<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>سحاب سپهری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>روزهای سرنوشت– آخر بهار ۶۰ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/01/7339</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/01/7339&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش بیست سوم از سه روز تاریخ‌ساز         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری*         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;289&quot; height=&quot;141&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tir-60-small.jpg?1319471323&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خرداد سال ۶۰ پرتلاطم&amp;zwnj;ترین ماه در دوران سه ساله پس انقلاب، بین بهمن ۵۷ تا بهمن ۶۰ بود. اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون حاکمیت که از نیمه آبان ۵۸، به دنبال ادغام دولت در شورای انقلاب، شروع شد در زمستان سال ۵۹ شعله&amp;zwnj;ور شد. این اختلاف&amp;zwnj;ها در ساختار قدرت بر سر سلطه جناحی، در طول بهار سال ۶۰ شدت گرفت و بالاخره در آخر بهار سال ۶۰ به مرحله انفجار رسید. روزهای سرنوشت در آخر بهار ۶۰ فرا رسیدند.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;روزهای سرنوشت- آخر خرداد ۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طرح دو فوریتی استیضاح رئیس&amp;zwnj;جمهور ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در جلسه علنی روز سه شنبه ۲۶ خرداد ۶۰ مجلس مطرح شد. مجلس در همان روز دو فوریت آن طرح را تصویب کرد. در طرح&amp;zwnj;های دو فوریتی بررسی طرح بعد از تصویب دو فوریت آن شروع می&amp;zwnj;شود، ولی رهبری مجلس بررسی طرح استیضاح رئیس&amp;zwnj;جمهور را در آن مرحله متوقف کرد. رهبری مجلس در عمل ادامه بررسی طرح استیضاح را به هفته بعد (بعد از جمعه ۲۹ خرداد) موکول کرد. این در حالی بود که دو فوریت آن طرح تصویب شده بود. این یک خطای تاکتیکی از طرف رهبری مجلس بود که امکان سازماندهی و تعرض وسیع را برای سازمان مجاهدین، بزرگ&amp;zwnj;ترین گروه مخالف حاکمیت، در عصر روز شنبه ۳۰ خرداد فراهم آورد. سرعت حوادث در آن روز&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;حدی بود که در آن زمان و همچنین در بسیاری از بررسی&amp;zwnj;های بعدی این نحوه غیر معمول در عملکرد رهبری مجلس و حزب جمهوری در رابطه با آن طرح دو فوریتی مورد توجه کافی قرار نگرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سازمان مجاهدین موفق شد از خطای تاکتیکی رهبری مجلس و حزب جمهوری در وقفه در مرحله&amp;zwnj;های متوالی رای&amp;zwnj;گیری برای طرح دو فوریتی استیضاح بنی صدر، که در نیمه دوم هفته در عمل متوقف شده بود، استفاده کند. مجاهدین موفق شدند در بعد از ظهر روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تظاهرات بزرگی را در بخش مرکزی شهر در تهران (در امتداد خیابان انقلاب) سازماندهی کنند. این تظاهرات به شدت سرکوب شد. به این ترتیب بود که روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ به شکل روز&amp;zwnj;های سرنوشت درآمدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهبری مجاهدین که از مدت&amp;zwnj;ها قبل از بهار ۱۳۶۰ با ساختار حاکمیت به رهبری حزب جمهوری در حالت تخاصم بود، از موضوع درگیری بین دو جناح درون ساختار قدرت (به صورت درگیری بین بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی)، به عنوان بهانه&amp;zwnj;ای برای پیگیری هدف&amp;zwnj;های سازمانی خود و اجرای برنامه&amp;zwnj;هایش برای رسیدن به آن هدف&amp;zwnj;ها استفاده می&amp;zwnj;کرد. موضوع نوار آیت در بهار ۱۳۵۹، یکی از این موارد علنی بود. برنامه مجاهدین برای استفاده از اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت برای ضربه زدن به کل آن ساختار شامل قسمت&amp;zwnj;های علنی و غیر علنی می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سازمان مجاهدین، از ابتدای سال ۱۳۵۹، به امید ایجاد شکاف در ساختار قدرت به صورت تاکتیکی از جناح بنی&amp;zwnj;صدر حمایت اجرایی می&amp;zwnj;کرد. این حمایت در حالی صورت می&amp;zwnj;گرفت که بنی&amp;zwnj;صدر و رهبری مجاهدین در قبل از آن رابطه&amp;zwnj;های حسنه&amp;zwnj;ای با هم نداشتند. حمایت&amp;zwnj;های تاکتیکی مجاهدین از بنی&amp;zwnj;صدر در طول سال ۱۳۵۹ و در بهار سال ۱۳۶۰ توسعه یافت. موضوع شرکت فعال مجاهدین در سخنرانی نیمه اسفند سال ۱۳۵۹ در محوطه دانشگاه تهران نمونه واضح این حمایت تاکتیکی مجاهدین از بنی&amp;zwnj;صدر بود. تظاهرات مجاهدین در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در منطقه مرکزی تهران که شروع آن به بهانه حمایت از بنی&amp;zwnj;صدر صورت گرفت، اوج این عملکرد سیاسی آن&amp;zwnj;ها بود و همزمان پیچیدگی روابط سیاسی آن دوران و ارتباط حوادث در دو روز آخر خرداد ۱۳۶۰ را نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجاهدین و بنی&amp;zwnj;صدر دو تصویر کاملاً متفاوت از&amp;zwnj;&amp;zwnj; تظاهرات در روز ۳۰ خرداد سال ۶۰ ارائه می&amp;zwnj;دهند که به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اندازه تفسیر آن&amp;zwnj;ها از شورش و قیام بهمن ۵۷ متفاوت است. به روایت مجاهدین، نیروهای آن&amp;zwnj;ها از ساعت چهار بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد توانستند تظاهرات گسترده&amp;zwnj;ای را در بخش مرکزی شهر تهران برنامه&amp;zwnj;ریزی، سازماندهی، عملیاتی و اجرا کنند. منابع و قراین به جا مانده از آن دوران حکایت می&amp;zwnj;کند که تظاهرات ۳۰ خرداد ۶۰ با تصور تکرار تظاهرات و شورش روز ۲۱ بهمن ۵۷ برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بود به امید آن که مردم مثل روز ۲۲ بهمن ۵۷ عمل کنند و به میدان بیایند و قیامی دیگر را این بار زیر رهبری مجاهدین رقم بزنند. در عمل چنین اتفاق نیفتاد. مجاهدین تصور می&amp;zwnj;کردند که یک قیام عمومی مثل قیام ۲۲ بهمن را می&amp;zwnj;توان از قبل طراحی، سازماندهی و سپس رهبری عملیاتی کرد. این تصوری ساده&amp;zwnj;انگارانه از عملکرد قیام&amp;zwnj;های گسترده مردمی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در روز ۲۵ خرداد ۶۰ مخفی و منزوی شد و از این روز ارتباط&amp;zwnj;های او هم تقریباً قطع شده بود. او توانست فقط از تظاهرات ۳۰ خرداد ۶۰ تصویری در ذهن خود بسازد. او بر مبنای این تصویر ذهنی در مصاحبه&amp;zwnj;هایش (مثلا کتاب &amp;quot;توطئه آیت&amp;zwnj;الله&amp;zwnj;ها&amp;quot; و &amp;quot;درس تجربه&amp;quot;) و گفته&amp;zwnj;هایش در یوتیوب مدعی است که تظاهرات روز ۳۰ خرداد در صبح آن روز و توسط طرفداران او و به صورت خودبه&amp;zwnj;خودی صورت گرفته است. به گمان او مردم در صبح روز ۳۰ خرداد ۶۰ به صورت خودبه&amp;zwnj;خودی به خیابان&amp;zwnj;ها آمدند و این بار زیر لوای او قیام کردند. منابع موجود چنین ادعایی درمورد یک تظاهرات گسترده در صبح روز ۳۰ خرداد به صورت خود به خودی و زیر قیادت بنی&amp;zwnj;صدر را تایید نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منابع موجود از یک تظاهرات اصلی در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد در بخش مرکزی تهران حکایت دارند که توسط مجاهدین برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بود. نا&amp;zwnj;گفته نماند، مجاهدین به عنوان بخش فریب همان تظاهرات اصلی (در قسمت مرکزی تهران)، در طول روز ۳۰ خرداد در قسمت&amp;zwnj;های دیگر تهران مثل پل سید خندان و منیریه و چند جای دیگر هم تظاهرات موضعی برپا کرده بودند تا توجه نیروهای حکومتی را از تظاهرات اصلی&amp;zwnj;شان که در بعد از ظهر آن روز در قسمت مرکزی تهران صورت می&amp;zwnj;گرفت، منحرف کنند. به این ترتیب تظاهرات موضعی مجاهدین در قسمت&amp;zwnj;های مختلف تهران در طول روز ۳۰ خرداد بخشی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان طرح تظاهرات بزرگ آن&amp;zwnj;ها در بعد از ظهر آن روز بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ادعای بنی&amp;zwnj;صدر درمورد خودبه&amp;zwnj;خودی بودن ماهیت تظاهرات صبح روز ۳۰ خرداد ۶۰ همخوان است با ادعای مشابه دیگری که شورش ۲۱ بهمن و قیام ۲۲ بهمن هم به صورت خودبه&amp;zwnj;خودی صورت گرفتند. بررسی&amp;zwnj;های این مجموعه نوشته (بخش&amp;zwnj;های پنج تا نهم) هم نشان داد که چنین استنباطی مبنی بر خودبه&amp;zwnj;خودی بودن رخدادهای روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن ۵۷ زمینه&amp;zwnj;های تاریخی و عملی ندارد. رخدادهای روز&amp;zwnj;های ۲۱ و ۲۲ بهمن ۵۷ حاصل درگیری و عملکرد رقابت بین نیروهای چهاگانه آن زمان (آرایش نیروها در نیمه بهمن ۵۷) بود. شورش ۲۱ بهمن و قیام ۲۲ بهمن در موقعیتی که همه شرایط آماده شده بود، صورت گرفتند. شورش روز ۲۱ بهمن و شکست طرح کودتای لشکر گارد که منجر به قیام گسترده در روز ۲۲ بهمن شد در بخش&amp;zwnj;های قبل به طور مشروح بررسی شد.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطوری که دیدیم عملکردهای گروه چهارم نقشی کلیدی در مقابله با تانک&amp;zwnj;های لشکر گارد در امتداد خیابان تهران نو و سپس توسعه قیام در سطح شهر تهران داشت. بخشی از شرایط مورد نیاز برای شورش ۲۱ بهمن را هم بی&amp;zwnj;اعتمادی ناشی از ملاقاتی که در هشتم بهمن در پاریس صورت نگرفت، به وجود آورده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به همین صورت منابع موجود نشان می&amp;zwnj;دهند که درگیری&amp;zwnj;های بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد هم ناشی از رقابت بین نیروهای هوادار و همراه با مجاهدین از یک طرف و نیروهای امنیتی حکومتی و متحدان حزب جمهوری از طرف دیگر در سطح بخش مرکزی شهر تهران صورت گرفت. منابع موجود نشان نمی&amp;zwnj;دهند که در صبح روز ۳۰ خرداد تظاهرات قابل توجهی در سطح شهر تهران از سوی طرفداران بنی&amp;zwnj;صدر به صورت خود به خودی صورت گرفته بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصور بنی&amp;zwnj;صدر مبنی بر خود به خودی بودن شورش ۲۱ بهمن ۵۷ و تظاهرات ۳۰ خرداد ناشی از توجیه&amp;zwnj;های دستگاه ذهنی &amp;quot;اندیشه راهنما&amp;quot; است که حرکت&amp;zwnj;های مردمی در آن دستگاه ذهنی همیشه به صورت خود به خودی در جهت تحقق افکار مبدع &amp;quot;دستگاه اندیشه راهنما&amp;quot; صورت می&amp;zwnj;گیرند. این دستگاه ذهنی مدعی است که سازماندهی&amp;zwnj;های اجتماعی نقش سد برای حرکت&amp;zwnj;های مردمی را دارند. (منبع: مصاحبه بنی&amp;zwnj;صدر در کیهان روز سوم بهمن ۵۷)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوت دو نگرش به عملکرد شورش ۲۱ بهمن و قیام ۲۲ بهمن سال ۵۷ به خوبی تاثیر خود را در دو ارزیابی متفاوت از تظاهرات روز ۳۰ خرداد ۶۰ نشان می&amp;zwnj;دهد. نگرش&amp;zwnj;های مجاهدین و بنی صدر در عمل تظاهرات ۳۰ خرداد را نگاره&amp;zwnj;ای از روز ۲۱ بهمن ۵۷ بهمن در نظر می&amp;zwnj;گیرند، ولی چون آن نگرش&amp;zwnj;ها به عملکرد روز&amp;zwnj;های ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۵۷ متفاوت است، ارزیابی آن&amp;zwnj;ها هم از رخدادهای روز ۳۰ خرداد ۶۰ متفاوت از آب در آمده است. می&amp;zwnj;بینیم که تصویر قیام بهمن ۵۷ دوباره خود را نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تظاهرات مخالفان در عصر روز ۳۰ خرداد سال ۶۰ در قسمت مرکزی تهران، مستقل از دو روایت&amp;zwnj; متفاوت از نحوه شکل&amp;zwnj;گیری آن، به شدت سرکوب شد و آن تظاهرات در روز ۳۰ خرداد نتوانست به هدف&amp;zwnj;های خود برسد. طی تظاهرات غروب روز ۳۰ خرداد ۶۰ تعداد زیادی کشته شدند. در روز ۳۰ خرداد ۶۰، بر خلاف ۲۲ بهمن ۵۷، مردم در حاشیه نظاره&amp;zwnj;گر ماندند و به میدان نیامدند. تظاهرکنندگان (هواداران مجاهدین و متحدان آن&amp;zwnj;ها) نتوانستند کنترل کامل خیابان&amp;zwnj;های سرنوشت&amp;zwnj;ساز را به دست بگیرند ولی نیروهای حکومتی توانستند به سرعت خود را به نقاط استراتژیک تهران برسانند و بر خیابان&amp;zwnj;های اصلی شهر مسلط شوند. برخلاف روز ۲۲ بهمن که لشکر گارد سلطنتی (نیروهای طرفدار شاه) سعی کرد از واحدهای زرهی و تانک استفاده کنند، در روز ۳۰ خرداد نیروهای حکومتی از مینی&amp;zwnj;بوس، موتورسیکلت و کامیون برای انتقال نیروهای خود استفاده کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رخداد ۳۰ خرداد ۶۰ در عمل به سقوط حاکمیت حزب جمهوری اسلامی، سیادت سازمان مجاهدین یا قیادت ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر منجر نشد، ولی خطر جنگ داخلی یک&amp;zwnj;بار دیگر خود را نشان داد. در طول بقیه سال ۶۰ یک نوع جنگ داخلی به صورت درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه شهری ادامه پیدا کرد. جنگ با عراق، دشمن خارجی، به موازات درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه داخلی ادامه داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی دقیق و تطبیقی رخداد&amp;zwnj;ها در روز ۳۰ خرداد ۶۰ نوشته&amp;zwnj;های مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد. وب&amp;zwnj;سایت بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی در خرداد و تیر سال ۱۳۹۰ برنامه ویژه&amp;zwnj;ای را با عنوان &amp;quot;خرداد شصت- سی سال بعد&amp;quot; و در رابطه با سی&amp;zwnj;امین سالگرد حادثه ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ منتشر کرد. برخی از نوشته&amp;zwnj;های آن مجموعه روشنگر بخشی از رخدادهای مهم صورت گرفته در آخر خرداد ۱۳۶۰ بود. برای دسترسی به آن صفحه &lt;a href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_30khordadd60.shtml&quot;&gt;این&amp;zwnj;جا&lt;/a&gt; را کلیک کنید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خلع بنی&amp;zwnj;صدر- یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روز یکشنبه ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ جناح حزب جمهوری در مجلس، با گرفتن پشت&amp;zwnj;گرمی بیشتر از آیت&amp;zwnj;الله خمینی و با توجه به شکست تظاهرات روز ۳۰ خرداد توانست کار استیضاح ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را در یک روز تمام کند. بنی&amp;zwnj;صدر بر پایه رای&amp;zwnj;گیری سریع مجلس، از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری خلع شد. این سرعت عمل در ختم مسئله&amp;zwnj;ای به این مهمی نمی&amp;zwnj;توانست بدون برنامه&amp;zwnj;ریزی دقیق قبلی صورت گرفته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نوشته کتاب خاطرات هاشمی &amp;quot;بعد از ظهر رای گرفتیم، عده حاضر ۱۹۰ نفر، رای در موافقت با عدم کفایت سیاسی ۱۷۷ رای و مخالف یک رای (متعلق به آقای صلاح الدین بیانی، نماینده خاف) و ممتنع ۱۲ رای. عده&amp;zwnj;ای از مخالفان هم نیامده بودند.&amp;quot; در آن زمان تعداد کل نماینده&amp;zwnj;های مجلس ۲۴۱ نفر بوده است. به این ترتیب آن عده&amp;zwnj;ای که نیامده بودند و در جلسه رای&amp;zwnj;گیری شرکت نکرده بودند شامل ۵۱ نفر از نمایندگان بودند. جلسه&amp;zwnj;های مجلس با کمتر از ۱۸۰ نماینده از رسمیت خارج می&amp;zwnj;شد. به این ترتیب اگر ۱۲ نفری که رای ممتنع دادند، در آن جلسه مجلس شرکت نکرده بودند، جلسه از رسمیت خارج می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب جناح حزب جمهوری در رقابت با بنی&amp;zwnj;صدر با استناد به اصل ۸۹ قانون اساسی بخش &amp;quot;عدم کفایت سیاسی رئیس&amp;zwnj;جمهور&amp;quot; توانست ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را از منصب رئیس جمهوری به پایین بکشد، سپس باقیمانده جناح او را از صحنه سیاسی خارج و در مرحله بعد کل آن جناح را به&amp;zwnj;طور فیریکی تارومار کند. این شکستی بزرگ برای جناح دوم بود، ولی دوئل قدرت بین بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی هنوز تمام نشده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عزل بنی&amp;zwnj;صدر- اول تیر ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روز اول تیر ۱۳۶۰ آیت&amp;zwnj;الله خمینی در جواب نامه اکبر هاشمی رئیس مجلس فقط نوشت: &amp;quot;ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی ۱۸ ماه قبل در روز ۱۵ بهمن ۵۸ از در مراسم تنفیذ بنی&amp;zwnj;صدر اعلام کرده بود که &amp;quot;اینجانب به موجب این حکم... ایشان را به این سمت منصوب نمودم. لکن تنفیذ و نصب اینجانب و رای ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران&amp;quot;. در مورد حکم خلع بنی&amp;zwnj;صدر دیگر حتی احتیاجی به اشاره به حق شرعی هم نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سه روند تاریخی در دو روز متوالی در انتهای بهار ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رخدادهای روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ اگرچه در دو روز پشت سر هم اتفاق افتادند، ولی رخداد&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj; دو روز به حداقل سه روند بسیار متفاوت مربوط بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند اول در روز ۳۰ خرداد اتفاق افتاد و آن به تظاهراتی مربوط بود که توسط مجاهدین سازماندهی شده بود. این روند ناشی از درگیری طولانی&amp;zwnj;مدت بین نیروهای سازمانی مجاهدین و نیروهای امنیتی و اجتماعی حکومتی (متحد با حزب جمهوری) بود. زمینه&amp;zwnj;های روند اول (درگیری بین مجاهدین و نیروهای حکومتی) قبل از ۲۲ بهمن سال ۵۷ وجود داشت، ولی این روند در عمل به دنبال قیام ۲۲ بهمن ۵۷ تسریع شده بود. سیاست&amp;zwnj;های جناح&amp;zwnj;های مختلف حاکمیت مبنی بر انحصار قدرت و تشکیل حصارهای اجتماعی بین خودی&amp;zwnj;ها و ناخودی&amp;zwnj;ها در تکوین روند اول نقش مهمی داشتند. مجاهدین در همه&amp;zwnj;پرسی فروردین سال ۱۳۵۸ در مورد تایید جمهوری اسلامی شرکت کردند؛ ولی حتی این عمل نیز کفایت نکرد تا آن&amp;zwnj;ها به داخل حلقه داخلی قدرت پذیرفته شوند. مجاهدین در همه&amp;zwnj;پرسی متن قانون اساسی جمهوری اسلامی در آذر سال ۱۳۵۸ شرکت نکردند و همین موضوع کفایت کرد تا نامزد آن&amp;zwnj;ها از شرکت در انتخابات اولین دوره رئیس&amp;zwnj;جمهوری کنار زده شود. در طول سال ۱۳۵۹ و بهار سال ۱۳۶۰ درگیری بین طرفداران مجاهدین و نیروهای حکومتی تشدید شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمینه درگیری&amp;zwnj;ها بین مجاهدین و نیروهای حکومتی در طول سال ۱۳۵۹ و بهار ۱۳۶۰ را به راحتی می&amp;zwnj;توان به رقابت&amp;zwnj;های داخل زندان&amp;zwnj;های شاه در نیمه اول دهه ۱۳۵۰ و حتی قبل از آن یافت. به تعبیری &amp;quot;نطفه درگیری&amp;zwnj;های روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در زندان&amp;zwnj;های شاه بسته شده بود&amp;quot;. این نقطه&amp;zwnj;نظر از طرف برخی فعالان در تظاهرات و درگیری&amp;zwnj;های روز ۳۰ خرداد ۶۰ در صفحه ویژه وب&amp;zwnj;سایت بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی نیز تایید شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فراموش نکنیم که سه نفر پایه&amp;zwnj;گذاران سازمان مجاهدین از اعضای قبلی سازمان نهضت آزادی در سال&amp;zwnj;های ابتدایی دهه ۱۳۴۰ بودند. این سه تن در میانه دهه ۴۰ و به دنبال زندانی شدن رهبران نهضت آزادی توسط دادگاه&amp;zwnj;های شاه، از سازمان نهضت آزادی جدا شده بودند و تشکیلاتی مخفی و با هدف اقدام&amp;zwnj;های مسلحانه را به وجود آوردند. نهضت آزادی از ابتدا تفکری متفاوت از جناح سنتی مذهبی داشت و تشکیل سازمان مجاهدین بر پایه فاصله&amp;zwnj;گیری از روحانیت سنتی صورت گرفته بود. تفکرات روحانیت سنتی در طول سال&amp;zwnj;های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ خود را در حزب جمهوری و متحدانش نشان داد. به همین ترتیب پایه&amp;zwnj;های فکری سازمان مجاهدین از ابتدای تشکیل در میانه دهه ۱۳۴۰ اختلاف&amp;zwnj;های عمیقی با ساختار&amp;zwnj;های فکری جناح روحانیت سنتی داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش دیگری از اختلاف بین مجاهدین و حکومت در طول سال&amp;zwnj;های بعد از انقلاب مربوط به رقابت در داخل زندان&amp;zwnj;های شاه بین رهبران مجاهدین و رهبران گروه هیئت&amp;zwnj;های موتلفه (یکی از نیروهای متحد حزب جمهوری) بود. روند این رقابت بین مجاهدین و هیئت موتلفه که از دوران پیش از انقلاب (بین سال&amp;zwnj;های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷) در زندان&amp;zwnj;های شاه شروع شد و ادامه یافت موضوعی بسیار پیچیده است که تاکنون کمتر مورد بررسی عمیق قرار گرفته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر صورت با روندی که این رقابت&amp;zwnj;ها در دوران بعد از انقلاب (بعد از بهمن سال ۱۳۵۷ تا بهار ۱۳۶۰) طی کرده بودند، با نگاهی به گذشته دیده می&amp;zwnj;شود که احتمال درگیری&amp;zwnj;های خونین بین این دو جریان مذهبی- سیاسی یعنی جناح سنتی و مجاهدین هر روز بیشتر می&amp;zwnj;شد، اگر نگوییم که از ابتدا اجتناب&amp;zwnj;ناپذیر شده بود. تظاهرات سازماندهی شده در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد تبلور این سابقه&amp;zwnj;های تاریخی قبلی بود. از منظر نظری این درگیری ناشی از نظرات خاص بنیانگذاران سازمان مجاهدین و نظرات خاص هیئت موتلفه و حزب جمهوری بود. به این ترتیب موضوع تظاهرات روز ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ سرآغازی بر خونریزی&amp;zwnj;های بسیار شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند دوم مربوط به خلع بنی&amp;zwnj;صدر از رئیس&amp;zwnj;جمهوری در روز ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ بود. خلع بنی&amp;zwnj;صدر در ادامه درگیری در داخل ساختار قدرت بود که شروع عملی آن به نیمه آبان ۵۸ و موضوع ادغام دولت در شورای انقلاب برمی&amp;zwnj;گردد. در نیمه آبان سال ۱۳۵۸ شورای انقلاب ساختار دولت (قوه اجرایی) و در داخل خود ادغام کرد و به این ترتیب اعضای شورای انقلاب اصل &amp;quot;تقسیم قوا&amp;quot; که تمامی دولت&amp;zwnj;های جدید، بر آن متکی هستند را نقض کردند. بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر در آن زمان هر دو عضو شورای انقلاب بودند و به دنبال جذب ساختار دولت در داخل شورای انقلاب خیلی سریع در داخل این ساختار جدید رشد کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ساختار&amp;zwnj;های نوین حکومت، برخلاف ساختار&amp;zwnj;های قدیمی، حکومت به سه قوه مستقل از هم تقسیم می&amp;zwnj;شود که شامل قوه&amp;zwnj;های اجرایی (دولت)، قوه قضایی (دادگستری) و قوه قانونگذاری (مجلس) می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود. به این صورت هر قوه عملکرد دو قوه دیگر را در تعادل قرار می&amp;zwnj;دهد. تجربه تاریخی کشور&amp;zwnj;های بسیاری، از جمله تجربه تاریخی ایران در بعد از انقلاب مشروطه، نشان داد که عدم وجود چنین ساختاری در حکومت مبتنی بر سه قوه متعادل در درازمدت به ویرانی ساختار حکومت منجر می&amp;zwnj;شود. تجربه عملکرد شورای انقلاب در فاصله نیمه آبان ۵۸ تا آخر بهار ۱۳۶۰ تجربه دیگری بر اثبات&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قانون بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب می&amp;zwnj;توان ادعا کرد که بذر خلع روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در روز ۱۵ آبان ۱۳۵۸ کاشته شد، ولی این بذر برای رشد احتیاج به شرایط خاص داشت که در عمل با انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری در بهمن ۱۳۵۸ و مجلس اول در اسفند ۱۳۵۸/ اردیبهشت ۱۳۵۹ به وجود آمد. در این میان عملکرد&amp;zwnj; خاص آیت&amp;zwnj;الله خمینی، بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت شرایط آن گسست تاریخی را به وجود آوردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع نهی آیت&amp;zwnj;الله خمینی از شرکت بهشتی در انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری و به دنبال آن پیروزی سهل بنی&amp;zwnj;صدر در انتخابات اولین دوره رئیس جمهوری (در بهمن ۵۸) به تنش بین این دو گروه در داخل ساختار قدرت افزود. با تشکیل مجلس اول (در تیر ۱۳۵۹) و توانایی حزب جمهوری به کسب اکثریت در مجلس اول، به این تنش افزوده شد. این بحران در طول سال ۱۳۵۹ آرام آرام رشد کرد. حمایت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این مدت برای ادامه سیاست مقابله تقابلی سبب دوام این ساختارشده بود، ولی در بهار سال ۱۳۶۰ رویه عملکرد مقابله تقابلی با بحران روبه&amp;zwnj;رو شد و این روند در ادامه خود به لغو حکم فرماندهی کل نیروی&amp;zwnj;های مسلح (قوا) از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی در روز ۲۰ خرداد سال ۱۳۶۰ منجر شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با نگاهی به گذشته دیده می&amp;zwnj;شود که با ترکیب مجلس اول، درگیری بین جناح&amp;zwnj;های بنی صدر و حزب جمهوری قابل پیش&amp;zwnj;بینی بود. از منظر نظری این روند درگیری ناشی از تقابل دستگاه ذهنی موسوم به &amp;quot;اندیشه راهنمای&amp;quot; بنی&amp;zwnj;صدر و نظرهای &amp;quot;فقهی در مکتب اصولی&amp;quot; مسلط بر حوزه&amp;zwnj;های علمیه و حزب جمهوری بود. روند موازنه تقابلی، در رده دوم قدرت که در نیمه آبان ۱۳۵۸ شروع شده بود، در عمل در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ با خلع بنی&amp;zwnj;صدر از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری نهایی شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند سوم اشتباه تاکتیکی حزب جمهوری بود که بعد از تصویب دو فوریت استیضاح بنی&amp;zwnj;صدر، در روز سه شنبه ۲۶ خرداد ۶۰ پی&amp;zwnj;گیری خود طرح را متوقف کرد. رهبری مجلس احتمالاً در آن مقطع امید داشت که بنی&amp;zwnj;صدر خود استعفا دهد و با استعفای او از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری موضوع خلع او خاتمه پیدا کند. این اشتباه تاکتیکی رهبری مجلس فرصت مناسب را در اختیار مجاهدین قرار داد تا بتوانند نیروهای خود را تجدید آرایش کنند و تظاهراتی را به بهانه خلع بنی&amp;zwnj;صدر در بعد از ظهر روز ۳۰ خرداد سازماندهی کنند. باید تاکید کرد این بررسی حاضر (قسمت بیست سوم از مجموعه سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز) در مورد حقانیت در عمل استیضاح بنی&amp;zwnj;صدر نیست، بلکه این بررسی تاریخی در مورد بررسی نحوه عملکرد&amp;zwnj;های اجرایی تمامی بازیگران اصلی در آن تاریخ است. در بررسی&amp;zwnj;های تاریخی باید صریح بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهبری مجلس به امید استعفای بنی&amp;zwnj;صدر در عمل بررسی طرح دو فوریتی را متوقف کرد و با این خطای خود زمینه را برای تعرض مجاهدین فراهم آورد. آن خطای رهبری مجلس امکانی را فراهم آورد تا دو جریان موازی خلع بنی&amp;zwnj;صدر و درگیری ایدئولوژیک بین مجاهدین و متحدان حزب جمهوری در هم تنیده شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با نگاهی به گذشته دیده می&amp;zwnj;شود که در بهار ۱۳۶۰ روند&amp;zwnj;های اول و دوم، مستقل از هم، در مسیر بحران سیر می&amp;zwnj;کردند. این دو روند شامل اختلاف&amp;zwnj;های بنی صدر و حزب جمهوری بر سر تسلط بر ساختار قدرت و اختلاف&amp;zwnj;های عمیق و استراتژیک مجاهدین و جناح سنتی حاکمیت به رهبری حزب جمهوری بود. اشتباه تاکتیکی- عملیاتی رهبری مجلس و حزب جمهوری در وقفه در رای&amp;zwnj;گیری طرح استیضاح در نیمه دوم هفته ۲۵ خرداد ۶۰ امکان تلاقی این دو روند را به وجود آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا قبل از سال ۱۳۵۹ بنی&amp;zwnj;صدر و رهبری مجاهدین دو مسیر متفاوت را دنبال می&amp;zwnj;کردند، ولی همسویی آن&amp;zwnj;ها از ابتدای سال ۱۳۵۹ شروع شده بود. اتحاد تاکتیکی آن&amp;zwnj;ها از ابتدای بهار ۱۳۶۰ که در دو جریان متفاوت با یک دشمن مشترک (یعنی حزب جمهوری و متحدانش) در گیر بودند آن&amp;zwnj;ها را در کنار هم قرار داد. بنی&amp;zwnj;صدر و رجوی در رقابت با دشمن مشترک، یعنی جناح حزب جمهوری اسلامی، مصلحت را در یک اتحاد تاکتیکی دیدند؛ اگرچه بین بنی&amp;zwnj;صدر و رهبر مجاهدین رجوی نقطه مشترک عمده&amp;zwnj;ای وجود نداشت. رجوی و بنی&amp;zwnj;صدر در نظر و عمل، نقطه&amp;zwnj;های مشترک زیادی با هم نداشتند. شاید مهم&amp;zwnj;ترین نقطه اشتراک این دو نفر &amp;quot;خودمحوری&amp;quot; هر دو نفر بود. با وجود آن که این اتحاد مصلحتی بین آن دو نفر برای کوتاه&amp;zwnj;مدت به صورت خانوادگی هم درآمد، ولی اتحادشان دوامی نیافت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گسست (انفجار) در ساختار قدرت یا کودتا؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی نوشته&amp;zwnj;ها از موضوع بحران و درگیری&amp;zwnj;های سیاسی در نیمه دوم خرداد ۶۰ را به عنوان &amp;quot;کودتا&amp;quot; یاد کرده&amp;zwnj;اند. کودتا (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Coup d&#039;&amp;eacute;tat&lt;/span&gt;) واژه&amp;zwnj;ای است که از زبان فرانسه وارد زبان فارسی شده است. در ابتدا اجازه بدهید معنی دقیق این واژه را در سه زبان مهم اروپایی بررسی کنیم. منبع هر سه تعریف از دانشنامه ویکیپدیا گرفته شده است که متن&amp;zwnj;های ارائه شده توسط نویسندگان گوناگون ارائه، تدوین و ویرایش می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واژه کودتا به زبان فرانسوی به صورت زیر تعریف شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Un &lt;b&gt;coup d&amp;rsquo;&amp;Eacute;tat&lt;/b&gt; est un renversement du pouvoir par une personne investie d&#039;une autorit&amp;eacute;, de fa&amp;ccedil;on ill&amp;eacute;gale et souvent brutale. On le distingue d&#039;une r&amp;eacute;volution en ce que celle-ci est populaire. Le &lt;i&gt;putsch&lt;/i&gt; est un coup d&#039;&amp;Eacute;tat r&amp;eacute;alis&amp;eacute; par la force des armes.&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واژه کودتا در زبان انگلیسی، که مشابه زبان فارسی مطابق شکل فرانسوی آن تلفط و نوشته می&amp;zwnj;شود، به صورت زیر تعریف شده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;A &lt;b&gt;coup d&#039;&amp;eacute;tat&lt;/b&gt; is the sudden, extrajudicial deposition of a government&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; usually by a small group of the existing state establishment&amp;mdash;typically the military&amp;mdash;to replace the deposed government with another body; either civil or military.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واژه &amp;quot;پوش&amp;quot; در زبان آلمانی همان معنی کودتا در زبان فرانسوی را می&amp;zwnj;دهد و به صورت زیر تعریف شده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Ein &lt;b&gt;Putsch&lt;/b&gt; (auch &lt;b&gt;Staatsstreich&lt;/b&gt; oder &lt;b&gt;Coup d&#039;&amp;Eacute;tat&lt;/b&gt; genannt, s. u.) ist eine &amp;uuml;berraschende, meist gewaltsame Aktion einer kleineren Gruppierung von Staatsorganen (meistens Milit&amp;auml;r) mit dem Ziel, die Regierung zu st&amp;uuml;rzen und die Macht im Staat zu &amp;uuml;bernehmen.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر سه زبان عمده اروپایی (و البته مشابه آن تعریف&amp;zwnj;ها در تعدادی زبان دیگر) کودتا یعنی تغییر سریع و فراقانونی یک حکومت، معمولا از طریق بخش&amp;zwnj;های کوچکی در ساختار نیروهای دولتی موجود (معمولاً نظامی) و تغییر و جایگزینی حکومت موجود به حکومتی جدید. با توجه به تعریف&amp;zwnj;های بالا از واژه کودتا، دیده می&amp;zwnj;شود که عملکرد بحران سیاسی در آخر بهار سال ۱۳۶۰ از نوع کودتا نبود، مگر آن که واژه کودتا در این مورد به صورت استعاره&amp;zwnj;ای به کار برده شود. از طرف دیگر تعریف کلاسیک از کودتا به خوبی در مورد عملکرد واقعه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تبیین می&amp;zwnj;شود. آن واقعه کودتایی به رهبری بخش کوچکی از ارتش علیه حکومت قانونی دکتر مصدق بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بحران نهایی در ساختار قدرت در آخر بهار ۱۳۶۰ حاصل روندی تدریجی بود که از پاییز سال ۵۸ شروع شده بود و مرحله به مرحله حاد&amp;zwnj;تر شده بود تا در مرحله نهایی در ۳۱ خرداد سال ۶۰ به گسست و سپس انفجار در ساختار قدرت منجر شد. آشکار است که واژه انفجار در این مورد به صورت استعاره&amp;zwnj;ای به کار می&amp;zwnj;رود. موضوع تظاهرات سرکوب شده مجاهدین در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که در روزهای اخر این بحران به صورت موازی آن صورت گرفت مربوط به روندی متفاوت بود که وجود آن و رخدادهای بعد از آن به پیچیدگی این ماجرا افزوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بحران عمیق و گسترده سیاسی ناشی از دوئل قدرت، همانطور که روند تکوین ساختار قدرت از آذر سال ۵۸ تا آخر خرداد ۶۰ به بعد را بررسی کردیم، ناشی از جنگ قدرت بین دو گروه در داخل&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ساختار حکومتی صورت گرفت. این درگیری در ساختار قدرت از زمان ادغام دولت در شورای انقلاب در پاییز سال ۱۳۵۸ تسریع شد. این اولین مورد از تقابل در ساختار&amp;zwnj;های متمرکز قدرت نبود؛ بلکه سابقه&amp;zwnj;ای تاریخی و طولانی دارد. بررسی&amp;zwnj;های تاریخی، حتی از زمان رم باستان، نشان می&amp;zwnj;دهد که تمرکز&amp;zwnj;های قدرت در ساختار سیاسی به بحران منجر شده&amp;zwnj;اند. شکل&amp;zwnj;های معمول حکومت در دموکراسی&amp;zwnj;های غربی بر پایه تقسیم قوای سه&amp;zwnj;گانه و کنترل هر قوه بر دو قوه دیگر با توجه به همین سابقه&amp;zwnj;های تاریخی به وجود آمده&amp;zwnj;اند. ادغام تمامی ساختار دولت در داخل شورای انقلاب در نیمه آبان سال ۱۳۵۸، با توجه به تعریف بالا، زمینه این بحران، تقابل و انفجار در آخر سال ۱۳۶۰ را ساخت. از طرف دیگر حذف جناحی نیمه آبان سال ۵۸ که به سقوط دولت موقت منجر شد، به این تعبیر استعاره&amp;zwnj;ای، بیشتر به یک کودتا شبیه بود. حذف جناحی نیمه آبان سال ۱۳۵۸ و شرایط آن کودتا علیه دولت موقت کمتر مورد بررسی تاریخی قرار گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع کودتا برای بحران آخر خرداد سال ۶۰ (به معنی عینی کلمه کودتا) به&amp;zwnj;طور عمده از طرف گروه&amp;zwnj;هایی مطرح و دامن زده شده است که انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری بهمن ۵۸ را بدون گزینش و کاملاً آزاد اعلام کردند. اینک آشکار است که هر دو ادعا (یعنی انتخابات کاملاً آزاد در اولین دوره رئیس جمهوری در بهمن ۱۳۵۸ و نیز کودتای خرداد ۱۳۶۰) بدون مبنای تاریخی صورت گرفته&amp;zwnj;اند. این ادعا&amp;zwnj;های بدون پایه تاریخی به صورت ادعا&amp;zwnj;های جناحی ناشی از پارادوکس&amp;zwnj;های ذهنی- اجرایی جناح دوم صورت گرفته&amp;zwnj;اند. برخی دیگر از آن پارادوکس&amp;zwnj;های ذهنی و عملی جناح دوم در بخش مربوط به &amp;quot;انقلاب فرهنگی&amp;quot; بررسی شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;انتهای دوران سوم و ابتدای دوران چهارم &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با عزل ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در آخر بهار سال ۱۳۶۰ در عمل دوران سوم این بررسی (مقابله تقابلی) که از پاییز ۵۸ شروع شده بود، خاتمه یافته است. دوران چهارم شامل دوره بین ابتدای تیر تا آخر بهمن ۶۰ است. این دورانی بسیار پیچیده است که شاهد تعویض چندین رئیس&amp;zwnj;جمهوری و نخست&amp;zwnj;وزیر است. این نوشته با مروری کوتاه بر این دوران ادامه پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شروع تصفیه خونین- تابستان۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شمار بسیار زیادی به دنبال تظاهرات سازمان&amp;zwnj;یافته توسط مجاهدین در روز ۳۰ خرداد دستگیر شدند که تعداد قابل توجهی از آن&amp;zwnj;ها هم خیلی سریع اعدام شدند. برخی از کشته&amp;zwnj;ها یا اعدامی&amp;zwnj;ها حتی کمتر از ۱۵ سال داشتند. برخی از این نوجوانان&amp;zwnj;ها حتی بدون تشخیص هویت اعدام شدند و سپس عکس آن&amp;zwnj;ها جهت احراز هویت چاپ شد تا خانواده&amp;zwnj;ها برای تحویل گرفتن&amp;zwnj;شان اقدام کنند. آگهی زیر در صفحه اول اطلاعات روز یکم تیر سال ۱۳۶۰ بخشی از این روایت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;403&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tir-60-main.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متن آگهی: &amp;quot;دعوت دادستانی انقلاب از اولیاء دستگیرشدگان- صبح امروز از سوی روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز در رابطه با مجرمینی که جریانات ضد انقلابی اخیر دستگیر شده و حکم دادگاه در باره آنها صادر و اجرا شده، اطلاعیه&amp;zwnj;ای به شرح زیر صادر شد: به اطلاع خانواده&amp;zwnj;های محترمی که فرزندانشان در جریانات ضد انقلابی اخیر تهران دستگیر شده و حکم دادگاه در باره آنها صادر و اجرا شده می&amp;zwnj;رساند لطفا با در دست داشتن شناسنامه عکس دار خود و فرزندانشان که عکس آنها در این جا چاپ شده به دفتر مرکزی زندان اوین مراجعه کرده وفرزندانشان را تحویل بگیرند. روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز. لازم به یادآوری است که اسامی صاحبان عکس مشخص نشده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تقابل جناحی در داخل ساختار قدرت ایران در اخر خرداد ۱۳۶۰ به راحتی تقابل جناحی در نیمه پاییز ۱۳۵۸ (که شامل سقوط کابینه بازرگان شد) صورت نگرفت. همزمانی دو بحران خرداد ۶۰ به درگیری&amp;zwnj;های خونین و سرکوب&amp;zwnj;های گسترده در تمامی سطح جامعه صورت گرفت و در عمل به خشونتی بسیار عمیق منجر شد که زخم&amp;zwnj;های ان بر پیکر جامعه ما هنوز التیام نیافته است. بررسی این موضوع&amp;zwnj;ها احتیاج به نوشته&amp;zwnj;ای مستقل دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بعد از عزل- تابستان ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عزل از منصب رئیس&amp;zwnj;جمهوری پایان کاربنی&amp;zwnj;صدر نبود. بنی&amp;zwnj;صدر از روز ۲۵ خرداد سال ۱۳۶۰ مخفی و منزوی شده بود. از این زمان ارتباط&amp;zwnj;های او با سازمان مجاهدین به صورت منسجم&amp;zwnj;تری در آمد. ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در این زمان در انزوا به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد. در این موقعیت سازمان مجاهدین او را به زیر چتر امنیتی خود داد و حتی او را در مقر مخفی اشرف ربیعی (یکی از رهبران آن سازمان) جای داده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنی&amp;zwnj;صدر، در روز هفتم مرداد ۱۳۶۰، موفق شد با کمک مستقیم مجاهدین با استفاده از یک هواپیمای تانکر نیروی هوایی از ایران بگریزد. این برنامه هم با برنامه&amp;zwnj;ریزی مجاهدین و با هدایت مستقیم مسعود رجوی صورت گرفت. هر دو نفر موفق شدند که از ایران بگریزند و در فرانسه پناه بگیرند. نحوه اجرای این برنامه فرار در منابع دیگر و به صورت&amp;zwnj;های متفاوت بررسی شده است. از تکرار آن&amp;zwnj;ها در این جا خودداری می&amp;zwnj;شود. بنی&amp;zwnj;صدر همراه با مجاهدین، با یک تصور فرضی که هر دو خیلی سریع به قدرت باز خواهند گشت، در تابستان ۶۰ برنامه&amp;zwnj;های مشترکی را در فرانسه شروع کردند. به عنوان بخشی از این برنامه تصوری، بنی&amp;zwnj;صدر رئیس جمهور بدون ولایت فقیه شد. او از این موقعیت رجوی را به نخست&amp;zwnj;وزیری خود برگزید. این برنامه هیچگاه عملی نشد. کوتاه مدت زمانی بعد ارتباط بین بنی&amp;zwnj;صدر و رجوی مجاهدین گسسته شد و این دو به&amp;zwnj;طور کامل از هم جدا شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از مرداد ۶۰ در فرانسه زندگی کرده است؛ کشوری که اقامتگاه او بین سال&amp;zwnj;های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ نیز بود. به این ترتیب اقامت ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در ایران از بهمن ۱۳۵۷ تا مرداد ۱۳۶۰ فقط مدت دو سال و نیم طول کشید. اقامت کوتاه&amp;zwnj;مدت او در ایران با رشدی نجومی و سقوطی نافرجام همراه بود. بررسی تطبیقی عملکرد&amp;zwnj;های سیاسی آقای بنی&amp;zwnj;صدر در سه دوره فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی او، یعنی قبل از سال ۱۳۵۷ (در پاریس)، در فاصله سال&amp;zwnj;های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ (در تهران) و بعد از سال ۱۳۶۰ (مجدداً در پاریس) خود نوشته&amp;zwnj;های مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنی&amp;zwnj;صدر اخیراً در یک مصاحبه در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ (با عنوان کنفرانس گوادالوپ) خود را یکی از چهار فرد محبوب&amp;zwnj; در تاریخ ایران می&amp;zwnj;داند. سه نفر دیگر عبارتند از قائم مقام فراهانی، امیرکبیر و مصدق. مسابقه&amp;zwnj;های محبوبیت در بین اشخاص تاریخ ایران همچنان در پاریس هم برقرار مانده&amp;zwnj; است. بنی صدر در تاریخ اول مرداد ۵۹ خود را محبوب&amp;zwnj;تر از مصدق می&amp;zwnj;دانست و اینک در یک مسابقه تاریخی محبوبیت او شانه به شانه امیرکبیر و قائم مقام می&amp;zwnj;ساید. رده&amp;zwnj;بندی از ترتیب موقعیت نفرات اول تا چهارم در این مسابقه محبوبیت تاریخی هنوز ارائه نشده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بهشتی و مرحله نهایی دوئل در ساختار قدرت- تابستان ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک شورای موقت برای سرپرستی وظایف رئیس&amp;zwnj;جمهوری به&amp;zwnj;طور رسمی در روز دوم تیر ۱۳۶۰تشکیل شد، اگرچه این شورا به دنبال مخفی شدن بنی&amp;zwnj;صدر در روز ۲۵ خرداد و در عمل تشکیل شده بود. اعضای شورای موقت برای سرپرستی وظایف رئیس&amp;zwnj;جمهوری عبارت بودند از آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (رئیس دیوان عالی کشور)، اکبر هاشمی (رئیس مجلس) و محمدعلی رجایی (نخست وزیر). در اول تابستان ۱۳۶۰ بسیاری فکر می&amp;zwnj;کردند که دوئل قدرت بین بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی که در نیمه آبان ۵۸ با ادغام دولت در شورای انقلاب شروع شده بود، بعد از کش و قوس&amp;zwnj;های زیاد بالاخره با پیروزی بهشتی به انتها رسیده است. یک هفته بعد همه آن&amp;zwnj;ها ارزیابی&amp;zwnj;های خود را تغییر دادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در غروب روز یکشنبه هفتم تیر ۱۳۶۰ انفجاری بزرگی در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در نزدیکی میدان بهارستان به وقوع پیوست. این انفجار به کشته شدن آیت&amp;zwnj;الله بهشتی و تعداد زیادی از رهبران حزب جمهوری که در عین حال از مدیران ارشد حکومت هم بودند، منجر شد. در اثر این انفجار تقریباً سر ساختار رهبری حزب جمهوری زده شد. به این ترتیب مرحله نهایی دوئل در ساختار قدرت پایانی متفاوت یافت. این بازی قدرتی در نهایت به صورت یک دوئل ناکام برای هر دو حریف درآمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انفجار دیگری در روز هشتم شهریور سال ۱۳۶۰ در ساختمان نخست&amp;zwnj;وزیری به کشته شدن تعدادی دیگری از مدیران رده بالای حکومت، از جمله محمدعلی رجایی انجامید که بعد از بنی&amp;zwnj;صدر خود رئیس&amp;zwnj;جمهور شده بود. این دو انفجار تاثیری بسیار عمیق بر ساختار&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی ایران گذاشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فاز نظامی- تابستان و پاییز ۱۳۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه قبل از ۳۰ خرداد ۶۰ هم درگیری&amp;zwnj;های پراکنده متعددی بین نیروهای حکومتی و مجاهدین صورت گرفته بود، ولی بعد از تظاهرات سرکوب شده روز ۳۰ خرداد ۶۰ مجاهدین به طور تمام عیار وارد فاز نظامی شدند. به این ترتیب سازمان&amp;zwnj;های دیگر مخالف جمهوری اسلامی نیز بعد از ۳۰ خرداد به فاز نظامی کشیده شدند. در طول تابستان ۶۰ درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه شهری بین نیروهای امنیتی حکومتی و اعضای گروه&amp;zwnj;های مخالف به خصوص مجاهدین ادامه یافت. آمار کشته&amp;zwnj;ها و اعدامی&amp;zwnj;ها هر روز بالاتر می&amp;zwnj;رفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشکارا این رخداد&amp;zwnj;ها همگی تحت تاثیر قیام مسلحانه ۲۲ بهمن ۵۷ و نتایج مستقیم آن از جمله توزیع وسیع اسلحه بودند. بدون خاطره ۲۲ بهمن ۵۷ و بدون دسترسی به آن مقدار سلاح توزیع شده در آن روز مشکل بتوان تصور کرد که طرحی مثل تظاهرات روز ۳۰ خرداد ۶۰ و درگیری&amp;zwnj;های نظامی بعد از آن از ذهن کسی می&amp;zwnj;گذشت، ولی شورش ۲۱ بهمن و قیام روز ۲۲ بهمن ناشی از عملکرد شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی بود. این حرکت&amp;zwnj;های اجتماعی و به صورت سازمان اداری از قبل برنامه&amp;zwnj;ریزی و طراحی نشده بودند که بتوان آن&amp;zwnj;ها را به صورت مکانیکی بازسازی کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجاهدین در روز پنجم مهر سال ۱۳۶۰ به اجرای یک تظاهرات مسلحانه برنامه&amp;zwnj;ریزی شده وسیع در سطح شهر تهران اقدام کردند. این تظاهرات مسلحانه به واقع ادامه تظاهرات روز ۳۰ خرداد ۶۰ بود. انتخاب روز پنجم مهرماه برای تظاهرات مسلحانه احتمالا به این دلیل بود که در ابتدای مهرماه مدارس باز شده بودند و این موضوع امکان شرکت دانش&amp;zwnj;آموزان در تظاهرات را فراهم می&amp;zwnj;آورد. در سال ۱۳۵۷ هم بعد از بازگشایی مدارس و شرکت فعال دانش&amp;zwnj;آموزان روند انقلاب شدت گرفت. در مهر سال ۱۳۶۰ هیچ دانشگاهی فعال نبود؛ به این دلیل که به دنبال برنامه انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ تمام دانشگاه&amp;zwnj;ها تعطیل بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تظاهرات مسلحانه روز پنجم مهر سال۶۰ هم بر پایه کپی مکانیکی از قیام مسلحانه روز ۲۲ بهمن ۵۷ برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بود. به این ترتیب تصویر قیام بهمن ۵۷ دوباره خود را نشان داد. این تظاهرات مسلحانه هم به قیامی عمومی منجر نشد. آن تظاهرات مسلحانه نیز با شدت سرکوب شد و در پی آن تعداد زیادی کشته و اعدام شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سعی در تکرار رخدادهای بهمن ۵۷ منحصر به مجاهدین نبود. &amp;quot;سازمان اتحادیه کمونیست&amp;zwnj;ها&amp;quot; هم تحت تاثیر شورش و قیام مسلحانه بهمن ۵۷، سعی کرد در هفته اول بهمن ۱۳۶۰ شورشی را در جنگل&amp;zwnj;های نزدیک به آمل سازماندهی کند. این شورش هم منجر به قیامی شبیه به بهمن ۵۷ نشد. شورش جنگل&amp;zwnj;های آمل هم به شدت سرکوب شد و تعداد زیادی از افراد شرکت&amp;zwnj;کننده در آن کشته یا کوتاه مدتی بعد اعدام شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درگیری&amp;zwnj;های مجاهدین با نیروهای امنیتی حکومت در پاییز و زمستان سال ۶۰ ادامه پیدا کرد. در روز ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ مخفی&amp;zwnj;گاه مرکزیت مجاهدین در منطقه زعفرانیه تهران که از مدتی قبل شناسایی شده بود، مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفت که ضمن یک درگیری طولانی چند ساعته حدود ۲۰ نفر از اعضای برجسته مجاهدین از جمله کادرهای بالایی مثل موسی خیابانی و اشرف ربیعی کشته شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پایان پس&amp;zwnj;انقلاب- بهمن ۱۳۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فاصله دی ۵۷ تا بهمن ۶۰ فقط سه سال بود؛ ولی این سه سال شاهد حوادث شگفتی در تاریخ اخیر بودند. پایان بهمن سال ۱۳۶۰ را می&amp;zwnj;توان پایان دوره پس&amp;zwnj;انقلاب در ایران دانست. به این ترتیب فضای سیاسی ایران که در آغاز سال ۱۳۵۶ و به دنبال برنامه &amp;quot;فضای باز سیاسی&amp;quot; شاه به صورت چند قطبی در آمده بود، از اسفند۱۳۶۰ دوباره به صورت تقریباً تک&amp;zwnj;قطبی در آمد. می&amp;zwnj;توان ادعا کرد که حصار اجتماعی بلندی که بین خودی&amp;zwnj;ها و ناخودی&amp;zwnj;ها در اجتماع به وجود آمد، درگیری&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;پایان در ساختار قدرت و همنیطور شروع جنگ عراق علیه ایران و درگیری&amp;zwnj;های مسلحانه سازمان&amp;zwnj;های سیاسی که همگی ناشی از ارزیابی نادرست از قیام بهمن ۵۷ سازماندهی شده بودند، به تشکیل این فضای تک قطبی بسیار کمک کردند. این فضای تک قطبی برای دوره&amp;zwnj;ای بیشتر از یک دهه دوام یافت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از سرکوب خونین مخالفان داخلی در طول سال ۱۳۶۰ سیر تقریباً تمامی حوادث در داخل به برنامه&amp;zwnj;ها و سیاست&amp;zwnj;های حکومت بستگی پیدا کرد. در انتهای سال ۱۳۶۰ در داخل کشور جوشش انقلاب دیگر کمتر موضوع روز بود، ولی تاثیر انقلاب در جبهه خارجی تازه شروع شده بود. این موضوع خود نیاز به بررسی مستقلی دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه&lt;/strong&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;بخش هژدهم: جدال بر سر تعیین نخست وزیر &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot;&gt;بخش نوزدهم: شورای انقلاب (قسمت اول) &amp;ndash; آبان ۵۷ تا بهمن ۵۷&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/5984/edit&quot;&gt;بخش بیستم: شورای انقلاب، قسمت دوم، بهمن ۵۷ تا تیر&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/21/6377&quot;&gt;بخش بیست و یکم: حمله عراق به ایران- پاییز ۵۹&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/09/19/7060&quot;&gt;بخش بیست و دوم: گسست ساختار قدرت در بهار ۶۰ &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;*ای میل نویسنده:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;sahab.sepehri1@gmail.com&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/01/7339#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4020">آیت‌الله بهشتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4022">ابوالحسن بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6250">استیضاح بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1597">اکبر هاشمی رفسنجانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6249">خلع بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2251">سازمان مجاهدین خلق</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4023">محمدعلی رجایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6248">۳۰ خرداد سال ۶۰</category>
 <pubDate>Sat, 01 Oct 2011 20:19:42 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7339 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>گسست ساختار قدرت − بهار ۶۰ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/09/19/7060</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/09/19/7060&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش بیست و دوم از مجموعه سه روز تاریخ‌ساز         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;251&quot; height=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/1360-small.jpg?1317501321&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سحاب سپهری ـ اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون حاکمیت، از نیمه آبان ۵۸ با ادغام دولت در شورای انقلاب به شکل موازنه تقابلی در آمد که زمینه را برای یک دوئل بین دو جناح در رده دوم ساختار قدرت فراهم آورد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از انتخابات ریاست جمهوری که با بسی شگفتی&amp;zwnj;ها همراه بود و با انتخابات مجلس اول، این اختلاف&amp;zwnj;های جناحی عمق بیشتری یافت و حتی حمله عراق علیه ایران هم نتوانست این روند مقابله را تغییر دهد. اختلاف&amp;zwnj;های جناحی در زمستان سال ۵۹ قطبی شده بود و در نهایت ساختار قدرت در بهار سال ۶۰ از هم گسست. حذف جناحی در بهار ۶۰، برخلاف حذف جناحی در سال ۵۸، با خشونت و سرکوب وسیع همراه شد. داغ این خط گسل سی&amp;zwnj;سال بعد هنوز التیام نیافته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;درگیری&amp;zwnj;های جناحی در انتهای سال ۵۹&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اجازه بدهید به آخر زمستان سال ۵۹ برگردیم، به زمانی که درگیری در ساختار قدرت بسیار حاد شده بود. دو جناح ساختار قدرت دررده دوم، با وجود جنگ در جبهه&amp;zwnj;ها، به ادامه دوئل مشغول بودند. جناح اول شامل حزب جمهوری اسلامی، به رهبری آیت&amp;zwnj;الله بهشتی بود که کنترل مجلس و قوه قضایی و نیز پاسداران، کمیته&amp;zwnj;ها و دادسرا&amp;zwnj;ها و دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب را به دست داشت. جناح اول مثل یک ارتش بزرگ با صف و ستاد عمل می&amp;zwnj;کرد. جناح دوم در عمل منحصر به ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر بود که عنوان رئیس&amp;zwnj;جمهور اسلامی را داشت. جناح دوم شبیه یک ارتش یک&amp;zwnj;نفره عمل می&amp;zwnj;کرد. ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر همزمان از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عنوان فرمانده کل قوا منصوب شده بود و این حکم برگ عملیاتی او بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر یک از دو جناح درگیر در رقابت قدرت سعی می&amp;zwnj;کرد که حمایت آیت&amp;zwnj;الله خمینی را که در راس ساختار قدرت قرار داشت به دست آورد. در این دوران آیت&amp;zwnj;الله خمینی سعی می&amp;zwnj;کرد تا موازنه تقابلی بین دو جناح رقیب در داخل ساختار قدرت برقرار بماند. انتصاب ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر به فرماندهی کل قوا و انتصاب بهشتی به رئیس دیوان عالی را می&amp;zwnj;توان نمونه&amp;zwnj;ای از همین سیاست موازنه تقابلی در نظر گرفت که از بهمن ۵۸ شروع شده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شروع سال ۵۹ شاهد سازماندهی کاملاً تازه جناح اول، شامل حزب جمهوری و متحدانش و به رهبری آیت&amp;zwnj;الله بهشتی بودیم. انقلاب فرهنگی در فروردین ۵۹ اولین جلوه این استراتژی تازه بود که در عمل رهبری جناح دوم را به گوشه رینگ کشانید و او را در یک پارادوکس نظری- عملیاتی قرار داد. شرح این موضوع در بخش انقلاب فرهنگی توضیح داده شد. انتخابات مجلس در زمستان ۵۸ و بهار ۵۹ بخشی از تعرض حزب جمهوری بود که تسلط جناح اول بر مجلس را ممکن ساخت. جناح اول از طریق مجلس اول که کنترل آن در دست اکبر هاشمی بود، خط آتشی دورادور جناح دوم کشید و به این صورت رهبری جناح دوم را موقعیت آچمز قرار داد. به این ترتیب درگیری در داخل ساختار قدرت ادامه پیدا کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود این که دو جناح به جدال&amp;zwnj;های خود در پشت پرده مشغول بودند، طبق معمول مردم را محرم نمی&amp;zwnj;دانستند، ولی تاثیر عملکرد&amp;zwnj;های رقابتی دو جناح در پشت پرده در آن زمان برای همه آشکار بود. توافق مصلحتی دو جناح برای شروع نخست وزیری رجایی حاصل پی&amp;zwnj;گیری همین سیاست&amp;zwnj;های پشت پرده بود، ولی توافق در مورد نخست&amp;zwnj;وزیری رجایی به آتش رقابت&amp;zwnj;های جناحی در رده دوم ساختار قدرت افزود. ادامه این رویه&amp;zwnj;ها در آخر تابستان ۵۹ به قطبی شدن بیشتر اختلاف&amp;zwnj;های جناحی در داخل ساختار قدرت انجامید. دو جناح در رده دوم ساختار قدرت به طرف تخاصم می&amp;zwnj;رفتند. این اختلاف&amp;zwnj;های جناحی با شروع حمله عراق به ایران در شروع پاییز ۵۹ نه تنها کاهش نیافت بلکه افزایش هم یافت. زمستان ۵۹ شاهد زمین&amp;zwnj;گیر شدن نیرو&amp;zwnj;ها در جبهه&amp;zwnj;ها بودیم. این دوران همزمان با تشدید جنگ جناحی در پهنه شورای عالی دفاع نیز بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از ۱۷ شهریور تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۹ رویه معمول در خطابه&amp;zwnj;های خود را ادامه داد، ولی هر خطابه نمادی از توسعه شکاف در ساختار قدرت بود. در ادامه این رویه او در نیمه اسفند ۵۹ نطقی هم در محوطه باز دانشگاه تهران انجام داد. قراین نشان می&amp;zwnj;دهد که طرفداران سازمان مجاهدین در آن گردهمایی حضوری فعال داشتند. با توجه به آن قراین، حضور قوی مجاهدین در سخنرانی ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر نشانه وحدت عملیاتی و تاکتیکی دو طرف بود. یکی از اولین نشانه&amp;zwnj;های چنان اتحادی بین جناح ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر و مجاهدین در عمل در پی انتشار نوار آیت (در پیوند با انقلاب فرهنگی) اتفاق افتاد. شخصی که با یکی از سازمان&amp;zwnj;های سیاسی مخالف حزب جمهوری (مجاهدین؟) ارتباط داشت صحبت&amp;zwnj;های آیت در جلسه خصوصی را بدون اطلاع او ضبط کرده بود. متن این نوار از طریق روزنامه انقلاب اسلامی (متعلق به ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر) در ۲۸ خرداد ۵۹ منتشر شد. در بخش&amp;zwnj;های قبل این موضوع با عنوان عملکرد جریان سوم مرور شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر و مجاهدین تا قبل از سال ۵۸ دو مسیر بسیار متفاوت و متقابل را طی کرده بودند. به هر صورت با توجه به قراین موجود این دو جریان در زمستان ۵۹ به طرف اتحاد تاکتیکی می&amp;zwnj;رفتند؛ فرایندی که از ابتدای سال ۵۹ به آرامی شروع شده بود و انتشار نوار مذاکرات درون حزبی آیت در روزنامه انقلاب اسلامی در خرداد ۵۹ از نشانه&amp;zwnj;های این روند اتحاد بود. برخی نوشته&amp;zwnj;ها البته شروع این هماهنگی بین ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر و مجاهدین را به اسفند ۵۸ (دوره بعد از انتخابات رئیس جمهوری) نسبت می&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه&amp;zwnj;های فشار که قبلا سخنرانی&amp;zwnj;های افراد، گروه&amp;zwnj;ها و سازمان&amp;zwnj;های مستقل از دولت، معروف به ناخودی&amp;zwnj;ها را به هم می&amp;zwnj;ریختند، همان رویه را در مورد برنامه نیمه اسفند ۵۹ ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر هم اعمال کردند. آن&amp;zwnj;ها سعی کردند که سخنرانی او را به هم بریزند. به&amp;zwnj;طور آشکار اینک وی نیز دیگر جزو گروه &amp;quot;خودی&amp;zwnj;ها&amp;quot; نبود. این پیامی بسیار واضح بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه&amp;zwnj;های فشار که برای به هم ریختن این تظاهرات آمده بودند به ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر دشنام می&amp;zwnj;دادند و او را مشابه رهبر نظامی شیلی اعلام می&amp;zwnj;کردند. شرکت&amp;zwnj;کنندگان در این تظاهرات هم به صراحت علیه بهشتی شعار می&amp;zwnj;دادند و او را مسبب مرگ طالفانی می&amp;zwnj;دانستند. بین دو گروه گرد آمده در محوطه باز داخل دانشگاه تهران (که دیگر مدت&amp;zwnj;ها بود اثری از چمن در آن نمانده بود) درگیری&amp;zwnj;های شدیدی رخ داد. شایعه&amp;zwnj;هایی وجود داشت مبنی بر این که در این تظاهرات چند نفر کشته شدند. این موضوع همچنان نیز مبهم ماند. افراد هر گروه اقدام به بازداشت نفرات گروه دیگر و بازرسی مدارک شناسایی آن&amp;zwnj;ها کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روزنامه &amp;quot;انقلاب اسلامی&amp;quot;، متعلق به جناح دوم، در روز بعد اقدام به انتشار تصویر کارت&amp;zwnj;های شناسایی تعدادی از افراد گروه&amp;zwnj;های فشار کرد تا نشان دهد که آن&amp;zwnj;ها اعضای کمیته&amp;zwnj;ها بوده&amp;zwnj;اند. این خبر برای افراد و گروه&amp;zwnj;های مستقل از دولت به واقع نکته تازه&amp;zwnj;ای نبود؛ این موضوعی پنهانی نبود. موضوع به هم ریختن جلسه&amp;zwnj;های سخنرانی حتی به روزهای دوران انقلاب در پاییز و زمستان سال ۵۷ می&amp;zwnj;رسد، ولی موضوع چاپ کارت&amp;zwnj;های عضویت در کمیته&amp;zwnj;ها توسط روزنامه انقلاب اسلامی که صاحب امتیاز آن روزنامه خود تا مدتی کوتاه در بدنه نیروهای خودی قرار داشت، موضوع تازه&amp;zwnj;ای بود. چاپ آن کارت&amp;zwnj;ها در روزنامه انقلاب اسلامی خود نشانه آن بود که ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر هم خود را دیگر در داخل ساختار &amp;quot;خودی&amp;zwnj;های حکومتی&amp;quot; نمی&amp;zwnj;دانست، ولی سوال این بود که جای تازه او کجاست؟ آیا او هم همچون بازرگان، به گروه &amp;quot;نیمه ناخودی&amp;zwnj;ها&amp;quot; منتقل شده بود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روزهای بعد از این نطق مقارن با شعله&amp;zwnj;ور شدن بیشتر آتش درگیری جناحی در داخل ساختار قدرت شد. به این ترتیب در انتهای سال ۵۹ باردیگر اختلاف&amp;zwnj;های جناحی در داخل ساختار قدرت بالا گرفت و طبق معمول توپخانه روزنامه&amp;zwnj;های هر دو طرف (روزنامه جمهوری اسلامی و روزنامه انقلاب اسلامی) به آتشباری تبلیغاتی علیه یکدیگر مشغول بودند. برخلاف دوران شورای انقلاب که آتشباری تبلیغاتی به صورت ایهامی صورت می&amp;zwnj;گرفت، در آتشباری تبلیغاتی آخر سال ۵۹ حملات لفظی شدیدتر صورت می&amp;zwnj;گرفت و افراد هدف آن آتشباری&amp;zwnj;ها هم مشخص&amp;zwnj;تر بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تشکیل هیئت حکمیت- فروردین ۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سال۱۳۶۰ همراه با بهاری غمناک از راه رسید. بخش&amp;zwnj;های زیادی از خاک ایران در اشغال عراق بود و چندین میلیون نفر از ساکنان قبلی مناطق جنگی به صورت جنگزده در نفاط مختلف کشور پراکنده بودند. آن&amp;zwnj;ها همه امید داشتند که جنگ هرچه زود&amp;zwnj;تر تمام شود و آن&amp;zwnj;ها بتوانند پیروز به خانه و کاشانه خود برگردند. اختلاف&amp;zwnj;های جناحی در ساختار قدرت ایران، با وجود ادامه جنگ در جبهه&amp;zwnj;ها ، با شروع بهار ۶۰ شعله&amp;zwnj;ور بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;550&quot; height=&quot;37&quot; align=&quot;right&quot; alt=&quot;600&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/hakaam_1.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;قبول حکمیت در بهار ۱۳۵۹ - کتاب درس تجربه، صفحه ۱۳۲&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در دهم فروردین ۶۰ رویه حکمیت برای حل اختلاف بین دو جناح درگیر درون ساختار قدرت پیشنهاد شد. به صورتی که حزب جمهوری و ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر هر یک فردی را برای هیئت انتخاب کنند و آیت&amp;zwnj;الله خمینی هم نفر سوم هیئت حکمیت سه نفره را انتخاب کند تا این هیئت سه نفره موضوع اختلاف&amp;zwnj;های جناحی را فیصله دهند و از گسترش آن به سطح جامعه جلوگیری کنند. فضا برای مانور&amp;zwnj;های بین جناحی، با قبول هیئت حکمیت، بسیار محدودتر شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع تشکیل هیئت حکمیت با شرکت سه نفر به شرح بالا به خوبی استدلال این نوشته را که در ساختار قدرت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در بالای سر دو جناح درگیر در رده دوم قرار داشت، نشان می&amp;zwnj;دهد. محمد یزدی، نماینده حزب جمهوری در آن هیئت بود. ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر رویه حکمیت برای رفع اختلاف جناحی را قبول کرد و شهاب&amp;zwnj;الدین اشراقی (داماد آیت&amp;zwnj;الله خمینی) را به نمایندگی خود در هیئت حکمیت انتخاب کرد. محمدرضا مهدوی کنی، نماینده آیت&amp;zwnj;الله خمینی، نقش حکم بین دو جناح درگیر را داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کار هیئت حکمیت مدتی طول کشید ولی در نهایت تمامی اعضای آن هیئت سه نفره (حتی شهاب&amp;zwnj;الدین اشراقی نماینده ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر) در حکم نهایی علیه ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر رای دادند. ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در رابطه با این که چگونه شهاب&amp;zwnj;الدین اشراقی نماینده&amp;zwnj;اش در هیئت حکمیت علیه خود او رای داده است توضیح جالبی می&amp;zwnj;دهد. او (در کتاب درس تجربه، صفحه ۱۳۲) می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;اشراقی اصولا آدم مصمم و دارای اراده قوی نبود... او [شهاب&amp;zwnj;الدین اشراقی] را به این قصد گذاشتم که جامعه بفهمد این [هیئت حکمیت] یک بازیست. در واقع برای اینکه با خمینی روبه&amp;zwnj;رو نشوم این انتصاب را کردم. ...&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به چنین استدلالی و به چنین رویه عملکردی چه می&amp;zwnj;شود گفت؟ اگر نظر از ابتدا این بوده که جامعه بفهمد که این هیئت حکمیت یک بازی است، چرا این مورد به&amp;zwnj;طور صریح با مردم در میان گذاشته نشد؟ آیا آن مردم آنقدر نامحرم یا نادان بودند که برای فهمیدن آن موضوع&amp;zwnj;های پشت پرده باید از این گونه رویه&amp;zwnj;های ایهامی استفاده می&amp;zwnj;شد؟ در مورد این نحوه استدلال شما خود قضاوت کنید. ابتدا قبول هیئت حکمیت برای این که جامعه بفهمد که این هیئت حکمیت یک بازی است. در مرحله بعد انتخاب فردی مثل شهاب&amp;zwnj;الدین اشراقی، با چنان مشخصاتی، به عنوان نماینده در هیئت حکمیت، برای روبه&amp;zwnj;رو نشدن با خمینی صورت گرفته بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;214&quot; height=&quot;231&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/sans_titre_0.png&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تقسیم بر دو و حذف یکی- یک&amp;zwnj;بار دیگر &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در پی ورود به ایران در بهمن ۱۳۵۷، بلافاصله طی یک زنجیره خطابه و سخنرانی (که در عمل همچون تبلیغات پیش انتخاباتی هم عمل می&amp;zwnj;کردند)&amp;zwnj;&amp;zwnj; توجیه&amp;zwnj;های مطلوب حکومت اسلامی را ادامه داد و در این راه هم مورد حمایت حاکمیت جدید قرار گرفت. در آن دوران جلسه&amp;zwnj;های سخنرانی&amp;zwnj;های ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر که در جهت و همسو با توجیه&amp;zwnj;های مورد نیاز حاکمیت جدید بود، به صورت&amp;zwnj;های مختلف پشتیبانی می&amp;zwnj;شد؛ ولی در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان جلسه&amp;zwnj;های سخنرانی افراد مستقلی که جزو خودی&amp;zwnj;ها حساب نمی&amp;zwnj;شدند مختل و سرکوب می&amp;zwnj;شدند. از همان دوران رویه سرکوب آزادی&amp;zwnj;های اجتماعی و مختل کردن اجتماعات گروه&amp;zwnj;های مستقل از دولت نه تنها ادامه یافت، بلکه گسترش هم پیدا کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شروع رویه به هم ریختن جلسه&amp;zwnj;های سخنرانی افراد مستقل حتی به زمستان ۵۷ می&amp;zwnj;رسد. این رویه در ابتدا با حرکت&amp;zwnj;هایی سازمان یافته&amp;zwnj; با شعارهایی مثل &amp;quot;بحث بعد از مرگ شاه&amp;quot; شروع شد. به هم ریختن سخنرانی&amp;zwnj;های ناخودی&amp;zwnj;ها هر چه جلو&amp;zwnj;تر آمد حالتی خشن&amp;zwnj;تر به خود گرفت. در مرحله&amp;zwnj;های بعدی رویه سرکوب دگراندیشان به صورت سازمان یافته درآمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مرحله انتخابات مجلس اول حزب جمهوری، با استفاده از تمامی رویه&amp;zwnj;های ممکن، بر مجلس مسلط شد. ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر این موضوع را به تقلب انتخاباتی مربوط کرد. گفته ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر تقلب انتخاباتی به نفس خود، نکته تازه&amp;zwnj;ای نبود، ولی اقرار او به تقلب انتخاباتی برای مجلس اول (در اسفند ۵۸ و اردیبهشت ۵۹) نشان می&amp;zwnj;داد که حتی او هم دیگر در درون حاکمیت جا ندارد. او از حیطه خودی&amp;zwnj;ها کنار زده شده بود و می&amp;zwnj;رفت که حذف شود. این رویه&amp;zwnj;ای بود که قبلا به عنوان &amp;quot;تقسیم بر دو و حذف یکی&amp;quot; بررسی شد. ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر به واقع نه اولین و نه آخرین مورد از رویه &amp;quot;تقسیم بر دو و حذف یکی&amp;quot; بوده است. سنجابی و بازرگان به همین رویه حذف شدند و سپس همین رویه شامل قطب&amp;zwnj;زاده، یزدی و نیز سروش و تعداد دیگری شد. این رویه حذفی همچنان تا به امروز ادامه یافته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بازسازی اسطوره اهورامزدا و اهریمن &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوئل قدرت بین بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی در دوره پاییز ۵۸ تا بهار ۶۰ سبب شده بود که در صحنه اجتماعی و سیاسی ایران حالتی مبهم به وجود ییاید. هر دو گروه علیه دیگری از مجموعه&amp;zwnj;ای از حمله&amp;zwnj;های دوگانه مستقیم و ایهامی استفاده می&amp;zwnj;کردند. این آتشباری&amp;zwnj;های تبلیغاتی به واقع بخش جنگ روانی یک مناقشه قدرت بود که عمده آن در پشت پرده می&amp;zwnj;گذشت. با گذشت سی&amp;zwnj;سال از آن دوران و آشکار شدن برخی اطلاعات پشت پرده اینک شناخت بهتری از آن رقابت قدرت وجود دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخشی از جامعه ایرانی، در روزهای پر التهاب بهار ۶۰، نوشته&amp;zwnj;ها و گفتارهای ایهامی رهبر جناح دوم در بیان نقش اهریمنی گروه&amp;zwnj;های پیرو سلطه و زور را نوعی آتشباری خطابه&amp;zwnj;ای علیه عملکردهای حزب جمهوری و به&amp;zwnj;خصوص رئیس حزب یعنی آیت&amp;zwnj;الله بهشتی در نظر می&amp;zwnj;گرفت. جناح دوم، بر مبنای&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان آتشباری&amp;zwnj;های تبلیغاتی، نماد نیکی بود که هدف&amp;zwnj;های توحیدی و آزادی را دنبال می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب بخشی از درگیری&amp;zwnj;های جناحی سال ۶۰ خود را به عنوان زنده کردن داستان&amp;zwnj;های اسطوره&amp;zwnj;ای از جنگ بی&amp;zwnj;پایان خیر و شر نشان می&amp;zwnj;دادند: اهورامزدا و اهریمن جای در اسطوره&amp;zwnj;ها دارند، ولی نمادهای زنده آن&amp;zwnj;ها سر از نوشته&amp;zwnj;های بررسی تاریخ اخیر ایران در آورده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها در بهار ۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درگیری در تظاهرات نیمه اسفند ۵۹ مشخص کرد که خودی&amp;zwnj;های حاکمیت در آن زمان دیگر ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را از خود نمی&amp;zwnj;دانستند. نیروهای فشار به نیابت از طرف جناح&amp;zwnj;های رقیب در ساختار قدرت علیه او مانور می&amp;zwnj;دادند. رهبر جناح دوم که خود به عنوان عضو شورای انقلاب از ابتدای سال ۱۳۵۸ به ایجاد حصار اجتماعی بین خودی&amp;zwnj;ها و ناخودی&amp;zwnj;ها کمک کرده بود، اینک در خارج از حصار گروه خودی&amp;zwnj;ها قرار گرفت، ولی گروه&amp;zwnj;های مستقل معروف به ناخودی هم تمایلی به همکاری با او نشان نمی&amp;zwnj;دادند. مشابه این فرایند در روزهای اجرای انقلاب فرهنگی در آخر فروردین ۵۹ هم به وجود آمده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی منابع آن زمان نشان می&amp;zwnj;دهد که برخلاف بعضی ادعا&amp;zwnj;های بعدی، عدم تمایل گروه&amp;zwnj;های مستقل از حکومت به همکاری با رهبر جناح دوم در ابتدای سال ۵۹ منحصر به یک حزب خاص نبود. در &amp;zwnj;&amp;zwnj;انتهای سال ۱۳۵۹ مجاهدین تنها سازمان بزرگی بود که حاضر با همکاری با جناح دوم شدند. مدتی بعد روشن شد که این اتحادی تاکتیکی بر پایه مصلحت بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اتحاد تاکتیکی و مصلحتی - بهار ۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر که از دستگاه &amp;quot;اندیشه راهنمای&amp;quot; خود تغذیه فکری می&amp;zwnj;کرد در سال&amp;zwnj;های ۵۸ و ۵۹ نتوانسته بود سازمان سیاسی منسجمی از برای خود به وجود بیاورد. با این پیش زمینه، قراین نشان می&amp;zwnj;دهند که او و سازمان مجاهدین از ابتدای سال ۵۹ به هم نزدیک شدند. موضوع نوار آیت یکی از قرینه&amp;zwnj;های این روند است. همزمان مجاهدین، به امید توسعه شکاف در ساختار قدرت حاکم، نیروهای خود را به طرفداری از ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر به میدان کشیدند. قراین نشان می&amp;zwnj;دهد که تظاهرات نیمه اسفند ۵۹ خود یک علامت مشخص این مانور مشترک بود. مدتی بعد آشکار شد که این اتحادی تاکتیکی برپایه یک توافق مصلحتی از هر دو طرف بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجاهدین در زمستان ۵۹ به تجدید سازمان نیرو&amp;zwnj;های خود اقدام کردند و این نیرو&amp;zwnj;ها در بهار ۱۳۶۰ آرایش تعرضی گرفتند. این موضوع در حالتی صورت می&amp;zwnj;گرفت که گروه&amp;zwnj;های فشار مدت&amp;zwnj;ها قبل از آن، یعنی از زمان ابتدای دوران انقلاب برای به هم ریختن گردهمایی&amp;zwnj;های گروه&amp;zwnj;های دیگر در آرایش تعرضی بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همسویی ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر و مجاهدین نمی&amp;zwnj;توانست از چشم آیت&amp;zwnj;الله خمینی و حلقه داخلی مشاوران او دور بماند. مانورهای خارج از جناحی در جهت همسویی با مجاهدین در طول بهار ۶۰ و به دنبال شکست طرح حکمیت در میانه بهار سال ۶۰ که قبل از این بررسی شد، آرام آرام ادامه یافت. تغییر آرایش مجاهدین به امید ایجاد شکاف در ساختار قدرت صورت می&amp;zwnj;گرفت. برخی در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان تظاهرات نیمه اسفند ۵۹ را به عنوان نمادی از وجود این توافق عملیاتی تعبیر کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از ابتدای خرداد سال ۶۰ آیت&amp;zwnj;الله خمینی، به روش خودش، یعنی مخاطب قرار دادن نفر سوم شخص نا&amp;zwnj;شناس، به ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر اخطار داد و سپس حمایت خود را از او کمتر کرد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی تا نیمه خرداد سال ۶۰ ترجیح می&amp;zwnj;داد که در داخل ساختار قدرت همچنان جناح&amp;zwnj;های دوگانه را با هم داشته باشد، ولی بدون مجاهدین.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ساختار قدرت در آستانه گسست- نیمه دوم خرداد ۶۰ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی در شامگاه روز چهارشنبه۲۰ خرداد سال ۱۳۶۰ ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را از فرماندهی کل نیروهای مسلح عزل کرد. متن فرمان عزل آیت&amp;zwnj;الله خمینی به ستاد ارتش در یک خط و به این صورت بود: &amp;quot;ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران. آقای بنی&amp;zwnj;صدر از فرماندهی کل نیروهای مسلح برکنار شده&amp;zwnj;اند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نصب ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر به فرماندهی کل نیروهای مسلح در بهمن سال ۵۸ در آن جهت بود که تعادل دو جناح در داخل ساختار قدرت برقرار شود. فرمان عزل ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از فرماندهی کل قوا که به صورت بسیار تحقیرکننده&amp;zwnj;ای نوشته شده بود، قبل از آن که به&amp;zwnj;طور رسمی به او ابلاغ شود از طریق خبر ویژه رادیو تهران در ساعت یازده و ۲۰ دقیقه شب پخش شد. این نحوه عزل به واقع آخرین اخطار از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر بود؛ برای آن که در داخل ساختار قدرت بماند باید از اجرای مانورهای جناحی بپرهیزد. جنگ قدرت در داخل ساختار حکومتی و تغییرات در ساختار فرماندهی ارتش در حالی صورت می&amp;zwnj;گرفت که جنگ در جبهه خارجی با عراق همچنان ادامه داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، به دنبال عزل از فرماندهی کل قوا و برداشته شدن سپر محافظتی آیت&amp;zwnj;الله خمینی، در خط آتش مستقیم جناح حزب جمهوری و متحدانش قرار گرفت. حزب جمهوری این نحوه عزل ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از فرماندهی کل قوا را نشانه&amp;zwnj;ای یافت که آیت&amp;zwnj;الله خمینی دیگر از ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر حمایت نمی&amp;zwnj;کند. جناح&amp;zwnj; حزب جمهوری و متحدانش، با این پشت&amp;zwnj;گرمی، نیروهای خود را جمع و خود را برای تسویه حساب نهایی با ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر آماده می&amp;zwnj;کردند. در مقابل آن&amp;zwnj;ها مجاهدین که به صورت متحد ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر عمل می&amp;zwnj;کردند، نیروهای خود را تغییر آرایش می&amp;zwnj;داند و شروع به صف&amp;zwnj;آرایی تعرضی کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روز یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۶۰ تعدادی از نمایندگان سعی کردند طرحی برای استیضاح ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را در دستور مجلس قرار دهند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی هنوز با عزل ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر موافق نبود و هاشمی، رئیس مجلس، بعد از مشاوره با آیت&amp;zwnj;الله خمینی طرح را متوقف کرد. (مرجع خاطرات هاشمی در سال ۶۰) به نظر می&amp;zwnj;رسید که حتی در این مرحله آیت&amp;zwnj;الله خمینی می&amp;zwnj;خواست تعادل را رده دوم ساختار قدرت نگاه دارد. او همچنان سعی داشت تا از جناح ضعیف&amp;zwnj;تر در مقابل تعرض&amp;zwnj;های جناح قوی&amp;zwnj;تر محافظت کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین شرایطی ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۶۰ مخفی شد، اگرچه به نظر می&amp;zwnj;رسد که تا روز بعد (۲۶ خرداد) نیروهای امنیتی حکومت او را ردیابی می&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;اند. در خاطراتی که از او به جا مانده مشخص است که ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از این دوران به بعد منزوی و ارتباط&amp;zwnj;های او نیز به شدت محدود شده بود. [مرجع: خاطرات ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در درس تجربه] آیت&amp;zwnj;الله خمینی، با مخفی و منزوی شدن ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، آخرین امید&amp;zwnj;های خود را به ادامه برنامه موازنه تقابلی از دست داد. این علامت کفایت می&amp;zwnj;کرد تا جناح اول تعرض نهایی علیه جناح دوم (ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر) را شروع کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روز سه&amp;zwnj;شنبه ۲۶ خرداد، یعنی یک روز بعد از مخفی شدن ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، طرح عدم کفایت او با دو فوریت در صحن مجلس مطرح شد. ابتدا دو فوریت آن طرح تصویب شد، ولی با وجود تصویب دو فوریت، بررسی بیشتر خود طرح به روزهای بعد موکول &amp;zwnj;شد. هیئت رئیسه مجلس، با تاخیر در بررسی آن طرح با دو فوریت، شاید انتظار داشت که بحران از طریق استعفای ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر حل شود. به این ترتیب در عمل طرح دو فوریتی استیضاح رئیس&amp;zwnj;جمهور در آخر آن هفته دچار سکون و وقفه شد. ظرایف این بازی&amp;zwnj;های پشت پرده بعد از سی&amp;zwnj;سال هنوز روشن نشده است. سکون و وقفه در طرح دو فوریتی استیضاح بود که امکان به وجود آمدن تظاهرات مجاهدین در روز شنبه ۳۰ خرداد را به وجود آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آرایش نیرو&amp;zwnj;ها قبل از حمله نهایی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب در روزهای پایانی خرداد ۱۳۶۰ جناح&amp;zwnj;های متخاصم همگی آرایش قبل از حمله به خود گرفتند. درگیری&amp;zwnj;های پراکنده خیابانی نوعی مانور مقدماتی برای درگیری بزرگ بود. جناح&amp;zwnj;های درگیر، در این مرحله، آخرین ذخیره&amp;zwnj;های خود را هم برای درگیری نهایی در روز سرنوشت به میدان کشیدند. ذکر بخشی از خاطرات هاشمی در کتاب خاطرات او در رابطه با روز پنجشنبه ۲۸ خرداد ۶۰ مناسب است: &amp;quot;اول شب، همراه آقای بهشتی، به دیدن سپاهیان خوزستانی که از خوزستان آمده بودند به پارک خرم رفتیم.&amp;quot; در حالی که جنگ در جبهه ادامه داشته است، انتقال گروه بزرگی از سپاهیان خوزستانی به تهران و اسکان آن&amp;zwnj;ها در پارک خرم به چه منظور صورت گرفته بوده است؟ قراینی در دست است که نشان می&amp;zwnj;دهد مجاهدین هم نیروهای خود را در تهران متمرکز کرده بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درواقع مخفی شدن ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر همچون علامت شروع حمله نهایی عمل کرد. دادسرای دادگاه انقلاب در اوین، به دنبال مخفی شدن او، اعلامیه&amp;zwnj;ای صادر کرد و وی را که هنوز روی کاغذ رئیس&amp;zwnj;جمهور بود، فراری اعلام و اخطار کرد هرکس که به او پناه بدهد دچار عواقب بسیار بد خواهد شد. در مقابل سازمان مجاهدین (به عنوان مهم&amp;zwnj;ترین گروه مخالف حاکمیت) نیز به هواداران خود دستور داد تا &amp;quot;برای نجات جان دکتر بنی&amp;zwnj;صدر هر لحظه هوشیار و آماده باشند&amp;quot;. روز جمعه ۲۹ خرداد، تا حدی شبیه آرامش قبل از توفان بود. کمتر کسی در آن زمان فکر می&amp;zwnj;کرد که روز&amp;zwnj;های سرنوشت&amp;zwnj;ساز در پیش است. کمتر کسی انتظار توفانی چنان وسیع و همه&amp;zwnj;گیر را داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خاطرات هاشمی از رویدادهای نیمه دوم خرداد ۱۳۶۰&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر هاشمی رفسنجانی در بهار ۱۳۶۰ رئیس مجلس بود. او خلاصه خاطرات روز به روز خود، از نوروز ۱۳۶۰ به بعد را منتشر کرده است. هاشمی به&amp;zwnj;طور طبیعی در این خاطرات تمامی مشاهده&amp;zwnj;های خود را ننوشته و نوشته&amp;zwnj;های خلاصه او هم از نقطه نظرهای خاص او است. با این&amp;zwnj;همه مروری بر بخش&amp;zwnj;هایی از خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی در رابطه با نیمه دوم خرداد ۱۳۶۰ می&amp;zwnj;تواند بخش&amp;zwnj;هایی از روابط غیر علنی آن روزگار را روشن کند. تکرار خاطرات او به منزله تایید نقطه&amp;zwnj;نظرهای هاشمی نیست. بررسی عمیق این مجموعه خاطرات منتشر شده می&amp;zwnj;تواند به شناخت آن دوران کمک کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۶۰- آقای حسن حبیبی آمدند. پیشنهاد مراودت بیشتر با آقای بنی&amp;zwnj;صدر می&amp;zwnj;کرد. از عواقب اختلاف خائف بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۶۰- [مخالفان] خواستند بازار را تعطیل کنند. شکست فاحشی خوردند. عصر در شورای قضایی جسله مشورتی با حضور اعضای شورا و نخست&amp;zwnj;وزیری داشتیم. وضع جاری را بررسی کردیم و خط حرکت آینده را ترسیم نمودیم و به نیروهای سپاه و کمیته برای احتیاط آماده&amp;zwnj;باش دادیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۶۰- آقای خامنه&amp;zwnj;ای با اصرار احمدآقا از جبهه برگشته بودند، برای تدبیر در امر ارتش، در شرایط موجود. عصر در جلسه دفتر سیاسی در محل کار آقای بهشتی شرکت کردیم. همه بحث&amp;zwnj;ها در اطراف کیفیت برخورد با وضع موجود- که از ناحیه آقای بنی&amp;zwnj;صدر پیش آمده بود. در داخل تهران، حزب&amp;zwnj;اللهی&amp;zwnj;ها میدان حرکت آشوبگرانه ضد انقلاب و بنی&amp;zwnj;صدریان را تنگ کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۶۰- ظهر، احمدآقا به مجلس آمدند که با آقای خامنه&amp;zwnj;ای درباره آینده ارتش مشورت کنند و تصمیماتی اتخاذ کردند. اول شب به منزل آمدم ولی برای مشورت در امر فوری به منزل آقای بهشتی دعوت شدم. احمدآقا هم حضور داشت. امام از ما خواسته بودند که درباره فرماندهی کل قوا نظر بدهیم. امام تصمیم به عزل آقای بنی&amp;zwnj;صدر از این سمت را گرفته&amp;zwnj;اند. نظر این شد که فعلاً خود امام فرماندهی را عهده داشته باشند. عزل ایشان [ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر] با عبارتی موهن اعلام شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۶۰- آقای مهدی نصیری لاری عدم کفایت سیاسی ایشان [بنی&amp;zwnj;صدر] را مطرح کرد. ظهر با نخست&amp;zwnj;وزیر و شورای عالی قضایی و سپاه و دادگاه انقلاب جلسه مشورتی داشتیم. اوضاع جاری را بررسی کردیم و تصمیماتی اتخاذ شد. تظاهرات پراکنده در تهران و شهرستان&amp;zwnj;ها به نفع بنی&amp;zwnj;صدر انجام می&amp;zwnj;شود که عمدتاً توسط مجاهدین خلق است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عصر جلسه هیئت رئیسه [مجلس] داشتیم. تقاضای جلسه غیر علنی برای بحث در سرنوشت رئیس&amp;zwnj;جمهور مطرح شد. نظر این شد که چندروزی تاخیر بیندازیم تا با اعمال خودشان زمینه را مساعدتر کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۶۰- آخر شب آقای محسن رضایی خبر داد که سی نفر می&amp;zwnj;خواهند دولت را استیضاح کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۶۰- برای اینکه در رابطه با آقای بنی&amp;zwnj;صدر، در مسئله ریاست جمهوری و طرح عدم کفایت سیاسی، نظر امام را بدانم، اول وقت به منزل ایشان رفتم. امام هم مثل من نظرشان این بود که ترجیح دارد، آقای بنی&amp;zwnj;صدر تابع قانون شود و رئیس&amp;zwnj;جمهور بماند. لذا ما باید اتمام حجت کنیم، حتی ایشان را دعوت به مذاکره کنیم، اگر تسلیم نشد، چاره&amp;zwnj;ای نیست باید به قانون عمل کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تظاهرات پراکنده علیه و له آقای بنی&amp;zwnj;صدر در تهران و شهرستان&amp;zwnj;ها رخ می&amp;zwnj;دهد. چندنفری هم تا به حال تلف شده&amp;zwnj;اند. (...) عصر آقایان پرورش و یارمحمدی آمدند و راجع به نظر امام توضیح خواستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۶۰- در مجلس امروز یک&amp;zwnj;صد و هفت&amp;zwnj;نفر از نمایندگان کتباً تقاضای رسیدگی به صلاحیت سیاسی آقای بنی&amp;zwnj;صدر را کردند و خواستار طرح آن با قید دو فوریت هستند. من صلاح ندیدم که فوراً مطرح شود. اولاً باید پخته شود و زمینه مردمی آن درست شود؛ ثانیا آئین&amp;zwnj;نامه در کیفیت عملکرد مجلس نداریم؛ ثالثاً امام گفته&amp;zwnj;اند عجله نشود و فرصتی به آقای بنی&amp;zwnj;صدر، برای اصلاح خودش بدهیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۶۰- جبهه ملی و گروهک&amp;zwnj;های محارب اعلان راهپیمایی علیه حکومت کرده بودند... مردم حزب&amp;zwnj;اللهی به خیابان ریختند و شعارهای تند، مبنی بر عزل و محاکمه و اعدام بنی&amp;zwnj;صدر و ملی&amp;zwnj;گرایان دادند. بیش از پانصدهزار نفر، بدون مقدمه در خیابان&amp;zwnj;ها جمع شدند و تا غروب تظاهرات می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[عصر] جلسه هیئت رئیسه داشتیم؛ در مورد کیفیت طرح سلب کفایت سیاسی بنی&amp;zwnj;صدر. شب در دادگستری، جلسه مشورتی قوای سه&amp;zwnj;گانه با سپاه و ... بود که در کیفیت حرکت سیاسی و تبلیغات و دستگیری سران مخالفان محارب و مسائل روز تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;هایی شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد آقا تلفن کردند و گفت: امام می&amp;zwnj;فرمایند، زودتر مجلس در مورد آقای بنی&amp;zwnj;صدر، تصمیم بگیرد. امروز بنی&amp;zwnj;صدر، جواب مغرورانه&amp;zwnj;ای به اظهارات امام داده، معلوم است، نمی&amp;zwnj;خواهد به راه بیاید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۶۰- مجلس جلسه علنی داشت. دو فوریت طرح، در عدم کفایت سیاسی رئیس&amp;zwnj;جمهور و آئین&amp;zwnj;نامه آن مطرح بود... بعد از ظهر چون من خسته بودم، اداره جلسه را به آقای پرورش سپردم و اشکالی در تنظیم دستور جلسه بود که کار متوقف ماند و جلسه تعطیل شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عصر خبر رسید که آقای بنی&amp;zwnj;صدر از محلی که بود به جای دیگری منتقل شده و دیگر از زیر نظر بیرون رفته، گفته می&amp;zwnj;شود در اطراف ساوه است. آخر شب، با آقایان رجائی و بهشتی، جلسه مشورتی داشتیم و مقداری در اطراف انتخابات ریاست جمهوری، بعد از آقای بنی&amp;zwnj;صدر بحث کردیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۶۰- یک&amp;zwnj;صد و چهل نفر پیشنهاد عدم کفایت سیاسی را امضا کرده&amp;zwnj;اند. [...] شب آقای رضایی آمد. آقای بنی&amp;zwnj;صدر یک روز است که مفقود الاثر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پنج شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۶۰- بنی&amp;zwnj;صدر همچنان مفقودالاثر است و امام نظرشان این است که نباید از مملکت خارج شود. [...] اول شب همراه آقای بهشتی، به دیدن سپاهیان خوزستانی که از خوزستان آمده بودند، به پارک خرم رفتیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۶۰- آقای رضایی از اطلاعات سپاه آمد و اطلاعاتی در مورد فعالیت ضد انقلاب [...] داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰- طرح &amp;quot;عدم کفایت سیاسی آقای بنی&amp;zwnj;صدر&amp;quot; در دستور بود. [...] از ساعت چهار بعد از ظهر به خیابان&amp;zwnj;ها ریختند و تخریب و قتل و غارت و آشوب را در تهران و بسیاری از شهرستان&amp;zwnj;ها آغاز کردند. کم&amp;zwnj;کم نیروهای سپاه و کمیته و حزب&amp;zwnj;اللهی به مقابله برخاستند. [...] اوائل شب، آشوبگران شکست خوردند و متفرق شدند، بدون آن&amp;zwnj;که کار مهمی از پیش ببرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک&amp;zwnj;شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰- در خیلی از شهر&amp;zwnj;ها هم، آشوب مختصری توسط گروهک&amp;zwnj;ها ایجاد شده بود که با دخالت مردم سرکوب شد. در تهران شانزده نفر کشته و یک صد و پنجاه و شش نفر مجروح، از حوادث دیروز گزارش شده است. جلسه علنی در ساعت هفت و نیم شروع شد و بحث عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور ادامه یافت. رئیس&amp;zwnj;جمهور هم که مخفی است برای دفاع نیامد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از ظهر رای گرفتیم، عده حاضر ۱۹۰ نفر، رای در موافقت با عدم کفایت سیاسی ۱۷۷ رای و مخالف یک رای (متعلق به آقای صلاح&amp;zwnj;الدین بیانی، نماینده خاف) و ممتنع ۱۲ رای. عده&amp;zwnj;ای از مخالفان هم نیامده بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نامه اعلان رای مجلس برای امام تهیه شد. آن را اول شب به دفتر امام بردم و تحویل آقای صانعی دادم. امروز علی&amp;zwnj;رغم تهدید&amp;zwnj;هایی که از طرف گروهک&amp;zwnj;ها شده بود [...] کوچک&amp;zwnj;ترین حرکتی نکردند؛ شاید به علت قاطعیت دادگاه انقلاب- که امروز صبح پانزده نفر از عوامل آشوب را سریعاً محاکمه و مجازات کرده است- و به علت حضور حزب&amp;zwnj;الله.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوشنبه ۱ تیر ۱۳۶۰- خبر اعدام هشت&amp;zwnj;نفر از گروهک&amp;zwnj;های ضد انقلاب، وحشتی در قلب مخالفان انداخته است. امام سریعاً به نامه مجلس جواب دادند و آقای بنی&amp;zwnj;صدر را عزل کردند. شب با حضور آقایان بهشتی، خامنه&amp;zwnj;ای، احمدآقا و واعظ طبسی در منزل من جلسه مشورتی داشتیم. درباره رئیس&amp;zwnj;جمهور آینده، سرپرست صدا و سیما، نخست&amp;zwnj;وزیر، اعضای شورای عالی دفاع، شورای فرماندهی کل قوا و درباره مراقبت بیشتر پزشکی از حال امام مشورت&amp;zwnj;هایی شد؛ مفید بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هواداران و همدلان &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش&amp;zwnj;هایی از جامعه ایران که از عملکرد&amp;zwnj;های حزب جمهوری و نهاد&amp;zwnj;های انقلابی وابسته به آن مثل کمیته&amp;zwnj;ها ناراضی بودند با خطابه&amp;zwnj;های تبلیغاتی علیه آن نهاد&amp;zwnj;ها همدلی نشان می&amp;zwnj;دادند، بدون آن&amp;zwnj;که الزاماً با ساختار آنتاگونیستی (توحید در مقابل کفر) و نظرات ابراز شده در کتاب &amp;quot;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;quot; و کتاب &amp;quot;موازنه&amp;zwnj;ها&amp;quot;، آشنا یا موافق باشند. به این ترتیب بعضی از گروه&amp;zwnj;های اجتماعی ایران در سال&amp;zwnj;های ۵۹ و ۶۰ که از عملکرد&amp;zwnj; حزب جمهوری و متحدانش مثل کمیته&amp;zwnj;ها یا گزینش اداره&amp;zwnj;ها ناراضی بودند، در بحث&amp;zwnj;های خانوادگی و دوستانه اداری که در خطر تعرض کمیته&amp;zwnj;ها نبودند یا حتی احتمالاً با بعضی آمارگیری&amp;zwnj;ها علیه جناح اول (حزب جمهوری) و شخص آیت&amp;zwnj;الله بهشتی همدلی نشان می&amp;zwnj;دادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تخمین تعداد و گستردگی این گروه همدل با جناح اول یا دوم بسیار متفاوت بود و همچون زیبایی بستگی به نظر بیننده داشت. همکاران رهبر جناح دوم تعداد همدلان او را به حدی به او ارائه می&amp;zwnj;دادند که او خود را حتی محبوب&amp;zwnj;تر از مصدق در نظر می&amp;zwnj;گرفت.(کتاب &amp;quot;نامه&amp;zwnj;ها&amp;quot; صفحه ۴۰) گروه&amp;zwnj;های خارج از دو جناح تعداد آن گروه همدل را بسیار کمتر ارزیابی می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیر این مجموعه نوشته نشان داد که بذر بحران در آخر بهار ۱۳۶۰ به واقع در نیمه آبان ۱۳۵۸ با ادغام دولت در شورای انقلاب کاشته شد، ولی مسیری طولانی بین این دو رخداد بود و نباید جزمی فکر کرد که آن چه در عمل در آخر بهار ۱۳۶۰ اتفاق افتاد تنها مسیر ممکن بود. این مجموعه نوشته مسیر تکوین بحران از نیمه آبان ۵۸ تا آخر بهار ۱۳۶۰ را با بررسی عملکرد و نقش افراد کلیدی پی&amp;zwnj;گیری کرده است. در این زمینه افراد کلیدی شامل آیت&amp;zwnj;الله خمینی بود که در راس ساختار قدرت و با فاصله زیاد از افراد کلیدی دیگر قرار داشت. بعد از تشکیل مجلس در تابستان ۱۳۵۹ ساختار قدرت در سطح دوم تغییر کرد و در این دوره سران سه قوه شامل ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر (رئیس&amp;zwnj;جمهور)، آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (نماینده از قوه قضائیه) و اکبر هاشمی (رئیس مجلس) بودند. با انتخاب محمدعلی رجایی، به&amp;zwnj;عنوان نخست&amp;zwnj;وزیر، ساختار قدرت در سطح دوم پیچیده&amp;zwnj;تر شد. از بهار ۱۳۵۹ به بعد، سازمان مجاهدین خلق در عمل نقش متحد ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و هیئت&amp;zwnj;های موتلفه در عمل نقش متحدهای حزب جمهوری اسلامی را به عهده گرفتند. مجموعه این شرایط در داخل ساختار قدرت با توجه به عملکرد خاص سازمان&amp;zwnj;های سیاسی بسیار پیچیده&amp;zwnj;تر شد. عملکرد پیچیده این مجموعه است که بررسی رخدادهای آخر بهار ۶۰ و بعد از آن را با دشواری بسیار روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;کند، ولی به هر صورت با توجه به اطلاعات منتشر شده می&amp;zwnj;توان به شناختی از آن دوران رسید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قراین نشان می&amp;zwnj;دهد که پراکندگی در تظاهرات حکومتی در روز ۱۵ خرداد سال ۶۰ و آمار&amp;zwnj;های محبوبیتی که از طرف دفتر ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر (توسط سلامتیان؟) تدارک و ارائه می&amp;zwnj;شد، به رهبری جناح دوم چنین می&amp;zwnj;نمود که جامعه دیگر در کنترل آیت&amp;zwnj;الله خمینی و گروه حزب جمهوری اسلامی نیست. محبوبیت ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر بر مبنای آن عددهای آماری در کل جامعه ۷۶ درصد و محبوبیت آیت&amp;zwnj;الله خمینی ۵۰ درصد بود. کیفیت تهیه آن عددهای آماری و دامنه دقت و خطای اندازه&amp;zwnj;گیری آن&amp;zwnj;ها هیچگاه مشخص نشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روزهای بعد از ۱۵ خرداد ۶۰ همچون یک مسابقه مچ&amp;zwnj;اندازی بین دو گروه بود که تا معلوم شود چه کسی می&amp;zwnj;تواند ضربه قاطع اول را بزند. ساختار قدرت در فاز نهایی بحران، یعنی در ده روز آخر خرداد سال ۱۳۶۰، به آستانه انفجار رسید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش&amp;zwnj;های پیشین:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;بخش هژدهم: جدال بر سر تعیین نخست وزیر &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot;&gt;بخش نوزدهم: شورای انقلاب (قسمت اول) &amp;ndash; آبان ۵۷ تا بهمن ۵۷&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/5984/edit&quot;&gt;بخش بیستم: شورای انقلاب، قسمت دوم، بهمن ۵۷ تا تیر&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/21/6377&quot;&gt;بخش بیست و یکم: حمله عراق به ایران- پاییز ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/09/19/7060#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5965">بنی صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C">جمهوری اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <pubDate>Mon, 19 Sep 2011 16:08:17 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7060 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>حمله عراق به ایران- پاییز ۵۹ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/21/6377</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/21/6377&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش بیست و یکم از مجموعه سه روز تاریخ‌ساز        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;275&quot; height=&quot;171&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/war-s.jpg?1315568417&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سحاب سپهری ـ&amp;zwnj;&amp;nbsp;حمله عراق به ایران بدون شک مهم&amp;zwnj;ترین رخداد سال ۱۳۵۹ بود. این حمله سرآغاری بر جنگی هشت&amp;zwnj;ساله شد که به صورت یکی از مهم&amp;zwnj;ترین رویدادهای تمام تاریخ ایران درآمده است. با وجود آن که حمله عراق به ایران در اول پاییز ۵۹ بر پایه عنصر غافلگیری سازماندهی شده بود، این حمله ریشه در سابقه&amp;zwnj;های بسیار طولانی قبلی داشت. تمرکز این نوشته بر تاثیر رخدادهای سه روز سرنوشت&amp;zwnj;ساز ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۵۷ بر شروع این جنگ و تاثیرش بر روند رخدادهای بعدی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پیش&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;های حمله عراق به ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمله عراق به ایران، در آخر تابستان سال ۱۳۵۹، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین رخدادهای تاریخ ایران و منطقه است. تاثیر این واقعه هنوز تمام نشده است و هرگونه بررسی در این مورد، مستقل از این که با چه دامنه&amp;zwnj;ای صورت گیرد، تحقیقی نیمه&amp;zwnj;کاره است. از طرف دیگر زمینه شروع این جنگ به عوامل&amp;zwnj; زیادی ارتباط دارد که هیچ تحقیق تاریخی، هر اندازه هم وسیع صورت بگیرد نمی&amp;zwnj;تواند تمامی آن&amp;zwnj;ها را بپوشاند. برخی بررسی&amp;zwnj;ها این جنگ را در ادامه جنگ&amp;zwnj;های منطقه&amp;zwnj;ای جنگ سرد (بین آمریکا و شوروی) ارزیابی کرده&amp;zwnj;اند. برخی آن را ادامه جنگ شیعه و سنی دانسته&amp;zwnj;اند و برخی آن را جنگ فارس و عرب قلمداد کرده&amp;zwnj;اند. توجه به نام رسمی این جنگ در منابع عراقی به صورت &amp;laquo;قادسیه الصدام&amp;raquo; نشان می&amp;zwnj;دهد که از نظر صدام این جنگ ادامه جنگ قادسیه بوده است. در آن جنگ در ۱۴۰۰ سال پیش، در انتهای دوره ساسانی، ایرانیان از اعراب شکست خوردند. از طرف دیگر برخی آن جنگ را ادامه جنگ&amp;zwnj;های ایران و عثمانی و حتی ادامه جنگ&amp;zwnj;های ایران و روم دانسته&amp;zwnj;اند. در برخی بررسی&amp;zwnj;ها شروع جنگ را یک نوع ادامه درگیری بین صدام حسین و آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نظر گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نوشته&amp;zwnj;های زیادی در مورد شروع و ادامه حمله عراق به ایران وجود دارد. این نوشته سعی در تکرار آن&amp;zwnj;ها ندارد. تمرکز این نوشته، با توجه امکانات و محدودیت&amp;zwnj;های موجود، از دو منظر است. اول تاثیر رخداد ۲۲ بهمن ۵۷ در شروع جنگ در آخر شهریور ۵۹ و دوم بررسی دقیق نحوه برنامه&amp;zwnj;ریزی، شروع جنگ و و ادامه آن در ماه&amp;zwnj;های اول. با شروع جنگ فرسایشی از دو طرف ایران و عراق و بعد از حاد شدن درگیری&amp;zwnj;های جناحی در داخل ساختار قدرت ایران نحوه اداره جنگ تغییر&amp;zwnj;های اساسی کرد. بررسی این موضوع آخر در توان این جزوه مختصر نیست. با توجه به این که بررسی رخدادهای آخر بهار ۶۰ هدف اصلی بقیه این مجموعه نوشته است، نحوه ادامه و ختم جنگ که به مدت نزدیک به هشت سال ادامه یافت هدف این نوشته نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;نحوه حمله عراق به ایران و شروع جنگ هشت ساله- شهریور ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بعد از ظهر روز دوشنبه ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ تمامی نیروی هوایی عراق، تا آخرین هواپیمای قابل پرواز، به امید یک پیروزی سریع، حمله همه&amp;zwnj;جانبه&amp;zwnj;ای را بر پایه استراتژی &amp;laquo;جنگ برق آسا&amp;raquo; Blitzkrieg به ایران شروع کرد. اسکادران&amp;zwnj;های متعدد هواپیما&amp;zwnj;های عراقی، در آغاز این حمله بزرگ، ۱۲ فرودگاه نظامی در نیمه غربی ایران، از تبریز تا بوشهر را به صورت همزمان بمباران کردند. از جمله مهم&amp;zwnj;ترین هدف&amp;zwnj;های روز اول جنگ عبارت بودند از باند&amp;zwnj;ها و تاسیات و تجهیزات در پایگاه&amp;zwnj;های شکاری&amp;zwnj;های ایران شامل: پایگاه یکم شکاری در تهران، پایگاه دوم شکاری در تبریز، پایگاه سوم شکاری در همدان (شاهرخی / نوژه)، پایگاه چهارم شکاری در دزفول (وحدتی)، پایگاه پنجم شکاری در اهواز (امیدیه)، پایگاه ششم شکاری در بوشهر، پایگاه هفتم شکاری در شیراز و پایگاه هشتم شکاری در اصفهان. بر اساس منابع موجود هواپیماهای عراقی تمامی آن پایگاه&amp;zwnj;های شکاری به اضافه باند چهار فرودگاه دیگر را نیز به&amp;zwnj;طور همزمان مورد حمله قرار دادند. موقعیت چهار فرودگاه دیگر بمباران شده در منابع موجود مشخص نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتخاب زمان بعد از ظهر برای شروع این عملیات هوایی از آن جهت بود که بعد از ظهرها خورشید به طرف غرب است. در این موقعیت خلبانان عراقی پشت به خورشید و خلبانان ایران رو به خورشید قرار می&amp;zwnj;گرفتند. این موقعیت خورشید برتری تاکتیکی مهمی برای خلبانان عراقی علیه خلبانان ایرانی در جنگ&amp;zwnj;های هوا در هوا، معروف به جنگ سگ&amp;zwnj;ها Dogfight  بود. گفته می&amp;zwnj;شود که شخص صدام حسین در ظهر روز ۳۱ شهریور سال ۵۹، به وقت بغداد، در محل اتاق جنگ وزارت دفاع عراق، به قول نظامی&amp;zwnj;ها، &amp;laquo;ساعت سین&amp;raquo; H-Hour شروع عملیات را اعلام کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با بررسی دقیق این حمله دیده می&amp;zwnj;شود که ارتش عراق از مدت&amp;zwnj;ها قبل زمینه&amp;zwnj;های این حمله بزرگ را طراحی و برنامه&amp;zwnj;ریزی عملیاتی کرده بود. ۳۱ شهریور سال ۵۹ مصادف با دوازدهمین شب گردش ماه بود. شب دوازدهم هنوز سه شب قبل از ماه در حالت بدر کامل است دوره بدر ماه تا شب ۱۸ ادامه می&amp;zwnj;یابد. به نظر می&amp;zwnj;رسد هدف انتخاب این روز برای شروع حمله از طرف عراق آن بوده است که در این زمان ماه در ابتدای موقعیت بدر قرار می&amp;zwnj;گرفت. نیروی زمینی مهاجم (عراق) در موقعیت زمانی بدر می&amp;zwnj;توانست با استفاده از نور ماه در شب&amp;zwnj;های بدر با دید بهتری به نیروهای ایرانی شبیخون بزند. به این ترتیب به نظر می&amp;zwnj;رسد که هدف اصلی استفاده از نور ماه در دوره بدر بین شب ۱۲ تا شب ۱۸ ماه بوده است. انتخاب روز حمله در شب دوازدهم ماه (سه شب قبل از بدر کامل) و نیز دستیابی به اطلاعات جانبی دیگر که سال&amp;zwnj;ها بعد منتشر شد، نشان می&amp;zwnj;دهد که طرح اولیه این جنگ بر مبنای یک جنگ شش روزه (شبیه جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷ بین اسرائیل و سه کشور عربی مصر، سوریه و اردن) برنامه&amp;zwnj;ریزی عملیاتی شده بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمله عراق به ایران، به جای یک جنگ کوتاه شش روزه، در عمل سرآغاز جنگی شد که هشت سال تمام طول کشید و طولانی&amp;zwnj;ترین جنگ بین کشور&amp;zwnj;ها در طول قرن بیستم میلادی شد! طول جنگ ایران و عراق در عمل از مجموع طول دو جنگ اول و دوم جهانی با هم نیز بیشتر بود. تاثیر و دامنه این جنگ، در ادامه آن، از مرزهای ایران و عراق گذشت و در عمل تاثیر آن در سطح کل منطقه بود. در مرحله&amp;zwnj;های آخر جنگ نیروی دریایی آمریکا نیز به نفع عراق وارد درگیری&amp;zwnj;های ایران و عراق شد؛ اگرچه درگیری نظامی آمریکا علیه ایران همراه با اعلام حالت جنگی از طرف آمریکا علیه ایران نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img hspace=&quot;15&quot; height=&quot;550&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;300&quot; vspace=&quot;15&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/shahr-ha.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روز حمله عراق به ایران نیز با دقت انتخاب شده بود. حمله در آغاز فصل پاییز شروع شد که بهترین شرایط را برای نیروهای حمله&amp;zwnj;کننده فراهم می&amp;zwnj;کرد. در شروع پاییز، از یک طرف روزهای گرم و داغ تابستان در دشت خوزستان گذشته بود و از طرف دیگر روزهای سرد در مناطق کوهستانی مثل ایلام و کرمانشاه هنوز شروع نشده بود. در ضمن مهرماه جزو بی&amp;zwnj;باران&amp;zwnj;ترین ماه&amp;zwnj;ها در غرب ایران است و این موضوع از یک طرف امکان دید و حمله&amp;zwnj;های هوایی را فراهم می&amp;zwnj;آورد و از طرف دیگر حرکت نیروهای زرهی و مکانیزه را در زمین تسهیل می&amp;zwnj;کند. (برای اطلاع بیشتر در مورد زمینه&amp;zwnj;های حمله عراق به ایران &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Iran%E2%80%93Iraq_War&quot;&gt;این جا&lt;/a&gt; را کلیک کنید.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هدف&amp;zwnj;های نظامی عراق از حمله به ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نیروی زمینی عراق در غروب همان روز ۳۱ شهریور۵۹ دست به یک حمله همه&amp;zwnj;جانبه زد. شمار واحدهای نیروی زمینی عراق شرکت&amp;zwnj;کننده در روز اول جنگ تا ۱۲ لشکر ذکر شده است. لشکرهای زرهی، پیاده مکانیزه و توپخانه مکانیزه عراق، در سه جبهه و در امتدداد شش محور شامل جبهه شمال (یک محور)، جبهه مرکز (یک محور) و جبهه جنوب (چهار محور) از مرز&amp;zwnj;های مشترک گذشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;در شروع جنگ - پاییز ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محور شمال شامل حمله به شهر مرزی قصر شیرین در استان کرمانشاه و درگیری&amp;zwnj;های موضعی در منطقه کردستان بود. هدف حمله در محور شمال اشغال شهر قصر شیرین، تصرف بلندی&amp;zwnj;های این منطقه و قطع راه ارتباطی بین کرمانشاه و بغداد بود. در صورت امکان پیشروی بیشتر ارتش عراق در داخل ایران در امتداد این محور، تا شهرهای کرند و شاه&amp;zwnj;آباد (اسلام&amp;zwnj;آباد) غرب، راه استراتژیک ارتباطی بین استان کرمانشاه و استان ایلام به طور کامل قطع می&amp;zwnj;شد. دفاع و کنترل از راه ارتباطی بین قصر شیرین و بغداد، در صورت یک ضد حمله ایران، یک هدف دیگر از حمله در محور شمال بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محور مرکزی شامل حمله به استان ایلام بود. ایلام استانی کوچک است که در قسمت جنوبی کوه&amp;zwnj;های زاگرس قرار گرفته است. شهرهای به نسبت کوچک استان ایلام مثل مهران و دهلران با کوه&amp;zwnj;های بلند از همه جدا می&amp;zwnj;شوند، کوه&amp;zwnj;های زاگرس در منطقه ایلام به صورت دیواره&amp;zwnj;ای است. بین آن دیواره&amp;zwnj;ها دره&amp;zwnj;ای برای عملکرد نیروهای ایرانی در جهت دور زدن نیروی مهاجم عراقی وجود ندارد. هدف اصلی حمله در جبهه مرکزی تصرف شهرهای کوچک ولی استراتژیک مهران و دهلران بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک اهمیت نظامی منطقه استان ایلام با کوه&amp;zwnj;های دیواره&amp;zwnj;ای زاگرس جنوبی در این بود که در دوره شاه یک طرح نظامی سری برای منطقه زاگرس جنوبی پیش&amp;zwnj;بینی شده بود. بر اساس آن طرح، در صورت حمله نیروهای نطامی شوروی از شمال، قرار بود این منطقه از کوه&amp;zwnj;های زاگرس به عنوان آخرین خط دفاعی ایران عمل کند. بخش&amp;zwnj;هایی از این طرح نظامی در کتاب&amp;zwnj;های خاطرات منتشر شده ارائه شده است. ارتشبد حسن فردوست در کتاب خاطراتش اشاره&amp;zwnj;ای هم به ساختار کلی این طرح آخرین خط دفاعی در زاگرس جنوبی دارد. در این رابطه فردوست این طرح برای زاگرس جنوبی را توصیه مقامات بلندپایه آمریکایی اعلام می&amp;zwnj;کند که مورد تایید شاه هم قرار گرفته بوده است. گفته می&amp;zwnj;شود که بر اساس آن طرح قرار بود در صورت یک حمله از طرف شمال ایران ساختار حکومتی ایران به منطقه&amp;zwnj;ای در زاگرس جنوبی منتقل می&amp;zwnj;شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تاسیسات نظامی خاصی در دوره شاه در این منطقه از زاگرس جنوبی به وجود آمده بود تا حمله از طرف شرق (داخل فلات) به قسمت زاگرس جنوبی را مشکل سازد. تسلط عراق به شهر&amp;zwnj;ها و جاده&amp;zwnj;های استراتژیک این منطقه در غرب زاگرس جنوبی، با توجه به تاسیسات نظامی به جا مانده از دوره شاه، به عنوان آخرین خط دفاعی ایران، می&amp;zwnj;توانست بازپس&amp;zwnj;گیری این منطقه را برای ارتش ایران بسیار مشکل کند. در صورت تسلط کامل ارتش عراق بر زاگرس جنوبی، ارتش ایران به تله&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;افتاد که خود قبلاً به عنوان آخرین خط دفاعی کنده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تسلط ارتش عراق بر زاگرس جنوبی نقشی بسیار مهم در کنترل جاده&amp;zwnj;های استان ایلام بازی می&amp;zwnj;کرد. موفقیت همزمان در تصرف سه راهی شاه&amp;zwnj;آباد (اسلام&amp;zwnj;آباد) غرب، در محور شمالی و شهر دهلران، در محور مرکزی، زمینه را برای یک حمله گازانبری برای قطع راه&amp;zwnj;های ارتباطی با شهر فوق استراتژیک دزفول در شمال استان خوزستان به وجود می&amp;zwnj;آورد. دزفول جنوبی&amp;zwnj;ترین شهر در داخل فلات، قبل از دشت باز خوزستان است و تصرف دزفول به معنی قطع کامل راه&amp;zwnj;های ارتباطی دشت خوزستان از طرف شمال بود. نام این شهر (پلِ دز) یادآور اهمیت استراتژیک این شهر از دوران باستان بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی بدون شک تمرکز اصلی حمله زمینی عراق در جبهه جنوبی و بر شهرهای دشت خوزستان متمرکز بود. عراق در جبهه جنوب بیشتر از دو سوم کل نیروی زمینی خود را متمرکز کرده و به میدان آورده بود. هدف نهایی محورهای در جبهه جنوبی، محاصره و تصرف همزمان چهار شهر بزرگ خوزستان شامل شهرهای دزفول، اهواز، خرمشهر و آبادان بود که در شمال تا جنوب این استان قرار گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;واحد&amp;zwnj;های عراقی مستقر در چهار محور جبهه جنوب، شامل واحدی&amp;zwnj;های زبده و برگزیده معروف به گارد نیروی زمینی عراق نیز می&amp;zwnj;شدند. در ضمن واحدهای &amp;laquo;گارد نیروی زمینی عراق&amp;raquo; متفاوت از واحد&amp;zwnj;های &amp;laquo;گارد جمهوری عراق&amp;raquo; بودند. واحد&amp;zwnj;های گارد جمهوری عراق در مرحله&amp;zwnj;های بعدی جنگ وارد عملیات شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمله عراق به ایران، بدون هیچ شکی، تحت تاثیر از هم پاشیدن لشکرهای گارد سلطنتی ایران در روز ۲۲ بهمن و تصفیه&amp;zwnj;های خونین سران ارتش در بعد از آن بود. نحوه ازهم پاشیدن لشکرهای گارد سلطنتی در روز ۲۲ بهمن، به واقع، هدیه&amp;zwnj;ای در سینی طلایی برای صدام حسین بود که از دهه&amp;zwnj;ها قبل در رقابت منطقه&amp;zwnj;ای با ایران عمل می&amp;zwnj;کرد، ولی تصفیه&amp;zwnj;های سران ارتش در دوران بعد از بهمن ۵۷ امکانات طلایی&amp;zwnj;تری را برای دولت بعث عراق به وجود آورد. اعدام&amp;zwnj;های بعد از بهمن ۵۷ در عمل راس ارتش را از بدنه آن جدا کرد. تصفیه&amp;zwnj;های بعدی بدنه نیروی زمینی را از داخل تهی کرده بود، ولی تاثیر این رخدادها به صورتی نبود که برنامه&amp;zwnj;ریزان نظامی در عراق برآورده کرده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمله آخر تابستان ۵۹ عراق به ایران بر پایه برآوردهای نادرست صدام حسین از تاثیر قیام بهمن و از هم پاشیدن کامل لشکرهای گارد سلطنتی (شاهنشاهی) و بخش&amp;zwnj;هایی از ارتش شاه در آن روز طراحی شده بود. در روز ۲۲ بهمن لشکرهای گارد و بخش&amp;zwnj;هایی از نیروی زمینی در مقابله با مردم ایران از هم پاشید، ولی بدنه ارتش ایران برای مقابله با تجاوز خارجی باقی ماند؛ همان&amp;zwnj;طور که قبلا بررسی شد نیروی هوایی و دریایی ایران به میزان خوبی عملیاتی ماندند. اگر چه نیروی زمینی ایران در روز ۳۱ شهریور ۵۹ برای مقابله با جنگ خارجی در شرایط عملیاتی نبود، ولی نیروهای هوایی و دریایی عملیاتی بودند. از طرف دیگر نیروهای زمینی عراقی در داخل خاک ایران با مقاومت سرسختانه مردمی روبه&amp;zwnj;رو شدند؛ موضوعی که اصلاً انتظار آن را نداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عملیات کمان ۹۹ و تعرض متقابل نیروی هوایی و هوانیروز &amp;ndash; اول مهر ۵۹ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نیروی هوایی ایران در&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فردای شروع جنگ دست به تعرض متقابل زد. نیروی هوایی ایران، در صبحگاه روز اول مهر ۵۹، اقدام به اجرای عملیات بسیار گسترده&amp;zwnj;ای، با نام رمز &amp;laquo;کمان ۹۹&amp;raquo; و با شرکت بیشتر از ۱۴۰ هواپیما کرد. گستردگی و انسجام عملیات کمان ۹۹ نشان می&amp;zwnj;دهد که این حمله بزرگ از مدت&amp;zwnj;ها قبل از مهر ۵۹ طراحی عملیاتی شده بود. نامگذاری عملیات &amp;laquo;کمان&amp;raquo; اشاره به افسانه آرش کمانگیر دارد و عدد ۹۹ تعداد صفحه&amp;zwnj;های آن طرح عملیاتی بوده است. عملیات کمان ۹۹ مدت&amp;zwnj;ها قبل از تشکیل جمهوری اسلامی (در بهمن ۱۳۵۷) طراحی عملیاتی شده بود. انتخاب زمان شروع عملیات کمان ۹۹ در صبحگاه برای این بود که در صبح خورشید در شرق و در پشت سر خلبانان ایرانی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
(برای اطلاع بیشتر در مورد عملیات کمان ۹۹ &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Kaman_99&quot;&gt;این جا&lt;/a&gt; را کلیک کنید.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آسمان عراق در هفته&amp;zwnj;های اول جنگ در تسلط نیروی هوایی ایران بود، ولی تسلط نیروی هوایی ایران بر آسمان دیری نپایید و نیروی هوایی ایران که به جنگ&amp;zwnj;افزارهای آمریکایی مجهز بود با کمبود قطعات و تجهیزات جایگزین روبه&amp;zwnj;رو شد و خود بعد از مدتی زمین&amp;zwnj;گیر شد. نیروی دریایی ایران تقریباً تا پایان جنگ بر دریا مسلط بود. در سال&amp;zwnj;های پایانی جنگ عراق موفق شد که پای نیروی دریایی آمریکا را هم به میدان درگیری بکشد و در این مرحله بود که نیروی دریایی ایران تسلط خود را از دست داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این میان باید به نقش &amp;laquo;هواپیمایی نیروی زمینی ارتش ایران&amp;raquo; (هوانیروز) هم اشاره کرد که شامل واحد&amp;zwnj;های هلیکوپتر نیروی زمینی بود. نقش هوانیروز در بخش&amp;zwnj;های قبلی، در رابطه با سرلشکر خسروداد، به طور خلاصه بررسی شده است. با وجود اعدام سرلشر خسروداد، فرمانده ارشد این واحد نظامی که در روزهای اول انقلاب صورت گرفت، بدنه هوانیروز به نسبت خوبی عملیاتی باقیمانده بود. هوانیروز، در وضعیتی شبیه به نیروی هوایی، در روزهای اول جنگ تقریباً عملیاتی بود و بر اساس برنامه&amp;zwnj;اش به شکار تانک&amp;zwnj;های عراقی مشغول شد، ولی تسلط هوانیروز هم دیری نپایید و هوانیروز هم که شبیه نیروی هوایی به جنگ&amp;zwnj;افزارهای آمریکایی مجهز بود با کمبود قطعات و تجهیزات جایگزین روبه&amp;zwnj;رو شد و خود بعد از مدتی زمین&amp;zwnj;گیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمین&amp;zwnj;گیر شدن ارتش عراق در جنگ- پاییز ۵۹ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نیرو&amp;zwnj;های هوایی و زمینی عراق در نخستین مرحله جنگ و با وجود استفاده از عنصر غافلگیری نتوانستند به سرعت به هدف&amp;zwnj;های خود دست یابند و نیروهای هوایی و زمینی عراق به زودی زمین&amp;zwnj;گیر شدند. ناکامی ارتش عراق در اجرای موفقیت&amp;zwnj;آمیز یک جنگ برق&amp;zwnj;آسا ناشی از چندسری عامل متفاوت بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مرحله اول حمله نیروی هوایی عراق در بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور ۵۹ نتوانست به هیچ یک از هدف&amp;zwnj;های اصلی خود دست یابد. حمله عراق کپی بسیار ضعیفی از حمله نیروی هوایی اسرائیل به مصر در ژوئن سال ۱۹۶۷ بود. نیروی هوایی اسرائیل، در جنگ سال ۱۹۶۷، ظرف ۴۵ دقیقه اول جنگ پشت نیروی هوایی مصر را شکست و توانست خیلی سریع کنترل کامل آسمان را به دست بگیرد. ولی در حمله نیروی هوایی عراق به تجهیزات، تاسیسات و هواپیماهای نیروی هوایی ایران خسارت بسیار عمده&amp;zwnj;ای وارد نشد. با وجود حمله غافلگیرانه نیروی هوایی عراق، باند پایگاه&amp;zwnj;های شکاری صدمه اساسی ندیدند و به سهولت و سرعت ترمیم و تعمیر شدند. از طرف دیگر نیروی هوایی ایران از جنگ ۱۹۶۷ تجربه گرفته بود و هواپیما&amp;zwnj;های شکاری خود را در درون آشیانه&amp;zwnj;های بتنی قرار داده بود. اضافه بر آن، شمار زیادی از بمب&amp;zwnj;های هواپیماهای عراقی یا به هدف&amp;zwnj;های خود اصابت نکردند یا اصلاً منفجر نشدند. بر اساس شواهد موجود، نیروی هوایی عراق حتی یک&amp;zwnj;بار هم این حمله را در شرایط مشابه به صورت عملیات رزمی تمرین نکرده بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عامل دوم در شکست عراق در یک حمله همه&amp;zwnj;جانبه زمینی ناشی از مقاومت نیروهای مردمی و واحدهای پراکنده ارتش ایران در جبهه&amp;zwnj;های غرب و جنوب بود. صدام و برنامه&amp;zwnj;ریزان ارتش انتظار نداشتند که مردم استان&amp;zwnj;های مرزی و به&amp;zwnj;خصوص استان خوزستان و همچنین برخی واحد&amp;zwnj;های نظامی ارتش ایران در شروع جنگ چنان مقاومت سرسختانه&amp;zwnj;ای از خود نشان بدهند. در روزهای آغاز جنگ مردم خوزستان که از نظر سلاح ضد تانک و ضد هواپیما، پشتیبانی آتش زمینی (توپخانه و تانک) در ضعف و کمبود بودند با سلاح&amp;zwnj;های سبک با واحدهای مجهز گارد نیروی زمینی ارتش عراق در نبردهای فاصله نزدیک درگیر شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در حالی که دشت خوزستان زمینه مناسبی را برای عملیات واحدهای مکانیزه عراقی فراهم می&amp;zwnj;آورد، به شهادت منابع و بررسی&amp;zwnj;های به جا مانده، مردم خوزستان و واحدهای پراکنده ارتش با کمترین تجهیزات پیشروی سریع ارتش عراق به داخل شهر&amp;zwnj;های بزرگ این استان را سد کردند. شهرهای بزرگ خوزستان از جمله آبادان، خرمشهر، اهواز و دزفول همگی در معرض محاصره و تصرف قرار داشتند. اهواز مرکز استان خوزستان در همان مرحله&amp;zwnj;های اولیه جنگ در تیررس توپخانه قدرتمند ارتش عراق موسوم به &amp;laquo;خمسه &amp;ndash; خمسه&amp;raquo; قرار داشت، ولی مقاومت در استان خوزستان ادامه یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهر خرمشهر از دو بخش شمالی و جنوبی تشکیل شده است که با یک پل به هم وصل می&amp;zwnj;شدند. بخش جنوبی شهر خرمشهر در عمل در جزیره آبادان قرار گرفته بود. بخش شمالی خرمشهر بعد از ۳۵ روز مقاومت در روز چهارم آبان ۵۹ سقوط کرد. سقوط بخش شمالی خرمشهر در حالی صورت گرفت که در عمل فاصله خرمشهر از خاک عراق فقط فاصله عرض اروندرود است و نیروهای ارتش عراقی با استفاده از عنصر غافلگیری به سهولت نسبی در شروع حمله زمینی از این رودخانه عبور کرده بودند. جزیره آبادان برای مدت یک&amp;zwnj;سال در حالت نیمه محاصره قرار داشت. مناطق مسکونی دزفول پیوسته هدف موشک&amp;zwnj;های زمین به زمین عراقی بودند. مقاومت مردمی و واحدهای پراکنده نیروی زمینی ایران در خوزستان، در این شرایط، زمان لازم را فراهم آورد تا نیروهای کمکی از بقیه ایران بتوانند خود را به خوزستان برسانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی به گفته شاهدان عینی حتی در این زمان هم حصار اجتماعی ایجاد شده مانع از عملکرد مشترک تمامی نیروهای مردمی در خوزستان می&amp;zwnj;شد. نیروهای حکومتی سعی می&amp;zwnj;کردند حتی در زمان خطر، نیروهای مستقل جامعه را در داخل حصارشان نگاه دارند و به آن&amp;zwnj;ها اجازه و امکانات برای شرکت در یک دفاع میهنی در مقابل دشمن خارجی نمی&amp;zwnj;دادند. حصار&amp;zwnj;های احتماعی به وجود آمده از ابتدای سال ۱۳۵۸ سبب شدند که حتی در این مرحله از جنگ دوست ناخودی از دشمن خارجی پرخطرتر ارزیابی شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عامل سوم در زمینگیر شدن ارتش عراق هم به طراحی و اجرای بد عملیات معروف به قادسیه صدام مربوط می&amp;zwnj;شد. در ارتش عراق، سلاح، آموزش و استراتژی&amp;zwnj;های نظامی شوروی مسلط بود. موضوع بررسی استراتژی&amp;zwnj;ها نظامی شوروی به یادگار مانده از جنگ دوم خارج از حوصله این نوشته است. از طرف دیگر حمله ارتش عراق در روز ۳۱ شهریور ۵۹ بر پایه جنگ برق&amp;zwnj;آسا و به واقع به صورت کپی&amp;zwnj;برداری ناشیانه&amp;zwnj;ای از جنگ شش&amp;zwnj;روزه سال ۱۹۶۷ طراحی شده بود. جنگی مشابه جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷ نیازمند ساختار&amp;zwnj;هایی بسیار متفاوت با ساختارهای تفکری، آموزشی و عملیاتی ارتش عراق بودند. ارتش عراق، همانند بسیاری از ارتش&amp;zwnj;های خاورمیانه، به طور عمده یک ساختار امنیتی برای سرکوب نیروهای مردمی و نه یک نیروی رزمی با افسران متفکر بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نیروی هوایی عراق، در مرحله اول جنگ هوایی، با وجود در دست داشتن عنصر غافلگیری و نیز اغتشاش در نیروهای مسلح ایران نتوانستند به هدف روز اول خود یعنی زمینگیر کردن نیروی هوایی ایران دست یابند. همانطوری که دیدیم نیروی هوایی ایران از روز دوم جنگ کنترل آسمان را به دست آورد. نیروی زمینی ارتش عراق دارای تجربه محدودی در جنگ با شورشیان کرد درشروع دهه ۱۳۵۰ بود. کردستان عراق منطقه&amp;zwnj;ای کوهستانی با شهرهای به نسبت کوچک است. حتی شهرهای بزرگ کردستان عراق مثل اربیل یا سلیمانیه از نطر تعداد ساکنان با شهرهای متوسط استان خوزستان قابل مقایسه نبودند. منطقه خوزستان، برخلاف منطقه کوهستانی کردستان عراق، دشتی باز با شهرهای بزرگ است. تجربه محدود عراق در کردستان در عمل برای جنگ در خوزستان کافی نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عامل چهارم در زمینگیر شدن ارتش عراق نقش صدام حسین به عنوان فرماندهی عالی عملیاتی ارتش عراق بود. صدام حسین که خود آموزش، تجریه، یا استعداد برجسته نظامی نداشت، در نقش فرماندهی عالی ارتش عراق اشتباه&amp;zwnj;های بزرگ مرتکب شد. ارتش عراق توان امکان تحقق یک یا حداکثر دو هدف همزمان را داشت؛ در حالی که بر اساس برنامه اولیه حمله عراق شامل سه جبهه زمینی در امتداد شش محور و در دامنه&amp;zwnj;ای بیشتر از ۵۰۰ کیلومتر بود. ارتش عراق فقط در جبهه جنوب (خوزستان) باید همزمان در جهت محاصره و تصرف چهار شهر عمده یعنی دزفول، اهواز، خرمشهر و آبادان اقدام کند. به این ترتیب ارتش عراق، با وجود اشغال بخش بزرگی از ایران، در عمل نتوانست به هیچکدام از هدف&amp;zwnj;های اصلی خود دست یابد و بعد از دست دادن عنصر غافلگیری، زمینگیر شد. زمان از این مرحله به بعد علیه نیروی مهاجم عراق عمل می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک&amp;zwnj;ماه بعد از آغاز جنگ نیروی زمینی عراق در جبهه شمال (محور قصر شیرین) و جبهه مرکز (محور ایلام) به موفقیت&amp;zwnj;های محدودی دست یافته بود ولی به دلیل کوهستانی بودن هر دو استان پیشروی بیشتر عراق متوقف شده بود. عراق هیچگاه نتوانست سه راهی استراتژیک شاه آباد (اسلام&amp;zwnj;آباد) غرب را تصرف کند. در جهبه جنوب (خوزستان) تنها پیروزی عمده عراق اشغال بخش شمالی خرمشهر، آن هم بعد از جنگ ۳۵ روزه در داخل شهر و به صورت جنگ کوچه به کوچه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ارتش عراق دو ماه بعد از آغاز جنگ کاملاً زمین&amp;zwnj;گیر شده بود؛ ولی عراق طی این مدت حدود ۱۴هزار کیلومتر مربع از خاک ایران را اشغال کرده بود و شهر&amp;zwnj;های بزرگ ایران در غرب و جنوب زیر آتش توپخانه و موشک&amp;zwnj;های زمین به زمین عراق قرار داشتند. شهر&amp;zwnj;های خرمشهر، سوسنگرد و بستان در استان خوزستان به تصرف عراق درآمده بود. چند شهر هم در استان&amp;zwnj;های ایلام و کرمانشاهان به تصرف نیروی زمینی ارتش عراق درآمده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img height=&quot;165&quot; align=&quot;right&quot; width=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/war-m.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شروع جنگ فرسایشی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از این مرحله به بعد جنگ فرسایشی شروع شد. حمله عراق که بر پایه جنگ برق&amp;zwnj;آسا از مدل جنگ دوم شروع شده بود بعد از کوتاه زمانی به یک جنگ سنگری از مدل جنگ اول تبدیل شد و به این صورت هم ادامه یافت. حمله عراق سرآغازی بر طولانی&amp;zwnj;ترین جنگ قرن بیستم شد که از پاییز ۱۳۵۹ تا تابستان ۱۳۶۷ به مدت هشت سال ادامه یافت. بررسی جامع جنگ ایران و عراق نوشته&amp;zwnj;های مستقلی را طلب می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;(برای آشنایی بیشتر در این مورد &lt;a href=&quot;http://video.google.com/videoplay?docid=-8979584909588245820&quot;&gt;این&amp;zwnj;جا &lt;/a&gt;را کلیک کنید.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;درگیری&amp;zwnj;های جناحی در داخل شورای عالی دفاع- زمستان ۵۹ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درگیری&amp;zwnj;های جناحی در درون داخل ساختار قدرت ایران، با وجود جنگ با عراق در طول پاییز و زمستان سال ۱۳۵۹ باز هم ادامه یافت و حتی حمله عراق به ایران و شروع جنگ هم نتوانست آتش درگیری&amp;zwnj;های جناحی در داخل ساختار قدرت را مهار کند. &amp;laquo;شورای عالی دفاع&amp;raquo; در نیمه دوم سال ۵۸ میدان جنگ جناحی در داخل ساختار قدرت بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساختاری به نام &amp;laquo;شورای عالی دفاع&amp;raquo; در اولین قانون اساسی جمهوری اسلامی، مصوب سال ۵۸، وجود داشت که مرکب از هفت نفر بود: رئیس&amp;zwnj;جمهور، نخست&amp;zwnj;وزیر، وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک ارتش، فرمانده کل سپاه پاسداران و دو نفر دیگر به تعیین رهبر. در آن دوران آیت&amp;zwnj;الله خمینی، بنی&amp;zwnj;صدر را از طرف خود به فرماندهی کل قوا و آقایان علی خامنه&amp;zwnj;ای و مصطفی چمران را به عنوان دو نماینده خود در شورای عالی دفاع منصوب کرده بود. اعضای دیگر شورای عالی دفاع شخصیت&amp;zwnj;های حقوقی متناسب با موقعیت&amp;zwnj;های اداری خود بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در داخل شورای عالی دفاع موضوعی شبیه به درگیری در شورای انقلاب پدیدار شد. بنی&amp;zwnj;صدر، رئیس شورای عالی دفاع بود که در عین حال از طرف شخص آیت&amp;zwnj;الله خمینی، نقش فرمانده کل قوا را هم به عهده داشت، ولی حزب جمهوری اسلامی در شورای عالی دفاع دست بالا را داشت. به این ترتیب شورای عالی دفاع به وضعیتی شبیه شورای انقلاب تبدیل شده بود. دو جناح قدرت به مانور مشغول بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساختار نیروهای مسلح ایران بعد از انقلاب از دو بخش موازی ارتش و سپاه تشکیل شده بود. ارتش شامل بدنه باقیمانده از ارتش دوران شاه بود که بعد از تصفیه&amp;zwnj;های متوالی توانسته بود خود را با نظرات حکومت جدید تطبیق بدهد، ولی سپاه پاسداران تا قبل از شروع جنگ نه ساختار، نه پرسنل و نه تجهیزات یک واحد نظامی شبیه به ارتش را داشت. به واقع سپاه پاسداران به عنوان یک نیروی نظامی قدرتمند، قابل مقایسه با ارتش، از داخل جنگ بیرون آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;افراد وابسته به دو جناح قدرت، که هیچ یک سابقه، تجربه یا استعداد برجسته نظامی نداشتند در داخل شورای عالی دفاع از تز&amp;zwnj;های نظامی متفاوت پیروی می&amp;zwnj;کردند. برخی در این مورد هم خود را متخصص می&amp;zwnj;دانستند. بررسی تطبیقی نظرات نظامی این دو گروه رقیب از حوصله این نوشته خارج است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جناح حزب جمهوری شروع جنگ را واقعه&amp;zwnj;ای در نظر گرفت تا خطوط کلی تفکری خود را بر هر دو بخش نیروهای مسلح مسلط کند. به واقع حزب جمهوری به دنبال چیزی شبیه یک انقلاب فرهنگی در ارتش بود. حزب جمهوری به دنبال آن نبود که ارتش را برای دو سال تعطیل کند و بعد از تصفیه آن را بازگشایی کند. بلکه هدف آن بود که دامنه عملکرد&amp;zwnj;های ارتش، به عنوان یک نیروی نظامی حرفه&amp;zwnj;ای تحت کنترل کامل حکومت درآید، ولی همزمان سپاه به عنوان یک نیروی نظامی ایدئولوژیک رشد کند. به این ترتیب از همان زمان دو سازمان نظامی ارتش و سپاه به موازات هم عمل کرده&amp;zwnj;اند. این دو سازمان نظامی ایران هدف&amp;zwnj;های درازمدت متفاوتی را دنبال می&amp;zwnj;کنند. تفاوت نام کامل دو سازمان این تفاوت نقش را به خوبی بیان می&amp;zwnj;کند. &amp;laquo;ارتش جمهوری اسلامی ایران&amp;raquo; نام کامل ارتش است. در حالی که &amp;laquo;سپاه پاسداران انقلاب اسلامی&amp;raquo; نام کامل سپاه است. لازم است به تفاوت&amp;zwnj;های موجود در نام&amp;zwnj;های دو نهاد نظامی توجه کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رابطه فرمانده کل قوا با ارتش مشکلی متفاوت از رابطه او با دانشگاه&amp;zwnj;ها بود که قبلا در پیوند با انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ بررسی شد. او قبل از سال ۱۳۵۷ در کتاب&amp;zwnj;هایش در زمان اقامت اول در فرانسه (مثل اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی) در مورد رابطه با عملکرد &amp;laquo;قشون&amp;raquo; هم نوشته بود. باید توجه داشت در دهه ۵۰ عنوان &amp;laquo;قشون&amp;raquo; برای نامیدن ارتش در ایران دیگر رایج نبود و حتی بسیاری از ارتشیان نسبت به واژه قشون حساسیت منفی دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از زمان رضاشاه واژه ارتش به ساختار نظامی جدید ایران اطلاق می&amp;zwnj;شد که رضاخان سردار سپه از سال ۱۳۰۰ شمسی به وجود آورد. واژه &amp;laquo;قشون&amp;raquo; برای ساختار ملوک&amp;zwnj;الطوایفی نیروی نظامی دوره قاجار به کار می&amp;zwnj;رفت. واژه &amp;laquo;قشون&amp;raquo; برای ارتشیان ایران یادآور شکست&amp;zwnj;های تحقیرآمیز دوره قاجار بود. ارتش ایران که در دهه ۱۳۵۰ خود را برترین نیروی نظامی خاورمیانه می&amp;zwnj;دانست، نسبت به واژه تحقیرآمیز &amp;laquo;قشون&amp;raquo; بسیار حساسیت داشت. به این ترتیب اطلاق واژه &amp;laquo;قشون&amp;raquo; برای ارتش در ایران نه تنها نشانه&amp;zwnj;ای از بی&amp;zwnj;اطلاعی تاریخی بود، خود نشانه تحقیر این ساختار نظامی تلقی می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عنوان سازمانی بنی&amp;zwnj;صدر در سال ۱۳۵۹ &amp;laquo;فرمانده کل قوا&amp;raquo; بود که شامل هر دو بخش نظامی ایران یعنی ارتش و سپاه می&amp;zwnj;شد، ولی بنی&amp;zwnj;صدر تمام هم خود را صرف توجه به ارتش می&amp;zwnj;کرد. آیا او می&amp;zwnj;توانست از آن میان برای خود پایگاه عملیاتی به دست آورد؟ بنی&amp;zwnj;صدر می&amp;zwnj;دانست که با توجه به دامنه نفوذ حزب جمهوری در داخل سپاه پاسداران امکان کسب محبوبیت برای او وجود ندارد. با مطالعه کتاب&amp;zwnj;های خاطرات بنی&amp;zwnj;صدر به روشنی دیده می&amp;zwnj;شود که تمجید از ارتش در این دوران در مقابله با سپاه صورت گرفته است. جالب است که در نوشته&amp;zwnj;های بعد از سال ۶۰ او ارتشی&amp;zwnj;های ایران دو باره قشون شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر صورت همان ابتدای جنگ با عراق، رقابت ارتش و سپاه، موازی رقابت آن&amp;zwnj;ها با ارتش عراق بود. در ضمن ارتش و سپاه از دو نگرش کاملاً متفاوت، سازماندهی جنگ برای مقابله با حمله عراق را دنبال می&amp;zwnj;کردند. این موضوعی بسیار پیچیده است که بررسی آن خود نوشته&amp;zwnj;های مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;درگیری&amp;zwnj;های جناحی در انتهای سال۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روابط در ساختار قدرت از تابستان سال ۵۹ و به دنبال تشکیل دولت رجایی بحرانی&amp;zwnj;تر شده بود. این روند بحران در پاییز و زمستان سال ۵۹ ادامه پیدا کرد. درگیری&amp;zwnj;های جناحی در درون ساختار قدرت ایران در انتهای زمستان ۵۹ به شدت تشدید شده بود، ساختار قدرت رو به اشتعال می&amp;zwnj;رفت و فقط جرقه&amp;zwnj;ای لازم داشت. در نیمه اسفند ۵۹ بنی&amp;zwnj;صدر نطقی در محوطه دانشگاه تهران انجام داد که طرفداران مجاهدین در آن حضوری قوی داشتند. حضور قوی مجاهدین در سخنرانی بنی&amp;zwnj;صدر نشانه وحدت عملیاتی و تاکتیکی دو طرف بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گروه&amp;zwnj;های فشار که قبلاً سخنرانی&amp;zwnj;های نیروهای مستقل را به هم می&amp;zwnj;ریختند همان رویه را در این روز در مورد سخنرانی رهبر جناح دوم اعمال کردند. به طور آشکار از نظر گروه&amp;zwnj;های فشار، او که خود روزی ستاره محبوب آن&amp;zwnj;ها در مقابله با نیروهای مستقل بود، اینک خودش به ناخودی تبدیل شده بود! درگیری&amp;zwnj;ها در محوطه باز داخل دانشگاه تهران، که روزگاری زمین چمن بازی فوتبال بود، به زخمی شدن تعدادی منجر شد. گفته می&amp;zwnj;شود چهار نفر در این درگیری&amp;zwnj;ها کشته شدند. نیمه اسفند ۵۹ را می&amp;zwnj;توان نقطه جدایی بنی&amp;zwnj;صدر و آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نظر گرفت. اگرچه تا مدتی بعد هر دو طرف سعی می&amp;zwnj;کردند که شکاف به وجود آمده را رفو کنند، ولی این شکاف با گذشت زمان بیشتر شد و سه ماه بعد در نیمه خرداد ۶۰ به مرحله گسست رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روزهای بعد از این نطق مقارن با شعله&amp;zwnj;ور شدن بیشتر آتش درگیری جناحی در داخل ساختار قدرت شد. به این ترتیب در انتهای سال ۵۹ شعله اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت باردیگر بالا گرفت. طبق معمول توپخانه روزنامه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های هر جناح (انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی) به آتش&amp;zwnj;بازی علیه جناح دیگر مشغول بود. سئوال اصلی در پایان سال ۱۳۵۹ نحوه ادامه و شکل ختم احتمالی این جنگ قدرت بود. کدامیک از دو طرف در این جنگ آماده بود که در مقابل دیگری کوتاه بیاید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* این مجموعه نوشته شامل بررسی تاریخی دوران بین نیمه دی ۱۳۵۷ تا زمستان ۱۳۶۰ است. این دوران را می&amp;zwnj;توان به چهار دوره متوالی تقسیم کرد: دوره اول بین نیمه دی ۱۳۵۷ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷. دوره دوم بین ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا نیمه پاییز ۱۳۵۸. دوره سوم بین نیمه پاییز ۱۳۵۸ تا آخر بهار ۱۳۶۰ و دوره چهارم بین ابتدای تابستان ۱۳۶۰ تا اخر بهمن ۱۳۶۰. هر دوره زمانی ساختاری خاص خود داشت و در هر دوره زمانی افراد مشخصی نقش&amp;zwnj;های کلیدی داشتند. رابطه بین این چهار دوران و نقش افراد اصلی را می&amp;zwnj;توان به صورت زیر نشان داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img hspace=&quot;15&quot; height=&quot;173&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;350&quot; vspace=&quot;15&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/haft-nafar_2.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
به طوری که ملاحظه می&amp;zwnj;کنید سه نفر در فاصله زمانی بین نیمه پاییز سال ۱۳۵۷ تا اخر بهار ۱۳۶۰ (دوره سوم این بررسی) نقش اصلی داشتند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی که در رده یک ساختار قدرت قرار داشت. در این دوران آقایان بنی&amp;zwnj;صدر و بهشتی در رده دوم ساختار قدرت قرار داشتند و هریک سعی می&amp;zwnj;کردند با اتکا بر آیت&amp;zwnj;الله خمینی موقعیت خود در ساختار قدرت را تثبیت کند. شگفتی مهم این دوران اولین دوره انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری بود، ولی اوج دوران دوره در آخر بهار ۱۳۶۰ صورت گرفت که ضمن آن ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از موقعیت رئیس جمهوری خلع و عزل شد. درک واقعه خلع بنی&amp;zwnj;صدر در آخر خرداد ۱۳۶۰ نیازمند بررسی فرایند طولانی است که از پاییز سال ۱۳۵۸ شروع شد و به مدت نزدیک به ۲۰ ماه، با افت و خیزهایی ادامه پیدا کرد. بررسی هرچه دقیق&amp;zwnj;تر از عملکرد این سه نفر (آیت&amp;zwnj;الله خمینی، آیت&amp;zwnj;الله بهشتی و آقای بنی&amp;zwnj;صدر) در این مدت بیست ماهه برای شناخت زمینه&amp;zwnj;های واقعه&amp;zwnj;های روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ الزامی است. شناخت ردخداد&amp;zwnj;های آخر خرداد ۶۰ بدون شناخت دقیق عملکرد افراد در دوره بیست ماهه بین نیمه آبان ۵۸ و اخر خرداد ۶۰ امکان&amp;zwnj;پذیر نیست. این نگرش دلیل تمرکز بر عملکردهای افراد کلیدی این دوره، یعنی آیت&amp;zwnj;الله خمینی، آیت&amp;zwnj;الله بهشتی و آقای بنی&amp;zwnj;صدر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;واقعه&amp;zwnj;های روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ یک شبه خلق نشدند، بلکه حاصل عوامل متعددی در دوره&amp;zwnj;ای طولانی بودند. متاسفانه از آیت&amp;zwnj;الله خمینی و آیت&amp;zwnj;الله بهشتی نوشته&amp;zwnj;های زیادی در پیوند با عملکرد آن&amp;zwnj;ها در دوره بین پاییز سال ۵۸ تا بهار ۶۰ باقی نمانده است. در حالی که از آقای بنی&amp;zwnj;صدر نوشته&amp;zwnj;های زیادی در این زمینه به جا مانده است . به همین دلیل تمرکز این مجموعه مقاله از بخش ۱۳به بعد، روی بررسی نوشته&amp;zwnj;های آقای بنی&amp;zwnj;صدر بوده است. اگر آیت&amp;zwnj;الله خمینی و آیت&amp;zwnj;الله بهشتی هم فرصت و همت کرده بودند و از خود نوشته&amp;zwnj;های بیشتری در رابطه با عملکرد خودشان به جا گذاشته بودند، به&amp;zwnj;طور مسلم شناخت ما از آن دوران بسیار بهتر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;** بخش&amp;zwnj;های قبلی این سری نوشته در وب سایت رادیو زمانه به شرح زیر قابل دسترس است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;بخش هژدهم: جدال بر سر تعیین نخست وزیر &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot;&gt;بخش نوزدهم: شورای انقلاب (قسمت اول) &amp;ndash; آبان ۵۷ تا بهمن ۵۷&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/5984/edit&quot;&gt;بخش بیستم: شورای انقلاب، قسمت دوم، بهمن ۵۷ تا تیر ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/21/6377#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5141">ارتش ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2007">جنگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82">عراق</category>
 <pubDate>Sun, 21 Aug 2011 13:40:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6377 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ملاقاتی که در پاریس صورت نگرفت </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6136</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6136&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;238&quot; height=&quot;150&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/bakhtiarintensemics.jpg?1313434706&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این هفته مصادف است با بیستمین سالگرد ترور شاپور بختیار، آخرین نخست&amp;zwnj;وزیر نظام سلطنتی در ایران. سرنوشت بختیار اینک آشکار است. او نتوانست موج انقلاب سال ۱۳۵۷ را تغییر جهت دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نخست&amp;zwnj;وزیری ۳۷ روزه بختیار با موج سهمگین قیام خونین ۲۲ بهمن خاتمه یافت و بختیار مجبور به فرار از ایران شد. بختیار در تبعید سعی کرد تا بخشی از مخالفان نظام تازه را علیه آن متحد کند، ولی ده سال بعد در پاریس ترور شد.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قیام خونین بهمن نه تنها نخست&amp;zwnj;وزیری بختیار را خاتمه داد، بلکه تمامی ساختار ارتش شاه را دچار لرزه کرد که تاثیر آن در حوادث بعد از انقلاب مثل از هم پاشیدن ارتش، توزیع وسیع اسلحه، اعدام وسیع امیران ارتش شاه و حمله عراق به ایران در سال 1359 دیده می&amp;zwnj;شود. بسیاری از بررسی&amp;zwnj;هایی که در این زمینه منتشر شده با این پیش&amp;zwnj;فرض نوشته شده است که سرنوشت نخست&amp;zwnj;وزیری بختیار از ابتدا محتوم بود و او با آگاهی از این سرنوشت محتوم خود را به میان مهلکه انداخت. بدون شک آن چه اتفاق افتاد یکی از بدیل (آلترناتیو)&amp;zwnj;هایی بود که می&amp;zwnj;توانست صورت بگیرد، ولی این بدان معنی نیست که واقعیت صورت گرفته تنها بدیل بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ملاقاتی که در روز ۸ بهمن ۱۳۵۷ بین شاپور بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی صورت نگرفت یکی از گذرگاه&amp;zwnj;های کلیدی تاریخ ایران است. مهندس بازرگان و آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (از طرف شورای انقلاب مقیم تهران) در هفته اول بهمن ۵۷ زمینه یک ملاقات شخصی بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار را فراهم کرده بودند. بر مبنای این توافق اولیه، قرار شده بود که شاپور بختیار در روز هشتم بهمن ۵۷ به پاریس برود و با آیت&amp;zwnj;الله خمینی به&amp;zwnj;طور شخصی ملاقات کند. قرار شده بود این ملاقات بین دو ایرانی، فارغ از عنوان&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;ها صورت بگیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاپور بختیار، به عنوان مقدمه این ملاقات، نامه&amp;zwnj;ای برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی می&amp;zwnj;فرستد که متن کامل آن در روزنامه&amp;zwnj;ها هم منتشر شد. در بخشی از آن نامه بختیار نوشته بود: &amp;laquo;اجازه بفرمائید که هر تغییری در نظام مملکت از راه صحیح و سالم و آرامش بر طبق سنن دموکراتیک مقبول در تمام جهان انجام گیرد. مبادا خدای ناخواسته پس از یک ربع قرن سیطره خودکامگی و درنده خویی مطلق و فساد عام، دوباره گرفتار مصیبتی عمیق&amp;zwnj;تر و بلایی بزرگتر گردیم.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;261&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/khomeini_in_paris.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اطلاعات موجود نشان می&amp;zwnj;دهد که قرار بوده است در ملاقات پاریس زمینه&amp;zwnj;های مورد نیاز برای امکان تغییر در نظام سیاسی ایران از طریق مذاکره و مصالحه (ازجمله از طریق انتخابات یا رفراندم) بررسی شود. بر این مبنا به نظر می&amp;zwnj;رسد هدف آن بوده که گروه شورای انقلاب و بازرگان/ بهشتی از یک طرف و شاپور بختیار از طرف دیگر بتوانند در تهران در مورد روش&amp;zwnj;های اجرایی برای انتقال قدرت از طریق مصالحه مذاکره را ادامه دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سابقه آشنایی بازرگان و بختیار به مبارزه&amp;zwnj;های جبهه ملی در دهه ۱۳۳۰ برمی&amp;zwnj;گردد، ولی بازرگان و بختیار در دو طرف طیف جبهه ملی قرار داشتند. بازرگان وابسته به جناح مذهبی و بختیار در بخش دیگر جبهه ملی فعال بود. این دو جناح جبهه ملی اختلاف&amp;zwnj;های زیاد در ایدئولوژی و عملکرد&amp;zwnj;های سیاسی داشتند، ولی با وجود اختلاف نظر&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان، در مخالفت با جناح&amp;zwnj;های چپ و دموکرات، با هم هم&amp;zwnj;نظر بودند. به نظر می&amp;zwnj;رسد کوشش بازرگان در تشکیل ملاقاتی بین شاپور بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی نیز حول قسمت هم&amp;zwnj;نظری آن دو جناح جبهه ملی در مقابله با جناح چپ و دموکرات ایران صورت گرفت. ابراهیم نبوی و سعید بشیرتاش در مجموعه نوشته &amp;laquo;روزشمار انقلاب&amp;raquo; (منتشر شده در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه&amp;ndash; هفتم بهمن) نوشته&amp;zwnj;اند: &amp;laquo;بختیار مجدداً از طریق مهندس بازرگان از شورای انقلاب خواست که سریعاً به بسته پیشنهادی او پاسخ بدهند و اعلام می&amp;zwnj;کند که اگر با بسته پیشنهادی او موافقت نشود، اوضاع وخیم&amp;zwnj;تر شده و با نفوذی که چپی&amp;zwnj;ها پیدا کرده&amp;zwnj;اند مملکت رو به نابودی می&amp;zwnj;رود.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;برنامه این ملاقات بین بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی بعد از چانه زنی&amp;zwnj;های بسیار در سطح شورای انقلاب (منتخب آیت&amp;zwnj;الله خمینی) و شورای عالی امنیت ملی (دولت بختیار) ریخته شد و انتشار علنی&amp;zwnj;نامه بختیار به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در روزنامه هم به دنبال همین توافق قبلی صورت گرفت. برنامه این ملاقات بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار، با وجود سعی بسیار در زمینه&amp;zwnj;سازی و برنامه&amp;zwnj;ریزی آن در ایران، در پاریس متوقف و سپس در آخرین لحظه لغو شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به دنبال لغو این ملاقات در روز نهم بهمن سال ۱۳۵۷ ناظران سیاسی و خبرنگاران خارجی شرایط ایران را در مرحله قبل از یک جنگ داخلی ارزیابی کردند. ترجمه ارزیابی&amp;zwnj;های خبرنگاران خارجی در روزنامه کیهان روز&amp;zwnj;های بعد از ۱۰ بهمن ۱۳۵۸ منتشر شده است. پیش&amp;zwnj;بینی وقوع جنگ داخلی در کمتر از دو هفته و در فاصله روز&amp;zwnj;های ۲۰ تا ۲۲ بهمن با کودتای ناموفق لشکر گارد و قیام خونین بعد از آن صورت گرفت. به این ترتیب یک امکان مهم برای بررسی تغییر در نظام سیاسی ایران با مسالمت و از طریق انتخابات از بین رفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع لغو دیدار بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار در پاریس در نوشته&amp;zwnj;های متعددی مورد اشاره قرار گرفته است؛ ولی کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo;، نوشته محمد جعفری، آن را به صورت مشروح در چند صفجه بیان داشته است. محمد جعفری برای مدتی سردبیر و مسئول روزنامه &amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; بود که ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر صاحب امتیاز آن بود. رابطه دوستانه بین جعفری و بنی&amp;zwnj;صدر به بیشتر از یک دهه قبل از انقلاب می&amp;zwnj;رسد و هنوز ادامه یافته است. در ضمن آقای بنی&amp;zwnj;صدر کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo; را قبل از چاپ مطالعه کرده و خود بر آن مقدمه&amp;zwnj;ای نوشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد جعفری، در کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo;، در چند صفحه (از صفحه ۲۳۰ به بعد)، شرح می&amp;zwnj;دهد که چگونه عملکرد خاص بنی&amp;zwnj;صدر، در رقابت با یزدی (؟)، عضو دیگر گروه سه نفره که به خط سیاسی بازرگان نزدیک بود، زمینه&amp;zwnj;ای شد که ملاقات برنامه&amp;zwnj;ریزی شده بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار در پاریس به هم بخورد و در نهایت برنامه این ملاقات مهم در پاریس لغو شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد جعفری دقیق&amp;zwnj;ترین روایت را از عملکردهای پشت پرده&amp;zwnj;ای که ملاقات بین شاپور بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی را به هم زد ارائه می&amp;zwnj;دهد. جعفری نقل می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;آقای بنی&amp;zwnj;صدر به فردوسی&amp;zwnj;پور گفت: در صورت پذیرفتن بختیار قبل از استعفا، آقا رفتنی است و بختیار ماندنی.&amp;raquo;... &amp;laquo;این حرکت که راه افتاده است دیگر برنمی&amp;zwnj;گردد و آقا از آن ترسی نداشته باشند. طوفان در راه است و می&amp;zwnj;رود تا به نتیجه برسد.&amp;raquo;... &amp;laquo;به آقا بفرمائید: آقا مرجع تقلید است و هر لحظه نمی&amp;zwnj;تواند نظرش را عوض کند. آخر این مردم نمی&amp;zwnj;گویند که این چه مرجع تقلیدی است که هر لحظه نظرش عوض می&amp;zwnj;شود. آقا که بازیگر سیاسی نیست. مرجع تقلید است.&amp;raquo; به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که چگونه با عملکرد خاص بنی&amp;zwnj;صدر (به شرح بالا) ملاقاتی، که قرار بود در پاریس زمینه مذاکرات برای انتقال مسالمت&amp;zwnj;آمیز در ساختار سیاسی در تهران را به وجود بیاورد، در عمل صورت نگرفت. موضوع نقش ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در ملاقاتی که صورت نگرفت در نوشته دیگری با عنوان &amp;laquo;بررسی عملکرد شورای انقلاب&amp;raquo; بررسی شده است. (برای دسترسی به آن نوشته &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot;&gt;این جا&lt;/a&gt; را کلیک کنید.)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;توفان در پی ملاقات انجام نشده &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/masses.jpg&quot; /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توفانی که یکی از دلایل خیزش آن روز هشتم بهمن ۵۷ پاریس فراهم آمده بود، دو هفته بعد، در ۲۲ بهمن ۵۷، به مقصد خود در تهران رسید. آن طوفان که زمینه&amp;zwnj;های متعدد اجرایی آن، برخی از سال&amp;zwnj;ها قبل، مرحله به مرحله فراهم شد بود، در نیمه شب قبل از ۲۲ بهمن ۵۷ با کودتای واحدهای زرهی لشکر گارد آغاز شد. ولی این ستون زرهی با درگیری شدید و خونین در امتداد خیابان تهران نو و زیر گذر میدان فوزیه روبه&amp;zwnj;رو شد. قبل از ظهر روز ۲۲ بهمن طوفان در ادامه گسترش خود سراسر شهر تهران را فرا گرفت. تمامی واحدهای نظامی مستقر در شهر تهران در طول روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ طی یک قیام خونین خلع سلاح شدند. در روز ۲۲ بهمن تعداد زیادی کشته و زخمی شدند. به این ترتیب تغییر در نظام سیاسی ایران نه از طریق انتخابات یا رفراندم، بلکه از طریق یک قیام خونین صورت گرفت. خلع سلاح ارتش در روز ۲۲ بهمن و تبعات آن سبب از هم پاشیدگی ارتش شد که این موضوع خود یکی از عامل&amp;zwnj;هایی شد که زمینه حمله عراق به ایران در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ را فراهم آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نتایج لغو ملاقات پاریس&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ساده&amp;zwnj;انگاری است اگر فکر کنیم آن ملاقات بین شاپور بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس می&amp;zwnj;توانست تمامی مشکلات سیاسی ایران را حل کند. در صورت موفقیت این ملاقات (به صورتی که دو طرف قبول می&amp;zwnj;کردند که تغییر نظامی سیاسی ایران از طریق یک انتخابات یا رفراندم آزاد صورت بگیرد)، احتمال داشت که دیگر نه شورشی در پادگان دوشان تپه اتفاق بیفتد، نه لشکر گارد اقدام به کودتا کند و نه آن کودتا زمینه عملی قیام ۲۲ بهمن را فراهم آورد. این حوادث در عمل اتفاق افتاده است، ولی از نظر تاریخی بدان&amp;zwnj;معنی نیست که وقوع آن&amp;zwnj;ها محتوم بود. در آن صورت سرنوشت بختیار بسیار متفاوت از آن می&amp;zwnj;شد. در آن صورت در یک انتخابات آزاد و احتمالاً با نظارت بین&amp;zwnj;المللی، آلترناتیوهایی متعددی قابل مقایسه می&amp;zwnj;شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/kayhan-19_bahman_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لغو ملاقات در پاریس، پس از آن که بختیار پیش&amp;zwnj;قدم شده بود و نامه خود برای تقاضای ملاقات با آیت&amp;zwnj;الله خمینی را هم منتشر کرده بود، سبب بی&amp;zwnj;اعتمادی شدید بین بختیار و بازرگان شد که این دو نفر از سال&amp;zwnj;های نهضت ملی با هم آشنا بودند. ملاقات لغو شده در پاریس در نهایت به وقفه در مذاکرات مقدماتی دوجانبه بین بختیار و بازرگان/ بهشتی در تهران منجر شد. این وقفه در مذاکرات مقدماتی در تهران بین بختیار و بازرگان/ بهشتی عامل تاخیر در مذاکرات سه&amp;zwnj;جانبه&amp;zwnj;ای شد که قرار بود در تهران بین سه طرف اصلی درگیر در ساختار سیاسی آن زمان یعنی بازرگان/ بهشتی (نمایندگان جناح آیت&amp;zwnj;الله خمینی در ایران)، بختیار (نخست&amp;zwnj;وزیر شاه) و قره&amp;zwnj;باغی/ مقدم/ فردوست (؟) (نمایندگان ارتش شاه) صورت گیرد. سرنوشت نهایی این مذاکرات سه جانبه برای بررسی نحوه انتقال ارتش و دولت شاه به حکومت موقت بازرگان در بخش نهم این مجموعه با عنوان &amp;laquo;دیدار دیرهنگام&amp;raquo; بررسی شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کیهان روز ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ در بالای صحفه اول خبر مذاکرات سه&amp;zwnj;جانبه بین بازرگان، بختیار و ارتش در آینده نزدیک را چاپ کرد. مذاکره&amp;zwnj;ای که قرار بود در هفته بعد از ۱۹ بهمن صورت گیرد، ولی هیچ&amp;zwnj;گاه انجام نشد. در زیر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خبر از قول بختیار نوشت که &amp;laquo;نتیجه رفراندم مخالفان را می&amp;zwnj;پذیرم.&amp;raquo; بختیار حتی در روز ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۷ هنوز به دنبال آن بود که تغییر در ساختار سیاسی را از طریق رفراندم صورت دهد.&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاخیر در انجام این مذاکرات سه&amp;zwnj;جانیه یکی از عواملی بود که زمینه&amp;zwnj;های عملی برای شروع کودتای لشکر گارد در نیمه&amp;zwnj;شب قبل از ۲۲ بهمن و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت قیام خونین در طول روز ۲۲ بهمن ۵۷ را فراهم آوردند. این روند در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به درگیری مسلحانه در سطح شهر تهران و به از هم پاشیدن واحدهای نظامی مستقر در تهران و توزیع وسیع اسلحه انجامید. نقش از هم پاشیدن ارتش و توزیع وسیع اسلحه (در روز ۲۲ بهمن) در تمامی گذرگاه&amp;zwnj;های کلیدی دوران&amp;zwnj;های بعدی، ازجمله حمله عراق به ایران در بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ به خوبی دیده می&amp;zwnj;شود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/08/12/6136#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4920">«پاریس و تحول انقلاب»</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4020">آیت‌الله بهشتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4022">ابوالحسن بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4921">انقلاب اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4887">شاپور بختیار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4477">شورای انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4246">محمد جعفری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2889">مهدی بازرگان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 12 Aug 2011 15:02:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6136 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>شورای انقلاب- بهمن ۵۷ تا تیر ۵۹        </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/05/5984</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/05/5984&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش بیستم از سه روز تاریخ‌ساز                     &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;342&quot; height=&quot;196&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/b-b-h-small.jpg?1313935960&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;عملکرد شورای انقلاب، همچون رشته&amp;zwnj;ای، تمامی رخدادهای تاریخ اخیر ایران از پاییز ۵۷ تا تابستان ۵۹ را به هم وصل کرد. بررسی عملکرد درون شورای انقلاب به صورت مستقل روندهای تازه&amp;zwnj;ای را در ارتباط با بخش&amp;zwnj;های قبل روشن می&amp;zwnj;کند. درگیری&amp;zwnj;های جناحی از پاییز ۵۷ تا تابستان ۵۹ در داخل حلقه قدرت شورای انقلاب صورت گرفته است. دوئل در رده دوم ساختار قدرت بین بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر نیز در داخل حلقه قدرت شورای انقلاب صورت گرفت. بخش شورای انقلاب به دلیل طولانی بودن آن در دو قسمت عرضه می&amp;zwnj;شود. قسمت اول (نوشته قبلی) شامل دوره آبان ۵۷ تا نیمه بهمن ۵۷ شد و قسمت دوم (نوشته حاضر) شامل دوره نیمه بهمن ۵۷ تا آخر تیر ۵۹ است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;حکم نخست&amp;zwnj;وزیری دولت موقت به بازرگان- ۱۶ بهمن ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی در روز ۱۶ بهمن سال ۱۳۵۷، سه هفته بعد از صدور فرمان تشکیل رسمی شورای انقلاب، مهندس بازرگان را به نخست&amp;zwnj;وزیری موقت منصوب کرد. در حکم نخست&amp;zwnj;وزیری دولت موقت (در بهمن ۵۷) هم آیت&amp;zwnj;الله خمینی به صراحت نوشت: &amp;laquo;بنا بر پیشنهاد شورای انقلاب و برحسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران ... جنابعالی را ... مامور تشکیل دولت موقت می&amp;zwnj;نمایم.&amp;raquo; به خوبی دیده می&amp;zwnj;شود که از نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی مجوز و حقانیت او برای انتصاب بازرگان به نخست&amp;zwnj;وزیری هم دو بعد داشت: اول بعد حق شرعی و دوم بعد حق قانونی/ سیاسی. آشکارا حق شرعی مقدم بر حق قانونی/ سیاسی ذکر شد. در مقایسه با حکم تشکیل شورای انقلاب به اضافه شدن لغت &amp;laquo;حق قانونی&amp;raquo; در بیانیه دوم دقت کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;250&quot; height=&quot;330&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/dolat-movaghat-hokm.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به طوری که دیده می&amp;zwnj;شود متن حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان و متن حکم تشکیل شورای انقلاب مشابه و از نظر تاکید بر حق شرعی یکسان هستند و تفاوت این دو حکم وجود عبارت &amp;laquo;حق قانونی&amp;raquo; در حکم دوم است که در حکم اول وجود ندارد. به این ترتیب حکم شورای انقلاب فقط بر مبنای حق شرعی است. در حالی که حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان بر مبنای ترکیبی از حق شرعی و حق قانونی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقش شورای انقلاب در بالای این حکم/ فرمان قرار گرفته است. عملکرد کلیدی شورای انقلاب در روند سیاسی ایران از این زمان آشکار است. اعضای شورای انقلاب ابتدا در مورد مهندس بازرگان بررسی و او را پیشنهاد کردند؛ ولی در نهایت آیت&amp;zwnj;الله خمینی او را به تشکیل دولت موقت مامور کرد. این روند عملکردهای بعدی در ساختار حکومتی جدید را مشخص کرد. در این رویه شورای انقلاب گروه برگزیده کارگزارن آیت&amp;zwnj;الله خمینی را تشکیل می&amp;zwnj;داد، ولی این رویه به آیت&amp;zwnj;الله خمینی اجازه می&amp;zwnj;داد که در سطحی متفاوت از بقیه ساختار سیاسی ایران عمل کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساختار سیاسی ایران از همان زمان در عمل در دو رده قرار گرفت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در راس ساختار قدرت قرار گرفت و اعضای شورای انقلاب حلقه قدرت را تشکیل داد که در رده دوم و با فاصله زیاد از راس ساختار قدرت قرار گرفتند. همین ادامه و تکوین یافت و همواره اعضای شورای انقلاب در رده دوم قدرت به عنوان کارگزاران آیت&amp;zwnj;الله خمینی عمل می&amp;zwnj;کردند. به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود ادعاهای بعدی برخی اعضای شورای انقلاب که عملکردهای خود را با رده عملیاتی آیت&amp;zwnj;الله خمینی مقایسه کرده&amp;zwnj;اند فاقد وجاهت تاریخی است و در عمل به قصد مخدوش کردن روند تاریخی صورت گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اعتراض بنی&amp;zwnj;صدر به حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بنیصدر مدتها بعد، در خلال یک مصاحبه، مدعی شده است که او در ملاقات خصوصی به مهندس بازرگان و آیتالله خمینی در مورد اشاره آیتالله خمینی به نقش &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در حکم نخستوزیری بازرگان در روز ۱۶ بهمن ۵۷ ایراد کرده است: &amp;laquo;من به (بازرگان) ایراد کردم که شما چرا (حکم نخست&amp;zwnj;وزیری) را پذیرفتید. به آقای خمینی هم ایراد کردم که شما قرار بود که ولایت جمهور مردم باشید؟! آقای خمینی گفت: &amp;quot;این را برای بستن دهان بعضی از آخوند&amp;zwnj;ها بود که نوشتم.&amp;quot;...&amp;raquo; (منبع: کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo;، در صحفه ۶۰، نسخه دیجیتال.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;500&quot; height=&quot;74&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tajrobeh-60.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی در متن تشکیل شورای انقلاب در روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ به&amp;zwnj;طور صریح به حق شرعی فقیه (پایه ولایت فقیه) استناد کرد و او در نجف، پاریس، قم و تهران بر اساس حق شرعی فقیه عمل می&amp;zwnj;کرد و پی اعمال نظریه ولایت فقیه بود. در بخش قبل نشان دادیم مطلبی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در دوران اقامت در پاریس قرار بر &amp;laquo;ولایت جمهور مردم&amp;raquo; داشته است ادعای بی&amp;zwnj;پایه&amp;zwnj;ای بیش نیست. او در نجف، پاریس، قم و تهران به دنبال برپایی ولایت فقیه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متن بالا مبنی بر ایراد آقای بنی&amp;zwnj;صدر به مهندس بازرگان و آیت&amp;zwnj;الله خمینی، ادعای ثابت نشده باقی مانده است. به این دلیل که آقای بنی&amp;zwnj;صدر برای آن ادعای خود شاهد یا حداقل قرینه&amp;zwnj;ای ارائه نداده است. کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo; ادعاهای ثابت نشده دیگری، همگی بر مبنای صحبت&amp;zwnj;های دو نفره و بدون شاهد، بسیار دارد. از جانب دیگر بازرگان و آیت&amp;zwnj;الله خمینی هم که طرف&amp;zwnj;های دیگر این دو مدعا هستند، هیچ&amp;zwnj;گاه این ادعای بنی&amp;zwnj;صدر راجع به طرح ایراد تایید نکردند. عدم تکذیب ان دو نفر بر این مورد صحت ادعا را ثابت نمی&amp;zwnj;کند. به این دلیل که رویه آیت&amp;zwnj;الله خمینی این نبود که ادعاهای افرادی را که دون رتبه خود می&amp;zwnj;دانست تکذیب کند. مهندس بازرگان، با وجود کاستی&amp;zwnj;هایی در رویه&amp;zwnj;های سیاسی او، از نظر فردی شخصی با سعه&amp;zwnj;صدر بود و او معمولا به صحبت&amp;zwnj;های ناروای دیگران در مورد خود توجه چندانی نمی&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بنی&amp;zwnj;صدر مدعی است او با لحنی شماتت&amp;zwnj;بار به آیت&amp;zwnj;الله خمینی گفته است: &amp;laquo;شما قرار بود که ولایت با جمهور مردم باشد.&amp;raquo; و آیت&amp;zwnj;الله خمینی با لحنی خجولانه و منفعل جواب داده است: &amp;laquo;این را برای بستن دهان بعضی از آخوندها بود که نوشتم.&amp;raquo; در ابتدای بخش قبل شرح نحوه برخورد آیت&amp;zwnj;الله خمینی با تمامی اعضای شورای انقلاب آمد که بنی&amp;zwnj;صدر گفته است: &amp;laquo;آقای خمینی می&amp;zwnj;زد توی دهن شورا.&amp;raquo; آیت&amp;zwnj;الله خمینی ابایی نداشت که توی دهن تمام اعضای شورای انقلاب بزند؛ به این ترتیب آیت&amp;zwnj;الله خمینی هیچ ابایی نداشته است که توی دهن بنی&amp;zwnj;صدر هم بزند. بنی&amp;zwnj;صدر در بهمن ۱۳۵۷ حتی در سطح یک عضو شورا هم نبود. مقایسه دو روایت بنی&amp;zwnj;صدر (نحوه عمل آیت&amp;zwnj;الله خمینی با اعضای شورای انقلاب و نحوه عمل آیت&amp;zwnj;الله خمینی با بنی&amp;zwnj;صدر) به خوبی دوگانه&amp;zwnj;نویسی او را در مورد رویه عملکرد آیت&amp;zwnj;الله خمینی نشان می&amp;zwnj;دهد. نمونه دیگری از دوگانه&amp;zwnj;نویسی بنی&amp;zwnj;صدر را در پیوند با لحن خجولانه آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مذاکره سال ۱۳۵۲ در رابطه با کتاب حکومت اسلامی (در بخش انقلاب فرهنگی) بررسی کردیم. در آن جا هم دیدیم که بنی&amp;zwnj;صدر درباره همان موضوع ملافات در نجف و عملکرد آیت&amp;zwnj;الله خمینی دوگانه&amp;zwnj;نویسی کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ضمن این دوگانه&amp;zwnj;نویسی هنوز ادامه یافته و به تازگی او همان ادعای بی&amp;zwnj;پایه را تکرار کرده است که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس &amp;laquo;اسلامی را عرضه کرد که بیانگر استقلال و آزادی و حقوقمندی انسان و جامعه و ولایت جمهور مردم و میزان رأی مردم&amp;raquo; بود. همانطوری که در بخش قبل دیدیم این چنین ادعاهایی پایه&amp;zwnj;های تاریخی ندارند؛ بلکه مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس از طرف او صحبت&amp;zwnj;های دوگانه&amp;zwnj;ای را در جهت اهداف پنهانی خود اشاعه داده&amp;zwnj;اند و ادعای فوق هم بر پایه آن صحبت&amp;zwnj;های دوگانه مترجمان در جهت توجیه وضعیت&amp;zwnj; حال آن&amp;zwnj;ها است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسلماً کسانی که در گذشته رویه&amp;zwnj;های پنهانی داشته&amp;zwnj;اند (مثل موضوع ملاقاتی که در هشتم بهمن ۵۷ صورت نگرفت) و از عملکرد گذشته خود روایت&amp;zwnj;های دوگانه ارائه داده&amp;zwnj;اند (مثل نحوه دست&amp;zwnj;بوسی در مراسم انتصاب به رئیس جمهوری)، ادعاهای حال آن&amp;zwnj;ها هم نمی&amp;zwnj;تواند قابل اعتماد ارزیابی شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی فرض کنیم که &amp;laquo;ایراد کردن&amp;raquo; آقای بنی&amp;zwnj;صدر به آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بازرگان در مورد تاکید بر حق شرعی در حکم نخست&amp;zwnj;وزیری دولت موقت (صادر شده در ۱۶ بهمن ۵۷) صورت گرفته باشد. در این صورت در رابطه با ایراد فرضی بنی&amp;zwnj;صدر به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مورد متن حکم نخست&amp;zwnj;وزیری دولت موقت دو نکته دیگر را باید مطرح کرد. نکته اول: چرا بنی&amp;zwnj;صدر به حکم تشکیل شورای انقلاب (صادر شده در ۲۳ دی ۵۷) ایراد نکرد؟ نکته دوم: چرا بنی&amp;zwnj;صدر یک ماه و نیم بعد از ایراد کردن به حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان خود عضویت در شورای انقلاب را پذیرفت؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نکته اول آن است که متن حکم تشکیل شورای انقلاب (۲۳ دی ۵۷) و متن حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان (۱۶ بهمن ۱۳۵۷)، از نظر تاکید بر &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; یکسان است و متن هر دو حکم هم در روزنامه&amp;zwnj;ها چاپ شد. آیا آقای بنی&amp;zwnj;صدر در مورد وجود &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در حکم تشکیل شورای انقلاب که در تاربخ ۲۳ دی ۱۳۵۷ در پاریس منتشر شده بود هم اعتراضی داشت یا در این مورد ایرادی ابراز کرد؟ تفاوت &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در &amp;laquo;حکم شورای انقلاب&amp;raquo; و &amp;laquo;حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان&amp;raquo; چه بود که آقای بنی صدر در خاطرات خود به وجود دومی ایراد کرد، ولی او در خاطرات خود حتی به وجود اولی اشاره&amp;zwnj;ای هم نکرده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بنی&amp;zwnj;صدر در ۲۳ دی ۵۷ جز معدود افرادی بود که با متن کتاب حکومت اسلامی/ ولایت فقیه آیت&amp;zwnj;الله خمینی آشنا بود. او، به این ترتیب، متوجه نقش کلیدی حق شرعی و ولایت فقیه در ساختار تفکری آیت&amp;zwnj;الله خمینی بود، ولی در نوشته&amp;zwnj;های او حتی به موضوع حق شرعی در حکم تشکیل شورای انقلاب اشاره&amp;zwnj;ای هم نمی&amp;zwnj;شود. این موضوع در مصاحبه&amp;zwnj;های بعدی او هم مسکوت گذاشته شده است، حتی استدلال خاص او که در آن دوران او در مرحله &amp;laquo;قبل از تجربه بود&amp;raquo; شامل موضوع حق شرعی در متن حکم تشکیل شورای انقلاب نشده است؛ بلکه در این مورد فقط سکوت شده است. برای کسانی که با کتاب حکومت اسلامی آشنا بودند اهمیت حق شرعی در حکم تشکیل شورای انقلاب و رابطه آن با نظریه ولایت فقیه واضح بود. ولی در آن دوران آن&amp;zwnj;ها که می&amp;zwnj;دانستند سکوت کردند. در زمان انتشار حکم تشکیل شورای انقلاب در ۲۳ دی ۵۷ بر پایه حق شرعی، زمانی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی هنوز در پاریس بود، بنی&amp;zwnj;صدر به ایرانیان هشدار نداد که آیت&amp;zwnj;الله خمینی، با تکیه بر حق شرعی در حکم/ فرمان تشکیل شورای انقلاب، در مرحله نقض پیمان خویش است. او در این مورد حتی بعدها هم سکوت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عضویت بنی&amp;zwnj;صدر در شورای انقلاب- ابتدای بهار ۱۳۵۸&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بنی&amp;zwnj;صدر در ابتدای بهار ۱۳۵۸ (یا نیمه دوم اسفند ۱۳۵۷) از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عضویت در&amp;zwnj; شورای انقلاب تعیین و منصوب شد. نکته دوم آن است که اگر او ایرادی به نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان در رابطه با &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در حکم تشکیل دولت موقت داشت؛ در آن صورت توجیه عضویت خود او در شورای انقلاب که آن هم بر مبنای &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; تشکیل شده بود و به&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان رویه هم اعضای آن از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی منصوب و معین می&amp;zwnj;شدند، چه بوده است؟ حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان با اشاره به حق شرعی و حق قانونی در نیمه بهمن ۱۳۵۷ صادر شد ولی حکم تشکیل شورای انقلاب که در روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ صادر شده بود، فقط بر پایه حق شرعی بود.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطور که در بخش قبل این مجموعه (بخش ۱۹) بررسی شد تمام اعضای شورای انقلاب توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بر مبنای حق شرعی او تعیین شدند و از این نظر کارگزاران او بودند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چه اتفاقی، در مدت شش هفته بین نیمه بهمن ۵۷ تا ابتدای بهار ۵۸ افتاد که موضوع حق شرعی در حکم نخست&amp;zwnj;وزیری بازرگان موجب ایراد آقای بنی&amp;zwnj;صدر شد ولی موضوع حق شرعی برای عضویت در شورای انقلاب موجب سکوت او شد؟ آیا ایرادی که او به مهندس بازرگان در مورد قبول حکم نخست&amp;zwnj;وزیری گرفته بود، شامل عملکرد افرادی نمی&amp;zwnj;شد که قبول عضویت در شورای انقلاب کردند؟ مدت ۱۶ ماهی که آقای بنی&amp;zwnj;صدر عضو و مدتی هم رئیس شورای انقلاب بود او متوجه نبود که عضو یت او در شورای انقلاب برآمده از حق شرعی فقیه بود و تمامی عملکرد او به عنوان کارگزار فقیه صورت گرفته است؟ در بخش قبل دیدیم که بنی&amp;zwnj;صدر، سه روز بعد از اتمام دوران عملکرد شورای انقلاب (در ۲۹ تیر ۵۹)، حتی مدعی شده بود که &amp;laquo;من الان محبوبیتم بیش از مصدق است&amp;raquo;. اقدام&amp;zwnj;های او در دوران ۱۶ ماهه عضویت در شورای انقلاب منصوب آیت&amp;zwnj;الله خمینی چه بوده است که در نهایت منجر به این تصور ذهنی در او شده بوده که &amp;laquo;من الان محبوبیتم بیش از مصدق است&amp;raquo;؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;انتصاب اولین رئیس جمهور اسلامی &amp;ndash; ۱۵ بهمن ۵۸&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;300&quot; height=&quot;211&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/banisadr-kiss-2_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتخابات اولین دوره رئیس جمهوری در تاریخ پنجم بهمن ۱۳۵۷ صورت گرفت. شرح موضوع&amp;zwnj;های مختلفی که منجر به نتیجه نهایی در آن انتخابات شد در بخش ۱۴ این مجموعه تشریح شد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در ۱۵ بهمن ۱۳۵۸، در حالی که شورای انقلاب هنوز فعال بود، طی حکمی آقای ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر را به پست رئیس جمهوری تنفیذ و منصوب کرد. در حکم رئیس جمهوری آقای بنی&amp;zwnj;صدر هم به طور صریح به موضوع حق شرعی اشاره کرد. به عنوان رهبر سیاسی او رای ملت را تنفیذ کرد ولی سپس ادامه داد: &amp;laquo;برحسب آن که مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد؛ این جانب به موجب این حکم ... ایشان را به این سمت منصوب نمودم. لکن تنفیذ و نصب این جانب و رای ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران&amp;raquo;. در این متن آشکارا &amp;laquo;مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد&amp;raquo; مربوط به حق شرعی است و لغت نصب هم به بخش شرعی مربوط می شود. در جمله آخر به تقدم احکام مقدسه اسلام بر قانون اساسی توجه می&amp;zwnj;فرمایید. می&amp;zwnj;بیینم که موضوع حق شرعی در حکم انتصاب رئیس جمهوری هم تاکید می&amp;zwnj;شود. اگر چه موضوع حق شرعی در انتصاب رئیس جمهور در قانون اساسی پیش&amp;zwnj;بینی نشده بود. در اصل ۱۱۰ قانون اساسی (اختیارات رهبر) بندی در مورد &amp;laquo;امضای حکم رئیس جمهور&amp;raquo; توسط رهبر وجود دارد، ولی در قانون اساسی در مورد حق شرعی فقیه در مورد نصب رئیس جمهوری موردی وجود ندارد. آقای بنی&amp;zwnj;صدر در مورد اعمال حق شرعی فقیه در نصب رئیس جمهور هم سکوت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقش حق شرعی در حکم&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo;، که در هر سه حکم (حکم تشکیل شورای انقلاب، حکم نخست وزیری بازرگان و حکم رئیس جمهوری بنی صدر) به شکل صریح به آن اشاره شده است، پایه نظریه &amp;laquo;ولایت فقیه&amp;raquo; است که نقش کلیدی آن در کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; نوشته آیت الله خمینی (چاپ شده در سال ۱۳۴۹) تشریح شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;ولایت فقیه&amp;raquo; برآمده از &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در سال ۱۳۵۸ محور قانون اساسی جمهوری اسلامی را ساخت. به این ترتیب نقش &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در کتاب حکومت اسلامی در سال ۱۳۴۹، زمانی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نجف بود، در حکم تشکیل شورای انقلاب در پاییز سال ۱۳۵۷، زمانی که او در پاریس بود، در حکم نخست وزیری بازرگان در زمستان سال ۱۳۵۷، زمانی که او تازه به تهران آمده بود، در حکم رئیس جمهوری بنی&amp;zwnj;صدر در زمستان سال ۱۳۵۸، زمانی که تازه از قم برگشته بود دیده می&amp;zwnj;شود.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نظریه &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; به صورت ولایت فقیه در قانون اساسی مصوب پاییز سال ۱۳۵۸ نیز دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این پیوستگی و تاکید بر نقش &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در نوشته&amp;zwnj;ها و نیز حکم&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نجف، پاریس، تهران و قم باید مورد توجه افرادی قرار گیرد که آیت&amp;zwnj;الله خمینی را به تغییر اساسی در نظر و حرف&amp;zwnj;هایش در نجف، پاریس، قم و تهران متهم می&amp;zwnj;کنند. این افراد، بر این مبنا و روال، او را به جفای عهد متهم کردند. نظرهای آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این شهرها عوض نشده بود، بلکه در این شهرها مترجمان او عوض شده بودند. همانطور که دیدیم مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس نظر های مطلوب خود و نه نظر شخص آیت&amp;zwnj;الله خمینی را به خبرنگاران خارجی ارائه می&amp;zwnj;دادند. همزمان توانایی ذهنی خود را دست بالا و زیرکی&amp;zwnj;های سیاسی آیت&amp;zwnj;الله خمینی را دست کم گرفته بودند. همانطوری که در بخش قبل بررسی شد، باید رخدادهای تاریخی را با صراحت بررسی کرد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی سیاستمداری بسیار زیرک بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شایسته است واقعیت&amp;zwnj;های تاریخی را مقدم بر توجیه&amp;zwnj;ها قرار داد. تیتر بزرگ صفحه اول کیهان و نقش صریح حق شرعی در بیانیه تشکیل شورای انقلاب (در پاریس)، در حکم نخست&amp;zwnj;وزیری دولت موقت (در تهران) و در حکم انتصاب به رئیس جمهوری (بعد از بازگشت از قم و اقامت مجدد در تهران) موردهایی نیستند که بتوان آن&amp;zwnj;ها را به سادگی انکار کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این وجود برخی افراد برای مدتی طولانی سعی در کم اهمیت نشان دادن نقش حق شرعی در نحوه تعیین اعضای شورای انقلاب توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی داشته&amp;zwnj;اند. این افراد حتی مدعی هستند که نظر واقعی آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مورد روش کشورداری در نجف، پاریس و تهران مرتب تغییر کرده است. به تصور این افراد هربار به دلیل یک مسافرت کوتاه هوایی از نجف به پاریس یا از پاریس به تهران آیت&amp;zwnj;الله خمینی در افکار خود تجدید نظر اساسی کرد. به تعبیر این افراد آیت&amp;zwnj;الله خمینی در زمان اقامت در نجف، پاریس، قم و تهران اصول فکری بسیار متفاوتی داشت و به قول آن&amp;zwnj;ها او در پاریس دنبال چیزی به نام ولایت جمهور بود. منابع و اسناد تاریخی، به شرح بالا، دلالت بر چنین توجیه&amp;zwnj;هایی ندارند. باید اضافه کرد که آیت&amp;zwnj;الله خمینی فردی بسیار زیرک بود و از امکانات به دست آمده به خوبی استفاده می&amp;zwnj;کرد. بسیاری در آن زمان به زیرکی&amp;zwnj;های او توجه نکردند. موضوع نقش مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در استتار نظرات واقعی او در قسمت قبلی همین بخش بررسی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ارتباط حق شرعی و حکم شرعی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع اِعمال حق شرعی از طریق حکم شرعی صورت می&amp;zwnj;گیرد. دو موضوع حق شرعی و حکم شرعی دست در دست هم دارند. وجود حکم&amp;zwnj;های شرعی را باید از نقطه نظر اعمال حق شرعی و در ساختار عملکردهای مکتب اصولی مورد بررسی قرار داد. حکم&amp;zwnj;های شرعی می&amp;zwnj;توانند به صورت علنی یا غیر علنی باشند. حکم شرعی حتی می&amp;zwnj;تواند به صورت محرمانه هم صورت بگیرد، ولی با توجه به ساختارهای عملکرد مکتب اصولی وجود حکم&amp;zwnj;های شرعی الزامی است، حتی اگر فرایند آن مخفی صورت بگیرد. بسیاری از حکم&amp;zwnj;های شرعی حتی به صورت شفاهی و در خفا ابلاغ شده&amp;zwnj;اند. به دیگر سخن در مورد حکم&amp;zwnj;های شرعی برای اعمال حق شرعی نمی&amp;zwnj;توان استنتاج کرد که چون &amp;laquo;سندی مکتوب&amp;raquo; دال بر وجود آن حکم&amp;zwnj;ها در دست نیست، پس این چنین حکم&amp;zwnj;هایی وجود ندارند. نقش حکم شرعی را باید در رابطه عملکرد حق شرعی مورد بررسی قرار داد. انجام این کار نیاز به مطالعه عمیق تکوین مکتب اصولی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بررسی&amp;zwnj;های تاریخی نشان می&amp;zwnj;دهد که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مورد تدوین حکم&amp;zwnj;هایش در جهت اعمال حق شرعی منظم عمل می&amp;zwnj;کرده است. بخشی از حکم&amp;zwnj;های شرعی او علنی بوده و منتشر شده است (برای مثال حکم تشکیل شورای انقلاب، حکم انتصاب آقای بازرگان به نخست وزیری دولت موقت، حکم روحانیون نباید رئیس جمهور شوند و حکم شرعی رئیس&amp;zwnj;جمهوری آقای بنی&amp;zwnj;صدر و البته تعداد زیادی حکم&amp;zwnj;های دیگر) ولی بخشی از این حکم&amp;zwnj;ها منتشر نشده&amp;zwnj;اند و حتی شامل حکم&amp;zwnj;های محرمانه بوده&amp;zwnj;اند. برخی از آن حکم&amp;zwnj;های محرمانه در پاییز سال ۱۳۶۷ از طریق آیت&amp;zwnj;الله منتظری به بیرون فرستاده شدند ولی دقت به نقش حق شرعی فقیه و ضوابط اجرای آن را می&amp;zwnj;توان در حکم&amp;zwnj;های علنی او به خوبی دید. حتی در فرمان&amp;zwnj;های سیاسی او هم موضوع &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; تاکید شده است. به این ترتیب آن&amp;zwnj;ها حالت حکم/ فرمان به خود می&amp;zwnj;گیرند. مثلاً در حکم/ فرمان تشکیل شورای انقلاب، در حکم/ فرمان انتصاب آقای بازرگان به نخست وزیری و همچنین در حکم/ فرمان رئیس جمهوری برای آقای بنی&amp;zwnj;صدر هم تاکید بر نقش &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; به روشنی دیده می&amp;zwnj;شود. در &amp;laquo;حکم روحانیون نباید رئیس جمهور شوند&amp;raquo; و نیز در &amp;laquo;حکم افرادی که در رفراندم شرکت نکرده&amp;zwnj;اند شرکت در انتخابات را ندارند&amp;raquo; مورد&amp;zwnj;های دیگر حکم&amp;zwnj;های شرعی اوست که همچون فرمان عمل کردند. این روند بعدها به &amp;laquo;حکم حکومتی&amp;raquo; معروف شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عملکردهای موازی شرعی و قانونی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به&amp;zwnj;طوری که در قسمت قبل دیدیم آیت&amp;zwnj;الله خمینی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان پاییز سال ۱۳۵۷ برای عملکرد خود موقعیتی فراقانونی به وجود آورد. به این معنی که عملکرد آیت&amp;zwnj;الله خمینی به صورتی بود که قانون از رویه&amp;zwnj; او پیروی می&amp;zwnj;کرد و نه برعکس آن. آیت&amp;zwnj;الله خمینی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان تشکیل شورای انقلاب، نقش&amp;zwnj;هایی دوگانه و بسیار مهم را اجرا می&amp;zwnj;کرد: فقیه شرعی و رهبر سیاسی. آیت&amp;zwnj;الله خمینی هیچگاه رابطه این نقش&amp;zwnj;های دوگانه را دقیقاً تبیین نکرد، ولی به&amp;zwnj;طور مشخص نقش رهبری سیاسی او خود ناشی از نقش فقیه شرعی او بود. به عنوان مثال اگر به هر سه حکم آیت&amp;zwnj;الله خمینی در تشکیل شورای انقلاب، نخست&amp;zwnj;وزیری موقت آقای بازرگان و رئیس&amp;zwnj;جمهوری آقای بنی&amp;zwnj;صدر نگاه کنید دیده می&amp;zwnj;شود که موضوع حق شرعی مقدم بر حق قانونی/ سیاسی می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقش رهبری سیاسی/ قانونی آیت&amp;zwnj;الله خمینی در قانون اساسی جمهوری اسلامی با اختیاراتی بسیار وسیع برای او مدون شده بود، ولی نقش شرعی آیت&amp;zwnj;الله خمینی حتی در قانون اساسی هم تبیین نشده بود. آیت&amp;zwnj;الله خمینی بین این دو نقش (شرعی و سیاسی) دیواری نمی&amp;zwnj;دید و به راحتی از یکی به دیگری می&amp;zwnj;رفت. به این ترتیب او هرگاه لازم می&amp;zwnj;دید با استفاده از رویه&amp;zwnj;های شرعی از بالای قانون اساسی (فراقانونی) عمل می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درک این موضوع که در هر لحظه او در کدامیک از آن دو نقش عمل می&amp;zwnj;کند البته کار چندان آسانی نبود، مگر آن که کسی دقیقاً با ساختارهای ذهنی او که ریشه در آموزش&amp;zwnj;های مکتب اصولی داشت، آشنا باشد. در آن زمان به موضوع ساختار تفکری مکتب اصولی و نقش حق شرعی در آن روز&amp;zwnj;ها توجه کافی نشد و حتی تا امروز هم کمتر مورد یک بررسی تطبیقی قرار گرفته است. تاثیر این نقش&amp;zwnj;های دوگانه تا به امروز هم دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای مثال آیت&amp;zwnj;الله خمینی بر مبنای حق شرعی خود از نامزدی آقایان بهشتی، رجوی و فارسی برای شرکت در اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری در سال ۵۸ به سه شکل مختلف جلوگیری کرد. در حالی که این کار زمینه قانونی نداشت، بلکه به صورت حکم شرعی صورت گرفت. به این ترتیب بهشتی و رجوی، دو چهره شناخته شده و در عین حال متعارض با یکدیگر، حتی قبل از شروع رسمی اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری، با حکم آیت&amp;zwnj;الله خمینی از عرصه انتخابات خارج شدند. این اول نظارت استصوابی بود؛ حتی وقتی که مقوله نظارت استصوابی هنوز ناشناخته و تدوین نشده بود. به این صورت اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری که برنده آن آقای بنی&amp;zwnj;صدر اعلام شد، حتی قبل از شروع آن شکلی دیگر به خود گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مثال دوم آن است که در سال ۱۳۶۶ آیت&amp;zwnj;الله خمینی مجوز تشکیل &amp;laquo;مجمع تشخیص مصلحت نظام&amp;raquo; را صادر کرد. &amp;laquo;مجمع تشخیص مصلحت نظام&amp;raquo; ساختاری فرای مجلس و شورای نگهبان شد که به هیچ&amp;zwnj;وجه در قانون اساسی سال ۱۳۵۸ پیش&amp;zwnj;بینی نشده بود و تشکیل آن نیاز به تغییر کلی در قانون اساسی را داشت. با یک حکم/ فرمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید در نظر داشت که این عملکرد دوگانه شرعی و قانونی به آیت&amp;zwnj;الله خمینی منحصر نماد و به دیگر رده&amp;zwnj;های عملکرد حکومتی هم تسری یافت. گسترش نقش استنباط&amp;zwnj;های شرعی بر رویه&amp;zwnj;های قانونی را حتی در سطح&amp;zwnj;های معمول جامعه هم دیده می&amp;zwnj;شد. به عنوان مثال در آن زمان بسیاری از سخنرانی&amp;zwnj;های عمومی به هم ریخته می&amp;zwnj;شد. آشکارا افرادی که جلسات گفت&amp;zwnj;وگو را به هم می&amp;zwnj;ریختند احتیاج به مجوز قانونی نداشتند، بلکه توجیه&amp;zwnj;های شرعی هر یک برای اجرای منظور کافی بود. همزمان جلسات سخنرانی افرادی که از این امکانات به عنوان سخنرانی&amp;zwnj;های پیش انتخاباتی خود استفاده می&amp;zwnj;کردند و همزمان در جهت و همسو با توجیه&amp;zwnj;های مورد نیاز حاکمیت بودند به صورت&amp;zwnj;های مختلف (ازجمله از طریق شبکه مساجد) پشتیبانی می&amp;zwnj;شد. در این مورد هم توجیه شرعی کفایت می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با تشکیل کمیته&amp;zwnj;ها و دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب اسلامی تسلط رویه&amp;zwnj;های شرعی بر مبانی قانونی رایج&amp;zwnj;تر شد. به این ترتیب در عمل کل ساختار حکومتی بر دو پایه موازی شرعی و اداری/ قانونی استوار شد که ساختار شرعی بر ساختار اداری/ قانونی مسلط شد. حتی در سر چهارراه یک جوان کمیته&amp;zwnj;چی به تشخیص خودش و بدون احتیاج به هیچ مجوز قانونی نوع موسیقی&amp;zwnj;ای را که شما مجاز به شنیدن آن بودید و نوار کاستی را که شما می&amp;zwnj;توانستید در ماشین خود داشته باشید، تعیین می&amp;zwnj;کرد. تسلط این روش استنباط&amp;zwnj;های شرعی فردی بر رویه&amp;zwnj;های اداری/ قانونی یادگار آن دوران، تا امروز دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;پنج عضو پایه&amp;zwnj;گذار شورای انقلاب- پاییز ۵۷&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فهرست اعضای شورای انقلاب در زمان انتشار حکم تشکیل این شورا در دی ۵۷، و حتی مدت&amp;zwnj;ها بعد از آن مخفی بود. چند سال بعد روشن شد که پنج عضو بنیانگذار شورای انقلاب که از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی تعیین شده بودند، عبارت بودند از اقایان &amp;laquo;مرتضی مطهری، محمد حسین بهشتی، عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد جواد باهنر&amp;raquo;. شورای انقلاب بعد از بهمن ۵۷ توسعه یافت و اعضای جدیدی را جذب کرد، ولی آیت&amp;zwnj;الله خمینی تمامی اعضای جدید شورای انقلاب را هم، بعد از معرفی و پیشنهاد گروه پنج نفره اولیه، معین و منصوب کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بهشتی (یکی از پنج عضو اولیه شورای انقلاب)، درباره تشکیل توسعه شورای انقلاب، گفته است: &amp;laquo;افراد را امام تعیین می&amp;zwnj;کردند به این معنی که اول امام به یک گروه پنج نفری از روحانیت مسئولیت دادند که برای شناسایی افراد لازم برای اداره آینده مملکت تلاش کنند. این عده عبارت بودند از آیت&amp;zwnj;الله مطهری، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، دکتر باهنر و خود بنده. ... قرار بود روی ان&amp;zwnj;ها {افراد جدید} مطالعه کنیم و نظر نهاییمان را بدهیم و امام نیز تایید نمودند.&amp;raquo;(مرجع: روزنامه اطلاعات &amp;ndash; ۳۱ تیر ۱۳۵۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شورای انقلاب سازمانی بود که در عمده دوران عملکرد خود (حتی مدت&amp;zwnj;ها بعد از تشکیل و تثبیت جمهوری اسلامی) ساختار و عملکردی مخفی داشت و اطلاعات مدون محدودی از گردش کار آن منتشر شده است، ولی بعضی اعضای گروه اول تشکیل&amp;zwnj;دهنده شورای انقلاب بعد در خاطرات خود اطلاعات مهمی در مورد روند تشکیل و نحوه عضوگیری شورای انقلاب به جا گذاشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر با ساختارهای نظری، اجرایی و عملکردی مکتب اصولی آشنا باشیم، این متن اطلاعات بسیار مهمی را در دل خود دارد. این متن نشان می&amp;zwnj;دهد اعضای شورای انقلاب در نهایت توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی تعیین و منصوب شدند. با در نظر گرفتن تصریح حق شرعی در بیانیه تشکیل شورای انقلاب، این انتصاب&amp;zwnj;ها هم بر پایه حق شرعی بوده است که یکی از پایه&amp;zwnj;های مکتب اصولی است. بدون استفاده از حق شرعی فقیه، تعیین افراد عضو شورای انقلاب محمل شرعی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;توسعه شورای انقلاب- زمستان ۵۷ و بهار ۵۸&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبر هاشمی، یکی از پنج عضو گروه اول تشکیل&amp;zwnj;دهنده شورای انقلاب، در پیوند با روش تشکیل و توسعه شورای انقلاب گفته است: &amp;laquo;امام اجازه داده بودند که افراد دیگری به اتفاق نظر این پنج نفر{اول} به شورای انقلاب اضافه شوند.&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانیم که اجازه های شرعی مرجع تقلید هم بر پایه حق شرعی او صورت می&amp;zwnj;گیرد. این گفته آقای هاشمی (یکی دیگر از پنج عضو اول شورای انقلاب) هم تایید گفته آقای بهشتی در مورد نحوه انتخاب اعضای جدید شورای انقلاب و روال توسعه آن بوده است. شورای انقلاب بعد از قیام ۲۲ بهمن و تشکیل جمهوری اسلامی توسعه یافت و افراد جدیدی از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عضویت شورای انقلاب تعیین شدند. به این ترتیب اجازه عضویت&amp;zwnj;های بعدی در شورای انقلاب هم، به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان صورتی که در اعلامیه تشکیل شورای انقلاب تصریح شده، بر مبنای حق شرعی آیت الله خمینی بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توسعه شورای انقلاب در چندین گروه متوالی صورت گرفت. گروه اول همان پنج نفر موسس شورای انقلاب در آبان ۵۷ بودند. گروه دوم شامل افراد جدیدی بود که بعد از آبان ۵۷ تا قیام ۲۲ بهمن ۵۷ به شورای انقلاب اضافه شدند. افراد گروه دوم به ترتیب اسم عبارت بودند از آقایان مهدی بازرگان، علی خامنه&amp;zwnj;ای، یدالله سحابی، احمد صدر حاج سیدجوادی، محمود طالقانی، ولی&amp;zwnj;الله قره&amp;zwnj;نی، مصطفی کتیرایی، علی&amp;zwnj;اصغر مسعودی و محمدرضا مهدوی کنی. بعد از تشکیل دولت موقت در نیمه بهمن ۵۷، آقایان بازرگان، سحابی، کتیرایی، حاج سیدجوادی و قره&amp;zwnj;نی از شورای انقلاب خارج و به دولت موقت منتقل شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گروه سوم شامل افرادی بود که در اسفند ۵۷ (قبل از بازگشت آیت&amp;zwnj;الله خمینی به قم) یا در اوایل بهار ۱۳۵۸ از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عضویت در شورای انقلاب تعیین شدند. گروه دوم به ترتیب اسم شامل افراد زیر می&amp;zwnj;شود: ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، حسن حبیبی، عزت&amp;zwnj;الله سحابی، عباس شیبانی و صادق قطب&amp;zwnj;زاده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گروه چهارم شامل حبیب&amp;zwnj;الله پیمان، احمد جلالی و میرحسین موسوی می&amp;zwnj;شد که در اردیبهشت ۵۸، به دنبال ترور مرتضی مطهری، به عضویت در شورای انقلاب تعیین شدند. بعد از سقوط دولت موقت در نیمه آبان ۱۳۵۸، مجدداً تعدادی از اعضای قبلی شورای انقلاب مثل مهدی بازرگان و یدالله سحابی به شورای انقلاب بازگشتند. اطلاعات موجود حکایت از آن دارد که در فاصله نیمه آبان ۵۸ تا آخر تیر ۵۹ اعضای شورای انقلاب تغییر نکردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;عضویت آیت&amp;zwnj;الله طالقانی در شورای انقلاب- زمستان ۵۷&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله طالقانی یکی از افراد مهمی بود که از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عضویت در شورای انقلاب تعیین شد. عزت&amp;zwnj;الله سحابی در پیوند با نحوه تعیین افراد جدید و روند تشکیل و نحوه توسعه شورای انقلاب توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی نکته جالبی را در یک مصاحبه مطرح کرده است. عزت&amp;zwnj;الله سحابی، در مصاحبه&amp;zwnj;ای منتشر شده در مجله ایران فردا (شماره ۵۱، بهمن ۱۳۷۷)، اظهار داشته است در پی مذاکره&amp;zwnj;ای، آیت&amp;zwnj;الله خمینی به او گفته است که &amp;laquo;شما {عزت&amp;zwnj;الله سحابی} یک تلفن به مطهری بزن که از طالقانی دعوت کند و یک تلفن هم به طالقانی بزن که دعوت مطهری را بپذیرد.&amp;raquo; این تلفن&amp;zwnj;ها انجام شد و به این ترتیب آقای طالقانی، با تصویب و تعیین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بر پایه حق شرعی او، به عضویت شورای انقلاب درآمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ملاجظه می&amp;zwnj;کنید که صدور حکم شرعی بر پایه رویه&amp;zwnj;های اداری نیست؛ و در این مسیر رد و بدل کردن حکم شرعی همیشه از طریق مدرک کاغذی، شماره اندیکاتور و بایگانی و رونوشت صورت نمی&amp;zwnj;گیرد. موضوع حق شرعی آیت&amp;zwnj;الله خمینی البته در تمامی این مذاکرات از جمله دعوت آقای مطهری از آقای طالقانی برای عضویت در شورای انقلاب مستتر است. به وضوح حتی عضویت آیت&amp;zwnj;الله طالقانی (که شخصیت سیاسی مستقل و بسیار شناخته شده&amp;zwnj;ای داشت)، در شورای انقلاب هم منصوب و معین شده از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی بود. عضویت در شورای انقلاب برای دیگر افرادی که در جامعه ایرانی به کلی ناشناخته بودند (مثل آقایان قطب&amp;zwnj;زاده، بنی&amp;zwnj;صدر و حبیبی) به&amp;zwnj;طور آشکار نیاز به آن داشت که کارگزار آیت&amp;zwnj;الله خمینی باشند و در همین رویه هم باقی بمانند.&amp;nbsp;تبلیغات پیش انتخاباتی و پس انتخاباتی این افراد تغییری در این واقعیت&amp;zwnj;های تاریخی نمی&amp;zwnj;دهند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;عضویت بنی&amp;zwnj;صدر، قطب&amp;zwnj;زاده و حبیبی در شورای انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صادق قطب&amp;zwnj;زاده، ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر و حسن حبیبی که در پاریس جزو کارگزاران آیت&amp;zwnj;الله خمینی بودند مدتی کوتاه بعد از بازگشت به ایران، هر سه در ابتدای بهار ۵۸، به عضویت در شورای انقلاب تعیین شدند. اطلاعات نوشته شده در این مورد این امکان را فراهم می&amp;zwnj;کند تا بخش&amp;zwnj;های دیگری از فرایند تشکیل و عملکرد شورای انقلاب مشخص شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبر هاشمی در خاطرات خود به&amp;zwnj;طور مشخص نوشته است که &amp;laquo;امام عضویت او {بنی&amp;zwnj;صدر} را با توجه به موافقت ما، تایید کردند.&amp;raquo;{منبع وب&amp;zwnj;سایت آقای هاشمی) در جایی دیگر آقای هاشمی به&amp;zwnj;طور مشخص&amp;zwnj;تری در پیوند با عضویت آقای بنی&amp;zwnj;صدر به شورای انقلاب اظهار داشته است که &amp;laquo;ما بایست پیشنهاد می&amp;zwnj;دادیم که امام تصویب کنند تا بنی&amp;zwnj;صدر به شورای انقلاب بیاید.&amp;raquo; (منبع: &amp;laquo;هاشمی رفسنجانی بدون روتوش&amp;raquo; نوشته فرشته سادات اتفاق&amp;zwnj;فر و صادق زیباکلام، انتشارات روزنه، صفحه ۸۵) این نقل قول در عمل مکمل نقل قول آقای بهشتی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقل قول آقای هاشمی در عین حال گردش کار برای تعیین اعضای جدید شورای انقلاب را تبیین می&amp;zwnj;کند. بر این مبنا نامزد&amp;zwnj;های جدید برای عضویت در شورای انقلاب ابتدا باید از صافی گروه موسس بگذرند و مورد تایید آن&amp;zwnj;ها باشند و در آن صورت گروه موسس نامزد جدید را به آیت&amp;zwnj;الله خمینی معرفی و پیشنهاد می&amp;zwnj;کردند؛ ولی در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرد پیشنهادی را به عضویت در شورای انقلاب تعیین و منصوب می&amp;zwnj;کرد. بر مبنای رویه مکتب اصولی این انتصاب&amp;zwnj;ها همه بر پایه حق شرعی مجتهد و فقیه صورت می&amp;zwnj;گرفته است. هاشمی در همان منبع به رقابت پیوسته بین اعضای گروه مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی هم اشاره کرد و ادامه داده است که قطب&amp;zwnj;زاده و بنی&amp;zwnj;صدر چشم دیدن همدیگر را نداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر که در ابتدای بهار سال ۱۳۵۸، به عضویت در شورای انقلاب منصوب شد، اظهار کرده که پیشنهاد اولیه در مورد امکان عضویت در شورای انقلاب از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی توسط آقای هاشمی رفسنجانی به او ابلاغ شده است.{منبع وب&amp;zwnj;سایت آقای بنی&amp;zwnj;صدر، فایل&amp;zwnj;های مصاحبه او در یوتیوب و صفحه ۷۵ کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo;} این روایت بخش دیگری از گردش کار در روند عضویت در شورای انقلاب را نشان می&amp;zwnj;دهد. پیشنهاد اولیه برای عضویت افراد جدید در شورای انقلاب از طرف هیئت موسس شورای انقلاب به آیت&amp;zwnj;الله خمینی ارسال و پس از تصویب اولیه آیت&amp;zwnj;الله خمینی این امکان به فرد مورد نظر ابلاغ می&amp;zwnj;شده است. در صورت قبول پیشنهاد، آن فرد به عضویت در شورای انقلاب تعیین و منصوب می&amp;zwnj;شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;چهار رئیس شورای انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;300&quot; height=&quot;233&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/b-b-h-.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شورای انقلاب در دوران عملکرد خود به واقع چهار رئیس داشت. اولین رئیس شورای انقلاب آیت&amp;zwnj;الله مطهری بود که در ضمن پایه&amp;zwnj;گذار شورای انقلاب در پاییز ۱۳۵۷ نیز بود. آیت&amp;zwnj;الله مطهری در یازدهم اردیبهشت ۱۳۵۸ توسط گروه فرقان ترور شد. دومین رئیس شورای انقلاب آیت&amp;zwnj;الله طالقانی بود که که در روز ۱۹ شهریور ۱۳۵۸درگذشت.&amp;nbsp;سومین دبیر اجرایی شورای انقلاب آیت&amp;zwnj;الله بهشتی بود که تا ۱۵ بهمن ۱۳۵۸ در این موقعیت بود؛ اگرچه آیت&amp;zwnj;الله بهشتی حتی در زمان حیات مطهری و طالقانی هم جلسه&amp;zwnj;های شورا را در عمل اداره می&amp;zwnj;کرد، ولی او هیچگاه نخواست به&amp;zwnj;طور رسمی رئیس شورای انقلاب شود. چهارمین و آخرین رئیس شورای انقلاب ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر بود که از ۱۵ بهمن ۱۳۵۸ تا ۲۹ تیر ۱۳۵۹ در این موقعیت قرار داشت. این موضوع در بخش ۱۴ از این مجموعه بررسی شد. در حالی که اکثریت نسبی اعضای شورای انقلاب در زمستان ۱۳۵۸ در رابطه با حزب جمهوری اسلامی بودند، بنی&amp;zwnj;صدر که در اقلیت بود به ریاست شورای انقلاب انتخاب شد. این مصالحه&amp;zwnj;ای بود در جهت تخفیف تنش در درون شورای انقلاب، ولی در عمل به تعمیق تنش در شورای انقلاب منجر شد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;عملکرد و رویه اعضای شورای انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از پیروزی قیام ۲۲ بهمن شورای انقلاب برای مدتی کوتاه نقشی مشابه یک مجلس قانونگذار را به خود گرفت، ولی این نقش چند هفته&amp;zwnj;ای بیشتر دوام نیافت. در تیرماه ۱۳۵۸ شورای انقلاب و دولت موقت در هم تنیدند و پنج نفر از اعضای شورای انقلاب به مقام معاون وزیر منصوب شدند که در عمل نقش دوره کارآموزی پست وزارت را برای آن&amp;zwnj;ها داشت. این افراد چندماه بعد به وزیری رسیدند. در همین مرحله چند نفر از هیئت دولت هم به عضویت شورای انقلاب درآمدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از سقوط دولت بازرگان، در نیمه آبان ۵۸، شورای انقلاب اداره کامل قوه اجرایی را هم به حوزه اختیارات خود اضافه کرد، بدون آن&amp;zwnj;که حتی کسی را به عنوان مسئول قوه مجریه به مردم معرفی کند. گفته می&amp;zwnj;شود، صادق طباطبایی (بدون آن که عضو شورای انقلاب باشد) در این دوران نقش اداری رئیس دفتر نخست وزیری را اجرا می&amp;zwnj;کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب شورای انقلاب از نیمه آبان سال ۱۳۵۸ پس از ادغام کل ساختار دولت در خود، در عمل حلقه&amp;zwnj;ای بسته در ساختار قدرت شد. بنی&amp;zwnj;صدر در فاصله ۱۵ بهمن ۵۸ تا آخر تیر ۵۹ رئیس شورای انقلاب بود. تمرکز تمامی قدرت در شورای انقلاب بود که زمینه درگیری&amp;zwnj;های بعدی بین دو جناح، دوئل در ساختار قدرت و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت انفجار در ساختار قدرت در بهار ۱۳۶۰ را فراهم آورد. افرادی در میان اعضای شورای انقلاب قرار داشتند ولی در آن زمان عملکرد خود را به مثابه توحید و آزادی و رقیبانی را که کیلومتر&amp;zwnj;ها از ساختار قدرت دور بودند قدرت&amp;zwnj;مدار و سلطه&amp;zwnj;طلب خطاب می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;تکوین شورای انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شورای انقلاب نقشی بسیار مهم در عملکرد سال های اول انقلاب و نیز تاثیری بسیار عمیق&amp;zwnj;تر در شکل&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های بعدی ارگان&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی تا به امروز داشته است. دستور کار و ریز بحث&amp;zwnj;های ارگان&amp;zwnj;هایی مثل مجلس خبرگان و شورای نگهبان، شبیه به عملکرد شورای انقلاب منتشر نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش&amp;zwnj;های عمده&amp;zwnj;ای از عملکرد شورای انقلاب هنوز هم منتشر نشده است. به دلیل کمبود اطلاعات شفاف از ساختار، گردش کار و عملکرد شورای انقلاب باید تصویر کلی را با توجه به نقطه&amp;zwnj;های پراکنده موجود تکمیل کرد. آقای هاشمی گفته است که &amp;laquo;تا قبل از پیروزی انقلاب، به خاطر مسائل امنیتی، شورای انقلاب کاملاً سری بود و به همین دلیل صورت جلسه تهیه نمی&amp;zwnj;شد و هیچگونه اثر قابل استنادی به جا نمی&amp;zwnj;گذاشتیم.&amp;raquo;(منبع وب&amp;zwnj;سایت آقای هاشمی) عملکرد مخفی شورای انقلاب بعد از تشکیل جمهوری اسلامی (که دیگر آن مسائل امنیتی دوران شاه را نداشت) هم دنبال شد. این رویه به اعضای شورای انقلاب امکان می&amp;zwnj;داد تا بدون شفافیت دامنه قدرت را در بین حلقه&amp;zwnj;ای از خواص محدود کنند. رویه&amp;zwnj;ای که بعد از آن هم ادامه یافته است. پارادوکسی در همان زمان وجود داشت که دیده می&amp;zwnj;شد رئیس شورای انقلاب که تمام قدرت را در ساختار خود متمرکز کرده بود، افراد دیگر را قدرت&amp;zwnj;مدار بخواند و در مورد نقش خود در توسعه آزادی و دموکراسی خطابه&amp;zwnj;ها بگویند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر چه زمان می&amp;zwnj;گذرد مدرک&amp;zwnj;های جدیدی منتشر می&amp;zwnj;شود که تصویر روشن&amp;zwnj;تری از فرایند انتخاب اعضای شورای انقلاب و گردش کار و نیز عملکردهای آن را به دست می&amp;zwnj;دهد. با به دست اوردن این اطلاعات اینک می&amp;zwnj;توان، مانند باستان&amp;zwnj;شناسان، با کنار هم قرار دادن قطعه&amp;zwnj;های موجود این موزائیک تصویر و شمای کلی آن را ساخت، ولی این فرض که افرادی بدون انتخاب و تصویب آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بدون تمکین به حق شرعی او به منصب کلیدی عضویت در شورای انقلاب دست یافته&amp;zwnj;اند، به شرح آقایان بهشتی، هاشمی و بنی&amp;zwnj;صدر و نیز با توجه به عملکرد مشخص آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پیوند با اعمال حق شرعی (مبتنی بر ساختارهای فکری و آموزشی مکتب اصولی) در تعارض آشکار است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پایان رسمی شورای انقلاب- ۲۹ تیر ۱۳۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شورای انقلاب که در عمل در پاییز سال ۵۷ تشکیل شده بود، ولی خبر تشکیل رسمی آن در روز ۲۳ دی ۵۷ در روزنامه&amp;zwnj;ها اعلام شد، بعد از ۲۱ ماه فعالیت در ۲۹ تیر سال ۵۹، با تشکیل مجلس اول به طور رسمی به کار خود پایان داد. اطلاعات موجود حکایت از آن دارد که اعضای شورای انقلاب در مرحله آخر ۱۲ نفر بودند: آقایان مهدی بازرگان، محمدجواد باهنر، ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، حسین بهشتی، حسن حبیبی، علی خامنه&amp;zwnj;ای، عزت&amp;zwnj;الله سحابی، عباس شیبانی، صادق قطب&amp;zwnj;زاده، علی&amp;zwnj;اکبر معین&amp;zwnj;فر، عبدالکریم موسوی اردبیلی و علی&amp;zwnj;اکبر هاشمی رفسنجانی. (منبع: کتاب &amp;laquo;روز&amp;zwnj;ها و رویداد&amp;zwnj;ها&amp;raquo;، منتشر شده در سال ۱۳۷۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;سرنوشت اعضای شورای انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرتضی مطهری اولین رئیس شورای انقلاب در اردیبهشت سال ۱۳۵۸ به دست گروه فرقان ترور شد و به این ترتیب نتوانست خاطرات خود را مدون کند. ترور او بعد از پایان یکی از جلسه&amp;zwnj;های شبانه شورای انقلاب صورت گرفت. در بهار ۱۳۵۸ در حالی که حتی فهرست اعضای شورای انقلاب از جامعه ایرانی مخفی نگاه داشته می&amp;zwnj;شد، افراد آن گروه تروریستی به خوبی از نقش، عملکرد و حتی جزئیات دقیق زمان جلسات آن شورای مخفی مطلع بودند. این گروه اقدام به ترور نا&amp;zwnj;موفق آقای اکبر هاشمی، عضو دیگر شورای انقلاب نیز کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که مخفی بودن شورای انقلاب نتوانست امنیت اعضای آن را تضمین کند، ولی این رویه مخفی&amp;zwnj;کاری از ابتدا شفافیت در فعالیت&amp;zwnj;های دولتی/ حکومتی را از بین برد و مانعی به وجود آورد بر نظارت مردم بر عملکرد ساختارهای دولتی. مخفی&amp;zwnj;کاری در عملکردهای دولت&amp;zwnj;های بعد از انقلاب، همان یادگار شورای انقلاب، دوام یافته است. در کل عملکرد شورای انقلاب کمکی به نهادینه کردن دموکراسی در ایران نکرد. این نکته باید مورد توجه افرادی قرار گیرد که خود را مشعل&amp;zwnj;دار آزادی در ایران معرفی کرده&amp;zwnj;اند، ولی هنوز ریز عملکردهای خود در شورای انقلاب را همچنان در سایه نگاه می&amp;zwnj;دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقایان مطهری، بهشتی و باهنر، سه نفر از پنج عضو اول شورای انقلاب، در طی سه سال اول بعد از انقلاب کشته شدند؛ و از آن&amp;zwnj;ها کتاب خاطره&amp;zwnj;ای باقی نمانده است. از میان پنج عضو اول شورای انقلاب دو نفر دیگر یعنی آقایان اکبر هاشمی و عبدالکریم موسوی اردبیلی زنده&amp;zwnj;اند. بسیاری از اعضای بعدی شورای انقلاب هم در سال&amp;zwnj;های بعد مغضوب شدند و برخی هم در سکوت روی در نقاب خاک کشیدند و برخی هم اطلاعات ناچیزی به جا گذاشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقایان قطب&amp;zwnj;زاده، بنی&amp;zwnj;صدر و حبیبی که از پاییز ۵۷ در پاریس به خدمت آیت&amp;zwnj;الله خمینی درآمده بودند، از جمله افرادی بودند که در فرایند توسعه شورای انقلاب در ابتدای بهار سال ۵۸ از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عضویت آن تعیین و منصوب شدند. به این ترتیب این سه نفر دوره&amp;zwnj;ای طولانی و به طور همزمان در کنار هم در شورای انقلاب فعال بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حسن حبیبی در پاییز سال ۵۷ در پاریس در گروه آیت&amp;zwnj;الله خمینی فعال بود، ولی در ضمن در گروه سه&amp;zwnj;نفره بنی&amp;zwnj;صدر، یزدی و قطب&amp;zwnj;زاده نبود. به این ترتیب حبیبی مسیری موازی آن&amp;zwnj; گروه پیمود. حبییی در ایران ماند و هنوز به حالت نیمه بازنشسته عمل می&amp;zwnj;کند. از او تاکنون یادداشت شخصی و کتاب خاطراتی در مورد عملکرد شورای انقلاب منتشر نشده است. آقای حبیبی در ۱۳۹۰ دچار یک حمله قلبی شد و مدتی را در قسمت مراقبت&amp;zwnj;های ویژه گذرانید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قطب&amp;zwnj;زاده در اولین حکم دولت بازرگان در روز ۲۳ بهمن ۵۷ رئیس سازمان رادیو و تلویزیون دولتی شد. قطب&amp;zwnj;زاده در پاییز ۱۳۵۸ وزیر امور خارجه شد. صادق قطب&amp;zwnj;زاده بعد مغضوب شد و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت در ۲۴ شهریور سال ۱۳۶۱ به اتهام کودتا توسط حکومت اسلامی اعدام شد. از قطب&amp;zwnj;زاده نوشته&amp;zwnj;ای درباره چند و چون عملکرد&amp;zwnj;ش در دوران عضویت او در شورای انقلاب منتشر نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;66&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/rev-council-b.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر در فاصله اول بهار ۵۸ تا آخر تیرماه ۵۹ به مدت ۱۶ ماه عضو و مدت شش ماه هم رئیس شورای انقلاب بود. با این&amp;zwnj;همه در فهرست طولانی نوشته&amp;zwnj;هایش، عملکرد&amp;zwnj; خودش در شورای انقلاب کمتر مورد اشاره او قرار گرفته&amp;zwnj;اند. آقای بنی&amp;zwnj;صدر در متن چهار صفحه&amp;zwnj;ای از شرح زندگانی خود فقط با یک جمله بسیار کوتاه هشت کلمه&amp;zwnj;ای به نقش خود در شورای انقلاب اشاره می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;در بهار ۱۳۵۸، وی عضو شورای انقلاب شد.&amp;raquo; {مرجع &amp;laquo;شرح زندگی بنی&amp;zwnj;صدر- وب&amp;zwnj;سایت آقای بنی&amp;zwnj;صدر&amp;raquo;}.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;شرح عملکرد ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر در شورای انقلاب- منبع زندگی نامه بنی&amp;zwnj;صدر&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرح زندگانی آقای بنی&amp;zwnj;صدر نه تنها شامل هیچ یک از عملکردهای او در دوران شورای انقلاب نیست، بلکه حتی به موضوع مهم ارتقای او به منصب رئیسی شورای انقلاب در بهمن ۱۳۵۸ هم اشاره نمی&amp;zwnj;کند. این فراموشی تاریخی در پیوند با موضوعی به این مهمی جای بسی تعمق و بررسی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با توجه به عملکردهای محرمانه آن شورا، اعضای هنوز زنده شورای انقلاب این دین تاریخی را به مردم ایران دارند که فرایند تشکیل، گزینش، عملکرد و کشاکش قدرت در داخل حلقه شورای انقلاب، به طوری که واقعاً اتفاق افتادند را برای ثبت در تاریخ بیان کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;پی&amp;zwnj;نوشت&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش&amp;zwnj;های قبلی این سری نوشته در وب سایت رادیو زمانه به شرح زیر قابل دسترس است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;بخش هژدهم: جدال بر سر تعیین نخست وزیر &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot;&gt;بخش نوزدهم: شورای انقلاب (قسمت اول) &amp;ndash; آبان ۵۷ تا بهمن ۵۷&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای-میل نویسنده:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp; &lt;a href=&quot;mailto:sahab.sepehri1@gmail.com&quot;&gt;sahab.sepehri1@gmail.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/05/5984#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4763">آیت‌الله طالقانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1597">اکبر هاشمی رفسنجانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4764">حسن حبیبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4762">حق شرعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4477">شورای انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4479">صادق قطب‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D9%85%D8%B5%D9%84%D8%AD%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85">مجمع تشخیص مصلحت نظام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2889">مهدی بازرگان</category>
 <pubDate>Fri, 05 Aug 2011 18:04:38 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5984 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>شورای انقلاب- آبان ۵۷ تا بهمن ۵۷ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش نوزدهم از سه روز تاریخ‌ساز        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;252&quot; height=&quot;148&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/rev-coun-k_0.jpg?1312576377&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;او {آقای خمینی} عده&amp;zwnj;ای را تعیین کرده بود و عمدتاً از کسانی که اهل چون و چرا نباشند. در بسیاری از موارد می&amp;zwnj;نشستیم و تصمیات می&amp;zwnj;گرفتیم و بعد آقای خمینی می&amp;zwnj;زد توی دهن شورا. می&amp;zwnj;رفتیم آنجا که بایستیم جلوش، در آنجا همشون تسلیم می&amp;zwnj;شدند و اصلاً جرئت نمی&amp;zwnj;کردند بگویند کاری که ما کردیم صحیح است.&amp;raquo; ... &amp;laquo;بله در واقع شورای انقلاب این طوری بود.&amp;raquo; (درس تجربه- مصاحبه با ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر- صفحه ۷۶ نسخه دیجیتال، مطابق با صفحه ۱۸۴ چاپ کاغدی)&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش&amp;zwnj;های متوالی مجموعه &amp;laquo;سه&amp;zwnj;روز تاریخ&amp;zwnj;ساز&amp;raquo; هر یک دوره زمانی مشخصی را در فاصله نیمه دی ۵۷ تا آخر سال ۶۰ می&amp;zwnj;پوشاند. در تمامی بخش&amp;zwnj;های قبلی هر یک به نوعی به عملکرد شورای انقلاب اشاره شد. بخش شورای انقلاب کل دوره بین پاییز ۵۷ تا تابستان ۵۹ را می&amp;zwnj;پوشاند. با این تعبیر، بخش شورای انقلاب را باید در تلاقی بخش&amp;zwnj;های دیگر در نظر گرفت. عملکرد شورای انقلاب، همچون رشته&amp;zwnj;ای، تمامی رخدادهای تاریخ اخیر ایران از پاییز ۵۷ تا تابستان ۵۹ را به هم وصل می&amp;zwnj;کرد. بررسی عملکرد این شورا به صورت مستقل، نکات تازه&amp;zwnj;ای را در پیوند با بخش&amp;zwnj;های قبل روشن می&amp;zwnj;کند. تمامی درگیری&amp;zwnj;های جناحی از بهمن ۵۷ تا تابستان ۵۹ در داخل حلقه قدرت شورای انقلاب صورت گرفته است. دوئل در رده دوم ساختار قدرت بین بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر، از نیمه آبان ۵۸ به بعد به&amp;zwnj;عنوان مثال، نیز در داخل حلقه قدرت شورای انقلاب صورت گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مسیر بررسی&amp;zwnj;های مربوط به نوشته &amp;laquo;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز&amp;raquo;، فرصتی دست داد تا تحقیق بیشتری درباره شورای انقلاب انجام دهم. این بخش حاصل این بررسی است. بررسی&amp;zwnj;های تاریخی، مثل هر تحقیق پویای دیگر، باید خود را با داده&amp;zwnj;های تازه تطبیق دهند. موضوع نحوه تشکیل و عملکرد شورای انقلاب هنوز جای بررسی بسیار دارد و نوشته حاضر را هم باید قدمی کوچک در این روند در نظر گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخش شورای انقلاب به دلیل طولانی بودن آن در دو قسمت عرضه می&amp;zwnj;شود. قسمت اول (نوشته حاضر) شامل دوره آبان ۵۷ تا نیمه بهمن ۵۷ می&amp;zwnj;شود و قسمت دوم شامل دوره نیمه بهمن ۵۷ تا آخر تیر ۵۹ است که در نوشته بعدی می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اعلام رسمی تشکیل شورای انقلاب- ۲۳ دی ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی که از ابتدای پاییز ۵۷ در نزدیکی پاریس اقامت داشت، در روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ خبر تشکیل شورای انقلاب را به&amp;zwnj;طور رسمی اعلام کرد. او در متن حکم تشکیل شورای انقلاب به صراحت نوشت: &amp;laquo;... به موجب حق شرعی و بر اساس رای اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به این جانب ابراز شده است در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهد کرد. ... &amp;raquo;. به این ترتیب آیت&amp;zwnj;الله خمینی به موجب &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; شورای انقلاب را تشکیل داد و به همین رویه هم تمامی اعضای شورای انقلاب را &amp;laquo;تعیین&amp;raquo; کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خبر تشکیل شورای انقلاب در تیتر بزرگ صفحه اول روزنامه&amp;zwnj;های کیهان و اطلاعات روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ چاپ شده است. متن کامل حکم/ فرمان تشکیل شورای انقلاب نیز با تاکید بر حق شرعی فقیه، در همان روز و در&amp;zwnj;&amp;zwnj; حالی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی هنوز در پاریس بود، منتشر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;218&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/rev-councill-kayhan.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که آیت&amp;zwnj;الله خمینی حتی در دوران اقامت در پاریس هم نظر قاطعی در مورد حق شرعی فقیه (پایه نظریه ولایت فقیه) داشت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در زمان اقامت در نجف در سال ۱۳۴۹ نظر خود در مورد حق شرعی فقیه (ولایت فقیه) را در کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی/ ولایت فقیه&amp;raquo; به تفصیل تشریح کرده بود. اهمیت کتاب&amp;zwnj;های &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; و تاثیر آن بر کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; که شامل بررسی روش&amp;zwnj;های اجرایی برای ایجاد یک حکومت اسلامی در جهان بود، در بخش مربوط به انقلاب فرهنگی تشریح شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید تاکید کرد که در زمان اعلام تشکیل شورای انقلاب (۲۳ دی ۵۷) کمتر کسی در مطبوعات به موضوع &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; در متن آیت&amp;zwnj;الله خمینی توجه کافی کرد. در آن زمان &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; فقیه نه تنها برای بدنه جامعه، بلکه برای اکثر گروه معروف به فرهیختگان جامعه ایرانی هم موضوعی ناشناخته بود. ولی در همان زمان معدودی در جامعه بودند که با کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; واهمیت نقش حق شرعی در آن اشنا بودند، ولی این افراد هم ترجیح دادند که در مورد نقش حق شرعی در حکم تشکیل شورای انقلاب و تبعات آن ساکت بمانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پای&amp;zwnj;بندی آیت&amp;zwnj;الله خمینی به موضوع حق شرعی فقیه بعد از بازگشت او به ایران و اقامت در قم و تهران، در حمایت او از نقش ولایت فقیه در قانون اساسی در سال ۱۳۵۸، خود را نشان داد. به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود ادعاهای افرادی که مدعی هستند آیت&amp;zwnj;الله خمینی در دوران اقامت در پاریس نگرشی متفاوت از نگرش&amp;zwnj;های قبلی خود (در نجف) یا نگرش&amp;zwnj;های بعدی خود (در قم و تهران) در رابطه با حق شرعی فقیه (پایه ولایت فقیه) را دنبال می&amp;zwnj;کرد. این ادعا پایه&amp;zwnj;های تاریخی ندارد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نجف، پاریس، قم و تهران بر اساس حق شرعی فقیه عمل می&amp;zwnj;کرد و پی اجرای نظریه ولایت فقیه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منابع موجود نشان می&amp;zwnj;دهد که این ادعا که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس در پی عملکردی دیگر غیر از ولایت فقیه، مثل ولایت جمهور بود، نادرست است. چنین ادعاهایی در مرحله&amp;zwnj;های بعد توسط برخی مترجمان سابق او مطرح شده است. در قسمت دیگر این بخش زیر عنوان &amp;laquo;نقش مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس&amp;raquo; خواهیم دید گروهی معدود که در آن دوران در ظاهر نقش مترجم او را داشتند، در تظاهر به ترجمه از طرف او حرف&amp;zwnj;هایی را برای اهداف خاص خود به خبرنگاران ارائه داده&amp;zwnj;اند که منظور واقعی آیت&amp;zwnj;الله خمینی نبوده است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;عملکردهای عمومی اعضای شورای انقلاب&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جلسات شورای انقلاب در تمامی عمر ۲۱ ماهه آن، بین آبان ۵۷ تا آخر تیر ۵۹، به صورت مخفی برگزار می&amp;zwnj;شد. شماری از اعضای شورای انقلاب، بعد از خاتمه کار آن شورا، در مورد نحوه تشکیل و عملکرد اعضای آن، اطلاعات مهمی را منتشر کرده&amp;zwnj;اند. شرح آقای بنی&amp;zwnj;صدر در مورد نحوه انتخاب و عملکرد اعضای شورای انقلاب که در ابتدای این بخش آمد، یکی از آن مورد&amp;zwnj;ها است. تعداد دیگری از اعضای شورای انقلاب هم در مورد نحوه تشکیل و عملکرد آن مطالب جالبی نوشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;500&quot; height=&quot;72&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tajrobeh-76.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرح آقای بنی&amp;zwnj;صدر در مورد شورای انقلاب شامل دو نکته مهم است: نکته مهم اول این است که تمامی اعضای شورای انقلاب توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی &amp;laquo;تعیین&amp;raquo; شدند. اهمیت این نکته در آن است که برخی افراد بی&amp;zwnj;اطلاع در مورد تاریخ اخیر ایران، در تکلیف&amp;zwnj;های دانشجویی خود، به این توهم دامن زده&amp;zwnj;اند که انتخاب اعضای شورای انقلاب به&amp;zwnj;طور مستقل از طرف آیت&amp;zwnj;الله مطهری صورت می&amp;zwnj;گرفت و اعضای شورای انقلاب در مقابل آیت&amp;zwnj;الله خمینی استقلال رای داشتند. روایت آقای بنی&amp;zwnj;صدر و نیز روایت&amp;zwnj;های اعضای دیگر آن شورا نشان می&amp;zwnj;دهند تمامی اعضای شورای انقلاب، بدون استثنا، توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی تعیین و منصوب شدند و از این نظر همگی کارگزاران اجرایی او بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع &amp;laquo;نحوه عملکردهای&amp;raquo; اعضای آن شورا نکته مهم دوم در آن روایت بنی&amp;zwnj;صدر است. با کنار هم گذاشتن قطعات اطلاعات از منابع مختلف دیده می&amp;zwnj;شود که اعضای شورای انقلاب، با وجود برخی اختلاف نظرهای شخصی و رقابت&amp;zwnj;های فردی بر سر قدرت، در مجموع عملکردی مشابه داشتند. منابع موجود، به عنوان شاهد، نشان می&amp;zwnj;دهند که هیچیک از اعضای شورای انقلاب، در تمامی دوران عملکرد آن، در اعتراض به شیوه عملکرد عمومی اعضای دیگر آن شورا استعفا نداد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اعضای خودمحور شورای انقلاب در خاطرات بعدی خود سعی کرده&amp;zwnj;اند نقش خویش در شورای انقلاب را از نظر دانایی، شجاعت یا اعتقاد به اصول آزادی متفاوت از بقیه اعضا نشان بدهند. بررسی&amp;zwnj;های تطبیقی چنین ادعاهایی را تایید نمی&amp;zwnj;کنند. برای بررسی صحت روایت افراد از عملکردهای ویژه خود در جلسه&amp;zwnj;های مخفی شورای انقلاب می&amp;zwnj;توان از بررسی تطبیقی عملکردهای علنی همان افراد استفاده کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای مثال افرادی که در مورد رفتارهای علنی خود در منظر عمومی داستان&amp;zwnj;های نادرست در جهت توجیه عملکردهای بعدی خود ارائه داده&amp;zwnj;اند، طبیعتاً در مورد ادعای عملکردهای خاص در جلسه های مخفی شورای انقلاب هم می توانند مشابه عمل کرده باشند. با یک بررسی تطبیقی دیده می&amp;zwnj;شود چنین افرادی می&amp;zwnj;توانند در جهت ارائه تصویری مناسب از خود، داستان&amp;zwnj;های نادرست پیرامون عملکرد خویش در جلسات مخفی شورای انقلاب ارائه بدهند. به طوری که در بخش&amp;zwnj;های قبلی ملاحظه شد در نیمه آبان سال ۱۳۵۸ شورای انقلاب تمامی ساختار دولت را در خود جذب کرد و به صورت حلقه بسته قدرت درآمد. با مطالعه شرح آقای بنی&amp;zwnj;صدر، در مورد نحوه تشکیل و رویه&amp;zwnj;های عملکرد اعضای شورای انقلاب، چند سوال مطرح می&amp;zwnj;شود: آیا تشکیل و عملکرد شورای انقلاب به عنوان حلقه بسته قدرت را باید به مثابه آزادی/ توحید یا به عنوان زور/ سلطه طبقه&amp;zwnj;بندی کرد؟ توجیه عضویت طولانی در این شورا برای افرادی که داعیه آزادگی و استقلال داشته&amp;zwnj;اند و مخالفان خود را به پیروی زور و سلطه بر دیگران متهم کرده و آنان را قدرت&amp;zwnj;مدار خوانده&amp;zwnj;اند، چه می&amp;zwnj;توانسته باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;سابقه تاسیس شورای انقلاب- آبان ۵۷&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه اعلام رسمی تشکیل شورای انقلاب در ۲۳ دی ۱۳۵۷ صورت گرفت، ولی تاسیس شورای انقلاب در عمل به نیمه اول پاییز ۵۷ برمی&amp;zwnj;گردد؛ دورانی که شاه هنوز در کاخ نیاوران در شمال تهران مستقر بود و آیت&amp;zwnj;الله خمینی پس از ترک شهر نجف در عراق تازه در نوفل&amp;zwnj;لوشاتو، شهرکی در شمال پاریس، ساکن شده بود. این&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دورانی است که انقلاب وارد فاز نهایی خود شد که تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ادامه یافت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان پاییز سال ۱۳۵۷ برای عملکرد خود موقعیتی فراقانونی به وجود آورد. به این معنی که عملکر آیت&amp;zwnj;الله خمینی به صورتی بود که قانون از رویه&amp;zwnj;های او پیروی می&amp;zwnj;کرد و نه برعکس آن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آبان سال ۱۳۵۷ آیت&amp;zwnj;الله خمینی آقای مرتضی مطهری را به تشکیل مقدمات شورای انقلاب در تهران &amp;laquo;مامور کرد&amp;raquo;؛ در حالی که تا آن زمان هیچ قانون یا رویه&amp;zwnj;ای برای تشکیل شورای انقلاب وجود نداشت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی شورای انقلاب را تشکیل داد تا ابزار دستش باشد. او شورای انقلاب را تشکیل نداد تا ناظری بر کارهایش یا آقا بالاسری برای تصمیم&amp;zwnj;هایش به وجود آورد. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد &amp;laquo;فرایند تشکیل شورای انقلاب&amp;raquo;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/10/post_132.html&quot;&gt;این&amp;zwnj;جا&lt;/a&gt;&amp;nbsp;را کلیک کنید.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
آیت&amp;zwnj;الله خمینی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;گونه که در متن اعلامیه تشکیل شورای انقلاب هم نوشته است روش انتخاب اعضای شورای انقلاب را &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; خود می&amp;zwnj;دانست. موضوع حقوق شرعی خاص مرجع تقلید (فقیه) یکی از پایه&amp;zwnj;های &amp;laquo;مکتب اصولی&amp;raquo; است که ظرف ۲۰۰ سال گذشته نظریه مسلط در شیعه دوازده امامی (امامیه) در کشورهای شیعه شامل ایران، عراق و لبنان بوده است. موضوع حق شرعی فقیه و عملکرد مرجع تقلید موضوعی بسیار مهم در مکتب اصولی شیعه امامی است. اگرچه متفکران مکتب اصولی با یکدیگر در مورد &amp;laquo;دامنه&amp;raquo; اجرایی حق شرعی مرجع تقلید (فقیه) اختلاف نظر دارند، ولی وجود حقوق شرعی برای مرجع تقلید مورد قبول عمومی آن&amp;zwnj;ها است. بررسی تطبیقی دامنه حق شرعی مرجع تقلید (فقیه) از نظر متفکران متفاوت مکتب اصولی جزو هدف&amp;zwnj;های این نوشته نیست. در این&amp;zwnj;جا باید اضافه کنم که هدف این نوشته بررسی درستی یا نادرستی حق شرعی فقیه نیست. این&amp;zwnj;ها موضوع&amp;zwnj;های بسیار مهمی هستند و هریک احتیاج به نوشته&amp;zwnj;های مستقلی دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عملکرد گروه سه نفره مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس- پاییز ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک گروه سه&amp;zwnj;نفره، در میان افرادی که از ابتدای دوران اقامت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس (نوفل لوشاتو) به او خدمت می&amp;zwnj;کردند، در پاییز ۵۷ مشهور شد. این گروه شامل آقایان ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، ابراهیم یزدی و صادق قطب&amp;zwnj;زاده بود. اعضای این گروه سه نفره (با وجود رقابت&amp;zwnj;های پیوسته با یکدیگر) رویه&amp;zwnj;هایی مجزا از دیگر اطرافیان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس داشتند که سبب شد در منابع متعدد از آن&amp;zwnj;ها به عنوان یک گروه نام برده شود. برای مثال می&amp;zwnj;توان از حسن حبیبی و صادق طباطبایی نوشت که آن&amp;zwnj;ها هم در پاییز سال ۵۷ جز گروه همراهان در خدمت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس بودند؛ ولی در هیچ نوشته&amp;zwnj;ای از آن&amp;zwnj;ها، به عنوان افراد وابسته آن گروه سه نفره ذکر نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بارزترین نقش افراد آن گروه سه نفره (بنی&amp;zwnj;صدر، یزدی وقطب&amp;zwnj;زاده) در دوران پاریس ایفای نقش مترجمی در خلال مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی با خبرنگاران خارجی بود. نوشته&amp;zwnj;های موجود نشان می&amp;zwnj;دهد که این گروه سه نفره از همان پاییز ۵۷ باهم رقابت داشتند. اعضای این گروه، علاوه بر نقش مترجمی، به صورت فردی و جمعی فعالیت&amp;zwnj;های دیگری هم کردند. عملکرد پیچیده افراد این گروه سه نفره در تظاهر به نزدیکی بیشتر به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نوشته&amp;zwnj;های متعددی منعکس شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پاییز سال ۱۳۵۷ تمامی اعضای شورای انقلاب، ساکن در ایران بودند. به این صورت تا زمانی که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس مستفر بود، هیچ یک از اعضای آن گروه سه نفره به عضویت در شورای انقلاب معین نشد.(مرجع: کتاب درس تجربه: صفحه ۷۵} پس از بازگشت آیت&amp;zwnj;الله خمینی به ایران هر سه نفر خیلی سریع به عضویت در شورای انقلاب یا پست&amp;zwnj;های کلیدی دیگر تعیین شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقاله احمد رافت درباره نقش مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی- ۱۶ فروردین ۱۳۹۰&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با توجه به این&amp;zwnj;که حکم/ فرمان تشکیل شورای انقلاب در روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ در صفحه اول کیهان هم چاپ شده بود و متن آن انتشار عمومی داشته، واضح است گروه سه نفره مترجمان او در فرانسه در جریان اهمیت موضوع نقش &amp;laquo;حق شرعی&amp;raquo; برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی باهدف تشکیل شورای انقلاب به عنوان اولین مرحله از ایجاد حکومت اسلامی بوده&amp;zwnj;اند. به اضافه آن&amp;zwnj;که آقای بنی&amp;zwnj;صدر (یکی از اعضای&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان گروه سه نفره مترجمان) حتی از سال ۱۳۴۹ از نقش کلیدی ولایت فقیه در متن کتاب &amp;laquo;حکومت اسلامی&amp;raquo; مطلع بوده و او در سال ۱۳۵۲ هم در کتاب &amp;laquo;اصول پایه و ضابطه&amp;zwnj;های حکومت اسلامی&amp;raquo; به این موضوع تصریح کرده است. در این مورد به بخش انقلاب فرهنگی مراجعه کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این وجود این تصویری نبود که مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در آن زمان به جهانیان ارائه می&amp;zwnj;دادند. احمد رافت در مقاله&amp;zwnj;ای که در فروردین سال ۱۳۹۰ منتشر شده است به واگویی آن دوران پرداخته است. برای دسترسی به مقاله نوشته احمد رافت&lt;a href=&quot;http://www.khodnevis.org/index.php?news=12105&quot;&gt;&amp;nbsp;اینجا&lt;/a&gt;&amp;nbsp;را کلیک کنید.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این مقاله اخیر احمد رافت که در آن زمان خود روزنامه&amp;zwnj;نگاری مقیم اروپا بوده است، نقل می&amp;zwnj;کند که افرادی به&amp;zwnj;خصوص در آن زمان نگذاشتند واقعیت حرف&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی از طریق رسانه&amp;zwnj;ها به مردم برسد. احمد رافت می&amp;zwnj;گوید گروه مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس از ما می&amp;zwnj;خواستند که همان حرف&amp;zwnj;های آقای خمینی را ترجمه نکنیم؛ بلکه ترجمه&amp;zwnj;ای که این آقایان یا مترجمان این آقایان به زبان خارجی می&amp;zwnj;گذاشتند را مخابره کنیم. یک بار یک خانم خبرنگار ایتالیایی از آقای خمینی پرسید اگر شما به ایران برگردید و حکومت را به دست بگیرید، سیاست&amp;zwnj;های&amp;zwnj;تان در مورد زنان چه خواهد بود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
آقای خمینی گفت: &amp;laquo;در اسلام موقعیت زنان مشخص شده.&amp;raquo; مترجم این گفته را ترجمه کرد: &amp;laquo;آن چه خواست مردم ایران باشد.&amp;raquo; ... شخص دیگری که در آن دوران نقش مترجمی را برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی داشت، به روایت احمد رافت، در همین رابطه گفت: &amp;laquo;ما نمی توانستیم بگذاریم آقای خمینی هر چه دلش می&amp;zwnj;خواست بگوید.&amp;raquo; به تعبیر احمد رافت آن شخص &amp;laquo;اعتراف کرد که صحبت&amp;zwnj;های آقای خمینی به نوع دیگری متناسب با خواست جامعه بین&amp;zwnj;المللی ترجمه شد.&amp;raquo; برای شرح کامل نوشتار مقاله احمد رافت در این موردها به خود مقاله مراجعه کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقش مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس به گفته خودشان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای بنی&amp;zwnj;صدر در صفحه ۵۸ چاپ دیجیتال کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo; که در سال ۱۳۸۰ منتشر شد، نکته&amp;zwnj;ای را در پیوند با نحوه ترجمه مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی گفته است که در واقع شاهد مقاله احمد رافت است که به تازگی منتشر شده است. بنی&amp;zwnj;صدر در مورد اولین ملاقات بین خبرنگار روزنامه لوموند و آیت&amp;zwnj;الله خمینی اظهار داشته است: &amp;laquo;این هیات {از روزنامه لوموند} که عازم عراق بود و از آن جا به نجف رفت. این طور عمل کردیم و گفتیم، شما سوالات خود را بدهید و برای این که ایشان حاضر شود، ما این سوالات را قبلا برای او می فرستیم و اگر مناسب دانست و موافقت کرد، مصاحبه خواهد کرد. ما این سوالات را گرفتیم و جواب ها را هم خودمان در پاریس تهیه کردیم که یکی از آن سوالات این است که حکومت مورد توجه شما چیست؟ ما هم در جواب نوشتیم یعنی از قول آقای خمینی که ما حکومت ملی می&amp;zwnj;خواهیم به معنای این که حکومتی باشد بر پایه آزادی و استقلال. بدین&amp;zwnj;ترتیب، وقتی آن هیات خبرنگاران رفتند به نجف، او چون حالا سوال&amp;zwnj;ها و جواب&amp;zwnj;ها دستش بود، پذیرفت که مصاحبه کند.&amp;raquo; در این صورت اگر کسی به نوشته آن مصاحبه مرجع (رفرنس) بدهد باید در نظر بگیرد که این متن &amp;laquo;ما حکومت ملی می&amp;zwnj;خواهیم&amp;raquo; نقطه&amp;zwnj;نظر خاص آن مترجم به نقل قول فرضی از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img width=&quot;500&quot; height=&quot;129&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tajrobeh-58.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با کنار هم گذاشتن دو نوشته احمد رافت و ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، اینک تصویر بهتری از نقش مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس به دست می&amp;zwnj;آید. به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود جواب&amp;zwnj;هایی که مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی از طرف او به خبرنگاران خارجی ارائه می&amp;zwnj;دادند، منظور واقعی آیت&amp;zwnj;الله خمینی نبوده است؛ بلکه جواب&amp;zwnj;های دلخواه آن مترجمان بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمونه علنی روش ترجمه دوگانه متن را می&amp;zwnj;توان در مصاحبه کوتاه با آیت&amp;zwnj;الله خمینی در هواپیمای ایرفرانس قبل از رسیدن به تهران دید. خبرنگار از او پرسید: &amp;laquo;اینک که بعد از ۱۵ سال تبعید به میهن برمی&amp;zwnj;گردید چه احساسی دارید؟&amp;raquo; آیت&amp;zwnj;الله خمینی هم فقط یک کلمه گفت: &amp;laquo;هیچ&amp;zwnj;چی.&amp;raquo; صادق قطب&amp;zwnj;زاده که در این زمان مترجم بود صحبت او را به درستی ترجمه نکرد، بلکه با حاضر جوابی خاص خود، صحبت آیت&amp;zwnj;الله خمینی را به صورت زیر ترجمه کرد: &amp;laquo;او اظهار نظری نمی&amp;zwnj;کند .&amp;raquo;[1] تفاوت &amp;laquo;هیچ چی&amp;raquo; با &amp;laquo;او اظهار نظری نمی کند&amp;raquo; آشکار است. این نحوه دگرگونه ترجمه در منظر علنی اتفاق می&amp;zwnj;افتد. می&amp;zwnj;توان تصور کرد که اختلاف جواب&amp;zwnj;ها در شرایط غیر علنی تا چه مقدار می توانسته باشد. برای دیدن آن مصاحبه در هواپیما&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=ZPpB-r5mMCI&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;&amp;nbsp;کلیک کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این رویه منحصر به قطب&amp;zwnj;زاده نبود و به گفته آقای بنی&amp;zwnj;صدر در صفحه ۵۸ کتاب درس تجربه، دیگر مترجمان او در پاریس هم از همین رویه پیگیری می&amp;zwnj;کردند.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان طوری که آقای بنی&amp;zwnj;صدر در کتاب &amp;laquo;درس تجربه&amp;raquo; نشان داده است، مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی در دوران پاریس، با این استدلال که او با زبان خارجی آشنا نیست، ابتدا پرسش&amp;zwnj;های خبرنگاران را به دست می&amp;zwnj;آوردند. بعد جواب آن&amp;zwnj;ها را به نحو مطلوب خود، ولی در ظاهر از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی تهیه می&amp;zwnj;کردند. در مرحله سوم جواب&amp;zwnj;های مطلوب خود را از قول آیت&amp;zwnj;الله خمینی برای&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خبرنگاران &amp;laquo;تظاهر به ترجمه&amp;raquo; می&amp;zwnj;کردند. اضافه بر این، حتی پرسش&amp;zwnj;های خاص خود را به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خبرنگاران ارائه می&amp;zwnj;دادند و در مرحله بعد جواب&amp;zwnj;های مطلوب خود را از قول آیت&amp;zwnj;الله خمینی می&amp;zwnj;نوشتند. نمونه چنین موردهایی در صفحه ۶۷ کتاب درس تجربه توضیح داده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به این ترتیب با جمع کردن دو نوشته رافت و بنی صدر آشکار می شود که به واقع این گروه سه نفره فقط نقش مترجمی را برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی انجام نمی&amp;zwnj;دادند. بلکه هر یک از آن سه نفر در عمل نیت&amp;zwnj;ها و هدف&amp;zwnj;های خاص خود را دنبال می&amp;zwnj;کردند و در نهایت برنامه&amp;zwnj;های خودشان را در سخنان آیت&amp;zwnj;الله خمینی می&amp;zwnj;گنجاندند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ترجمه&amp;zwnj;های دوگانه و ولایت مورد نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با وجود آن که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در متن حکم تشکیل شورای انقلاب به نقش حق شرعی (پایه نظریه ولایت فقیه) تاکید داشته است، ولی یکی از این موارد ادعایی این است که آیت&amp;zwnj;الله خمینی در زمان اقامت در پاریس در پی ولایت جمهور بوده است. این ادعا فقط از طرف جریانی خاص صورت می&amp;zwnj;گیرد. با عنایت به بخش&amp;zwnj;های قبل اینک قطعات این معمای تاریخی کنار هم آمده&amp;zwnj;اند و نشان می&amp;zwnj;دهند آیت&amp;zwnj;الله خمینی در نجف به دنبال ولایت فقیه بود و در پاریس هم در این نظر تغییری نداده بود. او بعد از بازگشت به ایران هم همان خط ولایت فقیه را دنبال می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان رویه&amp;zwnj;های مشکوک در پاریس در طی پاییز و زمستان ۵۷ هنوز هم ادامه دارد. این افراد به این ترتیب برای توجیه برنامه&amp;zwnj;های حال خود به صحبت&amp;zwnj;هایی استناد می&amp;zwnj;کنند که قبلاً خود&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان صحبت&amp;zwnj;ها را در ظاهر از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی ترجمه کردند؛ ولی اینک آشکار است آن صحبت&amp;zwnj;ها به واقع منظور آیت&amp;zwnj;الله خمینی نبوده است بلکه نظرات خاص خود&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان افراد است. یکی از این موارد&amp;zwnj; استناد نادرست به حرف&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس در مورد ولایت جمهور است.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطوری که در ابتدا در متن حکم تشکیل شورای انقلاب دیدیم آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس هم به دنبال اعمال &amp;laquo;حق شرعی فقیه&amp;raquo; بود. او در آن حکم حتی کوچک&amp;zwnj;ترین اشاره&amp;zwnj;ای به ولایت جمهور یا چیزی شبیه با آن نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با ترکیب نوشته&amp;zwnj;های بنی صدر و رافت آشکار می&amp;zwnj;شود که به عملکرد خاص آن گروه سه نفره در دوران اقامت آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس فقط عنوان ترجمه اطلاق نمی&amp;zwnj;شود و باید واژه&amp;zwnj;های دیگری برای آن یافت. گروه سه نفره، با عملکردهای علنی و غیر علنی و خاص خود، سرنوشتی بسیار عجیب و تقریباً مشابه را طی کردند. هر سه نفر به رشدی نجومی در داخل ساختار جمهوری اسلامی دست یافتند ولی هیچ یک عاقبت به خیر نشدند. به زبان ساده، سرنوشت هر سه نفر این درس تاریخی را تکرار کرد که عاقبت توطئه کردن خود دچار توطئه شدن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استناد به آن ترجمه&amp;zwnj;های دوگانه از صحبت&amp;zwnj;های منسوب به آیت&amp;zwnj;الله خمینی تا به امروز ادامه یافته است و افراد فعال باقیمانده از آن گروه سه نفره هنوز هم همان رویه&amp;zwnj;های دوگانه را دنبال می&amp;zwnj;کنند. این افراد هنوز به ترجمه&amp;zwnj;های دوگانه از صحبت&amp;zwnj;های منسوب به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس، در جهت اهداف خود، استناد می&amp;zwnj;کنند. با بازنگری صحبت&amp;zwnj;های رافت و بنی&amp;zwnj;صدر مشخص می&amp;zwnj;شود که این استنادهای منسوب به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در خلال مصاحبه با خبرنگاران خارجی به واقع نیات فعلی خودشان است؛ ولی آن حرف&amp;zwnj;ها را از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی نقل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زنان در پوشیدن چادر مختارند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک بررسی دقیق از مقایسه متن مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی در زمان اقامت او در پاریس با خبرنگاران خارجی و خبرنگاران فارسی&amp;zwnj;زبان هم نکات تازه&amp;zwnj;ای را روشن می&amp;zwnj;کند. در مصاحبه های فارسی، چون جواب&amp;zwnj;ها از فیلتر مترجمان نمی&amp;zwnj;گذشتند، جواب&amp;zwnj;ها صریح و به واقعیت&amp;zwnj;های فکری او بسیار نزدیک&amp;zwnj;تر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;توان به مصاحبه خبرنگار کیهان در روز اول بهمن 57 (صفحه سوم) اشاره کرد: &amp;laquo;امام خمینی: زنان در پوشیدن چادر مختارند.&amp;raquo; عین متن مطلب: &amp;laquo;در مورد این سوال که آیا در جمهوری اسلامی آینده ایران پوشیدن چادر برای زنان اجباری خواهد بود یا نه، امام خمینی جواب داد: &amp;quot;زن مسلمان به دلیل تربیت اسلامی خود پوشیدن چادر را انتخاب کرده است. در آینده زنان آزاد خواهند بود که در این&amp;zwnj;باره خود تصمیم بگیرند. ما فقط لباس&amp;zwnj;های جلف را ممنوع خواهیم کرد&amp;quot;.&amp;raquo; به طوری که ملاحظه می کنید در این مصاحبه صحبتی از &amp;laquo;اختیاری بودن حجاب&amp;raquo; نشده است، صحبت بر سر &amp;laquo;اختیاری بودن چادر&amp;raquo; شده است. تفاوت بین این دو موضوع در زبان فارسی واضح است. در این مورد چون جواب آیت&amp;zwnj;الله خمینی از فیلتر مترجمان او نگذشت آن&amp;zwnj;ها نتوانستند جواب را به صورت &amp;laquo;زنان در پوشیدن حجاب مختارند&amp;raquo; ترجمه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از مترجمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی گفته است که او در اسفند 57 به قم می&amp;zwnj;رود تا از او بخواهد به قول خویش در پاریس در مورد &amp;laquo;اختیاری بودن حجاب&amp;raquo; وفادار بماند. این ادعایی ثابت نشده باقی مانده است؛ ولی حتی با فرض درستی آن نیز می&amp;zwnj;توان حدس زد که احتمالا آیت&amp;zwnj;الله خمینی به آن مترجم گوشزد کرده که در پاریس تنها گفته است: &amp;laquo;زنان در پوشیدن چادر مختارتند.&amp;raquo; آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس در مورد &amp;laquo;اختیاری بودن حجاب&amp;raquo; صحبتی نکرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تفاوت ترجمه ها در پاریس و در تهران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی در تهران هم تعدادی مصاحبه با خبرنگاران خارجی انجام داد. بعد از اقامت او در تهران انحصار ترجمه هم از آن گروه سه نفره خارج و رویه مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی هم عوض شد. بررسی مصاحبه&amp;zwnj;های او در تهران نکات تازه&amp;zwnj;ای را روشن می&amp;zwnj;کند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مصاحبه&amp;zwnj;هایی که در ایران انجام شد نظرات خود را صریح بیان کرده است. با این اطلاعات اینک می&amp;zwnj;توان موضوع اختلاف متن مصاحبه&amp;zwnj;های او در پاریس و تهران را از نگاهی تازه بررسی کرد. مترجمان او در تهران، برخلاف پاریس، آشکارا محدود به یک گروه کوچک (سه نفره) نبود که جواب&amp;zwnj;های منسوب به او را خودشان می&amp;zwnj;بریدند و خودشان می&amp;zwnj;دوختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تعدادی افراد در سال&amp;zwnj;های اخیر از متن مصاحبه&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی در دوران اقامت او در پاریس جدول&amp;zwnj;های مقایسه تهیه کرده&amp;zwnj;اند تا نشان دهند او به آن چه در پاریس گفته بود وفادار نبوده است. این چنین افرادی، ساده&amp;zwnj;انگارانه، نقش مترجمان او آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این زمینه را در نظر نگرفته&amp;zwnj;اند. این افراد، با در نظر گرفتن عامل نقش مترجم، به سادگی متوجه می&amp;zwnj;شوند که جواب&amp;zwnj;های منسوب به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در مصاحبه با خبرنگاران خارجی به واقع تصوری بود که گروه سه نفره مترجمان او در پاریس، هر یک با توجه برنامه&amp;zwnj;های خاص آشکار و پنهان خود، می خواستند به جامعه ارائه بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به&amp;zwnj;طور خلاصه نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی در سفر از نجف به پاریس و در سفر از پاریس به تهران عوض نشده بود. به هر صورت متن حکم/ فرمان تاسیس شورای انقلاب در ۲۳ دی ۱۳۵۷ به فارسی ارائه شد و از فیلتر گروه مترجمان او نگذشت و به این ترتیب آن متن نشانه تفکرات شخصی آیت&amp;zwnj;الله خمینی و نه نظر مترجمان او بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ملاقاتی که در پاریس صورت نگرفت- ۸ بهمن ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از رخدادهای مهم دوران انقلاب ملاقاتی بود که در روز ۸ بهمن ۵۷ در پاریس صورت نگرفت. مهندس بازرگان و آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (از طرف شورای انقلاب مقیم تهران) در هفته اول بهمن ۵۷زمینه یک ملاقات شخصی بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار (آخرین نخست&amp;zwnj;وزیر شاه) را فراهم کرده بودند. بر مبنای این توافق اولیه، قرار شده بود شاپور بختیار در روز هشتم بهمن ۵۷ به پاریس برود و با آیت&amp;zwnj;الله خمینی به&amp;zwnj;طور شخصی ملاقات کند. این ملاقات در عمل صورت نگرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سابقه آشنایی بازرگان و بختیار به مبارزه&amp;zwnj;های جبهه ملی در دهه ۱۳۳۰ برمی&amp;zwnj;گردد؛ ولی بازرگان و بختیار در دو طرف طیف جبهه ملی قرار داشتند. بازرگان وابسته به جناح مذهبی و بختیار در بخش دیگر جبهه ملی فعال بود. این دو جناح جبهه ملی اختلاف&amp;zwnj;های زیاد در ایدئولوژی و عملکرد سیاسی خود داشتند، ولی این دو جناح&amp;zwnj; جبهه ملی، با وجود اختلاف نظر&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان، در مخالفت با جناح&amp;zwnj;های چپ و دموکرات، با هم هم&amp;zwnj;نظر بودند. به نظر می&amp;zwnj;رسد کوشش بازرگان در تشکیل ملاقات بین شاپور بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی نیز حول قسمت هم&amp;zwnj;نظری آن دو جناح جبهه ملی در مقابله با جناح چپ و دموکرات ایران صورت گرفت. ابراهیم نبوی و سعید بشیرتاش در مجموعه نوشته &amp;laquo;روزشمار انقلاب&amp;raquo; (منتشر شده در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه- هفتم بهمن) نوشته&amp;zwnj;اند: &amp;laquo;بختیار مجدداً از طریق مهندس بازرگان از شورای انقلاب خواست که سریعاً به بسته پیشنهادی او پاسخ بدهند و اعلام می&amp;zwnj;کند که اگر با بسته پیشنهادی او موافقت نشود، اوضاع وخیم&amp;zwnj;تر شده و با نفوذی که چپی&amp;zwnj;ها پیدا کرده&amp;zwnj;اند مملکت رو به نابودی می&amp;zwnj;رود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاپور بختیار، به عنوان مقدمه این ملاقات، نامه&amp;zwnj;ای برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرستاد که متن کامل آن در روزنامه&amp;zwnj;ها هم منتشر شد. در بخشی از آن نامه بختیار اظهار کرد: &amp;laquo;اجازه بفرمایید که هر تغییری در نظام مملکت از راه صحیح و سالم و آرامش بر طبق سنن دموکراتیک مقبول در تمام جهان انجام گیرد. مبادا خدای ناخواسته پس از یک ربع قرن سیطره خودکامگی و درنده&amp;zwnj;خویی مطلق و فساد عام، شامل دوباره گرفتار مصیبتی عمیق&amp;zwnj;تر و بلایی بزرگتر گردیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اطلاعات موجود نشان می&amp;zwnj;دهد که قرار بوده در ملاقات پاریس زمینه&amp;zwnj;های مورد نیاز برای امکان تغییر در نظام سیاسی ایران از طریق مذاکره و مصالحه (ازجمله از طریق انتخابات یا رفراندم) بررسی شود. بر این مبنا به نظر می&amp;zwnj;رسد هدف آن بوده که گروه شورای انقلاب و بازرگان/ بهشتی از یک طرف و شاپور بختیار از طرف دیگر بتوانند در تهران در مورد روش&amp;zwnj;های اجرایی برای انتقال قدرت از طریق مصالحه، مذاکره را ادامه دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برنامه این ملاقات بین بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی بعد از چانه&amp;zwnj;زنی&amp;zwnj;های بسیار در سطح شورای انقلاب (منتخب آیت&amp;zwnj;الله خمینی) و شورای عالی امنیت ملی (دولت بختیار) توافق شد و انتشار علنینامه بختیار به آیتالله خمینی در روزنامه هم به دنبال همین توافق قبلی صورت گرفت. برنامه این ملاقات بین آیتالله خمینی و شاپور بختیار، با وجود سعی بسیار در زمینه سازی و برنامه ریزی آن در ایران، در پاریس متوقف و سپس در آخرین لحظه لغو شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دنبال لغو این ملاقات در روز نهم بهمن سال ۱۳۵۷ ناظران سیاسی و خبرنگاران خارجی شرایط ایران را در مرحله قبل از یک جنگ داخلی ارزیابی کردند. ترجمه این ارزیابی&amp;zwnj;های خبرنگاران خارجی در روزنامه کیهان روز&amp;zwnj;های بعد از ۱۰ بهمن ۱۳۵۸ منتشر شده است. پیشبینی وقوع جنگ داخلی در کمتر از دو هفته و در فاصله روز&amp;zwnj;های ۲۰ تا ۲۲ بهمن با کودتای ناموفق لشکر گارد و قیام خونین بعد از آن صورت گرفت. به این ترتیب یک امکان مهم برای بررسی تغییر در نظام سیاسی ایران با مسالمت و از طریق انتخابات از بین رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع لغو دیدار بین آیت&amp;zwnj;الله خمینی و شاپور بختیار در پاریس در نوشته های متعددی مورد اشاره قرار گرفته است؛ ولی کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo;، نوشته محمد جعفری، آن را به صورت مشروح در چندین صفجه بیان داشته است. محمد جعفری برای مدتی سردبیر و مسئول روزنامه &amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; بود که ابوالحسن بنی صدر صاحب امتیاز آن بود. رابطه دوستانه بین جعفری و بنی صدر به بیشتر از یک دهه قبل از انقلاب می رسد و هنوز ادامه یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمد جعفری، در کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo;، در چندین صفحه (از صفحه ۲۳۰ به بعد)، شرح می دهد که چگونه عملکرد خاص بنی صدر، در رقابت با یزدی (؟)، عضو دیگر گروه سه نفره، که به خط سیاسی بازرگان نزدیک بود، زمینه ای شد که ملاقات برنامه ریزی شده بین آیت لله خمینی و شاپور بختیار در پاریس به هم خورده و در نهایت برنامه این ملاقات مهم در پاریس لغو شود. این مطلب در چندین صفحه است، ولی فقط بخشی از این کتاب به صورت تصویر زیر عرضه می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;422&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/bahman-8-.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خلاصه تصویر صفحه ۲۳۰ کتاب &amp;laquo;پاریس و تحول انقلاب&amp;raquo; به صورت زیر است: &amp;laquo;آقای بنی صدر به فردوسی&amp;zwnj;پور گفت: در صورت پذیرفتن بختیار قبل از استعفا، آقا رفتنی است و بختیار ماندنی.&amp;raquo;... &amp;laquo;این حرکت که راه افتاده است دیگر بر نمی&amp;zwnj;گردد و آقا از آن ترسی نداشته باشند. طوفان در راه است و می&amp;zwnj;رود تا به نتیجه برسد.&amp;raquo;... &amp;laquo;ولی من به او گفتم که به آقا بفرمائید: آقا مرجع تقلید است و هر لحظه نمی&amp;zwnj;تواند نظرش را عوض کند. آخر این مردم نمی&amp;zwnj;گویند که این چه مرجع تقلیدی است که هر لحظه نظرش عوض می&amp;zwnj;شود. آقا که بازیگر سیاسی نیست. مرجع تقلید است.&amp;raquo;... &amp;laquo;حالا که که آن را با فرانس پرس داده&amp;zwnj;اید، خدا خواهی شده است و آنچه که باید بشود شده است.&amp;raquo;... &amp;laquo;آقا گفت حق با بنی صدر است و مردم مرا مرجع قبول دارند و نه سیاستمدار و نمی&amp;zwnj;توانم هر لحظه نظرم را عوض کنم و احمد اضافه می&amp;zwnj;کند که &amp;laquo;خیر همین بوده که انجام شده است.&amp;raquo;&amp;raquo; به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که چگونه با عملکرد خاص بنی صدر (به شرح بالا) ملاقاتی، که قرار بود در پاریس زمینه مذاکرات برای انتقال مسالمت آمیز در ساختار سیاسی را در تهران را به وجود بیاورد، در عمل صورت نگرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;طوفان بعد از ملاقاتی که صورت نگرفت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طوفانی که یکی از شرایط ایجاد آن در روز ۸ بهمن ۵۷ پاریس فراهم آمده بود، دو هفته بعد، در ۲۲ بهمن ۵۷، به مقصد خود در تهران رسید. آن طوفان، که زمینه&amp;zwnj;های متعدد اجرایی آن، برخی از سال ها قبل، مرحله به مرحله فراهم شد بود، در نیمه شب قبل از ۲۲ بهمن ۵۷ با کودتای واحدهای زرهی لشکر گارد آغاز شد. ولی این ستون زرهی با درگیری شدید و خونین در امتداد خیابان تهران نو و زیر گذر میدان فوزیه روبرو شد. قبل از ظهر روز ۲۲ بهمن طوفان در ادامه گسترش خود سراسر شهر تهران را فرا گرفت. تمامی واحدهای نظامی مستقر در شهر تهران در طول روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ طی یک قیام خونین خلع سلاح شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در روز ۲۲ بهمن تعداد زیادی کشته و زخمی شدند. به این ترتیب تغییر در نظام سیاسی ایران نه از طریق انتخابات یا رفراندم، بلکه از طریق یک قیام خونین صورت گرفت. خلع سلاح ارتش در روز ۲۲ بهمن و تبعات آن سبب از هم پاشیدگی ارتش شد که این موضوع خود یکی از عامل&amp;zwnj;هایی شد که زمینه حمله عراق به ایران در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ را فراهم آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای کسانی که به کاربرد نظریه &amp;laquo;پیچدگی &amp;raquo;[2] در عملکردهای اجتماعی و پدیده &amp;laquo; کارکرد بال پروانه &amp;raquo;[3] علاقه&amp;zwnj;مند هستند، داستان ملاقاتی که در روز ۸ بهمن ۵۷ در پاریس صورت نگرفت و تاثیر آن بر روی رخدادهای روزهای ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۵۷ در تهران و ردخدادهای بعد از آن مثل شروع حمله عراق به ایران، روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ می&amp;zwnj;تواند موضوعی بسیار جالب توجه باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پدیده &amp;laquo;کارکرد تاثیر بال پروانه&amp;raquo; در بحث&amp;zwnj;های مربوط به &amp;laquo;پیچیدگی&amp;raquo; نمایانگر وضعیتی، مثل لغو ملاقات برنامه ریزی در روز ۸ بهمن ۵۷ است، که خود موضوع بسیار مهمی نیستند، ولی در روند کلی حرکت یک پدیده پیچیده (مثل انقلاب اجتماعی) می&amp;zwnj;توانند نقشی خاص و بسیار مهم بازی کنند. اصطلاح پدیده بال پروانه ناشی از عبارتی به این صورت است: &amp;laquo;در پدیده&amp;zwnj;های پیچیده، حرکت بال یک پروانه در برزیل می&amp;zwnj;تواند طوفانی را در تگزاس به وجود بیاورد&amp;raquo;. برای اطلاع بیشتر در مورد &amp;laquo;پدیده بال پروانه&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Butterfly_effect&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;&amp;nbsp;را کلیک کنید.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;کندوکاوی در مورد علل لغو ملاقات پاریس در ۸ بهمن ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی صدر در آن گفتگوی شبانه با دفتر آیت&amp;zwnj;الله خمینی در جهت لغو آن ملاقات در پاریس چنین القا کرد که مرجع تقلید نمی تواند نظرش را عوض کند. سوال این است: مگر مرجع تقلید پیغمبر است که نظرات به او وحی شود و او نتواند آن نظر هایش را عوض کند؟ آیا غیر این است که مرجع تقلید هم انسان است و او با توجه به شرایط باید تصمیم گیری عقلایی کند؟ آیا لازمه یک رویه تصمیم گیری درست و عقلایی هم انعطاف در رویه تصمیم گیری نیست؟ این جهت دهی خاص بنی صدر به آیت&amp;zwnj;الله خمینی در جهت توقف ملاقات شخصی بین بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس برای بررسی روش&amp;zwnj;های دستیابی به راه حل مصالحه&amp;zwnj;آمیز برای انتقال قدرت در ایران به چه دلیل بوده است؟ بنی&amp;zwnj;صدر از کجا خبر داشته که با قاطعیت گفته است: &amp;laquo;طوفان در راه است و می&amp;zwnj;رود تا به نتیجه برسد&amp;raquo;؟ آیا این خبر کلیدی به او وحی شده بود؟ یا آن که منبع زمینی دیگری این موضوع را تبیین کرده بود تا بر آن مبنا نقطه نظری خاص به آیت&amp;zwnj;الله خمینی القا شود تا در نهایت آن ملاقات در پاریس لغو شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این نوشته مشخص نمی&amp;zwnj;شود که این حرف بنی&amp;zwnj;صدر که &amp;laquo;آخر این مردم نمی&amp;zwnj;گویند که این چه مرجع تقلیدی است که هر لحظه نظرش عوض می شود&amp;raquo; بر منبای چه نظرسنجی از مردم به دست آمده بود؟ در آن زمان آقای بنی&amp;zwnj;صدر ۱۵ سال بود که خارج از ایران زندگی می&amp;zwnj;کرد. ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر با اطلاق این عنوان که &amp;laquo;آقا مرجع تقلید است و هر لحظه نمی&amp;zwnj;تواند نظرش عوض شود ... &amp;raquo; را به چه انگیره&amp;zwnj;ای مطرح می&amp;zwnj;کند تا نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی را به طرف مطلوب خود (شکست زمینه مذاکرات تهران) جهت بدهد؟ اسم این کار چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیده می&amp;zwnj;شود که رویه&amp;zwnj;ها در دوران پاریس در جهت خط&amp;zwnj;دهی به آیت&amp;zwnj;الله خمینی به طرف نقطه&amp;zwnj;های مشخص چه عمق پنهانی داشته است. بخش آخر نوشته جعفری مبتنی است که &amp;laquo;خدا خواهی شده است و آن چه که باید بشود شده است و خیر همین بود که انجام شده است&amp;raquo;. متن مشخص نمی&amp;zwnj;کند که با خط دهی خاص آقای بنی&amp;zwnj;صدر در جهت لغو امکان بررسی زمینه&amp;zwnj;های انتقال نظام سیاسی، در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت این کار &amp;laquo;به خیر چه کسی یا چه گروهی انجام شد&amp;raquo;؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتایج لغو ملاقات پاریس در ۸ بهمن ۵۷&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لغو ملاقات در پاریس، پس از که آن که بختیار پیشقدم شده بود و آن نامه خود برای تقاضای ملاقات با آیت&amp;zwnj;الله خمینی را منتشر کرده بود، سبب بی اعتمادی شدید بین بختیار و بازرگان شد که این دو نفر از سال&amp;zwnj;های نهضت ملی با هم آشنا بودند. ملاقات لغو شده در پاریس در نهایت به وقفه در مذاکرات مقدماتی دوجانبه بین بختیار و بازرگان/ بهشتی در تهران منجر شد. این وقفه در مذاکرات مقدماتی در تهران بین بختیار و بازرگان/ بهشتی عامل تاخیر در مذاکرات سه&amp;zwnj;جانبه&amp;zwnj;ای شد که قرار بود در تهران بین سه طرف اصلی درگیر در ساختار سیاسی آن زمان یعنی بازرگان/ بهشتی (نمایندگان جناح آیت&amp;zwnj;الله خمینی در ایران)، بختیار (نخست&amp;zwnj;وزیر شاه) و قره&amp;zwnj;باغی/ مقدم/ فردوست (؟) (نمایندگان ارتش شاه) صورت گیرد. سرنوشت نهایی این مذاکرات سه&amp;zwnj;جانبه برای بررسی نحوه انتقال ارتش و دولت شاه به حکومت موقت بازرگان در بخش نهم این مجموعه با عنوان &amp;laquo;دیدار دیرهنگام&amp;raquo; بررسی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;213&quot; height=&quot;338&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/kayhan-19_bahman.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کیهان روز ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ در بالای صحفه اول خبر مذاکرات سه&amp;zwnj;جانبه بین بازرگان، بختیار و ارتش در آینده نزدیک را چاپ کرد. مذاکره&amp;zwnj;ای که قرار بود در هفته بعد از ۱۹ بهمن صورت گیرد، ولی هیچ&amp;zwnj;گاه انجام نشد. در زیر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خبر از قول بختیار نوشت: &amp;laquo;نتیجه رفراندم مخالفان را می&amp;zwnj;پذیرم.&amp;raquo; بختیار حتی در روز ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۷ هنوز به دنبال آن بود که تغییر در ساختار سیاسی را از طریق رفراندم صورت دهد.&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بخش&amp;zwnj;های پنجم تا نهم از این مجموعه دیدیم مذاکره سه جانیه در عمل صورت نگرفت و تغییر نظام سیاسی در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ هم از طریق رفراندم انجام نشد. رفراندمی که در فروردین سال ۱۳۵۸ صورت گرفت نه برای تصمیم&amp;zwnj;گیری در مورد نحوه انتقال نظام سیاسی بلکه در عمل برای پی&amp;zwnj;ریزی حصار اجتماعی و تقسیم جامعه به دو گروه خودی&amp;zwnj;ها و ناخودی صورت گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تاخیر در انجام این مذاکرات سه جانیه یکی از عامل&amp;zwnj;هایی بود که زمینه&amp;zwnj;های عملی برای شروع کودتای لشکر گارد در نیمه شب قبل از ۲۲ بهمن و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت قیام خونین در طول روز ۲۲ بهمن ۵۷ را فراهم آوردند. این روند در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به درگیری مسلحانه در سطح شهر تهران و به از هم پاشیدن واحدهای نظامی مستقر در تهران و توزیع وسیع اسلحه انجامید. نقش از هم پاشیدن ارتش و توزیع وسیع اسلحه (در روز ۲۲ بهمن) در تمامی گذرگاهی کلیدی دوران&amp;zwnj;های بعدی، از جمله حمله عراق به ایران در بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ به خوبی دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب موضوع ملاقاتی که در روز هشتم بهمن ۱۳۵۷ صورت نگرفت در سیر رخدادهای بعدی تاثیری بسیار مهم&amp;zwnj;تر از آن داشت که در آن زمان تصور می&amp;zwnj;شد، داشت. موضوع ملاقاتی که در پاریس صورت نگرفت و نقش تمامی افرادی که در آن دخیل بودند و انگیزه هر یک در نقشی که داشتند احتیاج به یک بررسی مستقل دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پی&amp;zwnj;نوشت:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۱]-Does not make any comment!&lt;br /&gt;
[۲]-Complexity&lt;br /&gt;
[۳]-Butterfly Effect&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بخش&amp;zwnj;های قبلی این سری نوشته در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه به شرح زیر قابل دسترس است:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;بخش هژدهم: جدال بر سر تعیین نخست وزیر &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4478">آیت‌الله مطهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1700">ابراهیم یزدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4022">ابوالحسن بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4480">احمد رافت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8">حجاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4477">شورای انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4479">صادق قطب‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4481">مترجمان آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <pubDate>Sun, 24 Jul 2011 16:32:12 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5666 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جدال بر سر تعیین نخست وزیر-تابستان ۵۹</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش هژدهم از سه روز تاریخساز         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;264&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/photo391_1.jpg?1311525596&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سحاب سپهری-جدال بر سر تعیین نخست&amp;zwnj;وزیر در میانه تابستان سال ۵۹ پیش آمد و سبب شد که اختلاف&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت عمق و شدت بیشتری بگیرند. مجلس اول که در ابتدای تابستان ۵۹ تشکیل شده بود، زمینه را برای جدال جناحی فراهم آورده بود. به این ترتیب انقلاب فرهنگی اول، حادثه طبس، کشف کودتای معروف به نوژه، تشکیل مجلس اول و جدال بر سر تعیین نخستوزیر رخدادهای مهم نیمه اول سال ۵۹ را تشکیل دادند. حمله عراق به ایران و شروع جنگ هشتساله مهمترین رخداد در نیمه دوم سال ۵۹ بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تشکیل مجلس اول- تابستان ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اجازه بدهید به موضوع انتخابات برای مجلس اول برگردیم که به دنبال انتخابات رئیس&amp;zwnj;جمهوری انجام شد. انتخابات مجلس اول، بر اساس مصوبه شورای انقلاب، به صورت دو مرحله&amp;zwnj;ای صورت گرفت. در روش انتخابات دو مرحله&amp;zwnj;ای در مرحله اول کسانی انتخاب می&amp;zwnj;شوند که بیشتر از نیمی از آرا را به دست آورده باشند. افرادی که کمتر از نیمی از آرا را در اختیار دارند مجدداً در انتخابات مرحله دوم شرکت می&amp;zwnj;کنند. اکثریت در انتخابات دو مرحله&amp;zwnj;ای به واقع دوبار رای می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نحوه رای&amp;zwnj;گیری در داخل شورای انقلاب در مورد تصویب دو مرحله&amp;zwnj;ای شدن انتخابات مجلس اول برای جامعه روشن نشد، به این ترتیب مشخص نشد کدام اعضای شورای موافق و کدام مخالف دو مرحله&amp;zwnj;ای کردن انتخابات مجلس اول بودند. در پایان فقط تصمیم نهایی شورای انقلاب در مورد دو مرحله&amp;zwnj;ای بودن آن انتخابات اعلام شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرحله اول انتخابات مجلس در ۲۴ اسفند ۵۸ و مرحله دوم در ۱۹ اردیبهشت ۵۹ انجام شد. روش&amp;zwnj;های آشکار و نهان به کار رفته برای خارج کردن رقبا از صحنه&amp;zwnj; انتخابات بازهم توسعه یافت و در انتخابات مجلس اول در سال ۵۹، به سطح&amp;zwnj;های جدید عملکرد خود رسید. دومرحله&amp;zwnj;ای کردن انتخابات مجلس یکی از آشکار&amp;zwnj;ترین رویه&amp;zwnj;های علنی برای حذف نامزد&amp;zwnj;های مستقل بود، ولی حذف نامزدهای مستقل شامل رویه&amp;zwnj;های دیگری هم می&amp;zwnj;شد. در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت هیچ نماینده&amp;zwnj;ای به غیر از خودی&amp;zwnj;های آن زمان نتوانست وارد مجلس اول شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حزب جمهوری اسلامی در انتخابات مجلس اول با سازماندهی تازه&amp;zwnj;ای وارد میدان شد. سازماندهی جدید حزب جمهوری برای انتخابات مجلس اول (بهمن ۵۸) بسیار با نخستین انتخابات رئیس جمهوری (بهمن ۵۸) متفاوت بود که حزب جمهوری با بی&amp;zwnj;برنامگی کامل مواجه شد. حزب جمهوری و متحدانش توانستند اکثریت نمایندگان مجلس اول را با کمک تمامی رویه&amp;zwnj;های ممکن به دست آورند. ۱۳۰ کرسی از تعداد کل ۲۴۱ کرسی به تصاحب نمایندگان متمایل به حزب جمهوری درآمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اولین جلسه مجلس در روز هفتم خرداد ۱۳۵۹تشکیل شد. درگیری&amp;zwnj;های زیرجناحی در داخل گروه ناهمگن حزب جمهوری و متحدانش برای کنترل هیئت رئیسه مجلس برای به مدت هفت هفته (از روز هفت خرداد تا ۲۹ تیر) ادامه داشت. در روز ۲۹ تیر ۵۹ انتخابات هیئت رئیسه مجلس اول صورت گرفت و اکبر هاشمی (از بنیانگذاران حزب جمهوری) با ۱۴۶ رای از ۲۴۱ رای به عنوان رئیس مجلس انتخاب شد. مورد مشابهی در مجلس خبرگان فقط نصف روز طول کشید، یعنی صبح ۲۸ مرداد مجلس خبرگان تشکیل شد و در بعد از ظهر آن روز انتخابات هیئت رئیسه آن تکمیل شد. این موضوع نشان می&amp;zwnj;داد که در مدت کمتر از یک سال ساختارهای زیر جناحی در گروه سنتی حاکم بر مجلس اول بسیار متفاوت شده بود. شورای انقلاب، با آغاز کار عملی مجلس در روز ۲۹ تیر ۱۳۵۹، به طور رسمی به کار خود خاتمه داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتخاب اکبر هاشمی به عنوان رئیس مجلس و نیز ترکیب هیئت رئیسه نشان داد که مجلس اول، مشابه وضعیت در مجلس خبرگان قانون اساسی، در اختیار جناح سنتی و هنوز در زیر تسلط عمومی حزب جمهوری اسلامی است. هاشمی (از حزب جمهوری اسلامی) رئیس مجلس اول بود؛ وضعیت مجلس اول مشابه مجلس خبرگان بود که آیت&amp;zwnj;الله بهشتی (از حزب جمهوری) کنترل مجلس خبرگان را در اختیار داشت؛ اگر چه او روی کاغذ فقط نایب رئیس آن مجلس بود. آیت&amp;zwnj;الله بهشتی رئیس مجلس اول نبود، ولی او تا زنده بود، نقش اول را در رهبری حزب و سیاست&amp;zwnj;های کلان آن به عهده داشت. با ترور بهشتی در تیر سال ۱۳۶۰ هاشمی در عمل جای بهشتی را در تعدادی از ظرفیت های او گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آشنائی مختصر با اکبر هاشمی رفسنجانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبر هاشمی رفسنجانی (با نام اصلی علی&amp;zwnj;اکبر هاشمی بهرمانی) در سال ۱۳۱۳ در بهرمان (از توابع شهرستان رفسنجان در استان کرمان) متولد شد. پدر او کشاورز و باغدار پسته بود و به این ترتیب اکبر هاشمی در خانواده&amp;zwnj;ای معمم متولد نشده است. او در سال ۱۳۲۷ (در سن ۱۴ سالگی) برای تحصیل علوم دینی به قم رفت. او در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ در کلاس درس حاج&amp;zwnj;آقا روح&amp;zwnj;الله خمینی آن سال&amp;zwnj;ها شرکت کرد و به این ترتیب رابطه&amp;zwnj;ای بسیار عمیق بین این دو نفر به وجود آمد. اکبر هاشمی بعد از تبعید آیت&amp;zwnj;الله خمینی در سال ۱۳۴۲ با او در ارتباط بود که حاصل آن چندین مورد دستگیری و بازجویی توسط ساواک بود. هاشمی، در دوران قبل از انقلاب، در مجموع بیشتر از چهار سال را در زندان&amp;zwnj;های شاه گذرانید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;182&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/hashemi_3.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هاشمی در پاییز سال ۱۳۵۷ از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عنوان یکی از پنج عضو بنیانگذار شورای انقلاب تعیین شد. تمامی اعضای بنیانگذار شورای انقلاب که به طور مخفی عمل می&amp;zwnj;کرد، در ایران زندگی می&amp;zwnj;کردند. آیت&amp;zwnj;الله مطهری در آن دوران رئیس شورای انقلاب بود. پیشنهاد عضویت افراد جدید برای توسعه شورای انقلاب که در ماه&amp;zwnj;های بعد صورت گرفت، از طریق همین گروه پنج نفره جهت تصویب نهایی آیت&amp;zwnj;الله خمینی ارائه می&amp;zwnj;شد. به این ترتیب عضویت در شورای انقلاب زمینه عملکرد گسترده&amp;zwnj;ای برای هاشمی در روند انقلاب را به وجود آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هاشمی در عین حال یکی از پنج عضو بنیانگذار حزب جمهوری اسلامی در آخر بهمن ۱۳۵۷ نیز بود. آیت&amp;zwnj;الله بهشتی در حزب جمهوری نقش رهبری را به عهده داشت. شورای انقلاب و دولت موقت در تیر سال ۱۳۵۸ در هم تنیدند. بر این مبنا پنج عضو شورای انقلاب به عنوان معاون وزیر به دولت موقت پیوستند. این فرایندی برای کارآموزی پست وزارت برای اعضای شورای انقلاب بود. به این ترتیب اکبر هاشمی درتیر ۱۳۵۸ معاون وزیر کشور شد. هاشمی در مرحله بعد خود وزیر کشور شد. هاشمی تا پایان کار شورای انقلاب در آخر تیر ۱۳۵۹ در آن فعال بود. او در شورای انقلاب به عنوان عضوی از جناح اکثریت (جناح اول) زیر رهبری آیت&amp;zwnj;الله بهشتی عمل می&amp;zwnj;کرد. هاشمی در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی شرکت نکرد، ولی در انتخابات مجلس اول شرکت کرد و برنده شد. او سپس به عنوان رئیس مجلس اول انتخاب شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گروه&amp;zwnj;های موافق و مخالف قانونی در مجلس اول- ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۰&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نظام&amp;zwnj;های پارلمانی معمول است که نمایندگان مجلس به دو گروه اصلی &amp;laquo;موافق&amp;raquo; و &amp;laquo;مخالف قانونی (اپوزیسیون)&amp;raquo; تقسیم می&amp;zwnj;شوند. گروه اول به طور معمول در اکثریت عددی قرار دارد و هیئت رئیسه مجلس را کنترل می&amp;zwnj;کند. گروه اول از دولت وقت حمایت می کند. گروه دوم در اقلیت عددی قرار دارد و با دولت وقت موافق نیست. گروه دوم به طور معمول مخالف نام برده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبر هاشمی (از حزب جمهوری) در مجلس اول رهبر گروه اکثریت و رئیس مجلس بود. متحدان حزب جمهوری در مجلس اول شامل طیف وسیعی از جمله نیروهای سنتی مذهبی، افراد وابسته یا متمایل به سازمان&amp;zwnj;هایی مثل هیئت&amp;zwnj;های موتلفه، حجتیه و مجاهدین انقلاب اسلامی می&amp;zwnj;شد که کنترل نهادهای جدید نظامی و امنیتی را هم به دست آورده بودند. باید توجه داشت که در همان دوران بلوک اعضا و هواداران حزب جمهوری در داخل مجلس ساختار موزائیکی داشت؛ ولی آن&amp;zwnj;ها در مقابله با جناح مقابل معمولاً به صورت منسجم عمل می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سازمان نهضت آزادی به رهبری بازرگان در اولین دوره انتخابات مجلس در بهار سال ۱۳۵۹ مجاز به شرکت بود و این سازمان توانست پنج نماینده به مجلس بفرستد که شامل مهدی بازرگان، عزت&amp;zwnj;الله سحابی، هاشم صباغیان، علی اکبر معین فر و ابراهیم یزدی ... بودند. نمایندگان جناح بنی&amp;zwnj;صدر در مجلس فقط شامل احمد سلامتیان و احمد غضنفرپور می&amp;zwnj;شد. این دو گروه کوچک در مجلس اول نقش مخالف قانونی (اوپوزیسیون) را بازی کردند. نمایندگان نهضت آزادی با گروه کوچک نمایندگان طرفدار بنی&amp;zwnj;صدر در مجلس اول فراکسیون مشترک نداشتند. خواهیم دید که گروه کوچک نماینده&amp;zwnj;های طرفدار بنی&amp;zwnj;صدر در مجلس اول در انتهای بهار ۱۳۶۰ به کلی از ساختار حاکمیت حذف شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;وضعیت جناح دوم بعد از تشکیل مجلس اول&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وضعیت جناح دوم (بنی&amp;zwnj;صدر) در مقابل جناح اول (حزب جمهوری)، بعد از تشکیل مجلس و انتخاب هیئت رئیسه آن، در مقایسه با وضعیت آن جناح در دوران شورای انقلاب، نه تنها بهبود پیدا نکرد، بلکه به شدت ضعیف شد. اعضای حزب جمهوری در شورای انقلاب با برتری عددی کمی در اکثریت نسبی بودند؛ در حالی که برتری اعضا و افراد متمایل به حزب جمهوری در مجلس اول واضح و نقش آن&amp;zwnj;ها در هیئت رئیسه مجلس مسلط بود. در این شرایط تعداد نمایندگان طرفدار جناح دوم در مجلس اول از تعداد انگشتان دست هم کمتر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نوشته&amp;zwnj;ها و مصاحبه&amp;zwnj;های متعدد موجود در رابطه با آن دوران نشان می&amp;zwnj;دهند که رهبر جناح دوم انتظار داشت به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان راحتی که انتخابات رئیس جمهوری در بهمن ۵۸ را برده بود، انتخابات مجلس اول را هم ببرد. بر مبنای نوشته&amp;zwnj;های موجود، او در آن زمان انتظار داشت سه چهارم مردم ایران همگی به&amp;zwnj;طور خود به خودی نمایندگانی در خط او را انتخاب کنند. این چنین محاسبه&amp;zwnj;هایی در عمل وقوع نیافت. رهبر جناح دوم تعداد خیلی کم نمایندگان طرفدار خود در مجلس اول را به تقلب انتخاباتی مربوط دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادعای تقلب در انتخابات مجلس اول (اسفند ۵۸ و اردیبهشت ۵۹) در ادامه ادعای دیگری صورت می&amp;zwnj;گرفت که در اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری در بهمن ۵۸، هیچکس گزینش نشده بود و هیچگونه محدودیتی نیز برای نامزدهای انتخاباتی وجود نداشت. همان&amp;zwnj;طور که دیدیم موضوع نحوه اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری بر مبنای عملکرد بدون گزینش ادعایی بی&amp;zwnj;پایه است، بلکه آن انتخابات با گزینش&amp;zwnj;های متعددی همراه بود. ولی از طرف دیگر، تمام انتخابات&amp;zwnj;های قبل از آن، مثل اولین رفراندم در بهار ۵۸ و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، هم از استانداردهای انتخابات&amp;zwnj;های آزاد بر پایه دموکراسی به دور بودند. به این ترتیب دیده می&amp;zwnj;شود که دو ارزیابی بسیار متفاوت در مورد کیفیت انتخابات&amp;zwnj;های رئیس جمهوری (بهمن ۵۸) و مجلس اول (اسفند ۵۸) به عنوان بخشی از رقابت&amp;zwnj;های جناحی صورت گرفته&amp;zwnj;اند. ذکر این نکته&amp;zwnj;ها بدان معنی نیست که ادعای تقلب در انتخابات مجلس اول موجه نبود، بلکه بدان معنی است که نحوه انتخابات مجلس اول استثنایی بر نحوه انتخابات&amp;zwnj;های قبلی نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تشدید اختلاف&amp;zwnj;های جناحی بعد از تشکیل مجلس اول- تابستان ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع سازمان&amp;zwnj;های متفاوت دو جناح که یکی مثل یک ارتش بزرگ و دیگری مثل ارتش یک نفره عمل می کرد، در بخش قبل بررسی شد. حزب جمهوری به رهبری بهشتی جناح اول را تشکیل می&amp;zwnj;داد که مثل یک ارتش منظم گسترده عمل می&amp;zwnj;کرد و بنی&amp;zwnj;صدر جناح دوم را تشکیل می&amp;zwnj;داد که مثل یک ارتش یک نفره عمل می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دنبال تشکیل مجلس اول و تسلط جناح اول (حزب جمهوری و متحدانش) بر آن مجلس، درگیری جناح&amp;zwnj;ها در داخل ساختار قدرت در تابستان سال ۵۹ حاد&amp;zwnj;تر شد. ساختار دو رده&amp;zwnj;ای قدرت، از نیمه پاییز سال ۵۸ و به دنبال سقوط دولت موقت، مسلط شده بود. آیت&amp;zwnj;الله خمینی در رده یکم و در راس ساختار قرار داشت. دوئل قدرت بین دو جناح در رده دوم، به دنبال ادغام دولت در شورای انقلاب در نیمه آبان سال 58، شروع شد و بعد از آن ادامه داشت. درگیری&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت در تابستان ۵۹ هم ناشی از رویه&amp;zwnj;های عملکردی جناح&amp;zwnj;&amp;zwnj;های رده دوم ساختار قدرت بود. اختلاف&amp;zwnj;های جناحی در رده دوم ساختار قدرت به دنبال شروع کار مجلس به صورت قطبی در آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تقابل در داخل ساختار قدرت با تشکیل مجلس اول تشدید شد. جناح اول در عمل کنترل قوه قانونگذاری (از طریق اکبر هاشمی) و قوه قضایی (از طریق آیت&amp;zwnj;الله بهشتی) و بخش&amp;zwnj;های دیگری مثل سپاه، کمیته و دادستانی و دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب را هم در اختیار داشت. جناح دوم در ساختار قدرت شامل ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر می&amp;zwnj;شد که منصب رئیس جمهوری را داشت و در روی کاغد در راس قوه اجرایی بود. هر سه قوه رسمی حکومتی (یعنی قوه&amp;zwnj;های اجرایی، قانونگذاری و قضایی) زیر نظر آیت&amp;zwnj;الله خمینی عمل می&amp;zwnj;کردند که او با فاصله&amp;zwnj;ای بسیار در بالای سر همه آن&amp;zwnj;ها در رده یکم قرار گرفته بود. بنی&amp;zwnj;صدر در همین زمان، به حکم و به نمایندگی از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عنوان فرمانده نیروهای مسلح (قوا) منصوب شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ادامه موازنه تقابلی در درون ساختار قدرت &amp;ndash; تابستان ۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سیاست عمومی آیت&amp;zwnj;الله خمینی آن بود که هر دو جناح رده دوم در داخل ساختار قدرت به حالت موازنه با هم سر کنند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی بر مبنای همین سیاست موازنه تقابلی در بهمن ۵۸ بنی&amp;zwnj;صدر را به فرماندهی کل قوا و آیت&amp;zwnj;الله بهشتی را به ریاست دیوان عالی کشور منصوب کرد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی، با توجه به تسلط و تفوق جناح حزب جمهوری در رده دوم، جناح مقابل آن را هم در جهت ایجاد موازنه تقویت می&amp;zwnj;کرد؛ اگرچه بعد&amp;zwnj;ها رهبر جناح دوم در خاطرات و مصاحبه&amp;zwnj;هایش عکس این شرایط را ترسیم کرده است. موضوع منع آیت&amp;zwnj;الله بهشتی و دیگران از شرکت در انتخابات رئیس جمهوری خود نمونه روشن همین رویه کلی حمایت از جناح دوم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موقعیت جناح دوم در داخل ساختار قدرت بعد از تشکیل مجلس اول به شدت تضعیف شد. برای مثال قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل ۸۹ امکانات زیادی برای استیضاح رئیس جمهور، از طریق تشخیص عدم کفایت سیاسی او، در اختیار مجلس قرار می&amp;zwnj;داد. در قانون اساسی هیچ محدودیتی برای مجلس در تعریف عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور وجود نداشت؛ ولی رهبری مجلس به خوبی آگاه بود که طبق اصل ۱۱۰ در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قانون اساسی، برای عزل رئیس جمهور نیاز به تصویب نهایی آیت&amp;zwnj;الله خمینی دارد. خواهیم دید که تا روز ۲۰ خرداد ۶۰، که آیت&amp;zwnj;الله خمینی از رهبر جناح دوم حمایت مشروط می&amp;zwnj;کرد، مجلس که رهبری آن با اعضای حزب جمهوری بود، اقدامی تعرضی در جهت استفاده از اصل ۸۹ قانون اساسی در جهت برکناری رئیس جمهور وقت را شروع نکرد. خواهیم دید که مجلس حتی روزهای آخر خرداد ۶۰ متوجه تمایل&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی به تداوم موازنه تقابلی در رده دوم بود و سعی کرد موضوع استیضاح را مطابق نظر او مرحله به مرحله پیش ببرد؛ رویه&amp;zwnj;ای که البته عواقب غیر قابل انتظاری به همراه آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیت&amp;zwnj;الله خمینی خود آگاه بود که برای تداوم موازنه در ساختار حکومت، احتیاج به دو جناح رقیب داشت و هر گاه یکی از آن جناح&amp;zwnj;ها ضعیف می&amp;zwnj;شد، به کمک او می&amp;zwnj;آمد، ولی شرط آیت&amp;zwnj;الله خمینی در حمایت از جناح ضعیف&amp;zwnj;تر در ساختار قدرت آن بود که آن جناح در داخل ساختار حکومتی بماند و برای کسب قدرت بیشتر از مانور در خارج از ساختار قدرت احتراز کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقش عددهای آماری در روند تقابل در ساختار قدرت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان&amp;zwnj;طوری که در بخش ۱۴ دیدیم، بر مبنای گزارش وزارت کشور در مورد انتخابات بهمن ۵۸، بنی&amp;zwnj;صدر ۷۶ درصد رای افراد شرکت&amp;zwnj;کننده را به دست آورد، مدنی با ۱۵ در صد رای نفر دوم و حبیبی با ۵ در صد رای نفر سوم شد. کیفیت اجرایی انتخابات بهمن۵۸ مشابه کیفیت انتخابات&amp;zwnj;های قبلی بود که آن&amp;zwnj;ها هم از استانداردهای انتخابات&amp;zwnj;های آزاد بر پایه دموکراسی به دور بودند. گزارش وزارت کشور در رابطه با ۷۶ درصد رای افراد شرکت&amp;zwnj;کننده در انتخابات رئیس جمهوری در بهمن ۵۸ برای بنی&amp;zwnj;صدر (و نه ۷۶ درصد محبوبیت در کل مردم ایران) خود حاصل عملکرد تعدادی رخداد قبلی بود. اولین مورد مرتبط با حذف بهشتی، رجوی و فارسی در روند انتخابات بود که هر سه مورد حذف بر مبنی حکم/ فرمان آیت&amp;zwnj;الله خمینی صورت گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
مورد دوم موضوع حمایت حاکمیت از تبلیغات یک&amp;zwnj;ساله پیش انتخاباتی بنی&amp;zwnj;صدر بود و تعدادی عامل دیگر که در بخش&amp;zwnj;های قبلی به آن ها اشاره شده است. این رخدادهای زنجیره&amp;zwnj;ای سبب شدند که در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت رقیبان اصلی در انتخابات رئیس جمهوری همگی کنار گذاشته شوند. در حالی که رقیبان اصلی در مرحله&amp;zwnj;های قبلی حذف شده بودند، و همزمان بیش از نیمی از افراد باقیمانده در فهرست ده نفره نهایی هم نقش سیاهی لشکر انتخاباتی را داشتند، حدس در مورد نتیجه انتخابات بهمن ۵۸ حتی قبل از روز رای گیری هم کار چندان مشکلی نبود. قراین نشان می&amp;zwnj;دهند که در صورت وجود تمام رقیبان اصلی حذف شده، انتخابات بهمن ۵۸ به احتمال زیاد به مرحله دوم کشیده می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نوشته&amp;zwnj;ها و مصاحبه&amp;zwnj;های به جا مانده در رابطه با آن دوران نشان می&amp;zwnj;دهند که، به دنبال انتخابات ریاست جمهوری در پنج بهمن ۵۸، بنی&amp;zwnj;صدر، با چشم&amp;zwnj;پوشی از رخدادهای مرتبط قبلی، مثل حذف رقبای اصلی توسط آیت&amp;zwnj;الله خمینی، تمامی رای&amp;zwnj;های به نام خود را هم به حساب عملکرد &amp;laquo;اندیشه راهنمای&amp;raquo; خود در جامعه ایران می&amp;zwnj;گذاشت. بر مبنای همین رویه او رای کم حبیبی (نامزد مورد حمایت حزب جمهوری در چند روز قبل از رای&amp;zwnj;گیری) را هم به حساب بی پایگاه بودن حزب جمهوری در کشور، هم به&amp;zwnj;طور نظری و هم اجرایی، می&amp;zwnj;گذاشت. می&amp;zwnj;توان با هدف&amp;zwnj;ها و عملکردهای حزب جمهوری در آن زمان موافق یا مخالف بود؛ ولی معادل گرفتن رای بنی&amp;zwnj;صدر به عنوان نماد عملکرد &amp;laquo;اندیشه راهنما&amp;raquo; در سطح جامعه و رای حبیبی به عنوان نماد دامنه توانایی&amp;zwnj;های عملی و نظری حزب جمهوری در سطح جامعه نشانه ناآگاهی از سازه&amp;zwnj;های سیاسی- اجتماعی ایران در آن شرایط بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع ۷۶ در صد رای شرکت&amp;zwnj;کنندگان در انتخابات مدتی بعد به صورت کسب ۷۶ در صد محبوبیت برای بنی&amp;zwnj;صدر در کل سطح جامعه تغییر شکل یافت. تفاوت این دو موضوع، یعنی درصد آرای شرکت&amp;zwnj;کنندگان در یک انتخابات و درصد محبوبیت در سطح کل جامعه، آشکار است. به وجود آمدن یک تصور ذهنی در داشتن محبوبیت بین سه چهارم کل مردم ایران سبب شده بود که رهبر جناح دوم دیگر به ساختار دو رده&amp;zwnj;ای قدرت در فضای سیاسی ایران توجه نداشت و در ذهن خود عملکردهای خویش را در رده یکم و در سطح عملکردهای آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرض می&amp;zwnj;کرد. این موضوع در نوشته&amp;zwnj;های متعددی ازجمله کتاب &amp;laquo;توطئه آیت&amp;zwnj;الله&amp;zwnj;ها&amp;raquo;[۱] به زبان فرانسوی بیان شده است. او در این کتاب ، گفته است که در بهار ۱۳۶۰ نظرسنجی&amp;zwnj;های صورت گرفته توسط دفتر او نشان داده است که ۷۶ درصد مردم ایران عملکرد&amp;zwnj;های بنی صدر را تایید کرده&amp;zwnj;اند ولی فقط ۵۰ در صد از عملکرد&amp;zwnj;های آیت&amp;zwnj;الله خمینی را تایید کرده بوده&amp;zwnj;اند.(منبع: صفحه ۱۵۵ از متن ترجمه کتاب &amp;laquo; توطئه آیت الله ها&amp;raquo; به زبان انگلیسی) در این متن و در تمامی متن&amp;zwnj;های مشابه، مقدار خطای آماری در این عدد&amp;zwnj;ها مشخص نشده و عدد&amp;zwnj;ها به صورت جبری (مطلق) ارائه شده&amp;zwnj;اند. مشابه همین عددهای آماری در مصاحبه&amp;zwnj;های دیگری نیز تکرار شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در وهله اول باید تاکید کرد که این عددهای آماری توسط دفتر بنی&amp;zwnj;صدر تهیه شده بود و اعتبار آن&amp;zwnj;ها توسط سازمان&amp;zwnj;های مستقل نظرسنجی تایید نشده است. برای مثال در آمریکا که آزادی بیان پایه و سابقه&amp;zwnj;ای تاریخی دارد (برخلاف سابقه کمبود آن در ایران)، آمارهایی معتبر است که توسط موسسه&amp;zwnj;های مستقل حرفه&amp;zwnj;ای، مثل گالوپ، تهیه می&amp;zwnj;شوند و نه آمارهایی که سازمان&amp;zwnj;های تبلیغاتی هر یک از رقبا برای تقویت روحیه طرفداران خود سر هم می&amp;zwnj;کنند. در ضمن حتی آمارهای موسسه&amp;zwnj;هایی مثل گالوپ، با وجود تمامی سابقه کاری آن&amp;zwnj;ها، شامل خطای آماری است و در کنار هر آمار حرفه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;نویسند که این آمار با چه مقدار خطا همراه است. یک برآورد آماری به صورت عدد مطلق (جبری) و بدون ذکر این خطاهای آماری، حتی در آمریکا، ممکن است برای تبلیغات مفید باشد؛ ولی از نظر بررسی آماری معتبر نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در وهله دوم، حتی در صورت قبول صحبت گوینده، نفس ارائه چنین عددهای آماری به صورت خام موضوع کلیدی عملکرد آن دو نفر (آیت&amp;zwnj;الله خمینی و بنی&amp;zwnj;صدر) در دو رده متفاوت در ساختار قدرت را نادیده گرفته بود. مقایسه این دو عدد خام در رابطه با نحوه کارکرد و محبوبیت بنی&amp;zwnj;صدر و آیت&amp;zwnj;الله خمینی، حتی در صورت صحت آن عددهای آماری، این تصور را ارائه می&amp;zwnj;دهد که آن دو نفر در یک رده از ساختار قدرت بر سر کسب محبوبیت در حال رقابت با هم بودند. ارائه این چنین تصوری که بنی&amp;zwnj;صدر و خمینی در یک رده (سطح) از ساختار قدرت قرار داشتند، نشانه یک ناآگاهی دیگر از شرابط عمومی در سازمان سیاسی- اجتماعی ایران بود. به این ترتیب این نظرسنجی&amp;zwnj;های تهیه شده در دفتر بنی&amp;zwnj;صدر (توسط سلامتیان؟) به جای این که راهگشای تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های درست شوند، سبب اغتشاش در ارزیابی&amp;zwnj;های عملکردی توسط رهبر جناح دوم شدند. عواقب این ارزیابی&amp;zwnj;های دور از واقعیت خود را در تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های منجر به نیمه دوم خرداد ۱۳۶۰ نشان دادند. همانطوری که قبلاً نیز اشاره شد، در بررسی&amp;zwnj;های تاریخی باید صریح بود؛ کتمان واقعیت&amp;zwnj;های غیر مطلوب ما را به جایی نخواهد برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هماوردی بین دو نفر در دو رده قدرت، یکی در رده اول و دیگری در رده دوم (حتی در صورت فرض صحت عددهای آماری) با موضوع دوئل در رده دوم قدرت بین دو نفر بسیار متفاوت بود. هماوردی بین دو نفر که در دو رده قدرت قرار دارند به معنی سعی در تغییر بنیادی در کل نظام حکومتی بود و ادامه این رقابت منجر به درگیری گسترده در ساختار قدرت می&amp;zwnj;شد؛ پدیده&amp;zwnj;ای که در ادامه این رویه در نهایت در انتهای بهار ۱۳۶۰ اتفاق افتاد. کاربردهای تبلیغاتی آن نظرسنجی&amp;zwnj;ها از آن زمان به بعد در حالی صورت گرفت که صحت این عددهای آماری، هیچ&amp;zwnj;گاه از طرف منابع مستقل تایید نشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عملکرد مشابهی در مورد مقایسه محبوبیت بین بنی&amp;zwnj;صدر و مصدق، در ادامه همین بخش، بررسی می&amp;zwnj;شود. در ادامه این بخش خواهیم دید که در صفحه ۴۰ کتاب &amp;laquo;نامه&amp;zwnj;ها&amp;raquo;ی بنی&amp;zwnj;صدر مدعی شده است که &amp;laquo;من الان {اول مرداد ۵۹} محبوبیتم بیش از مصدق است.&amp;raquo; این ادعای نادرست هم بر مبنای یک عدد آماری بوده است. گزافه بودن این ادعا مبنی بر این که محبوبیت بنی&amp;zwnj;صدر بیشتر از مصدق بوده را تاریخ خود مشخص کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این هم یکی دیگر از پارادوکس&amp;zwnj;های تاریخ اخیر ایران است که تهیه و تدارک نظرسنجی&amp;zwnj;های درست و تحلیل&amp;zwnj;های عاقلانه از آن&amp;zwnj;ها که باید راهگشای تصمیم&amp;zwnj;های عقلائی باشند، به عکس، به صورت ابزاری در آمد که زمینه بحران&amp;zwnj;های بیشتر در ساختار قدرت را به وجود آورد. مثال قدیمی &amp;laquo;تیغ در کف زنگی مست&amp;raquo; گفته&amp;zwnj;ای استعاره&amp;zwnj;ای برای بیان حالت&amp;zwnj;های مشابه بوده است. موضوع تاثیر و نقش عددهای آماری در شکل&amp;zwnj;گیری روند بحران در ساختار قدرت منتهی به بهار ۱۳۶۰ در بخش&amp;zwnj;های بعدی بیشتر بررسی خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به طور خلاصه، آیت&amp;zwnj;الله خمینی در آن دوران در رده یکم و در راس ساختار قدرت قرار داشت و کارگزاران ارشد حکومت (مثل بنی&amp;zwnj;صدر، بهشتی، هاشمی و ... ) با فاصله بسیار زیاد از او در رده دوم قرار داشتند. تصوری از عملکرد ساختار قدرت، مبنی بر همرده بودن بنی&amp;zwnj;صدر و آیت&amp;zwnj;الله خمینی، با واقعیت&amp;zwnj;های موجود مبنی بر وجود دو رده متمایز عملکردی برای آن دو نفر، تعارض داشت. در بخش&amp;zwnj;های بعد خواهیم دید که عدم درک از واقعیت&amp;zwnj;ها در رابطه با عملکرد&amp;zwnj;های رده&amp;zwnj;های دوگانه در ساختار قدرت یکی از عامل&amp;zwnj;هایی شد که در زمینه&amp;zwnj;های تعمیق بحران و در نهایت گسست و انفجار در ساختار قدرت در آخر بهار سال ۱۳۶۰ را ساختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جدال بر سر تعیین نخست وزیر- تابستان ۱۳۵۹&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساختار قدرت در ایران از پاییز سال ۱۳۵۸ بر مبنای دو رده قدرت استوار است که رهبر در رده اول و رئیس&amp;zwnj;جمهور همراه با سران دو قوه دیگر در رده دوم قرار دارند. پست نخست وزیری در ساختار قانون اساسی جمهوری اسلامی مصوب سال ۱۳۵۸ موقعیتی خاص داشت. قدرت&amp;zwnj;های اجرایی در اداره هیئت وزیران و دولت در دست نخست وزیر بود که او از نظر سازمانی زیر نظر رئیس جمهور قرار داشت، ولی نخست وزیر از نظر عملکردی باید تابع قوه قانونگذاری (مجلس) باشد. به این ترتیب رئیس جمهوری بین سه ساختار رهبری (در بالا)، مجلس (موازی) و نخست وزیری (در زیر) محصور بود. دامنه عملکرد و مانور رئیس جمهور، در ساختار سیاسی منطبق بر طبق قانون اساسی سال ۵۸، گسترده نبود. اولین رئیس جمهور اسلامی، با توجه به ترکیب مجلس اول در سال ۵۹، نه دسترسی به دامنه عملکردی که آرزو داشت و نه پای دل کندن از این منصب را داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در طول تابستان سال ۱۳۵۹ دو جناح ساختار قدرت، در مورد نحوه انتخاب نخست وزیر اقدام به صف آرایی کردند. هر یک از دو جناح می&amp;zwnj;خواست که کنترل نخست وزیر و از طریق او کنترل هیئت دولت را به دست آورد. جناح دوم در ابتدا احمد سلامتیان را به عنوان نخست وزیر از جناح خود به میدان کشید. گروه اکثریت مجلس به رهبری اکبر هاشمی (رئیس مجلس) با تمام قوا با نخست وزیری احمد سلامتیان مقابله کرد که منجر به عقب&amp;zwnj;نشینی جناح دوم شد. پس از این عقب&amp;zwnj;نشینی، جناح اول (حزب جمهوری) که بر مجلس مسلط بود، افراد پیشنهادی خود برای پست نخست&amp;zwnj;وزیری را به میدان کشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شایان توجه است که حزب جمهوری و متحدانش با وجود این که در ساختار یک جبهه واحد علیه جناح دوم عمل می کردند خود کاملاً یکدست نبودند و هرگاه فشار رقابت با جناح دوم از آن&amp;zwnj;ها برداشته می&amp;zwnj;شد، خود دچار تفرقه می&amp;zwnj;شدند. این پدیده&amp;zwnj;ای است که از آن روزگار تاکنون به طور مرتب تکرار شده است. در این مدت بخش&amp;zwnj;های زیادی از آن ساختار جدا شده&amp;zwnj;اند. بررسی موضوع ریزش در ساختار جناح اول از آن زمان خود نوشته مستقلی را می&amp;zwnj;طلبد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کشمکش بین دو جناح قدرت در مورد تعیین نخست&amp;zwnj;وزیر چندین هفته طول کشید. طبق معمول دو جناح درگیر در ساختار قدرت در تابستان ۵۹ مردم را آن قدر محرم نمی&amp;zwnj;دانستند تا داستان&amp;zwnj;های پشت پرده در رابطه با مصالحه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان در مورد نخست&amp;zwnj;وزیر را با آن مردم درمیان بگذارند. به نظر می&amp;zwnj;رسد که از نظر هر دو جناح مناسب&amp;zwnj;ترین محل برای گفت&amp;zwnj;وگو بین خودشان بود. در این مرحله هریک از دو جناح سعی می&amp;zwnj;کرد دامنه پیشروی جناح مخالف را با تبلیغات خود محدود کند. برخی از مذاکرات مجلس اول، برخلاف دوران شورای انقلاب، به صورت علنی صورت می&amp;zwnj;گرفت. هر دو جناح ساختار قدرت، از طریق روزنامه&amp;zwnj;های خود (&amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo;) اقدام یه یک جنگ تبلیغاتی علیه یکدیگر کردند؛ توپخانه تبلیغاتی دو جناح دمی از شلیک باز نمی&amp;zwnj;ایستاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوره آتش&amp;zwnj;باری&amp;zwnj;های ایهامی، مربوط به دوران شورای انقلاب، به سر آمده بود. به این ترتیب در تابستان ۵۹ آتشباری&amp;zwnj;های تبلیغاتی دوجناح هم با هدف&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های مشخص&amp;zwnj;تری صورت می&amp;zwnj;گرفتند؛ اگرچه معامله&amp;zwnj;های سیاسی هنوز در پشت پرده ادامه داشت. تبلیغات جناح اول با دفاع از فقه و مکتب و تبلیغات جناح دوم با دفاع از تخصص و اطلاق قدرت&amp;zwnj;مدار و سلطه&amp;zwnj;جو به طرف مقابل صورت می&amp;zwnj;گرفت. از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دوران اطلاق &amp;laquo;مکتبی&amp;raquo; به عنوان شعار و ضد شعار مطرح شد. در این زمان در حالی که کشمکش در رده دوم ادامه داشت، نقش آیت&amp;zwnj;الله خمینی در رده یکم و در راس ساختار قدرت هر چه بیشتر تثبیت شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر، بعد از مدتی کشمکش، به ناچار به نخست&amp;zwnj;وزیری محمدعلی رجایی رضایت داد. به این ترتیب محمدعلی رجایی، منتخب جناح اول (حزب جمهوری)، نخست&amp;zwnj;وزیر شد؛ اگر چه رجایی خود عضو رسمی حزب جمهوری اسلامی نبود. بازی قدرت در رده دوم در این زمان شبیه شطرنجی شده بود که شاه جناح دوم در موقعیت آچمز قرار دارد؛ یعنی او می&amp;zwnj;تواند در صحنه باشد ولی نمی&amp;zwnj;تواند حرکت کند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی این بازی شطرنج را از بالا نظاره می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در حالی که موضوع تحمیل رجایی به عنوان نخست&amp;zwnj;وزیر به بنی&amp;zwnj;صدر برای همگان آشکار بود ولی در آن زمان مصلحت&amp;zwnj;های سیاسی (از طرف هر دو جناح) مانع از این می&amp;zwnj;شد که همین موضوع ساده هم به صورت صریح با مردم در میان گذاشته شود. این هم یکی دیگر از پارادوکس&amp;zwnj;های آن زمان بود. آن&amp;zwnj;ها که در تبلیغات خود دم از حق فطری مردم برای آزادی در دانستن و استقلال در تصمیم&amp;zwnj;گیری می&amp;zwnj;زدند، در معامله&amp;zwnj;های پشت پرده خود با جناح دیگر نه تنها مردم را محرم نمی&amp;zwnj;دانستند، بلکه آن&amp;zwnj;ها را گروهی نادان فرض می&amp;zwnj;کردند که حتی از تشخیص وجود مصالحه&amp;zwnj;های پشت پرده هم ناتوانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آشنائی مختصر با محمدعلی رجایی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمدعلی رجایی در سال ۱۳۱۲ در شهر قزوین به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی خود در قزوین تمام کرد و سپس برای ادامه تحصیل و کسب درآمد به آموزشگاه گروهبانی نیروی هوایی پیوست و بعد از مدتی (چه سالی؟) با رده گروهبانی در نیروی هوایی شروع به کار کرد. رجایی در دوران قبل از کودتای ۲۸ مرداد، همزمان با اشتغال در نیروی هوایی، فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی در چهارچوب گروه&amp;zwnj;های اسلامی داشت. او، به دنبال کودتای سال ۱۳۳۲، به دلیل فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی با تمایلات اسلامی از خدمت در نیروی هوایی خارج (اخراج؟) شد. به نظر می&amp;zwnj;رسد که رجایی، در همین دوره اشتغال در نیروی هوایی، توانست تحصیلات دبیرستانی خود را هم تمام کند. &lt;br /&gt;
&lt;img width=&quot;150 &quot; height=&quot;192&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/rajaii.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;رجایی بعد از ترک نیروی هوایی، توانست در دانشسرای عالی (موسسه&amp;zwnj;ای برای آموزش دبیران دبیرستان&amp;zwnj;ها) ثبت نام کند و به این ترتیب او توانست تحصیلات عالی خود را در دانشسرای عالی تهران ادامه دهد. رجایی در سال ۱۳۳۸ از دانشسرای عالی فارغ&amp;zwnj;التحصیل شد و سپس به استخدام در وزارت آموزش و پرورش درآمد. او توانست مدتی بعد محل کار خود را به دبیرستان کمال در شرق تهران منتقل کند و در این دبیرستان به تدریس پرداخت. نقش دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال در بخش انقلاب فرهنگی از این مجموعه بررسی شد. دبیرستان&amp;zwnj;های علوی و کمال در سال های ابتدای دهه ۵۰ در عمل به صورت پایگاه&amp;zwnj;های نیمه علنی برای کادر سازی نیروی&amp;zwnj;های مخالف حکومت شاه درآمدند. دانش&amp;zwnj;آموزان فارغ&amp;zwnj;التحصیل این دو دبیرستان در دوران پیش و پس از انقلاب تاثیر&amp;zwnj;های مهمی در روند&amp;zwnj;های سیاسی ایران گذاشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;محمدعلی رجایی در سال ۱۳۵۳، در دوران سرکوب وسیع ساواک، در رابطه با مجاهدین (؟)، دستگیر و به چهارسال زندان محکوم شد؛ ولی در آبان سال ۱۳۵۷ همزمان با اوج گرفتن انقلاب از زندان آزاد شد. رجایی، در جریان ترمیم دولت موقت، به عنوان وزیر آموزش و پرورش وارد کابینه بازرگان شد. رجایی در انتخابات مجلس شرکت کرد و به مجلس اول راه یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمایت جناح اول (حزب جمهوری اسلامی و متحدانش) از رجایی برای پست نخست&amp;zwnj;وزیری سبب معروفیت تاریخی او شد؛ اگرچه رجایی خود عضو رسمی جمهوری اسلامی نبود. به طوری که در بالا گفته شد رجایی عضو کابینه بازرگان بود و برای مدتی نیز در ابتدای دهه ۱۳۵۰ در دبیرستان کمال که توسط بازرگان و سحابی تاسیس و اداره می&amp;zwnj;شد، تدریس می&amp;zwnj;کرد. ولی این واقعیت&amp;zwnj;های تاریخی (عضویت در کابینه بازرگان یا تدریس در دبیرستان کمال) بدان معنی نیست که رجایی در بهار سال ۱۳۵۹ به نهضت آزادی وابستگی سازمانی داشت. بلکه نشان می&amp;zwnj;دهد که حزب جمهوری اسلامی سعی کرده بود شخصی را برای نخست وزیری پیدا کند که خط حزب جمهوری را پیگیری کند ولی جلوه&amp;zwnj;ای غیر حزبی داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;شروع نخست&amp;zwnj;وزیری محمدعلی رجایی- مرداد ۵۹&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمدعلی رجایی در در روز ۱۹ مرداد ۵۹ کار نخست&amp;zwnj;وزیری را شروع کرد. مصالحه اجباری دو جناح در مورد نخست وزیری رجایی نتوانست هیچ مشکلی را در در دوئل قدرت حل کند. آن ترکیب از رئیس&amp;zwnj;جمهور و نخست&amp;zwnj;وزیر ملقمه&amp;zwnj;ای بسیار ناکارآ از عمل درآمد. تنها موردی که این دو نفر در آن با هم توافق نظر داشتند تحقیر نفر دیگر بود. با این ترکیب ناهمگون در قوه مجریه و با خط آتشی که مجلس دورادور بنی&amp;zwnj;صدر کشیده بود، او در عمل دامنه بسیار محدودی برای مانور پیدا کرد. برگ عملیاتی عمده او در این دوران عنوان فرمانده کل قوا بود که به عنوان بخشی از سیاست موازنه تقابلی از طرف شخص آیت الله خمینی به آن منصوب شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;149&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/rajaii-banisadr.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دو جناح در رده دوم ساختار قدرت، حتی بعد از شروع نخست&amp;zwnj;وزیری رجایی هم به طور دائم در کشاکش با هم بودند. کشمکش بعدی در مورد ترکیب اعضای هیئت دولت (کابینه) بود که در عمل برای ماه&amp;zwnj;ها ادامه پیدا کرد. به این ترتیب وزارت امور خارجه در بحرانی&amp;zwnj;ترین دوران کشور (بحران گروگان&amp;zwnj;گیری و در مرحله بعدی حمله عراق به ایران) برای مدت&amp;zwnj;ها بدون وزیر ماند. مدتی کشاکش&amp;zwnj;های جناحی بر سر نحوه تعیین رئیس بانک مرکزی بود و مدتی دیگر کشاکش بر سر نحوه تعیین رئیس سازمان هلال احمر صورت گرفت. کشاکش به حدی بود که دو جناح حتی در مورد تعیین رئیس اداره کوچکی به نام &amp;laquo;سازمان پژوهش&amp;zwnj;های علمی و صنعتی&amp;raquo; هم برای یکدیگر چنگ و دندان نشان می&amp;zwnj;دادند. در این دوران هم بخش جنگ روانی دو جناح به صورت خطابه&amp;zwnj;های تبلیغاتی با استفاده از چاشنی حمایت از تخصص از یک طرف و دفاع از افراد مکتبی از طرف دیگر ادامه یافت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جناح اول (حزب جمهوری و متحدانش) در تابستان ۵۹ خط آتش دورا دور جناح دوم را مرحله به مرحله تنگ تر می&amp;zwnj;کرد. هر دو جناح در رده دوم برای کسب تدارکات پشتیبانی در جهت ادامه این جنگ قدرت مرتب به رده یکم (آیت&amp;zwnj;الله خمینی) مراجعه می&amp;zwnj;کردند. این ساختاری ناپایدار بود و به سوی یک بحران پیش می&amp;zwnj;رفت. آیت&amp;zwnj;الله خمینی آگاه بود که برای ادامه موازنه در ساختار قدرت به دو جناح رقیب احتیاج داشت. قراین نشان می&amp;zwnj;دهد که او هرگاه لازم می&amp;zwnj;دانست به یاری جناح ضعیف&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;رفت تا آن شرایط تعادل بقا پیدا کند. روابط بین دو جناح در رده دوم قدرت در آخر تابستان از حالت تقابل گذشته بود و به طرف تخاصم می&amp;zwnj;رفت. تخاصم و درگیری قهرآمیز که در بهار ۶۰ خود را نشان داد یک شبه به وجود نیامد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;افول نهایی زندگی سیاسی بازرگان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهدی بازرگان، بعد از اتمام دوران شورای انقلاب در تیر ۱۳۵۹، دیگر در ساختار قدرت نبود؛ ولی با عضویت در مجلس اول او هنوز در کناره و در ساختار حاکمیت حضور داشت. بازرگان در کناره ناظر جناح&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های تازه و قطبی شدن بیشتر اختلاف&amp;zwnj;ها در ساختار قدرت شد. نقش بازرگان، از این دوران به بعد، رو به افول نهایی گذاشت. او از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان بار&amp;zwnj;ها توسط رهبران جمهوری اسلامی به انحراف تفکری و سوء مدیریت متهم شد. بازرگان، به قول خود او، آرزوی باران داشت ولی سیل آمد. بازرگان بعد از ختم دوره مجلس اول حتی از درون ساختار حاکمیت هم کنار گذاشته شد؛ به این صورت بازرگان به صورت نماد &amp;laquo;نیمه ناخودی&amp;zwnj;ها&amp;raquo; درآمد؛ گروهی که دیگر &amp;laquo;خودی&amp;raquo; نبودند ولی در میان &amp;laquo;ناخودی&amp;zwnj;ها&amp;raquo; هم جا نداشتند. بازرگان بعد از مجلس اول در تمامی دوره&amp;zwnj;های بعدی انتخابات مجلس و رئیس جمهوری ثبت نام کرد ولی در تمامی آن&amp;zwnj;ها رد صلاحیت شد. مهندس بازرگان، در روز ۳۰ دی سال ۱۳۷۳،&amp;nbsp;در سن ۸۷ سالگی فوت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;زمینه&amp;zwnj;های اختلاف بین دو گروه مخالف در مجلس اول &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جناح دوم در مجلس اول نه تنها با گروه اکثریت (حزب جمهوری ومتحدانش) بلکه گروه اصلی مخالف (اپوزیسیون)، یعنی نهضت آزادی، هم اختلاف ریشه&amp;zwnj;ای داشت. در مجلس اول تعدادی کمی از اعضای نهضت آزادی مثل مهدی بازرگان، یدالله سحابی و معین&amp;zwnj;فر حضور داشتند که قبل از آن عضو شورای انقلاب هم بودند. کتاب&amp;zwnj;های خاطرات به&amp;zwnj;جا مانده از آن&amp;zwnj;ها و نیز اطلاعات نشت کرده از آن دوران نشان می&amp;zwnj;دهد که اعضای نهضت آزادی در شورای انقلاب، اگرچه در موردهایی رای&amp;zwnj;های مشابه با بنی&amp;zwnj;صدر داده بودند، ولی این دو گروه اقلیت در دوران شورای انقلاب با هم متحد نشدند. اختلاف&amp;zwnj;های این دو گروه در دوران مجلس اول ادامه پیدا کرد. به این ترتیب بین دو گروه کوچک مخالف (اپوزیسیون) در مجلس اول، یعنی اعضای نهضت آزادی (طرفداران بازرگان) و جناح دوم (طرفداران بنی&amp;zwnj;صدر)، اختلاف&amp;zwnj;های عمیقی وجود داشت که ریشه آن اختلاف&amp;zwnj;ها به دوران شورای انقلاب و حتی بسیار قبل&amp;zwnj;تر از آن می&amp;zwnj;رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بازرگان و بنی&amp;zwnj;صدر از سال ۱۳۴۰ با هم آشنا بودند؛ ولی آن دو حتی قبل از دوران دولت موقت (بهمن ۵۷)، رابطه&amp;zwnj;های حرفه&amp;zwnj;ای دوستانه&amp;zwnj;ای با هم نداشتند. موضوع ملاقاتی که صورت نگرفت در هشت بهمن ۱۳۵۷، که طی آن بنی&amp;zwnj;صدر ملاقات برنامه&amp;zwnj;ریزی شده توسط بازرگان/ بهشتی بین بختیار و آیت&amp;zwnj;الله خمینی در پاریس را در رقابت با یزدی (؟) مخدوش کرد، شاهد این مدعاست. موضوع ملاقاتی که صورت نگرفت خود نیاز به بررسی بیشتر دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا بازرگان نخست&amp;zwnj;وزیر بود، بنی&amp;zwnj;صدر در کابینه دولت موقت وزیر نشد؛ حتی ارتقای بنی&amp;zwnj;صدر به عنوان معاون وزیر دارایی، در تیر ۱۳۵۸، به عنوان بخشی از سیاست در هم تنیدن شورای انقلاب و دولت موقت، نه به دعوت یک وزیر کابینه، صورت گرفت. در حالی که حسن حبیبی که در فرانسه و قبل از آن وضعیتی مشابه با بنی&amp;zwnj;صدر داشت، در کابینه بازرگان خود وزیر شد و او همزمان عضو شورای انقلاب هم بود. حتی محمدعلی رجایی که بنی&amp;zwnj;صدر، بعد از عزل از پست رئیس جمهوری، به نادانی او بسیار تاکید داشته است، در کابینه بازرگان وزیر بود. از طرف دیگر، به محض آن که کابینه بازرگان سقوط کرد، موقعیت بنی&amp;zwnj;صدر عوض شد و او همزمان دو پست وزیر امور خارجه و وزیر دارایی را در زمانی به دست آورد که شورای انقلاب توسط بهشتی اداره می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مورد روابط حرفه&amp;zwnj;ای غیر دوستانه بین بازرگان و بنی&amp;zwnj;صدر در دوران دولت موقت یادداشت&amp;zwnj;های بسیاری توسط افراد گوناگونی به صورت مشاهده مستقیم و یا روایت از شخص سوم موجود است. در این جا از تکرار آن&amp;zwnj;ها خود داری می&amp;zwnj;شود؛ بلکه از یکی از یادداشت&amp;zwnj;های بنی&amp;zwnj;صدر برای نشان دادن عمق اختلاف در بین دو گروه اقلیت و مخالف (اپوزوسیون) در داخل مجلس اول استفاده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;بنی&amp;zwnj;صدر به&amp;nbsp;آیت&amp;zwnj;الله خمینی:&amp;nbsp;{شما} می&amp;zwnj;ترسید که من مصدق بشوم و شما کاشانی. من الان محبوبیتم بیش از مصدق است و هیچوقت صحیح ندانسته ام که در مقابل شما بایستم و تجربه ۲۸ مرداد تکرار شود. شما با کارهایی که می&amp;zwnj;کنید خود را کاشانی می کنید. خوب نکنید که نشوید. تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم. گفتید حبیبی نخست&amp;zwnj;وزیر، بعداً زیرش زدید. شما به دولت موقت توپیدید و گفتید که بد عمل کرده است. من چند تحلیل در آن زمان نزد شما آوردم و گفتم که در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کنند و نمی&amp;zwnj;توانند انقلاب را اداره کنند.&amp;nbsp;و شما خود اینها را گذاشتید و دور از اخلاق است که شما تمام مسئولیت شکست ....&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بررسی بخش کوچکی از پیغامی که بنی&amp;zwnj;صدر در یکم مرداد سال ۵۹، برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی (از طریق دامادش، آیت&amp;zwnj;الله اشراقی) فرستاد، می&amp;zwnj;تواند روابط به شدت پیچیده در ساختار قدرت در این دوران (تابستان ۱۳۵۹) و رقابت&amp;zwnj;های درونی آن را هم روشن&amp;zwnj;تر کند. متن این نامه شفاهی در تاریخ اول مرداد سال ۵۹، یعنی دوره مورد بررسی در بخش حاضر مربوط است. متن این پیغام (نامه شفاهی) در صفحه ۴۰ کتاب &amp;laquo;نامه&amp;zwnj;ها&amp;raquo; موجود است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متن کلی این پیغام (نامه شفاهی) درهم رفته و به قول معروف پر از شاخه به شاخه پریدن است؛ ولی حاوی نکته&amp;zwnj;های بسیار مهمی در رابطه با عملکرد&amp;zwnj;های افراد در درون ساختار قدرت است. در اینجا فقط به بخش کوچکی از آن نامه شفاهی اشاره می&amp;zwnj;شود. متن این بخش از پیغام یکم مرداد ۱۳۵۹ به صورت زیر است: &amp;laquo;{شما} می&amp;zwnj;ترسید که من مصدق بشوم و شما کاشانی. من الان محبوبیتم بیش از مصدق است و هیچوقت صحیح ندانسته ام که در مقابل شما بایستم و تجربه ۲۸ مرداد تکرار شود. شما با کارهایی که می&amp;zwnj;کنید خود را کاشانی می کنید. خوب نکنید که نشوید. تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم. گفتید حبیبی نخست&amp;zwnj;وزیر، بعداً زیرش زدید. شما به دولت موقت توپیدید و گفتید که بد عمل کرده است. من چند تحلیل در آن زمان نزد شما آوردم و گفتم که در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کنند و نمی&amp;zwnj;توانند انقلاب را اداره کنند.&amp;nbsp;و شما خود اینها را گذاشتید و دور از اخلاق است که شما تمام مسئولیت شکست ... .&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;435&quot; height=&quot;100&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/namheha-40_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;من گفتم که دولت موقت در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کند &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخشی از آن پیغام یادشده ادعا می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;من چند تحلیل در آن زمان {طول سال 1358} نزد شما آوردم و گفتم که {دولت موقت} در خط آمریکا عمل می کنند و نمی&amp;zwnj;توانند انقلاب را اداره کنند. ...&amp;raquo; با فرض صحت این ادعا، می توان آن جمله را به چند صورت متفاوت تحلیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ادعا که دولت موقت در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کرده است، اتهامی ناچیز برای بازرگان و عملکرد دولت موقت نبوده است. بازرگان در روز ۱۹ بهمن ۵۷ در دانشگاه تهران اعلام کرده بود که او سیاست گام به گام را دنبال می&amp;zwnj;کند، و به این ترتیب رویه&amp;zwnj;های او مبنی بر عملکرد مرحله به مرحله از همان روز آشکار بود؛ حتی اگر کسی با آن موافق نبود. ولی این ادعا/ اتهام که دولت او در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کرده است، موضوع ساده&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;توانسته باشد. این ادعا/ اتهام که دولت موقت در خط آمریکا حرکت می&amp;zwnj;کرده است، مشابه ادعا/اتهامی بود که فقط توسط افراطی&amp;zwnj;ترین (و نه تمامی) سازمان&amp;zwnj;های خارج از حکومت (که بازرگان برای بی&amp;zwnj;اعتبار کردن همه آن&amp;zwnj;ها عنوان دو درصدی&amp;zwnj;ها را برای&amp;zwnj;شان ابداع کرد) اعلام می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی بر اساس مفاد این نامه مشابه همان ادعاها که دولت موقت در خط آمریکا عمل می&amp;zwnj;کند، توسط معاون وزیر دارایی عضو همان دولت موقت به صورت چندین تحلیل برای آیت&amp;zwnj;الله خمینی فرستاه شده است. این جمله، در صورت اعتماد به راوی، به خوبی نشان از دو موضوع می&amp;zwnj;دهد: اول، همین یک خط نوشته همچون نوک قله کوه یخ نشانه از عمق اختلاف&amp;zwnj;های بین بنی&amp;zwnj;صدر و بازرگان در دوران دولت موقت دارد. دوم، این جمله نشانه&amp;zwnj;ای از رویه&amp;zwnj;های کلی عملکرد راوی این داستان دارد که او به عنوان یک معاون وزیر علیه نخست&amp;zwnj;وزیر وقت عمل می کرده است، اگر نگوییم توطئه می&amp;zwnj;کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همان متن به نوشته زیر توجه می&amp;zwnj;فرمایید: &amp;laquo;تا حال هر چه گفته&amp;zwnj;اید، خواسته&amp;zwnj;ام عمل کنم. گفتید حبیبی نخست&amp;zwnj;وزیر، بعداً زیرش زدید.&amp;raquo; بر مبنای این جمله در تابستان ۱۳۵۹ تمام سعی رئیس جمهور وقت بر این بوده که هرچه آیت&amp;zwnj;الله خمینی به او بگوید عملی کند. این بخش از نامه به موضوع دفاع از دامنه مستقل عملکردهای قانونی رئیس جمهور بر مبنای قانون اساسی سال &amp;nbsp;۱۳۵۸ هیچ اشاره&amp;zwnj;ای نداشته است و حتی شکایتی هم از رویه دستورهای فرای قانون اساسی آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این مورد ندارد؛ بلکه تنها شکوه نویسنده نامه آن است آیت&amp;zwnj;الله خمنی نظرش را تغییر داده و همان خواسته&amp;zwnj;های قبلی خود را پیگیری نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای مقایسه، یادی از شکواییه بازرگان در روز خداحافظی دولت موقت مناسب است: &amp;laquo;مگر من هویدا هستم یا امام محمدرضا شاه هستند که آب خوردنمان را اجازه بگیرم.&amp;raquo; این استقلال عملکرد بازرگان به عنوان نخست وزیر در حالی صورت می&amp;zwnj;گرفت که نخست&amp;zwnj;وزیری او حتی برآمده از یک انتخابات نبود، بلکه او بر مبنای یک حکم/ فرمان از طرف آیت&amp;zwnj;الله خمینی به پست نخست&amp;zwnj;وزیر دولت موقت منصوب شده بود. ولی بازرگان در اعتراض به همین رویه از نخست&amp;zwnj;وزیری استعفا داد. تفاوت در عملکردهای دو نفر گویا است. اختلاف&amp;zwnj;های فاحش و بنیادی در رویه&amp;zwnj;های اجرایی بین بنی&amp;zwnj;صدر و بازرگان در دوران عملکرد مجلس اول خود را نشان داد. خواهیم دید که دومین حذف جناحی در آخر بهار ۱۳۶۰&amp;nbsp;بسیار متفاوت از اولین حذف جناحی در نیمه پائیز ۱۳۵۸ اتفاق افتاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;من الان محبوبیتم بیش از مصدق است &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان قسمت از پیغام کتبی به تاریخ یکم مرداد سال ۵۹ حاوی یک موضوع بسیار مهم دیگر هم هست. این قسمت نوشته درابتدا می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من الان {اول مرداد ۵۹} محبوبیتم بیش از مصدق است.&amp;raquo; به این ترتیب این نوشته مدعی است که در تاریخ اول مرداد سال ۵۹، یعنی سه روز بعد از اتمام دوران عملکرد شورای انقلاب (در&amp;nbsp;۲۹ تیر ۵۹)، محبوبیت بنی&amp;zwnj;صدر از مصدق هم بیشتر بوده است.&amp;nbsp;ادعای مندرج در این نامه، با توجه به نقش تاریخی مصدق، ادعایی حاشیه&amp;zwnj;ای و کم اهمیت نیست. آن ادعای گزافه که &amp;laquo;من الان محبوبیتم بیش از مصدق است&amp;raquo; فقط نشان از بی&amp;zwnj;اطلاعی از اهمیت نقش شخصیت تاریخی مصدق برای ایرانیان آن نسل دارد. سئوالی که در این مورد می&amp;zwnj;تواند مطرح شود این است: حاصل عملکردهای 16&amp;nbsp;ماهه&amp;nbsp;نویسنده&amp;nbsp;نامه در شورای انقلاب (بین فروردین &amp;nbsp;۵۸ تا آخر تیر ۵۹) چه بوده است که از حاصل چندین دهه عملکرد مصدق برای مردم ایران بیشتر بوده که منجر به محبوبیتی بیشتر از مصدق شده است؟ محبوبیت تاریخی مصدق ناشی از استقلال عملکرد او در مقابل هر دو شاه پهلوی (رضاشاه و محمدرضا شاه) و توانایی او در ایجاد یک حرکت گسترده مردمی برای ملی کردن صنعت نفت ایران بود. عملکرد مشابه نویسنده نامه در دوران عضویت او در شورای انقلاب منصوب آیت&amp;zwnj;الله خمینی چه بوده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;پی&amp;zwnj;نوشت&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۱]- (Le complot des ayatollahs (Jean-Charles Deniau, 1989&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;بخش&amp;zwnj;های قبلی این سری نوشته در وب سایت رادیو زمانه به شرح زیر قابل دسترس است:&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز - بخش اول: بررسی پیش زمینه&amp;zwnj;ها&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;بخش دوم: ماه پیشتاز &amp;ndash; نیمه دی تا نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;بخش سوم: آرایش نیرو&amp;zwnj;ها پیش از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه دی ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;بخش چهارم: بازآرایی نیرو&amp;zwnj;ها پس از رفتن شاه &amp;ndash; نیمه بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;بخش پنجم: شورش در پادگان دوشان تپه &amp;ndash; ۲۰ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;بخش ششم: شورش در شرق تهران &amp;ndash; ۲۱ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;بخش هفتم: قیام مسلحانه در تهران &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;بخش هشتم: اعلام بی&amp;zwnj;طرفی ارتش &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;بخش نهم: دیدار دیرهنگام &amp;ndash; ۲۲ بهمن ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;بخش دهم: آغاز مرحله پس&amp;zwnj;انقلاب &amp;ndash; اسفند ۵۷&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;بخش یازدهم: پایان بهار آزادی &amp;ndash; تابستان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;بخش دوازدهم: حذف جناحی در ساختار قدرت &amp;ndash; آبان ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;بخش سیزدهم: دوئل در ساختار قدرت &amp;ndash; آذر ۵۸&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;بخش چهاردهم: انتخابات رئیس جمهوری &amp;ndash; بهمن ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;بخش پانزدهم: موازنه تقابلی در ساختار قدرت - اسفند ۵۸&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;بخش شانزدهم: حادثه طبس &amp;ndash; اردیبهشت ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;بخش هفدهم: انقلاف فرهنگی &amp;ndash; فروردین ۵۹ &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4020">آیت‌الله بهشتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4021">آیت‌الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4022">ابوالحسن بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1597">اکبر هاشمی رفسنجانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4019">سحاب سپهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4023">محمدعلی رجایی</category>
 <pubDate>Fri, 08 Jul 2011 15:07:36 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5274 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>