<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4023/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>محمدعلی رجایی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4023/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>روزهای سرنوشت– آخر بهار ۶۰ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/01/7339</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/01/7339&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش بیست سوم از سه روز تاریخ‌ساز         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری*         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;289&quot; height=&quot;141&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tir-60-small.jpg?1319471323&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خرداد سال ۶۰ پرتلاطم&amp;zwnj;ترین ماه در دوران سه ساله پس انقلاب، بین بهمن ۵۷ تا بهمن ۶۰ بود. اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون حاکمیت که از نیمه آبان ۵۸، به دنبال ادغام دولت در شورای انقلاب، شروع شد در زمستان سال ۵۹ شعله&amp;zwnj;ور شد. این اختلاف&amp;zwnj;ها در ساختار قدرت بر سر سلطه جناحی، در طول بهار سال ۶۰ شدت گرفت و بالاخره در آخر بهار سال ۶۰ به مرحله انفجار رسید. روزهای سرنوشت در آخر بهار ۶۰ فرا رسیدند.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;روزهای سرنوشت- آخر خرداد ۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طرح دو فوریتی استیضاح رئیس&amp;zwnj;جمهور ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در جلسه علنی روز سه شنبه ۲۶ خرداد ۶۰ مجلس مطرح شد. مجلس در همان روز دو فوریت آن طرح را تصویب کرد. در طرح&amp;zwnj;های دو فوریتی بررسی طرح بعد از تصویب دو فوریت آن شروع می&amp;zwnj;شود، ولی رهبری مجلس بررسی طرح استیضاح رئیس&amp;zwnj;جمهور را در آن مرحله متوقف کرد. رهبری مجلس در عمل ادامه بررسی طرح استیضاح را به هفته بعد (بعد از جمعه ۲۹ خرداد) موکول کرد. این در حالی بود که دو فوریت آن طرح تصویب شده بود. این یک خطای تاکتیکی از طرف رهبری مجلس بود که امکان سازماندهی و تعرض وسیع را برای سازمان مجاهدین، بزرگ&amp;zwnj;ترین گروه مخالف حاکمیت، در عصر روز شنبه ۳۰ خرداد فراهم آورد. سرعت حوادث در آن روز&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;حدی بود که در آن زمان و همچنین در بسیاری از بررسی&amp;zwnj;های بعدی این نحوه غیر معمول در عملکرد رهبری مجلس و حزب جمهوری در رابطه با آن طرح دو فوریتی مورد توجه کافی قرار نگرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سازمان مجاهدین موفق شد از خطای تاکتیکی رهبری مجلس و حزب جمهوری در وقفه در مرحله&amp;zwnj;های متوالی رای&amp;zwnj;گیری برای طرح دو فوریتی استیضاح بنی صدر، که در نیمه دوم هفته در عمل متوقف شده بود، استفاده کند. مجاهدین موفق شدند در بعد از ظهر روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تظاهرات بزرگی را در بخش مرکزی شهر در تهران (در امتداد خیابان انقلاب) سازماندهی کنند. این تظاهرات به شدت سرکوب شد. به این ترتیب بود که روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ به شکل روز&amp;zwnj;های سرنوشت درآمدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهبری مجاهدین که از مدت&amp;zwnj;ها قبل از بهار ۱۳۶۰ با ساختار حاکمیت به رهبری حزب جمهوری در حالت تخاصم بود، از موضوع درگیری بین دو جناح درون ساختار قدرت (به صورت درگیری بین بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی)، به عنوان بهانه&amp;zwnj;ای برای پیگیری هدف&amp;zwnj;های سازمانی خود و اجرای برنامه&amp;zwnj;هایش برای رسیدن به آن هدف&amp;zwnj;ها استفاده می&amp;zwnj;کرد. موضوع نوار آیت در بهار ۱۳۵۹، یکی از این موارد علنی بود. برنامه مجاهدین برای استفاده از اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت برای ضربه زدن به کل آن ساختار شامل قسمت&amp;zwnj;های علنی و غیر علنی می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سازمان مجاهدین، از ابتدای سال ۱۳۵۹، به امید ایجاد شکاف در ساختار قدرت به صورت تاکتیکی از جناح بنی&amp;zwnj;صدر حمایت اجرایی می&amp;zwnj;کرد. این حمایت در حالی صورت می&amp;zwnj;گرفت که بنی&amp;zwnj;صدر و رهبری مجاهدین در قبل از آن رابطه&amp;zwnj;های حسنه&amp;zwnj;ای با هم نداشتند. حمایت&amp;zwnj;های تاکتیکی مجاهدین از بنی&amp;zwnj;صدر در طول سال ۱۳۵۹ و در بهار سال ۱۳۶۰ توسعه یافت. موضوع شرکت فعال مجاهدین در سخنرانی نیمه اسفند سال ۱۳۵۹ در محوطه دانشگاه تهران نمونه واضح این حمایت تاکتیکی مجاهدین از بنی&amp;zwnj;صدر بود. تظاهرات مجاهدین در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در منطقه مرکزی تهران که شروع آن به بهانه حمایت از بنی&amp;zwnj;صدر صورت گرفت، اوج این عملکرد سیاسی آن&amp;zwnj;ها بود و همزمان پیچیدگی روابط سیاسی آن دوران و ارتباط حوادث در دو روز آخر خرداد ۱۳۶۰ را نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجاهدین و بنی&amp;zwnj;صدر دو تصویر کاملاً متفاوت از&amp;zwnj;&amp;zwnj; تظاهرات در روز ۳۰ خرداد سال ۶۰ ارائه می&amp;zwnj;دهند که به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اندازه تفسیر آن&amp;zwnj;ها از شورش و قیام بهمن ۵۷ متفاوت است. به روایت مجاهدین، نیروهای آن&amp;zwnj;ها از ساعت چهار بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد توانستند تظاهرات گسترده&amp;zwnj;ای را در بخش مرکزی شهر تهران برنامه&amp;zwnj;ریزی، سازماندهی، عملیاتی و اجرا کنند. منابع و قراین به جا مانده از آن دوران حکایت می&amp;zwnj;کند که تظاهرات ۳۰ خرداد ۶۰ با تصور تکرار تظاهرات و شورش روز ۲۱ بهمن ۵۷ برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بود به امید آن که مردم مثل روز ۲۲ بهمن ۵۷ عمل کنند و به میدان بیایند و قیامی دیگر را این بار زیر رهبری مجاهدین رقم بزنند. در عمل چنین اتفاق نیفتاد. مجاهدین تصور می&amp;zwnj;کردند که یک قیام عمومی مثل قیام ۲۲ بهمن را می&amp;zwnj;توان از قبل طراحی، سازماندهی و سپس رهبری عملیاتی کرد. این تصوری ساده&amp;zwnj;انگارانه از عملکرد قیام&amp;zwnj;های گسترده مردمی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در روز ۲۵ خرداد ۶۰ مخفی و منزوی شد و از این روز ارتباط&amp;zwnj;های او هم تقریباً قطع شده بود. او توانست فقط از تظاهرات ۳۰ خرداد ۶۰ تصویری در ذهن خود بسازد. او بر مبنای این تصویر ذهنی در مصاحبه&amp;zwnj;هایش (مثلا کتاب &amp;quot;توطئه آیت&amp;zwnj;الله&amp;zwnj;ها&amp;quot; و &amp;quot;درس تجربه&amp;quot;) و گفته&amp;zwnj;هایش در یوتیوب مدعی است که تظاهرات روز ۳۰ خرداد در صبح آن روز و توسط طرفداران او و به صورت خودبه&amp;zwnj;خودی صورت گرفته است. به گمان او مردم در صبح روز ۳۰ خرداد ۶۰ به صورت خودبه&amp;zwnj;خودی به خیابان&amp;zwnj;ها آمدند و این بار زیر لوای او قیام کردند. منابع موجود چنین ادعایی درمورد یک تظاهرات گسترده در صبح روز ۳۰ خرداد به صورت خود به خودی و زیر قیادت بنی&amp;zwnj;صدر را تایید نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منابع موجود از یک تظاهرات اصلی در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد در بخش مرکزی تهران حکایت دارند که توسط مجاهدین برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بود. نا&amp;zwnj;گفته نماند، مجاهدین به عنوان بخش فریب همان تظاهرات اصلی (در قسمت مرکزی تهران)، در طول روز ۳۰ خرداد در قسمت&amp;zwnj;های دیگر تهران مثل پل سید خندان و منیریه و چند جای دیگر هم تظاهرات موضعی برپا کرده بودند تا توجه نیروهای حکومتی را از تظاهرات اصلی&amp;zwnj;شان که در بعد از ظهر آن روز در قسمت مرکزی تهران صورت می&amp;zwnj;گرفت، منحرف کنند. به این ترتیب تظاهرات موضعی مجاهدین در قسمت&amp;zwnj;های مختلف تهران در طول روز ۳۰ خرداد بخشی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان طرح تظاهرات بزرگ آن&amp;zwnj;ها در بعد از ظهر آن روز بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ادعای بنی&amp;zwnj;صدر درمورد خودبه&amp;zwnj;خودی بودن ماهیت تظاهرات صبح روز ۳۰ خرداد ۶۰ همخوان است با ادعای مشابه دیگری که شورش ۲۱ بهمن و قیام ۲۲ بهمن هم به صورت خودبه&amp;zwnj;خودی صورت گرفتند. بررسی&amp;zwnj;های این مجموعه نوشته (بخش&amp;zwnj;های پنج تا نهم) هم نشان داد که چنین استنباطی مبنی بر خودبه&amp;zwnj;خودی بودن رخدادهای روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن ۵۷ زمینه&amp;zwnj;های تاریخی و عملی ندارد. رخدادهای روز&amp;zwnj;های ۲۱ و ۲۲ بهمن ۵۷ حاصل درگیری و عملکرد رقابت بین نیروهای چهاگانه آن زمان (آرایش نیروها در نیمه بهمن ۵۷) بود. شورش ۲۱ بهمن و قیام ۲۲ بهمن در موقعیتی که همه شرایط آماده شده بود، صورت گرفتند. شورش روز ۲۱ بهمن و شکست طرح کودتای لشکر گارد که منجر به قیام گسترده در روز ۲۲ بهمن شد در بخش&amp;zwnj;های قبل به طور مشروح بررسی شد.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطوری که دیدیم عملکردهای گروه چهارم نقشی کلیدی در مقابله با تانک&amp;zwnj;های لشکر گارد در امتداد خیابان تهران نو و سپس توسعه قیام در سطح شهر تهران داشت. بخشی از شرایط مورد نیاز برای شورش ۲۱ بهمن را هم بی&amp;zwnj;اعتمادی ناشی از ملاقاتی که در هشتم بهمن در پاریس صورت نگرفت، به وجود آورده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به همین صورت منابع موجود نشان می&amp;zwnj;دهند که درگیری&amp;zwnj;های بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد هم ناشی از رقابت بین نیروهای هوادار و همراه با مجاهدین از یک طرف و نیروهای امنیتی حکومتی و متحدان حزب جمهوری از طرف دیگر در سطح بخش مرکزی شهر تهران صورت گرفت. منابع موجود نشان نمی&amp;zwnj;دهند که در صبح روز ۳۰ خرداد تظاهرات قابل توجهی در سطح شهر تهران از سوی طرفداران بنی&amp;zwnj;صدر به صورت خود به خودی صورت گرفته بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصور بنی&amp;zwnj;صدر مبنی بر خود به خودی بودن شورش ۲۱ بهمن ۵۷ و تظاهرات ۳۰ خرداد ناشی از توجیه&amp;zwnj;های دستگاه ذهنی &amp;quot;اندیشه راهنما&amp;quot; است که حرکت&amp;zwnj;های مردمی در آن دستگاه ذهنی همیشه به صورت خود به خودی در جهت تحقق افکار مبدع &amp;quot;دستگاه اندیشه راهنما&amp;quot; صورت می&amp;zwnj;گیرند. این دستگاه ذهنی مدعی است که سازماندهی&amp;zwnj;های اجتماعی نقش سد برای حرکت&amp;zwnj;های مردمی را دارند. (منبع: مصاحبه بنی&amp;zwnj;صدر در کیهان روز سوم بهمن ۵۷)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوت دو نگرش به عملکرد شورش ۲۱ بهمن و قیام ۲۲ بهمن سال ۵۷ به خوبی تاثیر خود را در دو ارزیابی متفاوت از تظاهرات روز ۳۰ خرداد ۶۰ نشان می&amp;zwnj;دهد. نگرش&amp;zwnj;های مجاهدین و بنی صدر در عمل تظاهرات ۳۰ خرداد را نگاره&amp;zwnj;ای از روز ۲۱ بهمن ۵۷ بهمن در نظر می&amp;zwnj;گیرند، ولی چون آن نگرش&amp;zwnj;ها به عملکرد روز&amp;zwnj;های ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۵۷ متفاوت است، ارزیابی آن&amp;zwnj;ها هم از رخدادهای روز ۳۰ خرداد ۶۰ متفاوت از آب در آمده است. می&amp;zwnj;بینیم که تصویر قیام بهمن ۵۷ دوباره خود را نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تظاهرات مخالفان در عصر روز ۳۰ خرداد سال ۶۰ در قسمت مرکزی تهران، مستقل از دو روایت&amp;zwnj; متفاوت از نحوه شکل&amp;zwnj;گیری آن، به شدت سرکوب شد و آن تظاهرات در روز ۳۰ خرداد نتوانست به هدف&amp;zwnj;های خود برسد. طی تظاهرات غروب روز ۳۰ خرداد ۶۰ تعداد زیادی کشته شدند. در روز ۳۰ خرداد ۶۰، بر خلاف ۲۲ بهمن ۵۷، مردم در حاشیه نظاره&amp;zwnj;گر ماندند و به میدان نیامدند. تظاهرکنندگان (هواداران مجاهدین و متحدان آن&amp;zwnj;ها) نتوانستند کنترل کامل خیابان&amp;zwnj;های سرنوشت&amp;zwnj;ساز را به دست بگیرند ولی نیروهای حکومتی توانستند به سرعت خود را به نقاط استراتژیک تهران برسانند و بر خیابان&amp;zwnj;های اصلی شهر مسلط شوند. برخلاف روز ۲۲ بهمن که لشکر گارد سلطنتی (نیروهای طرفدار شاه) سعی کرد از واحدهای زرهی و تانک استفاده کنند، در روز ۳۰ خرداد نیروهای حکومتی از مینی&amp;zwnj;بوس، موتورسیکلت و کامیون برای انتقال نیروهای خود استفاده کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رخداد ۳۰ خرداد ۶۰ در عمل به سقوط حاکمیت حزب جمهوری اسلامی، سیادت سازمان مجاهدین یا قیادت ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر منجر نشد، ولی خطر جنگ داخلی یک&amp;zwnj;بار دیگر خود را نشان داد. در طول بقیه سال ۶۰ یک نوع جنگ داخلی به صورت درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه شهری ادامه پیدا کرد. جنگ با عراق، دشمن خارجی، به موازات درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه داخلی ادامه داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی دقیق و تطبیقی رخداد&amp;zwnj;ها در روز ۳۰ خرداد ۶۰ نوشته&amp;zwnj;های مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد. وب&amp;zwnj;سایت بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی در خرداد و تیر سال ۱۳۹۰ برنامه ویژه&amp;zwnj;ای را با عنوان &amp;quot;خرداد شصت- سی سال بعد&amp;quot; و در رابطه با سی&amp;zwnj;امین سالگرد حادثه ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ منتشر کرد. برخی از نوشته&amp;zwnj;های آن مجموعه روشنگر بخشی از رخدادهای مهم صورت گرفته در آخر خرداد ۱۳۶۰ بود. برای دسترسی به آن صفحه &lt;a href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_30khordadd60.shtml&quot;&gt;این&amp;zwnj;جا&lt;/a&gt; را کلیک کنید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خلع بنی&amp;zwnj;صدر- یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روز یکشنبه ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ جناح حزب جمهوری در مجلس، با گرفتن پشت&amp;zwnj;گرمی بیشتر از آیت&amp;zwnj;الله خمینی و با توجه به شکست تظاهرات روز ۳۰ خرداد توانست کار استیضاح ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را در یک روز تمام کند. بنی&amp;zwnj;صدر بر پایه رای&amp;zwnj;گیری سریع مجلس، از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری خلع شد. این سرعت عمل در ختم مسئله&amp;zwnj;ای به این مهمی نمی&amp;zwnj;توانست بدون برنامه&amp;zwnj;ریزی دقیق قبلی صورت گرفته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نوشته کتاب خاطرات هاشمی &amp;quot;بعد از ظهر رای گرفتیم، عده حاضر ۱۹۰ نفر، رای در موافقت با عدم کفایت سیاسی ۱۷۷ رای و مخالف یک رای (متعلق به آقای صلاح الدین بیانی، نماینده خاف) و ممتنع ۱۲ رای. عده&amp;zwnj;ای از مخالفان هم نیامده بودند.&amp;quot; در آن زمان تعداد کل نماینده&amp;zwnj;های مجلس ۲۴۱ نفر بوده است. به این ترتیب آن عده&amp;zwnj;ای که نیامده بودند و در جلسه رای&amp;zwnj;گیری شرکت نکرده بودند شامل ۵۱ نفر از نمایندگان بودند. جلسه&amp;zwnj;های مجلس با کمتر از ۱۸۰ نماینده از رسمیت خارج می&amp;zwnj;شد. به این ترتیب اگر ۱۲ نفری که رای ممتنع دادند، در آن جلسه مجلس شرکت نکرده بودند، جلسه از رسمیت خارج می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب جناح حزب جمهوری در رقابت با بنی&amp;zwnj;صدر با استناد به اصل ۸۹ قانون اساسی بخش &amp;quot;عدم کفایت سیاسی رئیس&amp;zwnj;جمهور&amp;quot; توانست ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را از منصب رئیس جمهوری به پایین بکشد، سپس باقیمانده جناح او را از صحنه سیاسی خارج و در مرحله بعد کل آن جناح را به&amp;zwnj;طور فیریکی تارومار کند. این شکستی بزرگ برای جناح دوم بود، ولی دوئل قدرت بین بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی هنوز تمام نشده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عزل بنی&amp;zwnj;صدر- اول تیر ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روز اول تیر ۱۳۶۰ آیت&amp;zwnj;الله خمینی در جواب نامه اکبر هاشمی رئیس مجلس فقط نوشت: &amp;quot;ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی ۱۸ ماه قبل در روز ۱۵ بهمن ۵۸ از در مراسم تنفیذ بنی&amp;zwnj;صدر اعلام کرده بود که &amp;quot;اینجانب به موجب این حکم... ایشان را به این سمت منصوب نمودم. لکن تنفیذ و نصب اینجانب و رای ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران&amp;quot;. در مورد حکم خلع بنی&amp;zwnj;صدر دیگر حتی احتیاجی به اشاره به حق شرعی هم نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سه روند تاریخی در دو روز متوالی در انتهای بهار ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رخدادهای روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ اگرچه در دو روز پشت سر هم اتفاق افتادند، ولی رخداد&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj; دو روز به حداقل سه روند بسیار متفاوت مربوط بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند اول در روز ۳۰ خرداد اتفاق افتاد و آن به تظاهراتی مربوط بود که توسط مجاهدین سازماندهی شده بود. این روند ناشی از درگیری طولانی&amp;zwnj;مدت بین نیروهای سازمانی مجاهدین و نیروهای امنیتی و اجتماعی حکومتی (متحد با حزب جمهوری) بود. زمینه&amp;zwnj;های روند اول (درگیری بین مجاهدین و نیروهای حکومتی) قبل از ۲۲ بهمن سال ۵۷ وجود داشت، ولی این روند در عمل به دنبال قیام ۲۲ بهمن ۵۷ تسریع شده بود. سیاست&amp;zwnj;های جناح&amp;zwnj;های مختلف حاکمیت مبنی بر انحصار قدرت و تشکیل حصارهای اجتماعی بین خودی&amp;zwnj;ها و ناخودی&amp;zwnj;ها در تکوین روند اول نقش مهمی داشتند. مجاهدین در همه&amp;zwnj;پرسی فروردین سال ۱۳۵۸ در مورد تایید جمهوری اسلامی شرکت کردند؛ ولی حتی این عمل نیز کفایت نکرد تا آن&amp;zwnj;ها به داخل حلقه داخلی قدرت پذیرفته شوند. مجاهدین در همه&amp;zwnj;پرسی متن قانون اساسی جمهوری اسلامی در آذر سال ۱۳۵۸ شرکت نکردند و همین موضوع کفایت کرد تا نامزد آن&amp;zwnj;ها از شرکت در انتخابات اولین دوره رئیس&amp;zwnj;جمهوری کنار زده شود. در طول سال ۱۳۵۹ و بهار سال ۱۳۶۰ درگیری بین طرفداران مجاهدین و نیروهای حکومتی تشدید شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمینه درگیری&amp;zwnj;ها بین مجاهدین و نیروهای حکومتی در طول سال ۱۳۵۹ و بهار ۱۳۶۰ را به راحتی می&amp;zwnj;توان به رقابت&amp;zwnj;های داخل زندان&amp;zwnj;های شاه در نیمه اول دهه ۱۳۵۰ و حتی قبل از آن یافت. به تعبیری &amp;quot;نطفه درگیری&amp;zwnj;های روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در زندان&amp;zwnj;های شاه بسته شده بود&amp;quot;. این نقطه&amp;zwnj;نظر از طرف برخی فعالان در تظاهرات و درگیری&amp;zwnj;های روز ۳۰ خرداد ۶۰ در صفحه ویژه وب&amp;zwnj;سایت بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی نیز تایید شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فراموش نکنیم که سه نفر پایه&amp;zwnj;گذاران سازمان مجاهدین از اعضای قبلی سازمان نهضت آزادی در سال&amp;zwnj;های ابتدایی دهه ۱۳۴۰ بودند. این سه تن در میانه دهه ۴۰ و به دنبال زندانی شدن رهبران نهضت آزادی توسط دادگاه&amp;zwnj;های شاه، از سازمان نهضت آزادی جدا شده بودند و تشکیلاتی مخفی و با هدف اقدام&amp;zwnj;های مسلحانه را به وجود آوردند. نهضت آزادی از ابتدا تفکری متفاوت از جناح سنتی مذهبی داشت و تشکیل سازمان مجاهدین بر پایه فاصله&amp;zwnj;گیری از روحانیت سنتی صورت گرفته بود. تفکرات روحانیت سنتی در طول سال&amp;zwnj;های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ خود را در حزب جمهوری و متحدانش نشان داد. به همین ترتیب پایه&amp;zwnj;های فکری سازمان مجاهدین از ابتدای تشکیل در میانه دهه ۱۳۴۰ اختلاف&amp;zwnj;های عمیقی با ساختار&amp;zwnj;های فکری جناح روحانیت سنتی داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش دیگری از اختلاف بین مجاهدین و حکومت در طول سال&amp;zwnj;های بعد از انقلاب مربوط به رقابت در داخل زندان&amp;zwnj;های شاه بین رهبران مجاهدین و رهبران گروه هیئت&amp;zwnj;های موتلفه (یکی از نیروهای متحد حزب جمهوری) بود. روند این رقابت بین مجاهدین و هیئت موتلفه که از دوران پیش از انقلاب (بین سال&amp;zwnj;های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷) در زندان&amp;zwnj;های شاه شروع شد و ادامه یافت موضوعی بسیار پیچیده است که تاکنون کمتر مورد بررسی عمیق قرار گرفته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر صورت با روندی که این رقابت&amp;zwnj;ها در دوران بعد از انقلاب (بعد از بهمن سال ۱۳۵۷ تا بهار ۱۳۶۰) طی کرده بودند، با نگاهی به گذشته دیده می&amp;zwnj;شود که احتمال درگیری&amp;zwnj;های خونین بین این دو جریان مذهبی- سیاسی یعنی جناح سنتی و مجاهدین هر روز بیشتر می&amp;zwnj;شد، اگر نگوییم که از ابتدا اجتناب&amp;zwnj;ناپذیر شده بود. تظاهرات سازماندهی شده در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد تبلور این سابقه&amp;zwnj;های تاریخی قبلی بود. از منظر نظری این درگیری ناشی از نظرات خاص بنیانگذاران سازمان مجاهدین و نظرات خاص هیئت موتلفه و حزب جمهوری بود. به این ترتیب موضوع تظاهرات روز ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ سرآغازی بر خونریزی&amp;zwnj;های بسیار شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند دوم مربوط به خلع بنی&amp;zwnj;صدر از رئیس&amp;zwnj;جمهوری در روز ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ بود. خلع بنی&amp;zwnj;صدر در ادامه درگیری در داخل ساختار قدرت بود که شروع عملی آن به نیمه آبان ۵۸ و موضوع ادغام دولت در شورای انقلاب برمی&amp;zwnj;گردد. در نیمه آبان سال ۱۳۵۸ شورای انقلاب ساختار دولت (قوه اجرایی) و در داخل خود ادغام کرد و به این ترتیب اعضای شورای انقلاب اصل &amp;quot;تقسیم قوا&amp;quot; که تمامی دولت&amp;zwnj;های جدید، بر آن متکی هستند را نقض کردند. بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر در آن زمان هر دو عضو شورای انقلاب بودند و به دنبال جذب ساختار دولت در داخل شورای انقلاب خیلی سریع در داخل این ساختار جدید رشد کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ساختار&amp;zwnj;های نوین حکومت، برخلاف ساختار&amp;zwnj;های قدیمی، حکومت به سه قوه مستقل از هم تقسیم می&amp;zwnj;شود که شامل قوه&amp;zwnj;های اجرایی (دولت)، قوه قضایی (دادگستری) و قوه قانونگذاری (مجلس) می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود. به این صورت هر قوه عملکرد دو قوه دیگر را در تعادل قرار می&amp;zwnj;دهد. تجربه تاریخی کشور&amp;zwnj;های بسیاری، از جمله تجربه تاریخی ایران در بعد از انقلاب مشروطه، نشان داد که عدم وجود چنین ساختاری در حکومت مبتنی بر سه قوه متعادل در درازمدت به ویرانی ساختار حکومت منجر می&amp;zwnj;شود. تجربه عملکرد شورای انقلاب در فاصله نیمه آبان ۵۸ تا آخر بهار ۱۳۶۰ تجربه دیگری بر اثبات&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قانون بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب می&amp;zwnj;توان ادعا کرد که بذر خلع روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در روز ۱۵ آبان ۱۳۵۸ کاشته شد، ولی این بذر برای رشد احتیاج به شرایط خاص داشت که در عمل با انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری در بهمن ۱۳۵۸ و مجلس اول در اسفند ۱۳۵۸/ اردیبهشت ۱۳۵۹ به وجود آمد. در این میان عملکرد&amp;zwnj; خاص آیت&amp;zwnj;الله خمینی، بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت شرایط آن گسست تاریخی را به وجود آوردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع نهی آیت&amp;zwnj;الله خمینی از شرکت بهشتی در انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری و به دنبال آن پیروزی سهل بنی&amp;zwnj;صدر در انتخابات اولین دوره رئیس جمهوری (در بهمن ۵۸) به تنش بین این دو گروه در داخل ساختار قدرت افزود. با تشکیل مجلس اول (در تیر ۱۳۵۹) و توانایی حزب جمهوری به کسب اکثریت در مجلس اول، به این تنش افزوده شد. این بحران در طول سال ۱۳۵۹ آرام آرام رشد کرد. حمایت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این مدت برای ادامه سیاست مقابله تقابلی سبب دوام این ساختارشده بود، ولی در بهار سال ۱۳۶۰ رویه عملکرد مقابله تقابلی با بحران روبه&amp;zwnj;رو شد و این روند در ادامه خود به لغو حکم فرماندهی کل نیروی&amp;zwnj;های مسلح (قوا) از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی در روز ۲۰ خرداد سال ۱۳۶۰ منجر شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با نگاهی به گذشته دیده می&amp;zwnj;شود که با ترکیب مجلس اول، درگیری بین جناح&amp;zwnj;های بنی صدر و حزب جمهوری قابل پیش&amp;zwnj;بینی بود. از منظر نظری این روند درگیری ناشی از تقابل دستگاه ذهنی موسوم به &amp;quot;اندیشه راهنمای&amp;quot; بنی&amp;zwnj;صدر و نظرهای &amp;quot;فقهی در مکتب اصولی&amp;quot; مسلط بر حوزه&amp;zwnj;های علمیه و حزب جمهوری بود. روند موازنه تقابلی، در رده دوم قدرت که در نیمه آبان ۱۳۵۸ شروع شده بود، در عمل در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ با خلع بنی&amp;zwnj;صدر از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری نهایی شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند سوم اشتباه تاکتیکی حزب جمهوری بود که بعد از تصویب دو فوریت استیضاح بنی&amp;zwnj;صدر، در روز سه شنبه ۲۶ خرداد ۶۰ پی&amp;zwnj;گیری خود طرح را متوقف کرد. رهبری مجلس احتمالاً در آن مقطع امید داشت که بنی&amp;zwnj;صدر خود استعفا دهد و با استعفای او از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری موضوع خلع او خاتمه پیدا کند. این اشتباه تاکتیکی رهبری مجلس فرصت مناسب را در اختیار مجاهدین قرار داد تا بتوانند نیروهای خود را تجدید آرایش کنند و تظاهراتی را به بهانه خلع بنی&amp;zwnj;صدر در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد سازماندهی کنند. باید تاکید کرد این بررسی حاضر (قسمت بیست سوم از مجموعه سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز) در مورد حقانیت در عمل استیضاح بنی&amp;zwnj;صدر نیست، بلکه این بررسی تاریخی در مورد بررسی نحوه عملکرد&amp;zwnj;های اجرایی تمامی بازیگران اصلی در آن تاریخ است. در بررسی&amp;zwnj;های تاریخی باید صریح بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهبری مجلس به امید استعفای بنی&amp;zwnj;صدر در عمل بررسی طرح دو فوریتی را متوقف کرد و با این خطای خود زمینه را برای تعرض مجاهدین فراهم آورد. آن خطای رهبری مجلس امکانی را فراهم آورد تا دو جریان موازی خلع بنی&amp;zwnj;صدر و درگیری ایدئولوژیک بین مجاهدین و متحدان حزب جمهوری در هم تنیده شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با نگاهی به گذشته دیده می&amp;zwnj;شود که در بهار ۱۳۶۰ روند&amp;zwnj;های اول و دوم، مستقل از هم، در مسیر بحران سیر می&amp;zwnj;کردند. این دو روند شامل اختلاف&amp;zwnj;های بنی صدر و حزب جمهوری بر سر تسلط بر ساختار قدرت و اختلاف&amp;zwnj;های عمیق و استراتژیک مجاهدین و جناح سنتی حاکمیت به رهبری حزب جمهوری بود. اشتباه تاکتیکی- عملیاتی رهبری مجلس و حزب جمهوری در وقفه در رای&amp;zwnj;گیری طرح استیضاح در نیمه دوم هفته ۲۵ خرداد ۶۰ امکان تلاقی این دو روند را به وجود آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا قبل از سال ۱۳۵۹ بنی&amp;zwnj;صدر و رهبری مجاهدین دو مسیر متفاوت را دنبال می&amp;zwnj;کردند، ولی همسویی آن&amp;zwnj;ها از ابتدای سال ۱۳۵۹ شروع شده بود. اتحاد تاکتیکی آن&amp;zwnj;ها از ابتدای بهار ۱۳۶۰ که در دو جریان متفاوت با یک دشمن مشترک (یعنی حزب جمهوری و متحدانش) در گیر بودند آن&amp;zwnj;ها را در کنار هم قرار داد. بنی&amp;zwnj;صدر و رجوی در رقابت با دشمن مشترک، یعنی جناح حزب جمهوری اسلامی، مصلحت را در یک اتحاد تاکتیکی دیدند؛ اگرچه بین بنی&amp;zwnj;صدر و رهبر مجاهدین رجوی نقطه مشترک عمده&amp;zwnj;ای وجود نداشت. رجوی و بنی&amp;zwnj;صدر در نظر و عمل، نقطه&amp;zwnj;های مشترک زیادی با هم نداشتند. شاید مهم&amp;zwnj;ترین نقطه اشتراک این دو نفر &amp;quot;خودمحوری&amp;quot; هر دو نفر بود. با وجود آن که این اتحاد مصلحتی بین آن دو نفر برای کوتاه&amp;zwnj;مدت به صورت خانوادگی هم درآمد، ولی اتحادشان دوامی نیافت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گسست (انفجار) در ساختار قدرت یا کودتا؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی نوشته&amp;zwnj;ها از موضوع بحران و درگیری&amp;zwnj;های سیاسی در نیمه دوم خرداد ۶۰ را به عنوان &amp;quot;کودتا&amp;quot; یاد کرده&amp;zwnj;اند. کودتا (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Coup d&#039;&amp;eacute;tat&lt;/span&gt;) واژه&amp;zwnj;ای است که از زبان فرانسه وارد زبان فارسی شده است. در ابتدا اجازه بدهید معنی دقیق این واژه را در سه زبان مهم اروپایی بررسی کنیم. منبع هر سه تعریف از دانشنامه ویکیپدیا گرفته شده است که متن&amp;zwnj;های ارائه شده توسط نویسندگان گوناگون ارائه، تدوین و ویرایش می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واژه کودتا به زبان فرانسوی به صورت زیر تعریف شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Un &lt;b&gt;coup d&amp;rsquo;&amp;Eacute;tat&lt;/b&gt; est un renversement du pouvoir par une personne investie d&#039;une autorit&amp;eacute;, de fa&amp;ccedil;on ill&amp;eacute;gale et souvent brutale. On le distingue d&#039;une r&amp;eacute;volution en ce que celle-ci est populaire. Le &lt;i&gt;putsch&lt;/i&gt; est un coup d&#039;&amp;Eacute;tat r&amp;eacute;alis&amp;eacute; par la force des armes.&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واژه کودتا در زبان انگلیسی، که مشابه زبان فارسی مطابق شکل فرانسوی آن تلفط و نوشته می&amp;zwnj;شود، به صورت زیر تعریف شده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;A &lt;b&gt;coup d&#039;&amp;eacute;tat&lt;/b&gt; is the sudden, extrajudicial deposition of a government&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; usually by a small group of the existing state establishment&amp;mdash;typically the military&amp;mdash;to replace the deposed government with another body; either civil or military.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واژه &amp;quot;پوش&amp;quot; در زبان آلمانی همان معنی کودتا در زبان فرانسوی را می&amp;zwnj;دهد و به صورت زیر تعریف شده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Ein &lt;b&gt;Putsch&lt;/b&gt; (auch &lt;b&gt;Staatsstreich&lt;/b&gt; oder &lt;b&gt;Coup d&#039;&amp;Eacute;tat&lt;/b&gt; genannt, s. u.) ist eine &amp;uuml;berraschende, meist gewaltsame Aktion einer kleineren Gruppierung von Staatsorganen (meistens Milit&amp;auml;r) mit dem Ziel, die Regierung zu st&amp;uuml;rzen und die Macht im Staat zu &amp;uuml;bernehmen.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر سه زبان عمده اروپایی (و البته مشابه آن تعریف&amp;zwnj;ها در تعدادی زبان دیگر) کودتا یعنی تغییر سریع و فراقانونی یک حکومت، معمولا از طریق بخش&amp;zwnj;های کوچکی در ساختار نیروهای دولتی موجود (معمولاً نظامی) و تغییر و جایگزینی حکومت موجود به حکومتی جدید. با توجه به تعریف&amp;zwnj;های بالا از واژه کودتا، دیده می&amp;zwnj;شود که عملکرد بحران سیاسی در آخر بهار سال ۱۳۶۰ از نوع کودتا نبود، مگر آن که واژه کودتا در این مورد به صورت استعاره&amp;zwnj;ای به کار برده شود. از طرف دیگر تعریف کلاسیک از کودتا به خوبی در مورد عملکرد واقعه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تبیین می&amp;zwnj;شود. آن واقعه کودتایی به رهبری بخش کوچکی از ارتش علیه حکومت قانونی دکتر مصدق بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بحران نهایی در ساختار قدرت در آخر بهار ۱۳۶۰ حاصل روندی تدریجی بود که از پاییز سال ۵۸ شروع شده بود و مرحله به مرحله حاد&amp;zwnj;تر شده بود تا در مرحله نهایی در ۳۱ خرداد سال ۶۰ به گسست و سپس انفجار در ساختار قدرت منجر شد. آشکار است که واژه انفجار در این مورد به صورت استعاره&amp;zwnj;ای به کار می&amp;zwnj;رود. موضوع تظاهرات سرکوب شده مجاهدین در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که در روزهای اخر این بحران به صورت موازی آن صورت گرفت مربوط به روندی متفاوت بود که وجود آن و رخدادهای بعد از آن به پیچیدگی این ماجرا افزوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بحران عمیق و گسترده سیاسی ناشی از دوئل قدرت، همانطور که روند تکوین ساختار قدرت از آذر سال ۵۸ تا آخر خرداد ۶۰ به بعد را بررسی کردیم، ناشی از جنگ قدرت بین دو گروه در داخل&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ساختار حکومتی صورت گرفت. این درگیری در ساختار قدرت از زمان ادغام دولت در شورای انقلاب در پاییز سال ۱۳۵۸ تسریع شد. این اولین مورد از تقابل در ساختار&amp;zwnj;های متمرکز قدرت نبود؛ بلکه سابقه&amp;zwnj;ای تاریخی و طولانی دارد. بررسی&amp;zwnj;های تاریخی، حتی از زمان رم باستان، نشان می&amp;zwnj;دهد که تمرکز&amp;zwnj;های قدرت در ساختار سیاسی به بحران منجر شده&amp;zwnj;اند. شکل&amp;zwnj;های معمول حکومت در دموکراسی&amp;zwnj;های غربی بر پایه تقسیم قوای سه&amp;zwnj;گانه و کنترل هر قوه بر دو قوه دیگر با توجه به همین سابقه&amp;zwnj;های تاریخی به وجود آمده&amp;zwnj;اند. ادغام تمامی ساختار دولت در داخل شورای انقلاب در نیمه آبان سال ۱۳۵۸، با توجه به تعریف بالا، زمینه این بحران، تقابل و انفجار در آخر سال ۱۳۶۰ را ساخت. از طرف دیگر حذف جناحی نیمه آبان سال ۵۸ که به سقوط دولت موقت منجر شد، به این تعبیر استعاره&amp;zwnj;ای، بیشتر به یک کودتا شبیه بود. حذف جناحی نیمه آبان سال ۱۳۵۸ و شرایط آن کودتا علیه دولت موقت کمتر مورد بررسی تاریخی قرار گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع کودتا برای بحران آخر خرداد سال ۶۰ (به معنی عینی کلمه کودتا) به&amp;zwnj;طور عمده از طرف گروه&amp;zwnj;هایی مطرح و دامن زده شده است که انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری بهمن ۵۸ را بدون گزینش و کاملاً آزاد اعلام کردند. اینک آشکار است که هر دو ادعا (یعنی انتخابات کاملاً آزاد در اولین دوره رئیس جمهوری در بهمن ۱۳۵۸ و نیز کودتای خرداد ۱۳۶۰) بدون مبنای تاریخی صورت گرفته&amp;zwnj;اند. این ادعا&amp;zwnj;های بدون پایه تاریخی به صورت ادعا&amp;zwnj;های جناحی ناشی از پارادوکس&amp;zwnj;های ذهنی- اجرایی جناح دوم صورت گرفته&amp;zwnj;اند. برخی دیگر از آن پارادوکس&amp;zwnj;های ذهنی و عملی جناح دوم در بخش مربوط به &amp;quot;انقلاب فرهنگی&amp;quot; بررسی شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;انتهای دوران سوم و ابتدای دوران چهارم &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با عزل ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در آخر بهار سال ۱۳۶۰ در عمل دوران سوم این بررسی (مقابله تقابلی) که از پاییز ۵۸ شروع شده بود، خاتمه یافته است. دوران چهارم شامل دوره بین ابتدای تیر تا آخر بهمن ۶۰ است. این دورانی بسیار پیچیده است که شاهد تعویض چندین رئیس&amp;zwnj;جمهوری و نخست&amp;zwnj;وزیر است. این نوشته با مروری کوتاه بر این دوران ادامه پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شروع تصفیه خونین- تابستان۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شمار بسیار زیادی به دنبال تظاهرات سازمان&amp;zwnj;یافته توسط مجاهدین در روز ۳۰ خرداد دستگیر شدند که تعداد قابل توجهی از آن&amp;zwnj;ها هم خیلی سریع اعدام شدند. برخی از کشته&amp;zwnj;ها یا اعدامی&amp;zwnj;ها حتی کمتر از ۱۵ سال داشتند. برخی از این نوجوانان&amp;zwnj;ها حتی بدون تشخیص هویت اعدام شدند و سپس عکس آن&amp;zwnj;ها جهت احراز هویت چاپ شد تا خانواده&amp;zwnj;ها برای تحویل گرفتن&amp;zwnj;شان اقدام کنند. آگهی زیر در صفحه اول اطلاعات روز یکم تیر سال ۱۳۶۰ بخشی از این روایت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;403&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tir-60-main.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متن آگهی: &amp;quot;دعوت دادستانی انقلاب از اولیاء دستگیرشدگان- صبح امروز از سوی روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز در رابطه با مجرمینی که جریانات ضد انقلابی اخیر دستگیر شده و حکم دادگاه در باره آنها صادر و اجرا شده، اطلاعیه&amp;zwnj;ای به شرح زیر صادر شد: به اطلاع خانواده&amp;zwnj;های محترمی که فرزندانشان در جریانات ضد انقلابی اخیر تهران دستگیر شده و حکم دادگاه در باره آنها صادر و اجرا شده می&amp;zwnj;رساند لطفا با در دست داشتن شناسنامه عکس دار خود و فرزندانشان که عکس آنها در این جا چاپ شده به دفتر مرکزی زندان اوین مراجعه کرده وفرزندانشان را تحویل بگیرند. روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز. لازم به یادآوری است که اسامی صاحبان عکس مشخص نشده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تقابل جناحی در داخل ساختار قدرت ایران در اخر خرداد ۱۳۶۰ به راحتی تقابل جناحی در نیمه پاییز ۱۳۵۸ (که شامل سقوط کابینه بازرگان شد) صورت نگرفت. همزمانی دو بحران خرداد ۶۰ به درگیری&amp;zwnj;های خونین و سرکوب&amp;zwnj;های گسترده در تمامی سطح جامعه صورت گرفت و در عمل به خشونتی بسیار عمیق منجر شد که زخم&amp;zwnj;های ان بر پیکر جامعه ما هنوز التیام نیافته است. بررسی این موضوع&amp;zwnj;ها احتیاج به نوشته&amp;zwnj;ای مستقل دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بعد از عزل- تابستان ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عزل از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری پایان کاربنی&amp;zwnj;صدر نبود. بنی&amp;zwnj;صدر از روز ۲۵ خرداد سال ۱۳۶۰ مخفی و منزوی شده بود. از این زمان ارتباط&amp;zwnj;های او با سازمان مجاهدین به صورت منسجم&amp;zwnj;تری در آمد. ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در این زمان در انزوا به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد. در این موقعیت سازمان مجاهدین او را به زیر چتر امنیتی خود داد و حتی او را در مقر مخفی اشرف ربیعی (یکی از رهبران آن سازمان) جای داده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنی&amp;zwnj;صدر، در روز هفتم مرداد ۱۳۶۰، موفق شد با کمک مستقیم مجاهدین با استفاده از یک هواپیمای تانکر نیروی هوایی از ایران بگریزد. این برنامه هم با برنامه&amp;zwnj;ریزی مجاهدین و با هدایت مستقیم مسعود رجوی صورت گرفت. هر دو نفر موفق شدند که از ایران بگریزند و در فرانسه پناه بگیرند. نحوه اجرای این برنامه فرار در منابع دیگر و به صورت&amp;zwnj;های متفاوت بررسی شده است. از تکرار آن&amp;zwnj;ها در این جا خودداری می&amp;zwnj;شود. بنی&amp;zwnj;صدر همراه با مجاهدین، با یک تصور فرضی که هر دو خیلی سریع به قدرت باز خواهند گشت، در تابستان ۶۰ برنامه&amp;zwnj;های مشترکی را در فرانسه شروع کردند. به عنوان بخشی از این برنامه تصوری، بنی&amp;zwnj;صدر رئیس جمهور بدون ولایت فقیه شد. او از این موقعیت رجوی را به نخست&amp;zwnj;وزیری خود برگزید. این برنامه هیچگاه عملی نشد. کوتاه مدت زمانی بعد ارتباط بین بنی&amp;zwnj;صدر و رجوی مجاهدین گسسته شد و این دو به&amp;zwnj;طور کامل از هم جدا شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از مرداد ۶۰ در فرانسه زندگی کرده است؛ کشوری که اقامتگاه او بین سال&amp;zwnj;های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ نیز بود. به این ترتیب اقامت ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در ایران از بهمن ۱۳۵۷ تا مرداد ۱۳۶۰ فقط مدت دو سال و نیم طول کشید. اقامت کوتاه&amp;zwnj;مدت او در ایران با رشدی نجومی و سقوطی نافرجام همراه بود. بررسی تطبیقی عملکرد&amp;zwnj;های سیاسی آقای بنی&amp;zwnj;صدر در سه دوره فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی او، یعنی قبل از سال ۱۳۵۷ (در پاریس)، در فاصله سال&amp;zwnj;های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ (در تهران) و بعد از سال ۱۳۶۰ (مجدداً در پاریس) خود نوشته&amp;zwnj;های مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنی&amp;zwnj;صدر اخیراً در یک مصاحبه در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ (با عنوان کنفرانس گوادالوپ) خود را یکی از چهار فرد محبوب&amp;zwnj; در تاریخ ایران می&amp;zwnj;داند. سه نفر دیگر عبارتند از قائم مقام فراهانی، امیرکبیر و مصدق. مسابقه&amp;zwnj;های محبوبیت در بین اشخاص تاریخ ایران همچنان در پاریس هم برقرار مانده&amp;zwnj; است. بنی صدر در تاریخ اول مرداد ۵۹ خود را محبوب&amp;zwnj;تر از مصدق می&amp;zwnj;دانست و اینک در یک مسابقه تاریخی محبوبیت او شانه به شانه امیرکبیر و قائم مقام می&amp;zwnj;ساید. رده&amp;zwnj;بندی از ترتیب موقعیت نفرات اول تا چهارم در این مسابقه محبوبیت تاریخی هنوز ارائه نشده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بهشتی و مرحله نهایی دوئل در ساختار قدرت- تابستان ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک شورای موقت برای سرپرستی وظایف رئیس&amp;zwnj;جمهوری به&amp;zwnj;طور رسمی در روز دوم تیر ۱۳۶۰تشکیل شد، اگرچه این شورا به دنبال مخفی شدن بنی&amp;zwnj;صدر در روز ۲۵ خرداد و در عمل تشکیل شده بود. اعضای شورای موقت برای سرپرستی وظایف رئیس&amp;zwnj;جمهوری عبارت بودند از آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (رئیس دیوان عالی کشور)، اکبر هاشمی (رئیس مجلس) و محمدعلی رجایی (نخست وزیر). در اول تابستان ۱۳۶۰ بسیاری فکر می&amp;zwnj;کردند که دوئل قدرت بین بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی که در نیمه آبان ۵۸ با ادغام دولت در شورای انقلاب شروع شده بود، بعد از کش و قوس&amp;zwnj;های زیاد بالاخره با پیروزی بهشتی به انتها رسیده است. یک هفته بعد همه آن&amp;zwnj;ها ارزیابی&amp;zwnj;های خود را تغییر دادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در غروب روز یکشنبه هفتم تیر ۱۳۶۰ انفجاری بزرگی در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در نزدیکی میدان بهارستان به وقوع پیوست. این انفجار به کشته شدن آیت&amp;zwnj;الله بهشتی و تعداد زیادی از رهبران حزب جمهوری که در عین حال از مدیران ارشد حکومت هم بودند، منجر شد. در اثر این انفجار تقریباً سر ساختار رهبری حزب جمهوری زده شد. به این ترتیب مرحله نهایی دوئل در ساختار قدرت پایانی متفاوت یافت. این بازی قدرتی در نهایت به صورت یک دوئل ناکام برای هر دو حریف درآمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انفجار دیگری در روز هشتم شهریور سال ۱۳۶۰ در ساختمان نخست&amp;zwnj;وزیری به کشته شدن تعدادی دیگری از مدیران رده بالای حکومت، از جمله محمدعلی رجایی انجامید که بعد از بنی&amp;zwnj;صدر خود رئیس&amp;zwnj;جمهور شده بود. این دو انفجار تاثیری بسیار عمیق بر ساختار&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی ایران گذاشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فاز نظامی- تابستان و پاییز ۱۳۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه قبل از ۳۰ خرداد ۶۰ هم درگیری&amp;zwnj;های پراکنده متعددی بین نیروهای حکومتی و مجاهدین صورت گرفته بود، ولی بعد از تظاهرات سرکوب شده روز ۳۰ خرداد ۶۰ مجاهدین به طور تمام عیار وارد فاز نظامی شدند. به این ترتیب سازمان&amp;zwnj;های دیگر مخالف جمهوری اسلامی نیز بعد از ۳۰ خرداد به فاز نظامی کشیده شدند. در طول تابستان ۶۰ درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه شهری بین نیروهای امنیتی حکومتی و اعضای گروه&amp;zwnj;های مخالف به خصوص مجاهدین ادامه یافت. آمار کشته&amp;zwnj;ها و اعدامی&amp;zwnj;ها هر روز بالاتر می&amp;zwnj;رفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشکارا این رخداد&amp;zwnj;ها همگی تحت تاثیر قیام مسلحانه ۲۲ بهمن ۵۷ و نتایج مستقیم آن از جمله توزیع وسیع اسلحه بودند. بدون خاطره ۲۲ بهمن ۵۷ و بدون دسترسی به آن مقدار سلاح توزیع شده در آن روز مشکل بتوان تصور کرد که طرحی مثل تظاهرات روز ۳۰ خرداد ۶۰ و درگیری&amp;zwnj;های نظامی بعد از آن از ذهن کسی می&amp;zwnj;گذشت، ولی شورش ۲۱ بهمن و قیام روز ۲۲ بهمن ناشی از عملکرد شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی بود. این حرکت&amp;zwnj;های اجتماعی و به صورت سازمان اداری از قبل برنامه&amp;zwnj;ریزی و طراحی نشده بودند که بتوان آن&amp;zwnj;ها را به صورت مکانیکی بازسازی کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجاهدین در روز پنجم مهر سال ۱۳۶۰ به اجرای یک تظاهرات مسلحانه برنامه&amp;zwnj;ریزی شده وسیع در سطح شهر تهران اقدام کردند. این تظاهرات مسلحانه به واقع ادامه تظاهرات روز ۳۰ خرداد ۶۰ بود. انتخاب روز پنجم مهرماه برای تظاهرات مسلحانه احتمالا به این دلیل بود که در ابتدای مهرماه مدارس باز شده بودند و این موضوع امکان شرکت دانش&amp;zwnj;آموزان در تظاهرات را فراهم می&amp;zwnj;آورد. در سال ۱۳۵۷ هم بعد از بازگشایی مدارس و شرکت فعال دانش&amp;zwnj;آموزان روند انقلاب شدت گرفت. در مهر سال ۱۳۶۰ هیچ دانشگاهی فعال نبود؛ به این دلیل که به دنبال برنامه انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ تمام دانشگاه&amp;zwnj;ها تعطیل بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تظاهرات مسلحانه روز پنجم مهر سال۶۰ هم بر پایه کپی مکانیکی از قیام مسلحانه روز ۲۲ بهمن ۵۷ برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بود. به این ترتیب تصویر قیام بهمن ۵۷ دوباره خود را نشان داد. این تظاهرات مسلحانه هم به قیامی عمومی منجر نشد. آن تظاهرات مسلحانه نیز با شدت سرکوب شد و در پی آن تعداد زیادی کشته و اعدام شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سعی در تکرار رخدادهای بهمن ۵۷ منحصر به مجاهدین نبود. &amp;quot;سازمان اتحادیه کمونیست&amp;zwnj;ها&amp;quot; هم تحت تاثیر شورش و قیام مسلحانه بهمن ۵۷، سعی کرد در هفته اول بهمن ۱۳۶۰ شورشی را در جنگل&amp;zwnj;های نزدیک به آمل سازماندهی کند. این شورش هم منجر به قیامی شبیه به بهمن ۵۷ نشد. شورش جنگل&amp;zwnj;های آمل هم به شدت سرکوب شد و تعداد زیادی از افراد شرکت&amp;zwnj;کننده در آن کشته یا کوتاه مدتی بعد اعدام شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درگیری&amp;zwnj;های مجاهدین با نیروهای امنیتی حکومت در پاییز و زمستان سال ۶۰ ادامه پیدا کرد. در روز ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ مخفی&amp;zwnj;گاه مرکزیت مجاهدین در منطقه زعفرانیه تهران که از مدتی قبل شناسایی شده بود، مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفت که ضمن یک درگیری طولانی چند ساعته حدود ۲۰ نفر از اعضای برجسته مجاهدین از جمله کادرهای بالایی مثل موسی خیابانی و اشرف ربیعی کشته شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پایان پس&amp;zwnj;انقلاب- بهمن ۱۳۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فاصله دی ۵۷ تا بهمن ۶۰ فقط سه سال بود؛ ولی این سه سال شاهد حوادث شگفتی در تاریخ اخیر بودند. پایان بهمن سال ۱۳۶۰ را می&amp;zwnj;توان پایان دوره پس&amp;zwnj;انقلاب در ایران دانست. به این ترتیب فضای سیاسی ایران که در آغاز سال ۱۳۵۶ و به دنبال برنامه &amp;quot;فضای باز سیاسی&amp;quot; شاه به صورت چند قطبی در آمده بود، از اسفند۱۳۶۰ دوباره به صورت تقریباً تک&amp;zwnj;قطبی در آمد. می&amp;zwnj;توان ادعا کرد که حصار اجتماعی بلندی که بین خودی&amp;zwnj;ها و ناخودی&amp;zwnj;ها در اجتماع به وجود آمد، درگیری&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;پایان در ساختار قدرت و همنیطور شروع جنگ عراق علیه ایران و درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه سازمان&amp;zwnj;های سیاسی که همگی ناشی از ارزیابی نادرست از قیام بهمن ۵۷ سازماندهی شده بودند، به تشکیل این فضای تک قطبی بسیار کمک کردند. این فضای تک قطبی برای دوره&amp;zwnj;ای بیشتر از یک دهه دوام یافت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از سرکوب خونین مخالفان داخلی در طول سال ۱۳۶۰ سیر تقریباً تمامی حوادث در داخل به برنامه&amp;zwnj;ها و سیاست&amp;zwnj;های حکومت بستگی پیدا کرد. در انتهای سال ۱۳۶۰ در داخل کشور جوشش انقلاب دیگر کمتر موضوع روز بود، ولی تاثیر انقلاب در جبهه خارجی تازه شروع شده بود. این موضوع خود نیاز به بررسی مستقلی دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه&lt;/strong&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;بخش هژدهم: جدال بر سر تعیین نخست وزیر &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot;&gt;بخش نوزدهم: شورای انقلاب (قسمت اول) &amp;ndash; آبان ۵۷ تا بهمن ۵۷&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/5984/edit&quot;&gt;بخش بیستم: شورای انقلاب، قسمت دوم، بهمن ۵۷ تا تیر&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/21/6377&quot;&gt;بخش بیست و یکم: حمله عراق به ایران- پاییز ۵۹&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/09/19/7060&quot;&gt;بخش بیست و دوم: گسست ساختار قدرت در بهار ۶۰ &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;*ای میل نویسنده:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;sahab.sepehri1@gmail.com&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/01/7339#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4020">آیت‌الله بهشتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4022">ابوالحسن بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6250">استیضاح بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1597">اکبر هاشمی رفسنجانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6249">خلع بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2251">سازمان مجاهدین خلق</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4023">محمدعلی رجایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6248">۳۰ خرداد سال ۶۰</category>
 <pubDate>Sat, 01 Oct 2011 20:19:42 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7339 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جدال بر سر تعیین نخست وزیر-تابستان ۵۹</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش هژدهم از سه روز تاریخساز         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;264&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/photo391_1.jpg?1311525596&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سحاب سپهری-جدال بر سر تعیین نخست&amp;zwnj;وزیر در میانه تابستان سال ۵۹ پیش آمد و سبب شد که اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت عمق و شدت بیشتری بگیرند. مجلس اول که در ابتدای تابستان ۵۹ تشکیل شده بود، زمینه را برای جدال جناحی فراهم آورده بود. به این ترتیب انقلاب فرهنگی اول، حادثه طبس، کشف کودتای معروف به نوژه، تشکیل مجلس اول و جدال بر سر تعیین نخستوزیر رخدادهای مهم نیمه اول سال ۵۹ را تشکیل دادند. حمله عراق به ایران و شروع جنگ هشتساله مهمترین رخداد در نیمه دوم سال ۵۹ بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تشکیل مجلس اول- تابستان ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اجازه بدهید به موضوع انتخابات برای مجلس اول برگردیم که به دنبال انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری انجام شد. انتخابات مجلس اول، بر اساس مصوبه شورای انقلاب، به صورت دو مرحله&amp;zwnj;ای صورت گرفت. در روش انتخابات دو مرحله&amp;zwnj;ای در مرحله اول کسانی انتخاب می&amp;zwnj;شوند که بیشتر از نیمی از آرا را به دست آورده باشند. افرادی که کمتر از نیمی از آرا را در اختیار دارند مجدداً در انتخابات مرحله دوم شرکت می&amp;zwnj;کنند. اکثریت در انتخابات دو مرحله&amp;zwnj;ای به واقع دوبار رای می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نحوه رای&amp;zwnj;گیری در داخل شورای انقلاب در مورد تصویب دو مرحله&amp;zwnj;ای شدن انتخابات مجلس اول برای جامعه روشن نشد، به این ترتیب مشخص نشد کدام اعضای شورای موافق و کدام مخالف دو مرحله&amp;zwnj;ای کردن انتخابات مجلس اول بودند. در پایان فقط تصمیم نهایی شورای انقلاب در مورد دو مرحله&amp;zwnj;ای بودن آن انتخابات اعلام شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرحله اول انتخابات مجلس در ۲۴ اسفند ۵۸ و مرحله دوم در ۱۹ اردیبهشت ۵۹ انجام شد. روش&amp;zwnj;های آشکار و نهان به کار رفته برای خارج کردن رقبا از صحنه&amp;zwnj; انتخابات بازهم توسعه یافت و در انتخابات مجلس اول در سال ۵۹، به سطح&amp;zwnj;های جدید عملکرد خود رسید. دومرحله&amp;zwnj;ای کردن انتخابات مجلس یکی از آشکار&amp;zwnj;ترین رویه&amp;zwnj;های علنی برای حذف نامزد&amp;zwnj;های مستقل بود، ولی حذف نامزدهای مستقل شامل رویه&amp;zwnj;های دیگری هم می&amp;zwnj;شد. در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت هیچ نماینده&amp;zwnj;ای به غیر از خودی&amp;zwnj;های آن زمان نتوانست وارد مجلس اول شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حزب جمهوری اسلامی در انتخابات مجلس اول با سازماندهی تازه&amp;zwnj;ای وارد میدان شد. سازماندهی جدید حزب جمهوری برای انتخابات مجلس اول (بهمن ۵۸) بسیار با نخستین انتخابات رئیس جمهوری (بهمن ۵۸) متفاوت بود که حزب جمهوری با بی&amp;zwnj;برنامگی کامل مواجه شد. حزب جمهوری و متحدانش توانستند اکثریت نمایندگان مجلس اول را با کمک تمامی رویه&amp;zwnj;های ممکن به دست آورند. ۱۳۰ کرسی از تعداد کل ۲۴۱ کرسی به تصاحب نمایندگان متمایل به حزب جمهوری درآمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اولین جلسه مجلس در روز هفتم خرداد ۱۳۵۹تشکیل شد. درگیری&amp;zwnj;های زیرجناحی در داخل گروه ناهمگن حزب جمهوری و متحدانش برای کنترل هیئت رئیسه مجلس برای به مدت هفت هفته (از روز هفت خرداد تا ۲۹ تیر) ادامه داشت. در روز ۲۹ تیر ۵۹ انتخابات هیئت رئیسه مجلس اول صورت گرفت و اکبر هاشمی (از بنیانگذاران حزب جمهوری) با ۱۴۶ رای از ۲۴۱ رای به عنوان رئیس مجلس انتخاب شد. مورد مشابهی در مجلس خبرگان فقط نصف روز طول کشید، یعنی صبح ۲۸ مرداد مجلس خبرگان تشکیل شد و در بعد از ظهر آن روز انتخابات هیئت رئیسه آن تکمیل شد. این موضوع نشان می&amp;zwnj;داد که در مدت کمتر از یک سال ساختارهای زیر جناحی در گروه سنتی حاکم بر مجلس اول بسیار متفاوت شده بود. شورای انقلاب، با آغاز کار عملی مجلس در روز ۲۹ تیر ۱۳۵۹، به طور رسمی به کار خود خاتمه داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتخاب اکبر هاشمی به عنوان رئیس مجلس و نیز ترکیب هیئت رئیسه نشان داد که مجلس اول، مشابه وضعیت در مجلس خبرگان قانون اساسی، در اختیار جناح سنتی و هنوز در زیر تسلط عمومی حزب جمهوری اسلامی است. هاشمی (از حزب جمهوری اسلامی) رئیس مجلس اول بود؛ وضعیت مجلس اول مشابه مجلس خبرگان بود که آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (از حزب جمهوری) کنترل مجلس خبرگان را در اختیار داشت؛ اگر چه او روی کاغذ فقط نایب رئیس آن مجلس بود. آیت&amp;zwnj;الله بهشتی رئیس مجلس اول نبود، ولی او تا زنده بود، نقش اول را در رهبری حزب و سیاست&amp;zwnj;های کلان آن به عهده داشت. با ترور بهشتی در تیر سال ۱۳۶۰ هاشمی در عمل جای بهشتی را در تعدادی از ظرفیت های او گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آشنائی مختصر با اکبر هاشمی رفسنجانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبر هاشمی رفسنجانی (با نام اصلی علی&amp;zwnj;اکبر هاشمی بهرمانی) در سال ۱۳۱۳ در بهرمان (از توابع شهرستان رفسنجان در استان کرمان) متولد شد. پدر او کشاورز و باغدار پسته بود و به این ترتیب اکبر هاشمی در خانواده&amp;zwnj;ای معمم متولد نشده است. او در سال ۱۳۲۷ (در سن ۱۴ سالگی) برای تحصیل علوم دینی به قم رفت. او در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ در کلاس درس حاج&amp;zwnj;آقا روح&amp;zwnj;الله خمینی آن سال&amp;zwnj;ها شرکت کرد و به این ترتیب رابطه&amp;zwnj;ای بسیار عمیق بین این دو نفر به وجود آمد. اکبر هاشمی بعد از تبعید آیت&amp;zwnj;الله خمینی در سال ۱۳۴۲ با او در ارتباط بود که حاصل آن چندین مورد دستگیری و بازجویی توسط ساواک بود. هاشمی، در دوران قبل از انقلاب، در مجموع بیشتر از چهار سال را در زندان&amp;zwnj;های شاه گذرانید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;182&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/hashemi_3.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هاشمی در پاییز سال ۱۳۵۷ از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عنوان یکی از پنج عضو بنیانگذار شورای انقلاب تعیین شد. تمامی اعضای بنیانگذار شورای انقلاب که به طور مخفی عمل می&amp;zwnj;کرد، در ایران زندگی می&amp;zwnj;کردند. آیت&amp;zwnj;الله مطهری در آن دوران رئیس شورای انقلاب بود. پیشنهاد عضویت افراد جدید برای توسعه شورای انقلاب که در ماه&amp;zwnj;های بعد صورت گرفت، از طریق همین گروه پنج نفره جهت تصویب نهایی آیت&amp;zwnj;الله خمینی ارائه می&amp;zwnj;شد. به این ترتیب عضویت در شورای انقلاب زمینه عملکرد گسترده&amp;zwnj;ای برای هاشمی در روند انقلاب را به وجود آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هاشمی در عین حال یکی از پنج عضو بنیانگذار حزب جمهوری اسلامی در آخر بهمن ۱۳۵۷ نیز بود. آیت&amp;zwnj;الله بهشتی در حزب جمهوری نقش رهبری را به عهده داشت. شورای انقلاب و دولت موقت در تیر سال ۱۳۵۸ در هم تنیدند. بر این مبنا پنج عضو شورای انقلاب به عنوان معاون وزیر به دولت موقت پیوستند. این فرایندی برای کارآموزی پست وزارت برای اعضای شورای انقلاب بود. به این ترتیب اکبر هاشمی درتیر ۱۳۵۸ معاون وزیر کشور شد. هاشمی در مرحله بعد خود وزیر کشور شد. هاشمی تا پایان کار شورای انقلاب در آخر تیر ۱۳۵۹ در آن فعال بود. او در شورای انقلاب به عنوان عضوی از جناح اکثریت (جناح اول) زیر رهبری آیت&amp;zwnj;الله بهشتی عمل می&amp;zwnj;کرد. هاشمی در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی شرکت نکرد، ولی در انتخابات مجلس اول شرکت کرد و برنده شد. او سپس به عنوان رئیس مجلس اول انتخاب شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گروه&amp;zwnj;های موافق و مخالف قانونی در مجلس اول- ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۰&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نظام&amp;zwnj;های پارلمانی معمول است که نمایندگان مجلس به دو گروه اصلی &amp;laquo;موافق&amp;raquo; و &amp;laquo;مخالف قانونی (اپوزیسیون)&amp;raquo; تقسیم می&amp;zwnj;شوند. گروه اول به طور معمول در اکثریت عددی قرار دارد و هیئت رئیسه مجلس را کنترل می&amp;zwnj;کند. گروه اول از دولت وقت حمایت می کند. گروه دوم در اقلیت عددی قرار دارد و با دولت وقت موافق نیست. گروه دوم به طور معمول مخالف نام برده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبر هاشمی (از حزب جمهوری) در مجلس اول رهبر گروه اکثریت و رئیس مجلس بود. متحدان حزب جمهوری در مجلس اول شامل طیف وسیعی از جمله نیروهای سنتی مذهبی، افراد وابسته یا متمایل به سازمان&amp;zwnj;هایی مثل هیئت&amp;zwnj;های موتلفه، حجتیه و مجاهدین انقلاب اسلامی می&amp;zwnj;شد که کنترل نهادهای جدید نظامی و امنیتی را هم به دست آورده بودند. باید توجه داشت که در همان دوران بلوک اعضا و هواداران حزب جمهوری در داخل مجلس ساختار موزائیکی داشت؛ ولی آن&amp;zwnj;ها در مقابله با جناح مقابل معمولاً به صورت منسجم عمل می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سازمان نهضت آزادی به رهبری بازرگان در اولین دوره انتخابات مجلس در بهار سال ۱۳۵۹ مجاز به شرکت بود و این سازمان توانست پنج نماینده به مجلس بفرستد که شامل مهدی بازرگان، عزت&amp;zwnj;الله سحابی، هاشم صباغیان، علی اکبر معین فر و ابراهیم یزدی ... بودند. نمایندگان جناح بنی&amp;zwnj;صدر در مجلس فقط شامل احمد سلامتیان و احمد غضنفرپور می&amp;zwnj;شد. این دو گروه کوچک در مجلس اول نقش مخالف قانونی (اوپوزیسیون) را بازی کردند. نمایندگان نهضت آزادی با گروه کوچک نمایندگان طرفدار بنی&amp;zwnj;صدر در مجلس اول فراکسیون مشترک نداشتند. خواهیم دید که گروه کوچک نماینده&amp;zwnj;های طرفدار بنی&amp;zwnj;صدر در مجلس اول در انتهای بهار ۱۳۶۰ به کلی از ساختار حاکمیت حذف شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;وضعیت جناح دوم بعد از تشکیل مجلس اول&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وضعیت جناح دوم (بنی&amp;zwnj;صدر) در مقابل جناح اول (حزب جمهوری)، بعد از تشکیل مجلس و انتخاب هیئت رئیسه آن، در مقایسه با وضعیت آن جناح در دوران شورای انقلاب، نه تنها بهبود پیدا نکرد، بلکه به شدت ضعیف شد. اعضای حزب جمهوری در شورای انقلاب با برتری عددی کمی در اکثریت نسبی بودند؛ در حالی که برتری اعضا و افراد متمایل به حزب جمهوری در مجلس اول واضح و نقش آن&amp;zwnj;ها در هیئت رئیسه مجلس مسلط بود. در این شرایط تعداد نمایندگان طرفدار جناح دوم در مجلس اول از تعداد انگشتان دست هم کمتر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نوشته&amp;zwnj;ها و مصاحبه&amp;zwnj;های متعدد موجود در رابطه با آن دوران نشان می&amp;zwnj;دهند که رهبر جناح دوم انتظار داشت به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان راحتی که انتخابات رئیس جمهوری در بهمن ۵۸ را برده بود، انتخابات مجلس اول را هم ببرد. بر مبنای نوشته&amp;zwnj;های موجود، او در آن زمان انتظار داشت سه چهارم مردم ایران همگی به&amp;zwnj;طور خود به خودی نمایندگانی در خط او را انتخاب کنند. این چنین محاسبه&amp;zwnj;هایی در عمل وقوع نیافت. رهبر جناح دوم تعداد خیلی کم نمایندگان طرفدار خود در مجلس اول را به تقلب انتخاباتی مربوط دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادعای تقلب در انتخابات مجلس اول (اسفند ۵۸ و اردیبهشت ۵۹) در ادامه ادعای دیگری صورت می&amp;zwnj;گرفت که در اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری در بهمن ۵۸، هیچکس گزینش نشده بود و هیچگونه محدودیتی نیز برای نامزدهای انتخاباتی وجود نداشت. همان&amp;zwnj;طور که دیدیم موضوع نحوه اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری بر مبنای عملکرد بدون گزینش ادعایی بی&amp;zwnj;پایه است، بلکه آن انتخابات با گزینش&amp;zwnj;های متعددی همراه بود. ولی از طرف دیگر، تمام انتخابات&amp;zwnj;های قبل از آن، مثل اولین رفراندم در بهار ۵۸ و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، هم از استانداردهای انتخابات&amp;zwnj;های آزاد بر پایه دموکراسی به دور بودند. به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که دو ارزیابی بسیار متفاوت در مورد کیفیت انتخابات&amp;zwnj;های رئیس جمهوری (بهمن ۵۸) و مجلس اول (اسفند ۵۸) به عنوان بخشی از رقابت&amp;zwnj;های جناحی صورت گرفته&amp;zwnj;اند. ذکر این نکته&amp;zwnj;ها بدان معنی نیست که ادعای تقلب در انتخابات مجلس اول موجه نبود، بلکه بدان معنی است که نحوه انتخابات مجلس اول استثنایی بر نحوه انتخابات&amp;zwnj;های قبلی نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تشدید اختلاف&amp;zwnj;های جناحی بعد از تشکیل مجلس اول- تابستان ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع سازمان&amp;zwnj;های متفاوت دو جناح که یکی مثل یک ارتش بزرگ و دیگری مثل ارتش یک نفره عمل می کرد، در بخش قبل بررسی شد. حزب جمهوری به رهبری بهشتی جناح اول را تشکیل می&amp;zwnj;داد که مثل یک ارتش منظم گسترده عمل می&amp;zwnj;کرد و بنی&amp;zwnj;صدر جناح دوم را تشکیل می&amp;zwnj;داد که مثل یک ارتش یک نفره عمل می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دنبال تشکیل مجلس اول و تسلط جناح اول (حزب جمهوری و متحدانش) بر آن مجلس، درگیری جناح&amp;zwnj;ها در داخل ساختار قدرت در تابستان سال ۵۹ حاد&amp;zwnj;تر شد. ساختار دو رده&amp;zwnj;ای قدرت، از نیمه پاییز سال ۵۸ و به دنبال سقوط دولت موقت، مسلط شده بود. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در رده یکم و در راس ساختار قرار داشت. دوئل قدرت بین دو جناح در رده دوم، به دنبال ادغام دولت در شورای انقلاب در نیمه آبان سال 58، شروع شد و بعد از آن ادامه داشت. درگیری&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت در تابستان ۵۹ هم ناشی از رویه&amp;zwnj;های عملکردی جناح&amp;zwnj;&amp;zwnj;های رده دوم ساختار قدرت بود. اختلاف&amp;zwnj;های جناحی در رده دوم ساختار قدرت به دنبال شروع کار مجلس به صورت قطبی در آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تقابل در داخل ساختار قدرت با تشکیل مجلس اول تشدید شد. جناح اول در عمل کنترل قوه قانونگذاری (از طریق اکبر هاشمی) و قوه قضایی (از طریق آیت&amp;zwnj;الله بهشتی) و بخش&amp;zwnj;های دیگری مثل سپاه، کمیته و دادستانی و دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب را هم در اختیار داشت. جناح دوم در ساختار قدرت شامل ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر می&amp;zwnj;شد که منصب رئیس جمهوری را داشت و در روی کاغد در راس قوه اجرایی بود. هر سه قوه رسمی حکومتی (یعنی قوه&amp;zwnj;های اجرایی، قانونگذاری و قضایی) زیر نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی عمل می&amp;zwnj;کردند که او با فاصله&amp;zwnj;ای بسیار در بالای سر همه آن&amp;zwnj;ها در رده یکم قرار گرفته بود. بنی&amp;zwnj;صدر در همین زمان، به حکم و به نمایندگی از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عنوان فرمانده نیروهای مسلح (قوا) منصوب شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ادامه موازنه تقابلی در درون ساختار قدرت &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سیاست عمومی آیت&amp;zwnj;الله خمینی آن بود که هر دو جناح رده دوم در داخل ساختار قدرت به حالت موازنه با هم سر کنند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی بر مبنای همین سیاست موازنه تقابلی در بهمن ۵۸ بنی&amp;zwnj;صدر را به فرماندهی کل قوا و آیت&amp;zwnj;الله بهشتی را به ریاست دیوان عالی کشور منصوب کرد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی، با توجه به تسلط و تفوق جناح حزب جمهوری در رده دوم، جناح مقابل آن را هم در جهت ایجاد موازنه تقویت می&amp;zwnj;کرد؛ اگرچه بعد&amp;zwnj;ها رهبر جناح دوم در خاطرات و مصاحبه&amp;zwnj;هایش عکس این شرایط را ترسیم کرده است. موضوع منع آیت&amp;zwnj;الله بهشتی و دیگران از شرکت در انتخابات رئیس جمهوری خود نمونه روشن همین رویه کلی حمایت از جناح دوم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موقعیت جناح دوم در داخل ساختار قدرت بعد از تشکیل مجلس اول به شدت تضعیف شد. برای مثال قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل ۸۹ امکانات زیادی برای استیضاح رئیس جمهور، از طریق تشخیص عدم کفایت سیاسی او، در اختیار مجلس قرار می&amp;zwnj;داد. در قانون اساسی هیچ محدودیتی برای مجلس در تعریف عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور وجود نداشت؛ ولی رهبری مجلس به خوبی آگاه بود که طبق اصل ۱۱۰ در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قانون اساسی، برای عزل رئیس جمهور نیاز به تصویب نهایی آیت&amp;zwnj;الله خمینی دارد. خواهیم دید که تا روز ۲۰ خرداد ۶۰، که آیت&amp;zwnj;الله خمینی از رهبر جناح دوم حمایت مشروط می&amp;zwnj;کرد، مجلس که رهبری آن با اعضای حزب جمهوری بود، اقدامی تعرضی در جهت استفاده از اصل ۸۹ قانون اساسی در جهت برکناری رئیس جمهور وقت را شروع نکرد. خواهیم دید که مجلس حتی روزهای آخر خرداد ۶۰ متوجه تمایل&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی به تداوم موازنه تقابلی در رده دوم بود و سعی کرد موضوع استیضاح را مطابق نظر او مرحله به مرحله پیش ببرد؛ رویه&amp;zwnj;ای که البته عواقب غیر قابل انتظاری به همراه آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی خود آگاه بود که برای تداوم موازنه در ساختار حکومت، احتیاج به دو جناح رقیب داشت و هر گاه یکی از آن جناح&amp;zwnj;ها ضعیف می&amp;zwnj;شد، به کمک او می&amp;zwnj;آمد، ولی شرط آیت&amp;zwnj;الله خمینی در حمایت از جناح ضعیف&amp;zwnj;تر در ساختار قدرت آن بود که آن جناح در داخل ساختار حکومتی بماند و برای کسب قدرت بیشتر از مانور در خارج از ساختار قدرت احتراز کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقش عددهای آماری در روند تقابل در ساختار قدرت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان&amp;zwnj;طوری که در بخش ۱۴ دیدیم، بر مبنای گزارش وزارت کشور در مورد انتخابات بهمن ۵۸، بنی&amp;zwnj;صدر ۷۶ درصد رای افراد شرکت&amp;zwnj;کننده را به دست آورد، مدنی با ۱۵ در صد رای نفر دوم و حبیبی با ۵ در صد رای نفر سوم شد. کیفیت اجرایی انتخابات بهمن۵۸ مشابه کیفیت انتخابات&amp;zwnj;های قبلی بود که آن&amp;zwnj;ها هم از استانداردهای انتخابات&amp;zwnj;های آزاد بر پایه دموکراسی به دور بودند. گزارش وزارت کشور در رابطه با ۷۶ درصد رای افراد شرکت&amp;zwnj;کننده در انتخابات رئیس جمهوری در بهمن ۵۸ برای بنی&amp;zwnj;صدر (و نه ۷۶ درصد محبوبیت در کل مردم ایران) خود حاصل عملکرد تعدادی رخداد قبلی بود. اولین مورد مرتبط با حذف بهشتی، رجوی و فارسی در روند انتخابات بود که هر سه مورد حذف بر مبنی حکم/ فرمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی صورت گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
مورد دوم موضوع حمایت حاکمیت از تبلیغات یک&amp;zwnj;ساله پیش انتخاباتی بنی&amp;zwnj;صدر بود و تعدادی عامل دیگر که در بخش&amp;zwnj;های قبلی به آن ها اشاره شده است. این رخدادهای زنجیره&amp;zwnj;ای سبب شدند که در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت رقیبان اصلی در انتخابات رئیس جمهوری همگی کنار گذاشته شوند. در حالی که رقیبان اصلی در مرحله&amp;zwnj;های قبلی حذف شده بودند، و همزمان بیش از نیمی از افراد باقیمانده در فهرست ده نفره نهایی هم نقش سیاهی لشکر انتخاباتی را داشتند، حدس در مورد نتیجه انتخابات بهمن ۵۸ حتی قبل از روز رای گیری هم کار چندان مشکلی نبود. قراین نشان می&amp;zwnj;دهند که در صورت وجود تمام رقیبان اصلی حذف شده، انتخابات بهمن ۵۸ به احتمال زیاد به مرحله دوم کشیده می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نوشته&amp;zwnj;ها و مصاحبه&amp;zwnj;های به جا مانده در رابطه با آن دوران نشان می&amp;zwnj;دهند که، به دنبال انتخابات ریاست جمهوری در پنج بهمن ۵۸، بنی&amp;zwnj;صدر، با چشم&amp;zwnj;پوشی از رخدادهای مرتبط قبلی، مثل حذف رقبای اصلی توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی، تمامی رای&amp;zwnj;های به نام خود را هم به حساب عملکرد &amp;laquo;اندیشه راهنمای&amp;raquo; خود در جامعه ایران می&amp;zwnj;گذاشت. بر مبنای همین رویه او رای کم حبیبی (نامزد مورد حمایت حزب جمهوری در چند روز قبل از رای&amp;zwnj;گیری) را هم به حساب بی پایگاه بودن حزب جمهوری در کشور، هم به&amp;zwnj;طور نظری و هم اجرایی، می&amp;zwnj;گذاشت. می&amp;zwnj;توان با هدف&amp;zwnj;ها و عملکردهای حزب جمهوری در آن زمان موافق یا مخالف بود؛ ولی معادل گرفتن رای بنی&amp;zwnj;صدر به عنوان نماد عملکرد &amp;laquo;اندیشه راهنما&amp;raquo; در سطح جامعه و رای حبیبی به عنوان نماد دامنه توانایی&amp;zwnj;های عملی و نظری حزب جمهوری در سطح جامعه نشانه ناآگاهی از سازه&amp;zwnj;های سیاسی- اجتماعی ایران در آن شرایط بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع ۷۶ در صد رای شرکت&amp;zwnj;کنندگان در انتخابات مدتی بعد به صورت کسب ۷۶ در صد محبوبیت برای بنی&amp;zwnj;صدر در کل سطح جامعه تغییر شکل یافت. تفاوت این دو موضوع، یعنی درصد آرای شرکت&amp;zwnj;کنندگان در یک انتخابات و درصد محبوبیت در سطح کل جامعه، آشکار است. به وجود آمدن یک تصور ذهنی در داشتن محبوبیت بین سه چهارم کل مردم ایران سبب شده بود که رهبر جناح دوم دیگر به ساختار دو رده&amp;zwnj;ای قدرت در فضای سیاسی ایران توجه نداشت و در ذهن خود عملکردهای خویش را در رده یکم و در سطح عملکردهای آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرض می&amp;zwnj;کرد. این موضوع در نوشته&amp;zwnj;های متعددی ازجمله کتاب &amp;laquo;توطئه آیت&amp;zwnj;الله&amp;zwnj;ها&amp;raquo;[۱] به زبان فرانسوی بیان شده است. او در این کتاب ، گفته است که در بهار ۱۳۶۰ نظرسنجی&amp;zwnj;های صورت گرفته توسط دفتر او نشان داده است که ۷۶ درصد مردم ایران عملکرد&amp;zwnj;های بنی صدر را تایید کرده&amp;zwnj;اند ولی فقط ۵۰ در صد از عملکرد&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی را تایید کرده بوده&amp;zwnj;اند.(منبع: صفحه ۱۵۵ از متن ترجمه کتاب &amp;laquo; توطئه آیت الله ها&amp;raquo; به زبان انگلیسی) در این متن و در تمامی متن&amp;zwnj;های مشابه، مقدار خطای آماری در این عدد&amp;zwnj;ها مشخص نشده و عدد&amp;zwnj;ها به صورت جبری (مطلق) ارائه شده&amp;zwnj;اند. مشابه همین عددهای آماری در مصاحبه&amp;zwnj;های دیگری نیز تکرار شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در وهله اول باید تاکید کرد که این عددهای آماری توسط دفتر بنی&amp;zwnj;صدر تهیه شده بود و اعتبار آن&amp;zwnj;ها توسط سازمان&amp;zwnj;های مستقل نظرسنجی تایید نشده است. برای مثال در آمریکا که آزادی بیان پایه و سابقه&amp;zwnj;ای تاریخی دارد (برخلاف سابقه کمبود آن در ایران)، آمارهایی معتبر است که توسط موسسه&amp;zwnj;های مستقل حرفه&amp;zwnj;ای، مثل گالوپ، تهیه می&amp;zwnj;شوند و نه آمارهایی که سازمان&amp;zwnj;های تبلیغاتی هر یک از رقبا برای تقویت روحیه طرفداران خود سر هم می&amp;zwnj;کنند. در ضمن حتی آمارهای موسسه&amp;zwnj;هایی مثل گالوپ، با وجود تمامی سابقه کاری آن&amp;zwnj;ها، شامل خطای آماری است و در کنار هر آمار حرفه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;نویسند که این آمار با چه مقدار خطا همراه است. یک برآورد آماری به صورت عدد مطلق (جبری) و بدون ذکر این خطاهای آماری، حتی در آمریکا، ممکن است برای تبلیغات مفید باشد؛ ولی از نظر بررسی آماری معتبر نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در وهله دوم، حتی در صورت قبول صحبت گوینده، نفس ارائه چنین عددهای آماری به صورت خام موضوع کلیدی عملکرد آن دو نفر (آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بنی&amp;zwnj;صدر) در دو رده متفاوت در ساختار قدرت را نادیده گرفته بود. مقایسه این دو عدد خام در رابطه با نحوه کارکرد و محبوبیت بنی&amp;zwnj;صدر و آیت&amp;zwnj;الله خمینی، حتی در صورت صحت آن عددهای آماری، این تصور را ارائه می&amp;zwnj;دهد که آن دو نفر در یک رده از ساختار قدرت بر سر کسب محبوبیت در حال رقابت با هم بودند. ارائه این چنین تصوری که بنی&amp;zwnj;صدر و خمینی در یک رده (سطح) از ساختار قدرت قرار داشتند، نشانه یک ناآگاهی دیگر از شرابط عمومی در سازمان سیاسی- اجتماعی ایران بود. به این ترتیب این نظرسنجی&amp;zwnj;های تهیه شده در دفتر بنی&amp;zwnj;صدر (توسط سلامتیان؟) به جای این که راهگشای تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های درست شوند، سبب اغتشاش در ارزیابی&amp;zwnj;های عملکردی توسط رهبر جناح دوم شدند. عواقب این ارزیابی&amp;zwnj;های دور از واقعیت خود را در تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های منجر به نیمه دوم خرداد ۱۳۶۰ نشان دادند. همانطوری که قبلاً نیز اشاره شد، در بررسی&amp;zwnj;های تاریخی باید صریح بود؛ کتمان واقعیت&amp;zwnj;های غیر مطلوب ما را به جایی نخواهد برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هماوردی بین دو نفر در دو رده قدرت، یکی در رده اول و دیگری در رده دوم (حتی در صورت فرض صحت عددهای آماری) با موضوع دوئل در رده دوم قدرت بین دو نفر بسیار متفاوت بود. هماوردی بین دو نفر که در دو رده قدرت قرار دارند به معنی سعی در تغییر بنیادی در کل نظام حکومتی بود و ادامه این رقابت منجر به درگیری گسترده در ساختار قدرت می&amp;zwnj;شد؛ پدیده&amp;zwnj;ای که در ادامه این رویه در نهایت در انتهای بهار ۱۳۶۰ اتفاق افتاد. کاربردهای تبلیغاتی آن نظرسنجی&amp;zwnj;ها از آن زمان به بعد در حالی صورت گرفت که صحت این عددهای آماری، هیچ&amp;zwnj;گاه از طرف منابع مستقل تایید نشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عملکرد مشابهی در مورد مقایسه محبوبیت بین بنی&amp;zwnj;صدر و مصدق، در ادامه همین بخش، بررسی می&amp;zwnj;شود. در ادامه این بخش خواهیم دید که در صفحه ۴۰ کتاب &amp;laquo;نامه&amp;zwnj;ها&amp;raquo;ی بنی&amp;zwnj;صدر مدعی شده است که &amp;laquo;من الان {اول مرداد ۵۹} محبوبیتم بیش از مصدق است.&amp;raquo; این ادعای نادرست هم بر مبنای یک عدد آماری بوده است. گزافه بودن این ادعا مبنی بر این که محبوبیت بنی&amp;zwnj;صدر بیشتر از مصدق بوده را تاریخ خود مشخص کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این هم یکی دیگر از پارادوکس&amp;zwnj;های تاریخ اخیر ایران است که تهیه و تدارک نظرسنجی&amp;zwnj;های درست و تحلیل&amp;zwnj;های عاقلانه از آن&amp;zwnj;ها که باید راهگشای تصمیم&amp;zwnj;های عقلائی باشند، به عکس، به صورت ابزاری در آمد که زمینه بحران&amp;zwnj;های بیشتر در ساختار قدرت را به وجود آورد. مثال قدیمی &amp;laquo;تیغ در کف زنگی مست&amp;raquo; گفته&amp;zwnj;ای استعاره&amp;zwnj;ای برای بیان حالت&amp;zwnj;های مشابه بوده است. موضوع تاثیر و نقش عددهای آماری در شکل&amp;zwnj;گیری روند بحران در ساختار قدرت منتهی به بهار ۱۳۶۰ در بخش&amp;zwnj;های بعدی بیشتر بررسی خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به طور خلاصه، آیت&amp;zwnj;الله خمینی در آن دوران در رده یکم و در راس ساختار قدرت قرار داشت و کارگزاران ارشد حکومت (مثل بنی&amp;zwnj;صدر، بهشتی، هاشمی و ... ) با فاصله بسیار زیاد از او در رده دوم قرار داشتند. تصوری از عملکرد ساختار قدرت، مبنی بر همرده بودن بنی&amp;zwnj;صدر و آیت&amp;zwnj;الله خمینی، با واقعیت&amp;zwnj;های موجود مبنی بر وجود دو رده متمایز عملکردی برای آن دو نفر، تعارض داشت. در بخش&amp;zwnj;های بعد خواهیم دید که عدم درک از واقعیت&amp;zwnj;ها در رابطه با عملکرد&amp;zwnj;های رده&amp;zwnj;های دوگانه در ساختار قدرت یکی از عامل&amp;zwnj;هایی شد که در زمینه&amp;zwnj;های تعمیق بحران و در نهایت گسست و انفجار در ساختار قدرت در آخر بهار سال ۱۳۶۰ را ساختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جدال بر سر تعیین نخست وزیر- تابستان ۱۳۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساختار قدرت در ایران از پاییز سال ۱۳۵۸ بر مبنای دو رده قدرت استوار است که رهبر در رده اول و رئیس&amp;zwnj;جمهور همراه با سران دو قوه دیگر در رده دوم قرار دارند. پست نخست وزیری در ساختار قانون اساسی جمهوری اسلامی مصوب سال ۱۳۵۸ موقعیتی خاص داشت. قدرت&amp;zwnj;های اجرایی در اداره هیئت وزیران و دولت در دست نخست وزیر بود که او از نظر سازمانی زیر نظر رئیس جمهور قرار داشت، ولی نخست وزیر از نظر عملکردی باید تابع قوه قانونگذاری (مجلس) باشد. به این ترتیب رئیس جمهوری بین سه ساختار رهبری (در بالا)، مجلس (موازی) و نخست وزیری (در زیر) محصور بود. دامنه عملکرد و مانور رئیس جمهور، در ساختار سیاسی منطبق بر طبق قانون اساسی سال ۵۸، گسترده نبود. اولین رئیس جمهور اسلامی، با توجه به ترکیب مجلس اول در سال ۵۹، نه دسترسی به دامنه عملکردی که آرزو داشت و نه پای دل کندن از این منصب را داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در طول تابستان سال ۱۳۵۹ دو جناح ساختار قدرت، در مورد نحوه انتخاب نخست وزیر اقدام به صف آرایی کردند. هر یک از دو جناح می&amp;zwnj;خواست که کنترل نخست وزیر و از طریق او کنترل هیئت دولت را به دست آورد. جناح دوم در ابتدا احمد سلامتیان را به عنوان نخست وزیر از جناح خود به میدان کشید. گروه اکثریت مجلس به رهبری اکبر هاشمی (رئیس مجلس) با تمام قوا با نخست وزیری احمد سلامتیان مقابله کرد که منجر به عقب&amp;zwnj;نشینی جناح دوم شد. پس از این عقب&amp;zwnj;نشینی، جناح اول (حزب جمهوری) که بر مجلس مسلط بود، افراد پیشنهادی خود برای پست نخست&amp;zwnj;وزیری را به میدان کشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شایان توجه است که حزب جمهوری و متحدانش با وجود این که در ساختار یک جبهه واحد علیه جناح دوم عمل می کردند خود کاملاً یکدست نبودند و هرگاه فشار رقابت با جناح دوم از آن&amp;zwnj;ها برداشته می&amp;zwnj;شد، خود دچار تفرقه می&amp;zwnj;شدند. این پدیده&amp;zwnj;ای است که از آن روزگار تاکنون به طور مرتب تکرار شده است. در این مدت بخش&amp;zwnj;های زیادی از آن ساختار جدا شده&amp;zwnj;اند. بررسی موضوع ریزش در ساختار جناح اول از آن زمان خود نوشته مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کشمکش بین دو جناح قدرت در مورد تعیین نخست&amp;zwnj;وزیر چندین هفته طول کشید. طبق معمول دو جناح درگیر در ساختار قدرت در تابستان ۵۹ مردم را آن قدر محرم نمی&amp;zwnj;دانستند تا داستان&amp;zwnj;های پشت پرده در رابطه با مصالحه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان در مورد نخست&amp;zwnj;وزیر را با آن مردم درمیان بگذارند. به نظر می&amp;zwnj;رسد که از نظر هر دو جناح مناسب&amp;zwnj;ترین محل برای گفت&amp;zwnj;وگو بین خودشان بود. در این مرحله هریک از دو جناح سعی می&amp;zwnj;کرد دامنه پیشروی جناح مخالف را با تبلیغات خود محدود کند. برخی از مذاکرات مجلس اول، برخلاف دوران شورای انقلاب، به صورت علنی صورت می&amp;zwnj;گرفت. هر دو جناح ساختار قدرت، از طریق روزنامه&amp;zwnj;های خود (&amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo;) اقدام یه یک جنگ تبلیغاتی علیه یکدیگر کردند؛ توپخانه تبلیغاتی دو جناح دمی از شلیک باز نمی&amp;zwnj;ایستاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوره آتش&amp;zwnj;باری&amp;zwnj;های ایهامی، مربوط به دوران شورای انقلاب، به سر آمده بود. به این ترتیب در تابستان ۵۹ آتشباری&amp;zwnj;های تبلیغاتی دوجناح هم با هدف&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های مشخص&amp;zwnj;تری صورت می&amp;zwnj;گرفتند؛ اگرچه معامله&amp;zwnj;های سیاسی هنوز در پشت پرده ادامه داشت. تبلیغات جناح اول با دفاع از فقه و مکتب و تبلیغات جناح دوم با دفاع از تخصص و اطلاق قدرت&amp;zwnj;مدار و سلطه&amp;zwnj;جو به طرف مقابل صورت می&amp;zwnj;گرفت. از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دوران اطلاق &amp;laquo;مکتبی&amp;raquo; به عنوان شعار و ضد شعار مطرح شد. در این زمان در حالی که کشمکش در رده دوم ادامه داشت، نقش آیت&amp;zwnj;الله خمینی در رده یکم و در راس ساختار قدرت هر چه بیشتر تثبیت شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر، بعد از مدتی کشمکش، به ناچار به نخست&amp;zwnj;وزیری محمدعلی رجایی رضایت داد. به این ترتیب محمدعلی رجایی، منتخب جناح اول (حزب جمهوری)، نخست&amp;zwnj;وزیر شد؛ اگر چه رجایی خود عضو رسمی حزب جمهوری اسلامی نبود. بازی قدرت در رده دوم در این زمان شبیه شطرنجی شده بود که شاه جناح دوم در موقعیت آچمز قرار دارد؛ یعنی او می&amp;zwnj;تواند در صحنه باشد ولی نمی&amp;zwnj;تواند حرکت کند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی این بازی شطرنج را از بالا نظاره می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در حالی که موضوع تحمیل رجایی به عنوان نخست&amp;zwnj;وزیر به بنی&amp;zwnj;صدر برای همگان آشکار بود ولی در آن زمان مصلحت&amp;zwnj;های سیاسی (از طرف هر دو جناح) مانع از این می&amp;zwnj;شد که همین موضوع ساده هم به صورت صریح با مردم در میان گذاشته شود. این هم یکی دیگر از پارادوکس&amp;zwnj;های آن زمان بود. آن&amp;zwnj;ها که در تبلیغات خود دم از حق فطری مردم برای آزادی در دانستن و استقلال در تصمیم&amp;zwnj;گیری می&amp;zwnj;زدند، در معامله&amp;zwnj;های پشت پرده خود با جناح دیگر نه تنها مردم را محرم نمی&amp;zwnj;دانستند، بلکه آن&amp;zwnj;ها را گروهی نادان فرض می&amp;zwnj;کردند که حتی از تشخیص وجود مصالحه&amp;zwnj;های پشت پرده هم ناتوانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آشنائی مختصر با محمدعلی رجایی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمدعلی رجایی در سال ۱۳۱۲ در شهر قزوین به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی خود در قزوین تمام کرد و سپس برای ادامه تحصیل و کسب درآمد به آموزشگاه گروهبانی نیروی هوایی پیوست و بعد از مدتی (چه سالی؟) با رده گروهبانی در نیروی هوایی شروع به کار کرد. رجایی در دوران قبل از کودتای ۲۸ مرداد، همزمان با اشتغال در نیروی هوایی، فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی در چهارچوب گروه&amp;zwnj;های اسلامی داشت. او، به دنبال کودتای سال ۱۳۳۲، به دلیل فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی با تمایلات اسلامی از خدمت در نیروی هوایی خارج (اخراج؟) شد. به نظر می&amp;zwnj;رسد که رجایی، در همین دوره اشتغال در نیروی هوایی، توانست تحصیلات دبیرستانی خود را هم تمام کند. &lt;br /&gt;
&lt;img width=&quot;150 &quot; height=&quot;192&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/rajaii.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;رجایی بعد از ترک نیروی هوایی، توانست در دانشسرای عالی (موسسه&amp;zwnj;ای برای آموزش دبیران دبیرستان&amp;zwnj;ها) ثبت نام کند و به این ترتیب او توانست تحصیلات عالی خود را در دانشسرای عالی تهران ادامه دهد. رجایی در سال ۱۳۳۸ از دانشسرای عالی فارغ&amp;zwnj;التحصیل شد و سپس به استخدام در وزارت آموزش و پرورش درآمد. او توانست مدتی بعد محل کار خود را به دبیرستان کمال در شرق تهران منتقل کند و در این دبیرستان به تدریس پرداخت. نقش دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال در بخش انقلاب فرهنگی از این مجموعه بررسی شد. دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال در سال های ابتدای دهه ۵۰ در عمل به صورت پایگاه&amp;zwnj;های نیمه علنی برای کادر سازی نیروی&amp;zwnj;های مخالف حکومت شاه درآمدند. دانش&amp;zwnj;آموزان فارغ&amp;zwnj;التحصیل این دو دبیرستان در دوران پیش و پس از انقلاب تاثیر&amp;zwnj;های مهمی در روند&amp;zwnj;های سیاسی ایران گذاشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;محمدعلی رجایی در سال ۱۳۵۳، در دوران سرکوب وسیع ساواک، در رابطه با مجاهدین (؟)، دستگیر و به چهارسال زندان محکوم شد؛ ولی در آبان سال ۱۳۵۷ همزمان با اوج گرفتن انقلاب از زندان آزاد شد. رجایی، در جریان ترمیم دولت موقت، به عنوان وزیر آموزش و پرورش وارد کابینه بازرگان شد. رجایی در انتخابات مجلس شرکت کرد و به مجلس اول راه یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمایت جناح اول (حزب جمهوری اسلامی و متحدانش) از رجایی برای پست نخست&amp;zwnj;وزیری سبب معروفیت تاریخی او شد؛ اگرچه رجایی خود عضو رسمی جمهوری اسلامی نبود. به طوری که در بالا گفته شد رجایی عضو کابینه بازرگان بود و برای مدتی نیز در ابتدای دهه ۱۳۵۰ در دبیرستان کمال که توسط بازرگان و سحابی تاسیس و اداره می&amp;zwnj;شد، تدریس می&amp;zwnj;کرد. ولی این واقعیت&amp;zwnj;های تاریخی (عضویت در کابینه بازرگان یا تدریس در دبیرستان کمال) بدان معنی نیست که رجایی در بهار سال ۱۳۵۹ به نهضت آزادی وابستگی سازمانی داشت. بلکه نشان می&amp;zwnj;دهد که حزب جمهوری اسلامی سعی کرده بود شخصی را برای نخست وزیری پیدا کند که خط حزب جمهوری را پیگیری کند ولی جلوه&amp;zwnj;ای غیر حزبی داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;شروع نخست&amp;zwnj;وزیری محمدعلی رجایی- مرداد ۵۹&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمدعلی رجایی در در روز ۱۹ مرداد ۵۹ کار نخست&amp;zwnj;وزیری را شروع کرد. مصالحه اجباری دو جناح در مورد نخست وزیری رجایی نتوانست هیچ مشکلی را در در دوئل قدرت حل کند. آن ترکیب از رئیس&amp;zwnj;جمهور و نخست&amp;zwnj;وزیر ملقمه&amp;zwnj;ای بسیار ناکارآ از عمل درآمد. تنها موردی که این دو نفر در آن با هم توافق نظر داشتند تحقیر نفر دیگر بود. با این ترکیب ناهمگون در قوه مجریه و با خط آتشی که مجلس دورادور بنی&amp;zwnj;صدر کشیده بود، او در عمل دامنه بسیار محدودی برای مانور پیدا کرد. برگ عملیاتی عمده او در این دوران عنوان فرمانده کل قوا بود که به عنوان بخشی از سیاست موازنه تقابلی از طرف شخص آیت الله خمینی به آن منصوب شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;149&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/rajaii-banisadr.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دو جناح در رده دوم ساختار قدرت، حتی بعد از شروع نخست&amp;zwnj;وزیری رجایی هم به طور دائم در کشاکش با هم بودند. کشمکش بعدی در مورد ترکیب اعضای هیئت دولت (کابینه) بود که در عمل برای ماه&amp;zwnj;ها ادامه پیدا کرد. به این ترتیب وزارت امور خارجه در بحرانی&amp;zwnj;ترین دوران کشور (بحران گروگان&amp;zwnj;گیری و در مرحله بعدی حمله عراق به ایران) برای مدت&amp;zwnj;ها بدون وزیر ماند. مدتی کشاکش&amp;zwnj;های جناحی بر سر نحوه تعیین رئیس بانک مرکزی بود و مدتی دیگر کشاکش بر سر نحوه تعیین رئیس سازمان هلال احمر صورت گرفت. کشاکش به حدی بود که دو جناح حتی در مورد تعیین رئیس اداره کوچکی به نام &amp;laquo;سازمان پژوهش&amp;zwnj;های علمی و صنعتی&amp;raquo; هم برای یکدیگر چنگ و دندان نشان می&amp;zwnj;دادند. در این دوران هم بخش جنگ روانی دو جناح به صورت خطابه&amp;zwnj;های تبلیغاتی با استفاده از چاشنی حمایت از تخصص از یک طرف و دفاع از افراد مکتبی از طرف دیگر ادامه یافت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جناح اول (حزب جمهوری و متحدانش) در تابستان ۵۹ خط آتش دورا دور جناح دوم را مرحله به مرحله تنگ تر می&amp;zwnj;کرد. هر دو جناح در رده دوم برای کسب تدارکات پشتیبانی در جهت ادامه این جنگ قدرت مرتب به رده یکم (آیت&amp;zwnj;الله خمینی) مراجعه می&amp;zwnj;کردند. این ساختاری ناپایدار بود و به سوی یک بحران پیش می&amp;zwnj;رفت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی آگاه بود که برای ادامه موازنه در ساختار قدرت به دو جناح رقیب احتیاج داشت. قراین نشان می&amp;zwnj;دهد که او هرگاه لازم می&amp;zwnj;دانست به یاری جناح ضعیف&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;رفت تا آن شرایط تعادل بقا پیدا کند. روابط بین دو جناح در رده دوم قدرت در آخر تابستان از حالت تقابل گذشته بود و به طرف تخاصم می&amp;zwnj;رفت. تخاصم و درگیری قهرآمیز که در بهار ۶۰ خود را نشان داد یک شبه به وجود نیامد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;افول نهایی زندگی سیاسی بازرگان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهدی بازرگان، بعد از اتمام دوران شورای انقلاب در تیر ۱۳۵۹، دیگر در ساختار قدرت نبود؛ ولی با عضویت در مجلس اول او هنوز در کناره و در ساختار حاکمیت حضور داشت. بازرگان در کناره ناظر جناح&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های تازه و قطبی شدن بیشتر اختلاف&amp;zwnj;ها در ساختار قدرت شد. نقش بازرگان، از این دوران به بعد، رو به افول نهایی گذاشت. او از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان بار&amp;zwnj;ها توسط رهبران جمهوری اسلامی به انحراف تفکری و سوء مدیریت متهم شد. بازرگان، به قول خود او، آرزوی باران داشت ولی سیل آمد. بازرگان بعد از ختم دوره مجلس اول حتی از درون ساختار حاکمیت هم کنار گذاشته شد؛ به این صورت بازرگان به صورت نماد &amp;laquo;نیمه ناخودی&amp;zwnj;ها&amp;raquo; درآمد؛ گروهی که دیگر &amp;laquo;خودی&amp;raquo; نبودند ولی در میان &amp;laquo;ناخودی&amp;zwnj;ها&amp;raquo; هم جا نداشتند. بازرگان بعد از مجلس اول در تمامی دوره&amp;zwnj;های بعدی انتخابات مجلس و رئیس جمهوری ثبت نام کرد ولی در تمامی آن&amp;zwnj;ها رد صلاحیت شد. مهندس بازرگان، در روز ۳۰ دی سال ۱۳۷۳،&amp;nbsp;در سن ۸۷ سالگی فوت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;زمینه&amp;zwnj;های اختلاف بین دو گروه مخالف در مجلس اول &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جناح دوم در مجلس اول نه تنها با گروه اکثریت (حزب جمهوری ومتحدانش) بلکه گروه اصلی مخالف (اپوزیسیون)، یعنی نهضت آزادی، هم اختلاف ریشه&amp;zwnj;ای داشت. در مجلس اول تعدادی کمی از اعضای نهضت آزادی مثل مهدی بازرگان، یدالله سحابی و معین&amp;zwnj;فر حضور داشتند که قبل از آن عضو شورای انقلاب هم بودند. کتاب&amp;zwnj;های خاطرات به&amp;zwnj;جا مانده از آن&amp;zwnj;ها و نیز اطلاعات نشت کرده از آن دوران نشان می&amp;zwnj;دهد که اعضای نهضت آزادی در شورای انقلاب، اگرچه در موردهایی رای&amp;zwnj;های مشابه با بنی&amp;zwnj;صدر داده بودند، ولی این دو گروه اقلیت در دوران شورای انقلاب با هم متحد نشدند. اختلاف&amp;zwnj;های این دو گروه در دوران مجلس اول ادامه پیدا کرد. به این ترتیب بین دو گروه کوچک مخالف (اپوزیسیون) در مجلس اول، یعنی اعضای نهضت آزادی (طرفداران بازرگان) و جناح دوم (طرفداران بنی&amp;zwnj;صدر)، اختلاف&amp;zwnj;های عمیقی وجود داشت که ریشه آن اختلاف&amp;zwnj;ها به دوران شورای انقلاب و حتی بسیار قبل&amp;zwnj;تر از آن می&amp;zwnj;رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بازرگان و بنی&amp;zwnj;صدر از سال ۱۳۴۰ با هم آشنا بودند؛ ولی آن دو حتی قبل از دوران دولت موقت (بهمن ۵۷)، رابطه&amp;zwnj;های حرفه&amp;zwnj;ای دوستانه&amp;zwnj;ای با هم نداشتند. موضوع ملاقاتی که صورت نگرفت در هشت بهمن ۱۳۵۷، که طی آن بنی&amp;zwnj;صدر ملاقات برنامه&amp;zwnj;ریزی شده توسط بازرگان/ بهشتی بین بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس را در رقابت با یزدی (؟) مخدوش کرد، شاهد این مدعاست. موضوع ملاقاتی که صورت نگرفت خود نیاز به بررسی بیشتر دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا بازرگان نخست&amp;zwnj;وزیر بود، بنی&amp;zwnj;صدر در کابینه دولت موقت وزیر نشد؛ حتی ارتقای بنی&amp;zwnj;صدر به عنوان معاون وزیر دارایی، در تیر ۱۳۵۸، به عنوان بخشی از سیاست در هم تنیدن شورای انقلاب و دولت موقت، نه به دعوت یک وزیر کابینه، صورت گرفت. در حالی که حسن حبیبی که در فرانسه و قبل از آن وضعیتی مشابه با بنی&amp;zwnj;صدر داشت، در کابینه بازرگان خود وزیر شد و او همزمان عضو شورای انقلاب هم بود. حتی محمدعلی رجایی که بنی&amp;zwnj;صدر، بعد از عزل از پست رئیس جمهوری، به نادانی او بسیار تاکید داشته است، در کابینه بازرگان وزیر بود. از طرف دیگر، به محض آن که کابینه بازرگان سقوط کرد، موقعیت بنی&amp;zwnj;صدر عوض شد و او همزمان دو پست وزیر امور خارجه و وزیر دارایی را در زمانی به دست آورد که شورای انقلاب توسط بهشتی اداره می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مورد روابط حرفه&amp;zwnj;ای غیر دوستانه بین بازرگان و بنی&amp;zwnj;صدر در دوران دولت موقت یادداشت&amp;zwnj;های بسیاری توسط افراد گوناگونی به صورت مشاهده مستقیم و یا روایت از شخص سوم موجود است. در این جا از تکرار آن&amp;zwnj;ها خود داری می&amp;zwnj;شود؛ بلکه از یکی از یادداشت&amp;zwnj;های بنی&amp;zwnj;صدر برای نشان دادن عمق اختلاف در بین دو گروه اقلیت و مخالف (اپوزوسیون) در داخل مجلس اول استفاده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر به&amp;nbsp;آیت&amp;zwnj;الله خمینی:&amp;nbsp;{شما} می&amp;zwnj;ترسید که من مصدق بشوم و شما کاشانی. من الان محبوبیتم بیش از مصدق است و هیچوقت صحیح ندانسته ام که در مقابل شما بایستم و تجربه ۲۸ مرداد تکرار شود. شما با کارهایی که می&amp;zwnj;کنید خود را کاشانی می کنید. خوب نکنید که نشوید. تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم. گفتید حبیبی نخست&amp;zwnj;وزیر، بعداً زیرش زدید. شما به دولت موقت توپیدید و گفتید که بد عمل کرده است. من چند تحلیل در آن زمان نزد شما آوردم و گفتم که در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کنند و نمی&amp;zwnj;توانند انقلاب را اداره کنند.&amp;nbsp;و شما خود اینها را گذاشتید و دور از اخلاق است که شما تمام مسئولیت شکست ....&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بررسی بخش کوچکی از پیغامی که بنی&amp;zwnj;صدر در یکم مرداد سال ۵۹، برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی (از طریق دامادش، آیت&amp;zwnj;الله اشراقی) فرستاد، می&amp;zwnj;تواند روابط به شدت پیچیده در ساختار قدرت در این دوران (تابستان ۱۳۵۹) و رقابت&amp;zwnj;های درونی آن را هم روشن&amp;zwnj;تر کند. متن این نامه شفاهی در تاریخ اول مرداد سال ۵۹، یعنی دوره مورد بررسی در بخش حاضر مربوط است. متن این پیغام (نامه شفاهی) در صفحه ۴۰ کتاب &amp;laquo;نامه&amp;zwnj;ها&amp;raquo; موجود است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متن کلی این پیغام (نامه شفاهی) درهم رفته و به قول معروف پر از شاخه به شاخه پریدن است؛ ولی حاوی نکته&amp;zwnj;های بسیار مهمی در رابطه با عملکرد&amp;zwnj;های افراد در درون ساختار قدرت است. در اینجا فقط به بخش کوچکی از آن نامه شفاهی اشاره می&amp;zwnj;شود. متن این بخش از پیغام یکم مرداد ۱۳۵۹ به صورت زیر است: &amp;laquo;{شما} می&amp;zwnj;ترسید که من مصدق بشوم و شما کاشانی. من الان محبوبیتم بیش از مصدق است و هیچوقت صحیح ندانسته ام که در مقابل شما بایستم و تجربه ۲۸ مرداد تکرار شود. شما با کارهایی که می&amp;zwnj;کنید خود را کاشانی می کنید. خوب نکنید که نشوید. تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم. گفتید حبیبی نخست&amp;zwnj;وزیر، بعداً زیرش زدید. شما به دولت موقت توپیدید و گفتید که بد عمل کرده است. من چند تحلیل در آن زمان نزد شما آوردم و گفتم که در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کنند و نمی&amp;zwnj;توانند انقلاب را اداره کنند.&amp;nbsp;و شما خود اینها را گذاشتید و دور از اخلاق است که شما تمام مسئولیت شکست ... .&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;435&quot; height=&quot;100&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/namheha-40_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;من گفتم که دولت موقت در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کند &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخشی از آن پیغام یادشده ادعا می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;من چند تحلیل در آن زمان {طول سال 1358} نزد شما آوردم و گفتم که {دولت موقت} در خط آمریکا عمل می کنند و نمی&amp;zwnj;توانند انقلاب را اداره کنند. ...&amp;raquo; با فرض صحت این ادعا، می توان آن جمله را به چند صورت متفاوت تحلیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ادعا که دولت موقت در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کرده است، اتهامی ناچیز برای بازرگان و عملکرد دولت موقت نبوده است. بازرگان در روز ۱۹ بهمن ۵۷ در دانشگاه تهران اعلام کرده بود که او سیاست گام به گام را دنبال می&amp;zwnj;کند، و به این ترتیب رویه&amp;zwnj;های او مبنی بر عملکرد مرحله به مرحله از همان روز آشکار بود؛ حتی اگر کسی با آن موافق نبود. ولی این ادعا/ اتهام که دولت او در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کرده است، موضوع ساده&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;توانسته باشد. این ادعا/ اتهام که دولت موقت در خط آمریکا حرکت می&amp;zwnj;کرده است، مشابه ادعا/اتهامی بود که فقط توسط افراطی&amp;zwnj;ترین (و نه تمامی) سازمان&amp;zwnj;های خارج از حکومت (که بازرگان برای بی&amp;zwnj;اعتبار کردن همه آن&amp;zwnj;ها عنوان دو درصدی&amp;zwnj;ها را برای&amp;zwnj;شان ابداع کرد) اعلام می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی بر اساس مفاد این نامه مشابه همان ادعاها که دولت موقت در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کند، توسط معاون وزیر دارایی عضو همان دولت موقت به صورت چندین تحلیل برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرستاه شده است. این جمله، در صورت اعتماد به راوی، به خوبی نشان از دو موضوع می&amp;zwnj;دهد: اول، همین یک خط نوشته همچون نوک قله کوه یخ نشانه از عمق اختلاف&amp;zwnj;های بین بنی&amp;zwnj;صدر و بازرگان در دوران دولت موقت دارد. دوم، این جمله نشانه&amp;zwnj;ای از رویه&amp;zwnj;های کلی عملکرد راوی این داستان دارد که او به عنوان یک معاون وزیر علیه نخست&amp;zwnj;وزیر وقت عمل می کرده است، اگر نگوییم توطئه می&amp;zwnj;کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همان متن به نوشته زیر توجه می&amp;zwnj;فرمایید: &amp;laquo;تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم. گفتید حبیبی نخست&amp;zwnj;وزیر، بعداً زیرش زدید.&amp;raquo; بر مبنای این جمله در تابستان ۱۳۵۹ تمام سعی رئیس جمهور وقت بر این بوده که هرچه آیت&amp;zwnj;الله خمینی به او بگوید عملی کند. این بخش از نامه به موضوع دفاع از دامنه مستقل عملکردهای قانونی رئیس جمهور بر مبنای قانون اساسی سال &amp;nbsp;۱۳۵۸ هیچ اشاره&amp;zwnj;ای نداشته است و حتی شکایتی هم از رویه دستورهای فرای قانون اساسی آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این مورد ندارد؛ بلکه تنها شکوه نویسنده نامه آن است آیت&amp;zwnj;الله خمنی نظرش را تغییر داده و همان خواسته&amp;zwnj;های قبلی خود را پیگیری نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای مقایسه، یادی از شکواییه بازرگان در روز خداحافظی دولت موقت مناسب است: &amp;laquo;مگر من هویدا هستم یا امام محمدرضا شاه هستند که آب خوردنمان را اجازه بگیرم.&amp;raquo; این استقلال عملکرد بازرگان به عنوان نخست وزیر در حالی صورت می&amp;zwnj;گرفت که نخست&amp;zwnj;وزیری او حتی برآمده از یک انتخابات نبود، بلکه او بر مبنای یک حکم/ فرمان از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به پست نخست&amp;zwnj;وزیر دولت موقت منصوب شده بود. ولی بازرگان در اعتراض به همین رویه از نخست&amp;zwnj;وزیری استعفا داد. تفاوت در عملکردهای دو نفر گویا است. اختلاف&amp;zwnj;های فاحش و بنیادی در رویه&amp;zwnj;های اجرایی بین بنی&amp;zwnj;صدر و بازرگان در دوران عملکرد مجلس اول خود را نشان داد. خواهیم دید که دومین حذف جناحی در آخر بهار ۱۳۶۰&amp;nbsp;بسیار متفاوت از اولین حذف جناحی در نیمه پائیز ۱۳۵۸ اتفاق افتاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;من الان محبوبیتم بیش از مصدق است &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان قسمت از پیغام کتبی به تاریخ یکم مرداد سال ۵۹ حاوی یک موضوع بسیار مهم دیگر هم هست. این قسمت نوشته درابتدا می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من الان {اول مرداد ۵۹} محبوبیتم بیش از مصدق است.&amp;raquo; به این ترتیب این نوشته مدعی است که در تاریخ اول مرداد سال ۵۹، یعنی سه روز بعد از اتمام دوران عملکرد شورای انقلاب (در&amp;nbsp;۲۹ تیر ۵۹)، محبوبیت بنی&amp;zwnj;صدر از مصدق هم بیشتر بوده است.&amp;nbsp;ادعای مندرج در این نامه، با توجه به نقش تاریخی مصدق، ادعایی حاشیه&amp;zwnj;ای و کم اهمیت نیست. آن ادعای گزافه که &amp;laquo;من الان محبوبیتم بیش از مصدق است&amp;raquo; فقط نشان از بی&amp;zwnj;اطلاعی از اهمیت نقش شخصیت تاریخی مصدق برای ایرانیان آن نسل دارد. سئوالی که در این مورد می&amp;zwnj;تواند مطرح شود این است: حاصل عملکردهای 16&amp;nbsp;ماهه&amp;nbsp;نویسنده&amp;nbsp;نامه در شورای انقلاب (بین فروردین &amp;nbsp;۵۸ تا آخر تیر ۵۹) چه بوده است که از حاصل چندین دهه عملکرد مصدق برای مردم ایران بیشتر بوده که منجر به محبوبیتی بیشتر از مصدق شده است؟ محبوبیت تاریخی مصدق ناشی از استقلال عملکرد او در مقابل هر دو شاه پهلوی (رضاشاه و محمدرضا شاه) و توانایی او در ایجاد یک حرکت گسترده مردمی برای ملی کردن صنعت نفت ایران بود. عملکرد مشابه نویسنده نامه در دوران عضویت او در شورای انقلاب منصوب آیت&amp;zwnj;الله خمینی چه بوده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;پی&amp;zwnj;نوشت&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۱]- (Le complot des ayatollahs (Jean-Charles Deniau, 1989&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;بخش&amp;zwnj;های قبلی این سری نوشته در وب سایت رادیو زمانه به شرح زیر قابل دسترس است:&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹ &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4020">آیت‌الله بهشتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4022">ابوالحسن بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1597">اکبر هاشمی رفسنجانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4023">محمدعلی رجایی</category>
 <pubDate>Fri, 08 Jul 2011 15:07:36 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5274 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>