<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4626/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>«باید تو را پیدا کنم»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4626/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>نویسنده به روایت خودش</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2011/08/04/5839</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2011/08/04/5839&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نگاهی به مجموعه داستان «باید تو را پیدا کنم» نوشته‌ی عباس عبدی با تمرکز بر داستان «آبادانِ عکس» از این مجموعه        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نویسنده: احمد ابوالفتحی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/abolftab01.jpg?1312445558&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;احمد ابوالفتحی- اگر &amp;laquo;راه آبی&amp;raquo;، وبلاگ عباس عبدی را دنبال کرده باشید و یا اگر برخی مقالات او، برای مثال یادداشتش بر &amp;laquo;نون نوشتن&amp;raquo; محمود دولت&amp;zwnj;آبادی در شماره&amp;zwnj;ی ۲۵ &amp;laquo;سینما و ادبیات&amp;raquo; را خوانده باشید، احتمال دارد که علاقه&amp;zwnj;ی او به از خود گفتن توجه شما را هم جلب کرده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;عباس عبدی استعداد عجیبی دارد در تبدیل هر نوشته به یک متن اتوبیوگرافیک و شاید به همین خاطر است که پیش از خواندن &amp;laquo;باید تو را پیدا کنم&amp;raquo;، مجموعه&amp;zwnj;داستان آخرش انتظار داشتم داستان&amp;zwnj;هایی از نوع &amp;laquo;آبادانِ عکس&amp;raquo; در این مجموعه فراوان یافت بشوند؛ داستان&amp;zwnj;هایی که نویسنده و راوی در متن&amp;zwnj; یک نفر به نظر می&amp;zwnj;رسند. داستانی که این خصوصیت را داشته باشد، می&amp;zwnj;تواند یک داستان اتوبیوگرافیک نامیده شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;raquo;آبادانِ عکس&amp;raquo; داستان نویسنده&amp;zwnj;ای است که برای شرکت در همایش نفت و داستان از اصفهان به آبادان می&amp;zwnj;رود و این سفر محملی می&amp;zwnj;شود برای یادآوریِ آبادان قدیم. مضمونی که در خیلی از داستان&amp;zwnj;های مجموعه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;باید تو را پیدا کنم&amp;raquo; نقشی محوری دارد. این داستان پیرامون خاطرات راوی/نویسنده از هنرستان نفت شکل می&amp;zwnj;گیرد: &amp;laquo;گفتم که محصل همین هنرستان بودم. قرار بود برویم سربازی و برگردیم کارمند فنی پالایشگاه بشویم. رفتیم تهران و ماندیم و سر از دانشگاه&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;جا درآوردیم. سی و پنج سال گذشته حالا. (ص: ۱۰۱)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ابتدای کتاب&amp;zwnj;هایی که نشر چشمه با عنوان جهان تازه&amp;zwnj;ی داستان منتشر می&amp;zwnj;کند بخشی وجود دارد به نام نویسنده به روایت خودش. در آن&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;خوانیم که عبدی متولد ۱۳۳۱ در آبادان است و دهه&amp;zwnj;ی سوم عمرش را در تهران گذرانده. او هم&amp;zwnj;اکنون داستان&amp;zwnj;نویس است و در همایش&amp;zwnj;های داستان&amp;zwnj;نویسی مختلفی شرکت کرده &amp;ndash;نفت و داستان هم می&amp;zwnj;تواند یکی از همین همایش&amp;zwnj;ها باشد-. شباهت&amp;zwnj;های قابل توجهی که میان بیوگرافی نویسنده&amp;zwnj;ی داستان و بیوگرافی راوی داستان وجود دارد، می&amp;zwnj;تواند دلایلی برای تأیید این حس که داستان &amp;laquo;آبادانِ عکس&amp;raquo; یک داستان اتوبیوگرافیک است فراهم سازد. اما داستان اتوبیوگرافیک چه ویژگی&amp;zwnj;هایی دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;
&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/abolftab03.jpg&quot; /&gt;احمد ابوالفتحی: عباس عبدی استعداد عجیبی دارد در تبدیل هر نوشته به یک متن اتوبیوگرافیک و شاید به همین خاطر است که پیش از خواندن &amp;laquo;باید تو را پیدا کنم&amp;raquo;، انتظار داشتم داستان&amp;zwnj;هایی از نوع &amp;laquo;آبادانِ عکس&amp;raquo; در این مجموعه فراوان یافت بشوند؛ داستان&amp;zwnj;هایی که نویسنده و راوی در متن&amp;zwnj; یک نفر به نظر می&amp;zwnj;رسند. (طرح: عباس عبدی)&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در همان شماره از ماهنامه&amp;zwnj;ی سینما و ادبیات که مقاله&amp;zwnj;ی اتوبیوگرافیک عباس عبدی درباره&amp;zwnj;ی کتاب دولت&amp;zwnj;آبادی را منتشر کرده چندین و چند نفر دیگر هم نظراتشان درباره&amp;zwnj;ی اتوبیوگرافی را نوشته&amp;zwnj;اند. یکی از آنها محمدرحیم اخوت است که با لحن سرخوشانه&amp;zwnj;اش این&amp;zwnj;گونه ابراز نظر کرده است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;داستان داستان است و اتوبیوگرافی نوعی گزارش امر واقع، اولی اعتبار حقوقی ندارد در صورتی که دومی را می&amp;zwnj;توان به عنوان سند حقوقی به دادگاه ارائه داد. (ص: ۶۸) کمی پیش&amp;zwnj;تر اخوت می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در هر کدام از داستان&amp;zwnj;ها چیزی از تجربه&amp;zwnj;ی فردی و رویدادهای شخصی را در قالب داستان می&amp;zwnj;دمی تا بلکه با نفسی که روز به روز کندتر می&amp;zwnj;شود بتوانی زنده&amp;zwnj;اش کنی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این اتفاقی است که به طور معمول در هر داستان خوبی رخ می&amp;zwnj;دهد اما هر داستان خوبی را نمی&amp;zwnj;توان اتوبیوگرافیک نامید. داستان آن هنگام اتوبیوگرافیک می&amp;zwnj;شود که نویسنده به جای پنهان کردن این تجربیات شخصی در پس تجربه&amp;zwnj;های شخصیتی که به عنوان راوی داستان ساخته و شناسنامه&amp;zwnj;ای متفاوت با شناسنامه&amp;zwnj;ی نویسنده دارد، تا جایی که شبهه&amp;zwnj;ی یکی بودن نویسنده و راوی برای خواننده ایجاد شود شناسنامه&amp;zwnj;ها را به هم&amp;zwnj;دیگر شبیه می&amp;zwnj;کند. نسبت میان نویسنده و راوی درون متن که در داستان اتوبیوگرافیک چالش&amp;zwnj;برانگیز می&amp;zwnj;شود الهام&amp;zwnj;بخش بسیاری از نظریه&amp;zwnj;های روایت بوده و برخی از آنها را به چالش کشیده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;والاس مارتین در کتاب &amp;laquo;نظریه&amp;zwnj;های روایت&amp;raquo; (ترجمه&amp;zwnj;ی محمد شهبا، ناشر: هرمس) در بحث فرآیند ارتباط در روایت با تکیه بر نظریات واین بوث الگویی ارتباطی ارائه می&amp;zwnj;دهد که با الهام از الگوهای ارتباط در زبان&amp;zwnj;شناسی بر روی محور فرستنده- پیام &amp;ndash; گیرنده تبیین می&amp;zwnj;شود. واین بوث بر این باور است که شخصیت اجتماعی&amp;zwnj;ای که نویسنده پی می&amp;zwnj;ریزد و به رسانه&amp;zwnj;ها و مردم ارائه می&amp;zwnj;دهد یکی ازحلقه&amp;zwnj;هایی است که رابطه&amp;zwnj;ی میان نویسنده با دیگر عناصر ارتباط نظیر مؤلف تلویحی (که بنا به تعریف هیچ&amp;zwnj;گاه ضمیر &amp;laquo;من&amp;raquo; را به کار نمی&amp;zwnj;برد و واین بوث وی را &amp;laquo;لحن فراداستانی&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواند)، مولف درون متن (که در استفاده از ضمیر &amp;laquo;من&amp;raquo; مجاز است و واین بوث وی را &amp;laquo;راوی همگانی&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواند) و راوی درون متن (که شخصیتی است درون داستان) را برقرار می&amp;zwnj;کند. (مارتین: ۱۱۶) بر مبنای نظر بوث می&amp;zwnj;توان گفت شخصیت اجتماعی نویسنده و یا آنچه که خواننده از نویسنده می&amp;zwnj;داند یکی از حلقه&amp;zwnj;هایی است که در ارتباط میان خواننده و متن نقش ایفا می&amp;zwnj;کند. حال اگر که نویسنده داستان را به شکلی بنویسد که گویی شخصیت اجتماعی نویسنده و شخصیت اجتماعی راوی درون متن یکسان است فرایند ارتباطی&amp;zwnj;ای که واین بوث سعی در تبیین آن دارد بسیار پیچیده&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و این اتفاقی است که در داستان اتوبیوگرافیک رخ می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از آنکه که خواننده در ابتدای کتابِ عباس عبدی &amp;laquo;نویسنده به روایت خودش&amp;raquo; را می&amp;zwnj;خواند و یا هنگامی که خواننده با آشنایی قبلی نسبت به شخصیت اجتماعی عباس عبدی به خواندن مجموعه داستان او مشغول می&amp;zwnj;شود؛ پیام&amp;zwnj;هایی که از داستان &amp;laquo;آبادانِ عکس&amp;raquo; می&amp;zwnj;گیرد با پیام&amp;zwnj;هایی که به عنوان نمونه از داستانِ &amp;laquo;غیل&amp;raquo; -یکی دیگر از داستان&amp;zwnj;های همین مجموعه- می&amp;zwnj;گیرد در ماهیت متفاوت خواهد بود. شخصیت اصلی داستان غیل &amp;ndash;یکی از سه داستانی که در این مجموعه&amp;zwnj;ی با سیزده داستان و با راوی سوم شخص راویت شده است- به نسبت دیگر راویان درون متن مجموعه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;باید تو را پیدا کنم&amp;raquo; بیشترین فاصله را نسبت به شخصیت اجتماعیِ نویسنده&amp;zwnj;ی داستان دارد. در نتیجه&amp;zwnj;ی این فاصله پیامی که خواننده از این داستان می&amp;zwnj;گیرد کمتر از داستان&amp;zwnj;های دیگر مجموعه با زندگیِ نویسنده&amp;zwnj;ی مجموعه ارتباط بینامتنی برقرار خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در یک داستان اتوبیوگرافیک (یکی از) محور(های) ارتباطی میان فرستنده و گیرنده بر مبنای پیام&amp;zwnj;هایی که حول محور چیستی و چگونگیِ زیست فرستنده سامان گرفته&amp;zwnj;اند برقرار می&amp;zwnj;شود و اشراف به این موضوع می&amp;zwnj;تواند امکانات فراوانی را در اختیار نویسنده قرار دهد. باید توجه داشت که داستان یک عنصر ارتباطی است که از رابطه&amp;zwnj;ی میان نویسنده و خواننده حاصل می&amp;zwnj;شود (و شاید به همین دلیل است که ماهیت ثابتی ندارد، به عنوان نمونه شاید عده&amp;zwnj;ای داستان به&amp;zwnj;به بهار... عبدی را داستان ندانند.) حال با توجه به اینکه فرآیند ارائه پیام دو سو دارد، استفاده&amp;zwnj;ی هنرمندانه از سویه&amp;zwnj;های اتوبیوگرافیک (که ضریب جلب توجه بالایی دارند) می&amp;zwnj;تواند فرآیند برقراری ارتباط را میسرتر سازد. امکاناتی که سویه&amp;zwnj;های اتوبیوگرافیک به نویسنده می&amp;zwnj;دهند البته تنها در یک داستان ساخته و پرداخته می&amp;zwnj;توانند بالفعل بشوند و این اتفاقی است که در داستان آبادان عکس رخ نداده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آبادان عکس&amp;raquo; بر خلاف داستان&amp;zwnj;ِ &amp;laquo;شناگر&amp;raquo; که سویه&amp;zwnj;های اتوبیوگرافیکش در کنار جسارت در طرح موضوع، موفقیت در فضاسازی و طنز قابل قبول، داستانی موفق را رقم زده&amp;zwnj;اند- و یا داستان&amp;zwnj;های &amp;laquo;باغ کلاه&amp;zwnj;قاضی&amp;raquo;، &amp;laquo;باید تو را پیدا کنم&amp;raquo; و &amp;laquo;صبح سفید&amp;raquo; &amp;ndash; که این دو تای آخر به میزان &amp;laquo;آبادان عکس&amp;raquo; جلوه&amp;zwnj;های اتوبیوگرافیک دارند- در دسته&amp;zwnj;ی داستان&amp;zwnj;های متوسط مجموعه&amp;zwnj;ی باید تو را پیدا کنم می&amp;zwnj;گنجد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آبادان یکی از موتیف&amp;zwnj;های مجموعه&amp;zwnj;ی باید تو را پیدا کنم است که در داستان&amp;zwnj;های &amp;laquo;بهاریه&amp;raquo;، &amp;laquo;ایستگاه مبدأ&amp;raquo;، &amp;laquo;شناگر&amp;raquo; و همین&amp;zwnj;طور &amp;laquo;آبادان عکس&amp;raquo; یکی از محورهای اصلی روایت را شکل می&amp;zwnj;دهد. در همه&amp;zwnj;ی داستان&amp;zwnj;های ذکر شده به جز &amp;laquo;آبادان عکس&amp;raquo;، این محور تنها در بخش زیرین روایت فعال می&amp;zwnj;شود، یعنی آبادان تنها به گذشته&amp;zwnj;ی راوی/نویسنده تعلق دارد و رجوع به آن &amp;ndash;به ویژه در داستان پرداخته&amp;zwnj;ی &amp;laquo;شناگر&amp;raquo;- بیش از هر کارکردی از طریق ارائه&amp;zwnj;ی تاریخچه&amp;zwnj; (هیستوری) راوی در خدمت شخصیت&amp;zwnj;پردازی است. در داستان &amp;laquo;آبادان عکس&amp;raquo; محور رو و محور زیر روایت هر دو در آبادان می&amp;zwnj;گذرد. یعنی در این&amp;zwnj;جا آبادان علاوه بر شخصیت&amp;zwnj;پردازی باید در خدمت فضاسازی نیز قرار بگیرد. آبادان، که در داستان&amp;zwnj;های دیگر و هم&amp;zwnj;چنین در بخش زیرین همین داستان موجودی است ذهنی و به ارائه&amp;zwnj;ی جهانِ ذهنی راوی/نویسنده یاری می&amp;zwnj;رساند در داستان &amp;laquo;آبادان عکس&amp;raquo; باید حضوری عینی (کانکریت) بیابد تا فضاسازی مناسب برای داستان فراهم شود. این اتفاقی است که رخ نداده، به این دلیل رخ نداده که نویسنده تصویرِ جزئی&amp;zwnj;نگرانه&amp;zwnj;ای از آبادان امروز به خواننده&amp;zwnj;اش ارائه نمی&amp;zwnj;دهد و تنها با جملات کلی&amp;zwnj;ای از قبیل &amp;laquo;راننده همه&amp;zwnj;چیز را خوب توضیح می&amp;zwnj;داد، قبل از جنگ و بعد از جنگ&amp;raquo; از امروز آبادان رد می&amp;zwnj;شود تا به گذشته&amp;zwnj;اش برسد و شاید به خاطر همین ضعف است که راویِ درون&amp;zwnj;متنی که بیش از همه&amp;zwnj;ی راویان مجموعه به خودِ عباس عبدی شباهت دارد نمی&amp;zwnj;تواند به قول محمدرحیم اخوت در داستان روح بدمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمیل نویسنده:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;mailto:Abolfathi.ahmad@gmail.com&quot;&gt;Abolfathi.ahmad@gmail.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شناسنامه کتاب:&lt;/strong&gt; &amp;laquo;باید تو را پیدا کنم&amp;raquo; مجموعه داستان، عباس عبدی، نشر چشمه، تهران ۱۳۸۹&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://cheshmeh.ir/book/view.aspx?guid=3a271fa4-585c-4fc2-a72c-484244c5a910&quot;&gt;::&amp;laquo;باید تو را پیدا کنم&amp;raquo; نوشته عباس عبدی&amp;nbsp;در سایت نشر چشمه::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2011/08/04/5839#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4626">«باید تو را پیدا کنم»</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4628">احمد ابوالفتحی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2204">ادبیات داستانی ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4627">عباس عبدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Thu, 04 Aug 2011 08:12:39 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">5839 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>