<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/546/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>فیلم کوتاه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/546/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title> محمد تنگستانی: «سینه‌خیز عاشقت شدم»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/09/06/19252</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/09/06/19252&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گو با محمد تنگستانی، شاعر و روزنامه‌نگار         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    زهرا باقری‌شاد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;276&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/motangz01.jpg?1347821523&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;زهرا باقری&amp;zwnj;شاد - جنگ و نحوه رویکرد جامعه به جنگ از مهم&amp;zwnj;ترین درون&amp;zwnj;مایه&amp;zwnj;های اشعار محمد تنگستانی به شمار می&amp;zwnj;آید.&amp;nbsp; اشعار ضد جنگ او با آنچه که درباره جنگ در ایران سروده شده بسیار تفاوت دارد. تنگستانی در شعر&amp;zwnj;هایش به جای حماسه&amp;zwnj;سازی و تقدیس جنگ، به تقدس&amp;zwnj;زدایی از جنگ دست می&amp;zwnj;زند (آن&amp;zwnj;ها که تشنه شهادت بودند، همگی قاتل&amp;zwnj;اند.) او راوی جامعه جنگ&amp;zwnj;زده&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست که از یأس و اندوه رنج می&amp;zwnj;برد، در حالی&amp;zwnj;که پیش از وقوع جنگ با خوشی و شادی مأنوس بوده.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;محمد تنگستانی در سوم آذر ۱۳۶۰ از پدری کارمند و مادری فرهنگی در آبادان متولد شد. او در&amp;nbsp; سال ۱۳۶۵ همراه با مادرش از اهواز به بروجرد رفت و تا پایان جنگ همراه با مادر و برادر کوچک&amp;zwnj;ترش در بروجرد، دور از پدر روزگار گذراند. اما بعد از پایان جنگ به آبادان برگشت و نوجوانی&amp;zwnj;اش را در این شهر جنگ&amp;zwnj;زده سپری کرد. بی&amp;zwnj;جهت نیست که او در پاره&amp;zwnj;ای از اشعارش از شرایطی که در یک جامعه جنگ&amp;zwnj;زده حاکم است، انتقاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از محمد تنگستانی تاکنون مجموعه&amp;zwnj;های &amp;laquo;من روی مینی به نام تو بود افتاد&amp;raquo; و &amp;laquo;فیلم کوتاه&amp;raquo; منتشر شده&amp;zwnj;. محمد تنگستانی در سال ۲۰۱۱ از ایران مهاجرت کرد و اکنون در تبعید، در بلژیک به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد. او در یکی از اشعارش به نام &amp;laquo;ما دیوار بودیم&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاش از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اول بنا به میل هیچ معمار مجبور به آشنایی&lt;br /&gt;
	با هیچ آگهی ترحیم و تبلیغات هیچ مؤسسه&lt;br /&gt;
	و فروشگاهی نمی&amp;zwnj;شدیم&lt;br /&gt;
	که مبادا دامن&amp;zwnj;گیر ما شوند&lt;br /&gt;
	و ما رنگ عوض کنیم&lt;br /&gt;
	یعنی زنده باد دیوار&amp;zwnj;های آجری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;● آغاز گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با محمد تنگستانی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/motangz02.jpg&quot; /&gt;محمد تنگستانی: &amp;laquo;شعر همواره یک وضعیت خشن و طاقت&amp;zwnj;فرسا بوده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مضمون &amp;laquo;جنگ&amp;raquo; در برخی از شعرهای تو بسیار برجسته است. آیا تو روایتگر و شاعر جنگ هستی؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من جنگ&amp;zwnj;زده بودم و همیشه با مؤلفه&amp;zwnj;های جنگ در شعر&amp;zwnj;هایم درگیر بودم، اما این درگیری بیشتر به گذشته ربط دارد تا امروز. در نوشته&amp;zwnj;های اخیرم تنها خطی از خط مقدم دیده می&amp;zwnj;شود. شعرهایم شعر جنگ نیستند. شعر ضد جنگ هستند و من هم شاعرم و نه جنگجو.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;منظورت از شعر ضد جنگ چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درباره این موضوع خیلی&amp;zwnj;ها حرف زده&amp;zwnj;اند و بیشتر از آن چیزی ندارم بگویم. ولی درمورد نحوه نگاه خودم باید بگویم که هر حکومتی در درون، برای بقایش و وضعیت حماسی خودش، عرق ملی را به&amp;zwnj;وسیله ادبیات در جامعه تقویت می&amp;zwnj;کند. در همین کشور خودمان، قبل از انقلاب شاعران و شعر&amp;zwnj;هایشان بهترین وسیله برای عمومی کردن تئوری&amp;zwnj;های حزبی بودند. در زمان جنگ ایران و عراق هم حکومت، عرق ملی را با شعر برمی&amp;zwnj;انگیخت. البته نه فقط حکومت ایران، بلکه دیگران هم از شعر استفاده تبلیغاتی می&amp;zwnj;کنند. صدام پیش از آخرین جنگی که کرد و سرنگون شد، در مصاحبه تلویزیونی&amp;zwnj;اش قبل از هر چیزی یک شعر خواند. شعر اصولاً در فرهنگ شرق وضعیت حماسی را بیشتر وقت&amp;zwnj;ها تقویت کرده است. در ایران هم شعر جنگ که مد نظر شماست در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۶۰ در راستای اهداف حکومت و نه در&amp;nbsp; نقد جنگ شکل گرفت. شاعرانی داشتیم که خوب و منصف بودند اما در راستای اهداف جنگی حکومت، شعر نوشتند. من اما هیچ&amp;zwnj;وقت در جهت اهداف حکومتی دیکتاتور و تأیید جنگ شعر ننوشته&amp;zwnj;ام و طبعاً به عنوان یک شاعر با جنگ و کشتار مخالفم. راوی در شعر من یک راوی عاشق است که فارغ از هرگونه خمپاره و تیر و تفنگ به معشوقش پرداخته است. او هیچوقت در راستای جنگیدن با معشوق قدم برنداشته. خیلی وقت&amp;zwnj;ها معشوق او یک فاحشه بوده، بوی لجن و نا &amp;zwnj;می&amp;zwnj;داده، اما این رزمنده عاشق همه واقعیت&amp;zwnj;های معشوقش را دیده و علاوه بر خوبی&amp;zwnj;هایش از بدی&amp;zwnj;هایش هم آگاه بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شعر جنگ عموماً&amp;nbsp; نوعی تجربه مرگ را روایت می&amp;zwnj;کند که با اندوه و یأس همراه است. در شعرهای تو هم چنین یأس و اندوهی را می&amp;zwnj;بینیم...&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یأس و نومیدی پنجره ادبیات من بوده&amp;zwnj;اند. من در جنوب ایران بزرگ شدم. در جنوب ایران این یأس و نومیدی همیشه با خوشی همراه بوده. شعر من هم طبعاً برگرفته از اجتماع است و در آن یأس با خوشی همراه شده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یک بعد دیگر شعرهای تو اعتراض به جنگ و به وضعیت جامعه جنگ&amp;zwnj;زده است. آیا قبول داری که شعر تو در مجموع یک شعر معترض است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من برچسب زدن به خودم را دوست ندارم، اما در زندگی&amp;zwnj; حتی به توهمی به نام خدا هم اعتراض دارم چه برسد به اخلاقیاتی که مدام در حال تغییر است. به پوشش خودم، به راه رفتنم، خوابیدنم، هم&amp;zwnj;آغوشی کردنم، معترض&amp;zwnj;ام. به قول برادرم با خودم درگیرم (البته این را با لهجه آبادانی گفتم، در حالی که تو احتمالاً آن را بدون لهجه به دست مخاطبان می&amp;zwnj;دهی.) هیچ ایدئولوژی را نمی&amp;zwnj;توانم بپذیرم و هضم کنم. این&amp;zwnj;ها باعث می&amp;zwnj;شود برخی پارادوکس&amp;zwnj;ها در من شکل بگیرند و سرشار شوم از پاردوکس&amp;zwnj;ها و از اعتراض&amp;zwnj;هایی که در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت منجر به اتفاق در اثر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هرچند که در شعر&amp;zwnj;هایت به مفاهیم اجتماعی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;پردازی، اما در پاره&amp;zwnj;ای از اشعار تو یک سویه فلسفی هم سراغ دارم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید باورت نشود که خیلی شب&amp;zwnj;ها از ترس ادبیات و از ترس شعر گریه می&amp;zwnj;کنم. خیلی&amp;zwnj;ها شعر را یک وضعیت احساسی می&amp;zwnj;دانند، اما برای من اینطور نبوده. برای من شعر یک وضعیت خشن و طاقت&amp;zwnj;فرسا بوده است. وقتی می&amp;zwnj;نویسم بی&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت عرق&amp;zwnj;ریزی دارم. جنبه احساسی و عاطقی آن را نمی&amp;zwnj;بینم. جنبه عاطفی فقط یک لباس است. پایه و اساس این بنا فلسفیدن است که تو به آن اشاره کردی. ما در ادبیات دهه گذشته شاعرانی چون یدالله رؤیایی را داشتیم. نصرت رحمانی و احمدرضا احمدی را داشتیم که هرکدام شعرشان مؤلفه&amp;zwnj;ای دارد. رؤیایی شاعر زبان و فلسفه بود. احمدرضا احمدی شاعرسادگی در زبان بود. اما من نمی&amp;zwnj;خواهم فقط تکه&amp;zwnj;ای از این پازل را بسازم؛ نمی&amp;zwnj;خواهم تا زمانی که زنده&amp;zwnj;ام شاعر باشم. البته هیچ&amp;zwnj;وقت ادعا نمی&amp;zwnj;کنم که شاعر آینده&amp;zwnj;ام؛ من شاعر زمان حال هستم. شاعر زمان حال باید خیلی هوشیار باشد. باید نیاز&amp;zwnj;ها و استعدادهای جامعه را درک کند. این با هیچ چیزی به دست نمی&amp;zwnj;آید مگر با لمس نیازهای آن جامعه. نیاز جامعه ما حالا اندیشیدن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اما نیاز جامعه ما در حال حاضر جنگ نیست. پس چرا هنوز بر استفاده از عناصر جنگ در شعر&amp;zwnj;هایت تأکید داری؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این نگاه عاشقانه ضد جنگ فقط وجهی از شعر من است و همه شعر مرا رقم نمی&amp;zwnj;زند. واقعاً اصرار تو را برای اینکه من شاعر جنگ هستم درک نمی&amp;zwnj;کنم. در کتاب &amp;laquo;فیلم کوتاه&amp;raquo; و دفتر &amp;laquo;فیلم هندی&amp;raquo; دیگر یک رزمنده عاشق نیستم، بلکه انسانی هستم که در جامعه امروز زندگی می&amp;zwnj;کند و به آن معترض است. معترض به اسطوره&amp;zwnj;ها و خرده&amp;zwnj;فرهنگ&amp;zwnj;های جامعه خودش. من در این دو کتاب از آن رزمنده عبور کرده&amp;zwnj;ام و به شرایط پس از جنگ رسیده&amp;zwnj;ام.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در کتاب &amp;laquo;فیلم کوتاه&amp;raquo; زبانت هم تغییر کرده.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به طور کلی موقع غذا خوردن و خوابیدن هم در ذهنم با زبان بازی می&amp;zwnj;کنم. حتی حالا که در کشوری دیگر زندگی می&amp;zwnj;کنم و مجبورم با زبان فرانسه با مردم ارتباط داشته باشم، زبان را از زاویه وضعیت اجتماعی آن بررسی می&amp;zwnj;کنم. چون برای شعر هم جایگاه اجتماعی قائل هستم بنابراین بازخورد و توقعات جامعه زبانم را در شعر تغییر می&amp;zwnj;دهد. پس بدیهی است که زبان من در هر کارم با کار قبلی متفاوت باشد. اما علاوه بر زبان، در این دو کتاب من روی اسم شعر&amp;zwnj;ها هم خیلی مانور دادم. به ویژه در کتاب &amp;laquo;فیلم هندی&amp;raquo; این اتفاق افتاده است. در ادبیات ایران، تاکنون به نام شعر&amp;zwnj;ها کمتر اهمیت داده&amp;zwnj;اند و حتی در بسیاری مواقع به جای نام شعر، نقطه&amp;zwnj;چین و عدد می&amp;zwnj;گذاشتند. در کتاب &amp;laquo;فیلم هندی&amp;raquo; اما اتفاق شاعرانه&amp;zwnj;ای که به دنبالش می&amp;zwnj;گردیم در متن رخ نمی&amp;zwnj;دهد، بلکه در نام شعر&amp;zwnj;ها به وجود می&amp;zwnj;آید. نوشته&amp;zwnj;ها در این کتاب خیلی ساده هستند و هیچ&amp;zwnj;گونه وضعیت شاعرانه&amp;zwnj;ای ندارند. با این&amp;zwnj;حال شعر&amp;zwnj;ها در این کتاب با نامشان به شعریت می&amp;zwnj;رسند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/motangz03.jpg&quot; /&gt;فیلم کوتاه، دفتری از اشعار محمد تنگستانی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;چرا اصرار داشتی وضعیت شاعرانه را در نام شعر&amp;zwnj;ها ایجاد کنی؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با بیان علت همیشه مشکل دارم. مخاطب فارسی&amp;zwnj;زبان ما هم تنبل و بی&amp;zwnj;تحرک است. ما همیشه اسطوره&amp;zwnj;ها و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت ادبیاتمان را معنی کرده&amp;zwnj;ایم و برای همین هم مخاطب تنبل بار آمده و مؤلف هم برای مخاطبش هیچ&amp;zwnj;گونه نقشی در نظر نگرفته. ما را در مدرسه می&amp;zwnj;نشاندند و شعر را برایمان معنی می&amp;zwnj;کردند. این ما را به عنوان مخاطب شعر راحت&amp;zwnj;طلب بار آورده است. اما من می&amp;zwnj;خواهم مخاطب شعر&amp;zwnj;هایم دلیل این کار را که در آن کتاب، شعریت در نام شعر&amp;zwnj;ها اتفاق افتاده خودش کشف کند. مثلاً در شعر &amp;laquo;یک شعر مزخرف و کاملاً رمانتیک&amp;raquo;، قصدم این است که وضعیت عاطفی و عاشقانه جامعه در ادبیات کلاسیک را با طنز به نقد بکشم. خب اگر ما ادعای آوانگارد بودن داریم باید در همه چیز آوانگارد باشیم. پس چرا &amp;laquo;لیلا&amp;raquo; در شعر و ادبیات ما هنوز یک موجود پاک و منزه است؟ چرا عاشق و معشوق&amp;zwnj;ها هنوز از قدم زدن در کنار هم لذت می&amp;zwnj;برند؟ آیا وضعیت عاطفی جامعه هنوز همین است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یعنی قصد داری مخاطب را گیج کنی؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه اینکه بخواهم مخاطبم را گیج کنم. اما دوست ندارم لقمه آماده شعر هم به خورد مخاطب بدهم. من در این کار صد در صد هدفمند برخورد کرده&amp;zwnj;ام، اما این هدف را مخاطب باید کشف کند. مثلاً در کتاب &amp;laquo;من روی مینی به نام تو بود افتاد&amp;raquo; به جای &amp;laquo;رادیو فرانکفورت&amp;raquo; می&amp;zwnj;گویم &amp;laquo;رادیو فرانفورد&amp;raquo; و به این ترتیب به مخاطب این پیام را می&amp;zwnj;دهم که باید از شهری درآلمان آشنایی&amp;zwnj;زدایی کند. بنابراین مخاطب من باید به کوچک&amp;zwnj;ترین حرکت&amp;zwnj;های زبانی هم در شعرهایم فکر کند و شاید در هر سطر منتظر رسیدن یک رمز باشد و با خواندش درست موفق به رمزگشایی بشود. دال و مدلول و اهمیت دادن به خلق وضعیت&amp;zwnj;های زبانی در ادبیات امروز به گمانم اهمیت زیادی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اما فکر نمی&amp;zwnj;کنی مخاطب باید خیلی هوشیار باشد که بتواند این بازی&amp;zwnj;ها را کشف کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خوشحالم که گفتی مخاطب هوشیار و نگفتی مخاطب خاص. اشتباهی که من و دوستانم مرتکب می&amp;zwnj;شدیم این بود که مخاطب را به عام و خاص تقسیم می&amp;zwnj;کردیم. حالا خوشحالم که ذهن مصاحبه&amp;zwnj;کننده فرهنگ و هنر به جایی رسیده که اشتباه ما را تکرار نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ممنونم. اما لزوم این بازی&amp;zwnj;ها چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;واقعیت این است که بین شاعر و مخاطب در حال حاضر فاصله ایجاد شده. زمانی که ما از مؤلفه&amp;zwnj;های ادبیات غرب تغذیه می&amp;zwnj;کردیم و ترجمه&amp;zwnj;هایی از ادبیات غرب را می&amp;zwnj;خواندیم این آگاهی را نسبت به ادبیات جهان به مخاطبمان نمی&amp;zwnj;دادیم. این مسأله باعث شد بین ما و مخاطب فاصله ایجاد شود. حالا باید تلاش کنیم این فاصله را از میان برداریم. یک نکته دیگر این است که من به &amp;laquo;زبان&amp;zwnj;بازی&amp;raquo; در شعرم عادت ندارم. اگر قرار باشد در دستور زبان دست ببریم اما در پی این کار چیزی را خلق نکنیم، کار خاصی نکرده&amp;zwnj;ایم. اگر در نحو زبان تغییری ایجاد می&amp;zwnj;کنیم، باید حتماً با خلاقیت و خلق وضعیت همراه باشد. این خلاقیت به نظرم باید در کلیت اثر اتفاق بیفتد، نه فقط در زبان و محتوا. حتی در صفحه آرایی و طراحی جلد هم باید این خلاقیت را ایجاد کنیم. برای همین هم به صفحه&amp;zwnj;آرایی و گرافیک کتاب&amp;zwnj;هایم اهمیت می&amp;zwnj;دهم. طراح همه کتاب&amp;zwnj;هایم و حتی عکس&amp;zwnj;هایی که در سایت&amp;zwnj;ها منتشر می&amp;zwnj;شود یک نفر است که سال&amp;zwnj;ها با هم دوست بوده&amp;zwnj;ایم. او با من زندگی کرده و مرا به خوبی می&amp;zwnj;شناسد. بنابراین می&amp;zwnj;تواند آنچه را که در ذهنم دارم به تصویر بکشد. ثابت بودن امیرو (امیر حسین کارآمد) در طراحی&amp;zwnj;های آثارم در کنار متن من دیده می&amp;zwnj;شود و گاهی به ساختمان فرمی، در کلیت کتاب جانی دیگر می&amp;zwnj;بخشد. اما در ایران این وضعیت درباره کتاب&amp;zwnj;های شعر کمتر دیده می&amp;zwnj;شود. ناشر&amp;zwnj;ها از دید من هیولاهایی هستند برای خودشان و دو گروه&amp;zwnj;اند: یا یک گرافیست استخدام می&amp;zwnj;کنند برای طراحی همه کتاب&amp;zwnj;هایی که در آن مؤسسه منتشر می&amp;zwnj;شود و آن گرافیست اولین فردی است که به کار فتوشاپ و گرافیک آشنایی دارد می&amp;zwnj;گویند برایشان کار طراحی کنند بدون داشتن کمترین هزینه&amp;zwnj;ای برای ناشر و بدون اهمیت دادن به ساختمان اثر از لحاظ فرمی و گرافیکی و گروه دوم که اصلاً اهمیت ندارد در موردشان حرف بزنم و اما گروه تازه&amp;zwnj;ای هم با عمومی شدن اینترنت به وجود آمده&amp;zwnj;، و آن&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ناشران الکترونیکی هستند. این گروه خیلی وقت&amp;zwnj;ها به هیچ چیز حتی انتخاب فونت در چاپ الکترونیکی کتاب&amp;zwnj;ها اهمیتی نمی&amp;zwnj;دهند. در حالی که وقتی ما در مورد فرم و ساختار یک کتاب حرف می&amp;zwnj;زنیم از نوع فوت تا اندیشه در کتاب و نوع زبان انتخاب شده برای ارایه اثر مد نظرمان است تا باقی مؤلفه&amp;zwnj;ها.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;علاوه بر همه این تغییراتی که در کتاب&amp;zwnj;های جدیدت اتفاق افتاده&amp;zwnj;، به نظرم شعر&amp;zwnj;هایت عاشقانه&amp;zwnj;تر هم شده&amp;zwnj;اند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید برای اینکه من خیلی عاشق&amp;zwnj;تر شده&amp;zwnj;ام. فقط همین.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عکس&amp;zwnj;ها: &lt;/strong&gt;امیر حسین کارآمد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align=&quot;right&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/khaaki.jpg&quot; /&gt;&lt;/strong&gt; گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوهای زهرا باقری شاد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دفتر &amp;laquo;خاک&amp;raquo;، رادیو زمانه با نویسندگان و شاعران جوان ایران:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/18610&quot;&gt;شبنم آذر: &amp;laquo;گریه&amp;zwnj;هایم را کلمه می&amp;zwnj;کنم&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/18083/&quot;&gt;&amp;nbsp;الهام میزبان: &amp;laquo;مثل دو نقطه در تقابل هم روی یک تخت زندگی می&amp;zwnj;کنیم&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/17753&quot;&gt;پیمان اسماعیلی: &amp;laquo;در زندگی باید احتمال رهایی و نجات وجود داشته باشد&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/17413&quot;&gt;جواد عاطفه:&amp;laquo;دلال فرهنگی داریم، اما منش فرهنگی نداریم&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/17082&quot;&gt;شکوفه آذر: &amp;laquo;دیوانگی در عصر ما نوعی شهامت اخلاقی است&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/16653&quot;&gt;مینو عبدالله&amp;zwnj;پور: &amp;laquo;رد پایی از خودم به جا نمی&amp;zwnj;گذارم&amp;raquo; &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/15767&quot;&gt;سپیده جدیری: &amp;laquo;منی که در شعرهایم هست، یک منِ دیگر است&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/15468&quot;&gt;تینا محمد حسینی: &amp;laquo;در کتاب بعدی&amp;zwnj;ام متفاوت خواهم بود&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/14618&quot;&gt;حافظ خیاوی: &amp;laquo;شاید رسالت مردها به دست آوردن دل دخترها باشد&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/13931&quot;&gt;شهلا زرلکی: &amp;laquo;دوران جوان&amp;zwnj;گرایی و زن&amp;zwnj;گرایی&amp;zwnj;ست&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/13688&quot;&gt;محسن عاصی: &amp;laquo;غزل پست مدرن، روایتگر سردرگمی&amp;zwnj;های انسان است&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/13452&quot;&gt;کنکاش در رمز و رازهای زندگی در گفت و گو با شکوفه آذر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/13063&quot;&gt;فاطمه اختصاری: &amp;laquo;هرگونه باور و افق رهایی&amp;zwnj;بخش از دست رفته&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/12741&quot;&gt;خالد رسول&amp;zwnj;پور: &amp;laquo;داستان&amp;zwnj;نویس، وجدان محجوب مردم است&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/12514&quot;&gt;تن دادن به استبداد خانواده یا تحمل رنج غربت؟ - در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با پونه ابدالی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/11950&quot;&gt;فرهاد بابایی: &amp;laquo;برج آزادی می&amp;zwnj;خوره تو سر یه فیل...&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: ملازهرا، شعری از محمد تنگستانی با صدای شاعر&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/zPRxE-zZkX0?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/09/06/19252#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10509">زهرا باقری شاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">شعر ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87">فیلم کوتاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15211">محمد تنگستانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15212">من روی مینی به نام تو بود افتاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/zPRxE-zZkX0" fileSize="1235" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/zPRxE-zZkX0/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/zPRxE-zZkX0" length="1235" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Thu, 06 Sep 2012 07:22:39 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19252 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title> ۱۶ فیلم ایرانی در جشنواره پرشین فیلم فستیوال استرالیا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2012/02/11/10950</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2012/02/11/10950&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/persianfest-b_2146465030.gif?1328969761&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;نخستین جشنواره &amp;quot;پرشین فیلم فستیوال&amp;quot; با بزرگداشت اصغر فرهادی، کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین و نمایش ۱۶ فیلم ایرانی از ۲۳ تا ۲۶ فوریه در استرالیا برگزار می&amp;zwnj;شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گزارش پایگاه خبری فیلم کوتاه، این جشنواره &amp;nbsp;&amp;nbsp;ویژه نمایش آثار فارسی&amp;zwnj;زبانان ایران، افغانستان و تاجیکستان &amp;nbsp;است و سیف&amp;zwnj;اله صمدیان، مانی پتگر و ناصر پلنگی از جمله داوران آن هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;ldquo;زندگی نسبتاً معمولی آقای مظفری&amp;rdquo; از عباس نظام&amp;zwnj;دوست، &amp;ldquo;شیر تلخ&amp;rdquo; از ناصر ضمیری، &amp;ldquo;دیلیت&amp;rdquo; از کاظم  ملایی، &amp;ldquo;رفتن&amp;rdquo; ساخته سالم صلواتی و &amp;ldquo;جاده مسدود است&amp;rdquo; از وحید حاجی لویی به بخش فیلم&amp;zwnj;های کوتاه این جشنواره راه پیدا کرده&amp;zwnj;اند&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بخش فیلم&amp;zwnj;های سینمایی این جشنواره &amp;nbsp;شهرام مکری با &amp;ldquo;اشکان، انگش&amp;zwnj;تر متبرک و چند داستان دیگر&amp;rdquo;، شالیزه عارف&amp;zwnj;پور با &amp;ldquo;حیران&amp;rdquo;، تینا قروی با &amp;ldquo;من نسرین هستم&amp;rdquo;، محسن عبدالوهاب با &amp;ldquo;لطفا مزاحم نشوید&amp;rdquo; و مجید برزگر با &amp;ldquo;فصل باران&amp;zwnj;های موسمی&amp;rdquo; حضور دارند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین &amp;ldquo;زندگی نسبتاً معمولی آقای مظفری&amp;rdquo; از عباس نظام&amp;zwnj;دوست، &amp;ldquo;شیر تلخ&amp;rdquo; از ناصر ضمیری، &amp;ldquo;دیلیت&amp;rdquo; از کاظم ملایی، &amp;ldquo;رفتن&amp;rdquo; ساخته سالم صلواتی، &amp;ldquo;جاده مسدود است&amp;rdquo; از وحید حاجی لویی، &amp;nbsp;و &amp;ldquo;ر&amp;zwnj;ها&amp;rdquo; از امیر پارسامهر و پیمان نائمی &amp;nbsp;&amp;ldquo;به بخش فیلم&amp;zwnj;های کوتاه این رویداد راه پیدا کرده&amp;zwnj;اند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصغر فرهادی که بزرگداشت وی در جشنواره&amp;rdquo; پرشین فیلم فستیوال &amp;ldquo;انجام می&amp;zwnj;شود برنده سه جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، خرس نقره&amp;zwnj;ای جشنواره فیلم برلین به عنوان بهترین کارگردان برای فیلم درباره الی &amp;nbsp;است و خرس طلایی جشنواره برلین به خاطر فیلم جدایی نادر از سیمین را دریافت کرده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی به عنوان نخستین فیلم ساز ایرانی، جایزه بهترین فیلم خارجی در جشنواره گلدن گلوب سال ۲۰۱۲ را به خاطر کارگردانی و نویسندگی فیلم جدایی نادر از سیمین را نیز از آن خود کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این فیلم &amp;nbsp;همچنین در دو بخش بهترین&amp;zwnj; فیلم&amp;zwnj;های خارجی زبان و بهترین فیلمنامه اصلی غیر اقتباسی نامزد جایزه اسکار شد.&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2012/02/11/10950#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-109">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C">اصغر فرهادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9590">جشنواره فیلم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9591">جشنواره پرشین فیلم فستیوال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87">فیلم کوتاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/cultural">اخبار فرهنگی هنری</category>
 <pubDate>Sat, 11 Feb 2012 03:13:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">10950 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>در ضرورت یک هم‌پیمان در زندگی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AF%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D9%85%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AF%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D9%85%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    درباره‌ی فیلم کوتاه «نان و کوچه» اثر عباس کیارستمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بارانه خورشیدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;169&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nanvak.jpg?1295526811&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بارانه خورشیدی ـ نباید شک کرد: &amp;laquo;نان و کوچه&amp;raquo;، این فیلم کوتاه یازده دقیقه&amp;zwnj;ای، به لزوم حضور &amp;laquo;هم&amp;zwnj;پیمان&amp;raquo; اشاره می&amp;zwnj;کند. هم&amp;zwnj;پیمانی که به ما می&amp;zwnj;گوید رهایی در گرو پذیرش دیگری به&amp;zwnj;مثابه هم&amp;zwnj;پیمان است. هم&amp;zwnj;پیمانی که به تو می&amp;zwnj;گوید که می&amp;zwnj;توانی آزمایش&amp;zwnj;گری&amp;zwnj; تازه&amp;zwnj;ای را همراه با او آغاز کنی، می&amp;zwnj;توانی با او همراه شوی و در کوچه&amp;zwnj;های شهر به حرکت درآیی: تو و هم&amp;zwnj;پیمان&amp;zwnj;ات می&amp;zwnj;توانید، به&amp;zwnj;واسطه&amp;zwnj;ی این پیمان، از &amp;laquo;من&amp;raquo;&amp;zwnj;های متعینتان به سوی &amp;laquo;ما&amp;raquo; یی نامتعین حرکت کنید و برسازنده&amp;zwnj;ی نیروی پیش&amp;zwnj;برنده&amp;zwnj;ی یک جنبش باشید. نیازی نیست که دیگری به تو چنین بگوید، یا تو به دیگری، تو/دیگری خود می&amp;zwnj;توانید گشوده باشید و به سوی هر اتصال تازه نسبت به دیگری/توهای بی&amp;zwnj;شمار.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;می&amp;zwnj;توان کمی سخت&amp;zwnj;تر هم گرفت: &amp;laquo;نان و کوچه&amp;raquo; به لزوم ساخته&amp;zwnj;شدنِ بی&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت &amp;laquo;مردم&amp;raquo; هم اشاره دارد، بی&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت هم&amp;zwnj;پیمان، بی&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت بدن، بی&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت ذره، و بی&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت اتصال. به زعم دلوز، تا زمانی که ضرورتِ این هم&amp;zwnj;پیمان درک نشود هیچ خطِ قلمروگذاری&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای قلمروزدایی نخواهد شد، هم&amp;zwnj;پیمانی قدرتمند که برسازنده&amp;zwnj;ی یک ماشین کوچک است، ماشین&amp;zwnj;های کوچکی که تنها باید بتوانند نقاط اتصال تازه&amp;zwnj;ای میان خود و دیگری بیابند: بدن&amp;zwnj;هایی که هر آینه به هم&amp;zwnj;پیمان&amp;zwnj;های تازه می&amp;zwnj;اندیشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img height=&quot;215&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;200&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/breadalley2.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;داستان فیلم بسیار ساده است: دوربین به صورت &amp;laquo;افقی&amp;raquo; و با حرکت پسربچه&amp;zwnj;ای از سمت راست به چپ به راه می&amp;zwnj;افتد. پسر، در حالی که زیر بغل&amp;zwnj;اش نان است، و با پا قوطی&amp;zwnj; مچاله&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای را لگد می&amp;zwnj;زند، و هم&amp;zwnj;هنگام با حرکت&amp;zwnj;اش روُ به جلو، قوطی را نیز با خود پیش می&amp;zwnj;برد، در کوچه روان است. گویی اندکی از ظهر گذشته و او پس از خرید نان روزانه&amp;zwnj;ی خانواده در حال بازگشت به خانه است. در میانه&amp;zwnj;ی راه سگی را می&amp;zwnj;بیند، سگ پارس می&amp;zwnj;کند، پسرک می&amp;zwnj;ترسد، و کمی به عقب برمی&amp;zwnj;گردد. او باید به خانه برسد. اما چگونه می&amp;zwnj;تواند بر مانعی که بر سر راه&amp;zwnj;اش سبز شده غلبه کند؟ تنها به واسطه&amp;zwnj;ی هم&amp;zwnj;پیمان. هم&amp;zwnj;پیمانی که او را به آزمایش و جنبشی بدیع وارد سازد و با تولیدِ &amp;laquo;ما&amp;raquo; نیرویی به او بدهد برای غلبه بر موقعیت دشواری که در آن واقع شده. شاید هم&amp;zwnj;پیمان تا انتهای جنبش همراه نباشد، شاید هم باشد، این&amp;zwnj;ها مهم نیست، مهم فقط و فقط آری&amp;zwnj;گویی به اتصالی مشدد - و البته همراه با اضطراب - با دیگری به&amp;zwnj;مثابه هم&amp;zwnj;پیمان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر دیگری، هر پیمانِ تازه، خود می&amp;zwnj;تواند پیش&amp;zwnj;آمد یا رخدادی باشد که خود را از خود متفاوت می&amp;zwnj;سازد و نیروی به این خودِ متفاوت&amp;zwnj;شده بدهد برای جداشدن از خودیت&amp;zwnj;اش و حرکت به سمت دیگری: برساختن ما: برساختن مردم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اگر حرکت دوربین کیارستمی در آغاز فیلم را تعمدی بپنداریم، یعنی اگر به حرکت &amp;laquo;افقی&amp;raquo; دوربین که با حرکت پسرک هم&amp;zwnj;هنگام و هم&amp;zwnj;گام می&amp;zwnj;شود آری بگوییم، پس می&amp;zwnj;توانیم مدعی شویم که نه فقط ظهور هم&amp;zwnj;پیمان در ادامه&amp;zwnj;ی فیلم کاملاً منطقی&amp;zwnj;ست که در کنارش می&amp;zwnj;توان مدعی شد که دوربین کیارستمی نیز وسوسه&amp;zwnj;ی هم&amp;zwnj;پیمان&amp;zwnj;شدن با پسرک را دارد. گویی این خود کارگردان است که چنین دغدغه&amp;zwnj;ای دارد. به&amp;zwnj;زعمی، دوربین کیارستمی &amp;laquo;هم&amp;zwnj;پیمان&amp;zwnj;خواهان&amp;raquo; را پی می&amp;zwnj;گیرد. پس حرکت افقی دوربین همراه با پسرک نشانمان می&amp;zwnj;دهد که او بی&amp;zwnj;شک باید، بنا بر آن&amp;zwnj;چه دلوز می&amp;zwnj;پنداشت، به دنبال یک هم&amp;zwnj;پیمان نیرومند باشد. این حرکت افقی،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ادعای نظری دلوز و گتاری در فصل یکم از کتاب &amp;laquo;هزارفلات&amp;raquo; است: اندیشه&amp;zwnj;ی ریزوماتیک. ریشه&amp;zwnj;هایی که به صورت افقی در خاک حرکت می&amp;zwnj;کنند و نه عمودی. ریشه&amp;zwnj;هایی که هر آینه در هم فرومی&amp;zwnj;روند، بر هم تا می&amp;zwnj;شوند، همدیگر را قطع می&amp;zwnj;کنند، به هم متصل می&amp;zwnj;شوند و تولیدکننده&amp;zwnj;ی وضعیت&amp;zwnj;هایی بدیع، نو، و ایجابی&amp;zwnj;اند. این جنبش/حرکت لزوماً با&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ادعای نخستینمان همراه است: حرکت از &amp;laquo;من&amp;raquo;&amp;zwnj;های متعین (خطوط عمودی و مجزا) به سوی &amp;laquo;ما&amp;raquo;&amp;zwnj;ی نامتعین (خطوط افقی و مشترک).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;179&quot; align=&quot;right&quot; width=&quot;250&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/nan-va-koocheh.gif&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;س پسرک باید به دنبال هم&amp;zwnj;پیمان باشد. اما لزوماً یک هم&amp;zwnj;پیمان نیرومند یک انسان نیرومند نیست، پس می&amp;zwnj;تواند یک معلول باشد، می&amp;zwnj;تواند یک پیرزن دَم گور باشد، می&amp;zwnj;تواند یک معتاد باشد، می&amp;zwnj;تواند هر انسانی باشد. راست&amp;zwnj;اش را بخواهید حتی می&amp;zwnj;تواند انسان هم نباشد، حیوان باشد، سنگ باشد، درخت باشد، آب باشد. در این نظرگاه، &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; می&amp;zwnj;تواند هر هستنده&amp;zwnj;ای باشد. مهم پذیرش هستی در خود است: آری&amp;zwnj;گوییِ نیچه&amp;zwnj;ای: شهریاری.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نخستین کسی که می&amp;zwnj;تواند نقش هم&amp;zwnj;پیمان را با او بازی کند کسی&amp;zwnj;ست که با تعدادی قاطر از کنارش می&amp;zwnj;گذرد. پسرک به قاطر&amp;zwnj;ها و صاحب قاطر نگاهی از سر اضطراب و دل&amp;zwnj;نگرانی می&amp;zwnj;اندازد. اتفاقی نمی&amp;zwnj;افتد. اینان هم&amp;zwnj;پیمان نیرومند و مناسبی برای او نیستند. سپس دوچرخه&amp;zwnj;سواری از کنارش رد می&amp;zwnj;شود، به نظر او هم هم&amp;zwnj;پیمان مناسبی نمی&amp;zwnj;رسد. گرچه شاید در وهله&amp;zwnj;ی نخست هم اولی با قاطر&amp;zwnj;هایش و هم دومی امکان با دوچرخه&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;توانند هم&amp;zwnj;پیمان&amp;zwnj;های مناسبی برای او باشند اما چنین نمی&amp;zwnj;شود. شاید تصور اولیه چنین چیزی بتواند باشد: او می&amp;zwnj;توانست سوار بر دوچرخه یا یکی از قاطر&amp;zwnj;ها از مهلکه بگریزد. اما چنین نمی&amp;zwnj;شود چون هر کسی باید هم&amp;zwnj;پیمان خاص خودش را بیآبد. هر آزمایش&amp;zwnj;گری متفاوت است از آزمایش&amp;zwnj;گری دیگر، هر تجربه امکان&amp;zwnj;های متفاوتی را می&amp;zwnj;طلبد، هر لحظه از زیستن ماشین میل متفاوتی را برای چفت&amp;zwnj;شدن به راه می&amp;zwnj;اندازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت پیرمردی از راه می&amp;zwnj;رسد که از قضا با تاکید دوربین بر گوش او و وجود صمعک بر آن با نامزدی برای هم&amp;zwnj;پیمانی طرف هستیم که بدنِ نیرومندی ندارد: هم کهولت سن دارد، هم بیماری، هم قوز است، هم گوش&amp;zwnj;اش مشکل دارد، هم حواس&amp;zwnj;اش جمع نیست و هزار بیماری احتمالی دیگر. اما پسرک تصمیم&amp;zwnj;اش را می&amp;zwnj;گیرد، او احتمالاً با خود می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این فرد می&amp;zwnj;تواند هم&amp;zwnj;پیمان خوبی برای من باشد&amp;raquo;. او آزمایش را آغاز می&amp;zwnj;کند. با فاصله&amp;zwnj;ای اندک از پشت سر پیرمرد شروع می&amp;zwnj;کند به حرکت&amp;zwnj;کردن. نیمه&amp;zwnj;ی راه را می&amp;zwnj;روند که پیرمرد راه&amp;zwnj;اش را به کوچه&amp;zwnj;ای فرعی کج می&amp;zwnj;کند. اما دیگر اهمیتی ندارد. چراکه پسرک توانسته با آری&amp;zwnj;گویی به یک هم&amp;zwnj;پیمان نیرویی تازه به دست بیآورد برای غلبه بر ترس، و درانداختن خود به دلِ خطر: مواجهه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
مواجهه رخ می&amp;zwnj;دهد و پسرک به&amp;zwnj;واسطه&amp;zwnj;ی تکه&amp;zwnj;ای نان با سگ &amp;laquo;دوستی&amp;raquo; برقرار می&amp;zwnj;کند. سگ او را تا دَم خانه همراهی می&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;توانیم خطر کنیم و مدعی شویم که سگ اکنون هم&amp;zwnj;پیمان تازه&amp;zwnj;ی پسرک است. پسرک دیگر هراس ندارد. او پیش&amp;zwnj;تر تجربه&amp;zwnj;ی هم&amp;zwnj;پیمان&amp;zwnj;شدن با یک پیرمرد را داشته و حالا نیروی بیشتری در خود می&amp;zwnj;بیند که با هم&amp;zwnj;پیمانی تازه اتصالی تازه برقرار کند. اما مادر خانواده اجازه&amp;zwnj;ی ورود سگ به داخل منزل را نمی&amp;zwnj;دهد. سگ بیرون جلوی در دراز می&amp;zwnj;کشد. اندک زمانی نگذشته است که به نظر می&amp;zwnj;رسد پسرک دیگری با خریدهایی متفاوت در راه بازگشت به خانه خودش است. سگ را می&amp;zwnj;بیند. می&amp;zwnj;ترسد. سگ پارس می&amp;zwnj;کند. و پسرک به شکلی مضطرب و هراسان قصد فرار می&amp;zwnj;کند. تصویر متحرک به عکسی ثابت بدل می&amp;zwnj;شود از موقعیت هراسان پسرک جدید فیلم. و فیلم تمام می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این پسرک جدید فیلم هم باید بعد&amp;zwnj;تر به دنبال هم&amp;zwnj;پیمان باشد. هم&amp;zwnj;پیمانی که به او نیروی خطرکردن می&amp;zwnj;دهد. این خطرکردن &amp;laquo;من&amp;raquo; متعین را می&amp;zwnj;کشد و &amp;laquo;دوستی&amp;raquo; را ممکن می&amp;zwnj;کند. پس تمام مسئله بر سر همین پذیرفتن هستی و در آغوش&amp;zwnj;کشیدن هستنده&amp;zwnj;های متفاوت در خود است. این پذیرش، خواه ناخواه، برسازنده&amp;zwnj;ی یک &amp;laquo;ما&amp;raquo; ی تازه است: &amp;laquo;ما&amp;raquo; یی که می&amp;zwnj;تواند خطوط ناممکن را ممکن سازد، نیرویی بدیع و تازه تولید کند، از خطوط قلمروگذاری&amp;zwnj;شده قلمروزدایی کند و هر آینه به ضرورت حضور هم&amp;zwnj;پیمان، و نیز هم&amp;zwnj;پیمانان، و تولید نیروی جمعی، این &amp;laquo;ما&amp;raquo; ی مشترک، آری بگوید: ابداع مردم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
[&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=0DGOXDRuVBI&quot;&gt;نان و کوچه، فیلم کوتاهی از عباس کیارستمی&lt;/a&gt;]&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AF%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D9%85%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C">عباس کیارستمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87">فیلم کوتاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Thu, 20 Jan 2011 11:31:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1030 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>