<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4890/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>صادق خلخالی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4890/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>از  صادق خلخالی تا سعید مرتضوی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/25/16213</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/25/16213&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین سرخابی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;315&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/edam.kordestan_0.jpg?1340902585&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;امین سرخابی- معمولاً در ساختارهای سیاسی استبدادزده عامل سرکوب و تضییع حقوق قانونی مردم تنها شخص خاص یا حاکم نیست، بلکه ساختار قدرت در چنین سیستم&amp;zwnj;هایی از پیچیدگی&amp;zwnj;های خاصی برخوردار است و عوامل گوناگونی در مشارکت افراد و دیگر گروه&amp;zwnj;های سرکوبگر دخیل هستند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنگام تشدید اعتراض&amp;zwnj;های مردمی و فعال شدن جامعه مدنی، همواره فرد یا نهادی به عنوان عامل سرکوب و خشونت دولتی مطرح می&amp;zwnj;شود. خشونت دو جنبه فیزیکی و نمادین دارد. خشونت فیزیکی و میدانی به وسیله نیروهای واکنش سریع و گارد ویژه صورت می&amp;zwnj;گیرد و بیشتر تداعی&amp;zwnj;کننده نهادی نظامی است، اما خشونت نمادین بیشتر در فرد و شخصیت ویژه&amp;zwnj;ای تداعی می&amp;zwnj;شود. در ایران نیز همواره نام کسانی مانند صادق خلخالی، سعید امامی و سعید مرتضوی به عنوان عاملان خشونت مطرح بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت نمادین چیست؟ عاملان خشونت نمادین چه کسانی هستند؟ عاملان خشونت نمادین و میدانی- فیزیکی بیشتر به کدام پایگاه اجتماعی تعلق دارند؟ آیا عاملان خشونت اجتماعی به ایدئولوژی خاصی مقید هستند یا بیشتر به فرصت&amp;zwnj;طلبی تمایل دارند؟ عاملان خشونت اجتماعی چه زمانی عقب&amp;zwnj;نشینی می&amp;zwnj;کنند؟ عاملان خشونت اجتماعی در کجای هرم قدرت دولتی قرار دارند؟ حکومت&amp;zwnj;های توتالیتر چند درصد از خواسته&amp;zwnj;های خشونت نمادین را برآورده می&amp;zwnj;کنند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خشونت نمادین&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت نمادین مفهومي است كه توسط &amp;quot;پیر بورديو&amp;quot; براي نخستين&amp;zwnj;بار مطرح شده است. خشونت نمادین، نوعی از خشونت است كه با همدستی ضمنی كسانی كه این خشونت بر آن&amp;zwnj;ها اعمال می&amp;zwnj;شود و نیز كسانی كه آن را اعمال می&amp;zwnj;كنند، انجام می&amp;zwnj;شود، زیرا هر دو گروه، نسبت به اعمال آن، آگاهی ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بوردیو معتقد است، چنین خشونتی، تحمیل&amp;zwnj;كننده اطاعت&amp;zwnj;هایی است كه نه فقط به&amp;zwnj;مثابه اطاعت، بلكه با اتكا بر &amp;quot;انتظارات جمعی&amp;quot; و &amp;quot;باورهايی از لحاظ اجتماعی درونی&amp;zwnj;شده&amp;quot;، فهمیده می&amp;zwnj;شوند. نظریه خشونت نمادین نظریه&amp;zwnj;ای است كه بر بازتولید باورها استوار است، یعنی نظریه&amp;zwnj;ای كه نشان می&amp;zwnj;دهد كنشگرانِ برخوردار از قالب&amp;zwnj;های دریافتی و ادراكی خاص، چگونه دستورات درون یك موقعیت یا یك گفتار را درک و از آن&amp;zwnj;ها اطاعت می&amp;zwnj;كنند.(بوردیو، پیر. درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم، ناصر فكوهی، تهران، آشیان، ۱۳۸۷، ص ۳۲)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دولت و خشونت نمادین&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بوردیو، دولت را مكان كشمكش بر سر انحصار خشونت نمادین می&amp;zwnj;داند. خشونت نمادین به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای غیر مستقیم و بیشتر از طریق مكانیسم&amp;zwnj;های فرهنگی اعمال می&amp;zwnj;شود و با صورت&amp;zwnj;های مستقیم&amp;zwnj;تر متفاوت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;p&gt;نظام آموزشی، نهاد عمده&amp;zwnj;ای است كه از طریق آن خشونت نمادین در مورد انسان&amp;zwnj;ها اعمال می&amp;zwnj;شود. زبان، معانی و نظام نمادین افراد در رأس قدرت، بر بقیه مردم جامعه تحمیل می&amp;zwnj;شود. این نوع خشونت جایگاه افراد در رأس قدرت را تحكیم می&amp;zwnj;بخشد و عملكردهای واقعی آن&amp;zwnj;ها را از چشم بقیه مردم پنهان می&amp;zwnj;سازد. (همان ص ۴۱)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;195&quot; height=&quot;292&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/1322393379_khalkhali00003.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اوایل روی کار آمدن جمهوری اسلامی صادق خلخالی در رأس دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب و قاضی شرع قرار گرفت و در دوران مسئولیت&amp;zwnj;اش خشونت زیادی را علیه مردم ایران به ویژه کردستان اعمال کرد و رأی به اعدام صدها تن از از فعالان سیاسی و گاهی اجتماعی داد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ماكس وبر&amp;quot; نیز معتقد بود دولت یك مجتمع انسانی است كه انحصار استفاده مشروع از خشونت فیزیكی را در یك سرزمین معین، از آن خود می&amp;zwnj;كند، اما بوردیو با تغییری كه در این تعریف ارائه داد، معتقد بود دولت، موجود مهجوری است كه انحصار استفاده مشروع از خشونت فیزیكی و خشونت نمادین را بر یك سرزمین معین و روی مجموعه جمعیت متعلق به آن، با موفقیت، از آن خود می&amp;zwnj;كند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بوردیو دولت را از آن&amp;zwnj;روی راهكار اعمال خشونت نمادین می&amp;zwnj;داند كه كاركرد دولت در دو قالب متجسد می&amp;zwnj;شود: در عینيت، یعنی در قالب ساختارهای ویژه سیاسی و دیگری در ذهنیت، یا به تعبیر دیگر در مغز و اعصاب، یعنی در قالب ساختارهای ذهنی و الگوهای درك و اندیشه. به&amp;zwnj;عنوان مثال، دولت از رهگذر عملیات تقدیس و تأیید (همچون یادبود و بزرگداشت شخصیت&amp;zwnj;های تاریخی یا وارد كردن نام بعضی از درگذشتگان در فهرست قدیسین در كتاب&amp;zwnj;های درسی)، حتی پدیده&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;نام حیات اخروی را می&amp;zwnj;پذیرد تا بتواند قضاوت دولت و صلاحیت او در داوری را به&amp;zwnj;اثبات برساند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت طی فرایند همگانی كردن (یعنی راه و رسم&amp;zwnj;های همگانی را كه از طریق اطلاع عمومی به&amp;zwnj;گوش مردم می&amp;zwnj;رساند)، همواره استعداد غصب &amp;quot;حق اعمال خشونت نمادین مشروع&amp;quot; را در خود دارد. به&amp;zwnj;منظور در دست داشتن حق اعمال خشونت نمادین، دولت همواره سعی دارد، تا تمامی اشكال همگانی كردن، اعم از چاپ و انتشار كتاب، نمایش&amp;zwnj;های تئاتری، خطابه&amp;zwnj;های عمومی و دادگاه&amp;zwnj;های ویژه و ... را تنظیم كند.(بوردیو، پیر، نظریه كنش، مرتضی مردیها، ۱۳۸۰، ص۱۴۱)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خشونت میدانی و نمادین در جمهوری اسلامی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی موجی از سرکوب و حذف فیزیکی آغاز شد که به واسطه آن هرگونه صدای منتقد و مخالفی از صحنه سیاسی خارج شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اعدام، حبس&amp;zwnj;های طولانی، شکنجه، تجاوز و تهدید از مصادیق خشونت فیزیکی و میدانی هستند، اما همچنان که پیشتر نیز ذکر شد خشونت تنها به خشونت فیزیکی یا میدانی محدود نمی&amp;zwnj;شود بلکه چهره دیگر خشونت، خشونت نمادین است. خشونت نمادین بیشتر وجهی نرم&amp;zwnj;افزارانه دارد و گاهی نیز هزینه&amp;zwnj;ای کمتر از خشونت عملی به دولت تحمیل می&amp;zwnj;کند. خشونت نمادین در جمهوری اسلامی مصادیق گسترده&amp;zwnj;ای دارد.&amp;nbsp;ایجاد مراجعی همچون قاضی شرع، دادگاه ویژه روحانیت، دادگاه ویژه مطبوعات، دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب و ... از مصادیق خشونت نمادین هستند. نهادهای مذبور هیچگونه شأن و جایگاه قانونی ندارند و تنها به منظور نهادینه کردن خشونت است. جمهوری اسلامی همواره کوشیده است این نهادها را مشروع و قدسی جلوه دهد که با وجود و رهبری شخصی خاص تداعی &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;شوند&lt;/span&gt;. در جمهوری اسلامی کسانی مانند صادق خلخالی، سعید امامی، حسین الله کرم، مسعود ده نمکی، سعید مرتضوی و ... در رأس چنین نهادهایی قرار گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت نمادین بیشتر وجهی نرم&amp;zwnj;افزارانه دارد و گاهی نیز هزینه&amp;zwnj;ای کمتر از خشونت عملی به دولت تحمیل می&amp;zwnj;کند. خشونت نمادین در جمهوری اسلامی مصادیق گسترده&amp;zwnj;ای دارد. ایجاد مراجعی همچون قاضی شرع، دادگاه ویژه روحانیت، دادگاه ویژه مطبوعات، دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب و ... از مصادیق خشونت نمادین هستند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اوایل روی کار آمدن جمهوری اسلامی صادق خلخالی در رأس دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب و قاضی شرع قرار گرفت و در دوران مسئولیت&amp;zwnj;اش خشونت زیادی را علیه مردم ایران به ویژه کردستان اعمال کرد و رأی به اعدام صدها تن از از فعالان سیاسی و گاهی اجتماعی داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعدها سعید امامی با مدیریت ترورهای گسترده بسیاری از روشنفکران و مخالفان حکومتی را به قتل رساند. شاید اما در طول تاریخ سی و چندساله جمهوری اسلامی کمتر کسی مانند سعید مرتضوی تصدی&amp;zwnj;گری خشونت نمادین را برعهده گرفته یاشد. مرتضوی در اواخر دهه هشتاد به عنوان دادستان تهران بسیاری از مطبوعات نیمه آزاد را توقیف و بسیاری از روزنامه&amp;zwnj;نگاران و نویسندگان مستقل و غیر حکومتی را به پشت میله&amp;zwnj;های زندان فرستاد. در جریان حوادث کوی دانشگاه عده زیادی را به عنوان متهم معرفی کرد. بعدها به عنوان عامل اصلی قتل &amp;quot;زهرا کاظمی&amp;quot; معرفی شد. در جریان اعتراض&amp;zwnj;های سال ۱۳۸۸ نیز در زندان کهریزک به عنوان عامل اصلی قتل پنج زندانی دستگیر شده شناخته شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شخصیت عاملان خشونت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شخصیت انسان&amp;zwnj;ها بسته به نوع تجربه و مایه&amp;zwnj;های ژنتیکی در نهایت یک شمایل بیرونی و یک شکل درونی پیدا می&amp;zwnj;کند. شکل بیرونی بیشتر شامل رفتارهای ظاهری و ملموس افراد می&amp;zwnj;شود که معمولاً به واسطه شرایط اجتماعی شکل عوام&amp;zwnj;پسندی به خود &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;گیرد&lt;/span&gt;، ولی شخصیت درونی افراد شامل ویژگی&amp;zwnj;ها و شاخصه&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;شود که بدون نیاز به شرایط اجتماعی حالت نمود دارند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;197&quot; height=&quot;131&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mortazavis1234.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید اما در طول تاریخ سی و چندساله جمهوری اسلامی کمتر کسی مانند سعید مرتضوی تصدی&amp;zwnj;گری خشونت نمادین را برعهده گرفته یاشد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به تعبیری دیگر همیشه شخصیت ظاهری انسان&amp;zwnj;ها با شخصیت درونی آنها سنخیت ندارد وگاهی مواقع بنا به دلایل تربیتی و عقده&amp;zwnj;های دوران کودکی و سنین رشد، تضادی عجیب بین شخصیت ظاهری و باطنی افراد به وجود می&amp;zwnj;آید. یکی از مکانیسم&amp;zwnj;های دفاعی موثر در این مورد مکانیسم جبران است. یعنی به واسطه احساس خودکمتربینی افرادی که در تنگنا بوده&amp;zwnj;اند تلاش می&amp;zwnj;کنند با بهره&amp;zwnj;گیری از استعدادهای دیگر کمبودهای خود را جبران کنند. گاهی جبران، شکل جامعه پسندی دارد و در آن فرد به دنبال فعالیت&amp;zwnj;های مثبت اجتماعی و فرهنگی است تا با درخشش در آن حیطه&amp;zwnj;ها احساس کمبود خود را جبران کند و مواقعی هم که والدین افراد، تعامل مثبتی با فرد داشته باشند این نوع نگرش&amp;zwnj;ها بیشتر محل بروز پیدا می&amp;zwnj;کند، ولی گاهی مواقع افرادی هستند که از یکسو تعامل &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;والدین&amp;zwnj;شان&lt;/span&gt; با آنها مثبت نبوده و از طرف دیگر احساس کمبودهای طبیعی در آنها با کمبود محبت شدید قرین بوده است. گاهی هم به خاطر نوع نگرش حاکم بر خانواده، دچار نوعی زیاده&amp;zwnj;خواهی و تکبر دروغین &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ب&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;وده&amp;zwnj;اند&lt;/span&gt;؛ طوری که نقض حریم دیگران و حقوق آنها نوعی زرنگی تلقی می&amp;zwnj;شده است. در چنین شرایطی مکانیسم جبران در فرد نیز حالت ستیزه&amp;zwnj;گرایانه و انتقامجویانه پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آشفتگی اجتماعی بستر بروز خشونت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گاهی برخی آشفتگی&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی مزید بر علت می&amp;zwnj;شوند و به فرد خشونت&amp;zwnj;طلب مجال می&amp;zwnj;دهند تا خشونت خود را در حوزه گسترده&amp;zwnj;تر و نهادمندتری اعمال کند. آشفتگی اجتماعی در بی&amp;zwnj;نظمی اجتماعی، ناهنجاری اجتماعی، اختلال اجتماعی و آنومی یا بی&amp;zwnj;سازمانی اجتماعی رخ می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پ&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیده&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; ذکر شده معمولاً در شرایط ثبات اجتماعی و سیاسی روی نمی&amp;zwnj;دهند، بلکه در شرایطی روی می&amp;zwnj;دهند که جامعه آبستن حوادثی باشد و تحولاتی عمیق را به دنبال داشته باشد. مثلاً در جریان تغییرات اجتماعی- سیاسی یا انقلاب&amp;zwnj;ها آشفتگی&amp;zwnj;ها ظاهر می&amp;zwnj;شوند. به ویژه اگر ایدئولوژی یا گفتمانی متصلب و یکجانبه بر آن تحولات سوار باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;سازمانی اجتماعی به تزلزل نظام هنجارها، قواعد و قوانینی دلالت دارد که می&amp;zwnj;بایست ثبات و نظم جامعه را تأمین کنند، اما قادر به انجام آن نیستند. جامعه سازمان&amp;zwnj;یافته، جامعه دارای ثبات است و مردم نقش&amp;zwnj;های خود را بدون فشار یا تقابل، به&amp;zwnj;سادگی انجام می&amp;zwnj;دهند و رفتار اجتماعی از هنجارها و قواعد اجتماعی تأثیر می&amp;zwnj;پذیرند. وقتی سازمان اجتماعی در مقابل تغییرات اجتماعی مانند جنگ، بحران&amp;zwnj;های اقتصادی و ... قرار بگیرد و امکان انطباق پیدا نکند، دچار بی&amp;zwnj;سازمانی می&amp;zwnj;شود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کسانی مانند خلخالی، امامی و مرتضوی محصول کمبود دوران کودکی، خانوادگی و آشفتگی&amp;zwnj;های اجتماعی بودند که هرکدام جبران کمبودشان را به ترتیب در کردستان، تهران و کهریزک می&amp;zwnj;دیدند. بی&amp;zwnj;گمان نقش هژمونی و دستگاه ایدئولوژیک قدرت دولتی جمهوری اسلامی نیز در این امر دخیل بوده و خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین پدیده تأخر فرهنگی نیز باعث به&amp;zwnj;وجود آمدن آشفتگی اجتماعی می&amp;zwnj;شود؛ زیرا در مواردی صنعت و تکنولوژی با سرعت بیشتری نسبت به&amp;zwnj;عناصر فرهنگی مرتبط تغییر می&amp;zwnj;کند و تناسب بین آن&amp;zwnj;ها از بین می&amp;zwnj;رود. مثلاً با پیشرفت صنعت و تولید اتومبیل، لازم است که عناصر مادی و غیر مادی دیگری مانند وضعیت کوچه&amp;zwnj;ها و خیابان&amp;zwnj;ها، قوانین و مقررات برای ایجاد نظم، دادگستری و پلیس نیز تغییر کنند، اما بدیهی است این تغییرات نمی&amp;zwnj;توانند با سرعتی یکسان روی دهند. در نتیجه نظم هیئت فرهنگی جامعه متزلزل و جامعه به&amp;zwnj;سوی ناسازگاری و در نهایت بی&amp;zwnj;سازمانی، پیش می&amp;zwnj;رود. (پیران، پرویز. پیامدها ی &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;zwnj;آشفتگی&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; اجتماعی، فصل نامه رفاه اجتماعی، تهران،۱۳۸۱، ص ۱۸۷-۱۹۵)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ در معرض تحولات عمیقی قرار گرفت. آشفتگی اجتماعی از سویی سبب بروز اعمال خشونت از جانب کسانی شد که ریشه خشونت طلبی&amp;zwnj;شان دلایل فردی، خانوادگی و اجتماعی داشت و از سویی سبب بروز خشونت کسانی شد که یوتوپیای برساخته&amp;zwnj;شان را در ایدئولوژی مشخص می&amp;zwnj;دیدند؛ نوعی ایدئولوژی که گرفتن جان انسان&amp;zwnj;ها را در راستای رسیدن به هدف حلال می&amp;zwnj;شمرد. ایدئولوژی بنیادگرای حاکمان جمهوری اسلامی بستری مناسب بود برای کسانی مانند خلخالی و امثال وی که کمبودهای درونی&amp;zwnj;شان را جبران کنند. ایدئولوژی بنیادگرایانه جمهوری اسلامی بستری است که بعد از خلخالی خلف خویش را نیز بازپروری کرد. سعید امامی و مرتضوی نیز از جنس خلف صادق خلخالی به شمار می&amp;zwnj;آیند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کسانی مانند خلخالی، امامی و مرتضوی محصول کمبود دوران کودکی، خانوادگی و آشفتگی&amp;zwnj;های اجتماعی بودند که هرکدام جبران کمبودشان را به ترتیب در کردستان، تهران و کهریزک می&amp;zwnj;دیدند. بی&amp;zwnj;گمان نقش هژمونی و دستگاه ایدئولوژیک قدرت دولتی جمهوری اسلامی نیز در این امر دخیل بوده است و خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پایگاه طبقاتی عاملان خشونت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عاملان خشونت به لحاظ جامعه&amp;zwnj;شناسی سیاسی معمولاً به طبقه متوسط به پایین یا خرده بورژوا تعلق دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;260&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/said.emami_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عاملان خشونت همچون سعید امامی در آشفتگی&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی سربرمی&amp;zwnj;آورند و در شرایط ثبات سیاسی و اجتماعی قربانی دستگاه قدرت می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;آنها در جریان تغییرات هرچند تدریجی مدرنیزاسیون به صورت ساختاری از خود واکنش نشان می&amp;zwnj;دهند و با تغییرات مخالفت می&amp;zwnj;ورزند و بیشتر خصوصیت افراد اقتدارطلب، خشونت&amp;zwnj;گرا و شبه فاشیست را به خود می&amp;zwnj;گیرند و هویت&amp;zwnj;شان را در چهارچوب گفتمان یا ایدئولوژی متصلب تعریف می&amp;zwnj;کنند و به عاملان خشونت میدانی- فیزیکی و نمادین تبدیل می&amp;zwnj;شوند. صادق خلخالی، سعید امامی و سعید مرتضوی نیز به لحاظ طبقاتی به طبقه متوسط سنتی ایران تعلق دارند. اینکه عاملان خشونت نمادین و خشونت میدانی- فیزیکی تا چه زمانی برای دستگاه دولتی اهمیت دارند و در کجای ساختار قدرت دولتی قرار دارند مبحث مهم و قابل تأملی است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;معمولاً عاملان خشونت تا زمانی برای دست&amp;zwnj;اندرکاران قدرت دولتی اهمیت و کاربرد دارند که شرایط اجتماعی و سیاسی نابهنجار و آشفته باشد، اما پس از فروکش کردن نابهنجاری&amp;zwnj;ها و ایجاد ثبات سیاسی، عاملان خشونت نه تنها کاربردی برای قدرت دولتی ندارند بلکه وجودشان به ضرر حاکمان خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین شرایطی عاملان خشونت با گرفتن رانتی اقتصادی از صحنه خارج می&amp;zwnj;شوند و مورد بی مهری حاکمان قرار می&amp;zwnj;گیرند؛ مانند رد صلاحیت صادق خلخالی در انتخابات دوره دوم مجلس خبرگان رهبری سال ۱۳۶۹ از جانب شورای نگهبان. یا اینکه حاکمان عاملان خشونت را مانند سعید امامی به طرز مشکوکی از بین &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;برند&lt;/span&gt; و یا اینکه مانند سعید مرتضوی به کارت فشار جناح&amp;zwnj;های سیاسی تبدیل می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عاملان خشونت همچون سعید امامی در آشفتگی&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی سربرمی&amp;zwnj;آورند و در شرایط ثبات سیاسی و اجتماعی قربانی دستگاه قدرت می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع عکس نخست&lt;/strong&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جهانگیر رزمی، پنجم شهریورماه سال ۱۳۵۸، اعدام شماری از مخالفان کرد توسط صادق خالخالی&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/25/16213#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5061">امین سرخابی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13192">حسین الله کرم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12147">خشونت در جامعه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13193">سعید امامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4241">سعید مرتضوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4890">صادق خلخالی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Mon, 25 Jun 2012 14:35:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16213 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>شاپور بختیار، از تولد تا  ترور</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/11/6113</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/11/6113&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سعید بیانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;248&quot; height=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shapour-bakhtiar_0.jpg?1313272334&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;در زمانی كه تب و تاب انقلاب و انقلابی&amp;zwnj;گری سراسر ایران را فراگرفته بود و در زمانی كه هیچكدام از سیاستمداران و مردم عادی امیدی به ماندن حكومت سلطنتی نداشتند، شاپور بختیار، وارد عرصه پرالتهاب سیاست آن&amp;zwnj;روزهای ایران شد و با پذیرش پست نخست&amp;zwnj;وزیری حكومت بحران&amp;zwnj;زده پادشاهی، تمام تلاش خود را برای اقدامات اصلاحی در پیش گرفت؛ اقداماتی كه اصولاً احیای دوباره قانون اساسی مشروطه بود، اما فضای ملتهب و انقلابی ایران این شانس را برای آخرین نخست&amp;zwnj;وزیر باقی نگذاشت تا آتش شعله&amp;zwnj;ور انقلاب در ایران را فرونشاند و اصلاحات را در پیش بگیرد، اما به&amp;zwnj;راستی شاهپور بختیار كه بود و برای ایران انقلاب&amp;zwnj;زده  چه می&amp;zwnj;خواست؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;كودكی و نوجوانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاپور بختیار در سال  ۱۲۹۳ هجری شمسی در جنوب غربی ایران، در شهر كرد و در طایفه ایل بختیاری به&amp;zwnj;دنیا آمد. بختیاری&amp;zwnj;ها در گذر تاریخ همواره در رده&amp;zwnj;های سیاسی، سپاهی و بازرگانی دستی داشته&amp;zwnj;اند؛ به&amp;zwnj;ویژه جایگاه این طایفه به عنوان سپاهیان صفویه و تشکیل زندیه تا انقلاب مشروطه چشمگیر است. ایل بختیاری در جریان انقلاب مشروطه نقش مهمی را در به نتیجه رساندن انقلاب ایفا كرد. زمانی كه شاپور بختیار هفت ساله بود مادر خود را (به نام نازبیگم)  از دست داد. پدر شاپور بختیاربه نام محمدرضا معروف به سردار فاتح  بود.  شاپور بختیار در خاطرات خود   كینه و غضب رضاشاه از خاندان او به جهت مخالفت با عملكرد انگلیسی&amp;zwnj;ها در ایران را دلیل نابودی سران طایفه ایل بختیاری می&amp;zwnj;داند. رضاشاه در سال 1313 هجری شمسی پدر او همراه با چندنفر دیگر را اعدام می&amp;zwnj;کند. پدربزرگ مادری بختیار، نجف&amp;zwnj;قلی صمصام&amp;zwnj;السلطنه، رئیس&amp;zwnj;الوزرای ایران در دورهٔ قاجار و از سران ایل بختیاری و دو دوره در ۱۹۱۲ و ۱۹۱۸ به نخست&amp;zwnj;وزیری رسیده بود. صمصام&amp;zwnj;السلطنه در جنبش مشروطه به مخالفان محمدعلی&amp;zwnj;شاه پیوست و با برادر خود علیقلی&amp;zwnj;خان سردار اسعد همراه شد. پدر شاهپور بختیار و بسیاری از خوانین ایل بختیاری از نوادگان شخصی به نام حیدرخان هستند که اصالتاً از ایل پاپی ساکن در بخش&amp;zwnj;های گرمسیری خوزستان و سردسیری لرستان هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاپوربختیار تحصیلات ابتدای را در اصفهان و سپس در بیروت پایتخت لبنان به پایان رساند. او مدرک دیپلم دبیرستان خود را در بیروت و از مدرسه&amp;zwnj; فرانسوی بیروت دریافت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فعالیت سیاسی بختیار&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;گونه كه در زندگینامه بختیار و به قلم خود او آمده، هنگامی كه برای ثبت&amp;zwnj;نام در مدرسه لوئی لوكران بوده، جنگ داخلی اسپانیا، سرآغازی برای زندگی سیاسی او می&amp;zwnj;شود. بختیار بسیار تحت تاثیر كودتای فرانكو علیه حكومت قانونی جمهوری&amp;zwnj;خواهان قرار می&amp;zwnj;گیرد و به همراه چندتن از همفكران خود در تظاهرات حمایتی از جمهوری&amp;zwnj;خواهان كه منجر به زد و خورد می&amp;zwnj;شود شركت می&amp;zwnj;كند. آغاز جنگ جهانی دوم نیز باعث شكوفایی سیاسی او می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/medium_003_3_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بختیار در سال 1936 به فرانسه رفت.  پس از اشغال فرانسه در جنگ جهانی دوم وارد نهضت مقاومت ملی فرانسه شد و به عنوان یکی از سربازان فرانسه (ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه) در گُردان اورلئان شرکت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بختیار در سال 1936 به فرانسه رفت. پس از اشغال فرانسه در جنگ جهانی دوم وارد نهضت مقاومت ملی فرانسه شد و به عنوان یکی از سربازان فرانسه (ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه) در گُردان اورلئان شرکت کرد.&amp;nbsp;وی در سال 1939 دكترای خود را در زمینه علوم سیاسی از دانشگاه سوربن دریافت كرد و در عین حال موفق به كسب دو مدرك لیسانس دیگر در زمینه&amp;zwnj;های حقوق و فلسفه نیز شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بختیار در سال 1346 بعد از پایان اشغال فرانسه توسط ارتش آلمان به ایران بازگشت. در آن زمان ایران هنوز تحت اشغال نیروهای خارجی و متفقین بود. بختیار در سال 1951 توسط وزیر وقت كار به عنوان مدیر اداره كار اصفهان برگزیده شد و حتی تا پست معاونت بالا رفت. بعدها به اداره كار در استان خوزستان گمارده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با آغاز جنبش ملی شدن صنعت نفت، شاپور بختیار با تمام توان به حمایت و پشتیبانی از محمد مصدق برمی&amp;zwnj;خیزد. پس از كودتای 28 مرداد بختیار گوشه&amp;zwnj;نشینی اختیار می&amp;zwnj;كند و با آن&amp;zwnj;كه روابط خویشاوندی با همسر اول محمدرضا پهلوی، ثریا اسفندیاری بختیاری داشت، از پذیرفتن هرگونه مسئولیتی در حكومت چشم&amp;zwnj;پوشی می كند و به&amp;zwnj;طور مخفیانه علم مخالفت و مبارزه با حكومت پهلوی را برمی&amp;zwnj;دارد. در این مدت با آیت&amp;zwnj;الله موسوی زنجانی و مهدی بازرگان آشنا می&amp;zwnj;شود و در حزب ایران با آن&amp;zwnj;ها همكاری می&amp;zwnj;كند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در اواخر سال 1332 از طرف حكومت چندماه زندانی  و به زادگاه خودش تبعید می&amp;zwnj;شود. در سال 1333 به تهران بازمی&amp;zwnj;گردد و بار دیگر به زندان می&amp;zwnj;افتد و در دادگاه به سه سال زندان محكوم می&amp;zwnj;شود. پس از گذراندن سه&amp;zwnj;سال زندان به اجبار تهران را ترك می&amp;zwnj;كند. در سال 1338 و 39 به همراه دوستانش برای سرو سامان دادن به جبهه ملی فعالیت خود را از سر می&amp;zwnj;گیرد و تا سال 1345 سه بار دیگر زندانی می&amp;zwnj;شود. در سال 1342 به دنبال مخالفت آیت&amp;zwnj;الله خمینی با دو اصل برابری حقوق زن و مرد و تقسیم اراضی كه دربار اعلام كرده بود به مخالفت با او می&amp;zwnj;پردازد. بختیار به گفته خود برای سر و سامان دادن به زندگی آشفته خود مجبور به كار در شركت&amp;zwnj;های خصوصی می&amp;zwnj;شود و حقوقی برای گذران زندگی می&amp;zwnj;گیرد. بختیار كه اوضاع كشور را بحرانی می&amp;zwnj;بیند به همراه دوتن از دوستانش كریم سنجابی و داریوش فروهر نامه ای انتقادی به شاه می&amp;zwnj;نویسند و از او می&amp;zwnj;خواهند كه حكومت را بر اساس قانون اساسی اداره كند و تنها به سلطنت بیندیشد نه به حكومت. شاه اما این نامه را جدی نمی&amp;zwnj;گیرد و رسانه&amp;zwnj;های حكومتی برچسب مزدور خارجی، منفی&amp;zwnj;باف و مرتجع به او و یارانش می&amp;zwnj;زنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در اواخر سال 1356 و اوجگیری انقلاب ایران، شاه دستور آزادی بختیار از زندان را صادر می&amp;zwnj;کند و از وی در دیداری خصوصی در كاخ نیاوران تهران می&amp;zwnj;خواهد که مقام نخست&amp;zwnj;وزیری ایران را قبول کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بختیار در کتاب خاطرات خود به دیدارش با شاه اشاره می&amp;zwnj;كند و می&amp;zwnj;گوید که در دیدار دی&amp;zwnj;ماه، وی &amp;laquo;حقیقتاً&amp;raquo; نگران بود و از من پرسید: &amp;laquo;وقت تنگ است. به من بگویید آیا حاضرید دولتی تشکیل دهید.&amp;raquo; بختیار از شاه  فرصتی ده روزه  برای فکر کردن می خواهد ولی شاه  در پاسخ می گوید که این مدت زیاد است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نخست&amp;zwnj;وزیر دوران بحران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/bakhtiar_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بختیار با شاه توافق کرد که برای کابینه&amp;zwnj;اش از مجلس سنا رای بگیرد و در عوض شاه شروط او را بپذیرد. شروط بختیار عبارت بود از این&amp;zwnj;كه: شاه از کشور خارج شود،؛ ساواك  منحل شود؛ زندانیان سیاسی آزاد شوند؛ شرایط آزادی مطبوعات فراهم شود؛ و مصادره اموال بنیاد پهلوی  به سود دولت  انجام شود. سرانجام بختیار برای &amp;laquo;آرام کردن اوضاع&amp;raquo; و جلوگیری از اوجگیری انقلاب مقام نخست&amp;zwnj;وزیری را قبول کرد و خود را &amp;laquo;مرغ طوفان&amp;raquo; نامید. بختیار علی&amp;zwnj;رغم مخالفت جبهه ملی  این پست را قبول و به همین علت از جبهه ملی کناره&amp;zwnj;گیری کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نهایت در اوج انقلاب، بختیار به همراه وزرای دولتش از مجلس سنا رای اعتماد گرفت. او در سخنرانی خود در مجلس شورای ملی به اجرای كامل قانون اساسی منبعث از انقلاب مشروطه متعهد شد. در كوران انقلاب ضد سلطنتی، در حالی&amp;zwnj;كه همرزمان سابق خود را در میان انقلابیون می&amp;zwnj;دید به دفاع از قانون اساسی مشروطه برخاست. درواقع، دکتر بختیار مشروعیت حکومت موقت خود را ناشی از اجرای موبه&amp;zwnj;موی قانون اساسی می&amp;zwnj;دانست که خود حاصل اعمال حاکمیت ملی در انقلاب مشروطه بود، و نه از فرمان شاه. چون قانون اساسی را خود نشان اراده ملت می&amp;zwnj;دید، تمکین در مقابل این اراده، یعنی اجرای قانون اساسی، منشاء مشروعیت سیاسی حکومت شاپور بختیار بود. بختیار بر این اعتقاد بود که تا انتخابات آزاد صورت نگیرد، اراده ملی تحقق  نخواهد یافت. از نظر او، تنها در چارچوب انتخابات آزاد است که خواست ملت مشخص خواهد شد . در نظر دکتر بختیار تظاهرات خیابانی و ابراز نارضایتی مردم نمی&amp;zwnj;توانست معیار مشخصی برای سنجش خواست آن&amp;zwnj;ها باشد و به تنهایی جایگزین انتخابات آزاد شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;232&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/etelaat_81bahman-ae824.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تنها مدت كوتاه 37 روز فرصت برای آخرین نخست&amp;zwnj;وزیر بود تا اهداف خود،  یعنی اجرای قانون اساسی را اجرا كند، اما انقلاب ایران و آنچه كه او &amp;laquo;جنون دسته&amp;zwnj;جمعی&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواند این شانس را برای مردی كه تمام شهرت سیاسی خود را در عرصه سیاست بحران&amp;zwnj;زده ایران به قمار گذارده بود فرصت اندكی بود. آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرمان به نامشروع بودن دولت او داد و فریاد &amp;laquo;بختیار نوكر بی&amp;zwnj;اختیار&amp;raquo; در خیابان&amp;zwnj;های تهران طنین&amp;zwnj;انداز شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انقلابیون یكی بعد از دیگری مراكز دولتی را به تسخیر خود درآوردند و دست آخر به دفتر محل كار او یعنی نخست&amp;zwnj;وزیری رسیدند. ساعتی قبل بختیار با هلیكوپتر به محل مخفی خود كه مدت شش&amp;zwnj;ماه در آنجا بود رفت. هر روز در روزنامه&amp;zwnj;های كیهان و اطلاعات خبری مبنی بر دستگیری و خودكشی او به چاپ می&amp;zwnj;رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سرانجام اما دكتر بختیار زندگی مخفی را تاب نیاورد و در سال 1358 با پاسپورت جعلی با هویتی شخصی خارجی و از طرق فرودگاه مهرآباد خاك ایران را به مقصد پاریس ترك كرد. وی در سال ۱۳۵۸ پس از ورود به فرانسه نهضت مقاومت ملی ایران را بنیانگذاری کرد و هدف خود را براندازی حكومت جمهوری اسلامی اعلام كرد. سران جمهوری اسلامی در آن زمان كودتای نافرجام نوژه را كه با شركت زیادی از افسران ارتش ناكام ماند، از طرح&amp;zwnj;های او میدانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ترور و ترور&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بختیار در سال 1359 یك&amp;zwnj;سال پس از خروجش از كشور مورد سوءقصد نافرجام فردی لبنانی&amp;zwnj;تبار به&amp;zwnj;نام انیس نقاش قرار می&amp;zwnj;گیرد. این ترور به گفته انیس نقاش به&amp;zwnj;دلیل سخنان صادق خلخالی ناكام ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته وی، اظهارات صادق خلخالی، حاکم شرع دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب که اعلام کرده بود &amp;laquo;برای اجرای حکم اعدام شاپور بختیار، کماندو به پاریس فرستاده&amp;zwnj;ام&amp;raquo;، نقشه نقاش را نقش بر آب می&amp;zwnj;كند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقاش که برای ترور بختیار دوهفته کار شناسایی و برنامه&amp;zwnj;ریزی در پاریس انجام داده بود و حتی با آخرین نخست&amp;zwnj;وزیر شاه نیز مصاحبه کرده بود، می&amp;zwnj;گوید به دنبال انتشار سخنان خلخالی، &amp;laquo;شاپور بختیار نه جواب تلفن می&amp;zwnj;&amp;zwnj;داد و نه وقت ملاقات؛ محافظین او نیز افزایش پیدا کردند. به این ترتیب وقت ملاقاتی که با او گذاشته بودم و قرار بود همانجا کار را تمام کنم منتفی شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال انیس نقاش بر خود &amp;laquo;واجب&amp;raquo; می&amp;zwnj;داند که &amp;laquo;هرکاری&amp;raquo; از دستش برمی&amp;zwnj;آید انجام دهد و شاپور بختیار را به قتل برساند. به همین منظور، یک اسلحه هفت میلی&amp;zwnj;متری با صدا خفه کن تهیه می&amp;zwnj;کند و به محل زندگی بختیار می&amp;zwnj;رود: &amp;laquo;اما این&amp;zwnj;ها شک کردند و در ساختمان را به رویم باز نکردند. من هم بلافاصله تصمیم گرفتم با گلوله قفل در را بشکنم و بروم داخل. اما چون در دفتر بختیار ضد گلوله بود، هیچ&amp;zwnj;کاری نتوانستم بکنم. یکی از دو گلوله&amp;zwnj;ای که به من خورد، متعلق به سلاح خودم بود که به در شلیک کردم و کمانه کرد و برگشت سمت خودم. بعد هم که با پلیس فرانسه درگیر شدم و یک گلوله دیگر هم خوردم و دستگیر شدم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این عملیات ترور انیس نقاش بر اثر گلوله اسلحه خود زخمی و توسط پلیس فرانسه بازداشت می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;
نقاش در سال ۱۳۵۹ خورشیدی (۱۹۸۰میلادی) در دادگاهی در پاریس به زندان ابد محکوم شد، اما کمتر از یک دهه بعد در پی صدور حکم عفو از طرف فرانسوا میتران، رئیس جمهوری وقت فرانسه از زندان آزاد شد و به ایران بازگشت. بسیاری آزادی انیس نقاش از زندان را معامله&amp;zwnj;ای پشت پرده دولت ایران با فرانسه می&amp;zwnj;دانند و به نقش ایران در آزادسازی گروگان&amp;zwnj;های فرانسوی در لبنان، بی&amp;zwnj;ارتباط  نمی&amp;zwnj;دانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انیس نقاش در حال حاضر در ایران به تجارت مشغول است و به عنوان &amp;laquo;رئیس مرکز پژوهشی امان&amp;raquo; فعالیت&amp;zwnj;های خود را دنبال می&amp;zwnj;كند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در جریان ترور بعدی در 15 مردادماه سال 1370 شاپور بختیار به&amp;zwnj;همراه منشی شخصی خود سروش كتیبه، جان خود را از دست می&amp;zwnj;دهند. در این سوءقصد، جوخه ترور اعزامی جمهوری اسلامی، به نام&amp;zwnj;های علی وکیلی راد، فریدون بویراحمدی و محمد آزادی بودند که با استفاده از چاقوی آشپزخانه منزل بختیار، گلوی وی را بریدند. سروش کتیبه را نیز با چند ضربه چاقو به قتل رساندند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;125&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/kouchner_1547393c_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از 18 سال علی وكیلی&amp;zwnj;راد با معامله&amp;zwnj;ای بر سر آزادی کلوتیلد رایس ( تبعه دستگیر شده در جریان تظاهرات انتخابات سال 1388) بین جمهوری اسلامی و فرانسه، از زندان آزاد و به ایران بازمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فریدون بویراحمدی و محمد آزادی از این معركه می&amp;zwnj;گریزند، اما علی وكیلی&amp;zwnj;راد در خاك سویس دستگیر و به فرانسه منتقل و به حبس ابد محكوم می شود. بعد از 18 سال علی وكیلی&amp;zwnj;راد با معامله&amp;zwnj;ای بر سر آزادی کلوتیلد رایس ( تبعه دستگیر شده در جریان تظاهرات  انتخابات سال 1388) بین جمهوری اسلامی و فرانسه، از زندان آزاد و به ایران بازمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاپور بختیار، همواره در سخنان و مصاحبه&amp;zwnj;هایش بر اصل جدایی حوزه دین از حكومت و لزوم برگزاری انتخابات آزاد  تاكید و باور داشت و تا آخرین لحظات زندگی خود در این راه تلاش كرد. وی بعد از پذیرش پست نخست&amp;zwnj;وزیری از جانب شاه،  توسط دوستان و همرزمانش در جبهه ملی مورد انتقاد قرار گرفت و به سازش با شاه محكوم شد. در زمانی كه اغلب سیاستمداران با نام و بی&amp;zwnj;نام، گوی رقابت را برای رسیدن به خیمه آیت&amp;zwnj;الله خمینی درنوفل&amp;zwnj;لوشاتو از یكدیگر می&amp;zwnj;ربودند، بختیار در مقام نخست&amp;zwnj;وزیری به آیت&amp;zwnj;الله خمینی پیشنهاد كرد كه اگر می&amp;zwnj;خواهد در جهت پیشبرد دین اسلام خدمت كند سیاست را كنار بگذارد و همانند پاپ در واتیكان، او نیز در قم به آموزش مسائل دینی بپردازد. بختیار هشدار مبنی بر استقرار &amp;laquo;دیكتاتوری نعلین&amp;raquo;  یعنی حكومت دینی را بلند كرد؛ هشداری كه گوش شنوایی برای آن نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخشی از ترجمه رساله شاپور بختیار، در سال 1945 كه برای اخذ مدرك دكترا از دانشگاه سوربن پاریس نوشته شده بدین قرار است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;در این گمان بوده&amp;zwnj;ایم که عصر ما با این همه غنایی که در زمینه اصول نظری دارد، به روابط میان قدرت و دین اعتبار دوباره بخشیده است. ناگریز بوده&amp;zwnj;ایم به این مسئله کهن، که به عقیده ما علوم حقوقی و قضایی اطلاعات گرانبهای بسیاری از آن می&amp;zwnj;گیرند، دوباره بیندیشم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از قرن&amp;zwnj;ها جدایی و تضاد میان قدرت و دین، نوعی بازگشت به وحدت این دو در نظر گرفته بودند و گونه&amp;zwnj;ای وابستگی قدرت روحانی به قدرت دنیوی را طرح&amp;zwnj;ریزی کرده بودند. این را در تحول مسلک&amp;zwnj;های توتالیتر می&amp;zwnj;توان دید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/11/6113#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4891">انیس نقاش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4889">داریوش فروهر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4892">سروش کتیبه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3234">سعید بیانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4887">شاپور بختیار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4890">صادق خلخالی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4893">علی وكیلی‌راد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4888">كریم سنجابی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4894">کلوتیلد رایس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 11 Aug 2011 14:44:09 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6113 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>