<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4374/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>بنیادگرایی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4374/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>خامنه‌ای و روشنگری درباره منطق ضدیت با آمریکا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/11/01/21310</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/11/01/21310&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی افشاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;302&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/image634857243151134780.jpg?1352324531&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی افشاری - سخنان رهبر جمهوری اسلامی در جمع دانشجویان و دانش&amp;zwnj;آموزان در ۱۰ آبان بار دیگر منطق حکومت در ضدیت با آمریکا را برجسته ساخت. وی در این دیدار کوشید فلسفه و دلایل عدم رابطه و مواجهه خصمانه با غرب به رهبری آمریکا را تبیین کند و تزلزل&amp;zwnj;ها و تردیدهای به&amp;zwnj; وجود آمده در اذهان برخی از پایگاه&amp;zwnj;های اجتماعی حکومت و بخصوص جوانان را بر طرف سازد. مخاطب سخنان توضیحی وی می&amp;zwnj;توانند بخش&amp;zwnj;هایی از حاکمیت نیز باشند که نظر موافقی نسبت به مذاکره و عادی&amp;zwnj;سازی رابطه با آمریکا دارند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی در حاشیه سخنانش که در آستانه بیست و سومین سالگرد اشغال سفارت آمریکا ایراد شد به مسئولان ارشد نظام و سران سه قوه هشدار داد که اختلافات را علنی نکنند و به صراحت گفت: &amp;laquo;استفاده از احساسات مردم تا روز انتخابات جهت اختلافات خیانت به کشور است.&amp;raquo; البته خامنه&amp;zwnj;ای مسئولان کشور را زحمتکش و دلسوز خواند اما متذکر شد : &amp;laquo;نامه نگاری&amp;zwnj;های اخير و مطالب آن به هيچ وجه موضوع مهمی نيست اما اين اختلاف&amp;zwnj;نظرها نبايد به ميان مردم كشیده و دست&amp;zwnj;مايه&amp;zwnj;ای برای جنجال و هياهوی رسانه&amp;zwnj;های بيگانه و دشمنان شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; همه بايد متوجه مسئوليت خود و شرايط حساس كنونی باشند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد مخاطب سخنان وی در درجه اول محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد است تا به سمت اقدامات تند و غیر متعارف پیش نرود. اما این سخنان در عین حال، دیگر سران قوا و کارگزاران ارشد نظام را نیز در بر می&amp;zwnj;گیرد تا از تحریک افکار عمومی برای جلو بردن برنامه&amp;zwnj;های سیاسی خود و کنار زدن رقبای درون حکومتی استفاده نکنند. از سخنان خامنه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;توان نتیجه گرفت که وی کماکان سیاست مهار و کجدار و مریز با احمدی&amp;zwnj;نژاد را دنبال می&amp;zwnj;کند و از سوی دیگر از اختلاف میان روسای سه قوه به منظور توازن قوا بهره&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;جوید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/file_1117_20421.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 108px; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خامنه&amp;zwnj;ای مسئولیت روابط خصمانه را بر دوش مقامات دولت آمریکا می&amp;zwnj;گذارد. وی همچنین به مساله، بعدی ملیگرایانه هم می&amp;zwnj;دهد و مدعی می&amp;zwnj;شود که آمریکا ایرانی ضعیف و وابسته می&amp;zwnj;خواهد. این تصور بین برخی از نیرو&amp;zwnj;های اپوزیسیون و مستقل نیز طرفدارانی دارد. آنها نیز می&amp;zwnj;پندارند دولت آمریکا هم و غم خود را روی زمین&amp;zwnj;گیر کردن حکومت ایران گذاشته است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این راستا علی لاریجانی با نوشتن نامه&amp;zwnj;ای علنی به خامنه&amp;zwnj;ای کوشید از فرصت استفاده کند و اظهارات وی را به نفع خود و به ضرر رقیب جلوه دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخنان خامنه&amp;zwnj;ای در عین حال آشکار می&amp;zwnj;سازد که حکومت حاضر به عقب نشینی و مصالحه بر سر بحران هسته&amp;zwnj;ای نیست. بنابراین، می&amp;zwnj;توان هدف استقبال از مذاکرات اتمی یا آنچه را که برخی منابع کاهش فعالیت&amp;zwnj;های حساس اتمی می&amp;zwnj;نامند، در چارچوب جلوگیری از گسترش تنش و افزایش تحریم&amp;zwnj;ها ارزیابی نمود. به عبارت دیگر رهبر جمهوری اسلامی در صدد دفاع و تثبیت موقعیت کنونی در رویارویی هسته&amp;zwnj;ای است و فعلا بنای پیشروی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما سخنان نسبتا مبسوط وی، به خوبی روشن می&amp;zwnj;سازد که چرا جمهوری اسلامی خواهان حفظ روابط سرد با آمریکا است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;صرف&amp;zwnj;نظر از موارد تحلیلی او در خصوص وضعیت آمریکا در سی و سه سال گذشته که در اکثر موارد نادرست است ، دو محور اساسی را در گفته&amp;zwnj;های وی می&amp;zwnj;توان یافت. نخست ذهنیت دشمن&amp;zwnj;پنداری است. به باور خامنه&amp;zwnj;ای مقامات آمریکایی دشمنان کمر بسته نظام جمهوری اسلامی هستند که در تمامی سی و سه سال گذشته لحظه&amp;zwnj;ای از برنامه&amp;zwnj;ریزی و توطئه علیه حکومت غافل نبوده&amp;zwnj;اند. از این&amp;zwnj;رو &amp;nbsp;امکان هم&amp;zwnj;زیستی بین آمریکا و جمهوری اسلامی وجود ندارد. مصالحه و عادی سازی روابط با آمریکا گام گذاشتن در مسیری است که پایان آن سقوط حکومت خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خامنه&amp;zwnj;ای مسئولیت روابط خصمانه را بر دوش مقامات دولت آمریکا می&amp;zwnj;گذارد. وی همچنین به مساله، بعدی ملی&amp;zwnj;گرایانه هم می&amp;zwnj;دهد و مدعی می&amp;zwnj;شود که آمریکا ایرانی ضعیف و وابسته می&amp;zwnj;خواهد. این تصور بین برخی از نیرو&amp;zwnj;های اپوزیسیون ومستقل نیز طرفدارانی دارد. آنها نیز می&amp;zwnj;پندارند دولت آمریکا هم و غم خود را روی زمین&amp;zwnj;گیر کردن حکومت ایران گذاشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خامنه&amp;zwnj;ای شواهد مختلفی را مثال می&amp;zwnj;آورد تا پایه&amp;zwnj;ای عقلانی برای دفاع از عدم رابطه با آمریکا بسازد. اما در فراز دیگری از سخنان خود می&amp;zwnj;کوشد تصویری رو به زوال از آمریکا ترسیم کند. اکثر مواردی که وی به عنوان مستند ارائه می&amp;zwnj;دهد یا خلاف واقعیت هستند یا شدت درجه&amp;zwnj;شان در آن حدی نیست که ادعا می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خامنه&amp;zwnj;ای با بزرگ&amp;zwnj;نمایی، قدرت و اعتبار دولت آمریکا در دنیا را زیر سوال می&amp;zwnj;برد و پیش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;کند که به زودی قدرت اول دنیا زمین می&amp;zwnj;خورد. این مدعیات متوهمانه، از زاویه&amp;zwnj;ای بی&amp;zwnj;شباهت با سخنان محمد رضا پهلوی در دهه هفتاد میلادی نیست که در مصاحبه با رسانه&amp;zwnj;ها گفت امریکا اکنون حالت یک غول افلیج را پیدا کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطالب زیادی پیرامون انحطاط ابر&amp;zwnj;قدرتی آمریکا در فضاهای روشنفکری و رسانه&amp;zwnj;ای وجود دارد و انتقال آنها به رهبر جمهوری اسلامی بسیار محتمل است. طرح چنین نظراتی می&amp;zwnj;تواند نشانگر آن باشد که تصمیم&amp;zwnj;گیران اصلی جمهوری اسلامی واقعا فکر می&amp;zwnj;کنند آمریکا نیز به زودی سرنوشتی مشابه شوروی سابق پیدا خواهد کرد! لذا پرداخت هزینه برای مقاومت و تسلیم&amp;zwnj;ناپذیری و تحمل سختی&amp;zwnj;ها، سرمایه&amp;zwnj;ای ارزشمند برای فردا خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/uncle-sam-statue-liberty-500.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 121px; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطالب زیادی پیرامون انحطاط ابر&amp;zwnj;قدرتی آمریکا در فضاهای روشنفکری و رسانه&amp;zwnj;ای وجود دارد و انتقال آنها به رهبر جمهوری اسلامی بسیار محتمل است. طرح چنین نظراتی می&amp;zwnj;تواند نشانگر آن باشد که تصمیم&amp;zwnj;گیران اصلی جمهوری اسلامی واقعا فکر می&amp;zwnj;کنند که آمریکا نیز به زودی سرنوشتی مشابه شوروی سابق پیدا خواهد کرد! لذا پرداخت هزینه برای مقاومت و تسلیم&amp;zwnj;ناپذیری و تحمل سختی&amp;zwnj;ها، سرمایه&amp;zwnj;ای ارزشمند برای فردا خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال با عنایت به مباحث فوق ، وقتی آمریکا&amp;zwnj;ستیزی در بین بنیادگرایان اسلامی یک ارزش محسوب شود، چنین تصوری حکومت را تشویق می&amp;zwnj;کند تا به سمت سرمایه&amp;zwnj;گذاری بر روی ضدیت با آمریکا برود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این رویکرد به&amp;zwnj;خصوص هنگامی تشدید می&amp;zwnj;شود که ایدئولوژی و سرشت تمامیت&amp;zwnj;خواهانه&amp;zwnj;ی نظام سیاسی و مبنای مشروعیت حکومت نیز تقویت کننده چنین تصوری باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عین حال ضدیت با آمریکا به حکومت کمک می&amp;zwnj;کند با دشمن سازی و بسیج مرتب پایگاه اجتماعی خود علیه خصم قدرتمند توطئه&amp;zwnj;گر ، شکاف&amp;zwnj;های داخلی&amp;zwnj;اش را تا حدی ترمیم کرده و پوششی برای توجیه ناکارآمدی&amp;zwnj;ها فراهم سازد. هم&amp;zwnj;چنین هر صدای مخالفی را نیز به هم&amp;zwnj;سویی و آلت دست بودن آمریکا متهم سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته در خلال صحبت&amp;zwnj;ها، می&amp;zwnj;توان ترس و نوعی فقدان اعتماد به نفس در مواجهه با آمریکا را نیز مشاهده کرد. معمولا رهبران ضعیف که به صورت تصادفی جایگاه&amp;zwnj;های مهم را قبضه کرده&amp;zwnj;اند، از نوعی سوء&amp;zwnj;ظن و فقدان قدرت برای تصمیم&amp;zwnj;گیری در خصوص امور مهم رنج می&amp;zwnj;برند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خامنه &amp;zwnj;ای به شهادت عملکردش، سوء&amp;zwnj;ظن شدیدی نسبت به تهدیدات داخلی و خارجی علیه خود دارد. وی نگران است که مصالحه با امریکا و باز شدن دست این کشور در عرصه سیاسی ایران ، بخش&amp;zwnj;هایی از حکومت یا جامعه را علیه وی بشوراند. دقیقا بر اساس منطقی مشابه، به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای عمل شد تا سفارت بریتانیا در ایران بسته شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین ترتیب عواملی چون ترس از مواجهه با آمریکا ، بهره&amp;zwnj;برداری سیاسی از آمریکاستیزی، ناامیدی از امکان هم&amp;zwnj;زیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز با آمریکا، مبانی ایدئولوژیک و ذهنیت دشمن&amp;zwnj;ساز و خصومت&amp;zwnj;محور ، رهبری جمهوری اسلامی را مصمم به تداوم سیاست تقابل با غرب کرده است .گویی وی هر نوع تفاهم و آشتی&amp;zwnj;جوئی در مقطع کنونی را به ضرر نظام سیاسی می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته وخامت اوضاع اقتصادی کشور باعث شده که او آهنگ تهاجمی را کاهش داده و بیشتر در اندیشه تثبیت موقعیت کنونی در منازعه هسته&amp;zwnj;ای باشد و در عین حال با فرا&amp;zwnj;خواندن مردم به تحمل سختی&amp;zwnj;ها و توسل به اقتصاد مقاومتی، تاثیرات تحریم&amp;zwnj;ها را مهار کند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/11/01/21310#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16806">آمریکاستیزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16807">اقتصاد مقاومتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6228">بحران هسته‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4374">بنیادگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3276">خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6581">سفارت بریتانیا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 01 Nov 2012 14:44:38 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21310 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بهار عربی و بالا گرفتن جنگ شیعه و سنی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/30/21248</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/30/21248&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی افشاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/afshap01.jpg?1351970332&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی افشاری- یکی از پسامد&amp;zwnj;های ناخواسته بهار عربی افزایش تنش شیعه و سنی در منطقه خاورمیانه است. این پدیده اگر چه ارتباطی با موضوع جنبش&amp;zwnj;های ضد استبدادی و تغییرخواهانه مردم عرب ندارد اما حضور پر رنگ آن، بهار عربی و شکل آینده منطقه را تحت&amp;zwnj;الشعاع قرار داده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;منازعه شیعه و سنی امری قدیمی و ریشه&amp;zwnj;دار است، اما حوادث دو دهه اخیر به تنش&amp;zwnj;های دیرین دامن زده است. نخست سقوط صدام حسین و تغییر موازنه عقیدتی قوا در عراق به&amp;zwnj;سود شیعیان، باعث شد تا نیرو&amp;zwnj;های سنی نگرانی خود را از گسترش هلال شیعی به رهبری جمهوری اسلامی نشان دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جمهوری اسلامی ضمن این&amp;zwnj;که می&amp;zwnj;کوشد دیدگاه ایدئولوژیک خود را در جهان اسلام گسترش دهد و رهبری جریانات اسلام&amp;zwnj;محور اقتدارگرا را در دست بگیرد، اما در عین حال در مقایسه با دیدگاه سنت&amp;zwnj;گرایان شیعی تمایل بیشتری به کاهش درگیری فرقه&amp;zwnj;های شیعه وسنی نشان داده است. هم آیت&amp;zwnj;الله خمینی و هم خامنه&amp;zwnj;ای در مقایسه با دیگر مراجع سنتی کوشیده&amp;zwnj;اند وحدت سنی وشیعه را گسترش دهند. البته در عمل سخت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های حکومت نسبت به جامعه سنی&amp;zwnj;های ایران، ادعا&amp;zwnj;های آنها در تلاش برای بسط اخوت شیعیان با آنها را زیر سئوال برده است.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/afshap02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 100px;&quot; /&gt;نگرانی کشور&amp;zwnj;های سنی بیشتر از مقوله قدرت است تا عقیده. سیطره سنی&amp;zwnj;ها بر عراق، حاکمیت اقلیت بر اکثریت بود وبه نوعی محرومیت شیعیان از حقوق سیاسی و اجتماعی را در برداشت. به هم خوردن این نظم سیاسی نابرابر، خوشایند نیرو&amp;zwnj;های سیاسی غیر مردمسالار مانند حکومت عربستان سعودی و متحدانش نیست که می&amp;zwnj;خواهند جهان اسلام در کلیت خود زیر نظر سنی&amp;zwnj;ها اداره شود و شیعیان شهروند درجه دوم جهان اسلام باشند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بررسی رفتار جمهوری اسلامی در جهان اسلام نشان می&amp;zwnj;دهد که این نظام همکاری&amp;zwnj;هایی در سطح تاکتیک با جریانات سنی داشته است. بنابراین می&amp;zwnj;توان نتیجه گرفت هدف اصلی حکومت بیشتر تقویت نگاه ایدئولوژیک در تبدیل اسلام به قدرتی جهانی است تا مفاهیم بنیادی مذهب شیعه. این موجب می&amp;zwnj;شود که دغدعه اصلی جمهوری اسلامی، به دست گرفتن پرچم رهبری بنیادگرایی اسلامی باشد که نام بیداری اسلامی به آن داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما در تحلیل آخر قدرت گرفتن جمهوری اسلامی موقعیت شیعیان در جهان اسلام را بهبود خواهد بخشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آن سوی میدان نیز نگرانی کشور&amp;zwnj;های سنی بیشتر از مقوله قدرت است تا عقیده. سیطره سنی&amp;zwnj;ها بر عراق، حاکمیت اقلیت بر اکثریت بود وبه نوعی محرومیت شیعیان از حقوق سیاسی و اجتماعی را در برداشت. به هم خوردن این نظم سیاسی نابرابر، خوشایند نیرو&amp;zwnj;های سیاسی غیر مردمسالار مانند حکومت عربستان سعودی و متحدانش نیست که می&amp;zwnj;خواهند جهان اسلام در کلیت خود زیر نظر سنی&amp;zwnj;ها اداره شود و شیعیان شهروند درجه دوم جهان اسلام باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هم خوردن موازنه قوا در عراق و حاکم شدن شیعیان، به تشدید فعالیت&amp;zwnj;های ضد شیعه عربستان سعودی و متحداش منجر شد که به خودی خود نگرانی بی&amp;zwnj;موردی است. البته تا جایی که حقوق شهروندان سنی عراق رعایت شود و دولت جدید عراق مناسبات دوران صدام حسین را به صورت وارونه بازسازی نکند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیگر عنصری که به درگیری شیعه و سنی دامن زد، روی کار آمدن طالبان در افغانستان و تشدید فعالیت &amp;zwnj;گروه&amp;zwnj;هایی مانند القاعده بود که در تحلیل آخر شیعیان را گمراه دانسته و خون آنها را مباح می&amp;zwnj;دانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال بر بستر این پیش&amp;zwnj;زمینه تاریخی و توسعه نیافتگی سیاسی، منطقه خاورمیانه که منازعات عقیدتی و مسلکی و جنگ&amp;zwnj;های فرقه&amp;zwnj;ای در آن دست بالا را دارد و هنوز تعریف ملت بر فراز تمایزات نژادی، مذهبی، زبانی و مسلکی جا نیفتاده است، اتفاقاتی در بهار عربی رخ داد که به شعله&amp;zwnj;ورتر شدن اختلافات شیعه وسنی منجر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نخست رشد نیرو&amp;zwnj;های سلفی در مصر پسا مبارک بود. تغییر مشی سلفی&amp;zwnj;ها از مبارزه مسلحانه به سیاسی باعث شد تا به دومین جریان پیروز در انتخابات تبدیل شوند. اگرچه رسانه&amp;zwnj;های تصویری سلفی&amp;zwnj;ها در مصر از سال ۲۰۰۵ تاسیس شدند، ولی تعداد و تعدد برنامه&amp;zwnj;های آنها پس از پیروزی انقلاب مصر بیش از پیش شده است. برخی از برنامه&amp;zwnj;های این تلویزیون&amp;zwnj;ها سمت&amp;zwnj;گیری تندی علیه شیعیان دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلفی&amp;zwnj;های مصر اگرچه به لحاظ سیاسی مستقل هستند و سبک دیگری از نگاه متن&amp;zwnj;گرایانه، ارتودوکسی و قالبی (ظاهر شریعت) به اسلام را عرضه می&amp;zwnj;کنند، اما در عین حال شباهت&amp;zwnj;های زیادی به آئین وهابیت دارند. یکی از عناصر اصلی هویت سلفی&amp;zwnj;ها، شیعه&amp;zwnj;ستیزی و گسترش شیعه&amp;zwnj;هراسی در جهان اسلام است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دومین محوری که در گسترش تنش بین شیعیان و سنی&amp;zwnj;ها نقش مهمی ایفا کرده، درگیری&amp;zwnj;های خونبار در سوریه است. بشار اسد و رهبران حزب بعث سوریه، علویان را که به شیعه بسیار نزدیک هستند، علیه مخالفان بسیج کردند. استفاده ابزاری از آنها با این هدف انجام شد که خصلت فرقه&amp;zwnj;ای دادن به منازعات، همانند سپری دفاعی برای حکومت عمل خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/afshap03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 110px;&quot; /&gt;دومین محوری که در گسترش تنش بین شیعیان وسنی&amp;zwnj;ها نقش مهمی ایفا کرده، درگیری&amp;zwnj;های خونبار در سوریه است. بشار اسد و رهبران حزب بعث سوریه، علویان را که به شیعه بسیار نزدیک هستند، علیه مخالفان بسیج کردند. استفاده ابزاری از آنها با این هدف انجام شد که خصلت فرقه&amp;zwnj;ای دادن به منازعات، همانند سپری دفاعی برای حکومت عمل خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;سهیم بودن علویان در ساختار قدرت نیز عامل دیگری بود که آنها از تغییر وضعیت سیاسی سوریه احساس خطر کنند. بدین&amp;zwnj;گونه بخش مهمی از آنها موجودیت خود را با نظام سیاسی سوریه پیوند زدند. این برخورد با واکنش متقابل سنی&amp;zwnj;های سوریه مواجه شد که مانند شیعیان عراق در زمان صدام حسین، ده&amp;zwnj;ها سال زیر سلطه اقلیت علوی حاکم طعم تلخ نابرابری را چشیده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماه&amp;zwnj;ها است که درگیری بین نیرو&amp;zwnj;های سیاسی خواهان تغییر در سوریه با نظام استبدادی حاکم سوریه، حالت جنگ داخلی و فرقه&amp;zwnj;ای پیدا کرده است. در چنین فضایی سلفی&amp;zwnj;ها فعال شده&amp;zwnj;اند. البته شبه&amp;zwnj;نظامیان الشعبیه نیز که وابسته به علوی&amp;zwnj;ها هستند، با بی&amp;zwnj;رحمی مخالفان سنی را قلع و قمع می&amp;zwnj;کنند. در واکنش متقابل سلفی&amp;zwnj;ها و برخی از مخالفان مسلح نیز در مواجه با علوی&amp;zwnj;ها با خشونت و نفرت برخورد می&amp;zwnj;کنند و ابایی از کشتار بی&amp;zwnj;رحمانه آنها ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این میان اقدامات توهین&amp;zwnj;آمیز و حساسیت برانگیز برخی از روحانیان شیعه مانند یاسر الحبیب روحانی کویتی که به عایشه همسر پیامبر جسارت&amp;zwnj;های موهن کرد، در برانگیخته شدن احساسات سنی&amp;zwnj;ها و بهره&amp;zwnj;برداری جریانات شیعه&amp;zwnj;ستیز موثر بود. البته اکثر مراجع و حتی رهبری جمهوری اسلامی و سید حسن نصر&amp;zwnj;الله رهبر حزب&amp;zwnj;الله لبنان این اظهارات را محکوم کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این همه، گرایش برخی از شیعیان افراطی به اغراق در جایگاه امامان شیعه و نشاندن آنها بر جایگاه الوهیت و توهین&amp;zwnj;های زشت به خلفای راشدین در منابر وسخنرانی&amp;zwnj;های عمومی، در گرم نگاه&amp;zwnj;داشتن آتش تنور خصومت بین دو مذهب اصلی جهان اسلام نقش بسزایی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در عین حال علمای وهابی نیز هر از چند گاه، توهین&amp;zwnj;هایی را نثار مراجع تقلید شیعه می&amp;zwnj;کنند. از جمله آنها می&amp;zwnj;توان ناسزاگویی محمد العریفی به آیت&amp;zwnj;الله سیستانی را ذکر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیگر محور تنش، اقدامات سلفی&amp;zwnj;ها در تخریب امام&amp;zwnj;زاده&amp;zwnj;ها و قبور متبرک صوفیان در لیبی است. این گروه&amp;zwnj;ها اگر چه کوچک هستند و در ساختار قدرت لیبی نیز جایی ندارند، اما توانایی ایجاد دعوا&amp;zwnj;های مسلکی در آن کشور را دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مجموع وضعیت موجود نگران کننده است. یکی از محور&amp;zwnj;های اصلی ثبات در خاورمیانه افزایش رواداری مذهبی بین شیعیان و جماعت اهل سنت است. در واقع وحدت شیعه وسنی و اخوت اسلامی امری استراتژیک در ایجاد آرامش در منطقه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لازمه این مهم دور کردن منازعات قدرت از جنگ&amp;zwnj;های فرقه&amp;zwnj;ای است. امری که صاحبان قدرت اکراه دارند تا از آن صرف&amp;zwnj;نظر کنند. در اصل پایه منازعات بیشتر از آنکه متکی بر عقیده باشد بر معادلات قدرت استوار است. برخورداری از امتیازات قدرت انحصاری و به&amp;zwnj;خصوص داعیه زعامت جهان اسلام باعث می&amp;zwnj;شود تا گروه&amp;zwnj;های اسلام&amp;zwnj;گرا، حقانیت اسلامی را پوششی مناسب برای اختفای تمایلات قدرت&amp;zwnj;طلبانه خود قرار داده و یا هویت خود را در تضاد آشتی&amp;zwnj;ناپذیر با فرقه&amp;zwnj;های اسلامی غیر قرار دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خاورمیانه جدید پس از انقلاب عربی نیازمند توجه و تلاش ویژه&amp;zwnj;ای برای ترمیم آسیب&amp;zwnj;های ناشی از جنگ&amp;zwnj;های فرقه&amp;zwnj;ای و برقراری سامان مناسب برای هم&amp;zwnj;زیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز فرق مختلف اسلامی است. در این میان توجه رهبران بلندپایه شیعه و سنی به تنش&amp;zwnj;زدایی و پذیرش تکثرگرایی در داخل جهان اسلام نقشی کلیدی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/30/21248#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16770">اقتدارگرا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4374">بنیادگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16772">جهان اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15815">سلفی‌ها</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1963">سوریه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16769">شیعه‌هراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16768">شیعیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82">عراق</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16771">مبارک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B5%D8%B1">مصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11026">وهابیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Tue, 30 Oct 2012 14:47:18 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21248 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اروپای بنیادگرا؛ گفت‌وگو با رامین جهانبگلو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/05/03/13922</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/05/03/13922&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احسان عابدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;330&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/22_3.jpg?1336420691&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;احسان عابدی - این روزها خبرهای دادگاه آندرس برینگ برویک تیتر اغلب رسانه&amp;zwnj;هاست. عکس&amp;zwnj;ها آندرس جوان را نشان می&amp;zwnj;دهند که مشت گره کرده خود را به نشانه درود بالا گرفته&amp;zwnj;است، ژستی که هیتلر و مومنان به راه او &amp;nbsp;را به یاد می&amp;zwnj;آورد و نفرتی که دامنه&amp;zwnj;اش از مرزهای آلمان نازی فراتر رفت تا تمام اروپا و بلکه جهان را در بربگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال ده&amp;zwnj;ها سال پس از آن دوران، برینگ برویک نروژی دوباره به یادمان می&amp;zwnj;آورد که این جهان چقدر ناامن است؛ حتی در امن&amp;zwnj;ترین نقاط جهان هم باز بهانه&amp;zwnj;ای برای کشتار پیدا می&amp;zwnj;شود، بهانه&amp;zwnj;ای مثل نژاد یا دین.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حقیقت، آندرس برینگ برویک اولین بار جولای گذشته خبرساز شد، وقتی که در واکنش به حضور مهاجران و مسلمانان در کشور خود ده&amp;zwnj;ها تن را در یک روز و به فاصله چند ساعت به قتل رساند. گفته شده&amp;zwnj;است، او در مانیفستی که پیش از این رخ&amp;zwnj;داد منتشر کرده، خود را سردمدار جنگ صلیبی با مسلمانان نامیده&amp;zwnj; بود. اما کدام جنگ صلیبی؟ آیا نبردی تازه میان بنیادگرایان رخ داده&amp;zwnj;است؟ و آیا صحنه نبرد این&amp;zwnj;بار در اروپاست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به یاد بیاوریم همین ماه گذشته (مارچ) بود که محمد مراح، مسلمان جوان الجزایری تبار با انگیزه&amp;zwnj;های بنیادگرایانه چندین تن را در شهر تولوز فرانسه کشت که از جمله کشته&amp;zwnj;شدگان، سه کودک یهودی بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفت&amp;zwnj;وگوی ما با دکتر رامین جهانبگلو، فیلسوف و پژوهش&amp;zwnj;گر فرهنگی درباره بنیادگرایی در اروپا را می&amp;zwnj;خوانید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;***&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;رویدادهای اخیر در نروژ و تولوز فرانسه را چگونه می&amp;zwnj;توان تفسیر کرد؟ آیا می&amp;zwnj;توان گفت که بنیادگرایی دینی در اروپا اوج گرفته&amp;zwnj;است؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی از اعتلای بنیادگرایی دینی در اروپا صحبت می&amp;zwnj;کنیم، خواه بنیادگرایی مسیحی باشد، خواه بنیادگرایی اسلامی و خواه بنیادگرایی یهودی، به بحران&amp;zwnj;هایی رهنمون می&amp;zwnj;شویم که به ساحت اندیشه، فلسفه و ارزش&amp;zwnj;های جامعه اروپایی می&amp;zwnj;رسد. بنیادگرایی دینی در اروپا پاسخی&amp;zwnj;ست به این بحران&amp;zwnj;ها و بحران وجدان اروپایی. به باور من اروپای قرن بیست و یکم از کمبود نوعی غایت&amp;zwnj;گرایی سیاسی رنج می&amp;zwnj;برد که این امر همراه شده&amp;zwnj;است با رواج بی&amp;zwnj;معنایی در این جامعه. در توضیح این سخن می&amp;zwnj;توان گفت که سیاست در اروپای امروز بیش از هر زمان دیگری تقلیل یافته&amp;zwnj;است به مسئله رسیدن به قدرت که احزاب سیاسی و سیاست&amp;zwnj;مداران در طلب آن با هم رقابت می&amp;zwnj;کنند. از سوی دیگر غالب شهروندان نیز در پی هدف&amp;zwnj;ها و امیال شخصی خود هستند و کمتر از همیشه به مسئولیت&amp;zwnj;های شهروندی توجه می&amp;zwnj;کنند. این&amp;zwnj; مسائل باعث شده&amp;zwnj;است که مفاهیم سیاست و شهروندی دچار بحران شوند و نوعی بی&amp;zwnj;معنایی در این جامعه رواج یابد. در کنار این بی&amp;zwnj;معنایی، خطر بزرگ دیگری که جامعه اروپایی را تهدید می&amp;zwnj;کند، نسبی&amp;zwnj;گرایی مطلق است که بر اساس آن تمام ارزش&amp;zwnj;ها یکسان جلوه می&amp;zwnj;کند. این نسبی&amp;zwnj;گرایی خود باعث می&amp;zwnj;شود که نهاد دین قدرت بیشتری بیابد. به یک اعتبار، مردمی که در جست&amp;zwnj;وجوی بنیان&amp;zwnj;های فکری قدرتمندتری برای خود هستند در این شرایط به سمت ارزش&amp;zwnj;های دینی و به&amp;zwnj;ویژه ارزش&amp;zwnj;های سخت دینی سوق پیدا می&amp;zwnj;کنند که همان بنیادگرایی است. آنها گمان می&amp;zwnj;کنند که این بنیادگرایی می&amp;zwnj;تواند راه&amp;zwnj;حلی باشد برای بحران&amp;zwnj;هایی که در زندگی با آن سروکار دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چرا باید جامعه&amp;zwnj;ای که در آن فکر مدرن پدید آمده&amp;zwnj;است به مرحله&amp;zwnj;ای برسد که بنیادگرایی را تقویت کند؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنیادگرایی اتفاقا نتیجه عقلانیت مدرن است چرا که این عقلانیت مدرن از همه چیز تقدس&amp;zwnj;زدایی می&amp;zwnj;کند. (این امر را البته ماکس وبر &amp;quot;افسون&amp;zwnj;زدایی جهان&amp;quot; می&amp;zwnj;نامد.) در چنین شرایطی انسان که احساس تنهایی می&amp;zwnj;کند&amp;zwnj; در جست&amp;zwnj;وجوی راه&amp;zwnj;حلی برای بحران&amp;zwnj;های خویش است و از آنجا که عقل مدرن نمی&amp;zwnj;تواند به بسیاری از پرسش&amp;zwnj;ها پاسخ دهد، دستاویزهای دیگری پیدا می&amp;zwnj;کند. مثال آن که مردم اروپا به &amp;zwnj;رغم عقلانی شدن دین، نسبت به قبل خرافاتی&amp;zwnj;تر شده&amp;zwnj;اند و بیشتر از همیشه به کف&amp;zwnj;بینی و طالع&amp;zwnj;بینی روی آورده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنیادگرایی پاسخی&amp;zwnj;ست به نیست&amp;zwnj;انگاری پسامدرنی که بشر امروز دچارش شده&amp;zwnj;است. این جریان تلاش می&amp;zwnj;کند ارزش&amp;zwnj;های متافیزیکی جدیدی برای پیروان خود به وجود بیاورد تا به واسطه آن زندگی خود را توضیح دهند&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثال دیگر در رابطه با علم است که امروز به صورت یک حقیقت مطلق در اروپا مطرح می&amp;zwnj;شود. اما علم با وجود چنین سیطره&amp;zwnj;ای همچنان نمی&amp;zwnj;تواند این سئوال اساسی را به انسان اروپایی پاسخ دهد که چگونه باید زیست و چه باید کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثال سوم، عقلانی شدن اقتصاد است که با اعتلای سرمایه&amp;zwnj;داری همراه بوده. واضح است که اقتصاد و سرمایه&amp;zwnj;داری در اروپا بیشتر از همیشه به سبک آمریکایی نزدیک می&amp;zwnj;شود و مطابق این الگو به سمت تولید نفع&amp;zwnj;گرایانه&amp;zwnj; پیش می&amp;zwnj;رود، در حالی که اروپا همیشه به مبارزات سندیکاها و اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری برای عدالت اجتماعی عادت داشته&amp;zwnj;است. در نتیجه این استحاله طبیعی&amp;zwnj;ست که دچار یک بحران دیگر شود. در نهایت می&amp;zwnj;توان مثال دولت را آورد که به سمت یک بوروکراسی مدرن هدایت شده&amp;zwnj;است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;این بنیادگرایان در جست&amp;zwnj;وجوی چه چیزی هستند؟ غایتی که در نظر دارند چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنیادگرایی &amp;ndash; از هر نوع آن &amp;ndash; پاسخی&amp;zwnj;ست به این نیست&amp;zwnj;انگاری پسامدرنی که بشر امروز دچارش شده&amp;zwnj;است. این جریان تلاش می&amp;zwnj;کند ارزش&amp;zwnj;های متافیزیکی جدیدی برای پیروان خود به وجود بیاورد تا به واسطه آن زندگی خود را توضیح دهند. از این رو فقط بحث &amp;quot;رستگاری&amp;quot; در میان نیست، بلکه بنیادگرایی واکنشی به نسبی&amp;zwnj;گرایی بی&amp;zwnj;حد و مرز نیز تلقی می&amp;zwnj;شود. اما چرا بنیادگرایی در اروپا چنین اهمیتی پیدا کرده&amp;zwnj;است؟ به این خاطر که نقش هنر و فلسفه در اروپای کنونی &amp;ndash; و به طور کلی در غرب &amp;ndash;&amp;nbsp; کمتر شده&amp;zwnj;است. تا چند دهه قبل، هنرمندان و فیلسوفانی بودند که نه تنها می&amp;zwnj;خواستند با آفرینش&amp;zwnj;های هنری و فلسفی خود انسان را از جامعه تک ساحتی نجات دهند، بلکه اکثر آنها به دنبال راه&amp;zwnj;حل&amp;zwnj;های سیاسی هم بودند. اما با بحرانی که اکنون فلسفه و هنر دچار آن شده&amp;zwnj;است و با توجه به آن&amp;zwnj;که ما روز به روز بیشتر به سمت نوعی هم&amp;zwnj;اندیشی تطابقی حرکت می&amp;zwnj;کنیم، به طور طبیعی تنها دستاویزی که برای مردم عادی می&amp;zwnj;ماند، بنیادگرایی&amp;zwnj;ست. این بنیادگرایی نیز نه تنها یک غایت&amp;zwnj;گرایی دینی را ترویج می&amp;zwnj;کند، بلکه یک فلسفه سیاسی هم در اختیار مردم می&amp;zwnj;گذارد و به آنان می&amp;zwnj;گوید که جامعه را چگونه باید اداره کرد. متاسفانه روشی هم که در پیش می&amp;zwnj;گیرد، خشونت&amp;zwnj;آمیز است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;و این بحران فلسفه و هنر ناشی از چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این بحران نتیجه یک بحران اجتماعی و ارزشی&amp;zwnj; بزرگ&amp;zwnj;تر است. در حقیقت جامعه کنونی اروپا دچار بحران آموزش و پرورش شده&amp;zwnj;است به این معنا که ارزش&amp;zwnj;های تاریخی و فرهنگی جامعه به نسل جوان منتقل نمی&amp;zwnj;شود. از این رو گسست&amp;zwnj;های بسیار عمیقی در این جامعه وجود دارد که این گسست&amp;zwnj;ها باعث می&amp;zwnj;شود اروپای کنونی نتواند بر بحران&amp;zwnj;های خویش فائق آید و نیز پرسش&amp;zwnj;های اساسی انسان اروپایی امروز را پاسخ دهد، پرسش&amp;zwnj;هایی نظیر این&amp;zwnj;که هدف زندگی ما در اروپا چیست، اروپایی که خود را به عنوان واحدی فراملی در برابر آمریکا و کشورهای آسیایی مطرح کرده&amp;zwnj;است چه معنایی دارد، چرا این اروپا باید دچار بحران&amp;zwnj;های اقتصادی و بی&amp;zwnj;کاری شود به طوری که در یکی از کشورهای آن مانند اسپانیا، نرخ بی&amp;zwnj;کاری به 24 درصد برسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;120&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/anders-behring-breivik.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;نژادپرستی امروز در اروپا نتیجه اعتلای بی&amp;zwnj;معنایی و نسبی&amp;zwnj;گرایی رایج در این جامعه است. اما همه دنبال کسی می&amp;zwnj;گردند تا تقصیرها را گردن او بیندازند. نمونه، همین عامل کشتار نروژ است که مسلمانان را به عنوان مسببان بحران در اروپا معرفی می&amp;zwnj;کند&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در غیبت خلاقیت&amp;zwnj;های فکری و هنری، مردم جامعه به جای آن&amp;zwnj;که در اندیشه مسئولیت&amp;zwnj;های خود و یافتن راه&amp;zwnj;حلی برای مسائل باشند، تنها در جست&amp;zwnj;وجوی لذت و راه&amp;zwnj;هایی برای برآوردن امیال خود هستند. سیاست هم در این شرایط، به طور کلی در اختیار کسانی قرار گرفته&amp;zwnj;است که پاسخی برای آینده اروپا ندارند. بنابراین، به قول ماکس وبر، اروپایی&amp;zwnj;ها در یک &amp;quot;قفس آهنین&amp;quot; زندانی شده&amp;zwnj;اند و نمی&amp;zwnj;توانند از آن بگریزند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مسئله&amp;zwnj; دیگر، پیوند میان بنیادگرایی مسیحی با نژادپرستی&amp;zwnj; است. در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;توان مورد آندرس برینگ برویک، عامل کشتار نروژ را مثال آورد. جایی خواندم که او خود را سردمدار جنگ صلیبی با مسلمانان نامیده&amp;zwnj;&amp;zwnj;است. چه مولفه&amp;zwnj;هایی بنیادگرایی مسیحی و نژادپرستی را به هم پیوند می&amp;zwnj;زند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نژادپرستی همیشه در فرهنگ اروپایی بوده&amp;zwnj; و در دوره&amp;zwnj;های مختلف تاریخی تکرار شده&amp;zwnj;است، مانند دوران اعتلای صنعتی یا دورانی که سرمایه&amp;zwnj;داری شکل استعمار را به خود می&amp;zwnj;گیرد. مثال بلژیکی&amp;zwnj;ها یا هلندی&amp;zwnj;ها را هم می&amp;zwnj;توانیم بیاوریم که در دوران استعمار رفتارهای نژادپرستانه&amp;zwnj;ای در برابر ملت&amp;zwnj;های تحت استعمار خود داشتند. اما به نظرم یک تفاوت اساسی میان آن نژادپرستی با نژادپرستی امروز وجود دارد. برخلاف دوران استعمار، نژادپرستی امروز در اروپا نتیجه یک پروژه سیاسی روشن و عقلانی نیست. به همین خاطر هم این نژادپرستی صورتی فردی دارد و به صورت جسته و گریخته بروز پیدا می&amp;zwnj;کند در حالی که پیش از این، نژادپرستی در سطح قوانین عمومی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخلاف دوران استعمار، نژادپرستی امروز در اروپا نتیجه یک پروژه سیاسی روشن و عقلانی نیست. به همین خاطر هم این نژادپرستی صورتی فردی دارد و به صورت جسته و گریخته بروز پیدا می&amp;zwnj;کند&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظرم نژادپرستی امروز در اروپا نیز نتیجه اعتلای بی&amp;zwnj;معنایی و نسبی&amp;zwnj;گرایی رایج در این جامعه است. با این حال در این جامعه همه دنبال کسی می&amp;zwnj;گردند تا تقصیرها را گردن او بیندازند. نمونه، همین عامل کشتار نروژ است که مسلمانان را به عنوان مسببان این بحران معرفی می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید که اگر بحران اقتصادی در اروپا وجود دارد به خاطر مهاجران مسلمان است و این ترتیب همه مسائل را ساده می&amp;zwnj;کند. متاسفانه احزاب محافظه&amp;zwnj;کار اروپایی هم به این باورها دامن می&amp;zwnj;زنند و برای این&amp;zwnj;که بخواهند رای بیاورند اسلام&amp;zwnj;ستیزی را ترویج می&amp;zwnj;کنند و این&amp;zwnj;گونه مسائل را جلوه می&amp;zwnj;دهند که مهاجران مسلمان جای اروپاییان را گرفته&amp;zwnj;اند و عامل گسترش بی&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;ها و بحران&amp;zwnj;های اقتصادی آنها هستند در حالی که این سخنان واقعیت ندارد. اتفاقا در اروپا همیشه تنوع و چندفرهنگی رواج داشته&amp;zwnj;است و اکنون نژادپرستان و بنیادگرایان تلاش می&amp;zwnj;کنند این واقعیت تاریخی را مخفی کنند و بر اصل تنوع دینی، تنوع فرهنگی و تنوع نژادی در اروپا سرپوش بگذارند. آنها می&amp;zwnj;خواهند چنین القا کنند که اروپا فقط مسیحی&amp;zwnj; و یک&amp;zwnj;دست است در صورتی که می&amp;zwnj;دانیم اروپا فقط مسیحی نبوده&amp;zwnj;است، بلکه مسلمان و یهودی هم بوده&amp;zwnj;است. اسلام و یهودیت در اروپا شکل&amp;zwnj;های مختلفی پیدا کرده&amp;zwnj;اند. برای نمونه، اسلام آندلسی را داریم که نقش بسیار مهمی برای به وجود آمدن فرهنگ رنسانس در اروپا ایفا کرده&amp;zwnj;است، اما بنیادگرایان مسیحی و نژادپرستان اروپایی همیشه بر این واقعیت پوشش می&amp;zwnj;گذارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به احزاب محافظه&amp;zwnj;کار اروپایی اشاره کردید. در سال&amp;zwnj;های اخیر شاهد بوده&amp;zwnj;ایم که این احزاب با اقبال بیشتری در جامعه اروپایی مواجه هستند به طوری که در اکثریت قریب به اتفاق انتخابات&amp;zwnj;ها توانسته&amp;zwnj;اند رقبای چپ&amp;zwnj;گرای خود را شکست دهند. دلیل آن چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از دلایل آن، کم&amp;zwnj;کاری احزاب چپ است که برای دوره&amp;zwnj;ای، به&amp;zwnj;خصوص دهه 1930 یا دوران بعد از جنگ جهانی دوم، اقبال بیشتری در میان مردم اروپا یافتند چرا که هم از رهبری عقلانی&amp;zwnj;تری برخوردار بودند و هم ارزش&amp;zwnj;های مشخص&amp;zwnj;تری داشتند، اما امروز چیزی به نام حزب چپ&amp;zwnj;گرای اروپایی وجود ندارد که تفاوتی با احزاب لیبرال داشته باشد. در حقیقت همان ارزش&amp;zwnj;ها را فقط به اسم حزب سوسیالیست فرانسه یا آلمان تبلیغ می&amp;zwnj;کنند. بنابراین از نظر رای&amp;zwnj;دهندگان اروپایی، این احزاب، همگی شبیه یکدیگر هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روحیه اروپایی به خاطر بحران&amp;zwnj;های اقتصادی، محافظه&amp;zwnj;کارتر از قبل شده&amp;zwnj;است. به یک معنا، ارزش&amp;zwnj;های اقتصادی در این جامعه اهمیتی به مراتب بیشتر از ارزش&amp;zwnj;های سیاسی و فکری و فلسفی پیدا کرده&amp;zwnj;اند همان&amp;zwnj;طور که فردگرایی لذت&amp;zwnj;جویانه نیز مهم&amp;zwnj;تر از فردگرایی دموکراتیک شده&amp;zwnj;است&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما دو مسئله دیگر نیز وجود دارد که باعث می&amp;zwnj;شود محافظه&amp;zwnj;کاری در اروپا رشد کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی این&amp;zwnj;که روحیه اروپایی به خاطر بحران&amp;zwnj;های اقتصادی، محافظه&amp;zwnj;کارتر از قبل شده&amp;zwnj;است. به یک معنا، ارزش&amp;zwnj;های اقتصادی در این جامعه اهمیتی به مراتب بیشتر از ارزش&amp;zwnj;های سیاسی و فکری و فلسفی پیدا کرده&amp;zwnj;اند همان&amp;zwnj;طور که فردگرایی لذت&amp;zwnj;جویانه نیز مهم&amp;zwnj;تر از فردگرایی دموکراتیک شده&amp;zwnj;است. در نتیجه اکثریت جامعه&amp;zwnj;ای که در پی این ارزش&amp;zwnj;هاست به احزاب محافظه&amp;zwnj;کار رای می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دلیل دوم اما تقویت روحیه نژادپرستی با دامن زدن به این باور اشتباه است که مهاجران و مسلمانان، عامل همه بحران&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی در اروپا هستند. در این میان احزاب محافظه&amp;zwnj;کار که بیشتر از دیگر احزاب این نوع مباحث را مطرح می&amp;zwnj;کنند، رای بیشتری نیز می&amp;zwnj;آورند. در حقیقت، مردم عادی تحت تاثیر آنها فکر می&amp;zwnj;کنند اگر بی&amp;zwnj;کار هستند به این خاطر است که آن مسلمان مهاجر کار او را تصاحب کرده&amp;zwnj;است یا این&amp;zwnj;که اگر مهاجران و مسلمانان را از اروپا بیرون کنند، اقتصاد اروپا دوباره رونق می&amp;zwnj;گیرد. این مباحث دیگر جزو منشور احزاب محافظه&amp;zwnj;کار اروپا شده&amp;zwnj;است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پس به عبارتی می&amp;zwnj;توان گفت، انتخاب این احزاب به معنای تقویت بنیادگرایی دینی در اروپاست. درست است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نه، الزاما چنین نیست چرا که همه این احزاب دنباله&amp;zwnj;روی بنیادگرایی مسیحی نیستند. در حقیقت برخی از محافظه&amp;zwnj;کاران در مقایسه با اعضای احزاب چپ سنتی مثل حزب کمونیست یا سوسیالیست در اروپا، بیشتر ارزش&amp;zwnj;های نژادپرستانه و بنیادگرایانه را تبلیغ می&amp;zwnj;کنند. اما به نظرم مسئله اصلی این است که در این احزاب با یک&amp;zwnj;سری بوروکرات و یک منطق بوروکراسی روبه&amp;zwnj;رو هستیم که مهم&amp;zwnj;ترین ارزش برای آنها به قدرت رسیدن است و برای این&amp;zwnj;که بتوانند به قدرت برسند، در عمل افکار ساده&amp;zwnj;نگرانه را ترویج می&amp;zwnj;کنندتا افکار فلسفی&amp;zwnj;تر.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/05/03/13922#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4464">آندرس برینگ برویک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7449">احسان عابدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4374">بنیادگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11603">تولوز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11602">رامین جهانبگلو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10496">محمد مراح</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11604">کشتار نروژ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 03 May 2012 07:18:51 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">13922 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خاستگاه‌های اسلام</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/01/13848</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/01/13848&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگوی کریستین مایر با یوزف فان اِس، اسلام‌شناس آلمانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    یاسر میردامادی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;588&quot; height=&quot;380&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/schatze-des-islam-l-m0qe1r.jpg?1336156753&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;یاسر میردامادی &amp;minus; چندین سال قبل، انتشار ترجمه&amp;zwnj;ی فارسی کتاب &amp;laquo;مکتب در فرایند تکامل&amp;raquo; جنجالی در ایران به پا کرد. مدرّسی طباطبایی، اسلام&amp;zwnj; شناس ایرانی مقیم امریکا، در این کتاب نشان داده بود که آن&amp;zwnj;چه به عنوان &amp;laquo;تشیّع اثنی&amp;zwnj;عشری&amp;raquo; مشهور است، برساخته&amp;zwnj;ای تاریخی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;historically constructed&lt;/span&gt;) است، یعنی در طیّ زمان و در پاسخ به نزاع&amp;zwnj;ها، کنش&amp;zwnj;ها و واکنش&amp;zwnj;های مختلف، و از میان امکان&amp;zwnj;های متفاوتی که از نظر تاریخی پیش&amp;zwnj;روی افراد بوده، شکل گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یوزف فان اس (&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Josef van Ess&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;)، متخصّص برجسته&amp;zwnj;ی تاریخ الاهیّات اسلامی، مشابه این سخن را در باب اصلِ اسلام می&amp;zwnj;گوید. به نظر او ظهور اسلام با ظهور محمّدِ پیامبر از نظر تاریخی متفاوت است. آن&amp;zwnj;چه امروز تحت عنوان &amp;laquo;اسلام&amp;raquo; می&amp;zwnj;شناسیم، در نظر او برساخته&amp;zwnj;ای تاریخی است که خاستگاه آن بعدتر از ظهور محمّد پیامبر است و مطابق رأی او اسلام کاملاً جنبه&amp;zwnj;ای امکانی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;contingent&lt;/span&gt;) دارد، و بر اساس شرطیّه&amp;zwnj;ای خلاف واقع (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;counterfactual&lt;/span&gt;) می&amp;zwnj;توان گفت اگر سیر حوادث به گونه&amp;zwnj;ای دیگر سامان می&amp;zwnj;یافت، اسلام نیز امروزه صورت دیگری می&amp;zwnj;یافت (و یا شاید اصلاً به عنوان یک دین وجود نمی&amp;zwnj;داشت). رأی او در باب خاستگاه اسلام، که بر نقّادی تاریخی استوار است، پیامدهای مهمّی برای الهیات معاصر اسلامی دارد. در نگاه سنّتی، تاریخ&amp;zwnj;مندی اسلام به رسمیّت شناخته نمی&amp;zwnj;شود و نقش عوامل طبیعی در اسلام شدنِ اسلام به حساب نمی&amp;zwnj;آید.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; href=&quot;#_ftn1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; پیامد نگاه مبتنی بر نقّادی تاریخی به اسلام را می&amp;zwnj;توان در قالب این پرسش صورت&amp;zwnj;بندی کرد: آیا فرد مسلمان از نظر الاهیّاتی می&amp;zwnj;تواند به تحقیقات نقّادانه&amp;zwnj;ی تاریخی در باب اسلام ملتزم باشد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اهمیّت این پرسش را می&amp;zwnj;توان با نقل اتّفاقی تاریخی نشان داد: فردی آلمانی به نام اِس&amp;zwnj;وِن کالیش (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Sven Kalisch&lt;/span&gt;) در &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۵&lt;/span&gt; سالگی از آیین پروتستان به اسلام (تشیّع زیدی) می&amp;zwnj;گرود زیرا در نظر او اسلام (و خصوصاً تشیّع) شکاّکانه&amp;zwnj;تر از مسیحیّت و یهودیت می&amp;zwnj;آمده است. وی بعدها اوّلین مسلمانی می&amp;zwnj;شود که کرسی تدریس الاهیّات اسلامی را در آلمان (و به طور خاصّ در دانشگاه مونستر) به دست می&amp;zwnj;آورد. او در سال &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۲۰۰۸&lt;/span&gt; اعلام می&amp;zwnj;کند که بر اثر مطالعات تاریخی خود به این نتیجه رسیده است که به احتمال زیاد شخصیّتی تاریخی به نام محمّد وجود ندارد و این شخصیّت، ساختگی است اما هم&amp;zwnj;چنان خود را مسلمان می&amp;zwnj;داند زیرا در نظر او آن&amp;zwnj;چه مهمّ است فلسفه&amp;zwnj;ای است که ذیل نام محمّد شکل گرفته است و نه شخص او. وی رأی خود را در مقاله&amp;zwnj;ای با عنوان &amp;laquo;الاهیّات اسلامی بدون محمّدِ تاریخی: ملاحظاتی در باب چالش&amp;zwnj;های روش تاریخی-انتقادی برای اندیشه&amp;zwnj;ی اسلامی&amp;raquo; بیان می&amp;zwnj;کند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; href=&quot;#_ftn2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; گرچه رأی او در میان اسلام&amp;zwnj;پژوهان غربی بی&amp;zwnj;سابقه نبود، موجب خشم جامعه&amp;zwnj;ی مسلمانان آلمان می&amp;zwnj;شود و کالیش در معرض از دست دادن شغل آکادمیک خود قرار می&amp;zwnj;گیرد. نهایتاً وی در سال &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۲۰۱۰&lt;/span&gt; اعلام می&amp;zwnj;کند که دیگر خود را مسلمان نمی&amp;zwnj;داند و از کرسی اسلام به کرسی دیگری در دانشگاه منتقل می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نمونه، البتّه نمونه&amp;zwnj;ی رادیکالی است، زیرا در میان اسلام&amp;zwnj;پژوهان غربی نیز افراد اندک&amp;zwnj;شماری -قطع&amp;zwnj;نظر از این&amp;zwnj;که رأی&amp;zwnj;شان قابل دفاع بوده باشد یا نه- در وجود تاریخی شخصی به نام محمّد ابن عبدالله تردید کرده&amp;zwnj;اند. امّا از رادیکال بودن&amp;zwnj;اش که بگذریم، این نمونه، یکی از پیامدهای احتمالی نگاه تاریخی به اسلام برای مسلمانان را به خوبی نشان می&amp;zwnj;دهد. کالیش البتّه مسلمان نماند تا الاهیات اسلامیِ بدون محمّد را بسط دهد، امّا حتّی کسانی که به وجود تاریخی محمّد اعتقاد دارند، شاید لازم باشد که الاهیّات مشابهی را بسط دهند؛ زیرا مطابق رأی فان اس، اسلام، به معنایی تعیین&amp;zwnj;کننده، بسطی پسا-محمّدی داشته است و گویی باز هم در فقدان تاریخی او شکل گرفته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عالم مسیحیّت نیز تحقیقات نقّادانه&amp;zwnj;ی تاریخی به شکل&amp;zwnj;گیری الاهیّات&amp;zwnj;هایی انجامید که می&amp;zwnj;کوشیدند خود را با تحقیقات انتقادی تاریخی در باب منشأ کتاب مقدّس سازگار سازند. به عنوان نمونه، رودلف بولتمان (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۸۸۴&lt;/span&gt;-&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۹۷۶&lt;/span&gt;) الاهی&amp;zwnj;دان آلمانی و متخصّص عهد جدید کوشید با مدد گرفتن از روش&amp;zwnj;های تحقیق تاریخی، از زبان انجیل اسطوره&amp;zwnj;زدایی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;demythologizing&lt;/span&gt;) کند. به نظر او این اسطوره&amp;zwnj;زدایی، متن مقدّس را از چنگال جهان&amp;zwnj;بینی قدیم، که این متن در دل آن روییده و از آن متأثّر است، رها می&amp;zwnj;سازد و اجازه می&amp;zwnj;دهد که کلام خداوند برای انسان مدرن معنادار به نظر برسد.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; href=&quot;#_ftn3&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در جهان اسلام نیز پاره&amp;zwnj;ای از تجدّدگرایان مسلمان، مانند محمّد آرکون، حسن حنفی و نصر حامد ابوزید، کوشیده&amp;zwnj;اند نقد تاریخی اسلام را پیش ببرند. با این حال هم&amp;zwnj;چنان پروراندن الاهیّاتی که نقّادی تاریخی اسلام را جدّی بگیرد و از امکان سازگاری آن با مسلمانی سخن بگوید، نیازی است که پاسخ مناسب نیافته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;300&quot; height=&quot;341&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/van_ess.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فان اس متولّد &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۹۳۴&lt;/span&gt; در آخن آلمان، اسلام&amp;zwnj;شناس و استاد بازنشسته&amp;zwnj;ی دانشگاه توبینگن است. از میان آثار او مجلّدات شش&amp;zwnj;گانه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;کلام اسلامی و جامعه در قرن دوّم و سوّم هجری&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Theologie und Gesellschaft im 2. und 3. Jahrhundert Hidschra&lt;/span&gt;) از اهمیّت ویژه&amp;zwnj;ای برخوردار است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: larger;&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;bull; گفت&amp;zwnj;وگو با یوزف فان اِس&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;آیا اسلام، پیش از آن&amp;zwnj;که محمّد وحی را ابلاغ کند، دینی کاملاً شکل گرفته بود؟ با چه دقّتی می&amp;zwnj;توان از اسلامِ نخستین، فرقه&amp;zwnj;های اوّلیّه&amp;zwnj;ی اسلام و گرایش&amp;zwnj;های دینی آن&amp;zwnj;ها آگاهی یافت؟ اسلام&amp;zwnj;شناس آلمانی، یوزف فان اس، عمر خود را صرف یافتن پاسخ به این پرسش&amp;zwnj;ها کرده است. کریستین مایر (&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Christian Meier&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;) روزنامه&amp;zwnj;نگار، که خود متعلّق به نسل جوان&amp;zwnj;تر اسلام&amp;zwnj;پژوهان است، با وی در این&amp;zwnj; باره&lt;a href=&quot;http://www.goethe.de/ges/phi/prj/ffs/the/a96/en8626506.htm&quot;&gt;&lt;span&gt; گفت&amp;zwnj;وگو&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/i&gt; &amp;nbsp;&lt;i&gt;کرده است.&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;کریستین مایر: از چه زمانی اسلام به وجود آمد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یوزف فان اس: پاسخ به این پرسش ناممکن است. بگذارید این&amp;zwnj;گونه آغاز کنیم: آرای متفاوتی در مورد این&amp;zwnj;که قرآن از چه زمانی وجود داشته است، وجود دارد. با این حال، یک چیز مشخّص است: قرآن خیلی بیش از اسلام وجود داشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;این موضوع را چگونه باید درک کرد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چندین نسل طول می&amp;zwnj;کشد تا یک دین خودش را پیدا کند. من زمانی برای بیان این موضوع، تعبیر &amp;laquo;گزینه&amp;zwnj;ها&amp;raquo; را به کار بردم. اسلام، به عنوان دینی وحیانی، درست مثل مسیحیّت، بر پیش&amp;zwnj;انگاشته&amp;zwnj;های معیّنی بنا شده است: تصویری از خداوند، از یک سو (و همانا خودِ وجود خداوند، که امری بدیهی نیست) و یک بنیان&amp;zwnj;گذار از سوی دیگر. این&amp;zwnj;که بنیان&amp;zwnj;گذار چگونه نقش خود را ایفا کند (در قالب پیامبر یا در قالب پسر خدا) نهایتاً ربطی به اصل بحث ندارد. این&amp;zwnj;ها پیش&amp;zwnj;شرط&amp;zwnj;های شکل&amp;zwnj;گیری &amp;laquo;گزینه&amp;zwnj;ها&amp;raquo;ی معیّنی هستند. هر دینی، در ابتدای امر، گزینه&amp;zwnj;های متعدّدی پیش رو دارد، امّا شمار این گزینه&amp;zwnj;ها بی&amp;zwnj;نهایت نیست. به عکس، این واقعیّت که آن دین، وحیانی است، از پیشْ گزینه&amp;zwnj;های در دسترس را محدود ساخته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;با وجود &lt;/em&gt;&lt;em&gt;این&lt;/em&gt;&lt;em&gt;، می&amp;zwnj;بایست در باب این گزینه&amp;zwnj;ها تصمیم گرفته می&amp;zwnj;شد و این چیزی بود که زمان می&amp;zwnj;برد. مثلاً، قرن&amp;zwnj;ها زمان برد تا این تصمیم گرفته شود که باید گفت سبْکِ قرآن، معجزه [تقلید ناپذیر] است. امروزه مردم طوری رفتار می&amp;zwnj;کنند که انگاری، این باور، از پیش در قرآن مقرّر گشته است- امّا اصلاً این&amp;zwnj;طور نیست. با هر تصمیمی که گرفته می&amp;zwnj;شد، حیطه&amp;zwnj;ی تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های بعدی محدود و محدودتر می&amp;zwnj;گشت- تا این&amp;zwnj;که به بنیادگرایی مدرن می&amp;zwnj;رسیم، جایی که همه&amp;zwnj;چیز از همان آغاز تغییرناپذیر به نظر می&amp;zwnj;رسد و تقریباً اصلاً جایی برای جولان وجود ندارد. البتّه حتّی در درون جریان بنیادگرا هم تنوّع&amp;zwnj;هایی وجود دارد.&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;اغلب در غرب این&amp;zwnj;گونه گفته می&amp;zwnj;شود که اسلام، نیازمند نهضت اصلاح دینی است- نیازمند &amp;laquo;لوتری اسلامی&amp;raquo; که مانع جمود این دین شود. &lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اوه، ایده&amp;zwnj;ی قدیمی&amp;zwnj;ای است. قبلاً در قرن نوزده این ایده میان مسلمانان رایج بود، امروزه هم دائماً به گوش می&amp;zwnj;رسد. پشت این ایده، اراده&amp;zwnj;ی- تا حدّی مبهمی- به اصلاح نهفته است، زیرا مردم از وضع موجود ناراضی&amp;zwnj;اند. امّا این در مورد هر برهه&amp;zwnj;ای از تاریخ هم صادق است. این&amp;zwnj;که اسم لوتر مطرح می&amp;zwnj;شود طبعاً با دیدگاه پروتستانی به تاریخ ربط و نسبت دارد، دیدگاهی که مدّت زمانی طولانی، نه فقط در آلمان، رایج بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;آیا این درست است که در اسلام هیچ&amp;zwnj;گاه اصلاح دینی وجود نداشته است؟ &lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من خودِ قرآن را متنی اصلاح&amp;zwnj;گرایانه می&amp;zwnj;دانم و در آن قصد و نیّتی اصلاح&amp;zwnj;گرا می&amp;zwnj;بینم، تا این حدّ که در قرآن، ادیان قدیمی&amp;zwnj;تر به عنوان راه&amp;zwnj;های گمراهی ردّ می&amp;zwnj;شوند و قصد اساسی این کتاب آن است که به ریشه&amp;zwnj;ها باز گردد، که همانا توهمّی بیش نیست. قرآن هرگز به ریشه&amp;zwnj;ها باز نمی&amp;zwnj;گردد؛ تمام داستان ابراهیم، برساخته&amp;zwnj;ای بیش نیست. امّا آن&amp;zwnj;چه پشت این برساخته نهفته است، به احتمال زیاد این تجربه&amp;zwnj; است که مسیحیّت لاجرم به انتهای خطّ رسیده است. زیرا هم&amp;zwnj;عصران پیامبر و یک نسل پس از او، مسیحیّت را چونان دینی واحد تجربه نمی&amp;zwnj;کردند، بلکه دینی تقسیم شده به سه &amp;laquo;کلیسا&amp;raquo; می&amp;zwnj;دیدند که دائماً با هم در جنگ و جدال بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وانگهی، پیام مرکزی قرآن بسیار ساده و همان یکتاباوریِ آن است. این یکتاباوری ساده تلاشی است برای دور ریختن تمام حشو و زوائد. نمی&amp;zwnj;بایست فراموش کرد که ایده&amp;zwnj;ی &amp;laquo;عهد&amp;raquo; بستن با خداوند در قرآن نیز نقش ایفا می&amp;zwnj;کند و درست همان&amp;zwnj;طور که مسیحیّت خود را &amp;laquo;عهد جدید&amp;raquo;ی می&amp;zwnj;فهمد که در مقابل عهد قدیم موجود در عهد عتیق قرار گرفته است، قرآن اساساً خود را &amp;laquo;عهد ثالث&amp;raquo; می&amp;zwnj;فهمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مسلمانانِ نخستین چه درکی از خودشان داشتند؟ اسلام، چگونه اسلام شد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فان اس: فِرِد دانر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Fred Donner&lt;/span&gt;) که متخصّص اسلامِ نخستین است، در کتاب جدیدش &amp;laquo;محمّد و مؤمنان: خاستگاه&amp;zwnj;های اسلام&amp;raquo; (&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Muhammad and the Believers: At the Origins of Islam&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;) بحث خود را از این فرض آغاز می&amp;zwnj;کند که شکل&amp;zwnj;گیری اسلام به عنوان یک دین، منظور نظر محمّد یا قرآن نبوده است. قضیّه صرفاً از این قرار بود که جماعتی با هدف پرورش سبک زیستی اخلاقی و پارسامنشانه شکل گرفت، و خود را مؤمنان (المؤمنون) نام نهاد. به نظر دانر، &amp;laquo;مؤمنان&amp;raquo; لقبی بود که مسلمانان واقعاً بر خود نهادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;لقب &amp;laquo;مسلمان&amp;raquo; بسیار بعدتر به کار رفت...&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بله دقیقاً. عبارت مسلمون در قرآن به کار رفته است، امّا تنها به مردمان خاصّی اشاره دارد: عبادت&amp;zwnj;کنندگان کهن و مشرک کعبه از اهالی مکّه که تحت انقیاد اسلام در آمده بودند و یا خود با آغوش باز اسلام را پذیرفته بودند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; href=&quot;#_ftn4&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این در حالی است که یهودیان و مسیحیان نیز در جماعت نخستین، از زمره&amp;zwnj;ی مؤمنان بودند. بعداً آن&amp;zwnj;ها را از این جماعت جدا کردند؛ به نظر دانر، این جداسازی در دوره&amp;zwnj;ی خلیفه عبدالملک رخ داد. بنابر این، مقارن پایان قرن نخست هجری اسلام، اسلام شد. البتّه این پایان بحث نیست، و من شخصاً اسلام&amp;zwnj; شدنِ اسلام را حادثه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;دانم که قدری متفاوت از رأی دانر رخ داد... امّا این&amp;zwnj; که زمان برد تا اسلام، اسلام شود، به نظر من واضح است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;گفتید که نظر خاصّ خودتان را در مورد چگونگی بسط اسلام به عنوان دینی جدید دارید. &lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی از &amp;laquo;اسلام&amp;raquo; به عنوان هویّتی واحد سخن می&amp;zwnj;گوییم، چنین چیزی البتّه در مورد اسلام روزگار ما صدق نمی&amp;zwnj;کند. سخن این&amp;zwnj;جاست که چنین چیزی در باب اسلام نخستین هم صدق نمی&amp;zwnj;کند. ما همیشه در مورد اسلام این&amp;zwnj;طور فکر می&amp;zwnj;کنیم: گروهی از مردم بودند که گرد ایده&amp;zwnj;هایی جمع شدند و دین جدید شروع شد. امّا هرگز این&amp;zwnj;گونه نبوده است. البتّه مؤمنان وجود داشتند. امّا جنگ&amp;zwnj;های فتوحات آنان را به چهار سمت پراکنده کرد- بصره و کوفه در عراق، فسطاط در مصر و حمص در سوریّه. در این شهرها چند نفر از - به اصطلاح - صحابه&amp;zwnj;ی پیامبر زندگی می&amp;zwnj;کردند، که بعدها تکریم گشتند و گرد آن&amp;zwnj;ها نحوه&amp;zwnj;ای از اسلام صورت&amp;zwnj;بندی شد. به نظر من، اسلامِ کوفه بسیار متفاوت از اسلامِ حمص یا فسطاط بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;چرا متفاوت بود؟ آیا این مناطق کاملاً از هم بی خبر بودند؟ &lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فان اس: ارتباط میان این مراکز ضعیف بود. قطعاً افراد سفر می&amp;zwnj;کردند و بی&amp;zwnj;شک آن&amp;zwnj;ها نوعی قرآن در اختیار داشتند (البتّه تا آن&amp;zwnj;جا که قرآن در آن زمان وجود داشته است) که به آن ملتزم بودند. امّا مؤلّفه&amp;zwnj;ی تعیین&amp;zwnj;کننده، تفسیر است، یعنی این مسئله که فرد متن قرآن را چگونه می&amp;zwnj;فهمد. مسئله این است که آیا قرآن در آن زمان اهمیّت مرکزی برای اسلام داشت. از نظر من نه، اهمیّت مرکزی نداشت. آن&amp;zwnj;چه که جماعت مؤمنان را متّحد می&amp;zwnj;کرد، بیشتر شیوه&amp;zwnj;ی نماز جماعت آن&amp;zwnj;ها بود. ژیمناستیک خاصّی که آن&amp;zwnj;ها در این روند انجام می&amp;zwnj;دادند- بر خاک افتادن (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;proskynesis&lt;/span&gt;)- کاملاً منحصر به فرد بود. و هر ناظر بیرونی&amp;zwnj;ای متوجّه آن می&amp;zwnj;شد. همهنگام، انجام این عمل، گواهی بر سر سپردگی شما به خدای واحد بود. قطعاً زمان برد تا این مناسک مذهبی بسط و تکامل یابد. امّا این مناسک، چیزی بود که میان هسته&amp;zwnj;های فردی این آیین مشترک بود. حاکم هر عصر و یا فرمانده&amp;zwnj;، به نحوی معنادار، امام نماز جماعت بود- و نماز جماعت تقریباً دیسیپلینی نظامی بود. خدا می&amp;zwnj;داند که چه روساخت&amp;zwnj;هایی بعداً به این عمل عبادی - که امروزه جزو اسلام می&amp;zwnj;شماریم - اضافه شده است. البتّه ممکن است - اگر کسی همّت کند- بتواند این روساخت&amp;zwnj;ها را کشف کند، امّا این خیلی قبل&amp;zwnj;تر از زمانی است که می&amp;zwnj;توانیم بگوییم مثلاً در کوفه دقیقاً چه می&amp;zwnj;گذشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا این بدان معنا است که هر شهر، اسلامِ خودش را پروراند؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بله. حتّی نباید فکر کرد که در شهرهایی مثل کوفه یا بغداد، اسلامِ واحدی وجود داشت. بغداد بزرگ&amp;zwnj;تر از آن بود که یک اسلام در آن نشو و نما کند؛ در آن زمان یک میلیون نفر در این شهر زندگی می&amp;zwnj;کردند. به نظر من کاملاً ناممکن است که مردم در هر مسجدی فوراً اسلام را درک کرده باشند. مثلا در مورد کوفه گزارش&amp;zwnj;هایی از گنوستیک&amp;zwnj;های شوریده&amp;zwnj;سر در دست داریم که به دوره&amp;zwnj;ی نخستین اسلامی باز می&amp;zwnj;گردد. ایده&amp;zwnj;هایی آشکارا و اساساً شیعی در این شهر شکوفا شد و عجیب و غریب&amp;zwnj;ترین خیال&amp;zwnj;پردازی&amp;zwnj;ها (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;fantasies&lt;/span&gt;) را پدید آورد. در برخی نقاط علی القاعده باید این ایده&amp;zwnj;ها تبلیغ شده و پیروانی جذب کرده باشند، در غیر این صورت در قالب نوشته در نمی&amp;zwnj;آمدند. دست&amp;zwnj;کم من مسئله را این&amp;zwnj;گونه تصویر کرده&amp;zwnj;ام: در بسیاری از مساجد - اگر نه لزوماً هر مسجد- نگاه متفاوتی به اسلام وجود داشت و البتّه در مسجد جامع موضوع این&amp;zwnj;گونه نبود. در آن&amp;zwnj;جا مردم به نماز جمعه می&amp;zwnj;رفتند و حاکم به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گفت که اسلام چگونه است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;شک، این تصویر شخصی&amp;zwnj;ای است که من برای خودم ساخته&amp;zwnj;ام، امّا این تصویرسازی راهی برای سر در آوردن از شکل&amp;zwnj;گیری اسلام است. پس از این تصویرسازی&amp;zwnj;ها است که می&amp;zwnj;توان تا حدودی کلیّتِ پرسش از پیدایش اسلام را اصلاح کرد، زیرا این پرسش را می&amp;zwnj;بایست هر بار جداگانه ناظر به هر منطقه&amp;zwnj;ی جدید اسلامی پرسید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما تصویر اتم&amp;zwnj;واری از اسلام ارائه می&amp;zwnj;کنید. &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این&amp;zwnj;طوری هم می&amp;zwnj;توانیم بگوییم: من دارم تصویر جاافتاده از اسلام را واژگون می&amp;zwnj;کنم: ابتدا تکثّری وجود داشت- یکّه&amp;zwnj;گی بعداً شکل گرفت... بنیادگرایان دقیقاً عکس این را می&amp;zwnj;گویند. [...]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چه چیزی غیر از ژیمناستیکِ عبادت، تمام این گروه&amp;zwnj;های محلّی و گونه&amp;zwnj;های اسلام را با هم یگانه ساخت؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قرآن، البتّه در دراز مدّت. شما هر جا که بودید، اگر قرآن را به عنوان اساس زندگی خود می&amp;zwnj;پذیرفتید، مسلمان بودید. قدری زمان برد تا قرآن جمع&amp;zwnj;آوری شود و مردم از آن آگاه شوند. امّا از زمانی که قرآن، هم&amp;zwnj;چون مبنایِ مرجع، جنبه&amp;zwnj;ی همگانی یافت، از آن زمان به بعد اسلام به وجود آمد. به احتمال زیاد، چنین روندی از زمان عبدالملک مروان و کتیبه&amp;zwnj;هایی که در قبة الصخرة وجود دارد آغاز شد که آیاتی از قرآن بر آن کنده&amp;zwnj;کاری شده است- از قضا آیات بر آن دقیق نوشته نشده&amp;zwnj;اند. از این زمان به بعد مردم چیزی داشتند که می&amp;zwnj;توانستند به آن چنگ بزنند. فقه اسلامی نیز بعداً به وجود آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پس اگر عبادت به مسلمانان هویّت اجتماعی و مناسکی داد، قرآن به آنان هویّت معنوی داد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسلمانان قرآن را &amp;laquo;متنی مقدّس&amp;raquo; تلقّی نمی&amp;zwnj;کردند، بلکه آن&amp;zwnj;را راه&amp;zwnj; یا &amp;laquo;قانون اساسی&amp;raquo; زندگی می&amp;zwnj;دانستند. درست همان&amp;zwnj;طور که امریکایی&amp;zwnj;ها به قانون اساسی&amp;zwnj;شان باور دارند، مسلمانان به قرآن باور دارند، زیرا به اعتقاد آنان قرآن به آن&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد که در موقعیّت&amp;zwnj;های خاصّ چگونه رفتار کنند، و از نظر اخلاقی و شرعی چگونه زندگی کنند. به نظر من این نکته برای مردم بسیار مهمّ بود، اگر چه هیچ&amp;zwnj;گاه این نکته را به این شیوه بیان نمی&amp;zwnj;کردند. نکته&amp;zwnj;ی قابل توجّه این است که هر گاه مقاومتی در مقابل اسلام از سوی ملحدان صورت می&amp;zwnj;گرفت، مقاومتی علیه فقه اسلامی نبود. انتظار ما دقیقاً خلاف این است: زیرا اگر چیزی در اسلام باشد که برای ما تنفّر برانگیز باشد، این است که اگر کسی دزدی کرد، دست او را قطع می&amp;zwnj;کنند و مانند آن. اما برای آن ملحدان این&amp;zwnj;ها هرگز مشکل&amp;zwnj;ساز نبود. هرگاه ملحدان یا به اصطلاح شکّاکان ظاهر می&amp;zwnj;شدند، نبوّت محمّد را به زیر پرسش می&amp;zwnj;کشیدند و یا شخصیّت او را مورد تردید قرار می&amp;zwnj;دادند- بسیار شبیه آن&amp;zwnj;چه که سلمان رشدی در آیات شیطانی تصویر کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;خواهم این نتیجه را از بحث بگیرم که قرآن به این دلیل شدیداً تکریم می&amp;zwnj;شد که به مردم، راهِ با ثبات زیستن را نشان می&amp;zwnj;داد. اساساً دلیل بسیاری از کسانی که امروزه دین خود را تغییر می&amp;zwnj;دهند و به اسلام می&amp;zwnj;گروند، همین است. عهد جدید از این جهت بسیار متفاوت است. شما در عهد جدید استعاره&amp;zwnj;ها و تمثیل&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;یابید که سبک آن&amp;zwnj;ها به مراتب زیباتر از استعاره&amp;zwnj;ها و تمثیل&amp;zwnj;های قرآنی است، امّا باید زمان طولانی&amp;zwnj;ای صرف تفسیر آن&amp;zwnj;ها کنید تا معنای دقیق آن&amp;zwnj;ها را دریابید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;پس منظور شما این است که اسلام، به این علّت پیروزمندانه گسترش یافت که قوانین عینی&amp;zwnj;ای در قالب قرآن در اختیار داشت؟ &lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;اغلب، دلیل انحصاری گسترش اسلام، فتوحات دانسته می&amp;zwnj;شود. به نظر من، این واقعاً دلیل کافی&amp;zwnj; نیست. زیرا اسلام در واقع جنبشی دین&amp;zwnj;گستر (&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;missionary&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt;) نبود - در روزگار و زمانه&amp;zwnj;ی ماست که این&amp;zwnj;چنین شده است، و حتّی اکنون نیز بسیاری از مسلمانان، قید و شرط&amp;zwnj;هایی در این باب دارند. در آن زمان، عرب&amp;zwnj;هایی که در کوفه یا مکان&amp;zwnj;های دیگر زندگی می&amp;zwnj;کردند، اصلاً تمایلی نداشتند تا مردم مناطق فتح شده را داخل جماعت دینی خود کنند، که اگر داخل می&amp;zwnj;شدند چه بسا بعداً مسلمانان پارسایی می&amp;zwnj;شدند، امّا دیگر لازم نبود خراج بپردازند-و نیز احتمال داشت اگر مسلمان شوند، جاسوسی مسلمان&amp;zwnj;ها را بکنند. در شهرهای پادگانی، نامسلمان&amp;zwnj;ها کاملا خود را از دیگران جدا نگه می&amp;zwnj;داشتند تا خود را به خطر نیندازند. به اسلام گرویدن پیروان ادیان دیگر، چیزی نبود که همیشه به گرمی از آن استقبال شود. &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;از کسانی که دین&amp;zwnj;شان را تغییر می&amp;zwnj;دادند و مسلمان می&amp;zwnj;شدند و نیز جاسوس&amp;zwnj;ها که بگذریم، ملحدان داستان دیگری داشتند. در کتاب اخیرتان &amp;zwj;&amp;laquo;یگانه و دیگری&amp;raquo; (&lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Der Eine und das Andere&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;) به فرقه&amp;zwnj;های اسلامی پرداخته&amp;zwnj;اید و به این واقعیّت، که در اکثر موارد، منبع اصلی شناخت ما از این فرقه&amp;zwnj;ها، نوشته&amp;zwnj;های مخالفان آن&amp;zwnj;هاست. &lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فان اس: این کتاب در وهله&amp;zwnj;ی نخست، تاریخ گونه&amp;zwnj;ی ادبی خاصّی است که به آن &amp;laquo;مِلَل و نِحَل&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;heresiography&lt;/span&gt;) می&amp;zwnj;گوییم. متون بسیاری از این دست در اسلام وجود دارد که آن&amp;zwnj;چه فرقه&amp;zwnj;های اسلامی نامیده شده، در آن فهرست شده&amp;zwnj;اند. این گونه&amp;zwnj;ی ادبی، بسیار پردوام بود و بیش از هزار سال استمرار داشت، از قرن دوّم تا قرن نوزدهم هجری. با این حال، تزی پشت تحلیل من وجود دارد: &amp;laquo;فرقه&amp;zwnj;گرایی&amp;raquo;. ایده&amp;zwnj;ی اساسی این تحلیل این است که هیچ&amp;zwnj;گاه چیزی به عنوان دین وجود نداشته است. همیشه فقط تکْ جماعت&amp;zwnj;هایی وجود داشته&amp;zwnj;اند. اگر این تحلیل درست باشد، معنایش این است که به معنایی که ما اراده می&amp;zwnj;کنیم، ملحدان یا کافران وجود نداشته اند، بلکه تنها جماعت&amp;zwnj;های مختلفی وجود داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مطمئنم کتاب&amp;zwnj;هایی که شما تحلیل&amp;zwnj;شان کرده&amp;zwnj;اید، این موضوع را به شیوه&amp;zwnj;ی متفاوتی عرضه کرده&amp;zwnj;اند...&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظرم می&amp;zwnj;رسد که این کتاب&amp;zwnj;ها بیش از همه، سیاهه&amp;zwnj;ای از فرقه&amp;zwnj;های موجود در اسلام به دست داده&amp;zwnj;اند. این درست است که گاهی در این کتاب&amp;zwnj;ها گفته می&amp;zwnj;شود که تعلیمات این یا آن فرقه نادرست است، امّا این بدین معنا نیست که پیروان آن فرقه کافر و ملحد&amp;zwnj;اند. تعبیر &amp;laquo;کفر&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;heresy&lt;/span&gt;) بر این فرض مبتنی است که راست&amp;zwnj;کیشی&amp;zwnj; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;orthodoxy&lt;/span&gt;) وجود دارد. این تعبیر در مورد مسیحیّت کارگشا است زیرا ما کلیسا داریم، امّا در مورد اسلام کار نمی&amp;zwnj;کند. شما راست&amp;zwnj;کیشی در اسلام را چطور تعریف می&amp;zwnj;کنید؟ همیشه کسانی بوده&amp;zwnj;اند که کوشیده&amp;zwnj;اند حدّ و حدود راست&amp;zwnj;کیشی را معیّن کنند، و همیشه راست&amp;zwnj;کیشی&amp;zwnj;هایی (به معنایی که ما در مسیحیّت این کلمه را به کار می&amp;zwnj;بریم) وجود داشته است، امّا همیشه محلّی و کم دوام بوده است. هر زمان که حاکم یا متکلّمی در منطقه&amp;zwnj;ای خاصّ، تفسیر معیّنی از اسلام را الزام&amp;zwnj;آور دانسته است، بی تردید گروه&amp;zwnj;هایی بوده&amp;zwnj;اند که برچسب منحرف به آن&amp;zwnj;ها خورده است، و بر اساس واژگان ما در مسیحیّت، کافر به شمار آمده&amp;zwnj;اند. امّا گروه&amp;zwnj;های بسیار کمی بودند که مطلقاً در همه جا از آن&amp;zwnj;ها ابراز انزجار شده باشد. اسماعیلیان، خصوصاً زمانی که در قالب حشّاشین فعّالیّت می&amp;zwnj;کردند، چنین گروهی بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;با گروه&amp;zwnj;های &amp;laquo;منحرف&amp;raquo; چه برخوردی صورت می&amp;zwnj;گرفت؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فان اس: حتّی اسماعیلیان از صفحه&amp;zwnj;ی روزگار محو نشدند، امروزه هنوز اسماعیلیان وجود دارند. آن&amp;zwnj;ها مجبور شدند به مکان&amp;zwnj;هایی که توان عقب&amp;zwnj;نشینی دارند، بگریزند و بقا یافتند. این نکته حتّی در باب گروه&amp;zwnj;های نخستینی که علیه حکومت قیام کردند (مثل گروه&amp;zwnj;های ایرانی&amp;zwnj;ای که حول و حوش &amp;laquo;پیامبر نقاب&amp;zwnj;دار&amp;raquo; المقنّع، در قرن هشت میلادی جمع شدند و تعدادشان فراوان بود) صادق&amp;zwnj;تر است. او و جماعت&amp;zwnj;اش مورد آزار و اذیّت قرار گرفتند و المقنّع وقتی دید که نهضت او در حال شکست است، خودکشی کرد. امّا قرن&amp;zwnj;ها بعد، پیروان این مرد در کوه&amp;zwnj;های ترکستان یافت شدند و وقتی مسافرانی که از آن&amp;zwnj;ها خوش&amp;zwnj;شان آمده بود، از ایشان پرسیدند: &amp;laquo;آیا شما مسلمان اید یا نه؟ &amp;raquo; آن&amp;zwnj;ها پاسخ دادند: &amp;laquo;راستش نمی&amp;zwnj;دانیم. ما جزیه می&amp;zwnj;پردازیم&amp;raquo;. این جزیه پرداختن، موضوع تعیین کننده&amp;zwnj;ای بود. آن&amp;zwnj;ها دیگر به شورش فکر نمی&amp;zwnj;کردند؛ تعدادشان برای چنین کاری دیگر کافی نبود. تنها وقتی که این عدّه در شهر حاضر شدند و تشکیل جماعت دادند، اوضاع پیچیده شد - زیرا بی تردید در شهر غریبه بودند. امّا تا زمانی که جایی بیرون شهر زندگی می&amp;zwnj;کردند، کسی به آن&amp;zwnj;ها توجّهی نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستان مشابهی در مورد گروه عجیب و غریب نُصیریّه وجود دارد که در سوریّه خود را علویان می&amp;zwnj;نامند و گنوستیک&amp;zwnj;های خالصی هستند که به قرآن باور ندارند. آن&amp;zwnj;ها هنوز وجود دارند و حتّی بروز و ظهور نظامی دارند. به قرون وسطی که برگردیم، اگر چنین گروهی در میان مسیحیان بودند، مسیحیان آن&amp;zwnj;ها را به دیار باقی می&amp;zwnj;فرستادند. کاتارها&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; href=&quot;#_ftn5&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Cathars&lt;/span&gt;) را در نظر بگیرید، آنها بی&amp;zwnj;رحمانه تحت تعقیب قرار گرفتند و تماماً نیست و نابود شدند. مسلمان&amp;zwnj;ها متفاوت عمل کردند، و به همین دلیل است که من ابتدا علاقه&amp;zwnj;مندم واژه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;کفر&amp;raquo; را کالبدشکافی کنم و بپرسم: چه چیزی در واقع &amp;laquo;راست&amp;zwnj;کیشی&amp;raquo; است؟ و سپس علاقه&amp;zwnj;مند به تلاش&amp;zwnj;هایی هستم که از کفر فراتر می&amp;zwnj;رود و بر حوزه&amp;zwnj;ی عمل (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;praxis&lt;/span&gt;)، یعنی شیوه&amp;zwnj;ای که با افراد برخورد می&amp;zwnj;شود، تمرکز می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;این نظر، قدری منسجم&amp;zwnj;تر از آن به نظر می&amp;zwnj;رسد که صادق باشد. &lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;فان اس: البتّه گاهی اوقات برخوردهای شدیداً وحشیانه&amp;zwnj;ای هم صورت می&amp;zwnj;گرفته است. مثلاً سلطان محمود غزنوی سرِ بسیاری از مردم را از تن جدا کرد- امّا سرِ مردمانی را از تن جدا کرد که از نظر سیاسی در مقابل او قد علم کرده بودند. امّا در مابقی زمان&amp;zwnj;ها، افراد در کنار یکدیگر با آرامش نسبی روزگار می&amp;zwnj;گذراندند. به این معنا، اسلام در مقایسه با جهان مسیحی تصویر متکثّرتری از خود ارائه کرده است- البتّه این تصویر تا زمانِ حال این&amp;zwnj;گونه بود، امّا حالا به خاطر قدرت رسانه، این تصویر در حال تغییر است. &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;پس رسانه تکثّر آراء را ترویج نمی&amp;zwnj;کند، بلکه یکسانیِ محتوا را ترویج می&amp;zwnj;کند؟ &lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به مدد رسانه، بسیار آسان&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;توان تصویر نهایی&amp;zwnj;ای از اسلام ارائه کرد و به پشتوانه&amp;zwnj;ی پول، آن&amp;zwnj;را به کرسی نشاند. نقطه&amp;zwnj;ی مقابل این جریان، در میان مصلحان اواخر قرن نوزده میلادی اتّفاق افتاد، در میان مصلحانی مانند محمّد عبده که ما با احترام بسیار از آن&amp;zwnj;ها یاد می&amp;zwnj;کنیم. آن&amp;zwnj;ها نیز بازگشت به قرآن را تبلیغ کردند، و هم&amp;zwnj;هنگام عرفان را ردّ کردند- به این امید که بتوانند امّت اسلام را متّحد سازند. طنز تاریخ این است که این جریان، نهایتاً در قالب بنیادگرایی مدرن بسط یافت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا به نظر شما امروزه تکثّر فهم&amp;zwnj;های متفاوت از اسلام- مثل فهم بنیادگرا یا فهم مترقّی- با ایده&amp;zwnj;ی اسلام یکّه و یگانه و اقتدارگرا در تضادّ است؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی می&amp;zwnj;گویم که اسلام گرفتار جمود شده است، نظر به تحوّلاتی دارم که در مناطقی مانند عربستان سعودی رخ داده و از طریق قابلیّت&amp;zwnj;های مدرن اشاعه یافته است. با این حال، همیشه باید این نکته را افزود که آن&amp;zwnj;چه ذیل عنوانِ -به اصطلاح- بنیادگرایی رخ می&amp;zwnj;دهد، پدیده&amp;zwnj;ای مدرن است. در بنیادگرایی بیش از آن&amp;zwnj;چه که فکر کنیم، عناصری از عصر جدید &amp;ndash; عصر جدید اروپایی- وجود دارد. عصر جدید اروپایی در قلب تروریسم اسلامی جای دارد زیرا، از قضا، ما اروپایی&amp;zwnj;ها بودیم که اوّل بار، تاکتیک&amp;zwnj;های تروریستی را به کار بردیم. بنابراین، اگر ما ردّپای دیدگاه&amp;zwnj;های مدرنی را که بنیادگرایان نماینده&amp;zwnj;ی آن هستند در قرآن بیابیم، قطعاً در حقّ آن&amp;zwnj;ها لطف کرده&amp;zwnj;ایم، امّا از نظر تاریخی به خطا رفته&amp;zwnj;ایم. اساساً من نگران جهان اسلام نیستم. اطمینان دارم که بنیادگرایان نیز نخواهند توانست راست&amp;zwnj;کیشی درست کنند. در اسلام، راست&amp;zwnj;کیشی وجود ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;پانویس&amp;zwnj;های مترجم:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn1&quot; href=&quot;#_ftnref1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; به عنوان نمونه برخی از محقّقان مطالعات قرآنی نشان داده اند که تاریخ قرآن دانشی مدرن است و تا پیش از قرن بیستم کتابی در میان مسلمانان با عنوان &amp;laquo;تاریخ قرآن&amp;raquo; (و به طریق اولی با چنین مضمونی) نوشته نشده است. در این باب بنگرید به: کریمی&amp;zwnj;نیا، مرتضی؛ پيش و پس از تئودور نُلدکه&lt;/span&gt;: تاريخ قرآن نويسی در جهان اسلام، &lt;em&gt;&lt;span&gt;صحيفه مبين&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;، ش &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۴۸&lt;/span&gt;، پاييز و زمستان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۳۸۹&lt;/span&gt;، ص &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۴۲&lt;/span&gt;-&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۷&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn2&quot; href=&quot;#_ftnref2&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اصل آلمانی مقاله را می&amp;zwnj;توانید در &lt;a href=&quot;http://www.uni-muenster.de/imperia/md/content/religioesestudien/islam/_v/kalisch_islamische_theologie_ohne_historischen_muhammad.pdf&quot;&gt;این&amp;zwnj;جا&lt;/a&gt; و خلاصه&amp;zwnj;ای از آن را به انگلیسی در &lt;a href=&quot;http://online.wsj.com/article/SB122633888141714211.html&quot;&gt;این&amp;zwnj;جا&lt;/a&gt; بیابید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn3&quot; href=&quot;#_ftnref3&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بولتمان، رودولف، عیسی مسیح و اسطوره&amp;zwnj;شناسی، ترجمه&amp;zwnj;ی هاله لاجوردی، &lt;i&gt;ارغنون&lt;/i&gt;، &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۵&lt;/span&gt; و &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۶&lt;/span&gt;، بهار و تابستان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۳۷۶&lt;/span&gt;، صص. &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۲۸&lt;/span&gt;-&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۹&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn4&quot; href=&quot;#_ftnref4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; احتمالاً فان اس به این آیه&amp;zwnj;ی قرآن اشاره دارد: &amp;nbsp;قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَـٰكِن قُولُوا&amp;nbsp;أَسْلَمْنَا. عرب&amp;zwnj;های بادیه&amp;zwnj;نشین گفتند ایمان آورده&amp;zwnj;ایم. بگو شما ایمان نیاورده&amp;zwnj;اید. بلکه بگویید تسلیم (ظاهری رسالت تو) شده&amp;zwnj;ایم. (حجرات، &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۴&lt;/span&gt;). با این حال در آیه&amp;zwnj;ی فوق عبارت &amp;laquo;مسلمون&amp;raquo; به کار نرفته است و از قضا در اکثر مواردی که این عبارت در قرآن به کار رفته -بر خلاف سخن فان اس- به مردمان خاصّی اشاره ندارد بلکه به عموم مسیحیان و یهودیان و مسلمانان اشاره دارد (مثلا بنگرید به آل عمران، &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۶۴&lt;/span&gt;).&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn5&quot; href=&quot;#_ftnref5&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; کاتارها فرقه&amp;zwnj;ای مسیحی بودند که در جنوب فرانسه در قرن یازده&amp;zwnj;ی میلادی شکل گرفتند. کاتاریزم در قرون &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۲&lt;/span&gt; و &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۳&lt;/span&gt; میلادی گسترش یافت و به خاطر گرایش&amp;zwnj;های فکری گنوستیک و ثنوی&amp;zwnj;اش، از سوی کلیسای کاتولیک، کفرآمیز اعلام شد و در دهه&amp;zwnj;های نخست قرن &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;۱۳&lt;/span&gt; به شدّت سرکوب شد. سرکوب این فرقه، آغاز تفتیش عقائد (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;inquisition&lt;/span&gt;) در قرون وسطی بود.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/01/13848#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C">اسلام‌شناسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4374">بنیادگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11561">راست‌کیشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11559">فان اِس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2369">قرآن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2954">محمد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11560">مدرّسی طباطبایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11558">کریستین مایر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10819">یاسر میردامادی</category>
 <pubDate>Tue, 01 May 2012 14:27:18 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">13848 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فیلسوفان، نویسندگان وهنرمندان فرانسوی مخالف اسلام</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/01/11/9889</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/01/11/9889&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    جلال ایجادی*        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/laicite.jpg?1326241622&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;جلال ایجادی &amp;minus; در اروپا مبارزه برای پیشرفت اجتماعی وهموار نمودن ترقی تکنولوژیکی و اقتصادی از مبارزه علیه مذهب جدا نبود. سلطه کلیسا با رشد آگاهی ودانش علمی وتوسعه روند خردپروری فروریخت. توسعه راسیونالیسم وخردگرایی فلسفی ونقد دگم&amp;zwnj;های دینی گشایش بزرگی در مدرن سازی جامعه پدید آورد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اثر برجسته فیلسوف فرانسوی رونه دکارت، &amp;quot;گفتار درباره روش&amp;quot;، که در سال ۱۶۳۷ منتشر گشت و نکته اساسی دکارت که گفت &amp;quot;من فکر میکنم، پس هستم&amp;quot;، رویدادهای تاریخی مهمی هستند که شک ومبارزه علیه خشک&amp;zwnj;اندیشی وجزم&amp;zwnj;گرایی مذهبی رادامن زدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نظم الهی واراده الهی&amp;quot; بر بستررشد ذهنیت شکاک ومجموعه تحولات اجتماعی و علمی وفرهنگی واقتصادی، دستخوش بحران گردید. در برآمد این بحران وفروریختن قطعی قدرت مسیحیت کلیسایی، فیلسوفان دوران روشنگری نقش اساسی داشتند. دراین دوران ارزش&amp;zwnj;ها دوباره تعریف می&amp;zwnj;شوند وشالوده زندگی جدید مشخص می&amp;zwnj;شود. قرن هفدهم و بویژه قرن هجدهم میلادی چرخشی اساسی در تاریخ بشری رخ می&amp;zwnj;دهد که شاخص آن روشنگری است. به قول کانت: &amp;quot;روشنگری، خروج آدمی است از نابالغی به تغصیر خویش. ونابالغی، ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویشتن است بدون هدایت دیگری.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مبارزه علیه مداخله کلیسا در زندگی اجتماعی و خودسری&amp;zwnj;های آن ومبارزه مستقیم علیه دین واعتقاد مذهبی وخدا پرستی فصل شکوهمندی بود که راه را برای خودمختاری انسان وآزادی روح او وقدرت&amp;zwnj;بخشی به حقوق زمینی ودمکراسی باز نمود. جالب آن است که این مبارزه در اروپا گرچه بطور عمده علیه استبداد و علیه دین مسیحیت و سلطه کلیسا بود، ولی در ضمن نقد ادیان دیگررا مانند دین یهود ودین اسلام دردستور قرارداد. روشنفکران وفیلسوفان فرانسوی دوره روشنگری در آثار فلسفی وادبی واجتماعی به انتقاد از اسلام پرداختند. آنان معتقد بودند که میان استبداد شرقی و اسلام رابطه&amp;zwnj;ای مستقیم وجودارد. این اندیشمندان از زاویه فکری وآزاد اندیشی وظیفه خود می&amp;zwnj;دیدند واین حساسیت راداشتند که علیه خمودگی و اسارت فکری عمل کنند. آنان هرچند دور از رابطه مستقیم با واقعیت خشن مذهب اسلام، ولی نگفتند که این موضوع به ما ربطی ندارد و یا مسئله مرکزی جامعه ما نیست. آنان چشم خودرا نبستند و تعهد روشنفکرانه خودرا نشان دادند. روحیه آزاد وآزادگی بی قید وشرط در نقد دین، این است پیام این اندیشمندان به جامعه روشنفکری امروزما.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سنت وسابقه نقد اسلام در غرب واز جمله در فرانسه از عصر روشنگری در قرن هجدهم میلادی تا امروز ادامه پیدا دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ایران نقد خرافات به دوره مشروطیت برمی&amp;zwnj;گردد، ولی متاسفانه وجود استبداد پهلوی وفشارخفقانی روحانیت وعقب&amp;zwnj;ماندگی فرهنگی مانع از توسعه نقد بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب اسلامی در ایران در ۱۹۷۹، در میان روشنفکران ایرانی وفرانسوی دوواکنش گوناگون به وجود می&amp;zwnj;آورد، از یکسو شیفتگی واز سوی دیگر نگرانی. اجرای احکام اسلامی، خشونت حکومت اسلامی ولایت فقیه و توسعه تروریسم اسلامی، توهمات و تردید&amp;zwnj;های محافل روشنفکری را درهم شکست واین گرایش فکری را تقویت نمود که بین حکومت سیاسی و سیاست اسلامگرا و دین اسلام رابطه&amp;zwnj;ای محکم وجوددارد. تعرض تروریستی ملهم از اسلام در جهان ونیز مداخله جویی&amp;zwnj;های بنیادگراها درفرانسه در زمینه مسائل آموزشی، حجاب، پزشکی، چندهمسری، سرکوب دختران، ترورفکری در جلسات عمومی وغیره موج جدیدی از انتقاد را برانگیخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دوره اخیر ما شاهد هستیم که تاریخ نقد دوران روشنگری دوباره در تاریخ جدید زنده شده و روشنفکر و فیلسوف، هنرمند امروز آشکارا بیش از گذشته به نقد اسلام دست می&amp;zwnj;زنند. از آنجا که خصلت اسلام مداخله گری وتجاوز است، گسترش این دین با حمله به قبایل شبه جزیره عربستان و تجاوزبه ایران ونیز سرزمین&amp;zwnj;های دیگردر زمان پیامبر و خلفا شروع شد (رک. عبدالحسين زرين کوب: دو قرن سکوت). این شکل گسترش در طول تاریخ ادامه یافت و امروز نیز تجاوز به حقوق انسان در سراسر عمر حکومت اسلامی در ایران ومداخله گری گروه&amp;zwnj;ها و فعالان بنیادگرا در جهان، در زندگی شخصی واجتماعی هرکشوری ادامه دارد. در این خط طولانی اراده و خواست همه متجاوزان و زورگویی اسلامی، تحمیل الگوی اسلام در اجتماع و اخلاق وسیاست بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من در مقالات پیشین مانند &amp;quot;آقای سروش، اسلام خشن است&amp;quot;، &amp;quot;فمینیسم اسلامی، یک سراب&amp;quot;، &amp;quot;پرسش از سیاستمداران وروشنفکران دینی در باره حکومت لائیک&amp;quot; خطرات اسلام ویا خطرفقدان لائیسیته را بررسی نموده ام ودر این نوشته که در ادامه مقاله قبلی &amp;quot;نقداسلام آزاد است&amp;quot; است، می&amp;zwnj;خواهم به اهمیت مبارزه فلسفی، نظری و روشنگرانه علیه اسلام بپردازم و نمونه&amp;zwnj;هایی از اندیشه متفکران فرانسوی علیه خرافات وتهدید&amp;zwnj;های دیروز وامروزاین شریعت را مطرح سازم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ضرورت نقد در جامعه ما با تاریخ نقد در جهان، پیوند خورده است. کسانی که در جامعه ما نسبت به دین اسلام کوتاه می&amp;zwnj;آیند، اهل سازش ومماشات هستند؛ آنانی که فکر می&amp;zwnj;کنند حالا وقتش نیست، در اشتباه کامل &amp;nbsp;به سر می&amp;zwnj;برند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعلاوه من اعلام می&amp;zwnj;کنم که به هیچ وجه قصدم دشمنی با شخص مسلمان ویا هردیندار دیگری نیست. من به حقوق انسانی آنها آگاه هستم و حتا جریحه دارشدن آنهارا درطرح نظر خود می&amp;zwnj;فهمم. اما صرفن ظر ازاشخاص، امر اساسی برای من نقد هر ایدئولوژی وهر دین است، زیرا این نقد یکی از پیشرط&amp;zwnj;های آزادی روحی و فکری انسان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نقد فیلسوفان عصر روشنگری بر مسیحیت واسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا هدف معرفی کامل اندیشمندان بزرگ دوران روشنگری نیست، بلکه تنها طرح برخی نکات از زبان&amp;zwnj;هاست که در راستای مبارزه علیه مذهب واستبداد است و در ضمن پلی بسوی شرایط کنونی ماست. میراث دیدگاه متفکران این دوره شگفت انگیز در جامعه فرانسه ادامه یافته وریشه دوانده است. نقد دین واز جمله اسلام و آزادی اندیشه فرد، جزواین میراث فکری وفرهنگی است. ما به یادآوری این میراث وبهره گیری از آن نیازمندیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فرانسوا رابله&lt;/b&gt; از پیشگامان مبارزه علیه تاریک اندیشی است. او که یک پزشک و نویسنده انسان&amp;zwnj;دوست دوران رنسانس است، به ارزش هایی چون بردباری، صلح، فرهنگ مردمی وبازگشت به ارزش&amp;zwnj;های فلسفی دوران باستان تاکید نموده ومبارزه قاطعی را علیه روحانیون کلیسا سازماندهی به مخالفت. اوخواهان اخلاق ملایم روحانی مسیحی بوده وبویژه طرفدار شادمانی و جشن وشراب است. مقامات سیاسی و کلیسایی بر طبق رسوم انکیزیسیون، بخاطردیدگاه انتقادی وتند رابله علیه روحانیون مذهبی، ، آثار او را در سال ۱۵۴۴ جزو لیست سیاه قرارداده وافکار اورا خطرناک اعلام کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شارل دو مونتسکیو &lt;/b&gt;از متفکران عصر روشنگری فرانسه است. او در ۱۷۴۸ &amp;quot;روح القوانین&amp;quot; را منتشر ساخت وبدین صورت علوم سیاسی را در طراز فلسفه قرارداد. در این اثراو اشکال مختلف حکومت (دموکراسی- سلطنتی- استبدادی)، را به تحلیل کشانده و در ارتباط با پیوند آنها بامحیط خود، به طبیعت و به ویژه مرزهای جغرافیایی و شرایط آب و هوا، پرداخت. مونتسکیو مانند برخی از متفکران دوران خود از استبداد می&amp;zwnj;گوید، استبداد شرقی، استبداد روشنگر، استبداد مقدس، استبداد شخصی واستبداد مشروع. نقد استبداد، مونتسکیورا به اصل جدایی سه قوه می&amp;zwnj;کشاند. فلسفه دوران روشنگری یکی از بیماری&amp;zwnj;های عصر خودرا استبداد تشخیص می&amp;zwnj;دهد، و این اندیشمند بزرگ برآن است که این استبداد شرقی در دولت ترک&amp;zwnj;ها ودولت پارس&amp;zwnj;ها و کشورهای آسیا تجلی می&amp;zwnj;یابد، دولت&amp;zwnj;هایی مستبد در کشورهایی بزرگ وزیر آفتابی سوزان. شرق به مثابه مکانی بی تحرک وبا فساد ویا جغرافیایی با استبداد قلمداد می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر مونتسکیواستبداد فقط دولت یک فرد، نبود قانون وقاعده نیست؛ این استبداد به طبیعت افراد این جغرافیا ونیز اسلام بر می&amp;zwnj;گردد. مونتسکیو در کتاب معروفش &amp;quot;روح القوانین&amp;quot;، در هنگام تحلیل استبداد شرقی، یکی از پایه&amp;zwnj;های آن را مذهب می&amp;zwnj;داند.، به نظر او دین پیوسته مورد سوء استفاده قرار می&amp;zwnj;گیرد. اومی&amp;zwnj;گوید مذهب چماقی در دست مستبدان است؛ اسلام مخالف قدرت آن پادشاهی است که اصول دین را رعایت نکند و از نظراعتقادی فقط یک قرارداد مقدس است وآن قرارداد احترام به اسلام توسط حاکم است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مونتسکیو برآنست که هردولتی با همکاری و اتحاد روحانیون مردم را تحت سلطه قرار می&amp;zwnj;دهد و بدبختی آن موقعی است که علمای بزرگ مسلمان با قدرت مطلق استبدادی به همکاری دست می&amp;zwnj;زنند. او هشدار می&amp;zwnj;دهد و می&amp;zwnj;گوید ازیاد نباید برد که بین استبداد و مذهب یک رابطه حساس وجود دارد، زیرا دین خود مستبد است؛ مادر برابر یک معضل قرارداریم وآن اینکه اسلام گاه به مخالفت با استبداد میپردازد، ولی استبداد با مذهب اعمال قدرت می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مونتسکیو بسال ۱۷۲۱ میلادی، در &amp;quot;نامه&amp;zwnj;های پارسی&amp;quot; از سکون مرگبار دنیای مسلمان صحبت می&amp;zwnj;کند. در این اثر&amp;quot;ازبک&amp;quot; شخصیت اصلی از تحرک جامعه پاریس نسبت به سکون &amp;quot;پرس&amp;quot; (ایران) شگفت زده است. نگاه مونتسکیو این است که در این جامعه سنتی، نفع مستبد &amp;nbsp;درآن است که دیگران را فاسد کند، اواز هرگونه پرهیزگاری تنفر دارد؛ در این جامعه اخلاق در برابر دیکتاتوری قرار دارد ومستبد پیوسته علیه جنبش، جنبش مغز و جسم مبارزه می&amp;zwnj;کند. سرکوب تظاهرات، حتا تظاهرات آرام، یک واکنش طبیعی قدرت حاکم است. فساد در این روند مخرب ناشی از این نظام استبدادی است. از نگاه مونتسکیو فساد و انقیاد وبی چیزی در استبداد شرقی بوجود میاید واین رژیم استبدادی براساس طبیعت اش فاسد است. مونتسکیو برآنست که فقر نتیجه غیر مستقیم استبداد است زیرا خشونت دولتی، جامعه را فقیر تر میسازد، نظامی که تقوا وپرهیزکاری ندارد، بیعدالتی را گسترش می&amp;zwnj;دهد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هولباخ&lt;/b&gt; فیلسوف ماتریالیست وهمکاردر تدوین آنسیکلوپدی، از مخالفان سرسخت روحانیت کلیسایی بود؛ خدا پرست نبود ونسبت به کسانی چون ولتر که در اعتقاد شک داشت، به مذهب به شدت انتقاد می&amp;zwnj;کرد.اوفلسفه خود را برپایه طبیعت استوار کرده ومعتقد بود که اخلاق از مذهب جداست. زمانی که اثرمعروفش، &amp;quot;نظام طبیعت&amp;quot;، انتشار یافت، دولت آن را محکوم نموده ودر ۱۸ اوت ۱۷۷۰ به دستور مقامات این کتاب را آتش می&amp;zwnj;زنند. به دنبال آن چند اثر دیگر این فیلسوف به آتش انداخته می&amp;zwnj;شود. &amp;quot;رساله درباره سه متقلب: موسی، مسیح، محمد&amp;quot; را هم به اونسبت می&amp;zwnj;دهند. هولباخ در نظراتش سازش دوقدرت معنوی وزمینی راافشاکرده ونتیجه اتحاد میان مذهب و دستگاه سیاسی را، قدرت مطلقه میداند. اودر اثرش &amp;quot;جشن اخلاق&amp;quot; می&amp;zwnj;گوید اتحاد بین کشیش و مستبد به نام خدا وآسمان صورت گرفته وهدفش استثمار مردم است. از دیدگاه هولباخ این رابطه میان مذهب و استبداد فقط به مسیحیت محدود نمی&amp;zwnj;گردد، بلکه اسلام را هم شامل می&amp;zwnj;شود؛ در چنین شرایطی هنگامی که قانونگذار مذهب را پایگاه اصلی حکومت قرار می&amp;zwnj;دهد به ناگزیر به کشیشان وعوامل دستگاه دینی اهمیت گسترده می&amp;zwnj;دهد وبه نوبه خود این روحانیون بدفاع از استبداد دولتی بر می&amp;zwnj;خیزند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;کندورسه &lt;/b&gt;فیلسوف وریاضی دان و سیاستمدار فرانسوی که در نیمه دوم قرن هجده می&amp;zwnj;زیست، برای ترقی روح انسانی تلاش می&amp;zwnj;کرد وامیدواربود که انسان بتواند در سه زمینه اساسی موفق بشود: از بین بردن بی&amp;zwnj;عدالتی بین ملت ها، پیشرفت برابری در میان مردم وبالاخره تکامل انسان.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کندورسه اصل کارخود را به اصلاحات ومدرن سازی جامعه اختصاص داد واز زمان انقلاب فرانسه ۱۷۸۹طرفدار بازسازی ملی جامعه، آزادی مطبوعات و حقوق زنان در رای و انتخابات بود. کندورسه طرفدار حقوق بشر، حقوق زن، یهودیان و سیاهان بود؛ او فردی عقلگرا وقانونگرا بود و مبارزه تندی را علیه پیشداوری&amp;zwnj;ها به پیش برد ومانند ولترمذهب را به نقد کشید واغلب کشیشان را به مستبدان تشبیه کرده و تبلیغات و حیله&amp;zwnj;گری&amp;zwnj;های آنان را افشا نمود. از نظر اومیان پیشداوری مذهبی و استبداد خط مستقیمی وجوددارد، زیراتمام ادیان به نام خدا خواهان انقیاد انسان در برابر استبداد هستند. اومی&amp;zwnj;گفت: &amp;quot;یکی از ویژگی&amp;zwnj;های مسیحیت تحقیر علوم انسانی بوده است. دین معتقد بود که فلسفه گستاخی می&amp;zwnj;کند واز روحیه نقادوشکاک و اعتماد به عقل هراس داشت، زیرا این پدیده&amp;zwnj;ها برای اعتقاد مذهبی زیانبار میباشند. روشنایی علوم طبیعی برای دین شرم آور ومشکوک بود زیرا این علوم برای موفقیت معجزه&amp;zwnj;ها خطرناک بودند...پیروزی مسیحیت نشانه انحطاط قطعی علوم و فلسفه بود&amp;quot; (&amp;quot;طرح یک تابلو تاریخی پیشرفت&amp;zwnj;های روح انسانی&amp;quot;، ۱۷۹۵). در سخنی دیگر کندورسه می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;جامعه&amp;zwnj;ای که توسط فیلسوفان ارشاد نشده، توسط شارلاتان&amp;zwnj;ها گمراه می&amp;zwnj;گردد.&amp;quot; &amp;quot;هرچقدر مردم روشنتر باشند، آرای آنها را مشکل&amp;zwnj;ترمی&amp;zwnj;توان جابجا کرد...در شرایط قانونی کاملاً آزاد نیز مردم نادان فقط برده خواهند بود.&amp;quot; (به &amp;quot;آثار کندورسه ۱۷۴۳/۱۷۹۴ &amp;quot; مراجعه شود)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دنی دیدرو&lt;/b&gt;فیلسوف نامدار فرانسه یکی از نویسندگان آنسیکلوپدی بود. او را به خاطر ماتریالیسم و بی&amp;zwnj;خدایی محکوم کردند. او درباره مسیحیت این قضاوت را دارد: &amp;quot;هرگز هیچ دینی به اندازه مسیحیت با جنایت عجین نشده است.&amp;quot; (سالن، ۱۷۶۳)، و همچنین مینویسد: &amp;quot;این مذهب از نظر من باطل&amp;zwnj;ترین وخشن&amp;zwnj;ترین دگم&amp;zwnj;ها را دارد.&amp;quot; (نامه به ویاله، ژوییه ۱۷۶۶). دیدرو در نوشته خود &amp;quot;انتقاداتی علیه نوشته&amp;zwnj;های مذهبی&amp;zwnj;های گوناگون&amp;quot; درسال ۱۷۶۲ می&amp;zwnj;نویسد: شک&amp;zwnj;ها در مورد دین اقدام برای تحقیر نیست، بلکه آنها کارهای اساسی هستند. او می&amp;zwnj;گوید هیچ دینی نه ابدی است، نه جهانشمول است ونه با وضوح.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیدرو در نوشته&amp;zwnj;های خود معجزه مسیح را به انتقاد کشیده شده و این اعتقاد را که انجیل معجزه است، ابلهانه می&amp;zwnj;داند. دیدرو می&amp;zwnj;نویسد کشیش&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گفتند که تنها کتاب ما مقدس است وپیامبر ما معجزه می&amp;zwnj;کند؛ حال آنکه نه معجزه مسیح ونه معجزه محمد، هیچ یک واقعی نیستند. در نگاه اواگر عذاب جهنم را کنار بگذارید، نیایش وکرنش به خدا پایان می&amp;zwnj;پذیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیدرو که در ابتدا توسط پدرش برای زندگی و فعالیت کلیسایی آماده شده بود، با آزادی و شجاعت به فعالیت&amp;zwnj;های گوناگون رمان نویسی، نمایشنامه نگاری، و خلق آثار هنری و فلسفی دست زد، و مدام به نقد خرافات مذهبی پرداخت. از جمله نوشته&amp;zwnj;های او اثری است با عنوان &amp;quot;نامه درباره نابینایان برای کسانی که می&amp;zwnj;بینند&amp;quot;. او در این نوشته از آتئیسم وبی خدایی دفاع کرده واعتقاد خود را به ماتریالیسم مطرح می&amp;zwnj;سازد. اومی&amp;zwnj;گوید مقوله خوب وبد مقولات طبیعی بوده وتقوا از خداپرستی کاملاً جداست. او را به خاطراعتقاداتش دستگیر کردند ودر زندان ونسن در پاریس افکندند. جرم اوچنین اعلام شده بود: &amp;quot;این فرد جوان با روحیه&amp;zwnj;ای که دارد و دین را مسخره می&amp;zwnj;کند، بسیارخطرناک است. اواز رازهای مقدس با تحقیر سخن می&amp;zwnj;گوید.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درسال ۱۷۶۰ دیدرو در رمان معروفش &amp;quot;راهبه&amp;quot;، که با سبک خاطره&amp;zwnj;گویی وبه شکل پاورقی منتشر شد، نظام کلیسایی را به انتقاد کشید و در آن تأکید کرد که این سیستم انسانها را از خود بیگانه کرده وبه درد وعذاب در این جهان محکوم می&amp;zwnj;کند. از نظر او نقش نهادهای مذهبی به تخریب کیفیت انسانی منجر می&amp;zwnj;گردد. اوبرآن است که کشیشان انگل بوده و هیچ گونه بهره&amp;zwnj;آوری اجتماعی ندارند وبعلاوه با تخیلات مرگبار وعرفانی کارشان به دیوانگی کشیده و گاه به خودکشی دست می&amp;zwnj;زنند. این رمان یک نوشته کاملاً ضد مذهبی وطرفدار آزادی فرد در انتخاب سرنوشت است، برای او تقدیر بی معناست، انسان اراده لازم برای سرنوشت خودرا دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دلامبر&lt;/b&gt; در ابتدا به مطالعات دینی پرداخت؛ ولی این کار رها کرد و به مطالعه در زمینه حقوق، پزشکی و ریاضیات روی آورد. اوکسی است که با تاثیر از رنه دکارت و جان لاک، راه اندیشه را باقدرت بسوی راسیونالیسم علمی جدید باز می&amp;zwnj;کند وبا تلاش بسیار وهمکاری با دیدرو به تهیه وتدوین آنسیکلوپدی دست می&amp;zwnj;زند. نوشته او تحت عنوان &amp;quot;گفتار مقدماتی&amp;quot; که در جلد اول آنسیکلوپدی در سال ۱۷۵۱ انتشار یافت وبه مثابه مانیفست فلسفه عصر روشنایی ارزیابی می&amp;zwnj;شود، به توضیح فلسفه اوپرداخته واعلام می&amp;zwnj;دارد که میان رشد شناخت و ترقی اجتماعی رابطه مستقیم وجوددارد. دلامبر همچون ولتر، به مبارزه گسترده علیه قدرت مطلقه مذهبی دست زده وآنرا سد راه ترقی وپیشرفت ارزیابی می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ولتر &lt;/b&gt;نویسنده وفیلسوفی آزاد اندیش بود. او درمبارزه فلسفی خود می&amp;zwnj;گفت زشتی&amp;zwnj;ها را باید به نقد کشید و بویژه زشتی برای او خرافات، دین و بطور مشخص مذهب کاتولیک بود. برای او هدف از نقد دین، مبارزه &amp;nbsp;علیه بی&amp;zwnj;عدالتی، خودسری، تاریک اندیشی ونادانی وآنچه که ضد انسانیت و عقل ارزیابی می&amp;zwnj;شد، بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولین اهرم ولتر هجوو طنز وبه ریشخند گرفتن رسوم واعتقادات مذهبی در افکار عمومی بود. نگاه او هم به ریشخند میگرفت وتقدس زدایی می&amp;zwnj;نمود وبا کلام گزنده در نوشته&amp;zwnj;های گوناگون مردم و جامعه را به انتقاد می&amp;zwnj;گرفت و هم فلسفی بود و مقولات را به نقد می&amp;zwnj;کشید که ازجمله در اثر او&amp;quot;واژه نامه فلسفی&amp;quot; که در ۱۷۶۴ منتشر شد، ما شاهد نقد فلسفی هستیم. او می&amp;zwnj;گفت: &amp;quot;امروزه فناتیسم یک دیوانگی مذهبی است، این بیماری با یک جوش چرکین آغاز می&amp;zwnj;گردد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انتقادات او به کتاب مذهبی کاتولیک&amp;zwnj;ها فراوان بود ودر این زمینه طی ۱۷۶۰ تا ۱۷۷۸ بیش از بیست نوشته در رد دین و خرافات، معجزه و خدا، تورات و مسیحیت منتشر ساخت. البته در اواخر در برابر رد قاطع خدا توسط هولباخ ودیگران، در مورد اعتقاد به خدا قدری نظرش تغییر کرد. او مخالف آتئیسم گردید، ولی با شدت تمام علیه کلیسا و عدم بردباری آن مبارزه کرد، اواز حقوق انسانها علیه اسارت فئودالی دفاع نمود، اوروح انسانی را بزرگی بخشید وبه انسان آموخت که آزاد باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از جمله گفته&amp;zwnj;های ولتر، این جمله معرف است: &amp;quot;من با نظرات شما موافق نیستم، ولی برای اینکه شما حق آنرا داشته باشید که حرف خودرابگویید، من حاضرم تا پای مرگ جلو بروم&amp;quot;. ولتر دست به انتقاد سختی از&amp;nbsp; دین یهودیت و نیز مسیحیت &amp;nbsp;زد و درباره مسیحیت نوشت: &amp;quot;تا زمانی که نادان&amp;zwnj;ها وجوددارند ادیان نیز وجود خواهند داشت و مسیحیت مسخره ترین، واهی&amp;zwnj;ترین وخونبارترین دینی است که دنیا را آلوده کرده است&amp;quot;. از جمله کارهای او نوشته یک تراژدی است به نام &amp;quot;فناتیسم یا محمد&amp;quot; که در ۱۷۳۶ تدوین گردید. این اثر در باره اسلام است. از نظر او موسی یک جادوگربود، عیسی یک یهودی فناتیک بود ومحمد پیامبری دروغین ونیرنگ&amp;zwnj;باز.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;الکسی دو توکویل&lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt; (&lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۸۵۹&lt;/em&gt;&lt;em&gt; &amp;ndash; &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۸۰۵&lt;/em&gt;&lt;em&gt;) برآن است که دمکراسی در پیام مساوات خود از مسیحیت الهام گرفته است، زیرا این دین همه را در برابر خدا برابر می&amp;zwnj;داند، و ویژگی تمدن انگلیس وآمریکا در این است که که این تمدن روح مذهب و روح آزادی را درهم می&amp;zwnj;آمیزد. با این حال توکویل می&amp;zwnj;گوید جدایی کلیسا ودولت بطور قطع با ارزش است، زیرادر این رابطه دوطرفه، یکی تلاش برای تسلط بر دیگری ندارد. اوبرپایه مدل امریکایی آرزوی آشتی دادن روح لیبرالی و روح دین در فرانسه را دارد.&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;توکویل نسبت به دین اسلام نظری منفی دارد زیرا از دید او &amp;nbsp;&amp;quot;مکتب محمد دینی است که به شدیدترین وجهی این دوجنبه را در هم آمیخته است، به نحوی که در این دین روحانی بناگزیر یک شاهزاده است ویک شاهزاده، یک فرد روحانی است. تمام عمل زندگی مدنی و زندگی سیاسی برپایه قانون مذهبی تنظیم می&amp;zwnj;گردد.&amp;quot;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;از نظر او این تمرکز و این ادغام اولین دلیل استبداد واولین علت سکون اجتماعی است. این وضعیت تمام ملل مسلمان است ودر مقایسه با کشورهای دیگر که پیش رفتند، علت سقوط ملل مسلمان بوده است. از نظر توکویل اسلام در تضاد با دمکراسی است؛ بزرگی مسیحیت در این است که امور مذهبی را به دین واگذار نمود و وهر آنچه بود را به جنبش&amp;zwnj;های آزاد روح انسانی سپرد. او در جای دیگر می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;گرایش خشونت بار قرآن آنچنان خیره کننده است که کسی نمی&amp;zwnj;تواند متوجه آن نشود.&amp;quot;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;البته توکویل در عین رد قاطع اسلام به انتقاد آشکار استعمار در الجزایر پرداخته ومی&amp;zwnj;گوید دولت فرانسه سرنوشت مردمان را به دست جادوگران رها کرده است. او می&amp;zwnj;نویسد استعمار فرانسه در پی چپاول ثروت نهادهای دینی است. اواز وحشی&amp;zwnj;گری استعمار یاد کرده ومی&amp;zwnj;گوید بی&amp;zwnj;شرمی است وقتی می&amp;zwnj;بینید که ما بعنوان &amp;quot;ملتی با تمدن&amp;quot; تمام آثار وروشنایی آنها رااز بین می&amp;zwnj;بریم (رجوع شود :&amp;quot;یادداشت هایی در باره قرآن ومذاهب&amp;quot;، انتشارات بایار و نیز &amp;quot;درباره دمکراسی در آمریکا&amp;quot;، انتشارات پلیاد ، جلد &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۲&lt;/em&gt;&lt;em&gt;. پاریس)&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;توکویل در مکاتبات خود در &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۲۱&lt;/em&gt;&lt;em&gt; مارس &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۸۳۸&lt;/em&gt;&lt;em&gt; می&amp;zwnj;نویسد: گرایش&amp;zwnj;های خشن و احساسی موجود درقرآن هرکسی را متوجه خود می&amp;zwnj;کند. قرآن با تک خدایی&amp;zwnj;اش، نسبت به چند خدایی از نظر مقولات روشن بوده ودارای نگاه وسیع است، &amp;quot;محمد تاثیر بزرگی روی بشر گذاشته، ولی به گمان من این تاثیر بیشتر زیان&amp;zwnj;آور بوده است تا نجات بخش.&amp;quot; در یک نامه دیگر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;quot;با توجه به وضعیت مسلمانان در الجزایر وشرق من قرآن را زیاد مطالعه کرده ام، با این مطالعات من دریافتم که درجهان کمتر دینی می&amp;zwnj;شود یافت که مانند دین محمد برای انسانها شوم باشد. این دین علت اصلی سقوط کنونی دنیای اسلام است.&amp;quot; (&amp;quot;نامه&amp;zwnj;های گزیده توکویل&amp;quot;، گالیمار &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۲۰۰۳&lt;/em&gt;&lt;em&gt;، پاریس&lt;/em&gt;&lt;em&gt;) &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حرف اصلی این فیلسوفان کدام است؟ آنچه در این بخش اهمیت دارد توجه بزرگان اندیشه به شرایط آزادی انسانی است. ازجمله عوامل لازم این آزادی مبارزه علیه مذهب وعلیه استبداد است، آنها این دو مبارزه را از یکدگر جدا نکردند. آنان در پی روشنایی هستند، آزادی را نتیجه عمل انسانی دانسته واین عمل از تقدیر خدایی جدامی&amp;zwnj;دانند. برعکس تقدیر خدایی و دین نه درراه رهایی انسانی، بلکه درجهت حفظ مناسبات اسارت بار است. فیلسوف ونویسنده به جامعه می&amp;zwnj;آید وبا شهروند پیمان می&amp;zwnj;بندد تا علیه ظلمت واستبداد پیکار کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ادامه این سنت یکی دیگر از تلاش&amp;zwnj;های تاریخی در فعالیت روشنفکر وسیاستمدار علیه سلطه کلیسا، مبارزه برای قانون لائیسیته در ۱۹۰۵ در فرانسه است. کلیسا که با قدرت تمام درپی تسلط خود برآموزش ومدارس وذهن نوجوانان بود، با مبارزات شخصیت&amp;zwnj;های لائیک که به اصل جدایی کلیسا ودولت اعتقادداشتند، بالاخره امتیاز وموقعیت خودرا ازدست می&amp;zwnj;دهد وکلیسا مجبور می&amp;zwnj;شود تا قواعد جدید بازی را بپذیرد وحضور انبوه وسنگین وخفه کننده خودرا کاهش دهد. درفرانسه در نتیجه این جابجایی&amp;zwnj;ها دولت سکولارمستقر می&amp;zwnj;گردد، بدون آنکه این مبارزه کاملاً خاتمه یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین مبارزه علیه دین و نقد قاطع آن توسط روشنفکرفیلسوف یک امر برجسته بود. تاریخ دوران روشنگری عصر برخورد اندیشه&amp;zwnj;ها بود ونه پناه بردن به جزمیات گذشته و یا هراس وبزدلی روشنفکری. ماباید از مونتسکیو&amp;zwnj;ها وولترها بیاموزیم. بحث برسر یکسان قراردادن دوجامعه دیروز وامروز نیست. بحث بر سر نفی اخلاق و معنویت نیست، زیرا همانگونه که &amp;nbsp;باروخ اسپینوزا می&amp;zwnj;گفت اخلاق واتیک مجزا ازدین است. بحث بر سر شجاعت وتیز بینی روشنفکر، بحث بر سر تشخیص دین بعنوان یک عامل منفی واستبدادپرور است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدون شک، بدون این مبارزات فلسفی و نظری وسیاسی علیه مذهب وکلیسا، دسترسی به آزادی انسان و حقوق او، دسترسی به حقوق بشر وحقوق شهروندی و به عقب راندن دین، میسر نبود. سه قرن پیش روشنفکر جهان اندیشه روشنگری هوشیار بود و در نقد اسلام نوشت. پس چرا روشنفکر ایرانی درزمان انقلاب اسلامی این هوشیاری را نداشت؟ وامروز روشنفکرانی که در پی نقد اسلام هستند، مورد انتقادوسرزنش قرارمی&amp;zwnj;گیرند که چرا دین را نقد می&amp;zwnj;کنید. دیوارهای نادانی وسانسور و خودسانسوری درجامعه ایرانی عظیم هستند. از این دیوارهای هولناک نباید هراسید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اسلام، معضل میشل فوکو وآیات شیطانی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در قرن بیستم نسبت به اسلام در غرب وبویژه در فرانسه سه دیدگاه پیوسته در کنار یکدیگر موجود بوده&amp;zwnj;اند: دیدگاه کلیسایی و استعماری، دیدگاه آشتی ودوستی با اسلام و دیدگاه نقد اسلام.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دیدگاه کلیسایی واستعماری:&lt;/b&gt; دین مسیحیت درمقابله با امپراتوری عثمانی و رقابت با اسلام، این دین را &amp;quot;ضد مسیح&amp;quot; معرفی کرده است، آنچنان که مارتین لوتر می&amp;zwnj;گفته محمد فرزند شیطان است&amp;quot;ویا &amp;quot;از شیطان الهام میگرفته است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;روشن است که قدرت کلیسایی در حفظ ایدئولوژی خود به مقابله بااسلام دست زده وهدف ترقی ودمکراسی خواهی ندارد. بعلاوه باید دقت داشت که یک سلسله از برخورد&amp;zwnj;های انتقادی ضد اسلامی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با بینش استعماری وتحقیر ملل دیگر درهم آمیخته است. در این دوران ایدئولوژی &amp;quot;پخش وگسترش تمدن&amp;quot; ازجانب غرب به دیگر کشورها ویا ارائه نظرسیاسی درباره حضور ومبارزه کارگران مهاجرعرب درسالهای پس از جنگ جهانی دوم، با نگاه نژادپرستانه وسلطه طلبانه صورت می&amp;zwnj;گرفته است. (به اثر ژرار نواریه &amp;quot;مهاجرت، ضدیت با نژاد سامی و نژادپرستی در فرانسه در قرن نوزده وبیستم&amp;quot;، انتشارات فایار، مراجعه شود).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دیدگاه آشتی ودوستی با اسلام:&lt;/b&gt; از سوی دیگردرفرانسه متفکرانی چون &amp;nbsp;رنه گنون، لویی ماسینیون، لویی گارده، هانری کوربن، و ماکسیم رودنسون هستند که شیفته اسلام بوده وبه&amp;zwnj;مثابه شرق شناسان برداشت &amp;quot;نو&amp;quot; و&amp;quot;عارفانه&amp;quot; از اسلام و خاصه مذهب شیعه عرضه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هانری کربن فیلسوف و شرق&amp;zwnj;شناس (۱۹۷۸ - ۱۹۰۳) در دیدار و همکاری با محمد حسین طباطبایی و مرتضی مطهری، تا حدی گرایش به تشیع پیدا می&amp;zwnj;کند، بدون اینکه به قول داریوش شایگان دین کاتولیک خود را عوض کند. از نظر جواد طباطبایی اهمیت کربن توجه به سنت بود: &amp;quot;اواهل تذکر سنت بود، هوادران &amp;quot;بومی&amp;quot; او آدمهای املی بودند، هیچ چیز درباره پیچیدگی&amp;zwnj;های موضوع مهمی مانند سنت نمی&amp;zwnj;دانستند. همه نوشته&amp;zwnj;های نصر دلیل بر این مدعاست.&amp;quot; (ماهنامه مهرنامه شماره ۱۰). ماکسیم رودنسون (۲۰۰۴ ـ ۱۹۱۵)، مورخ و جامعه&amp;zwnj;شناس بود واز جمله آثارش &amp;quot; محمد&amp;quot; در سال ۱۹۶۱ درباره زندگی پیامبر اسلام و شرایط اجتماعی واقتصادی پیدایش اسلام بود و اوسپس در سال ۱۹۶۶ &amp;quot;اسلام وسرمایه داری&amp;quot; را منتشر ساخت. اوبا نگاه مارکسیستی به تحلیل این پدیده دینی می&amp;zwnj;پردازد وراه گفت&amp;zwnj;وگو را باطرفداران اسلام می&amp;zwnj;گشاید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دیدگاه نقد اسلام:&lt;/b&gt; قصد من بهیچوجه نه تحلیل از گروه یکم است ونه ارزیابی از شخصیت&amp;zwnj;های گروه دوم است. هدف من طرح دیدگاههای انتقادی باسلام است، یعنی آن دیدگاههایی که در جامعه ما حق ابراز نظر نداشته&amp;zwnj;اند. در برابر گروه متمایل و خواهان آشتی با دین اسلام، متفکرانی بودند وهستند که نسبت باسلام نقد آشکار ارائه مینمایند واسلام وسیاست آنرا را مانع تحقق آمال دمکراتیک میدانند. در این راستا نقد اسلام از نقطه نظرآزادی فرد وروح انسانی ودمکراسی خواهی توسط فیلسوف و نویسنده وهنرمند صورت میگیرد. نقد نظام دینی اسلامی ورسوم ناشی از آن در دوران روشنگری وجود داشت ودر قرن بیستم نیز ادامه یافته و بمروردر جامعه فرانسه گسترش میابد. یکی ازانگیزه&amp;zwnj;های توسعه این گرایش انتقادی به این خاطر است که تمام کشورهای اسلامی دارای خصوصیت سیاسی دیکتاتوری وبسته بوده وسنت کهنه پرستی وتعصبات خرافی وجزم&amp;zwnj;های مذهبی ساختار مسلط را تشکیل می&amp;zwnj;دهد ویا مدل کشورداری با رجوع به الگوی محمد تنظیم می&amp;zwnj;شود. &amp;quot;کلود لوی استراوس&amp;quot; یکی از منقدان این جوامع ساکن و از نفس افتاده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;کلود لوی استراوس&lt;/b&gt; (۲۰۰۹- ۱۹۰۸) مردم&amp;zwnj;شناس، پدر &amp;quot;مکتب ساخت&amp;zwnj;گرایی&amp;quot; و از بزرگان اندیشه معاصر فرانسوی است. او در زمینه انسان&amp;zwnj;شناسی اجتماعی و ساختار اساطیر وافسانه در میان اقوام پژوهش&amp;zwnj;های گسترده نموده بود. اودریکی از آثار معروف خود در باره رفتار انسان&amp;zwnj;ها در زندگی روزمره، به انتقاد از جامعه مسلمان و اسلام پرداخته واز جمله این نکته را مطرح می&amp;zwnj;کند: در برابر گشاده&amp;zwnj;رویی عمومی دین بودایی و اشتیاق مسیحیت برای گفت&amp;zwnj;وگو، نابردباری اسلامی بصورت ناخودآگاه مسلمانان را محکوم می&amp;zwnj;نماید، زیرا آنها در جستجوی تقسیم حقیقت با دیگران نیستند، آنها قادر نیستند وجود کسی را بعنوان شخصیتی دیگر تحمل کنند. آنها برای اینکه خود را ازشک وحقارت دور کنند، راه را در نبودن دیگران می&amp;zwnj;بینند. برادری واخوت اسلامی درواقع یک نغمه خودی ودرونی علیه دیگرانی است که پیرودین آنان نیستند. من در مواجهه با اسلام احساس بحران می&amp;zwnj;کنم. من باید با اسلام مواجه می&amp;zwnj;شدم تا هلاکتی را بفهمم که از جانب آن امروز اندیشه فرانسوی را تهدید می&amp;zwnj;کند. من نمی&amp;zwnj;توانم مسلمان شدن فرانسه رانادیده بگیرم ، کشوری که حقوق برابر برای همه را قبول دارد. این خطررانمی&amp;zwnj;توان از نظر دورداشت. اسلام حتا در صدد جدا کردن غرب از شرق است. اسلام در مقایسه با دین بودا و مسحیت، کامل&amp;zwnj;ترین فکر مذهبی و در عین حال نگران کننده&amp;zwnj;ترین دین است. اسلام دودنیای متمدن را جدا نموده است ونسبت به آنها عقب ماندگی هزار ساله دارد. اسلام به یک انقلاب دست زد، ولی از آنجایی که این امردر یک بخش عقب مانده جامعه انسانی بود، با بذری که پاشید، فکررا نازا و زایش را ازبین برد. (رجوع شود به کتاب &amp;quot;تروپیک&amp;zwnj;های اندوهگین&amp;quot; صفحه ۳۶۴، چاپ ۱۹۵۵ پاریس).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای کلودلوی استراوس به اسلام امیدی نیست، چرا که زنگار آفرین است و برعکس منشا یک خطر مهلک است. اوکه در شناخت تطبیقی انسانشنانه تحرک جوامع ابتدایی را بررسی کرده، سلطه اسلام راعامل رکود می&amp;zwnj;داند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;میشل فوکو&lt;/b&gt; فیلسوف فرانسوی در لحظه انقلاب ایران، مناسبات توهم آمیزی با اسلام برقرارمی&amp;zwnj;کند. در نزد میشل فوکو که درجستجوی فلسفه در بطن جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی است، پیوند دین با جنبش توده&amp;zwnj;ای در مبارزه علیه شاه منبع تحرک می&amp;zwnj;گردد. میشل فوکو در نوامبر ۱۹۷۸ به دنبال مسافرتش به ایران، نوشته هایی برای نشریه &amp;quot;دلا سرا&amp;quot;، راجع به انقلاب ایران می&amp;zwnj;نویسد. اوبرپایه آشنایی اش با آیت الله شریعتمداری ونیز باتوجه به نقطه نظرات هانری کربن درباره شیعه، درباره انقلاب ایران از&amp;quot;معنویت سیاسی&amp;quot; صحبت می&amp;zwnj;کند. اودر همان زمانی که در ایران ودرپاریس درباره دولت اسلامی بعنوان یک &amp;quot;توهم&amp;quot; صحبت می&amp;zwnj;شود، فکر می&amp;zwnj;کند که در ایران خواست معنویت منجربه ماه عسل &amp;quot;معنویت&amp;quot; وسیاست نخواهد شد و به رژیم ملایی نمی&amp;zwnj;انجامد. اومی&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;حزب خمینی به وجود نخواهد آمد، دولت خمینی وجودنخواهد داشت&amp;quot;. فوکودر جای دیگر می&amp;zwnj;گوید ایرانی&amp;zwnj;ها در اسلام یک &amp;quot;نیرو ویک قدرت انقلابی&amp;quot; یافته&amp;zwnj;اند و&amp;quot;هردولت مسلمان می&amp;zwnj;تواند از داخل، یعنی برپایه سنت&amp;zwnj;های سکولار منقلب شود&amp;quot; (رجوع شودبه مقاله &amp;quot;فوکو وانقلاب ایران&amp;quot; ۱۸ ژوئن ۲۰۰۹ سایت &amp;quot;معاصران&amp;quot;). ژان پل سارتر فیلسوف فرانسوی علیه رژیم شاه موضع گرفته وبه حمایت از روشنفکران ایرانی می&amp;zwnj;پرداخت. فوکو نیز چنین می&amp;zwnj;کرد. ولی فوکو در شیفتگی اش نسبت بانقلاب ایران وبرخی توهمات نسبت به شیعه، تمایلی به قدرت اسلامی نشان می&amp;zwnj;دهد. اوخوشبینی بسیار از خودنشان داده ودر حمایت از مبارزه علیه رژیم پهلوی به نزدیکی نسبت به انقلاب اسلامی کشیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مواضع میشل فوکو در قبال انقلاب اسلامی، موج بزرگی از روشنفکران لائیک را علیه او برانگیخت. مواضع میشل فوکودرباره ایران، روشنفکران فرانسه و سنت غیر ویاضد مذهبی آنهارا آزار می&amp;zwnj;داد. در این نگاه ستایش آمیز، فوکو تنهاست و تعداد بیشماری از روشنفکران در فرانسه نسبت به انقلاب در ایران بدگمان ویا مخالف هستند، از جمله نویسنده معروف کلود موریاک که پیوسته آثار مخرب امتزاج مذهب وسیاست را بازگو می&amp;zwnj;کرد و فوکو به او می&amp;zwnj;گفت &amp;quot;سیاست بدون معنویت&amp;quot; معناندارد. منقد معروفی مانند &amp;nbsp;پیر بلانشه در نقد فوکو در نشریه &amp;quot;اکسپرس&amp;quot; در سال ۱۹۷۹ می&amp;zwnj;نویسد: &amp;quot;میشل فوکو ، نه اولین ونه آخرین روشنفکر غربی خواهد بود که درباره انقلاب&amp;zwnj;ها، توهمات را گسترش می&amp;zwnj;دهد، دیروز درباره انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و سپس درباره انقلاب میخک&amp;zwnj;ها در پرتقال و امروز در باره انقلابی که تخت سلطنت پهلوی را واژگون ساخت.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی دیگر از منقدان فوکو، &amp;nbsp;دانیل بن سعید، فیلسوف فرانسوی بود. او مقاله&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;quot;هزاره&amp;zwnj;ای تازه، کنکاشی آزادمنش&amp;quot; در پاییز ۲۰۰۴ در نشریه &amp;quot;واکارم&amp;quot; منتشر ساخته و در آن به کالبد شکافی حوادث ایران و مواضع فوکو می&amp;zwnj;پردازد. اومی&amp;zwnj;گوید نگاه میشل فوکو از شکست انقلابات قرن بیستم وفقدان دورنمای گسترده متاثر است، انقلاب در ایران در لحظه&amp;zwnj;ای روی می&amp;zwnj;دهد که انتظارش نمی&amp;zwnj;رفت والگوی مارکسیستی نمی&amp;zwnj;توانست پیش بینی کند. برای فوکو انقلاب ایران نوعی جدید است، در این جنبش نوعی&amp;quot;عرفان گرایی با محتوای انقلاب اجتماعی&amp;quot; و&amp;quot; یک اراده جمعی وکاملاً یکپارچه&amp;quot; جمع شده است. از نگاه انتقادی بن سعید، فوکو فکر می&amp;zwnj;کند این جنبش پایینی&amp;zwnj;ها &amp;quot;منطق ساده ویکجانبه مدرنیته&amp;quot; را به هم زده وفراتراز&amp;quot;مرزهای تعقل گرایی غرب&amp;quot; پیش میرود. به بیان دیگر &amp;quot;اسلام دیگر افیون مردم نبوده&amp;quot; وبلکه &amp;quot;روح جهانی بدون روح&amp;quot; می&amp;zwnj;گردد. میشل فوکوبا سرخوردگی نسبت به مدرنیته و ترقی، بسوی نظریه &amp;quot;معنویت شیعه&amp;quot; و &amp;quot;ایدئولوژی شهادت&amp;quot; روی می&amp;zwnj;آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر دانیل بن سعید نتیجه گیری فوکو نتیجه مخالفت فوکو با ارزش&amp;zwnj;های جهانشمول بود. او در پی &amp;quot;راه سوم&amp;quot;، راهی میان توتالیتاریسم کمونیستی و توتالیتاریسم فاشیستی بود. فوکو می&amp;zwnj;گفت &amp;quot;ایرانی&amp;zwnj;ها همان تعریفی را از حقیقت ندارند که ماداریم&amp;quot;. بدین ترتیب فوکواز اونیورسالیسم دور شده و به&amp;quot;نسبیت گرایی فرهنگی&amp;quot; نزدیک می&amp;zwnj;شود. آیا رد برده داری و مخالفت با ستم نسبت به زنان جزو ارزش&amp;zwnj;های جهانی وانسانی وجدا از هرویژگی فرهنگی بومی نیستند؟ در برابر نظر میشل فوکو، حتا کسانی مانند ماکسیم رودنسون نگران بودند و از &amp;quot;آغاز بنیادگرایی اسلامی&amp;quot; صحبت کرده وگرایش بسمت &amp;quot;فاشیسم کهنه گرا&amp;quot; را یادآوری می&amp;zwnj;کردند. در نوول ابسرواتور ۱۹/۳/۱۹۷۹ رودنسون از خطرات قوانین اسلامی صحبت کرده ومبارزه زنان در ۸ مارس ۱۹۷۹ در تهران علیه حجاب اجباری را یادآوری می&amp;zwnj;کند. درواقع میشل فوکو در نقد مارکسیسم بسوی پوزیتیویسم روی آورده ودراین زمینه با نسبیت گرایی فرهنگی، به حمایت از انقلاب اسلامی می&amp;zwnj;رسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روشن است که بحث بر رد میشل فوکو در عرصه&amp;zwnj;های گوناگون پژوهش هایش ونوآوری هایش نیست، کارهای سترگ اودر جامعه شناسی وفلسفه بی&amp;zwnj;سابقه بودند، ولی در باره انقلاب ایران به عمق نرفت، به کجراه کشیده شد. البته باید یادآوری نمود که میشل فوکو بعدها به انتقادخود پرداخته و گفت که انقلاب ایران نه تنها به سنت&amp;zwnj;های مذهبی رجوع نموده، بلکه بعلاوه این جنبش مذهبی باقدرت تمام علیه &amp;quot;تمدن غربی&amp;quot; است. صداقت روشنفکرانه میشل فوکو، اورا به اعتراف می&amp;zwnj;کشاند. او بعنوان یک روشنفکربرجسته نمی&amp;zwnj;توانست وابسته به قدرت بماند وفاسد شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;در سپتامبر &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۹۸۸&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;سلمان رشدی&lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt; رمان &amp;quot;آیه&amp;zwnj;های شیطانی&amp;quot; رامنتشر می&amp;zwnj;کند. به دنبال آن، به تحریک فعالان اسلامگرا تظاهرات خشن و گسترده&amp;zwnj;ای در کشورهای اسلامی و غربی برپا می&amp;zwnj;شود. تعدادی در این اعتراضات متعصبانه کشته می&amp;zwnj;شوند. در &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۴&lt;/em&gt;&lt;em&gt; فوریه &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۹۸۹&lt;/em&gt;&lt;em&gt; آیت الله خمینی برای کشتن نویسنده فتوا صادر می&amp;zwnj;کند و از آنجا که این رمان را &amp;quot;توهین به اسلام&amp;quot; دانسته و نویسنده را &amp;quot;مرتد&amp;quot; اعلام نموده، خواهان قتل فوری اومی&amp;zwnj;شود. اوباشان و قاتلان اسلامی در پی فرصت طلایی برای کشتن هنرمند هستند، ولی این فرصت پیش نمی&amp;zwnj;آید. در سال &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۲۰۰۳&lt;/em&gt;&lt;em&gt; آیت الله حسن صانعی که در راس بنیاد &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۵&lt;/em&gt;&lt;em&gt; خرداد بود، پاداش برای کشتن سلمان رشدی را &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۳&lt;/em&gt;&lt;em&gt; میلیون دلار اعلام می&amp;zwnj;نماید. به دنبال فتوای خمینی چند بمب گذاری در محل انتشارات این کتاب در لندن صورت می&amp;zwnj;گیرد. درسال &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۹۹۰&lt;/em&gt;&lt;em&gt; مترجم ژاپنی و مترجم ایتالیایی رمان با چاقو زخمی می&amp;zwnj;گردند. در &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۹۹۳&lt;/em&gt;&lt;em&gt; ناشر نروژی مورد اصابت گلوله قرار می&amp;zwnj;گیرد که خوشبختانه نمی&amp;zwnj;میرد. &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۳۷&lt;/em&gt;&lt;em&gt; نفر در هتلی که مترجم ترک &amp;quot;آیه&amp;zwnj;های شیطانی&amp;quot; در آن اقامت داشت در آتش می&amp;zwnj;سوزند. در &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۴&lt;/em&gt;&lt;em&gt; فوریه &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۲۰۰۶&lt;/em&gt;&lt;em&gt; بنیاد شهید اعلام می&amp;zwnj;کند که &amp;quot;این فتوا برای ابد قابل اجراست&amp;quot;. دربرابر این اقدامات خشن و تروریستی علیه سلمان رشدی موج اعتراضات علیه محافل اسلام گرا ودر دفاع از آزادی اندیشه به پا شد. نویسنده نامدار چک میلان کوندرا به همراه تعداد زیادی از روشنفکران اروپایی ودر حمایت از لائیسیته طوماری منتشر می&amp;zwnj;کنند. اتحادیه جهانی مترجمین یک اعتراض نامه سی صفحه&amp;zwnj;ای علیه فتوای خمینی، در &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۹۹۷&lt;/em&gt;&lt;em&gt; منتشر نموده وکارزاربنیادگرایان علیه هنرمندان در جهان را محکوم می&amp;zwnj;کند. &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;آتش زدن &amp;quot;آیات شیطانی&amp;quot; و بمب گذاری وکشتن دگراندیش اتفاقی نیست. این کینه توزی وخشم ازماهیت&lt;/em&gt;&lt;em&gt; اسلام برمی&amp;zwnj;خیزد. همان ماهیت، پایه دیدگاهی بوده که حلاج وابوعلی سینا و خیام &amp;nbsp;و رازی را طرد&lt;/em&gt;&lt;em&gt; نمود، &lt;/em&gt;&lt;em&gt;همان سیاستی است که در &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۹۸۹&lt;/em&gt;&lt;em&gt;علیه نویسنده مصری نجیب محفوظ فتوا صادر کرد و همان خصلتی است که برپایه آن تعداد کثیری نویسنده و هنرمند وشاعر و روزنامه نگارو مخالف در جمهوری اسلامی نابود شدند. حادثه، اتفاقی نیست؛ ادامه همان خط دیگرکشی در قرآن است. &lt;/em&gt;در قرآن آمده است &amp;quot;لا اکراه فی&amp;zwnj;الدين&amp;quot;، ولی درقرآن آیات بسیار زیادی برخلاف آن آمده است. در آيه&amp;nbsp;قرآنی درباره آنانی كه ايمان آوردند وسپس &amp;quot;كافر&amp;quot; گشتند، آمده است که توبۀشان پذيرفتنی نیست: &amp;quot;ان الذين كفروا بعد ايمانهم ثم ازدادوا كفرا لن تقبل توبتهم و اولئك هم الضالون&amp;quot; (آل عمران &amp;ndash; ۹۰) كسانى كه پس از ايمانشان كافر شدند سپس بر كفر خود افزودند، توبه آنها قبول نمى&amp;nbsp;شود و آنان همان گمراهان هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر قرآن توبه &amp;quot;مرتد فطرى&amp;quot; قبول نيست و او بايد به مجازات برسد و مجازات او مرگ است، زیرا بر ضد نظام دین محمدی یعنی اسلام اقدام كرده و در همه جا چنين افرادى به سختى مجازات مى&amp;nbsp;شوند. در قرآن کریم شدت اين مجازات بالا بوده تا كسى به فكر شكستن &amp;quot;حرمت&amp;quot; اسلام نيفتد. اگر &amp;laquo;مرتد فطرى&amp;raquo; مرد باشد، علاوه بر برخى از احكام مدنى مانند فسخ پيمان نكاح و جدايى از همسر بدون نياز به طلاق و تقسيم اموال بين ورثه، به اعدام محكوم مى شود و توبه اش، از جهت ظاهرى، پذيرفته نمى شود، يعنى اگر با اعتقاد و باور قلبى توبه كند، الله مى پذيرد و نماز و ساير عباداتش صحيح است، اما بر جريان حكم اعدامش تأثير ندارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; آیه ۲۱۷، سوره&amp;zwnj;ی بقره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;و لا یزالون یقاتلونکم حتی یردو کم عن دینکم ان استطاعوا و من یرتدد منکم عن دینه فیمت و هو کافر فاولئک حبطت اعمالهم فی&amp;zwnj;الدنیا والاخرة و اولئکه اصحاب&amp;zwnj;النار هم فیها خالدون.&amp;raquo; هماره با شما در حال جنگ خواهند بود تا شما را از دین تان بازگردانند و کسی که از شما مسلمانان از دین خویش بازگردد و بمیرد کافر است. چنین اشخاصی اعمالشان در دنیا و آخرت باطل می&amp;zwnj;شود. آنان اصحاب آتش و همیشه در آن جای خواهند داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از محمد رسول اسلام نقل مى كنند كه هر كس (از مسلمانان) دين خود را تغيير دهد او را بكشيد، &amp;quot;مَنْ بدّل دينه فاقتلوه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;quot; (ابن قدامة المقدسى، پيشين، ج ۸، ص ۱۰۳&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مورد علی هم این روایت وجود دارد: &amp;laquo;عن امير&amp;zwnj;المؤمنين (ع) امر بقتل المرتد و قال: من ولد علی الاسلام فبدل دينه قتل و لم يستتب.&amp;raquo; امام علی دستور به قتل مرتد داد و فرمود: هرکس مسلمان متولد شود، سپس دين خود را تبديل کند کشته می&amp;zwnj;شود و توبه داده نمی&amp;zwnj;شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از امام صادق هم روایت شده که: بين مسلمانان هر مسلمانى كه از اسلام خارج شود و نبوت حضرت محمد (صلى الله عليه وآله)را انكار كند و او را تكذيب كند، خونش براى هر كس كه از او شنيده باشد مباح است، و همسرش از روز ارتداد از او جدا مى شود و مالش بين ورثه اش تقسيم مى شود و همسرش عده وفات مى گيرد و بر امام لازم است كه او را بكشد و استتابه نيز نكند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&amp;raquo;&lt;/span&gt; (شيخ محمدبن الحسن الحر العاملى، وسايل الشيعه، بيروت، داراحياء التراث العربى، ج ۱۸، باب ۱، من ابواب حدّ المرتدّ، حديث ۳ / همان، باب ۱، حديث ۳&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می بینید که ارتداد در اسلام محکوم است، یعنی کسی حق ندارد دین خود را عوض کند وباید در اسارت این دین بماند. میبینید که چگونه در قرآن وسنت اسلامی رحمتی در کار نیست و خونریزی آسان است. کسانی که از اسلام دفاع می&amp;zwnj;کنند ودیگران رامتهم به &amp;quot;توهین&amp;quot; می&amp;zwnj;کنند، به ما بگویند که این همه خشونت توهین به حقوق بشر نیست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این نظام اعتقادی کسی که به قرآن انتقاد می&amp;zwnj;کند و محمد را به طنز بکشاند از ایمان خود دست کشیده است ودیگر مسلمان نیست. كسى كه پدر و مادر يا يكى از آنان هنگام انعقاد نطفه يا ولادت وى مسلمان بوده، آيين اسلام را پذيرفته و سپس به كفر روى آورده است، مانند سلمان رشدى كه پدرش مسلمان است، دیگر ایمان ندارد ومسلمان نیست وبنابراین ارتداد کرده وحکم قتل اش واجب است. این چنین است که سلمان رشدی فراری می&amp;zwnj;شود وزیر پوشش پلیس قرارمی&amp;zwnj;گیرد تا جان خود را حفظ کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;سلیم منصور، استاد علوم سیاسی در دانشگاه &amp;quot;اونتاریو&amp;quot; در کانادا در &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۶&lt;/em&gt;&lt;em&gt; فوریه &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۲۰۰۹&lt;/em&gt;&lt;em&gt; دررابطه با فتوا علیه سلمان رشدی نوشت: دولت انگلیس خودرا با سیاست وحشیانه خمینی انطباق داد، واین بیان آنست که غرب توتالیتاریسم را در کشورهای عرب ومسلمان تقویت می&amp;zwnj;کند. او همچنین در نشریه &amp;quot;پوان و باسکول&amp;quot; در &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۸&lt;/em&gt;&lt;em&gt; اکتبر &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۲۰۱۰&lt;/em&gt;&lt;em&gt;نوشت: &amp;quot;دین سیاست نیست، وسیاست دین نیست. هنگامی که دین در امور سیاسی مداخله کند وسیاست خودرا بعنوان دین جا بزند، در چنین حالتی جز انکیزیسیون چیز دیگری نیست. ما امروزنتیجه این انکیزیسیون را در دنیای عرب واسلامی می&amp;zwnj;بینیم وآنهم تبدیل این جوامع به سرزمین هایی است که در آنها جز فقر و فساد وفناتیسم وجنگ چیز دیگری نیست. هدف اسلامگرایی در سطح جهان واژگون نمودن دمکراسی وبرقراری ایدئولوژی شریعت است.&amp;quot;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;اسلام برخلاف تصور میشل فوکو معنویت مثبت نیست، این دین قدرت بسیج بسیار عظیمی دارد، منتها برپایه نادانی وعقب ماندگی عمل می&amp;zwnj;کند، نه بر پایه معیارهای حقوق بشری ودمکراتیک. این آیین برپایه ایمان کور وبردگی فکری نسبت به الله نیروهایش را بسیج می&amp;zwnj;کند. قدرت بسیج اسلام برپایه دانایی وخرد بشری نیست، بر اساس آگاهی و انتخاب شهروندانه نیست، بلکه بر پایه دگم ها، افسانه سازی وایمان کوری است که قادر است منشأ خیلی چیز&amp;zwnj;ها واز جمله آدمکشی و ویرانگری باشد. هرقدرت بسیج کننده، بطور مسلم مثبت وترقیخواهانه نیست، همانگونه که فاشیسم، ایدئولوژی وتمام جنگ&amp;zwnj;های مذهبی قدرت برانگیختن داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;تهاجم اعتقادات اسلامی علیه آزادی خلاقیت هنری سلمان رشدی فضای اروپاوفرانسه راآشفته کرد وذهن روشنفکران و شهروندان آگاه راعلیه اسلام برانگیخت. بعلاوه در شرایطی که افراد وشخصیت&amp;zwnj;های مسلمان واکنش روشن و حادی علیه فتوای خمینی وخشونت بنیادگراها نشان ندادند، در روانشناسی توده مردم عادی در خیلی از موارد این تصورنادرست پا گرفت که هر مسلمان خود &amp;quot;نوعی تروریست بالقوه&amp;quot; است. متاسفانه در فرانسه در چنین شرایطی بسیاری ازگروه&amp;zwnj;های غیر بنیادگرا ومسلمانان تحصیلکرده دراولین واکنش، علیه سلمان رشدی موضعگیری نموده و فتوای قتل را مسکوت می&amp;zwnj;گذاشتند؛ اینان دفاع از اسلام را مهمترین وظیفه خود قلمداد می&amp;zwnj;کردند و آزادی بیان هنرمند را محکوم می&amp;zwnj;نمودند. حال آنکه این گروه&amp;zwnj;های روشنفکری سیاسی دمکرات، باید دین را ازسیاست جدا کرده وبطور قاطع از دمکراسی و آزادی اندیشه ودر نتیجه از حق سلمان رشدی آشکارا دفاع می&amp;zwnj;کردند.&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دور تازه برآمد تضاد اسلام وغرب&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اواخرقرن بیستم تضادهای اسلام با غرب شدت یافت، و یک نمونه برجسته همانا تعرض علیه آزادی سلمان رشدی بود. از سالهای هشتاد میلادی باینسو ابراز نظر در مخالفت با اسلام رشد بیسابقه نمود. در صحنه بین المللی ونیز در فرانسه رویدادها ناگوار وخشن، ذهنیت روشنفکری وافکار عمومی راباعتراض آماده و تشویق نمود. عوامل باز شدن تضادها ورشد مخالفت علیه اسلام کدامند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عامل یکم:&lt;/b&gt; انقلاب اسلامی ایران وبویژه خشونت دولتی در ایران نسبت به مخالفین و زنان و اعدام&amp;zwnj;ها وسنگساروتاکید حکومت به اجرای قوانین اسلامی وقبضه نمودن حکومت توسط آخوندها وبخشی ازمسئولان شیعه توهم هارا شکست. حکومت اسلامی آشکارا در داخل کشورسیاست سرکوب را به پیش برده و در صحنه بین المللی با سیاست تحریک آمیز وتروریستی نشان می&amp;zwnj;داد که خواهان جهاد اسلامی درعرصه جهانی است وبمب اتم را درراستای چنین سیاستی می&amp;zwnj;خواهد. برقراری حکومت طالبان طی سالهای ۹۴ تا ۹۸ در افغانستان و اجرای احکام مذهبی ومجموعه وحشیگری&amp;zwnj;های این مرتجعین تا زمان سقوط آنها در ۲۰۰۱ وضعیت دردناکی برای این کشور بوجود آورد و در صحنه جهانی بعنوان یک قدرت اسلامی بنیادگرا ضدیت خودرا باهرچه جنبه ترقیخواهانه زندگی است نشان داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عامل دوم:&lt;/b&gt; توسعه فعالیت&amp;zwnj;های بنیادگرا و گروه&amp;zwnj;های تروریستی در فرانسه و جهان عامل دیگربود. در سال ۱۹۹۲ &amp;quot;جبهه اسلامی رهاییبخش&amp;quot; درانتخابات مجلس الجزایر پیروز می&amp;zwnj;شود ولی دولت این کشور نتایج را الغا می&amp;zwnj;کند وبه دنبال آن یک سازمان تروریستی بنام &amp;quot;گروه اسلامی مسلح&amp;quot; وارد عملیات ترورمی&amp;zwnj;شود. همین گروه است که در الجزایر هفت کشیش فرانسوی را ربوده و بقتل می&amp;zwnj;رساند و۱۹ فرانسوی دیگر را ترور می&amp;zwnj;کند و علاوه بر تدارک عمل تروریستی در فرانسه، در الجزایر در یک دوره طولانی به ایجاد وحشت وترور دست می&amp;zwnj;زند وتعداد بیشماری از شهروندان الجزایری را می&amp;zwnj;کشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;حزب الله&amp;quot; لبنان که در جستجوی قدرت اسلامی شیعه در لبنان است ومتحد استراتژیک جمهوری اسلامی است، با حمایت نظامی ومالی ایران ارتش خود را تشکیل داده ودر لبنان ودر جهان باقدامات تروریستی دست می&amp;zwnj;زند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سازمان تروریستی &amp;quot;القاعده&amp;quot; در ۱۹۸۷ بوجود می&amp;zwnj;آید. این سازمان تروریستی که برپایه ایدئولوژی سید قطب شکل می&amp;zwnj;گیرد ومعتقد است که تمام دولت&amp;zwnj;های غربی ادامه سیاست جنگ&amp;zwnj;های صلیبی هستند، تا ۲۰۱۱ بیش از ۱۷ عملیات تروریستی سازماندهی می&amp;zwnj;کنند. عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در امریکا منجربه کشتار ۳۰۰۰ شهروند آمریکایی شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۰۰۵ &amp;ndash; ۱۹۸۰:&amp;nbsp;&amp;nbsp; ۹ عملیات تروریستی اسلامگرا درفرانسه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۹۸۶ &amp;ndash; ۱۹۸۵:&amp;nbsp; ۱۳ عملیات تروریستی از جانب شبکه فواد علی صالح (ایران)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۰۰۸ &amp;ndash; ۱۹۸۳:&amp;nbsp; ۸۰ عملیات تروریستی اسلامگرا در جهان&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;(منبع: ویکیپدیا)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عامل سوم:&lt;/b&gt; در کناردوعامل فوق در فرانسه، عامل دیگری حساسیت&amp;zwnj;های جامعه را برانگیخت، این عامل، فشار محافل بنیاد گرای سیاسی واجتماعی و افزایش خواست&amp;zwnj;های مسلمانان در این جامعه بود. باتوجه به سابقه مناسبات استعماری فرانسه و کشورهای عربی شمال آفریقا و سپس ورود وافزایش کارگران مهاجر دراقتصاد فرانسه وبالاخره رشد نارضایتی بخشی ازمسلمانان، بخصوص جوانان نسل دوم که درگیر مشکلات تحصیلی و شغلی هستند، گروهها ومحافل سیاسی اسلامگرا بر آن شدند تا فعالانه وارد میدان عمل شوند ودر برابر الگوی دمکراسی موجود، به تبلیغات ایدئولوژیک اسلامی دست بزنند. روشن است درخواستهای منصفانه وعدالت جویانه در زمینه اقتصادی، اجتماعی وسیاسی شهروندان عرب تبار جامعه فرانسه بادرخواست&amp;zwnj;های سایر اقشار زحمتکش اجتماع همسویی داشته ودارند. ولی چنین شرایطی زمینه مناسبی برای طرح خواست&amp;zwnj;های اسلامگرایانه و فشارهای خصومت آمیز با جامعه فرانسه ودمکراسی بود. طرح وخواست حجاب اسلامی درفرانسه، ایجاد شبکه&amp;zwnj;های مساجد زیرزمینی باهدف تبلیغات اسلامی، تلاش برای تحمیل مقررات مذهبی برای اختصاص دادن ساعت شنا دراستخر برای مسلمانان زن، تشدید خواست برای ذبح اسلامی، ایجاد فشار در قبال بیمارستان وخواست حذف پزشک وجراح مرد برای معاینه ویا جراحی زنان مسلمان، تبلیغات مساعد برای گروه&amp;zwnj;های تروریستی ومشروع نشان دادن عملیات ترور علیه فرانسه، فشارعلیه دختران مسلمان مدرن، سربریدن گوسفند در برخی محله&amp;zwnj;ها ویا در وان حمام، آتش زدن پرچم فرانسه، حمایت از چند همسری بعنوان ارزش&amp;zwnj;های بومی واسلامی، برهم زدن واغتشاش دربرخی جلسات عمومی، سازمان&amp;zwnj;دهی راهپیمایی برای دفاع از حجاب وعلیه دولت وپارلمان، برگزاری نماز جمعه در خیابان&amp;zwnj;ها، پافشاری برای داشتن گورستان ویژه مسلمانان، تعرض سیاسی تبلیغاتی علیه ارزش&amp;zwnj;های فکری جامعه فرانسه وغیره از جمله اقداماتی بود که محافل اسلامگرا سازمان داده بودند. البته این فشار پیوسته با سوء استفاده از احساسات شهروند مسلمان وعوامفریبی همراه بوده و از پشت پرده تنظیم می&amp;zwnj;گشت. بعلاوه سازمان&amp;zwnj;دهندگان این اقدامات و مظلوم نمایی هایشان، از حمایت برخی از روشنفکران و محافل ساده&amp;zwnj;لوح وفرصت طلب چپ و چپ افراطی برخورداربود. برخی از این اشخاص یا از سر ترحم ویا با اعتقاد به اینکه &amp;quot;پرولتاریای جدید در میان مهاجرین مسلمان&amp;quot; هستند، در مقابله با معیارهای لائیک، به حمایت از اسلامگراها پرداختند. اینان بی توجه به بنیاد ارتجاعی ذهنیت بنیادگرایان، با آنان همراهی کرده وبه مبارزه علیه سنت فکری ولتری و لائیسیته اقدام نمودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب از سالهای هشتاد میلادی در اروپا و بویژه در فرانسه، نقد اسلام با افتضاح تجربیات حکومتی اسلامی ورشد عملیات تروریستی وبالاخره فشار خواست&amp;zwnj;های دینی اسلامی وترورفکری از جانب اسلامگرایان ابعاد تازه&amp;zwnj;ای یافت. دبرای بسیاری ازروشنفکران فرانسه مسلم بود که همه مردمانی که در جهان مسلمان هستند تروریست ویا طرفدار آنها نیستند و جمعیت عظیم این شهروندان جهان بادرک خود وشیوه زندگی آرام خود ومعیار انسانی و همزیستی اجتماعی خود، علیه گروههای بنیاد گرا هستند. در کشورهای مسلمان بسیاری ازاین مردمان در جنبشها برای آزادی واستقلال سرزمین خود مبارزه کرده&amp;zwnj;اند، علیه استعمار و دیکتاتورها مبارزه نموده&amp;zwnj;اند. خشی مهمی آز آنان دچار خرافات و عقب ماندگی و تناقضات فکری هستند، ولی بخش&amp;zwnj;های وسیعی نیز به درک اصول دمکراتیک و حقوق بشری مدرن رسیده&amp;zwnj;اند. &amp;nbsp;به هرحال اینان، تروریست وجانی و بنیادگرا وخواهان رجعت به ولایت نیستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این سالهای اخیر علیرغم درک این جنبه ها، روشنفکران فرانسه بیش از گذشته متوجه شدند که واقعیت جریانات بنیادگرا وحجم گسترده عملیات تروریستی یک پدیده اتفاقی نیستند. این روشنفکران توضیح این واقعیت را در رابطه با تاریخ اسلام، زندگی پیامبر، محتوای بخش فراوانی از آیات قرآنی وخرافات مذهبی جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کنند. تحلیل از قرآن و بازنگری به تاریخ اسلامی برای روشنفکران فرانسوی کارساده&amp;zwnj;ای نبود، زیراترورفکری درفضای موجودوتعرض همپیمانان بنیادگراها و خطر سوءاستفاده سیاسی ونژادپرستانه از بحث، کاررا بسیار مشکل میکرد. باوجود این شرایط دشوار، در کنار کسانی که به هراس از اسلامگرایان به خودسانسوری دست زدند ویا منکوب تروریسم فکری سیاسی بنیادگرایان شده بودند، روزنامه نگاران، هنرمندان ونویسند گان وسیعی به انتقاد علیه اسلام دست زده ودر برابرسیاست&amp;zwnj;های بسته و متمایل به بنیادگرایی ورهبران فکری مانند &amp;quot;طارق رمضان&amp;quot; ونیزخود دین واحکام آن بیش از بیش واکنش نقادانه نشان دادند. در اینجا وضعیت فکری این روشنفکران را توضیح میدهم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ابتدا جالب است نکته&amp;zwnj;ای در باره برخی مواضع روشنفکران عرب تبار مقیم فرانسه بگویم. آنها را من در اینجا به دوگروه تقسیم میکنم: گروه روشنفکران نوستالژیک وگروه روشنفکران رادیکال.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه روشنفکران نوستالژیک: در شرایط کنونی در فرانسه روشنفکران مسلمانی هستند که بینادگرایی را &amp;quot;بیماری اسلام&amp;quot; دانسته وماهیتی دیگر برای خوداسلام قائل هستند. کسانی چون عبدل وهاب مدب و مالک شبل، اسلام را دین ارزنده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;دانند، گذشته اسلام را اوج تمدن آن می&amp;zwnj;دانند و امروز را سقوط ارزیابی می&amp;zwnj;کنند. آنها روشنفکران نوستالژیکی بوده که ابن سینا، فاربی، ابن عربی را فراز تمدن اسلامی ارزیابی کرده و بر تمدن از دست رفته واصول فراموش شده افسوس می&amp;zwnj;خورند. آنها این ویژگی اوج را در ماهیت دین دانسته و جنایت و تروریسم و نبود بردباری دردوران کنونی را بعنوان &amp;quot;بیماری اسلام&amp;quot; تلقی می&amp;zwnj;کنند و برهمین پایه از نگاه آنان بنیادگرایی بمثابه یک انحراف از اسلام مورد تحلیل قرار می&amp;zwnj;گیرد. در همین طیف، برخی نویسندگان زن درفعالیت هنری خود موضع نقادانه&amp;zwnj;ای عرضه نمودند که توجه به حقوق زن و ضدیت بافناتیسم محورکار است. نویسندگان زن، &amp;quot;لطیفه بن منصور&amp;quot; در رمانها ونوشته&amp;zwnj;های خود &amp;quot;نمازترس&amp;quot; در ۱۹۹۷ و &amp;quot;اخوان المسلمین، براداران وحشی، سفر در دوزخ گفتار اسلامگرا&amp;quot; در ۲۰۰۲ ویا &amp;quot;مالیکا مخدم&amp;quot; در آثارش &amp;quot;رویا&amp;zwnj;ها و قاتل ها&amp;quot; و &amp;quot;ممنوع&amp;quot; در سال ۱۹۹۵ نقد تند خود را نسبت به اسلامگرایی در فرانسه منتشرنمودند وبافشای رادیکال فناتیسم مذهبی پرداختند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این طیف با کنشگران سیاسی اجتماعی کامل می&amp;zwnj;شوند. زنان کنشگر اجتماعی از جمله &amp;quot;فادلا امارا&amp;quot; با ایجاد &amp;quot;انجمن نه فاحشه ، نه اسیر&amp;quot;، به مبارزه علیه بنیادگراهای اسلامی در مناطق حومه شهرها در فرانسه دست زدند وتلاش نمودند تا با سازماندهی مبارزه دختران جوان مغربی تبار، در مقابل افراد فناتیک آگاهی جوانان را افزایش بدهند . اسلام&amp;zwnj;گرایان، در مناطق مهاجرت نشین که در آنها فقر و مشکلات فراوانی وجود دارد، شهروند مهاجر ویا فرانسوی عرب تبار را علیه فرانسه و الگوی دمکراسی تحریک نموده وجهت گسترش ایدئولوژی اسلامی به شدت فعالیت می&amp;zwnj;نمایند. بنیادگرایان ادعا می&amp;zwnj;کنند که مهاجرین به لحاظ مذهبشان استثمار می&amp;zwnj;شوند. آنها خواهان جدا کردن این بخش از جامعه از سایر زحمتکشان غیر مسلمان بوده وبا دروغ ونیرنگ به جدا سازی اجتماعی دست زده وتلاش می&amp;zwnj;کنند جای خالی شهرداری ودولت فرانسه را پرکنند وخود را به الترناتیو سیاسی بدل کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این شرایط برای منفردکردن اسلامگرایان، کنشگران زن وارد عمل شدند؛ کنشگران اجتماعی مسلمان در عین انتقاد به سیستم دولتی و ضعف&amp;zwnj;های آن، به انتقاد عوامفریبی بنیادگرایان پرداخته و&amp;quot;فاشیسم سبز&amp;quot; آنان را نقد می&amp;zwnj;کنند. علیرغم این تلاش&amp;zwnj;های اجتماعی مثبت، فعالیت کنشگران زن که خود را مسلمان معرفی نموده، این توهم رادامن زده که گویا تفسیر مترقیانه اجتماعی از اسلام ومدل سیاسی اسلامی برای بهتر شدن وضع، کارساز خواهد بود. این کنشگران در رسانه&amp;zwnj;ها خودرا مسلمان ضد بنیاد گرا معرفی کرده وبه جای حفظ موضع لائیک واعلام پایبندی به اصل جدایی سیاست دمکراتیک از اسلام، این اختلال فکری رادامن زدند که میبایست مبارزه را از زاویه مذهبی ومسلمانی، و نه از زاویه جمهوریت&amp;zwnj;خواهی ودمکراسی&amp;zwnj;خواهی، جلوبرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در برابر گروه نوستالژیک، گروه رادیکال&amp;zwnj;ها قراردارد. این گروه تابوها راشکسته، توهمات را به کنار گذاشته وبه نقد اسلام روی می&amp;zwnj;آورد. &amp;quot;لوسین سامیر ارزکی اولاحبیب&amp;quot; روشنفکر دانشگاهی فرانسوی بربرتبار از آن جمله آنان است. او دربرخی ازنوشته&amp;zwnj;های خود از جمله &amp;quot;اسلامیسم: توهمات یک گفت&amp;zwnj;وگو&amp;quot; که در دسامبر ۲۰۰۶ انتشار یافت، می&amp;zwnj;گوید: بنیاد گرایی اسلامی انحراف در اسلام نیست، بلکه تجلی واقعی اسلام است. او می&amp;zwnj;نویسد بنیاد گراها بدفهمی از قرآن ندارند، بلکه آنان محتوای آنرا به خوبی اجرا می&amp;zwnj;کنند. اودر دسامبر ۲۰۰۹ در مقاله دیگر خود، &amp;quot;توتالیتاریست&amp;zwnj;های جدید اسلامگرا&amp;quot; می&amp;zwnj;نویسد ما در فرانسه در شرایطی زندگی می&amp;zwnj;کنیم که انتقاد به اسلام از جنبه سیاسی بمثابه اقدامی &amp;quot;نژاد پرستانه&amp;quot; تلقی می&amp;zwnj;گردد و این تبلیغات فضایی به وجود آورده تا سکوت شود، همان سکوتی که از جانب برخی در سالهای سی میلادی، نسبت به نازیسم وفاشیسم رعایت می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متاسفانه این منقدان گروه دوم در دنیای عرب بسیار کم هستند، ولی فشارهای محافل اسلامی زمینه را برای رشد آنان آماده میسازد. این واقعیتی است که کنده شدن روشنفکران عرب از اسلام بسیار پیچیده و سخت ودشوار است. در نزد روشنفکر عرب روند&amp;zwnj;های روانکاوانه و روانشناسانه با پدیده دین اسلام گره خورده است، رابطه با اسلام برای آنان بنیادی است وذهنیت خودرا از سرشت اسلامی جدا ناپذیر می&amp;zwnj;دانند. حال آنکه شاید به دلیل گذشته تاریخی، زبانی و فرهنگی اش، روشنفکر ایرانی تاحدودی راحت&amp;zwnj;تر به گسست نزدیک می&amp;zwnj;شود. تاریخ ما ایرانی&amp;zwnj;ها با اسلام آغاز نمی&amp;zwnj;شود وبعلاوه در طول این تاریخ دوره اسلامی طغیان وشورش و اعتراض علیه نمودهای اسلامی بسیاربوده و ضمیر ناخودآگاه و وجدان ما از دورتر و مسیر دیگری حرکت کرده&amp;zwnj;اند. هرچند در مرحله&amp;zwnj;ای با تهاجم وافسانه سازی اسلامی در ذهن ما پیوندی تراژیک بوقوع پیوست. هویت انسانها از یک مسیر نگذشته و تاریخ برآن سایه انداخته است. هویت روشنفکر عرب مسیری را طی کرده که با وضع ما وجوه مشترک دارد و در ضمن این دو، کاملاً از یکدیگر دوربوده ومتمایز هستند و به این خاطر گسست ذهنیت مااز شریعت اسلام ومحتوای قرآنی آسانتر می&amp;zwnj;تواند صورت گیرد. حال روشن است که روشنفکر فرانسوی بطور قطع با این روند&amp;zwnj;های ذهنی وتاریخی اسلام بیگانه است وهجوم اسلام بر این ذهنیت فرهنگی غربی بشدت سنگینی نموده، آنرابسرعت می&amp;zwnj;آزارد، زخمی می&amp;zwnj;کند وبحران ژرفی می&amp;zwnj;آفریند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نویسندگان فرانسوی خشمگین اند، زیرا فرهنگ آنان وتاریخ آنان با شریعت اسلامی ورفتارهای کهنه این دین زیرضربه قرارگرفته است. رمان نویس مشهور معاصر فرانسوی &amp;quot;میشل هوالبک&amp;quot; در مجله ادبی &amp;quot;خواندن&amp;quot; در سپتامبر ۲۰۰۱ در باره اسلام نوشت :&amp;quot;این دین احمقانه&amp;zwnj;ترین دین است. هنگامیکه قرآن را میخوانی، آدم داغون میشه، اسلام از ابتدای پیدایش یک دین خطرناک بوده است.&amp;quot;. ناگفته نماند که محافل اسلامی علیه او در دادگاه فرانسه شکایت نمودند، ولی بالاخره دادگاه میشل هوالبک را در ۲۲ اکتبر ۲۰۰۲ تبرئه نمود، زیرا به نظر دادگاه این گفته توهین نسبت به یک گروه خاص از افراد که معتقد باسلام&amp;zwnj;اند نبوده ونژاد پرستانه نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روانکاو وانسان شناس بلژیکی تبار &amp;quot;پاتریک دکلرک&amp;quot; در مقاله&amp;zwnj;ای در ۱۱ اوت ۲۰۰۴ در لوموند نوشت: &amp;quot;از نظر من اسلام وبرخی پیروانش در جهان امروز بدترین مبارزه را علیه آزادی به پیش می&amp;zwnj;برند، ... و به این خاطر من از اسلام متنفرم. بطورکلی من از پدیده دینی متنفرم زیرا مذهب انسان را از خودبیگانه می&amp;zwnj;سازد...بویژه از اسلام منتفرم زیرا اسلام یک سیستم ستمگرتراژیک نسبت به زن ومرد است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فیلسوف فرانسوی &amp;quot;روبرت ردکر&amp;quot; از &amp;quot; اسلام همچون بختکی روی جهان&amp;quot; یاد کرد. او به دنبال انتشار نوشته&amp;zwnj;ای در روزنامه فیگارو در ۱۹ سپتامبر۲۰۰۶ تهدید به مرگ می&amp;zwnj;شود. &amp;quot;روبرت ردکر&amp;quot;در نقد اسلام می&amp;zwnj;نویسد این دین تلاش دارد تاقواعد خود را به اروپا تحمیل کند، حجاب را بقبولاند ومانع از آن شود تا کاریکاتورهای هنری انتقادی در باره اسلام منتشرشود. اومی&amp;zwnj;گوید کینه و خشونت بر قرآن، کتاب مسلمانان، غلبه دارد، کتابی که بر پایه آن یک فرد مسلمان تربیت می&amp;zwnj;شود. وبالاخره اومی&amp;zwnj;نویسد &amp;quot;محمد بیرحم، غارتگر، یهودی کش و چند همسربود. &amp;quot; روبرت ردکر&amp;quot; حساب انسانهای مسلمان را از ایدئولوژی مجزا نموده واز دین اسلام بعنوان ایدئولوژی بسته ارزیابی می&amp;zwnj;کند وآنرا محکوم می&amp;zwnj;کند. این متفکر در حال حاضر در شرایط نیمه مخفی زندگی کرده وتحت مراقبت قراردارد. او می&amp;zwnj;گوید من فاقد یک زندگی عادی هستم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درفرانسه ازاوایل سالهای اول قرن بیست یکم، مبارزه علیه مذهب اسلام از بعد اخلاقی وسیاسی جلوتر رفته و بعد قضایی نیز بخود می&amp;zwnj;گیرد. فرانسه با سنت لائیک خود مورد تعرض اسلام قرارگرفته واز آنجا که این تعرض با مبنای فرهنگی جامعه در تضاد آشکار قرارگرفته، یکی از راههای حفظ لائیسیته وسنت جمهوری خواهانه فرانسه تحکیم نظام قانونی است. یکی از اهرمهای اسلام در تضعیف جامعه دمکراسی تضعیف حقوق شهروند وبازگرداندن ارزش&amp;zwnj;های قبیله ای، قوم گرا، ضد زن و سلطه گری مردانه است. در سالهای اخیربا پرچم حجاب اسلامی، بنیادگرایان حمله جدیدی علیه قانون لائیسیته فرانسه را سازماندهی می&amp;zwnj;کنند. نمودهای تهاجم جدید کدامند؟ با حمایت محافل و مساجد وشبکه&amp;zwnj;های ایدئولوژیک اسلامی، برخی از خانواده&amp;zwnj;های مسلمان دختران خود را با پوشش اسلامی و حجاب به مدارس می&amp;zwnj;فرستند. این وضع نشانه&amp;zwnj;ای ازیک مجموعه رفتارهای مذهبی ضد لائیک و ضدیهود و غیر علمی در مدارس است. دختران خردسال وجوان خانوداه&amp;zwnj;های مسلمان متعصب با تدارک &amp;quot;برادربزرگ ها&amp;quot; نه تنها با حجاب وارد مدارس شده، بلکه بعلاوه بخاطر فقدان حجاب، بر دختران مسلمان بدون حجاب ومدرن فشارمی&amp;zwnj;آوردند. در هنگام درس تاریخ در مورد جنگ جهانی دوم، کشتار یهودی&amp;zwnj;ها توسط نازی&amp;zwnj;ها را به ریشخند گرفته و در زمینه بیولوژی، مباحث مربوط به تئوری داروین را به مسخره گرفته وایجاد تشنج می&amp;zwnj;نمودند. در این فضای مذهبی، افراد متعصب یهودی و مسیحی تشویق شده و با اقدام&amp;zwnj;های دینی ونشانه&amp;zwnj;های مذهبی خاص خود مدارس را به میدان رقابت&amp;zwnj;جویی و محلی برای اعمال مذهبی تبدیل می&amp;zwnj;نمایند. برای مقابله با این خطرو حفظ آموزش لائیک دولت طرح قانونی علیه &amp;quot;نشانه&amp;zwnj;های مذهبی در مدارس&amp;quot; را ارائه می&amp;zwnj;دهد ودر شرایط تظاهرات گسترده اسلامگرایان سیاسی و هم پیمانان آنها، پارلمان فرانسه در۱۵ مارس ۲۰۰۴ با رای خود این طرح را به قانون تبدیل می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر بستر این مبارزه برای لائیسیته بود که &amp;quot;فرانسوا گاسپار&amp;quot; یکی از جامعه شناسان فرانسوی نوشت: مخالفت با حجاب اسلامی مساوی با نژاد پرستی نیست. اکثریت مردم فرانسه برابری طلب میباشند ودیدن زنان ودختران با حجاب برای آنها شوکه آور است. حجاب سمبول اسارت زن است. (رجوع شود: لیبراسیون ۱۴ ژانویه ۲۰۰۴ ).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;em&gt;فیلیپ سولرس&amp;quot; نقاد معروف ادبی و رمان نویس فرانسوی در مقاله&amp;zwnj;ای بتاریخ &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۸&lt;/em&gt;&lt;em&gt;/&lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۲&lt;/em&gt;&lt;em&gt;/&lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۹۸۹&lt;/em&gt;&lt;em&gt; در لوموند می&amp;zwnj;نویسد چیزمسخره&amp;zwnj;ای است که دین می&amp;zwnj;کوشد تا مناسبات جنسی انسانها را برپایه قواعد خود تنظیم کند، حال آنکه دین در مسائل جنسی خود مسئله دار است وتلاش هایش در این زمینه ناشی از عقده هایش است؛ هرسه دین یهودی، مسیحیت واسلام این مشغولیت ذهنی را دارند. اومی&amp;zwnj;گوید یادمان باشد که یکی از موضوعات مهم اسلام در قرآن توصیف حوری&amp;zwnj;هایی هستند که با پوشش شفاف وتن نما بوده ومومنان می&amp;zwnj;توانند بدن آنها را به روشنی مشاهده کنند، حال چگونه است که مسئله حجاب مطرح است. فیلیپ سولرس بدین ترتیب بر دورویی ونیرنگ دینی انگشت گذاشته و فشار محافل بنیادگرا را افشا می&amp;zwnj;کند.&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;فیلسوف معاصر &amp;quot;میشل سر&amp;quot; در اعتراض به هجوم بنیادگرایان وخواست ضد زن آنان مبنی بر حجاب سراسری یا برقع گفت: &amp;quot;مجبور کردن زن به پنهان کردن چهره اش جهت حجاب کامل به معنای حذف زندگی اجتماعی و محدود کردن به یک فرد خصوصی است. این امر به معنای حذف موقعیت اجتماعی وحقوق زن است. تحمیل این حجاب در واقع تبدیل کردن او به یک شبح بدون مسئولیت و بدون امنیت است. دیدار چهره فرد اساس جامعه مدنی ما به شمار می&amp;zwnj;آید.&amp;quot; (روزنامه لیبراسیون &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۹&lt;/em&gt;&lt;em&gt; مارس &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۲۰۱۰&lt;/em&gt;&lt;em&gt;)&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;همانگونه که مشاهده می&amp;zwnj;کنیم در تمام عرصه&amp;zwnj;ها بنیادگرایان خواهان حذف آزادی، حذف رنگ وشامانی، حذف اندیشه وانتقاد هستند. آنها خواهان مسلط کردن خرافات و مردسالاری دینی و حکومت الهی در جامعه شده&amp;zwnj;اند وروشن است که این اقدامات زمینه اعتقادی خودرا در قرآن و سنت واحادیث پیامبر اسلام می&amp;zwnj;یابد. این مدل بسته و خفقان آور در جامعه فرانسه نمی&amp;zwnj;تواند واکنش شهروند عادی و روشنفکر را بر نینگیزد.اکثریت شهروندان فرانسه مخالف سرسخت این رفتارمستبدانه هستند، ولی ترور فکری و جنجال تبلیغاتی مستمر وفاشیست گونه طرفداران فعال اسلام، فضارا تنگ وتاریک کرده است. علیرغم این وضعیت، شهروند دلخسته گاه می&amp;zwnj;شورد ویا نویسنده وروزنامه نگار باشهامت علیه این عوامل سیاهکاری دینی گاه می&amp;zwnj;نویسد. ولی متاسفانه سیاستمدارلائیک باشهامت، در میدان تلاش علیه بنیاد گراها ودر عرصه ضد خرافات باندازه کافی بسیج نیست تا بتوان با قدرت وسیعتر در برابر این هجوم اسلامی عمل نمود. سستی&amp;zwnj;های امروز برای جامعه واندیشه، گران تمام خواهد شد. &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مبارزه اسلامگرایان علیه آزادی مطبوعات&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلام مخالف آزادی است. رویداد برجسته&amp;zwnj;ای که در دوره اخیر در اروپا و بویژه در فرانسه در برخورد به اسلام به وقوع پیوست همانا انتشارنقاشی&amp;zwnj;های فکاهی وطنز آمیز در باره محمد واسلام بود. &amp;quot;تئووان گوگ&amp;quot; سینماگر هلندی توسط یک بنیادگرمسلمان در اول نوامبر ۲۰۰۴ به قتل می&amp;zwnj;رسد، زیرا &amp;quot;جرم&amp;quot; اواز نظر تروریست&amp;zwnj;های اسلامی آن بود که فیلم کوتاهی درباره شرایط زنان در اسلام ساخته است وزن عریانی را نشان می&amp;zwnj;دهد که آیات قرآنی بر بدنش ترسیم شده است. &amp;quot;محمد بویری&amp;quot;، مراکشی تبار، با هشت گلوله &amp;quot;وان گوگ&amp;quot; را از پا در می&amp;zwnj;آورد، سپس با چاقو آخرین نفس اورا می&amp;zwnj;گیرد، سرش را از تن جدا می&amp;zwnj;سازد ودر آخر چاقوی خودرا با نامه&amp;zwnj;ای در قلب &amp;quot;وان گوگ&amp;quot; می&amp;zwnj;کارد. در ۲۶ ژوییه قاتل &amp;quot;وان گوگ&amp;quot; به حبس ابد در هلند محکوم می&amp;zwnj;گردد. به دنبال ترور &amp;quot;تئو وان گوگ&amp;quot;، در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۵ یک روزنامه دانمارکی ۱۲ نقاشی فکاهی در باره محمد منتشر نمود که از جمله شامل تصویری بود که روی سر پیامبر اسلام محمد بجای عمامه یک بمب گذاشته شده وروی آن &amp;quot;الله ومحمدرسول الله&amp;quot; نوشته است. این نقاشی&amp;zwnj;ها دوباره در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۵ در چند روزنامه انتشار می&amp;zwnj;یابد وبدنبال آن با تحریک جریانات سیاسی مذهبی، موجی خشن از اعتراضات توده&amp;zwnj;های مسلمان متعصب به پا می&amp;zwnj;شود. در واقع محافل وجریانات بنیادگرای اسلامی موقعیت را مناسب دیدند تا یک کارزار جهانی علیه آزادی بیان سامان داده شود. برای مقابله با فشارهای اسلامگراها و بخاطر همبستگی با روزنامه نگاران دانمارکی، هفته نامه فکاهی فرانسوی، &amp;quot;شارلی ابدو&amp;quot; در ۸ فوریه ۲۰۰۶ شماره جدیدی حاوی ۱۲ نقاشی ونیز تصویر فکاهی جدیدی از محمد منتشر میسازد. بلافاصله سازمانهای متشکل در &amp;quot;شورای فرانسوی آیین اسلام&amp;quot;، به اعتراض دست زده وخواهان توقیف کردن این شماره توسط دولت می&amp;zwnj;گردند. هنرمندان مشهوری مانند &amp;quot;پلانتو&amp;quot;، &amp;quot;کابو&amp;quot;، &amp;quot;ولانسکی&amp;quot;، &amp;quot;لوز&amp;quot;، &amp;quot;شارب&amp;quot; به اعتراض علیه فشار اسلامگراها دست زده وبعنوان &amp;quot;بازیگران آزادی&amp;quot; علیه بنیادگراها بافشاگری می&amp;zwnj;پردازند. این نشریه انتقادی که از ۱۹۷۰ با ابتکار &amp;quot;فرانسوا کاوانا&amp;quot; به وجود آمد هدف اصلی اش انتقاد به قدرت سیاسی، احزاب سیاسی و سه دین یهود، مسیحی و اسلام بود واین بار نیز وفادار به سنت نقد علیه مذهب و دغلکاری و فریبکاری دینی و برخورد&amp;zwnj;های تبعیض آمیز مذهب فعالانه در برابر فشار سیاسی ومذهبی موجود ایستاد و دفاع ازآزاد منشی ولتری وارزش&amp;zwnj;های انسانی راادامه داد. در این زمینه فیلسوف فرانسوی &amp;quot;میشل اسماجا&amp;quot; نوشت: &amp;quot;شارلی ابدووهمکارانش وازجمله &amp;quot;کارولین فورست&amp;quot;، جمعی از هوشمندی و درستکاری هستند&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درسال ۲۰۰۷ &amp;quot;مسجد پاریس&amp;quot;، &amp;quot;شورای سازمان&amp;zwnj;های اسلامی در فرانسه&amp;quot; و&amp;quot;اتحادیه جهانی اسلامی&amp;quot; علیه شارلی ابدو بدادگاه شکایت می&amp;zwnj;کنند. جلسات دادگاه در ۷ و ۸ فوریه در کاخ دادگستری پاریس ادامه پیدا می&amp;zwnj;کند. تعداد بسیارزیادی روزنامه نگار وهنرمند و نویسنده و کنشگرلائیک شرکت نمودند، رسانه&amp;zwnj;ها برای انتشار اخبار آن بسیج شده بودند وشهروندان در انتظار این بودند تا قوه قضاییه بدور از اعمال نفوذ برخی ازشخصیت&amp;zwnj;های سیاسی، برپایه سنت لائیک و اصل آزادی مطبوعات و اصل بیان آزاد تصمیم گیری نماید. فیلپ سولرس &lt;em&gt;در میزد گردی در فوریه &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۲۰۰۷&lt;/em&gt;&lt;em&gt; درپاریس مطرح می&amp;zwnj;کند که رویداد کاریکاتورهای محمد ادامه همان خط محدود کردن آزادی از جانب مسلمانان است. در پیش مسئله سلمان رشدی بود، سپس مسئله هوالبک و مسئله حجاب طرح گردید. مسلمانان تلاش دارند برپایه دگم وجزم گرایی در اصول اسلام، آزادی رامورد حمله قرار&lt;/em&gt;&lt;em&gt; دهند. &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روز ۲۲ مارس ۲۰۰۷ دادگاه، شارلی ابدو را تبرئه می&amp;zwnj;نماید. در جلسه، دادستان اعلام نمود که فعالیت این نشریه مطابق قانون است ودر ادامه تاریخ آزادی&amp;zwnj;های دمکراتیک بوده وبر اصل لائیسیته استواراست. دراین دادگاه من نیز در حمایت از نشریه &amp;quot;شارلی ابدو&amp;quot; وآزادی نقد شرکت کردم وبه مسئولان نشریه گفتم پیروزی شما، پیروزی طرفداران لائیسیته ومخالفان بنیادگرایی اسلامی است. براساس این دادگاه فیلم مستندی تحت نام &amp;quot;مشکل زمانی است که احمق&amp;zwnj;ها تورا دوست بدارند&amp;quot;، درسال ۲۰۰۸ توسط روزنامه نگار معروف &amp;quot;دانیل لوکنت&amp;quot; ساخته شد. کارگردان فیلم می&amp;zwnj;خواست به مذهبی&amp;zwnj;های بنیادگرا نشان داده شود که &amp;quot;برای لائیسیته و آزادی بیان&amp;quot; عقب نشینی نمی&amp;zwnj;توان کرد. جنبه دیگری که فیلم برآن تاکید می&amp;zwnj;کند رد خشونت دینی از جانب روشنفکران فرانسه واروپا است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کسانی که هفته نامه شارلی ابدو را می&amp;zwnj;شناسند آگاه هستند که بیش از هشتاد درصد مطالب مربوط به نقد مذهب، به دین مسیح اختصاص دارد و هربار که درباره اسلام است، بنیادگرا&amp;zwnj;ها در تبلیغات خود وانمود می&amp;zwnj;کنند که این نشریه فقط درباره اسلام می&amp;zwnj;نویسد. البته این دروغ را جزبخشی ازمسلمانان کسی دیگری قبول ندارد، ولی به هرحال ماشین تبلیغاتی این محافل ازحرکت متوقف نمی&amp;zwnj;شود. به هرحال با انقلاب&amp;zwnj;های کشورهای شمال آفریقا طی سال ۲۰۱۱، جریانات بنیادگرا که نقشی در پیدایش جنبش&amp;zwnj;ها نداشتند، از موقعیت بهره جسته وبه اعتبار زمینه ذهنی مذهبی جامعه و سازماندهی خود به قدرت رسیدند ویا سهم برجسته&amp;zwnj;ای را بخود اختصاص دادند. دیکتاتورها افتادند واین بار برای قدرت سیاسی اسلامی شرایط باز شد، امری که دمکرات&amp;zwnj;های لائیک جهان را نگران ساخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باتوجه به این رویدادها، در۲ نوامبر۲۰۱۱ شماره جدید دیگری از شارلی ابدو با فکاهی&amp;zwnj;های پیامبر اسلام محمد در روی جلد وفکاهی بنیادگراهای تونسی منتشر می&amp;zwnj;شود ونشریه بازبان طنز اعلام می&amp;zwnj;کند که اسم این شماره &amp;quot;هفته نامه شریعت&amp;quot; است و سردبیراین شماره &amp;quot;محمد&amp;quot; است. در این شماره به قدرت رسیدن بنیادگرایان اسلامی در کشورهای عربی، بخصوص تونس، به نقد کشیده می&amp;zwnj;شود. اسلامگرایان خودرا برای تعرض جدید آماده می&amp;zwnj;کنند. همزمان با انتشار بیرونی این شماره، سایت انترنتی نشریه خرابکاری شده وتصویر کعبه روی اکران سایت نصب می&amp;zwnj;شود، پیام&amp;zwnj;های کثیری حاوی تهدید وناسزا بدفترنشریه ارسال شده وشبانه دفتر نشریه نیزدر پاریس با کوکتل مولوتف مورد حمله قرار میگیرد. ایجاد رعب ووحشت، کار همیشگی بنیادگراهااست واین باردر قلب یکی از دمکراسی ها، برای خفه نمودن آزاداندیشان، آنها به خشن&amp;zwnj;ترین شیوه&amp;zwnj;ها روی میاورند. این اقدام تروریستی اعتراضات گسترده&amp;zwnj;ای را بوجود آورد، تمام احزاب سیاسی این اقدام را محکوم نموده و روشنفکر و نویسنده وهنرمند و روزنامه نگار به حمایت از شارلی ابدو دست می&amp;zwnj;زنند. بعنوان یکی از سخنگویان، من در سخنرانی خود در برابر شهرداری مرکزی پاریس در ۶ نوامبر۲۰۱۱ به تحلیل از این اقدام تروریستی پرداخته وبعنوان یک روشنفکر لائیک و طرفدار محیط زیست وزیستبومگرا گفتم که در ایران بنیادگرایی اسلامی در قدرت، آزادی&amp;zwnj;ها را سرکوب می&amp;zwnj;کند و آدم میکشد ودر پاریس متعصبین اسلامی در پی خقه نمودن آزاد اندیشان میباشند. چه در قدرت و چه خارج از قدرت، بینادگرای اسلامی یک ماهیت دارد وآن مخالفت با لائیسیته و دشمنی با آزادی ودمکراسی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مبارزه علیه بنیاد گرایی ونقد اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باتوجه به این حوادث یعنی ترور هنرمند هلندی، اقدامات خشونت&amp;zwnj;بارعلیه انتشار کاریکاتور محمد وبمب علیه هفته نامه شارلی ابدو، روشن است که نیروی ایدئولوژیک وسازمانده، جریانات بنیاد گرا ومتعصب هستند، جریاناتی که به اسلام سیاسی معتقد بوده وخواهان اجرای سیاست وقانون اسلامی ودولت دینی هستند و به شدت علیه لائیسیته مبارزه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینان که از امکانات مالی وسیع برخوردارند، با رجوع به منابع قرآنی و شریعت اسلامی در پی &amp;quot;هدایت جامعه&amp;quot; و &amp;quot;دفاع از امت&amp;quot; و &amp;quot;ارزش&amp;zwnj;های اسلامی&amp;quot; هستند وهرگونه رفتار و معیار آزادی اندیشی را که برخلاف دین خود میدانند رد می&amp;zwnj;کنند. آنان از &amp;nbsp;توتالیتاریسم فاشیستی مذهبی دفاع می&amp;zwnj;کنند، ضد دمکراسی و تمدن غربی هستند ونسبت به آن کینه دارند زیرا اسلام خود بنیادگرایی است وبا نظام بسته خود در جدال دائم با پدیده&amp;zwnj;های غیر خودی وتحول قراردارد. پذیرش هرگونه تحول، به معنای نفی خود است. این نگرش توتالیتر و بسته کلیسا را به جنگ&amp;zwnj;های صلیبی و انکیزیسیون و کشتار دانشمندان کشاند و همین امر در اعتقاد اسلامی به خشونت ستایی این دین منجر گردید؛ محمد پیامبر اسلام در قرآن به منافق ومرتد وکافرومشرک ومخالف وعده مرگ می&amp;zwnj;دهد، آل احمد در زمینه نظری بر ضد غرب مینویسد، شریعتی در دفاع از شیعه علوی به تمدن غربی می&amp;zwnj;تازد، خمینی علیه غرب در پی &amp;quot;انقلاب اسلامی&amp;quot; است، لاجوردی&amp;zwnj;ها برای حفظ نظام زندانیان را نابود می&amp;zwnj;کنند، بن لادن برای نابودی غرب بطرزنظامی وارد کارزارمی&amp;zwnj;گردد وهمه ایدئولوگ&amp;zwnj;های مسلمان وبنیادگراهای سیاسی اسلامی خودرا مخالف غرب می&amp;zwnj;دانند. در دیدگاه آنان امراصلی که مورد حمله است همان دمکراسی وآزادی اندیشه در غرب است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بطور مسلم سیاست امپریالیستی و استعماری و بیعدالتی&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی همیشه بهانه&amp;zwnj;های لازم به دشمنان آزادی داده تا آنها به خود دمکراسی وحقوق بشرحمله ببرند. ولی باید توجه داشته باشیم که آرمان آنان تحمیل مدل اسلامی وسقوط فرهنگی واجتماعی جامعه است. در فرانسه اسلامگرایان مانند هرجای دیگر درجستجوی قدرت وسلطه هستند، ولی از قدرت سیاسی دورهستند، درعین حال که در نزدیکی آن بسرمی&amp;zwnj;برند. ارتباط با احزاب سیاسی و زیر فشار قراردادن آنان وانجام معاملات سیاسی انتخاباتی، تبلیغات مذهبی وایجاد تنش در محیط اجتماعی روزمره، استفاده از رسانه&amp;zwnj;های سنتی ومجازی، حضور فعال در محله&amp;zwnj;های فقیر مهاجر نشین، همراهی و سازش عملی با شبکه&amp;zwnj;های قاچاق &amp;quot;خودی&amp;quot;، ایجاد بازار تبلیغاتی حاد علیه مخالفان خود بعنوان &amp;quot;نژاد پرست، ضد مسلمان و ضدعرب&amp;quot;، ترساندن شهروند و افراد سیاسی وهنرمند وغیره ازجمله تاکتیک&amp;zwnj;ها واستراتژی&amp;zwnj;های تعرضی اسلام گرایان است. بنیادگرایان یهودی بیشتر درون محفلی بوده، آرام وزیرکانه اقدام کرده ودر محیط آموزشی و فرهنگی وآداب مذهبی عمل می&amp;zwnj;کنند، بنیادگرایان کاتولیک منفرد بوده وزمینه عملشان درزمینه مراسم مذهبی و دفاع از دگم&amp;zwnj;های مذهبی وگاه تعرض به فعالیت هنری وسینمایی ضد مسیح است، بنیادگرایان اسلامی سیاسی عمل کرده ، بسیار فعال اند، فضا ساز و تهمت پراکن، خشن وتهاجمی&amp;zwnj;اند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;میشل اونفری&amp;quot; فیلسوف معاصر فرانسوی که تلاش گسترده&amp;zwnj;ای برای شناساندن فلاسفه ماتریالیست سازماندهی نموده، در شناساندن فردریک نیچه تلاش مهمی را سامان داده وتحلیل ژرفی در نقد زیگموند فروید ارائه نموده، در اثر خود &amp;quot;رساله خدا ناپرستی&amp;quot; که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، برآن است که جامعه ما نیازمند لائیسته رادیکال است. او می&amp;zwnj;نویسد سه دین یهودیت و مسیحیت واسلام نسبت به عقل و هوشیاری کینه دارند، نسبت به آزادی کینه دارند وطرفدار تعبد وتسلیم فرد هستند. این فیلسوف معاصردرباره قرآن می&amp;zwnj;گوید این کتاب سرشار از تناقض است ومعجزه&amp;zwnj;ای درکار نیست و محمد خواهان نابودی مخالفان است تا ثروت&amp;zwnj;های آنان از آن خود کند ویا به یاران خود تقسیم کند. از نگاه اواسلام جنبه&amp;zwnj;های منفی ادیان دیگر را جمع کرده وخودرا &amp;quot;دین برتر&amp;quot; و پیروان خود را &amp;quot;امت منتخب&amp;quot; می&amp;zwnj;داند وبهمن خاطر به خشونت وجنگ تمایل دارد. &lt;em&gt;میشل اونفری در مورد قرآن نوشته است:&amp;quot; در میان شش هزار وصد وسی و پنج آیه دراین کتاب، نزدیک دویست وپنجاه آیه جنگ مقدس و جهاد را توجیه کرده و مشروعیت می&amp;zwnj;بخشد.&amp;quot; ودر چنین&amp;quot;اقیانوس خون&amp;quot;، چند جمله قرآن درمورد &amp;quot;احترام&amp;quot; بدیگران واینکه در &amp;quot;دین داشتن اکراهی نیست&amp;quot;، کارساز نمی&amp;zwnj;تواند باشد. اوبرآن است که مسئله حجاب اسلامی، نمود یک ایدئولوژی گسترده است که به زن ستم می&amp;zwnj;کند، طرفداربرده داری است، حقوق بشر را رعایت نمی&amp;zwnj;کند و خشونت پروراست. &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;فلاسفه ونویسندگان وهنرمندان فرانسوی نقد خودرا&lt;/em&gt;&lt;em&gt;به اسلام از دوران روشنگری آغاز کردند وتا به امروزاین کردار ادامه دارد. آنان در این راه پیشگام بودند وبسیاری ازآنها به دور ازعقب ماندگی ذهنی و مصلحت طلبی، مبارزه کردند و اندیشه روشنگری را راهنمای خود قراردادند.&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;این سنت روشنفکری علیه ظلمت دینی گرانقدر است وبرای ما ایرانی ها، یک رفتار وکردار وپندار با ارزش است. فلاسفه ونویسندگان وهنرمندان فرانسوی حق داشتند به استبداد ودین نقد کنند وما پس از هزاروچهارصدسال دشمنی اسلام باما، حق داریم مخالف باشیم واین مخالفت را ابراز کنیم. ما بایستی مبارزه علیه استبداد و نقد اسلام را ادامه دهیم، هرچندمخالفان نقد دین زیاد باشند وهرچند خدنگ دشمن مارا نشانه گرفته باشد.&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;*جلال ایجادی، استاد دانشگاه در فرانسه&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;ای&amp;zwnj;-میل:&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;mailto:idjadi@free.fr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;idjadi@free.fr&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/01/11/9889#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4374">بنیادگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85">تروریسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8715">تعصب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3811">جلال ایجادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8716">خرافات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-46">روشنگری</category>
 <pubDate>Wed, 11 Jan 2012 00:25:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">9889 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اختلاف‌های درون‌حکومتی و راهبرد دموکراسی‌خواهی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/07/21/5588</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/07/21/5588&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین ریاحی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;325&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/1_4_0.jpg?1311440214&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اختلاف&amp;zwnj;هایی که در چندماه گذشته میان رهبری جمهوری اسلامی و دولت محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد نمایان شده، دیگر آنچنان آشکار و گسترده است که حتی بدبین&amp;zwnj;ترین ناظران را متقاعد می&amp;zwnj;کند به این&amp;zwnj;که شکافی جدی در میان است و تحلیل&amp;zwnj;هایی که اختلاف&amp;zwnj;های موجود را به یک جنگ زرگری تقلیل می&amp;zwnj;دادند کمتر خریداری دارند، اما این استدلال که هیچ یک از دو طرف این دعوا قرابتی با جریان&amp;zwnj;های دموکراسی&amp;zwnj;خواه ندارند و غلبه هیچ&amp;zwnj;یک از آن&amp;zwnj;ها به شکل&amp;zwnj;گیری حکومتی دموکراتیک نخواهد انجامید و در نتیجه باید کنار ایستاد و در آن دخالت نکرد، همچنان استدلالی پرطرفدار است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
شکی نیست که بخش اول این استدلال یعنی &amp;laquo;عدم قرابت هیچ یک از طرفین با دموکراسی&amp;raquo; کاملاً درست است، اما آیا این &amp;laquo;عدم قرابت&amp;raquo; برای انفعال در برابر چنین رویداد مهمی کافی است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
آیا صرف این که طرفین یک نزاع سیاسی و اجتماعی دغدغه دموکراتیک ندارند به این معناست که چنین نزاعی تاثیری در سرنوشت دموکراسی یک کشور نخواهد داشت؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
برای پاسخ به این پرسش نیازمند جست&amp;zwnj;وجوی گسترده&amp;zwnj;ای در تاریخ نیستیم. تاریخ کشورها پر است از رویدادهایی که دغدغه دموکراتیک در  شکل&amp;zwnj;گیری آن&amp;zwnj;ها مطرح نبوده است، اما در بلندمدت تاثیر مهمی بر ایجاد دموکراسی گذاشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اقدام هنری هشتم در خارج کردن کلیسای انگلستان از تسلط پاپ که به انگیزه &amp;laquo;ازدواج مجدد&amp;raquo; صورت گرفت تاثیر مهمی در دموکراسی انگلستان بر جای گذاشت. برخورد با فئودال&amp;zwnj;ها در اروپا توسط پادشاهان مطلقه یا برخورد با ایلات در ایران دوران رضاشاه نمونه&amp;zwnj;های دیگری از این دست هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اساساً بررسی تاریخ تکوین دموکراسی&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد عمده اتفاق&amp;zwnj;ها منجر به استقرار یک سیستم دموکراتیک (خصوصاً در مراحل اولیه) توسط دموکراسی&amp;zwnj;خواهان صورت نگرفته است. این اما به این معنا نیست که دموکرات&amp;zwnj;ها باید نسبت به این تحولات بی&amp;zwnj;تفاوت باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
ما نیازمند تسریع روند تحولات زمینه&amp;zwnj;ساز دموکراسی از طریق دستکاری هوشمندانه در آن&amp;zwnj;ها هستیم. در این مقاله نیز نگارنده می&amp;zwnj;کوشد نشان دهد که اختلاف&amp;zwnj;های اخیر درون ساخت قدرت جمهوری اسلامی، در صورت اتخاذ یک استراتژی صحیح از سوی دموکراسی&amp;zwnj;خواهان منجر به پیمودن گام مهمی در مسیر دموکراتیزه شدن کشور خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;124&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/36928_438.jpg&quot; /&gt; این که منشا اختلاف&amp;zwnj;ها کجاست و چرا ائتلافی که در انتخابات ۸۸  و رویدادهای پس از آن با توسل به همه ابزارهای ممکن، یک رقیب مهم را تا حدود زیادی از صحنه بیرون راند و قدرت را به طور کامل قبضه کرد، ازهم پاشید، می&amp;zwnj;تواند پرسش مناسبی برای تحلیل وضع موجود و بررسی راهکارهای آینده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نگارنده این سطرها سه سناریو زیر را درباره چرایی رفتار ماه&amp;zwnj;های اخیر دولت محتمل می&amp;zwnj;داند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;الف- پوپولیسم و ایجاد پایگاه&amp;zwnj;های حمایتی جدید&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بسیاری از منتقدان، رفتار و اقدامات دولت و خصوصاً دفتر ریاست جمهوری را در حمایت از ملی&amp;zwnj;گرایی، نزدیکی به هنرمندان و دفاع از آزادی&amp;zwnj;های اجتماعی، چیزی جز عوام&amp;zwnj;فریبی و اتخاذ یک استراتژی پوپولیستی نمی&amp;zwnj;دانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
هرچند این قضاوت چندان هم دور از انصاف نیست، اما بهتر است به جای این&amp;zwnj;که رفتار پوپولیستی را یک ناسزای سیاسی تلقی کنیم، تلاش کنیم به پرسش&amp;zwnj;هایی پیرامون این رفتار پاسخ دهیم؛ پرسش&amp;zwnj;هایی مثل این که اساساً رفتار پوپولیستی به چه معناست؟ یا چرا دولت در صدد یافتن پایگاه&amp;zwnj;های جدید است؟ و این پرسش بسیار مهم که: چنین رفتاری به چه نتایجی منجر خواهد شد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
پوپولیسم هرچند نوعی فلسفه سیاسی تلقی می&amp;zwnj;شود که در آن آرای عامه مردم به نخبگان ترجیح داده می&amp;zwnj;شود اما به عنوان یک رفتار سیاسی، شیوه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست که در آن دولت به جای توجه به منافع تمامی گروه&amp;zwnj;ها، اقشار و طبقات جامعه، مخاطب خود را تنها گروه&amp;zwnj;های خاصی قرار می&amp;zwnj;دهد، منافع آن&amp;zwnj;ها را منافع ملی تلقی می&amp;zwnj;کند و خود به جای رسانه&amp;zwnj;های مستقل به سخنگوی جامعه بدل می&amp;zwnj;شود. این شیوه عموماً در شبه دموکراسی&amp;zwnj;ها و دموکراسی&amp;zwnj;های نیم&amp;zwnj;بند اتفاق می&amp;zwnj;افتد که بسیج اقشار و گروه&amp;zwnj;ها برای کسب رای بیشتر، جایگزین تالیف منافع ملی در جامعه مدنی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
چنین رفتاری هرچند با معیارهای دموکراتیک سازگار نیست، اما در شرایطی که دولت تلاش می&amp;zwnj;کند از میان برخی روشنفکران، هنرمندان و  طبقه متوسط جدید یارگیری کند این اقدام می&amp;zwnj;تواند به تقویت جریان&amp;zwnj;های طرفدار دموکراسی در جامعه منجر شود و به نفع دمکراتیزه شدن جامعه باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
دولت ناگزیر است پایگاه حمایتی خود را در میان گروه&amp;zwnj;هایی متفاوت از حامیان پیشین خود تعریف کند؛ چراکه پایگاه حمایتی پیشین که ذیل پایگاه حمایتی آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای تعریف می&amp;zwnj;شد دولت را در مواجهه با رهبری و حامیانش بی&amp;zwnj;پایگاه می&amp;zwnj;ساخت و از این منظر بسیار آسیب&amp;zwnj;پذیر می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در چنین شرایطی اگر دولت پاسخ مناسبی از گروه&amp;zwnj;های حمایتی جدیدش دریافت نکند ناگزیر از تسلیم به حامیان رهبری است. چنین شرایطی منجر به اعمال تبعیض و فشار مضاعف به طبقه متوسط جدید و حامیان دموکراسی خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
پس بهترین راهکار در صورتی که این سناریو در مورد رفتار دولت صحیح باشد فرستادن پالس&amp;zwnj;های حمایتی مثبت  از سوی دموکراسی&amp;zwnj;خواهان به دولت است. در این صورت حداقل دستاورد ما تشجیع دولت به ایستادگی در برابر رهبری و در نتیجه تضعیف کل سیستم خواهد بود و در بهترین حالت تقویت طبقه متوسط جدید و گروه&amp;zwnj;های روشنفکری از سوی دولت کار را به جایی خواهد رساند که بتوانیم اراده دموکراتیک خود را به همه طرفین دعوا تحمیل کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ب&amp;ndash; آرمان و واقعیت: بوروکراسی در  برابر بنیادگرایی، سرنوشت هر حرکت انقلابی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انقلاب&amp;zwnj;ها معمولاً با آرمان&amp;zwnj;های بسیار آغاز می&amp;zwnj;شوند، اما فارغ از این که این آرمان&amp;zwnj;ها چه هستند و از کجا نشئت می&amp;zwnj;گیرند یک ویژگی مشترک دارند: &amp;laquo;این آرمان&amp;zwnj;ها برآمده از ذهنیت کسانی هستند که عموماً محدودیت&amp;zwnj;ها و واقعیت&amp;zwnj;های کار اجرایی را درک نکرده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
پس از وقوع انقلاب، نظام جدید برای تثبیت خود نیازمند ایجاد یک سیستم اداری است. پس بوروکراسی سابق را تا حدود زیادی حفظ می&amp;zwnj;کند و در سایر موارد نیز اقدام به ایجاد سازمان&amp;zwnj;های مربوط به خود می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
انقلاب&amp;zwnj;ها عموماً به حفظ یا تاسیس دو نوع سازمان اقدام می&amp;zwnj;کنند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
۱&amp;ndash; سازمان&amp;zwnj;های متعلق به نظام سیاسی که در خدمت اداره کشور قرار می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
۲&amp;ndash; سازمان&amp;zwnj;های نظامی و ایدئولوژیک که در خدمت اهداف انقلاب قرار دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
با گذشت سال&amp;zwnj;هایی از انقلاب اما، میان انقلابیونی که به هریک از این دو دسته سازمان رفته&amp;zwnj;اند شکافی عمیق پدید می&amp;zwnj;آید. سکانداران عرصه اداره کشور تبدیل به افرادی محافظه&amp;zwnj;کار، تا حدودی عقلایی، اقتصادمحور و معتقد به نظم و برنامه&amp;zwnj;ریزی شده&amp;zwnj;اند و سکانداران نهادهای انقلابی همچنان به ایدئولوژی و اشاعه انقلاب وفادار می&amp;zwnj;مانند. این اتفاق در همه انقلاب&amp;zwnj;ها روی می&amp;zwnj;دهد، اما به علت شرایط خاص قانون اساسی ایران که یک رئیس&amp;zwnj;جمهور (قبل از ۶۸ نخست&amp;zwnj;وزیر)  را در راس سیستم اجرایی و یک رهبر را در راس سیستم انقلابی قرار می&amp;zwnj;دهد، این چالش، به چالشی نهادین تبدیل شده است. هیچ یک از سکانداران عرصه اجرایی کشور یعنی  مهندس مهدی بازرگان، ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد از سوی نزدیکان رهبری &amp;laquo;بصیر و انقلابی&amp;raquo; شناخته نمی&amp;zwnj;شوند و همگی متهم به مسامحه&amp;zwnj;کاری و پشت کردن به ارزش&amp;zwnj;های انقلاب هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
تنها استثنا در این میان محمدعلی رجایی است که او هم خیلی زود کشته شد وگرنه بنا به منطق بالا، وی هم در فهرست فوق جای می&amp;zwnj;گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این نزاع در همه انقلاب&amp;zwnj;ها به یکی از چهار سرنوشت زیر ختم می&amp;zwnj;شود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
۱&amp;ndash; ساختارهای نظام پس از انقلاب، حوادث خاص و اتفاق&amp;zwnj;های نادر منجر به نزدیک شدن فکر بنیادگرایان، خصوصاً رهبر انقلاب به تکنوکرات&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شود. در این صورت انقلاب بی&amp;zwnj;هیچ چالشی منجر به شکل&amp;zwnj;گیری یک نظام مدرن و در نهایت دموکراتیک و توسعه&amp;zwnj;گرا  خواهد شد. البته احتمال وقوع این حالت بسیار ناچیز است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
۲&amp;ndash; بوروکرات&amp;zwnj;ها در نهایت بر بنیادگرایان پیروز می&amp;zwnj;شوند و دست به اصلاحات گسترده می&amp;zwnj;زنند. این اتفاق منجر به گذار نظام به یک سیستم &amp;laquo;اقتدارگرایی بوروکراتیک&amp;raquo; خواهد شد. چنین سیستمی توسعه سریع را ایجاد می&amp;zwnj;کند، اما گذار آن به دموکراسی نیازمند یک تحول دیگر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
۳&amp;ndash; بنیادگراها برای رفع خطر  بوروکرات&amp;zwnj;ها و به دست آوردن دست بالا در عرصه سیاسی دست به ماجراجویی خارجی می&amp;zwnj;زنند. این کار در صورت توفیق آن&amp;zwnj;ها منجر به شکل&amp;zwnj;گیری یک حکومت اقتدارگرای نظامی غیر توسعه&amp;zwnj;گرا و در صورت شکست آن&amp;zwnj;ها منجر به شکل&amp;zwnj;گیری یک سیستم سیاسی برآمده از مناسبات نظام جهانی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
۴&amp;ndash; وضعیت نزاع به عنوان وضعی دائمی در می&amp;zwnj;آید که نتیجه آن بوروکراسی ضعیف، حاکمیت مخدوش و دولت فلج است. این رایج&amp;zwnj;ترین حالت پس از انقلاب در کشورهای جهان سوم است و ایران نیز در چنین وضعیتی قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در شرایط خاص ایران وقوع حالت اول بسیار بعید می&amp;zwnj;نماید؛ هرچند اصلاح&amp;zwnj;طلبانی نظیر محمد خاتمی در جست&amp;zwnj;وجوی چنین راهکارهایی برای حل مسئله سیاسی ایران هستند، اما اتصال ایدئولوژیک جریان بنیادگرایان به یک مذهب بسیار ریشه&amp;zwnj;دار (اسلام فقاهتی)، یک نهاد اجتماعی بسیار قدرتمند (روحانیت) و یک ساختار اقتصادی بزرگ (بازار) شانس توفیق در این گزینه را بسیار کاهش می&amp;zwnj;دهد. به این معنا که  حتی اگر در شرایطی بسیار استثنایی شخصی در کسوت رهبری بخواهد به بوروکرات&amp;zwnj;ها نزدیک شود، این ساختارها مانع می&amp;zwnj;شوند؛ چراکه در ذات خود مانع توسعه و مدرنیزاسیون هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
پس تنها راه برای پیش بردن سیستم به سمت دموکراسی سوق دادن تحولات به سوی حالت دوم و یا از روی ناچاری حالت سوم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در حالت دوم که تحولات، منجر به شکل&amp;zwnj;گیری &amp;laquo;دولت اقتدارگرای بوروکراتیک&amp;raquo; می&amp;zwnj;شود، می&amp;zwnj;توان با توجه به این باور نظری که توسعه اقتصادی منجر به رشد دموکراسی می&amp;zwnj;شود و این تجربه تاریخی که اقتدارگرایی بوروکراتیک از معدود سیستم&amp;zwnj;های سیاسی است که گذار مستقیم از آن به دموکراسی ممکن شده و در کشورهایی مانند برزیل و کره جنوبی روی داده است، به شکل&amp;zwnj;گیری دموکراسی در دو گام امیدوار بود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در حالت سوم نیز با توجه به نوع توازن قوا در سطح جهان و منطقه می&amp;zwnj;توان امیدوار بود که جمهوری اسلامی توان کسب توفیق&amp;zwnj;های نظامی را ندارد و نتیجه ماجراجویی&amp;zwnj;های نظامی برای آن، شکست و در نتیجه شکل&amp;zwnj;گیری نظامی برآمده از مناسبات جهانی است که در شرایط کنونی چیزی جز یک نظام دموکراتیک نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
برای سوق دادن تحولات به سمت یکی از این دو سناریو ما نیازمند تقویت بوروکراسی در برابر نهادهای بنیادگرا هستیم. برای این کار نیز تنها استراتژی صحیح در شرایط کنونی حمایت از بخش&amp;zwnj;های بوروکراتیک دولت و تلاش در جهت ایجاد همبستگی سراسری میان بوروکرات&amp;zwnj;ها با یکدیگر از یک سو و بوروکرات&amp;zwnj;ها با روشنفکران از سوی دیگر هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;پ&amp;ndash; نوسازی محافظه&amp;zwnj;کارانه، مسیری برای نوسازی&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
برینگتون مور در کتاب ریشه&amp;zwnj;های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی با بررسی روند نوسازی در معدود جوامعی که این روند را طی کرده&amp;zwnj;اند سه راهکار عمده برای نوسازی را تئوریزه می&amp;zwnj;کند. این سه راهکار عبارتند از: نوسازی دموکراتیک، نوسازی محافظه&amp;zwnj;کارانه و نوسازی توتالیتر.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;142&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/ahking.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
مور معتقد است در کشورهایی که یک طبقه جدید ضعیف دارند و طبقات قدیمی بسیار قدرتمند هستند، تنها شیوه نوسازی ممکن شیوه نوسازی محافظه&amp;zwnj;کارانه است. یعنی گروهی که خارج از طبقات اجتماعی به قدرت رسیده&amp;zwnj;اند با ترساندن طبقات سنتی از انقلاب طبقات جدید دست به  تصاحب کامل قدرت و سپس سرکوب همین طبقات سنتی می&amp;zwnj;زنند. البته همانطور که تجربه نوسازی محافظه&amp;zwnj;کارانه در کشورهای آلمان، ایتالیا و ژاپن نشان داد، بهایی گزاف به نام تحمل فاشیسم، بهای این&amp;zwnj;گونه نوسازی است. البته ذکر این نکته ضروری است که هر سه این کشورها بعد از تجربه فاشیسم دموکراتیک شدند. دموکراسی سرنوشت طبیعی هر نظام فاشیستی است؛ چراکه چنین نظامی همه ساختارهای قدیمی مقاوم در برابر دموکراسی را می&amp;zwnj;بلعد و خود نیز ناگزیر نابود می&amp;zwnj;شود و صحنه باقیمانده با تاثیرپذیری از مناسبات ملی و جهانی، مهیای استقرار دموکراسی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بسیاری از اتفاق&amp;zwnj;ها در صحنه سیاسی دوسال گذشته ایران نشان از اقدام آگاهانه دولت در گام برداشتن در مسیر نوسازی محافظه&amp;zwnj;کارانه دارد. در این صورت انتخاب سختی میان &amp;laquo;نوسازی به بهای فاشیسم&amp;raquo; و حفظ وضع موجود برای دموکراسی&amp;zwnj;خواهان وجود خواهد داشت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نویسنده این یادداشت اما معتقد است اشتباه اساسی دولت در طراحی عنصر &amp;laquo;دشمن&amp;raquo; در سیستم فاشیستی باعث عدم توفیق آن در ایجاد این سیستم خواهد شد. این اشتباه اساسی بیش از هرچیز در انتخاب آمریکا و اسرائیل به&amp;zwnj;عنوان عنصر &amp;laquo;دشمن&amp;raquo; در سیستم فاشیستی متبلور می&amp;zwnj;شود. دولت اگر اعراب را به عنوان &amp;laquo;دشمن&amp;raquo; برمی&amp;zwnj;گزید، هم امکان ایجاد بسیج توده&amp;zwnj;ای متشکل از اقشار مستقل از روحانیت و حتی ضد روحانی را به&amp;zwnj;دست می&amp;zwnj;آورد و هم  امکان زد و بندهای منجر به توسعه اقتصادی را در سیاست خارجی می&amp;zwnj;یافت. این که دولت دو فرصت طلایی انتشار اسناد ویکی&amp;zwnj;لیکس (در مورد توطئه&amp;zwnj;های ضد ایرانی اعراب) و تهدیدهای نظامی اعراب علیه ایران را نادیده گرفت به این معناست که دولت بر این اشتباه اصرار دارد و دیگر فرصتی هم برای جبران این خطای استراتژیک وجود ندارد. در چنین شرایطی دولت که تا نیمه منازعه با روحانیت و بازار پیش رفته اما در شکل&amp;zwnj;دهی به بسیج توده&amp;zwnj;ای ناتوان مانده است، تنها راه بقای سیاسی خویش را ائتلاف با سایر گروه&amp;zwnj;های ضد روحانیت می&amp;zwnj;بیند. در این شرایط بهترین راه، حمایت از دولت برای توفیق در این منازعه است. بی&amp;zwnj;شک در صورت فقدان نهادهای ریشه&amp;zwnj;داری مانند روحانیت و بازار، دولتی که فاشیسمی نارس را متولد کرده است، توانی برای استقامت در برابر دموکراسی&amp;zwnj;خواهان نخواهد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در این مقاله تلاش کردیم نشان دهیم چگونه می&amp;zwnj;توان با دستکاری تحولات غیر دموکراتیک، روند دموکراتیک شدن را تسریع کرد. چنین نگاهی البته نیازمند پذیرفتن این پیشفرض بسیار مهم است که دموکراسی یک سیستم سیاسی پیچیده و  نتیجه یک فرآیند تاریخی ویژه است، نه صرفاً یک سیستم سیاسی در میان سایر سیستم&amp;zwnj;ها که گذار به آن با هر شرایط تاریخی و اجتماعی ممکن باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
تحلیل ارائه شده در این مقاله نیز تلاش برای ارائه راهکاری در پیمودن بخشی از راه است و بی&amp;zwnj;شک گام&amp;zwnj;های نهایی دموکراتیک شدن نیازمند نزاع با تیم کنونی دولت یا هر کس دیگری است که تفکرات غیر دموکراتیک دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/07/21/5588#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1648">آیت‌الله خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3217">اختلافات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4374">بنیادگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4375">دموکراسی‌خواهی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2097">محمود احمدی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4373">منافع ملی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4372">پوپولیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 21 Jul 2011 13:30:39 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5588 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>