<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4829/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>رضا ساکی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4829/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>عزاداری یک نسل بی‌پدر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2011/08/09/5912</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2011/08/09/5912&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    «بابا باطری‌دار می‌شود» نوشته‌ی رضا ساکی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی اسکندرزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/eskzsaki01.jpg?1312865791&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی اسکندرزاده - فکرش را بکنید، یک لحظه پیش خودتان تصور کنید که خدمت سربازی شما تازه تمام شده که خبردار می&amp;zwnj;شوید یکی از عزیزان&amp;zwnj;تان، مثلاً خدای نکرده پدرتان به یک بیماری خیلی بد مبتلا شده. این بیماری آن&amp;zwnj;قدر بدخیم است که پزشکان از بیمار قطع امید کرده&amp;zwnj;اند. در این شرایط چه می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110806_KetabZamaneh_Ali_15.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای رضا ساکی، طنزنویس جوان ایرانی دقیقاً چنین اتفاقی می&amp;zwnj;افتد. همزمان با به پایان رسیدن خدمت سربازی&amp;zwnj;اش خبردار می&amp;zwnj;شود که پدرش به سرطان ریه، آن هم از نوع حاد مبتلا شده. پزشکان می&amp;zwnj;گویند یک ماه بیشتر از زندگی او باقی نمانده. با این&amp;zwnj;حال ساکی امیدش را از دست نمی&amp;zwnj;دهد و نه تنها تا آخرین لحظات زندگی پدرش را همراهی می&amp;zwnj;کند، بلکه خاطراتش از این دوران تلخ را به شکل یک مجموع داستان طنز می&amp;zwnj;نویسد. این مجموعه را به&amp;zwnj;تازگی نشر چشمه با عنوان &amp;laquo;بابا باتری&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; منتشر کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در برنامه&amp;zwnj;ی این هفته&amp;zwnj;ی &amp;laquo;کتاب&amp;zwnj;های از یاد رفته و کتاب&amp;zwnj;های در یاد مانده&amp;raquo; مجموعه داستان &amp;laquo;بابا باطری&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; نوشته&amp;zwnj;ی رضا ساکی را معرفی می&amp;zwnj;کنیم.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر کس به شیوه&amp;zwnj;ی خودش عزاداری می&amp;zwnj;کند و درباره&amp;zwnj;ی فرهنگ عزاداری در بین ملت&amp;zwnj;های مختلف کتاب&amp;zwnj;های زیادی نوشته شده و عزاداری از دیرباز یکی از مهم&amp;zwnj;ترین موضوعات روانشناسی و روانشناسی فروید بوده است. در این میان بی&amp;zwnj;تردید طنز یکی از مؤثرترین راه&amp;zwnj;های عزاداری&amp;zwnj;ست. هاینریش بل در رمان &amp;laquo;عقاید یک دلقک&amp;raquo; به&amp;zwnj;خوبی نشان می&amp;zwnj;دهد که در پشت نقاب یک دلقک به ظاهر خندان ممکن است یک روح عزادار و زخم&amp;zwnj;خورده نهفته باشد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/eskzsaki02.jpg&quot; /&gt;علی اسکندزاده: موضوع داستان&amp;zwnj;های رضا ساکی دغدغه&amp;zwnj;ی یتیم شدن است. یک معنای آن می&amp;zwnj;تواند این باشد که ما در بحران رهبری و مشروعیت&amp;zwnj;باختگی رهبری در یک جامعه&amp;zwnj;ی یتیم و بی&amp;zwnj;پدر زندگی می&amp;zwnj;کنیم. شاید اهمیت اجتماعی و سیاسی &amp;laquo;بابا باطری&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; هم این است که نویسنده موفق شده از یک ماجرای شخصی به یک مشکل اجتماعی برسد و آن هم بی&amp;zwnj;پدر بودن یا دغدغه&amp;zwnj;ی بی&amp;zwnj;پدر بودن یک نسل است.(عکس رضا ساکی، طنزنویس.)&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;رضا ساکی در داستان کوتاهی که مثل یک مقدمه برای مجموعه داستانش نوشته شده، با قلم ساده، روان و همه&amp;zwnj;فهمی می&amp;zwnj;نویسد:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;یک روز دکترها گفتند قلب&amp;zwnj; بابا خوب کار نمی&amp;zwnj;کند. راست می&amp;zwnj;گفتند چون فشارش دایم بالا و پایین می&amp;zwnj;شد و ضربانش هم هی تند و کند می&amp;zwnj;شد و به قول خود بابا ریپ می&amp;zwnj;زد. دکتر بخشاییان پزشک قلب بابا بعد از چند آزمایش تشخیص داد که باید برای قلب بابا هر چه زودتر باتری کار بگذارند.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
و بعد از آنکه مقداری با پدیده&amp;zwnj;ی &amp;laquo;باتری&amp;raquo; شوخی می&amp;zwnj;کند، در پایان داستان دوباره می&amp;zwnj;رود سر اصل موضوع و می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;حالا چند روز است قلب بابا باتری دارد و مثل ساعت کار می&amp;zwnj;کند. خیلی از چیزها را که ایجاد مغناطیس می&amp;zwnj;کنند را باید از او دور کنیم. بابا اسم خودش را گذاشته مرد شش میلیون تومانی، جعبه&amp;zwnj;های باتری را هم خودش برداشته تا خراب نشوند. می&amp;zwnj;گوید وقتی من مردم، باتری بی&amp;zwnj;جعبه را نمی&amp;zwnj;خرند که، بلکه هم از شما شکایت کنند که آن را دزدیده&amp;zwnj;اید. می&amp;zwnj;گویم بابا جان انشااله سال&amp;zwnj;ها سلامت باشید، می&amp;zwnj;خندد می&amp;zwnj;گوید: بعد از صد و بیست سال هم هر کس بخواهد بفروشد باز جعبه می&amp;zwnj;خواهد،&amp;zwnj; این باتری به هر کس ارث برسد دعایم می&amp;zwnj;کند می&amp;zwnj;گوید خدا بیامرزدتش که جعبه&amp;zwnj;ی باتری&amp;zwnj;اش سالم بود.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حالا بعد از آنکه نویسنده این ماجراهای دردناک را از سر گذرانده، این داستان خیلی کوتاه را همراه با ۱۰ داستان دیگر در مجموعه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;بابا باطری&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; منتشر کرده است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معلوم است که این مجموعه بسیار فروتن است و به هیچ&amp;zwnj;وجه ادعای ادبی ندارد. یک مجموعه داستان طنز را هم قاعدتاً نمی&amp;zwnj;توان با مثلاً گلستان سعدی مقایسه کرد. طنزنویسی در ایران از یک سنت بسیار قدیمی برخوردار است. عبید زاکانی و ایرج میرزا و دهخدا را همه به&amp;zwnj;عنوان طنزنویس می&amp;zwnj;شناسند. قبل از انقلاب هم نویسندگانی مثل جواد مجابی و رسول پرویزی و همچنین بهرام صادقی داستان&amp;zwnj;هایی به طنز نوشته بودند. یکی از بهترین این داستان&amp;zwnj;ها &amp;laquo;آقای ذوزنقه&amp;raquo; نوشته&amp;zwnj;ی جواد مجابی&amp;zwnj;ست. اصولاً از مشروطه به این سو زبان طنز در ایران رو به سادگی گذاشت و هر چه گذشت از ادبیت آن کم شد و به زبان روزنامه نزدیک&amp;zwnj;تر شد. امروز زبان طنز، زبان روزنامه&amp;zwnj;نگاری&amp;zwnj;ست و کمتر جنبه&amp;zwnj;ی ادبی دارد. &amp;laquo;بابا باطری&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; یک نمونه&amp;zwnj;ی کامل از طنز جوان و روزنامه&amp;zwnj;ای در ایران است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از طریق نظر مجید خسرو انجم درباره&amp;zwnj;ی این کتاب می&amp;zwnj;توانیم به خصوصیت مجموعه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;بابا باطری&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; نوشته&amp;zwnj;ی رضا ساکی به خوبی پی ببریم. انجم می&amp;zwnj;نویسد: &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;نقلی است شیرین و دلچسب و صمیمی از مراحل یتیم شدن! چه جاهایی از کتاب که نخندیدم و چه جاهایی که بغضم را به ضرب و زور خدو (!) قورت دادم. نمی&amp;zwnj;دانم چند نفر مثل من هر شب و هر صبح با دغدغه&amp;zwnj;ی نزدیکِ یتیم شدن، ثانیه&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;گذرانند. اما کتاب جدید رضا ساکی مطمئناً زبان حال همه&amp;zwnj;ی ماهایی است که این &amp;laquo;درد آتی ناگزیر&amp;raquo; را جدی می&amp;zwnj;گیریم. شاید از حالا داریم تمرین می&amp;zwnj;کنیم که وقتی آن خبر تلخ را شنیدیم، برایش آمادگی داشته باشیم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این کتاب را بخوانید. در عرض یک ربع تمام می&amp;zwnj;شود. اما بی&amp;zwnj;شک روز&amp;zwnj;ها با شما همراه خواهد بود. کتاب طنزی درباره&amp;zwnj;ی دردناک&amp;zwnj;ترین فرآیند زندگی یک پسر...&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خسرو انجم که از نسل رضا ساکی&amp;zwnj;ست و زمینه&amp;zwnj;ی کارش هم طنز است به نکته&amp;zwnj;ی مهمی اشاره می&amp;zwnj;کند. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;نمی&amp;zwnj;دانم چند نفر مثل من هر شب و هر صبح با دغدغه&amp;zwnj;ی نزدیکِ یتیم شدن، ثانیه&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;گذرانند.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طنزنویس&amp;zwnj;ها حتماً نباید سیاسی باشند. آن&amp;zwnj;ها از یک شم قوی اجتماعی برخوردارند و به خاطر همین شم دست روی دردها و زخم&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;گذارند و به گونه&amp;zwnj;ای مشکلات را نمایان می&amp;zwnj;کنند که ما به خودمان می&amp;zwnj;خندیم. این در واقع هنر طنزنویس&amp;zwnj;هایی مثل هادی خرسندی&amp;zwnj;ست که از او به عنوان مهم&amp;zwnj;ترین طنزنویس بعد از مشروطه یاد کرده&amp;zwnj;اند. به هر حال وقتی انجم از دغدغه&amp;zwnj;ی یتیم شدن صحبت می&amp;zwnj;کند، یک معنایش می&amp;zwnj;تواند این باشد که ما در بحران رهبری و مشروعیت&amp;zwnj;باختگی رهبری در یک جامعه&amp;zwnj;ی یتیم و بی&amp;zwnj;پدر زندگی می&amp;zwnj;کنیم. شاید اهمیت اجتماعی و سیاسی &amp;laquo;بابا باطری&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; هم این است که نویسنده موفق شده از یک ماجرای شخصی به یک مشکل اجتماعی برسد و آن هم بی&amp;zwnj;پدر بودن یا دغدغه&amp;zwnj;ی بی&amp;zwnj;پدر بودن یک نسل است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اسماعیل امینی، منتقد دیگری در &amp;laquo;گل آقا&amp;raquo; به معناهای پنهان در این اثر اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;طنز در &amp;quot;بابا باتری&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;شود&amp;quot; با تمام گونه&amp;zwnj;هایش حضور دارد، هم شوخی&amp;zwnj;ها و نیش و کنایه&amp;zwnj;های رایج در گفتار روزانه&amp;zwnj;ی مردم&amp;zwnj;، هم اشاره&amp;zwnj;های طنزآمیز معمول در نوشته&amp;zwnj;های مطبوعاتی، هم طنز موقعیت با صبغه&amp;zwnj;های فلسفی و هم بسیاری گونه&amp;zwnj;های دیگر که&amp;zwnj;گاه دریافت آن&amp;zwnj;ها نیازمند تامل و چندباره خواندن متن است.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از مهم&amp;zwnj;ترین ویژگی&amp;zwnj;های &amp;laquo;بابا باتری&amp;zwnj;دار می شود&amp;raquo; همین چندمعنایی بودن و تفسیرپذیر بودن آن است. شما می&amp;zwnj;توانید داستان&amp;zwnj;ها را در عرض حداکثر نیم ساعت بخوانید و قدری بخندید، در همان حال می&amp;zwnj;توانید کتاب را چند بار بخوانید و درباره&amp;zwnj;ی داستان&amp;zwnj;ها فکرب کنید. آن موقع متوجه می&amp;zwnj;شوید که رضا ساکی واقعاً به بی&amp;zwnj;پدر بودن یک نسل و به یک جامعه&amp;zwnj;ی یتیم اشاره می&amp;zwnj;کند. جامعه&amp;zwnj;ای بحران&amp;zwnj;زده که بعد از انقلاب و سقوط پدرخوانده&amp;zwnj;ای به نام شاه و مرگ پدر آرمانی&amp;zwnj;اش که آیت الله خمینی بود، نتوانست جایگزینی برای آن پیدا کند. نسل جوان در پروسه&amp;zwnj;ی هویت&amp;zwnj;یابی اکنون به بلوغ رسیده، آن&amp;zwnj;قدر که می&amp;zwnj;تواند به یتیم ماندگی&amp;zwnj; اجتماعی&amp;zwnj;اش بخندد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2011/08/09/5912#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2204">ادبیات داستانی ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4829">رضا ساکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2239">علی اسکندرزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Tue, 09 Aug 2011 04:56:31 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">5912 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>