<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>احمد علوی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>اقتصاد ایران در سالی که گذشت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/03/21/25403</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/03/21/25403&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احمد علوی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;251&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/eghtesad_1.jpg?1363964569&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی - خبرهای اقتصادی در سال ۱۳۹۱ فضای قابل توجهی از رسانه&amp;zwnj;های فارسی زبان را به خود اختصاص داد. بدین ترتیب واژه&amp;zwnj;های کلیدی چون &amp;laquo;تورم&amp;raquo;، &amp;laquo;گرانی&amp;raquo;، &amp;laquo;بی&amp;zwnj;کاری، &amp;laquo;نرخ ارز&amp;raquo;، &amp;laquo;تحریم&amp;raquo;، &amp;laquo;فقر&amp;raquo; و &amp;laquo;یارانه&amp;raquo; در رسانه&amp;zwnj;های ایران بسیار تکرار شدند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر قرار باشد در میان ده&amp;zwnj;ها موضوع اقتصادی، تنها به پنج عنوان اکتفا کنیم، شاید موضوعاتی همچون &amp;laquo;سقوط ارزش ریال&amp;raquo;، &amp;laquo;تورم افسار گسیخته&amp;raquo; که آن روی سکه سقوط ارزش ریال است، &amp;laquo;افزایش بیکاری&amp;raquo; و بالاخره دو موضوع &amp;laquo;گسترش تحریم&amp;zwnj;ها&amp;raquo; و &amp;laquo;قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها&amp;raquo; مهم&amp;zwnj;ترین عنوان&amp;zwnj;هایی باشند که رسانه&amp;zwnj;ها روی آن مکث کردند. ویژگی سال گذشته اقتصاد ایران همانا تعمیق اقتصاد رکود تورمی بود که از حدود سه سال پیش از آن آغاز شده بود، اما تحت تاثیر تزریق دلارهای نفتی پنهان مانده بود. گسترش تحریم&amp;zwnj;ها موجب محدود شدن توزیع دلارهای نفتی شده و یکی از عوامل مهمی بود که پرده از روی بحران پنهان اقتصاد برکشید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130322_AhmadAlavi_EconomyWrapup1391_SaraRushan.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر چند رکود در کشورهای پیشرفته غالباً با کاهش تورم همراه است، ولی برخلاف آنچه در کشورهای دیگر رخ می&amp;zwnj;دهد، اقتصاد ایران شاهد رکود همراه با تورم بسیار شدید است، اما رانتی بودن و نفتی بودن اقتصاد ایران موجب شده تا رکود و تورم همزمان تجربه شود. همین شرایط است که موجب شده در شرایطی که تورم بین المللی حدود سه درصد است، نرخ تورم در ایران دست کم هشت برابر و بنا بر گزارشی دیگر، دست کم ده برابر این میزان باشد. همزمان، هرچند حکومت داعیه&amp;zwnj; اقتصاد بدون ربا را دارد، نرخ بهره&amp;zwnj; بانک&amp;zwnj;ها دست کم هفت برابر و حتی&amp;zwnj;گاه ده برابر میانگین بهره در اروپاست. نرخ بهره در بازار غیر رسمی البته از این هم بیشتر است. اگر بیکاری آشکار در اتحادیه&amp;zwnj; اروپا را حدود ١٠ درصد بدانیم این رقم برای ایران البته بسیار بالا&amp;zwnj;تر است و علی&amp;zwnj;رغم اشتغال کاذب در دولت، شاید به سه برابر این هم برسد. نرخ رشد اقتصادی هم وضع مناسبی ندارد و هر چند دولت ارقام و آمار رشد اقتصادی را مانند نرخ تورم و بیکاری پنهان می&amp;zwnj;کند، اما میزان آن چیزی نزدیک به صفر است و در خوشبینانه&amp;zwnj;ترین حالت از یک درصد هم تجاوز نمی&amp;zwnj;کند. تازه این به لطف تزریق بی&amp;zwnj;وقفه درآمد نفتی به اقتصاد بوده است که دارای آثار تورمی است. بنابراین، رشد اقتصادی برون&amp;zwnj;زا است و کافی هم نیست که مشکلی مثل بیکاری و ناکارآمدی اقتصادی را حل کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سقوط ارزش ریال &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از حوادث چشمگیر و به&amp;zwnj;یاد ماندنی اقتصادی سال گذشته همانا سقوط ارزش ریال در مقابل سبد ارزهای بین&amp;zwnj;المللی بود.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گسترش دامنه تحریم&amp;zwnj;ها از سویی موجب کاهش صادرات نفتی شده و از سوی دیگر راه ورود ارز به داخل اقتصاد را تاحد قابل توجهی مسدود کرده است. بدین ترتیب طبیعی بود که دولت نمی&amp;zwnj;توانست به اندازه&amp;zwnj; کافی ارز به بازار تزریق کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نرخ ارز بیان ارزش پول ملی یک کشور در مقابل پول سایر کشورهاست. طبیعی است وقتی پول ملی یک کشور به علت تورم یا حتی تکانه&amp;zwnj;های بزرگ سیاسی ارزشش را از دست می&amp;zwnj;دهد، تعادل میان ارزش آن با سایر پول&amp;zwnj;ها از بین می&amp;zwnj;رود و آن پول از ارزش می&amp;zwnj;افتد. سقوط ارزش ریال افشاکننده واقعیتی بود که دولت با به&amp;zwnj;کارگیری روش&amp;zwnj;های گوناگون سعی در پنهان کردن آن دارد. علی&amp;zwnj;رغم انکار دولت یک تورم دو رقمی در اقتصاد ایران وجود داشته که تنها بخشی از آن خود را نشان داده بود و قاعدتاً می&amp;zwnj;بایست در برابری ارزش ریال با سایر ارز&amp;zwnj;ها تاثیر می&amp;zwnj;گذاشت. گسترش دامنه تحریم&amp;zwnj;ها از سویی موجب کاهش صادرات نفتی شده و از سوی دیگر راه ورود ارز به داخل اقتصاد را تاحد قابل توجهی مسدود کرده است. بدین ترتیب طبیعی بود که دولت نمی&amp;zwnj;توانست به اندازه&amp;zwnj; کافی ارز به بازار تزریق کند، اما با افزایش تنش سیاسی و اقتصادی بازیگران عرصه&amp;zwnj; اقتصاد اعم از سرمایه&amp;zwnj;گذار، بازرگان و مصرف&amp;zwnj;کننده هم برای جلوگیری از سقوط ارزش نقدینگی و حفظ قدرت خرید خود به بازار هجوم آوردند. طی همین فرایند بود که کاهش عرضه و افزونی تقاضا تعادل بازار را به نفع گرانی ارزهای خارجی رقم زد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تورم افسار گسیخته&amp;zwnj;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس اعلام کرد: با نرخ تورم۲۱. ۸ درصدی سال ۲۰۱۲، رتبه ششم جهانی و اول منطقه&amp;zwnj;ای برای جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید. آمار&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد که نرخ تورم در ایران ۴ ۳٫ &amp;nbsp;برابر میانگین کشورهای آسیای جنوب غربی است، اما این همه داستان نبود، چون هرچه به پایان سال نزدیک شدیم نرخ تورم افزایش یافت؛ به گونه&amp;zwnj;ای که طبق تازه&amp;zwnj;ترین تخمین&amp;zwnj;های بانک مرکزی میانگین نرخ تورم سال ۱۳۹۱ بیش از ۳۰ درصد ارزیابی شد. البته این ارقام چندان جدی گرفته نشد. چون این ارقام نه با تجربه عمومی، ملموس و روزانه شهروندان سازگاری داشت و نه با تخمین&amp;zwnj;های اقتصاددان&amp;zwnj;های مستقل خوانایی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/eghtesad2.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 180px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی تلاش می&amp;zwnj;کنند همه&amp;zwnj; مشکلات را با مسئله&amp;zwnj; اجرای قانون یارانه&amp;zwnj;ها یا تحریم&amp;zwnj;ها توضیح دهند، اما هرچند نمی&amp;zwnj;توان نقش این دو را نادیده گرفت، باید گفت مشکل بیش از اینهاست. این ساختار بی&amp;zwnj;رمق و ناتوان اقتصاد ایران است که مشکل اساسی است، و الا تولید گوشت مرغ که دارای روندی نسبتاً ساده است و جزو ارزان&amp;zwnj;ترین مواد پروتئینی است، نباید دشوار باشد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تورم افسار گسیخته&amp;zwnj; مواد غذایی که میانگین آن برای سال جاری بیش از ۵۰درصد هم تخمین زده شده، پدیده&amp;zwnj;ای جدا و منفک از ساختار و شرایط جاری اقتصادی نیست. یک سلسله عوامل در طی یک فرایند دست به دست هم دادند و حاصل آن این شده است که می&amp;zwnj;بینیم. هم عوامل ساختاری بلندمدت و هم عوامل کوتاه&amp;zwnj;مدت در این فرایند نقش دارد. سیاست&amp;zwnj;های دولت و بانک مرکزی عامل اصلی این فرایند است، اما بخش خصوصی در این فرایند بی&amp;zwnj;تاثیر نیست. برخی تلاش می&amp;zwnj;کنند همه&amp;zwnj; مشکلات را با مسئله&amp;zwnj; اجرای قانون یارانه&amp;zwnj;ها یا تحریم&amp;zwnj;ها توضیح دهند، اما هرچند نمی&amp;zwnj;توان نقش این دو را نادیده گرفت، باید گفت مشکل بیش از اینهاست. این ساختار بی&amp;zwnj;رمق و ناتوان اقتصاد ایران است که مشکل اساسی است، و الا تولید گوشت مرغ که دارای روندی نسبتاً ساده است و جزو ارزان&amp;zwnj;ترین مواد پروتئینی است، نباید دشوار باشد. بلکه بالعکس این بازار بزرگ مصرفی ایران، هر تولید کننده&amp;zwnj;ای را تشویق می&amp;zwnj;کند که در این بازار سرمایه&amp;zwnj;گذاری کند. اگر این بازار را به شرکت&amp;zwnj;های خارجی بدهند، گمان می&amp;zwnj;رود به راحتی مسئله را حل می&amp;zwnj;کنند. اما مشکل مداخله&amp;zwnj; دولت در اقتصاد، فساد مدیریت، ناامنی مالکیت و سرمایه&amp;zwnj;گذاری، بی&amp;zwnj;آیندگی، بی&amp;zwnj;ثباتی حقوق همه مانع اجرای این مهم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;افزایش بیکاری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر چند دولت بر اساس آمار رسمی ادعا کرد که نرخ بیکاری به حدود ۱۲ درصد کاهش یافته است، اما منابع دیگر و ازجمله برخی نمایندگان مجلس با اشاره به نرخ ۳۰ درصدی بیکاری ادعاهای دولت را نپذیرفتند. این امر البته چندان غیر منتظره نبود چون چگونه می&amp;zwnj;توان افزایش نرخ اشتغال را با کاهش رشد اقتصادی و کاهش سرمایه&amp;zwnj;گذاری و مصرف جمع کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازار کار ایران یک بازار کار سازمان یافته به معنای اروپایی کلمه نیست. بنابراین هم در عرضه و هم در تقاضای نیروی کار آماری دقیق یا روزآمد وجود ندارد. آمار اشتغال و بیکاری ایران معمولاً به طور فصلی و سالانه تهیه می&amp;zwnj;شود. در مقایسه با ایران در کشورهای اروپایی پیشرفته، به عنوان مثال آمار هفتگی عرضه و تقاضای نیروی کار وجود دارد و نظام آماری، روزآمد و تاحد زیادی دقیق است. افزون بر این بخش غیر رسمی و زیرزمینی اقتصاد هم در این کشور&amp;zwnj;ها در مقایسه با ایران کوچک است. بنابراین، میان آمار و اطلاعات رسمی و تجربه&amp;zwnj; روزمره تفاوت زیادی وجود ندارد. در ایران اما ارزیابی&amp;zwnj;هایی که از بیکاری می&amp;zwnj;شود، مبتنی بر تخمین است؛ مبتنی بر نمونه&amp;zwnj;های کوچک و محدود است. بنابراین آمار مربوط به بیکاری نه جامع و شامل است و نه دقیق. اعلان آمار هم البته محدود به مصالح و منافع سیاسی است. بنابراین، نباید انتظار داشت که آمار بیان تجربه&amp;zwnj; عمومی روزمره و اطلاعات دقیق باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش سهم زیرزمینی اقتصاد، بخصوص در بازار کار، زیاد است و بنابراین، نمی&amp;zwnj;توان به آمار&amp;zwnj;ها اعتماد کرد. به طور کلی می&amp;zwnj;توان گفت اقتصاد ایران یک اقتصاد برون&amp;zwnj;زاست؛ یعنی منابع مالی مورد نیازش را خودش خلق نمی&amp;zwnj;کند. به همین دلیل هم توان شکوفایی و رونق را نه از درون بلکه از بیرون کسب می&amp;zwnj;کند. چنین اقتصادی نوآوری ندارد و کارآفرین نیست. با توجه به پدیده جهانی شدن، کارآفرینی از مسیر آموختن از دیگران و رقابت و رفاقت بین&amp;zwnj;المللی می&amp;zwnj;گذرد. اقتصاد منزوی و متروک ایران که در پی هر تنشی به لرزه می&amp;zwnj;افتد چگونه می&amp;zwnj;تواند از مزیت جهانی شدن استفاده کند. بیکاری در ایران شامل بیکاری ساختاری، بیکاری نهادی، بیکاری ادواری و همچنین بیکاری پنهان است. بیکاری ساختاری محصول ساختار کهنه و ناکارآمد اقتصاد ایران است که نمی&amp;zwnj;تواند کارآفرینی کند. اقتصاد ایران یک اقتصاد پیرامونی و زایده&amp;zwnj; اقتصادهای پیشرفته است که نیازمند فروش نفت خام ایران و تزریق منابع مالی آن برای گردش بنگاه است. سال گذشته دریافت&amp;zwnj;های ارزی به شدت کاهش یافت و در نتیجه میزان سرمایه&amp;zwnj;گذاری و مصرف نیز کاهش نشان داد. پیامد چنین امری البته کاهش نرخ اشتغال و افزایش شمار بیکاران است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گسترش تحریم&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سال گذشته تحریم&amp;zwnj;ها مانند یک پازل به تدریج تکمیل شدند. ابتدا در سطح صنایع خاصی متمرکز بودند که دارای کارکرد دوگانه و مشکوک بودند. سطح تحریم&amp;zwnj;ها سپس گسترده شد و به صنایع دیگر و حتی صنعت نفت هم کشیده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله در همین&amp;zwnj;جا هم توقف نکرد. چون فرایند تحریم تعمیق هم شد و بخش بازرگانی و سپس بخش مالی را هم هدف قرارداد. بنابراین می&amp;zwnj;شود گفت که حلقه&amp;zwnj;های تحریم ابتدا در سطح گسترده و سپس عمیق شد. بنابراین رابطه&amp;zwnj; بازرگانی و مالی را هدف قرار داد و این هردو مکمل یکدیگرند و در صورت خطای یکی آن دیگری آن را کامل می&amp;zwnj;کند. بنابراین امکان دورزدن این تحریم&amp;zwnj;ها کمتر می&amp;zwnj;شود. بنابراین می&amp;zwnj;شود گفت که تحریم&amp;zwnj;ها زنجیرهای مکمل و مکرری هستند که صنایع کلیدی، بازرگانی و امور اعتباری و مالی را هدف قرار داده است و در سطح و عمق پیش توسعه پیدا می&amp;zwnj;کند. بدین ترتیب انتقال منابع ارزی برای خرید کالا و خدمات از خارج دستخوش محدودیت و زمینه&amp;zwnj;ساز بروز مشکلات دیگر در اقتصاد ایران شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اجرای قانون هدفمند کردن یارانه&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حذف یارانه&amp;zwnj; حامل&amp;zwnj;های انرژی دارای هدف&amp;zwnj;های چندجانبه&amp;zwnj;ای بود. نخست آنکه با شناور کردن قیمت انرژی به قیمت بازار، استفاده از انرژی و منابع مربوط به آن را کارآمد کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/eghtesad3.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 128px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهاسازی قیمت&amp;zwnj;ها همزمان با بی&amp;zwnj;انضباطی دولت در به&amp;zwnj;کارگیری منابع مالی موجب شد که بزرگ&amp;zwnj;ترین نقدینگی تاریخ ایران را شاهد باشیم. ترکیب این دو به تورمی انجامیده که به طور رسمی گفته میانگین سالانه آن حدود ۳۰ درصد است، اما اگر کاهش ارزش ریال را ملاک بگیریم که خود نماد دیگری برای تورم است، این تورم بیش از این&amp;zwnj;هاست.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به اینکه بخشی قابل توجه از کسر بودجه&amp;zwnj; دولت ناشی از یارانه&amp;zwnj;های پنهان حامل&amp;zwnj;های انرژی بود، گمان می&amp;zwnj;رفت با کاهش مصرف انرژی و همچنین کسب درآمد دولت از بابت آزادکردن قیمت&amp;zwnj;ها کسر بودجه&amp;zwnj; دولت کاهش یابد و در نتیجه با کنترل نقدینگی، تورم مهار شود. همچنین اعلام شده بود با آزاد کردن قیمت&amp;zwnj;ها، قاچاق مواد سوختی از ایران به سایر کشو&amp;zwnj;ر&amp;zwnj;ها کاهش یابد. به گمان تهیه&amp;zwnj;کنندگان این قانون قرار بود که با اجرای آن، به کارگیری منابع تولید، ازجمله سرمایه، تکنولوژی و مواد بهینه شود و این البته بر نرخ تورم، اشتغال و همچنین رشد اقتصادی موثر واقع می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزون بر این، این قانون می&amp;zwnj;بایست دارای اثراتی در توزیع مجدد درآمد و منابع میان شهروندان و لایه&amp;zwnj;های گوناگون درآمد باشد. بنابراین، ظرفیت مصرف گروه&amp;zwnj;های کم درآمد و دهک&amp;zwnj;های پایین می&amp;zwnj;بایست با دریافت یارانه بهتر شود و سطح زندگی آن&amp;zwnj;ها نیز بالا&amp;zwnj;تر رود. هر چند درآمد بودجه&amp;zwnj; دولت بر اثر اجرای این قانون افزایش پیدا کرده است، اما هزینه&amp;zwnj;های دولت چنان بالا گرفته است که نه تنها کسر بودجه مهار نشده بلکه بر میزان آن افزوده شده است. بخشی از این کسر بودجه خود محصول اجرای قانون یارانه&amp;zwnj;هاست که به علت پیش&amp;zwnj;بینی نامناسب و همچنین اجرای نابهینه به&amp;zwnj;وجود آمده است. از قضا اجرای قانون که قرار بود با کاهش مصرف انرژی همراه باشد به این مهم نیانجامید. رهاسازی قیمت&amp;zwnj;ها همزمان با بی&amp;zwnj;انضباطی دولت در به&amp;zwnj;کارگیری منابع مالی موجب شد که بزرگ&amp;zwnj;ترین نقدینگی تاریخ ایران را شاهد باشیم. ترکیب این دو به تورمی انجامیده که به طور رسمی گفته میانگین سالانه آن حدود ۳۰ درصد است، اما اگر کاهش ارزش ریال را ملاک بگیریم که خود نماد دیگری برای تورم است، این تورم بیش از این&amp;zwnj;هاست. البته باید توجه داشت که دولت تلاش می&amp;zwnj;کند با عرضه&amp;zwnj; دلار به شکل مصنوعی و آمرانه هم شده بازار ملتهب ارزهای خارجی را آرام کند، والا شرایط بد&amp;zwnj;تر از این می&amp;zwnj;بود و در آن صورت نرخ شناور بازار در قیمت برابری ریال و ارزهای خارجی پدیدار می&amp;zwnj;شد که معیار به نسبت واقعی&amp;zwnj;تری برای ارزیابی نرخ تورم محسوب می&amp;zwnj;شد. البته در اینجا می&amp;zwnj;بایست همزمان اشاره کرد که فضای پرتنش بین&amp;zwnj;المللی و داخلی هم بر نرخ ارزهای خارجی بی&amp;zwnj;اثر نیست، ولی عوامل داخلی و از جمله سوء سیاست مالی، پولی و بازرگانی- اقتصادی دولت عوامل موثرتری هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید بتوان در یک جمع بندی فشرده و با تاکید بر شاخص&amp;zwnj;هایی همچون نرخ تورم، نرخ رشد اقتصادی، چگونگی فضای کسب و کار و بالاخره رقابت&amp;zwnj;پذیری به یک داوری در مورد اقتصاد ایران دست زد. بنا به اطلاعات و آمار منتشره مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس ایران با تورم ۲۱. ۸ درصدی در سال ۱۳۹۱ در رتبه یک منطقه و شش جهان قرار گرفت. کارنامه ایران در زمینه رشد اقتصادی هم مناسب نبود، چون آمار رسمی رشد اقتصادی ایران در همین معادل ۳۶ صدم درصد بوده که این وضعیت ایران را در رتبه ۲۳ منطقه&amp;zwnj;ای و ۱۶۴ جهانی قرار داد. همچنین بر پایه گزارش دبیر کل کنفدراسیون صنعت و طبق آمار بنیاد هریتیج، رتبه ایران در زمینه فضای کسب و کار بین ۱۷۶ کشور جهان ۱۶۸ بوده است. از نظر رقابت&amp;zwnj;پذیری هم رتبه بین&amp;zwnj;المللی ایران کاهش پیدا کرد و به گزارش موسسه مطالعات و پژوهش&amp;zwnj;های بازرگان رتبه رقابت&amp;zwnj;پذیری ایران با تنزل چهار پله&amp;zwnj;ای جایگاه شصت و ششم (۶۶) جهانی را به خود اختصاص داد.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/03/21/25403#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">اقتصاد ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8978">بحران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2480">تورم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C">جمهوری اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2515">گرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19597">گردش سال ۱۳۹۲</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Wed, 20 Mar 2013 23:56:40 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25403 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>گسترش فقر و سرقت مسلحانه در کرمانشاه </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/03/05/25026</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/03/05/25026&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محسن کاکارش        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;185&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/serghat21.jpg?1362558557&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محسن کاکارش &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;چند فرد مسلح روز چهارشنبه گذشته به یک طلا فروشی در شهرستان سنقر حلمه کردند. افراد مسلح پس از به قتل رساندن مغازه&amp;zwnj;دار از محل دور شدند. این سرقت مسلحانه مردم شهر سنقر را متاثر کرد &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا جایی که یک شهروند به زمانه گفت&lt;/span&gt;: &amp;laquo;قتل مرحوم کاکایی مردم را در اندوه فرو برد، بازاریان قصد تحصن داشتند، اما نهادهای دولتی هشدار دادند و گفتند به خاطر فرارسیدن عید از این کار خودداری کنند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این حادثه در رسانه&amp;zwnj;های دولتی انعکاسی پیدا نکرد. شاید به این دلیل که بزهکاری اجتماعی در استان کرمانشاه نیز همچون بسیاری از نقاط ایران به شدت گسترش یافته است. در اردیبهشت ماه سال جاری فرماندار شهرستان سنقر از دستگیری دو باند سرقت خبر داد. آن زمان غلامرضا حیدری به خبرگزاری مهر گفت: &amp;laquo;با تلاش مامورین نیروی انتظامی دو باند سرقت موتورسیکلت، منازل و مغازه متلاشی و هفت نفر اعضای آن و ۱۸ نفر مال&amp;zwnj;خور در شهرستان سنقر دستگیر شدند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مرداد ماه سال ۹۰ نیز سه نفر خودروی حامل پول، بانک سپه کرمانشاه را در خیابان سعدی مورد حمله مسلحانه قرار دادند و سه تن از ماموران بانک را کشتند و ۲۱۷ میلیون تومان را به سرقت بردند. سرانجام عاملان این سرقت در روز ۱۵ دی&amp;zwnj;ماه در میدان آزادی کرمانشاه به دار آویخته شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;امن&amp;zwnj;ترین کشور دنیا&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این اتفاق&amp;zwnj;ها در حالی رخ می&amp;zwnj;دهد که برخی مسئولان دولتی از ایران به عنوان &amp;laquo;امن&amp;zwnj;ترین کشور دنیا&amp;raquo; یاد می&amp;zwnj;کنند. آخرین بار احمدرضا رادان، جانشین فرمانده ناجا در مردادماه سال ۹۱ و پیش از او هم احمدرضا خاتمی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان در تیرماه سال ۹۰ این موضوع را بیان کرده&amp;zwnj; بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این میان اما اظهارات تعدادی از مسئولان انتظامی به گونه دیگری است. فریدون خالقی&amp;zwnj;فر، معاون مبارزه با سرقت پلیس آگاهی ناجا، به خبرگزاری فارس گفته است: &amp;laquo;ما می&amp;zwnj;توانیم مدعی باشیم که از نظر اقدامات تامینی فعالیت&amp;zwnj;های مناسبی را تاکنون انجام داده&amp;zwnj;ایم، اما به این نکته اعتراف می&amp;zwnj;کنیم که هنوز در القای حفظ امنیت در جامعه موفق نبوده&amp;zwnj;ایم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سعید پیوندی جامعه&amp;zwnj;شناس بر این باور است که گسترش میزان سرقت&amp;zwnj;های مسلحانه نشان از یک فضای ناامن در ایران دارد. او به زمانه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این نوع کنش اجتماعی مبتنی بر خشونت و حمله به بانک و طلافروشی&amp;zwnj;ها و افزایش درگیری&amp;zwnj; بین افراد - که خیلی وقت&amp;zwnj;ها با سلاح گرم یا سرد انجام می&amp;zwnj;گیرد- نشان از یک فضای ناامن عمومی در ایران دارد. نشان از وجود یک خشونت جا افتاده در افکار عمومی یا دست کم در بخشی از افکار عمومی دارد که نتیجه آن حملات و درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه است. یعنی جامعه نه احساس امنیت می&amp;zwnj;کند و نه از ابزارهای لازم برای دفاع از خودش برخوردار است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته سرهنگ فریدون خالقی&amp;zwnj;فر بیش از ۹۳ درصد از جرایم سال ۹۰ در کشور مربوط به سرقت است. همچنین این مسئول نیروهای انتظامی گفته، سرقت آحاد جامعه را مورد تهدید قرار داده است و باید با &amp;laquo;مجموعه اقدامات تامینی&amp;raquo; موضوع کنترل شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;خیل بیکاران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;5&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/saidpe01.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 166px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;سعید پیوندی&lt;/strong&gt;، جامعه&amp;zwnj;شناس&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;بر این باور است که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;گسترش میزان سرقت&amp;zwnj;های مسلحانه نشان از یک فضای ناامن در ایران دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;او به زمانه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این نوع کنش اجتماعی مبتنی بر خشونت و حمله به بانک و طلافروشی&amp;zwnj;ها و افزایش درگیری&amp;zwnj; بین افراد - که خیلی وقت&amp;zwnj;ها با سلاح گرم یا سرد انجام می&amp;zwnj;گیرد-&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;نشان از یک فضای ناامن عمومی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در ایران دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;نشان از وجود یک خشونت جا افتاده&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در افکار عمومی یا دست کم در بخشی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از افکار عمومی دارد که نتیجه آن&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;حملات و درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه است. یعنی جامعه نه احساس امنیت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;می&amp;zwnj;کند و نه از ابزارهای لازم&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برای دفاع از خودش برخوردار است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;جامعه&amp;zwnj;شناسان می&amp;zwnj;گویند، گسترش فقر و بیکاری موجب افزایش بزهکاری&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;شود. طبق برخی از آمارهای منتشر شده، استان کرمانشاه پس از استان لرستان دارای بیشترین نرخ بیکاری در سطح کشور است. مرکز آمار ایران اعلام کرده، نرخ بیکاری استان کرمانشاه در سال جاری، ۱۸/۸ بوده که این آمار نسبت به تابستان سال نود، ۴/۷ افزایش داشته است. این در حالی است که نمایندگان مجلس آمار بیکاری در استان کرمانشاه را ۳۵ درصد تخمین زده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سعید پیوندی معتقد است، در مورد افزایش بزهکاری و اشکال مختلف خشونت که در جامعه مشاهده می&amp;zwnj;شود دو موضوع را همزمان باید در نظر گرفت: از یک طرف ارتباط بین افزایش فقر و مشکلات اقتصادی در بین گروه&amp;zwnj;های تهیدست جامعه و از طرفی دیگر جا افتادن افزایش تدریجی نا&amp;zwnj;امنی در جامعه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این جامعه&amp;zwnj;شناس می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;تا وقتی در جامعه فقر فراگیر وجود دارد افراد از تامین اجتماعی لازم برخوردار نیستند و نمی&amp;zwnj;توانند زندگیشان را تامین کنند. بنابراین زمینه این کار&amp;zwnj;ها فراهم می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد علوی، استاد اقتصاد در دانشگاه&amp;zwnj;های سوئد بر این باور است برای کاهش بیکاری در استان کرمانشاه غیر از راهکارهای دولت محور، می&amp;zwnj;توان چندین راه دیگر را متصور شد که آنهم مستلزم ثبات اقتصادی و سیاسی است. او این راهکار&amp;zwnj;ها را چنین توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;نخست باید بر میزان تقاضا برای نیروی کار افزوده شود و این ممکن نیست مگر به شرط افزایش سرمایه&amp;zwnj;گذاری آنهم در بخش خصوصی. چنین امری مستلزم ثبات سیاسی و اقتصادی در کل کشور و منابع مالی و مدیریتی است. در شرایط فعلی البته شرایط مهیا نیست. بنابراین می&amp;zwnj;توان ادعا کرد که وضعیت بازار استان کرمانشاه در کوتاه مدت نمی&amp;zwnj;تواند دگرگونی زیادی بپذیرد. آموزش نیروی کار و گسترش آموزش پیشرفته و عالی هم می&amp;zwnj;تواند کیفیت نیروی کار را افزایش دهد و آن را برای اشتغال در عرصه&amp;zwnj;های نوین آماده کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;راهکار و عرصه عمومی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دهه&amp;zwnj;های اخیر صد&amp;zwnj;ها تن از شهروندان ایران به دلیل سرقت، خرید و فروش مواد مخدر اعدام شدند. مسئولان جمهوری اسلامی اعدام را به عنوان عامل پیشگیری از ارتکاب جرم عنوان می&amp;zwnj;کنند، اما کار&amp;zwnj;شناسان معتقدند اعدام نه تنها جرایم را کاهش نمی&amp;zwnj;دهد، بلکه به نوعی در بازتولید خشونت در جامعه تاثیر می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سعید پیوندی در این زمینه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;مشکل با خشونت و نمایش آن در خیابان از طرف دستگاه&amp;zwnj;های دولتی و قوه قضائیه حل نمی&amp;zwnj;شود. اگر قرار بود برخوردهای خشونت&amp;zwnj;آمیز پاسخ می&amp;zwnj;داد ما از ۳۴ سال پیش به این سو نباید با چنین پدیده&amp;zwnj;ای روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;شدیم. نمی&amp;zwnj;شود ما دائم مردم را برای ترساندن دیگران در ملاءعام اعدام کنیم، شلاق بزنیم و دست&amp;zwnj;هایشان را قطع کنیم و بعد همزمان شاهد افزایش این رفتار&amp;zwnj;ها در جامعه باشیم و متوجه نباشیم که این طرح شکست خورده است. برخورد دقیق با چنین مسائل و معضلات اجتماعی&amp;zwnj;ای یک برخورد خاص و سنجیده می&amp;zwnj;خواهد که احتیاج به زمان دارد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این جامعه&amp;zwnj;شناس معتقد است وقتی مسئولان بلندپایه دولتی درگیر فساد و دزدی هستند نمی&amp;zwnj;توانند نقشی در کاهش بزهکاری&amp;zwnj;های اجتماعی مردم داشته باشند و به آنان راه و رسم درستکاری را توصیه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شکل&amp;zwnj;گیری اخلاق عمومی در جامعه یکی از ر&amp;zwnj;اه&amp;zwnj;هایی است که این جامعه&amp;zwnj;شناس برای جلوگیری از بزهکاری اجتماعی بر آن تاکید دارد. به باور او برای اخلاق عمومی یا وجدان عمومی در جامعه یک سری مرجع وجود دارد مانند &amp;laquo;روشنفکران&amp;raquo;، &amp;laquo;رسانه&amp;zwnj;ها&amp;raquo;، &amp;laquo;افراد خوشنام&amp;raquo;، &amp;laquo;نویسندگان&amp;raquo; و &amp;laquo;سیاستمداران&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سعید پیوندی در توضیح این موضوع می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;ما در جامعه&amp;zwnj;ای زندگی می&amp;zwnj;کنیم که افکار عمومی اعتمادی به رسانه&amp;zwnj;ها و نهادهای رسمی و حکومت ندارد. از طرف دیگر به خاطر سرکوب&amp;zwnj;ها و محدودیت&amp;zwnj;هایی که در ایران وجود دارد، ارتباط واقعی بین کسانی که می&amp;zwnj;توانستند نمایندگان این وجدان عمومی باشند، مثل روشنفکران و رسانه&amp;zwnj;های مستقل، شخصت&amp;zwnj;های صاحب نامی که سالم باشند و خودشان درگیر این مسائل نباشند، وجود ندارد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این استاد دانشگاه نتیجه می&amp;zwnj;گیرد این وضعیت، جامعه را با یک خلاء بزرگ مواجه می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این خلاء باعث می&amp;zwnj;شود ما از نظر روانی، اخلاقی و روان&amp;zwnj;شناسانه هم نتوانیم با جامعه&amp;zwnj; خود کار کنیم. همه این&amp;zwnj;ها کمک می&amp;zwnj;کنند به اینکه این نوع حرکت&amp;zwnj;ها و رفتار&amp;zwnj;ها گسترش پیدا کند و برخورد جدی هم با آن صورت نگیرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد علوی هم بر پذیرش مسئولیت شهروندان و احساس مسئولیت در قبال سرنوشت دیگر شهروندان تاکید دارد. علاوه بر آن، بر این باور است که حل بحران بیکاری مستلزم یک برنامه طولانی مدت است. او چنین ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;بحران بیکاری در استان را نمی&amp;zwnj;توان با راهکارهای تاکتیکی یا کوتاه مدت حل کرد. مشکلات اقتصادی بدون حل مشکل ساختار سیاسی که عرصه تصمیم&amp;zwnj;گیری اقتصادی است و بدون مشارکتی و نظارتی کردن عرصه تصمیم&amp;zwnj;گیری اقتصادی در سطح کلان و سطوح خرد قابل حل نیست. چه هر تصمیم&amp;zwnj;گیری اقتصادی موضوعی سیاسی است و هر تصمیم&amp;zwnj;گیری سیاسی آنجا اعتبار دارد که بر زمینه&amp;zwnj;ای از مشروعیت و مشارکت و رقابت استوار و با نظارت متقابل شهروندان همراه باشد. ثبات نیز که پیش شرط دیگر حل معضل بلندمدت اقتصادی هست نیز وابسته به مشارکت و نظارت شهروندان است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;حاشیه&amp;zwnj;نشینی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/saidpe02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 194px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;اشتغال&amp;zwnj;زایی در استان کرمانشاه با دشواری&amp;zwnj;هایی روبه&amp;zwnj;رو است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;احمد علوی می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;laquo;اشتغال چنین جمعیتی البته دارای دشواری&amp;zwnj;های قابل توجهی است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;چون ظرفیت تولید شغل در استانی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که در حال انتقال از جامعه کشاورزی به جامعه شهرنشین است چندان زیاد نیست که بتواند همه تقاضا را پوشش دهد. به&amp;zwnj;ویژه اینکه نیروی کار&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;آنگاه که از مناطق توسعه نیافته&amp;zwnj;تر به بخش&amp;zwnj;های توسعه یافته&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;مهاجرت می&amp;zwnj;کنند، نیازمند به زمان و امکانات آموزشی قابل توجهی را برای انطباق با بازار کار جدید هستند&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که عمدتاً بازار کار خدمات است. چنین امکانی البته چندان هم در&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;دسترس نبود و نیست. صرف&amp;zwnj;نظر از تنگنایی که یاد شده، اشتغال&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به طور کلی نیازمند سرمایه&amp;zwnj;گذاری&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;روی زیرساخت&amp;zwnj;هاست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;افزایش شهرنشینی، بافت کشاوری و عشایری، رشد جمعیت، هجوم مهاجران از جمله مواردی هستند که شرایط ویژه&amp;zwnj;ای به استان کرمانشاه بخشیده&amp;zwnj; است. به باور کار&amp;zwnj;شناسان این عوامل به نوعی در افزایش بیکاری در استان کرمانشاه تاثیر داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد علوی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;به طور کلی عوامل بلند و کوتاه مدت در یک فرایند موجب شده&amp;zwnj;اند تا عرضه نیروی کار و تقاضا برای آن، تعادلشان را از دست بدهند و در نتیجه شاهد بیکاری باشیم. شاید یک مقدمه برای فهم این فرایند لازم باشد. این استان از نظر تاریخی و اقتصادی دارای بافت کشاورزی و عشایری بوده ولی در کنار آن شیوه کوچ&amp;zwnj;نشینی نیز وجود داشته است. با تحولات اقتصادی این استان و افزایش شهرنشینی طبیعی است که جمعیت بخش&amp;zwnj;های روستایی کاهش و بر شهرنشینی افزوده می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ نشان می&amp;zwnj;دهد که ۶۹/۷درصد جمعیت استان کرمانشاه در شهر&amp;zwnj;ها زندگی می&amp;zwnj;کنند. مرکز آمار ایران اعلام کرده، جمعیت استان کرمانشاه یک میلیون و ۹۴۵ هزار و ۲۲۷ نفر است که ۹۸۱ هزار و ۷۸۰ نفر از این جمعیت را مردان و ۹۶۳ هزار و ۴۴۷ نفر را زنان تشکیل می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پدیده افزایش جمعیت، مهاجرت و رشد شهرنشینی استان کرمانشاه را مانند سایر نقاط کشور دستخوش تحولاتی کرده است. این امر نیز مشکلات اجتماعی و اقتصادی خاص خود را به دنبال داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این کار&amp;zwnj;شناس مسائل اقتصادی ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;در کنار نرخ رشد بالای جمعیت این استان که به معنی افزایش نرخ عرضه کار در بازار کار است، مهاجرت نیز اثر شتاب دهنده&amp;zwnj;ای بر عرضه نیروی کار داشت. مهاجرتی این چنین در سایر نقاط ایران هم در جریان بوده و یکی از معضلات اقتصادی ایران است. چنین دگرگونی در استان همانند بسیاری از نقاط ایران البته موزون نیست. شهر نشینی فرایندی بلندمدت است که طی آن نیروی کار جامعه روستایی می&amp;zwnj;بایست با شرایط نوین انطباق یابد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سوی دیگر استان کرمانشاه به دلیل جنگ هشت ساله ایران و عراق با هجوم مهاجران مردم مناطق جنگی روبه&amp;zwnj;رو شد. این امر موجب افزایش حاشیه&amp;zwnj;نشینی شده است. سیداحسان احسانی، عضو شورای شهر کرمانشاه آذرماه سال جاری به خبرگزاری مهر گفته بود، عدم مدیریت صحیح مدیران استان در سال&amp;zwnj;های گذشته از علل به وجود آمدن حاشیه در شهر کرمانشاه شده است. او گفته بود کرمانشاه، جزو چهار شهر نخست کشور به لحاظ حاشیه&amp;zwnj;نشینی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد علوی در مورد حاشیه&amp;zwnj;نشینی در این استان چنین توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;کرمانشاه در دوره جنگ نسبت به برخی نقاط مرکزی ایران پذیرای مهاجران بیشتری بود که بر آهنگ نرخ بلندمدت مهاجرت از روستا و نقاط مرزی به کرمانشاه افزود. بدین ترتیب کرمانشاه افزون بر مهاجرتی که سایر شهر&amp;zwnj;ها شاهد آن بود با هجوم مهاجران نقاط جنگی حاشیه مرز حتی از استان&amp;zwnj;های دیگر نیز روبه&amp;zwnj;رو بود. بنابراین شگفت&amp;zwnj;انگیز نیست که ادعا شود با این روند به حاشیه&amp;zwnj;نشینی بخصوص در اطراف شهر کرمانشاه افزوده شد. باید تاکید کرد که حاشیه&amp;zwnj;نشینی اقتصادی و اجتماعی یکی از معضلات مناطقی همچون کرمانشاه است. رابطه حاشیه&amp;zwnj;نشینی اقتصادی و اجتماعی با افزایش بزهکاری یکی از موضوعات قابل توجه جرم&amp;zwnj;شناسی محسوب می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سیداحسان احسانی گفته بود، بسیاری از چالش&amp;zwnj;های اجتماعی و بزهکاری&amp;zwnj;های موجود در شهر کرمانشاه از حاشیه&amp;zwnj;های شهر به وجود آمده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اشتغال&amp;zwnj;زایی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/saidpe03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 138px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;استان کرمانشاه به دلیل جنگ&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;هشت ساله ایران و عراق با هجوم مهاجران مردم مناطق جنگی روبه&amp;zwnj;رو شد. این امر موجب&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;افزایش حاشیه&amp;zwnj;نشینی شده است. سیداحسان احسانی، عضو شورای شهر کرمانشاه آذرماه&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;سال جاری به خبرگزاری مهر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;گفته بود، عدم مدیریت صحیح&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;مدیران استان در سال&amp;zwnj;های گذشته از علل به وجود آمدن حاشیه در شهر کرمانشاه شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;او گفته بود کرمانشاه،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جزو چهار شهر نخست کشور&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به لحاظ حاشیه&amp;zwnj;نشینی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;اگرچه مسئولان بلند پایه دولتی در سال&amp;zwnj;های گذشته چندین بار وعده اشتغال&amp;zwnj;زایی در استان کرمانشاه را داده&amp;zwnj; بودند، اما بیکاری کماکان مانند یک معضل بزرگ در این استان باقی مانده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد، رئیس&amp;zwnj;جمهور ایران در سفرهای استانی خود بار&amp;zwnj;ها وعده اشتغال&amp;zwnj;زایی به جوانان کرمانشاه داده است. سیدسعید حیدری طیب، نماینده کرمانشاه در مجلس در آذرماه سال جاری به خبرگزاری ایلنا گفته بود، وعده اشتغال&amp;zwnj;زایی احمدی&amp;zwnj;نژاد در کرمانشاه محقق نشد. حیدری طیب، افزوده بود، رسیدگی به بیکاری ۳۵درصدی کرمانشاه و اجرایی شدن وعده اشتغال&amp;zwnj;زایی در سفرهای استانی مطالبات نمایندگان کرمانشاه است که در نشست مجمع نمایندگان استان کرمانشاه با محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی&amp;zwnj;نژاد مطرح کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اشتغال&amp;zwnj;زایی در استان کرمانشاه با دشواری&amp;zwnj;هایی روبه&amp;zwnj;رو است. احمد علوی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;اشتغال چنین جمعیتی البته دارای دشواری&amp;zwnj;های قابل توجهی است. چون ظرفیت تولید شغل در استانی که در حال انتقال از جامعه کشاورزی به جامعه شهرنشین است چندان زیاد نیست که بتواند همه تقاضا را پوشش دهد. به&amp;zwnj;ویژه اینکه نیروی کار آنگاه که از مناطق توسعه نیافته&amp;zwnj;تر به بخش&amp;zwnj;های توسعه یافته مهاجرت می&amp;zwnj;کنند، نیازمند به زمان و امکانات آموزشی قابل توجهی را برای انطباق با بازار کار جدید هستند که عمدتاً بازار کار خدمات است. چنین امکانی البته چندان هم در دسترس نبود و نیست. صرف&amp;zwnj;نظر از تنگنایی که یاد شده، اشتغال به طور کلی نیازمند سرمایه&amp;zwnj;گذاری روی زیرساخت&amp;zwnj;هاست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با وجود اینکه فرصت&amp;zwnj;های سرمایه&amp;zwnj;گذاری در استان کرمانشاه نسبت به سایر نقاط کشور کم نظیر توصیف می&amp;zwnj;شود، اما این استان از سرمایه&amp;zwnj;گذاری قابل توجهی برخوردار نیست. به گفته سیددادوش هاشمی استاندار کرمانشاه، این استان با داشتن ۱۴ شهرستان و ۲/۸ درصد از جمعیت کشور، پتانسیل&amp;zwnj;ها و توانمندی&amp;zwnj;های ممتازی را برای توسعه و ایفای نقش در سطوح منطقه&amp;zwnj;ای، ملی و فراملی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال عدم مشارکت سازمان&amp;zwnj;های دولتی در سرمایه&amp;zwnj;گذاری یکی از مشکلات اصلی بخش صنعت کرمانشاه و هموار مورد انتقاد بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محسن رستمی، سرپرست سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمانشاه در مهرماه سال ۹۰ در گفت&amp;zwnj;وگو با خبرگزاری ایلنا، کافی نبودن مشوق&amp;zwnj;های سرمایه&amp;zwnj;گذاری در استان&amp;zwnj;ها را به عنوان یکی از مشکلات بخش صنعت، معدن و تجارت برشمرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به باور احمد علوی، توزیع سرمایه&amp;zwnj;گذاری در جامعه ایران موزون نیست و غالباً سرمایه&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;ها در مناطقی خاص از جغرافیای این کشور متمرکز می&amp;zwnj;شود. او این مسئله را با تاکید بر استان کرمانشاه چنین می&amp;zwnj;بیند: &amp;laquo;جایگاه استان کرمانشاه در اولویت سرمایه&amp;zwnj;گذاری چندان بالا نبود و به همین دلیل اختصاص سرمایه&amp;zwnj;گذاری به این استان چندان زیاد هم نبود. به همین دلیل نبود سرمایه&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;ها اشتغال طبیعتاً افزایش نیافته و بازار کار تعادل مناسب را پیدا نمی&amp;zwnj;کند. بنابراین به طور خلاصه می&amp;zwnj;توان گفت که فرایند انتقال از جامعه کشاورزی به جامعه شهری، مهاجرت از روستا به شهر، مهاجرت ناشی از جنگ از سوی و فقدان سرمایه&amp;zwnj;گذاری از سوی دیگر موجب عدم تعادل بازار کار و در نتیجه محدودیت افزایش نرخ اشتغال و بیکاری شده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;استراتژی توسعه و بافت اجتماعی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته کار&amp;zwnj;شناسان، استان کرمانشاه دارای دشت&amp;zwnj;های حاصلخیز برای کشاورزی و بارندگی به میزان مطلوب است. همچنین قابلیت تبدیل شدن به یک مکان گردشگری برای علاقه&amp;zwnj;مندان به حیات وحش، گیاهان و جانواران را دارد. هم&amp;zwnj;زمان این استان با فاصله کم از مرز عراق از امتیاز امکان دسترسی به بازار کشور عراق برخوردار است. باتوجه به این مزایا استراتژی توسعه در این استان باید چگونه باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد علوی به این پرسش این&amp;zwnj;طور پاسخ می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;در بلندمدت اما سرمایه&amp;zwnj;گذاری روی زیر ساخت&amp;zwnj;ها، توریسم و استفاده از مزیت&amp;zwnj;های منطقه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;تواند با ایجاد رونق و رشد اقتصادی اشتغال را افزایش دهد. کرمانشاه بالقوه این استعداد را دارد که بتواند در عرصه&amp;zwnj;های معینی از مزیت&amp;zwnj;های جغرافی و اقلیمی خود استفاده کند و حتی به مرکزی برای صادرات کالا و خدمات به عراق تبدیل شود. چون این استان نمی&amp;zwnj;تواند در مورد محصولات کشاورزی با منطقه مجاور در عراق مگر در موارد خاص رقابت قابل توجهی را نشان دهد، بنابراین استراتژی توسعه آن می&amp;zwnj;بایست بر پایه تولید و صادرات کالا&amp;zwnj;ها و خدماتی متمرکز شود که مناطق مجاور عراق فاقد آن هستند و قادر نیستند از مناطق مجاور خود آن را تهیه کنند. از آن جمله کالا&amp;zwnj;ها و خدمات صنعتی است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توسعه مبتنی بر دانش یکی دیگر از راهکارهایی است که این کار&amp;zwnj;شناس حوزه اقتصاد بر آن تاکید دارد. او چنین امری را مستلزم گسترش موسسات آموزشی و به ویژه آموزش عالی می&amp;zwnj;داند. احمد علوی ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;گسترش موسسات آموزشی و بخصوص آموزش عالی می&amp;zwnj;تواند این امکان را در استان فراهم کند و حتی به مرکزی برای جذب دانشجو از مناطق کردستان عراق تبدیل شود. چنین اقدامی به توسعه مبتنی بر دانش کمک می&amp;zwnj;کند. چنین تحولی نه تنها از میزان بیکاری خواهد کاست، بلکه بافت اجتماعی را دگرگون می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;تواند طبقه متوسط و تحصیل کرده را گسترده دهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در کرمانشاه تاکنون تلاشی منظمی برای جذب دانشجویان کردستان عراق صورت نگرفته است، اما از سال ۲۰۰۴ به این سو، صد&amp;zwnj;ها دانشجو از کرمانشاه و دیگر نقاط ایران وارد دانشگاه&amp;zwnj;های کردستان عراق شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/03/05/25026#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7316">استان کرمانشاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19752">اشتغال‌زایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5792">اقلیت‌ها</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19748">بزهکاری اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1752">بیکاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19751">حاشیه‌نشینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19750">سرقت مسلحانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2262">سعید پیوندی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19749">شهرستان‌ها</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2174">محسن کاکارش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 05 Mar 2013 11:11:43 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25026 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>از حاشیه‌نشینی تا صدرنشینی قاضی مرتضوی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/26/24828</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/26/24828&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نمونه‌شناسی یک ارتقای اجتماعی رانتی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احمد علوی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;261&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mortazavi33.jpg?1361873893&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی - حادثه بازداشت سعید مرتضوی، آزادی و سپس محاکمه او می&amp;zwnj;تواند از منظرهای گوناگونی به گفت&amp;zwnj;وگو گذاشته شود. بازگفت این سلسله حوادث از منظری که بر روان&amp;zwnj;شناسی فردی تاکید دارد البته با روایتی که جامعه&amp;zwnj;شناسی سیاسی عرضه می کند یکی نیست. کما اینکه اقتصاد سیاسی نیز این سلسله حوادث را به گونه دیگری بازگو می کند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک جنبه اقتصاد سیاسی جامعه ایران، همانا مطالعه فرایند توزیع رانت متجلی در منابع سه گانه &amp;laquo;قدرت&amp;raquo;، &amp;laquo;ثروت&amp;raquo; و &amp;laquo;منزلت&amp;raquo; در میان طبقات اجتماعی و تکوین طبقه جدید است. هر چند بازیگران کشمکش درونی حاکمیت کنش&amp;zwnj;های خود را با احساس &amp;laquo;تکلیف الهی&amp;raquo; و &amp;laquo;حضور در جبهه حق علیه باطل&amp;raquo; توجیه می کنند، اما چنین ادعاهایی از منظر علوم اجتماعی مقبولیت ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;تکلیف الهی&amp;raquo; و &amp;laquo;حضور در جبهه حق علیه باطل&amp;raquo; تنها لفاظی و رتوریک و &amp;nbsp;بخشی از صحنه&amp;zwnj;آرایی سیاسی باندهای قدرت برای رقابت پرشکست و بست&amp;shy;شان بر سر منابع &amp;laquo;قدرت&amp;raquo;، &amp;laquo;ثروت&amp;raquo; و &amp;laquo;منزلت&amp;raquo; است. چنین کشمکش بی پایانی، حتی پیش از سقوط رژیم گذشته آغاز شده بود، ولی پس از برآمدن روحانیت بر قدرت خود را نشان داد. مسافران قطار حکومتی&amp;nbsp; دائماً در ایستگاه&amp;zwnj;هایی که فاصله چندانی هم از یکدیگر نداشتند از آن پیاده شدند و جای خود را به کسانی دادند که در صف دسترسی به منابع سه گانه &amp;laquo;قدرت&amp;raquo;، &amp;laquo;ثروت&amp;raquo; و &amp;laquo;منزلت&amp;raquo; به انتظار نشسته بودند. بدین ترتیب رسوبات لایه&amp;zwnj;های پایین&amp;zwnj;تر هرم به جای لایه&amp;zwnj;های بالاتر جایگزین شدند و می&amp;zwnj;شوند. پویایی این جابه&amp;zwnj;جایی مداوم از منظر اقتصاد سیاسی رانت&amp;zwnj;جوئی و توزیع مجدد رانت و منابع سه&amp;zwnj;گانه&amp;zwnj;اش ماده اساسی کشمکش&amp;zwnj;های درونی حاکمیت است. از منظری چنین، صعود و سقوط مرتضوی یک بازی تکراری است. تنها یک نمونه شناخته شده در میان کشمکش فراوانی است که در جریان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mortazavi22.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 116px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او دارای پایگاه اجتماعی چندانی هم نیست. حامیان او همان ابواب جمعی بیت خامنه&amp;zwnj;ای یا رئیس قوه مجریه هستند. حاشیه&amp;zwnj;نشینی است که به ضرورت خواست بزرگان به نان و آبی رسیده است. آنچه مرتضوی را از قعر چاه لمپنیسم و حاشیه&amp;zwnj;نشینی به کرسی قضاوت پرتاب می&amp;zwnj;کند، تن دادن به خواست ارباب بزرگ و سر سپردن به بزرگان است. حال اگر در مسیر کشمکش جناحی به قربانگاه افشاگری احمدی&amp;zwnj;نژاد، چه باک چون چند اتهام مهم از دادخواست&amp;zwnj;نامه علیه او به شکرانه همین تن و سر دادن حذف می&amp;zwnj;شود و احتمال چند اتهام سبک برای خالی نبودن عریضه باقی می&amp;zwnj;ماند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;طی این بازی مهره&amp;zwnj;ای با عضویت در یک باند قدرت و همنوایی مهره&amp;zwnj;های بزرگ&amp;zwnj;تر بر نردبان قدرت، مکنت و ثروت صعود می&amp;zwnj;کند، اما این صعود تداومی ندارد، چون با ظهور بحران&amp;zwnj;ها، مهره&amp;zwnj;های کوچک&amp;zwnj;تر در کشمکش میان مهرهای بزرگ&amp;zwnj;تر به کناری می&amp;zwnj;روند و له یا حتی قربانی می&amp;zwnj;شوند. چگونگی کناره&amp;zwnj;گیری و حذف البته یکسان نیست. &amp;nbsp;سربر آوردن در میان این همه سر کاری بس شگرف است. بازداشت و محاکمه دکتر سعید مرتضوی، دادستانی که به قاتل رسانه&amp;zwnj;ها و روزنامه&amp;zwnj;نگاران معروف است و با ماجرای کهریزک نفرت گسترده&amp;zwnj;ای را علیه خود برانگیخته است، به موجی از خبر انجامید و موجب شادی گروه بی&amp;zwnj;شماری شد. این موج هیجانی اما ممکن است نکات مهم دیگری را که در پس فرایند صعود و سقوط &amp;laquo;این قاضی شجاع نظام&amp;raquo; وجود دارد به فراموشی بسپارد. مرتضوی با همدلی جناح&amp;zwnj;های نظام به اوج رسید ولی از آنجا که جزو حلقه ضعیف دستگاه است مسیر ارتقای طبقاتی او کمی دچار سنگلاخ شد و حتی ممکن است مسدود شود. چون او در مقایسه با امثال لاریجانی&amp;zwnj;ها که &amp;nbsp;به طور تاریخی و سببی و نسبی جزو الیگارشی روحانیت هستند، جزو حلقه&amp;zwnj;های ضعیف حاکمیت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او دارای پایگاه اجتماعی چندانی هم نیست. حامیان او همان ابواب جمعی بیت خامنه&amp;zwnj;ای یا رئیس قوه مجریه هستند. حاشیه&amp;zwnj;نشینی است که به ضرورت خواست بزرگان به نان و آبی رسیده است. آنچه مرتضوی را از قعر چاه لمپنیسم و حاشیه&amp;zwnj;نشینی به کرسی قضاوت پرتاب می&amp;zwnj;کند، تن دادن به خواست ارباب بزرگ و سر سپردن به بزرگان است. حال اگر در مسیر کشمکش جناحی به قربانگاه افشاگری احمدی&amp;zwnj;نژاد، چه باک چون چند اتهام مهم از دادخواست&amp;zwnj;نامه علیه او به شکرانه همین تن و سر دادن حذف می&amp;zwnj;شود و احتمال چند اتهام سبک برای خالی نبودن عریضه باقی می&amp;zwnj;ماند. اتهاماتی که در مقایسه با خدمات ناچیز است و او را مشمول رحمت و عطوفت اسلامی و یا عفو رهبر می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلید خوردن پرونده محاکمه مرتضوی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افشاگری رئیس قوه مجریه علیه قوه قضائیه یا رقبای سیاسی&amp;zwnj;اش البته دارای نکته تازه و شگفت&amp;zwnj;انگیزی نبود. چه قوه قضائیه خود بارها اذعان داشته است که فساد در آن قابل انکار نیست. به قول رئیس پیشین قوه قضائیه ویرانه&amp;zwnj;ای بود که آباد نشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خود مرتضوی و داستان فروش سئوالهای کنکور یک نمونه از این فساد گسترده است. حادثه قاضی دیگر کهریزک، ششلول بندی که مواد مخدر و عتیقه&amp;zwnj;جات هم در نزدش پنهان بود، نمونه دیگری از فساد قوه قضائیه است، اما این فساد گسترده به این منحصر نمی&amp;zwnj;شود. شاهدانی که تجربه&amp;zwnj;ای از محاکم قوه قضائیه دارند، می&amp;zwnj;دانند در آنجا خرید دادستان یک قیمت دارد، خرید قاضی یک قیمت و خرید هر دو تازه تخفیفی هم دارد. این رسم همه بازارهاست که خرید انبوه و کلی دارای تخفیف است. بنابراین روایت رئیس قوه مجریه از فساد این قوه به قول او خانوادگی، کاهی بود از آنچه دست&amp;zwnj;اندرکاران رژیم می&amp;zwnj;دانند. تردیدی نباید داشت، آنجا که قدرت مطلقه است، فساد هم وجود دارد، آنجا که فساد هست تبهکاری و چپاول است، و این یکی البته بدون نقض حقوق شهروندان در اشکال گوناگون ممکن نیست و این&amp;zwnj;ها همه در گروه سرکوب و اختناق است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاهدانی که تجربه&amp;zwnj;ای از محاکم قوه قضائیه دارند، می&amp;zwnj;دانند در آنجا خرید دادستان یک قیمت دارد، خرید قاضی یک قیمت و خرید هر دو تازه تخفیفی هم دارد. این رسم همه بازارهاست که خرید انبوه و کلی دارای تخفیف است. بنابراین روایت رئیس قوه مجریه از فساد این قوه به قول او خانوادگی، کاهی بود از آنچه دست&amp;zwnj;اندرکاران رژیم می&amp;zwnj;دانند. تردیدی نباید داشت، آنجا که قدرت مطلقه است، فساد هم وجود دارد، آنجا که فساد هست تبهکاری و چپاول است، و این یکی البته بدون نقض حقوق شهروندان در اشکال گوناگون ممکن نیست و این&amp;zwnj;ها همه در گروه سرکوب و اختناق است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دور باطل، چرخه پایداری است که خود را بازتولید می&amp;zwnj;کند. همه مقام&amp;zwnj;های حکومتی هم کم یا زیاد در این منجلاب فرو می&amp;zwnj;روند، اما باید به یاد آورد که نظام سلطانیسم شیعی از همین دکتر سعید مرتضوی&amp;zwnj;ها تشکیل شده است که با حرص و ولع وصف&amp;zwnj;ناپذیری رانت&amp;zwnj;خوارانه در سودای ارتقای طبقاتی هستند. &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سرداران سپاه محسن رضایی، عزیز جعفری، محمد باقر ذوالقدر، محمد رضا نقدی، مسعود جزایری، میر فیصل باقرزاده، رشید علی نور، باقر قالیباف، محمد رویانیان، علی فتح&amp;zwnj;الله&amp;zwnj;زاده&lt;/span&gt; و بسیجیانی همچون احمدی&amp;zwnj;نژاد کم یا بیش از سنخ اجتماعی مرتضوی هستند [۱]. با سرنوشتی کم یا بیش همسان او. این گروه از نظر منشاء طبقاتی کم یا زیاد بی&amp;zwnj;واسطه یا با یک واسطه به حاشیه&amp;zwnj;نشینان دوره پهلوی تعلق دارند. با برآمدن سلطانیم شیعه ستاره بخت چنین گروهی چنان طلوع می&amp;zwnj;کند که عرصه عمومی جامعه ایران را تحت شعاع قرار می&amp;zwnj;دهد. طبقه جدیدی شکل می&amp;zwnj;گیرد به مدد دلارهای نفتی و سرکوب مخالفان و فضای تک قطبی. بقایای طبقه متوسط بازمانده از رژیم گذشته را به کناری می&amp;zwnj;راند و جایگزین آن می&amp;zwnj;شود و در سودای تملک &amp;laquo;قدرت&amp;raquo; و &amp;laquo;ثروت&amp;raquo; و &amp;laquo;منزلت&amp;raquo; و البته همه آن، ماجرا&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;آفریند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;غالب این جماعت از محاق حاشیه نشینی ابتدا به خدمت بسیج و سپاه در می&amp;zwnj;آیند. آن&amp;zwnj;ها در نخستین مرحله برای سرکوب مخالفان حکومت به کار گرفته و در جنگی مبتنی بر داعیه صدور تشیع و جهانگیری به کار گرفته می&amp;zwnj;شوند. خیل کشته&amp;zwnj;شدگان آن&amp;zwnj;ها در جنگی بی&amp;zwnj;حاصل و شکست خورده، به ابزاری برای مشروعیت آن&amp;zwnj;ها و تحمیل اختناق و سرکوب بدل می&amp;zwnj;شوند [۲]. آن&amp;zwnj;ها به پاس سرسپردگی به حاکمیت و به عنوان پاداش مشارکت در سرکوب و جنگ سپس با عبور از صافی و فیلتر سرسپردگی به گفتمان موجود، به تدریج در هرم منزلتی، اقتصادی و قدرت ارتقاء می&amp;zwnj;یابند. اخذ مدرک و عنوان دانشگاهی لازمه چنین ارتقائی است که کسب آن دشواری چندانی هم در پی ندارد [۳].همین جماعت بعد در قالب دیوانسالاران حکومتی عرض اندام می&amp;zwnj;کنند. مسیر ارتقای طبقاتی آن&amp;zwnj;ها از حاشیه&amp;zwnj;نشینی تا مدیریت نهادهای گوناگون و رهبران پاره باندهای قدرت در عرصه سیاسی تنها با شرط سرسپردگی به نظام میسر است. دکتر سعید مرتضوی هم نمونه&amp;zwnj;ای از همین جماعت است. فرایند تولید دکتر سعید مرتضوی&amp;zwnj;ها تداوم دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;خدمات سعید مرتضوی در حکومت اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سعید مرتضوی منشاء خدمات بسیاری برای رهبر نظام بوده است و از قبل همین خدمات هم به سرعت مسیر &amp;laquo;رشد&amp;raquo; و &amp;laquo;ترقی&amp;raquo; را پیموده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستان دکتر سعید مرتضوی داستانی تکراری در هرم قدرت استبداد ایرانی است. در سطح کلان و عرصه عمومی قدرت این فرایند را می&amp;zwnj;توان به دقت رصد کرد و به بررسی گذاشت، اما این فرایند در کنار ما و در سطوح دیگری در جریان است و مرتضوی هاست که آفریده می&amp;zwnj;شوند، به کرات و فراوانی. گفتمان استبداد ایرانی در چهره سلطانیم شیعی حاوی نمونه&amp;zwnj;های فراوان از این فرایند است. حاشیه&amp;zwnj;نشیان اجتماعی و بخصوص اقشار لمپن، به مثابه فلاکت&amp;zwnj;زدگان و قربانیان یک جامعه استبداد زده مبتنی بر سلطانیم شیعی و رانت&amp;zwnj;خواری، استعداد خاصی برای ورود به سازمان هرمی سلطانیم شیعی و خدمت به آن را دارند. این گفتمان موزاییکی از گفته&amp;zwnj;های ریز و درشتی است که این مجموعه هرمی ناسازگار معطوف به قدرت را توجیه می&amp;zwnj;کند و دست کم مبتنی بر چهار رکن اقتدارگرایی، مرد- پدرسالاری، تشیع و ضدیت با تجدد است. هر چند میان این مفاهیم می&amp;zwnj;توان به نوعی تمایز قائل شد، اما همسبتگی و تنیدگی درونی این چهار رکن چنان است که بدون یکی دیگر نیز موضوعیت خود را از دست می&amp;zwnj;دهد. نظام آفرینش در چهارچوب این گفتمان هرمی است. همین نگاه به آفرینش در بازتاب و ترجمه زمینی و اجتماعی خود به نظام هرمی در مناسبات اجتماعی می&amp;zwnj;انجامد. حق شهروندی، برابری توزیع منابع در جامعه اعم از درآمد- دارایی، قدرت، منزلت، معرفت نیز بر اساس همین نگاه هرمی سلطانی بی&amp;zwnj;معناست. اقتدارگرایی و مردسالاری چهره سیاسی و اجتماعی سلطانیم شیعی است که به مدد تاویلی از مذهب&amp;zwnj;سازی کامل می&amp;zwnj;شود. این مذهب می&amp;zwnj;بایست بر نگاهی دو قطبی حق- باطل شکل بگیرد والا نمی&amp;zwnj;تواند سرکوب خصم و تصرف قدرت مطلقه را توجیه کند. از این رو است که کاریکاتور دولت، نهادهای مدرن سیاسی در چارچوب نظام ولایی به غلام خانه زاد او بدل می&amp;zwnj;شوند. کاریکاتورهای مضحکی همچون تفکیک و استقلال قوا و قانون و مقررات همه به قول رهبران نظام مصحلت روز، زینت نظام یا ظاهرسازی است. پایه پایدار نظام چیزی جز قهر مطلقه برای حاکمیت و بندگی مطلقه برای محجوران یا همان امت اسلام نیست. البته برای کسب و حفظ همین ولایت است که تقیه واجب (دروغ مصلحتی) و به بهانه آن می&amp;zwnj;توان همه احکام اولیه دین هم تعطیل کرد. نکته ثابت و صامت این گفتمان اما&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جلب توده&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;نشین علیه خصم در میدان پر سنگلاخ سخن&amp;zwnj;پردازی و مکابره و مشاجره کلامی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zendan.zendan.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 124px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سعید مرتضوی، پس از قرار گرفتن در سمت ریاست سازمان تامین اجتماعی، همسرش هما فلاح تفتی را به سمت مدیرکل آموزش و پژوهش این سازمان یعنی معاون خودش نصب کرد. حرص و ولع پایان ناپذیر دکتر سعید مرتضوی، برای فرار از فلاکت حاشیه نشینی و تبدیل به مدیر ارشد نظام را به خوبی می&amp;zwnj;توان دریافت.او هر هندوانه ای را که یافت به زیر بغل زد. از هندوانه لقب دکترا، تا منصب استادی، و از آن مهم&amp;zwnj;تر کارگزاری بیت رهبری و تبدیل و یا تبدل به یکتا قاضی جوان و شجاع نظام که به آسانی نوشیدن آب در رسانه&amp;zwnj;ها و مطبوعات را تخته می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابزار گزافه&amp;zwnj;گوئی، فریب، ترفند و دروغ حربه این مشاجره کلامی است. چه در روایت است که التقیه دینی و دین آبایی (دروغ مصحلت آمیز دین من و پدران من است). بنابراین گفتمان سلطانیم شیعی نجات را در کذب مداوم می&amp;zwnj;یابد .النجاه فی الکذب بازخوانی همان النجاه فی الصدق در زمان ماست. گفتمان سلطانیسم شیعی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان لحاف چهل تکه&amp;zwnj;ای است که در پس آن چیزی جز شهوت تسلط کامل بر دیگران در خصوصی&amp;zwnj;ترین بخش&amp;zwnj;های آن نیست. بنابراین شگفت&amp;zwnj;آور نیست اگر هر جماعتی از هر تکه چهل تکه دیگر فراهم کند. این گفتمان هزارلایی مرکب از کذب است. کذب روحانیت! گروهی که مجسمه کامل ماده پرستی مرکب از شهوت قدرت و ثروت و منزلت است. کذب نیابت امام عصر در دوره غیبت. کذب ولایت تکوینی امامان شیعی. کذب حضور امامان شیعه در عالم لاهوت و در کنار خدا. کذب ولایت فقیه. کذب توسل برای تندرستی و سلامتی، رفع حوائج و مشکلات. کذب نامه به چاه جمکران و رابطه با امام زمان. کذب دولت عدالتخواه و در عین حال رانتخوار ولایی. خرده فرقه&amp;zwnj;های گوناگون لات سالار بنا به ساختار و سرشتشان هیچ&amp;zwnj;گاه به نظرگاه منسجمی نمی&amp;zwnj;رسند. راز تلاطم مدام نظامی ولایی و کشمکش پایان ناپذیر میان خرده فرقه&amp;zwnj;های درونی نیز همین است. سرچشمه نیروی اجتماعی سلطانیسم شیعی در حاشیه&amp;zwnj;نشینان اجتماعی و اقتصادی و شبکه هیئت&amp;zwnj;ها و دسته&amp;zwnj;های سینه&amp;zwnj;زنی، بسیج، سپاه پاسداران، لات&amp;zwnj;های محلات، جماعت&amp;zwnj;های موسمی همین&amp;zwnj;ها هستند که در بزنگاه بحران&amp;zwnj;ها در چهره لباس شخصی&amp;zwnj;ها نقش جماعت خودجوش شیفته رهبر را بازی می&amp;zwnj;کنند. امام، ولی، رهبر، گنده لات، سرلوطی، شیخ، حاجی، سردسته بزن بهادر&amp;zwnj;ها و غیره تنها تعیبرهای گوناگون از یک درونمایه واحد هستند که در رفتار سازمانی و گروهی خود را به نمایش می&amp;zwnj;گذارند. در فرایند تکوین طبقه جدید است که همین چهره&amp;zwnj;ها به تدریج رنگ سردار و رئیس و مدیر به خود می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دکتر سعید مرتضوی یکی از عناصر همین شبکه است که در یک فرایند پیچیده از بسیجی به کارمند قوه &amp;laquo;قضائیه&amp;raquo; و سپس قاضی دادگاه امنیتی تهران (ویژه صدور احکام وزارت اطلاعات) ارتقا می&amp;zwnj;یابد. ایستگاه قطار &amp;laquo;ترقی و رشد&amp;raquo; این نوجوان سرد و گرم چشیده بسیجی عبارتند از ریاست شعبه ۹ دادگاه عمومی تهران، ریاست مجتمع قضایی کارکنان دولت، ریاست شعبه ۱۴۱۰ دادگاه مطبوعات، مسئولیت دادستانی عمومی و انقلاب تهران، معاونت رئیس قوه قضائیه، رئیس ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت در سال ۱۳۹۰ به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب میشود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کارنامه دکتر سعید مرتضوی این &amp;laquo;قاضی جوان و شجاع&amp;raquo; البته پراست از خدمات متعدد به رهبر نظام است. و الا &amp;laquo;اگر نظام او را قبول نداشت برای او پنج محافظ نمی&amp;zwnj;گذاشت&amp;raquo;[۴]. او حتما مورد وثوق نظام است. به پاس همین خدمات است که او دکترای خود را در زمان جاسبی از دانشگاه آزاد دریافت کرده است. لابد به پاس همین خدمات نیز به سمت استادی گماشته می&amp;zwnj;شود، تا رزومه مدارج علمی او کامل&amp;zwnj;تر شود. بنا به گزارش تارنمای تفت آنلاین او عنوان قاضی نمونه کشوری کسب نموده، و سابقه تدریس در دانشگاه و تألیف هشت عنوان کتاب را یدک می&amp;zwnj;کشد. سعید مرتضوی، پس از قرار گرفتن در سمت ریاست سازمان تامین اجتماعی، همسرش هما فلاح تفتی را به سمت مدیرکل آموزش و پژوهش این سازمان یعنی معاون خودش نصب کرد. حرص و ولع پایان ناپذیر دکتر سعید مرتضوی، برای فرار از فلاکت حاشیه نشینی و تبدیل به مدیر ارشد نظام را به خوبی می&amp;zwnj;توان دریافت.او هر هندوانه ای را که یافت به زیر بغل زد. از هندوانه لقب دکترا، تا منصب استادی، و از آن مهم&amp;zwnj;تر کارگزاری بیت رهبری و تبدیل و یا تبدل به یکتا قاضی جوان و شجاع نظام که به آسانی نوشیدن آب در رسانه&amp;zwnj;ها و مطبوعات را تخته می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظام رانتی ولایی مهره&amp;zwnj;های خود را خوب انتخاب می&amp;zwnj;کند. نظام رانتی نیز انتخاب شایسته&amp;zwnj;ای برای مرتضوی است. این الگوی &amp;laquo;ترقی&amp;raquo; و &amp;laquo;رشد&amp;raquo; چنان در بافت و ساخت حکومت ولایی و حتی جامعه ایران نهادینه شده که انحراف از استاندارد آن بسیار ناچیز است و در موارد بسیاری صدق می&amp;zwnj;کند. بیش از نیمی از نمایندگان مجلس حکومتی که دارای سابقه پاسداری هستند، بسیاری از دیوانسالاران حکومتی همین مسیر را برای نیل به ارتقاء طبقاتی پیموده&amp;zwnj;اند. تکوین طبقه جدید بر همین سبک و سیاق شکل می گیرد. فرایندی است از حاشیه&amp;zwnj;نشینی آغاز و به مدیریت ارکان نظام می&amp;zwnj;انجامد. این مسیر پر پیچ و تاب بدون قربانی هم نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منابع:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;- &lt;/span&gt;&amp;nbsp;به یاد بیاوریم که سپاه پاسداران، امروز یکی از ثروتمند&amp;zwnj;ترین نهادهای حکومتی، ملاک عمده بخش قابل توجهی از زمین&amp;zwnj;های ایران و منبع توزیع رانت در میان همین جماعت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt; دفن کشته شدگان جنگ در دانشگاه&amp;zwnj;ها و برخی مراکز دیگر رفتاری سمبلیک مبتنی بر غلبه هیجان آمیخته به جهل که روحیه بسیجی خوانده می&amp;zwnj;شود، بر موسسات علمی به اصطلاح غیر حوزوی نیست. رفتار بسیجی در همین چارچوب یعنی رفتاری هیجان آمیخته به جهل در ذوب در ولایت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt;و البته این نکته شگفت&amp;zwnj;آوری نیست، چه رهبری رژیم هم طی چنین روندی است که یک شبه به آیت&amp;zwnj;الله بدل می&amp;zwnj;شود. این روند تکراری مجتهد خوانده شدن، تنها شامل خامنه&amp;zwnj;ای نبود. مگر خلخالی و محمد یزدی، خزعلی جنتی هم به همین شکل از سوی خمینی مجتهد نشدند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt;جمله یکی از نمایندگان مجلس طرفدار احمدی&amp;zwnj;نژاد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/26/24828#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2074">حکومت اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4241">سعید مرتضوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19562">فساد سیاسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 26 Feb 2013 09:07:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24828 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>افسردگی، تورم و بحران اقتصادی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با احمد علوی، اقتصاد‌دان و پژوهشگر علوم اجتماعی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;268&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/bohran33.jpg?1361819340&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;نعیمه دوستدار - شادکامی اقتصادی چیست؟ آیا میان پول، ثروت، سیاست و اجتماع رابطه مستقیمی وجود دارد؟ هر&amp;zwnj;چند ممکن است افراد بر اساس هویت فردی خود به جست&amp;zwnj;و&amp;zwnj;جوی ثروت و شادکامی برخیزند، اما آیا می&amp;zwnj;توان سیاست&amp;zwnj;های کلان دولت&amp;zwnj;ها را در تولید یا از میان بردن این احساس نادیده گرفت؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;&amp;zwnj;رسد مجموعه عوامل اقتصادی و مادی،&amp;zwnj; می&amp;zwnj;توانند بر سلامت و شادی روحی و روانی انسان تاثیر بگذارند. این تاثیر اما احتمالاً تنها در صورتی مثبت و موثر خواهد بود که جامعه، بر اساس سیاستگذاری&amp;zwnj;های جامع و علمی اداره شود نه اینکه بی&amp;zwnj;برنامگی دولت، دستاورد&amp;zwnj;ها و دست&amp;zwnj;رنج مردم را هم به باد بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;برای رسیدن به شادکامی، فارغ از بحث&amp;zwnj;هایی که در حوزه&amp;zwnj;های مختلف فکری و علمی - از روان&amp;zwnj;شناسی و جامعه&amp;zwnj;شناسی گرفته تا فلسفه و اقتصاد - وجود دارد، کارکرد دولت و رابطه آن با ملت نیز بسیار مهم و چشمگیر است. اینکه بر اساس سیاست&amp;zwnj;های کلان اقتصادی بتوان قدرت خرید مردم را افزایش داد و کاری کرد که پول بیشتری، به شکل بهتری خرج شود، می&amp;zwnj;تواند به تولید احساس خوشبختی و شادکامی در افراد بیانجامد و بر&amp;zwnj;عکس، وقتی چنین سیاست&amp;zwnj;هایی وجود ندارد و زندگی زمینی، کم ارزش و پوچ انگاشته می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;در ادامه سلسه گفت&amp;zwnj;وگوهایی درباره حق شادی، برای بررسی شرایط و پیچیدگی&amp;zwnj;های موجود در بحث شادکامی از نوع اقتصادی، با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&amp;zwnj; گفت&amp;zwnj;وگو کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی را می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130211_Happiness_11_Economy_AhmadAlavi_Naiemeh_Dustar.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید شاخص شادکامی از حیث اقتصادی در ایران، به&amp;zwnj;طور مشخص چیست و آیا اصلاً روند حاضر با شادکامی اقتصادی سازگاری دارد یا نه؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;احمد علوی&lt;/strong&gt;: شاخص&amp;zwnj;های اساسی شادکامی از منظر اقتصادی، امروز با مسائل بسیار مشخص روزمره تعریف می&amp;zwnj;شود؛ مانند ثبات قیمت&amp;zwnj;ها در مقابل تورم، افزایش اشتغال و فرصت&amp;zwnj;های شغلی در مقابل افزایش بیکاری، کاهش فاصله&amp;zwnj; طبقاتی در مقابل شکاف طبقاتی&amp;zwnj; و البته کاهش جرم و جنایت که البته الان ما عکس آن را در جامعه&amp;zwnj; ایران می&amp;zwnj;بینیم. همچنین شاخص&amp;zwnj;های دیگری مانند افزایش قدرت خرید بین&amp;zwnj;المللی و اینکه به عنوان مثال یک ایرانی بتواند با داشتن قدرت خرید که به یک معنا نماد غرورش در عرصه&amp;zwnj; بین&amp;zwnj;المللی است، به جهان پیشرفته مسافرت کند. یا حتی به این موارد می&amp;zwnj;توان افزایش سطح و کیفیت زندگی، رضایت شغلی، رضایت از مسکن و محیط زیست و کار و غیره را نیز افزود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ahmad.alavi_.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 198px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;احمد علوی: شادکامی، آزادی و توسعه، مفاهیمی هستند که با هم&amp;zwnj; گره خورده&amp;zwnj;اند. به این معنا که اقتصادی که رشد و توسعه ندارد، نمی&amp;zwnj;تواند شادکامی بیافریند. در اقتصادی که در حال رکود تورمی است، قدرت خرید افراد دائم کاسته می&amp;zwnj;شود و مردم مجبورند یک یا دو شغل بگیرند. حتی مجبور به انجام کارهای غیر اخلاقی می&amp;zwnj;شوند که آسایش روانی&amp;zwnj;شان را از بین می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;شادکامی، آزادی و توسعه، مفاهیمی هستند که با هم&amp;zwnj; گره خورده&amp;zwnj;اند. به این معنا که اقتصادی که رشد و توسعه ندارد، نمی&amp;zwnj;تواند شادکامی بیافریند. در اقتصادی که در حال رکود تورمی است، قدرت خرید افراد دائم کاسته می&amp;zwnj;شود و مردم مجبورند یک یا دو شغل بگیرند. حتی مجبور به انجام کارهای غیر اخلاقی می&amp;zwnj;شوند که آسایش روانی&amp;zwnj;شان را از بین می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;این مجموعه عوامل اقتصادی&amp;zwnj;، وسیله&amp;zwnj; شادکامی هستند. البته شادی روانی بدون وجود این اساس زندگی یا اساس شادکامی در زندگی غیر میسر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اقتصاددان&amp;zwnj;ها مسئله&amp;zwnj; شادی را در گذشته چطور مورد بحث می&amp;zwnj;گذاشتند و اکنون چگونه درباره&amp;zwnj; آن بحث می&amp;zwnj;کنند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;بعد از دوره&amp;zwnj; رنسانس، فیلسوفان جدید ازجمله دیوید هیوم به مسئله&amp;zwnj; شادی و شادکامی می&amp;zwnj;پردازند. آنها اساساً سعی کردند پارادایم جدیدی را معرفی کنند. دیوید هیوم و بعدش جرمی بنت&amp;zwnj;هام و آدام اسمیت و جان استوارت میل، کسانی بودند که سعی &amp;zwnj;کردند در زمانه و زمینه&amp;zwnj;های جدیدی مسئله را به تحلیل بگذارند. دوره&amp;zwnj; صنعتی شدن بود و نقد&amp;zwnj;هایی به آثار فیلسوفان یونان شده بود، به خصوص در عرصه&amp;zwnj; معرفت&amp;zwnj;شناسی، انسان&amp;zwnj;شناسی فلسفی و متافیزیک. بنابراین آنها مسئله را به شکل خیلی حسی، ملموس و مرتبط با مسائل روزمره&amp;zwnj; زندگی به بحث گذاشتند. حال آنکه فلاسفه&amp;zwnj; قدیم یونان، مسئله را خیلی مفهومی و گاه بیگانه با زندگی روزمره بررسی می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;اقتصاددان&amp;zwnj;ها و بنیانگذاران اقتصاد کلاسیک که غالباً از فلسفه بهره&amp;zwnj;ای برده بودند یا آدام اسمیت که اولین کتاب خود را در باب فلسفه&amp;zwnj; اخلاق می&amp;zwnj;نویسد، مسئله&amp;zwnj; اساسی&amp;zwnj;شان در اقتصاد این بود که چطور می&amp;zwnj;توانیم شادکامی فرد را با افزایش سطح زندگی و رفاه میسر کنیم. زمانی که جابه&amp;zwnj;جایی در اقتصاد صورت گرفت و انقلاب صنعتی به وجود آمد، شکاف&amp;zwnj;هایی که در جامعه پیش آمد، باعث شد بیچارگی و فلاکت خود را نشان بدهد. اینجا بود که مفهومی به اسم &amp;quot;مطلوبیت&amp;quot; یا اگر بخواهیم آن را ساده&amp;zwnj;تر کنیم، &amp;quot;فایده&amp;zwnj;مندی&amp;quot; یا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Utility&lt;/span&gt; طرح شد. منظور از فایده&amp;zwnj;مندی و مطلوبیت همان شادکامی در مفهوم گسترده است. یعنی شرایطی که انسان بتواند آن نیازهای خود را برآورده کند و با آرامش خیال زندگی شادی داشته باشد. مفهوم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Utility&lt;/span&gt; که در فارسی مطلوبیت ترجمه شده و می&amp;zwnj;توان آن را مترادف شادکامی دانست، از مفهومی که در گذشته داشت و بسیار گسترده، مبهم و حتی غیر ملموس بود، تبدیل به یک مفهوم بسیار ساده، روزمره و البته مشخص شد: ارضا کردن نیازهای روزمره، به گونه&amp;zwnj;ای که شادکامی انسان را در زندگی خود فراهم کند. بنابراین نگاه به بالا و نگاه به انسان به صورت بسیار گسترده و مبهم، تبدیل &amp;zwnj;شد به نگاه به فردی که در جامعه&amp;zwnj; جدید در معرض بیکاری، فقر، تورم، گسیختگی خانواده و انواع فلاکت قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;اکنون اقتصاد&amp;zwnj;دان&amp;zwnj;ها به جای آن نگاه بسیار گسترده و مبهم، نگاه خیلی مشخصی دارند و در قالب فایده&amp;zwnj;مندی و مطلوبیت و ارضای نیازها، به مسئله&amp;zwnj; شادکامی در زندگی نگاه می&amp;zwnj;کنند. البته نیازها را هم به نیازهای اساسی و عمومی، نیازهای روانی، نیازهای مربوط به امنیت و ایمنی و نیازهای پیچیده&amp;zwnj;تر اجتماعی مانند نیاز به احترام و خلاقیت و نوآوری تقسیم می&amp;zwnj;کنند. به این ترتیب، شادکامی را اینگونه تعریف می&amp;zwnj;کنند که عبارت است از شرایطی که فرد بتواند با به دست آوردن مایحتاج زندگی&amp;zwnj;اش، خود را به گونه&amp;zwnj;ای تأمین کند که آسوده خاطر باشد، احساس امنیت کند، زندگی مطلوب خودش را به دست بیاورد و استعداهای خویش را شکوفا کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید رویکرد جدید اقتصاددان&amp;zwnj;ها در نگاه به مسئله&amp;zwnj; شادی، محصول چه فرآیندی بوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;چیزی که باعث این دگرگونی شد، یعنی باعث شد آن نگاه لاهوتی و اخلاقی و مبهم و غیر مشخص دگرگون شود و تبدیل بشود به این نگاه بسیار مشخص و معین و تعریف شده و حتی می&amp;zwnj;شود گفت نگاه کیفی و قابل تبدیل به یک کمیت (مثل اینکه فرد کار داشته باشد، میزان درآمدش مشخص باشد، چند ساعت کار کند، چقدر مصرف کند، در قالب دلار یا ریال)، بدون دگرگونی زمینه و زمانه و نگاه بشر صورن نگرفت. با تحولاتی که در جامعه به وجود آمد، نگاه انسان از نگاه به بالا، معطوف شد به نگاه به پایین و البته معنی مدرنیته همین بود. آن موقع نگاه به خدا و اصلِ آفرینش بود، الان اصلِ اصلِ آفرینش می&amp;zwnj;شود انسان. پس بنابراین نگاه از خداوند به انسان معطوف می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/money_speech.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 161px;&quot; /&gt;سیاست اقتصادی حکومت&amp;zwnj;های دنیا، با هر فرمی که تصور کنیم اساساً همین است؛ بیشترین فایده یا منفعت برای بیشترین تعداد آدم&amp;zwnj;ها و این در عرصه&amp;zwnj; سیاسی تأثیر می&amp;zwnj;گذارد. به این معنا که در جهانی که لیبرال- دموکراسی حاکم است و انتخابات اصالت دارد، آن حکومت&amp;zwnj;ها یا جریان&amp;zwnj;های سیاسی رای می&amp;zwnj;آورند که بیشترین کار را در عرصه اقتصاد انجام بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;شاخصه&amp;zwnj; دیگر این است که اساساً اگر قبلاً در دوره&amp;zwnj; سقراط یا افلاطون یا حتی دوره&amp;zwnj; ارسطو، قیاسی به قضایا نگاه می&amp;zwnj;کردند و سعی می&amp;zwnj;کردند جواب&amp;zwnj;های کلان با استدلال&amp;zwnj;های بیشتر کلامی- فلسفی پیدا کنند، الان با دگرگونی&amp;zwnj;ای که در معرفت&amp;zwnj;شناسی اتفاق افتاده، افرادی مثل جان لاک یا دیوید هیوم، آن نگاه معرفت&amp;zwnj;شناسانه را زیر سئوال برده&amp;zwnj;اند. آنها می&amp;zwnj;گویند آن دستگاه معرفت&amp;zwnj;شناسی دیگر جواب نمی&amp;zwnj;دهد، بنابراین خیلی حسی، ملموس و تجربه&amp;zwnj;گرایانه باید به قضیه نگاه کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;انسان که موجودی بود به اصطلاح متعلق به عالم بالا، عالمی مجهول که معلوم نبود از کجا آمده و سعی می&amp;zwnj;کردند در موردش به عنوان اشرف مخلوقات مبالغه کنند، این بار تبدیل می&amp;zwnj;شود به یک انسان زمینی که دارای حوایج مادی است که باید تأمین بشود. دیگر بحث دادگری به عنوان فضیلت یا فرضاً دانش به معنی&amp;zwnj;ای که افلاطون در نظر می&amp;zwnj;گرفت، به عنوان وسیله&amp;zwnj; شادکامی از صحنه حذف می&amp;zwnj;شود و نیازهای مادی، این&amp;zwnj;جهانی و این&amp;zwnj;زمانی انسان تبدیل به دغدغه&amp;zwnj; اقتصاد&amp;zwnj;دان&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;بنابراین اقتصاددان&amp;zwnj;ها آن مخروط را واژگونه می&amp;zwnj;کنند، آن انسان کلی و به اصطلاح متعلق به عالم بالا که مرکز هستی&amp;zwnj;اش هم خداوند بود، تبدیل می&amp;zwnj;شود به انسان به عنوان محور و نیازهای مادی و خاکی او محل توجه قرار می&amp;zwnj;گیرد و اینجاست که اقتصاد، به یک معنا، متولد می&amp;zwnj;شود. چراکه ما می&amp;zwnj;دانیم که بنیانگذاران اقتصاد همان کلاسیک&amp;zwnj;ها هستند که از اخلاق و از بالا، شروع می&amp;zwnj;کنند، اما در نهایت مجبور می&amp;zwnj;شوند بیایند پایین و دانش تجربی اقتصاد را تدوین کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اساساً، به نظر شما، آیا شادی موضوعیتی در عرصه&amp;zwnj; سیاست اقتصادی دارد یا خیر؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;بعد از تحولاتی که در عرصه&amp;zwnj; فلسفه و علوم اجتماعی اتفاق افتاد و دانش اقتصاد متولد شد، در کنار اقتصاد سیاسی، بخش دیگری از اقتصاد به نام &amp;quot;سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی&amp;quot; تدوین شد. همان&amp;zwnj;طور که اقتصاد کلاسیک انسان، نیاز&amp;zwnj;های او، شرایط شادکامی و بهروزی و شرایط فلاکتش را تحلیل می&amp;zwnj;کند، این بخش به این می&amp;zwnj;پردازد که چگونه به این مسائل و نیازها پاسخ بگوید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;اینجاست که سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی&amp;zwnj;ای تدوین می&amp;zwnj;شوند که هدفشان حداکثر فایده یا منفعت برای حداکثر انسان&amp;zwnj;هاست. یعنی تمام سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی&amp;zwnj; در جهان پیشرفته، مبنایش همین است، یا دست کم گفته می&amp;zwnj;شود باید چنین باشد. منشور جهانی حقوق بشر هم کم یا بیش بر همین اساس تنظیم شده است؛ اینکه چگونه الان که چهارچوب&amp;zwnj;های عمومی را به عنوان سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی می&amp;zwnj;شناسیم، از این منابع به شکل مؤثری برای تامین منابع شادکامی انسان استفاده کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;خلاف آن نگاه سنتی و مذهبی که در آن انسان محور نیست، بلکه گذشته&amp;zwnj;ها و شخصیت&amp;zwnj;هایی به اسم به فرض خدا، امام و... یا آخرت و آینده محور هستند، سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی جدید بر این فرض استوارند که انسانی وجود دارد و باید با این منابع محدود به او پرداخته شود. تمام نگاه&amp;zwnj;ها متوجه این مسئله است و گذشته به این معنا که از آن تقدیر شود، فراموش می&amp;zwnj;شود. امروز، انسان و نیازهای او محور است. به جای اینکه فرد خود را قربانی کسی کند، دیگر منابع را به کار می&amp;zwnj;گیرند تا زندگی و شادکامی او فراهم بشود. اگر بخواهیم این بحث را با آنچه در ایران اتفاق می&amp;zwnj;افتد مقایسه کنیم، دو نگاه متفاوت می&amp;zwnj;بینیم. در یکی فرد و منفعت اقتصادی او اهمیت دارد و همه چیز باید گرد این محور بگردد. در نگاه دیگر، گذشته عنوان می&amp;zwnj;شود - تاریخ عاشورا، تاسوعا و یا چیزهایی از این قبیل- و اساساً فرد اهمیتی ندارد و مسائل چیز دیگری است مثل مبارزه با نیروهای ضد اسلامی، جهانخوار و... اینجاست که انسان فراموش می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;در نهایت، فکر می&amp;zwnj;کنید رابطه&amp;zwnj; حقوق اقتصادی شهروندان با موضوع شادکامی چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;سیاست&amp;zwnj; اقتصادی حکومت&amp;zwnj;های دنیا، با هر فرمی که تصور کنیم اساساً همین است؛ بیشترین فایده یا منفعت برای بیشترین تعداد آدم&amp;zwnj;ها و این در عرصه&amp;zwnj; سیاسی تأثیر می&amp;zwnj;گذارد. به این معنا که در جهانی که لیبرال- دموکراسی حاکم است و انتخابات اصالت دارد، آن حکومت&amp;zwnj;ها یا جریان&amp;zwnj;های سیاسی رای می&amp;zwnj;آورند که بیشترین کار را در عرصه اقتصاد انجام بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;در کشورهایی مانند ایران که انتخابات آزاد به معنی لیبرال- دموکراسی غربی وجود ندارد، شبحی از این شادکامی را در زندگی به انسان می&amp;zwnj;دهند. به این معنا که خود شادکامی را عرضه نمی&amp;zwnj;کنند که قابل محاسبه باشد، یعنی مثلاً تورم پایین باشد و فرد بتواند بدون دغدغه کاری به دست بیاورد و زندگی&amp;zwnj;اش را تأمین کند، بلکه سعی می&amp;zwnj;کنند به جای آن، شبحی ارائه کنند؛ مثل وعده رفتن به بهشت یا تبیین مفهوم فداکاری به مثابه&amp;zwnj; نوعی لذت بردن، یا تسلی گرفتن از امامان، پیامبران، شهدا و هر چیزی که بتواند آنچه را که به شکل واقعی داده نمی&amp;zwnj;شود، جبران کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;در کشورهایی مانند ایران که انتخابات آزاد به معنی لیبرال- دموکراسی غربی وجود ندارد، شبحی از این شادکامی را در زندگی به انسان می&amp;zwnj;دهند. به این معنا که خود شادکامی را عرضه نمی&amp;zwnj;کنند که قابل محاسبه باشد، یعنی مثلاً تورم پایین باشد و فرد بتواند بدون دغدغه کاری به دست بیاورد و زندگی&amp;zwnj;اش را تأمین کند، بلکه سعی می&amp;zwnj;کنند به جای آن، شبحی ارائه کنند؛ مثل وعده رفتن به بهشت یا تبیین مفهوم فداکاری به مثابه&amp;zwnj; نوعی لذت بردن، یا تسلی گرفتن از امامان، پیامبران، شهدا و هر چیزی که بتواند آنچه را که به شکل واقعی داده نمی&amp;zwnj;شود، جبران کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;امروز چیزی که برای فرد فایده دارد، حل مسئله&amp;zwnj; تورم، ایجاد اشتغال، ایجاد مسکن، تغذیه&amp;zwnj; مناسب، پرورش و آموزش متناسب با جهان امروز و اینکه یک آدم بتواند به زندگی خود افتخار کند و شاد باشد، در ایران وجود ندارد. در مقابل، تورم و قدرت خرید کاهنده&amp;zwnj; وجود دارد و سطح اشتغال نازل است. ایرانی&amp;zwnj;ها وقتی با پاسپورت&amp;zwnj;شان از کشور بیرون می&amp;zwnj;آیند، دچار مشکل می&amp;zwnj;شوند. یعنی ایران نه در عرصه&amp;zwnj; دیپلماسی، نه در عرصه&amp;zwnj; اقتصادی محلی از اعراب ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;وقتی همه&amp;zwnj; این&amp;zwnj;ها جمع می&amp;zwnj;شود، شادکامی را از انسان می&amp;zwnj;گیرد. هم به لحاظ معنایی که خود را در این جهان ناچیز احساس می&amp;zwnj;کند، هم به لحاظ واقعی که مثلاً کار گیر نمی&amp;zwnj;آورد و تورم به او فشار می&amp;zwnj;آورد. از سوی دیگر، گسیختگی خانواده، کاهش تعداد خانوار، افزایش بزهکاری و جرایم هم شادکامی را کاهش می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;البته ما با حکومت یکدستی هم مواجه نیستیم. این حکومت یک منظومه&amp;zwnj; ناقص و معیوب از یک حکومت به اصطلاح امروزی و یک حکومت ولایت فقیه شیعی است. در آن دو گرایش وجود دارد که باهم&amp;zwnj; سازگاری ندارند. یک گرایش بیشتر دنبال شهادت و نابود شدن است. به طور مشخص بعضی از افراد حکومت یا کسانی که این تفکر را نمایندگی می&amp;zwnj;کنند، می&amp;zwnj;گویند ما توسعه و رشد اقتصادی نمی&amp;zwnj;خواهیم. آنها حتی به گونه&amp;zwnj;ای فقر را تبلیغ می&amp;zwnj;کنند یا با عزاداری&amp;zwnj;ها و مراسمی که دارند، باعث می&amp;zwnj;شوند که احساس لذت و نگاه مثبت به جهان از بین برود و به جای شادکامی، بدکامی و تلخکامی جایگزین شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;از طرفی، حکومت شعار اقتصادی می&amp;zwnj;دهد. می&amp;zwnj;گوید بیکاری را ریشه&amp;zwnj;کن می&amp;zwnj;کنیم، تورم را مهار می&amp;zwnj;کنیم، زندگی را تأمین می&amp;zwnj;کنیم، مدرسه درست می&amp;zwnj;کنیم و... اما هرچند ریاکارانه این بحث مطرح می&amp;zwnj;شود که می&amp;zwnj;خواهیم پیشرفت کنیم و زندگی خوبی داشته باشیم، حکومت حاضر نیست از گذشته رها شود، به امروز بیاید و انسان امروزی را مد نظر قرار بدهد، چون بخش دیگری از حکومت دغدغه&amp;zwnj; اصلی&amp;zwnj;اش عزاداری و مرثیه برای گذشتگان و مویه و گریه برای آخرت یا فدا شدن در پای این امام و آن شخصیت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;چیزی که الان در ایران شاهد آن هستیم، در تعارض با نگاهی است که در آن انسان محور است. بنیانگذاران اقتصاد که مسئله&amp;zwnj; اساسی&amp;zwnj;شان فایده&amp;zwnj;مندی و مطلوبیت برای انسان بود، نگاه تجربی داشتند و انسان&amp;zwnj;شناسی&amp;zwnj;شان و معرف&amp;zwnj;شناسی&amp;zwnj;شان هم متفاوت بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;بنابراین هرچند این حکومت در بخش&amp;zwnj;هایی تلاش می&amp;zwnj;کند پوسته&amp;zwnj;ای از جهان مدرن را که از قبل - رژیم گذشته- باقی مانده، نگهدارد، اما سیاست&amp;zwnj;هایی که اجرا می&amp;zwnj;کند با آن ناسازگار است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:17.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17613">حکومت ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19383">شادکامی اقتصادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6029">نعیمه دوستدار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Mon, 18 Feb 2013 08:24:12 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24622 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title> دمیدن در آتش تورم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/08/24268</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/08/24268&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با احمد علوی، کارشناس اقتصادی درباره  آخرین تحولات اقتصادی ایران        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/bohraneeghtesadi.jpg?1360362279&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نازنین دادخواه - مدير اداره مطالعات و مقررات بانکی بانک مرکزی از رشد ۱۴۲ درصدی تعداد چک&amp;zwnj;های برگشتی خبر داده است. مرتضی ستاک &amp;laquo;افزایش صدور چک&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;محل&amp;raquo;، &amp;laquo;عدم دستيابی بسياری از دارندگان چک به مطالبات و حقوق قانونی خود&amp;raquo; و &amp;laquo;شمار زندانيانی که مرتکب جرم صدور چک بی&amp;zwnj;محل می&amp;zwnj;شوند&amp;raquo; را از جمله معضلات فعلی کشور عنوان کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سال ۱۳۷۸ از هر صد فقره چک صادره حدود شش فقره برگشت خورده و اين تعداد &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://news.gooya.com/politics/archives/2013/02/154733.php&quot;&gt;در سال ۱۳۹۰&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; به حدود ۱۳ فقره رسيده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;براساس توافق دولت و مجلس نیز قرار است &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.akharinnews.com/%DA%AF%D9%88%D8%B4%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1/item/3749-%D8%B9%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-50-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%9B-80-&quot;&gt;اعتباری معادل پنج&amp;zwnj;هزار و&amp;nbsp; ۲۰۰ میلیارد تومان&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; (از محل صندوق توسعه ملی) به مردم به عنوان کمک اقتصادی شب عید اختصاص یابد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; به گزارش خبرگزاری مهر، اقشار تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی ۲۰ درصد بیشتر از سایر اقشار تحت پوشش، کمک اقتصادی دریافت خواهند کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دلیل افزایش شمار چک&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;محل چیست؟ در کوتاه مدت چه راه حلی برای حل مشکل چک&amp;zwnj;های برگشتی، وجود دارد؟ اختصاص اعتبار پنج &amp;zwnj;هزار و ۲۰۰ میلیارد تومانی کمک اقتصادی دولت و مجلس به مردم چه کمکی به بحران اقتصادی موجود می&amp;zwnj;کند؟ اصلاً در شرایط موجود معنای این اقدام دولت چیست؟ این پرسش&amp;zwnj;ها را با احمد علوی، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی در میان گذاشته&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مدیر اداره مطالعات و مقررات بانکی بانک مرکزی از رشد &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۱۴۲&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; درصدی تعداد چک&amp;zwnj;های برگشتی بین سال&amp;zwnj;های &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۷۸&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; تا &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۹۰&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; خورشیدی خبر می&amp;zwnj;دهد. کل مبلغ این چک&amp;zwnj;های برگشتی هم حدود &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۶۰۰&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; درصد افزایش داشته است، این اطلاعات را شما چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;احمد علوی: &lt;/strong&gt;البته این آمار تازه مربوط به سال گذشته است که هنوز ترکیب تاثیر قانون هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها و تحریم&amp;zwnj;ها کاملاً فعلیت نیافته بود. بنابراین باید انتظار داشت طی ده ماه گذشته سال جاری که میزان تورم بیشتر و اثر تحریم&amp;zwnj;ها گسترده&amp;zwnj;تر شده است، میزان چک&amp;zwnj;های برگشتی اگر به کف بحران چک&amp;zwnj;های برگشتی نرسیده باشد، احتمالاً رکورد دیگری را ثبت کرده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ahmad.alavi_.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 198px; float: right;&quot; /&gt;احمد علوی: روحانیت که تا پیش از سقوط رژیم پیشین غالبا گروه منزلتی بود که در سیاست هم مداخله می&amp;zwnj;کرد، اینک سیاست و اقتصاد را هم قبضه کرده است و در مقابل هر تحولی بیشترین مقاومت را نشان می&amp;zwnj;دهد. گروه&amp;zwnj;هایی که در بهره&amp;zwnj;برداری از توزیع منابع با روحانیت همنوا هستند نیز همچنین تلاش خواهند کرد که در جامعه طبقاتی ایران تزلزلی پیدا نشود. نهادهای شبه نظامی و امنیتی از جمله چنین نهادهای هستند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بانک مرکزی برای جلوگیری از التهاب بازار از انتشار آمارهای سال جاری خودداری می&amp;zwnj;کند. چون التهاب باز، رکود تورمی را تشدید و سقوط پول ملی را که در سراشیبی قرار دارد، تسهیل می&amp;zwnj;کند؛ والا سابقاً این آمار به شکل ماهانه منتشر می&amp;zwnj;شد. یک نمونه دیگر چنین تلاشی برای جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات همین تصویب سریع &amp;laquo;یک فوریت&amp;raquo; طرح مربوط به &amp;laquo;اخلالگران ارز، مفسد&amp;zwnj;فی&amp;zwnj;الارض&amp;raquo; است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;میان افزایش تعداد چک&amp;zwnj;های برگشتی و مبلغ آن&amp;zwnj;ها و همچنین سایر متغیرهای اقتصادی یک رابطه معین وجود دارد. بنابراین می&amp;zwnj;توان با مطالعه تحولات این شاخص وضعیت سایر عرصه&amp;zwnj;های اقتصادی را نیز دریافت. به طور کلی روند چک&amp;zwnj;های برگشتی، هم محصول رکود تورمی تعمیق شونده و همچنین توزیع گسترده رانت است و هم آن را وارد یک فاز جدید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آمار بانک مرکزی نشان می&amp;zwnj;دهد که درصد چک&amp;zwnj;های برگشتی به کل چک&amp;zwnj;های مبادله شده به لحاظ تعداد از زیر شش درصد به بیش از دوازده درصد رسیده است. چنین روندی، چه تاثیری بر نرخ رشد اقتصادی خواهد داشت؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با افزایش چک&amp;zwnj;های برگشتی که نماد تشدید رکود تورمی است، تقاضای عمومی کاهش یافته، گردش سرمایه کند شده، سرمایه&amp;zwnj;گذاری به علت عدم امنیت و ظرفیت فعلی واحدهای اقتصادی کاهش پیدا کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزایش قیمت ارز بی&amp;zwnj;ارتباط با این افزایش چک&amp;zwnj;های برگشتی نیست. چون فعالان اقتصادی آنگاه که به علت مخاطره و ریسک اقتصادی و همچنین تورم شدید، امکان سرمایه&amp;zwnj;گذاری را از دست می&amp;zwnj;دهند طبیعتاً برای حفظ سرمایه خودشان بازار ارز و طلا را انتخاب می&amp;zwnj;کنند. بدین ترتیب سرمایه راکد میشود و یا گردش آن کند میشود، پیامد کاهش گردش سرمایه و سودآوری واحدهای اقتصادی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان کاهش رشد اقتصادی است. اگر تورم روزافزون را بر این امر بیافزاییم، سقوط پله&amp;zwnj;وار ریال شگفت&amp;zwnj;آور نیست. افزایش تعداد چک&amp;zwnj;های برگشتی و هم زمان مبلغ آن&amp;zwnj;ها که به صورت اثر &amp;laquo;دومینو&amp;raquo; ظاهر می&amp;zwnj;شود، اپیدمی&amp;zwnj;وار از یک بخش به بخش دیگر اقتصادی سرایت می&amp;zwnj;کند. اگر تا دیروز بنگاه&amp;zwnj;های متوسط از مشکل نقدینگی در رنج بودند اینک با بد&amp;zwnj;تر شدن اوضاع این مشکل به بنگاه&amp;zwnj;های بسیار کوچک هم سرایت کرده است. به طوری که در موارد زیادی مبالغ درشتی هم در میان نیست. همین بیانگر این است که فعالیت بنگاهای اقتصادی بسیار کوچک هم به تدریج دشوار می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در کوتاه مدت چه راه حلی برای حل مشکل چک&amp;zwnj;های برگشتی، وجود دارد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حل مشکل چک برگشتی، مشروط به ثبات قیمت&amp;zwnj;ها، از بین رفتن تورم انتظاری و رشد اقتصادی و خروج از رکود است. در چارچوب سیاست&amp;zwnj;های فعلی دولت و همچنین بی&amp;zwnj;ثباتی سیاسی و اقتصادی چنین امری اگر محال نباشد، دشوار است. یک عامل مهم که این ادعا را موجه می&amp;zwnj;کند این است: با توجه به اینکه حتی در درون رژیم هم توافقی برای اشتراک بر یک نامزد ریاست جمهوری شکل نگرفته، بی&amp;zwnj;ثباتی سیاسی و اقتصادی، محتمل&amp;zwnj;ترین وضع سال آینده است که بر دشواری&amp;zwnj;ها خواهد افزود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/bohran.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 153px; float: right;&quot; /&gt;پرداخت ۸۰ تا صدهزار تومان برای اعضای یک خانواده، آن&amp;zwnj;هم در فصل خرید اسفندماه که مترادف با تورم فصلی و افزایش مکرر قیمت&amp;zwnj;هاست، چه مشکلی را حل می&amp;zwnj;کند؟ حداکثر کسر بودجه خانوار را در اسفند ماه مقداری کاهش دهد. در شرایط فعلی که قیمت کالا&amp;zwnj;ها و خدمات به قیمت بین&amp;zwnj;المللی نزدیک می&amp;zwnj;شود و &amp;zwnj;گاه با توجه به کیفیت کالا حتی از قیمت بین&amp;zwnj;المللی هم بیشتر است، این مبلغ تاثیر چندانی در بودجه خانواده نخواهد داشت. این مبلغ با دلار چهار هزار تومانی یعنی ۲۵ دلار برای هر نفر. این میزان از دلار چقدر می&amp;zwnj;تواند بر بودجه خانوار در سطح بین&amp;zwnj;المللی تاثیر بگذارد؟&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحریم&amp;zwnj;ها هم به تدریج تشدید می&amp;zwnj;شود و این هم عامل آن دشواری است. در کشورهای پیشرفته معمولاً چند گزینه معین برای آینده سیاسی متصور است، و مانند ایران چشم انداز آینده کاملا غیر متعین نیست. بنابراین بازیگران اقتصادی آینده خود را با آن&amp;zwnj;ها سازماندهی می&amp;zwnj;کنند. همین امر هم بر اطمینان و ثبات سیاسی و اقتصادی آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;افزاید. در ایران اما شخصی که قرار است رئیس قوه مجریه شود و مد نظر رهبر رژیم است روشن نیست، ولی حتی اگر چنین شخصی هم معرفی شود، معلوم نیست چه سیاستی را اتخاذ خواهد کرد. نامزد مجهول ریاست قوه مجریه همچنین برنامه، سازمان حزبی هم ندارد. برخلاف کشورهای توسعه یافته که بر شفافیت و پاسخگویی تاکید می&amp;zwnj;شود در ایران چنین چیزی در مورد ساختار سیاسی متصور نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تازه&amp;zwnj;ترین برآورد&amp;zwnj;ها حاکی از اعتبار پنج &amp;zwnj;هزار و &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۲۰۰&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; میلیارد تومانی کمک اقتصادی دولت و مجلس به مردم به عنوان عیدی و تقسیم این اعتبار میان حدود &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۶۲&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; میلیون ایرانی یعنی &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;هفت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; دهک درآمدی است. حدود &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۱۲&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; میلیون نفر آن تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی هستند. بنا بر تخمین&amp;zwnj;های اولیه، مبلغ عیدی برای حدود &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۵۰&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; میلیون نفر، &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۸۰&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; هزار تومان و حدود &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۱۲&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; میلیون نفر &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۱۰۰&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; هزار تومان خواهد بود. معنای این اقدام دولت چیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکومت با این اقدام اقرار می&amp;zwnj;کند که شکاف طبقاتی و توزیع درآمد جامعه ایران بیشتر شده است و حتی الگوی توزیع منابع اعم از دارایی و درآمد، قدرت و منزلت آن را آشکار می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;معنای این مطلب این است که حدود ۷۰ درصد جامعه نیازمند کمک مالی فوری برای خرید شب عید است . جامعه ایران تبدیل شده به جامعه یک سوم، دو سوم. به زبان دیگر یک سوم آن کم یا بیش خوب زندگی می&amp;zwnj;کنند و البته به قیمت زندگی محنت&amp;zwnj;بار برای دو سوم جمعیت. نمونه چنین جوامعی در جوامع طبقاتی توسعه نیافته آفریقایی و آسیایی و آمریکای لاتین کم نیست.؛ همان کشورهایی که به دیکتاتوری سیاسی، شکاف طبقاتی زیاد، فساد مدیریت و بی&amp;zwnj;ثباتی سیاسی و اقتصادی مبتلا هستند. از آن رو که جامعه ایرانی به طور تاریخی و سنتی یک جامعه با شکاف طبقاتی زیاد است، دشوار است که بپذیریم که در کوتاه مدت بتوان این مشکل حل کرد. روحانیت که تا پیش از سقوط رژیم پیشین یک گروه &amp;nbsp;غالبا منزلتی بود که در سیاست هم مداخله می&amp;zwnj;کرد، اینک سیاست و اقتصاد را هم قبضه کرده است و در مقابل هر تحولی بیشترین مقاومت را نشان می&amp;zwnj;دهد. گروه&amp;zwnj;هایی اغلب از حاشیه&amp;zwnj;نشینان سابق که به مدد رانت نفتی به مدیران اجرایی و سیاسی تبدیل شده&amp;zwnj;اند و در بهره&amp;zwnj;برداری از توزیع منابع با روحانیت همنوا هستند نیز همچنین تلاش خواهند کرد که در جامعه طبقاتی ایران تزلزلی پیدا نشود. نهادهای شبه نظامی و امنیتی ازجمله چنین نهادهای که محمل اشتغال همین گروه اجتماعی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بانک مرکزی در تازه&amp;zwnj;ترین آمار خود نرخ تورم را دوازده ماه منتهی به دی امسال را &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۷. ۲۸&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; درصد اعلام کرد. با توجه به نرخ بالای تورم آیا پرداخت این مبلغ کمکی به تعادل بودجه خانوار خواهد کرد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جامعه ایران تبدیل شده به جامعه یک سوم، دو سوم. به زبان دیگر یک سوم آن کم یا بیش خوب زندگی می&amp;zwnj;کنند و البته به قیمت زندگی محنت&amp;zwnj;بار برای دو سوم جمعیت. نمونه چنین جوامعی در جوامع طبقاتی توسعه نیافته آفریقایی و آسیایی و آمریکای لاتین کم نیست.؛ همان کشورهایی که به دیکتاتوری سیاسی، شکاف طبقاتی زیاد، فساد مدیریت و بی&amp;zwnj;ثباتی سیاسی و اقتصادی مبتلا هستند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این آمار بازگوکننده تجربه عمومی و ملموس مردم از تورم نیست. بنابراین اعتبار چندانی ندارد. با تخمین کار&amp;zwnj;شناسان مستقل هم سازگار نیست. با این وجود بانک مرکزی اگر آمار تورم نقطه&amp;zwnj;ای یعنی دی ماه سال جاری با دی ماه سال گذشته را منتشر می&amp;zwnj;کرد، تصویر تاریک&amp;zwnj;تری را به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت؛ ولی اگر همین آمار را ملاک ارزیابی قرار دهیم، وضعیت بد&amp;zwnj;تر از آمار ماه&amp;zwnj;های پیش است. بنابراین باید انتظار داشت که قیمت ارز ملی هم مجدداً به شکل پلکانی کاهش پیدا کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;میانگین کسر بودجه خانوار در سال&amp;zwnj;های گذشته و نه امسال حدود &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۲۵&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; درصد بود. یعنی اگر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مقدار را برای امسال در نظر بگیریم و بودجه خانوار را بر اساس کانون عالی انجمن&amp;zwnj;های صنفی کارگران ایران&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان یک میلیون و هشتصد هزار تومان بگیریم، هر خانوار حدود &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۴۵۰&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; هزار تومان کسر بودجه دارد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرداخت ۸۰ تا صدهزار تومان برای اعضای یک خانواده، آن&amp;zwnj;هم در فصل خرید اسفندماه که مترادف با تورم فصلی و افزایش مکرر قیمت&amp;zwnj;هاست، چه مشکلی را حل می&amp;zwnj;کند؟ حداکثر کسر بودجه خانوار را در اسفند ماه مقداری کاهش دهد. در شرایط فعلی که قیمت کالا&amp;zwnj;ها و خدمات به قیمت بین&amp;zwnj;المللی نزدیک می&amp;zwnj;شود و &amp;zwnj;گاه با توجه به کیفیت کالا حتی از قیمت بین&amp;zwnj;المللی هم بیشتر است، این مبلغ تاثیر چندانی در بودجه خانواده نخواهد داشت. این مبلغ با دلار چهار هزار تومانی یعنی ۲۵ دلار برای هر نفر. این میزان از دلار چقدر می&amp;zwnj;تواند بر بودجه خانوار در سطح بین&amp;zwnj;المللی تاثیر بگذارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقابل در همین هفته&amp;zwnj;های اخیر بیش از ۲۰ درصد ارزش ریال از بین رفته است. اگر در شرایط نوسان بازار بازهم از ارزش ریال کاسته شود، قدرت خرید این مبلغ حتی از ۲۵ دلار هم کمتر خواهد شد. بنابراین نمی&amp;zwnj;توان ادعا کرد که این مبلغ می&amp;zwnj;تواند جبران&amp;zwnj;کننده از دست دادن قدرت خرید خانواده در یکسال گذشته باشد یا حتی بتواند به خانوار برای خرید عید کمک کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;علی&amp;zwnj;رغم اینکه این مبلغ نمی&amp;zwnj;تواند گره&amp;zwnj;ای از مشکلات خانواده&amp;zwnj;ها بگشاید، پس چرا دولت دست به این اقدام می&amp;zwnj;زند؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اساسی&amp;zwnj;ترین مشکل اقتصاد ایران تورم و اشتغال است و حل آن&amp;zwnj;ها در گرو ثبات سیاسی و اقتصادی و همچنین فعال شدن بخش خصوصی و انتقال از توزیع موثر منابع به بخش&amp;zwnj;هایی است که مولد بوده&amp;zwnj;اند و موجب رشد اقتصادی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته باید از اتلاف منابع و اختصاص آن&amp;zwnj;ها به نهادهای تورم&amp;zwnj;زا و رانتی جلوگیری کرد. ناکارآمدی دولت البته مانع این امر است. عوامل و انگیزه&amp;zwnj;های چندی این توزیع پول نقد را توجیه می&amp;zwnj;کند. دولت ناکارآمد است، وقتی نمی&amp;zwnj;تواند با این منابع عظیم که بسیاری از کشورها آرزوی داشتن&amp;zwnj; آن را دارند اشتغال ایجاد کند یا تورم را مهار کند، ناچار به این اقدامات عوام&amp;zwnj;فریبانه دست می&amp;zwnj;زند، یعنی دولت در راستای یک سیاست کوتاه&amp;zwnj;مدت با هدیه نوروزی منابع را به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;گیرد تا حال که عرصه مدیریت را باخته است، شاید دلی را به دست آورد. یک انگیزه دیگر هم این امر را توجیه می&amp;zwnj;کند و آن نزدیک شدن زمان به اصطلاح انتخابات است، اما باید توجه داشت که تزریق این پول به اقتصاد به معنی دمیدن در آتش تورم است. با این حال ممکن است برای برخی از اقشار حاشیه&amp;zwnj;نشین دلخوشی به ارمغان بیاورد، اما فلاکت آن&amp;zwnj;ها را تشدید خواهد کرد.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/08/24268#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9041">بحران اقتصادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2480">تورم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19071">نازنین دادخواه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19072">چک های برگشتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 08 Feb 2013 13:23:25 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24268 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>حکایت این قتل و آن قتل</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/24/23895</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/24/23895&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;281&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/edamdarmohiteomoomi2_0.jpg?1359354628&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه جامعه - در پی اعدام دو جوان به جرم زورگیری و تحت عنوان - مورد مناقشه - &amp;laquo;محاربه&amp;raquo; در صبح روز یکشنبه (نخستین روز بهمن ماه سال جاری) در پارک هنرمندان تهران، بار دیگر موج مخالفت&amp;zwnj;ها با مجازات اعدام در ایران به راه افتاده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان، جدا از مخالفت با مجازات اعدام، بیشترین واکنش&amp;zwnj;ها نسبت به برگزاری اعدام در مکان&amp;zwnj;های عمومی مانند میدان&amp;zwnj;های بزرگ شهر، استادیوم&amp;zwnj;ها و پارک&amp;zwnj;هاست.&amp;nbsp; همچنین ریشه&amp;zwnj;یابی علت&amp;zwnj;های گسترش بزهکاری در جامعه، از اصلی&amp;zwnj;ترین بحث&amp;zwnj;های جاری در میان کارشناسان اجتماعی و اقتصادی، حقوقدانان، روزنامه&amp;zwnj;نگاران و مردم عادی است. کم شدن حساسیت جامعه نسبت به خشونت نیز واکنش بسیاری را برانگیخته است.&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;width: 310px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;font-size: 12px;&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه، سه گزارش زیر را بخوانید:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;h2 align=&quot;right&quot;&gt;
					&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/12/31/23174&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;کاهش ارزش ریال، فقر و شیوع دله&amp;zwnj;دزدی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;h2 align=&quot;right&quot;&gt;
					&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/khiyaban/2013/01/13/23591&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;بزهکاران؛ حاشیه&amp;zwnj;نشینان رانده شده&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;font-size: 12px;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/12/25/22998&quot;&gt;زورگیری؛ قربانی، مجرم و پلیس&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گزارشی که در پی می&amp;zwnj;آید می&amp;zwnj;تواند به نوعی بازتاب دهنده دو نگاه باشد؛ نگاهی که مبتنی بر تجربه روزمره از دشواری&amp;zwnj;های زندگی در ایران است و بیشتر ناظر به پاسخ فوری به دغدغه&amp;zwnj;های ملموس است؛ و نگاهی که با تجربه حرفه&amp;zwnj;ای و تخصصی آمیخته شده و&amp;nbsp; متوجه گذشته یا آینده دور است. هرچه تجربه عمومی و روزمره به ناهمگنی روی دارد، تجربه آکادمیک جهت تقریباً یکسانی را در پی می&amp;zwnj;گیرد. این البته شگفت&amp;zwnj;آور نیست. چون همان تجربه ناهمگن آنگاه که از صافی نظریه&amp;zwnj;های و تجربه آکادمیک گذر می&amp;zwnj;کند در نهایت ساخت می&amp;zwnj;یابد و به شکلی سامان یافته با نظریه مسلط در علوم اجتماعی سازگار می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;۱ - از دیدگاه مردم: گرگ کدام است و بره کدام؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در برابر نمایش عمومی اعدام&amp;zwnj;های این&amp;zwnj;چنین در شهرهای مختلف ایران و در مکان&amp;zwnj;های عمومی مانند استادیوم و پارک، ایرانیان داخل و خارج واکنش&amp;zwnj;های مختلفی داشته&amp;zwnj;اند. برخی معتقدند شرکت در مراسم اعدام، در مقایسه با خشونت جامعه ایران عادی است و مردم به دلیل زیست در فضایی خشن، واکنشی جدی به این صحنه&amp;zwnj;ها نشان نمی&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آرش، ۳۵ ساله و دانشجوی فیزیک در تهران &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;معتقد است خشونت به امری عادی در جامعه تبدیل شده است. او &lt;/span&gt; می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;باید اعتراف کنم اگر آن روز صبح در صحنه اعدام بودم، حتماً می&amp;zwnj;ایستادم و نگاه می&amp;zwnj;کردم. آنقدر در جامعه خشونت دیده&amp;zwnj;ایم که انگار برایمان عادی شده. این را می&amp;zwnj;گویم چون در صحنه&amp;zwnj;های دیگر و جاهای دیگر مچ خودم را گرفته&amp;zwnj;ام. دیگر آستانه تحمل&amp;zwnj;مان بالا رفته و به قول معروف رقت قلب نداریم. نمی&amp;zwnj;دانم چه بلایی سر ما آمده است؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/edam1.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 114px; float: right;&quot; /&gt;یک روزنامه&amp;zwnj;نگار در تهران: صرف نظر از اینکه این متهمان خودشان خشونت کرده بودند و خشونت آن&amp;zwnj;ها هم با ویدئو ثبت و پخش شده بود، دادگاه &amp;nbsp;به ریاست قاضی صلواتی نمایشی بود برای اثبات قدرت کنترل حکومت. اگر دادگاه این&amp;zwnj;ها را که با استفاده از سلاح سرد و ارعاب دزدی کرده بودند مقایسه کنید با دادگاه&amp;zwnj;های &amp;quot;فساد مالی بزرگ&amp;quot; که از تابستان ۱۳۹۱ آغاز شد و همچنان هم ادامه دارد می&amp;zwnj;بینید که متهمان دادگاه&amp;zwnj;های زورگیری نسبت به متهمان اختلاس&amp;zwnj;های بزرگ در ایران اصلاً حق و حقوقی ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی که برخی معتقدند اعدام افرادی مانند زورگیران که امنیت جامعه را به خطر می&amp;zwnj;اندازند، می&amp;zwnj;تواند در کاهش جرم موثر باشد، عده&amp;zwnj;ای هم از اساس با مجازات اعدام مخالف&amp;zwnj;اند. برخی هم به انعکاس گسترده عکس&amp;zwnj;های مراسم اعدام معترض&amp;zwnj; هستند و آن را باعث گسترش خشونت در جامعه می&amp;zwnj;دانند. به اعتقاد این گروه، خشونت در جامعه ایران به خودی خود بالاست و&amp;nbsp; این کار حساسیت لازم نسبت به آن را کمتر می&amp;zwnj;کند و به نوعی به عادی&amp;nbsp;سازی آن می&amp;zwnj;انجامد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عنوان نمونه، شهلا، معلم ۴۹ ساله در تهران&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;، از بازنمایی بیش از حد خشونت در جامعه شکایت دارد. او&lt;/span&gt; برای زمانه نوشته است: &amp;laquo;من تصمیم گرفتم از این به بعد به هیچ وجه به عکس&amp;zwnj;های اعدام&amp;zwnj;ها نگاه نکنم. آنقدر در زندگی اضطراب داریم که حاضر نیستم موقع خواب هم برای خودم داستان ذهنی دیگری هم درست کنم. انتشار این عکس&amp;zwnj;ها جز تقویت خشونت چه معنایی می&amp;zwnj;دهد؟ مانده&amp;zwnj;ام در کار کسانی که از این صحنه&amp;zwnj;ها عکس می&amp;zwnj;گیرند. هدفشان چیست؟ چه عکس&amp;zwnj;هایی هم می&amp;zwnj;اندازند! کم مانده است عکس&amp;zwnj;ها را روی کاغذ گلاسه منتشر کنند و کنار خیابان بفروشند! کاش روزنامه&amp;zwnj;ها انتشار این عکس&amp;zwnj;ها را تحریم کنند. من به شاگردانم هم می&amp;zwnj;گویم نگاه نکنند، اما راستش گاهی دچار احتیاط می&amp;zwnj;شوم. نکند به خاطر این حرف&amp;zwnj;ها از کار بی&amp;zwnj;کار شوم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناصر، ۶۴ ساله، استاد خطاطی در شهر اصفهان شهروند دیگری است که هم با انتشار تصاویر این نوع مراسم مخالف است و هم به حضور تماشاچیان در این برنامه&amp;zwnj;ها اعتراض دارد: &amp;laquo;من متاسفم برای کسانی که حتی از درخت&amp;zwnj;ها بالا رفته&amp;zwnj;اند تا صحنه اعدام را تماشا کنند. آنها لابد عکس می&amp;zwnj;گیرند تا برای دوستان&amp;zwnj;شان ارسال کنند یا آنها را در فیس بوک&amp;zwnj;شان بگذارند. برای چه؟ برای هیجان&amp;zwnj;سازی&amp;zwnj;های کاذب یا برای گرفتن موضع ضد اعدام؟ برای اینکه بگوییم با اعدام مخالفیم که نیازی به شرکت در صحنه تماشای اعدام نداریم. اگر این نمایش&amp;zwnj;های وحشتناک تماشاچی نداشته باشند، کم&amp;zwnj;کم حکومت می&amp;zwnj;فهمد که دارد آب در هاون می&amp;zwnj;کوبد. متاسفانه اما تماشاچی دارد و کم هم نیستند و نمی&amp;zwnj;دانم چه باید کرد؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با اینکه عده&amp;zwnj;ای مردم را به خاطر شرکت در این برنامه&amp;zwnj;ها سرزنش می&amp;zwnj;کنند، عده&amp;zwnj;ای بر این باورند که از این نظر میان مردم ایران و دیگر کشورهای دنیا تفاوتی وجود ندارد و ریشه مشکل را باید در جای دیگری، در قوانین موجود جست. یک استاد علوم سیاسی که مایل به ذکر نام خود نیست می&amp;zwnj;پرسد: &amp;laquo;اگر در همین اروپا و در قوانین موجود، اعدام جایی داشت و این اعدام فرضی در خیابان اجرا می&amp;zwnj;شد آیا مردم جمع نمی&amp;zwnj;شدند؟ مردم را محکوم نکنیم. قانون باید بر اساس صلاح جامعه اصلاح شود و بداند این برنامه&amp;zwnj;ها نه تنها جلوی خشونت را نمی&amp;zwnj;گیرد که به آن دامن هم می&amp;zwnj;زند.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/photo33.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 194px; float: right;&quot; /&gt;عفت، شهروند تهرانی: &amp;laquo;مردم به جای هر کاری، به جای دفاع، به جای اعتراض، زود این دوربین&amp;zwnj;های موبایلشان را درمی&amp;zwnj;آورند و فقط عکس و فیلم می&amp;zwnj;گیرند. که چه؟ دارید مبارزه می&amp;zwnj;کنید یا می&amp;zwnj;خواهید به قول خودتان آس رو کنید که بچه&amp;zwnj;ها ببینید چه سوژه داغی دارم؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عفت، یک شهروند تهرانی است. او اعتقاد دارد این توجیه که اعدام&amp;zwnj; باعث عبرت جوانان می&amp;zwnj;شود، توضیح ناواردی است. او می&amp;zwnj;پرسد پس چرا این&amp;zwnj;همه جامعه بی&amp;zwnj;اخلاق شده است؟ او در توصیف فضای ناامن جامعه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;توی روز روشن می&amp;zwnj;آیند و از ماشین پیاده&amp;zwnj;ات می&amp;zwnj;کنند و هرچه داری را با خود می&amp;zwnj;برند. بعضی&amp;zwnj;ها خیلی گرگ شده&amp;zwnj;اند. فقیر، جیب فقیر را می&amp;zwnj;زند. کاش فقط همین بود. وسط میدان شهر، برخی از مردها به خودشان جرئت می&amp;zwnj;دهند که دامن دختران مردم را بالا بزنند. آخر چه سودی از این کارها می&amp;zwnj;برید؟ زن&amp;zwnj;ها ناچار می&amp;zwnj;شوند لایه لایه و روی هم لباس بپوشند تا اگر اتفاقی برایشان در خیابان افتاد، حداقل سوژه نشوند. پس فردا می&amp;zwnj;بینی عکس&amp;zwnj;شان در همان حالت توی اینترنت منتشر شده است. مردم به جای هر کاری، به جای دفاع، به جای اعتراض، زود این دوربین&amp;zwnj;های موبایلشان را درمی&amp;zwnj;آورند و فقط عکس و فیلم می&amp;zwnj;گیرند. که چه؟ دارید مبارزه می&amp;zwnj;کنید یا می&amp;zwnj;خواهید به قول خودتان آس رو کنید که بچه&amp;zwnj;ها ببینید چه سوژه داغی دارم؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک روزنامه&amp;zwnj;نگار که در ایران زندگی می&amp;zwnj;کند و به همین دلیل مایل به طرح نام خود نیست دادگاه دو متهم و اعدام آنها را نمایشی برای اثبات قدرت و کنترل حکومت می&amp;zwnj;&amp;zwnj;داند. او به تفاوت چگونگی برخورد سیستم قضائی با دو جوان اعدام شده در پارک هنرمندان و متهمان دادگاه&amp;zwnj;های فساد مالی اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;quot;دادگاه این زورگیران آن زمان که پس از انتشار فیلم در یوتیوب متهم شدند و آنها را به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب آورده بودند، دردناک بود. صرف نظر از اینکه این متهمان خودشان خشونت کرده بودند و خشونت آن&amp;zwnj;ها هم با ویدئو ثبت و پخش شده بود، دادگاه &amp;nbsp;به ریاست قاضی صلواتی نمایشی بود برای اثبات قدرت کنترل حکومت. اگر دادگاه این&amp;zwnj;ها را که با استفاده از سلاح سرد و ارعاب دزدی کرده بودند مقایسه کنید با دادگاه&amp;zwnj;های &amp;quot;فساد مالی بزرگ&amp;quot; که از تابستان ۱۳۹۱ آغاز شد و همچنان هم ادامه دارد می&amp;zwnj;بینید که متهمان دادگاه&amp;zwnj;های زورگیری نسبت به متهمان اختلاس&amp;zwnj;های بزرگ در ایران اصلاً حق و حقوقی ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این مسئله صرف نظر کنیم که یکی از زورگیران در دادگاه به قاضی صلواتی التماس می&amp;zwnj;کرد که به دلیل بیماری مادرش مجبور به دزدی شده است. می&amp;zwnj;بینید که اسم این متهمان زورگیری، صورت&amp;zwnj;شان، همه هویت&amp;zwnj;شان حتی قبل از اینکه مجرم شناخته شوند همه&amp;zwnj;جا پخش می&amp;zwnj;شود. همین کار را با کسانی انجام می&amp;zwnj;دهند که آنها را &amp;quot;اراذل و اوباش&amp;quot; می&amp;zwnj;خوانند. پیش از اینکه در دادگاهی مجرم شناخته شوند همه&amp;zwnj;جوره این&amp;zwnj;ها را در فضای عمومی نمایش می&amp;zwnj;دهند. در مورد دزدان کلان دادگاه&amp;zwnj;های فساد مالی بزرگ اما خیلی لطف دارند و آبروی متهم را نمی&amp;zwnj;برند. نام متهمان در رسانه&amp;zwnj;ها سانسور می&amp;zwnj;شوند و صورت&amp;zwnj;هاشان هم نمایش نمی&amp;zwnj;دهند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;۲ -&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;از دیدگاه حقوقدان: تماشای نمایش مرگ&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رادیو زمانه در گفت&amp;zwnj;وگویی به همت بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده با با پیام ابوطالبی، وکیل دادگستری در تهران، اعدام این دو جوان را که یکی از آن&amp;zwnj;ها متولد ۱۳۶۸ و دیگری متولد ۱۳۷۱ بود، از زاویه حقوقی بررسی کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/payam.abootalebi.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 150px; float: right;&quot; /&gt;پیام ابوطالبی: &amp;laquo;اگر قرار است قانون، با فردی که مبلغ اندکی را به خشونت از شخصی می&amp;zwnj;گیرد، چنین برخوردی بکند (مبلغی که اصلاً قابل مقایسه با اعدادی نیست که در جرایمی اقتصادی می&amp;zwnj;شنویم)، آنگاه تهیدستان و بی&amp;zwnj;بهره&amp;zwnj;گان جامعه این سئوال را مطرح می&amp;zwnj;کنند که قانون، سیستم قضائی و به طور کلی جامعه، با کسانی که با فعالیت&amp;zwnj;های غیرقانونی اقتصادی&amp;zwnj;شان (که جز &amp;quot;تروریسم اقتصادی&amp;quot; اسم دیگری نمی&amp;zwnj;شود روی آن گذاشت)، منجر به این تهیدستی و این تنگناهای حاکم در کشور می&amp;zwnj;شوند، چه برخوردی می کند؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیام ابوطالبی در پاسخ به اینکه آیا به لحاظ قانونی صدور احکام اعدام در چنین پرونده&amp;zwnj;هایی معمول و مستند است، توضیح داده: &amp;laquo;یکی از مجازات&amp;zwnj;هایی که برای چنین عنوان مجرمانه&amp;zwnj;ای در قانون مجازات اسلامی در نظر گرفته شده اعدام است، اما با توجه به تعریف محاربه، مبنی بر اینکه مرتکب جرم می&amp;zwnj;باید انگیزه &amp;quot;سلب امنیت عمومی&amp;quot; داشته باشد، پرسش اینجاست که آیا این افرادی که اخیراً بنا به این اتهام محاکمه و محکوم شدند و حکم هم در نهایت اجرا شد، چنین انگیزه&amp;zwnj;ای داشتند یا نه؟ برای تحقق هر جرمی شما احتیاج به سه عنصر&amp;nbsp; دارید. علاوه بر آن عنصر قانونی که همان عنوان مجرمانه مشخص شده در قانون&amp;nbsp; است و عنصر مادی، که ارتکاب خود فعل مجرمانه است، احتیاج به عنصر روانی، یعنی سوءنیت یا انگیزه ارتکاب جرم نیز دارید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جرم محاربه، اساساً انگیزه مرتکب ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم است. جالب است بدانید که اداره&amp;zwnj; حقوقی دادگستری در نظریه&amp;zwnj;ای که تاریخ&amp;nbsp; آن ۳/ ۶/ ۱۳۷۱ است، به صراحت اعلام می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;اسلحه&amp;zwnj; کشیدن به روی مردم، اگر جنبه&amp;zwnj; عمومی داشته باشد و باعث رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم باشد، طبق ماده&amp;zwnj; ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی حکم محاربه را دارد. ولی اگر جنبه&amp;zwnj; عمومی نداشته باشد، محاربه نیست.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی در ادامه تاکید کرده است: &amp;laquo;بحث اصلی بر سر نیت یا انگیزه مرتکب است. اگر نیت مرتکب، &amp;quot;بردن مال&amp;quot; باشد، به نظر می&amp;zwnj;رسد طبق تعاریف لااقل حقوقی، به سختی می&amp;zwnj;توان این را مشمول تعریف محاربه&amp;nbsp; دانست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;width: 310px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
				&lt;strong style=&quot;font-size: 12px;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفت&amp;zwnj;وگوی بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده با پیام ابوطالبی را می&amp;zwnj;توانید از طریق لینک صوتی زیر بشنوید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong style=&quot;font-size: 12px;&quot;&gt;:&lt;/strong&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;font-size: 12px;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130122_Human_Rights_PayamAboutalebi_Execution_Iran_BehnamDaraeiZadeh.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیام ابوطالبی در پاسخ به اینکه آیا اساساً امکان رسیدگی یا انجام مراحل مختلف دادرسی از بازجویی گرفته تا صدور کیفرخواست و برگزاری دادگاه اولیه و در نهایت تائید دیوان عالی کشور و اجرای حکم، در مدت زمانی کوتاه&amp;zwnj;تر از یک ماه امکان&amp;zwnj;پذیر هست یا خیر، توضیح داده است: &amp;laquo;دلیل یک بخش عمده از مواردی که در آئین دادرسی کیفری و سایر قوانین شکلی لحاظ شده است و ترتیباتی&amp;zwnj; که قانونگذار پیش&amp;zwnj;بینی کرده از جمله برای این است که متهم امکان دفاع کامل و شایسته را از خودش داشته باشد. تا حقی از کسی تضییع نشود. به&amp;zwnj;هرحال کسی که در مظان اتهام قرار می&amp;zwnj;گیرد، به گونه&amp;zwnj;ای دچار بی&amp;zwnj;پناهی&amp;zwnj; است و تنها پناهش قاعدتاً باید همان قانونی باشد که به وسیله&amp;zwnj; همان قانون می&amp;zwnj;بایست مجازات شود. بنابراین درست است که &amp;quot;سرعت در رسیدگی&amp;zwnj;های قضائی&amp;quot;، می&amp;zwnj;تواند در بعضی موارد امر مثبتی تلقی شود، اما تمامی حقوقدانان بر این باورند که هیچ وقت، عدالت را نباید فدای سرعت کرد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کسی که در مظان اتهام قرار می&amp;zwnj;گیرد، به گونه&amp;zwnj;ای دچار بی&amp;zwnj;پناهی&amp;zwnj; است و تنها پناهش قاعدتاً باید همان قانونی باشد که به وسیله&amp;zwnj; همان قانون می&amp;zwnj;بایست مجازات شود. بنابراین درست است که &amp;quot;سرعت در رسیدگی&amp;zwnj;های قضائی&amp;quot;، می&amp;zwnj;تواند در بعضی موارد امر مثبتی تلقی شود، اما تمامی حقوقدانان بر این باورند که هیچ وقت، عدالت را نباید فدای سرعت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این وکیل دادگستری درباره چند و چون اجرای مجازات اعدام در ملاءعام و پیش&amp;zwnj;بینی آن در متن قانون و اینکه در نهایت، چه کسی یا چه مرجعی مشخص می&amp;zwnj;کند که یک مراسم اعدام در ملاءعام صورت گیرد توضیح می&amp;zwnj;دهد:&lt;strong&gt; &amp;laquo;&lt;/strong&gt;در آئین&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj; اجرای احکام اعدام سال ۱۳۸۲ هم ترتیباتی روشن در نظر گرفته شده است. رئیس قوه قضائیه می&amp;zwnj;تواند، اگر صلاح بداند، دستور دهد که تصاویر فردی که اعدام شده است در رسانه&amp;zwnj;های جمعی و حتی رسانه&amp;zwnj; ملی پخش شود. دادستان هم در این زمینه وظایفی دارد. به &amp;zwnj;عنوان مثال، در همین آئین&amp;zwnj;نامه آمده است که اگر حضور افراد یا طیف خاصی مانع اجرای حکم تشخیص داده می&amp;zwnj;شود، دادستان می&amp;zwnj;تواند به وسیله نیروی انتظامی برای حضور آنها ممانعت ایجاد کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیام ابوطالبی در انتهای این گفت&amp;zwnj;وگوی رادیویی مطرح کرده است که &amp;laquo;اگر قرار است قانون، با فردی که مبلغ اندکی را به خشونت از شخصی می&amp;zwnj;گیرد، چنین برخوردی بکند (مبلغی که اصلاً قابل مقایسه با اعدادی نیست که در جرایم اقتصادی می&amp;zwnj;شنویم)، آنگاه تهیدستان و بی&amp;zwnj;بهره&amp;zwnj;گان جامعه این سئوال را مطرح می&amp;zwnj;کنند که قانون، سیستم قضائی و به طور کلی جامعه، با کسانی که با فعالیت&amp;zwnj;های غیرقانونی اقتصادی&amp;zwnj;شان (که جز &amp;quot;تروریسم اقتصادی&amp;quot; اسم دیگری نمی&amp;zwnj;شود روی آن گذاشت)، منجر به این تهیدستی و این تنگناهای حاکم در کشور می&amp;zwnj;شوند، چه برخوردی می کند؟ اگر این برخورد به همان میزان لااقل &amp;quot;قاطع&amp;quot; و &amp;quot;سریع&amp;quot; (به تعبیر کسانی که قائل به این برخورد هستند) و &amp;quot;عادلانه&amp;quot; نباشد، آن وقت، این احساس بی&amp;zwnj;عدالتی و تبعیض در جامعه، در نهایت منجر به بازتولید اموری خواهد شد که فکر نمی&amp;zwnj;کنم برای کسی، چندان خوشایند باشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۳- از دیدگاه پژوهشگران: فراموشی قتل و قاتل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی گزارش&amp;zwnj;ها روایت می&amp;zwnj;کند که در مراسم اعدام ای دو جوان، شمار شرکت&amp;zwnj;کنندگان از نمونه&amp;zwnj;های مشابه کمتر بوده، با این&amp;zwnj;حال، تاکنون این اقدامات حکومت از سوی مردم با مقاومت و مخالفت جدی روبه&amp;zwnj;رو نشده است و جز گروهی از فعالان اجتماعی، بسیاری دیگر حتی با اصل مجازات اعدام در این موارد مخالفتی ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این شرایط، حکومت ایران، همچنان می&amp;zwnj;تواند به قتل&amp;zwnj;های گوناگون در چارچوب مبارزه با ناامنی یا دلایل مشابه ادامه دهد و با قتل&amp;zwnj;های &amp;laquo;خوب&amp;raquo; و قتل&amp;zwnj;های&amp;laquo;بد&amp;raquo;، همچنان در رتبه&amp;zwnj;های بالای جدول کشورهای اعدام&amp;zwnj;کننده باقی بماند. در کنار این مسائل اما، برخی کارشناسان به تحلیل اراده حکومت در نمایش عمومی این شکل از خشونت پرداخته&amp;zwnj;اند و آن را همراه با سایر موضوعات روز، از منظری دیگر بررسی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;الف: احمد علوی: قاتل یکی بیش نیست&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی، نویسنده و پژوهشگر، &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;معتقد است حاکمیت به&amp;zwnj;وسیله اعدام در پی پنهان ساختن شکست&amp;zwnj;های خود در ساماندهی اقتصادی و اجتماعی جامعه است&lt;/span&gt;: &amp;laquo;بدین ترتیب یک قتل دولتی دیگر به نام حاکمیت ایران ثبت شد تا با نابودی قربانیان فلاکت و فقر، ناامنی موجود در جامعه را پنهان کند. این دو جوان از نسلی بودند که در همین حاکمیت رشد کرده بودند و از حاشیه&amp;zwnj;نشینان اجتماعی و اقتصادی جامعه به شمار می&amp;zwnj;آمدند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ahmad.alavi_.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 165px; float: right;&quot; /&gt;احمد علوی: دزد اگر از ابواب جمعی حاکمیت باشد، راه فراری را برایش پیدا می&amp;zwnj;کنند و با فرسوده کردن مسئله همه چیز به فراموشی سپرده می&amp;zwnj;شود. بالعکس اگر دزد جزو این ابواب جمعی نباشد و بی&amp;zwnj;کس و کار باشد، به خاطر تومانی سرنوشتش به قطع دست می&amp;zwnj;کشد. گزاره&amp;zwnj;های اخلاقی باید غیر مشروط باشند تا اعتبار داشته باشند. بدون این شرط همه اصول و قواعد اخلاقی و حتی قانونی چیزی جز مضحکه نخواهند بود. بنابراین اگر احترام به قانون جایی در جامعه ایران ندارد، چندان موجب شگفتی نخواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همزمان با این حادثه، یک قتل دیگر به تدریج از اذهان محو و فراموش می&amp;zwnj;شود؛ قتل ستار بهشتی، ویلاگ&amp;zwnj;نویس معترض ایرانی در بازداشتگاه. با این نگاه به نظر می&amp;zwnj;رسد حاکمیت در سودای محو آثار قتل ستار بهشتی است و تلاش می&amp;zwnj;کند با تهدید، تطمیع و فشار بر خانواده او و جلب رضایت آنها از اتهام قتل تبرئه شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی، در تحلیل این ماجرا می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در هر دو مورد، قاتل یکی بیش نیست و آن حاکمیت است که بنا به استناد احکام فقهی چنین حکم می&amp;zwnj;کند. در مورد اول دو جوان که دست به سرقت زده&amp;zwnj;اند، به اشد مجازات محکوم و به سرعت مجازات می&amp;zwnj;شوند. در مورد دوم ابواب جمعی حاکمیت مرتکب قتل زیر شکنجه شده است، اما حاکمیت سعی در فراموشی قتل و قاتل دارد. نمونه بارز دیگر برای چنین امری داستان کهریزک، فرسوده کردن پرونده سعید مرتضوی و همکار او حیدری است که علیرغم برخی هیاهوی رسانه&amp;zwnj;ای هنوز هیچ اثری بر آن مترتب نشده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی معتقد است که برخورد حاکمیت ایران در مواجهه با موضوع قتل دوگانه و متناقض است: &amp;laquo;این دو قتل که در هردو، حاکمیت دارای نقشی اصلی است، ذهن را به دنیایی دوگانه می&amp;zwnj;کشاند که قتل و قاتل در آن دارای دو معنای متفاوت هستند. قتل درست و قتل نادرست، قتل مشروع و قتل نامشروع، قاتل خوب و قاتل بد. قاتل خوب آنی است که در تیم من است. قتل خوب هم آنی است که من انجام می&amp;zwnj;دهم، اما قاتل بد آنی است که از من و با من نیست و قتل بد هم آنی است که در جهت منافع من نیست. چنین دوگانگی استانداردی را در سیاست خارجی حکومت می&amp;zwnj;توان دید. تظاهرات سوری&amp;zwnj;ها علیه رژیم سوریه همدستی با غرب و محکوم، اما تظاهرات بحرینی&amp;zwnj;ها علیه خاندان حاکم بر آن جزیره البته درست و بر حق است. آزادی شیعیان مصر و تونس برای تبلیغ و ترویج تشیع درست، اما اهل سنت در تهران اجازه تاسیس حتی مسجدی برای خود هم ندارند. دزدان دارایی&amp;zwnj;های عمومی چنین هستند، دزدان تیم حاکمیت و دزدان دیگر. دزد اگر از ابواب جمعی حاکمیت باشد، راه فراری را برایش پیدا می&amp;zwnj;کنند و با فرسوده کردن مسئله همه چیز به فراموشی سپرده می&amp;zwnj;شود. بالعکس اگر دزد جزو این ابواب جمعی نباشد و بی&amp;zwnj;کس و کار باشد، به خاطر تومانی سرنوشتش به قطع دست می&amp;zwnj;کشد. گزاره&amp;zwnj;های اخلاقی باید غیر مشروط باشند تا اعتبار داشته باشند. بدون این شرط همه اصول و قواعد اخلاقی و حتی قانونی چیزی جز مضحکه نخواهند بود. بنابراین اگر احترام به قانون جایی در جامعه ایران ندارد، چندان موجب شگفتی نخواهد شد. تزلزل اخلاقی و قانونی آنگاه به هنجار تبدیل می&amp;zwnj;شود که ریاکاری نهادهای سیاسی و مذهبی چنین بارز و آشکار خود را فریاد می&amp;zwnj;کشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عقیده احمد علوی، باید میان انگیزه و توجیه رسمی اعدام این جوانان تفاوت قائل شد: &amp;laquo;دستگاه قضائی رژیم بر اساس یک تفسیر گسترده و به اصطلاح فقهی &amp;quot;موسع&amp;quot; از قانون و حکم فقهی، این دو جوان را محارب اعلام کرده است حال آنکه می&amp;zwnj;توان تفسیر دیگری از جرم داشت. بنا به یک تفسیر محدود یا مضیق، می&amp;zwnj;توان این افراد را محارب ندانست و محکومیت اعدام نیز بالطبع غیر موجه خواهد شد. درواقع حال که رژیم در بلندمدت نتوانسته جرم و بزهکاری را کاهش دهد، کوشش می&amp;zwnj;کند با سرکوب و رعب این کار را انجام دهد. بنابراین انگیزه این مجازات چیزی است، اما دلیل توجیه رسمی آن چیز دیگری است. به زبان دیگر حال که امنیت با اجرای سیاست&amp;zwnj;های اجتماعی- اقتصادی فراهم نشده به ضرب زور مسئله پاک می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ناسازگاری یعنی استفاده ابزاری از احکام و فتوای فقهی همواره در این رژیم معمول بوده است. مثلا به دلیل رقابت سیاسی و قدرت با جناحی از در دشمنی در می&amp;zwnj;آیند، اما واژه فتنه را چنان باز تفسیر می&amp;zwnj;کنند که به هر مخالفی می&amp;zwnj;خورد. طبیعی است در رژیمی که احکام فقهی بر فرهنگ آن حاکم است، احکام فقهی که موضوع مناقشه هزارساله است، بر واقعیت تحمیل می&amp;zwnj;شود؛ حال آنکه واقعیت چیز دیگری است. به زبان دیگر گویا مردگان بر زندگان حکم می&amp;zwnj;رانند و زندگی&amp;zwnj;شان را تباه می&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ب: محمدرفیع محمودیان: مجازات اعدام سه پیام برای جامعه&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;دارد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدرفیع محمودیان، جامعه&amp;zwnj;شناس و پژوهشگر دیدگاه دیگری دارد. او اعدام عمومی را ابزار اِعمال قدرت حکومت می&amp;zwnj;داند: &amp;laquo;امروز باید دید چرا قدرت به چنین شکلی از مجازات روی می&amp;zwnj;آورد. سازمان نیافتگی و &amp;quot;بی&amp;zwnj;خردی&amp;quot;&amp;nbsp;قدرت می&amp;zwnj;تواند عاملی باشد، ولی به سختی می&amp;zwnj;توان قدرتی را که توانسته در ایران برای هزاران سال (و در کالبد جمهوری اسلامی برای بیش از سی سال) دوام آورد متهم به سازمان نیافتگی و بی&amp;zwnj;خردی کرد. قدرت با استراتژی خاصی روی به اجرای عمومی حکم اعدام می&amp;zwnj;آورد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mohammad-rafia-mahmoodian.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 132px; float: right;&quot; /&gt;محمدرفیع محمودیان: &amp;laquo;امروز باید دید چرا قدرت به چنین شکلی از مجازات روی می&amp;zwnj;آورد. سازمان نیافتگی و &amp;quot;بی&amp;zwnj;خردی&amp;quot;&amp;nbsp;قدرت می&amp;zwnj;تواند عاملی باشد، ولی به سختی می&amp;zwnj;توان قدرتی را که توانسته در ایران برای هزاران سال (و در کالبد جمهوری اسلامی برای بیش از سی سال) دوام آورد متهم به سازمان نیافتگی و بی&amp;zwnj;خردی کرد. قدرت با استراتژی خاصی روی به اجرای عمومی حکم اعدام می&amp;zwnj;آورد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این جامعه&amp;zwnj;شناس معتقد است مجازات عمومی اعدام، سه&amp;nbsp;پیام را از سوی قدرت برای جامعه می&amp;zwnj;فرستد و توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;یک: قدرت هم می&amp;zwnj;کشد و هم کشته شده را&amp;nbsp;به قربانی مقدس حکم مجازات ارتقاء می&amp;zwnj;دهد.&amp;nbsp;مجازات&amp;zwnj;شونده هم موجودی لعنت شده است، هم قربانی ناعدالتی&amp;zwnj;ها. دولت فقط در ورای جامعه قرار ندارد. از آن جامعه و ادغام شده در آن است. قدرت را جزئی از وجود خود بدانید. قدرت عدالت را برقرار می&amp;zwnj;سازد، ولی بی&amp;zwnj;عدالتی را باز می&amp;zwnj;پروراند.&amp;nbsp;این را نیز قدرت آگاهانه و به قصد انجام می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم: قدرت مباحت&amp;nbsp;حوزه عمومی را تعیین می&amp;zwnj;کند. دموکراسی رسانشی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;communicative&lt;/span&gt;)&amp;nbsp;نه پدیده&amp;zwnj;ای مستقل از&amp;nbsp;قدرت که جزئی جدانشدنی از آن است.&amp;nbsp;قدرت مدرن نه فقط بسیاری از مسائل را به مسائل حقوقی فرو می&amp;zwnj;کاهد، بلکه حوزه عمومی را به حوزه بازاندیشی مسائل حقوقی فروکاسته است. قدرت همچنین&amp;nbsp;حوزه عمومی&amp;nbsp;را به حوزه&amp;nbsp;بروز و بررسی واکنش&amp;zwnj;های عاطفی فرو می&amp;zwnj;کاهد.&amp;nbsp;اعدام عمومی عاطفه را نمی&amp;zwnj;کشد، آن را شکوفا می&amp;zwnj;سازد. اعدام عمومی سیاست را و واکنش سیاسی را می&amp;zwnj;کشد.&amp;nbsp;به &amp;nbsp;رسانه&amp;zwnj;های همگانی بنگرید. در آنها &amp;nbsp;انسان&amp;zwnj;ها از انزجار خود از مجازاتی خشن سخن می&amp;zwnj;گویند.&amp;nbsp;روزنامه&amp;zwnj;نگاران و پژوهشگران از بی&amp;zwnj;رحمی و سبعیت&amp;nbsp;دولتی بی&amp;zwnj;خرد می&amp;zwnj;نویسند.&amp;nbsp;دل به حال کسانی می&amp;zwnj;سوزانند که به طور معمول و&amp;nbsp;به گونه&amp;zwnj;ای روزمره&amp;nbsp;زیر چرخ ساختار اقتصادی &amp;nbsp;و سیاسی جهان مدرن له می شوند.&amp;nbsp;قدرت این را می&amp;zwnj;خواهد. قدرت از آن واهمه دارد و بیزار است که انسان&amp;zwnj;ها با ژرف&amp;zwnj;اندیشی&amp;nbsp;به&amp;nbsp;چگونگی کارکرد آن توجه نشان دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سوم: مهار صحنه نمایشی بیش از پیش در اختیار قدرت قرار دارد. بزرگترین نمایش جهان در این چند روز گذشته نه فیلم های هالیودی که مراسم ادای سوگند اوباما در آمریکا بود. در ایران بزرگترین نمایش اجرای حکم اعدام بود. بدین شکل قدرت خود را و همچنین بی رحمی و لطف، عدالت و بی عدالتی و مهارت و سهل انگاری خود در زمینۀ صحنه آرائی به نمایش می گذارد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/24/23895#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85">اعدام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2046">بهنام دارایی زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1">حقوق بشر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2074">حکومت اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18737">زورگیری در تهران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2274">محمدرفیع محمودیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18736">پیام ابوطالبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Wed, 23 Jan 2013 23:26:19 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23895 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سرمایه اجتماعی، توسعه اجتماعی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2013/01/22/23855</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2013/01/22/23855&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احمد علوی*        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;291&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/sarmayeh.jpg?1359184410&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی - یکی از ویژگی&amp;zwnj;های پیشرفت، توسعه اجتماعی و رشد پایدار اقتصادی در زمان ما سرمایه اجتماعی است. به باور اقتصاددان&amp;zwnj;های پسامدرن و بخصوص آنانی که اقتصاد اجتماعی و همچنین اقتصاد سازمان را به کاوش گذاشته&amp;zwnj;اند، همین سرمایه است که منبع انباشت اصلی رشد و توسعه اقتصادی است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر همین اساس است که کشورهایی مثل کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که به واسطه دسترسی به رانت نفتی در مقیاس بین&amp;zwnj;المللی، دارای درآمد سرانه بالا هستند، توسعه یافته تعریف نمی&amp;zwnj;شوند. حال آنکه کشورهایی که به مراتب دارای درآمد سرانه پایین&amp;zwnj;تری هستند توسعه یافته تعریف می&amp;zwnj;شوند. ساختمان&amp;zwnj;های بلند و شیک دیگر ملاک توسعه اقتصادی نیست. بلکه این رفتار حکومت و سایر نهادها و گروه بندی های اجتماعی با شهروندان، با مجرمان، دگرباشان، مهاجران، اقلیت&amp;zwnj;ها، زنان، کودکان و محیط زیست است که نماد پیشرفت تلقی می&amp;zwnj;شود. شاخص نهایی موفقیت نهادهای اقتصادی، آموزشی و پرورشی رفتار مناسب حکومت و شهروندان در پیوند با موضوعاتی است که یاد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظور از سرمایه اجتماعی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سرمایه اعتماد عمومی متقابل در شکل سازمان&amp;zwnj;های داوطلبانه مردمی است که پیدایش آن&amp;zwnj;ها به افزایش ارزش در اشکال مادی و غیر مادی می&amp;zwnj;انجامد. یک انجمن فرهنگی، یک جنبش حقوق بشری، یک انجمن حمایت از حقوق کودکان، حقوق زنان، انجمن حمایت از مصرف&amp;zwnj;کننده یا سرمایه&amp;zwnj;گذاران مصداق&amp;zwnj;های گوناگون سرمایه اجتماعی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سرمایه اعتماد عمومی متقابل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گسترش انجمن&amp;zwnj;های حمایت از حقوق کودکان و زنان از آنجا که به ایجاد امنیت و آسایش کمک می&amp;zwnj;کنند، جلوی افزایش هزینه&amp;zwnj;های ناامنی را می&amp;zwnj;گیرد و به دلیل کاهش جرایم، سطح زندگی و رفاه را بالا می&amp;zwnj;برد. جنبش محیط زیست از آنجا که به بهبود محیط زیست کمک می&amp;zwnj;کند موجب کاهش هزینه&amp;zwnj;های درمانی می&amp;zwnj;شود و کارآمدی در این مورد افزایش ارزش افزوده را ممکن می&amp;zwnj;شود و رشد اقتصادی را تسهیل می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/sarmayeh2.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 189px; float: right;&quot; /&gt;متاسفانه آمار مربوط به شاخص&amp;zwnj;های یاد شده بسیاری از کشورهای در حال توسعه اعتبار زیادی ندارد، چون دستکاری می&amp;zwnj;شوند، یا اساسا آمار مربوطه تهیه نمی&amp;zwnj;شود. خود نبود آمار معتبر و به روز و دقیق از پیامدهای توسعه نیافتگی است. در اینجا باید به یک نکته اشاره کنم که معمولا از دید اقتصاددان&amp;zwnj;های کلاسیک و پوزیتویست و یا ساختارگرا دور می&amp;zwnj;ماند و آن تاکید روی سرمایه غیر پولی و غیر مالی است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رسانه&amp;zwnj;های مستقل که بخش دیگری از سرمایه اجتماعی هستند با نظارت بر نهادهای قدرت، فساد مدیریت را کاهش می&amp;zwnj;دهند و این نیز به افزایش ارزش افزوده می&amp;zwnj;انجامد. توضیح آنکه کاهش ریسک و مخاطره و کارآمدی تولید ازجمله عوامل مهمی هستند که با مدیریت مناسب آن&amp;zwnj;ها رشد پایدار امکان&amp;zwnj;پذیر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزایش ارزش افزوده به شیوه&amp;zwnj;های گوناگون امکان&amp;zwnj;پذیر است. با کاهش ریسک و مخاطره که موجب ثبات، جذب سرمایه، کاهش هزینه سیاسی و اجتماعی و کارآمدی تولید می&amp;zwnj;شود. سرمایه اجتماعی برای بقا نیازمند نهادینه شدن و بازتولید و انباشته شدن است. جوامع امروزین معمولاً به سه بخش نهاد قدرت (دولت)، نهاد دارایی و درآمد (بخش خصوصی) و بخش سوم یعنی بخش اجتماعی، جامعه مدنی، یا بخش داوطلبانه طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;شود. این بخش سوم&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان بخشی است که از انباشت و تراکم سازمان&amp;zwnj;های مستقل از دولت و بخش خصوصی تشکیل شده و ازجمله کارکردهای آن تولید، بازتولید و تراکم و ذخیره سرمایه اجتماعی است. همین بخش است که با تاکید بر ارزش&amp;zwnj;های پیشرفته بر دو بخش دیگر نظارت و آن&amp;zwnj;ها را به نقد می&amp;zwnj;گذارد و کنترل می&amp;zwnj;کند. پیشرفتگی جوامع دارای رابطه مستقیم با پیشرفت این بخش دارد. بی&amp;zwnj;دلیل نیست که جوامع فقیر و توسعه نیافته نیز با کاستی و ناتوانی همین بخش مشخص می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقتصاددان&amp;zwnj;ها برای اینکه مفاهیم عمومی و انتزاعی را کاربردی کنند، معمولاً از شاخص&amp;zwnj;های خاصی استفاده می&amp;zwnj;کنند. آن&amp;zwnj;ها معمولاً با روش&amp;zwnj;های کمَی کار می&amp;zwnj;کنند بنابراین علاقه دارند مفاهیم را ساده و مشخص کنند. این روش به آن&amp;zwnj;ها این امکان را می&amp;zwnj;دهد تا بتوانند اولاً به مقایسه عملکرد یک جامعه معین در طول دوره خاص بپردازند و ثانیاً مقایسه میان اقتصاد&amp;zwnj;ها و جوامع امکان پذیر شود، اما بدون مشکل هم نیست. چون همه واقعیت روزمره اقتصادی قابل بیان به زبان کمی یا قالب مدل&amp;zwnj;های ساده نیست. این شاخص&amp;zwnj;های توسعه البته ثابت و یکنواخت نیستند، اما می&amp;zwnj;توانند به عنوان یک تصویر و خط&amp;zwnj;کش ساده برای ارزیابی میزان توسعه کشور&amp;zwnj;ها مورد استفاده قرار گیرند. یک جامعه توسعه یافته بنا به ادبیات اقتصادی پذیرفته شده امروز که معمولاً در میان موسسه&amp;zwnj;های بین &amp;zwnj;المللی مانند بانک جهانی هم به کار گرفته می&amp;zwnj;شود با ویژگی&amp;zwnj;های زیر تعریف می&amp;zwnj;شود:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سطح مرگ و میر محدود نوزدادن و کودکان، نرخ افزایش جمعیت پایین، افزایش میانگین طول عمر، نرخ باسوادی بالا و دسترسی به آموزش، افزایش سطح زندگی و مصرف و همچنین دسترسی عموم به حداقل&amp;zwnj;های زندگی مانند خوراک، مسکن و بهداشت، میانگین درآمد سرانه بالا، سهم بالای زنان در بازار کار، نرخ بیکاری پایین، نرخ بالای بهره&amp;zwnj;وری سرمایه، صنایع و نیروی کار، رشد اقتصادی مناسب، سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی بالا و حضور در بازارهای بین&amp;zwnj;المللی. البته غالب این شاخص&amp;zwnj;ها کامل نیستند و قابل انتقاد هم هستند. بنابراین باید به شاخص&amp;zwnj;ها موارد دیگری را افزود. ازجمله مواردی که باید افزوده شود عبارتند از: جلوگیری از کار کودکان، بیمه و تامین اجتماعی فراگیر، شکاف طبقاتی محدود، فساد مدیریت محدود، سهم بودجه خدمات عمومی مانند آموزش و پرورش و بهداشت در بودجه دولت، بالا بودن سهم تولید دانش و پژوهش در تولید ناخالص داخلی، دسترسی عموم به رسانه&amp;zwnj;های مستقل و غیر دولتی همچون اینترنت، احترام به حقوق بشر و حقوق شهروندی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;این جهانی شدن و این زمانی شدن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای بررسی موارد مختلف اجتماعی نباید تنها از یک یا چند شاخص استفاده کرد، بلکه لازم هست مجموعه&amp;zwnj;ای از شاخص&amp;zwnj;ها را به همراه یکدیگر به کار بگیرند. چون در این صورت امکان فریب آماری کاهش می&amp;zwnj;یابد و احیاناً تحولاتی که در پس آمار است گویا&amp;zwnj;تر یا خوانا&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;متاسفانه آمار مربوط به شاخص&amp;zwnj;های یاد شده بسیاری از کشورهای در حال توسعه اعتبار زیادی ندارد، چون دستکاری می&amp;zwnj;شوند، یا اساسا آمار مربوطه تهیه نمی&amp;zwnj;شود. خود نبود آمار معتبر و به روز و دقیق از پیامدهای توسعه نیافتگی است. در اینجا باید به یک نکته اشاره کنم که معمولا از دید اقتصاددان&amp;zwnj;های کلاسیک و پوزیتویست و یا ساختارگرا دور می&amp;zwnj;ماند و آن تاکید روی سرمایه غیر پولی و غیر مالی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/sarmayeh1.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px; float: right;&quot; /&gt;با بهتر شدن اوضاع بشر در جوامع پیشرفته&amp;zwnj;تر حتما معیارهای حداقل فعلی دگرگون خواهد شد چون امکانات و سطح توقع بشر نیز افزایش خواهد یافت. مثلا تا ۳۰ سال پیش شفافیت و نبود فساد مدیریت جزو شاخص&amp;zwnj;های توسعه یافتگی به شمار نمی&amp;zwnj;آمد. امروز هر چند بانک جهانی آن را به طور مستقیم و رسمی به عنوان یک شاخص توسعه به شمار نیاورده اما اغلب موسسه&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی مهم برای ارزیابی شاخص ریسک کشور&amp;zwnj;ها و رتبه&amp;zwnj;بندی بیمه کردن سرمایه&amp;zwnj;گذاری و با تجارت کشور&amp;zwnj;ها از آن استفاده می&amp;zwnj;کنند. چون بر این باورهستند که میان توسعه یافتگی و شفافیت و نبود فساد مدیریت یک رابطه مستقیم وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پژوهش&amp;zwnj;های تجربی انجام شده نشان می&amp;zwnj;دهد که همواره میان توسعه اجتماعی و اقتصادی و افزایش سرمایه اجتماعی یعنی سرمایه اعتماد و همچنین سرمایه انسانی، سرمایه نهادی و سرمایه ساختاری یک همبستگی مثبت وجود دارد. به عبارت دیگر شرط یک توسعه همه&amp;zwnj;جانبه و حقیقی افزایش سرمایه اجتماعی، انسانی، نهادی و ساختاری است. اگر بخواهیم بر اساس این شاخص&amp;zwnj;ها به درجه توسعه در ایران بپردازیم، متاسفانه ایران در رده بندی توسعه جایگاه مناسبی ندارد. نه از نظر شاخص&amp;zwnj;های کمی اخص و اقتصادی وضعیت ایران مطلوب است و نه از نظر شاخص&amp;zwnj;های دیگر. اگر شاخص&amp;zwnj;های دیگری همچون دمکراسی یا رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی را مد نظر قرار دهیم اوضاع نامناسب&amp;zwnj;تر جلوه می&amp;zwnj;کند. البته همانطور که گفتم توسعه امری نسبی و بلند مدت است. بنابراین با افزایش توسعه در میان کشورهای پیشرفته&amp;zwnj;تر باید انتظار داشت که معیار&amp;zwnj;های دیگری که مواردی از آن ذکر شد افزوده شود. مثلاً دسترسی به رسانه&amp;zwnj;های مستقل، تکثر سیاسی و مذهبی، ثبات سیاسی و اقتصادی و یا میزان جهانی شدن هر چند در حال حاضر جزو معیارهای توسعه نیست ولی نشانه&amp;zwnj;های توسعه&amp;zwnj;یافتگی هست. بنابراین عجیب نخواهد بود اگر تا چند سال دیگر آنگاه که مسائلی مانند گرسنگی یا نابرابری میان زن و مرد و یا بیکاری از کودکان حل شد، معیارهای دیگری هم مد نظر قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جهان اجتماعی ما ذات و ساختار متصلب و جامدی ندارد. به همین دلیل بهبود آن را حد و مرزی نیست. با بهتر شدن اوضاع بشر در جوامع پیشرفته&amp;zwnj;تر حتما معیارهای حداقل فعلی دگرگون خواهد شد چون امکانات و سطح توقع بشر نیز افزایش خواهد یافت. مثلا تا ۳۰ سال پیش شفافیت و نبود فساد مدیریت جزو شاخص&amp;zwnj;های توسعه یافتگی به شمار نمی&amp;zwnj;آمد. امروز هر چند بانک جهانی آن را به طور مستقیم و رسمی به عنوان یک شاخص توسعه به شمار نیاورده اما اغلب موسسه&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی مهم برای ارزیابی شاخص ریسک کشور&amp;zwnj;ها و رتبه&amp;zwnj;بندی بیمه کردن سرمایه&amp;zwnj;گذاری و با تجارت کشور&amp;zwnj;ها از آن استفاده می&amp;zwnj;کنند. چون بر این باورهستند که میان توسعه یافتگی و شفافیت و نبود فساد مدیریت یک رابطه مستقیم وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مفهوم دیگری که با توسعه دارای همپوشی است، مدرنیته است. مدرنیته را می&amp;zwnj;شود این جهانی شدن و این زمانی شدن نیز تعریف کرد که شرط مهم توسعه است. مدرنیته را معمولا عقل گرائی، انسان گرائی (اومانیسم)، آزاد اندیشی (لیبرالیسم)، فردگرائی (اندیویدوالیسم)، برابری، تاکید بر علوم تجربی و صنعت و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت و گرایش به بهبود زندگی و پیشرفت توصیف می&amp;zwnj;کنند. وبر در کنار این خصوصیات تاکید می&amp;zwnj;کند که این دوره زمانه رمز زدایی دنیای کهن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;درک مدرن از جهان و انسان، یعنی آنکه به جای پرداختن به دوران طلایی گذشته و شاهان و پیامبران کهن، باید دغدغه ما مشکلات امروزمان باشد و به جای پرداختن به جهانی که در دوردست&amp;zwnj;هاست، خواه لاهوت و خواه جهان آخرت، می&amp;zwnj;بایست مشکلات اساسی امروز را در دستور کار گذاشت و به آن&amp;zwnj;ها فکر کرد. چون بشر دیگر نمی&amp;zwnj;خواهد در دیروز زندگی کند. او دیگر نمی&amp;zwnj;خواهد توجه خود را به واقعیت&amp;zwnj;های غیر ملموس جهان دور دست بدهد. او دیگر فهمیده به جای جهان لاهوت باید دنیای واقعی خودش را کاوش و کنکاش کند. چون جهان دور دست لاهوت و آخرت موضوع علم تجربی و ملموس بشر نیست. میدان حقیقی و نخست دانش بشر حل مشکلات واقعی زندگی اوست. همین نگاه بشر را از گذشته به حال و از بالا به پایین می&amp;zwnj;آورد. توسعه هم از همین دگرگونی نگاه و نگرش شروع می&amp;zwnj;شود. چون پیامد این درک از توسعه یعنی بهتر کردن زندگی انسان. بهتر کردن امکان بقای او. شکوفا کردن توانایی&amp;zwnj;های پنهان او برای از بین بردن مشکلات زندگی دنیوی او. به همین دلیل است که دانش کلام و مناقشات لاینحل و بدون اثر مستقیم روی زندگی فراموش می&amp;zwnj;شود و علوم طبیعی و تجربی که با زندگی این جهانی و این زمانی انسان پیوند خورده شکوفا می&amp;zwnj;شود. به دنبال همین امر است که جنبش نوسازی یا نوزایی در اروپا متولد می&amp;zwnj;شود و نوید زندگی دیگر و بهتری را در همین جا و همین امروز می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;انسان&amp;zwnj;گرایی، فردگرایی، واقع&amp;zwnj;گرایی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از دیگر اجزای اندیشه توسعه، انسان&amp;zwnj;گرایی، فردگرایی، واقع&amp;zwnj;گرایی و عینی&amp;zwnj;گرایی و همچنین قانونمندی، تامین حقوق شهروندی همراه است. چون توجه انسان از دیروز به امروز و از جهان لاهوت به خود انسان متمرکز می&amp;zwnj;شود. چنین انسانی به قول فرانسیس بیکن می&amp;zwnj;خواهد جهان را دگرگون کند و به عنوان جانشین خداوند در زمین آن را بسازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/sarmayeh3.jpg&quot; style=&quot;width: 158px; height: 150px; float: right;&quot; /&gt;برخی عادت کرده&amp;zwnj;اند که هیچ مسئولیتی نپذیرند. مصرف&amp;zwnj;کننده هستند. توسعه اقتصادی و اجتماعی انسان تولیدگر و مسئولی می&amp;zwnj;خواهد که در امور اجتماعی مشارکت کند. در کشورهای توسعه یافته اغلب مردم عضو چندین سازمان شهروندی غیر دولتی هستند و بدون این مشارکت البته چرخ توسعه از کار باز می&amp;zwnj;ایستد. اصلاً یکی از شرایط مهم فرایند توسعه که فرآورده آن هم هست همین مشارکت عمومی است. مشارکت عمومی رابطه تنگاتنگی با کارایی جامعه و همچنین حکومت از سویی و مشروعیت نظام سیاسی از سوی دیگر دارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینجاست که ساختن جهان بر اساس نگرش مدرنیسم و پیشرفت در زندگی با مفهوم توسعه دارای همپوشی می&amp;zwnj;شود. در اینجا این پرسش ضروری است که اگر قرار است با ظهور مدرنیته انسان از گذشته به آینده سفر کند و گذشته و میراث گذشتگان که سنت نام گرفته است را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کند، چه نسبت&amp;zwnj;هایی میان سنت و مدرنیته متصور می&amp;zwnj;شود؟ همانگونه که آمد هیچ سنتی نه مطلقاً نا&amp;zwnj;مطلوب و نه مطلقاً نامطلوب است. سنت&amp;zwnj;هـای نیک حتی می&amp;zwnj;تـواننـد با آسان&amp;zwnj;سازی دگرگونی و بسترسـازی به بومی&amp;zwnj;سازی مدرنیته کمک کنند. مثلاً سنت دانش&amp;zwnj;اندوزی در گذشته ما می&amp;zwnj;تواند مشوق کنجکاوی و پرسش شود و مدرنیته را کم هزینه&amp;zwnj;تر کند. به طور کلی سه درک از رابطه و نسبت میان مدرنیته و سنت مورد گفت&amp;zwnj;وگو قرار گرفته است. نخست رویکرد مکانیکی توسعه و مدرنیته را یک روند خطی دانسته و رابطه میان آن&amp;zwnj;ها را با تضاد و طرد توصیف می&amp;zwnj;کند. بدین ترتیب پذیرش و آمدن یکی به معنی نفی دیگری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در رویکرد دوم که تفریدی است، هر جامعه&amp;zwnj;ای دارای شیوه معین و خاص توسعه است. بنابراین می&amp;zwnj;توان هم سنتی بود و هم مدرن. بر اساس رویکرد دیالکتیکی اما مدرنیته از دل سنت بیرون آمده و تفکیک آن&amp;zwnj;ها چندان ساده و مفید نیست. به گمان من این راهکار سوم با تجربیات ما سازگاری بیشتری دارد. هرچند ممکن است در مواردی برای رویکرد اول و دوم هم دلایلی پیدا کرد. به عقیده برخی از جامعه&amp;zwnj;شناسان مانند گیدنـز Giddens سنت&amp;zwnj;ها در فرآیند مدرنیته و تجدد از بین نمی&amp;zwnj;روند، بلکه نقش و جایگاه خود را تغییر می&amp;zwnj;دهند و حتی ممکن است تاثیر خود برای تثبیت نظم اجتماعی از دست ندهند[۱]. نکته&amp;zwnj;ای را نباید فراموش کرد و پیش از این هم به آن اشاره شد، ورود به دنیای مدرن مانند یک جراحی بزرگ است و پیامدهای غیر مترقبه و &amp;zwnj;گاه از نظر عده&amp;zwnj;ای نامطلوب خاص خود را دارد. یک تلاشی اجتماعی رخ می&amp;zwnj;دهد. خانواده شکل دیگری پیدا می&amp;zwnj;کند. دیگر فرزندان والدین را اطاعت نمی&amp;zwnj;کنند. چون فرزندان دارای حقوق اجتماعی خاص خود هستند. توقع شهروندان بالا می&amp;zwnj;رود و سر هر ریال با دولت چانه می&amp;zwnj;زنند. حکمرانی دشوار می&amp;zwnj;شود. سازمان&amp;zwnj;های گوناگون شهروندی مانند سازمان حمایت از مصرف کننده، سندیکا&amp;zwnj;ها، انجمن مهاجران، انجمن مستاجران، سازمان معلولیان و غیره به طور روزمره در حال مذاکره با بدنه اجتماعی و طرفه&amp;zwnj;های ذی ربط هستند برای اینکه حقوق خود را بگیرند. رسانه&amp;zwnj;ها مثل شبح دنبال سیاستمداران هستند و دنبال پیدا کردن اشتباهات آن&amp;zwnj;ها هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین شرایطی رابطه معلم و شاگرد هم عوض می&amp;zwnj;شود. شاگردان دیگر با اسم کوچک استادان و معلم&amp;zwnj;ها را صدا می&amp;zwnj;زنند. حتی مقامات رسمی را هم آنگونه که مثلا در سوئد رسم است همدیگر را با اسم کوچک در رسانه&amp;zwnj;های گروهی صدا می&amp;zwnj;زنند. اداره مالیات دیگر روحانی و غیر روحانی یا کشیش و غیر کشیش نمی&amp;zwnj;شناسد، چون درآمد و مالیات همه را محاسبه و مطالبه می&amp;zwnj;کند. چون همه در مقابل قانون برابر هستند. حقوق و درآمد همه افراد کشور برای بررسی در دسترس رسانه&amp;zwnj;هاست. بالاخره یک ولوله دائمی در جریان است. یک اصلاح و رفرم دائمی. &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به قول یکی از اقتصاددان&amp;zwnj;های معروف توسعه شومپی&amp;zwnj;تر&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; Schumpeter یک تخریب سازنده&lt;/span&gt;[۲]. درست مثل بدن انسان که دائما در حال مرگ و آفرینش است. این وضع به مذاق برخی ازجمله اصحاب قدرت و کسانی که راحتی را در سکون می&amp;zwnj;بینند چندان جذاب نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی عادت کرده&amp;zwnj;اند که هیچ مسئولیتی نپذیرند. مصرف&amp;zwnj;کننده هستند و تولید کننده هم نیستند. توسعه اقتصادی و اجتماعی انسان تولید و مسئولی می&amp;zwnj;خواهد که در امور اجتماعی مشارکت کند. مشارکت در عرصه عمومی جامعه یعنی همان تولید خدمات اجتماعی است. &lt;/span&gt;در کشورهای توسعه یافته اغلب مردم عضو چندین سازمان شهروندی غیر دولتی هستند و بدون این مشارکت البته چرخ توسعه از کار باز می&amp;zwnj;ایستد. اصلاً یکی از شرایط مهم فرایند توسعه که فرآورده آن هم هست همین مشارکت عمومی است. مشارکت عمومی رابطه تنگاتنگی با کارایی جامعه و همچنین حکومت از سویی و مشروعیت نظام سیاسی از سوی دیگر دارد. این سه، یعنی مشارکت عمومی، کارایی سیاسی و مشروعیت، از چالش&amp;zwnj;های حکومت جوامع توسعه نیافته هستند. بنابراین اگر بخواهم خلاصه کنم توسعه و مدرن شدن مجموعه&amp;zwnj;ای از امکانات و تهدید&amp;zwnj;ها، بسته&amp;zwnj;ای از ظرفیت&amp;zwnj;ها و چالش&amp;zwnj;هاست و نباید بر این دوگانگی آن چشم پوشید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;*احمد علوی، پژوهشگر و استاد اقتصاد در دانشگاه&amp;zwnj;های سوئد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Anthony Giddens, Baron Giddens (born 8 January 1938)-&lt;/span&gt;۱&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Joseph Alois Schumpeter (8 February 1883 &amp;ndash; 8 January 1950)-&lt;/span&gt;۲&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2013/01/22/23855#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18712">توسعه اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C">سرمایه اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Tue, 22 Jan 2013 11:47:16 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23855 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بزهکاران؛ حاشیه‌نشینان رانده شده</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2013/01/13/23591</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2013/01/13/23591&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید مافی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;296&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/bezehkaran.jpg?1359010495&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمید مافی - &amp;laquo;چراغ که قرمز شد، دو موتور سوار رسیدند، خونسرد قمه را زیر گلوی راننده گذاشتند و هرچه که داشت گرفتند، منتظر ماندند تا چراغ سبز شود و بعد هم راه&amp;zwnj;شان را کشیدند و رفتند. نه کسی اعتراض کرد و نه پلیسی در کار بود. انگار همه می&amp;zwnj;ترسیدند که دخالت کنند. شاید هم برای همه عادی شده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این&amp;zwnj;ها را مهرزاد از این روزهای تهران روایت می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;انگار زورگیران خیالشان راحت است که برخوردی با آن&amp;zwnj;ها صورت نمی&amp;zwnj;گیرد. با اعتماد به نفس کار خودشان را انجام می&amp;zwnj;دهند، بدون اینکه نگران دستگیر شدن باشند. شهروندان عادی هم در بهترین حالت تنها تماشاچی صحنه هستند و تلاش می&amp;zwnj;کنند که خود گرفتار نشوند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پلیس اما همین هفته عکس&amp;zwnj;هایی از بازداشت زورگیران در تهران را منتشر و دستگاه قضایی برای دو متهم زورگیری حکم اعدام صادر کرد تا دیگران بترسند. رئیس دستگاه قضائی از برخورد قاطع با زورگیران خبر داده است و فرمانده پلیس پایتخت هم اعلام کرده است: پلیس برای تامین امنیت شهروندان با برهم زنندگان نظم اجتماعی به شدت برخورد خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;زورگیر&amp;zwnj;ها از کجا آمده&amp;zwnj;اند؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زور گیری در ایران پدیده تازه&amp;zwnj;ای نیست، حکایت عیاران و طراران ریشه در گذشته تاریخی دارد. گاهی که دولت مرکزی مقتدر شده و امنیت را برقرار کرده است، طراران گوشه نشین شده&amp;zwnj;اند و هر&amp;zwnj;گاه که دولت مرکزی رو به ضعف نهاده، این راهزنان بوده&amp;zwnj;اند که قد کشیده و نظم جامعه و امنیت شهروندان را تهدید کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ53O2tKVEFxVyJl8OseRPIBPn9fnZnJLgCmoUF6Oj-pS679MxoMg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 108px; float: right;&quot; /&gt;بر اساس گزارش&amp;zwnj;های اعلام شده از سوی مرکز آمار ایران و بانک مرکزی، شاخص فلاکت در ایران هم افزایش یافته است. این شاخص که از افزودن نرخ بیکاری به نرخ بیکاری به دست می&amp;zwnj;آید در یک سال گذشته ۲. ۷ درصد افزایش یافته است. نرخ بیکاری در تابستان امسال به ۳. ۱۲ درصد و نرخ تورم هم در آذر ماه به ۴. ۲۷ درصد رسیده که بیانگر شاخص فلاکت ۷. ۳۹ درصدی است. این در حالی است که ماهنامه اقتصاد ایران نرخ تورم را ۳۷ درصد و نرخ بیکاری را ۱۴ درصد برآورد کرده که نشان دهنده شاخص فلاکت ۵۱ درصدی است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حالا دوباره راهزن&amp;zwnj;ها برگشته&amp;zwnj;اند، اما نه در گذرگاه&amp;zwnj;های جاده&amp;zwnj;ای و دور از چشم دیگران که عیان و در روز روشن شهروندان را عریان می&amp;zwnj;کنند و بار خود را می&amp;zwnj;بندند. آن هم در شرایطی که فضای جامعه بیش از هر زمان دیگری پلیسی و امنیتی است و مقام&amp;zwnj;های اجرایی بر استقرار امنیت در جامعه تاکید دارند. چه اتفاقی افتاده است؟ زورگیران از کجا آمده&amp;zwnj;اند و چرا به یک باره زورگیری این همه رونق گرفته است؟ آیا آنچه این روز&amp;zwnj;ها در جامعه ایران رخ می&amp;zwnj;دهد، پیامد بحران اقتصادی است که گریبانگیر جامعه ایران شده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و استاد دانشگاه در سوئد معتقد است که مسائل اقتصادی در افزایش زورگیری و بزهکاری در جامعه موثر است. به گفته او، &amp;laquo;میان رفاه اقتصادی و بزهکاری یک رابطه منطقی وجود دارد. هر&amp;zwnj;گاه سطح رفاه اجتماعی افزایش پیدا کند، میزان بزهکاری کاهش می&amp;zwnj;یابد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;بزهکاران و افرادی که اقدام به زورگیری می&amp;zwnj;کنند، معمولاً در یک شرایط فلاکت&amp;zwnj;بار و زیر خط فقر مطلق قرار دارند. این افراد از تامین با ثبات و پایداری برخوردار نیستند. برای همین در مدل تصمیم&amp;zwnj;گیری آن&amp;zwnj;ها هزینه و ریسک بزهکاری کمتر از هزینه واقعی آن، احساس می&amp;zwnj;شود. این افراد معمولا چیزی برای از دست دادن ندارند، برای همین اقدام به بزه، هزینه&amp;zwnj;ای بر آن&amp;zwnj;ها تحمیل نمی&amp;zwnj;کند و حتی ممکن است که یک درآمد کوتاه مدت هم به دنبال داشته باشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرچه دولت از اعلام خط رسمی خط فقر خودداری می&amp;zwnj;کند و آمار دقیقی از جمعیت زیر خط فقر در ایران وجود ندارد، اما یک کار&amp;zwnj;شناس اقتصاد در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با تارنمای اقتصاد ایرانی، گفته است که &amp;laquo;۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر تهیدست شهری در ایران زندگی می&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo; کمال اطهاری تعداد تهیدستان در استان تهران را نزدیک به سه میلیون نفر برآورد کرده و گفته است: &amp;laquo;این افراد معمولاً از حق بیمه تامین اجتماعی و حداقل معاش برخوردار نیستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس گزارش&amp;zwnj;های اعلام شده از سوی مرکز آمار ایران و بانک مرکزی، شاخص فلاکت در ایران هم افزایش یافته است. این شاخص که از افزودن نرخ بیکاری به نرخ بیکاری به دست می&amp;zwnj;آید در یک سال گذشته ۲. ۷ درصد افزایش یافته است. نرخ بیکاری در تابستان امسال به ۳. ۱۲ درصد و نرخ تورم هم در آذر ماه به ۴. ۲۷ درصد رسیده که بیانگر شاخص فلاکت ۷. ۳۹ درصدی است. این در حالی است که ماهنامه اقتصاد ایران نرخ تورم را ۳۷ درصد و نرخ بیکاری را ۱۴ درصد برآورد کرده که نشان دهنده شاخص فلاکت ۵۱ درصدی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی، معتقد است: &amp;laquo;هرچه افراد بیشتر در ورطه فلاکت&amp;zwnj;بار پیش بروند، هزینه ریسک بزهکاری برایشان پایین می&amp;zwnj;آید و احتمال بزهکاری بالا می&amp;zwnj;رود. بر همین اساس زورگیر&amp;zwnj;ها و افرادی که مرتکب جرایم این چنینی می&amp;zwnj;شوند، معمولاً چیزی برای از دست دادن ندارند و هزینه این گونه بزهکاری&amp;zwnj;های برای آن&amp;zwnj;ها سنگین نیست. این افراد در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت ممکن است که دستگیر شوند و به زندان بروند که آنجا هم از غذا و جای گرم و امنیت نسبی بیشتری برخوردارند. از همین رو مشاهدات تجربی نشان می&amp;zwnj;دهد که در فصل&amp;zwnj;های سرد سال معمولاً ورودی بزهکاران به زندان افزایش می&amp;zwnj;یابد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;انتقام حاشیه&amp;zwnj;نشینان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه دولت مدعی است که در سال&amp;zwnj;های گذشته سیاست&amp;zwnj;های حمایت از محرومان را به اجرا گذشته و شکاف طبقاتی در جامعه کاهش یافته است، اما بانک مرکزی ایران در گزارشی که تابستان امسال منتشر کرد، نسبت به افزایش شکاف طبقاتی در جامعه هشدار داد. این بانک اعلام کرد که افزایش نرخ تورم، اثرگذاری یارانه&amp;zwnj;های نقدی را از بین برده است و با افزایش نرخ تورم، شکاف طبقاتی هم افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQl3I_SglRcfoOVejns6_4B8rOk_q-Ic6cbAid-BPqsYV3iJsOVww&quot; style=&quot;width: 180px; height: 120px; float: right;&quot; /&gt;بانک مرکزی ایران در گزارشی که تابستان امسال منتشر کرد، نسبت به افزایش شکاف طبقاتی در جامعه هشدار داد. این بانک اعلام کرد که افزایش نرخ تورم، اثرگذاری یارانه&amp;zwnj;های نقدی را از بین برده است و با افزایش نرخ تورم، شکاف طبقاتی هم افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;افزایش شکاف اجتماعی به کاهش حس همبسته بودن و تقویت احساس پرت&amp;zwnj;شدگی شهروندان می&amp;zwnj;انجامد. شهروندان حاشیه&amp;zwnj;نشین معمولاً به منابع رفاه همچون تخصص، سرمایه، قابلیت&amp;zwnj;های فردی و شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی دسترسی ندارند و خارج از روابط عادی اجتماعی قرار دارند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;وقتی شکاف طبقاتی در جامعه آنقدر زیاد می&amp;zwnj;شود که افرادی خارج از فرایند تولید و توزیع ثروت قرار می&amp;zwnj;گیرند، حس همبستگی این افراد و جامعه از میان می&amp;zwnj;رود و یک من و تو به وجود می&amp;zwnj;آید که یک نفرت کور فردی را جایگزین نفرت طبقاتی می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته این کار&amp;zwnj;شناس مسائل اقتصاد اجتماعی، &amp;laquo;عدم احساس همبسته بودن با جامعه به کاهش اعتماد متقابل می&amp;zwnj;انجامد. نه فرد به جامعه احساس اعتماد و همبستگی دارد و نه جامعه یاریگر فرد است و به او اعتماد دارد. در نتیجه این فرایند به کاهش سرمایه اجتماعی می&amp;zwnj;انجامد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او معتقد است: &amp;laquo;هنگامی که فرد خود را در فلاکت می&amp;zwnj;بیند، جامعه هم با برخوردهای خشن به کاهش اعتماد متقابل و سرمایه اجتماعی کمک می&amp;zwnj;کند و همین زمینه را برای حس انتقامجویی و یا برخورد خشونت&amp;zwnj;آمیز از سوی او فراهم می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بازتولید بزهکاری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی ایران دو متهم به زورگیری را به محاربه و اعدام محکوم کرده است. رسانه&amp;zwnj;های حکومتی ایران این اقدام قوه قضائیه را تحسین برانگیز خوانده&amp;zwnj;اند. دادستان کل کشور گفته است که دستگاه قضائی در برخورد با زورگیران و اراذل و اوباش هیچگونه تساهلی نخواهد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSKv2kjKd0taLfcPxLfLQzG1KJiZ9vlHnYD1yp-HZt4Nds5XXuk&quot; style=&quot;width: 180px; height: 139px; float: right;&quot; /&gt;مهناز پراکند: &amp;laquo;محاکمه این افراد در دادگاه انقلاب خلاف قوانین و معاهدات بین&amp;zwnj;المللی است که ایران هم آن&amp;zwnj;ها را پذیرفته. همچنین خلاف قوانین جزایی ایران است. این افراد در بد&amp;zwnj;ترین حالت اقدام به سرقت همراه با اذیت و آزار دیگران کرده&amp;zwnj;اند که جزای آن در قوانین کاملاً مشخص است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهناز پراکند، وکیل دادگستری می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این شیوه برخورد، نه تنها پاسخگو نیست، بلکه خلاف قوانین و مقررات قضائی و حقوقی در ایران است. چراکه اگر قرار بود با این شیوه برخورد، ناامنی&amp;zwnj;های اجتماعی و بزهکاری کنترل شود، هر سال شاهد اجرای آنچه طرح برخورد با اراذل و اوباش خوانده می&amp;zwnj;شود، نبودیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;محاکمه این افراد در دادگاه انقلاب خلاف قوانین و معاهدات بین&amp;zwnj;المللی است که ایران هم آن&amp;zwnj;ها را پذیرفته. همچنین خلاف قوانین جزایی ایران است. این افراد در بد&amp;zwnj;ترین حالت اقدام به سرقت همراه با اذیت و آزار دیگران کرده&amp;zwnj;اند که جزای آن در قوانین کاملاً مشخص است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این حقوقدان معتقد است که &amp;laquo;مجازات باید به جلوگیری و عدم تکرار جرم بیانجامد و زمینه جرم را از بین ببرد، اما با این شیوه برخورد نه تنها زمینه جرم از بین نمی&amp;zwnj;رود، بلکه امکان بازتولید جرم و جنایت را بالا می&amp;zwnj;برد و بزهکاران دوباره به چرخه بزهکاری باز می&amp;zwnj;گردند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی هم دیدگاهی همسان با مهناز پراکند دارد: &amp;laquo;بزهکاران وقتی به زندان می&amp;zwnj;روند، در چرخه بازآموزی و شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی بزهکاران قرار می&amp;zwnj;گیرند و پس از خروج از زندان دوباره به چرخه بزهکاری باز می&amp;zwnj;گردند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;میان افزایش رفاه اجتماعی و سطح درآمد افراد و کاهش جرایم و بزهکاری رابطه منطقی وجود دارد. هر&amp;zwnj;گاه سطح درآمد&amp;zwnj;ها افزایش پیدا کند، میزان بزهکاری کاهش پیدا می&amp;zwnj;کند. به خاطر اینکه هزینه بزهکاری در سطح درآمدی مناسب بالا است و ریسک اقدام بزهکارانه هم بالا می&amp;zwnj;رود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;هراس از شورش کور&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجلس شورای اسلامی، اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه&amp;zwnj;ها را به خاطر آنچه شرایط ویژه اقتصادی خوانده شده است، متوقف کرد. پیش از این فرماندهان نظامی از مسئولان اجرایی خواسته بودند که تدابیر ویژه&amp;zwnj;ای برای کنترل ناآرامی&amp;zwnj;های اقتصادی به کار بگیرند. بحران در واحدهای تولیدی ایران و افزایش نرخ تورم در جامعه، نگرانی از بروز شورش&amp;zwnj;های کور را تقویت کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی معتقد است از دل گروه&amp;zwnj;های بزهکار، گرایش سیاسی علیه حکومت به وجود نمی&amp;zwnj;آید. شبکه بزهکاران در بهترین شرایط یک حالت هرمی دارند که ستم از بالا به پایین صورت می&amp;zwnj;گیرد و این افراد سایر شهروندان را مورد ستم قرار می&amp;zwnj;دهند و توانایی درخواست مطالبات خود از حکومت را ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی اما معتقد است از دل این گروه&amp;zwnj;های بزهکار، گرایش سیاسی علیه حکومت به وجود نمی&amp;zwnj;آید. شبکه بزهکاران در بهترین شرایط یک حالت هرمی دارند که ستم از بالا به پایین صورت می&amp;zwnj;گیرد و این افراد سایر شهروندان را مورد ستم قرار می&amp;zwnj;دهند و توانایی درخواست مطالبات خود از حکومت را ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او عدم قرار گرفتن در فرایند اجتماعی شدن، قرار نگرفتن در فرایند آموزش سیاسی، پایین بودن سرمایه اجتماعی، کمتر بودن مجازات جرایم عادی از جرایم سیاسی و فرار از مسئولیت را از عوامل موثر بر عدم شکل&amp;zwnj;گیری گرایش سیاسی علیه حکومت در میان این گروه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;داند و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این افراد آنقدر تحقیر شده&amp;zwnj;اند که ممکن است به عقبه حکومت تبدیل شوند. چرا که به نوعی لمپن هستند و در بسیاری از موارد با حکومتگران شباهت دارند. برای همین حکومت برخی موارد از این افراد به عنوان نیروی سرکوب استفاده می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این افراد در شرایط عادی به خاطر ناساخت یافتگی جامعه، رفتار سازمان یافته&amp;zwnj;ای ندارند و به همین خاطر امکان جذب آن&amp;zwnj;ها از سوی حاکمیت بیشتر است، اما چنانچه جنبش اجتماعی نیرومندی شکل بگیرد، امکان پیوستن آن&amp;zwnj;ها به گروه&amp;zwnj;های مخالف وجود دارد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2013/01/13/23591#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85">اعدام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1">حقوق بشر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6439">حمید مافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18077">زورگیری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7073">سرکوب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3098">مهناز پراکند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3534">نیروی انتظامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Sun, 13 Jan 2013 17:24:32 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23591 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>هیچ سانحه‌ای، ناگهانی نیست</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/12/18/22773</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/12/18/22773&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;275&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shinabad2.jpg?1356202732&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی - اگر ایران را جامعه&amp;zwnj;ای سانحه&amp;zwnj;زده بنامیم، توصیفی مبالغه&amp;zwnj;آمیز نخواهد بود. سوانح به یک معنا به حادثه&amp;zwnj;های تکرارپذیر در زندگی روزمره ایرانیان تبدیل شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاخص&amp;zwnj;هایی همچون شاخص تصادف&amp;zwnj;های جاده&amp;zwnj;ای در ایران- که یکی از بالا&amp;zwnj;ترین شاخص&amp;zwnj;ها در سطح بین&amp;zwnj;المللی است و تازه&amp;zwnj;ترین نمونه آن واژگونی اتوبوس حامل دانش&amp;zwnj;آموزان بروجنی و تصادف مرگبار مینی&amp;zwnj;بوس حامل معلمان زن است- دلیل این ادعا به شمار می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شمار قابل توجه حوادث حین کار که خبرهای مربوط به آن متاسفانه توجه زیاد رسانه&amp;zwnj;ها را جلب نمی&amp;zwnj;کند دلیل دیگری برای این ادعاست. در تائید این مطلب می&amp;zwnj;توان به گزارش تازه ایلنا استناد کرد که بر پایه آن مرگ و میر ناشی از حوادث کار در هفت ماه سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۴ درصد افزایش یافته و از ۸۸۸ نفر در هفت ماه نخست سال گذشته به یکهزار و ۱۰۱ نفر در سال جاری رسیده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس همین گزارش به طور متوسط در هر سال ۹۶۳ نفر و روزانه ۷، ۲ نفر بر اثر حوادث کار جان خود را در ایران از دست می&amp;zwnj;دهند. روشن است که این آمار تنها شامل حوادث منجر به مرگ است و الا سایر حوادث که به آسیب جسمی نیروی کار می&amp;zwnj;انجامد قطعا بسیار بیشتر از این اینهاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مواردی چون از بین رفتن مستمر و مکرر انگشتان کودکان روستای &amp;laquo;گاودانه علیرضا&amp;raquo; در استان کهکیلویه و بویراحمد که مجبورند برای رفتن به مدرسه و عبور از فراز رودخانه، از نقاله استفاده کنند، نمونه دیگری از این سانحه&amp;zwnj;زدگی است. یا همین که در خبر&amp;zwnj;ها آمده است ساعت چهار بامداد روز سه&amp;zwnj;شنبه ۲۸ آذرماه در پی انفجاری در یک معدن ذغال&amp;zwnj;سنگ متعلق به شرکت آرمین&amp;zwnj;نوین یا یال شمالی ایران در منطقه پروده طبس، هشت معدنچی کشته شدند. بر این باید افزود سانحه آتش&amp;zwnj;سوزی مدرسه ابتدایی دخترانه در شین&amp;zwnj;آباد پیرانشهر را؛ اما آیا این سانحه&amp;zwnj;زدگی از سر تصاف و ناگهانی است؟ این سانحه&amp;zwnj;زدگی را چگونه می&amp;zwnj;توان به کنکاش و تحلیل گذاشت؟ برای اینکه دامنه جست&amp;zwnj;وجوی ما محدود و معین باشد، به همین سانحه آتش&amp;zwnj;سوزی در مدرسه ابتدایی دخترانه در شین&amp;zwnj;آباد پیرانشهر اکتفا می&amp;zwnj;کنیم و آن را از منظر مدیریت ریسک بررسی می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مرور اخبار &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لازم است نخست برخی اخبار مربوط به مدرسه ابتدایی دخترانه در شین&amp;zwnj;آباد پیرانشهر را مرور کنیم. تنها در مروری شتابزده در می&amp;zwnj;یابیم، اخبار مربوط به این سانحه نماد فقدان اساسی&amp;zwnj;ترین پایه&amp;zwnj;های مدیریت ریسک و عوام&amp;zwnj;فریبی در اظهار نظرهای مسئولان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;data:image/jpeg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBhQSERUUExQWFBUUFRgaGBYYFRcYGhcXFxgXGBQWFRcYGyYeFxokHBQVHy8gJCcpLCwsFR4xNTAqNSYsLCkBCQoKDgwOGg8PFykkHBwpLCwpLCkpLCkpKSkpLCwpKSwsLCopKSkpKSksKSosKSksKSkpLCkpKTYpLCkpKSkpKf/AABEIAKoBKAMBIgACEQEDEQH/xAAcAAABBQEBAQAAAAAAAAAAAAAEAQIDBQYABwj/xAA9EAABAwIEAwUGBQMEAgMBAAABAAIRAyEEEjFBBVFhBiJxgZETMqGxwfAUQlLR4Qdi8SNygpIzQyU0ohX/xAAZAQEBAQEBAQAAAAAAAAAAAAAAAQIDBAX/xAAkEQEBAAICAgEEAwEAAAAAAAAAAQIRITEDElEEEzJBImHwwf/aAAwDAQACEQMRAD8A8NXLlyBQ5dmSJUCJQUicGIHtepxUbbWVAApCzlfrEKA6phv9MVGneDGx29UPmnWx+akwmJLQWn3XajbxRZpxbK0gCxm5kTYooAJ5M7IpwDr6HcZf2TG0xO3yjpdRUTS3lB6GPVPOU/m9R84Un4eDsfMfupadC8c/iEELKYM975H+VA/DFtxcbjfyR7sKyLwovw1M6OjzKCDyhNlOaCNTImxSFA0hIlCXKgaAlAToStagaQuDU56tuG9kMViH5WU8omC95ysnkHfmPhKhpSuCdhMHUrOyUmOqO5NHzOgXoeC/pjTpQ/E1Gnctc7KyNxOpP7KxHaSlh+7hqbZBIa7KGtDTEddQVm5/DXr8spwr+m9V3ernIIkMbcmbXOytX4DC4MEHK12XQS58xad9efNRcY7U1qggugARlbaZ5nUrL1XEg5is83utcTo7tNxUYizWBobpJvpos4GyYHNHVPFAO38V1xmppzt2mI23THg66JJtbz8uaY6oTqqy65SBKNVzXQVQ9tM7pHM6KxxTG+y77stRsZWgAtIPvSeenqqybIEJXJFyDlyl9gUzIUDU4BKE7IgQBKAlASwoOCe0JA1PaEU4BE06hgA6BDtCkCCY1/4A1UbAZ3XMdBlSuxMjTzUEjK8cvNKwR1+ShbiDfZPFUoqT2fkoy3yS5+cLgZQI2hO50v8AfiVxalPiuDEDCEgpqz4RwWrXflpUX1jMQ0wAToXOg5QJlbng/wDRxwIqY2sylSmzGuBMbF7zAnoB5qW6XTzIm8C5OwuT4ALTcG/pxi8Q7vN9gzMAXPu6+mWmDJ8y1ehmtw7BsDcNR9oW2DoI/wBxc913eQhU/F+1tV/uuya2YSARtfU2tc7LPtf01qD8J2R4fgB33+1rD8zocdpytAhqG4p27EBuGYGZPzOEuGvut0br1WWqYpztQPAKvxmLaz3nBp5an0Cz677XafH8QfUdmqPLupMx4DbyQbahcYElVWJ40J7gJ6ut8FW1uIPdMuI6CwW5ixavMdjGNkF1xyufgq+pjS73RA66nyVfQZJRbQf4WtJtFVJm4nx/ZRu+aMq5cm+b7lDs05Cfj9hVkK5sJqnq0zN01tKVR1JnTzKcK0EaOg6EWPiOS4NJHJo+/NcacNOqAimGljnQA68jx5Dkh6zY0INk0OkJ1Si7LmjuzE9dUEJXJQ1IgvMVwpouwnU9R6pjGuYbtDh4SpsNxdzRenN/uysKHG2bsIMalvNc91vUV7MJQqDQsPQ2n5KOrwBwgtIcDzIHxmIWnwvEaBDbsMGYsIO/mro4ag4XpyHGAW69dNf4WblpqYbeaV+G1Ge8xwHPUeoQ+Qr1R/B2EZQ7KbmDcf2wY6qj4v2Va25Akk3ba/IqzNL42IhPCs6nBSDAcPA7qGvwuozVh8lvcZ1QrWp6SI6eKcQiG2SElKUxFPaU8BMCNwHDqlYxSY6of7WkgeLtB6oRC1u2ieTHnYeOwC11L+n5pDNi6zaVgfZsMvPST+3mj6NelhiDhsO2R/7HXcZ0BJM/FZ9mvVQ8K7DYquA7KaLdS6o0i1rhup13ha3A9kMDhf8A7Dn4qoJsBDJB/S3wnvOOqrcZx+tiP/I5zhNmgZWjybHLeVTYzjlNsh9STplb3iPMWHms81eI2uJ7fOa0U8PTbQY2wytEjwtlHoVncdxt9V2Zxe4/qc4uP/Hl5Qs1iO1jQIp0bke89036Nbb1KpMRxKo89558Aco9ArMUuTYYri1Npmo8A/pFz5tBVZiO1jAIpsLj+p5yjxyi/wAlmms5BL7IrWmd0ZieOVn2L8o5N7vxF/igFJ7JE4LhxqmBYbmJg6x4xJ8k6TsA4JadCei3XCexdEiamZ/dmC4tGoH5ecndQ9pOzzKbXmnTDcsxE7F0G/gs/cm9On27rbJ0afT+ERUEAC3RJTpECDykHWZCkoUHO0ub/BdHMG86qfD4MuILQYIN7flEuuSBYc080Ol9ibeSmpF7WnKRlLcrjoSHkEjnBLQDG1jqgFMH15XhMeIJIb3ZE7kRpB2KlqUzFlG9sR5FUD0qV/v7Cna3Yp9F/eeXGS4T/wAibk+Kie4eZPoohalKNI8TukfUtEnKdtpFpKixTIMTKJ/HONEUxlyg5pgTO9+SoBEm0Ll2Y7H0XINDRgCbC8aqxw7GuFotf+FXYemIhwkTHmRb0Vlw+mRlyi4Nx+ocrri7Sj6XCWPoONRoJzDKYvBETPLdZ9tFzHENcRlJFiR6QtNhnuGZguLOHgToPis72grmjWcQAc0EjQ7ctrpO9GXylZjK8+84xu4THmiB2krAQ7K/oZ9VQO7QWs2/jZC1Mc+qYLoGwmy16s+3w0Lu0LSbsjmGkO/lG4fGOc2dQQNdUFRpgAaSGiw+iIwtQk9F1x8NrnfLoS+k13vMn0QWL4NT/LIMWt8pV9hwCYIjkpfwkkhwls2J2tKn2qv3J+2IxHCnt90T8fhqosPw0m76jWDkAXOHkLD1Wk4hhjScI0IkeWyGfUZU1DfE2Pkf5XO7jckqHAnDU/8A1OrOG9QjL/0Fj5q4qdsK+XKxwptH6Ghscr/yqCphGusx+UjaQfv1QVbhbxrLh6/CVOKcxfU+0LWkl78x3/NPpIKgr9qyfdZJ2c42HgBf4hUzaYLcsXa6Qf7TYtjxg+q03YnsccbXbTByg6uOw1PyS2RNs3jcfWre+4kfpHdb6DXzlB/h/Je3dsP6W0sJR9qx8iQHZgLE6ERqF5ljODtLoDwwfqLXEegXSY319mPab0z4oJxaANgtOzh/DqLZrVq9d/6KbRTb0u6D8UVR7XUqIcMFw+kwkQKjw6o+Dqczo+Z0WPb4jp6/NZ/hvZzEVyPZUajgfzZSG/8AYwD5K6HYL2bR+Jr0aLt2moCekNAklB8Q7VYupapXyD9IfH/5pxPmSq+mKhPdNV0/pp5QfEmFnWV/empcZ+tjMbwzC04ipUqE/wBhaCR/uAMdQFZHgn4V7XS1gLffJdlEiwc6I1j1WbqNDCSWZTzLg8i3Q210lXg4c2qwd6pUIeZL6jntyADLI0JnpupZ/a43+m+wzqdGnnqHK1oDWG52Ba1u7jF0FxemzEYR1amHNGdzCHamznHSREyPIjVV5qZ3sdWaXspsHczZW2EAF9y0GASQJOgROI4q+o9pMNpiAKbRkYABADGTe35iuPrqu+9vN8NRD2zpGoNtxEDU67IzB0hcGWwYEaHz31hR4Wg5sSLRB6xqrOnSaM2xLDl1gukRp5nyK9bxqmvh3Fsj01iD8VJhsKSDJmd+ov5K0pNbBki+07f52QdOsAHtc0gzLXAg+AidCd/gVUB4mkRp8vmh3wSCi6jSROx9UNtERdAFiHQfvRPpszRoBrA181NWoAi6Cq91wItb/KIKq0QRdBPtopPxTjaPgoXE7qjmvgyuStpz4JUGi4dXgCfylyuOEkiQRFpBm8bqmwg1FzIOg8vorzh7CIcDA9nMH+3X5rlXSLTB04ykxIcWuO4Dvd+KyvbPDFh0MyRPS5W1qCC4CRLc0bS37+aqe2WFmmKmxEz4aqTtb084bSJ0Ct+HcGOrnBs6fyonDn6furovzMs2e7bbwC3ldM4Y7dRq8tLa62tP8K14bQnUIPB0BLQf0CZ566rQ4GgWgPc1wBuCWkBw5tJEEL7vgw3hMvl8Tz56zuPw13AuxntKPtT7oBP+EE/hwDHN1kyDH30Vzgu0hFD2QmCO9y6+CGo4lgBfUcGsZHiSdgJus4+P8rl/ouXk6mLG9s8N7OlzNNrXHzs75/BYjD8QY9wFxPS09Vs+3HFQ6lWcbe0hrAdYMAT5SV5xQpOLhkJzbQb9fkvkeaT2r63it9Y9cqUGVeH0KjWhrmh1N2UCM1M55IGphx9AsPxOr7OqRMSAR1B6K/7C8Vc6i6k5189xY302MAlpHP3VUdveHEOY8Dct+o+RXlx4y1Xpy5x3FbTxgBB35jVarsjxl1Kpma7KQZzRHw38F56yQrTF4t2Rj8xGb3gDGkadNV11N8xxu7OHqHFO22Kxj202w7IbNYyBMe8+XHY7m06GyyPaDB1y4+0cSGFufKLMB0lxidjAAU/ZKrTA1qSTY03tbDSBkOUjvS6QROw85zxLulz25wXGRn0fFyQQQQRoehvsp9zKT1x6dMfFh+WXbF9xpOY1C6TOQMaCZ2MOMJj8Uw6Uj/ze+p8DlA9EvGsJ7NxuRJ92ZyyAQD1ghVZWu2Lwsfxzh7sNHIZG/IT8VBUxjjq4HxLnfNCtap8bg3Unlji0kbtcHNM6FrhYjwTSbojDAl0azAiNc1ojzC3XAuGewY9rgMwhpvMQ4epgQfNUvZHghBFao2RoGkbfq8RFlf8AaDiTMPTBLhJ91oF3dQOSzeXTHjkW6rTLbxINt77W1VpwTsc+oDUrtcKZaSA9uV9Q2/JMsYMwEG7idgJPf0t4XTrNGMN3Z3hrHAENAMZur952Fuq9F4qwuJMXyEA8jLSfXK0+S89urp2nT5yw+Gf3oIIBJG2miNxFKQ2YGaNxbaR1vqoMRhXGo8RAD3iSdCHEaHwU9CmDBJ94bZu64G4NraEr1R5ldTxosKkMdsSIDv2PRS16GfMQ0AtYCTJuBGkanvDlv5k4jDBwcCAQRHebOhkQdvJVDuIOBioMhiDezo3b8PsKoKfJEx5BV9QyRbfVFvryAQRB5X+KGxuHOQOab+OkeSIbWYRroh6tMHrCb/8A07Q4G3zTRWMaa+aob+GG1vNRFhNtuam/FN3B+Cgdib2VRzTlOllyY6oSuQXfDXe73ovB8P2WgGMbTIBcIyug7GSLAC/NY2nWMRMBSCtyklY9WpdPUeE41tY1vZmSKbW3EGHHUTtY36IzE8OFXBgx7uZk/wC4GJHjCxfZvGij7QuzVX1WBsNFmwZAkkT4jyVxR7UuEtIDQQBlbLnGIv6hc7LLw6yyzlj6uHIaJ3In6oyrVgZQm8TaXVHxZuYkAi4zXFukx5KDD4hpDZ1+S1eYzjdVb03d4Ebhp+EfRXjO0FU4dtAuBpU3FzREuBO0/pm8cyss2vkDc2hsDI11y/OPNEMxF19/6XyY5eLH+nwfq/Hlj5cvi/8AWmwvEY5mR5E8iRpZR1eIONNznwIkhoGkXgb6J3ZHgdfG1HMpRkEGpmeGt1kCPzG3Jaztf2CdhqBq08pbTbLg6p3rC5bLBJtpPqvmfU/UZfdtxt4fU+l+mx+1jMtbrxPtPxJ9SrldYM0bN5N5d1VbQrFpkGJseoOoXcRYRVfM+8ddb3uoxovPbvl11rhqex1bJiCBoQCB4a/MLX9tsGH4ZxAu2H+lyB5Bef8ADsTkqUng2nKfA2/ZerjD+2w/O0RESCdOq45cXbvjzNPG3DVXeAwLalFoeL7HTcqoxFEscWnVpLT4tMfRWPAa7oIJ7o06bn5hdNbculnT4QMPl9nUz5vey7An4kfVbTsbwmjin1C5pDKbW5myCSSTGV2wgFZACVZ8F4xUwpeaRb3wAQ4ZhYyDEjmfVc/Ljlcb6dt4Wb1eml7VdjcNXw7zRo+zqtGZoYT3iwEZXAmDI7oPOF47isCWX1Hy8V6ae19YuzZaYAqB5aAe9GjXmZIBh1ou1vgqPEYdtWu+oWhoe7NlboJiYPUyfNY+nwzwx1nW/Lcbf4xi8Fgn1XhjBLj6DqTsFtODdkKTCDUOd0i+jRPIb+JR1Cm2nZgDReQBF7XPMqSrjABOg5r0OQ3tJxenhqZyxaw+kDmvN8Hha2OrZQZNz3iYaCbx5+qs+JYI4l5d7T/TtkAv/u8bzfoj+AcHFF+YOgwYJ35CN91jqNflXpf9LcC6hhnUHuDsryARoGuGaPGXFbepmzWiDmk9W+z/AGPosF/TqrDaw3FVpPXM11x5hb6o8tBA2cZEcx8+/wDBeXLu7d5xHifH8MKWNxFMFpmo54gzAeS6COdyqfH4O8tJl8y0GBaIMbbjnon9tKrn4+u4VD3KpaIIIAEBwEXsZttcKCkHFomJG/8AGq9ePUcMuwFSo+crc7DO7gb8twU7FYIOYA8yYtaCNPJQYuqabzmMB3QmCNCOR20Q7uL21B8QfoFpgL3qLoJlh+/Io5rojvAg7SSgKmPzWIj75FMpVo0P34Ksj8YykQ0tMncFth4HdVVCrlMdUQKw578kNWN51QEvpizvXzUdeiNdF1CuIggmyjqmNLtOnRUROEGxXLnGVyCeiLo6k1VtJ6sKL56KCwwlQgyXx4IwPv3O6P1HU/VVtI8gB1KPwVN1QnIx1Yt1DRYeJ0Wa1HVAGtdUAdDXNlzjOYvMOI6A+Cra93Esi+rXaTzC0HHuC12Uy6q5rWGn7QMZcWkAOcRcyNvis37SBbbpNimPJlwc9tZwLO6QdRM/ZUFLH1KRyu7wHX5FNr4+NJ++aNwDw4Rt4a+q645XHnFjKTP8nUe0OQ5qbqtN3NjsvhN4PooeJcfxeI7tWtWqAflJcR0kCyv8Lw5ouGj0ErV9mOJNDKmHfEGHNaQASZOcNMXMEHXZY8udv8rG/Hjr+MvDzfj2FdkpVXDK57YcIgy3RxHUH4KqaFv+2mGa9kjVsW6afULFCksY3cXOap9Ns0yNx/kL17spjPa4ZrotlDpOzrHbkvLMFQcScrS4aG2nidlvf6fYjI00jeCYG8G9vl5LHk6b8fbKdr+Gubi3wLOhwPiIPxB9ULgaOQEHe8rU9t6feDgLyW/t9VQmn3jbfToLD4Bawu4znNU+jX2lG03W+qCOHDtQCon8NB0c9vg8/Iroztbt0j7+9FK1sFZbGYbEMEtqOcCbDf8AlDtr4s2l/wAB8VDbTcT4m2mJcY6bnyWffiziT33ZKQNmzd3iuw3AHEzWMnlM+p9VV8RwuWo4NEAG3oCg0VLFU2ANa5rQNO8PNB8W4i4OY2k+S4A22k90NKomYZzphpMcgrXs/hxLy4Xa3M2di1wMpeFlvTe/004lUpVK7MRmBd7JzZcDrmAjrbTqvVcLjSc+abuiP05BSBA8cx9F5V2YrgY53dkuoE3vLmPZEcrPctxT4l3S7m9xvFpZmaBfQZB6rw+S87evCbmnmfbshvEcTEXc1wj+6m036zPqqX8WW6GN+Y6qw/qQ7/5B0mAabBm3MSJtzifRZ32zm2Nxsb/4Xrw5xjy58ZVPisQ50Gc3lPzKEqtkTF48FPUkNIFiYvFrIQVCLH75wtsIqtPko6TdpgqSo6VCSZstIUtMwuyieSQvkpgN0Di4jdI55OqVxCbCBFyUpEDmFHYelUMkNsBJmyjwbgCJ0m6tG4gCQDYkT4DRZtUXw/gmaDVJM/laYGnPXktjSrNa9rWZabGsEtb3QSbAjlGt+ay9HEy0AusNIt5z4Kc15ETJiJN/ErN5bnC47S8TFSiKeoyvY6Ikkn/Tyz0M+awuHqZTIjzutLVpRlcDe3jEXnrbVZJj4t1PrKYpl2sQ4G8Xn7hObhyO80GfghadZXfDMdTZE9503YRtzn6LXTPYzBhxAMa8lbUeAOqXhogTcmfLqohj2HQBsegU1DHTo6Qs+zp6wPxHBOLcroMgjMDeINiI57rE5IN/RbetxMAEuuAHT5AmVk8fSy1XjaZHg4B31+CmPFM+YsOB8X9i0tyF0kkGY20NtFYdnarvbybBwkR0n9/gs+wff+UdgcWW1aZnRwb/AMXd23qlx7ZxyaTjdD2tpjKAfiCqOnQIMG/otYaPek3DgRtv7uio8Jh3HUAEnc6X6LOHEdPJyENOPJRg/f1V1jeB5QCajSSNBaOmqCGHEwDPONut1125aB0qBdfYWHXmfp6ol9ENifuP5R1OmAPAfXRMpVW5sz7NaLGJk+G+6i6VbpmfvzVZWp5rgC5MHnFkbxl3tHinSJbu8y7ut2HO8z5KSjSp02gZgQNI6IgTDYVzCJjKbx1SuweWqXDR7XNPQx/CMqOaSC4OLWmZE25TG0oiowOEtAIItr5Qfqs1qJMFiwyvQeLZqbx4yGuM/wDX4rRVOL90AG0Nk792Rt/y8li2UiG0SSe6SCI0OR7T8QFY0sWTLQdnX3iY+vxXnzx29Hjy0qu3df2mJzH9EejnQs097mjpyjn1V32mqzUB17v1n6qle6wnyXp8f4x5vJ+VMOIkb+B/dQ5r3lPe25uonMW2CuTSQmlKCFQi4hcQkQclJSLkHLly5BJSR1J400gfcKvYUUx+ilVd8KptM5jtziUTWoOpgEggHSdwbeap8O+NNRcgo+lULnNLpP6byBCwo6i43nW0dL6fFZ3G4fLUeB+o/urunXOoOxk89vSx9VVcUf8A6hPMAq4lD4cEmN1ZAZLnVVuEdL7GOvzR1eo1pscxjz8grWRzarnNucrfKSiMPj40kDZVFFxOt+mw8UmK4iGTBDnKaa2fxbGFzsoJhrST1P5R63VtxhoBpOeCHOpNBiPy9Db8yy+FrZnAfme8SekrYdoaudrSPy2Sion9IMDnFx4KWlSz90uDJ3JgN6yhWOJR+GcwCHFveFiRpB/Vt4qstdjeND8PTIjM+xI2iMxB81U4auL3Q+EyOYKRIDSZDpEieX7IGrV9nUcxxHcMaG/IjyUkat2vm1RHKfX76qN1cNPdtaP5VSMfySjEqosRiHE+zbedS7qeca+CgxxLX5Q5r3xDAARtsDy3JQlGtldMm/mj8PXmzQ49YE9YAKi7dhuFVAMrnA5jJIpgmT/dcx06ITFcIcySYcOc3/ZHYqqGmxJIjvSbg8hsIUdXHNiI8Z06eKCmewtu0/EfJG8ExRLnMOpuBzkwY+aZiMNJ1sOXwUDqMHMCAbZehHNLE2suJ4Wo0tJ09oy3O8GOeq4UCKu0QfSW/W6AxXHnOytcL52CdveF+auajwTN9Pg5c8sXXDJmu1DO9T2IzfEiAqVx5/fNWnHnkkE9foqsNn/K6Y9OeXZrxKZFkpOv38UmZbZRkJqeTKa4IEKRSFxtNwLKNBy5cuQcuXLkHKWmVEn0ypQY2pbrKLp1LXtsq5jtEQyrBUVZiuCD4gR4fZQHFj7pjSR9QpqDpBjWZ9LqPiFPM08wZ+CCqY+DKNoYxgHeaS74FAkQkWkE18c53Qcghk5rZUoZZBcdncK0OD3XI06HwR9bEXM6FVOFxBAEb6+ClxFUGIP34LCm4fiLmGYa4wROwkETHOCpK+IpO91uUNY0e8XZ3fndJAyg2t0QFU8uf8rn1DBA1Ig9VrSCqb8swR8bqd1b2kbO+HgVVU3zY6qUPIQEjEFpIO335qVuK3Qb6mbXXnvfVQ+0IQXAxS78SdiqltZPFZNC9ocUEFr5MixOxtc76A+oUT8XN+Xy6KlqVkRnhAf+KIMmb+ic695lVZqp7K0eCB1Uxv8AHqr99YhjXbE/LX4R6LN1q0/4R7a3dH3t/HwWbGpQ3Gq12xyP0VUahGqK4i/T78EDK1Gakc5NeQkBXEbhUc0pzUxrk9h3UoQtAKQsSZ09zRCCJclSKjly5cg5KCkXIJGPRDHBCKel9FAZSqW8fpdOrPsef3CEpoh/0UFa50rgEinpjuFaDWFPULNUQzRQTYS4hEimSZNkFQN0fTN2/eygFrtumQpa+vkonbKwRvGiko1A6xsdimH6JrvdaqJXtIN0hCIf/wCJh3uhhqgRlI84HWy7IVIFxKBrKcGSpTUtBQ5Kc5o5KB/mllRuYOQQznKgwlFU390IGmVLSN1KGYwyg0XitkOUgfSEqTEYfKEuB1RnEvdHiVNinSgpFy0OTsyauQKUiUpEHLkq5B//2Q==&quot; style=&quot;width: 180px; height: 103px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نبود جامعه مدنی گسترده و پیشرفته بخصوص در عرصه احقاق حق کودکان چه تضمینی وجود دارد که مدیران و مسئولان سیاسی منطقه دارای کارآمدی لازم باشند. کودکان و بخصوص کودکان روستایی، آنهم در نقطه&amp;zwnj;ای دورافتاده و مورد تبعیض دارای چه منزلتی در جامعه به شدت طبقاتی ایران است که مدیران خود را موظف بدانند که حقوق آن&amp;zwnj;ها را ادا کنند؟ همچنین چه عواملی تضمین می&amp;zwnj;کند که مدیران سیاسی و اجرایی منطقه منابع را در چارچوب مناسب استفاده کرده باشند؟ در نبود جامعه مدنی، احزاب و رسانه&amp;zwnj;های مستقل البته طبیعی است که مسئولان بدون احساس خطری آنگونه که می&amp;zwnj;خواهند و نه آنگونه که شهروندان می&amp;zwnj;خواهند منابع را به&amp;zwnj;کار بگیرند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نخست آنکه بالاخره معلوم نیست زنجیره مسئولان و مسئولیت نهایی این حادثه با کدام نهاد و مدیر است. یا معلوم نیست چرا اعتبارات عمرانی که باید برای نوسازی مدارس به&amp;zwnj;کار رود صرف بریز و بپاش می&amp;zwnj;شود. این مدرسه در ساختمانی غیر استاندارد تاسیس شده که اجازه ورود آتش&amp;zwnj;نشانی و آمبولانس را به مدرسه نداده و پنجره کلاس&amp;zwnj;ها با نرده&amp;zwnj;های ضخیم چنان پوشیده است که فرصت فرار از سانحه را از کودکان گرفته است. در جریان حادثه مسئولان مدرسه به&amp;zwnj;جای تماس با مسئولان آتش&amp;zwnj;نشانی خود اقدام کرده و در حالی که کلاس فاقد کپسول آتش&amp;zwnj;نشانی بوده است، برای آوردن کپسول وقت قابل توجهی را صرف می&amp;zwnj;کنند و کپسول آتش نشانی نیز از کارافتاده یا دست کم ناموثر بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سایت شفاف نیوز آمده است: &amp;laquo;در صحبت&amp;zwnj;های حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش طی این روز&amp;zwnj;ها در مجلس و رسانه&amp;zwnj;ها، هر روز نامی به عنوان مقصر این حادثه دلخراش شناخته می&amp;zwnj;شود، معلم، مدیر، سرایدار مدرسه و حتی بخاری ارج! بخاری که شاید بتوان آن را استیضاح کرد تا بلکه استعفا بدهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین در رسانه دیگر چنین ادعا شده است: &amp;laquo;بر اساس مستندات جمع آوری شده توسط خبر آنلاین، برخلاف اظهارات مسئولان آموزش و پرورش و ادعای آنان مبنی بر استاندارد بودن بخاری کلاس درس شین&amp;zwnj;آباد، ماموران سازمان آتش نشانی پیرانشهر پس از عملیات امداد&amp;zwnj;گری خود گزارشی در محل حادثه نوشته&amp;zwnj;اند که به طور مشخص و کاملاً شفاف نشان می&amp;zwnj;دهد نقص فنی بخاری به دلیل خام&amp;zwnj;سوزی باعث آتش گرفتن کلاس درس دانش آموزان شده است.&amp;raquo;(خبر آن لاین)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پاسخ به این ادعا، رحمانی مسئول روابط عمومی خدمات پس از فروش شرکت ارج در گفتگویی این تئوری را بسیار مضحک دانسته و ارائه این فرضیه را راهکاری از سوی مسئولان مربوطه جهت فرار از بار مسئولیت دانسته است. به گفته این مسئول، &amp;laquo;چگونه می&amp;zwnj;توان شرکت ارج و بخاری را مقصر دانست که سال&amp;zwnj;ها است دیگر تولید نمی&amp;zwnj;شود و چندین سال پس از تولید آن هنوز در مدارس استفاده می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo; (ندای سبز آزادی)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گویا فرسوده بودن تجهیزات گرمایی این مدرسه از چشم مسئولان دورنمانده بوده، اما نصب و استفاده از تجهیزات جدید با موانعی مواجه بوده است. مجید بوجارزاده، سخنگوی شرکت ملی گاز با تشریح دلایل عدم گازرسانی و علمک&amp;zwnj;گذاری به مدرسه آسیب&amp;zwnj;دیده شین&amp;zwnj;آباد پیرانشهر اعلام کرده است: مطابق اعلام شرکت گاز استان آذربایجان غربی این کلاس درس از کمترین استاندارد و ضوابط ایمنی برای گازرسانی برخوردار نبوده و از این رو بر اساس مبحث ۱۷ نظام ملی مهندسی ساختمان عملیات گازرسانی به این واحد آموزشی انجام نشده است.(خبر آن لاین)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رسول خضری، نماینده حکومتی پیرانشهر و سردشت نیز گزارشی ارائه می&amp;zwnj;کند تحت این عنوان: چرا کلاس درس کپسول آتش نشانی نداشت؟ او نوشته است: &amp;laquo;بخاری کلاس نفتی بوده است و دیروز نفت آن بیش از میزان لازم بوده است؛ یک بار بخاری خاموش می&amp;zwnj;شود و معلم از سرایدار می&amp;zwnj;خواهد که بخاری را روشن کند اما چند دقیقه بعد دوباره بخاری خاموش می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در ادامه نوشته است: &amp;laquo;سرایدار بخاری را روشن می&amp;zwnj;کند ولی چند دقیقه بعد از رفتن وی، بخاری دود می&amp;zwnj;کند و معلم کمی دستپاچه می&amp;zwnj;شود؛ او به جای آنکه دانش&amp;zwnj;آموزان را ابتدا از کلاس خارج کند، سرایدار را صدا کرده و به همراه وی، تلاش می&amp;zwnj;کنند تا بخاری را بیرون ببرند اما بخاری سنگین بوده است. معلم می&amp;zwnj;رود که کپسول آتش&amp;zwnj;نشانی را بیاورد؛ نفت اضافی روی موزاییک&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;ریزد و از سویی باد شدید آن روز، باعث می&amp;zwnj;شود، آتش شعله&amp;zwnj;ور شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رسول حضری افزوده است: &amp;laquo;شعله به دست، سر و صورت کودکان آسیب زده است؛ بچه&amp;zwnj;ها به پنجره کلاس هجوم می&amp;zwnj;برند که متأسفانه حفاظ&amp;zwnj;های پنجره طوری طراحی شده که امکان خروج دانش&amp;zwnj;آموزان از پنجره نبوده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRhOhwHgd_TZUzBKUb5evYh7phWEzQ56yujrw-OI_MIXTieSlqM&quot; style=&quot;width: 180px; height: 120px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناکارآمدی مدیریت ریسک در همه زنجیره حادثه منتهی به آتش سوزی نمودار است. رسانه&amp;zwnj;های محدود در خودسانسوری یا سانسور اما مشکل را یا در ساختمان فرسوده یا بخاری از رده خارج شده و یا کپسول آتش نشانی خالی جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین نماینده حکومت می&amp;zwnj;پرسد: &amp;laquo;یکی از نکاتی که برایم مطرح بود، این است که این کلاس ۳۶ دانش&amp;zwnj;آموز دارد و چرا این همه دانش&amp;zwnj;آموز باید در یک کلاس باشد؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او همچنین یاد آوری می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;از سویی مسئولان مدارس باید دوره&amp;zwnj;های مدیریت بحران را آموزش ببینند تا در حوادثی اینچنینی، ابتدا دانش&amp;zwnj;آموزان را از کلاس خارج کرده و سپس اقدام به خروج بخاری از کلاس کنند.&amp;raquo; (خبرگزاری فارس)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ناکارآمدی و نبود شفافیت در استفاده از بودجه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نابه&amp;zwnj;سامانی استفاده از اعتبارات و بودجه یکی از عللی است که برخی از نمایندگان حکومتی مجلس هم به آن پرداخته اند. جواد جهانگیرزاده، یکی از نمایندگان مجلس اظهار داشته است: &amp;laquo;بودجه تجهیز محیط&amp;zwnj;های آموزشی هزینه شام و افطاری شد.&amp;raquo;(خبر آن لاین)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عبدالوحید فیاضی، یکی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات اما مدعی است: &amp;laquo;مشکل عمده این است که آقای وزیر وقوع این اتفاقات را طبیعی می&amp;zwnj;داند و تقصیری را بر گردن نمی&amp;zwnj;گیرد در حالیکه وزیر از نبود اعتبارات برای تجهیز مدارس صحبت می&amp;zwnj;کند اما شاهد ساخت ده&amp;zwnj;ها استخر در استان&amp;zwnj;ها برای فرهنگیان هستیم. (خبر آن لاین)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطالعه سطور فوق نشان می&amp;zwnj;دهد که حتی رسانه&amp;zwnj;ها نیز با تمرکز بر علل سطحی و ابتدایی سانحه که غالباً سخت&amp;zwnj;افزاری هستند از علل اصلی و نهایی سانحه یعنی فساد مدیریت و در نتیجه ناکارآمدی مدیریت ریسک غفلت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب، ناکارآمدی مدیریت ریسک در همه زنجیره حادثه منتهی به آتش سوزی نمودار است. رسانه&amp;zwnj;های محدود در خودسانسوری یا سانسور اما مشکل را یا در ساختمان فرسوده یا بخاری از رده خارج شده و یا کپسول آتش نشانی خالی جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پایه و منبع ظهور سوانح و حوادث&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;براساس مدیریت ریسک، هیچ سانحه&amp;zwnj;ای تصادفی و ناگهانی نیست. بلکه بستر و ریشه حوادث به شکل ساختاری و نهادی وجود داشته و این بستر است که پایه و منبع ظهور سوانح و حوادث هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRODJ2pOCXyNuDcrLFDw9c-j22bUgjOzRonOvPhuP3mTxHbSKPNBQ&quot; style=&quot;width: 180px; height: 120px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزایش سوانح پدیده&amp;zwnj;ای تصادفی و ناگهانی نیست، بلکه محصول ناکارآمدی مدیریت ریسک است که طی یک فرآیند پیچیده فراهم آمده است. کاهش حوادث در جوامع پیشرفته نیز تصادفی و ناگهانی نیست، بلکه محصول تلاشی فراگیر و پیوسته در بهبود مدیریت ریسک و سازوکارهای وابسته به آن است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وظیفه مدیریت ریسک هم شناخت و مدیریت پیشگیرانه همین عوامل ساختاری و نهادی است که در پسزمینه هر سانحه وجود دارد. ریسک و سوانح همچون کوه یخی هستند که بخش بسیار کوچکی از آن پیدا و بخش بزرگ&amp;zwnj;تر آن ناپیداست. وظیفه مدیریت ریسک نه فغان پس از سانحه که نگاه بلندمدت برای کشف این سرچشمه پنهان و نهادینه سوانح است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدیریت ریسک شاید جوان&amp;zwnj;ترین شاخه مدیریت باشد. این شاخه از دانش مدیریت جزئی از دانش عمومی مدیریت اقتصادی بوده که در سه دهه اخیر به تدریج به شکل دانشی مستقل تخصصی مطرح شده است. هدف اساسی این دانش شناخت اسباب و عواملی است که حوادث و سوانح غیر مترقبه را باعث می&amp;zwnj;شوند و تلاش برای افزایش مدیریت بر این حوادث و کاهش آن هست. مدعای این دانش این است که با کاهش ریسک ارزش موسسه&amp;zwnj;ها افزایش می یابد و بدین&amp;zwnj;ترتیب ارزش افزوده و رشد اقتصادی میسر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدیریت ریسک دانشی میان رشته&amp;zwnj;ای است که از دستاوردهای علوم دیگر استفاده می&amp;zwnj;کند تا با بهینه کردن مدیریت از سوانح کاسته و کارآمدی استفاده از منابع را بهینه کند و ارزش منابع را افزایش دهد. افزایش سوانح پدیده&amp;zwnj;ای تصادفی و ناگهانی نیست، بلکه محصول ناکارآمدی مدیریت ریسک است که طی یک فرآیند پیچیده فراهم آمده است. کاهش حوادث در جوامع پیشرفته نیز تصادفی و ناگهانی نیست، بلکه محصول تلاشی فراگیر و پیوسته در بهبود مدیریت ریسک و سازوکارهای وابسته به آن است. تمرکز مدیریت ریسک بخصوص در عرصه کلان عمدتاً متوجه مدیریت تاثیر مناسبات قدرت روی توزیع منابع است. استفاده کارآمد و مطلوب از منابع نیز متاثر از رابطه قدرت میان مدیران و موکلان آن&amp;zwnj;ها یعنی شهروندان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پیش&amp;zwnj;فهم&amp;zwnj;های اساسی مدیریت ریسک&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از پیش فهم&amp;zwnj;های اساسی مدیریت ریسک یکی این است که ریسک و سانحه در همه جا و همیشه وجود دارد. اگر وجود ریسکی احساس نمی&amp;zwnj;شود به این دلیل است که خوداگاهی از آن وجود ندارد، و الا جهان ما جهان ریسک و سوانح است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTGfUU19lG-vzefY603e6FnBybr1AV_p3WI7dCgq8VBa2ru3_y5_g&quot; style=&quot;width: 180px; height: 108px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شفافیت و گردش اطلاعات سهم قابل توجهی در مدیریت ریسک دارد. بنابراین حتی به فرض دسترسی به منابع مالی و بودجه لازم بدون شفافیت و گردش اطلاعات موثر، مدیریت ریسک بهینه نخواهد بود. مسئولیت اساسی در مدیریت ریسک با بالا&amp;zwnj;ترین سطوح مدیریت است که می&amp;zwnj;بایست به طور مستقیم و شخصاً پاسخگو باشند. عزل و نصب مدیران سیاسی و اجرایی نیز تابعی از توانایی آن&amp;zwnj;ها در مدیریت ریسک و این پاسخگویی است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس پژوهش&amp;zwnj;هایی که در عرصه مدیریت ریسک شده است، معمولاً جمع کل هزینه&amp;zwnj;های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پیشگیری از سوانح کمتر از هزینه&amp;zwnj;های پس از وقوع سوانح است. ناکافی بودن منابع علت اساسی سوانح نیست بلکه استفاده نابه&amp;zwnj;جا و ناکارآمد منابع است که مشکل&amp;zwnj;زاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقدامات پیشگیرانه می&amp;zwnj;بایست نظام&amp;zwnj;مند، جامع و پیوسته باشد. در غیر این صورت موثر نخواهد بود. فرایند مدیریت ریسک فرایندی پایاست و هیچگاه آغاز و پایانی ندارد و همیشه ادامه دارد. در همین فرایند است که توانایی مدیریت همه افراد و گروه&amp;zwnj;هایی که به نحوی با ریسک سوانح ارتباط دارند ارتقا می&amp;zwnj;یابد. سرمایه انسانی یا همین دانش انباشته مدیریت ریسک از عوامل مهم کاهش سوانح است. بنابراین ناکارآمدی مدیریت ریسک یک امر سازمانی و اجتماعی است و نباید آن را تنها به امری فردی تقلیل داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شفافیت و گردش اطلاعات سهم قابل توجهی در مدیریت ریسک دارد. بنابراین حتی به فرض دسترسی به منابع مالی و بودجه لازم بدون شفافیت و گردش اطلاعات موثر، مدیریت ریسک بهینه نخواهد بود. مسئولیت اساسی در مدیریت ریسک با بالا&amp;zwnj;ترین سطوح مدیریت است که می&amp;zwnj;بایست به طور مستقیم و شخصاً پاسخگو باشند. عزل و نصب مدیران سیاسی و اجرایی نیز تابعی از توانایی آن&amp;zwnj;ها در مدیریت ریسک و این پاسخگویی است. آموزش و تربیت مداوم مدیران و عوامل اجرایی نیز از دیگر شرایط بهینه شدن مدیریت ریسک است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عرصه مدیریت ریسک، تحقق شرایط معینی را برای کاهش ریسک لا زم می&amp;zwnj;دانند؛ از آن جمله است افزایش تقارن اطلاعاتی، کاهش کشمکش منافع سیاستگذاران و مدیران با موکلان آن&amp;zwnj;ها، کاهش انگیزه مدیران و سیاستگذاران برای تغییرات رفتاری. بنا بر فرض اساسی مدیریت ریسک از آن جهت که اطلاعات و منافع مدیران و سیاستمداران الزاماً با اطلاعات و منافع موکلان آن&amp;zwnj;ها یعنی شهروندان یگانه نیست، به همین دلیل هم حساسیت آن&amp;zwnj;ها به سوانح و هزینه&amp;zwnj;های آن نیز یکسان نیست. برای ممانعت از مسئولیت&amp;zwnj;پذیری مدیران می&amp;zwnj;بایست موکلان آن&amp;zwnj;ها یعنی شهروندان بتوانند بر آن&amp;zwnj;ها نظارت کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نظارت بر عملکرد مدیران &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لازمه نظارت بر مدیران، البته دسترسی عموم به اطلاعات، چگونگی مدیریت آن&amp;zwnj;ها و همچنین کنترل شیوه مدیریت آن&amp;zwnj;ها بر منابع عمومی است، اما جهان ما جهان نسبی&amp;zwnj;هاست. آنچه در جوامع توسعه نیافته معمول است، غالباً خلاف این امر است. وجود عدم تقارن اطلاعاتی (یعنی نابرابری اطلاعات مدیران و موکلان آن&amp;zwnj;ها)، عدم تقارن منافع (یعنی ناسازگاری منافع مدیران و موکلان آن&amp;zwnj;ها) و ریسک تغییرات رفتاری (یعنی تغییرات رفتار مدیران در پیش و پس از انتخاب یا انتصاب) از پدیده&amp;zwnj;های شناخته شده&amp;zwnj;ای هستند که ریسک سوانح را افزایش می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ1EBqPZMvWvV4UxjYvSIQiRgwtBgy8iz8vWb69ZofHbL1ZiH67&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدیران سیاسی و اجرایی همانند غول چراغ جادوی علاءالدین تصور می&amp;zwnj;شوند. این غول آنگاه که بوسیله علاءالدین آزاد می&amp;zwnj;شود، دیگر از کنترل او خارج و بر خود او مسلط می&amp;zwnj;شود و بر او حکمرانی می&amp;zwnj;کند. بنده به سرور و سرور به بنده تبدیل می&amp;zwnj;شود. وضعیت مدیران سیاسی و اجرایی نیز چنین است. تاز زمانی که انتخاب یا منصوب نشده&amp;zwnj;اند نیاز به کنترل ندارند و حتی قابل کنترل هستند، اما به محض تکیه بر سریر مدیریت از کنترل خارج می&amp;zwnj;شوند. چرا که رابطه آن&amp;zwnj;ها با موکلان&amp;zwnj;شان دگرگون می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح آنکه مدیران سیاسی و اجرایی همانند غول چراغ جادوی علاءالدین تصور می&amp;zwnj;شوند. این غول آنگاه که بوسیله علاءالدین آزاد می&amp;zwnj;شود، دیگر از کنترل او خارج و بر خود او مسلط می&amp;zwnj;شود و بر او حکمرانی می&amp;zwnj;کند. بنده به سرور و سرور به بنده تبدیل می&amp;zwnj;شود. وضعیت مدیران سیاسی و اجرایی نیز چنین است. تا زمانی که انتخاب یا منصوب نشده&amp;zwnj;اند نیاز به کنترل ندارند و حتی قابل کنترل هستند، اما به محض تکیه بر سریر مدیریت از کنترل خارج می&amp;zwnj;شوند. چرا که رابطه آن&amp;zwnj;ها با موکلان&amp;zwnj;شان دگرگون می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه عاملی این دگرگونی را توضیح می&amp;zwnj;دهد؟ نخست آنکه منافع و مصالح این دو گروه یعنی مدیران و موکلان آن&amp;zwnj;ها ناهمساز و حتی&amp;zwnj;گاه متضاد است. دوم آنکه به محض تکیه مدیر بر تخت قدرت، رابطه میان مدیران و موکلان نابرابر شده و مدیر بر موکل کم یا زیاد مسلط می&amp;zwnj;شود. سوم آنکه موکلان و شهروندان قادر نیستند به سادگی به همه اطلاعات لازم که ناظر بر شیوه مدیریت است دسترسی داشته باشند. به دلایلی که آمد نظارت شهروندان یعنی موکلان مدیران بر آن&amp;zwnj;ها دشوار و&amp;zwnj; گاه غیر ممکن می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عدم تقارن منافع&lt;/strong&gt; - منافع مدیران می&amp;zwnj;بایست در گرو تامین منابع شهروندان و یعنی موکلان باشد.[۱] مکانیسم سازمان و مدیریت باید به گونه&amp;zwnj;ای باشد که نقض منافع شهروندان به طور مستقیم به شکل هزینه سیاسی و مالی در سبد هزینه&amp;zwnj;های مدیران منعکس شود. مثلاً به محض تخطی مدیران سیاسی یا اجرایی از قوانین و مقررات این امر به شکل عزل یا کاهش درآمد به شکل کاهش درآمد یا رتبه اداری به شکل هزینه به سبد هزینه&amp;zwnj;های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن&amp;zwnj;ها منعکس شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عدم تقارن اطلاعاتی&lt;/strong&gt;: هرچه شکاف اطلاعات میان سیاستمداران و مدیران و موکلان بیشتر باشد امکان سوء استفاده از منابع قدرت و اقتصادی بیشتر می&amp;zwnj;شود.[۲] بنابراین برای مجبور کردن مدیران به تامین منافع موکلان و شهروندان می&amp;zwnj;بایست اطلاعاتی که در اختیار مدیران است برای شهروندان قابل دسترسی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر چه دسترسی شهروندان و رسانه&amp;zwnj;ها به اطلاعات مربوط به تصمیم&amp;zwnj;گیری بیشتر باشد امکان سوء استفاده از منابع کمتر و امکان نظارت بر مدیران بیشتر می&amp;zwnj;شود. مثلاً شهروندان باید بتوانند به مدارک مربوط به چگونگی بودجه&amp;zwnj;بندی منابع مالی و همچنین چگونگی خرید کالا و خدمات از بنگاه&amp;zwnj;ها یا استخدام و عزل مستخدمان دسترسی داشته باشند. این مدارک و اسناد رسمی هستند. بنابراین دلیلی وجود ندارد که رسانه&amp;zwnj;ها یا شهروندان به آن&amp;zwnj;ها دسترسی نداشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عدم تقارن قدرت&lt;/strong&gt;: هر چه عزل مدیران دشوار&amp;zwnj;تر باشد، قدرت آن&amp;zwnj;ها در مقابل شهروندان یا موکلان آن&amp;zwnj;ها بیشتر است.[۳] طبیعی است در چنین شرایطی امکان فساد مدیریت بیشتر است. برای کاهش قدرت و در نتیجه کاهش فساد مدیریت مدیران دو نوع نظارت درون و برون سازمانی ضرورت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وجود تکثر سیاسی در جامعه و بالتبع تکثر درون سازمان&amp;zwnj;های سیاسی و اداری قدرت مدیران را کاهش می&amp;zwnj;دهد، اما این امر هرچند ضروری است، ولی کافی نیست. نظارت برون سازمانی به شکل نظارت جامعه مدنی و بخصوص رسانه&amp;zwnj;های مستقل مکمل شرط نخست است، اما باید توجه داشت که فساد مدیریت که به معنی به&amp;zwnj;کارگیری منابع قدرت، ثروت و منزلت در جهت منافع شخصی، هیچگاه کاملاً منتفی نیست و همیشه و حتی به شکل محدود هم وجود دارد. به همین دلیل است که نظارت بر قدرت به شکل دائمی و همه&amp;zwnj;جانبه ضرورت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRgjGt3Bd9-f7OIjk3dArzypxdIQXExjPIKBsUz_G_xQHeRpnCs&quot; style=&quot;width: 180px; height: 115px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرچه دسترسی شهروندان و رسانه&amp;zwnj;ها به اطلاعات مربوط به تصمیم&amp;zwnj;گیری بیشتر باشد امکان سوء استفاده از منابع کمتر و امکان نظارت بر مدیران بیشتر می&amp;zwnj;شود. مثلاً شهروندان باید بتوانند به مدارک مربوط به چگونگی بودجه&amp;zwnj;بندی منابع مالی و همچنین چگونگی خرید کالا و خدمات از بنگاه&amp;zwnj;ها یا استخدام و عزل مستخدمان دسترسی داشته باشند. این مدارک و اسناد رسمی هستند بنابراین دلیلی وجود ندارد که رسانه&amp;zwnj;ها یا شهروندان به آن&amp;zwnj;ها دسترسی نداشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ریسک تغییرات رفتاری&lt;/strong&gt;: رفتار منتخبان و مدیران پیش و پس از انتصاب یکی نیست و دچار دگرگونی می&amp;zwnj;شود.[۴] مدیر پس از انتصاب بر تخت قدرت تکیه و با در اختیار داشتن منابع می&amp;zwnj;تواند با نفوذی که کسب کرده است، مستقل از موکلان و شهروندان سیاست&amp;zwnj;های دیگری به&amp;zwnj;جز آنچه در چهارچوب وعده به موکلانش را اجرایی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنین پدیده&amp;zwnj;ای البته در سطوح گوناگون مدیریت اعم از مدیریت سیاسی و اجرایی بسیار رایج است. برای حل چنین مشکلی یعنی خروج از چهارچوب توافق&amp;zwnj;ها و اراده موکلان راهکارهای اجرایی گوناگون وجود دارد؛ ازجمله امکان عزل مدیری که از پیمان خود با موکلان&amp;zwnj;اش تخطی کرده است. چنین امکانی تنها به شرط شفافیت یعنی دسترسی به اطلاعات همه&amp;zwnj;جانبه و کاهش تقارن اطلاعاتی میان مدیران و موکلان، رسانه&amp;zwnj;های مستقل و آزاد و همچنین وجود جامعه مدنی گسترده و مقتدر امکان&amp;zwnj;پذیر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نظارت&amp;zwnj;پذیری در سطح مدیریت سیاسی و اجرایی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آنچه آمد می&amp;zwnj;توان نتیجه گرفت که بهینه شدن مدیریت ریسک مشروط به وجود سلسله شرایطی است که مهم&amp;zwnj;ترین آن&amp;zwnj;ها نظارت&amp;zwnj;پذیری در سطح مدیریت سیاسی و اجرایی و همچنین توانایی نظارت از سوی جامعه مدنی و بخصوص رسانه&amp;zwnj;های مستقل و مقتدر است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سطح سیاسی:&lt;/strong&gt; یکی از شرط&amp;zwnj;های لازم برای بهینه شدن مدیریت ریسک پاسخگو شدن مدیران در تمامی سطوح است. تحقق این شرط ممکن نیست مگر آنکه مکانیسم نصب و عزل مدیران اصلاح شود. هرچند شایسته&amp;zwnj;سالاری در این فرایند اهمیت دارد، اما شایسته&amp;zwnj;سالاری بدون وجود شفافیت و پاسخگویی و نظام عزل و نصب منعطف ممکن نیست. بنابراین مدیران سیاسی و اجرایی می&amp;zwnj;بایست به طور شفاف زیر نظارت جامعه مدنی فعالیت کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سطح جامعه مدنی&lt;/strong&gt;: مکمل شایسته&amp;zwnj;سالاری و مدیریت بهینه نظارت جامعه مدنی گسترده و قدرتمند در قالب انجمن&amp;zwnj;های داوطلبانه و غیر انتفاعی مدنی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSalDgWUpVif7vyCjI-t7NLUXoBrpG3fDTIRRP81ZqwMrEqlQYhfg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدرسه کودکان انقلاب اسلامی روستای شین&amp;zwnj;آباد که از توابع پیرانشهر است در استان آذربایجان غربی واقع شده است. همه این کلمات دارای بار معنایی خود است. روشن است که حاکمیت غیر پاسخگوی ایران دارای یک سیاست منطقه&amp;zwnj;ای توزیع موزون و عادلانه منابع نیست. بنابراین روشن است که سطح به&amp;zwnj;کارگیری منابع مالی، مدیریتی و آموزشی مدرسه کودکان روستای شین&amp;zwnj;آباد که از توابع پیرانشهر همتراز مناطقی همچون تهران نیست.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جامعه مدنی گسترده در قالب اتحادیه&amp;zwnj;های معلمان، دانش&amp;zwnj;آموزان و والدین می&amp;zwnj;تواند نظارت مستمر و جامعی را بر شرایط شغلی معلمان و شرایط آموزشی دانش&amp;zwnj;آموزان اعمال کند. رسانه&amp;zwnj;های گروهی به عنوان بخش دیگری از جامعه مدنی مسئولیت شفافیت و اطلاع&amp;zwnj;رسانی را بر عهده دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نظام گسترده بیمه های اجتماعی&lt;/strong&gt;: بیمه&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;توانند به عنوان نهادهای متخصص مدیریت ریسک در مرحله پیش و پس از سوانح نقش مهمی را بازی کنند و پیامدهای منفی آسیب&amp;zwnj;ها را محدود کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظام گسترده بیمه&amp;zwnj;های اجتماعی کارکرد آموزشی و پژوهشی هم دارد و فعالیت در این زمینه می&amp;zwnj;تواند با افزایش سطح دانش عمومی به کاهش سوانح کمک کند. نظام گسترده بیمه&amp;zwnj;های اجتماعی در کشورهای پیشرفته امروزه تاثیر چشمگیری در حفظ سرمایه انسانی، مالی و سازمانی و هم تاثیر قابل توجهی در رشد اقتصادی آنها دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخن آخر اینکه: مدرسه کودکان انقلاب اسلامی روستای شین&amp;zwnj;آباد که از توابع پیرانشهر است در استان آذربایجان غربی واقع شده است. همه این کلمات دارای بار معنایی خود است. روشن است که حاکمیت غیر پاسخگوی ایران دارای یک سیاست منطقه&amp;zwnj;ای توزیع موزون و عادلانه منابع نیست. بنابراین روشن است که سطح به&amp;zwnj;کارگیری منابع مالی، مدیریتی و آموزشی مدرسه کودکان روستای شین&amp;zwnj;آباد که از توابع پیرانشهر همتراز مناطقی همچون تهران نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزون براین در نبود جامعه مدنی گسترده و پیشرفته بخصوص در عرصه احقاق حق کودکان چه تضمینی وجود دارد که مدیران و مسئولان سیاسی منطقه دارای کارآمدی لازم باشند. کودکان و بخصوص کودکان روستایی، آنهم در نقطه&amp;zwnj;ای دورافتاده و مورد تبعیض دارای چه منزلتی در جامعه به شدت طبقاتی ایران است که مدیران خود را موظف بدانند که حقوق آن&amp;zwnj;ها را ادا کنند؟ همچنین چه عواملی تضمین می&amp;zwnj;کند که مدیران سیاسی و اجرایی منطقه منابع را در چارچوب مناسب استفاده کرده باشند؟ در نبود جامعه مدنی، احزاب و رسانه&amp;zwnj;های مستقل البته طبیعی است که مسئولان بدون احساس خطری آنگونه که می&amp;zwnj;خواهند و نه آنگونه که شهروندان می&amp;zwnj;خواهند منابع را به&amp;zwnj;کار بگیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;h2 align=&quot;right&quot;&gt;
	&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در همین زمینه:&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;h2 align=&quot;right&quot;&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22513&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;امنیت دانش آموزان، مسئله حکومت ایران نیست&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;h2 align=&quot;right&quot;&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22442&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ساختار اجتماعی حوادث در ایران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;h2 align=&quot;right&quot;&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22418&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;عادت به فاجعه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;1-agency conflicts of interests&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;2-information asymmetry&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;3-power asymmetry&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;4-moral hazard&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/12/18/22773#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17707">آتش سوزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17920">سانحه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17921">مدیریت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15293">مرگ و میر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 18 Dec 2012 17:51:36 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22773 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فلسفه زبان از منظر مولانا  </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/14/22616</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/14/22616&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احمد علوی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;312&quot; height=&quot;202&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mawlana.jpg?1356202442&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;احمد علوی - هرچند عرصه گفتگو در مورد فلسفه زبان به معنی اخص و امروزی آن فلسفه زبان است، اما عارفان و بویژه مولانا خود را از پراختن به آن بی نیاز ندانسته&amp;zwnj;اند. مشکل اما آن است که مقایسه ساختار آثار عرفانی پیشینیان با آثار فیلسوفان زبان امروز دشوار است. بنابراین &amp;nbsp;پژوهشگر غالبا ناچار است به &amp;laquo;کشف&amp;raquo; فلسفه زبانی عارفان دوره گذشته بپردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کشف فلسفه زبانی مولانا و پاسخ های او به مسائل مربوط به پرسش&amp;zwnj;های فلسفه زبان نیز مشمول همین چالش است. با این وجود بررسی آثار مولانا و به ویژه مثنوی او این فایده را دارد که ارتباط زبان مولانا با معرفت&amp;zwnj;شناسی و روش تاویلی او را به نمایش گذاشته و بررسی آگاهانه و نظام&amp;zwnj;مند آثار او را به عنوان یک &amp;laquo;نمونه&amp;raquo; امکان پذیر می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;انگیزه پرداختن به مثنوی و بررسی جایگاه فلسفه زبان در آن، این است که یکی از برجسته&amp;zwnj;ترین زبان شناسی متن دینی را می&amp;zwnj;توان در آثار مولانا و بخصوص مثنوی معنوی او دید. مثنوی ساختار خاص خود را دارد که آنرا از ساختار سایر متون عرفانی یا فلسفی کلاسیک متمایز می&amp;zwnj;کند. ساختار مثنوی ظاهرا از نظم موجی پیروی می&amp;zwnj;کند. مولانا تصورات خود را به شکل شعر برای مخاطب روایت می&amp;zwnj;کند. این زنجیره پرداخته شده از شعر دائما موضوع عوض می&amp;zwnj;کند تا مخاطب را با خود به ایستگاه پایانی بکشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید بتوان ادعا کرد موج اشعار مولانا به هیچ قالبی وفادار نیست، جز همان قالب تکنیک شعری مثنوی. در باطن اما، این پراکندگی ظاهری، در معناها به هم گره می&amp;zwnj;خورد و جهت&amp;zwnj;گیری سامانی را به خود می&amp;zwnj;گیرد. ساختار زبان مولانا وآهنگ کلام&amp;zwnj;اش با فلسفه زبان او پیوند دارد. می&amp;zwnj;دانیم که فلسفه زبان به معنی امروزی آن، در دوره مولانا تدوین نشده بود، ولی مولانا به عنوان کسی که زبان را برای انتقال معنا به کار می&amp;zwnj;گیرد، در مورد زبان بی&amp;zwnj;نظر نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آنجا که منطق&amp;zwnj;شناسان و متکلمان و فقیهان در چارچوب دستگاه نظری خود با شیوه خاص خود مسائل مربوط به زبان را به گفتگو گذاشته&amp;zwnj;اند، مولانا کم یا زیاد از این مباحث تاثیر پذیرفته است. هر چند نظرات او به آن شکلی که امروز مرسوم است- یعنی در قالب ساختاری مشخص- عرضه نشده است اما مطالعه مثنوی می&amp;zwnj;تواند چارچوب فلسفه زبان او را کم یا بیش به نمایش بگذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مولانا و زبان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نگاه مولانا زبان اندامی است که توانائی گفتگو و گفتار به کمک آن شکل می&amp;zwnj;گیرد. هوا از نای گذر می&amp;zwnj;کند. در دهان در قالب اصواتی شکل می&amp;zwnj;گیرد. اندام&amp;zwnj;های درونی دهان وبطوراخص زبان در فرایند تولید صوت مشارکت دارند تا صوت با هوا به بیرون از دهان بجهد(کلمه لفظ در عربی به همین معنا &amp;nbsp;است). صدا برلایه&amp;zwnj;های درونی گوش مخاطب &amp;laquo;تاثیر&amp;raquo; می&amp;zwnj;گذارد. یکی از معناهای لغت عربی کلام نیز تاثیر گذاشتن است. صداها به&amp;zwnj; وسیله مخاطب کدگشائی و تاویل شده و معنا در جهان درون او آفریده می&amp;zwnj;شود. در همین فرایند است که &amp;quot;معنا&amp;quot; از &amp;quot; ذهن&amp;quot; گوینده به &amp;quot;ذهن&amp;quot; مخاطب او گذر می&amp;zwnj;کند. مولانا این مراحل گوناگون را چنین سروده است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چون که حرف و صوت و دم یکتا شود&amp;nbsp;&amp;nbsp; آن همه بگذارد و دریا شود&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; حرف&amp;zwnj; گو و حرف &amp;zwnj;نوش و حرف&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هر سه جان گردند اندر انتها&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا در ابیاتی که آمد، فرآورده نهائی ترکیب دم و صوت و حرف؛ یعنی معنا را که از نظر کیفی و ماهوی با تک تک اجزاء یکسان ندانسته، با صفاتی همچون &amp;laquo;دریا&amp;raquo; و &amp;laquo;جان&amp;raquo; توصیف می&amp;zwnj;کند. چه به گمان او با پیوستن این اجزای گفتار یعنی صدا و حرف در فرآیند گفتار جهان بزرگ معنائی آفریده می&amp;zwnj;شود، که بزرگی آن هم&amp;zwnj;تراز دریا است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این توصیف از گفتار و شنودار بسیار ساده و در نتیجه دارای کاستی است. اما به هر رو تصویری از فرایند گفتار- شنودار را ارائه می&amp;zwnj;دهد. گفتار اما با خود اندام زبان- که نامش از آن گرفته شده است- یا حتی سایر اندام&amp;zwnj;های فرستادن و دریافت پیام یکی نیست. بر همین منوال فهم گفتار نیز از شنیدن یا دریافت صوت از مجرای گوش هم یکی نیست. گفتار البته از جنس زبان یعنی اندام مدیریت صوت هم نیست. بلکه از جنس و سنخ دیگری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این جابجائی نام لازم و ملزوم، عرفا انجام شده تا رابطه&amp;zwnj;ای را به نمایش بگذارد. در زبان عربی هم همین کار صورت گرفته یعنی لسان که نام اندام گفتار است بر خود گفتار نهاده شده است. کارکرد زبان کنترل و تغییر فرم اصواتی است که الفاظ از آنها تشکیل شده است. حال آنکه گفتار یک سلسله نمادها، علائم و سمبل&amp;zwnj;ها است که در چارچوب یک فرهنگ معین دارای معنا، ولی خارج از آن بی&amp;zwnj;معنا است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زبان بر اساس این نگاه حامل و حاوی پیام&amp;zwnj;های معینی است که در صورتی که خطاب کننده و مخاطب بر آن توافق داشته باشند معانی را از یکی به دیگری منتقل می&amp;zwnj;کند. این معمول&amp;zwnj;ترین و ساده&amp;zwnj;ترین تصویر از کارکرد زبان است. کارکردهای زبان و بخصوص زبان متن دینی اما موضوع پرسش&amp;zwnj;های بسیار گوناگونی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;رابطه زبان و جهان برون&amp;zwnj;زبانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا لفظ یا زبان را برای توصیف و تصویر جهان برون و درون از ذهن دارای کاستی می&amp;zwnj;داند. این درک او بر نسبی&amp;zwnj;گرائی و تکثرگرایی شناخت&amp;zwnj;شناسانه و دین&amp;zwnj;شناسانه او موثر است. سراینده مثنوی، در یک تمثیل زبان را به ابزاری هم&amp;zwnj;چون دستگاه رصد سیارات تشبیه می&amp;zwnj;کند. رصد سیارات تنها تخمینی در مورد جابجائی آنها از راه دور بوده و بر دانش از راه دور و اطلاعاتی محدود استوار است. چنین شناختی با &amp;laquo;علم&amp;raquo; و &amp;laquo;دانش&amp;raquo; قطعی نسبت به سیارات یکی نیست. او سروده است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لفظ در معنی همیشه نارسان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;زان پیمبر گفت قد کل لسان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نطق اسطرلاب باشد در حساب&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;چه قدر داند ز چرخ و آفتاب&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خاصه چرخی کین فلک زو پره&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;آفتاب از آفتابش ذره&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاعر هرچند زبان را در گزارش واقعیت نارسا می&amp;zwnj;بیند، اما درعین حال نقش آن را در شناخت جهان نفی نمی&amp;zwnj;کند. استفاده او از تمثیل، تشبیه، کنایه، مجاز و استعاره راهی برای افزایش کارائی زبان است. این عارف در جای دیگری با به&amp;zwnj;کارگیری روش تشبیه، جنبه دیگری ازناکارائی&amp;zwnj;های زبان، یعنی ناکارائی آن &amp;zwnj;را در شناخت جهان عقبا (پسین) به بررسی می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او با استناد به آیه (۱۷ سجدة) جهان عقبا(پسین) را قابل توصیف زبانی نمی&amp;zwnj;داند چون آن جهان موضوع درک حسی انسان نیست. انسان اما مجبور است برای فهمی هر چند ناقص از جهان عقبی، از زبانی استفاده کند که خاص دنیای محسوس و مادی است. روشن است که کارکرد این زبان تصویری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Figurative language&lt;/span&gt;) بیان واقعیت نیست، بلکه انتقال معناست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تا به نسرین مناسک در وفا&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حق چه بخشد در جزا و درعطا&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چون خبیثان را چنین خلعت دهد &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;طیبین را تا چه بخشد در رصد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آن دهد حقشان که لا عین رات&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;که نگنجد در زبان و در لغت&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; کین حقیقت قابل تاویل&amp;zwnj;هاست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;وین توهم مایه تخییل&amp;zwnj;هاست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آن حقیقت را که باشد ازعیان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;هیچ تاویلی نگنجد در میان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا مولانا فلسفه زبان خود را به روش تاویلش از متن دینی پیوند زده، به نوعی فلسفه زبان دین خود را نیز آشکار می&amp;zwnj;کند. او استدلال می&amp;zwnj;کند که چیزی که چشم ندیده در زبان و کلمات نیز نمی&amp;zwnj;گنجد. او حتی از این هم فراتر رفته مدعی است که عین حقیقت- هر حقیقتی- نیز قابل تاویل زبانی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;انسان اما ناچار است برای توصیف پدیده&amp;zwnj;های غیر ملموس و ناآشنا از همین زبانی که با آن آشناست کمک بگیرد. این امر به استفاده از کلمات مشترک لفظی منجر می&amp;zwnj;شود. مولانا توصیه می&amp;zwnj;کند که هنگام تاویل متن دینی نمی&amp;zwnj;بایست فریب اشتراک لفظی را خورد، چه علی&amp;zwnj;رغم اشتراک لفظی و استفاده یکسان از کلمات برای نامیدن پدیده&amp;zwnj;های این جهان و جهان پسین، میان پدیده&amp;zwnj;های این جهانی و آن جهانی شباهتی وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آن شراب حق بدان مطرب برد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; وین شراب تن ازین مطرب چرد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هردوگر یک نام دارد در سخن&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;لیک شتان این حسن تا آن حسن&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اشتباهی هست لفظی در بیان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;لیک خود کو آسمان تا ریسمان &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اشتراک لفظ دایم ره &amp;zwnj;زن&amp;zwnj;ست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اشتراک گبر و مومن در تن&amp;zwnj;ست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وجود اشتراک لفظی میان پدیده&amp;zwnj;های محسوس و نامحسوس هرچند راهی برای نوعی، گذر از آشنا به ناآشنا، و نوعی شناخت تلقی می&amp;zwnj;شود، اما درعین حال دارای آسیب شناسی خاص خود است. این جنبه&amp;zwnj;های دوگانه اشتراک لفظی همواره مورد توجه مولاناست و در موارد دیگری به آن اشاره می&amp;zwnj;کند. به گمان او لفظ همچون جسدی است که هر چند به اشتراک برای اشاره بکار گرفته می&amp;zwnj;شود، اما آن دو حقیقت متفاوتی دارند که جنبه متفاوت آنها در جسم لفظ به فراموشی سپرده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ولی برای مولانای &amp;laquo;معناگرا&amp;raquo; دسترسی به حقیقت هدف است و نه جسم. چنان&amp;zwnj;که از اشعار فوق بر می&amp;zwnj;آید که مولانا رابطه زبان و معنا را ذاتی، ثابت و ساده نمی&amp;zwnj;بیند. از این رو او به نحله نام&amp;zwnj;گرا نزدیک می&amp;zwnj;شود، اما او پیوند میان زبان و معنا را مطلقا نفی نمی&amp;zwnj;کند. چنین موضعی می&amp;zwnj;تواند به عنوان گرایش انتقادی یا پراگماتیسم تعریف شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;تنگنای زبان در در وصف جهان دیگر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تنگنای زبان در وصف این جهان و آن جهان از مضامین تکراری مثنوی مولاناست. گویا بدون پذیرش این تنگنا کلیت دستگاه نظری او قابل فهم نیست. . کلماتی همچون فهم، معرفت، علم، شناخت، احساس، نوعی تلقی از فرایند دریافت از جهان ملموس پیرامون انسان است. هیچکدام از این کلمات حقیقت مدلول خود را به تمامه بیان نمی&amp;zwnj;کند. انسان با استفاده از این کلمات که با دستگاه شناخت او سازگاری دارد، محدودیت&amp;zwnj;های شناخت جهان را دور می&amp;zwnj;زند و چهره&amp;zwnj;ای &amp;laquo;تحریف&amp;raquo; شده از آن ارائه می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این چهره تحریف شده است، چون جهان بیرون را به شکلی که انسان درک می&amp;zwnj;کند، یعنی به شکلی که با سرشت او سازگار است، توصیف می&amp;zwnj;کند.&amp;nbsp; تحریف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Bias)&lt;/span&gt; یا کژدیسی نظام یافته جهان بیرون شرط فهم جهان است. این فرایند مشروط به وجود یک دستگاه زبانی است. دستگاه زبانی ، تصویری قابل دریافت از جهان بیرون می&amp;zwnj;سازد. بنابراین درک او از خدا و مفاهیم مشابه حتی بیش از این تحریف شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کلمه آب تنها یک چند خصوصیات از مجموعه خصوصیات مایع سیالی که آب است را به ذهن منتقل می&amp;zwnj;کند. خصوصیاتی که به همراه کلمه به ذهن متبادر می&amp;zwnj;شود، آن خصوصیاتی است در زمینه معین از آب تجربه شده است. کلمه گل نیز بازتاب دهنده همه خصوصیات مربوط به گل نیست. هرکسی هنگام شنیدن و یا اندیشه در مورد گل، تنها به خصوصیات معدودی از آن توجه می&amp;zwnj;کند. گاه رنگ آن برجسته و دیگر خصوصیات آن فراموش می&amp;zwnj;شود و گاه بوی آن. بخاطر آوردن همزمان همه خصوصیاتی همچون رنگ، بو، وزن، عناصر تشکیل&amp;zwnj;دهنده &amp;nbsp;و.. عملا غیر ممکن است. بنابراین آنچه در کلمه گل یا با کلمه گل باقی می&amp;zwnj;ماند، برخی یا حتی مهم&amp;zwnj;ترین خصوصیت آن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مفهوم کلی گل نیز-علی&amp;zwnj;رغم عمومیت مفهوم آن نیز- که به اصطلاح فیلسوفان شامل جنس و فصل آن است- چیزی جز خلاصه کردن، گل به دو مولفه نیست. تقسیم بندی وجود ازنظرفیلسوفان به وجود عینی ، ذهنی و لفظی ناشی از همین درک بود. فیلسوفان قدیم علی&amp;zwnj;رغم هر شباهتی میان تصاویر انسان از جهان عینی بیرونی و واقعیت بیرونی ، تفاوت اساسی میان آنها قائل بودند. آنها این تفاوت اساسی را تفاوت در نحوه هستی آنها می&amp;zwnj;دانستند. واقعیت بیرونی پیچیده، متغیر و با آثاری است که تصویر ذهنی فاقد آن است. مولانا این بت&amp;zwnj;سازی و بت&amp;zwnj;سوزی مداوم از جهان بیرون از خود را به زبان شعر چنین می&amp;zwnj;سراید:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; صورتگر نقاشم هرلحظه بتی سازم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;وآنگه همه بت&amp;zwnj;ها را در پیش تو بگدازم&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; صد نقش برانگیزم، با روح درآمیزم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;چون نقش تو را بینم، در آتشش اندازم&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;یا آن&amp;zwnj;که کنی ویران هر خانه که من سازم&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp;جان ریخته شد با تو، آمیخته شد با تو&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;چون بوی تو دارد جان، جان را هله بنوازم&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در خانه آب و گل بی تو است خراب این دل&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;یا خانه درآ جانا، یا خانه بپردازم&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در قران این جهان با آن جهان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;این جهان از شرم می&amp;zwnj;گردد جهان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; این عبارت تنگ و قاصر رتبت&amp;zwnj;ست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ورنه خس را با اخص چه نسبت&amp;zwnj;ست &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; زاغ در رز نعره&amp;zwnj; زاغان زند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;بلبل از آواز خوش کی کم کند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; رابطه لفظ و معنا&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا میان لفظ و معنا تفکیک قائل شده و آنها را یکی نمی&amp;zwnj;داند. همو یکی از نشانه&amp;zwnj;های این امر را حیرانی ذهن انسان در هنگام توجه به کلمه و مدلول یا حرف و معنا می&amp;zwnj;داند. این چالش را او چنین توضیح می&amp;zwnj;دهد:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp; ناطقی یا حرف بیند یا غرض &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; کی شود یک دم محیط دو عرض&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp; گر به معنی رفت شد غافل ز حرف &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پیش و پس یک دم نبیند هیچ طرف&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp; آن زمان که پیش&amp;zwnj;بینی آن زمان &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تو پس خود کی ببینی این بدان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;چون محیط حرف و معنی نیست جان &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چون بود جان خالق این هر دوان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;غرض گوینده- که قلب لفظ است- در چالش دیالکتیکی برون و درون، نمی&amp;zwnj;تواند هم&amp;zwnj;زمان آشکار شود. بنابراین یکی در قالب دیگری پنهان می&amp;zwnj;شود. بنا به چنین برداشتی رابطه زبان(کلمه و کلام) و مخاطب ساده، ثابت و یک سویه نیست. رابطه در پویائی است و ممکن است با توجه به عواملی از جمله رابطه میان گوینده و مخاطب، زمینه&amp;zwnj;ای که گوینده و مخاطب را احاطه کرده دگرگون شود. نماگر ذیل برخی از این پیچيدگی و پویائی را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mulana_language.jpg&quot; style=&quot;width: 550px; height: 334px; margin-left: 5px; margin-right: 5px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به مدل فوق، رابطه میان گوینده و مخاطب رابطه پویا و زنده&amp;zwnj;ای است که طی یک فرایند صورت می&amp;zwnj;پذیرد. گوینده با استفاده از نشانه زبانی- گزاره- پیامی را برای مخاطب ارسال می&amp;zwnj;کند. زمینه به مفهوم کلی آن، که عناصر تشکیل دهنده گفتگو را احاطه کرده، بر چگونگی این فرایند تاثیر می&amp;zwnj;گذارد. به همین دلیل است که معنای گزاره معین در دو زمینه متفاوت و یا تغییر گوینده و مخاطب یکسان تاویل نمی&amp;zwnj;شود. نماگر، چالش گوینده- مخاطب از سوئی و چالش میان گزاره- مرجع(زبان- معنا) در فرایند ارجاع را به خوبی به نمایش می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;معنا در ذهن و قلب گوینده است نه در خارج از ذهن&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;یافتن یک فلسفه زبان یکپارچه در مثنوی آسان نیست. در برخی از ابیات مثنوی نشانه&amp;zwnj;هائی بر گرایش مولانا به نظریه معرفتی- روانی یافت می&amp;zwnj;شود. اما مولانا هنگام بررسی صفات خداوند و طرح اخص فلسفه زبان دینی ، به نظریه کاربردی تمایل نشان می&amp;zwnj;دهد. گرایش مولانا به نظریه روانی- معرفتی در ابیات متعددی طرح شده است. بنابر چنین برداشتی، مولانا مدلول گفتار را در دل- ذهن گوینده و یا نیت او جستجو می&amp;zwnj;کند. مولانا که در قالب ادبیات کهن سخن می&amp;zwnj;راند، زبان را عرض و مکنونات قلبی را گوهر هر گزاره دانسته معنای گفتار را تابع نیت و غرض گویند تلقی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; زانک دل جوهر بود، گفتن عرض&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;پس طفیل آمد عرض، جوهرغرض &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چند ازین الفاظ و اضمار ومجاز&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; سوزخواهم سوز با آن سوزساز&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آتشی ازعشق درجان برفروز&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;سر بسر فکر وعبارت را بسوز&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین گرایش مولانا به فلسفه زبان خاص اوست که موجب می&amp;zwnj;شود تا او در هنگام تاویل متن تکوینی و تدوینی، در ظاهر متوقف نشود و معناها را در پس متن جستجو کند. همو در هنگام عبور از&amp;laquo; فکر و عبارت&amp;raquo; به معنا میل می&amp;zwnj;کند و آنرا نیز در درون خود می&amp;zwnj;یابد. تلاش برای کسب شناخت درونی که از راه کشف و شهود بدست می&amp;zwnj;آید، توصیه مولانا برای عبور از مجاز به حقیقت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا جای دیگری رابطه معنا و لفظ را به پرسش و بررسی گذاشته، مدعی است که فهم (عمیق) از پدیده&amp;zwnj;ها بسیار فراترازشناخت اسامی آنهاست. رابطه میان لفظ و معنای آن هم&amp;zwnj;چون رابطه میان پرنده و آشیانه اوست. توجه به کلمه و ظاهر آن مانع توجه به محتوی و معنای کلمه می&amp;zwnj;شود و بالعکس. در حالی که کلمات ساکن و ثابت هستند، معناها همچون جوی در حرکت و جریان هستند همین امر موجب بسیاری از کژفهمی&amp;zwnj;هاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چه تعلق آن معانی را به جسم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;چه تعلق فهم اشیا را به اسم&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لفظ چون وکرست و معنی طایرست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;جسم جوی و روح آب سایرست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; او روان&amp;zwnj;ست و تو گویی واقف&amp;zwnj;ست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; او دوان&amp;zwnj;ست و تو گویی عاکف&amp;zwnj;ست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گر نبینی سیر آب از چاک&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;چیست بر وی نو به نو خاشاک&amp;zwnj;ها&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هست آن خاشاک صورت&amp;zwnj;های فکر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نو به نو در می&amp;zwnj;رسد اشکال بکر&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مولانا در جای دیگری از رابطه زبان (عبارت) و حال (ذهنی-روانی) گوینده سروده است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هر عبارت خود نشان حالتی&amp;zwnj;ست &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; حال چون دست و عبارت آلتی&amp;zwnj;ست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آلت زرگر به دست کفش&amp;zwnj;گر هم&amp;zwnj;چو دانه&amp;zwnj; کشت کرده ریگ در&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; وآلت اسکاف پیش برزگر &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پیش سگ که استخوان در پیش خر&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; به گمان او هر جمله نشانه وضعیت روحی روانی خاصی است. او در یک تشبیه رابطه لفظ و معنا را رابطه دست و ابزار می&amp;zwnj;داند. چه او معتقد است که این معنا است که کالبد یا لفظ را شکل می&amp;zwnj;دهد و بر آن فرمان می&amp;zwnj;راند. مولانا سپس به پیامدهای فلسفه زبان خود و روش تاویلی معناگرائی که از آن استنتاج می&amp;zwnj;شود پرداخته، پیامدهای فلسفه زبان خود بر راهکار تاویلی خود را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; معنی آن باشد که بستاند تو را&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بی&amp;zwnj;نیاز از نقش گرداند تو را&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; معنی آن نبود که کور و کر کند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مرد را بر نقش، عاشق&amp;zwnj;تر کند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; کور را قسمت خیال غم فزاست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بهره چشم این خیالات فناست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا با استفاده از راهکاری چنین آنگاه که به تفسیر سوره ضحی می&amp;zwnj;پردازد به ظاهر کفایت&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمی&amp;zwnj;کند؛ از آن گذر نموده به معنا می&amp;zwnj;پردازد. او هم&amp;zwnj;زمان دو معنا یکی برونی و دیگری درونی را در بامداد (ضحی) می&amp;zwnj;یابد. ضحی در معنای برونی همان چاشت&amp;zwnj;گاه یا بامداد است. این عارف اما ضحی را کنایه و اشاره به یک معنای درونی&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;داند. چه در جهان معنوی او برون اهمیت چندانی ندارد. در جهان زبانی او نیز چنین است. برون راهی برای رسیدن و اشاره به درون و فرایند پایا و پویای مداوم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چگونگی دلالت نام&amp;zwnj;ها و گزاره&amp;zwnj;ها بر خدا و جهان قدسی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا آنجا که به چگونگی دلالت نام&amp;zwnj;ها و گزاره&amp;zwnj;ها در مورد خدا می&amp;zwnj;پردازد، مجددا ناکارائی زبان را برجسته نموده و استفاده از نام&amp;zwnj;ها و صفات انسانی برای توصیف خداوند را به گونه خاص خود به بررسی می&amp;zwnj;گذارد. در اینجا او از نظریه معرفتی- روانی عدول نموده به نظریه کاربردی نزدیک می&amp;zwnj;شود. او مدعی است که توصیف خدا با صفاتی هم&amp;zwnj;چون آگاهی و بینائی برای تاثیر و کارکردی است که این گونه سخن گفتن دارد. بدین ترتیب مولانا توصیفات خداوند در قران و متن دینی را نوعی کنش گفتاری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Speech acts&lt;/span&gt;) می&amp;zwnj;داند. بدین ترتیب فهم معنای کلمه و کلام به چگونگی کارکرد آن مشروط می&amp;zwnj;شود. بنا به تعریف فیلسوفان زبان، کنش گفتاری بسیار متنوع است. نوعی از این کنش که فراگفتاری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Perlocutionary act&lt;/span&gt;) خوانده می&amp;zwnj;شود، عبارت از نوعی گفتار است که موجب تاثیر بر مخاطب شده و او را به انجام کاری می&amp;zwnj;خواند. نظر مولانا در خصوص گزاره&amp;zwnj;های مربوط به خدا را می&amp;zwnj;توان جزء همین نوع اخیر دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; از پی آن گفت حق خود را بصیر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; که بود دید ویت هر دم نذیر&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; از پی آن گفت حق خود را سمیع&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تا ببندی لب ز گفتار شنیع&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; از پی آن گفت حق خود را علیم &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;تا نیندیشی فسادی تو ز بیم&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به استدلال مولانا، معنای گزاره&amp;zwnj;هائی که خداوند در آنها با صفت&amp;zwnj;هائی همچون بینائی و شنوائی توصیف می&amp;zwnj;شود را باید در کارکرد و تاثیری دید که چنین گزاره&amp;zwnj;هائی بر مخاطبان آنها دارد. وگرنه توصیف خداوند با این صفات از جنبه&amp;zwnj;های گوناگونی مورد ایراد است. او رابطه ذاتی و طبیعی میان صفت و موصوف را انکار می&amp;zwnj;کند. چون وقتی می&amp;zwnj;توان به سیاه نام کافور داد، پس دیگر ادعای ارتباط ذاتی میان صفت و موصف، موضوعیت ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا مولانا به نحله نام&amp;zwnj;گرائی نزدیک می&amp;zwnj;شود. همو بر این باور است که چون صفات همگی آفریده خداوند هستند، قابل حمل بر او و قادر به توصیف او نیستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نیست اینها بر خدا اسم علم &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; که سیه کافور دارد نام هم&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اسم مشتق&amp;zwnj;ست و اوصاف قدیم &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نه مثال علت اولی سقیم&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ورنه تسخر باشد و طنز و دها &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; کر را سامع ضریران را ضیا&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; یا علم باشد حیی نام وقیح &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; یا سیاه زشت را نام صبیح&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; طفلک نوزاده را حاجی لقب یا لقب غازی نهی بهر نسب&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گر بگویند این لقب&amp;zwnj;ها در مدیح &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تا ندارد آن صفت نبود صحیح&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تسخر و طنزی بود آن یا جنون &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پاک حق عما یقول الظالمون&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;از مثال&amp;zwnj;های فوق باور مولانا مبنی بر ذاتی نبودن پیوند نام و مدلول به خوبی آشکار است. اما به عقیده او نمی&amp;zwnj;توان این امررا که زبان به نوعی جهان هستی را حکایت می&amp;zwnj;کند، کاملا نفی کرد. به&amp;zwnj;کارگیری گسترده راه&amp;zwnj;کار تمثیل، تشبیه وحکایت (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Allegory&lt;/span&gt;) درمثنوی، ما رابا چگونگی دلالت زبانی آشنا می&amp;zwnj;کند. نظام زبان که آفریده انسان با همه محدودیتش است، تصویری کامل و دقیق از واقعیت ارائه نمی&amp;zwnj;دهد، زبان چیزی جز فهم، تعبیر و حکایتی از واقعیت&amp;zwnj;ها نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;زبان مفهومی گسترده&amp;zwnj;تر از دلالت لفظی دارد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مفهوم زبان به باور مولانا کلی&amp;zwnj;تر از آنی است که در عرف عامه مورد نظر است. زبان به مفهوم عمومی آن نشانه است، هر پدیده خود نشانه&amp;zwnj;ای است و هر نشانه حامل پیامی و سخنی. بنابراین پدیده&amp;zwnj;ها همواره در حال گفتگو هستند. او برهمین اساس &amp;laquo;کلام خدا&amp;raquo;را به گونه دیگری متفاوت از گرایش حشویه، مشبه و برخی از فقیهان و متکلمان تاویل می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خود تودانی، کافتابی در حمل&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تا چه گوید با نبات و با دَقَل&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خود تودانی هم که آن آب زلال&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; می چه گوید با ریاحین و نهال&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;zwnj;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چون دم و حرفست از افسون&amp;zwnj;گران&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;صنع حق با جمله اجزای جهان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; صد سخن گوید نهان بی&amp;zwnj;حرف و لب&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;جذب یزدان با اثرها و سبب&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لیک تاثیرش ازو معقول نیست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نه که تاثیر از قدر معمول نیست&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به بیان مولانا آفتاب با گیاهان و آب زلال با ریحان با تاثیری که بر آنها می&amp;zwnj;گذارد سخن می&amp;zwnj;گوید. همچنین رخدادهای جهان هستی در ابیات بالا به عنوان سخن گفتن خدا تعبیر می&amp;zwnj;شود. این البته&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شگفت&amp;zwnj;آور نیست چون منظور از سخن گفتن خداوند در نزد عارفانی همچون مولانا تجلی خداوند به واسطه نام&amp;zwnj;ها در موجودات و کردار اوست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در دفتر نخست مثنوی همین مطالب را به گونه دیگری سروده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; برعدم&amp;zwnj;ها کان ندارد چشم و گوش&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;چون فسون خواند همی آید به جوش&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; از فسون او عدم&amp;zwnj;ها زود زود&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خوش معلق می&amp;zwnj;زند سوی وجود&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; باز بر موجود افسونی چو خواند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; زو دو اسپه در عدم موجود راند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گفت در گوش گل و خندانش کرد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;گفت با سنگ و عقیق کانش کرد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گفت با جسم آیتی تا جان شد او&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گفت با خورشید تا رخشان شد او&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; باز در گوشش دمد نکته&amp;zwnj; مخوف&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در رخ خورشید افتد صد کسوف&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تا به گوش ابر آن گویا چه خواند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;کوچومشک ازدیده&amp;zwnj; خود اشک راند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تا به گوش خاک حق چه خوانده است&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;کو مراقب گشت و خامش مانده است&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; او در دفتر سوم آنجا که به توضیح معنای &amp;laquo;تسبیح&amp;raquo; پدیده&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پردازد، به شکل آشکارتری تفاوت میان درک خود و ظاهرگرایان را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; کوه&amp;zwnj;ها هم لحن داودی کند &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;جوهر آهن بکف مومی بود&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; باد حمال سلیمانی شود &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;بحر با موسی سخن&amp;zwnj;دانی شود&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ماه با احمد اشارت&amp;zwnj;بین شود&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نار ابراهیم را نسرین شود&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خاک قارون را چو ماری در کشد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;استن حنانه آید در رشد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; سنگ بر احمد سلامی می&amp;zwnj;کند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;کوه یحیی را پیامی می&amp;zwnj;کند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ما سمعیعیم و بصیریم و خوشیم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;با شما نامحرمان ما خامشیم&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چون شما سوی جمادی می&amp;zwnj;روید&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;محرم جان جمادان چون شوید&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; از جمادی عالم جان&amp;zwnj;ها روید&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; غلغل اجزای عالم بشنوید&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; فاش تسبیح جمادات آیدت &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;وسوسه&amp;zwnj;ی تاویل&amp;zwnj;ها نربایدت&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چون ندارد جان تو قندیل&amp;zwnj;ها &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;بهر بینش کرده&amp;zwnj;ای تاویل&amp;zwnj;ها&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; که غرض تسبیح ظاهر کی بود&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;دعوی دیدن خیال غی بود (دفتر سوم)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا هر چند کل جهان را در &amp;laquo;تسبیح&amp;raquo; مداوم می&amp;zwnj;بیند، اما شرط فهم تسبیح پدیده&amp;zwnj;ها را تعالی بینش، روش و منش پیوستن به جهان می&amp;zwnj;داند چه او این سه مولفه را از یک دیگر جدا نمی&amp;zwnj;داند. جهان هستی به گمان این عارف زنجیره&amp;zwnj;ای از هست شدن است که این خود هم&amp;zwnj;زمان، نوعی گفتگوی خداوند با&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پدیده&amp;zwnj;هایی است که از ظرف نیستی به هستی می&amp;zwnj;آیند و این خود نوعی لبیک دعوت حق مبتنی بر هست شدن است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هر دمی از وی همی&amp;zwnj;آید الست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;جوهر و اعراض می&amp;zwnj;گردند هست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گر نمی&amp;zwnj;آید بلی زیشان ولی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;آمدنشان از عدم باشد بلی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; زانچ گفتم من ز فهم سنگ و چوب&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;در بیانش قصه&amp;zwnj;ای هش&amp;zwnj;دار خوب (دفتر نخست)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا سپس دامنه استدلال خود را به وحی هم تعمیم داده، وحی را نوعی گفتگوی خاص می&amp;zwnj;داند که به قول او احساس نهان و گوش جان فعال است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; وحی چه بود گفتنی از حس نهان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پس محل وحی گردد گوش جان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گوش جان و چشم جان جز این حس است&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گوش عقل و گوش ظن زین مفلس است&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم&amp;zwnj;چنان که ملاحظه می&amp;zwnj;شود، مولانا، معنای دیگری بجز آنچه رایج است را از سخن خدا و وحی عرضه می&amp;zwnj;کند. چنین تاویلی با زبان شناسی فلسفی و پارادیم هستی&amp;zwnj;شناسانه او در سازگاری است. چون مولانا معناگراست و برای معنا&amp;zwnj;گرایان همه هستی سخنی است و همه هستی در حال سخن است. با بیدار شدن احساس نهان، سخن هستی شنوده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش تاویلی مولانا&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بنیاد فلسفه زبان مولانا بر راه&amp;zwnj;کار تاویلی او موثر است. او در کشمکش میان ظاهر و باطن راه باطن را بر می&amp;zwnj;گزیند. نماد این انتخاب او را می&amp;zwnj;توان در ابیات فراوانی از مثنوی دید. بر اساس روش معنا&amp;zwnj;گرا، مولانا قرآن را دارای معناهای باطنی می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; حرف قرآن را بدان كه ظاهری است زير ظاهر باطنی بس&amp;zwnj; قاهري است&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; زير آن باطن يكی بطن سوم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;كه در او گردد خردها جمله گم&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بطن چارم از نبی خود كس&amp;zwnj; نديد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; جز خدای بی نظير بی نديد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تو زقرآن ای پسر ظاهر مبين&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ديو آدم را نبيند جز كه طين&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقطه&amp;shy;ی برجسته راهکار تاویلی مولانا گسترش&amp;zwnj; دايره تاويل به فهم همه واقعيات، اعم از تکوینی و تدوینی و همچنین نوشتاری، گفتاری و کرداری است. از اين&amp;zwnj;رو است كه مولوی برای فهم چگونگی تاويل قرآن به تشبيه قرآن با &amp;quot;شخص&amp;zwnj; آدمی&amp;quot; و رابطه&amp;shy; ميان &amp;quot;نقش&amp;zwnj; ظاهر&amp;quot; و &amp;quot;باطن&amp;quot; آن می&amp;shy;پردازد. ديگر آن&amp;shy;كه مولانا ميان سرشت تاويل&amp;zwnj;كننده و فرآورده تاويل او سنخیت می&amp;zwnj;بيند. لذا عجيب نيست كه آنچه مولانا &amp;quot;ديو&amp;quot; می&amp;zwnj;خواند از فرزند انسان جز گلی و خاكی نبيند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بيان اين انديشه از سوی مولانا امری تصادفی نيست چرا كه او در جای ديگری از سویی بين &amp;quot;تاويل خود&amp;quot; و &amp;quot;تاويل متن&amp;quot; رابطه برقرار می&amp;shy;كند. به زبان دیگر تاویل متن به نوعی در پیوند با تاویل متن خویش است. تو گویی که فهم&amp;quot; متن خویشتن&amp;quot; بر فهم هر متنی چه تکوینی تا تدوینی مقدم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا از سوی ديگر در بين تاويل برای دريافت واقعيت متن و تاويل متن واقعيت نوعی شباهت&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;بيند، چه او تصور انسان از جهان را نیز همچون خیالی می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نیست&amp;zwnj;وش باشد خیال اندر روان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تو جهانی بر خیالی بین روان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بر خیالی صلح&amp;zwnj;شان و جنگ&amp;zwnj;شان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; وزخیالی فخرشان و ننگ&amp;zwnj;شان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;او آنجا که به انطباق روش تاویلی خود در عرصه متن می&amp;zwnj;پردازد، در مورد روش معناگرای خود سروده است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; حرف قرآن را ضریران معدن&amp;zwnj;اند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خر نبینند و به پالان بر زنند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چون تو بینائی، خر رو که جست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چند پالان دوزی، ای پالان&amp;zwnj;پرست؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خر چو هست، آید یقین پالان تو را&amp;nbsp;&amp;nbsp; کم نگردد نان، چو باشد جان تو را&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا میان راهکار تاویلی و ویژگی تاویل&amp;zwnj;کننده نوعی همسازی می&amp;zwnj;بیند. به گمان او این کورشعوران هستند که ظاهر را درک می&amp;zwnj;کنند. و الا کمی فراست کافی است تا به این نتیجه رسید که این معناست که عامل حرکت است و ظاهر جز پوسته&amp;zwnj;ای برآن نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولوی در مورد رابطه&amp;shy;ی تاويل و تاويل&amp;zwnj;گر در دفتر نخست مثنوی خود در ابيات ۱۰۷۸ به بعد اين چنين به آن می&amp;shy;پردازد:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تا هوا تازه&amp;shy;ست، ايمان تازه نيست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; کين هوا، جز قفل آن دروازه نيست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; كرده ای تاويل حرف بكر را&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خويش&amp;zwnj; را تاويل كن نی ذكر را&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; برهوا تاويل قرآن می&amp;shy;كنی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پست و گژ شد از تو معنی سنی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ابياتی كه آمد، توصيه مولوی ابتدا متوجه &amp;quot;تاويل خود&amp;quot; است تا تاويل&amp;zwnj;گر بتواند با جستن از دام &amp;quot;هوا&amp;quot; ايمان تازه كرده، مقدمات تاويل متن را فراهم كند. مولوي در ادامه برای بيان رابطه&amp;shy; &amp;quot;هوا&amp;quot; و تاثير آن بر تاويل تاويل&amp;zwnj;گر، به داستاني توسل می&amp;zwnj;جويد. ن&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;كته پرقدرت مهم در اين داستان، مقايسه ميان متن و واقعيت يا به عبارت ديگر واقعيت متن كه پس&amp;zwnj; ظاهر آن است و متن واقعيت است كه در پيرامون تاويل&amp;zwnj;گر، وجود دارد. اين مقايسه يا به عبارتی شبيه دانستن متن و واقعيت از سویی و شباهت روند تاويل در فهم آن&amp;shy;ها يكی ديگر از مطالبی است كه به نظرات مولوی در ارتباط با مسائل اين نوشته موضوعيت می&amp;zwnj;بخشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آن مگس&amp;zwnj; بر برگ كاه و بول خر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; همچو كشتيبان، همی افراشت سر&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گفت من دريا و كشتی خوانده&amp;zwnj;ام &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مدتي در فكر آن می&amp;zwnj;مانده&amp;shy;ام&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اينك اين دريا و اين كشتی و من&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مرد كشتيبان و اهل و رای&amp;zwnj;زن&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بر سر دريا همی راند اومد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; می نمودش&amp;zwnj; آنقدر بيرون زحد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بود بی حد آن چمين نسبت بدو&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آن نظر كه بيند آن&amp;shy; را راست كو؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; عالمش&amp;zwnj; چندان بود كش&amp;zwnj; بينش&amp;zwnj; است&amp;nbsp;&amp;nbsp; چشم چندين، بحر هم چنديينش&amp;zwnj; است&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; صاحب تاويل باطل چون مگس&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; وهم او، بولِ خر و تصوير خَس&amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گر مگس&amp;zwnj;، تاويل بگذارد به رای&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آن مگس&amp;zwnj; را بخت گرداند همای&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آن مگس&amp;zwnj; نبود كش&amp;zwnj;، اين عبرت بود &amp;nbsp;&amp;nbsp; روح او نی در خور صورت بود&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; (دفتر اول ابیات ۱۰۸۲)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اين داستان يا به &amp;shy;قول شاعر &amp;quot;تاويل ركيك مگس&amp;zwnj;&amp;quot; را مولوی از آن جهت طرح می&amp;shy;كند تا تفاوت بين واقعيت مستقل از ذهن و زبان و پنداشت تاويل&amp;zwnj;گر را بيشتر نشان دهد. مگس&amp;zwnj; حقيری كه تاويل&amp;zwnj;اش&amp;zwnj; دارای سنخيت با ظرف و ظرفيت وجودی و جهان درونش&amp;zwnj; است، بر تكه كاهی شناور بر ادرار چارپايان در طويله&amp;shy;ای، متن واقعيت- جهان برون- را چنان می&amp;shy;یابد، كه هيچ شباهتی با اصل آن ندارد. كاه، كشتی و ادرار دريایی تلقی می&amp;shy;شود. مگس&amp;zwnj; - كشتيبان اين كشتي بادبان برافراشته - همه عناصر متن واقعيت را به گونه&amp;shy;&amp;zwnj;ای درك می&amp;shy;كند، كه در عين عدم سنخيت با واقعيت بيرونی، با واقعيت درونی او در هماهنگی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر مولوی &amp;quot;تاويل&amp;quot; اعم از تاويل متن و يا متن واقعيت دارای نوعي سنخيت با هويت &amp;nbsp;و شخصیت تاويل&amp;zwnj;گر است. مگس&amp;zwnj; كه به جای تاويل خود، تلاش&amp;zwnj; دارد تا واقعيت را تاويل كند، در دريای توهمات و &amp;quot;هوای&amp;quot; خويش&amp;zwnj; غرق و با واقعيت بيگانه مي&amp;shy;شود. &amp;nbsp;در نتیجه به جای تاويل واقعيت، خود را تاويل&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;&amp;shy;كند. مگس در همین فرایند است که بیگانه از جهان آن را وارونه درک می&amp;shy;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتيجه طبيعی چنين نگرشی به رابطه تاويل و تاويل&amp;zwnj;گر، متن و واقعيت اين است كه تاويل &amp;quot;خود&amp;quot; بر تاويل &amp;quot;بيرون از خود&amp;quot;، مقدم است. در جای ديگر مولانا تاويل سازگار با روح قران را مشروط و منوط به هم&amp;zwnj;سازی و هماهنگی ميان هويت تاويل&amp;zwnj;گر با روح قرآن می&amp;shy;داند. او می&amp;shy;سراید:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; معني قرآن ز قرآن پرس&amp;zwnj; و بس&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; وز كسی كآتش&amp;zwnj; زده است اندرهوس&amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پيش&amp;zwnj; قرآن گشت قربانی و پست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آن&amp;zwnj;كه عين روح او قرآن شدست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; روغنی كاو شد فدای گُل بكُل&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; واه روغن بوی كن خواهی توگل&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; (دفتر پنجم شماره ۳۱۲۷)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اين ابيات فهم معانی قرآنی مشروط به &amp;quot;آتش&amp;zwnj;&amp;quot; كشيدن هوس&amp;zwnj;، &amp;quot;قربانی&amp;quot; كردن &amp;quot;خود&amp;quot; و كوتاه آمدن در مقابل قرآن است. به آتش&amp;zwnj; كشيدن هوس&amp;zwnj;، قرباني كردن خود، و كوتاه آمدن هم&amp;shy;چنين مقدمه&amp;shy; هماهنگی روح فرد با روح قرآن است و زمينه&amp;shy;ای برای فهم قرآن از طريق قرآن است. فدا شدن در اينجا يعنی از دست دادن تاويل خود و فدا كردن تاويل برخاسته از افق خود است؛ به سود افقی که با بطن متن سازگاراست. مولانا در جای دیگری این معنا را با صراحت بیشتری عرضه می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در هر که از دیده بد می&amp;zwnj;نگری &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; از چنبره وجود خود می&amp;zwnj;نگری&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; (دفتر پنجم در معنی اینکه ارنا الاشیاء کما هی)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در جای دیگری از مثنوی خود، مطلبی را که آمد، به گونه دیگری بازگو کرده و اشاره می&amp;zwnj;کند به این&amp;zwnj;که متن دینی همان بازتاب تجربه پیامبرانه است و لاجرم برای فهم متن دینی باید تجربه پیامبران را تکرار کرد تا در پرتو آن به فهم عمیق متن دینی نائل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چون تو در قرآن حق بگریختی&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; با روان انبیا آمیختی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هست قرآن حاله&amp;zwnj;ای انبیا &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ماهیان بحر پاک کبریا&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بنابراین شرط گریختن بسوی قرآن همانا آمیخته شدن با سیر و سلوک نبوی است، چه قرآن همان سیرت پیامبراست که چون ماهی در دریای پاک کبریائی غرق آمده است. این اشعار خود نشان دیگری است از گرایش مولانا به نظریه قصد گوینده ( &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Intention-Based Semantics&lt;/span&gt;). نمی&amp;zwnj;توان انکار کرد که میان این سمت&amp;zwnj;گیری مولانا و فلسفه تاویل صدرالدین شیرازی شباهت زیادی وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا حتی برای فهم روایات مذهبی - که خود غالبا تاویل هستند- نیز روش معناگرا را بر می&amp;zwnj;گزیند و آنها را تاویل می&amp;zwnj;کند. تاویل روایات- که تاویل تاویل است- نشان می&amp;zwnj;دهد که سیر تاویلی مولانا پایان&amp;zwnj;پذیر نیست. چنان&amp;zwnj;که در فهم یک روایت از پیامبر اسلام، چنین سروده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گفت پیغامبر ز سرمای بهار&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;تن مپوشانید یاران زینهار&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; زانک با جان شما آن می&amp;zwnj;کند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;کان بهاران با درختان می&amp;zwnj;کند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لیک بگریزید از سرد خزان &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;کان کند کو کرد با باغ و رزان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; راویان این را به ظاهر برده&amp;zwnj;اند &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;هم بر آن صورت قناعت کرده&amp;zwnj;اند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بی&amp;zwnj;خبر بودند از جان آن گروه &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;کوه را دیده ندیده کان بکوه&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آن خزان نزد خدانفس وهواست&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;عقل و جان عین بهارست و بقاست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مر ترا عقلی&amp;zwnj;ست جزوی در نهان &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;کامل العقلی بجو اندر جهان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; جزو تو از کل او کلی شود &amp;nbsp; &amp;nbsp;عقل کل بر نفس چون غلی شود&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پس بتاویل این بود کانفاس پاک &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;چون بهارست و حیات برگ و تاک&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اهمیت روش تاویل&amp;zwnj;گرادرمثنوی معنوی به گونه&amp;zwnj;ای است که اگر ادعا شود که روش و زبان غالب این کتاب تاویل&amp;zwnj;گرائی است، مبالغه نیست. یک نمونه از بکارگیری چنین روشی را در تحلیل اسطوره آدم و حوا مشاهده می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ذلت آدم ز اشکم بود و باه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;و آن ز ابلیس از تکبر بود و جاه&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لاجرم او زود استغفار کرد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;وآن لعین از توبه استکبار کرد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; حرص حلق و فرج هم خود بدرگی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;لیک منصب نیست و آن اشکستگی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بیخ و شاخ این ریاست را اگر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بازگویم دفتری باید دگر&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اسب سرکش را عرب شیطانش خواند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نه ستوری را که در مرعی بماند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; شیطنت گردن&amp;zwnj;کشی بد در لغت&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مستحق لعنت آمد این صفت&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مولانا در این ابیات برون متن و ظاهر لفظ را با ابزار نقد و روش معناگرا می&amp;zwnj;شکافد تا به معنی المعانی دست یابد. او به ظاهر معنی شیطان قناعت نمی&amp;zwnj;کند تا به &amp;quot;معنای&amp;quot; آن که همانا سرکشی است دست یابد. شیطان در این معنا یک موصوف و قال نیست که صفت و حال است، که در اینجا و آنجا و همه جا حضور دارد. نمونه دیگری که این مطلب را تایید می&amp;zwnj;کند، آنجاست که مولانا به مقايسه&amp;shy;ای ميان تاويل متن نوشتاری، گفتاری و كرداری پرداخته و تلاش&amp;zwnj; می&amp;zwnj;كند گوهر مشترك روش&amp;zwnj; تاويل&amp;zwnj;گرا در برخورد با اين سه لايه گوناگون از هستی&amp;nbsp; را بر ملا كند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; فايده هر ظاهری خود باطن است&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; همچو نفع اندر دواها كامن است&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هيچ نقاشی نگارد زين نقش&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بی اميد نفع، بهر عين نقش&amp;zwnj;؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بلكه بهر ميهمانان و كهان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; که به فرجه وا رهند از اندهان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; شادی بچگان و ياد دوستان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; دوستان رفته را از نقش&amp;zwnj; آن&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هيچ كوزه&amp;zwnj;گر كند كوزه شتاب&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بهر عين كوزه، نه بر بوی آب ؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هيچ كاسه&amp;zwnj;گر كند كاسه تمام&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بهر عين كاسه، نه بهر طعام؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نقش&amp;zwnj; ظاهر، بهر نقش&amp;zwnj; غايب است&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; و آن برای غايب ديگر ببست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هيچ خطاطی نويسد، خط به فن&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بهر عين خط، نه بهر خواندن؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تا سوم، چارم، دهم بر ميشمر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; این فوايد را به هر مقدار نظر&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; همچو بازی&amp;shy;های شطرنج ای پسر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; فايده هر لعب در تالی نگر&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اين نهادند بهر آن لعب نهان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; و آن برای آن و آن بهر فلان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; وآن نظرهايی كه آن افسرده نيست&amp;nbsp;&amp;nbsp; جز رونده و جز درنده پرده نيست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; (دفتر چهارم ۲۸۸۰ تا ۲۹۰۱)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقايسه&amp;zwnj;ای كه مولانا ميان كشيدن نقاشی و ساختن كوزه و كاسه و نگاشتن خط و متن و بالاخره بازی شطرنج انجام می&amp;shy;دهد، وجه مشتركی را پیدا می&amp;zwnj;کند كه هركدام از اين &amp;quot;كردار&amp;quot;ها را دارای معانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;shy;يابد كه در درون آن متن پنهان است. لازمه دريافت معنا به گمان و زبان مولانا &amp;quot;افسرده&amp;quot; نبودن يا جامد نبودن &amp;quot;نظر&amp;quot; و رونده بودن آن است. هم&amp;shy;چنين به قول مولانا &amp;quot;ناظر&amp;quot; می&amp;shy;بايست پرده&amp;shy;های گوناگونی را كه بر معانی ، پوششی از غيب كشيده بشكافد تا ابتدا از ظاهر به معنای اول و سپس&amp;zwnj; از معنایی به معنای دیگر که پنها&amp;zwnj;ن&amp;zwnj;تر است عبور كند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مولانا بر آن است که ناظر اگر بخواهد به قلب و معنای نهايی متن دست يابد، می&amp;shy;بايست از معنای نخست به معنای دوم و ساير معانی كه هر كدام در پس&amp;zwnj; يكديگر نهان است سير كند. به نظر می&amp;shy;رسد كه مولانا همه اين معانی را در طول يكديگر می&amp;shy;بيند و از اين جهت می&amp;shy;توان گفت كه لايه&amp;shy;های معنايی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هيچ&amp;shy;گاه به پايان نمی&amp;shy;رسد و عبور از يك لايه معنايی مقدمه ورود به لايه ديگر و گذر از جهانی به جهان ديگر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فلسفه زبان مولانا در چارچوب طبقه&amp;zwnj;بندی امروزی، به نظریه روانی- معرفتی و نظریه کاربردی نزدیک است. این فلسفه زبان جزم&amp;zwnj;گرا نیست و سوبژکتیو و تکثرگراست. چون بنا به درک این عارف ، زبان نمی&amp;zwnj;تواند واقعیت برون زبانی را نمایندگی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما مولانا کاملا نام&amp;zwnj;گراهم نیست و راهی میان ایندو گرایش را بر می&amp;zwnj;گزیند. میان فلسفه زبان و شناخت&amp;zwnj;شناسی مولانا که درک انسان از جهان را نوع &amp;laquo;خیال&amp;raquo; می&amp;zwnj;داند، سازگاری وجود دارد. زبان در مثنوی مولانا فراتر از زبان گفتاری بوده و نوعی ارتباط و داد و ستد پیام نشانه میان پدیده&amp;zwnj;ها تلقی می&amp;zwnj;شود. مرجع فهم کلمه و کلام در نزد مولانا گوینده است و با کشف نیت اوست که می&amp;zwnj;توان معنای گزاره&amp;zwnj;ها را دریافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او هم&amp;zwnj;زمان بر این باور است که گزاره&amp;zwnj;های مربوط به خداوند نوعی کنش فراگفتاری و معطوف به آموزه&amp;zwnj;های اخلاقی است. بنا به ادبیات مثنوی، رابطه میان دلالت لفظی و مدلولات آنها ساده، یک&amp;zwnj;طرفه و ثابت نیست. بر مبنای همین فلسفه زبانی است که مولانا راه&amp;zwnj;کار تاویلی را برای فهم معنای متن به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اهمیت ظاهر زبان در چارچوب چنین روشی محدود و این دریافت معنا است که اولویت می&amp;zwnj;بابد. حقیقت سخن انسان، سخن پدیده&amp;zwnj;های جهان و بالاخره سخن خدا، همان پیام نهفته و نهائی آنها است. ظرف پیام اهمیت زیادی در انتقال پیام ندارد، چه زبان بسیار متنوع است. مهم اما آن است که میان ظرف و مظروف تفاوت قائل شد. چه در غیر این صورت سقوط به محاق قشری&amp;zwnj;گرائی بعید نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;درهمین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/11/05/21373&quot;&gt;&lt;strong&gt;فلسفه زبان دین در پارادایم صدرايی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/11/26/22021&quot;&gt;&lt;strong&gt;فلسفه زبان و روش تاویل حکیم سبزواری&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/14/22616#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17834">تاویل متن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2409">عرفان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13937">فلسفه زبان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17832">لفظ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17830">مثتوی معنوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17831">معرفت شناسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17833">معنا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13404">مولانا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10344">کلام</category>
 <pubDate>Fri, 14 Dec 2012 15:13:26 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22616 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فلسفه زبان و روش تاویل حکیم سبزواری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/26/22021</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/26/22021&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احمد علوی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;398&quot; height=&quot;272&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/sabzevari0.jpg?1354914980&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی &amp;minus; ظهور ملاهادی سبزواری (۱۲۵۲-۱۱۷۴ ش ۱۸۷۸-۱۷۹۸م) که از آخرین حکیمان پارادایم صدرائی به شمار می&amp;zwnj;رود، با زوال اندیشه فلسفی در ایران مقارن بود (حائری، ۱۳۶۱). ساختار فرسوده جامعه ایران نیز در آن زمان در معرض بحران عمیقی قرار داشت. این درست زمانی است که اروپای عصر روشنگری با تکیه بر علوم تجربی، تکاپوی خود را برای ورود به جهان مدرن آغاز کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکومت ایران در این دوره در اختیار ایل قاجار بود که خود مانعی برای پیشرفت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رفت. حکومت&amp;zwnj;های مقتدر اروپائی اما برای ساختن دنیای جدید و گسترش نفوذ در جهان در چالش مداوم با یکدیگر بودند. افزون بر این گسترش روابط میان کشورها و بین&amp;zwnj;المللی شدن به&amp;zwnj;مثابه یکی از شرط&amp;zwnj;های توسعه اقتصادی و اجتماعی در دستور کار حکمرانان اروپا قرار گرفته بود. حال آنکه ایران گرفتار در فساد حکومت و اختلاف&amp;zwnj;های قومی و مذهبی هنوز در رخوت و انزوای تاریخی خود غنوده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین شرایطی، فیلسوفان اروپائی با عبور از عقل&amp;zwnj;گرائی دکارتی، تجربه&amp;zwnj;گرائی انگلس و بکارگیری میراث نقدگرائی کانتی، ایده&amp;zwnj;آلیسم آلمانی را تجربه می&amp;zwnj;کردند. معاصران اروپائی سبزواری، یعنی فیلسوفانی همچون شوپنهاور (۱۸۶۰-۱۷۸۸)، هگل (۱۸۳۱-۱۷۷۹)، فیشته (۱۸۵۴-۱۷۷۵)، هربارت (۱۸۴۱-۱۷۷۶)، فشنر (۱۸۸۷-۱۸۰۱)وهمچنین لوتزه (۱۸۸۱-۱۸۱۷)هر کدام نقشی را در بنای دستگاه فلسفه آلمانی پذیرفته بودند. اما این تنها نشانه شکوفائی اندیشه در اروپا نبود. چه هم&amp;zwnj;زمان با فیلسوفان آلمانی، اگوست کنت (۱۸۵۷-۱۷۹۸)، کوزن (۱۸۶۷-۱۷۹۲)، لامنه (۱۸۵۴-۱۷۸۲) در فرانسه، جرمی بنتهام (۱۸۳۲-۱۷۹۷)، جمیزمیل (۱۸۳۷-۱۷۷۳)، همیلتن (۱۸۵۶-۱۷۸۸)و استوارت میل (۱۸۰۶-۱۸۷۳) در انگلیس با نقد فلسفه کهن بر تکثر و ژرفنای اندیشه در عرصه&amp;zwnj;های فلسفه اجتماع و فلسفه افزودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فلسفه سراسر سنجش زبان است تا نشان دهد هیچ چیز نبایستی گفت مگر آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;چه را می&amp;zwnj;توان گفت! (ویتگنشتاین)&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تکامل اندیشه فلسفی اروپا سترون نبود بلکه پیامدهای مهمی در عرصه سیاسی داشت. تاکید بر مطالباتی هم&amp;zwnj;چون محدود کردن دامنه اقتدار نهادهای قدرت و هم&amp;zwnj;چنین نظارت مردم بر آنها، استقلال نهاد دولت از نهاد کلیسا، آزادی بیان و حقوق شهروندی تنها بخشی از این پیامدها بود. در ایران اما برخی از حکیمان نامدار ایرانی، هنوز شاه را سایه خدا و مظهر صفات او و سرکوب&amp;zwnj;کننده کافران و فاجران به شمار می&amp;zwnj;آوردند (آشتیانی، ۱۳۴۱: ۱۵۶).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین ایستائی فلسفه سیاسی در ایران از سر حادثه و یا تصادف نیست و پیوند آن با ایستائی نهادهای اجتماعی و همچنین ساختار اندیشه فلسفی را نمی&amp;zwnj;توان انکار کرد. به این ترتیب، تاثیر زمینه و زمانه اجتماعی حکیم سبزواری - که تنها به ذکر نشانه&amp;zwnj;هائی از آن در اینجا بسنده شد- بر آثار وی را نمی&amp;zwnj;توان نادیده گرفت. اثر ماندگار این حکیم منظومه و شرحی است که خود او بر آن نوشته است. منظومه در قالب ۱۳۰۰ بیت شعر به زبان عربی فراهم آمده و در برگیرنده مهم&amp;zwnj;ترین مباحث منطق و حکمت در زمان این حکیم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سبزواری به عرفان نیز توجه زیادی نشان می&amp;zwnj;دهد. نشانه این امر همانا شرح او بر اشعار مثنوی مولاناست. غزل&amp;zwnj;های عرفانی این حکیم بخش دیگری از آثار اوست که نگاه او به هستی و انسان را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد. حکمت و عرفان سبزواری در نگاه تاویل&amp;zwnj;گرای او به زبان دین به طور عام و زبان متن دینی به طور خاص موثر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;پایه&amp;zwnj;های حکمت سبزواری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;دستگاه نظری حکیم سبزواری ادامه حکمت متعالیه صدرائی و مبتنی بر تلفیق عرفان؛ منابع دینی و مباحث عقلی است. هم&amp;zwnj;چنین عناصری از حکمت کهن ایران، آموزه&amp;zwnj;های یونان قدیم و آئین نوافلاطونی سهم غیر قابل انکاری در این دستگاه دارند&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (کربن، ۱۳۸۳).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لاهوری بر این باور است که : &amp;laquo;فلسفه سبزوارى مانند فلسفه&amp;zwnj;هاى اسلاف او با دين آميخته است. در هر جامعه&amp;zwnj;اى که علوم طبيعى راهى نداشته باشد و يا مورد توجه قرار نگيرد تعقل فلسفى سرانجام مجذوب دين مى&amp;zwnj;گردد. در اين&amp;zwnj;گونه جامعه&amp;zwnj;ها مفهوم علت طبيعى يعنى مجموع شرايط مقدم بريک نمودار از اهميت مى&amp;zwnj;افتد و مفهوم علت فوق&amp;zwnj; طبيعى رواج مى&amp;zwnj;يابد و سپس علت فوق&amp;zwnj;طبيعى به صورت علت دينى محض يعنى اراده خدا در مى&amp;zwnj;آيد. &amp;nbsp;شايد آميختگى دينى فلسفه ايران نيز به همين دليل باشد&amp;raquo; (لاهوری، ۱۳۸۳).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آمیختگی فلسفه به باورهای دینی هرچند می&amp;zwnj;تواند در مواردی مانعی برای ظاهرگرائی دینی شود، اما هم&amp;zwnj;زمان محدودیت هائی را بر فلسفه تحمیل می&amp;zwnj;کند. فلسفه در چنین شرایطی به حکمت و کلام کاهش یافته کارکردش دفاع از باورهای دینی می&amp;zwnj;شود. از سوی دیگرممکن است که گزاره&amp;zwnj;های فلسفی به علت آمیختگی با باورهای دینی مقدس تلقی شده و مانعی را برای نقد و نوآوری در گفتگوهای فلسفی ایجاد کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر چند مسائل شناخت شناسی، فلسفه زبان و فلسفه ذهن به سبک فلسفه امروز غرب در آثار سبزواری مطرح نشده است اما می&amp;zwnj;توان بطور ضمنی نگاه او نسبت به برخی از مسائل فلسفه زبان و فلسفه متن دینی را دریافت کرد. این حکیم، شناخت، ذهن و زبان را همچون بنیانگذار حکمت متعالیه در چارچوب هستی&amp;zwnj;شناسی به گفتگو می&amp;zwnj;گذارد. شناخت و زبان اعم از زبان لفظی و کتبی بنا به چنین نگاهی همه جلوه&amp;zwnj;های گوناگون هستی (وجود) هستند و باید از همین دیدمان به بررسی گذاشته شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به باور سبزواری هرچند کارکرد منطق و فلسفه گفتگو در مورد معقولات ثانویه، تصورات، تصدیقات و به&amp;zwnj;طور کلی معناهای ذهنی است، ولی فیلسوف ناچار است برای کنکاش همان معناها زبان را نیز به گفتگو بگذارد&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. پس بر حکیم منطق&amp;zwnj;دان لازم است که خود لفظ را به تحقیق بگذارد که بتواند در هنگام استفاده رساندن یا استفاده کردن منظور خود را توضیح دهد (همان). چه به گمان او پژوهش پیرامون زبان جزء فلسفه نیست. چون تمرکز فلسفه بر مفاهیم است و راه گفتگو در مورد مفاهیم و یا انتقال آن به دیگران جز از راه گفتگوی لفظی میسر نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گمان سبزواری هستی دارای لایه&amp;zwnj;های چندی است (عالم عقل، مثال، طبیعت و هم&amp;zwnj;چنین هستی عینی، ذهنی، لفظی و کتبی) که دارای پیوند با یکدیگرند و لاجرم هریک نماد دیگری است (همان). مثلا هستی ذهنی نماد هستی عینی و هستی لفظی، نماد هستی ذهنی است. چنین درکی از رابطه زبان، ذهن و عین بیان نوعی از شناخت&amp;zwnj;شناسی و فلسفه زبان سنتی نیز هست. هرچند سبزواری به تفصیل فلسفه زبان خود را توضیح نمی&amp;zwnj;دهد اما او می&amp;zwnj;پذیرد که هستی ذهنی آئینه هستی عینی و هستی لفظی، آئینه هستی ذهنی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بنابراین هستی ذهنی و لفظی هر دو آئینه هستی عینی هستند. این ادعای سبزواری مبتنی بر پذیرش اصالت وجود و اشتراک آن است. به باور او تبار نظریه اشتراک معنای هستی (تشکیک هستی) را می&amp;zwnj;بایست در ایران باستان جستجو کرد&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. نظریه اشتراک معنائی هستی پس از نظریه اصالت هستی مهم&amp;zwnj;ترين&amp;rlm; پایه حکمت متعالیه است - وهم&amp;zwnj;چنان که در بحث گزاره ها- خواهیم دید بسیاری از چالش&amp;zwnj;های مربوط به شناخت، زبان، شناخت خداوند، جهان عقل، و هم&amp;zwnj;چنین معاد با تکیه بر آن حل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح آن&amp;zwnj;که به باور فیلسوفان مشائی- حکیمانی هم&amp;zwnj;چون ارسطو، فارابی و ابوعلی سینا - هستی از حقایق متباین تشکیل شده است. اما سبزواری نیز هم&amp;zwnj;چون صدرای شیرازی استدلال می&amp;zwnj;کند که حقیقت هستی یگانه است وگرنه انتزاع مفهوم یگانه از آن و یا عمومیت مفهوم هستی بر گونه&amp;zwnj;های متفاوت آن موضوعیت نداشت. به بیان دیگر او مدعی است که مفهوم هستی- آنگونه که در ذهن درک میشود- بازتاب حقیقت آن در خارج است. هر چند با طرح گفتگوهای مربوط به علم حضوری، ذهن انسان نیز خود تجلی هستی قلمداد شده بنابراین دیگر اعتبار چندانی برای مرز میان درون و برون ذهن باقی نمی&amp;zwnj;ماند. چه در صورتی که این&amp;zwnj;دو بخش از هستی- یعنی هستی ذهنی و عینی- تجلیات حقیقت یگانه باشند، می&amp;zwnj;توان با شناخت یکی به درک دیگری نائل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گرایش شناخت&amp;zwnj;شناسانه دارای پیامدهای با معنائی در دستگاه زبان&amp;zwnj;شناسی، مبحث ملاک صدق گزاره&amp;zwnj;ها و همچنین الهیات سبزواری بوده و در ترکیب با هستی شناسی او مانع فروغلتیدن او به تعطیل میشود (همان). اما هم&amp;zwnj;زمان خطر در افتادن به گرایش جزمی شناخت&amp;zwnj;شناسانه را در او افزایش می&amp;zwnj;دهد. او هم&amp;zwnj;چنین اشتراک معنوی وجود را شرط شناخت خداوند و صفات او می&amp;zwnj;داند (۴). او سپس با نقد ابوالحسن اشعرى و ابوالحسن بصرى معتزلى تلاش می&amp;zwnj;کند راهی را برای برون رفت از چالش میان تشبیه و تعطیل بیابد. به همین دلیل استفاده از مدل انسان&amp;zwnj;پنداری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Anthropomorphism&lt;/span&gt;) کاربرد ویژه&amp;zwnj;ای در ادبیات او پیدا می&amp;zwnj;کند. مدل انسان پنداری او که با اشتراک معنوی هستی و تشکیک حقیقت آن، که از مولفه&amp;zwnj;های مهم حکمت متعالیه است ، سازگاری دارد ، جهان&amp;zwnj;شناسی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Cosmology&lt;/span&gt;) او را شکل می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این حکیم با تکیه بر میراث نوافلاطونی و استفاده از روایات و تاویل آیه&amp;zwnj;های قرآن، جهان هستی را بر مبنای تقسیم آن به انسان صغیرو انسان کبیر و به بیان دیگر عالم صغیر و عالم کبیر تفسیر می&amp;zwnj;کند. بر این اساس این دو جهان متناظرند و با شناخت یکی می&amp;zwnj;توان آن دیگری را شناخت. جهان کیهان مرکب از سه لایه جهان عقل، مثال و طبیعت است هم&amp;zwnj;چون جهان انسان که از لایه عقل، نفس و حس تشکیل شده است. همین مطلب را می&amp;zwnj;توان در آثار ادبیات صدرای شیرازی نیز یافت چه به گمان شیرازی هر چه در عالم صورت آفریده شده در معنی دارای مثالی است و بر همین منوال هر آنچه در عالم معنا است در عالم حق (غیب الغیوب) دارای مثالی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه دنیا و آخرت نیز در همین چارچوب تاویل می&amp;zwnj;شود، چه پدیده&amp;zwnj;های این جهان قالب و مثالی هستند برای پدیده&amp;zwnj;های جهان آخرت. جهان آخرت نیز به نوبه خود مثالی برای اعیان ثابته است که مظهر خداوند است. زبانی که نظریه انسان&amp;zwnj;پندار سبزواری بر آن استوار است به نوعی به&amp;zwnj;کارگیری زبان تشبیه و استعاره برای توصیف چگونگی رابطه انسان و جهان است. چنین زبانی قابل آزمون عقلی یا تجربی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;شناخت شناسی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در اثر مهم و معروف سبزواری- یعنی منظومه- گفتگوهايی در مورد چگونگی رابطه شناخت، زبان و واقعیت در چارچوب حکمت قدیم وجود دارد. حکیمان دوران گذشته اجمالا پذیرفته بودند که &amp;laquo;معنا&amp;raquo; در لفظ فنا شده و به آن آمیخته است. بنابراین نیاز زیادی به گفتگوی گسترده در مورد رابطه معنا و لفظ و نسبت این&amp;zwnj;دو با واقعیت برون ذهنی احساس نمی&amp;zwnj;کردند. گفتگوی سبزواری در مورد وجود ذهنی می&amp;zwnj;تواند برخی از مبانی شناخت شناسی، فلسفه ذهن و زبان&amp;zwnj;شناسی او را آشکار کند. رابطه میان هستی&amp;zwnj;شناسی، شناخت&amp;zwnj;شناسی و فلسفه زبان این حکیم را می&amp;zwnj;توان به شکل ساده و فشرده در نماگر زیر دید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نماگر ۱- رابطه هستی&amp;zwnj;شناسی، شناخت&amp;zwnj;شناسی و فلسفه زبان در حکمت سبزواری&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/sabzevari1-.png&quot; style=&quot;width: 500px; height: 222px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;او در بررسی هستی ذهنی و اثبات آن، استدلال می&amp;zwnj;کند که اگر هستی ذهنی تحقق نداشت، گفتگو پیرامون نیستی موضوعیت پیدا نمی&amp;zwnj;کرد، &amp;nbsp;چون نسبت دادن یک محمول یا صفت به موضوع و یا موصوف مستلزم تحقق موضوع آن است. روشن است که نیستی هیچ تحققی در ظرف خارج از ذهن ندارد، پس می&amp;zwnj;بایست ظرف دیگری برای تحقق آن وجود داشته باشد که به مدد تحقق آن مفهوم نیستی، از هستی برخوردار شود. این ظرف چیزی جز ذهن نیست. ذهن با توانائی خود میتواند به مفهوم نیستی لباس هستی بپوشاند هر چند نیستی اعتباری باشد&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزون بر این او استدلال می&amp;zwnj;کند که مفاهیم کلی هر چند در بیرون از ذهن به خودی خود وجود عینی ندارند، اما ذهن آنها را با ظرف دیگری که از سنخ هستی دیگری است، می&amp;zwnj;آفریند (همان). سبزواری در ادامه با یادآوری دیگر نظرات، آنها را به گفتگو و نقد می&amp;zwnj;گذارد. به گفته او برخی از حکیمان شناخت را از مقوله کیف ذهنی (کیفیتی ذهنی) می&amp;zwnj;دانند و برخی دیگر به زبان امروز رابطه ذهن با پدیده&amp;zwnj;ها (یا اضافه) و گروهی دیگر ذهن را کارپذیر (منفعل) دانسته و تاثیر آن از پدیده&amp;zwnj;ها را که نوعی انفعال است، شناخت خوانده&amp;zwnj;اند&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آگاهی انسان به خود، یعنی آگاهی ذهن به خود که كيفیتی روانی (نفساني) است آگاهی حضوري است. از اين روست که آگاهي به صورت&amp;rlm;های نقش بسته در ذهن از سنخ آگاهی حضوری قلمداد شده است. چون&amp;zwnj;كه ميان خودآگاهی آنها و ذهن، واسطه دیگری میانجی نیست و هردو یکی هستند. در آگاهی حصولی اما، علم به پدیده ها، به کمک صورت آن واقعيت در ذهن پديد می&amp;rlm;آيد. این حکیم بر این باور است که ماهیت شناخت در یک مقوله نمی&amp;zwnj;گنجد و دارای مراتب گوناگونی است. بخشی از آن عبارت از کیفیتی در ذهن است، اما در مرحله بالاتر شناخت جوهر است و این جوهر گاه می&amp;zwnj;تواند کاملا مجرد از ماده و هم&amp;zwnj;چنین واجب&amp;zwnj;الوجود باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چارچوب شناخت&amp;zwnj;شناسی سبزواری، ذهن جزء پدیده&amp;zwnj;های مجرد از ماده است که می&amp;zwnj;تواند ماهیت پدیده&amp;zwnj;هایی را که دارای هستی عینی هستند، از هستی عینی&amp;zwnj;شان برکنده و بر آنها جامه&amp;zwnj;ای تازه از هستی جدید، یعنی هستی ذهنی بپوشاند&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. علی&amp;zwnj;رغم تفاوتی که در هستی پدیده عینی و ذهنی هست، ماهیتشان اما- از منظر حمل اولی ذاتی- یکی بیش نیست. به بیان دیگر، شناخت بنا به شرایطی با مدلول خود یعنی پدیده عینی تطابق دارد. اما این&amp;zwnj;که ماهیت یک پدیده چگونه می&amp;zwnj;تواند همزمان در عین و ذهن از هستی برخوردار شود به پرسش دیگری می&amp;zwnj;انجامد که از پرسش&amp;zwnj;های قابل توجه حکیمان مسلمان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در اینجا حکیم سبزواری ناچار می&amp;zwnj;شود تا با آزمون فلسفی از زبان به یک طبقه&amp;zwnj;بندی از گزاره&amp;zwnj;ها اقدام کند. بنا به طبقه&amp;zwnj;بندی او گاه موضوع و محمول گزاره ذاتا یکی می&amp;zwnj;شوند و مغایرت آنها اعتباری است و در این صورت گزاره اولی ذاتی است&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. مثلا وقتی گفته می&amp;zwnj;شود انسان جاندار است. مفهوم جاندار عین مفهوم انسان است و بنابراین دربرگیرنده هیچ اطلاع تازه&amp;zwnj;ای نیست. اما آنگاه که گفته می&amp;zwnj;شود آن میز بزرگ است، گزاره بزرگ از مفهوم میز استنتاج نمی&amp;zwnj;شود و بنابراین گزاره شایع صناعی است. بر مبنای همین تفسیم&amp;zwnj;بندی، هستی ذهنی از نظر ماهیت خود با عین خارجی خود در چارچوب گزاره اولی ذاتی یکی است. اما هستی ذهنی در عین حال در چارچوب گزاره شایع صناعی کیفیتی ذهنی است&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک مثال دیگر به فهم چگونگی دلالت گزاره&amp;zwnj;های شایع صناعی و اولی ذاتی کمک می&amp;zwnj;کند. گفتگو در مورد نیستی و یا حمل گزاره&amp;zwnj;ها بر نیستی اگر حمل شایع صناعی- یعنی خود نیستی و مصداق آن باشد غیرممکن است. چون نمی&amp;zwnj;توان نیستی را تصور کرد و صفتی را بر آن افزود. حال آنکه گفتگو پیرامون نیستی در چارچوب گزاره اولی ذاتی- یعنی گزاره مفهومی- غیرممکن نیست. &amp;nbsp;چون میتوان به نیستی مفهومی داد به نوعی آنرا تصور نمود - مثلا با سلب هستی از یک واقعیت- و در نتیجه صفتی را به آن حمل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;باور سبزواری نوع دیگری از گزاره&amp;zwnj;ها در این گفتگوها مطرح است. چرا که ذهن انسان می&amp;zwnj;تواند برای موضوعی که کاملا از هستی بی&amp;zwnj;بهره است نوعی هستی البته آن&amp;zwnj;هم در ذهن بسازد یا اعتبار کند&lt;a href=&quot;#_ftn9&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. در اینجاست که ذهن برای اشاره به این مفهوم می&amp;zwnj;بایست برچسبی از جنس کلمه برای آن بیافریند. کلمه نیستی (عدم) البته کلمه مستقلی نیست بلکه به معنی &amp;laquo;نه بود&amp;raquo; است. به بیان دیگر برای اشاره به مفهومی که نیست و از واقعیت بهره&amp;zwnj;ای ندارد، ابتدائا هستی در نظر گرفته شده و نبود آن به عنوان &amp;laquo;نماینده&amp;raquo; نیستی در نظر گرفته می&amp;zwnj;شود. نام &amp;laquo;نبود&amp;raquo; متضمن همین امر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین ترتیب حکیم سبزواری برای گشودن مشکلات شناخت&amp;zwnj;شناسی کم یا زیاد به حوزه فلسفه زبان وارد می&amp;zwnj;شود. او تلاش می&amp;zwnj;کند تا با دقیق&amp;zwnj;تر کردن تحلیل خود از گزاره&amp;zwnj;ها مانع افسون زبان و فریب کلمات شود. همین امر نشانه این است که او از محدودیت&amp;zwnj;های زبان و فریب&amp;zwnj;هایی که همین محدوییت&amp;zwnj;ها بر ذهن تحمیل می&amp;zwnj;کند بی&amp;zwnj;اطلاع نیست. راهکار او برای جلوگیری از فریب زبانی به&amp;zwnj;کار گیری موثر منطق و دقت در چگونگی دلالت&amp;zwnj;ها بر اساس &amp;laquo;نظریه مطابقت گزاره&amp;zwnj;ها&amp;raquo; است. پیدا کردن نشانه&amp;zwnj;ای روشن در منظومه منطق و حکمت دال بر این&amp;zwnj;که چگونه خود زبان و محدودیت آن می&amp;zwnj;تواند در کژفهمی موثر باشد، بسیار دشوار است. پرسش اما این است که آیا استفاده از این راهکار- یعنی بکارگیری منطق صوری- در چارچوب دستگاه حکمت قدیم و تلاش برای حفظ این دستگاه می&amp;zwnj;تواند به&amp;zwnj;طور موثر مانعی برای فریب زبانی فراهم کند؟ توضیح این&amp;zwnj;که یکی از ارکان حکمت قدیم &amp;quot;نظریه مطابقت&amp;quot; است که بسیاری از گزاره&amp;zwnj;های اساسی آن را توجیه می&amp;zwnj;کند، نقد این رکن اساسی دارای پیامدهای بسیار کلانی برای این دستگاه نظری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;فلسفه زبان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;حکیم سبزواری بنا به سنت حکمت قدیم الفاظ را در چارچوب فلسفه قدیم و تعریف منطقی به&amp;zwnj;عنوان کیفیات مسموع (عَرَضی که قابل &lt;strong&gt;شنیدن &lt;/strong&gt;است) تعریف می&amp;zwnj;کند. این حکیم نیز هم&amp;zwnj;چون صدرای شیرازی دلالت لفظ بر معنا و رابطه این&amp;zwnj;دو را بر اساس وضع و قرارداد و در نتیجه رابطه آن&amp;zwnj;دو را اعتباری می&amp;zwnj;داند&lt;a href=&quot;#_ftn10&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. بنابراین رابطه لفظ و معنا در چارچوب مفهوم دلالت وضعی تحلیل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به تعریف سنتی هرگاه شناخت یک پدیده به شناخت پدیده دیگری بیانجامد دلالت (پی&amp;zwnj; بردن)رخ داده است. به&amp;zwnj;همین دلیل مبنا در دلالت پی بردن به یک پدیده ، از راه شناخت پدیده دیگر است. این پی بردن گاه به دلیل مناسبت و رابطه حقیقی میان دال و مدلول است و گاه قراردادی (وضعی- اعتباری) است. به گمان او هستی کتبی دلالت بر هستی لفظی و هستی لفظی نماد هستی ذهنی و این یکی نیز نماد هستی مستقل از ذهن و زبان است&lt;a href=&quot;#_ftn11&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دلالت دارای گونه متفاوتی چون دلالت مطابقه، تضمن و التزام است (تعریف واژگان). دلالت نشانه لفظی بر مدلول خود نیز بسیار گوناگون است. دلالت لفظی متواطی و مشکک هر چند نمونه&amp;zwnj;های مشهوری از تنوع دلالتی کلمه بر معنا است. اما استفاده از زبان مجاز، تشبیه و استعاره پیچیدگی و پویائی این رابطه را بیشتر میکند (نگاه کنید به تعریف واژگان). نماگر زیر اشکال گوناگون دلالت را به نمایش میگذارد (تعریف واژگان).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نماگر ۲- انواع دلالت در حکمت سبزواری&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; height=&quot;275&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/sabzevari2.png&quot; width=&quot;515&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پیش از این دیدیم که سبزواری مدعی است که توجه فیلسوف باید بر معنا و مفاهیم متمرکز شود. در عمل اما تحلیل کلمات و گزاره&amp;zwnj;ها جایگاه معنا در بخش قابل توجهی از مباحثه او را اشغال می&amp;zwnj;کند. چراکه معنا به شکل کلمات و گزاره&amp;zwnj;ها خود را نشان می&amp;zwnj;دهد و بدون تحلیل کلمات و کلام تحلیل معنا غیرممکن است. به بیان دیگر، معنا خود به&amp;zwnj; خود در دسترس ما نیست. آن&amp;zwnj;چه که می&amp;zwnj;تواند به گفتگو گذاشته شود در وهله اول همان کلمات و گزاره هاست که قائم&amp;zwnj;مقام و نماینده (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Proxy&lt;/span&gt;) معناها هستند. فیلسوفان و حکیمانی که شیوه سبزواری را برای تحلیل مسائل هستی شناسانه برگزیده&amp;zwnj;اند، لاجرم به همین راه رفته&amp;zwnj;اند و آزمون کلمه و کلام جای آزمون معنا را برای آنها گرفته است. تلاش برای تفکیک انواع گزاره و تقسیم آن به حمل اولی ذاتی و شایع صناعی نیز جزء دیگری از این کوشش به شمار می&amp;zwnj;آید. مشابه این کوشش را می&amp;zwnj;توان در منطق و اصول فقه (مباحث الفاظ) مشاهد کرد. این تلاش وسیع برای تحلیل کلمه و کلام اما به انجامی نمی&amp;zwnj;رسد چون به آزمون خود زبان، پیدایش فلسفه زبان نیانجامیده و مباحث حداکثر در حصار حکمت کهن باقی می&amp;zwnj;ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقدان فلسفه زبان در حکمت متعالیه که نشان از باقی ماندن این دستگاه در دنیای کهن است موجب شده تا این دستگاه نتواند خود را با دگرگونی&amp;zwnj;های روزگار منطبق کند. اگر حکیمان ابتدائا بجای پرداختن به مباحث هستی&amp;zwnj;شناسی مسائل مربوط به زبان را به عنوان نقطه عزیمت خود برمی&amp;zwnj;گزیدند، شاید مباحث وجودشناسانه آنها غنی&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شد. اما در فقدان فلسفه زبان، حکیمان پذیرفته&amp;zwnj;اند که به&amp;zwnj;جای مفهوم هستی (معنون) الفاظ (عنوان) را تحلیل کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مفهوم هستی هرچند از جمله مفاهیم بدیهی است که پیش و بیش از هر چیز درک می&amp;zwnj;شود. اما گفتگو در مورد مفهوم هستی به گفتگوی زبانی در مورد آن می&amp;zwnj;انجامد. این امر موجب می&amp;zwnj;شود که کاستی مباحث هستی&amp;zwnj;شناسانه به سایر گفتگوها ادامه پیدا کند. پیروان حکمت متعالیه هرچند در مباحث الفاظ منطق به ضرورت گفتگو در مورد زبان پی برده&amp;zwnj;اند ، اما آنگاه که به مسئله هستی&amp;zwnj;شناسی پرداخته&amp;zwnj;اند، توضیحی در مورد تقدم مسائل زبان&amp;zwnj;شناسی و هستی&amp;zwnj;شناسی ارائه نکرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناگفته روشن است بدون چنین بحثی پرداختن به هر موضوعی و از جمله پرداختن به مفهوم هستی، دانسته یا نادانسته نشان از پذیرش تقدم هستی بر زبان دارد. اما حکیم نخواسته یا نتوانسته این تقدم را با استدلال نشان دهد. هر چند این کاستی از همان آغاز خود را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد ولی در آنجا پایان نمی&amp;zwnj;یابد. چون بلافاصله در گفتگو پیرامون مفهوم هستی مجددا آشکار می&amp;zwnj;شود. مثلا سبزواری در نخستین ابیات &amp;laquo;منظومه حکمت&amp;raquo; مدعی است مفهوم هستی در عین حال که آشکاراست اما ژرفنای آن در نهایت پنهانی است&lt;a href=&quot;#_ftn12&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این حکیم توضیح نمی&amp;zwnj;دهد که دلیل پنهانی حقیقت هستی چیست یا محدودیت زبان چه نقشی در اینجا دارد. یا اگر زبان به علت ویژگی&amp;zwnj;ها و محدودیت&amp;zwnj;هایش نمی&amp;zwnj;تواند کنه هستی را به نمایش بگذارد یا دستکم آنرا به موضوع مباحثه بدل کند، پس چگونه می&amp;zwnj;توان مباحث مربوط به عالم عقل و جواهر مجرده - یعنی هستی در مراتب برتر آن - را با همین زبانی که قادر به رسوخ در کنه هستی نیست، به گفتگو گذاشت؟ افزون بر این، حکیم سبزواری باور دارد که زبان امری قراردادی (وضعی &amp;ndash; اعتباری) است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصطلاح اعتباری در ادبیات حکیمان مسلمان معمولا در مقابل حقيقی يا واقعی یا به عبارت دیگر مستقل از ذهن و زبان به كار برده می&amp;rlm;شود. بنابراین، این پرسش موجه می&amp;zwnj;نماید که زبان به عنوان نشانه که امری اعتباری است چگونه می&amp;zwnj;تواند معنا را با خود حمل کند، آن&amp;zwnj;را در خود فنا سازد و در نهایت آئینه شفاف امور حقیقی همچون ذات هستی باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح آنکه ساختار و چگونگی دلالت امر قرار دادی، تابعی از خواست واضعان و بکارگیران آن است. به&amp;zwnj;همین دلیل رابطه نشانه&amp;zwnj;های اعتباری با مدلول آن بسیار متنوع و متغیر بوده و حقیقی و ذاتی یا ثابت نیست. در نتیجه، این پرسش موجه است که چگونه می&amp;zwnj;توان انتظار داشت که حقایق جاودانه هستی به&amp;zwnj;واسطه زبان که رسانه&amp;zwnj;ای (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Medium&lt;/span&gt;) نارسا است، خود را به شکل کامل نشان دهد. اگر چنین نیست چگونه می&amp;zwnj;توان ادعا کرد که زبان ساخته و پرداخته انسان محدود و فانی قادر به بیان حقایق جاودانه است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;چگونه هستی شناسی به آزمون زبان بدل می&amp;zwnj;شود&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تعریف و طبقه&amp;zwnj;بندی انواع گزاره (حمل) و گفتگو در مورد رابطه کلمات، کلام و مدلولات آنها یا به بیان دیگر رابطه زبان و واقعیت، اهمیت زیادی در اندیشه سبزواری دارد. او تلاش می&amp;zwnj;کند که با تعریف و طبقه بندی مناسب انواع گزاره&amp;zwnj;ها به برخی ابهامات و پرسش&amp;zwnj;ها پاسخ دهد. نظر به همین اهمیت است که این حکیم بخش مهمی از منظومه منطق و حکمت خود را به گفتگو پیرامون گزاره&amp;zwnj;ها اختصاص می&amp;zwnj;دهد (بخش ایساغوجی، قضایا، موجهات و حمل).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در اینجاست که گفتگوی این حکیم - هر چند ناخواسته- رنگ فلسفه زبان به خود می&amp;zwnj;گیرد و گفتگو پیرامون هستی به واقع به توضیح زبانی مفاهیم بدل می&amp;zwnj;شود. از دیگر تلاش&amp;zwnj;های سبزواری که دارای جنبه&amp;zwnj;های فلسفه زبان نیز هست تفکیکی است که او میان گزاره&amp;zwnj;های صمیمه و ضمیمه قائل می&amp;zwnj;شود&lt;a href=&quot;#_ftn13&quot; name=&quot;_ftnref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. بنا به تقسیم&amp;zwnj;بندی او گزاره&amp;rlm;های ازلی که عین موضوع بوده مانند نسبت دادن هستی به خدا، محمول از ذات (صمیم) موضوع بوده و بر آن عارض نیست. چنین گزاره&amp;zwnj;ای موضوع هلیه بسیطه یا پرسش از هستی ساده است از نوع پرسشی که گفته می&amp;zwnj;شود آیا خدا وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در گزاره ضمیمه اما موضوع و محمول دارای یگانگی نبوده و از برون بر آن حمل می&amp;zwnj;شود. این گونه تقسیم&amp;zwnj;بندی از گزاره&amp;zwnj;ها دارای شباهت&amp;zwnj;هایی با تقسیم&amp;zwnj;بندی کانت از گزاره&amp;zwnj;هاست که بر اساس آن گزاره&amp;zwnj;ها به تحلیلی و ترکیبی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Analytic and synthetic propositions&lt;/span&gt;) طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;شوند. گزاره&amp;zwnj;های تحلیلی دارای اطلاعات ایجابی جدیدی نیستند. مثلا وقتی گفته می&amp;zwnj;شود خدا عادل است، صفت دادگر چیزی بر مفهوم خدا نمی&amp;zwnj;افزاید چون خدا- براساس آنچه در مفهوم خدا هست- نمی&amp;zwnj;تواند ستمگر باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;غالب گزاره&amp;zwnj;های متون مذهبی که در مورد جهان غیر مادی بوده و موضوع دانش تجربی نیستند، از جمله گزاره&amp;zwnj;های تحلیلی هستند. به نظر می&amp;zwnj;رسد تنگنای ساختار زبان برای شناخت هستی موجب می&amp;zwnj;شود طبقه&amp;zwnj;بندی گزاره&amp;zwnj;ها در مباحث سبزواری ادامه یافته و بدین ترتیب گزاره&amp;zwnj;ها به حقیقت و رقیقت تقسیم شوند. گزاره حقيقت و رقيقت، از پیامدهای پذیرش تشكيك در عرصه هستی&amp;zwnj;شناسی است. در گزاره حقیقت و رقیقت اتحاد میان مفهوم برقرار است ولی برای مصداق موضوعیت ندارد. مانند حمل مفهوم وجود بر مراتب آن هر چند مایه نوعی وحدت میان مراتب آن است (مانند وحدت برخی صفات علت و معلول) ولی به یگانگی کامل میان مصداق آنها نمی&amp;zwnj;انجامد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکیم سبزواری مدعی است که حمل مفاهیم کمالی هستی متعال بر پدیده&amp;zwnj;های جهان ممکنات همان رقيقت حقيقت است، اما به شیوه ضعیف شده آن مفاهیم. چنان&amp;zwnj;كه حمل صفات کمالی پدیده&amp;zwnj;های جهان ممکنات بر هستی متعالی نيز ممکن است امّا با شدید کردن آن صفات و حمل آنها بر موضوع خود (سبزواری، ۱۴۱۰).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بررسی گزاره&amp;zwnj;های گوناگون می&amp;zwnj;تواند به دقت در بکارگیری زبان کمک کند، اما باید توجه داشت که گفتگو پیرامون گذاره&amp;zwnj;ها مسبوق به تعریف شرط صدق و کذب گزاره (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Criteria of truth&lt;/span&gt; یا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Truth condition)&lt;/span&gt;) است(&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Dummett, &lt;/span&gt;۱۹۹۵). بنابراین هر گفتگوئی پیرامون گزاره&amp;zwnj;ها &amp;nbsp;بدون تعریف شرط صدق گزاره&amp;zwnj;ها نارسا و مهمل است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تعریف صدق و کذب از گفتگوهای مهم منظومه سبزواری است که امروزه یکی از مباحث فلسفه زبان تلقی می&amp;zwnj;شود. صدق و کذب دارای دو معناست. نخست آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;که ممکن است که باور به یک گزاره درست یا نادرست باشد. دوم آنکه خود گزاره مستقل از باور به آن با مدلول خود سازگاری داشته یا نداشته باشد. باوری که از واقعیتی حکایت می&amp;zwnj;کند باور حقیقی و باور کاذب، باور خطا خوانده می&amp;zwnj;شود. اما خود گزاره می&amp;zwnj;تواند با صدق و کذب توصیف شود. بنابراین چهار رابطه میان باور به یک گزاره و گزاره و مدلول آن (نفس الامر) به شرح زیر برقرار می&amp;zwnj;شود:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;جدول ۱- رابطه میان باور، گزاره و مدلولات آن&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;0&quot; cellspacing=&quot;0&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td style=&quot;width:201px;height:29px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:102px;height:29px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;باور&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:133px;height:29px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;گزاره&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td style=&quot;width:201px;height:29px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;سازگار با مدلول&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:102px;height:29px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;حقیقی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:133px;height:29px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;صادق&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td style=&quot;width:201px;height:29px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناسازگار با مدلول&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:102px;height:29px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;خطاء&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td style=&quot;width:133px;height:29px;&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;کاذب&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;div style=&quot;clear:both;&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;حکیم سبزواری شرط صدق گزاره را مطابقت آن با نفس الامر می&amp;zwnj;داند&lt;a href=&quot;#_ftn14&quot; name=&quot;_ftnref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. مفهوم نفس الامر فراگیرتر از واقعیت عینی، ذهنی و اعتباری و هم&amp;zwnj;چنین شامل گزاره&amp;zwnj;های موجبه (اثباتی) و سالبه (منفی) است. صدق هر گزاره با توجه به نوع گزاره و مدلول آن متفاوت است. به همین دلیل شرط صدق گزاره&amp;zwnj;ای که مدلول آن واقعیت عینی است با گزاره&amp;zwnj;ای که مدلول آن ذهنی است متفاوت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای تایید صدق یا کذب یک گزاره می&amp;zwnj;بایست گزاره و همچنین مدلول آن (نفس&amp;zwnj;الامر اعم از واقعیت مستقل از ذهن و زبان) به آزمون گذاشته شود و مطابقت آندو اثبات یا رد شود. اما واقعیت و مدلول گزاره مستقیما و بدون واسطه خودِ ذهن در دسترس نیست. بنابراین روشن نیست که واقعیت مستقل از ذهن و زبان آنگونه که هست، بدون دخالت ذهن، قابل آزمون باشد. به همین دلیل نظریه &amp;laquo;مطابقت&amp;raquo; مستلزم دور است، چون خود مفهوم مطابقت مستقلا قابل آزمون نیست. بنابراین صدق نظریه مطابقت متوقف بر صدق خود آن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;رسم حکیمانی همچون سبزواری برای حل این چالش این است که گزاره&amp;zwnj;ها را از نظر شکل و محتوا و با استفاده از استدلال، به بديهيات و شناخت حضوری ارجاع دهند. اما پرسشی که باقی می&amp;zwnj;ماند این است که گیریم در مرحله اثباتی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Justification&lt;/span&gt;) بتوان با ارجاع گزاره&amp;zwnj;ها به بدیهیات صدق گزاره را توجیه (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Justify&lt;/span&gt;) کرد، اما آیا این توجیه می&amp;zwnj;تواند بیان ثبوت واقعی یا توضیح ثبوتی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Explanation&lt;/span&gt;) گزاره باشد؟ چون بنا به ادبیات حکیمان مسلمان میان لِمّ اثباتی و لِمّ ثبوتی و یا میان علت (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Cause&lt;/span&gt;)و دلیل (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Reason&lt;/span&gt;) یک رخداد تفاوت اساسی وجود دارد. بدین ترتیب حکیمان از نظریه مطابقت (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The Correspondence Theory of Truth&lt;/span&gt;) یعنی انطباق گزاره با جهان برون ذهنی و برون زبانی در نهایت و در مقام استدلال به نظریه هماهنگی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The Coherence Theory of Truth&lt;/span&gt;) گزاره با گزاره&amp;zwnj;های دیگر و ازجمله گزاره&amp;zwnj;های بدیهی عدول می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بنا به نظریه نخست صدق گزاره يعنى تطابق آن با واقعيت و كذب آن يعنى فقدان اين تطابق حال آن&amp;zwnj;که صدق يك گزاره بنا به نظریه دوم یعنی تطابق آن گزاره با ديگر گزاره&amp;zwnj;ها و از جمله گزاره&amp;zwnj;هایی که بدیهی خوانده می&amp;zwnj;شود و یا سازگار شدن گزاره آن با يك نظام از گزاره&amp;zwnj;های مقبول دیگر. به بیان ساده تر ساختار منطقی یک گزاره هر چند ممکن است قانع کنندگی آنرا موجه کند، اما به معنی این نیست که درستی گزاره یعنی مطابقت آن با نفس&amp;zwnj;الامر را تضمین کند. چرا که دنیای زبان عین همان دنیای ذهن و جهان مستقل از ذهن و زبان نیست. ممکن است که بتوان در جهان زبان و ذهن امری را اثبات کرد، اما چگونه می&amp;zwnj;توان پذیرفت که در جهان واقعیت همین امر دقیقا و عینا مصداق داشته باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این مطلب در آثار فرگه (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Frege&lt;/span&gt;۱۸۴۸&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt;۱۹۲۵) نیز مطرح شده است&lt;a href=&quot;#_ftn15&quot; name=&quot;_ftnref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. بنا به استدلال او نظریه انطباق که سایر گزاره&amp;zwnj;ها بر آن استوار است، مستلزم دور است (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Lepore, &amp;amp;Smith, &lt;/span&gt;۲۰۰۶). چون ملاک صدق و کذب همه گزاره&amp;zwnj;ها تطابق آن با مدلول آن و نفس&amp;zwnj;الامر است. اما خود این گزاره که - تطابق ملاک صدق گزاره هاست- &amp;nbsp;قابل آزمون نیست (همان و نیز &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Lubcke, &lt;/span&gt;۱۹۸۲).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شرط صدق نظریه مطابقت، سنجش آن با ابزاری به&amp;zwnj;جز ابزار زبان و ذهن است. این فیلسوف مدعی است که هدف از کشف قوانین منطقی صدق نباید کشف قوانین تبین و اثبات ذهنی بلکه اثبات صدق گزاره&amp;zwnj;ها بر مدلول آنها آن&amp;zwnj;گونه که هستند باشد. چون صدق به گمان او اساسا دارای جنبه هستی&amp;zwnj;شناسانه نیست بلکه دارای جنبه زبانی است. سبزواری از این دشواری بی&amp;zwnj;اطلاع نیست. اما مشکل را در چارچوب دیگری به معرض بررسی می&amp;zwnj;گذارد که ظرف مناسبی برای این گونه پرسش&amp;zwnj;ها به نظر نمی&amp;zwnj;رسد. چه اگر اساس حکمت کهن نظریه مطابقت (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The Correspondence Theory of Truth&lt;/span&gt;) باشد پس چگونه می&amp;zwnj;توان خود نظریه مطابقت را در کادر آن به نقد گذاشت؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته&amp;zwnj; این تنها نقدی نیست که در مورد &amp;laquo;نظریه مطابقت&amp;raquo; مطرح شده است. یکی دیگر از انتقاداتی که به این نظریه شده ابهام آن است. چون فیلسوفان معناها و تعریف&amp;zwnj;های گوناگونی از این نظریه ارائه کرده&amp;zwnj;اند که در مواردی با یکدیگر سازگاری ندارد. اگر منظور از &amp;laquo;مطابقت&amp;raquo; در این نظریه عبارت از آن باشد که خود گزاره&amp;zwnj;ها با پدیده&amp;zwnj;هائی كه&amp;zwnj; وصف&amp;zwnj; می&amp;zwnj;كنند عيناً&amp;zwnj; يكی باشد، چنین چیزی امکان&amp;zwnj;پذیر نیست. چون چگونه می&amp;zwnj;توان پذیرفت که اندیشه و گزاره&amp;zwnj;ها که از سنخ عناصر روانی، ذهنی و زبانی هستند، با مدلولات خود یعنی پدیده&amp;zwnj;های برون ذهنی &amp;ndash; که مشروط به زمان، مکان بوده آثار خاصی بر آنها مترتب است- کاملا شبیه باشد؟ مثلا سیبی که تصویر آن در ذهن است یا در مورد آن گفتگو می&amp;zwnj;شود البته همان سیبی نیست که مستقل از ذهن و زبان بروی میز است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پاسخ به این نقد، طرفداران نظریه مطابقت مدعی هستند که برای صدق یک گزاره بر مدلول برون ذهنی و برون زبانی لازم نیست که گزاره کاملا شبیه با مدلول خود باشد، بلکه تنها نوعی شباهت کافی است. در اینجا طرح این پرسش موجه است که خود شباهت، مفهوم دقیقی نیست. افزون بر این چگونه می&amp;zwnj;توان شباهت را تعین یا اندازه گیری کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکیم سبزواری که از این ابهام بی اطلاع نیست تلاش می&amp;zwnj;کند تا ابهام را با طبقه&amp;zwnj;بندی گزاره&amp;zwnj;ها رفع کند&lt;a href=&quot;#_ftn16&quot; name=&quot;_ftnref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[16]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. گفتگوی گسترده این حکیم در مورد دلالت، انواع گزاره&amp;zwnj;ها و شرط صدق گزاره به&amp;zwnj;نوعی یادآور موضع ویتگنشاتین متقدم، در رساله منطقی- فلسفی در مورد فلسفه و گزاره&amp;zwnj;های فلسفی است. او بر این باور بود که فلسفه یک آموزه نیست، بلکه نوعی فعالیت است که هدف از آن روشن سازی منطق زبان است. دستاورد فلسفه نیز گزاره&amp;zwnj;های فلسفی نیست بلکه آزمون و روشن شدن گزاره هاست (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Wittgenstein, &lt;/span&gt;۱۹۹۲). چه فلسفه باید مرزهای امور قابل اندیشه از اموری که قابل اندیشه نیستند را تعیین کند (همان).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;او در پیشگفتار رساله خود نوشته است که فلسفه سراسر سنجش زبان است تا نشان دهد هیچ چیز نبایستی گفت مگر آنچه را می&amp;zwnj;توان گفت (همان). همین فیلسوف در آخرین اثر خود نوشت که فلسفه تلاشی علیه فریب انسان به وسیله زبان است (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Wittgenstein, &lt;/span&gt;۲۰۰۱). کارکرد فلسفه در برهوت زندگی انسان یافتن نگاهی روشن و نه کسب دانش بیشتر است (همان). البته باید بر این نکات افزود که رهایی از فریب زبانی هم&amp;zwnj;چنین شرط آزادی از زبان فریب است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;روش تاویلی سبزواری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;درک هستی&amp;zwnj;شناسانه، شناخت&amp;zwnj;شناسانه و زبان&amp;zwnj;شناسانه سبزواری در نگاه تاویل&amp;zwnj;گرای او به بار نشسته و روش تاویل&amp;zwnj;گرای متن دینی او را شکل می&amp;zwnj;دهد. مثلا او در شرح منظومه حکمت خود در تلاش برای فهم آیه ۲۹ سوره قصص روش&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;تاویل&amp;raquo; را برگزیده و برداشت ابن سینا از آیه را می&amp;zwnj;پذیرد (مقصد الرابع ، فریده الخامس، غرر فی العقل النظری و العقل العملی). او متاثر از مباحث نوافلاطونی و عرفانی ، مدعی است که منظور از کوه طور در آیه همان مرحله سِرّ از مراتب هفت گانه تکامل نفس انسان است که در پایان آن نفس با عقل فعال متحد می&amp;zwnj;شود&lt;a href=&quot;#_ftn17&quot; name=&quot;_ftnref17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[17]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. بر پایه این آموزه&amp;zwnj;ها نفس انسان مراتب تکامل خود را از مرحله طبع آغاز کرده و با گذر از مراحلی همچون نفس، قلب و روح به مرحله سِرّ میرسد که در آنجا با عقل فعال متحد می&amp;zwnj;شود. این همان مرحله نبوت است. اما در آنجا متوقف نمی&amp;zwnj;شود و در فرایند خفی و اخفی از آن نیز بالاتر می&amp;zwnj;رود (همان).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاویل کوه طور به تکامل معنوی پیامبر در تفسیر آیه یاد شده به&amp;zwnj;خوبی روش تاویل&amp;zwnj;گرای سبزواری را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد. بکارگیری این روش تاویلی در هنگام گفتگو پیرامون عقل نظری و عملی نیز تداوم می&amp;zwnj;یابد&lt;a href=&quot;#_ftn18&quot; name=&quot;_ftnref18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[18]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.. این حکیم نیز همانند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابن&amp;zwnj;سینا این آیه را اشاره&amp;zwnj;ای به مراحل گوناگون عقل از مرحله استعداد محض (عقل هیولانی: مشکاه) به عقل بالملکه (زجاج)، عقل بالفعل (مصباح) و سپس به عقل بالمستفاد (نورعلی نور) می داند (همان). او در ادامه زیت (روغن) را قوه حدس دانسته و درخت زیتون و آتش (نار) را بر عقل فعال حمل می&amp;zwnj;کند. درخت زیتون (شجره زیتونه) نیز در چارچوب چنین درکی به عالم اسماء تاویل می&amp;zwnj;شود (همان).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;شبیه چنین تاویلی را می&amp;zwnj;توان در تفسیرمحی&amp;zwnj;الدین ابن&amp;zwnj;عربی بر آیه مشاهد کرد (همان). گویا چنین برداشتی از آیه میان حکیمانی که گرایش عرفانی داشته&amp;zwnj;اند، رایج بوده است. به&amp;zwnj;کارگیری چنین روش تاویلی تنها یک تک&amp;zwnj;نمود در آثار این حکیم نیست. چه به&amp;zwnj;کارگیری این روش تاویلی را در سراسر آثار سبزواری می&amp;zwnj;توان یافت. مثلا او منظور از کلمه &amp;laquo;رجوع&amp;raquo; در آیه ۲۸ سوره فجر را تجرد روح از جسم می&amp;zwnj;داند (همان). سبزواری همچنین بر این باور است که مدلول کلمه &amp;laquo;الی&amp;raquo; یا به سوی در آیه به معنی معمول کلمه یعنی &amp;laquo;جهت&amp;raquo; و سوی نیست. چون خداوند دارای جهت و جایگاهی نیست و از ویژگی&amp;zwnj;های جسم و ماده منزه است. بنابراین منظور آیه توجه معنوی قلب و جهت گیری ایمانی به سوی خداست که نوعی معنا است (همان).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این حکیم یکپارچگی روش معنا گرای خود را در تاویل سایر آیات به نمایش می&amp;zwnj;گذارد. مثلا در تاویل آیه &amp;laquo;و من کل شی خلقنا زوجین لعلکم تعقلون&amp;raquo;، مدعی است که منظور آیه دو جنبه یا دو طرف پدیده&amp;zwnj;های هستی مانند روشنی و تاریکی، مهر و خشم و عزت و ذلت است که کل نظام هستی دیده می&amp;zwnj;شود (رضا زاده، ۱۳۷۱). پیامد چنین برداشتی از رابطه زبان با واقعیت این است که بارگران معناها را نمی&amp;zwnj;توان بر پیکر نحیف زبان سوار کرد آن را باید از این بار معاف داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;چگونگی به&amp;zwnj;کارگیری زبان برای توصیف حقایق قدسی جنبه دیگری از فلسفه زبان دین سبزواری را در مباحث مربوط به الهیات ونگاه او به زبان آشکار می&amp;zwnj;کند. مثلا او برای فهم دو نام از نام&amp;zwnj;های خداوند که در قرآن از آنها با عنوان پنهانِ پیدا (باطن و ظاهر: سوره حدید آیه ۳) یاد شده است، چهار تاویل را پیشنهاد می&amp;zwnj;کند (سبزواری، شرح الاسماء الحسنی، بی&amp;zwnj;تا). به گمان او منظور از پیدای پنهان یعنی پنهان در ذاتش و آشکار در کردارش (باطنٌ بِکُنْهِه و ظاهرٌ بوجهه). این تاویل با هستی&amp;zwnj;شناسی و شناخت&amp;zwnj;شناسی حکیم سبزواری که هستی ناب را پنهانِ پیدا می&amp;zwnj;داند سازگاری دارد. آیه همچنین به گمان او می&amp;zwnj;تواند به معنی این باشد که خداوند به علت شدت پیدائی&amp;zwnj;اش پنهان است و به علت احاطه وسیع آن آشکار است (باطنٌ من فرط الظّهور، ظاهرٌ من شدة الاحاطة) (همان).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تاویل نیز مستقیما از درکی که حکیم از هستی دارد برمی&amp;zwnj;خیزد. چون هستی در چارچوب دیدمان حکیم سبزاری در نهایت آشکاری است و وسعت مفهوم آن در برگیرنده همه پدیده&amp;zwnj;های هستی است. چنین نگاهی به مفهوم هستی به تاویل خاصی از صفات یاد شده خدا یعنی &amp;laquo;پیدای پنهانِ &amp;raquo; در چارچوب الهیات می&amp;zwnj;انجامد و پنهان (باطن)به عنوان نام تنزیهی خداوند یعنی صفت سلبی و پیدا (ظاهر) صفات تشبیهی یا ثبوتی، تفسیر می&amp;zwnj;شود. در تاویل چهارم سبزواری صفات خداوند در آیه را با استفاده از نظریه عقول توضیح داده مدعی است که خداوند از آن رو که برپای&amp;zwnj;دارنده جهان ناپیدای روح، نفس و عقل است، پنهان ولی از آن رو که بر پای&amp;zwnj;دارنده جسم است، پیداست (باطنٌ مُقَّوِمُ الارواح ، ظاهرٌ بأنّه قیّومُ الاشباح) (همان).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;سبزواری به پیروی از حکیم شیرازی، گفتگو و گفتار (تکلم و کلام) خداوند را به ظاهر آن فهم نمی&amp;zwnj;کند و آن&amp;zwnj;را در چارچوب حکمت متعالیه و اصالت هستی به بررسی می&amp;zwnj;گذارد. به&amp;zwnj;زعم او کارکرد گفتار در رابطه میان انسان&amp;zwnj;ها نمایاندن مفاهیم پنهان در ذهن یا همان بیان است. رابطه هستی با خداوند نیز قابل فهم با همین الگو است. چه هستی در تجلیات گوناگونش نماد خداوند است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گمان سبزواری هستی همان کلمات خداوند است چون آنها بیان آن&amp;zwnj; چیزی هستند که در ضمیر غیبی او است. (رضازاده، ۱۳۷۱). تلاش حکیم این است که از صورت&amp;zwnj;ها و شکل&amp;zwnj;های گوناگون کلام گذر کند تا به شناخت حقیقت آن دست یابد که همان بیان مافی&amp;zwnj;الضمیر است. به گمان او همه تجلیات وجودی نوعی &amp;laquo;کلام&amp;raquo; است چون بیان کننده یک &amp;laquo;معنا&amp;raquo; هستند. او بر این باور است که لفظی که به عنوان کلام برای گفتگون میان انسان&amp;zwnj;ها وضع شده از پایین&amp;zwnj;ترین درجات کلام است. چون رابطه &amp;laquo;کلمه&amp;raquo; و &amp;laquo;معنا&amp;raquo; اعتباری است حال آنکه رابطه برخی دیگر از موجوادت هستی با معانی&amp;zwnj;شان رابطه طبعی و یا ذاتی است (همان). به همین دلیل آنها از نظر بیان معانی کامل&amp;zwnj;تر و حقیقی&amp;zwnj;تر هستند. بنابراین هر وجودی از آن جهت که نماد معنا و بیان آن است از صوت و صدا یا لفظ گویاتر است (همان).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در جای دیگر مدعی است &amp;laquo; وجودات بسیطه محیط ثابت خطابات حضرت حق می&amp;zwnj;باشند. پس صوت نه لازم کلام است و نه شرط آن لیکن در مرتبه حیوان، اظهار و اخبار فطری به وسیله صوت بوده و انسان نیز از آن جهت حیوان بودن در جنس، برای بیان مافی&amp;zwnj;الضمیر در بیشتر موارد، نیازمند به ایجاد اصوات است تا با دلالت لفظی، مخاطب یا شنونده را به معنی و یا مدلولی متوجه کند و این امر در عرف به کلام معروف است&amp;raquo; (رضا زاده، ۶۸۳).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انتخاب این روش تاویلی در الهیات سبزواری از آن روست که او باور دارد &amp;nbsp;که صفات خداوند از جمله محسوسات بشر نیست. او نظرات اشاعره، مجسمه و مشبه را به یک سان نادرست می&amp;zwnj;داند، بنابراین کوشش می&amp;zwnj;کند تا &amp;laquo;صفاتی&amp;raquo; را که بشر به خدا نسبت می&amp;zwnj;دهد به گونه دیگری فهم کند (رضا زاده، ۱۳۷۱). در ادامه او آنجا که به مسئله معاد می&amp;zwnj;پردازد زبان و نگاه جامعه زبانی خاص یعنی حکیمان پیرو حکمت متعالیه را مجددا برای تاویل آیه ۹۶ سوره نحل بکار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به چنین روشی پدیده&amp;zwnj;های جهان ماده و طبیعت هر چند به شکل منفک و متفرق در طول زمان پدیدار شده و به تدریج فرسوده می&amp;zwnj;شوند اما هم&amp;zwnj;زمان در عالم دهر و جهان مثالی، بازسازی و گردآوری می&amp;zwnj;شوند. وجود مثالی انسان نیز که مرحله گذر او به قیامت است، در چارچوب همین موضوع با تجمع و تراکم رفتار و کردار او فراهم می&amp;zwnj;شود. پس آنچه ظاهرا پراکنده، رو به زوال و در حال فرسایش به نظر می&amp;zwnj;آید در جهان مثال پویا و پایدار باقی می&amp;zwnj;ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جهان مثالی اما خود گذرگاهی در قوس صعود ممکنات به سوی جهان عقل است. در چارچوب نگاه سبزواری و نوافلاطونیانی همچون اسکندر افرودیسی جهان مرکب از مرتبه&amp;zwnj;ها یا لایه&amp;zwnj;های گوناگونی است. جهان طبیعت که پائین&amp;zwnj;ترین لایه هستی است موضوع احساس است، جهان مثالی و جهان عقلی محصول ارتقاء جهان محسوس است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاویل&amp;zwnj;گرائی سبزواری تنها شامل متن دینی یا الهیات او نیست. او حتی اعمال و احكام و فرايض عبادی روزانه را نیز مشمول فرایند تاویل دانسته و تلاش می&amp;zwnj;کند تا معانی درونی آنها را تحت عنوان &amp;laquo;اسرار العبادات&amp;raquo; فهم کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فلسفه زبان سبزواری را می&amp;zwnj;توان به&amp;zwnj;طور کلی دارای دو مولفه اساسی دانست. نخست این&amp;zwnj;که او زبان را امری وضعی و اعتباری می&amp;zwnj;داند، افزون بر این او با پیروی از تئوری ارسطوئی، مطابقت را ملاک صدق گزاره&amp;zwnj;ها تلقی می&amp;zwnj;کند. تاویلی که سبزواری به پیروی از حکمت متعالیه، از شناخت و زبان ارائه کرده است مبتنی بر نظریه اصالت هستی و اشتراک معنوی آن است. بر اساس چنین پنداشتی، هستی&amp;zwnj; شناختی (وجود ذهنی) و هستی زبانی (وجود لفظی) به نوعی بازتاب هستی عینی هستند. چنین درکی از شناخت و زبان به ادعای سبزواری دارای ریشه&amp;zwnj;های تاریخی در حکمت کهن ایران و فلسفه نوافلاطونی و آمیزه&amp;zwnj;ای از آنها با ادبیات دینی مسلمانان است. روش&amp;zwnj;شناسی متن دینی حکیم سبزواری تاویلی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چارچوب چنین روشی او از معنای ظاهری گذر کرده و به مکنونات معنوی متون می&amp;zwnj;پردازد. تاویل&amp;zwnj;گرائی سبزواری از گستره متن می&amp;zwnj;گذرد و حتی هستی و جهان واپسین، رفتار انسان و نیایش را نیز در بر می&amp;zwnj;گیرد. می&amp;zwnj;توان ادعا کرد که گفتگوی این حکیم در مورد دین بیش از آن&amp;zwnj;که گفتگو در مورد پنداشت&amp;zwnj;های دینی باشد، گفتگو در مورد ادبیات دینی یا به بیان دیگر کنکاش زبان دین است. چه گفتگو بروی ادبیات دینی غالبا بر گفتگو در مورد پنداشت&amp;zwnj;های دینی تقدم دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برداشت&amp;zwnj;های مفسران دین نیز بر همین اساس آزمون زبان دینی در چارچوب یک جامعه زبانی خاص مثلا جامعه زبانی حکیمان یا عارفان است. هرچند روش تاویل&amp;zwnj;گرای حکیم سبزواری، او را از ظاهرگرائی در هنگام و هنگامه فهم متن دینی می&amp;zwnj;رهاند، اما راهی را برای محدودیت&amp;zwnj;های نگرشی که زمانه و زمینه اجتماعی بر او تحمیل می&amp;zwnj;کند فراهم نمی&amp;zwnj;آورد. به گونه&amp;zwnj;ای که او تلاش می&amp;zwnj;کند که حتی جهان طبیعت را هم که موضوع آزمون و خطای علوم تجربی است، از دیدمان حکمت به بررسی بگذارد (منظومه حکمت بخش طبیعیات).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فیلسوفان مدرن غرب با تکیه بر دستاوردهای تجربه&amp;zwnj;گرایان انگلیسی و فلسفه نقاد کانت شناخت را شبحی نارسا از پدیده&amp;zwnj;ها و بخصوص پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;دانند. زبان شناسان و فیلسوفان زبان جهان امروز حتی از این هم فراتر رفته&amp;zwnj;اند و زبان را نیز شبحی نارسا از شناخت دانسته&amp;zwnj;اند. در نتیجه رابطه زبان، شناخت و واقعیت در نزد آنها، به امری غامض تبدیل شده که همواره بر مناقشات مربوط به آن افزوده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین ترتیب مخروط ساده&amp;zwnj;ای که فلسفه کهن بر آن استوار بود و بر مبنای آن شناخت و زبان تصویر ساده پدیده&amp;zwnj;ها پنداشته می&amp;zwnj;شد، به یکباره واژگون شد. پیامدهای چنین درکی از رابطه زبان، شناخت و واقعیت مستقل از ذهن و زبان، شکستن تصویر جزم&amp;zwnj;گرا از هستی، اجتناب از تعمیم&amp;zwnj;های کلان، روی آوردن به نسبی&amp;zwnj;گرائی و تجربه&amp;zwnj;گرائی در عرصه پژوهش است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منابع&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;u&gt;عربی و فارسی&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشتیانی، م، مقدمه بر شواهد الربوبیه، در شیرازی، م.ا. الشواهد الربوبیه، دانشگاه مشهد، مشهد، ۱۳۴۱.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضانژاد، غ. حکیم سبزواری: زندگی، آثار، فلسفه، سنائی، تهران، ۱۳۷۱.&amp;rlm;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسرار الحکم فی المفتح و الختتم، مطبوعات دینی، تهران، ۱۳۸۳. سبزواری، ه،&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سبزواری، &amp;zwnj;ه، شرح المنظومه، نشر مصطفوی، قم، ۱۴۱۳ق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سبزواری، ه. شرح منظومه فی المنطق و الحکمه، مصحح: محسن بیدار فر، بیدار، تهران، ۱۳۸۳.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سبزواری، ه. ، شرح الاسماء الحسنی، چاپ سنگی تهران، از نسخه الکترونیکی.بی تا.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سبزواري، ه، التعليقات علي الاسفارالاربعة في الحكمة العقلية الالهية. بيروت: دار احياء التراث العربي، ۱۴۱۰.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;سبزواری، ه، دیوان اسرار: کلیات اشعار فارسی حاج ملاهادی سبزواری، ۱۳۸۰، نشر نی، تهران، ایران ۱۳۸۵&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روابط حکمت اشراق و فلسفه ایران باستان، مترجم: روح بخشیان، ع. اساطیر، تهران، ۱۳۸۳. كربن، ه،&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لاهوری، ا. سیر فلسفه در ایران، ترجمه آریان پور، ا. ح. امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۳.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;u&gt;انگلیسی و سوئدی&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Dummett, M&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;.&lt;/span&gt; (1995)Metafysik och mening.Thales,. 208 s. F&amp;ouml;rlagsband med skyddsomslag., F&amp;ouml;rord Dag Prawitz. &amp;Ouml;vers&amp;auml;ttning Fredrik Stjernberg: The Logical Basis of Metaphysics (Harvard University Press, 1991&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Lepore, E. &amp;amp; Smith, B C. (2006)The Oxford Handbook of Philosophy of Language, Oxford, Oxford university Press&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Wittgenstein, Ludwig (1953/2001). Philosophical Investigations. Blackwell Publishing&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Wittgenstein,L. (1992), Tractatus logico-philosophicus; &amp;ouml;vers&amp;auml;ttning och inledning: Anders Wedberg Wittgenstein, Ludwig, 1889-1951, Stockholm : Thales, 1992&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[1]&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منابع کهن در حکمت سبزواری مندرج در منظومه حکمت سبزواری: ایران باستان (فهلویون: مقصد اول، فریده اول، غرر 7)، &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[2]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوافلاطونی ها(فرفریوس: مقصد سوم، فریده سوم، غرر 93)، نوافلاطونی&amp;zwnj;ها (اسکندر افرودیسی، مقصد اول، فریده اول، غرر 7) زرتشت (نور اسپهبدی، مقصد 4، فریده 5، غرر 140، مقصد 4، فریده سوم)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;- منظومه منطق(مباحث الفاظ، شعر 36&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[3]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;- منظومه حکمت(مقصد نخست، فریده نخست، غرر فی بیان الاقوال فی وحده حقیقه الوجود و کثرتها)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[4]&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;- منظومه حکمت(مقصد نخست، فريده نخست، غرر فی الوجود ذهنی)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[5]&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظومه حکمت(مقصد دوم، فریده دوم، غرر فی العلم)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[6]&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظومه حکمت(مقصد نخست، فريده نخست، غرر فی الوجود ذهنی)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; منظومه حکمت(مقصد نخست،فریده ششم، غرر فی الحمل و اقسامه)، منظومه منطق(بخش &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[7]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایساغوجی)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&amp;nbsp;[8]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظومه حکمت(مقصد نخست، فريده نخست، غرر فی الوجود ذهنی)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[9]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظومه حکمت(مقصد نخست، فریده دوم غرر 1 مواد ثلاث)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[10]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظومه منطق(مباحث الفاظ، شعر 40)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[11]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظومه منطق(مباحث الفاظ، شعر 36)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[12]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-منظومه حکمت ، مبحث هستی شناسی(مقصد نخست، فریده نخست، غرر فی بداهه الوجود) &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn13&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[13]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; منظومه منطق(مباحث الفاظ، شعر 40)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn14&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[14]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظومه حکمت (مقصد نخست، فریده نخست، غرر فی بیان مناط الصدق فی القضیه)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn15&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref15&quot; name=&quot;_ftn15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;- فرگه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Friedrich Ludwig Gottlob Frege(1848-1925)&lt;/span&gt;)ریاضی دان و فیلسوف منطق آلمانی است که آثار او تاثیر زیادی بر فلسفه مدرن و فیلسوفانی همچون راسل، کارناپ و ویتگنشاتین داشت.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn16&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[16]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;- &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظومه حکمت( مقصد نخست، فریده نخست، غرر فی بیان مناط الصدق فی القضیه)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn17&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref17&quot; name=&quot;_ftn17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[17]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;-&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;مراحل هفت گانه تکامل روان آدمی به باور عارفان عبارتند از: طبع, نفس, قلب, روح, سرّ, خفی, اخفی&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn18&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;[18]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظومه حکمت(مقصد چهارم، فریده پنجم، غرر فی العقل نظری و العملی)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/26/22021#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17408">تاویل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17409">سبزواری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4906">فلسفه اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5107">ملاصدرا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17410">ملاهادی سبزواری</category>
 <pubDate>Mon, 26 Nov 2012 10:15:35 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22021 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>کورسوی جنبش‌های اجتماعی در ایران </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/03/17112</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/03/17112&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با احمد علوی، پژوهشگر         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سپیده شایان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;203&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mahisiyahkocholoo.jpg?1344449945&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سپیده شایان - در ۱۵۰ سال گذشته، حیات جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی در ایران، درگیر چه افت&amp;zwnj;وخیزهایی بوده است؟ خواست&amp;zwnj;های اجتماعی در این دوره تاریخی، چگونه جوشش و پویشی داشته&amp;zwnj;اند؟ رابطه نهادهای اجتماعی و جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی چگونه است؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای بررسی جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی، نیاز به نگاه و تامل در آنها از منظر &amp;laquo;سرمایه اجتماعی&amp;raquo; داریم. به دلیل همین پیوند درونی نیز هست که جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی، هرگز هستی پیوسته پیدا نمی&amp;zwnj;کنند و حیات&amp;zwnj;شان در پیچ و تاب و فراز و &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نشیب&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; سیاسی - اجتماعی دگرگون می&amp;zwnj;شود. اینکه این جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی بتوانند مسیری رو به تکامل را برای رسیدن به جامعه&amp;zwnj;ای آزاد طی کنند، بستگی به میزان سرمایه اجتماعی، چند و چون جامعه مدنی، زورآزمایی نهادها و نیروهای اجتماعی دارد؛ و اینکه چقدر سازماندهی، مدیریت، دانش و کارآمدی در یک جنبش اجتماعی نقش داشته باشند. در این زمینه در گفت&amp;zwnj;وگویی با احمد علوی، نویسنده، پژوهشگر و تحلیل&amp;zwnj;گر اقتصادی، نگاهی به جنبش اجتماعی از منظر اقتصاد و سرمایه اجتماعی انداخته&amp;zwnj;ایم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تعریف شما از جنبش اجتماعی چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;احمد علوی&lt;/b&gt; - جنبش اجتماعی، نوعی رفتار گروهی یا فعالیت مشترک گروه&amp;zwnj;های اجتماعی و افراد است که ارزش و هدف یا هدف&amp;zwnj;های مشترکی را دنبال می&amp;zwnj;کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی معمولاً در شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی شکل می&amp;zwnj;گیرند و در خارج کادر روابط و نهادهای رسمی و غالباً علیه نهادهای مستقر حاکم عمل می&amp;zwnj;کنند و به همین دلیل دارای ویژگی&amp;nbsp;انتقادی یا اعتراضی نسبت به نهادهای مستقر هستند. جنبش اجتماعی، نتیجه کنش&amp;zwnj; و واکنش&amp;zwnj;های شهروندان عادی است که در پیوند با یک حادثه غالباً و ظاهراً ناگهانی، باورهای مشترک را در قالب یک رفتار گروهی به نمایش می&amp;zwnj;گذارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا یک جنبش اجتماعی مدت حیات مشخصی دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اجتماعی یک پدیده پیچیده و پویاست و دارای دوره زندگی معینی است؛ به این معنی که دارای فرایند &amp;laquo;پیدایش&amp;raquo;، &amp;laquo;پویش&amp;raquo; و &amp;laquo;فرسایش&amp;raquo; است. جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی در شرایط معینی به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آیند، پیر می&amp;zwnj;شوند، در اشکال دیگر ظاهر می&amp;zwnj;شوند، تغییر شکل می&amp;zwnj;دهند و بعد از بین می&amp;zwnj;روند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نخست چگونه ظاهر می&amp;zwnj;شوند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی ابتدا به شکل شبکه غیر رسمی و کوچک ظاهر می&amp;zwnj;شوند و سپس این &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;شبکه&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; کوچک&amp;zwnj;تر- احتمالاً- به هم پیوند می&amp;zwnj;خورند و به شکلی گسترده&amp;zwnj;تر و رسمی&amp;zwnj;تر خود را نشان می&amp;zwnj;دهند، دارای ساختار و سازمان می&amp;zwnj;شوند و &amp;laquo;اگر&amp;raquo; به &amp;laquo;نهاد مدنی&amp;raquo; تبدیل شوند دارای &amp;laquo;سازمان رسمی&amp;raquo; با سلسله مراتب و تقسیم کار می&amp;zwnj;شوند. البته &amp;laquo;بالقوه&amp;zwnj;گی&amp;raquo; یکی از ویژگی&amp;zwnj;های جنبش اجتماعی است. به این معنا که این جنبش&amp;zwnj;ها غالبا به شکل کامل و قطعی فعلیت نمی&amp;zwnj;یابند و شکل کاملاً بارز (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Explicit&lt;/span&gt;) به خود نمی&amp;zwnj;گیرند و بخش&amp;zwnj;هایی از آن پنهان (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Implicit&lt;/span&gt;)&amp;nbsp;باقی می&amp;zwnj;مانند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;220&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ahmad.alavi_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی: جنبش اجتماعی هیچگاه به طور قطعی به &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;هدف&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; خود &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمی&amp;zwnj;رسند&lt;/span&gt; و تنها بخشی از نیروی خود را محقق &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;کنند&lt;/span&gt;. در واقع کوه یخی شناور در اقیانوس هستند که نوک آن بیرون می&amp;zwnj;زند و به تناوب امواج، بخش کوچک یا بزرگ&amp;zwnj;تری از آن به نمایش در می&amp;zwnj;آید.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این بدین معناست که جنبش اجتماعی هیچگاه به طور قطعی به هدف های خود نمی&amp;zwnj;رسند و تنها بخشی از نیروی خود را محقق می&amp;zwnj;کنند. در واقع کوه یخی شناور در اقیانوس هستند که نوک آن بیرون می&amp;zwnj;زند و به تناوب امواج، بخش کوچک یا بزرگ&amp;zwnj;تری از آن به نمایش در می&amp;zwnj;آید.&amp;nbsp;شما تصور کنید که جنبش مشروطه اگر با سازش شاه و مخالفان متوقف نمی&amp;zwnj;شد و ادامه می&amp;zwnj;یافت، چگونه فعلیت آن محقق می&amp;zwnj;شد؟ یا همین جنبش پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران و یا جنبش&amp;zwnj;های مصر و تونس و یمن را نگاه کنید. مقایسه میان خواسته&amp;zwnj;های جنبش های اجتماعی این کشورها و دستاوردهای آنها نشان همین ادعا است. خواسته&amp;zwnj;های جنبش&amp;zwnj;ها بسیار بزرگ، اما دستاوردهای آنها مشروط به زمانه و زمینه&amp;zwnj;های این جنبش&amp;zwnj;هاست و بلند پروازی آنها را به چالش می&amp;zwnj;کشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ممکن هست نمونه&amp;zwnj;ای بیاورید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش کارگری سوئد که بخشی از آن به شکل سندیکاهای کارگری سازمان یافته است نمونه نوع پیشرفته آن است که دارای مرامنامه، سلسله مراتب، کنگره و انتخابات درونی و حتی راهکارهای ورود به کشمکش با کارفرمایان است. نوع نه چندان پیشرفته آن را می&amp;zwnj;توان در همین اعتراض&amp;zwnj;های نیروی کار در ایران دید که غالباً دارای یک هسته پنهان و فعال است، ولی خود را اینجا و آنجا به شکل اعتراض به کارفرما یا مطالبه حقوق عقب افتاده نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان پژوهشگران دو روش مقایسه وجود دارد. یکی مقایسه نمونه&amp;zwnj;های توسعه یافته و پیشرفته با نمونه&amp;zwnj;های غیر توسعه یافته یا غیر پیشرفته است. مقایسه ایران و سوئد از این نوع است. انگیزه چنین مقایسه&amp;zwnj;ای این است که تجربه هر دو نمونه پیش روی ماست و هرچه تفاوت بیشتر باشد شناخت نمونه پیشرفته از غیر پیشرفته ساده&amp;zwnj;تر و تمایز آنها ساده&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و در چارچوب چنین روشی پژوهشگران از دو نمونه ناهمگن و بسیار متفاوت استفاده می&amp;zwnj;کنند، چون آنجاست که ویژگی یک برساخته اجتماعی خودش را نشان می&amp;zwnj;دهد. البته شیوه مقایسه دیگری هم می&amp;zwnj;توان برگزید و آن مقایسه نمونه ایرانی با نمونه&amp;zwnj;هایی است که از نظر توسعه اجتماعی شاید با ایران در یک سطح باشند. مثلاً با یک نمونه آسیایی مثل هند یا ترکیه. هدف چنین مقایسه&amp;zwnj;ای اشکال پیشرفته و غیر پیشرفته جنبش&amp;zwnj;ها نیست بلکه هدف بیشتر نشان دادن شباهت&amp;zwnj;هاست تا تفاوت&amp;zwnj;ها یا هدف ممکن است این باشد که کدامیک به نمونه پیشرفته جنبش&amp;zwnj;ها نزدیک&amp;zwnj;تر و کدامیک دورتر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ظهور و بروز جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی به چه شرایطی نیاز دارد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای پیدایش جنبش ضروری چند شرط لازم وجود دارد: زمینه ساختاری یعنی استعداد در جامعه برای ایجاد یک شکاف. مثال بارز این امر همین ناکارآمدی حکومت در ایران است یا ناسازگاری میان وعده&amp;zwnj;هایی است که پس از سرنگونی شاه داده شد و ناکامی حکومت در تحقق آنها همواره ذهن مردم را می&amp;zwnj;آزارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;125&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/motalebat.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اجتماعی،&amp;nbsp; به چند چهره ظاهر می&amp;zwnj;شود و ممکن است در این مسیر دارای نوعی سردرگمی هم بشود. بخصوص در کشورهای توسعه نیافته و پیرامونی که محیط و جامعه سیاسی سازمان نیافته و دارای گسیختگی&amp;nbsp;است، این سردرگمی بیشتر به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم فشار ساختاری یا وجود تنش. بیان این امر همان سرکوب آزادی مدنی و سیاسی در جامعه ایران است. در ادبیات مارکسیستی این شرط آخر، یعنی تنش که تحت عنوان و در قالب تضاد میان طبقات مورد مطالعه قرار می&amp;zwnj;گیرد، اهمیت بیشتری پیدا می&amp;zwnj;کند. حال آنکه نمونه&amp;zwnj;های تنش کم نیست؛ مثلاً تنش میان نیروی اشغالگر یک کشور با شهروندانش. باورهای جمعی، گروه هماهنگ&amp;zwnj;کننده و چگونگی عمل قدرت حاکم و حتی حوادث غیر قابل پیش&amp;zwnj;بینی که به عوامل شتاب دهنده موسوم هستند بر پیدایش و پویش جنبش&amp;zwnj;ها تاثیر دارند. در ادبیات مارکسیستی این باورهای جمعی غالباً تحت عنوان ایدئولوژی به گفت&amp;zwnj;وگو گذاشته می&amp;zwnj;شوند. جنبش&amp;zwnj;ها از نظر &amp;laquo;طول عمر&amp;raquo;، &amp;laquo;گستردگی&amp;raquo; و &amp;laquo;نفوذ&amp;raquo; و به اصطلاح &amp;laquo;اندازه مشارکت&amp;raquo;، &amp;laquo;هدف&amp;raquo; آن که مثلاً &amp;laquo;دگرگونی ساختاری&amp;raquo; یا &amp;laquo;اصلاحات جزئی&amp;raquo; است، &amp;laquo;تعلق طبقاتی&amp;raquo;، &amp;laquo;جنسیتی&amp;raquo;، &amp;laquo;صنفی&amp;raquo;، &amp;laquo;نژادی&amp;raquo; و یا حتی &amp;laquo;جغرافیایی&amp;raquo; و &amp;laquo;قومی&amp;raquo; قابل طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;با توجه به &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی&lt;/span&gt; مورد نظر شما، چه ارتباطی میان یک جنبش اجتماعی فراگیر با خرده جنبش&amp;zwnj;ها وجود دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید به یاد داشت که جنبش برساخته سیال اجتماعی است؛ یعنی رابطه آن با خرده جنبش&amp;zwnj;ها کاملاً صریح نیست و با &amp;laquo;تندباد حوادث&amp;raquo; و عوامل &amp;laquo;پایدار&amp;raquo; و &amp;laquo;ناپایدار&amp;raquo;، مرزهای میان خرده جنبش&amp;zwnj;ها دستخوش دگرگونی می&amp;zwnj;شود. همانطور که یک فرد ممکن است خیلی از اوقات دچار نوعی&amp;nbsp;سرگردانی در &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصمیم&amp;zwnj;گیری&lt;/span&gt; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ambivalence&lt;/span&gt;) باشد، جنبش اجتماعی نیز همین ویژگی را دارند. گاه دچار &amp;laquo;همپوشی&amp;raquo; می&amp;zwnj;شوند و گاه &amp;laquo;مرز&amp;raquo; هر چند مبهمی هم پیدا می&amp;zwnj;کنند. ممکن است با غلبه یک خرده جنبش دیگر &amp;laquo;تغییر جهت&amp;raquo; دهند و حتی منحرف و به تباهی دچار شوند. نقش اجتماعی فرد در جامعه هم همین گونه است. یک فرد هم مادر است، هم همسر و هم خواهر و احتمالاً دوست و فعال مدنی عرصه زنان. تفکیک میان این نقش&amp;zwnj;ها چندان ساده نیست؛ به&amp;zwnj;طوری که گاه زن معلم یادش می&amp;zwnj;رود که در کلاس است و معلم است و مادری می&amp;zwnj;کند. یا در چارچوب مدنی یادش می&amp;zwnj;رود که فعال مدنی است و تنظیم رابطه&amp;zwnj;اش با دیگران تحت شعاع نقش&amp;zwnj;اش به عنوان مادر- که به آن عادت کرده است- قرار می&amp;zwnj;گیرد. خرده جنبش ها هم همین شرایط را دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثلاً در جنبش زنان گاه نقش جنبش دمکراسی&amp;zwnj;خواهی بیشتر دیده می&amp;zwnj;شود. همین جنبش گاه ممکن است به جنبش حمایت از کودکان یا جنبش یاری مستمندان هم نزدیک بشود. پویایی و پیچیدگی جنبش اجتماعی همین است که به چند چهره ظاهر می&amp;zwnj;شود و ممکن است در این مسیر دارای نوعی سردرگمی شود. بخصوص در کشورهای توسعه نیافته و پیرامونی که محیط و جامعه سیاسی، سازمان نیافته و دارای گسیختگی&amp;nbsp;است این سردرگمی بیشتر به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ممکن هست برای این نکته آخر مثالی بزنید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این خاطراتی که در مورد فرایند سقوط سلطنت پهلوی نوشته شده است نگاه کنید. از دو طرف یعنی به نگاه مخالفان و طرفداران رژیم و دستگاه او و حتی حامیان بین&amp;zwnj;المللی او دقت کنید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;123&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranianwomenmovement123.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش&amp;zwnj;های موجود در ایران، مانند جنبش زنان، دارای سلسله مراتب و اهداف تعریف شده &lt;span&gt;یا به عبارت دیگر یک خرده جنبش&amp;zwnj; کاملاً سازمان یافته، تعریف شده با اساسنامه و تعریف نقش و سلسله مراتب تصمیم&amp;zwnj;گیری و تقسیم نقش&amp;zwnj;ها نیستند. بنابراین مرزهای روشنی هم با سایر جنبش&amp;zwnj;ها و خرده&amp;zwnj;جنبش&amp;zwnj;ها ندارند. فعالان آنها نیز همزمان دارای چند نقش مدنی و سیاسی هستند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درواقع این سرگردانی را در آنها می&amp;zwnj;بینید. حتی اگر این خاطرات را تنها بازتاب درک افراد از فرایند و دارای ذهن&amp;zwnj;گرایی زیاد هم بدانیم، در همان حال می&amp;zwnj;شود احساس کرد که احساس و درک افراد هم چندان یکپارچه و یکدست نیست. این البته از ویژگی&amp;zwnj;های چرخش&amp;zwnj;ها و فرایندهای تند است که همه در آن هاج و واج می&amp;zwnj;مانند، چه رسد به روابط فی مابین این افراد و خرده جریان&amp;zwnj;ها. سیل تند حوادث همه را می&amp;zwnj;برد. یا مثلا جنبشی که به سقوط سلسله پهلوی انجامید از خرده جنبش&amp;zwnj;هایی تشکیل شده بود که هرکدام تلاش می&amp;zwnj;کردند اهداف خود را به عنوان هدف همه یا هدف اصلی جا بزنند، اما روند حوادث به چیز دیگری انجامید که تا حد قابل توجهی با خواسته&amp;zwnj;ها یا اهداف خرده&amp;zwnj;جنبش&amp;zwnj;های مشارکت کننده در سقوط رژیم حاکم متفاوت بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستانی که مهندس بازرگان گفت بیان تمثیلی همین فرایند است. ایشان گفت که باران می&amp;zwnj;خواستیم اما سیل سرازیر شد. شما اگر از سرنگون کنندگان رژیم شاه بپرسید که آیا آنچه شده همان چیزی بود که پیش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;کردند یا چیزی بود که می&amp;zwnj;خواستند، غالب آنها خواهند گفت که خواسته&amp;zwnj;ها چیزی بود و دستاوردها چیز دیگری. بنابراین بی&amp;zwnj;دلیل نیست که طرفداران فرایند گام به گام بر جریان&amp;zwnj;های تند انقلابی خرده بگیرند و آن را فاقد عقلانیت درازمدت بدانند. هر چند حتی فرایند تند هم بی عقلانیت نیست و عقلانیت خاص خود را دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب جنبش&amp;zwnj;های موجود در ایران، به عنوان نمونه جنبش زنان، دارای سلسله مراتب و اهداف تعریف شده &lt;span&gt;یا به عبارت دیگر یک خرده جنبش&amp;zwnj; کاملاً سازمان یافته، تعریف شده با اساسنامه و تعریف نقش و سلسله مراتب تصمیم&amp;zwnj;گیری و تقسیم نقش&amp;zwnj;ها نیستند. بنابراین مرزهای روشنی هم با سایر جنبش&amp;zwnj;ها و خرده&amp;zwnj;جنبش&amp;zwnj;ها ندارند. فعالان آنها نیز همزمان دارای چند نقش مدنی و سیاسی هستند. هم جنبش زنان و حتی جنبش&amp;zwnj;های دیگر معمولا چند کارکردی هستند. گاهی این نقش برجسته و گاهی آن نقش برجسته می&amp;zwnj;شود. نقش و ساختار آنها هم دگرگون&amp;nbsp;و رابطه آنها با سایر خرده جنبش&amp;zwnj;ها هم دگرگون می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا جامعه ایران دارای استعداد مناسب برای پیدایش جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی هست؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچ جامعه&amp;zwnj;ای بدون استعداد برای پیدایش جنبش نیست، والا در جامعه&amp;zwnj;ای مانند لیبی یا سوریه که در اولی حاکمیت شخصی و در دومی دولتی پلیسی هست، این حوادثی که شاهد آن بودیم اتفاق نمی&amp;zwnj;افتاد. بنابراین جامعه ایران استعداد پیدایش جنبش اجتماعی را دارد؛ البته از نوع خودش. با توجه به ویژگی&amp;zwnj;های گوناگون جوامع این استعداد البته یکی نیست. دولت در برخی از کشورها پیدایش جنبش&amp;zwnj;ها را تشویق می&amp;zwnj;کند مانند سوئد، در برخی از کشورها سرکوب می&amp;zwnj;کند و نمونه بدلی و جعلی برای آنها درست می&amp;zwnj;کند؛ مانند ایران و سایر کشورهای پیرامونی خاورمیانه&amp;zwnj;ای.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تاکید کردید بر اینکه &amp;laquo;ایران استعداد پیدایش جنبش اجتماعی را دارد البته از نوع خودش.&amp;raquo; لطفاً بیشتر توضیح دهید.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;شما به همین حوادث مربوط به دهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ نگاه کنید. کسی باور نمی&amp;zwnj;کرد که این&amp;zwnj;همه آدم به خیابان بیاید و این حرکات اینقدر دوام داشته باشد و اینجوری زندان&amp;zwnj;ها پر شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر شرایطی که پیش از این برخی از آنها را ذکر کردم وجود دارد، یعنی پیشزمینه ساختاری یا به اصطلاح &lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Structural conduciveness&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span&gt;حال اعم از ایجابی یا سلبی، یعنی &amp;laquo;وجود حداقل نهادها و مناسبات خارج از سرکوب حاکمیت&amp;raquo;، &amp;laquo;وجود&lt;/span&gt; تنش میان حاکمیت و مردم&amp;raquo; که خودش را به شکل عدم مشارکت مردم در&amp;nbsp;همین نمایش انتخابات مجلس اخیر هم نشان داد، و همزمان &amp;laquo;شکاف افقی و عمودی در حاکمیت&amp;raquo; یعنی اختلاف داخلی شدید بالایی&amp;zwnj;ها که حتی به سلول&amp;zwnj;های حاکمیت نیز رخنه کرده و همزمان ریزش نیروهای هوادار آن، بنابراین ما دلیلی نداریم که ادعا کنیم جامعه ایران بالقوه حامل جنبش اعتراضی نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;عدم مشارکت مردم در عرصه سیاست رسمی&amp;raquo;، &amp;laquo;ناکارآمدی حاکمیت و فقدان مشروعیت&amp;raquo;، آن روی سکه وجود استعداد و پتانسیل اعتراضی است. گسترش سرکوب و اختناق هم اقدام عملی حاکمیت برای جلوگیری از فعلیت همین استعداد است. البته وجود استعداد شرط لازم جنبش اعتراضی است و فعلیت آن وابسته به چیز دیگری. حکومت برای فعلیت یافتن &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; اجتماعی &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مانع&amp;zwnj;سازی&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;کند&lt;/span&gt;، آنها را سرکوب &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;کند&lt;/span&gt; و یا نوع قلابی آن را برای سرکوب &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt; تدارک &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;بیند&lt;/span&gt; و این البته فعلیت یافت &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt; را کند &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و حتی ممکن است آنها را متوقف کند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;برای حفظ پویایی یک جنبش فراگیر، مردم یا فعالان آن چه کارهایی باید انجام دهند؟ &lt;/b&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته خیلی مهم این است: مدیریت. در همین جنبش اعتراضی اخیر در ایران، گروه هماهنگ کننده و مدیریت، موثر عمل نکرد. خود رفتار حاکمیت مثل سرکوب نهادهای مدنی نظیر همین خانه سینما برای چیست؟ حاکمیت که دغدغه نظریه&amp;zwnj;سازی و بحث تئوریک ندارد. نشسته&amp;zwnj;اند و سر نخ آن جنبش را دنبال کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;222&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/socialmovementsgrowwords.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اجتماعی برای موفقیت خود هم در جهان مستقل از ذهن و زبان و هم دنیای ذهنی و زبان این باید اقتدار حاکمیت و روابط مسلط را درهم بشکند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روزنامه&amp;zwnj;ها را که همان اول بستند. بعد نوبت نهادهای مدنی حقوق بشری و حقوقدان&amp;zwnj;ها رسید و الان هم دارند به لطایف الحیل انتشاراتی&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;بندند. خود این بیان یک امر عملی و کاملاً اجرایی است. همین جعل نهاد مدنی مانند &amp;laquo;جمعیت رهپویان&amp;raquo;، &amp;laquo;انجمن قربانیان ترور&amp;raquo; و &amp;laquo;انجمن نجات&amp;raquo;، &amp;laquo;خانه مداحان&amp;raquo;، &amp;laquo;ایثارگران&amp;raquo; و &amp;laquo;آبادگران&amp;raquo; که همه همان ته مانده حزب جمهوری و یا جماعت&amp;zwnj;های دست ساز بیت رهبر رژیم سپاه و بسیج است برای از بین بردن و سرکوب نهادهای مدنی مستقل است که محل استعداد جنبش&amp;zwnj;های شهروندی است. خود این مطلب بیان بسیاری از امور است. شما می&amp;zwnj;بینید که حاکمیت با همین اینترنت و فیس&amp;zwnj;بوک و شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی مجازی چه می&amp;zwnj;کند. این وسایل کارش ارتباط شهروندان در قالب گروه&amp;zwnj;های اجتماعی با یکدیگر است و چون مجازی است و تا حدی خارج از کنترل و می&amp;zwnj;تواند به گسترش جامعه مدنی کمک کند، حاکمیت تلاش می&amp;zwnj;کند که آنها را جمع کند. چون تجربه تونس، لیبی، یمن، مصر و سوریه را دارد. می&amp;zwnj;داند که در این کشورها علی&amp;zwnj;رغم تفاوت&amp;zwnj;هایشان رژیم&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;توان با صفت دیکتاتوری و پلیسی توصیف کرد و علی&amp;zwnj;رغم نبود نهادهای مدنی سازمان یافته، جوانان از همان حداقل روابط اجتماعی برای تشکیل یک مناسبات غیر رسمی برون از حاکمیت تلاش کردند. همین شبکه&amp;zwnj;های غیر رسمی و غالباً مجازی با هر کمی و کاستی به تولید شبکه روابط علنی و سپس جنبش اعتراضی انجامید. البته این بهترین گزینه نیست، ولی در شرایط فشار و خفقان جامعه مشکلاتش را به این شیوه حل می&amp;zwnj;کند. این گروه&amp;zwnj;ها دنبال پیشرفته&amp;zwnj;ترین و بهترین روش نیستند، به دنبال کم&amp;zwnj;هزینه&amp;zwnj;ترین و ساده&amp;zwnj;ترین راهکارها هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عده ای از فعالان اجتماعی معتقدند نبود اهداف مشترک، ازجمله باعث شد که جنبش اعتراضی ایران در مسیر حرکت خود موفق نشود و به نوعی سکوت ناشی از سرکوب برسد. آیا منظور شما از باورهای جمعی همین است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بله به نظر من این گفته درست است. این هم از ناکارآمدی همین گروه&amp;zwnj;های هماهنگ کننده بود که نتوانستند &amp;laquo;باور عمومی&amp;raquo; را در یک گزاره کوتاه، یک شعار مناسب بیان کنند. روشن نبودن و ساده نبودن هدف اصلی یک مشکل اساسی بود و گروه هماهنگ کننده نتوانست به خوبی وظیفه خود را انجام دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شما اجرای بی&amp;zwnj;تنازل قانون اساسی را مقایسه کنید با مثلاً هدف سقوط حسنی مبارک در مصر و یا سقوط قذافی در لیبی. به همان اندازه که اولین هدف مناقشه&amp;zwnj;پذیر و مبهم و دعوا برانگیز و مبهم است، دومی ساده، قابل فهم و متحدکننده و تیز است. برخی تازه یک فهرست از اهداف دارند که این هم خودش مشکلی است. برخی کلمه کم می&amp;zwnj;آورند، گویا این گروه&amp;zwnj;های هماهنگ&amp;zwnj;کننده دارای آن کارآمدی لازم نبودند و نتوانستد خودشان را با فرایند این جنبش هماهنگ کنند. مقایسه ایران با تونس و مصر و لیبی و حتی یمن و سوریه شاید به ما برای فهم مسئله کمک کند. در آنجا با هر نقدی که به جنبش&amp;zwnj;هایشان باشد، هدف یک جمله&amp;zwnj;ای بود که جهت را روشن می&amp;zwnj;کرد و نوک حمله را متوجه سمبل نظام مستقر می&amp;zwnj;کرد. چیزی که غالب افراد ذی&amp;zwnj;نفوذ جنبش ایران&amp;nbsp;بخصوص در داخل از آن طفره می&amp;zwnj;روند، اما یک رابطه متقابل هست میان باور جمعی مشترک و همین گروه هماهنگ کننده.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;445&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranbaharestansocialmovement.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;گروه هماهنگ&amp;zwnj;کننده موقعی موفق است و می&amp;zwnj;تواند نبض یک جنبش را کشف کند که همین قفل را بشکند؛ یعنی قفل توهم خود و پیوند با باور جمعی را. اگر نتواند این مهم را کشف کند، داستانش می&amp;zwnj;شود همین چیزی که ما پس از عاشورای سال ۱۳۸۸ شاهد بودیم: سرکوب رکن به رکن ارکان جنبش؛ بعد دادگاه&amp;zwnj;های فرمایشی و مهاجرت برخی و به زیر شکنجه رفتن برخی دیگر. در منطق تجربه اجتماعی بخصوص در شرایط ایران که رژیم حاضر نیست ده شاهی امتیاز بدهد یا باید به خیابان نیامد یا باید تا آخر ماجرا را رفت. تصور کنید در همان روز ۲۵ خرداد که بیش از سه میلیون در خیابان&amp;zwnj;های تهران بودند نمی&amp;zwnj;شد مسئله را فیصله داد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همه نیروهای رژیم شوکه و مرعوب شده بودند و هم جنبش مردمی تازه به توانمندی خودش پی برده بود. گروه&amp;zwnj;های هماهنگ&amp;zwnj;کننده اما چه کردند؟ ابتدا خودشان را خلع سلاح کردند و سپس در سودای چانه&amp;zwnj;زنی قوای سرکوبگر درآمدند. ممکن است اساساً فردی با سرنگونی و انقلاب مخالف باشد و این مطالب را نپذیرد، آنوقت چنین فردی دیگر باید در چارچوب این رژیم با خیابان خداحافظی کند. روش&amp;zwnj;هایی که در چارچوب یک رژیم&amp;zwnj;هایی در کشورهای دیگر جواب می&amp;zwnj;دهد، الزاماً در ایران جواب نمی&amp;zwnj;دهد. چون در شرایط ایران، به خیابان آمدن نتیجه اش این می&amp;zwnj;شود که دیدیم. رژیم ایران رژیم تونس و آفریقای جنوبی و حتی یمن و مصر هم نیست که بتوان با فشار اجتماعی مختصر آن را به گفت&amp;zwnj;وگو بر سر تقسیم قدرت وادار کرد. قدرت زیاد هم که باشد سقوط می&amp;zwnj;کند. نمونه شاه را به&amp;zwnj;خاطر بیاوریم و نمونه تونس را. در مصر هم اگر ارتش &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;موسسه&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; دولتی را حفظ نمی&amp;zwnj;کرد و با زیرکی خود را کنار نمی&amp;zwnj;کشید، سقوط در انتظار حاکمیت بود. ساختار قدرت در نظام&amp;zwnj;های تمام خواه و سرکوبگر به گونه&amp;zwnj;ای است که اصلاحات را نمی&amp;zwnj;پذیرد و به محض اولین دگرگونی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پاشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به گروه هماهنگ&amp;zwnj;کننده اشاره کردید.&lt;/b&gt; &lt;b&gt;این گروه&amp;zwnj;ها در ایران چه کسانی هستند؟&lt;/b&gt;&lt;b&gt; آیا منظورتان رابطه نهادهای مدنی با جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی است؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه هماهنگ کننده همان رهبران نمادین، رهبران استراتژیک یک جنبش هستند. اینها کسانی هستند که ممکن است ابتدا نقش مشخص شان کاملاً روشن نباشد، اما به هر حال به گونه&amp;zwnj;ای جنبش را در سطوح گوناگون آن شکل می&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه مدنی به آن معنی که پژوهشگران علوم اجتماعی می&amp;zwnj;گویند برعهده همان بخش سوم یا موسسه&amp;zwnj;های مستقل از بخش خصوصی و حاکمیت است؛ یعنی در حد فاصل سه بخش، &amp;laquo;عرصه خصوصی&amp;raquo; یعنی خانواده، &amp;laquo;حاکمیت و نهاد&amp;raquo;های آن و بالاخره &amp;laquo;بخش خصوصی&amp;raquo; است. همه فعالیت&amp;zwnj;ها و انجمن&amp;zwnj;هایی است که مستقل از دوبخش یاد شده عمل می&amp;zwnj;کنند. همین استقلال است که این فرصت را به آنها می&amp;zwnj;دهد که هم از نظر هستی شناسانه (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ontology&lt;/span&gt;) یعنی وجودی&amp;nbsp;و هم از نظر معرفت شناسانه (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Epistemology&lt;/span&gt;) یعنی نحوه نگاهشان به مسائل اجتماعی، مستقل باشند؛ نگاهبان و منتقد آن دو بخش دیگر باشند. بنابراین اگر دلیلی و علتی برای فعلیت جنبش باشد همین بخش فعال می&amp;zwnj;شود و نیرو و امکانات برای جنبش فراهم می&amp;zwnj;کند. به همین دلیل است که در جوامعی این بخش سوم فعال&amp;zwnj;تر و گسترده&amp;zwnj;تر است. البته امکان فعلیت جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی بیشتر است. اینجاست که مسئله به سرمایه اجتماعی گره می&amp;zwnj;خورد. اگر بنا به نظریه&amp;zwnj;پردازان اجتماعی دولت را شر و البته شر ضرور تلقی کنیم که دائماً در معرض فساد است، این نهادهای مدنی و به اصطلاح بخش سوم یا بخش مدنی جامعه است که می&amp;zwnj;تواند آن را کنترل و نظارت کند تا فسادش محدود شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;این بخش سوم از کجا پیدا می&amp;zwnj;شود؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از &amp;laquo;سرمایه اجتماعی&amp;raquo; یا همان &amp;laquo;سرمایه اعتماد عمومی&amp;raquo; و &amp;laquo;اعتماد متقابل افراد یا گروه ها به یکدیگر&amp;raquo;. منظور از سرمایه اجتماعی اعتماد متقابل افراد است؛ به گونه&amp;zwnj;ای که به تشکیل شبکه انجمن&amp;zwnj;های غیر دولتی بیانجامد و سرمایه&amp;zwnj;های دیگر را اعم از مادی و غیر مادی خلق کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پژوهشگران با مطالعه تجربی و میدانی نشان می&amp;zwnj;دهند در جوامعی که سرمایه اجتماعی زیاد است، شر دولت محدودتر است و به شکرانه ظهور جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی مانند جنبش زنان، جنبش محیط زیست، جنبش نیروی کار، نهادهای صنفی، جنبش حمایت از کودکان، بهره&amp;zwnj;کشی دولت و حتی بخش خصوصی و از آن پنهان&amp;zwnj;تر ستم درون عرصه خصوصی خانواده اولاً به زیر نورافکن رسانه&amp;zwnj;ها و گفت&amp;zwnj;وگوی علنی می روند و بالاخره مورد نقد قرار می گیرند و با آنها مبارزه می شود. همین سرمایه اجتماعی است که در فقدان آن دست دولت و بخش خصوصی در سرکوب و بهره&amp;zwnj;کشی باز می&amp;zwnj;شود. جنبش اجتماعی محصول نهادهای مدنی است که خودشان محصول سرمایه اجتماعی هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در چه شرایطی زور قدرت حاکم بر حرکت جنبش&amp;zwnj;های مردمی غلبه پیدا می&amp;zwnj;کند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این کلمه زور، کلمه بدون مناقشه&amp;zwnj;ای نیست. منظور از زور چیست؟ یعنی توان سرکوب؟ توان مهار؟ توان هدایت جنبش به کانال های خود یا موج سواری ؟ شاید یک مفهوم دقیق&amp;zwnj;تر بهتر بتواند حق مطلب را ادا کند.
&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:WordDocument&gt;
&lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
&lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
&lt;w:TrackMoves /&gt;
&lt;w:TrackFormatting /&gt;
&lt;w:HyphenationZone&gt;21&lt;/w:HyphenationZone&gt;
&lt;w:PunctuationKerning /&gt;
&lt;w:ValidateAgainstSchemas /&gt;
&lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
&lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
&lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
&lt;w:DoNotPromoteQF /&gt;
&lt;w:LidThemeOther&gt;SV&lt;/w:LidThemeOther&gt;
&lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
&lt;w:LidThemeComplexScript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
&lt;w:Compatibility&gt;
&lt;w:BreakWrappedTables /&gt;
&lt;w:SnapToGridInCell /&gt;
&lt;w:WrapTextWithPunct /&gt;
&lt;w:UseAsianBreakRules /&gt;
&lt;w:DontGrowAutofit /&gt;
&lt;w:SplitPgBreakAndParaMark /&gt;
&lt;w:DontVertAlignCellWithSp /&gt;
&lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables /&gt;
&lt;w:DontVertAlignInTxbx /&gt;
&lt;w:Word11KerningPairs /&gt;
&lt;w:CachedColBalance /&gt;
&lt;/w:Compatibility&gt;
&lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
&lt;m:mathPr&gt;
&lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot; /&gt;
&lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot; /&gt;
&lt;m:brkBinSub m:val=&quot;&amp;#45;-&quot; /&gt;
&lt;m:smallFrac m:val=&quot;off&quot; /&gt;
&lt;m:dispDef /&gt;
&lt;m:lMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:rMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:defJc m:val=&quot;centerGroup&quot; /&gt;
&lt;m:wrapIndent m:val=&quot;1440&quot; /&gt;
&lt;m:intLim m:val=&quot;subSup&quot; /&gt;
&lt;m:naryLim m:val=&quot;undOvr&quot; /&gt;
&lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:WordDocument&gt;
&lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
&lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
&lt;w:TrackMoves /&gt;
&lt;w:TrackFormatting /&gt;
&lt;w:HyphenationZone&gt;21&lt;/w:HyphenationZone&gt;
&lt;w:PunctuationKerning /&gt;
&lt;w:ValidateAgainstSchemas /&gt;
&lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
&lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
&lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
&lt;w:DoNotPromoteQF /&gt;
&lt;w:LidThemeOther&gt;SV&lt;/w:LidThemeOther&gt;
&lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
&lt;w:LidThemeComplexScript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
&lt;w:Compatibility&gt;
&lt;w:BreakWrappedTables /&gt;
&lt;w:SnapToGridInCell /&gt;
&lt;w:WrapTextWithPunct /&gt;
&lt;w:UseAsianBreakRules /&gt;
&lt;w:DontGrowAutofit /&gt;
&lt;w:SplitPgBreakAndParaMark /&gt;
&lt;w:DontVertAlignCellWithSp /&gt;
&lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables /&gt;
&lt;w:DontVertAlignInTxbx /&gt;
&lt;w:Word11KerningPairs /&gt;
&lt;w:CachedColBalance /&gt;
&lt;/w:Compatibility&gt;
&lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
&lt;m:mathPr&gt;
&lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot; /&gt;
&lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot; /&gt;
&lt;m:brkBinSub m:val=&quot;&amp;#45;-&quot; /&gt;
&lt;m:smallFrac m:val=&quot;off&quot; /&gt;
&lt;m:dispDef /&gt;
&lt;m:lMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:rMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:defJc m:val=&quot;centerGroup&quot; /&gt;
&lt;m:wrapIndent m:val=&quot;1440&quot; /&gt;
&lt;m:intLim m:val=&quot;subSup&quot; /&gt;
&lt;m:naryLim m:val=&quot;undOvr&quot; /&gt;
&lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; DefUnhideWhenUsed=&quot;true&quot;
DefSemiHidden=&quot;true&quot; DefQFormat=&quot;false&quot; DefPriority=&quot;99&quot;
LatentStyleCount=&quot;267&quot;&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;0&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Normal&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;35&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;caption&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;10&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; Name=&quot;Default Paragraph Font&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;11&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtitle&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;22&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Strong&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;20&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;59&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Table Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Placeholder Text&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;No Spacing&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Revision&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;34&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;List Paragraph&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;29&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;30&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;19&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;21&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;31&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;32&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;33&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Book Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;37&quot; Name=&quot;Bibliography&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;TOC Heading&quot; /&gt;
&lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; DefUnhideWhenUsed=&quot;true&quot;
DefSemiHidden=&quot;true&quot; DefQFormat=&quot;false&quot; DefPriority=&quot;99&quot;
LatentStyleCount=&quot;267&quot;&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;0&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Normal&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;35&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;caption&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;10&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; Name=&quot;Default Paragraph Font&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;11&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtitle&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;22&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Strong&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;20&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;59&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Table Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Placeholder Text&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;No Spacing&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Revision&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;34&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;List Paragraph&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;29&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;30&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;19&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;21&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;31&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;32&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;33&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Book Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;37&quot; Name=&quot;Bibliography&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;TOC Heading&quot; /&gt;
&lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:&quot;Normal tabell&quot;;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:&quot;&quot;;
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin:0cm;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
mso-bidi-font-family:Arial;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:&quot;Normal tabell&quot;;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:&quot;&quot;;
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin:0cm;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
mso-bidi-font-family:Arial;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;186&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/stateandsocietyiniran.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر بنا به نظریه&amp;zwnj;پردازان اجتماعی دولت را شر و البته شر ضرور تلقی کنیم که دائما در معرض فساد است این نهادهای مدنی و به اصطلاح بخش سوم یا بخش مدنی جامعه است که می&amp;zwnj;تواند آن را کنترل و نظارت کند تا فسادش محدود شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر قدرت را با بنا به روش معمول در علوم اجتماعی با استفاده از&amp;nbsp;روش استعاره (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Metaphor&lt;/span&gt;) به مناقشه بگذاریم و آن را شبیه نیرو بدانیم- هر چند جهان مستقل از ذهن و زبان چیز دیگری است- آنوقت در عرصه عمومی می&amp;zwnj;توانیم تصور کنیم که حجم انبوهی از نیرو برای دگرگونی یا حتی جلوگیری از دگرگونی وجود دارد. اینجا به درکی که شما تلاش می&amp;zwnj;کنید ارائه کنید نزدیک می&amp;zwnj;شویم و می&amp;zwnj;توانیم بپرسیم توزیع این نیرو در شرایط گوناگون چگونه است و در چه شرایطی قدرت حاکم بخش اساسی را می&amp;zwnj;رباید. ابتدا باید پذیرفت که هیچکدام از این بازیگران یعنی قدرت حاکم متجسد در دولت و قوای سرکوب و همچنین جنبش مردمی، هیچ یک قدرت مطلق را ندارد که خودش در موارد زیادی یک سراب توهم (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Illusion&lt;/span&gt;) هم نیست. توازن قوا هم بسیار لرزان است و شرایط و حوادث هم در بهم خوردن آن نقش دارد. به یاد بیاوریم وقتی شاه قدر قدرت از ایران رفت و موسسات دولتی بهم ریخت بسیاری از سردمدران رژیم فعلی گمان می&amp;zwnj;کردند خواب می بینند. قدرت هم سواره و هم پیاده را مسحور می&amp;zwnj;کند؛ البته به دو گونه متفاوت. اولی خود را دست بالا می&amp;zwnj;بیند و دومی خود را دست پایین. همه این بگیر و ببند و آوازه&amp;zwnj;گری و به ریسمان دین آویزان شدن هم برای همین توهم&amp;zwnj;تراشی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اجتماعی برای موفقیت خود، هم در جهان مستقل از ذهن و زبان و هم در دنیای ذهنی و زبان، باید اقتدار حاکمیت و روابط مسلط را درهم بشکند. &lt;/span&gt;برای این امر نیاز به تولید و تراکم و تکاثر سرمایه اجتماعی است. چون هرچه سرمایه اجتماعی و مناسبات درونی و مدنی قوی&amp;zwnj;تر، گسترده تر و پیوند اعضای آن بیشتر باشد طبیعی است که آسیب&amp;zwnj;پذیری آن و بخصوص در مقابل قدرت حاکم یا بهتر است بگوییم مناسبت مستقر رسمی کمتر می شود. &lt;span&gt;البته این یک تصویر کلی از فرایند جنبش و غلبه آن بر رژیم حاکم است و جزئیات را در مورد چگونگی درهم شکستن قدرت حاکم به ما نمی گوید. با توجه به اینکه شرایطی که جنبش اجتماعی در آن شکوفا می شود بسیار متغیر است و عوامل و اسبابی که در کندی یا تندی مسیر جنبش موثر هستند هم یکسان نیست با توجه شرایط خاص می&amp;zwnj;بایست این مولفه&amp;zwnj;ها و نقش&amp;zwnj;ها و ترکیب&amp;zwnj;های گوناگون آن را بررسی کرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;من در اینجا به دو نمونه اشاره می&amp;zwnj;کنم: به گمان من یکی از دلایل توانمندی رژیم در شرایط فعلی این ویژگی دوگانه در افکار عمومی است که از سویی از انقلاب خاطره خوبی ندارد و همزمان از رژیم هم متنفر است. چنین امری مانع قاطعیت - یعنی یکی از مهم ترین شرط های پیشرفت یک جنبش- است. بالاخره باید تکلیف مسئله را روشن کرد. برخلاف تصور واهی که می&amp;zwnj;خواهد با یک عملیات میکروسکوپی رژیم را بدون درگیری و بهم ریختگی به هم بریزد، کسانی که مایل به رفتن رژیم هستند باید ریسک بهم ریختگی را هم بپذیرند، اما با مدیریت کارآمد ریسک را کاهش دهد. در غیر این صورت دیگر بحث به خیابان آمدن منتفی است. دوم این معضل فعالان داخل و خارج است. اولی ریسک و خطر را دارد و شعارهایش را هم به تناسب همین ریسک انتخاب می&amp;zwnj;کند. دومی فارغ از این شرایط خاص داخل دنبال طرح شعارهای خود و آنهم در همان قدم اول است. اگر اولی به دلایل قابل فهم باید مخفی&amp;zwnj;کاری پیشه کند و همه چیز را رو نکند، دومی از آن می&amp;zwnj;خواهد که همه چیزش را علنی مطرح کند. کشمکش و درگیری لفظی و اتهام و توهم توطئه در میان مخالفان خارج از کشوری هم خود مزید بر علت است. چون شهروندان با ملاحظه این رفتارهای مخالفان رژیم، رفتن رژیم را ارجح نمی&amp;zwnj;دانند. فایده رفتن رژیم باید بر هزینه آن ارجح باشد تا شهروندان حاضر باشند فداکاری کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر هزینه زیاد و نیروی جایگزین تفاوت زیادی با حاکمیت نداشته باشد، عقلانیت هم دگرگونی رژیم را تجویز نمی&amp;zwnj;کند. برای مثال الان بسیاری بر این باورند که از عوامل مهمی که مانع سقوط رژیم سوریه شد همین چند دسته&amp;zwnj;گی میان مخالفان آن رژیم است. مسکو و پکن هم برای توجیه رفتار غیر قابل دفاع خود مبنی بر دفاع از رژیم حاکم به همین چنددسته&amp;zwnj;گی استناد می&amp;zwnj;کنند. سهم این عوامل در پراکندگی نیروها و کاهش سرمایه اجتماعی کم نیست. متاسفانه محدودیت سرمایه اجتماعی در میان شهروندان است که موجب تعادل قدرت به سود رژیم شده است. نمادهای این مشکل را هم می&amp;zwnj;توان در پراکندگی نیرو، لفاظی بی&amp;zwnj;مورد، اتهام و توهم توطئه و غیره دید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گروه&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ها، نهادها و تشکل&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;های مدنی مختلف می&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;توانند مطالبات مردم را پیش ببرند و وارد چانه&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;زنی با قدرت بشوند و هرچقدر این نهادها در جریان&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;های مختلف هماهنگ&amp;zwnj;تر باشند به طول عمر خرده جنبش&amp;zwnj;ها و جنبش&amp;zwnj;های فراگیر اجتماعی می&amp;zwnj;افزایند. از این زاویه جنبش اعتراضی مردم ایران در سال&amp;nbsp;۸۸ را چگونه می&amp;zwnj;بینید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این جنبش در بستر یک تنش ساختاری یعنی ناکارآمدی و استبداد مطلقه و تلاش از سوی نیروهای سیاسی برای مقابله با آن شکل گرفت. جنبش در خلاء به وجود نمی&amp;zwnj;آید. استعداد اعتراضی در جامعه ایران به شکل پنهان و پایدار وجود داشت و گسترش جامعه مدنی در دوره پس از انقلاب که- نماد آن را می توان مثلا در گسترش رسانه ها، تمایل به تاسیس انجمن های مدنی دید- با هر نقصی که بر آن مترتب بود و علی&amp;zwnj;رغم سرکوب شدید از نشانه&amp;zwnj;های این استعداد است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از ناکارآمدی همین گروه&amp;zwnj;های هماهنگ کننده بود که نتوانستند باور عمومی را در یک گزار کوتاه، یک شعار مناسب بیان کنند. خود روشن نبودن و ساده نبودن هدف اصلی یک مشکل بود که گروه هماهنگ کننده نتوانست به خوبی وظیفه خود را انجام دهد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان، &amp;laquo;تنش میان حاکمیت و طبقه متوسط شهری ایران&amp;raquo; بخصوص در شهرهای بزرگ، به دلیل مسائل گوناگون ازجمله مسائل اقتصادی، سرکوب آزادی مدنی و اجتماعی، بی اعتباری ایران در عرصه بین&amp;zwnj;المللی و احساس حقارت ملی عامل تکمیلی آن بود. حادثه شتاب&amp;zwnj;دهنده اما همانا رفتار حکومت به هنگام دهمین انتخابات ریاست جمهوری بود. باور عمومی مشترکی که رفتار گروهی ابتدایی را توضیح می&amp;zwnj;داد همانا باور به تقلب در انتخابات و ضایع کردن حقی بود که طبق قانون خود رژیم برای انتخاب رئیس جمهور برای مردم در نظر گرفته شده بود. هر چند عمر این جنبش در عرصه خیابان محدود بود، اما نسبت به جنبش&amp;zwnj;های پیش از آن بلندتر بود شاید همین امر &lt;span&gt;هم باعث شد که یک گروه هماهنگ&amp;zwnj;کننده و مدیریت کننده به شکل سازمان یافته برای آن به وجود نیاید. یا اگر چنین گروهی به وجود آمد چندان رسمیت و مقبولیت پیدا نکند. چون گروه یا گروه&amp;zwnj;های هماهنگ کننده به شکل طبیعی با بلوغ جنبش&amp;zwnj;ها رشد می&amp;zwnj;کنند. شما نگاه کنید به سوریه، مگر ابتدا گروه&amp;zwnj;های هماهنگ&amp;zwnj;کننده و رسانه&amp;zwnj;های آنها چقدر بزرگ یا سازمان یافته بودند؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طیف اطراف میرحسین موسوی و مهدی کروبی و برخی دیگر از چهره&amp;zwnj;ها مانند آیت&amp;zwnj;الله منتظری هر چند تلاش کردند این نقش را بازی کنند ولی به دلایل گوناگون و از جمله کوتاهی جنبش خیابانی و فقدان مهارت لازم این فرصت را به دست نیاوردند. برای اینکه ببینیم شرکت جنبش&amp;zwnj;های گوناگون در آن جنبش چه بوده لازم است بر این تاکید کنم که تا پیشزمینه ساختاری یا به اصطلاح &lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Structural conduciveness&lt;/span&gt;&lt;/b&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;برای جنبشی وجود نداشته باشد یک جنبش اجتماعی مثل آنچه در سال ۸۸ اتفاق افتاد، محال است. جنبه بالقوه جنبش اجتماعی همیشه بر جنبه بالفعل آن می&amp;zwnj;چربد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما می&amp;zwnj;دانیم که پیش از آن حادثه ما جنبش زنان و جنبش دانشجویی فعالی داشتیم. فعالان کارگری نیز کم یا بیش کارهای خودشان را می&amp;zwnj;کردند. انجمن&amp;zwnj;های صنفی روزنامه&amp;zwnj;نگاری، عرصه سینما و غیره هم کم یا زیاد فعال بودند. این از نظر تاریخی و کرونولوژیک پس زمینه جنبش مدنی شهروندی ۸۸ به شمار می&amp;zwnj;آید.&amp;nbsp;تصور کنید اگر آن رسانه ها و روزنامه&amp;zwnj;نگاران به شکل گسترده و همبسته اخبار و اطلاعات مربوط به تباهی دستگاه حکومت را منتشر نمی&amp;zwnj;کردند اساسا جنبش شهروندی امکان&amp;zwnj;پذیر بود؟ یا اگر فعالیت&amp;zwnj;های جنبش دانشجویی نبود آیا ناکارآمدی حکومت می&amp;zwnj;توانست در افکار عمومی جا بیافتد؟ یا اگر همین جنبش نیروی کار برای کسب حقوق&amp;zwnj;اش نبود، اخبار نقض حقوق نیروی کار مطرح می&amp;zwnj;شد و بدون این اطلاع&amp;zwnj;رسانی نقض گسترده حقوق کارگران در ذهنیت شهروندان پذیرفته می&amp;zwnj;شد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا خرده جنبش&amp;zwnj;ها برای حضور در جنبش اعتراضی مردم ایران برنامه مشخصی داشتند؟ به عنوان مثال برنامه&amp;zwnj;های مشخص جنبش زنان یا جنبش کارگری در جنبش اعتراضی مردم ایران در سال&amp;nbsp;۸۸ چه بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متاسفانه به علل مشکلات ساختاری، هم در حوزه جامعه سیاسی و هم در حوزه خود این جنبش&amp;zwnj;ها و افزون بر این سرکوب، جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی ایران هنوز به مرحله سازمان یافتگی یا تدوین برنامه&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نرسیده&amp;zwnj;اند&lt;/span&gt;. یا از درون متلاشی می&amp;zwnj;شوند یا با فشار حاکمیت به چنین نقطه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رسند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید البته این را هم افزود که جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی بسیار پویا هستند و نمی&amp;zwnj;توان برای آنها یک برنامه حزبی یا سیاسی قطعی و دائمی نوشت. در دنیا هم این امر معمول نیست. چون جنبش بنا به ساختار و کارکردش نمی&amp;zwnj;تواند برنامه&amp;zwnj; به معنای حزبی کلمه داشته باشد. در نهایت یک یا چند هدف کلی مانند حق مدنی رنگین پوستان در امریکا یا حق رای یا سقوط یک رژیم معمولاً هدف یک جنبش است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جنبش هایی که در ایران پدیدار می&amp;zwnj;شوند، با نمونه&amp;zwnj;های پیشرفته دنیا چه تفاوت&amp;zwnj;هایی دارند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;محیط و همچنین جامعه سیاسی ایران چندان پیشرفته نیست. ما کدام حزب مستقلی را داریم که مثلاً دارای صدسال سابقه و سنت حزبی باشد؟ آنهایی هم که هستند چندبار متلاشی و دوباره بازسازی شده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;119&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranpoliticallanguage.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاریخ سیاست در ایران در عین نوعی تداوم اما دارای گسست زیادی است که با نمونه اروپایی مشابهتی ندارد. نمود این گسست یکی نبود یک زبان کدبندی شده و منسجم است. در اروپا یک زبان کدبندی شده وجود دارد که رابطه میان بازیگران سیاسی را ساده کرده است و از سوء تفاهم می&amp;zwnj;کاهد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاریخ سیاست در ایران در عین نوعی تداوم اما دارای گسست زیادی است که با نمونه اروپایی مشابهتی ندارد. نمود این گسست یکی نبود یک زبان کدبندی شده و منسجم است. در اروپا یک زبان کدبندی شده وجود دارد که رابطه میان بازیگران سیاسی را ساده کرده است و از سوء تفاهم می&amp;zwnj;کاهد. در اروپا اصطلاحاتی همچون سوسیال دمکرات، لیبرال، اتحاد تاکتیکی و استراتژیک و سازش سیاسی، بلوک سیاسی هم با معناست هم دارای مصداق خودش است. در ایران همین رژیم حاکم سیاست&amp;zwnj;های لیبرالی اقتصادی را به کار می&amp;zwnj;برد و هزار ناسزا به لیبرالیسم می&amp;zwnj;دهد و سیاست خود را عدالت و آنهم از نوع اسلامی می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در اروپا حزب برای گرفتن قدرت است و حزب نماینده منافع معینی است. منفعت هم چیز بدی نیست بلکه خیلی هم خوب است. منافع ملی هم تعریف شده و مصداق&amp;zwnj;های آن هم در زمانه و زمینه&amp;zwnj;های گوناگون روشن است. برای همین هم هست که سیاست در اروپا علی&amp;zwnj;رغم تکثر از نوعی وحدت بهره می&amp;zwnj;برد. در اروپا و به طور خاص جابه&amp;zwnj;جایی قدرت از راست به چپ تاثیر کمی در سیاست و اقتصاد دارد. حال آنکه در ایران جابه&amp;zwnj;جایی قدرت در یک جناح به معنی برباد رفتن هر آن چیزی است که افراد قبلی کاشته&amp;zwnj;اند. خب این&amp;zwnj;ها همه نشانه بلوغ سیاسی است. به همین دلیل جنبش&amp;zwnj;های کشورهای پیشرفته هر چند جنبش اجتماعی هستند ولی بالاخره یک سروسامانی دارند. در ایران و بخصوص در زیر سرکوب این شاید پرتوقعی باشد، اما به هر حال این جنبش&amp;zwnj;ها سلسله آرمان&amp;zwnj;هایی دارند که در زمینه&amp;zwnj;هایی با هم سازگار هستند. حد مشترک این آرمان&amp;zwnj;ها و بخصوص آرمان&amp;zwnj;های جنبش زنان البته با آرمان حق رای برابر و آزادی قابل انکار نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حضور جنبش&amp;zwnj;های مشخص در جنبش&amp;zwnj;های بزرگ اجتماعی چگونه سنجیده می&amp;zwnj;شود و در جنبش اعتراضی مردم ایران در سال&amp;nbsp;۸۸، معیار این حضور چه بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر به روش سلبی به بررسی پرسش شما بپردازیم می&amp;zwnj;شود اینطور استدلال کرد که اگر جنبش&amp;zwnj;های مشخص مثل زنان، دانشجویان، شاغلان و غیره در جنبش اعتراضی سال ۸۸ شرکت نکردند، پس این جنبش از خلاء رویید؟ آیا آن جنبش ها به صفت فعالان آنها و هم به صفت شبکه ارتباطی در جنبش پس از انتخابات شرکت نداشتند؟ این فرض چندان معقول نیست. چون همانگونه که پیش از این هم آمد جنبش اجتماعی در بستر یک شکاف ساختاری ظاهر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;119&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/political_prisoners_bagheshah_tehran_1907.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به شیوه ایجابی هم می&amp;zwnj;توان استناد کرد و حضور اعضای جنبش&amp;zwnj;های یاد شده را با اسم و رسم در چهارچوب فعالیت&amp;zwnj;های گوناگون جنبش شهروندی و ازجمله در خیابان و زندان&amp;zwnj;ها دید. روش دیگر تحلیل خواسته&amp;zwnj;های جنبش شهروندی با خواسته&amp;zwnj;های جنبش های زنان، دانشجویی و نیروی کار است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخشی از این شکاف ساختاری هم وجود جنبش&amp;zwnj;های مسبوق به جنبش سال&amp;nbsp;۸۸ بازمی گردد. یعنی آن جنبش خودش مستند به یک زنجیره از شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی به شکل غیر رسمی است که پیش از آن وجود داشته است. استدلال ایجابی هم این است که اعضای جنبش دانشجویی، هم به صفت فردی و هم صفت شبکه ارتباطی در آن جنبش با نام و نشان و پیشینه سیاسی حضور فعال داشتند. و الا برپاکردن تظاهرات و ساماندهی آن به آن شکل کلان که بسیار منظم و آرام هم بود، خلق الساعه نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته من مدعی نیستم که جنبش زنان و جنبش کارگری و دانشجویی به شکل سازمان یافته و آنچنان که در کشورهای دمکراتیک مرسوم است زیر پرچم خودشان و با پلاتفرم خودشان مثلا یک عهدنامه با جنبش سراسری امضا کرده باشند و نقاط تفاهم و عدم تفاهم خودشان را به شکل سیستماتیک به گفت&amp;zwnj;وگو گذاشته باشند و بالاخره به شکل مدون نقاط نظری، نقاط دوری و نزدیکی خودشان را مشخص کرده باشند. این شکل ایده ال (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ideal type: Idealtypus&lt;/span&gt;) به معنی علوم اجتماعی و به اصطلاح ماکس وبر است. چنین روشی در جامعه&amp;zwnj;های سازمان یافته غرب مرسوم است که همه چیز از جمله تفریحات و ورزش و بسیاری از جنبه&amp;zwnj;های دیگر زندگی اجتماعی سازمان یافته است چه رسد به سیاست که بسیار هم جدی است. آنچه من می&amp;zwnj;خواهم بگویم این است که خرده جنبش&amp;zwnj;ها و جنبش سراسری شهروندی دارای تداخل است و مرزهای آن را نمی&amp;zwnj;توان به شکل آشکاری ترسیم کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;برای تحلیل رابطه میان جنبش&amp;zwnj;ها گوناگون که پس زمینه جنبش شهروندی بودند از چه روش&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;توان استفاده کرد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نخست شرکت اعضای جنبش&amp;zwnj;های پس زمینه مانند جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش نیروی کار که من عمداً از این اصطلاح استفاده می کنم. چون برای برخی کارگران همان کسانی هستند که در صنایع مثل صنعت اتومبیل یا ساختمان مشغول هستند. حال آنکه می&amp;zwnj;دانیم بخش عمده&amp;zwnj;ای از نیروی کار در بخش خدمات شاغل است و نیروی کار خود را مانند کارگران می&amp;zwnj;فروشد و از این جنبه که مورد بهره&amp;zwnj;کشی از سوی سرمایه&amp;zwnj;داران و یا دولت هستند فرقی ندارد و کم یا بیش مانند کارگران کارخانه&amp;zwnj;ها مورد ستم هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نیروی کار مفهومی گسترده&amp;zwnj;تر است و شامل همه کسانی می&amp;zwnj;شود که نیروی کار خود را می&amp;zwnj;فروشند؛ بسیار هم کاربردی&amp;zwnj;تراست. آیا می&amp;zwnj;توان انکار کرد بخش قابل توجهی از فعالان جنبش زنان و دانشجویی و نیروی کار در جنبش شهروندی اخیر ایران شرکت داشتند؟ به شیوه ایجابی هم می&amp;zwnj;توان استناد کرد و حضور اعضای جنبش&amp;zwnj;های یاد شده را با اسم و رسم در چهارچوب فعالیت&amp;zwnj;های گوناگون جنبش شهروندی و ازجمله در خیابان و زندان&amp;zwnj;ها دید. روش دیگر تحلیل خواسته&amp;zwnj;های جنبش شهروندی با خواسته&amp;zwnj;های جنبش های زنان، دانشجویی و نیروی کار است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;b&gt;آیا هدف اولیه و عمومی جنبش اعتراضی اخیر ایران که اعتراض به تقلب انتخاباتی بود، در کُنه خودش با اهداف سایر جنبش&amp;zwnj;ها در سازگاری بود؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همه آن جنبش&amp;zwnj;ها به نوعی برای کسب حقوق شهروندی که انتخاب آزاد از پایه&amp;zwnj;های آن به شمار می&amp;zwnj;آید تلاش می&amp;zwnj;کنند و البته بدون تثیبت حق رای هیچکدام از هدف&amp;zwnj;های آن جنبش های دیگر مانند جنبش دانشجویی یا جنبش زنان و جنبش کارگری به رسمیت شمرده نخواهد شد. آیا می&amp;zwnj;توان بدون تثبیت حق رای، به آزادی بیان دست یافت؟ آیا بدون تثبیت حق رای می&amp;zwnj;توان حقوق نیروی کار ازجمله حق اعتصاب یا حتی حق داشتن سندیکا و اتحادیه صنفی و حتی سه&amp;zwnj;جانبه گرایی برای تعیین حداقل دستمزد را به رسمیت شمرد؟ در مورد مسائل زنان نیز چنین است. هیچ اصطلاحی در حقوق مدنی و تثبیت حقوق زنان بدون داشتن حق رای آنها و به طور کلی دمکراسی امکان&amp;zwnj;پذیر نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اشاره کردید به این که جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی در ایران به دلیل سرکوب&amp;zwnj;های موجود به سازمان یافتگی نمی&amp;zwnj;رسند. آیا در نبود نهادهای مدنی مانند شرایطی که در دوران شکل گیری انقلاب سال&amp;nbsp;۱۳۵۷ داشتیم، جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی موثری شکل خواهند گرفت و اگر بگیرند چه ضمانتی وجود دارد که به دموکراسی منتهی شود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دوره انقلاب هم ما نهاد مدنی زیادی داشتیم، ولی به علت سرکوب به شکل روابط غیر رسمی، پراکنده و پنهان بود. همین انجمن&amp;zwnj;های دانشجویی که بعدها به نام سازمان دانشجویان مسلمان و پیشگام و اسلامی علنی شد به شکل غیر رسمی وجود داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;130&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/lgbtomovementhiddeniniran.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهاد مدنی ممکن است محدود شود، غیر رسمی شود ولی از بین نمی&amp;zwnj;رود؛ چون جزئی از زندگی اجتماعی است. بنا به اقتضای زندگی اجتماعی که پویا، پایدار، پیچیده و بخش عمده آن هم از منظر نگاه فرمال (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Formalist perspective&lt;/span&gt;) پنهان است، هرگاه نیازی احساس شود، نهادسازی می&amp;zwnj;شود. حالا با تمام شکست و بست و کاستی و سستی.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جبهه ملی و ملیون هم شبکه غیر رسمی خودشان را داشتند؛ مارکسیست&amp;zwnj;ها هم همینطور. مذهبیون سنتی هم بر همین سبک و سیاق در مراسم سنتی خود مانند هیئت عزاداری کار خودشان را می&amp;zwnj;کردند. بسیاری از سردمداران این رژیم هم در همین حسینیه&amp;zwnj;ها و مساجد و هیئت&amp;zwnj;ها شبکه روابط خودشان را داشتند. انجمن اسلامی مهندسین که به وسیله اعضای قدیمی نهضت آزادی برپا شده بود فعال بود. آنها دیگر محافل غیر رسمی هم داشتند. محافل زیادی از مسلمان و مارکسیست کتابخوانی می&amp;zwnj;کردند. بنابراین عجیب نبود در آن نماز عید فطر قیطریه چند هزار نفر یک تظاهرات را برپاکردند که اگر نگویم بی&amp;zwnj;سابقه بود کم سابقه بود. اصلی&amp;zwnj;ترین فعالان آن هم همین اعضای نهضت آزادی و انجمن اسلامی مهندسین، فعالین حسینیه ارشاد و مسجد قبا و غیره بودند. نهادهای صنفی اعم از کارگری و کارمندی فعال بودند. همین شب&amp;zwnj;های دهگانه شعرخوانی در انجمن گوته و شعرخوانی در دانشگاه صنعتی آن زمان از &lt;span&gt;عدم که بیرون نیامد. اساس را اگر فلسفی هم نگاه کنیم وجود پدیده اجتماعی مسبوق به عدم نیست. بلکه این پدیده اجتماعی به قول متکلمان و حکیمان قدیم اطوار گوناگون می&amp;zwnj;پذیرد. نهاد مدنی ممکن است محدود شود، غیر رسمی شود ولی از بین نمی&amp;zwnj;رود؛ چون جزئی از زندگی اجتماعی است. بنا به اقتضای زندگی اجتماعی که پویا، پایدار، پیچیده و بخش عمده آن هم از منظر نگاه فرمال (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Formalist perspective&lt;/span&gt;) پنهان است، هرگاه نیازی احساس شود، نهادسازی می&amp;zwnj;شود. حالا با تمام شکست و بست و کاستی و سستی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روزهای انقلاب وقتی نهادهای رسمی از عرضه خدمات ناتوان می&amp;zwnj;شوند، ناگهان کمیته محلات تشکیل می&amp;zwnj;شود و سوخت توزیع می&amp;zwnj;کند و به مستمندان رسیدگی می&amp;zwnj;کند. اسلحه هم به دست می&amp;zwnj;گیرد. شما همین سوریه را مطالعه کنید. می&amp;zwnj;بینید خانه&amp;zwnj;ها شده بیمارستان و در آنجا جراحی می&amp;zwnj;شود. یک شبکه غیر رسمی توزیع کالا و خدمات درمانی و بهداشتی در آنها ایجاد شده است. در کمپ پناهندگی ترکیه سوری&amp;zwnj;ها دارند نهادسازی می&amp;zwnj;کنند. از مدرسه و درمانگاه گرفته تا اداره اسکان و غیره. اینک با توجه به پدیده جهانی شدن که علی&amp;zwnj;رغم هر نقدی که به آن باشد همه به رسانه دسترسی دارند و افزایش سطح آگاهی و سواد این نهادسازی ساده&amp;zwnj;تر شده، شهروندان جوامع گوناگون از یکدیگر می&amp;zwnj;آموزند و بنابراین شرایط ساده&amp;zwnj;تر شده است. برای تحقق یک دمکراسی پایدار باید جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی به نهادهای مدنی مستقر و سازمان یافته غیر وابسته به قدرت و ثروت تبدیل شوند. تجربه کشورهای پیشرفته هم همین است. یعنی هرچه این بخش سوم یا جامعه مدنی بزرگ&amp;zwnj;تر، سازمان یافته&amp;zwnj;تر و با نفوذتر است نهادهای قدرت و ثروت هم شفاف&amp;zwnj;ترهستند و تعرض به حقوق شهروندی هم کمتر است. برعکس در جهان توسعه نیافته که این نهادها با کاستی و ناتوانی دست به گریبان هستند، در فقدان توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی و اجتماعی هم با مانع روبه&amp;zwnj;رو است. اگر هم جنبش اجتماعی نتواند نهاد مدنی در بخش سوم ایجاد کند، تضمینی برای دمکراسی پایدار نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اکنون وضعیت جنبش&amp;zwnj;های مختلف در ایران و هم حضور مردم در آنها را چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مردم کلمه ای کلی است و باید با مصادیق آن را مشخص کرد. مفهوم حضور هم نامتعین است. آیا منظور از مردم مثلاً زنان شاغل طبقه متوسط است؟ آیا منظور نیروی کار است یا مثلاً دانشجویان مخالف؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;143&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mousavi-rally-in-mashhad3.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی سیلی در جامعه به راه می&amp;zwnj;افتد بالاخره افراد کم یا زیاد، عمیق یا سطحی تاثیر می&amp;zwnj;پذیرند. در تغییر هم به اندازه&amp;zwnj;ای مشارکت می&amp;zwnj;کنند. گروه&amp;zwnj;های اجتماعی مختلف به شیوه خودشان و بنا بر میزان ریسک پذیری&amp;zwnj;شان در جنبش&amp;zwnj;ها شرکت می&amp;zwnj;کنند. این مشارکت هم نه علنی است و نه الزاماً سازمان یافته. وقتی جنبش خیابانی می&amp;zwnj;شود، آن موقع بخش بیشتری از آن کوه یخی که سرش معلوم بود، نمودار می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اجتماعی دارای یک پیش زمینه است. این پیش زمینه&amp;zwnj;ها تشکیل شده از همه فعالیت&amp;zwnj;های زندگی اجتماعی مثل انتقاد و گفت&amp;zwnj;وگو و تاسیس محافل غیر رسمی است؛ همین مجلس&amp;zwnj;های خبررسانی غیر رسمی و جدل و مبادله اطلاعات و غیره. جنبش اجتماعی هم در همین بستر متولد می&amp;zwnj;شود. اصلاً قرار نیست که همه مردم در همه زمینه&amp;zwnj;ها فعالیت سیاسی سازمان یافته و با اسم و نام و به شکل رسمی داشته باشند. فرایند جنبش معمولاً از همین محافل کوچک شروع می&amp;zwnj;شود. در محافل کوچک آن چیزی که جامعه&amp;zwnj;شناسان، پیش&amp;zwnj;زمینه ساختاری می&amp;zwnj;خوانند، یک باور عمومی، یک نظر عمومی ساخته و پرداخته شده است، تا اینکه یک عمل شتاب دهنده &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;precipitating factors&lt;/span&gt; به وجود بیاید. مثال: جنبش مشروطه که زمینه نارضایتی عمومی با خبررسانی و گفت&amp;zwnj;گو در میان مردم فراهم شد &lt;span&gt;تا داستان فلک کردن آن بازرگان خوشنام یعنی حاج سید هاشم قندی به بهانه گران فروختن قند و کشته شدن طلبه جوان یعنی سید عبدالحمید پیش آمد. واقعا جنبش مشروطه برای این دو حادثه بود؟ یعنی آن فرایند بزرگ و طولانی به خاطر این دوحادثه بود؟ آن دو حادثه آن جنبش را به تمامی توضیح نمی&amp;zwnj;دهد، بلکه این عوامل ساختاری است که پس زمینه بوده و آن دو حادثه هم مثل چاشنی بمب عمل کرده است. یا این جنبش تونس با این عرض و طول تنها به&amp;zwnj;خاطر خودکشی محمد بوعزیزی بود؟ یا این جنبش سوریه تنها به خاطر مثلاً دستگیری و بازداشت و آزار نوجوانان شهر درعا بود؟ بعضی شاید فکر می&amp;zwnj;کنند مخالفان قذافی یک شبه خواب&amp;zwnj;نما شدند. برخی هم فکر می&amp;zwnj;کنند که اینها به خدعه رفتند و مخالف شدند. پژوهشگران علوم اجتماعی اما با تکیه به داده&amp;zwnj;های تجربی و دانش نظر خودشان چنین باورهایی را نقد می کنند. همین آدم&amp;zwnj;های دستگاه حکومت&amp;zwnj;های مستقر به دلیل ارتباط با مردم تحت تاثیر قرار می&amp;zwnj;گیرند. ممکن است خیلی تغییر نکنند و در جبهه اینور نیایند ولی دیگر از رژیم حاکم دفاع نمی&amp;zwnj;کنند. بعضی از آنها ممکن است مخالف شوند، اما مخالف شدن آنها به رژیم هم به این معنی نیست که همه تفاله&amp;zwnj;های استبداد از وجودشان از بین رفته باشد و یک سوپر دمکرات شده باشند. ممکن است به عقب هم برگردند. پویایی فرایند اجتماعی هم یعنی همین نه یک روند بدون برگشت خطی. مثل هر آدم دیگری ترکیبی هستند از رسوبات گذشت و عقلانیت منفعت طلب و البته حدی هم تغییر. بعید هم نیست که برخی ترفند هم بزنند. من در یک جای دیگری گفتم برخی فکر می&amp;zwnj;کنند که انقلاب و جنبش اجتماعی مال قدیسین است که البته چنین نیست. در جنبش افراد با علایق و سلایق گوناگونی و شرکت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنر آن است که آنها که به زعم ما بدترین هستند بیایند و تغییر کنند. وقتی سیلی در جامعه به راه می&amp;zwnj;افتد بالاخره افراد کم یا زیاد، عمیق یا سطحی تاثیر می&amp;zwnj;پذیرند. در تغییر هم به اندازه&amp;zwnj;ای مشارکت می&amp;zwnj;کنند. گروه&amp;zwnj;های اجتماعی مختلف به شیوه خودشان و بنا بر میزان ریسک پذیری&amp;zwnj;شان در جنبش&amp;zwnj;ها شرکت می&amp;zwnj;کنند. این مشارکت هم نه علنی است و نه الزاماً سازمان یافته. وقتی جنبش خیابانی می&amp;zwnj;شود، آن موقع بخش بیشتری از آن کوه یخی که سرش معلوم بود، نمودار می&amp;zwnj;شود. حتی آن موقع همه محتوای آن بارز نمی&amp;zwnj;شود. چون فرایند جنبش همین شکست و بست و چالش و مالش وتلاش رفتن و ماندن، خواستن و نتوانستن است. پدیده اجتماعی پر است از همین ناسازگاری&amp;zwnj;ها. برخی اما از آن جهت که روش&amp;zwnj;شناسی متصلب و ایستا دارند این ناسارگاری&amp;zwnj;ها را بر نمی&amp;zwnj;تابند و نمی&amp;zwnj;بینند.
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/08/15383&quot;&gt;جنبش سبز و آرمان&amp;zwnj;های جوان ایرانی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687&quot;&gt;هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان&amp;zwnj;ساز نیست&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/03/17112#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10300">جنبش زنان ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8428">جنبش‌های اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13779">سپیده شایان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5985">نهادهای مدنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Fri, 03 Aug 2012 08:30:32 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17112 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ارزیابی از بحران در حوزه یورو </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/26/17527</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/26/17527&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگوی شهزاده سمرقندی با احمد علوی، استاد اقتصاد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;470&quot; height=&quot;300&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/euro_crisis_0.jpg?1343669829&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شهزاده سمرقندی &amp;ndash; آیا کشوری چون آلمان نیز در حوزه یورو بحران&amp;zwnj;زده است؟ مؤسسه &amp;quot;مودی&amp;quot; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Moody&lt;/span&gt;) به تازگی ارزیابی جدیدی از اعتبار اقتصادی سه کشور اروپا آلمان، هلند و لوکزامبورگ منتشر کرده و در گزارش خود پیش&amp;zwnj;بینی کرده که در آینده تزدیک اقتصاد این سه کشور نیز شاهد تنزل خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این که &amp;quot;مودی&amp;quot; یکی از پرسابقه&amp;zwnj;ترین و معتبرترین مؤسسه&amp;zwnj;های جهانی در انجام رتبه&amp;zwnj;بندی اقتصادی محسوب می شود، بسیاری از اقتصاددانان اروپایی گزارش اخیر &amp;nbsp;این مؤسسه &amp;zwnj;را دور از واقعیت خوانده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img width=&quot;160&quot; height=&quot;154&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ahmad_alavi.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;احمد علوی، استاد اقتصاد&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مؤسسه مودی در گزارش خود نوشته است که مشکلات اقتصادی کشورهای حوزه یورو&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گسترش پیدا خواهد کرد و سه کشور اروپای آلمان، هلند و  لوکزامبورگ ناچار به کمک های اقتصادی فوری به کشور های اسپانیا و پرتقال می  شوند و همین کمک ها باعث افت اقتصاد این کشور ها خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این باره با احمد علوی، اقتصاددان ایرانی مقیم سوئد گفت&amp;zwnj;وگو کرده&amp;zwnj;ام.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این گفت&amp;zwnj;وگو این سؤال مطرح می&amp;zwnj;شود که تا چه حد می&amp;zwnj;توان به ارزیابی&amp;zwnj;های مؤسساتی چون &amp;quot;مودی&amp;quot; اعتماد کرد؛ آیا یونان از حوزه یورو خارج خواهد شد؟ آیا حوزه یورو بحران&amp;zwnj;زده شده و توان اقتصادی اروپا کاهش خواهد یافت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گفت&amp;zwnj;وگو را بشنوید:&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120725_Interview_Ahmad_Alavi_Moody_shahzadeh.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;right&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/26/17527#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7161">بحران اقتصادی اروپا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2147">شهزاده سمرقندی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14071">مودی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8005">یورو</category>
 <pubDate>Thu, 26 Jul 2012 08:22:20 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17527 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جنبش سبز و آرمان‌های جوان ایرانی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/08/15383</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/08/15383&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نعیمه دوستدار        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;301&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jonbeshe_sabz.piroozi.jpg?1339537298&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;نعیمه دوستدار - جوانان امروز ایران، از یکسو، فهرست بلندی از خواست&amp;zwnj;ها و آرمان&amp;zwnj;های جمعی دارند، از سوی دیگر افزایش فشار و سرکوب، شمایل مبارزه اجتماعی&amp;zwnj;شان را برای رسیدن به این خواسته&amp;zwnj;ها دگرگون کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اعتراضی مردم ایران موسوم به جنبش سبز سه سال پیش، پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ با شعار اعتراضی رای من چه شد آغاز شد، اما اکنون حضور و بروز جوانان در جنبشی که به مرور خواست&amp;zwnj;های متنوعی هم پیدا کرده است، دیگر محسوس و خیابانی نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این حال، جوانان ایرانی، خود را بی&amp;zwnj;آرمان نمی&amp;zwnj;دانند. آنها معتقدند باور و اعتقادشان به تحقق دموکراسی و مبارزه برای حقوق بشر، موتور محرک جنبش اعتراضی مردم ایران در سال ۱۳۸۸ بوده است؛ هرچند شکل و شمایل مبارزه&amp;zwnj;شان که مبتنی بر ترجیح مبارزه بدون خشونت و اصلاح&amp;zwnj;گرایانه است، در مقابل هجوم سرکوب خشونت&amp;zwnj;بار حکومت ایران، به نبردی زیرپوستی و در انتظار فرصت تبدیل شده است. آرمان اجتماعی جنبش مردم ایران چیست و آیا برای حرکت و پویایی یک جنبش اجتماعی، باید آرمان&amp;zwnj;های بزرگی داشت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;کوچک یا بزرگ، مسئله این نیست!&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آرمان&amp;zwnj;های اجتماعی مجموعه مطالبات و خواسته&amp;zwnj;هایی هستند که در میان مردم یک جامعه عمومیت دارند و برای رسیدن به آن تلاش می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;هرچند می&amp;zwnj;توان آرمان&amp;zwnj;های مشترکی را در میان افراد یک جامعه پیدا کرد، اما جامعه&amp;zwnj;شناسان معتقدند معیارهای دقیق قابل اندازه&amp;zwnj;گیری و اجماع در مورد خواست&amp;zwnj;های اجتماعی وجود ندارد و نمی&amp;zwnj;توان دو آرمان را مقایسه کرد و گفت یکی بزرگ و دیگری کوچک است. با این حال این باور وجود دارد که آرمان&amp;zwnj;های نسل امروز با آرمان&amp;zwnj;های نسل گذشته تفاوت&amp;zwnj;های اساسی کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد درویش&amp;zwnj;پور، جامعه&amp;zwnj;شناس معتقد است: &amp;quot;اصولاً دوره انقلاب&amp;zwnj;های ایدئولوژیک به سررسیده؛ دوره&amp;zwnj;ای که افراد با آرمانخواهی صرف و با باورهای ایدئولوژیک اسلامی، فاشیستی، کمونیستی و ... حاضر باشند به خاطر آرمان&amp;zwnj;شان دست به هر کاری بزنند و بدون چشمداشت به نوعی جانبازی کنند، تمام شده است. امروز مشارکت در جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی خیلی بیش از گذشته به منافع فردی شرکت&amp;zwnj;کنندگان آن جنبش گره خورده است. این به آن معنا نیست که آرمان&amp;zwnj;های جمعی فاقد موضوعیت است، اما دیگر آن نوع آرمانگرایی که در آن فردیت و فرد موضوعیت خود را از دست بدهد و خود را در یک هدف جمعی مستحیل کند بسیار کمرنگ شده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img height=&quot;182&quot; width=&quot;200&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mehrdad-darvishpoor.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد درویش&amp;zwnj;پور: &amp;quot;امروز مشارکت در جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی خیلی بیش از گذشته به منافع فردی شرکت&amp;zwnj;کنندگان آن جنبش گره خورده است. این به آن معنا نیست که آرمان&amp;zwnj;های جمعی فاقد موضوعیت است، اما دیگر آن نوع آرمانگرایی که در آن فردیت و فرد موضوعیت خود را از دست بدهد و خود را در یک هدف جمعی مستحیل کند بسیار کمرنگ شده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آقای درویش&amp;zwnj;پور، نگرانی&amp;zwnj;های ضد آرمانی یا بی&amp;zwnj;آرمانی جوانان امروز را پدیده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;داند که جامعه&amp;zwnj;شناسان در تمام دنیا با آن روبه&amp;zwnj;رو هستند. او درباره علت ضد آرمان شدن نسل امروز می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;قرن بیستم، قرن انقلاب&amp;zwnj;ها بود اما به نتیجه نرسید. برخی افراد انقلاب کرده&amp;zwnj;اند و نتیجه&amp;zwnj;اش بدتر از آن چیزی شده است که فکر می&amp;zwnj;کردند؛ مثل انقلاب کامبوج. این انقلاب&amp;zwnj;ها یا فرزندان خود را بلعید&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;اند مثل انقلاب روسیه و چین یا پیامدهای مورد نظر با وجود پیروزی انقلاب تحقق نیافته است. این نوعی نگرش ضد آرمانی را پدیده آورده و به نوعی محافظه&amp;zwnj;کاری منجر شده است. این موضوع توضیح&amp;zwnj;دهنده آن است که چرا گرایش به انقلاب اینقدر در جوامع غربی کم است. انسان غربی تمایل به تغییر دارد، اما این تغییر را از طریق مسالمت&amp;zwnj;آمیز و با پرداخت هزینه کم دنبال می&amp;zwnj;کند. دنبال این نیست که مانند لیبی وارد جنگ قبیله&amp;zwnj;ای یا خونین شود یا حتی تجربه سوریه را تکرار کند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد &lt;span&gt;علوی، پژوهشگر علوم اجتماعی در پاسخ به این پرسش زمانه، درباره اهمیت آرمان&amp;zwnj;های اجتماعی در یک جنبش می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در یک جنبش معمولا خواسته&amp;zwnj;ها دگرگون &amp;zwnj;می&amp;zwnj;شود. سرشت جنبش تغییر است و به دلیل درگیری&amp;zwnj;هایی که بین حاکمیت و جنبش اتفاق &amp;zwnj;می&amp;zwnj;افتد، این تغییرات خود را نشان &amp;zwnj;می&amp;zwnj;دهند. به عنوان مثال، جنبشی که در سال &lt;/span&gt;۱۳۵۷ به سرنگونی شاه منجر شد، ابتدا با خواست بهبود زندگی به عنوان نمونه بالا رفتن حقوق&amp;zwnj;ها، اعتراض به فساد، اعتراض به مسئله اختناق و آزادی مطبوعات شروع شد. قبل از ۱۵ خرداد هم اعتراض&amp;zwnj;های جامعه ایران به تصویب لایحه ایالتی ولایتی بود و این&amp;zwnj;که چرا شاه دستور شرع را نادیده گرفته است، اما در فرایند مبارزه، خواسته&amp;zwnj;ها بزرگ و بزرگ&amp;zwnj;تر شدند. اگر بخواهیم بگوییم آرمان&amp;zwnj;های نسل قبل از انقلاب چه بودند، به نتیجه واحدی نمی&amp;zwnj;رسیم چون گروه&amp;zwnj;های اجتماعی قبل از انقلاب یکسان نبودند. یک گروه گرایش&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;طلبانه داشتند، مثل نهضت آزادی. برخی هم گرایش&amp;zwnj; به مبارزه مسلحانه داشتند. در واقع ما با گروه&amp;zwnj;های غیر &amp;zwnj;همگونی روبه&amp;zwnj;رو بودیم که هرکدام &amp;zwnj;آرمان&amp;zwnj;های خود را داشتند. در جنبش سال ۱۳۸۸هم همین ناهمگونی&amp;zwnj;ها وجود داشت و وجودش عجیب نیست.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مبارزه بدون آرمان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته مهرداد درویش&amp;zwnj;پور، در ایران نگرانی&amp;zwnj;های موجود پیرامون &amp;nbsp;بی&amp;zwnj;آرمانی نسل امروز از همه جای دنیا بیشتر است. او علت این امر را در این می&amp;zwnj;داند که مردم ایران در سال ۱۳۵۷ علیه یک استبداد سلطنتی برخاستند، اما خیلی زود با این واقعیت روبه&amp;zwnj;رو شدند که حکومت اسلامی، از بسیاری جهات بدتر از حکومت گذشته و در بسیاری زمینه&amp;zwnj;ها جامعه را به عقب برده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;وقتی نسلی می&amp;zwnj;بیند که پدران و مادران&amp;zwnj;شان انقلابی را شکل داده&amp;zwnj;اند که به مراتب سرکوب&amp;zwnj;گرتر از حکومت پیشین بوده است، نوعی نگرانی و پرهیز&amp;zwnj;از آرمان&amp;zwnj;های مشابه در ذهن&amp;zwnj;شان شکل می&amp;zwnj;گیرد. آنها دیگر به راحتی حاضر نیستند پای یک فرد جانبازی کنند و نوعی محافظه&amp;zwnj;کاری در آنها رشد می&amp;zwnj;کند. از سوی دیگر در جامعه ایران، کل جامعه و نسل جوان، تمایل به انقلاب ندارد. دچار یک پارادوکس است؛ از یکسو از این حاکمیت دل خوشی ندارد و از آن منزجر است و از سوی دیگر اگر این حکومت در یک تندباد انقلابی یا در یک تحول سریع برچیده شود، شیرازه جامعه از هم پاشیده می&amp;zwnj;شود. این امر باعث شده است که در ذهنیت جامعه نوعی تمایل به تحول مسالت&amp;zwnj;آمیز و گام به گام و نه با هزینه بالا افزایش یابد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقطه آغاز جنبش&amp;zwnj;ها، یک آرمان شسته و رفته و سازمان&amp;zwnj;یافته نیست. جنبش&amp;zwnj;ها، از انبوه جمعیت برآمده از گروه&amp;zwnj;های مختلف اجتماعی هستند و خواسته&amp;zwnj;های مختلفی را نمایندگی &amp;zwnj;می&amp;zwnj;کنند و فرصت گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوی با هم را ندارند. ساخت&amp;zwnj; نایافتگی در جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی به&amp;zwnj;خصوص در خاورمیانه، به دلیل نبود آزادی و سرکوب، بسیار زیاد است. بنابراین، نقطه آغاز یک جنبش معمولاً یک اتفاق کوچک است. در ایران، اعتراض به نتایج انتخابات ریاست&amp;zwnj;جمهوری دهم، زمینه&amp;zwnj;ساز اعتراض اجتماعی شد، همانطور که در تونس، خودسوزی یک جوان منجر به توفان انقلاب شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jonbeshe.sabz_.mosavi.jpg&quot; width=&quot;180&quot; height=&quot;193&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقطه آغاز جنبش&amp;zwnj;ها، یک آرمان شسته و رفته و سازمان&amp;zwnj;یافته نیست. جنبش&amp;zwnj;ها،  از انبوه جمعیت برآمده از گروه&amp;zwnj;های مختلف اجتماعی هستند و خواسته&amp;zwnj;های  مختلفی را نمایندگی &amp;zwnj;می&amp;zwnj;کنند و فرصت گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوی با هم را ندارند. ساخت&amp;zwnj;  نایافتگی در جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی به&amp;zwnj;خصوص در خاورمیانه، به دلیل نبود آزادی و  سرکوب، بسیار زیاد است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;احمد علوی درباره این که آیا جنبش سال ۱۳۸۸ ایران فاقد آرمان&amp;zwnj;های بزرگ اجتماعی بود می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;این جنبش ابتدا با شعار رای مرا پس بده آغاز شد، یا دست کم بخش غالب آنانی که در خیابان بودند حرفشان این بود. هر چند افرادی که چیزی بیش از آن هم می&amp;zwnj;خواستند در میان آنها کم نبودند. دست کم این یک آزمونی برای حاکمیت بود. حاکمیت اعتماد گروه&amp;zwnj;های طرفدارش را خدشه&amp;zwnj;دار کرد؛ چه برسد به عمو&amp;zwnj;م و مردم به دلیل مخدوش شدن اعتمادشان به خیابان&amp;zwnj;ها ریختند؛ هرچند این امر در چهارچوب یک زمینه نارضایتی عمومی بروز کرد. یعنی شهروندانی که از نقض حداقل حقوق و نبود حداقل امکانات ناراضی بودند، و شاید امیدی داشتند که با تغییر دولت اوضاع&amp;zwnj;شان بدتر نشود، با این تقلب بزرگ همین خواست کوچک&amp;zwnj;شان نیز بر باد رفت و خشم&amp;zwnj;شان را به اعتراض بدل کردند. البته در فرایند این اعتراض&amp;zwnj;ها به تدریج چیزهای دیگری هم اضافه شد تا جایی که طیفی حتی خواستار عزل رهبر رژیم شدند و سرنگونی کل رژیم را خواستند. بنابراین در این جنبش از خواسته حداقل، یعنی محترم شمردن آرای عمو&amp;zwnj;می &amp;zwnj;در ساختار همین رژیم وجود داشت تا خواسته حداکثر که سرنگونی کامل رژیم بود. هیچکدام از این خواسته&amp;zwnj;ها کاملاً تعریف شده، اندازه&amp;zwnj;گیری شده و ثابت نیستند و مدام تغییر &amp;zwnj;می&amp;zwnj;کنند. در میان جوانان هم تغییر &amp;zwnj;می&amp;zwnj;کنند. حتی ممکن است در روند این تغییرات، طیفی که خواست اصلاح&amp;zwnj;طلبانه داشته&amp;zwnj;اند، خواست&amp;zwnj;شان بیشتر شده و به ایده سرنگونی رسیده باشد.&amp;quot;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نویسنده و کارشناس &lt;span&gt;فلسفه علوم اجتماعی، آرمان&amp;zwnj;های نسل جدید را در ایران آرمان&amp;zwnj;هایی مبتنی بر دموکراسی&amp;zwnj;خواهی می&amp;zwnj;داند و معتقد است نباید خواست نسل جدید جوانان ایرانی را با خواست جوانان در دوران انقلاب &lt;/span&gt;۱۳۵۷ مقایسه کرد: &amp;quot;آن زمان &amp;zwnj;می&amp;zwnj;گفتند ابتدا باید شاه سرنگون شود بعد با انتقال قدرت، جنبش به حاکمیت قانون و عدالت اجتماعی بینجامد، اما نسل جدید به دلیل تجربه&amp;zwnj;های تلخ گذشته طور دیگری نگاه &amp;zwnj;می&amp;zwnj;کند و به استقرار نهادهای دموکراتیک و ایجاد فرهنگ دموکراتیک اهمیت &amp;zwnj;می&amp;zwnj;دهد و معتقد است اگر ما نهادهای مدنی را مستقر کنیم و آزادی را بیشتر کنیم، تغییرات پایدارتر خواهد بود و اگر حکومت را سرنگون کنیم ممکن است چنین نباشد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد درویش&amp;zwnj;پور هم می&amp;zwnj;گوید:&amp;quot;مردم در جنبش سال ۱۳۸۸ شرکت کردند با این امید که با یک حرکت مسالمت&amp;zwnj;آمیز شاید حکومت را عقب برانند، اما در واقع مشاهده کردند که این حکومت به سادگی عقب&amp;zwnj;راندنی نیست و با سرکوب خشن جامعه را به عقب می&amp;zwnj;راند. این جامعه حاضر نیست با پرداخت بهای گزاف آرمان&amp;zwnj;هایش را تحقق ببخشد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آقای علوی تاکید می&amp;zwnj;کند با توجه به تغییر نگاه این نسل، نمی&amp;zwnj;توان گفت خواسته&amp;zwnj;ها محدود است، اما می&amp;zwnj;توان چنین برداشت کرد که خواست&amp;zwnj;های متفاوتی در میان این نسل وجود دارد که طیفی از اصلاح تا سرنگونی را در بر می&amp;zwnj;گیرد: &amp;quot;این جنبش را می&amp;zwnj;توان جنبش طبقه متوسط نوین شهری ایران نامید که مطالبه&amp;zwnj;کنندگان آن ناهمگن هستند و هر کدام بر خواست&amp;zwnj;های گوناگونی تاکید دارند. اگر بگوییم این خواست&amp;zwnj;ها کم&amp;zwnj;اند، باید پرسید مگر خواست&amp;zwnj; جوانان نسل&amp;zwnj;های قبل چه بوده است؟ آیا خواست اصلاح&amp;zwnj;طلبانه و خواست سرنگونی را می&amp;zwnj;توان با هم مقایسه کرد؟ هر دو دموکراسی&amp;zwnj;خواه هستند و حاکمیت شهروندی را &amp;zwnj;می&amp;zwnj;خواهند، اما از دو زاویه متفاوت. نمی&amp;zwnj;توان گفت کدام بزرگ یا کوچک است و ترجیح هرکدام به ارزشگذاری&amp;zwnj;های ذهن ما بر&amp;zwnj;می&amp;zwnj;گردد. اگر یک خواست سرنگونی حکومت باشد، &amp;zwnj;می&amp;zwnj;توان پرسید برای چه؟ اگر نباشد هم &amp;zwnj;می&amp;zwnj;توان پرسید دموکراسی بدون سرنگونی چطور ممکن است؟ هر کدام از این نگاه&amp;zwnj;ها دارای نقاط قوت و ضعف خود هستند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باری که نباید بر دوش جوانان انداخت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینکه جنبشی به سرنگونی نظام حاکم نینجامد، چیز عجیبی نیست؛ چون جنبش&amp;zwnj;ها ایجاد &amp;zwnj;می&amp;zwnj;شوند، آزمایش &amp;zwnj;می&amp;zwnj;شوند، دگرگون &amp;zwnj;می&amp;zwnj;شوند، تجربه &amp;zwnj;می&amp;zwnj;اندوزند و اگر مدیریت و استراتژی صحیح وجود داشته باشد، به موفقیت &amp;zwnj;می&amp;zwnj;رسند و این موفقیت می&amp;zwnj;تواند به شکل جایگزینی یک نظام با نظام دیگر باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اینکه یک جنبش به موفقیت برسد، عوامل زیادی باید وجود داشته باشند که از جمله آنها روشن بودن و اشتراک خواسته&amp;zwnj;ها در بین اقشار جامعه است، اما به نظر می&amp;zwnj;رسد در جنبش سبز ایران، خواست روشن و مشخصی وجود نداشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی معتقد است در تحلیل ضعف&amp;zwnj;های جنبش سبز و در بررسی علت&amp;zwnj;های عدم توفیق&amp;zwnj; آن، انداختن بار مسئولیت به گردن جوانان درست نیست. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;با مقایسه تحولات ایران و کشورهای عربی و شرایط جهانی &amp;zwnj;می&amp;zwnj;توان دید که ما بسیاری از آن شرایط را نداشتیم. گروه&amp;zwnj;های مختلف فعال در آن جنبش، خواسته یکسانی نداشتند. مثلاً در مصر یک خواسته مشخص وجود داشت و آن رفتن حسنی مبارک بود؛ مردم در خیابان ماندند تا این خواسته محقق شود، اما در ایران و در بین اقشار مختلف، مثل روحانیون و اصلاح&amp;zwnj;طلبان، رفتن &lt;span&gt;رهبری حکومت به عنوان یک خواسته مطرح نبود. علاوه بر این، انسجام داخلی در جامعه ایران وجود ندارد. در بخش&amp;zwnj;های کمتر توسعه&amp;zwnj;یافته ایران، مثل شهرهای کوچک&amp;zwnj;تر و روستاها، شاهد حمایت زیادی از این جنبش نبودیم. &amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد درویش&amp;zwnj;پور نیز معتقد است هر&amp;zwnj; چند این جنبش خواسته&amp;zwnj;های مادی و عینی همه گروه&amp;zwnj;ها را منعکس نمی&amp;zwnj;کرد و نتوانست همه گروه&amp;zwnj;ها را با خود همراه کند، اما شکست این جنبش را نمی&amp;zwnj;توان به فقدان جانبازی مردم یا جوانان نسبت داد: &amp;quot;می&amp;zwnj;شود این سئوال را مطرح کرد که آیا اگر این مردم وارد یک مبارزه خونین قهرآمیز می&amp;zwnj;شدند پیامد بهتری در بر&amp;zwnj;داشت؟ برخی ممکن است این را ناشی از بزدلی با خودخواهی و فقدان آرمان&amp;zwnj;خواهی جوانان بدانند و برخی هم ممکن است این را یک روند عقلانی بدانند. جامعه تمایل به تغییر دارد، اما این تغییر را به شکل مسالمت&amp;zwnj;آمیز و با پرداخت هزینه کم دنبال می&amp;zwnj;کند. این مسئله می&amp;zwnj;تواند بخشی از پیشرفت جامعه مدنی ایران باشد به این معنی که در کشورهای پیشرفته&amp;zwnj;تر تضادها معمولاً کمتر از طریق خونین حل و فصل می&amp;zwnj;شوند و دگردیسی&amp;zwnj;های مسالمت&amp;zwnj;آمیز بیشتر رواج دارند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;روشن نبودن خواسته&amp;zwnj;ها و رهبران مردد&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهبری و مدیریت منسجم، عنصر مهمی&amp;zwnj; در تحولات اجتماعی- &amp;zwnj;سیاسی است که به نظر می&amp;zwnj;رسد فقدان آن لطمه&amp;zwnj;ای جدی بر روند جنبش سبز ایران زده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهبران جنبش سبز در داخل و خارج ایران، دچار عدم انسجام فکری و استراتژیک بودند و کسانی که &amp;zwnj;می&amp;zwnj;توانستند موثر باشند و این جنبش را مدیریت کنند، خود دچار تردید شدند. نبود انسجام نظری و روشن نبودن خواسته&amp;zwnj;ها، عمده&amp;zwnj;ترین عواملی بودند که به جنبش سبز لطمه زدند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img height=&quot;220&quot; width=&quot;200&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ahmad.alavi_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی: تردید و دودلی رهبران روند تحولات را کند می&amp;zwnj;کرد. حتی الان هم خواسته&amp;zwnj;های رهبران در حصر مشخص نیست. آیا دگرگونی &amp;zwnj;می&amp;zwnj;خواهند و اگر &amp;zwnj;می&amp;zwnj;خواهند در چه حد؟ اگر روند توقف جنبش را سهم&amp;zwnj;بندی کنیم، مدیریت آن بیشترین سهم را دارد، چون خواسته&amp;zwnj;های محدودی داشت و اصلاً خواستش دگرگونی نبود. حال آن&amp;zwnj;که در یک جنبش خواسته&amp;zwnj;ها باید روشن و ساده باشند تا بشود روی آن توافق عمو&amp;zwnj;می&amp;zwnj; جمع کرد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;احمد علوی درباره نقش این عوامل در افول جنبش سبز می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;مدیریت استراتژیک و میانی جنبش، دل در رژیم داشت و &amp;zwnj;می&amp;zwnj;خواست اصلاحات کند. تردید و دودلی رهبران روند تحولات را کند می&amp;zwnj;کرد. حتی الان هم خواسته&amp;zwnj;های رهبران در حصر مشخص نیست. آیا دگرگونی &amp;zwnj;می&amp;zwnj;خواهند و اگر &amp;zwnj;می&amp;zwnj;خواهند در چه حد؟ اگر روند توقف جنبش &lt;span&gt;را سهم&amp;zwnj;بندی کنیم، مدیریت آن بیشترین سهم را دارد، چون خواسته&amp;zwnj;های محدودی داشت و اصلاً خواستش دگرگونی نبود. حال آن&amp;zwnj;که در یک جنبش خواسته&amp;zwnj;ها باید روشن و ساده باشند تا بشود روی آن توافق عمو&amp;zwnj;می&amp;zwnj; جمع کرد. بدتر از همه این بود که رهبران فکری جنبش مایل نبودند ریسک کنند تا رژیم با خطراتی مواجه شود و عقب&amp;zwnj;نشینی کند. چهره&amp;zwnj;های با نفوذ اصلاح&amp;zwnj;طلب که خود میرحسین موسوی را جلو فرستادند و شال سبز را به گردنش انداختند، در انتخابات مجلس رای دادند. این نکته بیانگر این است که نگاه مدیران این جنبش و افراد موثر در آن نابسامان بوده&amp;zwnj;اند و تزلزل داشته&amp;zwnj;اند.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد درویش&amp;zwnj;پور هم توضیح می&amp;zwnj;دهد که گرچه ما شاهد کاهش آرمانگرایی در خیزش&amp;zwnj;های عمومی &amp;zwnj;هستیم، اما این به آن معنا نیست که خیزش می&amp;zwnj;تواند بدون آرمان باشد: &amp;quot;هر نوع عمل اجتماعی نیاز به یک هدف مشترک، باور مشترک و یک آرمان مشترک دارد. اما این آرمانگرایی یک باور ذهنی نیست و با نیازهای مادی بسیار گره خورده است. مشارکت طبقه متوسط شهری برای تغییر، هر چند با هدف دموکراسی و سکولاریسم همراه بود، اما این طبقه حاضر نیست همه هست و نیست خود را فدای این آرمان کند. ما با جنبش&amp;zwnj;هایی مواجه هستیم که نوعی اعتدال در آرمان&amp;zwnj;گرایی، زمینی&amp;zwnj;تر شدن یا دنیوی&amp;zwnj;تر شدن آرمان و گره خوردن این آرمان&amp;zwnj;ها با مصالح و منافع روزمره را در خود دارند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این جامعه&amp;zwnj;شناس معتقد است که امروزه با شست&amp;zwnj;و&amp;zwnj;شوی مغزی و باورهای خودسپارانه عاطفی که در انقلاب&amp;zwnj;های کلاسیک به نام &amp;quot;جامعه بی&amp;zwnj;طبقه&amp;quot;، &amp;quot;امت و ملت&amp;quot; و &amp;quot;برتری یک دین یا طبقه&amp;quot;، افکار عمومی &amp;zwnj;را بسیج می&amp;zwnj;کرد و خودسپاری عاطفی ایجاد می&amp;zwnj;کرد، مواجه نیستیم: &amp;quot;در جنبش&amp;zwnj;هایی با رهبری&amp;zwnj;های کاریزماتیک، آرمان&amp;zwnj;گرایی مطلق است و توجه به عقلانیت و منافع واقعی محدودتر. جنبش&amp;zwnj;های توتالیتر که بر مبنای ثنویت نیکی و بدی استوار هستند، شست&amp;zwnj;و&amp;zwnj;شوی افکار عمومی&amp;zwnj; را در بر&amp;zwnj; دارند و نوعی سحرانگیزی در افکار عمومی &amp;zwnj;تولید می&amp;zwnj;کنند تا میلیون&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها نفر از مردم را مات و متحیر به سمت یک آرمان سوق دهند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد درویش&amp;zwnj;پور دورنمای آینده جنبش اجتماعی جوانان ایرانی را چنین می&amp;zwnj;بیند: &amp;quot;پس از تجربه انقلاب ۱۳۵۷ تقریباً محال می&amp;zwnj;دانم که در ایران جنبشی شکل بگیرد که بخواهد آن نوع خودسپاری توده نسبت به رهبران یا خودسپاری توده به یک ایده و عقیده را در بر داشته باشد. نوعی پلورالیسم، تساهل، عقلانیت و محاسبه&amp;zwnj;گری در جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی عمل می&amp;zwnj;کند. جنبش&amp;zwnj; امروز ایران جنبه انتقادی بیشتری دارد. راحت&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;تواند رهبرانش را زیر سئوال بکشد. بیشتر می&amp;zwnj;تواند به نقد خود بپردازد و اگر ببیند رو به پیشروی نیست، بر خطاهای خود پافشاری نمی&amp;zwnj;کند و من اینها را نشانه نوعی عقلانیت می&amp;zwnj;دانم.&amp;quot;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در همین زمینه&lt;/b&gt;:&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/05/15224&quot;&gt;اقلیت&amp;zwnj;ها و ظرف محدود جنبش سبز&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/06/15228&quot;&gt;خاستگاه اجتماعی جنبش سبز&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/15344&quot;&gt;جنبش کارگری و تردید نسبت به رهبران جنبش سبز&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/08/15383#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12663">آرمان‌های جوان ایرانی. نعیمه دوستدار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7008">مهرداد درویش‌پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Fri, 08 Jun 2012 09:14:03 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15383 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/05/25/14790</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/05/25/14790&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید مافی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;337&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/iranian_economics_1.jpg?1338235799&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمید مافی - برآوردهای کار&amp;zwnj;شناسان از وضعیت اقتصاد ایران، رنگ واقعیت به خود گرفته است. اگرچه دولت در هفت سال گذشته تمایلی به توجه به دیدگاه&amp;zwnj;ها و هشدارهای کارشناسان نداشته و ارزیابی&amp;zwnj;های صورت گرفته از اقتصاد ایران توسط موسسه&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی را &amp;laquo;نادرست&amp;raquo; و &amp;laquo;غرض&amp;zwnj;ورزانه&amp;raquo; خوانده است، اما گزارش&amp;zwnj;های منتشر شده توسط نهادهای دولتی، نشان می&amp;zwnj;دهد که اقتصاد ایران در آستانه &amp;laquo;بحران&amp;zwnj;های عمیق&amp;raquo; قرار دارد. &amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرماه دو سال پیش بود که نشریه فرانسوی زبان &amp;laquo;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Les Echos&lt;/span&gt;&amp;raquo; از نامه محرمانه کار&amp;zwnj;شناسان اقتصادی به رهبر جمهوری اسلامی خبر داد. بر اساس گزارشی که این نشریه منتشر کرد، اقتصاددانان نسبت به فروپاشی اقتصاد ایران در سال&amp;zwnj;های آینده هشدار داده بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش از این هم تعدادی از اقتصاددان&amp;zwnj;های ایران در سه نامه به رئیس دولت، از سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی &amp;laquo;غیرکار&amp;zwnj;شناسی&amp;raquo; و &amp;laquo;نسنجیده&amp;raquo; دولت انتقاد کرده و از رئیس دولت خواسته بودند که &amp;quot;در اتخاذ سیاست&amp;zwnj;ها و تدابیر اقتصادی، مبانی نظری علم اقتصاد و تجربه غنی دولت&amp;zwnj;های قبلی را در این عرصه نادیده نگیرد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال در شرایطی که دو سال و شش ماه از آخرین نامه اقتصاددانان به رئیس دولت می&amp;zwnj;گذرد، گزارش&amp;zwnj;های منتشر شده نشان می&amp;zwnj;دهد که تحلیل&amp;zwnj;های آنان از آینده اقتصاد ایران به واقعیت پیوسته است. &amp;quot;رشد بی&amp;zwnj;رویه نقدینگی در بازار&amp;quot;، &amp;quot;گرفتار آمدن در شرایط رکود تورمی&amp;quot;، &amp;quot;کاهش سرمایه اجتماعی&amp;quot;، &amp;quot;افزایش بودجه دولت&amp;quot;، &amp;quot;رشد بی&amp;zwnj;رویه واردات&amp;quot; و &amp;quot;آشفتگی بازار کسب و کار&amp;quot; از جمله مسائلی بود که پیش از این اقتصاد&amp;zwnj;دانان کشور در نامه&amp;zwnj;های سه گانه نسبت به آن هشدار داده بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تازه&amp;zwnj;ترین گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی از افزایش ۲۸ درصدی نرخ چک&amp;zwnj;های برگشتی در ایران حکایت دارد. بر اساس اعلام بانک مرکزی، در سال گذشته ۵. ۶ میلیون برگ چک به ارزش ۳۵ هزار میلیارد تومان در بازار ایران برگشت خورده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این در حالی است که نقدینگی کشور در یک سال گذشته ۴. ۱۹ درصد افزایش یافته و به ۳۵۲ هزار و ۲۰۷ میلیارد تومان رسیده است. در همین رابطه &amp;laquo;محمود بهمنی&amp;raquo;، رئیس کل بانک مرکزی، اعلام کرده است: &amp;quot;۱۰۲ درصد منابع مالی بانک&amp;zwnj;ها از بانک&amp;zwnj;های دولتی و خصوصی خارج و تراز نظام بانکی ایران منفی شده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بحران رکود تورمی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;احمد علوی&amp;raquo; استاد اقتصاد دانشگاه&amp;zwnj;های سوئد، این وضعیت را نشانه وجود &amp;laquo;رکود تورمی&amp;raquo; در اقتصاد ایران می&amp;zwnj;داند و می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;این حجم از چک&amp;zwnj;های برگشتی در اقتصاد ایران بی&amp;zwnj;سابقه است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته او، &amp;quot;ارزش چک&amp;zwnj;های برگشتی ایران نزدیک به یک سوم درآمدهای نفتی ایران است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;148&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/dr.alavi_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;احمد علوی: میزان چک&amp;zwnj;های برگشتی که نشان&amp;zwnj;دهنده وضعیت رکود تورمی در اقتصاد ایران است با نرخ بیکاری، نرخ تورم، افزایش واردات و کاهش تولید در ایران همخوانی دارد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بانک مرکزی در گزارشی که هفته گذشته منتشر شد، درآمدهای نفتی ایران تا پایان بهمن ماه سال گذشته را ۱۱۱ میلیارد دلار اعلام کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علوی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در اقتصاد نفتی و رانتی ایران که درآمد&amp;zwnj;های نفتی، اصلی&amp;zwnj;ترین درآمد دولت به شمار می&amp;zwnj;آید، وجود سی درصد مجموع درآمدهای نفتی چک برگشتی نشان می&amp;zwnj;دهد که این رقم چقدر بزرگ و قابل توجه است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تحلیل&amp;zwnj;گر اقتصادی می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;این وضعیت در واقع محصول تعمیق رکود تورمی در ایران است. رکود تورمی در ابتدا سبب می&amp;zwnj;شود که سطح عمومی تقاضا کاهش پیدا کند و فروش کالا و خدمات به کندی صورت بگیرد یا با کاهش روبه&amp;zwnj;رو شود، در نتیجه میزان نقدینگی شرکت&amp;zwnj;ها کاهش می&amp;zwnj;یابد. ما می&amp;zwnj;دانیم که هم&amp;zwnj;اکنون شرکت&amp;zwnj;های تولیدی و تجاری ایران از کمبود نقدینگی رنج می&amp;zwnj;برند. همین&amp;zwnj;طور می&amp;zwnj;دانیم که شرکت&amp;zwnj;ها تولیدی و در ایران کمتر از ظرفیت اسمی خود کار می&amp;zwnj;کنند&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی، کاهش سرمایه&amp;zwnj;گذاری را از دیگر پیامدهای وضعیت رکود تورمی در جامعه می&amp;zwnj;داند و می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;سطح سرمایه&amp;zwnj;گذاری در جامعه کاهش یافته است. مجموعه کاهش سطح مصرف، تقاضا و سرمایه&amp;zwnj;گذاری سبب کاهش فعالیت شرکت&amp;zwnj;ها شده است. این وضعیت موجب کاهش نقدینگی شرکت&amp;zwnj;های اقتصادی شده و این شرکت&amp;zwnj;ها برای پرداخت خرید&amp;zwnj;هایشان نقدینگی ندارند. به همین خاطر خرید&amp;zwnj;هایشان را با استفاده از چک انجام می&amp;zwnj;دهند و بعد هم توانایی پرداخت و تامین اعتبار چک&amp;zwnj;ها را ندارند&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;ما در این وضعیت شاهد پدیده اثر دومینویی هستیم. به این معنا که اگر یک شرکت نمی&amp;zwnj;تواند بدهی طلبکارانش را پرداخت کند، همین سبب می&amp;zwnj;شود تا شرکت دیگری هم دچار مشکل شود. ورشکستگی یک شرکت ممکن است به ورشکستگی چند شرکت منجر شود و ورشکستگی چند شرکت نیز به نوبه خود ممکن است به ورشکستگی یک صنعت بیانجامد و به این ترتیب بخشی از صنعت و اقتصاد کشور ورشکست خواهد شد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دولت عامل اصلی ورشکستگی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علوی، &amp;quot;کسری بودجه دولت را یکی دیگر از عوامل موثر بر افزایش چک&amp;zwnj;های برگشتی در بازار مالی ایران می&amp;zwnj;داند&amp;quot;. گزارش&amp;zwnj;های منتشر شده نشان می&amp;zwnj;دهد که دولت بیش از ۱۲ هزار میلیارد تومان به شرکت&amp;zwnj;های پیمانکاری بخش احداث و نیرو بدهکار است. همچنین بخش خصوصی کشور نیز بیش از یک صد میلیارد تومان از دولت طلب دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;ما نباید فراموش کنیم که یک بازیگر بزرگ به نام دولت در اقتصاد داریم که نتوانسته است بدهی&amp;zwnj;های کلان خود به پیمانکاران را پرداخت کند. دولت از پیمانکاران کالا و خدمات خرید می&amp;zwnj;کند و این پیمانکاران هم برای تامین کالا و خدمات به سایر موسسات اقتصادی مراجعه می&amp;zwnj;کنند. حال وقتی دولت کسری بودجه دارد، توان پرداخت مطالبات پیمانکاران را ندارد و این به صورت زنجیره&amp;zwnj;ای به پیمانکاران و سایر بنگاه&amp;zwnj;های اقتصادی و تولیدی منتقل می&amp;zwnj;شود&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این استاد دانشگاه معتقد است: &amp;quot;میزان چک&amp;zwnj;های برگشتی که نشان&amp;zwnj;دهنده وضعیت رکود تورمی در اقتصاد ایران است با نرخ بیکاری، نرخ تورم، افزایش واردات و کاهش تولید در ایران همخوانی دارد. در این وضعیت نرخ بیکاری افزایش پیدا می&amp;zwnj;کند. اگرچه دولت سعی دارد که نرخ بیکاری را به صورت غیر واقعی کاهش دهد اما می&amp;zwnj;دانیم که نرخ بیکاری در ایران رو به افزایش است. در همین شرایط نرخ تورم بالا می&amp;zwnj;رود. در این شرایط سطح تقاضا به دلیل کاهش درآمد و افزایش قیمت&amp;zwnj;ها پائین می&amp;zwnj;آید&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزایش چک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های برگشتی در بازار علاوه بر آسیب&amp;zwnj;های اقتصادی که به همراه داشته، سرمایه اجتماعی را هم نشانه رفته است. چرا که افزایش چک&amp;zwnj;های برگشتی در بازار، سبب کاهش اعتماد متقابل و اعتبار بنگاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های اقتصادی و فعالان بازار به یکدیگر می&amp;zwnj;شود&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;در همین حال ما شاهد کاهش ظرفیت واحد&amp;zwnj;های تولیدی و اقتصادی در برابر افزایش واردات هستیم. در واقع دولت می&amp;zwnj;خواهد که از راه افزایش واردات، تورم را خنثی کند. اما این افزایش واردات سبب ورشکستگی واحدهای تولیدی شده است. این کلاف سردرگم سبب شده تا ما شاهد این وضعیت باشیم که تائیدکننده بحران در بازار کار، بحران قیمت&amp;zwnj;ها، بحران واردات، کسری بودجه دولت و خارج شدن چرخه اقتصاد کشور از مدیریت است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تحلیل سرمایه اجتماعی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزایش چک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های برگشتی در بازار علاوه بر آسیب&amp;zwnj;های اقتصادی که به همراه داشته، سرمایه اجتماعی را هم نشانه رفته است. چرا که افزایش چک&amp;zwnj;های برگشتی در بازار، سبب کاهش اعتماد متقابل و اعتبار بنگاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های اقتصادی و فعالان بازار به یکدیگر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علوی در این باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;افزایش چک&amp;zwnj;های برگشتی نشان&amp;zwnj;دهنده کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه نیز هست. چرا که چک و اعتبار در بازار نسبت به هم همخوانی دارند. وقتی که میزان چک&amp;zwnj;های برگشتی افزایش پیدا می&amp;zwnj;کند، اعتبار اقتصادی و سرمایه اجتماعی از بین می&amp;zwnj;رود و این در کوتاه مدت و بلندمدت پیامدهای ناگواری دارد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چک&amp;zwnj;های برگشتی بازار اقتصادی ایران در شرایطی افزایش یافته که بر اساس اعلام بانک مرکزی، نقدینگی موجود در بازار به نسبت سال ۸۹، ۹. ۱۴ درصد رشد داشته است. احمد علوی در این باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;نقدینگی موجود با قرض دولت از بانک مرکزی به وجود آمده است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته او، &amp;quot;این پول به تقاضای فعال نمی&amp;zwnj;انجامد. مردم یا آن را ذخیره می&amp;zwnj;کنند و یا با آن کالاهایی همچون سکه یا طلا می&amp;zwnj;خرند که بر اثر تورم، ارزش آن از بین نمی&amp;zwnj;رود. این نقدینگی در واقع حبس باقی می&amp;zwnj;ماند و به تقاضایی که مردم از واحدهای تولیدی خرید کنند و به نقدینگی برای بنگاه&amp;zwnj;های تولیدی تبدیل شود، منتهی نمی&amp;zwnj;شود&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;ما با یک سیل تزریق پول از سوی دولت روبه&amp;zwnj;رو هستیم. اما این پول به واحدهای تولیدی و اقتصادی نمی&amp;zwnj;رسد. گرانی کالا و خدمات سبب شده است تا علی&amp;zwnj;رغم وجود پول در بازار و در دست مردم، توان خرید وجود نداشته باشد. برای همین تقاضا در سطح معینی ثابت مانده و ما شاهد هستیم که سطح مصرف در جامعه کاهش یافته است. خانواده&amp;zwnj;ها امساک می&amp;zwnj;کنند چون از آینده بیمناک هستند. شرکت&amp;zwnj;ها هم سرمایه&amp;zwnj;گذاری نمی&amp;zwnj;کنند چرا که نسبت به آینده اطمینان ندارند. برای همین ما شاهد هستیم که علی&amp;zwnj;رغم تزریق نقدینگی در بازار، این نقدینگی به مصرف و سرمایه&amp;zwnj;گذاری نمی&amp;zwnj;انجامد. واحدهای تولیدی نفعی از آن نمی&amp;zwnj;برند و توانایی پرداخت بدهی&amp;zwnj;های خود را ندارند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/05/25/14790#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12303">افزایش واردات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">اقتصاد ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12301">اقتصاد رانتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12302">اقتصاد نفتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6439">حمید مافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12300">رکود تورمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C">سرمایه اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12298">نامه اقتصاددانان به احمدی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12299">چک‌های برگشتی در ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 25 May 2012 12:22:23 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">14790 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>