<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3882/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>دن کیشوت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3882/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>میگل د سروانتس، نویسنده‌ی ملی اسپانیا </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2011/07/04/5128</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2011/07/04/5128&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ادبیات غرب در ۱۰ دقیقه – برنامه‌ی سوم: «دن‌کیشوت»، شکل تحول‌یافته‌ی «ادبیات چوپانی»، (۱۵۴۷-۱۶۱۶)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حسین نوش‌آذر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;177&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/donchcer01a.jpg?1314607603&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;حسین نوش&amp;zwnj;آذر - در یکی از گونه&amp;zwnj;های ادبیات پهلوانی در خاورمیانه که در ادبیات شفاهی ریشه دارد، مردی که از خصائل پهلوانی مانند جوانمردی و بی&amp;zwnj;باکی و چیره&amp;zwnj;دستی و اندکی هم دغل&amp;zwnj;کاری بی&amp;zwnj;بهره نمانده، وصف زنی را می&amp;zwnj;شنوند و ندیده و نشناخته دل به او می&amp;zwnj;سپرد و به قصد یافتن او و رسیدن به وصالش سر به بیابان&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;آب و علف می&amp;zwnj;گذارد؛ خطرات بسیاری را از سر می&amp;zwnj;گذراند و در نهایت به جای وصال آن زن، از حکمت و معرفت برخوردار می&amp;zwnj;شود و به خدا می&amp;zwnj;رسد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110704_nushazar_donquichote.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;رمان&amp;zwnj;های چوپانی در غرب&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;150&quot; height=&quot;200&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/DONCHCER02.jpg&quot; /&gt;برای مثال &amp;laquo;حاتم&amp;zwnj;نامه&amp;raquo; که در یمن نوشته شده و نویسنده&amp;zwnj;اش گمنام است، ازین&amp;zwnj;گونه آثار به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید. این گونه از ادبیات پهلوانی در اغلب مواقع توسط پادشاهان سفارش داده می&amp;zwnj;شد، و طبعاً می&amp;zwnj;بایست سرگرم&amp;zwnj;کننده باشد و با این&amp;zwnj;حال ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی مسلط در دربار پادشاه را بازتاب دهد. این نوع ادبیات در مغرب زمین هم وجود داشته و آن را &amp;laquo;رمان&amp;zwnj;های چوپانی&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواندند. نخستین نمونه&amp;zwnj;های &amp;laquo;رمان&amp;zwnj;های چوپانی&amp;raquo; در عهد عتیق به&amp;zwnj;دست آمده و تا قرن چهاردهم هم هنوز رواج داشته. دن کیشوت، نوشته&amp;zwnj;ی میگل د سروانتس شکل تحول&amp;zwnj;یافته و متکامل &amp;laquo;رمان&amp;zwnj;های چوپانی&amp;raquo; در اروپاست. سروانتس که از او به&amp;zwnj;عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان مغرب زمین یاد می&amp;zwnj;کنند، با &amp;laquo;دن کیشوت&amp;raquo; موفق شد رمان&amp;zwnj;های حادثه&amp;zwnj;ای و رمان&amp;zwnj;های چوپانی در غرب را کاملاً متحول کند و با وجود آنکه صحنه&amp;zwnj;های دن&amp;zwnj;کیشوت به&amp;zwnj;یادآورنده&amp;zwnj;ی این گونه&amp;zwnj;های ادبی مهجور است، اما هنر سروانتس در این بود که در قالب این سنت از یاد رفته&amp;zwnj;ی ادبی، واقعیت&amp;zwnj;های اجتماعی زمان خودش را به&amp;zwnj;خوبی بیان کرد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مجموعه برنامه&amp;zwnj;های &lt;strong&gt;ادبیات غرب در ۱۰ دقیقه&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;که با هومر آغاز شد و با فیلیپ راث به پایان می&amp;zwnj;رسد، امروز به &lt;strong&gt;سروانتس&lt;/strong&gt; و اثر جاودانه&amp;zwnj;ی او &lt;em&gt;&amp;laquo;دن کیشوت&amp;raquo;&lt;/em&gt; می&amp;zwnj;پردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دیوانه&amp;zwnj;ای عدالت&amp;zwnj;خواه و سلحشور&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;150&quot; height=&quot;170&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/DONCHCER04.jpg&quot; /&gt;&amp;laquo;دن کیشوت&amp;raquo; داستان مردی است نیمه&amp;zwnj;دیوانه اما عدالت&amp;zwnj;خواه که معاصر زمانه&amp;zwnj;اش نیست. در آن زمان دوران سربلندی اسپانیا رو به اتمام گذاشته بود و ارزش&amp;zwnj;هایی که در رمان&amp;zwnj;های سلحشوری و ماجراجویانه تبلیغ می&amp;zwnj;شد، به&amp;zwnj;تدریج اعتبار خودش را از دست می&amp;zwnj;داد. آلونسو کیخانو اشراف&amp;zwnj;زاده&amp;zwnj;ی فقیری&amp;zwnj;ست که در دهکده&amp;zwnj;ی دورافتاده&amp;zwnj;ای به نام &amp;laquo;مانچا&amp;raquo; زندگی بخور و نمیری دارد. او تمام اوقات روز رمان&amp;zwnj;های سلحشوری می&amp;zwnj;خواند و ارتباطش با جهان پیرامونش فقط از طریق این رمان&amp;zwnj;هاست. با وجود آنکه شوالیه&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;هایی که آنها به آن اعتقاد داشتند، رو به انحطاط گذاشته، اما آلونسو هنوز به ارزش&amp;zwnj;های سلحشورانه&amp;zwnj; اعتقاد دارد. روزی از همین روزها که جنون بر او غلبه پیدا می&amp;zwnj;کند، نامش را به دن کیشوت تغییر می&amp;zwnj;دهد، نام روزیناته را برای اسبش برمی&amp;zwnj;گزیند و تصمیم می&amp;zwnj;گیرد زندگی یک شوالیه را در پیش بگیرد. دن کیشوت در نوجوانی خاطرخواه دختری بوده به نام دلسینه&amp;zwnj;آ. از این دختر جز خاطره&amp;zwnj;ی محوی ندارد. با این وجود تصور می&amp;zwnj;کند که باید با اعمال قهرمانانه دل این زیبارو را که معلوم نیست کجاست و در چه وضعی به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد به&amp;zwnj;دست بیاورد. نخستین تجربه&amp;zwnj;ی دن&amp;zwnj;کیشوت اما بسیار دردناک است. در راه چند خرکچی او را به حد مرگ کتک می&amp;zwnj;زنند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;حسین نوش&amp;zwnj;آذر: هنر سروانتس در این بود که در قالب سنت از یاد رفته&amp;zwnj;ی ادبی &amp;laquo;رمان&amp;zwnj;های چوپانی&amp;raquo; واقعیت&amp;zwnj;های اجتماعی زمان خودش را به&amp;zwnj;خوبی بیان کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;سرانجام به حالت نیمه&amp;zwnj;جان پیدایش می&amp;zwnj;کنند و به خانه&amp;zwnj;اش در مانچا انتقالش می&amp;zwnj;دهند. کشیش دهکده در این میان همه&amp;zwnj;ی کتاب&amp;zwnj;های کیخانو را می&amp;zwnj;سوزاند. با این&amp;zwnj;حال همین&amp;zwnj;که حال او بهبود پیدا می&amp;zwnj;کند دوباره به راه می&amp;zwnj;افتد. این&amp;zwnj;بار اما موفق می&amp;zwnj;شود یکی از رعیت&amp;zwnj;هایش را با خودش همراه کند. سانچو از هر نظر با اربابش تفاوت دارد. دن کیشوت لاغر و بلندبالا و دیوانه و در نتیجه شجاع است. سانچو اما کوتاه&amp;zwnj;قد است و شکم برآمده&amp;zwnj;ای دارد و بسیار&amp;nbsp;چاق و لاجرم به همان اندازه بسیار ترسوست. در این بخش از رمان ماجراهایی &lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;150&quot; height=&quot;191&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/DONCHCER01.jpg&quot; /&gt;اتفاق می&amp;zwnj;افتد که &amp;laquo;دن کیشوت&amp;raquo; شهرتش را مدیون آنهاست. وقتی این دو نفر در راه به آسیاب&amp;zwnj;های بادی برمی&amp;zwnj;خورند، دن کیشوت می&amp;zwnj;پندارد آسیاب&amp;zwnj;های غول&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;شاخ و دم و خطرناکی هستند. سانچو با وجود آنکه به جنگ با آسیاب بادی اعتقادی ندارد، اماهمچنان اربابش را همراهی می&amp;zwnj;کند. از آن طرف دن کیشوت هم همواره واقعیت&amp;zwnj;ها را به شکل دلخواهش می&amp;zwnj;بیند. برای مثال گمان می&amp;zwnj;کند آسیاب&amp;zwnj;های بادی غول&amp;zwnj;های طلسم&amp;zwnj;شده هستند و حتماً می&amp;zwnj;بایست آنها را مغلوب کند. نکته در اینجاست که سانچو هرچند که ابتدا به طمع حکومت بر یک جزیره&amp;zwnj;ی دورافتاده دن کیشوت را همراهی می&amp;zwnj;کند، اما در پایان راه عاشق فکر عدالت&amp;zwnj;جویانه و سلحشورانه&amp;zwnj;ی اربابش می&amp;zwnj;شود. به این ترتیب بخش نخست کتاب به پایان می&amp;zwnj;رسد و دن&amp;zwnj;کیشوت بعد از نبردهای فراوان با موجودات خیالی و بعد از آنکه بارها کتک می&amp;zwnj;خورد با سانچو به دهکده&amp;zwnj;اش برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آخرین دوئل بزرگ دون کیشوت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بخش دوم که ده سال پس از بخش اول نوشته شد، سروانتس مرز بین واقعیت و خیال را مخدوش می&amp;zwnj;کند. دن&amp;zwnj;کیشوت ماجراهای بسیاری را از سر می&amp;zwnj;گذراند و هر دم جنون او خطرناک&amp;zwnj;تر و توهماتش بیشتر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آخرین دوئل بزرگ زندگی دن&amp;zwnj;کیشوت، سرنوشت او رقم می&amp;zwnj;خورد. مردی که در دوئل برنده شده است، از او می&amp;zwnj;خواهد که به خانه&amp;zwnj;اش برگردد. دن&amp;zwnj;کیشوت وقتی به دهکده&amp;zwnj;ی مانچا برمی&amp;zwnj;گردد به&amp;zwnj;سختی بیمار می&amp;zwnj;شود. اما در بستر مرگ به خودش می&amp;zwnj;آید. او می&amp;zwnj;میرد، اما نه به حالت جنون، بلکه به عنوان مردی که صاحب عقل و اختیار است. سروانتس در این رمان مانند شکسپیر این پرسش را با خواننده&amp;zwnj;اش در میان &lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;150&quot; height=&quot;191&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/DONCHCER03.jpg&quot; /&gt;می&amp;zwnj;گذارد که فرق بین واقعیت و خیال چیست؟ اگر دن کیشوت در زمانه&amp;zwnj;ای دیگر زندگی می&amp;zwnj;کرد، نه تنها به او به چشم یک دیوانه نگاه نمی&amp;zwnj;کردند، بلکه حتی ممکن بود او را سلحشور و قهرمانی بزرگ بپندارند.&lt;br /&gt;
دن کیشوت بارها به شکل فیلم&amp;zwnj;های سینمایی و مجموعه&amp;zwnj;های تلویزیونی و اپرا و تئاتر به نمایش درآمده است. به گوشه ای از اپرای دن کیشوت ساخته&amp;zwnj;ی فرانچسکا بارتلمی کونتی که نخستین بار در سال ۱۷۱۹ در وین روی صحنه آمد گوش می&amp;zwnj;دهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;[اپرای دن&amp;zwnj;کیشوت، ساخته&amp;zwnj;ی فرانچسکا بارتلمی]&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زندگی پرماجرای سروانتس&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زندگی سروانتس به زندگی دن کیشوت بی&amp;zwnj;شباهت نبود. او هم از یک خانواده&amp;zwnj;ی اشرافی فقیر می&amp;zwnj;آمد. آرزو داشت افسر ارتش اسپانیا بشود، اما در یک نبرد دریایی به اسارت رفت و چون خانواده&amp;zwnj;اش پول نداشت، آزادی او را بخرد، به مدت پنج سال در الجزیره زندانی بود. سرانجام آزاد شد و در سی و هفت&amp;zwnj;سالگی با دختر یک نجیب&amp;zwnj;زاده&amp;zwnj;ی اسپانیایی ازدواج کرد. او مأمور تهیه&amp;zwnj;ی نیازهای نیروی دریایی اسپانیا بود، اما به جرم اختلاس بازداشت، محاکمه و محکوم شد و بخش نخست دن کیشوت را در زندان نوشت. او علاوه بر دن کیشوت نمایش&amp;zwnj;نامه و داستان&amp;zwnj;های بلند (نوول) هم نوشته است. دن کیشوت توسط مترجم برجسته&amp;zwnj;ی کشورمان، زنده&amp;zwnj;یاد محمد قاضی به فارسی ترجمه شده و انتشارات ثالث و نیل بارها آن را تجدید چاپ کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3511&quot;&gt;::مجموعه برنامه&amp;zwnj;های ادبیات غرب در ده دقیقه در رادیو زمانه::&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/VI.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Don Chisciotte in Sierra Morena&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/hmIFRzrAaa8?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2011/07/04/5128#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3511">ادبیات غرب در ده دقیقه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3883">حسین نوش آذر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3882">دن کیشوت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3881">سروانتس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/hmIFRzrAaa8" fileSize="1333" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/hmIFRzrAaa8/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/hmIFRzrAaa8" length="1333" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Mon, 04 Jul 2011 07:08:09 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">5128 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>