<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/412/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>اومبرتو اکو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/412/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>آنتونیو تابوکی: &quot;کار نویسنده شک کردن است&quot;</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/04/05/12788</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/04/05/12788&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو ازبل لوپز از طرف روزنامه یونسکو کوریر با آنتونیو تابوکی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     علی ادریسی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/anttabae01.jpg?1333818864&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی ادریسی ـ آثار آنتونیو تابوکی، نویسنده سرشانس ایتالیایی به زبان&amp;zwnj;های انگلیسی، اسپانیایی، فرانسه، فارسی و... ترجمه شده&amp;zwnj;اند. رمان&amp;zwnj;های &amp;laquo;شب هندی&amp;raquo; به ترجمه&amp;zwnj; سروش حبیبی و &amp;laquo;تریستانو می&amp;zwnj;میرد&amp;raquo;، به ترجمه&amp;zwnj; قلی خیاط، &amp;laquo;سِستو&amp;raquo; و &amp;laquo;دیالوگ&amp;zwnj;های ناتمام&amp;raquo; به ترجمه فرامرز ویسی و چند کتاب دیگر از او به زبان فارسی منتشر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;در میان این آثار &amp;laquo;پریرا گزارش می&amp;zwnj;دهد&amp;raquo; از مهم&amp;zwnj;ترین و خوش اقبال&amp;zwnj;ترین آثار تابوکی است. در این اثر پریرا یک روزنامه&amp;zwnj;نگار سالخورده و بافرهنگ است که در یک روزنامه&amp;zwnj; نه&amp;zwnj;چندان مهم به&amp;zwnj;عنوان ویراستار در زمان حکومت&amp;zwnj;های فاشیستی در اروپا کار می&amp;zwnj;کند. او که یک مرد آرمان&amp;zwnj;باخته و ترس&amp;zwnj;خورده است، به&amp;zwnj;تدریج در طی داستان متحول می&amp;zwnj;شود و شهامت خود را به&amp;zwnj;دست می&amp;zwnj;آورد. این اثر یکی از بهترین نمونه&amp;zwnj;های رمان شخصیت و چکونگی تحول یک شخصیت در رمان است و از نظر انتخاب نظرگاه نیز دستاوردی در رمان&amp;zwnj;نویسی جهان به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;گفت&amp;zwnj;وگوی ازبل لوپز از سوی روزنامه&amp;zwnj; یونسکو کوریر با آنتونیو تابوکی درباره&amp;zwnj; جهان داستان&amp;zwnj;های این نویسنده&amp;zwnj; انسان&amp;zwnj;دوست را می&amp;zwnj;خوانیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;چهره مرکزی مشهور&amp;zwnj;ترین رمان شما، &amp;laquo;پریرا گزارش می&amp;zwnj;دهد&amp;raquo; &amp;zwnj; بیوه&amp;zwnj;مردی سالخورده و تنهاست که مسئول صفحات فرهنگی روزنامه&amp;zwnj; کاتولیک &amp;laquo;لیسبوآ&amp;raquo; است. چرا یک ضد قهرمان را به عنوان شخصیت اصلی رمان&amp;zwnj;تان انتخاب کردید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/atabuc02.thumbnail.jpg&quot; /&gt;آنتونیو تابوکی - &lt;/strong&gt;من همیشه جذب شخصیت&amp;zwnj;های رنج&amp;zwnj;دیده و پر از تناقض شده&amp;zwnj;ام؛ هرچه تردید آنها بیشتر باشد، بهتر است. آدم&amp;zwnj;های شکاک، گاهی زندگی را بیش از دیگران ستمگرانه و کسالت&amp;zwnj;بار می&amp;zwnj;یابند؛ اما این آدم&amp;zwnj;ها سرزنده&amp;zwnj;تر&amp;zwnj;ند؛ &amp;laquo;ربات&amp;raquo; نیستند. من بی&amp;zwnj;خوابی را بر بی&amp;zwnj;هوشی ترجیح می&amp;zwnj;دهم. آدم&amp;zwnj;هایی را انتخاب نمی&amp;zwnj;کنم که کاملاً از زندگی خوشنود&amp;zwnj;ند. در کتاب&amp;zwnj;هایم، از قدرت قانونی پشتیبانی نمی&amp;zwnj;کنم؛ من در کنار کسانی هستم که رنج کشیده&amp;zwnj;اند. &amp;laquo;میدان ایتالیا&amp;raquo; که نخستین رمانم بود، تلاشی بود برای نوشتن تاریخی که مکتوب نشده است؛ منظورم تاریخی است که طرف بازنده می&amp;zwnj;نویسد و در این رمان بازنده&amp;zwnj;ها آنارشیست&amp;zwnj;های توسکانی&amp;zwnj;اند. کتاب&amp;zwnj;هایم درباره&amp;zwnj; بازنده&amp;zwnj;ها هستند؛ درباره&amp;zwnj; کسانی که راه&amp;zwnj;شان را گم کرده و در جست&amp;zwnj;وجو&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;این آدم&amp;zwnj;ها دنبال چه می&amp;zwnj;گردند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این شخصیت&amp;zwnj;ها در دیگران به دنبال خودشان می&amp;zwnj;گردند؛ چرا که گمان می&amp;zwnj;کنم این بهترین راه برای جست&amp;zwnj;وجوی خویشتن است. شخصیت اصلی در &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های هند&amp;raquo;، درگیر چنین کنکاشی است؛ او رد پای دوستی را می&amp;zwnj;گیرد که در هند ناپدید شده است. اسپینو، شخصیت رمان &amp;laquo;لبه افق&amp;raquo; نیز که در پی کشف هویت جسدی نا&amp;zwnj;شناس است، اینگونه است. نمی&amp;zwnj;دانم که آیا این آدم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواهند خود را بیابند یا نه؛ اما تا هنگامی که زنده&amp;zwnj;اند، ناگزیر&amp;zwnj;ند با انگاره&amp;zwnj;ای که دیگران از آنها دارند، روبرو شوند. آنها مجبور&amp;zwnj;ند به خودشان در آینه&amp;zwnj; نگاه کنند؛ و اغلب موفق می&amp;zwnj;شوند که نگاهی سرسری به خودشان بیندازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;پس از موفقیت &amp;laquo;پریرا گزارش می&amp;zwnj;دهد&amp;raquo; در ایتالیا زمزمه&amp;zwnj;هایی از تمایل شما به شرکت در انتخابات مجلس سنای ایتالیا شنیده می&amp;zwnj;شد. آیا از اینکه آن فرصت را از دست دادید، پشیمان نیستید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه. من از اینکه به زندگی انتخابی&amp;zwnj;ام ادامه می&amp;zwnj;دهم، خوشحالم. استاد دانشگاهم و کارم را دوست دارم. البته ادبیات زندگی من است؛ اما از دیدگاه هستی&amp;zwnj;شناسانه، از دیدگاه وجودی، می&amp;zwnj;خواهم آموزگار باشم. ادبیات برای من یک کار روزمره نیست؛ بلکه چیزی است که با امیال و رؤیا&amp;zwnj;ها و تخیل درآمیخته است. من همچنین نمی&amp;zwnj;خواهم مقام خودم را ارتقاء بدهم؛ نمی&amp;zwnj;خواهم روی صفحه تلویزیون ظاهر شوم یا زیاد از حد قاطی محافل ادبی شوم. من با آرامش در خانه&amp;zwnj;ام با خانواده و دوستانم زندگی می&amp;zwnj;کنم. افزون بر این، سیاستمدارانی هستند که کارشان را بسیار بهتر از من انجام می&amp;zwnj;دهند. گمان می&amp;zwnj;کنم زیر نظر داشتن عالم سیاست، جالب&amp;zwnj;تر است. کار من این است که نتایج امور سیاسی را ببینم؛ نه اینکه خودم سیاستمدار شوم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/atabuc02.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;آنتونیو تابوکی، نویسنده و مترجم نامدار ایتالیایی در ۲۵ مارچ ۲۰۱۲ در شصت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;هشت سالگی در لیسبون درگذشت.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;-------------------------------&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;رمان اخیر شما، &amp;laquo;سرِ گم شده&amp;zwnj; داماسنو مونتیه&amp;zwnj;رو&amp;raquo; (۱۹۹۷)، بر اساس داستان مردی شکل می&amp;zwnj;گیرد که در یک پاسگاه پلیس گارد ملی جمهوری&amp;zwnj;خواهان، در حومه لیسبون به قتل رسید و بدن بی&amp;zwnj;سر او در پارکی پیدا شد. چرا از این رویداد واقعی در کارتان استفاده کردید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هنگامی که این جنایت هولناک اتفاق افتاد، &amp;zwnj; من در پرتغال بودم. عمیقاً برآشفته شدم. هنگامی که جنایتی، طبیعت بشری را می&amp;zwnj;آزارد؛ ما نیز آزرده می&amp;zwnj;شویم. هم وحشتزده می&amp;zwnj;شوید و هم احساس جرم می&amp;zwnj;کنید. عواطف، حساسیت و تخیل من در مقام نویسنده از این رخداد برانگیخته شد. ببینید: من اینجا مدارکی دارم که بازرسان حقوق بشر شورایِ اروپا در استراسبورگ، درباره&amp;zwnj; شرایط زندانی&amp;zwnj;ها در کشورهای اروپایی تهیه کرده&amp;zwnj;اند. آنها در مورد روابط میان پلیس و شهروندان در اداره&amp;zwnj; پلیس یا بازداشتگاه&amp;zwnj;هایی سخن می&amp;zwnj;گویند که من یا شما اگر امروز در خیابان قانون&amp;zwnj;شکنی کنیم، ما را به آنجا می&amp;zwnj;برند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;آیا شما از این مدارک هنگام نوشتن رمان استفاده کردید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بله. می&amp;zwnj;خواستم در مورد وضعیت پرتغال بیشتر بدانم که تا حدودی نگران&amp;zwnj;کننده بود. با خواندن گزارش&amp;zwnj;های دیگر به این نتیجه رسیدم که اوضاع تقریباً در تمامی کشورهای اروپایی، حتی در کشورهایی که دمکراتیک&amp;zwnj;تر به نظر می&amp;zwnj;آیند، بدین&amp;zwnj;گونه است. اما دمکراسی یک نظام ایده&amp;zwnj;آل نیست و باید بهتر شود؛ و این امر به مراقبت دائمی نیاز دارد. با خودم فکر کردم باید از این حادثه&amp;zwnj; واقعی فرا&amp;zwnj;تر بروم و در رمانی درباره&amp;zwnj; آن صحبت کنم و رویکردی داستانی از این حادثه&amp;zwnj; دهشتناک به دست دهم. در رمان، احساسات و خشمم، ابزارهای بیانی گسترده&amp;zwnj;تری پیدا می&amp;zwnj;کنند که نمادین&amp;zwnj;تر هستند و در مورد بسیاری از کشورهای اروپایی صدق می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;واکنش افکار عمومی در پرتغال به این کتاب چه بود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درخواست&amp;zwnj;های زیادی برای مصاحبه دریافت نکردم. مردم به طور کلی از انتقاد به خودشان استقبال نمی&amp;zwnj;کنند. به همین دلیل تعجب نمی&amp;zwnj;کنم اگر نویسنده&amp;zwnj;ای خارجی که به این رویداد از فاصله&amp;zwnj;ای بسیار نزدیک نگاه کرده است به این دلیل مورد هجوم قرار گیرد. با این&amp;zwnj;حال هنگامی که سرگروهبان خوزه دوس سانتوسِ قاتل به جرم&amp;zwnj;اش اعتراف کرد و به ۱۷ سال زندان محکوم شد، مطبوعات پرتغال از من پرسیدند که چطور توانسته&amp;zwnj;ام نتیجه دادرسی را در رمانم پیش&amp;zwnj;بینی کنم؟ جوری این پرسش را طرح کردند که انگار من طالع&amp;zwnj;بینم. در آن هنگام من در استانبول بودم و وقتی به هتلم برگشتم، دیدم که روزنامه&amp;zwnj;ها چندین مجموعه پرسش برایم فکس کرده&amp;zwnj;اند. اما گمان نمی&amp;zwnj;کنم استعداد ویژه&amp;zwnj;ای در پیش&amp;zwnj;گویی داشته باشم؛ چون هنگامی که سه یا چهار عنصر در دست داشته باشید، برای رسیدن به نتایج مشخص، نیازی نیست که نابغه باشید. در کتابم با عنوان &amp;laquo;التهاب معده&amp;zwnj; افلاطون&amp;raquo; گفته&amp;zwnj;ام &amp;laquo;تخییل و تخیل&amp;raquo; گونه&amp;zwnj;هایی از دانش شهودی&amp;zwnj;اند که ربطی به منطق ویتگنشتاینی ندارند. اما شکلی از دانش&amp;zwnj;اند که با شک و بدبینی آمیخته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/atabuc03.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;پریرا گزارش می&amp;zwnj;دهد&amp;raquo; نوشته آنتونیو تابوکی در ضدیت با دیکتاتوری. تابوکی می&amp;zwnj;گوید: هیچ تردیدی درباره&amp;zwnj; اعلامیه&amp;zwnj; جهانی حقوق بشر ندارم. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;-----------------------------&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;این کتاب به بحث و گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوتان با نشانه&amp;zwnj;شناس و نویسنده ایتالیایی، امبرتو اکو، دامن می&amp;zwnj;زند. ریشه&amp;zwnj; اختلاف شما با او چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از نگاه اکو، روشنفکر فردی است که به فرهنگ سروسامان می&amp;zwnj;دهد؛ کسی که می&amp;zwnj;تواند مجله یا موزه&amp;zwnj;ای را اداره کند، یک مدیر در واقع. این به گمان من یک موقعیت مالیخولیایی برای روشنفکر است. من حق مخالفت&amp;zwnj; گاه به&amp;zwnj;گاه را برای خودم محفوظ می&amp;zwnj;دانم. هنگامی که چیزی عجیب در جهان یا در خانه&amp;zwnj;تان رخ می&amp;zwnj;دهد، شما باید آن را بررسی کنید و ببینید که آیا می&amp;zwnj;توان پرده از آن برداشت؛ برایش تدبیری اندیشید؛ درباره&amp;zwnj; آن سخن گفت یا زنگ خطر را به صدا درآورد: مراقب باشید! این اتفاق دارد در خانه&amp;zwnj;ام می&amp;zwnj;افتد، در شهرم، در جهانم که&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خانه&amp;zwnj; من است. از سوی دیگر، روشنفکر باید کاملاً ابله باشد اگر بگوید: چیزی وحشتناک دارد در خانه&amp;zwnj;ام اتفاق می&amp;zwnj;افتد، اما برایم اهمیت ندارد؛ چون که دارم کاتالوگ نمایشگاه نقاشی&amp;zwnj; را که در موزه محله&amp;zwnj;ام برگزار می&amp;zwnj;شود، آماده می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;پس به نظر شما روشنفکر چه کار باید بکند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر کار سیاستمدار تسکین آلام مردم است و می&amp;zwnj;خواهد نشان دهد که به خاطر حضور او همه چیز خوب پیش می&amp;zwnj;رود، کار من برآشفتن مردم و کاشتن تخم تردید است. توانایی شک کردن برای افراد بشر بسیار حیاتی است. شما را به خدا! اگر هیچ شکی نداشته باشیم، کارمان تمام است! یک روشنفکر می&amp;zwnj;خواهد شک کند؛ مثلاً در آموزه&amp;zwnj; بنیادگرایانه&amp;zwnj; مذهبی که به هیچگونه تردیدی راه نمی&amp;zwnj;دهد؛ در نظام سیاسی تحمیل شده&amp;zwnj;ای که اجازه&amp;zwnj; شک کردن به کسی نمی&amp;zwnj;دهد؛ در نظام زیبا&amp;zwnj;شناسانه&amp;zwnj; کاملی که جایی برای تردید باقی نمی&amp;zwnj;گذارد. تردید مثل لکه&amp;zwnj;ای روی پیراهن است. من از پیراهن&amp;zwnj;های لکه&amp;zwnj;دار خوشم می&amp;zwnj;آید؛ &amp;zwnj; بنابراین هنگامی که پیراهنی بسیار تمیز و کاملاً سفید به من داده می&amp;zwnj;شود، بلافاصله به شک می&amp;zwnj;افتم. وظیفه&amp;zwnj; روشنفکران و نویسندگان است که در کمال چیز&amp;zwnj;ها شک کنند. مفهوم کمال، دکترین و دیکتاتور و ایده&amp;zwnj;های تمامیت&amp;zwnj;خواهانه تولید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;یا کاملاً در این مورد یقین دارید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شک کردن در مورد برخی از ارزش&amp;zwnj;های بنیادین ناممکن است. کسی با این ضرب&amp;zwnj;المثل مخالف نیست که می&amp;zwnj;گوید آنچه را که برای خود نمی&amp;zwnj;پسندی، برای دیگران هم مپسند؛ این چیزی اساسی و بخشی از سرشت بشر است. من هیچ تردیدی هم درباره&amp;zwnj; اعلامیه&amp;zwnj; جهانی حقوق بشر ندارم. اگرچه شاید چند نکته دیگر هم لازم باشد که به فهرست اضافه شود، اما کوچک&amp;zwnj;ترین تردیدی درباره حقوق بشر ندارم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/12520&quot;&gt;::شرح دیدار قلی خیاط با آنتونیو تابوکی، دفتر خاک، رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/04/05/12788#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C">آنتونیو تابوکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3813">ادبیات جهان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%A7%DA%A9%D9%88">اومبرتو اکو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Thu, 05 Apr 2012 05:05:52 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">12788 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>قدرت حماقت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/10/22/7804</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/10/22/7804&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگوی هفته‌نامه &amp;quot;دی تسایت&amp;quot; با اومبرتو اکو        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اومبرتو اکو (Umberto Eco)         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر فلاح‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;319&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/8377c94c4b39b3d7eb98e088a4f0.jpeg?1319561550&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اومبرتو اکو &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;(Umberto Eco)&lt;/span&gt;نویسنده مشهور ایتالیایی، به مناسبت ترجمه کتاب تازه&amp;zwnj;اش &amp;quot;گورستان پراگ&amp;quot; &amp;nbsp;به زبان آلمانی، گفت&amp;zwnj;وگوهایی با رسانه&amp;zwnj;های آلمان انجام داده ودرآنها به فساد و رسوایی&amp;zwnj;های سیاسی درایتالیا تاخته است.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او که با نگارش رمان &amp;quot;نام گل سرخ&amp;quot;، در مورد قتل&amp;zwnj;های مشکوک در کلیسای قرون وسطی،درسطح بین&amp;zwnj;المللی به شهرت دست یافت، از جمله مخالفان سر سخت سیلویو برلوسکونی است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;او اخیراً برلوسکونی را با هیتلر مقایسه کرده و اظهاراتش باعث جنجال شده است.از جمله این کهگفته، &amp;quot;برلوسکونی هم مانند هیتلر باانتخابات آزاد به قدرت رسیده&amp;quot;. طرفداران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;برلوسکونی این حرف را برنتافته و از مقایسه یک دیکتاتور بابرلوسکونی که سه&amp;zwnj;بار نخست&amp;zwnj;وزیر شده،برآشفته شده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیلویو برلوسکونی که به فساد اخلاقی و سیاسی معروف است، تاکنون بارها مورد بازخواست پارلمان قرارگرفته و هربار که انتظار سقوط او می&amp;zwnj;رفته، با اختلاف آرای اندکی باز ازپارلمان&amp;nbsp; رای اعتماد گرفته و مخالفانش را سنگ روی یخ کرده است. آخرین&amp;zwnj;بار همین دو هفته پیش حزب ائتلافی راست&amp;zwnj;گرای او با ۳۱۶رای موافق در مقابل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;۳۰ ۱رای مخالف، موفق شد که از&amp;nbsp; پارلمان رای اعتماد بگیرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;راز ماندگاری او در چیست؟ این سؤال ساده&amp;zwnj;ای است که تاکنون بی&amp;zwnj;جواب مانده است. به گفته ناظران مجموعه&amp;zwnj;ای از دلایل تاکنون او را در قدرت نگاه داشته است. ترس از بی&amp;zwnj;ثبات شدن ایتالیا در بحبوحه بحران مالی در اروپا، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین این دلایل است، اما دلیل دیگر اوضاع آشفته سیاسی اقتصادی در داخل ایتالیاست که اجازه شکل&amp;zwnj;گیری منسجم مخالفان را نمی&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برلوسکونی تاکنون سه دوره نخست&amp;zwnj;وزیر شده است. او صاحب ثروتی هنگفت و مالک امپراتوری بزرگ رسانه&amp;zwnj;ای در ایتالیا است. او با تکیه بر همین رسانه&amp;zwnj;ها به تحمیق مردم می&amp;zwnj;پردازد و به شیوه&amp;zwnj;های مختلف به نفع خودش تبلیغ می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;img width=&quot;180&quot; height=&quot;178&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/berlusconi.jpg&quot; /&gt;او که تا خرخره در بحران و فساد فرو رفته، در همه حال بر خود مسلط جلوه می&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;گوید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;quot; :&lt;/span&gt;دولت ما در هرصورت به پیش می&amp;zwnj;رود، بدون آن که تحت تاثیر شرایط قرار بگیرد. ملاک ما فقط قانون اساسی و تعهدات اروپایی است. این پاسخ ما به کسانی است که خواهان عقب&amp;zwnj;نشینی ما هستند. ما هرگز در برابر این خواسته&amp;zwnj;ها تسلیم نمی&amp;zwnj;شویم.&amp;quot; او همیشه تاکید می&amp;zwnj;کند که هیچ گزینه مناسبی برای جایگزینی او وجود ندارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اومبرتو اکو قبلاً نیز در مصاحبه&amp;zwnj;هایش به برلوسکونی تاخته و روحیه حاکمانه او رامحکوم کرده است. او به ویژه پوپولیسم برلوسکونی را مورد حمله قرار می&amp;zwnj;دهد و هشدار می&amp;zwnj;دهد که این پوپولیسم شاید به شکل جدیدی از &amp;quot;دمکراسی غیرپارلمانی&amp;quot; تبدیل شود. به گفته او مطابق این مدل پوپولیستی، دولت همچنان توسط مردم انتخاب می&amp;zwnj;شود، امادیگر پارلمانی وجود ندارد که دولت را کنترل کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکو این بار در گفت&amp;zwnj;وگو با رسانه&amp;zwnj;های آلمانی ضمن مطرح کردن &amp;quot;تئوری توطئه&amp;quot; که از موضوعات مورد بحث در مورد رمان جدید اوست، به برلوسکونی و سیاست&amp;zwnj;های او نیز می&amp;zwnj;پردازد. بخش&amp;zwnj;هایی از این گفت&amp;zwnj;وگو را می&amp;zwnj;خوانیم:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دی سایت: رمان تازه شما در مورد اسناد جعلی و ضد یهودی&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;گری در قرن نوزدهم است. قرن نوزدهم چه ویژگی&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;هایی دارد که &amp;quot;توهم توطئه&amp;quot; در آن نقش بزرگی بازی می&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;کند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;امبرتو اکو&lt;/b&gt;: قرن نوزدهم قرن جنبش&amp;zwnj;های آزادی&amp;zwnj;بخش ملی است. در همه سرزمین&amp;zwnj;ها سازمان&amp;zwnj;های مخفی وجود داشت. تمام فعالیت&amp;zwnj;ها در جهت استقلال ملی در خفا انجام می&amp;zwnj;شد. انقلاب در قرن نوزدهم توطئه محسوب می&amp;zwnj;شد. گاریبالدی از حرکت به سوی سیسیل با هیچکس حرف نزد. در حالی که انقلاب فرانسه در قرن هجدهم روز روشن و آشکاراصورت گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اما چه شد که پا&lt;/b&gt;&lt;b&gt; به پای جنبش&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;های ملی&lt;/b&gt;&lt;b&gt;، ضدیت با یهودیان هم شدت گرفت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاانقلاب فرانسه یهودیان عمدتاً از لحاظ دینی مورد نفرت بودند. چون گفته می&amp;zwnj;شد که آنها مسیح را کشته&amp;zwnj;اند.&amp;nbsp; یهودیان در آن زمان مردم فقیری بودند که درگتوها می&amp;zwnj;زیستند، اما انقلاب فرانسه به آنها پر و بال داد. آنها کم&amp;zwnj;کم کار وبارشان گرفت و پولدار شدند. دیگر به آنها به چشم قاتلان مسیح نگاه نمی&amp;zwnj;کردند، بلکه به عنوان بانکدار به آنها رشک می&amp;zwnj;بردند. مکتوبات بسیاری از قرننوزدهم بر جا مانده که بر اساس آنها&amp;nbsp;یهودی و سرمایه&amp;zwnj;دار و انگلیسی، همه یکی هستند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;180&quot; height=&quot;281&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/9789044617320_mi_tb_1.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چرا&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;این &amp;quot;توهم&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;های توطئه&amp;quot; اینقدر جان سخت&lt;/b&gt;&lt;b&gt; هستند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اینکه ما آدم&amp;zwnj;ها همیشه متمایل هستیم به اینکه تقصیر را به گردن دیگری بیاندازیم.&amp;nbsp;این هم مال امروز و دیروز نیست وسابقه&amp;zwnj;ای طولانی دارد. در کتاب ایلیاد (اثر حماسی هومر) سرنوشت تروا را به عنوان توطئه خدایاننمایش می&amp;zwnj;دهند. همین حالا هم وقتی در راهبندان گیر می&amp;zwnj;کنیم، به دولتفحش می&amp;zwnj;دهیم. هرچند که خوب می دانیم که خودمان راهبندان ایجاد کرده&amp;zwnj;ایم. از ماست که بر ماست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما چندی پیش همراه با منتقد ادبی &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ژولیا کریستوا&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;)&lt;/span&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Julia Kristeva&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt; به کنفرانس سران اقتصادی در داوس &lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;(Davos) &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;دعوت شدید. آیا این داوس هم یکجور توطئه چینی است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داوس مانند محافل درباری قرن نوزدهم است. آنجا فرصت می&amp;zwnj;یابد با بزرگاندیدار کند. یکجور باشگاه اشرافی است و به توطئه چینی شبیه نیست. جوامع مدرن خیلی پیچیده&amp;zwnj;تر از آن هستند که یک محفل مخفی بتواند سرنوشت&amp;zwnj;شان را تعیین کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا اینترنت بر &amp;quot;تئوری&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;های توطئه&amp;quot; اثر دارد؟ مثلا با وجود ویکی&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;لیکس دیگر&lt;/b&gt;&lt;b&gt; مخفی&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;کاری کار دشواری شده است.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینترنت می&amp;zwnj;توند با افشاگری مانع اقدامات توطئه&amp;zwnj;گرانه شود. در عین حال می&amp;zwnj;تواند به تئوری&amp;zwnj;های توطئه دامن بزند، چون خیلی داستان&amp;zwnj;ها و شایعات در آن رواج می&amp;zwnj;یابند، اما ویکی&amp;zwnj;لیکس از جهت دیگری اهمیت دارد: ویکی&amp;zwnj;لیکس نشان داد که در اینپرونده&amp;zwnj;های مخفی فقط چیزهایی نهاده شده که در روزنامه&amp;zwnj;ها هم می&amp;zwnj;شودخواند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;رمان شما تمثیلی از ایتالیا هم هست&lt;/b&gt;&lt;b&gt;.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رمان من راجع به قرن نوزدهم و جعلیات ضد یهودی و محافل وفرقه&amp;zwnj;های خفیه است. حالا اگر شما شباهتی با ایتالیای امروز در آن می&amp;zwnj;بینید، میل خودتان است. تقصیر من نیست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا حماقت آن چیزی است که بر دنیا حاکم است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من از نقشی که حماقت بازی می&amp;zwnj;کند، در شگفتم. یک کتابخانه بزرگ دارم که فقط کتاب&amp;zwnj;های جعلی را در آن جا داده&amp;zwnj;ام. تاریخ قلمرو چیزهای قلابی، دروغ و حماقت است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;180&quot; height=&quot;117&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/hitler460.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اومبرتو اکو:&amp;nbsp;چرا ایتالیا به برلوسکونی اعتقاد دارد؟ چرا آلمان به هیتلر اعتقاد داشت؟&amp;nbsp;هر ملتی لحظاتی در تاریخش دارد که عقل از کف می&amp;zwnj;دهد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حماقت در توفیق برلوسکونی چه نقشی داشت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید عرض کنم که توفیق برلوسکونی شاهدی بر قدرت حماقت است. این البته حماقت برلوسکونی نیست. برلوسکونی در زمینه ارتباطات&amp;nbsp;نابغه است. اگر پای صحبت یک راننده تاکسی بنشینید، به شما می&amp;zwnj;گوید: برلوسکونی پولدار است، نیاز ندارد دست توی جیب ما کند، اما این حرف احمقانه است. چون او به این دلیل ثروتمند است که از مال ما دزدیده است. بگذارید مثال دیگری بزنم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt; فکر می&amp;zwnj;کنید چرا بازار داروهای رشد مو سکه است؟ هر تنابنده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;داند مویی که از دست دادی دیگر به دست نمی&amp;zwnj;آوری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; . &lt;/span&gt;با این حال مردم پول خود را صرف خرید داروهای رشد مو می&amp;zwnj;کنند. این قدرت حماقت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا به نظر شما برلوسکونی باز انتخاب می شود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر همین روزها انتخابات برگزار شود، انتخاب نمی&amp;zwnj;شود، اما او با کلی مکافات دو سال دیگر را تا پایان دوره ریاست جمهوری دوام می&amp;zwnj;آورد. بعد چه می&amp;zwnj;شود، نمی&amp;zwnj;توانم بگویم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در دهه نود میلادی در ایتالیا تحقیقات قضایی گسترده&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;ای&lt;/b&gt;&lt;b&gt;علیه فساد اداری، اختلاس و سو&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ء استفاده&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;های احزاب صورت گرفت و چند حزب&lt;/b&gt;&lt;b&gt;جارو شدند. آیا برایتان عجیب نیست که با وجود این&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;همه تحقیقات حالا برلوسکونی دارد&lt;/b&gt;&lt;b&gt;حکومت می&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;کند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نه، چون این تحقیق و تفحص&amp;zwnj;ها حزب دمکرات مسیحی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;)&lt;/span&gt;مهم&amp;zwnj;ترین حزب سیاسی ایتالیا از ۱۹۴۵تا ۱۹۹۳ که یک حزب میانه کاتولیک محسوب می&amp;zwnj;شد) را درب و داغان کرد. حاصل این شد که میلیون&amp;zwnj;ها رای&amp;zwnj;دهنده که دیگر با چپ&amp;zwnj;ها میانه&amp;zwnj;ای نداشتند، از لحاظ سیاسی سرگردان شدند و دربه&amp;zwnj;در دنبال یک حزب جدید سیاسی می&amp;zwnj;گشتند. درست همین&amp;zwnj;جا بود که برلوسکونی خودش را به عنوان مردی از راست میانه&amp;nbsp;عرضه کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برلوسکونی در نظر خیلی&amp;zwnj;ها به عنوان یک محافظه&amp;zwnj;کار خوب جلوه کرد. مردم کاری به این نکته نداشتند که برلوسکونی در آن زمان در آستانه ورشکستگی بود و اگر به زندان نیافتاد، به این دلیل بود که رئیس دولت شد و مصونیت یافت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; یکی از دلایل پیروزی برلوسکونی این بود که چپ ایتالیا قادر نبود یک چهره سیاسی در مقابل او قرار دهد. آخرین چهره سیاسی چپ رومانو پرودی بود که او را هم نه برلوسکونی، بلکه هم&amp;zwnj;قطاران چپش خراب کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما با یک زن آلمانی ازدواج کرده&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;اید. چرا آلمان خیلی باثبات&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;تر از ایتالیاست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من سئوال&amp;zwnj;تان را با سئوال جواب می&amp;zwnj;دهم: چرا ایتالیا به برلوسکونی اعتقاد دارد؟ چرا آلمان به هیتلر اعتقاد داشت؟&amp;nbsp;هر ملتی لحظاتی در تاریخش دارد که عقل از کف می&amp;zwnj;دهد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منبع: &lt;a href=&quot;http://www.zeit.de/2011/40/Interview-Umberto-Eco&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/10/22/7804#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6748">Julia Kristeva</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6749">Umberto Eco</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%A7%DA%A9%D9%88">اومبرتو اکو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AD%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87">اکبر فلاح‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6747">حماقت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6744">دمکراسی غیر پارلمانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6743">سیلویو برلوسکونی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6742">هیتلر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4372">پوپولیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6745">ژولیا کریستوا )</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sat, 22 Oct 2011 15:22:33 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7804 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>«بی‌خوابی را بر بی‌هوشی ترجیح می‌دهم»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%C2%AB%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D8%AD-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D9%85%C2%BB</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%C2%AB%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D8%AD-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D9%85%C2%BB&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو ازبل لوپز از طرف روزنامه یونسکو کوریر با آنتونیو تابوکی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     علی ادریسی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;280&quot; height=&quot;212&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tabucchi01.jpg?1294924357&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی ادریسی ـ آثار آنتونیو تابوکی، نویسنده سرشانس ایتالیایی به زبان&amp;zwnj;های انگلیسی، اسپانیایی، فرانسه، فارسی و... ترجمه شده&amp;zwnj;اند. رمان&amp;zwnj;های &amp;laquo;شب هندی&amp;raquo; به ترجمه&amp;zwnj;ی سروش حبیبی و &amp;laquo;تریستانو می&amp;zwnj;میرد&amp;raquo;، به ترجمه&amp;zwnj;ی قلی خیاط، &amp;laquo;سِستو&amp;raquo; و &amp;laquo;دیالوگ&amp;zwnj;های ناتمام&amp;raquo; به ترجمه فرامرز ویسی و چند کتاب دیگر از او به زبان فارسی منتشر شده است. در میان این آثار &amp;laquo;پریرا گزارش می&amp;zwnj;دهد&amp;raquo; از مهم&amp;zwnj;ترین و خوش اقبال&amp;zwnj;ترین آثار تابوکی است. در این اثر پریرا یک روزنامه&amp;zwnj;نگار سالخورده و بافرهنگ است که در یک روزنامه&amp;zwnj;ی نه&amp;zwnj;چندان مهم به&amp;zwnj;عنوان ویراستار در زمان حکومت&amp;zwnj;های فاشیستی در اروپا کار می&amp;zwnj;کند. او که یک مرد آرمان&amp;zwnj;باخته و ترس&amp;zwnj;خورده است، به&amp;zwnj;تدریج در طی داستان متحول می&amp;zwnj;شود و شهامت خود را به&amp;zwnj;دست می&amp;zwnj;آورد. این اثر یکی از بهترین نمونه&amp;zwnj;های رمان شخصیت و چکونگی تحول یک شخصیت در رمان است و از نظر انتخاب نظرگاه نیز دستاوردی در رمان&amp;zwnj;نویسی جهان به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید. بخش نخست گفت&amp;zwnj;وگوی ازبل لوپز از سوی روزنامه&amp;zwnj;ی یونسکو کوریر با آنتونیو تابوکی درباره&amp;zwnj;ی جهان داستان&amp;zwnj;های این نویسنده&amp;zwnj;ی انسان&amp;zwnj;دوست را می&amp;zwnj;خوانیم. بخش دوم این گفت&amp;zwnj;وگو که درباره&amp;zwnj;ی عقاید سیاسی و اجتماعی تابوکی&amp;zwnj;ست، فردا در همین صفحات انتشار می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;چهره مرکزی مشهور&amp;zwnj;ترین رمان شما، &amp;laquo;پریرا گزارش می&amp;zwnj;دهد&amp;raquo; &amp;zwnj; بیوه&amp;zwnj;مردی سالخورده و تنهاست که مسئول صفحات فرهنگی روزنامه&amp;zwnj;ی کاتولیک &amp;laquo;لیسبوآ&amp;raquo; است. چرا یک ضد قهرمان را به عنوان شخصیت اصلی رمان&amp;zwnj;تان انتخاب کردید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من همیشه جذب شخصیت&amp;zwnj;های رنج&amp;zwnj;دیده و پر از تناقض شده&amp;zwnj;ام؛ هرچه تردید آنها بیشتر باشد، بهتر است. آدم&amp;zwnj;های شکاک، گاهی زندگی را بیش از دیگران ستمگرانه و کسالت&amp;zwnj;بار می&amp;zwnj;یابند؛ اما این آدم&amp;zwnj;ها سرزنده&amp;zwnj;تر&amp;zwnj;ند؛ &amp;laquo;ربات&amp;raquo; نیستند. من بی&amp;zwnj;خوابی را بر بی&amp;zwnj;هوشی ترجیح می&amp;zwnj;دهم. آدم&amp;zwnj;هایی را انتخاب نمی&amp;zwnj;کنم که کاملاً از زندگی خوشنود&amp;zwnj;ند. در کتاب&amp;zwnj;هایم، از قدرت قانونی پشتیبانی نمی&amp;zwnj;کنم؛ من در کنار کسانی هستم که رنج کشیده&amp;zwnj;اند. &amp;laquo;میدان ایتالیا&amp;raquo; که نخستین رمانم بود، تلاشی بود برای نوشتن تاریخی که مکتوب نشده است؛ منظورم تاریخی است که طرف بازنده می&amp;zwnj;نویسد و در این رمان بازنده&amp;zwnj;ها آنارشیست&amp;zwnj;های توسکانی&amp;zwnj;اند. کتاب&amp;zwnj;هایم درباره&amp;zwnj;ی بازنده&amp;zwnj;ها هستند؛ درباره&amp;zwnj;ی کسانی که راه&amp;zwnj;شان را گم کرده و در جست&amp;zwnj;وجو&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;این آدم&amp;zwnj;ها دنبال چه می&amp;zwnj;گردند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این شخصیت&amp;zwnj;ها در دیگران به دنبال خودشان می&amp;zwnj;گردند؛ چرا که گمان می&amp;zwnj;کنم این بهترین راه برای جست&amp;zwnj;وجوی خویشتن است. شخصیت اصلی در &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های هند&amp;raquo;، درگیر چنین کنکاشی است؛ او ردپای دوستی را می&amp;zwnj;گیرد که در هند ناپدید شده است. اسپینو، شخصیت رمان &amp;laquo;لبه افق&amp;raquo; نیز که در پی کشف هویت جسدی نا&amp;zwnj;شناس است، این&amp;zwnj;گونه است. نمی&amp;zwnj;دانم که آیا این آدم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواهند خود را بیابند یا نه؛ اما تا هنگامی که زنده&amp;zwnj;اند؛ ناگزیر&amp;zwnj;ند با انگاره&amp;zwnj;ای که دیگران از آنها دارند، روبرو شوند. آنها مجبور&amp;zwnj;ند به خودشان در آینه&amp;zwnj; نگاه کنند؛ و اغلب موفق می&amp;zwnj;شوند که نگاهی سرسری به خودشان بیندازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;پس از موفقیت &amp;laquo;پریرا گزارش می&amp;zwnj;دهد&amp;raquo; در ایتالیا زمزمه&amp;zwnj;هایی از تمایل شما به شرکت در انتخابات مجلس سنای ایتالیا شنیده می&amp;zwnj;شد. آیا از اینکه آن فرصت را از دست دادید، پشیمان نیستید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه. من از اینکه به زندگی انتخابی&amp;zwnj;ام ادامه می&amp;zwnj;دهم، خوشحالم. استاد دانشگاهم و کارم را دوست دارم. البته ادبیات زندگی من است؛ اما از دیدگاه هستی&amp;zwnj;شناسانه، از دیدگاه وجودی، می&amp;zwnj;خواهم آموزگار باشم. ادبیات برای من یک کار روزمره نیست؛ بلکه چیزی است که با امیال و رؤیا&amp;zwnj;ها و تخیل درآمیخته است. من همچنین نمی&amp;zwnj;خواهم مقام خودم را ارتقاء بدهم؛ نمی&amp;zwnj;خواهم روی صفحه تلویزیون ظاهر شوم یا زیاد از حد قاطی محافل ادبی شوم. من با آرامش در خانه&amp;zwnj;ام با خانواده و دوستانم زندگی می&amp;zwnj;کنم. افزون بر این، سیاستمدارانی هستند که کارشان را بسیار بهتر از من انجام می&amp;zwnj;دهند. گمان می&amp;zwnj;کنم زیر نظر داشتن عالم سیاست، جالب&amp;zwnj;تر است. کار من این است که نتایج امور سیاسی را ببینم؛ نه اینکه خودم سیاستمدار شوم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;رمان اخیر شما، &amp;laquo;سرِ گم شده&amp;zwnj;ی داماسنو مونتیه&amp;zwnj;رو&amp;raquo; (۱۹۹۷)، بر اساس داستان مردی شکل می&amp;zwnj;گیرد که در یک پاسگاه پلیس گارد ملی جمهوری&amp;zwnj;خواهان، در حومه لیسبون به قتل رسید و بدن بی&amp;zwnj;سر او در پارکی پیدا شد. چرا از این رویداد واقعی در کارتان استفاده کردید؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;img height=&quot;364&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;250&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/tabucchi02.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که این جنایت هولناک اتفاق افتاد؛ &amp;zwnj; من در پرتغال بودم. عمیقاً برآشفته شدم. هنگامی که جنایتی، طبیعت بشری را می&amp;zwnj;آزارد؛ ما نیز آزرده می&amp;zwnj;شویم. هم وحشت زده می&amp;zwnj;شوید و هم احساس جرم می&amp;zwnj;کنید. عواطف، حساسیت و تخیل من در مقام نویسنده از این رخداد برانگیخته شد. ببینید: من اینجا مدارکی دارم که بازرسان حقوق بشر شورایِ اروپا در استراسبورگ، درباره&amp;zwnj;ی شرایط زندانی&amp;zwnj;ها در کشورهای اروپایی تهیه کرده&amp;zwnj;اند. آنها در مورد روابط میان پلیس و شهروندان در اداره&amp;zwnj;ی پلیس یا بازداشتگاه&amp;zwnj;هایی سخن می&amp;zwnj;گویند که من یا شما اگر امروز در خیابان قانون&amp;zwnj;شکنی کنیم، ما را به آنجا می&amp;zwnj;برند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا شما از این مدارک هنگام نوشتن رمان استفاده کردید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بله. می&amp;zwnj;خواستم در مورد وضعیت پرتغال بیشتر بدانم که تا حدودی نگران&amp;zwnj;کننده بود. با خواندن گزارش&amp;zwnj;های دیگر به این نتیجه رسیدم که اوضاع تقریباً در تمامی کشورهای اروپایی، حتی در کشورهایی که دمکراتیک&amp;zwnj;تر به نظر می&amp;zwnj;آیند، بدین&amp;zwnj;گونه است. اما دمکراسی یک نظام ایده&amp;zwnj;آل نیست و باید بهتر شود؛ و این امر به مراقبت دائمی نیاز دارد. با خودم فکر کردم باید از این حادثه&amp;zwnj;ی واقعی فرا&amp;zwnj;تر بروم و در رمانی درباره&amp;zwnj;ی آن صحبت کنم و رویکردی داستانی از این حادثه&amp;zwnj;ی دهشتناک به دست دهم. در رمان، احساسات و خشمم، ابزارهای بیانی گسترده&amp;zwnj;تری پیدا می&amp;zwnj;کنند که نمادین&amp;zwnj;تر هستند و در مورد بسیاری از کشورهای اروپایی صدق می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;واکنش افکار عمومی در پرتغال به این کتاب چه بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درخواست&amp;zwnj;های زیادی برای مصاحبه دریافت نکردم. مردم به طور کلی از انتقاد به خودشان استقبال نمی&amp;zwnj;کنند. به همین دلیل تعجب نمی&amp;zwnj;کنم اگر نویسنده&amp;zwnj;ای خارجی که به این رویداد از فاصله&amp;zwnj;ای بسیار نزدیک نگاه کرده است به این دلیل مورد هجوم قرار گیرد. با این&amp;zwnj;حال هنگامی که سرگروهبان خوزه دوس سانتوسِ قاتل به جرم&amp;zwnj;اش اعتراف کرد و به ۱۷ سال زندان محکوم شد، مطبوعات پرتغال از من پرسیدند که چطور توانسته&amp;zwnj;ام نتیجه دادرسی را در رمانم پیش&amp;zwnj;بینی کنم؟ جوری این پرسش را طرح کردند که انگار من طالع&amp;zwnj;بینم. در آن هنگام من در استانبول بودم و وقتی به هتلم برگشتم، دیدم که روزنامه&amp;zwnj;ها چندین مجموعه پرسش برایم فکس کرده&amp;zwnj;اند. اما گمان نمی&amp;zwnj;کنم استعداد ویژه&amp;zwnj;ای در پیش&amp;zwnj;گویی داشته باشم؛ چون هنگامی که سه یا چهار عنصر در دست داشته باشید، برای رسیدن به نتایج مشخص، نیازی نیست که نابغه باشید. در کتابم با عنوان &amp;laquo;التهاب معده&amp;zwnj;ی افلاطون&amp;raquo; گفته&amp;zwnj;ام &amp;laquo;تخییل و تخیل&amp;raquo; گونه&amp;zwnj;هایی از دانش شهودی&amp;zwnj;اند که ربطی به منطق ویتگنشتاینی ندارند. اما شکلی از دانش&amp;zwnj;اند که با شک و بدبینی آمیخته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;این کتاب به بحث و گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوتان با نشانه&amp;zwnj;شناس و نویسنده ایتالیایی، امبرتو اکو، دامن می&amp;zwnj;زند. ریشه&amp;zwnj;ی اختلاف شما با او چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از نگاه اکو، روشنفکر فردی است که به فرهنگ سروسامان می&amp;zwnj;دهد؛ کسی که می&amp;zwnj;تواند مجله یا موزه&amp;zwnj;ای را اداره کند، یک مدیر در واقع. این به گمان من یک موقعیت مالیخولیایی برای روشنفکر است. من حق مخالفت&amp;zwnj; گاه به&amp;zwnj;گاه را برای خودم محفوظ می&amp;zwnj;دانم. هنگامی که چیزی عجیب در جهان یا در خانه&amp;zwnj;تان رخ می&amp;zwnj;دهد، شما باید آن را بررسی کنید و ببینید که آیا می&amp;zwnj;توان پرده از آن برداشت؛ برایش تدبیری اندیشید؛ درباره&amp;zwnj;ی آن سخن گفت یا زنگ خطر را به صدا درآورد: مراقب باشید! این اتفاق دارد در خانه&amp;zwnj;ام می&amp;zwnj;افتد، در شهرم، در جهانم که&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خانه&amp;zwnj;ی من است. از سوی دیگر، روشنفکر باید کاملاً ابله باشد اگر بگوید: چیزی وحشتناک دارد در خانه&amp;zwnj;ام اتفاق می&amp;zwnj;افتد، اما برایم اهمیت ندارد؛ چون که دارم کاتالوگ نمایشگاه نقاشی&amp;zwnj; را که در موزه محله&amp;zwnj;ام برگزار می&amp;zwnj;شود، آماده می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پس به نظر شما روشنفکر چه کار باید بکند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر کار سیاستمدار تسکین آلام مردم است و می&amp;zwnj;خواهد نشان دهد که به خاطر حضور او همه چیز خوب پیش می&amp;zwnj;رود، کار من برآشفتن مردم و کاشتن تخم تردید است. توانایی شک کردن برای افراد بشر بسیار حیاتی است. شما را به خدا! اگر هیچ شکی نداشته باشیم، کارمان تمام است! یک روشنفکر می&amp;zwnj;خواهد شک کند؛ مثلاً در آموزه&amp;zwnj;ی بنیادگرایانه&amp;zwnj;ی مذهبی که به هیچ گونه تردیدی راه نمی&amp;zwnj;دهد؛ در نظام سیاسی تحمیل شده&amp;zwnj;ای که اجازه&amp;zwnj;ی شک کردن به کسی نمی&amp;zwnj;دهد؛ در نظام زیبا&amp;zwnj;شناسانه&amp;zwnj;ی کاملی که جایی برای تردید باقی نمی&amp;zwnj;گذارد. تردید مثل لکه&amp;zwnj;ای روی پیراهن است. من از پیراهن&amp;zwnj;های لکه&amp;zwnj;دار خوشم می&amp;zwnj;آید؛ &amp;zwnj; بنابراین هنگامی که پیراهنی بسیار تمیز و کاملاً سفید به من داده می&amp;zwnj;شود، بلافاصله به شک می&amp;zwnj;افتم. وظیفه&amp;zwnj;ی روشنفکران و نویسندگان است که در کمال چیز&amp;zwnj;ها شک کنند. مفهوم کمال، دکترین و دیکتاتور و ایده&amp;zwnj;های تمامیت&amp;zwnj;خواهانه تولید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یا کاملا در این مورد یقین دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شک کردن در مورد برخی از ارزش&amp;zwnj;های بنیادین ناممکن است. کسی با این ضرب&amp;zwnj;المثل مخالف نیست که می&amp;zwnj;گوید آنچه را که برای خود نمی&amp;zwnj;پسندی، برای دیگران هم مپسند؛ این چیزی اساسی و بخشی از سرشت بشر است. من هیچ تردیدی هم درباره&amp;zwnj;ی اعلامیه&amp;zwnj;ی جهانی حقوق بشر ندارم. اگرچه شاید چند نکته دیگر هم لازم باشد که به فهرست اضافه شود، اما کوچک&amp;zwnj;ترین تردیدی درباره حقوق بشر ندارم.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%C2%AB%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D8%AD-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D9%85%C2%BB#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C">آنتونیو تابوکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%A7%DA%A9%D9%88">اومبرتو اکو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C">رمان اروپایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1">روشنفکر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <pubDate>Thu, 13 Jan 2011 10:15:06 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">835 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>