<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5282/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>کمونیسم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5282/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>ستایش خشونت در اندیشه اسلاوُی ژیژک</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/28/22079</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/28/22079&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    جان گری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بهنام امینی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;427&quot; height=&quot;276&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/slavoj-zizek.jpg?1354993502&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جان گری - کار ژیژک در بسیاری از موضوعات در نقطه مقابل مارکس قرار می&amp;zwnj;گیرد. با وجود تمام دین مارکس به متافیزیک هگلی، او متفکری تجربی نیز بود که به ارائه تئوری&amp;zwnj;هایی درباره خط سیر واقعی تکامل تاریخی می&amp;zwnj;اندیشید. آنچه در درجه اول برای او اهمیت داشت، نه ایده انتزاعی انقلاب، بلکه پروژه&amp;zwnj;ای انقلابی بود که شامل ایجاد دگرگونی&amp;zwnj;هایی مشخص و رادیکال در نهادهای اقتصادی و روابط قدرت می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژیژک علاقه کمی به این جنبه&amp;zwnj;های اندیشه مارکس نشان می&amp;zwnj;دهد. وی با هدف &amp;laquo;تکرار نقد اقتصاد سیاسی به شیوه&amp;zwnj;ای مارکسیستی، اما بدون تصوری اتوپیایی &amp;ndash; ایدئولوژیکی از کمونیسم به مثابه معیار ذاتی و درونی این نقد&amp;raquo;، بر این باور است که &amp;laquo;پروژه کمونیستی قرن بیستم دقیقاً تا آنجا که به اندازه کافی رادیکال نبوده، اتوپیایی بوده است&amp;quot;. به نظر ژیژک، درک مارکس از کمونیسم تا حدودی مسئول این ناکامی است: تصور مارکس از جامعه کمونیستی، خود تخیل ذاتی سرمایه&amp;shy;داری است؛ یعنی سناریویی تخیل&amp;zwnj;آمیز برای حل تضادهای سرمایه&amp;zwnj;داری که او به درستی به توصیف آنها پرداخت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژیژک درک مارکس از کمونیسم را رد می&amp;zwnj;کند، اما هیچ برگی از کتاب بیش از هزار صفحه&amp;zwnj;ای خود با عنوان &amp;quot;کمتر از هیچ&amp;quot; را به مشخص کردن آن نظام اقتصادی یا نهادهای حکومتی اختصاص نمی&amp;zwnj;دهد که نمایانگر جامعه کمونیستی مورد علاقه او هستند. در میان مجموعه&amp;zwnj; آثاری که تاکنون از ژیژک منتشر شده، تنها در یکی از بخش&amp;zwnj;های کتاب &amp;laquo;کمتر از هیچ&amp;raquo; با عنوان &amp;laquo;مارکس به مثابه خواننده هگل، هگل به مثابه خواننده مارکس&amp;raquo; به شیوه&amp;zwnj;ای هگلی و با فرمول&amp;zwnj;بندی دوباره فلسفه او به تفسیر مارکس می&amp;zwnj;پردازد و برای این&amp;zwnj;کار به اندیشه&amp;zwnj;های روانکاو فرانسوی ژاک لکان رجوع می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لکان همانند پساساختارگرایانی که منکر محصور کردن واقعیت توسط زبان هستند، تفسیر متداول از ایده هگلی &amp;laquo;نیرنگ عقل&amp;raquo; را نیز رد کرد، ایده&amp;zwnj;ای که مبنای آن، تحقق تاریخ جهان با دخالت فریبکارانه و غیر مستقیم خرد در زندگی بشری است. از نظر لکان، آن&amp;zwnj;چنان&amp;zwnj; که ژیژک خلاصه&amp;zwnj;ای از آن را به دست می&amp;zwnj;دهد، &amp;laquo;نیرنگ عقل به هیچ وجه اعتقاد به یک دست هدایتگر پنهان نیست. اگر صحبت از نیرنگ عقل باشد، این امر در واقع متضمن باور به ناعقلانیت است.&amp;raquo; دراین خوانش لکانی، &amp;laquo;پیام فلسفه هگل، نه آشکاری پیش رونده عقلانیت در تاریخ، بلکه ناتوانی عقل است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هگلی که در نوشته&amp;zwnj;های ژیژک حضور دارد، کمترین شباهتی با آن فیلسوف ایده&amp;zwnj;آلیستی ندارد که در کتاب&amp;zwnj;های تاریخ اندیشه می&amp;zwnj;یابیم. هگل عموماً با این ایده شناخته می&amp;zwnj;شود که تاریخ، منطقی ذاتی و درونی دارد که ایده&amp;zwnj;ها در عمل تجسم یافته و در فرایندی دیالکتیکی پشت سر گذاشته می&amp;zwnj;شوند؛ فرایندی که در آن اضداد ایده&amp;zwnj;ها، از ایده&amp;zwnj;ها فراتر می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژیژک، با استفاده از آرای آلن بدیو، فیلسوف معاصر فرانسوی، ایده دیالکتیک را با هدف رد اصل منطقی عدم تناقض رادیکالیزه می&amp;zwnj;کند. آنچه در هگل به طور ضمنی وجود دارد - به باور ژیژک - گونه جدیدی از &amp;laquo;منطق فراسازگار&amp;raquo; است که بر اساس آن یک گزاره &amp;laquo;واقعا با امر نفی کننده&amp;zwnj;اش از بین نمی&amp;zwnj;رود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر ژیژک، این منطق جدید برای فهم سرمایه&amp;zwnj;داری بسیار مناسب است. او با لفاظی خاص خود می&amp;zwnj;پرسد: &amp;laquo;آیا سرمایه&amp;zwnj;داری پست مدرن سیستمی نیست که به گونه&amp;shy;ای فزاینده فراسازگار است؟ سیستمی که در آن نظم، همان انحراف و تخطی از نظم است و سرمایه&amp;zwnj;داری می&amp;zwnj;تواند تحت حاکمیت کمونیستی نیز رشد کند؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژیژک کتاب &amp;laquo;زندگی در آخر الزمان&amp;raquo; را هم با با دغدغه همین موقعیت نوشته است. او در خلاصه&amp;zwnj;ای از موضوع محوری کتاب می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فرض بنیادین این کتاب ساده است: نظام سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی در حال نزدیک شدن به نقطه صفر آخرالزمانی است. &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&quot;&gt;چهار سوار آخرالزمان&lt;/a&gt; اش هم بحران زیست&amp;zwnj;محیطی، پیامدهای انقلاب بیوژنتیک، ناهماهنگی&amp;zwnj;های درون سیستم (مشکلاتی همچون مالکیت فکری، درگیری&amp;zwnj;های قریب الوقوع بر سر مواد خام، آب و غذا) و رشد انفجاری شکاف&amp;zwnj;ها و محرومیت&amp;zwnj;های اجتماعی هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این قطعه از متن، با لفاظی پر آب وتاب و ادعاهای کلی&amp;zwnj;، نمونه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj; گویا از بسیاری از آثار ژیژک است. او در مدعاهای خود، از واقعیت&amp;zwnj;های تاریخی سرسری می&amp;zwnj;گذرد. با خواندن این کتاب، هیچکس تردیدی به خود راه نمی&amp;zwnj;دهد که جدا از کشتار میلیون&amp;zwnj;ها نفر به دلایل ایدئولوژیک، بعضی از بدترین فجایع زیست محیطی قرن اخیر - به طور مثال تخریب طبیعت در اتحاد جماهیر شوروی سابق و انهدام مناطق ییلاقی در دوران انقلاب فرهنگی مائو- در نظام&amp;zwnj;های اقتصادی متمرکز رخ داده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تخریب محیط زیست صرفا نتیجه نظام اقتصادی&amp;zwnj; موجود در بسیاری از نقاط جهان نیست، با وجود این می&amp;zwnj;توان پذیرفت که نسخه موجود و مسلط سرمایه&amp;zwnj;داری از نظر زیست محیطی ناپایدار است. هیچ نشانه&amp;zwnj;ای در تاریخ قرن گذشته وجود ندارد که در صورت استقرار یک نظام سوسیالیستی، محیط زیست به شکل بهتری حفاظت می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این حال، انتقاد از ژیژک به خاطر نادیده گرفتن این واقعیت&amp;zwnj;ها، نشانگر نفهمیدن هدف اوست زیرا او&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخلاف مارکس در پی آن نیست که نظریه&amp;zwnj;پردازی خود را بر پایه خوانشی تاریخی بنیان گذارد که مبتنی بر واقعیت&amp;zwnj;ها باشد. او می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;مقطع تاریخی کنونی، ما را به وانهادن ایده پرولتاریا یا موقعیت پرولتاریا مجبور نمی&amp;zwnj;کند. برعکس، وادارمان می&amp;zwnj;کند که آن را تا سطحی اگزیستنسیال و حتی فراتر از تخیل مارکس رادیکالیزه کنیم&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ژیژک می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;ما به درکی رادیکال&amp;zwnj;تر از سوژه پرولتاریا (یعنی انسانی متفکر و پراتیک) نیازمندیم، سوژه&amp;zwnj;ای تقلیل یافته به موضع ناپایدار کوگیتوی دکارتی و تهی از محتوای ذاتی&amp;zwnj;اش&amp;raquo;. در دست ژیژک، ایده&amp;zwnj;های مارکس، بدل به تجلیات سوبژکتیو تعهد انقلابی می&amp;zwnj;شوند. این&amp;zwnj;که چنین ایده&amp;zwnj;هایی با چیزی در این جهان مطابقت کند یا نکند، محلی از اعراب ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در اینجا مشکلی پیش می&amp;zwnj;آید. چرا باید کسی به جای رجوع به اندیشمند دیگری، ایده&amp;zwnj;های ژیژک را قبول کند؟ پاسخ نمی&amp;zwnj;تواند این باشد که آراء ژیژک، به معنای سنتی کلمه صحیح هستند. ژیژک می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;حقیقتی که ما اینجا با آن سر و کار داریم حقیقتی عینی نیست، بلکه حقیقتی است خود ارجاع درباره موقعیت سوبژکتیو آدمی؛ حقیقتی است درگیر و متعهد که نه با صحت و سقم خود در ارتباط با واقعیت، بلکه با نحوه تأثیرگذاری بر موقعیت سوبژکتیو بیان&amp;nbsp;ارزیابی می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر این حرف معنایی داشته باشد، آن است که حقیقت با رجوع به سازگاری یک ایده با پروژه&amp;zwnj;ای مشخص می&amp;zwnj;شود که گوینده به آن متعهد است. در مورد ژیژک، این پروژه، پروژه انقلاب است. اما چرا باید پروژه ژیژک را قبول کرد؟ آن هم در حالی که چندان روشن نیست پروژه انقلابی او چیست. ژیژک هیچ تردیدی به خود راه نمی&amp;zwnj;دهد که جامعه&amp;zwnj; کمونیستی بهتر از هر جامعه&amp;zwnj; دیگری است که تا به حال وجود داشته، اما از به تصویر کشیدن شرایط تحقق کمونیسم نیز ناتوان است. سرمایه&amp;zwnj;داری صرفاً دوره&amp;zwnj;ای تاریخی در میان دیگر دوره&amp;zwnj;ها نیست. فرانسیس فوکویاما حق داشت: &amp;laquo;سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی، &amp;quot;پایان تاریخ&amp;quot; است.&amp;raquo; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نظر ژیژک، کمونیسم وضعیتی قابل تحقق نیست &amp;ndash; آنچنان که برای مارکس بود - بلکه آن چیزی است که بدیو &amp;quot;فرضیه&amp;quot; می&amp;zwnj;خواند؛ ایده&amp;zwnj;ای با اندک محتوای مثبت اما با قابلیت ممکن ساخت مقاومتی رادیکال در مقابل نهادهای مسلط. ژیژک اصرار دارد که چنین مقاومتی باید شامل استفاده از ترور هم باشد. &amp;laquo;ایده برانگیزاننده بدیو که کسی باید دوباره ترور رهایی&amp;zwnj;بخش را ابداع کند، یکی از عمیق&amp;zwnj;ترین دیدگاه&amp;zwnj;های اوست ... دفاع جانانه بدیو از ترور در انقلاب فرانسه را به یاد بیاورید که در توجیه گردن زدن لاوازیه با گیوتین می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo;جمهوری نیازی به دانشمندان ندارد&amp;raquo;. &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژیژک، همراه با بدیو، از انقلاب فرهنگی مائو به مثابه &amp;laquo;آخرین انفجار انقلابی واقعاً عظیم قرن بیستم&amp;raquo; تجلیل می&amp;zwnj;کند. او در عین حال نتیجه&amp;zwnj;گیری بدیو را می&amp;zwnj;پذیرد که &amp;laquo;انقلاب فرهنگی شاهدی است عام و حقیقی بر ناممکنی رهایی سیاست از چارچوب دولت-حزب&amp;raquo;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; و به انقلاب فرهنگی به مثابه شکست می&amp;zwnj;نگرد. علاوه بر این، ژیژک خمرهای سرخ را نیز برای تلاش در راستای گسست کامل از گذشته می&amp;zwnj;ستاید. این تلاش، شامل کشتار جمعی و شکنجه در مقیاسی عظیم بود، اما از نظر ژیژک اینها دلیل شکست آنها نیست: &amp;laquo;خمرهای سرخ، به اندازه کافی رادیکال نبودند. در حالی که نفی انتزاعی گذشته را تا نهایت آن در پیش گرفته بودند، اما هیچ شکل جدیدی از باهم بودگی را ابداع نکردند&amp;raquo;. یک انقلاب حقیقی یا هر چیز قابل تصور دیگر، در شرایط فعلی احتمالاً ناممکن است. با این حال، خشونت انقلابی باید به مثابه خشونتی &amp;laquo;رستگاری&amp;zwnj;بخش&amp;raquo;، و حتی &amp;laquo;الهی&amp;raquo;، پاس داشته شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژیژک خود را لنینیست می&amp;zwnj;داند &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;، اما بدون تردید از نظر رهبر بلشویک&amp;zwnj;ها چنین موضعی منفور و مردود است. لنین هیچ نگرانی و تردیدی در استفاده از ترور برای پیشبرد آرمان کمونیسم نداشت. خشونت که همواره به عنوان بخشی از استراتژی سیاسی به کار گرفته می&amp;zwnj;شد، در ذات خویش جنبه&amp;zwnj;ای ابزاری داشت. در مقابل، ژیژک با اینکه می&amp;zwnj;پذیرد که خشونت در دستیابی به اهداف کمونیستی&amp;zwnj;اش شکست خورده و چشم انداز روشنی هم برای موفقیت آن در آینده نیست، اما تأکید می&amp;zwnj;کند که خشونت انقلابی، به مثابه بیان نمادین عصیان، از ارزشی ذاتی برخوردار است؛ موضعی که در مارکس و لنین سراغ نداریم. نمونه&amp;zwnj;ای از این نگاه را می&amp;zwnj;توان در آثار روانپزشک فرانسوی فرانس فانون دید. کسی که از استفاده از خشونت در مقابل استعمار به مثابه اعلان هویت قربانیان قدرت استعماری دفاع می&amp;zwnj;کرد. با این حال، فانون این خشونت را بخشی از مبارزه برای کسب استقلال ملی می&amp;zwnj;دید؛ هدفی که در واقع جامه عمل پوشید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه متقدم گویاتری هم می&amp;zwnj;توان در اوایل قرن بیستم در آثار نظریه پرداز سندیکالیسم، یعنی ژرژ سورل یافت. سورل، در تأملاتی درباره خشونت (۱۹۰۸) بر این نظر بود که کمونیسم اسطوره&amp;zwnj;ای اوتوپیایی است؛ اما اسطوره&amp;zwnj;ای که ارزش آن در برانگیختن طغیانی علیه فساد جامعه بورژوایی است. شباهت میان این نگاه و برداشت ژیژک از &amp;quot;خشونت رستگاری&amp;zwnj;بخش&amp;quot; که ملهم از &amp;quot;فرضیه کمونیستی&amp;quot; است کاملا گویاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ستایش خشونت یکی از برجسته&amp;zwnj;ترین موضوعات در آثار ژیژک است. او به مارکس ایراد می&amp;zwnj;گیرد که فکر می&amp;zwnj;کند توجیه خشونت را می&amp;zwnj;توان بخشی از نزاع میان طبقات اجتماعی به لحاظ عینی تعریف شده دانست. جنگ طبقاتی نباید به مثابه &amp;laquo;نزاعی میان عاملان مشخص درون واقعیت اجتماعی فهم شود؛ این تفاوت نیست، بلکه تضاد است که عاملان را بر می&amp;zwnj;سازد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژیژک، هنگام بحث بر سر حمله استالین به دهقانان، با کاربست این دیدگاه به توصیف این می&amp;zwnj;پردازد که چگونه تمایز میان کولاک&amp;zwnj;ها (دهقانان ثروتمند) و دیگران بی&amp;zwnj;معنا و بی&amp;zwnj;مصرف شد: &amp;laquo;در وضعیت فقر عمومی، معیارهای روشن و مشخص کاربردی نداشتند و دو طبقه دیگر دهقانان، در مقاومت در برابر سیاست اشتراکی کردن اجباری، اغلب به کولاک&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پیوستند&amp;raquo;. در پاسخ به چنین وضعیتی زمام&amp;zwnj;داران شوروی مقوله جدیدی را معرفی کردند: خرده کولاک، یعنی دهقانی که چنان فقیر بود که به سختی می&amp;zwnj;شد او را در زمره&amp;zwnj;ی کولاک به شمار آورد، اما در ارزش&amp;zwnj;ها و منافع کولاک سهیم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین، هنر شناخت و تشخیص یک کولاک، دیگر مصداق تحلیل اجتماعی عینی نبود. بلکه تبدیل به نوعی &amp;quot;هرمنوتیک سوء&amp;zwnj;ظن&amp;quot; پیچیده شده بود، نوعی شناخت و تشخیص &amp;quot;رویکردهای سیاسی حقیقی&amp;quot; یک فرد که زیر ادعاهای عمومی فریبنده پنهان شده است. توصیف کشتار دسته&amp;zwnj;جمعی با چنین شیوه&amp;zwnj;ای، به مثابه کاربرد و اعمال نوعی هرمنوتیک، نفرت&amp;zwnj;انگیز و عجیب و غریب است و در عین حال ویژگی شاخص کارهای ژیژک.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;او سیاست &amp;quot;اشتراکی سازی&amp;quot; استالین را به نقد می&amp;zwnj;کشد، اما نه به خاطر میلیون&amp;zwnj;ها انسانی که در جریان آن به شکل خشنی لت و پار و ناقص شدند. بلکه انتقاد ژیژک متوجه دلبستگی دور و دراز (و هرچند ناسازگار یا ریاکارانه) استالین به &amp;quot;اصطلاحات مارکسیستی علمی&amp;quot; است. اتکا به &amp;quot;تحلیل اجتماعی عینی&amp;quot; برای پیدا کردن مسیر در وضعیت&amp;zwnj;های انقلابی خطا است. &amp;laquo;بعضی مواقع این فرایند باید با مداخله گسترده و بی&amp;zwnj;رحمانه سوبژکتیویته کوتاه شود: تعلق طبقاتی هرگز یک واقعیت اجتماعی کاملاً عینی نیست، بلکه همواره نتیجه نزاع و درگیری اجتماعی است&amp;raquo;. آنچه ژیژک تقبیح می&amp;zwnj;کند استفاده بی&amp;zwnj;رحمانه استالین از شکنجه و قدرت کشنده نیست، بلکه تلاش استالین در توجیه استفاده سیستماتیک از خشونت با ارجاع به نظریه مارکس است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژیژک رد و انکار هر آنچه را که ممکن است به مثابه واقعیت اجتماعی توصیف شود، با تحسین خشونت در تفسیر خویش از نازیسم همراه می&amp;zwnj;کند. ژیژک هنگام اظهارنظر درباره ارتباط مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی، با رژیم نازی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;ارتباط او با نازی&amp;zwnj;ها اشتباهی ساده نبود، بلکه گامی درست در جهتی اشتباه بود&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر خلاف بسیاری از تفاسیر، هایدگر مرتجعی رادیکال نبود. &amp;laquo;آدمی با خوانش&amp;nbsp;هایدگر به سیاقی خلاف معمول، متفکری را کشف می&amp;zwnj;کند که بعضی جاها به طرزی عجیب به کمونیسم نزدیک بود&amp;raquo; - واقعا در سال&amp;zwnj;های میانی دهه سی، چه بسا بتوان هایدگر را &amp;quot;کمونیست آینده&amp;quot; توصیف کرد. اگر هایدگر به اشتباه از هیتلر پشتیبانی کرد، اشتباه او در دست&amp;zwnj;کم گرفتن خشونتی نبود که هیتلر از خود نشان داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل هیتلر این بود که &amp;quot;به اندازه&amp;zwnj;ی کافی خشن نبود&amp;quot; و خشونت او به اندازه کافی &amp;quot;ذاتی&amp;quot; نبود. در واقع، از هیتلر کنش سر نزد؛ تمامی کنش&amp;zwnj;هایش از اساس واکنش بودند، چرا که در پی کنش&amp;zwnj;های او هیچ چیز در واقع تغییرنکرد. او مناظری عظیم از یک شبه-انقلاب را به نمایش گذاشت اما به نحوی که در نهایت نظم سرمایه&amp;zwnj;دارانه سر سلامت به در برد... مشکل واقعی نازیسم این نبود که با غرور سوبژکتیویستی- نهیلیستی خود در اعمال قدرت تامه، &amp;quot;زیادی پیش رفت&amp;quot;؛ بلکه مشکلش این بود که به اندازه کافی پیش نرفت. مشکلش این بود که خشونتش فورانی بی&amp;zwnj;ثمر بود که در نهایت، در خدمت همان نظمی قرار گرفت که از آن نفرت داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد مشکل نازیسم این بود که - همچون تجربه بعدی انقلاب تام وتمام خمرهای سرخ- در خلق نوع جدیدی از زندگی جمعی شکست خورد. ژیژک در این خصوص چیزی نمی&amp;zwnj;گوید که اگر آلمان با &amp;quot;رژیمی کمتر واکنشی و ضعیف&amp;zwnj;تر از رژیم هیتلر&amp;quot; اداره می&amp;zwnj;شد، چه شکلی به خود می&amp;zwnj;گرفت. او فقط این نکته را آشکار می&amp;zwnj;سازد که در این زندگی جدید، جایی برای فقط یک شکل خاص از هویت انسانی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جایگاه یهودستیزی به وضوح در گفته&amp;zwnj;ای منتسب به هیتلر افشا شده است: &amp;laquo;ما باید یهودیان درون خود را بکشیم.&amp;raquo; گفته هیتلر بیش از آنچه به نظر می&amp;zwnj;رسد حرف برای گفتن دارد. این سخن در تقابل با نیات هیتلر، مؤید این نکته است که غیر یهودیان به فیگوری ضد یهودی از یهودیان نیاز دارند تا هویتشان را حفظ کنند. از این رو، این فقط &amp;laquo;یهودیان نیستند که در درون ما هستند&amp;raquo; - آنچه هیتلر سرانجام فراموش کرد اضافه کند این بود که خود او -یعنی یهودستیز- هم در درون یهودیان است. این در هم تنیدگی پارادوکسیکال حاوی چه معنایی برای سرنوشت یهودستیزی در بر دارد؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژیژک در &amp;laquo;سرزنش عناصرمشخصی از چپ رادیکال&amp;raquo; به سبب &amp;laquo;دستپاچگی و تعلل در محکومیت بی&amp;zwnj;قید و شرط یهودستیزی&amp;raquo; صریح است. اما درک این ادعا دشوار است که هویت&amp;zwnj; یهودیان و یهودستیزان به نحوی تقویت کننده یکدیگرست. این سخن کلمه به کلمه در کتاب&amp;quot;کمتر از هیچ&amp;quot; تکرار می&amp;zwnj;شود ؛ جز با اشاره به این نکته که فقط در دنیایی که در آن هیچ یهودی نباشد یهودستیزی هم نخواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفسیر نظرات ژیژک درباره این موضوع یا هر موضوع دیگری، دشواری&amp;zwnj;های خاص خود را دارد. از طرفی شاهد روده درازی مفرط او و موجی از متون هستیم که کسی قادر به خواندن تمامی آنان نیست؛ زیرا این سیل هیچگاه از جریان باز نمی&amp;zwnj;ایستد. از طرف دیگر، شاهد استفاده ژیژک از نوعی زبان خاص (جارگون) آکادمیک هستیم که حاوی ارجاعات اشاره&amp;zwnj;وار به دیگر متفکران است؛ امری که او را قادر می&amp;zwnj;سازد که از زبان به شیوه&amp;zwnj;ای صنعت&amp;zwnj;گرانه و سحرآمیز استفاده کند. ژیژک &amp;ndash; همچنان&amp;zwnj; که خودش هم اذعان می&amp;zwnj;کند- اصطلاح &amp;quot;خشونت الهی&amp;quot; را از کتاب نقد خشونت والتر بنیامین وام گرفته است. اما این موضوع محل تردید است که آیا بنیامین - اندیشمندی که پیوندهای مهمی با مکتب فرانکفورت متعهد به مارکسیسم انسانگرایانه داشت- دیوانگی ویرانگر انقلاب فرهنگی مائو یا خمرهای سرخ را هم الهی می&amp;zwnj;دانست یا خیر.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته اصلی اینجاست که ژیژک با استفاده از نظرات بنیامین قادر است که خشونت را بستاید و در همان حال ادعا کند که از خشونت به معنایی خاص و پیچیده حرف می&amp;zwnj;زند؛ به همان معنایی که گاندی می&amp;zwnj;تواند بسیار خشن&amp;zwnj;تر از هیتلر باشد. &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; هم&amp;zwnj;چنین می&amp;zwnj;توان شاهد توسل معمول و مرتب ژیژک به نوعی پر زحمت از بازی دلقک&amp;zwnj;وار با کلمات بود: &amp;laquo;ساختار مجازی سرمایه&amp;zwnj;داری در نهایت کاملا شبیه ساختار مجازی الکترون در فیزیک ذرات است. جرم هر ذره بنیادین ترکیبی است از جرم آن در حالت سکون به اضافه مازادی که با شتاب حرکتش فراهم می&amp;zwnj;شود. جرم یک الکترون در حالت سکون صفر است، با این حال جرم آن صرفا شامل مازادی است که از شتاب حاصل می&amp;zwnj;شود، گویی با یک هیچ سروکار داریم که جوهری فریب&amp;zwnj;دهنده را صرفا با چرخاندن اعجازگونه خودش در درون مازادی از خودش به دست می&amp;zwnj;آورد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خواندن چنین متنی بدون یادآوری رسوایی سوکال غیرممکن است؛ همان آلن سوکال، پروفسور فیزیک که مقاله&amp;zwnj;ای بی&amp;zwnj;معنا را در واقع برای دست انداختن پست مدرنیسم با عنوان &amp;laquo;تخطی از مرزها: به سوی هرمنوتیک دگرگون کننده مرکز ثقل کوانتوم&amp;raquo; در یک نشریه تخصصی مطالعات فرهنگی پست مدرن به چاپ رساند. به همان میزان دشوار است که آدم چنین متنی و نیز بسیاری دیگر از متون ژیژک را بخواند و دچار این سوء&amp;zwnj;ظن نشود که او - عمدا یا سهوا- درگیر نوعی بیان مضحک است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ممکن است کسانی هم وسوسه شوند که ژیژک را به عنوان فیلسوف ناعقلانیت محکوم کنند؛ کسی که ستایش&amp;zwnj;اش از خشونت بیشتر یادآور راست افراطی است تا چپ رادیکال. نوشته&amp;zwnj;های او غالبا آزاردهنده و بعضی مواقع، مثل وقتی که درباره حضور هیتلر &amp;quot;در درون یهودیان&amp;quot; می&amp;zwnj;نویسد، زشت و وقیح هستند. سبکسری تمسخرآمیزی در رجزخوانی&amp;zwnj;های ژیژک درباره ترور وجود دارد که بیشتر یادآور گابریل دآنونزیو، آینده&amp;zwnj;گرا و ناسیونالیست افراطی ایتالیایی و رهرو فاشیست (بعدها مائوئیست) وی، کرتزیو مالاپارته است تا اندیشمندی در آیین مارکسیستی. اما خوانشی دیگر از ژیژک هم هست که قابل قبول&amp;zwnj;تر به نظر می&amp;zwnj;رسد؛ و او در آن بیش از آن&amp;zwnj;که مقلد راست باشد پیرو مارکس یا لنین است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصور و بینش مارکس از کمونیسم، چه &amp;quot;فانتزی ذاتی سرمایه&amp;zwnj;داری&amp;quot; باشد و چه نباشد، تصور و بینش ژیژک - که فارغ از رد تفاسیر متقدم، فاقد هرگونه محتوای روشنی است- به خوبی منطبق است با اقتصادی که مبتنی است برتولید مداوم تجربیات و محصولاتی نو که درآن هر کالا باید از قبلی متفاوت باشد. رادیکالیسم بی&amp;zwnj;شکل ژیژک، در عین آگاهی از بحران در نظم مسلط سرمایه&amp;zwnj;داری و ناتوان از خلق بدیل&amp;zwnj;های عملی، به صورتی ایده&amp;zwnj;آل متناسب با فرهنگی است که مبهوت و شیدای منظره شکنندگی خود است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مسأله که می&amp;zwnj;بایست میان اندیشه ژیژک و سرمایه&amp;zwnj;داری معاصر، هم&amp;zwnj;شکلی باشد چندان هم مایه تعجب نیست. از همه اینها گذشته، تنها اقتصادی از این دست، این قابلیت را دارد که متفکری همچون ژیژک را تولید کند. نقش روشنفکر عمومی جهانی که ژیژک بازی می&amp;zwnj;کند به موازات ساز و برگ رسانه&amp;zwnj;ها و فرهنگ سلبریتی ظاهر شده که هسته مرکزی الگوی جاری توسعه سرمایه&amp;zwnj;داری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ژیژک در شاهکاری عظیم از تولیدات فکری بی&amp;zwnj;شمار، نقدی تخیل&amp;zwnj;آمیز از نظم کنونی ارائه کرده است؛ نقدی که مدعی طرد و انکار هر آن چیزی است که در حال حاضر وجود دارد. او به معنایی واقعاً هم این کار را می&amp;zwnj;کند، اما هم&amp;zwnj;زمان به بازتولید همان دینامیسم ضروری و بی&amp;zwnj;هدفی نیز می&amp;zwnj;پردازد که در عملکرد سرمایه&amp;zwnj;داری می&amp;zwnj;بیند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آثار ژیژک، از طریق تکرار مداوم و بی&amp;zwnj;پایان بینشی ذاتاً پوک و توخالی، به جوهری فریبنده و اغواگر دست می&amp;zwnj;یابند. این اثار در عین آن&amp;zwnj;که به خوبی توضیح دهنده اصول منطق فراسازگار هستند، در نهایت، برابرند با کمتر از هیچ.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;John Gray, The Violent Visions of Slavoj Žižek, in: &lt;a href=&quot;http://www.nybooks.com/articles/archives/2012/jul/12/violent-visions-slavoj-zizek/?pagination=false&quot;&gt;The New York Review of Book&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چهار پاراگراف ابتدایی این مقاله که شرحی از زندگی ژیژک هستند، ترجمه نشده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اسلاوی ژیژک، آیا مایکل هارت و آنتونیو نگری مانیفست کمونیست را برای قرن بیست و یکم بازنویسی کرده&amp;zwnj;اند؟، بازاندیشی مارکسیسم:مجله اقتصاد،فرهنگ و جامعه، شماره ۳ و ۴، ۲۰۰۱، ص ۱۹۰&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اسلاوی ژیژک، نگاه پارالاکس، انتشارات &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;MIT&lt;/span&gt;، ۲۰۰۶، ص ۳۲۶&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ژیژک، نگاه پارالاکس، ص ۳۲۸&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;laquo;من لنینیست هستم. لنین از آلوده کردن دستانش نمی&amp;zwnj;هراسید. اگر می&amp;zwnj;خواهید به قدرت دست پیدا کنید، پس آن را بگیرید.&amp;raquo; به نقل از جاناتان دربی شایر، نیو استیتسمن، ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;laquo;بسیار مهم است که خشونت را بمثابه نگاه داشتن چیزها در همان حالتی که هستند، دید. بدین معنا گاندی بسیار خشن&amp;zwnj;تر از هیتلر بود.&amp;raquo; نگاه کنید به مصاحبه شوبان ساکسنا با ژیژک،&amp;quot; ابتدا مرا لطیفه&amp;zwnj;گو خواندند، الان من متفکری خطرناک هستم&amp;quot;، تایمز هند، ۱۰ ژانویه ۲۰۱۰&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/28/22079#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13498">استالین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17479">بدیو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10529">بهنام امینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17481">خشونت الهی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17478">خمر سرخ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17476">فانون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17480">لاکان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13174">لکان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17477">مائو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2645">مارکس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11992">هگل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6742">هیتلر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8114">پرولتاریا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1535">ژیژک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5282">کمونیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7914">گاندی</category>
 <pubDate>Wed, 28 Nov 2012 10:26:17 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22079 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فرمانده کامیلا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/02/15/11081</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/02/15/11081&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر فلاح‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;539&quot; height=&quot;391&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/kamila2.jpg?1329591636&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ما شیلی را با نامهای آشنایی مانند آلنده و پینوشه می&amp;zwnj;شناسیم. آلنده سوسیالیست سال ۱۹۷۳&amp;nbsp;به دست نظامیان سرنگون شد. اما خود پینوشه هم &lt;span style=&quot;background-color: white; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 9pt; text-align: right; &quot;&gt;عاقبت&amp;zwnj;به&amp;zwnj;خیر&lt;/span&gt; نشد. او سال ۱۹۸۸ در همه پرسی شکست خورد و نتوانست بار دیگر نامزد ریاست جمهوری شود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;تازه اگر هم نامزد می&amp;zwnj;شد به علت نفرت عمومی مردم از او جز لعن و نفرین نصیبی نمی&amp;zwnj;برد. او را به علت داشتن مصونیت سیاسی به لحاظ داشتن پست سناتوری نمی&amp;zwnj;توانستند دستگیر کنند. اما با شجاعت یک قاضی اسپانیایی در خارج از شیلی دستگیر و به محاکمه کشانده شد، ولی ادامه محاکمه و حکم محکومیتش به علت کبر سن و بیماری متوقف شد. جنجال در مورد از سر گیری محاکمه ادامه داشت تا اینکه او سال ۲۰۰۶ مرد و از مجازات گریخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شیلی بعد از کودتای پینوشه تاکنون چند بار بین چپها و راستها دست به دست شده، اما اوضاعش هنوز راست&amp;zwnj;وریس نشده.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;کامیلا از رهبران جنبش دانشجویی علیه هزینه سنگین تحصیل است. پدر و مادرش هر دو کمونیست بودند. خودش نیز کمونیست است اما معتقد است که کمونیستها از اشتباهات گذشته باید درس بگیرند و دمکراسی و آزادی را فراموش نکنند&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;شیلی از لحاظ سیاسی دیگر دیکتاتوری نیست، اما اقتصاد لیبرالی که بعد از کودتای پینوشه شروع شد، تا امروز ادامه پیدا کرده و پدر مردم را در آورده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حالا در اعتراض به این وضع در شیلی هم مانند دیگر کشورهای آمریکای لاتین چپها به جنب&amp;zwnj;وجوش افتاده و در بعضی کشورها نیز دولت را هم در دست گرفته&amp;zwnj;اند. شیلیایی&amp;zwnj;ها هم با اعتراضات دانشجویی دارند باز جامعه را برای اعتراضات گسترده&amp;zwnj;تر بسیج می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان یک چهره سیاسی که همه جا گل کرده دختر جوانی است به اسم کامیلا والخو &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. (Camila Vallejo) &lt;/span&gt;او از رهبران جنبش دانشجویی علیه هزینه سنگین تحصیل است. پدر و مادر کامیلا در سالهای دهه هفتاد هر دو کمونیست بودند. خود او نیز کمونیست است اما معتقد است که کمونیستها از اشتباهات گذشته باید درس بگیرند و دمکراسی و آزادی را فراموش نکنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرمانده، لقب چه&amp;zwnj;گوارا بود، حالا آنرا به کامیلا داده&amp;zwnj;اند. به نوشته روزنامه فرانکفورتر آلگماینه سابقه نداشته که یک رهبر دانشجویی مانند یک ستاره موسیقی پاپ همه جا مورد استقبال قرار گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کامیلا را همه دوست دارند چون مبارز و دوست داشتنی است. در اتاق کارش عکس بزرگی از مارکس به چشم می&amp;zwnj;خورد. از اینکه محبوب مردم شده، خشنود است. می&amp;zwnj;گوید: سرمایه داری با استفاده از انحصار رسانه&amp;zwnj;ای اش چهره&amp;zwnj;هایی از فرهنگ مصرفی&amp;zwnj;اش را به جوانان قالب می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خوشحالم که من با زیبایی چهره و از راه مبارزاتم توانسته ام چهره محبوبی شوم و مردم را برای مبارزه بسیج کنم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فرمانده، لقب چه&amp;zwnj;گوارا بود، حالا آنرا به کامیلا داده&amp;zwnj;اند. به نوشته روزنامه فرانکفورتر آلگماینه سابقه نداشته که یک رهبر دانشجویی مانند یک ستاره موسیقی پاپ همه جا مورد استقبال قرار گیرد&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;کامیلای ۲۳ ساله دانشجوی رشته جغرافیای دانشگاه شیلی به دعوت بنیاد رزا لوگزامبورگ به آلمان آمده. یک رهبر دیگر جنبش دانشجویی و یکی از اعضای شاخه جوانان حزب کمونیست او را در این سفر همراهی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چپگرایان آلمانی از جمله دنبال این&amp;zwnj;اند که کامیلا و همراهانش با شر و شوری که دارند، به جنبش دانشجویی آلمانی&amp;zwnj;ها تحرک بیشتری بدهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از دلایل تحرک کمتر دانشجویان در آلمان این است که دانشجویان آلمانی به اندازه شیلیایی&amp;zwnj;ها در مضیقه مالی قرار ندارند. با این حال همبستگی با شیلیایی&amp;zwnj;ها همه جا دیده می&amp;zwnj;شود. کامیلا در دانشگاه&amp;zwnj;های چندین شهر سخنرانی کرده. سالنهای سخنرانی او غلغله می&amp;zwnj;شود و جای سوزن &amp;zwnj;انداختن نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او سال گذشته جنبش دانشجویان شیلی را در مبارزه با گرانی هزینه تحصیلی رهبری کرد و محبوب مردم و دشمن دولت شد. فعالیت دانشجویی او کم کم از دانشگاه فراتر رفت و به سطح جامعه گسترش پیدا کرد و مستقیم سرمایه و سرمایه&amp;zwnj;داران را هدف گرفت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خشونت پلیس نسبت به تظاهرات دانشجویان و رهبرشان کامیلا بیشتر به محبوبیت آنها افزوده. کامیلا اینک به یکی از چهره&amp;zwnj;های شاخص جنبش سراسری جهانی، از بهار عربی گرفته تا جنبش اشغال وال استریت تبدیل شده است&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دانشجویان شیلیایی تاکنون هزینه سنگینی برای مبارزاتشان پرداخته&amp;zwnj;اند. یک دانش آموز ۱۶ ساله با گلوله پلیس کشته شده و به دانشجویان به کرات گاز اشک آور شلیک شده. خشونت پلیس نسبت به تظاهرات دانشجویان و رهبرشان کامیلا بیشتر به محبوبیت آنها افزوده. کامیلا اینک به یکی از چهره&amp;zwnj;های شاخص جنبش سراسری جهانی، از بهار عربی گرفته تا جنبش اشغال وال استریت تبدیل شده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رسانه&amp;zwnj;های آلمان گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو&amp;zwnj;های زیادی با کامیلا کرده&amp;zwnj;اند که خلاصه&amp;zwnj;ای از آنها را می&amp;zwnj;خوانیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با کامیلا والخو&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فرانکفورته آلگماینه: خانم کامیلا والخو، بگذارید با یک سؤال آتشین آغاز کنیم: شما منجی بشریتید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کامیلا وایلو&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;: &lt;/span&gt;این عنوان مسخره است، من دانشجو هستم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اما همه جا در رسانه&amp;zwnj;ها در سراسر دنیا شما را به عنوان چهره ترکیبی از چه گوارا، ژاندارک، سالوادور آلنده و سایر مبارزان چپ می&amp;zwnj;ستایند... خوانندگان روزنامه گاردین شما را به تازگی به عنوان &amp;quot;شخصیت سال &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۰۱۱&amp;quot; برگزیده&amp;zwnj;اند. شما اینهمه توجه و اقبال را چگونه می&amp;zwnj;بینید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درست است، من برای بسیاری از مردم مقبول شده ام. اما این محبوبیت را به شخص خودم نمی&amp;zwnj;گیرم. من فقط چهره&amp;zwnj;ای هستم که این جنبش را باز می&amp;zwnj;تاباند. این همه اقبال و توجه مدیون جنبش&amp;zwnj;هایی است که در سراسر دنیا به راه افتاده. بنا بر این من ستایش از خودم را ستایش شجاعت تمام جوانان مبارز در همه جای دنیا ارزیابی می&amp;zwnj;کنم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اما می&amp;zwnj;شود توضیح بدهید که چطور یک دفعه یک رهبر جنبش دانشجویی شیلیایی سمبل جنبش اعتراضی جهانی شده؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مردم همه جا خود را در قبال مناسبات قدرت در تنگنا و بی پناه می&amp;zwnj;یابند. عجالتاً ما در شیلی با معضل پولی کردن تحصیل درگیریم، اما این درگیری در جاهای دیگر، شکل&amp;zwnj;های دیگر دارد. اما همه اینها در یک پدیده واحد جمع می&amp;zwnj;شود، در احساس بی&amp;zwnj;عدالتی اجتماعی، در اینکه عده کمی خیلی دارند و خیلی&amp;zwnj;ها چیزی ندارند. این جنبش نظم نئو لیبرالی حاکم بر دنیا را هدف گرفته. من نمی&amp;zwnj;دانم چرا درست مرا سمبل این حرکت می&amp;zwnj;شمرند. شاید چون جنبشهای اعتراضی در کشوری مانند شیلی توجه جهان را به خود جلب می&amp;zwnj;کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;رسانه&amp;zwnj;های شیلی دنبال شخصی کردن جنبش&amp;zwnj;اند تا آن را قابل حمله کنند. به خود من هم زیاد حمله می&amp;zwnj;کنند. می&amp;zwnj;گویند زیبایم، زشتم، جوانم، احمقم. یک مقام دولتی مرا سگ ماده نامید و گفت سگها را که بکشی، جنبش خاتمه می&amp;zwnj;یابد&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در شیلی دعوایتان سر چیست؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این دعوا داستانش دراز است و به سالهای دیکتاتوری نظامیان بر می&amp;zwnj;گردد. شیلی از آن زمان تبدیل به موش آزمایشگاهی بدترین شکل سرمایه داری یعنی نئو لیبرالیسم شده. شیلی ۱۷میلیون جمعیت دارد اما بخش بزرگی از ثروت دست فقط صد خانواده است. این&amp;zwnj;ها کنسرن&amp;zwnj;های رسانه ای، بیمارستانها، و مراکز آموزشی را قبضه کرده&amp;zwnj;اند. همین&amp;zwnj;ها سیاست و قانون را هم در چنگ دارند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اما چطور شد که یک جنبش دانشجویی چنین ابعاد وسیعی پیدا کرد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اول اصلاً قضیه سر کمک هزینه و وام تحصیلی بود. این مال سال ۲۰۰۵ است. اما هر چه جنبش بیشتر پایید و گسترش یافت، خواسته&amp;zwnj;هایش وسیع&amp;zwnj;تر شد و شامل حقوق اساسی هم شد. سال ۲۰۱۱ این جنبش یک جهش کمی و کیفی کرد. ما دانشجویان با دانش آموزان دست&amp;zwnj;به&amp;zwnj;یکی کردیم و خواسته&amp;zwnj;های مشترک&amp;zwnj;مان را اعلام کردیم. از اینجا به بعد جنبش دانشجویی ما جنبش سیاسی شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;136&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/kamila.jpg&quot; /&gt;تحصیل یک حق اساسی است و با آن نمی&amp;zwnj;شود کاسبی کرد. مؤسسات آموزشی بنگاه&amp;zwnj;هایی شده&amp;zwnj;اند که تکنوکرات بیرون می&amp;zwnj;دهند. تکنوکراتهایی که بعد از فارغ التحصیلی تا خرخره در قرض فرو رفته&amp;zwnj;اند. در این نظام آموزشی تفکر انتقادی کشته می&amp;zwnj;شود&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اعتراض ما به نارسایی&amp;zwnj;های آموزشی فقط به خودمان مربوط نمی&amp;zwnj;شود و پای خانواده&amp;zwnj;هایمان را به میان می&amp;zwnj;کشد. چون پدران و پدربزرگها به خاطر تحصیل بچه&amp;zwnj;ها زیر بار قرض رفته&amp;zwnj;اند و این مشکل یک باره مشکل کل جامعه و همه نسلها شده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;علتش این بوده که سیستم آموزشی در حکومت پینوشه تا اندازه زیادی خصوصی شد&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; ...&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همینطور است. عده&amp;zwnj;ای دارند در کشور ما با مسئله آموزش کاسبی می&amp;zwnj;کنند. راستگرا&amp;zwnj;ها معتقدند که آموزش و تحصیل باید در جهت بازار آزاد باشد. اما خیلی&amp;zwnj;های دیگر از جمله ما، مردم عادی، کارگران و اکثریت جامعه معتقدیم که تحصیل یک حق اساسی است و با آن نمی&amp;zwnj;شود کاسبی کرد. مؤسسات آموزشی بنگاه&amp;zwnj;هایی شده&amp;zwnj;اند که تکنوکرات بیرون می&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تکنوکراتها بعد از فارغ التحصیلی تا خرخره در قرض فرو رفته&amp;zwnj;اند و مجبورند به ساز دستگاه برقصند. در این نظام آموزشی تفکر انتقادی کشته می&amp;zwnj;شود و فقط چیزهایی که به درد سرمایه داری نئو لیبرال می&amp;zwnj;خورد، به خورد دانشجویان داده می&amp;zwnj;شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یعنی مشاجره بر سر این موضوع اشتباهات اساسی سیستم سیاسی را بر ملا کرد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دقیقاً. سودجویی و بی&amp;zwnj;عدالتی در نظام آموزشی، در سیستم بهداشت و درمان هم دیده می&amp;zwnj;شود. در حال حاضر بیمارستانها را بخش خصوصی می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینها هم دنبال پر کرن جیب خودشانند و اعتنایی به دیگران ندارند. اینها به مسئله بیمارستان و آموزش با همان چشمی نگاه می&amp;zwnj;کنند که به هر کاسبی و تجارت دیگری. تازه تجارت با مسئله تحصیل و بهداشت و درمان این حسن را هم برای بخش خصوصی دارد که سودش از بخشهای دیگر بیشتر است، چون در شیلی کار بخش خصوصی در این زمینه&amp;zwnj;ها از مالیات معاف است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما این جهش ناگهانی جنبشهای اعتراضی جهانی را چطور توضیح می&amp;zwnj;دهید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کجایش ناگهانی است! سالها همه اعتراضات جمع شده و یک دفعه بیرون زده. در شیلی نسل پدر و مادرهای ما در زمان آلنده در این مورد خیلی کار کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سرمایه داری به جایی رسیده که دیگر قابل تحمل نیست، انسانها خود را دست&amp;zwnj;بسته تسلیم بازار می&amp;zwnj;یابند. بازارها برای حقوق انسانها پشیزی ارزش قائل نیستند. علیه این بی&amp;zwnj;عدالتی&amp;zwnj;هاست که همه، همه&amp;zwnj;جا به &amp;zwnj;پا&amp;zwnj; خاسته&amp;zwnj;اند&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما دیکتاتوری نظامیان بعد از کودتای سال ۱۹۷۳ آنها را سرکوب کرد و آنها ترسیدند. ما نخستین نسلی هستیم که پی دیکتاتوری به تن مان نخورده و نمی&amp;zwnj;ترسیم. به همین دلیل دلیرانه وارد مبارزه شده ایم. اما این که یک باره در سراسر دنیا جنبش&amp;zwnj;های اعتراضی در گرفته، مدیون وسایل جدید ارتباطی مانند فیس بوک و توییتر هم هست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به نظر شما چه چیزی این اعتراضات جهانی را به هم پیوند می&amp;zwnj;دهد، چون کشورهای مختلف با پیش زمینه&amp;zwnj;های تاریخی گوناگون در گیر این جنبش&amp;zwnj;ها شده&amp;zwnj;اند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع بر سر حق آزادی است، بر سر حق تحصیل و درمان است، بر سر کار و دستمزد عادلانه است. سرمایه داری به جایی رسیده که دیگر قابل تحمل نیست، انسانها خود را دست&amp;zwnj;بسته تسلیم بازار می&amp;zwnj;یابند. بازارها تمام هم و غمشان سود است. بازارها برای حقوق انسانها پشیزی ارزش قائل نیستند. علیه این بی&amp;zwnj;عدالتی&amp;zwnj;هاست که همه، همه&amp;zwnj;جا به &amp;zwnj;پا&amp;zwnj; خاسته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما خودتان را کمونیست می&amp;zwnj;دانید. کمونیسم امروزه به چه معنی است؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما هنوز معتقد به پرپایی به یک سیستم کمونیستی هستیم. ما اعتقاد نداریم که کمونیسم در همه کشورها یکسان است. نسل&amp;nbsp;ما بر خلاف نسل گذشته از یک روند دمکراتیک عبور کرده که سخت بر ما مؤثر افتاده. این امر ما را از کمونیستهای دیگر نسلها متمایز می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما معتقدیم که سیستم انتخاباتی باید دمکراتیک شود. کمونیست امروز دیگر یک رؤیا&amp;zwnj;پرداز بیگانه با دنیا نیست. ما از آن کمونیستهایی که دید تنگ&amp;zwnj;نظرانه و خشک نسبت به سیستم شوروی یا کوبا داشتند، نیستیم. ما از اشتباهات این سیستم آموخته&amp;zwnj;ایم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اکثر سیستم&amp;zwnj;های کمونیستی به علت توتالیتر بودن شکست خوردند. شما چه درسی از این شکست&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گیرید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر کشور&amp;zwnj;ی باید مدل سیاسی خودش را پیدا کند. این مدل&amp;zwnj;ها قابل تقلید یا انتقال به دیگران نیست. ما کشوری می&amp;zwnj;خواهیم با یک نظام عادلانه و دمکراتیک. ما معتقدیم که هر روند تکاملی فقط به طور گروهی و اشتراکی می&amp;zwnj;تواند پیش برود، برای این کار یه یک سازمان اشتراکی نیاز هست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;کمونیست امروز دیگر یک رؤیا&amp;zwnj;پرداز بیگانه با دنیا نیست. ما از آن کمونیستهایی که دید تنگ&amp;zwnj;نظرانه و خشک نسبت به سیستم شوروی یا کوبا داشتند، نیستیم. ما از اشتباهات این سیستم آموخته&amp;zwnj;ایم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچ تغییر و تحولی به دلایل فردی انجام نمی&amp;zwnj;شود و همیشه پای جمعی در میان است که این روند را می&amp;zwnj;خواهد. شیلی در حال حاضر در چنین مرحله&amp;zwnj;ای قرار دارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما به آینده&amp;zwnj;ای با کمونیسم باور دارید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم که ما کمونیستها حالا بیشتر از هر وقت دیگری سهم مهمی در تغییر جهانی می&amp;zwnj;توانیم به عهده بگیریم. ما به دمکراسی باور داریم. نه به دمکراسی بورژوایی، بلکه به دمکراسی محرومان. این ایده کمونیستی ماست. شما در کشور خودتان باید کمونیسم را مطابق مسائل و شرایط خودتان تعریف کنید. به هرحال این جنبش جهانی مرزها را در می&amp;zwnj;نوردد. دعوا بر سر یک درک نوین از عدالت در جامعه ماست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید که شخص خودتان چقدر برای این جنبش اهمیت دارد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر جنبشی به نمایندگان و رهبرانی مورد قبول عام نیاز دارد. خطر اینجاست که فکر کنیم جنبش به این یا آن فرد وابسته است، یا اینکه بعضی اشخاص یک باره به سرشان بزند رهبری نامحدود داشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هر جنبشی به نمایندگان و رهبرانی مورد قبول عام نیاز دارد. خطر اینجاست که فکر کنیم جنبش به این یا آن فرد وابسته است، یا اینکه بعضی اشخاص یک باره به سرشان بزند رهبری نامحدود داشته باشند&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;چنین چیزهایی نباید اتفاق بیافتد، این جا ما با روندهای اشتراکی سر و کار داریم و هیچ&amp;zwnj;کس حق ندارد خود را سوار جمع کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر من تمام رسانه&amp;zwnj;های شیلی دنبال شخصی کردن جنبش&amp;zwnj;اند تا آن را قابل حمله کنند. به خود من هم زیاد حمله می&amp;zwnj;کنند. می&amp;zwnj;گویند زیبایم، زشتم، جوانم، احمقم. یک مقام دولتی مرا سگ ماده نامید و گفت سگها را که بکشی، جنبش خاتمه می&amp;zwnj;یابد. به هرحال این هم کار و کاسبی رسانه هاست، اینها همه نشان می&amp;zwnj;دهد که قدرت حاکم وقتی تهدید شود و در تنگنا قرار گیرد، چه واکنشی نشان می&amp;zwnj;دهد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اما شما که خوب بلدید با رسانه&amp;zwnj;ها چطور تا کنید&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین طور است، یاد گرفته&amp;zwnj;ام از آنها استفاده کنم و اما به بازی گرفته نشوم و حمله به شخص خودم را نادیده بگیرم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما را گویا به مرگ هم تهدید کرده&amp;zwnj;اند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بله متاسفانه. این موضوع به&amp;zwnj;ویژه به خانواده ام زیاد فشار آورده. یک نفر در اینترنت مشخصات شخصی مرا منتشر کرده، شماره تلفنم، آدرس منزلم. به خانه پدر و مادرم حمله کردند و به خودم هم تلفن تهدید آمیز کردند، پلنگ وقتی در تنگنا بیافتد، حمله می&amp;zwnj;کند. قدرتمندان می&amp;zwnj;ترسند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;از شما؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از جنبشی که من نمایندگی می&amp;zwnj;کنم. مسئله این است که چرا یک جنبش چپ اجتماعی مورد حمله قرار می&amp;zwnj;گیرد. جنبش ما امروز طبقه حاکم بر کشورمان را به طور جدی مورد تهدید قرار داده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما را رقیب جدی سباستین پینرا &amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Sebasti&amp;aacute;n Pi&amp;ntilde;era) &lt;/span&gt;رئیس جمهوری شیلی می&amp;zwnj;دانند، قصد ریاست جمهوری دارید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زود است در این مورد حرف بزنیم. من تلاش می&amp;zwnj;کنم به وظایف سیاسی&amp;zwnj;ام عمل کنم. شاید یک سال دیگر بشود در این مورد حرف زد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منبع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt; &lt;a href=&quot;http://www.faz.net/aktuell/feuilleton/camila-vallejo-das-gesicht-des-kommunismus-11637668.html&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;FAZ&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/8557&quot;&gt;کامیلا وایلو، قهرمان جوان آمریکای لاتین&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/02/15/11081#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87">اکبر فلاح زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7485">شیلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9675">فرمانده کامیلا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9676">مبارزه با نئولیبرالیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5282">کمونیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Wed, 15 Feb 2012 02:25:10 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">11081 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>به‌نام کمونیسم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/08/26/6506</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/08/26/6506&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شهزاده سمرقندی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;268&quot; height=&quot;173&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/stalin_parents_0.jpg?1314553079&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شهزاده سمرقندی&amp;nbsp;- بیست&amp;zwnj;سال پیش تقریباً در همین روزها کشورهای برادراتحاد شوروی یکایک پشت سر هم از سوگند خود برای نگه داشتن اتحاد تا رسیدن به قله کمونیسم دست کشیدند و خواه&amp;zwnj;ناخواه رو به استقلال و به سیستم به اصطلاح دموکراتیک رو آوردند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جماهر شوروی بیست&amp;zwnj;سال پیش تقریباً در همین گونه سردرگمی&amp;zwnj;ای به سر می&amp;zwnj;بردند که حالا کشورهای عربی آن را تجربه می&amp;zwnj;کنند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بیست&amp;zwnj;سال پیش ۲۱ ماه اوت کنار مجسمه معروف کارل مارکس، فریدریش انگلس و ولادیمیر لنین نوشته&amp;zwnj;ای ظاهر شد که با خط سرخ کمونیستی به جای شعار معروف &amp;laquo;کارگران جهان متحد شوید&amp;raquo; نوشته بود: &amp;laquo;کارگران جهان، مرا ببخشید&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حالا آرامگاه لنین در میدان کرملین که همیشه صف مارپیچ آن پایان نداشت خلوت است. سئوالی که شاید بعد از بیست سال در ذهن میلیون&amp;zwnj;ها جوانی که بعد از فروپاشی شوروی به دنیا آمده&amp;zwnj;اند،این است که کمونیسم می&amp;zwnj;خواست به چه چیزی برسد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای مردم عادی کمونیسم، خدمات رایگان آموزش، بهداشت و مواد غذایی مثل شیر و نان و شکر بود. این خدمات رایگان، آرزویی بود که مردم نتوانستند در طول ۷۵ سال به آن برسند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این&amp;zwnj;همه هنوز هستند مردمانی که از این رویداد پشیمان&amp;zwnj;اند و عقیده دارند که راه زیادی نمانده بود تا به کمونیسم&amp;zwnj; برسند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;همه&amp;zwnj;چیز اما فرو ریخت. تابستانی که این اتفاق رخ داد، من و همسن و سالانم &lt;span&gt;&amp;zwnj;دیپلم گرفته بودیم و باید خود را برای امتحانات دانشگاه آماده می&amp;zwnj;کردیم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تجربه من و همسالانم &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تمام آن چیزهایی را که در مدرسه در طول ده سال به ما آموخته بودند یک&amp;zwnj;شبه به هیچ و پوچ تبدل شدند. حتی سرود ملی&amp;zwnj;ای که عادت داشتیم با نشان لنینی بر سینه و کلاه سرخ بر سر با افتخار و غرور&amp;nbsp;رو به آسمان می&amp;zwnj;خواندیم، دیگر وجود نداشت. آن سرود ملی جایگزین نماز و هرگونه دعای مذهبی ما شده بود و یکباره به سرابی تبدیل شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سردرگمی عجیبی بود برای من و دیگر همسالانم که انگار دوندگانی بودیم که سال&amp;zwnj;ها دویده بودیم و مرحله&amp;zwnj;ها را پشت سر گذاشته بودیم تا به مقصد، به حزب کمونیستی برسیم و کارت سرخی بگیریم که کلید همه درهای جامعه بود. همه اما یکهو میدان را ترک کرده بودند و بازی تمام شده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال بعد از بیست&amp;zwnj;سال می&amp;zwnj;بینیم این برادران سابق هنوز برای خود بازی قوی&amp;zwnj;تری چون بازی قبل شروع نکرده&amp;zwnj;اند و در تنهایی، قدرت بازی آنچنانی را هم ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گرایش به ایدئولوژی جانشین&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;275&quot; vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/gor0-010.jpg&quot; /&gt;با این&amp;zwnj;همه اما واقعاً چه کسی از فروپاشی اتحاد شوروی ناراحت است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن&amp;zwnj;طور که جامعه&amp;zwnj;شناسان روس بارها به آن اشاره کرده&amp;zwnj;اند، کسانی که به چهارچوب تنگ نظم شوروی عادت داشتند و دوران بازسازی و آزادی بیانی که میخاییل گورباچف به آن جریان داده بود، به عنوان یک دوران بی&amp;zwnj;نظمی نگاه می&amp;zwnj;کردند. دیگر هرکسی می&amp;zwnj;توانست برای خود حقیقت و مقصدی داشته باشد و از راه رسیدن به قله کمونیسم منصرف شده بودند. این نوع افراد هنوز نیز آرمان کمونیسم&amp;zwnj; را در دل نگهداشته&amp;zwnj;اند و دیگر هیچ اعتقادی به هیچ سیستم دولتی ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانطور که ایرج بشیری، استاد دانشگاه مینه&amp;zwnj;سوتای آمریکا، بارها به این موضوع اشاره می&amp;zwnj;کند، این نوع افراد که از کمونیسم ناکام مانده&amp;zwnj;اند، حالا رو به دین و ایمان به خدای یگانه آورده&amp;zwnj;اند. این تنها راه است تا آرمان&amp;zwnj;های&amp;zwnj; کمونیستی آن&amp;zwnj;ها را برآورده کند. همینطور که در دوران کمونیسم شعار هایی مثل &amp;laquo;به نام کمونیسم&amp;raquo; روی پوسترها و دیوار ها منتشر می&amp;zwnj;شدند که جایگزین آرمان&amp;zwnj;های مذهبی جامعه باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گورباچف، ناراضی از وضعیت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میخاییل گورباچوف که نخستین رساله علمی خود را در دوران دانشجویی تحت عنوان &amp;laquo;استالین، تو قدرت جنگی ما هستی، تو جوانی و اوج پرواز ما هستی&amp;raquo; نوشت و با تمام وجود به راه کمونیسم اعتقاد داشت، خود به آن پایان داد؛ کسی که از جامعه خود جلوتر می&amp;zwnj;رفت&amp;zwnj; و زودتر پی برده بود که پایان راه سیاه است. با این حال اعطای جایزه صلح &amp;laquo;نوبل&amp;raquo; در سال ۱۹۹۰ به این مرد شجاع همچنان برای بسیاری سئوال برانگیز است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باقیمانده سلطنت&amp;zwnj;طلب&amp;zwnj;های روس، با این که به فرانسه پناه برده&amp;zwnj;اند، اما عقیده دارند که دلیل فروپاشی حکومت تزار و هم شوروی اروپاست که همیشه از قدرتمند شدن روس&amp;zwnj;ها احساس خطر داشته است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حالا بعد از بیست سال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، میخاییل گورباچف، مردی که دیوارهای آهنین را شکست در خارج از مرزهای سابق اتحاد شوروی به سر می&amp;zwnj;برد و معتقد است که دیگر کشور های جهان نیز باید در سیستم دولتی خود تجدید نظر کنند. وی به ویژه این پیشنهاد را به ایالات متحده آمریکا می&amp;zwnj;دهد. به عقیده او این تنها راه خارج شدن از بحران&amp;zwnj;های اقتصادی در پیش رو خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میخاییل گورباچف، از وضعیت کنونی فدراسیون روسیه و دیگر کشور های سابق عضو اتحاد شوروی انتقاد&amp;zwnj;های زیادی دارد. او در عین حال خواهان تغییرات سیستماتیک در سطح جهانی نیز هست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تصاویر&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- پوستری متعلق به اتحاد جماهیر شوروی، سال ۱۹۳۷. در این پوستر کودکان با آوردن گل از رفیق استالین برای کودکی پر از شادی تشکر می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- مرد سال: میکائیل گورباچف، جلد روی مجله تایم، ژانویه ۱۹۸۸.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/08/26/6506#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5281">اتحاد شوروی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5285">ایرج بشیری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society">جامعه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2147">شهزاده سمرقندی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5283">فروپاشی شوروی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5284">میخاییل گورباچف</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5282">کمونیسم</category>
 <pubDate>Fri, 26 Aug 2011 20:05:06 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6506 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>