<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4265/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>سید قطب</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4265/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>غرب‌ستیزی و پارادوکس آمریکای &quot;قدرقدرت&quot;</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/24/17331</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/24/17331&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ریشه‌های غرب‌ستیزی در ایران و بررسی چگونگی تحلیل دگرگونی‌های خاورمیانه از سوی غرب‌ستیزان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی افشاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/antiamaa01.jpg?1343407297&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی افشاری &amp;minus; غرب&amp;zwnj;ستیزی جریانی است که در تاریخ معاصر ایران ریشه دوانده و همچنین نمونه&amp;zwnj;های جهانی و منطقه&amp;zwnj;ای دارد. غرب&amp;zwnj;ستیزی هم بُعد نظری و فلسفی دارد، هم بُعد سیاسی. در این مقاله صرفاً بُعد سیاسی غرب&amp;zwnj;ستیزی را در نظر می&amp;zwnj;گیریم و به چند و چون پیدایش این پدیده نمی&amp;zwnj;پردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;غرب&amp;zwnj;ستیزی را نمی&amp;zwnj;توان به یک مکتب سیاسی و اعتقادی خاص در ایران محدود کرد. یکی از آیشخورهای آن حزب توده است. بخش&amp;zwnj;هایی از بنیادگرایان مذهبی، نواندیشان دینی، سلطنت&amp;zwnj;طلبان و ملی&amp;zwnj;گرایان نیز در این جریان حضور داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اصولاً غرب&amp;zwnj;ستیزان در جهان و ایران هیچگاه سیمای همگون و یکپارچه&amp;zwnj;ای نداشته&amp;zwnj;اند و طیفی از نیرو&amp;zwnj;های متفاوت و بعضاً با گرایش&amp;zwnj;های متضاد را تشکیل داده&amp;zwnj;اند. انتساب غرب&amp;zwnj;ستیزی به چپ کلاسیک مشهور است، اما واقعیت این است که برخی از گروه&amp;zwnj;های دیگر و به&amp;zwnj;خصوص بنیادگرایان مذهبی نیز به این نگرش باور دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;غرب&amp;zwnj;ستیزی بر پایه این فرض استوار است که دولتمردان غربی و سیاستمداران در این کشور&amp;zwnj;ها مقاصد استثمارگرانه وبرتری&amp;zwnj;طلبانه دارند، تجاوز و زیاده&amp;zwnj;خواهی ویژگی ذاتی آنهاست و تحت هیچ شرایطی اصلاح&amp;zwnj;پذیر نیستند. غرب&amp;zwnj;ستیزان در کل غرب را فاقد خصائل انسانی می&amp;zwnj;دانند و فرهنگ غرب را یک انحراف در روند تکامل بشری به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آورند. در قاموس و ادبیات غرب&amp;zwnj;ستیزان ، غرب به رهبری آمریکا مظهر تباهی و شرارت است. هر ایرادی هم که در جهان وجود دارد، در تحلیل آخر متوجه اراده بدخواهانه دولتمردان آمریکاست. هم&amp;zwnj;ازین&amp;zwnj;روی آنها رابطه خصمانه با غرب را توصیه می&amp;zwnj;کنند. از دید آنان الویت و مسئله اصلی برای رهایی و بهبود اوضاع سیاسی ایران سمت&amp;zwnj;گیری علیه غرب است . یکی از معیار&amp;zwnj;های آنها برای عمل سیاسی درست ضدیت با دولت آمریکا و مواضع کشورهای همسو با آنان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به باور غرب&amp;zwnj;ستیزان ، غرب توطئه و برنامه&amp;zwnj;ای مشخص برای زمین زدن ایران و گستراندن بذر بی&amp;zwnj;هویتی و از خودبیگانگی و تسخیر جامعه دارد. بنابراین بنیان سیاسی آن در تعارض با منافع و مصلحت مردم ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آنجایی&amp;zwnj;که غرب&amp;zwnj;ستیزی یک مفهوم است و فراتر از مصادیق موضوعیت دارد لذا در اینجا بُعد مفهومی قضیه را مورد کنکاش قرار می&amp;zwnj;دهیم. پرداختن به افرادی که مروج غرب&amp;zwnj;ستیزی هستند ونقد فردی آنها کارگشا نیست و چه بسا موجب بروز سوءبرداشت&amp;zwnj;هایی شود وهمچنین تصور برخورد کلاً منفی با آراء یک شخص را پدید آورد. در حالی&amp;zwnj;که در نظرات اینگونه اشخاص ممکن است نقاط مثبتی نیز وجود داشته باشد. ولی برای روشن شدن بحث چند نظر به صورت اجمالی ارائه می&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/antiamaa02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;غرب&amp;zwnj;ستیزان این ایده را با درجات مختلف ترویج می&amp;zwnj;دهند که هر نظام سیاسی ستمگر در دنیا و به&amp;zwnj;خصوص دیکتاتور&amp;zwnj;های جهان سومی در نهایت متکی به حمایت غرب هستند و دول غربی لزوماً در تقابل آشتی&amp;zwnj;ناپذیر با جریان&amp;zwnj;های ملی، مترقی و وطن&amp;zwnj;دوست در کشور&amp;zwnj;های ماقبل مردم&amp;zwnj;سالاری قرار دارند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;سید قطب را شاید بتوان یکی از چهره&amp;zwnj;های مهم غرب&amp;zwnj;ستیز به&amp;zwnj;شمار آورد که تاثیرات غیر قابل انکاری بر بنیادگرایان مذهبی در ایران گذاشته است. وی غرب را &amp;quot;جاهلیت مدرن&amp;quot; می&amp;zwnj;نامید و تمدن غربی را هرزه و روسپی به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آورد. به عبارت دقیق&amp;zwnj;تر او از سیمای انسان غربی، انسان&amp;zwnj;زدایی نمود. بر این اساس است که سید علی خامنه&amp;zwnj;ای که شیفته آثار سید قطب است می&amp;zwnj;گوید:&amp;quot;حتى حكومت&amp;zwnj;هاى سلطنتى&amp;zwnj;يى كه امروز در خاورميانه وجود دارد، آمريكا اينها را دوست نمى&amp;zwnj;دارد؛ چون مى&amp;zwnj;داند اينها براى او مايه&amp;zwnj; دردسر است. دولت&amp;zwnj;هاى اسلامى و عربى بايد به اين نكته توجه كنند. آمريكا براى مصر هم برنامه دارد؛ براى سعودى هم برنامه دارد؛ براى اردن هم برنامه دارد؛ براى كشورهاى خليج فارس هم برنامه دارد. برنامه&amp;zwnj; او فقط براى لبنان و سوريه و عراق نيست كه ديگر كشورهاى عربى بنشينند تماشا كنند كه آمريكا به خيال خود حساب سوريه و لبنان را برسد؛ بعد نوبت آنهاست. البته بين خواست آمريكا و واقعيت خيلى فاصله است. گروهى كه امروز در آمريكا سر كارند، مثل آدم&amp;zwnj;هاى مست تصميم مى&amp;zwnj;گيرند؛ اصلاً نمى&amp;zwnj;فهمند چه كار مى&amp;zwnj;كنند؛ اينها از واقعيات عالم خیلی فاصله دارند و دورند. خود تحليلگران زبده و برجسته&amp;zwnj; سياسى آمريكا هم امروز همين حرف&amp;zwnj;ها را مى&amp;zwnj;زنند و مى&amp;zwnj;نويسند. سايت&amp;zwnj;هاى اينترنتى و مطبوعاتشان از اين حرف&amp;zwnj;ها پُر است؛ مى&amp;zwnj;گويند اينها دارند آمريكا را به نقطه&amp;zwnj; اضمحلال و سقوط مى&amp;zwnj;كشانند. واقع قضيه هم همين است. وجود اينها براى آمريكا احتمالاً انتقام خدايى است؛ ليكن به&amp;zwnj;هرحال اين برنامه را دارند.&amp;quot; (دیدار با کارگزاران نظام ، (۸/۸/ ۱۳۸۴)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد فردید یکی از چهره&amp;zwnj;های مهم در شکل&amp;zwnj;گیری غرب&amp;zwnj;ستیزی در ایران است. او نظریه غرب&amp;zwnj;ستیزانه&amp;zwnj;اش را در قالب نظریه غرب&amp;zwnj;زدگی ارائه کرد. یکی از مفاهیم کلیدی در تفکر فردید همین مفهوم &amp;laquo;غرب&amp;rlm;زدگی&amp;raquo; است که آن را به اقسامی تقسیم می&amp;zwnj;&amp;rlm;کن:. &amp;laquo;غرب&amp;rlm;زدگی غیر مضاعف&amp;raquo;&amp;zwnj;&amp;zwnj; در نظر او همان یونانی&amp;rlm;زدگی است که نیست&amp;rlm;انگاری حق است. غرب&amp;rlm;زدگی جدید خودبنیادْ به گمانش &amp;laquo;غرب&amp;rlm;زدگی مضاعف&amp;raquo; است که نیست&amp;rlm;انگاری همه چیز غیر از موضوعیت نفسانی استو فردید می&amp;zwnj;گوید غرب&amp;rlm;زدگی عمومی است، منتها انواع و درجاتی دارد. همه ما غرب&amp;rlm;زده هستیم و غرب&amp;rlm;زدگی حوالت تاریخی ماست. حتی آن&amp;zwnj;ها که از غرب&amp;rlm;زدگی آگاه می&amp;zwnj;&amp;rlm;شوند و به نقد آن می&amp;zwnj;&amp;rlm;پردازند و با آن مبارزه می&amp;zwnj;&amp;rlm;کنند، غرب&amp;rlm;زده&amp;rlm;اند، اما &amp;laquo;غرب&amp;rlm;زده غیرمضاعف بسیط سلبی&amp;raquo; هستند. به نظر فردید حتی ابن&amp;rlm;عربی و حافظ و دیگر عرفای انسی نیز مصون از غرب&amp;rlm;زدگی نبوده&amp;rlm;اند. فردید می&amp;zwnj;&amp;rlm;گفت: من هم غرب&amp;rlm;زده هستم، هرچند نمی&amp;zwnj;&amp;rlm;خواهم چنین باشم. همه باید با غرب&amp;rlm;زدگی بجنگیم. (ر. ک به سيد موسی ديباج، آراء و عقايد سيداحمد فرديد، ص ۸۰) فردید خودرا &amp;laquo;غرب&amp;rlm;زده بسیط غیر مضاعف سلبی&amp;raquo; می&amp;zwnj;&amp;rlm;دانست. (ر. ک به همان،ص ۲۹۷ )&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جلال آل احمد راه او را ادامه داد و اثر معروف غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;zwnj;اش را منتشر کرد. او در مقدمه این اثر می&amp;zwnj;گوید : &amp;quot; غرب&amp;zwnj;زدگی می&amp;zwnj;گویم همچون وبازدگی و اگر به مذاق خوش نیست بگویم گرمازدگی یا سرمازدگی اما نه چیزی است حدود سن&amp;zwnj;زدگی! دیدید گندم را چطور می&amp;zwnj;پوسانند؟! از درون...به هرحال سخن از یک بیماری&amp;zwnj;ست. عارضه&amp;zwnj;ای که از برون آمده ودر محیطی آماده بیماری رشدکرده! مشخصات درد را بجویم و علت وعلت&amp;zwnj;هایش را و اگر دست داد راه علاجش را&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر مبنای باور غرب&amp;zwnj;ستیزان ریشه اصلی بی عدالتی&amp;zwnj;ها ، مصیبت&amp;zwnj;ها و فقر بشریت در دنیای کنونی را باید در توطئه&amp;zwnj;ها و دسیسه&amp;zwnj;چینی&amp;zwnj;های پایان&amp;zwnj;ناپذیر غرب جست&amp;zwnj;وجو کرد. این سخن از زوایای گوناگون خدشه&amp;zwnj;بردار است. البته ایراد گرفتن بر این ادعا به معنای نادیده گرفتن مشکلات در غرب و یا عملکرد منفی برخی از دولتمردان و جریان&amp;zwnj;های سیاسی آن نیست. بلکه مشکل بنیادی این فرضیه کلیت&amp;zwnj;پنداری&amp;zwnj;اش است که شرارت به مثابه یک رفتار را در مصادیق خاصی محدود می&amp;zwnj;کند که گویی تنها اراده جریان خاص رهبری&amp;zwnj;کننده نظام سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی است که بدی را خلق کرده و تداوم می&amp;zwnj;بخشد! در حالی که شر و زور گویی در ذات انسان ریشه دارد و نمی&amp;zwnj;توان آن را در مکتب ، آئین و یا جریان سیاسی و اجتماعی خاصی محصور کرد. بسیاری از نابسامانی&amp;zwnj;ها، مفاسد گوناگون و بیدادگری&amp;zwnj;ها نسبت مستقیم با قدرت مطلق و خود را حق مطلق انگاشتن دارد که راه را بر خودپسندی و انحصارطلبی فردی و گروهی می&amp;zwnj;گشاید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;غرب ضمن اینکه مجموعه&amp;zwnj;ای از عناصر بد و خوب را در خود حمل می&amp;zwnj;کند، تمدن مسلط جهانی را شکل داده است. تمامی علوم متداول، تکنولوژی و دستگاه&amp;zwnj;های فکری و نظام&amp;zwnj;های سیاسی از دروازه غرب وارد کشور&amp;zwnj;های توسعه&amp;zwnj;یافته شدند. حتی آرمان&amp;zwnj;های آزادی و برابری در قالب مفاهیم مدرن. البته در تمدن غرب که اکنون بر جهان غلبه دارد، سویه&amp;zwnj;های مغفول و خلاء&amp;zwnj;هایی وجود دارد که تکاپو برای اصلاح آن برای رسیدن به سامانی انسانی را ضروری می&amp;zwnj;سازد. ولی در این مسیر رشد و تعالی کشور نیازمند تعامل متعارف با غرب است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویداد&amp;zwnj;های سوریه باعث شدت گرفتن فعالیت&amp;zwnj;های جریان غرب&amp;zwnj;ستیز شده است تا نیرو&amp;zwnj;های معترض سوری و به&amp;zwnj;خصوص ارتش آزاد این کشور را به وابستگی به امپریالیسم ونیرو&amp;zwnj;های متصل به غرب منتسب سازند .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نفس حمایت غرب و یا جریانات هسمو با آن از حرکتی برای این جریان کافی است تا انگشت اتهام پیروی از غرب را به سمت آن نشانه رود و موجودیت مستقل آن حرکت را نفی نماید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای نمونه به چند نوع موضع&amp;zwnj;گیری اشاره می&amp;zwnj;شود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چامسکی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;واشنگتن برای جلوگیری از وقوع انقلاب بهار عربی تلاش می&amp;zwnj;کرد و سیاستش درباره قیام&amp;zwnj;های مردم کشورهای عربی بر حمایت از قدرت&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;توان بر آنها تسلط داشت، استوار است&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در یونگه ولت به گزینش و ترجمه رضا نافعی می&amp;zwnj;خوانیم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;برای بالابردن اثربخشی نیروهای آزادی خواه (&amp;hellip;) باید تلاش&amp;zwnj;های ویژه صورت گیرد، تا برخی از مقام&amp;zwnj;های مهم کلیدی در همان آغاز شورش و مداخله از خارج از میان برداشته شوند.این بخشی از یک سند بسیار محرمانه سیا، سازمان اطلاعاتی آمریکا و SIS (سازمان اطلاعاتی انگلیس قبل از تشکیل MI۶ ) است که در آن نقشه براندازی دولت سوریه با جزئیات ، دقیقاً شرح داده شده است. در این سند پنجاه ساله که امروز بار دیگر در دستور کار قرار گرفته، دو سازمان برجسته کشورهای امپریالیستی آمریکا و انگلیس، در آن زمان مشترکاً برای تصرف سوریه نقشه می&amp;zwnj;کشند و گفته می&amp;zwnj;شود: &amp;laquo;آنگاه که اتخاذ تصمیم سیاسی برای ایجاد آشوب درونی گرفته شد، سیا و سیس آماده&amp;zwnj;اند تا همراه با افراد دیگر ضربات تخریبی کوچک و رخدادهای مفید دیگر را در سوریه به انجام برسانند.&amp;raquo; در جای دیگر&amp;zwnj;ی از این سند توصیه می&amp;zwnj;شود: &amp;laquo;به&amp;zwnj;مقدار کافی ترس و بی&amp;zwnj;اعتمادی ایجاد گردد&amp;raquo; مثلاً از طریق: &amp;laquo;ایجاد حوادثی در مرز و زد و خورد&amp;zwnj;های ساختگی مرزی، که بتواند بهانه برای مداخله را فراهم آورد&amp;raquo;. یعنی مداخله کشورهای غربگرای عرب و همسایه با سوریه را از این رو باید سیا و سیس (ام. آی. ۶ هر چه زودتر  توانائی&amp;zwnj;های خود را هم در عرصه جنگ روانی و هم در زمینه  اقدامات عملی بهبود بخشند، تا میزان هیجان را بالا ببرند.&amp;raquo;&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در توفان می&amp;zwnj;خوانیم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;آنچه امروز در سوریه می&amp;zwnj;گذرد انقلاب نیست. جوششی از درون جامعه برای آزادی و عدالت اجتماعی و حفظ استقلال نیست. ضد انقلاب است. اپوزیسیون شورای ملی و ارتش آزاد سوریه که همه&amp;zwnj;جانبه مورد حمایت مادی و معنوی امپریالیست جنایتکار آمریکا و ممالک ارتجاعی عربی و رژیم ترکیه قرار می&amp;zwnj;گیرد با خواستهﮬﺎﻯ رژیم صهیونیستی اسرائیل نیز تطابق دارد. استعمارگران می&amp;zwnj;خواهند حکومت سوریه را از درون متلاشی سازند، زیرا این تلاشی در جهت مصلحت اسرائیل است که با خالی شدن پشت جبهه ایران تجاوز نظامی به کشور ما سهل&amp;zwnj;تر متحقق گردد.&amp;quot; (توفان ، حزب کار ، ضد انقلاب در سوریه)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این موضع&amp;zwnj;گیری شباهت در خور اعتنایی با رویکرد جمهوری اسلامی با اعتراضات مردمی و به&amp;zwnj;طور مشخص جنبش سبز دارد که بر اساس منطق صوری و برخورد مکانیکی (ساخت&amp;zwnj;کاری) صورت می&amp;zwnj;گیرد که حتماً دوست دشمن، و یا جریان تحت حمایت دشمن در مقطعی خاص، دشمن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنها ماهیت اصلی پیکار بین حکومت خودکامه و جنبش ضد استبدادی در سوریه را به پروژه سیاسی غرب و متحدین منطقه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;اش علیه حکومت مستقل بشار اسد تنزل می&amp;zwnj;دهند. این برخورد باعث سکوت آنها در خصوص فاجعه وحشتناک و تکان&amp;zwnj;دهنده کشتار بیش از هفده هزار تن از مردم سوریه و سیاست قتل عام زن و کودک و پیر وجوان توسط شبه دولتیان مسلح (الشعبیا) شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته حرف آنها در محکومیت اقدامات تروریستی از سوی مخالفان سخن درستی است اما درباره این عمل باید در کلیت زمینه منازعات سوریه به داوری نشست.  وقتی حکومتی به اتباع ناراضی خود اعلام جنگ می&amp;zwnj;دهد و تمامی امکانات مسالمت&amp;zwnj;آمیز را از آنها سلب می&amp;zwnj;کند و خانه&amp;zwnj;های مسکونی آنها را آماج حملات تانک، توپ وخمپاره قرار می&amp;zwnj;دهد، طبیعتاً واکنش&amp;zwnj;های مسلحانه و متقابل نیز به&amp;zwnj;وقوع می&amp;zwnj;پیوندد. در واقع مسئولیت اصلی اقدامات تروریستی بر عهده کسانی است که فضای جنگی را بر کشور سوریه تحمیل کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;غرب&amp;zwnj;ستیزان این ایده را با درجات مختلف ترویج می&amp;zwnj;دهند که هر نظام سیاسی ستمگر در دنیا و به&amp;zwnj;خصوص دیکتاتور&amp;zwnj;های جهان سومی در نهایت متکی به حمایت غرب هستند و دول غربی لزوماً در تقابل آشتی&amp;zwnj;ناپذیر با جریان&amp;zwnj;های ملی، مترقی و وطن&amp;zwnj;دوست در کشور&amp;zwnj;های ماقبل مردم&amp;zwnj;سالاری قرار دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صرف&amp;zwnj;نظر از این مباحث، مدعای این یادداشت اشاره به تناقض&amp;zwnj;نمایی است که در رویکرد غرب&amp;zwnj;ستیزان وجود دارد. آنها از یک&amp;zwnj;طرف غرب را به منزله ام&amp;zwnj;الفساد قرن به حساب می&amp;zwnj;آورند و بدین&amp;zwnj;گونه هرگونه عمل رهایی&amp;zwnj;بخش از خرد تا کلان مشروط به رویارویی با غرب می&amp;zwnj;شود و از طرف دیگر با منتسب کردن هرگونه تغییر و تحولی که خارج از گفتمان و علائق نظری و سیاسی این جریان است، غرب را به شکل قدرت مهیب و عظیمی را از استکبار جهانی جلوه می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر غرب واقعاً دارای این توان است که هر گاه مصالحش اقتضاء کند، مبارک و بن&amp;zwnj;علی را بر سر قدرت نگاه دارد و با قذافی نیز نرد عشق ببازد تا وی را خام کرده و ناچار به عدول از مواضع انقلابی پیشین نماید و سپس ناگهان تصمیم به تغییر سران وابسته حکومت&amp;zwnj;های مصر و تونس بگیرد و نیرو&amp;zwnj;های میدانی&amp;zwnj;اش را به صحنه فرابخواند و ظرف کمتر از چند هفته طومار آنها را در هم بپیچد وسپس به جنگ با قذافی بپردازد و کار او را نیز یکسره سازد و بعد وضعیت سوریه را متلاطم ساخته و با راه انداختن قتل عام در آنجا روزگار بشار اسد را سیاه نماید، دیگر غرب به رهبری آمریکا یک نیروی افسانه&amp;zwnj;ای و همان &amp;laquo;لویاتانی&amp;raquo; است که هابز آن را تصویر می&amp;zwnj;کند!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چنین نیروی مهیبی را سخت بتوان شکست داد و جلوی اراده جهان&amp;zwnj;گستر آن را گرفت. غرب&amp;zwnj;ستیزان چنان آمریکا را توصیف می&amp;zwnj;نمایند که گویی فعال مایشاء و آفتاب عالم&amp;zwnj;گستری است که غروب نخواهد کرد و هر آنچه اراده کند در اقصی نقاط جهان رخ می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرضیه انحراف نیز قابل تطبیق با تحولات بهار عربی نیست. به خاطر اینکه در سیر فعالیت&amp;zwnj;های عناصر خلق کننده اعتراضات ، ترکیب نیرو&amp;zwnj;ها و گفتمان و مطالبات این جنبش&amp;zwnj;ها تفاوت چشمگیری از ابتدا تا کنون به&amp;zwnj;وجود نیامده است. رادیکال&amp;zwnj;تر شدن آنها و یا اقدام به حملات مسلحانه نتیجه سیاست انقباظی و برخورد خشونت&amp;zwnj;بار و جنایت&amp;zwnj;های حکومت&amp;zwnj;های مربوطه بوده است. اما در این فرضیه نیز باز جای پای تصور قدرقدرتی غرب دیده می&amp;zwnj;شود که می&amp;zwnj;تواند به&amp;zwnj;سهولت حرکت را از دست نیرو&amp;zwnj;های اصلی آن برباید!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ذهنیت در نهایت به انفعال کشیده می&amp;zwnj;شود و علی&amp;zwnj;رغم ظاهر رادیکالی که دارد، نتیجه عملی آن راهی ندارد جز تسلیم در برابر امپراطور قدرقدرت جهانی که لشگریانش در اکناف و اطراف دنیا منتظر کلید زدن پروژه&amp;zwnj;های به&amp;zwnj;فرموده عالیجناب هستند!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از این منظر شاید برخورد فوق، واکنشی روانی به ناتوانی در برابر نیروی مسلط است تا بدین&amp;zwnj;گونه آثار مخرب روانی شکست را تحمل&amp;zwnj;پذیر سازد. همچنین این برخورد پوشش مناسبی برای اختفای کم&amp;zwnj;اقبالی نسبت به گفتمان و علائق سیاسی برخی از جریان&amp;zwnj;ها را فراهم می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قطعاً غربی&amp;zwnj;ها منافع و سیاست&amp;zwnj;های خاصی را دنبال می&amp;zwnj;کنند. اما این سیاست&amp;zwnj;ها از صافی رقابت و تعاطی نیرو&amp;zwnj;های گوناگون و غیر یکسانی در کشور&amp;zwnj;های مربوطه می&amp;zwnj;گذرد و از پیش تعیین&amp;zwnj;شده نیستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رصد کردن اسناد منتشر شده و منابع مربوط به حوادث تاریخی گذشته نشان می&amp;zwnj;دهد که سیستم&amp;zwnj;های امنیتی غرب مانند بهار عربی از بسیاری وقایع مهم چون انقلاب اسلامی و فروپاشی شوروی بی&amp;zwnj;خبر بودند و غافلگیر شدند!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما کشور&amp;zwnj;های غربی در سیاست خارجی عمل گرایانه و پراگماتسیتی برخورد می&amp;zwnj;کنند. آنها خود را اسیر در برخورد&amp;zwnj;های جزمی و ایدئولوژیک نمی&amp;zwnj;نمایند. در هر مرحله با برداشتی از فرصت&amp;zwnj;ها و تهدید&amp;zwnj;ها، نقاط قوت وضعف می&amp;zwnj;کوشند تا یا منافعشان را به حداکثر ممکن افزایش دهند و ضرر&amp;zwnj;هایشان را به حداقل ممکن برسانند. آنها انعطاف لازم برای تصحیح سیاست&amp;zwnj;های غلط و یا منقض&amp;zwnj; شده به لحاظ زمانی را دارند و بر اساس سعی و خطا جلو می&amp;zwnj;روند و البته به آسانی هم از برنامه&amp;zwnj;هایشان عقب&amp;zwnj;نشینی نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طبیعی است که قدرت و توانایی غرب و اساساً هر بازیگری در عرصه سیاسی محدود است ونمی&amp;zwnj;تواند هر کاری را انجام دهد. سیاست آمریکا و اروپا در مواجه با بهار عربی متغیر بوده است. این نیرو&amp;zwnj;ها بسته به دیدگاه&amp;zwnj;ها و نوع رابطه با حکومت&amp;zwnj;های مستقر سیاست&amp;zwnj;های غیر یکسان و ناهمگونی را وضع کردند که متناسب با هر مرحله تحولات، تغییر پیدا کرده است. آنان عنصر تعیین&amp;zwnj;کننده ویا شکل&amp;zwnj;دهنده تحولات در بهار عربی نیستند، بلکه یکی از متغیر&amp;zwnj;های مهم در معادلات تحولات منطقه هستند. اما در عین حال سیاست&amp;zwnj;های آنان در مقایسه با روسیه و چین به نحو چشمگیری با مطالبات اکثریت مردم در کشور&amp;zwnj;های عربی هم&amp;zwnj;سو است و عملکرد آنها از منظر اخلاقی و مسائل انسانی جهت جلوگیری از کشتار، بهتر از دیگر بازیگران جهانی است، اگر چه خالی از تعارض و دوگانگی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دست گذاشتن بر این تناقض&amp;zwnj;نما استدلال مهمی است که منظومه فکری غرب&amp;zwnj;ستیزان را با تردیدی جدی مواجه می&amp;zwnj;کند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/24/17331#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10054">احمد فردید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5155">بهار عربی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5729">جلال آل احمد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1963">سوریه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13924">سید علی خامنه ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4265">سید قطب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13923">غرب ستیزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Tue, 24 Jul 2012 07:12:59 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17331 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آیت الله خامنه‌ای و عدالت به سبک سید قطب</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/07/16/5474</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/07/16/5474&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;309&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/qotb__khamanei.jpg?1311179292&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر گنجی &amp;minus; سید قطب &amp;zwnj;(&amp;zwnj;۱۹۶۶- ۱۹۰۶) یکی از رهبران و نظریه پردازان اخوان المسلمین بود. در سال ۱۹۵۴ به اتهام مشارکت در ترور نافرجام جمال عبدالناصر بازداشت و به ۱۵ سال زندان با اعمال شاقه محکوم شد. در سال ۱۹۶۴ با پادرمیانی رئیس جمهور عراق از زندان آزاد شد. در سال ۱۹۶۵ مجدداً به همراه تعداد دیگری از اعضای اخوان المسلمین بازداشت شد و یک&amp;zwnj;سال بعد توسط دادگاه امنیتی دیوان عالی کشور مصر به اعدام محکوم گردید و در سحرگاه ۹/۸/۱۹۶۶ حکم ادعام او به اجرا در آمد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتاب تفسیر &lt;strong&gt;فی ظلال القرآن&lt;/strong&gt; سید قطب شاید یکی از مهمترین آثار این ایدئولوگ اخوان المسلمین باشد. چند جزء از این تفسیر به وسیله&amp;zwnj;ی احمد آرام به فارسی برگردانده شد. دو جزء اول این تفسیر توسط آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در سال های قبل از انقلاب به فارسی برگردانده شد (خامنه&amp;zwnj;ای ، سيد علی ، ترجمه &lt;span&gt;تفسیر&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; فی ظلال القرآن&lt;/strong&gt;، تصحيح حسن نيری، انتشارات ايران، چاپ اول ۱۳۶۲) و تمام هشت جلد آن توسط مصطفی خرم دل با عنوان در سایه قرآن منتشر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سید قطب مدافع حکومت اسلامی بود و بسیار پیش از متفکران ایرانی این ایده را تئوریزه کرد. در کتاب &lt;strong&gt;معرکه الاسلام و الرسمالیه&amp;rlm;&lt;/strong&gt; می&amp;zwnj;نویسد:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;اگر می&amp;rlm;خواهی اسلام عامل نجات باشد باید حکومت کند و باید فهمید که این دین نیامده است تا در معابد گوشه&amp;rlm; نشین شود، نیامده است تا در درون دلها لانه&amp;rlm; بگیرد بلکه آمده است حکومت کرده و زندگی را به وضع شایسته&amp;rlm;ای اداره کند، آمده&amp;rlm; است تا اجتماعی مترقّی، کامل و مطابق با اسلوبی که خود در باب زندگی دارد بسازد، اگر بخواهیم اسلام در برابر مشکلات اجتماعی و قومی و دیگر مشکلات مقامت&amp;rlm; کند، دردهای ما را درمان کند برای ادای علاج آنها راه چاره نشان دهد باید با حکومت&amp;rlm; و تشکیلات حکومتیش افکار و مقررات خود را به مرحله اجرا درآورد، اسلام نمی&amp;rlm;تواند بدون حکومت، &lt;strong&gt;ثروت را طبق احتیاجات اجتماعی توزیع کند و میان&amp;rlm; کار و پاداش تعادل برقرار سازد یا تساوی امکانات در زندگی برای عموم فراهم نماید &lt;/strong&gt;و نیروهای عاطل را به کار و تولید بسیج کند یا اعضاء دولتش را وادار کند که در مجامع&amp;rlm; بین&amp;rlm;المللی موقعیت خاص برای خود تحصیل کند و یا لشکر آماده و نیروی مجهّز داشته باشد. . .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;سید قطب:&amp;nbsp;&amp;nbsp;آری اسلام باید حکومت کند، زیرا اسلام از اول هم به ماهیت حکومت آگاه بوده&amp;rlm; و هم به طبیعت زندگی آشناتر است، لذا اسلام بدون حکومت و ملت مسلمان بدون&amp;rlm; اسلام معنی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;من با ایمان کامل معتقدم که تنها راه نجات ما مسلمانها از گرفتاریها بازگشت بسوی یک عقیده محکم و بزرگ است تا این پستی&amp;rlm; و بی ارزشی را از دامان ملل اسلامی فرو ریزد و زندگی این امت را از حرکت و فعالیت&amp;rlm; و روح پیشرفت پر سازد و این عقیده&amp;zwnj;ی محکم و پر مایه برای کشورهای ما و ممالک مشابه آن&amp;rlm; فقط اسلام است. آری اسلام باید حکومت کند، زیرا اسلام از اول هم به ماهیت حکومت آگاه بوده&amp;rlm; و هم به طبیعت زندگی آشناتر است، لذا اسلام بدون حکومت و ملت مسلمان بدون&amp;rlm; اسلام معنی ندارد. خداوند در قرآن می&amp;rlm;فرماید: &lt;strong&gt;&amp;quot;و من لم یحکم بما انزل الله ولئک&amp;rlm; هم الکافرون&amp;rlm;&lt;/strong&gt;: کسانی که حکومت نمی&amp;rlm;کنند به آنچه خدا نازل فرموده است&amp;rlm; بر صفحه حقایق پرده می&amp;rlm;کشند، آنها گروه کافرانند&amp;quot;. این آیه تصریح می&amp;rlm;کند که&amp;rlm; حکومت باید حکومت اسلامی&amp;rlm;باشد و کسی که مخالف با حکومت اسلامی است&amp;rlm; نمی&amp;rlm;تواند مدعی مسلمانی باشد&amp;quot; (سید قطب،&lt;strong&gt; مقابله&amp;zwnj;ی اسلام با سرمایه داری&lt;/strong&gt;، ترجمه&amp;rlm; دکتر سید محمد ددراد ، ص ۵۳).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img height=&quot;150&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;189&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/qutb_in_egyptian_prison.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بدین ترتیب، دین نه تنها برای حکومت کردن آمده است، بلکه بقا و دوامش به حکومت کردن است. با این همه، عدالت/تساوی/توزیع ثروت از ارکان ایده&amp;zwnj;ی حکومت اسلامی سید قطب بود. حکومت اسلامی&amp;zwnj;ای که او بر می&amp;zwnj;ساخت، دموکراتیک و ملتزم به اعلامیه جهانی حقوق بشر نبود، اما به دنبال نوعی مساوات و عدالت اجتماعی بود. او ده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها سال قبل از نواندیشان دینی ایرانی اسلام را به &amp;quot;سلاح پیکار&amp;quot; تبدیل کرد و از آن یک &amp;quot;ایدئولوژی انقلابی جامع&amp;quot; ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سید قطب می&amp;zwnj;گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;آنهائی که خیال می&amp;rlm;کنند مکتبهای اجتماعی دیگر دنیا می&amp;rlm;توانند آن چنان&amp;rlm;که اسلام&amp;rlm; می&amp;rlm;تواند با ستمگران و یاغیان مبارزه کرده و از ستم دیده و زجر کشیده&amp;rlm;های محروم&amp;rlm; اجتماعات بشری دفاع کند یا اشتباه کرده یا مغرضند یا از اسلام و حقیقت آن چیزی&amp;rlm; درک نکرده&amp;rlm;اند. و آنهائی که خیال می&amp;rlm;کنند مسلمانند ولی&amp;rlm; با ستمگریها و بیدادگریها نمی&amp;rlm;جنگند و از حقوق همه رنجدیده&amp;rlm;ها و ستم کشیده&amp;rlm;های&amp;rlm; جهان دفاع نمی&amp;rlm;کنند یا اشتباه می&amp;rlm;کنند و یا منافقند و یا از اسلام چیزی نفهمیده&amp;rlm;اند. زیرا اسلا م واقعی نهضت آزادی بخشی است که نخست دل افراد و سپس اجتماعات&amp;rlm; بشری را از ترس قید و بند زورمندان آزاد می&amp;rlm;سازد و اگر به بیند ظلم و ستم در جائی&amp;rlm; برقرار است و کسی به فریاد مظلومین نمی&amp;zwnj;&amp;rlm;رسد باید در وجود داشتن ملت مسلمان&amp;rlm; در آن محیط شک کرد زیرا از دو حال خارج نیست یا اسلام هست و یا نیست، اگر هست&amp;rlm; که اسلام مبارزه و جهاد پی گیر و دامنه&amp;rlm;دار و سپس شهادت در راه خدا در راه حق&amp;rlm; و &lt;strong&gt;عدالت و مساوات &lt;/strong&gt;است و اگر نیست نشانه&amp;zwnj;ی آن است که همه به ورد و ذکر مشغولند، می&amp;rlm;خواهند که از آسمان خیر و برکت و آزادی و&lt;strong&gt; عدالت&lt;/strong&gt; ببارد ولی هرگز دعای&amp;rlm; آنها مستجاب نخواهد شد و هرگز خداوند در وضع قومی دگرگونی ایجاد نمی&amp;rlm;کند مادامی که خود وضع را تغییر ندهند پس اسلام چیست؟ اسلام یک عقیده&amp;rlm; و طرز فکر انقلابی است، انقلاب در تمام شئون زندگی. . . انقلاب در فکر در ادراک&amp;rlm; و احساس در راه&amp;rlm;های زندگی، در روابط فرد و اجتماع. . . انقلابی که&amp;rlm; خواستار &lt;strong&gt;برقراری مساوات&lt;/strong&gt; کامل بین همه مردم دنیاست که هیچ کس را بر دیگری&amp;rlm; جز با پرهیزکاری برتری نباشد&amp;quot; (سید قطب، &lt;strong&gt;عدالت اجتماعی&lt;/strong&gt; در اسلام، ترجمه سید هادی خسروشاهی).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعدها سید قطب به مهمترین ایدئولوگ بنیادگرایان اسلامی تبدیل شد. اسامه بن لادن شاگرد برادر سید قطب - یعنی محمد قطب - بود. ایمن الظواهری، رهبر جدید القاعده، نیز به شدت متأثر از سید قطب بود/هست. گروه جهاد اسلامی مصر که سید قطب را ایدئولوگ خود می&amp;zwnj;دانست، در سال ۱۹۸۱ انورسادات را ترور کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمن الظواهری یکی از افرادی بود که در آن زمان بازداشت و به سه سال زندان محکوم شد. روزنامه&amp;zwnj;ی الشرق الاوسط در سال ۲۰۰۱ کتابی از ایمن الظواهری منتشر کرد که در آن گفته بود سید قطب بیش از هر کس دیگر بر او تأثیر گذارده است: &lt;br /&gt;
&amp;quot;سید قطب ثابت کرد که اتحاد در اسلام خیلى مهم است و نبرد بین اسلام و دشمنانش نسبت به اختلافات داخلى دراولویت قرار دارد. علاوه بر این مشخص نمود که هدف از مبارزه چیست؛ براى خداوند و شریعت است یا براى مادیات ساخته دست بشر و یا براى کسانى که ادعا مى&amp;rlm;کنند بین خداوند و انسان قرار دارند. این افشاگرى&amp;rlm;ها کمک شایانى به جنبش اسلام&amp;rlm;گرا نمود تا بتواند دشمنانش را شناسایى کند. . . سید قطب نمونه بارز کسى است که طرف&amp;rlm;دار عدالت مى&amp;rlm;باشد. او رو در روى ظالم درباره&amp;zwnj;ی عدالت صحبت کرد و جان خود را به عنوان بهاى آن پرداخت کرد. ارزش کلمات او وقتى افزایش یافت که معذرت خواهى از جمال عبدالناصر را رد کرد&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گروه فلسطینی حماس نیز متأثر از سید قطب در اساسنامه&amp;zwnj;ی خود &amp;quot;جاهلیت&amp;quot; را نقد کرده است. شیخ احمد یاسین که رهبر معنوی حماس به شمار می&amp;zwnj;رود، در جریان بازداشت سید قطب در سال ۱۹۶۵، به وسیله&amp;zwnj;ی دولت مصر بازداشت شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;سید قطب در ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اندیشه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های نوآورانه&amp;zwnj;ی سید قطب برای طلبه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های ایرانی بسیار جاذبه داشت. در سال ۱۳۳۸ کتاب مهم سید قطب ، &lt;strong&gt;العداله الاجتماعیه فی الاسلام &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;یا عدالت اجتماعی در اسلام&lt;/strong&gt; توسط سید هادی خسرو شاهی و آیت الله محمد علی گرامی به فارسی ترجمه شد (بیست و پنجمین چاپ این کتاب اخیراً در ۵۲۰ صفحه، با توضیحات و نقدهای مترجمان، منتشر شده است).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
سیدهادی خسروشاهی در مقدمه&amp;zwnj;ی چاپ اول کتاب به استقبال ایده&amp;zwnj;ی &amp;quot;&lt;strong&gt;ایدئولوژی جهانی جامع الاطراف&lt;/strong&gt;&amp;quot; بودن اسلام سید قطب رفت و نوشت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;سید قطب، اسلام را فقط دینی که رابط بین خالق و مخلوق باشد، نمی&amp;zwnj;شناسد. بلکه معتقد است ـ چنان که واقع نیز چنین است ـ اسلام یک ایدئولوژی جهانی جامع&amp;zwnj;الاطرافی است که در هر عصر و زمانی بری زندگی انسانی بشریت، لازم و ضروری است و بر خواست&amp;zwnj;های مادی و معنوی آن، جواب مثبت می&amp;zwnj;دهد . . . سید قطب از جمله افراد انگشت&amp;zwnj;شماری است که توانسته است با درک روح زمان و آشنایی با مسایل اجتماعی و اوضاع بین&amp;zwnj;المللی، مسائل اسلامی را به سبک روز و به شکل کتابهای علمی ـ سیستماتیک و به نام ایدئولوژی زنده و ارزنده جهانی، در مقابل مکتب&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی دیگر ـ کمونیسم، امپریالیسم، سوسیالیسم، کاپیتالیسم ـ به دنیا عرضه داشته و دنیایی را متوجه خود سازد. . . هدف ما از نشر این کتاب، نشان دادن مکتب فکری و عقیدتی زنده و ارزنده&amp;zwnj;ای است که می&amp;zwnj;توان با جایگزین ساختن اصول اساسی اجتماعی آن، به جای اصول منحط و فرسوده و پوسیده اجتماعی موجود، شالوده نظام نوینی را پی&amp;zwnj;ریزی کرد&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای جوان در همان دوران این ایده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها را خواند و مجذوب شخصیت و افکار سید قطب شد. شیفتگی به قطب وی را به سوی ترجمه برخی از آثار او واداشت. &lt;strong&gt;آینده در قلمرو اسلام &lt;/strong&gt;یکی از آثار سید قطب بود که او به فارسی ترجمه کرد. او در بخشی از مقدمه&amp;zwnj;ی خود بر برگردان فارسی کتاب- در فروردین ۱۳۴۵- نوشت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;مؤلف عالی&amp;zwnj;قدر و بزرگوار كوشیده است در ضمن فصول &amp;zwnj;این كتاب كه به وضعی ابتكاری منظم شده&amp;zwnj;اند، ابتدا ماهیت دین را آن چنانكه هست معرفی كند و پس از بیان &amp;zwnj;این كه دین برنامه&amp;zwnj;ی زندگی است و شعائر و مظاهر دینی آن&amp;zwnj;گاه ضروری و سودبخش است كه نماینده&amp;zwnj;ی واقعیات و نشان&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ی حقایق باشد، با زبانی شیوا و جهان&amp;zwnj;بینی خاص خود اثبات كند كه سرانجام حكومت جهان در اختیار مكتب ما و &amp;quot;آینده، در قلمرو اسلام&amp;quot; خواهد بود&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img height=&quot;221&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/khamenei-in-prison.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ادامه می&amp;zwnj;نویسد که سید قطب پس از نقد و رد کمونیسم و لیبرالیسم: &amp;quot;با دقتی درخور تحسین و با سنجشی عمیق و محققانه ثابت كرده است كه &amp;zwnj;این برنامه&amp;zwnj;ی كامل و وسیع خود زندگی انسانها را ـ با حفظ مزایای انسانیت ـ اداره كند اسلام است&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در همین مقدمه بار دیگر از سید قطب تمجید کرد و نوشت: &amp;quot;كتاب&amp;zwnj;های دیگر &amp;zwnj;این نویسنده&amp;zwnj;ی متفكر و مجاهد نیز هر كدام قدمی &amp;zwnj;است در راه تدوین مكتب و حربه&amp;zwnj;ای است در برابر آنهایی كه اسلام را غیر منطقی و غیر اصولی و بی&amp;zwnj;خاصیت و بی&amp;zwnj;تأثیر می&amp;zwnj;پسندند&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او سپس کتاب دیگر سید قطب- یعنی &lt;strong&gt;ادعانامه علیه تمدن غرب&lt;/strong&gt;- را به فارسی برگرداند. سید قطب سفر کوتاهی به آمریکا داشت و غرب شناسی آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای متکی بر سفرنامه&amp;zwnj;ی او بود. او کل جوامع لیبرال غربی، کمونیستی شرقی و جواع اسلامی را جوامع جاهلی و گرفتار جاهلیت می&amp;zwnj;خواند. سید قطب می&amp;zwnj;گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;ما امروز در جاهلیتى همانند جاهلیت زمان ظهور اسلام یا تاریک&amp;rlm;تر از آن قرار داریم. هر چه پیرامون ماست، جاهلیت است. . . انگاره&amp;rlm;ها و عقاید مردم، عادات و سنت هایشان، منابع فرهنگشان، هنرها و آدابشان، مقررات و قوانینشان، و حتى بسیارى از آنچه که ما فرهنگ اسلامى و منابع اسلامى و فلسفه اسلامى و اندیشه اسلامى به شمار مى&amp;rlm;آوریم. . . همگى از فرآورده&amp;rlm;هاى این جاهلیت است&amp;quot; (&lt;strong&gt; الخطاب والاید یولوجیا&lt;/strong&gt;، ص ۹۱). &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;او مفاهیم دارالاسلام و دارالحرب را زنده و بدانها معنای نوینی بخشید و گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;تنها یک دارالاسلام هست و آن همان است که دولتى اسلامى در آن برپا و شریعت&amp;rlm;خدا بر آن حاکم است و حدود خدا اقامه مى&amp;rlm;شود و مسلمانان یار و دوست&amp;rlm;یکدیگرند. جز این هرچه هست دارالحرب است و رابطه مسلمانان با آن یا جنگ و پیکار است&amp;rlm;یا صلح بر مبناى پیمان امان&amp;quot; (معالم فى الطریق، الاتحاد الاسلامى العالمى للمنظمات الکلابیة ، ص ۱۳۵).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مفهوم &amp;quot;اسلام آمریکایی&amp;quot; هم یکی دیگر از برساخته&amp;zwnj;&amp;zwnj;های سید قطب بود. می&amp;zwnj;گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;این روزها امریکایی ها باز به فکر اسلام افتادند. آنها نیازمند اسلام هستند تا در خاورمیانه و کشورهای اسلامی آسیا و آفریقا با کمونیسم بجنگند. . . البته اسلامی که امریکا و غربی های استعمارگر و همپیمانانشان در خاورمیانه خواستار آن هستند، همان اسلامی نیست که با استعمار می&amp;zwnj;جنگد و با خودکامگی ها مبارزه می&amp;zwnj;کند، بلکه فقط اسلامی است که با کمونیست مبارزه می&amp;zwnj;کند. زیرا آنها اسلامی نمی&amp;zwnj;خواهند که حکومت کند و اصولا تحمل حکومت اسلامی را ندارند؛ چرا که وقتی اسلام حکومت یافت امتی دیگر تربیت و ایجاد می&amp;zwnj;کند و به ملتهای می&amp;zwnj;آموزد که تهیه قدرت و قوه واجب است و طرد و نفی استعمار فرض است و کمونیست هم مانند استعمار آفتی است و هر دو دشمن هستند و تجاوزکار&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سید قطب در تفکر بنیادگرایی اسلامی ایران بسیار موثر بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
برخی دیگر از آثار او که به فارسی برگردانده شده ، به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
&amp;minus;  آفرینش هنری در قران ترجمه&amp;zwnj;ی محمد مهدی فولادوند ،&lt;br /&gt;
&amp;minus; دورنمای رستاخیز در ادیان پیشین و قران ترجمه&amp;zwnj;ی غلام رضا خسروی حسینی،&lt;br /&gt;
&amp;minus;  اسلام و سرمایه داری ترجمه&amp;zwnj;ی سید محمد شیرازی،&lt;br /&gt;
&amp;minus;  زیر بنای صلح جهانی ترجمه&amp;zwnj;ی سید هادی خسروشاهی و زین العابدین قربانی، &lt;br /&gt;
&amp;minus; ما چه می&amp;zwnj;گوییم ترجمه&amp;zwnj;ی سید هادی خسروشاهی ، &lt;br /&gt;
&amp;minus; ویژگی های ایدئولوژی اسلامی ترجمه&amp;zwnj;ی سید محمد خامنه ای.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تأثیر سید قطب بر آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای بسیاری نکات را از سید قطب فرا گرفت و نظام فکری خود را با آنها برساخت. مفهوم عدالت اجتماعی، بیش از دیگر مفاهیم او را مجذوب خود کرد. به گونه&amp;zwnj;ای که در دوران زمامداری سیاسی دائماً به انحای گوناگون آن را تکرار کرده و می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ۱۳/۳/۱۳۷۰، طی پیامی به مناسبت دومین سالگر درگذشت آیت الله خمینی نوشت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;در نظام اسلامی، عدالت مبنای همه&amp;zwnj;ی تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های اجرایی است و همه&amp;zwnj;ی مسئولان نظام، از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی تا مسئولان بخش&amp;zwnj;های مختلف اجرایی، به&amp;zwnj;خصوص رده&amp;zwnj;های سیاست&amp;zwnj;گذاری و كارشناسی و تا قضّات و اجزای دستگاه قضایی، باید به جدّ و جهد و با همه&amp;zwnj;ی اخلاص، در صدد اجرای &lt;strong&gt;عدالت &lt;/strong&gt;در جامعه باشند. امروز در جامعه&amp;zwnj;ی ما، برترین گام در راه استقرار عدل، رفع محرومیت از طبقات محروم و تهی&amp;zwnj;دست و كم درآمد است&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عدالت در اینجا به معنای رفع محرومیت از طبقات محروم و تهی دست و کم درآمد است. در ۲۵/۴/۱۳۷۶، طی سخنانی گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;نظام اسلامی به وجود آمده است؛ اولین كارش اجرای قسط و عدل است. قسط و عدل، واجب&amp;zwnj;ترین كارها است. ما رفاه را هم برای قسط و عدل می&amp;zwnj;خواهیم&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همزمان با آغاز زمامداری آیت الله خامنه ای، دوران هشت ساله&amp;zwnj;ی ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی آغاز شد. مدل سازندگی دولت هاشمی را به سود طبقات مرفه و به زیان طبقات محروم تلقی می&amp;zwnj;کرد. در ۱۷/۱۰/۱۳۷۱ طی سخنانی گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;هدف ما استقرار عدل در جامعه است. ما این را می&amp;zwnj;خواهیم. همه&amp;zwnj;ی كارها برای اقامه عدل ارزش پیدا می&amp;zwnj;كند. در جامعه&amp;zwnj;ی نابرابر، اگر ثروت هم زیاد شد، به سود یك قشر و یك گروه از مردم است. اما در جامعه&amp;zwnj;ای كه برابری و عدالت جریان داشته باشد، به سود همه است&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ۸/۶/۱۳۷۴ در دیدار با هاشمی رفسنجانی و اعضای کابینه اش، دیدگاه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های نظری اقتصاددان ها و سیاست پردازان دولت سازندگی را غیر اسلامی خواند و خطاب به آنان گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;بعضی این تصور را می&amp;zwnj;كنند كه ما بایستی دوره&amp;zwnj;ای را صرف رشد و توسعه كنیم و وقتی كه به آن نقطه&amp;zwnj;ی مطلوب رسیدیم، به تأمین عدالت اجتماعی می&amp;zwnj;پردازیم. این فكر، اسلامی نیست. عدالت هدف است و رشد و توسعه مقدمه&amp;zwnj;ی عدالت است&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سپس الگوی جایگزین را به آنان دیکته کرد و گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;در برنامه&amp;zwnj;ریزی&amp;zwnj;ها مسئله&amp;zwnj;ی برطرف كردن فقر و محرومیت از كشور را در درجه&amp;zwnj;ی اوّل قرار دهید كه یكی از اركان عدالت، این موضوع است. البته همه&amp;zwnj;ی مفهوم عدالت این نیست كه ما فقر و محرومیت را برطرف كنیم، گرچه حقاً و انصافاً بخش مهمی از آن است&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از دوران هاشمی رفسنجانی و آغاز به کار دولت خاتمی، همچنان به دنبال مسلط ساختن گفتمان &amp;quot;عدالت طلبی اسلامی&amp;quot; به جای گفتمان &amp;quot;توسعه&amp;zwnj;ی اقتصادی غربی&amp;quot; بود. در ۲۵/۴/۱۳۷۶ می&amp;zwnj;گوید: &lt;br /&gt;
&amp;quot;ما كارهای گوناگون[رفاه، سازندگی، توسعه]را برای قسط و عدل می&amp;zwnj;خواهیم، برای این كه در جامعه عدالت برقرار شود، همه بتوانند از خیرات جامعه استفاده كنند و عده&amp;zwnj;ای محروم و مظلوم واقع نشوند. در محیط قسط و عدل است كه انسان&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانند رشد كنند، به مقامات عالی بیشتری برسند و كمال انسانی خود را به دست آورند. قسط و عدل یك مقدمه&amp;zwnj;ی واجب برای كمال نهایی انسان است&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دوران سازندگی، مسئله&amp;zwnj;ی او، مسئله&amp;zwnj;ی جایگزین کردن گفتمان عدالت طلبی اسلامی به جای گفتمان توسعه&amp;zwnj;ی اقتصادی غربی بود. اما در دوران اصلاحات، مسئله&amp;zwnj;ی توسعه&amp;zwnj;ی سیاسی سبز شده بود. در چنان فضایی انتخابات مجلس ششم برگزار شد و اکثریت نمایندگان متعلق به ایده&amp;zwnj;ی نوین بودند. او به دنبال کنترل و به حاشیه راندن آن گفتمان و جایگزین کردن گفتمان عدالت طلبی اسلامی مد نظر خود بود. در ۲۹/۳/۱۳۷۹، نمایندگان مجلس ششم که تازه کار خود را آغاز کرده بودند، به دیدار او می&amp;zwnj;روند. در همان آغاز باید مسیر را به آنها نشان می&amp;zwnj;داد. در این دوران فضا سرشار از گفت و گو پیرامون انسان، کرامت اش، و حقوق تعطیل ناکردنی اش بود. آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای که به پیامدهای گفتمان حق محور آگاه بود، پروژه&amp;zwnj;ی خود را دنبال کرد و خطاب به انها گفت:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;quot;امروز در بعضى از گفته&amp;rlm;ها و اظهارات، راجع به &lt;strong&gt;شأن و شخصيّت و شرف و كرامت انسان&lt;/strong&gt; در جامعه حرف زده مى&amp;rlm;شود. اين بلاشك از اصول اسلامى است؛ اما كدام نقض كرامت انسانى بالاتر از اين كه انسانى، رئيس عائله&amp;rlm;اى، پدر خانواده&amp;rlm;اى، در جامعه&amp;rlm;اى كه در آن همه&amp;rlm;چيز هم هست، نتواند اوّليات زندگى فرزندان خودش را تأمين كند؟ ! &lt;strong&gt;كدام تحقير از اين بالاتر است؟&lt;/strong&gt;! كدام نقض شخصيّت و شرف و كرامت انسانى از اين بالاتر است؟ ! صبح تا شب كار كند، آخرش به من يا به شما يا به آن مسؤول ديگر نامه بنويسد كه من دو ماه است به خانه&amp;rlm;ام گوشت نبرده&amp;rlm;ام! يك وقت در جامعه گوشت و ميوه نيست، من و شما هم نمى&amp;rlm;خوريم؛ يك وقت در جامعه امكانات رفاهى نيست، من و شما هم استفاده نمى&amp;rlm;كنيم؛ يك وقت ايام عيد كه مى&amp;rlm;شود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمى&amp;rlm;كنند. در اين حالت كسى احساس سرشكستگى نمى&amp;rlm;كند - البلية اذا عمت طابت - اما وقتى همه چيز هست، وقتى كسانى در جامعه با استفاده از فرصتهاى نامشروع توانسته&amp;rlm;اند براى خودشان آلاف و الوف و زندگيهاى تجمّلى فراهم كنند، وقتى طبقاتى در جامعه هستند كه برايشان پول خرج كردن هيچ اهميتى ندارد، جمع كثيرى از مردم كه در بين آنها رزمندگان و عناصر نظامى و كارمندان دولت و معلمان و روستاييان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنير بچه&amp;rlm;هايشان را فراهم كنند، كدام شكستن شخصيّت و شرف انسانى از اين بالاتر است؟ ! شما مى&amp;rlm;خواهيد جواب چه كسى را بدهيد؟ شما مى&amp;rlm;خواهيد دل چه كسى را خوش كنيد؟ شما مى&amp;rlm;خواهيد چه كسى از شما راضى باشد؟ بله، مسئله معيشت قطعاً در اولويّت اوّل است. &lt;strong&gt;معيشت كه نبود، دين هم نيست؛ اخلاق هم نيست؛ حفظ عصمت و عفت هم نيست؛ اميد هم نيست.&lt;/strong&gt; كسى را كه به موقعيتى دست پيدا كرده، به خاطر اين كه براى رفع نابسامانى و فقر، تلاش و مجاهدت كند و شب و روزِ خودش را صرف نمايد، ملامت نخواهند كرد. اولويّتها را پيدا كنيد. مسائل اساسى جامعه اينهاست&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در اینجا برای اولین بار از نسبت وثیق دینداری و معیشت (اقتصاد) سخن راند. فقر و نداری، دین و اخلاق را نابود کرده و جامعه&amp;zwnj;ای اخلاقاً فاسد پدید می&amp;zwnj;آورد. کرامت انسانی وقتی پدیدار می&amp;zwnj;شود که فقر نباشد. فقر و دینداری، تعارض بنیادین دارند. دین و اخلاق جایی در میان فقرا و جامعه&amp;zwnj;ی فقیر ندارند. مدعای او درباره&amp;zwnj;ی نسبت دینداری و فقر قطعاً کاذب است. تحقیقات جامعه شناختی نشان می&amp;zwnj;دهد که آدمیان هر چه میزان امنیت/برابری/رفاه اقتصادیشان افزایش می&amp;zwnj;یابد، به خداوند و دین کمتر رجوع می&amp;zwnj;کنند، و معکوس آن، به میزانی که ناامنی/نابرابری/فقرشان افزایش می&amp;zwnj;یابد، بیشتر به خدا و دین رجوع می&amp;zwnj;کنند. قرآن هم همین مدعا را تأیید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در دوره&amp;zwnj;ی اصلاحات قاطعانه در برابر پروژه&amp;zwnj;ی توسعه&amp;zwnj;ی سیاسی ایستاد و بر پروژه&amp;zwnj;ی خود اصرار ورزید. در ۴/۶/۱۳۸۳ خطاب به اعضای کابینه&amp;zwnj;ی سید محمد خاتمی می&amp;zwnj;گوید: &lt;br /&gt;
&amp;quot;ما طبق برخی از سیاست&amp;zwnj;هایی كه امروز در دنیا رایج است و طرفداران زیادی هم دارد، نیستیم كه صرفاً به رشد تولیدات و رشد ثروت در كشور فكر كنیم و به عدالت در كنار آن فكر نكنیم، نه این منطق ما نیست. نوآوری نظام ما همین است كه می&amp;zwnj;خواهیم عدالت را با توسعه و با رشد اقتصادی در كنار هم و باهم داشته باشیم&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای دوره&amp;zwnj;ی ۸ ساله&amp;zwnj;ی سازندگی و دوره&amp;zwnj;ی ۸ ساله&amp;zwnj;ی اصلاحات را با خون دل سپری کرد. در تمام آن دوره&amp;zwnj;ی ۱۶ ساله رفته رفته مقدمات کار را فراهم آورد تا دولتی معتقد به گفتمان عدالت طلبی اسلامی بر سر کار آورد. مجلس سلطانی هفتم را با رد صلاحیت نمایندگان مجلس ششم و اصلاح طلبان خارج مجلس برساخت. سپس در ۱۳۸۴، در انتخاباتی متقلبانه، محمود احمدی نژاد را بر سر کار آورد. دوره&amp;zwnj;ی طلایی تحقق عدالت اجتماعی سید قطبی آغاز شد. روزی نبود که از ارزشی بودن دولت امام زمانی احمدی نژاد سخن نگوید. در ۸/۶/۱۳۸۴ احمدی نژاد و کابینه اش به دیدار او رفتند. خطاب به انها گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از بيانات مفيد و پُرمغز جناب آقاى احمدى&amp;rlm;نژاد خيلى متشكريم. . . يكى از شعارهاى اين دولت، عدالت است. . . من بايد از آقاى احمدى&amp;rlm;نژاد تشكر كنم كه ايشان كار جديدى كردند؛ &lt;strong&gt;عدالت محورى&lt;/strong&gt; را به عنوان يك شعار گذاشتند وسط؛ اين كار خيلى بزرگى بود. وقتى كه ايشان تبليغات انتخاباتى مى&amp;rlm;كردند، به افراد خانواده&amp;rlm;ى خودم مى&amp;rlm;گفتم اگر آقاى احمدى&amp;rlm;نژاد رأى هم نياورد، اين خدمت بزرگ را به انقلاب كرد كه شعار &lt;strong&gt;عدالت محورى&lt;/strong&gt; را مطرح كرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ اين شعار بشود يك سنت. اين شعار مطرح شد و ذهن&amp;rlm;ها را به خودش متوجه كرد. خوشبختانه مردم هم فهميدند، خواستند، دوست داشتند و رأى دادند. اين كار، كار مهمى است. بنابراين &lt;strong&gt;عدالت&amp;rlm;محور بودنِ&lt;/strong&gt; اين دولت حرف بزرگى است؛ طرح اين شعار به عنوان محور حركت دولت، يك كار جديد است؛ خودش يك تحول است؛ به اين پايبند باشيد. . . نبايد ارزش عدالت به عنوان يك ارزش درجه&amp;rlm;ى دو كم&amp;rlm;كم در مقابل ارزشهاى ديگر به فراموشى سپرده شود؛ در نظام ما اين خطر وجود داشته است. . . با عدالت&amp;rlm;محور بودن يك دولت، اين خطر از بين مى&amp;rlm;رود يا ضعيف مى&amp;rlm;شود&amp;quot;. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چهار سال اول دولت عدالت خواه مطابق میل آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای سپری شد. در اولین روز سال ۱۳۸۸ به مشهد رفت تا سخنرانی مهم اش را مطرح سازد. دوباره به گفتمان عدالت طلبی اسلامی بازگشت و گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;به نظر ما عدالت، كاهش فاصله&amp;zwnj;های طبقاتی است، كاهش فاصله&amp;zwnj;های جغرافیایی است. این&amp;zwnj;جور نباشد كه اگر منطقه&amp;zwnj;ای در نقطه&amp;zwnj;ی جغرافیایی دور از مركز كشور قرار گرفته است، دچار محرومیت باشد امّا آنجایی كه نزدیك است، برخوردار باشد. این عدالت نیست. هم فاصله&amp;zwnj;های طبقاتی باید برداشته شود، فاصله&amp;zwnj;های جغرافیایی باید برداشته شود و هم برابری در استفاده&amp;zwnj;ی از امكانات و فرصت&amp;zwnj;ها باید به وجود آید&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد. برنامه&amp;zwnj;ی او این بود که احمدی نژاد را نگاه دارد و نگاه داشت. پس از اعتراض های گسترده&amp;zwnj;ی مردمی، در ۲۹/۳/۸۸ به نماز جمعه&amp;zwnj;ی تهران رفت و خطاب به همه به صراحت و روشنی تمام گفت که نظرات اش به نظرات محمود احمدی نژاد از همه نزدیک تر است. سه ماه بعد، در ۸/۶/۱۳۸۸ در دیدار با اعضای کابینه&amp;zwnj;ی احمدی نژاد، بر ادامه&amp;zwnj;ی عدالت خواهی دولت احمدی نژاد تأکید کرد و گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;شما رويكرد عدالت داشتيد. از مسئله&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى عدالت دست برنداريد؛ اين قضيه&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى عدالت را دنبال كنيد. و مسئله&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى فسادستيزى، حمايت از طبقات ضعيف، ساده&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;زيستى، نگاه به مناطق دوردست و محروم، توجه به مشكلات گوناگون مردم. اينها اصولى است كه اگر رعايت بشود و بر اينها پاى فشرده بشود، هم خدا را راضى ميكند، هم مردم را از هر مسئول و از هر نظامى خشنود و دلشاد ميكند. اينها را ادامه بدهيد&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ۱/۱/۹۰ در سخنرانی سالیانه&amp;zwnj;ی خود در مشهد اجرای طرح هدفمند سازی یارانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها را ستود و گوشزد کرد که از دولت های گذشته (هاشمی و خاتمی) هم چنین تقاضایی داشته، اما آنها عمل نکردند و احمدی نژاد بود که آن را عملی ساخت. هدف اصلی این طرح، &amp;quot;توزيع عادلانه&amp;zwnj;ى &lt;strong&gt;يارانه&amp;zwnj;هاست&lt;/strong&gt;&amp;quot;. چگونه؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;quot;با شكل قبلى، اين يارانه&amp;zwnj;ها به كسانى كه بيشتر پول داشتند، بيشتر مصرف می&amp;zwnj;كردند، بيشتر می&amp;zwnj;رسيد؛ اما به كسانى كه كمتر پول داشتند، كمتر مصرف می&amp;zwnj;كردند، اين يارانه&amp;zwnj;ها كمتر می&amp;zwnj;رسيد. با هدفمند كردن يارانه&amp;zwnj;ها، &lt;strong&gt;توزيعِ عادلانه انجام می&amp;zwnj;گيرد&lt;/strong&gt;؛ يعنى به همه، به نسبت واحدى می&amp;zwnj;رسد. اين، يك گام بلند در جهت ايجاد &lt;strong&gt;عدالت اجتماعى&lt;/strong&gt; است&amp;quot;. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;در ۱۴/۳/۹۰ در حرم آیت الله خمینی دوباره به بحث عدالت بازگشت و گفت: &lt;br /&gt;
&amp;quot;از اول پيروزى انقلاب، امام تكيه&amp;zwnj;ى بر طبقات ضعفا را اصرار كردند، تكرار كردند، توصيه كردند. تعبير &amp;quot;پابرهنگان&amp;quot; و &amp;quot;كوخ&amp;zwnj;نشينان&amp;quot; جزو تعبيراتى بود كه در كلام امام بارها و بارها تكرار شد. به مسئولين اصرار داشتند كه به طبقات محروم برسيد. به مسئولين اصرار داشتند كه از اشرافيگرى پرهيز كنند. آفت مسئوليت در يك نظامى كه متكى به آراء مردم و متكى به ايمان مردم است، اين است كه مسئولين به فكر رفاه شخصى بيفتند؛ به فكر جمع&amp;zwnj;آورى براى خودشان بيفتند؛ در هوس زندگى &lt;strong&gt;اشرافيگرى&lt;/strong&gt;، به اين در و آن در بزنند؛ اين آفت بسيار بزرگى است. امام خودش از اين آفت بكلى بركنار ماند و مسئولين كشور را هم بارها توصيه مي كرد كه به &lt;strong&gt;كاخ&amp;zwnj;نشينى&lt;/strong&gt; و به اشرافيگرى تمايل پيدا نكنند، سرگرم &lt;strong&gt;مال&amp;zwnj;اندوزى&lt;/strong&gt; نشوند، با مردم ارتباط نزديك داشته باشند&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه&amp;zwnj;گیری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حکومت اسلامی ای که آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در رأس آن قرار دارد تا حدود زیادی به ایده&amp;zwnj;&amp;zwnj;های سید قطب وفادار است. در آن آزادی و دموکراسی و حقوق بشر وجود ندارد. برعکس، سرکوب و نقض سیستماتیک حقوق بشر سنت جاری این نظام است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در پاورقی صفحه&amp;zwnj;ی ۱۶۴ کتاب سید قطب -&lt;strong&gt; آینده در قلمرو اسلام &lt;/strong&gt;- با اشاره به حکومت مصر و ایران زمان شاه نوشته بود: &amp;quot;&lt;strong&gt;زندان&amp;zwnj;ها را پر می&amp;zwnj;كنند، مردان را از وطن آواره می&amp;zwnj;سازند. زبان&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;برند، دست&amp;zwnj;ها را به زنجیر می&amp;zwnj;بندند، می&amp;zwnj;كشند و غارت می&amp;zwnj;كنند، می&amp;zwnj;كوبند و با خاك یكسان می&amp;zwnj;كنند&lt;/strong&gt;&amp;quot;. این همان کاری است که او در طول ۲۲ سال اخیر انجام داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما عدالت اجتماعی ای که سید قطب مدافع آن بود و آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای شعارش را سر می&amp;zwnj;داد/می دهد، در چه وضعی قرار دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سال ۱۳۳۹ تا اواسط سال ۱۳۵۶، نرخ&amp;zwnj;های رشد اقتصادی ایران بسیار مناسب بود. در این دوره نرخ رشد اقتصادی بین ۵ تا ۱۷ درصد در نوسان بوده است. میانگین نرخ رشد اقتصادی ایران در این دوره&amp;zwnj;ی ۱۷ ساله، حدود ۵/۱۰ بود. در آستانه&amp;zwnj;ی انقلاب، یعنی در سال ۱۳۵۶، ایران رشد اقتصادی ۱۷ درصدی را تجربه کرد. تولید ناخالص داخلی سرانه (تولید ناخالص داخلی یعنی ارزش مجموع کالاها و خدماتی که طی یک سال در یک کشور تولید می&amp;zwnj;شود. تولید ناخالص داخلی سرانه میزان تولید به وسیله&amp;zwnj;ی هر نفر را به صورت سرانه نشان می&amp;zwnj;دهد)، شاخصی است که میزان رفاه و برخورداری مردم یک کشور، را بخوبی نشان می&amp;zwnj;دهد. از سال ۱۳۳۸ تا پایان سال ۱۳۵۵، تولید سرانه هر ایرانی از ۲ میلیون راله به ۲/۷ میلیون رالو در سال (به قیمت&amp;zwnj;های ثابت سال ۱۳۷۶) رسید. یعنی طی ۱۷ سال، تولید سرانه&amp;zwnj;ی ایرانی&amp;zwnj;ها ۶/۳ برابر شد که نشان دهنده&amp;zwnj;ی بهبود قابل &amp;zwnj;توجه سطح رفاهی ایرانی&amp;zwnj;ها در دوره&amp;zwnj;ی یاد شده است. واقعیت تلخ آن است که تولید ناخالص سرانه&amp;zwnj;ی ایران پس از گذشت ۳۲ سال از پیروزی انقلاب، تازه به سطح تولید سرانه در سال ۱۳۵۵ رسیده است.&lt;img hspace=&quot;7&quot; height=&quot;334&quot; width=&quot;500&quot; vspace=&quot;7&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/twlyd_nkhls_dkhly_srnh.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img hspace=&quot;7&quot; height=&quot;333&quot; width=&quot;510&quot; vspace=&quot;7&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/nrh_rshd_qtsdy.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نسبت هزینه دهک ثروتمند به دهک فقیر از ۱۴. ۶ برابر در سال ۸۳ به ۱۵. ۲برابر در سال ۸۶ و نسبت هزینه دو دهک ثروتمند به دو دهک فقیر از ۸. ۴۱ برابر در سال ۸۳ به ۸. ۷۴ برابر در سال ۸۶ افزایش یافته است . رقم ضریب جینی نیز از ۰. ۳۹۹۵ در سال ۸۳ به ۰. ۴۰۴۵ در سال ۸۶ افزایش یافته است. از سوی دیگر، جمعیت زیر خط &amp;quot;فقر مطلق&amp;quot; از ۲ درصد در سال ۸۳ به ۷ درصد در سال ۸۶ و جمعیت زیر خط فقر نسبی از ۱۵ درصد در سال ۸۳ به ۲۱ درصد در سال ۸۶ نیز افزایش یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بانک جهانی و صندوق بین المللی پول رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۰ را یک درصد و در سال ۲۰۱۱ صفر درصد پیش بینی کرده اند. تورم به بیش از ۱۷ درصد افزایش یافته است. نرخ بیکاری به حدود ۱۵ درصد رسیده است. از نظر فساد نیز ایران در میان ۱۷۸ کشور جهان در رتبه&amp;zwnj;ی ۱۴۶ قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای به درستی به مقابله&amp;zwnj;ی با &amp;quot;&lt;strong&gt;غرب زدگی&lt;/strong&gt;&amp;quot; برخاست. اگر غرب زدگی به معنای حجت بودن سخنان فاقد منطق و استدلال غربیان باشد، قطعاً با چنین تقلیدی باید مخالفت کرد. اما این امر نباید موجب غفلت از &amp;quot;&lt;strong&gt;عرب زدگی&lt;/strong&gt;&amp;quot; فقیهان باشد. فقیهان ما جملگی عرب زده اند. همین که سخنی به فقیه عربی مستند گردد، آن سخن خود به خود حجت می&amp;zwnj;شود. کافی است به تعریف و تمجیدی که از شیخ مفید، سید مرتضی علم الهدی، سید رضی، شیخ شمس الدین محمد شهید اول، علامه&amp;zwnj;ی حلی، شهید ثانی، شیخ علی بن عبدالعالی کرکی، شیخ بهاء الدین محمد عاملی، محمد باقر مجلسی، شیخ محمد حسن حر عاملی، شیخ حسن نجفی، و. . . می شود بنگرید تا عمق &amp;quot;عرب زدگی&amp;quot; را دریابید. مدعا این نیست که اگر متفکر عربی سخن مدللی گفته است، نباید آن را پذیرفت. سخن بر سر این است که سخنان ضد آزادی، حقوق بشر و منافی دموکراسی فقیهان عرب از سر &amp;quot;&lt;strong&gt;عرب زدگی&lt;/strong&gt;&amp;quot; پذیرفته می&amp;zwnj;گردد و ارزش هایی چون آزادی و دموکراسی و حقوق بشر به نام غرب زدگی رد و طرد می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر عدالت ارزشی بنیادین و موضوع و اساس فلسفه&amp;zwnj;ی سیاسی است- که هست- نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر عادلانه ترین ایده&amp;zwnj;ای است که تاکنون آدمیان برساخته اند. عدالت را نمی&amp;zwnj;توان/نباید به عدالت اقتصادی فروکاست. عدالت محور فلسفه&amp;zwnj;ی سیاسی مدرن است و می&amp;zwnj;کوشد تا نظامی برسازد که در آن برابری و آزادی همنشین باشند. برابری بنیاد مشترک دموکراسی و حقوق بشر است. اما عرب زدگی؛ سنگسار، تازیانه، قطع دست، قطع معکوس دست و پا، پرتاب از کوه، و. . . را به صرف این که برساخته&amp;zwnj;&amp;zwnj;های اعراب جزیرة العرب بوده می&amp;zwnj;پذیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر عدالت مهم است، که مهم است، ابتدأ باید تبعیض زدایی کرد. تبعیض های ناروایی چون نابرابری زنان و مردان، نابرابری مسلمان و نامسلمان، نابرابری مالک و برده، نابرابری فقیه و غیر فقیه را باید از ریشه برانداخت. نمی&amp;zwnj;توان از عدالت دم زد و آدمیان را به بهانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های واهی نابرابر کرد. آیا بی عدالتی از این بالاتر است که دولت/حکومت/زمامداری سیاسی &amp;quot;&lt;strong&gt;حق ویژه&lt;/strong&gt;&amp;quot; فقیهان قلمداد شود؟ آیا بی عدالتی از این بالاتر است که فقیهی مادام العمر رهبری کشوری را برعهده داشته باشد و مردم نتوانند به روش های مسالمت آمیز او را کنار بگذارند؟ آیا نابرابری حقوقی زنان و مردان عادلانه است؟ عرب زدگی این نابرابری ها را می&amp;zwnj;پذیرد، چون عین عدالتی است که سید قطب مبلغ آن بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او گفتمان عدالت طلبی را به بعد ایدئولوژیک بر سر کار آوردن &amp;quot;مجلس سلطانی&amp;quot; و &amp;quot;دولت امام زمانی&amp;quot; احمدی نژاد از راه انتخابات متقلبانه تبدیل کرد. آن شعارها اینک خود را در عمل نشان داده اند که به کجا ختم شده/می شوند. آیا در انتخابات های بعدی هم قصد دارد با همین گفتمان- عدالت محوری به معنای سید قطبی آن- وارد کارزار شود؟ دموکراسی خواهان باید بدانند که عدالت طلبی آرمان آنان است، نه سلطان خودکامه. دموکراسی و حقوق بشر و آزادی، عادلانه ترین برساخته&amp;zwnj;&amp;zwnj;های آدمیان اند. عدالت به عنوان ارزش مهمتر از آن است که رها شود تا به عنوان ابزاری علیه آزادی و دموکراسی و حقوق بشر در دست خودکامگان قرار گیرد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/07/16/5474#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4266">آیت‌ الله خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4267">اخوان المسلمین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4265">سید قطب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1350">عدالت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sat, 16 Jul 2011 15:48:16 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5474 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>