<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3658/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>پناهنده</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3658/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>آدم‌پران‌ها و خروج غیر قانونی از ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/11/21/21905</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/11/21/21905&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;313&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/alwy_fadhel_fence_coffee_on_paper.jpg?1353868391&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیدا قجر - &amp;laquo;مهم خارج شدن از ایران است. مقصد برای عده&amp;zwnj;ای اهمیت دارد، اما برای من، نه&amp;raquo;. شاهین که به تازگی به کمک &amp;quot;آدم&amp;zwnj;پران&amp;quot; از ایران خارج شده، معتقد است: &amp;laquo;ایران دیگر جای زندگی نیست، امنیت وجود ندارد، نه برای دانشجو و نه هرکسی که کوچکترین انتقادی به وضعیت اجتماع دارد. بازار کار وجود ندارد و مشکلات اقتصادی مردم را از پا در آورده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خارج شدن غیر قانونی از ایران با کمک &amp;quot;آدم&amp;zwnj;پران&amp;quot;ها یا &amp;quot;واسطه&amp;zwnj;&amp;quot;هایی که یا در مسیر سفارتخانه&amp;zwnj;ها حضور دارند یا گاه از طریق شبکه دوستان معرفی می&amp;zwnj;شوند، سال&amp;zwnj;هاست که در ایران رواج دارد و مرزهای آذربایجان محل عبور گاه اغلب این مسافران است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عوامل بسیاری باعث انتخاب مهاجرت یا گریز از ایران می&amp;zwnj;شود. فقر، جنگ، بی&amp;zwnj;کاری، نبود آزادی، سرکوب عقیدتی و قومیتی، کمبود امکانات اقتصادی و آموزشی و ... از عمده&amp;zwnj;ترین این دلایل&amp;zwnj; هستند. تا پیش از انتخابات دوره دهم ریاست&amp;zwnj;جمهوری ایران، بیشتر مهاجران را یا جوانان تحصیلکرده و جویای کار تشکیل می&amp;zwnj;دادند یا فعالان سیاسی، روشنفکران، نویسندگان و روزنامه&amp;zwnj;نگارانی که به اصطلاح ممنوع&amp;zwnj;القلم شده بودند، اما پس از سرکوب جنبش اعتراضی مردم ایران توسط جمهوری اسلامی شمار بیشتری از مردم تمایل به خروج از کشور پیدا کردند و از &amp;quot;آدم&amp;zwnj;پران&amp;quot;ها در این مسیر کمک گرفتند. بیشتر این آدم&amp;zwnj;پران&amp;zwnj;ها در مسیر سفارتخانه&amp;zwnj;ها به انتظار &amp;quot;ویزاهای ردی&amp;quot; می&amp;zwnj;نشینند و در وقت مناسب پیشنهاد خروج غیرقانونی را با افراد مورد نظرشان مطرح می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته سامان که ماه&amp;zwnj;هاست در ترکیه منتظر رفتن به کشور سوم است، &amp;laquo;رفتن به ترکیه به دلیل مرز مشترک با اروپا بهترین راه است. با توجه به سابقه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های کلاهبرداری، مسافران و آدم&amp;zwnj;پران&amp;zwnj;ها شرط&amp;zwnj;های جدیدی بین خود قرار داده&amp;zwnj;اند؛ به طوری که یا پول مورد توافق را پس از رسیدن به مقصد پرداخت می&amp;zwnj;کنند یا شخص سومی که مورد اعتماد میان دو طرف است باز هم پس از رسیدن مسافر به مقصد پرداخت هزینه را&amp;nbsp; می&amp;zwnj;پذیرد&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در تمام این سال&amp;zwnj;ها شماری از متقاضیان تمام هزینه مورد توافق را پرداخت کرده اند، اما در میانه راه رها شده اند. شاهین که خود را فعال مدنی معرفی می&amp;zwnj;کند، روایتی دیگر از خروج از ایران دارد. او با یک آدم&amp;zwnj;پران از طریق دوستانش آشنا می&amp;zwnj;شود؛ آنهم در زمانی که پاسپورتش توسط دولت ایران ضبط شده بوده. پس نخست از وی &amp;nbsp;تقاضای گذرنامه می&amp;zwnj;کند. گذرنامه که آماده می&amp;zwnj;شود، در روز موعود، قاچاقچی یا همان آدم&amp;zwnj;پران در فرودگاه، مامور خاصی را به او نشان و اطمینان می&amp;zwnj;دهد که با وی هماهنگ کرده است. به این ترتیب خروج شاهین با پاسپورتی که نمی&amp;zwnj;دانسته قانونی است یا جعلی به راحتی اتفاق می&amp;zwnj;افتد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شرق یا غرب جهان؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از ۵. ۱ میلیون تا ۲۲ میلیون تومان میزان هزینه&amp;zwnj;ای است که متقاضیان بر اساس توانایی یا شناختی که از آدم&amp;zwnj;پران دارند، به وی پرداخت می&amp;zwnj;کنند. متقاضیان اما دو دسته&amp;zwnj;اند: آن&amp;zwnj;هایی که در جست&amp;zwnj;وجوی کار و&amp;nbsp; تحصیل در دنیای آزاد راهی سفر می&amp;zwnj;شوند و آنهایی که به علت مشکلات امنیتی این خطر را به جان می&amp;zwnj;پذیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/immigrants_into_dc_1778218b.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 113px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخی از متقاضیان سفر به اروپا نیز بدون رسیدن به مقصد در میانه راه رها می&amp;zwnj;شوند و از آنجا که اکثرشان به زبان مسلط نیستند دچار مشکل می&amp;zwnj;شوند؛ یعنی بازداشت یا مدت&amp;zwnj;ها در کمپ نگهداری می&amp;zwnj;شوند. برخی از پناهجویان نیز روند کند بررسی پرونده در ترکیه و عراق را تاب نمی&amp;zwnj;آورند و به آدم&amp;zwnj;پران مراجعه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عده&amp;zwnj;ای که مشکل امنیتی در ایران ندارند، اگر به دنبال کار باشند بیشتر کشورهایی مانند اندونزی، ژاپن و استرالیا را انتخاب می&amp;zwnj;کنند. &amp;nbsp;مهاجرت غیر قانونی به کشورهای آسیای شرقی که معروف به وجود بازار کار هستند از طریق کشتی اتفاق می&amp;zwnj;افتد که در برخی موارد به علت بارگیری بیش از ظرفیت، غرق می&amp;zwnj;شود.&amp;nbsp; استرالیا نیز از این قاعده مستثنی نیست. این کشور به عنوان یکی از مهاجرپذیرترین کشورها مورد توجه شمار زیادی از متقاضیان قرار می&amp;zwnj;گیرد، اما کنترل شدید مرزبانان و هم مرز آبی باعث بازگردانده &amp;zwnj;شدن مهاجران یا گاهی غرق شدن کشتی آنان می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی از متقاضیان سفر به اروپا نیز بدون رسیدن به مقصد در میانه راه رها می&amp;zwnj;شوند و از آنجا که اکثرشان به زبان انگلیسی مسلط نیستند دچار مشکل می&amp;zwnj;شوند؛ یعنی در اغلب موارد بازداشت و ناچار به بازگشت به کشور مبداء می شوند. گاهی هم مدت&amp;zwnj;ها در کمپ نگهداری می&amp;zwnj;شوند و پرونده شان به کندی بررسی می شود. در این میان هستند پناهجویانی که برای گرفتن پناهندگی به ترکیه و عراق رفته اند و روند کند بررسی پرونده شان را تاب نیاورده اند و به آدم&amp;zwnj;پران مراجعه کرده اند. علی.میم در حال حاضر شش ماه است که با امید رسیدن به شرایط بهتر در کشورهای مختلف دربه&amp;zwnj;در است. او به قصد رسیدن به کشور فرانسه، نخست از ترکیه به یونان می&amp;zwnj;رود و در آنجا دستگیر می&amp;zwnj;شود و پس از رهایی دوباره به آدم&amp;zwnj;پران مراجعه می&amp;zwnj;کند و به این ترتیب در عبور از مرزهای چند کشور مختلف به طور پی در پی گرفتار پلیس و ماموران مرزی می&amp;zwnj;شود و هنوز که هنوز است نه تنها به کشور مقصد نرسیده است که او را دوباره پس از شش&amp;zwnj;ماه به کشور یونان بازگردانده&amp;zwnj;اند و او هنوز در مرحله نخست قرار دارد. &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سامان با توجه به مشکلات امنیتی که پیرامون فعالیت&amp;zwnj;هایش در ایران متحمل شده است، دلیل ترجیح آدم&amp;zwnj;پران بر سازمان&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی را اینگونه شرح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;زمانی&amp;zwnj;که در شرایط ناامن و خطرناک به سر می&amp;zwnj;بری دلت می خواهد زودتر به مقصد امن برسی. وقتی شرایطت را برای سازمان ملل یا نهادهای حقوق بشری شرح می&amp;zwnj;دهی به علت پرونده&amp;zwnj;هایی که بعضاً دروغ بوده است، حرف&amp;zwnj;هایت را فقط داستانی قلمداد می&amp;zwnj;کنند و ممکن است توقفی چند ساله برایت رقم بخورد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سامان عوارض روند بررسی پرونده پناهجویان را در نهادهای بین&amp;zwnj;المللی به سه دسته تقسیم می کند و می گوید: &amp;quot;افسردگی شدید ناشی از انتظار&amp;quot;، &amp;quot;خطر و فشاری که خانواده پناهجویان در ایران متحمل می&amp;zwnj;شوند&amp;quot; و &amp;quot;ناکارآمدی فعال سیاسی یا روزنامه&amp;zwnj;نگار بر اثر افسردگی&amp;quot; ماحصل مراجعه به نهادهای حقوق بشری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در حالیکه مدعی است &amp;quot;چیزی برای از دست دادن ندارد&amp;quot;، رسیدن به مقصد توسط واسطه و آدم&amp;zwnj;پران را &amp;quot;سریع&amp;zwnj;ترین&amp;quot; راه برای &amp;quot;بازگشت به بستر فعالیت و زندگی معمولی&amp;quot; می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آدم&amp;zwnj;پران مسیر را نمی&amp;zwnj;گوید و متقاضی تنها مقصد را مشخص می&amp;zwnj;کند. عدم طرح مسیر مثل یک &amp;quot;راز&amp;quot; می&amp;zwnj;ماند و زمان سفر که نزدیک می&amp;zwnj;شود برنامه، مسیر و مدارک لازم یا افراد لازم به متقاضی اطلاع داده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;قاچاقچی، آدم&amp;zwnj;پران یا دلال؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/norouzparade.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 113px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بیش از سه دهه اخیر، انقلاب سال ۵۷، جنگ هشت ساله میان ایران و عراق و جنبش اعتراضی مردم در سال ۸۸ بالا&amp;zwnj;ترین آمار مهاجرت را به همراه داشته است؛ مهاجرانی که بیشتر آن&amp;zwnj;ها در آمار رسمی جمعیت کشور محاسبه نمی&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لقب قاچاقچی بار معنایی سنگینی را به همراه دارد که از کاری خلاف قانون، مجازات سنگین و هزینه&amp;zwnj; بالا حکایت می کند. مهاجرانی که اقدام به گرفتن کمک از آنان می&amp;zwnj;کنند ترجیح می&amp;zwnj;دهند از به کار بردن لفظ قاچاقچی خودداری کنند و آنها را آدم&amp;zwnj;پران بخوانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر قاضی آقایی، دادیار دادسرای جنایی اما قاچاقچی نام اشتباهی است و &amp;quot;دلال&amp;quot; نام درستی برای آنهاست. به طوری که به گفته وی، &amp;quot;طبق قانون مبارزه با قاچاق انسان مصوب سال ۸۴، جرم قاچاق انسان در صورتی تحقق می&amp;zwnj;یابد که به قصد فحشا، تجارت اعضا و جوارح انسان، برده&amp;zwnj;داری یا ازدواج اجباری باشد. در حالی که در مواردی که رخ داده، ایرانیان به قصد یافتن کار یا ادامه تحصیل از کشور خارج می&amp;zwnj;شوند. در نتیجه قاچاق اتفاق نیافتاده است&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی در ادامه توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;دلالی جرم نیست و شاید بتوان موضوع را تحت عنوان تحصیل مال نامشروع رسیدگی کرد.&amp;quot; بر اساس این تفسیر، آدم&amp;zwnj;پران&amp;zwnj;ها جرمی انجام نمی&amp;zwnj;دهند، بلکه به مهاجرت افراد علاقه&amp;zwnj;مند کمک می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بیش از سه دهه اخیر، انقلاب سال ۵۷، سرکوب سیاسی دهه ۶۰، جنگ هشت ساله میان ایران و عراق و جنبش اعتراضی مردم در سال ۸۸ بالا&amp;zwnj;ترین آمار مهاجرت را به همراه داشته است؛ مهاجرانی که بیشتر آن&amp;zwnj;ها در آمار رسمی جمعیت کشور محاسبه نمی&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آمار جمعیت ایرانیان خارج از کشور&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آخرین آمار اعلام شده از سوی سازمان ثبت احوال ایران حاکی از حضور یک میلیون و چهارصد ایرانی در آمریکا، هشتصد هزار نفر در امارات متحده عربی، چهارصد و ده هزار نفر در بریتانیا و کانادا، دویست هزار نفر در آلمان، صد و پنجاه هزار نفر در فرانسه و صد و ده هزار نفر در سوئد است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آخرین آمار اعلام شده از سوی سازمان ثبت احوال ایران که توسط محسن کرمی، معاون این سازمان ارائه شده حاکی از حضور یک میلیون و چهارصد ایرانی در آمریکا، هشتصد هزار نفر در امارات متحده عربی، چهارصد و ده هزار نفر در بریتانیا و کانادا، دویست هزار نفر در آلمان، صد و پنجاه هزار نفر در فرانسه و صد و ده هزار نفر در سوئد است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این آمار تنها بخشی از ایرانیانی را در بر می&amp;zwnj;گیرد که به شکل قانونی کشور خود را ترک کرده&amp;zwnj;اند؛ ایرانیانی که به شکل غیر قانونی از کشور خارج شده&amp;zwnj;اند یا آن&amp;zwnj;هایی که به تابعیت کشورهای میزبان درآمده&amp;zwnj;اند در این محاسبه در نظر گرفته نشده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آمار مرکز ثبت احوال ایران بیش از سه میلیون ایرانی را با توجه به ثبت نشدگان در بر می&amp;zwnj;گیرد. طبق همین روش و در دست نداشتن آمار افرادی که غیرقانونی خارج و پناهنده شده&amp;zwnj;اند یا خود را ایرانی نمی&amp;zwnj;دانند نهاد غیردولتی کریشن اینترنشنال تعداد ایرانیان مهاجر را چهار میلیون نفر تخمین زده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عکس اول&lt;/strong&gt;: اثر پناهجو و هنرمند اندونزیایی، علوی فاضل؛ قهوه روی کاغذ&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/11/21/21905#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17310">آدم پران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11478">آیدا قجر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%D9%84">سازمان ملل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4726">مهاجرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6734">پناهجو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3658">پناهنده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/haft-koocheh">هفت کوچه</category>
 <pubDate>Wed, 21 Nov 2012 12:00:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21905 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آیا سازمان ملل دلیل مشکلات پناهجویان است؟ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/20/7745</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/20/7745&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهسا صارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;254&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/1701_channel_originalphoto.jpg?1319391837&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مهسا صارمی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;-&lt;/span&gt;&lt;span&gt;این گزارش بخشی از مجموعه خاطرات شفاهی زنان از دوران پناهجویی&amp;zwnj;شان است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;. شماری از آنها&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در گفت&amp;zwnj;وگو با رادیو زمانه درباره مشکلات و میزان امنیت و امکاناتی گفته&amp;zwnj;اند که در کشورهای مختلف پناهجوپذیر داشته&amp;zwnj;اند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110928_Zanan_Panahandeh_Mahsa.mp3&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; align=&quot;right&quot; height=&quot;23&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/musicicon_56_2.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در این گزارش بهاره از مشکلات زندگی&amp;zwnj;اش در دوران پناهجویی می&amp;zwnj;گوید. او زنی جوان است که به همراه همسرش پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری به دلیل مشکلات امنیتی از ایران خارج شده&amp;zwnj;اند و اکنون در شهری کوچک در ترکیه زندگی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;بهاره از بدو ورود به ترکیه با دردسرهای زیادی رو&amp;zwnj;به&amp;zwnj;رو شده و همانطور که می&amp;zwnj;گوید این تجربه&amp;zwnj;ها را آسان به دست نیاورده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;روزهای نخست و دشوار&amp;zwnj;های پناهجویی &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;بهاره درباره روزهای اول پس از مهاجرتش چنین می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;از وقتی به این کشور آمدم زندگی&amp;zwnj;ام پر از دردسر بوده، پر از تجربه&amp;zwnj;هایی که لزوماً همه&amp;zwnj;شان ارزان به دست نیامده&amp;zwnj;اند. بابت خیلی از آنها، هزینه&amp;zwnj;های زیادی پرداختیم. نه لزوماً مادی، بلکه معنوی و روحی- روانی. در انتخاب همه&amp;zwnj;شان هم تنها خودمان سهیم نبودیم. شهری که سازمان ملل برای ما انتخاب کرد، به سختی می&amp;zwnj;شد اسم شهر را رویش گذاشت. دهی بود که طی ده سال گذشته به اصطلاح شهر شده بود. نه فرهنگ، نه امکانات و نه چیزی که بتوان آن را زندگی معمولی نامید. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در این شهر ما خانه&amp;zwnj;ای اجاره کردیم. وقتی در خانه قدم برمی&amp;zwnj;دارم، صدای چوب&amp;zwnj;های کف خانه را می&amp;zwnj;شنوم با دیوارهای سیمانی که هیچ چیزی را در میان خود نگه نمی&amp;zwnj;دارند. نه سرما نه گرما و نه حتی صدا. اوایل خانه پر بود از صداهایی که از اطراف به گوش&amp;zwnj;مان می&amp;zwnj;رسید. در اوایل برای ما مانند توهم بود، اما با گذشت زمان به صداها عادت کردیم. باید یاد می&amp;zwnj;گرفتیم تا با مسائل کنار بیاییم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;خرید هرکدام از وسایل خانه نیز داستانی را در پی داشت. اگر می&amp;zwnj;خواستیم وسیله&amp;zwnj;ای را نو بخریم باید پول زیادی را می&amp;zwnj;پرداختیم و از طرفی هم بیشتر پناهنده&amp;zwnj;ها در مضیقه مالی هستند و امکان خرید وسایل نو برای همه وجود ندارد. بنابراین به سمساری&amp;zwnj;ها سر می&amp;zwnj;زدیم. سمساری&amp;zwnj;هایی که وسایل کهنه و استفاده شده را به قیمتی بالاتر از ارزش واقعی&amp;zwnj;شان به پناهنده&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;فروشند. تک&amp;zwnj; تک وسایل لازم را جمع کردیم تا جایی که باید در آن زندگی کنیم را بتوانیم خانه بنامیم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;این وضعیت برای ما که از جایی آمده بودیم که بهترین امکانات را داشت خیلی دشوار بود. از خانه&amp;zwnj;ای آمده بودیم که تک تک وسایل زیبای آن را با جمع عشق کرده بودیم و کاملاً شبیه خانه بود، خانه&amp;zwnj;ای گرم. گرما هم واژه&amp;zwnj;ای است که این&amp;zwnj;جا نمی&amp;zwnj;شود به آن اعتماد کرد.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;تاثیرات مشکلات روحی و روانی بر زندگی &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;بهاره آزاردهنده&amp;zwnj;ترین مشکلات خود را مشکلات روانی می&amp;zwnj;داند. او درباره دردسرها و تجربیات تلخش می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;روزهای زمستان در این شهر واقعاً سخت است، استخوان بدن&amp;zwnj;مان به صدا در می&amp;zwnj;آید چه برسد به خودمان، اما این نوع سختی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گذرد، سختی&amp;zwnj;های ماندگار، سختی&amp;zwnj;های روانی&amp;zwnj;اند. سختی آنجایی است که هر روز صبح باید به اداره پلیس بروم و امضا کنم و بگویم من هستم، من فرار نکردم، به کجا؟ نمی&amp;zwnj;دانم. به چه علت؟ نمی&amp;zwnj;دانم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مشکل بزرگ دیگری که در این کشور با آن مواجه هستم و امروز هم&amp;zwnj;چنان با گذشت یک&amp;zwnj;سال با آن دست به گریبان هستیم، مشکل زبان است. برای انجام هرکاری و برقراری هر گونه ارتباطی باید زبان بلد بود، وگرنه نمی&amp;zwnj;توانیم حرف&amp;zwnj;مان را به راحتی بگوییم و حق خود را بگیریم. هم&amp;zwnj;چنین بی&amp;zwnj;دلیل از ما پول خاک می&amp;zwnj;گیرند؛ پولی که پس از پرداخت آن باید فشار زیادی را تحمل کنیم تا هزینه&amp;zwnj;اش جبران شود.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در روزهای زمستان نمی&amp;zwnj;شود درخیابان نفس کشید چرا که سوخت&amp;zwnj;شان زغال سنگ است و آنقدر هوا سنگین می&amp;zwnj;شود که نفس را بند می&amp;zwnj;آورد. هاله سیاه را در آسمان شهر می&amp;zwnj;توان دید. معنی آسمان آبی را ما این&amp;zwnj;جا هم نفهمیدیم، در ایران که فقط یک خواب بود.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مشکل دیگری که بهاره به آن اشاره می&amp;zwnj;کند، عدم حق اشتغال است. او می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;اگر هم بتوانیم کاری پیدا کنیم، اصطلاحاً به آن کار سیاه می&amp;zwnj;گویند که در این نوع کار بیشترین کار را از کارگر می&amp;zwnj;گیرند اما کمترین حقوق و مزایا نصیب او می&amp;zwnj;شود. در واقع اسم زندگی ما پناهجویی است. به کشوری پناه آوردیم اما کمترین خواسته&amp;zwnj;های&amp;zwnj;مان هم برآورده نمی&amp;zwnj;شود. از دردسرها و مصیبت&amp;zwnj;های اینجا، از انتظارهای کشنده که انسان را پیر می&amp;zwnj;کند بگذریم، اما اینجا جواب هیچکدام از خواسته&amp;zwnj;ها و نیازها با امکانات رفاهی و انسانی داده نمی&amp;zwnj;شود.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;چون می&amp;zwnj;گذرد، غمی نیست&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مسئله دیگری که بهاره به راحتی از کنار آن نمی&amp;zwnj;گذرد، برخورد ایرانیان با همدیگر است. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;اینجا کسی حق کسی را نخورده است. اینجا هرکسی آمده تا سهم و حق خودش را بگیرد، اما ایرانیان طوری با همدیگر برخورد می&amp;zwnj;کنند و برای هم خط و نشان می&amp;zwnj;کشند و سپر جلوی هم می&amp;zwnj;گیرند که گویا به طور مثال اگر من قدری پیشرفت کنم و جلوتر بروم، از حق و سهم کس دیگری کم شده است. هنوز این مسئله در فرهنگ ما جای نگرفته است که هرکسی زندگی خودش را بکند و به زندگی دیگری کاری نداشته باشد. این جمله را خیلی راحت به زبان می&amp;zwnj;آوریم اما به آن عمل نمی&amp;zwnj;کنیم. زمانی که می&amp;zwnj;بینم برای آزار و اذیت یکدیگر انرژی زیادی را صرف می&amp;zwnj;کنند تحملش برای من سخت می&amp;zwnj;شود که ببینم هموطنانم از آزار همدیگر لذت می&amp;zwnj;برند.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;او در آخر می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;از روز اولی که به این شهر رسیدم تا همین الان که این گفته&amp;zwnj;ها را کنار هم می&amp;zwnj;گذارم، نمی&amp;zwnj;گویم که تنها و تنها بدی بوده، اما قسمت غالب زندگی&amp;zwnj;ام به بدی گذشته است. تنها دلخوشی&amp;zwnj;ای که دل مرا نسبت به درست شدن اوضاع گرم می&amp;zwnj;کند، عبارتی است که با خط خوش نوشته شده و به دیوار اتاقم نصب کرده&amp;zwnj;ام. صبح&amp;zwnj;ها چشم&amp;zwnj;هایم را رو به این نوشته باز می&amp;zwnj;کنم و شب&amp;zwnj;ها با دیدن این نوشته چشم&amp;zwnj;هایم را می&amp;zwnj;بندم: چون می&amp;zwnj;گذرد غمی نیست.&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/10/20/7745#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3495">ترکیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4726">مهاجرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4368">مهسا صارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3658">پناهنده</category>
 <pubDate>Thu, 20 Oct 2011 10:32:24 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7745 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>گلایه‌های پناهجویان و واکنش سازمان ملل</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/06/20/4869</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/06/20/4869&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفتگو با یک پناهجوی ایرانی  و سخنگوی کمیساریای پناهندگان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پژمان اکبرزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;267&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/unhcr-behzad-mahacic.jpg?1308848275&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;از تابستان ۲۰۰۹ موجی تازه از پناهجویان ایرانی راهی ترکیه شد که توجه بسیاری از رسانه&amp;zwnj;ها و فعالان حقوق بشر به وضعیت آنها جلب شد. این موج در پی برخوردهای خشونت&amp;zwnj;بار در ایران با به&amp;zwnj;ویژه فعالان سیاسی و روزنامه&amp;zwnj;نگاران پدید آمد. ولی پناهجویان، همگی از چنین افرادی نبودند.&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110620_Behzad_Refugee_UNHCR_Pejman.mp3&quot;&gt;&lt;img height=&quot;31&quot; width=&quot;273&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_0_7.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما در این بین، پناهجویان دیگری نیز هستند که پیش از رویدادهای سال ۲۰۰۹، از بیم امنیت خود به ترکیه گریخته&amp;zwnj;اند و هنوز هم موفق به دریافت پاسخ مثبت از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل نشده&amp;zwnj;اند. بهزاد ب. یکی از این پناهجویان است که بیش از پنج سال است همراه با همسر و دو فرزند خردسالش در ترکیه به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد. او به &amp;laquo;رادیو زمانه&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;در ایران عضو یک گروه سیاسی بودم و به همین خاطر، جانم در خطر بود. مجبور شدم با کمک قاچاقچی به ترکیه بیایم. می&amp;rlm;دانستم که باید به دفتر UNHCR (کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد) در ترکیه مراجعه کنم. با توجه به این&amp;rlm;که از مرز شرقی وارد شده بودم، به نزدیک&amp;rlm;ترین دفتر UNHCR در شهر وان رفتم و تقاضای پناهندگی کردم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;u&gt;&lt;strong&gt;تشکیل پرونده&lt;/strong&gt;&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهزاد، پناهجوی ایرانی در رابطه با روند تشکیل پرونده می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ابتدا باید در یکی از مراکز پلیس ترکیه تشکیل پرونده داد. یعنی ما ابتدا توسط دولت ترکیه پذیرش می&amp;rlm;شویم و بعد UNHCR ما را مورد پذیرش رسمی خود قرار می&amp;rlm;دهد. من هم وقتی آمدم، ابتدا به دفتر اتباع خارجی پلیس شهر وان رفتم و در آن&amp;rlm;جا تشکیل پرونده دادم. آنها به من برگه&amp;rlm;&amp;zwnj;ای دادند که خود را به دفتر سازمان ملل&amp;rlm;&amp;rlm; معرفی کنم. من هم همین کار را کردم.&amp;rlm; در آنجا به من یک شماره&amp;rlm; دادند که شمارهء پناهندگی من بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
یکی دو هفته پس از انجام این کار، وقت به من داده شد که بروم و تاریخ مصاحبه بگیرم. تاریخ مصاحبه این&amp;rlm;طور است که ۲۰ روز به شما زمان می&amp;rlm;دهند که از پرونده خودتان دفاع کنید و علت پناهنده شدن&amp;rlm;تان را به کسی که در دفتر سازمان ملل با شما مصاحبه می&amp;rlm;کند، توضیح بدهید. من در دسامبر  ۲۰۰۵ پرونده تشکیل دادم و در ۲۸ دسامبر، به مدت هفت ساعت در دفتر UNHCR در وان،  توسط یک وکیل و مترجم، مورد مصاحبه قرار گرفتم. سه ماه بعد از آن، دوباره یک مصاحبه&amp;rlm;ی دو ساعته داشتم. چند روز بعد از آن هم به درخواست پناهندگی&amp;rlm;ام جواب رد داده شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در این دو مصاحبه، چه مسائلی مطرح شد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مورد پیشینه&amp;rlm;ام، تحصیلاتم، کارم در ایران، تفکر سیاسی&amp;rlm;ام و این&amp;rlm;که متعلق به چه سازمان سیاسی هستم از من پرسیدند. علی&amp;rlm;رغم این&amp;rlm;که من از سازمان سیاسی متبوع خودم تاییدیه&amp;rlm; داشتم و آنها پیش از مصاحبه، تاییدیه را به دفتر سازمان ملل در آنکارا فرستاده بودند. تمام اینها در پرونده&amp;rlm;ی من موجود بود، ولی در این مصاحبه که می&amp;rlm;توان گفت نوعی بازجویی بود&amp;hellip;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;چرا به آن &amp;laquo;بازجویی&amp;raquo; می&amp;rlm;گویید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چون دقیقاً مانند یک بازجو پرسش&amp;zwnj;هایشان را مطرح می&amp;zwnj;کردند. به&amp;rlm;هرحال UNHCR جایی است که انسان به آن&amp;rlm;جا پناه می&amp;rlm;آورد و قاعدتاً باید از لحاظ روحی- روانی خیلی آرام باشد، ولی احساس می&amp;rlm;کنم، نوع مصاحبهء آنها بدتر از بازجویی&amp;rlm;هایی است که در ایران انجام می&amp;rlm;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;لحن آنها چگونه بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چگونه بگویم&amp;hellip; هیچ احساس همدردی با پناهنده نمی&amp;rlm;کنند، شناختی هم از کشوری که پناهنده از آن&amp;rlm;جا آمده ندارند و این برای فردی که مصاحبه می&amp;rlm;شود، خیلی مشکل است. چون احساس می&amp;rlm;کند کسی روبه&amp;zwnj;روی او نشسته و دارد از او بازجویی می&amp;rlm;کند که هیچ شناختی از کشور او، از مردم آن کشور و از حکومت و سیاست آن کشور ندارد. این فرد باید در مورد زندگی او تصمیم بگیرد و به او پناهندگی بدهد یا ندهد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این توضیح را هم باید بدهم که وقتی در پلیس ترکیه پرونده تشکیل می&amp;rlm;دهیم، باید هفته&amp;rlm;ای دو بار به اداره&amp;rlm;ی اتباع خارجی پلیس مراجعه کنیم و دفتر حضورمان را در ساعاتی خاص امضا کنیم. چون عدم حضورمان و عدم مراجعه به آن&amp;rlm;جا، به این معنا است که ما غیبت داریم و اگر غیبت داشته باشیم، مورد مجازات قرار می&amp;rlm;گیریم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مقامات می&amp;rlm;&amp;zwnj;گویند این کار به&amp;rlm;خاطر امنیت شماست. ما باید بدانیم شما کجا هستید و آیا حضور دارید یا نه. چون اگر بلایی سر شما بیاید، ما مسئول هستیم و باید به سازمان ملل پاسخ بدهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در مدت زمان بین نوبت نخست و نوبت دوم مصاحبه، شما در ترکیه چه&amp;rlm; می&amp;rlm;کردید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کار خاصی نمی&amp;rlm;کردم. چون زبان نمی&amp;rlm;دانستم، در این مدت سعی کردم زبان یاد بگیرم. پناهنده وقتی به این&amp;rlm;جا می&amp;rlm;آید، در وهله&amp;rlm;ی اول با یک شوک فرهنگی روبه&amp;zwnj;رو می&amp;rlm;شود و ندانستن زبان خیلی مشکل&amp;rlm;آفرین است. ما باید خودمان خانه اجاره کنیم و مسئله&amp;rlm;ی اشتغال و تأمین هزینه&amp;rlm;ی زندگی هم مطرح است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کمیساریای پناهندگان&amp;rlm;&amp;rlm; توانست در این زمینه، از بابت فرستادن راهنما یا موارد دیگر، به شما کمک کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به&amp;rlm;هیچ&amp;rlm;وجه. UNHCR هیچ&amp;rlm;گونه کمکی را تقبل نمی&amp;rlm;کند. قبلاً گویا  شرایط از این بابت بهتر بوده، اما از زمانی که تعداد پناهندگان زیاد شده، خدمات UNHCR بسیار کم شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پس از رد کردن درخواست پناهندگی&amp;rlm; شما، آیا مشخص هم کردند که چرا با درخواست&amp;rlm;تان موافقت نکرده&amp;rlm;اند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این&amp;rlm;جا وقتی تقاضای پناهندگی را یک&amp;rlm;بار رد می&amp;rlm;کنند، برگه&amp;rlm;ای به دست متقاضی می&amp;rlm;دهند که در آن کلیاتی نوشته شده است. به&amp;rlm;طور کلی گفته می&amp;rlm;شود که مثلاً شما تناقض در گفتار داشتید، مدارک&amp;rlm;تان موجه و مستند نبوده، شما می&amp;rlm;توانید به کشورتان برگردید، یا شما ثابت نکردید که جان&amp;rlm;تان در خطر بوده است... ولی جزییات پرونده را اعلام نمی&amp;rlm;کنند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسئله این&amp;rlm; است که کسی که به این&amp;rlm;جا می&amp;rlm;آید، دچار یک شوک شده و در همین حال باید مرتب تاریخ&amp;rlm;ها را مانند آن&amp;zwnj;چه در روند یک بازجویی اتفاق می&amp;zwnj;افتد به طور دقیق بگوید. در حالی&amp;rlm;که برای یک پناهنده این کار خیلی سخت است. چون وقتی به این&amp;rlm;جا می&amp;rlm;آید، حتی روزها را هم فراموش می&amp;rlm;کند و یادش می&amp;rlm;رود که امروز چندشنبه است، چه برسد به این&amp;rlm;که تاریخ&amp;rlm;ها یادش باشد. این باعث می&amp;rlm;شود که پناهنده از لحاظ فکری و روانی در منگنه قرار بگیرد. خیلی سخت است. وقتی سه ماه دیگر بخواهند دوباره از آدم همین سئوالات را بپرسند، ممکن است ذهن دچار اشتباهاتی بشود و تاریخ&amp;rlm;ها را اشتباه بگوید. این به&amp;rlm;نظر من، این روند در مصاحبه&amp;zwnj; منطقی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پس از این&amp;rlm;که درخواست پناهندگی رد می&amp;rlm;شود، وضعیت به چه شکل درمی&amp;rlm;آید؟ آیا از شما خواسته می&amp;rlm;شود که به سرعت کشور را ترک کنید یا هم&amp;rlm;چنان زمان دارید که در آن&amp;rlm;جا بمانید و درخواست بررسی دوباره بدهید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به ما برگه&amp;rlm;ای به&amp;rlm;نام &amp;laquo;برگه&amp;rlm;ی استیناف&amp;raquo; می&amp;rlm;دهند و می&amp;rlm;گویند یک ماه فرصت دارید تا اعتراض خودتان را ارائه دهید. پناهنده اما نمی&amp;rlm;داند دقیقاً به چه دلیل رد شده است و چه مشکلی در جزییات پرونده&amp;rlm;اش وجود داشته است.  مثلاً من هفت ساعت مصاحبه شدم، دوستانی هم دارم که ۱۰ ساعت، برخی یک روز و یا دو روز  مصاحبه شده&amp;rlm;اند. حتی پناهندگانی داریم که چهار روز پشت سرهم مصاحبه شده بود، اما وقتی تقاضای&amp;rlm;مان رد می&amp;rlm;شود، نمی&amp;rlm;دانیم در کجای پرونده اشتباهاتی رخ داده یا مثلاً چرا مدارک&amp;rlm;مان موجه نبوده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ما اعتراض خودمان را در دو صفحه می&amp;rlm;نویسیم و برای UNHCR در آنکارا می&amp;rlm;فرستیم. من هم وقتی اعتراضم را نوشتم، ۲۶ ماه منتظر جواب دوم ماندم. پس از ۲۶ ماه، در ژوئن ۲۰۰۸، بدون این&amp;rlm;که با من مصاحبه&amp;rlm;ای صورت بگیرد و بدون این&amp;rlm;که مرا بخواهند و دلایل رد شدن مجدد تقاضای&amp;rlm;م را به من بگویند، پرونده&amp;rlm;ام را بسته اعلام کردند و گفتند که ما نمی&amp;rlm;&amp;zwnj;توانیم به شما کمک کنیم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;u&gt;&lt;strong&gt;بنیاد هلسینکی&lt;/strong&gt;&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهزاد می&amp;zwnj;افزاید، پس از رد تقاضایش در UNHCR با یک بنیاد بشردوستانه به نام &amp;laquo;بنیاد هلسینکی&amp;raquo; در استانبول تماس گرفته است؛ بنیادی که به&amp;rlm;طور موازی با UNHCR برای پناهندگان کار می&amp;rlm;کند. او می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;این بنیاد برای من وکیلی مشخص کرد. یک خانم فرانسوی که به ایشان وکالت&amp;rlm;نامه دادم. ایشان پرونده&amp;rlm;ی من را از UNHCR آنکارا با جزییات کامل گرفت و با من سه ساعت مصاحبه کرد و گفت که تنها چهار پرسش در پرونده&amp;rlm;ی من مبهم بوده و من باید آنها را روشن می&amp;rlm;کردم. از ایشان پرسیدم که چرا به من فرصت مجدد داده نشد که بتوانم از خودم دفاع کنم؟! وکیلم پاسخی برای این سئوال نداشت. در مورد آن چهار سئوال با من گفتگو کرد و آن را به دفتر UNHCR فرستادند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آن تاریخ تا امروز، یعنی از سوم ژوئن ۲۰۰۸ تا امروز هنوز پرونده&amp;rlm;ی من بسته است و من منتظرم که پرونده&amp;rlm;ام باز شود. مرتب نامه&amp;rlm;نگاری می&amp;rlm;کنم و درخواست بازگشایی پرونده را داده&amp;rlm;ام، اما هنوز پاسخی داده نشده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;از راه همان بنیاد هلسینکی در استانبول پیگیری نکردید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با وکیلم که صحبت کردم، ایشان گفتند: &amp;laquo;شما باید این روند را بگذرانید. من در این&amp;rlm;جا پناهنده&amp;rlm;هایی را دیده&amp;rlm;ام که یک، دو و یا حتی سه سال پس از بسته شدن پرونده&amp;rlm;شان، دوباره پرونده&amp;rlm;شان باز شده است و جواب گرفته&amp;rlm;اند.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احساس من این است که UNHCR نسبت به پناهنده&amp;rlm;های سیاسی خیلی سخت&amp;rlm;گیری می&amp;rlm;کند. زمان بسیاری زیادی باید این پناهنده&amp;rlm;ها در این&amp;rlm;جا بمانند. البته نمی&amp;rlm;دانم این را چگونه توجیه کنم، این تنها احساس و نظر من است.&amp;nbsp; UNHCR طبق عهدنامه&amp;rlm;ی ۱۹۵۱ ژنو با پناهنده برخورد می&amp;rlm;کند. طبق این عهدنامه به کسی پناهندگی داده می&amp;rlm;شود که شامل یکی از موارد پنج&amp;rlm;گانه&amp;rlm; باشد. پرونده&amp;rlm;ی من هم سیاسی بوده و تاکیدم روی مورد سیاسی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در چند سالی که شما در ترکیه هستید، وضعیت زندگی&amp;rlm;تان به چه شکل درآمده؟ همسرتان به شما پیوسته&amp;rlm;؟ و چگونه در آن&amp;rlm;جا گذران زندگی می&amp;rlm;کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همسرم پنج ماه بعد از آمدن من به ترکیه، به من پیوست. می&amp;rlm;شود گفت که ما زندگی&amp;rlm; مشترک&amp;rlm;مان را در ترکیه شروع کردیم. در ایران، به&amp;rlm;خاطر مشکلاتی که داشتیم، فرصت نبود که زندگی&amp;rlm; مشترکی داشته باشیم. ما در این&amp;rlm;جا از حقوقی که یک پناهنده در اروپا دارد، برخوردار نیستیم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;rlm;توان گفت که ما در این&amp;rlm;جا مانند یک زندانی و محکوم به زندان هستیم. منتها زندان ما به اندازه&amp;rlm;ی یک شهر است. ابتدا خیلی سخت گذشت. هیچ چیزی نداشتیم. کم&amp;rlm;کم من زبان یاد گرفتم. بعد از یادگیری زبان، توانستم سر کار بروم. کارهایی که این&amp;rlm;جا می&amp;rlm;کنیم، کارهایی نیست که مطابق با سطح تحصیلات&amp;rlm;مان در ایران و یا تخصصی باشد که داریم. چون در این&amp;rlm;جا هیچ قانونی از ما پشتیبانی نمی&amp;rlm;کند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این را هم بگویم که ما به&amp;rlm;طور رسمی اجازه&amp;rlm;ی کار نداریم. چون ما پناهنده&amp;rlm;ی رسمی این کشور نیستیم که اقامت کامل داشته باشیم. اقامت ما، اقامت موقت است و اگر پرونده&amp;rlm;مان بسته باشد، حتی پلیس ترکیه می&amp;rlm;تواند ما را دیپورت کند و بگوید که شما تا چند ماه دیگر ترکیه را ترک کنید. گرچه شرایط دشوار بود ولی من و همسرم تصمیم گرفتیم روال عادی و طبیعی زندگی&amp;rlm;مان را ادامه بدهیم. صاحب دوتا فرزند شدیم. دختر اول&amp;rlm;ام در سال ۲۰۰۷ به&amp;rlm;دنیا آمد و دختر دومم در سال ۲۰۰۹.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;با توجه به این&amp;rlm;که وضعیت دشواری دارید و هنوز مشخص نشده که چه سرنوشتی در انتظار شما است، چگونه تصمیم گرفتید صاحبت دو فرزند هم بشوید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زندگی باید روند طبیعی خود را داشته باشد. من و همسرم خیلی با هم صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که معلوم نیست ما چند سال باید در ترکیه بمانیم و با توجه به این&amp;rlm;که سن&amp;rlm;مان دارد بالا می&amp;rlm;رود، فکر کردیم با هر سختی&amp;rlm;ای که هست، نگذاریم این زندگی از جریان طبیعی خودش خارج شود. گرچه زندگی در این&amp;rlm;جا جریان طبیعی ندارد، ولی ما به&amp;rlm;اصطلاح داریم با آن مبارزه می&amp;rlm;کنیم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زندگی البته پیکار نیست، ولی به&amp;rlm;هرحال با مشکلاتی که پیش روی ما قرار دارد، داریم مبارزه می&amp;rlm;کنیم. می&amp;rlm;توانم بگویم که ما در سه جبهه می&amp;rlm;جنگیم؛ یکی مبارزه با مشکلات زندگی است، دوم با UNHCR، یعنی نوعی مبارزه است که داریم تحمل می&amp;rlm;کنیم که زیر آن خرد نشویم. مبارزه&amp;rlm;ی سوم&amp;rlm;مان هم که با جمهوری اسلامی است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;u&gt;&lt;strong&gt;پاسخ سخنگوی کمیساری عالی پناهندگان &lt;/strong&gt;&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در رابطه با برخورد کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با آندره ماهاجیج، سخنگوی کمیساریا در ژنو نیز گفتگویی داشتیم. او گفت:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;UNHCR در ترکیه چهار دفتر دارد. تعداد بسیار کمی کارمند، پاسخگوی تعداد بسیار زیادی متقاضی هستند. ایرانیان هم تنها یک گروه از گروه&amp;rlm;های متقاضی در ترکیه هستند. عراقی&amp;rlm;ها، افغانی&amp;rlm;ها و سومالی&amp;rlm;های زیادی هم خواستار پناهندگی هستند. منابعی هم که ما در ترکیه در اختیار داریم، محدود است. در تلاش هستیم که روند بررسی پرونده&amp;rlm;ها را کوتاه کنیم؛ به&amp;rlm;ویژه فاصله&amp;zwnj;ای که بین مصاحبه و تصمیم&amp;rlm;گیری در مورد درخواست&amp;rlm;ها.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آندره ماهاجیج همچنین افزود: &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;کارمندان UNHCR به لحاظ کاری، یک راهنمای روشن دارند. نمی&amp;rlm;دانم دقیقاً مورد شخصی که با شما صحبت کرده، چه بوده است، ولی می&amp;rlm;توانم بگویم که ما به هر موردی که پیش آمده، توجه می&amp;rlm;کنیم. ۶۵ درصد از کسانی که درخواست پناهندگی داده&amp;rlm;اند، پاسخ مثبت گرفته&amp;rlm;اند که این رقم در حال افزایش هم هست. در عین حال ما آماده برای صحبت&amp;rlm;های سازنده هستیم. اگر بعضی از متقاضیان چنین تجربیاتی دارند، آماده&amp;rlm;ی شنیدن آن هستیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا در دفتر اصلی UNHCR در ژنو، بخشی وجود دارد که افراد بتوانند شکایت&amp;rlm;های&amp;rlm;شان را به &amp;rlm;آن&amp;rlm;جا بنویسند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بله. متقاضیان در ترکیه، به دفتر بازرس و اطلاعات دیگر دسترسی دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ما هم&amp;rlm;چنین تماس&amp;rlm;هایی داشته&amp;zwnj;ایم، مبنی بر این&amp;rlm;که تصمیم&amp;rlm;گیرندگان در UNHCR، با جامعه&amp;rlm; و وضعیت سیاسی کشورهایی که پناهجویان از آن&amp;rlm;جا می&amp;rlm;آیند، به&amp;rlm;ویژه ایران، آشنایی ندارند. نظر شما در این زمینه چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارمندان ما برای انجام وظایف&amp;rlm;شان به خوبی آموزش دیده&amp;rlm;اند. آنها بر پایه&amp;rlm;ی اسناد در دسترس کار می&amp;rlm;کنند؛ اسنادی که از طرف متقاضیان پناهندگی به آنها ارائه می&amp;rlm;شود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارمندان اندک ما در ترکیه، با فشار کاری زیاد روی این پرونده&amp;rlm;ها کار می&amp;rlm;کنند. توجه داشته باشید که تصمیم&amp;rlm;گیری برای پرونده&amp;rlm;&amp;rlm;های پناهندگی، یکی از دشوارترین کارهای اداری&amp;rlm;ای است که وجود دارد و به&amp;rlm; این&amp;rlm;خاطر، باید آنها در مصاحبه&amp;rlm;های&amp;rlm;شان &amp;laquo;جدیت&amp;raquo; زیادی داشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- &lt;strong&gt;ایمیل تهیه&amp;zwnj;کننده برنامه&lt;/strong&gt;: &lt;a href=&quot;mailto:pejman@radiozamaneh.com&quot;&gt;pejman@radiozamaneh.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/06/20/4869#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3658">پناهنده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Mon, 20 Jun 2011 14:52:16 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Pejman</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4869 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>