnj;خورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/tooman.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 127px; float: right;&quot; /&gt;اگر چه دولت از اعلام آمار رسمی فقرا خودداری می&amp;zwnj;کند، اما نمودارهای اقتصادی منتشر شده بیانگر آن هستند که شاخص فلاکت در ایران به بیش از ۴۲ درصد رسیده است. شاخص فلاکت از مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم به دست می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شاخص&amp;zwnj;های ناامید کننده&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وضعیت اقتصاد ایران آنقدر ناامید کننده بوده که مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس نتوانسته نگرانی خود را پنهان کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مرکز در گزارشی از وضعیت شاخص&amp;zwnj;های اقتصادی، رشد اقتصادی ایران در را ۳۶ صدم درصد برآورد کرده است. ایران از این نظر در رتبه ۱۶۴ جهان و ۲۳ منطقه قرار گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اکونومیست و بانک جهانی پول، رشد اقتصادی ایران را منفی برآورد کرده&amp;zwnj;اند. بر اساس گزارش مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس، رشد اقتصادی در چهار سال گذشته به صورت میانگین ۵. ۳ درصد کاهش پیدا کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیامد کاهش رشد اقتصادی، تداوم وضعیت رکودی است که هم اکنون بر اقتصاد ایران سایه افکنده و بسیاری از واحدهای تولیدی ایران را در آستانه ورشکستگی قرار داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته یک نماینده مجلس، در حال حاضر ۲۷۰۰ واحد تولیدی در وضعیت بحرانی شناسایی شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در همین حال مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس برآورد کرده است که نرخ تورم در سال آینده همچنان روند افزایشی خود را ادامه دهد. در حالی که بانک مرکزی اعلام کرده است؛ نرخ تورم در پایان امسال به ۳۱ درصد خواهد رسید، مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس در بررسی لایحه بودجه پیش بینی کرده است که نرخ تورم ممکن است تا ۵۰ درصد نیز افزایش یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمایندگان مجلس، اجرای مرحله دوم قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها و افزایش قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی را به عنوان یک محرک تاثیر گذار در افزایش نرخ تورم در نظر گرفته و پیشنهاد کرده&amp;zwnj;اند که دولت از آزاد سازی یک باره قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی خودداری کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزایش نرخ تورم و کاهش نرخ رشد اقتصادی، به تورم رکودی و گسترده&amp;zwnj;تر شدن فقر در ایران می&amp;zwnj;انجامد. اگر چه دولت از اعلام آمار رسمی فقرا خودداری می&amp;zwnj;کند، اما نماگرهای اقتصادی منتشر شده بیانگر آن هستند که شاخص فلاکت در ایران به بیش از ۴۲ درصد رسیده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاخص فلاکت از مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم به دست می&amp;zwnj;آید. دولت نرخ بیکاری را ۲. ۱۱ درصد اعلام کرده است، در حالی که برآورد اکونومیست نرخ بیکاری ایران را بیش از ۱۴ درصد نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس گزارش موسسات بین&amp;zwnj;المللی وضعیت شاخص کسب و کار در ایران هم به نسبت سال&amp;zwnj;های گذشته بد&amp;zwnj;تر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/n00024155-b.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 127px; float: right;&quot; /&gt;امید به آینده، اعتماد و امنیت سه ویژگی اصلی غایب در فضای اقتصادی ایران هستند که در سال&amp;zwnj;های گذشته آسیب دیده&amp;zwnj;اند و نیاز به ترمیم دوباره دارند. اما ترمیم این سه عنصر اصلی در شرایط تنش داخلی و بین المللی ایران&amp;nbsp; امکان پذیر نیست.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گزارش بنیاد هریتیج، رتبه ایران در شاخص کسب و کار در میان۱۷۶ کشور جهان ۱۶۸ بوده که نشان دهنده سقوط ۱۳ پله&amp;zwnj;ای ایران در شاخص کسب و کار است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس هم در گزارشی از فضای کسب و کار، اعلام کرده که شاخص کسب و کار نسبت به سال گذشته بد&amp;zwnj;تر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;امید و اعتماد گمشده اقتصاد ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیمای اقتصاد ایران با این شاخص&amp;zwnj;ها، سخت نگران کننده است و امید برای برون رفت از این وضعیت را دشوار می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محسن رنانی، اقتصاد&amp;zwnj;دان ایرانی به تازگی گفته است: &amp;laquo;اقتصاد ایران در آستانه ورود به مرحله تکینگی قرار دارد وقتی سیستمی خیلی در مرحله کهولت پیش رود و به آن توجه نشود و برای درمان این کهولت چاره&amp;zwnj;ای اندیشیده نشود و به مرحله بی&amp;zwnj;بازگشتی برسد یعنی دیگر امکان اینکه آن را به وضعیت&amp;zwnj;های پیشین بازگرداند از دست برود و آینده آن نیز قابل پیش بینی نباشد مرحله تکینگی آغاز شده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد او ارزیابی دقیقی از وضعیت اقتصاد ایران دارد. چرا که نه هم اکنون می&amp;zwnj;توان پیش بینی درستی از آینده اقتصاد ایران داشت و نه می&amp;zwnj;توان انتظار داشت که اقتصاد ایران در کوتاه مدت بتواند بر زخم&amp;zwnj;هایی که تحریم&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی و ناسیاست&amp;zwnj;های داخلی بر پیکره آن به جای گذاشته است، فائق آید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امید به آینده، اعتماد و امنیت سه ویژگی اصلی غایب در فضای اقتصادی ایران هستند که در سال&amp;zwnj;های گذشته در باور سرمایه گذاران آسیب دیده&amp;zwnj;اند و نیاز به ترمیم دوباره دارند. اما ترمیم این سه عنصر اصلی در شرایطی که ایران همچنان در عرصه بین المللی تنش دارد و تنش در عرصه داخلی نیز ادامه دارد، امکان پذیر نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای همین ناظران کلید حل بحران اقتصادی ایران را سیاسی می&amp;zwnj;دانند و بر این باورند که چنانچه گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوهای هسته&amp;zwnj;ای به نتیجه&amp;zwnj;ای مناسب برسد و ایران بتواند بخشی از بازار نفت خود را به دست بیاورد، می&amp;zwnj;توان انتظار داشت که بخشی از موانع پیش روی اقتصاد ایران برداشته شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازسازی اقتصاد ایران، نیازمند یک برنامه چند ساله و رفع تنش&amp;zwnj;های داخلی است به گونه&amp;zwnj;ای که سرمایه گذاران داخلی و بین&amp;zwnj;المللی امکان رقابت در موقعیتی برابر در ایران را داشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما آن گونه که از خط و نشان کشیدن&amp;zwnj;های مقام&amp;zwnj;های حکومتی و فضای انتخاباتی ایران بر می&amp;zwnj;آید، چنین شرایطی کمی دور از دسترس می&amp;zwnj;نماید و باید انتظار سالی سخت&amp;zwnj;تر برای اقتصاد ایران را داشت.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/03/16/25262#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8296">ارز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8978">بحران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2517">بودجه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6439">حمید مافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19949">ریال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1527">نفت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9186">نقدینگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19597">گردش سال ۱۳۹۲</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1969">یارانه</category>
 <pubDate>Sat, 16 Mar 2013 08:28:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25262 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>رودست دلار به بازار</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/03/07/25063</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/03/07/25063&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید مافی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;270&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/484991_549087078453564_578688160_n.jpg?1362646904&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمید مافی - سقوط ناگهانی قیمت دلار پس از مدت&amp;zwnj;ها، بازار ارز ایران را با شوک روبرو کرد. آن گونه که رسانه&amp;zwnj;های داخلی ایران از &amp;laquo;صف&amp;zwnj;های بلند برای فروش&amp;raquo; و &amp;laquo;تعطیلی بازار برای جلوگیری از کاهش قیمت&amp;raquo; خبر دادند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;شمس&amp;zwnj;الدین حسینی، وزیر اقتصاد کاهش قیمت را نتیجه تدبیر دولت خواند و ناظران هم این روند را واکنش مثبت بازار به نتایج نشست آلماتی میان ایران و گروه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;+&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵ &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;دانستند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما کاهش قیمت&amp;zwnj;ها چندان دوام نیاورد و دلار دوباره مسیر صعودی را در پیش گرفت تا دوباره نگرانی و ابهام بر بازار ارز ایران حاکم شود و همگان از خود بپرسند؛ چه اتفاقی افتاده است و در روزهای آینده بازار ارز چگونه خواهد بود؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا دولت در آستانه سال نو برای دمیدن امید به بازار، قیمت ارز را به صورت کاذب کاهش داده یا به دنبال بهره&amp;zwnj;برداری خود از بازار است و این بار می&amp;zwnj;خواهد دلارهای انباشته شده در خانه شهروندان را به ریال تبدیل کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بازار زیر سایه سنگین آلماتی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران از نشست آلماتی رضایت دارد. این را می&amp;zwnj;توان در گفته&amp;zwnj;های مقام&amp;zwnj;های مذاکره کننده و وزیر امور خارجه ایران مشاهده کرد. علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی؛ فضای گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو&amp;zwnj;ها را امیدوارکننده و رضایت&amp;zwnj;بخش توصیف کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سعید جلیلی، رئیس گروه ایرانی در مذاکرات هم مدعی شد؛ &amp;laquo;ایران ابتکار عمل در این نشست را در اختیار داشته و پیشنهادی راهگشا برای حل و فصل پرونده هسته&amp;zwnj;ای ارائه کرده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران نیز از کاهش تحریم&amp;zwnj;ها خبر داد. همچنین رسانه&amp;zwnj;های نزدیک به حاکمیت هم، نتایج گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو در آلماتی را به سود ایران دانستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/32418_635.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 116px; float: right;&quot; /&gt;همه راز سقوط یک باره قیمت دلار، خوش&amp;zwnj;بینی دو طرف به نشست آلماتی نبود. دولت چندی پیش مجوز برداشت ۵. ۲ میلیارد دلاری از صندوق توسعه ملی را از مجلس گرفت و دلارها اینک برای پرداخت &amp;quot;عیدانه&amp;quot; باید به ریال تبدیل شوند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن گونه که رسانه&amp;zwnj;ها خبر دادند؛ گروه &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;+&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱&lt;/span&gt; در آلماتی بسته پیشنهادی جدیدی به ایران ارائه کرده که بر اساس آن، چنانچه ایران به تعهدات بین&amp;zwnj;المللی تن بدهد، تحریم بانک مرکزی و کشتیرانی ایران لغو خواهد شد و نه کشور دیگر به ۱۵ کشور برخوردار از معافیت خرید نفت از ایران اضافه می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران نیز&amp;nbsp; در مقابل این بسته، متعهد می&amp;lrm;شود که؛ غنی سازی بیست درصد را تا پنج درصد کاهش دهد، اورانیوم غنی شده ۲۰ درصدی خود را به سوخت تبدیل کند یا تحویل کشور سوم دهد و اجازه بازدید از تاسیسات هسته&amp;zwnj;ای خود، به ویژه فردو و پارچین را به بازرسان آژانس بین&amp;zwnj;المللی انرژی اتمی بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه مقام&amp;zwnj;های ایرانی از نتایج این نشست ابراز خوشحالی کرده&amp;zwnj;اند، اما کا&amp;zwnj;ترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفته است: &amp;laquo;ایران باید گام عملی درباره برنامه اتمی خود بردارد تا اتحادیه اروپا لغو تحریم&amp;zwnj;ها را مدنظر قرار دهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خبرگزاری رویترز نیز به نقل از یک دیپلمات آمریکایی خبر داده است: &amp;laquo;کوچک&amp;zwnj;ترین تغییری در تحریم&amp;zwnj;های بانکی و نفتی علیه ایران صورت نگرفته است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای همین، هنوز نمی&amp;lrm;توان امیدی به تعلیق تحریم&amp;lrm;ها و یا گره&amp;lrm;گشایی از پرونده هسته&amp;lrm;ای ایران و تاثیر مثبت آن بر بازار ارز و بازیابی ارزش پول ملی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دلار دولتی در بازار&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما همه راز سقوط یک باره قیمت دلار، خوش&amp;zwnj;بینی دو طرف به نشست آلماتی نبود. چرا که دولت چندی پیش مجوز برداشت ۵. ۲ میلیارد دلاری از صندوق توسعه ملی را از مجلس گرفت. حال برای پرداخت آنچه که عیدانه خوانده می&amp;zwnj;شود به شهروندان، باید دلار&amp;zwnj;ها به ریال تبدیل شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت برای تبدیل دلار به ریال؛ دو راه حل در پیش رو دارد. نخست این که دست به دامان بانک مرکزی شود و بر حجم نقدینگی در بازار بیافزاید و یا دلار استقراضی از صندوق توسعه ملی را روانه بازار ارز کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;راه&amp;zwnj;کار اول برای دولت نه تنها سودی به همراه نخواهد داشت، بلکه بر حجم نقدینگی موجود در بازار می&amp;zwnj;افزاید و تورم&amp;zwnj;زا می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما راه&amp;zwnj;کار دوم دو مزیت دارد، اول آن که دولت می&amp;zwnj;تواند بخشی از نقدینگی موجود در بازار ایران را جذب کند و دوم این که دولت از فروش دلار در بازار آزاد، سود می&amp;zwnj;برد. چرا که محاسبه دولت و صندوق توسعه ملی، بر اساس قیمت مرجع است و ما به تفاوت تبدیل دلار به ریال، مازاد درآمد دولت به شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/748980.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 120px; float: right;&quot; /&gt;افزایش ناگهانی عرضه دلار و کاهش تقاضا در ماه&amp;zwnj;های گذشته، بازار را با مازاد عرضه روبرو کرد و شهروندان عادی نیز که برای حفظ ارزش سرمایه خود، دارایی شان را به دلار یا طلا تبدیل کرده بودند، از کاهش ادامه دار قیمت دلار، هراسناک شده و بر حجم عرضه افزودند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال به نظر می&amp;zwnj;رسد در شرایطی که بازار ارز با کمبود عرضه روبرو است، دلارهای دولتی موازانه بازار را برای کوتاه مدت بر هم زده باشد. آن طور که سخنگوی مرکز مبادلات ارزی می&amp;zwnj;گوید، عرضه ارز در روزهای گذشته چهار برابر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزایش ناگهانی عرضه دلار از یک سو و کاهش تقاضا در ماه&amp;zwnj;های گذشته از سوی دیگر، بازار را با مازاد عرضه روبرو کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این شرایط، شهروندان عادی نیز که در ماه&amp;zwnj;های گذشته برای حفظ ارزش سرمایه خود، راه&amp;zwnj;کار را در تبدیل ریال و سایر دارایی هایشان به دلار یا طلا دیده بودند، از کاهش ادامه دار قیمت دلار، هراسناک شده و بر حجم عرضه افزودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;واکنش طبیعی بازار در چنین شرایطی، کاهش قیمت ارز خواهد بود&amp;zwnj;؛ همان گونه که چهار راه استانبول تهران پس از مدت&amp;zwnj;ها پائین آمدن نرخ ارز را به چشم دید. اما این کاهش قیمت بر خلاف وعده وزیر اقتصاد، ادامه نیافت و تنها پس از سه روز، یک بار دیگر، راه صعود را در پیش گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چشم انداز نامشخص&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا کاهش قیمت دلار ادامه&amp;zwnj;دار خواهد بود؟ پاسخ سخنگوی مرکز مبادلات ارزی و وزیر اقتصاد به این سوال مثبت است. حتی رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران هم گفته است که قیمت دلار همچنان کاهش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد در دیدار با مدیران بانکی به آن&amp;zwnj;ها توصیه کرده است: &amp;laquo;با اتخاذ تدابیر مناسب و اجرای سریع آن&amp;zwnj;ها فضای کاذب به وجود آمده در بازار ناشی از توهم کمبود ارز را هر چه سریع&amp;zwnj;تر اصلاح نمایند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما آیا دولت با کمک بانک&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند قیمت دلار را کاهش دهد؟ این سوالی است که پاسخ آن را باید در لایحه بودجه سال آینده جستجو کرد. دولت پیش بینی کرده است که سال آینده ۳۰ میلیارد دلار درآمد حاصل از صادرات داشته باشد که معادل یک سوم درآمد نفتی ایران در سال ۹۰ و پیش از تشدید تحریم&amp;zwnj;ها است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;میزان صادرات شبه نفتی و غیر نفتی ایران در ده ماه نخست امسال به ۳۴ میلیارد دلار رسیده و هدف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;گذاری صادرات ۶۰ میلیارد دلاری نیز بیش از آن که به واقعیت نزدیک باشد، به رویایی دست نیافتنی می&amp;zwnj;ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای همین چنانچه ایران نتواند در تعامل با جامعه جهانی به توافق دست یابد، تامین ارز مورد نیاز بازار داخلی دشوار شده و بازار دچار التهاب ناشی از کمبود عرضه خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید دولت بتواند با عرضه بیش از تقاضا در ماه&amp;zwnj;های آینده و تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری، بازار را اشباع کند و قیمت دلار را کاهش دهد. اما تنها یک پالس ناامید کننده از دور بعدی مذاکرات هسته&amp;zwnj;ای و یا تنش کلامی در روابط خارجی ایران می&amp;zwnj;تواند بازار را با تنش و التهاب روبرو کند.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان گونه که پس از سخنان کا&amp;zwnj;ترین اشتون، دلار راه افزایش قیمت را در پیش گرفت.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/03/07/25063#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19790">آلماتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8296">ارز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19789">تقاضا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6439">حمید مافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8979">دلار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10456">صرافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19788">عرضه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19296">عیدانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9186">نقدینگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 07 Mar 2013 09:01:45 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25063 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اقتصاد الله‌بختکی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/28/24847</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/28/24847&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر فلاح‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;260&quot; height=&quot;180&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/59826_634447900238841391_l.jpg?1362036244&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر فلاح&amp;zwnj;زاده - اقتصاد ایران ماشینی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;راننده است که در سرازیری رها شده. این توصیف محسن رضایی از وضع اقتصاد ایران است. او می&amp;zwnj;گوید که راننده این ماشین هم پیاده شده و با دیگران دست به یقه شده. منظور او احتمالا دعوای روسای سه قوه است. از این بهتر نمی&amp;zwnj;شود وضع وخیم اقتصاد ایران را توصیف کرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محسن رضایی که برای دانشجویان بوشهری سخنرانی می&amp;zwnj;کرد، در مورد اقتصاد ایران راه&amp;zwnj;حلی ارائه نداد و به کلی&amp;zwnj;گویی پرداخت. او گفت اگر بخواهیم تحریم&amp;zwnj;ها را به &amp;quot;نعمت&amp;quot; تبدیل کنیم باید پیش از هر چیز &amp;quot;صداقت&amp;quot; به کشور برگردد، از عوام&amp;zwnj;فریبی دست برداشته و شعار ندهیم. رضایی توضیح نداد که &amp;quot;صداقت&amp;quot; چگونه به کشور بر می&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از رسوایی اختلاس سه هزار میلیارد تومانی که پرونده&amp;zwnj;اش هنوز در حال بررسی است، اخیرا رسوایی به مراتب بزرگ&amp;zwnj;تری در صنایع پتروشیمی ایران برملا شد. این همه تازه نوک کوه یخ فساد است که از آب بیرون زده است. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضایی با گفتن این سخن مبهم و کلی که &amp;quot;هر ملتی برای پیشرفت خود به دو بال سیاست و اقتصاد نیاز دارد&amp;quot;؛ اضافه کرد: &amp;laquo;در بررسی&amp;zwnj;های مجمع تشخیص مصلحت نظام به ضعفی در نظام جمهوری اسلامی پی بردیم و آن ضعف در بال اقتصاد و زندگی بود که منجر به بیکاری و گرانی می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo; ظاهرا او بال سیاست را بی&amp;zwnj;ایراد می داند. این البته بی دلیل نیست، چون رضایی در آشفته بازار سیاست، سنگ خودش را به سینه می&amp;zwnj;زند و گویا می&amp;zwnj;خواهد به ریاست جمهوری برسد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محسن رضایی،دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده پیشین سپاه پاسداران، چشم&amp;zwnj;اندازی برای رسیدن دولت به اهدافش نمی&amp;zwnj;بیند و حق هم دارد. ایران در میان کشورهای منطقه کمترین رشد و بیشترین تورم را داراست. احمدی&amp;zwnj;نژاد فقط یک سال گذشته را سال سخت اقتصاد کشور دانسته و پیش بینی کرده که ایران تا چند سال آینده به قدرت اول یا دوم اقتصاد منطقه تبدیل شود. این در حالیست که متوسط رشد اقتصادی کشورهای منطقه ۱۲ برابر ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بازگرداندن سیستم کوپنی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته رئیس بانک مرکزی، نرخ تورم تا پایان سال جاری به ۵/ ۳۱ درصد می&amp;zwnj;رسد. در تلاش برای کنترل قیمت&amp;zwnj;ها، بانک مرکزی جهت جمع&amp;zwnj;آوری نقدینگی مردم، سکه پیش&amp;zwnj;فروش می&amp;zwnj;کند. اما قیمت سکه پیش فروشی که شش ماه دیگر تحویل می&amp;zwnj;شود چنان بالاست که صدای صرافان و مردم را در &amp;zwnj;آورده است. این سیاست بانک مرکزی به جای کاستن از قیمت های طلا و ارز، &amp;zwnj;آنها را افزایش داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین برای کاستن از فشار طرح هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها، قصد دارند باز سیستم منسوخ شده کوپنی را دو باره راه اندازی کنند. یک دلیل این کار پیشگیری از شورش طبقات تهی دست اجتماع است که در تنگنای زندگی مدام&amp;nbsp; بر تعدادشان افزوده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در این میان مجلس شورای اسلامی کلیات طرحی را تصویب کرد که بنا بر آن، دولت باید بین فقرا و افراد کم درآمد کالاهای اساسی نظیر برنج، روغن و گوشت توزیع کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/9a271__20120811171105cb-14805_orig.1jpg.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 120px; float: right;&quot; /&gt;سیاست کوپنی که باز دارد به راه می&amp;zwnj;افتد، با هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها تضاد دارد. این یک جور دادن آش نذری به مردم است و هیچ جنبه&amp;nbsp; اقتصادی ندارد. این سیاست گداپروری و وابسته کردن مردم به حکومت است و از نشانه های آن که کل این اقتصاد الله بختکی است. در این اقتصاد که به درآمدهای باد آورده نفت و گاز متکی است، چیزی به اسم تولید نقش ندارد که اساس اقتصاد سالم است. کارخانه&amp;zwnj;ها تعطیل و&amp;nbsp; کارگران بیکار می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جرئیات این طرح نیز در مجلس به تصویب رسید.&amp;nbsp; براساس ماده واحده این طرح، به منظور حفظ امنیت غذایی اقشار آسیب پذیر به ویژه خانواده&amp;zwnj;های تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی، دولت موظف شد در مقاطع سه ماهه سبدهای کالایی شامل برنج، روغن و گوشت را تامین و از طریق دستگاه&amp;zwnj;های مزبور توزیع کند. اعتبار مورد نیاز برای اجرای این قانون به پیشنهاد وزارتخانه ذیربط در بودجه سالانه کشور منظور می&amp;zwnj;شود. اجرای این قانون نافی پرداخت مستمری ماهیانه به خانواده&amp;zwnj;های تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خبرگزاری ایسنا به نقل از یک کارشناس اقتصادی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;این طرح تنها اگر در قالب هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها اجرا و جایگزین پرداخت نقدی شود مناسب است. در غیر این صورت توجیه اقتصادی ندارد. نفس کمک به اقشار کم&amp;zwnj;درآمد از طریق ارائه&amp;zwnj; کالا به آنها تنها در شرایطی می&amp;zwnj;تواند درست باشد که بتواند به عنوان جایگزینی برای پرداخت&amp;zwnj;های نقدی هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها قرار گرفته و بخشی از هزینه&amp;zwnj;های دولت را کاهش دهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از اهداف اساسی&amp;nbsp; طرح هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها که از پیش شرط های دریافت وام و تسهیلات از صندوق بین&amp;zwnj;المللی پول و بانک جهانی است، کم کردن نقش دولت در اقتصاد و&amp;nbsp; باز کردن راه برای اقتصاد آزاد، رقابت و گردش سرمایه است. سیاست کوپنی که باز دارد به راه می&amp;zwnj;افتد، با هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها تضاد دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این یک جور دادن آش نذری به مردم است و هیچ جنبه&amp;nbsp; اقتصادی ندارد. این سیاست گداپروری و وابسته کردن مردم به حکومت است و از نشانه های آن که کل این اقتصاد الله بختکی است. در این اقتصاد که به درآمدهای باد آورده نفت و گاز متکی است، چیزی به اسم تولید نقش ندارد که اساس اقتصاد سالم است. کارخانه&amp;zwnj;ها تعطیل و&amp;nbsp; کارگران بیکار می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گزارش خبرگزاری&amp;zwnj;های دولتی، تولید و اشتغال در صنایع ایران نصف شده است. کارخانجاتی هم که هنوز کار می&amp;zwnj;کنند، به علت کمی بازدهی و بدهی&amp;zwnj;های معوقه بانکی با پنجاه تا سی درصد ظرفیت به حیات خود ادامه می&amp;zwnj;دهند. کارگرانی هم که ظاهرا کار دارند، ماه ها بدون حقوق می&amp;zwnj;مانند و تازه اگر هم بگیرند، با وجود تورم وحشتناک کفاف خرجشان را نمی&amp;zwnj;دهد. زندگی شرافتمندانه عملا غیر ممکن شده است و مردم چشم به آسمان یا به آش نذری حکومت دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چندی پیش که احمدی نژاد در خیال&amp;zwnj;بافی های خود تمام زمین&amp;zwnj;های ایران را بین ایرانیان تقسیم می&amp;zwnj;کرد تا همه صاحب خانه و ویلا بشوند، نماینده&amp;zwnj;ای با طنز گفت آقای رئیس جمهور در این حاتم بخشی ثروت&amp;zwnj;های خدادادی یک چیز را از قلم انداخت: وقتی با بخشش زمین&amp;zwnj;ها&amp;nbsp; مردم را صاحب زمین و خانه&amp;nbsp; کرد، یادش رفت آب دریاها را هم تقسیم کند، تا خانه مردم بدون حوض نماند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اختلال روانی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; خودکشی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فشار سنگین اقتصادی به همراه فشارها و ناهنجاری&amp;zwnj;های اجتماعی، سبب اختلال روانی میلیون&amp;zwnj;ها ایرانی شده است. &amp;quot;مدیرکل سلامت وزارت بهداشت جمهوری اسلامی&amp;quot;&amp;nbsp; از ابتلای بیش از ۲۳ درصد ایرانی ها به اختلالات روانی خبر داده است. این میزان بالغ بر ۱۲ میلیون نفر می&amp;zwnj;شود. برخی محققان دانشگاهی این میزان را ۳۵درصد اعلام کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آمار فروش کلیه، تن فروشی و در نهایت خودکشی نیز رشد چشم&amp;zwnj;گیری را نشان می دهد. روز هشتم اسفندماه سایت کلمه از خودکشی یک جانباز شیمیایی در شهر گرگان خبر داد که به علت مشکلات مالی خود را حلق آویز کرد: &amp;laquo;پیکر بی جان این جانباز را دخترش در حالی پیدا کرد که خود را زیر راه پله های ساختمان به دار زده بود. چندی پیش بنیاد شهید و امور ایثارگران، حقوق این جانباز شیمیایی را که از مشکلات اعصاب و روان هم رنج می برد، قطع کرده بود. وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران از درگیری وی با نگهبان اداره بنیاد و شکسته شدن شیشه های در ورودی این اداره توسط وی خبر داده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حدود یک ماه قبل نیز یک جانباز قصد داشت در مقابل ساختمان بنیاد شهید با بنزین اقدام به خودسوزی کند که به علت عمل نکردن سنگ فندک موفق به این اقدام نشد و ماموران نیروی انتظامی مانع از ادامه کار وی شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینان همه قربانیان تبعیض و ندانم کاری و شرایط دشوار کشور هستند. تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی که در نتیجه همین ندانم&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;ها به کشور تحمیل شده&amp;zwnj;اند، تا اندازه&amp;zwnj;ای و فقط تا اندازه&amp;zwnj;ای در ایجاد این شرایط موثر بوده&amp;zwnj;اند. این مشکلات قبل از تحریم&amp;zwnj;ها هم بودند. کم یا زیاد شدن تحریم&amp;zwnj;ها. سود و زیان قاچاقچیان، دلالان و رانت خواران را کم و زیاد می&amp;zwnj;کند و&amp;nbsp; اثر چندانی در رفع&amp;nbsp; مشکلات مردم ندارد چرا که کل شرایط ناعادلانه است&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/61266_580.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 139px; float: right;&quot; /&gt;گروهی از اقتصاد دانان داخلی با انتشار نامه&amp;zwnj;ای سرگشاده و انتقاد از شرایط اقتصادی کشور گفته&amp;zwnj;اند که وقت بازنگری اساسی در رویکردهاست. آنها ضمن بی فایده دانستن اقداماتی مانند توزیع سهام عدالت، مسکن مهر و دادن یارانه و عیدی نوشته&amp;zwnj;اند که &amp;laquo;جامعه هنوز از تحقق عدالت اجتماعی فرسنگ&amp;zwnj;ها فاصله دارد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل اصلی اقتصاد جمهوری اسلامی، رانت خواری، فساد اقتصادی، رشد سرسام آور نقدینگی، پس ندادن وام&amp;zwnj;های کلان از بانک&amp;zwnj;ها توسط&amp;nbsp; کله گنده&amp;zwnj;ها، بی ارزش شدن پول ملی و از همه مهم&amp;zwnj;تر کنار گذاشتن افراد لایق و انحصار تمام امور در دست خودی&amp;zwnj;ها، اقتصاد قاچاق حکومتی و باند بازی&amp;zwnj;های مافیایی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نامه ٤٣ نفر از اقتصاددانان &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان آش آنقدر&amp;nbsp; شور شده که صدای اقتصاد دانان داخلی هم در آمده است. ٤٣ نفر از اقتصاد دانان داخلی با انتشار نامه&amp;zwnj;ای سرگشاده گفته&amp;zwnj;اند که وقت بازنگری اساسی در رویکردهاست. آنها با ابراز نگرانی از سیاست&amp;zwnj;های کلان سیاسی و اقتصادی کشور، دولت را به نادیده&amp;zwnj; گرفتن قوانین مسلم علم اقتصاد متهم ساخته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نوشته آنها سیاست&amp;zwnj;های سیاسی و اقتصادی، وضع معیشتی مردم را خراب کرده و نارضایی قشرهای مختلف مردم را سبب شده است. به نظر اقتصاددانان تشدید تحریم&amp;zwnj;ها، اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران را بحرانی کرده و بیم آن می&amp;zwnj;رود که ادامه این روند در درازمدت &amp;quot;به تشدید تعارضات اجتماعی و سیاسی منجر شود و کیان کشور را به مخاطره اندازد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنها با اشاره به روند نگران &amp;zwnj;کننده خروج فارغ&amp;zwnj;التحصیلان دانشگاهی از ایران تصریح کرده&amp;zwnj;اند که &amp;laquo;محیط کشور برای نشو و نمای استعدادهای درخشان جوان مناسب نیست.&amp;raquo; در این نامه سرگشاده ابراز نگرانی شده که ادامه این روند کشور را از سرمایه انسانی لازم برای بهبود وضعیت اقتصادی خالی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;این اقتصاددانان با ذکر&amp;nbsp; ناهنجاری&amp;zwnj;های اجتماعی، افزایش نرخ طلاق، آمار اعتیاد، دزدی و جنایت و پایین آمدن سن فحشا، نسبت به اثرات اجتماعی ناشی از سیاست&amp;zwnj;های نادرست اقتصادی و سیاسی هشدار داده&amp;zwnj;اند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر امضاءکنندگان این نامه، در سال&amp;zwnj;های ۱۳۸۴ تا پایان سال ۱۳۸۹، ایران ۶۳۰ میلیارد دلار درآمد داشته و با این وجود حالا ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به نظام بانکی و بخش خصوصی بدهکار است: &amp;laquo;دولت بعدی نه تنها باید تنگناهای ارزی حاصل از تحریم ها و کاهش درآمدهای مالیاتی ناشی از رکود اقتصادی دست پنجه نرم کند، بلکه باید بار بازپرداخت بدهی های سنگین دولت فعلی را نیز بر دوش بکشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نوشته آنان دولت در سال&amp;zwnj;های اخیر تمام درآمدهای نفتی را با این تصور خرج کرد که &amp;laquo; تزریق هر چه سریع&amp;zwnj;تر و بیشتر عایدات نفتی به اقتصاد کشور داروی معجزه آسایی است که می تواند دردهای بیکاری و فقر را شفا بخشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر این متخصصان اقتصادی، میزان افزایش نقدینگی از ۷۰ هزار میلیارد تومان (در آغاز ریاست جمهوری احمدی&amp;zwnj;نژاد) به بیش از ۴۰۰ هزار میلیارد تومان در حال حاضر، برنامه پرداخت یارانه برای گسترش عدالت اقتصادی را بی&amp;zwnj;اثر و ثروتمندان را ثروتمندتر می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آنها ضمن بی فایده دانستن اقداماتی مانند توزیع سهام عدالت، مسکن مهر و دادن یارانه و عیدی، گفته&amp;zwnj;اند که &amp;laquo;جامعه هنوز از تحقق عدالت اجتماعی فرسنگ&amp;zwnj;ها فاصله دارد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امضاءکنندگان نامه با انتقاد از شیوه مدیریت کشور، از &amp;quot;وجود یک بیماری مهلک در دستگاه تصمیم گیری&amp;quot; گله کرده اند، که روشن است منظورشان صرفا دولت نبوده و&amp;nbsp; کل حکومت را در نظر داشته اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این اقتصاددانان اعمال تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی را به درستی به سیاست عداوت&amp;zwnj;آمیز دولت نسبت داده و خواهان آشتی با دنیای خارج شده&amp;zwnj;اند. آنها هم&amp;zwnj;چنین توصیه کرده&amp;zwnj;اند که در شرایط بی ثباتی سیاسی و اقتصادی امروز ایران، مرحله دوم طرح هدفمندی اجرا نشود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما از این گونه اظهارات خیراندیشانه آبی گرم نمی&amp;zwnj;شود و دولت این گونه حرف&amp;zwnj;ها را از این گوش می&amp;zwnj;گیرد و از آن گوش در می&amp;zwnj;کند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/28/24847#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5788">اختلاس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84">اشتغال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AD%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87">اکبر فلاح‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85">تحریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5528">محسن رضایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9186">نقدینگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7457">پتروشیمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1969">یارانه</category>
 <pubDate>Thu, 28 Feb 2013 07:24:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24847 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>صدا و سیما: قطع مصاحبه زنده احمدی نژاد با هماهنگی  دفتر  اطلاع رسانی ریاست جمهوری بود</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/24/24776</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/24/24776&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hmdy_njd1.jpg?1361720510&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالیکه قطع ناگهانی پخش زنده گفت&amp;zwnj;وگوی تلويزيونی محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد باخبرنگاران انتقاد دولت را در پی داشته٬ مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما می&amp;zwnj;گوید که همه جزئیات این برنامه با هماهنگی معاونت ارتباطات و اطلاع&amp;zwnj;رساني دفتر رييس جمهوری انجام شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شامگاه شنبه، پنجم اسفند ماه، صداوسيمای جمهوری اسلامی پس از پايان يافتن سوالات مرتضی حيدری، مجری شبکه دوم سيما از رييس دولت، هنگامی&amp;zwnj; که نوبت به ديگر خبرنگاران رسيد تا سوالات خود را طرح کنند، ناگهان پخش زنده اين گفت&amp;zwnj;وگو را به بهانه پخش يک سريال تلويزيونی قطع کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئولان پخش سيما، لحظاتی پيش از قطع گفت&amp;zwnj;وگوی زنده تلويزيونی محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد، به صورت زيرنويس اعلام کردند که ادامه اين مصاحبه را پس از سريال تلويزيونی &amp;quot;صدر اعظم&amp;quot; به صورت غير زنده پخش خواهند کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همزمان با اين اتفاق، سامانه پيامکی اطلاع رسانی دولت (پاد) در ساعت يازده و هجده دقيقه شامگاه پنجم اسفند، با ارسال پيامک به شماری از شهروندان نسبت به قطع پخش تلويزيونی گفت&amp;zwnj;وگوی رئيس دولت با رسانه&amp;zwnj;ها و پخش موسيقی و سريال به جای آن انتقاد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سامانه پيامکی اطلاع&amp;zwnj;رسانی دولت در اين پيامک، اقدام صداوسيما را &amp;quot;غيرمنتظره&amp;quot; خواند و اعلام کرد که احمدی&amp;zwnj;نژاد نيز از قطع برنامه گفت&amp;zwnj;وگوی زنده تلويزيونی &amp;quot;بی&amp;zwnj;اطلاع&amp;quot; بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقدام دولت در ارسال پیامک&amp;zwnj;های انتقادی در حالی است که تقی سهرابی٬ مدیر کل روابط عمومی سازمان صداوسیما می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot; همه جزئیات برنامه و اتفاقات آن با هماهنگی معاونت ارتباطات و اطلاع&amp;zwnj;رساني دفتر رييس جمهوری بوده است و درباره دلایل آن باید از همان دوستان بپرسید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گزارش خبرگزاری مهر او گفته است که صدا و سیما &amp;quot;دخل و تصرفی&amp;quot; در برنامه نکرده و &amp;quot;هر اتفاقی که افتاد با هماهنگی دوستان در ریاست&amp;zwnj;جمهوری بوده است&lt;/span&gt;.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی همچنین به ایسنا گفت: &amp;quot; طبیعی است که برخی رسانه&amp;zwnj;ها که از وضعیت پخش چنین برنامه&amp;zwnj;هایی مطلع نیستند، با چنین پرسش&amp;zwnj;هایی مواجه شوند اما از رسانه&amp;zwnj;هایی که در جریان این هماهنگی&amp;zwnj;ها هستند، چنین فضاسازی&amp;zwnj;ها و ارسال پیامک&amp;zwnj;هایی بعید است. ضمن اینکه اگر سوالی دارند می&amp;zwnj;توانند با معاونت اطلاع&amp;zwnj;رسانی ریاست جمهوری در میان بگذارند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mahmood.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 132px; border-width: 1px; border-style: solid; margin: 1px; float: right;&quot; /&gt;رييس دولت ايران يکی از کارهای &amp;quot;مهم&amp;quot; خود برای سال آينده که در بودجه پيش&amp;zwnj;بينی شده است را &amp;quot;موضوع هدفمندی يارانه&amp;zwnj;ها&amp;quot; اعلام کرد و در پاسخ به&amp;nbsp; اين سوال که &amp;quot;آيا پرداخت يارانه نقدی در سال آينده افزايش می&amp;zwnj;يابد&amp;quot;، گفت: &amp;quot;بله! حتما پرداخت يارانه افزايش می&amp;zwnj;يابد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; &amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اين سامانه يک ساعت پيش از آغاز گفت&amp;zwnj;وگوی تلويزيونی احمدی&amp;zwnj;نژاد، نيز با ارسال پيامکی به عموم شهروندان از واريز مبلغ&amp;nbsp; ۸۵ هزار تومان به عنوان عيدی سال ۹۲ خبر داده بود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وحيد شاکری مديرکل امور رسانه&amp;zwnj;های دفتر رياست جمهوری نيز در گفت&amp;zwnj;وگويی با شبکه دولتی &amp;quot;ايران&amp;quot; ضمن &amp;quot;انتقاد شديد&amp;quot; از عملکرد صداوسيما در قطع ناگهانی پخش زنده گفت&amp;zwnj;وگوی احمدی&amp;zwnj;نژاد اين اقدام را &amp;quot;نقض غرض فلسفه شکل گيری اين جلسه&amp;quot; خواند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاکری با بيان آن که &amp;quot;خواست رئيس جمهور اين بود که رسانه&amp;zwnj;ها بتوانند آزادانه سؤالات خود را در زمينه اقتصادی مطرح کنند و پاسخ&amp;zwnj;های ايشان را بشنوند&amp;quot; گفت: &amp;quot;اين که به دلايل غيرقابل قبول برنامه زنده رئيس جمهور قطع شد؛ به طور قطع مسيری که آزادی رسانه&amp;zwnj;ها در ايران را در معرض افکار عمومی می&amp;zwnj;توان به نمايش گذاشت، خدشه&amp;zwnj;دار کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مديرکل امور رسانه&amp;zwnj;ای دفتر رياست جمهوری، در ادامه انتقاد خود از صداوسيما افزود: &amp;quot;از رسانه&amp;zwnj;ای که برای پخش مسابقات فوتبال حتی از پخش اذان هم جلوگيری می&amp;zwnj;کند؛ توقع کار حرفه&amp;zwnj;ای اين نبود که وقتی ميليون&amp;zwnj;ها نفر پای رسانه ملی نشسته&amp;zwnj;اند، سخنان رئيس جمهور را قطع کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نشست خبری شامگاه گذشته محتوای سوالات مرتضی حيدری، مجری صداوسيما که به طور معمول اجرای گفت&amp;zwnj;وگوهای زنده تلويزيونی احمدی&amp;zwnj;نژاد را در طی سال&amp;zwnj;های اخير برعهده دارد حول مسائل اقتصادی بود و موضوعات سياسی را در برنگرفت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمدی&amp;zwnj;نژاد در اين گفت&amp;zwnj;وگوف علت تاخير بی&amp;zwnj;سابقه دولت در ارائه لايحه بودجه سال ۹۲ را، &amp;quot;نوسانات قيمت نفت و ارز&amp;quot; و همچنين &amp;quot;رصدکردن تحولات بين&amp;zwnj;المللی&amp;quot; و &amp;quot;تحرکات دشمن&amp;quot; ذکر کرد و وعده داد که روز چهارشنبه هفته جاری لايحه بودجه را به مجلس ارائه کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رييس دولت ايران يکی از کارهای &amp;quot;مهم&amp;quot; خود برای سال آينده که در بودجه پيش&amp;zwnj;بينی شده است را &amp;quot;موضوع هدفمندی يارانه&amp;zwnj;ها&amp;quot; اعلام کرد و در پاسخ به&amp;nbsp; اين سوال که &amp;quot;آيا پرداخت يارانه نقدی در سال آينده افزايش می&amp;zwnj;يابد&amp;quot;، گفت: &amp;quot;بله! حتما پرداخت يارانه افزايش می&amp;zwnj;يابد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی همچنين در پاسخ به سوالی درباره استخدام&amp;zwnj;های جديد در دولت با اعتراض&amp;zwnj;هايی از سوی نمايندگان مجلس مواجه شده و آن را طحری تبليغاتی برای انتخابات آينده رياست جمهوری خوانده&amp;zwnj;اند گغت: &amp;quot;طبق قانون اساسی مسئوليت امور اداری و استخدامی مستقيما برعهده رئيس جمهور است و براساس اين طبق قانون، استخدام ۱۵۰۰ نفر در نهاد رياست جمهوری اختيار بنده است که نياز به مصوبه دولت هم نداشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/24/24776#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/iran">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-109">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11376">انتخابات ریاست جمهوری یازدهم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2292">تلویزیون ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA">دولت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19523">دولت نهم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2169">ریاست جمهوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19521">صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF">محمود احمدی نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2097">محمود احمدی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19522">مرتضی حیدری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8844">هدفمندی یارانه‌ها</category>
 <pubDate>Sun, 24 Feb 2013 08:34:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24776 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نرخ بیکاری در ۲۶ استان ایران دورقمی شد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/23/24760</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/23/24760&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;164&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/1905_898.jpg?1361639283&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرکز آمار ایران، استان&amp;zwnj;های لرستان، کرمانشاه و کردستان را در پاییز سال ۱۳۹۱ دارای بالا&amp;zwnj;ترین نرخ بیکاری عنوان کرد و افزود۲۱ استان دیگر نیز دارای نرخ بیکاری دو رقمی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) امروز شنبه پنجم اسفندماه مرکز آمار ایران بر اساس چکیده نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در پاییز سال ۹۱ اعلام کرد که استان لرستان با ۶/ ۲۰ درصد، دارای بالا&amp;zwnj;ترین نرخ بیکاری در بین سایر استان&amp;zwnj;های ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پس از استان لرستان دو استان کرمانشاه با ۸ / ۱۸و کردستان با &amp;nbsp;۶/ ۱۵درصد در مرتبه دوم و سوم بالاترین نرخ بیکاری قرار دارند.استان&amp;zwnj;های ایلام و گیلان نیز دارای نرخ بیکاری بیش از ۱۵درصد هستند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرکز آمار ایران در آبان ماه سال جاری نیز از بیکاری سه میلیون و ۲۳هزارتن در تابستان جاری خبرداده و افزوده بود، نرخ بیکاری در ۱۱ استان این کشور کمتر از ۱۰ درصد و در ۲۰ استان نیز دورقمی است&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین گزارش، ۲۱ استان ایران دارای نرخ بیکاری دورقمی هستند این درحالی است که در مدت مشابه سال گذشته ۲۰ استان ایران دارای نرخ بیکاری دو رقمی بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرکز آمار ایران، استان خراسان جنوبی با ۴/ &amp;nbsp;۵درصد را دارای کمترین نرخ بیکاری در پاییز سال جاری دانسته و گفته است نرخ بیکاری در استان سیستان و بلوچستان ۹/ ۶درصد گزارش شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این وجود، نرخ بیکاری در ایران در پاییز سال جاری۲/ ۱۱ درصد گزارش شده است در حالی که این نرخ در پاییز سال گذشته۸ / ۱۱درصد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرکز آمار ایران، نرخ تورم در تابستان سال جاری را ۴ / ۱۲درصد اعلام کرد که نسبت به مدت مشابه در سال قبل،۳ /۱درصد افزایش داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرکز آمار ایران در آبان ماه سال جاری نیز از بیکاری سه میلیون و ۲۳هزارتن در تابستان جاری خبرداده و افزوده بود، نرخ بیکاری در ۱۱ استان این کشور کمتر از ۱۰ درصد و در ۲۰ استان نیز دورقمی است.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انتشار آمارهای رسمی دولت ایران در حوزه اشتغال از سال ۸۴ تا ۹۰، نشان می&amp;zwnj;دهد که تعداد بیکاران این کشور از دو میلیون و ۶۷۴ هزار تن در سال ۸۴ به دو میلیون و ۸۷۷ هزار تن در سال گذشته افزایش یافته است&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تارنمای همشهری&amp;zwnj;آنلاین، فروردین ماه سال جای در گزارشی با اشاره به انتشار نرخ بیکاری سال ۹۰ در ۳۱ استان ایران نوشت، نرخ بیکاری در هشت استان تک رقمی و ۲۳ استان دو رقمی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آن گزارش آمده بود، یزد با شش درصد کمترین و استان&amp;zwnj;های البرز و لرستان به ترتیب با &amp;nbsp;۳/ ۱۹و۲ /۱۹درصد بالا&amp;zwnj;ترین نرخ بیکاری را دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انتشار آمارهای رسمی دولت ایران در حوزه اشتغال از سال ۸۴ تا ۹۰، نشان می&amp;zwnj;دهد که تعداد بیکاران این کشور از دو میلیون و ۶۷۴ هزار تن در سال ۸۴ به دو میلیون و ۸۷۷ هزار تن در سال گذشته افزایش یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این افزایش ۲۰۲ هزار نفری تعداد بیکاران در حالی است که مقام&amp;zwnj;های دولتی به&amp;zwnj;ویژه محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد بار&amp;zwnj;ها مدعی ریشه کن کردن پدیده &amp;quot;بیکاری&amp;quot; در کشور تا پایان سال ۱۳۹۱ شده&amp;zwnj; بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به گزارش خبرگزاری مهر، بررسی روند تغییرات نرخ بیکاری کشور در هفت سال گذشته طبق آمارهای رسمی دولت نشان می&amp;zwnj;دهد که از زمان آغاز به کار دولت&amp;zwnj;های نهم و دهم، نرخ بیکاری همچنان در وضعیت دو رقمی باقی مانده و از ۵/۱۱درصد در سال ۸۴ به &amp;nbsp;۳/ ۱۲در سال گذشته در نوسان بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک سال اخیر خبرهای بسیاری از تعطیلی واحدهای تولیدی و اخراج و عدم پرداخت حقوق کارگران منتشر شده است. محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد، رئیس&amp;zwnj;جمهور ایران وضعیت اقتصادی کشور را به تحریم&amp;zwnj;های جهانی علیه جمهوری اسلامی نسبت می&amp;zwnj;دهد اما مخالفان او، سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی دولت دهم را عامل نابسامانی اقتصادی کشور می&amp;zwnj;دانند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/23/24760#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-109">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/iran">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84">اشتغال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5639">نرخ بیکاری</category>
 <pubDate>Sat, 23 Feb 2013 17:08:03 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24760 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سرمایه‌داری در آستانه‌ی بحرانی متفاوت </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/23/24750</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/23/24750&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    تحلیلی بر نقش انقلاب‌های صنعتی در تاریخ تحول سرمایه‌داری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کورش عرفانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;475&quot; height=&quot;307&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/kapitalismus-ist-die-krise.jpg?1361748922&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی &amp;minus; فهم تاریخ نیازمند فلسفه&amp;zwnj;ی تاریخ است. این کمک می&amp;zwnj;کند که منطق تحول جوامع بشر در سیر تاریخ را دریابیم و درک کنیم چه سازوکارهایی ست که چرخ تاریخ را به پیش می&amp;zwnj;برد. فلسفه&amp;zwnj;ی تاریخ به دو معنا به کار می&amp;zwnj;رود: یکی &amp;laquo;فلسفه تاریخ انتقادی&amp;raquo; که به وجه نظری تاریخ و بررسی اعتبار آن چه به عنوان تاریخ ثبت می&amp;zwnj;شود می&amp;zwnj;پردازد و دیگری، &amp;laquo;فلسفه&amp;zwnj;ی نظری تاریخ&amp;raquo; که به سیر احتمالی معنادار بودن تاریخ می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عنصر اصلی تشکیل دهنده&amp;zwnj;ی این فلسفه، کشف و درک منطق حاکم بر رویدادهای تاریخی در یک دوره&amp;zwnj;ی مشخص است. پیوند احتمالی منطقِ دوران متسلسل، شاید بتواند ایده&amp;zwnj;ای درباره&amp;zwnj;ی منطق کلی تر حاکم بر کل یا بخش مهمی از تاریخ بشر ارائه دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فراموش نکنیم که تا دوره&amp;zwnj;ای از تاریخ بشر، این کشف منطق، بیشتر وجه محلی و منطقه&amp;zwnj;ای داشته است، اما از زمانی که دوران کشورگشایی&amp;zwnj;های منظم و استعمار قاره&amp;zwnj;های دیگر آغاز شد، تاریخ بشریت به دوره&amp;zwnj;ای پا گذاشت که به خصلت فراکشوری و فراقاره&amp;zwnj;ای آن به شدت افزود، تا جایی که می&amp;zwnj;توان امروز صحبت از &amp;laquo;تاریخ جهانی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;]&lt;/span&gt;شده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[&lt;/span&gt;&amp;raquo; نام برد. در میان عناصری که در این دوران، یعنی سه قرن گذشته، بسیار تاثیرگذار بوده&amp;zwnj;اند باید به نقش نظام سرمایه&amp;zwnj;داری پرداخت. سرمایه&amp;zwnj;داری با انقلاب&amp;zwnj;های صنعتی خود به تاریخ شکل و مسیری دیگر داد و جهان را به سمت آن چه که امروز هست برد. تلاش سوسیالیسم و انقلاب شاخص آن &amp;ndash; انقلاب اکتبر روسیه در ۱۹۱۷- برای جهت دهی به تاریخ چندان بادوام نبود، اما سرمایه&amp;zwnj;داری قرن هاست که حرف اول را در تعیین مسیر تاریخ بشریت می&amp;zwnj;زند و به همین دلیل نیز درک چیستی آن در شرایط کنونی امروز می&amp;zwnj;تواند به داشتن تصویری روشن تر از فردای بشریت یاری رساند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سرمایه&amp;zwnj;داری با وضعیت کنونی خویش جهان را به چه سمت و سویی می&amp;zwnj;برد؟ آیا بحران&amp;zwnj;های پیاپی سرمایه&amp;zwnj;داری تعیین کننده&amp;zwnj;ی دوران جدیدی است که در راهست؟ این نوشتار به این پرسش&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پیوند سرمایه&amp;zwnj;داری با انقلاب&amp;zwnj;های صنعتی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سرمایه&amp;zwnj;داری آفریننده و آفریده&amp;zwnj;ی انقلاب&amp;zwnj;های صنعتی است. این در سایه&amp;zwnj;ی درک روابط متقابل میان این دوست که می&amp;zwnj;توانیم همزمان به دو خصلت &amp;laquo;بحران زایی&amp;raquo; و &amp;laquo;دوام&amp;raquo; سرمایه&amp;zwnj;داری پی ببریم. عدم فهم خصلت دوگانه&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;داری سبب قضاوت&amp;zwnj;های شتاب زده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;شود که در مصاف با واقعیت رنگ می&amp;zwnj;بازند. شاید هم به همین دلیل است که حکم&amp;zwnj;های قطعی متعدد در مورد نابودی &amp;laquo;حتمی&amp;raquo; سرمایه&amp;zwnj;داری، در صد و پنجاه سال گذشته، اعتباری در خور نیافتند. پیش بینی چندباره&amp;zwnj;ی مرگ بیماری که هر بار از بستر بیماری برخاسته است و شاید قویتراز گذشته به دویدن پرداخته است ما را دعوت می&amp;zwnj;کند که نسبت به پیشداوری&amp;zwnj;های عجولانه درنگ کنیم. بر همین اساس لازم می&amp;zwnj;دانیم که این بار که در سال ۲۰۱۳ بر بالین سرمایه&amp;zwnj;داری &amp;laquo;بیمار&amp;raquo; آمده ایم در اعلام مرگ آن عجله&amp;zwnj;ای نداشته باشیم و سعی کنیم، با تدقیق و تعمیق تحلیل خویش، نخست به تشخیصی واقع گرا تر دست یابیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ویژگی&amp;zwnj;های هر انقلاب صنعتی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما می&amp;zwnj;دانیم که انقلاب&amp;zwnj;های صنعتی هر بار در ظهور خویش به سرمایه&amp;zwnj;داری جان داده اند، هر یک از آنها سبب ظهور نسل نویی از محصولات فنی و تولیدات صنعتی شده&amp;zwnj;اند که از یکسو زندگی جوامع بشری را از این رو به آن رو کرده است و از سوی دیگر، برای فعالان و بازیگران اقتصادی سود و ثروت کلان به همراه داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب&amp;zwnj;های صنعتی را به طور معمول با دو شاخص بازشناسی می&amp;zwnj;کنند: ۱) منبع انرژی جدید ۲) ابزار ارتباطاتی نوین. و بدیهی است که تمام تبعات و عوارضی که با آن به همراه می&amp;zwnj;آید مورد نظر قرار می&amp;zwnj;گیرد. یک منبع انرژی جدید اجازه&amp;zwnj;ی فعالیت&amp;zwnj;های تولید تازه&amp;zwnj;ای را می&amp;zwnj;دهد که تا قبل از آن امکان پذیر نبود و ابزار ارتباطاتی نوین هم کار مدیریت و ارتباط را برای ساختن سطحی دیگر از تمدن بشری ممکن می&amp;zwnj;سازد. هم چنین باید به روابط متقابل میان این دو نیز پرداخت&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. به طور مثال ورود قدرت ماشین&amp;zwnj;های بخار به صنعت دستی چاپ در آن زمان، چاپ صنعتی را ممکن ساخت و به واسطه&amp;zwnj;ی آن انتشار کتاب در سطح زیاد و ظهور روزنامه&amp;zwnj;های پرشمار را و تمام آن چه دستاورد آن محسوب می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;جدول زیر این دو شاخص را برای سه انقلاب صنعتی بزرگ جهان ترسیم می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;0&quot; cellspacing=&quot;0&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;انقلاب صنعتی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع جدید انرژی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابزار ارتباطاتی نوین &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب صنعتی اول &amp;ndash; از قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم میلادی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخار (ماشین بخار)&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;تلگراف&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب صنعتی دوم &amp;ndash; از اوایل قرن بیستم میلادی تا میانه&amp;zwnj;ی دهه&amp;zwnj;ی هشتاد میلادی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;برق و امکان به کارگیری سوخت فسیلی در سیستم بسته مانند موتور خودروها&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;تلفن، رادیو و تلویزیون&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب صنعتی سوم از میانه&amp;zwnj;ی دهه&amp;zwnj;ی هشتاد میلادی تا کنون&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;انرژی اتمی و انرژی&amp;zwnj;های قابل تجدید&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:213px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینترنت و ماهواره&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;div style=&quot;clear:both;&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس تاکنون نظام سرمایه&amp;zwnj;داری شاهد سه انقلاب صنعتی بوده است. هر انقلاب صنعتی یک سیر زندگی دارد:&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; مرحله پیدایش، مرحله&amp;zwnj;ی فراگیر شدن، مرحله&amp;zwnj;ی اوج، مرحله&amp;zwnj;ی درجا زدن و سپس مرحله فروکش. توضیح این پنج مرحله به طور کلی چنین است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی پیدایش&lt;/strong&gt;: در این مرحله یک اختراع ویژه یا یک سری اختراعات کمابیش پیوند یافته، منجر به باز شدن افق تازه&amp;zwnj;ای برای حرکت، کار و تولید می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی فراگیر شدن&lt;/strong&gt;: اختراع &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;]&lt;/span&gt;های&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[&lt;/span&gt; جدید کاربست&amp;zwnj;های متعدد خود را پیدا می&amp;zwnj;کند و بسیاری برای فعالیت&amp;zwnj;های جدید و تولیدی شروع به بهره برداری از آن می&amp;zwnj;کنند، برخی از آن برای اختراع&amp;zwnj;های تازه استفاده می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی اوج&lt;/strong&gt;: بهره گیری، تولیدات و تنوع کیفی و کمیت آنها در اوج خود است، هم سرمایه گذاران و تولید کنندگان و هم توزیع کنندگان و مصرف کنندگان از مواهب آن بهره می&amp;zwnj;برند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی درجا زدن&lt;/strong&gt;: اختراعات مورد بحث حداکثر کاربردها و کارآیی خود را نشان داده&amp;zwnj;اند و قادر نیستند بیش از این مورد بازتکثیر و یا استفاده&amp;zwnj;ی بیشتر قرار گیرند. محدودیت&amp;zwnj;های به کارگیری و یا مرزهای استفاده&amp;zwnj;ی عملی از آنها خود را نشان می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی فروکش&lt;/strong&gt;: سیر تولیدات ناشی از اختراعات آن دوره دیگر پویاساز اقتصاد و برانگیزاننده&amp;zwnj;ی بازیگران اقتصادی نیست و به تدریج مورد بی توجهی آنها قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می توان با کمی &amp;laquo;اغماض در روش شناسی&amp;raquo;، &lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این روند پنج مرحله&amp;zwnj;ای را برای سه انقلاب صنعتی در نظر گرفت. ما دورتر به بررسی یکایک آنها خواهیم پرداخت، اما نکته&amp;zwnj;ی کلیدی در این میان، درک این است که سرنوشت ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سرمایه&amp;zwnj;داری نیز همراه با این پنج مرحله تغییر بسیار می&amp;zwnj;کند و متحول می&amp;zwnj;شود. آگاه باشیم که ظرافت تحلیل در درک توازی رویدادهای هر دو بخش فنی و تاریخی است، یعنی همزمان با این پنج مرحله فن شناسی، &lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به تحول ساختارهای چهارگانه&amp;zwnj;ی جامعه &amp;ndash; اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی - و اثرات و عوارض آن توجه کردن.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک به بررسی مختصر این پنج مرحله برای هر سه انقلاب صنعتی می&amp;zwnj;پردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;انقلاب صعنتی نخست: (از اوایل قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم) &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی پیدایش&lt;/strong&gt;: ماشین بخار و قدرت آن می&amp;zwnj;رود که جهان را زیر و رو کند. بشر از انرژی&amp;zwnj;های وابسته به طبیعت و یا زور بازو راه می&amp;zwnj;شود و به سوی انرژی خودتولیدکرده پیش می&amp;zwnj;رود.همزمان با بروز اختراعات و کشف&amp;zwnj;های جدید، عده&amp;zwnj;ای از صاحبان ثروت علاقمند می&amp;zwnj;شوند که در آن سرمایه گذاری کنند. این، به معنای جابجایی ثروت&amp;zwnj;ها از یک حوزه به حوزه&amp;zwnj;ی دیگر است. در انقلاب صنعتی اول، ثروت&amp;zwnj;ها از سمت حوزه&amp;zwnj;ی کشاورزی و دامداری به سوی صنعت میل کرد. این امر ضعف مادی و ترک روستاها را با خود به همراه داشت و اقتصاد کشاورزی را به شدت ضعیف کرد. این تضعیف تعداد بیشتری از روستاییان را به مهاجرت به سوی شهرها وا داشت و قشرهای جدیدی را در شهرها شکل بخشیده و تقویت کرد. همزمان ساختار سیاسی باید از انجماد و خودکامگی دور می&amp;zwnj;شد تا بتواند امکان رشد و شکوفایی فعالیت&amp;zwnj;های ناشی از اختراعات جدید را ممکن سازد. تصمیم گیری&amp;zwnj;ها باید هر چه بیشتر در سطح خرد و به شکل غیر متمرکز خود صورت می&amp;zwnj;گرفت؛ این امر با خود ضرورت دمکراسی را مطرح ساخت. تحت تاثیر جو فعال نوآوری صنعتی جو تولید و خلاقیت در جامعه رواج یافته و بستر سازی یک فرهنگ پویاتر و به تبع، مدرنتر شد تا بتواند با پویایی فنی جامعه همراهی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی فراگیری&lt;/strong&gt;: اینک که انرژی فراهم است باید کاربست&amp;zwnj;های آن را یافت. رشد اختراعات جدید ضرورت سرمایه گذاری هر چه بیشتر را ایجاب کرد. ثروت&amp;zwnj;ها باز هم بیشتر روستا و اقتصاد کشاورزی را ترک کرده و به سوی شهرهای صنعتی رو به رشد سرازیر شدند. تابع آن، دانش و کار بانکداری و بیمه و صنعت مالی رشد کرد. این امر همراه با خود تخصصی شدن را به همراه آورد و این آخرین نیز به سهم خود، تنوع رده بندی&amp;zwnj;های افقی و عمودی اجتماعی را باعث شده و ساختار اجتماعی نوظهوری را که پیچیده تر بود پدید آورد. تابع آن، مدیریت جامعه دیگر با شکل&amp;zwnj;های ساده و ابتدایی جامعه&amp;zwnj;ی فئودالی ناممکن شده و به همین دلیل به سوی یک مدیریت غیر متمرکز یا همان دمکراسی پارلمانی حرکت کردیم. در نهایت ساختارهای فرهنگی نیز از رشد صنعت چاپ و ظهور ابزار موسیقی مدرن بهره مند شده و به یک عرصه&amp;zwnj;ی جدید تولید هنری پا نهادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی اوج&lt;/strong&gt;: تولیدات صنعتی و به کارگیری تام و کمال اختراعات و اکتشافات سبب رشد بی سابقه&amp;zwnj;ی سرمایه گذاری و تمامی مکانیزم&amp;zwnj;های تهیه و تدارک سرمایه شدند. ابعاد تازه&amp;zwnj;ای از فعالیت تولیدی، افق&amp;zwnj;های تاریخی تازه&amp;zwnj;ای را به چشم طبقه&amp;zwnj;ی نوظهور اما قدرتمند &amp;laquo;سرمایه&amp;zwnj;دار&amp;raquo; باز می&amp;zwnj;کند و به واسطه&amp;zwnj;ی این امر، جهان بینی آنها تغییر می&amp;zwnj;کند. اینک آنها می&amp;zwnj;توانند چشم اندازهای ساختن تمدنی دیگر را در مقابل خود ببینند که گذشته&amp;zwnj;ی تاریخ بشری را به سان دوره&amp;zwnj;ای خمود و کسالت آور جلوه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo; تمدن صنعتی&amp;raquo;. تولید انبوه زندگی میلیون&amp;zwnj;ها انسان را به خود مشغول می&amp;zwnj;دارد، هم به عنوان تولید کننده و هم به عنوان مصرف کننده. به همین دلیل یک جامعه&amp;zwnj;ی نو از درون جامعه&amp;zwnj;ی کهن سر در بر می&amp;zwnj;آورد: جامعه&amp;zwnj;ی طبقاتی سرمایه&amp;zwnj;داری. با خط ممیزه&amp;zwnj;های هنوز ناروشن، اما قابل لمس میان اقلیت سرمایه&amp;zwnj;داران، اندک لایه&amp;zwnj;های میانی و انبوه کارورزانی که به عنوان کارگر و ارتشی و پلیس و غیره در خدمت نظام جدید کار می&amp;zwnj;کنند. فرهنگ نیز دیگر نمی&amp;zwnj;تواند از این لایه بندی بر حذر باشد و تنوع شکل و محتوا در تولیدات هنری و ادبی و فلسفی رو به اوج می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی درجا زدن&lt;/strong&gt;: اختراعات و اکتشافات پایه&amp;zwnj;ای که سبب ساز تولیدات انبوه شده&amp;zwnj;اند شروع به نشان دادن محدودیت&amp;zwnj;های خود می&amp;zwnj;کنند، سرمایه&amp;zwnj;های تازه بسترهای کاری مناسب و همانند قبل پیدا نمی&amp;zwnj;کنند، بازار قبلا از تولید انبوه اشباع شده و افزایش و حتی ادامه&amp;zwnj;ی آن بدون بازار جدید عقلانی نیست. سرمایه&amp;zwnj;ها سرگردان می&amp;zwnj;شوند، کار را از دست هم می&amp;zwnj;ربایند. گرایش&amp;zwnj;های منفی ساختار سیاسی را متشنج می&amp;zwnj;کنند و جنگ&amp;zwnj;های رقابتی بر سر منافع اوج می&amp;zwnj;گیرد. برخی از لایه&amp;zwnj;های اجتماعی در درون ساختار طبقاتی، در اثر مرور زمان و عدم تغییری کیفی در زندگی خویش، احساس می&amp;zwnj;کنند که دارند درجا می&amp;zwnj;زنند. در حالی که ثبات در زندگی جامعه&amp;zwnj;ی روستایی، با ریتم یکنواخت و سکون گرای زندگی فئودالی همخوانی داشت، در جامعه&amp;zwnj;ی شهری صنعت زده و پرشتاب، ایستایی تضادهای روحی فراوانی را دامن می&amp;zwnj;زند. این تضادها خود را در قالب&amp;zwnj;های فرهنگی به صورت ایدئولوژي&amp;zwnj;های تغییر طلب بروز می&amp;zwnj;دهد و سبب پیدایش حرکت&amp;zwnj;های اجتماعی و اعتراضی می&amp;zwnj;شود. ساختار سیاسی در پی مقابله با این تغییر طلبی احساس خطر و خصلت محافظه کارانه پیدا می&amp;zwnj;کند. دوره&amp;zwnj;ی ای از تنش&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی آغاز می&amp;zwnj;شود. ما در اواخر قرن نوزدهم و به سمت اوایل قرن بیستم هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی فروکش&lt;/strong&gt;: صنعت درجا می&amp;zwnj;زند، تولید بیشتر دلیل و چرایی خود را از دست می&amp;zwnj;دهد، زیرا بازار اشباع است و کالاها دوام می&amp;zwnj;آورند. باید بازارهای جدید یافت شود اما این ساده نیست، باید قدرت نظامی خویش را تقویت کرد و به سوی منابع و بازارهای جدید در بیرون از چارچوب&amp;zwnj;های ملی رفت. سرمایه&amp;zwnj;داران آشفته و خسته و عصبی اند، به این واسطه سرمایه&amp;zwnj;های خود را مورد محافظت قرار می&amp;zwnj;دهند. سرمایه کم شده و بحران مالی حاکم می&amp;zwnj;شود. بانک&amp;zwnj;ها پاسخ گویی سرمایه&amp;zwnj;های تبدیل شده به پس انداز نیستند و لذا بحران حاکم می&amp;zwnj;شود. بیکاری گسترش می&amp;zwnj;یابد، کارگران طعم فقر و بیکاری را می&amp;zwnj;چشند، معترضند و دست به قیام و انقلاب می&amp;zwnj;زنند. فرهنگ، خشم و درد و تغییر و یا پوچی را فریاد می&amp;zwnj;زند و بر دامنه&amp;zwnj;ی حس کنشگرایی افزوده می&amp;zwnj;شود. ساختار سیاسی در پی حفظ ساختار اقتصادی و اجتماعی به خصلت&amp;zwnj;های محافظه کارانه و خشن تر روی می&amp;zwnj;آورد. بوی پایان یک دوره بلند است. سرمایه&amp;zwnj;داری چشم به راه آغاز دوران جدیدی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنان چه می&amp;zwnj;بینیم انقلاب صنعتی اول با خود این خصلت موازی سرنوشت ساختارهای سرمایه&amp;zwnj;داری و تحولات صنعتی و فنی را به روشنی نشان می&amp;zwnj;دهد. به عبارت دیگر، با بروز اختراعات، سرمایه فضای تولد می&amp;zwnj;یابد و با سرمایه گذاری اختراعات می&amp;zwnj;توانند رشد کمی و کیفی خود را داشته باشند. این روند به صورت فعال دنبال می&amp;zwnj;شود تا زمانی که افول صنعت، فروکش سرمایه گذاری و نبود سرمایه گذاری، کاهش نوآوری را باعث می&amp;zwnj;شود. این حلقه&amp;zwnj;های تکمیل کننده به این صورت یکدیگر را می&amp;zwnj;یابند و به پیش می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوران افول انقلاب نخست صنعتی سبب شد که بحران&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی و تابع آن تحولات سیاسی فراوانی روی دهد. &amp;laquo;رکود بزرگ&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;raquo; به دوره&amp;zwnj;ای گفته می&amp;zwnj;شود که اقتصاد آمریکا و اروپا را در دهه&amp;zwnj;های اول قرن بیستم در برگرفت و پایان سرمایه&amp;zwnj;داری در فاز انقلاب صنعتی نخست را اعلام کرد. اما پس از آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;T&lt;/span&gt; بحران&amp;zwnj;ها و بن بست&amp;zwnj;ها بار دیگر در را به سوی یک افق جدید باز کرد و با ظهور منابع انرژی جدید، یعنی گسترش الکتریسیته و نیز به کارگیری سوخت در موتور&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;T&lt;/span&gt; انواع خودرو زمینی، هوایی و دریایی در کنار اختراع تلفن وبعد رادیو و سپس تلویزیون شاهد تولد دوران جدیدی شدیم که آن را به عنوان انقلاب صنعتی دوم می&amp;zwnj;نامند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مراحل پنج گانه&amp;zwnj;ی انقلاب صنعتی دوم: (از اوایل قرن بیستم تا نیمه&amp;zwnj;ی هشتاد میلادی) &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی پیدایش&lt;/strong&gt;: استفاده&amp;zwnj;ی از برق در شهرها به زندگی اجتماعی معنای دیگری می&amp;zwnj;دهد و در عین حال اقتصاد را قادرمی سازد که وسایل بسیاری را با این انرژی به کار بیاندازد. وسایلی که باید اختراع شوند. تولید این وسایل برقی به اقتصاد جان می&amp;zwnj;دهد و به نوبه&amp;zwnj;ی خود امکان تولید انبوه بسیاری دیگر از کالاها را می&amp;zwnj;دهد. سرمایه&amp;zwnj;داران یک بستر جدید برای سرمایه گذاری پیدا می&amp;zwnj;کنند. امکان به کارگیری انرژی سوخت&amp;zwnj;های فسیلی در سیستم&amp;zwnj;های بسته و ترکیب و تبدیل انرژی سوختی به الکتریکی و تبدیل آنها به انرژی مکانیکی سبب رونق وسائط نقلیه می&amp;zwnj;شود. تابع این امر باز هم به کارگیری نیروهای بیکار در صنایع ممکن می&amp;zwnj;شود و صنعتی شدن تمدن&amp;zwnj;ها به معنای خاص کلمه آغاز می&amp;zwnj;شود. صنعت اروپایی به مرحله&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رسد که می&amp;zwnj;توان به تدریج از جامعه&amp;zwnj;ی صنعتی نام برد. جامعه&amp;zwnj;ای که می&amp;zwnj;رود تا شکل&amp;zwnj;های مشخصی از تقسیم کار تخصصی و لایه بندی&amp;zwnj;های جدید اجتماعی را با خود داشته باشد. یک ساختار طبقاتی جدید می&amp;zwnj;رود که ظهور کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله فراگیری&lt;/strong&gt;: با گسترش صنایع، روابط اجتماعی و سیاسی نیز تغییر می&amp;zwnj;کند. اینک مدیریت جوامع پیچیده است و امکان حکومتگری با مدل&amp;zwnj;های ساده&amp;zwnj;ی فئودالی-اشرافی ممکن نیست. حکومت&amp;zwnj;ها یکی پس از دیگری به دست فن سالاران (تکنوکرات ها) می&amp;zwnj;افتد. حتی در دوره ای، این نظامیان هستند &amp;ndash; مانند مثال آلمان و ایتالیا - که به قدرت می&amp;zwnj;رسند تا بتوانند سیر تحول جامعه&amp;zwnj;ی روستایی نانظام مند به جامعه شهری نظام یافته را بر عهده بگیرند. اما از آن جا که پدیده&amp;zwnj;ی تولید انبوه و مدیریت آن نوظهور است و هنوز تجربه&amp;zwnj;ی سیاسی برای این کار موجود نیست، زیاده روی&amp;zwnj;های بسیاری از سوی قدرت&amp;zwnj;های نوظهور صنعتی بروز می&amp;zwnj;کند که دو جنگ اول و دوم جهانی نمودی از آن هستند. این دو جنگ در واقع بازتاب ضعف درک مدیریتی از یک واقعیت غیر سیاسی و غیر ایدئولوژیک است. نازیسم هیتلری در آلمان، ناسیونالیسم افراطی در ژاپن و فاشیسم موسولینی در ایتالیا نمودی است از اعمال تفکر خان سالاری دوره&amp;zwnj;ی فئودالی در دوره&amp;zwnj;ی صنعتی. علت شکست هر سه آنها نیز در همین عدم تطابق واقعیت اجتماعی و مدیریتی نظام صنعتی با ساختار سیاسی دوره&amp;zwnj;ی زمینداری است. ظهور دمکراسی و موفقیت آن دلیل بارزی است بر همخوانی متناسب تر این شکل از مدیریت جامعه با واقعیت مادی اقتصادی و تحولات اجتماعی و فرهنگ تنوع طلب آن. با کنار زدن موانع سیاسی، سرمایه&amp;zwnj;داری اینک &amp;ndash; پس از پایان جنگ جهانی دوم &amp;ndash; آماده است که به سوی اوج برود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی اوج گیری&lt;/strong&gt;: در این دوره است که شاهدیم چگونه سرمایه&amp;zwnj;داری با استقرار دمکراسی در حیطه&amp;zwnj;ی کشورهای صنعتی و رها ساختن این مناطق &amp;ndash; ایالات متحده&amp;zwnj;ی آمریکا و اروپا &amp;ndash; از جنگ و تخریب، به سوی پیشرفت مادی چشم گیری گام بر می&amp;zwnj;دارند. سرمایه&amp;zwnj;داران با خیال راحت سرمایه گذاری می&amp;zwnj;کنند و با سودی خوب بر حجم و انباشت سرمایه&amp;zwnj;های خویش افزوده و افق&amp;zwnj;های فعالیت تازه&amp;zwnj;ای را باز می&amp;zwnj;کنند. تابع رشد اقتصاد، صف بندی طبقاتی مشخص تر و جا افتاده تر می&amp;zwnj;شود. نظم اجتماعی تعریف می&amp;zwnj;شود و دستگاه&amp;zwnj;های فرهنگی و دانشگاهی آن را نظریه بندی کرده و آموزش می&amp;zwnj;دهند تا نهادینه شود. ساختار سیاسی نوعی دمکراسی طبقاتی را جا انداخته و پیاده می&amp;zwnj;کند. جوامع سرمایه&amp;zwnj;داری در نوعی نئشگی ناشی از رشد و ثروت آفرینی به پیش می&amp;zwnj;روند. ما در دهه&amp;zwnj;ی پنجاه و شصت میلادی هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی درجازدن&lt;/strong&gt;: در اواخر دهه&amp;zwnj;ی شصت میلادی انتظار و شاید بتوان گفت هیجان جامعه برای معجزات جدید به جایی ره نمی&amp;zwnj;برد. نوعی درجازدن محتوا، علیرغم تحول ظاهری، احساس می&amp;zwnj;شود. حوصله&amp;zwnj;ی نسل&amp;zwnj;های جوان، که دیگر درد نان ندارند و تحصیل کرده هم هستند، سرمی آید. قیام دانشجویان و جوانان فرانسه در ۱۹۶۸ نمود این افسردگی ناشی از مادی شدن بیش از حد جامعه&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;داری است. گویی آنها از این که کارگران با فرورفتن در رفاه نسبی، خصلت مبارزاتی و انقلابی خویش را از دست داده&amp;zwnj;اند سخت شاکیند.&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; طبقات اجتماعی شروع به خو گرفتن به ساختاری کرده&amp;zwnj;اند که نابرابر است و در آن &amp;laquo;تحرک طبقاتی&amp;raquo; چندان هم که بلندگوهای تبلیغاتی سرمایه&amp;zwnj;داری می&amp;zwnj;گویند زیاد نیست. فرهنگ به نوعی پوچی گرایی می&amp;zwnj;رود و تمایل به نوآوری و اختراع به حداقل می&amp;zwnj;رسد. جامعه&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;داری که برای نخستین بار یک باشندگی نوین را تجربه می&amp;zwnj;کند موفق نمی&amp;zwnj;شود یک هویت جمعی واحد خلق کند و به همین دلیل بحران شاخص این دوره، بحران هویت است.&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی فروکش&lt;/strong&gt;: از اواسط دهه&amp;zwnj;ی هفتاد میلادی و با بروز شوک نفتی، نوعی احساس تحقیر و شکنندگی بر نظام و جامعه&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;داری حاکم می&amp;zwnj;شود. معلوم می&amp;zwnj;شود که ماه عسل سرمایه&amp;zwnj;داری بعد از جنگ زیاد هم طولانی نبوده است. ایستایی اجتماعی و افسردگی فرهنگی تمایل به خرید و فرورفتن کامل در منطق مصرف گرای جامعه&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;داری را کاهش می&amp;zwnj;دهد و به این واسطه نیز میزان مصرف کاهش می&amp;zwnj;یابد. تولید انبوه دچار شوک می&amp;zwnj;شود و سرمایه&amp;zwnj;داری باز در اواخر این دهه به نوعی رکود فرو می&amp;zwnj;رود. رکودی که فراگیر است و بوی بحران می&amp;zwnj;دهد. در این جوامع، طبقاتی که به واسطه&amp;zwnj;ی رونق سرمایه&amp;zwnj;داری برای خود سطح رفاهی خوبی را فراهم کرده اند، اینک هراس دارند که قربانی کاهش سودآفرینی سرمایه&amp;zwnj;داری شوند. تضادهای اجتماعی و سیاسی رشد می&amp;zwnj;کند. سرمایه&amp;zwnj;داری باز هم به دوره&amp;zwnj;ی نهایی فازی دیگر از تحولاتش وارد شده است و باید در انتظار ظهور یک عصر جدید باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این زمان ما در اوایل دهه&amp;zwnj;ی هشتاد میلادی هستیم. جهان سرمایه&amp;zwnj;داری در صدد بر می&amp;zwnj;آید که شاید بتواند بخشی از بحران&amp;zwnj;های خویش را به خارج از مرزهای خود صادر کند. دخالت ورزی&amp;zwnj;ها آمریکا، که در نیمه&amp;zwnj;ی دوم دهه هفتاد و پس از شکست فضیحانه در جنگ ویتنام کاهش یافته بود، با جانبداری آمریکا در پایین کشیدن رژیم شاه در ایران و سپس درگیر شدن در افغانستان، که مورد اشغال نیروهای نظامی شوروی قرار گرفته است، افزایش می&amp;zwnj;یابد. خطی جدید روبه روی سرمایه&amp;zwnj;داری غرب باز می&amp;zwnj;شود: خط نظامی گری و دوره&amp;zwnj;ی نو استعماری. ما در آستانه&amp;zwnj;ی انقلاب صنعتی سوم هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;انقلاب صنعتی سوم (از اواسط دهه&amp;zwnj;ی هشتاد میلادی تا به امروز) &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی پیدایش&lt;/strong&gt;: در اواسط دهه&amp;zwnj;ی هشتاد علوم کامپیوتری، که قبلا با محدودیت&amp;zwnj;های کاربردی روبرو بودند، خود را توسعه می&amp;zwnj;دهند و به حوزه&amp;zwnj;های دیگر صنعتی و بعد به تدریج به زندگی روزمره&amp;zwnj;ی مردم پا می&amp;zwnj;گذارند. سرمایه&amp;zwnj;داران این عرصه را برای سرمایه گذاری مناسب می&amp;zwnj;بینند و شروع به سرمایه گذاری&amp;zwnj;ها کلان برای عمومی ساختن پدیده&amp;zwnj;ی کامپیوتر می&amp;zwnj;کنند. توده&amp;zwnj;های مردم اینک می&amp;zwnj;توانند حد فاصل بین مکانیک و انفورماتیک را که الکترونیک بود و به نوعی بن بست رسیده بود رد کنند و پا به دنیای جدیدی بگذارند. فرهنگ جوامع سرمایه&amp;zwnj;داری به دنبال آن است که شاید با نگاه فرا الکترونیکی پدیده&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای را بیافریند: موزیک الکترونیک که خود را از قید و بندهای سازهای مکانیکی آزاد کرده است رشد می&amp;zwnj;کند و جهان تازه&amp;zwnj;ای از خلاقیت&amp;zwnj;ها شکل می&amp;zwnj;گیرد. ما در اواسط دهه&amp;zwnj;ی هشتاد میلادی هستیم و ساختارهای سیاسی هنوز با چنگ و دندان از نظم اجتماعی موجود دفاع می&amp;zwnj;کنند. ریگان در آمریکا دست&amp;zwnj;ها را برای سرمایه&amp;zwnj;داران باز می&amp;zwnj;کند و تاچر در انگلستان. نسل جدیدی از سرمایه&amp;zwnj;داران به صحنه می&amp;zwnj;آیند: تهاجمی تر و بی رحم تر. مقاومت کارگری در اروپا و آمریکا درهم شکسته می&amp;zwnj;شود. به ویژه در بخش&amp;zwnj;هایی که دیگر جایی در یک اقتصاد رو به مدرنیزاسیون آخر قرن بیستمی ندارند، مانند حوزه&amp;zwnj;ی معادن که در انگلستان تار و مار می&amp;zwnj;شوند. در آمریکا میلیون&amp;zwnj;ها نفر که از کارخانه&amp;zwnj;های به ناگهان غیر قابل استفاده شده بیرون ریخته شده&amp;zwnj;اند کار وخانه و خانواده&amp;zwnj;ی خویش را از دست می&amp;zwnj;دهند و به خیابان نشین تبدیل می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی فرا گیری&lt;/strong&gt;: اینک که تولیدات می&amp;zwnj;توانند چیزی در ورای مکانیک یا الکترونیک ابتدایی را در خود ارائه دهند، می&amp;zwnj;توان نسل جدیدی از محصولات را به بازار ارائه داد. نسلی که بی شک راه&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای را برای سرمایه گذاری، تولید انبوه و جان دادن به مصرف گرایی تازه باز می&amp;zwnj;کند. این اتفاق می&amp;zwnj;افتد، محصولات دیجیتالی در حال ظهور است. حجم انباشت داده&amp;zwnj;ها برای خود محمل&amp;zwnj;های کوچک و قابل حمل پیدا می&amp;zwnj;کنند و به سوی نوعی دیجیتالی کردن داده&amp;zwnj;ها و ارتباطات می&amp;zwnj;رویم. یک بار دیگر طبقات اجتماعی سرگرم و درگیر بازتعریف نقش خویش در اقتصاد نوین مبتنی بر فن آوری مدرن می&amp;zwnj;شوند. تحصیلات دانشگاهی و یا تخصصی اوج می&amp;zwnj;گیرد و هرکس تلاش می&amp;zwnj;کند که در این مسابقه، شاگرد کارآتری باشد. فرهنگ نوین مسحور فن آوریست و از محتوا می&amp;zwnj;گذرد تا به شکل بپردازد. از این پس که وضعیت معیشتی بخش عمده&amp;zwnj;ای از اعضاء جامعه تامین است، سرگرم ساختن مردم به کار نخست فرهنگ مورد حمایت سرمایه&amp;zwnj;داری تبدیل می&amp;zwnj;شود. دمکراسی&amp;zwnj;ها هر چه بیشتری شکل گرا شده و انتخابات معنایی روتین پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی اوج گیری&lt;/strong&gt;: به دهه&amp;zwnj;ی نود میلادی می&amp;zwnj;رسیم. ارتباطات می&amp;zwnj;رود که حرف اول را در عرصه&amp;zwnj;ی اقتصاد و جامعه بزند. ظهور اینترنت جهان را کوچک، قابل دستیابی و مجازی می&amp;zwnj;سازد. مرزهای جغرافیایی در مقابل قدرت کابل و امواج ماهواره محو می&amp;zwnj;شوند و سرمایه&amp;zwnj;داری موفق می&amp;zwnj;شود که جهانی دیگر را تصور کند: کوچک شده، در دسترس و قابل تغییر. سرمایه گذاری&amp;zwnj;های میلیاردی در عرصه فن آوری نوین ارتباطاتی&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; صورت می&amp;zwnj;گیرد. دنیای مجازی و محصولات آن از دنیای واقعی پیشی می&amp;zwnj;گیرد. جهان به ارتباطات از راه دور خو می&amp;zwnj;گیرد و نسل&amp;zwnj;های تازه به تدریج آن را به ارتباطات رودرو و سنتی ترجیح می&amp;zwnj;دهند. همه در گونه&amp;zwnj;ای مسخ فن آوری فرو می&amp;zwnj;روند تا شهد ناپیدای بی نهایت&lt;a href=&quot;#_ftn9&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; آن را تجربه کنند. تمام مرزهای اجتماعی و اخلاقی یا فرهنگی را می&amp;zwnj;توان به ضرب چند کلیک ساده شکست و از آن بهره برداری کرد: بهره برداری خوب یا بد. این دوران را سرمایه&amp;zwnj;داری هرگز از یاد نخواهد برد. زیرا به واسطه&amp;zwnj;ی تسهیل کنش اقتصادی، میلیون&amp;zwnj;ها نفر با اتکاء به احساس و هیجان زدگی خویش به عرصه&amp;zwnj;ی اقتصادی وارد می&amp;zwnj;شوند و احساس خوشبختی مجازی را &amp;ndash; در عرصه&amp;zwnj;هایی مانند بورس بازی اینترنتی- تجربه می&amp;zwnj;کنند، اما فقط مجازی. ساختار جامعه نیز هر چه پویاتر شده و جابجایی&amp;zwnj;های افقی و عمودی بیشتر می&amp;zwnj;شود. این باور که می&amp;zwnj;توان با یک فکر و چند خط برنامه&amp;zwnj;ی کامپیوتری میلیونر شد فرهنگ را به سوی تولید و مصرف رویاپردازی انبوه به پیش می&amp;zwnj;راند. ما در اواخر دهه&amp;zwnj;ی نود میلادی هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله درجازدن&lt;/strong&gt;: به تدریج که اینترنت ظرفیت&amp;zwnj;های خود را آشکار می&amp;zwnj;سازد معلوم می&amp;zwnj;شود این جا هم، مانند حوزه&amp;zwnj;ی تولید آجر و سیمان، هر که بیشتر پول دارد، ایده&amp;zwnj;ی خوب را مال خود می&amp;zwnj;کند و از آن پول بیشتری برای خویش می&amp;zwnj;سازد. بسیاری از جوانان و مهندسین جو زده و مسحور بت فن آوری در می&amp;zwnj;یابند که با صد ایده&amp;zwnj;ی بهتر از یاهو و گوگل و فیسبوک، بدون پول، هرگز یاهو و گوگل و فیسبوک نمی&amp;zwnj;شوند. قبول این واقعیت تلخ، حباب رویا پردازی اینترنتی و کابوس&amp;zwnj;های جدی پیرامون آن را می&amp;zwnj;ترکاند و به همین دلیل در همان سال&amp;zwnj;های نخست دهه&amp;zwnj;ی اول قرن بیست و یکم، اقتصاد مجازی و نیز رویای شیرینی که به واسطه&amp;zwnj;ی آن ترسیم شده بود، در نیمه&amp;zwnj;ی دوم این دهه به واقعیتی تلخ تبدیل می&amp;zwnj;شود. به همین دلیل نیز، با وجود آن که انرژی&amp;zwnj;ها نو و فن آوری نوین در خدمت سرمایه&amp;zwnj;داری هستند، این بار سرمایه&amp;zwnj;داری موفق نمی&amp;zwnj;شود که بیش از چند سال کوتاهی توده&amp;zwnj;ها را به دنبال در باغ سبز رشد و پیشرفت و ثروتمند شدن بکشاند. آغاز جنگ&amp;zwnj;های بزرگ&lt;a href=&quot;#_ftn10&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در این دهه البته تا حدی سرمایه&amp;zwnj;داری را یاری می&amp;zwnj;دهد. ارتش&amp;zwnj;های آمریکا و اروپا سفارش اسباب بازی&amp;zwnj;های کشنده را به کارخانه&amp;zwnj;های اسلحه سازی می&amp;zwnj;دهند، اما این حوزه فقط به مشتی سرمایه&amp;zwnj;دار و اندکی کارگر که در این صنایع کار می&amp;zwnj;کنند سودی می&amp;zwnj;رساند، جامعه در کل از آن بهره&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;برد. بحران اقتصادی باز نوید روزهای بد را می&amp;zwnj;دهد و اقتصادی مثل آمریکا را در خود می&amp;zwnj;بلعد. سرمایه&amp;zwnj;داری که با توانایی&amp;zwnj;های فن آوری ارتباطاتی موفق شده است به میلیون&amp;zwnj;ها نفر رویا بفروشد اینک نمی&amp;zwnj;تواند خدمات پس از فروش این رویا را ارائه دهد و از اواخر دهه&amp;zwnj;ی نخست قرن بیستم باز صحبت از بحران جدی سرمایه&amp;zwnj;داری شروع می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرحله&amp;zwnj;ی فروکش&lt;/strong&gt;: از سال ۲۰۰۸ به این سو سرمایه&amp;zwnj;داری به نفس نفس افتاده است. خودش هم از این کوتاه بودن اثر مسکن&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای که پیکر خویش تزریق می&amp;zwnj;کند در تعجب است. نمی&amp;zwnj;داند چه کند. بحران به ساختار اجتماعی به شدت آسیب زده است و نوعی ناپایداری رفتاری و بی ثباتی رو به نهادینه شدن را در روابط خانوادگی و میان فردی بازتاب می&amp;zwnj;دهد. بسیاری ره گم کرده&amp;zwnj;اند و به هر دستاویزی چنگ می&amp;zwnj;زنند که به دام افسردگی و الکل و خودکشی نیافتند. خرید دیگر زندگی&amp;zwnj;ها را معنا نمی&amp;zwnj;بخشد و برای خریدن باید روی یک اقتصاد معیشتی بی ثبات و بی آینده حساب کرد. فرهنگ جز سرگرم سازی که جنبه&amp;zwnj;ی دارویی مسکن برای روح&amp;zwnj;های بیمار دارد به تولید خاصی نمی&amp;zwnj;پردازد. سرمایه&amp;zwnj;داری نیز، خسته از تولید انبوه بی آینده، این وظیفه را به چین و بنگلادش سپرده است و خود سعی دارد تا از قبل دانش و فن آوری برای خویش درآمدی به هم زند، درآمدی کاذب که اینک در قالب رقم&amp;zwnj;های ۱۲ و ۱۵ صفری فقط روی صفحه&amp;zwnj;ی کامپیوترهاست. اقتصاد سرمایه&amp;zwnj;داری غیر واقعی شده و احساس بحران بیشتر از خود بحران اذیت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;با مروری کلی به شرایط تحول جوامع سرمایه&amp;zwnj;داری به چند نکته برای تحلیل این داده&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پردازیم. ام قبل از آن باید چند نکته روش شناختی را توضیح دهیم:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چند نکته&amp;zwnj;ی روش شناختی برای تحلیل الگوی انقلاب&amp;zwnj;های صنعتی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;ol&gt;
&lt;li dir=&quot;RTL&quot; value=&quot;NaN&quot;&gt;
		&lt;strong&gt;همکنشی ساختارها&lt;/strong&gt;: گفتیم که در هر جامعه&amp;zwnj;ای چهار ساختار در حال کنش و واکنش مستقیم روی هم هستند: ساختار اقتصادی، ساختار اجتماعی و ساختار فرهنگی. در هر زمان یکی از این ساختارها می&amp;zwnj;تواند نقش تعیین کننده تری داشته باشد اما این نقش ثابت نیست و هر زمان ممکن است که جای خود را به دلیل تاثیر مجموعه&amp;zwnj;ی پارامترها به یکی دیگر از ساختارها بدهد.&lt;/li&gt;
&lt;li dir=&quot;RTL&quot; value=&quot;NaN&quot;&gt;
		&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li dir=&quot;RTL&quot; value=&quot;NaN&quot;&gt;
		&lt;strong&gt;تحرک درونی ساختارها&lt;/strong&gt;: علاوه بر کنش و واکنش متقابل بین ساختارهای چهارگانه &amp;ndash; اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی -، در درون هر کدام از آنها نیز تعاملات متقابلی میان اجزاء مختلفشان در جریان است. هر یک از این اجزا نیز به سهم خود می&amp;zwnj;توانند در یک مقطعی نسبت به سایر اجزاء اهمیت بیشتری بیابند و بعد جای خود را به یک پارامتر دیگر بدهند.&lt;/li&gt;
&lt;li dir=&quot;RTL&quot; value=&quot;NaN&quot;&gt;
		&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li dir=&quot;RTL&quot; value=&quot;NaN&quot;&gt;
		&lt;strong&gt;تاثیر دو نوع تحرک بیرونی و درونی روی هم&lt;/strong&gt;: در هر مقطعی بنا به این که در درون هر یک از این ساختارهای چهارگانه چه می&amp;zwnj;گذرد، تاثیر سایر ساختارها روی آن می&amp;zwnj;تواند متفاوت باشد. به طور مثال حتی اگر در یک دوره&amp;zwnj;ی کوتاهی اکثریت پارلمان در دست نیروهای دمکراتیک باز باشد، ممکن است طبقه&amp;zwnj;ی کارگر در درون ساختار اجتماعی می&amp;zwnj;تواند با کنشگری سازمان یافته از دولت برای منافع سندیکای کارگری و از طریق تصویب یک قانون کارگرپسند، باج خوبی بگیرد.&lt;/li&gt;
&lt;li dir=&quot;RTL&quot; value=&quot;NaN&quot;&gt;
		&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li dir=&quot;RTL&quot; value=&quot;NaN&quot;&gt;
		&lt;strong&gt;در نظر داشتن پارامترهای فراجامعه ای&lt;/strong&gt;: در هر مقطعی تعامل یک کشور با سایر دولت&amp;zwnj;ها و پارامترهای منطقه&amp;zwnj;ای و بین المللی می&amp;zwnj;تواند تاثیری در سرنوشت آن جامعه و کنش و واکنش&amp;zwnj;های آن داشته باشد. به طور مثال جنگی که از طرف یک دولت خارجی به یک کشور تحمیل می&amp;zwnj;شود کل تعاملات درونی را در آن جامعه متاثر می&amp;zwnj;سازد.&lt;/li&gt;
&lt;li dir=&quot;RTL&quot; value=&quot;NaN&quot;&gt;
		&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;/ol&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک با در نظر گرفتن این نکات نظری و با بازگشت به موضوع اصلی این نوشتار، یعنی تحولات نظام سرمایه&amp;zwnj;داری می&amp;zwnj;بینیم که تحلیل&amp;zwnj;های تک بعدی به طور سیستماتیک اهمیت را، به طور مثال، به ساختار اقتصادی داده&amp;zwnj;اند و تمام ساختارهای دیگر را تابعی از آن دانسته&amp;zwnj;اند. چیزی که در یک نگاه تحلیلی که می&amp;zwnj;خواهد به هر روی از سنت مارکسی پیروی کند قابل فهم است، اما نگاه جامعه شناختی قانومندی&amp;zwnj;های دیگری را به ما می&amp;zwnj;آموزد که شاید بد نباشد مد نظر داشته باشیم. چهار نکته&amp;zwnj;ای که در بالا آمد از آن جمله است. نوشتار کنونی پس از توصیف این تحولات در طول سه انقلاب صنعتی دویست سال اخیر سعی می&amp;zwnj;کند که با سنت جامعه شناختی به موضوع بنگرد. یعنی ساختار اقتصادی را به عنوان یگانه پارامتر تعیین کننده&amp;zwnj;ی خود در نظر نگیرد و در صورت لزوم به دنبال توضیحات دیگری باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مشابهات و تفاوت&amp;zwnj;های انقلاب&amp;zwnj;های صنعتی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چند نکته در بررسی این سه انقلاب صنعتی در نوشتار حاضر برجسته می&amp;zwnj;شود:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) دوره&amp;zwnj;های عمر هر یک از این انقلاب&amp;zwnj;ها به مرور زمان کوتاه و کوتاه تر شده است. در حالی که انقلاب صنعتی نخست بیش از یک قرن جوامع سرمایه&amp;zwnj;داری را سرپا نگه داشت، عمر دومی پنجاه سالی بیشتر نبود و در نهایت، انقلاب صنعتی سوم کمتر از سه دهه دوام آورد. اینک در دل دوران فروکش این انقلاب آخر، سوالی که مطرح می&amp;zwnj;شود این است که آیا قرار است شاهد ظهور یک انقلاب صنعتی چهارم باشیم و اگر بلی این چه خواهد بود؟ آیا باز یک منبع انرژی جدید و یک ابزار و روش ارتباطاتی نوین قرار است ظهور کند و یا این که با بن بستی رو برو هستیم؟ عمر این انقلاب قرار است چقدر باشد؟ آیا هر چه کوتاه تر شدن عمر این تحولات عمده&amp;zwnj;ی صنعتی و اجتماعی بحث ضرورت یک تحول کیفی و از گونه&amp;zwnj;ی دیگر را مطرح نمی&amp;zwnj;سازد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲) در هر یک از این انقلاب&amp;zwnj;های صنعتی شاهد به کارگیری خلاقیت بشری هستیم، اما در هر سه مورد به نظر می&amp;zwnj;رسد که این خلاقیت و به کارگیری آن بدون توجه به پارامتر محیط زیست و توانایی جذب و هضم تمام عوارض این فن آوری&amp;zwnj;های بوده است. یعنی کره&amp;zwnj;ی زمین را به صورت عرصه&amp;zwnj;ای برای ارائه و به کارگیری یک منبع انرژی تازه دیدن، در حالی که گرایش دانشمندان در انقلاب صنعتی سوم برای در نظر گرفتن شرایط محیط زیست و روی آوردن آنها به سوی انرژی&amp;zwnj;های بازتولید شده حکایت از افزایش نگرانی&amp;zwnj;ها در این مورد دارد. سرمایه&amp;zwnj;داری از این پس باید علاوه بر پارامترهایی مانند قابلیت به کار گیری اختراع بنیادین و نیز توانایی آن برای سودزایی در قبال سرمایه گذاری به یک پارامتر دیگر نیز توجه کنند و آن، وضعیت وخیم محیط زیست است برای تحمل این روند. آیا کره&amp;zwnj;ی زمین می&amp;zwnj;تواند یک ماجرای تاریخی جدید را تحت عنوان انقلاب چهارم صنعتی نظام سرمایه&amp;zwnj;داری پذیرا باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳) شاید همین آگاهی یا بهتر است بگوییم خودآگاهی سرمایه&amp;zwnj;داری از نبود چشم انداز روشن برای سرمایه گذاری و سودزایی بیشتر در کره&amp;zwnj;ی زمین است که سبب شده است دولت&amp;zwnj;ها و در برخی موارد شرکت&amp;zwnj;های بزرگ برای اکتشافات فضایی میلیاردها دلار سرمایه گذاری کنند.&lt;a href=&quot;#_ftn11&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; آنها می&amp;zwnj;دانند که ظرفیت&amp;zwnj;های کره&amp;zwnj;ی زمین برای تامین منابع لازم جهت ادامه&amp;zwnj;ی چرخه&amp;zwnj;ی سرمایه گذ اری و سودزایی به طور جدی کاهش یافته است. بخش عمده&amp;zwnj;ای از سطح زمین اینک در معرض خطرات ناشی از گرمایش کره&amp;zwnj;ی زمین و به هم ریختن تعادل طبیعی آن است، از یک مرحله ای، هزینه&amp;zwnj;ی تامین نیازهای مقابله با حوادث طبیعی مانند سیل و طوفان و سونامی و امثال آن به طور چشم گیری از درآمدی که به واسطه&amp;zwnj;ی سود سرمایه د اری نصیب آنان می&amp;zwnj;شود فراتر رفته و دولت&amp;zwnj;های زیادی را با بحران اقتصادی حاد مواجه می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴) سرمایه&amp;zwnj;داری اینک به سوی دوره&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رود که یکی دیگر از ساختارهای جامعه، جز ساختار اقتصادی، می&amp;zwnj;رود که حرف اول را در شکل گیری روند آینده&amp;zwnj;ی این نظام داشته باشد: ساختار اجتماعی. سرمایه&amp;zwnj;داری اینک که بحرانی مزمن دچار شده است و چشم انداز مهمی برای تغییر در پیش روی ندارد می&amp;zwnj;رود که برای حفظ ساختارها فشار را از روی دوش ساختار اقتصادی برداشته و روی دوش ساختار اجتماعی بیاندازد. واسطه و عامل این کار هم ساختار سیاسی یا همان حکومت هاست. این درست آن چیزی است که اینک در منطقه&amp;zwnj;ی بحران زده&amp;zwnj;ی یورو در حال روی دادن است. چنین حرکتی به معنی رها کردن بسیاری از امتیازات و مزایای رفاهی است که کارگران و کارمندان در طول پنجاه سال گذشته و به بهای مبارزات صنفی و اجتماعی و یا حتی سیاسی به دست آورده&amp;zwnj;اند. سرمایه&amp;zwnj;داری اینک می&amp;zwnj;خواهد اینها را از آنها بگیرد. برای این منظور البته ساختار فرهنگی یا همان نهادهای توجیه و سرگرم سازی باید شبانه روز کار کنند تا چنین مهمی میسر شود. در غیر این صورت امکان بروز اعتراضات و قیام&amp;zwnj;های اجتماعی هم در آمریکا و هم در بخش ورشکسته&amp;zwnj;ی حوزه&amp;zwnj;ی یورو در اروپا بسیار بالاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵) خطای سرمایه&amp;zwnj;داری شاید در این است که این بار هم در محاسبه&amp;zwnj;ی خود می&amp;zwnj;خواهد مبنا را حفظ سرسختانه&amp;zwnj;ی حاشیه&amp;zwnj;ی سودزایی خویش در شرایط اقتصاد غیرسودزا قرار دهد. انباشت بی سابقه حجم غول آسایی از ثروت نزد قلیلی از سرمایه&amp;zwnj;داران به بهای فقر اجتماعی گسترده نزد مردم به حالت غیر قابل تصور خود در آمده است. اینک این فقط مسخ فرهنگی است که می&amp;zwnj;تواند حساسیت جامعه نسبت به این واقعیت تلخ نابرابری را تا حدی و شاید به طور موقت کاهش دهد. به همین دلیل نیز باید به فوتبال و هالیوود و پورنوگرافی عمومی شده روی آورد تا ذهن&amp;zwnj;ها معطوف به حل این معادله&amp;zwnj;ی نابرابر نشود. آیا راه حل این معادله می&amp;zwnj;تواند حرکتی باشد که چند دهه پیش روشنفکران و کنشگران نام &amp;laquo;انقلاب&amp;raquo; بر آن می&amp;zwnj;گذاشتند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶) سرمایه&amp;zwnj;داری با غیر مادی کردن&lt;a href=&quot;#_ftn12&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اقتصاد توانست در طول انقلاب صنعتی سوم برای خود یک راه درآمدزایی باورنکردنی بسازد. یعنی با عمومی سازی دستیابی به سرمایه گذاری از طریق بورس بازی و خرید و فروش سهام، میلیاردها دلار از ثروت&amp;zwnj;های مردمی را که با کار و زحمت آن را به دست آورده بودند از جیبشان بیرون آورد. این کار که شاید از آن بتوان به بزرگترین کلاهبرداری تاریخ بشر یاد کرد تحت حمایت دولت&amp;zwnj;های تابع این سرمایه&amp;zwnj;داران قرار گرفت. در آمریکا دولت اوباما، به عنوان &amp;laquo;تمیزکننده طویله&amp;zwnj;ی اوژیاس&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn13&quot; name=&quot;_ftnref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به پرداخت میلیاردها دلار از پول&amp;zwnj;های مردم مال باخته به کسانی اقدام کرد که مال مردم را بالا کشیده بودند. به عبارت دیگر، ساختار اقتصادی، ساختار سیاسی را به خدمت می&amp;zwnj;گیرد که بتواند ساختار اجتماعی را تحت شدیدترین فشارها قراردهد. شاهد بودیم که چگونه در آمریکا در آخرین روزهای سال ۲۰۱۲ حکومت آمریکا باید دست به دامن نمایندگان طبقه&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;شد که از آنها قدری پول برای مردم بگیرد و به این ترتیب وظیفه&amp;zwnj;ی ساکت نگه داشتن خشم فقیران و بیکاران را صورت دهد.&lt;a href=&quot;#_ftn14&quot; name=&quot;_ftnref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با اتکاء به این نکات که تنها نکات برخاسته از بررسی انقلاب&amp;zwnj;های صنعتی سه گانه سرمایه&amp;zwnj;داری بودند می&amp;zwnj;توانیم نتیجه گیری کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا این بار هم سرمایه&amp;zwnj;داری در بحرانی گرفتار است که به مثابه گذشته است و مانند قبلی&amp;zwnj;ها با بروز یک انقلاب صنعتی چهارم رفع می&amp;zwnj;شود و یا این که نیاز به یک تغییر در منطق و ساختار سرمایه&amp;zwnj;داری است؟ نگارنده براین باور است که پارامترهای برشمرده شده در بالا خبر از واقعیت&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;دهد که آینده&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;داری بدون در نظر گرفتن آنها نمی&amp;zwnj;تواند براساس یک روند تکراری و عادی شده&amp;zwnj;ی تاریخی باشد. نخست این که اگر روند کاهنده&amp;zwnj;ی عمر انقلاب&amp;zwnj;های صنعتی ادامه یابد این بار اگر هم انقلاب صنعتی چهارمی در کار باشد، -که فعلا از آن خبری نیست-، می&amp;zwnj;تواند تنها در حد یک دهه یا کمی بیشتر آرامشی واقعا نسبی و احتمالی را برقرار سازد. با توجه به شتاب زمان در دنیای کنونی این فرصت زیادی به سرمایه&amp;zwnj;داری نمی&amp;zwnj;دهد. دوم این که سیر گسترش آگاهی به واسطه&amp;zwnj;ی ابزارهای نوین ارتباطی در حدی است که دیگر پذیراندن نسخه&amp;zwnj;های غیر عقلایی به توده&amp;zwnj;های مردم چندان آسان نیست. انتقال سریع اطلاعات و تسهیل امکان تماس با یکدیگر می&amp;zwnj;تواند سبب بروز شبکه&amp;zwnj;های مردمی شود که اگر خصلت روشنگر و اعتراضی پیدا کنند کنترل آنها به آسانی ممکن نیست.&lt;a href=&quot;#_ftn15&quot; name=&quot;_ftnref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; سوم این که بحران&amp;zwnj;های زیست محیطی و ضعف کره&amp;zwnj;ی زمین در بلعیدن دود و آلودگی خبر از حاشیه&amp;zwnj;ی مانوور ضعیفی برای نظام می&amp;zwnj;دهد. و در نهایت این که دست گذاشتن سرمایه&amp;zwnj;داری روی یافته&amp;zwnj;ها و امتیازات طبقه&amp;zwnj;ی متوسط می&amp;zwnj;تواند به این طبقه، خصلت&amp;zwnj;های کارگری بدهد، از جمله&amp;zwnj;ی رادیکالیسمی است که می&amp;zwnj;تواند در صورت بروز بحران&amp;zwnj;های گسترده&amp;zwnj;ی اقتصادی و اجتماعی ویژگی ساختار شکنی بیابد. &lt;a href=&quot;#_ftn16&quot; name=&quot;_ftnref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[16]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر این اساس باید گفت که سرمایه&amp;zwnj;داری این بار در حال تجربه کردن بحرانی است که هر چند از دل دلایل مشابه گذشته می&amp;zwnj;آید اما به نظر می&amp;zwnj;رسد که این بار چشم انداز برون رفت مشابه ندارد. شاید همین امر سبب شود که برای مدتی جهان سرمایه&amp;zwnj;داری در وضعیت بن بست یا تعلیق ساختاری&lt;a href=&quot;#_ftn17&quot; name=&quot;_ftnref17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[17]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; قرار گیرد. اگر برای خروج از بن بست باز هم گرایش سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی به سوی نسخه&amp;zwnj;ی قدیمی تخریب و جنگ برای بازسازی بعد از آن و رونق بخشیدن کاذب به اقتصاد خود پیش رود، باید این بار منتظر نتایج سخت و بدی برای آن باشیم؛ زیرا قدرت تخریب تسلیحات موجود این بار غیر قابل مقایسه با جنگ جهانی نخست و دوم است. این بار شاهد میلیاردها کشته و زخمی و تخریب اساسی جهانی خواهیم بود که کره&amp;zwnj;ی زمین دیگر امکان بازسازی آن را نمی&amp;zwnj;دهد، پس، جهان ویران شده، ویران خواهد ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید زمان آن است که منطق تحول تاریخی سرمایه&amp;zwnj;داری تغییر کند، و این بار دیگر نه بر اساس انقلاب صنعتی که بر مبنای انقلاب اجتماعی باشد. یعنی برای نخستین بار، این تحولات فن آوری نباشند که به انسان می&amp;zwnj;گویند چگونه زندگی کند، این انتخاب زندگی توسط مردم باشد که تعیین کند کدام فن آوری رشد کرده و نهادینه شود. در حال حاضر بستر برای این منظور فراهم است و اگر نیروهای اجتماعی در کشورهای صنعتی به روشنگری، عادت زدایی، خودسازماندهی و خودهدایتگری روی آورند می&amp;zwnj;توانند با رهاسازی خویش از قید و بندهای مصلحت جویانه فردی و منفعت گرایانه احزاب و سازمان&amp;zwnj;های سیاسی سنتی، روند تحول جامعه را در یک مسیر تازه هدایت کنند. مسیری که در آن تحول دیگر نه توسط قدرت سیاسی، بلکه این بارتوسط قدرت اجتماعی تعیین می&amp;zwnj;شود. تحولی که دیگر در پی آن نیست که منافع عظیم یک اقلیت را به ضرر یک اکثریت حفظ کند، بلکه این بار در تلاش باشد که منافع اکثریت را به ضرر منافع اقلیت تامین سازد. این کار شدنی است؟ همه چیز بستگی به باورانسان&amp;zwnj;ها دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همه چیز به این برمی گردد که به مثابه خطای محاسبه گری &amp;laquo; فرانسیس فوکویاما&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn18&quot; name=&quot;_ftnref18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[18]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دانشمند علوم سیاسی سرمایه&amp;zwnj;داری را شکل نهایی تحول تاریخ بشری بدانیم یا باورد داشته باشیم که در ورای آن نیز می&amp;zwnj;توان نظامی دیگر را تصور کرد یا خیر. اگر بلی این نظام چیست و چگونه است. شاید رجوع به روایت&amp;zwnj;های کهنه بهترین راه برای ترسیم این دنیای نو نباشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;در این چارچوب می توانیم تمدن &amp;laquo;نوین&amp;raquo; را حاصل ترکیب به کارگیری منبع انرژی برای تولیدات جدید و ابزار ارتباطی تازه برای مدیرت این تولیدات در نظر بگیریم.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;در علم تاریخ تلاش برخی مورخان بر این بوده است که کشف کنند آیا یک سیر تحولی را می توانند برای یک جامعه یا یک تمدن بیابند یا خیر. به طور مثال اسوالد اشپنگلر این سیر را با سیر زندگی یک انسان &amp;ndash; کودکی، بلوغ و پیری &amp;ndash; مقایسه می کند، مورخان دیگری مانند آرنولد توین بی تحول را این گونه ساده ارزیابی نمی کند. وی با در نظر گرفتن مفهوم عام تمدن که مبنای آن را نیز فرهنگی و مذهبی می داند تا ملی و نژادی، به پارامتر چالش ها و پاسخ هر تمدنی به این چالش ها توجه می کند. در این نوشتار ما از الگوی مرحله بندی برای هر سه انقلاب صنعتی بهره می بریم، اما آگاهیم که نباید در یافتن دقیق شکل بندی مشابه هر انقلاب با دیگری اصرار ورزیم. این تقسیم بندی که از جانب نگارنده در این نوشتار ارائه می شود تابع نسبیت و تفاوت های هر انقلاب صنعتی با دیگری است، لیکن برای تسهیل بررسی و فهم پدیده در چارچوب یک مقاله به این فرایند پنج گامی اتکاء می کند.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;[3]&lt;/a&gt; Tolerance in methodology&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;[4]&lt;/a&gt; Technological&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;[5]&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://www.pbs.org/wgbh/americanexperience/features/timeline/rails-timeline/&quot;&gt;Great Depression&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref6&quot; name=&quot;_ftn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;چپ اروپایی در این دوره شروع به افول می کند.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref7&quot; name=&quot;_ftn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;کتاب بسیار معروف جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی &amp;laquo;هانری لوفوور&amp;raquo; تحت نام &amp;laquo;زندگی روزمره&amp;raquo; در سال 1968 این وضعیت را خوب به تصویر می کشد: &amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;La vie quotidienne dans le monde moderne&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;, Paris: Gallimard, Collection &amp;quot;Id&amp;eacute;es&amp;quot;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref8&quot; name=&quot;_ftn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;[8]&lt;/a&gt; New Technology of Communication (NTC)&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref9&quot; name=&quot;_ftn9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;مفهوم بی نهایت در فن آوری جدید از حیث فنی درست است اما از نظر اجتماعی و فکری مصداق ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref10&quot; name=&quot;_ftn10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;اشاره به جنگ های افغانستان در سال ۲۰۰۱ و عراق در سال ۲۰۰۳ است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref11&quot; name=&quot;_ftn11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;برای داشتن ایده ای در مورد رقم های هزینه شده برای فضاپیمایی آمریکا به این &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Budget_of_NASA&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt; نگاه کنید.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref12&quot; name=&quot;_ftn12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;برای اطلاع بیشتر از مفهوم &amp;laquo;غیرمادی سازی&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Dematerlaization&lt;/span&gt;) نگاه کنید به این &lt;a href=&quot;http://reason.com/archives/2001/09/05/dematerializing-the-economy&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn13&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref13&quot; name=&quot;_ftn13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;&amp;laquo;طویله ی اوژیاس&amp;raquo; اصطلاحی است برگرفته شده از یک اسطوره ی یونانی که حکایت از اوژیاس دارد که اصطبلی بزرگ با سه هزار گاو داشت و به مدت سی سال تمییز نشده بود.&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%B1%DA%A9%D9%88%D9%84&quot; title=&quot;هرکول&quot;&gt;هرکول&lt;/a&gt; در یکی از شاهکارهای خود طی یک روز با منحرف کردن آب دو رودخانه آن را تمیز کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; این اصطلاح برای اشاره به مراکز و ساختارهای دولتی در بعضی کشورها که پر از فساد هستند به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;رود. در اینجا اشاره ی ما به گسترش روش های تبهکاری نهادینه دی بالاترین سطوح ساختار سرمایه داری است که &amp;laquo;حباب شرکت های نوساخت اینترنتی&amp;raquo;، &amp;laquo;حباب بورس بازی اینترنتی&amp;raquo; و نیز &amp;laquo;حباب مسکن&amp;raquo; در آمریکا نمونه های آن هستند.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn14&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref14&quot; name=&quot;_ftn14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;این تنها در آخرین ساعات آخرین روز سال ۲۰۱۲ بود که دولت اوباما موفق شد تا نظر مثبت جمهوریخواهان را برای تصویب یک لایحه ی مالی و وارد نکردن فشار ۶۵۰ میلیارد دلاری بر مردم به دست آورد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn15&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref15&quot; name=&quot;_ftn15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;این احتمال را باید داد که سرمایه گذاری میلیاردی سرمایه داری روی صنعت &amp;laquo;بازی های کامپیوتری و آنلاین&amp;raquo;، علاوه بر درآمد زایی آن، می تواند کارکرد غیر مستقیمی هم داشته باشد و آن این که توده ها را از یک بهره بری محتوایی جدی و خطر ساز در استفاده از شبکه های اجتماعی دور نگه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn16&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref16&quot; name=&quot;_ftn16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[16]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;در یونان و اسپانیا این رادیکالیسم خود را هم در قالب تقویت جریان های چپ و هم به شکل قدرت یابی جریان های نژاد پرستی و فاشیستی نشان می دهد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn17&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref17&quot; name=&quot;_ftn17&quot; title=&quot;&quot;&gt;[17]&lt;/a&gt; Structural suspension&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn18&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref18&quot; name=&quot;_ftn18&quot; title=&quot;&quot;&gt;[18]&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://fukuyama.stanford.edu/&quot;&gt;Francis Fukuyama&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تصویر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک پوستر ضد سرمایه&amp;zwnj;داری:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;سرمایه&amp;zwnj;داری در بحران نیست، سرمایه&amp;zwnj;داری بحران است&amp;raquo;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/23/24750#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19508">انقلاب صنعتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8978">بحران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12686">کورش عرفانی</category>
 <pubDate>Sat, 23 Feb 2013 11:07:54 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24750 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>&quot;۲۳ نکته‌ای که در باره‌ی سرمایه‌داری به شما نمی‌گویند&quot; (۳)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/07/23944</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/07/23944&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     معرفی کتاب و مروری بر آن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    صدیقه رستمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ha-joon_changs_book2_1.jpg?1360314976&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;صدیقه رستمی &amp;minus; عقل خود را نباید تابع &amp;quot;عقلانیت&amp;quot; بازار کنیم، نباید به بازار توکل کنیم. این موضوع نکته شانزدهم، از بیست و سه نکته&amp;zwnj;ای است که کتاب&amp;nbsp; &amp;laquo;۲۳ نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری به شما نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند&amp;raquo; آن را بررسی کرده است. این کتاب در سال ۲۰۱۰ از سوی انتشارات پنگوئن و به قلم ها-جون چانگ منتشر شد و توانست در اندک زمانی یکی از کتاب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پرفروش شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مقاله، که اینک بخش آخر آن را می&amp;zwnj;خوانید، به معرفی این کتاب اختصاص دارد. تا کنون ۱۵ نکته این کتاب را شرح داده&amp;zwnj;ایم. حال به نکته ۱۶ تا ۲۳ می&amp;zwnj;&amp;zwnj;پردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱۶: ما آنقدر باهوش نیستیم که زمام امور را به دست بازار بسپاریم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; ما باید دست از سر بازار برداریم، چرا که اصولاً فعالان بازار خودشان خوب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانند که چه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند؛ بدین معنا که موجوداتی عقلانی هستـند. از آنجا که افراد (و به تبع آن، شـرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها) کسب بیشـترین منفعت را در ذهن دارند و شرایط خود را به بهترین نحو می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شـناسند، هر گونه دخالتی از خارج از بازار، خصوصاً از جانب دولت، برای تحدید آزادی کنـش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فعالان بازار به نتـایجی ضعیف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر منجر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انجامد. این گستاخی و خودرأیی دولت است که علیرغم اطلاعات دست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دوم و نازل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترش باز هم در بازار دخالت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و فعالان بازار را از برخی امور منع می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و به کارهایی دیگر، بر خلاف میل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان، وامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;20&quot; cellspacing=&quot;20&quot; style=&quot;width: 300px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۲۳ نکته&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱: چیزی به نام بازار آزاد وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲: کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید در خدمت منافع مالکشان اداره شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۳: بیشتر افراد در کشورهای غربی، بیش از آنچه باید، حقوق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۴: ماشین لباسشویی بیش از اینترنت جهان ما را تغییر داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۵: بدترین فرض را در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آدمیان داشته باش تا بدترین نتیجه را بگیری.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۶: ثبات بیشتر در اقتصاد کلان، اقتصاد جهانی را باثبات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۷: سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد به ندرت کشورهای فقیر را ثروتمند می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۸: سرمایه واجد ملیت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۹: ما در عصر پساصنعتی زندگی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۰: آمریکا دارای بالاترین استاندارد زندگی در جهان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۱: آفریقا محکوم به عقب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماندگی و توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نیافتگی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۲: دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند بهترین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را برگزینند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۳: ثروتمند کردن ثروتمندان ما را پولدارتر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۴: مدیران آمریکایی زیادی قیمت-بالا هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۵: مردمان کشورهای فقیر بیش از مردمان کشورهای ثروتمند اهل کسب و کار هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۶: ما آنقدر باهوش نیستیم که زمام امور را به دست بازار بسپاریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۷: آموزش بیشتر، به تنهایی، کشوری را ثروتمندتر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۸: آنچه برای جنرال موتورز خوب است، لزوماً برای آمریکا خوب نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۹: علیرغم سقوط کمونیسم، ما همچنان در اقتصادهای برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی شده زندگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۰: برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، به تـنهایی، منصفانه نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۱: دولت بزرگ باعث می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که آدمیان، بیشتر آماده و گشوده به روی تغییر باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۲: بازارهای مالی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید نه کارآمدتر که کمتر کارآمد شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۳: سیاست اقتصادی خوب نیازی به اقتصاددانان خوب ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; این گونه نیست که آدمیان لزوماً بدانند که چه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند، چرا که توانایی ما در فهم اموری که حتی مستقیم به خودمان مربوط است محدود است &amp;ndash; یا اصطلاحاً همان چیزی که به آن &amp;laquo;عقلانیت کران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مند&amp;raquo; می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند. جهان بسیار پیچیده است و توانایی ما در مواجهه با آن بسیار محدود است. بنـا بر این، ما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بایست، آنچنان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که غالباً چنین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم، آزادی عمل خود را از سر تأمل و تدبر محدود کنیم تا از پیچیدگی مسائل و مشکلاتی که باید با آنها مقابله کنیم بکاهیم. قوانین و مقررات دولتی، به ویژه در حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پیچیده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای همچون بازارهای مالی مدرن، در اغلب اوقات، جواب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد و درست از کار درمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید؛ البته نه به این خاطر که دولت از اطلاعات و دانش برتر و بیشتری برخوردار است، بلکه بدان علت که گزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را محدود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و از پیچیدگی مسائل و مشکلات پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رو می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کاهد و بدین طریق احتمال به بیراهه رفتن امور را کاهش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به باور اقتصاددانان بازار آزاد، آنچنان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که بسیار گفته شده است و می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانید، زیبایی بازار به آن است که اقدامات و تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فردی افراد، بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آنکه بخواهند و بدانند، با دستی نامرئی با هم هماهنگ می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. دلیل پشت این امر، به باور آنها، این است که انسان اساساً موجودی عقلانی است، بدان معنا که به بهترین وجه شرایط خود را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شناسد و بهترین راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ارتقای آن را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داند. درست است که گاهی آدمیان تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های غیرعقلانی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند، اما مکانیزم بازار به گونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای است که یا آنها را بر سر عقل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورد و یا حذف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. پس بهترین راه برای تنظیم بازار آن است که دست از سر افراد برداریم و آنها را آزاد بگذاریم تا آن کنند که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهند. البته افراد اندکی از میان این دسته از اقتصاددانان هستند که ادعا کنند که بازارها تمام و کمال بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;عیب و نقص هستند. حتی میلتون فریدمن هم پذیرفته است که در مواردی بازارها هم درمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مانند و شکست می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خورند. مثال مشهور آن هم آلودگی است؛ افراد بیش از اندازه آلودگی تولید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند، چرا که نباید برای آن هزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای پرداخت کنند. اما این اقتصاددانان نئولیبرال، فوراً خاطرنشان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند که اگر چه در عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نظر شکست و ناکامی بازار متصور است، اما در عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی واقعیت به ندرت این اتفاق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;افتد. از اینها گذشته، بهترین راه حل در برابر شکست و ناکامی بازار، به نظر آنها، این است که باز به بازار مجال بیشتری دهیم. برای مثال، بهترین راه برای کاهش آلودگی، آن است که برای آلودگی بازار بیافرینیم؛ بدین معنا که &amp;laquo;حقوق آلودگی قابل خرید و فروش&amp;raquo; تدوین کنیم تا افراد بتوانند حق آلوده کردن محیط زیست را بر مبنای نیازهای&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان و درون چارچوبی از نظر اجتماعی پذیرفته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شده خرید و فروش کنند. این نکته نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که این اقتصاددانان به هیچ وجه زیر بار دخالت دولت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روند، چرا که هزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناکامی دولت در اصلاح بازار را بیشتر از هزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها ناکامی بازار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این بحث درازدامنه که هر روزه نیز آتش آن تیزتر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، نباید به نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تکراری ختم شود که اقدامات عقلانی فـردی به نتایج غیرعقلانی جمعی منجر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. مشکل همان پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرض ابتدایی بحث است: ما اساساً موجوداتی عقلانی نیستیم. اگر این پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرض را بپذیریم، بحث ما در باب بازار و دولت، سبک و سیاق دیگری خواهد یافت. توضیح می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جالب است بدانید که رابرت مرتون و مایرون شولز که در سال ۱۹۹۷ جایزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نوبل اقتصاد را بردند، هر دو در طی سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در رأس چند کمپانی متفاوت بودند و همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آنها ورشکست شدند. به قول یک مثل کره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای: حتی یک میمون هم ممکن است از درخت بیافتـد. اما آیا واقعاً آدمی یک اشتباه را دو بار مرتکب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود؟ چگونه این دو نفر توانستند در رأس چند کمپانی چند بار یک اشتباه را تکرار کنند؟ پاسخ این است که آنها اصلاً نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانستند که در حال چه کاری هستند. وقتی که دو اقتصاددان برجسته و صاحب جایزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نوبل نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند از بازار مالی سردرآورند و نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانند چه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند، چگونه ما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانیم جهان را بر مبنای اصلی اقتصادی اداره کنیم که مدعی است آدمیان همواره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانند که چه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و باید به حال خود رها شوند. قضیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی منفعت شخصی زمانی درست است و به داد آدمیان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسد که آنها اولاً بدانند جریان در این جهان از چه قرار است و با آن چگونه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان کنار آمد یا مقابله کرد. بحران اقتصادی پر است از حکایت نوابغ اقتصادی و مدیران طراز اول مالی که همگی سرشان به سنگ خورد و معلوم نشد که چگونه این باهوش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین افراد نتوانستند بفهمند که چه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و ماجرا از چه قرار است. حال چرا ما باید آن دسته تئوری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی را بپذیریم که نقطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی شروع و پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان آن است که که ما آدمیان موجوداتی سراپا عقلانی هستـیم. حاصل کلام آنکه ما آنقدر باهوش نیستیم که بازار را به حال خود رها کنیم. حتی فراتر از آن باید گفت که در بیشتر مواقع نیازمند قوانین و مقررات هستیم، دقیقاً بدین خاطر که به اندازه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کافی باهوش نیستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هربرت سیمون، مرد بحرالعلومی که نوبل اقتصاد را در سال ۱۹۷۸ از آن خود کرد، در این خصوص تئوری قابل تأملی دارد. به باور وی، عقلانیت ما &amp;laquo;کرانمند&amp;raquo; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[bounded]&lt;/span&gt; است، و البته این بدین معنا نیست که ما موجوداتی غیرعقلانی هستیم. سخن آن است که ما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کوشیم که عقلانی باشیم و عقلانی عمل کنیم، اما توانایی ما در تحقق آن فوق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;العاده محدود است. جهان آنقدر پیچیده است که هوش محدود ما از پس فهم تمام و کمال آن برنمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید. مشکل ما فقدان اطلاعات نیست، بلکه توانایی پردازش اطلاعات است. اما وقتی جهان تا بدین حد پیچیده است و توانایی ما تا بدین حد محدود، ما چه چاره داریم و چه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم؟ به باور سیمون، ما در این موارد با تأمل و تدبر گزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های عمل خود را محدود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم تا از دامنه و پیچیدگی مسائلی که ممکن است با آنها برخورد کنیم بکاهیم. شطرنج مثالی است که سیمون به میان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورد. در بازی شطرنج که فقط پای سی و دو مهره و شصت و چهار خانه در میان است، در یک بازی معمولی ۱۰ به توان ۱۲۰ حرکت ممکن است و اگر آنگونه که اقتصاددانان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند ما موجودات عقلانی باشیم باید تمام این حرکات را محاسبه کنیم و آنگاه دست به مهره شویم. اما نه ما چنین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم و نه هیچ شطرنج&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باز حرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای. ما از عهده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این کار برنمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آییم. ما بر اساس چند قاعده و اصول راهنما، چند حرکت را محاسبه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم و دست به مهره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شویم. حال اگر از شطرنج به بازار بیایید، پیچیدگی چندچندان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. میلیاردها انسان و میلیون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها کالا. حال می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان توضیح داد که چرا دخالت دولت و تنظیم قوانین و مقررات از جانب دولت مفید است. این بدین معنا نیست، آنچنان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها ایراد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند، دولت بهتر و بیشتر از فعالان بازار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داند. بلکه دولت با محدود کردن دامنه و پیچیدگی فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی، می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند به فعالان بازار کمک کند که تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بهتری بگیرند و سر از بحران و ورشکستگی درنیاورند. اگر ما قرار است که دوباره در ورطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بحران مالی نغلتیم، چاره آن است که دولت به میان بیاید و شدیداً آزادی عمل را در بازار مالی محدود کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ha-joon_changs_book.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 382px; margin: 10px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱۷: آموزش بیشتر، به تنهایی، کشوری را ثروتمندتر نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; نیروی کار آموزش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دیده به طور قطع لازمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی است. بهترین گواه این امر تفاوت فاحشی است که میان موفقیت اقتصادی کشورهای شرق آسیا و رکود اقتصادی کشورهای جنوب صحرای آفریقا شاهدیم؛ دسته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نخست برخوردار از موفقیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آموزشی چشمگیر است و دسته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دیگر، رکورد پایین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین میزان تحصیلات در جهان را دارد. علاوه بر این، با ظهور &amp;laquo;اقتصاد دانش&amp;raquo; که در آن دانش منبع اصلی ثروت شده است، تحصیلات، آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هم تحصیلات عالی، یگانه راه و ابزار دسترسی به رفاه و موفقیت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; شواهد بسیار اندکی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان یافت که نشان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آن باشد که تحصیلات بیشتر به ثروت و رفاه ملی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انجامد. بیشتر دانشی که از خلال تحصیلات کسب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، اگرچه آدمیان را قادر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازد که زندگی پربارتر و مستقل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری را پیش گیرند، اما در واقع، چندان هم در ارتقاء قابلیت تولید نقش ندارد. همچنین این نگاه که ظهور اقتصاد دانش بر اهمیت تحصیلات افزوده است بسیار گمراه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده است. نخست آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که ایده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصاد دانش فی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نفسه پرمعضل است چرا که دانش همواره مهمترین منبع کسب ثروت بوده است. علاوه بر این، با افزایش مکانیزه شدن، بسیاری از مشاغل در کشورهای ثروتمند آنچنان نیازمند دانش نیستند. خصوصاً وقتی صحبت از تحصیلات عالی و نقش مؤثر آن در اقتصاد دانش است، هیچ رابطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مستقیم و ساده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای میان این سنخ از تحصیلات و رشد اقتصادی نیست. آنچه در رفاه و ثروت ملی مهم و مؤثر است سطح آموزشی افراد نیست، بلکه توانایی مردمان یک سرزمین در سازماندهی افراد در درون تشکیلاتی اقتصادی است که از قابلیت تولید بالایی برخوردار&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شعار &amp;laquo;تحصیلات، تحصیلات، تحصیلات&amp;raquo; از سوی تونی بلر به عنوان سه اولویت نخست دولت در صورت پیروزی وی، آنچنان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند، نقشی اساسی در پیروزی او داشت. همین امر به خوبی نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که ذهنیت مردم در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تحصیلات چگونه است و چه تغییری یافته است. امروزه همگان را گمان این شده است که تحصیلات کلید ثروت و رفاه اقتصادی است. اگر در روزگار دود و دودکش، آموزش و تحصیلات مهم بود، امروزه روز که عصر اطلاعات است و مغز جای بازو را گرفته است، تحصیلات به مراتب مهم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر از دوره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پیشین است و منبع اصلی تولید ثروت است. شاهد آن هم، درآمد بالای افرادی است که تحصیلات بالایی دارند. اگر مردمان یک کشور هم از تحصیلات بالاتری نسبت به مردمان کشوری دیگر برخوردار باشند، این بدین معنا است که آنها بیشتر مولد هستند و سطح رفاه و ثروت در آن کشور افزون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر است. مثال آن هم کشورهای شرق آسیا: ژاپن، کره، تایوان، هنگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنگ و سنگاپور. همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این کشورها هم نرخ پایین بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سوادی دارند و هم کیفیت تحصیلات در آنها بالا است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما شواهد بسیاری در دست است که این سخن عقل سلیم را با تردید روبرو می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۶۰، نرخ سواد در تایوان ۵۴ بود و درآمد سرانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آن ۱۲۲ دلار و در فیلیپین نرخ سواد ۷۲ درصد و درآمد سرانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آن ۲۰۰ دلار. پس از گذشت چند دهه، تایوان یکی از بهترین رشدهای اقتصادی را تجربه کرد و امروزه درآمد سرانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آن (۱۸۰۰۰ دلار)، ده برابر درآمد سرانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی فیلیپین (۱۸۰۰ دلار) است. حکایت کره جنوبی و آرژانتین هم همچون حکایت تایوان و فیلیپین است. این نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که تحصیلات کلید رشد معجزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وار اقتصاد شرق آسیا نبوده است. کشورهایی که در شرق آسیا خوش درخشیدند، در آغاز روند رو به رشد خود کارنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تحصیلی درخشانی نداشتند. برعکس، کشورهایی که کارنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تحصیلی نسبتاً موفقی داشتند، همچون فیلیپین و آرژانتین، کارنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خوبی در رشد اقتصادی نداشتند. در آفریقای زیر صحرای جنوب هم که نرخ سواد افزایش داشته، درآمد سرانه کاهش یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خلاصه آنکه، آنچنان که گمان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم تحصیلات در افزایش میزان تولید اقتصادی مؤثر نیست. بسیاری از رشته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دانشگاهی (همچون تاریخ و فلسفه و هنر) به هیچ وجه به کار افزایش تولید نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آیند. البته این به معنای مخالفت با این رشته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها نیست. این سخن فقط در مقام جدل گفته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. اما از منظری دیگر و در عصری که همه چیز به سنجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تولید سنجیده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود اتفاقاً باید از این رشته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها دفاع کرد. علاوه بر این، بسیاری از رشته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، همچون ریاضی و علوم هم که در بادی نظر با سطح تولید ارتباطی مستقیم دارند، در واقع به کار کارگران نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آیند. همان سیستم استاد-شاگردی یا آموزش در محیط کار بسیاری از نیازهای کارگران را پاسخ می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد و هر آنچه از زیست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شناسی و فیزیک خوانده&amp;zwnj;اند در خط تولید به کارشان نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقتصاد دانش هم که حرف جدیدی نیست. هر کشوری که در مجموع از دانش بالایی برخوردار باشد، امکان برخورداری از ثروت و رفاه بیشتری را دارد. نمونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش هم آلمان پس از جنگ جهانی دوم است که با آنکه پس از جنگ به سطح کشورهایی فقیر همچون پرو و مکزیک سقوط کرد، اما هرگز کسی آن را در زمره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کشورهای در حال توسعه طبقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بندی نکرد چرا که همه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانستند که این کشور بر دانش تکنولوژیک، سازمانی و نهادی قدرتمندی سوار است که آن را دوباره به جایگاه قبلی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش باز می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرداند. اما این بدان معنا نیست که همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مردمان، یا حتی اکثر آنها، باید تحصیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرده باشند. حتی برعکس، امروزه میزان دانش مرتبط با تولیدی که یک کارگر بدان نیازمند است، بسیار کمتر از قبل است. نخست آنکه بسیاری از مشاغل اصلاً نیاز به تحصیلات ندارند، از نظافت گرفته تا پخش برگه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تبلیغاتی و سرخ کردن همبرگر. دیگر آنکه با توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی، بخش عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دانش در ماشین تجسم پیدا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و کارگران و کارکنان هم از آنچه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند سر درنمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورند. با آمدن ماشین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بارکد خوان و صندوق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های محاسبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گر فروشگاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، فروشندگان فروشگاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها حتی لازم نیست که چهار عمل اصلی ریاضی را خوب بلد باشند. همین فروشندگان در چند دهه پیش باید در محاسبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ریاضی زبردست می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بودند. عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دلیل آنچه گفته شد این است که در واقع مکانیزه کردن بهترین راه افزایش میزان تولید است. دلیل مکانیزه شدن هرچه باشد (مثلاً قابلیت جایگزینی سریع نیروی کار و ساده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر کردن کنترل آنها، از منظری مارکسیستی)، حاصل کلام آن است که اقتصادهایی که به لحاظ تکنولوژیک پیشرفته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر هستند در واقع نیاز به افراد تحصیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کمتری دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ha-joon_chang.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 198px; margin: 10px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما کشورهای در حال توسعه هم باید از این توهم دست بردارند که با داشتن افراد تحصیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرده است که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند سطح تولید را افزایش دهند و به رشد و توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای چشمگیر دست یابند. این کشورها باید هم خود را مصروف برپاساختن نهادها و سازمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مناسب تولید کنند. آنچه کشوری ثروتمند را از کشوری ضعیف متمایز می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند، کمتر میزان تحصیلات شهروندان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان است و بیشتر مربوط به این امر است که تا چه اندازه شهروندان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان در درون سازمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی جمعی با تولید بالا سازماندهی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند. مسئله این است: برپاکردن و تقویت نهادها و شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولیدی و حمایت از آنها.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱۸: آنچه برای جنرال موتورز خوب است، لزوماً برای آمریکا خوب نیست.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; قلب تپنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نظام سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری بخش شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[the corporate sector]&lt;/span&gt; است؛ همان بخشی که در آن تولید در جریان است و شغل ایجاد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و فن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آوری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های جدید پا به عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی وجود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارند. بدون تحرک و سرزندگی در بخش شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، خبری از تحرک و پویایی در اقتصاد نیست. بنا بر این، آنچه برای کسب و کار مفید است، برای اقتصاد ملی هم خوب است. مخصوصاً با در نظر گرفتن رقابت بین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;المللی فزاینده در دنیایی که به سمت جهانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شدن پیش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود، کشورهایی که گشایش و راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب و کار را دشوار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند یا شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را به اموری وامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دارند که این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها خوش ندارند، با این کار خود باعث از دست دادن سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری و مشاغل جدید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند و بدین ترتیب از قافله عقب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مانند. از این رو، کشورها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید به کسب و کار و تجارت حداکثر آزادی ممکن را بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; درست است که بخش شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها از اهمیت فوق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;العاده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای برخوردار است، اما دادن حداکثر آزادی ممکن به نفع خود شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هم نیست، چه رسد به اقتصاد ملی. در واقع، قوانین و مقررات تـنظیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده برای کسب و کار و تجارت بد نیست. حتی گاه در درازمدت به نفع خود شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها است که آزادی هر کدام از آنها تا حدی محدود شود تا آنها به آنچه در درازمدت به نفع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان است، همچون منابع طبیعی و نیروی کار، آسیب نرسانند. گاه این قوانین و مقررات تـنظیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده باعث می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها مجبور به کارهایی، همچون آموزش نیروی کار، شوند که اگرچه در کوتاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مدت هزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بردار است، اما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند در درازمدت میزان بازدهی آنها را افزایش دهد. خلاصه آنکه، آنچه مهم است نه میزان و حجم قوانین و مقررات تـنظیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده، بلکه کیفیت این قوانین و مقررات است.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چارلی ویلسون، مدیر ارشد شرکت جنرال موتورز، وقتی در سال ۱۹۵۳ نامزد تصدی پست وزارت دفاع در آمریکا شد، در برابر سؤال نمایندگان کنگره در خصوص تداخل احتمالی منافع تجاری شرکت تحت امر وی با منافع عمومی آمریکا، چنین اظهار داشت: آنچه برای جنرال موتورز خوب است برای آمریکا هم خوب است و آنچه برای آمریکا خوب است برای جنرال موتورز هم خوب است. پاسخ وی چندان پربیراه هم نبود. جنرال موتورز توانسته بود در جریان جنگ جهانی دوم با تدارک و ساخت تسلیحات، پیروزی آمریکا و متفقین را تضمین کند. اما فراتر از این، در پشت این پاسخ استدلالی اقتصادی نهفته است که برای بسیاری چندان قابل چند و چون نیست. در اقتصاد سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری، شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بخش خصوصی نقشی اساسی در تولید ثروت، شغل و درآمد مالیاتی ایفا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. اگر این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها موفق باشند، اقتصاد ملی هم موفق است، مخصوصاً اگر سخن از شرکتی غول&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پیکر همچون جنرال موتورز در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۵۰ در میان باشد. شکست و موفقیت شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی اینچنینی شکست و موفقیت اقتصاد ملی است. اما مدافعان این استدلال همواره گله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مند&amp;zwnj;اند که در طی قرن بیستم این نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی پرواضح آنچنان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که باید تصدیق نشده است و به بخش خصوصی، خصوصاً از زمان رکود بزرگ تا دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۷۰، به دیده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سوء&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ظن نگریسته و سرچشمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نکبت تلقی شده است. شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بخش خصوصی، همواره عناصری ضد اجتماعی تلقی شده&amp;zwnj;اند که میل بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;حد و حصرشان به کسب سود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید به نفع اهدافی عالی همچون عدالت و نظم اجتماعی و حمایت از ضعیفان به بند کشیده شود. از همین رو است که قوانین و مقررات تنظیمی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شماری از سوی دولت وضع می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را در منگنه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارد و دست و پای آنها را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بندد: قوانین حمایت از کارگران، قوانین حقوق مصرف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنندگان، قوانینی که شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را وامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دارد که وارد فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی شوند که نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهند و قوانینی که شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را از ورود به حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی دیگر منع می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. به باوران اقتصاددانان نئولیبرال، این قوانین و مقررات تـنظیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده نه فقط به ضرر شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها است، بلکه در کل به اقتصاد ملی هم ضربه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زند و با کاستن از قابلیت تولید باعث می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که همگان حصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کمتری ببرند. اما این نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۷۰ به این سو، بشکن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زنند که سخن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان خریدار یافته و حتی کشورهای سابقـاً کمونیستی هم اهمیت استدلال آنها را دریافته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما به همان جنرال موتورز برگردیم. پنج دهه پس از گفته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ریچارد ویلسون، در تابستان ۲۰۰۹ جنرال موتورز ورشکست شد. دولت پا در میدان گذاشت و با صرف ۵۶.۷ میلیارد دلار پول مالیات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهندگان، کنترل این کمپانی را به دست گرفت. گویا چاره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای هم نبود. شکست جنرال موتورز، شکست بسیاری افراد و شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در آمریکا بود؛ از تولیدکنندگان مواد خام و تأمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنندگان مواد اولیه تا کارگران جنرال موتورز و شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های وابسته. بیکاری افراد وابسته به این شرکت که شاید صدها هزاران نفر را دربرمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرفت، ضربه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای اساسی به اقتصاد آمریکا بود. نجات جنرال موتورز خدمت به منافع ملی آمریکا بود و تعلل و اکراه دولت بحران اقتصادی را عمیق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد. دولت مجبور شد تا برای جلوگیری از تشدید و تعمیق بحران، از جیب مالیات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهندگان آمریکایی، جنرال موتورز را سرپا نگه دارد. اما یک سؤال: چرا باید کار جنرال موتورز به اینجا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کشید؟ دلایل آن پیچیده نیست و حتی بسیاری از قبل نشانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آن را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دیدند. جنرال موتورز که در رقابت با شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اتومبیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی شرق آسیا، خصوصاً ژاپن، با مشکل روبرو شده بود، به جای آنکه هم و غم خود را مصروف سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری در بهبود تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های لازم برای تولید اتومبیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بهتر و مقرون به صرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر کند، راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دیگری در پیش گرفت که نه به سود این کمپانی بود و نه به سود اقتصاد آمریکا: لابی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گری برای حمایت دولت، خرید شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های رقیب کوچک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر در سوئد و کره و تبدیل کردن خود به شرکتی مالی به جای شرکتی تولیدی. این اقدامات جنرال موتورز که همه و همه حکم مسکن را داشتند و نیازمند کمترین میزان صرف انرژی و پول بودند، درد اصلی این کمپانی را درمان نکرد و آن را با سر به زمین زد. این اقدامات نه نفعی به حال خود این شرکت داشت و نه به نفع اقتصاد آمریکا بود. داستان جنرال موتورز به خوبی نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که گاهی منافع یک شرکت با منافع ملی سر ناسازگاری دارند و گاهی هم برآورده کردن منافع کوتاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مدت یک شرکت به سود منافع بلندمدت آن نیست و حتی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان گفت که گاهی میان سهامداران و مدیران شرکت از یک سو و کارکنان و شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های وابسته از سوی دیگر اختلاف منافع در میان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خلاصه کنیم: اگر قوانین و مقررات تنظیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سفت و سختی در آمریکا برقرار بود که اجازه نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داد جنرال موتورز خود را به شرکتی مالی بدل کند، این امر در نهایت به سود خود این شرکت و در نهایت به نفع اقتصاد آمریکا بود، چرا که این شرکت را وامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داشت که مشکل خود را به صورتی اساسی حل کند و از طفره رفتن و میان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بر زدن بپرهیزد. در پایان هم در پاسخ به این ایراد که قوانین و مقررات تنظیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده مانع سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری و رشد است می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان به مثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های همچون کره جنوبی، ژاپن، تایوان و حتی چین اشاره کرد. این کشورهای علیرغم قوانین و مقررات سفت وسختی که داشتند رشدی خوب را تجربه کردند و کشورهای آمریکای لاتین و جنوب صحرای آفریقا علیرغم کاستن از حجم قوانین و مقررات و اتخاذ سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نئولیبرال رشدی مناسب نداشتند. مهم میزان و حجم قوانین و مقررات تنظیمی نیست، بلکه کیفیت و عملکرد و کارکرد آنها است که در بسیاری مواقع به نفع خود کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها است. در کره جنوبی در طول چهار- پنج دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته، چنان قوانین و مقرراتی حاکم بوده که برای تأسیس یک شرکت نیاز به ۲۹۹ موافقت از ۱۹۹ نهاد مختلف بوده است. اما این همه باعث نشد که کسی از سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری و تأسیس شرکت در کره چشم بپوشد، چرا که در پس این همه دوندگی، چشم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی روشن در انتظار بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱۹: علیرغم سقوط کمونیسم، ما همچنان در اقتصادهای برنامه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ریزی شده زندگی می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کنیم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; سقوط کمونیسم آشکارا محدودیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی اقتصادی را نشان داد. در اقتصادهای پیچیده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مدرن، برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی نه ممکن است و نه مطلوب. فقط تصمیماتی که متکی بر مکانیسم بازار است، یعنی تصمیمات افراد و شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که در جستجوی سود هستند، می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند اقتصاد پیچیده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مدرن را سرپا نگه دارد. ما باید از این توهم دست برداریم که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان در این جهان پیچیده و هردم متغیر سراغ برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی رفت. هرچه برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی کمتر باشد، بهتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; بخش عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادهای سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری هم برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی شده هستند. در اقتصادهای سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری هم دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به کار برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مشغول اند، اگرچه حجم و میزان آن از برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی کمونیستی کمتر است. این دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، بخش عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی پروژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های توسعه و تحقیقت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;R&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;amp;D&lt;/span&gt; و زیرساخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را تآمین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. همچنین، از طریق برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دولتی، برای حجم عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای از اقتصاد برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. به علاوه، دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها شکل و شمایل بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های صنعتی و اقتصاد ملی در آینده را نیز از طریق سیاستگذار&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های صنعتی در بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مختلف و یا برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی نشان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرانه (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;indicative planning&lt;/span&gt;) رقم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زنند. اما از همه مهم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر آنکه، اقتصادهای سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری امروز از شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های غول&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آسایی تشکیل شده است که برای بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و سلسله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مراتب خود با در نظر گرفتن نهایت جزئیات برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. بنا بر این، پرسش این نیست که آیا خبری از برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی هست یا نه. بلکه، مسئله آن است که در سطح درستی، برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی درستی صورت بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه دیگر سخن از ناکارآمدی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و مشکلات برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی در شوروی کار چندان سختی نیست. کشوری که در همان سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها از سوی دیپلمات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های غربی &amp;laquo;بورکینوفاسوی راکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دار&amp;raquo; لقب گرفته بود؛ موشک به فضا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرستاد، اما مردم آن باید ساعت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در صف نان و شکر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ایستادند. ماهواره به فضا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرستاد، اما تلویزیون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خانگی ناگهان منفجر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد و می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند که دومین علت آتش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سوزی در مسکو هم همین تلویزیون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بود. همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این مشکلات و ناکارآمدی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بر دوش برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی و الغای مالکیت خصوصی است. چرا که تمام شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها از سوی مدیرانی حرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای اداره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شدند که همچون هنری فورد و بیل گیتس امکان دست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;یابی به سود بیشتر نداشتند تا همت به خرج دهند و ابتکاری کنند تا سیستمی را که قادر به تولید بسیاری چیزها است به سمت کالاهایی روانه کنند که مردم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبند. کارگران هم به سبب تحقق رؤیای اشتغال کامل، امکان اخراج را نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دیدند و دل به کار نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دادند و از نظم و دیسیپلین هم چیزی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانستند. اما این همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ماجرا نیست. به عنوان کسی که مارکسیست نیست باید بگویم که کشورهای کمونیستی، با حدی از موفقیت، تا حد زیادی بر دیگر جنبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کمترخود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی طبیعت آدمی تکیه کردند و مدیران و کارگران بسیاری از سر عزت نفس و حرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای بودن، بسیار سخت و درست کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما علاوه بر این، قابل انکار نیست که توجیه کمونیست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی هم بر منطق تقریباً استواری تکیه داشت. بر مبنای این منطق، مشکل اصلی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری تضادی است که میان سرشت اجتماعی فرایند تولید و سرشت خصوصی مالکیت ابزار تولید برقرار است. همین امر است که بحران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ادواری تولید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انجامد، چرا که با توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی &amp;ndash; یا توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نیروهای تولیدی به زبان مارکسیست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها &amp;ndash; تقسیم کار میان شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولیدی بیشتر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و در نتیجه به یکدیگر بیش از پیش وابسته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند. اما این وابستگی متقابل و روزافزون، با مالکیت خصوصی آنها در تضادی آشکار است و امکان هماهنگی میان آنها را از بین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برد. در نتیجه توازن میان عرضه و تقاضا بهم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خورد و بحران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ادواری سر بر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورند. اگرچه برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی کمونیست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، بنا به تئوری، می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانست پیشاپیش مجالی به ظهور عدم توازن عرضه و تقاضا و در نتیجه بحران ندهد، اما در عمل با شکست مواجه شد. علت آن هم شاید این باشد که در مراحل اولیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی توسعه، وقتی که اهدافی محدود در برابر دیدگان است، برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی ممکن است و کاری چندان دشوار نیست. اما به موازات توسعه و وابسته شدن روزافزون بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مختلف اقتصادی، اگرچه نوعی برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی ضروری به نظر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسد، اما همین پیچیدگی بیش از پیش است که امکان برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی را بسیار دشوار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. به همین سبب است که دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کمونیستی، به منظور کاهش پیچیدگی برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی، از تولید برخی کالاها چشم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پوشیدند و این خود به نارضایتی مصرف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنندگان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انجامید. به سبب همین مشکلات و عدم امکان برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی به سبک کمونیستی بود که بسیاری از دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها از برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی دست کشیده&amp;zwnj;اند. اما آیا برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی یکسر از میان رفته است؟ خیر.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فروپاشی کمونیسم به معنای محو شدن برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی نیست. از جنگ جهانی دوم که بگذریم که در آن دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری همه چیز را برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند، حتی همین امروز هم دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، حتی پس از افول دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های رفاه، همچنان برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی دارند، اما از چند راه مختلف: یکی برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی نشان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرانه است که در آن دولت اهدافی را در برابر دیده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارد و با همکاری بخش خصوصی در تحقق آنها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کوشد. این اهداف اگرچه همچون اهداف برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی مرکزی، شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خصوصی را ملزم به تحقق آنها نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند، اما سیاست هویج و چماق دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را به سمت اهدافی که دولت نشان داده است می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;راند. فرانسه در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۵۰ و ۶۰، نروژ، فنلاند، اتریش، ژاپن، کره و تایوان مثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های موفق این سیستم برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی و هند نمونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ناموفق آن است. اما در مجموع می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان گفت که این نوع برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی نه تنها با سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری ناهمخوان نیست، بلکه به گسترش و توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری یاری هم رسانده است. راه دیگر، سیاستگذاری صنعتی در بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خاص است که صنایع کلیدی یک کشور در آینده را رقم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زند. سوئد و آلمان از این روش بسیار بهره برده&amp;zwnj;اند. راه سوم برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی، از طریق شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بزرگ دولتی رقم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خورد؛ شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که در بخش زیرساخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کشور (بنادر، راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آهن، جاده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و فرودگاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها) و خدمات اساسی (پست، آب و برق) و یا مالی و تولیدی فعال هستند. اگرچه سهم این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دولتی در تولید ملی، به طور متوسط، ۱۰ درصد در سطح جهان است، اما به علت آنکه در بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کلیدی اقتصاد فعال هستند، هرگونه تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری دولت در این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، دیگر بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی را هم دستخوش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. راه چهارم، سهم عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری دولت پروژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تحقیق و توسعه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;R&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;amp;D&lt;/span&gt; در زمینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های علمی و تکنولوژیک است که آینده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصاد را تا حد بسیار زیادی تحت تأثیر قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. هرچند از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰ به این سو نقش دولت در این روش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گفته کمرنگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر از گذشته است، اما برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی اقتصادی ناپدید نشده است. چرا؟ چون به موازات توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری، شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بسیار بزرگی سربر&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورده&amp;zwnj;اند که اهدافی بلند مدت برای خود تعیین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و به منظور تحقق آنها، حتی جزئی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین مسائل خود را برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. به عبارتی دیگر، امروزه به سبب وجود شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های غول&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آسا حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بسیار زیادی از اقتصاد سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری تحت برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها درآمده است. به بیان هربرت سیمون، دارنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نوبل اقتصاد ۱۹۷۹، اگر شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را سبزرنگ و بازارها را قرمزرنگ تصور کنیم، آنگاه باید بگوییم که عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصاد &amp;laquo;حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سبزرنگ بزرگی است که با خطوط قرمز به هم وصل شده اند&amp;raquo; و نه &amp;laquo;شبکه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای از خطوط قرمز که نقاط سبز رنگ را به هم وصل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با در نظر داشتن همین نکته است که باید بگوییم که امروزه، از قضا، کشورهای پیشرفته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری به علت وجود شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بزرگ از اقتصادهای برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری در قیاس با کشورهای فقیر برخوردارند. پس مسئله، برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی کردن یا نکردن نیست، بلکه مسئله برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی درست در زمانی درست و در سطحی مناسب است. بدون بازار، کار ما به همان ناکارآمدی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سیستم شوروی ختم خواهد شد. اما اینکه گمان کنیم که به سبب نیاز به بازار، بازار به تـنهایی پاسخگوی همه چیز ما است، مثل این ماند که در کل شبانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روز فقط نمک بخوریم، چرا که بدن ما به نمک نیاز دارد!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۲۰: برابری فرصت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ها، به تـنهایی، منصفانه نیست.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; بسیاری از آدمیان از نابرابری سرخورده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند. اما برابری وجود دارد. اگر به آدمیان، صرف نظر از کوشش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و دستاوردهای&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان، به یک میزان پاداش دهیم، آنگاه آنها که بااستعدادتر و سخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کوش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر هستند انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کافی برای موفقیت نخواهند داشت. این برابری برآیند است. این ایده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای مزخرف است که سقوط کمونیسم به خوبی آن را نشان داده است. برابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که ما از آن سخن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گوییم، برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها است. برای مثال، نه فقط ناعادلانه که حتی ناکارآمد است که جوانی سیاهپوست در آفریقای جنوبی نتواند به دانشگاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خوب مختص سفیدها برود، حتی اگر دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آموز خوبی هم باشد. به افراد باید فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برابر داده شود. اما به همان میزان ناعادلانه و ناکارآمد است که اصطلاحاً تبعیض مثبت قائل شویم و دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آموزان بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کفایت را صرفاً بدان سبب که از سیاه هستند یا پیشینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خانوادگی فقیری دارند در دانشگاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خوب بپذیریم. هرگونه کوششی برای برابر کردن برآیندها منجر به آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که افراد با استعداد و سخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کوش را سرخورده کنیم و استعدادها را هم در جایگاه مناسب خود ننشانیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها فقط نقطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آغاز برای داشتن یک جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی منصفانه است. اما کافی نیست. بله، درست است که افراد باید بر مبنای عملکرد بهتر خود پاداش بگیرند، اما سؤال این است که آیا افراد تحت شرایط برابری رقابت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. اگر کودکی در مدرسه، به سبب گرسنگی، تمرکز ندارد و در نتیجه نتایج خوبی هم در کارنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود ندارد، نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان گفت که این کودک اساساً تنبل و ناتوان است. وقتی سخن از رقابت منصفانه با معنا است که به این کودک غذای کافی داده شود، چه در خانه با درآمد کافی والدین و چه در مدرسه با یک برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی غذایی رایگان. اگر تا اندازه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای برابری برآیندها در میان نباشد (مثـلاً درآمد همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی والدین از میزانی کمتر نباشد)، سخن از برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها (مدرسه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی رایگان) بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;معنا است.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمانی زیادی نگذشته است که دیگر اکثر جمعیت جهان از برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مند شده&amp;zwnj;اند و هیچ کس، حداقل علی الظاهر، به سبب نژاد، جنسیت، کاست یا قومیت خود از فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها محروم نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. برابری فرصت که به لطف مبارزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;امان زنان، کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فرودست، نژادهای سرکوب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شده و اقوام مطرود به دست آمده است چیزی است که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید بسیار قدر دانسته شود. امروزه دیگر خبری از موانع حقوقی بر سر ارتقای آدمیان نیست و اکثر قریب به اتفاق آدمیان در بسیاری از کشورها از فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برابری برخوردار&amp;zwnj;اند. اما جدای این مبارزات، بنا به استدلال اقتصاددانان بازار آزاد، بازار هم نقشی مهم در این خصوص ایفا کرده است. وقتی که فقط کارآمدی است که تضمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بقا و موفقیت است، دیگر هیچ جایی برای پیشداوری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سیاسی و نژادی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماند. بازار، بنا به استدلال فریدمن، در نهایت نژادپرستی را پس می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زند، چرا که کارفرمایان نژادپرستی که اصرار بر استخدام سفیدها دارند، دست آخر، بازی را به کارفرمایان روشن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بازند که بهترین استعدادها را صرف نظر از نژاد استخدام می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. این قدرت بازار است. دانشگاهی هم که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهد بهترین استعدادها را به عنوان دانشجو بپذیرد چاره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای ندارد جز آنکه پیشداوری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها قومی، جنسیتی، طبقاتی و نژادی را کنار بگذارد. بنا به این استدلال، همین که شما موانع حقوقی نابرابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را از میان برداشتید، بازار، از طریق مکانیسم رقابت، مابقی پیشداوری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را خود از میان برخواهد داشت. اما باید گفت که این تازه ابتدای ماجرا است. برای آنکه جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی حقیقتـاً منصفانه داشته باشیم، باید کاری بیش از این کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه کمتر کسی را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان یافت که آشکارا با برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها مخالف باشد. اما به باور بسیاری، برابری باید در همین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;جا ختم شود. دیگرانی هم هستند که در برابر این ادعا، مدعی آن هستند که داشتن برابری صوری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به تـنهایی کفایت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. اما اقتصاددانان مدعی بازار آزاد مدعی آن هستند که اگر ما برآیند کوشش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های افراد، و نه فقط فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های عمل، را برابر کنیم آنگاه همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی افراد رو به تباهی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارند چرا که دیگر نه انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای برای ابداع و ابتکار هست و نه مشوقی برای کار سخت. به عبارت دیگر، اگر شما بر ثروتمندان مالیات ببندید که دولت رفاه برپا کنید، ثروتمندان انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تولید ثروت را از دست می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند و کارگران انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کار را، چرا که همواره از حداقلی درآمد برخوردار&amp;zwnj;اند - چه کار کنند و چه کار نکنند. قطعاً درست است که اگر در برابری بخشیدن به برآیند کار افراد زیاده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روی شود، تأثیری قطعاً نامطلوب بر کار و کوشش آدمیان خواهد داشت. اما سخن از زیاده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روی است. اگر قرار است جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای حقیقتاً منصفانه داشته باشیم، چاره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای جز آن نیست که برابری برآیندها را، تا حدی، بپذیریم. دلیل آن هم این است که برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به تنهایی کفایت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. افراد باید امکانات و توانایی استفاده از فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برابر را داشته باشند. کسی که در خانواده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای فقیر زاده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، به علت فقر والدین، امکان و توانایی استفاده از فرصت برابر تحصیلات را ندارد. باز هم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پذیرم که نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان و نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید عملکرد افراد را صرفاً بر مبنای محیط&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان توضیح داد و آدمیان در شکل دادن به زندگی و شخصیت خود مسئولیت دارند. اما باز هم باید بگویم که این همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ماجرا نیست. محیط آدمیان محدودیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بسیاری بر عملکرد آدمیان و حتی خواست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آدمیان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارد. همانقدر که نادرست است که آدمی مسئولیت همه چیز را به گردن محیط اقتصادی و اجتماعی بیاندازد، به همان میزان هم احمقانه است که گمان کنیم که آدمیان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند به همه چیز دست پیدا کنند، به شرط آنکه &amp;laquo;فقط به خود ایمان داشته باشند&amp;raquo; و سخت بکوشند؛ همان کلیشه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تکراری هالیوود که مدام به خورد ما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، همان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طور که گفته شد، برای کسانی که امکان و توانایی استفاده از آنها را ندارند، حرفی کاملاً بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;معنا است. چگونه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان از کودکی که در خانواده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای فقیر زاده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و بسیاری اوقات در مدرسه گرسنه است و بیماری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های متفاوتی را تجربه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و پدر و مادر بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سوادش نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند او را در تکالیف درسی کمک کنند، انتظار داشت که از فرصت برابر تحصیل رایگان استفاده کند؟ این کودک، بر خلاف کودکی از طبقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی متوسط، به علت فقر و بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سوادی والدین، امکان و توانایی استفاده از این فرصت برابر را ندارد. زندگی فلاکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار او در کودکی هم از رشد قوای فکری وی جلوگیری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و هم او را به فرار از مدرسه تشویق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. برای اینکه این کودک بتواند از فرصت برابر بهره برد، باید پدر و مادر وی از حداقلی از درآمد برخوردار باشند و در مدرسه هم امکان تغذیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی رایگان و آموزش کمک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;درسی برای این کودکان فراهم باشد. اگر از کودکان هم بگذریم و به بزرگسالان روی آوریم، باز قضیه بر همین منوال است. کسی که شغلش را از دست می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد لزوماً و کاملاً ربطی به توانایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و ارزش آن فرد ندارد. کارگری که در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۶۰ در صنایع فولاد آمریکا یا صنایع کشتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی بریتانیا مشغول به کار شد، از کجا باید شصتـش خبردار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد که این دو صنعت پررونق در آمریکا و بریتانیا چند دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بعد، از سوی رقیبانی قدرتمند همچون ژاپن و کره، با تهدید روبرو می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و او شغل خود را از دست می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. پس، باید همچون کشورهای اسکاندیناوی این کارگران را در زمان بیکاری با خدماتی همچون بیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی درمانی رایگان، مزایای دوران بیکاری، جستجوی شغل جدید، و آموزش مشاغل جدید حمایت کرد. این روش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها آنچنان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که خواهم گفت در نهایت به نفع اقتصاد است. آنچنان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که مطالعات بسیاری نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد تحرک طبقاتی و اجتماعی در کشورهایی که از دولت رفاه برخوردارند بسیار بیشتر است و همین نکته نشان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گر آن است که برخوردای از حداقلی از امکانات و مزایا برای استفاده از فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برابر ضروری است. اما سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری، دست روی کسانی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارد که علیرغم فقر توانستند پله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ترقی را بپیمایند و برای خود کسی شوند. اما واقعیت این است که این افراد استـثـناءهایی از خیل بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شمار افرادی هستند که به علت فقر نتوانستـند موفق شوند. خلاصه آنکه، برابر کردن بیش از حد برآیندها زیانبار است و البته حد و میزان آن هم نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای بحث&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برانگیز است. اما برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به تنهایی کافی نیست و همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آدمیان باید از حداقلی از درآمد، بهداشت و آموزش برخوردار باشند تا بتوانند از فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برابر بهره برند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۲۱: دولت بزرگ باعث می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;شود که آدمیان، بیشتر آماده و گشوده به روی تغییر باشند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; دولت بزرگ برای اقتصاد بد است. دولت رفاه از آن رو سربرآورد که فقرا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواستـند زندگی راحت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری داشته باشند و بدین منظور ثروتمندان را مجبور کردند که هزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تعدیل و تـنظیمی را بپردازند که بازار تحمیل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. وقتی که ثروتمندان مجبور شوند که از طریق پرداخت مالیات، هزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بیکاری، بهداشت و درمان و دیگر اقدامات دولت رفاه برای فقرا را بپردازند، این کار نه فقط فقرا را تنبل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تولید ثروت را از ثروتمندان خواهد گرفت، بلکه اصولاً از پویایی و تحرک اقتصادی هم خواهد کاست. در صورت وجود حمایت دولت رفاه، مردم دیگر ضرورتی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینند که خود را با اقتضائات و واقعیات بازار وفق دهند و بدین ترتیب تغییرات در الگوهای کاری و حرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای خود را به تعویق خواهند انداخت؛ تغییراتی که لازمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تعدیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی پرتحرک و پویا است. برای اثبات این نکته لازم نیست که سراغ کشورهای کمونیستی برویم. کافی است که فقدان تحرک و پویایی در اروپای برخوردار از دولت رفاه را با سرزندگی و پویایی اقتصاد آمریکا مقایسه کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; دولت رفاهی که خوب طراحی شده باشد از قضا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند مردم را تشویق کند که تغییرات را با روی گشاده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری پذیرا باشند و به راحتی شغل خود را هم عوض کنند. به همین دلیل است که در اروپا، به نسبت آمریکا، تقاضای کمتری برای حمایت از تجارت هست. اروپایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانند که اگر صنایعی که در آن مشغول به کار&amp;zwnj;اند در رقابت خارجی کم بیاورد و درش تخته شود، آنها همچنان قادر خواهند بود که از طریق مزایای دوران بیکاری استانداردهای زندگی خود را حفظ کنند و با یارانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دولتی در شغل جدیدی آموزش ببینند و برای آن آماده شوند. این در حالی است که آمریکایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها اگر شغل فعلی خود را از دست بدهند، از تمام استانداردهای زندگی محروم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند و این شاید به معنای پایان زندگی پربازده آنها باشد. به همین علت است که کشورهای اروپایی با بزرگترین دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های رفاه، همچون نروژ و سوئد و فنلاند، قادر بودند رشدی سریع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر یا حداقل همسنگ رشد آمریکا را تجربه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چرا امروزه هشتاد درصد متـقاضیان نخبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ورود به دانشگاه در کره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهند وارد رشته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی پزشکی شوند؟ علت آن نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند صرفاً این باشد که درآمد آن بالا است، چرا که در سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اخیر به سبب عرضه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آسای پزشکان، از درآمد این قشر کاسته شده است. علت اصلی این پدیده، عدم امنیت شغلی در کره جنوبی است که پس از پایان دادن به دولت رفاه و پذیرفتن لیبرالیسم بازار در این کشور سربرآورد. میلیون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها کارگر در کره در شغل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های موقت شاغل هستند و کره جنوبی یکی از انعطاف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پذیرترین بازارهای کاری جهان را دارد. تا پیش از بحران ۱۹۹۷ در این کشور و پایان سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های معجزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وار، بسیاری از کارمندان و کارگران از قراردادهای دائمی برخوردار بودند. اما این همه به پایان رسید و طبیعی است که امروزه همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی جوانان بااستعداد کره که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهند در آینده امنیت شغلی داشته باشند به پزشکی روی آورند. اگر مهندسی بخوانند و به فرض در هیوندای و سامسونگ هم استخدام شوند، هیچ تضمینی نیست که بتوانند مادام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;العمر در آنجا بمانند و خوب هم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانند که اگر از این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بزرگ اخراج شوند امکان یافتن کار در شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دیگر به مراتب کمتر است. پس، سراغ پزشکی و بعد حقوق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روند. نکته آن است که عدم امنیت شغلی بالا، برخلاف ادعای نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، منجر به آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که استعدادها هر کدام در جای مناسب خود قرار نگیرند و بدین ترتیب از کارآیی کاسته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقتصاددانان بازار آزاد به ما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند که گذاشتن قوانین و مقررات دست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وپاگیر برای بازار کار، اخراج کارگران را دشوارتر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و در نتیجه از پویایی و کارآیی اقتصاد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کاهد. دولت رفاه هم که مصیبتی دیگر است، چرا که با اختصاص مزایای دوران بیکاری، بیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی درمان، آموزش رایگان و حداقل درآمد به بیکاران، عملاً به آنها این تضمین را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که همواره در استخدام دولت (! ) باشند؛ تازه، این همه مزایا برای بیکاران هم از مالیاتی حاصل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که از ثروتمندان گرفته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. در چنین جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای، نه کارگران مجبور&amp;zwnj;اند که کار کنند و نه ثروتمندان انگیزه دارند که ثروت بیشتر به بار آورند. این استدلال در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۷۰ در بریتانیا مقبول افتاد و دولت رفاه متورم و اتحادیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کارگری قدرتمند آن از میان برداشته و سرکوب شدند. در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۹۰ هم رشد چشمگیر آمریکا نسبت به کشورهای ثروتمند دیگری که دولت رفاه بزرگتری داشتند، دیگر همه را متقاعد کرد که گویا دولت رفاه مانع رشد است و باید از میان برداشته شود. استدلال ساده است: امنیت شغلی بیشتر و دولت رفاه بزرگتر، از بازدهی و پویایی اقتصاد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کاهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثال کره آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طور که نشان دادم به خوبی بیانگر آن است که چگونه عدم امنیت شغلی، استعدادها را در جای نامناسب خود قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد و بدین ترتیب از پویایی و بازدهی اقتصادی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کاهد. اما دولت رفاه ضعیف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر در آمریکا هم به خوبی توضیح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آن است که چرا در آمریکا حمایت از تجارت این همه طرفدار دارد. در اروپا، شکست و افول یک کمپانی هرگز برای کارگران آن به معنای پایان زندگی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان نیست، چرا که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانند با حمایت دولت دوباره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند کاری پیدا کنند و روی پای خود بایستند. اما در آمریکا، از دست دادن شغل برای بسیاری به معنای پایان جهان است. اما در اروپا، افراد همواره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند تغییرات را با گشاده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رویی پذیرا باشند، چرا که همواره امکان آموزش مجدد در حرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای دیگر و ورود مجدد به بازار کار را دارند. در واقع، دولت رفاه همان حکمی را برای کارگران دارد که قانون ورشکستگی برای کارفرمایان. تصویب قانون ورشکستگی به کارفرمایان این امکان را داده است که در صورت ورشکست شدن شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان، از شر تعقیب در امان باشند و دوباره کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;و&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کاری دیگر راه بیاندازند و مجبور نباشند که از سودهای حاصل از شرکت جدید خود، بدهی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های قبلی خود را صاف کنند. این تدابیر در واقع ریسک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پذیری کارفرمایان را افزایش داده و از مخاطرات راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;و&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کار کاسته است. دولت رفاه هم در واقع همین حکم را برای کارگران دارد، چرا که کارگران را تشویق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند که راحت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر و بیشتر آماده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی رویارویی با تغییرات و پیامدهای حاصل از آن باشند. اگر قانون ورشکستگی را برای کارفرمایان و همچنین توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری ضروری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانیم، باید دولت رفاه را هم با همین منطق بپذیریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آخر اینکه، این سخن جاافتاده و عقل سلیم هم که کشورهایی که دولت رفاه کوچکتری دارند، از پویایی اقتصادی و رشد بیشتری برخوردار اند، با شواهد نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواند. بین سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ۵۰ تا ۸۷، اقتصاد آمریکا به نسبت اقتصادهای اروپا که دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های رفاه بزرگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر و قدرتمندتری داشتند رشد کمتری داشت. همین امر نشان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که دولت رفاه با رشد بالا ناسازگار نیست. از ۱۹۹۰ هم که اقتصاد آمریکا عملکرد بهتری داشته است، باز می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان کشورهایی را در اروپا یافت که با داشتن بزرگترین و قدرتمندترین دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های رفاه دنیا، عملکرد اقتصادی بهتری نسبت به آمریکا دارند: فنلاند (۲.۶ درصد) و نروژ (۲.۵ درصد) در برابر آمریکا (۱.۸ درصد).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظور از این سخنان این نیست که دولت رفاه به هر شکلی که باشد خوب است و مفید. نه! دولت رفاه هم نقاط مثبت و منفی دارد. باید دولت رفاه به گونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای طراحی شود که به کارگران امکان و توانایی ورود دوباره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی به بازار کار را بدهد، آنچنانکه در کشورهای اسکاندیناوی شاهد ایم. در این صورت است که ما بیشتر آماده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی پذیرفتن تغییرات هستیم و از ساختاریابی مجدد صنعت استقبال می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم. اگر شما در اتوبان با اتومبیل خود سریع می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رانید، این فقط به آن دلیل است که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانید ترمزی زیر پای شما هست. اگر ترمزی نباشد، ماهرترین رانندگان هم جرأت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند سرعت خود را افزایش دهند. دولت رفاه، همان ترمز است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۲۲: بازارهای مالی می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;باید نه کارآمدتر که کمتر کارآمد شوند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سریع بازارهای مالی ما را قادر ساخته است که منابع مالی را بسیار سریع به بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مورد نیاز اختصاص دهیم. به همین دلیل است که در سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته، آمریکا، بریتانیا، ایرلند و برخی دیگر اقتصادهای سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری که بازارهای مالی خود را بازتر و آزادتر کرده&amp;zwnj;اند بسیار خوب عمل کرده&amp;zwnj;اند. بازارهای مالی لیبرال این توانایی را به اقتصاد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که به فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های در حال تغییر سریع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر پاسخ بگوید و در نتیجه سریع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر رشد کند. درست است که برخی زیاده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دوره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اخیر، بخش مالی را بدنام کرده است، اما این امر نباید ما را به تعجیل در حد و بند زدن به بازارهای مالی وادارد؛ آن هم صرفاً به سبب بحرانی که قرنی یک بار به وجود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید و کسی را توان پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینی آنها نیست. اما کارآیی بازار مالی، کلید رونق و ثروت ملی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; مشکل بازارهای مالی امروز آن است که آنها زیادی کارآ و کارآمد هستند. با &amp;laquo;ابداعات&amp;raquo; مالی اخیر، بخش مالی، به تنهایی و در کوتاه مدت، در تولید سود بسیار کارآتر از گذشته شده است. اما آنچنان که در بحران مالی سال ۲۰۰۸ دیدیم، دارایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی، اقتصاد را به طور کلی، و همچنین خود سیستم مالی، را بسیار بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ثبات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر کرده است. می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید شکاف سرعتی را که میان بخش مالی و بخش واقعی برقرار است، کاهش داد و این بدان معنا است که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید بعمد کارآیی بازار مالی را کاهش داد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طول سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته، خصوصی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی و آزادسازی و بازتر کردن بخش مالی یکی از موتورهای رشد در بسیاری از کشورهای جهان بوده است، از ایسلند گرفته که دارایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بانکی آن بالغ بر ۱۰۰۰ درصد تولید ناخالص ملی آن در سال ۲۰۰۷ شد تا ایرلند که این رقم در همین سال به ۹۰۰ درصد رسید. تا پیش از بحران مالی، اقتصادهایی که این مسیر را رفته بودند حکم الگویی را یافته بودند که به کار کشورهایی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهند در عصر جهانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شدن گوی سبقت را از همگان بربایند. استراتژی رشد بر مبنای مقررات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زدایی از بخش مالی، در ابتدای دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰ از سوی آمریکا و سپس بریتانیا اتخاذ شد و سپس به مذاق بسیاری کشورها خوش آمد، چرا که در این سیستم، کسب سود در بخش مالی بسیار راحت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر از دیگر فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی است. از همین زمان است که نرخ سود شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی رو به افزایش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارد و گوی سبقت را از شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فعال در بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دیگر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رباید. نرخ سود شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی در حالی بین ۴ تا ۱۲ درصد است که نرخ سود شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های غیر مالی در میانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۲ تا ۵ درصد در نوسان است. این همه در حالی است که برای مثال در فرانسه شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی از اوایل دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۷۰ تا میانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰ غالباً نرخ سودشان &lt;em&gt;منفی&lt;/em&gt; بود. بخش مالی در سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اخیر چنان جذابیتی داشته است که حتی بسیاری از شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولیدی، همچون جنرال موتورز و فورد، هم در این بخش سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های هنگفتی کردند و پس از مدتی عملاً خود را از شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولیدی به شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی تبدیل کردند و عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سود خود را هم از بخش مالی به دست آوردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتایج این سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و اقدامات آن بوده است که بخش مالی نسبت به اقتصاد زیرین و واقعی با سرعتی به مراتب بیشتر &amp;ndash; در واقع، خیلی خیلی بیشتر &amp;ndash; رشد کرده است. این بدان معنا است که برای هر دارایی واقعی و فعالیت اقتصادی، مطالبات مالی بیشتر و بیشتری به وجود آمده است. این بدین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماند که شما ساختمانی بسیار بلند را بلندتر و بلندتر کنید، بدون آنکه پی و زیربنای ساختمان را وسعت دهید. و تازه، قضیه باز بدتر از این حرف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها است. به علت آنکه فاصله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی میان بخش مالی و بخش واقعی هر روز بیشتر و بیشتر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، توانایی قیمت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری دقیق بخش واقعی از کف می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود؛ یعنی شما نه فقط طبقات ساختمان را، بدون عریض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر کردن زیربنا و پی آن، بیشتر کرده اید، بلکه مصالحی را برای طبقات جدید به کار برده اید که هیچ کیفیتی هم ندارند و ساختمان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند به اندک نسیمی فرو بریزد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقدهای واردشده بر توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بیش از حد بخش مالی در دو- سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته هرگز به آن معنا نیست که بخش مالی کلاً چیز بدی است. بدون بخش مالی، ما هرگز شاهد توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری نبودیم. اما اینکه بخش مالی در توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری بسیار مؤثر بوده است هرگز به این معنا نیست که هرگونه توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مالی و سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مالی مفید است. سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مالی برای توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی ضروری است، اما به همان میزان هم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند غیرسازنده و ویران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گر باشد. سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی، به دلیل سرشت سیال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان، امکان توسعه و گسترش شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولیدی را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند. اما همین سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی سیال، از آنجایی که آرام و قرار ندارند و در پس کسب سود در اندک زمان ممکن اند، می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید مهار شوند و از کارآیی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان اندکی کاسته شود. چرا که اگر به میل خود رها شوند، عرصه را بر سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری بلندمدت در بخش تولیدی تنگ می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و در مجموع برای اقتصاد زیان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آور هستند. راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی برای مقابله با شکاف سرعت میان بخش مالی و اقتصاد واقعی پیشنهاد شده است که یکی از آنها مالیات بستن بر نقل و انتقلات مالی است و دیگری ممنوع کردن فروش سهام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که شما در حال حاضر مالک آن نیستند. راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دیگری هم هست، و همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها باید یک هدف داشته باشند: کاستن از کارآیی بالای بخش مالی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۲۳: سیاست اقتصادی خوب نیازی به اقتصاددانان خوب ندارد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; دخالت دولت در اقتصاد هر توجیه نظری که داشته باشد، موفقیت یا عدم موفقیت سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دولت تا حد زیادی بستگی به توانایی و قابلیت کسانی دارد که آنها را طراحی و اجرا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. این امر به خصوص در مورد کشورهای در حال توسعه صدق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند که مقامات دولتی آنها آموزش خوبی در اقتصاد ندیده اند؛ دانشی که اگر قرار است سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی خوبی را به اجرا بگذراند بسیار به آن محتاج&amp;zwnj;اند. این مقامات باید محدودیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خود را بشناسند و از اجرای سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های &amp;laquo;دشوار&amp;raquo;، مانند سیاست صنعتی گزینشی، دست بشویند و به سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زحمت بازار آزاد بچسبند که نقش دولت را به حداقل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رساند. بنا بر این، سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد به گونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای مضاعف خوب است، چرا که نه فقط در نفس خود بهترین سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هستند، بلکه نیازمند کمترین قابلیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بوروکراتیک هم هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; برای اجرای سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی خوب نیازی به اقتصاددانان خوب نیست. بوروکرات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی که بهترین کارنامه را هم داشته اند، معمولاً اقتصاددان نیستند. در ژاپن و تا حدی کمتر در کره، این حقوق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانان بودند که سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها اقتصادی را در طول سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های معجزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آسای این کشورها اجرا و پیاده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند. در تایوان و چین هم که سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی به دست مهندسان اجرا و پیاده شده&amp;zwnj;اند. این امر نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که موفقیت اقتصادی نیازمند افرادی نیست که در اقتصاد خوب آموزش دیده باشند &amp;ndash; خصوصاً اگر این آموزش قرار است از نوع بازار آزاد آن باشد. در واقع، در طول سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته، آنچنانکه تا کنون در این نوشتار دیده اید، تأثیر فزاینده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصاد بازار آزاد به عملکردهای اقتصادی ضعیف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری انجامیده است: رشد اقتصادی کمتر، بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ثباتی اقتصادی بیشتر، نابرابری بیشتر و سرانجام هم فاجعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ که اوج این ماجرا بود. پس تازه اگر ما را به دانش اقتصاد هم نیازی بیافتد، به آن دانشی از اقتصاد نیازمند ایم که متفاوت از دانش اقتصاد بازار آزاد باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اروپای غربی، نرخ رشد درآمد سرانه در دوران &amp;laquo;انقلاب صنعتی&amp;raquo; ۱ تا ۱.۵ درصد و همین نرخ در طول &amp;laquo;عصر طلایی&amp;raquo; - بین اوایل دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۵۰ و میانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۷۰ &amp;ndash; ۳.۵ تا ۴ بود و این دوران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به سبب این نرخ رشد به صفات &amp;laquo;انقلاب&amp;raquo; و &amp;laquo;عصر طلایی&amp;raquo; مزین شدند. پس، پربیراه نیست که نرخ رشد درآمد سرانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کشورهای شرق آسیا که از اوایل دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۵۰ تا نیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۹۰، چیزی حدود ۶ تا ۷ بود، &amp;laquo;معجزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آسا&amp;raquo; خوانده شود. اما آیا در پشت این نرخ رشد &amp;laquo;معجزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آسا&amp;raquo;ی کشورهای شرق آسیا &amp;ndash; ژاپن، تایوان، کره جنوبی، سنگاپور، هنگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنگ و چین - اقتصاددانان بودند؟ خیر! از قضا، مهندسان و حقوق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانان و دانشمندان رشته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دیگر بودند که سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی این کشورها را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نوشتـند و پـیاده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند. این سیاستگذاران اقتصادی که در اقتصاد آموزش حرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای ندیده بودند معجزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی به ارمغان آوردند و اقتصاددانان متبحر و در فرنگ درس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خوانده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آمریکای لاتین، هیچ نتیجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی قابل توجهی در آمریکای لاتین کسب نکردند. هند و پاکستان هم که اقتصاددانانی در سطح جهانی دارد، عملکرد اقتصادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش قابل مقایسه با کشورهای شرق آسیا نیست. پس گویا اقتصاددانان چندان به کار نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آیند. نه! راستش را بخواهید قضیه بدتر از این حرف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها است. چرا؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این اقتصاددانان در چند دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته چنان بوق و کرنا را به دست گرفته&amp;zwnj;اند و از فضائل خود سخن گفته&amp;zwnj;اند که تا پیش از بحران مالی ۲۰۰۸، همه را گمان این شده بود که اوضاع بر وفق مراد و همه چیز آرام و تورم مهار شده است. این گروه چنین وانمود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند که فرمول نهایی موفقیت اقتصادی را یافته&amp;zwnj;اند و تنها کاری که همگان باید بکنند این است که فرمول&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های جادویی ایشان را با جان و دل بپذیرند و به کار ببندند. اما پس از بحران، سؤال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها از اینجا و آنجا سربرآورد و حتی برای ملکه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی انگلیس هم که در یک سخنرانی در مدرسه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی لندن شرکت کرده بود این سؤال پیش آمد که چگونه این نوابغ اقتصادی با آن همه فرمول&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پیچیده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ریاضی نتوانسته بودند این بحران را پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینی و علاج واقعه را قبل از وقوع بکنند. واقعیت این است که این اقتصاددانان را نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان موجوداتی معصوم دانست که هر یک در گوشه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای به حرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تخصصی خود سرگرم&amp;zwnj;اند و در بحران هم نقشی نداشته&amp;zwnj;اند. از قضا، آنها مسئول مستقیم بحرانی هستند که در جهان پدیدار شد. آنها مدام برای از میان برداشتن مقررات مالی توجیهات نظری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تراشیدند و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی را به لحاظ تئوریک توجیه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند که رشد جهانی را کندتر، نابرابری را بیشتر، عدم امنیت شغلی را شدیدتر و بحران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی را نزدیک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد. از همه مهم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر آنکه سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های این اقتصاددانان، چشم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انداز توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی درازمدت در جهان سوم را ضعیف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر کرده است. و بدتر از همه آنکه نتایج فاجعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وار سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های این اساتید - تشدید نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی و درآمدهای گزاف و نجومی مدیران شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و فقر کمرشکن کشورهای فقیر &amp;ndash; همه و همه اموری ضروری و اجتناب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ناپذیر معرفی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شدند. خلاصه آنکه در سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته این دانش اقتصاد فقط زیان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا باید از دانش اقتصاد دست بشوییم؟ خیر. باید از آن نوع دانش اقتصاد که فقط سودای بازار آزاد دارد دست کشید. در دانش اقتصاد، چهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و مکاتب دیگری هم بوده&amp;zwnj;اند که بسیار به کار ما آمده&amp;zwnj;اند و بارها گره از کار ما گشوده اند، از جمله در همین بحران مالی اخیر در سال ۲۰۰۸. اگر اقتصاد جهانی سقوط نکرد به سبب بصیرت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی بود که از اقتصاددانان دیگر آموختیم و به کار بستیم: نجات نهادهای مالی اصلی، بالا بردن مخارج دولتی، حفظ دولت رفاه و تزریق نقدینگی به بخش مالی. اما اقتصاددانان نئولیبرال آنچنانکه پیشتر گفته شد و دیدید با این کارها مخالف&amp;zwnj;اند. دانش اقتصاد چهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی همچون کارل مارکس، فردریش لیست، ژوزف شومپیتر، نیکلاس کالدور و آلبرت هیرشمن هم دارد، که با تمام اختلاف عقاید و نقطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نظرهای&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان &amp;ndash; از مارکس در جناح چپ و لیست در جناح راست &amp;ndash; درک درست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری از سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری داشتند و می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانستند که توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری بر پایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تغییر در ساختارهای تولیدی از طریق سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بلندمدت و نوآوری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تکنولوژیک است و نه گسترش ساختارهای موجود آن، همچون باد کردن یک بادکنک. سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته نشان داد که از این اقتصاددانان درس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بیشتری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان آموخت تا اقتصاددانان نئولیبرال.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پایان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش&amp;zwnj;های پیشین&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2013/01/25/23936&quot;&gt;&amp;quot;۲۳ نکته&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;ای که در باره&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;ی سرمایه&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;داری به شما نمی&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;گویند&amp;quot; (۱)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2013/02/01/23943&quot;&gt;&amp;quot;۲۳ نکته&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;ای که در باره&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;ی سرمایه&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;داری به شما نمی&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;گویند&amp;quot; (۲)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/07/23944#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16435">صدیقه رستمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18775">ها-جون چانگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18783">۲۳ نکته‌ای که در باره‌ی سرمایه‌داری به شما نمی‌گویند</category>
 <pubDate>Thu, 07 Feb 2013 21:29:25 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23944 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>‌ افزایش ۱۴۲ درصدی چک‌های برگشتی در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/02/24151</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/02/24151&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/chek.jpg?1359817199&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک مقام مسئول در بانک مرکزی ایران &amp;nbsp;با بیان اینکه تعداد چک&amp;zwnj;های برگشتی ۱۴۲ درصد افزایش یافته، از &amp;zwnj;اعمال محرومیت&amp;zwnj;های شدید برای اشخاص دارای سابقه چک برگشتی خبر داد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرتضی ستاک، مدیر اداره مطالعات و مقررات بانکی بانک مرکزی ایران امروز شنبه ۱۴ بهمن ماه در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با تارنمای بانک مرکزی گفت که تعداد چک&amp;zwnj;های برگشتی در سال ۱۳۷۸ بالغ بر &amp;nbsp;دو میلیون و ۶۳ هزار برگ بود که با شیب صعودی، این رقم در سال ۱۳۹۰ به &amp;nbsp;شش میلیون و ۳۷ هزار برگ رسیده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی افزود: &amp;quot;در بازه زمانی یادشده مبلغ چک&amp;zwnj;های برگشتی از مبلغ۰۹/۲ هزار میلیارد ریال در سال ۱۳۷۸ به &amp;nbsp;۶۱/۳۵ هزار میلیارد ریال در سال ۱۳۹۰ رسیده که رشد بسیار زیادی معادل۶۰۳/ &amp;zwnj;&amp;zwnj;۱ &amp;nbsp;درصد را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مقام مسئول با اعلام اینکه در سال ۱۳۷۸ از هر ۱۰۰ فقره چک صادره حدود شش فقره برگشت خورده بود &amp;nbsp;گفت که این تعداد در سال ۱۳۹۰ به حدود ۱۳ فقره رسیده است. محمود احمدی، دبیرکل بانک مرکزی ایران نیز چهارم بهمن ماه جاری به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفته بود که آمار روزانه چک&amp;zwnj;های برگشت&amp;zwnj;خورده در ایران حدود ۷۰ تا ۷۵ هزار چک است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;مدیر اداره مطالعات و مقررات بانکی بانک مرکزی ایران: تعداد چک&amp;zwnj;های برگشتی در سال ۱۳۷۸ بالغ بر &amp;nbsp;دو میلیون و ۶۳ هزار برگ بود که با شیب صعودی، این رقم در سال ۱۳۹۰ به &amp;nbsp;شش میلیون و ۳۷ هزار برگ رسیده است&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدیر اداره مطالعات و مقررات بانکی بانک مرکزی ایران در ادامه با اشاره به ابلاغ دستورالعمل حساب جاری به شبکه بانکی ایران و راه اندازه سامانه سوابق چک&amp;zwnj;های برگشتی در بانک مرکزی گفت: &amp;quot;دستورالعمل حساب جاری در تاریخ هشتم خرداد ماه به شبکه بانکی کشور ابلاغ شده و پس از سپری شدن دوره گذار شش ماه از هشتم آذر ماه سال جاری در تمامی شعب و واحدهای شبکه بانکی کشور قابل اجرا است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته این مقام مسئول در بانک مرکزی ایران در صورتی که مشتری دارای سابقه چک برگشتی باشد، تمامی بانک&amp;zwnj;ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی موظفند تا زمان رفع سابقه چک برگشتی، از ارایه خدمات بانکی به وی از جمله؛ اعطای تسهیلات، افتتاح هر گونه حساب سپرده جدید، ارایه دسته چک، گشایش اعتبارات اسنادی و صدور ضمانتنامه و... خودداری کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ستاک اضافه کرد که بانک&amp;zwnj;های خاطی مشمول مجازات&amp;zwnj;های انتظامی موضوع ماده ۴۴ قانون پولی و بانکی کشور شامل تذکر کتبی به مدیران یا متصدیان متخلف، پرداخت مبلغی روزانه تا حداکثر دویست میلیون ریال برای ایام تخلف و ممنوع ساختن بانک یا مؤسسه اعتباری غیربانکی از انجام بعضی امور بانکی به طور موقت یا دائم خواهند شد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدیر اداره مطالعات و مقررات بانکی بانک مرکزی ایران گفت که به منظور کاهش آمار چک&amp;zwnj;های برگشتی و نیز جلوگیری از افتتاح و نگهداری حساب&amp;zwnj;های جاری متعدد برای یک شخص حقیقی در یک بانک، در دستورالعمل جدید موضوع &amp;quot;ممنوعیت افتتاح و نگهداری بیش از یک حساب&amp;zwnj;جاری&amp;quot; برای هر شخص حقیقی &amp;nbsp;پیش&amp;zwnj;بینی شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او تأمین کسری حساب&amp;zwnj;جاری مشتری از محل موجودی سایر حساب&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;، الزام بانک مرکزی به ارائه اطلاعات مربوط به چک برگشتی رفع سوء اثر نشده مشتری به دیگران&amp;zwnj; و &amp;quot;اعمال محرومیت&amp;zwnj;های شدید برای اشخاص دارای سابقه چک برگشتی رفع سوء&amp;zwnj;اثر نشده&amp;quot; را از &amp;nbsp;دیگر مواردی عنوان کرد که در دستورالعمل حساب جاری در نظر گرفته شده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به گفته این مقام مسئول، محرومیت&amp;zwnj;های شدید برای اشخاص دارای سابقه چک برگشتی رفع سوء&amp;zwnj;اثر نشده شامل ممنوعیت برای اعطای هرگونه تسهیلات اعم از ریالی و ارزی، افتتاح هرگونه حساب سپرده جدید اعم از قرض الحسنه و سرمایه گذاری، ارایه دسته چک، گشایش اعتبارات اسنادی و صدور ضمانتنامه اعم از ریالی و ارزی و ارائه خدمات بانکی الکترونیکی است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدیر اداره مطالعات و مقررات بانکی بانک مرکزی ایران، تغییر در نحوه رفع سوءاثر از سوابق چک&amp;zwnj;های برگشتی به مدت هفت سال را از دیگر موارد محرومیت&amp;zwnj;های یاد شده عنوان کرد و گفت: &amp;quot;مدت زمان هفت سال برای ممنوعیت بانک&amp;zwnj;ها از ارائه خدمات به صادرکنندگان چک بلامحل رفع سوء اثر نشده، مدت نسبتاً طولانی بوده و باعث خواهد شد بسیاری از اشخاص حتی المقدور از صدور چک بلامحل اجتناب کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گزارش تارنمای همشهری آنلاین، با اجرای این بخشنامه جدید، تمامی ضوابط مربوط به رفع سوء&amp;zwnj;اثر از چک&amp;zwnj;های برگشتی از طریق &amp;quot;تأمین موجودی&amp;quot;، &amp;quot;ارائه لاشه چک برگشتی&amp;quot;، &amp;quot;ارائه رضایت&amp;zwnj;نامه محضری ذی&amp;zwnj;نفع چک به بانک&amp;quot;، &amp;quot;واریز مبلغ چک به&amp;zwnj;حساب جاری و مسدود کردن آن به&amp;zwnj;مدت ۲۴&amp;zwnj;ماه&amp;quot;، &amp;quot;ارائه حکم قضایی مبنی بر رفع سوء اثر از سوابق چک برگشتی&amp;quot; و &amp;quot;انقضای مدت نگهداری سوابق چک&amp;zwnj;های برگشتی&amp;quot; (صرفاً به مدت هفت سال در مورد هر برگ چک برگشتی) در سامانه اطلاعاتی بانک مرکزی تجمیع خواهد شد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/02/24151#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/iran">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-109">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8282">چک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17020">چک برگشتی</category>
 <pubDate>Sat, 02 Feb 2013 13:22:03 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24151 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مجوز رسمی دولت ايران برای افزايش قيمت خودرو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/01/24127</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/01/24127&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;260&quot; height=&quot;165&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khodro-010213.jpg?1359729548&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;براساس مصوبه جديد کارگروه &amp;quot;کنترل بازار&amp;quot; و با تأييد محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد، رئيس&amp;zwnj;جمهور ايران، نحوه تعيين قيمت خودروهای سبک داخلی تغيير کرد و خودروسازان از اين پس می&amp;zwnj;توانند خودروهای توليدی خود را به &amp;quot;قيمت تجاری&amp;quot; به فروش برسانند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گزارش منابع خبری داخلی، پس از ما&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;ها کشمکش بر سر نحوه تعيين قيمت خودروهای سبک، سرانجام کارگروه &amp;quot;کنترل بازار&amp;quot; در آخرين مصوبه خود، مجوز فروش خودرو به قيمت تجاری (ميانگين قيمت در کارخانه و قيمت در بازار آزاد) را به خودروسازان داخلی ارائه کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اين مصوبه در تاريخ هشتم بهمن&amp;zwnj;ماه جاری، به تأييد محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد رسيد و روز گذشته توسط محمدرضا رحيمی، معاون اول رئيس&amp;zwnj;جمهور برای اجرا به وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت امور اقتصادی و دارايی ابلاغ شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بسياری از فعالان بازار خودرو معتقدند که مصوبه جديد دولت در واقع &amp;quot;مجوز رسمی&amp;quot; برای افزايش قيمت خودروهای داخلی به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بامداد امروز احمد نعمت&amp;zwnj;بخش، دبير انجمن خودروسازان ايران در گفت&amp;zwnj;وگو با خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، ضمن تأييد ابلاغ مصوبه اخير دولت به خودروسازان با ذکر مثالی در مورد نحوه محاسبه قيمت تجاری برای فروش خودرو گفت: &amp;quot;به&amp;zwnj;عنوان مثال اگر قيمت محاسباتی مگان با ارز مبادلاتی ۷۰ ميليون تومان تعيين شد و قيمت بازار اين خودرو ۷۶ ميليون تومان بود، خودروساز می&amp;zwnj;تواند براساس اين مصوبه و با هماهنگی سازمان حمايت نسبت به عرضه اين محصول به قيمت ۷۲ ميليون تومان که قيمت بين نرخ محاسباتی و بازار آن است اقدام کند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/khodro.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 113px;&quot; /&gt;در سه ماهه نخست سال ۱۳۹۱ بر اساس آمارهای رسمی، توليد خودرو در ايران با کاهش ۳۶ درصدی مواجه شده؛ هرچند آمارهای غيررسمی از کاهش ۵۰ درصدی توليد خودرو سخن می&amp;zwnj;گويند&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اين دومين بار است که دولت به صورت رسمی مجوز افزايش قيمت خودرو را در اختيار خودروسازان قرار می&amp;zwnj;دهد؛ پيش&amp;zwnj;تر در مهرماه گذشته براساس مصوبه &amp;quot;سازمان حمايت از مصرف&amp;zwnj;کنندگان و توليدکنندگان&amp;quot; قيمت خودروهای داخلی به صورت رسمی بين ۱۸ تا ۲۵ درصد افزايش يافته بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آن زمان حميدرضا تقوی&amp;zwnj;نژاد، معاون استراتژی و برنامه&amp;zwnj;ريزی شرکت ايران&amp;zwnj;خودرو در گفت&amp;zwnj;وگويی با بيان آن&amp;zwnj;که &amp;quot;نرخ تورم طی سال&amp;zwnj;های گذشته چند برابر شده اما قيمت خودرو افزايشی نداشته است&amp;quot;، گفته بود: &amp;quot;خودروسازان امسال مجوز افزايش قيمت ۲۰ تا ۲۵ درصدی را دريافت کرده&amp;zwnj;اند در حالی که افزايش هزينه&amp;zwnj;های توليد بالای ۱۰۰ درصد بوده است.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دنبال شدت يافتن بحران اقتصادی در ايران طی سال&amp;zwnj;های اخير، به يک&amp;zwnj;باره صنعت خودروسازی کشور رو به افول نهاد و با شيب نزولی توليد مواجه شد و دست&amp;zwnj;اندرکاران اين صنعت را به دريافت کمک&amp;zwnj;های مالی اضطراری از دولت واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با اجرای قانون هدفمندی يارانه&amp;zwnj;ها، قطعه&amp;zwnj;سازان و خودروسازان با افزايش هزينه&amp;zwnj;های توليد حاصل از افزايش قيمت حامل&amp;zwnj;های انرژی و قيمت مواد اوليه مواجه شدند و از سويی با گسترش تحريم&amp;zwnj;های بين&amp;zwnj;المللی عليه سياست&amp;zwnj;های هسته&amp;zwnj;ای جمهوری اسلامی ايران، دامنه اين تحريم&amp;zwnj;ها شرکت&amp;zwnj;های بزرگ خودروسازی نظير ايران&amp;zwnj;خودرو و سايپا را نيز در بر گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محدوديت&amp;zwnj;های انتقال ارز از سويی و توقف پرداخت تسهيلات بانکی به دليل وجود بدهی از سوی ديگر و متعاقب آن افزايش بدهی خودروسازان به قطعه&amp;zwnj;سازان، سطح توليد و فروش خودرو در کشور را کاهش داده و شرايط را برای ادامه حيات اين صنعت دشوار کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چندی پيش روزنامه &amp;quot;همشهری&amp;quot; وابسته به شهرداری تهران، در گزارشی با عنوان &amp;quot;بحران، صنعت خودرو را فرا گرفت&amp;quot; اعلام کرد که شرکت ايران&amp;zwnj;خودرو به&amp;zwnj;عنوان بزرگ&amp;zwnj;ترين واحد توليد خودرو در خاورميانه، برای نخستين بار در ۴۵ سال گذشته، زيان&amp;zwnj;ده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تحريم&amp;zwnj;های غرب عليه ايران در کنار رکود اقتصادی در داخل، در ماه&amp;zwnj;های اخير سبب شده است که نمايندگان خودروسازان جهانی، ايران را به مقصد کشورهای دارای ثبات اقتصادی و سياسی ترک کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرکت دايملر بنز در بهار سال گذشته از بازار ايران خارج شد و بخشی از صنايع خودرو ديزل ايران را با تهديد مواجه کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همچنين در پی قطع ارتباط کاری شرکت&amp;zwnj;های هيوندای، کياموتورز و پژو با کارخانه&amp;zwnj;های خودروسازی داخلی، اکثر خطوط توليد اين کارخانه&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;طور کامل از کار افتاده و برخی از خطوط نيز با حداقل ظرفيت به کار مشغول هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سه ماهه نخست سال ۱۳۹۱ بر اساس آمارهای رسمی، توليد خودرو در ايران با کاهش ۳۶ درصدی مواجه شده؛ هرچند آمارهای غيررسمی از کاهش ۵۰ درصدی توليد خودرو سخن می&amp;zwnj;گويند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/01/24127#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/iran">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88">ايران خودرو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9041">بحران اقتصادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18941">تحريم اقتصادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2480">تورم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA">دولت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18940">سايپا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18939">صنعت خودروسازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2097">محمود احمدی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2515">گرانی</category>
 <pubDate>Fri, 01 Feb 2013 13:01:25 +0000</pubDate>
 <dc:creator>news-zamaneh</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24127 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>&quot;۲۳ نکته‌ای که در باره‌ی سرمایه‌داری به شما نمی‌گویند&quot; (۲)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/01/23943</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/01/23943&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     معرفی کتاب و مروری بر آن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    صدیقه رستمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ha-joon_changs_book2_0.jpg?1359766551&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;صدیقه رستمی &amp;minus; کتاب &amp;laquo;۲۳ نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری به شما نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند&amp;raquo; در سال ۲۰۱۰ از سوی انتشارات پنگوئن و به قلم ها-جون چانگ منتشر شد و توانست در اندک زمانی یکی از کتاب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پرفروش شود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عنوان گیرای اثر در فروش آن بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تأثیر نبوده، اما روانی نثر، آسان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فهمی و سبک نوشتاری و جدلی هم به اقبال آن افزوده است. با آنکه کتاب از اقبال عموم بهره برده و از نثری روان برخوردار است، اما این بدان معنا نیست که با کتابی &amp;laquo;بازاری و عامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پسند&amp;raquo; روبرو هستید. مخاطب عام و خاص، هر دو، از کتاب بهره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند و این همه بدین سبب است که به باور چانگ، بدون نیاز به دانش تخصصی اقتصاد هم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان از آنچه در جهان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذرد سردرآورد و به مثابه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی &amp;laquo;شهروندان اقتصادی فعال&amp;raquo;، تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیران و سیاستگذاران را به چالش کشید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مقاله، که در سه بخش منتشر می&amp;zwnj;شود، به معرفی این کتاب اختصاص دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بخش پیشین، به شش نکته نخست این کتاب پرداختیم. در این بخش ۱۰ نکته بعدی را شرح می&amp;zwnj;دهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;5&quot; cellspacing=&quot;5&quot; style=&quot;width: 300px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۲۳ نکته&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱: چیزی به نام بازار آزاد وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲: کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید در خدمت منافع مالکشان اداره شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۳: بیشتر افراد در کشورهای غربی، بیش از آنچه باید، حقوق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۴: ماشین لباسشویی بیش از اینترنت جهان ما را تغییر داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۵: بدترین فرض را در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آدمیان داشته باش تا بدترین نتیجه را بگیری.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۶: ثبات بیشتر در اقتصاد کلان، اقتصاد جهانی را باثبات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۷: سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد به ندرت کشورهای فقیر را ثروتمند می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۸: سرمایه واجد ملیت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۹: ما در عصر پساصنعتی زندگی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۰: آمریکا دارای بالاترین استاندارد زندگی در جهان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۱: آفریقا محکوم به عقب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماندگی و توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نیافتگی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۲: دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند بهترین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را برگزینند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۳: ثروتمند کردن ثروتمندان ما را پولدارتر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۴: مدیران آمریکایی زیادی قیمت-بالا هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۵: مردمان کشورهای فقیر بیش از مردمان کشورهای ثروتمند اهل کسب و کار هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۶: ما آنقدر باهوش نیستیم که زمام امور را به دست بازار بسپاریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۷: آموزش بیشتر، به تنهایی، کشوری را ثروتمندتر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۸: آنچه برای جنرال موتورز خوب است، لزوماً برای آمریکا خوب نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۹: علیرغم سقوط کمونیسم، ما همچنان در اقتصادهای برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی شده زندگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۰: برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، به تـنهایی، منصفانه نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۱: دولت بزرگ باعث می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که آدمیان، بیشتر آماده و گشوده به روی تغییر باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۲: بازارهای مالی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید نه کارآمدتر که کمتر کارآمد شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۳: سیاست اقتصادی خوب نیازی به اقتصاددانان خوب ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۷: سیاست&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;های بازار آزاد به ندرت کشورهای فقیر را ثروتمند می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; کشورهای جهان سوم پس از آنکه استقلال خود را از کشورهای استعمارگر به دست آوردند، کوشیدند که از طریق دخالت دولت، و حتی گاه با پذیرش سوسیالیسم، موجبات توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی خود را فراهم آورند. این کشورها به سمت گسترش صنایع سنگین، همچون فولاد و اتومبیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی، که فراتر از توانایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان بود، گام برداشتند و در این راه تدابیر و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی همچون حمایت از تجارت داخلی، ممنوعیت سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری خارجی، یارانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های صنعتی و گاه مالکیت دولتی بر بانک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و صنایع سنگین را در دستور کار خود قرار دادند. این تدابیر و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، در بهترین حالت، به رکود و در بدترین حالت به بحران انجامیدند. خوشبختانه بیشتر این کشورها از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰ به این سو به سر عقل آمده&amp;zwnj;اند و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد را پی گرفته&amp;zwnj;اند. چه بهتر که از آغاز چنین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند. اگر به کشورهای ثروتمند - به استثنای ژاپن و کره - هم نگاهی بیاندازید، خواهید دید که همه با اتخاذ همین سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد به چنین جایگاهی دست یافته&amp;zwnj;اند. آن گروه از کشورهای در حال توسعه هم که پیشتر و بیشتر چنین سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی را با آغوش باز پذیرفته اند، در مجموع عملکرد بهتری داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; بر خلاف این باور همگانی، عملکرد کشورهای در حال توسعه در زمانی که زمام توسعه به دست دولت بود در مجموع بهتر از عملکرد این کشورها در دوره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد بوده است. مسلماً می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان مثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از شکست و ناکامی دخالت دولت در اقتصاد یافت، اما بیشتر این دسته از کشورها، در آن &amp;laquo;ایام بد قدیم&amp;raquo; (به زعم نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها) رشد بیشتر و سریع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری را به نسبت دوران سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های معطوف به بازار تجربه کردند؛ مضافاً آنکه بحران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های به مراتب کمتری را از سر گذراندند و تقسیم درآمد عادلانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری را تجربه کردند. اما نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مهم دیگر آنکه، اصلاً اینگونه نیست که همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کشورهای ثروتمند از مسیر سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد تبدیل به کشورهای ثروتمند شدند. بلکه دقیقاً برعکس، واقعیت این است که به جز اندک استثناهایی، تقریباً همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کشورهای ثروتمند امروز- از جمله همین آمریکا و بریتانیا که مهد بازار آزاد و تجارت آزاد هستند &amp;ndash; از طریق سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی همچون حمایت از تولیدات داخلی، یارانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و دیگر سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که امروزه همه را از آنها نهی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند به چنین جایگاهی دست یافتند. سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد، تا به امروز، اندک کشوری را ثروتمند کرده است و در آینده نیز کمتر کشوری را ثروتمند خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای درک بهتر این امر کافی است به چین امروز و آمریکای اواخر قرن نوزدهم نگاهی بیاندازید. این دو کشور که هر دو از بالاترین رشد برخوردار بوده&amp;zwnj;اند و از ثروتمندترین کشورهای جهان هستند، در امروز و دیروز خود سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای را به اجرا گذاشته&amp;zwnj;اند که نقطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مقابل نسخه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصاددان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نئولیبرال بازار آزاد است. حمایت سنگین از صنایع داخلی، اعمال تبعیض علیه سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاران خارجی، حمایت اندک از حقوق مالکیت، انحصارات، فساد، فقدان یا ضعف دموکراسی و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و ویژگی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از این دست، همه و همه، در تاریخ رشد و توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی این دو کشور وجود داشته و بر خلاف تبلیغات نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، به بحران هم نیانجامیده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه گفتیم را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانید از زبان &amp;laquo;پرزیدنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مرده&amp;raquo; بشنوید! اگرچه چهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که بر اسکناس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دلار آمریکا نقش بسته، همه از رؤسای جمهور آمریکا نبوده اند، اما آمریکایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها گاهی به اسکناس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دلار خود &amp;laquo;پرزیدنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مرده&amp;raquo; می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند. نگاهی کوتاه به کارنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سیاسی و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی &amp;laquo;پرزیدنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مرده&amp;raquo;، تاریخ سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی و رشد و توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی آمریکا را همزمان به نمایش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارد. الکساندر همیلتون، نخستین رئیس خزانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری و معمار سیستم اقتصادی مدرن آمریکا که تصویرش بر روی اسکناس ۱۰ دلاری نقش بسته، به شدت از حمایت از صنایع داخلی دفاع می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد و وجود این حمایت را تا زمانی ضروری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانست که این صنایع بتوانند روی پای خود بایستند. اگر همیلتون امروز زنده شود و وزیر تجارت کشوری در حال توسعه شود، می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانید مطمئن باشید که با معیارهای امروز بانک جهانی و صندوق بین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;المللی پول و خزانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری آمریکا، درخواست وی برای وام رد خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جرج واشنگتن، نخستین رئیس جمهور آمریکا بر روی ۱ دلاری، آبراهام لینکلن بر روی ۵ دلاری، یولیسس گرانت بر روی ۵۰ دلاری، توماس جفرسون بر روی ۲ دلاری، اندور جکسون بر روی ۲۰ دلاری، همه و همه، به درجات و انحاء مختلف، از سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های حمایتی برای صنایع داخلی حمایت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند و تا حد زیادی، حتی بیش از هوگو چاوز در امروز، ضد مداخله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی جهان خارج بودند. کسانی که با یک اسکناس ۲۰ دلاری در دست روزنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی وال استریت ژورنال را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خرند تا مقاله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای از یک اقتصاددان نئولیبرال دانشگاه شیکاگو علیه سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ضد خارجی هوگو چاوز را بخوانند، کافی است نگاهی به عکس روی اسکناس بیاندازند تا ملتفت شوند که اندرو جکسون به مراتب بیش از هوگو چاوز ضد خارجی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ha-joon_changs_book.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 382px; margin: 10px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اقتصاددان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نئولیبرال معمولاً در پاسخ به این نکته به این امر اشاره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند که آمریکا، علیرغم این سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های حمایت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرایانه و نه به خاطر این سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، توانست به سبب بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مندی از &amp;laquo;شرایط خاص&amp;raquo;، همچون منابع سرشار طبیعی، نیروی مهاجر با انگیزه و بازار گسترده داخلی، مسیر رشد و توسعه را پیش بگیرد. در پاسخ به این نکته باید گفت که کافی است به تاریخ اقتصادی دیگر کشورهای ثروتمند نگاهی بیاندازید تا متوجه بشوید که بسیاری از آنها، همچون دانمارک، سوئیس، آلمان و کره، توانستند به سبب همین سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های حمایت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرایانه و بدون داشتن &amp;laquo;شرایط خاص&amp;raquo; به کشورهایی ثروتمند بدل شوند. برای نمونه، بریتانیا که برای بسیاری مهد تجارت آزاد است، در طول قرن هجدهم و تا نیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی قرن نوزدهم، سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های حمایتی را پیش گرفته بود و تازه در طول دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۸۶۰ بود که به سیاست تجارت آزاد روی آورد. آمریکا و بریتانیا، هر دو، در طول دوران شکوفایی و رشد خود، در قیاس با دیگر کشورهای جهان، بیشترین حمایت از صنایع داخلی را سر لوحه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی خود قرار دادند. در واقع، همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کشورهای ثروتمند دنیا از سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های حمایتی، یارانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولیدی، محدودیت سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری خارجی، مالکیت دولتی صنایع سنگین و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از این دست بهره بردند تا صنایع نوپای خود را گسترش و ارتقا ببخشند. اما امروزه همین کشورهای ثروتمند از طریق نهادهای مالی بین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;المللی، همچون بانک جهانی و صندوق بین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;المللی پول، و به واسطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نفوذ ایدئولوژیک خود، کشورهای در حال توسعه را تحت فشار قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند که مرزهای خود را به روی جهان خارج باز کنند و از سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های حمایتی دست بردارند. ماجرا بسیار ساده است؛ کشورهای ثروتمند به کشورهای در حال توسعه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند: &amp;laquo;کاری را که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویم بکن، نه کاری را که من کردم&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۸: سرمایه واجد ملیت است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; شرکت فراملیتی (چندملیتی)، گل سرسبد و قهرمان عصر جهانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی است. شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فراملیتی، آنچنانکه از نام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان پیدا است، از مرزهای ملی و محدوده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تنگ جغرافیایی فراتر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روند. این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها اگرچه در کشور محل تولد خود دارای دفتر مرکزی هستند، اما بیشتر پروسه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تولید و تحقیق خود را در کشورهای مختلف دنبال می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و آدمیانی از سرزمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مختلف را به استخدام خود در می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورند. در دوره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای اینچنین که سرمایه فاقد ملیت است، سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ملی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرایانه در قبال سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خارجی در بهترین حالت، بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نتیجه و در بدترین حالت، زیانبار است. اگر دولت یک کشور، به انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ارتقاء اقتصاد ملی، نسبت به این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های چندملیتی تبعیض قائل شود، نتیجه به ضرر این کشور است: این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در آن کشور سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و راهی کشوری دیگر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; علیرغم &amp;laquo;فراملیتی شدن&amp;raquo; روز به روز سرمایه، بیشتر شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فراملیتی عوض آنکه شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی واقعاً بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ملیت باشند، در واقع امر، شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی ملی هستند که عملکرد و گردشی بین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;المللی دارند. این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بیشتر کارهای عمده و مهم خود، همچون تحقیقات و طراحی استراتژی، را در کشور مادر به انجام می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسانند و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاران و تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیران این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها عموماً تابعیت کشور مادر را دارند. وقتی هم که نوبت به بستن کارخانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و کاهش مشاغل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسد، کشور مادر آخرین کشوری است که این اتفاق در آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;افتد. این همه بدان معنا است که کشور مادر از عملکرد فراملیتی شرکت بیشترین بهره را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برد. درست است که ملیت یک شرکت تنها عامل تعیین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده در عملکرد شرکت نیست، اما غفلت از این عامل نتایج زیانباری به همراه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه مدام گفته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که عاقلانه نیست محدودیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی در برابر سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری و مالکیت خارجی وضع شود، چرا که این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خارجی، در کشور میزبان، ثروت تولید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و مشاغل جدید به وجود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورند. این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هیچ وابستگی ملی ندارند و آماده&amp;zwnj;اند تا برای کسب سود و منفعت بیشتر، کارگرهای خود در کشور مادر را اخراج کنند و کارخانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را در این کشور تعطیل کنند. سرمایه بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مرز است. جالب است که بسیاری مارکسیست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هم با این تحلیل سر سازگاری دارند. اما این، همانطور که پیشتر گفته شد، همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی واقعیت نیست. در واقع، باید گفت که سرمایه بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ملیت هم نیست و این کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فراملیتی دچار نوعی &amp;laquo;تمایل به خانه&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;home bias&lt;/span&gt;) هستند. این &amp;laquo;تمایل به خانه&amp;raquo; به سه صورت خود را نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. در بیشتر کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اینچنینی، اگرچه عملکرد و گردش کمپانی وجهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای فراملیتی دارد، اما بیشتر تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیران و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاران این کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها ملیت کشور مادر را دارند. همچنین این کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی فعالیت خود در بخش تحقیقات و توسعه را که قلب تپنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی قدرت کمپانی در عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی رقابت است در کشور مادر به انجام می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسانند و تازه آن دسته از پروژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تحقیق و توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای را هم که اخیراً در هند و چین به راه انداخته&amp;zwnj;اند در سطح بسیار پایینی قرار دارند. اما از این دو گذشته، در عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تولید هم کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فراملیتی به کشور مادر خود تمایل دارند. تنها استثناء در این خصوص شاید شرکت فراملیتی نستله باشد که بیشتر محصولات آن در خارج از خانه، سوئیس، تولید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. اما اگر به شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دیگر نگاهی بیاندازید قضیه از این قرار نیست. کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فراملیتی که در آمریکا خانه دارند، کمتر از یک سوم فرآیند تولید خود را به خارج از آمریکا منتقل کرده&amp;zwnj;اند. کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فراملیتی ژاپنی، فقط ده درصد از محصولات خود را در خارج از ژاپن تولید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اروپایی هم اگر پروسه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تولید خود را به خارج از کشور مادر منتقل کنند، معمولاً از مرزهای اروپا پا را فراتر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اینکه چرا کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فراملیتی چنین تمایلی به خانه دارند سؤالی است که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان دلایل بسیاری برای آن برشمرد که یکی از آنها احساس تعلق خاطر و تمایل مدیران رده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بالا به کشوری است که از آن آمده&amp;zwnj;اند. اما سوای این دلیل شخصی که با پیشفرض سودانگارانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها از آدمی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواند، کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فراملیتی به سبب حمایت مالی که در مراحل آغازین توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود از کشور مادر دریافت کرده اند، همواره به گونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای ضمنی، و نه قانونی، از آنها انتظار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود که نسبت به خانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود احساس وظیفه کنند. مثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی هم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان برای این دو دلیل پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گفته گفت. اما مهمترین دلیل &amp;laquo;تمایل به خانه&amp;raquo; در میان کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فراملیتی، از قضا، دلیلی کاملاً اقتصادی است. مسئله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تولید فقط مسئله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کارگر ارزان و ماشین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آلات تولیدی نیست که کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، به راحتی، کل پروسه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تولید خود را به سمت کشورهای در حال توسعه روانه کنند. تولید نیازمند مدیران توانمند، بسترهای قانونی، سازمان قدرتمند، شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های طرف قرارداد متعهد و بسیاری از این دست مسائل است که به راحتی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان آنها را به کشورهای دیگر انتقال داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خلاصه آنکه کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کمی را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان یافت که حقیقتاً فراملیتی باشند. اکثر قریب به اتفاق این کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها همچنان بیشتر محصولات خود را در کشور مادر تولید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سطح بالایی چون تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های استراتژیک و تحقیق و توسعه را هم در همان کشور مادر متمرکز می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. بنا بر این، سخن از جهان بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مرز، تا حد زیادی، گزاف و اغراق است. اما این همه به آن معنا نیست که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید با چشمانی بسته هر گونه سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری خارجی را رد کنیم، بلکه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید بستر لازم را ایجاد کرد و از شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی استقبال کرد که حضورشان، نه در کوتاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مدت، بلکه در درازمدت به نفع جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی میزبان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۹: ما در عصر پساصنعتی زندگی نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کنیم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; اقتصاد ما در طول چند دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته به طوری بنیادین تغییر ماهیت داده است. خصوصاً در کشورهای ثروتمند، صنعت تولید که زمانی نیروی محرک سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری بود دیگر جایگاه پیشین خود را ندارد. در همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کشورهای ثروتمند، صنایع تولیدی، به سبب افزایش تقاضا برای خدمات به طور کلی و خدمات دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بنیاد به طور خاص (همچون بانکداری و مشاوره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مدیریتی)، رو به افول نهاده&amp;zwnj;اند. این امر بیانگر آن است که ما وارد عصر پساصنعتی شده ایم، بدین معنا که بیشتر مردم در بخش خدمات مشغول به کار&amp;zwnj;اند و حجم عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تولید و برون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داد مربوط به بخش خدمات است. افول تولید نه تنها جای تأسف ندارد، بلکه اسباب شادی است. با افزایش خدمات دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بنیاد، حال دیگر اوضاع به نفع کشورهای در حال توسعه است که از فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولیدی کلاً دست بشویند و به یکباره به اقتصاد پساصنعتی و خدمات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بنیاد بجهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; درست است که ما در عصر پساصنعتی زندگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم، اما بدین معنا که بیشتر ما در ادارات و فروشگاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها مشغول به کار هستیم و نه در کارخانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها؛ اما این بدین معنا نیست که ما به مرحله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی پساصنعتی توسعه گام گذاشته ایم و صنعت بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اهمیت شده است. کاهش سهم فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولیدی در برون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داد اقتصادی به سبب کاهش حجم کالاهای تولیدی نیست، بلکه به سبب کاهش قیمت کالاهای تولیدی به نسبت خدمات است. خیال خام است که گمان کنیم که کشورهای در حال توسعه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند صنعتی شدن را رها کنند و به یکباره وارد مرحله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی پساصنعتی شوند. ظرفیت و قابلیت محدود این کشورها در تولید، این امکان را نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که خدمات موتور مناسبی برای رشد باشد. خدمات، قابلیت اندکی برای معامله دارند و از اینرو اقتصادهای خدمات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;محور توانایی اندکی در صادرات دارند و کاهش حجم درآمد از ناحیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی صادرات به معنای کاهش قدرت خرید تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پیشرفته و در نهایت، رشد کندتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه عده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بسیاری را گمان این است که همه چیز در چیـن تولید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و چین &amp;laquo;کارگاه جهان&amp;raquo; شده است و در مقابل، بریتانیا سرزمینی است که به قول نیکولا سارکوزی &amp;laquo;هیچ صنعتی&amp;raquo; ندارد. اما راستش را بخواهید ترکیب &amp;laquo;کارگاه جهان&amp;raquo; نخستین بار در قرن نوزده برای توصیف بریتانیا ضرب شد. اگر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهید اهمیت بریتانیا را در قرن نوزده دریابید کافی است به این نکته توجه کنید که در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی۱۸۶۰، ۲۰ درصد تولیدات جهان در بریتانیا تولید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد و در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۸۷۰، ۴۶ درصد حجم تجارت کالاهای تولیدی جهان در اختیار بریتانیا بود و این رقم امروزه برای چین در حدود ۱۷ درصد است. این امر به خوبی نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که بریتانیای آن سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها چه سلطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای بر جهان داشت. اما این جایگاه قطبی بریتانیا، دولت مستعجل بود و این کشور از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۸۶۰ و پس از اتخاذ سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آزادسازی تجارت، کم کم با رقیـبان و مدعیان جدیدی همچون آمریکا و آلمان روبرو شد و به مرور پس پشت گذاشته شد. اما تا دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۹۷۰، صنایع تولیدی در بریتانیا جایگاهی مهم در اقتصاد این کشور داشت و ۳۵ درصد شاغلان این کشور در بخش تولیدی مشغول به کار بودند. اما از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۹۷۰ ورق برگشت و امروزه ۱۰ درصد جمعیت شاغل این کشور در بخش صنعت هستند و این بخش، ۱۳ درصد از تولید ناخالص ملی بریتانیا را تشکیل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد؛ رقمی که در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۹۵۰، ۳۷ درصد بود. آنچه این روزها صنعتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زدایی نام گرفته است در واقع حکایت همان چیزی است که در بریتانیا شاهد بوده ایم؛ کاهش حجم تولید صنعتی در برون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داد اقتصادی و اشتغال. برای بسیاری، این اتفاق پدیده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای طبیعی است و ناشی از آن است که با افزایش سطح درآمد، مردم به خدمات، خصوصاً خدمات دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;محور، بیش از کالاها نیاز پیدا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و همین امر به گسترش بخش خدمات می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انجامد و این بخش موتور رشد در کشورهای ثروتمند شده است. تولید، به باور آنها، دیگر فعالیتی درجه دو شده است که کشورهایی چون چین عهده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دار آن شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما آیا ما واقعاً وارد جهان پساصنعتی شده ایم؟ و آیا واقعاً تولید امروزه بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اهمیت است؟ پاسخ به سؤال اول، به یک معنا آری است و پاسخ به سؤال دوم، نه. اگر مسئله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نوع اشتغال و تأثیر آن بر هویت خود را ملاک قرار دهیم باید بگوییم که امروزه افراد بیشتری در بخش خدمات مشغول به کار هستند و همین امر نگاه و سبک زندگی آنها را بسیار متفاوت از کارگران صنعتی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند؛ کارگرانی که کار جمعی را تجربه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و در اتحادیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها سازماندهی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند. بدین معنا، یعنی از نظر نوع کار و استخدام، ما وارد جهان پساصنعتی شده ایم. اما تولید اهمیت خود را در کشورهای ثروتمند به هیچ وجه از دست نداده است و بدین معنا ما وارد جهان پساصنعتی نشده ایم. دلیل آنکه بخش خدمات سهم بیشتری از تولید ناخالص ملی را تشکیل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد آن است که ظرفیت تولید، به علت مکانیزه شدن و تسهیل بیشتر استفاده از پروسه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های شیمیایی، نسبت به گذشته افزایش یافته است و قیمت کالاهای تولیدی، بدین علت، کاهش یافته است. در واقع ما امروزه بیش از گذشته از کالاهای تولیدی استفاده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم و بدین ترتیب کالاهای بیشتری هم تولید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، اما پول کمتری برای خرید آنها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پردازیم و در عوض بیشتر درآمد خود را صرف استفاده از خدمات، همچون آرایشگاه، می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم. خدمات به نسبت تولیدات، قابلیت افزایش ظرفیت تولید را ندارد و از این رو از قیمت آن کاسته نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود (لازم به ذکر نیست که در این مقایسه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها نرخ تورم لحاظ شده است). پس صنعت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زدایی و عصر پساصنعتی را اگر به معنایی جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شناختی لحاظ کنیم، باید بگوییم که ما وارد عصر پساصنعتی شده ایم، اما اگر از این واژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها معنایی اقتصادی اراده کنیم، داستان به گونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دیگری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما کشورهای در حال توسعه باید کاملاً بهوش باشند که فریفته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این خیال خام نشوند که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند تولید صنعتی را بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خیال شوند و یکراست به توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خدمات روی آورند. دو نکته در میان است: نخست آنکه، بخش خدمات، خصوصاً خدمات دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;محور، در کشورهای ثروتمند در خدمت صنعت است و پابه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پای آن و در خدمت به آن رشد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خدمات بدون پشتوانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی صنعت، راه به جایی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برد. اگر کسی هم کشور سوئیس را، برای نقض این سخن، مثال بزند و از ثروت این کشور به سبب بانکداری سخن بگوید، در پاسخ وی باید گفت که از قضا سوئیس یکی از صنعتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین کشورهای جهان است و دلیل آنکه ما کالاهای سوئیسی زیادی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینیم، صرفاً آن است که تولیدات صنعتی سوئیس، همچون ماشین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آلات و مواد شیمیایی، کالاهایی هستند که در بخش تولیدات صنعتی و کارخانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آیند. سوئیس (و گاه ژاپن) معمولاً بالاترین میزان تولید صنعتی بر حسب سرانه را در جهان دارد. اما نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دوم آنکه توسعه همواره نیازمند واردات تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های روزآمد است و کشوری که بر گسترش خدمات همت گماشته، به علت ماهیت غیرقابل صادرات آن، از عهده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی موازنه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی صادرات و واردات برنمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید و بدین ترتیب از واردات تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مدرن و در نتیجه توسعه و افزایش استاندارد زندگی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نصیب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱۰: آمریکا دارای بالاترین استاندارد زندگی در جهان نیست.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; آمریکا، با همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مشکلات اقتصادی گریبانگیرش، همچنان دارای بالاترین استاندارد زندگی در جهان است. کشورهایی هستند که میزان درآمد سرانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آنها بیش از آمریکا است، اما اگر میزان قدرت خرید دلار در آمریکا را مبنا قرار دهیم، آنگاه، به جز کشور کوچک لوکزامبورگ، آمریکا دارای بالاترین استاندارد زندگی در جهان است. به همین دلیل است که بسیاری از کشورها به آمریکا اقتدا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند؛ کشوری که، تقریباً به بهترین نحو، برتری بازار آزاد را نمایندگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و به رخ می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; درست است که شهروند متوسط آمریکایی، به استثنای شهروند لوکزامبورگی، دارای بالاترین قدرت خرید کالا و خدمات است، اما با در نظر داشتن نابرابری شدید در این کشور، این شهروند متوسط آمریکایی، بر خلاف همتایانش در کشورهایی با توزیع درآمد عادلانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر، نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند دقیقاً نمایانگر آن باشد که مردم آمریکا چگونه زندگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. این نابرابری شدید در آمریکا خود را در آمارهای سلامت و جرائم این کشور به خوبی نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. همچنین، اگر در آمریکا دلار قدرت خرید بیشتری نسبت به دیگر کشورهای ثروتمند دارد، این امر به برکت مهاجرت بالا و شرایط کاری نامطلوب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر است که باعث کاهش قیمت خدمات در این کشور می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. به علاوه، یک آمریکایی معمولاً زمان طولاتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری نسبت به همتایان اروپایی خود کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. اگر میزان درآمد بر حسب ساعات کاری را محاسبه کنیم آنگاه باید بگوییم که آمریکایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها نسبت به برخی کشورهای اروپایی قدرت خرید کمتری دارند. این نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که پای دو سبک زندگی در میان است: داشتن کالاهای بیشتر و اوقات فراغت کمتر مثل آمریکا یا داشتن کالاهای کمتر و اوقات فراغت بیشتر مثل اروپا. می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان در باب اینکه کدام سبک زندگی بهتر است بحث و مجادله کرد، اما به هر حال همین امر به خوبی نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که اینگونه هم نیست که آمریکا بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بروبرگرد بالاترین استاندارد زندگی را در جهان داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آمریکا همواره سرزمین رؤیاها توصیف شده است و خیال آن دل بسیاری را ربوده است. فقط در فاصله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۸۸۰ تا ۱۹۱۴ سه میلیون ایتالیایی به آمریکا مهاجرت کردند و البته ناگفته نماند که بسیاری از آنها با آنچه در آنجا دیدند، سرخورده شدند. یکی از آنها، آن روزها نوشت: &amp;laquo;نه تنها جاده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها با طلا سنگفرش نشده اند، بلکه اصلاٌ سنگفرش نشده&amp;zwnj;اند. در واقع، ما همان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی هستیم که قرار است جاده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را سنگفرش کنیم&amp;raquo;. البته فهم علل جاذبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آمریکا برای بسیاری از اروپایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها چندان دشوار نیست. در ابتدای قرن نوزده درآمد سرانه در آمریکا چیزی در حدود متوسط درآمد سرانه در اروپا و نصف انگلستان و هلند بود، اما همچنان برای بسیاری از اروپایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها این کشور جاذبه داشت. علت آن؟ یکی زمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نامحدود و آماده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کشت و دیگری کمبود نیروی کار. اما اینکه از فئودالیسم هم خبری نبود، عاملی بسیار تأثیرگذار و به معنای آن بود که امکان تحرک اجتماعی و طبقاتی بسیار بالاتر اروپا بود؛ همان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طور که ایده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی &amp;laquo;رؤیای آمریکای&amp;raquo; به خوبی بیانگر آن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما ای کاش فقط &amp;laquo;رؤیای آمریکایی&amp;raquo; به مذاق مهاجران خوش بود. در این چند دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته بسیاری از سیاستگذاران کشورهای دیگر هم دل به &amp;laquo;رؤیای آمریکایی&amp;raquo; باخته&amp;zwnj;اند و اقتدا به آن را سرلوحه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود کرده&amp;zwnj;اند. سیستم تجاری آزاد در آمریکا، به باور طرفداران پروپاقرص آن، این امکان را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که مردمان بی هیچ محدودیتی با هم رقابت کنند و بهترین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بی هیچ محدودیت دولتی پاداش بگیرند. همین امر است که راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار و ابداع را در آمریکا تشویق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و به شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها امکان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که با توجه به اقتضائات محیط و شرایط و امکانات خود کارگران را به سادگی استخدام کنند یا از کار برکنار کنند تا در رقابت با رقیبان همواره سرزنده و پرتحرک باشند. اگرچه این سیستم نابرابری را افزایش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد و بازندگانی دارد، اما همین بازندگان هم، به باور این مدافعان، به راحتی سرنوشت خود را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پذیرند و امید به آن دارند که به برکت تحرک طبقاتی و اجتماعی بالا، روزی فرزندان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان پا جای پای بیل گیتس و توماس ادیسون بگذارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;واقعیت این است که آمریکا امروزه دیگر ثروتمندترین کشور جهان نیست. آمریکا با درآمد سرانه ۴۶۰۴۰ دلار در سال، پس از نروژ (۷۶۴۵۰ دلار)، لوکزامبورگ، سوئیس، دانمارک، ایسلند، ایرلند و سوئد (۴۶۰۶۰ دلار) قرار گرفته است. پس آمریکا امروزه هشتمین کشور ثروتمند جهان است و حتی اگر دو دولت کوچک لوکزامبورگ و ایسلند را حذف کنیم، آمریکا در جایگاه ششم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نشیند. اما بسیاری احتمالاً می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند که کافی است گذرتان به آمریکا بیافتد تا ببینید مردم آنجا، در قیاس با مردمان این کشورهای ثروتمند همچون نروژ و سوئیس، زندگی بهتری دارند. علت این نوع نگاه آن است که آمریکا توزیع درآمد به مراتب ناعادلاته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری نسبت به دیگر کشورهای ثروتمند جهان دارد و بسیاری بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آن فقرزده است و احتمالاً گذر بسیاری از توریست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به آن مناطق نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;افتد که واقعیت آمریکا را بهتر درک کنند. اما اگر درآمد سرانه آمریکا را به دلار بین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;المللی تبدیل کنیم، یعنی آن را برحسب برابری قدرت خرید &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;PPP&lt;/span&gt; مقایسه کنیم، آنگاه آمریکا پس از لوکزامبورگ در جایگاه دوم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نشیند. این بدین معنا است که در آمریکا قدرت خرید مردم، به دلیل ارزان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر بودن خدمات آن نسبت به دیگر کشورهای ثروتمند جهان، بیشتر است. پس گویا باید بپذیریم که آمریکا بالاترین استاندارد زندگی را در جهان دارد و مردم مرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر زندگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. نه! از آنجا که در آمریکا توزیع درآمد به مراتب و بسیار بسیار ناعادلانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر از دیگر کشورهای ثروتمند جهان است، درآمد سرانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آمریکا، حتی بر حسب &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;PPP&lt;/span&gt; هم نمایانگر و گویای استاندارد زندگی بیشتر مردم آمریکا نیست. به عبارتی دیگر، درآمد سرانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آمریکا نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند نشان دهد که اکثر مردم این کشور چگونه زندگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. این مسئله را به وضوح می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان در آمارهای مربوط به سلامت و جرائم یافت. این آمارها نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که طبقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی فرودست در آمریکا به مراتب بیشتر از طبقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی فرودست در دیگر کشورهای ثروتمند جهان است. همچنین، بالا بودن سطح استاندارد زندگی در آمریکا به بهای فقر بسیاری از آمریکایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها است. علت آن، ارزان بودن خدمات در این کشور است که در نتیجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مهاجرت زیاد و غیرقانونی و همچنین شرایط کاری نامناسب به وجود آمده است. اگر شما خریدار خدماتی باشید که راننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تاکسی یا گارسون به شما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد، باید گفت که شما برده اید، اما اگر از قضا شما راننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تاکسی یا گارسون باشید - که احتمال آن بیشتر است - آنگاه قضیه متفاوت است و این شما هستید که بازنده اید. مسئله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آخر هم آن چیزی است که جنون کار در آمریکا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند. آمریکایی نسبت به مردم دیگر کشورهای ثروتمند، ساعات بیشتری به کار مشغول اند؛ یعنی ده درصد بیشتر از اکثر کشورهای اروپایی و سی درصد بیشتر از هلندی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و نروژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. اگر این نکته را در آمارها لحاظ کنیم، آنگاه باید بگوییم که آمریکایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها حتی بنا به &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;PPP&lt;/span&gt; هم، بالاترین استاندارد زندگی را در جهان ندارند و به رتبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی هشتم سقوط می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. آدم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها خود شخصاً اختیار این را دارند که تا آنجا که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند کار کنند و کالاهای بیشتر داشته باشند و اوقات فراغت کمتر، اما وقتی صحبت از کل مردم یک کشور است، آنگاه باید اندکی درنگ کرد و پرسید آیا نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان قوانین را به گونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای دیگر نوشت و پای دولت رفاه را به میان کشید تا همگان مجبور نباشند ساعت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های طولاتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تری کار کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خلاصه آنکه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید درکی وسیع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر از استانداردهای زندگی داشته باشیم و خود را به درآمد سرانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بالا یا قدرت خرید دل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خوش نکنیم. این اعداد که ظاهراً بیانگر برتری استانداردهای زندگی در آمریکا است، بسیاری واقعیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را پنهان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و نشان نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که به بهای فقر چه تعداد آدمیان در این کشور و چه میزان مرگ و میر نوزدان، این اعداد چشمگیر درخشش ظفرمند خود را به رخ می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کشند. سخن از قدرت خرید پول، آن هم در جایی که بسیاری قدرت خرید ندارند، نادیده گرفتن چیزهای دیگری است که &amp;laquo;زندگی خوب&amp;raquo; را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازند: اوقات فراغت، امنیت شغلی، رهایی از جنایت، دسترسی به بهداشت و درمان، خدمات اجتماعی در صورت نیاز و بسیاری چیزهای دیگر.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱۱: آفریقا محکوم به عقب&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ماندگی و توسعه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;نیافتگی نیست.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; آفریقا محکوم به عقب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماندگی و توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نیافتگی است. قاره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که آب و هوای نامساعدش بستر بیماری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های گرمسیری است و جغرافیایی فاجعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بارش، بسیاری کشورها را محصور خشکی کرده است. همسایگان هر کشوری در این قاره بازاری محدود دارند که بخت صادرات را از بین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برد و نزاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایشان هم غالباً به درون کشورهای همسایه سرازیر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. این قاره آنقدر از منابع طبیعی برخوردار است که مردمانش را تنبل و فاسد و ستیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;جو کرده است. ملت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آفریقایی آنقدر به لحاظ تنوع قومی تکه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پاره&amp;zwnj;اند که به سختی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان آنها را اداره کرد و همین باعث می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که وارد نزاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خشونت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار شوند. کشورهای این قاره هم از چنان نهادهای بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خاصیتی برخوردار&amp;zwnj;اند که نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاران را حمایت و مجاب به سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری کرد. فرهنگ بدی هم دارند: مردم کار نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند، پس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انداز هم که نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و به سختی با هم زیر یک سقف دست همکاری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند. همین موانع ساختاری، توضیح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این امر است که چرا این قاره پس از شروع اجرای سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آزادسازی بازار در ابتدای دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰ نتوانست، برخلاف دیگر مناطق جهان، روی رشد و توسعه را به خود ببیند. هیچ راه دیگری برای آفریقا نیست جز همین کمک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خارجی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; آفریقا همیشه هم راکد و بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رشد &lt;em&gt;نبوده&lt;/em&gt; است. در طول دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۶۰ و ۷۰ که آفریقا همین موانع ساختاری را - حتی به مراتب بیشتر و بدتر از امروز - داشت ما شاهد رشدی قابل قبول در این قاره بودیم. در ضمن، تمام این موانع ساختاری که امروزه قرار است آفریقا را عقب نگه دارد، در سراسر تاریخ کشورهای ثروتمند حتی تا همین امروز وجود داشته است؛ شرایط جوی نامساعد (چه گرمسیری و چه قطبی)، محصور بودن در خشکی، منابع طبیع غنی، شکاف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های قومی، نهادهای ضعیف و فرهنگ بد. به نظر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسد این شرایط ساختاری از آن رو در آفریقا مانع و سنگراه توسعه است که این کشورها از تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های لازم، نهادها و مهارت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سازمانی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بهره&amp;zwnj;اند تا بتوانند با نتایج نامطلوب این شرایط مقابله کنند. علت واقعی رکود و ایستایی آفریقا در سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد است که در این مدت بر این قاره تحمیل شده است. برخلاف تاریخ و جغرافیا، سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان تغییر داد. آفریقا محکوم به توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نیافتگی و عقب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماندگی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آفریقا در ذهن بسیاری از افراد، توده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای درهم از کشورهایی است که از آب و هوای داغ، بیماری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های گرمسیری، فقر کمرشکن، جنگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های داخلی و فساد رنج می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند. هر چند نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بایست همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کشورهای آفریقایی را یک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کاسه کرد و حکمی یکسان در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آنها داد، اما فقر در آفریقا قابل انکار نیست. بر طبق برآورد بانک جهانی در سال ۲۰۰۷، درآمد سرانه در آفریقا ۹۵۲ دلار است. این رقم حکایت از همین فقر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. البته این رقم از درآمد سرانه ۸۸۰ دلار در جنوب آسیا (افغانستان، بنگلادش، بوتان، هند، مالدیو، نپال، پاکستان و بنگلادش) بیشتر است. اما مشکل آفریقا، به گمان بسیاری، &amp;laquo;تراژدی رشد&amp;raquo; است. به زعم ایشان، بر خلاف کشورهای جنوب آسیا که از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰ به این سو شاهد افزایش نرخ رشد بوده اند، آفریقا مبتلا به بیماری &amp;laquo;نارسایی مزمن رشد اقتصادی&amp;raquo; است. بنا به این توضیح، مشکل از سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی نیست که در این قاره به اجرا درآمدند. چرا که همین سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها (آزادسازی بازار) در جنوب آسیا هم دنبال شدند، اما ما شاهد &amp;laquo;نارسایی مزمن رشد اقتصادی&amp;raquo; در آنها نیستیم. پس مشکل باید موانع ساختاری باشد که طبیعت و تاریخ، بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رحمانه، بر این قاره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سیاه تحمیل کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما راستی با این مشکلات و موانع ساختاری چه باید کرد؟ راه حل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان برای غلبه بر این موانع ساختاری پیشنهاد کرد، یا عملاً ناممکن&amp;zwnj;اند یا به لحاظ اخلاقی قابل قبول نیستند. آیا اوگاندا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند نروژ را مستعمره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود کند تا بر مشکل طبیعت و نیروی انسانی خود غلبه کند؟ آیا تانزانیا که بیشترین تنوع قومی را دارد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند دست به پاکسازی نژادی بزند؟ آیا جمهوری دموکراتیک کنگو برای خلاص شدن از شر منابع طبیعی سرشار خود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آنها را به ثمن بخس به تایوان بدهد تا از شر این نفرین طبیعت رها شود؟ اگر فرهنگ کامرون بد است، آیا این کشور باید دست به مغزشویی بزند و کمپ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اصلاح و آموزش برپا کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما از این سؤالات که پاسخ به آنها کاملاً روشن است بگذریم و سؤالی اساسی بپرسیم: آیا واقعاً در آفریقا ما شاهد &amp;laquo;تراژدی رشد&amp;raquo; هستیم؟ خیر. فقدان رشد در این قاره، &lt;em&gt;مزمن نبوده است&lt;/em&gt;. پیش از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰، یعنی در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۶۰ و ۷۰، رشد درآمد سرانه در آفریقا نرخی قابل قبول داشت، یعنی چیزی در حدود ۱.۶ درصد. هرچند این نرخ با نرخ رشد &amp;quot;معجزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وار&amp;quot; شرق آسیا (۵-۶ درصد) و آمریکای لاتین (در حدود ۳ درصد) در این دوران قابل قیاس نیست، اما این نرخ رشد را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان با نرخ رشد کشورهای ثروتمند در زمان انقلاب صنعتی (۱-۱.۵ درصد در بین سالهای ۱۸۲۰ تا ۱۹۱۳) مقایسه کرد و از اظهار تأسف برای آفریقا دست برداشت. پس نرخ رشد آفریقا در این دوران بیانگر آن است که برای عدم رشد آفریقا از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰ به این سمت باید علت دیگری را جستجو کرد؛ سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی و نه موانع ساختاری.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از ابتدای دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰، کشورهای آفریقایی از طریق صندوق بین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;المللی پول و بانک جهانی (و به عبارت دیگر کشورهای ثروتمندی که کنترل این نهادها را به دست دارند)، مجبور شدند که سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد و تجارت آزاد را اختیار کنند و این امر بدان جا انجامید که تولیدکنندگان نوپای این قاره پا به رقابت جهانی گذاشتند و هر آنچه را در طول دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۶۰ و ۷۰ ساخته بودند به یکباره فروپاشید. اما در همین زمان، کشورهای این قاره تحت فشار قرار گرفتند که صادرات خود را افزایش دهند و چون از زیرساخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مناسب و تکنولوژی پیشرفته برخوردار نبودند، صادرات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان به مواد خام، کاکائو و قهوه محدود شد. نتیجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این سیاست، صادرات بیش از حد این مواد از سوی کشورهای مختلف و کاهش شدید قیمت آنها بود. هر روز بیشتر صادر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند و هر روز کمتر درآمد داشتند. اما فشار همزمان بر دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های این کشورها برای تعدیل بودجه منجر به کاهش هزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و در نهایت ضعف زیرساخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها شد. و دست آخر همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها منجر به اقتصاد راکدی شد که سه دهه است از رشد (بر حسب سرانه) بازمانده است. اما چون اقتصاددان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نئولیبرال و مدافع بازار آزاد فکر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند که محال است سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های &amp;laquo;درست&amp;raquo; آنها به نتایج فاجعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار ختم شود، ترجیح می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند از موانع ساختاری سخن به میان بیاورند و مرگ سه دهه رشد در آفریقا را به گردن تاریخ و جغرافیا بیاندازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخن آن نیست که موانع ساختاری تأثیری ندارند و مانعی بر سر راه نیستند. اما همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آن موانع ساختاری که برشمردیم را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان در در دیروز و امروز کشورهای ثروتمند امروز هم یافت: محصور بودن در خشکی (اتریش و سوئیس)، منابع سرشار طبیعی (آمریکا، استرالیا، کانادا)، آب و هوای نامساعد (نروژ، فنلاند، کانادا و بخشی از آمریکا)، تنوع قومی و زبانی (بلژیک، فنلاند، سوئیس، سوئد، اسپانیا) و فرهنگ (ژاپن و آلمان &amp;ndash; در قرن نوزدهم، ژاپنی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در نگاه آمریکایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و استرالیایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، تنبل بودند و آلمانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هم از نگاه بریتانیایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، آنقدر احمق و احساساتی بودند که نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانستند اقتصاد خود را توسعه دهند. این کلیشه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، امروزه دقیقاً به عکس خود تبدیل شده اند: ژاپنی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پرکار و آلمانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها سرد و منطقی. اما ما در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آفریقایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها همچنان اینگونه فکر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم). در واقع، موانع ساختاری را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان - آنچنانکه که کشورهای ثروتمند امروز چنین کرده&amp;zwnj;اند &amp;ndash; با تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پیشرفته، مهارت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سازمانی قدرتمند و نهادهای سیاسی توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;یافته مهار کرد. خلاصه آنکه تراژدی آفریقا محصول توأمان سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نئولیبرال و نگاهی است که از کنار این سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها رد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و علت مشکلات را جای دیگری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;جوید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱۲: دولت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ها می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;توانند بهترین&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ها را برگزینند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها تخصص و اطلاعات لازم را در اختیار ندارند تا در مسائل تجاری تصمیمات آگاهانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای بگیرند و بهترین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را برگزینند. حتی بر عکس، تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیران دولتی از آنجایی که با انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی قدرت، و نه سود، فعالیت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و عهده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دار تبعات اقتصادی تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خود هم نیستند، احتمال بیشتری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود که از قضا بدترین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را برگزینند. دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها خصوصاً وقتی تلاش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند که بر خلاف منطق بازار پیش روند و صنایعی را ارتقا دهند که فراتر از منابع و توان یک کشور است، نتایج این کار فاجعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار از کار در می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید. این امر را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای دید که در آنها پروژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی به اجرا در می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آیند که مصداق &amp;laquo;آفتابه لگن هفت دست&amp;raquo; هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند بهترین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را برگزینند و گاهی هم بسیار خوب از عهده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این کار برمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آیند. وقتی با چشمان گشاده دور و بر را خود نگاه کنیم، مثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بسیاری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانیم در اینجا و آنجای جهان پیدا کنیم که دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بهترین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را برگزیده&amp;zwnj;اند. این استدلال که خود شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بهتر از دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند در خصوص مسائل خود تصمیم بگیرند، استدلالی است که چندان پایه و مبنایی ندارد. داشتن اطلاعات بیشتر و جزئی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر، ضامن تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بهتر نیست؛ حتی گاهی همین اطلاعات چنان باری گران می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری را دشوارتر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. حتی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان اینگونه هم گفت که گاه دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها اطلاعات به مراتب بیشتر و بهتری در اختیار دارند که کیفیت تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آنها را ارتقا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. علاوه بر این، گاه تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که چه بسا برای یک شرکت مفید است برای کل اقتصاد ملی مفید نیست. اما باید گفت که تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دولتی اگر در مشارکت نزدیک (اما نه خیلی نزدیک) با بخش خصوصی به انجام رسد، نتیجه&amp;zwnj;ی آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند بهبود عملکرد اقتصاد ملی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانطور که گفته شد لب کلام اقتصاددانان بازار آزاد این است که دولتمردان و بوروکرات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، چون انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سود در سر ندارند و ضرورتی هم ندارد که پای تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نادرست خود بایستند و تبعات آن را تحمل کنند، از عهده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی انتخاب درست برنمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آیند و حتی گاه سراغ پروژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی چنان پر رنگ و لعاب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روند که نتیجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای از آنها عاید نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. اما شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها وقتی که قرار باشد میان دو گزینه یکی را انتخاب کنند، چون از شرایط بازار و منابع خود بهتر خبر دارند، گزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بهتر را انتخاب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. پروژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی هواپیمایی کنکورد که پروژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مشترک دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های انگلیس و فرانسه در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۶۰ بود، بهترین مثال از شکست پروژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دولتی است. صنعت هواپیمایی اندونزی در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۷۰ هم مثالی دیگر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اگر نگاهی به کره جنوبی بیانداریم، ماجرای دیگری را شاهدیم. بهترین مثال، صنایع ذوب آهن و فولاد کره است که در سال ۱۹۷۳ تولید خود را آغاز کرد. بانک جهانی و صندوق بین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;المللی پول، هر دو، با این پروژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دولتی به شدت مخالف بودند و حتی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاران خارجی را از اعطای وام به این پروژه بازداشتند. اما دولت بر خلاف نظر تمام &amp;laquo;تئوری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی مرسوم&amp;raquo; دست به کار شد و نتیجه چنان شد که امروزه این صنعت کره جنوبی چهارمین تولیدکننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی فولاد جهان است. اما فقط صنعت ذوب آهن و فولاد نبود که دولت در آن خوش درخشید. در طول دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۶۰ و ۷۰، دولت کره جنوبی با سیاست هویج و چماق بسیاری از شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را به سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری در پروژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی واداشت که اگر با خودشان بود هرگز به سمت آنها نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رفتند. برال مثال، دولت کره، گروه ال جی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;LG&lt;/span&gt; را از سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری و ورود به عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی منسوجات بازداشت و به سمت صنعت کابل سوق داد و همین امر این شرکت را به یکی از غول&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های این صنعت بدل کرد. مثال دیگر هم شرکت هیوندایی است که با فشار و حتی تهدید دولت مجبور شد که به صنعت کشتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی روی آورد و شرکت کشتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی هیوندایی امروز یکی از قدرتمندترین شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کشتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی جهان است. اما کره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی جنوبی استثنا نیست. مثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بسیاری از آسیا، اروپا و آمریکا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان آورد که نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد چگونه مالکیت و مداخله و تشویق و بسترسازی جهت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مند دولت موفق بوده و بهترین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را برگزیده است. دولت آمریکا هم بر خلاف آنچه تظاهر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند از جنگ جهانی دوم به این سو در گسترش و توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بسیاری از صنایع نقش محوری داشته است که برای مثال می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان به کمک دولت در تحقیق و توسعه در زمینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نیمه-رساناها، اینترنت، کامپیوتر، صنایع هواپیمایی و بیوتکنولوژیک اشاره کرد. تقریباً همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در قرن بیستم از سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی چون تعرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، یارانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، قوانین و مقررات حمایتی و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های از این دست استفاده کردند تا صنایعی را بر صنایع دیگر اولویت دهند و ارتقا ببخشند و در بسیاری از مواقع هم موفق عمل کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آنچه گفته شد به این معنا نیست که دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها همواره درست عمل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. نه! مثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از شکست دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها آورده شد. اما آن ادعای دیگر هم مبنایی ندارد که بخش خصوصی در تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری اقتصادی همواره بهتر از دولت عمل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. مثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از این دست بسیار است. اما راه حل چیست؟ همکاری. دولت و بخش خصوصی باید در همکاری و مشارکتی نزدیک (نه خیلی نزدیک) در خصوص مسائل اقتصادی تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری کنند و گاه در کنار هم سنگ بنای طرحی اقتصادی را بگذارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱۳: ثروتمند کردن ثروتمندان ما را پولدارتر نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; پیش از تقسیم ثروت، ابتدا باید ثروت ایجاد کنیم. چه خوشتان بیاید و چه خوشتان نیاید، این ثروتمندان هستند که سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و فرصت شغلی ایجاد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های عوام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فریبانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای چون تحمیل مالیات بر ثروتمندان، موجب به وجود آمدن محدودیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی در تولید ثروت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. این سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها باید متوقف شوند. فقط با ثروتمند کردن ثروتمندان است که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان مطمئن بود فقرا، در درازمدت، وضع بهتری پیدا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. به زبان تمثیل اگر سخن بگوییم، دادن سهم بزرگتری از کیک به ثروتمندان (قطع یا کاهش شدید مالیات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها)، اگرچه در کوتاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مدت باعث آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که همگان سهم کمتری از کیک (قطع درآمد و امکانات رفاهی برآمده از مالیات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها) داشته باشند، اما در درازمدت موجب آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که ثروتمندان کیک بزرگتری را بر سر میز آورند (با سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری بیشتر) و آنگاه همگان سهم بیشتری از کیک خواهند داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; این ایده - که &amp;laquo;اقتصاد رخنه &amp;ndash; به &amp;ndash; پایین&amp;raquo; نام گرفته &amp;ndash; چندان هم حقیقت ندارد. در اقتصاد، دوگانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای هست که چندان با واقعیت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواند: &amp;laquo;سیاست طرفدار ثروتمندان و افزایش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی رشد&amp;raquo; در برابر &amp;laquo;سیاست طرفدار فقرا و کاهش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی رشد&amp;raquo;. اما چرا با واقعیت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواند؟ چون سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های طرفدار ثروتمندان، بر خلاف این ادعا، نتوانسته&amp;zwnj;اند در سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته به رشد شتاب ببخشند. پس، این&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که با دادن سهم بزرگتری از کیک به ثروتمندان، کیک خود را بزرگتر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم، یعنی موجبات رشد را فراهم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آوریم، با واقعیت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواند و اعتبار ندارد. اما قسمت دوم این استدلال هم واقعیت ندارد؛ یعنی سهم چندان بزرگتری از کیک هم نصیب ما نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و ثروت ایجاد شده نزد ثروتمندان چندان به پایین رخنه نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند که فقرا سهمی ببرند و نزد خود ثروتمندان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماند. &amp;laquo;رخنه &amp;ndash; به &amp;ndash; پایین&amp;raquo; رخ می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد؛ اما اگر همه چیز به بازار واگذار شود، سهم ما از این رخنه چند قطره است و بس.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما چرا نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها چنین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند؟ کافی است کمی به عقب برگردیم و نگاهی به دیدگاه اسلاف آنها بیاندازیم؛ یعنی لیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های قرن نوزدهم. اینان که در برابر اشراف نیرویی انقلابی بودند با دموکراسی سر سازگاری نداشتند. دلیلش هم ساده بود. به گمان لیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، گسترش دموکراسی و دادن حق رأی به فقرا باعث نابودی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، چرا که فقرا، با بستن مالیات بر ثروتمندان، درآمد بیشتری کسب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و چون چیزی از پرهیز و ریاضت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانند همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی درآمد خود را صرف لذت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و از گردآوری ثروت و سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری دست می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کشند. نتیجه آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که اگر چه در کوتاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مدت، بهره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند، در درازمدت سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری و رشد اقتصادی و سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری را به نابودی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کشانند و دست آخر خودشان هم متضرر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما طنز ماجرا اینجا است که این دیدگاه لیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های قرن نوزدهم &amp;ndash; و نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های امروز &amp;ndash; دقیقاً با دیدگاه چپ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین جریان حزب بلشویک همخوان است. در برابر سیاست اقتصادی جدید (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;New Economic Policy &amp;ndash; NEP&lt;/span&gt;)، حزب بلشویک دوپاره شد؛ در یک سمت، جریان راست (استالین و بوخارین) بود و در سمت دیگر، جریان چپ (تروتسکی و پرئوبراژنسکی). به منظور فراهم آوردن سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی لازم برای سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری و صنعتی کردن روسیه، پرئوبراژنسکی مدافع آن بود که زمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کشاورزی غصب شود و مالکیت خصوصی و بازار ملغی شود، تا سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی لازم برای سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری در دستان دولت مترکز شود. جریان راست، یعنی استالین و بوخارین، طرفدار واقع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرایی بودند و نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواستند موجبات نارضایتی کشاورزان را فراهم آورند. به نظر بوخارین، چاره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای نبود جز &amp;laquo;حرکت به سوی سوسیالیسم سوار بر قاطر کشاورزان&amp;raquo;. این دیدگاه دست راستی در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۲۰ حاکم بود تا آنکه استالین به قدرت رسید و به سوی دیدگاه چپ چرخید و با کشاورزی همان کرد که پرئوبراژنسکی گفته بود. اما قلب استدلال این چپ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین جریان بلشویک را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان نزد لیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها یافت: مازاد قابل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید در دستان سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذار &lt;em&gt;متمرکز شود&lt;/em&gt;؛ سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری که برای یکی طبقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دار است و برای دیگری دولت برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریز.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما برگردیم به نگرانی لیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، حق رأی به فقرا &amp;ndash; البته مردان &amp;ndash; داده شد و نگرانی لیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هم بیهوده از آب درآمد. نه خبری از مالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سنگین بود و نه نابودی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری. اما پس از پایان جنگ جهانی دوم هم که مالیات بر ثروتمندان افزایش بسیاری یافت و برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های رفاه اجتماعی در کشورهای سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری به اجرا گذاشته شد &amp;ndash; یعنی بین سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۳ &amp;ndash; ما شاهد بیشترین نرخ رشد در کل تاریخ این کشورها هستیم، تا جایی که این دوره را &amp;laquo;عصر طلایی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری&amp;raquo; می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خوانند. پبش از این عصر طلایی، سرعت رشد درآمد سرانه، ۱ تا ۱.۵ درصد در سال بود، اما در طی این دوران این رقم به ۲ تا ۳ درصد در آمریکا و بریتانیا، ۴ تا ۵ درصد در اروپای غربی و ۸ درصد در ژاپن رسید. از آن زمان به بعد، هیچ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کدام از این کشورها نتوانستند چنین رشدی را دوباره تجربه کنند. از نیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دوم دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۷۰ به بعد، نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به میدان آمدند و خواهان آن شدند که از حجم مالیات ثروتمندان کاسته شود و ثروت در دست این گروه بماند که آنها بتوانند سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری کنند و رشد به ارمغان آورند. سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داران از شر قوانین و مقررات دست و پا گیر هم خلاص شدند و در استخدام و اخراج کارگران، گسترش انحصارات، و آلودگی محیط زیست آزادی عمل بیشتری یافتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نتیجه این سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها یک چیز بود: افزایش نابرابری درآمدی. در میان سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ در شانزده کشوری که آمار آنها در دست است، نابرابری درآمدی افزایش یافت و آمریکا هم رتبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نخست را به دست آورد. یک درصد بالای جمعیت آمریکا توانست سهم خود را از میزان کل درآمد در آمریکا بیش از دو برابر کند؛ یعنی از ۱۰ درصد به ۲۲.۹ درصد رساند. اما وضع برای ۰.۱ درصد بالای جمعیت به مراتب بهتر بود؛ این جمعیت توانست میزان درآمد خود را تا سه برابر افزایش دهد؛ یعنی از ۳.۵ درصد در سال ۱۹۷۹ به ۱۱.۶ درصد در سال ۲۰۰۶ برساند. اما همان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طور که گفته شد این توزیع درآمد در میان ثروتمندان و افزایش نابرابری درآمدی، اگر حداقل به رشد منجر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد، باز توجیهی داشت. اما چنین هم نشد. بنا به آمار بانک جهانی، رشد اقتصادی در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ۶۰ و ۷۰، بر حسب سرانه، بیش از ۳ درصد در سال بود، اما این رقم از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰ به این سو، فقط ۱.۴ درصد در سال است. با همان زبان تمثیلی باید بگوییم که ما سهم بیشتری از کیک را به ثروتمندان دادیم، به این امید که آنها به سرعت بزرگ شدن کیک ما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;افزایند. اما واقعیت این است که کلاه سر ما رفت: آنها سهم بزرگتری از کیک را گرفتند، اما از سرعت بزرگ شدن کیک هم کاستند. خلاصه آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که، نه آنقدرها خبری از کیک بزرگتر هست و نه آنقدرها خبری از چکه &amp;ndash; به &amp;ndash; پایین. پس باید از مکانیزم دولت رفاه بهره برد تا بتواند درآمد را در میان فقرا توزیع کند و بدین طریق از شکاف درآمدی ناعادلانه بکاهد. اما در همین حال می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان حتی نشان داد که درآمد توزیع شده در میان فقرا و طبقات پایین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند به رشد اقتصادی منجر شود و رکود این دوران را پشت سر بگذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱۴: مدیران آمریکایی زیادی قیمت-بالا هستند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; برخی افراد بسیار بیش از دیگران حقوق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند؛ مخصوصاً در آمریکا که برخی شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به مدیران رده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بالای خود چنان حقوقی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند که در نگاه بسیاری از مردم، غیر قابل قبول است. اما به هر حال، این از اقتضائات بازار است. با در نظر داشتن آنکه شمار افراد مستعد و تیزهوش محدود است، شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها مجبور&amp;zwnj;اند که برای جذب بهترین استعدادها، حقوق بالایی در نظر بگیرند. از نگاه کمپانی غول&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آسایی که گردش مالی آن میلیاردها دلار است، مقرون به صرفه است که میلیون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها یا حتی ده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها میلیون دلار بیشتر صرف استخدام بهترین مدیران کرد، چرا که توانایی فوق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;العاده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این مدیران در قیاس با همتایان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان در شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دیگر منجر به افزایش صدها میلیون دلاری درآمد کمپانی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. اگر چه این سطح از درآمد ناعادلانه به نظر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید، ما نباید از سر حسادت یا شناعت این مدیران را محکوم کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; مدیران آمریکایی از چند جهت زیادی قیمت-بالا هستند. یکی اینکه این مدیران در قیاس با همتایان خود در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۶۰، به طور نسبی، بیش از ده برابر حقوق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند؛ تازه آنها مدیران ارشد شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی بودند که به مراتب موفق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر از شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های امروز آمریکا هستند. اما از طرف دیگر، اگر این مدیران آمریکایی را با همتایان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان در دیگر کشورهای ثروتمند که شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی به همان میزان بزرگ و موفق را اداره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند مقایسه کنیم، باید بگوییم که مدیران ارشد آمریکایی تا بیست برابر آنها درآمد دارند. مدیران آمریکایی نه فقط زیادی قیمت-بالا هستند، بلکه زیادی مصون هم هستند، بدین معنا که حتی اگر عملکرد ضعیف هم داشته باشند بابت آن تـنبیه و جریمه نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند. اما بر خلاف آنچه اکثر مردم گمان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند، این بازار نیست که دستمزد آنها را تعیین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. طبقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مدیران در آمریکا چنان قدرت سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیکی به دست آورده که این طبقه را قادر ساخته است تا بر نیروهای تأثیرگذار در میزان دستمزد خود تأثیر بگذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;متوسط درآمد مدیران ارشد اجرایی در آمریکا چیزی حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ برابر متوسط درآمد یک کارگر است. بسیاری افراد از این مسئله آزرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خاطر اند، از جمله باراک اوباما که بارها لب به شکوه و شکایت گشوده است. اما اقتصاددانان بازار آزاد، مشکلی در این اختلاف شدید درآمدی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینند. به نظر آنها، اگر کسی همچون یک مدیر ارشد، ۳۰۰ یا ۴۰۰ برابر یک کارگر حقوق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد، صرفاً بدان سبب است که این مدیر ۳۰۰ یا ۴۰۰ برابر یک کارگر به ارزش کمپانی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;افزاید. کسانی که به دستمزد این مدیران ایراد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند عمدتاً سیاستمداران پوپولیستی هستند که درگیر سیاست حسادت طبقاتی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان پذیرفت که برخی افراد نسبت به دیگران بازدهی بیشتری دارند و باید بیش از آنها حقوق و مزایا دریافت کنند، حتی خیلی بیشتر. اما پرسش این است: آیا واقعاً این سطح از اختلافی که امروزه شاهدیم معقول و موجه است؟ در طول دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۶۰ و ۷۰ در آمریکا، درآمد یک مدیر ۳۰ تا ۴۰ برابر درآمد یک کارگر بود. اما از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۹۸۰، همچون بسیاری تغییرات شتابان دیگر، این نسبت درآمدی سرعتی شتابان گرفت و در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۹۰ میلادی ۱۰۰ برابر و از سال ۲۰۰۰ به این سو، ۳۰۰ تا ۴۰۰ برابر شده است. اما در آن سو، درآمد کارگران در طی سی وسه سال گذشته، فقط ۱۳ درصد رشد داشته است؛ یعنی ۰.۴ درصد در هر سال. این بدان معنا است که درآمد کارگران از میانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۷۰ به این سو تقریباً ثابت بوده است. البته این بدان معنا نیست که استانداردهای زندگی در آمریکا بیشتر و بهتر نشده است، اما این رشد کیفیت استاندارد زندگی دلیل دیگری دارد و آن اینکه دیگر یک نفر نان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آور خانواده نیست و زوج&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هر دو مشغول به کار شده&amp;zwnj;اند. اما آیا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان این استدلال اقتصاددانان نئولیبرال را پذیرفت که درآمد افراد بر مبنای میزان بازدهی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان برای یک شرکت است؟ چرا که اگر این سخن را بپذیریم، آنگاه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید بپرسیم که آیا واقعاً بازدهی مدیران آمریکایی از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۷۰ به بعد ۳۰ تا ۴۰ برابر بازدهی کارگران افزایش یافته است. حتی اگر قائل باشیم که مدیران در خلال این سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها تحصیلات و آموزش بهتری دیده&amp;zwnj;اند و تواناتر شده&amp;zwnj;اند و مدیریت شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی به مراتب بزرگتر را بر عهده دارند، آنگاه این سؤال پیش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید که آیا کارگران هم در طی این زمان بر توانایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خود نیافزوده&amp;zwnj;اند. استدلال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از این دست بسیار گمراه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده است و از واقعیت سازوکار کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها غفلت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های امروز بر مبنای تقسیم کار و همکاری پیچیده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی افراد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گردد و این فقط مدیران نیستند که موفقیت و سود بیشتر را برای کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به ارمغان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورند. اگر چنین بود، چرا کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بایست بخشی با عنوان &amp;laquo;مدیریت منابع انسانی&amp;raquo; داشته باشند و در انتخاب کارگران و کارمندان خود نهایت باریک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینی را به کار بگیرند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل فقط رقم بالا و ناموجه درآمد این قشر نیست. این قشر اکنون به طبقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای قدرتمند در آمریکا بدل شده است و از قدرت سیاسی و ایدئولوژیکی فراوانی برخوردار است که حتی مانع از آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که بازار، بنا به قاعده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، آنها را، در صورت شکست و ناکامی و ورشکستگی کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تحت امرشان، بازخواست و تنبیه کند. آنها بازار را در کنترل خود گرفته&amp;zwnj;اند و ایدئولوژی بازار آزاد را ترویج می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند؛ ایدئولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که مدعی آن است که هر آنچه هست باید همانطور بماند، چرا که کارآمدترین است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱۵: مردمان کشورهای فقیر بیش از مردمان کشورهای ثروتمند اهل کسب و کار هستند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار، قلب و موتور محرک پویایی اقتصادی است. اگر کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکارآفرینانی نباشند که فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های جدیدی برای درآمدزایی بیافرینند و نیازهای پاسخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نگفته را پاسخ بگویند، اقتصاد روی رشد و توسعه را به خود نخواهد دید. در واقع، یکی از دلایل مؤثر در فقدان تحرک اقتصادی در شماری از کشورها، از فرانسه گرفته تا همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کشورهای در حال توسعه، نبود روحیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار است. اگر مردمان عاطل و باطل در کشورهای فقیر نگرش خود را تغییر ندهند و در پی فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سودآور نباشند، کشورشان هرگز به سمت توسعه نخواهد رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; مردمان کشورهای فقیر برای قوت لا یموت و بقای خود چاره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای ندارند جز آنکه از روحیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بسیار بالای راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار برخوردار باشند. به ازای هر آدم عاطل و باطلی در کشوری در حال توسعه، دو- سه کودک می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان یافت که کفش واکس می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زنند یا چهار- پنج نفری که دست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فروشی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. آنچه کشوری را فقیر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند فقدان روحیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار نیست، بلکه غیاب تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولید و سازمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;یافته، خصوصاً شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مدرن، است. کمبود و محدودیت روحیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار نزد افراد کشورهای در حال توسعه، بیشتر ناشی از نبود یا کمبود وام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و اعتباراتی است که به آنها این امکان را بدهد که کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار خود را راه بیاندازند و نان خود را درآورند. در طی قرن گذشته هم راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب وکار بیشتر فعالیتی جمعی شده است و از همین نکته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان نتیجه گرفت که ضعف سازمان جمعی، و نه روحیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کسب و کار در نزد افراد، بدل به مانعی به مراتب بزرگتر بر سر راه توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر مبنای باوری همگانی نزد آنگلوساکسون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، برای داشتن اقتصادی موفق ما نیازمند افرادی هستیم که اهل راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار باشند. بر مبنای همین باور است که فقر کشورهای در حال توسعه به فقدان افرادی آماده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار نسبت داده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. این باور آنگلوساکسون حتی مشکل فرانسه را هم نبود همین روحیه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داند، آنچنان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که چندی پیش جورج بوش هم اظهار داشت که مشکل فرانسوی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها این است که در زبان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان لغتی معادل راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[enrepreneurship]&lt;/span&gt; ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر مبنای این پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرض، مشکل کشورهای فقیر این است که در این کشورها افراد زیادی نیستند که دل به دریا بزنند و کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکاری راه بیاندازند و خود را و کشورشان را از ورطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی فقر بیرون بکشند. اما کسی که اندک مدتی را در همین کشورهای فقیر سپری کرده باشد، خوب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داند که این پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داوری تا چه اندازه بر خلاف واقعیت است. از قضا، این کشورها پر است از افرادی که کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار خود را دارند و به کاری مشغول&amp;zwnj;اند که خود آفریده&amp;zwnj;اند. شما در کشوری فقیر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانید شاهد خرید و فروش چیزهایی باشد که به عقل جن هم نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسد که بتوان آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را خرید و فروخت. مثلاً در برخی از کشورهای فقیر شما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانید برای دریافت ویزا از سفارت آمریکا، جایگاهی را در صف منتظران بخرید که از سوی صف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نشینان حرفه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای فروخته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود؛ کسانی که کارشان این است که در شبانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روز در صف سفارت آمریکا بایستند. یا در این کشورها شما شاهد سرویس &amp;laquo;مراقبت از اتومبیل&amp;raquo; هستید که از سوی افرادی ارائه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که مراقب آن هستند که کسی به ماشین شما خط نیاندازد. یا حتی در این کشورها، شما برای گدایی کردن هم باید منطقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای را بخرید که از سوی مأموران فاسد و قلدرها فروخته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما بر خلاف کشورهای فقیر و در حال توسعه، در کشورهای توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;یافته و ثروتمند به ندرت افرادی یافت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند که کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار خودشان را داشته باشند. اگرچه بسیاری از شهروندان این کشورها، مدام لاف این را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زنند که روزی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار خودشان را راه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازند و آقای خودشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند، اما در واقع بیشتر آنها در کل عمرشان در استخدام شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها غول&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پیکری هستند که ده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هزار کارمند دارند که هر کدام به کاری تخصصی و محدود مشغول&amp;zwnj;اند و در واقع، رؤیای کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار دیگری را تحقق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بخشند. اما مردمان کشورهای فقیر به مراتب بیش از مردمان کشورهای ثروتمند، اهل راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار هستند. در بیشتر کشورهای در حال توسعه، حداقل ۳۰ تا ۴۰ درصد نیروی کار، در خارج از بخش کشاورزی، کارفرمای خود هستند؛ مثلا ۶۶.۹ درصد در غنا، ۷۵.۴ درصد در بنگلادش و ۸۸.۷ درصد در بنین. در مقابل، فقط ۱۲.۸ درصد نیروی کار در کشورهای توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;یافته کارفرمای خود هستند و در برخی از آنها این رقم به مراتب کمتر است؛ مثلاً ۶.۷ درصد در نروژ، ۷.۵ درصد در آمریکا و ۸.۶ درصد در فرانسه (قابل توجه جورج بوش که سخنش مصداق همان ضرب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;المثل قدیمی است: دیگ به دیگ می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گه روت سیاه). تازه آدم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی هم که در کشورهای توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;یافته کارفرما هستند و کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکاری را اداره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند با مشکلات به مراتب کمتری روبرو هستند؛ نه خبری از قطع برق هست و نه خبری از تحویل دیرهنگام مواد خام اولیه به دلیل خرابی کامیون به خاطر چاله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;چوله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مسیر حرکت کامیون. یک کارفرمای آمریکایی یک هفته هم نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند این شرایط را تاب بیاورد و دیوانه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، در حالی که همتای او در کشوری فقیر مدام می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید با این دست مشکلات کنار بیاید و راه حلی پیدا کند. اما سؤالی پیش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید: چگونه کشورهایی اینچنین، با این روحیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بالای راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار، همچنان فقیر هستند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل مردمان این کشورها فقدان چشم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انداز و آرزو یا مهارت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های لازم نیست، بلکه مشکل این است که این مردمان پول لازم را برای تحقق چشم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازها و آرزوهای خود ندارند. بانک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها که به آنها وامی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند و وام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهندگان محلی هم چنان نرخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای را پیشنهاد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند که گذر این افراد فقیر به آنها نیافتد. اما ابتکار محمد یونس، استاد اقتصاد، در تأسیس بانک گرامین &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[Grameen Bank]&lt;/span&gt; در زادگاهش، بنگلادش، و دادن اعتبارات خرد با نرخ بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی پایین به افراد، موفق از کار درآمد و برای او و بانک تحت مدیریت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش، جایزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی صلح سال ۲۰۰۵ را به ارمغان آورد. اعتبارات خرد به فقرا، خصوصاً زنان، این امکان را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که با داشتن منابع مالی مورد نیاز کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار خود را راه بیاندازند و خود را از فقر نجات دهند. بسیاری از آمارها هم این نکات را تأیید و تقویت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که این مردمان فقیر، و باز خصوصاً زنان، تا چه اندازه به لحاظ مالی قابل اعتماد و دارای قابلیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی هستند. اما این ابتکار هم مشکلات خاص خود را دارد و چند سالی است که مشکلات آن بیشتر روشن شده است. یکی از این مشکلات، نرخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی پایین است، چرا که اگر حمایت و یارانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها دولتی در کار نباشد، این بانک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها مجبور خواهند شد نرخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود را افزایش دهند. اما وقتی نرخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها افزایش یابند، بسیاری افراد از راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکاری بسیار سودآور در&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مانند و وام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را برای مقاصد مصرفی استفاده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند؛ مثلاً برای دختران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان جهیزیه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خرند یا چاله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;چوله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های زندگی خود را پر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. مشکل دیگر هم این است که در کشورهای فقیر و در حال توسعه، به سبب فقدان مهارت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های لازم و تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های در دسترس، گزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های زیادی برای کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار وجود ندارد و وقتی همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی فقرا با خرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های در دست به این کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکارها هجوم بیاورند، نتیجه کاملاً روشن است. اشخاصی که ابتدا وارد شده&amp;zwnj;اند برای مدتی اندک سود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند و دیگران متضرر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دیگری هم هست و آن اینکه به سبب فولکلورهای سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری، با قهرمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی همچون توماس ادیسون و بیل گیتس، که مدام در گوش ما خوانده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، ما کم کم باورمان شده است که راه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازی کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار و کارآفرینی امری کاملاً فردمدارانه است و اگر فردی بسیار بکوشد در اقتصاد موفق خواهد شد. این باور، توهم محض است. تمام این قهرمانان فولکلور سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری، همه و همه، سوار بر زیرساخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی بوده&amp;zwnj;اند که به آنها این امکان را داده تا به موفقیت دست یابند؛ از سیستم آموزشی و بازار گسترده و منابع مالی مورد نیاز گرفته تا قوانین حقوق ابداع و ابتکار. آنچه کشورهای فقیر هم به آن نیازمند&amp;zwnj;اند این است که ما از اسطوره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;قهرمانان سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری دست برداریم و به این کشورها کمک کنیم تا نهادها و سازمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وکار جمعی راه بیاندازند تا بتوانند فقر را پشت سر بگذراند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش پیشین&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2013/01/25/23936&quot;&gt;&amp;quot;۲۳ نکته&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;ای که در باره&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;ی سرمایه&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;داری به شما نمی&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;گویند&amp;quot; (۱)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/01/23943#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16435">صدیقه رستمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18775">ها-جون چانگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18783">۲۳ نکته‌ای که در باره‌ی سرمایه‌داری به شما نمی‌گویند</category>
 <pubDate>Fri, 01 Feb 2013 08:13:00 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23943 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>&quot;۲۳ نکته‌ای که در باره‌ی سرمایه‌داری به شما نمی‌گویند&quot; (۱)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/25/23936</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/25/23936&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     معرفی کتاب و مروری بر آن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    صدیقه رستمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ha-joon_changs_book2.jpg?1359315012&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;صدیقه رستمی &amp;minus; آیا واقعاً گمان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنید چیزی به نام بازار آزاد وجود دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا حقیقتاً فکر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنید که اقتصاد قدرتمند، نیازمند اقتصاددانان خوب است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا بر این باورید که ما در عصر پساصنعتی زندگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا اعتقاد دارید که آمریکا دارای بالاترین استاندارد زندگی در جهان است و آفریقا هم برای همیشه محکوم به عقب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماندگی است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا فکر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنید که با ثروتمندتر شدن ثروتمندان، وضع همه بهتر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا اعتقاد دارید که کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها باید در خدمت مناقع مالکان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان اداره شوند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر واقعاً به اینها اعتقاد دارید و اینگونه فکر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنید، باید گفت که گوش شما از حرف &lt;strong&gt;&lt;em&gt;آنها&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; پر شده است!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنها چه کسانی هستند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنها به شما چه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند و چه نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنها اقتصاددانان نئولیبرال و ایدئولوگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد هستند که تا آغاز بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ بوق و کرنا را به تنهایی به دست گرفته بودند و برای جهان نسخه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نوشتند. تا پیش از بحران، سخن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و نسخه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های این گروه از اقتصاددانان، نوش&amp;zwnj;داروی تمام اقتصادهای جهان معرفی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد و اقتصاد بازار آزاد هم، تنها بازی شهر. این گروه از اقتصاددانان که سرمست اصول انتزاعی و مدل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ریاضی خود بودند کاری به جهان واقع نداشتند و سرانجام هم واقعیت سخت، مدل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ریاضی آنها را در هم شکست. اما اصول انتزاعی و ادعاهای کلان این دسته از اقتصاددانان، خصوصاً پس از فروپاشی بلوک شرق، توانست به مرور زمان و از رهگذر بمباران رسانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به بخشی از بدیهیات عقل سلیم همگانی بدل شود. اصول و ادعاهایی که چنان تکرار و به کرات گفته شدند که سخن بر خلاف آنها، خلاف عقل سلیم شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/large_ha-joon_changs_book.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 458px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما بحران اقتصادی به تردیدها مجال بروز داد و نغمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مخالف از این سو و آن سو شنیده شد. گروهی مشکل را از خود سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری دیدند و بحران را بخشی لاینفک از این نوع سیستم اقتصادی دانستند که هر از چندی سر بر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورد و سرانجام هم سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری را با سر به زمین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زند. اما گروهی دیگر مشکل را سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانستند، بلکه به باور ایشان، مشکل، در واقع، مدلی از سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری است که از سوی نئولیبرال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و طرفداران بازار آزاد ترویج و به اجرا گذاشته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ها-جون چانگ (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ha-Joon Chang&lt;/span&gt;)، اقتصاددان کره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای و استاد دانشگاه کمبریج، از دست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دوم است و بر این باور است که &amp;laquo;سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری، با همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی محدودیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و مشکلاتش، همچنان بهترین سیستم اقتصادی است که بشر ابداع کرده است&amp;raquo;. چانگ، در کتاب &amp;laquo;۲۳ نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری به شما نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند&amp;raquo; به انتقاد &amp;laquo;مدلی خاص از سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری&amp;raquo; پرداخته &amp;laquo;که در طی سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی گذشته بر جهان مسلط بوده است، یعنی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری بازار آزاد&amp;raquo;. به باور وی، &amp;laquo;این تنها مدلی نیست که با آن بتوان سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری را به پیش برد و به طور قطع، بهترین مدل هم نیست&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;کتابی پربازتاب در نقد مدلی از سرمایه&amp;zwnj;داری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کتاب &amp;laquo;۲۳ نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری به شما نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند&amp;raquo; در سال ۲۰۱۰ از سوی انتشارات پنگوئن و به قلم ها-جون چانگ منتشر شد و توانست در اندک زمانی یکی از کتاب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پرفروش شود. عنوان گیرای اثر در فروش آن بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تأثیر نبوده، اما روانی نثر، آسان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فهمی و سبک نوشتاری و جدلی هم به اقبال آن افزوده است. با آنکه کتاب از اقبال عموم بهره برده و از نثری روان برخوردار است، اما این بدان معنا نیست که با کتابی &amp;laquo;بازاری و عامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پسند&amp;raquo; روبرو هستید. مخاطب عام و خاص، هر دو، از کتاب بهره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند و این همه بدین سبب است که به باور چانگ، بدون نیاز به دانش تخصصی اقتصاد هم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان از آنچه در جهان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذرد سردرآورد و به مثابه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی &amp;laquo;شهروندان اقتصادی فعال&amp;raquo;، تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیران و سیاستگذاران را به چالش کشید. اتفاقاً این بخشی از ایدئولوژی نئولیبرال است که اقتصاد را عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای چنان تخصصی معرفی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند تا هیچ کس جرأت به پرسش گرفتن مفروضات مسلم اقتصاد بازار آزاد را نداشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر چانگ، شما با آگاهی از اصول کلی و واقعیات ابتدایی اقتصاد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانید در باب اقتصاد داوری و اظهار نظر کنید، اما شرط اول قدم آن است که &amp;laquo;عینک رنگی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای را که ایدئولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نئولیبرال هر روز بر چشمان شما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نشانند از دیده بردارید&amp;raquo;. هدف این کتاب، برداشتن این عینک از چشمان شما است و برای این منظور تلاش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند تا به شما نشان دهد که &amp;laquo;سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری چگونه کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و چه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان کرد تا بهتر عمل کند&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;10&quot; cellspacing=&quot;10&quot; style=&quot;width: 300px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۲۳ نکته&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱: چیزی به نام بازار آزاد وجود ندارد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲: کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید در خدمت منافع مالکشان اداره شوند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۳: بیشتر افراد در کشورهای غربی، بیش از آنچه باید، حقوق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۴: ماشین لباسشویی بیش از اینترنت جهان ما را تغییر داده است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۵: بدترین فرض را در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آدمیان داشته باش تا بدترین نتیجه را بگیری.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۶: ثبات بیشتر در اقتصاد کلان، اقتصاد جهانی را باثبات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر نکرده است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۷: سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد به ندرت کشورهای فقیر را ثروتمند می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۸: سرمایه واجد ملیت است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۹: ما در عصر پساصنعتی زندگی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۰: آمریکا دارای بالاترین استاندارد زندگی در جهان نیست.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۱: آفریقا محکوم به عقب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماندگی و توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نیافتگی نیست.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۲: دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند بهترین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را برگزینند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۳: ثروتمند کردن ثروتمندان ما را پولدارتر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۴: مدیران آمریکایی زیادی قیمت-بالا هستند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۵: مردمان کشورهای فقیر بیش از مردمان کشورهای ثروتمند اهل کسب و کار هستند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۶: ما آنقدر باهوش نیستیم که زمام امور را به دست بازار بسپاریم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۷: آموزش بیشتر، به تنهایی، کشوری را ثروتمندتر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۸: آنچه برای جنرال موتورز خوب است، لزوماً برای آمریکا خوب نیست.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۱۹: علیرغم سقوط کمونیسم، ما همچنان در اقتصادهای برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی شده زندگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۰: برابری فرصت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، به تـنهایی، منصفانه نیست.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۱: دولت بزرگ باعث می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که آدمیان، بیشتر آماده و گشوده به روی تغییر باشند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۲: بازارهای مالی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید نه کارآمدتر که کمتر کارآمد شوند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;● نکته&amp;zwnj;ی ۲۳: سیاست اقتصادی خوب نیازی به اقتصاددانان خوب ندارد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ساختار و هندسه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اثر هم در نوع خود جذاب و گیرا است. پس از مقدمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای کوتاه در معرفی ساختار و هدف اثر، نویسنده ۲۳ ادعای نئولیبرال را، که نامأنوس و خلاف عقل سلیم هستند، عنوان ۲۳ فصل کتاب کرده و در پایان هم فصلی را با عنوان نتیجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری آورده است. در ابتدای هر فصل هم، ذیل عنوان &amp;laquo;آنچه به شما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند&amp;raquo; ادعای ایدئولوگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نئولیبرال، کوتاه و گویا، آمده و سپس تحت عنوان &amp;laquo;آنچه به شما نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند&amp;raquo; از آن سوی مسکوت ماجرا سخن رفته و دلایل و فاکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها ارائه شده است. در میانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سطرهای هر فصل، ارجاعات فراوانی را می&amp;zwnj;توان به دیگر فصل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کتاب یافت و می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان فهمید که چگونه این نکات و واقعیات به هم وابسته و پیوسته&amp;zwnj;اند. اما این همه مانع از آن نیست که نتوانید هر فصل را مستقیم و بدون ارجاع به دیگر فصل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بخوانید. هر فصل مستقل است و پرده از یک نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ناگفته بر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گویا دکتر ناصر زرافشان در حال ترجمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی این اثر است و فصلی از ترجمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ایشان از این کتاب هم در &lt;a href=&quot;http://pecritique.com/2012/09/22/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7/&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; انتشار یافته است. نوشتار زیر، در واقع، نخستین بخش از مرور بر نکاتی است که در این کتاب مطرح شده و شاید لازم به ذکر نباشد که نگارنده، بسیار در اینجا و آنجا، از عبارات و جملات متن کتاب، گاه مطابق با اصل، استفاده کرده و به جهت تسهیل در نوشتن این مقاله و خواندن آن از مشخص کردن و ارجاع چشم پوشیده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۱: چیزی به نام بازار آزاد وجود ندارد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; بازار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید آزاد باشد. وقتی دولت در بازار دخالت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و اراده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود را بر بازیگران بازار تحمیل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند، آنگاه از کارآیی و بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وری منابع کاسته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. برای مثال اگر دولت در میزان نرخ اجاره دخالت کند و برای آن سقفی در نظر بگیرد، مالکان انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود را از دست می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند و از سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری بیشتر در نوسازی و ساخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وساز سرباز می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زنند. خلاصه آنکه آدمیان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید آزاد گذاشته شوند تا آنچه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهند را برگزینند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; بازار آزاد وجود ندارد. هر بازاری قواعد و مرزهایی دارد که آزادی انتخاب را محدود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. اینکه یک بازار از چه میزان آزادی برخوردار است، چیزی نیست که بتوان به نحوی ابژکتیو تعریف و معین کرد. تعریف و تعیین آن، یک امر کاملاً سیاسی است. اینکه اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد ادعا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند قصد آن دارند که از بازار در برابر دخالت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی با انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سیاسی دفاع کنند، خود ادعایی کاملاً سیاسی و با انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی سیاسی است که در صدد تعیین حد و مرزهای بازار است. چیزی به نام &amp;laquo;بازار آزاد&amp;raquo; که بتوان از آن تعریفی ابژکتیو به دست داد وجود ندارد و &amp;laquo;نخستین گام در فهم سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری&amp;raquo; فهم این نکته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاهد این ادعا که بازار آزاد وجود ندارد قانونی است که در سال ۱۸۱۹ در پارلمان بریتانیا به تصویب رسید که هدفش تنظیم میزان کار کودکان بود. به موجب این قانون، کودکان زیر نه سال از کار در کارخانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پنبه منع شدند و کودکان بین ده تا شانزده سال هم فقط مجاز به دوازده ساعت کار در شبانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روز بودند! تازه، این قانون فقط مختص به کارخانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پنبه بود که کار در آنها برای سلامتی کارگران مضر بود. اما جالب است بدانید که در همان زمان، این قانون مخالفانی داشت که آن را مخالف &amp;laquo;حرمت آزادی قرارداد&amp;raquo; و &amp;laquo;بنیان بازار آزاد&amp;raquo; می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانستند و برخی از اعضای پارلمان بر مبنای آنکه &amp;laquo;نیروی کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید آزاد باشد&amp;raquo; با آن به مخالفت برخاستند. &amp;laquo;بچه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهند (و نیاز دارند) که کار کنند و صاحبان کارخانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهند آنها را به استخدام درآورند؛ این وسط مشکل چیست؟ &amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه دیگر هواداران پرشور بازار آزاد هم نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهند که کار کودکان را قانونی کنند، اما زمانی بود که &amp;laquo;افرادی محترم&amp;raquo; بر اساس &amp;laquo;اصول بازار آزاد&amp;raquo; با منع کار کودکان مخالف بودند. مثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از این دست را در جاهای دیگر هم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان سراغ گرفت که یکی از آنها قوانین مربوط به محیط زیست است که وقتی برای نخستین بار مطرح شدند با مخالفت همین گروه از ایدئولوگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها روبرو شدند: &amp;laquo;کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها دوست دارند ماشین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آلاینده تولید کنند و مردم هم دوست دارند این ماشین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را بخرند و سوار شوند. شما چه کاره اید؟ &amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خلاصه آنکه، بازار آزاد یک &lt;em&gt;توهم&lt;/em&gt; است و هیچ راهی وجود ندارد که بتوانیم به شیوه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای عینی بازار آزاد را تعریف کنیم. اگر هم برخی از بازارها آزاد به نظر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آیند، این صرفاً بدین سبب است که ما مقررات و تنظیمات آن را چنان پذیرفته و طبیعی انگاشته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; ایم که وجود و حضورشان را فراموش کرده ایم. کافی است اندکی در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مقررات و قواعدی که امروزه در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی فروش انسان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها (برده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری) و اعضاء و جوارح آدمی وجود دارد بیاندیشیم تا بدانیم که زمانی همین امور مسلم بود و مخالفت با آنها، مصداق نقض بازار آزاد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نهایت، تاریخ سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان بر حسب نزاع همیشگی بر سر مرزهای بازار نوشت. چیزهایی که امروزه از بازار بیرون گذاشته شده اند، زمانی در بازار معامله می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شدند: انسان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، شغل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دولتی، داروهای بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;جواز، تصمیمات سیاسی، مناصب دانشگاهی و.... آنچه باعث بیرون افتادن این امور از دایره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بازار شد، مبارزات سیاسی بود و نه عوامل اقتصادی. امروزه در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آنکه چه کسی، چه چیزی را، تحت چه شرایطی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند تولید کند و چگونه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند بفروشد قواعد و قوانین بسیاری داریم که در گذشته خبری از آنها نبود. دفاع از گسترش مرزهای بازار و دفاع از تحدید مرزهای آن، هر دو، کنش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی سیاسی هستند و نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان از سیاست در برابر اقتصاد سخن گفت. پس، &amp;laquo;بازار اساساً سیاسی است&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۲: کمپانی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ها نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;باید در خدمت منافع مالکشان اداره شوند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; سهامداران، مالکان کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هستند. بنا بر این، کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید در خدمت منافع آنها اداره شوند. بر خلاف کارمندان و بانک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و کارپردازانی که هر یک سهم ثابت خود را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند و هیچ نگرانی از بابت درآمد خود ندارند، سهامداران هرگز از چنین تضمینی برخوردار نیستند و بر مبنای عملکرد کمپانی، سود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند. اگر کمپانی ورشکست شود آنها همه چیز خود را از دست می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند. پس می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را چنان اداره کرد که این گروه حداکثر سود ممکن را به دست آورند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; height=&quot;201&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ha-joon_chang.jpg&quot; style=&quot;float: left; margin: 10px;&quot; width=&quot;314&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; درست است که سهامداران مالکان کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هستند، اما آنها غالباً کمترین اهمیتی به آینده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی درازمدت کمپانی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند. سهامداران کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، آن هم کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کوچک، غالباً به دنبال استراتژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی هستند که منافع کوتاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مدت آنها را تضمین کند و به فکر سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری دوباره و دورنمای کمپانی خود نیستند. این امر، در نهایت، سبب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها یا از رشد بازمانند و یا ورشکست شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ظهور شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سهامی و سهامداران متعددی که مالکان شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هستند یکی از مهمترین عوامل رشد و گسترش سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری بوده و توانسته است سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کلان و سیال را به سمت شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های عظیم روانه کند و تولید انبوه و گسترده را موجب شود. طنز ماجرا اینجا است که این کارل مارکس، دشمن سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری، بود که به قدرت عظیم شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سهامی و نقش آنها در درخشش و گسترش سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری پی برد و اقتصاددانان لیبرال غالباً از در مخالفت با این ابداع برآمده بودند. اما گسترش این شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها مشکلاتی به بار آورد. انبوه سهامداران یک شرکت، نیازمند کسانی بودند که شرکت را اداره و منافع آنها را تأمین کنند. و همین امر به طبقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مدیران، به جای سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داران و کارآفرینان پیشین، مجال ظهور داد که عنان شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را به دست بگیرند و از نقش سهامداران و مالکان بکاهند. اما مشکل این بود که طبقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مدیران بوروکرات که زمام امور را به دست داشتند می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانستند به فکر منافع خود باشند و منافع شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تحت امرشان را تأمین نکنند؛ لغات متن قرارداد را ببینند و روح آن را فروگذارند. در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۹۸۰ برای این مشکل چاره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای اندیشیده شد: مدیران به میزانی سودی که به سهامداران می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رساندند از حقوق و مزایا بهره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بردند. نتیجه آن شد که مدیران فقط به فکر یک چیز بودند: حداکثر سود و ارزش سهام شرکت در کوتاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مدت: از شغل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها کاسته شد؛ کارگران اخراج شدند؛ هزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولید و خرید کمتر شد؛ خواست افزایش دستمزد سرکوب شد؛ کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها با تهدید به مهاجرت به کشورهای دیگر، دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را زیر فشار کاهش مالیات و افزایش یارانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولید گذاشتند؛ سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری بیشتر و بهبود ماشین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آلات و شرایط کار و کارگران به کنار گذاشته شد و بسیاری اقدامات دیگر از این دست. این همه صورت گرفت تا حداکثر سود برای سهامداران حاصل شود. اما مشکل از همینجا است که آغاز می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود؛ سهامداران، در قیاس با همان کارگران و کارکنان شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، تعهد کمتری به شرکت دارند. آنها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند هر زمان که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهند سهام خود را بفروشند و شرکت را رها کنند. تمام اقداماتی که برای افزایش سود سهامدارن صورت گرفت، جدای آنکه غیرمنصفانه بود، ناکارآمد هم بود، چرا که نه تنها به ضرر اقتصاد ملی بود، بلکه خود کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را هم با شکست روبرو کرد. همین شد که جک ولش، طراح ایده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی افزایش ارزش سهام در آغاز دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰، اخیراً اعتراف کرد که این ایده احتمالاً &amp;laquo;احمقانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین ایده در جهان&amp;raquo; بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۳: بیشتر افراد در کشورهای غربی، بیش از آنچه باید، حقوق می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیرند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; در اقتصاد بازار، افراد بر مبنای میزان تولید و بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان مزد و پاداش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند. اگر یک سوئدی پنجاه برابر یک هندی حقوق و مزایا دریافت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند، این صرفاً نمایانگر بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهی و سودمندی هر کدامشان است. تلاش برای کاهش مصنوعی این اختلاف &amp;ndash; برای مثال، تعیین حداقلی از دستمزد در هند &amp;ndash; دست آخر منجر به این می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که به آدمیان به گونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای ناعادلانه و ناکارآمد دستمزد دهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; شکاف درآمد شدیدی که بین کشورهای ثروتمند و فقیر وجود دارد به سبب میزان بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسانی و سودمندی افراد نیست، بلکه این سیاست کنترل مهاجرت است که علت چنین شکافی است. اگر مهاجرت آزاد شود، بیشتر کارگران کشورهای صنعتی با کارگرانی که از کشورهای فقیر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آیند جایگزین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند. این امر بدان معناست که دستمزدها عمدتاً به گونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای سیاسی معین می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند. اما نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بسیار مهم دیگری هم هست که غالباً از آن غفلت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. این فقرای کشورهای فقیر نیستند که به سبب تنبلی و عقب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماندگی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان، آنچنانکه غالباً می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند، مسئول عقب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماندگی و فقر کشورشان هستند، چرا که این فقرا به راحتی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند همقطاران خود را در کشورهای ثروتمند پس پشت بگذارند. برعکس، این ثروتمندان کشورهای فقیر هستند که تا حد زیادی مسئول فقر کشور خود هستند، چرا که این ثروتمندان از پس رقابت با همقطاران خود در کشورهای ثروتمند برنمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آیند. البته این بدان معنا نیست که ثروتمندان کشورهای ثروتمند از هوش و نبوغ بهره دارند، بلکه آنها وارث نهادها و تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و سازمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تثبیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای هستند که تولید را برای ایشان سهل و آسان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. خلاصه آنکه باید از این ادعای افسانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وار دست بکشیم که ما بر اساس استحقاق و شایستگی خود، مزد و پاداش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیریم.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثالی اگر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهید کافی است دو راننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اتوبوس را تصور کنید که یکی در هند کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و دیگری در سوئد. کدام یک مهارت بیشتری دارند و در کار خود بهتر عمل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند؟ اگر نگاهی به ازدحام و آشفتگی ترافیک در دهلی بیاندازید، پاسخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تان قطعاً راننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی هندی است. اما این راننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سوئدی است که پنجاه برابر راننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی هندی حقوق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد. لب کلام، تمام مزایا و امتیازات و حقوق بالایی را که کارگران و کارکنان کشورهای ثروتمند از آن برخوردار اند، فقط یک دلیل دارد: حمایت دولت از آنها از طریق کنترل سفت و سخت مهاجرت. این امر یک بار دیگر نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد بازار و دستمزد و بسیاری از مقوله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی تا چه حد در سرشت خود سیاسی هستند. این همان نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کلیدی است که ایدئولوگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد به ما نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۴: ماشین لباسشویی بیش از اینترنت جهان ما را تغییر داده است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; انقلاب اخیر در تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ارتباطی، خصوصاً اینترنت، جهان ما را دگرگون کرده است. فاصله بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;معنا شده است و با جهانی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مرز روبرو شده ایم. در این جهان بی حد و مرز، سخن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های گذشته و کهنه در خصوص منافع اقتصادی ملی و نقش دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ملی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;معنا است. با ظهور جهانی اینچنین بی حد و مرز و سیال، ما هم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باید خود را با آن سازگار کنیم و انعطاف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پذیرتر شویم و این امر هم میسر نیست مگر با آزادسازی بیش از پیش بازارها.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; ما عادت داریم که همواره در باب هر تحول جدیدی اغراق کنیم و از اهمیت و تأثیر ابداعات پیشین چشم بپوشیم. ما عادت داریم که تحولات زمانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود را انقلابی بدانیم و تحولات گذشته را تطوراتی طبیعی و بهنجار. تحولات چشمگیری که امروزه با ظهور اینترنت در عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی تکنولوژی ارتباطی به وقوع پیوسته، در قیاس با تحولاتی که با ظهور تلگراف در اواخر قرن نوزدهم به وجود آمد چندان انقلابی نیست. همچنین، تولید و استفاده از لوازم خانگی، همچون ماشین لباسشویی، جهان و زندگی را بیش از اینترنت دگرگون کرده است. لوازم خانگی برقی توانسته است، با کاهش کارهای خانه، نیروی کار زنان را آزاد کند و از به کارگیری خدمتکاران خانگی بکاهد. این همه تحولاتی چشمگیر را در عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی جامعه و اقتصاد سبب شده است و اینترنت، حداقل تا امروز، نتوانسته است چنین تأثیری بر جامعه و اقتصاد داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای آنکه اهمیت تأثیر تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خانگی را دریابید کافی است که میزان خدمتکاران خانگی را در کشورهای فقیر و ثروتمند مقایسه کنید. ۸-۷ درصد نیروی کار در برزیل و ۹ درصد نیروی کار در مصر به عنوان خدمتکاران خانگی به کار مشغول&amp;zwnj;اند. اما این رقم در آلمان ۰.۷ درصد، در آمریکا ۰.۶ درصد، در انگلیس ۰.۳ درصد، در نروژ ۰.۰۵ درصد و در سوئد ۰.۰۰۵ درصد است. جالب است بدانید همین رقمی که امروزه در مصر و برزیل شاهدیم زمانی در آمریکا و آلمان و انگلستان هم وجود داشت. اما آنچه باعث این تغییر در این کشورها شده، توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی و گران شدن نیروی کار است. توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی اقتصادی سبب شده است که نیروی کار انسان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، به نسبت اشیاء و کالاهای مادی، گران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر شود و هر کسی از عهده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی استخدام دیگران برای کارهای خانگی برنیاید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع، ظهور تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خانگی، آب لوله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کشی، گاز لوله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کشی، برق و وسایل ضد بارداری، جایگاه و نقش زنان را یکسر دگرگون کرده و مشارکت آنها را در بازار نیروی کار بیش از گذشته کرده است. برای مثال، در آمریکا در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۸۹۰ فقط درصد اندکی از زنان متأهل سفید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پوست خارج از خانه کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند و امروز این رقم به حدود ۸۰ درصد رسیده است. مشارکت زنان در بازار کار، نقش آنها (و همچنین نقش مردان) را در خانه دگرگون کرده و سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری در امر تحصیل آنها را افزایش داده است. البته، این همه به معنای نادیده گرفتن نقش عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیرتکنولوژیک نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما آیا اینترنت توانسته است چنین نقشی را در میزان تولید و بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهی داشته باشد. به قول رابرت سولو، اقتصاددان دارنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی نوبل، سخن از تأثیر اینترنت در تولید بسیار است، اما اگر به آمار و ارقام نگاهی بیاندازیم، خبر از چنین تأثیری نیست. اما ظهور ماشین لباسشویی، البته به عنوان نماد لوازم برقی خانگی، تأثیری عمده در میزان مشارکت نیروی کار و تولید داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما مشکل این تکیه و تأکید بر تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; اطلاعاتی و ارتباطاتی چیست؟ اگر این امر فقط بخشی از باورهای نادرست همگانی بود و تأثیری بر جهان ما نداشت، به راحتی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد از کنار این مسئله گذشت. اما این باور و ایمان به &amp;quot;جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی پساصنعتی&amp;quot; باعث شده که کشورها [خصوصاً آمریکا و انگلیس] به گونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای ناموجه از توجه به بخش تولید صرف نظر کنند؛ امری که نتایجی ناگوار برای اقتصادهای&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان دارد. این کشورها گمان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند تولید اشیاء مادی از مد افتاده است و باید روی ایده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری و از آنها ارتزاق کرد. این باور حتی به آنجا انجامیده است که بسیاری از سازمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خیریه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که در صدد کمک به کشورهای فقیر هستند خرید کامپیوتر و تجهیزات اینترنت برای این کشورها را در اولویت قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند. آیا این کشورها واقعاً به اینترنت نیاز دارند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه ایمان به تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ارتباطی چنان در اذهان مردمان و دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها ریشه دوانده که دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها از مقرراتی که در خصوص جریان واردات و صادرات کالاها و نیروی کار و سرمایه داشته&amp;zwnj;اند دست کشیده&amp;zwnj;اند تا خود را با این روح جهانی هماهنگ کنند. این امر، هم به نوبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود، تأثیراتی گاه فاجعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار بر اقتصاد این کشورها داشته است. خلاصه، باید بدانیم که تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پیشین، همچون تلگراف و لوازم خانگی، در دگرگونی چهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی جهان ما بیشتر نقش داشته&amp;zwnj;اند. پس بهتر است شیفتگی و اغراق در خصوص تکنولوژی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ارتباطی را کنار بگذاریم و فراموش نکنیم که آنچه &amp;laquo;در میزان جهانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی نقش داشته سیاست بوده است و نه تکنولوژی&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۵: بدترین فرض را در باره&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی آدمیان داشته باش تا بدترین نتیجه را بگیری.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; &amp;laquo;از خیرخواهی قصاب و آبجوساز و نانوا نیست که ما غذا بر سفره داریم، بلکه از عنایت آنها به منافع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان است&amp;raquo;. بازار چنان زیبا خودخواهی آدمیان را مهار و با هم تنظیم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند که از دل آن، نظمی اجتماعی حاصل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. کمونیسم هم به این علت سقوط کرد که این غریزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آدمیان را نادیده گرفت و اقتصاد را چنان اداره کرد که گویی آدمیان خیرخواه&amp;zwnj;اند و به فکر دیگران. اگر قرار است سیستم اقتصادی بادوامی داشته باشیم، باید بدترین فرض را در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آدمیان داشته باشیم؛ یعنی گمان بریم که فقط به فکر منافع خویش&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; اگرچه خودخواهی یکی از قدرتمندترین ویژگی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آدمیان است، اما تنها انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آنها نیست و حتی اغلب اوقات هم نخستین انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آدمی نیست. اگر جهان، آنگونه که کتاب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصاد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند، پر بود از آدمیانی که فقط در پی منافع خود بودند، آنگاه سنگ روی سنگ بند نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد، چرا که ما یا در حال کلاهبرداری بودیم یا در حال تعقیب و تنبیه کلاهبردان. جهان اگر اینگونه پیش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود که ما شاهد ایم، این بدان دلیل است که ما آدمیان موجوداتی صرفاً خودخواه نیستیم. پس باید سیستمی اقتصادی بنا کنیم که در عین آنکه خودخواهی آدمیان را تصدیق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند، از دیگر انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آدمی نیز تمام و کمال بهره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقتصاددانان بازار آزاد غالباً با این پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرض پیش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روند که بازار آزاد این قابلیت را دارد که انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خودخواهانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آدمیان را به سبب رقابتی که میان آدمیان برقرار است به بند کشد و به راه آورد و جهان اجتماعی را از آفات این انگیزه به دور نگه دارد. اگر فروشنده کم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فروشی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و کارگر از زیر کار در نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود بدان سبب است که مکانیزم رقابت در بازار آزاد، عواقبی ناخوشایند را برایشان مقدر کرده است؛ مغازه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای دیگر برای خرید هست و کارگری دیگر برای استخدام. این گروه از اقتصاددانان بر همین مبنا است که دم و دستگاه اداری دولتی را خوش ندارند. اگر مقامات بوروکراتیک و صاحب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;منصبان اداری دولتی سود خود را بجویند و به فکر منافع خود باشند، بازاری در کار نیست که با دیسیپلین خاص خود، آنها را بر سر جای&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان بنشاند. نتیجه آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که امور به بهترین نحو پیش نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود و فساد و ناکارآیی به دم و دستگاه اداری رخنه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. پس باید تا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان از حجم آن بخشی از اقتصاد کاست که تحت سیطره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سیاستمداران و بوروکرات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها است. خصوصی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی چاره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی کار است، تا هیچ کس نتواند به اتکای مقام و موقعیت تضمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که دارد از دم و دستگاه دولتی برای منافع خویش و به زیان عموم سوء استفاده کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما آیا جهان و آدمیان همانگونه هستند که این اقتصاددانان توصیف می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند؟ آیا ما صرفاً موجوادتی سودجو و منفعت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلب هستیم؟ ظاهراً همانگونه است که اینان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند. ما خود مثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از این دست بسیار داریم. اما، این تمام ماجرا نیست. سودجویی و منفعت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبی یکی از انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ما است، اما ما از انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دیگر برخورداریم: صداقت، عزت نفس، دیگرخواهی، عشق، ایمان، حس مسئولیت، همبستگی، وفاداری و.... اینها همه در رفتار ما تأثیرگذار&amp;zwnj;اند و گاهی از منفعت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبی ما هم پیشی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند. کافی است از مدیران موفق کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بزرگ و موفق بپرسید تا به شما حقیقت ماجرا را بگویند. این مدیران همه اذعان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند که کمپانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان، به جای سوء&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ظن و منفعت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبی، بر مبنای اعتماد و وفاداری است که اداره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند. مدیران موفق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانند که کارمندان و کارگرهای&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان، جنبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خوب و بد را با هم دارند و هنر مدیریت، بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برداری از جنبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خوب شخصیت کارکنان است. مکتب روابط انسانی در دانش مدیریت که در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۹۳۰ ظهور کرد دقیقاً همین نکته را در نظر داشت و از پیچیدگی انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های انسانی سخن گفت. &amp;laquo;سیستم تولید ژاپنی&amp;raquo; یا همان &amp;laquo;سیستم تولید تویوتا&amp;raquo; بر همین مبنا عمل کرده و موفق هم بوده است. این سیستم به کارگران آزادی عمل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد و آنها را به مشارکت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواند و نتیجه این می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که کارآیی و کیفیت تولید به مراتب بهتر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. این سیستم ناشی از نگاهی است که کارگران و انسان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را سوژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی اخلاقی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داند، به آنها اعتماد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و به آنها مسئولیت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. اما اگر، برعکس، بدترین فرض را در باره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی آدمیان داشته باشید، بدترین نتیجه را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرید. مثالی اگر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهید کافی است به آن چیزی نظر کنید که به &amp;laquo;اعتصاب ایتالیایی&amp;raquo; یا &amp;laquo;اعتصاب سفید&amp;raquo; معروف است؛ کارگران، در اعتراض به کارفرما، قواعد و مقررات دیکته شده را طابق النعل بالنعل اجرا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و بدین ترتیب ۳۰ تا ۵۰ درصد از میزان بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کاهند!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی ۶: ثبات بیشتر در اقتصاد کلان، اقتصاد جهانی را باثبات&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;تر نکرده است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به شما می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; تا دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۹۷۰، تورم دشمن شماره یک اقتصاد بود. بسیاری کشورها در دام تورم شدید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;افتادند و بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ثباتی ناشی از تورم، سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری و رشد را مانع می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد. از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۹۹۰ به این سو، به لطف نگرش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر نسبت به کسری بودجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دولت و تمرکز بر سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مستقل بانک مرکزی، غول تورم به بند کشیده شد. از آنجا که ثبات اقتصادی، پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شرط سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری درازمدت و رشد است، مهار غول تورم، دورنمای رونق اقتصادی درازمدت را درخشان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اما به شما نمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گویند که&lt;/strong&gt; تورم شاید که مهار شده باشد، اما اقتصاد جهانی به مراتب شکننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر شده است. تمرکز بیش از حد بر تورم توجه ما را از مسائلی چون اشتغال کامل و رشد اقتصادی بازداشته و در نتیجه از بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ثباتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های عظیم و بحران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی که دامن اقتصادهای جهان را گرفته است چشم پوشیده ایم. &amp;laquo;انعطاف بازار کار&amp;raquo; اشتغال را بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ثبات و به تبع آن، زندگی بسیاری از مردم را نامطمئن کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثال از تورم شدید و تأثیرات فاجعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار آن کم نیست. برای مثال، از تابستان ۱۹۲۲، تورم در آلمان از کنترل خارج شد و تا نوامبر ۱۹۲۳ قیمت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها ده میلیارد برابر شده بود!! عده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای این تورم را علت ظهور نازیسم در آلمان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانند. مجارستان پس از جنگ جهانی دوم و زیمبابوه در سال ۲۰۰۸، تجربه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی وحشتناک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر از آلمان را از سر گذراندند. تورم شدید تیشه به ریشه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زند، چرا که قیمت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار را به اصواتی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;معنا بدل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند؛ آنچنانکه در اوج تورم شدید در مجارستان در سال ۱۹۴۶، قیمت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هر پانزده ساعت دو برابر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد، در حالیکه در آلمان ۱۹۲۳، هر چهار روز قیمت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها دو برابر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد. پس، قطعاً تورم شدید پذیرفته نیست و با چنین تورمی سخن از اقتصاد سالم بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;معنا است. اما باید بدانیم که هر تورمی، تورم شدید نیست. و آیا براستی هر تورمی بد است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچنانکه مطالعات نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد - حتی مطالعاتی که از سوی اقتصاددانان بازار آزاد صورت گرفته است - تورم تا حدود ۸ تا ۱۰ درصد مانعی بر سر نرخ رشد اقتصادی نیست. حتی برخی این رقم را تا ۲۰ و حتی ۴۰ درصد هم گفته&amp;zwnj;اند. علاوه بر این مطالعات، تجربه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی برخی کشورها هم نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که تورم نسبتاَ بالا هم منافاتی با رشد اقتصادی سریع ندارد. برای مثال، برزیل در دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با میانگین تورمی در حدود ۴۲ درصد، در میان کشورهایی بود که سریع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین رشد اقتصادی را داشتند. کره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی جنوبی هم در این دوران تورمی در حدود ۲۰ درصد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این حال، شواهدی در دست است که نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ضد تورمی شدید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند به اقتصاد آسیب رساند. برزیل از ۱۹۹۶ کوشید که تورم را مهار کند و در این کار چنان پیش رفت که از رشد اقتصادی چشمگیر بازماند. چرا؟ چون سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که برای کاهش تورم به اجرا گذاشته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند، اگر زیاده از حد بر آنها پافشاری شود، سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری را کاهش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد و مانعی بر سر راه رشد اقتصادی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. در چنین حالتی، سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاران در بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و اگر چه این امر، برای مدتی کوتاه، موجب رشد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، اما چنین رشدی قابل دوام نیست، چرا که چنین سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از حمایت سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های درازمدت در بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های واقعی برخوردار نیست. نتیجه همان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که در بحران مالی ۲۰۰۸ شاهد بوده ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ضد تورمی شدید نه فقط به سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری و رشد آسیب رسانده اند، بلکه از دستیابی به هدف خود هم بازمانده اند؛ یعنی تقویت ثبات اقتصادی. اگر تورم پایین را تنها فاکتور ثبات اقتصادی بدانیم، آنگاه باید بگوییم که جهان باثبات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر شده است. اما آیا واقعاً جهان ما باثبات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر شده است؟ اگر به تجربه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود رجوع کنیم، چنین چیزی را نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینیم. در طول سه دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که از غلبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی بازار آزاد و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ضد تورمی شدید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذرد، ما شاهد تناوب و گستردگی بحران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی بوده ایم. اگر فاکتور تورم پایین را لحاظ کنیم باید بگوییم که از پایان جنگ جهانی دوم تا میانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۷۰، جهان ما بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ثبات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر بوده است، اما در همین ایام تقریباً هیچ کشوری با بحران بانکی دست به گریبان نبود. اما پس از اجرای این سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و مهار تورم، ما شاهد آن بودیم که در میانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۹۰، بیست درصد کشورها در دام بحران بانکی گرفتار شدند. پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸، این رقم شامل ۳۵ درصد کشورها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و آنگونه که به نظر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسد این رقم در حال افزایش است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اگر به ثبات اقتصادی از منظر امنیت شغلی و نرخ بیکاری هم نظر کنیم باید بگوییم که جهان ما باز هم بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ثبات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر و ناامن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر شده است، و این همه به خاطر سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی است که بیشترین بها را به کنترل تورم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما یک نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی مهم. مهار تورم، در واقع، بخشی از بسته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازار آزاد و نئولیبرال است که بر تورم پایین، تحرک بیشتر سرمایه و انعطاف بیشتر بازار نیروی کار (اسمی شیک برای همان عدم امنیت شغلی) تأکید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارد. این سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها اساساً در خدمت منافع دارندگان سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی است. تـأکید بر تورم پایین از آن جهت است که سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی غالباً نرخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بازگشت ثابتی دارند که تورم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند از ارزش واقعی آنها بکاهد. تحرک بیشتر سرمایه هم از آن رو مورد تأکید قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد که صاحبان این نوع سرمایه، به نسبت دارندگان سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فیزیکی و انسانی، راحت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر بتوانند سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی خود را جابجا کنند تا بدین ترتیب از بازگشت بیشتر سود اطمینان داشته باشند. این سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، اگر آنگونه که ادعا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد، می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانست موجب سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری بیشتر و رشد شود، آنگاه شاید سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های معطوف به تثبیت قیمت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، با همه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ناامنی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که به بار آورده است، قابل دفاع بود. اما واقعیت این است که در قیاس با دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ۶۰ و ۷۰ که تورم در سطح بالاتری قرار داشت، از دهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ۸۰ به این سو که شاهد تورم پایینی هستیم، اقتصاد جهانی رشد کمتری را تجربه کرده و درآمد سرانه هم، حتی در کشورهای ثروتمند، افت داشته است. و این همه به خاطر آن است که سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذاری در بیشتر کشورها کاهش یافته است. خلاصه آنکه، &amp;laquo;تورم لولو خورخوره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای شده است&amp;raquo; که از آن برای توجیه سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی استفاده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که در خدمت منافع صاحبان سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مالی است و این همه به بهای امنیت درازمدت، رشد اقتصادی و سعادت انسانی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/25/23936#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16435">صدیقه رستمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18775">ها-جون چانگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18774">۲۳ نکتهای که در بارهی سرمایهداری به شما نمیگویند</category>
 <pubDate>Fri, 25 Jan 2013 14:28:48 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23936 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>افزایش یارانه‎ها یا تحمیل تورم بر تهی‌دستان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/24/23799</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/24/23799&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید مافی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;495&quot; height=&quot;323&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/7ed65_20120326130044cb-3.jpg?1359354686&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمید مافی - دولت از اجرای مرحله دوم قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها کوتاه نمی&amp;zwnj;آید. محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد به مجلس رفت تا در لابه لای حرف&amp;zwnj;هایش این پیام را به نمایندگان برساند و از آن&amp;zwnj;ها بخواهد به جای ایجاد مانع در راهی که در پیش گرفته، بگذارند دولت ماهیانه یک مقداری پول در جیب مردم بگذارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمایندگان مجلس معتقدند که احمدی&amp;zwnj;نژاد در این راه &amp;laquo;نیت سیاسی&amp;raquo; دارد و می&amp;zwnj;خواهد با افزایش یارانه&amp;zwnj;های نقدی، آرای شهروندان در انتخابات سال ۹۲ را به سمت نامزد مورد حمایت خودش جلب کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; اما رئیس دولت و مجموعه تحت فرمان او می&amp;zwnj;گویند که تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی، اجرای قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها و تکیه بر درآمدهای مالیاتی است تا کسری درآمد ناشی از تحریم&amp;zwnj;های نفت جبران شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن&amp;zwnj;گونه که وزیر اقتصاد گفته است: &amp;laquo;دولت در قانون بودجه امسال به دنبال افزایش درآمدهای مالیاتی و جایگزینی درآمدهای نفتی است.&amp;raquo; اما تجربه نشان می&amp;zwnj;دهد که برنامه وزیر اقتصاد و دولت در شرایط فعلی تحقق&amp;zwnj;ناپذیر است. چرا که سهم مالیات در قانون بودجه ایران کمتر از سی درصد گزارش شده و هنوز دولت راهکار مشخصی برای جلوگیری از فرار مالیاتی بنیادهای مذهبی و نظامی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این حال بازخوانی پژوهشی که ستاد حمایت از مصرف&amp;zwnj;کنندگان وزارت بازرگانی پیش از اجرای قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها انجام داده، راهکار دولت برای افزایش درآمدهای مالیاتی را مشخص می&amp;zwnj;کند. بر اساس این پژوهش، چنانچه دولت قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی را افزایش دهد، سطح عمومی قیمت&amp;zwnj;ها افزایش می&amp;zwnj;یابد و با افزایش سطح عمومی قیمت&amp;zwnj;ها، امکان مالیات&amp;zwnj; ستاندن دولت نیز بالا می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سوخت گران می&amp;zwnj;شود&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمزمه افزایش قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی در ماه&amp;zwnj;های گذشته بار&amp;zwnj;ها تکرار شده است. در حالی که مجلس هر گونه افزایش قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی تا پایان امسال را ممنوع کرده، دولت تصمیم گرفته که قیمت برق، گاز و بنزین را افزایش دهد. ارسلان فتحی&amp;zwnj;پور، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفته است که این افزایش قیمت&amp;zwnj;ها در سال آینده حتمی است. او افزایش قاچاق سوخت پس از کاهش ارزش برابری ریال را یکی از دلایل اصلی این افزایش قیمت دانسته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما خبرگزاری &amp;laquo;تسنیم&amp;raquo; که به نهادهای نظامی و امنیتی ایران نزدیک است، راهکار دولت برای اجرای مرحله دوم قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها را، افزایش ۱۶۰ تا ۱۹۰۰ درصدی قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی دانسته است. بر اساس این گزارش که هنوز مورد تائید مقام&amp;zwnj;های دولتی ایران قرار نگرفته است، قیمت بنزین از ۴۰۰ تومان به ۲۲۰۰ تومان، برق از ۴۵ تومان به ۲۸۵ تومان، آب از ۲۸۳ تومان به ۷۵۰ تومان، گاز طبیعی از ۷۰ تومان به ۷۴۵ تومان افزایش خواهد یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خبرگزاری &amp;laquo;تسنیم&amp;raquo; که به نهادهای نظامی و امنیتی ایران نزدیک است، راهکار دولت برای اجرای مرحله دوم قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها را، افزایش ۱۶۰ تا ۱۹۰۰ درصدی قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی دانسته است. بر اساس این گزارش که هنوز مورد تائید مقام&amp;zwnj;های دولتی ایران قرار نگرفته است، قیمت بنزین از ۴۰۰ تومان به ۲۲۰۰ تومان، برق از ۴۵ تومان به ۲۸۵ تومان، آب از ۲۸۳ تومان به ۷۵۰ تومان، گاز طبیعی از ۷۰ تومان به ۷۴۵ تومان افزایش خواهد یافت.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین به گزارش &amp;quot;تسنیم&amp;quot;، قیمت گاز سی ان جی از ۲۰۰ تومان به ۱۵۰۰ تومان افزایش خواهد یافت. قیمت نفت سفید با افزایش ۱۹۰۰ درصدی به ۲۰۰۰ تومان خواهد رسید. گازوئیل نیز با ۱۱۸۰ درصد افزایش به ۱۹۲۰ تومان می&amp;zwnj;رسد. قیمت نفت کوره هم ۱۳۸۰ درصد افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرچند این راهکار دولت برای اجرای قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها، تا هنگامی که به تصویب مجلس نرسد امکان اجرا نخواهد یافت، اما به نظر می&amp;zwnj;رسد که سناریوی جایگزینی منابع درآمدی غیرنفتی در قانون بودجه سال آینده، شهروندان ایرانی را نشانه گرفته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تورم رام&amp;zwnj;نشدنی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی که نرخ تورم در آذرماه سال ۸۹ کمتر از ۱۰ درصد گزارش شده، گزارش&amp;zwnj;های منتشر شده از سوی نهادهای مرجع آمار ایران نشان می&amp;zwnj;دهد که نرخ تورم در ایران به نسبت دوره پیش از اجرای قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها بیش از سه برابر افزایش یافته است. در حالی که بانک مرکزی آخرین نرخ تورم را ۲۶ درصد اعلام کرده، ماهنامه اقتصاد ایران نرخ تورم را بیش از ۳۷ درصد برآورد کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گرچه دولت پیامدهای تورمی اجرای مرحله اول هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها را کمتر از پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;های کار&amp;zwnj;شناسان می&amp;zwnj;داند، اما نتایج یک &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/politics/2012/09/25/19855&quot;&gt;پژوهش&lt;/a&gt; که به سفارش مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس صورت گرفته، نشان می&amp;zwnj;دهد که دولت با استفاده از راهکار &amp;laquo;توهم درمانی&amp;raquo;، افزایش سطح عمومی قیمت&amp;zwnj;ها را به شهروندان تحمیل کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین یافته&amp;zwnj;های یک پژوهش دیگر در همین نهاد نشان می&amp;zwnj;دهد که افزایش ۱۰ درصدی قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی، افزایش ۵. ۱ درصدی نرخ تورم را به همراه دارد. یک پژوهش دیگر که از سوی معاونت برنامه ریزی وزارت بازرگانی صورت گرفته، نشان می&amp;zwnj;دهد که افزایش ۱۰ درصدی قیمت بنزین، افزایش دو درصدی تورم را به دنبال دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دفتر اقتصاد کلان سازمان مدیریت و برنامه ریزی هم در یک پژوهش که در سال ۱۳۸۳ صورت گرفته، اعلام کرده است که دو برابر شدن قیمت بنزین نرخ تورم را ۱۷. ۴ درصد و چهار برابر شدن آن، نرخ تورم را ۸۳. ۱۱ درصد افزایش می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین یافته&amp;zwnj;های تحقیقات بانک جهانی در ایران هم بیانگر تاثرپذیری نرخ تورم از افزایش قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی است. بر اساس نتایج این پژوهش، افزایش قیمت انرژی به صورت یک باره، پیامد تورمی ۳۳ تا ۵۸ درصدی را به دنبال دارد و افزایش تدریجی قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی هم تورم ۱۳ تا ۲۱ درصدی را به همراه خواهد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتایج یک پژوهش که به سفارش مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس صورت گرفته، نشان می&amp;zwnj;دهد که دولت با استفاده از راهکار &amp;laquo;توهم درمانی&amp;raquo;، افزایش سطح عمومی قیمت&amp;zwnj;ها را به شهروندان تحمیل کرده است. &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتایج یک مطالعه اقتصادی دیگر هم نشان می&amp;zwnj;دهد که فشار تورمی ناشی از آزادسازی قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی در میان &amp;laquo;پنجک&amp;zwnj;های فقیر روستایی&amp;raquo;، دو برابر &amp;laquo;پنجک&amp;zwnj;های ثروتمند شهری&amp;raquo; است و&lt;/span&gt; دهک اول جامعه کمترین فشار تورمی و دهک دهم بیشترین فشار تورمی ناشی از آزاد سازی قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی را تحمل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک پژوهش دیگر هم نشان می&amp;zwnj;دهد که چنانچه قیمت انرژی در ایران به سطح برابری با میانگین جهانی برسد، تورم ۴. ۳۵ درصدی را به جامعه تحمیل می&amp;zwnj;کند. دیگر یافته&amp;zwnj;های پژوهشی در ایران هم بیانگر اثرگذاری افزایش قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی بر نرخ تورم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;فشار بر تهی&amp;zwnj;دستان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت اجرای قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها و پرداخت یارانه&amp;zwnj;های نقدی را راهکاری برای کاهش شکاف طبقاتی در جامعه می&amp;zwnj;داند. اما آن گونه که بانک مرکزی ایران گزارش می&amp;zwnj;دهد، افزایش نرخ تورم، اثرگذاری مثبت یارانه&amp;zwnj;های نقدی در کاهش شکاف طبقاتی را خنثی کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین یافته&amp;zwnj;های یک پژوهش که از سوی وزارت نیرو در سال ۱۳۷۹ انجام شده است، نشان می&amp;zwnj;دهد که آزاد سازی قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی و قیمت گذاری فرآورده&amp;zwnj;های نفتی در سطح فوب خلیج فارس، تورم در مناطق روستایی را بیشتر از مناطق شهری افزایش می&amp;zwnj;دهد. بر اساس یافته&amp;zwnj;های این پژوهش، تعیین قیمت فرآورده&amp;zwnj;های نفتی در سطح فوب خلیج فارس تورم ۷۸ درصدی در مناطق روستایی و ۶۳ درصدی در نقاط شهری را به دنبال خواهد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتایج یک مطالعه اقتصادی دیگر هم نشان می&amp;zwnj;دهد که فشار تورمی ناشی از آزادسازی قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی در میان &amp;laquo;پنجک&amp;zwnj;های فقیر روستایی&amp;raquo;، دو برابر &amp;laquo;پنجک&amp;zwnj;های ثروتمند شهری&amp;raquo; است. آن گونه که نتایج این مطالعه نشان می&amp;zwnj;دهد، دهک اول جامعه کمترین فشار تورمی و دهک دهم بیشترین فشار تورمی ناشی از آزاد سازی قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی را تحمل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال دولت تصمیم دارد بدون توجه به نتایج این پژوهش&amp;zwnj;ها و هشدارهای کارشناسان اقصادی و نمایندگان مجلس، مرحله دوم هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها را به اجرا بگذارد و امیدوار است که با پرداخت یارانه نقدی معادل ۱۲۰ هزار تومان، اثرگذاری تورمی آزاد سازی قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی را خنثی کند. اما تجربه اجرای دو ساله این قانون نشان می&amp;zwnj;دهد آنچه که دولت در عالم ذهن تصور می&amp;zwnj;کند در عالم واقعیت امکان پذیر نیست و گرچه درآمد اسمی تهی&amp;zwnj;دستان افزایش می&amp;zwnj;یابد، اما توان خرید آن&amp;zwnj;ها به خاطر افزایش نرخ تورم نه تنها افزایش پیدا نمی&amp;zwnj;کند بلکه با کاهش روبرو می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها: &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;[۱] - نگاه کنید به؛ اثر افزایش قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی بر تورم، دفتر مطالعات اقتصادی وزارت بازرگانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۲] - نگاه کنید به؛ برآورد اثر قیمت حامل&amp;zwnj;های انرژی بر نرخ تورم و هزینه خانوارهای کشور، محمد رحیم احمدوند و همکاران، مجله اقتصادی شماره ۷۵ و ۷۶&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/24/23799#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17828">انرژی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3945">بنزین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2480">تورم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18666">توهم درمانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6439">حمید مافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18667">دهک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18668">صندوق پول</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5336">مالیات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1969">یارانه</category>
 <pubDate>Thu, 24 Jan 2013 17:02:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23799 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>برزخ بهمنی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/21/23828</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/21/23828&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید مافی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;275&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/bahmani_0.jpg?1359095508&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمید مافی &amp;minus; &amp;laquo;بهمن نقدینگی&amp;raquo; و &amp;laquo;بحران ارزی&amp;raquo; یقه محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی را گرفت.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان روزی که نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران، تحقیق و تفحص از بانک مرکزی را تصویب کردند، خبرگزاری دانشجویان ایران، از بازنشستگی محمود بهمنی خبر داد. اما ابراهیم درویشی معاون نظارتی بانک مرکزی ایران، در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با خبرگزاری مهر اعلام کرد: &amp;quot;رئیس دولت با بازنشستگی محمود بهمنی مخالفت کرده و او همچنان در مقام رئیس کل بانک مرکزی باقی می&amp;zwnj;ماند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه درویشی تقاضای بازنشستگی رئیس کل بانک مرکزی با مسئله تحقیق و تفحص از این بانک را &amp;laquo;غیر مرتبط&amp;raquo; دانست اما به فاصله کوتاهی بازهم خبرگزاری مهر، از &amp;laquo;برکناری اجباری&amp;raquo; محمود بهمنی بر اساس رآی دیوان محاسبات کشور خبر داد تا روابط عمومی بانک مرکزی این بار خبر را دروغ بداند و زبان تهدید به کار بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن گونه که مهر خبر داده است، شعبه سوم مستشاری دیوان محاسبات کشور حکم انفصال از خدمت محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی را به خاطر برداشت غیرقانونی شبانه از حساب بانک&amp;zwnj;ها بابت مابه&amp;zwnj;التفاوت ارز دریافتی در اسفندماه سال گذشته صادر کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;زورگیری بانک مرکزی از بانک&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسفند ماه سال گذشته، هنگامی که نمایندگان مجلس، دولت را از پرداخت یارانه&amp;zwnj;های نقدی تا تصویب قانون بودجه، منع کردند، دولت بدون توجه به این مصوبه، یارانه&amp;zwnj;های نقدی شهروندان را افزایش داد.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان نمایندگان مجلس، در باره منبع تامین این اعتبار تشکیک کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;طولی نکشید که مشخص شد دولت برای تامین اعتبار یارانه&amp;zwnj;های نقدی، اقدام به برداشت غیرقانونی از حساب بانک&amp;zwnj;های خصوصی و دولتی کرده است. بر اساس گزارشی که&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان خبرگزاری مهر منتشر کرد، دولت در مجموع ۲۶۵۳ میلیارد تومان از حساب هفت بانک دولتی برداشت کرده بود. این برداشت&amp;zwnj;ها آن گونه که مقام&amp;zwnj;های دولتی توضیح دادند، به عنوان ما به تفاوت نرخ ارز دولتی و آزاد صورت گرفته بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برداشتِ بدون اجازه بانک مرکزی از حساب بانک&amp;zwnj;های خصوصی و دولتی، با اعتراض مدیران بانکی کشور روبرو شد و آن&amp;zwnj;ها در نامه&amp;zwnj;ای به رئیس کل بانک مرکزی به این اقدام دولت اعتراض کردند. محمود بهمنی هم که گفته می&amp;zwnj;شد با این برداشت&amp;zwnj;های غیرقانونی مخالف بوده، در نامه&amp;zwnj;ای به رئیس دولت از مقام خود کناره گیری کرد. اما رئیس دولت با استعفای بهمنی مخالفت کرد و وزیر اقتصاد هم این برداشت را حق قانونی بانک مرکزی و دولت دانست تا نمایندگان مجلس، تنها چاره کار را تحقیق و تفحص از بانک مرکزی بدانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;بهمن نقدینگی و مطالبات معوق&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد در هفت سال گذشته سه رئیس کل بانک مرکزی را به کار گرفته است. ابراهیم شیبانی، طهماسب مظاهری و محمود بهمنی سه رئیس کل بانک مرکزی دولت احمدی&amp;zwnj;نژاد در دولت نهم و دهم به شمار می&amp;zwnj;آیند. اگر شیبانی را رئیس دولت برکنار کرد، طهماسب مظاهری پس از بالا گرفتن اختلافش با محمود جهرمی در مقام وزیر کار برای پرداخت وام به بنگاه&amp;zwnj;های زود بازده، تصمیم به استعفا گرفت تا بهمنی از بانک ملی ایران مامور به خدمت در بانک مرکزی شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاست&amp;zwnj;های محمود بهمنی در بانک مرکزی اگر چه خوشایند مقام&amp;zwnj;های دولتی بوده اما اقتصاد و بازار مالی و پولی ایران را با بحران&amp;zwnj;های سه گانه &amp;laquo;کاهش ارزش پول ملی&amp;raquo;، &amp;laquo;افزایش نقدینگی&amp;raquo; و &amp;laquo;افزایش تورم&amp;raquo; روبرو کرده است. آن گونه که احمد توکلی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی گفته است؛ ریال در سال&amp;zwnj;های گذشته ۱۱۳ درصد ارزش برابری خود را از دست داده است. نرخ تورم نیز در دو سال گذشته حداقل سه برابر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه نمی&amp;zwnj;توان تاثیر تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی در این وضعیت را نادیده گرفت، اما سیاست&amp;zwnj;های نادرست نظام بانکی کشور به گفته ناظران اقتصادی، اقتصاد ایران را در &amp;laquo;خود تحریمی&amp;raquo; قرار داده است. بخشنامه&amp;zwnj;های متعدد در بازه&amp;zwnj;های زمانی کوتاه مدت و تصمیم گیری&amp;zwnj;های ناگهانی و تبدیل دلار به ریال برای تامین نقدینگی مورد نیاز دولت از مجاری غیر مجاز به التهاب در بازار ارز دامن زده است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن گونه که عملکرد محمود بهمنی نشان می&amp;zwnj;دهد، او مورد اعتماد&amp;zwnj;ترین رئیس کل بانک مرکزی دولت احمدی&amp;zwnj;نژاد به شمار می&amp;zwnj;آید که تا به حال مخالفتی با برنامه&amp;zwnj;های دولت نداشته است و از نگاه ناظران اقتصادی به عابر بانک دولت تبدیل شده است. اگر چه آن گونه که رسانه&amp;zwnj;ها گزارش داده&amp;zwnj;اند، او تا به حال دو بار از مقام خود استعفا کرده اما این استعفا&amp;zwnj;ها مورد پذیرش رئیس دولت قرار نگرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آمارهای انتشار یافته از سوی بانک مرکزی نشان می&amp;zwnj;دهد که پیش از آنکه بهمنی در مقام رئیس کل این بانک قرار بگیرد، حجم نقدینگی کمتر از ۱۵۰ هزار میلیارد تومان بوده است. اما از نیمه دوم سال ۱۳۸۷ که او به این مقام رسیده تا اکنون نقدینگی از مرز ۴۲۰ هزار میلیارد تومان گذشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین بر خلاف تاکید رئیس کل بانک مرکزی بر کاهش مطالبات معوق بانکی، کارنامه او در این بخش نیز موفقیت آمیز نیست. مطالبات معوقه بانکی که درپایان سال ۱۳۸۷ سی هزار میلیارد تومان گزارش شده در چهار سال گذشته به روایت وزیر اقتصاد ایران به ۷۴ هزار میلیارد تومان و بر اساس آمارهای اعلام شده از سوی محمود بهمنی به ۸۱ هزار میلیارد تومان رسیده است. اگر چه به گفته او ۱۵ هزار میلیارد تومان از این مطالبات تسویه شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بحران ارزی تازه در راه است&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاست&amp;zwnj;های محمود بهمنی در بانک مرکزی اگر چه خوشایند مقام&amp;zwnj;های دولتی بوده اما اقتصاد و بازار مالی و پولی ایران را با بحران&amp;zwnj;های سه گانه &amp;laquo;کاهش ارزش پول ملی&amp;raquo;، &amp;laquo;افزایش نقدینگی&amp;raquo; و &amp;laquo;افزایش تورم&amp;raquo; روبرو کرده است. آن گونه که احمد توکلی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی گفته است؛ ریال در سال&amp;zwnj;های گذشته ۱۱۳ درصد ارزش برابری خود را از دست داده است. نرخ تورم نیز در دو سال گذشته حداقل سه برابر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه نمی&amp;zwnj;توان تاثیر تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی در این وضعیت را نادیده گرفت، اما سیاست&amp;zwnj;های نادرست نظام بانکی کشور به گفته ناظران اقتصادی، اقتصاد ایران را در &amp;laquo;خود تحریمی&amp;raquo; قرار داده است. بخشنامه&amp;zwnj;های متعدد در بازه&amp;zwnj;های زمانی کوتاه مدت و تصمیم گیری&amp;zwnj;های ناگهانی و تبدیل دلار به ریال برای تامین نقدینگی مورد نیاز دولت از مجاری غیر مجاز به التهاب در بازار ارز دامن زده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حالا نمایندگان پس از چهار سال که سیاست&amp;zwnj;های غیر کار&amp;zwnj;شناسی بانک مرکزی هزینه&amp;zwnj;های زیادی بر اقتصاد و تولید ایران تحمیل کرده است، تصمیم گرفته&amp;zwnj;اند که تحقیق و تفحص از این بانک را در فاصله کوتاهی که به پایان عمر دولت احمدی&amp;zwnj;نژاد باقی مانده در دستور کار قرار دهند و دیوان محاسبات نیز حکم انفصال از خدمات دولتی محمود بهمنی را اعلام کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین دو خبر در ۲۴ ساعت گذشته که با تائید و تکذیب&amp;zwnj;های مقام&amp;zwnj;های دولتی روبرو شده، یک بار دیگر بازار ارز ایران را دست خوش التهاب کرده و دلار بار دیگر از مرز ۳۴۰۰ تومان گذشته است. التهابی که به نظر می&amp;zwnj;رسد در روزهای آینده نیز ادامه خواهد داشت و از مذاکرات بی&amp;zwnj;نتیجه ایران و آژانس بین المللی انرژی هم تاثیر خواهد گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تنگنای بهمنی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمود بهمنی تا به حال دو بار از مقام خود کناره گرفته و هر دو بار رئیس دولت با استعفای او مخالفت کرده است. این بار هم پیش از آنکه رای دیوان محاسبات، علنی شود، او تصمیم گرفت که به بهانه بازنشستگی از مقام خود کناره گیری کند تا شاید در تحقیق و تفحص احتمالی مجلس، ناچار به پاسخگویی نشود. اما باز هم محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد راه خروج او از دولت را بست تا بماند و هزینه احتمالی وفادار بودنش به سیاست&amp;lrm;های نادرست دولت و تامین نقدینگی مورد نیاز دولت را بپردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال او باید در جمع نمایندگان مجلس حاضر شود و به پرسش&amp;zwnj;های نمایندگان در باره برداشت غیرقانونی از حساب بانک&amp;zwnj;ها پاسخ بدهد و در حاشیه آن ممکن است که ناچار شود یک بار دیگر در باره نقش مدیران مورد تائیدش در اختلاس سه هزار میلیارد تومانی هم پاسخگو باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید بهترین راه برای او در شرایط فعلی، موافقت رئیس دولت با بازنشستگی&amp;zwnj;اش بود، پیش از آنکه دیوان محاسبات حکم به انفصال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ش بدهد و پایش در پرونده تحقیق و تفحص مجلس گیر کند. اما حالا باید بماند و در فاصله بیست روز به حکم دیوان محاسبات اعتراض و پاسخ&amp;zwnj;هایی برای سوال&amp;zwnj;های نمایندگان مجلس آماده کند و راهی برای اقناع آنان بیابد.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/21/23828#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF">احمدی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8296">ارز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%DB%8C">بانک مرکزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8978">بحران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18690">بهمنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2480">تورم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Mon, 21 Jan 2013 13:40:32 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23828 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title> دولت و سرمایه‌داری انحصاری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/14/23366</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/14/23366&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بابک مینا        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;518&quot; height=&quot;363&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/kar_2_0.jpg?1358489999&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بابک مینا ـ سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی دولت&amp;zwnj;های نهم و دهم همواره مورد انتقاد جناح&amp;zwnj;های سیاسی رقیب در جمهوری اسلامی بوده است. بسیاری می&amp;zwnj;پندارند سیاست&amp;zwnj;های غلط اقتصادی دولت احمدی&amp;zwnj;نژاد وضعیت اقتصادی را سراشیبی برده است. اما برخی از اقتصاددانان با این نکته موافق نیستند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این نوشته به اختصار درباره این موضوع بحث خواهیم کرد که چرا سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی دولت فعلی کم یا بیش با سیاست&amp;zwnj;های کلی اقتصادی جمهوری اسلامی هماهنگ بوده است. نخست به عنوان مثال لایحه اصلاح قانون تامین اجتماعی را بررسی می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اصلاحاتی بر ضد توسعه؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با مطالعه موارد اصلاحی می&amp;zwnj;توانیم دریابیم که گرایش قانون جدید بر این است که از بار مسئولیت دولت در امور تامین اجتماعی بکاهد. مثلا خدمات بیمه رایگان به بیمه&amp;zwnj;شدگان محدود می&amp;zwnj;شود و یا بعضی از وظایف دولت در حوزه بهداشت عمومی به تامین اجتماعی محول می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چند هفته پیش &lt;a href=&quot;http://ilna.ir/news/news.cfm?id=20868&quot;&gt;&lt;strong&gt;خبرگزاری ایلنا&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; در گزارش نسبتا مفصلی تمام موارد مناقشه&amp;zwnj;برانگیز لایحه جدید را بررسی کرد. در گزارش ایلنا می&amp;zwnj;خوانیم مدیر&amp;zwnj;عامل سازمان تامین اجتماعی با استناد به قانون پنج ساله پنجم توسعه، تهیه پیش&amp;zwnj;نویس لایحه اصلاح قانون تامین اجتماعی را تائید کرده است. ایلنا سپس می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;به موجب مواد ۲۶ و ۷۳ از قانون برنامه پنجم توسعه سازمان تامین اجتماعی موظف است تا از طریق سه جانبه گرایی، ضمن تقویت خدمات بیمه بیکاری خود، از قبول هرگونه تعهد بیمه&amp;zwnj;ای جدید خودداری کند مگر آن&amp;zwnj;که وضعیت منابع مالی آن تعهد تازه مشخص و روشن شده باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گزارش ایلنا ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;این در حالی است که مسئولان سازمان تامین اجتماعی در پیش&amp;zwnj;نویسی که برای بازنگری و اصلاح قانون فعلی تامین اجتماعی تدارک دیده&amp;zwnj;اند، بدون درنظر گرفتن تکالیف تعیین شده در قانون برنامه پنجم توسعه، قانون جدیدی را تدارک دیده&amp;zwnj;اند که در آن بخش قابل توجهی از منافع کوتاه&amp;zwnj;مدت و بلندمدت بیمه&amp;zwnj;ای و درمانی بیمه&amp;zwnj;شدگان مورد جرح و تعدیل قرار گرفته است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع گزارش ایلنا می&amp;zwnj;خواهد بگوید میان برنامه پنج ساله و پیش&amp;zwnj;نویس اصلاحی قانون تامین اجتماعی تضادی وجود دارد. اما آیا واقعا تضادی وجود دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با مطالعه موارد اصلاحی در لایحه اصلاح قانون تامین اجتماعی می&amp;zwnj;توانیم دریابیم که گرایش قانون جدید بر این است که از بار مسئولیت دولت در امور تامین اجتماعی بکاهد. مثلا خدمات بیمه رایگان به بیمه&amp;zwnj;شدگان محدود می&amp;zwnj;شود و یا بعضی از وظایف دولت در حوزه بهداشت عمومی به تامین اجتماعی محول می&amp;zwnj;شود. پیش&amp;zwnj;نویس اصلاح قانون تامین اجتماعی چندان هم دور از قانون پنج ساله پنجم توسعه نیست: هر دو بر کاهش نقش دولت زیر عنوان نوسازی روش&amp;zwnj;های بیمه&amp;zwnj;گری و غیره تاکید می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این دو مورد از فصل سوم قانون پنج ساله پنجم توسعه توجه کنید. قانون پنج ساله درباره صندوق&amp;zwnj;های بازنشستگی می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo;کاهـش وابستگی این صندوق&amp;zwnj;ها به کمک از محل بودجه عمومی دولت به استثناء سـهم قانونی دولت در حق بیمه در طول برنامه از طرق مختلف از جمله تنظیم عوامل مؤثر بر منابع و مصارف صندوق&amp;zwnj;ها منطبق بر محاسبات بیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ای، کاهش حمایت&amp;zwnj;های غیربیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ای صندوق&amp;zwnj;ها و انتقال آن به نهادهای حمایتی، تقویت سازوکارهای وصول به موقع حق بیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ها و تقویت فعالیت&amp;zwnj;های اقتصادی و سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;گذاری سودآور با اولویت سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;گذاری در بازار پول و سرمایه، به نحوی که سود سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;گذاری موردنظر کمتر از سود اوراق مشارکت بانکی نباشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;و هم&amp;zwnj;چنین در مورد اصلاح ساختار تامین اجتماعی قانون پنج ساله می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;استفاده از روش&amp;zwnj;های نوین در اداره و ارائه خدمات این صندوق&amp;zwnj;ها از طرق مختلف از جمله تجدیدنظر در ساختار بیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های اجتماعی، سازمان تأمین اجتماعی و صندوق&amp;zwnj;های تابعه به ویژه صندوق بازنشستگی کشوری و اصلاح ساختار و تجهیز سایر صندوق&amp;zwnj;های وابسته به دستگاه&amp;zwnj;های اجرائی بر اساس اساسنامه دولت به نحوی که بر کاهش هزینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های سرباری نیروی انسانی از منابع بیمه و کاهش تصدی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;گری تأکید نماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo; (برای مطالعه متن کامل قانون پنج ساله پنجم توسعه به &lt;a href=&quot;http://www.shmoton.ir/PDF/Poor/3.pdf&quot;&gt;&lt;strong&gt;اینجا&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; بروید.)&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنان&amp;zwnj;که می&amp;zwnj;بینیم برخلاف گزارش ایلنا پیش&amp;zwnj;نویس اصلاح قانون تامین اجتماعی چندان هم دور از قانون پنج ساله پنجم توسعه نیست: هر دو بر کاهش نقش دولت زیر عنوان نوسازی روش&amp;zwnj;های بیمه&amp;zwnj;گری و غیره تاکید می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نکته مهم این است که قانون پنج ساله پنجم توسعه (۱۳۹۴ـ۱۳۹۰) با تصویب مجلس و تائید مجمع تشخیص مصلحت رسمیت یافته است. پس قانونی است که تمام نهادهای حکومتی آن را تائید کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سرمایه&amp;zwnj;داری انحصاری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قطعا اگر کس دیگری در راس دولت&amp;zwnj;های نهم و دهم بود ممکن بود اینجا یا آنجا سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی را به نوع دیگری اعمال می&amp;zwnj;کرد. اما جهت کلی سیاست اقتصادی دولت احمدی&amp;zwnj;نژاد از چارچوبی که کل نظام اسلامی تعیین کرده است فراتر نرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رامین معتمد&amp;zwnj;نژاد اقتصاددان در &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://dostan.mondediplo.com/spip.php?article339&quot;&gt;تحلیل مفصلی از اقتصاد سیاسی ایران&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; از سال&amp;zwnj;های دهه چهل به سه نوع ساختار اقتصادی اشاره می&amp;zwnj;کند: مرحله اول از اوایل دهه چهل تا پایان جنگ. در این مرحله &amp;laquo;&amp;nbsp;زمينه توسعه طبقه کارگر را، به منزله يک گروه اجتماعي گسترده و محروم از مالکيت وسائل توليد و نيز محروم از دسترسي به محصول کار خويش، فراهم کرد. از يک طرف، همان&amp;zwnj;گونه که يرواند آبراهاميان روشن مي&amp;zwnj;سازد، بين سال&amp;zwnj;هاي ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۵، ايران صحنه &amp;laquo;انقلاب صنعتی کوچکی&amp;raquo; شد. به واسطه اين &amp;laquo;انقلاب&amp;raquo;، تعداد کارخانه&amp;zwnj;های کوچک، متوسط و بزرگ افزايش يافت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خصوصی&amp;zwnj;سازی و سیاست&amp;zwnj;های تعدیلی روی دیگری نیز دارد و آن کاهش هزینه&amp;zwnj;های دولت ـ از جمله در سازمان تامین اجتماعی ـ است. سیاست&amp;zwnj;های تعدیلی از طرفی واحدهای تولیدی کوچک و متوسط را تحت فشار قرار می&amp;zwnj;دهد تا تولید خود را کاهش دهند و به تعدیل نیروی کار بپردازند و یا برای بقا قیمت کالاهای خود را افزایش دهند. چرا که نیروی اصلی اقتصاد در اختیار واحدهای بزرگ و انحصاری است. این سیاست طبقات پایین و خصوصا طبقه کارگر را در فشاری دوطرفه قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرحله دوم از پایان جنگ تا اواخر دهه هفتاد طول می&amp;zwnj;کشد. در این مرحله: &amp;laquo;&amp;nbsp;گسترش دستگاه&amp;zwnj;های اداری نه فقط به برآمدن يک اشرافيت جديد اداری منتهی شد، بلکه زمينه شکل&amp;zwnj;گيری اقشار ميانی اداری نوينی را هم فراهم کرد. عملکرد اين گروه&amp;zwnj;های نوين اجتماعی همواره با منافع دستگاه&amp;zwnj;های حکومتی منطبق نيست، زیرا در چارچوب دستگاه&amp;zwnj;های اداری فعاليت می&amp;zwnj;کنند که بيش از پيش به قول ماکس وِبِر، دارای منطق و اهدافی مبتنی بر &amp;laquo;عقلانيت بوروکراتيک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;laquo;&lt;/span&gt; هستند، يعني استوار بر منشی حساب&amp;zwnj;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;گرايانه&lt;/span&gt;، آينده&amp;zwnj;نگر، سنجش&amp;zwnj;گر و کارآ. واقعيتی که از يک طرف، در دستگاه&amp;zwnj;های اداری و دولتی به برآمدن ارزش&amp;zwnj;ها، باورها، عملکرد&amp;zwnj;ها و منافعی دامن می&amp;zwnj;زند که به توسعه سرمایه&amp;zwnj;داری ياری می&amp;zwnj;رسانند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;و مرحله سوم از ابتدای دهه هشتاد تاکنون است که در آن: &amp;laquo;گروه&amp;zwnj;های بزرگ اقتصادی، و اشرافيت نوين اقتصادی، از سرمايه صنعتی، مالی، و تجاری بهره می&amp;zwnj;برند که در دهه قبل انباشته&amp;zwnj;اند. از سوی ديگر، آنها در جستجوی کانون های جديد و وسيع&amp;zwnj;تری برای سرمايه&amp;zwnj;گذاری و سودآوری هستند، تا از اين طريق گذار از &amp;laquo;انباشت اوليه سرمايه&amp;raquo; به &amp;laquo;انباشت گسترده&amp;raquo; تر آن را ممکن سازند. اين &amp;laquo;نياز&amp;raquo; يکی از دلايل عمده تأسيس بانک&amp;zwnj;های &amp;laquo;خصوصی&amp;raquo; در ايران، از سال ۱۳۷۹ به بعد است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;معتمدنژاد در ادامه تحلیل خود به انطباق سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی دولت&amp;zwnj;های نهم و دهم با این روند اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید نه تنها این دولت این روند را متوقف نکرد که به آن شتاب بخشید. &amp;laquo;برآمدن دولت&amp;zwnj;های نهم و دهم نه فقط اين روند را نگسست، بلکه آن را وسعت داد و عمق بخشيد. در واقع، دولت نهم، که در ابتدای فعاليت خود ايجاد يک &amp;laquo;اقتصاد عدالت&amp;zwnj;محور&amp;raquo; را به مثابه محور اساسی برنامه اقتصادی خود قرار داده بود، در ابعادی بی&amp;zwnj;سابقه (و بسيار گسترده تر از دولت&amp;zwnj;های پيشين) اقدام به خصوصی&amp;zwnj;سازی بخش عمده&amp;zwnj;ای از شرکت&amp;zwnj;ها و کارخانه&amp;zwnj;های دولتی نمود. به طوری که اينک سهام مهم&amp;zwnj;ترين شرکت&amp;zwnj;های دولتی يا واگذار شده&amp;zwnj;اند و يا در شرف واگذار شدن هستند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دولت و سرمایه&amp;zwnj;داری انحصاری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این خصوصی&amp;zwnj;سازی و سیاست&amp;zwnj;های تعدیلی روی دیگری نیز دارد و آن کاهش هزینه&amp;zwnj;های دولت ـ از جمله در سازمان تامین اجتماعی ـ است. سیاست&amp;zwnj;های تعدیلی از طرفی واحدهای تولیدی کوچک و متوسط را تحت فشار قرار می&amp;zwnj;دهد تا تولید خود را کاهش دهند و به تعدیل نیروی کار بپردازند و یا برای بقا قیمت کالاهای خود را افزایش دهند. چرا که نیروی اصلی اقتصاد در اختیار واحدهای بزرگ و انحصاری است. این سیاست طبقات پایین و خصوصا طبقه کارگر را در فشاری دوطرفه قرار می&amp;zwnj;دهد: از یکسو گرانی شدید و خطر بیکاری آنان را تهدید می&amp;zwnj;کند و از طرفی دیگر نهادهای حمایتی مانند تامین اجتماعی حمایت&amp;zwnj;های خود را محدودتر می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع می&amp;zwnj;توان نتیجه گرفت که دولت احمدی&amp;zwnj;نژاد تماما طبق روند این سرمایه&amp;zwnj;داری انحصاری عمل می&amp;zwnj;کند و سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی&amp;zwnj;اش را تنظیم می&amp;zwnj;کند. این سیاست&amp;zwnj;ها از یکسو واحدهای تولیدی را خصوصی می&amp;zwnj;کند و عملا آنها را به دست انحصارات می&amp;zwnj;سپارد و از طرف دیگر نقش&amp;zwnj;های حمایتی دولت را کاهش می&amp;zwnj;دهد. بنابراین می&amp;zwnj;توان گفت دولت احمدی&amp;zwnj;نژاد دولتی است موافق و همسو با جهت کلی سیاست اقتصادی جمهوری اسلامی.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/14/23366#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18323">انباشت سرمایه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18322">بانک خصوصی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11846">تامین اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18320">توسعه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18321">سرمایه انحصاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4488">طبقه کارگر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D9%88%D8%A8%D8%B1">ماکس وبر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Mon, 14 Jan 2013 18:08:35 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23366 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اقتصاد ایران در سالی که گذشت: سال سقوط</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/12/28/22843</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/12/28/22843&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید مافی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;580&quot; height=&quot;401&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/iran_wirtschaft_3.jpg?1357235292&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمید مافی - اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۲ سخت&amp;zwnj;ترین فشار&amp;zwnj;ها را تحمل کرد. هم&amp;zwnj;سویی جامعه جهانی با تحریم&amp;zwnj;های آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران، ضربه&amp;zwnj;ای بود که اقتصاد بیمار ایران را بیش از گذشته نحیف کرد و زخم&amp;zwnj;های پنهانی&amp;zwnj;اش را نمایان ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مقام&amp;zwnj;های حکومتی ایران همواره تاکید کرده&amp;zwnj;اند که در همه سال&amp;zwnj;های بعد از انقلاب درگیر تحریم بوده&amp;zwnj;اند، اما شرایطی این چنین را تا به حال تجربه نکرده بودند. به گواه گروهی از نمایندگان مجلس و اقتصاد&amp;zwnj;دان&amp;zwnj;ها، جنگ هشت ساله هم این گونه اقتصاد ایران را گرفتار نکرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تحریم، مبادله نفت ایران به عنوان منبع اصلی ارتزاق دولت را نشانه رفت و آرام آرام، نظام بانکی ایران و حمل و نقل دریایی را هم در بر گرفت تا صادرات نفت ایران به کمترین میزان ممکن برسد. آن&amp;zwnj;گونه که آژانس&amp;zwnj; جهانی انرژی گزارش کرده، صادرات نفت ایران به کمتر از یک میلیون بشکه در روز رسید و دولت هم برای دریافت مطالبات نفتی&amp;zwnj;اش با سد تحریم بانکی روبرو شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحریم هم&amp;zwnj;زمان نفت و نظام بانکی ایران، بهانه&amp;zwnj;ای شد برای نمایان&amp;zwnj;تر شدن بیماری اقتصادی که در سال&amp;zwnj;های گذشته، بیش از پیش معتاد به نفت شده است. افزایش قیمت نفت در بازار جهانی، دولتمردان ایران را در وهم درآمدهای افسانه&amp;zwnj;ای فرو برد و آنها گمان کردند که می&amp;zwnj;توانند سهم بیشتری از بازار جهانی نفت به دست بیاورند. به گونه&amp;zwnj;ای که دولت در بودجه&amp;zwnj;ای که برای سال ۹۱ نوشت، پیش&amp;zwnj;بینی کرد تولید نفت به چهار میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه و صادرات آن به بیش از سه میلیون بشکه در روز برسد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این خواب خوش چندان دوام نیاورد و مشتریان نفتی ایران روز به روز &amp;nbsp;کاهش یافتند. هرچند دولت آمریکا، در هر دوره&amp;zwnj;ای گروهی از کشور&amp;zwnj;ها را از مجازات عدم رعایت تحریم&amp;zwnj;ها معاف کرد، اما خریدارن نفتی ایران هم از فرصت تحریم&amp;zwnj;ها استفاده کردند و هر گونه که خواستند نفت خریدند و کالا به ایران فروختند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حاشیه&amp;zwnj;نشینی اقتصاد ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جایگاه ایران در اقتصاد جهان، ناچیز و اندک است. اگر نفت را از کالاهای صادراتی ایران کنار بگذاریم، حجم مبادلات تجاری ایران به صد میلیارد دلار هم نمی&amp;zwnj;رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحریم هم&amp;zwnj;زمان نفت و نظام بانکی ایران، بهانه&amp;zwnj;ای شد برای نمایان&amp;zwnj;تر شدن بیماری اقتصادی که در سال&amp;zwnj;های گذشته، بیش از پیش معتاد به نفت شده است. افزایش قیمت نفت در بازار جهانی، دولتمردان ایران را در وهم درآمدهای افسانه&amp;zwnj;ای فرو برد و آنها گمان کردند که می&amp;zwnj;توانند سهم بیشتری از بازار جهانی نفت به دست بیاورند. اما این خواب خوش چندان دوام نیاورد و مشتریان نفتی ایران روز به روز &amp;nbsp;کاهش یافتند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;میزان سرمایه&amp;zwnj;گذاری ایران در دیگر کشور&amp;zwnj;ها و میزان سرمایه خارجی جذب شده در اقتصاد ایران هم آن&amp;zwnj;قدر ناچیز است که در رتبه&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های جهانی به چشم نیاید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اگرچه رئیس کل سازمان سرمایه&amp;zwnj;گذاری و کمک&amp;zwnj;های اقتصادی و فنی مدعی شده است که ایران به رتبه سوم جذب سرمایه&amp;zwnj;گذاری خارجی در خاورمیانه صعود کرده و توانسته است بیش از سه میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کند؛ اما به گزارش موسسه آنکتاد، ایران کمتر از یک میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم&amp;zwnj;چنین رتبه ایران در فضای کسب و کار هم نسبت به سال گذشته تنزل یافته و ایران در جایگاه ۱۴۴ امین کشور دنیا قرار گرفته است. گزارش سازمان شفافیت بین&amp;zwnj;الملل هم از سقوط ۱۳ پله&amp;zwnj;ای ایران در شفافیت اقتصادی و سلامت اقتصادی خبر داده و اعلام کرده است که ایران در رتبه ۱۳۳ دنیا قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این، بنا بر اعلام موسسه تحقیقاتی فریزر، نمره ایران در آزادی اقتصادی هم با کاهش روبرو شده و با شش پله سقوط در رده ۱۱۱ دنیا قرار گرفته است. سازمان شفافیت بین&amp;zwnj;الملل نیز ایران را در شمار ده اقتصاد بسته دنیا قرار داده است. در همین حال بانک جهانی و صندوق بین&amp;zwnj;المللی پول نیز آینده اقتصاد ایران را غیرمطمئن توصیف کرده&amp;zwnj;اند. اکونومیست نیز رشد اقتصادی ایران را منفی ۱,۱ درصد برآورد کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اوپک هم از تنزل رتبه ایران در میان کشورهای تولید کننده نفت خبر داده است. بر اساس آخرین گزارش این سازمان، ایران از مقام دومین تولید کننده نفت اوپک به جایگاه پنجم سقوط کرده است. در همین حال گزارش رسمی گمرک جمهوری اسلامی ایران هم از کاهش حجم تجارت خارجی در ایران خبر داده است. صادرات محصولات پتروشیمی و شبه نفتی ایران به عنوان اصلی&amp;zwnj;ترین کالای صادراتی غیر نفتی ایران با کاهش ۳۰ درصدی روبرو شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در کنار این شاخص&amp;zwnj;های سقوط&amp;zwnj;، اقتصاد ایران شاهد سقوط یک باره ارزش برابری پول ملی هم بود. به گونه&amp;zwnj;ای که ریال در فاصله کوتاهی نزدیک به ۶۰ درصد از ارزش برابری خود را از دست داد و بازار ارز به حالت بحرانی درآمد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حلقه تحریم تنگ&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقتصاد ایران در حالی روزهای نامطلوبی را پشت سر گذاشته که هنوز تحریم&amp;zwnj;ها به صورت کامل به اجرا در نیامده&amp;zwnj;اند و اتحادیه اروپا و آمریکا در نظر دارند&amp;nbsp; دور تازه&amp;zwnj;ای از تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی علیه ایران را به کار بندند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا بر اعلام موسسه تحقیقاتی فریزر، نمره ایران در آزادی اقتصادی هم با کاهش روبرو شده و با شش پله سقوط در رده ۱۱۱ دنیا قرار گرفته است. سازمان شفافیت بین&amp;zwnj;الملل نیز ایران را در شمار ده اقتصاد بسته دنیا قرار داده است. در همین حال بانک جهانی و صندوق بین&amp;zwnj;المللی پول نیز آینده اقتصاد ایران را غیرمطمئن توصیف کرده&amp;zwnj;اند. اکونومیست نیز رشد اقتصادی ایران را منفی ۱,۱ درصد برآورد کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن گونه که خبرگزاری&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی گزارش داده&amp;zwnj;اند، در دور تازه تحریم&amp;zwnj;ها، درآمدهای نفتی ایران در کشورهای خارجی بلوکه خواهد شد و شرکت&amp;zwnj;های کشتیرانی محدودیت&amp;zwnj;های بیشتری متحمل می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنانچه این تحریم&amp;zwnj;ها به مرحله عمل درآیند، ایران در صورتی که امکان صادرات نفت را نیز داشته باشد، نمی&amp;zwnj;تواند مطالبات نفتی خود را دریافت کند و چاره&amp;zwnj;ای جز تها&amp;zwnj;تر نفت با کالا نخواهد داشت. هم&amp;zwnj;چنین صنایع گاز و پتروشیمی ایران هم در شمار تحریم&amp;zwnj;ها قرار می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزایش تحریم&amp;zwnj;ها، فشار بیشتری را بر اقتصاد ایران وارد خواهد کرد. در چنین شرایطی، دولت که به بهانه مقابله با تحریم&amp;zwnj;ها بر دخالت خود در بازار افزوده است، با مشکلات بیشتری روبرو خواهد شد و چاره&amp;zwnj;ای جز کاهش بودجه عمرانی کشور نخواهد داشت. علاوه بر این صنایع تولید داخلی نیز برای تامین مواد اولیه و واسطه&amp;zwnj;ای با موانع سخت&amp;zwnj;تری مواجه خواهند شد و در نتیجه تولید داخلی نیز کاهش خواهد یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای همین کمتر کسی است که نگاه خوشبینانه&amp;zwnj;ای به آینده اقتصادی ایران داشته باشد. حتی مقام&amp;zwnj;های دولتی هم که همواره تلاش کرده&amp;zwnj;اند تا نشان دهند که از تحریم&amp;zwnj;ها هراسی به دل راه نمی&amp;zwnj;دهند، برای نخستین بار کمیته&amp;zwnj;ای مشترک با مجلس تشکیل داده&amp;zwnj;اند تا پیش از نوشتن لایحه بودجه، برآورد دقیقی از میزان صادرات نفت در سال آینده و قیمت ارز به دست بیاورند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گریبان اقتصاد در دست پرونده هسته&amp;zwnj;ای&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران تا کنون تلاش کرده است تا با بازی زمان، برنامه هسته&amp;zwnj;ای خود را پیش ببرد. اما به نظر می&amp;zwnj;رسد که هم&amp;zwnj;زمانی تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی و ناکارآمدی دولت، به غافلگیری حکومت و دستگاه&amp;zwnj;های امنیتی و نظارتی انجامیده است. به گونه&amp;zwnj;ای که کمیته حمایت از تولید مجلس شورای اسلامی در گزارش بررسی دلایل ناآرامی در بازار ارز، به این غافلگیری اعتراف کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد که هم&amp;zwnj;زمانی تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی و ناکارآمدی دولت، به غافلگیری حکومت و دستگاه&amp;zwnj;های امنیتی و نظارتی انجامیده است. به گونه&amp;zwnj;ای که کمیته حمایت از تولید مجلس شورای اسلامی در گزارش بررسی دلایل ناآرامی در بازار ارز، به این غافلگیری اعتراف کرده است. شاید همین اثرگذاری بالای تحریم&amp;zwnj;هاست که مقام&amp;zwnj;های ارشد تیم مذاکره کننده هسته&amp;zwnj;ای ایران را بر آن داشته که از جامعه جهانی بخواهد، دست از تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی بردارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید همین اثرگذاری بالای تحریم&amp;zwnj;هاست که مقام&amp;zwnj;های ارشد تیم مذاکره کننده هسته&amp;zwnj;ای ایران را بر آن داشته که از جامعه جهانی بخواهد، دست از تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی بردارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از سه ماه سکوت، بار دیگر نمایندگان ایران و گروه ۱+۵ از دور جدید گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو&amp;zwnj;ها در ماه&amp;zwnj;های آینده خبر داده&amp;zwnj;اند. در همین حال، گروه ۱+۵ بسته پیشنهادی خود به ایران را ارائه کرده و از ایران می&amp;zwnj;خواهد که غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این سوی میز هم ایران اعلام کرده که از تعلیق غنی سازی دست نمی&amp;zwnj;کشد، اما نشانه&amp;zwnj;هایی از تمایل برای معامله بر سر تحریم&amp;zwnj;ها و تعلیق دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این&amp;zwnj;که دو طرف بر سر جزئیات به توافق خواهند رسید یا نه، نقطه ابهامی است که تا به حال بر طرف نشده و به نظر می&amp;zwnj;رسد که در آینده&amp;zwnj;ای نزدیک هم نمی&amp;zwnj;توان انتظار داشت که دو طرف بر سر جزئیات به توافق دست یابند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران می&amp;zwnj;داند که بخشی از تحریم&amp;zwnj;ها، به خاطر رفتار ضد حقوق بشری حاکمان است و در گفته&amp;zwnj;های حکومت&amp;zwnj;گران هم می&amp;zwnj;توان نشانه&amp;zwnj;های هراس از پایان نیافتن تحریم&amp;zwnj;ها پس از تعلیق غنی سازی را مشاهده کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکونومیست وضعیت اقتصاد ایران در سال آینده را ناخوشایند&amp;zwnj;تر از وضعیت فعلی برآورد کرده است. نه تنها رشد اقتصادی ایران منفی خواهد شد، بلکه نرخ تورم و بیکاری نیز افزایش می&amp;zwnj;یابد و در همین حال میزان صادرات و واردت ایران با کاهش روبرو خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقتصاد ایران برای اینکه از این شرایط بیرون بیاید، نیازمند تعامل با جامعه جهانی است و &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;راه&lt;/span&gt;&amp;zwnj;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;کار &lt;/span&gt;برون رفت از وضعیت کنونی هم نه در افزایش مداخله&amp;zwnj;گری&amp;zwnj;های دولت، و نه در تبدیل بازار اقتصاد به میدان جنگ؛ بلکه در تن دادن به رفع نگرانی&amp;zwnj; نهادهای بین&amp;zwnj;المللی و کاهش تنش&amp;zwnj;های خود در روابط بین&amp;zwnj;المللی است.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/12/28/22843#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13717">اکونومیست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17972">بحران هستهای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85">تحریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6439">حمید مافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17971">سقوط ریال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10076">صادرات نفت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17970">صنایع پتروشیمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6572">نظام بانکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 28 Dec 2012 21:00:43 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22843 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>