<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4482/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>نقاشی جهان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4482/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>امپرسیونیسم، شور و الهام در هرمیتاژ آمستردام</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/07/29/17587</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/07/29/17587&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    فروغ تمیمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;183&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/frtamha01.jpg?1344014155&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;فروغ تمیمی - زنی بومی اهل هائیتی با بالاتنه برهنه و پوستی تیره میوه&amp;zwnj;ای بزرگ شبیه به گلابی در دست دارد. مثل این است که او با نگاهش سلامی را پاسخ می&amp;zwnj;گوید. در جزیره هائیتی &amp;laquo;به کجا می&amp;zwnj;روی&amp;raquo; نوعی احوال&amp;zwnj;پرسی و نامی است که گوگن نقاش بر این اثر نهاده است. ازکجا می&amp;zwnj;آییم و به کجا می&amp;zwnj;رویم؟ پرسش&amp;zwnj;هایی فلسفی برای گوگن بودند که سبب خلق چند اثر معروف او به همین نام در دوره اقامتش در هائیتی شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;این اثر و ده&amp;zwnj;ها تابلو دیگر از هنر امپرسیونیست&amp;zwnj;های فرانسوی و معاصرانشان در نمایشگاه جدید موزه هرمیتاژ درآمستردام به نام &amp;laquo;امپرسیونیسم، شور و الهام&amp;raquo; به نمایش گذاشته شده است. این نمایشگاه از ماه ژوئن تا اواسط ژانویه ۲۰۱۲ ادامه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این آثار از موزه هرمیتاژ روسیه به همتای آن در آمستردام منتقل و تاکنون با استقبال بی&amp;zwnj;نظیری روبرو شده است. شاهکارهایی ازکلود مونه، کامیل پیسارو، پیر رنوار، آلفرد سیسلی، پل گوگن، سزان و غیره را در کنار آثار نقاشان تأثیرگذار مکتب رمانتیک چون اوژن دلاکروا و یا ادموند جرج گراندین و دیگران در مقایسه با هم دیده می&amp;zwnj;شوند. از ویژگی&amp;zwnj;های این نمایشگاه برجسته کردن تفاوت هنری هنرمندان آوانگارد در آن دوره با نقاشان تثبیت&amp;zwnj;شده و صاحب&amp;zwnj;نامی چون دلاکروا برای نشان دادن تحول فکری و هنری در نقاشی در آخرین دهه&amp;zwnj;های قرن نوزدهم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;230&quot; height=&quot;186&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/frtamha02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;مکتب امپرسیونیسم نام خود را از یک نقاشی کلود مونه به نام Imperssion، Sunrise &amp;laquo;طلوع آفتاب&amp;raquo; که در سال ۱۸۷۲ خلق شده، گرفته است. این عبارت اولین&amp;zwnj;بار توسط یک روزنامه&amp;zwnj;نگار به&amp;zwnj;کار رفت و به سرعت بر سر زبان&amp;zwnj;ها افتاد. عبارتی برای بیان تأثیرات آنی و سریع هنرمند از حسی که در لحظه الهام بخش اوست و بر پرده نقاشی جان می&amp;zwnj;گیرد؛ و یا برای بیان لذت نقاشی کردن با رنگ&amp;zwnj;های زنده و تند، نفاشی در بیرون از آتلیه&amp;zwnj;های نیمه&amp;zwnj;تاریک، در فضایی که شدت نور و نوسانات آن مدام درحال تغییر است؛ یا برای نقاشی لحظات روزمره زندگی در مکان&amp;zwnj;های عادی در خیابان&amp;zwnj;های شهر و یا کشتزارهای روستایی. این تحول فکری برای آفریدن سبکی جدید در اواسط قرن نوردهم زیربنای فکری نقاشانی بود که بعد&amp;zwnj;ها به گروه امپرسیونیست&amp;zwnj;ها معروف شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چهره پاریس در نیمه دوم قرن نوزدهم درخشش تازه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;گیرد. لامپ&amp;zwnj;های برقی در خیابان&amp;zwnj;ها نصب می&amp;zwnj;شوند. ریل&amp;zwnj;های قطار این شهر را به مناطق دیگر اروپا وصل می&amp;zwnj;کند. برج ایفل ساخته می&amp;zwnj;شود. عکاسی رواج می&amp;zwnj;یابد و خلاصه همه چیز در جامعه متحول می&amp;zwnj;شود. اما نقاشانی که می&amp;zwnj;خواستند سری &lt;img width=&quot;230&quot; height=&quot;179&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/frtamha03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;توی سر&amp;zwnj;ها دربیاورند، می&amp;zwnj;بایست از هفت خوان گزینش و امتحانات آکادمی هنر می&amp;zwnj;گذشتند. این آکادمی و استادان سبک کلاسیک بودند که مشخص می&amp;zwnj;کردند چه چیزی زیبا و یا زشت است. مکتب امپرسیونیسم در واکنش به سنت کلاسیک رایج در هنر نقاشی و در اعتراض به ارزش&amp;zwnj;های غالب هنری که در سالن&amp;zwnj;های اشراف و گالری&amp;zwnj;داران، جایی که بهترین آثار هنرمندان پاریسی به نمایش درمی&amp;zwnj;آمد، خواهان تحول اساسی در هنر بود. در آثار کلاسیسیت&amp;zwnj;ها نقاشی ثبت و عکس&amp;zwnj;برداری از تمام جزئیات صحنه مورد نظر برای به تصویر کشیدن افسانه&amp;zwnj;ها، داستانی مذهبی و با پرتره&amp;zwnj;نگاری بود. آثاری که درسالن&amp;zwnj;های طبقات بالای جامعه عرضه می&amp;zwnj;شد، و اغلب با تأیید آکادمیک&amp;zwnj;ها به نمایش درمی&amp;zwnj;آمد. اما ارواح مستقل و آزاد و یا نقاشان با استعداد و بی&amp;zwnj;چیز راهی به این سالن&amp;zwnj;های پر زرق و برق پاریسی نداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نسل جدید نقاشان فرانسوی در آن دوران خسته از تکرار کارهای استادان خود در حال و هوایی تازه به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد و خواهان تحول و نوآوری در سبک و تکنیک بود. گروهی که برای نمایش کار&amp;zwnj;هایشان از هیچ امکانی برخوردار نبودند و به محافل رسمی راهی نداشتند. اما به&amp;zwnj;تدریج بخت با آنان یار شد. درگیری کلود مونه با ژوری&amp;zwnj;های هنری و رد شدن آثار گروهی از نقاشان آوانگارد درسال ۱۸۶۳ که حتی منجر به مداخله ناپلئون سوم هم شد، سرانجام منجر به اختصاص دادن سالنی به این نقاشان انقلابی شد. یک گالری اختصاصی برای جوان&amp;zwnj;های با استعداد و گمنام.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;230&quot; height=&quot;293&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/frtamha05.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;امپرسیونیست&amp;zwnj;ها باید موفقیت&amp;zwnj;های بعدی خودشان را مدیون گالری&amp;zwnj;داری پاریسی به نام &amp;laquo;پل دو راندرول&amp;raquo; بدانند. او چیزی دراین کارهای جدید می&amp;zwnj;دید که از چشم دیگران پنهان بود. این آقای با ذوق همه کارهای امپرسیونیست&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;خرید، تا آن&amp;zwnj;ها بتوانند با آسودگی بیشتری کار کنند. هر چند که او چند بار درحال ورشکستگی بود، اما سرانجام موفق شد در لندن، رم و نیویورک هم گالری&amp;zwnj;های دیگری را باز کند. در واقع پل دو راندرول توانست آثار یک مکتب نقاشی را تماماً یک&amp;zwnj;جا گرد آورده و بفروشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رنوار همیشه می&amp;zwnj;گفت که بدون او ما دوام نمی&amp;zwnj;آوردیم. مهم&amp;zwnj;ترین مشتری&amp;zwnj;های این گالری&amp;zwnj;دار، دو کارخانه&amp;zwnj;دار هنردوست روسی به نام میخاییل و ایوان موروزوف بودند. این دو آثار امپرسیونیست&amp;zwnj;های فرانسوی را می&amp;zwnj;خریدند و آنقدر جرأت داشتند که کارهای این شورشیان پاریسی را در خانه&amp;zwnj;هایشان برای هنردوستان روسی به نمایش بگذارند. آثاری که حالا به موزه بزرگ هرمیتاژ در سن&amp;zwnj;پترزبورگ تعلق دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نمایشگاه هرمیتاژ در آمستردام آثار نقاشان مکاتب کلاسیک، رمانتیک و رئالیست در کنار آثار امپرسیونیست&amp;zwnj;ها دیده می&amp;zwnj;شوند. به&amp;zwnj;جز نقاشی&amp;zwnj;ها تعدادی از آثار رودن، مجسمه&amp;zwnj;ساز معروف آن دوره هم به نمایش درآمده&amp;zwnj;اند. &amp;laquo;بانو در باغ&amp;raquo; اثر مونه یکی از زیبا&amp;zwnj;ترین کار&amp;zwnj;هایش در کنار پرتره جین ساماری، هنرپیشه معروف آن زمان اثر پیر رنوار و کاری از پل سزان به نام &amp;laquo;سیگاری&amp;raquo; ویژگی&amp;zwnj;های فردی هنر نقاشان مکتب امپرسیونیسم را نشان می&amp;zwnj;دهند. مجسمه &amp;laquo;بهار ابدی&amp;raquo; از اگوست رودن از زیبا&amp;zwnj;ترین آثار این نمایشگاه ثبت لحظه&amp;zwnj;ای گذرا از هماغوشی عشاق بر سنگ مرمر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این نمایشگاه بیننده با نقاشان مکتب امپرسیونیسم، استادان آن&amp;zwnj;ها، تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه آن روز فرانسه و هر آنچه که سبب اوج&amp;zwnj;گیری و شکوفایی هنر مدرن شده است، آشنا می&amp;zwnj;شود. قرارگرفتن آثار دلاکروا در کنار آثار گوگن و مونه امکان مقایسه را برای خواننده به&amp;zwnj;خوبی فراهم می&amp;zwnj;کند. اگر ما با چشم یک بیننده پاریسی آلامد در اواخر قرن نوزدهم به این کار&amp;zwnj;ها نگاه کنیم، می&amp;zwnj;توانیم به&amp;zwnj;خوبی دریابیم که نقاشی&amp;zwnj;های زنده و مملو از رنگ&amp;zwnj;های تند گوگن از بومیان هائیتی تا چه حد برای پاریسی&amp;zwnj;ها &lt;img width=&quot;230&quot; height=&quot;176&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/frtamha04.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;متفاوت و حتی عامیانه بود. نقاشی&amp;zwnj;هایی که درآن همه قواعد رایج، تکنیک و اصول زیر پا گذاشته شده&amp;zwnj;اند. نفی کردن سنت&amp;zwnj;های آکادمیک برای ثبت تأثیر آنی لحظات روزمره زندگی در بیرون از آتلیه&amp;zwnj;های دربسته، در میان بومیان سرزمین&amp;zwnj;های دور، در کنار آدم&amp;zwnj;های معمولی در کافه&amp;zwnj;های پاریسی، در بلوار&amp;zwnj;ها، در خانه&amp;zwnj;های طبقه متوسط شهری و روستاییان بی&amp;zwnj;چیز، در سواحل آفتابی و خلاصه هر جایی که زندگی در حرکت است. تحولی که آغاز عصر جدیدی را در هنر نقاشی اعلام می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آثار ونسان وان گوگ نقاش هلندی و از برجسته&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های امپرسیونیسم در این نمایشگاه دیده نمی&amp;zwnj;شوند. اما از ماه ستپامبر ۷۵ اثر از وان گوگ در کنار این آثار به نمایش در خواهند آمد. افزون بر آن بخشی از طراحی&amp;zwnj;های اولیه روی کاغذ و هم تعدادی از نامه&amp;zwnj;های معروف&amp;zwnj;اش در موزه هرمیتاژ آمستردام معرفی خواهند شد. این اولین بار است که مهم&amp;zwnj;ترین آثار وان گوگ و امپرسیونیست&amp;zwnj;های فرانسوی (متعلق به هرمیتاژ روسیه) در کنار هم در نمایشگاهی به نمایش گذاشته خواهند شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10531&quot;&gt; فروغ تمیمی در زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/07/29/17587#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-11">امپرسیونیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10531">فروغ تمیمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4482">نقاشی جهان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14111">هرمیتاژ آمستردام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14112">گوگن</category>
 <pubDate>Sun, 29 Jul 2012 07:00:50 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17587 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آنسلم کی‌فر، نقاشی کیمیاگر با دلهره جنگ</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/03/14/11933</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/03/14/11933&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    آثار آنسلم کی‌فر در گالری «وایت کیوب» در لندن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد عبدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/anskiefma01.jpg?1331923455&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمد عبدی - آنسلم کی&amp;zwnj;فر (Anselm Kiefer ) هنرمند آلمانی که جزو ستایش&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ترین هنرمندان زنده دنیا محسوب می&amp;zwnj;شود، واقعیت&amp;zwnj;های تلخ زندگی جهان پیرامونش را به زیبا&amp;zwnj;ترین شکل ممکن به صورت نقاشی- مجسمه&amp;zwnj;هایی دیدنی&amp;zwnj; ارائه می&amp;zwnj;کند. آثار او شبیه کار هیچ هنرمند دیگری نیست و امضای خاص او را در بر دارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;کی&amp;zwnj;فر هنرمندی است که غالباً نگاهی رو به گذشته دارد و سایه تاریخ را بر تمامی آثارش می&amp;zwnj;توان حس کرد. او&amp;zwnj; گاه از بستر عکس برای نقاشی کردن استفاده می&amp;zwnj;کند و با ترکیب نقاشی و مجسمه&amp;zwnj;سازی به آثار خلاقانه&amp;zwnj;ای دست می&amp;zwnj;یابد که عمدتاً در اندازه&amp;zwnj;های بزرگ و بسیار بزرگ هستند. در واقع کی&amp;zwnj;فر از بزرگی اثر در جهت اثرگذاری بیشتر و شاید نشان دادن عمق فاجعه&amp;zwnj;ای بزرگ- که در دنیای او در انتظار بشر است- سود می&amp;zwnj;جوید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;وایت کیوب&amp;raquo; (White Cube) یکی از بزرگ&amp;zwnj;ترین گالری&amp;zwnj;های لندن- که اخیراً افتتاح شعبه بزرگ تازه&amp;zwnj;اش در نزدیکی&amp;zwnj;های &amp;laquo;لندن بریج&amp;raquo; را جشن گرفته- میزبان بزرگ&amp;zwnj;ترین نمایشگاه کی&amp;zwnj;فر تا به امروز در لندن بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مایه&amp;zwnj;هایی که دلمشعولی&amp;zwnj;های کی&amp;zwnj;فر را بازتاب می&amp;zwnj;دهند، دانش (با نماد کتاب که اینجا به شکل فلزی درآمده&amp;zwnj;اند وشاید از جنگ جان سالم به در می&amp;zwnj;برند)، عدالت (با نماد ترازو)، طبیعت از دست رفته (با نماد گل&amp;zwnj;های آفتابگردان سوخته) و از همه مهم&amp;zwnj;تر جنگ (با نماد هواپیماهای جنگی) است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/anskiefma02.jpg&quot; /&gt;آنسلم کی&amp;zwnj;فر، نقاش آلمانی. آثار او ترس و نفرت از جنگ را با ما در میان می&amp;zwnj;گذارند&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در اولین بخش&amp;zwnj;های نمایشگاه کتاب&amp;zwnj;های فلزی بسیار بزرگی که کمی مچاله شده&amp;zwnj;اند، بر روی یک سنگ بزرگ خودنمایی می&amp;zwnj;کنند و بال&amp;zwnj;هایی که در دو سوی کتاب&amp;zwnj;ها دیده می&amp;zwnj;شود، گویی نوید پرواز- یا رهایی- را به مخاطب می&amp;zwnj;دهند. هر چند این اثر کیفر به قوت آثارش در تالار انتهایی نمایشگاه نیست، اما کماکان مایه&amp;zwnj;ها و دغدغه&amp;zwnj;های هنرمند را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در تالار شگفت&amp;zwnj;انگیر نهایی، کی&amp;zwnj;فر بیشتر به نقاشی پناه می&amp;zwnj;برد و شاهکار&amp;zwnj;هایش را خلق می&amp;zwnj;کند. به&amp;zwnj;جز چیدمان اول که یک هواپیمای جنگی کوچک را در زیر یک سنگ بسیار بزرگ (تاریخ یا حرکت طبیعت) به نمایش می&amp;zwnj;گذارد، با تابلوهایی ترکیبی&amp;zwnj; از نقاشی و چیدمان روبرو هستیم که اوج توانایی&amp;zwnj;های او را به نمایش می&amp;zwnj;گذارند. در یکی از آن&amp;zwnj;ها آجرهایی از میان نقاشی بیرون آمده و یک بشقاب ماهواره، از جهانی پرآشوب حرف می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کی&amp;zwnj;فر در سالی پا به جهان می&amp;zwnj;گذارد که جنگ دوم جهانی به پایان می&amp;zwnj;رسد (۱۹۴۵)، اما گویی جنگ برای او تمام نمی&amp;zwnj;شود و بارش بر دوش او سنگینی می&amp;zwnj;کند. از این رو هواپیماهای قدیمی بخش مهمی از آثار او هستند؛ مجسمه&amp;zwnj;های کوچک هواپیماهایی &amp;ndash; که &amp;zwnj;گاه دو نیم شده&amp;zwnj;اند یا زیر یک سنگ بسیار بزرگ قرار گرفته&amp;zwnj;اند تا شاید پیغام&amp;zwnj;آور پایان جنگ باشند- یادآور روزهای تلخی هستند که گل&amp;zwnj;های آفتابگردان سوخته حاصل&amp;zwnj;اش است. این گل&amp;zwnj;ها که به صورت رشته&amp;zwnj;های بلند در میان نقاشی&amp;zwnj;ها و مجسمه&amp;zwnj;ها قرار گرفته&amp;zwnj;اند، از طبیعت از دست&amp;zwnj;رفته&amp;zwnj;ای حکایت دارند که نوستالژی اصلی کی&amp;zwnj;فر را شکل می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/anskiefma03.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در میان این طبیعت سوخته و از دست رفته، چیدمان جنینی را می&amp;zwnj;بینیم که در انتظار به دنیا آمدن در میان این ترس و وهم است. هر چند این چیدمان به قوت نقاشی&amp;zwnj;های کی&amp;zwnj;فر نیست، اما کماکان از ذهن منسجم و مایه&amp;zwnj;های تکرار شونده&amp;zwnj;ای حکایت دارد که هنرمند از ابتدا تا انتها با آن&amp;zwnj;ها درگیر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آفتابگردان&amp;zwnj;های سوخته بزرگ دیگری که به صورت چیدمان بر روی زمین پهن شده&amp;zwnj;اند، هواپیماهای کوچک را در خود محو کرده&amp;zwnj;اند و مار بزرگی- به نشانه تهدید جهان- در زیر آن خفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه آثار کی&amp;zwnj;فر در واقع به شکلی ترس و نفرت از جنگ را با ما در میان می&amp;zwnj;گذارند؛ حتی آنهایی که به شکلی مستقیم به جنگ ارتباط ندارند (مثل کتاب&amp;zwnj;های پردار) به نوعی&amp;zwnj; زاده جنگ محسوب می&amp;zwnj;شوند و سایه&amp;zwnj;ای از حس ویرانی جنگ در دل دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/anskiefma04.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کی&amp;zwnj;فر که حالا در فرانسه زندگی می&amp;zwnj;کند، ذهن درگیر خود را با مسأله&amp;zwnj;ای به نام آلمانی بودن و جنگ دوم جهانی با ما قسمت می&amp;zwnj;کند و ظاهراً گریز و گزیری از آن ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بهترین اثرش در این نمایشگاه با نقاشی بسیار بزرگی روبرو هستیم (به طول بیش از ۱۷متر) که از این سو تا آن سوی دیوار عظیم وایت کیوب را در برگرفته و با رنگ&amp;zwnj;های برجسته شده بر روی اثر، زندان یهودیان در جنگ جهانی دوم را که حالا به یک انبار یا کارخانه متروک می&amp;zwnj;ماند، تصویر می&amp;zwnj;کند که درست در میانه نقاشی، مجسمه&amp;zwnj;های گل آفتابگردان سوخته و هواپیماهای کوچک قدیمی از بالا تا پائین تابلو را در برگرفته&amp;zwnj;اند و به شیوه&amp;zwnj;ای که خود نزدیک به &amp;laquo;کیمیاگری&amp;raquo; و محصول ترکیب نظارت دقیق و آزاد گذاشتن اثر برای بی&amp;zwnj;نظمی می&amp;zwnj;داند، حس ویرانی جنگ را تداعی می&amp;zwnj;کنند؛ حسی&amp;zwnj; که مخاطب را تا مدت&amp;zwnj;ها تنها نمی&amp;zwnj;گذارد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/03/14/11933#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10285">آنسلم کی‌فر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-17">محمد عبدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4482">نقاشی جهان</category>
 <pubDate>Wed, 14 Mar 2012 02:47:22 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">11933 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نگاه بی‌پروای لوشن فروید</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/07/27/5665</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/07/27/5665&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    درگذشت لوشن فروید، نقاش نام‌آور بریتانیایی در ۸۸ سالگی در لندن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نازنین اعتمادی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;185&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/lusfrmosh01.jpg?1311961185&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;نازنین اعتمادی&amp;nbsp;&amp;ndash; لوشن فروید (Lucian Freud)، نقاش بریتانیایی و نوه&amp;zwnj;ی زیگموند فروید اگر نگوییم مهم&amp;zwnj;ترین نقاش معاصر در جهان بود، بی&amp;zwnj;تردید یکی از مهم&amp;zwnj;ترین نقاشان جهان و یکی از بحث&amp;zwnj;برانگیزترین هنرمندان جهان در قلمرو نقاشی به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آمد. لوشن فروید پس از گذراندن یک دوره&amp;zwnj;ی بیماری سخت و لاعلاج چهارشنبه&amp;zwnj;ی گذشته در بیستم جولای (۲۷ تیر ماه ) در ۸۸سالگی در لندن درگذشت.&amp;nbsp;در گزارشی که پیش روی شما قرار دارد، از فروید و آثارش یک&amp;zwnj; هفته پس از درگذشت این نقاش بزرگ یاد می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;لوشن (لوسیان به آلمانی) فروید در سال ۱۹۳۳ که فاشیست&amp;zwnj;ها در آلمان به قدرت رسیدند، در برلین متولد شد. پس از به قدرت رسیدن فاشیست&amp;zwnj;ها در آلمان و پیش از&amp;zwnj; واقعه&amp;zwnj;ی کتاب&amp;zwnj;سوزان و آغاز یهودی&amp;zwnj;کشی در برلین، لوسیان و خانواده&amp;zwnj;اش از آلمان به انگلستان مهاجرت کردند. لوشن فروید در سال ۱۹۳۹ تبعیت بریتانیا را پذیرفت و از آن زمان شهروند بریتانیا به شمار می&amp;zwnj;آمد. منتقدان از او به عنوان &amp;laquo;مهم&amp;zwnj;ترین نقاش جهان&amp;raquo; یاد می&amp;zwnj;کنند و به او لقب &amp;laquo;نقاش بی&amp;zwnj;پروای چاقی&amp;raquo; داده&amp;zwnj;اند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مجموعه آثار فروید که در آن چاقی انسان&amp;zwnj;ها و زشتیِ برهنگی&amp;zwnj; انسان را مضمون قرار داده است، به&amp;zwnj;خاطر نگاه بی&amp;zwnj;پروا و بی&amp;zwnj;تعارف هنرمند در عالم هنر شهرت بسیار دارد. لوشن فروید در این مجموعه آثار به&amp;zwnj;طرز شگف&amp;zwnj;انگیزی زشتی&amp;zwnj;ها را به گونه&amp;zwnj;ای زیبا در برابر دیدگان حیرت&amp;zwnj;زده&amp;zwnj;ی تماشاگران آثارش قرار می&amp;zwnj;دهد. برهنگی از مهم&amp;zwnj;ترین مضامین آثار اوست.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/lusfrmosh02.jpg&quot; /&gt;شادی مشیری: در آثار لوشن فروید، برهنگی به معنای انبوهی از گوشت است که روی هم تلنبار شده و در قالب جسم یک انسان نمایان می&amp;zwnj;گردد. او نه تنها تصویرگر زشتی&amp;zwnj;های زندگی شهری (اوربان) بود، بلکه مرگ را هم به شکل نوعی برهنگی که در حال تجزیه و گندیدگی&amp;zwnj;ست نشان می&amp;zwnj;داد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زشتی در آثار لوشن فروید اصولاً بسیار برجسته است. مدل&amp;zwnj;های او در اتاق&amp;zwnj;های نمور هتل&amp;zwnj;های درجه سه برهنه می&amp;zwnj;شدند و روی کاناپه&amp;zwnj;های پر از لک و پیس دراز می&amp;zwnj;کشیدند. نور زننده&amp;zwnj;ای این اتاق&amp;zwnj;ها را روشن می&amp;zwnj;کند و مثل این است که همه&amp;zwnj;ی زشتی شهرهای بزرگ و فقر و جنایت و تبهکاری که در چنین شهرهایی زندگی شبانه را رقم می&amp;zwnj;زند، در فضاهایی که فروید در آثارش می&amp;zwnj;آفریند تجلی پیدا می&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;
آدورنو اعتقاد داشت که در شرایط غلط به&amp;zwnj;هیچ وجه نمی&amp;zwnj;توان زندگی درستی در پیش گرفت. در چاردیواری&amp;zwnj;های لوشن فروید نمی&amp;zwnj;توان از دروغ&amp;zwnj;های بزرگ یک دوران گریخت. همه&amp;zwnj;ی این دروغ&amp;zwnj;ها و فریب&amp;zwnj;ها و زشتی&amp;zwnj;ها در فضاهایی که فروید می&amp;zwnj;افریند، آشکار می&amp;zwnj;شوند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;130&quot; height=&quot;147&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/lusfrmosh06.jpg&quot; /&gt;فروید عاشق زشتی&amp;zwnj;ها بود، چون زیبایی را یک دروغ بزرگ و یک فریب می&amp;zwnj;پنداشت. مدل&amp;zwnj;هایی که او انتخاب می&amp;zwnj;کرد هیچ شباهتی به مدل&amp;zwnj;های متعارف در غرب ندارند. پوست آن&amp;zwnj;ها بیمار به نظر می&amp;zwnj;رسد، با وجود آن&amp;zwnj;که جوان هستند، بی&amp;zwnj;اندازه زشت و خسته&amp;zwnj;اند. مثل این است که زندگی آن&amp;zwnj;ها را از پا انداخته است. رولن بارت به&amp;zwnj;درستی به این نکته اشاره می&amp;zwnj;کند که مشخصات یک دوران را از چهره&amp;zwnj;ی اشخاصی که در آن دوره زندگی می&amp;zwnj;کنند، می&amp;zwnj;توان دریافت. از چهره&amp;zwnj;هایی که فروید در آثارش پیش روی ما قرار می&amp;zwnj;دهد، می&amp;zwnj;توانیم به سویه&amp;zwnj;های زشت و اما پنهان زندگی شهری در غرب پی ببریم.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;right&quot; width=&quot;130&quot; height=&quot;148&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/lusfrmosh03.jpg&quot; /&gt;زیگموند فروید، پدربزرگ لوشن فروید سکسوالیته را منشأ بسیاری از بحران&amp;zwnj;های درونی انسان در نظر می&amp;zwnj;گرفت. لوشن فروید سکسوالیته را نفی نمی کرد، بلکه آن را مانند پدربزرگش سرمنشأ زشتی&amp;zwnj;ها جلوه می&amp;zwnj;داد. در کتاب مقدس همه جا به جای تن، از &amp;laquo;گوشت&amp;raquo; سخن به میان آمده است. در آثار لوشین فروید، برهنگی به معنای انبوهی از گوشت است که روی هم تلنبار شده و در قالب جسم یک انسان نمایان می&amp;zwnj;گردد. فروید یهودی بود. پیشگویی سلیمان نبی در عهد عتیق در آثار او یک بار دیگر خود می&amp;zwnj;نمایاند. سلیمان نبی اعتقاد داشت که گوشت تن آدمی مقل علف پژمرده می&amp;zwnj;شود، اما پیش از آن&amp;zwnj;که بخشکد می&amp;zwnj;بایست ابتدا بگندد. گندیدگی جسم انسان را در آثار فروید به&amp;zwnj;خوبی می&amp;zwnj;بینیم. او نه تنها تصویرگر زشتی&amp;zwnj;های زندگی شهری (اوربان) بود، بلکه مرگ را هم به شکل نوعی برهنگی که در حال تجزیه و گندیدگی&amp;zwnj;ست نشان می&amp;zwnj;داد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;130&quot; height=&quot;183&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/lusfrmosh05.jpg&quot; /&gt;لوشن فروید زمانی که نقاشان به نقاشی انتزاعی علاقه داشتند، به نقاشی فیگوراتیو روی آورد. فیگورهایی که او نقاشی کرده است، بی&amp;zwnj;اندازه زنده به نظر می&amp;zwnj;رسند. فروید پرتره&amp;zwnj;ی اعضای خانواده و دوستانش را هم کشیده است. این پرتره&amp;zwnj;ها نه تنها نمایانگر شخصیت و زندگی درونی سوژه&amp;zwnj;های اوست، بلکه دقت هنرمند در نمایاندن جزئیات بسیار شگفت&amp;zwnj;انگیز است. این&amp;zwnj;ها همه، یعنی رویکرد به برهنگی، تضاد بین زشتی و زیبایی و همچنین دقت در نشان دادن جزئیات، آثار او را در میان آثار نقاشان قرن بیستم متمایز جلوه می&amp;zwnj;دهد. در حراج&amp;zwnj;ها، آثار او همواره میلیون&amp;zwnj;ها دلار به فروش می&amp;zwnj;رسید. یک ماه پیش از درگذشت فروید، تابلوی او با عنوان &amp;laquo; Woman Smiling, 1958-59 &amp;raquo; به قیمت بیش از پنج میلیون یویرو به فروش رسید.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال ۲۰۱۰ لوشن فروید با یک راننده تاکسی درگیر شد و در کتک&amp;zwnj;کاری با او زیر چشمانش کبودش شد. پرتره&amp;zwnj;ای که او خودش کشیده و چهره&amp;zwnj;ی کتک&amp;zwnj;خورده&amp;zwnj;اش را مضمون قرار داده، در سال ۲۰۱۰ به قیمت سه میلیون پوند به فروش رفت. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;right&quot; width=&quot;130&quot; height=&quot;198&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/lusfrmosh04.jpg&quot; /&gt;ویلیام فیور (William Feaver ) ، منتقد روزنامه&amp;zwnj;ی اوبزروار که سابقه&amp;zwnj;ی دوستی&amp;zwnj;اش با فروید به چهل سال می&amp;zwnj;رسید اعتقاد داشت که فروید نه تنها یکی از مهم&amp;zwnj;ترین نقاشان قرن بیستم، بلکه حتی از مهم&amp;zwnj;ترین نقاشان قرن حاضر هم به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید. او مهم&amp;zwnj;ترین دستاورد فروید در نقاشی را احیای نقاشی پرتره و عمومیت دادن به این گونه از نقاشی که عمدتاً آن را پست می&amp;zwnj;شمرند می&amp;zwnj;داند. با این&amp;zwnj;حال همه از آثار لوشن فروید استقبال نمی&amp;zwnj;کردند. برخی منتقدان آثار او را با پرنوگرافی همسان می&amp;zwnj;دانند و برخی از آثار او، از جمله پرتره&amp;zwnj;ای که فروید از ملکه الیزابت کشید، با انتقاد گسترده&amp;zwnj;ی منتقدان مواجه شد. فروید ملکه&amp;zwnj;ی انگلستان را به شکل یک مرد جلوه داده بود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه تنها آثار هنری فروید، بلکه زندگی شخصی او هم به مدت نیم قرن در مرکز توجه رسانه&amp;zwnj;های غرب قرار داشت. شایعاتی وجود دارد مبنی بر این&amp;zwnj;که او بیش از دوازده فرزند نامشروع دارد. زن&amp;zwnj;بارگی این هنرمند و شبگردی&amp;zwnj;ها و عیاشی&amp;zwnj;های او همیشه مبنع اخبار و شایعات بی&amp;zwnj;شمار بوده است. علاوه بر این او به&amp;zwnj;خاطر کتک&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;هایش هم شهرت داشت. یک بار در پاسخ به خبرنگاری گفته بود: مردم به من گاهی چیزهایی می&amp;zwnj;گویند که در پاسخ فقط می&amp;zwnj;توانم آن&amp;zwnj;ها را کتک بزنم.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/arrow-expand-icon.png&quot; /&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=THDX0YufeOI&amp;amp;feature=related&quot;&gt;::مستند &amp;laquo;آرته&amp;raquo; درباره&amp;zwnj;ی آثار لوشن فروید بخش نخست::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=FZ0SAe4oujw&amp;amp;feature=related&quot;&gt;::مستند &amp;laquo;آرته&amp;raquo; درباره&amp;zwnj;ی آثار لوشن فروید بخش دوم::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=_tyDau8WH3E&amp;amp;feature=related&quot;&gt;::مستند &amp;laquo;آرته&amp;raquo; درباره&amp;zwnj;ی آثار لوشن فروید بخش سوم::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;u&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/VI.gif&quot; /&gt;&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;u&gt;مجموعه&amp;zwnj;ی کاملی از آثار لوشن فروید به شکل ویدیو در یوتیوب&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/9hBLF2Sw7FE?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/07/27/5665#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4483">لوشن فروید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3251">نازنین اعتمادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4482">نقاشی جهان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3537">هنرهای تجسمی</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/9hBLF2Sw7FE" fileSize="1243" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/9hBLF2Sw7FE/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/9hBLF2Sw7FE" length="1243" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Wed, 27 Jul 2011 07:07:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">5665 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>