<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4584/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>بررسی کتاب</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4584/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>روز و شب یوسف و سیاهه آرزوهای من</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/11/03/21162</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/11/03/21162&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    یک «شنبه» با کتاب در زمانه        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کتاب زمانه        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;189&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ketabzsh01.jpg?1352492510&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;کتاب زمانه - &amp;laquo;روز و شب یوسف&amp;raquo; از داستان&amp;zwnj;های بلند (نوول) محمود دولت&amp;zwnj;آبادی&amp;zwnj;ست که در حاشیه آثار مهم&amp;zwnj;تر و شناخته&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ترش نوشته شده. دولت&amp;zwnj;آبادی در مقدمه کوتاه این کتاب به این موضوع اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;نویسد: احساس کردم داستان&amp;zwnj;هایی خارج از متن کلیدر در ذهن دارم که می&amp;zwnj;بایست در مجالی مناسب آن&amp;zwnj;ها را بنویسم، کنار بگذارم و باز بر سر کار کلیدر شوم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;روز و شب یوسف یکی از این داستان&amp;zwnj;هاست که بر ذهن نویسنده سنگینی می&amp;zwnj;کرده و سرانجام در سال ۱۳۵۲ به سرانجام رسیده، اما برای نخستین بار در سال ۱۳۸۳ توسط انتشارات نگاه در شمارگان قابل تأملی انتشار یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ادبیات داستانی ایران: روز و شب یوسف، محمود دولت&amp;zwnj;آبادی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;روز و شب یوسف&amp;raquo; هم مانند دیگر آثار محمود دولت&amp;zwnj;آبادی از یک سویه جامعه&amp;zwnj;شناختی بسیار برجسته برخوردار است و شخصیت اصلی&amp;zwnj;اش، یوسف به ژرفای جامعه تعلق دارد&amp;zwnj; و در خانواده&amp;zwnj;ای سخت تنگدست پرورش پیدا کرده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;روز و شب یوسف&amp;raquo; رمانِ شخصیت است. رمان شخصیت در این معنا که کل داستان بر اساس شخصیت روایتگر آن بنا می&amp;zwnj;گردد و دیگر شخصیت&amp;zwnj;ها و رویدادها پیرامون این شخصیت اصلی شکل می&amp;zwnj;گیرند، با این قصد که موقعیت دشوار و تراژیک زندگی او را بنمایانند. با اینکه رمان بر اساس شخصیت &amp;laquo;یوسف&amp;raquo; شکل می&amp;zwnj;گیرد، اما یوسف تشخص پیدا نمی&amp;zwnj;کند، بلکه اصولاً آنچه که به روایت جهت می&amp;zwnj;دهد تلاش ناکام یوسف برای تشخص پیدا کردن و خود را بیرون کشیدن از منجلاب فقر و نکبت است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یوسف از یک شخصیت وابسته و در همان حال پارانویاک برخوردار است. داستان با وصف دقیق پوشش او آغاز می&amp;zwnj;شود و سپس به ذهنیت یوسف راه پیدا می&amp;zwnj;کند که از جنون تعقیب در رنج و عذاب است. او احساس می&amp;zwnj;کند که کسی همواره سایه به سایه در پی&amp;zwnj;اش است. دولت&amp;zwnj;آبادی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;او را در خیال خود می&amp;zwnj;دید. همیشه با یوسف بود. در یوسف بود. گویی جزیی از روح او شده بود. سوار روحش شده بود. از او کنده نمی&amp;zwnj;شد. دایم. دایم. مثل چیزی از خود او شده بود.&amp;raquo; &lt;a href=&quot;http://www.mediafire.com/?tzb9oo8ppmel8ot&quot;&gt;(روز و شب یوسف)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/ketabzsh02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 292px;&quot; /&gt;روز و شب یوسف، محمود دولت&amp;zwnj;آبادی، مؤسسه انتشارات نگاه، چاپ اول ۱۳۸۳، بازنشر آن&amp;zwnj;لاین در باشگاه ادبیات&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اما نویسنده این پارانویا را که قاعدتاً می&amp;zwnj;بایست جزیی از یوسف باشد و تا پایان داستان رهایش نکند، در اواسط داستان یکسر وامی&amp;zwnj;نهد و در متنی که معلوم است از نظریه&amp;zwnj;های فروید، و داستان&amp;zwnj;های صادق چوبک و پاره&amp;zwnj;ای از داستان&amp;zwnj;های کوتاه هدایت و قلم خود محمود دولت&amp;zwnj;آبادی در حین نگارش &amp;laquo;کلیدر&amp;raquo; تأثیر پذیرفته، زمینه&amp;zwnj;های شکل&amp;zwnj;گیری شخصیت یک قاتل در یک محیط سنتی و مذهبی را برملا می&amp;zwnj;کند. اتفاقاً ارزش این رمان هم در همین برنمایی شخصیت یک جانی&amp;zwnj;ست که از ذهنیت مذهبی برخوردار است و از حرمان&amp;zwnj;های جنسی و احساس گناه و خشم و اندوهی ژرف رنج می&amp;zwnj;برد. تأکید زیاد بر همه این عوامل و تأثیرپذیری از فروید و چوبک به داستان حال و هوایی ناتورالیستی داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمود دولت&amp;zwnj;آبادی با دقت، و گام به گام و با آوردن جزئیات بسیار، طرحی از ساختار خانواده یوسف به دست می&amp;zwnj;دهد. پدر یوسف در کارخانه باطری&amp;zwnj;سازی کار می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;یک کار کم&amp;zwnj;اهمیت&amp;raquo; و &amp;laquo;کم&amp;zwnj;مزد&amp;raquo; و با این&amp;zwnj;حال همیشه نماز می&amp;zwnj;خواند، شکرگذار و مطیع است و با زنش هم حرف نمی&amp;zwnj;زند. فرزند او یوسف هم آرزوهایی ساده دارد: &amp;laquo;دستمال ابریشمی، تسبیح دانه درشت. کفش براق&amp;raquo;&lt;a href=&quot;http://www.mediafire.com/?tzb9oo8ppmel8ot&quot;&gt; (همان)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مادر یوسف یک زن درهم&amp;zwnj;شکسته است که به سختی چهل سال دارد، اما مشتی استخوان است. دولت&amp;zwnj;آبادی او را به این شکل وصف می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;مادر یوسف خوب زنی بود. هرگز از روزگار شکوه نمی&amp;zwnj;کرد. هرگز مزد خود را بر سر شوهر و بچه&amp;zwnj;هایش نمی&amp;zwnj;کوفت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صدیقه خواهر یوسف هم هست که در خیاط&amp;zwnj;خانه کار می&amp;zwnj;کند و سر و گوشش هم می&amp;zwnj;جنبد. در همسایگی این خانواده هم یک پاسبان، یک بارفروش که همیشه خدا مست است و سرایدار گاراژ لب خیابان زندگی می&amp;zwnj;کنند. در این میان یوسف که آرزوی مرد شدن دارد، از دیدن زن همسایه، فخری خانم به هیجان می&amp;zwnj;آید و در یک طرح فرویدی، به این دلیل که خواهش تنش را نمی&amp;zwnj;تواند بدون احساس گناه بپذیرد، میل به جنایت در او بیدار می&amp;zwnj;شود. داستان در واقع چگونگی شکل&amp;zwnj;گیری شخصیت معیوب یک نوجوان مسلمان و حرمان&amp;zwnj;زده است و هرچند که بر خلاف رمان&amp;zwnj;های شهری هیچکس در این داستان به&amp;zwnj;راستی دارای شخصیت نیست، اما نویسنده به&amp;zwnj;خوبی و با قلمی استوار توانسته دینامیسم اجتماعی و خانوادگی&amp;zwnj;ای را که در بستر آن خشونت شکل می&amp;zwnj;گیرد، به نمایش بگذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;روز و شب یوسف&amp;raquo; از ریخت&amp;zwnj;پاش&amp;zwnj;های زبانی که در کلیدر سراغ داریم متأسفانه برکنار نمانده است. با این&amp;zwnj;حال باید گفت به رغم&amp;zwnj;آن&amp;zwnj;که چهل سال از نوشتن آن می&amp;zwnj;گذرد، هنوز هم معاصر ماست و این امر بی&amp;zwnj;تردید از توانایی محمود دولت&amp;zwnj;آبادی در راه یافتن به ژرفای اجتماع و درونیات مردمان محروم نشان دارد. این داستان هم مانند دیگر آثار دولت&amp;zwnj;آبادی از سویه&amp;zwnj;های نمایشی برجسته&amp;zwnj;ای برخوردار است و فراز و فرودهای هیجان&amp;zwnj;انگیزی دارد که بیشتر در وصف&amp;zwnj;های درخشان و پرقدرت اتفاق می&amp;zwnj;افتد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.mediafire.com/?tzb9oo8ppmel8ot&quot;&gt;لینک: دانلود &amp;laquo;روز و شب یوسف&amp;raquo; نوشته &lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.mediafire.com/?tzb9oo8ppmel8ot&quot;&gt;محمود دولت&amp;zwnj;آبادی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ادبیات معاصر ایران: زمستان معشوق من است، مجموعه شعر، مانا آقایی&amp;rlm;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مانا آقایی شاعر کم&amp;zwnj;کار و گزیده&amp;zwnj;گویی&amp;zwnj;ست. به&amp;zwnj;تازگی دفتری از اشعار او به نام &amp;laquo;زمستان معشوق من است&amp;raquo; منتشر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مانا آقایی درباره چگونگی نوشته شدن اشعار این دفتر و توجه&amp;zwnj;اش به گذر فصل&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo; مدتی به&amp;zwnj;خاطر شرایط خاصی که برایم پیش آمده بود زیاد با کسی در تماس نبودم و کمتر از خانه بیرون می&amp;zwnj;رفتم. بعضی روز&amp;zwnj;ها چند ساعت از پنجره بیرون را تماشا می&amp;zwnj;کردم. مثل کسی که شاهد جریان زندگی&amp;zwnj;ست اما خودش در آن&amp;zwnj; حضور ندارد. شاید تجربه&amp;zwnj;ی غم&amp;zwnj;انگیزی به&amp;zwnj;نظر برسد اما برای من آموزنده&amp;zwnj; بود چون نگاه کردن &amp;ndash; بدون هرگونه رد یا قبول را یاد گرفتم. به&amp;zwnj;نظرم درست نگاه کردن راه شناخت و رسیدن به آرامش است. آدم وقتی خود را از ریتم تند زندگی ماشینی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها می&amp;zwnj;کند و به&amp;zwnj;جای آن به ضرباهنگ طبیعت گوش می&amp;zwnj;دهد، کم&amp;zwnj;کم با آن همگام می&amp;zwnj;شود، شروع می&amp;zwnj;کند به دیدن طبیعت واقعیِ چیز&amp;zwnj;ها، حتی صدای افتادن برگ&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;شنود. من طی این دوره سکوت و مشاهده بود که در فصل&amp;zwnj;ها و دگرگونی&amp;zwnj;هایشان دقیق شدم و این شعر&amp;zwnj;ها هم حاصل این دوره&amp;zwnj;اند.&amp;raquo; (&lt;a href=&quot;http://shahrgon.com/?p=11647&quot;&gt;گفت&amp;zwnj;و گو شهرگان با مانا آقایی)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/ketabzsh03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 280px;&quot; /&gt;زمستان معشوق من است، مجموعه شعر، مانا آقایی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;زبان اشعار مانا آقایی ساده است، اما این سادگی با ساده&amp;zwnj;نویسی در شعر فارسی ایران تفاوت دارد. محمود صفریان در یادداشتی بر این اشعار به موضوع سادگی در اشعار مانا اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;شعرهای مانا آقایی حتی اگر درباره زمستان باشد، گرمای مخصوصی دارد.&lt;a href=&quot;http://www.baran.st/index.php/Blog/2012-09-29-08-37-00.html&quot;&gt; (باران)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مانا آقایی درباره سادگی در اشعارش می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo; من به شعری قابل فهم و سهل و ممتنع باور دارم. شعری که از بیانی ساده برای رساندن مفاهیم پیچیده استفاده می&amp;zwnj;کند و در نگاه اول ساده به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد اما وقتی نزدیکش می&amp;zwnj;شوید می&amp;zwnj;بینید که دست یافتن به آن دشوار است.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://shahrgon.com/?p=11647&quot;&gt; (شهرگان)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسعود کدخدایی با نگاهی به کارنامه شعری مانا آقایی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo; مانا آقایی از یک جوان که احساساتش در &amp;rlm;کلمات منفجر می&amp;zwnj;⁭شدند و چیزی از آن⁭&amp;zwnj;ها باقی نمی&amp;zwnj;⁭ماند تا به یادت بماند، به شاعری تبدیل شده است که آرام آرام واژه⁭&amp;zwnj;ها را &amp;rlm;همچون دانه⁭هایی بارور چنان در ذهنت می&amp;zwnj;⁭نشاند که با بستن کتاب، این کلمات تازه آغاز به رشد می&amp;zwnj;⁭کنند و شاخ و برگ &amp;rlm;می⁭گسترانند. او از منفجر کردن احساسات در کتاب اولش، به پرورش آن⁭&amp;zwnj;ها در کتاب تازه⁭اش دست یافته است. او بسیار ساده می&amp;zwnj;⁭نویسد و با همین سادگی، هم غزل می&amp;zwnj;⁭سراید و هم &amp;rlm;حماسه. (...) او نه زبان را با پیچ و تاب⁭های عجیب می&amp;zwnj;⁭آزارد، و نه ذهن را با عبارت⁭های غریب خسته می&amp;zwnj;⁭کند، و در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حال &amp;rlm;تو را به فکر وامی⁭دارد.&amp;raquo; &lt;a href=&quot;http://blog.ferdosi.com/?p=113&quot;&gt;(از انفجار احساس تا کنترل و پرورش احساس)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ادبیات غرب: صید قزل&amp;zwnj;آلا در آمریکا، نوشته ریچارد براتیگان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر چند که&amp;laquo;صید قزل&amp;zwnj;آلا در آمریکا&amp;raquo; مهم&amp;zwnj;ترین اثر ریچارد براتیگان، نویسنده سرشناس آمریکایی نیست، اما بی&amp;zwnj;تردید شناخته&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ترین و چه بسا محبوب&amp;zwnj;ترین رمان اوست. از این رمان دو ترجمه به فارسی در دست است: ترجمه هوشیار انصاری&amp;zwnj;فرد و ترجمه پیام یزدان&amp;zwnj;جو.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این دو ترجمه را باید به عنوان دو پیشنهاد متفاوت در نظر گرفت: هوشیاری انصاری&amp;zwnj;فرد به سبک براتیگان و به زبان اصلی وفادار است، اما طبعاً روایت فارسی&amp;zwnj;ای که از رمان به&amp;zwnj;دست می&amp;zwnj;دهد، از شیوایی بیان برخوردار نیست، در حالی&amp;zwnj;که پیام یزدان&amp;zwnj;جو بیش از وفاداری به سبک و به زبان اصلی به شیوایی و روانی و سادگی کلام نظر دارد. به این جهت اگر بخواهیم &amp;laquo;صید قزل&amp;zwnj;آلا در آمریکا&amp;raquo; را از نظر ادبی درک کنیم، می&amp;zwnj;بایست ترجمه انصاری&amp;zwnj;فرد را ملاک بگیریم، اما اگر قصد داشته باشیم از خواندن کتاب لذت ببریم، ترجمه پیام یزدان&amp;zwnj;جو خواست ما را بیشتر برآورده می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;براتیگان نویسنده محبوب جوانان آمریکایی در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۹۶۰ است. مهم&amp;zwnj;ترین مضامین آثار براتیگان، یعنی بحران هویت، جامعه مصرفی، بحران محیط زیست، تلاش انسان برای خودیابی، پناه آوردن به فلسفه شرق را می&amp;zwnj;توان در &amp;laquo;صید قزل&amp;zwnj;آلا در آمریکا&amp;raquo; بازیافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راوی شوخ&amp;zwnj;طبع &amp;laquo;صید قزل&amp;zwnj;آلا در آمریکا&amp;raquo; هرچند به دامن طبیعت پناه می&amp;zwnj;آورد، اما نمی&amp;zwnj;تواند به کل از شهر و زندگی شهری دل بکند. استعاره&amp;zwnj;ها و تشبیهات در این رمان در خدمت بیان دوپارگی بین زندگی روستایی و زندگی شهری قرار دارد. مترجم &amp;laquo;پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد، در مؤخره&amp;zwnj;ای به تشبیهات و استعاره&amp;zwnj;ها در &amp;laquo;صید قزل&amp;zwnj;آلا&amp;raquo; اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;راوی حوضچه صید قزل&amp;zwnj;آلا را به یک باجه تلفن، رودی پر از ماهی را به یک فروشگاه زنجیره&amp;zwnj;ای و رود میسوری را به یک فیلم سینمایی تشبیه می&amp;zwnj;کند. (...) اصولاً از مهم&amp;zwnj;ترین درونمایه&amp;zwnj;های آثار براتیگان این پرسش است که آیا اصولاً انسان می&amp;zwnj;تواند زندگی شهری را با طبیعت آشتی دهد و آیا راهکاری برای تلفیق زندگی شبانی با زندگی مدرن وجود دارد؟&amp;raquo; (مؤخره پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/ketabzsh04.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 284px;&quot; /&gt;تصویر ریچارد براتیگان و معشوقه&amp;zwnj;اش روی جلد &amp;laquo;صید قزل&amp;zwnj;آلا در آمریکا&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;جهان &amp;quot;صید قزل&amp;zwnj;آلا در آمریکا&amp;quot; جهان نشانه&amp;zwnj;ها، دال&amp;zwnj;ها و مدلول&amp;zwnj;هاست. در این اثر، زبان این نشانه&amp;zwnj;ها را در پیوندی تازه با هم قرار می&amp;zwnj;دهد، آن&amp;zwnj;ها را به کلماتی انتزاعی، یا به تعبیر براتیگان به &amp;quot;فسیل&amp;quot; فرومی&amp;zwnj;کاهد و به این ترتیب از واقعیت بیرون از متن جدایشان می&amp;zwnj;کند. براتیگان در فصل پایانی &amp;quot;صید قزل&amp;zwnj;آلا&amp;quot; با آوردن نقل قولی از &amp;quot;انسان در طبیعت&amp;quot; مارستون بیتس به این موضوع اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;quot;از زبان فسیلی به جای نمی&amp;zwnj;ماند، البته دست&amp;zwnj;کم تا وقتی که کلمات نوشته نشوند.&amp;quot;&amp;raquo; (همان)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در &amp;laquo;صید قزل&amp;zwnj;آلا&amp;raquo; هم براتیگان همچنان با موضوع &amp;laquo;مرگ&amp;raquo; درگیر است. این درگیری تا پایان عمر او در همه آثارش ادامه پیدا می&amp;zwnj;کند، تا آن حد که &amp;laquo;مرگ&amp;raquo; را می&amp;zwnj;توان مهم&amp;zwnj;ترین درونمایه آثار او دانست. راوی &amp;laquo;صید قزل&amp;zwnj;آلا&amp;raquo; گاهی به گورستان&amp;zwnj;هایی راه گم می&amp;zwnj;کند، گاهی به ماهیانی مرده برمی&amp;zwnj;خورد و گاهی هم به چیزهایی مثل مجلات کهنه که تاریخ مصرفشان گذشته و حتی آن&amp;zwnj;ها هم بیانگر زوال و مرگ هستند.&lt;br /&gt;
	یکی از مهم&amp;zwnj;ترین شگردهای براتیگان در نویسندگی تشبیه امر مألوف به نامألوف است. این شگرد در &amp;laquo;صید قزل&amp;zwnj;آلا در آمریکا&amp;raquo; در مقایسه با دیگر آثار او به طرز بسیار برجسته&amp;zwnj;ای به کار گرفته شده. هر چه از آثار دوره نخست براتیگان در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۹۶۰ فاصله می&amp;zwnj;گیریم و به آثار دوره تلفیقی او در دهه ۱۹۷۰ نزدیک&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شویم، از حجم این تشبیهات هم کاسته می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منتقدی درباره تشبیهات &amp;laquo;صید قزل&amp;zwnj;آلا&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد &amp;laquo;براتیگان تشبیه&amp;zwnj;ها و استعاره&amp;zwnj;های عجیب و غریب را چنان با مهارت به کار می&amp;zwnj;برد که اشیاء و اجسام را در ذهن خواننده جان می&amp;zwnj;بخشد. یک روز در دوران کودکی از دور آبشاری را می&amp;zwnj;بیند که حتی می&amp;zwnj;تواند افشانه&amp;zwnj;های سردش را احساس کند. صبح روز بعد زود از خواب بیدار می&amp;zwnj;شود، یک تکه نان سفید برای طعمه برمی&amp;zwnj;دارد و راهی می&amp;zwnj;شود. ولی نزدیک آبشار که می&amp;zwnj;رسد می&amp;zwnj;بیند آبشار و نهری در کار نیست و آبشار تنها یک رشته پله چوبی است که انتهاش به یک خانه بین درخت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رسد. بعد ضربه&amp;zwnj;ای به نهر می&amp;zwnj;زند و صدای چوب می&amp;zwnj;شنود. سرانجام به ناچار خودش قزل آلای خودش می&amp;zwnj;شود و آن تکه نان را می&amp;zwnj;خورد.&amp;raquo; (علیرضا پوردانا، شرق)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صید قزل&amp;zwnj;آلا در آمریکا به ترجمه هوشیار انصاری&amp;zwnj;فرد را نشر نی در سال ۱۳۸۵منتشر کرده. این کتاب را اکنون می&amp;zwnj;توان از طریق اینترنت هم تهیه کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.naakojaa.com/book/1810&quot;&gt;لینک: صید &lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.naakojaa.com/book/1810&quot;&gt;قزل&amp;zwnj;آلا &lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.naakojaa.com/book/1810&quot;&gt;در آمریکا نوشته ریچارد براتیگان در اینترنت&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فصل&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;های هنری و ادبی: بررسی کتاب، ویژه هنر و ادبیات&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شماره ۷۰ فصل&amp;zwnj;نامه &amp;laquo;بررسی کتاب&amp;raquo; به سردبیری و به کوشش مجید روشنگر در آمریکا انتشار یافت.&lt;br /&gt;
	این شماره &amp;laquo;برسی کتاب&amp;raquo; به بهانه دوازدهمین سال خاموشی احمد شاملو با عاشقانه&amp;zwnj;ای از این شاعر بزرگ ایران آغاز می&amp;zwnj;شود و با مقالاتی از یوسف کهزاد در نقد مجموعه اشعار &amp;laquo;میلاد نسترن&amp;zwnj;ها&amp;raquo;، نقد فرحناز علیزاده بر مجموعه داستان &amp;laquo;قبرستان سقف ندارد&amp;raquo;، و بررسی اشعار کسرا عنقایی به قلم فضل&amp;zwnj;الله روحانی ادامه پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اسد رخساریان در یک جستار ادبی به جنون و جنایت در برادران کارامازوف پرداخته و شهوق شائق نیز اندیشه &amp;laquo;مرگ&amp;raquo; را در گستره ادبیات کهن ایران بررسی کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این شماره بررسی کتاب داستان&amp;zwnj;هایی از جمال میرصادقی،مژده الفت و هوشنگ عاشورزاده و اشعاری از باقر پرهام، علیرضا زرین، رضا حبیبی، رضا مقصدی، مسعود عطایی، رکنی جلیلی و همچنین گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گویی با مریم رییس&amp;zwnj;دانا منتشر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/barrasi_ketab_02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 203px;&quot; /&gt;بررسی کتاب، چاپ آمریکا&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در هر شماره بررسی کتاب در چهار برگ سبز یاداشت&amp;zwnj;های مجید روشنگر پیرامون برخی رویدادهای قابل تأمل در قلمرو فرهنگ و ادبیات و هنر انتشار می&amp;zwnj;یابد. در این شماره مجید روشنگر به کتاب&amp;zwnj;های الکترونیکی و نزاع حقوقی کتابفروشی آمازون با برخی رقبایش پرداخته، از اصغر الهی که از نویسندگان خوب ایران بود و در خرداد ماه درگذشت یاد کرده و درآمدی بر نامه&amp;zwnj;های واسلاو هاول به همسرش در ایام زندان نوشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;بررسی کتاب&amp;raquo; در حلقه&amp;zwnj; ثابتی از خوانندگان پخش می&amp;zwnj;شود و اشخاص زیادی آن را مشترک هستند. برای همین نویسندگان اطمینان دارند که اگر آثارشان را در &amp;laquo;بررسی کتاب&amp;raquo; منتشر کنند، همیشه عده&amp;zwnj; مشخصی که کم&amp;zwnj;شمار هم نیستند با نام و آثار آن&amp;zwnj;ها آشنا می&amp;zwnj;شوند. این برای همکاران &amp;laquo;بررسی کتاب&amp;raquo; یک مزیت به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید. علاوه بر این تداوم انتشار این نشریه را هم در شرایط دشواری که در محیط تبعیدی وجود دارد، میسر می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علی اسکندرزاده درباره نشریه &amp;laquo;بررسی کتاب&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد:&amp;zwnj; &amp;laquo;بررسی کتاب بیش از آنکه بخواهد یک نشریه معیار باشد، بازتاب&amp;zwnj;دهنده فضای کلی در ادبیات و فرهنگ معاصر ایران در زمانه خودش بوده و هست.&amp;raquo; (رادیو زمانه)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مجید روشنگر در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با دفتر خاک به چگونگی شکل&amp;zwnj;گیری و پیدایش &amp;laquo;بررسی کتاب&amp;raquo; اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;داستان پیدایش و تولد بررسی کتاب داستان جالبی است. من در سال ۱۹۶۳ به دعوت انجمن ناشران کتاب آمریکا به آمریکا آمدم و سه ماه در نیویورک که پایتخت نشر کتاب در آمریکاست اقامت داشتم. در این روز&amp;zwnj;ها متوجه شدم که روزنامه نیویورک تایمز که هر روز با تیراژ یک میلیون و خرده&amp;zwnj;ای منتشر می&amp;zwnj;شود، به علت اعتصاب کارگران چاپخانه، تعطیل شده است. این روزنامه در حدود شش ماه منتشر نشد. در این فاصله مردم به سردبیران این روزنامه نامه می&amp;zwnj;نوشتند و تلفن می&amp;zwnj;کردند که ما &amp;quot;خبر&amp;quot; را از دست نداده&amp;zwnj;ایم، زیرا رادیو و تلویزیون و روزنامه&amp;zwnj;های دیگر وجود دارد و ما در جریان اخبار روز هستیم. اما یک چیز را از دست داده&amp;zwnj;ایم و آن ضمیمه &amp;quot;بررسی کتاب&amp;quot; روزنامه است که هر هفته روزهای یکشنبه به دست ما می&amp;zwnj;رسید. در نتیجه ما از جریان اخبار کتاب محروم شده&amp;zwnj;ایم. سردبیران نیویورک تایمز نمی&amp;zwnj;توانستند از نظر حقوقی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ضمیمه The New York Times Book Review را منتشر کنند. آن&amp;zwnj;ها آمدند و نام این ضمیمه و اندازه آن را تغییر دادند و در آن روز&amp;zwnj;ها ما دیدیدم که ناگهان نشریه&amp;zwnj;ای به نام The New York Review of Book روی دکه روزنامه&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها ظاهر شد. (در این نشریه از &amp;laquo;نیویورک تایمز&amp;raquo; حرفی نبود.) من در مدت اقامتم در نیویورک این نشریه را که هر دو هفته یک بار منتشر می&amp;zwnj;شد می&amp;zwnj;خریدم و آن را بسیار دوست &amp;zwnj;داشتم. نسخه&amp;zwnj;های آن را با خودم به ایران آوردم و الگوی کار قرار دادم و نخستین شماره &amp;laquo;بررسی کتاب&amp;raquo; در مرداد ماه ۱۳۴۴ در هشت صفحه منتشر شد. عبارتِ &amp;laquo;بررسی کتاب&amp;raquo; را من سکه زدم، زیرا در آن زمان مجله &amp;laquo;راهنمای کتاب&amp;raquo; و &amp;laquo;نقد کتاب&amp;raquo; درمی&amp;zwnj;آمد و من کلمه &amp;laquo;بررسی&amp;raquo; را مقابل Review و &amp;laquo;بررسی کتاب&amp;raquo; جا افتاد. اندازه آن هم شبیه The New York Review of Book، یعنی شبیه روزنامه&amp;zwnj;های معمولی بود. (به اندازه ۲۵ در ۳۴ سانتی&amp;zwnj;متر). بهای آن هم دو ریال بود. در این اولین شماره مقالاتی از نجف دریابندری، زنده یاد جهانگیر افکاری، و داریوش آشوری و الف میم که باید ابراهیم مکلا باشد و خودم چاپ شده بود. شش شماره بررسی کتاب با همین اندازه و در هشت صفحه منتشر شد و از شماره هفت به بعد اندازه آن به آنچه که اکنون در دست شماست، تغییر پیدا کرد.&amp;raquo; &lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/khaak/2010/07/print_post_60.html&quot;&gt;(گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با مجید روشنگر، دفتر خاک، رادیو زمانه)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نشانی بررسی کتاب:&lt;br /&gt;
	The Persian Book Review&lt;br /&gt;
	P.O Box 1174&lt;br /&gt;
	Malibu, California&lt;br /&gt;
	90265-1174&lt;br /&gt;
	Mail at PersianBookReview dot com&lt;br /&gt;
	Tel. 001- 310-266-613&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پیشنهادی برای ترجمه: سیاهه آرزوهای من، گرگوار دلکور&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این روزها &amp;laquo;سیاهه آرزوهای من&amp;raquo; نوشته نویسنده پاریسی گرگوار دلکور از رمان&amp;zwnj;های موفق و پرفروش در فرانسه به شمار می&amp;zwnj;آید. این رمان که در مدت کوتاهی به چند زبان هم ترجمه شده، از نظر رویکردش به طبقه متوسط مرفه در اروپا رمان نسبتاً متفاوتی&amp;zwnj;ست. اگر تا پیش از این تحت تأثیر &amp;laquo;رئالیسم کثیف&amp;raquo; و آثار نویسندگانی مانند جویس کرول اویتس زندگی روزانه شهروندان متوسط به طرز تراژیکی توصیف می&amp;zwnj;شد، اکنون دلکور در &amp;laquo;سیاهه آرزوهای من&amp;raquo; یک زن چهل و هفت&amp;zwnj;ساله فرانسوی را نشان می&amp;zwnj;دهد که از هر نظر &amp;laquo;متوسط&amp;raquo; است، اما نه تنها با &amp;laquo;متوسط&amp;raquo; بودن زندگی&amp;zwnj;اش مشکلی ندارد، بلکه از زندگی&amp;zwnj;اش در مجموع رضایت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/ketabzsh05.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 308px;&quot; /&gt;&lt;strong&gt;سیاهه آرزوهای من، گرگوار دلکور&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;او یک مغازه خرازی کوچک و دو فرزند دارد و کمی هم چاق است. رابطه زناشویی&amp;zwnj;اش با همسرش هرچند عاشقانه نیست و نقطه اوج و فرودی هم ندارد، اما در آرامش سپری می&amp;zwnj;شود. آ&amp;zwnj;ن&amp;zwnj;ها در یک خانه نسبتاً خوب به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برند و مانند هزاران فرانسوی دیگر در این آرزو هستند که سالی یک&amp;zwnj;بار به مرخصی بروند، مالیاتشان را بپردازند و اگر فرصت فراغتی هم در میان مشغله&amp;zwnj;های زندگی روزمره به دست می&amp;zwnj;آورند، وقتشان را با دیدن تلویزیون می&amp;zwnj;گذرانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همسایگی این خانم چاق اما متوسط و با این&amp;zwnj;حال نسبتاً خوشبخت دو خواهر دوقلو هم به عنوان آرایشگر کار می&amp;zwnj;کنند. آن&amp;zwnj;ها بر خلاف همسایه فروتن&amp;zwnj;شان بسیار جاه&amp;zwnj;طلب&amp;zwnj;اند و هر هفته به امید میلیونر شدن بلیط بخت&amp;zwnj;آزمایی می&amp;zwnj;خرند و تمام هفته با تصور برنده شدن در بخت&amp;zwnj;آزمایی دلخوش هستند. طبعاً می&amp;zwnj;توان حدس زد که قهرمان متوسط&amp;zwnj;الحال داستان هم یک&amp;zwnj;بار در بخت&amp;zwnj;آزمایی شرکت کند و آن امر محال اتفاق بیفتد: او ۱۸ میلیون یویرو برنده می&amp;zwnj;شود. اما وقتی فکرش را می&amp;zwnj;کند، به این نتیجه می&amp;zwnj;رسد که خوشبخت است. سیاهه&amp;zwnj;ای از آرزوهایش را روی کاغذ می&amp;zwnj;آورد و متوجه می&amp;zwnj;شود برای برآوردن آن&amp;zwnj;ها به پول زیادی نیاز ندارد. پس چک ۱۸میلیونی را در یک جعبه کفش پنهان می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تحت فشار شرکت بخت&amp;zwnj;آزمایی اما مجبور می&amp;zwnj;شود چک را نقد کند. از آن پس ماجراهایی غیرمنتظره در زندگی&amp;zwnj;اش اتفاق می&amp;zwnj;افتد، اما در پایان هرچند که او دیگر با آن زن متوسط در آغاز داستان کاملاً تفاوت دارد، ولی به&amp;zwnj;رغم همه فراز و فرودها داستان به خوشی به پایان می&amp;zwnj;رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نکته در اینجاست که هرچند پایان داستان خوش است، اما هالیوودی و تحمیق&amp;zwnj;کننده نیست. افزون بر این &amp;laquo;سیاهه آرزوهای من&amp;raquo; همه مشخصات یک رمان عام&amp;zwnj;پسند را دارد، اما به هیچ&amp;zwnj;وجه عام&amp;zwnj;پسند نیست و در همان حال شاهکار ادبی و یک اثر فاخر و ماندگار هم نمی&amp;zwnj;خواهد باشد. این رمان حتی یک رمان متوسط هم نیست، بلکه بیش از همه این&amp;zwnj;ها بیانگر روح زمانه&amp;zwnj;اش است و در همان حال یک اثر خواندنی، سرگرم&amp;zwnj;کننده و تا حدی فرح&amp;zwnj;بخش است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.amazon.de/liste-mes-envies-Gr%C3%A9goire-Delacourt/dp/2709638185&quot;&gt;مشخصات کتاب در کتابفروشی آمازون&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یک &amp;laquo;شنبه&amp;raquo; با کتاب در زمانه:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/19660&quot;&gt;از سومین پلیس تا خاطرات سلمان رشدی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20072&quot;&gt;عقرب، این تونسی&amp;zwnj;ها و ترس جان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20828&quot;&gt;ملکان عذاب، حکایت حال و یک کلمه هم نگفت&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/11/03/21162#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4584">بررسی کتاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16704">روز و شب یوسف</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1516">ریچارد براتیگان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16706">سیاهه آرزوهای من</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16705">صید قزل آلا در آمریکا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12938">مانا آقایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6998">مجید روشنگر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7002">محمود دولت آبادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16707">گرگوار دلکور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Fri, 02 Nov 2012 23:20:31 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21162 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بررسی کتاب منتشر شد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-0</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-0&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-first-news&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    no        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;159&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/barresi-e_ketab.jpg?1320160259&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شماره ۶۶ فصل&amp;zwnj;نامه بررسی کتاب ویژه هنر و ادبیات در آمریکا، لس آنجلس منتشر شد. این فصل&amp;zwnj;نامه را مجید روشنگر، از ناشران باسابقه ایران به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
به گزارش بخش فرهنگ رادیو زمانه شماره ۶۶ فصل&amp;zwnj;نامه بررسی کتاب در بیست و یکمین سال انتشار دوره جدیدش منتشر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این شماره بررسی کتاب با نامه&amp;zwnj;ای از غراله علیزاده، رمان&amp;zwnj;نویس که خود را جنگل&amp;zwnj;های شمال ایران به دار آویخت آغاز می&amp;zwnj;شود. غزاله علیزاده این نامه را هنگامی که به بیماری سرطان مبتلا بوده، در سال ۱۳۷۳ یا ۱۳۷۴ از پاریس به سمیه که ظاهراً محرم و دوست عزیز او بوده نوشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;غزاله علیزاده در این نامه خطاب به دوستش می&amp;zwnj;نویسد:&lt;br /&gt;
&amp;quot;عزیز دلم، نصف موهایم ریخته است، ولی گاهی دلم می&amp;zwnj;خواهد یکی با همان چند لاخ ور برود. یادت می&amp;zwnj;آید بعد از تزریق&amp;zwnj;ها در تهران، تو با دست&amp;zwnj;های عزیزت این&amp;zwnj;قدر موهایم را نوازش می&amp;zwnj;کردی تا آرامش پیدا کنم؟ چند روز پیش خودم را در آینه دیدم ...&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/barrmajro02.jpg&quot; /&gt;غزاله علیزاده، نویسنده رمان خانه ادریسی&amp;zwnj;ها&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;خاطرات کتاب&amp;zwnj;های جیبی مقاله&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست از مجید روشنگر. نویسنده در این مقاله چگونگی شکل&amp;zwnj;گیری انتشارات فرنکلین و سازمان کتاب&amp;zwnj;های جیبی را شرح می&amp;zwnj;دهد و نشان می&amp;zwnj;دهد که چگونه در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ بعد از کودتای ۲۸ مرداد انتشارات فرانکلین با مدیریت همایون صنعتی به نهادی برای ترجمه و ویرایش ادبیات آمریکا تبدیل شد و سپس این فعالیت&amp;zwnj;ها در سازمان کتاب&amp;zwnj;های جیبی در قلمرو ادبیات جهانی به ثمر نشست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این مقاله یکی از مهم&amp;zwnj;ترین منابع شناخت صنعت نشر در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ به شمار می&amp;zwnj;آید و از طریق آن می&amp;zwnj;توان با نخستین تلاش&amp;zwnj;های نویسندگان و مترجمان نام&amp;zwnj;آشنایی همچون نجف دریابندری و رضا براهنی و بهمن شعله&amp;zwnj;ور و ویراستارانی مانند منوچهر انور آشنا شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمیدرضا رحیمی در مقاله دیگری از این شماره بررسی کتاب به اشعار نگار رها پرداخته و شاداب وجدی &amp;quot;عذاری خلوت&amp;zwnj;نشین&amp;quot; نوشته تقی مدرسی را بررسی کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهرنوش پارسی&amp;zwnj;پور در جستاری با عنوان &amp;quot;شاه&amp;quot; کتابی به همین نام نوشته دکتر عباس میلانی را معرفی کرده و دکتر مهدی ادهم وازه&amp;zwnj;نامه پارسی نوشته هومر آبرامیان را بررسیده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان&amp;zwnj;هایی از جمال میر صادقی و هوشنگ عاشورزاده همراه با اشعاری از شیدا محمدی، پروین باوفا، هما طرزی، محمدرضا شفیعی کدکنی، مریم حبیبی از دیگر مطالبی&amp;zwnj;ست که در قلمرو ادبیات خلاق در این شماره بررسی کتاب منتشر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بررسی کتاب پس از مهاجرت مجید روشنگر به آمریکا دور دوم انتشار خود را آغاز کرد و اکنون وارد بیستمین سال انتشارش در خارج از ایران شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-0#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3794">ادبیات ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3103">ادبیات مهاجرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4584">بررسی کتاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6997">فصل نامه های ادبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6998">مجید روشنگر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/cultural">اخبار فرهنگی هنری</category>
 <pubDate>Tue, 01 Nov 2011 14:04:50 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">8023 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>یک فصل‌نامه‌ی فروتن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2011/08/02/5800</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2011/08/02/5800&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شصت و پنجمین شماره‌ی فصل‌نامه‌ی هنری و ادبی «بررسی کتاب»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی اسکندرزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/eskmrobk01.jpg?1312392245&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی اسکندرزاده - فصل&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;های ادبی، اجتماعی و هنری که به زبان فارسی در خارج از ایران منتشر می&amp;zwnj;شوند، نه تنها با مشکلات متعارف پخش کتاب در خارج از ایران رویارو هستند، بلکه مشکلات مضاعفی هم به آن&amp;zwnj;ها تحمیل می&amp;zwnj;شود. برای مثال یک فصل&amp;zwnj;نامه باید قاعدتاً به موقع منتشر شود، حلقه&amp;zwnj;ی ثابتی از خوانندگان آن را مشترک باشند، بتواند هزینه&amp;zwnj;ی سنگین پست کتاب در اروپا و آمریکای شمالی را تحمل کند و علاوه بر این هر فصل مطالب متنوعی به خوانندگانش عرضه کند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/KetabZamaneh_Ali_13.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این شرایط آن&amp;zwnj;قدر دشوار است که کمتر نشریه&amp;zwnj;ای توانسته در ۳۰ سال گذشته، در محیط تبعیدی بیش از پنج سال دوام بیاورد. شاید به همین دلیل است که از قدیم فصل&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;های ادبی شماره&amp;zwnj;های متناوب&amp;zwnj;شان و سال&amp;zwnj;های پیاپی انتشارشان را با خط درشت اعلام می&amp;zwnj;کردند. در عصر اینترنت این مشکلات نه تنها کمتر نشده، بلکه دشوارتر هم شده است. چون خوانندگان این&amp;zwnj;گونه مجلات معمولاً مطالب مورد نظرشان را در شبکه&amp;zwnj;ی وبلاگ&amp;zwnj;های ادبی و سایت&amp;zwnj;ها و هفته&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;های ادبی آن&amp;zwnj;لاین می&amp;zwnj;یابند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این هفته در برنامه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;کتاب&amp;zwnj;های از یاد رفته و کتاب&amp;zwnj;های در یادمانده&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواهیم شصت و پنجمین شماره&amp;zwnj;ی نشریه&amp;zwnj;ی بررسی کتاب را در آغاز بیست و یکمین سال انتشار در دوره&amp;zwnj;ی جدیدش معرفی کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نشریه&amp;zwnj;ی بررسی کتاب از دیرباز، یعنی دقیق&amp;zwnj;تر گفته باشیم از سال&amp;zwnj;های دهه&amp;zwnj;ی چهل خورشیدی توسط مجید روشنگر در ایران منتشر می&amp;zwnj;شد. مجید روشنگر مدیر انتشارات کتاب&amp;zwnj;های جیبی بود و بسیاری از آثار ارزشمند ادبیات جهان را، نخستین بار در ایران به شکل کتاب&amp;zwnj;های جیبی ارزان&amp;zwnj;قیمت با چاپ ساده و قیمت ارزان در اختیار مردم ایران قرار داد. بعد از انقلاب روشنگر به آمریکا مهاجرت کرد و انتشار بررسی کتاب را در آمریکا از سر گرفت. از آن زمان تاکنون ۲۱ سال می&amp;zwnj;گذرد و در این مدت روشنگر ۶۵ شماره از نشریه&amp;zwnj;ی بررسی کتاب را همواره در یک قطع ثابت با کاغذ و جلد و خط یکسان منتشر کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بررسی کتاب در حلقه&amp;zwnj;ی ثابتی از خوانندگان پخش می&amp;zwnj;شود و اشخاص زیادی آن را مشترک هستند. برای همین نویسندگان اطمینان دارند که اگر آثارشان را در بررسی کتاب منتشر کنند، همیشه عده&amp;zwnj;ی مشخصی که کم&amp;zwnj;شمار هم نیستند با نام و آثار آن&amp;zwnj;ها آشنا می&amp;zwnj;شوند. این برای همکاران بررسی کتاب یک مزیت به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید. علاوه بر این تداوم انتشار این نشریه را هم در شرایط دشواری که در محیط تبعیدی وجود دارد، میسر می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;100&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/eskmrobk02.jpg&quot; /&gt;علی اسکندرزاده: بررسی کتاب در حلقه&amp;zwnj;ی ثابتی از خوانندگان پخش می&amp;zwnj;شود و اشخاص زیادی آن را مشترک هستند. برای همین نویسندگان اطمینان دارند که اگر آثارشان را در بررسی کتاب منتشر کنند، همیشه عده&amp;zwnj;ی مشخصی که کم&amp;zwnj;شمار هم نیستند با نام و آثار آن&amp;zwnj;ها آشنا می&amp;zwnj;شوند. این برای همکاران بررسی کتاب یک مزیت به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید. علاوه بر این تداوم انتشار این نشریه را هم در شرایط دشواری که در محیط تبعیدی وجود دارد، میسر می&amp;zwnj;کند&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/KetabZamaneh_Ali_13.mp3&quot;&gt;.(+بشنوید)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مجید روشنگر در هر شماره سرمقاله&amp;zwnj;هایش را که اتفاقاً از خواندنی&amp;zwnj;ترین و متنوع&amp;zwnj;ترین مطالب نشریه&amp;zwnj;ی بررسی کتاب هستند، روی کاغذهایی با برگ سبز منتشر می&amp;zwnj;کند. در بررسی کتاب این سرمقاله&amp;zwnj;های سبز اکنون دیگر یک سنت جاافتاده به شمار می&amp;zwnj;آیند. در هر شماره هم معمولاً روشنگر از رفتگان یادی می&amp;zwnj;کند و اگر بتواند خاطره&amp;zwnj;ای نقل می&amp;zwnj;کند. در این شماره نویسنده از ایرج افشار، ایران&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و سردبیر ماهنامه&amp;zwnj;ی راهنمای کتاب و آینده، نویسنده&amp;zwnj;ای که بیش از ۳۰۰ کتاب و هزاران مقاله درباره&amp;zwnj;ی ایران و مردمان آن از خود به یادگار گذاشته یاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شماره ۶۵ بررسی کتاب با شعری از محمد رضا شفیعی&amp;zwnj;کدکنی، شاعر نام&amp;zwnj;آشنای ایران آغاز می&amp;zwnj;شود. این شعر نوعی بهاریه است که قدما در وصف بهار می&amp;zwnj;سرودند. اسدالله امرایی که در روزنامه&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;طلب گزارش&amp;zwnj;هایی از بازار کتاب منتشر می&amp;zwnj;کرد، در بررسی کتاب کتاب&amp;zwnj;های مطرح در ایران را به شیوه&amp;zwnj;ی نه چندان دقیق خودش معرفی کرده است. اصولاً به دلیل کاهش شمارگان کتاب، معرفی کتاب در روزنامه&amp;zwnj;ها طرفداران زیادی در بین نویسندگان دارد و هر چند معرفی&amp;zwnj;ها معمولاً به روش متعارف و به قصد اطلاع&amp;zwnj;رسانی صورت نمی&amp;zwnj;گیرد، و در اغلب موارد چندان بی&amp;zwnj;طرفانه هم نیست، اما برای یک نشریه&amp;zwnj;ی تبعیدی که مهم&amp;zwnj;ترین وظیفه&amp;zwnj;اش را معرفی کتاب و ایجاد فضایی برای نقد ادبی اعلام کرده، ارتباط با دنیای کتاب در ایران، آن&amp;zwnj;هم از دریچه&amp;zwnj;ی چشم یک مترجم مطرح غنیمت است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر سال بخشی از صفحات بررسی کتاب به داستان&amp;zwnj;هایی اختصاص دارد که در مسابقه&amp;zwnj;ی سالانه&amp;zwnj;ی ادبی صادق هدایت جوایزی را به خود اختصاص داده&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند. داستان &amp;laquo;عسلویه&amp;raquo; از کامیلا کاکی، &amp;laquo;شهر فرشتگان&amp;raquo; از علی پاینده جهرمی، &amp;laquo;قرار ملاقات&amp;raquo; از پروین فدوی، &amp;laquo;راهدار خانه&amp;raquo; از کورش رشنو برندگان امسال تندیس صادق هدایت&amp;zwnj;اند که در این شماره&amp;zwnj;ی بررسی کتاب منتشر شده&amp;zwnj;اند. باید گفت هیچیک از این داستان&amp;zwnj;ها دستاورد یا رویداد ادبی خاصی به&amp;zwnj;شمار نمی&amp;zwnj;آیند و این خود نشانگر بحرانی&amp;zwnj;ست که دامن ادبیات داستانی ایران را گرفته است. جا دارد که منتقدان به این نکته بپردازند که چرا داستان&amp;zwnj;های متعارف که گاهی حتی جوایزی را هم از آنِ خود می&amp;zwnj;کنند تا این حد به هم شباهت دارند و در بسیاری از مواقع به خاطر نداشتن قصه، کسالت&amp;zwnj;آور و خسته&amp;zwnj;کننده هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمید رضا رحیمی، شاعر، خطاط و منتقد شعر دفتری از شعرهای شیرین رضویان را در این شماره از بررسی کتاب معرفی کرده است. این دفتر را که &amp;laquo;کدام سایه از آبی&amp;zwnj;ها&amp;raquo; نام دارد، نشر آسا دو سال پیش در لندن منتشر کرده و با وجود آنکه دو سال از انتشار آن می&amp;zwnj;گذرد، هنوز ناشناخته مانده است. رحیمی می&amp;zwnj;گوید: شعر رضویان، شعری زمینی است و چیزی را به جهان باقی موکول نمی&amp;zwnj;کند و اعتقاد دارد که مطالبات شاعر این&amp;zwnj;جهانی&amp;zwnj;ست. او اشعار رضویان را از مقوله&amp;zwnj;ی شعر سیاسی می&amp;zwnj;داند و آن را به این جهت ستایش می&amp;zwnj;کند. منتقد اعتقاد دارد که فرم و قالب برخی اشعار رضویان کلاسیک است، اما کلمه&amp;zwnj;ها و محتوای شعر از جنس امروز است. برای ثابت کردن این ادعا این بیت&amp;zwnj;ها را مثال می&amp;zwnj;آورد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ز دست خلق و ز دست خداش خسته شدم&lt;br /&gt;
از این زمانه و از این خدعه&amp;zwnj;هاش خسته شدم &lt;br /&gt;
ز شیخ و شاعر و شاه و شهید و شهرت&amp;zwnj;خواه&lt;br /&gt;
که گشته&amp;zwnj;اند همه یک قماش خسته شدم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رحیمی این بیت&amp;zwnj;ها را با شعر فرخی یزدی مقایسه می&amp;zwnj;کند و در همان حال شعر شاعر را مدرن می&amp;zwnj;خواند. غافل از آنکه اگر شعر رضویان به شعر فرخی یزدی شباهت دارد، چگونه ممکن است در همان حال مدرن هم باشد و اصلاً چه الزامی وجود دارد که شعری را مدرن بخوانیم و آن را امتیازی برای شاعر در نظر بگیریم؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منتقد دیگری به نام لیلا کرد بچه، مجموعه شعر &amp;laquo;عکاس دوره&amp;zwnj;گرد&amp;raquo; از حامد رحمتی را در این شماره بررسی کتاب نقد کرده است. این نقد صمیمی&amp;zwnj;تر و کم&amp;zwnj;ادعاتر و دقیق&amp;zwnj;تر و از نقدهای خوب این شماره&amp;zwnj;ی بررسی کتاب است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از بهترین مقالات این شماره&amp;zwnj;ی بررسی کتاب، مقاله&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست از حمید صاحب&amp;zwnj;جمعی درباره&amp;zwnj;ی باب هشتم گلستان سعدی، در آداب صحبت. حمید صاحب&amp;zwnj;جمعی قلم محکم و بی&amp;zwnj;تعارفی دارد و پیش از این از او جزوه&amp;zwnj;ای درباره&amp;zwnj;ی تعریف &amp;laquo;حرف مفت&amp;raquo; منتشر شده بود. در آن زمان این جزوه به طور مفصل در رادیو زمانه در سه برنامه&amp;zwnj;ی رادیویی معرفی شد و شنوندگان ما هم استقبال کردند. صاحب&amp;zwnj;جمعی علاوه بر این مطالعاتی درباره&amp;zwnj;ی گلستان سعدی انجام داده و این مطالعات را در قالب مجموعه مقالاتی در کتاب &amp;laquo;عشق در گلستان&amp;raquo; در آمریکا منتشر کرده است. اخیراً &amp;laquo;خانه&amp;zwnj;ی هستی، زبان، اندیشه و خرد&amp;raquo; از حمید صاحب&amp;zwnj;جمعی توسط انتشارات ثالث در ایران منتشر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مجموع مطالب بررسی کتاب مثل همیشه متنوع و خواندنی&amp;zwnj;ست. نشریه&amp;zwnj;ی بررسی کتاب بیش از آنکه بخواهد یک نشریه&amp;zwnj;ی معیار باشد، بازتاب&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ی فضای کلی در ادبیات و فرهنگ معاصر ایران در زمانه&amp;zwnj;ی خودش بوده و هست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/khaak/2010/07/post_60.html&quot;&gt;::قریب نیم قرن با بررسی کتاب، گفت و گوی دفتر خاک، رادیو زمانه با مجید روشنگر::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2011/08/02/5800#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4584">بررسی کتاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2239">علی اسکندرزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4583">نشریات خارج از ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Tue, 02 Aug 2011 08:04:51 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">5800 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>