<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/440/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>خشونت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/440/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>بی‌پناهی زنان خشونت‌دیده در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2013/03/01/24907</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2013/03/01/24907&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    زیبا محمودیان         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/sepisocgew01.jpg?1362247979&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زیبا محمودیان - برخلاف آنچه تصور می&amp;zwnj;شود، خانه&amp;zwnj; آدم&amp;zwnj;ها آنقدرها هم جای امنی نیست؛ چون خشونت خانگی در سراسر دنیا به اشکال و درجات متفاوت، رایج است. امروزه در بسیاری از کشورها &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt; و سازمان&amp;zwnj;های غیر دولتی برای کاهش خشونت خانگی و حمایت از قربانیان تلاش می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از معمول&amp;zwnj;ترین اشکال حمایت از زنان خشونت دیده، پناه دادن به آن&amp;zwnj;ها در &amp;quot;خانه&amp;zwnj;های امن&amp;quot; است. در این مراکز مددکاران، روانشناسان و حقوقدانان به زنان خشونت دیده کمک می&amp;zwnj;کنند تا اعتماد به نفس خود را بازیابند، توانمند شوند و زندگی جدیدی را شروع کنند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تکتم جهانگیرفام، سال&amp;zwnj;ها در سازمان&amp;zwnj;های دولتی و غیر دولتی سوئد و آلمان به عنوان مددکار و مدیر فعالیت کرده است. او درباره خانه&amp;zwnj;های امن در سوئد می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در سوئد در هر شهر، خانه امن دولتی برای پناه دادن به زنان خشونت دیده و فرزندان آن&amp;zwnj;ها وجود دارد. در برخی از شهرها علاوه بر این، سازمان&amp;zwnj;های غیر دولتی هم توسط فعالان زنان ایجاد شده&amp;zwnj;اند که مورد حمایت دولت&amp;zwnj;اند. دستگاه قضائی، پلیس و سایر سازمان&amp;zwnj;های دولتی با خانه&amp;zwnj;های امن همکاری می&amp;zwnj;کنند و در طول این سال&amp;zwnj;های فعالیت، اطلاعات این نهادها نیز در حوزه خشونت علیه زنان افزایش پیدا کرده است.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ایران اما خروج از چرخه خشونت خانگی برای زنان بسیار دشوار است. نه تنها دستگاه قضائی و سازمان&amp;zwnj;های دولتی از این زنان حمایت نمی&amp;zwnj;کنند، بلکه مانع فعالیت جدی سازمان&amp;zwnj;های غیر دولتی در این حوزه می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سیستم مددکاری چه کمکی به زنان &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت&amp;zwnj;دیده&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; می&amp;zwnj;کند؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;سمیرا&amp;quot; مددکاری که سال ها در سازمان های دولتی و غیر دولتی ایران کار کرده است، درباره رویکرد این نهادها می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در مراکز خصوصی معمولاً به زن و شوهر مشاوره داده می&amp;zwnj;شود، ولی در مراکز دولتی&amp;nbsp;مثل کلانتری&amp;zwnj;ها یا دادگاه بیشتر&amp;nbsp;تلاش در جهت سازش یعنی کوتاه آمدن زن به نفع شوهر است. به همین دلیل در مراکز قضائی و انتظامی معمولاً از مددکاران حرفه&amp;zwnj;ای استفاده نمی&amp;zwnj;شود و بیشتر افرادی را تربیت می&amp;zwnj;کنند که در راستای کاهش طلاق کار کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پلیس، چه حمایتی از زنان خشونت&amp;zwnj;دیده می&amp;zwnj;کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/amniyat.jpg&quot; style=&quot;width: 170px; height: 97px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تکتم جهانگیرفام، فعال اجتماعی: &amp;quot;در سوئد، در هر شهر خانه امن دولتی برای پناه دادن به زنان خشونت دیده و فرزندان آن&amp;zwnj;ها وجود دارد. در برخی از شهرها علاوه بر این، سازمان&amp;zwnj;های غیر دولتی هم توسط فعالان زنان ایجاد شده&amp;zwnj;اند که مورد حمایت دولت&amp;zwnj;اند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شادی صدر حقوقدان و فعال حقوق زنان معتقد است که در ایران &amp;quot;فوریت ماجرا&amp;quot; و اینکه یک زن مورد &amp;quot;خشونت&amp;quot; قرار گرفته است و به &amp;quot;حمایت&amp;quot; نیاز دارد به رسمیت شناخته نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;بارها دیده شده است که زن خشونت&amp;zwnj;دیده به پلیس مراجعه می&amp;zwnj;کند یا تلفن می&amp;zwnj;زند که همسرم دارد مرا یا بچه&amp;zwnj;هایم را می&amp;zwnj;کشد. در چنین موقعیت حساسی اما، اوبه جای گرفتن حمایت، فقط دعوت می&amp;zwnj;شود به اینکه مدارا کند و با همسرش بسازد. نه آموزشی به پلیس داده شده است و نه امکاناتی برای حمایت از زنان آسیب&amp;zwnj;دیده از خشونت وجود دارد. در واقع فرهنگی که خشونت علیه زنان را ترویج می&amp;zwnj;کند بر نیروی انتظامی، دادسرا، قضات و غیره حاکم است. حتی همسایه&amp;zwnj;ها هم مداخله نمی&amp;zwnj;کنند. چون موضوع را شخصی قلمداد می&amp;zwnj;کنند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دستگاه قضایی چه حمایتی از زن &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;خشونت&amp;zwnj;دیده&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; می&amp;zwnj;کند؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شادی صدر درباره رویکرد قوانین ایران در زمینه خشونت خانگی تاکید می&amp;zwnj;کند که &amp;quot;در قوانین جزائی این کشور جرمی به عنوان خشونت خانگی پیش&amp;zwnj;بینی نشده است&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;اگر زنی درباره خشونت خانگی شکایت کند با همان آئین دادرسی روبه&amp;zwnj;رو است که کسی که در خیابان کتک می&amp;zwnj;خورد. بنابراین از او می&amp;zwnj;خواهند دو شاهد مرد بیاورد و ادله اثباتی که برای ضرب و جرح وجود دارد را ارائه کند. صدالبته در اکثر موارد چنین شاهدی وجود ندارد. چون خشونت خانگی جرمی است که در شرایطی خاص اتفاق می&amp;zwnj;افتد؛ در خانه&amp;zwnj;ای که هیچ شاهدی وجود ندارد. این در صورتی است که تنها خشونت فیزیکی را در نظر بگیریم و سایر انواع خشونت خانگی مثل خشونت روانی را که می&amp;zwnj;تواند حتی شدیدتر از خشونت فیزیکی باشد، در نظر نگیریم. در قانون ایران این خشونت روانی اصلاً جرم شناخته نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حتی اثبات خشونت فیزیکی هم بسیار دشوار است. من موارد بسیاری را دیده بودم که زن با آثار شدید ضرب و شتم مورد تائید پزشکی قانونی به دادگاه می&amp;zwnj;رود و قاضی می&amp;zwnj;پرسد از کجا معلوم که این ضرب و جرح را شوهر زن انجام داده باشد؟ یا باید مرد خودش اقرار کند که معمولاً این کار را نمی&amp;zwnj;کند یا باید دو شاهد مرد وجود داشته باشد. این پرونده&amp;zwnj;ها معمولاً در مراحل ابتدایی متوقف می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از انواع خشونت علیه زنان را قانون تحت عنوان تمکین و وظیفه زن به رسمیت می&amp;zwnj;شناسد. مثل واداشتن زن به رابطه جنسی در چهارچوب زناشویی. زنی که به چنین رابطه&amp;zwnj;ای تن ندهد ناشزه محسوب می&amp;zwnj;شود، نفقه ندارد و عواقب خودش را دارد. بنابراین قانون نه تنها از زنان در برابر خشونت خانگی حمایت نمی&amp;zwnj;کند، بلکه حتی برخی از انواع خشونت خانگی را هم قانونی می&amp;zwnj;داند و ترویج می&amp;zwnj;کند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سرپناه زن خشونت&amp;zwnj;دیده کجاست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شادی صدر که پیش از این در ایران مرکز غیر دولتی &amp;quot;راهی به سوی توانمند زیستن&amp;quot; را برای حمایت از زنان اداره می&amp;zwnj;کرد می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در موسسه راهی یکی از بزرگترین مشکلات همین بود. وقتی زنی مراجعه می&amp;zwnj;کرد که خشونت دیده بود، نمی&amp;zwnj;توانستیم بگوییم برگرد همان جایی که مورد خشونت هستی. ولی در عین حال جایی هم نداشتیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shadi.sadr_.jpg&quot; style=&quot;width: 170px; height: 195px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شادی صدر، فعال حقوق زنان: &amp;quot;اگر زنی درباره خشونت خانگی شکایت کند با همان آئین دادرسی روبه&amp;zwnj;رو است که کسی که در خیابان کتک می&amp;zwnj;خورد. بنابراین از او می&amp;zwnj;خواهند دو شاهد مرد بیاورد و ادله اثباتی که برای ضرب و جرح وجود دارد را ارائه کند که در اکثر موارد چنین شاهدی وجود ندارد. چون خشونت خانگی جرمی است که در شرایطی خاص اتفاق می&amp;zwnj;افتد؛ در خانه&amp;zwnj;ای که هیچ شاهدی وجود ندارد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر خانواده یا دوستی وجود نداشت که از زن حمایت کند، مورد به مورد تلاش می&amp;zwnj;کردیم جایی را برای او پیدا کنیم. طبیعتاً رفتیم دنبال ایجاد خانه امن. به این نتیجه رسیدیم که برای این کار راه قانونی وجود ندارد و هیچ چشم&amp;zwnj;اندازی هم نیست که در کوتاه&amp;zwnj;مدت امکان این کار فراهم شود. ما به این نتیجه رسیده بودیم که غیر قانونی این کار را انجام دهیم و خانه&amp;zwnj;ای اجاره کنیم که آسان هم نبود. ممکن بود صاحبخانه یا همسایه&amp;zwnj;ها با دیدن تردد چند زن در یک خانه مجهول تصور کنند که آنجا تبدیل به خانه فساد شده است و بخواهند به پلیس گزارش دهند. به همین دلیل اقدامی نکردیم و مدتی بعد هم راهی تعطیل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سازمان&amp;zwnj;های غیردولتی دیگر هم تلاش&amp;zwnj;های مشابهی داشتند، اما نتوانستند از بهزیستی مجوز بگیرند. سازمان غیر دولتی&amp;zwnj;ای بود که پناهگاه موقت برای زنان معلول و بی&amp;zwnj;خانمان داشت و ما گاهی به صورت غیر رسمی می&amp;zwnj;توانستیم چند شب زنان را به این مرکز بفرستیم که البته جای مناسبی برای این زنان نبود.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;سمیرا&amp;quot; هم تصریح می&amp;zwnj;کند که تلاش&amp;zwnj;هایی که تا به حال در راستای ایجاد خانه امن در ایران شده، به بن بست رسیده است: &amp;quot;چندی پیش خانم مشیر به عنوان مشاور شهردار تهران در امور بانوان، تلاش کرد مرکزی را تأسیس کند که زنان خشونت&amp;zwnj;دیده بتوانند مدتی در آن بمانند و در طی این مدت خدمات مددکاری و مشاوره بگیرند، در نهایت یا با خانواده به تفاهم برسند و برگردند یا توانمند شوند و زندگی مستقلی را شروع کنند، اما با شبانه&amp;zwnj;روزی شدن این مرکز مخالفت شد و در حال حاضر فقط خدمات مقطعی مددکاری و مشاوره به آنان ارائه می&amp;zwnj;شود.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مددکار می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;بهزیستی هم برای زنان تحت خشونت جایی را ندارد و بیشتر دختران فراری را می&amp;zwnj;پذیرد. این سازمان دو مرکز مداخله در بحران نواب و دولت&amp;zwnj;آباد را دارد که حتماً کسی را می&amp;zwnj;&amp;zwnj;پذیرد که طلاقنامه داشته باشد. آن هم موقت و حداکثر به مدت ۲۱ روز. زن شوهردار را اصلاً نمی&amp;zwnj;پذیرند؛ مخصوصاً اگر بچه هم به همراه خود داشته باشد. دختران فراری هم اگر خانواده نداشته باشند یا خانواده حاضر به پذیرش آنها نباشد در دو مرکز ارشاد و محلاتی نگهداری می&amp;zwnj;شوند که البته این دخترها الزاماً خشونت&amp;zwnj;دیده نیستند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک مددکار اجتماعی: &amp;quot;بهزیستی هم برای زنان تحت خشونت جایی را ندارد و بیشتر دختران فراری را می&amp;zwnj;پذیرد. این سازمان دو مرکز مداخله در بحران نواب و دولت&amp;zwnj;آباد را دارد که حتماً کسی را می&amp;zwnj;&amp;zwnj;پذیرد که طلاقنامه داشته باشد. آن هم موقت و حداکثر به مدت ۲۱ روز. زن شوهردار را اصلاً نمی&amp;zwnj;پذیرند؛ مخصوصاً اگر بچه هم به همراه خود داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مورد مراکز غیر دولتی برای زنان معتاد و خیابان خواب دو پناهگاه وجود دارد که به نظرم زندگی در خیابان بهتر از آنجاست. چون به شدت غیر بهداشتی و فاقد امکانات هستند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چرا در ایران خانه امن تشکیل نمی&amp;zwnj;شود؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;سمیرا&amp;quot; درباره علل فرهنگی عدم شکل&amp;zwnj;گیری خانه امن در ایران می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;دیدگاه مذهبی و سنتی رایج که زن تحت هر شرایطی باید در خانه بماند و زندگی کند یکی از&amp;nbsp;موانع جدی در ایجاد فضاهایی است&amp;nbsp;که زن بتواند در صورتی که مورد خشونت قرار گیرد به آنجا پناه ببرد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او با اشاره به اینکه فرهنگ غالب هم طلاق را امری ناپسند می&amp;zwnj;داند ادامه می دهد: &amp;quot;اغلب زنان هم این مسئله را باور کرده&amp;zwnj;اند. مسئولان هم که اغلب مرد هستند تلاشی در ایجاد چنین فضاهایی نمی&amp;zwnj;کنند.&amp;nbsp;آنها معتقدند که وجود جاهایی به اسم خانه امن باعث می&amp;zwnj;شود که زنان حتی به بهانه&amp;zwnj;هایی واهی از خانه خارج شوند و راحت تن به طلاق بدهند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شادی صدر نیز علت حقوقی این بن&amp;zwnj;بست را چنین توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;قانون زن را ملزم می&amp;zwnj;کند که در اقامتگاه مرد ساکن باشد. بنابراین زن از ترس عواقب آن مثلاً اینکه مورد خشونت واقع شود، ممکن است از شکایت خودداری کند. تنها در یک روند بسیار دشوار قضائی و با اجازه قاضی است که زن می&amp;zwnj;تواند خانه را ترک کند و در غیر این صورت ناشزه به حساب می&amp;zwnj;آید. اثبات این عسر و حرج در بسیاری از موارد غیر ممکن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کسی دنبال دردسر نمی&amp;zwnj;گردد و این حق قانونی مرد که هر لحظه بداند همسرش کجاست و بتواند او را به خانه ببرد، بسیاری از افراد را از کمک منصرف می&amp;zwnj;کند. سازمان&amp;zwnj;هایی مثل بهزیستی به صورت سیستماتیک امکاناتی برای حمایت از زنان مورد خشونت ندارند. این سازمان&amp;zwnj;ها در دوره&amp;zwnj;هایی تلاش کردند که مکان&amp;zwnj;هایی مشابه خانه امن ایجاد کنند، اما مهم&amp;zwnj;ترین مانعی که در برابرشان بود همین قانون تمکین بود.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شادی صدر در نهایت راه حل را ایجاد یک شبکه زیر زمینی و مخفی برای حمایت از زنان خشونت دیده می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2013/03/01/24907#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19634">تکتم جهانگیرفام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10011">خانه امن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5994">زنان ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19633">زیبا محمودی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2470">شادی صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19635">موسسه راهی</category>
 <pubDate>Fri, 01 Mar 2013 10:41:17 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24907 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>صنعت کشتار شهروندان در آمریکا </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/12/26/23006</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/12/26/23006&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نگاهی به ابعاد چندگانه کشتار در فضای اجتماعی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کورش عرفانی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;640&quot; height=&quot;360&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/waffen.jpg?1356803033&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی &amp;ndash; کشتار دانش آموزان و معلمان دبستان ساندی هوک در ایالت کتتیکت در روز ۱۴ دسامبر ۲۰۱۲ باردیگر موضوع مالکیت سلاح نزد مردم آمریکا را به موضوعی مهم در افکار و عرصه عمومی این کشور تبدیل کرد. به همین خاطر گروهی از سیاستمداران و رسانه&amp;zwnj;ها خواهان تشدید قوانین مربوط به مالکیت سلاح در آمریکا شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;باراک اوباما با اعمال این محدودیت&amp;zwnj;ها موافق است، اما به عنوان رئیس جمهور این کشور باید به گرایش و قدرت عظیم کسانی نیز توجه کند که می&amp;zwnj;خواهند این حق برای آمریکایی&amp;zwnj;ها محفوظ بماند. به&amp;zwnj; راستی در ایالات متحده چه می&amp;zwnj;گذرد؟ آیا دارا بودن سلاح توسط شهروندان یک حق بدیهی است یا منافع و مسائل دیگری در پشت پرده پنهان است؟ نوشتار حاضر به بررسی پاسخ&amp;zwnj;هایی برای این سوالات می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سابقه&amp;zwnj; حمل و نگهداری سلاح درآمریکا &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاریخ آمریکا تاریخ تصرف و جنگ و کشتار است. سلاح نه به سان موضوعی فرعی که به عنوان یک پدیده&amp;zwnj; تاریخ&amp;zwnj;ساز در این قاره مطرح بوده است. این برتری سلاح و استفاده از اسب بود که به کریستف کلمب و یارانش اجازه داد علی&amp;zwnj;رغم شمار کم خود، تعداد کثیر بومیان آمریکا را به زیر سلطه بکشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعدها که ماجراجویان اروپایی در صدد &amp;nbsp;تسخیر قاره&amp;zwnj; آمریکا برآمدند، با برتری تسلیحاتی خود بر سرخ&amp;zwnj;پوستان غلبه کردند. تمام قدرت&amp;zwnj;های استعماری چون اسپانیایی&amp;zwnj;ها، فرانسوی&amp;zwnj;ها و انگلیسی&amp;zwnj;ها نیز&amp;nbsp; که به آمریکا رسیدند، به همین ترتیب جای پای خود را محکم کردند. پس از آن نیز آمریکایی&amp;zwnj;ها استقلال خود از انگلیسی&amp;zwnj;ها را به واسطه&amp;zwnj; رواج سلاح و امکان پیشبرد مبارزه&amp;zwnj;مسلحانه به دست آوردند. بعدها برای دفاع از آزادی و یا برده&amp;zwnj;داری، باز هم این فراوانی تسلیحات بود که سبب شد یک جنگ داخلی بی&amp;zwnj;مانند در این قاره با دستکم ۷۵۰ هزار کشته روی دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از آن نیز بحث سلاح در ایالات متحده&amp;zwnj;آمریکا در منشور حقوق اساسی ثبت شد. متمم دوم این منشور که در ۱۵ دسامبر ۱۷۹۱ به تصویب رسید، اجازه نگهداری و حمل سلاح را به مردم آمریکا می&amp;zwnj;دهد. این متمم که بخشی از &amp;laquo;منشور حقوق ایالات متحده&amp;zwnj; آمریکا&amp;raquo; شناخته می&amp;zwnj;شود می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo; داشتن یک نیروی منظم شبه&amp;zwnj;نظامی مردمی که برای امنیت یک کشور آزاد ضروری است، و حق مردم برای حمل و نگهداری اسلحه محترم شمرده می&amp;zwnj;شود&amp;raquo;.&amp;nbsp;هدف این متمم در آن زمان که دمکراسی هنوز تجربه&amp;zwnj; تاریخ را با خود نداشت، جلوگیری از استقرار حکومت&amp;zwnj;های استبدادی در کشور &amp;nbsp;بود&amp;nbsp; تا بدین&amp;zwnj;وسیله دست مردم &amp;nbsp;برای مقابله&amp;zwnj;مسلحانه با حکومت مرکزی، در صورت تصمیم به اعمال استبداد، باز باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;واقعیتی متحول و پیچیده&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع سلاح در آمریکا دو جنبه دارد که سخت به هم گره خورده&amp;zwnj;اند و تفکیک آنها برای درک بهتر ابعاد موضوع لازم است. از یک&amp;zwnj;سو حق مردم آمریکا برای دفاع از خویش در مقابل هرگونه ستم&amp;zwnj;گری و زیاده&amp;zwnj;روی حکومتی توام با زور، و از طرف دیگر پیچیدگی&amp;zwnj;های ناشی از این حق. حق قانونی، آمریکایی&amp;zwnj;ها را نسبت به هر گونه ایجاد محدودیت، نظارت سنگین و کنترل دولتی بر این اختیار حساس می&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;کند و &amp;nbsp;در عین حال بسیاری از شهروندان آمریکایی متقاعد شده&amp;zwnj;ا&amp;zwnj;ندکه برای تامین امنیت اجتماعی خود نسبت به این حق با تساهل برخورد کنند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آمریکا پس از چهار کشور برزیل، کلمبیا، مکزیک و ونزوئلا، بالاترین تلفات ناشی از تیراندازی را به نسبت هر هزار نفر در جمعیت خود دارد. ایالات متحده&amp;zwnj;آمریکا به عنوان یک کشور پیشرفته&amp;zwnj; صنعتی در بسیاری از زمینه&amp;zwnj;ها از حیث استانداردهای حفظ امنیت شهروندان با هیچ یک از این کشورها قابل مقایسه نیست، اما می&amp;zwnj;بینیم که سنت آزاد بودن حمل سلاح توسط شهروندان سبب شده که این کشور از این نظر در ردیف برخی کشورهای فقیر دیگر مانند کلمبیا قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قانون حق مالکیت سلاح در طول تاریخ مورد دفاع سرسختانه&amp;zwnj; بخشی از جامعه&amp;zwnj; آمریکا بوده است و به همین دلیل کمتر حکومتی به خود اجازه داده است که در آن دست ببرد. آخرین بار این دولت بیل کلینتون رئیس جمهور دمکرات آمریکا بود که در سال ۱۹۹۴ محدودیت&amp;zwnj;هایی در این باره اعمال کرد. ده سال بعد دولت جرج بوش جمهوریخواه این قانون را تمدید نکرد و آن محدودیت&amp;zwnj;ها نیز در سال ۲۰۰۴ برداشته شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک و در سایه&amp;zwnj; شوکی که پس از کشتار ۲۶ نفر در مدرسه&amp;zwnj;ای در کنتیکت آمریکا به جامعه وارد شد، حکومت فرصت مناسبی یافته تا با حمایت افکار عمومی پاره&amp;zwnj;ای مقررات تشدید کنترل در این باره را وضع و اعمال کند. باراک اوباما به معاون خود، جوزف بایدن ماموریت داده است تا با تشکیل یک کارگروه، ظرف یک ماه آینده قانونی را پیشنهاد دهد که بتواند به تشدید مقررات و افزایش محدودیت&amp;zwnj;ها بر دسترسی و مالکیت شهروندان بر سلاح&amp;zwnj;های کشنده منجر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رئیس جمهور آمریکا که می&amp;zwnj;داند اینک با مخالفت اکثریت آمریکایی&amp;zwnj;ها روبرو نخواهد شد، بر آن است تا قانون فدرال ممنوعیت مالکیت سلاح&amp;zwnj;های تهاجمی را مجددا برقرار سازد و از این طریق مانع از فروش مسلسل&amp;zwnj;های خودکار، خشاب&amp;zwnj;های با ظرفیت بالا و بستن راه&amp;zwnj;های فرار از قوانین مربوط به خریداری اسلحه شود. اوباما خطاب به کنگره گفته است: &amp;laquo;اگر تنها یک کار از عهده ما برآید تا بتوانیم از بروز این رخدادها جلوگیری کنیم، وظیفه همه ماست تا آن را امتحان کنیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;زیر سوال رفتن یک واقعیت غیرعادی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب ممکن است طرفداران آزادی دسترسی به سلاح و نیز لابی&amp;zwnj;های آنها در ماه&amp;zwnj;های آینده شاهد یک نوع تهاجم قانونی از سوی قانونگذاران یا حکومت و با پشتیبانی افکار عمومی در آمریکا شوند. تهاجمی که این بار شاید باز برای ده تا بیست سال ضربه&amp;zwnj;ای جدی به بازار گرم اسلحه در آمریکا وارد کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قرار است سناتور دمکرات &amp;laquo;دایان فاینستاین&amp;raquo;، از مخالفان شناخنه شده&amp;zwnj; حمل و نگهداری آزادانه سلاح، در نخستین روزهای سال ۲۰۱۳ میلادی طرحی را برای افزایش محدودیت بر مالکیت سلاح به کنگره&amp;zwnj;آمریکا ارائه دهد. باراک اوباما رئیس جمهور از وزن قانونی و سیاسی خود برای تصویب این پیشنهاد و اجرایی شدن آن حمایت خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آمریکا پس از چهار کشور برزیل، کلمبیا، مکزیک و ونزوئلا، بالاترین تلفات ناشی از تیراندازی را به نسبت هر هزار نفر در جمعیت خود دارد. ایالات متحده&amp;zwnj;آمریکا به عنوان یک کشور پیشرفته&amp;zwnj; صنعتی در بسیاری از زمینه&amp;zwnj;ها از حیث استانداردهای حفظ امنیت شهروندان با هیچ یک از این کشورها قابل مقایسه نیست، اما می&amp;zwnj;بینیم که سنت آزاد بودن حمل سلاح توسط شهروندان سبب شده که این کشور از این نظر در ردیف برخی کشورهای فقیر دیگر مانند کلمبیا قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/nra.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 125px; float: right;&quot; /&gt;وقتی قتل&amp;zwnj;های ناشی از تیراندازی در اماکن عمومی مانند سینما یا مدارس پیش می&amp;zwnj;آید، سیاست انجمن ملی سلاح به طور معمول آن است که چند وقتی سر خود را پایین بگیرد تا موج اعتراضات و خشم مردم کاهش یابد. آنها می&amp;zwnj;دانند که باید نور پایین حرکت کنند تا زیاد در معرض دید همگان نباشند و&amp;nbsp; زمانی که هیجان و خشم فرونشست، آرام آرام، کار &amp;laquo;فشار&amp;raquo; را از پشت پرده روی قانونگذاران پیش برند تا مبادا، به واسطه&amp;zwnj; رویداد ناگواری که پیش آمده است، قانون و مقررات محدودکننده&amp;zwnj;ای برای فعالیت&amp;zwnj;های مربوط به تولید، فروش، نگهداری و یا استفاده&amp;zwnj; از سلاح وضع شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به همین دلیل می&amp;zwnj;توان نوعی ناهمخوانی میان سطح رشد اقتصادی و توسعه&amp;zwnj; اجتماعی آمریکا از یکسو و میزان حوادث ناشی از دسترسی آزاد به سلاح از سوی دیگر دید. در بسیاری از فروشگاه&amp;zwnj;های بزرگ آمریکا در کنار خواربار و لباس و اسباب بازی، انواع سلاح&amp;zwnj; نیز به فروش می&amp;zwnj;رسد. بسیاری از فروشگاه&amp;zwnj;های ورزشی به این کار می&amp;zwnj;پردازند و بر روی وبسایت&amp;zwnj;های فروش اسلحه می&amp;zwnj;توان انواع تفنگ&amp;zwnj;ها و مسلسل&amp;zwnj;ها را یافت. هر فردی که به سن بلوغ رسیده باشد، می&amp;zwnj;تواند با داشتن یک کارت شناسایی که سن، محل سکونت و پس زمینه&amp;zwnj; او را بررسی می&amp;zwnj;کند، هر سلاحی را که برای فروش مجاز است خریداری کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دفاع نهادینه از حق مالکیت سلاح &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آمریکا انجمن ملی اسلحه (ان آر ای)&lt;a href=&quot;#_edn1&quot; name=&quot;_ednref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[i]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به شدت از حق مالکیت و نگهداری سلاح دفاع می&amp;zwnj;کند. این انجمن که به عنوان یک سازمان غیر انتفاعی فعالیت می&amp;zwnj;کند، وظیفه خود را دفاع از متمم دوم منشور حقوق ایالات متحده&amp;zwnj; آمریکا و نیز ترویج مالکیت سلاح&amp;zwnj;های گرم، تیراندازی، امنیت، شکار و حق دفاع از خود می&amp;zwnj;داند. این انجمن از حیث مالی قدرتمند است و فعالیت&amp;zwnj;های سازمان یافته و گسترده&amp;zwnj;ای در سراسر آمریکا در تشویق و ترویج استفاده از سلاح و نیز آموزش و افزایش امنیت به کار گیری آن دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این انجمن دارای یک گروه لابی&amp;zwnj;گری به نام &amp;laquo;موسسه فعالیت قانون&amp;zwnj;گذاری&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn2&quot; name=&quot;_ednref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[ii]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; است که در حمایت از فعالیت &amp;laquo;انجمن ملی اسلحه&amp;raquo; نزد سیاستمداران آمریکایی و به ویژه نزد جمهوریخواهان بسیار کوشاست. &amp;laquo;انجمن ملی اسلحه&amp;raquo; پول کلانی را برای به قدرت رساندن کسانی خرج می&amp;zwnj;کند که با متمم دوم قانون اساسی موافقند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به عنوان نمونه، در انتخابات سال ۲۰۰۸ این گروه ۱۰ میلیون دلار هزینه کرد تا کاندیدای جمهوریخواه &amp;laquo;مک کین&amp;raquo; در مقابل باراک اوباما از حزب دمکرات به قدرت برسد. در سال ۲۰۱۱ وقتی اوباما از&amp;nbsp; آنها دعوت کرد تا به پای میز مذاکره بیایند این انجمن پیشنهاد را رد کرد. &amp;laquo;واین لاپیر&amp;raquo; مدیر عامل انجمن در پاسخ این دعوت رئیس جمهور گفت: &amp;laquo;چرا من یا انجمن باید به مذاکره با کسانی بپردازیم که عمر خود را صرف از بین بردن متمم دوم منشور حقوق ایالات متحده کرده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn3&quot; name=&quot;_ednref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[iii]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای درک قدرت این انجمن کافیست بدانیم که تاکنون هشت رئیس جمهور آمریکا خود عضو آن بوده&amp;zwnj;اند. رونالد ریگان و جرج بوش پسر دو نفر از آنها هستند. از سال ۱۹۸۰ بود که این انجمن به طور علنی به عرصه&amp;zwnj; سیاست پا گذاشت و به اعلام حمایت از یک کاندیدا اقدام کرد: رونالد ریگان عاشق هفت&amp;zwnj;تیرکشی در مقابل جیمی کارتر، کاندیدای کشاورزمآب دمکرات.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گناه جیمی کارتر آن بود که در دور نخست ریاست جمهوری خود &amp;nbsp;فردی به شدت طرفدار کنترل سلاح را به سمت قاضی فدرال منصوب کرد &amp;nbsp;و حامی ممنوعیت شکار در بیش از ۱۶۰ هزار کیلومتر مربع از &amp;nbsp;آلاسکا بود. هر کجا که قانونگذاران بخواهند قوانین محدود کننده&amp;zwnj;ای در مورد سلاح &amp;nbsp;در سطح ایالتی یا ملی بگذرانند، این انجمن وارد معرکه می&amp;zwnj;شود و با به کارگیری وکلایی زبده که تخصص&amp;zwnj;شان قانون اساسی است، سعی در جلوگیری از تصویب این قوانین می&amp;zwnj;کند.&amp;nbsp; این گروه، در صورت تصویب چنین قوانینی، مانند نمونه&amp;zwnj;ای که در &amp;zwnj; واشنگتن دی سی روی داد، آن را به دادگاه می&amp;zwnj;کشانند تا با اثبات تناقض قانون تصویب شده با قانون اساسی آن را از درجه اعتبار ساقط کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پنهان&amp;zwnj;کاری فکرشده &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی قتل&amp;zwnj;های ناشی از تیراندازی در اماکن عمومی مانند سینما یا مدارس پیش می&amp;zwnj;آید، سیاست انجمن ملی سلاح به طور معمول آن است که چند وقتی سر خود را پایین بگیرد تا موج اعتراضات و خشم مردم کاهش یابد. آنها می&amp;zwnj;دانند که باید نور پایین حرکت کنند تا زیاد در معرض دید همگان نباشند و&amp;nbsp; زمانی که هیجان و خشم فرونشست، آرام آرام، کار &amp;laquo;فشار&amp;raquo; را از پشت پرده روی قانونگذاران پیش برند تا مبادا، به واسطه&amp;zwnj; رویداد ناگواری که پیش آمده است، قانون و مقررات محدودکننده&amp;zwnj;ای برای فعالیت&amp;zwnj;های مربوط به تولید، فروش، نگهداری و یا استفاده&amp;zwnj; از سلاح وضع شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توان نوعی ناهمخوانی میان سطح رشد اقتصادی و توسعه&amp;zwnj; اجتماعی آمریکا از یکسو و میزان حوادث ناشی از دسترسی آزاد به سلاح از سوی دیگر دید. در بسیاری از فروشگاه&amp;zwnj;های بزرگ آمریکا در کنار خواربار و لباس و اسباب بازی، انواع سلاح&amp;zwnj; نیز به فروش می&amp;zwnj;رسد. بسیاری از فروشگاه&amp;zwnj;های ورزشی به این کار می&amp;zwnj;پردازند و بر روی وبسایت&amp;zwnj;های فروش اسلحه می&amp;zwnj;توان انواع تفنگ&amp;zwnj;ها و مسلسل&amp;zwnj;ها را یافت.&amp;nbsp; هر فردی که به سن بلوغ رسیده باشد، می&amp;zwnj;تواند &amp;nbsp;با داشتن یک کارت شناسایی که سن، محل سکونت و پس زمینه&amp;zwnj; او را بررسی می&amp;zwnj;کند، هر سلاحی را که برای فروش مجاز است خریداری کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این بار نیز این انجمن، پس از کشتار ۲۶ نفره&amp;zwnj; اخیر، کوشید فتیله حضور خود را پایین بکشد. صفحه&amp;zwnj; فیسبوک انجمن از دسترس خارج شد و چیز تازه&amp;zwnj;ای از آنها روی توئیتر منتشر نشد. اما به راستی شرایط برای روسای این انجمن، در جهت توجیه آن چه گذشت، آسان نبود. افکار عمومی منتظر بود بداند که موضع آنها در این زمینه چیست.&amp;nbsp; به همین دلیل وقتی که سخنگوی این انجمن در کنفرانس مطبوعاتی ظاهر شد، عده&amp;zwnj;ای برای اعتراض به کارکرد آن، پلاکاردهایی را در جلسه نشان دادند که شعار &amp;laquo;انجمن ملی سلاح بچه&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;کشد&lt;a href=&quot;#_edn4&quot; name=&quot;_ednref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[iv]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;raquo; روی آن نوشته شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انجمن ملی سلاح این بار گفت که برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی با قانونگذاران همکاری می&amp;zwnj;کند. اما پیشنهاد دیگری از جانب سخنگوی انجمن نشان داد که آنها ترجیح می&amp;zwnj;دهند باز هم بیشتر فضای جامعه&amp;zwnj;آمریکا را به سوی اسلحه&amp;zwnj;کشی و مسلح&amp;zwnj;شدن بکشانند. آنها پیشنهاد دادند که کنگره&amp;zwnj; آمریکا هر چه سریع&amp;zwnj;تر بودجه&amp;zwnj;ای تصویب کند که بر اساس آن در هر مدرسه&amp;zwnj; یک پلیس مسلح مستقر شود تا در صورت بروز حوادث مشابه، با فرد مهاجم برخورد کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این پیشنهاد با دو مشکل عمده روبروست: اول این که فضای مدارس را که باید آموزشی و تربیتی باشد، به شدت امنیتی می&amp;zwnj;کند و این می&amp;zwnj;تواند آثار روانی بدی بر دانش آموزان داشته باشد. دیگر این که، هزینه&amp;zwnj; هر پلیس مسلح در مدارس بالغ بر هشتاد هزار دلار در سال خواهد بود که برای ایالت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند وزنه&amp;zwnj;ای کمرشکن در بودجه&amp;zwnj;های ضعیف کنونی باشد. در &amp;laquo;برنامه ملی سپر مدارس&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn5&quot; name=&quot;_ednref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[v]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این انجمن پیشنهاد می&amp;zwnj;دهد که حتما یک محافظ مسلح جزیی از&amp;nbsp; تیم &amp;nbsp;مسئولان هر مدرسه باشد که قادرند در شرایط خطرناک عمل کنند. این اقدام را برخی از مدارس پیش از این عملی کرده بودند، بدون آن که به نتیجه&amp;zwnj; درخشانی دست یابند.&lt;a href=&quot;#_edn6&quot; name=&quot;_ednref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[vi]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;صنعت پرسود کشتار &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آمریکا تولید و فروش سلاح یک تجارت پرسود است. هر سال نزدیک به ۲۰۰ شرکت آمریکایی چیزی در حدود ۲.۲۵ میلیون سلاح را تولید وبه بازار اسلحه عرضه می&amp;zwnj;کنند و از این بابت تجارتی به ارزش ۲ میلیارد دلار را برای خود فراهم می&amp;zwnj;کنند. علاوه بر آن، یک میلیون و ۸۵۰ هزار سلاح نیز از سایر کشورها به ایالات متحده&amp;zwnj;آمریکا وارد می&amp;zwnj;شود.&lt;a href=&quot;#_edn7&quot; name=&quot;_ednref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[vii]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به عبارت بهتر هر سال بیش از ۳ میلیون سلاح جدید به مجموع اسلحه&amp;zwnj; موجود در دست مردم افزوده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیش از ۲۷۰ میلیون سلاح در اختیار مردم آمریکاست که در تقریبا نیمی از پنجاه ایالت این کشور حتی حق حمل آن را نیز با خود دارند. حول این حجم از سلاح، بازار عظیمی برای قطعات یدکی، خدمات، آموزش، تمرین تیراندازی، امنیت، مهمات و مطبوعات و آگهی&amp;zwnj;های بازرگانی وجود دارد که برآورد دقیقی از درآمد آن نمی&amp;zwnj;توان داشت، اما سر به میلیارد&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;زند. این بازار عظیم می&amp;zwnj;تواند این استدلال را تقویت کند که اگر قرار باشد جان انسان مزاحم یک درآمد میلیاردی شود، سرمایه داری دومی را ترجیح می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابعاد اجتماعی و روانی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای درک هر چه بهتر آن&amp;zwnj;چه می&amp;zwnj;گذرد، لازم است به فراتر از موضوعات قانونی بپردازیم. جامعه&amp;zwnj;آمریکا، که به تازگی درگیر یکی از بحران&amp;zwnj;های حاد سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی بوده، به شدت بیمار است. انگیزه&amp;zwnj; بسیاری از کسانی که به قتل&amp;zwnj;عام&amp;zwnj;های مشابه دست می&amp;zwnj;زنند چندان روشن نمی&amp;zwnj;شود. این برای کشوری که میلیون&amp;zwnj;ها روان&amp;zwnj;شناس و جامعه&amp;zwnj;شناس و مددکار اجتماعی دارد کار دشواری نیست، ولی گویا قرار نیست که مردم آمریکا خیلی از عمق دلایلی که افراد را به سوی این گونه رفتارها می&amp;zwnj;کشاند باخبر شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/gun_3.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 126px; float: right;&quot; /&gt;بیش از ۲۷۰ میلیون سلاح در اختیار مردم آمریکاست که در تقریبا نیمی از پنجاه ایالت این کشور حتی حق حمل آن را نیز با خود دارند. حول این حجم از سلاح، بازار عظیمی برای قطعات یدکی، خدمات، آموزش، تمرین تیراندازی، امنیت، مهمات و مطبوعات و آگهی&amp;zwnj;های بازرگانی وجود دارد که برآورد دقیقی از درآمد آن نمی&amp;zwnj;توان داشت، اما سر به میلیارد&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;زند. این بازار عظیم می&amp;zwnj;تواند این استدلال را تقویت کند که اگر قرار باشد جان انسان مزاحم یک درآمد میلیاردی شود، سرمایه داری دومی را ترجیح می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دستکم آن&amp;zwnj;چه از رسانه&amp;zwnj;های عامه&amp;zwnj;پسند آمریکا بیان می&amp;zwnj;شود به طور عمده به یک تحلیل موردی و غیرقابل تعمیم از دنیای شخصی، خانوادگی و یا حلقه&amp;zwnj; دوستان قاتل محدود می&amp;zwnj;شود. یعنی تحلیل در این زمینه، به ندرت و فقط شاید در نشریات تخصصی به دلایل و جنبه&amp;zwnj;های ساختاری و اجتماعی راه می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این واقعیتی است که جامعه&amp;zwnj; آمریکا &amp;nbsp;همانند سایر کشورهای پیشرفته صنعتی سردرگم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سرمایه&amp;zwnj;داری نتوانسته است، حتی پس از &amp;nbsp;زمین زدن دشمن قدیمی خود &amp;ndash; اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق &amp;ndash; پیروزی خود را به عرصه&amp;zwnj;ای فراتر از موفقیت اقتصادی بکشاند. در سپهر فرهنگی و معنوی، انسانِ جامعه&amp;zwnj;سرمایه&amp;zwnj;داری باید بتواند برای خود جهانی ارضاکننده بسازد و در غیر این صورت نباید از رسانه&amp;zwnj;ها، که ابزار اصلی حیات فرهنگی در این جوامع هستند، یا از نظام آموزشی که برای ارائه&amp;zwnj; دانش کارکردی تنظیم شده&amp;zwnj;اند، انتظار &amp;nbsp;فراهم کردن بستر مناسبی در این زمینه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بسیاری از موارد دیده شده است که این کشتارها توسط افرادی بسیار جوان صورت می&amp;zwnj;گیرد که بین ۱۵ تا ۳۰ سال دارند. یعنی مشتریان و به نوعی قربانیان نخست خشونت&amp;zwnj;گرایی حاد در رسانه&amp;zwnj;ها. تلویزیون&amp;zwnj;ها و سینماهای آمریکا به گونه&amp;zwnj;ای مستمر و بدون توقف اشباع شده&amp;zwnj;اند از اشکال مختلف خشونت که تکنیک&amp;zwnj;های جدید سینمایی به آن جلوه&amp;zwnj;ای نو و &amp;laquo;جذاب&amp;raquo; داده است. قتل و کشتار و زد و خورد، حتی وقتی به سراغ یک شخصیت تاریخی مانند اسپارتاکوس می&amp;zwnj;روند جزء لاینفک بخش عمده&amp;zwnj;ای از تولیدات سینمایی هالیوود است. صنعت غول&amp;zwnj;آسای تولید سینمایی در این کشور سبب نوعی احساس بی&amp;zwnj;نیازی از جهان شده است. به ندرت فیلمی از سایر کشورها در تلویزیون&amp;zwnj;های آمریکا دیده می&amp;zwnj;شود و در فیلم&amp;zwnj;های ساخت داخل نیز نبود خشونت نوعی استثناء است.&lt;a href=&quot;#_edn8&quot; name=&quot;_ednref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[viii]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;خشونت و کودکان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطالعات نشان می&amp;zwnj;دهد که هر آمریکایی نزدیک به چهار ساعت در روز به تماشای تلویزیون می&amp;zwnj;نشیند. در خانه&amp;zwnj; یک آمریکایی متوسط معمولا دو دستگاه تلویزیون یا بیشتر وجود دارد. به طور عام این&amp;zwnj;که هر عضو بالغ خانواده یک دستگاه تلویزیون داشته باشد، هنجاری جا افتاده محسوب می&amp;zwnj;شود. این مطالعات نشان می&amp;zwnj;دهد که اثرات خشونت در تلویزیون روی کودکان و نوجوانان می&amp;zwnj;تواند به گونه زیر تقسیم&amp;zwnj;بندی شود:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱&amp;minus; مصونیت و بی&amp;zwnj;احساسی نسبت به وحشت و خشونت. ازدیاد خشونت در تصاویر به حدی است که به تدریج وجه غیرعادی خود را از دست می&amp;zwnj;دهد و در درازمدت این نبود خشونت در یک فیلم است که برای بیننده&amp;zwnj;معتاد به خون و مشت و گلوله و انفجار، حالت غیرعادی به خود می&amp;zwnj;گیرد. درد و رنج قربانیان این خشونت به دلیل کثرت آن، قبح درد را از میان می&amp;zwnj;برد و به همین دلیل نیز سربازان جوان آمریکایی در عراق و افغانستان مرز بین چوب و سنگ و انسان را چندان رعایت نمی&amp;zwnj;کنند. برای آنها درد و رنج و خون بخشی از داستان است، مرگ بخشی از زندگی است و بس.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲&amp;minus; پذیرفتن تدریجی خشونت به عنوان راهی برای حل مسائل. با مشاهده&amp;zwnj;آن&amp;zwnj;چه که بر صفحه می&amp;zwnj;گذرد، کودک و نوجوان آمریکایی خشونت را به عنوان یک &amp;laquo;کارگشای&amp;raquo; واقعی می&amp;zwnj;نگرد که هر آن می&amp;zwnj;تواند فرد را از مهلکه برهاند یا او را از دردسر یک شرور خلاص کند. خشونت برای آمریکایی متوسط و مغزشویی شده، میان&amp;zwnj;بری است که می&amp;zwnj;تواند هر راه بسته و گره خورده&amp;zwnj;ای را باز کند. این امر به تدریج از مرز تخیل به درون واقعیت زندگی پای می&amp;zwnj;گذارد و در این صورت به قتل و جنایت تبدیل می&amp;zwnj;شود. شاید به همین دلیل است که یک درصد از کل جمعیت آمریکا در حبس به سر می&amp;zwnj;برد، یعنی بیش از سه میلیون زندانی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- تقلید رفتار خشونت&amp;zwnj;آمیز. به&amp;zwnj;تدریج که خشونت به&amp;zwnj;مثابه راه حل مورد باور قرار گرفت، گذاشتن از مرز باور و رفتن به سوی اقدام کار دشواری نیست. زندگی و فراز و نشیب&amp;zwnj;های آن دامی است برای روی آوردن به خشونت به عنوان یک الگوی رفتاری عادی شده و مورد تبلیغ و ترویج قرار گرفته. پس بازتولید خشونت به عنوان بخشی از چرخه خشونت مطرح می&amp;zwnj;شود؛ به این معنی که خشونت خیالی و سینمایی خشونت واقعی و اجتماعی را تقویت می&amp;zwnj;کند و این دومی به سهم خویش در قالب سناریوهای خیالی مبتنی بر داستان واقعی سینما را تغذیه می&amp;zwnj;کند و این دور تسلسل ادامه می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴&amp;minus; بازشناسی خویش با برخی از قربانیان یا عاملان.&lt;a href=&quot;#_edn9&quot; name=&quot;_ednref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[ix]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به مرور زمان، مشابهت&amp;zwnj;های صحنه&amp;zwnj;ها و داستان&amp;zwnj;ها و شخصیت&amp;zwnj;ها در این بازار گرم خشونت تصویری سبب می&amp;zwnj;شود بسیاری از تماشاچیان خود را به عنوان یکی از شخصیت&amp;zwnj;های فیلم بنگرند. به طور مثال تصمیم&amp;zwnj;گیری یک زن مورد تجاوز قرار گرفته برای انتقام از متجاوزان خود می&amp;zwnj;تواند منبع الهامی باشد برای تمام دخترانی که در آمریکا به طور روزانه مورد تجاوز قرار می&amp;zwnj;گیرند. به طور متوسط در سال ۲۰۰۸ در هر ۶ دقیقه یک زن یا دختر در ایالات متحده&amp;zwnj; آمریکا مورد تجاوز قرار گرفته است. تصور کنید هر سال ۹۰ هزار نفر هستند&lt;a href=&quot;#_edn10&quot; name=&quot;_ednref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[x]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که می&amp;zwnj;توانند از فیلمی که انتقام&amp;zwnj;جویی شخصی را تبلیغ می&amp;zwnj;کند الهام بگیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطالعات نشان می&amp;zwnj;دهد که هر آمریکایی نزدیک به چهار ساعت در روز به تماشای تلویزیون می&amp;zwnj;نشیند. در خانه&amp;zwnj; یک آمریکایی متوسط معمولا دو دستگاه تلویزیون یا بیشتر وجود دارد. در بسیاری از موارد دیده شده است که این کشتارها توسط افرادی بسیار جوان صورت می&amp;zwnj;گیرد که بین ۱۵ تا ۳۰ سال دارند. یعنی مشتریان و به نوعی قربانیان نخست خشونت&amp;zwnj;گرایی حاد در رسانه&amp;zwnj;ها. تلویزیون&amp;zwnj;ها و سینماهای آمریکا به گونه&amp;zwnj;ای مستمر و بدون توقف اشباع شده&amp;zwnj;اند از اشکال مختلف خشونت که تکنیک&amp;zwnj;های جدید سینمایی به آن جلوه&amp;zwnj;ای نو و &amp;laquo;جذاب&amp;raquo; داده است. قتل و کشتار و زد و خورد، حتی وقتی به سراغ یک شخصیت تاریخی مانند اسپارتاکوس می&amp;zwnj;روند جزء لاینفک بخش عمده&amp;zwnj;ای از تولیدات سینمایی هالیوود است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به طور مشخص این مورد سوم و چهارم است که سبب می&amp;zwnj;شود بسیاری از نوجوانان و جوانان آمریکایی که نتوانسته&amp;zwnj;اند از طریق هنجارها&amp;zwnj;ی سطحی&amp;zwnj;گرای خانوادگی و یا ارزش&amp;zwnj;های مادی&amp;zwnj;گرای نظام آموزشی به چارچوب سازی هویتی انسانی و متعادل برای خویش بهره ببرند، به راحتی &amp;laquo;خلاء&amp;raquo; شخصیت خویش را با نقشی که از یک فیلم به عاریت می&amp;zwnj;گیرند پر کنند و برای خود احساس وجود کاذبی را به وجود &amp;zwnj;آورند. مشاهده &amp;zwnj;مستمر خشونت، به صورت آرایش&amp;zwnj;شده و صحنه&amp;zwnj;پردازی شده، مورد افتخار قرار گرفته و نیز بی&amp;zwnj;محابا و حتی بی&amp;zwnj;مجازات، سبب می&amp;zwnj;شود که خشونت&amp;zwnj;گرایی در بیننده به طور ناخودآگاه تقویت شود، به حدی که در نبود مکانیزم&amp;zwnj;های دفاعی مستحکم و فکر شده، نوجوان یا جوان می&amp;zwnj;تواند دچار وسوسه&amp;zwnj;بازتولید همان فرایند مشاهده شده در فیلم شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;فاجعه&amp;zwnj;سازی مجازی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امکانات جدیدی که فن&amp;zwnj;آوری نوین در اختیار نوجوانان قرار داده، سبب می&amp;zwnj;شود که بسیاری از ارتباطات میان آنها، برخلاف نسل&amp;zwnj;های گذشته، حالت مجازی به خود گیرد، به همین دلیل نیز نسل کنونی کمتر شانس درک و دریافت حسی ناشی از حضور آدمیان دیگر را دارد و بیشتر در صدد برقراری ارتباط با یک صدا، تصویر و یا شناسه&amp;zwnj; رایانه&amp;zwnj;ای&lt;a href=&quot;#_edn11&quot; name=&quot;_ednref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[xi]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; است. همین امر نیز در بازی&amp;zwnj;های کامپیوتری بازتولید و تقویت می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این بازی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توان در کمال خونسردی و حتی احساس قدرت و غرور به قتل هزاران نفر دست زد و در عین حال خونی روی دست نداشت. اما وقتی بر این وضعیت، &amp;nbsp;خشونت واقع گراتر فیلم&amp;zwnj;های سینمایی و حتی مستند را اضافه کرده و قدری هم هیجان&amp;zwnj;زدگی، احساس&amp;zwnj;گرایی و پوچ&amp;zwnj;بینی و روان&amp;zwnj;پریشی را اضافه کنیم، می&amp;zwnj;توانیم فرمول موفق تولید یک قاتل را استخراج کنیم که با جنایتی هولناک و جمعی می&amp;zwnj;خواهد جهان واقعی را، یک بار هم که شده و با هزینه جانش، لمس کند. این طور برداشت می&amp;zwnj;شود که گویا قاتل، تنها با غلت زدن میان خون خود یا خون قربانیان است که قادر به دریافتی واقعی&amp;zwnj;تر از دنیایی است که دیگر مجازی نیست. خون پیوند دهنده &amp;nbsp;جهان مجازی&lt;a href=&quot;#_edn12&quot; name=&quot;_ednref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[xii]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و جهان واقعی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&amp;zwnj;گیری &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چرخه&amp;zwnj; جهنمی میان صنعت، هنر و اقتصاد در آمریکا غوغا می&amp;zwnj;کند. در این کشور اگر &amp;laquo;خشونت در میان نباشد، پپسی&lt;a href=&quot;#_edn13&quot; name=&quot;_ednref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[xiii]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و بادوایزر&lt;a href=&quot;#_edn14&quot; name=&quot;_ednref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[xiv]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و نایک&lt;a href=&quot;#_edn15&quot; name=&quot;_ednref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[xv]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و امثال آن سرمایه&amp;zwnj;گذاری نخواهند کرد.&amp;raquo; این، انسان آمریکایی و بخصوص کودکان و نوجوانان آمریکایی را در حلقه&amp;zwnj;ای بسته گرفتار می&amp;zwnj;کند که برای رهایی از آن باید قادر باشند تلویزیون نبینند یا سینما نروند. امری که شاید بتوان گفت ناممکن و غیرقابل تصور است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطالعات نشان می&amp;zwnj;دهد که در سن دوازده سالگی یک آمریکایی بیش از ده&amp;zwnj;ها هزار حرکت خشونت&amp;zwnj;آمیز را در فیلم&amp;zwnj;ها یا بازی&amp;zwnj;ها تماشا کرده است.&lt;a href=&quot;#_edn16&quot; name=&quot;_ednref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[xvi]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; برای وی کلمه&amp;zwnj; خشونت مفهومی دارای بار منفی نیست. یک منطق سرد و ضدانسانی اما روشن و عریان در ذهن انسان گرفتار شده در مثلث&amp;zwnj; &amp;laquo;خشونت تصویری- خشونت مجازی- خشونت واقعی&amp;raquo; تبلور می&amp;zwnj;یابد که باید به آن پرداخت: &amp;laquo;بکش تا کشته نشوی.&amp;raquo; گویی نظام سرمایه&amp;zwnj;داری این ذکاوت خارق&amp;zwnj;العاده را دارد که همه چیز را تبدیل به منبع پول&amp;zwnj;سازی کند. حتی &amp;laquo;میل روزافزون به قربانی کردن توسط قربانیان را.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;br clear=&quot;all&quot; /&gt;
&lt;hr align=&quot;left&quot; size=&quot;1&quot; width=&quot;33%&quot; /&gt;
&lt;div id=&quot;edn1&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref1&quot; name=&quot;_edn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;[i]&lt;/a&gt; National Rifle Association (&lt;a href=&quot;http://home.nra.org/#/nraorg&quot;&gt;NRA&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn2&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref2&quot; name=&quot;_edn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;[ii]&lt;/a&gt; Institute for Legislative Action (ILA)&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn3&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref3&quot; name=&quot;_edn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;[iii]&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Second_Amendment_to_the_United_States_Constitution&quot;&gt;Source&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn4&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref4&quot; name=&quot;_edn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;[iv]&lt;/a&gt; &amp;ldquo; NRA Killing Kids&amp;rdquo;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn5&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref5&quot; name=&quot;_edn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;[v]&lt;/a&gt; National&amp;nbsp;School Shield Program&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn6&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref6&quot; name=&quot;_edn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[vi]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به طور مثال به این مورد توجه کنید: (&lt;a href=&quot;http://www.slate.com/blogs/the_slatest/2012/12/21/columbine_armed_guard_colorado_shooting_shows_that_nra_s_shield_program.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn7&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref7&quot; name=&quot;_edn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;[vii]&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://upstart.bizjournals.com/graphics/2008/06/The-US-Gun-Market.html&quot;&gt;Source&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn8&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref8&quot; name=&quot;_edn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[viii]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نگارنده به عنوان کسی که فرصت دنبال کردن برنامه&amp;zwnj;های تلویزیونی دو کشور فرانسه و ایالات متحده را داشته، به خوبی این تفاوت را احساس کرده است. حجم تصاویر خون و مرگ و قتل در تلویزیون&amp;zwnj;های آمریکا به نحو غیرقابل مقایسه&amp;zwnj;ای بالاتر است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn9&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref9&quot; name=&quot;_edn9&quot; title=&quot;&quot;&gt;[ix]&lt;/a&gt; Source: American Academy of Child &amp;amp; Adolescent Psychiatry&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn10&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref10&quot; name=&quot;_edn10&quot; title=&quot;&quot;&gt;[x]&lt;/a&gt; Source: &lt;a href=&quot;http://www.cbsnews.com/stories/2009/11/09/cbsnews_investigates/main5590118.shtml?tag=contentMain;contentBody&quot;&gt;Rape in America&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn11&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref11&quot; name=&quot;_edn11&quot; title=&quot;&quot;&gt;[xi]&lt;/a&gt; Avatar (Virtual Identity)&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn12&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref12&quot; name=&quot;_edn12&quot; title=&quot;&quot;&gt;[xii]&lt;/a&gt; Virtulaity&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn13&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref13&quot; name=&quot;_edn13&quot; title=&quot;&quot;&gt;[xiii]&lt;/a&gt; Pepsi&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn14&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref14&quot; name=&quot;_edn14&quot; title=&quot;&quot;&gt;[xiv]&lt;/a&gt; Budweiser&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn15&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref15&quot; name=&quot;_edn15&quot; title=&quot;&quot;&gt;[xv]&lt;/a&gt; Nike&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn16&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref16&quot; name=&quot;_edn16&quot; title=&quot;&quot;&gt;[xvi]&lt;/a&gt; Source: &lt;a href=&quot;http://www.zurinstitute.com/teenviolence.html&quot;&gt;Zur Institute&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/12/26/23006#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18091">انجمن اسلحه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2142">اوباما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18094">بوش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18093">تفنگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18095">ریگان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18096">سرخ‌پوستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18092">مسلسل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF">هالیوود</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12686">کورش عرفانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Wed, 26 Dec 2012 08:49:18 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23006 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خشونت در سایه  </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/11/24/21932</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/11/24/21932&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نگاهی به خشونت علیه زنان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khoshonat22.jpg?1353866653&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهشب تاجیک - یکی از تناقض&amp;rlm; های عریان تمدن در زمان حاضر، خشونتی است که در بسته&amp;zwnj;های دلفریب و زیبا افراد را به&amp;zwnj;سوی خود فرامی&amp;zwnj;خواند و از طریق گفتمان&amp;zwnj;های رسمی و&amp;zwnj; گاه غیر رسمی تلاش می&amp;zwnj;کند تا هر شکلی از خشونت را پدیده&amp;rlm; ای نابه&amp;zwnj;هنجار بنمایاند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;واقعیت اما گونه&amp;zwnj;ها و شکل&amp;zwnj;های بسیار متفاوتی از خشونت را فراروی ما می&amp;zwnj;نشاند و تا جایی پیش می&amp;zwnj;&amp;zwnj;رود که به&amp;zwnj;درستی نمی&amp;zwnj;توان یک رفتار واحد در شرایط گوناگون را در یک&amp;zwnj;سوی مرز قرار داد. برای نمونه نمی&amp;zwnj;توان رفتار یک مرد را در برابر یک زن، به&amp;zwnj;منظور حفاظت از او لزوماً رفتاری خیرخواهانه و دور از خشونت محسوب کرد؛ چراکه این کار به&amp;zwnj;طور قطع و در شرایط به&amp;zwnj;سامان نباید بر عهده فرد دومی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;خشونت علیه زنان&amp;raquo; اصطلاحی تخصصی برای توصیف اعمال خشونت&amp;zwnj;آمیز علیه زنان است. این اصطلاح اگرچه طبق تعریف خود می&amp;zwnj;تواند انواع ملموسی از خشونت را در بر بگیرد ولی نمی&amp;zwnj;تواند تعریفی جامع برای تمامی شکل&amp;zwnj;های خشونت باشد. این شکل از خشونت علیه گروهی از مردم اعمال می&amp;zwnj;شود که جنسیت ایشان در آن نقش مهمی ایفا می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس آ&amp;zwnj;نچه در اعلامیه ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳ آمده است، هرگونه عمل خشونت&amp;zwnj;آمیز مبتنی &amp;zwnj;بر جنسیت که باعث بروز یا احتمال بروز صدمات و آسیب&amp;zwnj;های جسمی &amp;ndash; جنسی یا روانی شود، مصداق خشونت شناخته می&amp;zwnj;شود. در واقع، آنچه در این تعریف آمده است دربرگیرنده&amp;zwnj; این معنی می&amp;zwnj;تواند باشد که هر نوع آزار زنان چه در شکل فیزیکی آن و چه به&amp;zwnj;شیوه&amp;zwnj; تهدید و تحقیر و توهین یا حتی جلوگیری از ورود آن&amp;zwnj;ها به محیط&amp;zwnj;های اجتماعی، مصداق کامل خشونت به شمار می&amp;zwnj;آید. این بیانیه خواستار حذف خشونت علیه زنان است و در آن، مسئله خشونت علیه زنان به&amp;zwnj;عنوان خشونت علیه بشر و گونه&amp;zwnj;ای از جنایت علیه زنان به حساب می&amp;zwnj;آید. آنچه در کنفرانس جهانی زنان به سال ۱۹۹۵ تصویب شد، مسئله خشونت علیه زنان را به&amp;zwnj;مثابه یکی از ۱۲ مسئله بحرانی برشمرد که نیاز به توجه ویژه دولت&amp;zwnj;ها و مجامع بین&amp;zwnj;المللی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گونه&amp;zwnj;های متفاوت خشونت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر بخواهیم گونه&amp;zwnj;های متفاوت خشونت را در یک تقسیم&amp;zwnj;بندی کلی بیاوریم، می&amp;zwnj;توانیم از خشونت جسمی، جنسی، روانی، مالی و سیاسی نام ببریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/khoshonat.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 133px;&quot; /&gt;گاهی خشونت به زبان&amp;zwnj;های گوناگونی به سخن می&amp;zwnj;آید. درست&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان که ما قادر نیستیم خود را برای مقابله یا خنثی کردن راه&amp;rlm; های رفته تجهیز کنیم؛ درست&amp;zwnj;&amp;zwnj; در همان زمان که مرزهای حافظه&amp;zwnj; موروثی، ما را تنها می&amp;zwnj;گذارند، خشونت دست به کار می&amp;zwnj;شود. در خانه&amp;zwnj;ها، در مدرسه&amp;zwnj;ها، در خیابان&amp;zwnj;ها و حتی هنگام عشق&amp;zwnj;ورزی&amp;zwnj;های شبانه هم همیشه خشونت حضور خود را آشکار ساخته است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرکدام از این عنوان&amp;zwnj;ها تعریفی را شامل می&amp;zwnj;شوند و لزوما این دسته&amp;zwnj;بندی به معنی آن نیست که خشونت دیگری با شیوه&amp;zwnj; دیگری و در دسته&amp;zwnj;بندی متفاوتی اعمال نمی&amp;zwnj;شود. آنچه در این مقاله زیر عنوان &amp;laquo;خشونت در سایه&amp;raquo; از آن نام برده می&amp;zwnj;شود، می&amp;zwnj;تواند در نقطه&amp;zwnj;هایی با هرکدام از انواع خشونت همپوشانی و اشتراک داشته باشد. منظور از خشونت در سایه در این نوشتار، لزوماً گونه&amp;zwnj;ای از خشونت پنهان نیست. هرچند می&amp;zwnj;تواند در آن طبقه&amp;zwnj;بندی هم جای گیرد ولی هدف از این تفکیک، سخن گفتن از نوعی خشونت هست که فرد خشونت&amp;zwnj;دیده به&amp;zwnj;لحاظ جایگاه اجتماعی و مواردی دیگر که ذکر آن خواهد رفت، دست به روشنگری درباره آن نمی&amp;zwnj;زند. به همین دلیل این نوع از خشونت را جدا کردیم؛ چراکه فرد خشونت&amp;zwnj;دیده نسبت به خشونت روا داشته&amp;zwnj;شده بر خود آگاه است. علاوه&amp;zwnj; بر آن فرد مذکور برای رفع خشونت و آثار آن در جایی خارج از زیست فردی خود کوشش می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر حال، گزارش سازمان بهزیستی ایران حکایت از خشونتی فراگیر دارد که سهم زنان از آن بیشتر از هر گروه دیگری در اجتماع است. این خشونت، هیچ مرزی از طبقه گرفته تا تحصیلات و فرهنگ و شغل و فعالیت حقوق بشری نمی&amp;zwnj;شناسد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انسان امروزی گاهی با واقعیت&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;پرده&amp;zwnj;ای سروکار دارد که در دنیای کنونی لزوماً خاستگاه مشترکی با حقیقت ندارند. واقعیت برحسب ماهیت خود، پرداخته ذهن الگوپذیر ماست و حقیقت در مرتبه&amp;zwnj;ای متمایز از واقعیت&amp;rlm;&amp;zwnj;ها پدیدار می&amp;zwnj;شود. گاهی خشونت به زبان&amp;zwnj;های گوناگونی به سخن می&amp;zwnj;آید. درست&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان که ما قادر نیستیم خود را برای مقابله یا خنثی کردن راه&amp;rlm; های رفته تجهیز کنیم؛ درست&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان که مرزهای حافظه&amp;zwnj; موروثی، ما را تنها می&amp;zwnj;گذارند، خشونت دست به کار می&amp;zwnj;شود. در خانه&amp;zwnj;ها، در مدرسه&amp;zwnj;ها، خیابان&amp;zwnj;ها و حتی هنگام عشق&amp;zwnj;ورزی&amp;zwnj;های شبانه هم همیشه خشونت حضور خود را آشکار ساخته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ریشه&amp;zwnj;یابی خشونت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرداختن به ریشه&amp;zwnj; بسیاری از خشونت&amp;zwnj;ها، تعارض&amp;zwnj;ها و بی&amp;zwnj;ثباتی&amp;zwnj;ها بیش از روند و فرآیند جاری شدن آن&amp;zwnj;ها در جامعه، دارای اهمیت است و به ما کمک می&amp;zwnj;کند تا هر نوع خشونت را ردیابی کنیم و بدانیم معضل اصلی پیرامون آسیب&amp;zwnj;پذیری در برابر خشونت و ناتوانی در پیوند با جلوگیری از بروز آن، &amp;quot;ساده&amp;rlm; انگاری&amp;quot;، &amp;quot;سطحی&amp;rlm; نگری&amp;quot; و &amp;quot;یک&amp;zwnj;سویه&amp;rlm; نگری&amp;quot; چه در مقام طرح مسئله و چه در مقام توصیف و تحلیل آن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/khoshonat2.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 259px;&quot; /&gt;خشونت نخست در ذهن شکل می&amp;zwnj;گیرد و بر اساس گفتمان فرهنگی جامعه بنیان نهاده می&amp;zwnj;شود. در واقع هویت و ریشه&amp;zwnj;یابی خشونت&amp;zwnj;ورزی را باید در ساختار فکری&amp;zwnj; و &amp;zwnj;فرهنگی جامعه ردیابی کرد. اگرچه خشونت در مناسبات اجتماعی و فردی انسان&amp;zwnj;ها خود را نشان می&amp;zwnj;دهد، اما بیش از آن در الگوی رفتاری و ساختار فرهنگی جامعه به رسمیت شناخته می&amp;zwnj;شود و بر پایه&amp;zwnj; انسان&amp;zwnj;شناسی و فلسفه&amp;zwnj; اجتماعی هر جامعه و البته تجربیات تاریخی یک تمدن خاص بنا می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت نخست در ذهن شکل می&amp;zwnj;گیرد و بر اساس گفتمان فرهنگی جامعه بنیان نهاده می&amp;zwnj;شود. در واقع هویت و ریشه&amp;zwnj;یابی خشونت&amp;zwnj;ورزی را باید در ساختار فکری&amp;zwnj; و &amp;zwnj;فرهنگی جامعه ردیابی کرد. اگرچه خشونت در مناسبات اجتماعی و فردی انسان&amp;zwnj;ها خود را نشان می&amp;zwnj;دهد، اما بیش از آن در الگوی رفتاری و ساختار فرهنگی جامعه به رسمیت شناخته می&amp;zwnj;شود و بر پایه&amp;zwnj; انسان&amp;zwnj;شناسی و فلسفه&amp;zwnj; اجتماعی هر جامعه و البته تجربیات تاریخی یک تمدن خاص بنا می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوت خشونت&amp;zwnj;های تدافعی، مجازات&amp;zwnj;های قانونی و غیر قانونی، رفتارهای اجباری، اعمال نمادین و نارسایی&amp;zwnj;ها در تفکیک بحث و نتایج آن است. به&amp;zwnj;علاوه اینکه کنشگران در این زمینه، همواره گرفتار ضعف&amp;rlm; نگرش استراتژیک به مسئله هستند و درست به همین دلایل، گفتمان علمی و عملی و حتی ژورنالیستی در حوزه&amp;zwnj; مربوط به خشونت و نقد شیوه&amp;zwnj; آن، با سهل&amp;zwnj;انگاری و ساده&amp;zwnj;گیری مواجه است و گاهی این شیوه&amp;zwnj; عملکرد از سوی جامعه و نهادهای مربوط به آن، مشروعیت می&amp;zwnj;یابد و گاهی هم افراد تک&amp;zwnj;به&amp;zwnj;تک در پدیداری زمینه&amp;zwnj; این شقاوت مسئول هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;درحالی&amp;zwnj;که آمار اعدام در ایران، به&amp;zwnj;عنوان یک نوع از خشونت حکومتی در رتبه&amp;zwnj;های آغازین جدول جهانی قرار دارد، درحالی&amp;zwnj;که خشونت علیه زنان در دین اسلام موجه دانسته می&amp;zwnj;شود و به تجاوز خانگی با عنوان حق تمکین، مشروعیت داده شده است و خشونت به&amp;zwnj;طور سازمان&amp;zwnj;یافته و نظام مند از سوی حاکمیت بر بدنه&amp;zwnj; نحیف اجتماع فرود می&amp;zwnj;آید، هنوز کنشگران مدنی و فعالان حقوق بشر بر سر بسیاری از مسائل به اجماع نرسیده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به دلیل فرهنگ پنهانکاری در جامعه ما، نمی&amp;zwnj;توان مستنداتی دقیق درباره خشونت علیه زنان به دست آورد ولی بر پایه یافته&amp;zwnj;های تحقیق ملی &amp;laquo;بررسی پدیده خشونت خانگی بر زنان در ۲۸ مرکز استان کشور&amp;raquo; انجام شده در سال ۱۳۸۲، ۸۳۷ درصد زنان ایرانی از اول زندگی مشترک خود خشونت فیزیکی را تجربه کرده&amp;zwnj;اند و ۵۲/۷ درصد از اول زندگی مشترک تا زمان تحقیق تحت خشونت&amp;zwnj;های روانی و کلامی قرار گرفته&amp;zwnj;اند. همچنین ۲۷/۷ درصد تحت خشونت&amp;zwnj;های ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی بوده&amp;zwnj;اند.[۱]&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;خشونت در سایه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پذیرش مسئولیت و ره&amp;zwnj;آورد تقسیم&amp;zwnj;بندی این مسئولیت در قبال پدیده&amp;zwnj; خشونت، بایستی همیشه در همه افراد یک جامعه در جریان باشد، یعنی اینکه هر فرد انسانی در هر اجتماعی، پیش از هر کنش جمعی و حق&amp;zwnj;خواهی مدنی، باید به خود نگاه کند و از چشم&amp;zwnj;انداز هستی خود، به آسیب&amp;zwnj;شناسی زیست فردی&amp;zwnj;اش بپردازد تا نسبت به پیشبرد سلامت رفتاری خود اقدام کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQG33CPsbEFURQXp4dfoH8qMKbNzTcHPC0ehkqUk0yu_GXog9aZ&quot; style=&quot;width: 180px; height: 139px;&quot; /&gt;گاهی ما فکر می&amp;zwnj;کنیم، پدیده&amp;zwnj; خشونت همواره و به ضرورت به&amp;zwnj;صورت شفاف و علنی مانند ضرب و شتم، خشونت&amp;zwnj;های کلامی و برخوردهای فیزیکی بازنمود پیدا می&amp;zwnj;کند، ولی مسئله این است که خشونت سازمان&amp;zwnj;یافته و رایج در یک جامعه به&amp;zwnj;خصوص در جامعه&amp;zwnj;ای با گفتمان&amp;zwnj; ریشه&amp;zwnj;ای و دیرپای مردسالارانه همچون کلیتی پاره&amp;zwnj;پاره و چند تکه است که اگر تکه&amp;zwnj;های آن کنار هم جمع شوند، پازل خشونت تکمیل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حقیقت این است که این وظیفه هیچ&amp;zwnj;گاه از انسان&amp;zwnj;ها ساقط نمی&amp;zwnj;شود. گاهی ما فکر می&amp;zwnj;کنیم، پدیده&amp;zwnj; خشونت همواره و به ضرورت به&amp;zwnj;صورت شفاف و علنی مانند ضرب و شتم، خشونت&amp;zwnj;های کلامی و برخوردهای فیزیکی بازنمود پیدا می&amp;zwnj;کند، ولی مسئله این است که خشونت سازمان&amp;zwnj;یافته و رایج در یک جامعه به&amp;zwnj;خصوص در جامعه&amp;zwnj;ای با گفتمان&amp;zwnj; ریشه&amp;zwnj;ای و دیرپای مردسالارانه همچون کلیتی پاره&amp;zwnj;پاره و چند تکه است که اگر تکه&amp;zwnj;های آن کنار هم جمع شوند، پازل خشونت تکمیل می&amp;zwnj;شود و ما خواهیم دید که تا چه اندازه خشونت&amp;zwnj;های روا شده در قبال افراد جامعه، خشونت&amp;zwnj;های در سایه&amp;zwnj;ای بوده&amp;zwnj;اند که در درازمدت آشکار شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرداختن به خشونت در سایه آنجا اهمیت پیدا می&amp;zwnj;کند که در مورد این خشونت سعی در ندیدن آن و پنهانکاری با خشونت پنهان متفاوت است و درست به همین خاطر است که جماعت فعال در حوزه&amp;zwnj; زنان مدام سعی دارد تا آن را به دیگری، به خارج از هستی خود ارجاع دهد و اگر درمانی سراغ دارد، آن درمان را بیرون از مرزهای زیست خود امتحان کند چرا که نمی&amp;zwnj;تواند و نمی&amp;zwnj;خواهد درد را در جایی در مرزهای زیست خود بیابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم توجه به بستر بروز اعمال خشونت&amp;zwnj;آمیز &amp;zwnj;از عواملی است که منجر به تحلیلی ناقص از این پدیده&amp;zwnj; می&amp;zwnj;شود که در واقع باید با توجه به شرایط مکانی و زمانی و همچنین با توجه به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمینه معنا شود و چنانچه در شرایطی خاص، این معناپذیری تغییر پیدا کند، مصداق&amp;zwnj;های بارز آن و همینطور گونه&amp;zwnj;های خشونت تعریف&amp;zwnj;پذیر در این دایره&amp;zwnj; معنایی تغییر پیدا خواهند کرد. برای لمس بهتر ضرورت در نظر گرفتن زمینه، می&amp;zwnj;توان به آسیب&amp;zwnj;پذیری قشرهای مختلف یک جامعه در برابر یک خشونت واحد اشاره کرد؛ اینکه مثلاً خشونت کلامی در سطح&amp;zwnj;های گوناگون اجتماعی چگونه بارز می&amp;zwnj;شود و در هر سطح چه معنایی دارد، به ضرورت به ماهیت خشونت وارده برنمی&amp;zwnj;گردد؛ اگرچه ماهیت خشونت هم به&amp;zwnj;خودی&amp;zwnj;خود موثر است، ولی بیش از آن، خاستگاه بروز چنین خشونتی مطرح است؛ چراکه معناپذیری و تاثیر آن، در همه&amp;zwnj; گروه&amp;zwnj;ها و شرایط یکسان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر تجربه&amp;zwnj;ها را کنار هم بگذاریم و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به یک بسته&amp;zwnj; آگاهی&amp;zwnj;دهنده برسیم، به این نتیجه خواهیم رسید که خشونت به&amp;zwnj;مثابه استثمار و برده&amp;zwnj;کشی است و فرد مورد خشونت قرار گرفته، دچار نوعی سرسپردگی و عدم باور به خود است. این فرد در جایگاهی قرار گرفته است که بدون تهاجم یا حتی دفاع با خنثی بودن مطلق و در واقع به&amp;zwnj;نوعی حذف خود، از زندگی در محور خشونت بسنده می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;قشرهای آسیب&amp;zwnj;پذیر و گروه&amp;zwnj;های اجتماعی کم&amp;zwnj;توان&amp;zwnj;تر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت در شرایط مختلف معنا&amp;zwnj;ها و شکل&amp;zwnj;های گوناگون دارد. خشونت در جامعه&amp;zwnj; ما چنان پررنگ و انکارناپذیر است که اگر بخواهیم هم نمی&amp;zwnj;توانیم بر آن چشم فروببندیم. انواع خشونت در میان قشرهای آسیب&amp;zwnj;پذیر و گروه&amp;zwnj;های اجتماعی کم&amp;zwnj;توان&amp;zwnj;تر بیشتر جلوه می&amp;zwnj;کند، ولی شکل&amp;zwnj;هایی از خشونت هستند که از چشم پنهان می&amp;zwnj;مانند و حول محور آنها یکی از مواردی که نیاز به بررسی دارد، پیگیری چرایی سکوت در برابر آن&amp;zwnj;هاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/xlarge.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 101px;&quot; /&gt;خشونت در شرایط مختلف معنا&amp;zwnj;ها و شکل&amp;zwnj;های گوناگون دارد. خشونت در جامعه&amp;zwnj; ما چنان پررنگ و انکارناپذیر است که اگر بخواهیم هم نمی&amp;zwnj;توانیم بر آن چشم فروببندیم. انواع خشونت در میان قشرهای آسیب&amp;zwnj;پذیر و گروه&amp;zwnj;های اجتماعی کم&amp;zwnj;توان&amp;zwnj;تر بیشتر جلوه می&amp;zwnj;کند، ولی شکل&amp;zwnj;هایی از خشونت هستند که از چشم پنهان می&amp;zwnj;مانند و حول محور آنها یکی از مواردی که نیاز به بررسی دارد، پیگیری چرایی سکوت در برابر آن&amp;zwnj;هاست.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید صحبت از خشونت جاری و ساری در میان گروهی که خود از فعالان مبارزه با خشونت علیه زنان هستند، غریب به نظر برسد، اما این موضوع هم از آن&amp;zwnj; دسته حقیقت&amp;zwnj;هایی است که عموماً از آن غفلت می&amp;zwnj;شود. این مهم را می&amp;zwnj;توان از نبود آمار دقیق و قابل پیگیری دریافت. آیا سکوت پیرامون این مسئله، اتفاقی است یا اینکه از یک قاعده&amp;zwnj; حذف و تعدیل پیروی می&amp;zwnj;کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این پرسش زمانی مطرح می&amp;zwnj;شود که نخستین گروه منکر چنین خشونتی یا کسانی که این خشونت را فرو می&amp;zwnj;کاهند و صحبت از آن را به تعویق می&amp;zwnj;اندازند تا باقی خشونت&amp;zwnj;ها از میان برود، خود گروهی از بدنه&amp;zwnj; مردم هستند که در گروه&amp;zwnj;های دفاع از حقوق بشر و کنشگران مبارزه علیه خشونت فعال هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سکوت فعالان مدنی و اجتماعی و جامعه&amp;zwnj;شناسان درباره&amp;zwnj; خشونت در این طبقه&amp;zwnj; خاص، می&amp;zwnj;تواند حاکی از پنهان کردن چیزی باشد که نباید به دید غیر آید و از طرفی می&amp;zwnj;تواند اصرار بر ادامه این توهم همیشگی باشد که همواره این قشر از چنین مواردی مصون دانسته شده&amp;zwnj;اند. تحلیل این رویکرد به مسئله&amp;zwnj; حاضر، از اتفاق آن&amp;zwnj;چنان دارای اهمیت است که تا به این نوع از خشونت نپردازیم، در لایه&amp;zwnj;های دیگر اجتماعی نمی&amp;zwnj;توان گونه&amp;zwnj;های دیگر چنین رفتاری را آسیب&amp;zwnj;شناسی کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسائل یاد شده در مورد طبقه الیت یا برجسته&amp;zwnj; جامعه، به این &amp;zwnj;دلیل ساده&amp;zwnj; در پرده قرار می&amp;zwnj;گیرد که انتظار خشونت از ایشان، امری غیرقابل درک و تصور است و از طرفی، این طبقه همیشه در مورد بازگویی خشونت و ارزیابی رفتار خود محتاط عمل کرده است. این احتیاط چه از سوی فرد در معرض خشونت و چه از سوی فرد اعمال&amp;zwnj;گر خشونت، به پایداری و گسترش این پدیده یاری رسانیده است. این&amp;zwnj;گونه است که بازخورد طرح هر نوعی از خشونت پیرامون این قشر و همچنین در میان گذاشتن این مسئله با دیگر افراد، مدارا و گاهی ناباوری و طرد را در فضای عمومی در پی خواهد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افراد جاگیرشده در یک رابطه خشونت&amp;zwnj;آمیز این&amp;zwnj;چنینی، در پاره&amp;zwnj;ای از موارد، به&amp;zwnj;راستی قادر به درک خشونت موجود در رابطه نیستند چراکه ایشان هم مانند عموم مردم، نمی&amp;zwnj;&amp;zwnj;دانند که خشونت لزوماً در لایه&amp;zwnj;های بیرونی جریان پیدا نمی&amp;zwnj;کند و صرفاً در قالب&amp;zwnj;های کلیشه&amp;zwnj;ای سابق بر این نمی&amp;zwnj;گنجد؛ چراکه این طبقه در مقابل خود و آن تصویری که از خود برای خویش برساخته است، گاهی چنان متعصبانه و جزم&amp;zwnj;اندیش برخورد می&amp;zwnj;کند که یادآور تصویر کاملا شناخته&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای از سرحد افتراق و تولیدکننده بیگانگی بین طبقاتی است، چنان&amp;zwnj;چه نوعی تفکر را به وجود می&amp;zwnj;آورد که ریشه&amp;zwnj;های یکسان طبقات را از اساس نفی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ایده که خشونت در اعماق طبقه&amp;zwnj;های فرودست جامعه ریشه دوانیده است، می&amp;zwnj;تواند سبب این شود که طبقه&amp;zwnj; به اصطلاح روشنفکر، نشانه های آن را در میان طبقه خود نفی کند. به همین دلیل است که خشونت و تبعات آن در این قشر خاص از اجتماع همواره در لایه&amp;zwnj; احتیاط، از تیررس نگاه دیگری مصون بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جنبش&amp;zwnj;های اعتراضی در مواجهه با خشونت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر کدام از جنبش&amp;zwnj;های اعتراضی در مواجهه با خشونت، درجه&amp;zwnj;ای از رواداری را لحاظ می&amp;zwnj;کنند و سطح برنامه&amp;zwnj;ها، خواسته&amp;zwnj;ها، اولویت&amp;zwnj;ها و حتی آکسیون&amp;zwnj;هایشان در مرزی نامرئی تعیین سطح می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زنان طبقه&amp;zwnj; روشنفکر که گاهی در نقش یک کنشگر ظاهر می&amp;zwnj;شوند، وقتی خود را در طبقات دیگر با تصویر قرینه&amp;zwnj; خشونت از جمله، خشونت&amp;zwnj;های بدنی، کلامی و فرم&amp;zwnj;های این&amp;zwnj;چنینی روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;بینند، خشونت&amp;zwnj;های خاص طبقه خود را پنهان می&amp;zwnj;کنند؛&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خشونت&amp;zwnj;های برگرفته از ذهن مردسالارانه&amp;zwnj;، باعث می&amp;zwnj;شود خود و خشونت&amp;zwnj;های روا رفته بر خویش را به فراموشی بسپارند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیوستگی&amp;zwnj; در این جنبش&amp;zwnj;ها معنایی ندارد و کم کم هدف&amp;zwnj;ها متفاوت می&amp;zwnj;شوند و زنان طبقه&amp;zwnj; روشنفکر که گاهی در نقش یک کنشگر ظاهر می&amp;zwnj;شوند، وقتی خود را در طبقات دیگر با تصویر قرینه&amp;zwnj; خشونت از جمله، خشونت&amp;zwnj;های بدنی، کلامی و فرم&amp;zwnj;های این&amp;zwnj;چنینی روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;بینند، خشونت&amp;zwnj;های خاص طبقه خود را پنهان می&amp;zwnj;کنند؛&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خشونت&amp;zwnj;های برگرفته از ذهن مردسالارانه&amp;zwnj;، باعث می&amp;zwnj;شود خود و خشونت&amp;zwnj;های روا رفته بر خویش را به فراموشی بسپارند. این&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دید از بالا به پایینی است که همواره تمام مصائب را متوجه به قشر فرودست می&amp;zwnj;داند. این مقایسه باعث می&amp;zwnj;شود حقایق هرگز افشا نشوند. از طرف دیگر، این شیوه&amp;zwnj; رفتاری به کنار زدن مطالبات این گروه می&amp;zwnj;انجامد و آنچه جایگزین این حق گمشده می&amp;zwnj;شود، متصل&amp;zwnj;سازی بی&amp;zwnj;اصول یک&amp;zwnj;سری کنش&amp;zwnj;ها و رفتار&amp;zwnj;ها برای حصول امر موهوم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خواه&amp;rlm; ناخواه در هر جامعه&amp;zwnj;ای &amp;laquo;تناقض&amp;zwnj;های طبقاتی&amp;raquo; حضور دارند. همه&amp;zwnj; جنبش&amp;zwnj;ها و فعالان بسته به کنترل قدرتی که می&amp;zwnj;توان در آن&amp;zwnj;ها سراغ گرفت، رفتارهایی از خود بروز می&amp;zwnj;دهند که که خاستگاه&amp;zwnj;شان بر فرد پوشیده می&amp;zwnj;ماند. در نتیجه بیانیه&amp;zwnj;های مختلف، خواست&amp;zwnj;ها و کنش&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;جای تولید راهکار و رسیدن به نتیجه&amp;zwnj; مطلوب، زنجیره&amp;zwnj;ای از فرم&amp;zwnj;های صوری را به&amp;zwnj;هم می&amp;zwnj;بافند. واقعیت این&amp;zwnj;گونه برخورد&amp;zwnj;ها، جز یک مفصل&amp;zwnj;بندی ناقص چیز دیگری نمی&amp;zwnj;تواند باشد؛ آن&amp;zwnj;گونه که نمی&amp;zwnj;توان به&amp;zwnj;هیچ عنوان تعادل چیدمانی استانداردی برقرار کرد. اصلاح درک&amp;zwnj;ها، فرم&amp;zwnj;ها و جنبش&amp;zwnj;ها، به اثرگذاری مستقیم و بدون واسطه نیاز دارد و گاهی تغییر علیت&amp;zwnj;هایی که ما را به&amp;zwnj;سمت یک کلیت رهنمون می&amp;zwnj;کنند، یاری&amp;zwnj;رسان خواهد بود. به&amp;zwnj;واقع مسئله&amp;zwnj; دارای اهمیت، قرار داشتن در مکان احراز حق است نه در توهم موقعیت خود در برابر دیگری. به این معنی که فرد کنشگر خود را در جایگاه آسیب&amp;zwnj;ناپذیری نگذارد و بتواند و اجازه داشته باشد تا به مسائل خود نیر نگاهی بیندازد، بدون آن&amp;zwnj;که ترس از این داشته باشد که قدرت و مسئولیتش با برون&amp;zwnj;آیی و آشکارسازی، از میان برود و به این طریق از صلاحیت ساقط شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پروژه مشترک مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری و معاونت اجتماعی وزارت کشور با همکاری وزارت علوم در سال ۱۳۸۲&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/11/24/21932#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5994">زنان ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10359">مهشب تاجیک</category>
 <pubDate>Sat, 24 Nov 2012 13:24:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21932 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تهران: عشقی پرخطر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash/2012/11/03/21336</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash/2012/11/03/21336&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    هلن کافی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید پرنیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;282&quot; height=&quot;380&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/dinhynhi.jpg?1352232763&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پیشگفتار مترجم: متن زیر بخشی از کتاب &amp;laquo;امورجنسی و اروتیسم در میان مردان جوامع مسلمان&amp;raquo; است. سه تا از مطالب این کتاب اختصاص به ایران دارد و تاریخ انتشار آن به اوایل انقلاب برمی&amp;zwnj;گردد. بنابراین نویسنده در بحبوحه&amp;zwnj; جنگ، ویرانی و مشکلات اقتصادی و نابسامانی فرهنگی وارد موضوعی شده است که پیشتر داغ و مشکل&amp;zwnj;ساز بوده: همجنسگرایی ایرانی- اسلامی.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گرچه خود هلن کافی به این مسئله و زمینه اشاره&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;کند، اما داده&amp;zwnj;هایی که وی در این گزارش ژورنالیستی به دست می&amp;zwnj;دهد می&amp;zwnj;تواند مخاطب را در جهت&amp;zwnj;یابی قدرت &amp;laquo;گنجه&amp;raquo; (یا همان اجبار به پنهان&amp;zwnj;کردن زیست همجنسگرایی) یاری کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گزارش&amp;zwnj;ها (دو نوشته&amp;zwnj; دیگر این کتاب نیز به فارسی ترجمه خواهند شد) از این رو می&amp;zwnj;توانند داده&amp;zwnj;های ما در تاریخ همجنسگرایی ایرانی را گسترش دهند و زیربنایی برای ایجاد یک تاریخ همجنسگرایی ایرانی فراهم آورند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در متنِ ترجمه&amp;zwnj;شده&amp;zwnj; زیر، نویسنده از حکومت وحشتی می&amp;zwnj;نویسد که بر امورجنسی مردان و زنان ایرانی، همجنسگرا و دگرجنسگرا، سایه انداخته و زیر همین سایه&amp;zwnj; تاریک [و دقیقاً به&amp;zwnj;خاطر همین تاریکی و ناپیدایی&amp;zwnj;اش] اجازه می&amp;zwnj;دهد تا جرم&amp;zwnj;های جنسی به&amp;zwnj;دست قدرتمندان و وابستگان قدرت سیاسی روی دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گرچه هلن کافی (در این نوشتار) هر جا به حکومت شاهنشاهی اشاره می&amp;zwnj;کند می&amp;zwnj;خواهد تصویری مثبت و همجنسگرادوستانه از آن به دست دهد، اما واقعیت آن است که (به قول جوزف مسعد) &amp;laquo;مقوله&amp;zwnj;های گی و لزبین جهان&amp;zwnj;شمول نیستند و تنها از طریق خشونت معرفت&amp;zwnj;شناختی و اخلاقی و سیاسی&amp;raquo; می&amp;zwnj;توان آن&amp;zwnj;ها را جهان&amp;zwnj;شمول کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آن میان، یک قاچاقچی ۴۵ ساله بود که به پسر ۱۷ساله&amp;zwnj;ای تجاوز کرده بود و دندان&amp;zwnj;های جلویی این پسرک را کشیده بود تا لذت بیشتری ببرد؛ این قاچاقچی به&amp;zwnj;دست جوخه&amp;zwnj; آتش اعدام شد و پسرک هم با او.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همجنسگراستیزی فقط در اعدام و سنگسار و زندان و شکنجه محدود نمی&amp;zwnj;شود و نباید بشود؛ تصویر سفیدی که هلن کافی از دوران پیش از حکومت &amp;laquo;آخوندها&amp;raquo; ارائه می&amp;zwnj;کند، نباید ما را در این گمراه سازد که فکر کنیم همجنسگراستیزی درست از زمان به قدرت رسیدن حکومت اسلامی آغاز شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یعنی نویسنده ما را صرفاً بین دو گزینه&amp;zwnj; سیاسی قرار می&amp;zwnj;دهد: حکومت شاهنشاهی که بچه&amp;zwnj;بازها را دستگیر می&amp;zwnj;کرد، اما حاضر نبود که به حقوق مدنی همجنسگرایان فکر کند و حکومت اسلامی که نه&amp;zwnj;تنها حاضر نیست به همجنسگرایی و حقوق آن&amp;zwnj;ها بپردازد، که همجنسگرابودن را توجیهی برای سرکوب دگراندیشان سیاسی و اجتماعی و گروه&amp;zwnj;های اقلیت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال آن&amp;zwnj;که آزادی همجنسگرایی به&amp;zwnj;طور تنگاتنگ و نظام&amp;zwnj;مند با آزادی&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی و فضای باز فرهنگی ارتباطی ارگانیک دارد که جدای از آن شبکه و نظام، مطالبه&amp;zwnj; حقوق همجنسگرایان صرفاً ابزاری می&amp;zwnj;شود برای تهدید و فشار، و نه رهایی اجتماعی گروهی که تن و روح&amp;zwnj;شان هر روز زخمی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تهران: عشقی پرخطر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هلن کافی - تهران. روزهای پایانی ماه آگوست. وحشتناک هوا گرم است. اکبر دیگر طاقت گرما را ندارد. ساعت&amp;zwnj;هاست که در کوچه و پسکوچه&amp;zwnj;های محله&amp;zwnj;ی امیرآباد سرگردان است. تنها چند درخت خشک وجود دارد و خانه&amp;zwnj;هایی سیمانی و خاکستری رنگ؛ خانه&amp;zwnj;هایی که بسیاری&amp;zwnj;شان در آخرین بمباران موشک&amp;zwnj;های عراقی ویران شده&amp;zwnj;اند. تصویر بزرگ خمینی روی دیوار ساختمان کارخانه&amp;zwnj; متروکه&amp;zwnj;ای است که در گرمای آفتاب تصویری تار از آن مانده و گرد جنگ روی آن نشسته؛ انگار خمینی همه&amp;zwnj; شهر را با چشم&amp;zwnj;های تیزش می&amp;zwnj;بیند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر قدم می&amp;zwnj;زند. حاضر است کلی هزینه کند تا از شر این برچسب خلاص شود: &amp;laquo;اولین خوشگل&amp;zwnj;پسرِ رضا بچه&amp;zwnj;باز&amp;raquo;. بله، تا از شر این مسئله خلاص شود. منتظر علی است؛ علی تنها دوست اوست که از دبیرستان یکدیگر را می&amp;zwnj;شناسند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر مدرسه را ترک می&amp;zwnj;کند تا به خدمت سربازی نرود. او که به همین دلیل تحت تعقیب پاسدارها قرار می&amp;zwnj;گیرد، مجبور می&amp;zwnj;شود تا به رضا اتکا کند. رضا پنجاه، شصت ساله است؛ گرگ بازار سیاه که در بین پاسداران آشنایان زیادی دارد و این را مرهون سرمایه&amp;zwnj;اش است که به وی امکان داده تا هدایایی به پاسدارها بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/b9_u931410_0_arnoschmitt_sexualityanderoticismamongmale.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 255px; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در تهران همه از ماجراهای تجاوز در زندان&amp;zwnj;ها و در جبهه خبر دارند، ماجراهایی کثیف درباره&amp;zwnj; &amp;laquo;شکنجه&amp;zwnj;گرهای ویژه&amp;raquo; در سلول&amp;zwnj;های زندانی&amp;zwnj;های سیاسی. درباره&amp;zwnj; چهل مجرم بی&amp;zwnj;کله که تجاوزگرند و آخوندها آن&amp;zwnj;ها را استخدام کرده&amp;zwnj;اند تا به دشمنان انقلاب تجاوز جنسی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حالا اکبر کسی را ندارد که به او [برای رهایی از این فرد] کمک کند و نمی&amp;zwnj;تواند از خیر داشتن چنین دوستی (علی) بگذرد. رضا معمولاً پسرها (معشوق&amp;zwnj;ها)یش را از جلوی دبیرستان&amp;zwnj;های پسرانه بلند می&amp;zwnj;کند. پلیس شاهنشاهی این را می&amp;zwnj;دانست و یک&amp;zwnj;بار در سال ۱۹۶۷ رضا را به جرم گمراه&amp;zwnj;کردن خردسالان روانه&amp;zwnj; زندان کرده بود. از آن به بعد بود که مردم او را &amp;laquo;بچه&amp;zwnj;باز&amp;raquo; صدا می&amp;zwnj;زدند. درست بعد از انقلاب، در بحبوحه&amp;zwnj; مبارزه علیه دشمن خدا [یعنی شاه و حکومت&amp;zwnj;اش]، رضا به طور رسمی [از کرده&amp;zwnj;هایش] توبه کرد. به خاطر همین توبه و کفاره و هدایایش، از دست خلخالی (حاکم شرع دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب که در زمان نوشتن این مقاله نماینده&amp;zwnj; مجلس بود) نجات پیدا کرد. صادق خلخالی گفته بود که در سال&amp;zwnj;های ۱۹۸۱ و ۱۹۸۲ توانسته است صد تا دویست همجنسگرا را اعدام کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آن میان، یک قاچاقچی ۴۵ ساله بود که به پسر ۱۷ساله&amp;zwnj;ای تجاوز کرده بود و دندان&amp;zwnj;های جلویی این پسرک را کشیده بود تا لذت بیشتری ببرد؛ این قاچاقچی به&amp;zwnj;دست جوخه&amp;zwnj; آتش اعدام شد و پسرک هم با او.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضا به بدی آن قاچاقچی نبود، اما می&amp;zwnj;بایست احتیاط به خرج دهد. دیگر نمی&amp;zwnj;توانست جلوی دبیرستان&amp;zwnj;ها بایستد؛ دیگر نمی&amp;zwnj;توانست آن&amp;zwnj;جاها پرسه بزند. حالا کسان دیگری را می&amp;zwnj;فرستاد تا این کار را برایش انجام دهند. همان&amp;zwnj;ها هم اکبر را نشانه رفته بودند: پسری زیبا و ۱۵ ساله، با پوستی سفید، اهل شمال ایران. اکبر هم دچار مخمصه شده بود، به یک حامی نیاز داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی مدارکش آماده شد، رضا او را به&amp;zwnj;عنوان شاگرد حجره&amp;zwnj; خودش به بازار برد. البته سرانجام اکبر به تخت&amp;zwnj;خواب رضا منتهی شد. او خانواده&amp;zwnj;اش را ترک کرد و در خانه&amp;zwnj; محقری که &amp;laquo;دوست&amp;raquo;اش برایش گرفته بود زندگی می&amp;zwnj;کرد، اما ماه عسل [سوء استفاده&amp;zwnj;های رضا از اکبر] تمام شد. رضا دست بزن پیدا کرد و اکبر هم بی&amp;zwnj;نصیب نماند. اکبر در کشوری که لواط و تن&amp;zwnj;فروشی ممنوع است و مجازات سنگسار دارد چگونه می&amp;zwnj;توانست از این سوء استفاده&amp;zwnj;ها جلوگیری کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر: &amp;laquo;می&amp;zwnj;خوام داوطلبانه برم جبهه.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی مبهوتانه به چهره&amp;zwnj; رنگ&amp;zwnj;پریده و گونه&amp;zwnj;های فرو رفته&amp;zwnj; اکبر نگاه کرد. گفت: &amp;laquo;برای خودکشی کردن نیازی نیست بری جبهه. حتی اگه اون&amp;zwnj;جا هم نمیری خودت می&amp;zwnj;دونی که دست آخر چی نصیب&amp;zwnj;ات می&amp;zwnj;شه. ده&amp;zwnj;ها رضای دیگه اون&amp;zwnj;جا هستن که تشنه&amp;zwnj; سکس هستن و خشن. اون&amp;zwnj;ها ترتیب&amp;zwnj;ات رو می&amp;zwnj;دن.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در تهران همه از ماجراهای تجاوز در زندان&amp;zwnj;ها و در جبهه خبر دارند، ماجراهایی کثیف درباره&amp;zwnj; &amp;laquo;شکنجه&amp;zwnj;گرهای ویژه&amp;raquo; در سلول&amp;zwnj;های زندانی&amp;zwnj;های سیاسی. درباره&amp;zwnj; چهل مجرم بی&amp;zwnj;کله که تجاوزگرند و آخوندها آن&amp;zwnj;ها را استخدام کرده&amp;zwnj;اند تا به دشمنان انقلاب تجاوز جنسی کنند. معروف&amp;zwnj;ترین&amp;zwnj;شان &amp;laquo;حسین دیوونه&amp;raquo; است؛ وی در رشت (شمال ایران) &amp;laquo;کار&amp;raquo; می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همجنسگرایی، که از دوران باستان در ایران وجود داشته، حالا تحت حکومت آخوندها رنگ غیراخلاقی به خود گرفته است. همجنسگرایانی که آشکار هستند اعدام می&amp;zwnj;شوند، اما مدارس دینی که مرکز سنتی عشق مرد به مرد است همواره نادیده گرفته می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ماجرای آرنوش هم هست، همان سرباز جوان آمریکایی که چشم&amp;zwnj;هایی سبز دارد؛ یکی از پاسدارها در خوزستان به وی تجاوز کرد. وی را به&amp;zwnj;ناچار چندبار به بیمارستان نظامی منتقل کردند و دوباره به گشت محلی برگرداندند و بعد دوباره روانه&amp;zwnj; بیمارستان&amp;zwnj;اش کردند. یک پزشک نظامی اخیرا در پاریس وجود چنین خبری را تائید کرده است: &amp;laquo;ضمنا، سربازها جدیداً نگران ایدز هم شده&amp;zwnj;اند. برخی همکارانم در میان نیروهای دریایی در بندرعباس بیماری&amp;zwnj;ای کشف کرده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همجنسگرایی، که از دوران باستان در ایران وجود داشته، حالا تحت حکومت آخوندها رنگ غیراخلاقی به خود گرفته است. همجنسگرایانی که آشکار هستند اعدام می&amp;zwnj;شوند، اما مدارس دینی که مرکز سنتی عشق مرد به مرد است همواره نادیده گرفته می&amp;zwnj;شوند. افسوس که زمانه&amp;zwnj; حافظ گذشت. هیچ شاعر بزرگی نیست که ستایش پسران را شعر کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طول سال&amp;zwnj;های پایانی حکومت شاه، شاهدبازی (که هیچ&amp;zwnj;گاه رضایت شاهدها یا پسرها لحاظ نمی&amp;zwnj;شد) آرام&amp;zwnj;آرام جایش را به همجنسگرایی (سبک غربی) داد. در سال ۱۹۷۷ همه&amp;zwnj; مردم تهران شایعه&amp;zwnj; ازدواج یک نقاش و یک موسیقیدان را دهان به دهان نقل می&amp;zwnj;کردند. امروزه ناممکن است که بتوان علایق &amp;laquo;ناهنجار و غیراسلامی&amp;raquo; افراد را بر زبان آورد، اما حتی کورترین و شدیدترین سرکوب&amp;zwnj;ها هم نمی&amp;zwnj;تواند ماهیت انسان را تغییر دهد... و نبود آزادی، حاشیه&amp;zwnj;نشینی زنان، اقتصاد بیمار باعث می&amp;zwnj;شوند تا هزاران اکبر به تن&amp;zwnj;فروشی رو کنند، باعث می&amp;zwnj;شود تا سربازها تجاوزگر شوند، و باعث می&amp;zwnj;شود تا هنرمندان همجنسگرا تن و روح&amp;zwnj;شان را روانه&amp;zwnj; تبعید کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ایران روحانیون، هیچ&amp;zwnj;چیزی روحانی و مقدس نیست؛ امورجنسی هم، چه همجنسگرا باشد و چه دگرجنسگرا.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع&lt;/strong&gt;: &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Helene Kafi. 1982. Tehran: Dangerous Love. In: &amp;lsquo;Sexuality and Eroticism Among Males in Moslem Societies&amp;rsquo;. Edited by Arno Schmitt. New York: Haworth Press, 1992. pp 67-69&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تصاویر&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱ - نقاشی اثر&amp;nbsp;Dinh Y IHN&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲- تصویری از جلد کتاب&amp;nbsp;Sexuality and Eroticism Among Males in Moslem Societies&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash/2012/11/03/21336#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2241">حمید پرنیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16829">هلن کافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6553">همجنسگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash">دگر باش</category>
 <pubDate>Sat, 03 Nov 2012 05:37:05 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21336 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خشونت خشونت می‌آورد. واقعا؟ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/09/14/19577</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/09/14/19577&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نقدی بر کلیشه‌ی «خشونت گریزی»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کورش عرفانی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;470&quot; height=&quot;324&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/violence_1.jpg?1348340139&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی &amp;minus; بحث خشونت طلبی و خشونت&amp;zwnj;گریزی سالهاست بر صحنه&amp;zwnj;ی سیاسی ایران سایه افکنده است. در اواسط دهه&amp;zwnj;ی هفتاد خورشیدی در ایران، جریان&amp;zwnj;هایی مانند اصلاح طلبان دولتی، به عنوان بخشی از ساختار حاکمیت، این گفتمان را مطرح کردند که به تدریج به درون اپوزیسیون نیز سرایت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آن&amp;zwnj;جایی که این بحث معمولا به طور شعاری مطرح شده کمتر فرصتی برای تدقیق مفاهیم و تعیین مصادیق اختصاص یافته است. تا زمانی که با این بحث به صورت عریان و بی تعارف برخورد نشود این ابهام برانگیزاننده تضادهایی می&amp;zwnj;شود که به طور معمول در پشت خود حرف و حدیث&amp;zwnj;های پنهان فراوان دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;راجع به چه صحبت می&amp;zwnj;کنیم؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت یعنی به کار گیری تعرض جسمی به دیگری. در این تعریف، خشونت کلامی و نمادین را، که چندان در چارچوب سیاسی مورد نظر نیست، کنار می&amp;zwnj;گذاریم. خشونت در بستر سیاسی یعنی: به کار گیری آسیب رسانی جسمی به دیگری در مسیر تغییر رفتار او به نفع خود. بدیهی است که این کار از منظر اخلاق انسانی امری است ناشایست. لیکن این قبح اخلاقی سبب نشده است که خشونت به طور وسیع، نهادینه و هدفمند در دنیای سیاست مورد استفاده قرار نگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت را در دنیای سیاست &amp;ndash; و از منظر گفتمان معروف به &amp;laquo;خشونت گریزی&amp;raquo;- می&amp;zwnj;توان به دو بخش تقسیم کرد: خشونت دولتی و خشونت ضد دولتی. خشونت دولتی به رفتار سرکوبگرانه&amp;zwnj;ی حکومت در قبال مخالفان خویش باز می&amp;zwnj;گردد و خشونت ضد دولتی به عملکرد &amp;laquo;خشن&amp;raquo; مخالفان در قبال دولت. برخورد سطحی گرا و تا حدی متمایل به خلط مبحث، استدلالی ساده انگارانه را پیش پای همگان می&amp;zwnj;گذارد: &amp;laquo;خشونت خشونت می&amp;zwnj;آورد.&amp;raquo; این گزاره به خودی خود هیچ معنایی ندارد. درست مثل این است که بگوییم: &amp;laquo;عشق عشق می&amp;zwnj;آورد&amp;raquo; یا &amp;laquo;نفرت نفرت می&amp;zwnj;آورد.&amp;raquo;. ولی عشق می&amp;zwnj;تواند عشق&amp;nbsp; نیاورد، چنانکه شما می&amp;zwnj;توانید عاشق جانباخته&amp;zwnj;ی کسی باشید و او از شما متنفر باشد و یا از کسی متنفر باشید که عاشق شماست. تمامی این گزاره&amp;zwnj;های کلی&amp;zwnj;گو، اگر برای ساده سازی&amp;zwnj;های استدلالی نباشند، با هدف حذف پیچیدگی&amp;zwnj;های دردسرساز از مبحث پیش گذاشته می&amp;zwnj;شوند. نیازی به نفی این گزاره&amp;zwnj;ها نیست تا از شر آن&amp;zwnj;ها خلاص شویم. سادگی آن&amp;zwnj;ها کارراه اندازِ تنبل&amp;zwnj;های فکری و نیز غرض&amp;zwnj;ورزانِ کارکشته است. باید آنها را به راستی آزمایی کشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آزمایش گزاره&amp;zwnj;ی معروف&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای راستی آزمایی گزاره&amp;zwnj;ی &amp;laquo;خشونت خشونت می&amp;zwnj;آورد&amp;raquo; باید پرسید: کدام خشونت کدام خشونت را می&amp;zwnj;آورد؟ در چارچوب سیاست، آیا این خشونت دولتی است که خشونت غیر دولتی را می&amp;zwnj;آورد، یا این خشونت غیر دولتی است که خشونت دولتی را می&amp;zwnj;زاید؟ جواب مدافعان گزاره&amp;zwnj;ی کلی گرای &amp;laquo;خشونت خشونت می&amp;zwnj;آورد&amp;raquo; این است که هردو؛ هر خشونتی خشونتی دیگر را سبب می&amp;zwnj;شود. در حالی که چنین نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ماکس وبر بنای جامعه&amp;zwnj;ی مدنی را بر روی مشروعیت قدرت قرار می&amp;zwnj;دهد و این مشروعیت اصولا بر اساس &amp;laquo;خشونت&amp;raquo; بنا می&amp;zwnj;شود. اما چه نوع خشونتی؟ خشونتی که اکثریت به طور داوطلبانه (دمکراتیک) در اختیار یک اقلیت می&amp;zwnj;گذارد تا جامعه در صلح و امنیت زیست کند.&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به عبارت دیگر، مدنیت بر مبنای خشونت بنا شده است، خشونتی تعریف شده و مرزبندی شده. این خشونت چون از طرف اکثریت جامعه به عنوان &amp;laquo;مشروع&amp;raquo; و مقبول شناخته می&amp;zwnj;شود مورد تحمل و تایید است و به همین دلیل با خود خشونت دیگری را &amp;ndash; جز در مواردی استثنایی&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;minus; به دنبال نمی&amp;zwnj;آورد. وقتی پلیس، با به کارگیری خشونت، یک دزد یا قاتل را دستگیر می&amp;zwnj;کند، کسی نسبت به آن اعتراضی ندارد و به خاطر آن دست به خشونت متقابل نمی&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس، خشونت وقتی به طور تعریف شده و برخاسته از یک فرایند دمکراتیک است، فاقد خصلت خشونت&amp;zwnj;زایی متقابل است. این استثنا به راحتی عمومیت کاذب و برخی مواقع بودار گزاره&amp;zwnj;ی &amp;laquo;خشونت خشونت می&amp;zwnj;آورد&amp;raquo; را زیر سوال می&amp;zwnj;برد. حال که سقف جهان شمولی این گزاره&amp;zwnj;ی معروف ترک برداشت، باید دید حد عمومیت&amp;zwnj;پذیری آن در چه حد است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چه نوع خشونتی؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر بیاییم و با الهام از یک نگاه وبری و با عنایت به تجربه&amp;zwnj;ی مشخص جوامع دمکراتیک، گزاره&amp;zwnj;ی &amp;laquo;خشونت مشروع خشونت به بار نمی&amp;zwnj;آورد&amp;raquo; را مبنا قرار دهیم می&amp;zwnj;توانیم براساس برهان خُلف بگوییم &amp;laquo;خشونت نامشروع خشونت به بار می&amp;zwnj;آورد.&amp;raquo; یعنی اگر دولتی یا گروهی که از جانب مردم دارای حق &amp;ndash; انحصاری- خشونت نیست به اعمال آن دست زند، بدیهی است که طرف مقابل در صدد برآید، بر اساس بدیهی&amp;zwnj;ترین حقوق طبیعی و بشری خویش، اقدام به مقابله کند. لذا، زنجیره&amp;zwnj;ی خشونت&amp;zwnj;زایی از درون هر نوع خشونتی بیرون نمی&amp;zwnj;آید، بلکه به طور مشخص از دل خشونت فاقد مشروعیت است که زاده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی دولتی قدرت سیاسی را بدون رای اکثریت به دست گرفته است و برای حفظ آن، اقدام به اعمال خشونت می&amp;zwnj;کند بدیهی است و حتی می&amp;zwnj;توان گفت که طبیعی است عده&amp;zwnj;ای را وادارد، که برای پایان بخشیدن به این معادله&amp;zwnj;ی غیر منطقی و غیر انسانی، دست به اقدام بزنند. در اینجاست که ظرافت بحث باید مورد توجه باشد. اگر قرار باشد که اقدام یک جامعه، یا بخشی از آن، برای پایان بخشیدن به حفظ قدرت، از طریق زور با همان برچسبی ارزیابی شود که به کار گیری خشونت برای حفظ قدرت، در این صورت ما حق فردی و اجتماعی انسان&amp;zwnj;ها برای رهایی از بردگی و استبداد را زیر سوال برده ایم، هم در امروز جهان را و هم در طول تاریخ انسان برای کسب آزادی و رهایی از بند استبداد و استعمار.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حق طبیعی فرد و حق اجتماعی جامعه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینکه اقلیتی قدرت را به شکلی غیر دمکراتیک صاحب شود و این تصاحب خود را با خشونت تداوم بخشد، بدترین شکل حیات برای یک جامعه است. در این حالت، طبیعی&amp;zwnj;ترین حق برای آن جامعه، از نگاهی که بندهای قدرت گرایی سیاسی را بر پایش ندارد، تلاش برای پایان بخشیدن این شکل از بردگی است. بنابراین، اقدام آن جامعه برای پایان بخشیدن به نظام سیاسی مبتنی بر بردگی می&amp;zwnj;تواند همه چیز نام گیرد جز خشونت به همان معنایی که برده دار آن را اعمال می&amp;zwnj;کند. دلیل درجازدن بسیاری از گفتمان&amp;zwnj;های به ظاهر &amp;laquo;خشونت گریز&amp;raquo; در نادقیقی مرزهای محتوایی واین همانی دانستن مصداق&amp;zwnj;های متناقض این بحث است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی عمل فکر شده، برنامه ریزی شده، هدفمند، بودجه&amp;zwnj;گذ اری شده و هدایت&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ی یک حاکمیت بی رحم استبدادی برای خفه کردن هر صدای اعتراضی را در خیابان&amp;zwnj;های شهر یا در تالارهای اینترنتی با مقاومت یک ملت برای نزیستن در زنجیر جهل و دیکتاتوری و فقر و غارت و تحقیر، با یک واژه&amp;zwnj;ی مشترک و با معنایی مشابه ارزیابی کنیم، دیگر چه جای بحث روشنفکری در این باره باقی می&amp;zwnj;ماند؟ حفظ انحصار قدرت و ثروت با آسیب رسانی جسمی به دیگران خشونت است، نه ایستادگی مردم در مقابل غارت و تجاوز و اهانت سیستماتیک&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. این دو در دو نقطه&amp;zwnj;ی عکس هم قرار دارند، نه شباهتی از حیث شکل دارند و نه همسانی از جهت محتوا.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جداناسازی جهت دار &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم تفکیک این دو سبب شده است که در سال&amp;zwnj;های اخیر، بسیاری از شکل&amp;zwnj;های معقول و منطقی کنشگری در تاروپود بافته&amp;zwnj;ی بی پایه&amp;zwnj;ی گفتمان به اصطلاح &amp;laquo;خشونت گریز&amp;raquo; گرفتار بماند. این جداناسازی انواع خشونت به دلیل ساده گرایی است که مورد بهره برداری آگاهانه ی موسساتی قرار می گیرد که با دست و دلبازی مادی نسبت به پژوهشگران خویش، ترویج این گفتمان را به سان بولدوزری می&amp;zwnj;دانند که راه را برای استقرار حاکمیت&amp;zwnj;های فرا-اجتماعیِ&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ساخته و پرداخته&amp;zwnj;ی مراکز جهانی قدرت هموار می&amp;zwnj;کند. از همین روی، سرمایه گذاری می&amp;zwnj;کنند و با حمایت&amp;zwnj;های مالی قابل توجه و البته منظورمند، روشنفکران جهانی سومی را بر پشت این بولدوزرهای قوی مقاومت شکن می&amp;zwnj;نشانند که حسابی برانند و سدهای کنشگری دردسرساز را بشکنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روشنفکر واقع گرا و قدری هم متعهد اما به این آسانی سرکوب و مقاومت را با چوب یک واژه نمی&amp;zwnj;راند، آنها را در بستر مشخص خود قرار می&amp;zwnj;دهد و مورد به مورد ارزیابی می&amp;zwnj;کند تا ببیند در کجا این مفهوم، نموداری از انحصارطلبی از طریق آسیب جسمانی به محرومین از حق و ثروت و مشارکت است و در کجا این واژه &amp;ndash; به نادرستی- برای مقاومتی به کار رفته که تمامی معنای انسانیت را در خود تبلور می&amp;zwnj;بخشد: ایستادگی و پایداری و نبرد برای آزادی و حقوق و کرامت بشری. این روشنفکر با وجدان از برچسب&amp;zwnj;های مختلفی که &amp;laquo;روشنفکران ارگانیک&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و دستگاه&amp;zwnj;های تبلیغاتی و شبه آکادمیک آنها به وی بزنند ابایی ندارد. شرافت اخلاقی است که کار روشنفکری او را به پیش می&amp;zwnj;برد نه کار روشنفکری شرافت اخلاقی او را.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;روشنفکر در خدمت قدرت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این در حالی است که روشنفکر مصلحت گرای همبستر قدرت سیاسی، دغدغه&amp;zwnj;ی دیگری دارد. او جایگاه رفیع خویش در ساختار اداری واقتصادی و پایگاه اجتماعی ناشی از آن را معامله&amp;zwnj;ای پرسود می&amp;zwnj;بیند و به همین دلیل، بدون آن که حتی مدنیت را تجربه کرده باشد، مدافع سر سخت منشی است که به طور معمول در جامعه&amp;zwnj;ی مدنی ظهور و رشد می&amp;zwnj;کند. عدم خشونت و خشونت گریزی زاییده&amp;zwnj;ی جامعه&amp;zwnj;ای است که از مرحله حاکمیت استبدادی و تک سالاری &amp;ndash; پادشاهی یا فقاهتی- عبور کرده است، مشارکت دمکراتیک در آن جا افتاده و جامعه، آگاهانه و نهادینه، به انتقال &amp;laquo;حق انحصاری اعمال خشونت&amp;raquo; به حکومت منتخب خویش روی می&amp;zwnj;آورد تا در سایه&amp;zwnj;ی چنین انحصاری شکل&amp;zwnj;ها و کانال&amp;zwnj;های دیگر خشونت ورزی را مسدود سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;و جالب در این میان دیدن روشنفکرانی است که به دلیل تعلق بنیادین و شاید ناخودآگاه فکر خویش به بستر سنت سالار و استبداد منش از شانس درک چند بعدی گفتار مدرنِ &amp;laquo;خشونت گریزی&amp;raquo; عاجزند و در عین حال، دائم بر آنند تا با گردهم آوری پاره-اندیشه های های فاقد انسجام ذاتیِ برخاسته از تاریخ مدرنیته ی غربی، قبایی برای پیکر ناموزون و ناخراش دیکتاتوری های کشتارگر بسازند که ریشه های عمیق در ساختارهای &amp;laquo;استبداد شرقی&amp;raquo; و مذهبی گرایی افراطی دارند. تلاش رامین جهانبگلو در قالب &amp;laquo;منشور 91&amp;raquo; را می توان آخرین کوشش تاسف بار در راستای تطهیر- ناخواسته ی- این نوع از رژیم ها، که بدترینش در ایران ما حاکم است، دانست.&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقت آن است در حالی که خشونتگری عملی و بی تعارف رژیم&amp;zwnj;هایی مانند ایران و سوریه در حال افزایش روز افزون است به تدقیقی عادلانه و عالمانه در مفهوم &amp;laquo;خشونت&amp;raquo; دست زنیم و با به کارگیری معیارهایی واقعی تر و اخلاقی تر به دو دهه سلطه&amp;zwnj;ی گفتمان کور و خشن &amp;laquo;خشونت گریزی و دیگر هیچ&amp;raquo;، در سپهر سیاسی ایران، خاتمه دهیم. زمان آن است که اجازه داد آنها که برای پایان بخشیدن به خشونت دولتی بی رحم و بی وجدان گام&amp;zwnj;های عملی و در عین حال اخلاق مدار بر می&amp;zwnj;دارند با همان چوبی رانده نشوند که سردار رادان&amp;zwnj;ها و سازندگان کهریزک، که بابت جنایت علیه بشریت، از دست اربابان خود پست و مقام&amp;zwnj;های دولتی بالاتری دریافت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پایان بخشیدن به خشونت با خلع قدرت از خشونت گرایان ممکن است و نه با خلع مقاومت از قربانیان خشونت. خشونت را دولت&amp;zwnj;های استبدادی به طور خواسته و ساخته بر جامعه اعمال می&amp;zwnj;کنند، وقتی جامعه شروع به مقاومت می&amp;zwnj;کند نباید او را با همان ابزاری نقد کرد که خشونت گرایان دولتی را. دولت&amp;zwnj;های استبدادی نخستین سپاس گزاران و تشویق کنندگان آنهایی هستند که مقاومتگران در مقابل خویش را خشونت طلب می&amp;zwnj;نامند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;ماکس وبر، جامعه شناس آلمانی (1864-1920) در کتاب &amp;laquo;سیاست به عنوان حرفه&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Politics as a Vocation&lt;/span&gt;) وجود دولت به معنای مدرن کلمه را منوط به &amp;laquo;انحصار اعمال خشونت مشروع در دست قدرت سیاسی&amp;raquo; می داند.&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;این موارد استثنایی نیز به عنوان &amp;laquo;ناهنجاری اجتماعی&amp;raquo; دیده شده و با آن برخورد چارچوب بندی شده و قانونی می شود.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; مداوم و فکر شده.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;[4]&lt;/a&gt; &amp;nbsp;Meta-social and Heteronomy&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;واژه ای است از جانب فیلسوف ایتالیایی &amp;laquo;آنتونیو گرامشی&amp;raquo; برای روشنفکرانی که در خدمت استقرار و تحکیم نظم اجتماعی در خدمت طبقه ی برتر قرار می گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref6&quot; name=&quot;_ftn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;&amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.radiofarda.com/content/f5-charter91-comes-to-life-for-iran-for-civil-movement/24699287.html&quot;&gt;منشور ۹۱: معترضان و مخالفان ايرانی، سنگ&amp;zwnj;های خود را وا بکنند.&lt;/a&gt;&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/09/14/19577#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15433">خشونت‌گریزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12686">کورش عرفانی</category>
 <pubDate>Fri, 14 Sep 2012 07:56:12 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19577 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>کودکان ایرانی، قربانیان باز‌تولید خشونت </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/09/11/19491</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/09/11/19491&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نعیمه دوستدار        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;298&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/edam.kodakan.jpg?1347447924&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;نعیمه دوستدار- کنترل خشونت در اجتماع، رسانه&amp;zwnj;ها و بازی&amp;zwnj;ها برای کودکان در سراسر دنیا موضوع مهمی است، اما در ایران این ادعا وجود دارد که اشکال عمده خشونت محصول خارج از کشور و به خصوص کشورهای غربی است و به همین دلیل معمولاً جلوی ورود محتوای رسانه&amp;zwnj;ای غربی گرفته می&amp;zwnj;شود و حتی بازی&amp;zwnj;های کامپیوتری با محتوای خشن نیز در ایران ممنوع می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این در حالی است که رسانه&amp;zwnj;ها، اجتماع و آموزش&amp;zwnj;های رسمی در ایران، هرکدام به نوعی مروج خشونت در میان کودکان ایرانی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کار&amp;zwnj;شناسان تعلیم و تربیت در سراسر دنیا معتقدند که خشونت، اثر نامطلوبی روی کودکان دارد و آنها بر اثر مواجهه با خشونت و برخورد مداوم با آن ممکن است خشن و نافرمان شوند و رفتارهای ضداجتماعی از خود نشان دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جعبه جادویی و ترویج خشونت و خونریزی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرچند جنگ و گریز، رقابت&amp;zwnj;های تن به تن و کشتار با انواع وسایل جنگی، حجم زیادی از برنامه&amp;zwnj;های مخصوص کودکان و بازی&amp;zwnj;ها را تشکیل می&amp;zwnj;دهد، اما به نظر می&amp;zwnj;رسد حکومت ایران با وجود مخالفت با مظاهر مختلف خشونت برای کودکان، خود به شکل دیگری خشونت را در برنامه&amp;zwnj;های تلویزیونی بازتولید می&amp;zwnj;کند. به این معنا که نه تنها بسیاری از انیمیشن&amp;zwnj;های خشن در برنامه&amp;zwnj;های کودک ایران پخش می&amp;zwnj;شوند، بلکه بسیاری از برنامه&amp;zwnj;های عادی تلویزیون هم خشونت را در معنای عام&amp;zwnj;تر و به شکل تئوریزه به کودکان انتقال و حتی آموزش می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در کنار این مسئله، بسیاری از برنامه&amp;zwnj;های تلویزیونی در ایران که لزوماً هم برای گروه سنی کودک ساخته نشده&amp;zwnj;اند، باعث افسردگی کودکان و فرو بردن آن&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها در غم و اندوه می&amp;zwnj;شوند. این تصویر&amp;zwnj;ها ادامه تصاویر بیرونی جامعه هستند؛ بیرون از خانه، خشونت را به چشم می&amp;zwnj;بینند و در داخل خانه هم خشونت خانواده که ناشی از فشارهای اجتماعی و اقتصادی است ادامه پیدا می&amp;zwnj;کند و سرانجام به خشونت جاری در برنامه&amp;zwnj;ها و سریال&amp;zwnj;های تلویزیونی ختم می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/edammm.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 128px; float: right; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عمومی کردن خشونت در منظر عمومی در سال&amp;zwnj;های پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، به یک سیاست تبدیل شده است. برخوردهای خشن پلیس با عنوان&amp;zwnj;های مختلف کمیته یا گشت ارشاد در تمام این سال&amp;zwnj;ها در مقابل دیدگان کودکان انجام شده است. اجرای سنگسار، شلاق زدن و اعدام محکومان در میدان&amp;zwnj;ها و خیابان&amp;zwnj;ها با جرثقیل و در حضور تماشاچیان بزرگ و کوچک انجام شده و به عبارتی، این رفتار، خشونت را عادی کرده و حتی تماشای آن را به شکل یک تفریح درآورده است؛ رفتاری که می&amp;zwnj;توان آن را جلوه&amp;zwnj;ای آشکار از نابهنجاری تماشاچیان و یک آسیب اجتماعی به شمار آورد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد&amp;zwnj;هادی کریمی، منتقد سینمایی در گفت&amp;zwnj;و گو با روزنامه همشهری، با اعلام این&amp;zwnj;که برنامه&amp;zwnj;های داخلی فقط به نشان دادن سوگ در هنگام وقوع حوادث اکتفا می&amp;zwnj;کنند، گفته است: &amp;laquo;کودک دوست دارد برنامه&amp;zwnj;هایی را ببیند که به دور از بیماری یا مرگ است، ولی به هر حال مجریان برنامه&amp;zwnj;های کودک ما فقط این عنوان را یدک می&amp;zwnj;کشند و شناخت لازم را نسبت به روحیه مخاطب کودک ندارند و فقط کودکان خسته و افسرده را تربیت می&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمایش خشونت در تلویزیون جمهوری اسلامی اما تنها به نمایش خشونت در روابط خانوادگی در سریال&amp;zwnj;ها، دزدی، قتل و جنایت و... محدود نمی&amp;zwnj;شود. هراز چندگاهی برنامه&amp;zwnj;های مستندی که به ظاهر به قصد عبرت گرفتن و برای هشدار به خانواده&amp;zwnj;ها ساخته می&amp;zwnj;شوند، از تلویزیون ایران پخش می&amp;zwnj;شود که خشونت را در کودکان نهادینه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه این برنامه&amp;zwnj;ها، مجموعه مصاحبه&amp;zwnj;هایی است که با مجرمان و جنایتکاران، به خصوص افراد محکوم به اعدام صورت می&amp;zwnj;گیرد. گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با قاچاقچیان مواد مخدر، آدم&amp;zwnj;ربا&amp;zwnj;ها، سارقان مسلح، اشرار و متجاوزان که خود در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت خشونت انجام می&amp;zwnj;شود در عمل تنها خشونت را ترویج می&amp;zwnj;کند. پخش این برنامه&amp;zwnj;ها در ساعات مختلف شبانه&amp;zwnj;روز و در حالی که در جامعه ایران، فرهنگ محدود کردن ساعت تماشای برنامه&amp;zwnj;های تلویزیونی برای کودکان و طبقه&amp;zwnj;بندی برنامه&amp;zwnj;ها بر اساس گروه سنی وجود ندارد، باعث گسترش خشونت در سطحی گسترده در میان مخاطبان می&amp;zwnj;شود و به خصوص به کودکان آسیب جدی می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در شرایطی که فضای عمومی جامعه ایران در سال&amp;zwnj;های اخیر همواره تابعی از جنگ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی بوده و اکنون نیز تحت&amp;zwnj; تاثیر تحریم&amp;zwnj;ها و فشارهای بین&amp;zwnj;المللی و تهدید به حمله نظامی قرار دارد، نمایش عمومی خشونت در رسانه&amp;zwnj;ای به ابعاد تلویزیون، باعث می&amp;zwnj;شود که شکل&amp;zwnj;های مختلف خشونت، به خصوص در میان اقشار آسیب&amp;zwnj;پذیر&amp;zwnj;تر از نظر روانی، مانند کودکان، عادی جلوه کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این معنا که با پخش مکرر برنامه&amp;zwnj;های تلویزیونی که در آن مجرمان خشن با صورت&amp;zwnj;های مات&amp;zwnj;شده و در حالتی تحقیرآمیز، مجبور به اعتراف به خطا و اشتباه خود هستند و در عین حال راهی جز چوبه دار ندارند، در واقع خشونت و جرم عادی می&amp;zwnj;شود و زمینه برای گسترش این نوع خشونت در فضای بیرونی اجتماع نیز فراهم&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این اما تنها نمود خشونت در برنامه&amp;zwnj;های تلویزیونی نیست. انواع و اقسام مستند&amp;zwnj;ها در افشاگری جرایم سیاسی و امنیتی در شکل فیلم&amp;zwnj;هایی رعب&amp;zwnj;آور ساخته و پخش می&amp;zwnj;شوند که کارگردان و مجری اکثر آن&amp;zwnj;ها نیروهای خشن اطلاعاتی و امنیتی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت نهادینه شده&amp;zwnj;ای که به شکل ایدئولوژی مورد قبول حکومت اسلامی برای نسل جدید و کودکان تبلیغ می&amp;zwnj;شود، تنها بخشی از خشونتی است که حکومت ایران آن را بازتولید می&amp;zwnj;کند. در برنامه&amp;zwnj;های عادی کودکان که به مناسبت&amp;zwnj;های مختلف ملی و غیر ملی برای تبیین ارزش&amp;zwnj;های سیاسی و اعتقادی ساخته می&amp;zwnj;شوند، کودکان هموراه با واژه&amp;zwnj;هایی مثل جنگ، کشته شدن در جبهه، مبارزه و دشمن مواجه&amp;zwnj;اند و حتی پیش از آن&amp;zwnj;که این مفاهیم را درک کنند، از آنان خواسته می&amp;zwnj;شود به آن ابراز وفاداری کنند. به بهانه دفاع از میهن و ملت&amp;zwnj;های مظلوم، کودکان ایرانی با لباس&amp;zwnj;های جنگی در برنامه&amp;zwnj;های تلویزیونی شرکت می&amp;zwnj;کنند و علیه دشمنان، شعارهای مبارزه&amp;zwnj;طلبانه می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شهر خشن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیرون از خانه نیز، کودکان ایرانی با حجم بالایی از خشونت روبه&amp;zwnj;رو هستند. از یک سو، آمار بالای جرم و جنایت، مظاهر خشونت را در شهر و محل زندگی آن&amp;zwnj;ها بیشتر کرده، از سوی دیگر فشارهای گوناگون عصبی، فضای اجتماع را پرخاشگر و بی&amp;zwnj;حوصله کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/bache.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 120px; float: right; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در شرایطی که فضای عمومی جامعه ایران در سال&amp;zwnj;های اخیر همواره تابعی از جنگ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی بوده و اکنون نیز تحت&amp;zwnj; تاثیر تحریم&amp;zwnj;ها و فشارهای بین&amp;zwnj;المللی و تهدید به حمله نظامی قرار دارد، نمایش عمومی خشونت در رسانه&amp;zwnj;ای به ابعاد تلویزیون، باعث می&amp;zwnj;شود که شکل&amp;zwnj;های مختلف خشونت، به خصوص در میان اقشار آسیب&amp;zwnj;پذیر&amp;zwnj;تر از نظر روانی، مانند کودکان، عادی جلوه کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عمومی کردن خشونت در منظر عمومی در سال&amp;zwnj;های پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، به یک سیاست تبدیل شده است. برخوردهای خشن پلیس با عنوان&amp;zwnj;های مختلف کمیته یا گشت ارشاد در تمام این سال&amp;zwnj;ها در مقابل دیدگان کودکان انجام شده است. اجرای سنگسار، شلاق زدن و اعدام محکومان در میدان&amp;zwnj;ها و خیابان&amp;zwnj;ها با جرثقیل و در حضور تماشاچیان بزرگ و کوچک انجام شده و به عبارتی، این رفتار، خشونت را عادی کرده و حتی تماشای آن را به شکل یک تفریح درآورده است؛ رفتاری که می&amp;zwnj;توان آن را جلوه&amp;zwnj;ای آشکار از نابهنجاری تماشاچیان و یک آسیب اجتماعی به شمار آورد. دامنه انعکاس این خشونت حتی تا جایی پیش رفته است که تصویری از یک کتاب کودکانه که در آن مردم برای تماشای اعدام به خیابان رفته&amp;zwnj;اند، در جامعه مجازی و در میان مردم دست به دست می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گسترش اجرای اعدام در ملاءعام و انتشار تصاویر کودکان در این مراسم، باعث شده که سازمان عفو بین&amp;zwnj;الملل با صدور بیانیه&amp;zwnj;ای، روز پنج&amp;zwnj;شنبه ۳۰ تیر (۲۱ ژوئیه) اعلام کند که تصاویر ویدئویی منتشر شده از آخرین سری اعدام&amp;zwnj;ها در ملاء&amp;zwnj;عام در ایران، نشان&amp;zwnj;دهنده برخوردهای بی&amp;zwnj;رحمانه با محکومان و مصداق ترویج بی&amp;zwnj;رحمی در سطح جامعه و در جمع کسانی است که به تماشای مراسم به دار آویختن آن&amp;zwnj;ها آمده&amp;zwnj;اند و در میان آن&amp;zwnj;ها حتی کودکان هم به چشم می&amp;zwnj;خورند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آموزش رسمی خشونت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جامعه ایران جلوه&amp;zwnj;های دیگری از ترویج خشونت در بین کودکان و نوجوانان هم دارد. یکی از آشکار&amp;zwnj;ترین جلوه&amp;zwnj;های آن، تشکلی است که با عنوان بسیج دانش&amp;zwnj;آموزی در ایران فعالیت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کنوانسیون بین&amp;zwnj;المللی حقوق کودک، عضویت افراد زیر ۱۸سال را در نهادهای نظامی و شبه نظامی ممنوع می&amp;zwnj;داند، اما در ایران بیش از چهار و نیم میلیون دانش&amp;zwnj;آموز عضو بسیج هستند. پایگاه&amp;zwnj;های بسیج در مساجد، ادارات، دانشگاه&amp;zwnj;ها و مدارس وجود دارند و از زمان جنگ ایران و عراق، بسیج زیر نظر سپاه پاسداران قرار گرفته و تبدیل به یک واحد شبه نظامی شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آن زمان بیش از ۵۵۰ هزار دانش&amp;zwnj;آموز از طریق بسیج دانش&amp;zwnj;آموزی به جبهه&amp;zwnj;های جنگ رفتند. از میان آنان ۳۶ هزار نفر کشته و مفقود شدند، بیش از دوهزار و ۸۵۳ نفر معلول شدند و بیش از دوهزار و ۴۳۳ نفر نیز به اسارت نیروهای عراقی درآ&amp;zwnj;مدند. اکنون بسیج دانش&amp;zwnj;آموزی در همه مقاطع تحصیلی، از دوره ابتدایی تا دبیرستان فعالیت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ماده ۱۹ کنوانسیون حقوق کودک، هرگونه سوءاستفاده&amp;zwnj; نظامی یا هر نوع خشونت جسمی علیه کودکان را ممنوع می&amp;zwnj;داند و ایران هم با پذیرش این کنوانسیون متعهد به اجرای مفاد آن شده است. با این حال به نظر می&amp;zwnj;رسد استفاده از کودکان و نوجوانان به دلیل اثرپذیری آن&amp;zwnj;ها برای استفاده&amp;zwnj;های سیاسی و ایدئولوژیک حکومت ایران و به دست آوردن مشروعیت و نیز سرکوب و ارعاب مردم، به امری عادی تبدیل شده است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تشکل را می&amp;zwnj;توان مصداق عینی شرکت دادن کودکان در جنگ دانست که به روشنی، آمادگی دفاعی و رزمی را جزو فعالیت&amp;zwnj;های خود برمی&amp;zwnj;شمارد. با این&amp;zwnj;که پس از پایان جنگ ایران و عراق به ظاهر عملیات نظامی در ایران انجام نمی&amp;zwnj;شود، اما نیروهای کودک و نوجوان بسیجی، همچنان در فعالیت&amp;zwnj;های شبه&amp;zwnj;نظامی فعال مانده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جریان سرکوب اعتراض&amp;zwnj;های خیابانی در سال ۱۳۸۸ در ایران، معترضان به وضوح بسیجی&amp;zwnj;های کم سن و سالی را می&amp;zwnj;دیدند که برای سرکوب به انواع سلاح&amp;zwnj;ها مجهز شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این در حالی است که ماده ۱۹ کنوانسیون حقوق کودک، هرگونه سوءاستفاده&amp;zwnj; نظامی یا هر نوع خشونت جسمی علیه کودکان را ممنوع می&amp;zwnj;داند و ایران هم با پذیرش این کنوانسیون متعهد به اجرای مفاد آن شده است. با این حال به نظر می&amp;zwnj;رسد استفاده از کودکان و نوجوانان به دلیل اثرپذیری آن&amp;zwnj;ها برای استفاده&amp;zwnj;های سیاسی و ایدئولوژیک حکومت ایران و به دست آوردن مشروعیت و نیز سرکوب و ارعاب مردم، به امری عادی تبدیل شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رویکرد منفعت&amp;zwnj;اندیشانه برخی خانواده&amp;zwnj;های ایرانی برای بهره&amp;zwnj;مند شدن از مزایای عضویت در این نوع تشکل&amp;zwnj;ها که از یکسو استفاده از سهمیه در کنکور و برخورداری از امکان کاهش خدمت سربازی و از سوی دیگر فرصت استفاده از انواع تخفیف&amp;zwnj;ها در خدمات آموزشی و تفریحی و حضور در سفرهای گروهی است، به استقبال از این تشکل دامن زده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب، سیاستگذاران حکومت ایران، با استفاده از ظرفیت بالا و شور و هیجان کودکی، با آموزش نظامی، حجم زیادی از باورهای ایدئولوژیک را به ذهن کودکان منتقل می&amp;zwnj;کنند که بر مبنای آن استفاده از خشونت برای دفاع از دین و اعتقاد و حکومت، مجاز است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به شکل عمومی&amp;zwnj;تر نیز، استفاده از تصاویر خشن در عرصه&amp;zwnj;های عمومی، به خصوص تصاویری که در آن از کودکان برای جلب توجه عمومی استفاده شده است یا خود کودکان سوژه خشونت قرار گرفته&amp;zwnj;اند، در سیاست&amp;zwnj;های حکومت ایران پرسابقه بوده است. بر این مبنا، کودکان ایرانی با پوشیدن لباس&amp;zwnj;های نظامی، تفنگ در دست، در عرصه&amp;zwnj;های عمومی مانند راهپیمایی&amp;zwnj;ها و نمازهای جمعه حاضر می&amp;zwnj;شوند و در مصاحبه&amp;zwnj;های تلویزیونی از آمادگی برای جنگ سخن می&amp;zwnj;گویند یا تصویر جنازه&amp;zwnj;های خون&amp;zwnj;آلود و مثله&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;شان، برای تهییج جمعیت و ترویج ایدئولوژی مورد نظر حکومت، روی دست&amp;zwnj;ها بالا می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع تصویر نخست&lt;/strong&gt;: تصویری از کتاب حسن کچل، چاپ نشر افق (واحد کودک و نوجوان)، سروده ناصر کشاورز و با نقاشی&amp;zwnj;های سعید رزاقی/ گروه سنی الف و ب&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/09/11/19491#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15359">بازی‌های کامپیوتری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15358">بسیج دانش‌آموزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15357">خشونت علیه کودکان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6374">صدا و سیما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15361">فیلم‌های خشن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6029">نعیمه دوستدار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15360">کودک ایرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 11 Sep 2012 11:31:59 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19491 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>&quot;خشونت اجتماعی از نوع قتل در ايران افزايش يافته است&quot;</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2012/07/08/16783</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2012/07/08/16783&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;159&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khosunat.jpg?1341747633&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بازرس انجمن جامعه&amp;zwnj;شناسی ايران ميزان اعدام&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;ويژه در ملاء عام را بيانگر افزايش ميزان خشونت&amp;zwnj;های اجتماعی و امنيتی شدن فضای جامعه دانست.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
سعيد معيدفر، بازرس انجمن جامعه&amp;zwnj;شناسی ايران و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، امروز يکشنبه ۱۸ تيرماه در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با خبرگزاری کار ايران (ايلنا) با بيان اين موضوع گفت: &amp;quot;وقتی ميزان خشونت در جامعه بالا باشد و مسئولان نظامی و امنيتی نتوانند کاری کنند آن زمان برای پيشگيری از خشونت و قتل در جامعه، کاهش خشونت اجتماعی و ترساندن اخلالگران نظم اجتماعی اعدام در ملاء عام يا تنبيه علنی را اجرا می&amp;zwnj;کنند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
معيدفر در ادامه سخنان خود از &amp;quot;افزايش ميزان وقوع خشونت اجتماعی به&amp;zwnj;ويژه از نوع قتل و تغيير کيفيت وقوع آن&amp;zwnj;ها در جامعه نسبت به گذشته&amp;quot; خبر داد و افزود: &amp;quot;بر مبنای بررسی&amp;zwnj;های انجام شده از سوی برخی از دانشجويانم، ميزان وقوع خشونت اجتماعی از نوع قتل افزايش يافته همچنين کيفيت وقوع آن&amp;zwnj;ها نيز تغيير کرده است.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به گفته سعيد معيدفر، اگر پيش&amp;zwnj;تر، مردان مرتکب قتل&amp;zwnj;های انتقام&amp;zwnj;جويانه می&amp;zwnj;شدند در سال&amp;zwnj;های اخير برخی از اين نوع قتل&amp;zwnj;ها از سوی زنان صورت می&amp;zwnj;گيرد.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;133&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/saeid-maeidfar.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;به گفته سعيد معيدفر، اگر پيش&amp;zwnj;تر، مردان مرتکب قتل&amp;zwnj;های انتقام&amp;zwnj;جويانه  می&amp;zwnj;شدند در سال&amp;zwnj;های اخير برخی از اين نوع قتل&amp;zwnj;ها از سوی زنان صورت می&amp;zwnj;گيرد&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: &amp;quot;اين روند، نشان می&amp;zwnj;دهد تا چه اندازه آستانه تحمل در جامعه کاهش پيدا کرده چرا که زنان با وجود داشتن محبت وعاطفه، جرم قاتلان بالفطره را انجام می&amp;zwnj;دهند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
معيدفر با اشاره به ارائه &amp;quot;اطلاعات ضد و نقيض&amp;quot; از سوی دستگاه&amp;zwnj;های مختلف از جمله نيروی انتظامی، وزارت کشور و قوه قضائيه برای سنجش ميزان خشونت در جامعه، افزود: &amp;quot;مسئولان در برخی مواقع می&amp;zwnj;خواهند نشان دهند خشونت در کشور کاهش پيدا کرده و همه چيز به خير و خوشی می&amp;zwnj;گذرد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
وی آمار در جامعه کنونی ايران را ابزاری برای &amp;quot;غرض&amp;zwnj;های سياسی&amp;quot; دانست و گفت: &amp;quot;دوماه پيش، مسئولان، پيش از اجرای طرح عفاف و حجاب و مبارزه با اراذل به اين دليل که می&amp;zwnj;خواستند برخورد کنند آمار بالايی &amp;zwnj;دادند اما وقتی اين طرح به پايان می&amp;zwnj;رسد آمارهای پايينی از ميزان خشونت در جامعه ارائه می&amp;zwnj;دهند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
شهريورماه سال گذشته حسن بتولی، رئيس پليس آگاهی نيروی انتظامی از وقوع سالانه نزديک به دو هزار ۵۰۰ قتل در ايران خبر داده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اين در حالی است که سازمان پزشکی قانونی ايران سال گذشته اعلام کرد روزانه سه ايرانی با سلاح سرد کشته می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
مسئولان جمهوری اسلامی ايران خشونت، قتل و بزهکاری در جامعه ايران را نتيجه &amp;quot;توطئه دشمنان&amp;quot; عليه انقلاب می&amp;zwnj;دانند و چاره آن را شدت عمل بيشتر و افزايش اعدام&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اسماعيل احمدی&amp;zwnj;مقدم، فرمانده نيروی انتظامی ايران در جلسه علنی مجلس هشتم برای بررسی امنيت اجتماعی گفته بود: &amp;quot;حضور ابرقدرت&amp;zwnj;ها و ساماندهی آن&amp;zwnj;ها در منطقه ما برای ترويج جرايم از جمله مواد مخدر، سکس و خشونت از عوامل افزايش جرم در کشور است.&amp;quot;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2012/07/08/16783#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/iran">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85">اعدام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13559">خشونت اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13560">سعيدمعيدفر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4017">قتل</category>
 <pubDate>Sun, 08 Jul 2012 11:40:34 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16783 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نگاهی به خشونت سیاسی در پرتو جنبش اعتراضی سوریه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/27/16286</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/27/16286&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی افشاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;310&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/syria_violence.jpg?1341072454&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی افشاری &amp;minus; وقایع سوریه فرصت و بستری را فراهم کرده است تا نسبت خشونت و مبارزه سیاسی برای آزادی، عدالت و زیست انسانی مورد توجه قرار بگیرد و چشم انداز&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای در این خصوص پدیدار شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این فضا می&amp;zwnj;تواند در تبیین نسبت درست و معطوف به حقیقت، کارساز باشد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بزرگترین پسامد وقایع سوریه فروپاشی جزمیت&amp;zwnj;ها و باور&amp;zwnj;های کلی پیرامون خشونت پرهیزی است که مبارزه مسالمت آمیز را به معنای توسل صرف به روش&amp;zwnj;های مسالمت آمیز در همه شرایط، انفعال و تسلیم در برابر خشونت تهاجمی دولت سرکوبگر و دیدگاه ایده آلیستی و انتزاعی صرف تفسیر می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این رویکرد که نفی اشکال نا موجه خشونت را به حق دفاع مشروع نیز گسترش می&amp;zwnj;دهد نقطه قرینه و روی دیگر سکه تقدیس خشونت انقلابی در قرن بیستم است که توسل به قهر تنها راه رهایی خلق&amp;zwnj;های تحت ستم پنداشته می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه در مقاومت کنونی بخشی از نیرو&amp;zwnj;های مخالف سوریه دیده می&amp;zwnj;شود تاکید بر رهیافت عملگرایانه و ابزار انگارانه با خشونت است و همچنین از زاویه&amp;zwnj;ای دیگر نوعی واقع&amp;zwnj;گرایی در میدان سیاست و عمل مبارزاتی را آشکار می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;لزوم دوری جستن از انگاره&amp;zwnj;های ایدئولوژیک&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخورد درست با مقوله خشونت در پیکار سیاسی نیازمند دوری جستن از انگاره&amp;zwnj;های ایدئولوژیک و تلاش برای ساختن کلیشه&amp;zwnj;ها و باور&amp;zwnj;های تعمیم پذیر و استثنا ناپذیر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کارآمدی مبارز ه بی&amp;zwnj;خشونت بر رد شیوه&amp;zwnj;های ناموجه خشونت استوار است. همچنین خشونت در آن به صورت مطلق کنار گذاشته نمی&amp;zwnj;شود بلکه جنبه کارکردی و حداقلی دارد و فقط در شرایط اضطراری به صورت محدود به کار می&amp;zwnj;رود و یا به مثابه شمشیری بالای سر حکومت جبار قرار می&amp;zwnj;گیرد تا از ترس هزینه&amp;zwnj;های آن به پذیرش مطالبات جنبش اعتراضی مسالمت آمیز تن بدهد. هدف استفاده از نیروی قهر، متوقف کردن خشونت ویرانگر دولتی است در شرایطی که هیچ راهی برای کنش مسالمت آمیز وجود ندارد. خشونت ابتدا به ساکن مورد استفاده قرار نمی&amp;zwnj;گیرد، بلکه هنگامی که حکومت سرکوبگر از ادوات سنگین نظامی برای خاموش کردن حرکت اعتراضی استفاده می&amp;zwnj;کند، موضوعیت می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خالی کردن میدان منجر به گسترش خشونت و نهادینه شدن مضرات تباه کننده آن است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته در این خصوص به قطعیت نمی&amp;zwnj;شود داوری کرد. استفاده از خشونت ریسک&amp;zwnj;های خودش را دارد که تبعات ناخواسته ممکن است وضعیت را بد تر سازد. لذا پیچیدگی مسئله مانع از این می&amp;zwnj;شود که حکمی کلی و تخلف ناپذیر را صادر کرد. بنابراین در این مورد انعطاف و توجه به شرایط و زمینه بحث را باید در نظر گرفت. تنها حکم خدشه ناپذیری که می&amp;zwnj;توان مطرح کرد خودداری از خشونت تا جایی است که چنین امکانی وجود دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;222&quot; height=&quot;146&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/violence.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چگونگی برخورد با خشونت را می&amp;zwnj;توان در چهارچوب دو اصل کلی محصور نمود:&lt;br /&gt;
● نخست اصل بر عدم خشونت بوده و قاعده، دوری جستن حداکثری از خشونت است . بنابراین اتکاء به نیروی قهر در موارد استثنایی محدود می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;
● بر مبنای اصل دوم آینده بشر باید به سمتی برود که خشونت به صورت کامل از زندگی بشریت رخت بر بندد و بدین ترتیب برنامه ریزی برای کاهش مرحله&amp;zwnj;ای استفاده از منابع خشونت و گسترش فرهنگ خشونت&amp;zwnj;پرهیزی باید در دستور کار دولت و نیرو&amp;zwnj;های جامعه مدنی قرار گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سخن گاندی در این خصوص روشنگر است : &amp;laquo;یقیناً من معتقدم که اگر قرار باشد اجبارا بین خشونت و ترس یکی را انتخاب بکنم، من خشونت را انتخاب خواهم کرد، زیرا به نظر من بهتر است هندوستان جهت دفاع از شرافت خود به اسلحه دست ببرد تا...اینکه مانند پرستوها تماشاچی باقی مانده و به ننگ تماشاچی بودن تن در دهد.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق استفاده از خشونت در برابر حکومت جبار و ظلم و ستم فراگیر دولتی تا کنون از سوی قریب به اتفاق فلاسفه دنیا و رهبران اجتماعی تصدیق شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دو اصل&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین می&amp;zwnj;توان چگونگی برخورد با خشونت را در چهارچوب دو اصل کلی محصور نمود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; نخست اصل بر عدم خشونت بوده و قاعده، دوری جستن حداکثری از خشونت است. بنابراین اتکاء به نیروی قهر در موارد استثنایی محدود می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; بر مبنای اصل دوم آینده بشر باید به سمتی برود که خشونت به صورت کامل از زندگی بشریت رخت بر بندد و بدین ترتیب برنامه ریزی برای کاهش مرحله&amp;zwnj;ای استفاده از منابع خشونت و گسترش فرهنگ خشونت&amp;zwnj;پرهیزی باید در دستور کار دولت و نیرو&amp;zwnj;های جامعه مدنی قرار گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اما تا زمانی که رشد آگاهی و فضائل اخلاقی بشر و همچنین قابلیت سیستم&amp;zwnj;های اجتماعی و حکومتی به جایی نرسیده است که این آرمان عملی گردد، استفاده موردی و ضابطه&amp;zwnj;مند از خشونت برای برقراری نظم و حفاظت از حقوق انسانها در برابر تعدی متجاوزان، امری ناگزیر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خشونتِ موجه، کنترل کننده خشونت نا موجه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عبارت دیگر به نظر می&amp;zwnj;رسد پارادوکس &amp;quot;خشونتِ موجه، کنترل کننده خشونت نا موجه&amp;quot; زیر بنای نظام&amp;zwnj;های مجازات و دستور العمل&amp;zwnj;های برقرار کننده نظم را در جهان کنونی تشکیل می&amp;zwnj;دهد. در اصل خشونت موجه تضمین کننده جامعه عاری از خشونت و برقراری صلح پایدار است. در سرمشق مدرنیته بر مبنای نظر مارکس وبر کاربست خشونت محدود به دولت دمکراتیک و مشروع مدرن می&amp;zwnj;گردد و به طور کلی نفی نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر در هر کشوری خشونت موجه دولت&amp;zwnj;ها وجود نداشته باشد سامان اجتماعی، آرامش کشور و منافع ملت دستخوش بزهکاری تبهکاران و نیرو&amp;zwnj;های شرور می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مواجهه با نظام&amp;zwnj;های اقتدارگرای خشن نیز این قاعده صدق می&amp;zwnj;کند. این نظام&amp;zwnj;ها با توسل به قساوت و بی رحمی نفرت بر انگیز می&amp;zwnj;کوشند تا جامعه را در مسیر منافع شان کنترل کنند. مواجهه موثر با این نوع نظام&amp;zwnj;ها و تغییر آنها بعید است که بدون توسل به خشونت امکان پذیر باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تجربه سوریه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقایع سوریه تجربه خوبی برای بررسی است. با تشدید اعتراضات مسالمت آمیز مردم، دولت سرکوبگر بشار اسد روز بروز بیشتر متوسل به خشونت گسترده و قتل عام مخالفین شد. شدت توحش نیرو&amp;zwnj;های حکومتی و استفاده از ادوات سنگین نظامی چون تانک، توپ، خمپاره انداز و... باعث شد تا به تدریج بخشی از مخالفین و بخصوص نیرو&amp;zwnj;های ریزشی ارتش سوریه در صدد مقابله مسلحانه با سرکوب خونین دولتی برآمدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش&amp;zwnj;های دیگر نیز کماکان به مبارزه مسالمت آمیز ادامه دادند. جمع این دو نیرو در کنار هم باعث تقویت فضای مقاومت در برابر جنایت&amp;zwnj;های حکومت اسد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر مخالفین سوری می&amp;zwnj;خواستند با توسل به انگاره &amp;quot;خشونت، خشونت می&amp;zwnj;آورد&amp;quot; با دستان خالی در برابر ارتش مسلح و سیاست حمام خون بشار اسد بایستند و به مقاومت دست نمی&amp;zwnj;زدند طبیعی بود که حزب بعث مجددا بر اوضاع کشور سوریه مسلط می&amp;zwnj;شد و جنبش اعتراضی سوریه به نقطه صفر رسیده بود و دیگر چشم انداز روشن وقابل اتکاء ایی برای احیای آن در آینده وجود نمی&amp;zwnj;داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله دیگر ضرورت دخالت بشر دوستانه برای پایان دادن به قساوت و بی رحمی مشمئزکننده دولت سوریه و نجات جان شهروندان غیر نظامی است که بحث پیرامون آن به طور جدی در جامعه سوریه و عرصه بین المللی در جریان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ظرفیت برای پایان دادن به استفاده اشکال نا مقبول خشونت به صورت پایدار ئ نتیجه کار معیار مناسبی برای تصمیم گیری پیرامون استفاده از خشونت سیاسی است. اگر پایبندی صرف به عدم استفاده از نیروی قهر و خشونت در هر سطحی منجر به خاموشی جنبش اعتراضی برای پایان دادن به خشونت دولتی شود آنگاه بقاء حکومتی که به صورت گسترده خشونت را بکار می&amp;zwnj;گیرد، مخرب&amp;zwnj;ترین و فلج کننده&amp;zwnj;ترین وجه خشونت را در کالبد جامعه تزریق می&amp;zwnj;کند. همچنین از آنجایی که نیرو&amp;zwnj;های حامی حکومت جبار متوجه کارسازی خشونت شده&amp;zwnj;اند لذا تشویق می&amp;zwnj;شوند تا سطح بیشتری از خشونت را برای مهار مخالفان بکار بگیرند و این مسئله باعث رشد و عمق یافتن بیشتر چرخه خشونت در جامعه می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته استفاده موجه از خشونت چهارچوب و ضوابط سخت گیرانه&amp;zwnj;ای دارد. نخست، هدف باید پایان دادن به استفاده از خشونت برای جلو بردن اهداف سیاسی باشد. توسل به نیروی قهر در سطح تاکتیک است ثانیا استفاده از خشونت جنبه دفاعی و بازدارنده دارد. خشونت تهاجمی متعلق به خط مشی مسلحانه است که صرفا با تکیه به روش&amp;zwnj;های نظامی می&amp;zwnj;خواهد تحول سیاسی ایجاد کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استفاده محدود از خشونت، برای پایان دادن به سرکوب گسترده دولتی و زمینگیر کردن ماشین خشونت بی رحمانه است. این خشونت دفاعی مقابله به مثل نمی&amp;zwnj;کند. همچنین به مجازات خود سرانه نیرو&amp;zwnj;های حکومتی نمی&amp;zwnj;پردازد. انتقام و کینه توزی در آن جایی ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته آنچه در سوریه تا کنون رخ داده است و عملکرد نیرو&amp;zwnj;های مخالف مسلح کاملا با چهارچوب این بحث تطبیق ندارد و انحرافات آشکاری در برخی موارد صورت گرفته است. در مواردی نزاع&amp;zwnj;های قبیله&amp;zwnj;ای و مذهبی نقش بازی کرده&amp;zwnj;اند و مخالفین مسلح نیز به کشتن بی ضابطه نیرو&amp;zwnj;های نظامی دولتی و مقابله به مثل پرداخته&amp;zwnj;اند. اما تصمیم آنها در خصوص مقاومت مسلحانه و تلاش برای متوقف کردن ماشین سرکوب وحشیانه حکومت روشن کننده ظرفیت خشونت موجه است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تأکید دوباره بر لزوم پرهیز از مطلق&amp;zwnj;گرایی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته همانگونه که در ابتدا گفته شد صحبت پیرامون جایگاه خشونت در فرایند&amp;zwnj;های سیاسی امر دشواری است و ابعاد مختلفی دارد. اما برخورد درست با مسئله نیازمند پرهیز از الگو&amp;zwnj;های مطلق&amp;zwnj;گرا، بررسی نقاط تاریک و روشن مسئله و به کار بستن نگاه کارکردگرایانه و ابزارانگار در چارچوب شرایط جامعه هدف و محیطی است که اعتراضات سیاسی در آنها جریان دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به نظر می&amp;zwnj;رسد فرجام دیدگاه&amp;zwnj;هایی که شکل موثر مبارزه با نظام&amp;zwnj;های سیاسی اقتدار گرا را مستلزم نفی مطلق خشونت می&amp;zwnj;انگارند مشابه با پنداشت&amp;zwnj;هایی شود که توسل به خشونت انقلابی را اعجاز و اکسیر رهایی می&amp;zwnj;پنداشتند و امروز نا درستی آنها معلوم شده است.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/27/16286#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1963">سوریه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-79">عدم خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Wed, 27 Jun 2012 06:14:51 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16286 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>طرح یک تجربه - دوران سربازی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/05/09/14167</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/05/09/14167&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بابک مینا         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;259&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/58_259x188.jpg?1336678560&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بابک مینا ـ &amp;laquo;ما همه سربازیم.&amp;raquo; معنای اجباری بودن سربازی برای مردان جوان جز این نیست. ما همه باید آموزش نظامی ببینیم تا قطعه&amp;zwnj;های به&amp;zwnj;هم&amp;zwnj;پیوسته ماشین ارتش را تشکیل دهیم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کار ارتش فقط آدمکشی نظام&amp;zwnj;مند نیست. ارتش کارخانه تولید، توزیع و پژوهش روی انواع خشونت است؛ از جزئی&amp;zwnj;ترین شکل&amp;zwnj;های خشونت تا بزرگ&amp;zwnj;ترین آنها، مانند ساختن بمب&amp;zwnj;های اتمی. ما همه باید جزئی از این ماشین عظیم شویم تا بتوانیم روزی آنطور که آموخته&amp;zwnj;ایم خشونت تولید کنیم.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سربازی رفتن چگونه تجربه&amp;zwnj;ای است؟ در این زمینه با ج. لبافی، کارشناس مخابرات گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گویی کرده&amp;zwnj;ایم تا &amp;laquo;تجربه فردی&amp;raquo; خود را در این زمینه با ما در میان بگذارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چند سال داشتی که به سربازی رفتی؟ تجربه نخستین روزهای ورودت به محیط نظامی چه بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ج. لبافی- یک عصر جمعه در اولین روزهای پاییز، در سن نوزده سالگی عازم سربازی شدم؛ نیروی زمینی ارتش، پادگان آموزشی ۰۲، یگان چهارم، دسته دوم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فاصله زندگی واقعی و جاری در شهر با جزیره غیر قابل درک سربازی، یک درِ سبزرنگ آهنی بزرگ بود که وقتی پایم را در آنسوی در گذاشتم، گویا وارد یک عالم دیگر با مختصات جدیدی شدم. همه چیز در پادگان تعریف دیگری دارد. افراد به عنوان یک موجود بی&amp;zwnj;اختیار، باید بر اساس آموزه&amp;zwnj;های پادگانی تبدیل به یکی از جنگ افزارهای نظامی شوند. در واقع فرد در سربازی به عنوان یک انسان تعریف نمی&amp;zwnj;شود، بلکه تنها موجودیتی است که باید از نو ساخته و بر اساس اهداف سازمانی ارتش بازتولید شود. برای دستیابی به این هدف، همان ابتدا تو را از همه داشته&amp;zwnj;های گذشته&amp;zwnj;ات، با فشارهای طاقت فرسای جسمی و روانی خالی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یادم هست که کمتر از نیم ساعت از ورود من به پادگان نگذشته بود که با تمام گوشت و پوستم سربازی را درک کردم. با شماره&amp;zwnj;های سرگروهبان یگان، جلوی ساختمان به خط شدیم. سرگروهبان بر بالای سکویی رفت و با چنان صدا و لهجه غریب، یگان را خطاب قرار داد که صدایی از کسی شنیده نمی&amp;zwnj;شد: &amp;laquo;این وضعیت به خط شدن است؟ فکر کردید اومدید خونه ننه جونتون؟ یک مشت اواخواهر بلند شدن اومدن سربازی؟ اینجا من گاو می&amp;zwnj;گیرم سرباز تحویل می&amp;zwnj;دم شما گوساله&amp;zwnj;ها که سهلید.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و با یک نعره بلندتر هوار کشید: &amp;laquo;با سه شماره من همه دسته دوره ساختمان یگان را دوربزنند... بشمار یک...&amp;raquo; که من دیگر نفهمیدم چی شد؟ یک دفعه انگار یک گله گاو وحشی که پلنگی آنها را دنبال می&amp;zwnj;کند با سرعت باورنکردنی از یک سمتی شروع به دویدن کردند و هرکس مانند من اگر مکث کوتاهی داشت زیر سم ضربه&amp;zwnj;هایشان له می&amp;zwnj;شد. صدای نعره سر گروهبان، فضایی غیر عادی را برایم رقم می زد . با هزار زور و زحمت خودم را به جلوی در اصلی یگان که سرگروهبان منتظرمان بود رساندم، غافل از اینکه از شماره سه خیلی وقت است که می&amp;zwnj;گذرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;صدای نخراشیده سرگروهبان دوباره دل آسمان را شکافت: &amp;laquo;گوساله&amp;zwnj;ها مگه خونه عمه جونتون رفتین گردش که اینجوری می&amp;zwnj;دوید... با سه شماره تمام دسته دور یگان ... بشمار یک و تنبیه دوباره تکرار شد و باز دوباره تکرار شد...&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تنبیه بعد دور میل پرچم بود. سربازها به همدیگر محکم تنه می&amp;zwnj;زدند، با دست سرباز جلویشان را به عقب می&amp;zwnj;کشیدند، پشت پا برای هم می&amp;zwnj;گرفتند و همراه با نعره&amp;zwnj;های سرگروهبان، در حال دویدن از ترس نعره می&amp;zwnj;کشیدند... بعد از ده دقیقه دویدن، دیدم سربازها دور یک میله بلند چرخ می&amp;zwnj;زنند و برمی&amp;zwnj;گردند. من اما ازهمانجا با بقیه برگشتم، این نوبت جزو افراد آخر نشدم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/images.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;124&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;همه چیز در پادگان تعریف دیگری دارد. افراد به عنوان یک موجود بی&amp;zwnj;اختیار، باید بر اساس آموزه&amp;zwnj;های پادگانی تبدیل به یکی از جنگ افزارهای نظامی شوند. در واقع فرد در سربازی به عنوان یک انسان تعریف نمی&amp;zwnj;شود، بلکه تنها موجودیتی است که باید از نو ساخته و بر اساس اهداف سازمانی ارتش بازتولید شود.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سرگروهبان همینطور داد و فریاد می&amp;zwnj;کرد و به همه فحش و ناسزا می&amp;zwnj;گفت وباز فریاد کشید: &amp;laquo;به سه شماره، همه پامرغی دوره ساختمان یگان را دور بزنید.&amp;raquo; بشمار یک همه دست&amp;zwnj;هایشان را پشت سرشان گذاشتند و روی دوتا پا نشستند و شروع به حرکت کردند. من هم داشتم می&amp;zwnj;نشستم که فریاد سرگروهبان سرجا خشکم کرد: &amp;laquo;هی تو بچه کو... تو بیا اینجا... بدو بدو...&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قلبم داشت از جاش در می&amp;zwnj;آمد. سرم داغ شده بود. دستانم می&amp;zwnj;لرزید. نفسم بند آمده بود. دویدم طرف سر گروهبان. فریاد زد: &amp;laquo;حالا بچه سوسول تهرانی. نمی&amp;zwnj;ری دور میل پرچم بزنی. مادرت رو به عزات می&amp;zwnj;شونم. بچه فوفول... بخواب روی زمین. سینه&amp;zwnj;خیز دور یگان بجنب...&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خوابیدم روی سینه&amp;zwnj;ام. با آرنج&amp;zwnj;هایم خودم را به جلو می&amp;zwnj;کشیدم و با کف پاهایم خودم را می&amp;zwnj;کشیدم از توی گل و لای و لجن روی زمین به جلو. اشک&amp;zwnj;هایم از گوشه چشم جاری شده بود. سر آرنج و زانوهایم زخم شده بود. وقتی سینه&amp;zwnj;خیز رسیدم جلوی یگان همه سربازها به خط شده بودند. سرگروهبان داد زد: &amp;laquo;بلندشو بدو بیا اینجا...&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بلند شدم دویدم طرف سرگروهبان. بالای یک سکویی بود. گفت: &amp;laquo;بیا بالا. تمام لباس&amp;zwnj;هایم گلی شده بود. رفتم بالا. گفت حالا با شماره من شنا می&amp;zwnj;ری. بخواب روی دوتا دستت.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سریع خوابیدم روی دوتا دستم . بقیه سربازها داشتند مرا نگاه می&amp;zwnj;کردند. داشتم له می&amp;zwnj;شدم. آنقدر غرورم شکسته بود که خستگی جسمم را فراموش کرده بودم. یک پایش را گذاشته بود پشت من و می&amp;zwnj;شمرد: یک، دو، سه. می رفتم پایین. می&amp;zwnj;آمدم بالا... یک... می&amp;zwnj;رفتم پایین... دو... می&amp;zwnj;آمدم بالا ... اشکم با آب دماغم قاطی می&amp;zwnj;شد و روی زمین می&amp;zwnj;چکید. با لحنی چندش&amp;zwnj;انگیز و تحقیرکننده گفت: &amp;laquo;آره بچه ننه... گریه کن... فکر کردی خونه خاله&amp;zwnj;ست بچه سوسول؟&amp;raquo; این اولین روز آشنایی من با سربازی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چه تلخ بود. رابطه میان سربازها چطور بود؟ دوستانه یا نظامی و بر اساس مقررات؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سربازها بیشتر بر اساس شهرهایی که از آن اعزام شده بودند با هم پاره گروه&amp;zwnj;های دوستی تشکیل می&amp;zwnj;دادند و جدا از مقررات، دارای مناسبت&amp;zwnj;های جداگانه درون گروهی باهم بودند. در سربازی قومیت و اینکه اهل کدام شهر باشی، برجسته&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود، مانند اینکه اگر سرگروهبان دسته یا یگان، اهل همان شهری باشد که تو باشی از یکسری امکانات بیشتر در نگهبانی&amp;zwnj;ها و مرخصی&amp;zwnj;ها برخوردار می&amp;zwnj;شوی. در این دوره حتی سربازها به یکدیگر رحم نمی&amp;zwnj;کنند و برای فشار کمتر، سعی در نزدیکی به مرکز قدرت دارند و بر اساس ساختار حاکم بر سربازی، گاه زیر آب همدیگر را نیز می&amp;zwnj;زنند. بخصوص پاره گروه&amp;zwnj;های مختلف دوستی زیرآب یکدیگر را بسیار می&amp;zwnj;زدند. شاید بتوان یک نوع انشقاق و انفکاک موجود فرهنگی- قومی را نیز مزید بر علت دانست. اما من بیشتر همان فضای سفت و سخت دوران سربازی و نوعی واکنش روانی به این دوره را عامل مهم&amp;zwnj;تر این نوع رفتار می&amp;zwnj;دانم. ولی در دوره آموزشی مقررات چندان سلطه دارند که مناسبات گروه&amp;zwnj;های دوستی بسیار کمرنگ می&amp;zwnj;شود. درواقع دوره آموزشی یک دوره بسیار فشرده با فشارهای طاقت&amp;zwnj;فرسای روان- تنی است که برای تمام سربازان از هر شهر و کوی و دیار به یکسان سخت و طاقت فرساست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/002_350x281.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;161&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در سربازی قومیت و اینکه اهل کدام شهر باشی، برجسته&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود، مانند اینکه اگر سرگروهبان دسته یا یگان، اهل همان شهری باشد که تو باشی از یکسری امکانات بیشتر در نگهبانی&amp;zwnj;ها و مرخصی&amp;zwnj;ها برخوردار می&amp;zwnj;شوی. در این دوره حتی سربازها به یکدیگر رحم نمی&amp;zwnj;کنند و برای فشار کمتر، سعی در نزدیکی به مرکز قدرت را دارند و بر اساس ساختار حاکم بر سربازی، گاه زیر آب همدیگر را نیز می&amp;zwnj;زنند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکبار در همین دوره آموزشی تمام بچه&amp;zwnj;های یگان بر اثر فشار بی&amp;zwnj;حد سرگروهبان&amp;zwnj;ها دچار یاس و نامیدی مفرط شده بودند. بعد ظهر که هوا دیگر گرگ و میش شده بود، بعد از یک فشار بسیار شدید جسمی از میدان مشق برگشته بودیم که هوار سرگروهبان در فضای یگان پیچید: &amp;laquo;آهای مادر...ها این چه وضع به صف شدن برای تحویل اسلحه است؟ فکر کردید که دسته... پدرتونه اینطور دستتون گرفتید؟ این ناموس&amp;zwnj;تونه. مگه ناموستو اینطوری دستت می&amp;zwnj;گیری؟&amp;raquo; و همینطور می&amp;zwnj;گفت، با صدای نخراشیده و بلند. بعد همه بچه&amp;zwnj;های یگان را در خوابگاه در کنار تخت&amp;zwnj;ها به خط کردند و به شمارش سرگروهبان &amp;laquo;بشین پاشو&amp;raquo; همراه با چاشنی تحقیر و توهین شروع شد. حال تو فرض بگیر بعد از آن فشار سنگین میدان مشق و آن توهین&amp;zwnj;ها هنگام تحویل اسلحه به اسلحه خانه، این دیگر مازاد بر توان بچه&amp;zwnj;ها بود. ناگهان یکی از سربازهای بسیار درشت هیکل که همیشه اول صف نیز در تمرین&amp;zwnj;های نظام جمع می&amp;zwnj;ایستاد شروع کرد به فریاد کشیدن. باورت نمی&amp;zwnj;شود، چنان فریاد&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;کشید که سرگروهبان&amp;zwnj;ها کم آوردند. این سرباز، تنومند و قوی هیکل، با دست&amp;zwnj;های درشت و صدای کلفت که از یکی از روستاهای اطراف لرستان عازم شده بود، بعد از چندین فریاد ناگهان با سر به طرف دیوار حمله برد و چنان سرش را محکم به دیوار خوابگاه کوبید که خون کف سالن جاری شد. تمام سرگروهبان&amp;zwnj;ها از ترس&amp;zwnj;شان، خوابگاه را ترک کردند. دوست&amp;zwnj;هایش سعی می&amp;zwnj;کردند آرامش کنند. بقیه بچه&amp;zwnj;ها همینطور مات و مبهوت خشکشان زده بود. گویا سرنوشت محتوم و بی&amp;zwnj;پایان همه ما یک نوع جنون بود. یک اندوه جمعی خارج از دسته بندی&amp;zwnj;های دوستی کل فضای خوابگاه را فرا گرفته بود که یکی از افسران وارد خوابگاه شد. فکر می&amp;zwnj;کردم که بعد از این حادثه مقداری نرمی به خرج بدهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بچه&amp;zwnj;ها را&amp;zwnj;&amp;zwnj; جلوی تخت&amp;zwnj;ها به خط کرد و شروع کرد به صحبت. اینبار فحش و تحقیری درکار نبود ولی خطاب به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان شخص با لحنی کمی آرام گفت: &amp;laquo;بس کن... این خاله زنک&amp;zwnj;بازی&amp;zwnj;ها چیه؟ جمعش کن. مثلاً شما مردید؟ آمدید اینجا که سرباز بشوید. این چه قشقرقی یه به پا کردید؟&amp;raquo; خودشان نیز ترسیده بودند. بعد از یک ربع صحبت، افسر ارشد رفت و دوباره&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان گروهبانی که مدام ما را تنبیه می&amp;zwnj;کرد، برگشت و آمد جلوی همه بچه&amp;zwnj;ها که روی دوتا پا نشسته بودند ایستاد و صدایش را بیخ گلو انداخت و گفت: &amp;laquo;فردا صبح همه تخت&amp;zwnj;هایتان را مرتب آنکادر می&amp;zwnj;کنید... فردا بازدیده. وای به حالتان اگر یک نفر فقط یک نفر...&amp;raquo; که ناگهان صدای گریه&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان شخصی که سرش را به دیوار زده بود فضای سالن را در سکوت برید؛ گریه&amp;zwnj;ای از روی عجز و ناتوانی و نا&amp;zwnj;امیدی بود. همه بچه&amp;zwnj;ها یکی یکی زدند زیر گریه. باورت نمی&amp;zwnj;شود چه فضایی بود. ناامیدی کامل بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای همین می&amp;zwnj;گویم که مقررات چنان حاکم بود که گروه دوستی و شهر و شهرستان و روستا رنگ می&amp;zwnj;باخت. همه باهم دچار یک عذاب عمومی بی&amp;zwnj;پایان شده بودیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در این روزهای سخت وقتی تنها می&amp;zwnj;شدی به چی فکر می&amp;zwnj;کردی؟ آیا خیال یا امیدی بود که به آن دلخوش کنی؟ حتی یک تصویر...؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از همه&amp;zwnj;چیز یکسری تصاویر گنگ و نامفهوم برایم باقی مانده بود؛ تصویر مادرم، پدرم، شهر و همه چیز در یک زمان بعید در ذهنم، غبار فراموشی گرفته بودند. خودت بهتر می&amp;zwnj;دانی. آن سنی که من رفتم سربازی، سن احساسات رمانتیک بود. من عاشق شعر و ادبیات بودم و قبل از سربازی تمام وقتم صرف خواندن شعر و رمان می&amp;zwnj;شد. یکبار قبل از خاموشی روی تختم دراز کشیده بودم و به سقف بالا سرم که تنها یک قامت انسان از من فاصله داشت زل زده بودم. بعد دستم را کردم توی کیسه بغل تختم و یک کاغذ و خودکار درآوردم تا شعر بگویم. الان یادم نیست که شعر دقیقاً چه بود ولی محتوایش این بود که اینجا به ما تعلیم کشتن انسان می&amp;zwnj;دهند، اینجا به تو می&amp;zwnj;آموزند که چگونه یک انسان را بکشی. می&amp;zwnj;فهمی؟ به تو کار با اسلحه می&amp;zwnj;آموزند برای کشتن یک انسان دیگر و قطره&amp;zwnj;های اشکم روی کاغذ می&amp;zwnj;چکید. برایم غیر قابل هضم بود. نمی&amp;zwnj;فهمیدم چرا باید انسان&amp;zwnj;ها یکدیگر را بکشند؟ خیلی عجیب است. هنوز هم برایم خیلی عجیب است که چرا باید انسان&amp;zwnj;ها همدیگر را بکشند؟ این مسئله برایم از همه چیز غریب&amp;zwnj;تر بود؛ حتی از فشارهای روانی و جسمی که به من وارد می&amp;zwnj;شد بدتر بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/117726_300x200.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;133&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;برای ادامه حیات در یک سیستم تنها رعایت مقررات و نظم حاکم کافی نیست و تو برای موفقیت، نیازمند شناخت و همکاری لایه&amp;zwnj;های دیگر هستی که به طور رسمی هم تعریف نشده&amp;zwnj;اند ولی وجود دارند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرگاه چشم&amp;zwnj;هایم را می&amp;zwnj;بستم تا به روزنه امیدی فکر کنم، مگسک هدف گیری ژ۳ و سیبیل هدف که مانند یک انسان طراحی شده بود یادم می&amp;zwnj;آمد. فضا چندان تلخ بود که هروقت از خواب بلند می&amp;zwnj;شدم باورم نمی&amp;zwnj;شد که در این جهنم گرفتار شدم و آرزو می&amp;zwnj;کردم که خوابم، واقعیت زندگی بود و سربازی تنها یک کابوس که بعد از بلند شدن از خواب تمام می&amp;zwnj;شد. اولین باری که به مرخصی آمدم باورم نمی&amp;zwnj;شد که دنیای بیرونی این شکلی باشد. یادم هست وقتی از اتوبوسی که از داخل پادگان ما را سوار کرد، سر خیابان تختی پیاده شدم اولین کاری که کردم این بود که صورتم را چسباندم به بدنه خاکی یک مینی بوس که داشت برای رسالت مسافر سوار می&amp;zwnj;کرد و با شوقی بی&amp;zwnj;پایان همه چیز را لمس می&amp;zwnj;کردم. فکر می&amp;zwnj;کنم احساسم، احساس یک فرد مرده&amp;zwnj; بوده که یکبار دیگر شانس برگشت به زندگی را پیدا کرده بود. انگار تازه زندگی را با تمام وجودم حس می&amp;zwnj;کردم، اما کمتر از۱۱ ساعت دیگر دوباره باید به قبرم برمی&amp;zwnj;گشتم. عالم روی سرم خراب می&amp;zwnj;شد، اما یازده ساعت هم بعد از یک ماه، زمانی مناسبی بود برای یادآوری آنکه، زندگی دیگری جدای از آن جهنم در بیرون جاری است و این تنها امیدی بود که مرا به ادامه دادن ترغیب می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در روزهای بعد از دوره آموزشی فضای روابط چگونه بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پایان دوره آموزشی، رفتار&amp;zwnj;ها کمی تلطیف شده بودند چون امکان داشت در تقسیم سربازان عده&amp;zwnj;ای در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان پادگان باقی بمانند و گروهبان&amp;zwnj;ها نیز کمی مراعات می&amp;zwnj;کردند و هر از گاهی سختگیری&amp;zwnj;هایی را که انجام داده بودند، توجیه می&amp;zwnj;کردند. یواش یواش همه سربازهای آموزشی گویا داشتند پوست می&amp;zwnj;انداختند و خود، کم کم داشتند تبدیل به موجوداتی می&amp;zwnj;شدند که تا دیروز می&amp;zwnj;خواستیم خرخره&amp;zwnj;هایشان را بجویم. هرکدام داشتیم یک پا سرگروهبان می&amp;zwnj;شدیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از دوره آموزشی باید یک دوره سه ماهه تخصصی در مرکز آموزش مخابرات ارتش را سپری می&amp;zwnj;کردم. بر اساس تقسیم آخر دوره آموزشی، من منتقل شدم به مرکز آموزش مخابرات ارتش. تقریباً تمام کسانی که در دوره اول با من بودند در یک دسته و یگان بودند. تنها من به آنجا آمده بودم و مابقی از سایر دسته&amp;zwnj;ها و یگان&amp;zwnj;ها و گروهان&amp;zwnj;های دیگر بودند. در این دوره دیگر خبری از آن فشارهای جانکاه نبود و روابط بر اساس اصولی انسانی&amp;zwnj;تر بنیان گذاشته شده بودند و تنها نباید بر سر کلاس&amp;zwnj;های عقیدتی حاضر می&amp;zwnj;شدیم و بر اساس رسته مخابرات تعلیم می&amp;zwnj;دیدیم و یک احترام همگانی در کل پادگان حاکم بود. حتی گروهبانان و افسران کادر که در این پادگان مشغول آموزش بودند، شخصیتی متفاوت با افراد دوران آموزشی داشتند، اما مقررات و نظم حاکم بر پادگان&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نظم همواره بود که به دلیل&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فضای مناسب، گویا افراد با میل بیشتری آن را رعایت می&amp;zwnj;کردند. در دوره آموزشی همه دنبال آن می&amp;zwnj;گشتند که از تو یک مورد اشتباه یا ضعف پیدا کنند تا آن را چنان پتک بر سرت خراب کنند و وضعیت آخر زمانی برایت به وجود بیاورند؛ ولی در دوره تخصصی، تنها دنبال وجوه نامطلوب نبودند و اگر تو امری را به نحوه احسن انجام می&amp;zwnj;دادی، تشویق هم می&amp;zwnj;شدی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در این دوره آیا پیش آمد که به کسی بی دلیل و خارج از مقررات زور بگویی؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دوره آموزشی و تخصصی، هیچگاه نه داخل مقررات و نه خارج مقررات به کسی نمی&amp;zwnj;توانستیم زور بگوییم، چون سرباز آموزشی یعنی پایین&amp;zwnj;ترین رده نظامی که آفریده شده است برای زور شنیدن چه در داخل و چه در خارج مقررات نظامی. هنگامی که این دو دوره را گذراندم و درجه گروهبانی&amp;zwnj;ام را گرفتم، دروغ چرا؟ زور گفتم. آخر نمی&amp;zwnj;توانستی زور نگویی. ساختار به گونه&amp;zwnj;ای شکل گرفته بود که اگر زور نمی&amp;zwnj;گفتی، بازخواست و تنبیه می&amp;zwnj;شدی. در دوره&amp;zwnj;های آموزشی به گونه&amp;zwnj;ای تو را تربیت می&amp;zwnj;کنند که خواسته و ناخواسته، تبدیل به موجودی می&amp;zwnj;شوی که به فرودستانت زور بگویی و فرمانبر محض فرادستانت باشی. اما گروهبان درواقع درجه&amp;zwnj;داری است که بلاواسطه با سربازان سروکار دارد و خواه ناخواه برای برقراری نظم موجود، بیشترین مسئولیت را در یک پادگان دارد. من بعد از دوره آموزشی به مرکز ۰۱ مخابرات در جاده لشگرک با درجه گروهبان دومی منتقل و در یگان پاسدار مشغول به خدمت شدم. یگان پاسدار تمام وظایف نگهبانی از یک پادگان را برعهده دارد و شامل مسئولیت برجک&amp;zwnj;های دیدبانی و ضلع&amp;zwnj;های مختلف پادگان می&amp;zwnj;شود و همچنین گروهبان زندان نیز از یگان پاسدار تعیین می&amp;zwnj;شد. من در این دوره سعی می&amp;zwnj;کردم در داخل مقررات وظایف خودم را انجام بدهم و خارج از آن به سربازان اجحاف نکنم. &amp;nbsp;در زمان گروهبان نگهبانی فضای ارعاب آفرینی برای سربازها رقم نزنم چون به اندازه کافی دیگران این عمل را مرتکب می&amp;zwnj;شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;فرمانده یگان ما نیز از افسران قدیمی بود که به دلیل عدم همراهی مطلق با عقیدتی- سیاسی پادگان، چندین سال در حالی که می&amp;zwnj;بایست سرگرد و سرهنگ می&amp;zwnj;شد در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان درجه سروانی مانده بود، ولی دارای یک مقررات نظامی سفت و سخت بود که گویا از دوران قبل از انقلاب برایش به یادگار مانده بود. او برعکس سایر فرمانده&amp;zwnj;ها، همیشه ریش&amp;zwnj;هایش تراشیده و شش تیغه بود. به دلیل همین پایبندی به اصول مطلق نظامی&amp;zwnj;گری و نه عقیدتی بود که به یگان پاسدار تبعید شده بود. در واقع یگان پاسدار حکم یک تبعید&amp;zwnj;گاه را داشت که دو گروه به آن تبعید می&amp;zwnj;شدند: کسانی که با ایدئولوژی حاکم همنوا نبودند و کسانی که خلاف ارزش&amp;zwnj;های مرسوم عمل کرده بودند. مانند سربازان فراری و... این کار من را سخت&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;کرد. از سوی دیگر امری مهم&amp;zwnj;تر از درجه در یک پادگان وجود دارد و آن سابقه خدمت است. در حیطه سربازان وظیفه، هرچقدر تو سابقه بیشتری در سربازی داشته باشی، از پایگاه و منزلت نانوشته&amp;zwnj;ای در یگان و پادگان برخوردارهستی و متاسفانه اکثر سربازانی که به یگان پاسدار تبعید شده بودن کسانی بودند که به دلیل اضافه خدمت&amp;zwnj;های متعدد به قول خودشان گرگ باران دیده شده بودند و سرو کله زدن با آن&amp;zwnj;ها خیلی سخت بود. سختی دیگر دسته&amp;zwnj;بندی قومی، قبیله&amp;zwnj;ای و یا به عبارتی گروه بندی&amp;zwnj;های شهر&amp;zwnj;های مختلف بود که تشکیل گروه&amp;zwnj;های مختلفی مانند تهرانی&amp;zwnj;ها، کرد&amp;zwnj;ها، اصفهانی&amp;zwnj;ها، لر&amp;zwnj;ها، ترک&amp;zwnj;ها، گرگانی&amp;zwnj;ها، ورامینی&amp;zwnj;ها و... را می&amp;zwnj;دادند و اگر آن&amp;zwnj;ها علیه تو، دست به یکی می&amp;zwnj;کردند با مشکل بزرگی مواجهه می&amp;zwnj;شدی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع این مسائل، لایه&amp;zwnj;های زیرین یک پادگان سربازی است و اگر خوب نگاه کنیم متوجه می&amp;zwnj;شویم برای ادامه حیات در یک سیستم تنها رعایت مقررات و نظم حاکم کافی نیست و تو برای موفقیت، نیازمند شناخت و همکاری لایه&amp;zwnj;های دیگر هستی که به طور رسمی هم تعریف نشده&amp;zwnj;اند ولی وجود دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر صورت من نیز مجبور شدم در شرایط خاص به سربازان زور بگویم و حکم و دستور بدهم. مثلا یادم هست یک بار در یک شب گروهبان نگهبانی، نگهبان اسلحه&amp;zwnj;خانه یک سرباز نحیفی بود که متاسفانه معتاد هم بود. او در سن پایین ازدواج کرده بود و یک فرزند هم داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/asayeshgah_12350x263.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;150&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در جامعه ما که از حیث مسائل جنسی یک جامعه بسیار بسته است، افراد خواه ناخواه به سمت شاهدبازی سوق پیدا می&amp;zwnj;کنند. چه برسد در یک پادگان که فضا چندین برابر محدودتر و بسته&amp;zwnj;تر از جامعه بیرونی است و میل و غریزه جنسی امری غیر قابل انکار است، بالاخص در آن سن و سال.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ساعت ۲ یا ۳ شب، رفتم کشیک. وقتی رسیدم اسلحه&amp;zwnj;خانه، دیدم این سرباز، راحت به در اسلحه&amp;zwnj;خانه تکیه داده و خوابیده است. با فریاد و داد و بیداد، بیدارش کردم. او هم که کلی ترسیده بود با چشم&amp;zwnj;های نیمه بسته بلند شد و خبردار ایستاد. خوب که نگاه کردم دیدم که غلافش از سرنیزه خالی است. گویا وقتی که خواب بوده، کسی آمده و سرنیزه&amp;zwnj;اش را دزدیده است. متاسفانه درست در همین موقع من نیز تبدیل به یک سرگروهبان تمام عیار شدم. گم شدن سر نیزه مصادف با توبیخ و حکم زندان حشمتیه و بازداشت و اضافه خدمت و... بود. حکم زندان آن سرباز را در برگ&amp;zwnj;های آماده زندان که از پیش برای سرگروهبانان نگهبان با امضای فرمانده یگان تدارک دیده شده بود، امضا کردم و آن سرباز را فرستادم زندان. بعد تمام یگان را از خواب بیدار کردم و به گروه و دسته&amp;zwnj;های مختلف تقسیم کردم و به جست&amp;zwnj;وجوی سرنیز به تمام محوطه پادگان فرستادم. چند ساعتی گذشت و از سرنیزه خبری نبود. کم کم داشت سپیده می&amp;zwnj;زد و هر لحظه امکان داشت که فرمانده یگان سر برسد. رفتم طرف زندان، از دریچه زندان داخل را نگاه کردم دیدم خیلی راحت سرباز خطاکار یک گوشه چمباتمه زده و خوابیده است. دیگر کاملاً آشفته شده بودم. گروهبان زندان را صدا کردم و گفتم که زیر این سرباز آب بریز. او هم همین کار را کرد و من دوباره برگشتم یگان، از سر نیزه خبری نبود. نا&amp;zwnj;امیدانه دوباره برگشتم به طرف زندان، می&amp;zwnj;خواستم چندتا سئوال از آن سرباز بپرسم تا در زندان را باز کردم، دیدم که در گوشه زندان در داخل آب چمباتمه زده و خوابیده است. از زندان آوردمش بیرون و مجبورش به سینه&amp;zwnj;خیز و دراز- نشست و پامرغی و کلاغ پر کردم. آنقدر تکرار کردم که نشئگی از سرش پرید، ولی چه سود که فرمانده یگان آمد و کل یگان تا اطلاع ثانویه بازداشت شدند. راستش از این نوع زور&amp;zwnj;ها گفته&amp;zwnj;ام، ولی اصلاً خارج از مقررات و بی&amp;zwnj;دلیل به هیچ عنوان زوری نگفتم و اتفاقاً تا جایی که می&amp;zwnj;شد با سربازان همیاری و همراهی می&amp;zwnj;کردم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به نظر خودم به شدت سرگروهبان&amp;zwnj;هایی که در دوره آموزش دیده بودم، در سیستم نظامی حل نشده بودم. به نظر من آن&amp;zwnj;ها جدا از ساختار نظامی پادگان از یکسری فقدان&amp;zwnj;های روحی و روانی دیگر نیز زجر می&amp;zwnj;کشیدند و آن برخوردها و خشونت&amp;zwnj;ها و تحقیرها و توهین&amp;zwnj;ها، همه ماحصل ساختار نظامی نبودند، بلکه حاصل کمبود&amp;zwnj;ها و فقدان&amp;zwnj;های دیگر نیز بودند. می&amp;zwnj;خواهم بگویم همه چیز ساختار نیست و خود آدم هم خیلی مهم است. بگذریم....&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;می&amp;zwnj;خواهم کمی درباره مسائل جنسی در سربازی&amp;zwnj;ات صحبت کنی. آیا با هم شوخی&amp;zwnj;های جنسی می&amp;zwnj;کردید؟ اگر پاسخ&amp;zwnj;ات مثبت است لطفاً همان کلمات را بی رو&amp;zwnj;دربایستی بگو. یا وقتی می&amp;zwnj;خواستید درباره زنی حرف بزنید چگونه صحبت می&amp;zwnj;کردید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;راستش مسائل جنسی چه به صورت شوخی و چه جدی در پادگان وجود داشت و &amp;quot;شاهد بازی&amp;quot; در پادگان متبلور می&amp;zwnj;شد .همچنان که در فیلم &amp;quot;سن پطرزبورگ&amp;quot; نشان داده می&amp;zwnj;شود، پادگان نیز از این ماجرا خارج نیست و آنان که دارای قدرتی در مسائل مختلفی بودند دارای&amp;quot; شاهدی&amp;quot; بودند که آن &amp;quot;شاهد&amp;quot; از حمایت آن شخص بهره می&amp;zwnj;برد، ولی خدمات جنسی نیز در خدمت آن شخص قرار می&amp;zwnj;داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;این مسئله مرد و مردانگی در پادگان نظامی در دو سطح متفاوت ذهنی و عینی درجریان است. از لحاظ انتزاعی، در واقع پادگان، تورم مردانگی (صفت) است. به قرائتی پادگان نظامی تولید شده مردان ایده&amp;zwnj;آل یک جامعه و تولیدکننده مردان ایده&amp;zwnj;آل همان جامعه است؛ جامعه&amp;zwnj;ای از مردان که برای دفاع از کیان مرزهای میهن و سلحشوری در جنگ&amp;zwnj;ها ساخته شده&amp;zwnj;اند تا فخر و افتخار را برای حاکمان و مردمان جامعه خود در جنگ&amp;zwnj;های متعدد هدیه بیاورند...&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه ما که از حیث مسائل جنسی یک جامعه بسیار بسته است، افراد خواه ناخواه به سمت شاهدبازی سوق پیدا می&amp;zwnj;کنند. چه برسد در یک پادگان که فضا چندین برابر محدودتر و بسته&amp;zwnj;تر از جامعه بیرونی است و میل و غریزه جنسی امری غیر قابل انکار است، بالاخص در آن سن و سال.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;چیزی که در مورد مسائل جنسی در پادگان مشهود است برعکس آنچه در فیلم &amp;quot;تاریخ آمریکا&amp;quot; و سایر فیلم&amp;zwnj;ها نشان داده می&amp;zwnj;شود، حداقل در پادگانی که من بودم، از یک مناسک و مناسبات عاشقانه و نرمال پیروی می&amp;zwnj;کرد و به قرائتی یک معاشقه در جریان بود، نه یک مسئله صرف جنسی و یا یک تجاوز و سوء استفاده جنسی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درست است مناسبات قدرت در مسائل جنسی مثمر ثمر است ولی آنگونه نیست که فرد ناگزیر به تن دادن باشد. در خدمت سربازی بودند سربازانی که تنها یک معشوقه داشتند و تنها با او همبستر می&amp;zwnj;شدند و بودند سربازانی که نقش روسپی را بازی می&amp;zwnj;کردند و در عوض دریافت پول و سایر خدمات و امکانات تن به همبستری با هرکس را می دادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من خودم در پادگان به معاشقه سربازان با یکدیگر کاری نداشتم و به قولی آن را نادیده می&amp;zwnj;گرفتم ولی با روسپیگری برخورد می&amp;zwnj;کردم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئول انبار یگان پاسدار، یکی از سربازان قدیمی بود که سابقه خدمت&amp;zwnj;اش چندان زیاد بود که به &amp;quot;سرتیپ انبار&amp;quot; معروف شده بود و بر اساس اختیاراتی که در انبار داشت برای خودش حکمرانی و حکومتی تشکیل داده بود و برای دادن یک پتو یا ملحفه و یا هرچیز دیگر چنان مقدماتی فراهم کرده بود که باید می دیدی. مع&amp;zwnj;الوصف بر اساس زد و بندهای &amp;quot;سرتیپ انبار&amp;quot; با بعضی از سربازان، مسئله به معامله جنسی و بده بستان تهاتری رسیده بود؛ یعنی کالا می&amp;zwnj;داد و کالا دریافت می&amp;zwnj;کرد و من می&amp;zwnj;خواستم در یک موقعیت مناسب مچش رابگیرم و از کاربرکنارش کنم. تا آنکه روز موعود فرا رسید و یکبار یکی از سربازان برایم خبر آورد که دو تن از سربازان در انبار یگان باهم رابطه جنسی دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;من هم فرصت را از دست ندادم. سر زده با چند سرباز دیگر در انبار را شکستیم و رفتیم تو. بنده خداها هول شده بودند. از روی تقریباً ده، بیست تا تشک که روی هم چیده شده بودند افتادند زمین. البته ما سعی کردیم بر اساس قوانین و مرام خودمان عمل کنیم و چندبار پشت در یالله یالله گفتیم. دست به شلوار و دست به زیپ، مستاصل و نگران خبردار ایستادند. خنده&amp;zwnj;ام گرفته بود. آخر اتفاق جالبی افتاده بود. سرتیپ انبار، مخ &amp;quot;امربر&amp;quot; فرمانده یگان را زده بود. به قول بچه&amp;zwnj;ها شاه&amp;zwnj;ماهی صید کرده بود. از این مسائل در سربازی زیاد است. بالاخص اگر سربازی زیبارو باشد و از بدن زنانه&amp;zwnj;ای بهره&amp;zwnj;مند باشد بیشتر از دیگران در معرض این مسئله است. در صحبت و کلام&amp;zwnj;های جنسی نیز دوران سربازی مانند همه جمع&amp;zwnj;های مردانه در ایران است که بیشترین شوخی&amp;zwnj;های جنسی را با یکدیگر رد و بدل می&amp;zwnj;کنند. در پادگان به دلیل وجود سلسله مراتب نظامی هرگاه من وارد جمع سربازان می شدم، صحبت&amp;zwnj;ها پاستوریزه می&amp;zwnj;شد ولی می&amp;zwnj;توانستی میل به امر جنسی را در رفتار و سکنات اکثر سربازان مشاهده و رصد کنی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مسئله مرد و مردانگی در پادگان نظامی در دو سطح متفاوت ذهنی و عینی درجریان است. از لحاظ انتزاعی، در واقع پادگان، تورم مردانگی (صفت) است. به قرائتی پادگان نظامی تولید شده مردان ایده&amp;zwnj;آل یک جامعه و تولیدکننده مردان ایده&amp;zwnj;آل همان جامعه است؛ جامعه&amp;zwnj;ای از مردان که برای دفاع از کیان مرزهای میهن و سلحشوری در جنگ&amp;zwnj;ها ساخته شده&amp;zwnj;اند تا فخر و افتخار را برای حاکمان و مردمان جامعه خود در جنگ&amp;zwnj;های متعدد هدیه بیاورند... این البته بیشتر در مورد نظامیان کادری و نه وظیفه صدق می&amp;zwnj;کند، که بعد از حاکمان و حکیمان و ...، این سلحشوران دارای مرتبت و منزلت و قرب و مقامی هستند. &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;ولی درواقع &amp;laquo;این مردانگی&amp;raquo; &amp;nbsp;تنها و تنها یک فانتزی&amp;zwnj;ست که در اتمسفر پادگان &amp;nbsp;و &amp;nbsp;تازه آن هم در لایه انتزاعی مسئله وجود دارد: پادگان تورم مردانگی، نه به معنای صفتی بلکه به معنای قیدی آن و دارای ویژگی ها و تبعات مخصوص به خود است.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/05/09/14167#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1972">بابک مینا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11770">تادیب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11769">تنبیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11771">ج. لبافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11772">سربازسازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11766">سربازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11768">شاهدبازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3290">مردانگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11767">همجنس خواهی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Wed, 09 May 2012 19:28:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">14167 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ژن جنایت و خشونت‌های فردی و سازمان‌دهی شده دولتی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/12/30/9471</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/12/30/9471&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    چگونگی شکل‌گیری خشونت و رویکرد به آن در فرد و اجتماع در گفت‌و‌گو با مسعود نقره‌کار         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;258&quot; height=&quot;220&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/corbis-42-22694547.jpg?1325537709&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - پژوهشگران آمریکایی، سه نوع ژن را در پیوند با احتمال نقش بروز خشونت شناسایی کرده&amp;zwnj;اند. نام این ژن &amp;quot;منو آمینو اکسیداز&amp;quot; (MAOA )  است که با تولید آنزیم یا پروتئین&amp;quot;منو آمینو اکسیداز&amp;quot;&amp;nbsp;ارتباط دارد. کار این آنزیم، کنترل و از بین بردن برخی از پیام&amp;zwnj;رسان&amp;zwnj;ها و میانجی&amp;zwnj;های مغز است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;از نمونه&amp;zwnj;های این پیامرسان&amp;zwnj;ها و میانجی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توان به هورمون&amp;zwnj;های سروتونین، نوروآدرنالین و دوپامین اشاره کرد. در کمبود یا نبود این هورمون&amp;zwnj;ها شاهد افزایش و تجمع پیام&amp;zwnj;رسان&amp;zwnj;ها و میانجی&amp;zwnj;های عصبی خواهیم بود. این امر سبب می&amp;zwnj;شود، شرایط روحی و روانی انسان به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای تغییر کند که یکی از پیامدهایش دگرگونی رفتار انسان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20111223_PanteA_MassoudNoghrekar.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ژن خشونت و پژوهش پیرامون آن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تیمی در دانشگاه نورد کارولاینای آمریکا در سال ۲۰۰۸ تحت نظر پرفسورگانگ گو (Guang Guo)بر روی این پروژه کار کرده است. پروفسور گانگ گو می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;نمی&amp;zwnj;خواهم نام آن را ژن جنایت بگذارم، ولی یک درصد از افرادی که با میزان خیلی بالای خشونت شناخته شده&amp;zwnj;اند، دارای این ژن هستند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پژوهش&amp;zwnj;ها پیرامون &amp;quot;ژن جنایت&amp;quot; فقط روی مردان انجام گرفته است. این پژوهش ۲۰ هزار مرد جوان را دربرمی&amp;zwnj;گیرد که با آن&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای روشمند در زندان مصاحبه کردند و خون برخی از مصاحبه&amp;zwnj;شوندگان را نیز آزمایش کردند. تیم دکترگانگ گو بر اساس داده&amp;zwnj;هایی که به دست آورده، طیفی از میزان خشونت را دسته&amp;zwnj;بندی کرده است. مثلاً افرادی که در دزدی تا میزان ۵۰ دلار شرکت داشته&amp;zwnj;اند، در گروه &amp;quot;غیر خشن&amp;quot; دسته&amp;zwnj;بندی شده&amp;zwnj;اند. در همان حال کسانی که دعواهای فیزیکی جدی در گروه به راه انداخته&amp;zwnj;اند، یا در درگیری فردی که منجر به درمان&amp;zwnj;های پزشکی گردد شرکت داشته&amp;zwnj;اند، یا از اسلحه استفاده کرده&amp;zwnj;اند، یا به چاقوکشی روی آورده&amp;zwnj;اند در گروه &amp;quot;خشونت مفرط&amp;quot; قرار گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیرامون خشونت و دلایل اجتماعی و فیزیولوژیکی آن با  دکتر مسعود نقره&amp;zwnj;کار پزشک، نویسنده و کنشگر حقوق بشر گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گویی انجام داده&amp;zwnj;ام. مسعود نقره&amp;zwnj;کار درباره عوامل خشونت می&amp;zwnj;گوید: &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/noghrekar.jpg&quot; /&gt;مسعود نقره&amp;zwnj;کار - &lt;/strong&gt;خشونت یک پدیده حداقل سه وجهی یا سه سویه است. یک پدیده زیستی، روانی و اجتماعی&amp;zwnj;ست. پیرامون اینکه کدامیک از این وجوه در بروز رفتار خشونت&amp;zwnj;آمیز نقش تعیین&amp;zwnj;کننده دارد،بحثی&amp;zwnj;ست بس درازدامن. واقعیت این است که به دلیل پیچیدگی&amp;zwnj;های زیستی، روانی و عصبی انسان و در نتیجه پیچیدگی&amp;zwnj;های رفتاری او، هنوز فهم کاملی از چگونگی شکل&amp;zwnj;گیری خشونت به دست نیامده است.  ژن خشونت به وجه زیستی ـ روانی خشونت باز می&amp;zwnj;گردد. کسانی که این وجه را حامل اصلی بروز خشونت می&amp;zwnj;دانند، در تداوم کار فکری و تحقیقی خودشان این مسئله را مطرح کرده&amp;zwnj;اند. این بحث البته چندان قدمتی ندارد و فقط حدود سه دهه از عمرش می&amp;zwnj;گذرد. زیست&amp;zwnj;شناس&amp;zwnj;ها و فیزیولوژیست&amp;zwnj;ها از سه دهه قبل تلاش کرده&amp;zwnj;اند مسئله وجود ژن خشونت را به نوعی دنبال کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در تحقیقاتی هم که تا به حال شده، دانشمندان متوجه شده&amp;zwnj;اند که حداقل سه نوع ژن در بروز خشونت نقش دارد. در واقع  باید گفت تحت تأثیر عوامل  زیست&amp;zwnj;محیطی و اجتماعی این سه ژن بروز خشونت را تسهیل می&amp;zwnj;کنند، به آن دامن می&amp;zwnj;زنند و آن را تشدید می&amp;zwnj;کنند. معروف&amp;zwnj;ترین آن&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان &amp;quot;منو آمینو اکسیداز&amp;quot; است که این روز&amp;zwnj;ها درباره آن صحبت می&amp;zwnj;کنند و تحقیقات زیادی هم پیرامون آن انجام داده&amp;zwnj;اند. متوجه شده&amp;zwnj;اند که در کسانی که به خشونت روی می&amp;zwnj;آورند، این ژن خشونت مؤثر بوده است.  &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پژوهشگران اما هنوز به درستی نمی&amp;zwnj;دانند که آیا ژن خشونت به تنهایی مسئول بروز خشونت است.  اما بی&amp;zwnj;تردید افراد حامل این ژن&amp;zwnj;ها در شرایط معینی پرخاشگری و خشونت بیشتری از خود نشان می&amp;zwnj;دهند. دکتر نقره&amp;zwnj;کار براین باور است که شناخت افرادی که دارای چنین ژن&amp;zwnj;هایی هستند و درمان دارویی و غیر دارویی، قراردادن آن&amp;zwnj;ها در محیط&amp;zwnj;های مناسب و پیشگیری از سوءاستفاده&amp;zwnj;ها، آزار&amp;zwnj;ها، آسیب&amp;zwnj;های جسمانی، جنسی، روانی و به&amp;zwnj;ویژه جلوگیری از تنبیه فیزیکی در دوران کودکی و ایجاد محیط امن برای کودک گامی بلند در جلوگیری از بروز پرخاشگری و خشونت خواهد بود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علاوه بر آن نقش عوامل محیطی بر روی ژن&amp;zwnj;ها غیر قابل انکار است. برای نمونه افرادی که در کودکی مورد سوءاستفاده و آزار جنسی، جسمی و روانی قرار گرفته&amp;zwnj;اند، نقص این ژن&amp;zwnj;ها و کمبود این آنزیم&amp;zwnj;ها در آن&amp;zwnj;ها مشاهده شده است. این نقصان&amp;zwnj;ها سبب می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود که در میان این افراد رفتار پرخاشگرایانه و خشونت&amp;zwnj;آمیز بیشتر دیده شود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آزمایش&amp;zwnj;های تجربی نیز نشان داده که محرک&amp;zwnj;هایی مثل ترس، اضطراب، عصبانیت، تهدید، الکل، مواد مخدر، سیگار و حتی رژیم غذایی در رابطه با بروز اختلال در کارکرد این ژن&amp;zwnj;ها نقش مهمی ایفا می&amp;zwnj;کنند و زمینه واکنش&amp;zwnj;های هیجانی، پرخاشگرایانه و خشن را فراهم می&amp;zwnj;کند. دکتر مسعود نقره کار درین باره می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مسعود نقره کار -&lt;/strong&gt; دو دیدگاه اصلی و تمایل کلی وجود داشته که در طول تاریخ مطرح بوده است. عده&amp;zwnj;ای مسئله بروز خشونت را به عنوان یک عامل انسانی جزو سرشت و طبیعت انسان می&amp;zwnj;بیننند و عامل فطری، زیستی یا همین بحث توارث و ژنتیک را برای آن مطرح می&amp;zwnj;کنند و همچنین به ساختار روانی و ذهنی انسان هم اشاره دارند. یعنی کسانی که معتقدند خاستگاه خشونت خاستگاهی&amp;zwnj;ست که به ماهیت و سرشت انسان، ویژگی&amp;zwnj;هایی در رابطه با ساختار روانی و زیست&amp;zwnj;شناسانه انسان طرح می&amp;zwnj;کنند. البته در این زمینه به ویژه در عرصه روان&amp;zwnj;شناسی و روانپزشکی بسیار کار شده است به خصوص در مورد بحث&amp;zwnj;هایی که فروید داشته است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخی اما با این نظریه&amp;zwnj;ها مخالف&amp;zwnj;اند و بر این باورند که عوامل فطری، سرشتی، ژنتیک و توارث در شکل&amp;zwnj;گیری خشونت نقش ندارند و اگر هم نقش داشته باشند، بسیار ضعیف است. آنان معتقدند عوامل اجتماعی، عوامل محیطی و کسبی در بروز خشونت تعیین&amp;zwnj;کننده است. در واقع&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان بحث لوحه سفید جان لاک مطرح می&amp;zwnj;شود که سرشت انسان پاک و پاکیزه است و این عوامل محیطی است که روی این سرشت تأثیر می&amp;zwnj;گذارد. البته این&amp;zwnj;ها عوامل متعددی را طرح می&amp;zwnj;کنند. کارل مارکس هم جزو این دسته است که ماهیت انسان را یک مجموعه کلی مناسبات اجتماعی می&amp;zwnj;داند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین این&amp;zwnj; گروه از اندیشمندان عواملی را طرح می&amp;zwnj;کنند، مثل مذهب، ایدئولوژی&amp;zwnj;ها، سیاست، اقتصاد،&amp;zwnj;نژاد و بسیاری از عوامل دیگر که واقعاً نیز به تجربه اثبات شده است که این&amp;zwnj;ها چقدر می&amp;zwnj;توانند در بروز خشونت نقش ایفا کنند و عامل بروز خشونت شوند. یک دیدگاه بینابینی نیز هست که بحث ساختار شخصیتی انسان را طرح می&amp;zwnj;کند. عده&amp;zwnj;ای طرفدار دارد و عدها&amp;zwnj;ی هم در این رابطه کار کرده&amp;zwnj;اند و کار&amp;zwnj;هایشان هم دستاوردهایی داشته است. این گروه بر این باور است که هر دو عامل می&amp;zwnj;تواند نقش داشته باشد. هم عامل فطری و سرشتی که&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان بحث ژنتیک و روان انسان است، یعنی ماهیت انسان، و هم عوامل محیطی. ولی الان طرفداران کسانی که عوامل محیطی و اجتماعی را در برئز خشونت تعیین&amp;zwnj;کننده می&amp;zwnj;دانند، بیشتر هستند و فکر می&amp;zwnj;کنند این نقش پراهمیت&amp;zwnj;تر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;خشونت دولتی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;183&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;255&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/iran-protests2-550x342.jpg&quot; /&gt;خشونت دولتی نوعی متداول از خشونت است که برای حفظ قدرت در نظام&amp;zwnj;های تمامیت&amp;zwnj;خواه صورت می&amp;zwnj;گیرد. جمهوری اسلامی در سه دهه اخیر در رویکرد به خشونت دولتی بسیار موفق بوده است. یکی از نمودهای این نوع خشونت &amp;quot;قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای&amp;quot; است که در سال&amp;zwnj;های دهه ۷۰ خورشیدی بیش از ۸۰ تن از نویسندگان و روشنفکران و دگراندیشان را در تیررس خود قرار داد. دکتر مسعود نقره&amp;zwnj;کار علت خشونت دولتی را عدم تحمل دگراندیشان می&amp;zwnj;داند و در ادامه گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گویش با رادیو زمانه درین&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تجربه حکومت اسلامی نمونه خوبی&amp;zwnj; است برای نشان دادن خشونت سیاسی و خشونت حکومتی، البته به طور مشخص هم از آن نشان دارد که خشونت سیاسی و حکومتی تا چه حد با معضل عدم تحمل دگراندیشان در جامعه ما گره می&amp;zwnj;خورد. چون این دو پدیده دو پدیده نزدیک به هم هستند و ما می&amp;zwnj;بینیم که خشونت در طول تاریخ پیامد همین عدم تحمل دیگری و عدم تحمل مخالفت است که امروزه حکومت اسلامی در این ۳۳ سال آن را نشان داده و از ویژگی&amp;zwnj;های آن بوده. ریشه&amp;zwnj;اش هم مشخص است که در تفکر این حکومت نهفته و آن هم این است که خودش را محق می&amp;zwnj;پندارد و دیگران را باطل.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیامد این حق&amp;zwnj;پنداری خودی&amp;zwnj;ها و باطل&amp;zwnj;انگاری دگراندیشان خشونتی&amp;zwnj;ست که ما آن را به شکل عریان در حکومت اسلامی دید&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;ایم. حکومت اسلامی در طول این ۳۳ سال خشونت سیاسی و حکومتی را حداقل در شش کشتار نشان داده است. کشتارهای سال ۵۸ـ ۵۷، کشتارهای سال ۶۰، اعدام&amp;zwnj;های دسته جمعی سال ۶۷ و بعد کشتارهایی که در خارج از کشور انجام داده، کشتارهایی که در رابطه با جنبش سبز در ایران انجام داد و همچنین &amp;quot;قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای&amp;quot;.  قتل فروهر&amp;zwnj;ها و همین طور محمد مختاری و محمد جعفر پوینده و مسئله &amp;quot;قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای&amp;quot; که در پاییز ۷۷ بازتاب گسترده&amp;zwnj;ای هم داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از ویژگی&amp;zwnj;های &amp;quot;قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای&amp;quot; شکل آن است: تقریباً همه قربانیان از نظر زاویه&amp;zwnj;ای که چاقو وارد پیکرشان شده بود، به هم شباهت داشتند. حکومت پس از حذف صورت مسئله ۶۷ در زندان&amp;zwnj;ها و کشتار دسته&amp;zwnj;جمعی زندانیان سیاسی، در سال&amp;zwnj;های دهه ۷۰ با قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای خشونت را یک بار دیگر به جامعه &amp;zwnj;کشاند و این بار برای حفظ قدرت سیاسی و پایدار کردن ماشین دولتی نه به طور دسته&amp;zwnj;جمعی، بلکه بصورت فردی به کشتار روشنفکران و مخالفان سیاسی خود در داخل ایران دست زد. دکتر مسعود نقره&amp;zwnj;کار در این باره می&amp;zwnj;گوید :&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مسعود نقره&amp;zwnj;کار -&lt;/strong&gt; به گمانم، حکومت اسلامی بعد از کشتار سال ۶۷ تصورش این بود که تکلیف خودش را با سازمان&amp;zwnj;های سیاسی، کادر&amp;zwnj;ها و رهبران سازمان&amp;zwnj;های سیاسی روشن کرده و در واقع آن&amp;zwnj;ها را، چه در زندان&amp;zwnj;ها و چه در بیرون زندان&amp;zwnj;ها، از بین برده، عده&amp;zwnj;ای را نیز به تبعید رانده بود. گمانش این بود که به هرحال با احزاب و سازمان&amp;zwnj;های سیاسی مخالف خودش به نوعی تسویه حساب کرده و حذف فیزیکی آن&amp;zwnj;ها را با موفقیت پیش برده است. خودشان نیر به این امر اعتراف کرده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای مثال حجت&amp;zwnj;الاسلام پروازی از کارکنان وزارت اطلاعات بعد&amp;zwnj;ها مطرح می&amp;zwnj;کند که فلاحیان وزیر اطلاعات آقای رفسنجانی در هدایت این قتل&amp;zwnj;ها  نقش مهمیبه عهده داشت. از آن پس مسئله تک&amp;zwnj;زنی در سطح جامعه مطرح شد. آن هم به گونه&amp;zwnj;ای که هم بتواند توجیه&amp;zwnj;پذیر باشد، هم سیاست خودش را در پیوند با حذف روشنفکران و دگراندیشان پیش ببرد و هر جایی هم که خواستند از سیاست النصر بلرعب، ایجاد رعب و وحشت، در جامعه هم بهره گیرند. یک دیدگاه این است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته دیدگاه&amp;zwnj;های دیگری هم مطرح می&amp;zwnj;شود. به ویژه بعد از اصلاحات، اصلاح&amp;zwnj;طلبان مطرح می&amp;zwnj;کنند که قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای بیشتر به خاطر تضعیف و ضربه زدن به اصلاحات بوده. البته من با این نظر مخالفم. برای اینکه بیشترین کشتار&amp;zwnj;ها در رابطه با &amp;quot;قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای&amp;quot; در دوره ریاست جمهوری آقای رفسنجانی اتفاق افتاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هرحال اینکه چرا حکومت شیوه و سیاست جدیدی را برای کشتار پیش می&amp;zwnj;گیرد، به گمان من&amp;zwnj;&amp;zwnj; علت مهمش این است که حکومت  تصور می&amp;zwnj;کند که تکلیف جریان&amp;zwnj;ها را روشن کرده و تحت عناوین مختلف تهاجم فرهنگی و توجیه&amp;zwnj;های دیگر تک&amp;zwnj;زنی می&amp;zwnj;کند، روشنفکران یا دگراندیشان و مخالفان را انتخاب می&amp;zwnj;کند و&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان طور که دیدیم به شکل&amp;zwnj;های مختلف حدود ۸۰ و در بعضی آمار&amp;zwnj;ها تا صد تن از روشنفکران، دگراندیشان و مخالفان خودش را در همین پروسه و پروژه &amp;quot;قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای&amp;quot; به قتل می&amp;zwnj;رساند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;ایمیل گزارشگر:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;mailto:pantea.bahrami@yahoo.com&quot;&gt;pantea.bahrami@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813&quot;&gt;گزارش&amp;zwnj;های اجتماعی و فرهنگی پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/12/30/9471#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3513">خشونت دولتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7353">قتل‌های زنجیره‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8448">مسعود نقره‌کار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3053">پانته‌آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Fri, 30 Dec 2011 13:15:27 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">9471 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تن‌فروشی، موافقت‌ها و مخالفت‌ها</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/28/9407</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/28/9407&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سوده راد و مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/1_19.jpg?1325279659&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;سوده راد و مهسا صارمی - تن&amp;zwnj;فروشی و روسپی&amp;zwnj;گری یکی از موضوعاتی است که از قرن هجدهم میلادی تاکنون گروه&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های مختلف فعالان حقوق بشر، کنشگران حقوق زنان و فمینیست&amp;zwnj;ها بر سر آن اختلاف نظر داشته&amp;zwnj;اند. درحال حاضر در بیشتر کشورهای جهان و به&amp;zwnj;خصوص کشورهای پیشرفته، شغل کارگری جنسی به رسمیت شناخته نمی&amp;zwnj;شود و قوانین، بسته به کشور&amp;zwnj;ها و ایالت&amp;zwnj;ها، جریمه و محکومیت&amp;zwnj;هایی برای شخصی که بدنش را در اختیار دیگری قرار می&amp;zwnj;دهد، پاانداز&amp;zwnj;ها یا مشتریان این خدمات درنظر گرفته است. بنابراین تشکیل و فعالیت اتحادیه&amp;zwnj;های کارگران جنسی در این کشور&amp;zwnj;ها حتی قابل تصور هم نیست. این در حالی است که برخلاف انتظار در برخی از کشورهای اسلامی مانند تونس کارگران جنسی مالیات پرداخت می&amp;zwnj;کنند و ماهیانه آزمایش&amp;zwnj;های پزشکی ویژه&amp;zwnj;ای را پشت&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;گذارند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در راستای حمایت از زنان تن&amp;zwnj;فروش و منع خشونت علیه آنها از سال ۲۰۰۳ روز ۱۷ دسامبر روز جهانی مبارزه علیه خشونت نسبت به زنان تن&amp;zwnj;فروش اعلام شده است. این روز به یاد ۹۰ زنی که در سال&amp;zwnj;های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ قربانی قتل&amp;zwnj;های سریالی در گرین ریور سیاتل بودند، نامگذاری شده است. اکثر زنانی که توسط قاتل آمریکایی بود به قتل رسیدند، زنان تن&amp;zwnj;فروش بودند. از سال ۲۰۰۳ تا امروز هرساله کارگاه&amp;zwnj;هایی برای منع خشونت علیه زنان روسپی در برخی کشور&amp;zwnj;ها برگزار می&amp;zwnj;شود.[۱]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سال ۱۹۹۹ در سوئد و از سال ۲۰۰۹ در نروژ و ایسلند قانون مجازات مشتریان تن&amp;zwnj;فروشی تصویب شده است. در بسیاری کشور&amp;zwnj;ها همچون ترکیه، آلمان، دانمارک، ایتالیا، یونان، هلند، اتریش، سوئیس، بلژیک، برزیل، آرژانتین، کاستاریکا، کانادا، نیوزیلند و استرالیا روسپی&amp;zwnj;گری و تن&amp;zwnj;فروشی آزاد و تحت پوشش قوانین است. در ایالت نوادا آمریکا روسپی&amp;zwnj;گری و تن&amp;zwnj;فروشی با وجود محدودیت&amp;zwnj;ها آزاد و در انگستان هم روسپی&amp;zwnj;گری آزاد و بلامانع اما تبلیغ برای آن در اماکن عمومی ممنوع است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به تازگی در پی فراخوانی که ۳۷ انجمن و گروه برابری&amp;zwnj;خواه جنسیتی در فرانسه امضا کردند مجلس ملی فرانسه قانون &amp;quot;منع سیستم تن&amp;zwnj;فروشی&amp;quot; را با اکثریت آرا تصویب کرده است. پس ازاجرایی شدن این قانون مشتریان &amp;quot;خدمات جنسی&amp;quot; به حداکثر دوماه حبس و پرداخت سه هزار و هفتصد و پنجاه یورو جریمه نقدی محکوم می&amp;zwnj;شوند. در پی تصویب این قانون که در آن به وضوح از کسانی که به تن&amp;zwnj;فروشی اشتغال دارند به عنوان &amp;quot;قربانیان سیستم تن&amp;zwnj;فروشی&amp;quot; یاد شده، راهکارهای حمایتی، اقتصادی، اجتماعی و درمانی و پرشکی نیز در نظر گرفته شده &amp;zwnj;است و هدف اصلی آن مبارزه با شبکه&amp;zwnj;های قاچاق انسان و برده&amp;zwnj;داری جنسی است. از میان این راهکار&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توان به درنظر گرفتن تسهیلاتی جهت ارائه کارت اقامت و اجازه کار در فرانسه به این افراد اشاره کرد. آن&amp;zwnj;ها همچنین می&amp;zwnj;توانند علیه پاانداز&amp;zwnj;ها شکایت کنند.[۲]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;285&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/2_13.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این &amp;zwnj;که در خرید و فروش خدمات جنسی هم زنان و هم مردان اشتغال دارند، اما بیشترین شمار عرضه&amp;zwnj;کنندگان خدمات جنسی را زنان تشکیل می&amp;zwnj;دهند و استفاده&amp;zwnj;کنندگان یا مشتریان این خدمات نیز عموماً مردان هستند. مردان شاغل در این بازار سهم بسیار کمتری را به خود اختصاص داده&amp;zwnj;اند و بیشتر آن&amp;zwnj;ها هم به عنوان گردانندگان باند&amp;zwnj;ها یا پاانداز مشغولند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تن&amp;zwnj;فروشی و حق مالکیت بر بدن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از کنشگران حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق کودک و به&amp;zwnj;طور کلی گروه&amp;zwnj;های برابری&amp;zwnj;خواه روسپی&amp;zwnj;گری را نوعی خشونت علیه زنان می&amp;zwnj;دانند و با قانونی شدن آن به هر نحوی مبارزه می&amp;zwnj;کنند. به همین دلیل است که حتی استفاده از کلمه &amp;quot;کارگر جنسی&amp;quot; احساسات و خشم آن&amp;zwnj;ها را برمی&amp;zwnj;انگیزد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی پدیده روسپی&amp;zwnj;گری و چگونگی برخورد با آن به عنوان یک شغل بر اساس دو نوع دیدگاه شکل می&amp;zwnj;گیرد: مدل کارگرجنسی و مدل خشونت علیه زنان که اصطلاح &amp;quot;کارگر جنسی&amp;quot; را سرپوشی برای خشونت&amp;zwnj;های جنسی و روانی می&amp;zwnj;دانند. گروهی قانونی کردن شغل کارگران جنسی را قانونی کردن خشونت علیه زنان و نابرابری&amp;zwnj;های جنسیتی می&amp;zwnj;دانند. آن&amp;zwnj;ها برای ساختن جامعه&amp;zwnj;ای برابر، نه تنها مهیاکنندگان و مشتریان این خدمات را مجرم می&amp;zwnj;دانند بلکه برای کسانی که خود را برای لذت جنسی در اختیار دیگران قرار می&amp;zwnj;دهند، امنیت جانی و امکانات بهداشتی و سلامتی را لازم می&amp;zwnj;دانند. این امکانات تنها به استفاده از کاندوم هنگام آمیزش خلاصه نمی&amp;zwnj;شود و حق انتخاب نوع برقراری رابطه باید جزو حقوق آن&amp;zwnj;ها باشد. این درحالی است که عده&amp;zwnj;ای دیگر معتقدند وجود بازار و صنعت کارگر جنسی، خود تأمین&amp;zwnj;کننده برابری جنسیتی است. آن&amp;zwnj;ها بر این باورند که حق مالکیت زن و انسان بر بدن خویش، این حق را به او می&amp;zwnj;دهد که هر عضو از بدن خود را به فروش بگذارد و در ازای خدماتی که با مغز، دست و پا و یا آلت جنسی خود ارائه می&amp;zwnj;دهد درآمد داشته باشد. تفاوت این دو نگاه در نتیجه عملی آن&amp;zwnj;ها است: قانونی کردن کارجنسی انسان&amp;zwnj;های بیشتری را به این روش درآمد جذب می&amp;zwnj;کند و خشونت&amp;zwnj;های جنسیتی را به ویژه بر زنان افزایش می&amp;zwnj;دهد و غیر قانونی بودن آن، زنان و مردان بیشتری را از دامنه این خشونت&amp;zwnj;ها در امان می&amp;zwnj;دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موافقان و مدافعان روسپی&amp;zwnj;گری معتقدند که مالکیت انسان بر بدن خویش این اجازه را به او می&amp;zwnj;دهد که از بدن خود در هر راهی و هر طور که می&amp;zwnj;خواهد استفاده کند. آن&amp;zwnj;ها بر این باورند که هرگاه فردی نیاز به خدمات تخصصی همچون پزشکی، مکانیکی و مهندسی داشته باشد، برایش مهم نیست چه کسی آن کار تخصصی را انجام خواهد داد، بلکه صرفاً نیاز به آن خدمات مهم است. برخی از آنان معتقدند مخالفان که برای غیر قانونی کردن تن فروشی تلاش می&amp;zwnj;کنند، در واقع موقعیت زنان تن فروش را به خطر می&amp;zwnj;اندازند و برای آن&amp;zwnj;ها خطراتی را ایجاد می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;موافقان قانون&amp;zwnj;های مجازات مشتریان &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فمینیست&amp;zwnj;های مخالف با نظام روسپی&amp;zwnj;گری می&amp;zwnj;گویند تن فروشی را باید شکلی از خشونت علیه زنان تلقی کرد و نباید در جوامع قانونی شود. گروهی از آن&amp;zwnj;ها اعتقاد دارند تعداد کسانی که آگاهانه شغل تن&amp;zwnj;فروشی را انتخاب کرده&amp;zwnj;اند نسبت به کسانی که به اجبار به این کار روی آورده&amp;zwnj;اند بسیار کم است. آن&amp;zwnj;ها اذعان می&amp;zwnj;دارند از سویی &amp;quot;انتخاب شغل&amp;quot; باید آزادانه و بر مبنای ارزشگذاری&amp;zwnj;های منطقی بین حداقل دو شغل انجام گیرد، در حالی&amp;zwnj;که بسیاری از تن&amp;zwnj;فروشان در عمل انتخاب دیگری جز تن دادن به &amp;quot;ارائه خدمات جنسی&amp;quot; ندارند. از سویی دیگر &amp;quot;لذت و رضایت&amp;quot; را دو عنصر اصلی برای برقراری رابطه جنسی برابر می&amp;zwnj;دانند و هر دو این عناصر را در روابط مبنی بر فروش خدمات جنسی غایب می&amp;zwnj;بینند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم&amp;zwnj;چنین مخالفان تن&amp;zwnj;فروشی معتقدند اثرات منفی این کار تا درازمدت بر جسم و روان این زنان باقی می&amp;zwnj;ماند. تن&amp;zwnj;فروشی فعالیتی است که منجر به آسیب&amp;zwnj;های روانی و جسمی، اضطراب، استرس، افسردگی، روی آوردن به الکل و مواد مخدر و اعتیاد، اختلال در خوردن و امکان آسیب&amp;zwnj;رسانی به بدن خویش می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به شهادت بسیاری از افرادی که پیشتر به تن&amp;zwnj;فروشی اشتغال داشته&amp;zwnj;اند، در زمان برقراری رابطه جنسی احساس می&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;اند روح&amp;zwnj;شان از بدن&amp;zwnj;شان جدا شده است و هیچ دردی را حس نمی&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;اند. علاوه بر این خشونت و عدم رضایت در برقراری ارتباط جنسی، مشتری با آن&amp;zwnj;ها مانند کالایی برخورد می&amp;zwnj;کند که بهای آن را پرداخته است و به خود اجازه می&amp;zwnj;دهد هر خشونت فیزیکی را بر او روا دارد و نه تنها نیازهای جنسی خود را تأمین کند، بلکه فانتزی&amp;zwnj;های جنسی را که اکثراً از طریق فیلم&amp;zwnj;های پورنوگرافیک آموزش داده شده&amp;zwnj;اند و سرشار از خشونت نیز هستند عملی کند. اکثر این فانتزی&amp;zwnj;ها بر سلطه مردان بر زنان بنا نهاده شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امین بزرگیان، روزنامه&amp;zwnj;نگار و تحلیل&amp;zwnj;گر مسائل اجتماعی در شرح ماهیت تن&amp;zwnj;فروشی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در عمل تن&amp;zwnj;فروشی دو میدان اجتماعی به هم پیوند می&amp;zwnj;خورند، یکی تمایلات و رابطه جنسی. دیگری اقتصاد و پول که در هردوی این میدان&amp;zwnj;ها قدرت در اختیار مردان، به معنای ساختار مردسالارانه است و یک قدرت سازماندهی شده تاریخی قابل توجه ضد زنان وجود دارد. ساختار این دو میدان نیز پر از نابرابری و سرکوب است. با این مقدمه ما می&amp;zwnj;توانیم بفهمیم که چرا نظام تن&amp;zwnj;فروشی، نظامی مالامال از سرکوب، ستم، قدرت و مردسالاری است. زیرا تواماً میراث دار دو قدرت اجتماعی، هم تمایلات جنسی و هم پول است. از این طریق ما می&amp;zwnj;توانیم به ماهیت نظام تن&amp;zwnj;فروشی پی ببریم. مسئله دیگر این است که در این نظام تن&amp;zwnj;فروشان حامل این نظام هستند؛ مانند کارگرانی که حامل نظام تولید هستند، روسپیان و نظام روسپی&amp;zwnj;گری دو چیز مجزا هستند، گرچه آنان کاربران و راه برندگان این نظام هستند اما این باعث نمی&amp;zwnj;شود که نظام تن&amp;zwnj;فروشی را معادل تن&amp;zwnj;فروشان بدانیم. نظام تن&amp;zwnj;فروشی چیزی بزرگ&amp;zwnj;تر و فرا&amp;zwnj;تر از تن&amp;zwnj;فروشان است. این قوانین که خواست قانونگذاران است به جای افزایش فشار و محدودیت بر نظام و ساختار تن&amp;zwnj;فروشی، فشار را بر تن&amp;zwnj;فروشان افزایش می&amp;zwnj;دهد و روسپی&amp;zwnj;ها در این میان تحت تاثیر این قانون قرار می&amp;zwnj;گیرند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بزرگیان در ادامه می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;نظام تن&amp;zwnj;فروشی ذاتاً یک ساختار خشونت&amp;zwnj;وار است. در نظام تن&amp;zwnj;فروشی نوعی از تجاوز رخ می&amp;zwnj;دهد و این تجاوز از طریق پول انجام می&amp;zwnj;گیرد. پول در این میان جرمی که مردان مرتکب می&amp;zwnj;شوند را کمتر می&amp;zwnj;کند، گویی پول شکل مجرمانه این عمل را از بین ببرد. به هیچ عنوان نباید اشکالی از باج دادن به نظام تن&amp;zwnj;فروشی وجود داشته باشد، از روسپیان به عنوان کارگران این نظام که ساختار اقتصادی و نظام مردسالاری آن&amp;zwnj;ها را به این کار واداشته است، می&amp;zwnj;شود دفاع کرد اما این به معنای دفاع از نظام روسپی&amp;zwnj;گری نیست.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مخالفان قانون&amp;zwnj;های مجازات مشتریان &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهشید راستی، فمینیست و فعال حقوق زنان ساکن سوئد که در سال ۱۹۹۹ از حامیان و طرفداران تصویب قانون محکومیت خریداران خدمات جنسی بوده است در مورد این قانون و تاثیرات آن می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;از تاثیرات مثبت این قانون برداشتن جرم از دوش زن تن&amp;zwnj;فروش است. این قانون با تأکید بر جرم&amp;zwnj;زدایی از تن&amp;zwnj;فروشی و مجرم دانستن خریداران و دلالان سکس، چهره دیگری به تجارت سکس در سطح اجتماعی داد که با چهره&amp;zwnj;ای که از نظر سنتی در جامعه وجود داشت متفاوت بود و من از این نظرهم&amp;zwnj;چنان با این قانون همراه و موافق هستم که تن&amp;zwnj;فروش را چه زن و چه مرد باشد، مجرم نمی&amp;zwnj;شناسد بلکه به&amp;zwnj;طور کلی تجارت سکس، خرید و دلالی سکس را جرم به شمار می&amp;zwnj;آورد. هرچند که من امروز، برخلاف زمان تصویب این قانون، چندان با مسئله جرم انگاشتن خرید سکس هم موافق نیستم، چرا که فکر می&amp;zwnj;کنم به نوعی بیشتر از اینکه نگاه قضایی به این تجارت بدهد، نگاهی اخلاقی را در این زمینه باب می&amp;zwnj;کند که در این نگاه اخلاقی هم&amp;zwnj;چنان تن&amp;zwnj;فروش است که مورد قضاوت قرار می&amp;zwnj;گیرد، هرچند که قانون او را مجرم نشناسد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهشید راستی در ادامه می&amp;zwnj;گوید که از دید وی و با آماری که در دست دارد تصویب این قانون به تقلیل خرید و فروش سکس در سوئد کمکی نکرده است. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در سال ۲۰۱۰ ارزیابی&amp;zwnj;هایی روی این قانون صورت گرفت که پس از اعلام نتایج آن بسیاری از فعالان در این زمینه اعتراض کردند. زیرا این ارزیابی با اصول آکادمیک ارزیابی&amp;zwnj;های مصوبات اجتماعی انطباق نداشته است تا جایی که حتی محققان اجتماعی مختلفی آن را یک رسوایی بزرگ می&amp;zwnj;نامیدند. این ارزیابی در تلاش این بود که نشان دهد قانون تصویب شده راهکاری مفید بوده و نتیجه داده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;یکی از پایه&amp;zwnj;های این ارزیابی میزان کاهش فحشای خیابانی در شهرهایی بزرگ سوئد مانند یوته&amp;zwnj;بوری، مالمو و استکهلم بود. در حالی که اگر فحشا از خیابان&amp;zwnj;ها جمع شده، عمدتاً دال بر تنزل این تجارت در سطح جامعه نیست بلکه شکل ارائه خدمات جنسی تغییر کرده است. امروزه در سوئد راه&amp;zwnj;های مختلفی برای خرید و فروش سکس وجود دارد. سکس پارتی&amp;zwnj;ها و استریپ کلاب&amp;zwnj;ها و سایت&amp;zwnj;های اینترنتی. خرید و فروش سکس طبق آمار&amp;zwnj;های اجتماعی به شدت افزایش پیدا کرده&amp;zwnj;اند ولی در ارزیابی قانون این افزایش بسیار کمرنگ مورد اشاره قرار گرفته بود و اشاره&amp;zwnj;ای به آمار استریپ کلاب&amp;zwnj;ها، سکس پارتی&amp;zwnj;ها، سایت&amp;zwnj;های خرید و فروش سکس که یکی از فاکتورهایی تعیین کننده در نتیجه ارزیابی بودند، نشده بود. زمانی که از سکس مخفی در سوئد صحبت می&amp;zwnj;کنیم نمی&amp;zwnj;توانیم منبع آمارمان را گزارش پلیس و کاهش فحشای خیابانی قرار دهیم. دختران جوان به شکل برده&amp;zwnj;های جنسی ازکشورهای شرقی اروپا مانند لیتوانی به سوئد آورده می&amp;zwnj;شوند و بدون پاسپورت در خانه&amp;zwnj;های مخفی نگهداشته می&amp;zwnj;شوند؛ خانه&amp;zwnj;هایی که پلیس هم از وجود آنان بی&amp;zwnj;خبر است. به این دلیل نتایج این ارزیابی غیر واقعی تلقی شده و ارزیابی مورد انتقاد محققان اجتماعی و فعالان حوزه زنان قرار گرفته بود.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;129&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/3_11.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جامعه مردسالار و معاملات جنسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی تن&amp;zwnj;فروشی در جامعه&amp;zwnj;ای پذیرفته می&amp;zwnj;شود، این جامعه ناخودآگاه از خود در زمینه تأمین امنیت فردی در حوزه خشونت&amp;zwnj;های جنسی سلب مسئولیت می&amp;zwnj;کند. شیوع این تفکر در هر جامعه باعث می&amp;zwnj;شود مردان حق تعرض به زنی را که در ازای مبلغی پول بدست آورده&amp;zwnj;اند برای خود قائل شوند و این تفکر تا آنجا پیش می&amp;zwnj;رود که به هر زنی به عنوان یک کالای قابل خرید نگاه &amp;zwnj;کنند. تعداد زنان تن&amp;zwnj;فروش همواره بسیار بیشتر از مردان روسپی بوده است که این خود گواهی بر این است که این حرفه به نابرابری زنان و مردان دامن زده و خشونتی علیه زنان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تجربه و آمار رسمی نشان می&amp;zwnj;دهد در کشورهایی چون آلمان و بلژیک که از لحاظ قانونی برای تن&amp;zwnj;فروشی ساز و کارهایی پیش&amp;zwnj;بینی شده است، نه از آمار تجاوز و خشونت علیه زنان کاسته شده و نه بر شمار قراردادهای رسمی تن&amp;zwnj;فروشی افزوده شده است. این در حالی است که هر روز به شمار دختران نابالغ یا بسیار جوانی که برای این کار از کشورهای شرق اروپا می&amp;zwnj;آیند و مراکز &amp;quot;ارائه خدمات جنسی&amp;quot; افزوده می&amp;zwnj;شود. حتی اگر آثار و رد پای تن&amp;zwnj;فروشی که از آن به قدیمی&amp;zwnj;ترین شغل جهان یاد می&amp;zwnj;شود در همه ادوارتاریخی دیده شود، امکان توقف آن همچون بسیاری دیگر از سنت&amp;zwnj;ها و اعمال خشن و کهن هست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;کارگران جنسی در ایران &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به دلیل دشواری تحقیق درباره زنان روسپی و عدم تمایل مسئولان برای رسیدگی به وضعیت این زنان تا به حال آمار دقیقی از زنان تن فروش و کارگران جنسی در ایران به دست نیامده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته حبیب&amp;zwnj;الله فرید، مدیر امور آسیب&amp;zwnj;دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی براساس آماری که به تازگی سازمان بهزیستی اعلام کرده است، زنان تن فروش دو گروه را تشکیل می&amp;zwnj;دهند. حبیب&amp;zwnj;الله فرید این دو گروه را این چنین تقسیم&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;گروه اول صرفاً به خاطر مسائل اقتصادی به این چرخه وارد می&amp;zwnj;شوند و با بحث&amp;zwnj;های حمایتی و توانمندسازی اقتصادی می&amp;zwnj;توان آنان را از این چرخه خارج کرد. گروه دوم افرادی هستند که میزان درآمد متوسطی دارند و برای افزایش کیفیت زندگی و مادیات این کار را انجام می&amp;zwnj;دهند و در مورد این گروه انگیزه&amp;zwnj;ها صرفاً اقتصادی نیست و باید روی تغییر نگرش&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;های این افراد سرمایه گذاری کرد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی هم&amp;zwnj;چنین درباره آخرین تغییرات الگوی زنان تن&amp;zwnj;فروش می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;بیش از ۵۰ درصد کارگران جنسی در این تحقیق زنان متأهل هستند و اغلب افرادی که در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته&amp;zwnj;اند افرادی از طبقه متوسط جامعه هستند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرید هم&amp;zwnj;چنین یادآور می&amp;zwnj;شود: &amp;quot;کارگران جنسی در مثلثی به سر می&amp;zwnj;برند که روسپی&amp;zwnj;گری، اعتیاد و خشونت اضلاع آن هستند و آنان مصون از تمام این مسائل نیستند.&amp;quot;[۳]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دهه هفتاد شمسی به دلیل تحولات سیاسی و اقتصادی در ایران مسائل اجتماعی و فرهنگی از دید مسئولان دور ماند و به آن پرداخته نشد. در این میان جامعه&amp;zwnj;شناسان و مسئولان مربوط نیز سخنی از زنان روسپی به میان نیاوردند تا تلنگری به جامعه اخلاق&amp;zwnj;محور و ارزش&amp;zwnj;گرای ایران وارد نشود. تا دهه هشتاد مسئولان و پژوهشگران هنوز نامی مناسب برای نامیدن زنان تن&amp;zwnj;فروش و روسپی انتخاب نکرده بودند و آنان را &amp;quot;زنان ویژه&amp;quot; می&amp;zwnj;نامیدند، از دهه هشتاد به بعد زنان روسپی را &amp;quot;زنان آسیب دیده&amp;quot; خطاب می&amp;zwnj;کردند و پس از سری قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای زنان روسپی کم&amp;zwnj;کم رسانه&amp;zwnj;ها نیز به این پدیده اجتماعی پرداختند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع زنان تن&amp;zwnj;فروش همیشه در لایه&amp;zwnj;های پنهان جامعه ایران جای گرفته است و به همین دلیل هیچ&amp;zwnj;وقت آمار دقیقی از تعداد این زنان و وضعیت آنان به دست نیامده است. فقر اقتصادی و فرهنگی، بیکاری و معضلات اقتصادی از دلایلی است که باعث افزایش گرایش زنان به روسپی&amp;zwnj;گری می&amp;zwnj;شود. همچنین از دید برخی کار&amp;zwnj;شناسان تجمل&amp;zwnj;گرایی و میل به افزایش سطح رفاه یکی دیگر از دلایلی است که زنان به خاطر آن به تن&amp;zwnj;فروشی روی می&amp;zwnj;آورند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رنه کوئینگ، جامعه&amp;zwnj;شناس سوئیسی نظریه&amp;zwnj;ای را بیان می&amp;zwnj;کند که دلایل روی آوردن روزافزون زنان به تن&amp;zwnj;فروشی را کامل می&amp;zwnj;کند. وی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;فقر به تنهایی یک عامل ثبات&amp;zwnj;بخش است، اما اگر در مقابل فقر تصویر ثروت و یا آرزوهای بلند پروازانه رفاه ارائه شوند در آن صورت فقر غیر قابل تحمل می&amp;zwnj;شود و در آن صورت رفتارهای انحرافی و نارضایتی اجتماعی رشد می&amp;zwnj;کند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان&amp;zwnj;طور که امان&amp;zwnj;الله قرایی&amp;zwnj;اقدم، آسیب&amp;zwnj;شناس پیشتر به خبرآنلاین گفته است: &amp;quot;همانطور که می&amp;zwnj;دانید فرهنگ دولایه دارد؛ یک لایه ظاهری است که می&amp;zwnj;بینیم و یک لایه پنهانی. موضوع زنانی خیابانی لایه پنهانی جامعه است؛ یعنی هیچکس نمی&amp;zwnj;تواند در کشور آمار دقیقی را از این زنان بدهد. پس این موضوع پنهان است و دلیلش هم این است که اگر برملا شود نتیجه&amp;zwnj;اش سنگسار و زندان و... است و این طبیعی است که این زنان تمام سعی خودشان را بکنند تا حضورشان را رخ مسئولان نکشند.&amp;quot;[۴]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه ایران همواره سکوت حول مسئله تن&amp;zwnj;فروشی حاکم بوده است. گویا کسی تمایلی ندارد از وضعیت آن&amp;zwnj;ها بداند و راهکارهای پیش&amp;zwnj;گیرنده و سیستم&amp;zwnj;های حمایتی سلامتی و بهداشتی، تسهیلات اسکان و حمایت&amp;zwnj;های روان&amp;zwnj;شناسی را در اختیار آنان قرار دهد، تا این زنان بتوانند به جامعه برگردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم تمایل به دانستن درباره زنان روسپی و نقص رسیدگی&amp;zwnj;ها به زنان تن&amp;zwnj;فروش و آسیب&amp;zwnj;دیده در کشور همواره مسائل آنان را به مسائلی ممنوع و تابو تبدیل کرده است. همین امر باعث می&amp;zwnj;شود که پرداختن به این موضوع دشوار و پیچیده&amp;zwnj;تر شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/International_Day_to_End_Violence_Against_Sex_Workers&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;International Day to End Violence Against Sex Workers&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.abolition2012.fr/&quot;&gt;&amp;nbsp;abolition 2012&lt;/a&gt; .۲&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. &lt;a href=&quot;http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1907384&quot;&gt;ایسنا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;۴. &lt;a href=&quot;http://www.khabaronline.ir/news-159046.aspx&quot;&gt;خبرآنلاین&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/28/9407#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7939">تن‌فروشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8391">خدمات جنسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8388">روسپی‌گری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2706">سوده راد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8389">مالکیت بر بدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8390">کرامت انسانی</category>
 <pubDate>Wed, 28 Dec 2011 15:18:16 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">9407 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تصویب قانونی برای جریمه مشتریان تن‌فروشی در فرانسه </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/09/8921</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/09/8921&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سوده راد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;140&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/164611.jpg?1323718474&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:&lt;br /&gt;
embed&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;سوده راد- روز دوشنبه، پنجم دسامبر ۲۰۱۱، مجلس ملی فرانسه قانون منع سیستم تن&amp;zwnj;فروشی را به اتفاق آراء تصویب کرد. بر اساس این قانون که هدف آن ساختن جامعه&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;دور از تن&amp;zwnj;فروشی است، در فرانسه نیز با الگوبرداری از تجربه سوئد از سال ۱۹۹۹ تاکنون، خریداران سکس جریمه خواهند شد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:&lt;br /&gt;
embed&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;در جلسه بررسی و تصویب این قانون، نمایندگان تمامی احزاب سیاسی فرانسه حضور داشتند. هرچند در فرانسه نیز همچون سایر کشور&amp;zwnj;ها بین تصویب قانون تا اجرایی شدن آن فاصله زمانی وجود دارد، ولی از این پس خریداران سکس به تحمل حداکثر دوماه زندان و پرداخت سه&amp;zwnj;هزار و ۷۵۰ یورو جریمه نقدی محکوم می&amp;zwnj;شوند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;جامعه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای عاری از تن&amp;zwnj;فروشی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;چندی پیش گروهی از فعالان حقوق زنان و مخالفان سیستم تن&amp;zwnj;فروشی، فراخوانی برای ارائه به مجلس فرانسه &lt;a href=&quot;http://www.abolition2012.fr/&quot;&gt;منتشر&lt;/a&gt; کردند. آنها اعلام کردند که خواهان تصویب قانون منع سیستم تن&amp;zwnj;فروشی با در نظر گرفتن شرایطی همچون &amp;quot;حذف تمامی جریمه&amp;zwnj;ها و محکومیت&amp;zwnj;ها علیه قربانیان تن&amp;zwnj;فروشی&amp;quot;، &amp;quot;ممنوعیت خرید هرگونه عمل جنسی&amp;quot;، &amp;quot;جریمه خریداران سکس&amp;quot;، &amp;quot;سیاستی جامع برای آموزش و آگاهی&amp;zwnj;بخشی درباره تمایلات و روابط جنسی توأم با احترام به دیگری&amp;quot; و &amp;quot;برابری بین زنان و مردان&amp;quot; هستند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;برقراری و بهره&amp;zwnj;برداری از روش&amp;zwnj;هایی برای محافظت تن&amp;zwnj;فروشان و مددرسانی اجتماعی به آنها، ارائه راهکارهایی با هدف یافتن شغل&amp;zwnj;های جایگزین، به رسمیت شناختن حقوق واقعی و اجرایی برای همه افرادی که تن&amp;zwnj;فروشی می&amp;zwnj;کنند و طراحی سیاست&amp;zwnj;هایی برای پیشگیری از تمایل افراد به این حرفه و آموزش و اطلاع&amp;zwnj;رسانی درباره واقعیت&amp;zwnj;هایی که پیرامون آن وجود دارد، از دیگر خواسته&amp;zwnj;های اعلام شده در این فراخوان بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در بخشی از این بیانیه آمده بود: &amp;quot;سیستم تن&amp;zwnj;فروشی خشونتی است که در تاریخ بلند مردسالاری ثبت شده است. این سیستم تبلور همه انواع نابرابری&amp;zwnj;هاست و مانعی اساسی برای برابری بین زنان و مردان به شمار می&amp;zwnj;رود.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;این فراخوان را ۳۷ انجمن و گروه برابری&amp;zwnj;خواه جنسیتی امضا کرده&amp;zwnj;اند و در بین افرادی که به این فراخوان پیوسته&amp;zwnj;اند، نام بیش از ۳۰ چهره سر&amp;zwnj;شناس اجتماعی و سیاسی از احزاب چپ فرانسه به چشم می&amp;zwnj;خورد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;تصویب قانون، گام اول &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در جلسه بررسی لایحه منع سیستم تن&amp;zwnj;فروشی، یکی از نمایندگان حزب حاکم فرانسه که از جناح راست است، گفت: &amp;quot;نه، تن&amp;zwnj;فروشی قدیمی&amp;zwnj;ترین شغل بشریت نیست. بلکه باید آن را از زاویه خشونت علیه زنان بررسی کرد... قانون ضد برده&amp;zwnj;داری از ۵۰ سال پیش تاکنون در کشور ما وجود دارد و امروز وقت آن رسیده که آن را اجرایی کنیم.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;نسبت شمار زنان به مردان تن&amp;zwnj;فروش در دنیا یکی از تصاویر نابرابری جنسیتی را نقش می&amp;zwnj;زند و جالب اینجاست که اکثریت قریب به اتفاق باندهای قاچاق و بهره&amp;zwnj;کشی جنسی توسط مردان راه&amp;zwnj;اندازی و اداره می&amp;zwnj;شود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;البته این قانون مخالفانی هم دارد که معتقدند حق مالکیت انسان بر بدن خویش این اجازه را به او می&amp;zwnj;دهد که در قبال &amp;quot;ارائه خدمات جنسی&amp;quot;، پولی هم دریافت کند. الیزابت بادن&amp;zwnj;تر که یکی از فمینیست&amp;zwnj;های طرفدار این گروه است می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;اگر زنی بخواهد در طول سه روز&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان میزان درآمدی را داشته باشد که زن دیگری با یک ماه صندقداری کسب می&amp;zwnj;کند، باید حقش را به رسمیت شناخت. تنها شرط لازم این است که این زن تحت فشار تن به چنین کاری ندهد.&amp;quot; دانیل بوسکه نیز در جواب این دیدگاه می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;البته در این شغل، در ازای هر یک انتخاب آزاد، صد&amp;zwnj;ها قربانی و برده جنسی داریم.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;حزب سبز فرانسه که موضوع بحث یکی از موضوعات اصلی دیدار تابستانی و سالانه خود را قانون تن&amp;zwnj;فروشی و برده&amp;zwnj;داری جنسی در فرانسه قرار داده بود، موضع خود را این&amp;zwnj;گونه اعلام کرد: &amp;quot;نیمی از ما موافق این قانون و نیمی مخالف هستند. مخالفان تن&amp;zwnj;فروش&amp;zwnj;ها را کارگرهای جنسی می&amp;zwnj;دانند و خواستار به رسمیت شناختن آن&amp;zwnj;ها و ارائه خدمات و حقوق بهداشتی و اجتماعی&amp;zwnj; به این افراد هستند.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://site.strass-syndicat.org&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;a href=&quot;http://site.strass-syndicat.org&quot;&gt;اتحادیه مشاغل جنسی&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;span&gt;با محکوم کردن این قانون اشاره می&amp;zwnj;کند که جریمه خریداران سکس موجب می&amp;zwnj;شود ارائه&amp;zwnj;دهندگان خدمات جنسی نتوانند به&amp;zwnj;طور مستقیم مشتری جذب کنند و به سمت شبکه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های واسطه کشیده شوند که از آن&amp;zwnj;ها مبلغی به عنوان حق&amp;zwnj;الزحمه دریافت می&amp;zwnj;کند. حقوقدان این سندیکا می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;با محدودسازی خوداشتغالان نمی&amp;zwnj;توان با شبکه&amp;zwnj;های آدم&amp;zwnj;ربایی و قاچاق انسان و برده&amp;zwnj;داری جنسی مبارزه کرد.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;تن&amp;zwnj;فروشی در اذهان و واقعیت&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;انجمن&amp;zwnj;ها و گروه&amp;zwnj;های فمینیستی موافق این اصل هستند که قانون به تنهایی راهی برای ساختن جامعه نیست و باید در کنار اصلاح قوانین به فرهنگ&amp;zwnj;سازی نیز پرداخت. اولین قدم در تغییر، روشن کردن لایه&amp;zwnj;های پنهان و تاریک پدیده برده&amp;zwnj;داری جنسی است. نسبت شمار زنان به مردان تن&amp;zwnj;فروش در دنیا یکی از تصاویر نابرابری جنسیتی را نقش می&amp;zwnj;زند و جالب اینجاست که اکثریت قریب به اتفاق باندهای قاچاق و بهره&amp;zwnj;کشی جنسی توسط مردان راه&amp;zwnj;اندازی و اداره می&amp;zwnj;شود. آن&amp;zwnj;هم بر اساس ذهنیتی که از مرد و نیاز جنسی&amp;zwnj;اش موجودی غیر قابل کنترل می&amp;zwnj;سازد که باید حتماً از خدمات جنسی ارائه شده توسط یک زن استفاده کند تا آرام بگیرد؛ ذهنیتی که مرد را موجودی خشن می&amp;zwnj;داند که اگر نیاز جنسی&amp;zwnj;اش را برطرف نکند، وحشی می&amp;zwnj;شود و به تجاوز دست می&amp;zwnj;زند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;تجربه و آمار رسمی نشان می&amp;zwnj;دهد در کشورهایی چون آلمان یا بلژیک که از لحاظ قانونی برای تن&amp;zwnj;فروشی ساز و کارهایی پیش&amp;zwnj;بینی شده است، نه از آمار تجاوز و خشونت علیه زنان کاسته شده و نه بر شمار قراردادهای رسمی تن&amp;zwnj;فروشی افزوده شده است. با این حال هر روز به شمار مراکز &amp;quot;ارائه خدمات جنسی&amp;quot; و دختران نابالغ یا بسیار جوانی که برای این کار از کشورهای غرب اروپا می&amp;zwnj;آیند، افزوده می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;حتی اگر آثار و رد پای تن&amp;zwnj;فروشی در همه ادوارتاریخی آمده باشد، امکان توقف آن همچون بسیاری دیگر از سنت&amp;zwnj;ها و اعمال خشن و کهن هست. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در اطلاعیه خبری که پس از تصویب قانون منع سیستم تن&amp;zwnj;فروشی در مجلس از سوی برگزارکنندگان فراخوان منتشر شد، بر لزوم اجرای بندبند مفاد فراخوان تأکید شده است. در فرانسه چند مرکز و انجمن بازپروری با هدف ارائه تسهیلات لازم به نیازمندان برای آغاز زندگی به&amp;zwnj;دور از تن&amp;zwnj;فروشی فعال است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/09/8921#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7939">تن‌فروشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3407">خشونت جنسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2706">سوده راد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2832">فرانسه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2121">قانون</category>
 <pubDate>Fri, 09 Dec 2011 21:55:55 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">8921 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آمار کشته‌شدگان ناآرامی‌های سوريه از سه‌هزار نفر فراتر رفت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/world/2011/10/15/7620</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/world/2011/10/15/7620&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;262&quot; height=&quot;161&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/129766972.jpg?1318663771&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شمار کشته&amp;zwnj;شدگان ناآرامی&amp;zwnj;های سوريه در هشت ماه گذشته از سه&amp;zwnj;هزار نفر فراتر رفت.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گزارش رويترز، ناوی پيلای، کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل گفت در بين کشته&amp;zwnj;شدگان، دست&amp;zwnj;کم ۱۸۷ کودک نيز وجود دارد.&lt;br /&gt;
به گفته وی در ۱۰ روز گذشته بيش از ۱۰۰ نفر در سوريه کشته شده&amp;zwnj;اند.&lt;br /&gt;
تظاهرات مخالفان بشار اسد، رئيس&amp;zwnj;جمهوری سوريه از ميانه ماه مارس ۲۰۱۱ (اسفند ۱۳۸۹) آغاز شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;العربيه گزارش داد روز جمعه ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱ در پی فراخوان فعالان سوری برای حضور در تظاهرات &amp;quot;جمعه آزادگان ارتش&amp;quot; مردم شهرهای مختلف سوريه به خيابان&amp;zwnj;ها آمدند و بر &amp;quot;سرنگونی&amp;quot; حکومت بشار اسد تأکيد کردند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;100&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/pillay_0.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;به گفته ناوی پيلای، کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در بين کشته&amp;zwnj;شدگان سوریه، دست&amp;zwnj;کم ۱۸۷ کودک وجود دارد&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;از آغاز اعتراضات سوريه تاکنون شمار زيادی از نظاميان در اعتراض به سرکوب معترضان از ارتش سوريه جدا شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماهر الرحمونی نظامی جدا شده از گارد رياست جمهوری سوريه به العربيه گفت بيش از ۳۰۰ نفر ازسربازان نيز حکومت سوريه جدا شده&amp;zwnj;اند و به مردم پيوسته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با افزايش خشونت&amp;zwnj;ها در سوريه، آمريکا و کشورهای اروپايی تلاش داشتند تا با تصويب قطعنامه&amp;zwnj;ای عليه دولت سوريه در شورای امنيت سازمان ملل، مقامات اين کشور را به دليل &amp;quot;سرکوب مخالفان&amp;quot; تحريم کنند اما روسيه و چين که از اصلاحات در سوريه حمايت می&amp;zwnj;کنند، اين قطعنامه را وتو کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با اين حال آمريکا و اتحاديه اروپا، تحريم&amp;zwnj;های يک&amp;zwnj;جانبه&amp;zwnj;ای عليه شماری از مقامات سوريه و صنعت نفت و گاز اين کشور اعمال کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همين حال شورای ملی انتقالی ليبی با به رسميت شناختن شورای ملی سوريه اعلام کرد سفارت سوريه را در طرابلس تعطيل می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ديمتری مدودف، رئيس&amp;zwnj;جمهوری روسيه که کشورش با تحريم سوريه موافق نيست، با اين حال چندی پيش هشدار داد &amp;quot;مقامات سوريه يا بايد در اين کشور اصلاحات انجام داده و يا کنار بروند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شورای همکاری کشورهای خليج فارس نيز روز جمعه کشورهای عربی را به برگزاری نشستی فوری درباره اوضاع سوريه فراخواند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این شورا که عربستان، امارات متحده عربی، کويت، قطر،عمان و بحرين در آن عضويت دارند، معتقد است اين نشست بايد در سطح وزيران امور خارجه برگزار شود و مسايل انسانی و بحث درباره توقف کشتار در سوريه در دستور کار آن قرار داشته باشد.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/world/2011/10/15/7620#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1">حقوق بشر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%D9%84">سازمان ملل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1963">سوریه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5423">ناوی پیلای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/world">اخبار جهان</category>
 <pubDate>Sat, 15 Oct 2011 06:49:51 +0000</pubDate>
 <dc:creator>zamaanehnews</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7620 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>قتل‌های ناموسی و راه‌های مبارزه با آن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/09/22/7126</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/09/22/7126&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مازیار مهدوی فر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;276&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/fonon.net-b6d947018b.jpg?1316897768&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مازیار مهدوی&amp;zwnj;فر - کردستان، خوزستان، آذربایجان، ایلام، کرمانشاه، سیستان و بلوچستان، لرستان، همدان، فارس و خراسان. نگاهی به اسامی این استان&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد که تقریباً نیمی از کشور درگیر پدیده شوم قتل&amp;zwnj;های ناموسی است. بماند که این اسامی فقط مربوط به استان&amp;zwnj;هایی است که از حیث شمار انجام قتل، با انگیزه ناموسی به کمیتی آماری رسیده&amp;zwnj;اند، وگرنه قطعا چنین قتل&amp;zwnj;هایی به صورت موردی در سایر استان&amp;zwnj;ها نیز رخ می&amp;zwnj;دهد که البته اخبار آن را کم و بیش در ستون حوادث روزنامه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خوانیم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه راه حل&amp;zwnj;هایی برای مبارزه با قتل&amp;zwnj;هایی وجود دارد که زیر عنوان قتل&amp;zwnj;های ناموسی در کشور رخ می&amp;zwnj;دهد؟ برای یافتن پاسخ، ابتدا مفهوم قتل&amp;zwnj;های ناموسی و پراکندگی آن در دنیا و ایران را به اختصار بررسی می&amp;zwnj;کنیم. سپس به دلایل وقوع آن در ایران می&amp;zwnj;پردازیم و دلیل ایجاد چنین پراکندگی در کشورمان را تبیین می&amp;zwnj;کنیم و در نهایت به راه&amp;zwnj;های مبارزه با این پدیده خواهیم پرداخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مفهوم قتل ناموسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قتل ناموسی به ارتکاب خشونت (اغلب منجر به مرگ)، غالبا در مورد دختران و زنان یک خانواده توسط مردان خویشاوند آنان گفته می&amp;zwnj;شود. این زنان و دختران به علت آن&amp;zwnj;چه &amp;quot;لکه دار شدن شرافت و آبروی خانوادگی&amp;quot; خوانده می&amp;zwnj;شود، به این مجازات گرفتار می&amp;zwnj;شوند. عمل آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند شامل محدوده وسیعی شود، از جمله امتناع از ازدواج اجباری، تمایل برای گرفتن طلاق به هر دلیل موجه یا غیر موجه، رابطه با جنس مخالف از دوستی ساده گرفته تا برقراری رابطه جنسی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مورد این تعریف باید در نظر داشت که از دیدگاه مرتکبین این قتل&amp;zwnj;ها تنها سوء ظن راجع به ارتکاب دختر یا زن مذبور به یکی از اعمال ذکر شده یا مشابه آن کافی است تا حکم مورد نظر را در مورد او به اجرا بگذارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پراکندگی جمعیتی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;براساس آمار نهاد&amp;zwnj;های وابسته به سازمان ملل شمار وقوع این قتل&amp;zwnj;ها در دنیا حدود پنج&amp;zwnj;هزار مورد در سال برآورد شده است، اما با نگاهی به ماهیت قضیه می&amp;zwnj;توان دریافت که این آمارمانند قله یک کوه بزرگ یخی است که سر از آب بیرون آورده، زیرا در بسیاری از موارد، اساسا چنین قتل&amp;zwnj;هایی توسط مرتکبین و وابستگان آن&amp;zwnj;ها و حتی اولیای دم گزارش نمی&amp;zwnj;شود. چون به نوعی همه این افراد با انجام این قتل موافقت دارند. بماند که در بسیاری از موارد کشورهای مختلف و مسئولان مربوطه از گزارش چنین قتل&amp;zwnj;هایی به عنوان قتل ناموسی خودداری و بدین&amp;zwnj;گونه تلاش می&amp;zwnj;کنند آمار وقوع قتل&amp;zwnj;های ناموسی در کشور خود را پایین جلوه دهند. چنین ظنی نسبت به مسولان امر در ایران نیز بسیار محتمل است چنان که موارد و نشانه&amp;zwnj;هایی از آن در گذشته دیده شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دنیا بیشترین آمار قتل&amp;zwnj;های ناموسی مربوط به جنوب آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا در کشورهایی مانند پاکستان، ایران، ترکیه، مصر و مانند اینهاست. آن&amp;zwnj;چه در این زمینه بسیار اهمیت دارد دانستن این نکته است که اساساً وقوع این جنایت&amp;zwnj;ها ارتباط مستقیم با مناطقی دارد که در آن&amp;zwnj;ها دین رایج منطقه، اسلام است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ایران اما بیشترین پراکندگی همانطور که در ابتدای مطلب ذکر شد، مربوط به مناطق مرزی، محل سکونت اقوام، اقلیت&amp;zwnj;های قومی و مذهبی است. استان&amp;zwnj;هایی مانند خوزستان، کردستان، و آذربایجان در صدر این فهرست قرار دارند که همگی دارای مشخصات ذکر شده&amp;nbsp;هستند.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;152&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/iran-justice.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ماده ۶۳۰ قانون مجازات&amp;nbsp;اسلامی:&amp;nbsp;&amp;quot;هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد، می&amp;zwnj;تواند در همان حال آنان را به قتل برسند و در صورتی که زن مکره باشد، فقط مرد را می&amp;zwnj;تواند به قتل برساند. حکم ضرب و جرح در این مورد نیز مانند قتل است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بررسی دلایل وقوع&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;در بررسی دلایل وقوع و افزایش چنین قتل&amp;zwnj;هایی با دو دسته دلایل عمده روبه&amp;zwnj;رو هستیم:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;الف: این دسته که به مقوله قانونگذاری مربوط می&amp;zwnj;شود، مربوط به وضع قوانینی است که امکان انجام آسان&amp;zwnj;تر این نوع جنایت&amp;zwnj;ها را به مردان می&amp;zwnj;دهد. قوانین مردسالارانه که با قرائتی بددلانه و احساساتی و از طریق بخشی از فقه یا اجتهاد به دست آمده است و متاسفانه بسیاری از مردان با علم به این قوانین، برای ارتکاب قتل&amp;zwnj;های ناموسی جری می&amp;zwnj;شوند. در این جا به سه نمونه از این قوانین اشاره می&amp;zwnj;کنیم:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- ماده ۶۳۰ قانون مجازات&amp;nbsp;اسلامی&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد، می&amp;zwnj;تواند در همان حال آنان را به قتل برسند و در صورتی که زن مکره باشد، فقط مرد را می&amp;zwnj;تواند به قتل برساند. حکم ضرب و جرح در این مورد نیز مانند قتل است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این همان ماده قانونی است که بر مبنای آن بسیاری از افراد مرتکب قتل&amp;zwnj;های ناموسی می&amp;zwnj;شوند. بدون آن که کیفری را در انتظار خود ببینند. به نظر می&amp;zwnj;رسد حتی اگر بخواهیم آیات قرآن و مبانی دین اسلام را هم مبنای بحث قرار دهیم، این قانون هیچ توجیهی در دین اسلام ندارد. تنها به طرح چند سئوال در مورد این قانون خودساخته بسنده می&amp;zwnj;کنیم:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- اگر مردی همسرش را بکشد، چگونه می&amp;zwnj;تواند در دادگاه ثابت کند که همسرش با علاقه قلبی، خود را در اختیار مرد غریبه قرار داده و مستوجب این عقوبت بوده است؟ مگر غیر از این است که هرکس یک&amp;zwnj;طرفه به قاضی رود، راضی بازمی&amp;zwnj;گردد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- چگونه است که چنین حقی به مرد برای قتل همسرش در صورت خیانت داده شده است، اما در مورد مشابه و برعکس، قانون چنین حقی برای زن در نظر نمی&amp;zwnj;گیرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- در چنان شرایطی، زن چگونه می&amp;zwnj;تواند به مرد اثبات کند که مکره است (یعنی به زور به این رابطه وادار شده)؟ اساساانسان در حالت هیجانی ناشی از مشاهده چنین صحنه&amp;zwnj;ای که به هر حال خوشایند نیست، چگونه می&amp;zwnj;تواند چنین مسائلی را تشخیص دهد؟ مسئله&amp;zwnj;ای که تشخیص آن برای قاضی و پس از انجام تحقیقات نیز چندان آسان نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- اگر در اسلام اصل بر برائت است، چگونه چنین حقی به مرد داده شده&amp;nbsp;است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/daily1.560787_0.jpg&quot; /&gt;- این قانون توسط برخی از فقها با استناد به بعضی از آیات و روایات غیر مستدل وضع شده است. بحث بر سر این نیست که به فرض اگر چنین قانونی در قرآن می&amp;zwnj;آمد، مورد تایید بود. بلکه سئوال این است که چرا باید در چنین مورد مهمی که وضع یک قانون سبب به بارآمدن عوارض و خسارات جبران&amp;zwnj;ناپذیر می&amp;zwnj;شود به اقوالی غیر مستند تکیه کرد. در حالی&amp;zwnj;که در میان همان مجتهدان که عمل استنباط را انجام می&amp;zwnj;دهند کسانی هستند که چنین اقوالی را غلط و غیر قابل استناد می&amp;zwnj;دانند (از جمله آیت الله خویی).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;پدر یا پدربزرگ، اگر اولاد خود را به قتل برسند، حداکثر مجازات او ۱۰ سال حبس است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبیعی است با وجود چنین قانونی، انجام قتل بسیار آسان&amp;zwnj;تر به نظر می&amp;zwnj;رسد. به&amp;zwnj;خصوص که از نظر مرد قاتل، او قرار است با این کار آبروی یک خانواده یا قبیله را نجات دهد و لابد به ۱۰ سال زندان رفتنش هم می&amp;zwnj;ارزد!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;3- در قوانین جمهوری اسلامی اساساً ارتکاب قتل جز در موارد خاص هیچگونه جنبه عمومی ندارد. بلکه تنها دارای جنبه خصوصی است. یعنی در صورتی که اولیای دم شکایتی از بابت قتل رخ داده نداشته باشند و یا به طریقی راضی به صرف نظر از شکایت خود شوند، قانون هیچگونه کیفری برای قاتل در نظر نمی&amp;zwnj;گیرد. در نظر داشته باشید در بسیاری از موارد بروز این قتل&amp;zwnj;ها، خانواده&amp;zwnj;های قاتل و مقتول یکی هستند!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ب: گروه دوم دلایلی که باید به بررسی آن&amp;zwnj;ها بپردازیم، دلایل فرهنگی است که در میان جوامع ذکر شده وجود دارد. اگرچه این دلیل هم به صورت مستقیم می&amp;zwnj;تواند ناشی از سیاست&amp;zwnj;های اشتباه حکومتی باشد که به آن&amp;zwnj;ها خواهیم پرداخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک نظام قبیله&amp;zwnj;ای با گروهی از مشخصات بدین شرح روبه&amp;zwnj;رو هستیم:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- ازدواج&amp;zwnj;های اجباری: از دیدگاه این جوامع، ازدواج در داخل قوم یا قبیله باعث زنده ماندن فرهنگ&amp;zwnj;های قومی می&amp;zwnj;شود. نمونه بارز چنین ازدواج&amp;zwnj;های از پیش تعیین شده&amp;zwnj;ای، ازدواج دخترعمو و پسرعمو است. این رسمی قدیمی است که با این ضرب&amp;zwnj;المثل عجین شده است: &amp;laquo;عقد دختر عمو و پسر عمو را در آسمان&amp;zwnj;ها بسته&amp;zwnj;اند.&amp;raquo; این تفکر غلط، آن چنان در تاریخ و فرهنگ ما ریشه دوانده است که هنوز در بسیاری از بخش&amp;zwnj;های دارای فرهنگ مدرن هم کاربرد دارد و سبب بروز مشکلات فراوانی می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- چرخش سلسله مراتبی و سیکل&amp;zwnj;وار عادت&amp;zwnj;ها و رفتار&amp;zwnj;های نادرست: در یک جامعه فرهنگی محدود، به علت عدم ارتباط با سایر جوامع، رسوم و عادات نادرست، امکان اصلاح و تغییر را پیدا نکرده است و ناگزیر از شخصی به شخص دیگر و از نسلی به نسل دیگر منتقل می&amp;zwnj;شوند و این، سبب باقی ماندن و افزایش این عادت&amp;zwnj;های نادرست در چنین جوامعی می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- محدودیت&amp;zwnj;های فضاهای قبیله&amp;zwnj;ای: جوامعی که حالت محدود شده قومی عشیره&amp;zwnj;ای و قبیله&amp;zwnj;ای دارند، مجبورند از قوانین داخل قبیله پیروی کنند. قوانینی که طبعاً توسط مردان قبیله و با تاکید بر حفظ و قدرت بخشیدن به آن قبیله وضع شده است. در چنین جوامعی اساساً فردیت انسان معنای خاصی ندارد و هر شخص باید در خدمت تحقق اهداف قبیله درآید. حتی اگر در این راه مجبور به از دست دادن جان خود و یا گرفتن جان عزیزی باشد. در این شرایط یک دختر یا پسر، قدرت انتخابی برای تعیین سرنوشت فردی خود نخواهد داشت و در صورت عدم کرنش در برابر قوانین حاکم در جامعه محدود خود، مستوجب کیفرشناخته خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نتیجه&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;گیری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/yy.jpg&quot; /&gt;در پدیده شوم قتل&amp;zwnj;های ناموسی، قاتل، خود به اندازه مقتول قربانی است. تصور کنید پدری به علت یک تفکر یا رسم نادرست قبیله&amp;zwnj;ای برای حفظ آن چه آبروی خانواده یا قبیله می&amp;zwnj;نامد، دختر جوان خود را به قتل برساند. این اتفاق در زندگی آن پدر و سایر اعضای خانواده مقتول یک ضایعه جبران&amp;zwnj;ناپذیر و چالشی حل نشدنی خواهد بود. پس اگر قرار است دنبال راه حلی برای مشکل قتل&amp;zwnj;های ناموسی باشیم، باید همه عناصر و عوامل موثر و موجود در شکل&amp;zwnj;گیری آن را در کنار هم در نظر&amp;nbsp;بگیریم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک جمع&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;توان گفت در رخ دادن قتل&amp;zwnj;های ناموسی این عوامل تعیین کننده&amp;zwnj;اند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;الف- رسوم نادرست مذهبی و قبیله&amp;zwnj;ای&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ب- عدم تلاش&amp;zwnj;های فرهنگی مناسب از سوی نهاد&amp;zwnj;های فرهنگی، دولتی یا&amp;nbsp;مستقل&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ج- قوانین حکومتی که در این مورد نه تنها بازدارنده نیستند، بلکه به عنوان مشوق نیزعمل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کاهش یا حذف کامل وقوع قتل&amp;zwnj;های ناموسی نیاز به فعالیت&amp;zwnj;های گسترده برای ایجاد تغییرات و رفع دلایل ذکر شده دارد. نقش دولت در این زمینه، در وضع قوانین بازدارنده (نه مشوق!) بسیار مهم است. توجه داشته باشیم قصد ما در این جا از عنوان کردن این موضوع اساسا تشویق یا موافقت با مجازات اعدام نیست، اما در هرحال مجازات&amp;zwnj;های سخت و سنگین برای چنین جرایمی در بسیاری از موارد می&amp;zwnj;تواند از وقوع جرم جلوگیری کند. در بسیاری موارد، وضع یک قانون بازدارنده، در مدت زمانی کوتاه یا طولانی بسته به شرایط، سبب فرهنگ&amp;zwnj;سازی در آن مورد خاص شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثال ساده این موضوع، قانون اجباری شدن استفاده از کمربند در هنگام رانندگی است. پیش از تصویب این قانون حتی افرادی که به فواید کمربند آگاهی کامل داشتند، از استفاده از آن امتناع می&amp;zwnj;کردند، اما پس از در نظر گرفتن مجازات سنگین، در مرحله اول رانندگان از روی ترس از جریمه ملزم به رعایت قانون شدند، اما پس از گذشت چند سال به نظر می&amp;zwnj;رسد که استفاده از کمربند ایمنی در بخش بزرگی از جامعه ما تبدیل به یک فرهنگ شده و نیازی به حضور جریمه و پلیس برای اجرای آن نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در موضوع مورد بحث ما نیز ممکن است این زمان سال&amp;zwnj;های زیادی طول بکشد، اما به نظر می&amp;zwnj;رسد وضع قوانین بازدارنده در هر حال، ضروری است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این مورد که بگذریم به مسایل فرهنگی موجود می&amp;zwnj;رسیم. دیدگاه&amp;zwnj;های غلطی که برای تغییر آن&amp;zwnj;ها نیاز به عزمی راسخ توسط همه فعالان، از دولتی گرفته تا غیر دولتی داریم. پس از انقلاب سال ۵۷، حکومت مستقر در ایران متاسفانه یکی از دلایل اصلی عقب نگاه داشته شدن نظام&amp;zwnj;های قومی- قبیله&amp;zwnj;ای و سنتی در کشور بوده است. دلیل واضح است. نگاهی به اسامی استان&amp;zwnj;های اصلی قربانی قتل&amp;zwnj;های ناموسی نشان می&amp;zwnj;دهد که اغلب این مناطق جزو مناطق اقلیت&amp;zwnj;نشین، چه از لحاظ قومی و چه مذهبی هستند. از آن جایی که حکومت ایران همیشه این بخش از جمعیت را به عنوان دشمن تلقی می&amp;zwnj;کند، تلاشی عامدانه در جهت ضعیف نگاه داشتن آن&amp;zwnj;ها دارد. یکی از این تلاش&amp;zwnj;ها به صورت جلوگیری از رشد فرهنگی این جوامع جلوه می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین در شرایط حاضر و تا زمانی که نظام، تصمیمی برای تجدید نظر در رویکرد خود نداشته باشد، تنها فعالان غیر دولتی می&amp;zwnj;توانند نقشی مثبت در این زمینه ایفا کنند. به علت کمبود امکانات ارتباطی مدرن مانند اینترنت در این مناطق، حضور فیزیکی و در مواردی حضور مکتوب و در مواردی محدودتر استفاده از رسانه&amp;zwnj;های تصویری خارج از کشور، می&amp;zwnj;تواند به عنوان راه&amp;zwnj;های ارتباطی با ساکنان این مناطق مورد استفاده قرار گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در انتهای مطلب مجددا تاکید می&amp;zwnj;کنم، قربانیان قتل&amp;zwnj;های ناموسی در کشور ما هم زنان مقتول، هم مردان قاتل، هم خانواده&amp;zwnj;های قاتلین و هم خانواده&amp;zwnj;های مقتولین هستند. پس هرگونه اقدام فرهنگ&amp;zwnj;ساز و آگاهی&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj; باید به صورت همزمان و روی تمام افراد جامعه انجام شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تصاویر&lt;/strong&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
۱-	نقاشی از عبدالخالق سلطان. &lt;br /&gt;
۲-	نقاشی از سمیر رافع. &lt;br /&gt;
۳-	نقاشی از سمیر رافع.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/09/22/7126#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society">جامعه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2744">قانون مجازات اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6015">قتل‌ناموسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5746">مازیار مهدوی‌فر</category>
 <pubDate>Thu, 22 Sep 2011 13:50:24 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7126 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ببخشید که نمی‌بخشم!  نامه سرگشاده به پسر لاجوردی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/09/14/6902</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/09/14/6902&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    آرش جودکی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;420&quot; height=&quot;272&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/lajvardi_1.jpg?1337452336&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;آرش جودکی &amp;minus; میان هوادرانِ پرهیز از خشونت، آنان که&amp;nbsp;&amp;laquo;آشتی ملی&amp;raquo; را پیش چشم دارند، &amp;laquo;بخشایش&amp;raquo; را هم راهکار رسیدن به آن می&amp;zwnj;دانند، &amp;nbsp;و با همسنگ گرفتنِ دو پدیده&amp;zwnj;ی ناهمگون ـ خشونتی که از افراد یا گروه&amp;zwnj;های اجتماعی سر می&amp;zwnj;زند و خشونتی که از سوی حکومت اداره و اعمال می&amp;zwnj;شود ـ امید گشایش آینده&amp;zwnj;ای نو را در پرتو دگرگونی فرهنگ خشونت می&amp;zwnj;بینند، فرهنگی که در گسترشش هم دستگاه حکومتی و هم شهروندان را مسئول می&amp;zwnj;خوانند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این نوشته، از یکسو به نقشی که حکومت جمهوری اسلامی با تهی کردن عدالت از مفهومش در گسترش خشونت ایفا کرده است پرداخته&amp;zwnj;ام و از سوی دیگر کشمکشِ آشتی&amp;zwnj;نا&amp;zwnj;پذیرِ درونیِ هر جامعه&amp;zwnj;ای بر سر فرمان و فرمان&amp;zwnj;دهی را، از خلال مفهوم شهروندی یادآوری کرده&amp;zwnj;ام. این&amp;zwnj;همه در قالب نامه&amp;zwnj;ای به احسان لاجوردی، پسر اسدالله لاجوردی. چون نمی&amp;zwnj;توان خواهان دگرگونی بنیادی دستگاه و منطق دادگستری بود و بعد یک طرفه و تنها به قاضی رفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نامه سرگشاده به پسر لاجوردی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آقای احسان لاجوردی،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقش به جا مانده از پدرتان در حافظه جمعی به گونه&amp;zwnj;ای است که تا پیش از انتشار پاسخ شما به مجید انصاری نمی&amp;zwnj;دانستم یا نمی&amp;zwnj;خواستم بدانم که او پسری هم داشته است. چون از بس در زندگی&amp;zwnj;اش تخم مرگ کاشته بود که خیال بستنِ امری چنین طبیعی را انگار نمی&amp;zwnj;توانستم؛ و باز چون هیچکس از پیش پدرش را خودش انتخاب نمی&amp;zwnj;کند، شوربختی پسر او بودن را به کسی انگار نمی&amp;zwnj;شایستم. اما وقتی مباهات شما را به کارنامه پدرتان دیدم، دستم نرفت که در آغاز نامه شما را &amp;laquo;دوست عزیز&amp;raquo; بخوانم. خود شما هم چنین خطابی را از سوی من نمی&amp;zwnj;پذیرفتید. با این حال امکان پدید آمدن خطابی از این دست را می&amp;zwnj;خواهم افقی بگیرم که نفس نوشتن این نامه نخستین گام به سوی آن است. نه اینکه در پایان به همدلی برسیم، بلکه علی رغم پابرجایی دشمنی&amp;zwnj;&amp;zwnj;مان تا پایان، بتوانیم در دل حرف جا بگیریم و دوست حرفی هم بشویم، یعنی دوست حرف. به عبارت دیگر بتوانیم از پس این همسخنی، ناهمدلانه دوست سخن بمانیم و حرف دشمنی را هم دوستانه بر آن بنا کنیم نه آنکه بنای سخن را به آتش دشمنی بسوزانیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/lajvardi_ehsan.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احسان لاجوردی پسر اسدالله لاجوردی&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما چنین بنایی پابرجا نمی&amp;zwnj;ماند اگر به شناخت ریشه&amp;zwnj;هایی برنیاییم که آن دشمنیِ بنیادِ سخنْ سوز را زاده و به توانایی تکرار شدنش هم زندگی می&amp;zwnj;دهد. گفتن اینکه آنچه میان مردمان بدین مایه کین خاسته است از سرشت دشمنخوی جمهوری اسلامی برمی&amp;zwnj;خیزد، با همه درستی&amp;zwnj;اش حق مطلب را به تمامی نمی&amp;zwnj;گزارد. چون همین سرشت بدون یاری امثال پدر شما نه فرصت نمود می&amp;zwnj;یافت و نه نمایی اینگونه می&amp;zwnj;گرفت. امثال؟ پوزش مرا بپذیرید. پدر شما در نامردمی آنچنان یگانه بود که خاطره&amp;zwnj;اش حتی امروز مجید انصاری را برآن می&amp;zwnj;دارد تا علت برکناری لاجوردی از دادستانی کل انقلاب را ناخرسندی خمینی از عملکرد خودسرانه او وانمود کند، و با ترفندِ گرد از لاجوردی برانگیختن بکوشد گرد از خمینی بنشاند. اتفاقاً شما به درستی پدرتان را دوباره در دامن خمینی می&amp;zwnj;نشانید. هرچند کافی بود از انصاری که خودش را به ندانستن می&amp;zwnj;زند می&amp;zwnj;پرسیدید اگر خمینی دل با لاجوردی نداشت پس چرا برای نابودی زندانیان سیاسی در تابستان ۶٧ دوباره بدون او دست به دامن شیوه او شد؟ اما راه غیر مستقیمی که برگزیده&amp;zwnj;اید بهتر جدایی ناپذیری زوج خمینی ـ لاجوردی را آشکار می&amp;zwnj;کند. شما برای رد تهمت بی&amp;zwnj;مهری خمینی به پدرتان متوسل به نامه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;شوید که در آن خمینی برای رد اتهام طرفداری فرزندش از مجاهدین به بازگویی طرفداری همان احمد از پدرتان در سرکوب و اعدام مجاهدین متوسل شده است. پیوندِ ناخواسته&amp;zwnj;ی خونی، شما را به پیوند خودخواسته با خونیان می&amp;zwnj;کشاند چون مهر پدرانه آن یکی به فرزندش و مهر فرزندانه شما به پدرتان در یک نقطه با هم تقاطع می&amp;zwnj;کنند : خشونت کور. همان که خمینی بنیادش را بر بام مدرسه رفاه با محاکمه&amp;zwnj; و اعدام&amp;zwnj;های سرپایی افکند تا داد را بنیاد برکند و به دست لاجوردی و گیلانی نهادینه شد و شد دست&amp;zwnj;افزار کارآی انتقام&amp;zwnj;جویی بنیان&amp;zwnj;گذارش در تابستان ۶٧.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از ریشه&amp;zwnj;های آن دشمنی که گفتم را همینجا باید جست. هنوز صدای پدر شما در گوشم طنینی شوم دارد وقتی که در سال&amp;zwnj;های شصت ابراز شادی می&amp;zwnj;کرد از اینکه وکیلی برای دفاع از دشمنان نظام یافت نمی&amp;zwnj;شود. چون به چشم او وکالتی از این دست اعتراف آشکار بود به همدستی با متهم. چنین برداشتِ از پایه نادرستی، هم امروز از پایه&amp;zwnj;های دستگاه قضایی است که خودش چیزی نیست جز لباسِ شرعیِ پوشانده بر پیکرِ خواستِ حفظِ قدرتِ سیاسی به هر قیمت. نقشی که اسدالله لاجوردی در تهی کردن عدالت از مفهومش بازی کرده چنان است که در برابرم هرگاه &amp;laquo;فهرستِ کین&amp;raquo; را می&amp;zwnj;گشایم نام او را در سطرهای نخستین می&amp;zwnj;یابم. اما با این همه کینه&amp;zwnj;ای که ما را زندانی گذشته&amp;zwnj;ای که نمی&amp;zwnj;گذرد می&amp;zwnj;کند چه باید کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل بر سر ناراستین بودنِ بخششِ در خدمتِ آشتی ملی نیست. بر سر سبک&amp;zwnj;سارانه گذشتن است از سر بررسی ریشه&amp;zwnj;هایی که آن گذشته را کنونی می&amp;zwnj;کنند. مشکل بر سر چگونه برپا کردنِ عدالتِ پایمال شده است و دگرگونی بنیادی دستگاه و منطق دادگستری.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هستند کسانی که گشایش آینده را با هدف رسیدن به &amp;laquo;آشتی ملی&amp;raquo; در گرو بخشش می&amp;zwnj;بینند. به عبارت دیگر راهِ رسیدن به آینده&amp;zwnj;ای که تکرار گذشته نباشد را در گذشت کردن می&amp;zwnj;جویند. چون بخشش که هم &amp;laquo;دهش&amp;raquo; است و هم &amp;laquo;آمرزش&amp;raquo;، با چشمپوشی از گناهِ سرزده، گناهکار را می&amp;zwnj;آمرزد و بی چشمداشت دریافت چیزی در مقابل، به او بخت و وقت دیگر شدن می&amp;zwnj;دهد تا برای همیشه اسیر گناهش نماند و با آن یکی گرفته نشود. بی&amp;zwnj;گمان بخشایش آنجا بایسته است که با امری نابخشودنی روبرو باشیم. چون در برابر خطا یا گناهی که در ذات بزه&amp;zwnj;کارانه&amp;zwnj;اش از مرزِ تضادِ میانِ شایست و ناشایست آنچنان فراتر نمی&amp;zwnj;رود که دیگر نتوان میزانِ روگردانی&amp;zwnj;اش از قواعد اخلاقی را به محک وجدان یا قانون سنجید، به میانجی&amp;zwnj;گری بخشش هم نیازی نداریم. در این مفهوم، بخشایش آوردنِ ناب و راستین ـ اگر بتواند هرگز باشد و بخواهد ناب بماند ـ حتی در گرو درخواستِ بخشش نمی&amp;zwnj;ماند چه برسد به اینکه حسابگرانه در جهتِ برآوردنِ هدفی منظور شود، حال آن هدف هراندازه هم والا. انگار که امکانِ پیدایشِ بخشایشِ راستین با ناممکنیِ پدیداری&amp;zwnj;اش پیوندی جاودانه داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل بر سر ناراستین بودنِ بخششِ در خدمتِ آشتی ملی نیست. بر سر سبک&amp;zwnj;سارانه گذشتن است از سر بررسی ریشه&amp;zwnj;هایی که آن گذشته را کنونی می&amp;zwnj;کنند. مشکل بر سر چگونه برپا کردنِ عدالتِ پایمال شده است و دگرگونی بنیادی دستگاه و منطق دادگستری. نه بر سر حقوقی کردنِ بخشش که مفهومی فراـ قضایی است و همیشه در گسست با منطقِ حقوقی و خارج از دایره آن می&amp;zwnj;ماند. بر سر این است که دادخواهی همچون قصاص انتقام نماند. چون دادخواهی که با به رسمیت شناختنِ حق ستمدیده به او امکان می&amp;zwnj;دهد تا شاید با خود و در خود به آشتی برسد، به گونه&amp;zwnj;ای دیگر که بخشایش، به گناهکار هم این فرصت را می&amp;zwnj;دهد تا با تاوان پس دادن از گناهش فاصله بگیرد و اینچنین جامعه با او و او با جامعه از در آشتی درآیند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچکس حق ندارد به نام قربانیانِ ستم، چه بسا دیگر مرده، نه درخواستِ بخشش کند و نه بخشایش بیاورد. بخششی اگر بتواند باشد همیشه رابطه&amp;zwnj;ای تن&amp;zwnj;به&amp;zwnj;تن است، رودررویی بی&amp;zwnj;واسطه میان آنکه ستمی نابخشودنی رانده و آنکه آن ستم بر او روا شده.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما تا وقتی که تباهیِ مفهوم قانون و شرایطِ قانون&amp;zwnj;گذاری اینگونه بماند که هست، در هم همیشه بر همان پاشنه&amp;zwnj;ای که پدر شما استوار ساخت خواهد چرخید. هرچند در ادامه به سخنِ این منادیانِ بخشایش و آشتی ملی دوباره خواهم پرداخت، ولی شما حرف&amp;zwnj;های مرا مصداقِ به در گفتن تا دیوار بشنود نگیرید. روی سخن من با شماست، چرا که هیچکس حق ندارد به نام قربانیانِ ستم، چه بسا دیگر مرده، نه درخواستِ بخشش کند و نه بخشایش بیاورد. بخششی اگر بتواند باشد همیشه رابطه&amp;zwnj;ای تن&amp;zwnj;به&amp;zwnj;تن است، رودررویی بی&amp;zwnj;واسطه میان آنکه ستمی نابخشودنی رانده و آنکه آن ستم بر او روا شده. اما این رو&amp;zwnj;به&amp;zwnj;رویی روی سومی هم دارد که پیوند دو سویه را هم ممکن می&amp;zwnj;کند و هم می&amp;zwnj;گسلاند، چون حق ستمدیده است که نبخشاید. انگار که زبان گشودنِ ستمدیده به نام داد و بویه&amp;zwnj;ی گسترش آن خودش درخواستِ بخششی باشد از اینکه از حق خویش نمی&amp;zwnj;گذرد و گذشت نمی&amp;zwnj;کند. پس باز می&amp;zwnj;پرسم با این همه کینه&amp;zwnj;ای که ما را زندانی گذشته&amp;zwnj;ای که نمی&amp;zwnj;گذرد می&amp;zwnj;کند چه باید کرد؟ چون علی رغم انزجاری که نوشتن نام لاجوردی ـ یادآوردِ دایره&amp;zwnj;ی&amp;zwnj; مرگ منتشری که او مرکزِ تپنده&amp;zwnj;اش بود ـ در من برمی&amp;zwnj;انگیزد آقای احسان لاجوردی از شما می&amp;zwnj;پرسم بی آنکه نامردمیِ پدر را بهانه&amp;zwnj;ای برای انکارِ انسانیتِ پسر بدانم، چون می&amp;zwnj;پندارم که پدر شما را هم پدر شما کشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با گفتن اینکه خونیِ پدر شما، پدرِ خونیِ شماست، تنها نمی&amp;zwnj;خواهم بگویم که آتشِ شمشیر برافروختن همان و به شمشیرِ آتش سوختن همان. چون این شمشیر آختن و آتش به پا ساختن سابقه&amp;zwnj;دارتر از هیمه&amp;zwnj;&amp;zwnj;افروزی&amp;zwnj;های لاجوردی است و قدمتش، دست&amp;zwnj;کم در تاریخ همروزگار، می&amp;zwnj;رسد به دوران مشروطه و از آن زمان تا پیش از پیدایش جنبش سبز همچون ابزاری در برنامه&amp;zwnj;های سیاسی مذهبی و غیر مذهبی کاربردی بی&amp;zwnj;جایگزین داشته است. بر آتش ایدئولوژی&amp;zwnj;های انقلابی، چه اسلامی چه غیر آن، رژیم پیشین هم کم ندمید. مگر آنچه بیست و نهم فروردین ۵۴ در زندان اوین روی داد ـ کشتن نه زندانی که حکم&amp;zwnj;شان را سپری می&amp;zwnj;کردند ـ تمرینی در ابعاد مینیاتوری از کشتار هیولایی تابستان ۶۷ نبود؟ و همان سرشتِ بیدادگر و بیدادگستر را نداشت؟ از حرف دور نیفتیم. درست است که پدر شما ترور شد، اما اسدالله لاجوردی خودش تجسم ترور بود. معنای واژه فرانسوی ترور، دهشت، از ۱۷۸۹ به این&amp;zwnj;سو گسترده&amp;zwnj;تر شده است: هم به هراسِ همگانیِ حکمفرما شده بر مردمان جهت درهم&amp;zwnj;شکستنِ مقاومت&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان اطلاق می&amp;zwnj;شود و هم به حکومتِ مبتنی بر این وحشت&amp;zwnj;پراکنی. آن حکومتِ تروری که لاجوردی در استواری&amp;zwnj;اش کوشید و بر آن دامن زد سرآخر به شکل ترور دامنگیر خودش شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میان همراهان و کارگزاران پیشینِ رژیمی که اکنون دیگر از آن بریده&amp;zwnj;اند، هستند کسانی که وقتی عبارتی چون &amp;laquo;به درک واصل شدن&amp;raquo; را برای کشتارهای گوناگون جمهوری اسلامی به کار نمی&amp;zwnj;برند چشم&amp;zwnj;سفیدی را به آنجا می&amp;zwnj;رسانند که با استدلال&amp;zwnj;هایی از این دست که اگر ما نمی&amp;zwnj;کشتیم آنها ما را می&amp;zwnj;کشتند، سرخوش از چابک دستی خود، با مردِ رندی به این پیشدستی در کشتار، نهفته دست مریزاد می&amp;zwnj;گویند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میان همراهان و کارگزاران پیشینِ رژیمی که اکنون دیگر از آن بریده&amp;zwnj;اند، هستند کسانی که وقتی عبارتی چون &amp;laquo;به درک واصل شدن&amp;raquo; را برای کشتارهای گوناگون جمهوری اسلامی به کار نمی&amp;zwnj;برند چشم&amp;zwnj;سفیدی را به آنجا می&amp;zwnj;رسانند که با استدلال&amp;zwnj;هایی از این دست که اگر ما نمی&amp;zwnj;کشتیم آنها ما را می&amp;zwnj;کشتند، سرخوش از چابک دستی خود، با مردِ رندی به این پیشدستی در کشتار، نهفته دست مریزاد می&amp;zwnj;گویند. از میان قربانیانِ پدر شما ، اگر دور دست&amp;zwnj;شان می&amp;zwnj;افتاد، چه بسا لاجوردی&amp;zwnj;هایی هولناک&amp;zwnj;تر از پدر شما هم سر برمی&amp;zwnj;آورد. چون برای نگهداری قدرت نیازمند دست&amp;zwnj;یازی به خشونتی می&amp;zwnj;شدند بس خونین&amp;zwnj;تر از آنچه خمینی ساده&amp;zwnj;تر از آنها به پشتوانه اقبال عمومی و پایگاه مذهبی&amp;zwnj;اش در جامعه&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی پذیرای آن جا انداخت. اما این حرف&amp;zwnj;ها گمانه&amp;zwnj;زنی&amp;zwnj;هایی از جنس انگار و اگر هستند و نه از جنس واقعیت شومِ هزاران استخوانی که در گورستان&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;نام&amp;zwnj;و&amp;zwnj;نشان جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;پوسند. مگر آنکه قانون نانوشته&amp;zwnj;ی مضحکه&amp;zwnj;ی عدالت در این نظام، قصاصِ قبل از جنایت باشد، که گویا هست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید بگویید که ترور پدر شما نمونه عینی از جنایات&amp;zwnj;پیشگیِ قربانیان اوست. کوشش برای فهمیدن خشونت&amp;zwnj;هایی اینچنینی به معنی عذر آوردن نیست. اما رفتارهای اجتماعیِ ناهنجار زاییده پیکره سیاسی ناهنجار هستند. ما از یکسو با جمهوری اسلامی به مثابه پیکره سیاسی بیرونی روبروییم و از سوی دیگر با جمهوری اسلامیِ درونی شده&amp;zwnj;ای که اینجا و آنجا از خلال رفتارها و کردارها و داوری&amp;zwnj;هامان نمود می&amp;zwnj;یابد. یکی از مولفه&amp;zwnj;های ثابتِ نظام حاکم که ستیزه&amp;lrm;جویی&amp;zwnj;های بحران&amp;zwnj;زای همیشگی رژیم از آن ناشی می&amp;zwnj;شود بسته بودنِ دایره قدرت است در حکومت جمهوری اسلامی. راهکار اصلیِ جلوگیری از گسترشِ دایره قدرت همانا جایگزینی&amp;zwnj;های هرازگاهیِ عناصرِ تشکیل دهنده آن است که تسویه&amp;zwnj;حساب&amp;zwnj;های درونی برای بیرون راندن جناح یا جناح&amp;zwnj;هایی از هیئت حاکمه را همواره در پی دارد. امری که باعث کوتاهی دست لاجوردی از اهرم&amp;zwnj;های اصلی قدرت شد اما باعث نشد که شخص او و نام او همچون نمادِ یکی دیگر از مولفه&amp;zwnj;های ثابت جمهوری اسلامی باقی نماند: تحریف و تباهی مفهوم قانون به منظور بیداد را داد وانمایاندن و لگدمال کردن عدالت. درونی شدنِ ناخودآگاهِ همین مولفه که دادخواهی را بدل به انتقام&amp;zwnj;جویی می&amp;zwnj;کند از ما، از همه ما ـ علی رغم انزجاری که گفتن این حرف در من برمی&amp;zwnj;انگیزد ـ فرزندان لاجوردی می&amp;zwnj;سازد. راه دور نمی&amp;zwnj;روم، از خودم شروع می&amp;zwnj;کنم. وقتی خبرِ کشته شدن پدر شما را شنیدم، پیش از آنکه افسوسِ برپانشدنِ دادگاهی برای بررسی جنایت&amp;zwnj;هایش جانشینِ خشنودیِ شنیدنِ این خبر بشود، بین شما و من در همان زمانِ کوتاه پیوندِ خویشاوندی ایجاد شد. آنچه پیش از هرچیز به گردنِ همه ماست، کوشش برای گسستن این پیوند است نه بخشودن ستمگران.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن افسوسی که گفتم تسکین&amp;zwnj;ناپذیر می&amp;zwnj;ماند چون بنابر منطق حقوقی مرگِ متهم نقطه&amp;zwnj;ی پایانی است بر رسیدگی به پرونده&amp;zwnj;ی جنایی او و هرچه پیگرد قضایی بر علیه او. اما پرونده&amp;zwnj;ی متهمین به ثروت&amp;zwnj;اندوزی&amp;zwnj;های غیرقانونی بر طبق همان منطق پس از مرگ آنان نیز همچنان گشوده می&amp;zwnj;ماند تا بازماندگانِ سود&amp;zwnj;برنده از آن دارایی&amp;zwnj;های بادآورده در برابر قانون پاسخگو باشند. مگر آنکه بشارت&amp;zwnj;دهندگانِ آشتی بخواهند به زمامداران کنونی ایران بابت دستبردهای کلان&amp;zwnj;شان از سرمایه&amp;zwnj;های ملی بخشش دست&amp;zwnj;خوش بدهند. البته می&amp;zwnj;دانم که پرونده&amp;zwnj;ی جناییِ دریغا دیگر مختومه اما در محکمه&amp;zwnj;ی وجدان همواره گشوده&amp;zwnj;ی پدر شما را بیشتر شماره&amp;zwnj;ی جسدها سنگین کرده تا شماره&amp;zwnj;ی صفرهای حساب&amp;zwnj;های بانکی. مسئولیت این خون&amp;zwnj;&amp;zwnj;های ریخته را، آقای احسان لاجوردی، به پای که باید نوشت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رفتارهای اجتماعیِ ناهنجار زاییده پیکره سیاسی ناهنجار هستند. ما از یکسو با جمهوری اسلامی به مثابه پیکره سیاسی بیرونی روبروییم و از سوی دیگر با جمهوری اسلامیِ درونی شده&amp;zwnj;ای که اینجا و آنجا از خلال رفتارها و کردارها و داوری&amp;zwnj;هامان نمود می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید در آن خشنودی که گفتم پیام&amp;zwnj;آورانِ بخشایش گواه آشکاری بیابند از &lt;span&gt;لحظاتِ بی&amp;zwnj;مسئولیتیِ مدنی شهروندان که با انداختنِ گناهِ گسترشِ خشونت به گردنِ حکومت، در این سال&amp;zwnj;ها به دیکتاتوری ـ همانچه شما ولایت فقیه&amp;zwnj;ش می&amp;zwnj;نامید ـ هم پیکر داده&amp;zwnj;اند و هم جان. در پاسخ به آنها اجازه بدهید بگویم که پیش از هر چیز باید پرسید که شهروند کیست و شهروندی چیست و سپس به مسئله&amp;zwnj;ی پذیرش مسئولیت&amp;zwnj; یا نپذیرش آن از سوی شهروندان پرداخت. همانطور که می&amp;zwnj;دانید پسوند غیر فعلی &amp;laquo;وند&amp;raquo;، که وقتی با اسم ترکیب می&amp;zwnj;شود اسم یا صفتی ناظر بر دارندگی یا نسبت می&amp;zwnj;سازد، همراه &amp;laquo;شهر&amp;raquo; آمده تا از &amp;laquo;شهروند&amp;raquo; معنی اهل شهر یا کشور را برساند. همین &amp;laquo;شهر&amp;raquo; ریشه در پارسی باستان دارد و برمی&amp;zwnj;گردد به &amp;laquo;خشَترَ&amp;raquo; که هم کشور است و هم پادشاهی، و از مصدر &amp;laquo;خشَی&amp;raquo; به معنای فرمان راندن مشتق شده است. پژواکی از این معانی را در واژه&amp;zwnj;ی آشنای نامِ ماهِ آخرِ تابستان می&amp;zwnj;یابیم چون &amp;laquo;شهریور&amp;raquo; در لغت به معنی کشورِ آرزوانه یا سلطنتِ پسندیده است و در دین باستانی ایرانیان امشاسپندی که به شهریاری اهورامزدا نمود می&amp;zwnj;دهد. در واقع شهروند از یکسو به جهت تعلقش به شهر و کشور فرمان&amp;zwnj;گزار است و از سوی دیگر به جهت نسبتش با شهریاری &lt;/span&gt;&lt;span&gt;فرمان&amp;zwnj;گذار. &amp;laquo;شهروندی&amp;raquo; که به واسطه&amp;zwnj;اش شهروند تعریف می&amp;zwnj;شود عبارت است از سهم بردنِ توأمان از فرمان دادن و بردن، از سهیم بودن همزمان در فرمان کردن و راندن. از این منظر، شهروندی همچون پیوستگیِ دو امر متضاد و ناسازگار، چیزی نیست جز کشمکش بر سر مسئله&amp;zwnj;ی فرمانروایی میان شهروندانِ برابر که برابری&amp;zwnj;شان نتیجه&amp;zwnj;ی آن سهم بُردن، آن سهیم بودن برابر است. این کشمکش آشتی&amp;zwnj;بردار نیست و دموکراسی در معنای حکومت مردم نمود آن است. چون با بررسی و اثباتِ شهروندی این واقعیت را آشکار می&amp;zwnj;سازد که هیچکس از پیش فرمانِ فرمان&amp;zwnj;دهی ندارد. دموکراسی که اثبات و بررسی شهروندی به مثابه برابری است، وقتی که رخ می&amp;zwnj;دهد چگونگی بکار بردن قدرت را دگرگون می&amp;zwnj;کند. پس تا زمانی که کسی هست که خود را از پیش پیشرو دیگران می&amp;zwnj;خواند و فرمان پیشروی را از آن خود می&amp;zwnj;داند مسئله&amp;zwnj;ی اصلی آینده ایران تغییر حکومت و جابجایی قدرت می&amp;zwnj;ماند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید شما مسئولیت جنایت&amp;zwnj;های دیروز و امروز را در همین تن ندادن به فرمانِ پیشرو و پیشوا، همان که امامش می&amp;zwnj;خوانید، می&amp;zwnj;بینید. و از آنجا که فرمانِ امام را فرمانِ شریعت می&amp;zwnj;دانید، جای خرده&amp;zwnj; گرفتن بر پدرتان نمی&amp;zwnj;بینید چون هرچه کرده جز اجرای این فرمان و جاری کردنش نبوده است. حتی اگر آنچه حاکمان ایران با دست&amp;zwnj;آویز قرار دادنش و به نامش اینگونه حکومت می&amp;zwnj;کنند قوانین الهی بود که نیست، باز هیچ از آن دشمنی میان ما که در آغاز نامه گفتم بایستی بکوشیم دوستانه به آن بپردازیم نمی&amp;zwnj;کاست. چون قانونی که بازتابِ کشمکش بر سر فرمان&amp;zwnj;دهی و چگونگی آن نباشد به صرف قانون نامیدنش قانونی نمی&amp;zwnj;شود. حال آنکه آنچه در نظام جمهوری اسلامی قانونش نام نهاده&amp;zwnj;اند وسیله&amp;zwnj;ای است برای ریشه کنی آن کشمکش و هدفش چیزی نیست جز نگهداری قدرت و بسته نگهداشتنِ دایره آن. اسدالله لاجوردی هم جز در این راه نکوشید و بدون پاسخگویی به کسی به خودش، که به گفته&amp;zwnj; یکی ازبرادرهای شما طاقتِ دیدن&amp;zwnj;ِ پرندگان خانگی را در قفس نداشت و تنها به شرط آزاد گذاشتن&amp;zwnj;شان با نگهداری آنها موافقت کرده بود، اجازه می&amp;zwnj;داد تا زندانیان را نیز از قفسِ تن آزاد سازد. و در این کار چنان پیش رفت که شد سرمشقِ سرمشق خودش یعنی خمینی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;شهروندی&amp;raquo; که به واسطه&amp;zwnj;اش شهروند تعریف می&amp;zwnj;شود عبارت است از سهم بردنِ توأمان از فرمان دادن و بردن، از سهیم بودن همزمان در فرمان کردن و راندن. از این منظر، شهروندی همچون پیوستگیِ دو امر متضاد و ناسازگار، چیزی نیست جز کشمکش بر سر مسئله&amp;zwnj;ی فرمانروایی میان شهروندانِ برابر که برابری&amp;zwnj;شان نتیجه&amp;zwnj;ی آن سهم بُردن، آن سهیم بودن برابر است. این کشمکش آشتی&amp;zwnj;بردار نیست و دموکراسی در معنای حکومت مردم نمود آن است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آقای احسان لاجوردی، هنوز در آخر این نامه&amp;zwnj; که از آنچه می&amp;zwnj;پنداشتم طولانی&amp;zwnj;تر شد، یادآوری احترامی که با آن از کارنامه پدرتان سخن می&amp;zwnj;گویید دستم را می&amp;zwnj;بندد که بنویسم &amp;laquo;دوست عزیز&amp;raquo;. اما نکته&amp;zwnj;ای مانده که می&amp;zwnj;خواهم آن را با شما در میان بگذارم. با پیش آمدنِ فکرِ نوشتنِ این نامه، این فکر هم پیش آمد که بکوشم لحظاتی هم شده خودم را جای شما بگذارم که می&amp;zwnj;دانستم دست نخواهد داد اگردست&amp;zwnj;گزاریِ تجربه&amp;zwnj;هایی نباشد که آدمیان علی&amp;zwnj;رغم گوناگونی خاستگاه&amp;zwnj; و پایگاه&amp;zwnj; اجتماعی&amp;zwnj;شان و ناهمگونی خوی و رفتار و کردار و مرام&amp;zwnj;شان همگی از سر می&amp;zwnj;گذرانند. پس چون تنها پدر مرده غمِ مرگِ پدر را می&amp;zwnj;داند، اندیشیدم که شما هم حتماً عکسی از پدرتان را بر دیوار خانه یا بر میز اتاق کارتان دارید که گاهی ناخودآگاه چشم بر آن می&amp;zwnj;دوزید یا آگاهانه برای دلگرمی ردِ نگاهش را با نگاه بر کاغدِ سرد می&amp;zwnj;جویید. حتی گشتم و عکسی از او یافتم که شما را در آغوش دارد. به این تصویر که نگاه می&amp;zwnj;کردم ناگهان یادم از تصویر دیگری آمد : کودکِ خردسالِ اشرف ربیعی و مسعود رجوی، همچون غنیمت جنگی پس از کشته شدن مادرش، در آغوشِ اسدالله لاجوردی. همینطور که این تصویر جدید در من جان می&amp;zwnj;گرفت و تصویر نخست را می&amp;zwnj;پوشاند چهره&amp;zwnj;ی پنهان آن کودک چهره&amp;zwnj;ی کودکی شما را پوشاند و جای آن را گرفت و دیدم که نمی&amp;zwnj;توانم خودم را جای شما بگذارم. ما در تجربه&amp;zwnj;ی مرگِ پدر هنباز نیستیم و نخواهیم بود. سوگ و درد که گرامی&amp;zwnj;داشت مرده است با بزرگداشتِ زندگی پیوند دارند. اما جهدی که لاجوردیِ زنده در خوارداشت آدمی و جان او بکار برد می&amp;zwnj;بایستی شما را از آن سوگ و درد برای همیشه محروم می&amp;zwnj;کرد و باز می&amp;zwnj;داشت. پس آن عکس را از دیوار یا از روی میزتان بردارید. جای خالی آن عکس شاید جای خالی سوگ&amp;zwnj;تان را پر کند و شما را در سوگِ مرگِ سوگواری&amp;zwnj;تان، در سوگِ سوگِ بازداشته&amp;zwnj;تان بنشاند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید اینگونه از سنگینی &amp;laquo;فهرستِ کینِ&amp;raquo; آنها که پس از ما می&amp;zwnj;آیند چندان کاسته شود که بتوانند یکدیگر را دوست خطاب کنند. گاهی برای آنکه احترام فرزندان به پدران بتواند همچنان یک فضیلت باقی بماند شاید می&amp;zwnj;بایستی که فرزندی پدرش را محترم نشمرد. امیدوارم که آن فرزند شما باشید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آرش جودکی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هفده شهریور ۱۳۹۰، هشت سپتامبر ۲۰۱۱&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پی&amp;zwnj;نوشت&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طول نامه یکی دو جا ترکیب &amp;laquo;فهرستِ کین&amp;raquo; را بکار برده ام که اشاره به این شعر دارد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در وقتِ مرگ&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فهرستِ کین اگرم بود&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انگور می&amp;zwnj;شدم&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و می&amp;zwnj;فشردمَم !&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;(&lt;i&gt;هفتاد سنگ قبر&lt;/i&gt;، یداله رویایی)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شایسته است که این افشره گاهی نوشابه&amp;zwnj;ی خداوَش بخشایش باشد، اما نباید بخواهیم که جای شرابِ عدالت را بگیرد چرا که آن یکی اگر نه نایاب سخت دیریاب است و این یکی به کامِ تشنه آدمیان بس خوش&amp;zwnj;گوار.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نامه را هم شما بیشتر به چشم دادخواستی برای داد بخوانید و نه فقط کیفرخواستی برای پدرتان. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/09/14/6902#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5777">آرش جودکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5779">بخشایش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86">زندان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5780">شهروند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-28">شکنجه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1350">عدالت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5778">لاجوردی</category>
 <pubDate>Wed, 14 Sep 2011 07:22:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6902 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>