<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3510/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>دانته</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3510/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>دانته و پرسش از بلاغت حاشیه‌نشینان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/02/22/24724</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/02/22/24724&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    زبان‌ها و فرهنگ‌های حاشیه‌ای در برابر امپریالیسم زبانی و فرهنگی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بابک مینا        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/babmws01.jpg?1361554413&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بابک مینا ـ در این نوشته می&amp;zwnj;پرسیم زبان&amp;zwnj;های فرودست آیا می&amp;zwnj;توانند راهی برای برهم زدن نظام سلطه زبانی بیایند؟ آیا زبان&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای در نظام سلطه زبانی ملی یا فراملی می&amp;zwnj;توانند خود را همچون زبان ادبی یا فلسفی از نو بسازند؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;نخست توضیح&amp;nbsp; کوتاهی درباره نظام سلطه زبانی و زبان&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;دهیم. سپس با بررسی مختصر رساله&amp;zwnj;ای از دانته می&amp;zwnj;کوشیم مسئلله را از زاویه دید او شرح دهیم و به نکات سودمند رویکرد او اشاره کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زبان سیاسی&amp;zwnj;ست. تاریخ زبان محل نبرد نیروها&amp;zwnj; بوده است. هر نیرویی تاریخی به درون زبان رخنه می&amp;zwnj;کند و آن را به فرمان خویش می&amp;zwnj;گیرد. زبان نیز به نوبه خود داغ نبرد نیروهای تاریخی را در خود حمل می&amp;zwnj;کند. بسیاری از کلمات، تاریخی خون&amp;zwnj;بار دارند. مثلاً نام شهرها از دسته کلماتی هستند که تاریخی خشن را با خود حمل می&amp;zwnj;کنند و به&amp;zwnj;روشنی جلوه زبانی نبرد نیرو&amp;zwnj;ها را نشان می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نبرد زبانی اما فراتر و پیچیده&amp;zwnj;تر از کشمکش&amp;zwnj; بر سر نامگذاری شهرها است. &amp;laquo;میدان زبانی&amp;raquo; در هر جامعه&amp;zwnj;ای سلسله&amp;zwnj;مراتبی دارد که سخنوران بر اساس آن موقعیتی فرادست یا فرو دست را اشغال می&amp;zwnj;کنند. در ایران، زبان فارسی با لهجه تهرانی در مرکز میدان زبانی قرار دارد. سخنوری که به&amp;zwnj;خوبی با آن آشنا باشد، تشخصی زبانی به&amp;zwnj;دست می&amp;zwnj;آورد. لهجه&amp;zwnj;هایی هست که در مرکز نیست ولی امتیازی زیبایی&amp;zwnj;شناسانه و اگزوتیک برای مرکز&amp;zwnj;نشینان دارد مانند لهجه اصفهانی. در میدان زبانی، آنچه پی&amp;zwnj;یر بوردیو &amp;laquo;سرمایه زبانی&amp;raquo; (capitale linguistique) می&amp;zwnj;خواند به&amp;zwnj;طور عادلانه تقسیم نشده است. فارسی که استاد دانشگاه به کار می&amp;zwnj;برد با فارسی کارگری ساده عمیقاً متفاوت است: اولی قادر است زبانی غنی و جدی، آماده برای جذب و آفرینش مفاهیم انتزاعی و با مایه&amp;zwnj;ای زیبایی&amp;zwnj;شناسانه را به&amp;zwnj;کار ببرد در حالی که دومی زبانی ساده و غیر جدی به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;برد که بر ساده&amp;zwnj;ترین نیازهای عملی روزمره منطبق است و عاری از وجهی زیبایی&amp;zwnj;شناسانه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال تصور کنید این کارگر ساده به جرمی متهم شود و مجبور باشد در دادگاه از خودش دفاع کند. قاضی که آموخته فرهنگ مشروع و مسلط است&amp;nbsp; (culture l&amp;eacute;gitime) است، به زبانی پیچیده و غنی مسلح است و می&amp;zwnj;تواند برای متهم&amp;nbsp; انواع دام&amp;zwnj;های زبانی را پهن کند. در حالی که فقر زبانی متهم از پیش او را در این نبرد بازنده خواهد کرد. نظم حقوقی نظمی زبانی نیز هست. زبان حقوقی خود می&amp;zwnj;تواند ابزار سلطه باشد و افراد را به دام بیندازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این مثال را می&amp;zwnj;توان به کل جامعه تسری داد: جامعه دادگاهی زبانی&amp;zwnj;ست که فرودستان را ـ کسانی که سرمایه زبانی مناسب ندارند ـ تنبیه می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;امپریالیسم زبانی و زبان&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/babmws02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 175px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;زبان&amp;zwnj;ها و فرهنگ&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای&lt;/strong&gt; در برابر امپریالیسم زبانی و فرهنگی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;نیاز دارند خود را بازسازی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;اما معمولاً این بازسازی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;راه به محلی&amp;zwnj;گرایی و هویت&amp;zwnj;گرایی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;متعصبانه می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;راه دیگر مرکز&amp;zwnj;گرایی است&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که اساساً بیشتر موجب&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;حذف حاشیه&amp;zwnj;ها و تثبیت نظام سلطه فرهنگی جهانی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;چگونه می&amp;zwnj;توان از &amp;laquo;محلی&amp;zwnj;گرایی جهانشهری&amp;raquo; دفاع کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;این پرسش بزرگ پیش روی ماست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;نظام سلطه زبانی محدود به سطح ملی نیست. میدان زبانی هم بُعدی ملی دارد و هم بُعدی فراملی و جهانی. ما همچنان&amp;zwnj;که میدان زبان ملی، زبان&amp;zwnj;ها، گویش&amp;zwnj;ها، لهجه و انواع سرمایه&amp;zwnj;های زبانی موقعیت&amp;zwnj;های مختلفی را اشغال کرده&amp;zwnj;اند، در میدان زبانی جهانی نیز زبان&amp;zwnj;های مختلف موقعیت&amp;zwnj;های فرادستانه و فرودستانه&amp;zwnj;ای مختلفی را اشغال کرده&amp;zwnj;اند. زبان انگلیسی امروز قدرتمند&amp;zwnj;ترین زبان جهان است که&amp;nbsp; قدرت فرهنگی خویش را بر زبان&amp;zwnj;های دیگر اعمال می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;واقعیت این است که چه در میدان زبانی ملی و چه در میدان زبانی فراملی زبان&amp;zwnj;هایی حاشیه&amp;zwnj;ای وجود دارند که زبان ادبیات یا فلسفه و علم به شمار نمی&amp;zwnj;آیند. زبان&amp;zwnj;هایی نسبتاً فقیر هستند که در مقایسه با زبان&amp;zwnj;های مرکزی ضعیف و حاشیه&amp;zwnj;نشین به&amp;zwnj;حساب می&amp;zwnj;آیند و معمولاً به کارکردهای اولیه زبانی تقلیل پیدا کرده&amp;zwnj;اند. زبان کُردی در ایران نسبت به فارسی چنین وضعی دارد و خود فارسی در میدان زبانی جهانی نسبت به انگلیسی زبانی حاشیه محسوب می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زبان&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای معمولاً تحت فشار زبان&amp;zwnj;های مرکزی و مسلط هستند. این زبان&amp;zwnj;ها عموماً توان برابری با زبان&amp;zwnj;های مسلط ندارند و مدام در مبارزه&amp;zwnj;ای نابرابر با زبان&amp;zwnj;های برتر از خود هستند. زبان&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای معمولاً به گونه&amp;zwnj;ای نابرابر از زبان&amp;zwnj;های مرکز ترجمه می&amp;zwnj;کنند. در زبان&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای معمولاً یک دوگانگی اساسی وجود دارد: زبان مادری عامیانه، پیش&amp;zwnj;پاافتاده و فقیر است و زبان مرکز والا، قدرتمند و عقلانی&amp;zwnj;ست. در فرهنگ&amp;zwnj;&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای معمولاً زبان مادری در زندگی اجتماعی روزمره و روابط عاطفی به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;رود و در مقابل زبان مرکز، زبان دانشگاهی و ادبی و علمی&amp;zwnj;ست. در یک کلام زبان مادری زبان خانه است و زبان مرکز زبان دانشگاه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در میان سخنوران زبان&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای معمولاً این&amp;nbsp; پرسش اساسی و کلاسیک وجود دارد: آیا باید زبان مادری را که زبانی حاشیه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست رها کرد و به همان کارکرد روزمره&amp;zwnj;اش قانع بود و در عوض زبان مرکز را پذیرفت و تقویت کرد؛ و یا زبان مادری را ارتقاء داد و از حاشیه&amp;zwnj;ای بودن خارج&amp;zwnj;اش کرد و آن را به زبانی والا تبدیل کرد؟ به بیانی انتزاعی&amp;zwnj;تر و فنی&amp;zwnj;تر سخنوران زبان&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای معمولاً در برابر دوراهی مرکز&amp;zwnj;گرایی و بومی&amp;zwnj;گرایی هستند: آیا باید مرکزگرا و جهان&amp;zwnj;شهری بود و یا بومی&amp;zwnj;گرا و محلی&amp;zwnj;گرا؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مناقشه&amp;zwnj;ای که بر سر ترجمه اصطلاحات علوم انسانی در زبان فارسی در جریان است جلوه&amp;zwnj;ای از همین مسئله کلاسیک است. در برابر انبوهی از مفاهیم و اصطلاحات علوم انسانی که معادلی در فارسی ندارند چه باید کرد؟ باید به کلمه&amp;zwnj;سازی روی آورد و یا معادل&amp;zwnj;های بیگانه را مستقیماً وارد زبان فارسی کرد؟ و پرسشی اساسی&amp;zwnj;تر: آیا زبان فارسی برای تفکر عقلانی و مدرن آماده است؟ مثلاً آیا می&amp;zwnj;توان در این زبان اثری فلسفی خلق کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دانته و مسئله زبان عامیانه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در اوایل قرن چهاردهم میلادی دانته تقریباً با چنین پرسش&amp;zwnj;هایی دست به گریبان بود. پرسش وی این بود: آیا می&amp;zwnj;توان در زبان&amp;zwnj;ها و گویش&amp;zwnj;های عامیانه ایتالیایی شاهکاری ادبی آفرید؟ آیا در این گویش&amp;zwnj;ها بلاغت ممکن است؟ می&amp;zwnj;دانیم که در قرون وسطا زبان&amp;zwnj;های امروز اروپایی زبان&amp;zwnj;هایی عامیانه (vulgaire)بودند و تنها لاتین زبان فلسفی و ادبی محسوب می&amp;zwnj;شد. در واقع زبان&amp;zwnj;های امروزی اروپایی در برابر زبان لاتین زبان&amp;zwnj;هایی حاشیه&amp;zwnj;ای بودند و تقریباً همان موقعیتی را داشتند که امروز مثلاً گیلکی یا کردی در برابر فارسی رسمی، و یا فارسی یا اردو در برابر انگلیسی دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دانته این مسئله را در رساله&amp;nbsp; &amp;laquo;بلاغت در زبان عامایانه&amp;raquo; (De vulgari&amp;nbsp; eloquentia) بررسی می&amp;zwnj;کند. او قصد داشت این رساله را در چهار دفتر بنویسد، اما کار نوشتن را در اواسط دفتر دوم رها کرد. بنابراین رساله فعلی متنی ناتمام است. اما با این&amp;zwnj;همه بحث&amp;zwnj;های بسیار مهمی را مطرح می&amp;zwnj;کند و چکیده فلسفه زبان دانته را می&amp;zwnj;توان با خواندن آن دریافت. هدف در این رساله همزمان زبان&amp;zwnj;شناختی و سیاسی&amp;zwnj;ست: پی&amp;zwnj;ریختن بلاغتی جدید و پدید&amp;zwnj; آوردن وحدت سیاسی نویی میان مناطق مختلف ایتالیا.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دانته از طرفی می&amp;zwnj;داند که میراث رومی از بین رفته است و بازگشت به گذشته امکان&amp;zwnj;پذیر نیست. لاتین امروز تنها زبان نخبگان است و زبانی زنده و پویا نیست. او می&amp;zwnj;داند که لاتین به زبانی نوشتاری بدل شده است که امکان هرگونه ارتباط زنده و روزمره با مردم را از دست داده است. و همچنین وحدت سیاسی امپراتوری روم از بین رفته است. ایتالیا به مناطقی تکه تکه تقسیم شده است که هر کدام گویش خود را دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دو راه پیش روی اوست: یا بازگشت به لاتین که گفتیم دانته آن را ناممکن می&amp;zwnj;داند و میراث رومی را از دست رفته می&amp;zwnj;پندارد. راه دوم سنگر گرفتن در یکی از گویش&amp;zwnj;های ایتالیایی&amp;zwnj;ست و تن دادن به عامیانگی آن. ( و در این صورت بلافاصله با این پرسش مواجه می&amp;zwnj;شود که آیا بلاغت در زبان عامیانه ممکن است؟) به بیان دیگر او یا باید راهی عام&amp;zwnj;گرا را در پیش بگیرد و زبان مرکز را بپذیرد و یا باید راهی خاص&amp;zwnj;گرا را در پیش بگیرد و از زبانی محلی پشتیبانی کند. مرکز&amp;zwnj;گرایی یا محلی&amp;zwnj;گرایی؟ دانته با این پرسش مواجه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;محلی&amp;zwnj;گرایی جهانشهری دانته&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دانته در این رساله عملاً به راه سومی می&amp;zwnj;رود: نه لاتین و نه عامیانه&amp;zwnj;گرایی بلکه زبان عامیانه والا&amp;nbsp; (vulgaire illustre) راه حل است. او گویش&amp;zwnj;های مختلف ایتالیایی را بررسی می&amp;zwnj;کند و فرضیه برتری یکی از گویش&amp;zwnj;ها را بر دیگری رد می&amp;zwnj;کند. هیچ گویشی برتر نیست. باید بر اساس ظرفیت&amp;zwnj; گویش&amp;zwnj;های مختلف زبان عامیانه جدیدی ساخت که خود را تا حد زبانی بلیغ ـ مانند لاتین ـ برکشد. دانته نه مرکز&amp;zwnj;گزا است و نه محلی&amp;zwnj;گرا، بلکه می&amp;zwnj;خواهد&amp;nbsp; امر محلی را والا کند. هنگامی که امر محلی برکشیده&amp;nbsp; و درخشان شود و از درون دگرگون شود دیگر محلی نیست بلکه امری جهان&amp;zwnj;شهری&amp;zwnj;ست.&amp;nbsp; این دگرگونی اما از بیرون و با اضمحلال امر محلی صورت نمی&amp;zwnj;گیرد بلکه امر محلی خود جهان&amp;zwnj;شهری می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زبان عامیانه بلیغ ممکن است: زبان را باید قاعده&amp;zwnj;مند کرد و با تکنیک&amp;zwnj;های بلاغت آن را بازسازی کرد. اطمینان فلسفی دانته از امکان بلاغت در زبان عامیانه ریشه در الاهیات زبان او دارد که در ابتدای رساله آن را می&amp;zwnj;پروراند. دانته با نگاهی کم و بیش نوافلاطونی معتقد است زبانی مثالی وجود دارد که نزد خدا است. اما ما هر کدام به شیوه خاص خود از آن زبان بهره&amp;zwnj;مند شده&amp;zwnj;ایم. پس هم وحدتی الاهیاتی میان ما هست و هم تکثر وجود دارد. این&amp;nbsp; الاهیات زبان اما تنها اطمینانی فلسفی&amp;zwnj;ست برای شروع کار و به خودی خود تضمین&amp;zwnj;کننده بلاغت زبان عامیانه نیست. زبان عامیانه را باید پرورش داد تا بلیغ شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بصیرت روش&amp;zwnj;شناختی مهمی در کار دانته وجود دارد که باید بر آن تأکید کرد: او با یک حرکت، تکثر و نسبیت را می&amp;zwnj;پذیرد اما با حرکتی دیگر از دل نسبیت امری عام بیرون می&amp;zwnj;کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای روشن&amp;zwnj;تر شدن فلسفه زبان دانته می&amp;zwnj;توانیم مختصراً رویکرد او را با هایدگر مقایسه کنیم. برای هایدگر زبان محل تفاوت وجود و موجود است. تخریب قاعده&amp;zwnj;مندی زبان راهی به سوی وجود می&amp;zwnj;گشاید. بر همین اساس نوعی گرایش دستورزدایی در فلسفه هایدگر هست. بر اساس فلسفه هایدگر یا دست&amp;zwnj;کم بر اساس تفسیری از اندیشه او، می&amp;zwnj;توان نوعی&amp;nbsp; اندیشه محلی&amp;zwnj;گرا و بومی&amp;zwnj;گرا ساخت. در برابر این اندیشه جهان&amp;zwnj;شهر&amp;zwnj;گرایی انتزاعی روشنگری قرار دارد که اصولاً به محلی بودن زبان توجهی ندارد. دانته راه دیگری است: او در برابر دستور&amp;zwnj;زدایی از زبان، دستورسازی برای زبان و تکنیک&amp;zwnj;مند کردن آن را پیشنهاد می&amp;zwnj;دهد. نه کاملاً محلی&amp;zwnj;گرا&amp;zwnj;ست و جهان&amp;zwnj;شهر&amp;zwnj;گرایی انتزاعی را می&amp;zwnj;پذیرد، بلکه می&amp;zwnj;خواهد امر محلی را جهان&amp;zwnj;شهری کند.&amp;nbsp; رویکرد هایدگر البته برای واسازی عقلانیت مسلط کارآمد است. اما این خطر را دارد که در محلی&amp;zwnj;گرایی باقی بماند و امکان ساختن زبانی فراسوی زبان&amp;zwnj;های محلی را از ما بگیرد. دانته در اینجا به کمک ما می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تأملی برای آینده&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آنچه گفته شد بی&amp;zwnj;شک نباید نتیجه گرفت که دانته پاسخ همه پرسش&amp;zwnj;ها را در اختیار دارد. او با پرسش&amp;zwnj;هایی مواجه بوده است که تا حدودی می&amp;zwnj;توان دوباره آنها را مطرح کرد و در پرتو مسائل امروز به آنها بازنگریست. زبان&amp;zwnj;ها و فرهنگ&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای در برابر امپریالیسم زبانی و فرهنگی نیاز دارند خود را بازسازی کنند. اما معمولاً این بازسازی راه به محلی&amp;zwnj;گرایی و هویت&amp;zwnj;گرایی متعصبانه می&amp;zwnj;برد. راه دیگر مرکز&amp;zwnj;گرایی است که اساساً بیشتر موجب حذف حاشیه&amp;zwnj;ها و تثبیت نظام سلطه فرهنگی جهانی می&amp;zwnj;شود. چگونه می&amp;zwnj;توان از &amp;laquo;محلی&amp;zwnj;گرایی جهانشهری&amp;raquo; دفاع کرد؟ این پرسش بزرگ پیش روی ماست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/02/22/24724#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19486">امپریالیسم زبانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1972">بابک مینا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3510">دانته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19487">زبان حاشیه ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Fri, 22 Feb 2013 17:33:35 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24724 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>دانته، مهم‌ترین شاعر قرون وسطی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2011/06/20/4704</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2011/06/20/4704&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ادبیات غرب در ده دقیقه – برنامه‌ی دوم: «کمدی الهی»، اثر جاودانه‌ی دانته، (۱۳۲۱-۱۲۶۵)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حسین نوش‌آذر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;177&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nushdant01.jpg?1314607964&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;حسین نوش&amp;zwnj;آذر- ادبیات به آن بخشی از زندگی اجتماعی انسان&amp;zwnj; تعلق دارد که او خودش را در آن با همه&amp;zwnj;ی امیدواری&amp;zwnj;ها و نومیدی&amp;zwnj;هایش و با همه&amp;zwnj;ی کامیابی&amp;zwnj;ها و ناکامی&amp;zwnj;هایش بازمی&amp;zwnj;یابد. در مشرق زمین ادبیات از دیرباز رونق داشته، اما در اثر عوامل پیچیده&amp;zwnj;ی تاریخی به مدت چند قرن شکوفایی ادبی در شرق جای خود را به فترت داد. درین مدت ادبیات غرب شکوفا شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110620_nushazar_khaak_world_ literature02.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_0_28.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادبیات غرب دستاوردهای ماندگاری به بشریت اهداء کرده است. در مجموعه&amp;zwnj;ی &lt;strong&gt;ادبیات&amp;nbsp;غرب در ده دقیقه&lt;/strong&gt;، در گفتارهای رادیویی به&amp;zwnj;تدریج نویسندگان ماندگار در غرب را معرفی می&amp;zwnj;کنیم. این برنامه&amp;zwnj;ها که با هومر و اثر جاودانه&amp;zwnj;ی او &amp;laquo;ایلیاد و اودیسه&amp;raquo; آغاز شده، با فیلیپ راث به پایان می&amp;zwnj;رسد. موضوع برنامه&amp;zwnj;ی این هفته &lt;strong&gt;دانته&lt;/strong&gt;، مهم&amp;zwnj;ترین شاعر ایتالیا و &amp;laquo;کمدی الهی&amp;zwnj;&amp;raquo; اوست. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آن یگانه قهرمان دردمند، عاشق&amp;zwnj;پیشه و سرگردان&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;150&quot; height=&quot;200&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/NUSHDANT02.jpg&quot; /&gt;نویسنده&amp;zwnj;ای ماندگار است که اثر او دستاوردی برای ادبیات جهان داشته باشد. اهمیت دانته در این است که او برای نخستین بار تجارب زندگی شخصی&amp;zwnj;اش را با رویدادهای ادبی و سیاسی ایتالیا در قرون وسطی درآمیخت. تا پیش از دانته، هنوز هیچ نویسنده&amp;zwnj;ای زندگی روزانه و سرگذشت خود را موضوع منظومه&amp;zwnj;های حماسی یا تراژیک نکرده بود. دانته نخستین شاعر جهان است که خودش را روی صحنه می&amp;zwnj;آورد. دانته در آثارش به شکل قهرمانی دردمند، عاشق&amp;zwnj;پیشه و سرگردان ظاهر می&amp;zwnj;شود. مهم&amp;zwnj;ترین اثر دانته &amp;laquo;کمدی الهی&amp;raquo; نام دارد.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
دانته در فلورانس در رشته&amp;zwnj;ی زبان و سخنوری تحصیل کرد. در ۹ سالگی با زنی به نام به&amp;zwnj;آتریس پورتیناری (Beatrice Portinari ) آشنا شد. عشق دانته به این زن از موضوعات جاودانه&amp;zwnj;ی تاریخ ادبیات جهان است. دانته در منظومه&amp;zwnj;ای به نام &amp;laquo;زندگی نوین&amp;raquo; (Vita Nova ) (۱۲۹۵- ۱۲۹۲) چهره&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای از به&amp;zwnj;آتریس ترسیم می&amp;zwnj;کند و او را در اشعار این کتاب و بعدها در کمدی الهی نیز، به شکل زیبایی کمال مطلوب زنانه جلوه می&amp;zwnj;دهد. به&amp;zwnj;آتریس در بیست و چهارسالگی درگذشت و مرگ او تأثیر عجیبی بر دانته گذاشت. ذهن دانته با مرگ این زن که در نظر او زیباترین زن جهان و بهترین معشوقه جلوه کرده بود، با مرگ درگیر شد. درگیری ذهنی دانته با مرگ در سراسر زندگی&amp;zwnj;اش ادامه داشت، و هرگز نتوانست مرگ را به&amp;zwnj;عنوان بخشی از زندگی بپذیرد. پس از مرگ به&amp;zwnj;آتریس بود که دانته تلاش کرد در آثارش بر مرگ غلبه پیدا کند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دانته، شاعر تبعیدی&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دانته اندکی پس از درگذشت پدرش در سال ۱۲۸۵ با زنی به نام &amp;laquo;گما&amp;raquo; از خانواده&amp;zwnj;ی قدرتمند و سر&amp;zwnj;شناس &amp;laquo;دوناتی&amp;raquo; ازدواج کرد. پس از تحصیل وارد سیاست شد و هر چند که خانواده&amp;zwnj;ی همسرش از نزدیکان پاپ بود، در نزاع میان امپراطور بیانچی و پاپ نری، جانب امپراطور را گرفت. در سال ۱۳۰۲ او را به فعالیت&amp;zwnj;های ضد ملی و اخلال در امنیت ملی متهم کردند، از مشاغل دولتی برکنارش کردند و پس از پرداخت جریمه&amp;zwnj;ی نقدی او را به مدت دو سال به خارج از فلورانس تبعید کردند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;دانته تا پایان زندگی در تبعید به&amp;zwnj;سر برد و ذهن او همواره&amp;nbsp;با &amp;laquo;مرگ درگیر&amp;raquo; بود. پیام&amp;nbsp;دانته و راز جاودانگی&amp;zwnj;اش در این است که اصالت تخیل را در برابر مرگ قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;دانته اما به این حکم تن نداد و محکوم به مرگ شد، اما به وساطت خانواده&amp;zwnj;ی همسرش سرانجام به تبعید از فلورانس تن داد و تا پایان عمر در تبعید زندگی کرد و از نظر مالی محتاج دیگران بود.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
در تبعید دانته علاوه بر سرودن اشعار تغزلی مقالاتی نیز پیرامون زبان و سیاست و فلسفه و علوم طبیعی نوشت تا اینکه سرانجام در سال ۱۳۱۱ شاهکارش، &amp;laquo;کمدی الهی&amp;raquo; را به زبان مردم کوچه و بازار آفرید و مشهور شد. می&amp;zwnj;گویند &amp;laquo;کمدی الهی&amp;raquo; پایه&amp;zwnj;گذار زبان ایتالیاتی جدید است. صفتِ &amp;laquo;الهی&amp;raquo; را جوانی به نام &amp;laquo;بوکاچیو&amp;raquo; که از مریدان دانته بود به این اثر اطلاق کرد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;چه رؤیاهایی تحقق پیدا می&amp;zwnj;کنند؟&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;150&quot; height=&quot;192&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/NUSHDANT03.jpg&quot; /&gt;دانته در&amp;nbsp;&amp;laquo;کمدی الهی&amp;raquo; که یک&amp;nbsp;اثر استعاری و حماسی در یک صد سرود است، سه عالم برزخ، دوزخ و بهشت را وصف می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کند. شخصیت اصلی در این اثر خودِ نویسنده است که در سفری به ارواح مردگان برمی&amp;zwnj;خورد. آن&amp;zwnj;ها از سرگذشت&amp;zwnj;شان با او سخن می&amp;zwnj;&amp;zwnj;گویند. در این میان &amp;laquo;ورژیل&amp;raquo; که در این اثر نماد خردگرایی&amp;zwnj;ست، همراه شاعر به دوزخ می&amp;zwnj;&amp;zwnj;رود و دوزخ را به او نشان می&amp;zwnj;&amp;zwnj;دهد. به&amp;zwnj;آتریس به عنوان نمادی از اراده&amp;zwnj;ی پروردگار دست شاعر را می&amp;zwnj;&amp;zwnj;گیرد و او را با خود به بهشت می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بی&amp;zwnj;تردید مهم&amp;zwnj;ترین فیلمی که بر اساس کمدی الهی ساخته شده، &amp;laquo;چه رؤیاهایی ممکن است تحقق پیدا کنند؟&amp;raquo; ساخته&amp;zwnj;ی کارگردان آمریکایی &amp;laquo;وینسنت وارد&amp;raquo; (Vincent Ward) است. فیلم&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ی این فیلم را &amp;laquo;رونالد باس&amp;raquo; (Ronald Bass) بر اساس رمانی از ریچارد متسون (Richard Matheson) نوشته است.&amp;nbsp;داستان فیلم را به گونه&amp;zwnj;ای تغییر داده&amp;zwnj;اند که برای تماشاگر امروزی قابل فهم باشد. در این فیلم به جای دانته رابین ویلیامز (Robin Williams) که در نقش یک طبیب ظاهر می&amp;zwnj;شود، به یک زن هنرمند در سوئیس دل می&amp;zwnj;بندد. این زن هنرمند در واقع نقش به&amp;zwnj;آتریس در کمدی الهی دانته را ایفا می&amp;zwnj;کند. این زن و مرد که رابطه&amp;zwnj;ی تنگاتنگی با هم دارند، صاحب دو فرزند می&amp;zwnj;شوند. اما فرزندان آنان در یک حادثه&amp;zwnj;ی رانندگی می&amp;zwnj;میرند. چنین است که ویلیامز با توانایی تخیل و به عشق دیدار فرزندان دلبندش سه عالم برزخ و دوزخ و بهشت را در تخیلاتش می&amp;zwnj;سازد و تلاش می&amp;zwnj;کند همسرش را از مالیخولیا و افسردگی نجات دهد. این فیلم هم همچون کمدی الهی در پی جاودانگی&amp;zwnj;ست و تخیل را برتر از مرگ جلوه می&amp;zwnj;دهد و ازین نظر به روح کمدی الهی سروده&amp;zwnj;ی دانته وفادار می&amp;zwnj;ماند. بسیاری از صحنه&amp;zwnj;های این فیلم با کمدی الهی دانته مطابقت دارد. برای مثال در صحنه&amp;zwnj;ای طبیب در جهنم از روی دریایی از چهره&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی انسان&amp;zwnj;هایی که در مرداب فرورفته&amp;zwnj;اند، عبور می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;[صحنه&amp;zwnj;ای از فیلم &amp;laquo;چه رؤیاهایی ممکن است تحقق پیدا کنند، ساخته&amp;zwnj;ی وینسنت وارد] &lt;br /&gt;
&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیام دانته و راز جاودانگی او این است که اصالت تخیل را در برابر مرگ قرار می&amp;zwnj;دهد. دانته اندکی پس از به اتمام رساندن &amp;laquo;کمدی الهی&amp;raquo; از تبعیدگاهش به ونیز رفت و از آنجا به زادگاهش راونا برگشت و در چهاردهم سپتامبر سال ۱۳۲۱ در این شهر درگذشت.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کمدی الهی نخستین بار به ترجمه&amp;zwnj;ی زنده&amp;zwnj;یاد شجاع&amp;zwnj;الدین شفا در سال ۱۳۳۵ توسط انتشارات امیر کبیر منتشر شد و تا سال&amp;zwnj;ها پس از انقلاب، وزارت ارشاد به این کتاب اجازه&amp;zwnj;ی تجدید چاپ نمی&amp;zwnj;داد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عکس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;دانته، به&amp;zwnj;آتریس معشوقه&amp;zwnj;ی دانته و زیبایی کمال مطلوب زنانه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3511&quot;&gt;::مجموعه برنامه&amp;zwnj;های ادبیات غرب در ده دقیقه در رادیو زمانه::&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2011/06/20/4704#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3511">ادبیات غرب در ده دقیقه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3146">حسین نوش‌آذر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3510">دانته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3512">کمدی الهی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Mon, 20 Jun 2011 13:01:19 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">4704 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>