<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4982/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>امین حصوری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4982/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>کدام دموکراسی، کدام امریکا؟</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/04/29/13765</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/04/29/13765&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با امین حصوری، نویسنده مجله جوانان چپ‌گرای &amp;quot;منجنیق&amp;quot;         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی - pantea.bahrami@yahoo.com        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;279&quot; height=&quot;180&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/wall_st_0.jpg?1336242597&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - &amp;laquo;منجنیق&amp;raquo; یک مجله اینترنتی&amp;zwnj;ست که از دو سال پیش از سوی جوانان دارای گرایش چپ که چند سالی&amp;zwnj;ست در خارج از ایران زندگی می&amp;zwnj;کنند، منتشر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این مجله، بیانگر دیدگاه چپ سنتی نیست، هرچند وجه تشابه آن با چپ سنتی در نقد سرمایه&amp;zwnj;داری، نقد ساختار&amp;zwnj;ها و مکانیزم&amp;zwnj;های سلطه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این دیدگاه خوانشی از چپ ارائه می&amp;zwnj;دهد که برخی از مولفه&amp;zwnj;هایش گسست از چپ سنتی است. برای مثال چپی که قدرت&amp;zwnj;مدار نیست، ضد سلطه است و در مقایسه با چپ سنتی، به انگاره&amp;zwnj;های متفاوتی در مورد کار جمعی باور دارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
مورد دیگر تفاوت، نحوه نگاه به کسب قدرت سیاسی است. دیدگاه یاد شده با آنکه تشکل&amp;zwnj;یابی را لازمه مداخله&amp;zwnj;گری در امر سیاسی می&amp;zwnj;داند، به تشکل نخبگان یا پیشگامان برای کسب قدرت سیاسی باور ندارد، بلکه بر آن است که می&amp;zwnj;توان جامعه را به سمتی برد که خود فرودستان جامعه به طور مستقیم در امر سیاسی مشارکت و دخالت کنند و ساختارهای قدرت خود را در مقابل نظام مسلط شکل دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کسانی که به چنین نگرشی از چپ گرایش دارند، راه حل معینی ندارند و راه حل&amp;zwnj;های ازلی و ابدی نیز ارائه نمی&amp;zwnj;دهند. بیشتر سوال دارند تا جواب (برخلاف چپ سنتی که بیشتر پاسخ&amp;zwnj;های از پیش &amp;zwnj;تعیین شده دارد تا پرسش.) آن&amp;zwnj;ها همچنین بیشتر بر روند تاکید دارند تا بر نتیجه، چراکه ماهیت و کیفیت نهایی نتیجه، خود تابعی از چگونگی ساختن و طی کردن پروسه است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نویسنده یکی از مقالات این مجله، امین حصوری دانشجوی ایرانی&amp;zwnj;ست که در سال&amp;zwnj;های اخیر به اروپا آمده است. نام یکی از دو مقاله او در شماره دوم منجنیق &amp;laquo;دموکراسی آمریکایی&amp;raquo; است که در باب فقدان دموکراسی در آمریکا و یا نقد دموکراسی&amp;zwnj;های &amp;laquo;واقعا موجود&amp;raquo; نگاشته شده است. وی علت طرح موضوع را اینگونه بیان می&amp;zwnj;کند:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;آنچه به عنوان دموکراسی یا لیبرال دموکراسی در آمریکا، به عنوان شاخصی از یک کشور متروپل، وجود دارد در حقیقت بر مبنای هنجارهایی که در دنیای امروز به دموکراسی نسبت می&amp;zwnj;دهند، دموکراسی نیست. به عبارتی بن&amp;zwnj;مایه مقاله نقد ماهیت دموکراسی نیست، بلکه نشان دادن تحریف و مسخ دموکراسی در پیشرو&amp;zwnj;ترین جوامع سرمایه&amp;zwnj;داری است.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;
حقوق بشر خواه&amp;zwnj;، ناخواه ماهیت جهان&amp;zwnj;شمول دارد، پایبندی&amp;zwnj;های دموکراتیک نمی&amp;zwnj;تواند به سطح داخلی کشور&amp;zwnj;ها محدود باشد و به&amp;zwnj;ناچار باید روابط میان کشور&amp;zwnj;ها در مناسبات بین&amp;zwnj;المللی را در نیز برگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;
به&amp;zwnj;طور معمول دو نوع نقد در مورد &amp;laquo;دمکراسی واقعا موجود&amp;raquo; در کشوری نظیر آمریکا وجود دارد؛ یکی نقد متعارف از زاویه مارکسیستی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این دیدگاه دموکراسی را روبنای سرمایه&amp;zwnj;داری معرفی می&amp;zwnj;کند و از آنجایی که سرمایه&amp;zwnj;داری به لحاظ تاریخی نشان داده که توانایی تامین نیازهای کلان انسانی، در شکلی گسترده و جهان&amp;zwnj;شمول را ندارد، بنابراین ساختاری که به عنوان دموکراسی معرفی می&amp;zwnj;شود به&amp;zwnj;ناچار روبنایی است برای حفظ انسجام درونی چنین نظامی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از این نظر دموکراسی کلا مردود معرفی شده و ساخت جدیدی مطالبه می&amp;zwnj;شود تا بتواند به نیازهای بشری پاسخ دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من این رویه نقد را انتخاب نکردم، با اینکه با خیلی از بنیان&amp;zwnj;هایش موافقم. شیوه کار من (روش دوم نقد) این بوده که از ارزش&amp;zwnj;ها و هنجارهای تاریخی دموکراسی دفاع کنم و نشان دهم که آنچه به عنوان دموکراسی در کشورهای غربی معرفی می&amp;zwnj;شود، تحریف روند تاریخی دموکراسی و مسخ آن در اشکالی است که با بنیان&amp;zwnj;های تاریخی خودش در تضاد است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقدی که بر پایه این هنجارهای تاریخی بنا شود همچنین بر این واقعیت متکی است که این هنجار&amp;zwnj;ها همچنان از اقبال عمومی برخوردارند (متناسب با نیازهای جوامع بشری) و ازهمین&amp;zwnj;رو از سوی نظام&amp;zwnj;های &amp;laquo;دموکراتیک&amp;raquo; نیز دستاویز توجیه سیاست&amp;zwnj;های کلان یا کسب مشروعیت سیاسی قرار می&amp;zwnj;گیرند. به عبارتی، پایه بودن چنین هنجارهایی مفروض گرفته می&amp;zwnj;شود یا به برقراری آن&amp;zwnj;ها تظاهر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;چهار معیار نقد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;امین حصوری برای اثبات فقدان دموکراسی چهار معیار انتخاب کرده است که آن&amp;zwnj;ها را به&amp;zwnj;عنوان ارزشهایی عام مورد استناد قرار می&amp;zwnj;دهد تا نقد خود را به دموکراسی&amp;zwnj;های موجود انجام دهد. اولین معیار وی میزان پویایی سیاسی موجود در جامعه و مشارکت خودانگیخته شهروندان است. برای مثال آزادی رسانه&amp;zwnj;ها، تحرک جامعه مدنی، امکان مشارکت در قدرت، امکان نظارت بر قدرت، میزان دخالت&amp;zwnj;گری و امکانات بازدارندگی در ساخت قدرت است. وی دومین معیار را اینگونه بازگو می&amp;zwnj;کند: &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;به طور تاریخی ظهور دموکراسی در مسیر تجلی انسان- محوری اجتماعی بوده که خود یکی از دستاوردهای مدرنیته است. بنابراین اینگونه تصور می&amp;zwnj;شود که دموکراسی می&amp;zwnj;تواند یا می&amp;zwnj;بایست بر مبنای تاریخی&amp;zwnj;اش به عنوان بستری برای رعایت حرمت انسانی مورد توجه قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در حقیقت دموکراسی بعد از لیبرالیسم برای تحقق برابری سیاسی پا به عرصه تاریخ گذاشت. اما در ادامه خودش به نوعی از سرمایه&amp;zwnj;داری شکست خورد و به ساختارهای صوری تقلیل پیدا کرد. بر مبنای این معیار دوم من دو نتیجه جزئی&amp;zwnj;تر استخراج کردم. یکی میزان پایبندی به آن چیزی که حقوق بشر معرفی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حتی در حد همین حقوق بشری که در جوامع امروز رسما مورد پذیرش قرار گرفته است، اگر چه نقدهای زیادی به منشور حقوق بشر وارد است. یعنی حتی بر مبنای همین حقوق بشر متعارف کنونی هم می&amp;zwnj;توان سیستم موجود را واکاوی کرد که آیا توان تعهد به آن را دارد یا خیر.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;
آمریکا حدود هفتصد پادگان نظامی مختلف در نقاط مختلف جهان دارد. ما نمی&amp;zwnj;توانیم به نام تقدم منافع ملی در جهت تضعیف روندهای دموکراسی در کشورهای دیگر حرکت کنیم و در عین حال مدعی باشیم که یک نظام دموکراتیک را نمایندگی می&amp;zwnj;کنیم.&lt;img src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/us_soldier3.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;134&quot; align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;
دوم اینکه با توجه به اینکه حقوق بشر خواه&amp;zwnj;، ناخواه ماهیت جهان&amp;zwnj;شمول دارد، پایبندی&amp;zwnj;های دموکراتیک نمی&amp;zwnj;تواند به سطح داخلی کشور&amp;zwnj;ها محدود باشد و به&amp;zwnj;ناچار باید روابط میان کشور&amp;zwnj;ها در مناسبات بین&amp;zwnj;المللی را در نیز برگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بنابراین در اینجا معیار پایبندی به حقوق بشر و الزامات دموکراتیک درون کشور&amp;zwnj;ها و در روابط میان کشور&amp;zwnj;ها معیارهای بعدی بودند که نشان دادم ایالت آمریکا به طور سیستماتیک این معیار&amp;zwnj;ها را زیر پا گذاشته است. مورد بعدی پایبندی&amp;zwnj;های زیست&amp;zwnj;محیطی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چون پایبندی&amp;zwnj;های زیست&amp;zwnj;محیطی هم با اینکه مقوله نویی است، ولی خواه، ناخواه در ارتباط با پایبندی به حقوق بشر و احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت جوامع بشری انسانهاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در این کار نیز نشان داده&amp;zwnj;ام که در چه مواردی دولت آمریکا پایبندی&amp;zwnj;های زیست&amp;zwnj;محیطی را حتی در اشکالی که امروز الزامی شمرده می&amp;zwnj;شود، به&amp;zwnj;راحتی بر پایه منافع ملی زیر پا می&amp;zwnj;گذارد. بر مبنای این معیارهای چندگانه سعی کرده&amp;zwnj;ام سیستمی را که در آمریکا به عنوان دموکراسی معرفی می&amp;zwnj;شود، نقد کنم و ثابت کنم که به هیچ کدام از این چهار معیار وفادار نیست.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دمکراسی واقعا موجود&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
ا&lt;strong&gt;مین حصوری براین باور است که دموکراسی به لحاظ تاریخی بر مبنای مبارزاتی ایجاد شده که جوامع بشری برای خواست&amp;zwnj;ها و نیاز&amp;zwnj;هایشان پیگیر آن&amp;zwnj;ها بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br type=&quot;_moz&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt; دموکراسی یک فرایند ناتمام و به&amp;zwnj;شدت شکننده است. همواره می&amp;zwnj;توان از دموکراسی صوری برای توجیه سیاست&amp;zwnj;ها یا رفتارهای نظام&amp;zwnj;هایی استفاده کرد که نام آن را یدک می&amp;zwnj;کشند. وی معتقد است ما با فقدان دموکراسی روبه&amp;zwnj;رو هستیم، نه با ناتوانی یا امتناع ذاتی دموکراسی. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br type=&quot;_moz&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عامل اساسی عقیم&amp;zwnj;سازی دموکراسی این واقعیت است که ملزومات دموکراسی به طور ساختاری با سایر نیازهای سرمایه&amp;zwnj;داری هم&amp;zwnj;خوان نیست. هر چند سرمایه&amp;zwnj;داری در عمل پشت دموکراسی پنهان شده، و هم&amp;zwnj;زمان مقتضیات آن را نقض و مسخ کرده است. وی معتقد است این&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان &amp;laquo;دموکراسی واقعا موجود&amp;raquo; است:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;quot;آنچه که ما به عنوان دموکراسی طلب می&amp;zwnj;کنیم، صرفاً نهاد&amp;zwnj;ها و ساختارهای صوری تثبیت&amp;zwnj;یافته نیستند. سیستم مسلط یا گفتمان&amp;zwnj;های مسلط تلاش می&amp;zwnj;کنند آنچه را که موجود است به عنوان غایت دموکراسی معرفی کنند یا دموکراسی را اساسا بر مبنای آن چیزی که الان در دسترس داریم تعریف کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در حالی که به نظر من یک نگاه انتقادی به این قضیه این است که دموکراسی را نه بر مبنای آن اشکالی که امروز به اسم دموکراسی شناخته می&amp;zwnj;شود، بلکه دموکراسی را بر مبنای آن نیاز&amp;zwnj;ها و هنجارهایی باید تعریف کرد که زمانی چنین ایده&amp;zwnj;ای را به یک روندی تاریخی بدل کرده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یعنی پویایی تاریخی برای تحقق چنین ایده&amp;zwnj;ای ایجاد کرده بودند. ولی می&amp;zwnj;توان گفت روند تحقق دموکراسی در عمل متوقف شده است. آن چیزی که ما شاهد آنیم اشکال متفاوت و پیچیده&amp;zwnj;ای از سیستم&amp;zwnj;های مدیریت اجتماعی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سیستم&amp;zwnj;های مدیریت مشارکت شهروندان. در واقع ما اکنون&amp;nbsp;حداقلی&amp;zwnj;ترین&amp;nbsp;شکل و میزان مشارکت شهروندان را داریم. حداقلی&amp;zwnj;ترین&amp;nbsp;و غیرمستقیم&amp;zwnj;ترین و طبعا کم&amp;zwnj;اثر&amp;zwnj;ترین مشارکت.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;
حصوری: در عمل، روند تحقق دموکراسی متوقف شده است. آن چیزی که ما شاهد آنیم اشکال متفاوت و پیچیده&amp;zwnj;ای از سیستم&amp;zwnj;های مدیریت اجتماعی است. ما اکنون&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;حداقلی&amp;zwnj;ترین&lt;/span&gt;، غیرمستقیم&amp;zwnj;ترین و کم&amp;zwnj;اثر&amp;zwnj;ترین شکل و میزان مشارکت شهروندان را داریم.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;
ما صرفا با اشکال صوری مواجه هستیم که مدعی&amp;zwnj;اند جان&amp;zwnj;مایه دموکراسی را متجلی کرده&amp;zwnj;اند. برای مثال در آمریکا از دیرباز با دو حزب عمده مواجه بوده&amp;zwnj;ایم. احزابی که مردم انگار موظف&amp;zwnj;اند، هر بار بین یکی از این دو انتخاب کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال با سطح مشارکت در انتخابات هم حتی کاری نداریم. گویی این دو حزب می&amp;zwnj;توانند تمام خواسته&amp;zwnj;های مردم را پوشش دهند و محقق کنند. در حالی&amp;zwnj;که ما می&amp;zwnj;دانیم این احزاب هر کدام به&amp;zwnj;نوعی در پیوند با نهادهای بزرگ اقتصادی و نظامی و غیره هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نمی&amp;zwnj;توان تصور کرد که دموکراسی در آن واحد می&amp;zwnj;تواند هم منافع و خواسته&amp;zwnj;های تمام جامعه، به&amp;zwnj;ویژه فرودستان جامعه را که بخش وسیعی از جامعه هستند، تأمین کند و هم منافع فرادستان را. این تصور کاذبی&amp;zwnj; است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی واقعیتی&amp;zwnj;ست که در آمریکا وجود دارد. شما در آن حد آزاد هستید که بین یکی از این دو حزب انتخاب کنید. ممکن است بگویند مانعی وجود ندارد که افراد و احزاب دیگر هم خود را کاندیدا کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی می&amp;zwnj;دانیم که در عمل موفقیت در کارزارهای انتخاباتی، موفقیت برای ورود به ساحت قدرت در آمریکا پیش از هر چیز وابسته به داشتن پایه&amp;zwnj;های اقتصادی بسیار قدرتمند است. مثال دیگری که می&amp;zwnj;توانم برایتان ذکر کنم، تجاری شدن رسانه&amp;zwnj;ها در آمریکاست که صورت مشخص&amp;zwnj;تری از فقدان دمکراسی در آمریکاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آمریکا ما با پدیده تجاری بودن رسانه&amp;zwnj;های کلان مواجهیم که هر کدام بخشی از کنسرن&amp;zwnj;های بزرگ اقتصادی یا غول&amp;zwnj;های اقتصادی آمریکا هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در حالی &amp;zwnj;که ما از یک سیستم دموکراتیک انتظار داریم که در آن رسانه&amp;zwnj;ها تحت کنترل مردم باشند. یعنی این مردم باشند که از طریق رسانه&amp;zwnj;ها فضای اجتماعی خودشان را شکل دهند و خواسته&amp;zwnj;های خودشان را تحول ببخشند و به جامعه&amp;zwnj;شان پویایی دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی روندی که اکنون مشاهده می&amp;zwnj;کنیم (و روندی عام در دنیای امروزی&amp;zwnj;ست)، این رسانه&amp;zwnj;های کلان هستند که به ذهنیت مردم و فضای عمومی شکل می&amp;zwnj;دهند و مردم نظارتی برآن&amp;zwnj;ها ندارند. مردم مصرف کننده بسته&amp;zwnj;ها یا پاکت&amp;zwnj;های فکری، سلیقه&amp;zwnj;ای یا هنجاری&amp;zwnj;ای هستند که رسانه&amp;zwnj;ها به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
مثال دیگری که می&amp;zwnj;توان اشاره کرد، مسئله پایبندی به حقوق بشر است. ما انتظار داریم که روابط میان کشور&amp;zwnj;ها هم مشمول الزامات و پایبندی&amp;zwnj;های حقوق بشری در معانی متعارفی که گفته شد باشد. ولی این طور نیست.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مناسبات سلطه&amp;zwnj;جویانه بین&amp;zwnj;المللی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
وی ادامه می&amp;zwnj;دهد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;quot;در مناسبات بین&amp;zwnj;المللی کشوری که داعیه دموکراسی دارد، نباید روندی را در پیش گیرد که به تضعیف دموکراسی یا به تضعیف روندهای دموکراسی&amp;zwnj;خواهانه در کشورهای دیگر منجر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ما امروز به طور مشخص خلاف این را در مورد نظام آمریکا می&amp;zwnj;بینیم. دربخش عمده&amp;zwnj;ای از قرن بیستم، به دلیل رقابت&amp;zwnj;هایی که بین دو قطب جهانی قدرت، که می&amp;zwnj;توان گفت دو قطب امپریالیستی، یعنی بین آمریکا و شوروی، در طی جنگ سرد وجود داشت، تمام دخالت&amp;zwnj;گری&amp;zwnj;های آمریکا در کشورهای دیگر و سرنوشت ملت&amp;zwnj;ها، از قبیل حمایت از دیکتاتوری&amp;zwnj;های نظامی یا نظام&amp;zwnj;های ارتجاعی موروثی بسیار مخوف یا تدارک کودتا و تهاجم نظامی، همگی تحت پوشش مقابله با شبح سرخ انجام می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز شاهد آنیم که&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان رویه با بهانه&amp;zwnj;های دیگری انجام می&amp;zwnj;شود؛ خواه با بحث دکترین جنگ&amp;zwnj;های پیش&amp;zwnj;گیرانه و خواه با گفتمان صدور دموکراسی یا مبارزه با تروریسم و...&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;
ما از یک سیستم دموکراتیک انتظار داریم که در آن رسانه&amp;zwnj;ها تحت کنترل مردم باشند. ولی اکنون، این رسانه&amp;zwnj;های کلان هستند که به ذهنیت مردم و فضای عمومی، بر اساس بسته&amp;zwnj;ها یا پاکت&amp;zwnj;های فکری شکل می&amp;zwnj;دهند.&lt;img src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/tribon.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;156&quot; align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;
پیدا کردن چنین مواردی مشکل نیست. در حال حاضر آمریکا حدود هفتصد پادگان نظامی مختلف در نقاط مختلف جهان (بیرون از آمریکا) دارد. در واقع دخالت در سرنوشت سایر کشور&amp;zwnj;ها امری سیستماتیک است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ما نمی&amp;zwnj;توانیم به نام تقدم منافع ملی در جهت تضعیف روندهای دموکراسی در کشورهای دیگر حرکت کنیم و در عین حال مدعی باشیم که یک نظام دموکراتیک را نمایندگی می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این&amp;zwnj;ها با هم تناقض فاحشی دارد. آخرین موردش مسئله&amp;zwnj; دخالت مستقیم آمریکا در انقلاب مردمی مصر بود. اگر ما کمی به عقب برگردیم و تمام تحولات پیش از تثبیت نسبی اوضاع در مصر را بررسی کنیم، در می&amp;zwnj;یابیم دولت آمریکا بشدت و آشکارا در جهت واگذاری قدرت به ارتش دخالت می&amp;zwnj;کرد تا کنترل تحولات حاصل از جنبش مردمی در مصر در اختیار ارتش قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یعنی خواهان واگذاری پروسه &amp;laquo;گذار به دموکراسی&amp;raquo; به ارتش به نیابت مردم بود. با تحقق یافتن چنین تلاشی واضح بود که چه سرنوشتی در انتظار این انقلاب خواهد بود و الان چنین سرنوشتی محقق شده است. مردم مصر مبارک را بیرون کردند، ولی در عمل باید حق خودشان و امید&amp;zwnj;ها و انتظاراتشان را از ارتش گدایی کنند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;ترک خوردن گفتمان مسلط&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;با وجود این در غرب و یا به طور مشخص در آمریکا حرکت&amp;zwnj;هایی برای به چالش کشیدن گفتمان مسلط وجود دارد. ازجمله رسانه&amp;zwnj;های آلترناتیو مثل رادیو &amp;laquo;democracy Now&amp;raquo; یا &amp;laquo;دموکراسی اکنون&amp;raquo; یا &amp;laquo;جنبش اشغال وال استریت&amp;raquo;. بنابراین در این کشور هم رسانه&amp;zwnj;هایی هستنند که گفتمان مسلط رابه چالش می&amp;zwnj;کشند واینگونه نیست که همه آن&amp;zwnj;ها از گفتمان مسلط پیروی می&amp;zwnj;کنند. امین حصوری در مورد نقش این حرکت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گوید:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;چنین حرکت&amp;zwnj;هایی مقابله لازم ولی حداقلی&amp;zwnj;ست برای آنکه گفتمان مسلط نتواند ارزش&amp;zwnj;ها و هنجارهای خودش را به عنوان اصول لایزال و خدشه&amp;zwnj;ناپذیر به مردم تحمیل کند. یعنی باید مدام از این طریق تلاش کرد تا در یکپارچگی گفتمان مسلط ترک انداخته شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;داعیه انحصار حقیقت را شکستن!&amp;raquo; کار رسانه&amp;zwnj;های آلترناتیو این است. حال اگر به طور مشخص بخواهیم از جنبش اشغال وال استریت صحبت کنیم، این جنبش از دید من جنبش موفقی بوده، به این خاطر که برخی از تناقض&amp;zwnj;های سیستمی را نشان داد که مدعی بود می&amp;zwnj;تواند بخوبی به نیازهای شهروندانش پاسخ دهد و صحت این ادعا را به چالش کشید و حتی برای بسیاری آن را باطل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حالا ممکن است این جنبش مستقیماً در عرصه مادی دستاوردهای محسوس آنچنانی نداشته باشد، ولی به نظرم در حوزه نبرد گفتمانی یا در حوزه تلاش برای شکستن هژمونی گفتمان غالب موفق بوده است. چون ترک&amp;zwnj;های جدی در باورهای عمومی ایجاد کرد و مازادهای سیاسی متعددی خلق کرده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت باید گفت پایبندی&amp;zwnj;های واقعاً دموکراتیک ایجاب می&amp;zwnj;کند کسی که چنین باورهایی دارد برای تحقق و دسترسی به دموکراسی واقعی تلاش و مبارزه کند. وگرنه فرض گرفتن محقق بودن این باور&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توان گفت یک&amp;zwnj;جور خوش&amp;zwnj;خیالی و چشم بستن است.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/04/29/13765#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4982">امین حصوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11287">جنبش وال استریت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11285">منجیق</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11286">نقد دموکراسی امریکایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3053">پانته‌آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sun, 29 Apr 2012 17:42:37 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">13765 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ذات‌ها و پدیدار‌ها </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/09/7510</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/09/7510&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    تأملی در بازنمایی رسانه‌ای بت‌‌واره‌های امروزی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین حصوری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;432&quot; height=&quot;279&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/apple.jpg?1319234318&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;امین حصوری &amp;minus; چندی پیش گزارشی درباره دلایل پیشرفت یا منشأ ثروت کمپانی &amp;quot;اپل&amp;quot; می&amp;zwnj;خواندم. در بخشی از این گزارش آمده بود:&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;آنچه این کمپانی را به این&amp;zwnj;جا رسانده، فقط و فقط نوآوری&amp;zwnj;های تکنولوژیک است و ساخت ابزارهایی که مردم برای داشتن&amp;zwnj;اش به هر دری می&amp;zwnj;زنند؛ فارغ از این&amp;zwnj;که جهان گرفتار رکود اقتصادی باشد یا نه، اپل مشتری&amp;zwnj;های خاص خود را در سراسر جهان خواهد داشت. مشتری&amp;zwnj;هایی چنان پروپاقرص، که اپل را به جایگاه &amp;quot;ثروتمند&amp;zwnj;ترین کمپانی موجود در جهان&amp;quot; رسانده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; href=&quot;#_ftn1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روزهای اخیر، بازتاب&amp;zwnj;های گسترده مرگ مدیر سابق کمپانی&amp;quot;اپل&amp;quot; نشان داد که استدلال&amp;zwnj;هایی نظیر این، دست&amp;zwnj;کم در میان عامه مردم، مقبولیت وسیعی دارد؛ بنابراین بازخوانی انتقادی چنین نگر&amp;zwnj;ش&amp;zwnj;هایی حداقل به لحاظ زمانی بی&amp;zwnj;مناسبت نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سوی دیگر موضوع کمپانی &amp;laquo;اپل&amp;raquo; (و مدیر سابق آن، به عنوان یکی از &amp;quot;سلبریتی&amp;quot;&amp;zwnj;های امروزی) صرفاً نمونه ملموسی است از نحوه نگاه عمومی به حوزه&amp;zwnj;هایی که تعیین&amp;zwnj;کنندگی&amp;zwnj;های تولید و اقتصاد در ساحت فرهنگ، فراتر از &amp;quot;حیطه ساختاری نامحسوسش&amp;quot; عمل می&amp;zwnj;کند؛ به این معنا که نه تنها عامل تولید، به میانجی &amp;quot;فراگیرشدن سبکی از مصرف&amp;quot;، در خلق الگوهای ارتباطی و هنجارهای فرهنگی دخالت می&amp;zwnj;کند (در کنار سایر مکانیزم&amp;zwnj;های تاثیر گذاریش)، بلکه به طور مستقیم بر درک عمومی نسبت به ساختارها و مکانیزم&amp;zwnj;های اقتصادی و تولیدی حاکم بر جوامع نیز تاثیرات جدی بر جای می&amp;zwnj;گذارد.بنابراین بحثی از این دست، به رغم تقارن زمانی یاد شده، لزوماً پیروی از ذائقه&amp;zwnj; همگانی نیست، بلکه متکی بر ضرورت&amp;zwnj;های بنیانی&amp;zwnj;تری نیز است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;b&gt;چرخه خوشگون&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در رویکردهایی نظیر قطعه یاد شده، شیفتگی معصومانه&amp;zwnj;ای نسبت به &amp;quot;نو آوری&amp;zwnj;های تکنولوژیک&amp;quot; به چشم می&amp;zwnj;خورد، طوری که این نوآوری&amp;zwnj;ها از پیش زمینه&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی خود منفک می&amp;zwnj;شوند و همچون رخدادهای بکری به نظر می&amp;zwnj;رسند که در نقاط خاصی به ظهور رسیده&amp;zwnj;اند؛ کمابیش چیزی شبیه &amp;laquo;نازل شدن&amp;raquo;! البته این نازل شدن عموماً به انگیزه، نبوغ، پشتکار و زمینه&amp;zwnj;سازی&amp;zwnj;های افرادی معین نسبت داده می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در این سطح از توصیف ژورنالیستی پدیدار&amp;zwnj;ها، سهم عواملی چون: &amp;quot;ناهمگنی تمرکز سرمایه در نقاط پیشرفته و عقب مانده دنیا&amp;quot; و &amp;quot;ناهمگنی جهانی در توزیع دانش فناورانه&amp;quot; و &amp;quot;زیرساخت&amp;zwnj;های آموزشی و نیروی انسانی متخصص&amp;quot; (که خود تابعی از چگونگی توزیع سرمایه است) در بررسی پدیده مورد وصف جایی ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی که اگر به راستی خواهان توضیح دلایل و بسترهای عروج &amp;quot;کمپانی معظم اپل&amp;quot; و امثال آن باشیم، باید حداقل به طور گذرا به این بحث بپردازیم که چگونه عوامل یاد شده موجب تفاوت&amp;zwnj;های پرنشدنی در سطح &amp;quot;توسعه تحقیقات فناورانه کشور&amp;zwnj;ها&amp;quot; می&amp;zwnj;شوند، در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به شکل&amp;zwnj;گیری انحصارات علمی و فنی در حوزه تولید محصولات جدید فناورانه منجر می&amp;zwnj;شوند و در عین حال باید حلقه&amp;zwnj;های ارتباطی یک شاخه معین فناورانه و تولیدی را با چرخه&amp;zwnj;های کلان اقتصادی و سیاست&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;های ملی و بین&amp;zwnj;المللی مرتبط با آن را در نظر آوریم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در این صورت مخاطب به احتمال زیاد می&amp;zwnj;تواند تصور کند که به طور مشخص، همین نرخ سود بسیار بالاتری که نسبت به سایر حوزه&amp;zwnj;های تولید، نصیب صاحبان این گونه سرمایه&amp;zwnj;ها (و کشور&amp;zwnj;های میزبان) می&amp;zwnj;شود، باز هم به نوبه خود به آنها امکان سرمایه&amp;zwnj;گذاری بیشتر در تحقیقات فناورانه و تداوم این چرخه را می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تونی اسمیت، پژوهشگر آمریکایی اندیشه&amp;zwnj;های مارکسیستی، این رویه را &amp;quot;چرخه خوش&amp;zwnj;شگون&amp;quot; می&amp;zwnj;نامد، در تقابل با &amp;quot;چرخه بد&amp;zwnj;شگون&amp;quot; در سایر کشور&amp;zwnj;ها که سرمایه&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;های دولتی یا خصوصی آنها هیچ&amp;zwnj;گاه قادر به پر کردن این فاصله&amp;zwnj;ها نیست&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; href=&quot;#_ftn2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ؛ چرا که برای شکل&amp;zwnj;گیری و تداوم رو به رشد چرخه ویژه&amp;zwnj;ای از &amp;laquo;آموزش/پژوهش/فناوری نو/تولیدصنعتی/بازار فروش/ابرسود/سرمایه گذاری&amp;raquo;، زنجیره پیچیده&amp;zwnj;ای از عوامل مرتبط به هم دخیل&amp;zwnj;اند که به طور مستمر دستخوش پویایی و ارتقاء هستند. لذا در عمل دست نیافتنی&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;مجموع این عوامل باعث می&amp;zwnj;شود که این &amp;quot;چرخه خوش&amp;zwnj;شگون&amp;quot; به طور کامل از قواعد مرسوم رقابت&amp;zwnj;های تولیدی و بازارهای مصرفی پیروی نکند، بلکه در موارد زیادی شرایط خود را بر هر دو حوزه تحمیل کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پدیداری پدیدارها به صورت ذات&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این اوصاف رشد تصاعدی کمپانی &amp;quot;اپل&amp;quot; را پیش از هر چیز باید در سطح دانش فناورانه و پیش&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;های انحصاری شدن آن جست&amp;zwnj;وجو کرد، جایی که زیر ساخت&amp;zwnj;های آموزشی و تحقیقاتی آمریکا، تکیه&amp;zwnj;گاه اصلی آن بوده است. دولت&amp;zwnj;های متوالی امریکا هم به دلیل ثروت سرشار این کشور و سیاست&amp;zwnj;های برتری&amp;zwnj;طلبانه خود، این توان و فرصت را داشتند که علاوه بر تامین بودجه&amp;zwnj;های هنگفت آموزشی و پژوهشی، در جذب و پرورش نیروهای متخصص (کارگران خوشنود تحصیل کرده) از نقاط مختلف جهان بحران&amp;zwnj;زده نیز سرمایه گذاری&amp;zwnj;های کلان کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان، آشفتگی&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی کشورهای پیرامونی یا &amp;quot;در حال توسعه&amp;quot; و ناامنی&amp;zwnj;های اقتصادیِ گریبانگیر آنها، بستر مساعدی را برای موفقیت این سرمایه&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;ها فراهم کرده است.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; href=&quot;#_ftn3&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;اینها آشفتگی&amp;zwnj;هایی&amp;zwnj;اند که سیاست&amp;zwnj;های جهانی خود آمریکا در ایجاد و تداوم آنها، سهم عمده&amp;zwnj; و محوری داشته و دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب، به دلیل میانجی&amp;zwnj;های زیرین و لایه&amp;zwnj;مندی آنها، تبار&amp;zwnj;شناسی پدیده&amp;zwnj;ها، گاه چنان پیچیده می&amp;zwnj;شود که &amp;quot;پدیدار&amp;zwnj;ها&amp;quot; (محصولات خروجی) مستعد آن می&amp;zwnj;شوند که همچون &amp;quot;ذات&amp;zwnj;ها&amp;quot; به نظر برسند یا این گونه تصویر شوند: بی&amp;zwnj;نیاز و مستقل از بررسی پیش&amp;zwnj;زمنیه&amp;zwnj;ها و بستر&amp;zwnj;های عینی و واقعی!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ژورنالیسم شگفت&amp;zwnj;انگیزنما&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;البته در سطح ژورنالیستی، گرایش به نادیده گرفتن &amp;quot;هستی اجتماعی&amp;quot; پدیدار&amp;zwnj;ها بنا به دلایلی به طور مقاومت&amp;zwnj;ناپذیری، افزایش می&amp;zwnj;یابد؛ در این مورد خاص (گزارش از کمپانی اپل)، سخن گفتن در باب پدیده&amp;zwnj;ای که در پیوند با یک &amp;quot;کالای&amp;quot; جادوییِ همه&amp;zwnj;گیر قرار دارد، خواه ناخواه به لحاظ مضمونی به سوی هویت&amp;zwnj;سازی متمایز و جذابیت&amp;zwnj;های ویژه یا دامن زدن به سویه&amp;zwnj;های افسونگرانه و شگفت&amp;zwnj;انگیز آن گرایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به طور کلی می&amp;zwnj;توان گفت گرایش امروزی رسانه&amp;zwnj;ها به شگفت زده کردن مخاطبان، در یک تقارن زمانی و هم&amp;zwnj;عرضی روانی قرار دارد. با گرایش عمومی صنعت و صاحبان سرمایه به غافلگیر کردن مصرف کنندگان از طریق کارکردهای و قابلیت&amp;zwnj;های مصرفی هر دم نوتر ، متفاوت&amp;zwnj;تر و اعجاب&amp;zwnj;انگیزتر. تأکیدهای ویژه بر این دومی به خصوص در تبلیغات مصرفی کالاها و عرضه متوالی و بی وقفه نسخه&amp;zwnj;های &amp;quot;به&amp;zwnj;روز&amp;quot;تر محصولات، به خوبی نمایان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جنون مصرف&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک عامل دیگر هم در رشد تصاعدی کمپانی اپل موثر بوده است؛ عاملی که در ظاهر با معیارهای معمول اقتصادی کمی نا&amp;zwnj;مانوس می&amp;zwnj;نماید؛ &amp;quot;جنون مصرف&amp;quot; است. این عامل به طبع در حوزه&amp;zwnj;های مصرفی معینی، ناهمگونیِ محسوسی دارد. این ناهمگونی در &amp;quot;جنون مصرف&amp;quot; از یک&amp;zwnj; سو زاییده رشد ارتباطات مجازی (به جبرانِ کاهش امکانات ارتباط واقعی) است، که در عین انطباق با مناسبات اجتماعی سرمایه&amp;zwnj;داری متأخر، سمت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;سوی فرهنگی این مناسبات را در جهت &amp;quot;فردگرایی هر چه بیشتر&amp;quot; سوق می&amp;zwnj;دهد؛ جایی که در هیاهوی بازنمایی&amp;zwnj;های متکثر واقعیت، ارتباط مستقیم با هستی اجتماعی، با روابط مجازی جایگزین می&amp;zwnj;شود و جهان به مجموعه&amp;zwnj;ای نامتناهی از ارقام و تصاویر دیجیتال بدل می&amp;zwnj;شود. چنین روندی طبعاً با تصویر&amp;zwnj;سازیِ مکمل رسانه&amp;zwnj;ها و هنجارسازی&amp;zwnj;های مربوطه، بسط می&amp;zwnj;یابد و الگوهای مصرفی مرتبط با آن به عنوان نیازهای اجتماعی همگانی تثبیت می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرف دیگر ناهمگونی یاد شده در جهت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های &amp;quot;جنون مصرف&amp;quot;، واجد سویه &amp;quot;خود مولد&amp;quot; (خود افزا یا خود تشدید کننده) نیز هست؛ به این معنی که با فراگیر شدن یک کالای مصرفی، &amp;quot;داشتن&amp;quot; و مصرف آن چنان &amp;quot;بدیهی&amp;quot; می&amp;zwnj;نماید که استقبال و مصرف بیشتر را همراه دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دستکاری نیاز&amp;zwnj;های اجتماعی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این توضیحات، دلیل دیگر رشد تصاعدی کمپانی &amp;laquo;اپل&amp;raquo; را باید در رشد امکانات نظام سرمایه&amp;zwnj;داری در (باز)تعریف و دستکاری نیاز&amp;zwnj;های اجتماعی جست&amp;zwnj;وجو کرد، جایی که سویه&amp;zwnj;های ایدئولوژیک و فرهنگی &amp;quot;مصرف&amp;quot; برجسته و عیان می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این دلیل دوم همچنین توضیح می&amp;zwnj;دهد که چرا عکس مدیر سابق اپل، به پروفایل&amp;zwnj;های شخصی افراد راه می&amp;zwnj;یابد، چرا که امروزه ندانستن نام &amp;quot;استیو جابز&amp;quot; همان قدر ننگ&amp;zwnj;آور است که مصرف نکردن محصولات اپل؛ کسی مایل نیست از سیر &amp;quot;تمدن&amp;quot; جا بماند!&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;hr width=&quot;33%&quot; size=&quot;1&quot; align=&quot;left&quot; /&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn1&quot; href=&quot;#_ftnref1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;دویچه&amp;zwnj;وله: &lt;a href=&quot;http://www.dw-world.de/dw/article/0,,15312365,00.html&quot;&gt;اپل، ثروتمندترین کمپانی جهان با &lt;span&gt;۳۳۷ میلیارد دلار سرمایه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn2&quot; href=&quot;#_ftnref2&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;جهانی سازی؛ رویکرد نظام&amp;zwnj;مند مارکسی / نوشته تونی اسمیت &amp;ndash; ترجمه فروغ اسد&amp;zwnj;پور و دیگران.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn3&quot; href=&quot;#_ftnref3&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;برای درک اهمیت نیروی متخصص خارجی برای حفظ برتری صنعتی- اقتصادی کشورهایی نظیر آمریکا ارجاع به گفتگویی با ایمانوئل کاستلز (نظریه&amp;zwnj;پرداز برجسته تکنولوژی&amp;zwnj;های ارتباطی و مولف کتاب معروف &amp;quot;عصر اطلاعات؛ پایان هزاره&amp;quot;) می&amp;zwnj;تواند روشنگر باشد. (گفت&amp;zwnj;وگوهایی با امانوئل کاستلز؛ ترجمه حسن چاووشیان؛ نشر نی، ۱۳۸۴) در فصلی از این کتاب کاستلز در پاسخ به پرسشی درباره عامل اصلی حفظ برتری اقتصادی آمریکا، به طور مشروحی به سرمایه&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;های پژوهشی این کشور و نقش آن در حفظ برتری تکنولوژیکی (فناورانه) می&amp;zwnj;پردازد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/09/7510#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6341">استیو جابز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4982">امین حصوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6342">اپل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6417">جهانی‌سازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6416">مصرف‌</category>
 <pubDate>Sun, 09 Oct 2011 19:53:52 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7510 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>درباره کارناوال‌های فیس‌بوکی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/15/6205</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/15/6205&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین حصوری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;312&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/aboatash.jpg?1313363085&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;امین حصوری - درباره شبه کارناوال&amp;zwnj;های &amp;laquo;آب بازی&amp;raquo; و &amp;laquo;خز بازی&amp;raquo; چه قضاوتی درست است &amp;nbsp;و شایسته است برای آنها چه جایگاه و اهمیتی قائل شد؟ به نظر می&amp;zwnj;رسد تا جایی که این حرکت&amp;zwnj;ها خودانگیخته و محدود هستند، می&amp;zwnj;توان در آن&amp;zwnj;ها به سان نمودهایی از &amp;laquo;واقعیت&amp;zwnj;های ناهمگون جامعه&amp;raquo; در سیر نامتقارن و پر اختلال حیات آن نگریست.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این صورت فارغ از اینکه تا چه حد با آن&amp;zwnj;ها همدلی داشته باشیم و فارغ از نوع نگاه ما به شکل و مضمونشان، باید آن&amp;zwnj;ها را همچون داده&amp;zwnj;های خام تجربی تلقی کرد. داده&amp;zwnj;هایی که تنها در صورت تکرار وقوع و رشد دامنه اجتماعی، اهمیتی تحلیلی در ساحت کلان جامعه می&amp;zwnj;یابند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر گونه سرکشی و مقاومت فردی یا جمعی علیه استبداد هنجاری (در پیوند با زیست اجتماعی روزمره شهروندان)، بخشی از روند مبارزه با کلیت &amp;laquo;نظم مستقر&amp;raquo; است و بدین معنا واجد سویه&amp;zwnj;هایی از &amp;laquo;کنشی سیاسی&amp;raquo; است؛ اما با وجود ضرورت تام مقاومت در چنین سطحی و تاثیر مستقیم آن در ترسیم محدوده&amp;zwnj;های سنگربندی در حوزه&amp;zwnj;های کلان&amp;zwnj;تر مبارزه، نباید درباره جایگاه آن اغراق کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این حال نمی&amp;zwnj;توان از کنار دیدگاه&amp;zwnj;هایی که مایلند از دل این واقعیت&amp;zwnj;های پراکنده و محدود، شبه &amp;laquo;رخدادی&amp;raquo; تصنعی و یا پتانسیلی غیرواقعی بیرون بکشند، بی&amp;zwnj;اعتنا گذر کرد.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; href=&quot;#_ftn1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نقد این دیدگاه&amp;zwnj;ها از این نظر لازم است که برسازی این رویدادهای تصنعی، در کنار سایر توهمات مورد علاقه &amp;laquo;گفتمان&amp;zwnj;های غالب&amp;raquo;، خواه نا&amp;zwnj;خواه ترکیبی التیام&amp;zwnj;بخش می&amp;zwnj;سازند که گویا بناست یک خلأ اجتماعی - تاریخی بزرگ را پر کند؛ این خلاء بزرگ&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مغاکی است که سرانجام جنبش اعتراضی پس از انتخابات را به کام خود کشید و خود از عدم پایبندی به الزامات تدارک یک مبارزه سازمان یافته فراگیر و هدفمند&amp;zwnj;زاده شد. یعنی از ناباوری به ضرورت نظریه سیاسی و ضرورت سازماندهی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یکم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از شواهد بدیهی شروع کنیم: مردم جامعه ما از فقدان ابتدایی&amp;zwnj;ترین آزادی&amp;zwnj;ها در نحوه انتخاب رفتارهای فردی (در ساحت اجتماع) و به طور کلی اختیار &amp;laquo;سبک زندگی&amp;raquo; محروم&amp;zwnj;اند و در پیوند با آن از حق و امکان شاد بودن و بروز شادی در پهنه&amp;zwnj;های اجتماعی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آموزه&amp;zwnj;های مذهب ایدئولوژیک، به صورت هنجارهای رسمی و قانونی، مرزهای این محرومیت را پاسداری می&amp;zwnj;کنند. فضاهای عمومی خفقان&amp;zwnj;زده مجالی نمی&amp;zwnj;دهند که شهر&amp;zwnj;ها به رغم درصد بالای جمعیت جوان به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سهم نیز بازتاب دهنده طراوت و شادی باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;وانگهی بالا بودن نرخ و شدت سرکوب و حضور &amp;laquo;ناظر کبیر&amp;raquo; در همه لایه&amp;zwnj;های زیست فردی و اجتماعی، تمایزگذاری بین حوزه&amp;zwnj;های &amp;laquo;سیاسی&amp;raquo; و &amp;laquo;اجتماعی&amp;raquo; را دشوار می&amp;zwnj;سازد و لذا ارائه تعریفی دقیق از محدوده &amp;laquo;کنش سیاسی&amp;raquo; را ناممکن می&amp;zwnj;گرداند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;با چنین صورتبندی از واقعیت، هر گونه سرکشی و مقاومت فردی یا جمعی علیه این استبداد هنجاری (در پیوند با زیست اجتماعی روزمره شهروندان)، بخشی از روند مبارزه با کلیت &amp;laquo;نظم مستقر&amp;raquo; است و بدین معنا واجد سویه&amp;zwnj;هایی از &amp;laquo;کنشی سیاسی&amp;raquo; است؛ اما با وجود ضرورت تام مقاومت در چنین سطحی و تاثیر مستقیم آن در ترسیم محدوده&amp;zwnj;های سنگربندی در حوزه&amp;zwnj;های کلان&amp;zwnj;تر مبارزه، نباید درباره جایگاه آن اغراق کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نخست از آن رو که &amp;laquo;سرکشی&amp;zwnj;های پراکنده شهروندان&amp;raquo; علیه سرکوب هنجاری حکومت، به عنوان بخشی از سازوکار حیات زنده اجتماعی، همیشه در اشکال مختلف (با ابعادی محدود) وجود داشته است؛ تاثیر اجتماعی این &amp;laquo;نافرمانی&amp;zwnj;ها&amp;raquo; وابسته به میزان فراگیر بودن و مستمر بودن آن&amp;zwnj;ها است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;دوم اینکه این سرکشی&amp;zwnj;ها حتی در اشکال فراگیر هم به ناچار ماهیتی &amp;laquo;دفاعی&amp;raquo; دارند، چون هدف از آن&amp;zwnj;ها، بیرون راندن چکمه&amp;zwnj;های حاکمان از حریم زیست و رفتار فردی است. بنابراین اگر چه در اشکال جمعی و نمادین به درجاتی بر چهره نظم مستقر خراش ایجاد می&amp;zwnj;کنند و با نمایان ساختن آسیب&amp;zwnj;پذیری ساختار حاکم، خودباوری و جسارت مردم را برای دفاع از حریمشان (یا حتی برای ارتقاء سطح مبارزاتشان) بهبود می&amp;zwnj;دهند، اما به خودی خود به فراسوی ساختار حاکم راه نمی&amp;zwnj;برند (هر چند با نادیده گرفت مرزهای حاکم، خواه نا&amp;zwnj;خواه به طور تلویحی و گذرا به فراسوی آن اشاره می&amp;zwnj;کنند).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر این اساس، در مواجهه با وقایعی مثل آنچه در &amp;laquo;پارک آب و آتش&amp;raquo; و &amp;laquo;پارک پردیسان&amp;raquo; گذشت&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; href=&quot;#_ftn2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، می&amp;zwnj;توان ورای حماسه&amp;zwnj;سازی&amp;zwnj;های انجام شده در رسانه&amp;zwnj;ها، جمع&amp;zwnj;بندی دیگری داشت و برخلاف تصویری که برخی گزارش&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای از این دو واقعه عرضه کرده&amp;zwnj;اند، آن&amp;zwnj;ها را به مثابه طلیعه &amp;laquo;وضعی نو&amp;raquo; ارزیابی نکرد. توضیح این تفاوت در نحوه قضاوت را بی&amp;zwnj;گمان باید در شرایط مشخص امروز جستجو کرد.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی&amp;zwnj; که جنبش به دلیل &amp;laquo;فقدان مقاومت سازمان یافته&amp;raquo; و &amp;laquo;غلبه گفتمان اصلاح طلبان بر آن&amp;raquo;&amp;nbsp; و تا حدی هم کم تحرکی نیروهای رادیکال در عمل به نابودی کشانده شده و تقریباً در حال حذف شدن از فضای عمومی جامعه است، دامن زدن به تصوراتی که گویا خیابان هم اینک از آن ما است (هر چند به قصد زنده نگه داشتن امید)، به نوعی مشارکت در &amp;laquo;تحریف واقعیت&amp;raquo; و یا &amp;laquo;توهم پراکنی&amp;raquo; است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;دوم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوت این نگاه انتقادی با دیدگاه&amp;zwnj;هایی که این دو اتفاق را برجسته کرده&amp;zwnj;اند&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; href=&quot;#_ftn3&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، پیش از هر چیز در نحوه درک از موقعیت معینی است که اینک با افول قابل پیش&amp;zwnj;بینی جنبش با آن مواجهیم. در حالی&amp;zwnj; که جنبش به دلیل &amp;laquo;فقدان مقاومت سازمان یافته&amp;raquo; و &amp;laquo;غلبه گفتمان اصلاح طلبان بر آن&amp;raquo; &amp;nbsp;و تا حدی هم کم تحرکی نیروهای رادیکال در عمل به نابودی کشانده شده و تقریباً در حال حذف شدن از فضای عمومی جامعه است، دامن زدن به تصوراتی که گویا خیابان هم اینک از آن ما است (هر چند به قصد زنده نگه داشتن امید)، به نوعی مشارکت در &amp;laquo;تحریف واقعیت&amp;raquo; و یا &amp;laquo;توهم پراکنی&amp;raquo; است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این گونه تصویر&amp;zwnj;سازی&amp;zwnj;های اغراق&amp;zwnj;آمیز ( با نسبت دادن پتانسیل&amp;zwnj;های بکر و نامحدود به وقایعی از این دست) مقاومتی را نوید می&amp;zwnj;دهند که خواه به لحاظ سازمان&amp;zwnj;یافتگی و هدفمندی مضمون، خواه به لحاظ ابعاد کمی و خواه به لحاظ پیوستگی با تاریخچه مبارزاتِ بلافصل خود، وجود خارجی ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای فرا&amp;zwnj;تر رفتن از واقعیت کنونی و رهایی از آن، پیش شرط نخست این است که تلخی و سیاهی واقعیت را با تمام وجود لمس کنیم تا شاید در مسیر چاره&amp;zwnj;جویی، به یافتن دلایل آن بر آییم. از سوی دیگر در جایی که به این گونه حرکت&amp;zwnj;ها، به لحاظ ماهیت سیاسی، اعتراضی و پتانسیل&amp;zwnj;های درونیشان برای انکشاف و فراگیر شدن، وزن و اهمیت زیادی داده می&amp;zwnj;شود، به طور حتم می&amp;zwnj;توان ردپای باور به &amp;laquo;خود به خودیسم&amp;raquo; (باور به مکانیزم&amp;zwnj;های خود بسنده) را یافت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان، گفتمان وابسته به جناح اصلاح طلبان که با تئوریزه کردن &amp;laquo;ترک خیابان&amp;raquo; عامل از دست رفتن سنگرهای واقعی مبارزه بود، اکنون بر آن است که تصویری فانتزی از &amp;laquo;حضور خیابانی&amp;raquo; عرضه کند، تصویری که برای مدیریت اشکال ثانوی جنبش و دنباله&amp;zwnj;های آن سودمند باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;مشابه این وضع را (در سطحی به مراتب وسیع&amp;zwnj;تر) زمانی شاهد بودیم که در گرماگرم حیات جنبش و الزامات مبارزه، به جای ارائه راهکار مشخص در موقعیت&amp;zwnj;های بحرانی جنبش، پیشنهادهایی فانتزیک مثل &amp;laquo;هوا کردن بادبادک&amp;zwnj;های سبز&amp;raquo; یا نظایر آن داده می&amp;zwnj;شد &amp;nbsp;یا در رادیکال&amp;zwnj;ترین شکلش، سردادن بانگ الله اکبر بر بام&amp;zwnj; خانه&amp;zwnj;ها تجویز می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این&amp;zwnj;ها هر چند در مقاطعی، &amp;zwnj;گاه به عنوان &amp;laquo;تاکتیک مبارزه&amp;raquo; مفید بود، ولی پافشاری دائمی بر این شگردها، هم برای جلوگیری از میدان&amp;zwnj;یافتن تاکتیک&amp;zwnj;های موثر و متفاوت بود و هم (در پیوند با راهکارهای مشابه) در خدمت این هدف بود که بر فقدان استراتژی مبارزاتی و یا ضرورت تدوین این استراتژی سرپوش نهاده شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این منظر بزرگ&amp;zwnj;نمایی وقایعی از این دست، می&amp;zwnj;تواند با ارجاع به روندهایی غیرواقعی ( نظیر ارجاع به شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی ناموجود)، در مسیر طفره رفتن از چالش&amp;zwnj;های امروزی رویارویی با &amp;laquo;کلیت نظام&amp;raquo; باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;سوم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گونه حرکت&amp;zwnj;ها چون در سطح و مداری هستند که در عمل نمی&amp;zwnj;توانند پیوند ارگانیکی با تاریخچه، دستاورد&amp;zwnj;ها و حیات زیسته جنبش برقرار کنند، در عمل با نادیده گرفتن &amp;laquo;هستی اجتماعی&amp;raquo; جنبش به واسطه بی&amp;zwnj;ارتباطی یا بی&amp;zwnj;اعتناییشان به &amp;laquo;گذشته&amp;raquo;، که نیاز&amp;zwnj;ها و ضرورت&amp;zwnj;های امروز را تعریف می&amp;zwnj;کند و نیز گریز از الزامات &amp;laquo;موقعیت تاریخی پساجنبش&amp;raquo;، خواه نا&amp;zwnj;خواه در خدمت محو سریع&amp;zwnj;تر رد پای جنبش و بازگشت به فضای &amp;laquo;عادی&amp;raquo; اجتماعی عمل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به بیان دیگر، این حرکت&amp;zwnj;ها به دلیل جدایی از پیوستار مبارزه و در فقدان نظریه و بستر سیاسی پیوند دهنده، محکوم&amp;zwnj;اند که &amp;laquo;ناپیوسته&amp;raquo; و &amp;laquo;تفننی&amp;raquo; باقی بمانند و حتی در اشکال وسیع&amp;zwnj;تر بروز خود، به ناچار دارای ماهیتی دفاعی باشند، نه تهاجمی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بر این اساس، جسارت و خلاقیت در به سخره گرفتن هنجارهای حاکم، لزوماً به معنای پیش نهادن روشی نظام&amp;zwnj;مند برای تغییر این هنجار&amp;zwnj;ها و جایگزینی آن&amp;zwnj;ها با هنجارهایی شخصی نیست. هر چند هر یک از این هنجارشکنی&amp;zwnj;های محدود و جمعی، خواه نا&amp;zwnj;خواه به وضعیتی ورای &amp;laquo;هنجارهای حاکم&amp;raquo; اشاره می&amp;zwnj;کنند و از این نظر به وجود بالقوه&amp;zwnj;گی&amp;zwnj;های فراوان برای به چالش گرفتن &amp;laquo;ساختار مسلط&amp;raquo; ارجاع می&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اما باید در نظر داشت که فضای جامعه مدت&amp;zwnj;ها است که از این گونه ارجاعات (در اشکال مختلف) اشباع و در آن متوقف مانده است؛ چون در نبود &amp;laquo;اراده جمعی به تغییر&amp;raquo;، افشای این شکاف و اعتراض&amp;zwnj;های پراکنده نسبت به آن هیچ&amp;zwnj;گاه نتوانسته است به حوزه هدفمند&amp;zwnj;تر و منسجم&amp;zwnj;تری نظیر &amp;laquo;نافرمانی مدنی&amp;raquo; ارتقاء یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;وانگهی در شرایطی که جنبش اعتراضی در عمل، ته&amp;zwnj;مانده مشروعیت نظام را در انظار عمومی فرو ریخته است، بازگشت اجتماعی به هزل &amp;laquo;برهنگی پادشاه&amp;raquo;، متعلق به موقعیتی &amp;laquo;پیشاجنبش&amp;raquo; است. چنین بازگشتی از منظر هستی&amp;zwnj;شناسی اجتماعی جنبش، خواه نا&amp;zwnj;خواه ماهیتی ارتجاعی دارد، چون از تاریخمندی به دور است و به نوعی پیوستگی سیر واقعیات اجتماعی را نادیده می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفتمان وابسته به جناح اصلاح طلبان که با تئوریزه کردن &amp;laquo;ترک خیابان&amp;raquo; عامل از دست رفتن سنگرهای واقعی مبارزه بود، اکنون بر آن است که تصویری فانتزی از &amp;laquo;حضور خیابانی&amp;raquo; عرضه کند، تصویری که برای مدیریت اشکال ثانوی جنبش و دنباله&amp;zwnj;های آن سودمند باشد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهارم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;گمان این گونه نمایش&amp;zwnj;های محدود و مقطعی، به خاطر به چالش گرفتن &amp;laquo; تمامیت&amp;zwnj;خواهی دستگاه حاکم&amp;raquo; (در سطح هنجاری)، خواسته یا ناخواسته شکلی از &amp;laquo;کنشی اعتراضی&amp;raquo; محسوب می&amp;zwnj;شوند. اما &amp;laquo;بزرگ&amp;raquo; دیدن آن&amp;zwnj;ها، ناشی از این تصور نادرست است که گویا یک حکومت تمامیت&amp;zwnj;خواه به صرف اینکه از هیچ کاری برای تحکیم ایدئولوژی خودش دریغ نمی&amp;zwnj;کند، در عمل هم قادر است تمام جامعه را (به لحاظ تبعیت از هنجارهای رسمی در سبک زندگی و رفتار اجتماعی) تحت نظارت و کنترل خودش بگیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع این برداشت ریشه در توهم رایج و خطرناک &amp;laquo;مطلق انگاری&amp;raquo; قدرت دستگاه حاکمه دارد. حاکمان به خوبی می&amp;zwnj;دانند که توان و امکان نظارت و کنترل جامع &amp;laquo;شئونات زندگی اجتماعی&amp;raquo; را ندارند (به ویژه در حوزه&amp;zwnj;های خرد&amp;zwnj;تر)؛ ولی به دلایل واضح، در عین اینکه هیچ&amp;zwnj;گاه از موازین خود عقب&amp;zwnj;نشینی نمی&amp;zwnj;کنند ( و حتی&amp;zwnj; گاه سخت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های بیشتری را به مجموعه هنجارهای رسمی اضافه می&amp;zwnj;کنند)، وانمود می&amp;zwnj;کنند که همه چیز را در زیر چنگال نظارت و کنترل خود دارند؛ واقع نمایی این ادعا، شرط مهمی از شرایط دوام حکومت&amp;zwnj;ها است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;همه ما به تجربه می&amp;zwnj;دانیم که به رغم سخت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های رایج و فزاینده در ایران، به طور میانگین استاندارد زندگی اجتماعی مردم (دست&amp;zwnj;کم در شهرهای متوسط و بزرگ) کاملاً بیرون از چهارچوب هنجارهای رسمی حکومت قرار داشته و دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;شاخص&amp;zwnj;ترین این اختلافات و تقابل&amp;zwnj;ها را در &amp;laquo;نحوه پوشش زنان&amp;raquo; می&amp;zwnj;بینیم که در قالب بدحجابی (&amp;laquo;عفت ستیزی&amp;raquo;!)، همواره در دو دهه اخیر هنجارهای رسمی را به چالش گرفته است (به رغم هزینه&amp;zwnj;های فردی&amp;zwnj; گاه و بی&amp;zwnj;گاه آن). اما آیا می&amp;zwnj;توان نام این کار را &amp;laquo;مقاومت جمعی&amp;raquo; آگاهانه شهروندان برای مخالفت با حکومت نهاد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;آید در &amp;laquo;سطح عام&amp;raquo; پاسخ منفی باشد؛ چون این بخشی از مکانیزم حیات اندام&amp;zwnj;واره&amp;zwnj; زنده&amp;zwnj;ای است که به هیچ رو در حد و اندازه&amp;zwnj;های ظرف رسمی احاطه کننده&amp;zwnj;اش نمی&amp;zwnj;گنجد و لذا این امتناع&amp;zwnj;ها و فشار&amp;zwnj;ها بیش از اینکه هدفمند باشد، خودانگیخته و اجتناب ناپذیر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع، نبود اراده و مجرای جمعی برای شکستن این ظرف و فقدان استراتژی مشخص برای تدارک مبارزه&amp;zwnj;ای فراگیر، موجب شده است که هر فرد به سبک و سیاق خود، خودش را با &amp;laquo;تنگی&amp;raquo; این ظرف وفق دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در این میان فشار آمدن به جداره&amp;zwnj;های ظرف هم طبیعی است (درست مثل برخورد مولکول&amp;zwnj;های گاز با جداره&amp;zwnj;های ظرف حاوی آن، که هر چه حجم این ظرف محدود&amp;zwnj;تر باشد،( برای مقداری معینی از گاز) &amp;nbsp;شدت و تعداد برخورد&amp;zwnj;ها نیز بیشتر خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ظرفی که &amp;laquo;حاکمان&amp;raquo; با تجربه برای حصر جامعه می&amp;zwnj;سازند، همیشه قدری انعطاف&amp;zwnj;پذیر است، چون ظرف صلب، از جایی به بعد شکننده است. از این نظر جهش به فراسوی مرزهای حاکمیت،&amp;zwnj; گاه صرفاً تصوری است که از &amp;laquo;ثابت فرض کردن محدوده&amp;zwnj;های حاکم&amp;raquo; بر ما عارض می&amp;zwnj;شود.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; href=&quot;#_ftn4&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پنجم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;تردید واکنش&amp;zwnj;های فردی به تنگی فضای تنفس اجتماعی (در مورد هنجارهای زیستی) هر از گاهی مجرا&amp;zwnj;ها و سویه&amp;zwnj;های جمعی می&amp;zwnj;یابند، با دامنه&amp;zwnj;هایی محدود یا به نسبت گسترده، که بسته به شرایط و نحوه بهره&amp;zwnj;برداری از آن&amp;zwnj;ها، اثرات گذرا یا ماندگاری بر فضای عمومی و فرآیند &amp;laquo;مقاومت جمعی&amp;raquo; بر جای می&amp;zwnj;گذارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان، به واسطه رشد امکانات ارتباطی جدید، قابل تصور است که در مواردی هم بخشی از جوانان در فضای مجازی نظیر فیس&amp;zwnj;بوک ( یا سایر میانجی&amp;zwnj;های غیررسمی اجتماعی) همدیگر را پیدا &amp;zwnj;کنند و نیازهای فردی آن&amp;zwnj;ها به تخلیه انرژی و فشار مازاد، در یک انگیزه جمعی ادغام و تشدید &amp;zwnj;شود &amp;minus; رخدادی که می&amp;zwnj;تواند مازادی بیرونی، نظیر دو اتفاق مورد بحث ما داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این صورت به نظر می&amp;zwnj;آید که این گونه اتفاقات را همچنین بتوان در زمره سویه&amp;zwnj;ها و تاثیرات اجتماعی فیس بوک در جوامع غیر&amp;zwnj;نهادمند و دارای فضاهای بسته اجتماعی هم تلقی کرد، نه لزوماً در امتداد پیوستار مبارزه&amp;zwnj;ای مشخص یا گشاینده مبارزه&amp;zwnj;ای بدیل، به ویژه آنکه جوان بودن میانگین جمعیتی جامعه (در کنار سایر عوامل)، بر دامنه و شدت تاثیرات رسانه&amp;zwnj;هایی نظیر فیس بوک می&amp;zwnj;افزاید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;از این نظر به طور قطع پس از این نیز شاهد موارد متعددی از این دست وقایع با الهام&amp;zwnj;گیری از یکدیگر خواهیم بود، که از قضا برخی از آن&amp;zwnj;ها خالی از سویه&amp;zwnj;های لمپنی و حتی وندالیستی هم نخواهند بود (برای مثال به مورد &amp;laquo;خز بازی&amp;raquo;).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مجموع به نظر می&amp;zwnj;رسد در غیاب یک &amp;laquo;جنبش اجتماعی نیرومند&amp;raquo;، به مثابه بستر بزرگی که ضمن پیوند دادن نارضایتی&amp;zwnj;های فردی، بینش و منش افراد را هم ارتقا دهد و نگاه&amp;zwnj;ها را از دایره منافع و علایق فردی به سطح علایق جمعی و ضرورت&amp;zwnj;های کلان اجتماعی متوجه کند، به بیان دیگر در نبود جنبشی که در مسیر حرکت خود &amp;laquo;امر سیاسی&amp;raquo; و دخالت&amp;zwnj;گری آگاهانه در سرنوشت جمعی را پیش روی شهروندان قرار دهد، نمودهای خود&amp;zwnj;انگیخته بروز جمعی و نارضایتی&amp;zwnj;های فردی، به خودی خود حادثه یا دستاورد قابل اتکایی برای ارتقای سطح مبارزه محسوب نمی&amp;zwnj;شوند؛ بلکه اغلب آن&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;توان به مثابه نقاطی تصادفی و گذرا ( اما متنوع و تکرارپذیر) در تصویر عمومی جامعه نگریست، نقاطی که در آن&amp;zwnj;ها تفاوت &amp;laquo;هنجارهای اجتماعی&amp;raquo; و &amp;laquo;هنجارهای رسمی&amp;raquo; در اشکال نامتعارفی عیان می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آنجا که این تفاوت مدت&amp;zwnj;ها است که به طور نازایی در وضعیت عیان&amp;zwnj;بودگی به سر می&amp;zwnj;برد، این حرکت&amp;zwnj;های تصادفی را می&amp;zwnj;توان بخشی از تکان&amp;zwnj;های گریزناپذیر اندام&amp;zwnj;های پیکری دانست که خودش را با یک بیماری مزمن حرکتی وفق می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;hr width=&quot;33%&quot; size=&quot;1&quot; align=&quot;left&quot; /&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn1&quot; href=&quot;#_ftnref1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;برای برآوردی از میزان استقبال و نحوه واکنش ها به این دو ماجرا کافی است نگاهی بکنید به لینک های داغ شده در سایت بالاترین.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn2&quot; href=&quot;#_ftnref2&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;گزارش مشروحی &amp;nbsp;در مورد این دو خبر: &lt;a href=&quot;http://www.dw-world.de/dw/article/0,,15281034,00.html&quot;&gt;&amp;laquo;از آب&amp;zwnj;بازی تا خزبازی در تهران؛ پای فیس&amp;zwnj;بوک در میان است&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn3&quot; href=&quot;#_ftnref3&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;نوشته امین بزرگیان نمونه قابل توجهی از مهم قلمداد کردن این اتفاقات است: &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/03/5917&quot;&gt;امین بزرگیان/ &amp;laquo;مقاومت شادان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn4&quot; href=&quot;#_ftnref4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;صدا و سیما و ماموران ارشد نیروی انتظامی، در یک تقسیم&amp;zwnj;کار دقیق و منظم، مشغول برجسته کردن این ماجرا هستند، برای نمونه &amp;laquo;مصاحبه با دستگیر شدگان آب بازی، تیتر اول خبرهای صدا و سیما&amp;raquo; را &lt;a href=&quot;http://balatarin.com/topic/2011/8/3/1008303&quot;&gt;در اینجا&lt;/a&gt; را ببینید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مطالب مرتبط:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../society/humanrights/2011/08/12/6134&quot;&gt;حق شادی و امر سیاسی &amp;minus; گفت&amp;zwnj;وگوی بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده با امین بزرگیان&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2011/08/03/5917&quot;&gt;امین بزرگیان: مقاومت شادان&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; &amp;minus; نوشته&amp;zwnj;ای درباره کارناوال آب و آتش&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/15/6205#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2035">اصلاح‌طلبان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4982">امین حصوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4984">خزبازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2618">فیس‌بوک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4983">پارک آب و آتش</category>
 <pubDate>Sun, 14 Aug 2011 23:03:59 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6205 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>