<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4552/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>ویم ویندرس</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4552/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>ویم وندرس، آنتونیونی و آینده‌ی سینما</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/07/30/5762</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/07/30/5762&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    آینده‌ی سینما از زبان میکل آنجلو آنتونیونی به مناسبت سالگرد درگذشت این سینماگر بزرگ جهان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مجتبا یوسفی‌پور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;190&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/antowiny01.jpg?1312135035&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مجتبا یوسفی&amp;zwnj;پور - در فاصله&amp;zwnj;ی پنج&amp;zwnj;شنبه ۰۳/۱۱/۹۴ تا چهارشنبه ۲۹/۰۳/۹۵ میکل آنجلو آنتونیونی (Michelangelo Antonioni ) آخرین فیلمش &amp;laquo;بر فراز ابر&amp;zwnj;ها&amp;raquo; را بر اساس چند داستان کوتاه از خودش فیلمبرداری کرد. در آن زمان آنتونیونی به علت آخرین سکته&amp;zwnj;اش، قدرت تکلمش را تقریبآ از دست داده بود و دیگر حتی قادر به نوشتن نیز نبود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;تهیه&amp;zwnj;کنندگان فیلم برای آنکه مطمئن باشند این پروژه به سرانجامی خواهد رسید، ویم وندرس (Wim Wenders) کارگردان آلمانی را به عنوان همکار، دستیار و کارگردان ذخیره با این پروژه همراه کردند تا آنتونیونی فیلمش را به شکل اپیزودیک و بر اساس داستان&amp;zwnj;هایش بسازد و ویم وندرس نیز با فیلمبرداری صحنه&amp;zwnj;هایی، این داستان&amp;zwnj;ها را به شکلی به یکدیگر ارتباط دهد و ساختاری برای فیلم به&amp;zwnj;وجود آورد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از پایان فیلمبرداری وندرس یادداشت&amp;zwnj;های روزانه&amp;zwnj;اش در زمان فیلمبرداری را به شکل کتابی با عنوان &amp;laquo;من با آنتونیونی، روزانه&amp;zwnj;های یک تجربه&amp;zwnj;ی خارق&amp;zwnj;العاده&amp;raquo; در سال ۱۹۹۵ به زبان آلمانی منتشر کرد. در مقدمه&amp;zwnj;ی این کتاب که در سال ۲۰۰۰ به انگلیسی ترجمه شد، وندرس از نخستین دیدارش با آنتونیونی در زمان برگزاری جشنواره&amp;zwnj;ی فیلم کن و فیلمی که در آن زمان درباره&amp;zwnj;ی سینما می&amp;zwnj;ساخت سخن می&amp;zwnj;گوید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفته&amp;zwnj;های آنتونیونی در این فیلم درباره&amp;zwnj;ی آینده&amp;zwnj;ی سینما متعلق به سال ۱۹۸۲ است؛ زمانی که انقلاب&amp;zwnj;های تکنولوژیکی در قلمرو سینما هنوز نخستین قدم&amp;zwnj;ها را برمی&amp;zwnj;داشتند و دگرگونی&amp;zwnj;ها به شکل امروزین&amp;zwnj;اش هنوز رخ نداده بود. دقیقاً به همین دلیل هم گفته&amp;zwnj;های آنتونیونی در این فیلم&amp;zwnj; که از برخی لحاظ آینده&amp;zwnj;ی سینما را پیشگویی کرده و بسیار جلوتر از زمان خودش به حرفه&amp;zwnj;اش نگاه می&amp;zwnj;کند، احترام خواننده را برمی&amp;zwnj;انگیزد. بی&amp;zwnj;تردید این امر یک هنرمند ممتاز را از دیگران متمایز می&amp;zwnj;کند. مقدمه&amp;zwnj;ی این کتاب خالی از لطف نیست. وندرس در بخشی از مقدمه&amp;zwnj;ی این کتاب می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/antowiny02.jpg&quot; /&gt;ویم ویندرس:به نظر من میکل آنجلو آنتونیونی [در پروژه&amp;zwnj;ی مستند اتاق ۶۶۶ ] تأثیرگذار&amp;zwnj;ترین وصف از آینده&amp;zwnj;ی سینما را به دست داد. برای همین هم گفته&amp;zwnj;های او را به طور کامل و تدوین&amp;zwnj;نشده در فیلم آوردم. آنتونیونی گفت: &amp;laquo;حقیقت دارد، فیلم در معرض خطر بزرگی است. اما ما نباید بر سایر جنبه&amp;zwnj;های این مشکل چشم ببندیم. کاری که باید بکنیم این است که خودمان را با تکنولوژی&amp;zwnj;های تصویری جدیدی که به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آیند تطبیق دهیم. احتمالاً همیشه تفاوتی میان حال و آینده&amp;zwnj;ی غیر قابل تصور وجود داشته است. چه کسی می&amp;zwnj;داند خانه&amp;zwnj;ها در آینده به شکلی خواهند بود؟ چشم&amp;zwnj;اندازی که امروز با نگاه کردن به بیرون از پنجره&amp;zwnj;هایمان می&amp;zwnj;توانیم ببینیم شاید فردا وجود نداشته باشد. باید خود را در دنیایی قرار دهیم که انسان&amp;zwnj;های آینده در آن ساکن خواهند شد. (عکس: ویندرس و آنتونیونی، دو کارگردان سینمای مؤلف از دو نسل و از دو کشور)&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اولین بار من آنتونیونی را در جشنواره کن سال ۱۹۸۲ دیدم. به عنوان بخشی از مستندی که من درباره&amp;zwnj;ی زبان سینما می&amp;zwnj;ساختم از کارگردانان حاضر در جشنواره&amp;zwnj;ی کن دعوت کردم تا رو به دوربین دیدگاه&amp;zwnj;شان را درباره&amp;zwnj;ی آینده&amp;zwnj;ی سینما بگویند. بسیاری از آنان دعوت مرا پذیرفتند: ورنر هرتزوگ (Werner Herzog )، راینر فاسبیندر (Reiner Fassbinder)، استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg )، ژان لوک گدار (Jean Luc Godard ) و سرانجام آنتونیونی (Antonioni). هر کدام از کارگردانان به تنهایی در اتاقی قرار می&amp;zwnj;گرفتند به همراه یک ضبط صوت &amp;laquo;ناگرا&amp;raquo; (Nagra) و یک دوربین شانزده میلیمتری و چند توضیح مختصر. هر کدام آزاد بودند پاسخشان به سؤالی را که از همه می&amp;zwnj;پرسیدم کارگردانی کنند: می&amp;zwnj;توانستند به طور خلاصه جواب دهند و یا اگر دوست داشتند می&amp;zwnj;توانستند تمامی یک حلقه&amp;zwnj;ی فیلم را استفاده کنند، حدود ده دقیقه. فیلم نهایی به خاطر شماره&amp;zwnj;ی اتاق ما در هتل مارتینز که تمامی فیلم در آن اتفاق افتاد، &amp;laquo;اتاق۶۶۶&amp;raquo; (Room 666) نامیده &amp;zwnj;شد. در تمام هتل&amp;zwnj;های کن، در آن زمان فقط همین یک اتاق خالی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;به نظر من میکل آنجلو آنتونیونی تأثیرگذار&amp;zwnj;ترین وصف از آینده&amp;zwnj;ی سینما را به دست داد. برای همین هم گفته&amp;zwnj;های او را به طور کامل و تدوین&amp;zwnj;نشده به همراه لحظه&amp;zwnj;ای که صحبت آنتونیونی به پایان می&amp;zwnj;رسد و او به سوی دوربین می&amp;zwnj;آید تا آن را خاموش کند، در فیلم آوردم. آنتونیونی گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;حقیقت دارد، فیلم در معرض خطر بزرگی است. اما ما نباید بر سایر جنبه&amp;zwnj;های این مشکل چشم ببندیم. تأثیر تلویزیون بر علایق و سلایق دیداری بینندگان و انتظاراتشان، به&amp;zwnj;خصوص بر بچه&amp;zwnj;ها واضح است. از سوی دیگر نمی&amp;zwnj;توانیم بی&amp;zwnj;توجه باشیم به اینکه این مسئله به نظر ما بزرگ می&amp;zwnj;آید، چرا که ما به نسل قدیمی&amp;zwnj;تری تعلق داریم. کاری که ما باید بکنیم این است که خودمان را با تکنولوژی&amp;zwnj;های تصویری جدیدی که به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آیند تطبیق دهیم. فرم&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ی تکثیر و تولید مانند نوارهای مغناطیسی احتمالاً در آینده جایگزین فیلم و سلولوئید خواهند شد، چرا که آن&amp;zwnj;ها دیگر مصرفی نخواهند داشت. اسکورسیزی (Scorsese) اشاره کرده است که بعضی از فیلم&amp;zwnj;های قدیمی در حال از بین رفتن و کم&amp;zwnj;رنگ شدن هستند. شاید مشکلِ سرگرم کردن تعداد بیشتری از انسان&amp;zwnj;ها با استفاده از الکترونیک، لیزر و یا انواع دیگری از تکنولوژی&amp;zwnj;هایی که هنوز کشف نشده&amp;zwnj;اند حل شود، چه کسی می&amp;zwnj;تواند بگوید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته من هم به اندازه&amp;zwnj;ی هر کس دیگری درباره&amp;zwnj;ی آینده&amp;zwnj;ی سینما به شکلی که ما امروز آن را می&amp;zwnj;شناسیم نگران هستم. ما به آن وابسته شدیم به خاطر اینکه سینما به ما راهی می&amp;zwnj;داد برای گفتن چیزهایی که احساس و فکر می&amp;zwnj;کردیم باید می&amp;zwnj;گفتیم. اما هرچه وسعت امکانات تکنولوژی&amp;zwnj;های تازه گسترش می&amp;zwnj;یابد، آن احساس به مرور ناپدید می&amp;zwnj;شود. احتمالاً همیشه تفاوتی میان حال و آینده&amp;zwnj;ی غیر قابل تصور وجود داشته است. چه کسی می&amp;zwnj;داند خانه&amp;zwnj;ها در آینده به شکلی خواهند بود؟ ساختاری که ما امروز با نگاه کردن به بیرون از پنجره&amp;zwnj;هایمان می&amp;zwnj;توانیم ببینیم شاید فردا وجود نداشته باشد. ما همچنین نباید به آینده&amp;zwnj;ی نزدیک بیندیشیم، بلکه باید به زمان&amp;zwnj;های بسیار دور در آینده فکر کنیم: باید خود را در دنیایی قرار دهیم که انسان&amp;zwnj;های آینده در آن ساکن خواهند شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من آن&amp;zwnj;قدر بدبین نیستم. من همیشه از آن دسته انسان&amp;zwnj;هایی بوده&amp;zwnj;ام که سعی می&amp;zwnj;کنند خود را با بهترین فرم&amp;zwnj;های بیانی موجود و متناسب با دنیای حاضر تطبیق دهند. من برای یکی از فیلم&amp;zwnj;هایم ویدئو را استفاده کردم: رنگ را تجربه کرده&amp;zwnj;ام و واقعیت را نقاشی کرده&amp;zwnj;ام. تکنیک&amp;zwnj;ها خام&amp;zwnj;دستانه بودند اما محاسنی هم داشتند. من می&amp;zwnj;خواهم به تجربه کردن ادامه بدهم چرا که باور دارم امکانات ویدئو ما را به شناخت تازه&amp;zwnj;ای از خودمان خواهد رساند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سخن گفتن درباره&amp;zwnj;ی آینده&amp;zwnj;ی سینما آسان نیست. نوارهای ویدئوی کیفیت بالا به&amp;zwnj;زودی سینما را به خانه&amp;zwnj;هایمان می&amp;zwnj;آورند؛ احتمالاً دیگر به سالن&amp;zwnj;های سینما نیازی نخواهیم داشت. تمامی ساختار معاصر ناپدید خواهد شد، این اتفاق سریع و ناگهانی رخ نخواهد داد، اما در هر حال این اتفاق می&amp;zwnj;افتد و ما نمی&amp;zwnj;تواینم جلوی آن را بگیریم. ما فقط می&amp;zwnj;توانیم خودمان را با آن وفق دهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در حال حاضر در فیلم &amp;laquo;صحرای سرخ&amp;raquo; من به مسئله&amp;zwnj;ی تطبیق یافتن پرداخته&amp;zwnj;ام. وفق یافتن با تکنولوژی جدید، به هوای آلوده&amp;zwnj;ای که احتمالاً مجبور خواهیم بود استنشاق کنیم. حتی بدنمان به شکل فیزیکی نیز تغییر خواهد کرد. کی می&amp;zwnj;داند به چه شکل درخواهیم آمده؟ آینده احتمالاً خود را با چنان بیرحمی&amp;zwnj;یی نشان خواهد داد که حتی تصورش را هم نمی&amp;zwnj;توانیم بکنیم. می&amp;zwnj;خواهم یک بار دیگر تکرار کنم: من فیلسوف یا سخنران نیستم. بیشتر ترجیح می&amp;zwnj;دهم مسائل را تجربه کنم تا اینکه درباره&amp;zwnj;شان سخن بگویم. حس من این است: تبدیل کردن ما به انسان&amp;zwnj;هایی تازه، انسان&amp;zwnj;هایی با قدرت وفق یافتن بهتر با تکنولوژیهای&amp;zwnj;های تازه کار چندان مشکلی نخواهد بود.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وندرس سپس می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این تنها محتوای گفته&amp;zwnj;های آنتونیونی نبود که مرا تحت تأثیر قرار داد. خودِ آنتونیونی هم بود: اعتماد به نفس تصور&amp;zwnj;ناپذیرش در حرف زدن، حرکاتش، نوع راه رفتنش در برابر دوربین و ایستادنش در برابر پنجره. او مانند کار&amp;zwnj;هایش خونسرد و صاحب سبک بود و نظریه&amp;zwnj;اش نیز مثل فیلم&amp;zwnj;هایش رادیکال و مدرن بود.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میکل آنجلو آنتونیونی، کارگردان ایتالیایی و خالق آثاری چون &amp;laquo;آگراندیسمان&amp;raquo;، &amp;laquo;حرفه: خبرنگار&amp;raquo;، &amp;laquo;ماجرا&amp;raquo;، &amp;laquo;کسوف&amp;raquo; و &amp;laquo;شب&amp;raquo; در ٣٠ جولای سال ٢٠٠٧ میلادی درگذشت. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منبع ترجمه:&lt;br /&gt;
My Time with Antonioni:&lt;br /&gt;
The diary of an extraordinary experiance&lt;br /&gt;
چاپ اول در آلمان ١٩٩۵&lt;br /&gt;
چاپ اول در انگلیس ٢٠٠٠&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.wim-wenders.com/movies/movies_spec/room666/room666.htm&quot;&gt;::سایت رسمی اتاق ۶۶۶::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/VI.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;u&gt;مستند &amp;laquo;اتاق ۶۶۶&amp;raquo;&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/mtRXeoQkqA4?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/07/30/5762#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4553">«اتاق۶۶۶» (Room 666)</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3027">سینمای جهان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2750">مجتبا یوسفی‌پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4551">میکل آنجلو آنتونیونی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4552">ویم ویندرس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/mtRXeoQkqA4" fileSize="1199" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/mtRXeoQkqA4/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/mtRXeoQkqA4" length="1199" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Sat, 30 Jul 2011 07:06:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">5762 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>