<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3952/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>براندازی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3952/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title> چشم به آسمان دوختن، دست به آسمان دراز کردن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/27/23830</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/27/23830&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;497&quot; height=&quot;348&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/doa_0.jpg?1359626010&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر گنجی &amp;minus; در این&amp;zwnj;که جمهوری اسلامی نظامی غیردموکراتیک است، اختلاف نظری وجود ندارد. اما در این&amp;zwnj;که مصداق کدام یک از رژیم&amp;zwnj;های غیردموکراتیک (دیکتاتوری&amp;zwnj;های نظامی، دیکتاتوری&amp;zwnj;های توتالیتر و فاشیستی یا دیکتاتوری&amp;zwnj;های سلطانی) است، اختلاف&amp;zwnj;نظرها کم نیستند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رژیم هر اندازه هم که استبدادی باشد، باز فرصت&amp;zwnj;هایی برای فعالیت در آن وجود خواهد داشت. از این نظر، وضع جمهوری اسلامی با رژیم&amp;zwnj;هایی چون رژیم صدام حسین، قذافی، اسد، و...بسیار تفاوت دارد. مسئله این است: آیا از فرصت&amp;zwnj;های قانونی رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;توان و باید استفاده کرد یا نباید کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای روشن شدن محل نزاع و نزدیک شدن به پاسخ، به&lt;em&gt; قلمروهای متفاوت&lt;/em&gt; زیر بنگرید:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;یکم- حوزه&amp;zwnj; مطبوعات:&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; مطابق قانون مطبوعات، انتشار نشریه منوط به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. اگر در همین شرایط سخت بتوان مجوز نشریه&amp;zwnj;ای دریافت کرد، آیا این اقدام مفید و موجه نیست؟ فرض کنید ماهنامه&amp;zwnj;زنان مجددا اجازه&amp;zwnj; انتشار یافت. در این صورت چه باید کرد؟ صاحب امتیاز و مدیر مسئول باید آن نشریه&amp;zwnj; کارساز را منتشر سازد یا بگوید تا وقتی جمهوری اسلامی سر کار است، من هیچ نشریه&amp;zwnj;ای منتشر نخواهم کرد. ده&amp;zwnj;ها روزنامه، هفته&amp;zwnj;نامه، ماهنامه و فصلنامه که طی سه دهه&amp;zwnj; گذشته انتشار یافتند و توقیف شدند، به سود مردم بودند یا به زیان آنها؟ نشریاتی چون شرق، اعتماد، بهار، و...که اینک منتشر می&amp;zwnj;شوند، باید چه کنند؟ وجود آنها مفید است یا مضر؟ اگر در این نشریات مقاله&amp;zwnj;ای یا مصاحبه&amp;zwnj;ای از فردی درخواست شد- با وقوف به خودسانسوری توسط گوینده و نشریه- باید آن را پذیرفت یا رد کرد؟ خب فرد می&amp;zwnj;تواند بگوید: &amp;laquo;تا وقتی من نتوانم علیه سرنگونی جمهوری اسلامی آزادانه حرف بزنم، یا تا وقتی سخنان من سانسور می&amp;zwnj;شود، هیچ مقاله&amp;zwnj;ای به شما نمی&amp;zwnj;دهم و هیچ مصاحبه&amp;zwnj;ای با شما نخواهم کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;دوم- حوزه&amp;zwnj; کتاب:&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; نه تنها تأسیس شرکت انتشاراتی، که انتشار تک تک کتاب&amp;zwnj;ها هم نیازمند مجوز است. حال اگر در همین شرایط بسیار دشوار بتوان مجوز یک موسسه&amp;zwnj; انتشاراتی دریافت کرد، آیا باید با اشتیاق به دنبال آن رفت یا اعلام کرد تا زمانی که جمهوری اسلامی برپاست، تأسیس شرکت انتشاراتی ناموجه است. فرض کنید وزارت ارشاد صلاحیت شما و همفکرانتان برای به راه انداختن موسسه&amp;zwnj;انتشاراتی را رد می&amp;zwnj;کند. اگر شما بتوانید آثارتان را توسط انتشاراتی&amp;zwnj;های موجود منتشر سازید، چه خواهید کرد؟ آیا در اعتراض به رژیم سرکوبگر از انتشار آثارتان خودداری خواهید کرد؟ آیا در اعتراض به وجود سانسور هیچ اثری منتشر نخواهید کرد؟ فرض کنید کتاب شما با حذف ده صفحه مجوز انتشار می&amp;zwnj;گیرد. در این صورت چه خواهید کرد؟ آیا بهتر نیست که خوانندگان بتوانند از ۹۶ درصد آرای شما استفاده کنند تا این که هیچ گیرشان نیاید؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مگر در همین جمهوری اسلامی متون علوم انسانی و اجتماعی و فلسفه (مارکس، گرامشی، فروید، نیچه، فوئرباخ، دکارت، توکویل، هگل، کانت، لاک، هابز، هابرماس، آیزیا برلین، جان راولز، ریچارد رورتی، آمارتیاسن، مارتا نسبام، هیلاری پاتنام، فوکویاما، کارل پوپر، میلتون فریدمن، فون هایک، امیل دورکهایم، جان استیوارت میل، ماکس وبر، جرج زیمل، هایدگر، گادامر، هانتینگتون، آنتونی گیدنز، هانا آرنت، هورکهایمر، آدورنو، اریک فروم، فرانتس نویمان، اریک هابسبام، و...) به زبان فارسی ترجمه و منتشر نشده است؟ آیا چون جمهوری اسلامی رژیمی سرکوبگر و سانسورگر بوده و هست، باید از انتقال فرهنگ مدرن به ایران خودداری می&amp;zwnj;شد؟ آن همه رمان مدرن (گابریل گارسیا مارکز، میلان کوندرا، ماریو بارگاس یوسا، و...) که طی سه دهه&amp;zwnj;گذشته به فارسی برگردانده شده است، چه؟ آیا این&amp;zwnj;ها نباید ترجمه می&amp;zwnj;شدند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/tashakol.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 141px; float: right;&quot; /&gt;جمهوری اسلامی نمی&amp;zwnj;گذارد اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری مستقل تشکیل شوند. اما اگر اجازه می&amp;zwnj;داد، کارگران باید چکار می&amp;zwnj;کردند؟ آیا باید ادعا می&amp;zwnj;کردند که چون رژیم استبدادی است ما از تشکیل اتحادیه خودداری می&amp;zwnj;کنیم؟ مگر حالا که اجازه نمی&amp;zwnj;دهد و سرکوب می&amp;zwnj;کند، کارگران برای تشکیل سندیکا مبارزه نمی&amp;zwnj;کنند و زندان نمی&amp;zwnj;روند؟&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;سوم- حوزه&amp;zwnj;هنر:&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; فقط و فقط به سینما بنگرید و تئاتر و نقاشی و مجسمه سازی و... را فراموش کنید. رژیم در حوزه&amp;zwnj;هنر بیش از دیگر حوزه&amp;zwnj;ها سخت&amp;zwnj;گیر بوده است. اما چه تعداد فیلم&amp;zwnj;های ایرانی ساخته شده&amp;zwnj;در داخل کشور موفق به دریافت جوایز جهانی شده&amp;zwnj;اند؟ آن همه فیلم خوب که توسط هنرمندان تولید شد، آیا نباید ساخته می&amp;zwnj;شد، چون جمهوری اسلامی رژیم استبداد دینی است؟ آیا هنرمندان نمی&amp;zwnj;توانستند و نمی&amp;zwnj;توانند استدلال کنند:&amp;laquo;مشکل از همان آغاز- یعنی سناریو- شروع می&amp;zwnj;شود که وزارت ارشاد آن را ویران می&amp;zwnj;سازد. نتیجه&amp;zwnj; نهایی- یعنی خود فیلم- را هم دوباره نابود می&amp;zwnj;کند. پس تولید فیلم در این رژیم بی فایده و بلاموضوع است.&amp;raquo; اما هنرمندان از همین فرصت&amp;zwnj;های تنگ استفاده کرده و آن آثار را آفریده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;چهارم- حوزه&amp;zwnj; دانشگاه&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; جمهوری اسلامی با انقلاب فرهنگی دانشگاه&amp;zwnj;ها را تعطیل کرد تا پس از&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پاک&amp;zwnj;سازی اساتید و دانشجویان و برقراری نظام سختگیرانه&amp;zwnj;گزینش، دانشگاه&amp;zwnj;ها را اسلامی سازد. نسل جوان ایران زمین چه باید می&amp;zwnj;کرد؟ آیا در اعتراض به کل این فرایند سرکوبگرانه، باید خود را از حق تحصیل محروم می&amp;zwnj;ساخت؟ جمهوری اسلامی به شدت نیازمند اقشار تحصیل کرده- خصوصاً در علوم طبیعی تجربی- بود و هست. به همین دلیل در کشوری که همه&amp;zwnj;دانشگاه&amp;zwnj;ها- حتی دانشگاه آزاد- دولتی است، به شدت در این زمینه سرمایه&amp;zwnj;گذاری کردند و تحصیل علم- به خصوص برای زنان- تشویق شد. تعداد دانشجویان کشور از ۱۷۶ هزار تن در سال ۱۳۵۷ به بیش از چهار میلیون و یکصد هزار تن در سال ۱۳۹۱ افزایش یافته است. دانشجویان و اساتید ایستادگی کرده و از همین فرصت به خوبی استفاده کردند. به نتیجه&amp;zwnj;کار بنگرید که مطابق میل جمهوری اسلامی نیست. پس از گذشت ۳۳ سال، همچنان از سکولار و لیبرال بودن دانشگاه&amp;zwnj;ها ناله می&amp;zwnj;شود و دائماً از پاکسازی و اسلامی سازی دانشگاه&amp;zwnj;ها سخن گفته می&amp;zwnj;شود. یکی دیگر از پیامدهای استفاده&amp;zwnj; از این فرصت، این بوده که زنان اکثریت دانشجویان و فارغ التحصیلان را تشکیل داده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;پنجم- حوزه&amp;zwnj; وکالت:&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; قوه&amp;zwnj; قضائیه تحت امر ولایت مطلقه&amp;zwnj; فقیه است. دادگاه&amp;zwnj;های زندانیان سیاسی و مطبوعاتی و عقیدتی، فرمایشی بوده است. جمهوری اسلامی وکلا را هم تحت فشار قرار داده و به خدمت خود در آورده است. با توجه به این واقعیات، متهمان سیاسی- مطبوعاتی- عقیدتی چه باید می&amp;zwnj;کردند؟ از وکلای مورد تأیید جمهوری اسلامی استفاده می&amp;zwnj;کردند یا نمی&amp;zwnj;کردند؟ وکلا چه تکلیفی داشتند؟ در همین رژیم نیز زندانیان وکیل داشته&amp;zwnj;اند و وکلا عموماً به طور مجانی از زندانیان سیاسی و عقیدتی دفاع کرده&amp;zwnj;اند. نمی&amp;zwnj;توان مدعی شد که آن دفاع&amp;zwnj;ها مطلقا بدون تأثیر بوده&amp;zwnj;اند. وکلا به متهمان کمک&amp;zwnj;های زیادی کرده و می&amp;zwnj;کنند، هر چند که خودشان- همچون زندانیان- تحت سلطه&amp;zwnj; همین رژیم قرار داشته و به خاطر همین نوع فعالیت&amp;zwnj;ها زندانی شده و می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;ششم- حوزه صنفی:&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; مطابق ماده&amp;zwnj; ۱۳۱ قانون کار جمهوری اسلامی : &amp;laquo;به منظور حفظ حقوق و منافع مشروع و قانونی و بهبود وضع اقتصادی كارگران و كارفرمايان، كه خود متضمن حفظ منافع جامعه باشد، كارگران مشمول قانون كار وكارفرمايان يك حرفه يا صنعت می&amp;zwnj;&amp;zwnj;توانند مبادرت به تشكيل انجمن&amp;zwnj;های صنفی نمايند&amp;raquo;.&amp;nbsp; آیا از این حق- به دلیل سرکوبگری و عدم مشروعیت جمهوری اسلامی- نباید استفاده کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا انجمن&amp;zwnj;های صنفی موجود (کانون عالی انجمن&amp;zwnj;های صنفی کارفرمایی ایران، انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، انجمن صنفی روزنامه&amp;zwnj;نگاران، کانون سراسری انجمن&amp;zwnj;های صنفی کارفرمایی نمایندگان بیمه&amp;zwnj;ایران، انجمن صنفی کارخانه&amp;zwnj;های قند و شکر ایران، انجمن صنفی شرکت&amp;zwnj;های تبلیغاتی ایران، کانون انجمن&amp;zwnj;های صنایع غذایی ایران، انجمن صنفی دفاتر مسافرتی و گردشگری ایران، کانون انجمن&amp;zwnj;های صنفی آرد ایران، و...) مفید بوده و هستند یا باید تعطیل شوند؟ آیا آنها مطلقا نتوانسته&amp;zwnj;اند از حقوق صنف خود دفاع کنند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا کارگران به سندیکاهای کارگری نیازمند نیستند تا از حقوق خود در برابر کارفرمایان دفاع کنند؟ جمهوری اسلامی نمی&amp;zwnj;گذارد تا اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری مستقل تشکیل شود. اگر اجازه می&amp;zwnj;داد، کارگران چه باید می&amp;zwnj;کردند؟ آیا باید ادعا می&amp;zwnj;کردند که چون رژیم استبدادی است ما از تشکیل اتحادیه خودداری می&amp;zwnj;کنیم؟ مگر حالا که اجازه نمی&amp;zwnj;دهد و سرکوب می&amp;zwnj;کند، کارگران برای تشکیل سندیکا مبارزه نمی&amp;zwnj;کنند و زندان نمی&amp;zwnj;روند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shora.jpg&quot; style=&quot;width: 170px; height: 127px; float: right;&quot; /&gt;انتخابات شوراهای شهر قرار است هم&amp;zwnj;زمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده و ده&amp;zwnj;ها هزار تن برای سراسر کشور انتخاب شوند. اصلاح&amp;zwnj;طلبان و سبزها حتی این انتخابات را هم به&amp;zwnj;کلی رها کرده&amp;zwnj;اند. آیا سختگیری جمهوری اسلامی در انتخابات شوراهای شهر هم به اندازه&amp;zwnj; انتخابات ریاست جمهوری است؟ آیا ورود به شوراهای شهر به&amp;zwnj;کلی فاقد اهمیت است و هیچ سودی برای کشور ندارد؟&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جمهوری اسلامی به اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری نسبت به دیگر اصناف حساسیت بیشتری داشته است، شاید مهم&amp;zwnj;ترین دلیل، سوء&amp;zwnj;ظن به ارتباط کمونیست&amp;zwnj;ها با کارگران و اشتیاق مارکسیست&amp;zwnj;ها به استفاده&amp;zwnj; از کارگران علیه جمهوری اسلامی بوده است. شاید اگر گروه&amp;zwnj;های سیاسی کارگران را رها می&amp;zwnj;کردند، آنان نیز می&amp;zwnj;توانستند اتحادیه&amp;zwnj;کارگری مستقل- در چارچوب رایج جمهوری اسلامی- پدید آورند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;هفتم- حوزه&amp;zwnj; مشارکت و رقابت سیاسی: &lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;احزاب و سازمان&amp;zwnj;های سیاسی، شرط لازم دموکراسی&amp;zwnj;ها هستند. اگر جمهوری اسلامی بگذارد حزب&amp;zwnj;های سیاسی تشکیل شوند، آیا نباید از این فرصت استفاده کرد؟ حزب&amp;zwnj;ها و سازمان&amp;zwnj;های سیاسی را سرکوب کردند، اما احزاب و سازمان&amp;zwnj;های سیاسی که خودی&amp;zwnj;ها باز کردند (نهضت آزادی، ملی- مذهبی ها، جبهه&amp;zwnj; مشارکت اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز، دفتر تحکیم وحدت، حزب کارگزاران سازندگی، حزب اعتماد ملی) نیز به مخالفانی تبدیل شدند که چاره&amp;zwnj;ای جز تعطیل کردنشان وجود نداشت. خودی&amp;zwnj;ها دائماً به غیرخودی&amp;zwnj;ها تبدیل شده و خودی&amp;zwnj;های دیگری جایگزین آنها می&amp;zwnj;شوند. با این حساب، آیا تأسیس حزب و سازمان سیاسی در جمهوری اسلامی باید همچنان دنبال شود یا به کلی کنار گذاشته شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انتخابات چهار گانه&amp;zwnj;جمهوری اسلامی (ریاست جمهوری، مجلس، شوراهای شهر، خبرگان رهبری)، آزاد و رقابتی و منصفانه نیست.با این همه، انتخابات یکی دیگر از فرصت&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی است. همین انتخابات دستاوردهای زیادی (دوران اصلاحات، دوران جنبش سبز) داشته است. یک راه این است که با انتخابات جمهوری اسلامی به کلی وداع شود، چون رژیم نامشروع و سرکوبگر و متقلب است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&amp;zwnj;گیری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتیجه&amp;zwnj; آن که برخی اصلاح طلبان ناخواسته همانند جبهه&amp;zwnj; ملی می&amp;zwnj;شوند.&amp;nbsp; جبهه&amp;zwnj; ملی موافق نظام سلطنتی مشروطه به وسیله&amp;zwnj; خاندان پهلوی بود و این را در سال ۱۳۴۰ هم به اطلاع شاه رسانده بود (&lt;em&gt;امیدها و ناامیدی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها، خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی&lt;/em&gt;، ص ۲۰۵). خواست آنها برگزاری&lt;strong&gt;&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;em&gt;&amp;quot;انتخابات آزاد&amp;quot;&lt;/em&gt; در چارچوب نظام سلطنتی مشروطه بود. امینی که نخست وزیر شد، کارشان با او هم به رویارویی کشید، از این طرف تجمعات اعتراضی، از آن طرف بازداشت و زندان. آنها از امینی درخواست کردند انتخاباتی برگزار کند که &amp;quot;۲۰ درصد یا ۱۰ درصد از نمایندگان واقعی مردم&amp;quot; به مجلس راه یابند (&lt;em&gt;امیدها و ناامیدی&amp;zwnj;ه&lt;/em&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;ا&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;، صص ۲۱۴- ۲۱۲).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با اصلاحات شش گانه&amp;zwnj; شاه یا رفراندوم&amp;zwnj;اش تحت عنوان &amp;quot;اصلاحات بله دیکتاتوری خیر&amp;quot; مخالفت کردند. پاکروان- رئیس ساواک- در زندان با آنها مذاکره کرد تا &amp;quot;جبهه&amp;zwnj;ی ملی نسبت به سلطنت ابراز وفاداری و احترام بکند و دستگاه هم جبهه&amp;zwnj;ی ملی را به رسمیت بشناسد و فعالیت او را در حدودی آزاد بگذارد&amp;quot; (&lt;em&gt;امیدها و ناامیدی&amp;zwnj;ه&lt;/em&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;ا&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;، ص ۲۳۰).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جبهه&amp;zwnj;ملی به وعده&amp;zwnj;های رژیم اعتماد نداشت. میان رهبران جبهه هم اختلاف نظر وجود داشت. به گفته&amp;zwnj;سنجابی:&amp;laquo;این بود که در چنان وضع مبهمی با شک و تردید و اختلافی که در میان همکاران ما وجود داشت آقای صالح اعلام قطع مذاکرات کردند. علم هم یک بار با آقای صالح ملاقات و مذاکره کرد ولی نتیجه&amp;zwnj;ای از آن حاصل نشد.&amp;raquo; (&lt;em&gt;امیدها و ناامیدی&amp;zwnj;ها&lt;/em&gt;، ص ۲۳۲).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;علت دیگر قطع مذاکره، عدم دسترسی به دکتر مصدق بود:&amp;laquo;خب در این موقع دکتر مصدق هم در توقیف&amp;zwnj;گاه خودش در احمدآباد بود و البته ما هیچ گونه تصمیم سیاسی بزرگی بدون مشاوره&amp;zwnj; با او نمی&amp;zwnj;توانستیم اتخاذ بکنیم و اتخاذ نمی&amp;zwnj;کردیم. این هم یکی از علل قطع مذاکره&amp;zwnj; ما با نمایندگان دولت و دربار بود که نمی&amp;zwnj;دانستیم او در این باره چه نظری دارد.&amp;raquo; (&lt;em&gt;امیدها و ناامیدی&amp;zwnj;ها&lt;/em&gt;، ص ۲۳۲)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اختلافات داخلی جبهه&amp;zwnj; ملی، عدم دسترسی به دکتر مصدق، و پیشنهادات اشتباه مصدق از یک سو، و بسط حکومت مطلقه&amp;zwnj;شاه از دیگر سو، به تعطیلی خودخواسته جبهه&amp;zwnj;ملی انجامید. مصدق دستور تعطیلی جبهه&amp;zwnj;ملی دوم و تشکیل جبهه&amp;zwnj;ملی سوم را صادر کرد (&lt;em&gt;امیدها و ناامیدی&amp;zwnj;ها&lt;/em&gt;، صص ۲۳۸- ۲۳۴).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه وقتی به سراغ رهبران سابق جبهه&amp;zwnj;ملی رفت که کار از کار گذشته بود و در وضعیت انقلابی، آنان نیز مجبور بودند که دنباله رو آیت&amp;zwnj;الله خمینی شوند. آن تجربه نزد اصلاح&amp;zwnj;طلبان حاضر است. اصلاح&amp;zwnj;طلبان یا باید انقلابی شده و به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی بروند، یا اگر می&amp;zwnj;خواهند اصلاح&amp;zwnj;طلب باقی بمانند، باید از فرصت&amp;zwnj;های همین رژیم استفاده کنند تا به جبهه&amp;zwnj;ملی دیگری تبدیل نشوند. جبهه&amp;zwnj;ملی به مصدق دسترسی نداشت، اصلاح&amp;zwnj;طلبان هم به موسوی و کروبی دسترسی ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته&amp;zwnj;سنجابی، &amp;laquo;همه&amp;zwnj; فعالیت&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;گویند برای تشکیل جبهه&amp;zwnj;ملی سوم شده در واقع فعالیت&amp;zwnj;هایی بوده برای کشتن و از بین بردن جبهه&amp;zwnj;ملی چون تاریخ و واقعیت نشان داد که بعد از آن دیگر جبهه&amp;zwnj;ای که بتواند در داخل مملکت عرض اندام بکند و مظهر کوچک&amp;zwnj;ترین اثری بشود اصلاً به وجود نیامد.&amp;raquo; (&lt;em&gt;امیدها و ناامیدی&amp;zwnj;ها&lt;/em&gt;، ص ۲۳۹)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نتیجه در آخرین جلسه&amp;zwnj; جبهه&amp;zwnj;ملی در منزل دکتر امیر علایی، صالح سیاست سکوت- یا سیاست صبر و&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;انتظار- را پیشنهاد کرد و قبول عام یافت &lt;em&gt;(امیدها و ناامیدی&amp;zwnj;ها&lt;/em&gt;، ص ۲۴۴). سنجابی می&amp;zwnj;گوید تنها فردی بود که با این سیاست مخالفت کرده است. برای این که سکوت و بی&amp;zwnj;حرکتی یعنی اعلام مرگ : &amp;laquo;جبهه&amp;zwnj;ای که&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;حرکت و ساکت بماند در واقع حکم اعدام و نفی خودش را صادر کرده است...محققاً می&amp;zwnj;بایستی موضع بگیریم ولی این در صورتی بود که ما سازمانی داشته باشیم که به نام آن سازمان بتوانیم اقدام و فعالیت کنیم.&amp;raquo; (&lt;em&gt;امیدها و ناامیدی&amp;zwnj;ها&lt;/em&gt;، ص ۲۴۵)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سنجابی می&amp;zwnj;گوید تعطیل شدن جبهه&amp;zwnj;ملی از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷، دو پیامد داشت:&amp;laquo;یکی برگشت به حکومت مطلق دیکتاتوری بدون مزاحم و معارض شاه و دوم، آغاز مبارزات و فعالیت&amp;zwnj;های زیر زمینی&amp;raquo;(&lt;em&gt;امیدها&lt;strong&gt;&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;و&lt;strong&gt;&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;ناامیدی&amp;zwnj;ها&lt;/em&gt;، ص ۲۵۰). بدین ترتیب، در سال ۱۳۵۷، جبهه&amp;zwnj;ملی هیچ در انبان نداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه&amp;zwnj;هایی که براندازی رژیم را تعقیب می&amp;zwnj;کنند - مانند آیت&amp;zwnj;الله خمینی و سازمان&amp;zwnj;های چریکی که به دنبال سرنگونی رژیم شاه بودند- می&amp;zwnj;توانند به انتظار &amp;quot;&lt;em&gt;وضعیت انقلابی&amp;quot;&lt;/em&gt; بنشینند تا به عنوان فاعلان انقلاب وارد میدان شده و رژیم را سرنگون سازند، یا از طریق مداخله&amp;zwnj;نظامی خارجی به سرنگونی جمهوری اسلامی و تجزیه&amp;zwnj;ایران دست یابند (دستی از &lt;strong&gt;غرب&lt;/strong&gt; برون آید و کاری بکند). اما گروه&amp;zwnj;های مدعی اصلاح&amp;zwnj;طلبی نمی&amp;zwnj;توانند چشم به آسمان بدوزند تا &amp;laquo;دستی از &lt;strong&gt;غیب&lt;/strong&gt; برون آید و کاری بکند.&amp;raquo; یا با این آرزو سیاست صبر و انتظار را پیش گیرند که رژیم به ناچار در نهایت برای نجات به سراغ آنها بیاید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه وقتی به سراغ رهبران سابق جبهه&amp;zwnj; ملی رفت که کار از کار گذشته بود و در وضعیت انقلابی، آنان نیز مجبور بودند که دنباله رو آیت&amp;zwnj;الله خمینی شوند. آن تجربه نزد اصلاح&amp;zwnj;طلبان حاضر است. اصلاح&amp;zwnj;طلبان یا باید انقلابی شده و به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی بروند، یا اگر می&amp;zwnj;خواهند اصلاح&amp;zwnj;طلب باقی بمانند، باید از فرصت&amp;zwnj;های همین رژیم استفاده کنند تا به جبهه&amp;zwnj; ملی دیگری تبدیل نشوند. جبهه&amp;zwnj; ملی به مصدق دسترسی نداشت، اصلاح&amp;zwnj;طلبان هم به موسوی و کروبی دسترسی ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انتخابات شوراهای شهر قرار است هم&amp;zwnj;زمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده و ده&amp;zwnj;ها هزار تن برای سراسر کشور انتخاب شوند. اصلاح&amp;zwnj;طلبان و سبزها حتی این انتخابات را هم به&amp;zwnj;کلی رها کرده&amp;zwnj;اند. آیا سخت&amp;zwnj;گیری جمهوری اسلامی در انتخابات شوراهای شهر هم به اندازه&amp;zwnj; انتخابات ریاست جمهوری است؟ آیا ورود به شوراهای شهر به&amp;zwnj;کلی فاقد اهمیت است و هیچ سودی برای کشور ندارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می توان خوشنام و قهرمان شد، اما تأثیرگذاری در ساختار سیاسی امر دیگری است. انقلابی&amp;zwnj;گری و اصلاح&amp;zwnj;گری لوازم منطقی خاص خویش را دارد. نمی&amp;zwnj;توان این دو را به صرف مدعا فروکاست، &amp;quot;رفتارهای جمعی&amp;quot; ناشی از نظریه، مهم&amp;zwnj;ترین رکن این دو رویکرد متفاوت است. باید شجاعانه به پیامدهای منطقی باور ملتزم بود.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/01/27/23830#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18696">اصلاح‌گری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1485">انقلاب فرهنگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3952">براندازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3420">جبهه ملی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18694">سنجابی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18693">سندیکا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18692">شوراها</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18695">مصدق</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sat, 26 Jan 2013 23:10:12 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23830 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تفاوت اپوزیسیون و غیر اپوزیسیون چیست؟ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/12/15/22574</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/12/15/22574&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    تعریف و تدقیق یک مفهوم         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کورش عرفانی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;440&quot; height=&quot;330&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/opposition_2.jpg?1355946711&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی - عمر اپوزیسیون رژیم ایران به اندازه&amp;zwnj; عمر خود رژیم است. از همان روزهای اول پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، سلطنت&amp;zwnj;طلبان در خارج از کشور مخالفت با حکومت اسلامیِ تازه به قدرت رسیده را آغاز کردند. اما مخالفت با رژیم تازه به طرفداران رژیم کهنه محدود نماند. به تدریج، سایر گروه&amp;zwnj;های سیاسی فعال کشور و نیز بخش&amp;zwnj;هایی از ایرانیانی که وطن را ترک کرده بودند، مثابله با جمهوری اسلامی را آغاز کردند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آن زمان تا کنون یعنی حدود سی و چهار سال، مبارزه علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه داشته است. این مبارزه البته فراز و نشیب&amp;zwnj;های فراوانی را به خود دیده، اما روند آن هرگز متوقف نشده است. این عمر طولانی شاید برخی از پرسش&amp;zwnj;ها را مطرح کند، از جمله این که میزان موفقیت اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور چقدر بوده، یا عدم کامیابی آن درخواست عمده&amp;zwnj; خود، یعنی تغییر رژیم در ایران ناشی از چه دلایلی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نوشتار سعی دارد به برخی از عوامل دخیل در پاسخ&amp;zwnj;گویی به این سوالات بپردازد، ضمن آن که مدعی همه جانبه&amp;zwnj;نگری نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اپوزیسیون چیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از اشکالات ذاتی اپوزیسیون ایرانی عدم تعریف دقیق آن چیزی است که باید به واسطه&amp;zwnj; این واژه و به عنوان معنای آن تداعی شود. اپوزیسیون به طور معمول و در ادبیات سیاسی دو معنا دارد: یکی در جوامع دمکراتیک است که در این صورت، به معنای حزبی است که در مقابل حزب حاکم دولتی و دارای اکثریت، نقش مخالف یا تعدیل&amp;zwnj;کننده را در پارلمان ایفا می&amp;zwnj;کند. در این مورد، اپوزیسیون تلاش می&amp;zwnj;کند که خود را برای انتخابات آتی آماده سازد تا قدرت را با کسب رای اکثریت به دست آورد. در کشورهای غیردمکراتیک اما اپوزیسیون به معنای جمعی از تشکل&amp;zwnj;های مخالف است که می&amp;zwnj;خواهند رژیم استبدادی را سرنگون یا وادار به تفویض قدرت کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مورد ایران، معنای دوم صادق است و اپوزیسیون به طور عمده دربرگیرنده&amp;zwnj; مجموعه&amp;zwnj; نیروهایی است که خواهان حفظ نظام جمهوری اسلامی نبوده و تغییر آن را می&amp;zwnj;طلبند. این نیروها ممکن است بر سر نوع تغییر نظام، اختلاف نظر یا تفاوت روش داشته باشند اما به هر روی تغییر نظام را ضروری می&amp;zwnj;دانند. این خط&amp;zwnj;&amp;zwnj;کشی اما در سپهر سیاسی ایرانیان خارج از کشور به این روشنی نیست و مردم داخل کشور نیز نمود این ناروشنی را از طریق رسانه&amp;zwnj;های سیاسی خارج از ایران می&amp;zwnj;بینند. ابهام در آنجا بروز می&amp;zwnj;کند که دیگر وقتی نام اپوزیسیون می&amp;zwnj;آید، اشاره فقط به نیروهای خواهان &amp;laquo;تغییر نظام&amp;raquo; نیست، بلکه نیروهای خواهان &amp;laquo;تغییر رفتار نظام&amp;raquo; را نیز در بر می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اپوزیسیون و پوزیسیون &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما واژه &amp;quot;اپوزیسیون&amp;quot; را از زبان بیگانه قرض گرفته&amp;zwnj;ایم و به نظر می&amp;zwnj;آید که این واژه در بسیاری از گفتارها معنای نامتعینی دارد. در برخی متن&amp;zwnj;ها رسم شده است که اپوزیسیون (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Opposition&lt;/span&gt;) را در مقابل کلمه پوزیسیون (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Position&lt;/span&gt; ) قرار دهند. این تقابل واژگانی اپوزیسیون- پوزیسیون در زبان&amp;zwnj;های اروپایی و یا تخصصی چندان مرسوم نیست. پوزیسیون ظاهرا به معنای وضعیت مستقر درک می&amp;zwnj;شود. اپوزیسیون موضع مخالفت با موقعیت موجود است. &lt;a href=&quot;#_edn1&quot; name=&quot;_ednref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آن جا که دمکراسی اجازه&amp;zwnj; جابجایی منظم و ممکن نیروهای اپوزیسیون وحکومت مستقر را برمبنای اصل کسب اکثریت آراء در یک انتخابات آزاد می&amp;zwnj;دهد، اپوزیسیون، به طور منطقی، خواهان حذف نظام حاکم برای کسب قدرت نیست، زیرا می&amp;zwnj;داند خود نیز می&amp;zwnj;تواند با جلب نظر و حمایت مردم در انتخابات بعدی اختیارات را به دست بگیرد. این در حالی است که در کشورهای غیردمکراتیک، نظام حاکم، قدرت را به هیچ وجه به دیگران واگذار نمی&amp;zwnj;کند و خواهان حفظ انحصاری و همیشگی قدرت است. چنین نظامی، به همین دلیل، برای مخالفان خویش راهی جز براندازی آن با هدف کسب قدرت باقی نمی&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر این مبنا برای شرکت در اپوزیسیون باید به اصل براندازی توجه داشت، زیرا فضا و امکانی برای تغییر گرایش حکومت و کسب قدرت برای مخالفان قابل تصور نیست. به همین دلیل نیز خط &amp;laquo;پوزیسیون&amp;raquo; (به تعبیر ایرانی کلمه) که می&amp;zwnj;خواهد نظام بماند تا شاید قدرت را واگذار کند و راه &amp;laquo;اپوزیسیون&amp;raquo; که می&amp;zwnj;خواهد نظام برود تا قدرت را به دست آورد قابل تمایز است: اپوزیسیون خواهان تغییر رژیم حاکم است و پوزیسیون خواهان حفظ آن.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابهام در اپوزیسیون ایرانی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حال حاضر به دلیل ناروشنی معنای این واژه، چارچوب اصلی مفهومی اپوزیسیون مخدوش شده است و بسیاری از جریان&amp;zwnj;های پوزیسیون، یعنی موافق با بقای نظام حاکم، در آن حضور تبلیغاتی پیدا کرده&amp;zwnj;اند &lt;a href=&quot;#_edn2&quot; name=&quot;_ednref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;]. آن&amp;zwnj;ها این توهم را دامن زده&amp;zwnj;اند که بخشی از اپوزیسیون هستند در حالی که به معنای خاص کلمه در پوزیسیون قرار دارند. این ابهام شاید نخستین نکته&amp;zwnj;ای است که سبب شده هم اکنون مردم و فعالان سیاسی در داخل و خارج از کشور حیران و سرگردان باشند. در این زمینه است که باید خط روشنی ترسیم شود و اپوزیسیون، به معنای فنی کلمه، موفق شود علی&amp;zwnj;رغم تمام تفاوت&amp;zwnj;های دیدگاهی یا روشی خود، به صورت خیلی شفاف اصل ضرورت براندازی نظام را به عنوان یک مقوله&amp;zwnj; ذاتی و ساختاری برای خویش ترسیم و تاکید کند. با چنین کاری بسیاری قادر به تشخیص پوزیسیون خواهند بود و آن را از اپوزیسیون تفکیک می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدیهی است علاوه بر آن&amp;zwnj;هایی که از سر ناآگاهی یا کم دانشی به این خلط مبحث دامن می&amp;zwnj;زنند رژیم هم بی&amp;zwnj;میل نباشد که این عدم تفکیک ادامه یابد تا از کارآیی اپوزیسیون یعنی نیروی برانداز کاسته شود. هشیاری و دقت عمل صاحب&amp;zwnj;نظران و نیز برنامه&amp;zwnj;سازان رسانه&amp;zwnj;ها و فعالان سیاسی در این زمینه لازم و ضروری است تا خط&amp;zwnj;های چارچوبی اپوزیسیون به صورت &amp;laquo;جامع&amp;raquo; و &amp;laquo;مانع&amp;raquo; عمل کند. &amp;laquo;جامع&amp;raquo;، یعنی دربرگیرنده&amp;zwnj; هر نیرویی که براندازی و تغییر نظام را می&amp;zwnj;خواهد بشود و در این باره استثنایی قائل نشود و &amp;laquo;مانع&amp;raquo;، یعنی اجازه ندهد که نیروهای مخالف با براندازی نظام، به صرف مخالفت با سیاست&amp;zwnj;ها و رفتارهای حکومت، به عنوان اپوزیسیون ارزیابی شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;یک تعریف ساده، جامع و مانع &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید در این راستا بد نباشد که تعریف زیر را که در دل شاخص&amp;zwnj;بندی این مفهوم در علوم سیاسی است، بیرون بکشیم. ضمن این که می&amp;zwnj;دانیم می&amp;zwnj;خواهیم واژه را در مورد کشورهای دیکتاتوری و غیر دمکراتیک به کار بریم: &amp;laquo; مجموعه&amp;zwnj;ای از نیروهای سیاسی که به دنبال حذف نظام حاکم برای کسب قدرت هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تعریف چند عنصر را در خود دارد:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۱) به مجموعه&amp;zwnj;ای از نیروها اشاره دارد.&lt;/strong&gt; یعنی نمی&amp;zwnj;تواند به یک سازمان یا حزب مشخص محدود شود و دربرگیرنده&amp;zwnj; طیفی از نیروهاست. چیزی که تمام ادعاهای انحصارطلبانه&amp;zwnj; سیاسی را زیر سوال می&amp;zwnj;برد. دیدن اپوزیسیون به مثابه یک طیف اجازه می&amp;zwnj;دهد که واقعیت تنوع محتوایی، دیدگاهی، روش&amp;zwnj;ها و نیروهای موجود در آن را در نظر بگیریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۲) نیروهای سیاسی:&lt;/strong&gt; این به معنای آن است که ما نمی&amp;zwnj;توانیم هر نیرویی را تحت نام اپوزیسیون بازشناسی کنیم. مثلا یک انجمن فرهنگی یا ادبی یا یک جمع شهروندی می&amp;zwnj;تواند بخشی از &amp;laquo;حامیان&amp;raquo; اپوزیسیون محسوب شود اما نه خود اپوزیسیون. زیرا همان&amp;zwnj;طور که گفته شد، موضوع بر سر نیروهایی است که می&amp;zwnj;خواهند قدرت سیاسی را بگیرند. پس اپوزیسیون باید نیروی سیاسی محسوب شود، یعنی برای کسب قدرت تشکیل شود و مبارزه &amp;zwnj;کند نه فقط برای پایین کشیدن قدرت. برای نیرویی که فقط می&amp;zwnj;خواهد نظام حاکم را پایین بکشد اما برای کسب قدرت آماده نیست می&amp;zwnj;توان واژه&amp;zwnj;های دیگری را یافت. نیروی سیاسی، یک جمع متشکل است و به طور هدفمند و برنامه ریزی شده در پی کسب قدرت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/opposition_1.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 150px; float: right;&quot; /&gt;برای شرکت در اپوزیسیون باید به اصل براندازی توجه داشت، زیرا فضا و امکانی برای تغییر گرایش حکومت و کسب قدرت برای مخالفان قابل تصور نیست. به همین دلیل نیز خط &amp;laquo;پوزیسیون&amp;raquo; (به تعبیر ایرانی کلمه) که می&amp;zwnj;خواهد نظام بماند تا شاید قدرت را واگذار کند و راه &amp;laquo;اپوزیسیون&amp;raquo; که می&amp;zwnj;خواهد نظام برود تا قدرت را به دست آورد قابل تمایز است: اپوزیسیون خواهان تغییر رژیم حاکم است و پوزیسیون خواهان حفظ آن.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۳) حذف نظام:&lt;/strong&gt; اپوزیسیون نمی&amp;zwnj;تواند روایتی از نظام فعلی را با تغییراتی سطحی بپذیرد. عمق تغییری که می&amp;zwnj;طلبد، زیاد است و اگر اجرا شود، چه تحت این نام بیان شود یا خیر، سبب براندازی نظام حاکم و جایگزینی آن با یکی دیگر می&amp;zwnj;شود. به همین دلیل، تمام نیروهایی را که تغییراتی سطحی می&amp;zwnj;خواهند، باید اصلاح&amp;zwnj;طلب و بخشی از &amp;laquo;پوزیسیون&amp;raquo; دانست. امری که در حال حاضر در صحنه&amp;zwnj; سیاسی ایران واضح است. &amp;laquo;اصلاح&amp;zwnj;طلبان&amp;raquo; در داخل و خارج از کشور در پی تغییر رفتار نظام هستند نه تغییر نظام. &lt;a href=&quot;#_edn3&quot; name=&quot;_ednref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۴) کسب قدرت&lt;/strong&gt;: اپوزیسیون به دنبال جایگزین ساختن نیروی حاکم است. به همین دلیل هم نظام کنونی را بر می&amp;zwnj;اندازد و از نو قدرت را بازتعریف کرده و در دست خود می&amp;zwnj;گیرد. از اینجاست که بحث آلترناتیو بودن اپوزیسیون مطرح می&amp;zwnj;شود. اپوزیسیون در معنای فنی خود جایگزین قدرت حاکم است، آن را پایین می&amp;zwnj;کشد و خود جایگزین آن می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با اتکاء به این تعاریف می&amp;zwnj;توان به تدقیق تعریف بالا پرداخت و گفت که اپوزیسیون عبارت است از &amp;laquo; چندین تشکل دارای ماهیت سیاسی که تلاش منظم می&amp;zwnj;کنند تا رژیم حاکم را به زیر کشند و قدرت را به دست گرفته و یک رژیم جدید تشکیل دهند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال که مشخص ساختیم اپوزیسیون چیست، بد نیست به این مهم بپردازیم که آیا اپوزیسیون باید متحد و یک دست باشد یا خیر. آیا باید به طور لزوم یک اپوزیسیون متحد داشته باشیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اپوزیسیون یعنی مجموعه &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید بدانیم شانس این که اپوزیسیون فقط یک جریان باشد و بس در جهان امروز بسیار کم است. هم چنان که در کشورهای دیکتاتور زده&amp;zwnj; مصر و سوریه و عراق دیدیم، مفهوم اپوزیسیون دربرگیرنده چندین جریان است که هر کدام در دل خود، تشکل&amp;zwnj;هایی را در بر دارند. بنابراین باید از تنوع جریان&amp;zwnj;ها و تشکل&amp;zwnj;ها نام برد. این که آیا این جریان&amp;zwnj;ها و تشکل&amp;zwnj;ها با هم متحد می&amp;zwnj;شوند تا به عنوان یک تن واحد عمل کنند، - باید گفت که این امکان هست - اما یک اجبار نیست. یعنی هم می&amp;zwnj;توانیم اپوزیسیون متحد داشته باشیم و هم اپوزیسیون غیرمتحد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;قابل تصور است که اگر جریان&amp;zwnj;های یک اپوزیسیون با هم متحد باشند، می&amp;zwnj;توانند با انباشت نیروهای خویش به طور موثرتر عمل کنند، اما این به آن معنا نیست که اگر جریان&amp;zwnj;های اپوزیسیون متحد نشوند چیزی به اسم اپوزیسیون نیست و یا توان عمل کردن را ندارد. بنابراین نباید برخورد ایده&amp;zwnj;آلیستی و یا افسانه&amp;zwnj;ای در مورد اتحاد اپوزیسیون داشت. یک اپوزیسیون غیرمتحد نیز می&amp;zwnj;تواند به موفقیت برسد. شرط آن این است که جریان یا جریان&amp;zwnj;هایی در دل آن اپوزیسیون توان کافی برای پایین کشیدن رژیم حاکم و جایگزینی آن را داشته باشند. در این صورت رفتار مورد انتظار از جانب سایر جریان&amp;zwnj;های اپوزیسیون، اگر نه اتحاد با آن جریان موفق و پیشرو، دست کم، همسویی با آن است. تعریف همسویی نیز بسیار کلی است و می&amp;zwnj;تواند در برگیرنده&amp;zwnj; هماهنگی کلی و غیرمدیریت&amp;zwnj; شده&amp;zwnj; فعالیت&amp;zwnj;ها یا همکاری&amp;zwnj;های مشخص و برنامه ریزی شده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن چه بسیار مهم است این که یک اپوزیسیون برای موفقیت خویش باید از خنثی کردن تلاش&amp;zwnj;ها در میان جریان&amp;zwnj;های درون خود پرهیز کند. یعنی اجزاء درون اپوزیسیون، به واسطه&amp;zwnj; اختلاف نظر یا تفاوت سطح کارآیی خویش، با هم دچار تضاد و کشمکش نشوند. در این صورت، تلاش&amp;zwnj;های یکدیگر را باطل کرده و بر عمر دشمن مشترک خود، که رژیم حاکم باشد می&amp;zwnj;افزایند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید بدانیم شانس این که اپوزیسیون فقط یک جریان باشد و بس در جهان امروز بسیار کم است. هم چنان که در کشورهای دیکتاتور زده&amp;zwnj; مصر و سوریه و عراق دیدیم، مفهوم اپوزیسیون دربرگیرنده چندین جریان است که هر کدام در دل خود، تشکل&amp;zwnj;هایی را در بر دارند. بنابراین باید از تنوع جریان&amp;zwnj;ها و تشکل&amp;zwnj;ها نام برد. این که آیا این جریان&amp;zwnj;ها و تشکل&amp;zwnj;ها با هم متحد می&amp;zwnj;شوند تا به عنوان یک تن واحد عمل کنند، - باید گفت که این امکان هست - اما یک اجبار نیست. یعنی هم می&amp;zwnj;توانیم اپوزیسیون متحد داشته باشیم و هم اپوزیسیون غیرمتحد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;منطقی&amp;zwnj;تر آن است که مبنای محاسبات برای تنظیم رفتار جریان&amp;zwnj;ها و تشکل&amp;zwnj;های درون اپوزیسیون نسبت به همدیگر در نظر گرفتن حتمی منظور و مقصد مشترک و بعد سایر تفاوت&amp;zwnj;ها و افتراق&amp;zwnj;ها باشد. در غیر این&amp;zwnj;صورت عدم کامیابی اپوزیسیون به عهده&amp;zwnj;ی خود اپوزیسیون خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;راه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کار کامیابی اپوزیسیون &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما یک اپوزیسیون به طور کلی و یا یک جریان و تشکل&amp;zwnj;های درون اپوزیسیون به طور خاص، برای موفقیت، باید چند اصل را رعایت کند:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) &lt;strong&gt;تعیین هدف&lt;/strong&gt;: هر تشکل و جریانی که خود را جزیی از اپوزیسیون می&amp;zwnj;داند، باید برای خویش هدف قابل دسترسی را تعریف کند. این همان مقصدی است که قرار است به آن برسد. به طور مثال، در مورد یک جریان سیاسی اپوزیسیون ایرانی، هدف می&amp;zwnj;تواند پایین کشیدن رژیم جمهوری اسلامی به قصد برگزاری انتخابات آزاد و استقرار حکومت دمکراتیک در ایران باشد. این هدف باید تا حد ممکن دقیق، روشن و قابل اجرا باشد. رویاپردازی در آن نباشد و شانس تحقق را بر اساس واقعیت توان موجود در تشکل یا جریان پیشنهاد دهنده و نیز بر اساس ظرفیت&amp;zwnj;های جامعه، داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲) &lt;strong&gt;تعیین استراتژی&lt;/strong&gt;: پس از تعیین مقصد باید &amp;laquo;نقشه&amp;zwnj; راه&amp;raquo; یا همان استراتژی را ترسیم کرد. این راه کلی است که باید مشخص سازد به صورت عمومی قرار است آن جریان و یا تشکل و نیز نیروهایی که می&amp;zwnj;تواند بسیج کند از چه مسیری عبور کنند تا به آن هدف دست یابند. به طور مثال، استراتژی آماده سازی و هدایت قیام برانداز و مدیریت دوران گذار.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳) &lt;strong&gt;معرفی تاکتیک&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;: هر نقشه&amp;zwnj; راهی از تکه&amp;zwnj;های کوچکی تشکیل شده است که مراحل مختلف مسیر بلند هستند. مجموع مراحل تاکتیکی در صورت موفقیت و در کنار هم، یکدیگر را تکمیل و طی کردن نقشه&amp;zwnj; راه را ممکن می&amp;zwnj;سازند. در مورد اپوزیسیون ایران و هدف و استراتژیی که به عنوان مثال ارائه شد، باید هر یک از مراحل برشمرده&amp;zwnj; بالا را دقیق توصیف کرد: تقویت روحیه مردم، گسترش آگاهی&amp;zwnj;ها، سازماندهی نیروها، بررسی شرایط داخلی و خارجی، تدارک اعتراضات عمومی، سازماندهی و هدایت قیام براندازی، مدیریت دوران گذار، برگزاری انتخابات آزاد، شرکت در این انتخابات و نقش&amp;zwnj;آفرینی در حکومت آینده. هر یک از این مراحل تاکتیکی باید به مرور زمان و با تکیه بر داده&amp;zwnj;های برخاسته از واقعیت&amp;zwnj;ها تعریف و تدقیق شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴) &lt;strong&gt;به کارگیری تکنیک&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;: برای پیاده کردن هر یک از مراحل تاکتیکی فوق باید به اجرای راه&amp;zwnj;کارهایی پرداخت که این مهم را ممکن می&amp;zwnj;سازند. این راهکارها یا تکنیک&amp;zwnj;ها به جزییات فنی برمی&amp;zwnj;گردند که یک جریان یا تشکل سیاسی باید قادر به تهیه و تدوین و آموزش و اجرای آن باشد و با در نظرگرفتن بازخوردها، آنها را مورد بازنگری و تدقیق قرار دهد. مثلا در مرحله&amp;zwnj; تاکتیکی، یعنی تقویت روحیه&amp;zwnj; مردم، باید مشخص شود که قرار است چه راه&amp;zwnj;کارهایی مورد بهره&amp;zwnj;برداری قرار گیرند که این مهم حاصل شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس می&amp;zwnj;بینیم که جریان یا تشکلی که می&amp;zwnj;خواهد او را به عنوان اپوزیسیون بازشناسی کنند، باید مجهز به تمام این اجزاء و عناصر باشد: هدف و مقصد را تعریف و تعیین کرده باشد، نقشه&amp;zwnj; راه یا استراتژی دستیابی به هدف را بداند، هر مرحله&amp;zwnj; تاکتیکی از این راه طولانی را تعیین کرده باشد و در نهایت، برای موفقیت در هر مرحله، تکنیک&amp;zwnj;ها یا روش&amp;zwnj;های کاری مناسب را بشناسد و به کار بندد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سرنوشت عملی اپوزیسیون &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با داشتن این شاخص&amp;zwnj;ها اینک بهتر می&amp;zwnj;توان دانست که در صحنه&amp;zwnj; بسیار شلوغ سیاسی ایران چه جریان&amp;zwnj;هایی را می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود به عنوان اپوزیسیون نام برد و کدام&amp;zwnj;ها را باید جدا ساخته و در ردیف &amp;laquo;پوزیسیون&amp;raquo; (در معنای ایرانی کلمه) قرار داد. این به آن معناست که نمی&amp;zwnj;توان هر نیرویی را بر اساس ادعا و باور خویش طبقه&amp;zwnj;بندی کرد. باید معیارهای دقیق و فنی داشته باشیم که ارزیابی ما بتواند مستند و دقیق باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/oppo.jpg&quot; style=&quot;width: 190px; height: 159px; float: right;&quot; /&gt;بحث اپوزیسیون یک مقوله&amp;zwnj; &amp;laquo;محتوایی&amp;raquo; و &amp;laquo;فنی&amp;raquo; است. مقوله محتوا بر می&amp;zwnj;گردد به آن چه یک اپوزیسیون یا یک جریان درون آن ارائه می&amp;zwnj;دهد. چه دستگاه فکریی دارد؟ جهان بینی و نوع نگرش آن چگونه است؟ چه ارزش&amp;zwnj;هایی را پاس می&amp;zwnj;دارد و چه آرمان شهری را برای فردای کشور ترسیم می&amp;zwnj;کند؟ اما آن چه در نهایت تعیین&amp;zwnj;کننده و سرنوشت&amp;zwnj;ساز خواهد بود، قدرت آن جریان، برای پیاده کردن بخشی یا تمامی آن چیزی است که می&amp;zwnj;گوید. به عبارت بهتر، اپوزیسیون، دست آخر در جریانی تبلور پیدا می&amp;zwnj;کند که موفق می&amp;zwnj;شود قوی&amp;zwnj;تر و کارآتر باشد. طرح&amp;zwnj;ها و حرف&amp;zwnj;های خود را با پشتوانه&amp;zwnj; اجرایی و عملی به پیش برد و به کرسی بنشاند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا یادآور می&amp;zwnj;شویم که بحث اپوزیسیون یک مقوله&amp;zwnj; &amp;laquo;محتوایی&amp;raquo; و &amp;laquo;فنی&amp;raquo; است. مقوله محتوا بر می&amp;zwnj;گردد به آن چه یک اپوزیسیون یا یک جریان درون آن ارائه می&amp;zwnj;دهد. چه دستگاه فکریی دارد؟ جهان بینی و نوع نگرش آن چگونه است؟ چه ارزش&amp;zwnj;هایی را پاس می&amp;zwnj;دارد؟ چه آرمان شهری را برای فردای کشور ترسیم می&amp;zwnj;کند؟ در جستجوی چه نوع نظامی است؟ چه سیستم اقتصادی و چه نوع روابط اجتماعی را توصیه می&amp;zwnj;کند؟ چه تصویری از آینده&amp;zwnj;ی ایران تحت قدرت خویش ترسیم می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مورد باید گفت که مشابهت&amp;zwnj;های زیادی میان اجزاء طیف اپوزیسیون ایرانی وجود دارد. یعنی ما شاهدیم که تقریبا همه&amp;zwnj; آنها به ارزش&amp;zwnj;هایی چون آزادی، دمکراسی، سکولاریسم، حقوق بشر، عدالت اجتماعی و... توجه دارند. اختلاف&amp;zwnj;ها بیشتر در مورد تعریف دقیق و عملی این ارزش هاست که کمتر بحث می&amp;zwnj;شود و نیز در مورد روش پیاده کردن آنها، که نقطه&amp;zwnj;ی اصلی اختلاف نظرهاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما به نظر می&amp;zwnj;رسد آن چه در ورای این جنبه&amp;zwnj; محتوایی می&amp;zwnj;تواند واقعیت اپوزیسیون ایرانی را سمت و سو دهد، توان اجرایی جریان&amp;zwnj;های موجود در آن باشد. در یک تحلیل نهایی، بسیاری از ایرانیان با این موقعیت مواجه خواهند شد که جریان&amp;zwnj;هایی در اپوزیسیون از جریان&amp;zwnj;های دیگر عمل&amp;zwnj;گراتر و به این واسطه، دارای شانس بیشتر برای موفقیت هستند. به عبارت دیگر، این که یک جریانی در سخن چه می&amp;zwnj;گوید و برای کاری که می&amp;zwnj;خواهد بکند، چه گفتمان و شعارهایی را مطرح می&amp;zwnj;سازد یک چیز است؛ اما آن چه در نهایت تعیین&amp;zwnj;کننده و سرنوشت&amp;zwnj;ساز خواهد بود، قدرت آن جریان، برای پیاده کردن بخشی یا تمامی آن چیزی است که می&amp;zwnj;گوید. به عبارت بهتر، اپوزیسیون، دست آخر در جریانی تبلور پیدا می&amp;zwnj;کند که موفق می&amp;zwnj;شود قوی&amp;zwnj;تر و کارآتر باشد. طرح&amp;zwnj;ها و حرف&amp;zwnj;های خود را با پشتوانه&amp;zwnj; اجرایی و عملی به پیش برد و به کرسی بنشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این امر توجه همه&amp;zwnj; ایرانیان علاقه&amp;zwnj;مند به تغییر رژیم در ایران را به خود جلب می&amp;zwnj;کند. روشن است که در عالم سیاست موضوع ارزش&amp;zwnj;ها و اخلاق به شدت تحت تاثیر پراکتیسیسم (عمل&amp;zwnj;گرایی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Practicism&lt;/span&gt;) و پراگماتیسم (مصلحت&amp;zwnj;گرایی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Pragmatism&lt;/span&gt;) قرار دارد. سیاست، عالم قدرت است. هر که قدرت بیشتری دارد موفق به بسیج نیرو و امکانات بیشتری می&amp;zwnj;شود و با آنها، باز هم قدرت بیشتری به دست می&amp;zwnj;آورد و این روند را تا جایی ادامه می&amp;zwnj;دهد که به هدفش دست می&amp;zwnj;یابد. این قاعده&amp;zwnj; بازی سیاست است که برخی مواقع درک و پذیرش آن به قدری سخت است که افراد را به انزوا و کناره&amp;zwnj;گیری وادار می&amp;zwnj;کند. اما در میدان سیاست فقط کسانی پیروزند که می&amp;zwnj;مانند و بر اساس قواعد بازی به پیش می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اپوزیسیون ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیست. شک نیست که در میان تمام جریان&amp;zwnj;ها و تشکل&amp;zwnj;های موجود در مجموعه&amp;zwnj; نیروهای برانداز که به عنوان اپوزیسیون شناخته می&amp;zwnj;شوند، آن جریانی پیروز نهایی خواهد بود که بتواند با قدرت عمل کند، نیروهای سیاسی و اجتماعی را با خویش همراه سازد، توان ایجاد اعتراضات و هدایت آنها را در اختیار داشته باشد، قیام براندازی را برنامه&amp;zwnj;ریزی و یا آن را هدایت کند، در دوران گذار نقش به&amp;zwnj;سزایی در مدیریت کشور داشته باشد، با تمام توان در انتخابات آتی شرکت کند و گفتمان و عملکردی را از خود نشان دهد تا نظر مثبت اکثریت را جلب کند و به این ترتیب، قدرت حاکمه&amp;zwnj; آینده را از آن خود سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&amp;zwnj;گیری &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آ&amp;zwnj;ن&amp;zwnj;چه آمد، تلاش کردیم تعریف روشنی از اپوزیسیون به دست دهیم، شاخص&amp;zwnj;های آن را برشماریم و توجه را به واقعیت اپوزیسیون ایرانی جلب کنیم. می&amp;zwnj;بینیم که در جبهه&amp;zwnj; براندازان نظام حاکم کنونی یک طیف از جریان&amp;zwnj;ها و تشکل&amp;zwnj;ها هستند که می&amp;zwnj;توانند عمل کنند. برای دانستن میزان شانس آنها باید ببینیم آیا هدف، استراتژی، تاکتیک&amp;zwnj;ها و تکنیک&amp;zwnj;های لازم را دارند و قادر به اجرای آنها هستند یا خیر. در نهایت این که در میان آنها، جریانی بالاترین شانس را دارد که نه تنها این عناصر را تعریف و تدقیق کرده، بلکه می&amp;zwnj;تواند نیروی انسانی و امکانات مادی کافی برای اجرای طرح&amp;zwnj;های خود را فراهم کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گسترش و به کارگیری دیدها و تمایزبندی&amp;zwnj;های فنی از این دست، می&amp;zwnj;تواند به آشفتگی حاکم بر وضعیت کنونی پایان دهد و شرایط را برای تامین شفافیت در صحنه&amp;zwnj; سیاسی و تشخیص نیرویی که هر کس می&amp;zwnj;خواهد در اپوزیسیون مورد حمایت قرار دهد، مساعد سازد. فراموش نکنیم هیچ جامعه&amp;zwnj;ای بدون رسیدن به حد کافی از پیچیدگی فنی و تشخیص درست پدیده&amp;zwnj;ها شانس رسیدن به دمکراسی را نخواهد داشت، زیرا دمکراسی، در یک تعریف عمومی، نظام سیاسی متناسب با &amp;laquo;تقسیم کار حرفه&amp;zwnj;ای و تخصصی&amp;raquo; است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;edn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;1]&lt;/span&gt;] ما در این جا بر مبنای رایج بودن این تقسیم&amp;zwnj;بندی در زبان سیاسی ایرانیان و قابل فهم بودن آن از این تقسیم&amp;zwnj;بندی غیرتخصصی بهره می&amp;zwnj;بریم. شاید به یک معنا بتوان تقسیم&amp;zwnj;بندی را به صورت &amp;laquo;اپوزیسیون&amp;raquo; و &amp;laquo;غیراپوزیسیون&amp;raquo; مطرح کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;2]&lt;/span&gt;] شاید بتوان بخش عمده&amp;zwnj;ای از نیروهایی را که تا به حال در سه کنفرانس استکهلم، بروکسل و پراگ شرکت کرده&amp;zwnj;اند بنا به گفته خودشان در تمایزبندی خود با نیروهای برانداز نمونه&amp;zwnj;ای از &amp;laquo;پوزیسیون&amp;raquo; بدانیم که در عین حال در محافل و گردهم آیی&amp;zwnj;هایی &amp;laquo;اپوزیسیون&amp;raquo; شرکت دارند و به این واسطه برای بسیاری می&amp;zwnj;توانند به عنوان &amp;laquo;اپوزیسیون&amp;raquo; جلوه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn3&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;3]&lt;/span&gt;] شخصیت&amp;zwnj;های معروف اصلاح&amp;zwnj;طلبان بارها تکرار کرده&amp;zwnj;اند که به هیچ وجه برانداز نیستند وبا اصل نظام جمهوری اسلامی مشکلی ندارند. هر چند که روایت&amp;zwnj;های مختلفی برای بیان این موضوع در پیش می&amp;zwnj;گیرند، اما کنه مطلب این است که فقط تغییر رفتار نظام را می&amp;zwnj;خواهند نه تغییر نظام را. امری که با توجه به وابستگی ساختاری آنان به نظام قابل درک است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/12/15/22574#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1862">احزاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12536">استراتژی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2035">اصلاح‌طلبان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2130">اپوزیسیون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3952">براندازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12537">تاکتیک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4610">دمکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-24">قدرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1499">پارلمان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12686">کورش عرفانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sat, 15 Dec 2012 22:59:07 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22574 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تشدید محافظه‌کاری اصلاح‌طلبان دولتی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/22/20935</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/22/20935&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کورش عرفانی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;199&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khatami__rafsanjani.jpg?1351193773&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی &amp;minus; فشارهای خارجی و بحران&amp;zwnj;های داخلی مسیری را در مقابل حکومت ایران قرار داده است که عدم حرکت در آن به آسانی ممکن نیست. به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;&amp;zwnj;رسد که تغییری اجباری در راه است، این را همه می&amp;zwnj;دانند و پذیرفته&amp;zwnj;اند، اما چه نوع تغییری؟ این را کسی نمی&amp;zwnj;داند و برای همین بازار احتمال و فرضیه باز است. برخی جنگ و برخورد نظامی را در چشم&amp;zwnj;انداز می&amp;zwnj;بینند، بدون آن که قادر باشند زمان و آینده&amp;zwnj;ی این سناریو را ترسیم کنند. دیگران به احتمال سقوط اقتصاد ایران و آغاز شورش&amp;zwnj;ها باور دارند، ولی برای این فرض نیز بسیار کم هستند کسانی که بتوانند فردای شورش&amp;zwnj;ها را تصور کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان بعضی هنوز و به اصطلاح برای پرهیز از دو مورد نخست، بر این امیدند که شاید از دل خود نظام عقلانیتی برخیزد و این کشتیِ گرفتار در توفان را به ساحل سلامت برساند. این نوشتار به بررسی سومین احتمال می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک تقسیم&amp;zwnj;بندی کلی و کلیشه&amp;zwnj;وار می&amp;zwnj;توان مجموعه &amp;zwnj;مخالفان حکومت را - که در اینجا برای تدقیق در بحث از آن به عنوان &amp;laquo;اپوزیسیون&amp;raquo; یاد نمی&amp;zwnj;کنیم - به سه گرایش تقسیم کرد: گرایشی که تغییر را در نبودن این نظام می&amp;zwnj;داند، گرایشی که تغییر را تنها با حفظ نظام ممکن و مناسب می&amp;zwnj;داند و سرانجام گرایش بینابین که منتظر است ببیند کدام یک از آن دو، دست بالا را دارد تا با آن همراهی کند. گرایش نخست را برانداز، گرایش دوم را محافظه&amp;zwnj;کار و گرایش سوم را مصلحت&amp;zwnj;اندیش می&amp;zwnj;نامیم تا بتوانیم بحث را به پیش بریم. در اینجا فقط به گرایش دوم و به&amp;zwnj;ویژه بخش داخل کشوری آن می&amp;zwnj;پردازیم و محافظه&amp;zwnj;کاری آن را در این می&amp;zwnj;بینیم که حفظ تمامیت نظام را جزیی از وجود و کارکرد خویش می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;محافظه&amp;zwnj;کاران مخالف&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گرایش به&amp;zwnj;طور کلی بیانگر یک طیف است که به صورت عمده در نظرات جریان اصلاح&amp;zwnj;طلبان تبلور می&amp;zwnj;یابد. گفتیم طیف و نه جریان، زیرا طیف، به طور معمول دربرگیرنده&amp;zwnj; جریان&amp;zwnj;های مختلفی است که به&amp;zwnj;طور عمومی در یک راستا حرکت می&amp;zwnj;کنند. طیف وسیع&amp;zwnj;تر از جریان است و می&amp;zwnj;تواند تفاوت&amp;zwnj;ها و مشابهت&amp;zwnj;ها و البته نه تضادها و تناقض&amp;zwnj;ها را در خود داشته باشد. طیف محافظه&amp;zwnj;کار، جریان&amp;zwnj;های خارج کشوری و درونی اصلاح&amp;zwnj;طلبان و شبه اصلاح&amp;zwnj;طلبان، ناراضیان وفادار به نظام و تمامی شخصیت&amp;zwnj;ها و حرکت&amp;zwnj;های مشابه را در خود جای می&amp;zwnj;دهد. این طیف دارای این مخرج مشترک است که انحلال و پایان بخشیدن به نظام جمهوری اسلامی را جزیی از ضرورت تغییر در وضعیت ایران نمی&amp;zwnj;داند بلکه برعکس، شانس تغییر را در صورت حفظ نظام قابل توجه می&amp;zwnj;شمارد. نظام بی&amp;zwnj;تغییر را چندان دوست ندارد، تغییر بی نظام را هم نمی&amp;zwnj;خواهد. نظام را با تغییر می&amp;zwnj;طلبد و تغییر را هم با نظام.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;طیف محافظه&amp;zwnj;کار حضور مردم در خیابان را فقط به طور گزینشی و هدایت&amp;zwnj;شده می&amp;zwnj;خواهد. به حضور حساب شده&amp;zwnj;ی فراخوانی باور دارد نه حضور خودجوش و برخاسته&amp;zwnj; از دل جامعه. فراخوان مورد نظرش هم آن است که از جانب خودی&amp;zwnj;ها صادر شده باشد: مثلا از سوی &amp;quot;جنبش راه سبز امید&amp;quot;. از فراخوان&amp;zwnj;های برخاسته از ورای طیف خویش پشتیبانی نمی&amp;zwnj;کند و آنها را به چشم خطرساز و منفی می&amp;zwnj;بیند. طیف محافظه&amp;zwnj;کار شاکی و ناراضی است اما به&amp;zwnj;صورت تعیین مرز شده و حاضر نیست به هیچ بهانه&amp;zwnj;ای خطوط قرمزی را زیر پا بگذارد که او را در کنار &amp;laquo;براندازان&amp;raquo; قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جریان محافظه&amp;zwnj;کار بر این باورست که کل نظام بد نیست، بلکه عناصر و اجزایی از آن بد است. تمام رفتارهای نظام قابل سرزنش نیست، که برخی از آنها این&amp;zwnj;گونه است. همه&amp;zwnj; سران نظام طرد شدنی نیستند، بعضی از آنها چنین&amp;zwnj;اند. با این پیش شرط&amp;zwnj;ها، این طیف نتیجه&amp;zwnj; می&amp;zwnj;گیرد که تغییر نظام فکر خوبی نیست، تغییر در نظام مناسب است. این یعنی حفظ ساختارهای بنیادین نظام و تلاش برای اصلاح و تعمیر از درون آن&amp;zwnj;ها در یک روند تدریجی و مدیریت&amp;zwnj;شده. سعید حجاریان، از نظریه&amp;zwnj; پردازان این طیف، این راهکار را در فرمول &amp;laquo;فشار از پایین و چانه&amp;zwnj;زنی از بالا&amp;raquo; خلاصه کرده بود.&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; روش تغییردهی مطلوب، چانه&amp;zwnj;زنی دانسته می&amp;zwnj;شود نه استفاده از نیروی پایین برای تغییر در بالا.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;طیف محافظه&amp;zwnj;کار حضور مردم در خیابان را فقط به طور گزینشی و هدایت&amp;zwnj;شده می&amp;zwnj;خواهد. به&amp;zwnj;حضور حساب شده&amp;zwnj;ی فراخوانی باور دارد نه حضور خودجوش و برخاسته&amp;zwnj; از دل جامعه. فراخوان مورد نظرش هم آن است که از جانب خودی&amp;zwnj;ها صادر شده باشد: مثلا از سوی &amp;quot;جنبش راه سبز امید&amp;quot;. از فراخوان&amp;zwnj;های برخاسته از ورای طیف خویش پشتیبانی نمی&amp;zwnj;کند و آنها را با چشم منفی و خطرساز می&amp;zwnj;بیند. طیف محافظه&amp;zwnj;کار شاکی و ناراضی است اما به&amp;zwnj;صورت تعیین مرز شده و حاضر نیست به هیچ بهانه&amp;zwnj;ای خطوط قرمزی را زیر پا بگذارد که او را در کنار &amp;laquo;براندازان&amp;raquo; قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چندی پیش محمدرضا خاتمی، برادر محمد خاتمی رئیس جمهور سابق نظام، در گفت&amp;zwnj;وگویی با روزنامه اعتماد &amp;laquo;خطوط قرمز اصلاح&amp;zwnj;طلبان&amp;raquo; را &amp;laquo;براندازی نظام&amp;raquo; خواند و تاکید کرد &amp;laquo;ما پرچم براندازی را برای همیشه در جبهه اصلاح&amp;zwnj;طلبان پایین کشیده&amp;zwnj;ایم.&amp;raquo; او آب پاکی روی دست تمام کسانی ریخت که به&amp;zwnj;نوعی پتانسیل تغییر مسیر اصلاح&amp;zwnj;طلبان به سوی جریان برانداز باور داشتند وگفت:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;من این نکته را می&amp;zwnj;خواهم صریحا اینجا اعلام کنم و این دندان طمع را از همه بکشم. من اعلام می&amp;zwnj;کنم که در هیچ زمانی اصلاح&amp;zwnj;طلبان برای براندازی این نظام هیچ&amp;zwnj;گونه اقدامی نخواهند کرد و مخالف جدی آن هستند&amp;raquo;.&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دو بار تاکید وی بر هیچ، یکی برای زمان و دیگری برای اقدام قابل توجه است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;براندازی: تابوی ناشکستنی اصلاح&amp;zwnj;طلبان &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخنان محمدرضا خاتمی، از چهره&amp;zwnj;های شاخص جریان اصلاح طلب در طیف محافظه&amp;zwnj;کاران به خوبی نشان می&amp;zwnj;دهد که بین دو عنصر حفظ یا تغییر در نظام، آن چه اصل و مهم و اساسی است &amp;laquo;حفظ&amp;raquo; نظام است. این که تغییر یا اصلاح در نظام ضروری باشد یک گزینه است نه یک اجبار؛ یک ارجحیت است نه یک ضرورت. آن&amp;zwnj;چه برای آنان، اجباری و ضروری جلوه می&amp;zwnj;کند نگهداری و نگهبانی نظامی است که خود از دل آن برخاسته&amp;zwnj;اند، در شکل&amp;zwnj;دهی به آن نقش داشته&amp;zwnj;اند، به آن وابستگی&amp;zwnj;های مادی و غیر&amp;zwnj;مادی دارند و در یک کلام، به آن احساس تعلق وجودی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی در همین گفتگو، تفکیک میان ضرورت و گزینه را به روشن&amp;zwnj;ترین طریق ممکن بیان می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;اصلاح&amp;zwnj;طلبان تمام تلاش&amp;zwnj;شان را می&amp;zwnj;کنند که این نظام را اصلاح کنند، اما اگر نظام اصلاح&amp;zwnj;پذیر نبود و اصلاح نشد وارد فاز دیگری نخواهند شد&amp;raquo;.&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; آیا این همان خط قرمزی است که از آن سخن رفت؟ اینجا ممکن است پرسیده شود که پس اصلاح&amp;zwnj;طلبان در صورت به بن بست رسیدن در&amp;zwnj;خواست&amp;zwnj;های خود چه&amp;zwnj;کار خواهند کرد. آیا باز هم راهکار دیگری که به هر روی در ضدیت با نظام نباشد را خواهند یافت؟ آیا به امید آن که سرانجام نظام را اصلاح کنند به تلاش مستمر ادامه خواهند داد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای درک هر چه بهتر سیاست محافظه&amp;zwnj;کارانه اصلاح&amp;zwnj;طلبان باید به باور عمیق و ریشه&amp;zwnj;دار آنها درباره&amp;zwnj;ی نظام پی ببریم و آن، اعتقاد واقعی به مشروعیت نظام است. همان مشروعیتی که نمی&amp;zwnj;خواهند با یک منبع مشروعیت دیگر، یعنی حضور دوباره&amp;zwnj; مردم در قالب یک قیام برانداز یا یک انتخابات آزاد، تعویض کنند. به همین دلیل نیز دبیرکل سابق حزب مشارکت بر این امر تاکید می&amp;zwnj;کند که &amp;laquo;ما شدیدترین انتقادات را داریم و آن&amp;zwnj;ها را عنوان می&amp;zwnj;کنیم اما این انتقادات را به نظام نسبت نمی&amp;zwnj;دهیم، چون فکر می&amp;zwnj;کنیم این نظام برآمده از خواسته&amp;zwnj;های ملی مردم این کشور است و همه ما برای تحقق این نظام زحمت کشیده&amp;zwnj;ایم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدرضا خاتمی در پاسخ به این سوال نیز قاطعانه می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo;ممکن است گوشه&amp;zwnj;گیری و سکوت پیشه کنند یا به دنبال کار و زندگی خود بروند&amp;raquo;.&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به عبارت دیگر، او روشن می&amp;zwnj;سازد که آنها در نهایت مبارزه و مخالفت و یا هر چیز دیگری که نامیده می&amp;zwnj;شود را تعطیل کرده و &amp;laquo;به دنبال کار و زندگی خود&amp;raquo; می&amp;zwnj;روند. یعنی نظام کار خود را می&amp;zwnj;تواند به پیش برد و از بابت جریان اصلاح&amp;zwnj;طلبان نگرانی نداشته باشد. هم اوست که در ادامه می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;اصلاح&amp;zwnj;طلبان در عرصه سیاسی که ارتباط با حاکمیت پیدا می&amp;zwnj;کند، هیچ&amp;zwnj;وقت، تاکید می&amp;zwnj;کنم هیچ&amp;zwnj;وقت وارد فاز براندازانه نخواهند شد. ما پرچم براندازی را برای همیشه در جبهه اصلاح&amp;zwnj;طلبان پایین کشیده&amp;zwnj;ایم&amp;raquo;.&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;laquo;برای همیشه&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواهد بگوید که روی این جریان برای تبدیل شدن به یک حرکت برانداز حساب نکنید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ریشه&amp;zwnj;های انحلال&amp;zwnj;گریزی نزد اصلاح&amp;zwnj;طلبان &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای درک هر چه بهتر چرایی اتخاذ این سیاست باید به باور عمیق و ریشه&amp;zwnj;دار اصلاح&amp;zwnj;طلبان دولتی (سابق) درباره&amp;zwnj;ی نظام پی ببریم و آن، اعتقاد واقعی به مشروعیت نظام است. همان مشروعیتی که نمی&amp;zwnj;خواهند با یک منبع مشروعیت دیگر، یعنی حضور دوباره&amp;zwnj; مردم در قالب یک قیام برانداز یا یک انتخابات آزاد، تعویض کنند. به همین دلیل نیز دبیرکل سابق حزب مشارکت بر این امر تاکید می&amp;zwnj;کند که &amp;laquo;ما شدیدترین انتقادات را داریم و آن&amp;zwnj;ها را عنوان می&amp;zwnj;کنیم اما این انتقادات را به نظام نسبت نمی&amp;zwnj;دهیم، چون فکر می&amp;zwnj;کنیم این نظام برآمده از خواسته&amp;zwnj;های ملی مردم این کشور است و همه ما برای تحقق این نظام زحمت کشیده&amp;zwnj;ایم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به عبارت روشن تر، این نظام از ماست و ما از این نظام هستیم، چگونه می&amp;zwnj;توانیم این دو را از هم تفکیک و خود را به شکلی یا به&amp;zwnj;نوعی در مقابل نظام قرار دهیم؟ او جایگاه جریان اصلاح&amp;zwnj;طلبان را به خوبی در درون و نه در بیرون نظام ترسیم کرده و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;... در اینکه ما به این قانون اساسی که یک اصلش هم ولایت فقیه است، التزام داریم، تردیدی وجود ندارد&amp;raquo;.&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به عبارت دیگر، اگر می&amp;zwnj;خواهید بدانید که اصلاح&amp;zwnj;طلبان کجای صفحه شطرنج سیاسی ایران ایستاده&amp;zwnj;اند باید آن را در کنار مهره&amp;zwnj;ی اصلی یعنی ولی فقیه نظام ببینید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حتی در جریان جنبش سبز نیز، میرحسین موسوی در بیانیه&amp;zwnj;های متعدد خود بر پایبندی به قانون اساسی جمهوری اسلامی به صورت روشن پای فشرده بود:&amp;laquo; بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی ... می&amp;zwnj;اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می&amp;zwnj;توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد&amp;zwnj;، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;دبیرکل سابق حزب مشارکت به&amp;zwnj;طور صریح حتی وظیفه&amp;zwnj;ی مردم را نیز در این باره تعیین کرده و حکم می&amp;zwnj;کند که &amp;laquo;عقیده من این است که مردم خواهان اصلاح هستند و می&amp;zwnj;خواهند که روندها بهبود پیدا کند، اما خواهان زیر و رو شدن همه&amp;zwnj;چیز نیستند&amp;raquo;.&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; آن&amp;zwnj;چه برای وی و سایر نظریه&amp;zwnj;پردازان این جریان نگرانی&amp;zwnj;آفرین به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد همانا &amp;laquo;زیر و رو شدن همه چیز&amp;raquo; است، امری که به گفته&amp;zwnj;ی آنان، چنان&amp;zwnj;چه قدری پایین&amp;zwnj;تر خواهیم دید، باید از آن پرهیز کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دیدگاه مشترک اصلاح طلبان دولتی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضع&amp;zwnj;گیری محمدرضا خاتمی یک نمونه منفرد نیست. کلیه چهره&amp;zwnj;های شاخص جریان اصلاح&amp;zwnj;طلبی در درون طیف محافظه&amp;zwnj;کاران به این مهم باور دارند و بر آن تاکید می&amp;zwnj;کنند. برادر وی نیز که رئیس جمهور سابق نظام بود به صراحت اعلام داشته است: &amp;laquo;راهی به جز اصلاح&amp;zwnj;طلبی نداریم و براندازی نمی&amp;zwnj;خواهیم و با کسانی هم که آن را می&amp;zwnj;خواهند رابطه نداریم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn9&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ماهیت محافظه&amp;zwnj;کار چهره&amp;zwnj;ی نخست جریان اصلاح&amp;zwnj;طلبی را می&amp;zwnj;توان در این سخن دید که &amp;laquo; تازه اگر خدای ناخواسته اوضاع به&amp;zwnj;هم بخورد وضع همه بدتر خواهد شد...باید همین چارچوب حفظ شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn10&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به سخن دیگر، فرق نمی&amp;zwnj;کند که نظام چه کرده و چه می&amp;zwnj;کند و چه خواهد کرد، مهم این است که &amp;laquo;اوضاع به&amp;zwnj;هم&amp;raquo; نخورد و &amp;laquo;همین چارچوب حفظ شود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn11&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این دو نمونه از دو برادر، می&amp;zwnj;تواند با نمونه&amp;zwnj;های دیگری کامل شود. به طور مثال می&amp;zwnj;توان از محمد نوری&amp;zwnj;زاد نام برد. از نزدیکان سابق ولی&amp;zwnj;فقیه که مغضوب شد و اینک در ترکیب غریبی از فلسفه و سیاست و عرفان و افشاگری و خیرخواهی و نصیحت و تهدید و التماس و اتمام حجت و پیش&amp;zwnj;بینی و پیش&amp;zwnj;گیری به نوشتن نامه&amp;zwnj;هایی به &amp;laquo;رهبر عزیز&amp;raquo; خود مشغول است تا شاید بتواند از سر خیرخواهی و با ابزار پند و اندرز، ولی فقیه نظام را به سازش و نرمش وادار سازد. وی دریچه دیگری را برای طیف محافظه&amp;zwnj;کار گشوده است که بر مبنای آن می&amp;zwnj;توان مبارزه با نظام را با رجوع به خود رهبر نظام به پیش برد! یعنی نیاز به ستیزه&amp;zwnj;جویی و فعالیت براندازانه و امثال آن نیست. آن قدر باید بنویسید و بگویید تا شاید روزی دل &amp;laquo;رهبر&amp;raquo; به رحم آید و بدی&amp;zwnj;ها را کنار گذارد و راه نیک پیش گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوری&amp;zwnj;زاد در سلسله نامه&amp;zwnj;هایی که خطاب به &amp;laquo;رهبر&amp;raquo; نوشته است با آوردن ادله و استدلال&amp;zwnj;های منطقی و احساسی و مذهبی و اخلاقی سعی کرده است که علی خامنه&amp;zwnj;ای را از ادامه مسیری که در پیش گرفته بر&amp;zwnj;حذر دارد. او گوش شنوایی نیافته و با وجود بارها &amp;laquo;اتمام حجت&amp;raquo; باز از نو آغازیده و نامه&amp;zwnj;نگاری&amp;zwnj;ها را ادامه داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توان از محمد نوری&amp;zwnj;زاد نام برد. از نزدیکان سابق ولی&amp;zwnj;فقیه که مغضوب شد و اینک در ترکیب غریبی از فلسفه و سیاست و عرفان و افشاگری و خیرخواهی و نصیحت و تهدید و التماس و اتمام حجت و پیش&amp;zwnj;بینی و پیش&amp;zwnj;گیری به نوشتن نامه&amp;zwnj;هایی به &amp;laquo;رهبر عزیز&amp;raquo; خود مشغول است تا شاید بتواند از سر خیرخواهی و با ابزار پند و اندرز، ولی فقیه نظام را به سازش و نرمش وادار سازد. وی دریچه دیگری را برای طیف محافظه&amp;zwnj;کار گشوده است که بر مبنای آن می&amp;zwnj;توان مبارزه با نظام را با رجوع به خود رهبر نظام به پیش برد! یعنی نیاز به ستیزه&amp;zwnj;جویی و فعالیت براندازانه و امثال آن نیست. آن قدر باید بنویسید و بگویید تا شاید روزی دل &amp;laquo;رهبر&amp;raquo; به رحم آید و بدی&amp;zwnj;ها را کنار گذارد و راه نیک پیش گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی در آخرین تلاش خود، به حربه وساطت متوسل شده است. او از &amp;laquo;مراجع&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواهد در این باره دخالت کرده و به &amp;laquo;رهبر&amp;raquo; گوشزد کنند که دست از سماجت اتمی خویش بردارد. وی امیدواری خود بر موثر بودن این راهکار را باز هم تکرار کرده و وارد پیش&amp;zwnj;گویی و حدس و گمان&amp;zwnj;های یقین&amp;zwnj;نما شده است:&amp;laquo; من معتقدم رهبر ما شب تا به صبح قدم می&amp;zwnj;زند و دست بر دست می&amp;zwnj;ساید تا مگر یک یا چند تن از مراجع ما آشکارا &amp;ndash; و نه در پس درهای بسته &amp;ndash; دست به ریش خود ببرند و عمامه از سر بگیرند و از رهبر بخواهند به انرژی&amp;zwnj;های معطل کشور بسنده کنند و دست از انرژی هسته&amp;zwnj;ای بکشند. من اطمینان دارم به&amp;zwnj; محض رخ دادن این میانجی&amp;zwnj;گری، رهبر عقب خواهد نشست. با این احتجاج که من روی هر که را بر زمین بیاندازم، روی بزرگان و نخبگان دینی را بر زمین نمی&amp;zwnj;اندازم. بیاورید جام زهر را&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo; &lt;a href=&quot;#_ftn12&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تصور نوری&amp;zwnj;زاد فقط ناشی از خوش&amp;zwnj;بینی یا ساده&amp;zwnj;انگاری وی نیست، بلکه همان باوری&amp;zwnj;ست که محمدرضا خاتمی نیز برای توضیح آن به قانون اساسی تمسک کرد. نور&amp;zwnj;ی&amp;zwnj;زاد، خامنه&amp;zwnj;ای را که پرونده&amp;zwnj;ی حقوق بشری وی برای مردم ایران و مراجع بین&amp;zwnj;المللی تا حد زیادی روشن است، هنوز رهبر خود می&amp;zwnj;داند و شک ندارد که کارهایی مانند &amp;laquo;دست به ریش&amp;raquo; بردن و &amp;laquo;عمامه از سر&amp;raquo; گرفتن کافیست تا بتواند &amp;laquo;رهبر&amp;raquo; را به راه راست هدایت کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی و بسیاری از محافظه&amp;zwnj;کاران مخالف نمی&amp;zwnj;توانند در ورای تغییر رفتار رهبری خط راهبردی دیگری را به جامعه&amp;zwnj;ی در بن&amp;zwnj;بست گرفتار شده پیشنهاد دهند. از همین روی پیوسته فقط بر یک راهکار تاکید دارند و آن این&amp;zwnj;که باید از درون خود نظام همه چیز درست شود. دید آنها نه ساختارگرایانه که فردگرایانه است و همه چیز را در شخصیت رهبر نظام خلاصه می&amp;zwnj;کنند، بی&amp;zwnj;خبر از آن که ولی&amp;zwnj;فقیه نیز تمام سیستم نیست، جزیی از سیستمی است که با ابزارها و از کانال&amp;zwnj;های مختلف، خطوط راهبردی بقای خود را به او نیز دیکته می&amp;zwnj;کند. رهبر مهره&amp;zwnj;ای مهم در ماشین نظام است، اما مهره&amp;zwnj;ای است در کنار دیگر اجزای سیستم و نمی&amp;zwnj;تواند جدا یا ضد آن عمل کند، کاری که حتی شاید سبب حذف&amp;zwnj;اش توسط عناصر قدرتمندی مثل سپاه یا بازار شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب می&amp;zwnj;بینیم که با بی&amp;zwnj;توجهی آگاهانه یا ناآگاهانه به عوامل ساختاری، دیدگاه غالب جریان&amp;zwnj;های طیف محافظه&amp;zwnj;کار، دیدگاه &amp;laquo;یا شانس و یا اقبال&amp;raquo; است. یعنی تلاشی از سرِ امیدواری و آرزوی صرف و با شایدهای بسیار و بایدهای نه چندان دردسرساز. در این میان چیزی به اسم استراتژی تغییر نمی&amp;zwnj;بینیم، تلاش&amp;zwnj;ها در این حد است که &amp;laquo;...آقایان یک یا علی&amp;zwnj;ای بگویند و آشکارا بر این سخن متحد شوند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn13&quot; name=&quot;_ftnref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و اگر تلاش کردند و نشد &amp;laquo; به دنبال کار و زندگی خود&amp;raquo; بروند. شاید یکی از دلایل مشخص جدی گرفته نشدن این جریان در جامعه و ریزش گسترده&amp;zwnj; عقبه&amp;zwnj;ی اجتماعی جریان محافظه کار هم همین باشد که هیج افقی در برابر حرکت آنها دیده نمی&amp;zwnj;شود، هیچ خطرپذیری و ترسیم مسیر متفاوتی در آن نیست. تنها تکرار است و اصرار تا جایی که برای کل نظام دردسر ساز نباشد و پس از آن دیگر هیچ. گویی کرانه&amp;zwnj;ی تحول تاریخی جامعه&amp;zwnj;ی ایران بقای نظام است نه بقای ایران.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تلاش&amp;zwnj;های آخر یا آخرین تلاش&amp;zwnj;ها &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این گرایش حتی وقتی صحبت از &amp;laquo;صلح و آزادی&amp;raquo; است در حد یک بیانیه و در خواست از خود حکومت است: &amp;laquo;ما ازحاکمان ایران می&amp;zwnj;خواهیم هر نوع بهانه&amp;zwnj;ای برای جنگ و فشار و تحریم اقتصادی را متوقف و خنثی کنند تا جنگ افروزان ناامید شوند. ما می&amp;zwnj;خواهیم به جهانیان بگوییم که صلح و آزادی و حقوق بشر حق مسلم ماست&amp;raquo;.&lt;a href=&quot;#_ftn14&quot; name=&quot;_ftnref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; پس این خود حاکمان هستند که باید برای جلوگیری از فاجعه اقدام کنند. این&amp;zwnj;ها نیز اقدامات خود را، هم چون آرزوهای محمدرضا خاتمی و امیدهای محمد نوری&amp;zwnj;زاد، بر آرزو و امیدواری استوار کرده&amp;zwnj;اند تا شاید که گوش شنوایی در حکومت باشد و چنین کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب در می&amp;zwnj;یابیم که طیف محافظه&amp;zwnj;کار و جریان شاخص آن، اصلاح طلبان، تغییر را می&amp;zwnj;خواهند اما تنها از دریچه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;پرسمان&amp;raquo; از حکومت؛ نوعی &amp;laquo;گفتمان&amp;raquo; گرایی که در درون خود خطوط قرمزی دارد که عنوان &amp;laquo;خشونت پرهیزی&amp;raquo; به&amp;zwnj;خود گرفته است. در این چارچوب، &amp;laquo;خشونت&amp;raquo; همان کُدی است که به تدریج بیانگر ضرورت پرهیز از هر گونه حرکت دردسرساز و عمل مشخص علیه رژیم است. سفارش آنان بر این است که با انتشار بیانیه، طومار، نامه&amp;zwnj;نگاری و مصاحبه و سخنرانی کاری کنیم، به دنبال آن نباشیم که از مرز گفتارگرایی فراتر رویم چراکه ممکن است باز &amp;laquo;چرخه&amp;zwnj;ی خشونت&amp;raquo; ایجاد شود.&lt;a href=&quot;#_ftn15&quot; name=&quot;_ftnref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر بسیاری، جریان محافظه&amp;zwnj;کار نقش ترمز را برای اپوزیسیون برانداز ایفا می&amp;zwnj;کند، یعنی اجازه نمی&amp;zwnj;دهد که ایده&amp;zwnj;ی ضرورت انحلال نظام و استقرار یک نظام متفاوت در جامعه جا بیفتد. محافظه&amp;zwnj;کاران نسبت به نقش خود در این&amp;zwnj;باره آگاهند، اما این را یک عیب نمی&amp;zwnj;بینند، زیرا نمی&amp;zwnj;توانند سپهر دیگری برای بقای خویش یا حتی برای جامعه&amp;zwnj;ی ایرانی در نظر بگیرند. آنها در چارچوب&amp;zwnj;های منجمد نظامی گرفتارند که جمود فکری&amp;zwnj; دارد و بعید است که با توجه به میانگین سنی خود، بتوانند از این دیدگاه سه دهه&amp;zwnj;ای خود درگذرند. تنها اراده&amp;zwnj; واقعیت مادی در حال تغییر می&amp;zwnj;تواند تکذیبی باشد بر پافشاری محافظه&amp;zwnj;کاران مخالف در ضرورت پایبندی به حفظ نظامی که کارنامه&amp;zwnj;ی عمومی سی و سه ساله&amp;zwnj;اش هر روز سیاه&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; سعید حجاریان در سال ۷۷ در مجله راه نو، استراتژی فشار از پایین چانه زنی در بالا را برای پیشبرد اهداف اصلاحات مطرح کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/91-07-17/279.htm#216401&quot;&gt;روزنامه&amp;zwnj;ی اعتماد&lt;/a&gt;- دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۱&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همان منبع&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همان منبع&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همان منبع&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref6&quot; name=&quot;_ftn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همان منبع&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref7&quot; name=&quot;_ftn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://dostan.mondediplo.com/SPIP.PHP?ARTICLE200&quot;&gt;بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref8&quot; name=&quot;_ftn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; منبع بالا&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref9&quot; name=&quot;_ftn9&quot; title=&quot;&quot;&gt;[9]&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/october/09/article/-4ca53017e2.html&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منبع&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref10&quot; name=&quot;_ftn10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همان منبع&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref11&quot; name=&quot;_ftn11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; منبع قبلی&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref12&quot; name=&quot;_ftn12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://www.rahesabz.net/story/60560&quot;&gt;رهبر چشم به راه شماست، داخل شوید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;!&lt;/span&gt; محمد نوری زاد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn13&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref13&quot; name=&quot;_ftn13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همان منبع&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn14&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref14&quot; name=&quot;_ftn14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.shahrvand.com/archives/32146&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به خاطر صلح و آزادی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn15&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref15&quot; name=&quot;_ftn15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; منشور معروف به منشور ۹۱ یکی دیگر از این تلاش هاست.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/22/20935#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16494">انحلال‌ طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3952">براندازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4712">تابوشکنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2987">خاتمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5034">محافظه کاران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16495">نوری زاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12686">کورش عرفانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Mon, 22 Oct 2012 08:43:23 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20935 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خاتمی: براندازی و انقلاب </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/01/20180</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/01/20180&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;450&quot; height=&quot;300&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khatami_8.jpg?1349469642&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر گنجی &amp;minus; سید محمد خاتمی سیاستمداری اصلاح طلب است. کوشش او این بوده که روایت خود از اصلاح طلبی را بازگو کند، وهمیشه با ساختارشکنان مرزبندی کرده و براندازی را رد کند. سخنان او نشان می&amp;zwnj;دهد که مخاطب این نوع سخنان زمامداران حاکم هستند، زیرا به جای توضیح مدعا و استدلالی سخن گفتن، با ساختارشکنان مرززبندی می&amp;zwnj;کند تا راهی به سوی ورود اصلاح طلبان به قلمرو دولت یا نظام سیاسی بگشاید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طول سه هفته - از ۱۸/۶/۹۱ تا ۸/۷/۹۱- &amp;nbsp;خاتمی چهار سخنرانی انجام داده است. در هر ۴ مورد این موضع تکرار شده است. ابتدأ به اصل مدعا در چهار سخنرانی بنگرید:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● مورد اول: سخنرانی ۱۸/۶/۹۱ :&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;همه می&amp;zwnj;دانند این جمع جمعی نیست که بخواهد &lt;strong&gt;ساختارشکنی&lt;/strong&gt; بکند و اصول را زیرپا بگذارد چون برای همین اصول قربانیان فراوانی داده و مشکلات زیادی را تحمل کرده است، شما نماینده&amp;zwnj;ی نسل&amp;zwnj;هایی هستید که بیشترین فداکاری را برای عزت و عظمت کشور و انقلاب و راه امام انجام داده&amp;zwnj;اند و امروز نظرات خاص خود را دارید...همه&amp;zwnj;ی ما در هر کجا که هستیم باید به فکر دفاع از آرمان&amp;rlm;های انقلاب و امنیت و مصلحت کشور باشیم...ما اصل اسلام و انقلاب را قبول داریم...دفاع از آرمان&amp;rlm;ها و اصول انقلاب و سرنوشت کشور مصلحت ملت برای همه&amp;zwnj;ی ما مهم است...به این ترتیب به سمت تحول بنیادی در جامعه پیش خواهیم رفت که جلوی &lt;strong&gt;سقوط انقلاب، نظام&lt;/strong&gt; و ارزش&amp;rlm;ها گرفته می&amp;rlm;شود&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● مورد دوم: سخنرانی ۲۱/۶/۹۱ :&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;معتقدم به سادگی نمی&amp;rlm;شود بگوییم این انقلاب را رها کن و سراغ &lt;strong&gt;انقلاب دیگر &lt;/strong&gt;برو. این انقلاب بسیار مهم بود و خون&amp;rlm;های بسیاری برای آن ریخته شده است. اتفاقا در تداوم حرکت ۱۵۰ ساله کشور که به سوی آزادی و استقلال و پیشرفت بوده است انقلاب ما این خواست&amp;zwnj;ها را با هویت تاریخی فرهنگی کشور عجین کرده است. دیدگاه خاصی از اسلام را عرضه کرده و بسیار هزینه برای آن پرداخته شده است. این که بگوییم آن را نمی&amp;rlm;خواهیم &lt;strong&gt;نه معقول&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;و درست است&lt;/strong&gt; نه عملی. ما انقلاب و اصول و چارچوب&amp;rlm;ها را قبول داریم و اصل ما این است که همین نظام را با انتقادهایی که به آن داریم قبول داشته باشیم و خواستار &lt;strong&gt;از بین رفتن&lt;/strong&gt; آن نباشیم و توانایی این کار را هم نداریم. کسانی که مدعی براندازی&amp;zwnj;اند دچار توهمند. برفرض هم که خدای ناخواسته این اتفاق بیفتد چه خواهد شد؟ و جامعه با چه وضع مصیبت باری مواجه خواهد شد؟&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● مورد سوم: سخنرانی ۲۷/۶/۹۱:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;این انقلاب هزینه زیادی را در برداشته است و در عین حال نباید به عنوان کسانی که انقلاب کرده ایم، از این انقلاب مایوس و دلسرد باشیم؛ انقلاب امر بزرگی بود در مقطع تاریخی حساس که ملت ما بیدار شده بود...در این انقلاب همه&amp;zwnj;ی آن مطالبات را در چارچوب اسلام خواست. یعنی اسلامی که طرفدار استقلال، آزادی و پیشرفت بود و لذا دلبستگان انقلاب از انجام آن پشیمان نیستند...ما نمی&amp;zwnj;خواهیم که خدای نکرده &lt;strong&gt;اوضاع به کلی به هم بخورد&lt;/strong&gt;. شما آزادگان و همه&amp;zwnj;ی ما برای انقلاب هزینه داده ایم و اگر این انقلاب از بین برود مملکت از هم می&amp;zwnj;پاشد؛ با این وصف ما هم باید این وضع را حفظ کنیم و هم این که منتقد باشیم...تنها راه موجود اصلاحات است و من راهی دیگر نمی&amp;zwnj;شناسم. ما اعلام کرده ایم و نمی&amp;zwnj;&lt;strong&gt;خواهیم نظام از بین برود&lt;/strong&gt; زیرا به آن دلبسته ایم؛ حتی بیش از کسانی که امروز ادعای دفاع از نظام را دارند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;● مورد چهارم: سخنرانی ۸/۷/۹۱:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اتفاقا اگر فضا باز شود و هرچه به این سو برویم، هم انقلاب محفوظ می&amp;zwnj;ماند، هم بدبینی&amp;zwnj;ها کم می&amp;zwnj;شود، هم عقلانیت...در دو، سه سال اخیر بعضی از جوانان از اصلاح طلبان ناامید شده&amp;zwnj;اند و می&amp;zwnj;گویند چه چیزی اصلاح شود؟ ما هم می&amp;zwnj;گوییم راهی جز اصلاح طلبی نداریم و &lt;strong&gt;براندازی را نمی&amp;zwnj;خواهیم&lt;/strong&gt; و با کسانی هم که آن را می&amp;zwnj;خواهند رابطه نداریم. تازه اگر خدای ناخواسته اوضاع به هم بخورد وضع همه بدتر خواهد شد. باید همین چارچوب حفظ شود.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکاتی درباره مدعیات خاتمی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در خصوص مدعیات سید محمد خاتمی چند نکته قابل ذکر است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;یکم- پارادوکس اصلاح طلبی و انقلابی: &lt;/strong&gt;خاتمی به دلیل اصلاح طلب بودن، رفتارهای انقلابی و ساختارشکن را نفی می&amp;zwnj;کند. این موضع با اصلاح طلبی او کاملاً سازگار است. اما تعارض از آن جا آغاز می&amp;zwnj;شود که دائماً از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ دفاع می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر گزاره&amp;zwnj;ای کلی به قرار زیر برنهاده شود:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;انقلاب به عنوان روشی برای تغییر و تحول سیاسی، با توجه به پیامدهای بسیار زیان بارش، مطرود است&amp;quot;،&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آن صورت، انقلاب اسلامی به عنوان یکی از مصادیق این حکم کلی هم مطرود است و باید به مطرود بودن آن اذعان کرد. مگر آن که گفته شود، انقلاب اسلامی استثنایی بر آن قاعده است. در این صورت دیگران هم می&amp;zwnj;توانند مدعی شوند که انقلاب علیه جمهوری اسلامی هم یکی از همان استثناهاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دوم- انقلاب و براندازی:&lt;/strong&gt; خاتمی هرگاه از سرنگونی رژیم شاه سخن می&amp;zwnj;گوید، از مفهوم انقلاب استفاده می&amp;zwnj;کند، اما وقتی از سرنگونی جمهوری اسلامی سخن می&amp;zwnj;گوید، از مفهوم براندازی استفاده می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در قوانین کیفری جمهوری اسلامی جرمی به نام انقلاب وجود ندارد، اما جرم براندازی وجود دارد. برای این که زمامداران حاکم&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولاً: انقلاب را خوب به شمار می&amp;zwnj;آورند،&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ثانیاً: نظام مستقر موجود - یعنی جمهوری اسلامی - را با &amp;quot;انقلاب&amp;quot; مترادف می&amp;zwnj;گیرند (گویی نمی&amp;zwnj;دانند که انقلاب همان بود که در سال ۱۳۵۷ به وقوع پیوست و رهبرش هم آیت الله خمینی بود. پس از تأسیس نظام و استقرار آن، وارد &amp;quot;جمهوری اسلامی&amp;quot; شده ایم و آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای رهبر جمهوری اسلامی است، نه رهبر انقلاب)،&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ثالثاً: ساختارشکنان را نه انقلابی، که ضدانقلابی و برانداز قلمداد می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;استفاده&amp;zwnj;ی خاتمی از عنوانی مجرمانه- که مجازاتش اعدام است- برای مدل رقیب اصلاح طلبی، نیازمند دلایلی موجه است که تاکنون ارائه نشده است. این نوع مفهوم&amp;zwnj;سازی، پیشاپیش رقیبان را در صف محکومان به اعدام قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سوم- دلایل رد ساختارشکنی: &lt;/strong&gt;در عرصه سیاست و مبارزه، برای جذب فعالان سیاسی و مردم، بدانسان که جذب با تکیه بر آگاهی و خرد باشد، باید مستدل سخن گفت. طرد خط مشی سرنگونی جمهوری اسلامی - یا براندازی و انقلاب - &amp;nbsp;نیازمند دلیل است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خاتمی چرا با سرنگونی جمهوری اسلامی مخالف است؟ برای این که:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولاً: برای انقلاب ۵۷ و جمهوری اسلامی هزینه&amp;zwnj;های زیادی پرداخت شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ثانیاً: انقلاب ۵۷ آرمان&amp;zwnj;های تاریخی آزادی خواهی و استقلال را با هویت تاریخی فرهنگی کشور عجین کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ثالثاً: نخواستن انقلاب ۵۷ و جمهوری اسلامی نا معقول و نادرست است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابعاً: نخواستن انقلاب و جمهوری اسلامی غیرعملی است. توان براندازی وجود ندارد و مدعیان براندازی دچار توهم هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خامساً: سرنگونی جمهوری اسلامی به معنای از هم پاشیدن ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سادساً: انقلابی شدن شرایط ، وضع همه را بدتر می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدعای اول و دوم نمی&amp;zwnj;تواند دلیل رد انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی به شمار رود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدعای سوم، فقط یک مدعاست. به کدام دلایل نخواستن جمهوری اسلامی نامعقول و نادرست است؟ از کجا معلوم که خود این مدعا نامعقول نباشد؟ چرا دفاع از جمهوری اسلامی نامعقول نباشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدعای چهارم از نظر استراتژیک مهم است، اما دلیلی علیه انقلاب به شمار نمی&amp;zwnj;رود. برای این که ممکن است ساختارشکنان بگویند ما به دنبال قدرتمند شدن خواهیم رفت. ممکن است فرد یا گروهی بخواهد با کمک دولت&amp;zwnj;های خارجی قدرتمند شده و جمهوری اسلامی را سرنگون سازد (مدل لیبی).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدعای پنجم بسیار مهم است، اما نیاز به دلایل موجه دارد. چرا سرنگونی جمهوری اسلامی به روش&amp;zwnj;های مسالمت آمیز- مانند مدل اروپای شرقی- به تجزیه&amp;zwnj;ی ایران منتهی می&amp;zwnj;شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدعای ششم هم باید مدلل شود. به عنوان مثال، اگر از جمهوری اسلامی به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر گذار صورت گیرد، آیا وضع همه بدتر خواهد شد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چهارم- اصلاح پذیری نظام:&lt;/strong&gt; اصلاح طلبی خاتمی فاقد تحلیلی موجه از اصلاح پذیری نظام است. در کجا خاتمی روشن ساخته که جمهوری اسلامی رژیمی اصلاح پذیر است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چهار سخنرانی اخیر، خاتمی دائماً از بسته بودن همه&amp;zwnj;ی راه ها، سرکوب، تعطیلی احزاب و رسانه&amp;zwnj;های مستقل، زندانی بودن خادمان انقلاب و اسلام و نظام سخن می&amp;zwnj;گوید. او که همه&amp;zwnj;ی راه&amp;zwnj;های نظام به روی اصلاح طلبان را بسته می&amp;zwnj;بیند، از خیر حکومت گذشته و می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ما می&amp;zwnj;گوییم حضرات معظم! شما بمانید، اما بگذارید انتقاد کنیم و بگذارید روشها اصلاح شود...الان هم ما می&amp;zwnj;گوییم انتخابات و حکومت مال شما! بیایید فضا را باز کنید؛ ما می&amp;zwnj;خواهیم جریان اصلاحات را نقد کنیم! می&amp;zwnj;خواهیم با آزادی و امنیت دور هم بنشینیم! نه این که بگویید در حال توطئه هستند! آزادی تأمین شود، فضای امنیتی برچیده شود، حکومت باشد برای خودتان&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خاتمی در عین اینکه مطالباتی چون آزادی همه&amp;zwnj;ی زندانیان سیاسی، آزادی احزاب و رسانه&amp;zwnj;ها و برگزاری انتخابات آزاد را مطرح می&amp;zwnj;سازد، به دلیل ناامیدی از تن دادن رژیم به این خواست ها، مطالبه&amp;zwnj;ی خود را به آزادی نقد کردن اصلاحات تقلیل می&amp;zwnj;دهد. این سخنان چه سیمایی از جمهوری اسلامی به تصویر می&amp;zwnj;کشد؟ ضمن آن که خاتمی از فساد گسترده، بی اخلاقی گسترده، بی کفایتی و کشور را به خطر انداختن هم سخن می&amp;zwnj;گوید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پنجم- دو روایت از اصلاح طلبی:&lt;/strong&gt; ممکن است گفته شود، آری رژیم همه&amp;zwnj;ی راه&amp;zwnj;های اصلاحات مسالمت آمیز را بسته است، اما ما بازهم راهی جز اصلاحات در پیش نداریم. در اینجا اصلاحات به دو معنای متفاوت به کار می&amp;zwnj;رود. در &amp;quot;اصلاح طلبی به روایت خاتمی&amp;quot; این امر به معنای پذیرش نظام جمهوری اسلامی است، اما در روایتی دیگر، چنین مقتضایی نداشته و فقط و فقط ، به معنای التزام به روش&amp;zwnj;های مسالمت آمیز- نفی توسل به خشونت- است. مبارزه&amp;zwnj;ی مسالمت آمیز (قدرتمندساختن مردم از طریق سازمان یابی آنان، بسیج اجتماعی و نافرمانی مدنی و...) در موارد زیادی به گذار از رژیم&amp;zwnj;های دیکتاتوری به رژیم&amp;zwnj;های دموکراتیک انجامیده است. به تعبیر دیگر، می&amp;zwnj;توان هدفی رادیکال داشت، اما با روش&amp;zwnj;های اصلاح طلبانه- یعنی غیرخشونت آمیز- به آن دست یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نکته را محض انصاف بیفزاییم که خاتمی در داخل کشور به سر می&amp;zwnj;برد و نمی&amp;zwnj;تواند به آزادی و با صراحت همه&amp;zwnj;ی نظرات خود را مطرح سازد. اما می&amp;zwnj;توانیم فرض را بر این بگذاریم که چهارچوب نظرات او در هر حال شامل همین مختصاتی است که آنها را توضیح دادیم. این چهارچوب می&amp;zwnj;تواند و باید در هر حال مستدل باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ممکن است خاتمی در مواضع بنیادی&amp;zwnj;اش حق داشته باشد. اما او باید بکوشد به پرسش&amp;zwnj;های مهمی به گونه&amp;zwnj;ای مستدل پاسخ بگوید. سیاست در دوران مدرن- به تعبیر ماکس وبر- افسون زدایی/اسطوره زدایی شده است. ایمان نامدلل به انقلاب، اصلاحات، جمهوری اسلامی، قانون اساسی و...با مقتضای دوران ما نمی&amp;zwnj;خواند. شاید سرنگونی این رژیم و کلاً هر رژیمی بد باشد. اما این مدعا نیازمند دلایل موجه است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا خاتمی از این مدعای کلی دفاع می&amp;zwnj;کند؟ نه. او از سرنگونی رژیم&amp;zwnj;های استبدادی عربی که در بهار عرب روی داد دفاع کرده است. این هم پارادوکس دیگری در آرای خاتمی است. اگر براندازی نامعقول و نادرست است، براندازی رژیم&amp;zwnj;های استبدادی مصر و تونس هم نامعقول و نادرست بود. شاید خاتمی سرنگونی بن علی و حسنی مبارک را سرنگونی رژیم ننامد، در این صورت می&amp;zwnj;توان پرسید: آیا تکرار حادثه&amp;zwnj;ی سرنگونی بن علی و حسنی مبارک- هر نامی که داشته باشد - در ایران معقول و درست است؟ آیا رفتن به دنبال چنان کاری توهم است؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/10/01/20180#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10099">اصلاح‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3952">براندازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C">جمهوری اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2987">خاتمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Mon, 01 Oct 2012 15:11:11 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20180 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>قضاوت اخلاقی درباره انتظارها و کنش‌های سیاسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/30/17617</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/30/17617&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;399&quot; height=&quot;276&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/resistence_iran.jpg?1344097946&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر گنجی &amp;minus; مبارزه&amp;zwnj;ی مخالفان و منتقدان با رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی ادامه دارد اما هنوز به نتیجه&amp;zwnj;ی دلخواه نرسیده است. به علل و دلایل عدیده&amp;zwnj;ای جمهوری اسلامی ۳۳ سال عمر کرده و هنوز مخالفان قدرت عقب راندن یا سرنگونی&amp;zwnj;اش را ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;افراد و گروه&amp;zwnj;های زیادی در داخل و خارج از ایران در حال مبارزه&amp;zwnj; با این رژیم&amp;zwnj;اند. اهداف و روش&amp;zwnj;های مبارزه&amp;zwnj;ی عاملان یادشده متفاوت و متعارض است. برخی هدف سرنگونی جمهوری اسلامی را تعقیب می&amp;zwnj;کنند، برخی دیگر به دنبال اصلاح همین نظام&amp;zwnj;اند. برخی از روش&amp;zwnj;های خشونت آمیز برای رسیدن به مقصود استفاده می&amp;zwnj;کنند، برخی دیگر مشی مبارزه&amp;zwnj;ی مسالمت آمیز را برگزیده&amp;zwnj;اند. برخی مخالف دخالت دولت&amp;zwnj;های خارجی به صورت آلترناتیوسازی، کمک مالی به اپوزیسیون، تهاجم نظامی به ایران هستند، برخی مدافع چنین کمک&amp;zwnj;هایی&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گفت و گوی ناقدانه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امکان همکاری این نیروها اگر محال نباشد، بسیار دشوار و دور از دسترس است. اما امکان گفت و گوی ناقدانه در قلمرو عمومی وجود دارد. نقد اهداف، روش&amp;zwnj;ها، استراتژی&amp;zwnj;ها، توانایی&amp;zwnj;ها و پیامدهای عملی خط مشی&amp;zwnj;های یکدیگر، کنشی است اخلاقاً موجه و دارای عواقب نیکو. نقد حتی اگر خیرخواهانه نباشد - یعنی از سر دشمنی باشد &amp;ndash; باز هم نتایج مفیدی به همراه دارد. مخالفان بهتر از خود آدمی معایبش را می&amp;zwnj;بینند. هر گروهی در معرض این خطر قرار دارد که خود را نماد حقیقت و راهگشا و نجات&amp;zwnj;دهنده به&amp;zwnj;شمار آورد که دیگران به میزان نزدیکی و دوری از آن در راه یا بیراهه قرار دارند. خودشیفتگی امری انسانی است و هر فرد و گروهی به میزانی آن را در خود دارد. نقد آدمی را از این اوهام دور می&amp;zwnj;سازد، ضمن آن که ممکن است رفته رفته نزدیکی&amp;zwnj;هایی پدید آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نقش&amp;zwnj;ها و انتظارات&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انسان&amp;zwnj;ها از یکدیگر انتظار دارند که نقش&amp;zwnj;هایی را بازی کنند. روشنفکر قلمرو عمومی، فعال حقوق بشر و اپوزیسیون سه نقش متفاوت است. نمی&amp;zwnj;توان از برتری ارزشی یکی بر دیگری سخن گفت. به این&amp;zwnj;ها به عنوان کارهای متفاوت ضروری و مکمل باید نگریست، نقش&amp;zwnj;هایی که کارکردهای متفاوتی دارند و اگر فردی یکی از آنها را انتخاب کرد، انتظار کنش&amp;zwnj;های ویژه&amp;zwnj;ی آن نقش از او می&amp;zwnj;رود. فعال حقوق بشر نمی&amp;zwnj;تواند (نباید) در نقش اپوزیسیون ظاهر شود. به عفو بین&amp;zwnj;الملل و دیده&amp;zwnj;بان حقوق بشر بنگرید که دو سازمان حقوق بشری هستند. هدف آنها سرنگونی هیچ دولتی و جایگزین شدن به جای آنها نیست. آنها وضعیت حقوق بشر در کشورهای گوناگون را رصد کرده و گزارش می&amp;zwnj;کنند. می&amp;zwnj;کوشند تا به روش&amp;zwnj;های مختلف مانع نقض حقوق بشر شده و وضعیت آن را در جهان بهبود بخشند. اما اپوزیسیون به گروه یا گروه&amp;zwnj;هایی اطلاق می&amp;zwnj;گردد که به دنبال به زیر کشیدن حکومت و جایگزین شدن به جای آنند. هر فردی حق دارد که یکی از این نقش&amp;zwnj;ها را انتخاب کرده و در آن نقش ظاهر شود. اگر کسی خواست در نقش روشنفکر ظاهر شود، این نقش مقتضیاتی دارد که با نقش فعال سیاسی حزبی/سازمانی متفاوت است.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
امکان همکاری این نیروها اگر محال نباشد، بسیار دشوار و دور از دسترس است. اما امکان گفت و گوی ناقدانه در قلمرو عمومی وجود دارد. نقد اهداف، روش&amp;zwnj;ها، استراتژی&amp;zwnj;ها، توانایی&amp;zwnj;ها و پیامدهای عملی خط مشی&amp;zwnj;های یکدیگر، کنشی است اخلاقاً موجه و دارای عواقب نیکو. نقد حتی اگر خیرخواهانه نباشد - یعنی از سر دشمنی باشد &amp;ndash; باز هم نتایج مفیدی به همراه دارد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اصلاح&amp;zwnj;طلبان و براندازان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه&amp;zwnj;های اپوزیسیون به دو گروه اصلاح&amp;zwnj;طلب و ساختارشکن (برانداز) تقسیم می&amp;zwnj;شوند. اینها دو نقش متفاوت با کارکردهای گوناگون است. انتخاب هریک از این نقش&amp;zwnj;ها حق فرد یا گروه است. وقتی فرد یا گروهی یکی از این نقش&amp;zwnj;ها را برگزید، انتظار کنش&amp;zwnj;های خاصی از آنها می&amp;zwnj;رود. یک راه نقد این است که نشان دهیم گروه مدعی اصلاح&amp;zwnj;طلبی یا گروه مدعی براندازی واقعاً نقش خود را بازی نمی&amp;zwnj;کند. به عنوان مثال، اصلاح&amp;zwnj;طلب نمی&amp;zwnj;تواند نقاب اصلاح&amp;zwnj;طلبی بر چهره زده و به دنبال براندازی رژیم سیاسی برود. برانداز هم نمی&amp;zwnj;تواند خود را برانداز بنامد و هیچ عمل براندازنه&amp;zwnj;ای صورت ندهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کوشش اصلاح&amp;zwnj;طلبان برای جذب براندازان به اصلاح&amp;zwnj;طلبی، یا کوشش ساختارشکنان به تبدیل اصلاح&amp;zwnj;طلبان به براندازان، عملی سیاسی و اخلاقاً موجه است. هر دو گروه نیز اخلاقاً حق دارند که همچنان در نقش سابق ظاهر شده و تغییر موضع ندهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما انتظار دیگری وجود دارد که اخلاقاً ناموجه است. من به عنوان یک ساختار شکن مقیم نیویورک که هیچ فعالیتی جهت براندازی جمهوری اسلامی نکرده و هیچ هزینه&amp;zwnj;ای تاکنون نداده ام، انتظار دارم که میرحسین موسوی، مهدی کروبی، مصطفی تاج زاده، احمد زیدآبادی و...در زندان&amp;zwnj;ها براندازی جمهوری اسلامی را مطرح سازند. همین انتظار را از دیگر اصلاح&amp;zwnj;طلبان داخل کشور داشته و آنها را از همین موضع می&amp;zwnj;کوبم که چرا چنین نمی&amp;zwnj;کنند. این رویکرد اخلاقاً ناموجه است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اولاً: &lt;/b&gt;آنها به دلایل خاص خود اصلاح&amp;zwnj;طلب هستند نه برانداز. پس باید اصلاح&amp;zwnj;طلبانه عمل کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ثانیاً: &lt;/b&gt;انتظار طرح شعار براندازی رژیم جمهوری اسلامی در زندان&amp;zwnj;ها یا داخل کشور و عمل کردن در این زمینه، انتظاری نابجا است. هزینه&amp;zwnj;ی این کنش بسیار زیاد است. حداقل سال&amp;zwnj;ها زندان و در مواردی مجازات اعدام به دنبال دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ثالثاً:&lt;/b&gt; آیا تنها مشکل براندازی جمهوری اسلامی این است که اصلاح&amp;zwnj;طلبان شعار سرنگونی رژیم را سرلوحه&amp;zwnj;ی خود قرار نداده&amp;zwnj;اند؟ آیا اگر اصلاح&amp;zwnj;طلبان به جمع براندازان بپیوندند، جمهوری اسلامی سرنگون خواهد شد؟ روشن است که سرنگونی جمهوری اسلامی منوط به این تغییر موضع نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;رابعاً:&lt;/b&gt; اصلاح&amp;zwnj;طلبان می&amp;zwnj;توانند انتظاری اخلاقی از براندازان داشته باشند. یعنی بپرسند: چرا عملاً وارد فاز براندازی رژیم نمی&amp;zwnj;شوید، وقتی مدعی این نقش هستید؟ ما شعار اصلاح&amp;zwnj;طلبی سر داده و اصلاح&amp;zwnj;طلبانه عمل می&amp;zwnj;کنیم، اما شما شعار سرنگونی رژیم سر داده و از ما انتظار دارید تا به جای شما رژیم را سرنگون سازیم؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انسان&amp;zwnj;ها از یکدیگر انتظار دارند که نقش&amp;zwnj;هایی را بازی کنند. روشنفکر قلمرو عمومی، فعال حقوق بشر و اپوزیسیون سه نقش متفاوت است. نمی&amp;zwnj;توان از برتری ارزشی یکی بر دیگری سخن گفت. به این&amp;zwnj;ها به عنوان کارهای متفاوت ضروری و مکمل باید نگریست، نقش&amp;zwnj;هایی که کارکردهای متفاوتی دارند و اگر فردی یکی از آنها را انتخاب کرد، انتظار کنش&amp;zwnj;های ویژه&amp;zwnj;ی آن نقش از او می&amp;zwnj;رود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید ذکر مثالی به روشن شدن مدعای ما مدد رساند. فردی براین باور است که &amp;quot;همه باید به عضویت گروه القاعده درآیند&amp;quot;. مخاطب خطاب او پاسخ می دهد: &amp;quot;من القاعده را یک سازمان تروریستی می دانم و به همین دلیل عضو آن نمی شوم&amp;quot;. تجویزکننده که خود نیز به دلیل هزینه ی بسیار بالای عضویت در القاعده به عضویت آن سازمان در نمی آید، همچنان مخاطب را می کوبد که چرا عضو القاعده نمی شود. آیا این رویکرد اخلاقاً موجه است؟ اصلاح طلبان نیز نباید ساختارشکنان را بکوبند که چرا اصلاح طلب نیستند و اصلاح طلبانه رفتار نمی کنند. ساختارشکنان تمامی استدلال های اصلاح طلبان را شنیده و همچنان بر این باورند که جمهوری اسلامی اصلاح ناپذیر است و راهی جز سرنگونی آن وجود ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ورود متغیر ترس و شجاعت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی در تحلیل و نقد مسائل ایران پای فضیلت و رذیلت شجاعت و ترس و زبونی و جبن را به میان می&amp;zwnj;کشند. می&amp;zwnj;گویند اصلاح&amp;zwnj;طلبان &amp;minus; خصوصاً سید محمد خاتمی &amp;minus; افرادی بزدل و ترسو هستند. جرئت ایستادن در برابر علی خامنه&amp;zwnj;ای و سرنگونی رژیم را ندارند. شاید اصلاح&amp;zwnj;طلبان و خاتمی ترسو باشند، شاید هم نباشند. بسیاری از چهرهای سرشناس آنها مدتهاست که زندانی هستند و خوب هم ایستادگی کرده&amp;zwnj;اند. نوشته&amp;zwnj;های دائمی مصطفی تاج زاده از درون زندان&amp;zwnj;ها یک نمونه&amp;zwnj;ی خوب از شجاعت مدنی یک اصلاح&amp;zwnj;طلب را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد. موسوی و کروبی و رهنورد نیز شجاعانه ایستاده و از مواضع خود عدول نکرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما محل نزاع جای دیگری است. اگر وارد کردن متغیر شجاعت و بزدلی روا باشد، این متغیر می&amp;zwnj;تواند به صورت &amp;quot;&lt;b&gt;خودشکن&lt;/b&gt;&amp;quot; عمل کند. یعنی من به عنوان فردی که در طول 33 سال گذشته هیچ هزینه&amp;zwnj;ای نداده و هیچ شجاعتی از خود بروز نداده ام، باید ابتدا از خود شجاعتی به نمایش بگذارم و بعد از دیگران انتظار شجاعت داشته باشم. در آمریکا و اروپا از سرنگونی جمهوری اسلامی سخن گفتن نه هزینه&amp;zwnj;ای دارد و نه نشان شجاعت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مردم ترسو&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوستی دارم که بیش از سه دهه است که در آمریکا زندگی می&amp;zwnj;کند. دائماً از ترسو بودن مردم ایران و شجاعت مردم سوریه حرف می&amp;zwnj;زند. در حالی که خود معترف است که هیچ&amp;zwnj;گاه هیچ عملی انجام نداده، از مردم ایران انتظار دارد که اسلحه دست گرفته و رژیم را سرنگون سازند. آدمی وقتی از دیگران انتظار شجاعت و جان فدا کردن دارد، خود نیز باید اندکی شجاعت از خود بروز دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مردم باید هزینه بدهند&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما بدون پرداخت هزینه به آزادی و دموکراسی نخواهیم رسید. اما این گزاره&amp;zwnj;ی شرطیه، شامل همه&amp;zwnj;ی آزادیخواهان و دموکراسی خواهان می&amp;zwnj;شود. &lt;b&gt;تحلیل گر سیاسی&lt;/b&gt; می&amp;zwnj;تواند این مدعای صادق را مطرح سازد، اما &lt;b&gt;کنش سیاسی تجویزگر&lt;/b&gt;ی که در جوامع پیشرفته&amp;zwnj;ی غربی زندگی راحتی دارد و بدون آن که مردم ایران خود انتخاب کرده باشند، از آنها انتظار دارد که تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی فلج کننده را تحمل کنند تا به آزادی و دموکراسی برسند، اخلاقاً در موقعیتی ناموجه قرار دارد. تحریم اقتصادی که به طور مستقیم موجب آزادی و دموکراسی نمی&amp;zwnj;شود. معنای آن این است که مردم باید هم فقر و درماندگی ناشی از تحریم&amp;zwnj;ها را تحمل کنند و هم باید علیه جمهوری اسلامی شورش کرده و آن را سرنگون سازند. در اینجا نیز من به عنوان کسی که این مدعا را مطرح می&amp;zwnj;سازد و از مردم چنین انتظاری دارد باید به ایران رفته و خود به این شعار عمل نمایم تا اعتقاد خود را بدان نشان دهم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تعقیب پروسه&amp;zwnj;ی گذار از نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی به نظامی دموکراتیک و ملتزم به آزادی و حقوق بشر حقی مشروع است. برای این مطالبه&amp;zwnj;ی حق باید مجموعه&amp;zwnj;ی اعمالی را انجام داد. کسانی که این پروژه&amp;zwnj;ی مشروع را دنبال می&amp;zwnj;کنند، باید آماده باشند تا کاری و کارهایی در ایران انجام دهند. نمی&amp;zwnj;توان برای براندازی جمهوری اسلامی هیچ کاری نکرد و به جای آن از دولت&amp;zwnj;های غربی انتظار داشت تا ایران و ایرانیان را به نابودی بکشانند تا جمهوری اسلامی از این راه سرنگون شود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به تعبیر دیگر گاه به عنوان توصیف/تبیین گر می&amp;zwnj;گوئیم هرکس بخواهد به استخر برود، خیس می&amp;zwnj;شود. اما یک وقت بدون آن که فردی خواسته باشد او را به درون آب می&amp;zwnj;اندازیم تا خیس بشود یا به او تکلیف می&amp;zwnj;کنیم تا به درون آب برود. این دومی عملی نارواست. مردم ایران تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی فلج کننده را انتخاب نکرده اند، این تحریم&amp;zwnj;ها از سوی دولت&amp;zwnj;های غربی به آنها تحمیل شده است. آنان به جای جمهوری اسلامی مجازات می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عقلانیت اخلاقی و احتیاطی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مدعا را در نظر بگیرید: &amp;quot;جن/شیطان وجود ندارد&amp;quot;. طرح این مدعا جان مردم را به خطر نمی&amp;zwnj;اندازد. همین طور مدعای انکار وجود خدا، ملائکه یا امام زمان. ممکن است فردی نبوت پیامبر اسلام را انکار کند و فقیهان او را تکفیر کرده و اگر بتوانند جانش را بستانند. اما این انتخاب آگاهانه&amp;zwnj;ی آن فرد است که خود را در معرض چنین خطری قرار می&amp;zwnj;دهد (بگذریم از این که انکار نبوت نباید هیچ مجازاتی داشته باشد).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما وقتی پای جان مردم در میان است، احتیاط شرط عقلانی و اخلاقی سخن گفتن است. جان مردم بحث انتزاعی درباره&amp;zwnj;ی وجود یا عدم وجود اجنه و شیاطین نیست که به راحتی بتوان درباره&amp;zwnj;ی آن تصمیم گیری کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تجویز راهکارهایی که به کشته شدن مردم منتهی می&amp;zwnj;شود، بدون آن که آنان خود این راهکار را انتخاب کرده باشند، اخلاقاً موجه نیست. به مردم باید به عنوان غایات فی نفسه نگریست، نه ابزارهایی برای رسیدن به اهداف انتزاعی. آنان باید خود تصمیم بگیرند که زندگی شان را چگونه سامان بخشند. فرض کنید من در نیویورک نشسته و حمله&amp;zwnj;ی نظامی به ایران را توجیه می&amp;zwnj;کنم. هدف من سرنگونی جمهوری اسلامی به قصد برداشتن مانع گذار به دموکراسی است. در اینجا جان میلیون&amp;zwnj;ها انسان در خطر است. تماشای کشته شدن انسان&amp;zwnj;ها مانند تماشای مسابقه&amp;zwnj;ی فوتبال نیست. باید مسئولانه سخن گفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عبور از جمهوری اسلامی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تعقیب پروسه&amp;zwnj;ی گذار از نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی به نظامی دموکراتیک و ملتزم به آزادی و حقوق بشر حقی مشروع است. برای این مطالبه&amp;zwnj;ی حق باید مجموعه&amp;zwnj;ی اعمالی را انجام داد. کسانی که این پروژه&amp;zwnj;ی مشروع را دنبال می&amp;zwnj;کنند، باید آماده باشند تا کاری و کارهایی در ایران انجام دهند. نمی&amp;zwnj;توان برای براندازی جمهوری اسلامی هیچ کاری نکرد و به جای آن از دولت&amp;zwnj;های غربی انتظار داشت تا ایران و ایرانیان را به نابودی بکشانند تا جمهوری اسلامی از این راه سرنگون شود. در اخلاقی بودن این رویکرد شک و تردید فراوان می&amp;zwnj;توان کرد. نباید سرنگونی را به غذای سفارشی تبدیل کرد. یعنی همان گونه که از طریق تلفن یا اینترنت غذا سفارش می&amp;zwnj;دهیم، به دولت&amp;zwnj;های غربی سرنگونی جمهوری اسلامی را سفارش داده و سپس آن را عمل سیاسی خود جلوه دهیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اصلاح طلب شدن ساختارشکنان؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید گمان رود که مدعای نوشتار کنونی این است که همه ی ساختارشکنان می بایست اصلاح طلب شوند. این استنتاجی نادرست از مدعیات این نوشتار است. ساختارشکنان می توانند اصلاح طلبی را نقد کرده و نشان دهند که مثلاً نظام جمهوری اسلامی اصلاح ناپذیر است. یا نشان دهند که اصلاح طلبی مد نظر اصلاح طلبان راه به جایی نمی برد و کارساز نیست. نقد استراتژی و عملکرد اصلاح طلبان موجه و مفید است. نقد کارنامه ی هشت ساله ی دوران اصلاحات نیز ضروری و مفید و راهگشا است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدعای ما این است: ساختارشکنان برای سرنگونی جمهوری اسلامی باید کاری یا کارهایی انجام دهند. آنان اخلاقاً نمی توانند کار خود را از کسانی- یعنی اصلاح طلبان - توقع داشته باشند که معتقدند به بی&amp;zwnj;راهه می روند. سخن بر سر دست به اعمال قهرمانانه زدن براندازان نیست، محل نزاع این است که به لوازم منطقی و پیامد عملی باور باید ملتزم بود. نمی توان سرنگونی جمهوری اسلامی را تجویز کرد، اما تجویزگر به جای براندازی رژیم، در جهان توسعه یافته ی غرب به راحتی زندگی کند و نامعتقدان به آن را که در ایران زندگی می کنند ملکف سازد که به جای آنها این عمل خطرناک و پرهزینه را که مجازاتش اعدام است، انجام دهند. تا حدی که من می فهمم، این رویکرد اخلاقاً ناموجه و عملاً بی فایده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;عکس&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;تزئینی، صحنه&amp;zwnj;ای از مقاومت در برابر تعرض پلبس در تظاهراتی در تهران در تابستان ۱۳۸۸&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/30/17617#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10099">اصلاح‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3952">براندازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13736">ساختارشکنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14138">قضاوت اخلاقی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Mon, 30 Jul 2012 08:15:43 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17617 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title> گروه ۱۴ مارس دولت لبنان را به «براندازی» تهديد کرد </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/world/2011/07/05/5197</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/world/2011/07/05/5197&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;260&quot; height=&quot;165&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/14march.jpg?1309962270&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;گروه ۱۴ مارس اعلام کرده اگر دولت لبنان به کيفرخواست دادگاه بين&amp;zwnj;المللی ترور رفيق حريری پايبند نباشد، در جهت &amp;laquo;براندازی دولت&amp;raquo; تلاش خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
جلسه پارلمان لبنان برای رأی اعتماد به دولت اين کشور، سه&amp;zwnj;شنبه پنجم ژوئيه&amp;nbsp; ۲۰۱۱ (۱۴ تير ۱۳۹۰)  برگزار می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به گزارش شبکه الجزيره، فواد سنيوره، رئیس فراکسیون پارلمانی جریان المستقبل در نشستی گفت: &amp;laquo;طفره رفتن از مجازات عاملان ترور، موجب تحکيم روند ترور سياسی می&amp;zwnj;شود و صلح داخلی را تهديد می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
سنيوره همچنین از گسترش سلاح در لبنان انتقاد کرد و آن را علت اصلی &amp;laquo;گسترش ترور سياسی، کشتار و انفجار اوضاع لبنان&amp;raquo; توصيف کرد.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;فواد سنيوره، رئیس فراکسیون پارلمانی جریان المستقبل: طفره رفتن از مجازات عاملان ترور، موجب تحکيم روند ترور سياسی می&amp;zwnj;شود و صلح داخلی را تهديد می&amp;zwnj;کند&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اين نخستين واکنش گروه ۱۴ مارس به سخنان سيدحسن نصرالله، دبيرکل حزب&amp;zwnj;الله لبنان درباره احکام دادگاه ويژه ترور رفيق حريری، نخست&amp;zwnj;وزير پيشين اين کشور است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نصرالله شامگاه شنبه دوم ژوئيه ۲۰۱۱ (۱۱ تير ۱۳۹۰) در يک سخنرانی تلويزيونی که از شبکه المنار وابسته به حزب&amp;zwnj;الله لبنان پخش شد، حکم دادگاه بين&amp;zwnj;المللی ويژه ترور رفيق حريری درباره بازداشت چهار عضو حزب&amp;zwnj;الله را &amp;laquo;سياسی و غيرحرفه&amp;zwnj;ای&amp;raquo; خواند و گفت نه ۳۰ روز، نه ۳۰ سال و نه ۳۰۰ سال آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توانند هيچ&amp;zwnj;کس را دستگير کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
دادگاه ويژه سازمان ملل، ۳۰ می (۹ تير ۱۳۹۰) در کيفرخواستی که به دادستان کل لبنان تقديم شد، خواهان بازداشت چهار متهم ترور رفيق حريری شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اين کيفرخواست به&amp;zwnj;طور رسمی منتشر نشده اما مروان شربل، وزير کشور لبنان گفته است: &amp;laquo;نام چهار متهمی که در رسانه&amp;zwnj;های محلی منتشر شده همان&amp;zwnj;هايی است که در حکم دادگاه ويژه آمده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
دادگاه ويژه لبنان، در سال ۲۰۰۷ تحت نظارت سازمان ملل متحد، برای يافتن عاملان بمب&amp;zwnj;گذاری سال ۲۰۰۵ که در آن رفيق حريری و ۲۲ نفر ديگر جان خود را از دست دادند، تشکيل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وزیر کشور لبنان افزوده وکيل پرونده، جمعه ۱۰ تير، حکم بازداشت اين افراد را به وی داده است که در آن نام مصطفی بدرالدين، سليم عياش، اسد صبرا و حسين حسن عيسی، اعضای حزب&amp;zwnj;الله لبنان، وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در همین حال دفتر اطلاع&amp;zwnj;رسانی نجیب میقاتی، نخست&amp;zwnj;وزير لبنان نیز در واکنش به مواضع گروه ۱۴ مارس اعلام کرد: &amp;laquo;کسانی که در اين نشست شرکت داشتند بار ديگر از جنايت ترور رفيق حريری و همراهانش سوء&amp;zwnj;استفاده کردند تا خشم و کينه خود نسبت به دولت را اعلام کنند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در اين بيانيه خطاب به ۱۴ مارس آمده است مخالفان حق قانونی برای اظهارنظر دارند اما تخريب دولت و کشور &amp;laquo;جنايت&amp;raquo; است.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/world/2011/07/05/5197#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3952">براندازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2944">حزب‌الله</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3916">حسن نصرالله</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3951">دولت لبنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3953">فواد سنیوره</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3950">گروه ۱۴ مارس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/world">اخبار جهان</category>
 <pubDate>Tue, 05 Jul 2011 05:10:28 +0000</pubDate>
 <dc:creator>zamaanehnews</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5197 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>