<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>آیت‌الله خمینی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>تغییر جنسیت در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash/2012/12/15/22624</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash/2012/12/15/22624&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گو با بهرام میرجلالی جراح و متخصص تغییر جنسیت        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    آیدا قجر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;584&quot; height=&quot;329&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/dec012transexualsinirandegarbash5.jpg?1355946680&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;آیدا قجر ـ تراجنسی به کسانی گفته می&amp;zwnj;شود که هویت جنسی&amp;zwnj;شان ارتباط مستقیم با آناتومی بدن&amp;zwnj; آن&amp;zwnj;ها ندارد و از جنسیتی که با آن&amp;nbsp;متولد شده اند راضی نیستند. برخی از آنان علاقه&amp;zwnj;ای به ادامه زندگی با جنسیت ظاهری خود ندارند و با کمک پیشرفت علم و تکنولوژی خواستار تغییر جنسیت یا تغییر برخی از اندام&amp;zwnj;های جنسی خود هستند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ترانس&amp;zwnj; یا ترنس، واژه&amp;zwnj;ای است که خود تراجنسی&amp;zwnj;های فارسی زبان، برای توضیح هویت جنسی و جنسیت&amp;zwnj;شان انتخاب کرده&amp;zwnj;اند و به زبان عامیانه معمولاً خود را &amp;laquo;ترنس&amp;raquo; می&amp;zwnj;خوانند. ترانس&amp;zwnj;ها، غالبا خود را به دو دسته &amp;laquo;ام تو اف&amp;raquo; و &amp;laquo;اف تو&amp;zwnj;ام&amp;raquo; تقسیم&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;کنند؛ یعنی مردانی که&amp;nbsp;مایلند به زن&amp;nbsp;و زنانی که مایلند به مرد تغییر جنسیت دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همه تراجنسی&amp;zwnj;ها، تمایل به تغییرجنسیت از طریق عمل جراحی ندارند. غیر از عمل جراحی، هورمون درمانی نیز راهی برای تغییر جنسیت است. با کمک هورمون درمانی تراجنسی&amp;zwnj;هایی که از بدو تولد اندام&amp;zwnj;های جنسی مردانه دارند، موهای صورت خود را از دست می&amp;zwnj;دهند و&amp;nbsp;پستان هایشان رشد می کند. در این حالت آلت تناسلی&amp;zwnj;شان اما به شکل قبل باقی می&amp;zwnj;ماند. زن&amp;zwnj;ها با استفاده از هورمون&amp;zwnj;ها کلیتوریس&amp;zwnj; و موهای صورت و سینه&amp;zwnj;شان رشد می&amp;zwnj;کند. عده&amp;zwnj;ای هم که علاقه&amp;zwnj;ای یا توان این اقدام&amp;zwnj;ها را ندارند با پوشیدن گن&amp;zwnj;های سفت یا گذاشتن سینه&amp;zwnj;های مصنوعی، ظاهر خودشان را تغییر می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ترجمه تراجنسی&amp;zwnj; در ایران، میان مردم و بسیاری از پزشکان عبارت &amp;laquo;اختلال هویت جنسی&amp;raquo; به کار برده می&amp;zwnj;شود. این ترجمه مورد انتقاد بسیاری از فعالان حقوق بشر و حقوق دگرباشان جنسی قرار گرفته است، زیرا معتقدند دگرگونگی رفتار جنسی به معنای &amp;laquo;اختلال&amp;raquo; آن نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/dec012transexualsinirandegarbash9.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 144px;&quot; /&gt;پروفسور بهرام میرجلالی: &amp;laquo;به جای اختلال باید گفت دگرگونگی هویت جنسی، زیرا اختلال هویت جنسی یعنی ما یک &amp;quot;نرمالی&amp;quot; داریم که گوشه و کنار آن خراب شده است. در حالیکه به هیچ&amp;zwnj;وجه اینگونه نیست. از طرفی معتقدم باید [تراجنسی&amp;zwnj;ها] را روان دگرجنسی نامید. زیرا انسان&amp;zwnj;ها یک هویت روانی دارند و یک هویت جنسیتی؛ این عده روح، روان، کشش و سلیقه زندگی&amp;zwnj;شان با جنسیت آن&amp;zwnj;ها متفاوت است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر با برخی از پزشکان در خصوص استفاده از واژه&amp;zwnj;هایی که فعالان این حوزه بر آن&amp;zwnj;ها تاکید کرده&amp;zwnj;اند صحبت کنیم، این نکته را مطرح می&amp;zwnj;کنند که واژه&amp;zwnj;های منتخب فعالان بهتر از واژه&amp;zwnj;های پزشکی است؛ اما پزشکان به دلایل مختلف از جمله نداشتن وقت یا عدم دسترسی به اطلاعات و دستاوردهای فعالان برابری&amp;zwnj;خواه جنسی از واژگان &amp;laquo;صحیح سیاسی&amp;raquo; در حوزه جنسیت و روابط جنسی بی&amp;zwnj;اطلاع هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرف دیگر پزشکان از نظر علمی و پزشکی به افراد توجه نشان می&amp;zwnj;دهند؛ در نتیجه آن&amp;zwnj;ها را با ادبیات پزشکی که از پیش آموخته&amp;zwnj;اند خطاب قرار می&amp;zwnj;دهند. این نشان&amp;zwnj;دهنده شکاف میان ادبیات اقشار مختلف جامعه مانند پزشکان با دنیای فعالان حقوق بشر است. دنیای پزشکی در کشورهای غربی سعی دارد که رویکردی اخلاقی نسبت به هویت&amp;zwnj;های اقلیت&amp;zwnj;های جنسی انتخاب کند و معمولاً متخصصان حوزه بهداشت، درمان و خدمات پزشکی واژگانی را انتخاب می&amp;zwnj;کنند که برای افراد حساسیت برانگیز نباشد. با این حال با وجود حمایت قانونی نسبی از تراجنسی&amp;zwnj;ها در ایران، عموم جامعه و متخصصان بهداشت و درمان به حساسیت&amp;zwnj;های این قشر آشنا نیستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پروفسور بهرام میرجلالی که از اولین جراحان متخصص در این حوزه است در گفت&amp;zwnj;وگو با رادیو زمانه در خصوص نامگذاری این قشر از جامعه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;به جای اختلال باید گفت دگرگونگی هویت جنسی، زیرا اختلال هویت جنسی یعنی ما یک &amp;quot;نرمالی&amp;quot; داریم که گوشه و کنار آن خراب شده است. در حالیکه به هیچ&amp;zwnj;وجه اینگونه نیست. از طرفی معتقدم باید [تراجنسی&amp;zwnj;ها] را روان دگرجنسی نامید. زیرا انسان&amp;zwnj;ها یک هویت روانی دارند و یک هویت جنسیتی؛ این عده روح، روان، کشش و سلیقه زندگی&amp;zwnj;شان با جنسیت آن&amp;zwnj;ها متفاوت است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوت میان جنسیت روح و جنسیت بدن، تبصره&amp;zwnj;ای از فتوای آیت&amp;zwnj;الله خمینی در سال ۱۳۶۵ بود که باعث شد براساس آن، مریم ملک&amp;zwnj;آرا (که پیش از عمل فریدون نام داشت) اجازه انجام جراحی تغییر جنسیت را کسب کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبق فتوای خمینی، تغییر جنسیت برای افرادی که دچار &amp;laquo;اختلال هویت جنسی&amp;raquo;&amp;zwnj;اند اشکال شرعی ندارد. در تبصره این فتوا که در زمان انتشار مورد انتقاد فقهای سنتی شیعه واقع شده است، خمینی بین روح و جسم تفکیک قائل می&amp;zwnj;شود و تاکید می&amp;zwnj;کند که روح برخی از افراد می&amp;zwnj;تواند جنسیتی متفاوت داشته باشد. در متن فتوای خمینی تاکید شده است که ضمن اینکه این افراد می&amp;zwnj;توانند تغییر جنسیت بدهند، در انجام عمل جنسی نباید گناه کنند. منظور از گناه، لواط یا دخول به مقعد مرد است؛ همچنین &amp;quot;تفخیذ&amp;quot; یا قرار دادن اندام تناسلی مرد بین ران&amp;zwnj;ها یا نشیمنگاه انسان مذکر نیز در احکام فقهی شیعه گناه محسوب می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش از فتوای خمینی، تفکر&amp;nbsp;پیرامون مسئله ترانس&amp;zwnj;سکسوال بودن در فقه شیعه جایگاهی نداشت، امروز هم روحانیون سنتی&amp;zwnj;تر با&amp;nbsp;هرگونه اقدام و تفکر فقهی در این زمینه مخالف&amp;zwnj; هستند. روحانیون میانه&amp;zwnj;رو سنتی مانند آیت&amp;zwnj;الله سیستانی حکم&amp;zwnj;های محافظه&amp;zwnj;کارانه&amp;zwnj;تری در این خصوص صادر کرده&amp;zwnj;اند. مثلا آیت&amp;zwnj;الله سیستانی با قرار دادن شرط &amp;laquo;ضرورت&amp;raquo;، تاکید کرده که به دلیل &amp;laquo;استلزام نگاه به عورت در حین عمل&amp;raquo;، به طور کلی جراحی حرام است مگر به شرط ضرورت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آمار تراجنسی&amp;zwnj;ها در ایران، آیا آنها بیمار هستند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;براساس آمار در ایران از هشت تا ده درصد افراد دگرگونه&amp;zwnj;جنسیتی تنها یک درصدشان &amp;laquo;روان دگرجنس&amp;raquo; هستند و در آمار جهانی و ایران از هر صدهزار کودک متولد شده چهار یا پنج نفر در این دسته از دگرگونه&amp;zwnj;ها قرار می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/dec012transexualsinirandegarbash2.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 150px;&quot; /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت ایران نزدیک به ۱۵ سال است که به تراجنسی&amp;zwnj;ها بعد از عمل تغییر جنسیت، شناسنامه تازه&amp;zwnj; می&amp;zwnj;دهد و کمک&amp;zwnj;های سازمان بهزیستی نیز از جمله کمک&amp;zwnj;های دولتی به آنان است. در کشورهایی چون فرانسه و انگلیس تنها هفت سال است که تراجنسی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانند پس از جراحی شناسنامه&amp;zwnj;ای تازه دریافت کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نگاه جامعه به تراجنسی&amp;zwnj;ها، نه تنها عادی نیست بلکه آن&amp;zwnj;ها را بیمارانی می&amp;zwnj;دانند که نیاز به درمان دارند. در حالیکه دکتر میرجلالی معتقد است: &amp;laquo;این اتفاق ارتباطی به ثروت، فرهنگ و &amp;zwnj;نژاد ندارد. آن&amp;zwnj;ها ابداً بیمار نیستند. بسیاری از آن&amp;zwnj;ها تحصیلکرده، دکتر یا مهندس هستند و همگی از هوش و ذکاوتی مانند بقیه برخوردارند. در چین، سوئد، انگلستان و فرانسه هم همینطور است؛ من تاکید می&amp;zwnj;کنم تولد نوزادان ترانس یک پدیده طبیعی است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نزدیک به ده سال پیش، سازمان بهداشت جهانی برخی از اشکال دگرگونه&amp;zwnj;خواهان جنسی مانند همجنس&amp;zwnj;خواهان زن و مرد را از فهرست بیماران خارج کرد، اما تراجنسی&amp;zwnj;ها همچنان در تلاش هستند تا به عنوان بیمار شناخته نشوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت ایران نزدیک به ۱۵ سال است که به تراجنسی&amp;zwnj;ها بعد از عمل تغییر جنسیت، شناسنامه تازه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;دهد که از دید میرجلالی &amp;laquo;تولدی دوباره&amp;raquo; برای آن&amp;zwnj;ها محسوب می&amp;zwnj;شود و کمک&amp;zwnj;های سازمان بهزیستی نیز از جمله کمک&amp;zwnj;های دولتی به آنان است، اما به طور مثال در کشورهایی چون فرانسه و انگلیس تنها هفت سال است که تراجنسی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانند پس از جراحی شناسنامه&amp;zwnj;ای تازه دریافت کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حقیقت قوانین بین&amp;zwnj;المللی در خصوص این قشر از شهروندان در کشورهای لیبرال دمکرات نیز تبعیض&amp;zwnj;آمیز است و به تازگی پس از تلاش&amp;zwnj;های بسیار فعالان تراجنسی، برخی از قوانین در حال تغییر هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ترانس&amp;zwnj;سکسوال و هموسکسوال&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از مردم بر این باور هستند که ترانس&amp;zwnj;سکسوال&amp;zwnj;ها به نوعی در دسته هموسکسوال&amp;zwnj;ها (گرایش دو هم&amp;zwnj;جنس به یکدیگر) جای می&amp;zwnj;گیرند. در حالیکه دکتر هانری بنجامن، روانکاو، در سال ۱۹۶۰به دلیل مراجعه این قشر افراد نزد خود به تفاوت آن&amp;zwnj;ها پی برد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جامعه تراجنسی&amp;zwnj;های ایرانی به واسطه مشروعیت قانونی تشویق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شوند که &amp;nbsp;هویت جنسی خود را متفاوت از هویت جنسی همجنسگرا تعریف کنند. ضمن اینکه این تفاوت&amp;zwnj;های هویتی وجود دارند، هویت&amp;zwnj;گرایی در این خصوص ممکن است به خشونت مرتبط با ارزشگذاری&amp;zwnj;های اجتماعی در تعیین هویت جنسی/ جنسیتی مشروع کمک کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به تعریف وی، تراجنسی کسی است که جنسیت ظاهری خود را قبول ندارد، آن را درک نمی&amp;zwnj;کند و حاضر به اجرای عمومی&amp;zwnj; ویژگی&amp;zwnj;های آن نیست. به طور مثال شخصی که رفتار و کردارش زنانه است، اما جسمی مردانه دارد یا برعکس افرادی که رفتاری مردانه دارند، اما بدن آنها زنانه است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالیکه هموسکسوال یا به زبان فارسی همجنسگرا، مردان یا زنانی هستند که خود را با همان جنسیت ظاهری قبول دارند، اما کشش و جاذبه جنسی&amp;zwnj; به سوی همجنس خود دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جامعه دلیلی برای بیگانگی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رفتار جامعه با تراجنسی&amp;zwnj;ها یکی از دلایل آن&amp;zwnj;ها برای بیگانگی با جسم&amp;zwnj;شان است. از نظر دکتر میرجلالی برخورد جامعه با دو گروه تراجنسی&amp;zwnj;ها و همجنسگرایان متفاوت است. تراجنسی&amp;zwnj;هایی &amp;zwnj;که رفتارشان در عرف اجتماعی &amp;laquo;زنانه&amp;zwnj;تر&amp;raquo; محسوب می&amp;zwnj;شود، برچسب &amp;laquo;هموسکسوال&amp;raquo; می&amp;zwnj;خورند و &amp;laquo;از سوی جامعه مورد آزار قرار می&amp;zwnj;گیرند و با الفاظی چون اواخواهر مورد توهین قرار می&amp;zwnj;گیرند&amp;raquo;. دکتر میرجلالی معتقد است وضعیت زنانی که پس از تغییر جنسیت مرد می&amp;zwnj;شوند، کمی بهتر است: &amp;laquo;اجتماع به زنانی که رفتار مردانه دارند بد نگاه نمی&amp;zwnj;کند؛ به طوری که می&amp;zwnj;گویند فلانی برای خودش مردی است، در نتیجه میزان مراجعه افرادی که خواستار تغییر جنسیت به زن هستند بالا&amp;zwnj;تر است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/dec012transexualsinirandegarbash6.jpeg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 163px;&quot; /&gt;صاحب این عکس در مستند &amp;laquo;تولد&amp;raquo; با نام سایه مقابل دوربین به عنوان یک تراجنسی از تحصیل بازماندن و نبودن کار صحبت کرد. سایه برای گذاران زندگی کارگری می&amp;zwnj;کرد و خانه&amp;zwnj;های مردم را تمیز می&amp;zwnj;کرد. او پس از مهاجرت و پناهندگی، در کشور کانادا خودکشی کرد و از دنیا رفت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جامعه تراجنسی&amp;zwnj;های ایرانی به واسطه مشروعیت قانونی تشویق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شوند که &amp;nbsp;هویت جنسی خود را متفاوت از هویت جنسی همجنسگرا تعریف کنند. ضمن اینکه این تفاوت&amp;zwnj;های هویتی وجود دارند، هویت&amp;zwnj;گرایی در این خصوص ممکن است به خشونت مرتبط با ارزشگذاری&amp;zwnj;های اجتماعی در تعیین هویت جنسی/ جنسیتی مشروع کمک کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;براساس سخنان&lt;a href=&quot;http://www.khabaronline.ir/detail/260988/society/health&quot;&gt; محمدحسین نجاتی&lt;/a&gt;، سالانه بیش از ۲۷۰ ایرانی تغییر جنسیت می&amp;zwnj;دهند که از این تعداد ۵۶ درصد خواستار تغییر از مرد به زن هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل تنها به نامگذاری آنان محدود نمی&amp;zwnj;شود. بنا به گفته دکتر میرجلالی برخی این افراد که از سطح مالی و طبقاتی پایینی برخوردار هستند و توانایی انجام عمل جراحی را ندارند، مورد آزار و اذیت قرار می&amp;zwnj;گیرند و جایگاهی در بازار کار پیدا نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی از تراجنسی&amp;zwnj;هایی که از وضعیت مالی خوبی برخوردارند، برای انجام عمل تغییر جنسیت و هورمون&amp;zwnj; درمانی به کشورهای دیگر از جمله تایلند مراجعه می&amp;zwnj;کنند. کسانی که در ایران تغییر جنسیت می&amp;zwnj;دهند تمام مراحل تغییر خود را در انظار عمومی پی&amp;zwnj;گیری می&amp;zwnj;کنند. در نتیجه اطرافیان&amp;zwnj;شان متوجه تغییرات فیزیکی آن&amp;zwnj;ها خواهند شد،اما عده&amp;zwnj;ای که ایران را ترک می&amp;zwnj;کنند، با شخصیت فیزیکی تازه&amp;zwnj;ای به کشور باز می&amp;zwnj;گردند. این افراد با آنکه هزینه بیشتری را متحمل می&amp;zwnj;شوند، اما بخشی از تاریخ زندگی خود را از مقابل انظار عمومی حذف می&amp;zwnj;کنند. حذف این تاریخ به آن&amp;zwnj;ها فرصت تولدی دوباره در جامعه را می&amp;zwnj;دهد. این هزینه&amp;zwnj;ای است که بسیاری از تراجنسی&amp;zwnj;هایی که استطاعت مالی با کمال میل می&amp;zwnj;پردازند تا از خشونت&amp;zwnj;هایی که تغییرات ظاهری آن&amp;zwnj;ها در جامعه ایران دریافت می&amp;zwnj;کند، در امان باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از تراجنسی&amp;zwnj;هایی که توانایی تامین هزینه تغییر جنسیت را ندارند به علت مواجهه با رفتار توهین&amp;zwnj;آمیز در مدارس و جامعه ترک تحصیل می&amp;zwnj;کنند و به بازار کاری که پذیرای آنان نیست روی می&amp;zwnj;آورند، اما تعداد آن&amp;zwnj;هایی که جذب بازار می&amp;zwnj;شوند کم است. اغلب آنها به کارهایی چون خیاطی یا کارگری مشغول هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تراجنسی&amp;zwnj;هایی که در ایران از ادامه تحصیل بازمانده&amp;zwnj;اند و از سطح مالی خوبی برخوردار نیستند، به ناگزیر در مکان&amp;zwnj;های مشخصی در سطح شهر و شهرستان&amp;zwnj;ها به تن&amp;zwnj;فروشی روی می&amp;zwnj;آورند و از آنجا که به علت نداشتن تخمدان مسئله &amp;laquo;نگهداشتن عده&amp;raquo; ندارند در نتیجه می&amp;zwnj;توانند در یک روز صیغه چندین نفر شوند و از این راه کسب درآمد داشته باشند. [۱] در نتیجه تن&amp;zwnj;فروشی در میان تراجنسی&amp;zwnj;ها آمار بالایی دارد، اما انتظارات مردم و مسئولانی که با آن&amp;zwnj;ها برخورد می&amp;zwnj;کنند نیز عامل دیگری در بیگانگی، تحقیر، توهین و تن&amp;zwnj;فروشی آنان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranpolicestreetlife.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 112px;&quot; /&gt;تراجنسی&amp;zwnj;هایی که از ادامه تحصیل بازمانده&amp;zwnj;اند و از سطح مالی خوبی برخوردار نیستند، به ناگزیر در مکان&amp;zwnj;های مشخصی در سطح شهر و شهرستان&amp;zwnj;ها به تن&amp;zwnj;فروشی روی می&amp;zwnj;آورند و از آنجا که به علت نداشتن تخمدان مسئله &amp;laquo;نگهداشتن عده&amp;raquo; ندارند در نتیجه می&amp;zwnj;توانند در یک روز صیغه چندین نفر شوند و از این راه کسب درآمد داشته باشند. در نتیجه تن&amp;zwnj;فروشی در میان تراجنسی&amp;zwnj;ها آمار بالایی دارد، اما انتظارات مردم و مسئولانی که با آن&amp;zwnj;ها برخورد می&amp;zwnj;کنند نیز عامل دیگری در بیگانگی، تحقیر، توهین و تن&amp;zwnj;فروشی آنان است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اغلب مردم جامعه با نداشتن اطلاعات درست و عدم آگاهی نسبت به دگرگونگی جنسی این اشخاص، آنان را بیمار می&amp;zwnj;دانند یا معتقدند تمرکز زندگی این عده بر مسائل جنسی است. در نتیجه بسیاری از افراد و به دلیل عدم لزوم نگهداشتن عده برای پیشبرد هوس&amp;zwnj;های جنسی خود، آن&amp;zwnj;ها را مورد سوءاستفاده قرار می&amp;zwnj;دهند. بسیاری از تراجنسی&amp;zwnj;هایی که از ایران خارج و به دیگر کشور&amp;zwnj;ها پناهنده شده&amp;zwnj;اند بار&amp;zwnj;ها در مصاحبه&amp;zwnj;ها از چنین رفتار&amp;zwnj;ها و توقعاتی پرده برداشته&amp;zwnj;اند. به طور مثال اگر با نیروی انتظامی مواجه شده&amp;zwnj;اند یا در اداره&amp;zwnj;ای کارشان گره خورده است، مورد تمسخر واقع شده یا برای انجام کار با پیشنهاد همخوابگی روبه رو شده&amp;zwnj;اند. در نتیجه هر روز بیشتر از قبل از جامعه فاصله گرفته و منزوی شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه&amp;zwnj;های حقوق بشری مانند &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;IGLHRC&lt;/span&gt; و دیدبان حقوق بشر در ثبت چنین رویدادهایی کوشیده&amp;zwnj;اند. تراجنسی&amp;zwnj;هایی که رو به فحشا آورد&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;اند این عمل را &amp;laquo;بیزنس&amp;raquo; می&amp;zwnj;خوانند و از برخورد بسیجی&amp;zwnj;ها چنین می&amp;zwnj;گویند: &amp;laquo;فلان بسیجی می&amp;zwnj;دانست من بیزنس می&amp;zwnj;کنم برای همین مزاحم من شده بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدارکی از سوی سازمان بهزیستی به تراجنسی&amp;zwnj;ها به عنوان نوعی گواهی تایید هویت جنسی داده می&amp;zwnj;شود که کارکرد نوعی کارت شناسایی دارد. طبق این مدارک، تراجنسی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانند رفتار یا پوشش خود را که از سوی نیروی انتظامی غیر قابل قبول و ناهنجار خوانده می&amp;zwnj;شود، توضیح دهند تا دستگیر نشوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مدارک آزادی بیشتری به تراجنسی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دهد تا توسط گشت ارشاد دستگیر نشود یا مورد آزار و اذیت قرار نگیرند. از سوی دیگر اما طبق گفته&amp;zwnj;های بسیاری از آنان که امروز به کشورهای دیگر پناهنده شده&amp;zwnj;اند و پرده از رفتار ماموران نیروی انتظامی، بسیج یا افراد عادی جامعه برداشته&amp;zwnj;اند، این اوراق هویتی بیشتر باعث تمسخر یا سوءاستفاده از آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شود. در نتیجه می&amp;zwnj;تواند دردسرساز هم باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دکتر میرجلالی معتقد است این مدارک تنها با مجوز دولت از سوی پزشک معالج برای تراجنسی&amp;zwnj;ها صادر می&amp;zwnj;شود تا افرادی که هنوز مورد عمل جراحی واقع نشده&amp;zwnj;اند یا قرار است بعد تن خود را به تیغ جراحی بسپارند بتوانند بر اساس هویت جنسی خود مدتی با لباس مبدل (زنان یا مردانه) در سطح شهر عبور و مرور داشته باشند و به حضور با شکل ظاهری دیگر عادت کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;هزینه&amp;zwnj;، چگونگی عمل تغییر جنسیت و لذت جنسی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;براساس سخنان دکتر میرجلالی در گفت&amp;zwnj;وگو با رادیو زمانه، در تبدیل آناتومی مرد به زن عمل مشابه&amp;zwnj;سازی اتفاق می&amp;zwnj;افتد: &amp;laquo;این افراد از لحاظ هورمونی امکان بارداری ندارند و پس از جراحی پیچیده و طولانی، دوره هورمون درمانی را طی می&amp;zwnj;کنند تا بدن آن&amp;zwnj;ها به سمت زن بودن تغییر مسیر پیدا کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دکتر میرجلالی در تشریح پیچیدگی این نوع از عمل می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ما باید بدنی را که خداوند و طبیعت خوب و محکم آفریده داغان کنیم و از نو بدنی مشابه زن بسازیم. این عمل تا حدی امکان&amp;zwnj;پذیر است و در برخی از جراحی&amp;zwnj;ها آناتومی و تماس جنسی موفق اتفاق می&amp;zwnj;افتد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی در ادامه نحوه عمل جراحی را اینگونه توضیح داد: &amp;laquo;به دلیل آنکه مقداری از منشا لذت جنسی در قسمت جلوی پروستات قرار دارد، من سعی می&amp;zwnj;کنم سیستم عصبی و پروستات را حفظ کنم تا افراد بتوانند هنگام تماس جنسی لذت ببرند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه دوم افرادی هستند که می&amp;zwnj;خواهند از آناتومی جنسی مردانه برخوردار باشند. تا سال&amp;zwnj;ها پیش روشی غیر از راه&amp;zwnj;های امروزی در چین و دیگر کشور&amp;zwnj;ها متداول بود؛ به طوری که بخشی از پوست شکم را برداشته، لوله کرده و در جای آلت تناسلی مرد قرار می&amp;zwnj;دادند که کارآیی جنسی نداشت و به مرد تنها این امکان را می&amp;zwnj;داد که بتواند به شکل ایستاده ادرار کند و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به فرد از حیث جسمانی ظاهر مردانه می&amp;zwnj;بخشید. روش امروزی اما همراه با هورمون درمانی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/dec012transexualsinirandegarbash4.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 123px;&quot; /&gt;هزینه بالای عمل، جراحی را برای تعداد محدودی از ترانس&amp;zwnj;سکسوال&amp;zwnj;ها شدنی کرده است. عمل طی&amp;nbsp;پنج تا هفت ساعت،&amp;nbsp;با سه متخصص اتفاق&amp;zwnj; می&amp;zwnj;افتد. در آمریکا ۲۲ هزار دلار، در فرانسه ۱۲ تا ۱۷ هزار دلار، در تایلند۱۰ تا ۱۲ هزار دلار و در ایران ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دکتر میرجلالی در توضیح عمل به شکل نوین می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این عمل در دو مرحله انجام می&amp;zwnj;شود: مرحله اول برداشتن رحم، تخمدان، سینه و لوله رحم است که در حد فاصل دو سال تا عمل دوم افراد تحت هورمون درمانی قرار&amp;nbsp;می گیرند&amp;nbsp;و ریش و سبیل در می&amp;zwnj;آورند و کلیتوریس آن&amp;zwnj;ها رشد مختصری پیدا می&amp;zwnj;کند. در مرحله دوم دو بیضه پلاستیکی و پروتز برای&amp;zwnj;شان می&amp;zwnj;گذاریم، &amp;zwnj; در نتیجه زندگی زناشویی این افراد از نظر جنسی موفق&amp;zwnj;تر خواهد بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کسب لذت جنسی در زنان و مردان متفاوت است. به طوری که زنان نیاز به نوازش،&amp;nbsp;آماده&amp;zwnj;سازی بیشتری نسبت به مردان دارند و نمی&amp;zwnj;توانند بدون مقدمه به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان میزان لذت ببرند. دکتر میرجلالی درباره تفاوت این دو نوع لذت در ترانس&amp;zwnj;سکسوال&amp;zwnj;هایی که مورد عمل جراحی قرار گرفته&amp;zwnj;اند می&amp;zwnj;گوید که هر دو گروه می&amp;zwnj;توانند ازدواج کنند، خود و همسران&amp;zwnj;شان از رابطه جنسی لذت ببرند، اما &amp;laquo;رابطه جنسی برای مردان یک سیستم مکانیکی است و ریزه&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;های زنانه را ندارد، ولی برای زنان، لذت بردن، خواسته و هوس جنسی&amp;zwnj;شان مملو از ریزه&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;های سیستم عصب&amp;zwnj;های بدن است. اگر ترانس&amp;zwnj;ها عاشق بشوند و به طرف مقابل&amp;zwnj;شان هوس همخوابگی داشته باشند به احتمال صد در صد به ارگاسم می&amp;zwnj;رسند، اما اگر بخواهند به شکل روتین یا مکانیکی تماس جنسی داشته باشند اغلب لذتی نمی&amp;zwnj;برند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هزینه بالای عمل، جراحی را برای تعداد محدودی از ترانس&amp;zwnj;سکسوال&amp;zwnj;ها شدنی کرده است. عملی طی پنج تا هفت ساعت، با سه متخصص اتفاق&amp;zwnj; می&amp;zwnj;افتد. در آمریکا ۲۲ هزار دلار، در فرانسه ۱۲ تا ۱۷ هزار دلار، در تایلند۱۰ تا ۱۲ هزار دلار و در ایران ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به گفته دکتر میرجلالی پس از پی&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های وی، دولت و سازمان بهزیستی موظف به پرداخت چهار تا پنج میلیون تومان با توجه به شرایط متقاضی است. در نتیجه اشخاص میزان باقیمانده هزینه را خود باید تهیه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شمار متقاضیانی که در آمار رسمی سازمان بهزیستی و سازمان پزشکی قانونی ذکر می&amp;zwnj;شود تنها بخش کوچکی از شهروندان هستند که به دلیل وضعیت مالی مناسب می&amp;zwnj;توانند کشش و جاذبه جنسی خود را با بدن&amp;zwnj;شان همراه کنند، اما بخش بزرگتری از جامعه تراجنسی&amp;zwnj;ها هر روز بیشتر از قبل از جامعه رانده می&amp;zwnj;شوند، کشور را ترک می&amp;zwnj;کنند یا به تن&amp;zwnj;فروشی روی می&amp;zwnj;آورند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جوامع دیکتاتوری که پایه&amp;zwnj;های سیاست بر بالانس قدرت استوار بوده، تبعیض به اشکال مختلف قابل رویت است. در نتیجه اقلیت&amp;zwnj;های بسیاری شکل می&amp;zwnj;گیرند که برای رسیدن به حقوق برابر تلاش می&amp;zwnj;کنند؛ به طول مثال اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی، جنسی، جنسیتی و قومی نمونه&amp;zwnj;های بارز آن هستند که هر روزه بر شمار مهاجران آن&amp;zwnj;ها که شهر و دیار خود را ترک می&amp;zwnj;کنند، افزوده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع تبعیض یکی از پایه&amp;zwnj;های دیکتاتوری محسوب می&amp;zwnj;شود. تبعیض جنسیتی باعث مردسالاری بیشتر در ساختار حکومت خواهد شد که با تکیه بر ابزار تبلیغات سعی در نهادینه کردن این تبعیض&amp;zwnj;ها و &amp;laquo;دیگری پنداری&amp;raquo; می&amp;zwnj;کنند. در حاکمیت مردسالارانه افراد پیش از انسان فرض شدن، بر اساس جنسیت و سپس هویت جنسی خودشان به حاشیه کشانده خواهد شد و حضور اجتماعی آنها کمرنگ می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این جوامع شخصیت بر&amp;zwnj;تر مرد است که کنترل همه&amp;zwnj;چیز را در دست دارد و زن در اینجا نقش دوم را بازی می&amp;zwnj;کند، حال آنکه همه رفتار&amp;zwnj;ها بر اساس زنانه یا مردانه بودن تقسیم می&amp;zwnj;شوند و نگاه جامعه بر این اساس ارزشگذاری می&amp;zwnj;شود. مردان باید رفتار خشن، تصمیم&amp;zwnj;گیرنده و خشک داشته باشند و زنان باید در زنانگی، لطافت و ظرافت تعریف شوند و به دلیل مذهبی بودن جامعه و حکومت ایران، این زیبایی و ظرافت طبق باورهای مذهبی باید در اختیار مردی قرار گیرد که همیشه حق با اوست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زن و زنانگی جنسیت دوم شناخته می&amp;zwnj;شود، در نتیجه مردانی که کمی از خصوصیات &amp;laquo;مردانه&amp;raquo; (طبق باور جامعه و حکومت) فاصله می&amp;zwnj;گیرند با تحقیر مواجه می&amp;zwnj;شوند، این رویکرد، رفتار، پوشش، طریق صحبت کردن، روش راه رفتن و رفتار جنسی و زیر مجموعه&amp;zwnj;های آن را در بر می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همجنس&amp;zwnj;خواهان و تراجنسی&amp;zwnj;ها طبق باورهای جامعه سنتی و مذهبی بیش از دیگر اقلیت&amp;zwnj;ها و افراد جامعه &amp;nbsp;تحقیر &amp;nbsp;می&amp;zwnj;شوند و از جامعه طرد خواهند شد. زیرا تحقیر نه فقط از جانب حکومت است، بلکه مردان و زنان دگرجنس&amp;zwnj;خواه نیز&amp;nbsp;بر اساس عرف جامعه و باروهای سنتی و مذهبی آنان را به چشم &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; نگاه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تراجنسی&amp;zwnj;ها و دیگرگونه&amp;zwnj;های جنسی نه فقط از سوی سنت، باور، مذهب و حکومت طرد می&amp;zwnj;شوند و مورد تمسخر و تحقیر هستند، بلکه تلاش آن&amp;zwnj;ها برای شهروند برابر شدن و رسیدن به حقوق خود در چند جبهه ذکر شده و اضافه بر آن مقابل زنان و مردان جامعه شکل گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ - عده در احکام فقه شیعه به مدت زمانی گفته می&amp;zwnj;شود که زن پس از طلاق از همسر یا شریک جنسی، برای ارتباط جنسی مجدد باید صرف کند تا از عدم بارداری مطمئن شود و اندام&amp;zwnj;های جنسی او &amp;laquo;پاک&amp;raquo; شوند. این مدت زمان در ازدواج دائم سه ماه و ده روز و در صیغه تمتع ۴۵ روز است به طوری که اگر قبل از به پایان رسیدن عده، زن با مرد دیگری رابطه داشته باشد حکم ازدواج با زن شوهردار یا زنای محصنه است.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash/2012/12/15/22624#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11478">آیدا قجر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17843">بهرام میرجلالی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16563">تراجنسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15836">تراجنسیتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17842">ترنس‌سکشوال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3456">روح‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17844">عمل تغییر جنسیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17872">هورمون درمانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash">دگر باش</category>
 <pubDate>Sat, 15 Dec 2012 03:16:48 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22624 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سیاست، دین و آزادی - روایت یک تجربه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/04/03/12742</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/04/03/12742&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;168&quot; height=&quot;258&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ardeshir_mohasses_1255_168x300.jpg?1333738827&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بابک مینا ـ سه دهه از حاکمیت دینی در ایران می&amp;zwnj;گذرد. از همین رو دینداری خواه ناخواه مفهومی سیاسی یافته است. حکومت ایران تمام کوشش خود را برای ساختن جامعه&amp;zwnj;ای اسلامی به کار بسته است، اما جامعه به شیوه&amp;zwnj;های مختلف به این تحمیل یکطرفه واکنش نشان داده است و می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دینداران می&amp;zwnj;کوشند روایتی آزادی&amp;zwnj;خواهانه از دین بیافرینند و روایت رسمی و تنگ&amp;zwnj;نظرانه حکومت از دین را به چالش بگیرند. از سویی دیگر هستند کسانی که آرام آرام از خود دین فاصله می&amp;zwnj;گیرند و ایمان&amp;zwnj;شان را کنار می&amp;zwnj;گذارند و زندگی دیگر را تجربه می&amp;zwnj;کنند. ایمان آوردن و ایمان از دست دادن چگونه تجربه&amp;zwnj;ای است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با یاسمن.ط کوشیده&amp;zwnj;ایم یکی از هزاران نمونه تجربه ممکن از دینداری و گسست از دین را تا حدودی بکاویم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;b&gt;اولین باری که احساسی از خدا داشتی چه زمانی بود؟ می توانی تصوری را که از خدا داشتی شرح دهی؟&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یاسمن. ط&lt;/b&gt;: من متولد سال ۱۳۶۲ خورشیدی هستم . یعنی روزهای جنگ. همه آن چیزهایی که از قبل از شش سالگی و پیش از مدرسه به خاطر دارم مربوط به جنگ و حواشی آن است. ما در منزلی در امیرآباد زندگی می&amp;zwnj;کردیم. در خانه&amp;zwnj;ای که زیرزمینی مسکونی داشت. در آن سال&amp;zwnj;ها بیشتر از هر کجای خانه از آن زیرزمین استفاده می&amp;zwnj;شد. بنابراین هیچ&amp;zwnj;وقت زمان اعلام وضعیت قرمز به پناهگاه نمی&amp;zwnj;رفتیم. بسیار فکر کردم و یادم آمد. اولین احساس من از خدا در آن زیرزمین شکل گرفت و بازهم مربوط به جنگ بود. من و خواهرم که از من کمی کوچک&amp;zwnj;تر بود کنار مادربزرگ می&amp;zwnj;نشستیم و دعا می&amp;zwnj;کردیم. معنی دعا را نمی&amp;zwnj;دانستیم. تصور من این بود که از خدا می&amp;zwnj;خواهیم بمب یا موشک بر خانه ما فرود نیاید. دعا این بود: یا هو یا من هو یا من لیس الا هو (یعنی ای او ای کسی که او است ای کسی که جز او نیست). این را صدها بار تا وقتی که وضعیت سفید شود تکرار می&amp;zwnj;کردیم. تمام آن مدتی که در تاریکی نشسته بودیم و صدای ضد هوایی&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;شنیدیم، وجود خدا برای من بدیهی بود. هیچگاه موشکی به خانه ما نخورد. البته این تصویر از خدای نجاتبخش در سال&amp;zwnj;های بعد تغییر کرد. دلیلش را نمی&amp;zwnj;دانم، اما از زمانی که دقیقاً خاطرم نیست، شاید از زمانی که با مرگ مواجه شدم، زمانی که هیبت مرگ را در تلویزیونی سیاه و سفید و کوچک در روزهای مرگ آیت&amp;zwnj;الله خمینی دیدم که با گریه و شیون مادربزرگ و ندیدن چندین روزه پدرم همراه بود، یا از زمانی که فهمیدم مردن چیست و مدام در مدرسه از روز قیامت و سئوال و جواب، بهشت و جهنم و عذاب الهی صحبت می&amp;zwnj;شد، تصویر خدا با ترس آمیخته&amp;zwnj;تر شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;127&quot; vspace=&quot;3&quot; hspace=&quot;3&quot; border=&quot;3&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/hell_blake.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی خردسال بودم، دروغ بزرگ&amp;zwnj;ترین گناه بود. بعدها که خدا ترسناک و مرگ برای من مواجهه با این غول بی شاخ و دم شد، بزرگ&amp;zwnj;ترین گناه به نظرم ترک نماز می&amp;zwnj;آمد. با اینکه هیچوقت به خواندن منظم نماز عادت نکردم، در مواقع حساس جبران می&amp;zwnj;کردم.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من در خانواده&amp;zwnj;ای مذهبی بزرگ شدم. خانواده&amp;zwnj;ای که بعد از انقلاب و بعد از شهید شدن فرزندشان در روزهای اول جنگ مذهبی تر شده بود. نه اینکه قبل از انقلاب بی&amp;zwnj;اعتقاد باشند، اما در میان اقوام غیر مذهبی، ما انگشت&amp;zwnj;نما بودیم. خانواده مادری&amp;zwnj;ام توده&amp;zwnj;ای بودند و خانواده پدری&amp;zwnj;ام اصلاً مذهبی نبودند. خانواده خودم هم نه سنتی بود و نه متعصب و سخت&amp;zwnj;گیر، اما گرایش من به دینداری از هشت سالگی هر روز بیشتر شد و هر روز تصویر خدا از نجات&amp;zwnj;دهنده به پرسشگری که باید از او ترسید نزدیک&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدرسه می&amp;zwnj;رفتم که زلزله رودبار اتفاق افتاد و تهران هم لرزید. زلزله چه بود؟ عذاب الهی. ترس من از مرگ با زلزله شروع شد و ترس من از خدا در آن روزها در اوج خود بود. شب&amp;zwnj;ها از ترس مرگ و عذابی که قرار بود در جهنم بکشم با گریه می&amp;zwnj;خوابیدم. از آن موقع تا سال&amp;zwnj;ها بعد هر زمان که شایعه وقوع زلزله در میان مردم شدت می&amp;zwnj;یافت، نمازهای من سروقت می&amp;zwnj;شدند. خواندن نماز برایم سخت و زورکی بود. به وجوه دیگر دینداری که بیرونی&amp;zwnj;تر بود بیشتر علاقه داشتم مثل حجاب، یا حفظ قرآن. یعنی آن چیزهایی که بابت&amp;zwnj;اش تشویق می&amp;zwnj;شدم. دانش&amp;zwnj;آموز ابتدایی بودم، اما در این مقاطع شب&amp;zwnj;ها را با توبه از گناه می&amp;zwnj;گذراندم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گناه برایت چه مفهومی داشت؟&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی خردسال بودم، دروغ بزرگ&amp;zwnj;ترین گناه بود. بعدها که خدا ترسناک و مرگ برای من مواجهه با این غول بی شاخ و دم شد، بزرگ&amp;zwnj;ترین گناه به نظرم ترک نماز می&amp;zwnj;آمد. با اینکه هیچوقت به خواندن منظم نماز عادت نکردم، در مواقع حساس جبران می&amp;zwnj;کردم. در خواندن نماز هم مراسمی داشتم که بیشتر از خود نماز برایم جالب بود. سجاده خاص، چادر تمیز و سفید، تسبیحی با سنگ سبز (اسمش خاطرم نیست)، جوراب&amp;zwnj;های سفید و کارهایی که بین دو نماز می&amp;zwnj;کردم؛ مثلاً دعایی می&amp;zwnj;خواندم، ولی در لایه دوم همه این کارها نوعی خودنمایی داشتم؛ اگرچه در اتاق تنها بودم. این مناسک برایم لذت بیشتری داشت. بزرگ&amp;zwnj;تر که شده بودم و با ادبیات بیشتر آشنا شده بودم، بین دو نماز شعر مولانا می&amp;zwnj;خواندم. مدتی هم بعد از سفر به مناطق جنگی و تاثیر زیادی که آن سفر روی من گذاشته بود، خاک مناطق جنگی را در سجاده&amp;zwnj;ام داشتم و یک تکه از لباس یک شهید. اینها همه برایم جالب&amp;zwnj;تر از محتوای نماز بود. علی&amp;zwnj;رغم تلاشی که می&amp;zwnj;کردم، حین خواندن نماز هیچوقت حواسم جمع نبود و همیشه به چیزهای دیگر فکر می&amp;zwnj;کردم. مگر در همان مواقع خاص که گاهی از ترس گناه و مرگ و آخرت زار زار گریه می&amp;zwnj;کردم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در صحبت&amp;zwnj;هایت اشاره کردی به مرگ آیت&amp;zwnj;الله خمینی. چه تصویری از او در کودکی داشتی؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;284&quot; vspace=&quot;3&quot; hspace=&quot;3&quot; border=&quot;3&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/poster_1979_iri.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در زمان جنگ تنها تصویری که از آقای خمینی در خاطرم هست زمانی بود که حضار در مقابلش گریه می&amp;zwnj;کردند. من فکر می&amp;zwnj;کردم که حرف&amp;zwnj;هایش خیلی غمناک است&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;hellip;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر دیده باشی در اون سال&amp;zwnj;ها به خانواده&amp;zwnj;های شهید تابلویی فلزی می&amp;zwnj;دادند که یک طرف آن عکس شهید بود و سمت دیگر آن عکس آیت&amp;zwnj;الله خمینی و مشخصات شهید و یک متن که بسیار ناخوانا بود و احتمالاً دست خط خودشان بود .عکس&amp;zwnj;ها سیاه بودند؛ مثل چاپ. در زمان جنگ تنها تصویری که از آقای خمینی در خاطرم هست زمانی بود که حضار در مقابلش گریه می&amp;zwnj;کردند. من فکر می&amp;zwnj;کردم که حرف&amp;zwnj;هایش خیلی غمناک است و ابهتی برایم نداشت، ولی با ورود به مدرسه شناخت واقعی&amp;zwnj;تری پیدا کردم نسبت به او و آن هم بعد از مرگ&amp;zwnj;اش بود. اوج ساخته شدن خمینی به عنوان یک انسان پرابهت، بعد از مرگ و بعد از دیدن مراسم عزاداری مردم بود. آن همه به&amp;zwnj;هم ریختگی در شهر و آنچه از تلویزیون سیاه و سفید می&amp;zwnj;دیدم ... تعداد زیاد عزادار و کسانی که روی دست مردم به این سو و آن سو برده می&amp;zwnj;شدند. من فکر می&amp;zwnj;کردم مرده&amp;zwnj;اند. ورود من به مدرسه دقیقاً سال بعد از مرگ آقای خمینی بود و در صبحگاه&amp;zwnj;ها هنوز می&amp;zwnj;گفتند الله&amp;zwnj;اکبر، خمینی رهبر. عکس او ابتدای کتاب&amp;zwnj;های درسی چاپ می&amp;zwnj;شد. البته باید بگویم که خانواده من به آقای خمینی بسیار علاقه داشتند. عکس یا بهتر بگویم نقاشی او همیشه بر دیوار خانه ما بود. تا همین اواخر البته. مادربزرگم هم به&amp;zwnj;خصوص بعد از شهادت پسرش تعصب خاصی به ایشان داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقطع ابتدایی به مدرسه دولتی می&amp;zwnj;رفتم. مدیر مدرسه چادری بود و من او را بسیار دوست داشتم. همین دوست داشتن سبب شد که در هشت سالگی چادر به سر کردم. با اینکه در خانه ما هیچکس چادری نبود؛ حتی مادرم. جالب است که او هم بعد از اصرار من به چادر، چادری شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با یکی از همکلاسی&amp;zwnj;هایم از مدرسه برمی&amp;zwnj;گشتیم .در راه به حالت پز دادن به من گفت که وقتی نوزاد بوده آقای خمینی او را بوسیده. حتماً تصاویری که کودکان را در جماران برای متبرک شدن به بالا می&amp;zwnj;بردند تا ایشان دستی به سرشان بکشند، دیده&amp;zwnj;ای. این دوست من یکی از آنها بود. بسیار به او حسودیم شد. او چادری نبود و حتی فکل هم داشت. با خود می&amp;zwnj;گفتم: کاش من جای او بودم. به جز من فقط یک نفر دیگر در مدرسه چادر می&amp;zwnj;گذاشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تا چه سنی به طور مرتب نماز می خواندی؟ اولین بار چه زمانی به ایمان دینی شک کردی؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;راستش را بگویم نماز خواندنم هیچوقت مرتب نبود. تا پایان دبیرستان تظاهر به نماز خواندن می&amp;zwnj;کردم. نمی&amp;zwnj;گویم که اعتقاد نداشتم. به شکل سفت و سخت هم مسلمان بودم. قاری قرآن و حافظ قرآن هم بودم، اما نماز خواندن آن هم سه وعده در روز خیلی سخت بود و اغلب از زیرش در می&amp;zwnj;رفتم. وقتی در خانه به من می&amp;zwnj;گفتند نمازت را خواندی، به اتاقم می&amp;zwnj;رفتم. ده دقیقه می&amp;zwnj;ماندم و بیرون می&amp;zwnj;آمدم. از این تذکرها متنفر بودم و شاید کمی هم لج می&amp;zwnj;کردم. همین یکی در میان نماز خواندن هم باعث می&amp;zwnj;شد همیشه احساس گناه داشته باشم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;200&quot; vspace=&quot;3&quot; hspace=&quot;3&quot; border=&quot;3&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/khoramshahr13.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
بعد از سفر به مناطق جنگی و تاثیر زیادی که آن سفر روی من گذاشته بود، خاک مناطق جنگی را در سجاده&amp;zwnj;ام داشتم و یک تکه از لباس یک شهید. اینها همه برایم جالب&amp;zwnj;تر از محتوای نماز بود. علی&amp;zwnj;رغم تلاشی که می&amp;zwnj;کردم، حین خواندن نماز هیچوقت حواسم جمع نبود و همیشه به چیزهای دیگر فکر می&amp;zwnj;کردم.&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانطور که گفتم من خیلی زود ظاهر مذهبی پیدا کردم. قبل از شناخت دین و حتی قبل از داشتن سئوال درباره خدا. وجود خدا امری مبرهن بود. شاید هم خیلی زود خودم را در عمل انجام شده قرار داده بودم و اصلاً نمی&amp;zwnj;توانستم کوتاه بیایم یا شک کنم. تایید و تشویق اطرافیان به&amp;zwnj;خصوص پدرم و تمسخرهای اقوام- به تعبیرآن موقع&amp;zwnj;ها &amp;quot;قرتی&amp;quot; و غیر مذهبی- و غرور و شخصیتی که برای خود ساخته بودم به من اجازه شک نمی&amp;zwnj;داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من در خانواده&amp;zwnj;ای بزرگ شدم که صحبت&amp;zwnj;های زمان غذا خوردن یا تماشای تلویزیون به تمامی سیاسی بود. در واقع در خانواده&amp;zwnj;ای بودم که ایمان مذهبی&amp;zwnj;اش هم سیاسی بود و بعد از انقلاب به این حد رسیده بود. تظاهری در کار نبود، اما مذهبی سنتی هم نبودند. بعد از خرداد ۱۳۷۶ مرزهای قبلی خانواده هم شکسته شد. در بین فامیل دیگر به ما به عنوان حزب&amp;zwnj;اللهی نگاه نمی&amp;zwnj;شد. خانواده&amp;zwnj;ای که طرفدار خاتمی بود، وجهه&amp;zwnj;اش تغییر کرد. این جنبه&amp;zwnj;ها همیشه بود ولی دیده نمی&amp;zwnj;شد. همیشه صدای موسیقی در خانه طنین&amp;zwnj;انداز بود؛ حتی خواننده&amp;zwnj;های زن. گفته می&amp;zwnj;شد: پس اینها خیلی هم متعصب نیستند. با دیدن رقصیدن خانم&amp;zwnj;ها در عروسی و جشن&amp;zwnj;های ما هم می&amp;zwnj;گفتند: پس خیلی هم خشکه مذهب نیستند .همراه با شکسته شدن این تصاویر در بین اطرافیان کم کم از تعصب&amp;zwnj;های من هم کاسته شد. اگر تا دیروز می&amp;zwnj;گفتم حتی اگر بمیرم چادرم را برنمی&amp;zwnj;دارم، حالا در سفرها، در پارک&amp;zwnj;ها و غیره نیز بدون چادر بودم. این را باید بگویم که از هشت سالگی تا حدود ۱۵ سالگی در پارک هم چادرم را برنمی&amp;zwnj;داشتم و مثل همه بچه&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;دویدم و بازی نمی&amp;zwnj;کردم.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;دلیل دیگر این بود که من در مدرسه&amp;zwnj;های مذهبی و غیر انتفاعی درس خواندم. یعنی مدرسه&amp;zwnj;هایی که خانواده&amp;zwnj;های مذهبی یا مذهبی&amp;zwnj;های دولتی یا پولدارهای غیر مذهبی بچه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان را به آن می&amp;zwnj;فرستادند که البته در آنجا مجبور بودند تظاهر به مذهبی بودن کنند. در مدرسه&amp;zwnj;های مذهبی آنچه بیشتر از همه چیز لطمه می&amp;zwnj;بیند مذهب و دینداری است. من هم از این قاعده مستثنی نبودم. در این مدرسه&amp;zwnj;ها بدون اینکه کاری کرده باشی (از نظر خودت) مورد هجوم قرار می&amp;zwnj;گیری، چه برسد که زیر ابرویی مثلاً برداشته باشی یا کتاب شریعتی در کیف&amp;zwnj;ات باشد. احمد شاملو که کفر است و احکام سنگین دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;130&quot; height=&quot;197&quot; vspace=&quot;3&quot; hspace=&quot;3&quot; border=&quot;3&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shirin_neshat_1244.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مدرسه&amp;zwnj;های مذهبی آنچه بیشتر از همه چیز لطمه می&amp;zwnj;بیند مذهب و دینداری است. در این مدرسه&amp;zwnj;ها بدون اینکه کاری کرده باشی مورد هجوم قرار می&amp;zwnj;گیری، چه برسد که زیر ابرویی مثلاً برداشته باشی یا کتاب شریعتی در کیف&amp;zwnj;ات باشد. احمد شاملو که کفر است و احکام سنگین دارد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیشترین حمله&amp;zwnj;ای که به من می&amp;zwnj;شد به دیدگاه سیاسی&amp;zwnj;ام بود. در گزینش ورود به مدرسه مرجع تقلیدام را آیت&amp;zwnj;الله صانعی معرفی کرده بودم و همین آغاز دردسر بود. همیشه در مظان اتهام بودم. به خانه تلفن می&amp;zwnj;شد و به مادرم می&amp;zwnj;گفتند که دخترتان ضد روحانیت است. چرایش را خودم هم نمی&amp;zwnj;دانستم. یکی از وقت&amp;zwnj;هایی که به دام افتادم، روز استیضاح مهاجرانی در مجلس بود و ما در نهارخوری مدرسه جمع شده بودیم دور یک رادیو و در زمان دست و سوت زدن برای رای اعتماد مهاجرانی مچ&amp;zwnj;مان گرفته شد.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته دیگر ادبیات بود. از ۱۲ سالگی شروع به خواندن رمان کردم. در رمان&amp;zwnj;ها به خصوص از نوع روسی و فرانسوی&amp;zwnj;اش، تابوهای زیادی برایت شکسته می&amp;zwnj;شود و از سخت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;هایت کاسته می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشنایی با عرفان هم تاثیر زیادی بر اعتقادهای من داشت. این آشنایی هم از طریق ادبیات بود. چون دبیرستان را در مدرسه مخصوص علوم انسانی گذراندم و به دلیل راهیابی به المپیاد ادبیات بیشتر از مدارس دیگر با ادبیات کهن سر و کار داشتیم. مولانا، بایزید و عطار و غیره و عرفان کم&amp;zwnj;کم از وجهه فقاهتی و احکامی دین کم می&amp;zwnj;کند. تمام مفاهیم دینی و حتی وجود خدا را ملموس&amp;zwnj;تر و قابل دسترس&amp;zwnj;تر می کند. یک شعر منصوب به مولوی بیشتر از هر چیز بر من تاثیر گذاشت. محتوای آن این بود که همه پیامبران و انسان&amp;zwnj;های بزرگ جلوه&amp;zwnj;ای از خدا هستند و یا خود خدا هستند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر لحظه به شكلي بت عيار بر آمد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دل برد و نهان شد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر دم به لباس دگر آن يار بر آمد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گه پير و جوان شد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گه نوح شد و كرد جهاني به دعا غرق&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خود رفت به كشتي&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گه گشت خليل و به دل نار بر آمد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آتش گل از آن شد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بهتر است بگویم خدا کم کم پایین می&amp;zwnj;آمد، اما تغییر اصلی در دانشگاه صورت گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جالب است نخستین تصویرت از خدا در روزهای جنگ شکل گرفت و نخستین بارقه&amp;zwnj;های تردید در ایمان دینی در مدرسه و در پیوند با رخدادی سیاسی پدید آمده است. فکر کنم گره خوردن ایمان دینی با رخدادهای سیاسی ـ اجتماعی تجربه بیشتر دینداران نسل ماست. اگر ممکن است درباره تجربه&amp;zwnj;ات از دانشگاه صحبت کن. دانشگاه دقیقاً چه چیزی را در تو تغییر داد و چگونه؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ورود به دانشگاه برایم بسیار هیجان داشت. استقلال زیادی به دست می&amp;zwnj;آوردم و همین برایم کافی بود. این استقلال فقط شامل رفت و آمد آزادانه نمی&amp;zwnj;شد (البته شاید به تعداد انگشتان دست از مدرسه تا خانه یا برعکس را خودم به تنهایی طی کرده بودم)، بلکه شامل تمام تجربه&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;شد که فرصت درک&amp;zwnj;شان را نداشتم. پس بلافاصله شروع کردم. در حقیقت درس اینقدر برایم مهم نبود. یا آن موقع مهم نبود. در بدو ورود با همکلاسی&amp;zwnj;های مدرسه و در واقع هم مدرسه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;های سال بالایی رفت و آمد داشتم. آنها در انجمن اسلامی فعالیت می&amp;zwnj;کردند. تقریباً یک ماه اول را در انجمن پرسه زدم. گرچه اسمش انجمن اسلامی بود و خوب تصویری که من از آن داشتم تشکلی سیاسی و پرهیجان بود، اما محیط و روابط افراد این تصویر را خراب کرد. آن روزها انجمن اسلامی دانشکده ما کم از بسیج دانشجویی نداشت. خواهران و برادران با اتاق&amp;zwnj;های جدا که با اسم فامیل همدیگر را صدا می&amp;zwnj;کردند و ظاهراً خیلی حدود رابطه را نگاه می&amp;zwnj;داشتند و پشت سر هم خنده&amp;zwnj;های عشوه&amp;zwnj;گرانه بود و حرف&amp;zwnj;های فراخاله&amp;zwnj;زنکی. قصدم تخطئه آنها نیست. محیط دانشگاه&amp;zwnj;ها در همه&amp;zwnj;جا همینطور بود و شاید باشد. با اینکه من از مدرسه مذهبی می&amp;zwnj;آمدم، انتظارم از دانشگاه بیشتر از این بود. پس از یک&amp;zwnj;ماه با تشکلی دیگر آشنا شدم که فعالیت&amp;zwnj;های فرهنگی می&amp;zwnj;کرد و سکولار به نظر می&amp;zwnj;رسید. باید بگویم من محجبه بودم و ورودم به این تشکل کمی بغرنج بود. باید پذیرفته می&amp;zwnj;شدم و خطر پس زدن هر لحظه وجود داشت. روابط دخترها و پسرها (و نه خواهران و برادران) بسیار راحت بود. گرچه حدود محیط دانشگاه هم حفظ می&amp;zwnj;شد، اما از این لحاظ در آن دانشکده با آن محیط، انگشت&amp;zwnj;نما شده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;231&quot; vspace=&quot;3&quot; hspace=&quot;3&quot; border=&quot;3&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/union_of_soul_and_god_by_blake.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;زمانی که در حال از دست دادن ایمان هستی، مرتب سعی می&amp;zwnj;کنی در مراحل مختلف جایگزین&amp;zwnj;هایی برایش پیدا کنی. پیدا کردن این جایگزین&amp;zwnj;ها آسان نیست و وقتی چیزی نداشته باشی دچار خلا می&amp;zwnj;شوی. من در این روند به&amp;zwnj;ندرت دچار خلا شدم. گرچه اکثر این جایگزین&amp;zwnj;ها کوتاه مدت بودند، اما باعث شدند پله پله و آرام آرام احساسات و افکارم منسجم شوند. اینها همه از شوکی که ممکن بود به من وارد شود جلوگیری کردند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پا به پای سر و کله زدن با جوی که برایم وجود داشت و فعالیت شدیدی که انجام می&amp;zwnj;دادم (هر کاری که به من سپرده می&amp;zwnj;شد با نهایت تلاش و سختکوشی به پایان می&amp;zwnj;رساندم) از تعصب&amp;zwnj;هایم کاسته شد. گرچه من خیلی متعصب نبودم ولی اصولی وجود داشت که شاید ناشی از بی&amp;zwnj;تجربه&amp;zwnj;گی&amp;zwnj;ام بود. منظورم از بی&amp;zwnj;تجربه&amp;zwnj;گی این است که گاهی چیزی را واضح فرض می&amp;zwnj;کنیم که حتی نزدیک&amp;zwnj;اش هم نرفتیم و هیچ چیز از آن نمی&amp;zwnj;دانیم. من با نزدیک شدن به آن گروه خیلی از اصول خودم را پوچ و بی&amp;zwnj;معنی دیدم. بعد از یکسال تلاش و کاری که شاید هیچ یک از اعضا انجام نمی&amp;zwnj;داد، به&amp;zwnj;طور رسمی وارد شورای مرکزی شدم. آن&amp;zwnj;موقع هنوز چادری بودم. کم&amp;zwnj;کم می&amp;zwnj;خواستم چادر را کنار بگذارم. بنابراین در دانشکده بی&amp;zwnj;چادر بودم و در راه خانه دوباره آن را به سر می&amp;zwnj;کردم. آرام آرام خانواده را هم آماده می&amp;zwnj;کردم؛ اگرچه برای مقابله با هر نوع مقاومتی آماده بودم. پدر و مادرم به خوبی می&amp;zwnj;دانستند که من خودم خواسته بودم که چادر به سر کنم. بنابراین اگر روزی خودم نمی&amp;zwnj;خواستم نباید مقاومتی می&amp;zwnj;کردند و نکردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مقطع هنوز عقاید مذهبی&amp;zwnj;ام را داشتم. بهتر است بگویم نیمچه عقیده&amp;zwnj;ای یا باوری که بیرون کردن&amp;zwnj;اش سخت بود و به همین راحتی&amp;zwnj;ها نبود. نمی&amp;zwnj;توانم بگویم آنچه در دانشگاه می&amp;zwnj;خواندم بی&amp;zwnj;تاثیر بود (جامعه&amp;zwnj;شناسی و فلسفه)، اما نه به اندازه تجربه&amp;zwnj;هایی که هر روز پشت سر می&amp;zwnj;گذاشتم؛ تجربه&amp;zwnj;های روزمره&amp;zwnj;ای مانند &amp;quot;دیگری&amp;quot; بودن.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من این &amp;quot;خودی&amp;quot; شدن را با برداشتن چادر به دست نیاوردم. قبل از آن به اندازه کافی خودم را ثابت کرده بودم و از مظان اتهام خشک مذهبی و حتی در بدترین اوقات جاسوس بودن به دور مانده بودم، اما برداشتن چادر جایگاهم را محکم&amp;zwnj;تر کرد و من همچنان فعال&amp;zwnj;ترین بودم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همیشه دوست داشتم بدانم از دید دیگران یک فرد چادری چطور تحلیل می شود و وقتی چادر رو کنار می&amp;zwnj;گذارد چه تغییری در این تحلیل ها به وجود می&amp;zwnj;آید. نظر خود تو چه هست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;من فقط می&amp;zwnj;توانم نظر و تجربه خودم را بگویم. می&amp;zwnj;دانی که من در خانواده&amp;zwnj;ای مذهبی بزرگ نشدم. با این همه دینداری در خانواده ما محترم بود. از کودکی تصویر من از آدم دیندار فردی بود با چهره&amp;zwnj;ای روحانی و شخصیتی معنوی و رفتاری اخلاق&amp;zwnj;مند. چیزی شبیه به یک عارف. حتی تا زمان ورود به دانشگاه هم این تصویر در ذهنم بود، اما بزرگ&amp;zwnj;تر که شدم خوشبختانه یا بدبختانه این تصویر درهم شکست: دیندارانی دیدم که به راحتی دروغ می&amp;zwnj;گویند، رفتار خودپسندانه&amp;zwnj;ای دارند و دین&amp;zwnj;شان را به دیگران تحمیل می&amp;zwnj;کنند. در واقع فهمیدم اسلام عرفانی تصویر اصلی دین نیست و آنچه برای دینداران مهم&amp;zwnj;تر است شریعت است.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;من در کودکی هیچ زن چادری&amp;zwnj;ای در اطرافم ندیده بودم. در دانشگاه بود که برای اولین&amp;zwnj;بار با دخترانی چادری رابطه دوستانه&amp;zwnj;ای پیدا کردم. راستش در برخورد اول چندان چادری بودن یا نبودن افراد برایم مهم نبود، اما به تدریج دریافتم دختران چادری ـ خصوصا آنها که بیشتر مقید به شریعت هستند ـ محدودیت&amp;zwnj;هایی در معاشرت با من دارند. البته این فقط محدود به دخترها نمی&amp;zwnj;شد. پسر&amp;zwnj;های مذهبی هم همین محدودیت&amp;zwnj;ها را داشتند، اما دخترها شاید بیشتر. چادری&amp;zwnj;هایی هم دیدم که زیاد مقید به دین نبودند. چادر گذاشتن برای آنها بیشتر یک عادت بود. این برای من کشف جدیدی بود چون قبلاً فکر می&amp;zwnj;کردم هرکس چادری است کاملا دیندار است، اما روی&amp;zwnj;هم رفته چادر برای من یک علامت است: با زنی که چادری است هر حرفی را نمی&amp;zwnj;توان زد و باید مراعات بعضی چیز&amp;zwnj;ها را کرد.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;برداشتن چادر یا حجاب هم واقعاً هیچوقت چندان برایم مهم نبوده است. نمی&amp;zwnj;دانم شاید دیگران تجربه و نظر متفاوتی داشته باشند، اما از منظری کاملا شخصی و خصوصی هیچوقت این مسئله برای من مهم نبوده است. همچنین دخترانی دیده&amp;zwnj;ام که ناگهان مذهبی و محجبه شده&amp;zwnj;اند. این هم به نظر من موضوعی کاملاً بی&amp;zwnj;اهمیت است، ولی می&amp;zwnj;دانم که برای اکثریت دینداران ورود و خروج افراد به دین موضوعی مهم و حساس و حتی حیثیتی است. بنابراین فقط از این منظر دخترانی که برای استقلا&amp;zwnj;ل&amp;zwnj;شان (ونه چادری بودن یا نبودن) می&amp;zwnj;جنگند برایم با ارزش و احترام&amp;zwnj;برانگیز هستند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;خوب، گفتی که در دانشگاه به تدریج ایمانت کمرنگ شد. این مسئله برایت خلائی به وجود نیاورد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;127&quot; vspace=&quot;3&quot; hspace=&quot;3&quot; border=&quot;3&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/noudjoumi_nicky_art.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;الان با مرور خاطرات گذشته شاید بخندم به کارهایی که می&amp;zwnj;کردم و به نظرم بچه&amp;zwnj;گانه باشند ولی یک نکته ظریف در تغییرات من وجود دارند که همیشه از آنها می&amp;zwnj;ترسم: جهش ... جهش بسیار دردآور است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایمان در من کمرنگ نشد. به کلی از بین رفت. زمانی که در حال از دست دادن ایمان هستی، مرتب سعی می&amp;zwnj;کنی در مراحل مختلف جایگزین&amp;zwnj;هایی برایش پیدا کنی. پیدا کردن این جایگزین&amp;zwnj;ها آسان نیست و وقتی چیزی نداشته باشی دچار خلا می&amp;zwnj;شوی .من در این روند به&amp;zwnj;ندرت دچار خلا شدم. گرچه اکثر این جایگزین&amp;zwnj;ها کوتاه مدت بودند، اما باعث شدند پله پله و آرام آرام احساسات و افکارم منسجم شوند. اینها همه از شوکی که ممکن بود به من وارد شود جلوگیری کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;الان با مرور خاطرات گذشته شاید بخندم به کارهایی که می&amp;zwnj;کردم و به نظرم بچه&amp;zwnj;گانه باشند ولی یک نکته ظریف در تغییرات من وجود دارند که همیشه از آنها می&amp;zwnj;ترسم: جهش ... جهش بسیار دردآور است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از تجربه&amp;zwnj;های جالب من، آشنایی با مسیحیت بود. من مسیحی نبودم و نشدم، اما آشنایی و رفت و آمد چندماهه&amp;zwnj;ام با مسلمانان نومسیحی شده یکی از این جایگزین&amp;zwnj;ها بود. چندین ماه به&amp;zwnj;طور منظم در دعاهای صبحگاهی کلیسا شرکت می&amp;zwnj;کردم. چند نکته ظاهری کلیسا را بسیار جذاب می&amp;zwnj;کند. محیط آزاد، روابط آزاد و با آنکه مکان دعا و نیایش است همه چیز با شعر و آواز و شادی همراه است. این توصیفی از کلیسا است و نه مسیحیت. ورود به عمق مسیحیت و مقایسه&amp;zwnj;اش با اسلام این نتیجه را برای من داشت که عطای هر دو را به لقایشان ببخشم. گرچه به لحاظ معنایی مسیحیت را دوست داشتم؛ به&amp;zwnj;خصوص در میان مسلمانان مسیحی شده آنچه بیشتر از مسیحیت می&amp;zwnj;بینند یا به آنها معرفی می&amp;zwnj;کنند اساس &amp;quot;محبت&amp;quot; در مسیحیت است. از این نظر این دین لطیف&amp;zwnj;تر و آرامش&amp;zwnj;بخش&amp;zwnj;تر است. برای من خاطرات آن دوره روشن است، اما من دین را پیش از این کنار گذاشته بودم و دینداری یعنی همه جوانب زندگی را با آن منطبق کن و هیچ کنجی حتی نیست که از آن در امان باشد. در آن مدت افراد بسیاری را دیدم که به &amp;quot;عقیده&amp;quot;، &amp;quot;دین&amp;quot; و &amp;quot;باور&amp;quot; بسیار محتاج بودند و کلیسا برایشان مامنی مناسب بود. افرادی که اسلام را به هر دلیل کنار گذاشته بودند و یا هرگز آنقدرها هم مسلمانی نکرده بودند ولی مسیحیان خوبی بودند و مسیحیت آغوش گرمی برایشان بود. برای من اما این آغوش موقت بود و خود به خواست خود از آن دور شدم. البته با تجربه&amp;zwnj;ای خاص و مفید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با مقایسه همه این تجربه&amp;zwnj;ها، در نهایت من عرفان اسلامی را بیشتر دوست داشتم. در مقایسه با هر دینی و هر جهان&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;ای. گرچه بعد از همه این تغییرات با عرفان هم نمی&amp;zwnj;توانم بلاواسطه برخورد کنم. در واقع سبک زندگی&amp;zwnj;ام را از هر نوع عقیده دینی پاک کردم و از این موضوع تا به حال که احساس خلائی نداشتم.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع تصاویر&lt;/strong&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;۱ - طراحی اثر اردشیر محصص.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ - نقاشی اثر ویلیام بلیک.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳ - پوستر تبلیغاتی از آرشیو دانشگاه شیکاگو.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴ - پوستر تبلیغاتی &amp;quot;دفاع مقدس،&amp;quot; بدون منبع.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵ - عکس اثر شیرین نشاط.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶ - نقاشی اثر ویلیام بلیک.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷ - نقاشی اثر نیکزاد نجومی.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/04/03/12742#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10808">انقلاب ۱۳۵۷</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10805">ایمان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1972">بابک مینا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6030">جنگ ایران و عراق</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10803">حاکمیت دینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10807">حجاب اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8824">خدا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10804">دین و آزادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10806">چادر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/haft-koocheh">هفت کوچه</category>
 <pubDate>Tue, 03 Apr 2012 15:54:39 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">12742 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مسئله پایان دادن به استبداد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/01/02/9632</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/01/02/9632&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;270&quot; height=&quot;187&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/iran_despotism.jpg?1325792889&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفته&amp;zwnj;اند و می&amp;zwnj;گویند که مسئله سرنگونی رژیم&amp;zwnj;های استبدادی منوط و متکی به آگاهی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بخشی به مردم است. رژیم استبدادی مانع انواع آزادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt; به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خصوص آزادی بیان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt; است. مردم حقیقت را نمی&amp;zwnj;دانند. حقیقت فسادهای گسترده رژیم، حقیقت حکومت هزارفامیل، حقیقت بازداشت&amp;zwnj;های خودسرانه و شکنجه و حکم&amp;zwnj;های ناعادلانه زندان، حقیقت اصلاح&amp;zwnj;ناپذیری رژیم، حقیقت سرنگونی رژیم به عنوان تنها راه نجات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بخش و غیره.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر مشکل موانع اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسانی به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نحوی حل شود و حقایق به مردم گفته شود، رژیم سرنگون خواهد شد. پس آگاهی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بخشی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt; افشاگری و ارائه تحلیل درست از واقعیت&amp;zwnj;های استبداد دینی- کار اساسی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این که رژیم&amp;zwnj;های استبدادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt; و نظام فقیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سالار جمهوری اسلامی- آزادی بیان را مسدود می&amp;zwnj;سازند و می&amp;zwnj;کوشند تا حقایق و صدای مخالفان به گوش مردم نرسد، شک و تردیدی وجود ندارد. در این نیز شک و تردیدی وجود ندارد که آگاهی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بخشی و حقیقت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویی &lt;b&gt;شرط لازم&lt;/b&gt; رهایی و رسیدن به آزادی است، اما آیا مسئله و مشکل سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی این است که اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسانی درست صورت نمی&amp;zwnj;گیرد و حقایق به گوش مردم رسانده نمی&amp;zwnj;شوند؟ پاسخ منفی است. چرا؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید هیچ صدایی به اندازه صدای اعتراض زندانیان سیاسی گوش شنوا نیابد و تأثیرگذار نباشد. زندانیان سیاسی انتخابات ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی را تحریم کرده&amp;zwnj;اند و رسانه&amp;zwnj;های یادشده به نحو احسن تحریم آنها را به اطلاع مردم ایران رسانده&amp;zwnj;اند&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یکم:&lt;/b&gt; اگر رژیم استبدادی در وضعیتی قرار داشت که می&amp;zwnj;توانست همه راه&amp;zwnj;های اطلاع&amp;zwnj;رسانی و حقیقت&amp;zwnj;گویی را مسدود کند و صدای هیچ مخالفی به گوش مردم نرسد، امکان سرنگونی رژیم تاحدود بسیار بالایی به آگاهی&amp;zwnj;بخشی متکی می&amp;zwnj;شد. تجربه سرنگونی رژیم شاه نشان&amp;zwnj;دهنده این مدعاست. رژیم شاه در شرایط ماقبل انقلاب ارتباطات قرار داشت و تنها رادیو بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی روزانه به مدت کوتاهی برنامه داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب ارتباطات ده&amp;zwnj;ها رسانه به وجود آورده است که همه&amp;zwnj;روزه در حال اطلاع&amp;zwnj;رسانی و آگاهی&amp;zwnj;بخشی&amp;zwnj;اند. تلویزیون بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی، آمریکا و ده&amp;zwnj;ها تلویزیون فارسی دیگر، رادیو بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی، رادیو فردا، رادیو فرانسه، رادیو آلمان و ده&amp;zwnj;ها رادیوی دیگر، اینترنت با صدها سایت خبری سیاسی و فیس&amp;zwnj;بوک، شبانه&amp;zwnj;روز در حال انجام این وظیفه&amp;zwnj;اند و هیچ نکته&amp;zwnj;ای وجود ندارد که از طریق این رسانه&amp;zwnj;ها به گوش میلیون&amp;zwnj;ها ایرانی نرسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دوم:&lt;/b&gt; صدای مخالفان داخل کشور و زندانیان سیاسی نیز از طریق همین رسانه&amp;zwnj;ها به گوش مردم ایران می&amp;zwnj;رسد. وقتی احمد قابل، احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز، قاسم شعله سعدی، نوری&amp;zwnj;زاد، قدیانی و غیره در داخل کشور نامه&amp;zwnj;های سرگشاده اعتراضی خطاب به آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;نویسند، رسانه&amp;zwnj;های یادشده به خوبی این صداهای اعتراضی شجاعانه را به گوش مردم می&amp;zwnj;رسانند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;4&quot; height=&quot;252&quot; align=&quot;left&quot; border=&quot;4&quot; width=&quot;170&quot; vspace=&quot;4&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/political_zendani.jpg&quot; /&gt;شاید هیچ صدایی به اندازه صدای اعتراض زندانیان سیاسی گوش شنوا نیابد و تأثیرگذار نباشد. زندانیان سیاسی انتخابات ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی را تحریم کرده&amp;zwnj;اند و رسانه&amp;zwnj;های یادشده به نحو احسن تحریم آنها را به اطلاع مردم ایران رسانده&amp;zwnj;اند. درخواست اینها از همه صداهای بیرونی موثرتر است، برای این که بابت اعتراض&amp;zwnj;شان در حال دادن هزینه هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سوم:&lt;/b&gt; شاید گفته شود سخنانی وجود دارد که گفته نشده و یا به گوش مردم نرسیده است. این مدعا کاذب است. هیچ سخن ناگفته&amp;zwnj;ای وجود ندارد. &lt;b&gt;همه این مدعیات&lt;/b&gt; با شرح و تفصیل بسیار بازگو شده و از طریق همین رسانه&amp;zwnj;های فراگیر به اطلاع مردم رسیده است: رژیم جمهوری اسلامی اصلاح&amp;zwnj;ناپذیر است، آیت&amp;zwnj;الله خمینی یک دیکتاتور بزرگ بود که دستش به خون مردم ایران آلوده است. رژیم جمهوری اسلامی مرتکب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت شده است، اسلام عامل همه بدبختی&amp;zwnj;های ماست. دین&amp;zwnj;خویی عامل عقب&amp;zwnj;ماندگی ماست. امام زمان وجود ندارد. سکولاریسم تنها راه رهایی است. آخوندها انقلاب ایران را دزدیدند. جمهوری اسلامی یک رژیم نظامی و یاغی است. جمهوری اسلامی فاسدترین رژیم روی کره زمین است. اصلاح&amp;zwnj;طلب&amp;zwnj;ها سوپاپ اطمینان رژیم هستند. روشنفکران دینی می&amp;zwnj;خواهند اسلام را تر و تمیز کنند. در زندان&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی به&amp;zwnj;طور سازمان یافته به زندانیان تجاوز شده است و می&amp;zwnj;شود. استقلال نه دارای معنای سابق است و نه دارای اهمیت سابق. چپ&amp;zwnj;های مذهبی و چپ&amp;zwnj;های مارکسیست عامل بسیاری از کجروی&amp;zwnj;های ما بوده&amp;zwnj;اند و هستند. انتخابات باید تحریم شود. این حکومت باید سرنگون شود. تحریم&amp;zwnj;های فلج&amp;zwnj;کننده ابزار مفیدی برای سرنگونی رژیم هستند. دخالت&amp;zwnj;های بشردوستانه شبیه لیبی باید در ایران صورت بگیرد و ...&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;صدای اپوزیسیون سرنگون&amp;zwnj;خواه مقیم خارج پژواک چندانی در جامعه ایران نمی&amp;zwnj;یابد، برای این که در صحنه مبارزه حضور ندارد. نمی&amp;zwnj;توان در اروپا و آمریکا و کانادا نشست و فرمان صادر کرد که رژیم باید سرنگون شود و انتظار داشت با این فرمان، جمهوری اسلامی سرنگون شود&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهارم&lt;/b&gt;: مسئله این است که رژیم را تنها با حرف زدن نمی&amp;zwnj;توان سرنگون کرد. باید کاری کرد و نیروهای خواهان سرنگونی رژیم حاضر به انجام هیچ کاری نیستند. اگر مجموعه کارهایی صورت نگیرد، حرف زدن و اطلاع&amp;zwnj;رسانی موجب سقوط و فروپاشی جمهوری اسلامی نخواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پنجم&lt;/b&gt;: رژیم جمهوری اسلامی در داخل مرزهای ایران مستقر است. این رژیم را نمی&amp;zwnj;توان در آمریکا و اروپا و کانادا و ژاپن و ... سرنگون کرد. نیروی سرنگون&amp;zwnj;ساز باید در قلمرو خاک ایران اقدام به سرنگون&amp;zwnj;سازی کند. اگر به ارزشی نگریسته شود که مردم برای زندانیان سیاسی قائلند (که در زندان&amp;zwnj;ها در حال مبارزه و دادن هزینه هستند)، تفاوت روشن می&amp;zwnj;شود. زندانیان سیاسی جایگاه ویژه&amp;zwnj;ای دارند، چون- مطابق برخی تعاریف معرفت&amp;zwnj;شناختی- باور امری است که به عمل منتهی می&amp;zwnj;شود. زندانیان نشان داده&amp;zwnj;اند که باورهای&amp;zwnj;شان به عمل منتهی شده است و برای اعتقادات&amp;zwnj;شان در صحنه نزاع و مبارزه حضور دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;صدای اپوزیسیون سرنگون&amp;zwnj;خواه مقیم خارج پژواک چندانی در جامعه ایران نمی&amp;zwnj;یابد، برای این که در صحنه مبارزه حضور ندارد. نمی&amp;zwnj;توان در اروپا و آمریکا و کانادا نشست و فرمان صادر کرد که رژیم باید سرنگون شود و انتظار داشت با این فرمان، جمهوری اسلامی سرنگون شود. خوب چه کسی باید رژیم خودکامه ولی فقیه را سرنگون سازد؟ آیا من می&amp;zwnj;توانم در نیویورک بنشینم و از مردم ایران بخواهم که جان&amp;zwnj;شان را فدای فرمان من کنند؟ آیا اگر چنین کنم هیچکس پیرو و دنباله&amp;zwnj;رو من خواهد شد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ششم-&lt;/b&gt; انجام رفتارهای سرنگون&amp;zwnj;ساز در مکانی که رژیم مستقر است، &lt;b&gt;یکی&lt;/b&gt; از پیش&amp;zwnj;شرط&amp;zwnj;های سرنگونی جمهوری اسلامی است. در این مرحله، تازه کار براندازی رژیم آغاز می&amp;zwnj;شود. حضور در صحنه پیکار و آمادگی برای مبارزه عملی سرنگون&amp;zwnj;ساز، &amp;quot;&lt;b&gt;شرط لازم&amp;quot;&lt;/b&gt; است، نه &amp;quot;&lt;b&gt;شرط کافی&lt;/b&gt;&amp;quot; سرنگونی رژیم. سرنگونی رژیم جدی است، نه شوخی. این قصد جدی بهایی دارد. به عنوان مثال، برای فلج کار کردن رژیم باید اعتصاب&amp;zwnj;های کارگری وسیع به راه انداخت. اعتصاب نیازمند برنامه&amp;zwnj;ریزی و سازماندهی است. به صرف صدور فرمان اعتصاب از خارج کشور، اعتصاب صورت نمی&amp;zwnj;گیرد. بسیج اجتماعی نیز نیازمند سازماندهی است. پس باید کاری در محل انجام داد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/01/02/9632#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1648">آیت‌الله خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%AF">استبداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8507">دخالت‌های بشردوستانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8508">سرنگون‌خواهی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8506">فقیهسالاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Mon, 02 Jan 2012 18:27:51 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">9632 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>روزهای سرنوشت– آخر بهار ۶۰ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/01/7339</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/01/7339&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش بیست سوم از سه روز تاریخ‌ساز         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری*         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;289&quot; height=&quot;141&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tir-60-small.jpg?1319471323&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خرداد سال ۶۰ پرتلاطم&amp;zwnj;ترین ماه در دوران سه ساله پس انقلاب، بین بهمن ۵۷ تا بهمن ۶۰ بود. اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون حاکمیت که از نیمه آبان ۵۸، به دنبال ادغام دولت در شورای انقلاب، شروع شد در زمستان سال ۵۹ شعله&amp;zwnj;ور شد. این اختلاف&amp;zwnj;ها در ساختار قدرت بر سر سلطه جناحی، در طول بهار سال ۶۰ شدت گرفت و بالاخره در آخر بهار سال ۶۰ به مرحله انفجار رسید. روزهای سرنوشت در آخر بهار ۶۰ فرا رسیدند.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;روزهای سرنوشت- آخر خرداد ۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طرح دو فوریتی استیضاح رئیس&amp;zwnj;جمهور ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در جلسه علنی روز سه شنبه ۲۶ خرداد ۶۰ مجلس مطرح شد. مجلس در همان روز دو فوریت آن طرح را تصویب کرد. در طرح&amp;zwnj;های دو فوریتی بررسی طرح بعد از تصویب دو فوریت آن شروع می&amp;zwnj;شود، ولی رهبری مجلس بررسی طرح استیضاح رئیس&amp;zwnj;جمهور را در آن مرحله متوقف کرد. رهبری مجلس در عمل ادامه بررسی طرح استیضاح را به هفته بعد (بعد از جمعه ۲۹ خرداد) موکول کرد. این در حالی بود که دو فوریت آن طرح تصویب شده بود. این یک خطای تاکتیکی از طرف رهبری مجلس بود که امکان سازماندهی و تعرض وسیع را برای سازمان مجاهدین، بزرگ&amp;zwnj;ترین گروه مخالف حاکمیت، در عصر روز شنبه ۳۰ خرداد فراهم آورد. سرعت حوادث در آن روز&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;حدی بود که در آن زمان و همچنین در بسیاری از بررسی&amp;zwnj;های بعدی این نحوه غیر معمول در عملکرد رهبری مجلس و حزب جمهوری در رابطه با آن طرح دو فوریتی مورد توجه کافی قرار نگرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سازمان مجاهدین موفق شد از خطای تاکتیکی رهبری مجلس و حزب جمهوری در وقفه در مرحله&amp;zwnj;های متوالی رای&amp;zwnj;گیری برای طرح دو فوریتی استیضاح بنی صدر، که در نیمه دوم هفته در عمل متوقف شده بود، استفاده کند. مجاهدین موفق شدند در بعد از ظهر روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تظاهرات بزرگی را در بخش مرکزی شهر در تهران (در امتداد خیابان انقلاب) سازماندهی کنند. این تظاهرات به شدت سرکوب شد. به این ترتیب بود که روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ به شکل روز&amp;zwnj;های سرنوشت درآمدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهبری مجاهدین که از مدت&amp;zwnj;ها قبل از بهار ۱۳۶۰ با ساختار حاکمیت به رهبری حزب جمهوری در حالت تخاصم بود، از موضوع درگیری بین دو جناح درون ساختار قدرت (به صورت درگیری بین بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی)، به عنوان بهانه&amp;zwnj;ای برای پیگیری هدف&amp;zwnj;های سازمانی خود و اجرای برنامه&amp;zwnj;هایش برای رسیدن به آن هدف&amp;zwnj;ها استفاده می&amp;zwnj;کرد. موضوع نوار آیت در بهار ۱۳۵۹، یکی از این موارد علنی بود. برنامه مجاهدین برای استفاده از اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت برای ضربه زدن به کل آن ساختار شامل قسمت&amp;zwnj;های علنی و غیر علنی می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سازمان مجاهدین، از ابتدای سال ۱۳۵۹، به امید ایجاد شکاف در ساختار قدرت به صورت تاکتیکی از جناح بنی&amp;zwnj;صدر حمایت اجرایی می&amp;zwnj;کرد. این حمایت در حالی صورت می&amp;zwnj;گرفت که بنی&amp;zwnj;صدر و رهبری مجاهدین در قبل از آن رابطه&amp;zwnj;های حسنه&amp;zwnj;ای با هم نداشتند. حمایت&amp;zwnj;های تاکتیکی مجاهدین از بنی&amp;zwnj;صدر در طول سال ۱۳۵۹ و در بهار سال ۱۳۶۰ توسعه یافت. موضوع شرکت فعال مجاهدین در سخنرانی نیمه اسفند سال ۱۳۵۹ در محوطه دانشگاه تهران نمونه واضح این حمایت تاکتیکی مجاهدین از بنی&amp;zwnj;صدر بود. تظاهرات مجاهدین در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در منطقه مرکزی تهران که شروع آن به بهانه حمایت از بنی&amp;zwnj;صدر صورت گرفت، اوج این عملکرد سیاسی آن&amp;zwnj;ها بود و همزمان پیچیدگی روابط سیاسی آن دوران و ارتباط حوادث در دو روز آخر خرداد ۱۳۶۰ را نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجاهدین و بنی&amp;zwnj;صدر دو تصویر کاملاً متفاوت از&amp;zwnj;&amp;zwnj; تظاهرات در روز ۳۰ خرداد سال ۶۰ ارائه می&amp;zwnj;دهند که به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اندازه تفسیر آن&amp;zwnj;ها از شورش و قیام بهمن ۵۷ متفاوت است. به روایت مجاهدین، نیروهای آن&amp;zwnj;ها از ساعت چهار بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد توانستند تظاهرات گسترده&amp;zwnj;ای را در بخش مرکزی شهر تهران برنامه&amp;zwnj;ریزی، سازماندهی، عملیاتی و اجرا کنند. منابع و قراین به جا مانده از آن دوران حکایت می&amp;zwnj;کند که تظاهرات ۳۰ خرداد ۶۰ با تصور تکرار تظاهرات و شورش روز ۲۱ بهمن ۵۷ برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بود به امید آن که مردم مثل روز ۲۲ بهمن ۵۷ عمل کنند و به میدان بیایند و قیامی دیگر را این بار زیر رهبری مجاهدین رقم بزنند. در عمل چنین اتفاق نیفتاد. مجاهدین تصور می&amp;zwnj;کردند که یک قیام عمومی مثل قیام ۲۲ بهمن را می&amp;zwnj;توان از قبل طراحی، سازماندهی و سپس رهبری عملیاتی کرد. این تصوری ساده&amp;zwnj;انگارانه از عملکرد قیام&amp;zwnj;های گسترده مردمی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در روز ۲۵ خرداد ۶۰ مخفی و منزوی شد و از این روز ارتباط&amp;zwnj;های او هم تقریباً قطع شده بود. او توانست فقط از تظاهرات ۳۰ خرداد ۶۰ تصویری در ذهن خود بسازد. او بر مبنای این تصویر ذهنی در مصاحبه&amp;zwnj;هایش (مثلا کتاب &amp;quot;توطئه آیت&amp;zwnj;الله&amp;zwnj;ها&amp;quot; و &amp;quot;درس تجربه&amp;quot;) و گفته&amp;zwnj;هایش در یوتیوب مدعی است که تظاهرات روز ۳۰ خرداد در صبح آن روز و توسط طرفداران او و به صورت خودبه&amp;zwnj;خودی صورت گرفته است. به گمان او مردم در صبح روز ۳۰ خرداد ۶۰ به صورت خودبه&amp;zwnj;خودی به خیابان&amp;zwnj;ها آمدند و این بار زیر لوای او قیام کردند. منابع موجود چنین ادعایی درمورد یک تظاهرات گسترده در صبح روز ۳۰ خرداد به صورت خود به خودی و زیر قیادت بنی&amp;zwnj;صدر را تایید نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منابع موجود از یک تظاهرات اصلی در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد در بخش مرکزی تهران حکایت دارند که توسط مجاهدین برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بود. نا&amp;zwnj;گفته نماند، مجاهدین به عنوان بخش فریب همان تظاهرات اصلی (در قسمت مرکزی تهران)، در طول روز ۳۰ خرداد در قسمت&amp;zwnj;های دیگر تهران مثل پل سید خندان و منیریه و چند جای دیگر هم تظاهرات موضعی برپا کرده بودند تا توجه نیروهای حکومتی را از تظاهرات اصلی&amp;zwnj;شان که در بعد از ظهر آن روز در قسمت مرکزی تهران صورت می&amp;zwnj;گرفت، منحرف کنند. به این ترتیب تظاهرات موضعی مجاهدین در قسمت&amp;zwnj;های مختلف تهران در طول روز ۳۰ خرداد بخشی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان طرح تظاهرات بزرگ آن&amp;zwnj;ها در بعد از ظهر آن روز بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ادعای بنی&amp;zwnj;صدر درمورد خودبه&amp;zwnj;خودی بودن ماهیت تظاهرات صبح روز ۳۰ خرداد ۶۰ همخوان است با ادعای مشابه دیگری که شورش ۲۱ بهمن و قیام ۲۲ بهمن هم به صورت خودبه&amp;zwnj;خودی صورت گرفتند. بررسی&amp;zwnj;های این مجموعه نوشته (بخش&amp;zwnj;های پنج تا نهم) هم نشان داد که چنین استنباطی مبنی بر خودبه&amp;zwnj;خودی بودن رخدادهای روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن ۵۷ زمینه&amp;zwnj;های تاریخی و عملی ندارد. رخدادهای روز&amp;zwnj;های ۲۱ و ۲۲ بهمن ۵۷ حاصل درگیری و عملکرد رقابت بین نیروهای چهاگانه آن زمان (آرایش نیروها در نیمه بهمن ۵۷) بود. شورش ۲۱ بهمن و قیام ۲۲ بهمن در موقعیتی که همه شرایط آماده شده بود، صورت گرفتند. شورش روز ۲۱ بهمن و شکست طرح کودتای لشکر گارد که منجر به قیام گسترده در روز ۲۲ بهمن شد در بخش&amp;zwnj;های قبل به طور مشروح بررسی شد.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطوری که دیدیم عملکردهای گروه چهارم نقشی کلیدی در مقابله با تانک&amp;zwnj;های لشکر گارد در امتداد خیابان تهران نو و سپس توسعه قیام در سطح شهر تهران داشت. بخشی از شرایط مورد نیاز برای شورش ۲۱ بهمن را هم بی&amp;zwnj;اعتمادی ناشی از ملاقاتی که در هشتم بهمن در پاریس صورت نگرفت، به وجود آورده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به همین صورت منابع موجود نشان می&amp;zwnj;دهند که درگیری&amp;zwnj;های بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد هم ناشی از رقابت بین نیروهای هوادار و همراه با مجاهدین از یک طرف و نیروهای امنیتی حکومتی و متحدان حزب جمهوری از طرف دیگر در سطح بخش مرکزی شهر تهران صورت گرفت. منابع موجود نشان نمی&amp;zwnj;دهند که در صبح روز ۳۰ خرداد تظاهرات قابل توجهی در سطح شهر تهران از سوی طرفداران بنی&amp;zwnj;صدر به صورت خود به خودی صورت گرفته بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصور بنی&amp;zwnj;صدر مبنی بر خود به خودی بودن شورش ۲۱ بهمن ۵۷ و تظاهرات ۳۰ خرداد ناشی از توجیه&amp;zwnj;های دستگاه ذهنی &amp;quot;اندیشه راهنما&amp;quot; است که حرکت&amp;zwnj;های مردمی در آن دستگاه ذهنی همیشه به صورت خود به خودی در جهت تحقق افکار مبدع &amp;quot;دستگاه اندیشه راهنما&amp;quot; صورت می&amp;zwnj;گیرند. این دستگاه ذهنی مدعی است که سازماندهی&amp;zwnj;های اجتماعی نقش سد برای حرکت&amp;zwnj;های مردمی را دارند. (منبع: مصاحبه بنی&amp;zwnj;صدر در کیهان روز سوم بهمن ۵۷)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوت دو نگرش به عملکرد شورش ۲۱ بهمن و قیام ۲۲ بهمن سال ۵۷ به خوبی تاثیر خود را در دو ارزیابی متفاوت از تظاهرات روز ۳۰ خرداد ۶۰ نشان می&amp;zwnj;دهد. نگرش&amp;zwnj;های مجاهدین و بنی صدر در عمل تظاهرات ۳۰ خرداد را نگاره&amp;zwnj;ای از روز ۲۱ بهمن ۵۷ بهمن در نظر می&amp;zwnj;گیرند، ولی چون آن نگرش&amp;zwnj;ها به عملکرد روز&amp;zwnj;های ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۵۷ متفاوت است، ارزیابی آن&amp;zwnj;ها هم از رخدادهای روز ۳۰ خرداد ۶۰ متفاوت از آب در آمده است. می&amp;zwnj;بینیم که تصویر قیام بهمن ۵۷ دوباره خود را نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تظاهرات مخالفان در عصر روز ۳۰ خرداد سال ۶۰ در قسمت مرکزی تهران، مستقل از دو روایت&amp;zwnj; متفاوت از نحوه شکل&amp;zwnj;گیری آن، به شدت سرکوب شد و آن تظاهرات در روز ۳۰ خرداد نتوانست به هدف&amp;zwnj;های خود برسد. طی تظاهرات غروب روز ۳۰ خرداد ۶۰ تعداد زیادی کشته شدند. در روز ۳۰ خرداد ۶۰، بر خلاف ۲۲ بهمن ۵۷، مردم در حاشیه نظاره&amp;zwnj;گر ماندند و به میدان نیامدند. تظاهرکنندگان (هواداران مجاهدین و متحدان آن&amp;zwnj;ها) نتوانستند کنترل کامل خیابان&amp;zwnj;های سرنوشت&amp;zwnj;ساز را به دست بگیرند ولی نیروهای حکومتی توانستند به سرعت خود را به نقاط استراتژیک تهران برسانند و بر خیابان&amp;zwnj;های اصلی شهر مسلط شوند. برخلاف روز ۲۲ بهمن که لشکر گارد سلطنتی (نیروهای طرفدار شاه) سعی کرد از واحدهای زرهی و تانک استفاده کنند، در روز ۳۰ خرداد نیروهای حکومتی از مینی&amp;zwnj;بوس، موتورسیکلت و کامیون برای انتقال نیروهای خود استفاده کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رخداد ۳۰ خرداد ۶۰ در عمل به سقوط حاکمیت حزب جمهوری اسلامی، سیادت سازمان مجاهدین یا قیادت ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر منجر نشد، ولی خطر جنگ داخلی یک&amp;zwnj;بار دیگر خود را نشان داد. در طول بقیه سال ۶۰ یک نوع جنگ داخلی به صورت درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه شهری ادامه پیدا کرد. جنگ با عراق، دشمن خارجی، به موازات درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه داخلی ادامه داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی دقیق و تطبیقی رخداد&amp;zwnj;ها در روز ۳۰ خرداد ۶۰ نوشته&amp;zwnj;های مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد. وب&amp;zwnj;سایت بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی در خرداد و تیر سال ۱۳۹۰ برنامه ویژه&amp;zwnj;ای را با عنوان &amp;quot;خرداد شصت- سی سال بعد&amp;quot; و در رابطه با سی&amp;zwnj;امین سالگرد حادثه ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ منتشر کرد. برخی از نوشته&amp;zwnj;های آن مجموعه روشنگر بخشی از رخدادهای مهم صورت گرفته در آخر خرداد ۱۳۶۰ بود. برای دسترسی به آن صفحه &lt;a href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_30khordadd60.shtml&quot;&gt;این&amp;zwnj;جا&lt;/a&gt; را کلیک کنید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خلع بنی&amp;zwnj;صدر- یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روز یکشنبه ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ جناح حزب جمهوری در مجلس، با گرفتن پشت&amp;zwnj;گرمی بیشتر از آیت&amp;zwnj;الله خمینی و با توجه به شکست تظاهرات روز ۳۰ خرداد توانست کار استیضاح ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را در یک روز تمام کند. بنی&amp;zwnj;صدر بر پایه رای&amp;zwnj;گیری سریع مجلس، از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری خلع شد. این سرعت عمل در ختم مسئله&amp;zwnj;ای به این مهمی نمی&amp;zwnj;توانست بدون برنامه&amp;zwnj;ریزی دقیق قبلی صورت گرفته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نوشته کتاب خاطرات هاشمی &amp;quot;بعد از ظهر رای گرفتیم، عده حاضر ۱۹۰ نفر، رای در موافقت با عدم کفایت سیاسی ۱۷۷ رای و مخالف یک رای (متعلق به آقای صلاح الدین بیانی، نماینده خاف) و ممتنع ۱۲ رای. عده&amp;zwnj;ای از مخالفان هم نیامده بودند.&amp;quot; در آن زمان تعداد کل نماینده&amp;zwnj;های مجلس ۲۴۱ نفر بوده است. به این ترتیب آن عده&amp;zwnj;ای که نیامده بودند و در جلسه رای&amp;zwnj;گیری شرکت نکرده بودند شامل ۵۱ نفر از نمایندگان بودند. جلسه&amp;zwnj;های مجلس با کمتر از ۱۸۰ نماینده از رسمیت خارج می&amp;zwnj;شد. به این ترتیب اگر ۱۲ نفری که رای ممتنع دادند، در آن جلسه مجلس شرکت نکرده بودند، جلسه از رسمیت خارج می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب جناح حزب جمهوری در رقابت با بنی&amp;zwnj;صدر با استناد به اصل ۸۹ قانون اساسی بخش &amp;quot;عدم کفایت سیاسی رئیس&amp;zwnj;جمهور&amp;quot; توانست ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را از منصب رئیس جمهوری به پایین بکشد، سپس باقیمانده جناح او را از صحنه سیاسی خارج و در مرحله بعد کل آن جناح را به&amp;zwnj;طور فیریکی تارومار کند. این شکستی بزرگ برای جناح دوم بود، ولی دوئل قدرت بین بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی هنوز تمام نشده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عزل بنی&amp;zwnj;صدر- اول تیر ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روز اول تیر ۱۳۶۰ آیت&amp;zwnj;الله خمینی در جواب نامه اکبر هاشمی رئیس مجلس فقط نوشت: &amp;quot;ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی ۱۸ ماه قبل در روز ۱۵ بهمن ۵۸ از در مراسم تنفیذ بنی&amp;zwnj;صدر اعلام کرده بود که &amp;quot;اینجانب به موجب این حکم... ایشان را به این سمت منصوب نمودم. لکن تنفیذ و نصب اینجانب و رای ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران&amp;quot;. در مورد حکم خلع بنی&amp;zwnj;صدر دیگر حتی احتیاجی به اشاره به حق شرعی هم نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سه روند تاریخی در دو روز متوالی در انتهای بهار ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رخدادهای روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ اگرچه در دو روز پشت سر هم اتفاق افتادند، ولی رخداد&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj; دو روز به حداقل سه روند بسیار متفاوت مربوط بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند اول در روز ۳۰ خرداد اتفاق افتاد و آن به تظاهراتی مربوط بود که توسط مجاهدین سازماندهی شده بود. این روند ناشی از درگیری طولانی&amp;zwnj;مدت بین نیروهای سازمانی مجاهدین و نیروهای امنیتی و اجتماعی حکومتی (متحد با حزب جمهوری) بود. زمینه&amp;zwnj;های روند اول (درگیری بین مجاهدین و نیروهای حکومتی) قبل از ۲۲ بهمن سال ۵۷ وجود داشت، ولی این روند در عمل به دنبال قیام ۲۲ بهمن ۵۷ تسریع شده بود. سیاست&amp;zwnj;های جناح&amp;zwnj;های مختلف حاکمیت مبنی بر انحصار قدرت و تشکیل حصارهای اجتماعی بین خودی&amp;zwnj;ها و ناخودی&amp;zwnj;ها در تکوین روند اول نقش مهمی داشتند. مجاهدین در همه&amp;zwnj;پرسی فروردین سال ۱۳۵۸ در مورد تایید جمهوری اسلامی شرکت کردند؛ ولی حتی این عمل نیز کفایت نکرد تا آن&amp;zwnj;ها به داخل حلقه داخلی قدرت پذیرفته شوند. مجاهدین در همه&amp;zwnj;پرسی متن قانون اساسی جمهوری اسلامی در آذر سال ۱۳۵۸ شرکت نکردند و همین موضوع کفایت کرد تا نامزد آن&amp;zwnj;ها از شرکت در انتخابات اولین دوره رئیس&amp;zwnj;جمهوری کنار زده شود. در طول سال ۱۳۵۹ و بهار سال ۱۳۶۰ درگیری بین طرفداران مجاهدین و نیروهای حکومتی تشدید شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمینه درگیری&amp;zwnj;ها بین مجاهدین و نیروهای حکومتی در طول سال ۱۳۵۹ و بهار ۱۳۶۰ را به راحتی می&amp;zwnj;توان به رقابت&amp;zwnj;های داخل زندان&amp;zwnj;های شاه در نیمه اول دهه ۱۳۵۰ و حتی قبل از آن یافت. به تعبیری &amp;quot;نطفه درگیری&amp;zwnj;های روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در زندان&amp;zwnj;های شاه بسته شده بود&amp;quot;. این نقطه&amp;zwnj;نظر از طرف برخی فعالان در تظاهرات و درگیری&amp;zwnj;های روز ۳۰ خرداد ۶۰ در صفحه ویژه وب&amp;zwnj;سایت بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی نیز تایید شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فراموش نکنیم که سه نفر پایه&amp;zwnj;گذاران سازمان مجاهدین از اعضای قبلی سازمان نهضت آزادی در سال&amp;zwnj;های ابتدایی دهه ۱۳۴۰ بودند. این سه تن در میانه دهه ۴۰ و به دنبال زندانی شدن رهبران نهضت آزادی توسط دادگاه&amp;zwnj;های شاه، از سازمان نهضت آزادی جدا شده بودند و تشکیلاتی مخفی و با هدف اقدام&amp;zwnj;های مسلحانه را به وجود آوردند. نهضت آزادی از ابتدا تفکری متفاوت از جناح سنتی مذهبی داشت و تشکیل سازمان مجاهدین بر پایه فاصله&amp;zwnj;گیری از روحانیت سنتی صورت گرفته بود. تفکرات روحانیت سنتی در طول سال&amp;zwnj;های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ خود را در حزب جمهوری و متحدانش نشان داد. به همین ترتیب پایه&amp;zwnj;های فکری سازمان مجاهدین از ابتدای تشکیل در میانه دهه ۱۳۴۰ اختلاف&amp;zwnj;های عمیقی با ساختار&amp;zwnj;های فکری جناح روحانیت سنتی داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش دیگری از اختلاف بین مجاهدین و حکومت در طول سال&amp;zwnj;های بعد از انقلاب مربوط به رقابت در داخل زندان&amp;zwnj;های شاه بین رهبران مجاهدین و رهبران گروه هیئت&amp;zwnj;های موتلفه (یکی از نیروهای متحد حزب جمهوری) بود. روند این رقابت بین مجاهدین و هیئت موتلفه که از دوران پیش از انقلاب (بین سال&amp;zwnj;های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷) در زندان&amp;zwnj;های شاه شروع شد و ادامه یافت موضوعی بسیار پیچیده است که تاکنون کمتر مورد بررسی عمیق قرار گرفته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر صورت با روندی که این رقابت&amp;zwnj;ها در دوران بعد از انقلاب (بعد از بهمن سال ۱۳۵۷ تا بهار ۱۳۶۰) طی کرده بودند، با نگاهی به گذشته دیده می&amp;zwnj;شود که احتمال درگیری&amp;zwnj;های خونین بین این دو جریان مذهبی- سیاسی یعنی جناح سنتی و مجاهدین هر روز بیشتر می&amp;zwnj;شد، اگر نگوییم که از ابتدا اجتناب&amp;zwnj;ناپذیر شده بود. تظاهرات سازماندهی شده در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد تبلور این سابقه&amp;zwnj;های تاریخی قبلی بود. از منظر نظری این درگیری ناشی از نظرات خاص بنیانگذاران سازمان مجاهدین و نظرات خاص هیئت موتلفه و حزب جمهوری بود. به این ترتیب موضوع تظاهرات روز ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ سرآغازی بر خونریزی&amp;zwnj;های بسیار شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند دوم مربوط به خلع بنی&amp;zwnj;صدر از رئیس&amp;zwnj;جمهوری در روز ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ بود. خلع بنی&amp;zwnj;صدر در ادامه درگیری در داخل ساختار قدرت بود که شروع عملی آن به نیمه آبان ۵۸ و موضوع ادغام دولت در شورای انقلاب برمی&amp;zwnj;گردد. در نیمه آبان سال ۱۳۵۸ شورای انقلاب ساختار دولت (قوه اجرایی) و در داخل خود ادغام کرد و به این ترتیب اعضای شورای انقلاب اصل &amp;quot;تقسیم قوا&amp;quot; که تمامی دولت&amp;zwnj;های جدید، بر آن متکی هستند را نقض کردند. بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر در آن زمان هر دو عضو شورای انقلاب بودند و به دنبال جذب ساختار دولت در داخل شورای انقلاب خیلی سریع در داخل این ساختار جدید رشد کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ساختار&amp;zwnj;های نوین حکومت، برخلاف ساختار&amp;zwnj;های قدیمی، حکومت به سه قوه مستقل از هم تقسیم می&amp;zwnj;شود که شامل قوه&amp;zwnj;های اجرایی (دولت)، قوه قضایی (دادگستری) و قوه قانونگذاری (مجلس) می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود. به این صورت هر قوه عملکرد دو قوه دیگر را در تعادل قرار می&amp;zwnj;دهد. تجربه تاریخی کشور&amp;zwnj;های بسیاری، از جمله تجربه تاریخی ایران در بعد از انقلاب مشروطه، نشان داد که عدم وجود چنین ساختاری در حکومت مبتنی بر سه قوه متعادل در درازمدت به ویرانی ساختار حکومت منجر می&amp;zwnj;شود. تجربه عملکرد شورای انقلاب در فاصله نیمه آبان ۵۸ تا آخر بهار ۱۳۶۰ تجربه دیگری بر اثبات&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قانون بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب می&amp;zwnj;توان ادعا کرد که بذر خلع روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در روز ۱۵ آبان ۱۳۵۸ کاشته شد، ولی این بذر برای رشد احتیاج به شرایط خاص داشت که در عمل با انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری در بهمن ۱۳۵۸ و مجلس اول در اسفند ۱۳۵۸/ اردیبهشت ۱۳۵۹ به وجود آمد. در این میان عملکرد&amp;zwnj; خاص آیت&amp;zwnj;الله خمینی، بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت شرایط آن گسست تاریخی را به وجود آوردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع نهی آیت&amp;zwnj;الله خمینی از شرکت بهشتی در انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری و به دنبال آن پیروزی سهل بنی&amp;zwnj;صدر در انتخابات اولین دوره رئیس جمهوری (در بهمن ۵۸) به تنش بین این دو گروه در داخل ساختار قدرت افزود. با تشکیل مجلس اول (در تیر ۱۳۵۹) و توانایی حزب جمهوری به کسب اکثریت در مجلس اول، به این تنش افزوده شد. این بحران در طول سال ۱۳۵۹ آرام آرام رشد کرد. حمایت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این مدت برای ادامه سیاست مقابله تقابلی سبب دوام این ساختارشده بود، ولی در بهار سال ۱۳۶۰ رویه عملکرد مقابله تقابلی با بحران روبه&amp;zwnj;رو شد و این روند در ادامه خود به لغو حکم فرماندهی کل نیروی&amp;zwnj;های مسلح (قوا) از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی در روز ۲۰ خرداد سال ۱۳۶۰ منجر شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با نگاهی به گذشته دیده می&amp;zwnj;شود که با ترکیب مجلس اول، درگیری بین جناح&amp;zwnj;های بنی صدر و حزب جمهوری قابل پیش&amp;zwnj;بینی بود. از منظر نظری این روند درگیری ناشی از تقابل دستگاه ذهنی موسوم به &amp;quot;اندیشه راهنمای&amp;quot; بنی&amp;zwnj;صدر و نظرهای &amp;quot;فقهی در مکتب اصولی&amp;quot; مسلط بر حوزه&amp;zwnj;های علمیه و حزب جمهوری بود. روند موازنه تقابلی، در رده دوم قدرت که در نیمه آبان ۱۳۵۸ شروع شده بود، در عمل در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ با خلع بنی&amp;zwnj;صدر از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری نهایی شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند سوم اشتباه تاکتیکی حزب جمهوری بود که بعد از تصویب دو فوریت استیضاح بنی&amp;zwnj;صدر، در روز سه شنبه ۲۶ خرداد ۶۰ پی&amp;zwnj;گیری خود طرح را متوقف کرد. رهبری مجلس احتمالاً در آن مقطع امید داشت که بنی&amp;zwnj;صدر خود استعفا دهد و با استعفای او از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری موضوع خلع او خاتمه پیدا کند. این اشتباه تاکتیکی رهبری مجلس فرصت مناسب را در اختیار مجاهدین قرار داد تا بتوانند نیروهای خود را تجدید آرایش کنند و تظاهراتی را به بهانه خلع بنی&amp;zwnj;صدر در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد سازماندهی کنند. باید تاکید کرد این بررسی حاضر (قسمت بیست سوم از مجموعه سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز) در مورد حقانیت در عمل استیضاح بنی&amp;zwnj;صدر نیست، بلکه این بررسی تاریخی در مورد بررسی نحوه عملکرد&amp;zwnj;های اجرایی تمامی بازیگران اصلی در آن تاریخ است. در بررسی&amp;zwnj;های تاریخی باید صریح بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهبری مجلس به امید استعفای بنی&amp;zwnj;صدر در عمل بررسی طرح دو فوریتی را متوقف کرد و با این خطای خود زمینه را برای تعرض مجاهدین فراهم آورد. آن خطای رهبری مجلس امکانی را فراهم آورد تا دو جریان موازی خلع بنی&amp;zwnj;صدر و درگیری ایدئولوژیک بین مجاهدین و متحدان حزب جمهوری در هم تنیده شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با نگاهی به گذشته دیده می&amp;zwnj;شود که در بهار ۱۳۶۰ روند&amp;zwnj;های اول و دوم، مستقل از هم، در مسیر بحران سیر می&amp;zwnj;کردند. این دو روند شامل اختلاف&amp;zwnj;های بنی صدر و حزب جمهوری بر سر تسلط بر ساختار قدرت و اختلاف&amp;zwnj;های عمیق و استراتژیک مجاهدین و جناح سنتی حاکمیت به رهبری حزب جمهوری بود. اشتباه تاکتیکی- عملیاتی رهبری مجلس و حزب جمهوری در وقفه در رای&amp;zwnj;گیری طرح استیضاح در نیمه دوم هفته ۲۵ خرداد ۶۰ امکان تلاقی این دو روند را به وجود آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا قبل از سال ۱۳۵۹ بنی&amp;zwnj;صدر و رهبری مجاهدین دو مسیر متفاوت را دنبال می&amp;zwnj;کردند، ولی همسویی آن&amp;zwnj;ها از ابتدای سال ۱۳۵۹ شروع شده بود. اتحاد تاکتیکی آن&amp;zwnj;ها از ابتدای بهار ۱۳۶۰ که در دو جریان متفاوت با یک دشمن مشترک (یعنی حزب جمهوری و متحدانش) در گیر بودند آن&amp;zwnj;ها را در کنار هم قرار داد. بنی&amp;zwnj;صدر و رجوی در رقابت با دشمن مشترک، یعنی جناح حزب جمهوری اسلامی، مصلحت را در یک اتحاد تاکتیکی دیدند؛ اگرچه بین بنی&amp;zwnj;صدر و رهبر مجاهدین رجوی نقطه مشترک عمده&amp;zwnj;ای وجود نداشت. رجوی و بنی&amp;zwnj;صدر در نظر و عمل، نقطه&amp;zwnj;های مشترک زیادی با هم نداشتند. شاید مهم&amp;zwnj;ترین نقطه اشتراک این دو نفر &amp;quot;خودمحوری&amp;quot; هر دو نفر بود. با وجود آن که این اتحاد مصلحتی بین آن دو نفر برای کوتاه&amp;zwnj;مدت به صورت خانوادگی هم درآمد، ولی اتحادشان دوامی نیافت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گسست (انفجار) در ساختار قدرت یا کودتا؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی نوشته&amp;zwnj;ها از موضوع بحران و درگیری&amp;zwnj;های سیاسی در نیمه دوم خرداد ۶۰ را به عنوان &amp;quot;کودتا&amp;quot; یاد کرده&amp;zwnj;اند. کودتا (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Coup d&#039;&amp;eacute;tat&lt;/span&gt;) واژه&amp;zwnj;ای است که از زبان فرانسه وارد زبان فارسی شده است. در ابتدا اجازه بدهید معنی دقیق این واژه را در سه زبان مهم اروپایی بررسی کنیم. منبع هر سه تعریف از دانشنامه ویکیپدیا گرفته شده است که متن&amp;zwnj;های ارائه شده توسط نویسندگان گوناگون ارائه، تدوین و ویرایش می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واژه کودتا به زبان فرانسوی به صورت زیر تعریف شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Un &lt;b&gt;coup d&amp;rsquo;&amp;Eacute;tat&lt;/b&gt; est un renversement du pouvoir par une personne investie d&#039;une autorit&amp;eacute;, de fa&amp;ccedil;on ill&amp;eacute;gale et souvent brutale. On le distingue d&#039;une r&amp;eacute;volution en ce que celle-ci est populaire. Le &lt;i&gt;putsch&lt;/i&gt; est un coup d&#039;&amp;Eacute;tat r&amp;eacute;alis&amp;eacute; par la force des armes.&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واژه کودتا در زبان انگلیسی، که مشابه زبان فارسی مطابق شکل فرانسوی آن تلفط و نوشته می&amp;zwnj;شود، به صورت زیر تعریف شده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;A &lt;b&gt;coup d&#039;&amp;eacute;tat&lt;/b&gt; is the sudden, extrajudicial deposition of a government&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; usually by a small group of the existing state establishment&amp;mdash;typically the military&amp;mdash;to replace the deposed government with another body; either civil or military.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واژه &amp;quot;پوش&amp;quot; در زبان آلمانی همان معنی کودتا در زبان فرانسوی را می&amp;zwnj;دهد و به صورت زیر تعریف شده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Ein &lt;b&gt;Putsch&lt;/b&gt; (auch &lt;b&gt;Staatsstreich&lt;/b&gt; oder &lt;b&gt;Coup d&#039;&amp;Eacute;tat&lt;/b&gt; genannt, s. u.) ist eine &amp;uuml;berraschende, meist gewaltsame Aktion einer kleineren Gruppierung von Staatsorganen (meistens Milit&amp;auml;r) mit dem Ziel, die Regierung zu st&amp;uuml;rzen und die Macht im Staat zu &amp;uuml;bernehmen.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر سه زبان عمده اروپایی (و البته مشابه آن تعریف&amp;zwnj;ها در تعدادی زبان دیگر) کودتا یعنی تغییر سریع و فراقانونی یک حکومت، معمولا از طریق بخش&amp;zwnj;های کوچکی در ساختار نیروهای دولتی موجود (معمولاً نظامی) و تغییر و جایگزینی حکومت موجود به حکومتی جدید. با توجه به تعریف&amp;zwnj;های بالا از واژه کودتا، دیده می&amp;zwnj;شود که عملکرد بحران سیاسی در آخر بهار سال ۱۳۶۰ از نوع کودتا نبود، مگر آن که واژه کودتا در این مورد به صورت استعاره&amp;zwnj;ای به کار برده شود. از طرف دیگر تعریف کلاسیک از کودتا به خوبی در مورد عملکرد واقعه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تبیین می&amp;zwnj;شود. آن واقعه کودتایی به رهبری بخش کوچکی از ارتش علیه حکومت قانونی دکتر مصدق بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بحران نهایی در ساختار قدرت در آخر بهار ۱۳۶۰ حاصل روندی تدریجی بود که از پاییز سال ۵۸ شروع شده بود و مرحله به مرحله حاد&amp;zwnj;تر شده بود تا در مرحله نهایی در ۳۱ خرداد سال ۶۰ به گسست و سپس انفجار در ساختار قدرت منجر شد. آشکار است که واژه انفجار در این مورد به صورت استعاره&amp;zwnj;ای به کار می&amp;zwnj;رود. موضوع تظاهرات سرکوب شده مجاهدین در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که در روزهای اخر این بحران به صورت موازی آن صورت گرفت مربوط به روندی متفاوت بود که وجود آن و رخدادهای بعد از آن به پیچیدگی این ماجرا افزوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بحران عمیق و گسترده سیاسی ناشی از دوئل قدرت، همانطور که روند تکوین ساختار قدرت از آذر سال ۵۸ تا آخر خرداد ۶۰ به بعد را بررسی کردیم، ناشی از جنگ قدرت بین دو گروه در داخل&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ساختار حکومتی صورت گرفت. این درگیری در ساختار قدرت از زمان ادغام دولت در شورای انقلاب در پاییز سال ۱۳۵۸ تسریع شد. این اولین مورد از تقابل در ساختار&amp;zwnj;های متمرکز قدرت نبود؛ بلکه سابقه&amp;zwnj;ای تاریخی و طولانی دارد. بررسی&amp;zwnj;های تاریخی، حتی از زمان رم باستان، نشان می&amp;zwnj;دهد که تمرکز&amp;zwnj;های قدرت در ساختار سیاسی به بحران منجر شده&amp;zwnj;اند. شکل&amp;zwnj;های معمول حکومت در دموکراسی&amp;zwnj;های غربی بر پایه تقسیم قوای سه&amp;zwnj;گانه و کنترل هر قوه بر دو قوه دیگر با توجه به همین سابقه&amp;zwnj;های تاریخی به وجود آمده&amp;zwnj;اند. ادغام تمامی ساختار دولت در داخل شورای انقلاب در نیمه آبان سال ۱۳۵۸، با توجه به تعریف بالا، زمینه این بحران، تقابل و انفجار در آخر سال ۱۳۶۰ را ساخت. از طرف دیگر حذف جناحی نیمه آبان سال ۵۸ که به سقوط دولت موقت منجر شد، به این تعبیر استعاره&amp;zwnj;ای، بیشتر به یک کودتا شبیه بود. حذف جناحی نیمه آبان سال ۱۳۵۸ و شرایط آن کودتا علیه دولت موقت کمتر مورد بررسی تاریخی قرار گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع کودتا برای بحران آخر خرداد سال ۶۰ (به معنی عینی کلمه کودتا) به&amp;zwnj;طور عمده از طرف گروه&amp;zwnj;هایی مطرح و دامن زده شده است که انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری بهمن ۵۸ را بدون گزینش و کاملاً آزاد اعلام کردند. اینک آشکار است که هر دو ادعا (یعنی انتخابات کاملاً آزاد در اولین دوره رئیس جمهوری در بهمن ۱۳۵۸ و نیز کودتای خرداد ۱۳۶۰) بدون مبنای تاریخی صورت گرفته&amp;zwnj;اند. این ادعا&amp;zwnj;های بدون پایه تاریخی به صورت ادعا&amp;zwnj;های جناحی ناشی از پارادوکس&amp;zwnj;های ذهنی- اجرایی جناح دوم صورت گرفته&amp;zwnj;اند. برخی دیگر از آن پارادوکس&amp;zwnj;های ذهنی و عملی جناح دوم در بخش مربوط به &amp;quot;انقلاب فرهنگی&amp;quot; بررسی شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;انتهای دوران سوم و ابتدای دوران چهارم &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با عزل ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در آخر بهار سال ۱۳۶۰ در عمل دوران سوم این بررسی (مقابله تقابلی) که از پاییز ۵۸ شروع شده بود، خاتمه یافته است. دوران چهارم شامل دوره بین ابتدای تیر تا آخر بهمن ۶۰ است. این دورانی بسیار پیچیده است که شاهد تعویض چندین رئیس&amp;zwnj;جمهوری و نخست&amp;zwnj;وزیر است. این نوشته با مروری کوتاه بر این دوران ادامه پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شروع تصفیه خونین- تابستان۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شمار بسیار زیادی به دنبال تظاهرات سازمان&amp;zwnj;یافته توسط مجاهدین در روز ۳۰ خرداد دستگیر شدند که تعداد قابل توجهی از آن&amp;zwnj;ها هم خیلی سریع اعدام شدند. برخی از کشته&amp;zwnj;ها یا اعدامی&amp;zwnj;ها حتی کمتر از ۱۵ سال داشتند. برخی از این نوجوانان&amp;zwnj;ها حتی بدون تشخیص هویت اعدام شدند و سپس عکس آن&amp;zwnj;ها جهت احراز هویت چاپ شد تا خانواده&amp;zwnj;ها برای تحویل گرفتن&amp;zwnj;شان اقدام کنند. آگهی زیر در صفحه اول اطلاعات روز یکم تیر سال ۱۳۶۰ بخشی از این روایت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;403&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tir-60-main.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متن آگهی: &amp;quot;دعوت دادستانی انقلاب از اولیاء دستگیرشدگان- صبح امروز از سوی روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز در رابطه با مجرمینی که جریانات ضد انقلابی اخیر دستگیر شده و حکم دادگاه در باره آنها صادر و اجرا شده، اطلاعیه&amp;zwnj;ای به شرح زیر صادر شد: به اطلاع خانواده&amp;zwnj;های محترمی که فرزندانشان در جریانات ضد انقلابی اخیر تهران دستگیر شده و حکم دادگاه در باره آنها صادر و اجرا شده می&amp;zwnj;رساند لطفا با در دست داشتن شناسنامه عکس دار خود و فرزندانشان که عکس آنها در این جا چاپ شده به دفتر مرکزی زندان اوین مراجعه کرده وفرزندانشان را تحویل بگیرند. روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز. لازم به یادآوری است که اسامی صاحبان عکس مشخص نشده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تقابل جناحی در داخل ساختار قدرت ایران در اخر خرداد ۱۳۶۰ به راحتی تقابل جناحی در نیمه پاییز ۱۳۵۸ (که شامل سقوط کابینه بازرگان شد) صورت نگرفت. همزمانی دو بحران خرداد ۶۰ به درگیری&amp;zwnj;های خونین و سرکوب&amp;zwnj;های گسترده در تمامی سطح جامعه صورت گرفت و در عمل به خشونتی بسیار عمیق منجر شد که زخم&amp;zwnj;های ان بر پیکر جامعه ما هنوز التیام نیافته است. بررسی این موضوع&amp;zwnj;ها احتیاج به نوشته&amp;zwnj;ای مستقل دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بعد از عزل- تابستان ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عزل از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری پایان کاربنی&amp;zwnj;صدر نبود. بنی&amp;zwnj;صدر از روز ۲۵ خرداد سال ۱۳۶۰ مخفی و منزوی شده بود. از این زمان ارتباط&amp;zwnj;های او با سازمان مجاهدین به صورت منسجم&amp;zwnj;تری در آمد. ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در این زمان در انزوا به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد. در این موقعیت سازمان مجاهدین او را به زیر چتر امنیتی خود داد و حتی او را در مقر مخفی اشرف ربیعی (یکی از رهبران آن سازمان) جای داده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنی&amp;zwnj;صدر، در روز هفتم مرداد ۱۳۶۰، موفق شد با کمک مستقیم مجاهدین با استفاده از یک هواپیمای تانکر نیروی هوایی از ایران بگریزد. این برنامه هم با برنامه&amp;zwnj;ریزی مجاهدین و با هدایت مستقیم مسعود رجوی صورت گرفت. هر دو نفر موفق شدند که از ایران بگریزند و در فرانسه پناه بگیرند. نحوه اجرای این برنامه فرار در منابع دیگر و به صورت&amp;zwnj;های متفاوت بررسی شده است. از تکرار آن&amp;zwnj;ها در این جا خودداری می&amp;zwnj;شود. بنی&amp;zwnj;صدر همراه با مجاهدین، با یک تصور فرضی که هر دو خیلی سریع به قدرت باز خواهند گشت، در تابستان ۶۰ برنامه&amp;zwnj;های مشترکی را در فرانسه شروع کردند. به عنوان بخشی از این برنامه تصوری، بنی&amp;zwnj;صدر رئیس جمهور بدون ولایت فقیه شد. او از این موقعیت رجوی را به نخست&amp;zwnj;وزیری خود برگزید. این برنامه هیچگاه عملی نشد. کوتاه مدت زمانی بعد ارتباط بین بنی&amp;zwnj;صدر و رجوی مجاهدین گسسته شد و این دو به&amp;zwnj;طور کامل از هم جدا شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از مرداد ۶۰ در فرانسه زندگی کرده است؛ کشوری که اقامتگاه او بین سال&amp;zwnj;های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ نیز بود. به این ترتیب اقامت ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در ایران از بهمن ۱۳۵۷ تا مرداد ۱۳۶۰ فقط مدت دو سال و نیم طول کشید. اقامت کوتاه&amp;zwnj;مدت او در ایران با رشدی نجومی و سقوطی نافرجام همراه بود. بررسی تطبیقی عملکرد&amp;zwnj;های سیاسی آقای بنی&amp;zwnj;صدر در سه دوره فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی او، یعنی قبل از سال ۱۳۵۷ (در پاریس)، در فاصله سال&amp;zwnj;های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ (در تهران) و بعد از سال ۱۳۶۰ (مجدداً در پاریس) خود نوشته&amp;zwnj;های مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنی&amp;zwnj;صدر اخیراً در یک مصاحبه در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ (با عنوان کنفرانس گوادالوپ) خود را یکی از چهار فرد محبوب&amp;zwnj; در تاریخ ایران می&amp;zwnj;داند. سه نفر دیگر عبارتند از قائم مقام فراهانی، امیرکبیر و مصدق. مسابقه&amp;zwnj;های محبوبیت در بین اشخاص تاریخ ایران همچنان در پاریس هم برقرار مانده&amp;zwnj; است. بنی صدر در تاریخ اول مرداد ۵۹ خود را محبوب&amp;zwnj;تر از مصدق می&amp;zwnj;دانست و اینک در یک مسابقه تاریخی محبوبیت او شانه به شانه امیرکبیر و قائم مقام می&amp;zwnj;ساید. رده&amp;zwnj;بندی از ترتیب موقعیت نفرات اول تا چهارم در این مسابقه محبوبیت تاریخی هنوز ارائه نشده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بهشتی و مرحله نهایی دوئل در ساختار قدرت- تابستان ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک شورای موقت برای سرپرستی وظایف رئیس&amp;zwnj;جمهوری به&amp;zwnj;طور رسمی در روز دوم تیر ۱۳۶۰تشکیل شد، اگرچه این شورا به دنبال مخفی شدن بنی&amp;zwnj;صدر در روز ۲۵ خرداد و در عمل تشکیل شده بود. اعضای شورای موقت برای سرپرستی وظایف رئیس&amp;zwnj;جمهوری عبارت بودند از آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (رئیس دیوان عالی کشور)، اکبر هاشمی (رئیس مجلس) و محمدعلی رجایی (نخست وزیر). در اول تابستان ۱۳۶۰ بسیاری فکر می&amp;zwnj;کردند که دوئل قدرت بین بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی که در نیمه آبان ۵۸ با ادغام دولت در شورای انقلاب شروع شده بود، بعد از کش و قوس&amp;zwnj;های زیاد بالاخره با پیروزی بهشتی به انتها رسیده است. یک هفته بعد همه آن&amp;zwnj;ها ارزیابی&amp;zwnj;های خود را تغییر دادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در غروب روز یکشنبه هفتم تیر ۱۳۶۰ انفجاری بزرگی در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در نزدیکی میدان بهارستان به وقوع پیوست. این انفجار به کشته شدن آیت&amp;zwnj;الله بهشتی و تعداد زیادی از رهبران حزب جمهوری که در عین حال از مدیران ارشد حکومت هم بودند، منجر شد. در اثر این انفجار تقریباً سر ساختار رهبری حزب جمهوری زده شد. به این ترتیب مرحله نهایی دوئل در ساختار قدرت پایانی متفاوت یافت. این بازی قدرتی در نهایت به صورت یک دوئل ناکام برای هر دو حریف درآمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انفجار دیگری در روز هشتم شهریور سال ۱۳۶۰ در ساختمان نخست&amp;zwnj;وزیری به کشته شدن تعدادی دیگری از مدیران رده بالای حکومت، از جمله محمدعلی رجایی انجامید که بعد از بنی&amp;zwnj;صدر خود رئیس&amp;zwnj;جمهور شده بود. این دو انفجار تاثیری بسیار عمیق بر ساختار&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی ایران گذاشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فاز نظامی- تابستان و پاییز ۱۳۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه قبل از ۳۰ خرداد ۶۰ هم درگیری&amp;zwnj;های پراکنده متعددی بین نیروهای حکومتی و مجاهدین صورت گرفته بود، ولی بعد از تظاهرات سرکوب شده روز ۳۰ خرداد ۶۰ مجاهدین به طور تمام عیار وارد فاز نظامی شدند. به این ترتیب سازمان&amp;zwnj;های دیگر مخالف جمهوری اسلامی نیز بعد از ۳۰ خرداد به فاز نظامی کشیده شدند. در طول تابستان ۶۰ درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه شهری بین نیروهای امنیتی حکومتی و اعضای گروه&amp;zwnj;های مخالف به خصوص مجاهدین ادامه یافت. آمار کشته&amp;zwnj;ها و اعدامی&amp;zwnj;ها هر روز بالاتر می&amp;zwnj;رفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشکارا این رخداد&amp;zwnj;ها همگی تحت تاثیر قیام مسلحانه ۲۲ بهمن ۵۷ و نتایج مستقیم آن از جمله توزیع وسیع اسلحه بودند. بدون خاطره ۲۲ بهمن ۵۷ و بدون دسترسی به آن مقدار سلاح توزیع شده در آن روز مشکل بتوان تصور کرد که طرحی مثل تظاهرات روز ۳۰ خرداد ۶۰ و درگیری&amp;zwnj;های نظامی بعد از آن از ذهن کسی می&amp;zwnj;گذشت، ولی شورش ۲۱ بهمن و قیام روز ۲۲ بهمن ناشی از عملکرد شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی بود. این حرکت&amp;zwnj;های اجتماعی و به صورت سازمان اداری از قبل برنامه&amp;zwnj;ریزی و طراحی نشده بودند که بتوان آن&amp;zwnj;ها را به صورت مکانیکی بازسازی کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجاهدین در روز پنجم مهر سال ۱۳۶۰ به اجرای یک تظاهرات مسلحانه برنامه&amp;zwnj;ریزی شده وسیع در سطح شهر تهران اقدام کردند. این تظاهرات مسلحانه به واقع ادامه تظاهرات روز ۳۰ خرداد ۶۰ بود. انتخاب روز پنجم مهرماه برای تظاهرات مسلحانه احتمالا به این دلیل بود که در ابتدای مهرماه مدارس باز شده بودند و این موضوع امکان شرکت دانش&amp;zwnj;آموزان در تظاهرات را فراهم می&amp;zwnj;آورد. در سال ۱۳۵۷ هم بعد از بازگشایی مدارس و شرکت فعال دانش&amp;zwnj;آموزان روند انقلاب شدت گرفت. در مهر سال ۱۳۶۰ هیچ دانشگاهی فعال نبود؛ به این دلیل که به دنبال برنامه انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ تمام دانشگاه&amp;zwnj;ها تعطیل بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تظاهرات مسلحانه روز پنجم مهر سال۶۰ هم بر پایه کپی مکانیکی از قیام مسلحانه روز ۲۲ بهمن ۵۷ برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بود. به این ترتیب تصویر قیام بهمن ۵۷ دوباره خود را نشان داد. این تظاهرات مسلحانه هم به قیامی عمومی منجر نشد. آن تظاهرات مسلحانه نیز با شدت سرکوب شد و در پی آن تعداد زیادی کشته و اعدام شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سعی در تکرار رخدادهای بهمن ۵۷ منحصر به مجاهدین نبود. &amp;quot;سازمان اتحادیه کمونیست&amp;zwnj;ها&amp;quot; هم تحت تاثیر شورش و قیام مسلحانه بهمن ۵۷، سعی کرد در هفته اول بهمن ۱۳۶۰ شورشی را در جنگل&amp;zwnj;های نزدیک به آمل سازماندهی کند. این شورش هم منجر به قیامی شبیه به بهمن ۵۷ نشد. شورش جنگل&amp;zwnj;های آمل هم به شدت سرکوب شد و تعداد زیادی از افراد شرکت&amp;zwnj;کننده در آن کشته یا کوتاه مدتی بعد اعدام شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درگیری&amp;zwnj;های مجاهدین با نیروهای امنیتی حکومت در پاییز و زمستان سال ۶۰ ادامه پیدا کرد. در روز ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ مخفی&amp;zwnj;گاه مرکزیت مجاهدین در منطقه زعفرانیه تهران که از مدتی قبل شناسایی شده بود، مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفت که ضمن یک درگیری طولانی چند ساعته حدود ۲۰ نفر از اعضای برجسته مجاهدین از جمله کادرهای بالایی مثل موسی خیابانی و اشرف ربیعی کشته شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پایان پس&amp;zwnj;انقلاب- بهمن ۱۳۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فاصله دی ۵۷ تا بهمن ۶۰ فقط سه سال بود؛ ولی این سه سال شاهد حوادث شگفتی در تاریخ اخیر بودند. پایان بهمن سال ۱۳۶۰ را می&amp;zwnj;توان پایان دوره پس&amp;zwnj;انقلاب در ایران دانست. به این ترتیب فضای سیاسی ایران که در آغاز سال ۱۳۵۶ و به دنبال برنامه &amp;quot;فضای باز سیاسی&amp;quot; شاه به صورت چند قطبی در آمده بود، از اسفند۱۳۶۰ دوباره به صورت تقریباً تک&amp;zwnj;قطبی در آمد. می&amp;zwnj;توان ادعا کرد که حصار اجتماعی بلندی که بین خودی&amp;zwnj;ها و ناخودی&amp;zwnj;ها در اجتماع به وجود آمد، درگیری&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;پایان در ساختار قدرت و همنیطور شروع جنگ عراق علیه ایران و درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه سازمان&amp;zwnj;های سیاسی که همگی ناشی از ارزیابی نادرست از قیام بهمن ۵۷ سازماندهی شده بودند، به تشکیل این فضای تک قطبی بسیار کمک کردند. این فضای تک قطبی برای دوره&amp;zwnj;ای بیشتر از یک دهه دوام یافت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از سرکوب خونین مخالفان داخلی در طول سال ۱۳۶۰ سیر تقریباً تمامی حوادث در داخل به برنامه&amp;zwnj;ها و سیاست&amp;zwnj;های حکومت بستگی پیدا کرد. در انتهای سال ۱۳۶۰ در داخل کشور جوشش انقلاب دیگر کمتر موضوع روز بود، ولی تاثیر انقلاب در جبهه خارجی تازه شروع شده بود. این موضوع خود نیاز به بررسی مستقلی دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه&lt;/strong&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;بخش هژدهم: جدال بر سر تعیین نخست وزیر &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot;&gt;بخش نوزدهم: شورای انقلاب (قسمت اول) &amp;ndash; آبان ۵۷ تا بهمن ۵۷&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/5984/edit&quot;&gt;بخش بیستم: شورای انقلاب، قسمت دوم، بهمن ۵۷ تا تیر&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/21/6377&quot;&gt;بخش بیست و یکم: حمله عراق به ایران- پاییز ۵۹&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/09/19/7060&quot;&gt;بخش بیست و دوم: گسست ساختار قدرت در بهار ۶۰ &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;*ای میل نویسنده:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;sahab.sepehri1@gmail.com&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/01/7339#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4020">آیت‌الله بهشتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4022">ابوالحسن بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6250">استیضاح بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1597">اکبر هاشمی رفسنجانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6249">خلع بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2251">سازمان مجاهدین خلق</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4023">محمدعلی رجایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6248">۳۰ خرداد سال ۶۰</category>
 <pubDate>Sat, 01 Oct 2011 20:19:42 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7339 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>راز ماندگاری پدر مهربان ملت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/09/10/6842</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/09/10/6842&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی افشاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;296&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/taleqani.jpg?1315686039&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سالی دیگر از رحلت نابه&amp;zwnj;هنگام و تاثر برانگیز آیت&amp;zwnj;الله سیدمحمود طالقانی گذشت، اما علی&amp;zwnj;رغم سپری شدن ۳۲ سال از غروب خورشید حیات او، نام و یادش همچنان در حافظه جامعه و عرصه عمومی زنده است. با عبور ارابه زمان نه تنها گرد و غبار فراموشی بر سیمای آموزگار مدارا و دعوت&amp;zwnj;کننده به حق ننشسته است بلکه روزبه&amp;zwnj;روز بر تلالو و روشنایی فضایل وی افزوده می&amp;zwnj;شود. راز این ماندگاری و عاقبت به&amp;zwnj;خیری چیست؟&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طالقانی از ابعاد شخصیتی ناهمسان برخوردار بود، اما تعارض&amp;zwnj;ها و نا هماهنگی&amp;zwnj;ها وی را زمین&amp;zwnj;گیر نکرد بلکه سنتز این تضاد&amp;zwnj;ها شخصیت و کاراکتری به وی بخشید که در آن روز&amp;zwnj;های پر تلاطم وطوفانی اول انقلاب کشتی نجات محسوب می&amp;zwnj;شد. اگر قائل باشیم که انسان گریزی از تضاد و پارادکس ندارد، آنگاه به قول پست&amp;zwnj;مدرنیست&amp;zwnj;ها &lt;span&gt;هرگونه تصور &amp;laquo;خود متحد&amp;raquo; ماهیت خیالی دارد. به بیان لودویگ وینگشتاین واقعیت از لایه&amp;zwnj;ها و امر&amp;zwnj;های مختلفی شکل می&amp;zwnj;گیرد که هرکدام تصویر و نظام معنایی یا بی&amp;zwnj;معنایی متفاوتی دارد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی سیر تحولات طالقانی نشان می&amp;zwnj;دهد که مشی کثرت&amp;zwnj;گرا و ارتباط حسنه او با هر گروه محصول امتراج و آشتی بین پاره&amp;zwnj;های ناهمساز شخصیتش بود. ترکیب شخصیتی او از منظری خاص وحدت اضداد را به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت. کسی که ویژگی&amp;zwnj;های متفاوت و بعضاً ناسازگاری چون شیفتگی به سوسیالیسم و عدالت اجتماعی، باور به علم&amp;zwnj;گرایی تجربی، اسلام&amp;zwnj;گرایی شریعت بنیاد نواب صفوی، باور به آزادی، اعتقاد به نظام شورایی، استنتاج راه زندگی از قرآن و زمینی کردن کلام آسمانی، همکاری تشکیلاتی با نوگرایان مذهبی لیبرال مسلک در نهضت آزادی، احترام به احیاگری دینی آیت&amp;zwnj;الله خمینی، ضدیت آشتی&amp;zwnj;ناپذیر با استبداد و اجبار، استعمارستیزی، ضدیت با صهیونیست که ریشه در ناسیونالیسم عربی (ناصریسم) داشت، انسان&amp;zwnj;محوری در نظام سیاسی، شیفتگی به مبارزه و ظلم&amp;zwnj;ستیزی رادیکال، پشتیبانی از دکتر مصدق و ملی&amp;zwnj;گرایی، حضور مستمر در محراب و مسجد و حفظ مناسبات روحانی را در درون خود جا داده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;220&quot; height=&quot;147&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/audio/pluralism.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت&amp;zwnj;الله طالقانی، آیت&amp;zwnj;الله بهشتی، حجت&amp;zwnj;الاسلام هاشمی رفسنجانی و ابوالحسن بنی صدر در کنار علمای اهل سنت خراسان و بلوچستان&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برآمد این تعلقات و خصایل پویایی خاصی به وی داده بود که همواره در حرکت بود و دریای وجودش جوشش و خروشی نامیرا داشت . این جان شیفته در تمام دوران پربرکت حیاتش دمی از تکاپو نایستاد. اگرچه آیت&amp;zwnj;الله طالقانی دانش&amp;zwnj;آموخته فقه جعفری بود و از دست مرجع تراز اولی چون شیخ عبدالکریم حائری اجازه اجتهاد خود را دریافت کرد، ولی هیچ&amp;zwnj;گاه روی خوش و التفاتی نسبت به آموزش&amp;zwnj;های حوزوی نشان نداد. او خیلی زود در نگرشی انتقادی از چارچوب متعارف روحانیت بیرون آمد. به جای پرداختن به ابواب فقهی و استخراج احکام بر اساس قواعد و اصول سنتی، به قران و نهج&amp;zwnj;البلاغه روی آورد. او حوزه علمیه قم و نجف را ترک کرد و مسجد، مدرسه و دانشگاه را برای فعالیت برگزید. در تمام عمرش کوشید که با مطالعه قران و فهم جوهره آیات و خواست شارع پرتو&amp;zwnj;هایی از قران را باز بتاباند تا یاری&amp;zwnj;رسان زندگی مسلمانان در دنیای معاصر شود. از دید او قران کتاب زندگی بود نه صرفاً وسیله مغفرت یا کتابی تزئینی و یا به حاشیه رفته توسط احکام اولیه و ثانویه و احادیث. او سرچشمه را انتخاب کرد تا هدایت&amp;zwnj;گر نسل جوان بر مبنای قرآن و کلام امیرالمومنین باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;او سنت&amp;zwnj;گرا نبود&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما او یک نوگرای دینی نیز بود. سلسله مراتب روحانیت را قبول نداشت. فقه&amp;zwnj;محور، سنتی و سنت&amp;zwnj;گرا نبود و اساساً به اصلاح انقلابی ساختار و محتوای آمورشی حوزه&amp;zwnj;های علمیه اعتقاد داشت. او یک روحانی ارتدوکس نبود اگرچه لباس و مسلک روحانیت برای وی ارزشمند بود ولی روحانیت را واسطه رسمی خدا و پیامبر و مفسر رسمی دین نمی&amp;zwnj;دانست. او همچنین با روشنفکران و دانشگاهیان رابطه حسنه&amp;zwnj;ای داشت و به باور مسلط در حوزه&amp;zwnj;های علمیه و نهاد روحانیت وقعی نمی&amp;zwnj;گذاشت که مرتبه روحانی را بالاتر از کلاهی و غیر روحانی می&amp;zwnj;داند وبا ادعای خودخوانده &amp;laquo;نیابت عامه امام زمان&amp;raquo;، امتیاز و شان ویژه&amp;zwnj;ای برای خود قائل است. او نه تنها هویت روحانی را دروازه ورود به حقیقت و رستگاری نمی&amp;zwnj;دانست بلکه نسبت به کل مذهب نیز چنین دید نداشت و افراد غیر مذهبی را نیز مقیم راه&amp;zwnj;های دیگر به&amp;zwnj;سوی حقیقت می&amp;zwnj;دانست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;234&quot; vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/audio/bd7sqh5kj7eycqql1b4.jpg&quot; /&gt;او از پیشگامان نوگرایی دینی بود و انسان و ویژگی&amp;zwnj;های عام بشری را در کانون توجه قرار داد. وی بر مبنای آموزه&amp;zwnj;های قرانی انسان را فی&amp;zwnj;نفسه دارای کرامت می&amp;zwnj;دانست و ارزش و حق انتخاب افراد را مشروط به عقیده خاصی نمی&amp;zwnj;کرد. از دید خطیب پر شور مسجد هدایت که به قول دکتر شریعتی مناره&amp;zwnj;ای در کویر بود، آفرینش بر اساس رحمت صورت گرفته بود. بنابراین الهی بودن و معنویت می&amp;zwnj;بایست شامل رحمت و شفقت باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;صاحب کتاب &amp;laquo;پرتوی از قران&amp;raquo; عمیقاً تعلق به دین داشت و اسلام&amp;zwnj;گرا بود. جایگاه دین و باور&amp;zwnj;های مذهبی را هم در حوزه خصوصی و هم در عرصه عمومی تعریف می&amp;zwnj;کرد. ولی اسلام&amp;zwnj;گرایی او مردم&amp;zwnj;سالار بود. از قرائتی انسانی از دین حمایت می&amp;zwnj;کرد و مزیتی برای دینداران قائل نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای آیت&amp;zwnj;الله طالقانی فعالیت سیاسی جنبه محوری داشت. او در شرایطی که آخوند سیاسی مترادف با آخوند بی&amp;zwnj;سواد بود، حضور آگاهانه و مسئولانه&amp;zwnj;ای در صحنه&amp;zwnj;های سیاسی داشت و دور از محافظه&amp;zwnj;کاری و تقیه، خروش علیه ظلم و ستم را واجب می&amp;zwnj;دانست. به بیان دقیق&amp;zwnj;تر او یک آخوند مبارز سیاسی بود. اهل زحمت و رنج کشیدن و تحمل شکنجه بود؛ امری که در متوسط روحانیون آن زمان متاعی کمیاب بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع باید گفت آیت&amp;zwnj;الله طالقانی نمونه&amp;zwnj;ای کاملا متقاوت و نادر از برون&amp;zwnj;داد متعارف نظام حوزه&amp;zwnj;های علمیه قم بود و چهره جدید و نوینی از روحانیت را نمایان ساخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی در عین حال گوشه&amp;zwnj;چشمی به احیاگری دینی داشت. از عقب&amp;zwnj;ماندگی جهان اسلام و گسترش خرافات و منفعت&amp;zwnj;طلبی&amp;zwnj; در لباس دین در رنج بود و آرزوی سربلند کردن عزت و جلال دین و اصلاح آن از پیرایه&amp;zwnj;ها داشت. از این منظر عظمت اسلام به عنوان یک آئین برای وی یک هدف بود. آیت&amp;zwnj;الله طالقانی به وحدت مسلمین و بخصوص تقریب مذاهب اسلامی بهای بسیار می&amp;zwnj;داد و فعالیت&amp;zwnj;های زیادی در نزدیک شدن فرقه&amp;zwnj;های مختلف اسلامی داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین پویش دینی او فقط نوگرایانه نبود تا از طریق بازخوانی متون مقدس در چهارچوب حقیقت&amp;zwnj;جویی، سازگاری با عدالت، آزادی و نفی اجبار و برطرف کردن تعارض&amp;zwnj;ها با زیست جدید قرائتی نوین ارائه بدهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجموعه این خصوصیات باعث می&amp;zwnj;شد که به عمل توجه بیشتر از نظر بدهد. او بر اساس مصحف شریف اسلام، مجاهدین را بر اسلام قاعدین که تنها به زهد و معرفت دینی می&amp;zwnj;پردازد ترجیح می&amp;zwnj;داد، اما در این زمینه جانب افراط را نپیمود بلکه ترکیب متوازنی از هر دو داشت. او می&amp;zwnj;کوشید در سایه رشد معارف بشری، فهم دینی را نیز رشد دهد. اشتیاق پایان&amp;zwnj;ناپذیر وی به سوسیالیسم را در آثار وی به روشنی می&amp;zwnj;توان مشاهده کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتها سوسالیسم وی مبتنی بر ماتریالسم و کمونیسم نبود. وی با سرمایه&amp;zwnj;داری لجام&amp;zwnj;گسیخته مخالفت، اما از آزادی مالکیت مشروع دفاع می&amp;zwnj;کرد. تفسیر او از قران متاثر از بینش چپ و در عین حال اصول علمی است. او می&amp;zwnj;کوشید اثبات کند که حقایق دینی با یافته&amp;zwnj;های علمی در تعارض نیست. این ویژگی او را به مهندس بازرگان و دکتر سحابی نزدیک کرد و این همسویی سیاسی باعث شد تا تشکیلاتی سیاسی را با هم تاسیس کنند. این اشتراکات منجر به این شد که تمایز رویکرد سوسیال وی با مشی لیبرال مهندس بازرگان نادیده گرفته شود و همکاری و همراهی تنگاتنگی بین آن&amp;zwnj;ها شکل بگیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بی&amp;zwnj;توجه به جاه و جلال&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;138&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/audio/taleqanni_in_khebergan.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله طالقانی در مجلس خبرگان قانون اساسی، تابستان ۵۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت&amp;zwnj;الله طالقانی در تمام طول زندگی&amp;zwnj;اش از اشرافیت، تشریفات، مقام و جاه و جلال پرهیز کرد. زندگی ساده و تواضعش زبانزد همگان بود. او اهل انعطاف و سازش در دگرپذیری بود اما بر سر اصول اهل هیچگونه عقب&amp;zwnj;نشینی نبود. روحیه مقاوم او مثال&amp;zwnj;زدنی بود. در بیان عقایدش محکم بود و اقتداری باشکوه داشت. او به نحو عجیبی به مبارزه اشتیاق داشت و نفس مبارزه برای او ارزش تلقی می&amp;zwnj;شد. از این منظر با تمامی گرایش&amp;zwnj;هایی که پیش از انقلاب مبارزه می&amp;zwnj;کردند، روابط نیکویی داشت و زحمات آن&amp;zwnj;ها را پاس می&amp;zwnj;داشت. از این منظر بود که هم با فدائیان اسلام، روحانیت مبارز و موتلفه می&amp;zwnj;جوشید، هم با مجاهیدن خلق و فدائیان خلق و با سران حزب توده در زندان معاشرت می&amp;zwnj;کرد. شاید نزدیکی نیروهای مذهبی در پیش از انقلاب و فعال نبودن شکاف&amp;zwnj;ها در این قضیه بی&amp;zwnj;تاثیر نبوده است اما رویداد&amp;zwnj;های پس از انقلاب نشان داد آیت&amp;zwnj;الله طالقانی به وحدت نیرو&amp;zwnj;ها و اجتناب از خودی و غیر خودی در عرصه مشارکت سیاسی معتقد بود. برخلاف قول مشهور که آیت&amp;zwnj;الله طالقانی را مدافع عدم ارتباط با مارکسیست&amp;zwnj;ها در زندان معرفی می&amp;zwnj;کنند وی آن&amp;zwnj;ها را نجس نمی&amp;zwnj;دانست و اظهار می&amp;zwnj;داشت: &amp;laquo;اولاً در قرآن نجِس نیامده نَجَس آمده که به معنای پلید نیست که اگر دستزده شود نجس شود بلکه یک مسئله سیاسی بوده که یعنی با مشرکان آنقدر ارتباطنداشته باشید که از نظر فکری و علایق شبیه آن&amp;zwnj;ها شوید. مجبور نیستید که بپرسید خدارا قبول دارید یا نه تا آن&amp;zwnj;ها جواب دهند. این&amp;zwnj;ها برادران ما هستند.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از اعلامیه تغییر مشی سازمان مجاهدین خلق، فضای خاصی در زندان ایجاد شده بود و موضع&amp;zwnj;گیری آیت&amp;zwnj;الله طالقانی نیز در همین چهارچوب قابل فهم است. او می&amp;zwnj;خواست تمایز خودش با مارکسیست&amp;zwnj;ها را نشان بدهد. وی در همه احوال روابط دوستانه&amp;zwnj;ای با نیروهای کمونیست داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حجاب، اجباری نیست&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت&amp;zwnj;الله دشمن سازش&amp;zwnj;ناپذیری و خودکامگی بود و با استبداد در هر لباسی مخالفت می&amp;zwnj;کرد. او با هوشیاری دریافته بود که استبداد دینی از مخوف&amp;zwnj;ترین و تباه&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ترین اشکال حکومت فردی است. از این رو با ترجمه کتاب میرزا حسین نائینی کوشید تا خطرات آن را روشن سازد. آزادی و نفی اجبار آن&amp;zwnj;چنان در وی نهادینه شده بود که در کسوت یک روحانی از عدم اجبار حجاب برای زنان سخن به&amp;zwnj;میان آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;250&quot; height=&quot;186&quot; vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/audio/hejab.jpg&quot; /&gt;او به حکومت دینی باور نداشت و بر مبنای سنت حاکم بر حوزه&amp;zwnj;ها و بخصوص آرای میرزای نائینی حکومت اسلامی را فقط در صلاحیت امام معصوم می&amp;zwnj;دانست. او بر مبنای امر به معروف و نهای از منکر برای روحانیت نقش نظارتی و ارشادی قائل بود. آیت&amp;zwnj;الله طالقانی قسط را به معنای برابری و شایستگی تعریف می&amp;zwnj;کرد و تاکید داشت که افراد باید تخصص لازم برای انجام کارشان را داشته باشند. می&amp;zwnj;گفت اگر کسی متصدی کاری باشد و از عهده&amp;zwnj; آن بر نیاید، لازم است خودش از آن کناره بگیرد. وی حکومت صالحان را تجویز می&amp;zwnj;کرد که لزومی نداشت حتماً حاکمان آن مذهبی باشند. در قرائت وی از حکومت صالحان، حکومت نباید برخلاف عقاید مردم کاری انجام دهد و لزومی ندارد که بخواهد قوانین مذهبی رااجرا بکند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این روحانی آزاده پیشنهاد نامزدی برای ریاست جمهوری را رد کرد و در مخالفت با ریاست جمهوری روحانیت گفت: &amp;laquo;ما باید به کار ارشاد و نظارت برگردیم. کار را باید به کاردان سپرد. رئیس&amp;zwnj;جمهور باید مدیریت بلد باشد. هرکس مقام و زوری دارد نمی&amp;zwnj;تواند رئیس&amp;zwnj;جمهور باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;این یک کار تخصصی است. همانطور که وزیر و استاد باید متخصص باشند، رئیس&amp;zwnj;جمهور نیزباید تخصص داشته باشد.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;رابطه با آیت&amp;zwnj;الله خمینی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روابط آیت&amp;zwnj;الله طالقانی با آیت&amp;zwnj;الله خمینی پارادوکسیکال بود. از یک طرف پیوندی عاطفی با وی داشت و اقتدار و تلاش وی برای تجدید عظمت اسلام را قدر می&amp;zwnj;نهاد و از روحیه مبارزاتی&amp;zwnj;اش در جایگاه یک مرجع تقلید تجلیل می&amp;zwnj;کرد، اما از سوی دیگر با مشی سیاسی اقتدارگرای او مخالف بود. او برخلاف آیت&amp;zwnj;الله که برای وحدت همه در زیر عبای خود تلاش می&amp;zwnj;کرد، نظر به مشارکت همه گروه&amp;zwnj;ها داشت و امتیازی برای روحانیت و خط امام قائل نبود. او بی&amp;zwnj;خبر از آن&amp;zwnj;که آقای خمینی شورای مخفی برای هدایت انقلاب تشکیل داده است، شورایی در تهران مرکب از نمایندگان همه گروه&amp;zwnj;های انقلابی تشکیل داد، اما این شورا با نوع نگاه رهبر انقلاب مجال فعالیت پیدا نکرد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی نیز با علم به تفاوت بینش عمیق و همچنین حساسیت آیت&amp;zwnj;الله مطهری و آیت&amp;zwnj;الله بهشتی وی را در جمع اولیه شورای انقلاب به بهانه عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی برنگزید. سرانجام با وساطت ابراهیم یزدی و عزت&amp;zwnj;الله سحابی و انحلال شورای انقلاب آیت&amp;zwnj;الله طالقانی، حضور وی پذیرفته شد که البته هیچوقت جنبه موثری پیدا نکرد. در مجلس خبرگان نیز حواریون آیت&amp;zwnj;الله اجازه ندادند وی بر مسند ریاست مجلس خبرگان تکیه بزند و در فاصله&amp;zwnj;ای نزدیک، انتخابات ریاست مجلس خبرگان را به آیت&amp;zwnj;الله منتظری باخت. اگر موازنه قوا به گونه&amp;zwnj;ای دیگر بود محتملاً انقلاب سرنوشت دیگری می&amp;zwnj;یافت. آیت&amp;zwnj;الله به مرور متوجه مشکلات و سر بر آوردن دوباره استبداد در قامت دینی شد و در مجموع تصمیم گرفت که به جای تقابل علنی و در عین حفظ رابطه خوب با آیت&amp;zwnj;الله خمینی، توازنی ایجاد کند و سنگری برای محافظت از آزادی&amp;zwnj;ها و حقظ حقوق برقرار کند. نگرش انتقادی او به روند انحراف از انقلاب از اعتراض به بازداشت پسرش مجتبی اوج گرفت که با استفاده از روش مبارزه منفی قهر کرد و به زادگاهش در طالقان رفت. دلیل اقدام اعتراضی&amp;zwnj;اش بازداشت پسرش نبود بلکه اطلاع از بدرفتاری&amp;zwnj;ها، خودسری&amp;zwnj;ها و برنتافتن آزادی&amp;zwnj;ها بود. او پس از گفت&amp;zwnj;وگو با سیداحمد خمینی و تاکید بر اصلاح کج&amp;zwnj;روی&amp;zwnj;ها به صحنه سیاسی بازگشت. این&amp;zwnj;بار اما در مجلس خبرگان با نشستن روی زمین و احتراز از تکیه زدن بر صندلی در اقدامی نمادین اعتراضش را نشان داد و هم به تلویح اعلام کرد که تغییری در کشور ایجاد نشده است و مناسبات طاغوتی در حال بازسازی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دست سرنوشت به وی مهلت نداد تا در هنگام تصویب اصل ولایت فقیه مخالفتش را به طور علنی اعلام کند. اگر او زنده می&amp;zwnj;ماند ممکن بود سدی در برابر استبداد دینی و گسترش مشی فاشیستی تحت پوشش اسلام ناب ایجاد کند. این روند رویارویی با آیت&amp;zwnj;الله خمینی را گریز ناپذیر می&amp;zwnj;ساخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مشی مستقل&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شواهد آن سال&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد اگرچه پشتوانه مردمی آیت&amp;zwnj;الله طالقانی چشمگیر بود ولی جای تردید جدی وجود دارد که می&amp;zwnj;توانست به تنهایی آیت&amp;zwnj;الله خمینی و نیرو&amp;zwnj;های خط امام را متوقف کند. بسیار محتمل بود او نیز وضعی مشابه مهندس بازرگان و آیت&amp;zwnj;الله منتظری پیدا می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;131&quot; vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/audio/20090306134901t350-tal.jpg&quot; /&gt;آیت&amp;zwnj;الله طالقانی مشی مستقل داشت. برخلاف برخی پندار&amp;zwnj;ها او موافق سازمان مجاهدین خلق نبود و با آن&amp;zwnj;ها مرزبندی داشت. با پیشنهاد ورود مسعود رجوی به شورای انقلاب مخالفت کرد، اما معتقد بود که باید از آن&amp;zwnj;ها استفاده کرد و حضورشان در خانواده انقلاب را به رسمیت شناخت. مخالف برخورد حذفی با آنان بود. متاسفانه آن دسته از نیرو&amp;zwnj;های انقلابی صادق که پس از راهپیمایی خودجوش دفاع از آیت&amp;zwnj;الله طالقانی، راهپیمایی دیگری را در دفاع از خط امام و محوریت آیت&amp;zwnj;الله خمینی سازماندهی کردند و آشکارا ضرب شصتی به آیت&amp;zwnj;الله طالقانی نشان دادند خطایی استراتژیک مرتکب شدند که در فضای انقلاب رهبری مطلق را بر دوش آیت&amp;zwnj;الله خمینی قرار دادند و مشارکت هر شخصیت انقلابی دیگر در رهبری را برنتافتند. اگر شخصیت&amp;zwnj;هایی چون آیت&amp;zwnj;الله طالقانی به عنوان وزنه اجتماعی مهم مورد توجه قرار می&amp;zwnj;گرفتند آنگاه توازنی تعادل&amp;zwnj;بخش در برابر اقتدارگرایی آیت&amp;zwnj;الله خمینی ایجاد می&amp;zwnj;شد و چه بسا انقلاب از مسیر آزادی منحرف نمی&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;هر حال نهیب ققنوس آزادی در آخرین نماز جمعه گویای نارضایتی عمیق او از روند امور و بر باد رفتن امید و آرزوهایش پس از سرنگونی رژیم پهلوی بود. آیت&amp;zwnj;الله طالقانی در آن خطبه تاریخی گفتند: &amp;laquo;ایشان در آن سخنرانی گفتند امام بارها گفته، من هم تاکید کردم، اما نمی&amp;zwnj;دانمچرا قانون شورا&amp;zwnj;ها اجرا نمی&amp;zwnj;شود و می&amp;zwnj;گویند اگر شورا تعیین کنیم ماچه کاره&amp;zwnj;ایم؟ شما هیچ&amp;zwnj;کاره&amp;zwnj;اید. بروید دنبال کارتان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; می&amp;zwnj;گویید مردم اشتباه می&amp;zwnj;کنند. خب بگذارید اشتباه بکنند. این موضوع باید عملی شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;مانند کودکی که بارها زمین می&amp;zwnj;خورد تا راه رفتن بیاموزد. مردم هنوز باور نمی&amp;zwnj;کنندکه سرنوشتشان را خودشان به دست گرفته&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مجموع همانطور که آیت&amp;zwnj;الله طالقانی بر حسن توازن بین تاریخ، طبیعت، اجتماع، آفرینش و تاریخ تاکید داشت، شخصیت وی نیز توازن نیکویی از دل ویژگی&amp;zwnj;های متفاوت و متعارض پیدا کرده بود.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/09/10/6842#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5709">آیت‌الله سیدمحمود طالقانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5712">آیت‌الله منتظری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5714">استبداد مذهبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5711">انتخابات ریاست مجلس خبرگان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5710">حجاب اجباری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4477">شورای انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5713">کثرت‌گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sat, 10 Sep 2011 19:33:20 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6842 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>۲۸مرداد و دو کودتا در تهران و کردستان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/18/6298</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/18/6298&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین سرخابی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;236&quot; height=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/14.jpg?1313870119&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پس از آن&amp;zwnj;چه کودتای سیاه سیدضیاء طباطبایی می&amp;zwnj;نامندش، اولین کودتای تمام عیار تاریخ معاصر ایران در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رخ داد؛ کودتایی که در پی آن حکومت دکترمحمد مصدق، نخست&amp;zwnj;وزیر دوران ملی شدن صنعت نفت، توسط سپهبد زاهدی ساقط شد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کودتای ۲۸ مرداد ۳۲، نقطه عطفی تاریخی- سیاسی بود که بر بستر خواست ملی شدن صنعت نفت و گذار از سلطنت مطلقه رخ داد. حکومت محمد مصدق که بر محمدرضا پهلوی تحمیل شد، برآمده از ائتلاف طیف گسترده&amp;zwnj;ای از نیرو&amp;zwnj;ها و جریان&amp;zwnj;های سیاسی مختلف آن زمان ایران بود؛ ائتلافی که پس از به کرسی نشستن مصدق، هر روز بیشتر از دیروز تضعیف و دچار انشقاق می&amp;zwnj;شد تا جایی&amp;zwnj;که اختلاف&amp;zwnj;ها بروز یافت و اصرار بیش از حد مصدق بر ناسیونالیسم یا موازنه منفی، زمینه تقویت انگیزه کودتاگران را بیش از پیش فراهم کرد.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فارغ از کلیه انتقاداتی که در مورد سیاست خارجی مصدق و برخی از اعمال عجولانه&amp;zwnj;اش در مقابل درباریان وجود دارد، کودتای ۲۸ مرداد، تیر خلاصی بود بر پیکر اراده دمکراسی&amp;zwnj;خواهی که نطفه&amp;zwnj;اش از زمان مشروطه بسته شده و پس از برافتادن حاکمیت رضاشاه پهلوی (دوران دمکراسی ناقص) سویه&amp;zwnj;های دمکراسی&amp;zwnj;خواهی خود را نمایان ساخته بود. کودتای زاهدی آغاز دوران یأس، فروپاشی و سرخوردگی شمار زیادی از گروه&amp;zwnj;های سیاسی بود که دغدغه حکومتی دمکراتیک و ایده&amp;zwnj;های عدالت&amp;zwnj;خواهانه داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;کودتای ۲۸ مرداد روند دیالکتیکی اندیشه و عمل را به هم زد و باعث شد تا سنتز عمل و اندیشه پس از ۲۵ سال یعنی تا ۲۲ بهمن ۵۷ که انقلاب به سرانجام رسید، حکومتی از جنس دمکراتیک نباشد، بلکه بازهم فرمی جدید بدون تغییر در محتوا به میان آید و به عبارتی عمامه به جای تاج بنشیند. در هر صورت کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خاطره تلخی است که در اذهان بسیاری از سیاسیون و جامعه ایرانی حک شده و تا ابقای دیکتاتوری و استبداد در اذهان ایرانی&amp;zwnj;ها، زنده می&amp;zwnj;ماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲۸ مرداد کردستان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۸ مرداد اما مفهومی است که بر مصداق دیگری نیز دلالت دارد. ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ در کردستان نیز یادآور رخدادی هولناک است که می&amp;zwnj;توان آن را کودتایی نظامی، سیاسی و اجتماعی تلقی کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب بهمن ۵۷ در ایران به سرانجام رسید. در کردستان نیز نیروهای سیاسی اعم از راست و چپ بار دیگر پا به عرصه سیاسی گذاشتند. اساساً آن&amp;zwnj;چه در کردستان در حال وقوع بود، متفاوت بود از آن&amp;zwnj;چه در مرکز اتفاق می&amp;zwnj;افتاد. بیشتر نیروهای سیاسی در مرکز به استیلای روحانیون تازه به قدرت رسیده تن داده بودند و شاید عده&amp;zwnj;ای خوشبینانه، این استیلا را موقت و گذرا می&amp;zwnj;پنداشتند و خود را برای مرحله پس از سقوط حکومت روحانیون آماده می&amp;zwnj;کردند، اما روحانیون به رهبری آیت&amp;zwnj;الله خمینی که با استفاده از شعارهای پوپولیستی خود را در &amp;laquo;ماه&amp;raquo; برای طبقه متوسط، عرضه می&amp;zwnj;کرد، از توان، تجربه و پتانسیل نیروهای لیبرال و چب برای آموزش حکومت&amp;zwnj;داری استفاده کرد؛ به&amp;zwnj;طوری که هجمه کاریزمای آیت&amp;zwnj;الله خمینی و ایدئولوژی ساطع شده از آن، بیشتر نیروهای سیاسی با خط مشی دمکراتیک را نیز به همکاری و قبول استیلای حاکمان اسلامی سوق داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/kurds4.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در کردستان اما وضعیتی استثنایی برقرار شده بود. از استیلای کاریزمای خمینی، تفکرات منجی&amp;zwnj;گرایانه و دیدن منجی در &amp;laquo;ماه&amp;raquo; خبری نبود. اینجا شرایط به گونه&amp;zwnj;ای دیگر بود. دیالکتیک اندیشه و عمل شرایط ویژه و متفاوتی از مرکز را رقم زده بود. از طبقه متوسط (متوسط به بالا و متوسط به پایین/ خرده بورژوازی) که در تهران و برخی شهرهای دیگر شکل گرفته بود و خود را زیر چکمه مدرنیزاسیون محمدرضا پهلوی له شده می&amp;zwnj;دید و در نبود معنا، نوعی منجی را طلب می&amp;zwnj;کرد، خبری نبود. جنبشی که در کردستان سربرآورد از جنس و مشخصات دیگری بود. خواسته&amp;zwnj;ها در کردستان به جای منجی&amp;zwnj;طلبی، مشارکت&amp;zwnj;طلبانه بود. جنبشی که در کردستان جریان یافته بود و در هیئت دو جریان سیاسی عمده تبلور می&amp;zwnj;یافت اساساً از خاستگاه طبقاتی، اجتماعی و تاریخی دیگری برآمده بود. آن&amp;zwnj;چه جمع&amp;zwnj;کننده خواسته&amp;zwnj;های مردمی بود نه اراده&amp;zwnj;ای منتسب به اراده الهی و نه دغدغه&amp;zwnj;ای برای اجرای احکام الهی بود، بلکه روح سیاست، شور و مشارکت مستقیم در جامعه حکمفرما بود. شرایط دمکراتیک در حال رشد در متن جامعه در جریان بود. نهادهای مردمی، احزاب و تشکل&amp;zwnj;های صنفی و انتخاباتی تعیین&amp;zwnj;کننده رفتار سیاسی بودند نه حاکمی منتسب به خداوند. سیاست با زندگی روزمره درآمیخته بود. ادارات، مراکز آموزشی، بانک&amp;zwnj;ها و... توسط نمایندگان مردم و احزاب&amp;zwnj;شان اداره می&amp;zwnj;شدند، اما ایدئولوژی اسلامی کاملاً مسلح و نشئه از مصادره، تاب تحمل شرایطی متفاوت&amp;zwnj;تر از خود را نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکومت از&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان ابتدا تهدید، تطمیع و سرکوب را آغاز کرد ولی با خواست و اراده همگانی ملتی روبه&amp;zwnj;رو شد که حاضر نبودند به آسانی به خواسته&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان تن دردهند. حاکمان معمم هیئتی را تحت عنوان &amp;laquo;حسن نیت&amp;raquo; برای مذاکره به کردستان فرستاند. در حالیکه همگان منتظر آثار مطلوب مذاکره با هئیت حسن نیت بودند، فرمانی در قامت فتوا از جانب شخص اول انقلاب یعنی آیت&amp;zwnj;الله خمینی صادر شد که در آن نه تنها به نیروی هوایی و زمینی بلکه بی&amp;zwnj;خبر از آن که دریایی در کردستان وجود ندارد، به نیروی دریایی نیز دستور حمله به کردستان داده شد؛ حمله&amp;zwnj;ای که پس از مقاومتی سراسری، جان هزاران تن از مردم کردستان گرفته شد و آثار جبران&amp;zwnj;ناپذیری بر آن وارد کرد. مقاومتی که نه در راستای طلب معنایی الهی بلکه در پی معنایی زمینی و خود ساخته صورت گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع فتوای حمله به کردستان در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ که با حمایت یا سکوت بسیاری از جریان&amp;zwnj;های راست و چپ آن زمان همراه بود، اسم مستعار تسویه و حمله به خود آنها بود که ساده&amp;zwnj;اندیشانه درانتظار سقوط حکومت تحت رهبری روحانیون بودند و تصور می&amp;zwnj;کردند حکومت سرانجام دودستی تقدیم آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شود. حمله به کردستان آغازی بود بر حمله و سرکوب نیروهای سیاسی چپ و لیبرالی که به ندای حکومت اسلامی لبیک گفته بودند. ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ یادآور کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود اما نه در قالب کودتایی نظامی و علیه حکومت یا برانداختن شخصیتی بلکه کودتایی علیه جنبش و جامعه&amp;zwnj;ای با تمام اعضای آن بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;حال پرسش اساسی اینجاست اگر فردایی دیگر برای ایران متصور شود باز هم ایدئولوژی&amp;zwnj;ای خلق خواهد شد که بتواند اکثر نیروهای سیاسی را به تعبیر آلتوسر &amp;laquo;استیضاح&amp;raquo; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;interpellation&lt;/span&gt;)) کند تا به سرکوب جنبشی مردمی دیگری از جنس کردستان مبادرت کند؟&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/18/6298#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5061">امین سرخابی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">کردستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4502">کودتا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5060">۲۸ مرداد</category>
 <pubDate>Thu, 18 Aug 2011 19:03:39 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6298 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مراسم یادبود شاپور بختیار در پاریس </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6137</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6137&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دکتر رزم آرا :شاپور بختیار یک صدای تنها بود.        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/031.jpg?1313434402&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیست سال گذشت. بیست سال پیش در یک روز گرم تابستان؛ دکتر شاپور بختیار آخرین نخست وزیر دوران پادشاهی ایران &amp;nbsp;با همراه جوانش سروش کتیبه ؛ توسط تیم سه نفره&amp;zwnj;ی فریدون بویراحمدی، محمد آزادی و علی وکیلی&amp;zwnj;راد که وزارت اطلاعات دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی فرستاده بود، در خانه&amp;zwnj;اش در اطراف پاریس ترور شد. پیش&amp;zwnj;تر انیس نقاش قصد ترور او را داشت که ناکام مانده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روز شنبه ۶ اوت یا آگوست برابر با ۱۵ مرداد ۱۳۹۰، بیش از یکصد نفر از نزدیکان، یاران و دوستداران شاپور بختیار و گروهی از ایرانیان جوانی که اخیراً از ایران خارج شده&amp;zwnj;اند، در گورستان مونپارناس در مرکز پاریس در سالگرد بیستمین سال ترور وی گرد آمدند و یاد او را گرامی داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110808_PM_Adibzadeh_Bakhtiyar.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در این مراسم ابتدا دختر شاپور بختیار، فرانس بختیار، از پدرش گفت. فرانس بختیار در گفت&amp;zwnj;وگوی ویژه با زمانه از بیست سال دوران سختی که بر او و افراد خانواده&amp;zwnj;ی بختیار گذشته سخن گفت:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان طور که می&amp;zwnj;توانید حدس بزنید، بیست سال بسیار مشکلی بود. زمانی که من این خبر وحشتناک را شنیدم، در واشنگتن بودم. اصولاً آنجا زندگی می&amp;zwnj;کنم. وقتی شنیدم، برادرم هم پیش من بود... دو روز بعدش رسیدیم پاریس. الان بیست سال می&amp;zwnj;گذرد و انگار همین دیروز بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید چه چیزی از میراث دکتر بختیار باقی مانده در میان افکار مردم، به&amp;zwnj;هرحال کسانی که شما با آن&amp;zwnj;ها برخورد می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امیدوارم همه ادامه دهند خط پدر را. چون ایشان از اول حرف&amp;zwnj;شان یکی بود تا آخر. دوستان خیلی خوبی دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به یکی از قاتلین دکتر بختیار دولت فرانسه اجازه داد که به ایران برگردد. به نظر شما آیا این برخلاف قوانین فرانسه نبود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/065_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایشان قرار بود ۲۰ تا ۲۵ سال زندان باشد که بود. بعد گفتند چون رفتار خوبی کرده آزاد می&amp;zwnj;شود. من اصولاً از تمام این موضوع خیلی ناراحت شدم. مخصوصاً زمانی که یک گروگان داشتند و همان موقع داشتند عوض می&amp;zwnj;کردند. این کار درستی نبود، درست همان موقع. حداقل می&amp;zwnj;گذاشتند زمانی که این قدر واضح نباشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چند نفر از خانواده&amp;zwnj;ی دکتر بختیار باقی مانده&amp;zwnj;اند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من خودم، برادرم پاتریک که در لس&amp;zwnj;آنجلس است. یک برادر ناتنی هم دارم به نام گودرز. متأسفانه خواهرم و گیو برادرم را از دست دادم. خواهرم کمی مریض بود، ولی شوکی که به هر دو وارد شد، باعث شد که هر دو از این دنیا بروند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دکتر رزم&amp;zwnj;آرا جراح قلب در پاریس و یکی از یازده وزیر کابینه&amp;zwnj;ی &amp;nbsp;سی و هفت روزه ی شاپور بختیار بود. او از دوران دوستی و همکاری طولانی&amp;zwnj;اش با دکتر بختیار می&amp;zwnj;گوید:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از اولین روز، حدود سال ۱۳۴۵ـ ۱۳۴۴، من با دکتر بختیار محشور بودم. ولی البته آن زمان، آن یکسال، به&amp;zwnj;هرحال وارد هستید که تا چه حدودی من همراه این مرد بزرگ بودم، تا آخرین دقیقه، و بعدهم در پاریس.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;شما زمانی که آقای شاپور بختیار قبول کرد که نخست وزیر شود در فرانسه بودید و...&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من آمدم پاریس. چون می&amp;zwnj;دانید، همسر من فرانسوی است و بچه&amp;zwnj;هایم اینجا بودند. رفتم ازش خداحافظی کنم. گفت در این موقع که وضع این طور است و قرار است به&amp;zwnj;هرحال تغییراتی شود، احتیاج هست که تو باشی. گفتم من می&amp;zwnj;روم و هر وقت که بفرمایید و تلفن کنید، من فوری میآیم. این بود که من آمدم اینجا و عید نوئل را با فامیلم گذراندم. روز ۲۹ دسامبر به من تلفن کرد که فوری باید بیآیی ایران. این بود که من فوری رفتم ایران. با این که دیگر هواپیمای ارفرانس هم جایی نداشت. رفتم پیش مدیرکل ارفرانس و استثناً یک جا به من دادند. من شب ۳۰ دسامبر رفتم به &amp;nbsp;فرودگاه شارل دوگل و ۳۱ دسامبر رسیدم تهران و از مهرآباد تلفن کردم به دکتر. گفت کجایی؟ گفتم من آمدم. گفت فوری بیا اینجا که رفتم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید دکتر شاپور بختیار یک صدای تنها بود در آن زمان، برای قبول چنین مسئولیتی؟ چون سیلی به&amp;zwnj;راه افتاده بود، این طور نیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولاً تنها بود. ولی باید بگویم که شجاعت و ارزش تاریخی این مرد در همین مطلب است که تنهای تنها با آن خیانتی که دوستان جبهه&amp;zwnj;ی ملی کردند و از پشت به او خنجر زدند، او در آن شرایط قبول مسئولیت کرد. با این که می&amp;zwnj;دانست عملاً امکان زیادی ندارد. همه&amp;zwnj;مان می&amp;zwnj;دانستیم. ولی این کار لازم بود انجام شود. اگر امروز ما می&amp;zwnj;توانیم این ادعا را داشته باشیم که این فاجعه خمینی هیچ گونه اصالتی نداشت، به علت همین قیام بختیار بود در مقابل این سیل خروشان.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید الان این بهار عربی که در آن کشورهای خاورمیانه اتفاق افتاده، می&amp;zwnj;توانست در ایران هم در آن زمان اتفاق افتد و همه چیز زیر و رو نشود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امکان داشت. ولی متأسفانه دو فرق داشت. یکی این که اولاً متأسفانه اکثریت آن مردم فریب&amp;zwnj;خورده و عصیان&amp;zwnj;زده گوش&amp;zwnj;شان به هیچ&amp;nbsp;راهنمایی و راه&amp;zwnj;حلی که آینده&amp;zwnj;ی مملکت را تأمین کند ؛ نبود . بعدهم سیاست خارجی. خودتان می&amp;zwnj;دانید که در رأس آن آمریکا تصمیم گرفته بود که نظام ایران را درهم کوبد. من قبل از این که بروم تهران، بختیار به من گفت برو این پیرمرد را ببین. وقتی رفتم آنجا، دیدم که نه. وضع یک چیز دیگری است. وقتی با این پیرمرد صحبت کردم، بعد آمدم به دکتر بختیار گفتم این آدم آدمی عادی نیست. مطالبی که می&amp;zwnj;گوید، مطالب دیگری&amp;zwnj; است و بعدهم تمام عوامل آمریکایی ازجمله رمزی کلارک مرتب آنجا نشسته بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;150&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/razmara.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا مأموریت داشتید یا خودتان رفتید آیت&amp;zwnj;الله خمینی را ببینید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بختیار به من گفت. وقتی تلفن کرد که بیا، گفت اگر می&amp;zwnj;توانی برو او را ببین که من همان روز ۳۰ دسامبر رفتم نوفلو شاتو. آنجا البته بساطی بود. به&amp;zwnj;هرحال آن آیت&amp;zwnj;الله اشراقی فامیل من را می&amp;zwnj;شناخت، او فوری من را برد. این دستوری بود که بختیار به من داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نکته&amp;zwnj;ی مهمی که در آن ملاقات بین شما رد و بدل شد یا آیت&amp;zwnj;الله خمینی گفت چه بود . شما گفتید که به&amp;zwnj;هرحال اوضاع دیگری&amp;zwnj;ست...&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو سه مطلب مطرح کرد. وقتی من رفتم، گفتم آیت&amp;zwnj;الله می&amp;zwnj;دانید که الان وضع مملکت خیلی مغشوش است، مردم در یک حال انتظاری هستند، مملکت کارش خوابیده، اعتصابات دارد مملکت را فلج می&amp;zwnj;کند و تا زمانی که آیت&amp;zwnj;الله قرار است به ایران تشریف بیآورید، به&amp;zwnj;هرحال باید این مملکت کارش بگردد &amp;nbsp;که برگشت با یک نگاه عجیبی گفت، هیچ نگران نباشید. من دستورات لازم را دادم و ایران جمهوری اسلامی خواهد بود، نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یعنی همان موقع که در پاریس بودید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بله، همان زمان که من باز مطرح کردم که به&amp;zwnj;هرحال آیت&amp;zwnj;الله همه این&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;جای خودش، ولی کار مملکت... گفت من که به شما گفتم. همه چیز را من دستور دادم. من باز گفتم، خب آیت&amp;zwnj;الله تکلیف ارتش چه می&amp;zwnj;شود؟ گفت من به ارتش دستور دادم. نگران آن هم نباش و پا شد. دیگر صحبت&amp;zwnj;مان تمام شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا خاطره&amp;zwnj;ای دارید از آخرین روزی که در هیئت دولت بودید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما در طول این ۳۷ روز پنج هیئت دولت داشتیم. من عملاً هر روز و هر شب دکتر بختیار را می&amp;zwnj;دیدم. آخرین باری که من با دکتر بختیار صحبت کردم، دو مرتبه یکشنبه ۲۲ بهمن بود که منتظر بود ساعت ۱۰ شورای امنیت مملکت تشکیل شود که منجر شد به آن بیانیه&amp;zwnj;ی خیانت&amp;zwnj; فردوست و قره&amp;zwnj;باقی . ساعت ۱۲ که من مجدد تلفن کردم، گفت بله دیگر دولت وجود ندارد. من دیگر دکتر بختیار را ندیدم تا زمانی که من را بازداشت کردند، زندان رفتم و بعد از یکسال و خرده&amp;zwnj;ای در روز ۱۱ دسامبر ۱۹۸۰ من به طور محرمانه همراه با خانمم از مملکت از راه پاکستان آمدیم پاریس. اینجا به دکتر تلفن کردم. گفت کجایی؟ گفتم شارل دوگل هستم. گفتم بیا اینجا و من رفتم. دیگر با او بودم تا آخرین روزی که با او صحبت کردم. ساعت ۳/۵ سه شنبه ۶ اوت بود. درست یکساعت قبل از کشته شدنش.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خانم بهیه جیلانی از فعالان مدنی و سیاسی در پاریس هم از پیامی که در این مراسم خوانده شد می&amp;zwnj;گوید:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;120&quot; height=&quot;99&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/bahie-jailani_1_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بهیه جیلانی&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیام من این بود که امروز ما در یک مقطع تاریخی قرار گرفته&amp;zwnj;ایم که متأسفانه نه راه پیش داریم و نه راه پس و تنها راه ما، شاید تنها آلترناتیو ما همبستگی ملی باشد که ما امروز بتوانیم از تمام انرژی&amp;zwnj;های مثبتی که مخالف جمهوری اسلامی هستند، نیرویی بسازیم در مقابل جمهوری اسلامی. &amp;nbsp;در این همبستگی ما خواهان این هستیم که عاری از هر نوع شعار سیاسی و شعار حزبی باشد و با کوچکترین شعار که همبستگی و جدایی اصول دین از حکومت می&amp;zwnj;باشد، در رابطه با یک منشور ملی بتوانیم یک همبستگی به&amp;zwnj;وجود آوریم تا بلکه این همبستگی راه امید و نجاتی برای ایران باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سیروس آموزگار از یاران نزدیک شاپور بختیار بوده، وزیر اطلاعات در کابینه&amp;zwnj;ی ۳۷ روزه&amp;zwnj;ی او. از او می&amp;zwnj;پرسم:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;180&quot; height=&quot;265&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/amoozgar.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست سال گذشت. حالا چه چیزی از افکار و میراث فکری شاپور بختیار باقی مانده؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همه چیزش، همه&amp;zwnj;ی افکارش. دکتر بختیار یکی از نوادر آدمهاست در تاریخ که بعد از مرگش زنده&amp;zwnj;تر شده. شما فکرش را بکنید تمام آن آدمها، حتی در همین جمعی که الان هست، آدمهایی هستند که در سال ۱۹۸۰ که من اینجا بودم، جزو مخالفین دکتر بختیار بودند. همین&amp;zwnj;ها. آدمهایی هستند که در کافه&amp;zwnj;ها ما باهم بحث می&amp;zwnj;کردیم. ولی الان همه&amp;zwnj;شان اینجا هستند. چرا؟ برای این که افکار این آدم زنده است و بتدریج نفوذ می&amp;zwnj;کند. هیچ آدم درست بزرگی در دنیا نیست که افکار درست و بزرگش باقی نماند و نفوذ نکند. دکتر بختیار هم مثل همه&amp;zwnj;ی آن&amp;zwnj;ها. دکتر بختیار حالا ممکن است که از نظر جسمی معدوم شده باشد، ولی افکارش باقی&amp;zwnj;ست. الان کافی&amp;zwnj;ست شما از آدمهایی که از ایران می&amp;zwnj;آیند بپرسید. ببینید که در ایران چه فکر می&amp;zwnj;کنند درباره&amp;zwnj;اش، چه قدر دوستش دارند. چه قدر همه جا یادش می&amp;zwnj;کنند. من اخیراً از یکی از دوستان که از ایران آمده بودم شنیدم که یک دخترخانم دانشجویی به پدر و مادرش در حضور یکی از آشناهای من پریده بود به شدت که شما چه طور توانستید آدمی مثل بختیار را کنار بگذارید و آدمی مثل خمینی را بچسبید. این&amp;zwnj;ها چیزهایی&amp;zwnj;ست که همه باقی مانده، از تفکرات این آدم، از آزادمنشی این آدم، از فداکاری این آدم. همه چیز، همه چیز... به نظر من دکتر بختیار در تاریخ ماندنی&amp;zwnj;ست. هیچ تردیدی نداشته باشید. افکارش نیز بالاخره پیروز خواهد شد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6137#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3079">ایرج ادیب‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4923">بهیه جیلانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4892">سروش کتیبه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4924">سیروس آموزگار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4887">شاپور بختیار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4922">فرانس بختیار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4926">منوچهر رزم‌آرا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 12 Aug 2011 16:02:07 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6137 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ملاقاتی که در پاریس صورت نگرفت </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6136</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6136&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;238&quot; height=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/bakhtiarintensemics.jpg?1313434706&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این هفته مصادف است با بیستمین سالگرد ترور شاپور بختیار، آخرین نخست&amp;zwnj;وزیر نظام سلطنتی در ایران. سرنوشت بختیار اینک آشکار است. او نتوانست موج انقلاب سال ۱۳۵۷ را تغییر جهت دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نخست&amp;zwnj;وزیری ۳۷ روزه بختیار با موج سهمگین قیام خونین ۲۲ بهمن خاتمه یافت و بختیار مجبور به فرار از ایران شد. بختیار در تبعید سعی کرد تا بخشی از مخالفان نظام تازه را علیه آن متحد کند، ولی ده سال بعد در پاریس ترور شد.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قیام خونین بهمن نه تنها نخست&amp;zwnj;وزیری بختیار را خاتمه داد، بلکه تمامی ساختار ارتش شاه را دچار لرزه کرد که تاثیر آن در حوادث بعد از انقلاب مثل از هم پاشیدن ارتش، توزیع وسیع اسلحه، اعدام وسیع امیران ارتش شاه و حمله عراق به ایران در سال 1359 دیده می&amp;zwnj;شود. بسیاری از بررسی&amp;zwnj;هایی که در این زمینه منتشر شده با این پیش&amp;zwnj;فرض نوشته شده است که سرنوشت نخست&amp;zwnj;وزیری بختیار از ابتدا محتوم بود و او با آگاهی از این سرنوشت محتوم خود را به میان مهلکه انداخت. بدون شک آن چه اتفاق افتاد یکی از بدیل (آلترناتیو)&amp;zwnj;هایی بود که می&amp;zwnj;توانست صورت بگیرد، ولی این بدان معنی نیست که واقعیت صورت گرفته تنها بدیل بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ملاقاتی که در روز ۸ بهمن ۱۳۵۷ بین شاپور بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی صورت نگرفت یکی از گذرگاه&amp;zwnj;های کلیدی تاریخ ایران است. مهندس بازرگان و آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (از طرف شورای انقلاب مقیم تهران) در هفته اول بهمن ۵۷ زمینه یک ملاقات شخصی بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار را فراهم کرده بودند. بر مبنای این توافق اولیه، قرار شده بود که شاپور بختیار در روز هشتم بهمن ۵۷ به پاریس برود و با آیت&amp;zwnj;الله خمینی به&amp;zwnj;طور شخصی ملاقات کند. قرار شده بود این ملاقات بین دو ایرانی، فارغ از عنوان&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;ها صورت بگیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاپور بختیار، به عنوان مقدمه این ملاقات، نامه&amp;zwnj;ای برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی می&amp;zwnj;فرستد که متن کامل آن در روزنامه&amp;zwnj;ها هم منتشر شد. در بخشی از آن نامه بختیار نوشته بود: &amp;laquo;اجازه بفرمائید که هر تغییری در نظام مملکت از راه صحیح و سالم و آرامش بر طبق سنن دموکراتیک مقبول در تمام جهان انجام گیرد. مبادا خدای ناخواسته پس از یک ربع قرن سیطره خودکامگی و درنده خویی مطلق و فساد عام، دوباره گرفتار مصیبتی عمیق&amp;zwnj;تر و بلایی بزرگتر گردیم.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;261&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/khomeini_in_paris.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اطلاعات موجود نشان می&amp;zwnj;دهد که قرار بوده است در ملاقات پاریس زمینه&amp;zwnj;های مورد نیاز برای امکان تغییر در نظام سیاسی ایران از طریق مذاکره و مصالحه (ازجمله از طریق انتخابات یا رفراندم) بررسی شود. بر این مبنا به نظر می&amp;zwnj;رسد هدف آن بوده که گروه شورای انقلاب و بازرگان/ بهشتی از یک طرف و شاپور بختیار از طرف دیگر بتوانند در تهران در مورد روش&amp;zwnj;های اجرایی برای انتقال قدرت از طریق مصالحه مذاکره را ادامه دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سابقه آشنایی بازرگان و بختیار به مبارزه&amp;zwnj;های جبهه ملی در دهه ۱۳۳۰ برمی&amp;zwnj;گردد، ولی بازرگان و بختیار در دو طرف طیف جبهه ملی قرار داشتند. بازرگان وابسته به جناح مذهبی و بختیار در بخش دیگر جبهه ملی فعال بود. این دو جناح جبهه ملی اختلاف&amp;zwnj;های زیاد در ایدئولوژی و عملکرد&amp;zwnj;های سیاسی داشتند، ولی با وجود اختلاف نظر&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان، در مخالفت با جناح&amp;zwnj;های چپ و دموکرات، با هم هم&amp;zwnj;نظر بودند. به نظر می&amp;zwnj;رسد کوشش بازرگان در تشکیل ملاقاتی بین شاپور بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی نیز حول قسمت هم&amp;zwnj;نظری آن دو جناح جبهه ملی در مقابله با جناح چپ و دموکرات ایران صورت گرفت. ابراهیم نبوی و سعید بشیرتاش در مجموعه نوشته &amp;laquo;روزشمار انقلاب&amp;raquo; (منتشر شده در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه&amp;ndash; هفتم بهمن) نوشته&amp;zwnj;اند: &amp;laquo;بختیار مجدداً از طریق مهندس بازرگان از شورای انقلاب خواست که سریعاً به بسته پیشنهادی او پاسخ بدهند و اعلام می&amp;zwnj;کند که اگر با بسته پیشنهادی او موافقت نشود، اوضاع وخیم&amp;zwnj;تر شده و با نفوذی که چپی&amp;zwnj;ها پیدا کرده&amp;zwnj;اند مملکت رو به نابودی می&amp;zwnj;رود.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;برنامه این ملاقات بین بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی بعد از چانه زنی&amp;zwnj;های بسیار در سطح شورای انقلاب (منتخب آیت&amp;zwnj;الله خمینی) و شورای عالی امنیت ملی (دولت بختیار) ریخته شد و انتشار علنی&amp;zwnj;نامه بختیار به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در روزنامه هم به دنبال همین توافق قبلی صورت گرفت. برنامه این ملاقات بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار، با وجود سعی بسیار در زمینه&amp;zwnj;سازی و برنامه&amp;zwnj;ریزی آن در ایران، در پاریس متوقف و سپس در آخرین لحظه لغو شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به دنبال لغو این ملاقات در روز نهم بهمن سال ۱۳۵۷ ناظران سیاسی و خبرنگاران خارجی شرایط ایران را در مرحله قبل از یک جنگ داخلی ارزیابی کردند. ترجمه ارزیابی&amp;zwnj;های خبرنگاران خارجی در روزنامه کیهان روز&amp;zwnj;های بعد از ۱۰ بهمن ۱۳۵۸ منتشر شده است. پیش&amp;zwnj;بینی وقوع جنگ داخلی در کمتر از دو هفته و در فاصله روز&amp;zwnj;های ۲۰ تا ۲۲ بهمن با کودتای ناموفق لشکر گارد و قیام خونین بعد از آن صورت گرفت. به این ترتیب یک امکان مهم برای بررسی تغییر در نظام سیاسی ایران با مسالمت و از طریق انتخابات از بین رفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع لغو دیدار بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار در پاریس در نوشته&amp;zwnj;های متعددی مورد اشاره قرار گرفته است؛ ولی کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo;، نوشته محمد جعفری، آن را به صورت مشروح در چند صفجه بیان داشته است. محمد جعفری برای مدتی سردبیر و مسئول روزنامه &amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; بود که ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر صاحب امتیاز آن بود. رابطه دوستانه بین جعفری و بنی&amp;zwnj;صدر به بیشتر از یک دهه قبل از انقلاب می&amp;zwnj;رسد و هنوز ادامه یافته است. در ضمن آقای بنی&amp;zwnj;صدر کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo; را قبل از چاپ مطالعه کرده و خود بر آن مقدمه&amp;zwnj;ای نوشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد جعفری، در کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo;، در چند صفحه (از صفحه ۲۳۰ به بعد)، شرح می&amp;zwnj;دهد که چگونه عملکرد خاص بنی&amp;zwnj;صدر، در رقابت با یزدی (؟)، عضو دیگر گروه سه نفره که به خط سیاسی بازرگان نزدیک بود، زمینه&amp;zwnj;ای شد که ملاقات برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار در پاریس به هم بخورد و در نهایت برنامه این ملاقات مهم در پاریس لغو شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد جعفری دقیق&amp;zwnj;ترین روایت را از عملکردهای پشت پرده&amp;zwnj;ای که ملاقات بین شاپور بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی را به هم زد ارائه می&amp;zwnj;دهد. جعفری نقل می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;آقای بنی&amp;zwnj;صدر به فردوسی&amp;zwnj;پور گفت: در صورت پذیرفتن بختیار قبل از استعفا، آقا رفتنی است و بختیار ماندنی.&amp;raquo;... &amp;laquo;این حرکت که راه افتاده است دیگر برنمی&amp;zwnj;گردد و آقا از آن ترسی نداشته باشند. طوفان در راه است و می&amp;zwnj;رود تا به نتیجه برسد.&amp;raquo;... &amp;laquo;به آقا بفرمائید: آقا مرجع تقلید است و هر لحظه نمی&amp;zwnj;تواند نظرش را عوض کند. آخر این مردم نمی&amp;zwnj;گویند که این چه مرجع تقلیدی است که هر لحظه نظرش عوض می&amp;zwnj;شود. آقا که بازیگر سیاسی نیست. مرجع تقلید است.&amp;raquo; به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که چگونه با عملکرد خاص بنی&amp;zwnj;صدر (به شرح بالا) ملاقاتی، که قرار بود در پاریس زمینه مذاکرات برای انتقال مسالمت&amp;zwnj;آمیز در ساختار سیاسی در تهران را به وجود بیاورد، در عمل صورت نگرفت. موضوع نقش ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در ملاقاتی که صورت نگرفت در نوشته دیگری با عنوان &amp;laquo;بررسی عملکرد شورای انقلاب&amp;raquo; بررسی شده است. (برای دسترسی به آن نوشته &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot;&gt;این جا&lt;/a&gt; را کلیک کنید.)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;توفان در پی ملاقات انجام نشده &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/masses.jpg&quot; /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توفانی که یکی از دلایل خیزش آن روز هشتم بهمن ۵۷ پاریس فراهم آمده بود، دو هفته بعد، در ۲۲ بهمن ۵۷، به مقصد خود در تهران رسید. آن طوفان که زمینه&amp;zwnj;های متعدد اجرایی آن، برخی از سال&amp;zwnj;ها قبل، مرحله به مرحله فراهم شد بود، در نیمه شب قبل از ۲۲ بهمن ۵۷ با کودتای واحدهای زرهی لشکر گارد آغاز شد. ولی این ستون زرهی با درگیری شدید و خونین در امتداد خیابان تهران نو و زیر گذر میدان فوزیه روبه&amp;zwnj;رو شد. قبل از ظهر روز ۲۲ بهمن طوفان در ادامه گسترش خود سراسر شهر تهران را فرا گرفت. تمامی واحدهای نظامی مستقر در شهر تهران در طول روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ طی یک قیام خونین خلع سلاح شدند. در روز ۲۲ بهمن تعداد زیادی کشته و زخمی شدند. به این ترتیب تغییر در نظام سیاسی ایران نه از طریق انتخابات یا رفراندم، بلکه از طریق یک قیام خونین صورت گرفت. خلع سلاح ارتش در روز ۲۲ بهمن و تبعات آن سبب از هم پاشیدگی ارتش شد که این موضوع خود یکی از عامل&amp;zwnj;هایی شد که زمینه حمله عراق به ایران در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ را فراهم آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نتایج لغو ملاقات پاریس&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ساده&amp;zwnj;انگاری است اگر فکر کنیم آن ملاقات بین شاپور بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس می&amp;zwnj;توانست تمامی مشکلات سیاسی ایران را حل کند. در صورت موفقیت این ملاقات (به صورتی که دو طرف قبول می&amp;zwnj;کردند که تغییر نظامی سیاسی ایران از طریق یک انتخابات یا رفراندم آزاد صورت بگیرد)، احتمال داشت که دیگر نه شورشی در پادگان دوشان تپه اتفاق بیفتد، نه لشکر گارد اقدام به کودتا کند و نه آن کودتا زمینه عملی قیام ۲۲ بهمن را فراهم آورد. این حوادث در عمل اتفاق افتاده است، ولی از نظر تاریخی بدان&amp;zwnj;معنی نیست که وقوع آن&amp;zwnj;ها محتوم بود. در آن صورت سرنوشت بختیار بسیار متفاوت از آن می&amp;zwnj;شد. در آن صورت در یک انتخابات آزاد و احتمالاً با نظارت بین&amp;zwnj;المللی، آلترناتیوهایی متعددی قابل مقایسه می&amp;zwnj;شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/kayhan-19_bahman_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لغو ملاقات در پاریس، پس از آن که بختیار پیش&amp;zwnj;قدم شده بود و نامه خود برای تقاضای ملاقات با آیت&amp;zwnj;الله خمینی را هم منتشر کرده بود، سبب بی&amp;zwnj;اعتمادی شدید بین بختیار و بازرگان شد که این دو نفر از سال&amp;zwnj;های نهضت ملی با هم آشنا بودند. ملاقات لغو شده در پاریس در نهایت به وقفه در مذاکرات مقدماتی دوجانبه بین بختیار و بازرگان/ بهشتی در تهران منجر شد. این وقفه در مذاکرات مقدماتی در تهران بین بختیار و بازرگان/ بهشتی عامل تاخیر در مذاکرات سه&amp;zwnj;جانبه&amp;zwnj;ای شد که قرار بود در تهران بین سه طرف اصلی درگیر در ساختار سیاسی آن زمان یعنی بازرگان/ بهشتی (نمایندگان جناح آیت&amp;zwnj;الله خمینی در ایران)، بختیار (نخست&amp;zwnj;وزیر شاه) و قره&amp;zwnj;باغی/ مقدم/ فردوست (؟) (نمایندگان ارتش شاه) صورت گیرد. سرنوشت نهایی این مذاکرات سه جانبه برای بررسی نحوه انتقال ارتش و دولت شاه به حکومت موقت بازرگان در بخش نهم این مجموعه با عنوان &amp;laquo;دیدار دیرهنگام&amp;raquo; بررسی شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کیهان روز ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ در بالای صحفه اول خبر مذاکرات سه&amp;zwnj;جانبه بین بازرگان، بختیار و ارتش در آینده نزدیک را چاپ کرد. مذاکره&amp;zwnj;ای که قرار بود در هفته بعد از ۱۹ بهمن صورت گیرد، ولی هیچ&amp;zwnj;گاه انجام نشد. در زیر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خبر از قول بختیار نوشت که &amp;laquo;نتیجه رفراندم مخالفان را می&amp;zwnj;پذیرم.&amp;raquo; بختیار حتی در روز ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۷ هنوز به دنبال آن بود که تغییر در ساختار سیاسی را از طریق رفراندم صورت دهد.&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاخیر در انجام این مذاکرات سه&amp;zwnj;جانیه یکی از عواملی بود که زمینه&amp;zwnj;های عملی برای شروع کودتای لشکر گارد در نیمه&amp;zwnj;شب قبل از ۲۲ بهمن و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت قیام خونین در طول روز ۲۲ بهمن ۵۷ را فراهم آوردند. این روند در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به درگیری مسلحانه در سطح شهر تهران و به از هم پاشیدن واحدهای نظامی مستقر در تهران و توزیع وسیع اسلحه انجامید. نقش از هم پاشیدن ارتش و توزیع وسیع اسلحه (در روز ۲۲ بهمن) در تمامی گذرگاه&amp;zwnj;های کلیدی دوران&amp;zwnj;های بعدی، ازجمله حمله عراق به ایران در بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ به خوبی دیده می&amp;zwnj;شود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6136#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4920">«پاریس و تحول انقلاب»</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4020">آیت‌الله بهشتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4022">ابوالحسن بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4921">انقلاب اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4887">شاپور بختیار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4477">شورای انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4246">محمد جعفری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2889">مهدی بازرگان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 12 Aug 2011 15:02:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6136 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>شاپور بختیار، از تولد تا  ترور</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/11/6113</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/11/6113&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سعید بیانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;248&quot; height=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shapour-bakhtiar_0.jpg?1313272334&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;در زمانی كه تب و تاب انقلاب و انقلابی&amp;zwnj;گری سراسر ایران را فراگرفته بود و در زمانی كه هیچكدام از سیاستمداران و مردم عادی امیدی به ماندن حكومت سلطنتی نداشتند، شاپور بختیار، وارد عرصه پرالتهاب سیاست آن&amp;zwnj;روزهای ایران شد و با پذیرش پست نخست&amp;zwnj;وزیری حكومت بحران&amp;zwnj;زده پادشاهی، تمام تلاش خود را برای اقدامات اصلاحی در پیش گرفت؛ اقداماتی كه اصولاً احیای دوباره قانون اساسی مشروطه بود، اما فضای ملتهب و انقلابی ایران این شانس را برای آخرین نخست&amp;zwnj;وزیر باقی نگذاشت تا آتش شعله&amp;zwnj;ور انقلاب در ایران را فرونشاند و اصلاحات را در پیش بگیرد، اما به&amp;zwnj;راستی شاهپور بختیار كه بود و برای ایران انقلاب&amp;zwnj;زده  چه می&amp;zwnj;خواست؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;كودكی و نوجوانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاپور بختیار در سال  ۱۲۹۳ هجری شمسی در جنوب غربی ایران، در شهر كرد و در طایفه ایل بختیاری به&amp;zwnj;دنیا آمد. بختیاری&amp;zwnj;ها در گذر تاریخ همواره در رده&amp;zwnj;های سیاسی، سپاهی و بازرگانی دستی داشته&amp;zwnj;اند؛ به&amp;zwnj;ویژه جایگاه این طایفه به عنوان سپاهیان صفویه و تشکیل زندیه تا انقلاب مشروطه چشمگیر است. ایل بختیاری در جریان انقلاب مشروطه نقش مهمی را در به نتیجه رساندن انقلاب ایفا كرد. زمانی كه شاپور بختیار هفت ساله بود مادر خود را (به نام نازبیگم)  از دست داد. پدر شاپور بختیاربه نام محمدرضا معروف به سردار فاتح  بود.  شاپور بختیار در خاطرات خود   كینه و غضب رضاشاه از خاندان او به جهت مخالفت با عملكرد انگلیسی&amp;zwnj;ها در ایران را دلیل نابودی سران طایفه ایل بختیاری می&amp;zwnj;داند. رضاشاه در سال 1313 هجری شمسی پدر او همراه با چندنفر دیگر را اعدام می&amp;zwnj;کند. پدربزرگ مادری بختیار، نجف&amp;zwnj;قلی صمصام&amp;zwnj;السلطنه، رئیس&amp;zwnj;الوزرای ایران در دورهٔ قاجار و از سران ایل بختیاری و دو دوره در ۱۹۱۲ و ۱۹۱۸ به نخست&amp;zwnj;وزیری رسیده بود. صمصام&amp;zwnj;السلطنه در جنبش مشروطه به مخالفان محمدعلی&amp;zwnj;شاه پیوست و با برادر خود علیقلی&amp;zwnj;خان سردار اسعد همراه شد. پدر شاهپور بختیار و بسیاری از خوانین ایل بختیاری از نوادگان شخصی به نام حیدرخان هستند که اصالتاً از ایل پاپی ساکن در بخش&amp;zwnj;های گرمسیری خوزستان و سردسیری لرستان هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاپوربختیار تحصیلات ابتدای را در اصفهان و سپس در بیروت پایتخت لبنان به پایان رساند. او مدرک دیپلم دبیرستان خود را در بیروت و از مدرسه&amp;zwnj; فرانسوی بیروت دریافت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فعالیت سیاسی بختیار&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;گونه كه در زندگینامه بختیار و به قلم خود او آمده، هنگامی كه برای ثبت&amp;zwnj;نام در مدرسه لوئی لوكران بوده، جنگ داخلی اسپانیا، سرآغازی برای زندگی سیاسی او می&amp;zwnj;شود. بختیار بسیار تحت تاثیر كودتای فرانكو علیه حكومت قانونی جمهوری&amp;zwnj;خواهان قرار می&amp;zwnj;گیرد و به همراه چندتن از همفكران خود در تظاهرات حمایتی از جمهوری&amp;zwnj;خواهان كه منجر به زد و خورد می&amp;zwnj;شود شركت می&amp;zwnj;كند. آغاز جنگ جهانی دوم نیز باعث شكوفایی سیاسی او می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/medium_003_3_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بختیار در سال 1936 به فرانسه رفت.  پس از اشغال فرانسه در جنگ جهانی دوم وارد نهضت مقاومت ملی فرانسه شد و به عنوان یکی از سربازان فرانسه (ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه) در گُردان اورلئان شرکت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بختیار در سال 1936 به فرانسه رفت. پس از اشغال فرانسه در جنگ جهانی دوم وارد نهضت مقاومت ملی فرانسه شد و به عنوان یکی از سربازان فرانسه (ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه) در گُردان اورلئان شرکت کرد.&amp;nbsp;وی در سال 1939 دكترای خود را در زمینه علوم سیاسی از دانشگاه سوربن دریافت كرد و در عین حال موفق به كسب دو مدرك لیسانس دیگر در زمینه&amp;zwnj;های حقوق و فلسفه نیز شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بختیار در سال 1346 بعد از پایان اشغال فرانسه توسط ارتش آلمان به ایران بازگشت. در آن زمان ایران هنوز تحت اشغال نیروهای خارجی و متفقین بود. بختیار در سال 1951 توسط وزیر وقت كار به عنوان مدیر اداره كار اصفهان برگزیده شد و حتی تا پست معاونت بالا رفت. بعدها به اداره كار در استان خوزستان گمارده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با آغاز جنبش ملی شدن صنعت نفت، شاپور بختیار با تمام توان به حمایت و پشتیبانی از محمد مصدق برمی&amp;zwnj;خیزد. پس از كودتای 28 مرداد بختیار گوشه&amp;zwnj;نشینی اختیار می&amp;zwnj;كند و با آن&amp;zwnj;كه روابط خویشاوندی با همسر اول محمدرضا پهلوی، ثریا اسفندیاری بختیاری داشت، از پذیرفتن هرگونه مسئولیتی در حكومت چشم&amp;zwnj;پوشی می كند و به&amp;zwnj;طور مخفیانه علم مخالفت و مبارزه با حكومت پهلوی را برمی&amp;zwnj;دارد. در این مدت با آیت&amp;zwnj;الله موسوی زنجانی و مهدی بازرگان آشنا می&amp;zwnj;شود و در حزب ایران با آن&amp;zwnj;ها همكاری می&amp;zwnj;كند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در اواخر سال 1332 از طرف حكومت چندماه زندانی  و به زادگاه خودش تبعید می&amp;zwnj;شود. در سال 1333 به تهران بازمی&amp;zwnj;گردد و بار دیگر به زندان می&amp;zwnj;افتد و در دادگاه به سه سال زندان محكوم می&amp;zwnj;شود. پس از گذراندن سه&amp;zwnj;سال زندان به اجبار تهران را ترك می&amp;zwnj;كند. در سال 1338 و 39 به همراه دوستانش برای سرو سامان دادن به جبهه ملی فعالیت خود را از سر می&amp;zwnj;گیرد و تا سال 1345 سه بار دیگر زندانی می&amp;zwnj;شود. در سال 1342 به دنبال مخالفت آیت&amp;zwnj;الله خمینی با دو اصل برابری حقوق زن و مرد و تقسیم اراضی كه دربار اعلام كرده بود به مخالفت با او می&amp;zwnj;پردازد. بختیار به گفته خود برای سر و سامان دادن به زندگی آشفته خود مجبور به كار در شركت&amp;zwnj;های خصوصی می&amp;zwnj;شود و حقوقی برای گذران زندگی می&amp;zwnj;گیرد. بختیار كه اوضاع كشور را بحرانی می&amp;zwnj;بیند به همراه دوتن از دوستانش كریم سنجابی و داریوش فروهر نامه ای انتقادی به شاه می&amp;zwnj;نویسند و از او می&amp;zwnj;خواهند كه حكومت را بر اساس قانون اساسی اداره كند و تنها به سلطنت بیندیشد نه به حكومت. شاه اما این نامه را جدی نمی&amp;zwnj;گیرد و رسانه&amp;zwnj;های حكومتی برچسب مزدور خارجی، منفی&amp;zwnj;باف و مرتجع به او و یارانش می&amp;zwnj;زنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در اواخر سال 1356 و اوجگیری انقلاب ایران، شاه دستور آزادی بختیار از زندان را صادر می&amp;zwnj;کند و از وی در دیداری خصوصی در كاخ نیاوران تهران می&amp;zwnj;خواهد که مقام نخست&amp;zwnj;وزیری ایران را قبول کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بختیار در کتاب خاطرات خود به دیدارش با شاه اشاره می&amp;zwnj;كند و می&amp;zwnj;گوید که در دیدار دی&amp;zwnj;ماه، وی &amp;laquo;حقیقتاً&amp;raquo; نگران بود و از من پرسید: &amp;laquo;وقت تنگ است. به من بگویید آیا حاضرید دولتی تشکیل دهید.&amp;raquo; بختیار از شاه  فرصتی ده روزه  برای فکر کردن می خواهد ولی شاه  در پاسخ می گوید که این مدت زیاد است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نخست&amp;zwnj;وزیر دوران بحران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/bakhtiar_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بختیار با شاه توافق کرد که برای کابینه&amp;zwnj;اش از مجلس سنا رای بگیرد و در عوض شاه شروط او را بپذیرد. شروط بختیار عبارت بود از این&amp;zwnj;كه: شاه از کشور خارج شود،؛ ساواك  منحل شود؛ زندانیان سیاسی آزاد شوند؛ شرایط آزادی مطبوعات فراهم شود؛ و مصادره اموال بنیاد پهلوی  به سود دولت  انجام شود. سرانجام بختیار برای &amp;laquo;آرام کردن اوضاع&amp;raquo; و جلوگیری از اوجگیری انقلاب مقام نخست&amp;zwnj;وزیری را قبول کرد و خود را &amp;laquo;مرغ طوفان&amp;raquo; نامید. بختیار علی&amp;zwnj;رغم مخالفت جبهه ملی  این پست را قبول و به همین علت از جبهه ملی کناره&amp;zwnj;گیری کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نهایت در اوج انقلاب، بختیار به همراه وزرای دولتش از مجلس سنا رای اعتماد گرفت. او در سخنرانی خود در مجلس شورای ملی به اجرای كامل قانون اساسی منبعث از انقلاب مشروطه متعهد شد. در كوران انقلاب ضد سلطنتی، در حالی&amp;zwnj;كه همرزمان سابق خود را در میان انقلابیون می&amp;zwnj;دید به دفاع از قانون اساسی مشروطه برخاست. درواقع، دکتر بختیار مشروعیت حکومت موقت خود را ناشی از اجرای موبه&amp;zwnj;موی قانون اساسی می&amp;zwnj;دانست که خود حاصل اعمال حاکمیت ملی در انقلاب مشروطه بود، و نه از فرمان شاه. چون قانون اساسی را خود نشان اراده ملت می&amp;zwnj;دید، تمکین در مقابل این اراده، یعنی اجرای قانون اساسی، منشاء مشروعیت سیاسی حکومت شاپور بختیار بود. بختیار بر این اعتقاد بود که تا انتخابات آزاد صورت نگیرد، اراده ملی تحقق  نخواهد یافت. از نظر او، تنها در چارچوب انتخابات آزاد است که خواست ملت مشخص خواهد شد . در نظر دکتر بختیار تظاهرات خیابانی و ابراز نارضایتی مردم نمی&amp;zwnj;توانست معیار مشخصی برای سنجش خواست آن&amp;zwnj;ها باشد و به تنهایی جایگزین انتخابات آزاد شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;232&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/etelaat_81bahman-ae824.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تنها مدت كوتاه 37 روز فرصت برای آخرین نخست&amp;zwnj;وزیر بود تا اهداف خود،  یعنی اجرای قانون اساسی را اجرا كند، اما انقلاب ایران و آنچه كه او &amp;laquo;جنون دسته&amp;zwnj;جمعی&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواند این شانس را برای مردی كه تمام شهرت سیاسی خود را در عرصه سیاست بحران&amp;zwnj;زده ایران به قمار گذارده بود فرصت اندكی بود. آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرمان به نامشروع بودن دولت او داد و فریاد &amp;laquo;بختیار نوكر بی&amp;zwnj;اختیار&amp;raquo; در خیابان&amp;zwnj;های تهران طنین&amp;zwnj;انداز شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انقلابیون یكی بعد از دیگری مراكز دولتی را به تسخیر خود درآوردند و دست آخر به دفتر محل كار او یعنی نخست&amp;zwnj;وزیری رسیدند. ساعتی قبل بختیار با هلیكوپتر به محل مخفی خود كه مدت شش&amp;zwnj;ماه در آنجا بود رفت. هر روز در روزنامه&amp;zwnj;های كیهان و اطلاعات خبری مبنی بر دستگیری و خودكشی او به چاپ می&amp;zwnj;رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سرانجام اما دكتر بختیار زندگی مخفی را تاب نیاورد و در سال 1358 با پاسپورت جعلی با هویتی شخصی خارجی و از طرق فرودگاه مهرآباد خاك ایران را به مقصد پاریس ترك كرد. وی در سال ۱۳۵۸ پس از ورود به فرانسه نهضت مقاومت ملی ایران را بنیانگذاری کرد و هدف خود را براندازی حكومت جمهوری اسلامی اعلام كرد. سران جمهوری اسلامی در آن زمان كودتای نافرجام نوژه را كه با شركت زیادی از افسران ارتش ناكام ماند، از طرح&amp;zwnj;های او میدانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ترور و ترور&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بختیار در سال 1359 یك&amp;zwnj;سال پس از خروجش از كشور مورد سوءقصد نافرجام فردی لبنانی&amp;zwnj;تبار به&amp;zwnj;نام انیس نقاش قرار می&amp;zwnj;گیرد. این ترور به گفته انیس نقاش به&amp;zwnj;دلیل سخنان صادق خلخالی ناكام ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته وی، اظهارات صادق خلخالی، حاکم شرع دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب که اعلام کرده بود &amp;laquo;برای اجرای حکم اعدام شاپور بختیار، کماندو به پاریس فرستاده&amp;zwnj;ام&amp;raquo;، نقشه نقاش را نقش بر آب می&amp;zwnj;كند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقاش که برای ترور بختیار دوهفته کار شناسایی و برنامه&amp;zwnj;ریزی در پاریس انجام داده بود و حتی با آخرین نخست&amp;zwnj;وزیر شاه نیز مصاحبه کرده بود، می&amp;zwnj;گوید به دنبال انتشار سخنان خلخالی، &amp;laquo;شاپور بختیار نه جواب تلفن می&amp;zwnj;&amp;zwnj;داد و نه وقت ملاقات؛ محافظین او نیز افزایش پیدا کردند. به این ترتیب وقت ملاقاتی که با او گذاشته بودم و قرار بود همانجا کار را تمام کنم منتفی شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال انیس نقاش بر خود &amp;laquo;واجب&amp;raquo; می&amp;zwnj;داند که &amp;laquo;هرکاری&amp;raquo; از دستش برمی&amp;zwnj;آید انجام دهد و شاپور بختیار را به قتل برساند. به همین منظور، یک اسلحه هفت میلی&amp;zwnj;متری با صدا خفه کن تهیه می&amp;zwnj;کند و به محل زندگی بختیار می&amp;zwnj;رود: &amp;laquo;اما این&amp;zwnj;ها شک کردند و در ساختمان را به رویم باز نکردند. من هم بلافاصله تصمیم گرفتم با گلوله قفل در را بشکنم و بروم داخل. اما چون در دفتر بختیار ضد گلوله بود، هیچ&amp;zwnj;کاری نتوانستم بکنم. یکی از دو گلوله&amp;zwnj;ای که به من خورد، متعلق به سلاح خودم بود که به در شلیک کردم و کمانه کرد و برگشت سمت خودم. بعد هم که با پلیس فرانسه درگیر شدم و یک گلوله دیگر هم خوردم و دستگیر شدم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این عملیات ترور انیس نقاش بر اثر گلوله اسلحه خود زخمی و توسط پلیس فرانسه بازداشت می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;
نقاش در سال ۱۳۵۹ خورشیدی (۱۹۸۰میلادی) در دادگاهی در پاریس به زندان ابد محکوم شد، اما کمتر از یک دهه بعد در پی صدور حکم عفو از طرف فرانسوا میتران، رئیس جمهوری وقت فرانسه از زندان آزاد شد و به ایران بازگشت. بسیاری آزادی انیس نقاش از زندان را معامله&amp;zwnj;ای پشت پرده دولت ایران با فرانسه می&amp;zwnj;دانند و به نقش ایران در آزادسازی گروگان&amp;zwnj;های فرانسوی در لبنان، بی&amp;zwnj;ارتباط  نمی&amp;zwnj;دانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انیس نقاش در حال حاضر در ایران به تجارت مشغول است و به عنوان &amp;laquo;رئیس مرکز پژوهشی امان&amp;raquo; فعالیت&amp;zwnj;های خود را دنبال می&amp;zwnj;كند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در جریان ترور بعدی در 15 مردادماه سال 1370 شاپور بختیار به&amp;zwnj;همراه منشی شخصی خود سروش كتیبه، جان خود را از دست می&amp;zwnj;دهند. در این سوءقصد، جوخه ترور اعزامی جمهوری اسلامی، به نام&amp;zwnj;های علی وکیلی راد، فریدون بویراحمدی و محمد آزادی بودند که با استفاده از چاقوی آشپزخانه منزل بختیار، گلوی وی را بریدند. سروش کتیبه را نیز با چند ضربه چاقو به قتل رساندند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;125&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/kouchner_1547393c_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از 18 سال علی وكیلی&amp;zwnj;راد با معامله&amp;zwnj;ای بر سر آزادی کلوتیلد رایس ( تبعه دستگیر شده در جریان تظاهرات انتخابات سال 1388) بین جمهوری اسلامی و فرانسه، از زندان آزاد و به ایران بازمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فریدون بویراحمدی و محمد آزادی از این معركه می&amp;zwnj;گریزند، اما علی وكیلی&amp;zwnj;راد در خاك سویس دستگیر و به فرانسه منتقل و به حبس ابد محكوم می شود. بعد از 18 سال علی وكیلی&amp;zwnj;راد با معامله&amp;zwnj;ای بر سر آزادی کلوتیلد رایس ( تبعه دستگیر شده در جریان تظاهرات  انتخابات سال 1388) بین جمهوری اسلامی و فرانسه، از زندان آزاد و به ایران بازمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاپور بختیار، همواره در سخنان و مصاحبه&amp;zwnj;هایش بر اصل جدایی حوزه دین از حكومت و لزوم برگزاری انتخابات آزاد  تاكید و باور داشت و تا آخرین لحظات زندگی خود در این راه تلاش كرد. وی بعد از پذیرش پست نخست&amp;zwnj;وزیری از جانب شاه،  توسط دوستان و همرزمانش در جبهه ملی مورد انتقاد قرار گرفت و به سازش با شاه محكوم شد. در زمانی كه اغلب سیاستمداران با نام و بی&amp;zwnj;نام، گوی رقابت را برای رسیدن به خیمه آیت&amp;zwnj;الله خمینی درنوفل&amp;zwnj;لوشاتو از یكدیگر می&amp;zwnj;ربودند، بختیار در مقام نخست&amp;zwnj;وزیری به آیت&amp;zwnj;الله خمینی پیشنهاد كرد كه اگر می&amp;zwnj;خواهد در جهت پیشبرد دین اسلام خدمت كند سیاست را كنار بگذارد و همانند پاپ در واتیكان، او نیز در قم به آموزش مسائل دینی بپردازد. بختیار هشدار مبنی بر استقرار &amp;laquo;دیكتاتوری نعلین&amp;raquo;  یعنی حكومت دینی را بلند كرد؛ هشداری كه گوش شنوایی برای آن نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخشی از ترجمه رساله شاپور بختیار، در سال 1945 كه برای اخذ مدرك دكترا از دانشگاه سوربن پاریس نوشته شده بدین قرار است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;در این گمان بوده&amp;zwnj;ایم که عصر ما با این همه غنایی که در زمینه اصول نظری دارد، به روابط میان قدرت و دین اعتبار دوباره بخشیده است. ناگریز بوده&amp;zwnj;ایم به این مسئله کهن، که به عقیده ما علوم حقوقی و قضایی اطلاعات گرانبهای بسیاری از آن می&amp;zwnj;گیرند، دوباره بیندیشم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از قرن&amp;zwnj;ها جدایی و تضاد میان قدرت و دین، نوعی بازگشت به وحدت این دو در نظر گرفته بودند و گونه&amp;zwnj;ای وابستگی قدرت روحانی به قدرت دنیوی را طرح&amp;zwnj;ریزی کرده بودند. این را در تحول مسلک&amp;zwnj;های توتالیتر می&amp;zwnj;توان دید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/11/6113#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4891">انیس نقاش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4889">داریوش فروهر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4892">سروش کتیبه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3234">سعید بیانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4887">شاپور بختیار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4890">صادق خلخالی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4893">علی وكیلی‌راد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4888">كریم سنجابی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4894">کلوتیلد رایس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 11 Aug 2011 14:44:09 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6113 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>شورای انقلاب- بهمن ۵۷ تا تیر ۵۹        </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/05/5984</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/05/5984&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش بیستم از سه روز تاریخ‌ساز                     &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;342&quot; height=&quot;196&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/b-b-h-small.jpg?1313935960&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;عملکرد شورای انقلاب، همچون رشته&amp;zwnj;ای، تمامی رخدادهای تاریخ اخیر ایران از پاییز ۵۷ تا تابستان ۵۹ را به هم وصل کرد. بررسی عملکرد درون شورای انقلاب به صورت مستقل روندهای تازه&amp;zwnj;ای را در ارتباط با بخش&amp;zwnj;های قبل روشن می&amp;zwnj;کند. درگیری&amp;zwnj;های جناحی از پاییز ۵۷ تا تابستان ۵۹ در داخل حلقه قدرت شورای انقلاب صورت گرفته است. دوئل در رده دوم ساختار قدرت بین بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر نیز در داخل حلقه قدرت شورای انقلاب صورت گرفت. بخش شورای انقلاب به دلیل طولانی بودن آن در دو قسمت عرضه می&amp;zwnj;شود. قسمت اول (نوشته قبلی) شامل دوره آبان ۵۷ تا نیمه بهمن ۵۷ شد و قسمت دوم (نوشته حاضر) شامل دوره نیمه بهمن ۵۷ تا آخر تیر ۵۹ است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;حکم نخست&amp;zwnj;وزیری دولت موقت به بازرگان- ۱۶ بهمن ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی در روز ۱۶ بهمن سال ۱۳۵۷، سه هفته بعد از صدور فرمان تشکیل رسمی شورای انقلاب، مهندس بازرگان را به نخست&amp;zwnj;وزیری موقت منصوب کرد. در حکم نخست&amp;zwnj;وزیری دولت موقت (در بهمن ۵۷) هم آیت&amp;zwnj;الله خمینی به صراحت نوشت: &amp;laquo;بنا بر پیشنهاد شورای انقلاب و برحسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران ... جنابعالی را ... مامور تشکیل دولت موقت می&amp;zwnj;نمایم.&amp;raquo; به خوبی دیده می&amp;zwnj;شود که از نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی مجوز و حقانیت او برای انتصاب بازرگان به نخست&amp;zwnj;وزیری هم دو بعد داشت: اول بعد حق شرعی و دوم بعد حق قانونی/ سیاسی. آشکارا حق شرعی مقدم بر حق قانونی/ سیاسی ذکر شد. در مقایسه با حکم تشکیل شورای انقلاب به اضافه شدن لغت &amp;laquo;حق قانونی&amp;raquo; در بیانیه دوم دقت کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;250&quot; height=&quot;330&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/dolat-movaghat-hokm.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به طوری که دیده می&amp;zwnj;شود متن حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان و متن حکم تشکیل شورای انقلاب مشابه و از نظر تاکید بر حق شرعی یکسان هستند و تفاوت این دو حکم وجود عبارت &amp;laquo;حق قانونی&amp;raquo; در حکم دوم است که در حکم اول وجود ندارد. به این ترتیب حکم شورای انقلاب فقط بر مبنای حق شرعی است. در حالی که حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان بر مبنای ترکیبی از حق شرعی و حق قانونی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقش شورای انقلاب در بالای این حکم/ فرمان قرار گرفته است. عملکرد کلیدی شورای انقلاب در روند سیاسی ایران از این زمان آشکار است. اعضای شورای انقلاب ابتدا در مورد مهندس بازرگان بررسی و او را پیشنهاد کردند؛ ولی در نهایت آیت&amp;zwnj;الله خمینی او را به تشکیل دولت موقت مامور کرد. این روند عملکردهای بعدی در ساختار حکومتی جدید را مشخص کرد. در این رویه شورای انقلاب گروه برگزیده کارگزارن آیت&amp;zwnj;الله خمینی را تشکیل می&amp;zwnj;داد، ولی این رویه به آیت&amp;zwnj;الله خمینی اجازه می&amp;zwnj;داد که در سطحی متفاوت از بقیه ساختار سیاسی ایران عمل کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساختار سیاسی ایران از همان زمان در عمل در دو رده قرار گرفت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در راس ساختار قدرت قرار گرفت و اعضای شورای انقلاب حلقه قدرت را تشکیل داد که در رده دوم و با فاصله زیاد از راس ساختار قدرت قرار گرفتند. همین ادامه و تکوین یافت و همواره اعضای شورای انقلاب در رده دوم قدرت به عنوان کارگزاران آیت&amp;zwnj;الله خمینی عمل می&amp;zwnj;کردند. به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود ادعاهای بعدی برخی اعضای شورای انقلاب که عملکردهای خود را با رده عملیاتی آیت&amp;zwnj;الله خمینی مقایسه کرده&amp;zwnj;اند فاقد وجاهت تاریخی است و در عمل به قصد مخدوش کردن روند تاریخی صورت گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اعتراض بنی&amp;zwnj;صدر به حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بنیصدر مدتها بعد، در خلال یک مصاحبه، مدعی شده است که او در ملاقات خصوصی به مهندس بازرگان و آیتالله خمینی در مورد اشاره آیتالله خمینی به نقش &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در حکم نخستوزیری بازرگان در روز ۱۶ بهمن ۵۷ ایراد کرده است: &amp;laquo;من به (بازرگان) ایراد کردم که شما چرا (حکم نخست&amp;zwnj;وزیری) را پذیرفتید. به آقای خمینی هم ایراد کردم که شما قرار بود که ولایت جمهور مردم باشید؟! آقای خمینی گفت: &amp;quot;این را برای بستن دهان بعضی از آخوند&amp;zwnj;ها بود که نوشتم.&amp;quot;...&amp;raquo; (منبع: کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo;، در صحفه ۶۰، نسخه دیجیتال.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;500&quot; height=&quot;74&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tajrobeh-60.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی در متن تشکیل شورای انقلاب در روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ به&amp;zwnj;طور صریح به حق شرعی فقیه (پایه ولایت فقیه) استناد کرد و او در نجف، پاریس، قم و تهران بر اساس حق شرعی فقیه عمل می&amp;zwnj;کرد و پی اعمال نظریه ولایت فقیه بود. در بخش قبل نشان دادیم مطلبی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در دوران اقامت در پاریس قرار بر &amp;laquo;ولایت جمهور مردم&amp;raquo; داشته است ادعای بی&amp;zwnj;پایه&amp;zwnj;ای بیش نیست. او در نجف، پاریس، قم و تهران به دنبال برپایی ولایت فقیه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متن بالا مبنی بر ایراد آقای بنی&amp;zwnj;صدر به مهندس بازرگان و آیت&amp;zwnj;الله خمینی، ادعای ثابت نشده باقی مانده است. به این دلیل که آقای بنی&amp;zwnj;صدر برای آن ادعای خود شاهد یا حداقل قرینه&amp;zwnj;ای ارائه نداده است. کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo; ادعاهای ثابت نشده دیگری، همگی بر مبنای صحبت&amp;zwnj;های دو نفره و بدون شاهد، بسیار دارد. از جانب دیگر بازرگان و آیت&amp;zwnj;الله خمینی هم که طرف&amp;zwnj;های دیگر این دو مدعا هستند، هیچ&amp;zwnj;گاه این ادعای بنی&amp;zwnj;صدر راجع به طرح ایراد تایید نکردند. عدم تکذیب ان دو نفر بر این مورد صحت ادعا را ثابت نمی&amp;zwnj;کند. به این دلیل که رویه آیت&amp;zwnj;الله خمینی این نبود که ادعاهای افرادی را که دون رتبه خود می&amp;zwnj;دانست تکذیب کند. مهندس بازرگان، با وجود کاستی&amp;zwnj;هایی در رویه&amp;zwnj;های سیاسی او، از نظر فردی شخصی با سعه&amp;zwnj;صدر بود و او معمولا به صحبت&amp;zwnj;های ناروای دیگران در مورد خود توجه چندانی نمی&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بنی&amp;zwnj;صدر مدعی است او با لحنی شماتت&amp;zwnj;بار به آیت&amp;zwnj;الله خمینی گفته است: &amp;laquo;شما قرار بود که ولایت با جمهور مردم باشد.&amp;raquo; و آیت&amp;zwnj;الله خمینی با لحنی خجولانه و منفعل جواب داده است: &amp;laquo;این را برای بستن دهان بعضی از آخوندها بود که نوشتم.&amp;raquo; در ابتدای بخش قبل شرح نحوه برخورد آیت&amp;zwnj;الله خمینی با تمامی اعضای شورای انقلاب آمد که بنی&amp;zwnj;صدر گفته است: &amp;laquo;آقای خمینی می&amp;zwnj;زد توی دهن شورا.&amp;raquo; آیت&amp;zwnj;الله خمینی ابایی نداشت که توی دهن تمام اعضای شورای انقلاب بزند؛ به این ترتیب آیت&amp;zwnj;الله خمینی هیچ ابایی نداشته است که توی دهن بنی&amp;zwnj;صدر هم بزند. بنی&amp;zwnj;صدر در بهمن ۱۳۵۷ حتی در سطح یک عضو شورا هم نبود. مقایسه دو روایت بنی&amp;zwnj;صدر (نحوه عمل آیت&amp;zwnj;الله خمینی با اعضای شورای انقلاب و نحوه عمل آیت&amp;zwnj;الله خمینی با بنی&amp;zwnj;صدر) به خوبی دوگانه&amp;zwnj;نویسی او را در مورد رویه عملکرد آیت&amp;zwnj;الله خمینی نشان می&amp;zwnj;دهد. نمونه دیگری از دوگانه&amp;zwnj;نویسی بنی&amp;zwnj;صدر را در پیوند با لحن خجولانه آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مذاکره سال ۱۳۵۲ در رابطه با کتاب حکومت اسلامی (در بخش انقلاب فرهنگی) بررسی کردیم. در آن جا هم دیدیم که بنی&amp;zwnj;صدر درباره همان موضوع ملافات در نجف و عملکرد آیت&amp;zwnj;الله خمینی دوگانه&amp;zwnj;نویسی کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ضمن این دوگانه&amp;zwnj;نویسی هنوز ادامه یافته و به تازگی او همان ادعای بی&amp;zwnj;پایه را تکرار کرده است که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس &amp;laquo;اسلامی را عرضه کرد که بیانگر استقلال و آزادی و حقوقمندی انسان و جامعه و ولایت جمهور مردم و میزان رأی مردم&amp;raquo; بود. همانطوری که در بخش قبل دیدیم این چنین ادعاهایی پایه&amp;zwnj;های تاریخی ندارند؛ بلکه مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس از طرف او صحبت&amp;zwnj;های دوگانه&amp;zwnj;ای را در جهت اهداف پنهانی خود اشاعه داده&amp;zwnj;اند و ادعای فوق هم بر پایه آن صحبت&amp;zwnj;های دوگانه مترجمان در جهت توجیه وضعیت&amp;zwnj; حال آن&amp;zwnj;ها است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسلماً کسانی که در گذشته رویه&amp;zwnj;های پنهانی داشته&amp;zwnj;اند (مثل موضوع ملاقاتی که در هشتم بهمن ۵۷ صورت نگرفت) و از عملکرد گذشته خود روایت&amp;zwnj;های دوگانه ارائه داده&amp;zwnj;اند (مثل نحوه دست&amp;zwnj;بوسی در مراسم انتصاب به رئیس جمهوری)، ادعاهای حال آن&amp;zwnj;ها هم نمی&amp;zwnj;تواند قابل اعتماد ارزیابی شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی فرض کنیم که &amp;laquo;ایراد کردن&amp;raquo; آقای بنی&amp;zwnj;صدر به آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بازرگان در مورد تاکید بر حق شرعی در حکم نخست&amp;zwnj;وزیری دولت موقت (صادر شده در ۱۶ بهمن ۵۷) صورت گرفته باشد. در این صورت در رابطه با ایراد فرضی بنی&amp;zwnj;صدر به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مورد متن حکم نخست&amp;zwnj;وزیری دولت موقت دو نکته دیگر را باید مطرح کرد. نکته اول: چرا بنی&amp;zwnj;صدر به حکم تشکیل شورای انقلاب (صادر شده در ۲۳ دی ۵۷) ایراد نکرد؟ نکته دوم: چرا بنی&amp;zwnj;صدر یک ماه و نیم بعد از ایراد کردن به حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان خود عضویت در شورای انقلاب را پذیرفت؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نکته اول آن است که متن حکم تشکیل شورای انقلاب (۲۳ دی ۵۷) و متن حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان (۱۶ بهمن ۱۳۵۷)، از نظر تاکید بر &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; یکسان است و متن هر دو حکم هم در روزنامه&amp;zwnj;ها چاپ شد. آیا آقای بنی&amp;zwnj;صدر در مورد وجود &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در حکم تشکیل شورای انقلاب که در تاربخ ۲۳ دی ۱۳۵۷ در پاریس منتشر شده بود هم اعتراضی داشت یا در این مورد ایرادی ابراز کرد؟ تفاوت &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در &amp;laquo;حکم شورای انقلاب&amp;raquo; و &amp;laquo;حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان&amp;raquo; چه بود که آقای بنی صدر در خاطرات خود به وجود دومی ایراد کرد، ولی او در خاطرات خود حتی به وجود اولی اشاره&amp;zwnj;ای هم نکرده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بنی&amp;zwnj;صدر در ۲۳ دی ۵۷ جز معدود افرادی بود که با متن کتاب حکومت اسلامی/ ولایت فقیه آیت&amp;zwnj;الله خمینی آشنا بود. او، به این ترتیب، متوجه نقش کلیدی حق شرعی و ولایت فقیه در ساختار تفکری آیت&amp;zwnj;الله خمینی بود، ولی در نوشته&amp;zwnj;های او حتی به موضوع حق شرعی در حکم تشکیل شورای انقلاب اشاره&amp;zwnj;ای هم نمی&amp;zwnj;شود. این موضوع در مصاحبه&amp;zwnj;های بعدی او هم مسکوت گذاشته شده است، حتی استدلال خاص او که در آن دوران او در مرحله &amp;laquo;قبل از تجربه بود&amp;raquo; شامل موضوع حق شرعی در متن حکم تشکیل شورای انقلاب نشده است؛ بلکه در این مورد فقط سکوت شده است. برای کسانی که با کتاب حکومت اسلامی آشنا بودند اهمیت حق شرعی در حکم تشکیل شورای انقلاب و رابطه آن با نظریه ولایت فقیه واضح بود. ولی در آن دوران آن&amp;zwnj;ها که می&amp;zwnj;دانستند سکوت کردند. در زمان انتشار حکم تشکیل شورای انقلاب در ۲۳ دی ۵۷ بر پایه حق شرعی، زمانی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی هنوز در پاریس بود، بنی&amp;zwnj;صدر به ایرانیان هشدار نداد که آیت&amp;zwnj;الله خمینی، با تکیه بر حق شرعی در حکم/ فرمان تشکیل شورای انقلاب، در مرحله نقض پیمان خویش است. او در این مورد حتی بعدها هم سکوت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عضویت بنی&amp;zwnj;صدر در شورای انقلاب- ابتدای بهار ۱۳۵۸&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بنی&amp;zwnj;صدر در ابتدای بهار ۱۳۵۸ (یا نیمه دوم اسفند ۱۳۵۷) از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عضویت در&amp;zwnj; شورای انقلاب تعیین و منصوب شد. نکته دوم آن است که اگر او ایرادی به نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان در رابطه با &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در حکم تشکیل دولت موقت داشت؛ در آن صورت توجیه عضویت خود او در شورای انقلاب که آن هم بر مبنای &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; تشکیل شده بود و به&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان رویه هم اعضای آن از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی منصوب و معین می&amp;zwnj;شدند، چه بوده است؟ حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان با اشاره به حق شرعی و حق قانونی در نیمه بهمن ۱۳۵۷ صادر شد ولی حکم تشکیل شورای انقلاب که در روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ صادر شده بود، فقط بر پایه حق شرعی بود.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطور که در بخش قبل این مجموعه (بخش ۱۹) بررسی شد تمام اعضای شورای انقلاب توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بر مبنای حق شرعی او تعیین شدند و از این نظر کارگزاران او بودند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چه اتفاقی، در مدت شش هفته بین نیمه بهمن ۵۷ تا ابتدای بهار ۵۸ افتاد که موضوع حق شرعی در حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان موجب ایراد آقای بنی&amp;zwnj;صدر شد ولی موضوع حق شرعی برای عضویت در شورای انقلاب موجب سکوت او شد؟ آیا ایرادی که او به مهندس بازرگان در مورد قبول حکم نخست&amp;zwnj;وزیری گرفته بود، شامل عملکرد افرادی نمی&amp;zwnj;شد که قبول عضویت در شورای انقلاب کردند؟ مدت ۱۶ ماهی که آقای بنی&amp;zwnj;صدر عضو و مدتی هم رئیس شورای انقلاب بود او متوجه نبود که عضو یت او در شورای انقلاب برآمده از حق شرعی فقیه بود و تمامی عملکرد او به عنوان کارگزار فقیه صورت گرفته است؟ در بخش قبل دیدیم که بنی&amp;zwnj;صدر، سه روز بعد از اتمام دوران عملکرد شورای انقلاب (در ۲۹ تیر ۵۹)، حتی مدعی شده بود که &amp;laquo;من الان محبوبیتم بیش از مصدق است&amp;raquo;. اقدام&amp;zwnj;های او در دوران ۱۶ ماهه عضویت در شورای انقلاب منصوب آیت&amp;zwnj;الله خمینی چه بوده است که در نهایت منجر به این تصور ذهنی در او شده بوده که &amp;laquo;من الان محبوبیتم بیش از مصدق است&amp;raquo;؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;انتصاب اولین رئیس جمهور اسلامی &amp;ndash; ۱۵ بهمن ۵۸&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;300&quot; height=&quot;211&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/banisadr-kiss-2_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتخابات اولین دوره رئیس جمهوری در تاریخ پنجم بهمن ۱۳۵۷ صورت گرفت. شرح موضوع&amp;zwnj;های مختلفی که منجر به نتیجه نهایی در آن انتخابات شد در بخش ۱۴ این مجموعه تشریح شد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در ۱۵ بهمن ۱۳۵۸، در حالی که شورای انقلاب هنوز فعال بود، طی حکمی آقای ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را به پست رئیس جمهوری تنفیذ و منصوب کرد. در حکم رئیس جمهوری آقای بنی&amp;zwnj;صدر هم به طور صریح به موضوع حق شرعی اشاره کرد. به عنوان رهبر سیاسی او رای ملت را تنفیذ کرد ولی سپس ادامه داد: &amp;laquo;برحسب آن که مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد؛ این جانب به موجب این حکم ... ایشان را به این سمت منصوب نمودم. لکن تنفیذ و نصب این جانب و رای ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران&amp;raquo;. در این متن آشکارا &amp;laquo;مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد&amp;raquo; مربوط به حق شرعی است و لغت نصب هم به بخش شرعی مربوط می شود. در جمله آخر به تقدم احکام مقدسه اسلام بر قانون اساسی توجه می&amp;zwnj;فرمایید. می&amp;zwnj;بیینم که موضوع حق شرعی در حکم انتصاب رئیس جمهوری هم تاکید می&amp;zwnj;شود. اگر چه موضوع حق شرعی در انتصاب رئیس جمهور در قانون اساسی پیش&amp;zwnj;بینی نشده بود. در اصل ۱۱۰ قانون اساسی (اختیارات رهبر) بندی در مورد &amp;laquo;امضای حکم رئیس جمهور&amp;raquo; توسط رهبر وجود دارد، ولی در قانون اساسی در مورد حق شرعی فقیه در مورد نصب رئیس جمهوری موردی وجود ندارد. آقای بنی&amp;zwnj;صدر در مورد اعمال حق شرعی فقیه در نصب رئیس جمهور هم سکوت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقش حق شرعی در حکم&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo;، که در هر سه حکم (حکم تشکیل شورای انقلاب، حکم نخست وزیری بازرگان و حکم رئیس جمهوری بنی صدر) به شکل صریح به آن اشاره شده است، پایه نظریه &amp;laquo;ولایت فقیه&amp;raquo; است که نقش کلیدی آن در کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; نوشته آیت الله خمینی (چاپ شده در سال ۱۳۴۹) تشریح شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;ولایت فقیه&amp;raquo; برآمده از &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در سال ۱۳۵۸ محور قانون اساسی جمهوری اسلامی را ساخت. به این ترتیب نقش &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در کتاب حکومت اسلامی در سال ۱۳۴۹، زمانی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نجف بود، در حکم تشکیل شورای انقلاب در پاییز سال ۱۳۵۷، زمانی که او در پاریس بود، در حکم نخست وزیری بازرگان در زمستان سال ۱۳۵۷، زمانی که او تازه به تهران آمده بود، در حکم رئیس جمهوری بنی&amp;zwnj;صدر در زمستان سال ۱۳۵۸، زمانی که تازه از قم برگشته بود دیده می&amp;zwnj;شود.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نظریه &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; به صورت ولایت فقیه در قانون اساسی مصوب پاییز سال ۱۳۵۸ نیز دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این پیوستگی و تاکید بر نقش &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در نوشته&amp;zwnj;ها و نیز حکم&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نجف، پاریس، تهران و قم باید مورد توجه افرادی قرار گیرد که آیت&amp;zwnj;الله خمینی را به تغییر اساسی در نظر و حرف&amp;zwnj;هایش در نجف، پاریس، قم و تهران متهم می&amp;zwnj;کنند. این افراد، بر این مبنا و روال، او را به جفای عهد متهم کردند. نظرهای آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این شهرها عوض نشده بود، بلکه در این شهرها مترجمان او عوض شده بودند. همانطور که دیدیم مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس نظر های مطلوب خود و نه نظر شخص آیت&amp;zwnj;الله خمینی را به خبرنگاران خارجی ارائه می&amp;zwnj;دادند. همزمان توانایی ذهنی خود را دست بالا و زیرکی&amp;zwnj;های سیاسی آیت&amp;zwnj;الله خمینی را دست کم گرفته بودند. همانطوری که در بخش قبل بررسی شد، باید رخدادهای تاریخی را با صراحت بررسی کرد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی سیاستمداری بسیار زیرک بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شایسته است واقعیت&amp;zwnj;های تاریخی را مقدم بر توجیه&amp;zwnj;ها قرار داد. تیتر بزرگ صفحه اول کیهان و نقش صریح حق شرعی در بیانیه تشکیل شورای انقلاب (در پاریس)، در حکم نخست&amp;zwnj;وزیری دولت موقت (در تهران) و در حکم انتصاب به رئیس جمهوری (بعد از بازگشت از قم و اقامت مجدد در تهران) موردهایی نیستند که بتوان آن&amp;zwnj;ها را به سادگی انکار کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این وجود برخی افراد برای مدتی طولانی سعی در کم اهمیت نشان دادن نقش حق شرعی در نحوه تعیین اعضای شورای انقلاب توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی داشته&amp;zwnj;اند. این افراد حتی مدعی هستند که نظر واقعی آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مورد روش کشورداری در نجف، پاریس و تهران مرتب تغییر کرده است. به تصور این افراد هربار به دلیل یک مسافرت کوتاه هوایی از نجف به پاریس یا از پاریس به تهران آیت&amp;zwnj;الله خمینی در افکار خود تجدید نظر اساسی کرد. به تعبیر این افراد آیت&amp;zwnj;الله خمینی در زمان اقامت در نجف، پاریس، قم و تهران اصول فکری بسیار متفاوتی داشت و به قول آن&amp;zwnj;ها او در پاریس دنبال چیزی به نام ولایت جمهور بود. منابع و اسناد تاریخی، به شرح بالا، دلالت بر چنین توجیه&amp;zwnj;هایی ندارند. باید اضافه کرد که آیت&amp;zwnj;الله خمینی فردی بسیار زیرک بود و از امکانات به دست آمده به خوبی استفاده می&amp;zwnj;کرد. بسیاری در آن زمان به زیرکی&amp;zwnj;های او توجه نکردند. موضوع نقش مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در استتار نظرات واقعی او در قسمت قبلی همین بخش بررسی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ارتباط حق شرعی و حکم شرعی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع اِعمال حق شرعی از طریق حکم شرعی صورت می&amp;zwnj;گیرد. دو موضوع حق شرعی و حکم شرعی دست در دست هم دارند. وجود حکم&amp;zwnj;های شرعی را باید از نقطه نظر اعمال حق شرعی و در ساختار عملکردهای مکتب اصولی مورد بررسی قرار داد. حکم&amp;zwnj;های شرعی می&amp;zwnj;توانند به صورت علنی یا غیر علنی باشند. حکم شرعی حتی می&amp;zwnj;تواند به صورت محرمانه هم صورت بگیرد، ولی با توجه به ساختارهای عملکرد مکتب اصولی وجود حکم&amp;zwnj;های شرعی الزامی است، حتی اگر فرایند آن مخفی صورت بگیرد. بسیاری از حکم&amp;zwnj;های شرعی حتی به صورت شفاهی و در خفا ابلاغ شده&amp;zwnj;اند. به دیگر سخن در مورد حکم&amp;zwnj;های شرعی برای اعمال حق شرعی نمی&amp;zwnj;توان استنتاج کرد که چون &amp;laquo;سندی مکتوب&amp;raquo; دال بر وجود آن حکم&amp;zwnj;ها در دست نیست، پس این چنین حکم&amp;zwnj;هایی وجود ندارند. نقش حکم شرعی را باید در رابطه عملکرد حق شرعی مورد بررسی قرار داد. انجام این کار نیاز به مطالعه عمیق تکوین مکتب اصولی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بررسی&amp;zwnj;های تاریخی نشان می&amp;zwnj;دهد که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مورد تدوین حکم&amp;zwnj;هایش در جهت اعمال حق شرعی منظم عمل می&amp;zwnj;کرده است. بخشی از حکم&amp;zwnj;های شرعی او علنی بوده و منتشر شده است (برای مثال حکم تشکیل شورای انقلاب، حکم انتصاب آقای بازرگان به نخست وزیری دولت موقت، حکم روحانیون نباید رئیس جمهور شوند و حکم شرعی رئیس&amp;zwnj;جمهوری آقای بنی&amp;zwnj;صدر و البته تعداد زیادی حکم&amp;zwnj;های دیگر) ولی بخشی از این حکم&amp;zwnj;ها منتشر نشده&amp;zwnj;اند و حتی شامل حکم&amp;zwnj;های محرمانه بوده&amp;zwnj;اند. برخی از آن حکم&amp;zwnj;های محرمانه در پاییز سال ۱۳۶۷ از طریق آیت&amp;zwnj;الله منتظری به بیرون فرستاده شدند ولی دقت به نقش حق شرعی فقیه و ضوابط اجرای آن را می&amp;zwnj;توان در حکم&amp;zwnj;های علنی او به خوبی دید. حتی در فرمان&amp;zwnj;های سیاسی او هم موضوع &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; تاکید شده است. به این ترتیب آن&amp;zwnj;ها حالت حکم/ فرمان به خود می&amp;zwnj;گیرند. مثلاً در حکم/ فرمان تشکیل شورای انقلاب، در حکم/ فرمان انتصاب آقای بازرگان به نخست وزیری و همچنین در حکم/ فرمان رئیس جمهوری برای آقای بنی&amp;zwnj;صدر هم تاکید بر نقش &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; به روشنی دیده می&amp;zwnj;شود. در &amp;laquo;حکم روحانیون نباید رئیس جمهور شوند&amp;raquo; و نیز در &amp;laquo;حکم افرادی که در رفراندم شرکت نکرده&amp;zwnj;اند شرکت در انتخابات را ندارند&amp;raquo; مورد&amp;zwnj;های دیگر حکم&amp;zwnj;های شرعی اوست که همچون فرمان عمل کردند. این روند بعدها به &amp;laquo;حکم حکومتی&amp;raquo; معروف شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عملکردهای موازی شرعی و قانونی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به&amp;zwnj;طوری که در قسمت قبل دیدیم آیت&amp;zwnj;الله خمینی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان پاییز سال ۱۳۵۷ برای عملکرد خود موقعیتی فراقانونی به وجود آورد. به این معنی که عملکرد آیت&amp;zwnj;الله خمینی به صورتی بود که قانون از رویه&amp;zwnj; او پیروی می&amp;zwnj;کرد و نه برعکس آن. آیت&amp;zwnj;الله خمینی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان تشکیل شورای انقلاب، نقش&amp;zwnj;هایی دوگانه و بسیار مهم را اجرا می&amp;zwnj;کرد: فقیه شرعی و رهبر سیاسی. آیت&amp;zwnj;الله خمینی هیچگاه رابطه این نقش&amp;zwnj;های دوگانه را دقیقاً تبیین نکرد، ولی به&amp;zwnj;طور مشخص نقش رهبری سیاسی او خود ناشی از نقش فقیه شرعی او بود. به عنوان مثال اگر به هر سه حکم آیت&amp;zwnj;الله خمینی در تشکیل شورای انقلاب، نخست&amp;zwnj;وزیری موقت آقای بازرگان و رئیس&amp;zwnj;جمهوری آقای بنی&amp;zwnj;صدر نگاه کنید دیده می&amp;zwnj;شود که موضوع حق شرعی مقدم بر حق قانونی/ سیاسی می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقش رهبری سیاسی/ قانونی آیت&amp;zwnj;الله خمینی در قانون اساسی جمهوری اسلامی با اختیاراتی بسیار وسیع برای او مدون شده بود، ولی نقش شرعی آیت&amp;zwnj;الله خمینی حتی در قانون اساسی هم تبیین نشده بود. آیت&amp;zwnj;الله خمینی بین این دو نقش (شرعی و سیاسی) دیواری نمی&amp;zwnj;دید و به راحتی از یکی به دیگری می&amp;zwnj;رفت. به این ترتیب او هرگاه لازم می&amp;zwnj;دید با استفاده از رویه&amp;zwnj;های شرعی از بالای قانون اساسی (فراقانونی) عمل می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درک این موضوع که در هر لحظه او در کدامیک از آن دو نقش عمل می&amp;zwnj;کند البته کار چندان آسانی نبود، مگر آن که کسی دقیقاً با ساختارهای ذهنی او که ریشه در آموزش&amp;zwnj;های مکتب اصولی داشت، آشنا باشد. در آن زمان به موضوع ساختار تفکری مکتب اصولی و نقش حق شرعی در آن روز&amp;zwnj;ها توجه کافی نشد و حتی تا امروز هم کمتر مورد یک بررسی تطبیقی قرار گرفته است. تاثیر این نقش&amp;zwnj;های دوگانه تا به امروز هم دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای مثال آیت&amp;zwnj;الله خمینی بر مبنای حق شرعی خود از نامزدی آقایان بهشتی، رجوی و فارسی برای شرکت در اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری در سال ۵۸ به سه شکل مختلف جلوگیری کرد. در حالی که این کار زمینه قانونی نداشت، بلکه به صورت حکم شرعی صورت گرفت. به این ترتیب بهشتی و رجوی، دو چهره شناخته شده و در عین حال متعارض با یکدیگر، حتی قبل از شروع رسمی اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری، با حکم آیت&amp;zwnj;الله خمینی از عرصه انتخابات خارج شدند. این اول نظارت استصوابی بود؛ حتی وقتی که مقوله نظارت استصوابی هنوز ناشناخته و تدوین نشده بود. به این صورت اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری که برنده آن آقای بنی&amp;zwnj;صدر اعلام شد، حتی قبل از شروع آن شکلی دیگر به خود گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مثال دوم آن است که در سال ۱۳۶۶ آیت&amp;zwnj;الله خمینی مجوز تشکیل &amp;laquo;مجمع تشخیص مصلحت نظام&amp;raquo; را صادر کرد. &amp;laquo;مجمع تشخیص مصلحت نظام&amp;raquo; ساختاری فرای مجلس و شورای نگهبان شد که به هیچ&amp;zwnj;وجه در قانون اساسی سال ۱۳۵۸ پیش&amp;zwnj;بینی نشده بود و تشکیل آن نیاز به تغییر کلی در قانون اساسی را داشت. با یک حکم/ فرمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید در نظر داشت که این عملکرد دوگانه شرعی و قانونی به آیت&amp;zwnj;الله خمینی منحصر نماد و به دیگر رده&amp;zwnj;های عملکرد حکومتی هم تسری یافت. گسترش نقش استنباط&amp;zwnj;های شرعی بر رویه&amp;zwnj;های قانونی را حتی در سطح&amp;zwnj;های معمول جامعه هم دیده می&amp;zwnj;شد. به عنوان مثال در آن زمان بسیاری از سخنرانی&amp;zwnj;های عمومی به هم ریخته می&amp;zwnj;شد. آشکارا افرادی که جلسات گفت&amp;zwnj;وگو را به هم می&amp;zwnj;ریختند احتیاج به مجوز قانونی نداشتند، بلکه توجیه&amp;zwnj;های شرعی هر یک برای اجرای منظور کافی بود. همزمان جلسات سخنرانی افرادی که از این امکانات به عنوان سخنرانی&amp;zwnj;های پیش انتخاباتی خود استفاده می&amp;zwnj;کردند و همزمان در جهت و همسو با توجیه&amp;zwnj;های مورد نیاز حاکمیت بودند به صورت&amp;zwnj;های مختلف (ازجمله از طریق شبکه مساجد) پشتیبانی می&amp;zwnj;شد. در این مورد هم توجیه شرعی کفایت می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با تشکیل کمیته&amp;zwnj;ها و دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب اسلامی تسلط رویه&amp;zwnj;های شرعی بر مبانی قانونی رایج&amp;zwnj;تر شد. به این ترتیب در عمل کل ساختار حکومتی بر دو پایه موازی شرعی و اداری/ قانونی استوار شد که ساختار شرعی بر ساختار اداری/ قانونی مسلط شد. حتی در سر چهارراه یک جوان کمیته&amp;zwnj;چی به تشخیص خودش و بدون احتیاج به هیچ مجوز قانونی نوع موسیقی&amp;zwnj;ای را که شما مجاز به شنیدن آن بودید و نوار کاستی را که شما می&amp;zwnj;توانستید در ماشین خود داشته باشید، تعیین می&amp;zwnj;کرد. تسلط این روش استنباط&amp;zwnj;های شرعی فردی بر رویه&amp;zwnj;های اداری/ قانونی یادگار آن دوران، تا امروز دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;پنج عضو پایه&amp;zwnj;گذار شورای انقلاب- پاییز ۵۷&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فهرست اعضای شورای انقلاب در زمان انتشار حکم تشکیل این شورا در دی ۵۷، و حتی مدت&amp;zwnj;ها بعد از آن مخفی بود. چند سال بعد روشن شد که پنج عضو بنیانگذار شورای انقلاب که از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی تعیین شده بودند، عبارت بودند از اقایان &amp;laquo;مرتضی مطهری، محمد حسین بهشتی، عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد جواد باهنر&amp;raquo;. شورای انقلاب بعد از بهمن ۵۷ توسعه یافت و اعضای جدیدی را جذب کرد، ولی آیت&amp;zwnj;الله خمینی تمامی اعضای جدید شورای انقلاب را هم، بعد از معرفی و پیشنهاد گروه پنج نفره اولیه، معین و منصوب کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بهشتی (یکی از پنج عضو اولیه شورای انقلاب)، درباره تشکیل توسعه شورای انقلاب، گفته است: &amp;laquo;افراد را امام تعیین می&amp;zwnj;کردند به این معنی که اول امام به یک گروه پنج نفری از روحانیت مسئولیت دادند که برای شناسایی افراد لازم برای اداره آینده مملکت تلاش کنند. این عده عبارت بودند از آیت&amp;zwnj;الله مطهری، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، دکتر باهنر و خود بنده. ... قرار بود روی ان&amp;zwnj;ها {افراد جدید} مطالعه کنیم و نظر نهاییمان را بدهیم و امام نیز تایید نمودند.&amp;raquo;(مرجع: روزنامه اطلاعات &amp;ndash; ۳۱ تیر ۱۳۵۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شورای انقلاب سازمانی بود که در عمده دوران عملکرد خود (حتی مدت&amp;zwnj;ها بعد از تشکیل و تثبیت جمهوری اسلامی) ساختار و عملکردی مخفی داشت و اطلاعات مدون محدودی از گردش کار آن منتشر شده است، ولی بعضی اعضای گروه اول تشکیل&amp;zwnj;دهنده شورای انقلاب بعد در خاطرات خود اطلاعات مهمی در مورد روند تشکیل و نحوه عضوگیری شورای انقلاب به جا گذاشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر با ساختارهای نظری، اجرایی و عملکردی مکتب اصولی آشنا باشیم، این متن اطلاعات بسیار مهمی را در دل خود دارد. این متن نشان می&amp;zwnj;دهد اعضای شورای انقلاب در نهایت توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی تعیین و منصوب شدند. با در نظر گرفتن تصریح حق شرعی در بیانیه تشکیل شورای انقلاب، این انتصاب&amp;zwnj;ها هم بر پایه حق شرعی بوده است که یکی از پایه&amp;zwnj;های مکتب اصولی است. بدون استفاده از حق شرعی فقیه، تعیین افراد عضو شورای انقلاب محمل شرعی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;توسعه شورای انقلاب- زمستان ۵۷ و بهار ۵۸&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبر هاشمی، یکی از پنج عضو گروه اول تشکیل&amp;zwnj;دهنده شورای انقلاب، در پیوند با روش تشکیل و توسعه شورای انقلاب گفته است: &amp;laquo;امام اجازه داده بودند که افراد دیگری به اتفاق نظر این پنج نفر{اول} به شورای انقلاب اضافه شوند.&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانیم که اجازه های شرعی مرجع تقلید هم بر پایه حق شرعی او صورت می&amp;zwnj;گیرد. این گفته آقای هاشمی (یکی دیگر از پنج عضو اول شورای انقلاب) هم تایید گفته آقای بهشتی در مورد نحوه انتخاب اعضای جدید شورای انقلاب و روال توسعه آن بوده است. شورای انقلاب بعد از قیام ۲۲ بهمن و تشکیل جمهوری اسلامی توسعه یافت و افراد جدیدی از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عضویت شورای انقلاب تعیین شدند. به این ترتیب اجازه عضویت&amp;zwnj;های بعدی در شورای انقلاب هم، به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان صورتی که در اعلامیه تشکیل شورای انقلاب تصریح شده، بر مبنای حق شرعی آیت الله خمینی بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توسعه شورای انقلاب در چندین گروه متوالی صورت گرفت. گروه اول همان پنج نفر موسس شورای انقلاب در آبان ۵۷ بودند. گروه دوم شامل افراد جدیدی بود که بعد از آبان ۵۷ تا قیام ۲۲ بهمن ۵۷ به شورای انقلاب اضافه شدند. افراد گروه دوم به ترتیب اسم عبارت بودند از آقایان مهدی بازرگان، علی خامنه&amp;zwnj;ای، یدالله سحابی، احمد صدر حاج سیدجوادی، محمود طالقانی، ولی&amp;zwnj;الله قره&amp;zwnj;نی، مصطفی کتیرایی، علی&amp;zwnj;اصغر مسعودی و محمدرضا مهدوی کنی. بعد از تشکیل دولت موقت در نیمه بهمن ۵۷، آقایان بازرگان، سحابی، کتیرایی، حاج سیدجوادی و قره&amp;zwnj;نی از شورای انقلاب خارج و به دولت موقت منتقل شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گروه سوم شامل افرادی بود که در اسفند ۵۷ (قبل از بازگشت آیت&amp;zwnj;الله خمینی به قم) یا در اوایل بهار ۱۳۵۸ از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عضویت در شورای انقلاب تعیین شدند. گروه دوم به ترتیب اسم شامل افراد زیر می&amp;zwnj;شود: ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، حسن حبیبی، عزت&amp;zwnj;الله سحابی، عباس شیبانی و صادق قطب&amp;zwnj;زاده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گروه چهارم شامل حبیب&amp;zwnj;الله پیمان، احمد جلالی و میرحسین موسوی می&amp;zwnj;شد که در اردیبهشت ۵۸، به دنبال ترور مرتضی مطهری، به عضویت در شورای انقلاب تعیین شدند. بعد از سقوط دولت موقت در نیمه آبان ۱۳۵۸، مجدداً تعدادی از اعضای قبلی شورای انقلاب مثل مهدی بازرگان و یدالله سحابی به شورای انقلاب بازگشتند. اطلاعات موجود حکایت از آن دارد که در فاصله نیمه آبان ۵۸ تا آخر تیر ۵۹ اعضای شورای انقلاب تغییر نکردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;عضویت آیت&amp;zwnj;الله طالقانی در شورای انقلاب- زمستان ۵۷&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله طالقانی یکی از افراد مهمی بود که از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عضویت در شورای انقلاب تعیین شد. عزت&amp;zwnj;الله سحابی در پیوند با نحوه تعیین افراد جدید و روند تشکیل و نحوه توسعه شورای انقلاب توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی نکته جالبی را در یک مصاحبه مطرح کرده است. عزت&amp;zwnj;الله سحابی، در مصاحبه&amp;zwnj;ای منتشر شده در مجله ایران فردا (شماره ۵۱، بهمن ۱۳۷۷)، اظهار داشته است در پی مذاکره&amp;zwnj;ای، آیت&amp;zwnj;الله خمینی به او گفته است که &amp;laquo;شما {عزت&amp;zwnj;الله سحابی} یک تلفن به مطهری بزن که از طالقانی دعوت کند و یک تلفن هم به طالقانی بزن که دعوت مطهری را بپذیرد.&amp;raquo; این تلفن&amp;zwnj;ها انجام شد و به این ترتیب آقای طالقانی، با تصویب و تعیین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بر پایه حق شرعی او، به عضویت شورای انقلاب درآمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ملاجظه می&amp;zwnj;کنید که صدور حکم شرعی بر پایه رویه&amp;zwnj;های اداری نیست؛ و در این مسیر رد و بدل کردن حکم شرعی همیشه از طریق مدرک کاغذی، شماره اندیکاتور و بایگانی و رونوشت صورت نمی&amp;zwnj;گیرد. موضوع حق شرعی آیت&amp;zwnj;الله خمینی البته در تمامی این مذاکرات از جمله دعوت آقای مطهری از آقای طالقانی برای عضویت در شورای انقلاب مستتر است. به وضوح حتی عضویت آیت&amp;zwnj;الله طالقانی (که شخصیت سیاسی مستقل و بسیار شناخته شده&amp;zwnj;ای داشت)، در شورای انقلاب هم منصوب و معین شده از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی بود. عضویت در شورای انقلاب برای دیگر افرادی که در جامعه ایرانی به کلی ناشناخته بودند (مثل آقایان قطب&amp;zwnj;زاده، بنی&amp;zwnj;صدر و حبیبی) به&amp;zwnj;طور آشکار نیاز به آن داشت که کارگزار آیت&amp;zwnj;الله خمینی باشند و در همین رویه هم باقی بمانند.&amp;nbsp;تبلیغات پیش انتخاباتی و پس انتخاباتی این افراد تغییری در این واقعیت&amp;zwnj;های تاریخی نمی&amp;zwnj;دهند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;عضویت بنی&amp;zwnj;صدر، قطب&amp;zwnj;زاده و حبیبی در شورای انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صادق قطب&amp;zwnj;زاده، ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر و حسن حبیبی که در پاریس جزو کارگزاران آیت&amp;zwnj;الله خمینی بودند مدتی کوتاه بعد از بازگشت به ایران، هر سه در ابتدای بهار ۵۸، به عضویت در شورای انقلاب تعیین شدند. اطلاعات نوشته شده در این مورد این امکان را فراهم می&amp;zwnj;کند تا بخش&amp;zwnj;های دیگری از فرایند تشکیل و عملکرد شورای انقلاب مشخص شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبر هاشمی در خاطرات خود به&amp;zwnj;طور مشخص نوشته است که &amp;laquo;امام عضویت او {بنی&amp;zwnj;صدر} را با توجه به موافقت ما، تایید کردند.&amp;raquo;{منبع وب&amp;zwnj;سایت آقای هاشمی) در جایی دیگر آقای هاشمی به&amp;zwnj;طور مشخص&amp;zwnj;تری در پیوند با عضویت آقای بنی&amp;zwnj;صدر به شورای انقلاب اظهار داشته است که &amp;laquo;ما بایست پیشنهاد می&amp;zwnj;دادیم که امام تصویب کنند تا بنی&amp;zwnj;صدر به شورای انقلاب بیاید.&amp;raquo; (منبع: &amp;laquo;هاشمی رفسنجانی بدون روتوش&amp;raquo; نوشته فرشته سادات اتفاق&amp;zwnj;فر و صادق زیباکلام، انتشارات روزنه، صفحه ۸۵) این نقل قول در عمل مکمل نقل قول آقای بهشتی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقل قول آقای هاشمی در عین حال گردش کار برای تعیین اعضای جدید شورای انقلاب را تبیین می&amp;zwnj;کند. بر این مبنا نامزد&amp;zwnj;های جدید برای عضویت در شورای انقلاب ابتدا باید از صافی گروه موسس بگذرند و مورد تایید آن&amp;zwnj;ها باشند و در آن صورت گروه موسس نامزد جدید را به آیت&amp;zwnj;الله خمینی معرفی و پیشنهاد می&amp;zwnj;کردند؛ ولی در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرد پیشنهادی را به عضویت در شورای انقلاب تعیین و منصوب می&amp;zwnj;کرد. بر مبنای رویه مکتب اصولی این انتصاب&amp;zwnj;ها همه بر پایه حق شرعی مجتهد و فقیه صورت می&amp;zwnj;گرفته است. هاشمی در همان منبع به رقابت پیوسته بین اعضای گروه مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی هم اشاره کرد و ادامه داده است که قطب&amp;zwnj;زاده و بنی&amp;zwnj;صدر چشم دیدن همدیگر را نداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر که در ابتدای بهار سال ۱۳۵۸، به عضویت در شورای انقلاب منصوب شد، اظهار کرده که پیشنهاد اولیه در مورد امکان عضویت در شورای انقلاب از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی توسط آقای هاشمی رفسنجانی به او ابلاغ شده است.{منبع وب&amp;zwnj;سایت آقای بنی&amp;zwnj;صدر، فایل&amp;zwnj;های مصاحبه او در یوتیوب و صفحه ۷۵ کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo;} این روایت بخش دیگری از گردش کار در روند عضویت در شورای انقلاب را نشان می&amp;zwnj;دهد. پیشنهاد اولیه برای عضویت افراد جدید در شورای انقلاب از طرف هیئت موسس شورای انقلاب به آیت&amp;zwnj;الله خمینی ارسال و پس از تصویب اولیه آیت&amp;zwnj;الله خمینی این امکان به فرد مورد نظر ابلاغ می&amp;zwnj;شده است. در صورت قبول پیشنهاد، آن فرد به عضویت در شورای انقلاب تعیین و منصوب می&amp;zwnj;شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;چهار رئیس شورای انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;300&quot; height=&quot;233&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/b-b-h-.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شورای انقلاب در دوران عملکرد خود به واقع چهار رئیس داشت. اولین رئیس شورای انقلاب آیت&amp;zwnj;الله مطهری بود که در ضمن پایه&amp;zwnj;گذار شورای انقلاب در پاییز ۱۳۵۷ نیز بود. آیت&amp;zwnj;الله مطهری در یازدهم اردیبهشت ۱۳۵۸ توسط گروه فرقان ترور شد. دومین رئیس شورای انقلاب آیت&amp;zwnj;الله طالقانی بود که که در روز ۱۹ شهریور ۱۳۵۸درگذشت.&amp;nbsp;سومین دبیر اجرایی شورای انقلاب آیت&amp;zwnj;الله بهشتی بود که تا ۱۵ بهمن ۱۳۵۸ در این موقعیت بود؛ اگرچه آیت&amp;zwnj;الله بهشتی حتی در زمان حیات مطهری و طالقانی هم جلسه&amp;zwnj;های شورا را در عمل اداره می&amp;zwnj;کرد، ولی او هیچگاه نخواست به&amp;zwnj;طور رسمی رئیس شورای انقلاب شود. چهارمین و آخرین رئیس شورای انقلاب ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر بود که از ۱۵ بهمن ۱۳۵۸ تا ۲۹ تیر ۱۳۵۹ در این موقعیت قرار داشت. این موضوع در بخش ۱۴ از این مجموعه بررسی شد. در حالی که اکثریت نسبی اعضای شورای انقلاب در زمستان ۱۳۵۸ در رابطه با حزب جمهوری اسلامی بودند، بنی&amp;zwnj;صدر که در اقلیت بود به ریاست شورای انقلاب انتخاب شد. این مصالحه&amp;zwnj;ای بود در جهت تخفیف تنش در درون شورای انقلاب، ولی در عمل به تعمیق تنش در شورای انقلاب منجر شد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;عملکرد و رویه اعضای شورای انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از پیروزی قیام ۲۲ بهمن شورای انقلاب برای مدتی کوتاه نقشی مشابه یک مجلس قانونگذار را به خود گرفت، ولی این نقش چند هفته&amp;zwnj;ای بیشتر دوام نیافت. در تیرماه ۱۳۵۸ شورای انقلاب و دولت موقت در هم تنیدند و پنج نفر از اعضای شورای انقلاب به مقام معاون وزیر منصوب شدند که در عمل نقش دوره کارآموزی پست وزارت را برای آن&amp;zwnj;ها داشت. این افراد چندماه بعد به وزیری رسیدند. در همین مرحله چند نفر از هیئت دولت هم به عضویت شورای انقلاب درآمدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از سقوط دولت بازرگان، در نیمه آبان ۵۸، شورای انقلاب اداره کامل قوه اجرایی را هم به حوزه اختیارات خود اضافه کرد، بدون آن&amp;zwnj;که حتی کسی را به عنوان مسئول قوه مجریه به مردم معرفی کند. گفته می&amp;zwnj;شود، صادق طباطبایی (بدون آن که عضو شورای انقلاب باشد) در این دوران نقش اداری رئیس دفتر نخست وزیری را اجرا می&amp;zwnj;کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب شورای انقلاب از نیمه آبان سال ۱۳۵۸ پس از ادغام کل ساختار دولت در خود، در عمل حلقه&amp;zwnj;ای بسته در ساختار قدرت شد. بنی&amp;zwnj;صدر در فاصله ۱۵ بهمن ۵۸ تا آخر تیر ۵۹ رئیس شورای انقلاب بود. تمرکز تمامی قدرت در شورای انقلاب بود که زمینه درگیری&amp;zwnj;های بعدی بین دو جناح، دوئل در ساختار قدرت و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت انفجار در ساختار قدرت در بهار ۱۳۶۰ را فراهم آورد. افرادی در میان اعضای شورای انقلاب قرار داشتند ولی در آن زمان عملکرد خود را به مثابه توحید و آزادی و رقیبانی را که کیلومتر&amp;zwnj;ها از ساختار قدرت دور بودند قدرت&amp;zwnj;مدار و سلطه&amp;zwnj;طلب خطاب می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;تکوین شورای انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شورای انقلاب نقشی بسیار مهم در عملکرد سال های اول انقلاب و نیز تاثیری بسیار عمیق&amp;zwnj;تر در شکل&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های بعدی ارگان&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی تا به امروز داشته است. دستور کار و ریز بحث&amp;zwnj;های ارگان&amp;zwnj;هایی مثل مجلس خبرگان و شورای نگهبان، شبیه به عملکرد شورای انقلاب منتشر نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش&amp;zwnj;های عمده&amp;zwnj;ای از عملکرد شورای انقلاب هنوز هم منتشر نشده است. به دلیل کمبود اطلاعات شفاف از ساختار، گردش کار و عملکرد شورای انقلاب باید تصویر کلی را با توجه به نقطه&amp;zwnj;های پراکنده موجود تکمیل کرد. آقای هاشمی گفته است که &amp;laquo;تا قبل از پیروزی انقلاب، به خاطر مسائل امنیتی، شورای انقلاب کاملاً سری بود و به همین دلیل صورت جلسه تهیه نمی&amp;zwnj;شد و هیچگونه اثر قابل استنادی به جا نمی&amp;zwnj;گذاشتیم.&amp;raquo;(منبع وب&amp;zwnj;سایت آقای هاشمی) عملکرد مخفی شورای انقلاب بعد از تشکیل جمهوری اسلامی (که دیگر آن مسائل امنیتی دوران شاه را نداشت) هم دنبال شد. این رویه به اعضای شورای انقلاب امکان می&amp;zwnj;داد تا بدون شفافیت دامنه قدرت را در بین حلقه&amp;zwnj;ای از خواص محدود کنند. رویه&amp;zwnj;ای که بعد از آن هم ادامه یافته است. پارادوکسی در همان زمان وجود داشت که دیده می&amp;zwnj;شد رئیس شورای انقلاب که تمام قدرت را در ساختار خود متمرکز کرده بود، افراد دیگر را قدرت&amp;zwnj;مدار بخواند و در مورد نقش خود در توسعه آزادی و دموکراسی خطابه&amp;zwnj;ها بگویند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر چه زمان می&amp;zwnj;گذرد مدرک&amp;zwnj;های جدیدی منتشر می&amp;zwnj;شود که تصویر روشن&amp;zwnj;تری از فرایند انتخاب اعضای شورای انقلاب و گردش کار و نیز عملکردهای آن را به دست می&amp;zwnj;دهد. با به دست اوردن این اطلاعات اینک می&amp;zwnj;توان، مانند باستان&amp;zwnj;شناسان، با کنار هم قرار دادن قطعه&amp;zwnj;های موجود این موزائیک تصویر و شمای کلی آن را ساخت، ولی این فرض که افرادی بدون انتخاب و تصویب آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بدون تمکین به حق شرعی او به منصب کلیدی عضویت در شورای انقلاب دست یافته&amp;zwnj;اند، به شرح آقایان بهشتی، هاشمی و بنی&amp;zwnj;صدر و نیز با توجه به عملکرد مشخص آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پیوند با اعمال حق شرعی (مبتنی بر ساختارهای فکری و آموزشی مکتب اصولی) در تعارض آشکار است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پایان رسمی شورای انقلاب- ۲۹ تیر ۱۳۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شورای انقلاب که در عمل در پاییز سال ۵۷ تشکیل شده بود، ولی خبر تشکیل رسمی آن در روز ۲۳ دی ۵۷ در روزنامه&amp;zwnj;ها اعلام شد، بعد از ۲۱ ماه فعالیت در ۲۹ تیر سال ۵۹، با تشکیل مجلس اول به طور رسمی به کار خود پایان داد. اطلاعات موجود حکایت از آن دارد که اعضای شورای انقلاب در مرحله آخر ۱۲ نفر بودند: آقایان مهدی بازرگان، محمدجواد باهنر، ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، حسین بهشتی، حسن حبیبی، علی خامنه&amp;zwnj;ای، عزت&amp;zwnj;الله سحابی، عباس شیبانی، صادق قطب&amp;zwnj;زاده، علی&amp;zwnj;اکبر معین&amp;zwnj;فر، عبدالکریم موسوی اردبیلی و علی&amp;zwnj;اکبر هاشمی رفسنجانی. (منبع: کتاب &amp;laquo;روز&amp;zwnj;ها و رویداد&amp;zwnj;ها&amp;raquo;، منتشر شده در سال ۱۳۷۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;سرنوشت اعضای شورای انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرتضی مطهری اولین رئیس شورای انقلاب در اردیبهشت سال ۱۳۵۸ به دست گروه فرقان ترور شد و به این ترتیب نتوانست خاطرات خود را مدون کند. ترور او بعد از پایان یکی از جلسه&amp;zwnj;های شبانه شورای انقلاب صورت گرفت. در بهار ۱۳۵۸ در حالی که حتی فهرست اعضای شورای انقلاب از جامعه ایرانی مخفی نگاه داشته می&amp;zwnj;شد، افراد آن گروه تروریستی به خوبی از نقش، عملکرد و حتی جزئیات دقیق زمان جلسات آن شورای مخفی مطلع بودند. این گروه اقدام به ترور نا&amp;zwnj;موفق آقای اکبر هاشمی، عضو دیگر شورای انقلاب نیز کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که مخفی بودن شورای انقلاب نتوانست امنیت اعضای آن را تضمین کند، ولی این رویه مخفی&amp;zwnj;کاری از ابتدا شفافیت در فعالیت&amp;zwnj;های دولتی/ حکومتی را از بین برد و مانعی به وجود آورد بر نظارت مردم بر عملکرد ساختارهای دولتی. مخفی&amp;zwnj;کاری در عملکردهای دولت&amp;zwnj;های بعد از انقلاب، همان یادگار شورای انقلاب، دوام یافته است. در کل عملکرد شورای انقلاب کمکی به نهادینه کردن دموکراسی در ایران نکرد. این نکته باید مورد توجه افرادی قرار گیرد که خود را مشعل&amp;zwnj;دار آزادی در ایران معرفی کرده&amp;zwnj;اند، ولی هنوز ریز عملکردهای خود در شورای انقلاب را همچنان در سایه نگاه می&amp;zwnj;دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقایان مطهری، بهشتی و باهنر، سه نفر از پنج عضو اول شورای انقلاب، در طی سه سال اول بعد از انقلاب کشته شدند؛ و از آن&amp;zwnj;ها کتاب خاطره&amp;zwnj;ای باقی نمانده است. از میان پنج عضو اول شورای انقلاب دو نفر دیگر یعنی آقایان اکبر هاشمی و عبدالکریم موسوی اردبیلی زنده&amp;zwnj;اند. بسیاری از اعضای بعدی شورای انقلاب هم در سال&amp;zwnj;های بعد مغضوب شدند و برخی هم در سکوت روی در نقاب خاک کشیدند و برخی هم اطلاعات ناچیزی به جا گذاشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقایان قطب&amp;zwnj;زاده، بنی&amp;zwnj;صدر و حبیبی که از پاییز ۵۷ در پاریس به خدمت آیت&amp;zwnj;الله خمینی درآمده بودند، از جمله افرادی بودند که در فرایند توسعه شورای انقلاب در ابتدای بهار سال ۵۸ از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عضویت آن تعیین و منصوب شدند. به این ترتیب این سه نفر دوره&amp;zwnj;ای طولانی و به طور همزمان در کنار هم در شورای انقلاب فعال بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حسن حبیبی در پاییز سال ۵۷ در پاریس در گروه آیت&amp;zwnj;الله خمینی فعال بود، ولی در ضمن در گروه سه&amp;zwnj;نفره بنی&amp;zwnj;صدر، یزدی و قطب&amp;zwnj;زاده نبود. به این ترتیب حبیبی مسیری موازی آن&amp;zwnj; گروه پیمود. حبییی در ایران ماند و هنوز به حالت نیمه بازنشسته عمل می&amp;zwnj;کند. از او تاکنون یادداشت شخصی و کتاب خاطراتی در مورد عملکرد شورای انقلاب منتشر نشده است. آقای حبیبی در ۱۳۹۰ دچار یک حمله قلبی شد و مدتی را در قسمت مراقبت&amp;zwnj;های ویژه گذرانید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قطب&amp;zwnj;زاده در اولین حکم دولت بازرگان در روز ۲۳ بهمن ۵۷ رئیس سازمان رادیو و تلویزیون دولتی شد. قطب&amp;zwnj;زاده در پاییز ۱۳۵۸ وزیر امور خارجه شد. صادق قطب&amp;zwnj;زاده بعد مغضوب شد و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت در ۲۴ شهریور سال ۱۳۶۱ به اتهام کودتا توسط حکومت اسلامی اعدام شد. از قطب&amp;zwnj;زاده نوشته&amp;zwnj;ای درباره چند و چون عملکرد&amp;zwnj;ش در دوران عضویت او در شورای انقلاب منتشر نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;66&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/rev-council-b.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر در فاصله اول بهار ۵۸ تا آخر تیرماه ۵۹ به مدت ۱۶ ماه عضو و مدت شش ماه هم رئیس شورای انقلاب بود. با این&amp;zwnj;همه در فهرست طولانی نوشته&amp;zwnj;هایش، عملکرد&amp;zwnj; خودش در شورای انقلاب کمتر مورد اشاره او قرار گرفته&amp;zwnj;اند. آقای بنی&amp;zwnj;صدر در متن چهار صفحه&amp;zwnj;ای از شرح زندگانی خود فقط با یک جمله بسیار کوتاه هشت کلمه&amp;zwnj;ای به نقش خود در شورای انقلاب اشاره می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;در بهار ۱۳۵۸، وی عضو شورای انقلاب شد.&amp;raquo; {مرجع &amp;laquo;شرح زندگی بنی&amp;zwnj;صدر- وب&amp;zwnj;سایت آقای بنی&amp;zwnj;صدر&amp;raquo;}.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;شرح عملکرد ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در شورای انقلاب- منبع زندگی نامه بنی&amp;zwnj;صدر&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرح زندگانی آقای بنی&amp;zwnj;صدر نه تنها شامل هیچ یک از عملکردهای او در دوران شورای انقلاب نیست، بلکه حتی به موضوع مهم ارتقای او به منصب رئیسی شورای انقلاب در بهمن ۱۳۵۸ هم اشاره نمی&amp;zwnj;کند. این فراموشی تاریخی در پیوند با موضوعی به این مهمی جای بسی تعمق و بررسی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با توجه به عملکردهای محرمانه آن شورا، اعضای هنوز زنده شورای انقلاب این دین تاریخی را به مردم ایران دارند که فرایند تشکیل، گزینش، عملکرد و کشاکش قدرت در داخل حلقه شورای انقلاب، به طوری که واقعاً اتفاق افتادند را برای ثبت در تاریخ بیان کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;پی&amp;zwnj;نوشت&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش&amp;zwnj;های قبلی این سری نوشته در وب سایت رادیو زمانه به شرح زیر قابل دسترس است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;بخش هژدهم: جدال بر سر تعیین نخست وزیر &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot;&gt;بخش نوزدهم: شورای انقلاب (قسمت اول) &amp;ndash; آبان ۵۷ تا بهمن ۵۷&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای-میل نویسنده:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp; &lt;a href=&quot;mailto:sahab.sepehri1@gmail.com&quot;&gt;sahab.sepehri1@gmail.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/05/5984#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4763">آیت‌الله طالقانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1597">اکبر هاشمی رفسنجانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4764">حسن حبیبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4762">حق شرعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4477">شورای انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4479">صادق قطب‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D9%85%D8%B5%D9%84%D8%AD%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85">مجمع تشخیص مصلحت نظام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2889">مهدی بازرگان</category>
 <pubDate>Fri, 05 Aug 2011 18:04:38 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5984 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>شورای انقلاب- آبان ۵۷ تا بهمن ۵۷ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش نوزدهم از سه روز تاریخ‌ساز        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;252&quot; height=&quot;148&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/rev-coun-k_0.jpg?1312576377&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;او {آقای خمینی} عده&amp;zwnj;ای را تعیین کرده بود و عمدتاً از کسانی که اهل چون و چرا نباشند. در بسیاری از موارد می&amp;zwnj;نشستیم و تصمیات می&amp;zwnj;گرفتیم و بعد آقای خمینی می&amp;zwnj;زد توی دهن شورا. می&amp;zwnj;رفتیم آنجا که بایستیم جلوش، در آنجا همشون تسلیم می&amp;zwnj;شدند و اصلاً جرئت نمی&amp;zwnj;کردند بگویند کاری که ما کردیم صحیح است.&amp;raquo; ... &amp;laquo;بله در واقع شورای انقلاب این طوری بود.&amp;raquo; (درس تجربه- مصاحبه با ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر- صفحه ۷۶ نسخه دیجیتال، مطابق با صفحه ۱۸۴ چاپ کاغدی)&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش&amp;zwnj;های متوالی مجموعه &amp;laquo;سه&amp;zwnj;روز تاریخ&amp;zwnj;ساز&amp;raquo; هر یک دوره زمانی مشخصی را در فاصله نیمه دی ۵۷ تا آخر سال ۶۰ می&amp;zwnj;پوشاند. در تمامی بخش&amp;zwnj;های قبلی هر یک به نوعی به عملکرد شورای انقلاب اشاره شد. بخش شورای انقلاب کل دوره بین پاییز ۵۷ تا تابستان ۵۹ را می&amp;zwnj;پوشاند. با این تعبیر، بخش شورای انقلاب را باید در تلاقی بخش&amp;zwnj;های دیگر در نظر گرفت. عملکرد شورای انقلاب، همچون رشته&amp;zwnj;ای، تمامی رخدادهای تاریخ اخیر ایران از پاییز ۵۷ تا تابستان ۵۹ را به هم وصل می&amp;zwnj;کرد. بررسی عملکرد این شورا به صورت مستقل، نکات تازه&amp;zwnj;ای را در پیوند با بخش&amp;zwnj;های قبل روشن می&amp;zwnj;کند. تمامی درگیری&amp;zwnj;های جناحی از بهمن ۵۷ تا تابستان ۵۹ در داخل حلقه قدرت شورای انقلاب صورت گرفته است. دوئل در رده دوم ساختار قدرت بین بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر، از نیمه آبان ۵۸ به بعد به&amp;zwnj;عنوان مثال، نیز در داخل حلقه قدرت شورای انقلاب صورت گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مسیر بررسی&amp;zwnj;های مربوط به نوشته &amp;laquo;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز&amp;raquo;، فرصتی دست داد تا تحقیق بیشتری درباره شورای انقلاب انجام دهم. این بخش حاصل این بررسی است. بررسی&amp;zwnj;های تاریخی، مثل هر تحقیق پویای دیگر، باید خود را با داده&amp;zwnj;های تازه تطبیق دهند. موضوع نحوه تشکیل و عملکرد شورای انقلاب هنوز جای بررسی بسیار دارد و نوشته حاضر را هم باید قدمی کوچک در این روند در نظر گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش شورای انقلاب به دلیل طولانی بودن آن در دو قسمت عرضه می&amp;zwnj;شود. قسمت اول (نوشته حاضر) شامل دوره آبان ۵۷ تا نیمه بهمن ۵۷ می&amp;zwnj;شود و قسمت دوم شامل دوره نیمه بهمن ۵۷ تا آخر تیر ۵۹ است که در نوشته بعدی می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اعلام رسمی تشکیل شورای انقلاب- ۲۳ دی ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی که از ابتدای پاییز ۵۷ در نزدیکی پاریس اقامت داشت، در روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ خبر تشکیل شورای انقلاب را به&amp;zwnj;طور رسمی اعلام کرد. او در متن حکم تشکیل شورای انقلاب به صراحت نوشت: &amp;laquo;... به موجب حق شرعی و بر اساس رای اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به این جانب ابراز شده است در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهد کرد. ... &amp;raquo;. به این ترتیب آیت&amp;zwnj;الله خمینی به موجب &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; شورای انقلاب را تشکیل داد و به همین رویه هم تمامی اعضای شورای انقلاب را &amp;laquo;تعیین&amp;raquo; کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خبر تشکیل شورای انقلاب در تیتر بزرگ صفحه اول روزنامه&amp;zwnj;های کیهان و اطلاعات روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ چاپ شده است. متن کامل حکم/ فرمان تشکیل شورای انقلاب نیز با تاکید بر حق شرعی فقیه، در همان روز و در&amp;zwnj;&amp;zwnj; حالی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی هنوز در پاریس بود، منتشر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;218&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/rev-councill-kayhan.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که آیت&amp;zwnj;الله خمینی حتی در دوران اقامت در پاریس هم نظر قاطعی در مورد حق شرعی فقیه (پایه نظریه ولایت فقیه) داشت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در زمان اقامت در نجف در سال ۱۳۴۹ نظر خود در مورد حق شرعی فقیه (ولایت فقیه) را در کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی/ ولایت فقیه&amp;raquo; به تفصیل تشریح کرده بود. اهمیت کتاب&amp;zwnj;های &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; و تاثیر آن بر کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; که شامل بررسی روش&amp;zwnj;های اجرایی برای ایجاد یک حکومت اسلامی در جهان بود، در بخش مربوط به انقلاب فرهنگی تشریح شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید تاکید کرد که در زمان اعلام تشکیل شورای انقلاب (۲۳ دی ۵۷) کمتر کسی در مطبوعات به موضوع &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در متن آیت&amp;zwnj;الله خمینی توجه کافی کرد. در آن زمان &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; فقیه نه تنها برای بدنه جامعه، بلکه برای اکثر گروه معروف به فرهیختگان جامعه ایرانی هم موضوعی ناشناخته بود. ولی در همان زمان معدودی در جامعه بودند که با کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; واهمیت نقش حق شرعی در آن اشنا بودند، ولی این افراد هم ترجیح دادند که در مورد نقش حق شرعی در حکم تشکیل شورای انقلاب و تبعات آن ساکت بمانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پای&amp;zwnj;بندی آیت&amp;zwnj;الله خمینی به موضوع حق شرعی فقیه بعد از بازگشت او به ایران و اقامت در قم و تهران، در حمایت او از نقش ولایت فقیه در قانون اساسی در سال ۱۳۵۸، خود را نشان داد. به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود ادعاهای افرادی که مدعی هستند آیت&amp;zwnj;الله خمینی در دوران اقامت در پاریس نگرشی متفاوت از نگرش&amp;zwnj;های قبلی خود (در نجف) یا نگرش&amp;zwnj;های بعدی خود (در قم و تهران) در رابطه با حق شرعی فقیه (پایه ولایت فقیه) را دنبال می&amp;zwnj;کرد. این ادعا پایه&amp;zwnj;های تاریخی ندارد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نجف، پاریس، قم و تهران بر اساس حق شرعی فقیه عمل می&amp;zwnj;کرد و پی اجرای نظریه ولایت فقیه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منابع موجود نشان می&amp;zwnj;دهد که این ادعا که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس در پی عملکردی دیگر غیر از ولایت فقیه، مثل ولایت جمهور بود، نادرست است. چنین ادعاهایی در مرحله&amp;zwnj;های بعد توسط برخی مترجمان سابق او مطرح شده است. در قسمت دیگر این بخش زیر عنوان &amp;laquo;نقش مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس&amp;raquo; خواهیم دید گروهی معدود که در آن دوران در ظاهر نقش مترجم او را داشتند، در تظاهر به ترجمه از طرف او حرف&amp;zwnj;هایی را برای اهداف خاص خود به خبرنگاران ارائه داده&amp;zwnj;اند که منظور واقعی آیت&amp;zwnj;الله خمینی نبوده است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;عملکردهای عمومی اعضای شورای انقلاب&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جلسات شورای انقلاب در تمامی عمر ۲۱ ماهه آن، بین آبان ۵۷ تا آخر تیر ۵۹، به صورت مخفی برگزار می&amp;zwnj;شد. شماری از اعضای شورای انقلاب، بعد از خاتمه کار آن شورا، در مورد نحوه تشکیل و عملکرد اعضای آن، اطلاعات مهمی را منتشر کرده&amp;zwnj;اند. شرح آقای بنی&amp;zwnj;صدر در مورد نحوه انتخاب و عملکرد اعضای شورای انقلاب که در ابتدای این بخش آمد، یکی از آن مورد&amp;zwnj;ها است. تعداد دیگری از اعضای شورای انقلاب هم در مورد نحوه تشکیل و عملکرد آن مطالب جالبی نوشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;500&quot; height=&quot;72&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tajrobeh-76.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرح آقای بنی&amp;zwnj;صدر در مورد شورای انقلاب شامل دو نکته مهم است: نکته مهم اول این است که تمامی اعضای شورای انقلاب توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی &amp;laquo;تعیین&amp;raquo; شدند. اهمیت این نکته در آن است که برخی افراد بی&amp;zwnj;اطلاع در مورد تاریخ اخیر ایران، در تکلیف&amp;zwnj;های دانشجویی خود، به این توهم دامن زده&amp;zwnj;اند که انتخاب اعضای شورای انقلاب به&amp;zwnj;طور مستقل از طرف آیت&amp;zwnj;الله مطهری صورت می&amp;zwnj;گرفت و اعضای شورای انقلاب در مقابل آیت&amp;zwnj;الله خمینی استقلال رای داشتند. روایت آقای بنی&amp;zwnj;صدر و نیز روایت&amp;zwnj;های اعضای دیگر آن شورا نشان می&amp;zwnj;دهند تمامی اعضای شورای انقلاب، بدون استثنا، توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی تعیین و منصوب شدند و از این نظر همگی کارگزاران اجرایی او بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع &amp;laquo;نحوه عملکردهای&amp;raquo; اعضای آن شورا نکته مهم دوم در آن روایت بنی&amp;zwnj;صدر است. با کنار هم گذاشتن قطعات اطلاعات از منابع مختلف دیده می&amp;zwnj;شود که اعضای شورای انقلاب، با وجود برخی اختلاف نظرهای شخصی و رقابت&amp;zwnj;های فردی بر سر قدرت، در مجموع عملکردی مشابه داشتند. منابع موجود، به عنوان شاهد، نشان می&amp;zwnj;دهند که هیچیک از اعضای شورای انقلاب، در تمامی دوران عملکرد آن، در اعتراض به شیوه عملکرد عمومی اعضای دیگر آن شورا استعفا نداد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اعضای خودمحور شورای انقلاب در خاطرات بعدی خود سعی کرده&amp;zwnj;اند نقش خویش در شورای انقلاب را از نظر دانایی، شجاعت یا اعتقاد به اصول آزادی متفاوت از بقیه اعضا نشان بدهند. بررسی&amp;zwnj;های تطبیقی چنین ادعاهایی را تایید نمی&amp;zwnj;کنند. برای بررسی صحت روایت افراد از عملکردهای ویژه خود در جلسه&amp;zwnj;های مخفی شورای انقلاب می&amp;zwnj;توان از بررسی تطبیقی عملکردهای علنی همان افراد استفاده کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای مثال افرادی که در مورد رفتارهای علنی خود در منظر عمومی داستان&amp;zwnj;های نادرست در جهت توجیه عملکردهای بعدی خود ارائه داده&amp;zwnj;اند، طبیعتاً در مورد ادعای عملکردهای خاص در جلسه های مخفی شورای انقلاب هم می توانند مشابه عمل کرده باشند. با یک بررسی تطبیقی دیده می&amp;zwnj;شود چنین افرادی می&amp;zwnj;توانند در جهت ارائه تصویری مناسب از خود، داستان&amp;zwnj;های نادرست پیرامون عملکرد خویش در جلسات مخفی شورای انقلاب ارائه بدهند. به طوری که در بخش&amp;zwnj;های قبلی ملاحظه شد در نیمه آبان سال ۱۳۵۸ شورای انقلاب تمامی ساختار دولت را در خود جذب کرد و به صورت حلقه بسته قدرت درآمد. با مطالعه شرح آقای بنی&amp;zwnj;صدر، در مورد نحوه تشکیل و رویه&amp;zwnj;های عملکرد اعضای شورای انقلاب، چند سوال مطرح می&amp;zwnj;شود: آیا تشکیل و عملکرد شورای انقلاب به عنوان حلقه بسته قدرت را باید به مثابه آزادی/ توحید یا به عنوان زور/ سلطه طبقه&amp;zwnj;بندی کرد؟ توجیه عضویت طولانی در این شورا برای افرادی که داعیه آزادگی و استقلال داشته&amp;zwnj;اند و مخالفان خود را به پیروی زور و سلطه بر دیگران متهم کرده و آنان را قدرت&amp;zwnj;مدار خوانده&amp;zwnj;اند، چه می&amp;zwnj;توانسته باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;سابقه تاسیس شورای انقلاب- آبان ۵۷&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه اعلام رسمی تشکیل شورای انقلاب در ۲۳ دی ۱۳۵۷ صورت گرفت، ولی تاسیس شورای انقلاب در عمل به نیمه اول پاییز ۵۷ برمی&amp;zwnj;گردد؛ دورانی که شاه هنوز در کاخ نیاوران در شمال تهران مستقر بود و آیت&amp;zwnj;الله خمینی پس از ترک شهر نجف در عراق تازه در نوفل&amp;zwnj;لوشاتو، شهرکی در شمال پاریس، ساکن شده بود. این&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دورانی است که انقلاب وارد فاز نهایی خود شد که تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ادامه یافت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان پاییز سال ۱۳۵۷ برای عملکرد خود موقعیتی فراقانونی به وجود آورد. به این معنی که عملکر آیت&amp;zwnj;الله خمینی به صورتی بود که قانون از رویه&amp;zwnj;های او پیروی می&amp;zwnj;کرد و نه برعکس آن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آبان سال ۱۳۵۷ آیت&amp;zwnj;الله خمینی آقای مرتضی مطهری را به تشکیل مقدمات شورای انقلاب در تهران &amp;laquo;مامور کرد&amp;raquo;؛ در حالی که تا آن زمان هیچ قانون یا رویه&amp;zwnj;ای برای تشکیل شورای انقلاب وجود نداشت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی شورای انقلاب را تشکیل داد تا ابزار دستش باشد. او شورای انقلاب را تشکیل نداد تا ناظری بر کارهایش یا آقا بالاسری برای تصمیم&amp;zwnj;هایش به وجود آورد. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد &amp;laquo;فرایند تشکیل شورای انقلاب&amp;raquo;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/10/post_132.html&quot;&gt;این&amp;zwnj;جا&lt;/a&gt;&amp;nbsp;را کلیک کنید.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
آیت&amp;zwnj;الله خمینی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;گونه که در متن اعلامیه تشکیل شورای انقلاب هم نوشته است روش انتخاب اعضای شورای انقلاب را &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; خود می&amp;zwnj;دانست. موضوع حقوق شرعی خاص مرجع تقلید (فقیه) یکی از پایه&amp;zwnj;های &amp;laquo;مکتب اصولی&amp;raquo; است که ظرف ۲۰۰ سال گذشته نظریه مسلط در شیعه دوازده امامی (امامیه) در کشورهای شیعه شامل ایران، عراق و لبنان بوده است. موضوع حق شرعی فقیه و عملکرد مرجع تقلید موضوعی بسیار مهم در مکتب اصولی شیعه امامی است. اگرچه متفکران مکتب اصولی با یکدیگر در مورد &amp;laquo;دامنه&amp;raquo; اجرایی حق شرعی مرجع تقلید (فقیه) اختلاف نظر دارند، ولی وجود حقوق شرعی برای مرجع تقلید مورد قبول عمومی آن&amp;zwnj;ها است. بررسی تطبیقی دامنه حق شرعی مرجع تقلید (فقیه) از نظر متفکران متفاوت مکتب اصولی جزو هدف&amp;zwnj;های این نوشته نیست. در این&amp;zwnj;جا باید اضافه کنم که هدف این نوشته بررسی درستی یا نادرستی حق شرعی فقیه نیست. این&amp;zwnj;ها موضوع&amp;zwnj;های بسیار مهمی هستند و هریک احتیاج به نوشته&amp;zwnj;های مستقلی دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عملکرد گروه سه نفره مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس- پاییز ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک گروه سه&amp;zwnj;نفره، در میان افرادی که از ابتدای دوران اقامت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس (نوفل لوشاتو) به او خدمت می&amp;zwnj;کردند، در پاییز ۵۷ مشهور شد. این گروه شامل آقایان ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، ابراهیم یزدی و صادق قطب&amp;zwnj;زاده بود. اعضای این گروه سه نفره (با وجود رقابت&amp;zwnj;های پیوسته با یکدیگر) رویه&amp;zwnj;هایی مجزا از دیگر اطرافیان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس داشتند که سبب شد در منابع متعدد از آن&amp;zwnj;ها به عنوان یک گروه نام برده شود. برای مثال می&amp;zwnj;توان از حسن حبیبی و صادق طباطبایی نوشت که آن&amp;zwnj;ها هم در پاییز سال ۵۷ جز گروه همراهان در خدمت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس بودند؛ ولی در هیچ نوشته&amp;zwnj;ای از آن&amp;zwnj;ها، به عنوان افراد وابسته آن گروه سه نفره ذکر نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بارزترین نقش افراد آن گروه سه نفره (بنی&amp;zwnj;صدر، یزدی وقطب&amp;zwnj;زاده) در دوران پاریس ایفای نقش مترجمی در خلال مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی با خبرنگاران خارجی بود. نوشته&amp;zwnj;های موجود نشان می&amp;zwnj;دهد که این گروه سه نفره از همان پاییز ۵۷ باهم رقابت داشتند. اعضای این گروه، علاوه بر نقش مترجمی، به صورت فردی و جمعی فعالیت&amp;zwnj;های دیگری هم کردند. عملکرد پیچیده افراد این گروه سه نفره در تظاهر به نزدیکی بیشتر به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نوشته&amp;zwnj;های متعددی منعکس شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پاییز سال ۱۳۵۷ تمامی اعضای شورای انقلاب، ساکن در ایران بودند. به این صورت تا زمانی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس مستفر بود، هیچ یک از اعضای آن گروه سه نفره به عضویت در شورای انقلاب معین نشد.(مرجع: کتاب درس تجربه: صفحه ۷۵} پس از بازگشت آیت&amp;zwnj;الله خمینی به ایران هر سه نفر خیلی سریع به عضویت در شورای انقلاب یا پست&amp;zwnj;های کلیدی دیگر تعیین شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقاله احمد رافت درباره نقش مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی- ۱۶ فروردین ۱۳۹۰&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با توجه به این&amp;zwnj;که حکم/ فرمان تشکیل شورای انقلاب در روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ در صفحه اول کیهان هم چاپ شده بود و متن آن انتشار عمومی داشته، واضح است گروه سه نفره مترجمان او در فرانسه در جریان اهمیت موضوع نقش &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی باهدف تشکیل شورای انقلاب به عنوان اولین مرحله از ایجاد حکومت اسلامی بوده&amp;zwnj;اند. به اضافه آن&amp;zwnj;که آقای بنی&amp;zwnj;صدر (یکی از اعضای&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان گروه سه نفره مترجمان) حتی از سال ۱۳۴۹ از نقش کلیدی ولایت فقیه در متن کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; مطلع بوده و او در سال ۱۳۵۲ هم در کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; به این موضوع تصریح کرده است. در این مورد به بخش انقلاب فرهنگی مراجعه کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این وجود این تصویری نبود که مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در آن زمان به جهانیان ارائه می&amp;zwnj;دادند. احمد رافت در مقاله&amp;zwnj;ای که در فروردین سال ۱۳۹۰ منتشر شده است به واگویی آن دوران پرداخته است. برای دسترسی به مقاله نوشته احمد رافت&lt;a href=&quot;http://www.khodnevis.org/index.php?news=12105&quot;&gt;&amp;nbsp;اینجا&lt;/a&gt;&amp;nbsp;را کلیک کنید.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این مقاله اخیر احمد رافت که در آن زمان خود روزنامه&amp;zwnj;نگاری مقیم اروپا بوده است، نقل می&amp;zwnj;کند که افرادی به&amp;zwnj;خصوص در آن زمان نگذاشتند واقعیت حرف&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی از طریق رسانه&amp;zwnj;ها به مردم برسد. احمد رافت می&amp;zwnj;گوید گروه مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس از ما می&amp;zwnj;خواستند که همان حرف&amp;zwnj;های آقای خمینی را ترجمه نکنیم؛ بلکه ترجمه&amp;zwnj;ای که این آقایان یا مترجمان این آقایان به زبان خارجی می&amp;zwnj;گذاشتند را مخابره کنیم. یک بار یک خانم خبرنگار ایتالیایی از آقای خمینی پرسید اگر شما به ایران برگردید و حکومت را به دست بگیرید، سیاست&amp;zwnj;های&amp;zwnj;تان در مورد زنان چه خواهد بود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
آقای خمینی گفت: &amp;laquo;در اسلام موقعیت زنان مشخص شده.&amp;raquo; مترجم این گفته را ترجمه کرد: &amp;laquo;آن چه خواست مردم ایران باشد.&amp;raquo; ... شخص دیگری که در آن دوران نقش مترجمی را برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی داشت، به روایت احمد رافت، در همین رابطه گفت: &amp;laquo;ما نمی توانستیم بگذاریم آقای خمینی هر چه دلش می&amp;zwnj;خواست بگوید.&amp;raquo; به تعبیر احمد رافت آن شخص &amp;laquo;اعتراف کرد که صحبت&amp;zwnj;های آقای خمینی به نوع دیگری متناسب با خواست جامعه بین&amp;zwnj;المللی ترجمه شد.&amp;raquo; برای شرح کامل نوشتار مقاله احمد رافت در این موردها به خود مقاله مراجعه کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقش مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس به گفته خودشان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بنی&amp;zwnj;صدر در صفحه ۵۸ چاپ دیجیتال کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo; که در سال ۱۳۸۰ منتشر شد، نکته&amp;zwnj;ای را در پیوند با نحوه ترجمه مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی گفته است که در واقع شاهد مقاله احمد رافت است که به تازگی منتشر شده است. بنی&amp;zwnj;صدر در مورد اولین ملاقات بین خبرنگار روزنامه لوموند و آیت&amp;zwnj;الله خمینی اظهار داشته است: &amp;laquo;این هیات {از روزنامه لوموند} که عازم عراق بود و از آن جا به نجف رفت. این طور عمل کردیم و گفتیم، شما سوالات خود را بدهید و برای این که ایشان حاضر شود، ما این سوالات را قبلا برای او می فرستیم و اگر مناسب دانست و موافقت کرد، مصاحبه خواهد کرد. ما این سوالات را گرفتیم و جواب ها را هم خودمان در پاریس تهیه کردیم که یکی از آن سوالات این است که حکومت مورد توجه شما چیست؟ ما هم در جواب نوشتیم یعنی از قول آقای خمینی که ما حکومت ملی می&amp;zwnj;خواهیم به معنای این که حکومتی باشد بر پایه آزادی و استقلال. بدین&amp;zwnj;ترتیب، وقتی آن هیات خبرنگاران رفتند به نجف، او چون حالا سوال&amp;zwnj;ها و جواب&amp;zwnj;ها دستش بود، پذیرفت که مصاحبه کند.&amp;raquo; در این صورت اگر کسی به نوشته آن مصاحبه مرجع (رفرنس) بدهد باید در نظر بگیرد که این متن &amp;laquo;ما حکومت ملی می&amp;zwnj;خواهیم&amp;raquo; نقطه&amp;zwnj;نظر خاص آن مترجم به نقل قول فرضی از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img width=&quot;500&quot; height=&quot;129&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tajrobeh-58.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با کنار هم گذاشتن دو نوشته احمد رافت و ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، اینک تصویر بهتری از نقش مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس به دست می&amp;zwnj;آید. به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود جواب&amp;zwnj;هایی که مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی از طرف او به خبرنگاران خارجی ارائه می&amp;zwnj;دادند، منظور واقعی آیت&amp;zwnj;الله خمینی نبوده است؛ بلکه جواب&amp;zwnj;های دلخواه آن مترجمان بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمونه علنی روش ترجمه دوگانه متن را می&amp;zwnj;توان در مصاحبه کوتاه با آیت&amp;zwnj;الله خمینی در هواپیمای ایرفرانس قبل از رسیدن به تهران دید. خبرنگار از او پرسید: &amp;laquo;اینک که بعد از ۱۵ سال تبعید به میهن برمی&amp;zwnj;گردید چه احساسی دارید؟&amp;raquo; آیت&amp;zwnj;الله خمینی هم فقط یک کلمه گفت: &amp;laquo;هیچ&amp;zwnj;چی.&amp;raquo; صادق قطب&amp;zwnj;زاده که در این زمان مترجم بود صحبت او را به درستی ترجمه نکرد، بلکه با حاضر جوابی خاص خود، صحبت آیت&amp;zwnj;الله خمینی را به صورت زیر ترجمه کرد: &amp;laquo;او اظهار نظری نمی&amp;zwnj;کند .&amp;raquo;[1] تفاوت &amp;laquo;هیچ چی&amp;raquo; با &amp;laquo;او اظهار نظری نمی کند&amp;raquo; آشکار است. این نحوه دگرگونه ترجمه در منظر علنی اتفاق می&amp;zwnj;افتد. می&amp;zwnj;توان تصور کرد که اختلاف جواب&amp;zwnj;ها در شرایط غیر علنی تا چه مقدار می توانسته باشد. برای دیدن آن مصاحبه در هواپیما&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=ZPpB-r5mMCI&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;&amp;nbsp;کلیک کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این رویه منحصر به قطب&amp;zwnj;زاده نبود و به گفته آقای بنی&amp;zwnj;صدر در صفحه ۵۸ کتاب درس تجربه، دیگر مترجمان او در پاریس هم از همین رویه پیگیری می&amp;zwnj;کردند.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان طوری که آقای بنی&amp;zwnj;صدر در کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo; نشان داده است، مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در دوران پاریس، با این استدلال که او با زبان خارجی آشنا نیست، ابتدا پرسش&amp;zwnj;های خبرنگاران را به دست می&amp;zwnj;آوردند. بعد جواب آن&amp;zwnj;ها را به نحو مطلوب خود، ولی در ظاهر از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی تهیه می&amp;zwnj;کردند. در مرحله سوم جواب&amp;zwnj;های مطلوب خود را از قول آیت&amp;zwnj;الله خمینی برای&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خبرنگاران &amp;laquo;تظاهر به ترجمه&amp;raquo; می&amp;zwnj;کردند. اضافه بر این، حتی پرسش&amp;zwnj;های خاص خود را به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خبرنگاران ارائه می&amp;zwnj;دادند و در مرحله بعد جواب&amp;zwnj;های مطلوب خود را از قول آیت&amp;zwnj;الله خمینی می&amp;zwnj;نوشتند. نمونه چنین موردهایی در صفحه ۶۷ کتاب درس تجربه توضیح داده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به این ترتیب با جمع کردن دو نوشته رافت و بنی صدر آشکار می شود که به واقع این گروه سه نفره فقط نقش مترجمی را برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی انجام نمی&amp;zwnj;دادند. بلکه هر یک از آن سه نفر در عمل نیت&amp;zwnj;ها و هدف&amp;zwnj;های خاص خود را دنبال می&amp;zwnj;کردند و در نهایت برنامه&amp;zwnj;های خودشان را در سخنان آیت&amp;zwnj;الله خمینی می&amp;zwnj;گنجاندند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ترجمه&amp;zwnj;های دوگانه و ولایت مورد نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با وجود آن که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در متن حکم تشکیل شورای انقلاب به نقش حق شرعی (پایه نظریه ولایت فقیه) تاکید داشته است، ولی یکی از این موارد ادعایی این است که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در زمان اقامت در پاریس در پی ولایت جمهور بوده است. این ادعا فقط از طرف جریانی خاص صورت می&amp;zwnj;گیرد. با عنایت به بخش&amp;zwnj;های قبل اینک قطعات این معمای تاریخی کنار هم آمده&amp;zwnj;اند و نشان می&amp;zwnj;دهند آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نجف به دنبال ولایت فقیه بود و در پاریس هم در این نظر تغییری نداده بود. او بعد از بازگشت به ایران هم همان خط ولایت فقیه را دنبال می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان رویه&amp;zwnj;های مشکوک در پاریس در طی پاییز و زمستان ۵۷ هنوز هم ادامه دارد. این افراد به این ترتیب برای توجیه برنامه&amp;zwnj;های حال خود به صحبت&amp;zwnj;هایی استناد می&amp;zwnj;کنند که قبلاً خود&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان صحبت&amp;zwnj;ها را در ظاهر از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی ترجمه کردند؛ ولی اینک آشکار است آن صحبت&amp;zwnj;ها به واقع منظور آیت&amp;zwnj;الله خمینی نبوده است بلکه نظرات خاص خود&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان افراد است. یکی از این موارد&amp;zwnj; استناد نادرست به حرف&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس در مورد ولایت جمهور است.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطوری که در ابتدا در متن حکم تشکیل شورای انقلاب دیدیم آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس هم به دنبال اعمال &amp;laquo;حق شرعی فقیه&amp;raquo; بود. او در آن حکم حتی کوچک&amp;zwnj;ترین اشاره&amp;zwnj;ای به ولایت جمهور یا چیزی شبیه با آن نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با ترکیب نوشته&amp;zwnj;های بنی صدر و رافت آشکار می&amp;zwnj;شود که به عملکرد خاص آن گروه سه نفره در دوران اقامت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس فقط عنوان ترجمه اطلاق نمی&amp;zwnj;شود و باید واژه&amp;zwnj;های دیگری برای آن یافت. گروه سه نفره، با عملکردهای علنی و غیر علنی و خاص خود، سرنوشتی بسیار عجیب و تقریباً مشابه را طی کردند. هر سه نفر به رشدی نجومی در داخل ساختار جمهوری اسلامی دست یافتند ولی هیچ یک عاقبت به خیر نشدند. به زبان ساده، سرنوشت هر سه نفر این درس تاریخی را تکرار کرد که عاقبت توطئه کردن خود دچار توطئه شدن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استناد به آن ترجمه&amp;zwnj;های دوگانه از صحبت&amp;zwnj;های منسوب به آیت&amp;zwnj;الله خمینی تا به امروز ادامه یافته است و افراد فعال باقیمانده از آن گروه سه نفره هنوز هم همان رویه&amp;zwnj;های دوگانه را دنبال می&amp;zwnj;کنند. این افراد هنوز به ترجمه&amp;zwnj;های دوگانه از صحبت&amp;zwnj;های منسوب به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس، در جهت اهداف خود، استناد می&amp;zwnj;کنند. با بازنگری صحبت&amp;zwnj;های رافت و بنی&amp;zwnj;صدر مشخص می&amp;zwnj;شود که این استنادهای منسوب به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در خلال مصاحبه با خبرنگاران خارجی به واقع نیات فعلی خودشان است؛ ولی آن حرف&amp;zwnj;ها را از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی نقل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زنان در پوشیدن چادر مختارند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک بررسی دقیق از مقایسه متن مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی در زمان اقامت او در پاریس با خبرنگاران خارجی و خبرنگاران فارسی&amp;zwnj;زبان هم نکات تازه&amp;zwnj;ای را روشن می&amp;zwnj;کند. در مصاحبه های فارسی، چون جواب&amp;zwnj;ها از فیلتر مترجمان نمی&amp;zwnj;گذشتند، جواب&amp;zwnj;ها صریح و به واقعیت&amp;zwnj;های فکری او بسیار نزدیک&amp;zwnj;تر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;توان به مصاحبه خبرنگار کیهان در روز اول بهمن 57 (صفحه سوم) اشاره کرد: &amp;laquo;امام خمینی: زنان در پوشیدن چادر مختارند.&amp;raquo; عین متن مطلب: &amp;laquo;در مورد این سوال که آیا در جمهوری اسلامی آینده ایران پوشیدن چادر برای زنان اجباری خواهد بود یا نه، امام خمینی جواب داد: &amp;quot;زن مسلمان به دلیل تربیت اسلامی خود پوشیدن چادر را انتخاب کرده است. در آینده زنان آزاد خواهند بود که در این&amp;zwnj;باره خود تصمیم بگیرند. ما فقط لباس&amp;zwnj;های جلف را ممنوع خواهیم کرد&amp;quot;.&amp;raquo; به طوری که ملاحظه می کنید در این مصاحبه صحبتی از &amp;laquo;اختیاری بودن حجاب&amp;raquo; نشده است، صحبت بر سر &amp;laquo;اختیاری بودن چادر&amp;raquo; شده است. تفاوت بین این دو موضوع در زبان فارسی واضح است. در این مورد چون جواب آیت&amp;zwnj;الله خمینی از فیلتر مترجمان او نگذشت آن&amp;zwnj;ها نتوانستند جواب را به صورت &amp;laquo;زنان در پوشیدن حجاب مختارند&amp;raquo; ترجمه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی گفته است که او در اسفند 57 به قم می&amp;zwnj;رود تا از او بخواهد به قول خویش در پاریس در مورد &amp;laquo;اختیاری بودن حجاب&amp;raquo; وفادار بماند. این ادعایی ثابت نشده باقی مانده است؛ ولی حتی با فرض درستی آن نیز می&amp;zwnj;توان حدس زد که احتمالا آیت&amp;zwnj;الله خمینی به آن مترجم گوشزد کرده که در پاریس تنها گفته است: &amp;laquo;زنان در پوشیدن چادر مختارتند.&amp;raquo; آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس در مورد &amp;laquo;اختیاری بودن حجاب&amp;raquo; صحبتی نکرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تفاوت ترجمه ها در پاریس و در تهران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی در تهران هم تعدادی مصاحبه با خبرنگاران خارجی انجام داد. بعد از اقامت او در تهران انحصار ترجمه هم از آن گروه سه نفره خارج و رویه مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی هم عوض شد. بررسی مصاحبه&amp;zwnj;های او در تهران نکات تازه&amp;zwnj;ای را روشن می&amp;zwnj;کند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مصاحبه&amp;zwnj;هایی که در ایران انجام شد نظرات خود را صریح بیان کرده است. با این اطلاعات اینک می&amp;zwnj;توان موضوع اختلاف متن مصاحبه&amp;zwnj;های او در پاریس و تهران را از نگاهی تازه بررسی کرد. مترجمان او در تهران، برخلاف پاریس، آشکارا محدود به یک گروه کوچک (سه نفره) نبود که جواب&amp;zwnj;های منسوب به او را خودشان می&amp;zwnj;بریدند و خودشان می&amp;zwnj;دوختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تعدادی افراد در سال&amp;zwnj;های اخیر از متن مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی در دوران اقامت او در پاریس جدول&amp;zwnj;های مقایسه تهیه کرده&amp;zwnj;اند تا نشان دهند او به آن چه در پاریس گفته بود وفادار نبوده است. این چنین افرادی، ساده&amp;zwnj;انگارانه، نقش مترجمان او آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این زمینه را در نظر نگرفته&amp;zwnj;اند. این افراد، با در نظر گرفتن عامل نقش مترجم، به سادگی متوجه می&amp;zwnj;شوند که جواب&amp;zwnj;های منسوب به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مصاحبه با خبرنگاران خارجی به واقع تصوری بود که گروه سه نفره مترجمان او در پاریس، هر یک با توجه برنامه&amp;zwnj;های خاص آشکار و پنهان خود، می خواستند به جامعه ارائه بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به&amp;zwnj;طور خلاصه نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی در سفر از نجف به پاریس و در سفر از پاریس به تهران عوض نشده بود. به هر صورت متن حکم/ فرمان تاسیس شورای انقلاب در ۲۳ دی ۱۳۵۷ به فارسی ارائه شد و از فیلتر گروه مترجمان او نگذشت و به این ترتیب آن متن نشانه تفکرات شخصی آیت&amp;zwnj;الله خمینی و نه نظر مترجمان او بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ملاقاتی که در پاریس صورت نگرفت- ۸ بهمن ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از رخدادهای مهم دوران انقلاب ملاقاتی بود که در روز ۸ بهمن ۵۷ در پاریس صورت نگرفت. مهندس بازرگان و آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (از طرف شورای انقلاب مقیم تهران) در هفته اول بهمن ۵۷زمینه یک ملاقات شخصی بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار (آخرین نخست&amp;zwnj;وزیر شاه) را فراهم کرده بودند. بر مبنای این توافق اولیه، قرار شده بود شاپور بختیار در روز هشتم بهمن ۵۷ به پاریس برود و با آیت&amp;zwnj;الله خمینی به&amp;zwnj;طور شخصی ملاقات کند. این ملاقات در عمل صورت نگرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سابقه آشنایی بازرگان و بختیار به مبارزه&amp;zwnj;های جبهه ملی در دهه ۱۳۳۰ برمی&amp;zwnj;گردد؛ ولی بازرگان و بختیار در دو طرف طیف جبهه ملی قرار داشتند. بازرگان وابسته به جناح مذهبی و بختیار در بخش دیگر جبهه ملی فعال بود. این دو جناح جبهه ملی اختلاف&amp;zwnj;های زیاد در ایدئولوژی و عملکرد سیاسی خود داشتند، ولی این دو جناح&amp;zwnj; جبهه ملی، با وجود اختلاف نظر&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان، در مخالفت با جناح&amp;zwnj;های چپ و دموکرات، با هم هم&amp;zwnj;نظر بودند. به نظر می&amp;zwnj;رسد کوشش بازرگان در تشکیل ملاقات بین شاپور بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی نیز حول قسمت هم&amp;zwnj;نظری آن دو جناح جبهه ملی در مقابله با جناح چپ و دموکرات ایران صورت گرفت. ابراهیم نبوی و سعید بشیرتاش در مجموعه نوشته &amp;laquo;روزشمار انقلاب&amp;raquo; (منتشر شده در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه- هفتم بهمن) نوشته&amp;zwnj;اند: &amp;laquo;بختیار مجدداً از طریق مهندس بازرگان از شورای انقلاب خواست که سریعاً به بسته پیشنهادی او پاسخ بدهند و اعلام می&amp;zwnj;کند که اگر با بسته پیشنهادی او موافقت نشود، اوضاع وخیم&amp;zwnj;تر شده و با نفوذی که چپی&amp;zwnj;ها پیدا کرده&amp;zwnj;اند مملکت رو به نابودی می&amp;zwnj;رود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاپور بختیار، به عنوان مقدمه این ملاقات، نامه&amp;zwnj;ای برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرستاد که متن کامل آن در روزنامه&amp;zwnj;ها هم منتشر شد. در بخشی از آن نامه بختیار اظهار کرد: &amp;laquo;اجازه بفرمایید که هر تغییری در نظام مملکت از راه صحیح و سالم و آرامش بر طبق سنن دموکراتیک مقبول در تمام جهان انجام گیرد. مبادا خدای ناخواسته پس از یک ربع قرن سیطره خودکامگی و درنده&amp;zwnj;خویی مطلق و فساد عام، شامل دوباره گرفتار مصیبتی عمیق&amp;zwnj;تر و بلایی بزرگتر گردیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اطلاعات موجود نشان می&amp;zwnj;دهد که قرار بوده در ملاقات پاریس زمینه&amp;zwnj;های مورد نیاز برای امکان تغییر در نظام سیاسی ایران از طریق مذاکره و مصالحه (ازجمله از طریق انتخابات یا رفراندم) بررسی شود. بر این مبنا به نظر می&amp;zwnj;رسد هدف آن بوده که گروه شورای انقلاب و بازرگان/ بهشتی از یک طرف و شاپور بختیار از طرف دیگر بتوانند در تهران در مورد روش&amp;zwnj;های اجرایی برای انتقال قدرت از طریق مصالحه، مذاکره را ادامه دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برنامه این ملاقات بین بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی بعد از چانه&amp;zwnj;زنی&amp;zwnj;های بسیار در سطح شورای انقلاب (منتخب آیت&amp;zwnj;الله خمینی) و شورای عالی امنیت ملی (دولت بختیار) توافق شد و انتشار علنینامه بختیار به آیتالله خمینی در روزنامه هم به دنبال همین توافق قبلی صورت گرفت. برنامه این ملاقات بین آیتالله خمینی و شاپور بختیار، با وجود سعی بسیار در زمینه سازی و برنامه ریزی آن در ایران، در پاریس متوقف و سپس در آخرین لحظه لغو شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دنبال لغو این ملاقات در روز نهم بهمن سال ۱۳۵۷ ناظران سیاسی و خبرنگاران خارجی شرایط ایران را در مرحله قبل از یک جنگ داخلی ارزیابی کردند. ترجمه این ارزیابی&amp;zwnj;های خبرنگاران خارجی در روزنامه کیهان روز&amp;zwnj;های بعد از ۱۰ بهمن ۱۳۵۸ منتشر شده است. پیشبینی وقوع جنگ داخلی در کمتر از دو هفته و در فاصله روز&amp;zwnj;های ۲۰ تا ۲۲ بهمن با کودتای ناموفق لشکر گارد و قیام خونین بعد از آن صورت گرفت. به این ترتیب یک امکان مهم برای بررسی تغییر در نظام سیاسی ایران با مسالمت و از طریق انتخابات از بین رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع لغو دیدار بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار در پاریس در نوشته های متعددی مورد اشاره قرار گرفته است؛ ولی کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo;، نوشته محمد جعفری، آن را به صورت مشروح در چندین صفجه بیان داشته است. محمد جعفری برای مدتی سردبیر و مسئول روزنامه &amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; بود که ابوالحسن بنی صدر صاحب امتیاز آن بود. رابطه دوستانه بین جعفری و بنی صدر به بیشتر از یک دهه قبل از انقلاب می رسد و هنوز ادامه یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمد جعفری، در کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo;، در چندین صفحه (از صفحه ۲۳۰ به بعد)، شرح می دهد که چگونه عملکرد خاص بنی صدر، در رقابت با یزدی (؟)، عضو دیگر گروه سه نفره، که به خط سیاسی بازرگان نزدیک بود، زمینه ای شد که ملاقات برنامه ریزی شده بین آیت لله خمینی و شاپور بختیار در پاریس به هم خورده و در نهایت برنامه این ملاقات مهم در پاریس لغو شود. این مطلب در چندین صفحه است، ولی فقط بخشی از این کتاب به صورت تصویر زیر عرضه می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;422&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/bahman-8-.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خلاصه تصویر صفحه ۲۳۰ کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo; به صورت زیر است: &amp;laquo;آقای بنی صدر به فردوسی&amp;zwnj;پور گفت: در صورت پذیرفتن بختیار قبل از استعفا، آقا رفتنی است و بختیار ماندنی.&amp;raquo;... &amp;laquo;این حرکت که راه افتاده است دیگر بر نمی&amp;zwnj;گردد و آقا از آن ترسی نداشته باشند. طوفان در راه است و می&amp;zwnj;رود تا به نتیجه برسد.&amp;raquo;... &amp;laquo;ولی من به او گفتم که به آقا بفرمائید: آقا مرجع تقلید است و هر لحظه نمی&amp;zwnj;تواند نظرش را عوض کند. آخر این مردم نمی&amp;zwnj;گویند که این چه مرجع تقلیدی است که هر لحظه نظرش عوض می&amp;zwnj;شود. آقا که بازیگر سیاسی نیست. مرجع تقلید است.&amp;raquo;... &amp;laquo;حالا که که آن را با فرانس پرس داده&amp;zwnj;اید، خدا خواهی شده است و آنچه که باید بشود شده است.&amp;raquo;... &amp;laquo;آقا گفت حق با بنی صدر است و مردم مرا مرجع قبول دارند و نه سیاستمدار و نمی&amp;zwnj;توانم هر لحظه نظرم را عوض کنم و احمد اضافه می&amp;zwnj;کند که &amp;laquo;خیر همین بوده که انجام شده است.&amp;raquo;&amp;raquo; به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که چگونه با عملکرد خاص بنی صدر (به شرح بالا) ملاقاتی، که قرار بود در پاریس زمینه مذاکرات برای انتقال مسالمت آمیز در ساختار سیاسی را در تهران را به وجود بیاورد، در عمل صورت نگرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;طوفان بعد از ملاقاتی که صورت نگرفت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طوفانی که یکی از شرایط ایجاد آن در روز ۸ بهمن ۵۷ پاریس فراهم آمده بود، دو هفته بعد، در ۲۲ بهمن ۵۷، به مقصد خود در تهران رسید. آن طوفان، که زمینه&amp;zwnj;های متعدد اجرایی آن، برخی از سال ها قبل، مرحله به مرحله فراهم شد بود، در نیمه شب قبل از ۲۲ بهمن ۵۷ با کودتای واحدهای زرهی لشکر گارد آغاز شد. ولی این ستون زرهی با درگیری شدید و خونین در امتداد خیابان تهران نو و زیر گذر میدان فوزیه روبرو شد. قبل از ظهر روز ۲۲ بهمن طوفان در ادامه گسترش خود سراسر شهر تهران را فرا گرفت. تمامی واحدهای نظامی مستقر در شهر تهران در طول روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ طی یک قیام خونین خلع سلاح شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در روز ۲۲ بهمن تعداد زیادی کشته و زخمی شدند. به این ترتیب تغییر در نظام سیاسی ایران نه از طریق انتخابات یا رفراندم، بلکه از طریق یک قیام خونین صورت گرفت. خلع سلاح ارتش در روز ۲۲ بهمن و تبعات آن سبب از هم پاشیدگی ارتش شد که این موضوع خود یکی از عامل&amp;zwnj;هایی شد که زمینه حمله عراق به ایران در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ را فراهم آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای کسانی که به کاربرد نظریه &amp;laquo;پیچدگی &amp;raquo;[2] در عملکردهای اجتماعی و پدیده &amp;laquo; کارکرد بال پروانه &amp;raquo;[3] علاقه&amp;zwnj;مند هستند، داستان ملاقاتی که در روز ۸ بهمن ۵۷ در پاریس صورت نگرفت و تاثیر آن بر روی رخدادهای روزهای ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۵۷ در تهران و ردخدادهای بعد از آن مثل شروع حمله عراق به ایران، روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ می&amp;zwnj;تواند موضوعی بسیار جالب توجه باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پدیده &amp;laquo;کارکرد تاثیر بال پروانه&amp;raquo; در بحث&amp;zwnj;های مربوط به &amp;laquo;پیچیدگی&amp;raquo; نمایانگر وضعیتی، مثل لغو ملاقات برنامه ریزی در روز ۸ بهمن ۵۷ است، که خود موضوع بسیار مهمی نیستند، ولی در روند کلی حرکت یک پدیده پیچیده (مثل انقلاب اجتماعی) می&amp;zwnj;توانند نقشی خاص و بسیار مهم بازی کنند. اصطلاح پدیده بال پروانه ناشی از عبارتی به این صورت است: &amp;laquo;در پدیده&amp;zwnj;های پیچیده، حرکت بال یک پروانه در برزیل می&amp;zwnj;تواند طوفانی را در تگزاس به وجود بیاورد&amp;raquo;. برای اطلاع بیشتر در مورد &amp;laquo;پدیده بال پروانه&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Butterfly_effect&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;&amp;nbsp;را کلیک کنید.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;کندوکاوی در مورد علل لغو ملاقات پاریس در ۸ بهمن ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی صدر در آن گفتگوی شبانه با دفتر آیت&amp;zwnj;الله خمینی در جهت لغو آن ملاقات در پاریس چنین القا کرد که مرجع تقلید نمی تواند نظرش را عوض کند. سوال این است: مگر مرجع تقلید پیغمبر است که نظرات به او وحی شود و او نتواند آن نظر هایش را عوض کند؟ آیا غیر این است که مرجع تقلید هم انسان است و او با توجه به شرایط باید تصمیم گیری عقلایی کند؟ آیا لازمه یک رویه تصمیم گیری درست و عقلایی هم انعطاف در رویه تصمیم گیری نیست؟ این جهت دهی خاص بنی صدر به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در جهت توقف ملاقات شخصی بین بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس برای بررسی روش&amp;zwnj;های دستیابی به راه حل مصالحه&amp;zwnj;آمیز برای انتقال قدرت در ایران به چه دلیل بوده است؟ بنی&amp;zwnj;صدر از کجا خبر داشته که با قاطعیت گفته است: &amp;laquo;طوفان در راه است و می&amp;zwnj;رود تا به نتیجه برسد&amp;raquo;؟ آیا این خبر کلیدی به او وحی شده بود؟ یا آن که منبع زمینی دیگری این موضوع را تبیین کرده بود تا بر آن مبنا نقطه نظری خاص به آیت&amp;zwnj;الله خمینی القا شود تا در نهایت آن ملاقات در پاریس لغو شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این نوشته مشخص نمی&amp;zwnj;شود که این حرف بنی&amp;zwnj;صدر که &amp;laquo;آخر این مردم نمی&amp;zwnj;گویند که این چه مرجع تقلیدی است که هر لحظه نظرش عوض می شود&amp;raquo; بر منبای چه نظرسنجی از مردم به دست آمده بود؟ در آن زمان آقای بنی&amp;zwnj;صدر ۱۵ سال بود که خارج از ایران زندگی می&amp;zwnj;کرد. ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر با اطلاق این عنوان که &amp;laquo;آقا مرجع تقلید است و هر لحظه نمی&amp;zwnj;تواند نظرش عوض شود ... &amp;raquo; را به چه انگیره&amp;zwnj;ای مطرح می&amp;zwnj;کند تا نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی را به طرف مطلوب خود (شکست زمینه مذاکرات تهران) جهت بدهد؟ اسم این کار چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیده می&amp;zwnj;شود که رویه&amp;zwnj;ها در دوران پاریس در جهت خط&amp;zwnj;دهی به آیت&amp;zwnj;الله خمینی به طرف نقطه&amp;zwnj;های مشخص چه عمق پنهانی داشته است. بخش آخر نوشته جعفری مبتنی است که &amp;laquo;خدا خواهی شده است و آن چه که باید بشود شده است و خیر همین بود که انجام شده است&amp;raquo;. متن مشخص نمی&amp;zwnj;کند که با خط دهی خاص آقای بنی&amp;zwnj;صدر در جهت لغو امکان بررسی زمینه&amp;zwnj;های انتقال نظام سیاسی، در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت این کار &amp;laquo;به خیر چه کسی یا چه گروهی انجام شد&amp;raquo;؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتایج لغو ملاقات پاریس در ۸ بهمن ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لغو ملاقات در پاریس، پس از که آن که بختیار پیشقدم شده بود و آن نامه خود برای تقاضای ملاقات با آیت&amp;zwnj;الله خمینی را منتشر کرده بود، سبب بی اعتمادی شدید بین بختیار و بازرگان شد که این دو نفر از سال&amp;zwnj;های نهضت ملی با هم آشنا بودند. ملاقات لغو شده در پاریس در نهایت به وقفه در مذاکرات مقدماتی دوجانبه بین بختیار و بازرگان/ بهشتی در تهران منجر شد. این وقفه در مذاکرات مقدماتی در تهران بین بختیار و بازرگان/ بهشتی عامل تاخیر در مذاکرات سه&amp;zwnj;جانبه&amp;zwnj;ای شد که قرار بود در تهران بین سه طرف اصلی درگیر در ساختار سیاسی آن زمان یعنی بازرگان/ بهشتی (نمایندگان جناح آیت&amp;zwnj;الله خمینی در ایران)، بختیار (نخست&amp;zwnj;وزیر شاه) و قره&amp;zwnj;باغی/ مقدم/ فردوست (؟) (نمایندگان ارتش شاه) صورت گیرد. سرنوشت نهایی این مذاکرات سه&amp;zwnj;جانبه برای بررسی نحوه انتقال ارتش و دولت شاه به حکومت موقت بازرگان در بخش نهم این مجموعه با عنوان &amp;laquo;دیدار دیرهنگام&amp;raquo; بررسی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;213&quot; height=&quot;338&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/kayhan-19_bahman.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کیهان روز ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ در بالای صحفه اول خبر مذاکرات سه&amp;zwnj;جانبه بین بازرگان، بختیار و ارتش در آینده نزدیک را چاپ کرد. مذاکره&amp;zwnj;ای که قرار بود در هفته بعد از ۱۹ بهمن صورت گیرد، ولی هیچ&amp;zwnj;گاه انجام نشد. در زیر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خبر از قول بختیار نوشت: &amp;laquo;نتیجه رفراندم مخالفان را می&amp;zwnj;پذیرم.&amp;raquo; بختیار حتی در روز ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۷ هنوز به دنبال آن بود که تغییر در ساختار سیاسی را از طریق رفراندم صورت دهد.&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بخش&amp;zwnj;های پنجم تا نهم از این مجموعه دیدیم مذاکره سه جانیه در عمل صورت نگرفت و تغییر نظام سیاسی در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ هم از طریق رفراندم انجام نشد. رفراندمی که در فروردین سال ۱۳۵۸ صورت گرفت نه برای تصمیم&amp;zwnj;گیری در مورد نحوه انتقال نظام سیاسی بلکه در عمل برای پی&amp;zwnj;ریزی حصار اجتماعی و تقسیم جامعه به دو گروه خودی&amp;zwnj;ها و ناخودی صورت گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تاخیر در انجام این مذاکرات سه جانیه یکی از عامل&amp;zwnj;هایی بود که زمینه&amp;zwnj;های عملی برای شروع کودتای لشکر گارد در نیمه شب قبل از ۲۲ بهمن و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت قیام خونین در طول روز ۲۲ بهمن ۵۷ را فراهم آوردند. این روند در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به درگیری مسلحانه در سطح شهر تهران و به از هم پاشیدن واحدهای نظامی مستقر در تهران و توزیع وسیع اسلحه انجامید. نقش از هم پاشیدن ارتش و توزیع وسیع اسلحه (در روز ۲۲ بهمن) در تمامی گذرگاهی کلیدی دوران&amp;zwnj;های بعدی، از جمله حمله عراق به ایران در بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ به خوبی دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب موضوع ملاقاتی که در روز هشتم بهمن ۱۳۵۷ صورت نگرفت در سیر رخدادهای بعدی تاثیری بسیار مهم&amp;zwnj;تر از آن داشت که در آن زمان تصور می&amp;zwnj;شد، داشت. موضوع ملاقاتی که در پاریس صورت نگرفت و نقش تمامی افرادی که در آن دخیل بودند و انگیزه هر یک در نقشی که داشتند احتیاج به یک بررسی مستقل دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پی&amp;zwnj;نوشت:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۱]-Does not make any comment!&lt;br /&gt;
[۲]-Complexity&lt;br /&gt;
[۳]-Butterfly Effect&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بخش&amp;zwnj;های قبلی این سری نوشته در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه به شرح زیر قابل دسترس است:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;بخش هژدهم: جدال بر سر تعیین نخست وزیر &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4478">آیت‌الله مطهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1700">ابراهیم یزدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4022">ابوالحسن بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4480">احمد رافت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8">حجاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4477">شورای انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4479">صادق قطب‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4481">مترجمان آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <pubDate>Sun, 24 Jul 2011 16:32:12 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5666 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جدال بر سر تعیین نخست وزیر-تابستان ۵۹</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش هژدهم از سه روز تاریخساز         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;264&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/photo391_1.jpg?1311525596&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سحاب سپهری-جدال بر سر تعیین نخست&amp;zwnj;وزیر در میانه تابستان سال ۵۹ پیش آمد و سبب شد که اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت عمق و شدت بیشتری بگیرند. مجلس اول که در ابتدای تابستان ۵۹ تشکیل شده بود، زمینه را برای جدال جناحی فراهم آورده بود. به این ترتیب انقلاب فرهنگی اول، حادثه طبس، کشف کودتای معروف به نوژه، تشکیل مجلس اول و جدال بر سر تعیین نخستوزیر رخدادهای مهم نیمه اول سال ۵۹ را تشکیل دادند. حمله عراق به ایران و شروع جنگ هشتساله مهمترین رخداد در نیمه دوم سال ۵۹ بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تشکیل مجلس اول- تابستان ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اجازه بدهید به موضوع انتخابات برای مجلس اول برگردیم که به دنبال انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری انجام شد. انتخابات مجلس اول، بر اساس مصوبه شورای انقلاب، به صورت دو مرحله&amp;zwnj;ای صورت گرفت. در روش انتخابات دو مرحله&amp;zwnj;ای در مرحله اول کسانی انتخاب می&amp;zwnj;شوند که بیشتر از نیمی از آرا را به دست آورده باشند. افرادی که کمتر از نیمی از آرا را در اختیار دارند مجدداً در انتخابات مرحله دوم شرکت می&amp;zwnj;کنند. اکثریت در انتخابات دو مرحله&amp;zwnj;ای به واقع دوبار رای می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نحوه رای&amp;zwnj;گیری در داخل شورای انقلاب در مورد تصویب دو مرحله&amp;zwnj;ای شدن انتخابات مجلس اول برای جامعه روشن نشد، به این ترتیب مشخص نشد کدام اعضای شورای موافق و کدام مخالف دو مرحله&amp;zwnj;ای کردن انتخابات مجلس اول بودند. در پایان فقط تصمیم نهایی شورای انقلاب در مورد دو مرحله&amp;zwnj;ای بودن آن انتخابات اعلام شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرحله اول انتخابات مجلس در ۲۴ اسفند ۵۸ و مرحله دوم در ۱۹ اردیبهشت ۵۹ انجام شد. روش&amp;zwnj;های آشکار و نهان به کار رفته برای خارج کردن رقبا از صحنه&amp;zwnj; انتخابات بازهم توسعه یافت و در انتخابات مجلس اول در سال ۵۹، به سطح&amp;zwnj;های جدید عملکرد خود رسید. دومرحله&amp;zwnj;ای کردن انتخابات مجلس یکی از آشکار&amp;zwnj;ترین رویه&amp;zwnj;های علنی برای حذف نامزد&amp;zwnj;های مستقل بود، ولی حذف نامزدهای مستقل شامل رویه&amp;zwnj;های دیگری هم می&amp;zwnj;شد. در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت هیچ نماینده&amp;zwnj;ای به غیر از خودی&amp;zwnj;های آن زمان نتوانست وارد مجلس اول شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حزب جمهوری اسلامی در انتخابات مجلس اول با سازماندهی تازه&amp;zwnj;ای وارد میدان شد. سازماندهی جدید حزب جمهوری برای انتخابات مجلس اول (بهمن ۵۸) بسیار با نخستین انتخابات رئیس جمهوری (بهمن ۵۸) متفاوت بود که حزب جمهوری با بی&amp;zwnj;برنامگی کامل مواجه شد. حزب جمهوری و متحدانش توانستند اکثریت نمایندگان مجلس اول را با کمک تمامی رویه&amp;zwnj;های ممکن به دست آورند. ۱۳۰ کرسی از تعداد کل ۲۴۱ کرسی به تصاحب نمایندگان متمایل به حزب جمهوری درآمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اولین جلسه مجلس در روز هفتم خرداد ۱۳۵۹تشکیل شد. درگیری&amp;zwnj;های زیرجناحی در داخل گروه ناهمگن حزب جمهوری و متحدانش برای کنترل هیئت رئیسه مجلس برای به مدت هفت هفته (از روز هفت خرداد تا ۲۹ تیر) ادامه داشت. در روز ۲۹ تیر ۵۹ انتخابات هیئت رئیسه مجلس اول صورت گرفت و اکبر هاشمی (از بنیانگذاران حزب جمهوری) با ۱۴۶ رای از ۲۴۱ رای به عنوان رئیس مجلس انتخاب شد. مورد مشابهی در مجلس خبرگان فقط نصف روز طول کشید، یعنی صبح ۲۸ مرداد مجلس خبرگان تشکیل شد و در بعد از ظهر آن روز انتخابات هیئت رئیسه آن تکمیل شد. این موضوع نشان می&amp;zwnj;داد که در مدت کمتر از یک سال ساختارهای زیر جناحی در گروه سنتی حاکم بر مجلس اول بسیار متفاوت شده بود. شورای انقلاب، با آغاز کار عملی مجلس در روز ۲۹ تیر ۱۳۵۹، به طور رسمی به کار خود خاتمه داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتخاب اکبر هاشمی به عنوان رئیس مجلس و نیز ترکیب هیئت رئیسه نشان داد که مجلس اول، مشابه وضعیت در مجلس خبرگان قانون اساسی، در اختیار جناح سنتی و هنوز در زیر تسلط عمومی حزب جمهوری اسلامی است. هاشمی (از حزب جمهوری اسلامی) رئیس مجلس اول بود؛ وضعیت مجلس اول مشابه مجلس خبرگان بود که آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (از حزب جمهوری) کنترل مجلس خبرگان را در اختیار داشت؛ اگر چه او روی کاغذ فقط نایب رئیس آن مجلس بود. آیت&amp;zwnj;الله بهشتی رئیس مجلس اول نبود، ولی او تا زنده بود، نقش اول را در رهبری حزب و سیاست&amp;zwnj;های کلان آن به عهده داشت. با ترور بهشتی در تیر سال ۱۳۶۰ هاشمی در عمل جای بهشتی را در تعدادی از ظرفیت های او گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آشنائی مختصر با اکبر هاشمی رفسنجانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبر هاشمی رفسنجانی (با نام اصلی علی&amp;zwnj;اکبر هاشمی بهرمانی) در سال ۱۳۱۳ در بهرمان (از توابع شهرستان رفسنجان در استان کرمان) متولد شد. پدر او کشاورز و باغدار پسته بود و به این ترتیب اکبر هاشمی در خانواده&amp;zwnj;ای معمم متولد نشده است. او در سال ۱۳۲۷ (در سن ۱۴ سالگی) برای تحصیل علوم دینی به قم رفت. او در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ در کلاس درس حاج&amp;zwnj;آقا روح&amp;zwnj;الله خمینی آن سال&amp;zwnj;ها شرکت کرد و به این ترتیب رابطه&amp;zwnj;ای بسیار عمیق بین این دو نفر به وجود آمد. اکبر هاشمی بعد از تبعید آیت&amp;zwnj;الله خمینی در سال ۱۳۴۲ با او در ارتباط بود که حاصل آن چندین مورد دستگیری و بازجویی توسط ساواک بود. هاشمی، در دوران قبل از انقلاب، در مجموع بیشتر از چهار سال را در زندان&amp;zwnj;های شاه گذرانید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;182&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/hashemi_3.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هاشمی در پاییز سال ۱۳۵۷ از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عنوان یکی از پنج عضو بنیانگذار شورای انقلاب تعیین شد. تمامی اعضای بنیانگذار شورای انقلاب که به طور مخفی عمل می&amp;zwnj;کرد، در ایران زندگی می&amp;zwnj;کردند. آیت&amp;zwnj;الله مطهری در آن دوران رئیس شورای انقلاب بود. پیشنهاد عضویت افراد جدید برای توسعه شورای انقلاب که در ماه&amp;zwnj;های بعد صورت گرفت، از طریق همین گروه پنج نفره جهت تصویب نهایی آیت&amp;zwnj;الله خمینی ارائه می&amp;zwnj;شد. به این ترتیب عضویت در شورای انقلاب زمینه عملکرد گسترده&amp;zwnj;ای برای هاشمی در روند انقلاب را به وجود آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هاشمی در عین حال یکی از پنج عضو بنیانگذار حزب جمهوری اسلامی در آخر بهمن ۱۳۵۷ نیز بود. آیت&amp;zwnj;الله بهشتی در حزب جمهوری نقش رهبری را به عهده داشت. شورای انقلاب و دولت موقت در تیر سال ۱۳۵۸ در هم تنیدند. بر این مبنا پنج عضو شورای انقلاب به عنوان معاون وزیر به دولت موقت پیوستند. این فرایندی برای کارآموزی پست وزارت برای اعضای شورای انقلاب بود. به این ترتیب اکبر هاشمی درتیر ۱۳۵۸ معاون وزیر کشور شد. هاشمی در مرحله بعد خود وزیر کشور شد. هاشمی تا پایان کار شورای انقلاب در آخر تیر ۱۳۵۹ در آن فعال بود. او در شورای انقلاب به عنوان عضوی از جناح اکثریت (جناح اول) زیر رهبری آیت&amp;zwnj;الله بهشتی عمل می&amp;zwnj;کرد. هاشمی در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی شرکت نکرد، ولی در انتخابات مجلس اول شرکت کرد و برنده شد. او سپس به عنوان رئیس مجلس اول انتخاب شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گروه&amp;zwnj;های موافق و مخالف قانونی در مجلس اول- ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۰&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نظام&amp;zwnj;های پارلمانی معمول است که نمایندگان مجلس به دو گروه اصلی &amp;laquo;موافق&amp;raquo; و &amp;laquo;مخالف قانونی (اپوزیسیون)&amp;raquo; تقسیم می&amp;zwnj;شوند. گروه اول به طور معمول در اکثریت عددی قرار دارد و هیئت رئیسه مجلس را کنترل می&amp;zwnj;کند. گروه اول از دولت وقت حمایت می کند. گروه دوم در اقلیت عددی قرار دارد و با دولت وقت موافق نیست. گروه دوم به طور معمول مخالف نام برده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبر هاشمی (از حزب جمهوری) در مجلس اول رهبر گروه اکثریت و رئیس مجلس بود. متحدان حزب جمهوری در مجلس اول شامل طیف وسیعی از جمله نیروهای سنتی مذهبی، افراد وابسته یا متمایل به سازمان&amp;zwnj;هایی مثل هیئت&amp;zwnj;های موتلفه، حجتیه و مجاهدین انقلاب اسلامی می&amp;zwnj;شد که کنترل نهادهای جدید نظامی و امنیتی را هم به دست آورده بودند. باید توجه داشت که در همان دوران بلوک اعضا و هواداران حزب جمهوری در داخل مجلس ساختار موزائیکی داشت؛ ولی آن&amp;zwnj;ها در مقابله با جناح مقابل معمولاً به صورت منسجم عمل می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سازمان نهضت آزادی به رهبری بازرگان در اولین دوره انتخابات مجلس در بهار سال ۱۳۵۹ مجاز به شرکت بود و این سازمان توانست پنج نماینده به مجلس بفرستد که شامل مهدی بازرگان، عزت&amp;zwnj;الله سحابی، هاشم صباغیان، علی اکبر معین فر و ابراهیم یزدی ... بودند. نمایندگان جناح بنی&amp;zwnj;صدر در مجلس فقط شامل احمد سلامتیان و احمد غضنفرپور می&amp;zwnj;شد. این دو گروه کوچک در مجلس اول نقش مخالف قانونی (اوپوزیسیون) را بازی کردند. نمایندگان نهضت آزادی با گروه کوچک نمایندگان طرفدار بنی&amp;zwnj;صدر در مجلس اول فراکسیون مشترک نداشتند. خواهیم دید که گروه کوچک نماینده&amp;zwnj;های طرفدار بنی&amp;zwnj;صدر در مجلس اول در انتهای بهار ۱۳۶۰ به کلی از ساختار حاکمیت حذف شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;وضعیت جناح دوم بعد از تشکیل مجلس اول&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وضعیت جناح دوم (بنی&amp;zwnj;صدر) در مقابل جناح اول (حزب جمهوری)، بعد از تشکیل مجلس و انتخاب هیئت رئیسه آن، در مقایسه با وضعیت آن جناح در دوران شورای انقلاب، نه تنها بهبود پیدا نکرد، بلکه به شدت ضعیف شد. اعضای حزب جمهوری در شورای انقلاب با برتری عددی کمی در اکثریت نسبی بودند؛ در حالی که برتری اعضا و افراد متمایل به حزب جمهوری در مجلس اول واضح و نقش آن&amp;zwnj;ها در هیئت رئیسه مجلس مسلط بود. در این شرایط تعداد نمایندگان طرفدار جناح دوم در مجلس اول از تعداد انگشتان دست هم کمتر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نوشته&amp;zwnj;ها و مصاحبه&amp;zwnj;های متعدد موجود در رابطه با آن دوران نشان می&amp;zwnj;دهند که رهبر جناح دوم انتظار داشت به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان راحتی که انتخابات رئیس جمهوری در بهمن ۵۸ را برده بود، انتخابات مجلس اول را هم ببرد. بر مبنای نوشته&amp;zwnj;های موجود، او در آن زمان انتظار داشت سه چهارم مردم ایران همگی به&amp;zwnj;طور خود به خودی نمایندگانی در خط او را انتخاب کنند. این چنین محاسبه&amp;zwnj;هایی در عمل وقوع نیافت. رهبر جناح دوم تعداد خیلی کم نمایندگان طرفدار خود در مجلس اول را به تقلب انتخاباتی مربوط دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادعای تقلب در انتخابات مجلس اول (اسفند ۵۸ و اردیبهشت ۵۹) در ادامه ادعای دیگری صورت می&amp;zwnj;گرفت که در اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری در بهمن ۵۸، هیچکس گزینش نشده بود و هیچگونه محدودیتی نیز برای نامزدهای انتخاباتی وجود نداشت. همان&amp;zwnj;طور که دیدیم موضوع نحوه اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری بر مبنای عملکرد بدون گزینش ادعایی بی&amp;zwnj;پایه است، بلکه آن انتخابات با گزینش&amp;zwnj;های متعددی همراه بود. ولی از طرف دیگر، تمام انتخابات&amp;zwnj;های قبل از آن، مثل اولین رفراندم در بهار ۵۸ و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، هم از استانداردهای انتخابات&amp;zwnj;های آزاد بر پایه دموکراسی به دور بودند. به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که دو ارزیابی بسیار متفاوت در مورد کیفیت انتخابات&amp;zwnj;های رئیس جمهوری (بهمن ۵۸) و مجلس اول (اسفند ۵۸) به عنوان بخشی از رقابت&amp;zwnj;های جناحی صورت گرفته&amp;zwnj;اند. ذکر این نکته&amp;zwnj;ها بدان معنی نیست که ادعای تقلب در انتخابات مجلس اول موجه نبود، بلکه بدان معنی است که نحوه انتخابات مجلس اول استثنایی بر نحوه انتخابات&amp;zwnj;های قبلی نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تشدید اختلاف&amp;zwnj;های جناحی بعد از تشکیل مجلس اول- تابستان ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع سازمان&amp;zwnj;های متفاوت دو جناح که یکی مثل یک ارتش بزرگ و دیگری مثل ارتش یک نفره عمل می کرد، در بخش قبل بررسی شد. حزب جمهوری به رهبری بهشتی جناح اول را تشکیل می&amp;zwnj;داد که مثل یک ارتش منظم گسترده عمل می&amp;zwnj;کرد و بنی&amp;zwnj;صدر جناح دوم را تشکیل می&amp;zwnj;داد که مثل یک ارتش یک نفره عمل می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دنبال تشکیل مجلس اول و تسلط جناح اول (حزب جمهوری و متحدانش) بر آن مجلس، درگیری جناح&amp;zwnj;ها در داخل ساختار قدرت در تابستان سال ۵۹ حاد&amp;zwnj;تر شد. ساختار دو رده&amp;zwnj;ای قدرت، از نیمه پاییز سال ۵۸ و به دنبال سقوط دولت موقت، مسلط شده بود. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در رده یکم و در راس ساختار قرار داشت. دوئل قدرت بین دو جناح در رده دوم، به دنبال ادغام دولت در شورای انقلاب در نیمه آبان سال 58، شروع شد و بعد از آن ادامه داشت. درگیری&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت در تابستان ۵۹ هم ناشی از رویه&amp;zwnj;های عملکردی جناح&amp;zwnj;&amp;zwnj;های رده دوم ساختار قدرت بود. اختلاف&amp;zwnj;های جناحی در رده دوم ساختار قدرت به دنبال شروع کار مجلس به صورت قطبی در آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تقابل در داخل ساختار قدرت با تشکیل مجلس اول تشدید شد. جناح اول در عمل کنترل قوه قانونگذاری (از طریق اکبر هاشمی) و قوه قضایی (از طریق آیت&amp;zwnj;الله بهشتی) و بخش&amp;zwnj;های دیگری مثل سپاه، کمیته و دادستانی و دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب را هم در اختیار داشت. جناح دوم در ساختار قدرت شامل ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر می&amp;zwnj;شد که منصب رئیس جمهوری را داشت و در روی کاغد در راس قوه اجرایی بود. هر سه قوه رسمی حکومتی (یعنی قوه&amp;zwnj;های اجرایی، قانونگذاری و قضایی) زیر نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی عمل می&amp;zwnj;کردند که او با فاصله&amp;zwnj;ای بسیار در بالای سر همه آن&amp;zwnj;ها در رده یکم قرار گرفته بود. بنی&amp;zwnj;صدر در همین زمان، به حکم و به نمایندگی از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عنوان فرمانده نیروهای مسلح (قوا) منصوب شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ادامه موازنه تقابلی در درون ساختار قدرت &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سیاست عمومی آیت&amp;zwnj;الله خمینی آن بود که هر دو جناح رده دوم در داخل ساختار قدرت به حالت موازنه با هم سر کنند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی بر مبنای همین سیاست موازنه تقابلی در بهمن ۵۸ بنی&amp;zwnj;صدر را به فرماندهی کل قوا و آیت&amp;zwnj;الله بهشتی را به ریاست دیوان عالی کشور منصوب کرد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی، با توجه به تسلط و تفوق جناح حزب جمهوری در رده دوم، جناح مقابل آن را هم در جهت ایجاد موازنه تقویت می&amp;zwnj;کرد؛ اگرچه بعد&amp;zwnj;ها رهبر جناح دوم در خاطرات و مصاحبه&amp;zwnj;هایش عکس این شرایط را ترسیم کرده است. موضوع منع آیت&amp;zwnj;الله بهشتی و دیگران از شرکت در انتخابات رئیس جمهوری خود نمونه روشن همین رویه کلی حمایت از جناح دوم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موقعیت جناح دوم در داخل ساختار قدرت بعد از تشکیل مجلس اول به شدت تضعیف شد. برای مثال قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل ۸۹ امکانات زیادی برای استیضاح رئیس جمهور، از طریق تشخیص عدم کفایت سیاسی او، در اختیار مجلس قرار می&amp;zwnj;داد. در قانون اساسی هیچ محدودیتی برای مجلس در تعریف عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور وجود نداشت؛ ولی رهبری مجلس به خوبی آگاه بود که طبق اصل ۱۱۰ در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قانون اساسی، برای عزل رئیس جمهور نیاز به تصویب نهایی آیت&amp;zwnj;الله خمینی دارد. خواهیم دید که تا روز ۲۰ خرداد ۶۰، که آیت&amp;zwnj;الله خمینی از رهبر جناح دوم حمایت مشروط می&amp;zwnj;کرد، مجلس که رهبری آن با اعضای حزب جمهوری بود، اقدامی تعرضی در جهت استفاده از اصل ۸۹ قانون اساسی در جهت برکناری رئیس جمهور وقت را شروع نکرد. خواهیم دید که مجلس حتی روزهای آخر خرداد ۶۰ متوجه تمایل&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی به تداوم موازنه تقابلی در رده دوم بود و سعی کرد موضوع استیضاح را مطابق نظر او مرحله به مرحله پیش ببرد؛ رویه&amp;zwnj;ای که البته عواقب غیر قابل انتظاری به همراه آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی خود آگاه بود که برای تداوم موازنه در ساختار حکومت، احتیاج به دو جناح رقیب داشت و هر گاه یکی از آن جناح&amp;zwnj;ها ضعیف می&amp;zwnj;شد، به کمک او می&amp;zwnj;آمد، ولی شرط آیت&amp;zwnj;الله خمینی در حمایت از جناح ضعیف&amp;zwnj;تر در ساختار قدرت آن بود که آن جناح در داخل ساختار حکومتی بماند و برای کسب قدرت بیشتر از مانور در خارج از ساختار قدرت احتراز کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقش عددهای آماری در روند تقابل در ساختار قدرت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان&amp;zwnj;طوری که در بخش ۱۴ دیدیم، بر مبنای گزارش وزارت کشور در مورد انتخابات بهمن ۵۸، بنی&amp;zwnj;صدر ۷۶ درصد رای افراد شرکت&amp;zwnj;کننده را به دست آورد، مدنی با ۱۵ در صد رای نفر دوم و حبیبی با ۵ در صد رای نفر سوم شد. کیفیت اجرایی انتخابات بهمن۵۸ مشابه کیفیت انتخابات&amp;zwnj;های قبلی بود که آن&amp;zwnj;ها هم از استانداردهای انتخابات&amp;zwnj;های آزاد بر پایه دموکراسی به دور بودند. گزارش وزارت کشور در رابطه با ۷۶ درصد رای افراد شرکت&amp;zwnj;کننده در انتخابات رئیس جمهوری در بهمن ۵۸ برای بنی&amp;zwnj;صدر (و نه ۷۶ درصد محبوبیت در کل مردم ایران) خود حاصل عملکرد تعدادی رخداد قبلی بود. اولین مورد مرتبط با حذف بهشتی، رجوی و فارسی در روند انتخابات بود که هر سه مورد حذف بر مبنی حکم/ فرمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی صورت گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
مورد دوم موضوع حمایت حاکمیت از تبلیغات یک&amp;zwnj;ساله پیش انتخاباتی بنی&amp;zwnj;صدر بود و تعدادی عامل دیگر که در بخش&amp;zwnj;های قبلی به آن ها اشاره شده است. این رخدادهای زنجیره&amp;zwnj;ای سبب شدند که در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت رقیبان اصلی در انتخابات رئیس جمهوری همگی کنار گذاشته شوند. در حالی که رقیبان اصلی در مرحله&amp;zwnj;های قبلی حذف شده بودند، و همزمان بیش از نیمی از افراد باقیمانده در فهرست ده نفره نهایی هم نقش سیاهی لشکر انتخاباتی را داشتند، حدس در مورد نتیجه انتخابات بهمن ۵۸ حتی قبل از روز رای گیری هم کار چندان مشکلی نبود. قراین نشان می&amp;zwnj;دهند که در صورت وجود تمام رقیبان اصلی حذف شده، انتخابات بهمن ۵۸ به احتمال زیاد به مرحله دوم کشیده می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نوشته&amp;zwnj;ها و مصاحبه&amp;zwnj;های به جا مانده در رابطه با آن دوران نشان می&amp;zwnj;دهند که، به دنبال انتخابات ریاست جمهوری در پنج بهمن ۵۸، بنی&amp;zwnj;صدر، با چشم&amp;zwnj;پوشی از رخدادهای مرتبط قبلی، مثل حذف رقبای اصلی توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی، تمامی رای&amp;zwnj;های به نام خود را هم به حساب عملکرد &amp;laquo;اندیشه راهنمای&amp;raquo; خود در جامعه ایران می&amp;zwnj;گذاشت. بر مبنای همین رویه او رای کم حبیبی (نامزد مورد حمایت حزب جمهوری در چند روز قبل از رای&amp;zwnj;گیری) را هم به حساب بی پایگاه بودن حزب جمهوری در کشور، هم به&amp;zwnj;طور نظری و هم اجرایی، می&amp;zwnj;گذاشت. می&amp;zwnj;توان با هدف&amp;zwnj;ها و عملکردهای حزب جمهوری در آن زمان موافق یا مخالف بود؛ ولی معادل گرفتن رای بنی&amp;zwnj;صدر به عنوان نماد عملکرد &amp;laquo;اندیشه راهنما&amp;raquo; در سطح جامعه و رای حبیبی به عنوان نماد دامنه توانایی&amp;zwnj;های عملی و نظری حزب جمهوری در سطح جامعه نشانه ناآگاهی از سازه&amp;zwnj;های سیاسی- اجتماعی ایران در آن شرایط بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع ۷۶ در صد رای شرکت&amp;zwnj;کنندگان در انتخابات مدتی بعد به صورت کسب ۷۶ در صد محبوبیت برای بنی&amp;zwnj;صدر در کل سطح جامعه تغییر شکل یافت. تفاوت این دو موضوع، یعنی درصد آرای شرکت&amp;zwnj;کنندگان در یک انتخابات و درصد محبوبیت در سطح کل جامعه، آشکار است. به وجود آمدن یک تصور ذهنی در داشتن محبوبیت بین سه چهارم کل مردم ایران سبب شده بود که رهبر جناح دوم دیگر به ساختار دو رده&amp;zwnj;ای قدرت در فضای سیاسی ایران توجه نداشت و در ذهن خود عملکردهای خویش را در رده یکم و در سطح عملکردهای آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرض می&amp;zwnj;کرد. این موضوع در نوشته&amp;zwnj;های متعددی ازجمله کتاب &amp;laquo;توطئه آیت&amp;zwnj;الله&amp;zwnj;ها&amp;raquo;[۱] به زبان فرانسوی بیان شده است. او در این کتاب ، گفته است که در بهار ۱۳۶۰ نظرسنجی&amp;zwnj;های صورت گرفته توسط دفتر او نشان داده است که ۷۶ درصد مردم ایران عملکرد&amp;zwnj;های بنی صدر را تایید کرده&amp;zwnj;اند ولی فقط ۵۰ در صد از عملکرد&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی را تایید کرده بوده&amp;zwnj;اند.(منبع: صفحه ۱۵۵ از متن ترجمه کتاب &amp;laquo; توطئه آیت الله ها&amp;raquo; به زبان انگلیسی) در این متن و در تمامی متن&amp;zwnj;های مشابه، مقدار خطای آماری در این عدد&amp;zwnj;ها مشخص نشده و عدد&amp;zwnj;ها به صورت جبری (مطلق) ارائه شده&amp;zwnj;اند. مشابه همین عددهای آماری در مصاحبه&amp;zwnj;های دیگری نیز تکرار شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در وهله اول باید تاکید کرد که این عددهای آماری توسط دفتر بنی&amp;zwnj;صدر تهیه شده بود و اعتبار آن&amp;zwnj;ها توسط سازمان&amp;zwnj;های مستقل نظرسنجی تایید نشده است. برای مثال در آمریکا که آزادی بیان پایه و سابقه&amp;zwnj;ای تاریخی دارد (برخلاف سابقه کمبود آن در ایران)، آمارهایی معتبر است که توسط موسسه&amp;zwnj;های مستقل حرفه&amp;zwnj;ای، مثل گالوپ، تهیه می&amp;zwnj;شوند و نه آمارهایی که سازمان&amp;zwnj;های تبلیغاتی هر یک از رقبا برای تقویت روحیه طرفداران خود سر هم می&amp;zwnj;کنند. در ضمن حتی آمارهای موسسه&amp;zwnj;هایی مثل گالوپ، با وجود تمامی سابقه کاری آن&amp;zwnj;ها، شامل خطای آماری است و در کنار هر آمار حرفه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;نویسند که این آمار با چه مقدار خطا همراه است. یک برآورد آماری به صورت عدد مطلق (جبری) و بدون ذکر این خطاهای آماری، حتی در آمریکا، ممکن است برای تبلیغات مفید باشد؛ ولی از نظر بررسی آماری معتبر نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در وهله دوم، حتی در صورت قبول صحبت گوینده، نفس ارائه چنین عددهای آماری به صورت خام موضوع کلیدی عملکرد آن دو نفر (آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بنی&amp;zwnj;صدر) در دو رده متفاوت در ساختار قدرت را نادیده گرفته بود. مقایسه این دو عدد خام در رابطه با نحوه کارکرد و محبوبیت بنی&amp;zwnj;صدر و آیت&amp;zwnj;الله خمینی، حتی در صورت صحت آن عددهای آماری، این تصور را ارائه می&amp;zwnj;دهد که آن دو نفر در یک رده از ساختار قدرت بر سر کسب محبوبیت در حال رقابت با هم بودند. ارائه این چنین تصوری که بنی&amp;zwnj;صدر و خمینی در یک رده (سطح) از ساختار قدرت قرار داشتند، نشانه یک ناآگاهی دیگر از شرابط عمومی در سازمان سیاسی- اجتماعی ایران بود. به این ترتیب این نظرسنجی&amp;zwnj;های تهیه شده در دفتر بنی&amp;zwnj;صدر (توسط سلامتیان؟) به جای این که راهگشای تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های درست شوند، سبب اغتشاش در ارزیابی&amp;zwnj;های عملکردی توسط رهبر جناح دوم شدند. عواقب این ارزیابی&amp;zwnj;های دور از واقعیت خود را در تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های منجر به نیمه دوم خرداد ۱۳۶۰ نشان دادند. همانطوری که قبلاً نیز اشاره شد، در بررسی&amp;zwnj;های تاریخی باید صریح بود؛ کتمان واقعیت&amp;zwnj;های غیر مطلوب ما را به جایی نخواهد برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هماوردی بین دو نفر در دو رده قدرت، یکی در رده اول و دیگری در رده دوم (حتی در صورت فرض صحت عددهای آماری) با موضوع دوئل در رده دوم قدرت بین دو نفر بسیار متفاوت بود. هماوردی بین دو نفر که در دو رده قدرت قرار دارند به معنی سعی در تغییر بنیادی در کل نظام حکومتی بود و ادامه این رقابت منجر به درگیری گسترده در ساختار قدرت می&amp;zwnj;شد؛ پدیده&amp;zwnj;ای که در ادامه این رویه در نهایت در انتهای بهار ۱۳۶۰ اتفاق افتاد. کاربردهای تبلیغاتی آن نظرسنجی&amp;zwnj;ها از آن زمان به بعد در حالی صورت گرفت که صحت این عددهای آماری، هیچ&amp;zwnj;گاه از طرف منابع مستقل تایید نشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عملکرد مشابهی در مورد مقایسه محبوبیت بین بنی&amp;zwnj;صدر و مصدق، در ادامه همین بخش، بررسی می&amp;zwnj;شود. در ادامه این بخش خواهیم دید که در صفحه ۴۰ کتاب &amp;laquo;نامه&amp;zwnj;ها&amp;raquo;ی بنی&amp;zwnj;صدر مدعی شده است که &amp;laquo;من الان {اول مرداد ۵۹} محبوبیتم بیش از مصدق است.&amp;raquo; این ادعای نادرست هم بر مبنای یک عدد آماری بوده است. گزافه بودن این ادعا مبنی بر این که محبوبیت بنی&amp;zwnj;صدر بیشتر از مصدق بوده را تاریخ خود مشخص کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این هم یکی دیگر از پارادوکس&amp;zwnj;های تاریخ اخیر ایران است که تهیه و تدارک نظرسنجی&amp;zwnj;های درست و تحلیل&amp;zwnj;های عاقلانه از آن&amp;zwnj;ها که باید راهگشای تصمیم&amp;zwnj;های عقلائی باشند، به عکس، به صورت ابزاری در آمد که زمینه بحران&amp;zwnj;های بیشتر در ساختار قدرت را به وجود آورد. مثال قدیمی &amp;laquo;تیغ در کف زنگی مست&amp;raquo; گفته&amp;zwnj;ای استعاره&amp;zwnj;ای برای بیان حالت&amp;zwnj;های مشابه بوده است. موضوع تاثیر و نقش عددهای آماری در شکل&amp;zwnj;گیری روند بحران در ساختار قدرت منتهی به بهار ۱۳۶۰ در بخش&amp;zwnj;های بعدی بیشتر بررسی خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به طور خلاصه، آیت&amp;zwnj;الله خمینی در آن دوران در رده یکم و در راس ساختار قدرت قرار داشت و کارگزاران ارشد حکومت (مثل بنی&amp;zwnj;صدر، بهشتی، هاشمی و ... ) با فاصله بسیار زیاد از او در رده دوم قرار داشتند. تصوری از عملکرد ساختار قدرت، مبنی بر همرده بودن بنی&amp;zwnj;صدر و آیت&amp;zwnj;الله خمینی، با واقعیت&amp;zwnj;های موجود مبنی بر وجود دو رده متمایز عملکردی برای آن دو نفر، تعارض داشت. در بخش&amp;zwnj;های بعد خواهیم دید که عدم درک از واقعیت&amp;zwnj;ها در رابطه با عملکرد&amp;zwnj;های رده&amp;zwnj;های دوگانه در ساختار قدرت یکی از عامل&amp;zwnj;هایی شد که در زمینه&amp;zwnj;های تعمیق بحران و در نهایت گسست و انفجار در ساختار قدرت در آخر بهار سال ۱۳۶۰ را ساختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جدال بر سر تعیین نخست وزیر- تابستان ۱۳۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساختار قدرت در ایران از پاییز سال ۱۳۵۸ بر مبنای دو رده قدرت استوار است که رهبر در رده اول و رئیس&amp;zwnj;جمهور همراه با سران دو قوه دیگر در رده دوم قرار دارند. پست نخست وزیری در ساختار قانون اساسی جمهوری اسلامی مصوب سال ۱۳۵۸ موقعیتی خاص داشت. قدرت&amp;zwnj;های اجرایی در اداره هیئت وزیران و دولت در دست نخست وزیر بود که او از نظر سازمانی زیر نظر رئیس جمهور قرار داشت، ولی نخست وزیر از نظر عملکردی باید تابع قوه قانونگذاری (مجلس) باشد. به این ترتیب رئیس جمهوری بین سه ساختار رهبری (در بالا)، مجلس (موازی) و نخست وزیری (در زیر) محصور بود. دامنه عملکرد و مانور رئیس جمهور، در ساختار سیاسی منطبق بر طبق قانون اساسی سال ۵۸، گسترده نبود. اولین رئیس جمهور اسلامی، با توجه به ترکیب مجلس اول در سال ۵۹، نه دسترسی به دامنه عملکردی که آرزو داشت و نه پای دل کندن از این منصب را داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در طول تابستان سال ۱۳۵۹ دو جناح ساختار قدرت، در مورد نحوه انتخاب نخست وزیر اقدام به صف آرایی کردند. هر یک از دو جناح می&amp;zwnj;خواست که کنترل نخست وزیر و از طریق او کنترل هیئت دولت را به دست آورد. جناح دوم در ابتدا احمد سلامتیان را به عنوان نخست وزیر از جناح خود به میدان کشید. گروه اکثریت مجلس به رهبری اکبر هاشمی (رئیس مجلس) با تمام قوا با نخست وزیری احمد سلامتیان مقابله کرد که منجر به عقب&amp;zwnj;نشینی جناح دوم شد. پس از این عقب&amp;zwnj;نشینی، جناح اول (حزب جمهوری) که بر مجلس مسلط بود، افراد پیشنهادی خود برای پست نخست&amp;zwnj;وزیری را به میدان کشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شایان توجه است که حزب جمهوری و متحدانش با وجود این که در ساختار یک جبهه واحد علیه جناح دوم عمل می کردند خود کاملاً یکدست نبودند و هرگاه فشار رقابت با جناح دوم از آن&amp;zwnj;ها برداشته می&amp;zwnj;شد، خود دچار تفرقه می&amp;zwnj;شدند. این پدیده&amp;zwnj;ای است که از آن روزگار تاکنون به طور مرتب تکرار شده است. در این مدت بخش&amp;zwnj;های زیادی از آن ساختار جدا شده&amp;zwnj;اند. بررسی موضوع ریزش در ساختار جناح اول از آن زمان خود نوشته مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کشمکش بین دو جناح قدرت در مورد تعیین نخست&amp;zwnj;وزیر چندین هفته طول کشید. طبق معمول دو جناح درگیر در ساختار قدرت در تابستان ۵۹ مردم را آن قدر محرم نمی&amp;zwnj;دانستند تا داستان&amp;zwnj;های پشت پرده در رابطه با مصالحه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان در مورد نخست&amp;zwnj;وزیر را با آن مردم درمیان بگذارند. به نظر می&amp;zwnj;رسد که از نظر هر دو جناح مناسب&amp;zwnj;ترین محل برای گفت&amp;zwnj;وگو بین خودشان بود. در این مرحله هریک از دو جناح سعی می&amp;zwnj;کرد دامنه پیشروی جناح مخالف را با تبلیغات خود محدود کند. برخی از مذاکرات مجلس اول، برخلاف دوران شورای انقلاب، به صورت علنی صورت می&amp;zwnj;گرفت. هر دو جناح ساختار قدرت، از طریق روزنامه&amp;zwnj;های خود (&amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo;) اقدام یه یک جنگ تبلیغاتی علیه یکدیگر کردند؛ توپخانه تبلیغاتی دو جناح دمی از شلیک باز نمی&amp;zwnj;ایستاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوره آتش&amp;zwnj;باری&amp;zwnj;های ایهامی، مربوط به دوران شورای انقلاب، به سر آمده بود. به این ترتیب در تابستان ۵۹ آتشباری&amp;zwnj;های تبلیغاتی دوجناح هم با هدف&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های مشخص&amp;zwnj;تری صورت می&amp;zwnj;گرفتند؛ اگرچه معامله&amp;zwnj;های سیاسی هنوز در پشت پرده ادامه داشت. تبلیغات جناح اول با دفاع از فقه و مکتب و تبلیغات جناح دوم با دفاع از تخصص و اطلاق قدرت&amp;zwnj;مدار و سلطه&amp;zwnj;جو به طرف مقابل صورت می&amp;zwnj;گرفت. از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دوران اطلاق &amp;laquo;مکتبی&amp;raquo; به عنوان شعار و ضد شعار مطرح شد. در این زمان در حالی که کشمکش در رده دوم ادامه داشت، نقش آیت&amp;zwnj;الله خمینی در رده یکم و در راس ساختار قدرت هر چه بیشتر تثبیت شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر، بعد از مدتی کشمکش، به ناچار به نخست&amp;zwnj;وزیری محمدعلی رجایی رضایت داد. به این ترتیب محمدعلی رجایی، منتخب جناح اول (حزب جمهوری)، نخست&amp;zwnj;وزیر شد؛ اگر چه رجایی خود عضو رسمی حزب جمهوری اسلامی نبود. بازی قدرت در رده دوم در این زمان شبیه شطرنجی شده بود که شاه جناح دوم در موقعیت آچمز قرار دارد؛ یعنی او می&amp;zwnj;تواند در صحنه باشد ولی نمی&amp;zwnj;تواند حرکت کند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی این بازی شطرنج را از بالا نظاره می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در حالی که موضوع تحمیل رجایی به عنوان نخست&amp;zwnj;وزیر به بنی&amp;zwnj;صدر برای همگان آشکار بود ولی در آن زمان مصلحت&amp;zwnj;های سیاسی (از طرف هر دو جناح) مانع از این می&amp;zwnj;شد که همین موضوع ساده هم به صورت صریح با مردم در میان گذاشته شود. این هم یکی دیگر از پارادوکس&amp;zwnj;های آن زمان بود. آن&amp;zwnj;ها که در تبلیغات خود دم از حق فطری مردم برای آزادی در دانستن و استقلال در تصمیم&amp;zwnj;گیری می&amp;zwnj;زدند، در معامله&amp;zwnj;های پشت پرده خود با جناح دیگر نه تنها مردم را محرم نمی&amp;zwnj;دانستند، بلکه آن&amp;zwnj;ها را گروهی نادان فرض می&amp;zwnj;کردند که حتی از تشخیص وجود مصالحه&amp;zwnj;های پشت پرده هم ناتوانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آشنائی مختصر با محمدعلی رجایی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمدعلی رجایی در سال ۱۳۱۲ در شهر قزوین به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی خود در قزوین تمام کرد و سپس برای ادامه تحصیل و کسب درآمد به آموزشگاه گروهبانی نیروی هوایی پیوست و بعد از مدتی (چه سالی؟) با رده گروهبانی در نیروی هوایی شروع به کار کرد. رجایی در دوران قبل از کودتای ۲۸ مرداد، همزمان با اشتغال در نیروی هوایی، فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی در چهارچوب گروه&amp;zwnj;های اسلامی داشت. او، به دنبال کودتای سال ۱۳۳۲، به دلیل فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی با تمایلات اسلامی از خدمت در نیروی هوایی خارج (اخراج؟) شد. به نظر می&amp;zwnj;رسد که رجایی، در همین دوره اشتغال در نیروی هوایی، توانست تحصیلات دبیرستانی خود را هم تمام کند. &lt;br /&gt;
&lt;img width=&quot;150 &quot; height=&quot;192&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/rajaii.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;رجایی بعد از ترک نیروی هوایی، توانست در دانشسرای عالی (موسسه&amp;zwnj;ای برای آموزش دبیران دبیرستان&amp;zwnj;ها) ثبت نام کند و به این ترتیب او توانست تحصیلات عالی خود را در دانشسرای عالی تهران ادامه دهد. رجایی در سال ۱۳۳۸ از دانشسرای عالی فارغ&amp;zwnj;التحصیل شد و سپس به استخدام در وزارت آموزش و پرورش درآمد. او توانست مدتی بعد محل کار خود را به دبیرستان کمال در شرق تهران منتقل کند و در این دبیرستان به تدریس پرداخت. نقش دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال در بخش انقلاب فرهنگی از این مجموعه بررسی شد. دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال در سال های ابتدای دهه ۵۰ در عمل به صورت پایگاه&amp;zwnj;های نیمه علنی برای کادر سازی نیروی&amp;zwnj;های مخالف حکومت شاه درآمدند. دانش&amp;zwnj;آموزان فارغ&amp;zwnj;التحصیل این دو دبیرستان در دوران پیش و پس از انقلاب تاثیر&amp;zwnj;های مهمی در روند&amp;zwnj;های سیاسی ایران گذاشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;محمدعلی رجایی در سال ۱۳۵۳، در دوران سرکوب وسیع ساواک، در رابطه با مجاهدین (؟)، دستگیر و به چهارسال زندان محکوم شد؛ ولی در آبان سال ۱۳۵۷ همزمان با اوج گرفتن انقلاب از زندان آزاد شد. رجایی، در جریان ترمیم دولت موقت، به عنوان وزیر آموزش و پرورش وارد کابینه بازرگان شد. رجایی در انتخابات مجلس شرکت کرد و به مجلس اول راه یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمایت جناح اول (حزب جمهوری اسلامی و متحدانش) از رجایی برای پست نخست&amp;zwnj;وزیری سبب معروفیت تاریخی او شد؛ اگرچه رجایی خود عضو رسمی جمهوری اسلامی نبود. به طوری که در بالا گفته شد رجایی عضو کابینه بازرگان بود و برای مدتی نیز در ابتدای دهه ۱۳۵۰ در دبیرستان کمال که توسط بازرگان و سحابی تاسیس و اداره می&amp;zwnj;شد، تدریس می&amp;zwnj;کرد. ولی این واقعیت&amp;zwnj;های تاریخی (عضویت در کابینه بازرگان یا تدریس در دبیرستان کمال) بدان معنی نیست که رجایی در بهار سال ۱۳۵۹ به نهضت آزادی وابستگی سازمانی داشت. بلکه نشان می&amp;zwnj;دهد که حزب جمهوری اسلامی سعی کرده بود شخصی را برای نخست وزیری پیدا کند که خط حزب جمهوری را پیگیری کند ولی جلوه&amp;zwnj;ای غیر حزبی داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;شروع نخست&amp;zwnj;وزیری محمدعلی رجایی- مرداد ۵۹&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمدعلی رجایی در در روز ۱۹ مرداد ۵۹ کار نخست&amp;zwnj;وزیری را شروع کرد. مصالحه اجباری دو جناح در مورد نخست وزیری رجایی نتوانست هیچ مشکلی را در در دوئل قدرت حل کند. آن ترکیب از رئیس&amp;zwnj;جمهور و نخست&amp;zwnj;وزیر ملقمه&amp;zwnj;ای بسیار ناکارآ از عمل درآمد. تنها موردی که این دو نفر در آن با هم توافق نظر داشتند تحقیر نفر دیگر بود. با این ترکیب ناهمگون در قوه مجریه و با خط آتشی که مجلس دورادور بنی&amp;zwnj;صدر کشیده بود، او در عمل دامنه بسیار محدودی برای مانور پیدا کرد. برگ عملیاتی عمده او در این دوران عنوان فرمانده کل قوا بود که به عنوان بخشی از سیاست موازنه تقابلی از طرف شخص آیت الله خمینی به آن منصوب شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;149&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/rajaii-banisadr.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دو جناح در رده دوم ساختار قدرت، حتی بعد از شروع نخست&amp;zwnj;وزیری رجایی هم به طور دائم در کشاکش با هم بودند. کشمکش بعدی در مورد ترکیب اعضای هیئت دولت (کابینه) بود که در عمل برای ماه&amp;zwnj;ها ادامه پیدا کرد. به این ترتیب وزارت امور خارجه در بحرانی&amp;zwnj;ترین دوران کشور (بحران گروگان&amp;zwnj;گیری و در مرحله بعدی حمله عراق به ایران) برای مدت&amp;zwnj;ها بدون وزیر ماند. مدتی کشاکش&amp;zwnj;های جناحی بر سر نحوه تعیین رئیس بانک مرکزی بود و مدتی دیگر کشاکش بر سر نحوه تعیین رئیس سازمان هلال احمر صورت گرفت. کشاکش به حدی بود که دو جناح حتی در مورد تعیین رئیس اداره کوچکی به نام &amp;laquo;سازمان پژوهش&amp;zwnj;های علمی و صنعتی&amp;raquo; هم برای یکدیگر چنگ و دندان نشان می&amp;zwnj;دادند. در این دوران هم بخش جنگ روانی دو جناح به صورت خطابه&amp;zwnj;های تبلیغاتی با استفاده از چاشنی حمایت از تخصص از یک طرف و دفاع از افراد مکتبی از طرف دیگر ادامه یافت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جناح اول (حزب جمهوری و متحدانش) در تابستان ۵۹ خط آتش دورا دور جناح دوم را مرحله به مرحله تنگ تر می&amp;zwnj;کرد. هر دو جناح در رده دوم برای کسب تدارکات پشتیبانی در جهت ادامه این جنگ قدرت مرتب به رده یکم (آیت&amp;zwnj;الله خمینی) مراجعه می&amp;zwnj;کردند. این ساختاری ناپایدار بود و به سوی یک بحران پیش می&amp;zwnj;رفت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی آگاه بود که برای ادامه موازنه در ساختار قدرت به دو جناح رقیب احتیاج داشت. قراین نشان می&amp;zwnj;دهد که او هرگاه لازم می&amp;zwnj;دانست به یاری جناح ضعیف&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;رفت تا آن شرایط تعادل بقا پیدا کند. روابط بین دو جناح در رده دوم قدرت در آخر تابستان از حالت تقابل گذشته بود و به طرف تخاصم می&amp;zwnj;رفت. تخاصم و درگیری قهرآمیز که در بهار ۶۰ خود را نشان داد یک شبه به وجود نیامد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;افول نهایی زندگی سیاسی بازرگان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهدی بازرگان، بعد از اتمام دوران شورای انقلاب در تیر ۱۳۵۹، دیگر در ساختار قدرت نبود؛ ولی با عضویت در مجلس اول او هنوز در کناره و در ساختار حاکمیت حضور داشت. بازرگان در کناره ناظر جناح&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های تازه و قطبی شدن بیشتر اختلاف&amp;zwnj;ها در ساختار قدرت شد. نقش بازرگان، از این دوران به بعد، رو به افول نهایی گذاشت. او از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان بار&amp;zwnj;ها توسط رهبران جمهوری اسلامی به انحراف تفکری و سوء مدیریت متهم شد. بازرگان، به قول خود او، آرزوی باران داشت ولی سیل آمد. بازرگان بعد از ختم دوره مجلس اول حتی از درون ساختار حاکمیت هم کنار گذاشته شد؛ به این صورت بازرگان به صورت نماد &amp;laquo;نیمه ناخودی&amp;zwnj;ها&amp;raquo; درآمد؛ گروهی که دیگر &amp;laquo;خودی&amp;raquo; نبودند ولی در میان &amp;laquo;ناخودی&amp;zwnj;ها&amp;raquo; هم جا نداشتند. بازرگان بعد از مجلس اول در تمامی دوره&amp;zwnj;های بعدی انتخابات مجلس و رئیس جمهوری ثبت نام کرد ولی در تمامی آن&amp;zwnj;ها رد صلاحیت شد. مهندس بازرگان، در روز ۳۰ دی سال ۱۳۷۳،&amp;nbsp;در سن ۸۷ سالگی فوت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;زمینه&amp;zwnj;های اختلاف بین دو گروه مخالف در مجلس اول &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جناح دوم در مجلس اول نه تنها با گروه اکثریت (حزب جمهوری ومتحدانش) بلکه گروه اصلی مخالف (اپوزیسیون)، یعنی نهضت آزادی، هم اختلاف ریشه&amp;zwnj;ای داشت. در مجلس اول تعدادی کمی از اعضای نهضت آزادی مثل مهدی بازرگان، یدالله سحابی و معین&amp;zwnj;فر حضور داشتند که قبل از آن عضو شورای انقلاب هم بودند. کتاب&amp;zwnj;های خاطرات به&amp;zwnj;جا مانده از آن&amp;zwnj;ها و نیز اطلاعات نشت کرده از آن دوران نشان می&amp;zwnj;دهد که اعضای نهضت آزادی در شورای انقلاب، اگرچه در موردهایی رای&amp;zwnj;های مشابه با بنی&amp;zwnj;صدر داده بودند، ولی این دو گروه اقلیت در دوران شورای انقلاب با هم متحد نشدند. اختلاف&amp;zwnj;های این دو گروه در دوران مجلس اول ادامه پیدا کرد. به این ترتیب بین دو گروه کوچک مخالف (اپوزیسیون) در مجلس اول، یعنی اعضای نهضت آزادی (طرفداران بازرگان) و جناح دوم (طرفداران بنی&amp;zwnj;صدر)، اختلاف&amp;zwnj;های عمیقی وجود داشت که ریشه آن اختلاف&amp;zwnj;ها به دوران شورای انقلاب و حتی بسیار قبل&amp;zwnj;تر از آن می&amp;zwnj;رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بازرگان و بنی&amp;zwnj;صدر از سال ۱۳۴۰ با هم آشنا بودند؛ ولی آن دو حتی قبل از دوران دولت موقت (بهمن ۵۷)، رابطه&amp;zwnj;های حرفه&amp;zwnj;ای دوستانه&amp;zwnj;ای با هم نداشتند. موضوع ملاقاتی که صورت نگرفت در هشت بهمن ۱۳۵۷، که طی آن بنی&amp;zwnj;صدر ملاقات برنامه&amp;zwnj;ریزی شده توسط بازرگان/ بهشتی بین بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس را در رقابت با یزدی (؟) مخدوش کرد، شاهد این مدعاست. موضوع ملاقاتی که صورت نگرفت خود نیاز به بررسی بیشتر دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا بازرگان نخست&amp;zwnj;وزیر بود، بنی&amp;zwnj;صدر در کابینه دولت موقت وزیر نشد؛ حتی ارتقای بنی&amp;zwnj;صدر به عنوان معاون وزیر دارایی، در تیر ۱۳۵۸، به عنوان بخشی از سیاست در هم تنیدن شورای انقلاب و دولت موقت، نه به دعوت یک وزیر کابینه، صورت گرفت. در حالی که حسن حبیبی که در فرانسه و قبل از آن وضعیتی مشابه با بنی&amp;zwnj;صدر داشت، در کابینه بازرگان خود وزیر شد و او همزمان عضو شورای انقلاب هم بود. حتی محمدعلی رجایی که بنی&amp;zwnj;صدر، بعد از عزل از پست رئیس جمهوری، به نادانی او بسیار تاکید داشته است، در کابینه بازرگان وزیر بود. از طرف دیگر، به محض آن که کابینه بازرگان سقوط کرد، موقعیت بنی&amp;zwnj;صدر عوض شد و او همزمان دو پست وزیر امور خارجه و وزیر دارایی را در زمانی به دست آورد که شورای انقلاب توسط بهشتی اداره می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مورد روابط حرفه&amp;zwnj;ای غیر دوستانه بین بازرگان و بنی&amp;zwnj;صدر در دوران دولت موقت یادداشت&amp;zwnj;های بسیاری توسط افراد گوناگونی به صورت مشاهده مستقیم و یا روایت از شخص سوم موجود است. در این جا از تکرار آن&amp;zwnj;ها خود داری می&amp;zwnj;شود؛ بلکه از یکی از یادداشت&amp;zwnj;های بنی&amp;zwnj;صدر برای نشان دادن عمق اختلاف در بین دو گروه اقلیت و مخالف (اپوزوسیون) در داخل مجلس اول استفاده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر به&amp;nbsp;آیت&amp;zwnj;الله خمینی:&amp;nbsp;{شما} می&amp;zwnj;ترسید که من مصدق بشوم و شما کاشانی. من الان محبوبیتم بیش از مصدق است و هیچوقت صحیح ندانسته ام که در مقابل شما بایستم و تجربه ۲۸ مرداد تکرار شود. شما با کارهایی که می&amp;zwnj;کنید خود را کاشانی می کنید. خوب نکنید که نشوید. تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم. گفتید حبیبی نخست&amp;zwnj;وزیر، بعداً زیرش زدید. شما به دولت موقت توپیدید و گفتید که بد عمل کرده است. من چند تحلیل در آن زمان نزد شما آوردم و گفتم که در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کنند و نمی&amp;zwnj;توانند انقلاب را اداره کنند.&amp;nbsp;و شما خود اینها را گذاشتید و دور از اخلاق است که شما تمام مسئولیت شکست ....&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بررسی بخش کوچکی از پیغامی که بنی&amp;zwnj;صدر در یکم مرداد سال ۵۹، برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی (از طریق دامادش، آیت&amp;zwnj;الله اشراقی) فرستاد، می&amp;zwnj;تواند روابط به شدت پیچیده در ساختار قدرت در این دوران (تابستان ۱۳۵۹) و رقابت&amp;zwnj;های درونی آن را هم روشن&amp;zwnj;تر کند. متن این نامه شفاهی در تاریخ اول مرداد سال ۵۹، یعنی دوره مورد بررسی در بخش حاضر مربوط است. متن این پیغام (نامه شفاهی) در صفحه ۴۰ کتاب &amp;laquo;نامه&amp;zwnj;ها&amp;raquo; موجود است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متن کلی این پیغام (نامه شفاهی) درهم رفته و به قول معروف پر از شاخه به شاخه پریدن است؛ ولی حاوی نکته&amp;zwnj;های بسیار مهمی در رابطه با عملکرد&amp;zwnj;های افراد در درون ساختار قدرت است. در اینجا فقط به بخش کوچکی از آن نامه شفاهی اشاره می&amp;zwnj;شود. متن این بخش از پیغام یکم مرداد ۱۳۵۹ به صورت زیر است: &amp;laquo;{شما} می&amp;zwnj;ترسید که من مصدق بشوم و شما کاشانی. من الان محبوبیتم بیش از مصدق است و هیچوقت صحیح ندانسته ام که در مقابل شما بایستم و تجربه ۲۸ مرداد تکرار شود. شما با کارهایی که می&amp;zwnj;کنید خود را کاشانی می کنید. خوب نکنید که نشوید. تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم. گفتید حبیبی نخست&amp;zwnj;وزیر، بعداً زیرش زدید. شما به دولت موقت توپیدید و گفتید که بد عمل کرده است. من چند تحلیل در آن زمان نزد شما آوردم و گفتم که در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کنند و نمی&amp;zwnj;توانند انقلاب را اداره کنند.&amp;nbsp;و شما خود اینها را گذاشتید و دور از اخلاق است که شما تمام مسئولیت شکست ... .&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;435&quot; height=&quot;100&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/namheha-40_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;من گفتم که دولت موقت در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کند &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخشی از آن پیغام یادشده ادعا می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;من چند تحلیل در آن زمان {طول سال 1358} نزد شما آوردم و گفتم که {دولت موقت} در خط آمریکا عمل می کنند و نمی&amp;zwnj;توانند انقلاب را اداره کنند. ...&amp;raquo; با فرض صحت این ادعا، می توان آن جمله را به چند صورت متفاوت تحلیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ادعا که دولت موقت در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کرده است، اتهامی ناچیز برای بازرگان و عملکرد دولت موقت نبوده است. بازرگان در روز ۱۹ بهمن ۵۷ در دانشگاه تهران اعلام کرده بود که او سیاست گام به گام را دنبال می&amp;zwnj;کند، و به این ترتیب رویه&amp;zwnj;های او مبنی بر عملکرد مرحله به مرحله از همان روز آشکار بود؛ حتی اگر کسی با آن موافق نبود. ولی این ادعا/ اتهام که دولت او در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کرده است، موضوع ساده&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;توانسته باشد. این ادعا/ اتهام که دولت موقت در خط آمریکا حرکت می&amp;zwnj;کرده است، مشابه ادعا/اتهامی بود که فقط توسط افراطی&amp;zwnj;ترین (و نه تمامی) سازمان&amp;zwnj;های خارج از حکومت (که بازرگان برای بی&amp;zwnj;اعتبار کردن همه آن&amp;zwnj;ها عنوان دو درصدی&amp;zwnj;ها را برای&amp;zwnj;شان ابداع کرد) اعلام می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی بر اساس مفاد این نامه مشابه همان ادعاها که دولت موقت در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کند، توسط معاون وزیر دارایی عضو همان دولت موقت به صورت چندین تحلیل برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرستاه شده است. این جمله، در صورت اعتماد به راوی، به خوبی نشان از دو موضوع می&amp;zwnj;دهد: اول، همین یک خط نوشته همچون نوک قله کوه یخ نشانه از عمق اختلاف&amp;zwnj;های بین بنی&amp;zwnj;صدر و بازرگان در دوران دولت موقت دارد. دوم، این جمله نشانه&amp;zwnj;ای از رویه&amp;zwnj;های کلی عملکرد راوی این داستان دارد که او به عنوان یک معاون وزیر علیه نخست&amp;zwnj;وزیر وقت عمل می کرده است، اگر نگوییم توطئه می&amp;zwnj;کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همان متن به نوشته زیر توجه می&amp;zwnj;فرمایید: &amp;laquo;تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم. گفتید حبیبی نخست&amp;zwnj;وزیر، بعداً زیرش زدید.&amp;raquo; بر مبنای این جمله در تابستان ۱۳۵۹ تمام سعی رئیس جمهور وقت بر این بوده که هرچه آیت&amp;zwnj;الله خمینی به او بگوید عملی کند. این بخش از نامه به موضوع دفاع از دامنه مستقل عملکردهای قانونی رئیس جمهور بر مبنای قانون اساسی سال &amp;nbsp;۱۳۵۸ هیچ اشاره&amp;zwnj;ای نداشته است و حتی شکایتی هم از رویه دستورهای فرای قانون اساسی آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این مورد ندارد؛ بلکه تنها شکوه نویسنده نامه آن است آیت&amp;zwnj;الله خمنی نظرش را تغییر داده و همان خواسته&amp;zwnj;های قبلی خود را پیگیری نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای مقایسه، یادی از شکواییه بازرگان در روز خداحافظی دولت موقت مناسب است: &amp;laquo;مگر من هویدا هستم یا امام محمدرضا شاه هستند که آب خوردنمان را اجازه بگیرم.&amp;raquo; این استقلال عملکرد بازرگان به عنوان نخست وزیر در حالی صورت می&amp;zwnj;گرفت که نخست&amp;zwnj;وزیری او حتی برآمده از یک انتخابات نبود، بلکه او بر مبنای یک حکم/ فرمان از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به پست نخست&amp;zwnj;وزیر دولت موقت منصوب شده بود. ولی بازرگان در اعتراض به همین رویه از نخست&amp;zwnj;وزیری استعفا داد. تفاوت در عملکردهای دو نفر گویا است. اختلاف&amp;zwnj;های فاحش و بنیادی در رویه&amp;zwnj;های اجرایی بین بنی&amp;zwnj;صدر و بازرگان در دوران عملکرد مجلس اول خود را نشان داد. خواهیم دید که دومین حذف جناحی در آخر بهار ۱۳۶۰&amp;nbsp;بسیار متفاوت از اولین حذف جناحی در نیمه پائیز ۱۳۵۸ اتفاق افتاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;من الان محبوبیتم بیش از مصدق است &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان قسمت از پیغام کتبی به تاریخ یکم مرداد سال ۵۹ حاوی یک موضوع بسیار مهم دیگر هم هست. این قسمت نوشته درابتدا می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من الان {اول مرداد ۵۹} محبوبیتم بیش از مصدق است.&amp;raquo; به این ترتیب این نوشته مدعی است که در تاریخ اول مرداد سال ۵۹، یعنی سه روز بعد از اتمام دوران عملکرد شورای انقلاب (در&amp;nbsp;۲۹ تیر ۵۹)، محبوبیت بنی&amp;zwnj;صدر از مصدق هم بیشتر بوده است.&amp;nbsp;ادعای مندرج در این نامه، با توجه به نقش تاریخی مصدق، ادعایی حاشیه&amp;zwnj;ای و کم اهمیت نیست. آن ادعای گزافه که &amp;laquo;من الان محبوبیتم بیش از مصدق است&amp;raquo; فقط نشان از بی&amp;zwnj;اطلاعی از اهمیت نقش شخصیت تاریخی مصدق برای ایرانیان آن نسل دارد. سئوالی که در این مورد می&amp;zwnj;تواند مطرح شود این است: حاصل عملکردهای 16&amp;nbsp;ماهه&amp;nbsp;نویسنده&amp;nbsp;نامه در شورای انقلاب (بین فروردین &amp;nbsp;۵۸ تا آخر تیر ۵۹) چه بوده است که از حاصل چندین دهه عملکرد مصدق برای مردم ایران بیشتر بوده که منجر به محبوبیتی بیشتر از مصدق شده است؟ محبوبیت تاریخی مصدق ناشی از استقلال عملکرد او در مقابل هر دو شاه پهلوی (رضاشاه و محمدرضا شاه) و توانایی او در ایجاد یک حرکت گسترده مردمی برای ملی کردن صنعت نفت ایران بود. عملکرد مشابه نویسنده نامه در دوران عضویت او در شورای انقلاب منصوب آیت&amp;zwnj;الله خمینی چه بوده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;پی&amp;zwnj;نوشت&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۱]- (Le complot des ayatollahs (Jean-Charles Deniau, 1989&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;بخش&amp;zwnj;های قبلی این سری نوشته در وب سایت رادیو زمانه به شرح زیر قابل دسترس است:&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹ &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4020">آیت‌الله بهشتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4022">ابوالحسن بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1597">اکبر هاشمی رفسنجانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4023">محمدعلی رجایی</category>
 <pubDate>Fri, 08 Jul 2011 15:07:36 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5274 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>