<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4744/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>جهانی شدن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4744/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>اغواگری کالا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/03/15203</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/03/15203&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهشب تاجیک        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;301&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nikefactory.jpg?1339089823&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهشب تاجیک - سرمایه&amp;zwnj;داری و جهان کالامحور، این توانایی و پتانسیل را دارد تا هر چیزی را در خود فرو ببرد و از طرفی وارد چرخه عرضه و تقاضا و تولید و مصرف کند. این واقعیتی است که حتی دشمنان و رقبای سرمایه&amp;zwnj;داری را نیز در بر می&amp;zwnj;گیرد و در این ساختار مبتنی &amp;zwnj;بر پسند بازار گرفتار می&amp;zwnj;آورد.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیهوده نیست که هر ایدئولوژی یا ساختاری در هر زمان که پا به میدان نظر یا عمل می&amp;zwnj;گذارد، پیش از هر کار یا اتخاذ هر رویکردی، در آغاز به&amp;zwnj;اجبار در صدد رفع اتهام از خود برمی&amp;zwnj;آید تا دامن خود را از آلودگی به این چرخه پاک بداند. در هرحال، سرمایه&amp;zwnj;داری این قابلیت را در خود دارد تا هر مقوله&amp;zwnj;ای را مادامی که به&amp;zwnj;سوی قدرتمندی پیش می&amp;zwnj;تازد در خود فرو ببرد و قواعد خود را بر آن تحمیل کند و اگر آن مقوله از چرخه قدرت فاصله بگیرد، بنا بر قواعد دنیای سرمایه، زیست خود را در این چهارچوب از دست می&amp;zwnj;دهد. گویی در مسیری قرار داده شده است که چاره&amp;zwnj;ای جز تن&amp;zwnj; در دادن به جهان سرمایه وجود ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دنیا کوچک شده است&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;p&gt;جهان سرمایه&amp;zwnj;داری برای هرچه قدرتمند&amp;zwnj;تر شدن، وابسته به بازتعریف مداوم تعریف&amp;zwnj;های خود است تا از این رهگذر بتواند تا آنجایی که می&amp;zwnj;تواند پیش برود و هر آنچه را که مقدور است به کالای مصرفی یا مصرف&amp;zwnj;کننده کالا تبدیل کند. حال اگر کالای مصرفی به حوزه وجودی فرد بازگردد، خود می&amp;zwnj;تواند در عین حال مصرف&amp;zwnj;کننده کالا هم باشد. این فرآیند پیچیده تا به آنجا هدایت می&amp;zwnj;شود که فرد مصرف&amp;zwnj;کننده خود را به&amp;zwnj;مثابه کالا مورد استفاده قرار دهد و بدون اینکه نسبت به آن آگاه باشد، بهای آن را نیز پرداخت کند. کار به این&amp;zwnj;جا ختم نمی&amp;zwnj;شود و حتی باور&amp;zwnj;ها، سبک زندگی و هویت فرد نیز در دست &amp;laquo;تولید&amp;raquo; و &amp;laquo;مصرف&amp;raquo; قرار می&amp;zwnj;گیرد و اینگونه است که فرهنگ&amp;zwnj;سازی مصرف، از حیطه قدرتمند تبلیغات و ارزشگذاری&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای پا را فرا&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;نهد و خود را از هر فرد انسانی به فرد دیگر در اجتماع انتقال می&amp;zwnj;دهد. در همین زمان است که چیستی حضور فردی و به&amp;zwnj;تبع آن، حضور هر فرد در اجتماع، به چگونگی و استمرار مصرف آن فرد بازمی&amp;zwnj;گردد و اینگونه القا می&amp;zwnj;شود که تداوم این چرخه، تعادل اجتماع را تنظیم خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/fastfood.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;118&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;جهان سرمایه&amp;zwnj;داری برای هرچه قدرتمند&amp;zwnj;تر شدن، وابسته به بازتعریف مداوم تعریف&amp;zwnj;های خود است تا از این رهگذر بتواند تا آنجایی که می&amp;zwnj;تواند پیش برود و هر آنچه را که مقدور است به کالای مصرفی یا مصرف&amp;zwnj;کننده کالا تبدیل کند.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روزگاری که دنیا به دلایل گونا&amp;zwnj;گون کوچک&amp;zwnj;تر جلوه می&amp;zwnj;کند و مردمانش قرابت بیشتری با هم حس می&amp;zwnj;کنند و از دیگر سو امکان ارتباطی و تبادل اطلاعاتی بیش از پیش میسر شده است، پی&amp;zwnj;ریزی الگوهای همگن برای تسلط بیشتر روی بازار جهانی مقرون به صرفه خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حتی اگر سطح مصرف در کشورهای مختلف متفاوت باشد، بازهم ضرورت کار، لزوم توجه به تغییر ساختارهای فکری- روانی و کنترل عملکرد به&amp;zwnj;صورت خودبه&amp;zwnj;خودی است. جهانی شدن الگوهای مصرف به&amp;zwnj;منظور ایجاد تغییر در فرهنگ ملت&amp;zwnj;ها در جهت هموار کردن مسیر سرمایه&amp;zwnj;داری برنامه&amp;zwnj;ریزی می&amp;zwnj;شود؛ چراکه از طریق فرآیند مصرف می&amp;zwnj;توان قدرت را در جهان چنان تقسیم کرد که اگرچه تولید و مصرف در همه&amp;zwnj;جا امکان حضور دارد، ولی انباشت سرمایه در یک مکان اتفاق می&amp;zwnj;افتد. به این شکل، مصرف&amp;zwnj;کنندگان و تولیدکنندگان بدون اینکه خود نیز آگاه باشند، به تابعی برای تولید قدرت و ثروت بدل می&amp;zwnj;شوند بدون اینکه از این دو سود جویند و از طرفی برای ادامه حضور تجهیز می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پیام&amp;zwnj;های اغواکننده نظام سرمایه&amp;zwnj;داری &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود پیشفرض&amp;zwnj;های طرح&amp;zwnj;شده، افراد اجتماع در این نظام نه تنها به مصرف تشویق می&amp;zwnj;شوند، بلکه از سویی مصرف تمام زاویه&amp;zwnj;ها و گوشه&amp;zwnj;کنارهای زندگیشان را پر می&amp;zwnj;کند و از سوی دیگر، این عمومیت مصرف کالای خودبه&amp;zwnj;خودی، &amp;rlm; کیفیت ذاتی و ارزش زیبایی&amp;zwnj;شناختی کالا&amp;zwnj;ها را در یک جامعه به زیر سئوال می&amp;zwnj;برد. این عام&amp;zwnj;بودگی چیزی را از قلم نمی&amp;zwnj;اندازد؛ حتی اگر کالای مورد نظر در آغاز در ذات هستی&amp;zwnj;شناختی خود، فرآورده&amp;zwnj;ای علمی یا هنری بوده باشد و کارکردش چیزی نه در مسیر چرخه بیمار می&amp;zwnj;نمود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرآیندی که طی آن فرهنگ مصرف&amp;zwnj;گرایی جهانی می&amp;zwnj;شود تابعی از فرآیند جهانی&amp;rlm;شدن نظام سرمایه&amp;rlm;داری جهانی است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; نظام سرمایه&amp;zwnj;داری با کمک رسانه&amp;zwnj;ها با پیام&amp;zwnj;های اغواکننده خود، مردم را به سمت فرهنگ مصرفی سوق می&amp;zwnj;دهد و آن&amp;zwnj;ها را تشویق می&amp;zwnj;کند که بیش از نیازهای زیستی خود مصرف کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تحت تاثیر این القائات و تاثیر رسانه&amp;zwnj;ها موج عظیمی به راه افتاده است که به همین سادگی قابل کنترل نیست و با نگاهی صادقانه&amp;zwnj;تر کسی هم درصدد نیست که بخواهد آن را کنترل کند. مردم هویت زیستی خود را در لابه&amp;zwnj;لای خرید کالا&amp;zwnj;ها و خدماتی می&amp;zwnj;بینند که هر روز با گستره بیشتری به آن&amp;zwnj;ها عرضه می&amp;zwnj;شود. این نگرش افتخار زندگی خاصی است که شروع کرده&amp;zwnj;اند، بدین معنی که چیزهایی را می&amp;zwnj;&amp;zwnj;خرند که نیازی به آن&amp;zwnj;ها ندارند و صرفاً بر اساس نیاز کاذبی که در فرهنگ آن&amp;zwnj;ها به وجود آمده است دست به خرید می&amp;zwnj;زنند. نیازهای واقعی و کاذب انسان&amp;zwnj;ها بر اساس آنچه &amp;laquo;هربرت مارکوزه&amp;raquo; بین آن&amp;zwnj;ها تفاوت قایل شد و گزند رسانه&amp;zwnj;ها را در این زمینه و نفوذ بلامنازع آن&amp;zwnj;ها یادآور شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;زنان و مصرف&amp;zwnj;گرایی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله مهمی که همیشه در مصرف&amp;zwnj;گرایی نادیده گرفته می&amp;zwnj;شود، نوک پیکانی است که در اکثر مواقع به سمت زنان نشانه رفته است. آیا واقعاً تفاوت&amp;zwnj;های رفتاری معناداری بین زنان و مردان در حیطه مصرف&amp;zwnj;گرایی وجود دارد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/capitalist-wave.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;222&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نظام سرمایه&amp;zwnj;داری با کمک رسانه&amp;zwnj;ها با پیام&amp;zwnj;های اغواکننده خود، مردم را به سمت فرهنگ مصرفی سوق می&amp;zwnj;دهد و آن&amp;zwnj;ها را تشویق می&amp;zwnj;کند که بیش از نیازهای زیستی خود مصرف کنند. تحت تاثیر این القائات و تاثیر رسانه&amp;zwnj;ها موج عظیمی به راه افتاده است که به همین سادگی قابل کنترل نیست و با نگاهی صادقانه&amp;zwnj;تر کسی هم درصدد نیست که بخواهد آن را کنترل کند&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر مصرف به عنوان نهایی&amp;zwnj;ترین دال در درون اقتصاد سرمایه محور در جریان باشد، این اسراف&amp;zwnj;کاری در یک بازی خواست قدرت و تن در دادن رضایتمندانه به آن به سمت جلو حرکت خواهد کرد. اگر در تفاوت میان مصرف&amp;zwnj;گرایی زنان و مردان به معنا&amp;zwnj;ها و محتواهای این رفتار توجه کنیم، متوجه خواهیم شد نوک پیکان ما ممکن است در این وادی معکوس نیز عمل کند. تفاوت&amp;zwnj;ها و هویت&amp;zwnj;های مصرف&amp;zwnj;گرای غیر یکپارچه&amp;zwnj;ای که تناقض&amp;zwnj;های رفتاری را به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آورد، به نوعی پیش&amp;zwnj;آمدی است که در هویت به وجود آمده در مصرف بدون وانمودهای جنسیتی رنگ می&amp;zwnj;بازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فریب، تغییر اذهان و مسئله گستردگی قدرت پنهان اقناع کردن مردم در زمینه مصرف به حدی گسترده است که مولدان این پیامد خود را از قید هرگونه زمان و مکانی آزاد کرده&amp;zwnj;اند و به سوی جلو پیش می&amp;zwnj;روند. این خصلت اما توده&amp;zwnj;ای است و دخلی به جنسیت ندارد. این فرهنگ بر کیفیت زندگی ما اثر می&amp;zwnj;گذارد، به این معنی که نتیجه&amp;zwnj;ای اجتناب&amp;zwnj;ناپذیر در این زمینه حاصل می&amp;zwnj;شود که کیفیت زندگی به داشتن درآمد بالا و نداشتن آن به درآمدی پایین مربوط است هر چند که زندگی مصرفی برای تمام سطوح درآمد برنامه&amp;zwnj;ریزی می&amp;zwnj;کند، اما این مسئله همیشه به احساس داشتن کمتر منتج می&amp;zwnj;شود. پس به دنبال آن افراد سخت&amp;zwnj;تر و بیشتر کار خواهند کرد تا زندگی را به سطحی که از نظر آن&amp;zwnj;ها استاندارد یک زندگی است وارد کنند، غافل از اینکه این توهم گریبان آن&amp;zwnj;ها را خواهد گرفت که با هر قدمی به سمت استانداردسازی زندگی، این استاندارد یک قدم به عقب&amp;zwnj;تر خواهد رفت که نتیجه آن تلاش سخت&amp;zwnj;تر و طاقت&amp;zwnj;فرسا&amp;zwnj;تر خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مصرف&amp;rlm;گرایی، پیامد زندگی مدرن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصرف&amp;rlm;گرایی یکی از پیامدهای زندگی مدرن و بر اساس&amp;rlm; زیاده&amp;zwnj;خواهی&amp;zwnj;های فردگرایانه انسان است که به سرعت به مفاهیم رفتارهای&amp;rlm; اجتماعی پیوند می&amp;zwnj;خورد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروز بسیاری از مفاهیم سیاسی در گرو این رفتارهای مصرف&amp;zwnj;گرایانه و خواهندگی بیشتر و بیشتر است. بد نیست به شعارهای تبلیغاتی نامزدهای مختلف در احزاب متفاوت نگاهی بیندازیم. پس همانطور که در بالا گفته شد، اعلام آمار و ارقام مصرف&amp;zwnj;گرایی، خریدهای حرص&amp;zwnj;آلود و عدم ممانعت&amp;zwnj;های ارادی سیستم&amp;zwnj;ها به هیچ عنوان جنسیت را در برنمی&amp;zwnj;گیرد. این ارتباطات برای بسیاری از مردم کاملاً عادی شده است و ذره&amp;zwnj;ای نسبت به این روابط مشکوک نیستند و با طیب خاطر به آن می&amp;zwnj;پردازند. این پندار فرا&amp;zwnj;تر از همه چیز ما را در خطر قرار می&amp;zwnj;دهد، اگر ما چنین بی&amp;zwnj;محابا به مصرف&amp;zwnj;گرایی ادامه دهیم، نتیجه&amp;zwnj;ای جز &amp;laquo;در خطر قرار گرفتن&amp;raquo;، &amp;laquo;ناامنی بیشتر جهان&amp;raquo; و &amp;laquo;استفاده بیشتر و بیشتر از منابع&amp;raquo; نخواهد داشت و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت این فرایند به نابودی بشر می&amp;zwnj;انجامد. حیطه پیش&amp;zwnj;آمده برملاکننده دگردیسی بیرونی است که بشر به آن مبتلا شده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/03/15203#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12531">جهان سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4744">جهانی شدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12530">مصرف گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10359">مهشب تاجیک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Sun, 03 Jun 2012 16:46:52 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15203 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>طرحی برای برون رفت از بحران مرکز- پیرامون (۲)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/21/7786</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/21/7786&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی افشاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/solidarity_2.jpg?1319561555&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی افشاری &amp;ndash; با توجه به مقدماتی که در قسمت اول مقاله تشریح شد، در این قسمت پیشنهادی برای حل بحران قومیتی ارائه می&amp;zwnj;شود. بنیاد این پیشنهاد نظریات یورگن هابرماس در مورد دموکراسی مشارکتی و حقوق شهروندی است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این راهبرد به جای ورود به مباحث پیچیده و کشدار قومیت - ملت، فدرالیسم و تمرکز، جغرافیای سیاسی بر مبنای حقوق شهروندی سامان یابد. در اصل هر فردی که در کشور ایران با مختصات کنونی اش زندگی می&amp;zwnj;کند مستقل از مذهب، رنگ، زبان، نژاد، قومیت، تبار، جنسیت یک شهروند است و واجد حقوقی است که از جمله آنها هستند حق تعیین سرنوشت، آزادی&amp;zwnj;های اساسی طبق مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر، حقوق برابر وبرخورداری از زندگی آسوده و امن و بدور از فقر.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخشی از حقوق شهروندی حقوق فرهنگی و هویتی است که بر مبنای آن هر شهروند حق دارد که از آموزش و تبلیغ زبان مادری و بهره برداری از انگار&amp;zwnj;های فرهنگی خاص و مورد علاقه اش برخوردار باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مدلی برای تقسیم&amp;zwnj;بندی کشوری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحقق عدالت در سطح کشور مستلزم یک تقسیم&amp;zwnj;بندی عادلانه است. در این تقسیم&amp;zwnj;بندی هر منطقه نمایندگان خودش را خواهد داشت و مدیریت ارشد استان&amp;zwnj;ها یعنی استاندار منتخب مستقیم و بلافصل ساکنان آن منطقه خواهد بود. هیچ محدودیتی به غیر از صلاحیت&amp;zwnj;های عمومی چون عدم اشتهار به فساد و ارتکاب جرائم برای کاندیداتوری وجود ندارد. بدین ترتیب اختیارات استانداران افزایش پیدا می&amp;zwnj;کند و تخصیص بودجه، توزیع اعتبارات، دریافت مالیات و انتخاب مسئولان محلی همه به استاندار و شورای استان منتخب تفویض می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;دولت مرکزی متکفل اموری چون مسائل نظامی و امنیتی، تصویب بودجه کلی کشور، برنامه&amp;zwnj;های فرهنگی کلان، سیاست خارجی، برنامه ریزی استراتژیک و بلند مدت و مدیریت منابع نفتی خواهد بود. در این حالت شورا&amp;zwnj;های شهر و روستا ارتقا پیدا می&amp;zwnj;کنند و یا تشکیل شورای استان در قالب نوعی دولت محلی ظاهر می&amp;zwnj;شوند که اختیارات زیاد و مسئولیت&amp;zwnj;های مهم دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مدل به جای تجویز دستور العمل یکسان به همه مناطق کشور، مسائل دسته بندی می&amp;zwnj;گردد. برخی از قوانین و رویه&amp;zwnj;ها از مرکز می&amp;zwnj;آید اما تصمیم در مورد بخش دیگر به خود منطقه واگذار می&amp;zwnj;شود. از این رو نمایندگان مردم هر منطقه بسته به اولویت نیاز&amp;zwnj;ها و خواسته&amp;zwnj;ها سیاست&amp;zwnj;گذاری کرده و امور اجرایی را سامان می&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حضور سازمان&amp;zwnj;یافته وقدرتمند شورا&amp;zwnj;ها جلوی اعمال ستم و تبعیض را می&amp;zwnj;گیرد. به لحاظ فرهنگی چه در حوزه فرهنگ قومی و چه مذهبی می&amp;zwnj;توان درصد&amp;zwnj;هایی را تعیین نمود که هر جمعیتی که واجد آن درصد&amp;zwnj;ها بود بتواند به آموزش و ترویج انگاره&amp;zwnj;های قومیتی چون زبان، موسیقی و آداب و رسوم مربوطه بپردازد و همچنین در انجام شعائر مذهبی و انجام عبادت بر اساس آئین مورد نظر آزادی عمل داشته باشد. بدین ترتیب خواسته&amp;zwnj;های اقلیت&amp;zwnj;های قومیتی و مذهبی کشور به نحو مناسبی تحقق می&amp;zwnj;یابد. آنها مستقیما در فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری شرکت دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محدودیتی برای انتصاب نیروهای محلی در سطح مدیران ارشد تا عادی وجود ندارد. به عنوات مثال استاندار و سایر مسئولین طراز اول در کردستان کرد خواهند بود ویا در بلوچستان بلوچ. البته این امکان بالقوه وجود دارد و محدودیتی اعمال نمی&amp;zwnj;گردد. حال دیگر انتخاب با مردم هست که چه فرد و یا افرادی را انتخاب کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حقوق شهروندی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مدل حق آموزش زبان مادری و تبلیغ و بروز هویت فرهنگی به رسمیت شناخته می&amp;zwnj;شود. امکانات عادلانه توزیع می&amp;zwnj;گردد و قدرت نیز پخش می&amp;zwnj;شود. منتها واحد تقسیم بندی به جای تکیه بر قومیت، زبان و یا نژاد که می&amp;zwnj;تواند در هر حالتی بحث مرکز- پیرامون و حالت نا برابر را به دنبال داشته باشد، شهروند است که بر فراز همه تمایزات و ویژگی&amp;zwnj;های خاص قرار دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته بدیهی است که این شهروند پا در هوا و معلق نیست، بلکه بر بستر واحد سیاسی و جغرافیایی ایران موجودیت یافته است. این بستر متکی به یک استمرار تاریخی هزاران ساله است و حال این میراث تاریخی با همه جنبه&amp;zwnj;های مثبت و منفی اش در قالب تقسم بندی شهروند محور باز سازی می&amp;zwnj;شود تا همه قومیت&amp;zwnj;های و خرده فرهنگ&amp;zwnj;های شکل دهنده آن موقعیتی برابر و هم طراز برای نقش آفرینی و برخورداری از فرصت&amp;zwnj;ها پیدا کنند. هدف آن است که همه احساس تعلق به کلیت میهن داشته باشند و احساس تبعیض و تنی و ناتنی بودن از کشور رخت بر بندد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این زمینه از تجربه هندوستان می&amp;zwnj;توان آموخت. طراحی نظام سیاسی و اجتماعی هندوستان پس از استقلال تجربه موفقی را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد. این تجربه می&amp;zwnj;آموزذ که کشور نیاز دارد تا یک دوره انتقال و تبدیل از مدیریت متمرکز و عقیده و تیار محور را به سوی ساختار غیر متمرکز و شهروند محور سپری کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدل پیشنهادی ریشه مشکل را هدف قرار می&amp;zwnj;دهد که ساخت قدرت مطقه و مخالف با حقوق شهروندی است. معضل اصلی قومیت&amp;zwnj;ها نگرش اقتدار گرا و تمامیت خواه است که می&amp;zwnj;خواهد همه تمایزات را در ارزش&amp;zwnj;ها و سبک فرهنگی واحد نظام سیاسی مضمحل سازد. کلیت نیرو&amp;zwnj;های فارس در برابر ترک&amp;zwnj;ها کرد&amp;zwnj;ها، عرب&amp;zwnj;ها و بلوچ&amp;zwnj;ها قرار ندارند، خود آنها نیز قربانی سرکوب سیستماتیک حکومت هستند. اگر مزیت&amp;zwnj;هایی برای آن از رهرو تبعیض حاصل شده باشد نا خواسته است و مسئولیتی در قبال آن ندارند. مرکز نشینان اگر چه به حفظ تمامیت ارضی کشور پایبند هستند و نسبت به ان حساسیت دارند ولی در عین حال از تحقق مطالبات مشروع ساکنان استان&amp;zwnj;های مرزی کشور استقبال می&amp;zwnj;کنند و مشارکتی در محدودیت&amp;zwnj;ها و سخت گیری&amp;zwnj;ها بر علیه آنان ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی دیگر از مزیت&amp;zwnj;های مهم مدلی که مبنای آن حقوق شهروندی است، تجارب موفق آن در عرصه جهانی است و تناسب زیادی با پارادایم حاکم بر دنیا دارد و با فرایند&amp;zwnj;های مثبت جهانی شدن نیز سازگار است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نسخه نو سازی شده انجمن&amp;zwnj;های ایالتی و ولایتی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مدل اگرچه الهام گرفته از خارج است اما با سامان سیاسی ایران پیش از دوران مدرن نیز تطابق دارد و به نوعی می&amp;zwnj;شود گفت به نسخه نو سازی شده انجمن&amp;zwnj;های ایالتی و ولایتی شبیه است. ایران تا پیش از دوران جدید، یعنی از زمانی که اولین دولت بزرگ و نظام امپراطوری در دوران هخامنشی تاسیس شد تا پیش از سلسله پهلوی، متکی بر نظم سیاسی غیر متمرکز بود. واژه &amp;quot;ممالک محروسه&amp;quot; که به جای &amp;quot;کشور&amp;quot; در دوران قاجار استفاده می&amp;zwnj;شد به خوبی این ویژگی مدیریت جغرافیای سیاسی در ایران قدیم را بازتاب می&amp;zwnj;داد. در دوران رضا شاه به حق تکوین دولت مرکزی مقتدر و قوی در دستور کار قرار گرفت اما از شیوه و مدل غلطی استفاده شد که یکسان سازی قومیتی و فارس محوری را مبنای باز سازی کشور قرار داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال می&amp;zwnj;توان از مفهوم انجمنهای ایالتی و ولایتی استفاده کرد و آن را مطابق شرایط امروز کشور به&amp;zwnj;روز نمود. اراده مردم از روستا&amp;zwnj;ها، بخش&amp;zwnj;ها و مناطق محلی تا استان وسطح ملی به صورت از پایین به بالا در این شورا&amp;zwnj;ها بروز پیدا می&amp;zwnj;کند واجازه نمی&amp;zwnj;دهد تا قدرت در مرکز به صورت انحصاری متمرکز گشته و مناسبات تبعیض آمیز باز تولید شود. البته گذار از وضع موجود به چنین نظمی زمان&amp;zwnj;بر است. بدیهی است به یکباره نمی&amp;zwnj;توان چنین تحول بزرگی را پیاده ساخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;همگرایی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مدل بر تعامل و همگرایی قومیت&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های فرهنگی، زبانی و مذهبی مختلف ضمن حفظ استقلال و تمایز&amp;zwnj;ها تاکید بسیار دارد. در اصل این نگرش به استقلال فرد و حق خود مختاری وی بهای بسیار می&amp;zwnj;دهد. همچنین زبان در این نگرش بیشتر خصلت ارتباطی پیدا می&amp;zwnj;کند. هویت&amp;zwnj;ها در جزیره&amp;zwnj;ها محبوس نمی&amp;zwnj;شوند، بلکه در اند&amp;zwnj;رکنش با یکدیگر شکوفا می&amp;zwnj;گردند. در چنین فضایی تقابل، خصومت و جداسازی&amp;zwnj;های هویتی رنگ می&amp;zwnj;بازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به میزانی که مبادلات مدنی، همکاری&amp;zwnj;ها و داد و ستد&amp;zwnj;ها بین گروه&amp;zwnj;های قومیتی گسترش پیدا می&amp;zwnj;کند، میل به تضاد و تقابل نیز کاهش می&amp;zwnj;یابد. افراد وگروه&amp;zwnj;ها ضمن اینکه فضای دلخواه و ویژه خود را دارند اما در عین حال با هویت&amp;zwnj;های دیگر پیوند و ارتباط پیدا می&amp;zwnj;نمایند وخود را متعلق به واحد بزرگ تر سیاسی واجتماعی می&amp;zwnj;پندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین نسبت بین ملت&amp;zwnj;ها و عرصه جهانی وجود دارد. درهم تنیدگی و آمیزش ملل مختلف و نگرش&amp;zwnj;های گوناگون به گونه&amp;zwnj;ای است که نیاز افراد و اجتماعات ویژه به ارتباط با یکدیگر و وابستگی متقابل را روز افزون می&amp;zwnj;سازد. بر همین منوال است که ضمن گسترش تکثر&amp;zwnj;ها و رشد کمی سبک&amp;zwnj;های زندگی و تعدد یافتن هویت&amp;zwnj;ها ارتباط&amp;zwnj;ها و تعامل بین آنها نیز افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این حالت علاوه بر جماعت&amp;zwnj;های قومیتی، گروه&amp;zwnj;ها و شبکه&amp;zwnj;های بین قومیتی اعم از فرهنگی، سیاسی و تجاری با حضور زبان&amp;zwnj;ها و نژاد&amp;zwnj;های مختلف شکل می&amp;zwnj;گیرد که به نوبه خود قطبی شدن&amp;zwnj;های قومیتی را تضعیف می&amp;zwnj;سازد و همبستگی جامعه در شکل موثر و مناسب را تقویت می&amp;zwnj;نماید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدل حقوق شهروندی این مزیت را دارد که با روند&amp;zwnj;های شکل دهنده جهان جدید مطابقت دارد و از ظرفیت خوبی برای اعتلای جامعه ایران برخوردار است. این مدل هم پاسخگوی کثرت گرایی در ابعاد مختلف است و هم بستر مناسب برای وحدت بخشی این تکثر در قالبی عادلانه و منطقی را فراهم می&amp;zwnj;آورد. همچنین در این راه حل جای نگرانی از خشونت و منازعات خونینی که در مدل تجزیه امکان وقوع دارد، نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پیشرفت و رفاه همگانی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این الگو همه مزیت&amp;zwnj;های حالت تجزیه را دارد بدون آنکه مشکلات آن را داشته باشد. همچنین تجمیع امکانات وسرمایه&amp;zwnj;ها و وجود ساز و کار مناسب برای توزیع عادلانه منابع، فرصت&amp;zwnj;های بهتری برای پیشرفت و توسعه مهیا می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر مرز&amp;zwnj;های ایران کنونی به چند کشور تقسیم گردد آنوقت منهای خوزستان که استانی ثروتمند است مابقی مناطق امکانات ودارایی&amp;zwnj;های گرانبهایی ندارند وممکن است از این منظر شرایط معیشتی مردم سخت تر گردد. در صورتی که راه حل حقوق شهروندی بالقوه منابع بیشتر و پر ثمر تری اعم از ثروت&amp;zwnj;های خدادادی، نیروی انسانی و تجارت خارجی را در اختیار مردم هر منطقه می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر نگارنده رفاه و زندگی راحت در تعیین روند همگرایی و یا واگرایی بین مرکز و پیرامون نقشی کلید دارد. معیار مردم معمولی در انتخاب بین تداوم پیوستگی و یا گسست بیشتر متاثر از مقایسه وضعیت خود با هم تبار&amp;zwnj;های شان در منطقه است. به عنوان مثال کرد&amp;zwnj;ها به کردستان عراق چشم دوخته&amp;zwnj;اند. ترک&amp;zwnj;ها آذربایجان را زیر نظر دارند وعرب&amp;zwnj;ها موقعیت خود شان را با کشور&amp;zwnj;های عربی همسایه تطبیق می&amp;zwnj;دهند. در صورتی که آنها چشم انداز آینده را از منظر پیشرفت و یا محرومیت نسبی مساعد تشخیص ندهند آنگاه میل به جدایی و یا پیوستن به واحد&amp;zwnj;های خارجی فوق افرایش پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این زاویه نظام مبتنی بر حقوق شهروندی و تمرکز زدایی در حوزه مدیرت سیاسی و اقتصادی می&amp;zwnj;تواند اندوخته لازم برای ارتقاء سطح معیشت ساکنان مناطق مختلف ایران را فراهم سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;لزوم تغییر بنیادی ساختار قدرت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدیهی است رسیدن به چنین راه حلی نیازمند تغییرات اساسی و زیر بنایی در ساختار قدرت و بنیان حکومت است وبه نوعی به گذار به دموکراسی پیوند می&amp;zwnj;خورد. اما این پیوند خود نقطه قوتی است، چون در عین وابستگی به استقرار دموکراسی به شکل و ویژگی&amp;zwnj;های ساختاری و محتوایی دموکراسی در ایران آینده نیز جهت می&amp;zwnj;دهد و بخشی از معماری آن است. همچنین در مسیر گذار انگیزه لازم برای مشارکت ونقش آفرینی به قومیت&amp;zwnj;ها وفعالان هویت طلب قومیتی می&amp;zwnj;بخشد و بدین گونه نیروی پیشتیبان و حامل گذار به دموکراسی در ایران را تنومندتر و پرشمارتر می&amp;zwnj;سازد. همچنین به بسیاری از اصطکاک&amp;zwnj;ها و درگیری&amp;zwnj;های زیان بار بین فعالان قومیتی ومرکز نشینان پایان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اصل پایه قرار گرفتن شهروند به عنوان مبنای تقسیم بندی سیاسی، تفکیک مرکز &amp;ndash; پیرامون و کلا هر نوع امنیاز دهی به ویژگی خاص چون زبان، مذهب، تبار و خصلت ایدئولوژیک را بر بستر زمان بلا موضوع می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این یادداشت اصل راه حل، کلیات آن و مزیت هایش مطرح شد. مهندسی جامع این طرح نیازمند بررسی مفصل، فراهم سازی بستر&amp;zwnj;ها و زیر ساخت&amp;zwnj;های لازم و تدوین نقشه راه و طرح اجرایی کاملی است که از حوصله و توان این مطلب خارج است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پایان&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش نخست:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2011/10/15/7623&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;طرحی برای برون رفت از بحران مرکز- پیرامون (۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/21/7786#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5248">تجزیه‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4744">جهانی شدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6544">حقوق شهروند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4088">فدرالیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6542">قومیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6543">مرکزگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%AA">ملیت</category>
 <pubDate>Fri, 21 Oct 2011 21:36:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7786 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>طرحی برای برون رفت از بحران مرکز- پیرامون (۱)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/15/7623</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/15/7623&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی افشاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/solidarity_1.jpg?1318961835&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی افشاری &amp;minus; حل معضلات و مشکلاتی که در حوزه قومیت&amp;zwnj;ها و &amp;quot;مرکز&amp;ndash; پیرامون&amp;quot; جریان دارد، نیازمند توجه به ابعاد گوناگونی است. نخست باید خود مشکل و معضل تشریح گردد، و در فضای گفتگوی فراگیر شاکله اصلی مسئله و عناصر کلیدی آن مشخص شود. در کنار این فاز، ارائه راه حل و بحث&amp;zwnj;های ایجابی برای عبور از مشکل نیز اهمیت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مطلب، که در دوقسمت است، سعی می&amp;zwnj;شود راه حلی برای پایان یافتن بحران مدیریت سیاسی در استان&amp;zwnj;های مرزی ارائه گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش از ورود به بحث اصلی طرح برخی مقدمات لازم است. قسمت اول مطلب به این مقدمات می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تعریف حق&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق، بر خلاف ظاهر ساده و بدیهی آن، یکی از پیچیده&amp;zwnj;ترین مفاهیم بشری است. این مفهوم تعریف ساده&amp;zwnj;ای ندارد. همچنین این مفهوم از زوایا و ابعاد مختلفی قابل تعریف است. مکاتب گوناگونی برای تعریف حق موجود است. همچنین تقسیم بندی&amp;zwnj;های گوناگونی از انواع حق ارائه شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مبحث قومیت&amp;zwnj;ها آنچه حق در معنای حق طبیعی و یا حقوق اساسی انسان تعریف می&amp;zwnj;شود برخورداری از یک زندگی انسانی مرفه و عادلانه است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;صرف مطالبه تجزیه خواستی نا مشروع و مطرود نیست. اما حقانیت نیز ندارد و فقط امکانی است که مزیت&amp;zwnj;ها، مشکلات و خطر&amp;zwnj;های خاص خود را دارد. مشکلات نیز فقط ناشی از واکنش مخالفان نیست بلکه شرایط تجزیه و وضعیتی که فراهم می&amp;zwnj;آورد خود می&amp;zwnj;تواند سختی&amp;zwnj;های معیشتی، گسترش فقر و مشکلات امنیتی برای ساکنان پدید آورد. کما اینکه فدرالیسم، تمرکز زدایی و حکومت یکپارچه نیز راه&amp;zwnj;های دیگری است. هر کدام از این گزینه&amp;zwnj;ها حق دارند مطرح شوند و مورد مطالبه قرار گیرند. هیچکدام مزیت و برتری ذاتی ندارند، بلکه توانایی هر کدام درحل مشکل و جذب مقبولیت عمومی حکم به تحقق آنها می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق که با حقانیت اشتراک زیادی دارد، نقطه مقابل باطل است. اما حق به معنای انتخاب یا امتیاز و یا صلاحیت و یا امکان این ویژگی ندارد که ضدش باطل و نا حق باشد. در مجلس اول قانون&amp;zwnj;گذاری فرانسه اعلام شد که حق در برابر تکلیف است، ولی بعد&amp;zwnj;ها این ادعا مورد چالش قرار گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از جا افتاده&amp;zwnj;ترین معانی از آن هارت است که سه ویژگی وجود یک نظام حقوقی، ضمانت اجرائی و اختیار برای صاحب حق را عناصر اصلی مفهوم حق معرفی می&amp;zwnj;کند. منتها در کل نمی&amp;zwnj;توان حق را در قالب یک کلمه جا داد. سخن بنتهام در این خصوص بسیار روشنگر است. وی می&amp;zwnj;گوید: واژه&amp;zwnj;هایی مانند حق را به صورت لفظ واحد که بریده از نظام کلام باشد نمی&amp;zwnj;توان در نظر آورد بلکه باید به سرتاسر جمله&amp;zwnj;هایی که واژه مورد نظر ما نقشی در آنها دارد توجه کرد. به عبارت دیگر بحث درباره واژه حق به تنهایی راه به جایی نمی&amp;zwnj;برد. این واژه وقتی معنی پیدا می&amp;zwnj;کند که در جمله&amp;zwnj;ای مثل &amp;laquo;مردم ایران حق دارند&amp;raquo; قرار گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از دید پاره&amp;zwnj;ای از حقوق دانان در تعریف حق عنصر قدرت و توانایی نیز باید یاد شود.در واقع صاحب حق باید تونایی دستیابی به حق را داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شمار مهمی از حقوقدان&amp;zwnj;ها حاکمیت حق را قائم به فرض وجود دو طرف می&amp;zwnj;دانند: یکی صاحب حق است ودیگری کسی که ادای حق را عهده دار است. در این رابطه دو طرف باید بپذیرند که چنین حقی موجه ومشروع است. حال با این توضیحات وقتی گفته می&amp;zwnj;شود تجزیه طلبی یک حق است، مراد حقوق طبیعی قیدشده در اعلامیه جهانی حقوق بشر &amp;nbsp;نیست که انفکاک ناپذیر باشند، بلکه سخن از یک امکان و انتخاب است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حق جدایی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا تاکید بر این نکته است که صرف مطالبه تجزیه خواستی نا مشروع و مطرود نیست. اما حقانیت نیز ندارد و فقط امکانی است که مزیت&amp;zwnj;ها، مشکلات و خطر&amp;zwnj;های خاص خود را دارد. مشکلات نیز فقط ناشی از واکنش مخالفان نیست بلکه شرایط تجزیه و وضعیتی که فراهم می&amp;zwnj;آورد خود می&amp;zwnj;تواند سختی&amp;zwnj;های معیشتی، گسترش فقر و مشکلات امنیتی برای ساکنان پدید آورد. کما اینکه فدرالیسم، تمرکز زدایی و حکومت یکپارچه نیز راه&amp;zwnj;های دیگری است. هر کدام از این گزینه&amp;zwnj;ها حق دارند مطرح شوند و مورد مطالبه قرار گیرند. هیچکدام مزیت و برتری ذاتی ندارند، بلکه توانایی هر کدام درحل مشکل و جذب مقبولیت عمومی حکم به تحقق آنها می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توزیع عادلانه قدرت می&amp;zwnj;تواند محمل&amp;zwnj;ها و مدل&amp;zwnj;های مختلفی را در بر گیرد. جدایی تنها یک راه است که باز به خودی خود تضمین گر توزیع قدرت نیست. ممکن است در ساختار تجزیه شده که به صورت یک واحد سیاسی &amp;ndash; جغرافیایی مستقل در آمده است یک فرد و یا گروه قدرت را به صورت انحصاری در دست بگیرد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مقایسه حق تجزیه با حقوق زنان و یا سیاهان قیاس مع الفارغ است و مخدوش&amp;zwnj;ترین ادعایی است که می&amp;zwnj;توان مطرح کرد. مطالبات برابری خواهانه آنها جزو حقوق اساسی انسان&amp;zwnj;ها هستند. اما کسی تا کنون ادعا نکرده است که زنان وسیاهان حتما باید در قلمرو جداگانه&amp;zwnj;ای زندگی کنند و هر کس با این خواست مخالفت کند سخنی نابحق گفته است. حق انفکاک ناپذیر و غیر قابل نفی برابری همه قومیت&amp;zwnj;ها است اما این برابری رابطه علی و الزام اور با تجزیه طلبی ندارد. مثال مناسب برای نسبت حق و تجزیه طلبی مانند طرح گزینه نظام مشروطه پادشاهی برای آینده ایران است. طرفداران این نوع از نظام سیاسی حق دارند طرحشان را برای عرضه به افکار عمومی مطرح نمایند، اما این گزینه دلیلی بر حقانیت آنان نیست تا مخالفان شان به ترویج &amp;quot; نا حق &amp;quot; منتسب شوند. این گزینه در کنار جمهوری خواهی و مشروطه ولایی یگ گزینه برای انتخاب مردم است. تجزیه نیز دقیقا همین حکم را دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;فلسفه اخلاق راهی برای تعیین حق می&amp;zwnj;گشاید منتها حقوق اخلاقی لزوما حقوقی نیستند که الزام&amp;zwnj;آور باشند. در دنیای جدید عینیت و بالفعل شدن حق با قانون گره خورده است. به عبارت دیگر مجرای تحقق حق، قانون است. اخلاق یکی از منابع قانون است. ولی با هیچ استدلالی نمی&amp;zwnj;توان از منظر فلسفه اخلاق، تجزیه طلبی را حق سلب ناشدنی و چون و چرا ناپذیر تلقی نمود. در اخلاق بر حق انسان در برخورداری از کرامت انسانی و برابری در دستیابی به قدرت، ثروت و منزلت تاکید می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توزیع قدرت لزوما در مدل تجزیه&amp;zwnj;طلبی محدود و محصور نمی&amp;zwnj;شود. حتی می&amp;zwnj;شود یک حکومت مرکزگرا داشت که اصل توزیع قدرت به معنای توزیع عادلانه امکانات و فرصت&amp;zwnj;ها را بپذیرد. ساختار حکومت غیر متمرکز و فدرال نیز دارای چنین خصوصیتی است. بنابراین توزیع عادلانه قدرت می&amp;zwnj;تواند محمل&amp;zwnj;ها و مدل&amp;zwnj;های مختلفی را در بر گیرد. جدایی تنها یک راه است که باز به خودی خود تضمین گر توزیع قدرت نیست. ممکن است در ساختار تجزیه شده که به صورت یک واحد سیاسی &amp;ndash; جغرافیایی مستقل در آمده است یک فرد و یا گروه قدرت را به صورت انحصاری در دست بگیرد. به عنوان مثال می&amp;zwnj;توان به شرایط کنونی کردستان عراق اشاره کرد. در حال حاضر دو حزب اتحادیه میهنی و حزب دموکرات کردستان اکثر کرسی&amp;zwnj;های قدرت را قبضه کرده&amp;zwnj;اند و شکایات زیادی نسبت به فساد اقتصادی و برخورد&amp;zwnj;های تبعیض آمیز انها در بین مردم کرد عراق وجود دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر قرار باشد مسئله برابری و توزیع عادلانه قدرت مستلزم توسل به تجزیه طلبی به عنوان یک حق سلب ناشدنی گردد، آنگاه هر بخش، قصبه و گروهی کم&amp;zwnj;شمار نیز می&amp;zwnj;تواند داعیه استقلال داشته باشد. بر خلاف نظر پان کرد&amp;zwnj;ه پدیده واحد ویکسانی به نام خلق کرد وجود ندارد. (در برابر &amp;quot;پان-&amp;zwnj;ایسم&amp;zwnj;&amp;quot;های دیگر هم چنین می&amp;zwnj;توان گفت.) کرد&amp;zwnj;ها در برابر غیر کرد&amp;zwnj;ها در مجموع اشتراکات بیشتری دارند ولی تفاوت&amp;zwnj;ها و تمایزات آنها در بین خودشان قابل انکار نیست. به عنوان مثال اغلب ساکنان مهاباد و سقز، سنندجی&amp;zwnj;ها را کرد تمام عیار بحساب نمی&amp;zwnj;آورند. سنندجی&amp;zwnj;ها چنین نگرشی در خصوص بیجاری&amp;zwnj;ها و قروه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ها دارند وهمه آنان کرمانشاهی را کرد اصیل نمی&amp;zwnj;دانند و به آنها لقب لک می&amp;zwnj;دهند. بنابراین اگر تجزیه طلبی حقی به مانند حق زنان است انگاه موضوع به تجزیه کردستان از ایران ختم نمی&amp;zwnj;شود بلکه این ماجرا در خود کردستان هم اتفاق می&amp;zwnj;افتد و مابه جای یک کشور واحد کرد با چندین کشور مدعی هویت کرد مواجه خواهیم بود!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخصوص وقتی ملاک هویت فقط در زبان و فرهنگ محصور می&amp;zwnj;گردد و مسئله نژاد و تبار کنار گذاشته می&amp;zwnj;شود، انگاه کشوری مثل ایران، که از تنوع زبانی و گویش بالایی برخوردار است، باید به ده&amp;zwnj;ها کشور تجزیه گردد. نتیجه این نگرش گسترش بی ثباتی و به هم ریخته شدن آرامش، امنیت و رفاه بخش زیادی از مردم است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین تکیه زدن به تجزیه طلبی از منظر حقوق اساسی و انفکاک ناپذیر انسانی به لحاظ منطقی بی اساس و مغلطه&amp;zwnj;ای فاحش است و همچنین نتایج بنیان&amp;zwnj;براندازی نیز برای قائلین دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق بودن تجزیه به معنای بیان یک راه است که می&amp;zwnj;تواند بالقوه مورد انتخاب مردم هر منطقه قرار گیرد. تجزیه جزو حقوق اساسی نیست، اساسا به لحاظ فنی حق محسوب نمی&amp;zwnj;شود و موضوع و مصداق حق به شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر راه حلی که برای درمان مشکلات قومیتی مطرح می&amp;zwnj;شود نهایتا باید توسط مردم آن مناطق تایید شود. به عبارت دیگر مردم داور نهایی و مرجع تشحیص فیصله بخش هستند. در این میان هر فرد و یا گروهی که قیم مآبانه این حق را از جمع مردم می&amp;zwnj;ستاند و خود را معادل همه فرض می&amp;zwnj;کند با مردمسالاری و حکومت مردم بیگانه و مصداق بارز کدخدا منشی و متولی گری است. این دیدگاه از سنخ همان نگرشی است که برخی از نیروهای مرکزگرا دارند که منکر هر نوع مطالبه قومیتی می&amp;zwnj;شوند و راضی نمی&amp;zwnj;شوند تا در این خصوص انتخاب و داوری در مناطق قومیت&amp;zwnj;نشین صورت بگیرد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مردم بر مبنای حق تعیین سرنوشت می&amp;zwnj;توانند گزینه جدایی را انتخاب کنند. اما این تنها راه نیست بلکه راه&amp;zwnj;های بدیل وجود دارد. رد تجزیه و پذیرش تداوم پیوند تاریخی و اقلیمی انتخاب دیگری است که به روی مردم گشوده است. انتخاب مردم در دو گانه حق و نا حق و یا حق و باطل محصور نمی&amp;zwnj;شود بلکه هر کدام ا زگزینه&amp;zwnj;ها برای گزینش مردم واجد حق هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مردم، مرجع تشخیص&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پاره&amp;zwnj;ای از فعالان قومیتی به گونه&amp;zwnj;ای صحبت می&amp;zwnj;کنند که انگار مردم کرستان، آذربایجان و &amp;hellip; مسئله تجزیه را پذیرفته&amp;zwnj;اند و دیگر نیازی به رجوع به افکار عمومی و همه پرسی نیست. این افراد بدون آنکه مستنداتی معتبر و قابل قبول برای ادعاهایشان بیاورند صرفا به صورت خود خوانده مسائلی را مطرح می&amp;zwnj;کنند. البته طرح مسائل از جایگاه پیشنهاد یک فرد یا یک جمع و یا بیان آرزو امری پذیرفتنی است. اما پیشاپیش لباس تجزیه را بر قامت مردم مناطق مرزی میهن پوشاندن، با دموکراسی و حق انتخاب تعارض دارد. این افراد جایی برای انتخاب باقی نمی&amp;zwnj;گذارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر راه حلی که برای درمان مشکلات قومیتی مطرح می&amp;zwnj;شود نهایتا باید توسط مردم آن مناطق تایید شود. به عبارت دیگر مردم داور نهایی و مرجع تشحیص فیصله بخش هستند. در این میان هر فرد و یا گروهی که قیم مآبانه این حق را از جمع مردم می&amp;zwnj;ستاند و خود را معادل همه فرض می&amp;zwnj;کند با مردمسالاری و حکومت مردم بیگانه و مصداق بارز کدخدا منشی و متولی گری است. این دیدگاه از سنخ همان نگرشی است که برخی از نیروهای مرکزگرا دارند که منکر هر نوع مطالبه قومیتی می&amp;zwnj;شوند و راضی نمی&amp;zwnj;شوند تا در این خصوص انتخاب و داوری در مناطق قومیت&amp;zwnj;نشین صورت بگیرد. از زاویه&amp;zwnj;ای دیگر این منطق معیوب مشابه استدلال حاکمان جمهوری اسلامی است که این نظام را سرنوشت محتوم ملت ایران می&amp;zwnj;دانند و حتی بخش&amp;zwnj;های اصلی قانون اساسی را در ساختار حقوقی کشور غیر قابل تغییر تعریف کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تجزیه و استقلال سرنوشت محتوم و تغییر ناپذیر مردم کرد، عرب، بلوچ و ترک نیست. چنین مطالبه&amp;zwnj;ای در استان&amp;zwnj;های قومیت نشین جدی نیست. اما این ادعا برآورد شخصی نگارنده است و نمی&amp;zwnj;تواند مبنای واقعیت واقع شود. دیگرانی هم هستند که داعیه&amp;zwnj;های متفاوتی دارند و معتقدند که اکثریت مردم مناطق فوق از خواست تجزیه جانبداری می&amp;zwnj;کنند. برخی نیز می&amp;zwnj;گویند نظام فدرال گزینه دلخواه است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به فضای بسته کشور و هزینه بالای اظهار نظر شفاف، زمانی می&amp;zwnj;توان دریافت که نظر مردم کردستان، آذربایجان، بلوچستان و خوزستان چیست که یک سنجش آراء دقیق، جامع وبا کیفیت بالا صورت بگیرد و راه حل مطلوب نیز در یک همه پرسی به رای گذاشته شود. تا زمانی که چنین اتفاقی نیفتاده است. هیچ فرد و گروهی نمی&amp;zwnj;تواند مدعی شود که نظر مردم منطقه را می&amp;zwnj;گوید. در این میان هر کس می&amp;zwnj;تواند دیدگاه و تحلیل خاص خودش را عرضه کند. این امر هم مفید و هم ضروری است. کنشگران، کارشناسان، فعالان هویت طلب قومیتی و افرادی که دغدغه این مشکلات را دارند باید نظراتشان را مطرح کنند و به بحث و گفتگو بپردازند تا بدین ترتیب زمینه برای انتخاب بهتر مردم فراهم شود و ریسک&amp;zwnj;ها و تهدید&amp;zwnj;ها کاهش یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ارائه پیشنهاد و راه حل و یا تشریح مخاطرات تا زمانی که حق انتخاب و داوری نهایی را از مردم سلب نکرده است، تعارضی با تشخیص مردم ندارد. در این میان گفتگو و بحث با همه گرایش&amp;zwnj;ها و قائلان راهبرد&amp;zwnj;ها ضروری است. همه کنشگران اعم از مرکز گرا، فدرال، جدایی طلب و قائل به تمرکز زدایی می&amp;zwnj;بایست در فرایند تصمیم سازی مشارکت داشته باشند. اصول دموکراسی اقتضاء می&amp;zwnj;کند تا همه گزینه&amp;zwnj;ها به شرط اینکه در حوزه مورد نظر وجود واقعی و به لحاظ منطقی مدخلیت داشته باشند، امکان نقش آفرینی پیدا کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پیوند&amp;zwnj;های تاریخی، ماهیت سیال مرز&amp;zwnj;ها و دو طرفه بودن مسئله &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله چگونگی سامان سیاسی واحدی که جزئی از یک مجموعه بزگتر است و قرن&amp;zwnj;ها همراهی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی داشته است، پیچیدگی&amp;zwnj;ها و الزامات خاص خودش را دارد. آذربایجان، کردستان، خوزستان و بلوچستان از زمان شکل گیری دولت و حکومت&amp;zwnj;های بزرگ در فلات ایران، بخشی از حوزه تمدنی ایران بوده&amp;zwnj;اند. در هیچ دوره از تاریخ آنها استقلال فرهنگی و سیاسی نداشته&amp;zwnj;اند. سامان اقتصادی انها نیز با ایران در هم تنیده بوده است. حتی نوع زندگی در آذربایجان، افغانستان و تاجیکستان علی رغم گذشت صد&amp;zwnj;ها سال، تفاوت چشمگیری با ایران کنونی ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته باید متذکر شد که قسمت&amp;zwnj;های مختلف ایران بزرگ آزادی&amp;zwnj;هایی در اداره منطقه خود داشته&amp;zwnj;اند. اما این آزادی&amp;zwnj;های نسبی به خاطر ویژگی ملوک الطوایفی و ساختار قدرت پراکنده دوران ما قبل مدرن بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دوران مدرن حکومت مرکز گرا ضروری بود اما با انکار تمایز&amp;zwnj;های قومیتی، شیوه غلطی در تکوین دولت و ملت سازی اتحاذ شد که تا کنون بحرانی را پدید اورده است. برای حل این بحران نیاز است که بر مبنای واقعیات موجود بررسی کرد که کدام گزینه مصالح بیشتری دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرداختن به ریشه&amp;zwnj;های تاریخی و اینکه پیوستگی به واحد سیاسی و جغرافیایی با چه شیوه&amp;zwnj;هایی و چگونه حاصل شده است، ره به جایی نمی&amp;zwnj;برد. چون تبار هر کشوری در هر نقطه جهان وا کاوی شود آخر سر برتری نظامی، پیشرفت فناوری و استفاده از زور قوم و ملتی در مقطعی از تاریخ باعث شده است تا ممالکی را در خود الحاق کند و بسط پیدا نماید. در واقع به ندرت می&amp;zwnj;تون مرزی طبیعی و مبتنی بر اصالت ذاتی را در جغرافیای جهان پیدا کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکثر قریب به اتفاق مرز&amp;zwnj;های کنونی، مصنوعی و سیال هستند و در بستر تاریخ بر مبنای علل مختلفی حادث شده&amp;zwnj;اند. هیچکدام اعتبار ازلی ندارند. حال در خصوص مرز&amp;zwnj;هایی که موجود است چه باید کرد؟ اگر قرار باشد بر مبنای نزاع&amp;zwnj;های تاریخی گذشته و زیر سئوال بردن مشروعیت اتصال جغرافیایی و تاریخی حکم به تجزیه داد، آنگاه تمام سامان سیاسی دنیا مترلزل می&amp;zwnj;شود و بعید است در بی ثباتی ایجاد شده منفعتی برای ملت&amp;zwnj;ها حاصل گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استمرار تاریخ هزاران ساله، بعدی دو طرفه به بحران قومیت بخشیده است. کسانی فکر می&amp;zwnj;کنند که تصمیم&amp;zwnj;گیری در مورد مثلا کردستان فقط مختص مردم همان مناطق است. از دید جماعت دیگری کردستان بخشی از خاک ایران محسوب می&amp;zwnj;شود که جدایی آن فرقی مانند دیگر نقاط کشور نمی&amp;zwnj;کند. بنابراین به شدت واکنش نشان می&amp;zwnj;دهند. برخی از اتفاقاتی که در سالیان نخست پس از انقلاب در کردستان و بندر ترکمن رخ داد، بخاطر هراس القاشده در خصوص نقض تمامیت ارضی ایران در ذهنیت جامعه بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آموزش زبان مادری و کسب مهارت در آن حقی طبیعی است و مصداق افراط محسوب نمی&amp;zwnj;شود. اما توجه به این زبان به قیمت نا دیده گرفتن اهمیت زبان ملی و بین المللی خطا است. زبان، فرهنگ وملیت بر بستر شهروند جهانی باید شکوفا شوند. کرد، ترک، آلمانی، فارس و... ضمن اینکه تمایزات خود را دارند و می&amp;zwnj;کوشند منافع و علائق شان را افزون سازند، اما با همدیگر موزائیک جامعه مدنی جهانی را می&amp;zwnj;سازند که در آن انسان و انسانیت بر فراز تمامی تمایزات و خاص گرایی&amp;zwnj;ها قرار دارد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این راستا بررسی تجربه کشور&amp;zwnj;های اروپایی پس از قرارداد &amp;quot;وستفالی&amp;quot; مفید به نظر می&amp;zwnj;رسد که علی رغم درگیری&amp;zwnj;های خونین بار و قومیتی و نژادی تقسیم بندی جدید ملی را پذیرفتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین هر راه حل موثر برای بحران قومیتی نیازمند در نظر گرفتن پیوند&amp;zwnj;های تاریخی و ماهیت دو طرفه مسئله است و &amp;zwnj;شاید جوابگوی دغدغه&amp;zwnj;های طرفین باشد و گرنه فضا به سمت خصومت پیش می&amp;zwnj;رود. دو طرفه بودن مسئله همچنین اهمیت نقش میانجیگری و راه حل&amp;zwnj;های میانه را برجسته می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جهانی شدن، زبان، هویت و اهمیت تجمیع و همگرایی منابع&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;روند حاکم بر دنیای کنونی گسترش نقش و قدرت نهاد&amp;zwnj;های بین المللی، قواعد فرامرزی و سیطره یافتن مناسبات مبتنی بر دهکده جهانی است. شهروند جهانی پارادایم زیست کنونی در دنیا است. منتها این سرمشق نافی هویت ملی و قومی نیست، ولی به چگونگی آن جهت می&amp;zwnj;بخشد. انسانی که ایزوله است و دنیایش به شهر و محله خود محدود می&amp;zwnj;شود، نگرش کاملا متفاوتی با کسی دارد که در عین تعلق به هویت خاص، خود را مقیم دنیایی واحد می&amp;zwnj;شناسد وتعامل&amp;zwnj;ها و داد و ستد&amp;zwnj;هایی در عرصه بین المللی دارد. در پارادایم شهروند جهانی، زبان، فرهنگ و کلا هر انگاره خاص دیگر مسئله اصلی نیست و در ساماندهی اعمال و مناسبات فرد نقش مساط ندارد. در اینجا است که اهمیت پرهیز از افراط در تاکید بر زبان، فرهنگ و هویت هویدا می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر انسانی زبانی دارد که بر اساس آن با فرهنگ و محیط خودش اتصال پیدا می&amp;zwnj;کند، خود را بروز می&amp;zwnj;دهد و ایده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها و نظراتش را بیان می&amp;zwnj;کند اما نقش این زبان فقط در هویت بخشی محدود نمی&amp;zwnj;شود بلکه در فرایند جهانی شدن خصلت ارتباطی، اندیشه ساز و تعاملی آن برجسته&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود. منظور از جهانی شدن، جهانی سازی نیست که بخواهد سلطه یک فرهنگ، مذهب، زبان و ایدئولوژی را حاکم سازد ویا جریانی در خدمت منافع شرکت&amp;zwnj;های فرا ملیتی باشد. اگر قرار است آرمان&amp;zwnj;های انسانی ارزش اصلی را داشته باشند وتمامی بر ساخته&amp;zwnj;هایی چون هویت، زبان، ملت، دولت و نهاد&amp;zwnj;های بین المللی در خدمت آن باشند، دیگر نمی&amp;zwnj;توان تمایزات زبانی و هویتی را چنان برجسته ساخت که مجال تعامل سلب گردد. می&amp;zwnj;توان بشکلی معقول از زبان، فرهنگ، تاریخ و هویت ملی برای تعمیق پیوند&amp;zwnj;ها و افزایش همبستگی و وحدت بهره جست، ولی نباید از بعد بین المللی غفلت کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آموزش زبان مادری و کسب مهارت در آن حقی طبیعی است و مصداق افراط محسوب نمی&amp;zwnj;شود. اما توجه به این زبان به قیمت نا دیده گرفتن اهمیت زبان ملی و بین المللی خطا است. زبان، فرهنگ وملیت بر بستر شهروند جهانی باید شکوفا شوند. کرد، ترک، آلمانی، فارس و... ضمن اینکه تمایزات خود را دارند و می&amp;zwnj;کوشند منافع و علائق شان را افزون سازند، اما با همدیگر موزائیک جامعه مدنی جهانی را می&amp;zwnj;سازند که در آن انسان و انسانیت بر فراز تمامی تمایزات و خاص گرایی&amp;zwnj;ها قرار دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جهانی شدن، قومیت&amp;zwnj;ها و تمایزات آنها را از بین نمی&amp;zwnj;برد ولی آنها را در سامان سیاسی و اجتماعی جدیدی نظم می&amp;zwnj;بخشد. این نرم افزار جدید به پر رنگ شدن اتحادیه&amp;zwnj;ها و پیوستن کشور&amp;zwnj;های مختلف به یکدیگر و تشکیل سازمان&amp;zwnj;های منطقه&amp;zwnj;ای کمک می&amp;zwnj;کند و انها را پر رنگ می&amp;zwnj;سازد. تجربه اتحادیه اروپا نشان می&amp;zwnj;دهد که با تجمیع منابع و همگرایی دولت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توان نتایج بهتری را برای همه کشور&amp;zwnj;های عضو فراهم کرد و تبعات منفی رقابت&amp;zwnj;ها مخرب را مهار کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پارادایم جهانی شدن نه تنها تمایزات هویتی و کثرت گرایی فرهنگی را نفی نمی&amp;zwnj;کند بلکه آن را تقویت می&amp;zwnj;سازد. به گونه&amp;zwnj;ای که ابر الگو&amp;zwnj;ها تضعیف می&amp;zwnj;گردند. در جهان کنونی فردیت و تنوع در سبک زندگی و هویت رو به افزایش است. دیگر کلان&amp;zwnj;الگو&amp;zwnj;هایی وجود ندارند که افراد را در قالب&amp;zwnj;های همانندساز بریزند. امروز دیگر به راحتی نمی&amp;zwnj;شود افراد را به عنوان مثال در قالب دو دسته کلی عرب و فارس تقسیم نمود. باید مشخص کرد منظور کدام فارس و کدام عرب است در دسته&amp;zwnj;ها و انواع روز افزونی که پیدا می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در این میان شکاف&amp;zwnj;های هویتی فقط موازی نیست بلکه حالت متقاطع هم دارد. می&amp;zwnj;توان یک ایرانی را پیدا کرد که با هویت خاصی مثلا در فرانسه بیشتر احساس نزدیکی و مجانست می&amp;zwnj;کند تا با هموطن خود. یا در نظر بگیریم چند درصد از جامعه ایران، با خامنه&amp;zwnj;ای و طرفدارانش احساس نزدیکی بیشتری دارند یا با واسلاو هاول، اوباما و احمد شهید ؟ به عبارت دیگر مرز&amp;zwnj;های هویتی، زبانی، قومیتی و ملی حالت تمایز بخشی تام و انحصاری خود را از دست داده&amp;zwnj;اند. البته بدیهی است که در مقام ساماندهی سیاسی هیچ ملتی غیر از خودش را واجد صلاحیت برای تعیین سرنوشت نمی&amp;zwnj;داند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;ادامه دارد&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/15/7623#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5248">تجزیه‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4744">جهانی شدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6544">حقوق شهروند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4088">فدرالیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6542">قومیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6543">مرکزگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%AA">ملیت</category>
 <pubDate>Sat, 15 Oct 2011 11:29:00 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7623 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مغازه‌دزدهای جهان متحد شوید</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/22/6386</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/22/6386&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسلاووی ژیژک        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید پرنیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;231&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/london-riot.jpg?1314553684&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اسلاووی ژیژک &amp;minus; به قول هگل، تکرار نقش اساسی&amp;zwnj;ای در تاریخ بازی می&amp;zwnj;کند: وقتی چیزی فقط یک&amp;zwnj;بار رخ می&amp;zwnj;دهد، ممکن است یک اتفاق تلقی شود، و اگر شرایط به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای دیگر می&amp;zwnj;بود ممکن بود اتفاق نیفتد؛ اما وقتی همان رخ&amp;zwnj;داد خودش را تکرار &amp;zwnj;کند، نشانه&amp;zwnj;ی آن است که یک روند ژرف تاریخی دارد آشکار می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی ناپلئون در سال ۱۸۱۳ در لایپزیگ شکست خورد، شکست را بدشانسی تلقی کردند؛ اما وقتی دوباره در واترلو شکست خورد، آشکار شد که دوره&amp;zwnj;ی وی به پایان رسیده است. همین را می&amp;zwnj;توان درباره&amp;zwnj;ی بحران مالی&amp;zwnj;ای که هم&amp;zwnj;اکنون جاری است گفت. در سپتامبر ۲۰۰۸ گفتند که این [بحران مالی] انحراف [طبیعی] است و با وضع مقررات بهتر، برطرف می&amp;zwnj;شود؛ اما حالا نشانه&amp;zwnj;های بحران مالیِ تکرارشده دارد می&amp;zwnj;گوید ما آشکارا با یک پدیده&amp;zwnj;ی ساختاری روبه&amp;zwnj;رو هستیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بارها و بارها به ما گفته&amp;zwnj;اند که ما داریم در دریایی از قرض&amp;zwnj;ها و بدهی&amp;zwnj;ها زندگی می&amp;zwnj;کنیم و همه&amp;zwnj;ی ما باید مسئولیت&amp;zwnj;ها را تقسیم کنیم و آستین&amp;zwnj;ها را بالا بزنیم، یعنی، همه، مگر انسان&amp;zwnj;های (خیلی) ثروتمند. این ایده که از ثروتمندها مالیات بیش&amp;zwnj;تری بگیریم تابوست: اگر ما این کار را کنیم، ثروتمندان هیچ انگیزه&amp;zwnj;ای برای سرمایه&amp;zwnj;گذاری نخواهند داشت و کار کم&amp;zwnj;تری ایجاد می&amp;zwnj;شود و همه&amp;zwnj;ی ما بدبخت&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شویم. تنها راهِ نجات&amp;zwnj;مان از این شرایط دشوار آن است که فقرا فقیرتر شوند و ثروتمندان ثروتمندتر. فقرا چه کار باید انجام دهند؟ آن&amp;zwnj;ها چه&amp;zwnj;کاری &amp;laquo;می توانند&amp;raquo; انجام دهند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرچه گفته می&amp;zwnj;شود قتل مارک دوگان باعث شورش&amp;zwnj;های لندن شد، اما همه موافقند که این شورش&amp;zwnj;ها بیان&amp;zwnj;گر یک ناخشنودی عمیق است &amp;ndash; اما چه نوع ناخشنودی&amp;zwnj;ای؟ شورشیان انگلیسی هم مانند شورشیان حومه&amp;zwnj;های پاریس در سال ۲۰۰۵ که ماشین آتش زدند، هیچ پیامی را منتقل نکردند. (روشن است که شورش&amp;zwnj;های اخیر انگلستان در تضاد با تظاهرات دانشجویی در نوامبر ۲۰۱۰ است، تظاهراتی که منجر به خشونت شد. دانشجویان رسماً اعلان کردند که اصلاحات پیشنهادی برای آموزش عالی را قبول ندارند.)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای همین است که مشکل بتوان شورشیان انگلیسی را مارکسیست تلقی کرد و نمونه&amp;zwnj;ای از پدیداریِ سوژه&amp;zwnj;ی انقلابی دانست&amp;zwnj;شان؛ آن&amp;zwnj;ها بیش&amp;zwnj;تر با مفهوم هگلی &amp;laquo;اراذل و اوباش&amp;raquo; تناسب دارند، کسانی که فضای بیرونیِ اجتماعی را به دست می&amp;zwnj;گیرند و ناخشنودی&amp;zwnj;شان را تنها از طریق طغیان &amp;laquo;غیرعقلانی&amp;raquo; خشونت&amp;zwnj;های ویران&amp;zwnj;گر بروز می&amp;zwnj;دهند &amp;ndash;طغیان&amp;zwnj;هایی که هگل &amp;laquo;نفی مطلق&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامدشان.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;220&quot; vspace=&quot;15&quot; hspace=&quot;15&quot; height=&quot;220&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/zizek_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;گویند در زمان&amp;zwnj;های قدیم کارگری بود که متهم به دزدی شده بود: عصرها، وقتی می&amp;zwnj;خواست از کارخانه بیرون برود چرخ&amp;zwnj;دستی&amp;zwnj;اش را هم با خودش می&amp;zwnj;برد، نگهبان&amp;zwnj;ها هم داخل چرخ&amp;zwnj;دستی را با دقت بازرسی می&amp;zwnj;کردند و هیچ نمی&amp;zwnj;یافتند: چرخ&amp;zwnj;دستی کاملا خالی بود. اما بالاخره، نگهبان&amp;zwnj;ها دوزاری&amp;zwnj;شان افتاد: چیزی که کارگر می&amp;zwnj;دزدید، همین چرخ&amp;zwnj;دستی بود. نگهبان&amp;zwnj;ها، حقیقت روشن را نمی&amp;zwnj;دیدند، درست همان&amp;zwnj;طور که مفسران &amp;nbsp;حقیقتِ روشن شورش&amp;zwnj;ها را نمی&amp;zwnj;بینند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به ما گفته&amp;zwnj;اند که تجزیه&amp;zwnj;ی رژیم&amp;zwnj;های کمونیستی در اوایل دهه&amp;zwnj;ی ۱۹۹۰ نشانه&amp;zwnj;ی پایان&amp;zwnj;پذیرفتن ایدئولوژی است: زمان پروژه&amp;zwnj;های کلان ایدئولوژیک - که به فاجعه&amp;zwnj;ی تمامیت&amp;zwnj;خواهی (توتالیتر) منجر می&amp;zwnj;شوند &amp;ndash; به سر آمده است؛ ما وارد دوره&amp;zwnj;ی جدیدی از سیاست&amp;zwnj;های عقلانی و عملی شده&amp;zwnj;ایم. اگر این گفته که ما در دوره&amp;zwnj;ی پسا-ایدئولوژی زندگی می&amp;zwnj;کنیم درست باشد، پس این دوره را می&amp;zwnj;توان در فوران خشونت&amp;zwnj;ها دید و فهمید. این شورش&amp;zwnj;ها اعتراض&amp;zwnj;های صفر-درجه بود. عمل خشونت&amp;zwnj;بار نیازمند چیزی نیست. جامعه&amp;zwnj;شناسان و نویسندگان دست&amp;zwnj;وپا زدند تا معنی این شورش&amp;zwnj;ها را بیابند، اما راز شورش&amp;zwnj;ها مبهم ماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;معترضان، گرچه محروم و از نظر اجتماعی حاشیه&amp;zwnj;نشین بودند، اما در گرسنگی مطلق به سر نمی&amp;zwnj;بردند. مردمی که در تنگناهای مادی وحشتناک&amp;zwnj;تری گرفتار بوده&amp;zwnj;اند &amp;ndash; فعلا شرایط فیزیکی و ایدئولوژیکی ستم را بگذاریم کنار &amp;ndash; قادر بوده&amp;zwnj;اند که سازمان بیابند و نیروهایی سیاسی شوند با هدف&amp;zwnj;هایی روشن. این که شورشیان انگلیسی هیچ برنامه&amp;zwnj;ای نداشتند، خودش واقعیتی است که هنوز تفسیر نشده است: این واقعیت دارد به ما می&amp;zwnj;گوید که مخمصه&amp;zwnj;های ایدئولوژیک و سیاسی ما کدام&amp;zwnj;ها هستند و ما در چه نوع جامعه&amp;zwnj;ای زندگی می&amp;zwnj;کنیم، جامعه&amp;zwnj;ای که انتخاب را ارج می&amp;zwnj;نهد اما تنها گزینه&amp;zwnj;ی دردسترس&amp;zwnj;اش آن است که تاکید کند اجماع دمکراتیک یک کنشِ کور است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اپوزیسیون قادر نیست دیگر خودش را در قالب یک گزینه&amp;zwnj;ی واقع&amp;zwnj;نگرانه یا حتی یک پروژه&amp;zwnj;ی اتوپیایی تعریف کند، بل فقط شکلِ یک انفجارِ فاقد معنا را به خود می&amp;zwnj;گیرد. فایده&amp;zwnj;ی ارج نهادن به آزادی انتخاب چیست، اگر تنها گزینه&amp;zwnj; این باشد که بین بازی در محدوده&amp;zwnj;ی قواعد و خشونت (خود-)ویران&amp;zwnj;گر یکی را انتخاب کنیم؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آلن بدیو می&amp;zwnj;گوید که ما در فضای اجتماعی&amp;zwnj;ای زندگی می&amp;zwnj;کنیم که به&amp;zwnj;طور روزافزونی &amp;laquo;بی&amp;zwnj;جهان&amp;raquo; می&amp;zwnj;شود: در این فضا، تنها شکلِ اعتراض می&amp;zwnj;تواند خشونتی بی&amp;zwnj;معنا باشد. شاید این یکی از عمده&amp;zwnj;ترین خطرات کاپیتالیسم باشد: گرچه به&amp;zwnj;خاطر خاصیتِ جهانی&amp;zwnj;بودن&amp;zwnj;اش همه&amp;zwnj;ی جهان را احاطه کرده است، [اما] مجتمعی ایدئولوژیک و &amp;laquo;بی&amp;zwnj;جهان&amp;raquo;ی را شکل می&amp;zwnj;دهد که در آن مردم از این&amp;zwnj;که خودشان معنی&amp;zwnj;یابی کنند محروم می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درسِ اساسی&amp;zwnj;ای که جهانی&amp;zwnj;شدن می&amp;zwnj;دهد این است که کاپیتالیسم می&amp;zwnj;تواند خودش را با همه&amp;zwnj;ی تمدن&amp;zwnj;ها &amp;ndash; از مسیحیت گرفته تا هندو و بودایی، از غرب تا شرق &amp;ndash; تطبیق دهد: هیچ &amp;laquo;جهان&amp;zwnj;بینی کاپیتالیستی&amp;raquo; جهانی&amp;zwnj;ای وجود ندارد، هیچ &amp;laquo;تمدن کاپیتالیستی&amp;raquo; شایسته&amp;zwnj;ای وجود ندارد. جنبه&amp;zwnj;ی جهانیِ کاپیتالیسم نمایان&amp;zwnj;گرِ حقیقتی فاقد معناست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس، نخستین نتیجه&amp;zwnj;ای که از شورش&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توان گرفت این است که واکنش&amp;zwnj;هایی که هم محافظه&amp;zwnj;کاران و هم لیبرال&amp;zwnj;ها به این ناآرامی&amp;zwnj;ها نشان دادند نابسنده و ناکافی است. واکنشِ محافظه&amp;zwnj;کاران قابل پیش&amp;zwnj;بینی بود: هیچ توجیهی برای این وحشی&amp;zwnj;گری&amp;zwnj;ها نیست؛ ما باید دست به هر کاری زنیم تا نظم &amp;nbsp;را [به جامعه] بازگردانیم؛ ما برای این&amp;zwnj;که از بی&amp;zwnj;نظمی&amp;zwnj;های بعدی جلوگیری کنیم نه به مدارا و کمک اجتماعی که به انضباط و سخت&amp;zwnj;کاری و حس مسئولیت نیاز داریم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;350&quot; vspace=&quot;15&quot; hspace=&quot;15&quot; height=&quot;219&quot; align=&quot;right&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/london_riot.png&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این برداشت دو اشتباه دارد: نه&amp;zwnj;تنها نمی&amp;zwnj;خواهد ببیند که این شرایط ناامیدکننده&amp;zwnj;ی اجتماعی بودند که جوانان را به این بی&amp;zwnj;نظمی&amp;zwnj;های خشونت&amp;zwnj;بار سوق داده است، که حتی نمی&amp;zwnj;خواهد ببیند که این بی&amp;zwnj;نظمی&amp;zwnj;ها دارند فرض&amp;zwnj;های پنهانِ خود ایدئولوژی محافظه&amp;zwnj;کاری را بازتاب می&amp;zwnj;دهند. وقتی در دهه&amp;zwnj;ی ۱۹۹۰، محافظه&amp;zwnj;کاران، کمپین &amp;laquo;بازگشت به اصول&amp;raquo; را راه انداختند، متممِ مستهجن&amp;zwnj;اش را نورمن تبیت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Norman Tebbitt)&lt;/span&gt; فاش کرد: &amp;laquo;انسان نه&amp;zwnj;تنها حیوانی اجتماعی، که قلمرودار هم هست؛ این [ویژگی] باید بخشی از رسالت ما جهت برآورده&amp;zwnj;ساختن غریزه&amp;zwnj;ی اصلی قبیله&amp;zwnj;گرایی و قلمروداری قرار گیرد.&amp;raquo; این همان &amp;laquo;بازگشت به اصول&amp;raquo; آن&amp;zwnj;ها بود: به نام برآورده&amp;zwnj;ساختن &amp;laquo;غرایز اصلی&amp;raquo;، افسار از گردن آن بربرهایی باز می&amp;zwnj;کنند که در جامعه&amp;zwnj;ی بورژوا و ظاهرا متمدنانه&amp;zwnj;ی ما کمین کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هربرت مارکوزه، در دهه&amp;zwnj;ی ۱۹۶۰، از مفهوم &amp;laquo;والایش&amp;zwnj;زدایی سرکوب&amp;zwnj;کننده&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;repressive desublimation&lt;/span&gt;) استفاده می&amp;zwnj;کند تا &amp;laquo;انقلاب جنسی&amp;raquo; را توضیح دهد: رانه&amp;zwnj;های انسانی می&amp;zwnj;توانند والایش&amp;zwnj;زدایی شوند و از قید افسار آزاد شوند، [اما] هنوز هم می&amp;zwnj;توانند سوژه&amp;zwnj;هایی برای کنترل کاپیتالیستی باشند &amp;ndash; یعنی صنعت پورن. آن&amp;zwnj;چه ما در طول این ناآرامی&amp;zwnj;ها در خیابان&amp;zwnj;های انگلستان دیدیم انسان&amp;zwnj;هایی نبودند که به &amp;laquo;جانور&amp;raquo; فروکاسته شده بودند، بل شکلِ عریانِ آن &amp;laquo;جانور&amp;raquo;ی را دیدیم که محصول ایدئولوژی کاپیتالیستی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این بین، لیبرال&amp;zwnj;های چپ، که کم&amp;zwnj;تر قابل پیش&amp;zwnj;بینی بودند، به حرف&amp;zwnj;های تکراری&amp;zwnj;شان درباره&amp;zwnj;ی برنامه&amp;zwnj;های اجتماعی و اقدامات ادغامی چسبیدند و اقرار کردند که تاکنون نفهمیده بودند نسل سوم و دوم مهاجرین از فرصت&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی محروم شده&amp;zwnj;اند: طغیان خشونت&amp;zwnj;بار، تنها راه آن [مهاجر]ها برای مطرح&amp;zwnj;کردن ناخشنودی&amp;zwnj;شان بود. ما، به&amp;zwnj;جای این&amp;zwnj;که خودمان را غرق در خیال&amp;zwnj;بافی&amp;zwnj;های تلافی&amp;zwnj;جویانه کنیم، باید علت&amp;zwnj;های اصلی این طغیان&amp;zwnj;ها را بفهمیم. آیا می&amp;zwnj;توانیم شرایط آن جوانی را بفهمیم که در منطقه&amp;zwnj;ای فقیرنشین و چندنژادی زندگی می&amp;zwnj;کند و همیشه&amp;zwnj;ی خدا مورد ظن و آزار پلیس قرار دارد و نه&amp;zwnj;تنها بی&amp;zwnj;کار است که عمدتا نمی&amp;zwnj;تواند کار پیدا کند، و هیچ امیدی به آینده ندارد؟ &amp;zwnj;پی&amp;zwnj;آمدش این است که این انسان&amp;zwnj;ها تحت چنان شرایطی خودشان را ناگزیر از این می&amp;zwnj;دانند که به خیابان&amp;zwnj;ها بریزند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل این برداشت آن است که فقط شرایط عینی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(objective)&lt;/span&gt; &lt;span&gt;شورش را فهرست می&amp;zwnj;کند. شورش&amp;zwnj;کردن یعنی اعلام سوژگانی &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(subjective)&lt;/span&gt;، یعنی اعلام کنند که کسی چه ارتباطی با شرایط عینی&amp;zwnj;اش دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما در عصری سخره&amp;zwnj;گر &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(cynical)&lt;/span&gt; &lt;span&gt;به سر می&amp;zwnj;بریم. به&amp;zwnj;آسانی می&amp;zwnj;توان تصور کرد که معترضی &amp;nbsp;که به خاطر آتش&amp;zwnj;زدن و سرقت از مغازه&amp;zwnj;ها دستگیر شده است، با زبانی پاسخ دهد که مددیارهای اجتماعی و جامعه&amp;zwnj;شناسان از آن استفاده می&amp;zwnj;کنند؛ او از تحرک اندک اجتماعی، افزایش ناامنی، فروپاشی اقتدار والدین، فقدان عشق مادری در دوران بچگی خواهد گفت. او می&amp;zwnj;داند چه کار [بد]ی دارد می&amp;zwnj;کند، اما به هرحال انجام&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;دهد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;معنی است که بخواهیم تأمل کنیم که کدام از این واکنش&amp;zwnj;ها، محافظه&amp;zwnj;کارانه و لیبرال، بدترین است: همان&amp;zwnj;طور که استالین خواهد گفت، &amp;laquo;هر دو&amp;raquo;ی آن&amp;zwnj;ها بدترین هستند، اما هر دو طرف دارند به ما اخطار می&amp;zwnj;دهند؛ در واکنش نژادپرستانه&amp;zwnj;ی قابل پیش&amp;zwnj;بینی &amp;laquo;اکثریت خاموش&amp;raquo;، خطر واقعی این طغیان&amp;zwnj;ها نهفته است. یکی از شکل&amp;zwnj;های این واکنش، فعالیت &amp;laquo;قبیله&amp;zwnj;ای&amp;raquo; جوامع محلی (در ترکیه و مغرب و سیک&amp;zwnj;ها) بود که به&amp;zwnj;سرعت پارتیزان&amp;zwnj;های خویش را سازمان دادند تا از دارایی&amp;zwnj;های خویش محافظت کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا مغازه&amp;zwnj;داران، خرده&amp;zwnj;بورژواهایی هستند که دارند از دارایی خود در قبال معترض واقعی &amp;ndash; و هرچند خشنِ &amp;ndash; نظام کنونی دفاع می&amp;zwnj;کنند؟ یا آیا آن&amp;zwnj;ها نمایندگان طبقه&amp;zwnj;ی کارگر هستند که دارند با نیروهای تجزیه&amp;zwnj;ی اجتماعی می&amp;zwnj;جنگند؟ این&amp;zwnj;جاست که باید از طرف&amp;zwnj;داری دست کشید. حقیقت این است که تضاد، بین دو قطب محروم بود: انسان&amp;zwnj;هایی که توانسته بودند درون نظام کنونی کار و فعالیت کنند در مقابل انسان&amp;zwnj;هایی که ناامید از اقدام [برای فعالیت درون نظام کنونی] هستند. تقریبا همه&amp;zwnj;ی خشونت شورشیان، به خودشان بازگشت. ماشین&amp;zwnj;ها آتش گرفت و مغازه&amp;zwnj;ها سرقت شد، اما نه ماشین&amp;zwnj;ها و مغازه&amp;zwnj;های ثروتمندان، که مال خود شورشیان. تضاد بین دو بخش مختلف جامعه نبود؛ بین جامعه و جامعه بود، بین آن&amp;zwnj;هایی هر&amp;zwnj;چیزی برای باختن داشتند و آن&amp;zwnj;هایی که هیچ&amp;zwnj;چیز برای باختن نداشتند؛ بین کسانی که هیچ سهمی در جامعه&amp;zwnj;شان ندارند و کسانی که بالاترین سهم را دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زیگمونت باومن &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Zygmunt Bauman)&lt;/span&gt;، شورش&amp;zwnj;ها را اقدامِ &amp;laquo;مصرف&amp;zwnj;کنندگان ناقص و ناشایسته&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامد: شورشیان، بیش از هر چیزی، نمودِ یک تمایلِ مصرف&amp;zwnj;گرایانه&amp;zwnj;ای بودند که چون نمی&amp;zwnj;توانست خودش را به شکل &amp;laquo;شایسته&amp;zwnj;ای&amp;raquo; - یعنی با خریدکردن - تحقق بخشد، به صورت خشنی نمایش داده شده است. به این ترتیب، آن&amp;zwnj;ها دارای یک لحظه&amp;zwnj;ی اعتراض ناب هم بودند، اعتراضی به شکل پاسخی طعنه&amp;zwnj;دار به ایدئولوژی مصرف&amp;zwnj;گرایانه: &amp;laquo;تو می&amp;zwnj;خواهی ما مصرف کنیم اما هم&amp;zwnj;زمان ابزار شایسته مصرف&amp;zwnj;کردن را از ما گرفته&amp;zwnj;ای &amp;ndash; خب پس ما داریم همان&amp;zwnj;کاری را می&amp;zwnj;کنیم که می&amp;zwnj;توانیم! &amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این شورش&amp;zwnj;ها، نمودِ نیروهای مادیِ ایدئولوژی هستند &amp;ndash; و شاید برای &amp;laquo;جامعه&amp;zwnj;ی پسا-ایدئولوژیک&amp;raquo; خیلی زیاد هم هستند. از نقطه&amp;zwnj;نظر انقلابی، مشکل ما با شورش&amp;zwnj;ها این نیست که خشونت دارند، بل این است که این خشونت حقیقتا خودبیانگر نیست. این خشم و نومیدیِ کم&amp;zwnj;توان است که نقاب نمایشِ نیرو به صورت زده است؛ این حسادت است که نقاب جشن ظفر به صورت زده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شورش&amp;zwnj;ها را باید با انواع دیگر خشونت&amp;zwnj;هایی مربوط ساخت که امروزه اکثریت لیبرال به&amp;zwnj;عنوان تهدیدی برای زندگی&amp;zwnj;شان دریافت می&amp;zwnj;کنند؛ حمله&amp;zwnj;های تروریستی و بمب&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;ها. در هر دوی این نمونه&amp;zwnj;ها، خشونت و ضدخشونت در چرخه&amp;zwnj;ی فاسدی گرفتار شده&amp;zwnj;اند، و هریک نیروهایی تولید می&amp;zwnj;کند تا مبارزه کند. در هر دو حالت، ما با &lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;passages &amp;agrave; l&amp;rsquo;acte&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;(طغیان عواطف) کور روبه&amp;zwnj;رو هستیم، که در آن، خشونت همانا پذیرش ناتوانی است. تفاوت این&amp;zwnj;جاست که حمله&amp;zwnj;های تروریستی، برخلاف شورش&amp;zwnj;های انگلیس و پاریس، در خدمتِ معنای مطلقی هستند که دین به دست می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما مگر خیزش عرب&amp;zwnj;ها کنشِ جمعی مقاومت نبود که از گزینه&amp;zwnj;های غلط خشونت خودویران&amp;zwnj;گری و بنیادگرایی دینی دوری جست؟ متاسفانه، تابستان ۲۰۱۱ در مصر به&amp;zwnj;عنوان پایان انقلاب خواهد بود، یعنی زمانی که قدرتِ رهایی&amp;zwnj;بخشی&amp;zwnj;اش خاموش خواهد شد. قاتلان این قدرت، ارتش و اسلام&amp;zwnj;گراها هستند. ربط ارتش (که ارتش مبارک است) و اسلام&amp;zwnj;گراها (که در اولین ماه&amp;zwnj;های خیزش&amp;zwnj;ها در حاشیه بودند اما حالا زمین را به دست گرفته&amp;zwnj;اند) آشکار است: اسلام&amp;zwnj;گراها با برتری مادیِ ارتش مصالحه می&amp;zwnj;کنند و در عوض هژمونی ایدئولوژیک را حفظ می&amp;zwnj;کنند. بازنده&amp;zwnj;ی این میدان، لیبرال&amp;zwnj;های طرف&amp;zwnj;دار غرب&amp;ndash; که به رغم بودجه&amp;zwnj;هایی که &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;CIA&lt;/span&gt; به آنان می&amp;zwnj;دهد &amp;ndash; و هم&amp;zwnj;چنین چپ&amp;zwnj;های سکولار &amp;ndash; که کوشیده&amp;zwnj;اند تا شبکه&amp;zwnj;ای از سازمان&amp;zwnj;های مدنی را تاسیس کنند - خیلی ضعیف&amp;zwnj;تر از آنند که &amp;laquo;دمکراسی را ترویج کنند&amp;raquo;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدترشدنِ سریع شرایط اقتصادی، دیر یا زود، فقرا را که در طول اعتراض&amp;zwnj;های اولیه&amp;zwnj;ی [مصر] غایب بودند به خیابان&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;آورد. احتمالا طغیان جدیدی خواهد شد، و مسئله&amp;zwnj;ی دشوار برای سیاسیون مصری این خواهد بود؛ چه&amp;zwnj;کسی خواهد توانست بر سر راه خشم فقرا قرار نگیرد؟ چه&amp;zwnj;کسی آن را به برنامه&amp;zwnj;ای سیاسی ترجمه خواهد کرد: چپ&amp;zwnj;های سکولار یا اسلام&amp;zwnj;گراها؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;350&quot; vspace=&quot;15&quot; hspace=&quot;15&quot; height=&quot;170&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/london_riot2_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واکنش عمده&amp;zwnj;ی باور عمومی غرب به پیمان اسلام&amp;zwnj;گرایان و ارتش بی&amp;zwnj;شک، نمایشِ ظفرمندانه&amp;zwnj;ی خردِ سخره&amp;zwnj;گرا خواهد بود: به ما خواهند گفت &amp;ndash; همان&amp;zwnj;جور که موردِ (غیرعرب) ایران ثابت کرد، خیزش&amp;zwnj;های مردمی در کشورهای عربی دست&amp;zwnj;آخر همیشه به نفع اسلام&amp;zwnj;گراهای ستیزه&amp;zwnj;جو تمام خواهد شد. مبارک به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای ظاهر خواهد شد که انگار شرارت کم&amp;zwnj;تری داشته است &amp;ndash; بهتر است به شیطانی که می&amp;zwnj;شناسی&amp;zwnj;اش ایمان داشته باشی تا که خود را کاملا رهاشده و رستگاری&amp;zwnj;یافته بدانی. برخلاف چنین سخره&amp;zwnj;گری&amp;zwnj;ای، باید بی قید و شرط به هسته&amp;zwnj;ی اصلی و رهایی&amp;zwnj;بخشِ خیزش مصر مومن باقی ماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما باید از وسوسه&amp;zwnj;ی نارسیسیسمِ علتِ گم&amp;zwnj;شده پرهیز کرد: خیلی ساده می&amp;zwnj;توان زیبایی والای خیزش&amp;zwnj;ها را ستود ، زیبایی&amp;zwnj;هایی را که محکوم به فنا هستند. چپ&amp;zwnj;های امروزی با مسئله&amp;zwnj;ی &amp;laquo;نفی متعین&amp;raquo; روبه&amp;zwnj;رو هستند: وقتی شور و شوق لحظه&amp;zwnj;های نخست خیزش&amp;zwnj;ها فروکش کرد، [سوال این خواهد بود که] چه نظم جدیدی را جایگزین نظم قبلی کنیم؟ در این زمینه، مانیفست اعتراض&amp;zwnj;های اسپانیا، که بعد از تظاهرات&amp;zwnj;شان در می&amp;zwnj;ماه ۲۰۱۱ انتشار یافت، راه&amp;zwnj;گشاست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولین چیزی که به چشم می&amp;zwnj;خورد لحن غیرسیاسی و نیش&amp;zwnj;دار آن است: &amp;laquo;برخی از ما خودمان را پیش&amp;zwnj;رو تلقی می&amp;zwnj;کنیم، و دیگران را محافظه&amp;zwnj;کار. برخی از ما مومن هستند، برخی نه. برخی از ما آشکارا دارای ایدئولوژی هستند، برخی&amp;zwnj;ها غیرسیاسی هستند، اما همه&amp;zwnj;ی ما نسبت به وضعیت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی پیرامون&amp;zwnj;مان حساس و خشمگین هستیم: فسادی که بین سیاسیون و تجار و بانک&amp;zwnj;دارها هست، که ما را بی&amp;zwnj;چاره کرده و صدای&amp;zwnj;مان را از ما گرفته است.&amp;raquo; آن&amp;zwnj;ها اعتراض&amp;zwnj;شان را در طرف&amp;zwnj;داری از حقیقت&amp;zwnj;های ثابت و جدانشدنی برپا کرده&amp;zwnj;اند، &amp;laquo;حقیقت&amp;zwnj;های ثابت و جدانشدنی&amp;zwnj;ای که ما در جامعه باید رعایت&amp;zwnj;شان کنیم: حقِ خانه&amp;zwnj;داشتن، کار، فرهنگ، سلامتی، آموزش و پرورش، مشارکت سیاسی، رشد آزاد فردی و حقوق مصرف&amp;zwnj;کنندگان برای داشتن زندگی&amp;zwnj;ای سالم و شاد.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن&amp;zwnj;ها که خشونت را قبول ندارند، اعتراض&amp;zwnj;شان را &amp;laquo;انقلابی اخلاقی&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانند: &amp;laquo;به&amp;zwnj;جای این&amp;zwnj;که پول را برتر از انسان&amp;zwnj;ها بنشانیم، باید آن را در خدمت انسان قرار داد. ما انسان هستیم، نه کالا. من کالای آن چیزی که خریده&amp;zwnj;ام نیستم، من کالای دلیل خرید&amp;zwnj;کردن&amp;zwnj;ام نیستم، من کالای جایی که ازش خرید کرده&amp;zwnj;ام نیستم.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه کسی کارگزار این انقلاب خواهد بود؟ معترضان اسپانیایی هیچ&amp;zwnj;کدام از گروه&amp;zwnj;های سیاسی، راست و چپ، را به رسمیت نمی&amp;zwnj;شناسند؛ گروه&amp;zwnj;های سیاسی را فاسد و قدرت&amp;zwnj;طلب می&amp;zwnj;دانند، اما مانیفست&amp;zwnj;شان شامل یک سری خواسته است &amp;ndash; [اما معطوف] به چه کسی؟ [معطوف به] خود مردم که نمی&amp;zwnj;شود: معترضین هنوز اعلام نکرده&amp;zwnj;اند که چه کسی این خواسته&amp;zwnj;ها را باید برآورده کند، [هنوز اعلام نکرده&amp;zwnj;اند که] خودشان باید همان تغییری باشند که خواستارش هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و این نقطه&amp;zwnj;ضعفِ کُشنده&amp;zwnj;ی اعتراض&amp;zwnj;های کنونی است: آن&amp;zwnj;ها خشمی موجه و معتبر را بروز می&amp;zwnj;دهند که قادر نیست خودش را به برنامه&amp;zwnj;ی مثبت و سازنده&amp;zwnj;ی تغییر اجتماعی/سیاسی تبدیل کند. آن&amp;zwnj;ها دارند روحِ شورش&amp;zwnj;ها را از انقلاب تهی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وضعیت در یونان امیدبخش&amp;zwnj;تر به نظر می&amp;zwnj;آید، و این امیدبخش&amp;zwnj;بودن را احتمالا مرهون سنتِ اخیرِ بسیج&amp;zwnj;شدن&amp;zwnj;های پیشرو است (که پس از سقوط رژیم فرانکو در اسپانیا از بین رفت.) اما حتی در یونان هم، جنبش اعتراضی دارد محدودیت&amp;zwnj;های بسیج&amp;zwnj;شدن&amp;zwnj;ها را نشان می&amp;zwnj;دهد: معترضین فضایی آزاد و برابری&amp;zwnj;خواه ایجاد کرده&amp;zwnj;اند که هیچ قدرت مرکزی&amp;zwnj;ای آن را اداره نمی&amp;zwnj;کند، یک فضای عمومی که در آن به همه زمان مساوی داده شده تا صحبت کنند. وقتی این معترضان شروع کردند که دریابند قدم بعدی چه باشد و چه&amp;zwnj;طور باید فراتر از یک اعتراض صرف رفت، اجماع داشتند که آن&amp;zwnj;چه نیاز است حزب جدید یا که اقدام برای قدرت&amp;zwnj;گیری نیست، بل جنبشی است که هدف&amp;zwnj;اش اِعمال فشار بر احزاب سیاسی است. معلوم است که این [رویکرد] برای تأسیس و بازآراییِ زندگی اجتماعی کافی نیست. برای چنین کاری، باید بنیه&amp;zwnj;ای قوی داشت تا بتوان سریعا به تصمیم رسید و آن&amp;zwnj;ها را با هر شدتِ لازمی اجرا کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;متن اصلی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://www.lrb.co.uk/2011/08/19/slavoj-zizek/shoplifters-of-the-world-unite&quot;&gt;Shoplifters of the World Unite&lt;/a&gt; - Slavoj Žižek on the meaning of the riots, London Review of Books, 19 August 2011&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/22/6386#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5148">اسلووی ژیژک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4744">جهانی شدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5149">شورش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4835">لندن</category>
 <pubDate>Mon, 22 Aug 2011 00:02:07 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6386 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اشاعه‌ی دموکراسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/05/5968</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/05/5968&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اریک هابسباوم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دهقان زهما         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;346&quot; height=&quot;293&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/global.jpg?1312534813&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اریک هابسباوم &amp;minus; ما امروزه شاهد دادن نظمی نو به جهان هستیم، نظمی که گویا از پیش برنامه ریزی شده است. جنگ در عراق و افغانستان ظاهراً تنها بخشی از یک کوششِ سراسری است تا از طریق &amp;quot;اشاعه&amp;zwnj;ی دموکراسی&amp;quot; یک نظمِ نو جهانی ایجاد گردد. یک چنین پنداری نه تنها همانند نبرد علیه آسیای بادی است، بلکه خطرناک نیز هست. سخن&amp;zwnj;پردازی در متنِ یک چنین جنگِ صلیبی&amp;zwnj;ای به طورِ ضمنی این معنا را می&amp;zwnj;رساند که دموکراسی به شکلِ استاندارد شده&amp;zwnj;ی غربی آن قابلِ انتقال بوده و هر جا قادر به تثبیت خود است؛ معضلاتِ فراملی امروز را پایان می&amp;zwnj;بخشد و به جای جنگ صلح می&amp;zwnj;آورد. و اما این سیستم قادر به اجرای یک چنین امری نیست.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دموکراسی به حق محبوب است. در سالِ 1647 لِوِلِرها&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Levellers) &lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; href=&quot;#_ftn1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; یک تصور تأثیرگذار را عرضه کردند که از دیدگاه آن تمام قدرتِ دولت بر پایه&amp;zwnj;ی تأیید آزاد مردم استوار است.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;(&amp;bdquo; all government is in the free consent of the people&amp;bdquo;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;210&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;232&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/hobsbawm.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
اریک هابسباوم:&lt;br /&gt;
قرنِ بیستم نشان داد که دولت&amp;zwnj;ها به سادگی نمی توانند جهان را از نو بسازند ویا تغییرات تاریخی را کوتاه کنند. همچنین با صادر کردنِ نهاد&amp;zwnj;ها به بیرون از مرزهای خود نمی توانند بر تحولاتِ اجتماعی اثر گذار باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مقصود از آن حقِ رأی برای همگان بود. طبعاً حقِ انتخاباتِ عمومی ضامنِ یک نتیجه&amp;zwnj;ی سیاسی معین نیست و انتخابات لزوماً نمی&amp;zwnj;تواند تداوم خود را تضمین کند. ( جمهوری وایمار را به یاد آورید.) علاوه براین، انتخاباتِ دموکراتیک کمتر به نتایجی می&amp;zwnj;انجامد که برای قدرت&amp;zwnj;های هژمونیال و امپریال قابلِ پذیرش باشد. (اگر جنگ در عراق منوط به رأی آزادِ &amp;quot;جامعه&amp;zwnj;ی جهانی&amp;quot; می&amp;zwnj;بود، باید این جنگ صورت نمی گرفت. ) و اما این شک و تردیدها از جذابیت دموکراسی انتخاباتینمی کاهند. &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در کنارِ محبوبیتِ دموکراسی عامل&amp;zwnj;های دیگری وجود دارند که توضیح&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ی &amp;nbsp;خطرناک بودن و واهی بودنِ این باور است که گویا دموکراسی به وسیله&amp;zwnj;ی نیرو&amp;zwnj;های خارجی واقعاً قادر به تثبیت خود است. جهانی شدن به این فرض می&amp;zwnj;انجامد که روابطِ انسانی به سوی یک الگوی جهان&amp;zwnj;شمول فرامی&amp;zwnj;روید. اگر جایگاهِ&amp;zwnj;های پمپِ بنزین، آی&amp;zwnj;پدها و شیفتگان کامپیوتر در همه جای دنیا همانند هستند، چرا نباید همانندی در مورد نهادهای سیاسی نیز برقرار داشته باشد؟ این گونه نگاه، پیچدگی جهان را دستِ کم می&amp;zwnj;گیرد. سقوطِ دوباره&amp;zwnj;ی بخشی بزرگی از جهان به خون ریزی و هرج و مرج، که در برابر دیدگانِ همگان نمود یافت، پندارِ یک نظمِ نو را جذاب تر می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنان می&amp;zwnj;نمود که وقایع بالکان ثابت می&amp;zwnj;کنند که مناطقی که در آن نا&amp;zwnj;آرامی و فجایع انسانی روی می&amp;zwnj;دهند، گویا در موقعِ اضطراری نیازمند به مداخله&amp;zwnj;ی نظامی دولت&amp;zwnj;های قدرتمند و باثبات&amp;nbsp;اند. از آن جایی که یک مرجعِ نظام&amp;zwnj;بخش کارآمد بین&amp;zwnj;الملیِ وجود ندارد، پاره&amp;zwnj;ای از مدافعانِ حقوقِ بشر هنوز آماده&amp;zwnj;اند که نظم جهانی&amp;zwnj;ای را حمایت کنند که ایالاتِ متحده&amp;zwnj;ی امریکا حامل آن است. ولی آدمی باید همواره شک کند هنگامی که قدرت&amp;zwnj;های نظامی مدعی می&amp;zwnj;شوند که آنها با مغلوب ساختن و اشغالِ کشور&amp;zwnj;های ناتوان، قربانیانِ شان و جهان را خوشنود می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عامل دیگری وجود دارد که گمان می&amp;zwnj;رود از همه مهتر باشد: &amp;nbsp;این که ایالاتِ متحده&amp;zwnj;ی &amp;nbsp;امریکا به حدی برانگیزاننده از آمیزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای از جنونِ خودبزرگ&amp;zwnj;بینی و نجات&amp;zwnj;بخش&amp;zwnj;باوری (مسیانیسم) برخوردار است که هردو از ریشه&amp;zwnj;های انقلابی آن تغذیه می&amp;zwnj;کنند. امروزه ایالاتِ متحده&amp;zwnj;ی امریکا از نظر تکنیکی-نظامی مطلقاً پیروزمند است. آمریکایی&amp;zwnj;ها به برتری سیستم اجتماعی خود باور دارند. ایالاتِ متحده همچنین، همانند بزرگترین قدرت&amp;zwnj;های جهانی که همواره به سرحد&amp;zwnj;های مادی خویش آگاه نبودند، به حد و حدود مرز&amp;zwnj;های مادی خویش از 1989 بدین سو آگاهی ندارد. همچون ویدرو ویلسون (رئیس جمهوری که در زمان خویش متحمل شکست سختی شد) ایدئولوگ&amp;zwnj;های رژیم بوش عقیده دارند که در ایالاتِ متحده&amp;zwnj;ی امریکا یک جامعه&amp;zwnj;ی الگویی متحقق شده: مخلوطی&lt;b&gt; ا&lt;/b&gt;ز دولتِ قانون، آزادی&amp;zwnj;های لیبرال، رقابتِ آزاد شرکت&amp;zwnj;های شخصی و انتخاباتِ مرتب با رأی عمومی؛ و حال می&amp;zwnj;بایستی جهان با نظر به این الگوی &amp;quot;جوامعِ آزاد&amp;quot; دگرگون شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این پندار همچون نفیری در جنگلِ تاریک خطرناک است. هرچند کنشِ یک قدرتِ بزرگ در این راستا می&amp;zwnj;تواند در هرحال پیامدِ اخلاقی و سیاسی مطلوب داشته باشد، و اما، خود را با آن پندار یکی دانستن خطرناک است، زیراکه منطق و روش کنشِ دولتی با حقوق&amp;zwnj;جهان شمول یکی نیست. تمامی دولت&amp;zwnj;های تثبیت شده منافع خویش را دنبال می&amp;zwnj;کنند، در صورتی که از قدرتِ لازم برخوردار باشند و هدف به قدر کافی مهم جلوه نماید. فراتر از همه، دولت&amp;zwnj;ها هنگامی که عقیده داشته باشند خدا در کنار آنها ایستاده به توجیه وسیله برای رسیدن به هدف می&amp;zwnj;پردازند. ( البته این کار را به صورتِ نادر در ملأعام انجام می&amp;zwnj;دهند.) درگسترش توحش در عصرما، که سهمی از آن به &amp;quot;جنگ علیه&amp;zwnj; ترور&amp;quot; تعلق دارد، &amp;nbsp;امپراتوری&amp;zwnj;های نیک و بد سهیم بوده اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقدامات برای اشاعه&amp;zwnj;ی دموکراسی تا زمانی موفق نخواهد بود که شایستگی ارزش&amp;zwnj;های جهان شمول را با خطر مواجه کند. قرنِ بیستم نشان داد که دولت&amp;zwnj;ها به سادگی نمی توانند جهان را از نو بسازند ویا تغییرات تاریخی را کوتاه کنند. همچنین با صادر کردنِ نهاد&amp;zwnj;ها به بیرون از مرزهای خود نمی توانند بر تحولاتِ اجتماعی اثر گذار باشند. حتا در ردیفِ دولت&amp;zwnj;های با قلمرو ملی، برای یک رژیم مؤثر دموکراتیک، به ندرت پیش&amp;zwnj;شرط&amp;zwnj;هایی وجود دارد. دولتِ موجودیِ که از مشروعیت، تأیید و قابلیتیِ برخوردار باشد که نزاع را &amp;nbsp;بین گروه&amp;zwnj;های کشور حل و فصل نماید&amp;minus; بدون یک چنین اجماعیِ &amp;quot;مردمِ&amp;quot; حاکم بر مقدراتِ خویش و همراه با آن مشروعیت برای اکثریت آرا وجود ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جایی که این اجماع، به لحاظ دینی یا قومی یا در ترکیبی از این دو، موجود نیست، دموکراسی از میان برداشته شده است ( همانند نهاد&amp;zwnj;های دموکراتیک در ایرلند شمالی، &amp;nbsp;ویا چون چکسلواکی که دولت در آنجا فروپاشید، ویا چون سریلانکا که جامعه درجنگِ داخلی فروغلتیده است). &amp;quot;اشاعه&amp;zwnj;ی دموکراسی&amp;quot; پس از 1918 و همچنین بعد از 1989 در مناطقِ چند ملیتی و چند جماعتی اختلافاتِ قومی را تشدید کرده و سبب فروپاشی دولت&amp;zwnj;ها شده است. اینها نشانه&amp;zwnj;ای برای یک دورنمای درخشان نیستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;صرف نظر از امکانِ موفقیتِ ناچیزی که اشاعه&amp;zwnj;ی دموکراسی&amp;nbsp;دارد، تلاش برای اشاعه&amp;zwnj;ی دموکراسی استاندارد شده&amp;zwnj;ی نوعِ غربی از یک پارادوکس بنیادین رنج می&amp;zwnj;برد. این تلاش برای بسیاری به مثابه&amp;zwnj;ی حلالِ مشکلاتِ خطرناکِ فراملی امروز اعتبار دارد. به طورِ روزافزون عرصه&amp;zwnj;هایی از زندگی انسانی از سایه&amp;zwnj;ی نفوذ انتخاب کنندگان خارج می&amp;zwnj;شود و زیر سلطه سازمان&amp;zwnj;های فراملی عمومی و خصوصی درمی&amp;zwnj;آیند. آنها انتخابات و یا لااقل انتخاباتِ دموکراتیک را نمی شناسند. و دموکراسی&amp;zwnj;ای که پایه اش انتخابات باشد، خارج از واحد&amp;zwnj;های سیاسی&amp;zwnj;ای همانند دولت- ملت&amp;zwnj;ها به صورت واقعی کارکرد ندارد. دولت&amp;zwnj;های قدرتمند به همین دلیل می&amp;zwnj;کوشند سیستمی را اشاعه دهند که حتا خود آنها برای حلِ چالش&amp;zwnj;های امروز نا متناسب می&amp;zwnj;دانند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بهترین سند برای موضوعِ یادشده اروپا است. سازمانی همانند اتحادیه&amp;zwnj;ی اروپا به دلیل اینکه در آن فقط تعداد کمی (هرچند به &amp;nbsp;تعداد آن افزوده می&amp;zwnj;شود) از دولت&amp;zwnj;های عضو حق رأی دارند، توانسته است ساختار&amp;zwnj;های نیرومند و مؤثری را بپروراند. بدونِ &amp;quot;کمبودِ دموکراسی&amp;quot; اتحادیه&amp;zwnj;ی اروپا قادر نبود در جایی بایستد که امروز ایستاده؛ و پارلمان آن آینده&amp;zwnj;ا&amp;zwnj;ی نداشت، زیرا چیزی به اسم &amp;quot;مردم اروپا&amp;quot; وجود ندارد؛ آنچه وجود داردتنها تجمعی است از &amp;quot;مردمانِ دولت&amp;zwnj;های عضو&amp;quot; که در سالِ 2004 &amp;nbsp;کمتر از نصف افراد آنها در انتخابات &amp;nbsp;پارلمانِ اروپا شرکت کردند. &amp;quot;اروپا&amp;quot; امروزه واحدی است که کارکرد دارد و برخلاف دولت&amp;zwnj;های عضو، از مشروعیت مردمی ویا اقتداری که با انتخابات تأیید شده باشد، برخوردار نیست. دموکراسی، هر قدر هم دلپذیر باشد، وسیله&amp;zwnj;ای نیست که به نحو مناسبی به کار حلِ مشکلاتِ جهانی (کلوبال) و یا فراملی بیاید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سعی برای اشاعه&amp;zwnj;ی دموکراسی همچنین بیشتر از همه به گونه&amp;zwnj;ی غیر مستقیم خطرناک است: این سعی همه آنهایی را که از رژیم دموکراتیک محروم اند، دچار توهم می&amp;zwnj;کند که پنداری آنانی که یک چنین رژیمی را در اختیار دارند در واقعیت به شکلِ دموکراتیک بر آنان حکمرانی می&amp;zwnj;شود. و اما واقعاً چنین است؟ ما امروز می&amp;zwnj;دانیم که تصمیماتِ واقعی درباره&amp;zwnj;ی جنگ در عراق چگونه گرفته شدند ، دست کم در دو کشور ایالات متحده&amp;zwnj;ی امریکا و انگلستان، که به دموکراتیک بودن شهرت دارند. دموکراسی انتخاباتی و پارلمان&amp;zwnj;ها با این فرآیند سروکار نداشتند؛ به خاطرِ آنها باید از شیوه&amp;zwnj;های پیچیده اغفال و پرده پوشی استفاده می&amp;zwnj;گردید. تصمیمات جنگی در یک حلقه&amp;zwnj;ی کوچک گرفته شد، باتفاوتِ نه چندان زیاد با روش معمول در کشور&amp;zwnj;های غیر دموکراتیک. تصمیم&amp;zwnj;ها را افراد در حلقاتِ شخصی گرفتند. خوشبختانه رسانه&amp;zwnj;ها را، لااقل در انگلستان، نمی&amp;zwnj;توان به سادگی &amp;nbsp;وابسته کرد. ولی وجود آزادی مؤثرِ مطبوعات، حقوقِ شهروندی و دادگستری مستقل به واسطه&amp;zwnj;ی دموکراسی انتخاباتی به شکلِ خودکار تضمین نمی شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;منبع:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Eric Hobsbawm, &lt;i&gt;Globalisierung, Demokratie und Terrorismus&lt;/i&gt;, M&amp;uuml;nchen 2009, S.116-120&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;br clear=&quot;all&quot; /&gt;
&lt;hr width=&quot;33%&quot; size=&quot;1&quot; align=&quot;left&quot; /&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn1&quot; href=&quot;#_ftnref1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Levellers&lt;/span&gt;، نام یک جنبش سیاسی در انگلستان در نیمه قرن هفدهم. لِوِلِرها، که در جریان جنگ داخلی مطرح شدند، برابری&amp;zwnj;خواه بودند. خواست آنان برابری همه شهروندان در برابر قانون، لغو امتیازهای اشرافی و رواداری مذهبی بود. (م.)&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/05/5968#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4742">اریک هابسباوم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4744">جهانی شدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4743">دهقان زهما</category>
 <pubDate>Fri, 05 Aug 2011 08:56:35 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5968 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>