<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4926/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>منوچهر رزم‌آرا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4926/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>مراسم یادبود شاپور بختیار در پاریس </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6137</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6137&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دکتر رزم آرا :شاپور بختیار یک صدای تنها بود.        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/031.jpg?1313434402&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیست سال گذشت. بیست سال پیش در یک روز گرم تابستان؛ دکتر شاپور بختیار آخرین نخست وزیر دوران پادشاهی ایران &amp;nbsp;با همراه جوانش سروش کتیبه ؛ توسط تیم سه نفره&amp;zwnj;ی فریدون بویراحمدی، محمد آزادی و علی وکیلی&amp;zwnj;راد که وزارت اطلاعات دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی فرستاده بود، در خانه&amp;zwnj;اش در اطراف پاریس ترور شد. پیش&amp;zwnj;تر انیس نقاش قصد ترور او را داشت که ناکام مانده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روز شنبه ۶ اوت یا آگوست برابر با ۱۵ مرداد ۱۳۹۰، بیش از یکصد نفر از نزدیکان، یاران و دوستداران شاپور بختیار و گروهی از ایرانیان جوانی که اخیراً از ایران خارج شده&amp;zwnj;اند، در گورستان مونپارناس در مرکز پاریس در سالگرد بیستمین سال ترور وی گرد آمدند و یاد او را گرامی داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110808_PM_Adibzadeh_Bakhtiyar.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در این مراسم ابتدا دختر شاپور بختیار، فرانس بختیار، از پدرش گفت. فرانس بختیار در گفت&amp;zwnj;وگوی ویژه با زمانه از بیست سال دوران سختی که بر او و افراد خانواده&amp;zwnj;ی بختیار گذشته سخن گفت:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان طور که می&amp;zwnj;توانید حدس بزنید، بیست سال بسیار مشکلی بود. زمانی که من این خبر وحشتناک را شنیدم، در واشنگتن بودم. اصولاً آنجا زندگی می&amp;zwnj;کنم. وقتی شنیدم، برادرم هم پیش من بود... دو روز بعدش رسیدیم پاریس. الان بیست سال می&amp;zwnj;گذرد و انگار همین دیروز بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید چه چیزی از میراث دکتر بختیار باقی مانده در میان افکار مردم، به&amp;zwnj;هرحال کسانی که شما با آن&amp;zwnj;ها برخورد می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امیدوارم همه ادامه دهند خط پدر را. چون ایشان از اول حرف&amp;zwnj;شان یکی بود تا آخر. دوستان خیلی خوبی دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به یکی از قاتلین دکتر بختیار دولت فرانسه اجازه داد که به ایران برگردد. به نظر شما آیا این برخلاف قوانین فرانسه نبود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/065_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایشان قرار بود ۲۰ تا ۲۵ سال زندان باشد که بود. بعد گفتند چون رفتار خوبی کرده آزاد می&amp;zwnj;شود. من اصولاً از تمام این موضوع خیلی ناراحت شدم. مخصوصاً زمانی که یک گروگان داشتند و همان موقع داشتند عوض می&amp;zwnj;کردند. این کار درستی نبود، درست همان موقع. حداقل می&amp;zwnj;گذاشتند زمانی که این قدر واضح نباشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چند نفر از خانواده&amp;zwnj;ی دکتر بختیار باقی مانده&amp;zwnj;اند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من خودم، برادرم پاتریک که در لس&amp;zwnj;آنجلس است. یک برادر ناتنی هم دارم به نام گودرز. متأسفانه خواهرم و گیو برادرم را از دست دادم. خواهرم کمی مریض بود، ولی شوکی که به هر دو وارد شد، باعث شد که هر دو از این دنیا بروند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دکتر رزم&amp;zwnj;آرا جراح قلب در پاریس و یکی از یازده وزیر کابینه&amp;zwnj;ی &amp;nbsp;سی و هفت روزه ی شاپور بختیار بود. او از دوران دوستی و همکاری طولانی&amp;zwnj;اش با دکتر بختیار می&amp;zwnj;گوید:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از اولین روز، حدود سال ۱۳۴۵ـ ۱۳۴۴، من با دکتر بختیار محشور بودم. ولی البته آن زمان، آن یکسال، به&amp;zwnj;هرحال وارد هستید که تا چه حدودی من همراه این مرد بزرگ بودم، تا آخرین دقیقه، و بعدهم در پاریس.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;شما زمانی که آقای شاپور بختیار قبول کرد که نخست وزیر شود در فرانسه بودید و...&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من آمدم پاریس. چون می&amp;zwnj;دانید، همسر من فرانسوی است و بچه&amp;zwnj;هایم اینجا بودند. رفتم ازش خداحافظی کنم. گفت در این موقع که وضع این طور است و قرار است به&amp;zwnj;هرحال تغییراتی شود، احتیاج هست که تو باشی. گفتم من می&amp;zwnj;روم و هر وقت که بفرمایید و تلفن کنید، من فوری میآیم. این بود که من آمدم اینجا و عید نوئل را با فامیلم گذراندم. روز ۲۹ دسامبر به من تلفن کرد که فوری باید بیآیی ایران. این بود که من فوری رفتم ایران. با این که دیگر هواپیمای ارفرانس هم جایی نداشت. رفتم پیش مدیرکل ارفرانس و استثناً یک جا به من دادند. من شب ۳۰ دسامبر رفتم به &amp;nbsp;فرودگاه شارل دوگل و ۳۱ دسامبر رسیدم تهران و از مهرآباد تلفن کردم به دکتر. گفت کجایی؟ گفتم من آمدم. گفت فوری بیا اینجا که رفتم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید دکتر شاپور بختیار یک صدای تنها بود در آن زمان، برای قبول چنین مسئولیتی؟ چون سیلی به&amp;zwnj;راه افتاده بود، این طور نیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولاً تنها بود. ولی باید بگویم که شجاعت و ارزش تاریخی این مرد در همین مطلب است که تنهای تنها با آن خیانتی که دوستان جبهه&amp;zwnj;ی ملی کردند و از پشت به او خنجر زدند، او در آن شرایط قبول مسئولیت کرد. با این که می&amp;zwnj;دانست عملاً امکان زیادی ندارد. همه&amp;zwnj;مان می&amp;zwnj;دانستیم. ولی این کار لازم بود انجام شود. اگر امروز ما می&amp;zwnj;توانیم این ادعا را داشته باشیم که این فاجعه خمینی هیچ گونه اصالتی نداشت، به علت همین قیام بختیار بود در مقابل این سیل خروشان.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید الان این بهار عربی که در آن کشورهای خاورمیانه اتفاق افتاده، می&amp;zwnj;توانست در ایران هم در آن زمان اتفاق افتد و همه چیز زیر و رو نشود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امکان داشت. ولی متأسفانه دو فرق داشت. یکی این که اولاً متأسفانه اکثریت آن مردم فریب&amp;zwnj;خورده و عصیان&amp;zwnj;زده گوش&amp;zwnj;شان به هیچ&amp;nbsp;راهنمایی و راه&amp;zwnj;حلی که آینده&amp;zwnj;ی مملکت را تأمین کند ؛ نبود . بعدهم سیاست خارجی. خودتان می&amp;zwnj;دانید که در رأس آن آمریکا تصمیم گرفته بود که نظام ایران را درهم کوبد. من قبل از این که بروم تهران، بختیار به من گفت برو این پیرمرد را ببین. وقتی رفتم آنجا، دیدم که نه. وضع یک چیز دیگری است. وقتی با این پیرمرد صحبت کردم، بعد آمدم به دکتر بختیار گفتم این آدم آدمی عادی نیست. مطالبی که می&amp;zwnj;گوید، مطالب دیگری&amp;zwnj; است و بعدهم تمام عوامل آمریکایی ازجمله رمزی کلارک مرتب آنجا نشسته بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;150&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/razmara.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا مأموریت داشتید یا خودتان رفتید آیت&amp;zwnj;الله خمینی را ببینید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بختیار به من گفت. وقتی تلفن کرد که بیا، گفت اگر می&amp;zwnj;توانی برو او را ببین که من همان روز ۳۰ دسامبر رفتم نوفلو شاتو. آنجا البته بساطی بود. به&amp;zwnj;هرحال آن آیت&amp;zwnj;الله اشراقی فامیل من را می&amp;zwnj;شناخت، او فوری من را برد. این دستوری بود که بختیار به من داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نکته&amp;zwnj;ی مهمی که در آن ملاقات بین شما رد و بدل شد یا آیت&amp;zwnj;الله خمینی گفت چه بود . شما گفتید که به&amp;zwnj;هرحال اوضاع دیگری&amp;zwnj;ست...&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو سه مطلب مطرح کرد. وقتی من رفتم، گفتم آیت&amp;zwnj;الله می&amp;zwnj;دانید که الان وضع مملکت خیلی مغشوش است، مردم در یک حال انتظاری هستند، مملکت کارش خوابیده، اعتصابات دارد مملکت را فلج می&amp;zwnj;کند و تا زمانی که آیت&amp;zwnj;الله قرار است به ایران تشریف بیآورید، به&amp;zwnj;هرحال باید این مملکت کارش بگردد &amp;nbsp;که برگشت با یک نگاه عجیبی گفت، هیچ نگران نباشید. من دستورات لازم را دادم و ایران جمهوری اسلامی خواهد بود، نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یعنی همان موقع که در پاریس بودید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بله، همان زمان که من باز مطرح کردم که به&amp;zwnj;هرحال آیت&amp;zwnj;الله همه این&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;جای خودش، ولی کار مملکت... گفت من که به شما گفتم. همه چیز را من دستور دادم. من باز گفتم، خب آیت&amp;zwnj;الله تکلیف ارتش چه می&amp;zwnj;شود؟ گفت من به ارتش دستور دادم. نگران آن هم نباش و پا شد. دیگر صحبت&amp;zwnj;مان تمام شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا خاطره&amp;zwnj;ای دارید از آخرین روزی که در هیئت دولت بودید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما در طول این ۳۷ روز پنج هیئت دولت داشتیم. من عملاً هر روز و هر شب دکتر بختیار را می&amp;zwnj;دیدم. آخرین باری که من با دکتر بختیار صحبت کردم، دو مرتبه یکشنبه ۲۲ بهمن بود که منتظر بود ساعت ۱۰ شورای امنیت مملکت تشکیل شود که منجر شد به آن بیانیه&amp;zwnj;ی خیانت&amp;zwnj; فردوست و قره&amp;zwnj;باقی . ساعت ۱۲ که من مجدد تلفن کردم، گفت بله دیگر دولت وجود ندارد. من دیگر دکتر بختیار را ندیدم تا زمانی که من را بازداشت کردند، زندان رفتم و بعد از یکسال و خرده&amp;zwnj;ای در روز ۱۱ دسامبر ۱۹۸۰ من به طور محرمانه همراه با خانمم از مملکت از راه پاکستان آمدیم پاریس. اینجا به دکتر تلفن کردم. گفت کجایی؟ گفتم شارل دوگل هستم. گفتم بیا اینجا و من رفتم. دیگر با او بودم تا آخرین روزی که با او صحبت کردم. ساعت ۳/۵ سه شنبه ۶ اوت بود. درست یکساعت قبل از کشته شدنش.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خانم بهیه جیلانی از فعالان مدنی و سیاسی در پاریس هم از پیامی که در این مراسم خوانده شد می&amp;zwnj;گوید:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;120&quot; height=&quot;99&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/bahie-jailani_1_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بهیه جیلانی&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیام من این بود که امروز ما در یک مقطع تاریخی قرار گرفته&amp;zwnj;ایم که متأسفانه نه راه پیش داریم و نه راه پس و تنها راه ما، شاید تنها آلترناتیو ما همبستگی ملی باشد که ما امروز بتوانیم از تمام انرژی&amp;zwnj;های مثبتی که مخالف جمهوری اسلامی هستند، نیرویی بسازیم در مقابل جمهوری اسلامی. &amp;nbsp;در این همبستگی ما خواهان این هستیم که عاری از هر نوع شعار سیاسی و شعار حزبی باشد و با کوچکترین شعار که همبستگی و جدایی اصول دین از حکومت می&amp;zwnj;باشد، در رابطه با یک منشور ملی بتوانیم یک همبستگی به&amp;zwnj;وجود آوریم تا بلکه این همبستگی راه امید و نجاتی برای ایران باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سیروس آموزگار از یاران نزدیک شاپور بختیار بوده، وزیر اطلاعات در کابینه&amp;zwnj;ی ۳۷ روزه&amp;zwnj;ی او. از او می&amp;zwnj;پرسم:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;180&quot; height=&quot;265&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/amoozgar.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست سال گذشت. حالا چه چیزی از افکار و میراث فکری شاپور بختیار باقی مانده؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همه چیزش، همه&amp;zwnj;ی افکارش. دکتر بختیار یکی از نوادر آدمهاست در تاریخ که بعد از مرگش زنده&amp;zwnj;تر شده. شما فکرش را بکنید تمام آن آدمها، حتی در همین جمعی که الان هست، آدمهایی هستند که در سال ۱۹۸۰ که من اینجا بودم، جزو مخالفین دکتر بختیار بودند. همین&amp;zwnj;ها. آدمهایی هستند که در کافه&amp;zwnj;ها ما باهم بحث می&amp;zwnj;کردیم. ولی الان همه&amp;zwnj;شان اینجا هستند. چرا؟ برای این که افکار این آدم زنده است و بتدریج نفوذ می&amp;zwnj;کند. هیچ آدم درست بزرگی در دنیا نیست که افکار درست و بزرگش باقی نماند و نفوذ نکند. دکتر بختیار هم مثل همه&amp;zwnj;ی آن&amp;zwnj;ها. دکتر بختیار حالا ممکن است که از نظر جسمی معدوم شده باشد، ولی افکارش باقی&amp;zwnj;ست. الان کافی&amp;zwnj;ست شما از آدمهایی که از ایران می&amp;zwnj;آیند بپرسید. ببینید که در ایران چه فکر می&amp;zwnj;کنند درباره&amp;zwnj;اش، چه قدر دوستش دارند. چه قدر همه جا یادش می&amp;zwnj;کنند. من اخیراً از یکی از دوستان که از ایران آمده بودم شنیدم که یک دخترخانم دانشجویی به پدر و مادرش در حضور یکی از آشناهای من پریده بود به شدت که شما چه طور توانستید آدمی مثل بختیار را کنار بگذارید و آدمی مثل خمینی را بچسبید. این&amp;zwnj;ها چیزهایی&amp;zwnj;ست که همه باقی مانده، از تفکرات این آدم، از آزادمنشی این آدم، از فداکاری این آدم. همه چیز، همه چیز... به نظر من دکتر بختیار در تاریخ ماندنی&amp;zwnj;ست. هیچ تردیدی نداشته باشید. افکارش نیز بالاخره پیروز خواهد شد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6137#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3079">ایرج ادیب‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4923">بهیه جیلانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4892">سروش کتیبه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4924">سیروس آموزگار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4887">شاپور بختیار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4922">فرانس بختیار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4926">منوچهر رزم‌آرا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 12 Aug 2011 16:02:07 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6137 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>