<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>مهسا صارمی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>آمنه بهرامی: نصف یک مرد رنج نمی‌کشم...</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/03/13/11926</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/03/13/11926&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;350&quot; height=&quot;263&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/amene123_350x263_2_0.jpg?1331923462&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهسا صارمی - صبح روز یکشنبه، نهم مردادماه سال جاری خورشیدی آمنه بهرامی&amp;zwnj;نوا از اجرای حکم قصاص مجید موحدی صرف نظر کرد. مجید موحدی که در سال ۱۳۸۳ به صورت آمنه اسید پاشیده و منجر به نابینا شدن او شده بود، به قصاص و ریخته شدن اسید در چشمانش محکوم شده بود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;آمنه بهرامی پس از گذشت از قصاص گفته بود:&amp;quot;هفت سال تلاش کردم تا بتوانم اجرای حکم قصاص را بگیرم و ثابت کنم که اسیدپاشی حکمش قصاص است، اما امروز گذشت کردم. این حق من بود. شاید فردا کسی گذشت نکند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی هم چنین گذشت از اجرای حکم قصاص را مشروط بر پرداخت کامل دیه دویست میلیونی کرده است. هفت ماه از آن تاریخ می&amp;zwnj;گذرد و آمنه برای جراحی&amp;zwnj;های متعدد به اسپانیا سفر کرده است. او در در بیست و هفتم ماه فوریه مصادف با هشتم اسفند سال جاری در بیمارستان دولتی اسپانیا به دلیل ساخت و ترمیم پلک پایین چشم چپ مورد عمل جراحی قرار گرفت. به گفته پزشک آمنه چشم چپ او به&amp;zwnj;طور کل فاقد پلک است و ترمیم و بازسازی پلک&amp;zwnj;ها پیش از عمل پیوند قرنیه ضروری است. پس از جراحی چشم، دکتر مدل، پزشک آمنه بهرامی، عمل جراحی را موفقیت آمیز اعلام کرده و پیش بینی کرده است که آمنه پس از ترمیم پلک و پیوند قرنیه بینایی یک چشم را به دست خواهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاریخ جراحی بعدی آمنه بهرامی در اسپانیا هفتم مارس برابر هفدهم اسفندماه بود که برای ترمیم پوست سمت راست صورت انجام شد. سه روز پس از جراحی، آمنه در گفت&amp;zwnj;وگو با رادیو زمانه از چگونگی جراحی&amp;zwnj;ها، امید به بازگشت بینایی، وضعیت کنونی زندگی و تامین هزینه&amp;zwnj;های جراحی خود می&amp;zwnj;گوید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نتیجه آخرین عمل جراحی چگونه بود و چقدر امکان و امید بازگشت بینایی چشم&amp;zwnj;ها وجود دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آمنه بهرامی&lt;/b&gt;: پیش از آخرین جراحی قرار بود در ماه مارس و برای نوروز به ایران برگردم، اما طبق گفته پزشکم در صورتی که پلک&amp;zwnj;ها ترمیم شوند من در آینده می&amp;zwnj;توانم ببینم. بنابراین در ماه مارس نیز جراحی&amp;zwnj;هایی خواهم داشت. زیرا چشم چپ من اصلاً پلک ندارد و در ابتدا باید پلک&amp;zwnj;ها را ترمیم کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دیه&amp;zwnj;ام را می&amp;zwnj;خواهم، دیه کامل را به عنوان یک انسان نه به عنوان یک زن. در ایران دیه یک زن نصف یک انسان است. من بارها گفته&amp;zwnj;ام و باز هم می&amp;zwnj;گویم: رنجی که من می کشم با رنجی که یک مرد می&amp;zwnj;کشد برابر است.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;جراحی آخر عمل ترمیم پلک پایین بود، بعد پلک بالا باید ترمیم شود. می&amp;zwnj;دانید که اگر پلک ذره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای کوتاه باشد قرنیه چشم خشک می&amp;zwnj;شود و چشم را از دست می&amp;zwnj;دهم. گفتند که باید کم&amp;zwnj;کم پلک را با احتیاط ترمیم کنند که به چشم هم آسیبی نرساند. وقتی که پلک آماده شد چشمم را با عمل پروتزی جراحی می&amp;zwnj;کنند و من می توانم ببینم. درصد بینایی هم بستگی به شانس و واکنش بدن نسبت به این جراحی خواهد داشت، اما نتیجه جراحی آخر راضی&amp;zwnj;کننده بوده و پزشکان کلینیک خیلی خوشحال بودند، چون جواب مثبت بوده است و من در آینده می&amp;zwnj;توانم ببینم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فعلاً امکان بینایی چشم راست نیست زیرا چشم راست همان چشمی است که قبلاً با آن می&amp;zwnj;دیدم، اما عفونت کرد و آن را از دست دادم. چشم راست الان پروتز است، اما چشم چپ همان چشمی است که اگر در عکس ها دقت کرده باشید حتی پلک هم ندارد و روی چشم کاملاً بسته است. در جراحی&amp;zwnj;های یکی دوماه آینده پلک را آماده&amp;zwnj;سازی می&amp;zwnj;کنند و البته نتیجه عمل باز هم به واکنش و مقاومت بدن بستگی دارد، اگر زودتر خوب بشوم عمل نیز زودتر انجام خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حال حاضر نیز در بارسلون هستم و یکی پس از دیگری عمل&amp;zwnj;های جراحی را می&amp;zwnj;گذرانم. پس از چهارم دسامبر (سیزده آذر) که به دلیل جراحی&amp;zwnj;ها از آلمان به بارسلون آمدم تا امروز دوبار تحت عمل جراحی قرار گرفته&amp;zwnj;ام.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در این مدت زندگی چطور گذشته است؟ هزینه های این جراحی ها از چه طریقی تامین شده است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چندسال گذشته با پول روزنامه&amp;zwnj;ها و رسانه&amp;zwnj;ها و کتابی که در آلمان نوشتم و چاپ کردم هزینه&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;ام را تامین کرده&amp;zwnj;ام. زمانی هم که داشتم به اسپانیا می&amp;zwnj;آمدم روزنامه ایران به وسیله آقای داریوش آرمان، رئیس بخش حوادث روزنامه حدود صد میلیون تومان برای من جمع&amp;zwnj;آوری کردند و به من دادند. این مبلغ خرج هزینه&amp;zwnj;های من تا الان شده و رو به اتمام است، اما واقعا برای خرج ماه آینده نمی&amp;zwnj;دانم که باید چه کار کنم و یکی از دلایلی که دوباره به روزنامه&amp;zwnj;ها خبر دادم که جراحی دارم این است که دیگر هزینه ندارم و باید فکری برای هزینه&amp;zwnj;ها بکنم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هزینه عمل اول را به&amp;zwnj;طور کامل آقای صفار نطنزی، سفیر ایران در ایتالیا برعهده گرفتند که حدود شش هزار و هشتصد یورو بود. برای عمل جراحی دوم دوباره با ایشان صحبت کردم و آقای صفار نطنزی با آقای صالحی، وزیر امور خارجه صحبت کردند و گفتند که رئیس جمهور هزینه&amp;zwnj;ها را پرداخت می&amp;zwnj;کنند. هزینه عمل مبلغی حدود هشت&amp;zwnj;هزار یورو بود. هفته آینده یکی دیگر از جراحی&amp;zwnj;ها برای تعویض کامل پوست سمت چپ صورتم که دو تکه شده بود در بیمارستان دولتی اسپانیا انجام خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;برای جراحی بعد هم هنوز مشخص نیست که رئیس جمهور حاضر به پرداخت هزینه&amp;zwnj;ها هستند یا خیر.چون برای هر عمل جداگانه به من جواب می&amp;zwnj;دهند اینطور نیست که به من بگویند هزینه همه عمل&amp;zwnj;ها را ما پرداخت می&amp;zwnj;کنیم. طبق نامه&amp;zwnj;ای که به کلینیک داده&amp;zwnj;اند باید برای هر عمل گزارش پزشکی بفرستم و جواب بدهند که حاضر هستند پرداخت کنند یا نه. فعلاً چون عمل بعدی شروع نشده است و میزان هزینه&amp;zwnj;اش هم مشخص نیست هنوز خبری از دفتر ریاست جمهوری به من نرسیده است ولی من نامه&amp;zwnj;ای در مورد هزینه&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;ام برایشان فرستادم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خانواده موحدی از من خواسته بودند که به آزادی مجید موحدی از زندان رضایت دهم و پس از آزادی آنها به من کمک مالی برسانند. من در آن زمان امضا نکردم و هیچ پولی هم دریافت نکردم هرچند که در آن زمان خیلی به آن پول نیاز داشتم.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;رئیس جمهور در مورد هزینه جراحی&amp;zwnj;ها گفته بود که یک سوم هزینه&amp;zwnj;ها را پرداخت می&amp;zwnj;کنند، اما در دو جراحی اخیر تنها هزینه جراحی را پرداخت کردند، هزینه&amp;zwnj;های پزشکی من فقط به جراحی ختم نمی&amp;zwnj;شود. بعد از عمل نیاز به دارو، پماد، هزینه رفت و آمد، اجاره خانه و زندگی روزمره دارم که همه هزینه&amp;zwnj;ها را باید خودم پرداخت کنم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من هر ماه حداقل هزار و ۵۰۰ یورو احتیاج دارم که هفتصد یوروی آن برای اجاره سوئیت کوچکم، صد یورو هزینه آب و برق و هزینه&amp;zwnj;هایی از این قبیل، دویست یورو برای داروهایی که هر روز باید تهیه و استفاده کنم و مقدار کمی برای خودم می&amp;zwnj;ماند که بتوانم برای خرج روزمره&amp;zwnj;ام از آن استفاده کنم، ولی واقعاً ١۵٠٠ یورو هزینه یک زندگی سطح پایین در بارسلون است، اما در حال حاضر خیلی راحت بگویم که نمی&amp;zwnj;دانم باید ماه بعد را چه کار کنم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خانواده خودتان چه سهمی در تامین این مخارج دارند؟ آیا دولت اسپانیا نیز کمکی در این زمینه به شما می&amp;zwnj;کند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;240&quot; height=&quot;177&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/362911_osmxrj0m_288x212.jpg&quot; /&gt;پدر من بازنشسته صنایع دفاع است و ماهی ششصدهزار تومان به عنوان حقوق بازنشستگی دریافت می&amp;zwnj;کند. خانه ما هم استیجاری بود که پس از بخشش قصاص، آقای رئیس&amp;zwnj;جمهور به ما خانه&amp;zwnj;ای دادند که باید به مدت ٢٠ سال هر ماه ۴٢٠ هزار تومان قسط آن را بپردازیم. البته خانه بعد از ٢٠ سال مال خودمان می&amp;zwnj;شود، اما در حال حاضر باید هر ماه اجاره بدهیم. با این حساب ۴٢٠ هزار تومان از ۶٠٠ تومان حقوق پدرم کسر می&amp;zwnj;شود. مادرم هم مربی مهد کودک است و ماهی ٣٠٠ هزار تومان حقوق می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قبل از برگشتن به ایران دولت اسپانیا ماهی ۴٠٠ یورو به من می&amp;zwnj;داد. زمانی که برای انجام کارهای دادگاهی به مدت شش&amp;zwnj;ماه در ایران بودم، این مقدار کمک هزینه از طرف دولت اسپانیا هم قطع شد. گفته بودند که شش&amp;zwnj;ماه ماندن در ایران به این معنی است که فرد دیگر نمی خواهد برگردد. من برگشتم و با مسئولان صحبت کردم، اما به من گفتند که شما توسط رئیس جمهور حمایت می&amp;zwnj;شوید. من از سفارت خواستم نامه&amp;zwnj;ای مبنی بر عدم حمایت ماهیانه توسط رئیس جمهور را به دولت اسپانیا بدهند. پس از دو ماه که برای دریافت این نامه درخواست کرده&amp;zwnj;ام این نامه هنوز به من نرسیده است که به دولت اسپانیا نشان بدهم مبنی بر اینکه آمنه هیچ پولی از دولت ایران دریافت نمی&amp;zwnj;کند و حمایت رئیس جمهور تنها&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خانه&amp;zwnj;ای است که پدرم بابت آن باید ماهی ۴٢٠ هزار تومان تا ٢٠ سال بپردازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نگرانی هزینه&amp;zwnj;ها چیزی است که نه فقط برای خودم، بلکه برای کسانی که درگیر این قضایا می&amp;zwnj;شوند همیشه وجود دارد. در این شرایط شخص انرژی انجام هیچ کاری را ندارد. چطور می&amp;zwnj;تواند خرج خودش را تامین کند و این ناراحت کننده است که یک مریض که دچار حادثه شده خودش باید به دنبال درآمد و گذراندن زندگی&amp;zwnj;اش باشد. درست است که رئیس جمهور تاحدودی هزینه&amp;zwnj;های جراحی&amp;zwnj;های من را می&amp;zwnj;دهد، اما به این فکر نمی&amp;zwnj;کند که من واقعاً چطور باید زندگی کنم، چطور باید هزینه&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;ام را دربیاورم. یکی از علت&amp;zwnj;هایی که من چشم راستم را از دست دادم این بود که هزینه&amp;zwnj;های زندگی را نداشتم. عمل کرده بودم و می&amp;zwnj;دیدم، اما خرج خورد و خوراک و رسیدگی&amp;zwnj;های بعد از عمل را نداشتم تا اینکه کارم به خانه&amp;zwnj;های آواره&amp;zwnj;های خیابانی رسید. الان هم عده&amp;zwnj;ای از من می&amp;zwnj;پرسند، خوشحالی که امکان بینایی چشمت هست؟ بله من خوشحالم، اما از طرفی نگران هزینه&amp;zwnj;هایم هستم که نکند دوباره مانند چشم راست این چشم را هم به دلیل این شرایط از دست بدهم. این موضوع است که ناراحتم می&amp;zwnj;کند. من یک تکیه&amp;zwnj;گاه محکم پشتم نیست که بخواهد از من حمایتم کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما در یک قدمی حکم قصاص، از قصاص گذشتید. این بخشش چه تاثیری روی زندگی&amp;zwnj;تان گذاشت؟ اگر دوباره به آن زمان برگردید دوباره همان کار را می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم من و هم خانواده&amp;zwnj;ام خوشحال هستیم که من بخشیدم و روح&amp;zwnj;مان بابت این کار آرامش دارد. کار درست را انجام دادیم و کاری که باید می&amp;zwnj;کردیم را انجام دادیم، اما اگر بخواهم به اجتماع و مردم نگاه کنم باید بگویم که ما آدم&amp;zwnj;ها فراموشکاریم. اتفاقا رادیو فردا نظرسنجی&amp;zwnj;ای را گذاشته بود که چه کسی جنجالی&amp;zwnj;ترین و مثمرثمرترین کار را در سال جاری انجام داده است؟ برایم جالب بود که رأی من از همه کمتر بود و کسانی که در سال گذشته هیچ کاری نکرده بودند و یا حتی اسم&amp;zwnj;شان در روزنامه&amp;zwnj;ها نبود یا به دلیل دسترسی زیاد به افراد و یا برداشت مطلقا سیاسی ایرانیان خارج از کشور بیشترین رای را آورده بودند. اینجا بود که من به خودم گفتم که مردم چقدر راحت فراموش می&amp;zwnj;کنند و خیلی زود هر اتفاقی از یادشان می&amp;zwnj;رود و انگار نه انگار که روزی آمنه&amp;zwnj;ای بوده و این کار را کرده است. بله متاسفانه مردم به راحتی آدم ها و موضوعات را فراموش می کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آمنه: دیه کامل من ٣۵٠ میلیون تومان است. دیه دو چشمم با هم حدود هشتاد میلیون می&amp;zwnj;شد. اگر به یورو هم در نظر بگیریم حدود ١۵٠ هزار یورو است که صد و نه هزارتا از آن مانده. درباره بقیه&amp;zwnj;اش به قصد کلاهبرداری از من گفته&amp;zwnj;اند که به تو تعلق نمی&amp;zwnj;گیرد و من نیز امضا کرده&amp;zwnj;ام، اما دیه کامل من ٣۵٠ میلیون است که تا امروز من یک ریال هم از آن دریافت نکرده&amp;zwnj;ام.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مورد روح و روان خودم و خانواده&amp;zwnj;ام اما احساس می&amp;zwnj;کنم که بهترین کار را انجام داده&amp;zwnj;ام و اگر دوباره به آن زمان برگردم شاید به خودم بگویم که باید کاری کرد که این پسر تا آخر عمرش در زندان بماند و بیرون نیاید. بایید کار کند و هزینه&amp;zwnj;های زندگی من را بپردازد؛ هزینه&amp;zwnj;هایی را که خودش باعث آن شده است. این به نظر من عادلانه&amp;zwnj;ترین چیز بود که این پسر تا آخر عمر در زندان کار کند و ماهیانه به من پولی پرداخت کند و هزینه&amp;zwnj;های عمل&amp;zwnj;هایم را بدهد. فعلاً که اینطور نمی&amp;zwnj;شود. اگر به یاد داشته باشید در مورد دیه چشم من، زمانی که داشتم به بارسلون می&amp;zwnj;آمدم، در آخرین لحظه به دروغ به من گفتند که دیه به شما تعلق نمی&amp;zwnj;گیرد و من امضا دادم که حالا که این دیه به من تعلق نمی&amp;zwnj;گیرد من دیه نمی&amp;zwnj;خواهم، اما پس از پیگیری&amp;zwnj;ها فهمیدم که دروغ است و پس از برگشت به ایران دوباره این مسئله را پیگیری می&amp;zwnj;کنم. من بارها از آقای اژه&amp;zwnj;ای دادستان خواسته&amp;zwnj;ام و گفته&amp;zwnj;ام که این دیه حق من است و باید به من برگردد. هرچند که آقای امرآبادی دادستان این کار را کرد و من پس از برگشت به ایران از ایشان شکایت می&amp;zwnj;کنم. بینایی را نمی&amp;zwnj;شود قیمت و ارزشگذاری کرد، اما پس از این همه رنج و سختی مبلغی را که می&amp;zwnj;خواهند به من بدهند با یک دروغ می&amp;zwnj;خواهند از من بگیرند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متاسفانه پس از قضیه بخشش من اتفاق&amp;zwnj;هایی افتاد که احساس کردم مردم فراموشکارند و برای مردم نباید کاری را انجام داد. من هم برای مردم انجام ندادم. گفته بودم برای خدا، کشور، خودم و خانواده ام. هنوز هم روی همین اصل هستم و مطمئنم که کار درست را انجام داده&amp;zwnj;ام.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در حال حاضر پرونده شکایت شما در چه مرحله&amp;zwnj;ای است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من هنوز می&amp;zwnj;گویم کهدیه&amp;zwnj;ام را می&amp;zwnj;خواهم، دیه کامل را به عنوان یک انسان نه به عنوان یک زن. در ایران دیه یک زن نصف یک انسان است. من بارها گفته&amp;zwnj;ام و باز هم می&amp;zwnj;گویم: رنجی که من می کشم با رنجی که یک مرد می&amp;zwnj;کشد برابر است. با وجود اینکه از نظر فیزیکی از یک مرد ضعیف&amp;zwnj;تر هستم و در مقابل عمل&amp;zwnj;ها رنج بیشتری می&amp;zwnj;کشم با این حساب می&amp;zwnj;گویند باید به یک زن دوبرابر دیه یک مرد را بدهند. اگر از نظر انسانی در نظر بگیریم من یک انسانم. همان را می&amp;zwnj;برم که یک مرد در این شرایط می&amp;zwnj;برد، همان مقدار پولی را خرج می&amp;zwnj;کنم که یک مرد وقتی دچار مشکل می&amp;zwnj;شود پرداخت می&amp;zwnj;کند. من نمی&amp;zwnj;دانم که کجای زندگی من نصف زندگی یک مرد است؛ خرج زندگی، کرایه خانه، خرج و هزینه&amp;zwnj;های درمانم برابر یک مرد است. بنابراین من دیه کامل یک انسان و دیه هر دو چشمم که به دروغ از من گرفته شده است را می&amp;zwnj;خواهم. اگر این پول به من پرداخت نشود و مجید موحدی به هر طریقی از زندان آزاد شود مطمئن باشید که کلاهبرداری بزرگی در میان بوده است. طبق قانون، این پسر تا دیه کامل من را نپردازد و امضای من را نداشته باشد مبنی بر این که برای آزادی این شخص رضایت داده&amp;zwnj;ام حق بیرون آمدن از زندان را ندارد. مجید موحدی در زندان می&amp;zwnj;ماند و پرونده من هم باز است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیه کامل من ٣۵٠ میلیون تومان است. دیه دو چشمم با هم حدود هشتاد میلیون می&amp;zwnj;شد. اگر به یورو هم در نظر بگیریم حدود ١۵٠ هزار یورو است که صد و نه هزارتا از آن مانده. درباره بقیه&amp;zwnj;اش به قصد کلاهبرداری از من گفته&amp;zwnj;اند که به تو تعلق نمی&amp;zwnj;گیرد و من نیز امضا کرده&amp;zwnj;ام، اما دیه کامل من ٣۵٠ میلیون است که تا امروز من یک ریال هم از آن دریافت نکرده&amp;zwnj;ام.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خانواده موحدی ٤٠ میلیون تومان آماده کردند و خواستند که به من بدهند و من در مقابل ٤٠ میلیون به آزادی پسرشان از زندان رضایت بدهم. من به پرداخت این مقدار در مقابل آزادی رضایت ندادم و آنها این پول را به عنوان کمک نیز به من پرداخت نکردند. این نشان می&amp;zwnj;دهد که قصد آنها کمک به من در پرداخت هزینه&amp;zwnj;های جراحی نیست. از من خواسته بودند که به آزادی مجید موحدی از زندان رضایت دهم و پس از آزادی آنها به من کمک مالی برسانند. من در آن زمان امضا نکردم و هیچ پولی هم دریافت نکردم هرچند که در آن زمان خیلی به آن پول نیاز داشتم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجید موحدی تا زمانی که پولی به من پرداخت نکند در زندان می&amp;zwnj;ماند تا زمانی که من امضا بدهم که پولم را دریافت کرده&amp;zwnj;ام. تنها در این صورت&amp;nbsp; این پسر می&amp;zwnj;تواند از زندان آزاد شود. &amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/03/13/11926#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2742">آمنه بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3106">دیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10276">دیه یک زن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10277">مجید موحدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 13 Mar 2012 18:33:39 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">11926 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>رضوان مقدم: شرکت در برنامه‌های بین‌المللی حق زنانی ایرانی است </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/03/05/11667</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/03/05/11667&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو از: مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/94256b94-7881-4ceb-a013-94404ca5b644_mw800_s.jpg?1330952627&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهسا صارمی- امسال هیچ نماینده&amp;zwnj;ای از سوی فعالان حقوق زنان ایران، در نشست سالانه مقام زن سازمان ملل (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;csw&lt;/span&gt;) شرکت نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اعمال فشارهای امنیتی بر فعالان حقوق زنان در ایران، دلیل اصلی عدم حضور آنها در این نشست عنوان شده است که هرسال در آستانه روز هشتم مارس، روز جهانی زن با حضور صدها فعال حقوق زنان از اقصا نقاط دنیا در مقر سازمان ملل واقع در نیویورک برپا می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سال گذشته، مریم بهرمن و فرانک فرید، دو فعال حقوق زنان از شهرهای شیراز و تبریز به نیویورک رفته بودند. این دو پس از بازگشت به ایران دستگیر شدند و مدتی را در بازداشت به سر بردند. در پی این بازداشت&amp;zwnj;ها فعالان حقوق زنان در ایران با ارسال نامه&amp;zwnj;ای به این اجلاس، اعتراض خود را نسبت به رفتار حکومت ایران اعلام کردند و خواستار موضعگیری کمیسیون مقام زن سازمان ملل در این زمینه شدند. به همین بهانه با رضوان مقدم، فعال حقوق زنان ساکن برلین که در دوره&amp;zwnj;های پیشین این نشست شرکت داشته است گفت&amp;zwnj;وگویی کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دلیل غیبت فعالان حقوق زنان ایران در نشست امسال مقام زن سازمان ملل چه بود؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;رضوان مقدم-&lt;/strong&gt; فعالان حقوق زنان ایرانی به دلیل مسائل امنیتی در نشست امسال شرکت نداشتند. در سال&amp;zwnj;های ٢٠١٠ و ٢٠١١ هم که فعالان ایرانی در این نشست شرکت کرده بودند، پس از بازگشت به ایران با دستگیری&amp;zwnj;ها و مزاحمت&amp;zwnj;های نیروهای امنیتی روبه&amp;zwnj;رو شده بودند و به همین دلیل امسال کسی از ایران در این نشست شرکت نکرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا این امکان نبود که برخی از فعالانی که در خارج از کشور زندگی می&amp;zwnj;کنند به نمایندگی از زنان داخل ایران در این نشست شرکت کنند؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فعالان حقوق زنان در خارج از کشور، به این دلیل در این نشست حضور نداشتند که ما شرکت در این نشست را به عنوان یک حق برای زنان ایرانی قائل هستیم و حاکمیت هم باید این حق را برای آنها قائل باشد تا بتوانند در کلیه نشست&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی شرکت کنند. حضور نمایندگان و فعالان حقوق زنان مقیم خارج از کشور در این اجلاس می&amp;zwnj;توانست به مثابه یک مسکن باشد، اما مشکل را حل نمی&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;128&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/rezvan.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شرکت در نشست مقام زن سازمان ملل حقی است برای زنان کشورهای مختلف و این حق باید محفوظ باشد تا زنان این کشور&amp;zwnj;ها بدون هیچ فشار و مزاحمتی بتوانند در چنین نشست&amp;zwnj;هایی شرکت کنند&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این در حالی است که مشکل عدم امنیت زنان فعال در داخل ایران باید حل شود. فلسفه نشست سی&amp;zwnj;.اس&amp;zwnj;.دبلیو این است که وضعیت زنان را برای ارتقای وضعیت آنان مورد بررسی قرار دهند و برای همین کسانی باید در آن شرکت کنند که در داخل کشور&amp;zwnj;ها فعالیت می&amp;zwnj;کنند و وضعیت را از نزدیک مشاهده می&amp;zwnj;کنند و می&amp;zwnj;توانند نتیجه مشاهدات خود و مشکلات زنان در آن جوامع را با دیگر زنان فعال در سراسر جهان در میان بگذارند. این نشست حقی است برای زنان کشورهای مختلف و این حق باید محفوظ باشد تا زنان این کشور&amp;zwnj;ها بدون هیچ فشار و مزاحمتی بتوانند در چنین نشست&amp;zwnj;هایی شرکت کنند. بنابراین شرکت زنان ایرانی خارج از کشور به نوعی می&amp;zwnj;تواند سر پوش گذاشتن روی عدم امنیتی باشد که در ایران وجود دارد. به همین دلیل ما حضور فعالان زنان خارج از کشور را در این اجلاس، مفید ارزیابی نکردیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;با توجه به اینکه زنان ایرانی در این نشست حضور نداشتند، آیا برنامه&amp;zwnj;ای از سوی آن&amp;zwnj;ها برای این نشست تهیه شده بود؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروهی از فعالان زن که در سال&amp;zwnj;های ٢٠٠٩، ٢٠١٠ و ٢٠١١ در این نشست&amp;zwnj;ها شرکت کرده بودند و من نیز بین آنها بودم، امسال تصمیم گرفتند با یک کار جمعی، مشکل عدم امنیت زنان ایرانی برای شرکت در چنین نشست&amp;zwnj;هایی را مطرح کنند. در این نشست میزگردی بود که فعالان کشورهای دیگر و نمایندگان سازمان&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی مختلف در حمایت از زنان ایرانی مسائلی را مطرح کردند و این رفتار تبعیض&amp;zwnj;آمیز نسبت به زنان محکوم شد که بسیار موفق نیز بود. سی&amp;zwnj;.اس.دبلیو وب&amp;zwnj;سایتی دارد که فعالیت&amp;zwnj;های این نشست را منتشر می&amp;zwnj;کنند و اخبار مربوط به این مسئله در آنجا هم منتشر شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید این نکته را اضافه کنم که هرساله حاکمیت ایران نمایندگانی را می&amp;zwnj;فرستد که هم نمایندگان دولتی هستند و هم با نام سازمان&amp;zwnj;های غیر دولتی که در واقع وابسته به دولت هستند و مستقل نیستند به راحتی می&amp;zwnj;آیند و در این جلسات شرکت می&amp;zwnj;کنند و محدودیت&amp;zwnj;های اعمال شده از سوی حاکمیت فقط برای فعالان واقعی زنان و سازمان&amp;zwnj;های غیر دولتی حقیقی است و این فعالان مستقل هستند که با بازجویی&amp;zwnj;ها و بازداشت&amp;zwnj;ها مواجه می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;با توجه به مسائل پیش آمده، ادامه این روند را چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرکت در این اجلاس حق فعالان زن است. از زمان تاسیس این سازمان تاکنون زنان از کشورهای مختلف، به این نشست&amp;zwnj;ها آمده&amp;zwnj;اند و مشکلاتی از این دست عموماً برای زنانی پیش می&amp;zwnj;آید که در کشور&amp;zwnj;های غیر دموکراتیک زندگی می&amp;zwnj;کنند و دولت&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان اجازه نمی&amp;zwnj;دهند زنان فرا&amp;zwnj;تر از امکانی که دولت برای&amp;zwnj;شان ایجاد کرده است گام بردارند. سال ١٩٩۵ در پکن ١٢ محور نگران&amp;zwnj;کننده برای زنان بررسی شد و دولت&amp;zwnj;ها موظف شده&amp;zwnj;اند که این ١٢ محور را رعایت کنند تا به توسعه&amp;zwnj;یافتگی برسند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایران خود یکی از امضاکنندگان همین بیانیه بوده است، اما پایبند به این بیانیه نبوده است؛ به&amp;zwnj;طور مثال ما در سال ٢٠١١ گزارش ١۵ سال وضعیت زنان ایران را ارائه دادیم و هیچ مطلب خلاف و غیرواقع هم عنوان نشده بود و فقط راهکار&amp;zwnj;&amp;zwnj;های&amp;zwnj;مان را برای بهبود این وضعیت ارائه کردیم، اما چنین برخوردی با آن صورت گرفت. این در حالی است که این نهاد&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی برای ضرورتی به وجود آمده&amp;zwnj;اند و شرکت در این اجلاس&amp;zwnj; می&amp;zwnj;تواند به ایجاد تعامل بین زنان این کشور&amp;zwnj;ها کمک کند. از سوی دیگر این سازمان&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانند دولت&amp;zwnj;ها را مجبور به انجام کارهایی کنند که وضعیت این زنان را بهبود ببخشد. در نتیجه نه تنها این نشست&amp;zwnj;ها مثبت هستند بلکه حضور فعالان حقوق زنان کشورهای مختلف در این نشست&amp;zwnj;ها ضروری است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/03/05/11667#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10100">رضوان مقدم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%D9%84">سازمان ملل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10101">نشست مقام زن</category>
 <pubDate>Mon, 05 Mar 2012 12:41:45 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">11667 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تن‌فروشی، موافقت‌ها و مخالفت‌ها</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/28/9407</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/28/9407&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سوده راد و مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/1_19.jpg?1325279659&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;سوده راد و مهسا صارمی - تن&amp;zwnj;فروشی و روسپی&amp;zwnj;گری یکی از موضوعاتی است که از قرن هجدهم میلادی تاکنون گروه&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های مختلف فعالان حقوق بشر، کنشگران حقوق زنان و فمینیست&amp;zwnj;ها بر سر آن اختلاف نظر داشته&amp;zwnj;اند. درحال حاضر در بیشتر کشورهای جهان و به&amp;zwnj;خصوص کشورهای پیشرفته، شغل کارگری جنسی به رسمیت شناخته نمی&amp;zwnj;شود و قوانین، بسته به کشور&amp;zwnj;ها و ایالت&amp;zwnj;ها، جریمه و محکومیت&amp;zwnj;هایی برای شخصی که بدنش را در اختیار دیگری قرار می&amp;zwnj;دهد، پاانداز&amp;zwnj;ها یا مشتریان این خدمات درنظر گرفته است. بنابراین تشکیل و فعالیت اتحادیه&amp;zwnj;های کارگران جنسی در این کشور&amp;zwnj;ها حتی قابل تصور هم نیست. این در حالی است که برخلاف انتظار در برخی از کشورهای اسلامی مانند تونس کارگران جنسی مالیات پرداخت می&amp;zwnj;کنند و ماهیانه آزمایش&amp;zwnj;های پزشکی ویژه&amp;zwnj;ای را پشت&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;گذارند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در راستای حمایت از زنان تن&amp;zwnj;فروش و منع خشونت علیه آنها از سال ۲۰۰۳ روز ۱۷ دسامبر روز جهانی مبارزه علیه خشونت نسبت به زنان تن&amp;zwnj;فروش اعلام شده است. این روز به یاد ۹۰ زنی که در سال&amp;zwnj;های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ قربانی قتل&amp;zwnj;های سریالی در گرین ریور سیاتل بودند، نامگذاری شده است. اکثر زنانی که توسط قاتل آمریکایی بود به قتل رسیدند، زنان تن&amp;zwnj;فروش بودند. از سال ۲۰۰۳ تا امروز هرساله کارگاه&amp;zwnj;هایی برای منع خشونت علیه زنان روسپی در برخی کشور&amp;zwnj;ها برگزار می&amp;zwnj;شود.[۱]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سال ۱۹۹۹ در سوئد و از سال ۲۰۰۹ در نروژ و ایسلند قانون مجازات مشتریان تن&amp;zwnj;فروشی تصویب شده است. در بسیاری کشور&amp;zwnj;ها همچون ترکیه، آلمان، دانمارک، ایتالیا، یونان، هلند، اتریش، سوئیس، بلژیک، برزیل، آرژانتین، کاستاریکا، کانادا، نیوزیلند و استرالیا روسپی&amp;zwnj;گری و تن&amp;zwnj;فروشی آزاد و تحت پوشش قوانین است. در ایالت نوادا آمریکا روسپی&amp;zwnj;گری و تن&amp;zwnj;فروشی با وجود محدودیت&amp;zwnj;ها آزاد و در انگستان هم روسپی&amp;zwnj;گری آزاد و بلامانع اما تبلیغ برای آن در اماکن عمومی ممنوع است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به تازگی در پی فراخوانی که ۳۷ انجمن و گروه برابری&amp;zwnj;خواه جنسیتی در فرانسه امضا کردند مجلس ملی فرانسه قانون &amp;quot;منع سیستم تن&amp;zwnj;فروشی&amp;quot; را با اکثریت آرا تصویب کرده است. پس ازاجرایی شدن این قانون مشتریان &amp;quot;خدمات جنسی&amp;quot; به حداکثر دوماه حبس و پرداخت سه هزار و هفتصد و پنجاه یورو جریمه نقدی محکوم می&amp;zwnj;شوند. در پی تصویب این قانون که در آن به وضوح از کسانی که به تن&amp;zwnj;فروشی اشتغال دارند به عنوان &amp;quot;قربانیان سیستم تن&amp;zwnj;فروشی&amp;quot; یاد شده، راهکارهای حمایتی، اقتصادی، اجتماعی و درمانی و پرشکی نیز در نظر گرفته شده &amp;zwnj;است و هدف اصلی آن مبارزه با شبکه&amp;zwnj;های قاچاق انسان و برده&amp;zwnj;داری جنسی است. از میان این راهکار&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توان به درنظر گرفتن تسهیلاتی جهت ارائه کارت اقامت و اجازه کار در فرانسه به این افراد اشاره کرد. آن&amp;zwnj;ها همچنین می&amp;zwnj;توانند علیه پاانداز&amp;zwnj;ها شکایت کنند.[۲]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;285&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/2_13.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این &amp;zwnj;که در خرید و فروش خدمات جنسی هم زنان و هم مردان اشتغال دارند، اما بیشترین شمار عرضه&amp;zwnj;کنندگان خدمات جنسی را زنان تشکیل می&amp;zwnj;دهند و استفاده&amp;zwnj;کنندگان یا مشتریان این خدمات نیز عموماً مردان هستند. مردان شاغل در این بازار سهم بسیار کمتری را به خود اختصاص داده&amp;zwnj;اند و بیشتر آن&amp;zwnj;ها هم به عنوان گردانندگان باند&amp;zwnj;ها یا پاانداز مشغولند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تن&amp;zwnj;فروشی و حق مالکیت بر بدن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از کنشگران حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق کودک و به&amp;zwnj;طور کلی گروه&amp;zwnj;های برابری&amp;zwnj;خواه روسپی&amp;zwnj;گری را نوعی خشونت علیه زنان می&amp;zwnj;دانند و با قانونی شدن آن به هر نحوی مبارزه می&amp;zwnj;کنند. به همین دلیل است که حتی استفاده از کلمه &amp;quot;کارگر جنسی&amp;quot; احساسات و خشم آن&amp;zwnj;ها را برمی&amp;zwnj;انگیزد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی پدیده روسپی&amp;zwnj;گری و چگونگی برخورد با آن به عنوان یک شغل بر اساس دو نوع دیدگاه شکل می&amp;zwnj;گیرد: مدل کارگرجنسی و مدل خشونت علیه زنان که اصطلاح &amp;quot;کارگر جنسی&amp;quot; را سرپوشی برای خشونت&amp;zwnj;های جنسی و روانی می&amp;zwnj;دانند. گروهی قانونی کردن شغل کارگران جنسی را قانونی کردن خشونت علیه زنان و نابرابری&amp;zwnj;های جنسیتی می&amp;zwnj;دانند. آن&amp;zwnj;ها برای ساختن جامعه&amp;zwnj;ای برابر، نه تنها مهیاکنندگان و مشتریان این خدمات را مجرم می&amp;zwnj;دانند بلکه برای کسانی که خود را برای لذت جنسی در اختیار دیگران قرار می&amp;zwnj;دهند، امنیت جانی و امکانات بهداشتی و سلامتی را لازم می&amp;zwnj;دانند. این امکانات تنها به استفاده از کاندوم هنگام آمیزش خلاصه نمی&amp;zwnj;شود و حق انتخاب نوع برقراری رابطه باید جزو حقوق آن&amp;zwnj;ها باشد. این درحالی است که عده&amp;zwnj;ای دیگر معتقدند وجود بازار و صنعت کارگر جنسی، خود تأمین&amp;zwnj;کننده برابری جنسیتی است. آن&amp;zwnj;ها بر این باورند که حق مالکیت زن و انسان بر بدن خویش، این حق را به او می&amp;zwnj;دهد که هر عضو از بدن خود را به فروش بگذارد و در ازای خدماتی که با مغز، دست و پا و یا آلت جنسی خود ارائه می&amp;zwnj;دهد درآمد داشته باشد. تفاوت این دو نگاه در نتیجه عملی آن&amp;zwnj;ها است: قانونی کردن کارجنسی انسان&amp;zwnj;های بیشتری را به این روش درآمد جذب می&amp;zwnj;کند و خشونت&amp;zwnj;های جنسیتی را به ویژه بر زنان افزایش می&amp;zwnj;دهد و غیر قانونی بودن آن، زنان و مردان بیشتری را از دامنه این خشونت&amp;zwnj;ها در امان می&amp;zwnj;دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موافقان و مدافعان روسپی&amp;zwnj;گری معتقدند که مالکیت انسان بر بدن خویش این اجازه را به او می&amp;zwnj;دهد که از بدن خود در هر راهی و هر طور که می&amp;zwnj;خواهد استفاده کند. آن&amp;zwnj;ها بر این باورند که هرگاه فردی نیاز به خدمات تخصصی همچون پزشکی، مکانیکی و مهندسی داشته باشد، برایش مهم نیست چه کسی آن کار تخصصی را انجام خواهد داد، بلکه صرفاً نیاز به آن خدمات مهم است. برخی از آنان معتقدند مخالفان که برای غیر قانونی کردن تن فروشی تلاش می&amp;zwnj;کنند، در واقع موقعیت زنان تن فروش را به خطر می&amp;zwnj;اندازند و برای آن&amp;zwnj;ها خطراتی را ایجاد می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;موافقان قانون&amp;zwnj;های مجازات مشتریان &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فمینیست&amp;zwnj;های مخالف با نظام روسپی&amp;zwnj;گری می&amp;zwnj;گویند تن فروشی را باید شکلی از خشونت علیه زنان تلقی کرد و نباید در جوامع قانونی شود. گروهی از آن&amp;zwnj;ها اعتقاد دارند تعداد کسانی که آگاهانه شغل تن&amp;zwnj;فروشی را انتخاب کرده&amp;zwnj;اند نسبت به کسانی که به اجبار به این کار روی آورده&amp;zwnj;اند بسیار کم است. آن&amp;zwnj;ها اذعان می&amp;zwnj;دارند از سویی &amp;quot;انتخاب شغل&amp;quot; باید آزادانه و بر مبنای ارزشگذاری&amp;zwnj;های منطقی بین حداقل دو شغل انجام گیرد، در حالی&amp;zwnj;که بسیاری از تن&amp;zwnj;فروشان در عمل انتخاب دیگری جز تن دادن به &amp;quot;ارائه خدمات جنسی&amp;quot; ندارند. از سویی دیگر &amp;quot;لذت و رضایت&amp;quot; را دو عنصر اصلی برای برقراری رابطه جنسی برابر می&amp;zwnj;دانند و هر دو این عناصر را در روابط مبنی بر فروش خدمات جنسی غایب می&amp;zwnj;بینند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم&amp;zwnj;چنین مخالفان تن&amp;zwnj;فروشی معتقدند اثرات منفی این کار تا درازمدت بر جسم و روان این زنان باقی می&amp;zwnj;ماند. تن&amp;zwnj;فروشی فعالیتی است که منجر به آسیب&amp;zwnj;های روانی و جسمی، اضطراب، استرس، افسردگی، روی آوردن به الکل و مواد مخدر و اعتیاد، اختلال در خوردن و امکان آسیب&amp;zwnj;رسانی به بدن خویش می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به شهادت بسیاری از افرادی که پیشتر به تن&amp;zwnj;فروشی اشتغال داشته&amp;zwnj;اند، در زمان برقراری رابطه جنسی احساس می&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;اند روح&amp;zwnj;شان از بدن&amp;zwnj;شان جدا شده است و هیچ دردی را حس نمی&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;اند. علاوه بر این خشونت و عدم رضایت در برقراری ارتباط جنسی، مشتری با آن&amp;zwnj;ها مانند کالایی برخورد می&amp;zwnj;کند که بهای آن را پرداخته است و به خود اجازه می&amp;zwnj;دهد هر خشونت فیزیکی را بر او روا دارد و نه تنها نیازهای جنسی خود را تأمین کند، بلکه فانتزی&amp;zwnj;های جنسی را که اکثراً از طریق فیلم&amp;zwnj;های پورنوگرافیک آموزش داده شده&amp;zwnj;اند و سرشار از خشونت نیز هستند عملی کند. اکثر این فانتزی&amp;zwnj;ها بر سلطه مردان بر زنان بنا نهاده شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امین بزرگیان، روزنامه&amp;zwnj;نگار و تحلیل&amp;zwnj;گر مسائل اجتماعی در شرح ماهیت تن&amp;zwnj;فروشی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در عمل تن&amp;zwnj;فروشی دو میدان اجتماعی به هم پیوند می&amp;zwnj;خورند، یکی تمایلات و رابطه جنسی. دیگری اقتصاد و پول که در هردوی این میدان&amp;zwnj;ها قدرت در اختیار مردان، به معنای ساختار مردسالارانه است و یک قدرت سازماندهی شده تاریخی قابل توجه ضد زنان وجود دارد. ساختار این دو میدان نیز پر از نابرابری و سرکوب است. با این مقدمه ما می&amp;zwnj;توانیم بفهمیم که چرا نظام تن&amp;zwnj;فروشی، نظامی مالامال از سرکوب، ستم، قدرت و مردسالاری است. زیرا تواماً میراث دار دو قدرت اجتماعی، هم تمایلات جنسی و هم پول است. از این طریق ما می&amp;zwnj;توانیم به ماهیت نظام تن&amp;zwnj;فروشی پی ببریم. مسئله دیگر این است که در این نظام تن&amp;zwnj;فروشان حامل این نظام هستند؛ مانند کارگرانی که حامل نظام تولید هستند، روسپیان و نظام روسپی&amp;zwnj;گری دو چیز مجزا هستند، گرچه آنان کاربران و راه برندگان این نظام هستند اما این باعث نمی&amp;zwnj;شود که نظام تن&amp;zwnj;فروشی را معادل تن&amp;zwnj;فروشان بدانیم. نظام تن&amp;zwnj;فروشی چیزی بزرگ&amp;zwnj;تر و فرا&amp;zwnj;تر از تن&amp;zwnj;فروشان است. این قوانین که خواست قانونگذاران است به جای افزایش فشار و محدودیت بر نظام و ساختار تن&amp;zwnj;فروشی، فشار را بر تن&amp;zwnj;فروشان افزایش می&amp;zwnj;دهد و روسپی&amp;zwnj;ها در این میان تحت تاثیر این قانون قرار می&amp;zwnj;گیرند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بزرگیان در ادامه می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;نظام تن&amp;zwnj;فروشی ذاتاً یک ساختار خشونت&amp;zwnj;وار است. در نظام تن&amp;zwnj;فروشی نوعی از تجاوز رخ می&amp;zwnj;دهد و این تجاوز از طریق پول انجام می&amp;zwnj;گیرد. پول در این میان جرمی که مردان مرتکب می&amp;zwnj;شوند را کمتر می&amp;zwnj;کند، گویی پول شکل مجرمانه این عمل را از بین ببرد. به هیچ عنوان نباید اشکالی از باج دادن به نظام تن&amp;zwnj;فروشی وجود داشته باشد، از روسپیان به عنوان کارگران این نظام که ساختار اقتصادی و نظام مردسالاری آن&amp;zwnj;ها را به این کار واداشته است، می&amp;zwnj;شود دفاع کرد اما این به معنای دفاع از نظام روسپی&amp;zwnj;گری نیست.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مخالفان قانون&amp;zwnj;های مجازات مشتریان &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهشید راستی، فمینیست و فعال حقوق زنان ساکن سوئد که در سال ۱۹۹۹ از حامیان و طرفداران تصویب قانون محکومیت خریداران خدمات جنسی بوده است در مورد این قانون و تاثیرات آن می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;از تاثیرات مثبت این قانون برداشتن جرم از دوش زن تن&amp;zwnj;فروش است. این قانون با تأکید بر جرم&amp;zwnj;زدایی از تن&amp;zwnj;فروشی و مجرم دانستن خریداران و دلالان سکس، چهره دیگری به تجارت سکس در سطح اجتماعی داد که با چهره&amp;zwnj;ای که از نظر سنتی در جامعه وجود داشت متفاوت بود و من از این نظرهم&amp;zwnj;چنان با این قانون همراه و موافق هستم که تن&amp;zwnj;فروش را چه زن و چه مرد باشد، مجرم نمی&amp;zwnj;شناسد بلکه به&amp;zwnj;طور کلی تجارت سکس، خرید و دلالی سکس را جرم به شمار می&amp;zwnj;آورد. هرچند که من امروز، برخلاف زمان تصویب این قانون، چندان با مسئله جرم انگاشتن خرید سکس هم موافق نیستم، چرا که فکر می&amp;zwnj;کنم به نوعی بیشتر از اینکه نگاه قضایی به این تجارت بدهد، نگاهی اخلاقی را در این زمینه باب می&amp;zwnj;کند که در این نگاه اخلاقی هم&amp;zwnj;چنان تن&amp;zwnj;فروش است که مورد قضاوت قرار می&amp;zwnj;گیرد، هرچند که قانون او را مجرم نشناسد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهشید راستی در ادامه می&amp;zwnj;گوید که از دید وی و با آماری که در دست دارد تصویب این قانون به تقلیل خرید و فروش سکس در سوئد کمکی نکرده است. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در سال ۲۰۱۰ ارزیابی&amp;zwnj;هایی روی این قانون صورت گرفت که پس از اعلام نتایج آن بسیاری از فعالان در این زمینه اعتراض کردند. زیرا این ارزیابی با اصول آکادمیک ارزیابی&amp;zwnj;های مصوبات اجتماعی انطباق نداشته است تا جایی که حتی محققان اجتماعی مختلفی آن را یک رسوایی بزرگ می&amp;zwnj;نامیدند. این ارزیابی در تلاش این بود که نشان دهد قانون تصویب شده راهکاری مفید بوده و نتیجه داده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;یکی از پایه&amp;zwnj;های این ارزیابی میزان کاهش فحشای خیابانی در شهرهایی بزرگ سوئد مانند یوته&amp;zwnj;بوری، مالمو و استکهلم بود. در حالی که اگر فحشا از خیابان&amp;zwnj;ها جمع شده، عمدتاً دال بر تنزل این تجارت در سطح جامعه نیست بلکه شکل ارائه خدمات جنسی تغییر کرده است. امروزه در سوئد راه&amp;zwnj;های مختلفی برای خرید و فروش سکس وجود دارد. سکس پارتی&amp;zwnj;ها و استریپ کلاب&amp;zwnj;ها و سایت&amp;zwnj;های اینترنتی. خرید و فروش سکس طبق آمار&amp;zwnj;های اجتماعی به شدت افزایش پیدا کرده&amp;zwnj;اند ولی در ارزیابی قانون این افزایش بسیار کمرنگ مورد اشاره قرار گرفته بود و اشاره&amp;zwnj;ای به آمار استریپ کلاب&amp;zwnj;ها، سکس پارتی&amp;zwnj;ها، سایت&amp;zwnj;های خرید و فروش سکس که یکی از فاکتورهایی تعیین کننده در نتیجه ارزیابی بودند، نشده بود. زمانی که از سکس مخفی در سوئد صحبت می&amp;zwnj;کنیم نمی&amp;zwnj;توانیم منبع آمارمان را گزارش پلیس و کاهش فحشای خیابانی قرار دهیم. دختران جوان به شکل برده&amp;zwnj;های جنسی ازکشورهای شرقی اروپا مانند لیتوانی به سوئد آورده می&amp;zwnj;شوند و بدون پاسپورت در خانه&amp;zwnj;های مخفی نگهداشته می&amp;zwnj;شوند؛ خانه&amp;zwnj;هایی که پلیس هم از وجود آنان بی&amp;zwnj;خبر است. به این دلیل نتایج این ارزیابی غیر واقعی تلقی شده و ارزیابی مورد انتقاد محققان اجتماعی و فعالان حوزه زنان قرار گرفته بود.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;129&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/3_11.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جامعه مردسالار و معاملات جنسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی تن&amp;zwnj;فروشی در جامعه&amp;zwnj;ای پذیرفته می&amp;zwnj;شود، این جامعه ناخودآگاه از خود در زمینه تأمین امنیت فردی در حوزه خشونت&amp;zwnj;های جنسی سلب مسئولیت می&amp;zwnj;کند. شیوع این تفکر در هر جامعه باعث می&amp;zwnj;شود مردان حق تعرض به زنی را که در ازای مبلغی پول بدست آورده&amp;zwnj;اند برای خود قائل شوند و این تفکر تا آنجا پیش می&amp;zwnj;رود که به هر زنی به عنوان یک کالای قابل خرید نگاه &amp;zwnj;کنند. تعداد زنان تن&amp;zwnj;فروش همواره بسیار بیشتر از مردان روسپی بوده است که این خود گواهی بر این است که این حرفه به نابرابری زنان و مردان دامن زده و خشونتی علیه زنان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تجربه و آمار رسمی نشان می&amp;zwnj;دهد در کشورهایی چون آلمان و بلژیک که از لحاظ قانونی برای تن&amp;zwnj;فروشی ساز و کارهایی پیش&amp;zwnj;بینی شده است، نه از آمار تجاوز و خشونت علیه زنان کاسته شده و نه بر شمار قراردادهای رسمی تن&amp;zwnj;فروشی افزوده شده است. این در حالی است که هر روز به شمار دختران نابالغ یا بسیار جوانی که برای این کار از کشورهای شرق اروپا می&amp;zwnj;آیند و مراکز &amp;quot;ارائه خدمات جنسی&amp;quot; افزوده می&amp;zwnj;شود. حتی اگر آثار و رد پای تن&amp;zwnj;فروشی که از آن به قدیمی&amp;zwnj;ترین شغل جهان یاد می&amp;zwnj;شود در همه ادوارتاریخی دیده شود، امکان توقف آن همچون بسیاری دیگر از سنت&amp;zwnj;ها و اعمال خشن و کهن هست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;کارگران جنسی در ایران &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به دلیل دشواری تحقیق درباره زنان روسپی و عدم تمایل مسئولان برای رسیدگی به وضعیت این زنان تا به حال آمار دقیقی از زنان تن فروش و کارگران جنسی در ایران به دست نیامده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته حبیب&amp;zwnj;الله فرید، مدیر امور آسیب&amp;zwnj;دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی براساس آماری که به تازگی سازمان بهزیستی اعلام کرده است، زنان تن فروش دو گروه را تشکیل می&amp;zwnj;دهند. حبیب&amp;zwnj;الله فرید این دو گروه را این چنین تقسیم&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;گروه اول صرفاً به خاطر مسائل اقتصادی به این چرخه وارد می&amp;zwnj;شوند و با بحث&amp;zwnj;های حمایتی و توانمندسازی اقتصادی می&amp;zwnj;توان آنان را از این چرخه خارج کرد. گروه دوم افرادی هستند که میزان درآمد متوسطی دارند و برای افزایش کیفیت زندگی و مادیات این کار را انجام می&amp;zwnj;دهند و در مورد این گروه انگیزه&amp;zwnj;ها صرفاً اقتصادی نیست و باید روی تغییر نگرش&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;های این افراد سرمایه گذاری کرد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی هم&amp;zwnj;چنین درباره آخرین تغییرات الگوی زنان تن&amp;zwnj;فروش می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;بیش از ۵۰ درصد کارگران جنسی در این تحقیق زنان متأهل هستند و اغلب افرادی که در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته&amp;zwnj;اند افرادی از طبقه متوسط جامعه هستند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرید هم&amp;zwnj;چنین یادآور می&amp;zwnj;شود: &amp;quot;کارگران جنسی در مثلثی به سر می&amp;zwnj;برند که روسپی&amp;zwnj;گری، اعتیاد و خشونت اضلاع آن هستند و آنان مصون از تمام این مسائل نیستند.&amp;quot;[۳]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دهه هفتاد شمسی به دلیل تحولات سیاسی و اقتصادی در ایران مسائل اجتماعی و فرهنگی از دید مسئولان دور ماند و به آن پرداخته نشد. در این میان جامعه&amp;zwnj;شناسان و مسئولان مربوط نیز سخنی از زنان روسپی به میان نیاوردند تا تلنگری به جامعه اخلاق&amp;zwnj;محور و ارزش&amp;zwnj;گرای ایران وارد نشود. تا دهه هشتاد مسئولان و پژوهشگران هنوز نامی مناسب برای نامیدن زنان تن&amp;zwnj;فروش و روسپی انتخاب نکرده بودند و آنان را &amp;quot;زنان ویژه&amp;quot; می&amp;zwnj;نامیدند، از دهه هشتاد به بعد زنان روسپی را &amp;quot;زنان آسیب دیده&amp;quot; خطاب می&amp;zwnj;کردند و پس از سری قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای زنان روسپی کم&amp;zwnj;کم رسانه&amp;zwnj;ها نیز به این پدیده اجتماعی پرداختند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع زنان تن&amp;zwnj;فروش همیشه در لایه&amp;zwnj;های پنهان جامعه ایران جای گرفته است و به همین دلیل هیچ&amp;zwnj;وقت آمار دقیقی از تعداد این زنان و وضعیت آنان به دست نیامده است. فقر اقتصادی و فرهنگی، بیکاری و معضلات اقتصادی از دلایلی است که باعث افزایش گرایش زنان به روسپی&amp;zwnj;گری می&amp;zwnj;شود. همچنین از دید برخی کار&amp;zwnj;شناسان تجمل&amp;zwnj;گرایی و میل به افزایش سطح رفاه یکی دیگر از دلایلی است که زنان به خاطر آن به تن&amp;zwnj;فروشی روی می&amp;zwnj;آورند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رنه کوئینگ، جامعه&amp;zwnj;شناس سوئیسی نظریه&amp;zwnj;ای را بیان می&amp;zwnj;کند که دلایل روی آوردن روزافزون زنان به تن&amp;zwnj;فروشی را کامل می&amp;zwnj;کند. وی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;فقر به تنهایی یک عامل ثبات&amp;zwnj;بخش است، اما اگر در مقابل فقر تصویر ثروت و یا آرزوهای بلند پروازانه رفاه ارائه شوند در آن صورت فقر غیر قابل تحمل می&amp;zwnj;شود و در آن صورت رفتارهای انحرافی و نارضایتی اجتماعی رشد می&amp;zwnj;کند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان&amp;zwnj;طور که امان&amp;zwnj;الله قرایی&amp;zwnj;اقدم، آسیب&amp;zwnj;شناس پیشتر به خبرآنلاین گفته است: &amp;quot;همانطور که می&amp;zwnj;دانید فرهنگ دولایه دارد؛ یک لایه ظاهری است که می&amp;zwnj;بینیم و یک لایه پنهانی. موضوع زنانی خیابانی لایه پنهانی جامعه است؛ یعنی هیچکس نمی&amp;zwnj;تواند در کشور آمار دقیقی را از این زنان بدهد. پس این موضوع پنهان است و دلیلش هم این است که اگر برملا شود نتیجه&amp;zwnj;اش سنگسار و زندان و... است و این طبیعی است که این زنان تمام سعی خودشان را بکنند تا حضورشان را رخ مسئولان نکشند.&amp;quot;[۴]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه ایران همواره سکوت حول مسئله تن&amp;zwnj;فروشی حاکم بوده است. گویا کسی تمایلی ندارد از وضعیت آن&amp;zwnj;ها بداند و راهکارهای پیش&amp;zwnj;گیرنده و سیستم&amp;zwnj;های حمایتی سلامتی و بهداشتی، تسهیلات اسکان و حمایت&amp;zwnj;های روان&amp;zwnj;شناسی را در اختیار آنان قرار دهد، تا این زنان بتوانند به جامعه برگردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم تمایل به دانستن درباره زنان روسپی و نقص رسیدگی&amp;zwnj;ها به زنان تن&amp;zwnj;فروش و آسیب&amp;zwnj;دیده در کشور همواره مسائل آنان را به مسائلی ممنوع و تابو تبدیل کرده است. همین امر باعث می&amp;zwnj;شود که پرداختن به این موضوع دشوار و پیچیده&amp;zwnj;تر شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/International_Day_to_End_Violence_Against_Sex_Workers&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;International Day to End Violence Against Sex Workers&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.abolition2012.fr/&quot;&gt;&amp;nbsp;abolition 2012&lt;/a&gt; .۲&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. &lt;a href=&quot;http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1907384&quot;&gt;ایسنا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;۴. &lt;a href=&quot;http://www.khabaronline.ir/news-159046.aspx&quot;&gt;خبرآنلاین&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/28/9407#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7939">تن‌فروشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8391">خدمات جنسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8388">روسپی‌گری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2706">سوده راد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8389">مالکیت بر بدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8390">کرامت انسانی</category>
 <pubDate>Wed, 28 Dec 2011 15:18:16 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">9407 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>زنان قربانی، روایتگر خشونت‌های خانگی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/08/8877</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/08/8877&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/091.jpg?1323373904&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;مهسا صارمی -&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;خشونت علیه زنان مرز نمی&amp;zwnj;شناسد. دایره این خشونت فقط گریبان زنان طبقه پایین و فقیر جامعه را نگرفته بلکه روایت&amp;zwnj;های موجود از خشونت بیانگر این حقیقت تلخ است که زنان دارای تحصیلات عالیه از طبقه متوسط و غنی جامعه نیز تجربه&amp;zwnj;های بسیاری از خشونت&amp;zwnj;های جنسی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:&lt;br /&gt;
embed&quot;&gt;&lt;span style=&quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;تاکنون در بیشتر موارد واکنش&amp;zwnj;های زنان در برابر خشونت&amp;zwnj;هایی که برآنها روا داشته شده با سکوت و واکنش&amp;zwnj;های انفعالی چون خودکشی، خودسوزی و واکنش&amp;zwnj;های مشابه همراه بوده است، اما در ماه مارس سال گذشته و در آستانه روز جهانی زن در فضای مجازی وب سایتی به نام &amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;a href=&quot;http://www.experienceofresistance.com/&quot;&gt;&lt;span style=&quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;تجربه مقاومت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style=&quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;&amp;quot; (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;experience of resistance&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;) راه اندازی شد که جلوه&amp;zwnj;ای دیگر از واکنش&amp;zwnj;های زنان را نشان داد. این وب&amp;zwnj;سایت روایت&amp;zwnj;گر تصویری کارگاه&amp;zwnj;هایی بود که شماری از زنان در تهران و شهرهای دیگر ایران تشکیل دادند. این زنان با به تصویر کشیدن اشیایی که یادآور خشونت علیه آنها بود، خشونت&amp;zwnj;های موجود در زندگی&amp;zwnj;شان را روایت کردند. در این سایت، تکه&amp;zwnj;هایی از تجربه&amp;zwnj;ها و دیدگاه&amp;zwnj;های زنان ایرانی درباره خشونت گردآوری شده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;دست&amp;zwnj;نوشته&amp;zwnj;های آنها از انواع خشونت&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد که اگرچه عامل خشونت در این مقطع زمانی از بین رفته اما نمادهایی مانند کتری، ماهیتابه، سیب زمینی و تخت خواب هنوز در ته&amp;zwnj;مانده&amp;zwnj;های خاطرات آن&amp;zwnj;ها باقی مانده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;سالروز منع خشونت علیه زنان را پشت سر گذاشتیم. به این بهانه با محمود کشاورز، پژوهشگر حوزه طراحی و سیاست که یکی از دست&amp;zwnj;اندرکاران راه&amp;zwnj;اندازی این سایت است، گفت&amp;zwnj;وگو کرده&amp;zwnj;ایم و او از انگیزه ایجاد رابطه میان طراحی و تجربه&amp;zwnj;های خشونت زنان گفته است.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;محمود کشاورز&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span&gt;: من در ایران در رشته طراحی صنعتی تحصیل کرده&amp;zwnj;ام، اما به موازات این رشته، همانند بسیاری از هم&amp;zwnj;نسلانم به علوم اجتماعی و علوم سیاسی هم علاقه&amp;zwnj;مند بودم. بنابراین در همان روزهای آغازین تحصیل در این رشته همواره به دنبال رابطه جریان&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی با طراحی بودم. به این خاطر به فکر تحصیل در رشته مرتبط با این موضوع در خارج از کشور افتادم و سرانجام در سوئد تحصیل در رشته طراحی تجربه&amp;zwnj;ها (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;experiences design&lt;/span&gt;&lt;span&gt;) را آغاز کردم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;10&quot; height=&quot;144&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; width=&quot;200&quot; vspace=&quot;10&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/mahmoud_keshavarz_staende.jpg&quot; /&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همکاران این پروژه از زنان شرکت&amp;zwnj;کننده خواسته بودند که اشیا و یا تصویر اشیایی را که برای آن&amp;zwnj;ها یادآور خشونت است در کارگاه ارایه کنند و سپس داستان آن را بنویسند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;به دلیل علاقه&amp;zwnj;ام به شناخت فرم&amp;zwnj;های گوناگون اجتماعی تلاش کردم که بدانم چگونه فرم&amp;zwnj;های جدید اجتماعی شکل می&amp;zwnj;گیرد و چطور گروه&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای جامعه می&amp;zwnj;توانند جامعه را از نو طوری سامان دهند که هم خود بتوانند فضای جامعه را طور دیگری تجربه کنند و هم آن&amp;zwnj;هایی که حاشیه&amp;zwnj;ای نبودند، بدانند که جامعه شکل&amp;zwnj;های دیگری هم می&amp;zwnj;تواند داشته باشد. این گروه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانند در جوامع مختلف و تحت تاثیر فضای باز یا بسته موجود در هر جامعه، زندگی کنند. شما چنین محدوده&amp;zwnj;ای را در جوامع دیکتاتوری نظامی و مذهبی می&amp;zwnj;بینید. در جوامع دموکراتیک نیز این گروه&amp;zwnj;ها همیشه جزو گروه&amp;zwnj;ها و اقلیت&amp;zwnj;هایی هستند که به حاشیه رانده شده&amp;zwnj;اند یا برچسب&amp;zwnj;های مختلفی به آنان زده می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;نگاه من به طراحی مربوط به نوعی از طراحی است که گروه&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای موجود در جامعه را بیشتر به حاشیه می&amp;zwnj;راند و از همین رو به این فکر افتادم که به عنوان یک پژوهشگر و نه یک طراح به گروه&amp;zwnj;های فعال جوامع مختلف بپیوندم. در واقع به دنبال تبادل دانش بودم. با توجه به شرایط موجود در آن زمان، میزان دسترسی&amp;zwnj;ها و موقعیت پروژه سرانجام به گروه فعالان زنان پیوستم و در آغاز با گروه&amp;zwnj;های فارسی&amp;zwnj;زبان ارتباط گرفتم. یکی از این گروه&amp;zwnj;ها در ایران و گروه دیگر در سوئد انتخاب شد. دقیقاً هر دوی این گروه&amp;zwnj;ها، گروه&amp;zwnj;هایی هستند که علیه وضعیت نابرابر در کشورشان مبارزه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;و بعد از مدتی سرانجام تصمیم قطعی اتخاذ شد و شما به اجتماع زنان فعال پیوستید؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;در یک دوره یک&amp;zwnj;ماهه دور هم جمع شدیم و دیدیم که اعضای کمپین یک میلیون امضا تجربه&amp;zwnj;های بسیاری از برگزاری کارگاه&amp;zwnj;های خشونت و نوشتن علیه خشونت دارند و خود نوشتن یک حرکت اجرایی علیه خشونت است. چراکه با فرایند نوشتن زنان می&amp;zwnj;توانستند تجربه&amp;zwnj;های خود را به اشتراک بگذارند و دیگر زنان را با خود همراه کنند. طراحی دارای رویکردهای مختلفی از جمله نوآوری اجتماعی، طراحی اجتماعی و طراحی اشتراکی است، اما در برخی از گروه&amp;zwnj;های فعال، برخی از طراحان نظرات تحمیلی خود را ارایه می&amp;zwnj;کنند و از آن گروه خارج می&amp;zwnj;شوند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;نگرانی من این بود که این موضوع با اساس پروژه در تضاد باشد و اگر در این اجتماع بخواهم دانش طراحی&amp;zwnj;ام را تحمیل کنم هژمونی و دانشی به وجود می&amp;zwnj;آید که سلسله مراتب تبعیض ایجاد شده در جامعه را دوباره تحمیل می&amp;zwnj;کند و در نهایت پروژه مورد نظر دچار تضاد ذاتی می&amp;zwnj;شود. بیشتر راهکار ما گپ زدن و ایجاد دیالوگ پیرامون موضوع&amp;zwnj;ها بود. اوایل نوامبر بود و به روز جهانی منع خشونت علیه زنان نزدیک می&amp;zwnj;شدیم. در یکی از جلسه&amp;zwnj;های پیرامون این موضوع براساس آخرین تجربیات، اعضا اعلام کردند که کارگاه&amp;zwnj;های نوشتن بسیار مثمر ثمر بوده است اما در این میان مشکل اصلی نوشتن بود. چرا که همه به راحتی قادر به بیان خشونت&amp;zwnj;های وارده شده به خود نبودند. از این رو به دنبال یافتن یک زبان همگانی بودیم تا هرکسی بتواند به راحتی بنویسد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;در پی بحث&amp;zwnj;هایی که دریک گروه دوازده نفره داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید از اشیای روزمره زندگی استفاده کرد. اشیایی که برای همه ما یادآور خاطراتی است. در این بحث نقش بوها، صداها، تصاویر و همه اجسامی در نظر گرفته شد که برای ما یادآوری خشونت یا فعالیتی علیه خشونت هستند. حال این خشونت&amp;zwnj;ها یا خشونت&amp;zwnj;های خانگی بودند یا خشونت&amp;zwnj;هایی که در فضای عمومی صورت گرفته بودند. نتیجه این تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها برگزاری کارگاه&amp;zwnj;هایی بود که فعالان کمپین یک میلیون امضا خواستار برگزاری آن&amp;zwnj;ها بودند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;گفته می&amp;zwnj;شود که دستاورد این پروژه، نزدیک به ۱۰۰ داستان یک پاراگرافی یا یک صفحه&amp;zwnj;ای از سه کارگاه بوده است. ممکن هست که بیشتر توضیح بدهید؟ &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;همکاران این پروژه از زنان شرکت&amp;zwnj;کننده خواسته بودند که اشیا و یا تصویر اشیایی را که برای آن&amp;zwnj;ها یادآور خشونت است در کارگاه ارایه کنند و سپس داستان آن را بنویسند. این دیدگاه می&amp;zwnj;تواند نگاه ما را نسبت به اشیا عوض کند و از جهت دیگر نگاه ما را نسبت به زندگی روزمره و یک سری وسایل زیبا، جذاب و راحت تغییر دهد چرا که همین اشیای روزمره زندگی می&amp;zwnj;تواند برای عده&amp;zwnj;ای دیگر وسایلی زجرآور و یادآور خاطرات بدی باشد. بعد از برگزاری این کارگاه تصمیم به تهیه آرشیوی بصری، مانند نمایشگاهی از این پروژه گرفتیم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;اعضای کمپین یک میلیون امضا تجربه&amp;zwnj;های بسیاری از برگزاری کارگاه&amp;zwnj;های خشونت و نوشتن علیه خشونت دارند و خود نوشتن یک حرکت اجرایی علیه خشونت است. چراکه با فرایند نوشتن زنان می&amp;zwnj;توانستند تجربه&amp;zwnj;های خود را به اشتراک بگذارند و دیگر زنان را با خود همراه کنند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; از این&amp;zwnj;رو با جمع&amp;zwnj;آوری این روایت&amp;zwnj;ها نمایشگاهی از این نوشته&amp;zwnj;ها را برگزار کردیم. در آن زمان ایده ساخت وب&amp;zwnj;سایت از این روایت&amp;zwnj;ها هنوز شکل نگرفته بود. پس از این پروژه زنان شرکت&amp;zwnj;کننده خواستار ایجاد فضایی آنلاین بودند تا هریک از آنها بتوانند نوشته&amp;zwnj;های زنان دیگر در شهرهای دیگر را بخوانند. شرکت&amp;zwnj;کنندگان از شهرهای مختلفی چون مشهد، زنجان و تهران بودند. شرکت&amp;zwnj;کنندگان تهرانی بیشتر از قشر دانشجو اما در مشهد و زنجان بیشتر زنان خانه&amp;zwnj;دار و دختران جوان بی&amp;zwnj;سواد بودند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;وب&amp;zwnj;سایت &amp;quot;تجربه مقاومت&amp;quot; چگونه شکل گرفت؟ &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در ابتدا این پروژه به شکل نمایشگاهی و به صورت زیرزمینی در یکی از کافه&amp;zwnj;های تهران برگزار شد. بعد از شکل&amp;zwnj;گیری نمایشگاه در تهران با استفاده از مواد و دستمایه&amp;zwnj;های موجود به فکر راه&amp;zwnj;اندازی وب&amp;zwnj;سایتی افتادیم تا بعدها فعالان زنان با نگاه کردن به این وب&amp;zwnj;سایت به ایده&amp;zwnj;های جدیدتری برسند و ببینند که از چه طریقی می&amp;zwnj;توانند فعالیت&amp;zwnj;های بیشتری در این زمینه داشته باشند. این وب&amp;zwnj;سایت نه تنها برای فعالان ایرانی بلکه برای فعالان کشورهای دیگر نیز مفید است. چرا که آن&amp;zwnj;ها هم می&amp;zwnj;توانند نوشته&amp;zwnj;ها و تجربه&amp;zwnj;های خود را در زمینه خشونت علیه زنان و فعالیت&amp;zwnj;های زنان علیه خشونت در این سایت بارگذاری کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;بازتاب&amp;zwnj;ها و واکنش&amp;zwnj;ها تا به امروز چگونه بوده است؟ &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;با توجه به اینکه پروژه یاد شده، ایده شخصی من نیست، به تنهایی نمی&amp;zwnj;توانم در مورد واکنش&amp;zwnj;های مرتبط به آن اظهار نظر کنم این سئوال را باید از تک&amp;zwnj;تک فعالان در این پروژه بپرسیم. من تنها می&amp;zwnj;توانم درباره واکنش&amp;zwnj;های مربوط به سایت اظهار نظر کنم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;بعد از راه اندازی وب سایت داستان&amp;zwnj;ها و روایت&amp;zwnj;هایی به صورت آنلاین برای ما فرستاده می&amp;zwnj;شد اما چون خبرراه اندازی سایت بیشتر در رسانه&amp;zwnj;های ایرانی و فارسی زبان کار شده بود و کمتر در رسانه&amp;zwnj;های خارجی به آن پرداخته بودند، تعداد داستان&amp;zwnj;های دریافت شده و روایت&amp;zwnj;های بارگذاری شده خیلی زیاد نبودند. در سایت شما اصل اسکن شده نامه&amp;zwnj;ها و داستان&amp;zwnj;های نوشته شده توسط زنان شرکت کننده در کارگاه&amp;zwnj;ها را مشاهده می&amp;zwnj;کنید. هم&amp;zwnj;چنین ترجمه همان داستان، همراه با صدا قابل دسترسی است. اینجا بود که پی بردم هر کسی توانایی و صدای این را روزی پیدا می&amp;zwnj;کند که روایت خود از خشونت را تعریف کند و به طور حتم قدمی برای رسیدن به برابری خواهد بود. شاید در کوتاه مدت ساختاری را تغییر ندهد اما شما توانایی این را پیدا می&amp;zwnj;کنید که داستان&amp;zwnj;تان را تعریف کنید و در همین زمان فضایی را به مخاطب می&amp;zwnj;دهید تا با شنیدن روایت شما داستان خود را به یاد آورد و تعریف کند. در یکی از نمایشگاه&amp;zwnj;هایی که در استکهلم داشتم نیز از همین راهکار استفاده کردم و سعی کردم در مقابل مخاطب خارجی آگاهانه از بازتولید تصویر زن شرقی قربانی خودداری کنم و آن&amp;zwnj;ها را زنان مقاوم و مبارزی معرفی کنم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;اگر چه همه نوشته&amp;zwnj;های موجود در این سایت به زبان فارسی است اما هدف ما از راه اندازی این سایت تنها بررسی و نمایش انواع موارد خشونت علیه زنان در کشوری خاص چون ایران نبوده بلکه با یک دید جهانی به این موضوع در پی جلب و مشارکت تمامی زنان از سراسر دنیا هستیم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در این پروژه تنها زنان قربانی خشونت مد نظر نبودند. چرا که در جوامعی مانند ایران بسیاری از زنان حتی اگر متحمل خشونت فیزیکی و خانگی نشده باشند، در فضای نابرابری زندگی می&amp;zwnj;کنند که به نوعی بیان&amp;zwnj;گر خشونت به حقوق آنها است. هم&amp;zwnj;چنین بسیاری از زنان ایرانی خود را در فضای خانه خود محبوس می&amp;zwnj;کنند چرا که به گمان خود در خانه احساس راحتی و امنیت بیشتری نسبت به فضای بیرون خانه دارند که این موضوع نیز بیان&amp;zwnj;گر نوعی از خشونت اعمال شده علیه این زنان است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2011/11/29/8681&quot;&gt;خشونت علیه زنان، سطر نانوشته رسانه&amp;zwnj;ها در ایران&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2011/11/27/8613&quot;&gt;راحله، نماد زنان خشونت&amp;zwnj;دیده و خاموش&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2011/11/25/8568&quot;&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با مهرداد درویش&amp;zwnj;پور: خشونت یک پدیده مردانه است&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2011/11/18/8407&quot;&gt;فشار روانی در مالزی، یعنی خشونت&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2011/11/24/8549&quot;&gt;کمپین&amp;zwnj;های هلندی علیه خشونت خانگی و قتل&amp;zwnj;های ناموسی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/12/08/8877#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6951">خشونت خانگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">خشونت علیه زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7878">محمود کشاورز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <pubDate>Thu, 08 Dec 2011 11:59:24 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">8877 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بوسه‌های تو گنجشککان پر‌گوی باغند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/11/12/8287</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/11/12/8287&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;269&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shr_sdrt.jpg?1321119222&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهسا صارمی - چندی پیش دوستی در فیس&amp;zwnj;بوک لینک پروژه&amp;zwnj;ای را به اشتراک گذاشته بود؛ پروژه&amp;zwnj;ای که به توصیف بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پرداخت و پرده از حرکات شخصی برمی&amp;zwnj;داشت؛ پروژه&amp;zwnj;ای که هزاران نفر در آن شریک بودند و با شرح بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;ها، واکنش&amp;zwnj;ها و حس&amp;zwnj;های شخصی خود را بیان می&amp;zwnj;کردند؛ بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;هایی که برای به روی کاغذ آمدن نیاز به اجازه دارند و اغلب سانسور می&amp;zwnj;شوند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان کامنت&amp;zwnj;های زیر لینک به اشتراک گذاشته شده، گردآورنده این پروژه را شناختم و با وی آشنا شدم. باوند بهپور، گردآورنده پروژه &amp;quot;ثبت حرکات شخصی&amp;quot; در سایت شخصی خود، در یادداشتی درباره این پروژه این&amp;zwnj;چنین نوشته است: &amp;quot;به نظرم ارزشمند می&amp;zwnj;آید خلاقیت&amp;zwnj;های کوچک و زیبای مردمی را که حرفه&amp;zwnj;شان لزوماً خلاقیت نیست از فراموشی نجات داد و این توان شاعرانه را نمایان کرد. به&amp;zwnj;خصوص در میان ما که زندگی عمومی و خصوصی&amp;zwnj;مان اینطور با خشونت به دو پاره تقسیم می&amp;zwnj;شود.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به بهانه ثبت همین بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;ها با باوند بهپور، پژوهشگر، مدرس و منتقد حوزه هنر معاصر، به گفت&amp;zwnj;وگو نشسته&amp;zwnj;ایم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;انگیزه پرداختن به این موضوع که &lt;/b&gt;&lt;b&gt;آن را &lt;/b&gt;&lt;b&gt;حرکات شخصی &lt;/b&gt;&lt;b&gt;نامیده&amp;zwnj;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;اید، چه بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باوند بهپور&lt;/b&gt;: خیلی وقت بود به کتابی درباره بوسه&amp;zwnj;ها فکر می&amp;zwnj;کردم؛ به این&amp;zwnj;که شاعرانگی رفتار چطور می&amp;zwnj;تواند با کلام پیوند بخورد. وقتی آمدم اتریش این عدم ارتباط با محیط و آدم&amp;zwnj;های اطراف، انگیزه یک کار همگانی را که بتواند از سد فرهنگ بگذرد بیشتر &amp;zwnj;کرد. بوسه ترجمه نمی&amp;zwnj;خواهد و من فکر کردم این ماجرا می&amp;zwnj;تواند از بالای سر فرهنگ بگذرد و در عین حال تفاوت&amp;zwnj;های فرهنگی را نشان بدهد. از این گذشته، برایم ثبت این خلاقیت&amp;zwnj;های غیررسمی آدم&amp;zwnj;ها جالب است. همیشه این تضاد میان زندگی واقعی و چیزی که فرهنگ عمومی جامعه آن را تبلیغ می&amp;zwnj;کند، مرا به خودش جلب کرده است. من به چشم یک پروژه هنر معاصر به آن نگاه می&amp;zwnj;کنم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;واکنش مخاطب&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;b&gt; به ثبت این حرکات شخصی چه بود؟ &amp;zwnj;از کامنت&amp;zwnj;ها و پیغام&amp;zwnj;های فیس&amp;zwnj;بوکی &lt;/b&gt;&lt;b&gt;گرفته &lt;/b&gt;&lt;b&gt;تا اعتراض&amp;zwnj;هایی که به جای شرح بوسه و نوازش فرستاده می&amp;zwnj;شد&lt;/b&gt;&lt;b&gt;.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;197&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/audio/bwnd_bhpwr.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باوند بهپور:&amp;nbsp;خبر رسید تمامی بوسه&amp;zwnj;ها و آغوش&amp;zwnj;های کتابی که در ایران زیر چاپ دارم سانسور شده است. این شد یکی از انگیزه&amp;zwnj;های انجام این پروژه. ارشاد با خود کلمه بوسه مشکل داشت نه این&amp;zwnj;که چه کسی چه کسی را بوسیده. من هم گفتم بیایم در پاسخ، کاری برای بوسه&amp;zwnj;های واقعی بکنم که مثل بوسه&amp;zwnj;های ادبی سانسور می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیشتر روی جمع&amp;zwnj;آوری بوسه&amp;zwnj;های مکتوب به صورت حضوری فکر کرده بودم که جعبه&amp;zwnj;ای با خودم داشته باشم و از مردم بخواهم تجربه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان را بنویسند و در جعبه بیندازند تا من بعدبخوانم و ویرایش کنم. الآن هم همین&amp;zwnj;کار را می&amp;zwnj;کنم. بعد دیدم مشارکت مجازی اتفاقاً خیلی موفق از آب درآمد؛ به&amp;zwnj;خصوص در مورد ایرانیان. من انتظار این گسترش سریع را در فیس&amp;zwnj;بوک نداشتم. فکر می&amp;zwnj;کردم شاید خیلی&amp;zwnj;ها بترسند که به نوعی معلوم بشود چه کسی چه چیزی نوشته و خودشان را سانسور کنند و به این فضای مجازی اعتماد نکنند. فکر می&amp;zwnj;کردم شاید بسیاری آن را منافی عفت یا کسر شأن بدانند و تجربیات&amp;zwnj;شان را به اشتراک نگذارند، اما مشارکت از همه طیفی بود. حتی دوستان مذهبی هم در پروژه شرکت کردند و نتایج هم بسیار متنوع شده است. تنها چند نفر اعتراض کردند. یکی بسیار مؤدبانه این پروژه را اسباب انحراف توجه جوانان از مسائل مهم&amp;zwnj;تر دانسته بود. چند نفری هم از متجددان آن را در راستای شیوه مذموم زندگی امپریالیستی دانسته و تقبیح کرده بودند! اما تقریباً همه از همان توضیح کوتاه فهمیده بودند که ماجرا از چه قرار است و با آن رابطه برقرار می&amp;zwnj;کردند. یکی از تأثیرات جالب&amp;zwnj;اش این بود که باعث می&amp;zwnj;شد خاطرات&amp;zwnj;شان را مرور کنند و سعی کنند به یاد بیاورند. خیلی&amp;zwnj;ها بابت این قضیه پیام تشکر می&amp;zwnj;فرستادند. بعضی&amp;zwnj;ها هم گروهی شرکت کرده بودند تا بعد ببینند کدام بوسه را کدام دوست&amp;zwnj;شان ثبت کرده است و دست&amp;zwnj;جمعی تفریح می&amp;zwnj;کردند!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا چیزی از جواب&amp;zwnj;ها سانسور شد؟ اگر شد چرا؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خبر رسید تمامی بوسه&amp;zwnj;ها و آغوش&amp;zwnj;های کتابی که در ایران زیر چاپ دارم سانسور شده است. این شد یکی از انگیزه&amp;zwnj;های انجام این پروژه. ارشاد با خود کلمه بوسه مشکل داشت نه این&amp;zwnj;که چه کسی چه کسی را بوسیده. من هم گفتم بیایم در پاسخ، کاری برای بوسه&amp;zwnj;های واقعی بکنم که مثل بوسه&amp;zwnj;های ادبی سانسور می&amp;zwnj;شوند. در نتیجه سانسور کردن پاسخ&amp;zwnj;ها نقض غرض می&amp;zwnj;شد. با این حال، نمی&amp;zwnj;شد هم کورکورانه همه جواب&amp;zwnj;ها را آورد. اولاً خیلی از پاسخ&amp;zwnj;ها تکراری بودند که لذت خواندن را از بین می&amp;zwnj;برد. در ثانی این پروژه برای بوسه&amp;zwnj;های خلاقانه بود، نه برای حرف&amp;zwnj;های کلی یا معمولی که مثلاً او خیلی عزیز است و او را می&amp;zwnj;بوسم. بعضی جواب&amp;zwnj;ها هم بی&amp;zwnj;ربط بودند، مثلاً شعرهای خود را کپی کرده بودند، یا کلی مقدمه نوشته بودند تا به حرف اصلی برسند. این&amp;zwnj;ها را حذف کردم. تفاوت لحن&amp;zwnj;ها را نگهداشتم اما آن&amp;zwnj;قدر ویرایش کردم که در خور خواندن باشند. قصدم جمع&amp;zwnj;آوری یک آرشیو جامع یا کاری علمی نبود. قرار بود متنی خواندنی تولید شود که دیگران نوشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;کسانی که فرم را پر کرده بودند، به جنسیت خودشان اشاره کرده بودند؟ چند درصدشان؟ کسانی که از بوسه و نوازش&amp;zwnj; نوشته بودند بیشتر زن بودند یا مر&lt;/b&gt;&lt;b&gt;د&lt;/b&gt;&lt;b&gt;؟ چطور حدس می&amp;zwnj;زدید که نویسنده این کامنت زن &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ا&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ست یا مرد؟ اصلاً می&amp;zwnj;شد حدس زد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ابتدا گزینه&amp;zwnj;ای برای این قضیه وجود نداشت. به&amp;zwnj;تدریج بعضی&amp;zwnj;ها پیشنهاد کردند جنسیت را هم بپرسم من هم به فرم اضافه کردم. نظرم این بود که حدس زدن آن دشوار نیست. الآن که بخشی از پاسخ&amp;zwnj;ها منتشر شده خیلی از آن&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;شود حدس زد؛ از روی نثر و ادبیات به کار رفته یا فضای ماجرا. من آمار نمی&amp;zwnj;خواستم بگیرم، ضمناً معلوم هم نیست که اشخاص حتماً درست پاسخ داده باشند. بعضی&amp;zwnj;ها هم نخواسته&amp;zwnj;اند جنسیت&amp;zwnj;شان را ذکر کنند. در کل خانم&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;طور قابل توجهی بیشتر شرکت کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;img width=&quot;220&quot; height=&quot;175&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/966089857_large-image_as.jpg&quot; /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در توصیف&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;b&gt; چه تفاوتی بین &lt;/b&gt;&lt;b&gt;نگاه زن و مرد به &lt;/b&gt;&lt;b&gt;بوسه و نوازش وجود داشت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوت&amp;zwnj;ها مورد به مورد فرق می&amp;zwnj;کند، اما خیلی بارز نیست. یعنی نمی&amp;zwnj;شود حکم کرد چه چیزهایی کلاً زنانه است یا مردانه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بین بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;ها شباهتی بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شباهت هست. بعضی چیزهایی که آدم فکرش را نمی&amp;zwnj;کند عمومی از کار درآمده&amp;zwnj;اند. مثلاً می&amp;zwnj;بینی چه تعداد آدم یک حرکت نامتعارف را دوست دارند. بی&amp;zwnj;گفت&amp;zwnj;وگو یک نوع فضولی از جنس مجلات زرد در این پروژه هست که در کارهای این&amp;zwnj;چنینی پیش می&amp;zwnj;آید و ایرادی هم ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نسخه انگلیسی و فرانسوی فرم هم موجود &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ا&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ست&lt;/b&gt;&lt;b&gt;.&lt;/b&gt;&lt;b&gt; تفاوتی بین توصیف&amp;zwnj;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;های&lt;/b&gt;&lt;b&gt; ایرانی&amp;zwnj;ها &lt;/b&gt;&lt;b&gt;با&lt;/b&gt;&lt;b&gt; غیرایرانی&amp;zwnj;ها &lt;/b&gt;&lt;b&gt;می&amp;zwnj;دیدید؟&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;تا چه حد&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ی و&lt;/b&gt;&lt;b&gt; از چه منظر بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنوز پاسخ&amp;zwnj;های اروپایی&amp;zwnj;ها خیلی محدودتر از آن است که بشود مقایسه کرد، اما تمایز بارز این است که این منع گفتار و رفتار در ایران، مردم را خیلی مشتاق&amp;zwnj;تر کرده که شرکت کنند و ضمناً نوعی شاعرانگی ممنوع و آزرده&amp;zwnj;خاطر به خیلی از توصیفات بخشیده است. اروپایی&amp;zwnj;ها راحت&amp;zwnj;ترند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جدا از موارد یادشده&lt;/b&gt; &lt;b&gt;به چه&lt;/b&gt;&lt;b&gt; نکته جالبی &lt;/b&gt;&lt;b&gt;در این طرح&lt;/b&gt;&lt;b&gt; برخورد کردید&lt;/b&gt;&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشارکت در این پروژه سخت&amp;zwnj;تر از چیزی است که فکر می&amp;zwnj;کردم. برای خودم دشوار بود و به نظرم مردم خیلی خوب از پس توصیف آن برآمد&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;اند. به&amp;zwnj;تدریج که نوشته&amp;zwnj;ها چاپ می&amp;zwnj;شد گویا متوجه می&amp;zwnj;شدند کدام شیوه&amp;zwnj;های بیانی بهتر جواب می&amp;zwnj;دهد و پاسخ&amp;zwnj;های کوتاه بدل به پاراگراف&amp;zwnj;هایی حرفه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;تر شد. جالب است که ما آن&amp;zwnj;قدر از بعضی چیزها حرف نزده&amp;zwnj;ایم که حتی زبان مناسبی برای گفتن آن نداریم. برایم بسیار دلپذیر بود که می&amp;zwnj;دیدم خیلی&amp;zwnj;ها سعی&amp;zwnj;می&amp;zwnj;کنند این زبان را تولید کنند و مثل متن&amp;zwnj;های دوره قاجار، انگار داشتیم سعی می&amp;zwnj;کردیم (فارغ از سانسور اما درگیر با محدودیت&amp;zwnj;های بیانی خودمان) نوعی فضا برای حرف زدن بگشاییم. پیداست که معنای خیلی از بوسه&amp;zwnj;ها و نوازش&amp;zwnj;ها به خود حرکت نیست و به پس&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;اش ربط دارد که این پس&amp;zwnj;زمینه غالباً خیلی خوب منعکس شده است. در کل مثل دیدن جامعه از پشت یک آینه یک&amp;zwnj;طرفه است. بدل شدن رفتار به کلام هم خیلی جاها تأثیر قضیه را تغییر می&amp;zwnj;دهد. خطاب همگانی کلام باعث شده بعضی چیزها که در عمل دلپذیرند، اما خوب به کلمه درنمی&amp;zwnj;آیند یا برعکس، طبیعی&amp;zwnj;تر و همگانی&amp;zwnj;تر جلوه کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در همین زمینه&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- &lt;a href=&quot;http://fa.behpoor.com/?p=821&quot;&gt;بخش نخست پاسخ&amp;zwnj;ها&lt;/a&gt; (از بخش نخست می&amp;zwnj;شود به بخش دوم پاسخ&amp;zwnj;ها و به فرم رسید).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- &lt;a href=&quot;https://docs.google.com/spreadsheet/viewform?hl=en_US&amp;amp;pli=1&amp;amp;formkey=dGtsbDMtV3NFNGU3d01IRlc3bjU2Nnc6MQ#gid=0&quot;&gt;فرم فارسی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- &lt;a href=&quot;https://docs.google.com/spreadsheet/viewform?hl=en_US&amp;amp;pli=1&amp;amp;formkey=dC1vMjJxZWxtN3ZwaGVmR2Iwa1VhcEE6MQ#gid=0&quot;&gt;لینک فرم انگلیسی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- &lt;a href=&quot;https://docs.google.com/spreadsheet/viewform?hl=en_US&amp;amp;formkey=dGRnNWI4OUlnOFI1VHFnS3dpeklkelE6MQ#gid=0&quot;&gt;لینک فرم فرانسوی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصویر&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;: &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- سحر صدارت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲- پابلو پیکاسو (۱۹۶۹)، &amp;quot;بوسه&amp;quot;.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/11/12/8287#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7256">باوند بهپور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7257">بوسه ‌</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1">سانسور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7258">پروژه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/haft-koocheh">هفت کوچه</category>
 <pubDate>Sat, 12 Nov 2011 16:50:34 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">8287 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سقط جنین، واقعیتی که انکار می‌شود</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/11/12/8272</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/11/12/8272&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/abortion_painting_by_omgitsken.jpg?1321383785&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;مهسا صارمی&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;-&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;با دیدن علامت مثبت روی صفحه کوچک بی&amp;zwnj;بی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;چک (&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot; dir=&quot;LTR&quot;&gt;baby check&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;)، تنها چیزی که به ذهن من و همسرم رسید، سقط جنین بود. چندماه بیشتر از ازدواج&amp;zwnj;مان نگذشته بود و هر دو دانشجو بودیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20111012_Zanan_Abortion_Mahsa.mp3&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;23&quot; align=&quot;right&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/musicicon_56_4.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;با حساب تاریخ قاعدگی ماه پیش، فقط یک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ماه از بارداری&amp;zwnj;ام می&amp;zwnj;گذشت. با پزشکم تماس گرفتم. دو روز بعد را برای مراجعه به مطب مشخص کرد. پزشک، زن &lt;/span&gt;&lt;span&gt;به &lt;/span&gt;&lt;span&gt;نسبت جوانی بود که ماهی یک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بار به هند و روسیه سفر می&amp;zwnj;کرد و آمپول و قرص&amp;zwnj;هایی را که برای سقط جنین به کار می&amp;zwnj;رفت، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;با خود می&amp;zwnj;آورد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;. ما سه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سال پیش برای چهار عدد قرص مبلغی حدود &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۳۰۰ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;هزار تومان &lt;/span&gt;&lt;span&gt;به او &lt;/span&gt;&lt;span&gt;پرداخت کرد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ه بود&lt;/span&gt;&lt;span&gt;یم. یکی از قرص&amp;zwnj;ها باید از طریق دهانی و سه قرص دیگر با فاصله یک ساعت از طریق واژن استعمال می&amp;zwnj;شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;براساس&lt;/span&gt;&lt;span&gt; گفته پزشک پس از دوساعت از مصرف آخرین قرص باید به خونریزی می&amp;zwnj;افتادم و تکه&amp;zwnj;ای مانند سفیده تخم مرغ از بدنم خارج می&amp;zwnj;شد. پس از چند ساعت &lt;/span&gt;&lt;span&gt;آن &lt;/span&gt;&lt;span&gt;تکه &lt;/span&gt;&lt;span&gt;سفید&lt;/span&gt;&lt;span&gt;رنگ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;را &lt;/span&gt;&lt;span&gt;دیدم و خیالم راحت شد که دردسر جراحی و دردهای بیشتر را از سر گذرانده&amp;zwnj;ام.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بدون هیچگونه دردی، خونریزی&amp;zwnj;ام پس از دو روز قطع شد. دو&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;فته&amp;zwnj;ای گذشت اما من علائم حاملگی را هم&amp;zwnj;چنان حس می&amp;zwnj;کردم&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سینه&amp;zwnj;هایم سفت شده بود&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;و نسبت به بوی غذا، بوی سیگار&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بعضی خوراکی&amp;zwnj;ها حساس شده بودم. با حالت تهوع و استفراغ&amp;zwnj;های صبحگاهی روزم را شروع می&amp;zwnj;کردم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;پس از تست سونوگرافی، دکتر گفت: &amp;quot;باردار هستی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما جنین در رحم&amp;zwnj;ات مرده&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;quot; استفاده از قرص&amp;zwnj;ها تنها باعث شده بود ضربان &lt;/span&gt;&lt;span&gt;قلب &lt;/span&gt;&lt;span&gt;جنین قطع شود و لابد تکه سفید رنگی که از واژنم افتاد، توده قرص&amp;zwnj;های خیس شده بود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;خیلی کم تجربه&amp;zwnj;تر از امروز بودم که ب&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ه&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;خاطر زنده ماندن&amp;zwnj;ام خوشحال باشم. بعدها مادرم گفت که جنین مرده پس از چند ساعت عفونت می&amp;zwnj;کند و عفونت به خون مادر منتقل می&amp;zwnj;شود و امکان مرگ مادر به حداکثر می&amp;zwnj;رسد.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;به مادرم نگفته بودم. &lt;/span&gt;&lt;span&gt;نوع &lt;/span&gt;&lt;span&gt;نگاه خانواده&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;ام نسبت به&lt;/span&gt;&lt;span&gt; حاملگی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;به من این اجازه را نمی&amp;zwnj;داد تا&lt;/span&gt;&lt;span&gt; درباره &lt;/span&gt;&lt;span&gt;کاری که می&amp;zwnj;خواستم &lt;/span&gt;&lt;span&gt;انجام بدهم به راحتی با آنها حرف&lt;/span&gt;&lt;span&gt; بزن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;م&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;پس از این&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;که فهمیدم جنین سقط نشده، مجبور شدم مادرم را در جریان بگذارم. پزشک متخصص معتمدی را نمی&amp;zwnj;شناختم و به تجربه&amp;zwnj;های مادرم نیاز داشتم. قرار بر این بود که سه پزشک مرگ جنین را تأیید کنند و پس از آن به بیمارستان منتقل شوم و به شکل قانونی پس از جراحی، جنین از بدنم خارج شود. تا دو هفته پس از جراحی، خونریزی وحشتناک همراه با دردهای جانکاه داشتم&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;هر روز غروب باید سرم وصل&lt;/span&gt;&lt;span&gt; می&amp;zwnj;کردم&lt;/span&gt;&lt;span&gt;و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;علاوه بر آن &lt;/span&gt;&lt;span&gt;مسکن&amp;zwnj;های سنگین تزریق می&amp;zwnj;کردم تا ذره&amp;zwnj;ای از دردم کم شود.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;این&amp;zwnj;ها حرف&amp;zwnj;های &lt;/span&gt;&lt;span&gt;شیما&lt;/span&gt;&lt;span&gt;، زن جوان&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۲۵&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ساله&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;ای است که&lt;/span&gt;&lt;span&gt; سه سال پیش، زمانی که &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۲۲ ساله بوده عمل سقط جنین را انجام می&amp;zwnj;دهد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;سقط جنین&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt; خواسته ممنوعه&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;سقط جنین&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt;همواره &lt;/span&gt;&lt;span&gt;جزو&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اولین مطالبات زنان در کشورها و جنبش&amp;zwnj;های مختلف &lt;/span&gt;&lt;span&gt;بود&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ه است. امروزه در کشورهای مختلف قوانین متفاوتی نسبت به سقط جنین وجود دارد. با این&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;که سال&amp;zwnj;های زیادی از بیان این مسئله در اولین مطالبات زنان در کشورها&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;مختلف می&amp;zwnj;گذرد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اما همواره مسائل فرهنگی، اخلاقی و مذهبی قوانین مربوط به سقط جنین را دچار تغییرات گسترده&amp;zwnj;ای کرده&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;حق زندگی و آزادی، حق باروری و داشتن اختیار و مالکیت زنان بر بدن خود، ازجمله عواملی است که موافقان و مخالفان سقط جنین ب&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ه آن&amp;zwnj;ها اشاره&lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;با وجود مخالفت&amp;zwnj;های فراوان در کشورها و فرهنگ&amp;zwnj;های مختلف در سرتاسر جهان، سالانه &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۴۵&lt;/span&gt;&lt;span&gt;میلیون زن از &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۷۵ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;میلیون زنی که به&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;طور ناخواسته باردار می&amp;zwnj;شوند، تصمیم به سقط جنین &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;گ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;و مادر نمی&amp;zwnj;شوند. بسیاری از این زنانی که اقدام به سقط جنین می&amp;zwnj;کنند، به دلیل خطرات و عوارض ناشی از &lt;/span&gt;&lt;span&gt;آن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;جان خود را از دست می&amp;zwnj;دهند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;سقط جنین &lt;/span&gt;&lt;span&gt;در ایران &lt;/span&gt;&lt;span&gt;همیشه تابو و یکی از خط قرمزهایی بوده &lt;/span&gt;&lt;span&gt;است &lt;/span&gt;&lt;span&gt;که جامعه، زنان و پزشکان مربوطه با آن درگیر بوده&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اند و همین مسئله سقط جنین را در ایران تبدیل به امری سیاه و زیرزمینی کرده است و از این&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;رو بیشتر سقط&amp;zwnj;هایی که در ایران انجام می&amp;zwnj;گیرد در محیط&amp;zwnj;های غیر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;پزشکی و با هزینه&amp;zwnj;های بالا و خسارت&amp;zwnj;های بسیار مواجه می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;این در حالی است که در بسیاری از کشورها پس از لغو ممنوعیت سقط جنین، آمار مرگ و میر زنان به صورت چشمگیری کاهش &lt;/span&gt;&lt;span&gt;یافت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ه است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;سقط جنین یکی از کم&amp;zwnj;خطرترین، کم&amp;zwnj;هزینه&amp;zwnj;ترین و امن&amp;zwnj;ترین جراحی&amp;zwnj;ها در عرصه پزشکی است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اما به دلیل غیرقانونی بودن این عمل و انجام آن در محیط&amp;zwnj;های غیر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بهداشتی و توسط افرادی که آموزش این کار را ندیده&amp;zwnj;اند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سالانه حدود هفتاد هزار مرگ و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;ب&lt;/span&gt;&lt;span&gt;یست میلیون معلولیت &lt;/span&gt;&lt;span&gt;بر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;جا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;گذارد. در طی سال&amp;zwnj;های گذشته بسیاری از سقط&amp;zwnj;های خودخواسته با روش&amp;zwnj;هایی مانند استفاده از سقط&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;کننده&amp;zwnj;های دارویی، اجسام تیز و سنگین، آسیب&amp;zwnj;های جسمانی و فشارهای شکمی و مواردی پرخطر صورت گرفته است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;براساس &lt;/span&gt;&lt;span&gt;آماری که مراکز کنترل و پیشگیری بیماری (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;CDC&lt;/span&gt;&lt;span&gt;) در سال &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۲۰۰۳ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;منتشر کرده است، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۲۶ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد از سقط&amp;zwnj;ها&amp;zwnj; در حاملگی کمتر از &lt;/span&gt;&lt;span&gt;شش &lt;/span&gt;&lt;span&gt;هفته، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۸ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد در &lt;/span&gt;&lt;span&gt;هفت &lt;/span&gt;&lt;span&gt;هفته، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۵ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد در &lt;/span&gt;&lt;span&gt;هشت &lt;/span&gt;&lt;span&gt;هفته، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۴.۱ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد در &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۶&lt;/span&gt;&lt;span&gt;تا &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۲۰ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;هفته و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱.۴&lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد در بیش از &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۲۱&lt;/span&gt;&lt;span&gt;هفته انجام می&amp;zwnj;گیرد. هم&amp;zwnj;چنین در این آمار آمده است که &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۹۰.۹ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد از سقط&amp;zwnj;ها از طریق کورتاژ (مکش- آسپیراسیون، اتساع و کورتاژ، اتساع و تخلیه) &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۷.۷ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد بوسیله دارو، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۰.۴ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد با تزریق داخل رحمی (محلول نمکی یا پروستاگلندین) و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;یک &lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد از طریق روش&amp;zwnj;های دیگر (از جمله سزارین و هیسترکتومی) انجام می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;سقط جنین در ایران&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;علاوه بر ممنوعیت&amp;zwnj;های قانونی که در مورد سقط جنین در ایران وجود دارد، آمار دقیق و کاملی هم از همه سقط&amp;zwnj;ها به دست نمی&amp;zwnj;آید. چندی پیش محمد اسماعیل مطلق، مدیرکل دفتر سلامت و جمعیت جامعه&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و همچنین &lt;/span&gt;&lt;span&gt;مدرس وزارت بهداشت گفت: &amp;quot;سالانه در کشور &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۸۰&lt;/span&gt;&lt;span&gt;هزار مورد سقط جنین قانونی و غیر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;قانونی انجام می&amp;zwnj;شود.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;آقای &lt;/span&gt;&lt;span&gt;اسماعیل مطلق همچنین اعلام کرد: &amp;quot;سالانه یک میلیون و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۲۰۰ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;هزار تولد در کشور رخ می&amp;zwnj;دهد که &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۷ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد بارداری&amp;zwnj;ها ناخواسته است.&amp;quot;[&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱&lt;/span&gt;&lt;span&gt;]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;از سوی دیگر رئیس پزشکی قانونی منطقه مرکزی تهران گفته است که فقط آمار سقط&amp;zwnj; جنین&amp;zwnj;های قانونی و سقط&amp;zwnj;های غیر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;قانونی که منجر به فوت می&amp;zwnj;شوند، در پزشکی قانونی ثبت می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;آمار سازمان پزشکی قانونی نشان می&amp;zwnj;دهد که در سال &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۸۹ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;مجوز چهارهزار و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۲۰۲ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;سقط صادر شده است که نسبت به سال گذشته این آمار&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۸.۸&lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد افزایش یافته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;طبق لایحه سقط درمانی که در سال &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۸۴ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;توسط دولت وقت به مجلس ارائه شد، درنهایت معین شد سقـط درمـانی با تشخیص قطعی سـه پزشک متخصص و تأیید پزشکی&amp;zwnj; قانونی مبنی بر بیماری جنین که به علت عقب&amp;zwnj;افتادگی یا ناقص&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;الخلقه بودن موجب حرج (سختی) مادر است و یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توأم باشد قبل از ولوج (ورود) روح (چهارماه) با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسئولیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود. این سقط، تنها سقط جنین قانونی در ایران است.[&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۲&lt;/span&gt;&lt;span&gt;]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;سقط جنین در جهان&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در قرون نوزده و بیست میلادی، سقط جنین عملی مطرود و سخیف به شمار می&amp;zwnj;آمد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اما از ابتدای دهه &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۵۰&lt;/span&gt;&lt;span&gt;میلادی بسیاری از کشورهای اروپایی تصمیم به آزادسازی سقط جنین گرفتند و تا دهه &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۶۰&lt;/span&gt;&lt;span&gt;و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۷۰&lt;/span&gt;&lt;span&gt;میلادی در بسیاری از کشورهای پیشرفته اروپایی به تدریج سقط جنین آزاد&lt;/span&gt;&lt;span&gt; شد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;. امروزه &lt;/span&gt;&lt;span&gt;اما &lt;/span&gt;&lt;span&gt;در مناطقی مانند شمال &lt;/span&gt;&lt;span&gt;آ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;فریقا و خاورمیانه محدودیت&amp;zwnj;های بسیاری حول مسئله سقط جنین وجود دارد. همین&amp;zwnj;طور گروه&amp;zwnj;های مرتبط با کلیسا نیز فعالیت&amp;zwnj;های ضد سقط جنین انجام می&amp;zwnj;دهند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;اتحاد جماهیر شوروی در سال &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۹۱۹&lt;/span&gt;&lt;span&gt;، ایسلند در سال &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۹۳۵&lt;/span&gt;&lt;span&gt;و سوئد در سال &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۹۳۸ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;اولین کشورهایی بودند که برخی و یا همه اشکال سقط جنین را قانونی کردند.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;در حال حاضر در کشورهایی نظیر فنلاند، اسپانیا، پرتغال و سوییس شرایط خاصی برای سقط جنین در نظر گرفته شده است. در میان کشورهای اروپایی تنها ایرلند است که هرگونه عمل سقط را غیرمجاز می&amp;zwnj;داند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اما زنان ایرلندی از این امتیاز برخوردارند که برای سقط جنین می&amp;zwnj;توانند به بریتانیا سفر کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در کشورهایی مانند عراق، لبنان، یمن، سوریه و لهستان نیز تنها در صورتی که جنین سلامت مادر را مورد تهدید قرار دهد، سقط جنین مجاز دانسته شده است.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;در کشورهای منطقه اما تنها ترکیه است که سقط جنین را در تمامی موارد مجاز اعلام کرده است.[&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۳&lt;/span&gt;&lt;span&gt;]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;سقط جنین &lt;/span&gt;&lt;span&gt;در ایران &lt;/span&gt;&lt;span&gt;همیشه تابو و یکی از خط قرمزهایی بوده &lt;/span&gt;&lt;span&gt;است &lt;/span&gt;&lt;span&gt;که جامعه، زنان و پزشکان مربوطه با آن درگیر بوده&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اند و همین مسئله سقط جنین را در ایران تبدیل به امری سیاه و زیرزمینی کرده است و از این&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;رو بیشتر سقط&amp;zwnj;هایی که در ایران انجام می&amp;zwnj;گیرد در محیط&amp;zwnj;های غیر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;پزشکی و با هزینه&amp;zwnj;های بالا و خسارت&amp;zwnj;های بسیار مواجه می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;این در حالی است که در بسیاری از کشورها پس از لغو ممنوعیت سقط جنین، آمار مرگ و میر زنان به صورت چشمگیری کاهش &lt;/span&gt;&lt;span&gt;یافته&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;پا نویس&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;۱&lt;/span&gt;&lt;span&gt; خبرآنلاین. &lt;/span&gt;&lt;span&gt;هر ساعت ۹ جنین سقط می&amp;zwnj;شود/ افزایش سقط جنین قانونی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;۲ همان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;۳ تا قانون خانواده برابر. حقایقی در مورد سقط جنین در دنیای امروز&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/11/12/8272#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2426">سقط جنین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <pubDate>Sat, 12 Nov 2011 12:32:23 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">8272 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مشکلات پناهندگی، ربطی به جنیست ندارد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/11/03/8071</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/11/03/8071&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/panahandeh.jpg?1320607364&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهسا صارمی- در سال&amp;zwnj;های اخیر، شاهد مهاجرت زنان و مردان بسیاری از ایران به خارج از کشور بوده&amp;zwnj;ایم. عمده این مهاجران قبل از رسیدن به کشور مقصد، دورانی را در کشوری واسط می&amp;zwnj;گذرانند که در بیشتر موارد کشور ترکیه است، یا عراق و پاکستان. به همین بهانه در چهار برنامه قبل در ماه گذشته به روایت زنان پناهنده پرداختیم. با مریم، نگین، زهره و بهاره که تجربه دوران پناهندگی را داشتند به گفت&amp;zwnj;وگو نشستیم و از مشکلات آن&amp;zwnj;ها اعم از عدم امنیت، کمبود امکانات رفاهی و قانون&amp;zwnj;شکنی&amp;zwnj;های سازمان ملل در پیوند با پرونده&amp;zwnj;های مهاجرت&amp;zwnj;شان پرسیدیم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در این برنامه با سامان که جوانی ۲۹ ساله است به گفت&amp;zwnj;وگو نشسته&amp;zwnj;ایم. سامان دوسال است که در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کند و دوران پناهندگی&amp;zwnj;اش را می&amp;zwnj;گذراند. این بار از سامان درباره&amp;zwnj;ی زندگی زنان پناهنده پرسیده&amp;zwnj;ایم: آیا مشکلاتی که زنان در برنامه&amp;zwnj;های پیشین به آن&amp;zwnj;ها اشاره کردند، تنها مختص به زنان است یا مردان هم از مشکلاتی نظیر آن&amp;zwnj;ها رنج می&amp;zwnj;برند؟ مشکلات زنان و مردان پناهنده تا چه اندازه متفاوت یا شبیه به &amp;zwnj;هم است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;سامان&lt;/b&gt;: من باتوجه به مطلبی که از شما خواندم، درباره بحث زنان پناهنده، نکته&amp;zwnj;ای که به ذهنم رسید این بود که به&amp;zwnj;هر صورت مشکلاتی برای پناهنده&amp;zwnj;ها وجود دارد و این مشکلات خیلی قابل تقسیم&amp;zwnj;بندی به زن و مرد نیست. مگر مردها از راه وی&amp;zwnj;آی&amp;zwnj;پی پناهنده می&amp;zwnj;شوند یا برای&amp;zwnj;شان فرش قرمز پهن کرده&amp;zwnj;اند که برای خانم&amp;zwnj;ها اینطور نیست؟ یا خانم&amp;zwnj;ها و آقایان مگر دو راه جداگانه در پیش دارند؟ این&amp;zwnj;ها برایم سئوال بود. البته من نمی&amp;zwnj;خواهم بگویم که مثلاً اینطور نیست یا هرکسی هر ادعایی کرده درست نیست، ولی می&amp;zwnj;خواهم این را بگویم که پناهندگی مسئله&amp;zwnj;ای است که حالا حالاها جای دارد که به آن پرداخته شود و خیلی هم مسئله مهمی است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;نمی&amp;zwnj;د&amp;zwnj;انم از لحاظ آماری همینطور است یا نه، ولی چیزی که در حال حاضر ما داریم می&amp;zwnj;بینیم این است که با توجه به شرایط ایران پناهنده&amp;zwnj;ها مدام بیشتر و بیشتر می&amp;zwnj;شوند. حالا چه در ترکیه یا هرجای دیگر. من دوسال است که اینجا هستم و می&amp;zwnj;بینم که پناهنده&amp;zwnj;ها دارند بیشتر می&amp;zwnj;شوند. اینجا بحث این نیست که شما آقا باشید یا خانم. برای پناهنده&amp;zwnj;ها مشکلات زیاد است؛ از مشکل طولانی&amp;zwnj; بودن پروسه بررسی گرفته تا این که درست رسیدگی نمی&amp;zwnj;کنند. همه این مشکلات هست و خانم و آقا هم خیلی ندارد که شما فکر کنید چون خانم هستید کارتان راه نمی&amp;zwnj;افتد یا بحث دیگری پیش روی است. اتفاقاً تا جایی که ما می&amp;zwnj;دانیم برای خانم&amp;zwnj;ها یکسری تسهیلاتی در نظر گرفته&amp;zwnj;اند، چه از نظر پلیس و چه از نظر یو ان. اصلاً یک کیس جداگانه وجود دارد برای زنان بی&amp;zwnj;سرپرست که می&amp;zwnj;توانند از طریق این کیس برای پناهندگی اقدام کنند و در اولویت قرار گیرند. همه این&amp;zwnj;ها مسائلی است که وجود دارد و این است که آدم تاحدودی تعجب می&amp;zwnj;کند وقتی می&amp;zwnj;بیند که این قضیه پناهندگی زنانه و مردانه می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکلاتی برای پناهنده&amp;zwnj;ها وجود دارد و این مشکلات خیلی قابل تقسیم&amp;zwnj;بندی به زن و مرد نیست. مگر مردها از راه وی&amp;zwnj;آی&amp;zwnj;پی پناهنده می&amp;zwnj;شوند یا برای&amp;zwnj;شان فرش قرمز پهن کرده&amp;zwnj;اند که برای خانم&amp;zwnj;ها اینطور نیست؟ یا خانم&amp;zwnj;ها و آقایان مگر دو راه جداگانه در پیش دارند؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;حالا این مواردی که شما می&amp;zwnj;گویید ما هم شنیده&amp;zwnj;ایم و با آن بیگانه نیستیم. امکان دارد هرکسی در پلیس، در کوچه و خیابان یا در یوان از موقعیت خودش سوءاستفاده کند و درخواستی، بی&amp;zwnj;احترامی&amp;zwnj;ای یا واکنش خارج از حد چارچوبی نسبت به خانم&amp;zwnj;ها داشته باشد. ولی من فکر می&amp;zwnj;کنم خانم&amp;zwnj;هایی که مخصوصاً از ایران می&amp;zwnj;آیند، این تجربه&amp;zwnj;ها را به هر صورت دارند. حالا من در مورد ترکیه حرف می&amp;zwnj;زنم و اینطور نیست که شما فکر کنید خیلی وضعیت حاد است. از ایران خیلی خیلی بهتر است، از لحاظ امنیت و از لحاظ نوع برخورد آدم&amp;zwnj;ها نسبت به خانم&amp;zwnj;ها. این را دیگر کاملاً می&amp;zwnj;شود پرس&amp;zwnj;وجو کرد و به آن رسید که مشکل حادی وجود ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;البته شاید مواردی هست که من خبر ندارم و آن مواردی را هم که شما می&amp;zwnj;گویید، من اصلاً نمی&amp;zwnj;توانم زیر سئوال ببرم. مسلماً درست گفته&amp;zwnj;اند، ولی در کل این که بیاییم این&amp;zwnj;ها را مورد استناد قرار دهیم برای قضاوت چندان درست نیست. اینطور اگر باشد، من هم می&amp;zwnj;توانم به شما یک مورد همجنسگرا معرفی کنم که بیش از سه سال است کارش طول کشیده. در حالی که گفته می&amp;zwnj;شود کار گی&amp;zwnj;ها راحت و سریع پیش می&amp;zwnj;رود و هیچ مشکلی ندارند. آدم سیاسی می&amp;zwnj;توانم به شما معرفی کنم که بالای هفت سال است که اینجاست. همه&amp;zwnj;جوری هست. به&amp;zwnj;هرحال این ایراد و مشکل برای هرکسی ممکن است پیش بیاید. با هرکسی، با هرجور آدمی که آمده. در واقع کسی هم که از کشور خودش برای پناهندگی بیرون می&amp;zwnj;آید، اگرچه به او می&amp;zwnj;گویند تو خیلی حق و حقوق داری، اما مشکلات زیادی هم به&amp;zwnj;هرحال خواهد داشت. مشکلات واقعاً زیاد است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;حالا در مورد خانم&amp;zwnj;ها یک قسمت&amp;zwnj;اش را و آن چیزی را که خودم می&amp;zwnj;دانم و می&amp;zwnj;توانم بیان کنم، این است که اگر اقامت&amp;zwnj;شان مثلاً در کشور ترکیه طولانی شود، برای رفتن به کشور سوم و مقصد نهایی، چون اجازه کار ندارند، شرایط کمی برای&amp;zwnj;شان سخت&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود. ولی در سایر موارد مثلاً بگوییم در روند کار، در مراحل و در بحث&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها و برخورد با مردم این کشور با پناهنده&amp;zwnj;های دیگر خیلی من بین شرایط آنها با دیگران تفاوتی نمی&amp;zwnj;بینم. حتی شاید تسهیلاتی هم برای&amp;zwnj;شان در نظر بگیرند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;مسئله دیگری که به ذهن من می&amp;zwnj;رسد این است که خانم&amp;zwnj;ها شاید خیلی نروند دنبال این که اطلاعات و آگاهی خودشان را بالا ببرند. البته نمی&amp;zwnj;گویم همه، اما شاید در مورد این چند نفری که شما سرگذشت&amp;zwnj;شان را گفتید این بوده باشد. من یک موردی را سراغ دارم که بی&amp;zwnj;سرپرست بود و می&amp;zwnj;توانست خیلی راحت از کیس بی&amp;zwnj;سرپرست استفاده کند و همان را ارائه دهند. ولی رفته بودند یک کیس دیگری را ساخته بودند و به قول معروف کیس&amp;zwnj;سازی کرده بودند که یک کیس مذهبی بود و نتوانسته بودند آن را ثابت کنند و به مشکل برخورد کردند. حالا مثلاً عنوان می&amp;zwnj;شود که ایشان بی&amp;zwnj;سرپرست&amp;zwnj;اند و چند سال است که مانده&amp;zwnj;اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;خب این موارد برمی&amp;zwnj;گردد به اشتباه خود آن آدم. حالا می&amp;zwnj;توانست مرد باشد و این مشکل برایش پیش آید. حالا زن است و این مشکل برایش پیش آمده. تمام حرف من این است، خیلی ممنون که روی موضوع پناهندگی کار می&amp;zwnj;کنید. این موضوع خیلی جای کار دارد. ولی من فکر می&amp;zwnj;کنم اگر این موضوع را زنانه و مردانه&amp;zwnj;اش نکنید بهتر باشد. خیلی مسائل دیگر هست که می&amp;zwnj;شود به آن&amp;zwnj;ها پرداخت. مثلاً پناهندگی مشکلی است که برای انسان&amp;zwnj;ها وجود دارد، مشکلی است که برای یک آدم به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آید، برای کسی که از خانه و خانواده و کشور و شهر خودش می&amp;zwnj;زند و خارج می&amp;zwnj;شود، با هزار و یک مشکل مواجه می&amp;zwnj;شود. این مشکلات خیلی زنان و مرد بردار نیست. این مشکلات انسانی است. از شما که حالا دارید به این موضوع می&amp;zwnj;پردازید یا رسانه&amp;zwnj;های دیگر، خواهش من این است که این قضیه را زنانه و مردانه نکنید. پناهندگی مشکلی است که برای هرکسی امکان دارد پیش آید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;در همین زمینه:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;h2 class=&quot;art-postheader&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2011/10/20/7745&quot;&gt;آیا سازمان ملل دلیل مشکلات پناهجویان است؟ &lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;h2 class=&quot;art-postheader&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2011/10/14/7601&quot;&gt; پناهجویی، تشدید بی&amp;zwnj;اعتمادی و مشکلات زناشویی&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/11/03/8071#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3495">ترکیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6346">زنان پناهنده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2847">پناهندگان</category>
 <pubDate>Thu, 03 Nov 2011 12:35:11 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">8071 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آیا سازمان ملل دلیل مشکلات پناهجویان است؟ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/20/7745</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/20/7745&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;254&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/1701_channel_originalphoto.jpg?1319391837&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مهسا صارمی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;-&lt;/span&gt;&lt;span&gt;این گزارش بخشی از مجموعه خاطرات شفاهی زنان از دوران پناهجویی&amp;zwnj;شان است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;. شماری از آنها&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در گفت&amp;zwnj;وگو با رادیو زمانه درباره مشکلات و میزان امنیت و امکاناتی گفته&amp;zwnj;اند که در کشورهای مختلف پناهجوپذیر داشته&amp;zwnj;اند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110928_Zanan_Panahandeh_Mahsa.mp3&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; align=&quot;right&quot; height=&quot;23&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/musicicon_56_2.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در این گزارش بهاره از مشکلات زندگی&amp;zwnj;اش در دوران پناهجویی می&amp;zwnj;گوید. او زنی جوان است که به همراه همسرش پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری به دلیل مشکلات امنیتی از ایران خارج شده&amp;zwnj;اند و اکنون در شهری کوچک در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;بهاره از بدو ورود به ترکیه با دردسرهای زیادی رو&amp;zwnj;به&amp;zwnj;رو شده و همانطور که می&amp;zwnj;گوید این تجربه&amp;zwnj;ها را آسان به دست نیاورده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;روزهای نخست و دشوار&amp;zwnj;های پناهجویی &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;بهاره درباره روزهای اول پس از مهاجرتش چنین می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;از وقتی به این کشور آمدم زندگی&amp;zwnj;ام پر از دردسر بوده، پر از تجربه&amp;zwnj;هایی که لزوماً همه&amp;zwnj;شان ارزان به دست نیامده&amp;zwnj;اند. بابت خیلی از آنها، هزینه&amp;zwnj;های زیادی پرداختیم. نه لزوماً مادی، بلکه معنوی و روحی- روانی. در انتخاب همه&amp;zwnj;شان هم تنها خودمان سهیم نبودیم. شهری که سازمان ملل برای ما انتخاب کرد، به سختی می&amp;zwnj;شد اسم شهر را رویش گذاشت. دهی بود که طی ده سال گذشته به اصطلاح شهر شده بود. نه فرهنگ، نه امکانات و نه چیزی که بتوان آن را زندگی معمولی نامید. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در این شهر ما خانه&amp;zwnj;ای اجاره کردیم. وقتی در خانه قدم برمی&amp;zwnj;دارم، صدای چوب&amp;zwnj;های کف خانه را می&amp;zwnj;شنوم با دیوارهای سیمانی که هیچ چیزی را در میان خود نگه نمی&amp;zwnj;دارند. نه سرما نه گرما و نه حتی صدا. اوایل خانه پر بود از صداهایی که از اطراف به گوش&amp;zwnj;مان می&amp;zwnj;رسید. در اوایل برای ما مانند توهم بود، اما با گذشت زمان به صداها عادت کردیم. باید یاد می&amp;zwnj;گرفتیم تا با مسائل کنار بیاییم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;خرید هرکدام از وسایل خانه نیز داستانی را در پی داشت. اگر می&amp;zwnj;خواستیم وسیله&amp;zwnj;ای را نو بخریم باید پول زیادی را می&amp;zwnj;پرداختیم و از طرفی هم بیشتر پناهنده&amp;zwnj;ها در مضیقه مالی هستند و امکان خرید وسایل نو برای همه وجود ندارد. بنابراین به سمساری&amp;zwnj;ها سر می&amp;zwnj;زدیم. سمساری&amp;zwnj;هایی که وسایل کهنه و استفاده شده را به قیمتی بالاتر از ارزش واقعی&amp;zwnj;شان به پناهنده&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;فروشند. تک&amp;zwnj; تک وسایل لازم را جمع کردیم تا جایی که باید در آن زندگی کنیم را بتوانیم خانه بنامیم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;این وضعیت برای ما که از جایی آمده بودیم که بهترین امکانات را داشت خیلی دشوار بود. از خانه&amp;zwnj;ای آمده بودیم که تک تک وسایل زیبای آن را با جمع عشق کرده بودیم و کاملاً شبیه خانه بود، خانه&amp;zwnj;ای گرم. گرما هم واژه&amp;zwnj;ای است که این&amp;zwnj;جا نمی&amp;zwnj;شود به آن اعتماد کرد.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;تاثیرات مشکلات روحی و روانی بر زندگی &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;بهاره آزاردهنده&amp;zwnj;ترین مشکلات خود را مشکلات روانی می&amp;zwnj;داند. او درباره دردسرها و تجربیات تلخش می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;روزهای زمستان در این شهر واقعاً سخت است، استخوان بدن&amp;zwnj;مان به صدا در می&amp;zwnj;آید چه برسد به خودمان، اما این نوع سختی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گذرد، سختی&amp;zwnj;های ماندگار، سختی&amp;zwnj;های روانی&amp;zwnj;اند. سختی آنجایی است که هر روز صبح باید به اداره پلیس بروم و امضا کنم و بگویم من هستم، من فرار نکردم، به کجا؟ نمی&amp;zwnj;دانم. به چه علت؟ نمی&amp;zwnj;دانم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مشکل بزرگ دیگری که در این کشور با آن مواجه هستم و امروز هم&amp;zwnj;چنان با گذشت یک&amp;zwnj;سال با آن دست به گریبان هستیم، مشکل زبان است. برای انجام هرکاری و برقراری هر گونه ارتباطی باید زبان بلد بود، وگرنه نمی&amp;zwnj;توانیم حرف&amp;zwnj;مان را به راحتی بگوییم و حق خود را بگیریم. هم&amp;zwnj;چنین بی&amp;zwnj;دلیل از ما پول خاک می&amp;zwnj;گیرند؛ پولی که پس از پرداخت آن باید فشار زیادی را تحمل کنیم تا هزینه&amp;zwnj;اش جبران شود.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در روزهای زمستان نمی&amp;zwnj;شود درخیابان نفس کشید چرا که سوخت&amp;zwnj;شان زغال سنگ است و آنقدر هوا سنگین می&amp;zwnj;شود که نفس را بند می&amp;zwnj;آورد. هاله سیاه را در آسمان شهر می&amp;zwnj;توان دید. معنی آسمان آبی را ما این&amp;zwnj;جا هم نفهمیدیم، در ایران که فقط یک خواب بود.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مشکل دیگری که بهاره به آن اشاره می&amp;zwnj;کند، عدم حق اشتغال است. او می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;اگر هم بتوانیم کاری پیدا کنیم، اصطلاحاً به آن کار سیاه می&amp;zwnj;گویند که در این نوع کار بیشترین کار را از کارگر می&amp;zwnj;گیرند اما کمترین حقوق و مزایا نصیب او می&amp;zwnj;شود. در واقع اسم زندگی ما پناهجویی است. به کشوری پناه آوردیم اما کمترین خواسته&amp;zwnj;های&amp;zwnj;مان هم برآورده نمی&amp;zwnj;شود. از دردسرها و مصیبت&amp;zwnj;های اینجا، از انتظارهای کشنده که انسان را پیر می&amp;zwnj;کند بگذریم، اما اینجا جواب هیچکدام از خواسته&amp;zwnj;ها و نیازها با امکانات رفاهی و انسانی داده نمی&amp;zwnj;شود.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;چون می&amp;zwnj;گذرد، غمی نیست&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مسئله دیگری که بهاره به راحتی از کنار آن نمی&amp;zwnj;گذرد، برخورد ایرانیان با همدیگر است. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;اینجا کسی حق کسی را نخورده است. اینجا هرکسی آمده تا سهم و حق خودش را بگیرد، اما ایرانیان طوری با همدیگر برخورد می&amp;zwnj;کنند و برای هم خط و نشان می&amp;zwnj;کشند و سپر جلوی هم می&amp;zwnj;گیرند که گویا به طور مثال اگر من قدری پیشرفت کنم و جلوتر بروم، از حق و سهم کس دیگری کم شده است. هنوز این مسئله در فرهنگ ما جای نگرفته است که هرکسی زندگی خودش را بکند و به زندگی دیگری کاری نداشته باشد. این جمله را خیلی راحت به زبان می&amp;zwnj;آوریم اما به آن عمل نمی&amp;zwnj;کنیم. زمانی که می&amp;zwnj;بینم برای آزار و اذیت یکدیگر انرژی زیادی را صرف می&amp;zwnj;کنند تحملش برای من سخت می&amp;zwnj;شود که ببینم هموطنانم از آزار همدیگر لذت می&amp;zwnj;برند.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;او در آخر می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;از روز اولی که به این شهر رسیدم تا همین الان که این گفته&amp;zwnj;ها را کنار هم می&amp;zwnj;گذارم، نمی&amp;zwnj;گویم که تنها و تنها بدی بوده، اما قسمت غالب زندگی&amp;zwnj;ام به بدی گذشته است. تنها دلخوشی&amp;zwnj;ای که دل مرا نسبت به درست شدن اوضاع گرم می&amp;zwnj;کند، عبارتی است که با خط خوش نوشته شده و به دیوار اتاقم نصب کرده&amp;zwnj;ام. صبح&amp;zwnj;ها چشم&amp;zwnj;هایم را رو به این نوشته باز می&amp;zwnj;کنم و شب&amp;zwnj;ها با دیدن این نوشته چشم&amp;zwnj;هایم را می&amp;zwnj;بندم: چون می&amp;zwnj;گذرد غمی نیست.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/20/7745#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3495">ترکیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4726">مهاجرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3658">پناهنده</category>
 <pubDate>Thu, 20 Oct 2011 10:32:24 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7745 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title> پناهجویی، تشدید بی‌اعتمادی و مشکلات زناشویی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/14/7601</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/14/7601&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;211&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/1_14.jpg?1318593854&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; background: none repeat scroll 0% 0% white;&quot;&gt;مهسا صارمی&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;line-height: 115%; color: black; background: none repeat scroll 0% 0% white;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; background: none repeat scroll 0% 0% white;&quot;&gt;این گزارش بخشی از مجموعه خاطرات شفاهی &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; background: none repeat scroll 0% 0% white;&quot;&gt;شماری از &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; background: none repeat scroll 0% 0% white;&quot;&gt;زنان &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; background: none repeat scroll 0% 0% white;&quot;&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; background: none repeat scroll 0% 0% white;&quot;&gt; دوران پناهجویی&amp;zwnj;شان است&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; background: none repeat scroll 0% 0% white;&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; background: none repeat scroll 0% 0% white;&quot;&gt;آنها &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; background: none repeat scroll 0% 0% white;&quot;&gt;در گفت&amp;zwnj;وگو با رادیو زمانه درباره مشکلات خود و میزان امنیت و امکاناتی سخن گفته&amp;zwnj;اند که در کشورهای مختلف پناهجوپذیر داشته&amp;zwnj;اند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://mail.google.com/mail/?ui=2&amp;amp;view=bsp&amp;amp;ver=ohhl4rw8mbn4&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; align=&quot;right&quot; height=&quot;23&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/musicicon_56_1.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در این گزارش زهره، زن روزنامه&amp;zwnj;نگار از تجربیات دوران پناهجویی&amp;zwnj;اش برای ما گفته است. زهره و همسرش هر دو خبرنگار هستند. همسر زهره پس از &lt;/span&gt;&lt;span&gt;دهمین &lt;/span&gt;&lt;span&gt;انتخابات&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ریاست جمهوری در سال&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ۱۳۸۸&lt;/span&gt;&lt;span&gt;به دلیل فعالیت در ستاد میرحسین موسوی، یکی از &lt;/span&gt;&lt;span&gt;نامزد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;های ریاست جمهوری، بازداشت و زندانی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; می&amp;zwnj;شود و&lt;/span&gt;&lt;span&gt;پس از مدتی با&lt;/span&gt;&lt;span&gt; سپردن سند منزل&amp;zwnj;شان به عنوان وثیقه، از زندان آزاد می&amp;zwnj;شود. &lt;/span&gt;&lt;span&gt;او&lt;/span&gt;&lt;span&gt; پس از آزادی موقت، به ترکیه مهاجرت می&amp;zwnj;کند و پس از یک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ماه زهره و فرزندشان نیز به او ملحق می&amp;zwnj;شوند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;دختر خردسال&lt;/span&gt;&lt;span&gt; آنها&lt;/span&gt;&lt;span&gt; به دلیل مشکلات پیش آمده برای پدرش، بارها دچار تشنج شده و تحت نظر پزشک است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;. آنها&lt;/span&gt;&lt;span&gt; هم اکنون در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کنند و منتظر مراحل انتقال به کشور سوم و آغاز زندگی در کشوری دیگر هستند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;زهره از مهاجرت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; مشکلات &lt;/span&gt;&lt;span&gt;زندگی در کشور جدید و&lt;/span&gt;&lt;span&gt; از درگیری&amp;zwnj;های عاطفی، ضربه&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و زخم&amp;zwnj;های&lt;/span&gt;&lt;span&gt; روحی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;اش برای ما &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;گوید&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;span&gt; &amp;quot;ما هم مانند بسیاری از ایرانیان، که به دلیل مشکلات امنیتی ایران را ترک کرده&amp;zwnj;اند، مجبور به کوچ اجباری از ایران شدیم. من و همسرم هر دو خبرنگار هستیم. من در یک خبرگزاری کار می&amp;zwnj;کردم و همسرم در یکی از سایت&amp;zwnj;های خبری و شماری از روزنامه&amp;zwnj;های تهران. همسرم به دلیل فعالیت&amp;zwnj; در ستاد میرحسین موسوی و یک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سری از افشاگری&amp;zwnj;هایی که داشت، بازداشت شد و به زندان رفت. با اینکه ما سند منزل&amp;zwnj;مان را به عنوان وثیقه سپرده بودیم، اما با این حال ماموران اطلاعات بارها به دنبالش آمدند و پس از آن ما به سرعت کارهای&amp;zwnj;مان را انجام دادیم و عزم مهاجرت کردیم. همسرم زودتر از ایران خارج شد و پس از یک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ماه من به همراه دختر دوساله&amp;zwnj;ام به ترکیه آمدم. در ابتدا افسردگی و هضم نکردن شرایط امروز برایم وجود داشت. من، کسی بودم که اطرافم پر از آشنا، همکار و فامیل بود، حالا باید در جایی دور از آنها به همراه همسر و دخترم که هنوز شیرخواره بود، به تنهایی زندگی می&amp;zwnj;کردم. هم&amp;zwnj;چنین پس از رفتن همسرم به سختی اندکی از وسایل منزل&amp;zwnj;مان را فروختم و چیزی که نیاز داشتیم را به دشواری همراه خودم تا ترکیه و فرودگاه آنکارا بردم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;این مشکلات بماند؛ اما در کل احساس خوبی ندارم. کسانی که می&amp;zwnj;شناختم کمتر با من تماس می&amp;zwnj;گیرند و عده&amp;zwnj;ای جواب ای&amp;zwnj;میل&amp;zwnj;هایم را نمی&amp;zwnj;دهند. برای من که پدر و مادرم هردو فوت کرده&amp;zwnj;اند و سر زدن به مزارشان برای من دلخوشی و تسکینی بود، این روزها دردناک است. از دست دادن این&amp;zwnj;ها برای من مهم بود و هست. هنوز پس از گذشت چندین&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ماه نمی&amp;zwnj;توانم یادشان را فراموش کنم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;همه این&amp;zwnj;ها سخت است، اما با بچه خیلی سخت&amp;zwnj;تر است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;دخترم به دلیل مشکلات پدرش چندین&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بار دچار تشنج شده &lt;/span&gt;&lt;span&gt;است &lt;/span&gt;&lt;span&gt;و از یک سال پیش داروهای تشنج مصرف می&amp;zwnj;کند. ما هنوز در این شهری که هستیم، نتوانست&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ه&amp;zwnj;ا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;یم &lt;/span&gt;&lt;span&gt;او را &lt;/span&gt;&lt;span&gt;به بیمارستانی که دستگاه نوار مغزی دارد، منتقل کنیم. پس از یک سال باید دوباره چک&amp;zwnj;آپ شود و مشخص شود که قرص&amp;zwnj;هایش باید تغییر کند یا خیر.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;ما کجا احساس امنیت می&amp;zwnj;کنیم؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;زهره در ترکیه چندان احساس امنیت نمی&amp;zwnj;کند و همین او را آزار می&amp;zwnj;دهد. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ما دوبار به مشکل برخوردیم تا حدی که من حس می&amp;zwnj;کنم در این خانه شبی را نمی&amp;zwnj;توانم به تنهایی سر کنم. دوبار برای همسرم مشکل پیش آمد. یک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بار از پنجره اتاقش &lt;/span&gt;&lt;span&gt;قطعه&amp;zwnj;ای از یک &lt;/span&gt;&lt;span&gt;بلوک سنگی به داخل پرتاب کردند که اگر همسرم زیر پنجره بود و با &lt;/span&gt;&lt;span&gt;آن&lt;/span&gt;&lt;span&gt; برخورد می&amp;zwnj;کرد، قطعاً امروز زنده نبود&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اخیراً &lt;/span&gt;&lt;span&gt;نیز &lt;/span&gt;&lt;span&gt;دو&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; سه نفری با نقاب و صورت&amp;zwnj;های پوشیده، می&amp;zwnj;خواستند به اصرار از تراس وارد آشپزخانه شوند که همسرم سریعاً با اسپری فلفل آنها را از خانه دور کرد. این&amp;zwnj;ها همه مشکلاتی است که برای م&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ا&lt;/span&gt;&lt;span&gt; پیش می&amp;zwnj;آید&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; من که با هزار امید و آرزو به این شهر آمدم و احساس &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;کردم که حداقل اینجا امنیت دارم و استرس بازداشت همسرم را ندارم. به هر حال همه این&amp;zwnj;ها قطره&amp;zwnj;ای از مشکلاتی است که ما داریم.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;زهره عمده مشکلات زنان پناهنده در ترکیه را مشکلات و نیازهای مالی می&amp;zwnj;داند. او در مورد سختی&amp;zwnj;های مهاجرت می&amp;zwnj;گوید&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;span&gt; &amp;quot;عمده مشکلات زنان پناهنده در کشوری مانند ترکیه و در دوران پناهندگی، از نگاه زنان دیگری که من می&amp;zwnj;شناسم، بیشتر مشکلات و نیازهای مالی است. من خانواده&amp;zwnj;هایی را دیده&amp;zwnj;ام که سه سال است در ترکیه هستند، پرونده&amp;zwnj;شان نیز به مشکل خورده و دیگر خانواده&amp;zwnj;های ایرانی به آن&amp;zwnj;ها کمک می&amp;zwnj;کنند. پس مشکلات مالی در رتبه اول مشکلات خانواده قرار دارد و بخصوص برای زنان ایرانی. بسیاری از زنان ایرانی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;ای&lt;/span&gt;&lt;span&gt; که می&amp;zwnj;شناسم در این شهر به سختی کار می&amp;zwnj;کنند. اگر بتوانند دست و پا شکسته ترکی صحبت کنند، در آرایشگاه&amp;zwnj;ها یا عکاسی کار می&amp;zwnj;کنند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما یادگیری زبان ترکی برای همه مقدور نیست، تا بتوانند گلیم&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;شان را از آب درآورند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;بحران عاطفی و زندگی در مهاجرت&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;زهره&lt;/span&gt;&lt;span&gt;، به&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بحران عصبی و&lt;/span&gt;&lt;span&gt; خلأ عاطفی میان ز&lt;/span&gt;&lt;span&gt;وج&amp;zwnj;های ایرانی در مهاجرت اشاره &lt;/span&gt;&lt;span&gt;و اضافه می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;اکثر ز&lt;/span&gt;&lt;span&gt;وج&amp;zwnj;های&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ایرانی، پس از مهاجرت و زندگی در اینجا، به دلایل مختلف با هم درگیر می&amp;zwnj;شوند. درگیری عاطفی و درگیری&amp;zwnj;های لفظی؛ زیرا هیچکدام قادر به هضم شرا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;یط&lt;/span&gt;&lt;span&gt; موجود &lt;/span&gt;&lt;span&gt;نیستند&lt;/span&gt;&lt;span&gt; تا با آن سازگار شوند و به هر طر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;یقی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;پیرا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;مون هر&lt;/span&gt;&lt;span&gt; مشکلی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; با هم بحث و جدل می&amp;zwnj;کنند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; یکی از این مشکلات، می&amp;zwnj;تواند مشکلات مادی و اقتصادی باشد زیرا هزینه&amp;zwnj;های اینجا نسبت به هزینه&amp;zwnj;های ایران بالاتر است و برای کسی که با دست پر از ایران خارج نشده باشد، واقعاً شرایط زندگی سخت خواهد بود.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;دور شدن از خانواده، نیازهای مالی، عدم امنیت، پیدا نکردن دوستان دلخواه و مهم&amp;zwnj;تر از همه بلاتکلیفی و سردرگمی از مشکلات مدید پس از مهاجرت است که خواه و ناخواه بر زندگی بسیاری از&lt;/span&gt;&lt;span&gt; زنان و مردان مهاجر تاثیر می&amp;zwnj;گذارد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;احساس تنهایی، عدم امنیت و نگرانی همواره در زندگی زهره و در دوران پناهجویی&amp;zwnj;اش وجود داشته است. برقراری ارتباط در کشور دیگر و با مردمانی ناآشنا برای زهره کمی دشوار است. او از تاثیر فاصله و مهاجرت &lt;/span&gt;&lt;span&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span&gt; رابطه با دوستانش می&amp;zwnj;گوید:&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;quot;مشکلات من بیشتر روحی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و&lt;/span&gt;&lt;span&gt; عاطفی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اند. افراد و دوستانی که می&amp;zwnj;شناختم، حتی آن&amp;zwnj;هایی که رابطه نزدیکی با هم داشتیم، وقتی خبردار می&amp;zwnj;شوند که من از ایران خارج شده و پناهنده شده&amp;zwnj;ام، نگاه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;شان در مورد من و زندگی&amp;zwnj;ام تغییر می&amp;zwnj;کند و ارتباطات گذشته&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;شان&lt;/span&gt;&lt;span&gt; را با من قطع می&amp;zwnj;کنند. البته من به آن&amp;zwnj;ها حق می&amp;zwnj;دهم، شاید ب&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ه&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;خاطر شرایط امروز ایران باشد. به دلیل شرایط ایجاد شده، اکثرا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ً&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ترس دارند و حوزه و ح&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اشیه&lt;/span&gt;&lt;span&gt; امنیتی&amp;zwnj;شان را حفظ می&amp;zwnj;کنند و اجازه نمی&amp;zwnj;دهند کسانی مثل ما (پناهنده های سیاسی) بخواهد موقعیت&amp;zwnj;شان را خدشه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;دار ک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ند. باید به آنها حق داد اگرچه سخت است وقتی با کسی تماس می&amp;zwnj;گیری و برایشان ای&amp;zwnj;میل می&amp;zwnj;فرستی، یا جوابت را نمی&amp;zwnj;دهند و یا کم&amp;zwnj;محلی می&amp;zwnj;کنند. اینجا، جایی است که روحیه انسان واقعاً خرد می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;از طرف دیگر، نگاه برخی ترک&amp;zwnj;ها به ایرانی&amp;zwnj;ها خیلی نگاه مثبتی نیست. آذری&amp;zwnj;ها و ترک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;زبانانی که از ایران به اینجا می&amp;zwnj;آیند راحت&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;توانند خودشان را با ترک&amp;zwnj;های اینجا هماهنگ کنند، اما برقراری ارتباط برای فارسی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;زبانان سخت&amp;zwnj;تر خواهد بود. گاهی خوبی&amp;zwnj;ها و مهربانی&amp;zwnj;هایی نیز از سوی ترک&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;بینیم که دلگرم کننده است.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مهاجرت و زندگی در ترکیه بر روحیه و شخصیت فرزند زهره نیز بی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;تاثیر نبوده است. زهره نگرانی&amp;zwnj;های مادرانه&amp;zwnj;اش را این&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;چنین شرح می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;کودکان اینجا هم&amp;zwnj;بازی ندارند. دختر من در تهران به مهد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;کودک می&amp;zwnj;رفت و با کودکان همسایه در ارتباط بود و زمانی که من به سر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;کار می&amp;zwnj;رفتم، دخترم را به همسایه می&amp;zwnj;سپردم. اما اینجا جز معدود دوستانی که به ما سر می&amp;zwnj;زنند، دوست و هم&amp;zwnj;بازی دیگری ندارد. همه دوستان&amp;zwnj;مان را خاله و عموهای خودش می&amp;zwnj;داند و این مسئله بسیار ناراحت کننده است. چون زمانی که به ترکیه آمده بود، خیلی کوچک و کم&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سن &lt;/span&gt;&lt;span&gt;و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;سال&amp;zwnj;تر بود&lt;/span&gt;&lt;span&gt;. او&lt;/span&gt;&lt;span&gt; خاله&amp;zwnj;ها و عموهایش را فراموش کرده است و هیچ تصویری از آنها در ذهنش نمانده است. دوستان&amp;zwnj;مان را خاله و عموهای&lt;/span&gt;&lt;span&gt; خودش&lt;/span&gt;&lt;span&gt; می&amp;zwnj;داند و این قضیه بر روحیه&amp;zwnj;اش تاثیر گذاشته است. وقتی کسی از دوستان&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;مان به کشور دیگری می&amp;zwnj;رود، همواره سراغ&amp;zwnj;شان را می&amp;zwnj;گیرد و دلتنگ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;آنها &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;شود. همه این مسائل در طولانی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;مدت بر روحیه و شخصیت&amp;zwnj;اش تاثیر می&amp;zwnj;گذارند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; او اخیراً شب&amp;zwnj;ها خیلی بی&amp;zwnj;قراری می&amp;zwnj;کند و من اطمینان دارم که این مسئله هم به دلیل تنهایی&amp;zwnj;هایش است زیرا دوستانی که پیشتر می&amp;zwnj;شناختیم از اینجا رفته&amp;zwnj;اند. ما تنهایی&amp;zwnj;مان را با فیس&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بوک پر می&amp;zwnj;کنیم، با کار کردن، مطلب نوشتن، مقاله نوشتن و کارهایی از این قبیل&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما بچه&amp;zwnj;ها چه گناهی کرده&amp;zwnj;اند؟ نزدیک پاییز هم که می&amp;zwnj;شود، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;رفتن به &lt;/span&gt;&lt;span&gt;پارک کار درستی نیست&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; چون هوای اینجا خیلی زود رو به سردی می&amp;zwnj;رود و بارندگی زیاد بچه&amp;zwnj;ها را خانه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;نشین می&amp;zwnj;کند.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;دور شدن از خانواده، نیازهای مالی، عدم امنیت، پیدا نکردن دوستان دلخواه و مهم&amp;zwnj;تر از همه بلاتکلیفی و سردرگمی از مشکلات مدید پس از مهاجرت است که خواه و ناخواه بر زندگی بسیاری از&lt;/span&gt;&lt;span&gt; زنان و مردان مهاجر تاثیر می&amp;zwnj;گذارد. بسیاری از &lt;/span&gt;&lt;span&gt;پناهجویان&lt;/span&gt;&lt;span&gt; پس از انتقال به کشور سوم هم&amp;zwnj;چنان با مشکلات و زخم&amp;zwnj;های روحی دست و پنجه نرم &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ند و تحت نظر مشاوران و روانشناسان &lt;/span&gt;&lt;span&gt;قرار می&amp;zwnj;گیرند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;چقدر زمان کافی است تا ناآرامی&amp;zwnj;و نگرانی&amp;zwnj;های ناشی از مهاجرت به دلیل مشکلات امنیتی، فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی ترمیم شود و این زنان و مردان به زندگی عادی برگردند؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;در همین زمینه:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;h2 class=&quot;art-postheader&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2011/10/06/7443&quot;&gt;مشکلات پناهجویان زن در کشورهای توریستی&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;h2 class=&quot;art-postheader&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2011/09/29/7285&quot;&gt;مهاجرت، رویای برابری و نگاه جنسیتی&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پی&amp;zwnj;نویس:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طرح از مانا نیستانی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/14/7601#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3495">ترکیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6346">زنان پناهنده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2847">پناهندگان</category>
 <pubDate>Fri, 14 Oct 2011 11:59:38 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7601 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مشکلات پناهجویان زن در کشورهای توریستی </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/06/7443</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/06/7443&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;163&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/623653image.jpg?1317927011&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهسا صارمی- این گزارش بخشی از مجموعه خاطرات شفاهی زنان از دوران پناهجویی&amp;zwnj;شان است که در گفت&amp;zwnj;وگو با رادیو زمانه درباره مشکلات خود و  میزان امنیت و امکاناتی سخن گفته&amp;zwnj;اند که در کشورهای مختلف پناهجوپذیر داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110914_Mahsa_Saremi_Panahande_part2_RZ.mp3&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; align=&quot;right&quot; height=&quot;23&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/musicicon_56_0.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در قسمت گذشته زندگی مریم را خواندیم. زنی سی ساله که به همراه دو فرزندش به صورت غیر قانونی از کشور خارج شده و سه سال است که در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کند. یک سال پیش دلایل پناهندگی مریم توسط سازمان ملل رد و چند ماه پیش پرونده پناهندگی&amp;zwnj;اش به طور کل، توسط سازمان ملل بسته شد.&lt;br /&gt;
در این گزارش نگین، زنی ۳۵ ساله که دوسال از زندگی&amp;zwnj;اش در ترکیه و در پناهندگی گذشته، از تجربه&amp;zwnj;های خود برای ما گفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
زنان ایرانی نه تنها در کشور خود بلکه در غربت نیز مورد حمایت قانون و جامعه قرار نمی&amp;zwnj;گیرند و باور نمی&amp;zwnj;شوند. یکی از دلایل عدم توجه خانواده&amp;zwnj;های این زنان به فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی آنها می&amp;zwnj;تواند کوچک شمردن این فعالیت&amp;zwnj;ها از سوی انها باشد. علاوه بر این همواره نگاهی بر جسم و زندگی شخصی این زنان حاکم است که حاکی نابرابری زن و مرد در ایران و کشورهای واسطه مهاجرت است.  &lt;br /&gt;
نگین یکی از زنانی است که پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ به دلیل فعالیت سیاسی و حضور در اعتراض&amp;zwnj;های خیابانی جان و امنیت خود را در خطر دیده و از ایران به مقصد ترکیه گریخته است.&lt;br /&gt;
حمایت عاطفی و مادی یا مدرک طلاق؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نگین زندگی&amp;zwnj;اش را در ترکیه به سختی، بدون سرمایه و هیچگونه حمایتی آغاز کرده است. پس از مدتی نه تنها همسرش به او ملحق نمی&amp;zwnj;شود و فرزندانش را به ترکیه نمی&amp;zwnj;فرستد، بلکه به جای هرگونه حمایت از او، مدرک طلاق را برای نگین ارسال می&amp;zwnj;کند. نگین  سختی&amp;zwnj;های آغاز زندگی و رابطه با همسرش را این&amp;zwnj;چنین تعریف می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;پس از مشکلی که برای من پیش آمد، همسرم به من گفت تو الان در خطر هستی، از ایران برو و من به همراه بچه&amp;zwnj;ها پس از مدتی به ترکیه می&amp;zwnj;آییم. پس از رسیدن به ترکیه، هنگامی که به دفتر سازمان ملل معرفی شدم به من گفتند که دوماه بعد برای مصاحبه باید به آنکارا بروی و قبل از آن باید به شهری به نام کوتاهیه معرفی شوی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من به کوتاهیه رفتم، شهر کوچکی که نمی&amp;zwnj;دانستم کجای نقشه قرار گرفته، تا به حال اسمش را هم نشنیده بودم و هیچ آشنایی هم در آن شهر نداشتم. مرکز و خیابان&amp;zwnj;های شهر را نیز نمی&amp;zwnj;شناختم. پول زیادی همراهم نبود و هم&amp;zwnj;چنین زبان ترکی هم نمی&amp;zwnj;دانستم. با هر مصیبتی که بود هتلی پیدا کردم و آنجا ماندم. صبح روز بعد به سختی دفتر آسام (اداره واسطه میان مهاجران و سازمان ملل) را پیدا کردم، مسئولان آسام مرا به پلیس معرفی کردند و پلیس به من گفت که باید خانه&amp;zwnj;ای بگیری. من گفتم که پول زیادی همراهم نیست، چون از پیش نمی&amp;zwnj;دانستم که ممکن است این اتفاق برایم پیش بیاید و آمادگی آمدن را نداشتم. به هر جهت و با هر سختی که بود توانستم خانه&amp;zwnj;ای را اجاره کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
پس از اجاره منزل با همسرم تماس گرفتم و خواستم که برایم مقداری پول بفرستد. همسرم بعد از معذرت&amp;zwnj;خواهی گفت که تو کار سیاسی کرده&amp;zwnj;ای و وجود تو ممکن است برای من و بچه&amp;zwnj;ها خطرساز شود. من نه خودم به ترکیه می&amp;zwnj;آیم و نه بچه&amp;zwnj;ها را به آنجا می&amp;zwnj;فرستم. شوهرم  گفت: آن&amp;zwnj;روز که به دنبال جنبش سبز و کارهای سیاسی رفتی باید یادت می&amp;zwnj;آمد که متاهل هستی و بچه داری؟&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از مدتی به جای اینکه برای من هزینه زندگی&amp;zwnj;ام را بفرستد، یا خودش بیاید و بچه&amp;zwnj;هایم را نزد من بفرستد، برای من مدرک طلاق فرستاد. به هر طریقی هم که خواستم جلوی این اتفاق را بگیرم، دستم به جایی بند نبود، چون از منظر قانونی زنی بودم که پس از کارهای سیاسی ترک منزل کرده است. به همین دلیل به سرعت کارهای طلاق ما انجام شد در حالی که چیزی به من ندادند و هیچ چیزی از زندگی و گذشته&amp;zwnj;ام، به من تعلق نگرفت.&amp;quot;       &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پناهندگی و امنیت دورافتاده زنان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
نگین به دفتر پلیس ترکیه در شهر سکونت&amp;zwnj;اش اعلام می&amp;zwnj;کند که زنی تنهاست و این مسئله به شهرداری شهر منتقل می&amp;zwnj;شود. او  آزارها و نگاه جنسیتی ماموران شهرداری و پلیس و قانون شکنی&amp;zwnj;های سازمان ملل را این چنین شرح می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;من یک زن تنهای ایرانی بودم  و ظاهراً زنان ایرانی در ترکیه مورد توجه هستند. وقتی به شهرداری مراجعه می&amp;zwnj;کردم مسئولان پس از این&amp;zwnj;که می&amp;zwnj;فهمیدند من یک زن تنها هستم، می&amp;zwnj;گفتند ما برای رسیدگی به کارها، شب به منزل&amp;zwnj;ات می&amp;zwnj;آییم و من پس از رسیدن به خانه، تمام شب چراغ&amp;zwnj;ها را خاموش می&amp;zwnj;کردم، پرده&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;کشیدم و در را قفل می&amp;zwnj;کردم تا مبادا مسئولان شهرداری برسند. نمی&amp;zwnj;توانستم با آنها برخوردی بکنم از آن جهت که من فقط یک زن پناهنده بودم و تمام کارها و مسائل اداری پرونده&amp;zwnj;ام به دست این مسئولان بود.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دفتر پلیس می&amp;zwnj;رفتم، به من چشمک می&amp;zwnj;زدند و به زبان خودشان می&amp;zwnj;گفتند: &amp;quot;Bayan Irani &amp;Ccedil;ok G&amp;uuml;zel&amp;quot; یعنی زن ایرانی قشنگ است. من دائماً به مدت چند روز، چراغ&amp;zwnj;های خانه را خاموش می&amp;zwnj;کردم، پرده&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;کشیدم و در تاریکی می&amp;zwnj;نشستم تا کسی متوجه تنهایی من در خانه نشود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خلاصه آن روزها با تنهایی من گذشت. پس از مدتی به سازمان ملل مراجعه کردم. پس از سه مرتبه مصاحبه، مبلغ ۷۰ دلار معادل ۱۰۰ لیر ترکیه را هر ماه برای من فرستادند. بعد از آن دوباره تماس گرفتم و گفتم من با ماهی ۷۰ دلار چطور باید زندگی کنم؟ به من گفتند این مشکل خودت است و به شهرداری شهر مراجعه کن. من هم از خیر مراجعه به شهرداری، به دلایل مشکلاتی که پیشتر اشاره کردم، گذشتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هشت ماه بی&amp;zwnj;خبری از وضعیت پرونده &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
نگین دو ماه پس از این تاریخ، باید برای مصاحبه به سازمان ملل مراجعه می&amp;zwnj;کرد و دوماه پس از آن نیز برای مصاحبه  اصلی.   &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نگین این&amp;zwnj;چنین اضافه می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;دوماه بعد برای مصاحبه اصلی به دفتر سازمان ملل در آنکارا مراجعه کردم. متاسفانه وکیل من خانمی بود که بارها و بارها توسط سازمان&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی و حقوق بشری از او شکایت شده بود. به ایشان گفتم من به دلیل اضطراب ناشی از زندگی&amp;zwnj;ام  به افسردگی و بیماری روحی دچار شده&amp;zwnj;ام و قرص مصرف می&amp;zwnj;کنم. از وکیل خواهش کردم اجازه بدهد من مطلب را کامل ادا کنم و مرا عصبانی نکند. در آن روز برخورد خوبی با من صورت گرفت و وکیل در حرف&amp;zwnj;های من به دنبال تناقض نمی&amp;zwnj;گشت، اما هشت ماه از سازمان ملل هیچ خبری نشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از هشت&amp;zwnj;ماه برای مصاحبه مجدد به سازمان ملل رفتم و پس از آن به من گفتند که منتظر باش. وقتی برگشتم، تقریباً از خرداد ماه تا مهر ماه طول کشید. به تمام پرونده&amp;zwnj;های آن شهر جواب داده بودند، یا قبولی یا رد. تکلیف همه مشخص بود، به جز من. تنها پرونده من هم&amp;zwnj;چنان در دست سازمان ملل بود. درحالی&amp;zwnj;که یکی از اصلی&amp;zwnj;ترین قوانین سازمان ملل رسیدگی سریع به پرونده زنان تنها و افراد بیمار است. من هم زنی تنها بودم و هم از بیماری افسردگی رنج می&amp;zwnj;بردم. اواخر مهرماه با سازمان ملل تماس گرفتم. اگر زبان ترکی نمی&amp;zwnj;دانستم گوشی را به رویم قطع می&amp;zwnj;کردند چون مترجم فارسی نداشتند. پس از چند روز با قسمت مالی تماس گرفتم و گفتم که مصاحبه مالی نمی&amp;zwnj;خواهم فقط برای چند ثانیه به حرف&amp;zwnj;های من گوش بدهید. از شرایط پرونده&amp;zwnj;ام گفتم و اینکه پس از زمان طولانی از جواب من هیچ خبری نشده است. پس از چند دقیقه به من گفت که جواب قبولی گرفتی و گریه نکن. تحمل این زمان طولانی برای من و دیگر پناهنده&amp;zwnj;ها، مانند انتظاری کشنده است.&amp;quot; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پناهندگی دردناک است و برای زنان تنها بیشتر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
نگین با تاکید بر اینکه در برقراری ارتباط با دیگر ایرانی&amp;zwnj;های آن شهر محتاط بوده است، می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;به&amp;zwnj;ندرت با ایرانی&amp;zwnj;های آن شهر معاشرت می&amp;zwnj;کردم. بالاخره آنها همه خانواده بودند و من زنی تنها. همان&amp;zwnj;طور که می&amp;zwnj;دانید  من باید مسائل زیادی را رعایت می&amp;zwnj;کردم، به این دلیل که هم ایرانی&amp;zwnj;هایی که در این شهر بودند با فرهنگ موجود در ایران بزرگ شده و مهاجرت کرده بودند و هم شهری که من در آن زندگی می&amp;zwnj;کردم شهری بسیار مذهبی بود. بی اغراق می&amp;zwnj;توانم بگویم ۹۰ درصد زنان این شهر محجبه بودند. من باید خیلی از مسائل را رعایت می&amp;zwnj;کردم. از طرفی هم به دلیل وضعیت بد مادی اجاره یک خانه به تنهایی برایم مقدور نبود و باید با یک هم&amp;zwnj;خانه زندگی می&amp;zwnj;کردم.&amp;quot;   &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;نگین زندگی&amp;zwnj;اش را در ترکیه به سختی، بدون سرمایه و هیچگونه حمایتی آغاز کرده است. پس از مدتی نه تنها همسرش به او ملحق نمی&amp;zwnj;شود و فرزندانش را به ترکیه نمی&amp;zwnj;فرستد، بلکه به جای هرگونه حمایت از او، مدرک طلاق را برای نگین ارسال می&amp;zwnj;کند&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;نزدیک به دو ماه از انتقال نگین به کشور سوم می&amp;zwnj;گذرد. این زن از زندگی و آرامش خود در کانادا این چنین می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;سرانجام پس از ۹ ماه که سفارت کانادا پرونده&amp;zwnj;ام را پذیرفت، من موفق به ترک ترکیه شدم و به کانادا رسیدم. هر چند اینجا هم مشکلات زندگی خودم را دارم، اما خوشحالم که از این پس در کشوری زندگی خواهم کرد که برای زنان و برای انسانیت ارزش قائلند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی در ایران زنی از همسرش جدا می&amp;zwnj;شود، نزدیک&amp;zwnj;ترین افراد به او پیشنهاد رابطه جنسی می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید شما هم باور نکنید اما بسیاری از نزدیکان من از ایران، هنگامی که خبر جدایی من را فهمیدند، با من تماس می&amp;zwnj;گرفتند و می&amp;zwnj;گفتند حالا که جدا شدی و در ترکیه تنها هستی، پس ما بیاییم برای عشق و حال! &lt;br /&gt;
با شنیدن این&amp;zwnj;ها، حالت انزجار از زنانگی و زن بودن&amp;zwnj;ام به من دست می&amp;zwnj;داد. می&amp;zwnj;دیدم که گویا یک زن وقتی طلاق می&amp;zwnj;گیرد، به ملعبه و وسیله بازی برای دیگران تبدیل می&amp;zwnj;شود و زنی هم که طلاق گرفته و در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کند، حتماً برای همین کار آمده است. من به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گفتم جایی که من زندگی می&amp;zwnj;کنم، آنتالیا و بودروم نیست که شما فکر می&amp;zwnj;کنید. در این شهر کوچک و مذهبی از این&amp;zwnj;هایی که شما تصور می&amp;zwnj;کنید خبری نیست. من عشق و حال نمی&amp;zwnj;کنم بلکه در بدترین شرایط رفاهی زندگی می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هیچکس باور نکرد که من در این مدت در چه شرایطی بودم مگر پناهنده&amp;zwnj;هایی که در شهرهای دیگر بودند و من با آنها رابطه داشتم و از نظر عاطفی و روحی از من حمایت می&amp;zwnj;کردند. تنها آنها می&amp;zwnj;دانستند که من در چه شرایطی هستم و هم&amp;zwnj;چنین می&amp;zwnj;دانستند شهرهایی که سازمان ملل ما را به آنجا می&amp;zwnj;فرستد، شهرهایی تفریحی و توریستی نیست. ما در این شهرها خوش نگذرانده&amp;zwnj;ایم و امکانات مالی نداشته&amp;zwnj;ایم. هر کدام از ما قلب&amp;zwnj;مان به صفحه نارنجی، آبی سایت سازمان ملل بند بود. هر تاریخی که جابه&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;شد، پنج سال از عمر ماه کم می&amp;zwnj;کرد. با یک تماس از سازمان ملل سه روز حال ما بد بود. ما با این شرایط در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کردیم. ترکیه تنها برای کسانی جای تفریح و لذت است که برای مدت کوتاهی می&amp;zwnj;آیند و برمی&amp;zwnj;گردند. کسی که مجبور است مدت طولانی از زندگی&amp;zwnj;اش را در ترکیه و در پناهندگی بگذراند، با هزار مشکل روبه&amp;zwnj;رو است.&amp;quot;   &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نگین هم&amp;zwnj;چنین درباره دیگر مشکلات پناهنده&amp;zwnj;ها در ترکیه &amp;zwnj;چنین می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;کسی که در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کند، باید در زمستان یک سطل پنج، شش کیلویی را پر از ذغال سنگ کند، روشن کند تا از سرما یخ نزند. کسی که در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کند باید با موش&amp;zwnj;های بزرگی که در خانه&amp;zwnj;های قدیمی هستند، دست و پنجه نرم کند. کسی که در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کند با نزدیک شدن به پایان تاریخ دفترچه اقامت، اضطراب این را دارد که هر روز باید به دفتر پلیس برود و التماس کند که ۳۰۰ دلار لازم برای پرداخت پول خاک و دریافت دفترچه مجدد اقامت را ندارد. کسی که در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کند، در سرما و بیماری، حتی با تب چهل درجه باید به دفتر پلیس برود و مراحل اداری را طی کند تا بتواند به درمانگاهی برود و دارو دریافت کند. به دلیل گران بودن هزینه اتوبوس و تاکسی باید تمام این مسیرهای طولانی را پیاده طی کند. کسی که در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کند همه این مشکلات را تجربه کرده است. تعریف زندگی پناهندگی در ترکیه، تعریفی نیست که تورهای توریستی و تفریحی به تصویر می&amp;zwnj;کشند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با افزایش آزارها و تبعیض&amp;zwnj;ها، تعقیب&amp;zwnj;ها و بازداشت&amp;zwnj;ها در شرایط ملتهب ایران نگین آخرین زنی نخواهد بود که به دلیل فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی جان و امنیت خود را در خطر دیده و از ایران مهاجرت کرده است. در طی سال&amp;zwnj;ها فعالیت&amp;zwnj;سیاسی و اجتماعی زنان در جامعه ایران همواره فعالان سیاسی و اجتماعی زن  از ایران به خارج از کشور مهاجرت کرده&amp;zwnj;اند و برای رسیدن به سرزمین امن و رویاهای آزادی و برابری به زندگی دردناک در پناهندگی تن داده&amp;zwnj;اند. آیا خواسته&amp;zwnj;ها و صدای این زنان در پناهندگی شنیده می&amp;zwnj;شود؟    &lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;h2 class=&quot;art-postheader&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2011/09/29/7285&quot;&gt;&lt;span&gt;مهاجرت، رویای برابری و نگاه جنسیتی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/06/7443#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3495">ترکیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6346">زنان پناهنده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2847">پناهندگان</category>
 <pubDate>Thu, 06 Oct 2011 18:45:14 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7443 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مهاجرت، رویای برابری و نگاه جنسیتی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/29/7285</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/29/7285&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/refugees.jpg?1317580216&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهسا صارمی- این گزارش بخشی از مجموعه خاطرات شفاهی زنان از دوران پناهجویی&amp;zwnj;شان است. آن&amp;zwnj;ها در گفت&amp;zwnj;وگو با نگارنده این سطرها از مشکلات خود گفته&amp;zwnj;اند و هم از میزان امنیت و امکاناتی که در کشورهای مختلف پناهجوپذیر داشته&amp;zwnj;اند. امروز بخش نخست این مجموعه را می&amp;zwnj;خوانید.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110907_Mahsa_panahande.mp3&quot;&gt;&lt;img height=&quot;23&quot; width=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/musicicon_56.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال&amp;zwnj;های اخیر شاهد موج گسترده مهاجرت از ایران بوده&amp;zwnj;ایم؛ ایرانیانی که به دلایل مختلف ازجمله فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی، اجتماعی و حضور در اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی، زندگی خود را در معرض خطر می&amp;zwnj;بینند و به کشورهای غربی پناهنده می&amp;zwnj;شوند. مهاجرت البته مختص ایرانی&amp;zwnj;ها نیست و سالانه هزاران انسان، مرزهای جغرافیایی کشورها را طی می&amp;zwnj;کنند تا به سرزمینی امن برسند و از حقوق شهروندی برخوردار شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روشن است روش خروج مردان و زنانی که در کشور خود تحت تعقیب و مورد آزار قرار گرفته&amp;zwnj;اند، به راحتی سفرهای توریستی به کشورهای دیگر نیست. بسیاری از این زنان و مردان اجازه خروج از کشورشان را ندارند و گاه حتی گذرنامه&amp;zwnj;ای نیز برای این کار ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;ها با گذشتن از مرزهای غیر قانونی و راه&amp;zwnj;های دشوار، جان خود را به خطر می&amp;zwnj;اندازند، ساعت&amp;zwnj;ها پیاده در تاریکی و سکوت می&amp;zwnj;دوند، سوار بر اسب از راه&amp;zwnj;های سخت می&amp;zwnj;گذرند، گاه در اتومبیل&amp;zwnj;ها و کشتی&amp;zwnj;ها مخفی می&amp;zwnj;شوند تا به کشوری دیگر برسند و از امنیت جانی برخوردار شوند. در این میان البته چه بسیار زنان و مردانی که در این راه جان خود را از دست داده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;براساس ماده چهاردهم منشور جهانی حقوق بشر که به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده است، هرکسی حق دارد برای گریز از هرگونه شکنجه و فشار به کشوری دیگر پناهنده شود، اما در جرایم غیر سیاسی یا اموری که مخالف با اصول و هدف&amp;zwnj;های ملل متحد باشد نمی&amp;zwnj;توان از این حق برخوردار شد.&lt;br /&gt;
بسیاری از این مهاجران که با دشواری خود را به کشوری دیگر، برای برخورداری از حداقل امنیت رسانده&amp;zwnj;اند، با قوانین سخت سازمان&amp;zwnj;های مهاجرت، زمان&amp;zwnj;های طولانی برای اخذ مدرک پناهندگی و گاهی جواب منفی سازمان ملل روبه&amp;zwnj;رو شده&amp;zwnj;اند. به&amp;zwnj;طوری که پس از خروج از ایران و با گذشت زمان و رویارویی با دشواری&amp;zwnj;ها، رویاهای بسیاری از این مهاجران رنگ می&amp;zwnj;بازد و آینده خود را محو و مبهم می&amp;zwnj;بینند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;وقتی به خاک ترکیه رسیدیم و در تاریکی جایی روی زمین نشستیم دختر دوساله&amp;zwnj;ام  ترسید و از هوش رفت، تاثیر آن  شب ترس&amp;zwnj;آور پس از گذشت سه سال هم&amp;zwnj;چنان در رفتار، طرز حرف زدن و روحیه دخترم  نمایان است&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;انسان&amp;zwnj;هایی که به عنوان شهروند در کشور خود ایران، امنیت، حقوق شهروندی، آزادی اجتماعی و فردی نداشته&amp;zwnj;اند، با همه مشکلات موجود به کشوری دیگر می&amp;zwnj;آیند و پس از رسیدن به کشور دوم این&amp;zwnj;بار به عنوان پناهجو با مشکلات زیادی ازجمله شرایط زندگی، کمبود امکانات رفاهی، اشتغال و عدم اجازه تحصیل دست به گریبان می&amp;zwnj;شوند. در این میان گاه سازمان ملل و اداره&amp;zwnj;های مهاجرت دلایل آنان را برای مهاجرت و دریافت پناهندگی کافی نمی&amp;zwnj;دانند و مشکلات آنها در کشورشان را جدی نمی&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شمار بسیاری از این مهاجران را زنان تشکیل می&amp;zwnj;دهند که به دلیل نابرابری و تبعیض&amp;zwnj;های اجتماعی و قانونی مجبور به ترک کشور خود می&amp;zwnj;شوند. برخی از این زنان ازجمله هم همجنس&amp;zwnj;گرایانی هستند که براساس قانون اسلامی حاکم بر ایران، جان&amp;zwnj;شان در خطر است. عده&amp;zwnj;ای از این زنان به تنهایی و بدون همسران&amp;zwnj;شان و شماری هم همراه با فرزندان&amp;zwnj;شان از ایران خارج شده&amp;zwnj;اند. به دلیل نگاه جنسیتی حاکم در کشورهای واسط، زنان بیشتر از مردان، آسیب&amp;zwnj;پذیر و تحت فشار هستند و وضعیت اسفناکی را تحمل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این زنان مهاجر نه تنها در وطن خود مورد حمایت قرار نمی&amp;zwnj;گیرند، بلکه پس از مهاجرت نیز از هیچگونه حمایتی برخوردار نمی&amp;zwnj;شوند و به تنهایی مسئولیت خود و فرزندان&amp;zwnj;شان را به دوش می&amp;zwnj;کشند و برای به دست آوردن امکانات مناسب برای زندگی مبارزه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زن مهاجر و گذر از مسیرهای غیر قانونی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
یکی از این زنان پناهجو، مریم نام دارد که به همراه دختر چهارساله و پسر ۱۰ ساله&amp;zwnj;اش در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کند. سه سال از خروج غیر قانونی او و فرزندانش از ایران می&amp;zwnj;گذرد. مریم که مسیر غیر قانونی و راه قاچاق را با دختر و پسرش در پاییز ۲۰۰۸ تجربه کرده است، وضعیت این سفر اجباری را چنین شرح می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;در آن زمان بچه&amp;zwnj;هایم یکی تقریبا دوساله و دیگری هفت&amp;zwnj;ساله بود. خروج غیر قانونی و قاچاقی، از راه کوه با دو بچه کوچک خیلی برایم سخت بود. از خطرات راه می&amp;zwnj;ترسیدم. می&amp;zwnj;ترسیدم با خطرات موجود در راه بچه&amp;zwnj;هایم را از دست بدهم. روزی که از ایران حرکت کردم قاچاقچی به من گفت که بیست دقیقه راه تا ترکیه بیشتر نیست و به زودی از مرز گذر خواهی کرد و به ترکیه خواهی رسید، اما راه قاچاق در مهرماه بارانی آن سال برای من یک هفته به طول انجامید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرایط در آن روز بارانی که ما از ایران خارج شدیم وحشتناک بود. شیشه دخترم در میان کوه از ساکم افتاده بود، گرسنگی و سرمای بچه&amp;zwnj;ها سختی راه را برایم بیشتر می&amp;zwnj;کرد. مدام دخترم می&amp;zwnj;گفت: مامان سردمه، اما من کاری از دستم برنمی&amp;zwnj;آمد. چند روزی را در ایران در یک روستا مانده بودیم، بعد از اینکه پیاده راه افتادیم، در یک لحظه قاچاقچی&amp;zwnj;ها دخترم را از دستم گرفتند و از کوه پایین رفتند. توان ادامه راه را با یک بچه در بغل و یک بچه دیگر که دستم را گرفته بود آن&amp;zwnj;هم با کوله پشتی سنگین نداشتم. بعد از اینکه بچه را از دستم قاپیدند خیلی ترسیدم. دخترم هم ترسیده بود و جیغ می&amp;zwnj;زد. قاچاقچی دستش را در دهان بچه&amp;zwnj;ام گذاشته بود تا ساکتش کند. هر صدایی ممکن بود ماموران و نگهبانان مرز را متوجه ما کند. لحظه&amp;zwnj;ای احساس کردم که دخترم مرد. دنبال قاچاقچی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دویدم، از کوه&amp;zwnj;ها لیز می&amp;zwnj;خوردم و به پایین می&amp;zwnj;رفتم و دنبال&amp;zwnj;شان می&amp;zwnj;دویدم تا فقط بتوانم دخترم را از دست آن&amp;zwnj;ها بگیرم.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دشواری و اتفاق&amp;zwnj;های سخت راه تا آنجا برای مریم و فرزندانش ادامه می&amp;zwnj;یابد که دختر کوچک او در نقطه&amp;zwnj;ای از مسیر بی&amp;zwnj;هوش می&amp;zwnj;شود و این مادر سی ساله برای زنده نگهداشتن دخترش تلاش می&amp;zwnj;کند. مریم این لحظات ناگوار را چنین تعریف می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;وقتی به خاک ترکیه رسیدیم و در تاریکی جایی روی زمین نشستیم دختر دوساله&amp;zwnj;ام ترسید و از هوش رفت. در بغلم بود که بیهوش شد و دندان&amp;zwnj;هایش به هم قفل شدند. دخترم دیگر نه گریه می&amp;zwnj;کرد، نه حرف می&amp;zwnj;زد و نه چشمانش را باز می&amp;zwnj;کرد. بعد از نفس دادن به او و تقلا برای زنده نگهداشتن او، درست بعد از لحظه&amp;zwnj;ای که در جلوی چشمانم داشت جانش را از دست می&amp;zwnj;داد، دوباره زنده شد. تاثیر آن شب ترس&amp;zwnj;آور پس از گذشت سه سال هم&amp;zwnj;چنان در رفتار، طرز حرف زدن و روحیه دخترم نمایان است.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زنان مهاجر، تنهایی و مسئولیت فراوان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
مریم در ترکیه هیچ آشنا و اقوامی ندارد. او پس از رسیدن به ترکیه همان&amp;zwnj;طور که خودش می&amp;zwnj;گوید از روزها و هفته&amp;zwnj;های اول شروع به کار کرده است تا هزینه کرایه خانه، خوراک و پوشاک فرزندانش را تأمین کند. او درباره دشواری&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;ا&amp;zwnj;ش می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;پس از اینکه به هر سختی جایی را برای ماندن پیدا کردیم، با وجود دو بچه کوچک مجبور شدم از روزهای اول سر کار بروم. اینجا کار به سختی پیدا می&amp;zwnj;شود اما من چون در حرفه خودم مهارت کافی داشتم توانستم خیلی زود پس از ورود به ترکیه شغلی برای تامین هزینه&amp;zwnj;های خودم و بچه&amp;zwnj;هایم پیدا کنم. از این لحاظ مشکلی نداشتم و توانستم به راحتی کاری را دست و پا کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;رویای بسیاری از زنان پناهجو برای دستیابی به آسایش، امنیت و برابری حقوقی  به زندگی در پشت درهای بسته دفاتر سازمان ملل و زندگی&amp;zwnj;ای به دور از امکانات  رفاهی برای خود و فرزندان&amp;zwnj;شان منتهی می&amp;zwnj;شود&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;پسرم را در مدرسه&amp;zwnj;های ترک پذیرفتند و به مدرسه می&amp;zwnj;رفت، اما دخترم را هیچ مهد کودکی با مقدار پولی که من می&amp;zwnj;توانستم بپردازم، قبول نمی&amp;zwnj;کرد. باید هزینه زیادی را پرداخت می&amp;zwnj;کردم که برای من مقدور نبود. مجبور شدم برای ذخیره پولم دخترم را به پناهنده&amp;zwnj;هایی که در دفتر پلیس، دفتر یو ان و یا در خیابان با آنها آشنا شده بودم، بسپارم تا هزینه کمتری را پرداخت کنم و بتوانم هم&amp;zwnj;زمان به کارم هم برسم. با پول کمی که به پناهنده&amp;zwnj;ها برای نگهداری فرزندم می&amp;zwnj;دادم، عده&amp;zwnj;ای حاضر نبودند از او نگهداری کنند. یکی یک&amp;zwnj;ماه دخترم را نگه می&amp;zwnj;داشت. دومی دو&amp;zwnj;ماه و دیگری پنج&amp;zwnj;ماه. او را مدام از این خانه به آن خانه می&amp;zwnj;بردم. این مسئله به حدی در روحیه&amp;zwnj;اش تاثیر گذاشته بود که حس می&amp;zwnj;کردم مرا که مادرش هستم، دیگر نمی&amp;zwnj;شناسد. یک سال به همین روال گذشت. روزهایی بود که اگر من یک روزش را کار نمی&amp;zwnj;کردم گرسنه می&amp;zwnj;ماندیم. بعضی روزها تنها یک نان را تکه تکه می&amp;zwnj;کردم و به بچه&amp;zwnj;هایم می&amp;zwnj;دادم تا گرسنگی آزرده و بیمارشان نکند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دستمزدی که مریم در ازای کارش دریافت می&amp;zwnj;کند، پول کمی است که تنها هزینه کرایه خانه، خوراک و پوشاک فرزندانش را تامین می&amp;zwnj;کند و نه بیشتر. ادامه زندگی برای این سه نفر با این روند بسیار سخت&amp;zwnj;تر از امروز خواهد بود. این زن سی ساله به همراه دو فرزندش روزهای دشواری را گذرانده است و حالا پس از گذشت بیش از سه سال، سازمان ملل دلایل پناهندگی&amp;zwnj;اش را رد کرده و پرونده&amp;zwnj;اش را بسته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مریم معتقد است سختی&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;اش را فقط زنانی درک می&amp;zwnj;کنند که در این شهر به تنهایی زندگی کرده&amp;zwnj;اند. او دلیل بسیاری از نارضایتی&amp;zwnj;ها، آزارها و برخورد نامناسب اطرافیان را در جنسیت خود می&amp;zwnj;داند: &amp;quot;رفتار و برخورد آد&amp;zwnj;م&amp;zwnj;های این شهر وحشتناک و آزاردهنده است. تحمل نگاه&amp;zwnj;های سنگین مردان و زنان به زنی تنها مانند من و حرف&amp;zwnj;هایی که گاهی به من می&amp;zwnj;گویند واقعا آزاردهنده است، آنقدر که گاهی اشکم را در می&amp;zwnj;آورد. در اوایل پسرهای مجرد ایرانی اذیتم می&amp;zwnj;کردند. چشمان زیادی پشت&amp;zwnj;ام بود که وجودشان آزارم می&amp;zwnj;داد و امنیتم را سلب می&amp;zwnj;کرد. تحمل این نگاه&amp;zwnj;ها و دیدن وقاحت مردانی که به من پیشنهاد دوستی و رابطه&amp;zwnj;های جنسی می&amp;zwnj;دادند، برای من که با کسی کار و رابطه خاصی نداشتم و فقط سرم به کارم بود و دنبال تامین هزینه&amp;zwnj;های زندگی خودم و بچه&amp;zwnj;هایم بودم، واقعا سخت بود.علاوه بر محیط بیرون از خانه و در جمع&amp;zwnj;های ایرانی اطرافم، در محل کار هم همین وضعیت تا مدت&amp;zwnj;ها آزارم می&amp;zwnj;داد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مریم بسیاری از روابطی را که در این شرایط شکل می&amp;zwnj;گیرد روابط اجباری می&amp;zwnj;نامد؛ نوعی رابطه اجباری با انسان&amp;zwnj;هایی که هرروز باید دیدشان و با آن&amp;zwnj;ها هم&amp;zwnj;کلام شد. او می&amp;zwnj;گوید مجبور است این روابط را در جمع دوستان و هم&amp;zwnj;چنین در محل کارش تحمل کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او در آخر از آزارها و مزاحمت&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;گوید که در خیابان با آن&amp;zwnj;ها برخورد می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;وقاحت انسان&amp;zwnj;ها در برخورد با زنان تنها، تمام نشدنی است. من مسیر ده دقیقه&amp;zwnj;ای از خانه تا محل کارم به را سختی می&amp;zwnj;گذرانم. در یک مسیر ده دقیقه&amp;zwnj;ای بارها و بارها باید متلک و مزاحمت&amp;zwnj;های مردان را تحمل کنم؛ اعم از ایرانی و ترک. اگر به هرکدام نگاهی بیاندازم و جواب&amp;zwnj;شان را بدهم کارم تمام است و دیگر رهایم نمی&amp;zwnj;کنند. زندگی کردن در شرایط این شهر مانند مردابی است که هرچقدر بیشتر دست و پا بزنید بیشتر در کثافت درونش غرق می&amp;zwnj;شوید. هرچقدر در این شرایط بیشتر دست و پا می&amp;zwnj;زنم کمتر چیزی نصیبم می&amp;zwnj;شود. برخی از انسان&amp;zwnj;ها چنان وقیح و از خودراضی هستند که ما را در این شرایط انسان&amp;zwnj;های بدبختی می&amp;zwnj;پندارند که مجبوریم هرچه می&amp;zwnj;گویند انجام دهیم. درست است که امروز من با این مشکلات به این روز افتاده&amp;zwnj;ام، اما باز هم شخصیتی دارم.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویای بسیاری از زنان پناهجو برای دستیابی به آسایش، امنیت و برابری حقوقی به زندگی در پشت درهای بسته دفاتر سازمان ملل و زندگی&amp;zwnj;ای به دور از امکانات رفاهی برای خود و فرزندان&amp;zwnj;شان منتهی می&amp;zwnj;شود. در صورتی که خواست آن&amp;zwnj;ها بر اساس قراردادها و ماده&amp;zwnj;های بیانیه&amp;zwnj;های مختلف سازمان ملل باید رنگ واقعیت به خود می&amp;zwnj;گرفت و امکاناتی براساس منشور و بیانیه&amp;zwnj;های مدافع حقوق بشر به آن&amp;zwnj;ها داده می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سرنوشت مریم و دیگر زنان مهاجر با گذشت چند سال از مهاجرت، هم&amp;zwnj;چنان در پشت پرده&amp;zwnj;های ابهام قرار دارد: آیا آنها روزی به سرزمین امن می&amp;zwnj;رسند و از حقوق شهروندی برخوردار می&amp;zwnj;شوند؟&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/29/7285#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3495">ترکیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2847">پناهندگان</category>
 <pubDate>Thu, 29 Sep 2011 11:25:34 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7285 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>زنان، کارگران ارزان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/24/7159</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/24/7159&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/274239.jpg?1317061347&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;مهسا صارمی&lt;b&gt;- &lt;/b&gt;مشارکت در عرصه اقتصادی، یکی از شاخه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مشارکت زنان در توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی است که شامل کار در بیرون از منزل و در چهارچوب مشخص و قراردادهای رسمی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;زمینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مشارکت زنان در بازار رسمی کار در کشورهای صنعتی، بعد از تحولات مربوط به جنگ جهانی دوم افزایش یافت. در زمان جنگ جهانی دوم با اعزام مردان به&amp;zwnj;عنوان نیروی جنگ به جبهه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تولید صنعتی و خدمات به روی زنان گشوده و نیروی اشتغال زنان جایگزین نسبی نیروهای شغلی مردان شد. این موقعیت زنان را به حضور در عرصه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های شغلی مختلف تشویق کرد. با این حال با بررسی شرایط اقتصادی زنان به عنوان نیرویی که نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند، شاهد تبعیض و نابرابری در حوزه کار و پرداخت دستمزد هستیم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;انعطاف&amp;zwnj;پذیری و دستمزد کم زنان &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در شرایط دشوار و عدم تعدیل وضعیت اقتصادی کشور، شماری از مردان از کار برکنار و زنان ناچار به اشتغال در بخش&amp;zwnj;های غیر رسمی می&amp;zwnj;شوند. به این ترتیب افزایش انعطاف زنان در انتخاب شغل، اشتغال آنان در بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های غیر رسمی را افزایش می&amp;zwnj;دهد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;سمانه موسوی، فعال حقوق زنان معتقد است علاوه بر تبعیض ناشی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; از عوامل فرهنگی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;، اجتماعی و اقتصادی بر وضعیت اشتغال زنان، طرح&amp;zwnj;های سیاسی دولت را نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان ندیده گرفت. وی در خصوص یکی از طرح&amp;zwnj;های اقتصادی دولت در راستای کارمزد بودن زنان به نام طرح &amp;quot;دورکاری&amp;quot; می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;دولت اخیراً طرحی را تحت عنوان دورکاری با اولویت زنان به اجرا درآورده است. اگر ارزیابی این طرح را در سطح کاهش خشونت جنسی علیه زنان در محل کار تقلیل دهیم، در واقع به نوعی به جای حل مشکل صورت مسئله را پاک و نوعی دیگر از تبعیض را به زنان تحمیل کرده&amp;zwnj;ایم.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;این فعال حقوق زنان طرح دورکاری را چنین تشریح می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;اولاً به&amp;zwnj;طور کلی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; دورکاری در واقع همان مزدکاری است که در این طرح توسط دولت به طور رسمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; اجرا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و در اولین گام می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان گفت حذف مزایا و کاهش دستمزد را به همراه دارد. در حالی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; که همین حالا هم بخش اعظمی از جامعه از درآمد ناکافی برخوردارند. دوماً این طرح باعث از هم گسستگی و کمرنگ شدن ساختارهای اجتماعی می&amp;zwnj;شود که به مرور به ضرر کارگران می&amp;zwnj;انجامد. دورکاری همچنین کاهش فرصت&amp;zwnj;ها و عدم ارتقای شغلی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; برای فرد دورکار به&amp;zwnj;ویژه زنان را در پی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; دارد.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;محدودیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های شغلی برای زنان باعث شده که تقاضا برای یافتن شغل از سوی زنان، بیشتر از عرصه موجود مشاغل برای آنان باشد که این مسئله خود باعث می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود کارفرمایان زنانی را برگزینند که خواستار دستمزد کمتری هستند. این پدیده موجب اختلاف بارز میان دستمزد زنان کارگر و مردان کارگر شده است، در نتیجه و با گذشت زمان تمایل زنان برای مشارکت در امور و فعالیت های اقتصادی کاهش یافته است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;سمانه موسوی هم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;چنین تاثیر طرح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از این قبیل را بر وضعیت اشتغال و فشار بر زنان این&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گونه بیان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند: &amp;quot;علاوه بر این&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در خصوص زنان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان به افزایش فشار بر آنها به سبب تداخل کار منزل با شغل اشاره کرد و چون هنوز در فرهنگ مردسالارانه کار منزل وظیفه اصلی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; زن به شمار می&amp;zwnj;رود اینجاست که این تداخل باعث استثمار زن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. در نهایت مهم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین مشکل این طرح به خانه برگرداندن زنان و گرفتن هویت اجتماعی آنها و احیا یا تقویت فرهنگ مردسالارانه است که آینده روشنی پیش روی جامعه تصویر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. در هر صورت امیدوارم این طرح با چالش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های جدی از سوی کارشناسان و صاحب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نظران روبه&amp;zwnj;رو شود و با طرح و برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های موثری جایگزین شود که در مسیر بهبود هرچه بیشتر شرایط اشتغال زنان به عنوانه بخشی از سرمایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی گام بردارد.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;بخش دیگری از مشکلات زنان شاغل به شرایط ویژه آنها برمی&amp;zwnj;گردد. شرایطی همچون بارداری که اغلب موجب تهدید موقعیت شغلی زنان می&amp;zwnj;شود و در بیشتر مواقع حتی با احتساب دوران مرخصی و دستمزد پرداخت شده است، بازهم دستمزد زیادی عاید زنان نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فشار وظایف چندگانه &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;span&gt;بازگشت به شغل قبلی، پس از گذراندن مرخصی بعد از زایمان، تنها در مواردی که قراردادهای دائم و یا ایمنی در کار موجود است، برای زنان امکان&amp;zwnj;پذیر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و مادر شدن زنان باعث می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که آنها به کارهایی منعطف، نیمه&amp;zwnj;وقت و با دستمزدی پایین&amp;zwnj;تر رو آورند که دراین مشاغل ارتقای شغلی نیز برای زنان محدود است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;فیروزه رمضان&amp;zwnj;زاده، روزنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نگار، درباره تهدیدات شغلی و معضلات اشتغال زنان، به ویژه مادران شاغل، می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گوید: &amp;quot;مرداد ماه سال&amp;nbsp;&lt;span&gt;۸۶&lt;/span&gt;، زمانی که شش&amp;zwnj;ماهه باردار بودم، به یکی از خبرگزاری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها معرفی شدم و شروع به کار کردم. مسئول خبرگزاری، از من قول گرفت که&amp;nbsp;یک ماه پس از زایمان، می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بایست به سرکار خود برگردم. به عبارتی تنها یک ماه مرخصی پس از زایمان داشتم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; البته مسئول خبرگزاری هم که خود در آن زمان باردار بود، مجبور شد تنها &lt;/span&gt;۱۶ روز از مرخصی پس از زایمان بهره ببرد.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;شرایطی همچون بارداری اغلب موجب تهدید موقعیت شغلی زنان می&amp;zwnj;شود و در بیشتر مواقع حتی با احتساب دوران مرخصی و دستمزد پرداخت شده است، بازهم دستمزد زیادی عاید زنان نمی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;شود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;او ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;&lt;span&gt;هیچ&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وقت به ذهنم خطور نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد که در آن شرایط مجبور به کار کردن&amp;nbsp;باشم. چرا که خبرنگار در خبرگزاری مجبور به تولید روزانه حداکثر پنج خبر است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;پوشش برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;های خبری، رفتن به جلسات کاری مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی و نشست&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;های ریاست سازمان هم از وظایف من بود.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;در ماه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پایانی دوران بارداری هم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;چنان درتمامی نشست های خبری و همایش&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های چند روزه در حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;های مختلف شرکت می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردم. در این موقعیت پزشک معالجم در مورد شرایط جسمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ام نیز هشدار می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داد. او مرا از رفتن به&amp;nbsp;همایش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;های طولانی مدت منع می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد ولی من مجبور به ادامه کارم بودم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;همچنین به رغم نبود ساعت كاری مشخص، همیشه برای پوشش خبری در تمام ساعات شبانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;روز با تمام شرایط روحی و جسمی ممكن در حالت آماده باش بودم. اگر خستگی و شرایط سنگینی دوران پایانی بارداری را بهانه می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردم به طور حتم این موقعیت کاری را از دست می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دادم.&lt;span&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;فیروزه شرایط خود در آن روزها را اینطور توصیف می&amp;zwnj;کند: &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بعد از پایان ساعت اداری به خانه برمی&amp;zwnj;گشتم و مشغول پخت و پز و تهیه شام و نهار روز بعد می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شدم. روزها گذشت و در شب زایمان مرخصی من شروع شد و بعد از گذشت یک ماه دوباره به محل کارم برگشتم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اگرچه در سه ماه پایانی دوران بارداری امکان پرواز و رفتن به ماموریت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های استانی را نداشتم اما بعد از سپری شدن این مدت چندین&amp;zwnj;&lt;span&gt;بار برای پوشش خبری، مجبور به سفر به شهرهای مختلف شدم&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; در آن زمان به خاطر شرایط شیردهی، ساعت دو بعد از ظهر به خانه برمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گشتم اما پس از گذشت هفت&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماه از تولد دخترم، به اجبار هر روز صبح او را به یکی از مهد کودک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دولتی نزدیک محل کارم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سپردم.&lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;فیروزه، با &lt;/span&gt;اشاره به دشواری هم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زمانی خبرنگاری و مادر و همسر بودن &lt;span&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گوید: &lt;span&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;آن روزها دیگر ساعت دو بعد از ظهر، پایان ساعت کاری&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ام نبود، با وجود برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;های خبری و نشست&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و همایش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های طولانی، زمان کارم طولانی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;تر شده بود. بنابراین من همیشه جزو آخرین مادرانی بودم که زنگ در مهد کودک را می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;زدم و دخترم را از مربیان کمکی شیفت بعد از ظهر تحویل می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;گرفتم&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; .&lt;/span&gt;چندماه بعد مدیریت مهد کودک بنا به دلایلی حاضر به نگهداری از دخترم نشد و من هم مجبور به انتخاب مهد کودکی خصوصی با شهریه&amp;zwnj;ای دو برابر شدم.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span&gt;همه این مشکلات در حالی است که فیروزه علاوه بر مسائلی که دامن&amp;zwnj;گیر بسیاری از مادران شاغل است، با بازداشت همسرش به دلا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ی&lt;/span&gt;ل فعالیت&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی&amp;zwnj;اش مواجه شد: &lt;span&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;پس از بازداشت همسرم، کارهای بیشتری چون ملاقات، رفتن به زندان و دادگاه و غیره بر دوش من سنگینی می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;وقتی همکارانم متوجه بازداشت همسرم شدند، آزار و فشارهای روانی در بیرون و داخل محل کار، شرایط را بر من سخت&lt;/span&gt;&amp;zwnj;تر کرد.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;آن روزها در کنار سختی و فشار کار، زخم فشارها وتوهین&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های عده&amp;zwnj;&lt;span&gt;ای بیشتر مرا می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آزرد تا اینکه سرانجام بعد از گذشت دوسال و نیم کار سخت و طاقت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرسا مجبور به استعفا شدم&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;از آن زمان &lt;/span&gt;۱۰ ماه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذرد، که در نهایت همه شرایط سخت آن دوران ما را مجبور به کوچ از کشور کرد.&lt;span&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;سهم زنان از اقتصاد جهانی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;نیمی از جمعیت جهان را زنان تشکیل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند، اما تنها دوسوم ساعت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کاری جهان متعلق به زنان است، درآمدشان تنها یک دهم از درآمد جهان را تشکیل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد و ثروت&amp;zwnj;شان هم یک&amp;zwnj;صدم ثروت جهان است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در خاورمیانه ۲۸ درصد از نیروی کار را زنان تشکیل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند که در مقایسه با دیگر کشورهای جهان، نشان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهنده نرخ پایین مشارکت زنان در عرصه اقتصاد است. این آمار نشان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهنده شرایط سیاسی و فرهنگی حاکم در این منطقه است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در اکثر کشورهای در حال توسعه زنان ۲۵ درصد بیشتر از مردان کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند، اما حقوق آنها ۴۰ درصد کمتر از مردان است. چنین تبعیضی در کشورهای توسعه یافته با شیب کمتری به چشم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خورد. به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;عنوان مثال در کشور صنعتی و پیشرفته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای چون ژاپن دستمزد زنان در مقابل مردان ۵۱ به ۱۰۰ درصد است که وضعیت اسفناک نابرابری میان زنان و مردان را نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. بهترین وضعیت در کشورهای توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;یافته با نابرابری ۹۰ به ۱۰۰ درصد در سوئد است. با این مقایسه به این نتیجه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسیم که نابرابری اقتصادی در تمامی جوامع، اعم از توسعه یافته و در حال توسعه وجود دارد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در ایران امروز نیز، تا حدودی تبعیض جنسیتی در مشاغل کاهش یافته است. اکنون میزان اشتغال زنان و مردان در شغل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی مانند آژانس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های هواپیمایی و مهمانداری هواپیما برابر است و در شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دارویی زنان و مردان به میزان مساوی استخدام می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند، اما هم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;چنان نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان از نابرابری در پرداخت دستمزدها و اعمال تبعیض بر زنان به دلیل شرایط ویژه&amp;zwnj;ای همچون بارداری و مادری چشمپوشی کرد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;پانویس:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;آماری که در متن آورده شده، در سال ۱۹۹۴ از سوی سازمان ملل متحد تهیه شده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/24/7159#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84">اشتغال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">حقوق زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1628">کارگر</category>
 <pubDate>Sat, 24 Sep 2011 12:37:31 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7159 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>زندگی مجردی، تلنگری به نیازهای اجتماعی </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/07/6782</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/07/6782&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;163&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/18188_310_1.jpg?1317297974&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;margin-bottom:0cm;margin-bottom:.0001pt;&lt;br /&gt;
text-align:justify;line-height:normal;direction:rtl;unicode-bidi:embed&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهسا صارمی- افزایش فشار خانواده بر دختران جوان و محدودسازی دامنه آزادی آن&amp;zwnj;ها،ورود دختران به دانشگاه&amp;zwnj;ها و اشتغال آن&amp;zwnj;ها در سازمان&amp;zwnj;ها و شرکت&amp;zwnj;های مختلف ازجمله دلایلی است که آن&amp;zwnj;ها را به زندگی مجردی سوق می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;بر اساس آمارهای به&amp;zwnj;دست آمده در سازمان ملی جوانان، سی&amp;zwnj; درصد از دختران جوان در شهرها و استان&amp;zwnj;های بزرگ مانند تهران، شیراز، اصفهان، تبریز و مشهد به تنهایی زندگی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;زندگی مجردی برای دختران اغلب از دوران دانشجویی شروع می&amp;zwnj;شود. دختری که از سوی دانشگاهی در شهر دیگر پذیرفته می&amp;zwnj;شود، باید دوران دانشجویی را دور از خانواده بگذراند.پس از انتقال به شهر دیگر، دانشجویان بلافاصله برای اجاره خانه دست به کار می&amp;zwnj;شوند و گاهی با دوستان&amp;zwnj;شان به&amp;zwnj;طورمشترک خانه&amp;zwnj;ای اجاره&amp;zwnj;ای را برای زندگی دور از خانواده پیدا می&amp;zwnj;کنند. دلیل همه زندگی&amp;zwnj;های مجردی اما قبولی دانشگاه در شهرستان&amp;zwnj;ها نیست. برخی از دختران شاغل نیز به&amp;zwnj;محض دست یافتن به شغلی و در&amp;zwnj;آمدی که بتوانند به واسطه آن اجاره خانه را بپردازند، به سرعت دست به کار می&amp;zwnj;شوند، به بنگاه&amp;zwnj;های معاملاتی مراجعه و واحدی هر چند کوچک را اجاره می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;دکتر مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران پیشتر در مورد یکی از دلایل رواج زندگی مجردی چنین گفته است:&amp;laquo;یکی از مهم&amp;zwnj;ترین علت&amp;zwnj;هایی که در این زمینه می&amp;zwnj;توان مورد توجه قرار داد این است که سال&amp;zwnj;هاست تبلیغ&amp;zwnj;هایی که صورت می&amp;zwnj;گیرد روی ساختن خانه&amp;zwnj;های کوچک است و تمام خانه&amp;zwnj;های مهر و سایر ساختمان&amp;zwnj;هایی که توسط دولت و نهادهای دولتی ساخته می&amp;zwnj;شود ۶۰ - ۵۰ متری هستند. یکی از تبعاتی که چنین سیاست&amp;zwnj;های دولتی در پی داشته این است که فضا برای زندگی افراد کم است و علاوه بر این که روی میزان زاد و ولد تاثیرگذار بوده، روی میزان حضور افراد در خانه و تعاملات&amp;zwnj;شان با بقیه نیز اثرگذار است. در این خانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها فضا کافی نیست و افراد نمی&amp;zwnj;توانند آزادانه و آنطور که دلشان می&amp;zwnj;خواهد به فعالیت&amp;zwnj;های خود بپردازند.&amp;raquo; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فاصله فرهنگی نسل&amp;zwnj;های متفاوت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در این میان فشار خانواده&amp;zwnj;ها نیز بر افزایش تمایل دختران به زندگی مجردی نقش دارد.دختران و پسران در سنین جوانی، می&amp;zwnj;خواهند آنطور که خود دوست دارند و به سبکی که خود می&amp;zwnj;پسندند زندگی کنند، به سفر بروند، با دوستان&amp;zwnj;شان معاشرت کنند، مهمانی و جشن بگیرند و شاد باشند. گاهی هم دل&amp;zwnj;شان می&amp;zwnj;خواهد تنها باشند و در تنهایی به زندگی&amp;zwnj;شان ادامه دهند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;با عمیق شدن شکاف و فاصله فرهنگی در میان نسل&amp;zwnj;های متفاوت در یک خانواده، تمایل جوانان به زندگی مجردی و در پی آن نگرانی خانواده&amp;zwnj;ها افزایش می&amp;zwnj;یابد. پس از شروع زندگی مجردی، مادران فرزندان&amp;zwnj;شان را از خود دور می&amp;zwnj;بینند و با تصور این&amp;zwnj;که همه نکته&amp;zwnj;هایی که در این سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ها به فرزندان&amp;zwnj;شان آموخته&amp;zwnj;اند، به باد رفته است، غصه می&amp;zwnj;خورند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;سمیرا ۲۶ ساله است. او پنج&amp;zwnj;سال پیش در ۲۱ سالگی، به مدت دوسال زندگی مجردی را تجربه کرده است. این دختر جوان دلیل تصمیم خود برای زندگی مجردی را چنین بیان می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;من خیلی زود وارد بازار کار شدم، چون همیشه فکر می&amp;zwnj;کردم که استقلال مالی صرفاً به معنای نیاز مالی نیست. معتقد بودم وقتی شخصی استقلال مالی دارد، استقلال فکر و عملکرد نیز دارد و در خیلی از موقعیت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند به صورت مستقل عمل کند. من شرایط نرمالی داشتم اما افکارم متفاوت بودند.از نظر دیدگاه و افکار با برادرم بسیار فاصله داشتیم. همدیگر را درک نمی&amp;zwnj;کردیم و سعی می&amp;zwnj;کردیم در دنیاهای خود ساخته خودمان زندگی کنیم. پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که می&amp;zwnj;توانم تنها زندگی کنم و این اتفاق هم برای من و هم برای دیگر اعضای خانواده بهتر است.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس آمارهای به&amp;zwnj;دست آمده در سازمان ملی جوانان، سی&amp;zwnj; درصد از دختران جوان در شهرها و استان&amp;zwnj;های بزرگ مانند تهران، شیراز، اصفهان، تبریز و مشهد به تنهایی زندگی می&amp;zwnj;کنند&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سمیرا اضافه می&amp;zwnj;کند که مادرش ابتدا با تصمیم او مخالف بوده و گفته بوده است که هیچ کمکی به او نمی&amp;zwnj;کند. سمیرا هم&amp;zwnj;چنین با مخالفت برادرش که او را &amp;laquo;برادری متعصب&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامد، روبه&amp;zwnj;رو بوده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;او درباره مشکلاتی که در این مسیر داشته است، می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;زمانی که به عنوان دختر مجرد و با دو میلیون تومان، دنبال خانه می&amp;zwnj;گشتم و به مشاوره&amp;zwnj;های املاک سر می&amp;zwnj;زدم، همیشه خودم را دانشجو معرفی می&amp;zwnj;کردم زیرا اگر می&amp;zwnj;گفتم که درسم تمام شده و می&amp;zwnj;خواهم به تنهایی زندگی کنم مشکلات زیادی برایم پیش می&amp;zwnj;آمد. هنگامی که تصمیم به زندگی مجردی گرفتم، می&amp;zwnj;دانستم که محدود&amp;zwnj;تر خواهم شد. در منزل خودمان برای بیرون رفتن، ساعت و زمان مشخص و محدودی نداشتم، دوستانم به منزل&amp;zwnj;مان می&amp;zwnj;آمدند و مشکلی نبود، اما آزادی&amp;zwnj;های من در زندگی مجردی محدودتر شده بود، زیرا می&amp;zwnj;خواستم طوری زندگی کنم که برچسب&amp;zwnj;های متفاوت به من نچسبانند... با همه سختی&amp;zwnj;ها اما حس خوبی به این زندگی داشتم. البته در خانه پدر و مادرم بی&amp;zwnj;دغدغه&amp;zwnj;تر زندگی می&amp;zwnj;کردم. به این مسائل فکر نمی&amp;zwnj;کردم که: امروز قبض آب چقدر آمده؟ قبض برق را کی باید بپردازم؟ پول گاز چقدر آمده؟ قبض تلفن چطور؟ در آنجا به کرایه خانه و خرج خورد و خوراک هم فکر نمی&amp;zwnj;کردم. در خانه مادر و پدر معنای صرفه&amp;zwnj;جویی را نمی&amp;zwnj;دانستم و راحت خرج می&amp;zwnj;کردم، اما وقتی در خانه خودم زندگی می&amp;zwnj;کردم باید آمار خرج و حساب و کتاب همه&amp;zwnj;چیز را در نظر می&amp;zwnj;گرفتم.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;سمیرا می&amp;zwnj;گوید که اگر دوباره به همان روزها برگردد، باز همان تصمیم را می&amp;zwnj;گیرد و تنها زندگی می&amp;zwnj;کند. وی هم&amp;zwnj;چنین می&amp;zwnj;گوید که این روزها نیز به زندگی مجردی فکر می&amp;zwnj;کند و در حال جست&amp;zwnj;وجوی خانه&amp;zwnj;ای با شرایط بهتر از پیش است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;زندگی مجردی و استقلال دختران جوان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;زندگی مجردی میزان استقلال دختران را افزایش می&amp;zwnj;دهد. زمانی که دختری به امرار معاش و مدیریت درآمد خود بپردازد، با مسائل و مشکلات موجود در جامعه دست و پنجه نرم می&amp;zwnj;کند، با تکیه بر توانایی&amp;zwnj;های خود سعی می&amp;zwnj;کند تا مشکلاتش را رفع کند و تجربه&amp;zwnj;های زیادی را به دست می&amp;zwnj;آورد. هنگامی که از خانواده فاصله می&amp;zwnj;گیرد، وابستگی&amp;zwnj;های خانوادگی&amp;zwnj;اش کاهش می&amp;zwnj;یابد و می&amp;zwnj;آموزد که روی پای خودش بایستد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;دختران جوان، زمانی که به خواست خود زندگی مستقلی را تشکیل می&amp;zwnj;دهند، دیگر برای فرار از فشار خانوادگی و دور شدن از محیط خانه دست به ازدواج&amp;zwnj;های زودهنگام نمی&amp;zwnj;زنند و ازدواج این دختران با بررسی تمام جوانب، میل و شناخت کامل صورت می&amp;zwnj;گیرد. با افزایش این شیوه زندگی، برخی جامعه&amp;zwnj;شناسان می&amp;zwnj;گویند که آمار ازدواج کاهش یافته است، زیرا ۷۰ درصد از دخترانی که مجرد زندگی می&amp;zwnj;کنند هرگز ازدواج نمی&amp;zwnj;کنند. با این وجود آمار طلاق هم کاهش پیدا خواهد کرد که یکی از پیامدهای مثبت این نوع زندگی در میان جوانان است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;بر اساس تحقیقات سازمان ملی جوانان که سال گذشته روی ازدواج پسران و دختران در گروه سنی ۱۵ تا ۱۹ و ۲۰ تا ۲۴ سال انجام شده، ازدواج دختران در دو دهه اخیر کاهش یافته و آمار تجرد قطعی بالا رفته است. اگر این روند تا پنج&amp;zwnj;سال آینده، تا سال ۱۳۹۵ ادامه پیدا کند، نسبت فاصله سنی دختران و پسران مجرد در ازدواج به هم نزدیک می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هانیه هربار که به ایران برمی&amp;zwnj;گردد، وقتی سفرش به پنج یا شش&amp;zwnj;ماه می&amp;zwnj;رسد، حس می&amp;zwnj;کند که دلش می&amp;zwnj;خواهد به زندگی مجردی&amp;zwnj;اش برگردد؛ به جایی که آرامش خاطر دارد و مجبور به هم&amp;zwnj;پا بودن با جمعی خانواده نیست&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;با وجود پیامدهای مثبت زندگی مجردی در جامعه اما، هنوز این شکل زندگی جوانان در خانواده&amp;zwnj;های ایرانی جا نیفتاده است و هنوز با زندگی مجردی فرزندان&amp;zwnj;شان مخالفت می&amp;zwnj;کنند. برخی از کارشناسان، مسئولان و مدیران اجتماعی این نوع زندگی را &amp;laquo;پدیده&amp;zwnj;ای تلخ&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامند که باعث افزایش سن ازدواج و اختلاف نظر میان خانواده&amp;zwnj;ها و فرزندان&amp;zwnj;شان می&amp;zwnj;شود. هم&amp;zwnj;چنین مذهبی&amp;zwnj;ها این نوع زندگی را &amp;laquo;نوع انحرافی&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامند. شروع این نوع زندگی ممکن است برای خود جوانان نیز مشکلاتی مانند تغییرات روحی، تغییرات سبک زندگی و نگرانی از موقعیت اجتماعی را پدید آورد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تنهایی، دلتنگی و ترس &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;هانیه ۲۷ ساله است. او هفت&amp;zwnj;سال پیش برای ادامه تحصیل از ایران خارج شده است. او از فشارهایی که در شش&amp;zwnj;ماه اول مهاجرت متحمل شده است و همچنین از احساس تنهایی، دلتنگی و ترس از برخورد با محیط و انسان&amp;zwnj;های جدید می&amp;zwnj;گوید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;هانیه دلیل این ترس را این چنین بیان می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;شاید این ترس به دلیل شرایطی بود که من در ایران داشته&amp;zwnj;ام. حس می&amp;zwnj;کنم ترسو بزرگ شده&amp;zwnj;ام. در ایران به تنهایی هیچ جایی نمی&amp;zwnj;رفتم. علاوه بر این ترس در بیشتر مواقع حسی به همراه من است، این&amp;zwnj;که شاید تصمیم اشتباهی گرفته باشم و به اشتباه از ایران خارج شده&amp;zwnj;ام و بهترین روزهای عمرم را با سختی و دلتنگی به خود و خانواده&amp;zwnj;ام تحمیل کرده&amp;zwnj;ام. این حس زمانی تشدید می&amp;zwnj;شود که بعد از زمانی طولانی به ایران برمی&amp;zwnj;گردم و می&amp;zwnj;بینم که پدر و مادرم تغییر کرده&amp;zwnj;اند و پیر شده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;این دختر دانشجو در مورد وضعیت اقتصادی خود در زندگی مجردی &amp;zwnj;چنین ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;خوشبختانه من مشکل اقتصادی نداشتم و پدرم از من حمایت می&amp;zwnj;کرد، اما اوایل که بلد نبودم تا هزینه&amp;zwnj;ها را با میزان پولم هماهنگ و کنترل کنم گاهی وقت&amp;zwnj;ها پولم زودتر از آخر ماه تمام می&amp;zwnj;شد و در اواخر ماه به بی&amp;zwnj;پولی برمی&amp;zwnj;خوردم، اما با خودم می&amp;zwnj;گفتم که من در این خانواده تنها نیستم و خواهر و برادرهای دیگرم هم هستند که به پول نیاز دارند. به همین دلیل به خودم اجازه نمی&amp;zwnj;دادم که بیشتر از میزان بودجه&amp;zwnj;ای که برایم می&amp;zwnj;فرستاند از والدینم تقاضا کنم. با گذشت چندوقت یاد گرفتم که چطور کنترل کنم که پولم تا آخر ماه تمام نشود.&amp;raquo; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;هانیه تاثیر این نوع زندگی در خارج از کشور را این&amp;zwnj;طور بیان می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;با تمام سختی&amp;zwnj;ها، تنهایی&amp;zwnj;ها و دلتنگی&amp;zwnj;هایش تجربه خوبی است. البته آسیب&amp;zwnj;هایی در سه یا چهار سال اول زندگی مجردی از اطرافیان به من می&amp;zwnj;رسید، زیرا به محیطی رسیده بودم که اطرافیانم افرادی نبودند که شبیه به من، از یک طبقه اجتماعی و از یک فرهنگ باشند. انسان&amp;zwnj;هایی که با آن&amp;zwnj;ها برخورد داشتم، هیچکدام شبیه من نبودند؛ چه دوست&amp;zwnj;های ایرانی و چه خارجی. این مسئله باعث می&amp;zwnj;شد که یاد بگیرم تا چه حد به انسان&amp;zwnj;ها نزدیک شوم و با آن&amp;zwnj;ها با مسالمت رفتار کنم، همین مسئله باعث شد من خیلی اجتماعی&amp;zwnj;تر شوم.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;هانیه هربار که به ایران برمی&amp;zwnj;گردد، وقتی سفرش به پنج یا شش&amp;zwnj;ماه می&amp;zwnj;رسد، حس می&amp;zwnj;کند که دلش می&amp;zwnj;خواهد به زندگی مجردی&amp;zwnj;اش برگردد؛ به جایی که آرامش خاطر دارد و همه کارهایش مانند تماشای تلویزیون، صرف غذا، بیرون رفتن و ... را به تنهایی انجام می&amp;zwnj;دهد و مجبور به هم&amp;zwnj;پا بودن با جمعی خانواده نیست. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;امروزه زندگی مستقل دختران جوان در خانه&amp;zwnj;های مجردی، پدیده&amp;zwnj;ای روبه گسترش است. چه این نوع زندگی را تحث تاثیر فرهنگ غربی وچه برآمده از حس مسئولیت&amp;zwnj;پذیری و استقلال جوانان بدانیم، تا امروز هیچ دیدگاه سلبی و منفی&amp;zwnj;ای نیز نتوانسته است از گسترش آن جلوگیری کند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/07/6782#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5623">زندگی مجردی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <pubDate>Wed, 07 Sep 2011 17:36:28 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6782 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title> کمپین یک میلیون امضا؛ پنج سال تلاش برای برابری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/02/6652</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/02/6652&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;263&quot; height=&quot;157&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/arton17.jpg?1314994990&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;مهسا صارمی&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;- با گذشت صدسال از اولین حرکات جنبش زنان، هم&amp;zwnj;چنان شاهد قوانین تبعیض&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;آمیز و نابرابر در قانون اساسی ایران هستیم و دست نیافتن به برابری جنسیتی در طی این سال&amp;zwnj;ها نشان از دشواری&amp;zwnj;هایی دارد که در دوره&amp;zwnj;های تاریخی &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;مختلف &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;در مقابل جنبش زنان قرار می&amp;zwnj;گرفته است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110831_1miljoensing_Mahsa.mp3&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در مسیر ممتد حرکت جنبش زنان برای احقاق حقوق برابر، می&amp;zwnj;توان &amp;laquo;کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نا برابر&amp;raquo; را یکی از تاثیرگذارترین حرکت&amp;zwnj;ها در جنبش زنان دانست.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;کمپین یک میلیون امضا حرکتی مسالمت&amp;zwnj;آمیز و مطالبه&amp;zwnj;محور است که از پنجم شهریور &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۳۸۵&lt;/span&gt;&lt;span&gt; توسط عده&amp;zwnj;ای از فعالان زن و مرد فعالیت خود را آغاز کرده &lt;/span&gt;&lt;span&gt;است &lt;/span&gt;&lt;span&gt;و با گذشت پنج&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سال با وجود دشواری&amp;zwnj;ها و هزینه&amp;zwnj;های زیاد به راه خود ادامه می&amp;zwnj;دهد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;قانون ازدواج شامل مهریه، تمکین، نفقه، اشتغال و انتخاب اقامتگاه؛ قانون طلاق،&lt;/span&gt;&lt;span&gt;چندهمسری، حق حضانت و قوانینی همچون سن مسئولیت کیفری، تابعیت، دیه و ارث و قوانینی که از قتل&amp;zwnj;های ناموسی حمایت می&amp;zwnj;کند، شهادت دادن و هم چنین اصل &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۱۵&lt;/span&gt;&lt;span&gt; قانون اساسی که رئیس&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;جمهور را از میان رجال سیاسی انتخاب می&amp;zwnj;کند، قوانین تبعیض&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;آمی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ز&lt;/span&gt;&lt;span&gt; موجود در قانون اساسی ایران هستند که زنان را به دلیل جنسیت&amp;zwnj;شان تحت تبعیض قرار می&amp;zwnj;دهند. این کمپین خواستار جمع&amp;zwnj;آوری یک میلیون امضا برای تغییر این قوانین تبعیض&amp;zwnj;آمیز است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;تا پیش از شکل&amp;zwnj;گیری کمپین یک میلیون امضا، در میان فعال&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ن زنان بیشتر نام حقوقدانان، وکلا، زنان و مردان تحصیلکرده به چشم می&amp;zwnj;خورد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما روش جمع&amp;zwnj;آوری امضا مبنایی برای مشارکت جمعی با شهروندان عادی برای تغییرات مثبت اجتماعی و رفع تبعیض&amp;zwnj;ها بود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;تغییر برای برابری&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;زنان و مردان فعال کمیپن به صورت فردی برای اقناع زنان و آگاهی آنان از حقوق خود تلاش می&amp;zwnj;کردند. به صورت چهره به چهره در هر نقطه از شهر به گفت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;وگو با مردم می&amp;zwnj;پرداختند و آنان را به چنین مسائلی ترغیب می&amp;zwnj;کردند. با گذشت زمان، علاقه&amp;zwnj;مندان و فعال&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ن حوزه زنان افزایش یافتند و صحبت از قوانین تبعیض&amp;zwnj;آمیز و تغییر این قوانین شکل وسیع&amp;zwnj;تر و عمومی&amp;zwnj;تری به خود گرفت که در نهایت رسانه&amp;zwnj;ها را نیز به پی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;گیری مسائل مربوط به کمپین یک میلیون امضا فرا می&amp;zwnj;خواند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;با گفت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;وگوی چهره به چهره در جامعه و برای از بین بردن ساختار نادرست، می&amp;zwnj;توان این باور را در زنان و مردان تقویت کرد که آزادی و برابری زن و مرد تنها به سود زنان نیست و بر زندگی مردان نیز تاثیر می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;حمیده نظامی از فعالان کمپین&lt;/span&gt;&lt;span&gt; یک میلیون امضا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; شرایط و روند کنونی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;آن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;را چنین شرح می&amp;zwnj;دهد:&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;دو نگاه اصلی در بین فعالان کمپین وجود داشت. کسانی که جمع&amp;zwnj;آوری امضا را هدف اصلی قرار داده بودند و عده&amp;zwnj;ای که جمع&amp;zwnj;آوری امضا را یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و نه اصلی&amp;zwnj;ترین هدف می&amp;zwnj;دانستند. دسته دوم مهم&amp;zwnj;ترین هدف کمپین را اهدف&amp;zwnj;هایی مانند آگاه&amp;zwnj;سازی مردم، عمومی&amp;zwnj;سازی مطالبات کمپین و توانمند&amp;zwnj;سازی زنان قرار داده&amp;zwnj;اند بودند. قطعاً راهکارهای ادامه راه برای این دو طیف از فعالان کمپین متفاوت است و طبیعی است کسانی که هدف اصلی را جمع&amp;zwnj;آوری امضا قرار داده بودند، در شرایط فعلی نگاهی متفاوت از نگاه کسانی داشته باشند که هدف اصلی را مواردی مانند عمومی کردن مطالبات کمپین، آگاه&amp;zwnj;سازی مردم و توانمند&amp;zwnj;سازی می&amp;zwnj;دانستند. همچنین عملکرد این دو طیف و نگاه&amp;zwnj;شان به وضعیت فعلی کمپین متفاوت است. من فکر می&amp;zwnj;کنم طیف دوم اگرچه فضای رسانه&amp;zwnj;ای به دلیل فشار امنیتی حول محور فعالیت&amp;zwnj;هایشان شکل نمی&amp;zwnj;گیرد، هم&amp;zwnj;چنان به&amp;zwnj;طور پیوسته به فعالیت&amp;zwnj;های خود ادامه می&amp;zwnj;دهد.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;به عقیده خانم نظامی بعد از انتخابات ۸۸ فشار امنیتی بر فعالان مدنی و سیاسی افزایش یافت و فعالیت&amp;zwnj;های مدنی که از قبل شروع به کار کرده بودند اکنون در حال بازخوانی، باز&amp;zwnj;تعریف خود و فعالیت&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان هستند. کمپین هم یکی از آن حرکت&amp;zwnj;ها و فعالیت&amp;zwnj;هاست.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;اگرچه نقطه شروع کمپین در تهران بود، اما پس از چندی گروه&amp;zwnj;ها و افراد زیادی در شهرها و کشورهای مختلف با توجه به &lt;/span&gt;&lt;span&gt;ش&lt;/span&gt;&lt;span&gt;رایط محیطی و اجتماعی خود به فعالیت در راستای تحقق اهداف کمپین پرداختند. در داخل ایران فعالان مدنی فعالیت در&lt;/span&gt;&lt;span&gt; مسیر&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اهداف کمپین &lt;/span&gt;&lt;span&gt;را &lt;/span&gt;&lt;span&gt;در بسیاری از شهرها ازجمله مشهد، اراک، اصفهان، یزد، کرمانشاه، آذربایجان، آمل، کرج،&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ساری&lt;/span&gt;&lt;span&gt;و ... آغاز کردند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در خارج از ایران &lt;/span&gt;&lt;span&gt;نیز &lt;/span&gt;&lt;span&gt;در کشورهای آلمان، آمریکا، استرالیا، سوئد، فرانسه، کویت، ایتالیا، نروژ و .. فعالیت&amp;zwnj;هایی در جهت تحقق اهداف کمپین شکل گرفته بود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;با نگاه به تغییرات برخی از قوانین تبعیض&amp;zwnj;آمیز&lt;/span&gt;&lt;span&gt;، آن&amp;zwnj;هم&lt;/span&gt;&lt;span&gt; پس از شکل&amp;zwnj;گیری کمپین یک میلیون امضا و در طی این پنج&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سال درمی&amp;zwnj;یابیم که آگاهی و مطالبه در این راه دستاور&lt;/span&gt;&lt;span&gt;د&lt;/span&gt;&lt;span&gt;های مفیدی به همراه داشته است. هم&amp;zwnj;چنین می&amp;zwnj;بینیم که فعالان کمپین در حوزه قانون با سختی و در وضعیت دشوار به تغییرات مفید هرچند کوچک دست یافته&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اند و این راهی که با وجود کمبود&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ها&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و کاستی&amp;zwnj;ها ادامه دارد، شروع تغییرات&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; عظیم در قانون اساسی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;در &lt;/span&gt;&lt;span&gt;مسیر&lt;/span&gt;&lt;span&gt; برابری را نوید می&amp;zwnj;دهد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;حمیده نظامی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; که در حال حاضر در آلمان زندگی می&amp;zwnj;کند&lt;/span&gt;&lt;span&gt; درباره عملکرد و دستاور&lt;/span&gt;&lt;span&gt;د&lt;/span&gt;&lt;span&gt;های کمپین یک میلیون امضا در طی پنج&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سال گذشته چنین می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اگر بخواهیم به صورت عینی درباره قوانینی که کمپین به&amp;zwnj;دنبال تغییر آن&amp;zwnj;ها بوده، صحبت کنیم، باید بگویم که&amp;nbsp; تا کنون دو مورد&amp;nbsp; ارث و دیه&amp;nbsp; که از مطالبات ده&amp;zwnj;گانه کمپین هستند، با توجه به فشارهایی که فعالان زنان و فعالان کمپین در این سال&amp;zwnj;ها به قانونگذاران و مجریان قانون داشتند،&amp;nbsp; تغییر کرده&amp;zwnj;اند. این تغییرات ولو جزئی نشان&amp;zwnj;دهنده تاثیر&amp;zwnj;گذار بودن کنش اجتماعی و فعالیت&amp;zwnj;های جنبش زنان و کمپین است. ما همچنین شاهد تغییر مواردی نیز در لایحه حمایت از خانواده بودیم . فشار از سوی فعالان زنان و کنشگران مدنی بود که باعث شد لایحه در طی سال&amp;zwnj;ها در مجلس مطرح و به بحث گذاشته شود و برخی از مواردش تغییر کند، اما این تغییرات از طرف قانونگذار به شکلی بود که سعی می&amp;zwnj;کرد شیوه&amp;zwnj;ای که در قانونگذاری در پیش گرفته که نوعی روح مردسالار را به همراه دارد، در لایحه مطرح کند.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;رنج&amp;zwnj;ها، دشواری&amp;zwnj;ها و هزینه&amp;zwnj;های کمپین&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در طول پنج سال فعالیت کمپین یک میلیون امضا زنان و مردانی که در این حرکت مدنی فعالیت می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کردند، هزینه&amp;zwnj;های زیادی را نیز متحمل شدند. زنان و مردان بسیاری بازداشت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; زندانی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و ممنوع&amp;zwnj;الفعالیت&lt;/span&gt;&lt;span&gt; شد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ه&amp;zwnj;ا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ند وعده&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ای نیز به اجبار مهاجرت کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;خانم نظامی،&lt;/span&gt;&lt;span&gt;در مورد هزینه&amp;zwnj;هایی که فعالان کمپین &lt;/span&gt;&lt;span&gt;یک میلیون امضا &lt;/span&gt;&lt;span&gt;تا به امروز متحمل شده&amp;zwnj;اند، می&amp;zwnj;گوید:&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;آمار تقریباً دقیقی که در مورد هزینه&amp;zwnj;های کمپین می&amp;zwnj;توان ارائه داد، بدین&amp;zwnj;گونه است: حدود ۵۲ نفر تا به امروز به&amp;zwnj;خاطر فعالیت&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان در کمپین بازجویی شده&amp;zwnj;اند، زندانی شده&amp;zwnj;اند و مورد فشارهای امنیتی قرار گرفته&amp;zwnj;اند. عده ای از فعالان نیز به دلیل فعالیت&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان در کمپین ممنوع الخروج شده&amp;zwnj;اند. آن&amp;zwnj;ها در حیطه شغل&amp;zwnj;شان نیز تحت فشار قرار گرفته&amp;zwnj;اند و اخراج شده&amp;zwnj;اند. در حال حاضر نیز برخی اعضای کمپین از جمله عالیه اقدام دوست، محبوبه کرمی و مریم بیدگلی که از فعالان قم است، بازداشت شده&amp;zwnj;اند و در حال گذراندن دوران حبس خود در زندان هستند. متاسفانه هزینه&amp;zwnj;هایی که فعالان کمپین در این مدت متحمل شده&amp;zwnj;اند، هزینه&amp;zwnj;های کمی نبوده است، اما هم&amp;zwnj;چنان امیدوارند که با ادامه دادن فعالیت&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان تاثیرگذار باشند.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;او هم&amp;zwnj;چنین تاکید می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;هدف اصلی کمپین از نظر من و افرادی که مانند من فکر می&amp;zwnj;کنند جمع&amp;zwnj;آوری امضا نیست، هدف اصلی آگاه&amp;zwnj;سازی مردم و توامندسازی زنان بوده است تا زنان بتوانند خواسته&amp;zwnj;های خودشان را در جامعه مطرح کنند و در تغییر آنها تاثیرگذار باشند.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;با همه موانع و چالش&amp;zwnj;هایی که در این پنج سال پیش روی فعالان حقوق زنان وجود داشته است، حرکت&amp;zwnj;هایی همچون کمپین یک میلیون امضا و تلاش&amp;zwnj;ها ، دغدغه&amp;zwnj;ها، حساسیت&amp;zwnj;ها و مطالبات فعالان حقوق زنان توانسته راهی را برای تغییر قوانین بگشاید و لزوم تدوین قوانین برابر را به قانونگذاران گوشزد کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/09/02/6652#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">حقوق زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7">کمپین یک میلیون امضا</category>
 <pubDate>Fri, 02 Sep 2011 08:48:26 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6652 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>همنشینی ممنوع دختران و پسران دانشجو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/08/25/6475</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/08/25/6475&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;181&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tafkik_1.jpg?1314553447&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مهسا صارمی-پس از پیروزی انقلاب &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۵۷،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; با اسلامی شدن قوانین و اجباری شدن حجاب، شکل و پوشش دانشجویان در دانشگاه&amp;zwnj;ها تغییر کرد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما دختران و پسران ازهم جدا نشدند. اگرچه طرح جداسازی جنسیتی مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما در زمان انقلاب فرهنگی قانونی برای جدا کردن پسرها و دخترها در دانشگاه&amp;zwnj;ها تصویب نشد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;طرح&lt;/span&gt;&lt;span&gt; جداسازی جنسیتی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در دانشگاه&amp;zwnj;های کشور که از زمان دولت نهم و دهم در اهداف &lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;دولت و&lt;/span&gt;مجلس قرار گرفته بود&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt;از اوایل سال &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۹۰&lt;/span&gt;&lt;span&gt; به&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;طور جدی در وزارت علوم و در میان نمایندگان مجلس مطرح&lt;/span&gt;&lt;span&gt;و رسانه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ای شد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; تا به امروز &lt;/span&gt;&lt;span&gt;مسئولان برخی از دانشگاه&amp;zwnj;های معتبر نیز اعلام کرده&amp;zwnj;اند که دستورالعمل وزارت علوم را برای تفکیک &lt;/span&gt;&lt;span&gt;دانشجویان &lt;/span&gt;&lt;span&gt;دختر و پسر اجرا خواهند کرد و از اجرای این طرح از سال تحصیلی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۹۰-۹۱ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;در دانشگاه&amp;zwnj;هایی نظیر دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه امیرکبیر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; دانشگاه شهید چمران و چند دانشگاه دیگر خبر داده&amp;zwnj;اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;جریانی که در حال پیاده شدن است برنامه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ای بدون دیدگاه مدیریتی است و صرفاً از روی علایق و سلایق شخصی عده&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ای پیاده شده است و می&amp;zwnj;توان پیش&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بینی کرد که عده&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ای از مدیران برای گرفتن امتیاز مثبت از نیروهای تندروی مذهبی این کار را انجام می&amp;zwnj;دهند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;دکتر رضا روستا آزاد، رئیس دانشگاه صنعتی شریف در گفت وگو با خبرگزاری مهر در تیرماه ۹۰ &lt;span&gt;از شوک وارد شده به دانشجویان هنگامی که از محیط دبیرستان به دانشگاه وارد می&amp;zwnj;شوند، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;گفته &lt;/span&gt;&lt;span&gt;و یادآور &lt;/span&gt;&lt;span&gt;شده است&lt;/span&gt;&lt;span&gt; که به منظور&lt;/span&gt;&lt;span&gt;عادی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;سازی محیط دانشگاه، با توجه به میزان جمعیت دختران و پسران و فضای دانشگاه، دانشجویان سال اول از&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ین پس در کلاس&amp;zwnj;های جداگانه می&amp;zwnj;نشینند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;دکتر علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر نیز با اشاره به طرح &lt;/span&gt;&lt;span&gt;جداسازی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; جنسیتی در دانشگاه&amp;zwnj;ها &lt;/span&gt;&lt;span&gt;به خبرگزاری مهر گفته است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;:&amp;laquo;چارچوبی که وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در این زمینه تعیین کرده است در دانشگاه&amp;zwnj;ها مطرح و هماهنگی&amp;zwnj;های آن نیز در دستور کار قرار دارد تا زمانی که این طرح در حد وسیع اجرایی می&amp;zwnj;شود مشکلی وجود نداشته باشد.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;همچنین احمد اکبری، رئیس دانشگاه سیستان و بلوچستان، در گفت و گو با خبرگزاری مهر، در تیرماه سال جاری در &lt;/span&gt;&lt;span&gt;پیوند&lt;/span&gt;&lt;span&gt; با آخرین وضعیت اجرا شدن طرح &lt;/span&gt;&lt;span&gt;جداسازی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; جنسیتی تاکید کرده است که &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;تفکیک جنسیتی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;برخی کلاس&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و در &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;برخی رشته&amp;zwnj;های الهیات و کلاس&amp;zwnj;های معارف&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در حال اجراست&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;آتش و پنبه را کنار هم می&amp;zwnj;نشانند!&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در پی اجرایی شدن طرح &lt;/span&gt;&lt;span&gt;جداسازی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; جنسیتی و دخترانه &lt;/span&gt;&lt;span&gt;و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;پسرانه کردن کلاس&amp;zwnj;های دانشگاهی، برخی این &lt;/span&gt;&lt;span&gt;طرح&lt;/span&gt;&lt;span&gt; را توهین به دانشجویان خوانده&amp;zwnj;اند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;. برخی نیز نظری مخالف با این گروه دارند و جداسازی جنسیتی در دانشگاه&amp;zwnj;های کشور را&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در &lt;/span&gt;&lt;span&gt;ادامه&lt;/span&gt;&lt;span&gt; طرح&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;عفاف و حجاب&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانند و&lt;/span&gt;&lt;span&gt; بر &lt;/span&gt;&lt;span&gt;اسلامی کردن دانشگاه&amp;zwnj;ها اصرار دا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;به گزارش خبرآلاین، سید احمد خاتمی چندی پیش در مراسم نیمه شعبان در میان نمازگ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;زار&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ان قم چنین عنوان کرد: &amp;laquo;تفکیک جنسیتی با دین سازگارتر است یا این&amp;zwnj;که دختران یک طرف بشنیند و پسران یک طرف، بنده با عقل خودم و با &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۴۰&lt;/span&gt;&lt;span&gt; سال تحصیل در علوم دینی این را همراه با دین نمی&amp;zwnj;بینم، مراجع بزرگوار ناراحتند.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;این عضو مجلس خبرگان رهبری، مختلط بودن کلاس&amp;zwnj;های دانشجویان را اشاعه فرهنگ غربی دانسته &lt;/span&gt;&lt;span&gt;است &lt;/span&gt;&lt;span&gt;و می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo;ما از ابتدا، دبستان، راهنمایی و دبیرستان دخترانه و پسرانه داشتیم که این خوب است اما تا می&amp;zwnj;رسند به دانشگاه پنبه و آتش را کنار هم می&amp;zwnj;نشانند، شما چه فلسفه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;توانید برای این موضوع پیدا کنید جز فرهنگ غرب تحلیل دیگری دارد. برخی&amp;zwnj;می&amp;zwnj;گویند اگر دختر و پسر را در کلاس هم جدا کنیم در بیرون با هم خواهند بود. این چه حرفی است که برخی می&amp;zwnj;گویند؟ اگر کاری کنیم که حداقل یک ساعت معصیت نشود، بهتر نیست؟! ایده&amp;zwnj;آل این است که به سمت دانشگاه&amp;zwnj;های دخترانه و پسرانه برویم، ایده ارزشمندی است و شدنی نیز هست.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;طرفداران اجرای طرح &lt;/span&gt;&lt;span&gt;جداسازی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; جنسیت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;ضرورت &lt;/span&gt;&lt;span&gt;اسلامی کردن دانشگاه&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;اجرای &lt;/span&gt;&lt;span&gt;مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بهتر &lt;/span&gt;&lt;span&gt;ش&lt;/span&gt;&lt;span&gt;دن بازده درس&amp;zwnj;های دانشگاهی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; را سه دلیل اصلی خود برای موافقت با این طرح می&amp;zwnj;دانند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مهسا امیدوار، دانشجوی زبان و ادبیات عرب دانشگاه تهران، درباره طرح &lt;/span&gt;&lt;span&gt;جداسازی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; جنسیتی می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo;هر ماه که از دانشگاه تهران و از در دانشکده به سمت داخل می&amp;zwnj;رویم &lt;/span&gt;&lt;span&gt;ت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ومارها و بیانیه&amp;zwnj;هایی را می&amp;zwnj;بینیم که مشخص نیست به کدام گروه و تشکل وابسته است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما با امضاهای دانشجویان پوشیده شده &lt;/span&gt;&lt;span&gt;است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;؛&lt;/span&gt;&lt;span&gt; به&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;طوری که می&amp;zwnj;خواهند نامه&amp;zwnj;ها را عمومی جلوه دهند. این مسئله تأثر برخی دانشجویان را برمی&amp;zwnj;انگیزد. بیانیه&amp;zwnj;هایی ازجمله اعتراض به حجاب دانشجویان، اختلاط دانشجویان و اکنون در تایید طرح تفکیک جنسیتی. در حال حاضر می&amp;zwnj;توان پرسید، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;به &lt;/span&gt;&lt;span&gt;فرض اگر در کلاس&amp;zwnj;های دانشگاه این طرح به اجرا برسد و با موفقیت نیز اجرا شود، آیا پیاده کردن این طرح در تمامی رابطه&amp;zwnj;ها میان دانشجویان، در دفتر آموزش دانشکده، در حیاط دانشکده و در دفتر استاد واقعا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ً&lt;/span&gt;&lt;span&gt; امکان&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;پذیر است؟ این طرح تا چه حد عملی است و اصلا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ً&lt;/span&gt;&lt;span&gt; تا چه حد قرار است پیش برود؟&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مهسا هم&amp;zwnj;چنین در مورد تاثیر اجرای این طرح بر دانشجویان اضافه می&amp;zwnj;کند:&amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;جداسازی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; جنسیتی در دانشگاه توهین به دانشجو و جامعه دانشگاهی است. این طرح را علمایی مانند جوادی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;آ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ملی، مکارم شیرازی و&lt;/span&gt;&lt;span&gt; سبحانی تاکیدی بر موازین اسلامی می&amp;zwnj;دانند&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما&lt;/span&gt;&lt;span&gt; به نظر من به شدت نگاه جنسی بین دانشجویان و انزجار جوانان و دانشجویان از دین&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اسلام&lt;/span&gt;&lt;span&gt; دامن می&amp;zwnj;زند.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;طرح &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;جداسازی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt; جنسیتی توهین به دانش&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;جو&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt; است&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;سعدالله نصیری، عضو کمیسیون آموزش مجلس یکی از مخالفان این طرح است. به گزارش خبرآنلاین در بهمن &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۸۹ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;او با بیان این&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;که انجام&lt;/span&gt;&lt;span&gt; جداسازی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; جنسیتی در دانشگاه ها امکان&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;پذیر نیست، می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ما نمی&amp;zwnj;توانیم این بحث&amp;zwnj;ها را در شرایطی که مشکلاتی همچون کمبود اعضای هی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ئ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ت علمی در دانشگاه&amp;zwnj;ها و مشکلاتی از این قبیل داریم مطرح کنیم. با توجه به زیرساخت&amp;zwnj;های دانشگاهی کشور و سطح بالای شعور و فرهنگ ایرانی ـ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;اسلامی در بین دانشجویان احساس می&amp;zwnj;کنم که بحث&amp;zwnj;هایی در این رابطه صحیح نیست و امکان&amp;zwnj;پذیر هم نیست چرا که نگاه&amp;zwnj;های برون&amp;zwnj;گرای فرهنگی همچون همین طرح تفکیک جنسیتی بیشتر توهین به دانشگاهیان کشور است.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;به &lt;/span&gt;&lt;span&gt;فرض اگر در کلاس&amp;zwnj;های دانشگاه این طرح به اجرا برسد و با موفقیت نیز اجرا شود، آیا پیاده کردن این طرح در تمامی رابطه&amp;zwnj;ها میان دانشجویان، در دفتر آموزش دانشکده، در حیاط دانشکده و در دفتر استاد واقعا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ً&lt;/span&gt;&lt;span&gt; امکان&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;پذیر است؟ این طرح تا چه حد عملی است و اصلا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ً&lt;/span&gt;&lt;span&gt; تا چه حد قرار است پیش برود؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;وی همچنین می&amp;zwnj;افزاید:&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;طرحی که در دهه &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۶۰ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;توسط شورای عالی انقلاب به تصویب رسیده، با توجه به تغییرات با شتابی که در حوزه علم و دانش ظرف بیست و چند سال گذشته صورت گرفته نیازمند بازنگری است، زیرا تفکیک جنسیتی نگاهی یک بعدی در بحث اسلامی کردن دانشگاه&amp;zwnj;ها است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما لازم است که یک نگاه جامع و مکتبی را نسبت به اسلامی کردن دانشگا&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;ها پیشه کنیم.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مصطفی خسروی، روزنامه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;نگار و فعال دانشجویی نیز در گفت&amp;zwnj;گو با زمانه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ورود به دانشگاه یک مرحله جدید از زندگی جوانان در ایران است. ما در ایران در مقاطع تحصیلی مختلف، مانند راهنمایی و دبیرستان با فضاهایی تک جنسیتی روبه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;رو هستیم، اما در دانشگاه شخصیت این جوان در فضای اجتماعی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;تری قرار می&amp;zwnj;گیرد و با افراد، اس&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;دان دانشگاه&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و هم&amp;zwnj;کلاسی&amp;zwnj;هایی با جنس&amp;zwnj;های مختلف برخورد می&amp;zwnj;کند که در این زمان محیط دانشگاه به نسبت محیط آموزشی تک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;جنستیتی که تا پیش از این جوان تجربه کرده، می&amp;zwnj;تواند روش بهتر و شاداب زندگی کردن و برداشتن تبعیض&amp;zwnj;هایی که در سال&amp;zwnj;های تحصیل به شکل تک جنسیتی ناخودآگاه به این جوان تحمیل شده است، را به وی بیاموزد.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;او &lt;/span&gt;&lt;span&gt;با اشاره به این&amp;zwnj;که&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در حال حاضر سیستم آموزشی کشور سعی دارد جلوی روند همیشگی آموزش را بگیرد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;، می&amp;zwnj;گوید:&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;همان&amp;zwnj;طور که برای اداره&amp;zwnj;ها، مساجد و خیابان&amp;zwnj;ها برنامه&amp;zwnj;هایی ریختند، برای دانشگاه&amp;zwnj;ها نیز برنامه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ریزی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;کنند. ای کاش این برنامه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ریزی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ها مدیریت شده بودند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما جریانی که در حال پیاده شدن است برنامه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ای بدون دیدگاه مدیریتی است و صرفاً از روی علایق و سلایق شخصی عده&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ای پیاده شده است. حتی می&amp;zwnj;توانم بگویم این علایق مذهبی هم نیستند و می&amp;zwnj;توان پیش&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بینی کرد که عده&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ای از مدیران برای گرفتن امتیاز مثبت از نیروهای تندروی مذهبی این کار را انجام می&amp;zwnj;دهند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; اما در برخی از دانشگاه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ها این تفکیک&amp;zwnj;ها شدید&amp;zwnj;تر و نه تنها فضای آموزش جدا شده بلکه در برخی رشته&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;شروع به تک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;جنسیتی کردن دانشگاه&amp;zwnj;ها کرده&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;اند، به عنوان مثال در دانشگاه علم و صنعت که یکی از قطب&amp;zwnj;های آموزشی صنعتی و مهندسی ایران است.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;طرح&amp;zwnj;هایی مانند &lt;/span&gt;&lt;span&gt;طرح جداسازی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; جنسیتی در دانشگاه&amp;zwnj;های ایران، طرح&amp;zwnj;های&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; تبعیض&amp;zwnj;آمیز علیه دانشجویان و زنان است که نه تنها باعث امنیت دانشجویان نمی&amp;zwnj;شود و به پیشرفت علمی و فرهنگی در جامعه کمک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; نمی&amp;zwnj;کند، بلکه روند رشد فرهنگی را نیز به مخاطره می&amp;zwnj;اندازد.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;برای درمان آسیب&amp;zwnj;های اجتماعی باید به بررسی آسیب&amp;zwnj;های موجود در سطح جامعه پرداخت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; تفکیک و جداسازی جنسیتی در مکان&amp;zwnj;های آموزشی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;نه تنها &lt;/span&gt;&lt;span&gt;نتیجه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ای&lt;/span&gt;&lt;span&gt; مثبت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;دربرنخواهد داشت که به آسیب&amp;zwnj;های اجتماعی موجود در کشور دامن خواهد زد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/08/25/6475#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AA%D9%81%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C">تفکیک جنسیتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4596">جداسازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88">دانشجو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <pubDate>Thu, 25 Aug 2011 14:47:28 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6475 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>