<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>خمینی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>تصویر ایران در آئینه مصر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/03/07/24945</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/03/07/24945&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهدی خلجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    فرهمند علیپور         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;620&quot; height=&quot;387&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/egypt1_2.jpg?1362694205&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهدی خلجی &amp;minus; ساعت حدود ۴ بعد از ظهر بود که وارد هتل شدم، چمدان را در اتاق گذاشتم، نقشه را برداشتم و بیرون زدم. درهواپیما که بودم در خبر&amp;zwnj;ها خوانده بودم که در میدان تحریر تظاهراتی از سوی سلفی&amp;zwnj;ها برگزار می&amp;zwnj;شود. سلفی&amp;zwnj;ها به پیش&amp;zwnj;نویس قانون اساسی اعتراض داشتند و خواهان آن بودند که شریعت تنها مبنای قانون اساسی قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;حدود ۱۵ دقیقه قدم زدم تا به نزدیکی&amp;zwnj;های میدان رسیدم. این اولین بار بود که در قاهره بودم، آسمان آلوده شهر رو به تیرگی می&amp;zwnj;نهاد و میدان غرق در ازدحام زنان و مردان بود. در دو گوشه از میدان، دو جایگاه دیده می&amp;zwnj;شد که در آن رهبران تظاهرات کنندگان سخنرانی می&amp;zwnj;کردند و مردم با فریادهای &amp;laquo;الله اکبر&amp;raquo; موافقت خود را با پیام سخنران نشان می&amp;zwnj;دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دست برخی از تظاهرات کنندگان نوشته&amp;zwnj;هایی در حمایت از جایگاه شریعت در پیش&amp;zwnj;نویس قانون اساسی تازه مصر دیده می&amp;zwnj;شد و در دستان برخی&amp;zwnj;های دیگر شعارهایی در تقبیح رئیس جمهور مرسی و برنامه&amp;zwnj;های او. یکی از این نوشته&amp;zwnj;ها توجهم را جلب کرد؛ &amp;laquo;شریعت عنصر اصلی هویت مصری&amp;zwnj;هاست چه مصری&amp;zwnj;های مسلمان چه مصری&amp;zwnj;های مسیحی &amp;raquo;. به قدم زدن در اطراف میدان، گوش دادن به سخنرانان و خواندن نوشته&amp;zwnj;ها و پلاکاردهای تجمع&amp;zwnj;کنندگان ادامه دادم. به نظر می&amp;zwnj;رسید که خبری از حزب نور، حزب اصلی سلفی&amp;zwnj;ها، و اخوان المسلمین در این تجمع&amp;zwnj;ها نبود. میدان تحریر پر از سلفی&amp;zwnj;های تندرویی بود که در انقلابی که در همین میدان شکل گرفته بود هیچ حضوری نداشتند. در مصر، سلفی&amp;zwnj;ها این اواخر و پس از سرنگونی حکومت حسنی مبارک به فعالیت های سیاسی روی آورده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دقیقا همانند آنچه در مصر می گذرد که نیروهای سکولار و لیبرال درخواست زمان بیشتری برای تصویب قانون اساسی دارند در حالی که اخوان المسلمین برای این موضوع عجله دارد، در ایران نیز آیت الله خمینی بسیار اصرار داشت که هر چه سریعترپیش&amp;zwnj;نویس&amp;nbsp; قانون اساسی تصویب شود، پیش از آنکه مفهوم ولایت فقیه به خوبی برای مردم مشخص شود. با این اقدام خمینی راه بحث و مناقشه عمومی درباره قانون اساسی تازه را بست و روشنفکران را به حاشیه راند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش از انقلاب ۱۹۷۹ ایران، پدر من انقلابی بود. او چند ماهی را در زندان سپری کرد تا زمانی که شاه ایران را ترک کرد و خمینی به قدرت رسید. با وجود این که من در آن زمان ۵ سال بیشتر نداشتم اما رویداد&amp;zwnj;ها مرا به سمت سیاست و به ویژه تاریخ سیاسی معاصر ایران سوق داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;شاید از همین روست که فضای میدان تحریر مرا به فضای دوران کودکی&amp;zwnj;ام برد. سرخوردگی، عصیان، زنانی که در خیابان&amp;zwnj;ها حضور داشتند و شعارهای مبنی بر برتری اسلام و لزوم پیروی از اسلام در مناسبات سیاسی و زندگی اجتماعی می&amp;zwnj;دادند، همگی مرا به شهر قم می&amp;zwnj;برد، جایی که فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی مهمی در انجا رقم خورد. گرچه این برای اولین بار بود که در مصر بودم اما حس می&amp;zwnj;کردم در فضایی کاملا آشنا هستم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو روز بعد زمانی که قرار بود تا یکی از دوستانم را در دانشگاه قاهره ببینم، آقای &amp;laquo;حسن حنفی&amp;raquo; استاد فلسفه و روشنفکر چپگرای مسلمان را دیدم. وقتی به او به عنوان یک ایرانی محقق ساکن در آمریکا معرفی شدم او به من نزدیک&amp;zwnj;تر شد و در گوش&amp;zwnj;ام زمزمه کرد: &amp;laquo;زمانی که انقلاب اسلامی در ایران رخ داد همه ما در اینجا، در مصر، خوشحال و هیجان زده شده بودیم، اما این روز&amp;zwnj;ها به علت حمایت ایران از بشار اسد، همه ناامید و سرخورده هستیم.&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواستم که پاسخی دهم اما او ادامه داد: &amp;laquo;برای ما موضوع جزایر سه گانه اهمیتی ندارد، همچنان که برای ما اهمیتی ندارد نام خلیج &amp;quot;عرب&amp;quot; باشد یا &amp;quot;فارس&amp;quot; ، اما موضوع سوریه برای ما مهم است. ایران نباید اعتبار انقلابی خود را فدای بشار اسد و سرکوب مسلمانان می&amp;zwnj;کرد.&amp;raquo; هیچ پاسخی برای او نداشتم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمانی که در ایران انقلاب شد، حکومت احساس کرد لازم است جامعه را به سمت اسلامی شدن سوق دهد. در مصر اما موضوع فرق می کند، در طول چهل سال گذشته و تحت حاکمیت نظامی ها، گروههای منسجمی چون اخوان المسلمین و سلفی ها توانستند جامعه مصر را تا حد زیادی اسلامی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در خصوص قدرت نوظهور اخوان المسلمین در مصر خوشبین به نظر می رسید. شنیده بودم که محمد مرسی پس از آن&amp;zwnj;که رییس جمهوری شد برخی روشن&amp;zwnj;فکران مصری از جمله حسن حنفی را به نشستی دعوت کرده&amp;zwnj; بود. در آن جلسه خطاب به حسن حنفی گفته بود که بیشتر آثار او را خوانده و از اندیشه&amp;zwnj;های او تأثیر پذیرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دانشگاه لبریز از دانشجویان جوان بود، من هرگز در هیچ کشوری دانشگاهی را بدین ازدحام ندیده بودم. آنچه تعجب مرا بیشتر کرد این بود که تقریبا همه دانشجویان دختر حجاب داشتند. همانطور که وارد دانشگاه می شدم با خود فکر می کردم که در مقایسه با مصر، ایران نمی تواند کشوری اسلامی به شمار آید. تا پیش از انقلاب در ایران حجاب یک موضوع اختیاری بود اما پس از انقلاب این موضوع صرف نظر از دین زنان، به یک موضوع اجباری تبدیل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این روزها در ایران به خصوص در شهرهای بزرگ، شکل حجاب زنان نشان&amp;zwnj;دهنده تن دادن آن&amp;zwnj;ها به اجبار دولت است نه اعتقاد به حجاب. شکل پوشش زنان در ایران به ابزاری برای مبارزه بدل شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;زمانی که در ایران انقلاب شد، حکومت احساس کرد لازم است جامعه را به سمت اسلامی شدن سوق دهد. در مصر اما موضوع فرق می کند، در طول چهل سال گذشته و تحت حاکمیت نظامی ها، گروههای منسجمی چون اخوان المسلمین و سلفی ها توانستند جامعه مصر را تا حد زیادی اسلامی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از دوستان من که استاد فلسفه در دانشگاه قاهره است از من دعوت کرد تا در کلاس او در خصوص انقلاب ایران سخن بگویم تا دانشجویان بتوانند دو انقلاب ایران و مصر را با هم مقایسه کنند. پذیرفتم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وارد کلاس شدم. حدود ۱۵۰ دانشجو حضور داشتند. برای یک ساعت و نیم به زبان عربی نوشتاری (و نه عربی مصری) سخنرانی کردم. توضیح دادم که بلافاصله پس از پیروی انقلاب در ایران اختلاف نظرها بر سر نقش شریعت آغاز شد؛ چیزی همانند انچه در مصر رخ می&amp;zwnj;داد. آیت الله خمینی می&amp;zwnj;گفت قوانین شریعت باید اجرا شود، در حالی که پیش از انقلاب او بر آزادی بیان، دمکراسی و اراده مردم تاکید داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آنجا که خمینی بر این اعتقاد بود که اسلام بهترین دین است، دستور داد تا شریعت به همه اجزای قانون و زندگی جاری شوند تا بهترین حکومت را بر روی زمین برپا کند. بهترین فرد برای اجرای شریعت شیعه کیست؟ پاسخ خمینی روشن بود یک آیت الله یا مجتهد شیعه، کسی که به پیچیدگی&amp;zwnj;ها و قوانین مذهبی احاطه داشته باشد. اینگونه بود که موضوع &amp;laquo;ولایت فقیه&amp;raquo; و &amp;laquo;حکومت فقیه شیعه&amp;raquo; در ایران پدیدار و در قانون گنجانده و موقعیتی به عنوان &amp;laquo;رهبر&amp;raquo; تثبیت شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دقیقا همانند آنچه در مصر می گذرد که نیروهای سکولار و لیبرال درخواست زمان بیشتری برای تصویب قانون اساسی دارند در حالی که اخوان المسلمین برای این موضوع عجله دارد، در ایران نیز آیت الله خمینی بسیار اصرار داشت که هر چه سریعترپیش&amp;zwnj;نویس&amp;nbsp; قانون اساسی تصویب شود، پیش از آنکه مفهوم ولایت فقیه به خوبی برای مردم مشخص شود. با این اقدام خمینی راه بحث و مناقشه عمومی در باره قانون اساسی تازه را بست و روشنفکران را به حاشیه راند. با این حال زمانی که خمینی تصمیم گرفت تا قوانین شریعت را به اجرا بگذارد متوجه شد که اداره جامعه ایران با چنین قوانینی ممکن&amp;nbsp; نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مصر روند اسلامگرایی جامعه از زمان دولتهای نظامی آغاز شده بود و روح لیبرال جامعه مصر قرن نوزدهم و بیستم آرام آرام از این جامعه دور شده بود. نوسازی ایران در دوران حکومت پهلوی صورت گرفته بود و برای ایرانی ها دشوار بود تا به دوران پیش از آن بازگردند. به عنوان مثال بر طبق شریعت زنان نمی بایست در تلویزیون ظاهر می شدند، بازیگری و نواختن موسیقی نیز برای انها ممنوع است. اما چگونه می توان رادیو و تلویزیونی را بدون زنان تصور کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خمینی تصمیم گرفت تا در برخی از مواضع خود در خصوص شریعت نرمش نشان دهد او همچنین اعلام کرد که حفظ نظام بالاتر از همه اصول شریعت است. به نظر آیت الله خمینی حفظ حکومت از نوشیدن شراب یا گفتن دروغ مهمتر است. اینگونه شد که حکم آیت الله متفاوت از دیگر مسلمانان، در تضاد میان احکام شریعت و مصلحت دولت، جایگاه اصلی به حفظ دولت و نادیده انگاشتن شریعت داده می شد. اینگونه بود که شریعت به جای آنکه پایه و اساس قوانین باشد به ابزاری برای اعمال اراده آیت الله&amp;nbsp; قرار گرفت. در واقع &amp;nbsp;به جای حکومت یک نهاد ، حکومت یک شخص به رسمیت شناخته شد و حکومت تمامیت خواه اسلامگرایی متولد شد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خمینی تصمیم گرفت تا در برخی از مواضع خود در خصوص شریعت نرمش نشان دهد او همچنین اعلام کرد که حفظ نظام بالاتر از همه اصول شریعت است. به نظر آیت الله خمینی حفظ حکومت از نوشیدن شراب یا گفتن دروغ مهمتر است. اینگونه شد که حکم آیت الله متفاوت از دیگر مسلمانان، در تضاد میان احکام شریعت و مصلحت دولت، جایگاه اصلی به حفظ دولت و نادیده انگاشتن شریعت داده می شد. اینگونه بود که شریعت به جای آنکه پایه و اساس قوانین باشد به ابزاری برای اعمال اراده آیت الله&amp;nbsp; قرار گرفت. در واقع &amp;nbsp;به جای حکومت یک نهاد ، حکومت یک شخص به رسمیت شناخته شد و حکومت تمامیت خواه اسلامگرایی متولد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;معلوم بود که دانشجویان تقریباً متعجب شده بودند از آنچه که من می گفتم. در واقع داستان جمهوری اسلامی به خوبی در میان مردم عرب گفته نشده است. ازکلاس و دانشگاه خارج شدم و وارد خیابانهای آلوده قاهره شدم، خیابانهایی که خاطره خیابانهای تهران را برای من زنده کرد. رانندگی در تهران همانقدر هراسناک است که در قاهره. برای یک رهگذر عبور از خیابانها پر استرس است. رانندگان می توانند هرگونه دوست دارند رانندگی یا پارک کنند و افراد ناتوان از کمترین حقوق برخوردارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاجری سعودی در سال ۲۰۱۰ هتلی را که در آن بودم خریده بود و از آن هنگام سرو مشروبات الکلی را در آن قطع کرده بود. هتل باشگاه شبانه معروفی هم داشت که آن&amp;zwnj; هم بسته شده است. اگر کسی با جامعه مصر آشنا باشد از نفوذ اندیشه&amp;zwnj;های اسلامگرا در این کشور متعجب نخواهد شد، بخش عمده&amp;zwnj;ای از جامعه مصر قبل از سقوط حکومت مبارک، تحت سیطره اسلامگرایی قرار گرفته بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پدیده واقعاً جالب توجه در مصر سلفی&amp;zwnj;ها هستند. در ایران نیز ما گروه&amp;zwnj;های مذهبی تندرویی داشتیم که در انقلاب حضوری نداشتند اما پس از انقلاب خواهان سهم شدند. در ایران افرادی مثل آیت الله محمد تقی مصباح یزدی پیش از انقلاب فعالیت سیاسی نداشتند و حتی در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق مردم را از شرکت در جبهه&amp;zwnj;های جنگ منع می&amp;zwnj;کردند اما هنگامی که خمینی درگذشت او ناگهان در عرصه سیاسی فعال شد. او هرگونه تفسیر دمکراتیک از نهادهای سیاسی موجود در ایران را نفی می&amp;zwnj;کند&amp;nbsp; و نظریه&amp;zwnj;پرداز خشونت در ایران شناخته می&amp;zwnj;شود. آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای رهبر ایران با استفاده از افرادی همچون مصباح یزدی سیاست&amp;zwnj;های خود را در تقابل با منتقدان به پیش می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی رغم تفاوت های مذهبی، به نظر می رسد که سلفی&amp;zwnj;ها می توانند برای اخوان المسلمین مفید باشند. در قیاس با سلفی&amp;zwnj;ها اخوان المسلمین مدرن&amp;zwnj;تر، معتدل&amp;zwnj;تر، عمل&amp;zwnj;گراتر به نظر می&amp;zwnj;رسند. در کتاب&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;های قاهره، از دیدن حجم عظیم کتاب&amp;zwnj;های سلفی&amp;zwnj;ها بر ضد شیعیان متعجب شدم. این هشداری است درباره&amp;zwnj;ی گسترش تنش میان شیعیان و سلفی&amp;zwnj;ها ( و نه سنی&amp;zwnj;ها) در جهان عرب و حتی جهان اسلام، به عنوان نمونه در پاکستان. این فراتر از درگیری تاریخی دو فرقه از اسلام است. اسلام سلفی بیشتر ریشه در تاریخ معاصر دارد تا سنت گذشته.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران &amp;nbsp;اولین کشوری بود که در آن حکومت اسلامی برقرار شد. ایران خیلی مدرن&amp;zwnj;تر از آن بود که اسلام&amp;zwnj;گرایان بتوانند مدینه فاضله اسلامی خود را در آن ایجاد کنند. وضع در افغانستان متفاوت بود. دولت افغانستان فقیر و در پیشبرد پروژه تجدد در &amp;nbsp;فرهنگ و جامعه چندان موفق نبود و نتوانسته بود مقررات و نهادهای مدرن را بنیاد گذارد. اینگونه بود که طالبان توانستند به سرعت مدینه فاضله اسلامی خود را با نابودی همه چیز بنا نهند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ایران ما همیشه تعجب می&amp;zwnj;کردیم که چرا در کشوری که اسلام تنها بخشی از هویت &amp;nbsp;آن است، انقلاب به اصطلاح اسلامی در آن رخ داد. برای اینکه موضوع روشن تر شود، باید گفت انقلاب ایران در اصل اسلامی نبود؛ بلکه دو سه سال پس از وقوع آن، انقلاب به سمت اسلامی شدن پیش رفت. بسیاری از روشنفکران ایرانی بر این باور بودند که از آنجا که اسلام بخش مهمی از هویت عربی را تشکیل می دهد، یک انقلاب اسلامی به طور طبیعی باید ابتدا در یک کشور عربی رخ دهد. تاریخ اما ریاضیات نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران &amp;nbsp;اولین کشوری بود که در آن حکومت اسلامی برقرار شد. ایران خیلی مدرن&amp;zwnj;تر از آن بود که اسلام&amp;zwnj;گرایان بتوانند مدینه فاضله اسلامی خود را در آن ایجاد کنند. وضع در افغانستان متفاوت بود. دولت افغانستان فقیر و در پیشبرد پروژه تجدد در &amp;nbsp;فرهنگ و جامعه چندان موفق نبود و نتوانسته بود مقررات و نهادهای مدرن را بنیاد گذارد. اینگونه بود که طالبان توانستند به سرعت مدینه فاضله اسلامی خود را با نابودی همه چیز بنا نهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکومت طالبان نه به دست مردم افغانستان که با حمله آمریکا سقوط کرد و اگر چنین رخ دادی نبود مشخص نبود که تا چه زمانی حکومت طالبان ادامه می یافت، شاید برای دهه&amp;zwnj;ها!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وضع مصر متفاوت است ، زمانی که من در خیابانها راه می&amp;zwnj;رفتم و ساختمان&amp;zwnj;های قدیمی را می&amp;zwnj;دیدم حس تاسف و حسرت مرا در برمی&amp;zwnj;گرفت.این ساختمانهای فاخر روایت&amp;zwnj;گر تاریخ و ناکامی&amp;zwnj;های ایدئولوژیک و طبقاتی و فرهنگی دوران&amp;zwnj;های گذشته را بازمی&amp;zwnj;گویند. این ساختمان&amp;zwnj;ها به اندازه&amp;zwnj;ی تصویر شاه&amp;zwnj;لیر شکسپیر رقت انگیز هستند؛ شکوهی رنگ&amp;zwnj;پریده و از دست رفته.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلامگرایان ایران بر منابع نفتی کنترل دارند. دارایی نفتی آن&amp;zwnj;ها را توانا کرد جنگی هشت ساله را تاب بیاورند. آن&amp;zwnj;ها اکنون در پی برنامه&amp;zwnj;ای هسته&amp;zwnj;ای هستند. مصر کشوری نفت خیز نیست و دولت به مراتب فقیرتر از ایران ۱۹۷۹است. اسلامگرایان، هم اخوان المسلمین و هم سلفی&amp;zwnj;ها، به کمک&amp;zwnj;های خارجی وابسته هستند. جمهوری اسلامی اما آن قدر ثروت داشت که &amp;quot;صدور انقلاب&amp;quot; را در دستور کار و اولویت خود قرار داد. مصر بخشی از جهان عرب است اما ایران به صورت فزاینده ای منزوی می شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلامگرایان ایران بر منابع نفتی کنترل دارند. دارایی نفتی آن&amp;zwnj;ها را توانا کرد جنگی هشت ساله را تاب بیاورند. آن&amp;zwnj;ها اکنون در پی برنامه&amp;zwnj;ای هسته&amp;zwnj;ای هستند. مصر کشوری نفت خیز نیست و دولت به مراتب فقیرتر از ایران ۱۹۷۹ است. اسلامگرایان، هم اخوان المسلمین و هم سلفی&amp;zwnj;ها، به کمک&amp;zwnj;های خارجی وابسته هستند. جمهوری اسلامی اما آن قدر ثروت داشت که &amp;quot;صدور انقلاب&amp;quot; را در دستور کار و اولویت خود قرار داد. مصر بخشی از جهان عرب است اما ایران به صورت فزاینده ای منزوی می شود. مقدار قابل توجهی از قدرت اسلامگرایان در مصر محصول این دو سال قدرت گیری ان&amp;zwnj;ها نیست. در ایران اگرچه حکومت به دست اسلام&amp;zwnj;گرایان اداره می&amp;zwnj;شود، مردم همچنان ویژگی&amp;zwnj;های غیرمذهبی خود را حفظ کرده&amp;zwnj;اند. وضعیت در هر دو کشور پیچیده است و پیش بینی اینکه تا کی حکومت اسلامگرایان در قاهره و تهران به حکومت دوام خواهد یافت بسیار دشوار است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن&amp;zwnj;چه در این میان می تواند امید بخشد، نقش روشنفکران در هر دو کشور است. توانا کردن جامعه برای اندیشیدن درباره&amp;zwnj;ی تجربه&amp;zwnj;هایش تنها راه برون&amp;zwnj;شد از بحران سیاسی و پرهیز از تکرار تجربه&amp;zwnj;های خطاست. بدین&amp;zwnj;سان، روشنفکران مصر و ایران می&amp;zwnj;توانند در کمک به آزادسازی سیاسی و اجتماعی هر دو جامعه به یکدیگر کمک کنند. آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانند حافظه&amp;zwnj;ی زنده هر دو کشور باشند؛ حافظه&amp;zwnj;ای برای پیروزی&amp;zwnj;ها و ناکامی&amp;zwnj;ها.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.majalla.com/eng/2013/03/article55238786&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The Majalla&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عکس&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;صحنه&amp;zwnj;ای از یک تظاهرات سلفی&amp;zwnj;ها در میدان التحریر قاهره (۲ نوامبر ۲۰۱۲).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خواست آنها پیاده شدن تمام و کمال شریعت است.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/03/07/24945#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4267">اخوان المسلمین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D9%84%D9%81%DB%8C">سلفی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8907">فرهمند علیپور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13329">مرسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B5%D8%B1">مصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4905">مهدی خلجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 07 Mar 2013 21:38:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24945 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>رفع فرهنگ</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/01/24897</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/01/24897&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    باوند بهپور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;990&quot; height=&quot;615&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/teheran_police.jpg?1362147142&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;باوند بهپور &amp;minus; اگر افکار عمومی را معیار بررسی فضای دموکراتیک بگیریم و آن را از خلال تاریخ معاصر بخوانیم دورنمایی هراس&amp;zwnj;انگیز از سال&amp;zwnj;های پیش رو خواهیم داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شکل&amp;zwnj;گیری پدیده&amp;zwnj;ای به نام افکار عمومی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(public opinion)&lt;/span&gt; به عنوان یکی از اقتضائات دولت-ملت&amp;zwnj; جدید در ایران در دوران قاجار آغاز شد و به&amp;zwnj;تدریج کارکرد و قدرت&amp;zwnj; خود را شناخت. با این حال این کلمه هنوز هم به فارسی معنای روشنی ندارد. همان تفاوتی که بین &amp;laquo;شهروند&amp;raquo; و &amp;laquo;آحاد مردم&amp;raquo; به چشم می&amp;zwnj;خورد بین افکار عمومی و &amp;laquo;میانگین آراء مردم&amp;raquo; هم هست. &amp;laquo;ملت&amp;raquo; اساساً خودش را از طریق افکار عمومی می&amp;zwnj;شناسد؛ افکار عمومی جایی است که &amp;laquo;عقیده&amp;raquo; شکل می&amp;zwnj;گیرد. عقیده&amp;zwnj; لزوماً از منافع و تمایلات شخص پیروی نمی&amp;zwnj;کند. بسیار محتمل است که فرد عقیده&amp;zwnj;ای را در فضای عمومی به زبان بیاورد که منطبق بر چیزی نباشد که در فضای خصوصی می&amp;zwnj;اندیشد، آن هم نه چون تحت فشار نگاه دیگران است یا ریا می&amp;zwnj;کند، بلکه چون باید اندیشه&amp;zwnj;اش را به زبانی ترجمه کند که افکار عمومی برای خود ساخته&amp;zwnj;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افکار عمومی ترجمه&amp;zwnj;ی واقعیت به حقیقت نیست و لزوماً به نتایج صحیح نمی&amp;zwnj;رسد بلکه واکنش مردم به تصوری است که از وقایع پیدا می&amp;zwnj;کنند. این واکنش را نمی&amp;zwnj;توان در حالت خفته مانند پدیده&amp;zwnj;ای آماری و ریاضیاتی تخمین&amp;zwnj; زد یا بررسی کرد: صرفاً در فضای عمومی امکان حیات دارد. اشخاص بر&amp;zwnj;حسب سواد و محبوبیت و نفوذ کلام خود بر این حیات تأثیر می&amp;zwnj;گذارند و مشتاق&amp;zwnj; هم هستند که تأثیر بگذارند چرا که باعث می&amp;zwnj;شود به مجموعه&amp;zwnj;ای بزرگ&amp;zwnj;تر احساس تعلق &amp;zwnj;کنند. مردم به همین دلیل اخبار می&amp;zwnj;بینند و روزنامه می&amp;zwnj;خوانند: وقت&amp;zwnj; خود را به اطلاع از اموری اختصاص می&amp;zwnj;دهند که مستقیماً بر آن&amp;zwnj;ها دستی ندارند اما به صرف همین اطلاع و تسلط بر این زبان، احساس می&amp;zwnj;کنند بر آن&amp;zwnj;ها مسلط&amp;zwnj;اند. همین اتصال به افکار عمومی به مثابه سیستم عصبی پیکره&amp;zwnj;ای بزرگ&amp;zwnj;تر است که در درازمدت نوعی تعلق &amp;laquo;ملی&amp;raquo; می&amp;zwnj;سازد. شخص، داستانی را دنبال می&amp;zwnj;کند که منافع شخصی&amp;zwnj;اش در آن ادغام شده و با سرنوشت آن گره خورده.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افکار عمومی چون از جنس &amp;laquo;زبان&amp;raquo; است موقعی معنا دارد که مردم آن را به کار ببرند. باید قابل مشارکت باشد و این امکان را ایجاد کند که شخص بتواند به صورتی غیرشخصی فکر کند. با این حال، افکار عمومی تنها شیوه&amp;zwnj;ی سازماندهی حیات ذهنی جامعه نیست همچنان&amp;zwnj;که گردن دادن به افکار عمومی تنها راه کسب مشروعیت و سازماندهی قدرت نیست. افکار عمومی در حکم بازار آزاد عقاید است. این بازار را البته می&amp;zwnj;شود محدود کرد یا به انحصار درآورد. زمانی که تمام عرصه&amp;zwnj;های عمومی همزمان تملک شود می&amp;zwnj;توان فضای تولید آن را اساساً از میان برداشت. در این حالت تصور ملت از خود به مرور مبهم می&amp;zwnj;شود؛ اشخاص صرفاً &amp;laquo;احساس&amp;raquo; می&amp;zwnj;کنند و نمی&amp;zwnj;توانند تصور روشنی از وضعیت خود شکل بدهند. اما این&amp;zwnj; در قالب فرایندی تاریخی قابل انجام است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;quot;افکار عمومی&amp;quot; در دوره مشروطیت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاریخ مشروطیت به تاریخچه&amp;zwnj;ی مطبوعات و افکار عمومی در دوران قاجار گره خورده است. در پی تغییرات معادلات جهانی و تضعیف جایگاه ایران و کاهش قدرت دولت مرکزی، جامعه&amp;zwnj;ی ایرانی به تحولات داخلی و خارجی به&amp;zwnj;رغم تمام نابسامانی&amp;zwnj;های سیاسی و اداری همچون بدنه&amp;zwnj;ا&amp;zwnj;ی ارگانیک واکنش نشان &amp;zwnj;داد و این واکنش نشانه&amp;zwnj;ای از مفهوم &amp;laquo;ملت&amp;raquo; داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی که نسیم شمال در ۱۲۸۶ ش. می&amp;zwnj;نوشت:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;کو همت و كو غیرت و كو جوش فتوت؟ كو جنبش ملت؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دردا كه رسید از دو طرف سیل فتن وای! ای وایِ وطن، وای!&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خوب می&amp;zwnj;دانست که جملات&amp;zwnj;اش چه تأثیری بر مخاطبان&amp;zwnj; دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بحث کرده&amp;zwnj;اند (۱) که آیا این تصور را می&amp;zwnj;توان بر تلقی امروزی از ملت قابل انطباق دانست یا نه. ماشاءالله آجودانی پیشنهاد می&amp;zwnj;کند که این تلقی در ابتدا به مفهوم &amp;laquo;امت&amp;raquo; نزدیک&amp;zwnj;تر بوده تا ملت. روشن است که افکار عمومی در این دوران فضای گفت&amp;zwnj;&amp;zwnj;و&amp;zwnj;شنود است و نه گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو. منورالفکرها و سیاسیون و علما می&amp;zwnj;گویند و دیگران می&amp;zwnj;شنوند. برای اولین&amp;zwnj;بار &amp;laquo;مردم&amp;raquo; را به عنوان نیروی محرکه&amp;zwnj;ی تغییرات فرامی&amp;zwnj;خوانند و صدا می&amp;zwnj;زنند اما به عنوان رهبر و راهنمایشان نه یکی از میان ایشان. اگر میرزاده&amp;zwnj;ی عشقی مردم را صدا می&amp;zwnj;زند و می&amp;zwnj;خواهد که &amp;laquo;زور بیاورند&amp;raquo; خودش در اقلیت است و زورشان را لازم&amp;zwnj; دارد نه عقیده&amp;zwnj;شان را (۲):&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;بنده قلم دستم است و دست شماها&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بيل و کلنگ است ای کلانمدی&amp;zwnj;ها!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زور بیارید ای کلانمدی&amp;zwnj;ها!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دست برآرید ای کلا نمدی&amp;zwnj;ها!&amp;raquo; (۳)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توسل به افکار عمومی (یا شاید در این مورد بهتر باشد بگوییم احساسات مردمی) در این دوره خود را در مورد اموری نشان می&amp;zwnj;دهد که مستقیماً به منافع ملی و سیاسی مرتبط است. شکایت را از دولت به مردم می&amp;zwnj;برند. مردمی بودن &amp;laquo;انقلاب&amp;raquo; در قالب قدرت مجلس تجسد می&amp;zwnj;یابد. مجلس فضای اصلی گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوست و اراده&amp;zwnj;ی مردم را نمایندگی می&amp;zwnj;کند. محمدعلی&amp;zwnj;شاه ساختمان مجلس را به مثابه کالبد این فضای عمومی به توپ می&amp;zwnj;بندد و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل را به مثابه زبان ملت دار می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیشنهاد جمهوری سردار سپه در این دوره مشروطه&amp;zwnj;طلبان را از این بابت وحشت&amp;zwnj;زده می&amp;zwnj;کند که تحت رضاخان اراده&amp;zwnj;ی ملت محلی از اعراب نخواهد داشت. اما کاری که محمدعلی&amp;zwnj;شاه نتوانسته بود از عهده برآید توسط رضاشاه به انجام می&amp;zwnj;رسد. رضاشاه حکومت را مشروطه تحویل می&amp;zwnj;گیرد و قانوناً توسط مجلس به قدرت می&amp;zwnj;رسد. به ظاهر اتفاقی نیفتاده جز این&amp;zwnj;که پادشاهی ضعیف&amp;zwnj;النفس با شخصی مقتدر جایگزین شده. و مشروطه&amp;zwnj;طلبان هم نگران همین هستند: که پادشاه مشروطه نباید مقتدر باشد. نگران&amp;zwnj;اند که سردار سپه عملاً از نخست&amp;zwnj;وزیری مؤثر به پادشاهی تشریفاتی بدل شود یا مشروطه را در پای اقتدار قربانی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;quot;افکار عمومی&amp;quot; در دوران پهلوی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضاشاه برخلاف شاهان قاجار محبوبیت دارد و با جبران ضعف قدرت مرکزی، به&amp;zwnj;تدریج خود را از اراده&amp;zwnj;ی ملت بی&amp;zwnj;نیاز می&amp;zwnj;کند. خواست &amp;laquo;ملت&amp;raquo; (و در صدر آن استقلال و امنیت) را به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دهد اما به&amp;zwnj;تدریج دیگر نظرشان را نمی&amp;zwnj;پرسد. به سرعت و در عرض چندسال هر آن&amp;zwnj;چه در دوران مشروطه به دست آورده بود از دست می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این دوران فضاهای مطبوعاتی و سیاسی باز برای افکار عمومی وجود ندارد اما دولت جدید حس ملی&amp;zwnj;گرایی را تقویت می&amp;zwnj;کند و سازمان&amp;zwnj;هایی پا می&amp;zwnj;گیرند که بعداً می&amp;zwnj;توانند زبان افکار عمومی را شکل بدهند و به کار ببرند. این از لوازم دولت جدید است و زمینه&amp;zwnj;های پیدایش&amp;zwnj;اش دارد فراهم می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اشغال ایران توسط متفقین ابهت این قدرت متمرکز شده را از هم می&amp;zwnj;پاشد و دلیل وجودی این محبوبیت را از آن می&amp;zwnj;گیرد و نگرانی از عدم استقلال را (این بار در معنای مدرن&amp;zwnj;تر &amp;laquo;دست&amp;zwnj;نشاندگی&amp;raquo; در مقابل تمامیت ارضی) بازمی&amp;zwnj;گرداند و به صورت بسیار عمیق&amp;zwnj;تری گسترش می&amp;zwnj;دهد. اکنون که حکومت مرکزی مانند دوران قاجار مجدداً تضعیف شده و مشروعیت&amp;zwnj;اش کاهش یافته می&amp;zwnj;توان میراث مشروطیت را دوباره ازسرگرفت. گسترش دانشگاه&amp;zwnj;ها، مدارس، صنعت چاپ، بالا رفتن سطح سواد و سپس ورود رادیو و تلویزیون در آغاز دوره&amp;zwnj;ی پهلوی دوم رسانه&amp;zwnj;های لازم را برای افکار عمومی می&amp;zwnj;سازد. ادبیات که از دوران قاجار روند مردمی شدن در پیش گرفته همین روند را ادامه می&amp;zwnj;دهد. دولت جدید بسیار مشتاق است دستاوردهای خود را برای مردم توضیح بدهد بلکه محبوبیت دوران رضاشاهی را کسب کند هرچند علاقه&amp;zwnj;ای ندارد نظر مردم را جز در قالب انشاءهای ستایش&amp;zwnj;&amp;zwnj;آمیز بشنود. همه مجدداً به سروقت ملت می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصدق که مردم را به صورت جدیدی صدا می&amp;zwnj;زند نخستین سیاست&amp;zwnj;مداری است که قدرت &amp;laquo;افکار عمومی&amp;raquo; و رابطه&amp;zwnj;ی آن را با ملی&amp;zwnj;گرایی دریافته است و می&amp;zwnj;تواند آن را در ساختار سیاسی به کار بگیرد. همان دهخدایی که در دوره&amp;zwnj;ی قاجار، میرزا جهانگیرخان را کسی می&amp;zwnj;دانست که به گناه &amp;laquo;قوم نادان&amp;raquo; در حسرت ارض موعود جان سپرده اکنون همه را فرامی&amp;zwnj;خواند که از &amp;laquo;دل و جان&amp;raquo; راه مصدق را در پیش بگیرند:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;ای مردم آزاده! کجایید؟ کجایید؟ / آزادگی افسرد بیایید! بیایید!&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصدق دموکراسی را صرفاً در تعداد آراء نمی&amp;zwnj;بیند و راه دسترسی به افکار عمومی را تنها نطق در مجلس نمی&amp;zwnj;داند. از صحن دادگاه تا مطبوعات، از تحصن تا سخنرانی در میان مردم یا پشت تریبون&amp;zwnj;های خارجی را به کار می&amp;zwnj;&amp;zwnj;گیرد و برگ برنده&amp;zwnj;ی محبوبیت&amp;zwnj;اش را به صورت&amp;zwnj;های مختلفی بازی می&amp;zwnj;کند. دیگر صرفاً&amp;zwnj; صحبت از بلوا و نافرمانی و تقابل ملت و دولت به شکل قاجاری&amp;zwnj;اش در میان نیست بلکه این نیرو به سطح نمادین کانالیزه می&amp;zwnj;شود و مصدق هم در داخل خود دولت و هم در صحنه&amp;zwnj;ی بین&amp;zwnj;المللی از این نیرو برای چانه&amp;zwnj;زنی استفاده می&amp;zwnj;کند و این نیرو را به رگ&amp;zwnj;های ساختار سیاسی سرازیر می&amp;zwnj;کند. این استراتژی در دوران قاجار به گونه&amp;zwnj;ای دیگر به کار می&amp;zwnj;رفت: مردم نه در صحنه&amp;zwnj;ی نمادین بلکه در عمل باید &amp;laquo;زور می&amp;zwnj;آوردند&amp;raquo;. می&amp;zwnj;بایست تفنگ به دست می&amp;zwnj;گرفتند و به کسانی چون عباس&amp;zwnj;میرزا، میرزا کوچک خان یا ستارخان و باقرخان و دلیران تنگستانی می&amp;zwnj;پیوستند. در آن زمان غیرت عشایر نقش پررنگ&amp;zwnj;تری بازی می&amp;zwnj;کرد از نظر &amp;laquo;شهر&amp;raquo;وند. مصدق از گشودگی فضایی پدیده آمده بهره می&amp;zwnj;برد و خودش هم به گسترش این فضا کمک می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;با حذف مصدق و سرکوب حزب توده، افکار عمومی هم به&amp;zwnj;تدریج رقیق می&amp;zwnj;شود و مجبور است به زبان استعاره و اشاره بسنده کند. دیگر مصالح ملی به بحث گذاشته نمی&amp;zwnj;شود و صرفاً توافقی سلبی میان گروه&amp;zwnj;های مختلف وجود دارد. ملت که دیگر نمی&amp;zwnj;تواند در آینه&amp;zwnj;ی افکار عمومی خودش را ببیند خود را در تضاد با دولت می&amp;zwnj;شناسد. همه&amp;zwnj;ی هم و غم بر این است که دیو بیرون رود تا بعداً بتوان در مورد چند و چون حکومت فرشته صحبت کرد. انقلاب دارد زیر پوست جامعه شکل می&amp;zwnj;گیرد اما &amp;laquo;ملت&amp;raquo; تصور منسجمی از خود و آن&amp;zwnj;چه گروه&amp;zwnj;های مختلف می&amp;zwnj;خواهند ندارد. و عجیب هم نیست که تا زمانی که انقلاب همه را غافلگیر &amp;zwnj;کند نمی&amp;zwnj;توانند به بیرون هم تصور درستی القا کنند. تمامی مجاری متداول افکار عمومی در این دوران سرشار از ریاست. حکومت نمی&amp;zwnj;تواند تشخیص بدهد آن&amp;zwnj;چه مردم می&amp;zwnj;خواهند &amp;laquo;منافع ملی&amp;raquo; صرف نیست و کافی نیست به آن&amp;zwnj;ها نشان بدهد که کشور در حال پیشرفت است؛ آن&amp;zwnj;ها مایل&amp;zwnj;اند ببینند که در شکل&amp;zwnj;گیری این منافع نقش دارند. از آن&amp;zwnj;جایی که جریان ملی شکست داده نمی&amp;zwnj;شود بلکه حذف می&amp;zwnj;شود، محبوبیت&amp;zwnj;اش هم مصادره نمی&amp;zwnj;شود. مصدق (نه به مثابه شخص، بلکه به عنوان فرصتی برای ابراز وجود مردم) با کنار گذاشته شدن&amp;zwnj;اش، ملیت را هم از دولت-ملت می&amp;zwnj;برد. هیچ ناظر بیرونی در آن زمان تصوری از حس حقارتی که مردم از عدم مشارکت در فضای عمومی تجربه می&amp;zwnj;کنند ندارد. کینه&amp;zwnj;ای از دولت شکل می&amp;zwnj;گیرد که اساساً ربط زیادی به خوب و بد اقدامات&amp;zwnj;اش ندارد. هر اقدامی برای تحکیم ساختار موجود برعکس شکاف میان دولت و ملت را دامن می&amp;zwnj;زند. چون اساساً فضای افکار عمومی وجود ندارد راهی هم برای سنجیدن ابعاد این شکاف نیست. تعویض نخست&amp;zwnj;وزیران توسط شاه دل هیچ کس را به دست نمی&amp;zwnj;آورد چون ملت&amp;zwnj; مدت&amp;zwnj;هاست دیگر برسر میز سیاست بازی نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;quot;افکار عمومی&amp;quot; و اسلام سیاسی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه&amp;zwnj;ی جمهوری اسلامی با دموکراسی را در دوره&amp;zwnj;ی بعد معمولاً از زاویه&amp;zwnj;ی افکار عمومی ندیده&amp;zwnj;اند. برای بسیاری از ناظران بیرونی این سه دهه&amp;zwnj; امتداد یک نظام واحد و منسجم است که ملت ثابتی آن را زیسته است. آن&amp;zwnj; که به نظام انقلابی و مردمی می&amp;zwnj;گوید غیردموکراتیک باید توضیح بدهد منظورش از دموکراتیک چیست. نظام ایدئولوژیک اساساً رابطه&amp;zwnj;اش با مردم را به گونه&amp;zwnj;ای دیگر تنظیم می&amp;zwnj;کند، مشروعیت&amp;zwnj;اش را از جایی دیگر می&amp;zwnj;آورد، محبوبیت را به شیوه&amp;zwnj;ای متفاوت کانالیزه می&amp;zwnj;کند و عقیده را به صورتی دیگر شکل می&amp;zwnj;دهد. جمهوری جدید آغازی مردمی دارد و ساختارها و ایده&amp;zwnj;های شکل گرفته در دوران قاجار و پهلوی را که هنوز امکان کاربرد تمام و کمال&amp;zwnj;شان پیش نیامده امتحان می&amp;zwnj;کند و آن&amp;zwnj;ها را به&amp;zwnj;تدریج با شرایط جدید مطابقت می&amp;zwnj;دهد. مفاهیم اسلام سیاسی از دوران قاجار وجود داشته&amp;zwnj;اند و در دوره&amp;zwnj;ی پهلوی پابه&amp;zwnj;پای تحولات سیاسی تحول یافته&amp;zwnj;اند اما برخلاف گزینه&amp;zwnj;ی ملی هیچ&amp;zwnj;گاه در تمامیت پتانسیل سیاسی خود به کار گرفته نشده&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند. ایده&amp;zwnj;ی اداره&amp;zwnj;ی کشور بر اساس مصالح &amp;laquo;ملی&amp;raquo; در دوره&amp;zwnj;ی پهلوی نیم&amp;zwnj;قرن فرصت داشته که توان خود را بیازماید در حالی که مذهب پیش از شکل&amp;zwnj;گیری دولت-ملت جدید عملکردهای افکار عمومی را برعهده داشته و زبان سخن گفتن مردم در مورد سامان جامعه به موازات قدرت بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از انقلاب، مفهوم تازه و نه&amp;zwnj;چندان روشن جمهوری به این مفاهیم اضافه می&amp;zwnj;شود. جمهوری قرار است سازوکاری باشد که چرخ&amp;zwnj;های نظام مردمی&amp;mdash;ولی نه لزوماً دموکراتیک&amp;mdash;برآن اساس می&amp;zwnj;گردد هرچند سهمی برای افکار عمومی در این میان پیش&amp;zwnj;بینی نشده&amp;zwnj; است. ساختار مذهبی شیوه&amp;zwnj;های دیگری برای این کار می&amp;zwnj;شناسد که در آن مردم همزمان هم عوام قلمداد می&amp;zwnj;شوند هم سرمایه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های انقلاب.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;زبان جدید فضای عمومی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوران آغاز انقلاب دوران حذف رقبا در صحنه&amp;zwnj;ی نمادین است. صداهای بسیار متضاد یا کشور را ترک کرده&amp;zwnj;اند یا اگر هم مانده&amp;zwnj;اند تریبونی برای سخن گفتن به آن&amp;zwnj;ها داده نمی&amp;zwnj;شود. اساساً زبان جدیدی برای فضای عمومی تأسیس می&amp;zwnj;شود که واژگان تازه و محدودی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;منافع انقلاب در این سال&amp;zwnj;ها عاجل&amp;zwnj;تر و اضطراری&amp;zwnj;تر از آن است که در فضای عمومی به بحث گذاشته شود. همان&amp;zwnj;طور که بعد از انقلاب مشروطیت در دوران رضاشاه اتفاق افتاد (و همان&amp;zwnj;طور که بسیاری از انقلاب&amp;zwnj;ها تجربه می&amp;zwnj;کنند) افکار عمومی به نفع تحکیم ساختار جدید کنار زده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا پایان جنگ، اساساً&amp;zwnj; کسی نظر مردم را نمی&amp;zwnj;پرسد اما مشارکت&amp;zwnj;شان واجب شمرده می&amp;zwnj;شود. &amp;laquo;ملت&amp;raquo; با جان و دل برای دفاع از مرزها به جبهه می&amp;zwnj;شتابد اما قرار نیست بپرسد جنگیدن تا کی و به چه صورتی بجاست. تکثری جز انقلاب و ضدانقلاب معنا ندارد و ارائه&amp;zwnj;ی هر گزینه&amp;zwnj;ی دیگری، جبهه&amp;zwnj;گرفتن با ضدانقلاب است. از آن&amp;zwnj; جایی که همه&amp;zwnj;چیز از طریق رهبری حل می&amp;zwnj;شود اساساً ساختار حقوقی جمهوری به چالش کشیده نمی&amp;zwnj;شود. هنوز روشن نیست که اگر نظامی که طرح&amp;zwnj;ریزی شده چرخ&amp;zwnj;دنده&amp;zwnj;هایش با نیرویی پایین به بالا به گردش درآید چه اتفاقی خواهد افتاد یا اگر قدرت متکثر شود این ساختار سیاسی چه&amp;zwnj;گونه آن را کنار هم نگاه می&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنوز افکار عمومی فضای چانه&amp;zwnj;زنی سیاسی نیست. صدا و سیما و روزنامه&amp;zwnj;ها همگی انقلابی&amp;zwnj;اند. نیروی محرکه&amp;zwnj;ی کل ساختار از اینرسی حرکتی انقلاب و جنگ تأمین می&amp;zwnj;شود و نیاز ندارد اثبات کند که استقلال و آزادی همچنان برقرارند: اثبات کرده است که حاصل شده&amp;zwnj;اند. تعاریف &amp;laquo;استقلال&amp;raquo; و &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; در این زمان در معنایی جهان&amp;zwnj;شمول مطرح نیستند بلکه به &amp;laquo;استقلال در مقابل&amp;raquo; و &amp;laquo;آزادی از&amp;raquo; ترجمه شده&amp;zwnj;اند و هر دو را &amp;laquo;دشمن&amp;raquo; معنا می&amp;zwnj;دهد: استقلال از استکبار و آزادی از نظام ستم&amp;zwnj;شاهی. و به همین خاطر هم گروگان&amp;zwnj;گیری ۴۴۴ روز و جنگ هشت سال طول می&amp;zwnj;کشند: در ساحت نمادین هر دو برکت&amp;zwnj;اند. رهبر انقلاب در اواخر سال ۶۷ گفته بود: &amp;laquo;هر روز ما در جنگ برکتی داشتیم که در همه صحنه&amp;zwnj;ها از آن بهره جسته&amp;zwnj;ایم. ما انقلاب&amp;zwnj;مان را در جنگ به جهان صادر کردیم. امروز اگر در جهان اسلام تحولی هست، به برکت این جنگ است.&amp;raquo; (۴) افکار عمومی نمی&amp;zwnj;تواند در واقعیات عاجلی که حیات&amp;zwnj;اش را تهدید می&amp;zwnj;کند تشکیک کند. امروزه هنوز هم یکی از بزرگترین دستمایه&amp;zwnj;هایی که مسئولان بلندپایه برای تهدید کردن یکدیگر دارند تعریف ناگفته&amp;zwnj;هایی از ماجرای تسخیر سفارت یا جنگ است که بنیان&amp;zwnj;های مشروعیت نمادین نظام را می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تجربه&amp;zwnj;های متفاوت در سال&amp;zwnj;های پس از انقلاب&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;صلبیت ساختار حکومتی در این دوران از آن&amp;zwnj;جایی که تبلور خواست اکثریت بوده آن چنان احساس نمی&amp;zwnj;شود. دیوار، هنگامی مانع به شمار می&amp;zwnj;آید که بر سر راه قرار بگیرد نه وقتی که با آن موازی باشد. در مقابل، روشنفکران و گروه&amp;zwnj;هایی که از چارچوب تنگ ایدئولوژیک حکومتی آزار می&amp;zwnj;بینند فضایی برای به نمایش گذاشتن رنج خود ندارند. به خاطر همین تفاوتِ فضای بازنمایی است که تجربه&amp;zwnj;ی این&amp;zwnj; سال&amp;zwnj;ها از زاویه&amp;zwnj;ی دید ایرانیان داخل و خارج از کشور این&amp;zwnj;همه متفاوت است. برای بسیاری از ایرانیانی که این سال&amp;zwnj;ها را داخل ایران زیسته&amp;zwnj;اند، با وجود مصایب جنگ، این&amp;zwnj;ها سال&amp;zwnj;های خوب انقلاب است ولو برای برخی محاق بوده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;zwnj;ای بسیار عجیب است که تاریخ انقلاب حتا از دید افکار عمومی امروزین جمهوری اسلامی تیره جلوه می&amp;zwnj;کند در حالی که خاطره&amp;zwnj;ی این سال&amp;zwnj;ها این&amp;zwnj;طور نیست. بسیار روشن است که تصویری که از این سال&amp;zwnj;ها در ذهن بسیاری از مردم باقی مانده&amp;mdash;تصویری که با آن نفس کشیده و زیسته&amp;zwnj;اند&amp;mdash;با تصویر تاریخی نمی&amp;zwnj;خواند. نسل&amp;zwnj; جدید انقلاب وقتی این تاریخ را می&amp;zwnj;خواند از سازوکار ناآشنای آن و به&amp;zwnj;ویژه سادگی&amp;zwnj;اش در مقایسه با نظام پیچیده&amp;zwnj;ی امروزی تعجب می&amp;zwnj;کند. پیداست که اکنون زبان دیگری برای حرف زدن از وضعیت به وجود آمده و رضایت مردم به زبانی وابسته است که با آن وضعیت خود را می&amp;zwnj;خوانند: ساختار اجتماعی بعد از انقلاب بسیار بازتر از دوران پیش از انقلاب است و شخص در این دوران حتا اگر از فرودست&amp;zwnj;ترین طبقات باشد اگر با اصول نظام مشکلی نداشته باشد می&amp;zwnj;تواند تا هرجایگاهی در نظام صعود کند. تا وقتی که شخص با دیواره&amp;zwnj;های ایدئولوژیک مشکلی نداشته باشد حضورش پذیرفته است و خدمتی هرچه&amp;zwnj;قدر کوچک از او پذیرفته می&amp;zwnj;شود. همه&amp;zwnj; می&amp;zwnj;توانند از کشور خود دفاع یا آن را آباد کنند. این&amp;zwnj;ها در نظر مردم چیز کوچکی نیست و ناظر بیرونی نمی&amp;zwnj;تواند این را ببیند. در هر حال، مهم نیست که بیگانگان در این دوره چه شأنی برای میهنِ اسلامی&amp;zwnj;شده قائل&amp;zwnj;اند، احترام تک&amp;zwnj;تک آحاد ملت در نزد خود و یکدیگر بالا رفته است. حکومت هم مراقب است که تمایزی میان دولتیان و ملت در سطح نمادین بروز نکند و تفاخر پیشین احیاء نشود. حس برابری دست کم در حیطه&amp;zwnj;ی نمادین بسیار بیشتر از قبل است و نظام اقتصادی هم با آن همسوست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنگامی که در دوره&amp;zwnj;ی سازندگی این توازن به هم می&amp;zwnj;خورد باز همانند دوران پیش از انقلاب بهبود وضع اقتصادی آن&amp;zwnj;قدر تأثیر نمی&amp;zwnj;گذارد که تصور شهروندان از وضعیت خود: تبعیض از اقتصاد بیشتر فشار می&amp;zwnj;آورد و با وعده&amp;zwnj;های پیشین انقلاب در تضاد است. در مقابل، گروهی که از رفاه بهره&amp;zwnj;مند شده&amp;zwnj;اند و شعارها را برای خود دست&amp;zwnj;وپاگیر می&amp;zwnj;یابند خودشان&amp;zwnj;اند که تغییر کرده&amp;zwnj;اند نه شعارها. اما ساختاری سیاسی که بازتاب خواست ملت باشد، باید بتواند تغییرات این خواست را هم نمایندگی کند و برای آن مکانیسم&amp;zwnj;هایی اندیشیده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;quot;افکار عمومی&amp;quot; در دوران پساخمینی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با پایان جنگ و تغییر رهبری، رده&amp;zwnj;های بعدی قدرت رنگ می&amp;zwnj;گیرند. مجلس دیگر شباهتی به مجلس دوران قاجار ندارد و قدرت آن رنگ باخته است و در عوض این انتخابات ریاست &amp;zwnj;جمهوری است که بدل به معیار اصلی سنجش افکار عمومی و شاخص دموکراسی می&amp;zwnj;شود. در سال&amp;zwnj;های پایانی جنگ، شکاف راست و چپ در داخل نظام شکل می&amp;zwnj;گیرد اما در همان زمان در افکار عمومی بازتاب گسترده&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;یابد و کمتر کسی در میان مردم عادی این ماجرا را پیگیری می&amp;zwnj;کند. در عرض چند سال، این شکاف به سرعت بدل به مهم&amp;zwnj;ترین مسئله&amp;zwnj;ی نظام می&amp;zwnj;شود به طوری که به هنگام انتخابات ۱۳۷۶ بخشی از اطلاعات عمومی شده است و اشخاص تحصیل&amp;zwnj;نکرده هم می&amp;zwnj;دانند که کدام سیاستمدار راست است و کی چپ.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ساختاری شایان توجه است: جمهوریت در جمهوری اسلامی نه در مجلس جست&amp;zwnj;و&amp;zwnj;جو می&amp;zwnj;شود (قوه&amp;zwnj;ی مقننه)، نه در حکومت قانون (قوه&amp;zwnj;ی قضاییه)، و نه در قدرت مطبوعات (به مثابه نماینده&amp;zwnj;ی افکار عمومی). بلکه آن را در قوه&amp;zwnj;ی مجریه و در شخص رئیس&amp;zwnj;جمهور می&amp;zwnj;یابند. این در حالی است که انقلاب مشروطه تجربه&amp;zwnj;ای کاملاً معکوس داشت. از بین انتخابات گوناگون (خبرگان، مجلس، شورای شهر و ریاست&amp;zwnj;جمهوری)، این انتخابات ریاست&amp;zwnj;جمهوری است که واقعاً سیاسی به حساب می&amp;zwnj;آید. گویی نزدیک&amp;zwnj;ترین چیزی که به تصویر رئیس&amp;zwnj;جمهور در خاطره&amp;zwnj;ی تاریخی وجود دارد تصویر امیرکبیر و مصدق و مفهوم تاریخی &amp;laquo;وزیر&amp;raquo; است. در نوشته&amp;zwnj;هایی که آقای هاشمی رفسنجانی درباره&amp;zwnj;ی امیرکبیر و حتا ملی شدن صنعت نفت نوشته است می&amp;zwnj;توان حتا نوعی همذات&amp;zwnj;پنداری دید. و در واقع هموست که ریاست&amp;zwnj;جمهوری را بعد از آیت&amp;zwnj;الله خمینی به نهادی قدرتمند تبدیل و &amp;laquo;نظام&amp;zwnj;سازی&amp;raquo;&amp;zwnj; را آغاز می&amp;zwnj;کند (نقشی که در انتخاب جانشین رهبر، اصلاح قانون اساسی، تأسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، خصوصی&amp;zwnj;سازی، باز کردن فضای فرهنگی، تلاش برای رابطه با غرب و نهایتاً حمایت از اصلاح&amp;zwnj;طلبان دارد). از جایگاهی راست آغاز می&amp;zwnj;کند و زمینه&amp;zwnj; را برای چپ&amp;zwnj;ها باز می&amp;zwnj;کند اما در نهایت توسط همان&amp;zwnj;ها بازخواست و به کنار رانده می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود تا در نهایت زیر فشار جناح راست مجدداً با&amp;zwnj; آن&amp;zwnj;ها سنگر بگیرد. تلاش برای &amp;laquo;سازندگی&amp;raquo; در این دوران مانند دوران محمدرضاشاه نیاز به چشم مردم برای تأیید پیشرفت&amp;zwnj;های کشور دارد و همین گشودن صحنه&amp;zwnj;ی بازنمایی است که فضا را می&amp;zwnj;گشاید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;zwnj;ای که در این&amp;zwnj;جا جلب توجه می&amp;zwnj;کند نحوه&amp;zwnj;ی تفکیک قوا میان چپ و راست و استفاده&amp;zwnj;های گوناگون آن&amp;zwnj;ها از مکانیسم&amp;zwnj;های مختلف قدرت افکار عمومی است و نحوه&amp;zwnj;ی بازتاب این امر در فضای سیاسی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستان روی آوردن چپ&amp;zwnj;ها به افکار عمومی روایتی روشن است: آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای که حتا پیش از انتصاب به رهبری به جناح راست تعلق دارد (نکته&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی روشنی که چپ&amp;zwnj;ها تا آخرین مرحله به امید حفظ بی&amp;zwnj;طرفی از اشاره&amp;zwnj;ی مستقیم به آن پرهیز می&amp;zwnj;کنند) اولین کسی است که شکاف را ایجاد می&amp;zwnj;کند و با آغاز &amp;laquo;نظارت استصوابی&amp;raquo; فرایند چیرگی انتصاب بر انتخاب را از مجرایی شروع می&amp;zwnj;کند که قانون هست اما عرف نیست. چپ&amp;zwnj;هایی که به این ترتیب از سهم خود از نمایندگی اراده&amp;zwnj;ی عمومی بازمانده&amp;zwnj;اند (مجمع روحانیون مبارز) و حتا نمی&amp;zwnj;توانند بیانیه&amp;zwnj;ی اعتراضی خود را در هیچ روزنامه&amp;zwnj;ای به چاپ برسانند تصمیم به انتشار روزنامه&amp;zwnj;ی سلام می&amp;zwnj;گیرند که نخستین شماره&amp;zwnj;ی آن ۲۰ بهمن ۱۳۶۹ به چاپ می&amp;zwnj;رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این به&amp;zwnj;وضوح تکرار همان رویکرد تاریخی است: شکایت بردن از دولت به ملت. روزنامه&amp;zwnj;ی سلام ضربه&amp;zwnj;ی خود را در دو مورد آشکار وارد می&amp;zwnj;کند: در باز کردن پرونده&amp;zwnj;ی اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی و قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای، یعنی مشروعیت اقتصادی و سیاسی نظام. چپ&amp;zwnj;ها به این ترتیب جایگاهی منحصربه&amp;zwnj;فرد در صحنه&amp;zwnj;ی سیاسی اشغال می&amp;zwnj;کنند: ایشان تنها منتقدان نظام در داخل نظام&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دوران اصلاح&amp;zwnj;طلبان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به صورت تاریخی و حتا پیش از ظهور روشنفکران، بانفوذترین منتقدان قدرت سیاسی در ایران روحانیون بوده&amp;zwnj;اند. پس از انقلاب و با به قدرت رسیدن روحانیت، هیچ صدای مخالفی جز &amp;laquo;ضدانقلاب&amp;raquo; باقی نمی&amp;zwnj;ماند. اصلاح&amp;zwnj;طلبان (که برایشان نامی بامسماتر از چپ&amp;zwnj; است) به تازگی عقایدشان شاخص نیستند به این شاخص&amp;zwnj;اند که می&amp;zwnj;توانند از مشروعیت نظام برای تغییر آن خرج کنند. &amp;laquo;قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای&amp;raquo; پاشنه&amp;zwnj;ی آشیل است: اصلاح&amp;zwnj;طلبان به حمایت از حق کسانی برمی&amp;zwnj;خیزند که حتا لزوماً با آن&amp;zwnj;ها اشتراک عقیده ندارند اما پافشاری بر حقوق&amp;zwnj;شان تنش مشروعیت را تا عمق نظام می&amp;zwnj;فرستد. تعطیلی روزنامه&amp;zwnj;ی سلام به واقعه&amp;zwnj;ی ۱۸ تیر می&amp;zwnj;انجامد. خشونت به گفتمان مذهبی وصل می&amp;zwnj;شود، دانشگاه به مطبوعات به افکار عمومی. محمد خاتمی به واسطه&amp;zwnj;ی خاطره&amp;zwnj;ی خوبی که از زمان تصدی&amp;zwnj;اش بر وزارت فرهنگ در خاطره&amp;zwnj;ها مانده با حمایت روزنامه&amp;zwnj;نگاران و فرهنگیان برنده&amp;zwnj;ی رأی افکار عمومی شده است و قدرت مجلس هم به آن علاوه می&amp;zwnj;شود. در حالی که به نظر می&amp;zwnj;رسد تمامی جایگاه&amp;zwnj;های نمادین فتح شده&amp;zwnj;اند تمامی آن&amp;zwnj;ها یکایک فرومی&amp;zwnj;افتند، آن&amp;zwnj;هم از مجرای قانون. محاکمه&amp;zwnj; و عزل شهردار، توقیف مطبوعات، بازداشت روزنامه&amp;zwnj;نگاران، رد صلاحیت نمایندگان، و نهایتاً غصب قوه&amp;zwnj;ی مجریه. مطالبات تئوریک اصلاح&amp;zwnj;طلبان (که در سطح روشنفکری شامل تمامی مقتضیات &amp;laquo;جامعه&amp;zwnj;ی مدنی&amp;raquo; نظیر قانون&amp;zwnj;روایی، ثبات اقتصادی، عدالت اجتماعی، آزادی بیان و مطبوعات، قوانین عادلانه و ساختار سیاسی پویا و غیره می&amp;zwnj;شود) در عمل هیچ ضمانت اجرایی ندارد در حالی که جناح راست از همان ابتدا این ضمانت را در اختیار گرفته و بهترین استفاده را از قدرت قانون و نیروی انتظامی می&amp;zwnj;کند. دموکراسی را در انتخابات می&amp;zwnj;یابند و نه در قدرت مطبوعات به عنوان رکن چهارم حکومت یا دادگاه به عنوان تریبون دادخواهی یا مجلس به عنوان اراده&amp;zwnj;ی ملت. تا زمانی که &amp;laquo;وزیر&amp;raquo; هست فروریختن باقی ساختارها واکنشی نظیر آن&amp;zwnj;چه پس از انتخابات ۱۳۸۸ اتفاق می&amp;zwnj;افتد ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مناصب انتصابی در اختیار جناح راست است و مناصب انتخابی در اختیار جناح چپ. افکار عمومی در معنای مدرن کلمه سهم جناح چپ می&amp;zwnj;شود که از همان ابتدا بر روی آن سرمایه&amp;zwnj;گذاری کرده&amp;zwnj; است و آرمان&amp;zwnj;های انقلابی (و در صدر همه &amp;laquo;بیگانه&amp;zwnj;ستیزی&amp;raquo;) تملک جناح راست. از شعارهای دوران انقلاب (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری&amp;raquo; سهم جنبش چپ می&amp;zwnj;شود و &amp;laquo;استقلال&amp;raquo; و &amp;laquo;اسلام&amp;raquo; سهم جناح راست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دوران اخیر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحت ریاست&amp;zwnj;جمهوری محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد، تقریباً هیچ&amp;zwnj;چیز از دستاوردهای اصلاح&amp;zwnj;طلبان باقی نمی&amp;zwnj;ماند بلکه باقی&amp;zwnj;مانده&amp;zwnj;ی سنگ&amp;zwnj;های موازنه هم از میان برداشته می&amp;zwnj;شود: تضعیف مجلس تا حد یک فرمانبردار دون&amp;zwnj;پایه، بازگرداندن قوانین به حالتی محافظه&amp;zwnj;کارانه&amp;zwnj;تر از قبل، تضعیف عامدانه&amp;zwnj;ی بخش خصوصی و طبقه&amp;zwnj;ی متوسط، قدرت گرفتن بی&amp;zwnj;سابقه&amp;zwnj;ی سپاه پاسداران، تأسیس نهادهای اطلاعاتی موازی، امنیتی شدن فضای اجتماعی، حذف نظارت سازمان برنامه&amp;zwnj; و بودجه، شدت بخشیدن به سیاست&amp;zwnj;های خارجی خصمانه&amp;zwnj;&amp;zwnj; و الخ. همچنان&amp;zwnj;که پس از دوران مصدق رخ داده بود این بار هم داشته&amp;zwnj;های جناح چپ تملک نمی&amp;zwnj;شود بلکه در مقابل، سایر گزینه&amp;zwnj;ها تقویت می&amp;zwnj;شوند. به عوض آزادی و جمهوریت از دست رفته، تأکید بر اسلام و استقلال پررنگ می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;معروف است که یکی از مشکلات نظام&amp;zwnj;های کمونیستی را این می&amp;zwnj;دانستند که هرچه ضعف اقتصاد سوسیالیستی بیشتر آشکار می&amp;zwnj;شد سخت&amp;zwnj;گیری نظام هم افزایش می&amp;zwnj;یافت چرا که نتیجه می&amp;zwnj;گرفتند لابد &amp;laquo;کمونیسم واقعی&amp;raquo; پیاده نشده و اگر رهبرانی پرهیزگارتر و اصول&amp;zwnj;گراتر در صدر امور بودند مشکلات از میان برمی&amp;zwnj;خاست. نتیجه، نوعی اصول&amp;zwnj;گرایی فزاینده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین&amp;zwnj;ترتیب آن&amp;zwnj;چه تبعات هولناک حذف جناح چپ محسوب می&amp;zwnj;شود نه شکست&amp;zwnj;خوردن آرمان&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;طلبی بلکه حذف نقش افکار عمومی از چرخه&amp;zwnj;ی قدرت است: تقطیر عنصر جمهوری از ساختار سیاسی. اگر در این سو زمزمه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;جمهوری ایرانی&amp;raquo; سربلند می&amp;zwnj;کند طرف مقابل مسکوت می&amp;zwnj;گذارد که چه جایگزینی را در نظر گرفته است. رویه&amp;zwnj;ای آغاز می&amp;zwnj;شود که ناگزیر به خشونت می&amp;zwnj;رسد و به صورت فزاینده&amp;zwnj;ای در آن غرق می&amp;zwnj;شود؛ کمرنگ شدن مفهوم شهروند و بازگشت به مفهوم رعیت؛ انتقال قانون از حیطه&amp;zwnj;ی نمادین به حیطه&amp;zwnj;ی زور عریان؛ بی&amp;zwnj;معنا شدن ادبیات سیاسی و از میان برخاستن واسطه&amp;zwnj;های دیوان&amp;zwnj;سالارانه&amp;zwnj;ی زور. این جا سویه&amp;zwnj;ی خطرناک &amp;laquo;باخت&amp;zwnj;&amp;raquo;&amp;zwnj; اصلاح&amp;zwnj;طلبان خود را نشان می&amp;zwnj;دهد: افکار عمومی دیگر میز مذاکره، صحنه&amp;zwnj;ی نمایش یا دکه&amp;zwnj;ی جمع&amp;zwnj;آوری طرفدار به شمار نمی&amp;zwnj;آید، حربه&amp;zwnj;ی کثیف دیگری و فتنه&amp;zwnj;ای قلمداد می&amp;zwnj;شود که باید خنثا شود، فضای فاسدی است که باید تعطیل شود. و اتفاقاً تا این لحظه هم بی&amp;zwnj;دلیل تحمل شده بود و خلاقیت نافرجام هاشمی بود برای &amp;laquo;نظام&amp;zwnj;سازی&amp;raquo;: امت مدرن نیازی به افکار عمومی ندارد، آرمان&amp;zwnj;های خودش را دارد و شیوه&amp;zwnj;های خودش را برای شیوع آن. مگر انقلاب ۵۷ از طریق روزنامه&amp;zwnj;های پیشرو به سرانجام رسیده بود که تداوم&amp;zwnj;اش بدان نیاز داشته باشد؟ این بدان معنا نیست که دولت امت را فراموش کرده باشد: رضایت امت مطرح است، دعوایی بزرگتر از شیوه&amp;zwnj;ی پرداخت یارانه&amp;zwnj;ها وجود ندارد و پرونده&amp;zwnj;ی هسته&amp;zwnj;ای حیثیت کشور به شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بوی خون در فضا موج می&amp;zwnj;زند. بر چنین پس&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;توان حرکات سیاسی&amp;zwnj;ای را فهمید که به صورتی دیگر قابل توجیه نیستند: اعدام سارقان در ملأعام در &amp;laquo;خانه&amp;zwnj;ی هنرمندان&amp;raquo; و بریدن انگشتان دست در مرکز &amp;laquo;پایتخت فرهنگی&amp;raquo; هیچ تفسیر دیگری ندارد جز نوعی تسویه&amp;zwnj;حساب مفهومی با افکار عمومی؛ اشغال مکرر سفارت هیچ توجیه عقلانی دیگر ندارد جز تکرار منطق انقلاب و پنبه کردن رشته&amp;zwnj;های هاشمی و اصلاح&amp;zwnj;طلبان برای نرم کردن سیاست خارجی؛ ترورهای بی&amp;zwnj;سابقه علیه سیاستمداران کشورهای مختلف در گستره&amp;zwnj;ای از کشورها و کلنجار با غرب برخلاف مصالح ملی منطقی ندارد جز دهن&amp;zwnj;کجی به تلاش&amp;zwnj;ها در جهت کم&amp;zwnj;کردن آتش بیگانه&amp;zwnj;ستیزی؛ حمله&amp;zwnj;ی مجدد به کوی دانشگاه در ۲۵ خرداد ۸۸ و رها کردن ادعای بیهوده&amp;zwnj;ی وحدت &amp;laquo;حوزه و دانشگاه&amp;raquo; دلیلی ندارد جز پیوستن دانشگاه به جریان رقیب قدرت؛ تعطیلی ناشران، بازداشت گسترده&amp;zwnj;ی روزنامه&amp;zwnj;نگاران و توقیف روزنامه&amp;zwnj;هایی که مشخص است تأثیری در فضای امنیتی ندارند، ورشکست کردن صنعت نشر، اخراج و بازنشستگی اجباری استادان دانشگاهی که مخاطبان بسیار محدودی دارند آن هم از میان خواص&amp;zwnj; همه نشان از تصمیم برای از ریشه درآوردن &amp;laquo;فتنه&amp;raquo; دارد؛ این&amp;zwnj;ها نه دلایل بلکه متعلقات فضای &amp;laquo;اغتشاش&amp;zwnj;&amp;raquo;&amp;zwnj;های سال ۱۳۸۸ هستند و به&amp;zwnj;خودی&amp;zwnj;خود بی&amp;zwnj;ضررند اما فضایی را می&amp;zwnj;سازند که گزینه&amp;zwnj;ی دیگر قدرت بر آن اتکا کرده&amp;zwnj; است. این کینه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;تمدن&amp;raquo; و &amp;laquo;فرهنگ&amp;raquo; و &amp;laquo;هنر&amp;raquo; و &amp;laquo;مطبوعات&amp;raquo; و هرآن&amp;zwnj;چیزی که ملازم با افکار عمومی است، نتیجه&amp;zwnj;ی گرو کشیدن فرهنگ و افکار عمومی از سوی رقیب است: درست به همان شیوه&amp;zwnj;ای که در گذشته چشمان اهالی شهر&amp;zwnj;هایی که مقاومت می&amp;zwnj;کردند از حدقه درآورده و در طبق چیده می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخلاف تصور، این نوعی ارتجاع و بازگشت به قبل نیست، بربریت نیست بلکه به قدرت رسیدن دستگاهی بسیار مدرن است: خشونت کور دستگاهی که با تسمه&amp;zwnj;های تکنولوژیک روزگار نو می&amp;zwnj;چرخد، دستگاهی که هرچه جسم و روح را سریع&amp;zwnj;تر چرخ کند موفق&amp;zwnj;تر است. به راه افتادن سازوکاری که هدف&amp;zwnj;اش رفع فرهنگ است: تولید موجودات غیرسیاسی از شهروند، رعایایی که چشم&amp;zwnj;شان به دست ارباب است، اولویت بخشیدن به حیات در مقابل زندگی، ساختن نوعی زندگی ذهنی که بدون دولت بی&amp;zwnj;معناست، ساختن امتی که نمی&amp;zwnj;تواند خود را جز از چشم حکومت ببیند و تصوری از تمامیت خود داشته باشد، تبدیل هر تجربه&amp;zwnj;ی زیستی به تجربه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای حکومتی، ساختن دستگاهی که بیرونی ندارد جز دشمن و ضدانقلاب، تأسیس سازوکاری که چون پدری سختگیر هیچ ملجئی جز خود او وجود ندارد و نهایتاً باید شکایت را به خود او برد. در ادبیات سیاسی غرب، چنین فرایندی تنها یک نام دارد: فاشیسم. در مقابله با آن، حدمیانه باقی نمی&amp;zwnj;ماند، حد میانه بلعیده می&amp;zwnj;شود، اصلاح&amp;zwnj;طلبی بی&amp;zwnj;معنا و پوک می&amp;zwnj;شود و رادیکالیته تا حد اشباع تکثیر می&amp;zwnj;شود. برخلاف تصور، این انتخابی عاقلانه از سوی جناح راست است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. ماشاءالله آجودانی (۱۳۸۳) &lt;em&gt;مشروطه ایرانی&lt;/em&gt; (تهران: نشر اختران)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. &amp;laquo;در چشم عشقي نفوس مملکت به دو بخش توده مردم گوسپندچران و اشراف تقسيم مي&amp;zwnj;شوند و بديهي است که گروه اول نادان و نفهم و قرباني و گروه دوم ويرانگر و خائن و شرور است.&amp;raquo; (محمد قائد (۱۳۸۰) &lt;em&gt;عشقي: سيماي نجيب يک آنارشيست&lt;/em&gt; (تهران: طرح نو) ص ۱۰۳.)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. سید محمدرضا میرزازاده (۱۳۵۷) &lt;em&gt;کلیات مصور میرزاده&amp;zwnj; عشقی&lt;/em&gt; (تهران: امیرکبیر)، ص ۳۱۷.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴. روح&amp;zwnj;الله خمینی (۱۳۸۵) &lt;em&gt;صحیفه&amp;zwnj;ی امام&lt;/em&gt; (تهران: مؤسسه&amp;zwnj;ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، ص ۲۸۳.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/01/24897#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2035">اصلاح‌طلبان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17689">افکار عمومی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7256">باوند بهپور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3276">خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8970">مشروطیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19628">پهلوی</category>
 <pubDate>Fri, 01 Mar 2013 12:55:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24897 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>چرخش قدرت در تاریخ سیاسی ایران </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/26/24819</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/26/24819&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کورش عرفانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;491&quot; height=&quot;363&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/stbdd_mdhhby_hkhm_br_yrn.jpg?1362000278&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی - در حالی که جنگ قدرت در ایران بالا گرفته و سماجت بشار اسد، سوریه را در جنگ داخلی خانمان براندازی فرو برده است، نخست وزیر بلغارستان به دلیل اعتراضات عمومی، همراه با تمام اعضای کابینه&amp;zwnj; خود به دلیل اعتراضات عمومی استعفا داد. وی گفت: &amp;quot;من در حکومتی که پلیس آن مردمش را می&amp;zwnj;زند حضور نخواهم داشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تفاوت چشمگیر میان گرایش&amp;zwnj;ها از کجا می&amp;zwnj;آید؟ چه چیزی سبب می&amp;zwnj;شود که برخی به مسند حکومت چنگ بزنند و بعضی دیگر آن را آسانتر به دیگران واگذار &amp;zwnj;کنند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این نوشتار با نگاه به پرسش&amp;zwnj;های فوق می&amp;zwnj;کوشیم موضوع چرخش قدرت در ایران را بررسی کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چرخش قدرت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پدیده بیانگر دست به دست شدن قدرت حاکمه&amp;zwnj; یک کشور بر اساس فرایندهایی است که مبنای آن انتخابات آزاد است. در یک نظام دمکراتیک، هر نیروی سیاسی که بتواند رای اکثریت جامعه را به دست آورد حکومت را به دست می&amp;zwnj;گیرد و اگر کارش در طول مدت تعیین شده برای خدمت، مورد پسند عموم باشد، شانس این را می&amp;zwnj;یابد که برای یک دوره&amp;zwnj; معین دیگر و بر اساس رای مردم، در جایگاه خود باقی بماند و در غیر این صورت قدرت را به دیگران واگذار می&amp;zwnj;کند. این جوهره و مشخصه&amp;zwnj; اصلی دمکراسی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آن جا که سیستم سیاسی دمکراسی بر مبنای &amp;laquo;چرخش قدرت&amp;raquo; بنیان گذاشته می&amp;zwnj;شود، همه&amp;zwnj; بازیگران سیاسی می&amp;zwnj;دانند که حکومت عرصه&amp;zwnj;ای است که می&amp;zwnj;توان با رعایت اصول موجود در قانون اساسی، آن را در اختیار خود بگیرند و بر مبنای همان اصول نیز باید، در وقت خود، آن را به دیگری تحویل دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ممکن است که یک فرد بتواند چندین بار در صحنه سیاسی به قدرت دست یابد، اما این که کسی بخواهد با زور یا حقه بازی، به صورت مادام&amp;zwnj;العمر موقعیت حکومتی را برای خویش اشغال کند بسیار ناممکن است. از همین رو باقی ماندن بیش از حد در قدرت در کشورهای دمکراتیک پدیده&amp;zwnj;ای نادر است و اغلب به ایفای نقش&amp;zwnj;های محدود مانند نمایندگی مجلس، سناتوری، وزارت و یا مشاوره ختم می&amp;zwnj;شود. اما پست&amp;zwnj;های مهم و اصلی اغلب ستاره&amp;zwnj;های کم دوام را به خود می&amp;zwnj;بینند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نمونه&amp;zwnj; زندگی سیاسی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای شناخت چگونگی تحول عمر سیاستمداران در غرب کافی است به یک نمونه نگاه کنیم. در فرانسه &amp;laquo;لوران فابیوس&lt;a href=&quot;#_edn1&quot; name=&quot;_ednref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;raquo;، وزیر امور خارجه&amp;zwnj; کنونی این کشور، مثالی از رفت و برگشت&amp;zwnj;های متعدد در سیاست است. وی که متولد سال ۱۹۴۶ است در سال ۱۹۷۴ به حزب سوسیالیست فرانسه پیوست. چهار سال بعد، در سن ۳۲ سالگی به مجلس شورای ملی فرانسه راه یافت. پس از طی دوره&amp;zwnj; نمایندگی بین سال&amp;zwnj;های ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ و با پیروزی فرانسوا میتران در پست ریاست جمهوری در انتخابات ۱۹۸۱، به نخستین پست وزارت خود دست یافت. بین سال&amp;zwnj;های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳ وزیر بودجه و از ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۴ وزیر صنعت و تحقیق بود. او در همان سال ۸۴ به پست نخست وزیری فرانسه منصوب شد و تا سال ۱۹۸۶ که سوسیالیست&amp;zwnj;ها انتخابات مجلس را به راست&amp;zwnj;ها باختند، در این پست باقی ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;با انتخاب مجدد فرانسوا میتران به سمت ریاست جمهوری در سال ۱۹۸۸، فابیوس به ریاست مجلس قانونگذاری فرانسه رسید و تا سال ۱۹۹۲ در این پست باقی ماند. در همین سال وی به عنوان دبیراول حزب سوسیالیست فرانسه انتخاب شد. پستی که آن را یک سال بعد و با شکست این حزب در انتخابات، ترک کرد. او بین سال&amp;zwnj;های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ که مجلس فرانسه در دست راست&amp;zwnj;ها قرار داشت، به عنوان رئیس گروه سوسیالیست&amp;zwnj;ها در مجلس شناخته می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاستمداران یک کشور دمکراتیک، بارها می&amp;zwnj;روند و می&amp;zwnj;آیند. در سطوح پایین، میانی یا بالای ساختار قدرت خدمت می&amp;zwnj;کنند و باز آماده می&amp;zwnj;شوند که بروند و برگردند. ترک پست حکومتی و بازگشت به آن بخشی از واقعیت زندگی سیاستمداران حرفه&amp;zwnj;ای را تشکیل می&amp;zwnj;دهد. اما قدرت حکومتی در جامعه&amp;zwnj; غیر دمکراتیک، نوعی ادامه&amp;zwnj; قدرت قبیله&amp;zwnj;ای و گروهی فرد یا تعدادی از افراد است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ۱۹۹۷ و با پیروزی مجدد سوسیالیست&amp;zwnj;ها در انتخابات مجلس، لوران فابیوس باردیگر به ریاست مجلس دست یافت. او سه سال بعد، در سال ۲۰۰۰ به عنوان وزیر اقتصاد، دارایی و صنعت در کابینه&amp;zwnj; نخست وزیر سوسیالیست &amp;laquo;لیونل ژوسپن&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn2&quot; name=&quot;_ednref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; شروع به کار کرد. در سال ۲۰۰۲ باز به عنوان نماینده به مجلس رفت و در سال ۲۰۰۶ خود را برای کاندیداتوری ریاست جمهوری در حزب سوسیالست نامزد کرد اما در انتخابات مقدماتی و درون حزبی از رقیب خود خانم &amp;laquo;سگولن رویال&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn3&quot; name=&quot;_ednref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; شکست خورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فابیوس بین سال&amp;zwnj;های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ یک پست محلی مربوط به استان خود، یعنی استان &amp;laquo;سن ماریتیم&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn4&quot; name=&quot;_ednref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; را اشغال کرد. او که در تمام این مدت نزدیک به چهل سال به عنوان یکی از مغزهای متفکر حزب سوسیالیست فعالیت می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کرد، سرانجام سال گذشته با پیروزی &amp;laquo;فرانسوا اولاند&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn5&quot; name=&quot;_ednref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به عنوان وزیر امور خارجه&amp;zwnj; فرانسه به صحنه&amp;zwnj; قدرت باز گردید. وی هم اکنون ۶۷ سال دارد و به احتمال زیاد می&amp;zwnj;تواند ده تا پانزده سال دیگر در صحنه&amp;zwnj; سیاسی فرانسه حضور داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثال رولان فابیوس برای آن است تا ببینیم وقتی در یک کشور دمکراسی برپاست، سیاستمداران بارها می&amp;zwnj;روند و می&amp;zwnj;آیند. در سطوح پایین، میانی یا بالای ساختار قدرت خدمت می&amp;zwnj;کنند و باز آماده می&amp;zwnj;شوند که بروند و برگردند. موقعیتی کم یا بیش مشابه می&amp;zwnj;توان برای سایر سیاستمداران در فرانسه و جوامع دمکراتیک دیگر در نظر گرفت. در آمریکا سرنوشت بسیاری از کسانی که در سن بالا به ریاست جمهوری رسیدند مانند &amp;laquo;جرج بوش&amp;raquo; (پدر)&lt;a href=&quot;#_edn6&quot; name=&quot;_ednref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;laquo;ریچارد نیکسون&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn7&quot; name=&quot;_ednref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و یا &amp;laquo;هری ترومن&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn8&quot; name=&quot;_ednref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و نیز سرنوشت بعد از پایان دوران ریاست جمهوری کسانی که در سن پایین به این پست دست یافتند &amp;ndash; مانند &amp;laquo;بیل کلینتون&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn9&quot; name=&quot;_ednref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; - حاکی از فراز و نشیب&amp;zwnj;های بسیاری است که هر یک از این افراد، بر اساس انتخاب&amp;zwnj;های فردی خود و سرنوشت حزبی خویش پیدا کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;بینیم که ترک پست حکومتی و بازگشت به آن بخشی از واقعیت زندگی سیاستمداران حرفه&amp;zwnj;ای را تشکیل می&amp;zwnj;دهد. ماکس وبر، جامعه&amp;zwnj;شناس آلمانی بیش از یک صد سال پیش، در مطلبی که بعدها به صورت یک &lt;a href=&quot;http://fr.wikipedia.org/wiki/Le_Savant_et_le_politique&quot;&gt;کتاب&lt;/a&gt; منتشر شد، توضیح داد که سیاستمداران حرفه&amp;zwnj;ای باید از طریق کار سیاسی خویش ارتزاق مادی کنند تا بتوانند مسئولیت&amp;zwnj;پذیر باشند. وی با تقسیم نوع برخورد سیاستمداران به دو نوع &amp;laquo;باورمدار&amp;raquo; و &amp;laquo;مسئولیت مدار&amp;raquo; دومی را بهتر و در گرو این می&amp;zwnj;داند که کار سیاسی زندگی سیاستمداران حرفه&amp;zwnj;ای را تامین می&amp;zwnj;کند یا خیر. البته آن چه وی می&amp;zwnj;گوید در چارچوب یک نظام سیاسی دمکراتیک است که در آن کارکردها تعریف و نهادینه شده هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مشکل سیاست در نظام غیر دمکراتیک &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخلاف یک جامعه&amp;zwnj; دمکراتیک که قدرت بر اساس قواعد تعریف شده دست به دست می&amp;zwnj;گردد، قدرت حکومتی در جامعه&amp;zwnj; غیر دمکراتیک، نوعی ادامه&amp;zwnj; قدرت قبیله&amp;zwnj;ای و گروهی فرد یا تعدادی از افراد است. یعنی کسب و تصاحب حکومت نه بر مبنای یک قاعده&amp;zwnj; مشخص، بلکه براساس حرکت&amp;zwnj;های تند و غیر قابل پیش&amp;zwnj;بینی حاصل می&amp;zwnj;شود. به عبارت دیگر از طریق زور است که فرد به حکومت می&amp;zwnj;رسد و فقط از طریق زور حاضر به ترک حکومت می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کافیست نگاهی بیندازیم به آن چه در کشور خودمان گذشته است. برای این منظور مبنای بررسی خود را بر تاریخ معاصر ومدرن ایران قرار می&amp;zwnj;دهیم که به گفته&amp;zwnj; بسیاری از مورخان از دوره&amp;zwnj;ی صفویه آغاز می&amp;zwnj;شود و با مروری سریع بر چگونگی به قدرت رسیدن شاهان و مقام&amp;zwnj;های مهم و نخست کشوری، چگونگی چرخش قدرت در ایران معاصر را بازبینی می&amp;zwnj;کنیم. &lt;a href=&quot;#_edn10&quot; name=&quot;_ednref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;قدرتمداری در دوران صفویه &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکومت صفویه در ایران (۱۷۲۲-۱۵۰۱ میلادی) شروع خوبی برای پیگیری نوع جابجایی قدرت در ایران است. پس از تصرف ایران توسط اعراب و بعد از نهصد سال، این نخستین بار است که یک حکومت سراسری و متمرکز در کشور به قدرت می&amp;zwnj;رسد. مفهوم مدرن &amp;laquo;دولت-ملت&amp;raquo; از این زمان در ایران معنا می&amp;zwnj;گیرد. این سلسله را &amp;laquo;شاه اسماعیل صفوی&amp;raquo; بنیان گذاشت و خود به عنوان پادشاه به تخت نشست. پس از ۵۶ سال و ۶ ماه سلطنت و تنها پس از مرگ وی بود که پسرش &amp;laquo;شاه تهماسب یکم&amp;raquo; به دشواری جای او را گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی در سال ۱۵۲۴ میلادی در سن ده سالگی به سلطنت رسید و تا سال ۱۵۷۶ میلادی به مدت ۵۰ سال سلطنت کرد. پس از مرگ او فرزند چهارمش با نام &amp;laquo;شاه اسماعیل دوم&amp;raquo; (اسماعیل میرزا) به سلطنت رسید. وی که بیش از ۲۰ سال از عمر خود را به دلیل &amp;laquo;سوء رفتار&amp;raquo; در حبس گذرانده بود و پس از مرگ پدرش با برخی از زدوبندهای پشت پرده آزاد شد و به قدرت رسید، به دلیل محرومیت از آزادی در طول دو دهه رفتاری بسیار خشن داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طول ۲۲۱ سال سلطنت صفویان تنها یک مورد وجود دارد که حاکمی قبول می&amp;zwnj;کند جای خود را در حیات خود به فرزندش بدهد. در زمانی که در اروپا به تدریج سنت استقرار پارلمان و نظارت بر جابجایی دولت جا افتاده و نهادینه می&amp;zwnj;شود در ایران سلطنت مطلقه و تک سالاری افراطی در اوج خود است و قتل و کشتار و زندان و کورکردن، یگانه سنت&amp;zwnj;های قدرت&amp;zwnj;گیری و یا ممانعت از قدرت&amp;zwnj;گیری دیگران به شمار می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جانشین اصلی و متعارف &amp;laquo;شاه تهماسب&amp;raquo; می&amp;zwnj;بایست فرزند سوم وی &amp;laquo;حیدرمیرزا&amp;raquo; می&amp;zwnj;بود که طی یک توطئه توسط برخی قزلباشان کشته شد تا اسماعیل میرزا فرزند چهارم او که در آن زمان در حبس بود به قدرت برسد. او در مدت پانزده ماهی که در سلطنت بود آن قدر کشت و چشم درآورد تا این که خودش را نیز کشتند. &lt;a href=&quot;#_edn11&quot; name=&quot;_ednref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از قتل وی، برادر او &amp;laquo;شاه محمد خدا بنده&amp;raquo; به قدرت می&amp;zwnj;رسد. او فردی ضعیف و نابینا بود که به شاعری و گوشه&amp;zwnj;گیری علاقه داشت. اما با این همه عده&amp;zwnj;ای (قزلباشان) او را شاه کردند و وی کشور را در اوج فلاکت به مدت ده سال اداره کرد. آن قدر بد، که عثمانیان تبریز را تصرف کردند. این تنها موردی است که می&amp;zwnj;بینیم شاه در حالی که هنوز زنده است فرزندش، &amp;laquo;شاه عباس یکم&amp;raquo;، جای او را می&amp;zwnj;گیرد و با فاصله گرفتن از سلطنت در انزوا و در نهمین سال سلطنت پسرش &amp;laquo;شاه عباس یکم&amp;raquo; جان می&amp;zwnj;سپارد. این شاید نخستین مورد جابجایی البته ناگزیر قدرت بدون خونریزی و کشتار در تاریخ معاصر ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;شاه عباس اول&amp;raquo; به مدت ۴۲ سال بین سال&amp;zwnj;های ۱۵۸۷ تا ۱۶۲۹ میلادی حکومت کرد. این شاه نیز در طول سلطنت خویش یک فرزندش را کشت، دو پسرش را کور کرد و پس از درگذشت دو پسر دیگرش در دوران کودکی، به هنگام مرگ دیگر جانشینی نداشت. به همین دلیل، سلطنت به دست نوه&amp;zwnj; او &amp;laquo;شاه صفی&amp;raquo; رسید. این پادشاه بین سال&amp;zwnj;های ۱۶۲۹ تا ۱۶۴۲&amp;nbsp;میلادی به مدت ۱۴ سال حکومت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در زمان حکومت خود به مواد مخدر و عیاشی روی آورده و اداره&amp;zwnj; کشور را به دو وزیر خود سپرده بود و برای اطمینان از این که خطری سلطنت او را تهدید نکند، بسیاری از امرا و فرماندهان و بازرگانان را به قتل رساند. در بین آنان سرداران دلیر و قابلی از دوران &amp;laquo;شاه عباس یکم&amp;raquo; بودند که به دست شاه صفی به قتل رسیدند. به طور مثال او نه تنها &amp;laquo;خلیفه سلطان&amp;raquo; از بهترین وزرای دوران &amp;laquo;شاه عباس یکم&amp;raquo; را کشت، بلکه فرزندان وی را نیز از میان برد. وی سرانجام در سن ۳۲ سالگی به دلیل مصرف بیش از حد تریاک و شراب جان سپرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;جانشین وی فرزندش &amp;laquo;شاه عباس دوم&amp;raquo; بود که در سال ۱۶۴۲ میلادی و در سن ده سالگی به سلطنت رسید. او مدت ۲۴ سال بر ایران حکومت کرد. با مرگ وی فرزندش &amp;laquo;شاه سلیمان&amp;raquo;، ملقب به &amp;laquo;شاه صفی دوم&amp;raquo; به قدرت رسید. از او به عنوان پادشاهی نالایق نام می&amp;zwnj;برند. او به هنگام جلوس به سلطنت ۱۹ سال داشت و به هنگام مرگ، که به واسطه&amp;zwnj; شرابخواری حاصل شد، ۴۷ سال.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سال ۱۶۹۴ میلادی فرزند وی &amp;laquo;شاه حسین&amp;raquo; به قدرت رسید. او بی&amp;zwnj;سواد و فاقد توان اداره&amp;zwnj;مملکت بود، اما شمار همسران حرمسرای وی بالغ بر ۱۰۰۰ مورد عنوان شده و مورخان از وی به عنوان یک &amp;laquo;بیمار جنسی&amp;raquo; یاد کرده&amp;zwnj;اند. در زمان او فساد و تباهی و ناامنی کشور را فرا گرفت و سلسله&amp;zwnj;ی صفویان در نهایت توسط &amp;laquo;اشرف افغان&amp;raquo; برچیده شد. &amp;laquo;شاه حسین&amp;raquo; در سال ۱۷۲۶ در زندان افغان&amp;zwnj;ها گردن زده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;بینیم که در طول ۲۲۱ سال سلطنت صفویان در بین سال&amp;zwnj;های ۱۵۰۱ تا ۱۷۲۲ میلادی، تنها در یک مورد است که یک حاکم قبول می&amp;zwnj;کند که جای خود را در زمان حیات خود به فرزندش بدهد. در باقی موارد هر آن چه بوده یا مرگ طبیعی بوده است، یا مرگ ناشی از بیماری و فساد و یا قتل و توطئه. به عبارت دیگر، در زمانی که در اروپا به تدریج سنت استقرار پارلمان و نظارت بر جابجایی دولت جا افتاده و نهادینه می&amp;zwnj;شود در ایران سلطنت مطلقه و تک سالاری افراطی در اوج خود است و قتل و کشتار و زندان و کورکردن، یگانه سنت&amp;zwnj;های قدرت&amp;zwnj;گیری و یا ممانعت از قدرت&amp;zwnj;گیری دیگران به شمار می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;قدرتمداری در دوران قاجار&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با گذشت دوران کوتاهی که دولت مرکزی ایران به واسطه حمله اشرف و محمود افغان از هم پاشیده شده و کشور زیر سلطه &amp;laquo;زندیان&amp;raquo; (۱۷۶۰&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;ndash;&lt;/span&gt;۱۷۹۴ ) و &amp;laquo;افشاریان&amp;raquo; (۱۷۴۷&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;ndash;&lt;/span&gt;۱۷۹۶) قرار دارد، بار دیگر سلطنتی جدید با زور شمشیر بنا می&amp;zwnj;شود. &amp;laquo;آقا محمدخان قاجار&amp;raquo; در تاریخ ۲۱ مارس ۱۷۸۲ در ایران تاجگذاری کرد و سلطنت قاجار آغاز شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناصرالدین شاه در دوران حکومت خویش وزیر بالیاقتی چون &amp;laquo;امیر کبیر&amp;raquo; را از میان برد تا برایش دردسر نشود. پس از او مظفرالدین شاه در سن ۵۳ سالگی به تاج و تخت دست یافت و پس از ده سال حکومت و چند روز پس از امضای فرمان مشروطیت درگذشت. فرزند وی &amp;laquo;محمد علیشاه&amp;raquo; بلافاصله پس از به قدرت رسیدن، به مخالفت با مشروطیت پرداخت و مجلس نمایندگان را به توپ بست.&amp;nbsp; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;با فتح تهران توسط مشروطه خواهان در &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۲۸۸&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; &amp;laquo;محمد علیشاه&amp;raquo; به سفارت روس پناهنده شد و از آن جا نیز به خارج گریخت. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;آقا محمدخان&amp;raquo; مردی کینه&amp;zwnj;جو، خشن و بی&amp;zwnj;رحم بود که کشتن را نخستین ابزار حکومتگری می&amp;zwnj;دانست و این سنت در تمام دوره&amp;zwnj; قاجار دوام آورد. وی پس از جنایات بسیار در سال ۱۷۹۸ در گذشت و برادر&amp;zwnj;زاده&amp;zwnj;اش &amp;laquo;فتحعلی شاه&amp;raquo; به قدرت رسید و مدت ۳۶ سال و ۸ ماه حکومت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در زمان&amp;nbsp; فتحعلی شاه، روس&amp;zwnj;ها و انگلیس&amp;zwnj;ها نفوذ زیادی در ایران یافتند و ننگین&amp;zwnj;ترین قراردادها با ایران امضا شد. پس از مرگ وی نوه&amp;zwnj; او &amp;laquo;محمد شاه&amp;raquo; در سال ۱۸۳۴ به قدرت رسید. محمدشاه از این شانس برخوردار بود که وزیری شایسته و خردمند به نام &amp;laquo;میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی&amp;raquo; داشت. اما شاه با توطئه&amp;nbsp; درباریانی که منافع خود را به واسطه&amp;zwnj; عملکرد عقلانی &amp;laquo;قائم مقام&amp;raquo; در خطر می&amp;zwnj;دیدند، او را در نهایت خفه کرد و به جایش یک وزیر وطن فروش به نام &amp;laquo;حاج میرزا آقاسی&amp;raquo; را به صدارت منصوب کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوران سلطنت &amp;laquo;محمد شاه&amp;raquo; بی ثبات&amp;zwnj;ترین دوره&amp;zwnj; حکومت قاجاریان است و کشور در مدت ۱۴ سال و سه ماه سلطنت وی در آشوب و شورش&amp;zwnj;های متعدد به سر &amp;zwnj;برد. او سرانجام در سال ۱۲۲۷ خورشیدی به بیماری نقرس درگذشت و فرزندش &amp;laquo;ناصرالدین شاه&amp;raquo; به قدرت رسید که ۵۰ سال سلطنت کرد. ناصرالدین شاه نیز در دوران حکومت خویش وزیر بالیاقت خود &amp;laquo;امیر کبیر&amp;raquo; را از میان برد تا برایش دردسر نشود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سرانجام &amp;laquo;ناصر الدین شاه&amp;raquo; در سن ۶۴ سالگی طی یک ترور در سال ۱۲۷۵ هجری خورشیدی توسط &amp;laquo;میرزا رضای کرمانی&amp;raquo; به قتل رسید. آخرین جملات وی در هنگام مرگ و پس از پنجاه سال سلطنت این بوده است: &amp;laquo;من بر شما جور دیگری حکومت خواهم کرد اگر زنده بمانم.&amp;raquo; معلوم نیست منظور وی این بود که شیوه&amp;zwnj; حکومتی&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;توانست مردمی&amp;zwnj;تر شود یا برعکس.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با کشته شدن ناصرالدین شاه، ولیعهد او که در آن زمان ۴۰ سال از ولیعهدی&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;گذشت به مقام شاهی رسید. &amp;laquo;مظفرالدین شاه&amp;raquo; در سن ۵۳ سالگی به تاج و تخت دست یافت. وی پس از ده سال حکومت و چند روز پس از امضای فرمان مشروطیت که قرار بود در ایران مجلس تاسیس کند و سلطنت را از حکومت جدا سازد درگذشت. فرزند وی &amp;laquo;محمد علیشاه&amp;raquo; در سال ۱۲۸۵ خورشیدی به قدرت رسید و بلافاصله به مخالفت با مشروطیت که شرایط چرخش قدرت را به وجود می&amp;zwnj;آورد پرداخت و مجلس نمایندگان ملت را به توپ بست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;با فتح تهران توسط مشروطه خواهان در ۱۲۸۸ &amp;laquo;محمد علیشاه&amp;raquo; به سفارت روسیه پناهنده شد و از آن جا نیز به خارج گریخت. مشروطه خواهان فرزند وی &amp;laquo;احمد شاه&amp;raquo; را به سلطنت رساندند. او به هنگام به تخت نشستن تنها ۱۲ سال داشت. وی در سال ۱۲۹۹ و با کودتای رضاخان وی را به سمت وزیر جنگ و سپس نخست وزیر منصوب کرد. سرانجام هنگامی که او در سفر بود رضاخان در مجلس، انحلال سلطنت قاجار و تاسیس سلطنت پهلوی را مورد تصویب قرار داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;قدرت&amp;zwnj;مداری در دوران پهلوی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سلطنت نیز با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ بنیان گذاشته شد و چیزی به اسم جابجایی قدرت در آن دیده نمی&amp;zwnj;شود. به ویژه آن که رضاخان قانون اساسی مشروطیت را نادیده گرفت و اهمیتی به اجرای آن نداد. او در طول دوران حکومتش بی اعتناء به فرایندهای انتخاباتی یا تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های قانونی بر اساس اراده&amp;zwnj; فردی خویش کشور را آن گونه که می&amp;zwnj;خواست اداره کرد. وی رقبا و مخالفان و حتی دوستان و همراهان سابق خود را یکی پس از دیگری در زندان&amp;zwnj;های کشور از میان برد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی از مقتولان وزیر بودند مانند: &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D8%B4&quot; title=&quot;عبدالحسین تیمورتاش&quot;&gt;عبدالحسین تیمورتاش&lt;/a&gt;، &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C&quot; title=&quot;جعفرقلی‌خان بختیاری&quot;&gt;سردار اسعد بختیاری&lt;/a&gt;&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87&quot; title=&quot;نصرت‌الدوله&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نصرت&amp;zwnj;الدوله&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;؛ برخی روسای ایلات بودند، مانند&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87_%D9%82%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C&quot; title=&quot;صولت‌الدوله قشقایی&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;صولت&amp;zwnj;الدوله قشقایی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;. حتی شعرا و ادیبان در امان نماندند و جان باختند: مانند&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%B9%D8%B4%D9%82%DB%8C&quot; title=&quot;میرزاده عشقی&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;میرزاده عشقی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D8%AE%DB%8C_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C&quot; title=&quot;محمد فرخی یزدی&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد فرخی یزدی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;و یا برخی ازنمایندگان&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C&quot; title=&quot;مجلس شورای ملی&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجلس شورای ملی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;، مانند&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3&quot; title=&quot;سید حسن مدرس&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سید حسن مدرس&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%DB%8C%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE&quot; title=&quot;کیخسرو شاهرخ&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ارباب کیخسرو شاهرخ&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;. بعضی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1&quot; title=&quot;علی‌اکبر داور&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی&amp;zwnj;اکبر داور&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;وزیر عدلیه) از بیم، خودکشی کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضاخان نیز قانون اساسی مشروطیت را نادیده گرفت و اهمیتی به اجرای آن نداد. او در طول دوران حکومتش بی اعتناء به فرایندهای انتخاباتی یا تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های قانونی بر اساس اراده&amp;zwnj; فردی خویش کشور را آن گونه که می&amp;zwnj;خواست اداره کرد. در این دوره مجلس به طور صرف جنبه&amp;zwnj; نمایشی داشت و انتخاباتی به معنای واقعی کلمه در کارنبود. نمایندگان توسط دربار تعیین می&amp;zwnj;شدند. در نهایت، شاهی که با کودتا روی کار آمده بود با شبه کودتای بیگانگان کنار رفت و فرزندش به قدرت رسید.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این دوره مجلس به طور صرف جنبه&amp;zwnj; نمایشی داشت و انتخاباتی به معنای واقعی کلمه در کار نبود. نمایندگان توسط دربار تعیین می&amp;zwnj;شدند. هیچ کس در این میان از ضربه&amp;zwnj;های رضا شاه در امان نماند، حتی نمایندگان مجلس که زمانی در خدمت خود او بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این روند خودکامگی و نفی هر گونه مکانیزم برای چرخش قدرت ادامه یافت. نخست&amp;zwnj;وزیران رضا شاه هیچ یک دارای قدرت واقعی نبودند. این روند سبب شد که کشورداری فردی او زمینه را برای دخالت ورزی&amp;zwnj;های بیگانه آماده سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنگ جهانی دوم و نیاز انگلستان و شوروی به منابع نفتی و غذایی سبب مداخله&amp;zwnj; آنان در خاک ایران شد. آنها که برای آن شرایط حضور یک شاه مقتدر را در کشور نمی&amp;zwnj;خواستند و از بابت نبود هیچ گونه منشاء و منبع نهادینه&amp;zwnj; قدرت دیگر نیز مطمئن بودند، تصمیم گرفتند رضا شاه را از قدرتش خلع کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بریتانیا که می&amp;zwnj;دانست رضا شاه نه ارتش قدرتمندی دارد و نه حمایت مردمی، به راحتی برای او پیام فرستاد که: &amp;laquo;ممکن است اعلیحضرت لطفا از سلطنت کناره&amp;zwnj;گیری کرده و تخت را به پسر ارشد و ولیعهد واگذار نمایند؟ ما نسبت به ولیعهد نظر مساعدی داریم و از سلطنتش حمایت خواهیم کرد. مبادا اعلیحضرت تصور کنند که راه&amp;zwnj;حل دیگری وجود دارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo; &lt;a href=&quot;#_edn12&quot; name=&quot;_ednref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب شاهی که با کودتا روی کار آمده بود با شبه کودتای بیگانگان کنار رفت و فرزندش به قدرت رسید. محمدرضا پهلوی فرزند رضاشاه نیز سیاستی مشابه وی دنبال کرد. او نیز در جستجوی کسب قدرت انحصاری به مجلس و یا سایر سازوکارهای بهره بردن از خرد جمعی و چرخش قدرت بی اعتناء بود. به همین خاطر نیز تلاش نکرد که اشتباهات پدر خود را جبران کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او نیز وقتی یک نخست وزیر قدرتمند در مقابل خود یافت که اختیارات وی را در چارچوب قانون اساسی مشروطیت یادآور شد، به جای پذیرش آن و همکاری با وی، که می&amp;zwnj;توانست سبب استقرار یک دمکراسی نسبی در ایران شود، به فکر توطئه و ترتیب دادن اقدام توسط نظامیان علیه او افتاد. امری که به دلیل عدم موفقیت منجر به فرار وی از کشور شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این کار را آمریکایی&amp;zwnj;ها چند روز بعد با کمک عده&amp;zwnj;ای از نظامیان و اوباش در قالب کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲انجام دادند. این بار هم با کودتا بود که نخست وزیر قانونی ایران کنار زده شد و شاه فراری کشور، ورای اراده&amp;zwnj; مردم یا نهادهای قانونی به قدرت بازگردانده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدرضا پهلوی پس از کودتا به یک شاه مقتدر و خودکامه تبدیل شد. او تلاش کرد که نقش مجلس، وزرا و معاونان و مشاوران را به حداقل برساند. چیزی به اسم انتخابات وجود نداشت، سانسور و خفقان در اوج بود تا مبادا کسی هوس مشارکت در قدرت داشته باشد. کمتر کسی توانست بر اساس لیاقت&amp;zwnj;های خود به پست مهمی دست یابد. شاه، آدم&amp;zwnj;ها را نه بر اساس لیاقت بلکه بر مبنای تبعیت آنها انتخاب می&amp;zwnj;کرد. این سبب شد که طبقه&amp;zwnj; متوسط رو به رشد جامعه که عرصه&amp;zwnj; سیاسی و دخالت&amp;zwnj;ورزی را از روش&amp;zwnj;های قانونی و نهادینه پیدا نمی&amp;zwnj;کرد به دنبال آن برود که با روش&amp;zwnj;های فراقانونی شرایط را دگرگون سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدرضا پهلوی پس از کودتا به یک شاه مقتدر و خودکامه تبدیل شد. چیزی به اسم انتخابات وجود نداشت، سانسور و خفقان در اوج بود تا مبادا کسی هوس مشارکت در قدرت داشته باشد. &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه، آدم&amp;zwnj;ها را نه بر اساس لیاقت، بلکه بر مبنای تبعیت آنها انتخاب می&amp;zwnj;کرد. این سبب شد که طبقه&amp;zwnj; متوسط رو به رشد جامعه که عرصه&amp;zwnj; سیاسی و دخالت&amp;zwnj;ورزی را از روش&amp;zwnj;های قانونی و نهادینه پیدا نمی&amp;zwnj;کرد به دنبال آن برود که با روش&amp;zwnj;های فراقانونی شرایط را دگرگون سازد. انقلاب سال &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۳۵۷&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; دراین منظر یک کودتای مردمی بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب سال ۱۳۵۷ دراین منظر یک کودتای مردمی بود. این بار هم باز بحث بر سر کسب قدرت از طریق زور بود. آخرین تلاش&amp;zwnj;های بازماندگان آن رژیم، مانند کوشش&amp;zwnj;های واپسین دکتر شاهپور بختیار، برای دستیابی به یک گذار مسالمت آمیز و قانونمند از طریق رفراندم با نبرد مسلحانه&amp;zwnj;ی ۲۱ و ۲۲ بهمن ۵۷ با شکست مواجه شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;قدرت&amp;zwnj;مداری در دوران پس از انقلاب&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی مشخص شد که انحصار قدرت در این نظام به شکلی طراحی شده که فرایندهای انتخاباتی اعلام و پیگیری &amp;zwnj;شوند، اما بستر انتخاب آزاد در جامعه به شدت سرکوب شده و به هیچ انگاشته شود. به طور مثال می&amp;zwnj;توان به تشکیل آزاد احزاب و سازمان&amp;zwnj;های سیاسی، فعالیت آزاد سیاسی برای تشکل&amp;zwnj;ها، مطبوعات آزاد، حق انتخاب شدن آزاد اشاره کرد. اما تنها چیزی که در فرایندهای انتخاباتی نظام آزاد بوده، رای دادن به نامزدهای از پیش تایید شده&amp;zwnj;ای است که انتخاب یکی یا دیگری تاثیر چندانی بر سرنوشت آنها نداشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرور انتخابات سی و چهار سال گذشته، به خوبی نشان می&amp;zwnj;دهد که چگونه این کارکرد دمکراسی در یک نظام غیر دمکراتیک از محتوا تهی می&amp;zwnj;شود. نخستین انتخابات نظام مربوط به رفراندم قانون اساسی بود که در یازدهم فروردین ۱۳۵۸، یعنی کمتر از دو ماه پس از سقوط رژیم شاه، صورت گرفت. مردم دعوت شدند که رای دهند آیا نظامی به اسم &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo; را می&amp;zwnj;خواهند یا خیر. بدون آن که فرصت و امکان لازم برای مردم فراهم آید که این نظام تعریف و تعریف آن تدقیق شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک جو هیجان زده و پر ابهام، مردم به پای صندوق&amp;zwnj;های رای کشیده شدند که تا داغ هستند، به چیزی &amp;laquo;آری&amp;raquo; بگویند که نه توضیحی در مورد آن داده شده بود و نه بحثی در صحن عمومی یا وسایل ارتباط جمعی درباره&amp;zwnj; ذات آن درگرفته بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تنها چیزی که مردم از عبارت &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo; می&amp;zwnj;فهمیدند واژه &amp;laquo;جمهوری&amp;raquo; بود. آن هم در این حد که دیگر سلطنت نیست؛ یعنی پایان یک چیز را متوجه می&amp;zwnj;شدند اما شروع چیز دیگر را نمی&amp;zwnj;دانستند. به همین دلیل است که حساسیت زیادی در مورد کلمه &amp;laquo;اسلامی&amp;raquo; به خرج ندادند. بعدها معلوم شد که به طور دقیق در این عبارت آن چه مورد نظر بود نه &amp;laquo;جمهوری&amp;raquo; که &amp;laquo;اسلامی&amp;raquo; آن بود. خود خمینی چند روز قبل از این رفراندوم، خط راهبردی این جمله را روشن کرده بود:&amp;laquo;جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه بیشتر&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این رفراندم با نتیجه&amp;zwnj;ی ۲ / ۹۸ درصد آراء به نفع جمهوری اسلامی پایان یافت، اما سنت انتخابات بدون آمادگی و تعریف و بحث در دوران جدید را بنیان گذاشت. دومین انتخابات مربوط به مجلس خبرگان قانون اساسی بود که در تابستان همان سال ۱۳۵۸ برگزار شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این انتخابات هم در فضای هیجانی، شتاب&amp;zwnj;زده و پر ازترس و تنش برگزار شدو عده&amp;zwnj;ای با استفاده از امکانات دولتی و اعتباری که از موضوع انقلاب کسب کرده بودند، به این مجلس راه یافتند. آنها در مجلس خبرگان یک قانون اساسی، در اندازه&amp;zwnj; انحصارگری روحانیت که خود را صاحب انقلاب مردم می&amp;zwnj;دانست، تدوین کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این قانون معلوم شد که &amp;laquo;اسلامیت&amp;raquo; نظام قرار است به مراتب از &amp;laquo;جمهوریت&amp;raquo; آن بیشتر و قوی&amp;zwnj;تر باشد. با قرار دادن اصلی به نام &amp;laquo;ولایت فقیه&amp;raquo; این قانون اساسی به طور عملی بخش عمده&amp;zwnj;ی اختیارات تصمیم گیری را در کشور به دست یک نفر یعنی ولی فقیه سپارد. این اصل که ابتدا در پیش نویس قانون اساسی پیشنهادی وجود نداشت، توسط جریان مذهبی-بازاری در متن گذاشته شد و علی&amp;zwnj;رغم برخی مخالفت&amp;zwnj;های جزیی، در نهایت مورد تصویب قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این قانون اساسی که راه را برای خودکامگی مذهبی فردی به نام &amp;laquo;ولی فقیه&amp;raquo; باز می&amp;zwnj;کرد در تاریخ ۱۱ و ۱۲ آذر ماه ۱۳۵۸ به همه پرسی گذاشته شد و این بار هم مردم در جو انقلابی و هیجانی به پای صندوق&amp;zwnj;های رای رفتند و ۵ / ۹۹ درصد رای دهندگان به این قانون اساسی رای مثبت دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر مبنای این قانون اساسی ضد دمکراتیک و انحصارگرا انتخابات پیش بینی شده در ایران آغاز شد. از جمله انتخابات نخستین &amp;laquo;مجلس شورای اسلامی&amp;raquo; و انتخابات ریاست جمهوری اسلامی. در این انتخابات که در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۵۸ برگزار شد &amp;laquo;ابوالحسن بنی صدر&amp;raquo; که مورد اعتماد خمینی بود رای اکثریت (۷۶%) را صاحب شد و به پست ریاست جمهوری دست یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او نخستین رئیس جمهوری نظام بود و زمانی که بنای مخالفت با انحصارطلبی&amp;zwnj;های روحانیون را گذاشت به دستور خمینی و با رای مجلس از این پست خلع شد و مجبور به گریز از کشور گردید. این همان ادامه&amp;zwnj; پایین کشیدن آدم&amp;zwnj;ها از قدرت از طریق غیرنهادینه بود. با وجود آن که وی در چارچوبی به ظاهر دمکراتیک و قانونی انتخاب شده بود، استیضاح&amp;zwnj; و کنار زدنش ماهیتی دیکتاتورمنشانه و انتقام&amp;zwnj;جویانه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرور انتخابات سی و چهار سال گذشته، به خوبی نشان می&amp;zwnj;دهد که چگونه کارکرد دمکراسی در یک نظام غیر دمکراتیک از محتوا تهی می&amp;zwnj;شود. نخستین انتخابات نظام مربوط به رفراندم قانون اساسی بود که کمتر از دو ماه پس از سقوط رژیم شاه صورت گرفت. مردم دریک جو هیجان زده و پر ابهام، به پای صندوق&amp;zwnj;های رای کشیده شدند که تا داغ هستند، به چیزی &amp;laquo;آری&amp;raquo; بگویند که نه توضیحی در مورد آن داده شده بود و نه بحثی در صحن عمومی یا وسایل ارتباط جمعی درباره&amp;zwnj; ذات آن درگرفته بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به جای بنی&amp;zwnj;صدر و در یک انتخابات نمایشی، &amp;laquo;محمد علی رجایی&amp;raquo; رییس جمهور ایران شد. اما او تنها یک ماه پس از این انتخاب در در هشتم شهریور ۱۳۶۰ به همراه &amp;laquo;محمد جواد باهنر&amp;raquo;، نخست وزیر وقت در بمب&amp;zwnj;گذاری در دفتر نخست&amp;zwnj;وزیری کشته شد. راز این ترور هنوز افشاء نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از&amp;laquo; رجایی&amp;raquo; و این بار به راستی در یک شبه انتخابات، &amp;laquo;علی خامنه&amp;zwnj;ای&amp;raquo;،به مقام ریاست جمهوری رسید. در این انتخابات، ۴۲ نفر از ۴۶ کاندیدای ریاست جمهوری، رد صلاحیت شدند از این پس دیگر انتخابات &amp;laquo;مهندسی شده&amp;raquo; جزو مهارت&amp;zwnj;های سران نظام شد و تا به امروز با مهارت تمام ادامه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی خامنه&amp;zwnj;ای درمهر ۱۳۶۰ به این مقام رسید و تا ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ که پس از مرگ خمینی و از سوی مجلس خبرگان به مقام رهبری رسید، در این پست ماند. می&amp;zwnj;شود حدس زد که او به دلیل دست یافتن به مقامی به مراتب مهم&amp;zwnj;تر، پست ریاست جمهوری را ترک کرد و جای خود را به اکبر هاشمی رفسنجانی داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعدها هرکس که به این انتصاب اعتراض کرد، با برخوردی خشن مواجه شد. به طور مثال &amp;laquo;آیت الله حسینعلی منتظری&amp;raquo; که خامنه&amp;zwnj;ای را فردی فاقد مرجعیت مذهبی و صلاحیت علمی برای این کار می&amp;zwnj;دانست، به شدت مورد غضب قرار گرفت و چند سال در حصر خانگی به سر &amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هاشمی رفسنجانی با تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۸ سه کار کرد: با برداشتن شرط مرجعیت راه را برای تبدیل علی خامنه&amp;zwnj;ای به مقام رهبری و ولایت فقیه باز کرد، پست نخست وزیری را از ساختار نظام حذف کرد و اختیارات بیشتری را برای رئیس قوه&amp;zwnj; مجریه در نظر گرفت که قرار بود خودش نقش آن را بر عهده گیرد. این تغییرات در قانون اساسی که اصل ولایت فقیه را به &amp;laquo;ولایت مطلقه&amp;zwnj; فقیه&amp;raquo; ارتقاء داد، بدون کمترین دخالتی از جانب مردم یا نمایندگان واقعی آنها تهیه و اجرا شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوره&amp;zwnj; ریاست جمهوری &amp;laquo;رفسنجانی&amp;raquo; هشت سال به طول انجامید. وی اواخر دوره&amp;zwnj; دوم ریاست جمهوری خود تلاش کرد تا از طریق &amp;laquo;کمیسیون فرهنگ و ارشاد مجلس شورای اسلامی&amp;raquo; قانون اساسی را به نحوی تغییر دهد که راه را برای سومین دوره&amp;zwnj; انتخابش به عنوان رئیس جمهور نظام فراهم سازد، اما این تلاش با اعتراض گسترده در درون نظام مواجه شد و اجازه&amp;zwnj; این کار را به او ندادند. در این بین البته وی خود را به ریاست &amp;laquo;مجمع تشخیص مصلحت نظام&amp;raquo; رساند که یک نهاد غیرانتخابی بود و برای داوری جدال&amp;zwnj;های درون نظام تاسیس شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تلاش رفسنجانی برای در قدرت ماندن را می&amp;zwnj;توان نمودی از جدایی ناپذیری حاکمان از حاکمیت در نظام جمهوری اسلامی دانست. این برای اکبر هاشمی رفسنجانی آن قدر مهم و حساس بود که دو سال پس از پایان دوره&amp;zwnj; دوم ریاست جمهوریش، یعنی در سال ۱۳۷۸، باردیگر تلاش کرد که خود را به عنوان نماینده وارد مجلس ششم کند. اما این هم با موفقیت همراه نبود و طرد او توسط جامعه و قدرت گردانان پشت پرده&amp;zwnj; نظام بدیهی شد. او باز هم شانس خود را در سال ۱۳۸۴ برای انتخابات ریاست جمهوری به آزمایش گذاشت، بی خبر از آن که جریان دیگری در کشور فعال شده که امثال او را نمی&amp;zwnj;خواهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رفسنجانی در سال ۱۳۸۶ به عنوان نماینده به مجلس خبرگان وارد شد و تا سال ۱۳۸۹ رئیس مجلس خبرگان بود تا این که این پست به &amp;laquo; محمد رضا مهدوی کنی&amp;raquo; واگذار شد. سماجت و پی گیری رفسنجانی با وجود زیر سوال بردن جدی اعتبار سیاسی و آبروی خود در درون نظام، به خوبی نشان می&amp;zwnj;دهد که فرهنگ ترک قدرت و واگذاری در او بسیار ضعیف بوده و هست. از دیگر پست&amp;zwnj;های رفسنجانی از فردای انقلاب تا زمان کسب پست ریاست جمهوری می&amp;zwnj;توان به این فهرست اشاره کرد: عضو شورای انقلاب اسلامی، سرپرست وزارت کشور، عضو هئیت تدوین قانون انتخابات کشور، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، امام جمعه&amp;zwnj; تهران و جانشین فرمانده&amp;zwnj; کل قوا در دوران جنگ.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه او در سال ۱۳۷۶ پست ریاست جمهوری را به &amp;laquo;محمد خاتمی&amp;raquo; واگذار کرد. محمد خاتمی فردی بود که از ابتدای انقلاب پست&amp;zwnj;های متعدد دولتی را در اختیار داشت: نماینده مجلس اول، سرپرست موسسه&amp;zwnj; مطبوعاتی کیهان، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت&amp;zwnj;های میرحسین موسوی و دوره نخست ریاست جمهوری هاشمی، مشاور ریئس جمهور، رئیس کتابخانه&amp;zwnj; ملی و عضو &amp;laquo;شورای عالی انقلاب فرهنگی&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انتخابات سال ۱۳۸۴ نظام جمهوری اسلامی را وارد یک فاز جدید ساخت. پدیده&amp;zwnj; &amp;laquo;انتخابات مهندسی شده&amp;raquo; شکلی سامان یافته و علنی به خود گرفت. در این انتخابات با وجود حضور افرادی مانند اکبر هاشمی رفسنجانی که در دور اول از احمدی نژاد هم رای بیشتری آورده بود، مهدی کروبی و &amp;laquo; مصطفی معین&amp;raquo;، احمدی&amp;zwnj;نژاد از صندوق به عنوان برنده بیرون آورده شد که تا قبل از آن شهردار تهران و پیش از آن فرماندار خوی و ماکو و استاندار اردبیل بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی مختصری از گرایش غالب قدرتمندان حاکم بر ایران نشان می&amp;zwnj;دهد که در تاریخ مدرن ایران از مبدا صفویه تا امروز، چیزی به اسم چرخش قدرت وجود نداشته است. انحصار گرایی و خودخواهی، حرف اول را زده و کسی در پی آن نبوده که زودتر از مرگ یا کشته شدن یا اجبارهایی چون کودتا قدرت را به دیگران بسپارد. این سنتی چند صد ساله در تاریخ سیاسی ایران است که به نظر نمی&amp;zwnj;رسد بدون ورود یک پارامتر کیفی و جدی در معادله&amp;zwnj; قدرت، تغییری در آن ایجاد شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اعتراضات هر سه این افراد به نوع برگزاری مهندسی شده&amp;zwnj;انتخابات و دخالت نهادهایی مانند سپاه مانع از آن نشد که &amp;laquo;محمود احمدی نژاد&amp;raquo; باردیگر در سال ۱۳۸۸ و برخلاف تمام پیش بینی&amp;zwnj;ها و انتظارات خود را پیروز انتخابات اعلام کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی خامنه&amp;zwnj;ای در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۸۸ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد را برای بار دوم امضاء کرد. احمدی نژاد و تیم او می&amp;zwnj;دانند که با پایان دوران ریاست جمهوری باید صحنه&amp;zwnj; قدرت را در سطوح بالای خود ترک کنند، آنها وقتی به سرنوشت تلخ رفسنجانی و خاتمی، حملات و منزوی سازی آنها پس از ترک پست ریاست جمهوری می&amp;zwnj;نگرند آینده&amp;zwnj; خوبی برای خود تصور نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;احمدی نژاد&amp;raquo; و اطرافیانش می&amp;zwnj;دانند آن چه در انتظارشان خواهد بود تهمت و اتهام و محاکمه و مواخذه به ویژه به دلیل بیلان اقتصادی و سوء مدیریت اعمال شده در طول این هشت سال است. به همین دلیل آنها بر این هستند که بازی مدیریت شده و حرکت مهندسی شده &amp;laquo;چرخش قدرت&amp;raquo;، حتی به معنای خاص آن در درون نظام را نپذیرند. این یعنی زیر سوال بردن هنجارهای کارکردی و قواعد بقای نظام.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس شایعاتی که مطرح است احمدی نژاد و مشایی تصمیم دارند که با تبعیت از الگوی پوتین &amp;ndash; مدودف زمینه را برخلاف هنجار متداول در طول نظام درسی وچهار سال گذشته، برای بقای خویش در پست ریاست جمهوری فراهم کنند. اگر مشایی بتواند در انتخابات ۱۳۹۲ به پست ریاست جمهوری دست یابد، بدیهی است که راه برای بازگشت احمدی نژاد به این پست در سال ۱۳۹۶ باز می&amp;zwnj;شود و این یعنی در اختیار داشتن پتانسیل این پست برای هشت سال دیگر که می&amp;zwnj;رسیم به ۱۴۰۴.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به این ترتیب این باند موفق شده است که از سال ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ پست ریاست جمهوری یا همان قوه&amp;zwnj; مجریه را برای خود به مدت بیست سال حفظ کند. آیا این رویا شدنی است؟ این مسئله مورد بررسی این نوشتار نبود و نیست، قصد این بررسی کوتاه از تاریخ سیاسی ایران در طول ۴۰۰ سال گذشته این است که گرایش غالب در طول این سال&amp;zwnj;ها، ترک نکردن پست حکومتی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با دقیق شدن در شمار نمایندگان مجلس در طول هشت مجلس نظام جمهوری اسلامی و دقت روی شمار چهره&amp;zwnj;های شاخص نظام در طول سی و چهار سال گذشته، می&amp;zwnj;بینیم که کمتر مهره&amp;zwnj;ای در درون نظام بوده که با وجود برخورداری از پست و موقعیت و قدرت، حاضر شده باشد آن را داوطلبانه و اختیاری به دیگران واگذار کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&amp;zwnj;گیری &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی مختصری از گرایش غالب قدرتمندان حاکم بر ایران نشان می&amp;zwnj;دهد که در تاریخ مدرن ایران از مبدا صفویه تا امروز، چیزی به اسم چرخش قدرت وجود نداشته است. انحصار گرایی و خودخواهی، حرف اول را زده و کسی در پی آن نبوده که زودتر از مرگ یا کشته شدن یا اجبار (کودتا و...) قدرت را به دیگران بسپارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این واقعیت تلخ به عنوان یک سنت تاریخ سیاسی ایران، صدها سال است که پایدار بوده و به نظر نمی&amp;zwnj;رسد، بدون ورود یک پارامتر کیفی و جدی در معادله&amp;zwnj; قدرت، تغییری در آن ایجاد شود. برای دگرگونی در آن چه تاکنون سنت قدرت خودمدار و خودکامه و ابدی تصور شده، باید کوشید تا ضرورت چرخش قدرت را از پایین به بالا تحمیل کرد و این میسر نیست مگر در سایه&amp;zwnj; یک &amp;laquo;قدرت اجتماعی&amp;raquo; که بتواند صاحبان قدرت سیاسی را به پیروی از یک دمکراسی قانومند و نهادینه وادار سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا زمانی که عنصر &amp;laquo;ضد قدرت&amp;raquo; در جامعه&amp;zwnj; ایران به صورت عملی موجود نباشد، صاحبان قدرت سیاسی هرگز دلیلی برای واگذاری آن به دیگران نمی&amp;zwnj;بینند و چنین هم نمی&amp;zwnj;کنند. در طول سی وچهار سال گذشته تنها پنج نفر بوده&amp;zwnj;اند که قدرت را در بالاترین سطوح خود در دست داشته&amp;zwnj;اند: &amp;laquo;روح&amp;zwnj;الله خمینی&amp;raquo;، &amp;laquo;اکبرهاشمی رفسنجانی&amp;raquo;، &amp;laquo;علی خامنه&amp;zwnj;ای&amp;raquo;، &amp;laquo;محمد خاتمی&amp;raquo; و&amp;laquo;محمود احمدی نژاد&amp;raquo;. تنها در سایه قدرت سازمان یافته&amp;zwnj; مردم در قالب نهادهای مختلف مدنی و اجتماعی است که می&amp;zwnj;توان انتظار داشت حکومت به عنوان ملک طلق فردی یا خانوادگی یا فرقه&amp;zwnj;ای تصور نشود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;قدرت سیاسی باید به یک قدرت تحت نظارت قدرت اجتماعی مبدل شود. اگر قرار است روزی دمکراسی در ایران مستقر شود، این میسر نیست مگر از طریق یک قدرت سازمان یافته&amp;zwnj; مردمی که به صورت احزاب، سازمان&amp;zwnj;های سیاسی، نهادهای مدنی، سازمان&amp;zwnj;های غیر دولتی، سندیکاهای صنفی، اتحادیه&amp;zwnj;های حرفه&amp;zwnj;ای، انجمن&amp;zwnj;های شهروندی، شوراهای محلی و... قدرت جامعه را به رخ صاحبان قدرت سیاسی می&amp;zwnj;کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک کلام، &amp;laquo;چرخش قدرت در ایران تاکنون وجود نداشته است. برای واگذاری قدرت به دیگری نباید منتظر افراد خیرخواه بود، شاید بهتر باشد به فکر بنیان گذاشتن نهادهای قانونی برآییم که در سایه&amp;zwnj; قدرت جمعی، هر فردی را بدون استثناء وادار سازد که به گردش قدرت تن دردهد. هر گونه آرزوی تغییر سیاسی در ایران، بدون در نظر گرفتن این بسترسازی ساختاری برای چرخش قدرت، تکرار مکررات خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;br clear=&quot;all&quot; /&gt;
&lt;hr align=&quot;left&quot; size=&quot;1&quot; width=&quot;33%&quot; /&gt;
&lt;div id=&quot;edn1&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref1&quot; name=&quot;_edn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;[1]&lt;/a&gt; Laurent Fabius&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn2&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref2&quot; name=&quot;_edn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;[2]&lt;/a&gt; Lionel Jospin&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref3&quot; name=&quot;_edn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;[3]&lt;/a&gt; S&amp;eacute;gol&amp;egrave;ne Royal&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref4&quot; name=&quot;_edn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;[4]&lt;/a&gt; Seine-Maritime&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref5&quot; name=&quot;_edn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;[5]&lt;/a&gt; Fran&amp;ccedil;ois Hollande&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn6&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;sup&gt;۶&lt;/sup&gt; وی در سن ۶۵ سالگی به ریاست جمهوری آمریکا دست یافت.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn7&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;sup&gt;۷&lt;/sup&gt; او در سن ۵۶ سالگی به ریاست جمهوری رسید.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn8&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;sup&gt;۸&lt;/sup&gt; وی به هنگام آغاز ریاست جمهوری ۶۱ سال داشت.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn9&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;sup&gt;۹&lt;/sup&gt; او به هنگام آغاز ریاست جمهوری خود فقط ۴۶ سال داشت.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn10&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;sup&gt;۱۰&lt;/sup&gt; مطالب تاریخی این قسمت از منابع عمومی تاریخ ایران برداشت شده است. برای اطلاعات تکمیلی می&amp;zwnj;توان به این منابع مراجعه کرد: &lt;a&gt;1&lt;/a&gt;، &lt;a&gt;2&lt;/a&gt;، &lt;a href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/10/051031_pm-mv-qajar-dynasty.shtml&quot;&gt;3&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn11&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;sup&gt;۱۱&lt;/sup&gt; طریقه کشتن وی چنان توطئه آمیز بود که بعدها به دلیل عدم شفافیت و تحقیق در این باره عده&amp;zwnj;ای مدعی می&amp;zwnj;شدند او نمرده و خود را به عنوان &amp;laquo;شاه اسماعیل دوم&amp;raquo; معرفی می&amp;zwnj;کردند. یکی از آنها در لرستان قدرتی هم فراهم کرده بود و برای مشابه ساختن چهره خویش با شاه اسماعیل دوم تمام دندان&amp;zwnj;های خود جز دو تا را کشیده بود. در نبود مکانیزم&amp;zwnj;های نهادینه کافیست که با کشیدن دندان&amp;zwnj;های خود، خویش را شبیه شاه مقتول کنید که بتوانید مدعی مقام شاهی شوید. یعنی یا شانس و یا اقبال.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn12&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref12&quot; name=&quot;_edn12&quot; title=&quot;&quot;&gt;[12]&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%BE%D9%86%D8%AC#cite_ref-shahofshahs_74-0&quot;&gt;&amp;uarr;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;Kapuscinski, &amp;lrm;Ryszard.&amp;nbsp;&lt;em&gt;Shah of Shahs&lt;/em&gt;.&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%86%DA%AF%D9%88%D8%A6%D9%86_(%D9%86%D8%A7%D8%B4%D8%B1)&quot; title=&quot;پنگوئن (ناشر)&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;پنگوئن (ناشر&lt;/span&gt;)&lt;/a&gt;, 2006. 25.&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/9780141188041&quot;&gt;ISBN 978-0141188041&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/26/24819#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18446">انتخابات آزاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4921">انقلاب اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4610">دمکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9387">رضا شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-23">سیاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6277">صفویه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-24">قدرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12686">کورش عرفانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Tue, 26 Feb 2013 21:37:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24819 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>انقلاب ۱۳۵۷: حرکت از پایین، تغییر در بالا </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/08/24318</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/08/24318&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نگاهی گذرا به ریشه‌های چند جانبه‌ی انقلاب        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کورش عرفانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/revolution0.gif?1360342459&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی &amp;minus; در کنار فروپاشی اقتصاد کشور و بحران عظیم اخلاقی و اجتماعی، اختلافات میان جناح&amp;zwnj;های درون نظام به سوی اوج تازه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رود. اهرم&amp;zwnj;های بازدارنده یکی بعد از دیگری فرو ریخته است و اینک مهمترین آنها، ولایت فقیه، زیر چشم همگان اعتبار خود را از دست داده است؛ گویی در آستانه&amp;zwnj;ی سی و چهارمین سالروز انقلاب، نفس&amp;zwnj;های یک نظامِ مبتنی بر نبود عقلانیت به شماره رفته است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا ممکن است که این انقلاب، سال آینده، سی و پنجمین سالروز خود را به گونه&amp;zwnj;ی دیگری برگزار کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا چیزی از انقلاب سال ۱۳۵۷ باقی مانده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا میراث انقلاب به پایان رسیده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوشتار حاضر تلاش می&amp;zwnj;کند که به پرسش&amp;zwnj;های فوق در آستانه&amp;zwnj;ی سی و چهارمین سالگرد آن بپردازد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مفهوم انقلاب &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچ تعریف مشترکی از انقلاب موجود نیست، نه به این خاطر که توافقی بر سر آن صورت نگرفته است، بلکه به دلیل ذات پدیده؛ هر انقلابی تعریف خود را از پدیده می&amp;zwnj;زاید. اما در یک برداشت کلی، انقلاب حرکتی است جمعی که یک نظم اجتماعی جدید را در جامعه مستقر می&amp;zwnj;سازد. نظم اجتماعی عبارت است از نوع رابطه&amp;zwnj;ی مستقر و نهادینه شده میان چهار ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. انقلاب زمانی رخ می&amp;zwnj;دهد که نظم اجتماعی حاکم برای بخش قابل توجهی از جامعه غیر قابل تحمل می&amp;zwnj;شود و تغییر آن امکان پذیر بنماید. انقلاب حاصل تغییر پذیری نظم اجتماعی حاکم و باور به ضرورت اقدام برای این کار است. &lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/revolution1.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 225px; margin: 15px; float: left;&quot; /&gt;به واسطه&amp;zwnj;ی این باور به امکان تغییر، جامعه به انجام آن روی می&amp;zwnj;آورد. این کاری بود که در سال ۱۳۵۷ روی داد. بخش مهمی از جمعیت ایران، که به طور عمده از جوانان تشکیل می&amp;zwnj;شد، احساس کرد که می&amp;zwnj;تواند نظم حاکم را به گونه&amp;zwnj;ای به چالش بکشد که آن را دگرگون سازد. آن نسل در محاسبه&amp;zwnj;ی خود اشتباه نکرده بود، توانست نظم موجود را پایین بکشد، با این امید که دنیای بهتری را خواهد ساخت؛ این دنیا اما ساخته نشد، به جای آن یک نظم اجتماعی دیگر البته پدید آمد؛ با شکل و ماهیتی که حتی حسرت نظم قبلی را بر دل بسیاری گذاشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلابیون سال ۱۳۵۷ در کجای کار دچار اشتباه کرده بودند که به زعم بسیاری از &amp;laquo;بد&amp;raquo; به &amp;laquo;بدتر&amp;raquo; رسیدند؟ آیا نباید اصولا به چیزی به اسم انقلاب می&amp;zwnj;پرداختند یا این که در میانه&amp;zwnj;ی راه خطایی را دچار شده بودند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چرا انقلاب ۵۷؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دلایلی که برای بروز انقلاب ایران ذکر می&amp;zwnj;شوند بسیار است. این رخداد تاریخی یکی از پربارترین ادبیات را در علوم انسانی دارا می&amp;zwnj;باشد. تزهای فراوانی در دانشگاه&amp;zwnj;های سراسر جهان در این مورد نوشته شده است. هم چنین بسیاری از پژوهشگران، مورخان و روزنامه نگاران تلاش&amp;zwnj;هایی را به خرج داده&amp;zwnj;اند تا این موضوع را به عرصه&amp;zwnj;ی فهم و توضیح بکشند. ازدیاد کتاب&amp;zwnj;ها و مقالات و رساله&amp;zwnj;ها در این باره سبب می&amp;zwnj;شود که تقسیم بندی موضوعی علت&amp;zwnj;های بیان شده چندان آسان نباشد. در اینجا تلاش می&amp;zwnj;کنیم که پاره&amp;zwnj;ای از علت&amp;zwnj;های اصلی را یاد آور شویم:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۱) خواست قدرت&amp;zwnj;های بیگانه&lt;/strong&gt;: این برخورد تلاش می&amp;zwnj;کند که انقلاب را ناشی از اراده&amp;zwnj;ی قدرت&amp;zwnj;های بزرگ غربی در آن زمان بداند. در این زمینه به نقش &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%DA%AF%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%84%D9%88%D9%BE&quot;&gt;کنفرانس گوادلوپ&lt;/a&gt; و توافق چهار کشور آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان برای کنار گذاشتن شاه اشاره می&amp;zwnj;شود. این تز هم چنین به نقش رسانه&amp;zwnj;های بین المللی مانند بی بی سی، رادیو آمریکا، صدای آلمان و رادیو اسرائیل در این باره می&amp;zwnj;پردازد. هدف قدرت&amp;zwnj;های بیگانه از این کار آن بوده است که شاه را که کشور را به سوی پیشرفت و توسعه می&amp;zwnj;برده است برکنار کرده و نیرویی را به جای او به قدرت برسانند که بتواند مانع از پیشرفت آن چنانی ایران شده و در عین حال، به عنوان یک بخش از &amp;laquo;کمربند سبز&amp;raquo;، در مقابل دست اندازی اتحاد جماهیر شوروی به خلیج فارس نقش داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۲) بازگشت جامعه&amp;zwnj;ی اسلامی به اصل خویش&lt;/strong&gt;: در این نگاه جامعه&amp;zwnj;ی ایران دارای ذات &amp;laquo;سنتی&amp;raquo;، &amp;laquo;مذهبی&amp;raquo; و لذا &amp;laquo;کهنه گرا&amp;raquo; معرفی می&amp;zwnj;شود که در آن مدرن گرایی یک امر مصنوعی و تحمیلی بوده است، جامعه به دنبال فرصتی می&amp;zwnj;گشته است تا به ذات سنتی و خرافه گرای خویش برگردد و بساط مدرنیته را زیر و رو سازد. این تز تاکید دارد که اسلام یک پدیده&amp;zwnj;ی جدایی ناپذیر از ایران بوده و روحانیت و لایه&amp;zwnj;های سنتی جامعه در آن حرف نخست را می&amp;zwnj;زنند. پیشرفت مادی زمان شاه که توام با &amp;laquo;غرب زدگی&amp;raquo; بوده است آنها را وحشت زده کرده و وادار به واکنش کرده است. این واکنش با حمایت اکثریت جامعه که به طور ناخودآگاه به اسلام و تحجر علاقه داشته است همراه شده و منجر به بروز انقلاب گردیده است.&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۳) مدیریت ناقص درآمدهای مالی&lt;/strong&gt;: بسیاری ذکر می&amp;zwnj;کنند که سقوط رژیم شاه ناشی از یک اشکال مدیریتی در مملکتداری و تخصیص درست درآمدهای میلیاردی نفتی بود. این افراد ذکر می&amp;zwnj;کنند که به دلیل عدم به کار گیری درست این درآمدها جامعه نتوانست به صورت متوازن رشد کند و در نتیجه، نبود هماهنگی میان بخش&amp;zwnj;های مختلف و تاکید بر بخش&amp;zwnj;های صرف اقتصادی و نیز نظامی موجب بی توجهی به بخش&amp;zwnj;های مهم دیگر مانند فرهنگ و سیاست شد. انقلاب در واقع واکنش جامعه به توسعه&amp;zwnj;ی اقتصادی بیش از حد و عدم توسعه&amp;zwnj;ی سیاسی و فرهنگی جامعه ارزیابی می&amp;zwnj;شود.&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/revolution2.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 222px; margin: 15px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;۴) دیدهای ترکیبی&lt;/strong&gt;: برخی از کارها نیز به یک ترکیبی از علت&amp;zwnj;ها نگاه می&amp;zwnj;کنند. در واقع آنها چند بعدی بودن پدیده&amp;zwnj;ی انقلاب را در نظر می&amp;zwnj;گیرند. باید دانست که در این نوع از مطالعات راه برای اهمیت نخست را به یک پدیده&amp;zwnj;ی مشخص دادن هموار است اما در عین حال نقش سایر عوامل نادیده گرفته نمی&amp;zwnj;شود. در این مطالعات می&amp;zwnj;توان کارهای جامعه شناختی، جامعه شناسی سیاسی، علوم سیاسی، تاریخ نگاری، اقتصاد اجتماعی و حتی آثار مفصل روزنامه نگاری یافت. بسیاری از تزهای دانشگاهی این برخورد را به عنوان روش تحقیق خویش مورد استفاده قرار داده&amp;zwnj;اند تا از نگاه تک علتی پرهیز کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن چه در زیر می&amp;zwnj;آید بر اساس یک نگاه ترکیبی سعی در توضیح انقلاب سال ۱۳۵۷ دارد. یعنی به پارامترهای مختلف تاثیرگذار در شکل گیری این حرکت اشاره دارد ضمن آن که به دنبال یک علت اصلی می&amp;zwnj;باشد.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;توضیح ترکیبی انقلاب &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب سال ۱۳۵۷ دارای ریشه&amp;zwnj;های متعدد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بود. برخی از آنها را می&amp;zwnj;توان به شرح زیر بر شمرد:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) خشم و حس انتقام جویی ناشی از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به عنوان یک احساس عمومی نزد سیاسی کاران آن زمان.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲) عدم مشروعیت رژیم شاه به دلیل بالا، پایین کشیده شدن دولت مصدق و بازگرداندن وی به تاج و تخت با دخالت آمریکا.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳) اصلاحات ارضی که سبب زیر و رو شدن ساختار روستایی و روابط ارباب و رعیتی در کشور شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴) ظهور یک جامعه&amp;zwnj;ی شهری جدید که نامتوازن و فاقد ساختارهای شهروند مدار بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵) مدرنیزاسیون از بالا که به نوعی حاصل تغییرات خودکامانه&amp;zwnj;ی اعمال شده از جانب حاکمیت بود و بسیاری از ویژگی&amp;zwnj;های درون ساختارهای چندگانه&amp;zwnj;ی جامعه را نادیده می&amp;zwnj;گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶) افزایش درآمدهای نفتی که، به دلیل مدیریت ناقص، آثار منفی زیادی را به اقتصاد سنتی وارد ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷) نبود آزادی&amp;zwnj;های سیاسی و فضای لازم برای ابراز نظرات مختلف و انتقادی در درون جامعه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸) برخورد تحکمی و آمرانه با مذهب و باورهای دینی سنتی در درون جامعه از طرف حاکمیت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹) از دست رفتن باور به امکان ایجاد تغییر از طریق مسالمت آمیز به دلیل برخورد سرکوبگرانه&amp;zwnj;ی رژیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰) بلند پروازی شاه در عرصه&amp;zwnj;های نظامی، نفت و تلاش برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت منطقه&amp;zwnj;ای که سبب نگرانی کشورهای غربی در مورد آینده&amp;zwnj;ی این منطقه&amp;zwnj;ی حساس و آینده تامین انرژی برای سرمایه داری جهانی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می توان این لیست را تا دو یا سه برابر این عوامل ادامه داد. اما هدف در اینجا تنها نشان دادن این ایده بود که هر یک از این علت&amp;zwnj;ها سهم و نقش خود را، کم یا زیاد، در شکل دهی به انقلاب سال ۱۳۵۷ ایفاء کرده&amp;zwnj;اند.نگارنده به عنوان یک جامعه شناس&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نگاهی را به این انقلاب دارد که به طور عمده به ریشه&amp;zwnj;های اجتماعی این رخداد تاریخی باز می&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/revolution3.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 194px; margin: 15px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تاکید بر بعد اجتماعی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با آغاز &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF&quot;&gt;انقلاب سفید&lt;/a&gt; در سال ۱۳۴۱، که گام مقدماتی آن اصلاحات ارضی بود، رژیم پهلوی خود را در شرایطی دشوار قرار داد. این رژیم که تنها هشت سال قبل از آغاز این انقلاب به واسطه&amp;zwnj;ی یک کودتا، آن هم با دخالت خارجی، به قدرت بازگشته بود فاقد مشروعیت اجتماعی بود. جامعه برای اصلاحات از بالا آمادگی نداشت و لازم بود که رژیم پیش از آغاز هر گونه حرکت مهمی در درون جامعه به فکر آن باشد که نخست، با تامین آزادی و رفاه، برای خود یک پایه&amp;zwnj;ی اجتماعی بسازد و آن گاه با اتکاء به مشروعیت اجتماعی بتواند به سوی تغییرات مهم برود. این مرحله نادیده انگاشته شد و رژیم به این ترتیب کمبود مشروعیت اجتماعی خویش را تعمیق بخشید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحولاتی که قرار بود در کادر انقلاب سفید به مورد اجرا درآید نیاز مبرمی به استفاده از دانش و تخصص بومی و خرد جمعی داشت. اما به جای این کار شاهدیم که تمامی تصمیمات از بالا و بدون مشورت با بازیگران و در برخی موارد با صرف کپی برداری از نسخه&amp;zwnj;های بین المللی مانند &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Point_Four_Program&quot;&gt;اصل ۴ ترومن &lt;/a&gt;&amp;nbsp;در صحنه صورت می&amp;zwnj;پذیرد. به همین دلیل نیز یک تحول غیر اجتماعی و در مواردی، مانند اصلاحات ارضی، حتی ضد اجتماعی است. طرح&amp;zwnj;ها به طور عمده بر اساس شکل و شعار برگزار می&amp;zwnj;شود و به ابعاد پیچیده و عوارض چند گانه&amp;zwnj;ی آن در درون جامعه چندان توجه نمی&amp;zwnj;شود. به همین دلیل نیز این تغییرات یکی بعد از دیگری مشکلات و مسائل را در درون جامعه دامن می&amp;zwnj;زند، بدون آن که برای مدیریت این مشکلات راه حل&amp;zwnj;های نهادینه در نظر گرفته شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصلاحات ارضی ساختار اقتصادی و اجتماعی روستاها را به شدت دگرگون ساخت و شمار زیادی از کشاورزان و روستانشینان را بیکار ساخته و آنها را وادار به مهاجرت به سوی شهرها نمود. شهرهایی که از حیث زیر ساخت&amp;zwnj;های مادی آمادگی پذیرایی از این موج مهاجرت روستاییان را نداشت. به همین دلیل ما شاهد رشد ناهنجار جغرافیایی شهری در ایران هستیم که در درون خود شمار زیاد از روستاییان شهرنشینان را جای می&amp;zwnj;دهد بدون آن که فاقد توان مادی و یا اجتماعی لازم برای تبدیل آنها به شهروندان داشته باشد. ابرشهرهایی مثل تهران تبدیل به مراکز شهری فاقد شهروند شدند و به همین دلیل می&amp;zwnj;رفتند که در خود زمینه&amp;zwnj;های بسیار زیادی از بروز مسائل اجتماعی و فرهنگی غیر عادی را داشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی از این مسائل اقتصادی، فنی و مدیریتی بود. اما برخی، ساختاری و اجتماعی بودند. به طور مثال وقتی به واسطه&amp;zwnj;ی گسترش شهرنشینی و صنعتی شدن طبقه&amp;zwnj;ی متوسط رو به رشد گذاشت زمان مناسبی بود که بتوان این طبقه را با دادن برخی از آزادی&amp;zwnj;های مدنی و سیاسی تبدیل به یک بازیگر فعال اجتماعی سازد؛ نیرویی که بتواند به عنوان پشتوانه&amp;zwnj;ی مردمی اصلاحات عمل کند و در دل جامعه راه را برای تغییر و تحول باز سازد. به جای این سیاست خردگرایانه، رژیم پهلوی ترجیح داد که با سیاستی انحصار طلبانه به دنبال آن باشد که قدرت سیاسی را در اختیار خود داشته باشد و صحنه&amp;zwnj;ی سیاسی را از هر گونه مخالف و مخالفت خالی سازد. به همین دلیل به جای تقویت مشارکت پذیری طبقه&amp;zwnj;ی متوسط تلاش خود را روی سرکوب هر گونه تلاش سازمان یافته برای دخالت در صحنه&amp;zwnj;ی اجتماعی قرار داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رژیم شاه، به جای آن که طبقه&amp;zwnj;ی متوسط را در کنار خود داشته باشد، آن را در مقابل خود یافت. این طبقه از طرق مختلف به مبارزه علیه حکومت پرداخت: در عرصه&amp;zwnj;ی فرهنگی از طریق شعر و ادبیات و روزنامه نگاری و نیز سینما و تئاتر. این امر سبب شد که بسیاری از فعالیت&amp;zwnj;ها شامل سانسور و اخطار و ممنوعیت و حتی مجازات و حبس و اعدام شدند. نمونه&amp;zwnj;ی آن اعدام &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88_%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%B1%D8%AE%DB%8C&quot;&gt;خسرو گلسرخی&lt;/a&gt; شاعر و روزنامه نگار بود که هیچ جرم مشخص و ثابت شده&amp;zwnj;ی امنیتی نداشت. در عرصه&amp;zwnj;ی سیاسی: طبقه&amp;zwnj;ی متوسط که فرصت هر گونه دخالت ورزی سیاسی معمول و آزاد را از دست داده و کمترین امیدی به تشکیل حزب و سازمان سیاسی مجاز و راهیابی به حرم قدرت از طریق انتخابات نداشت به مبارزه&amp;zwnj;ی مخفی و رادیکال روی آورد. شکل اصلی مبارزه&amp;zwnj;ی سیاسی مبارزه&amp;zwnj;ی مسلحانه شد و جوانان گرایش خاصی به سوی این سازمان&amp;zwnj;ها (چریک&amp;zwnj;های فدایی خلق و مجاهدین و...) یافتند. این نوع از مبارزه شانس کمترین سازش و توافقی میان آنها و رژیم را از میان برد و تنها موضوع مطرح در میان این سازمان&amp;zwnj;ها را به سرنگون سازی رژیم پهلوی محدود ساخت. در عرصه&amp;zwnj;ی اجتماعی، جامعه به نوعی ستیز ضمنی با رژیم روی آورد. محیط خانواده تضاد محتوایی آشکاری با محیط عمومی داشت. تناسبی میان سنت گرایی تحول نیافته&amp;zwnj;ی درون خانه و مدرن گرایی آمرانه&amp;zwnj;ی بیرون خانه وجود نداشت و این تضاد آشکار اعضای جامعه را در نوعی بی ثباتی فکری و شخصیتی فرو برد و زمینه ساز بروز آثار منفی این دو گانگی شخصیت درون منزل و عمومی ساخت. جامعه در فرصت مناسب به شدت نسبت به این احساس از خودبیگانگی کاذب، خفگی و زور شنوی پاسخ داد. در عرصه&amp;zwnj;ی اقتصادی نیز بسیاری بر این باور بودند که نمی&amp;zwnj;توانند در ورای کنترل دولت با دست باز عمل کنند. به ویژه کسبه&amp;zwnj;ی خرد و بازاری، که به طور سنتی به یک اقتصاد غیر هدایتی عادت داشتند، نمی&amp;zwnj;توانستند دخالت&amp;zwnj;های دولت در این زمینه را بپذیرند و به همین دلیل نیز خود را برای واکنش آماده می&amp;zwnj;ساختند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نظام شاهنشاهی: پدیده&amp;zwnj;ی غیر اجتماعی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این شرایطی می&amp;zwnj;بینم که رژیم شاه یک رژیم غیر اجتماعی بود، یعنی نه در جامعه ریشه داشت نه توانست در جامعه ریشه بگیرد. یک تمامیت فرا جامعه&amp;zwnj;ای بود، یعنی در ورای واقعیت اجتماعی روزمره&amp;zwnj;ی ایرانیان قرار داشت، بر آن تاثیر می&amp;zwnj;گذاشت اما تمام راه&amp;zwnj;های تاثیر پذیری از آن را بسته بود و با سرکوبگری و برخورد امنیتی تلاش می&amp;zwnj;کرد که هر گونه اقدام فردی یا جمعی برای دخالت ورزی جامعه در تعیین سرنوشت خویش، به هر میزان که باشد را، متوقف و خنثی سازد. به عبارت دیگر، تلاش رژیم پهلوی بر این بود که یک جاده&amp;zwnj;ی یک طرفه در روابط خود با جامعه داشته باشد و تنها امر و نهی و فرمان صادر کند و جامعه نیز بدون هیچ گونه واکنش منفی یا انتقادی آن را بپذیرد و دم برنیاورد. رژمی می&amp;zwnj;خواست با تحکم و دستور و بخشنامه کشور را اداره کند، اما از آن سو، جز تایید و تصدیق و تکریم منتظر عکس العمل دیگری در مقابل تصمیماتش نبود. به همین خاطر نیز در یک مرحله شاه حتی تحمل دو حزب حکومت ساخته را نیز نداشت و ترجیح داد که هر دو را حذف و یک حزب واحد بسازد که عضویت در آن برای مقامات و رده&amp;zwnj;های بالای مدیریتی دولت جنبه&amp;zwnj;ی اجباری یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/rastakhiz.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 143px; margin: 15px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نمایش سیاسی حکومتی و نبود عرصه&amp;zwnj;ی سیاست آزاد به برخی از بازیگران غیر سیاسی مانند روحانیون و بازاری&amp;zwnj;ها اجازه داد که صحنه&amp;zwnj;ی اجتماعی را در اختیار خود بگیرند و تحت پوشش فعالیت&amp;zwnj;های مذهبی یا شبه فرهنگی به یک کار سیاسی ضمنی و پنهانی بپردازد. هدایت ذهن جامعه به سمت یک جامعه&amp;zwnj;ی ایده آل مذهبی که می&amp;zwnj;تواند مردم را از شر استبداد کنونی برهاند سبب شد که الگوی مدینه&amp;zwnj;ی فاضله&amp;zwnj;ی مذهبی معادل کشوری رها شده از استبداد و حفقان نیز شود. روشنفکران مذهبی مانند علی شریعتی به این توهم در میان جوانان به شدت دامن زدند و در نهایت نیز موفق شدند که اسلام را به عنوان درمان دردهای جامعه&amp;zwnj;ی استبداد زده، مدرنیته زده و تشنه&amp;zwnj;ی آزادی معرفی کنند. وقتی جوانان به ایده&amp;zwnj;ی &amp;laquo;اسلام علی وار&amp;raquo; &amp;laquo;رهایبخش&amp;raquo; پیوستند مرزها بین &amp;laquo;تشیع علوی&amp;raquo; شریعتی و &amp;laquo;تشیع صفوی&amp;raquo; خمینی چندان دشوار نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی که رژیم شاه به شدت نیروهای سکولار اعم از چپ یا ملی گرا را سرکوب و هر گونه امکان تماس اجتماعی آنها با لایه&amp;zwnj;های جوان و فعال جامعه مانند دانشجویان و دانش آموزان را سد می&amp;zwnj;کرد نیروهای مذهبی در اوج آزادی ایده&amp;zwnj;های خود را که زمینه ساز پایین کشیدن سلطنت و روی آوردن به یک جنبش اسلامی برانداز بود را مورد تشویق قرار می&amp;zwnj;دادند. برخی از شخصیت&amp;zwnj;هایی که پس از انقلاب به عنوان مقامات عالیرتبه&amp;zwnj;ی نظام جمهوری اسلامی عمل کردند در زمان شاه در دستگاه فرهنگی به کار رسمی و داشتن پست&amp;zwnj;های اداری مشخص مشغول بودند. افرادی مانند &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%81%D8%AA%D8%AD&quot;&gt;محمد مفتح&lt;/a&gt;، &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%B1&quot;&gt;محمد جواد باهنر&lt;/a&gt; و... این امر به آنها اجازه داد که نزدیک به دو دهه فرصت داشته باشند تا از درون و به صورت قانونی و یا مورد اغماض قرار گرفته بستر جامعه را برای یک حرکت دارای گرایش مذهبی در سال ۱۳۵۷ آماده سازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نبود فضای باز برای کار سندیکایی یا تشکیلاتی آزاد، جامعه تمام انرژی خفته&amp;zwnj;ی خویش رادر عرصه عمومی و سیاسی را در خویش ذخیره کرده بود و زمانی که در سال ۵۷ فرصتی برای بروز آن به دست آورد از این انرژی برای گسترش و تداوم بخشیدن به جنبش و نیز برای غلبه بر قدرت سرکوب رژیم شاه بهره برد. در این میان، ضعف طبقه&amp;zwnj;ی متوسط در سازماندهی و جهت دهی این انرژی، که ناشی از نبود تشکل&amp;zwnj;ها و سازمان&amp;zwnj;های سیاسی و مدنی آزاد بود، به روحانیت و بازار، یعنی یگانه نیروهای خودسازمان یافته&amp;zwnj;ی جامعه، اجازه داد که به عنوان هدایت کننده&amp;zwnj;ی این انرژی در صحنه&amp;zwnj;ی جامعه وارد صحنه شوند. به همین خاطر نیز زمانی که توانستد این توانایی را در سطح مسجدها و هئیت&amp;zwnj;ها و حسینه&amp;zwnj;ها به کار بگیرند آن را به سطح مدرسه و دانشگاه و خیابان نیز تعمیم دادند و به این واسطه توانستند هدایت و رهبری جنبش را بر عهده بگیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نقش سازماندهی اجتماعی در انقلاب &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جنبش اجتماعی هر که بتواند سازماندهی کند رهبری هم می&amp;zwnj;کند، زیرا قدرت عملی را در صحنه دردست دارد. قدرت با نیرو متفاوت است. نیرو، قدرت بالقوه است، و قدرت نیروی بالفعل. به همین خاطر نیز در حالی که طبقه&amp;zwnj;ی متوسط یا طبقه&amp;zwnj;ی کارگر نیرویی عظیم در جامعه حساب می&amp;zwnj;شدند اما، به دلیل نبود ساختارهای مناسب، نتوانستند خود را به قدرت طبقه&amp;zwnj;ی متوسط یا قدرت کارگری تبدیل سازند، در حالی که لایه&amp;zwnj;های سنتی یا قشرهای محروم جامعه، به دلیل وجود ساختارهای مذهبی و هدایت شدن توسط این ساختارها، به راحتی به قدرت سنت گرایان یا قدرت &amp;laquo;مستضعفین&amp;raquo; تبدیل شدند. از همین روی می&amp;zwnj;توان آنها را یک گام و آن هم یک گام اساسی جلوتر از طبقه&amp;zwnj;ی متوسط دید، به طوری که پس از عبور جنبش از مراحل نخستین و ابتدایی خویش شاهد هستیم که در نهایت، طبقه&amp;zwnj;ی متوسط و کارگر نیز چاره&amp;zwnj;ای جز دنبال کردن مسیر تعیین شده توسط جریان&amp;zwnj;های سازمانده &amp;ndash; یعنی روحانیت و بازاری&amp;zwnj;ها &amp;ndash; ندارند. در آستانه&amp;zwnj;ی انقلاب، روحانیت و نیروهای مذهبی در ایران بالغ بر یک صد هزار پایگاه مذهبی مانند مسجد و حسینیه و تکیه و هئیت و... &amp;ndash; در اختیار داشتند. این مراکز به عنوان اجزای یک شبکه&amp;zwnj;ی عملیاتی در موقع خود به کار آمدند و به روحانیت اجازه داد نخست، اعتراضات را فراگیر سازد و دوم، اعتراضات را جهت دهد. به این واسطه، هژمونی&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; روحانیت بر جنبش به صورت طبیعی جلوه کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/revolution4.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 204px; border-width: 0px; border-style: solid; margin: 15px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;استقرار جریان مذهبی بر جنبش در حالی بود که ماهیت جنبش مذهبی نبود. روحانیت موفق شد از طریق قدرت سازماندهی خود یک حرکت غیر مذهبی را به سوی یک هدف مذهبی و حتی فرقه&amp;zwnj;ای برای خود هدایت کند. به همین خاطر نیز در نهایت آن چه روی داد &amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; نامیده و شعار آن نیز به جای هر چیز دیگر &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo; شد. با وجود آن که بسیاری از نیروهای ملی یا چپ، که نیروهای مذهبی را همراهی کرده بودند، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب و با اطلاع از ماهیت انحصار طلب روحانیت و بازاری ها، سعی کردند که حساب و راه خود را از آنها جدا سازند، اما نیروهای مذهبی کار خود را کرده بودند؛ رژیم شاه را سرنگون کرده بودند و با در اختیار گرفتن قدرت نهادهای دولتی و به ویژه نهادها و توان سرکوبگر رژیم شاه، دیگر نیازی به حمایت نیروهای دیگر سیاسی و یا حتی اجتماعی نداشتند. آنها اینک می&amp;zwnj;توانستند با دست باز جای خود را در راس ساختار قدرت تثبیت کرده و به دنبال گسترش و تداوم بخشیدن به آن باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب می&amp;zwnj;توان گفت که انقلاب ایران به نوعی حاصل خطای محاسباتی نیروهای غیر مذهبی آزادیخواه و دقت محاسباتی نیروهای مذهبی دشمن آزادی بود. اولی&amp;zwnj;ها دریافتند که با دست خود شرایط گذر از بد به بدتر را فراهم کرده&amp;zwnj;اند و خواستند با قهر و مخالفت و اعتراض و حتی نبرد مسلحانه، اشتباه تاریخی خود را جبران سازند، اما دومی&amp;zwnj;ها در پاسخ آنها فقط یک زبان را به کار بستند: سرکوب. مذهبی&amp;zwnj;ها اینک به حکومت مذهبی تبدیل شده بودند و به همه&amp;zwnj;ی ابزارهای لازم برای حفظ قدرت دسترسی داشتند: ثروت، نیروی انسانی، اسلحه، وسایل تبلیغاتی و در نهایت، حمایت اجتماعی بخشی از جامعه. روحانیت و بازار با استفاده&amp;zwnj;ی ابزاری از انقلاب و نیروهای انقلابی، قدرت سیاسی را به دست گرفته و با بی رحمی و قاطعیت و دقت تمام به از میان بردن هر گونه شانسی برای شکل گیری قدرت اجتماعی پرداختند. این موفقیت آنها تا به حال، سی و چهار سال است که دوام داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;درسی که این انقلاب برای ملت ایران می&amp;zwnj;تواند داشته باشد این است که از این پس تا زمانی که بستر شکل گیری یک قدرت اجتماعی، یعنی یک &amp;laquo;ضد قدرت&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، را فراهم نکرده&amp;zwnj;اند به فکر صرف جابجایی قدرت سیاسی نباشند، زیرا باز هم ممکن است که بد برود و بدتر بیاید. شاید این سی و چهار سال پرحادثه و پرهزینه این فایده را داشته است که به بخشی از ایرانیان این واقعیت را بشناساند که بدون دسترسی به یک قدرت سازمان یافته&amp;zwnj;ی مردمی، - قدرت اجتماعی-، برداشتن یک گروه از حاکمیت و سپردن قدرت به دست گروهی دیگر، به امید آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی، به مثابه یک قمار بزرگ تاریخی است. ممکن است که برنده شویم یا خیر، اما شاید دیگر در سایه&amp;zwnj;ی درس&amp;zwnj;های انقلاب سال ۱۳۵۷ این بار بتوانیم بدون نیاز به پیروی از شانس و تصادف، به صورتی جدی تر و خردمندانه تر، به گونه&amp;zwnj;ای عمل کنیم که شانس ما را برای دستیابی به یک دمکراسی تامین و تضمین کند. راه این اطمینان یابی نیز شاید چیز دیگری جز شکل دهی به عنصر ضد قدرت نباشد، آن هم از همین حالا، یعنی پیش از آغاز انقلابی دیگر.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عبارت دیگر، انقلاب سال ۵۷، یک جابجایی قدرت در بالای ساختار بود از پایین، حال آن که انقلاب در مفهوم اجتماعی خود عبارت است از جابجایی قدرت از بالا به پایین ساختار جامعه. شاید در سایه&amp;zwnj;ی این تجربه پرهزینه&amp;zwnj;ی تاریخی بتوانیم دو نوع انقلاب را تفکیک کنیم: انقلاب سیاسی که در آن جامعه اقدام به کنار زدن عده&amp;zwnj;ای از ساختار قدرت و سپردن آن به دست عده&amp;zwnj;ی دیگری می&amp;zwnj;کند تا آنها از بالا برای آحاد مردم خیر و صلاح و آبادانی و رفاه را تامین کنند. و دیگر، انقلاب اجتماعی که در آن جامعه قدرت تصمیم گیری را از راس ساختار قدرت به درون جامعه منتقل کرده و در این صورت، مردم، خود، در صحنه&amp;zwnj;های و سطوح خرد و میانی و کلان به طور مشخص و مستقیم برای آن چه می&amp;zwnj;خواهند به آن دست یابند تصمیم گیری و عمل می&amp;zwnj;کنند. هر چقدر که مورد انقلاب سال ۵۷ در این تفکیک به یک انقلاب سیاسی می&amp;zwnj;ماند، همان قدر انقلاب بعدی، اگر انقلابی در کار باشد، می&amp;zwnj;تواند در پرتو آن تجربه&amp;zwnj;ی تاریخی تلخ، به سوی یک انقلاب اجتماعی میل کند. انقلابی که در آن کنار گذاشتن رژیم حاکم، دیگر نه تمامیت پروژه انقلابی، بلکه تنها بخشی از آن را تشکیل می&amp;zwnj;دهد. قسمت اصلی کار در این طرح نو، همانا آماده سازی جامعه و حرکت انقلابی به سوی تقویت عنصر سازماندهی اجتماعی لایه&amp;zwnj;های مختلف مردم است که بتوانند مجهز به دو عنصر &amp;laquo;آگاهی&amp;raquo; و &amp;laquo;خودسازماندهی&amp;raquo; توانایی مدیریت جامعه از پایین را در طی یک فرایند طبیعی، تدریجی و خودجوش پیدا کنند و به این ترتیب سرنوشت تاریخی خود را یک بار برای همیشه در دست گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آری، انقلاب، در معنای ذاتی خویش، زیر و کردن ساختارها از یک سو و دگرگون ساختن منطق بر این ساختارها از سوی دیگر است. اگر ملتی فقط به مورد اول اکتفاء کند یک تغییر شکلی را خواهد داشت و اگر دومی را نیز منظور کند، تحولی کیفی خواهد بود که در صورت کامیابی، یک جامعه&amp;zwnj;ی نو از آن متولد می&amp;zwnj;شود. کار پیشا انقلابی همان به مثابه آبستن ساختن تاریخ یک جامعه، برای زایش جامعه&amp;zwnj;ای جدید است، انقلاب زمان به دنیان آمدن است و بعد از آن، خرد و همت و سازماندهی جمعی است که این کودک نوپا را به سوی رشد و تکامل می&amp;zwnj;برد. از پس رنج انسان ایرانی در این سی و چهار سال، این شاید درس گرانبهای تجربه ۵۷ باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;به طور مثال اغلب کارهای محقق آمریکایی &amp;laquo;نیکی کدی&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Nikki Keddie&lt;/span&gt;) و یا پژوهش های &amp;laquo;امیر سعید ارجمند&amp;raquo; در این راستا می باشند. نگاه کنید به:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;em&gt;Roots of Revolution: An Interpretive History of Modern Iran&lt;/em&gt;, &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Yale_University&quot; title=&quot;Yale University&quot;&gt;Yale University&lt;/a&gt; Press, 1981&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;برای نگاهی متنوع به منابع و ریشه های انقلاب سال ۱۳۵۷نگاه کنید به این &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%DB%B1%DB%B3%DB%B5%DB%B7_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;نگارنده انقلاب ایران را در یک کار مفصل دانشگاهی از منظر جامعه شناسی سیاسی مورد بررسی قرار داده است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;برتری یگانه&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;[5]&lt;/a&gt; Counter-power&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/02/08/24318#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10808">انقلاب ۱۳۵۷</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9386">محمدرضا شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12686">کورش عرفانی</category>
 <pubDate>Fri, 08 Feb 2013 16:53:12 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24318 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اوج بحران؟ نظام در آستانه‌ی فروپاشی؟ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/07/24289</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/07/24289&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;510&quot; height=&quot;286&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/images2_1.jpg?1360267365&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر گنجی &amp;ndash; افشاگری احمدی&amp;zwnj;نژاد در باره ملاقات فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی در جلسه استیضاح وزیر کار، بازداشت سعید مرتضوی و آزادی او پس از ۲۴ ساعت، انتشار فیلم کامل ملاقات لاریجانی و مرتضوی و حملات متقابل احمدی&amp;zwnj;&amp;zwnj;نژاد و لاریجانی به یکدیگر، برخی را به این نتیجه رسانده که آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای دیگر قادربه مدیریت بحران نیست.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افشاگری احمدی&amp;zwnj;نژاد درباره&amp;zwnj; ملاقات فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی در جلسه&amp;zwnj; استیضاح وزیر کار در ۱۵/۱۱/۹۱، پاسخ متقابل علی لاریجانی، انتشار فیلم&amp;zwnj;های ملاقات لاریجانی و سعید مرتضوی، انتشار فیلم کامل پاسخ علی لاریجانی به احمدی&amp;zwnj;نژاد، بازداشت سعید مرتضوی در شامگاه ۱۶/۱۱/۹۱، واکنش تند محمود احمدی نژاد (&amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.president.ir/fa/44888&quot;&gt;قوه قضائيه بايد متعلق به ملت و نه يک سازمان ويژه خانوادگی باشد&lt;/a&gt;&amp;quot;)، &lt;a href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911117001443&quot;&gt;ملاقات&lt;/a&gt; رئیس قوه&amp;zwnj; قضائیه با آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای در ۱۷/۱۱/۹۱، آزادی سعید مرتضوی پس از ۲۴ ساعت، اعلان این که: &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.aryanews.com/Lct/fa-ir/News/20130204/20130204135103778.htm&quot;&gt;احمدی نژاد يک برگ از هزار برگی که درباره تخلفات افراد در اختيار دارد را منتشر کرد&lt;/a&gt;&amp;quot;، سخنان &lt;a href=&quot;http://farsnews.com/newstext.php?nn=13911118000599&quot;&gt;صادق لاریجانی&lt;/a&gt; مبنی بر این که: &amp;quot;نسبت&amp;zwnj;های رئیس&amp;zwnj;جمهور را کذب و افترا و برخلاف تمام موازین شرعی و قانونی و جرم می&amp;zwnj;دانم و در فرصتی دیگر ماهیت جریان&amp;zwnj;های انحراف و فتنه و فساد اقتصادی و عقیدتی و عملی آنان را فاش خواهم کرد&amp;quot; و ادامه&amp;zwnj; این نزاع&amp;zwnj;های جدید، برخی را به این نتیجه رسانده که گویی در وضعیت جدیدی قرار داریم و آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای دیگر قادر به مدیریت بحران نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیرامون این رویدادها چند نکته قابل ذکر است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;یکم-&lt;/strong&gt; تک تک گروه&amp;zwnj;های مخالف از ابتدای انقلاب به بعد، فقط و فقط نزاع خود با زمام&amp;zwnj;داران جمهوری اسلامی را واقعی و نزاع دیگران را &amp;quot;خیمه شب بازی&amp;quot; یا &amp;quot;جنگ زرگری&amp;quot; قلمداد کرده و می&amp;zwnj;کنند. درباره&amp;zwnj; نزاع&amp;zwnj;های احمدی نژاد با اصول&amp;zwnj;گرایان و آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای نیز این مدعا از سوی بسیاری طرح شد. اما جنگ بر سر منابع کمیاب قدرت/ثروت/معرفت/منزلت اجتماعی از ابتدای جمهوری اسلامی وجود داشته و همیشه واقعی و جدی بوده است، نه بازی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نزاع&amp;zwnj;ها را به یاد بیاورید: نزاع با مهندس بازرگان و نهضت آزادی، نزاع با سازمان مجاهدین خلق و بنی صدر، نزاع با گروه&amp;zwnj;های مارکسیستی، نزاع خامنه&amp;zwnj;ای و میرحسین موسوی، نزاع آیت&amp;zwnj;الله منتظری با آیت&amp;zwnj;الله خمینی، نزاع چپ و راست مذهبی و حذف چپ&amp;zwnj;ها پس از درگذشت آیت&amp;zwnj;الله خمینی (طرح شعار: &amp;quot;دشمن هاشمی دشمن پیغمبر است&amp;quot; در این دوران)، نزاع راست&amp;zwnj;ها و انشقاق کارگزاران سازندگی از راست&amp;zwnj;های سنتی، نزاع اصول&amp;zwnj;گرایان و اصلاح&amp;zwnj;طلبان، نزاع احمدی&amp;zwnj;نژاد با طبقه&amp;zwnj; حاکمه&amp;zwnj; دوران ماقبل خود، نزاع با سبزها به رهبری موسوی و کروبی، نزاع احمدی&amp;zwnj;نژاد و خامنه&amp;zwnj;ای.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دوم-&lt;/strong&gt; برخی این گمان را می&amp;zwnj;پراکنند که این سطح از نزاع در گذشته وجود نداشته و جنگ قدرت فعلی نظام را به سوی فروپاشی سوق می&amp;zwnj;دهد. شیرازه&amp;zwnj; امور پاشیده است و نزاع&amp;zwnj;ها نمادی از فروپاشی رژیم&amp;zwnj;اند. اما عمر ۳۳ ساله&amp;zwnj; جمهوری اسلامی در تعارض با این مدعا قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نزاع بنی صدر و حزب جمهوری اسلامی را به یاد آورید که ماه&amp;zwnj;ها طول کشید. آیت&amp;zwnj;الله خمینی می&amp;zwnj;کوشید تا اختلاف قوا را حل کند و طرفین بدون اعتنا به فرامین او به جنگ علنی ادامه می&amp;zwnj;دادند. آیت&amp;zwnj;الله خمینی تا یک ماه قبل از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا، همچنان از او حمایت می&amp;zwnj;کرد. اما وقتی نزاع&amp;zwnj;ها از حدی عبور کرد، در یک سخنرانی علنی در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، خطاب به بنی صدر گفت: &amp;laquo;نمی&amp;zwnj;شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم.&lt;em&gt; &lt;strong&gt;غلط می&amp;zwnj;کنی قانون را قبول نداری&lt;/strong&gt;! &lt;/em&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;قانون تو را&lt;/em&gt; &lt;em&gt;قبول ندارد&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی&amp;zwnj;توانی قبول نداشته باشی.&amp;raquo; (&lt;em&gt;صحیفه امام&lt;/em&gt;، جلد ۱۴، ص ۳۷۸)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/org-z13059674890ca7522d698e4a1b687a9bf0d74a8213d6082e0f.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 141px; float: right;&quot; /&gt;جنگ علنی قدرت یکی از ارکان این رژیم است. به تعبیر ذات گرایانه- رژیم&amp;zwnj;های سیاسی فاقد ذات ارسطویی اند- جنگ بر سر منابع کمیاب قدرت/ثروت/معرفت/منزلت اجتماعی؛ ذاتی جمهوری اسلامی است. گویی رژیم از این منبع تغذیه کرده و این نزاع&amp;zwnj;ها بدان انرژی می&amp;zwnj;بخشد. اگرچه ولی فقیه به عنوان فصل&amp;zwnj;الخطاب در بالا وجود دارد و در موقع مقتضی تصمیم نهایی را اتخاذ خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصویب عدم کفایت سیاسی بنی صدر که با ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ همراه شد، هزاران کشته برجای نهاد. مسعود رجوی اعلام کرد که در یک ساله&amp;zwnj; پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق بیش از دو هزار تن را ترور کرده و به قتل رسانده است. رژیم هم متقابلاً صدها تن را در همان مدت اعدام کرد. آن نزاع به شدت خونبار- که ضمن حملات تروریستی سازمان مجاهدین تعدادی زیادی از سران رژیم (رئیس جمهور، نخست وزیر، رئیس قوه&amp;zwnj; قضائیه، وزرا، نمایندگان مجلس و...) کشته شدند- موجب سرنگونی رژیم نشد و آنان با تشدید سرکوب و جایگزین کردن افراد جدید به بقای خود ادامه دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نزاع آیت&amp;zwnj;الله منتظری با آیت&amp;zwnj;الله خمینی به عزل آیت&amp;zwnj;الله منتظری از رهبری آینده جمهوری اسلامی منتهی شد. آیت&amp;zwnj;الله خمینی برای عزل آیت&amp;zwnj;الله منتظری- در نامه&amp;zwnj; ۶/۱/۶۸- تمامی فضیلت&amp;zwnj;های اخلاقی را زیر پا نهاد و نوشت: &amp;laquo;روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال&amp;zwnj;ها و از کانال آنها به منافقین می&amp;rlm;سپارید، شما در اکثر نامه&amp;rlm;ها و صحبت&amp;zwnj;ها و موضعگیری&amp;zwnj;هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال&amp;zwnj;ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند، مطالبی که می&amp;rlm;&amp;zwnj;گفتید دیکته شده منافقین بود، در همین دفاعیۀ شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند، چه خدمت ارزنده&amp;rlm;ای به استکبار کرده&amp;zwnj;&amp;rlm;اید، مسلماً منافقین صلاح نمی&amp;rlm;دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می&amp;rlm;شوید که آخرت&amp;zwnj;تان را خرا&amp;zwnj;ب&amp;zwnj;تر می&amp;rlm;کند، افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرا&amp;zwnj;ها نریزد، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد، برای این که در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند، اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگری دارم و می&amp;rlm;دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی&amp;rlm;کنم.&amp;raquo; (&lt;em&gt;صحیفه امام&lt;/em&gt;، جلد ۲۱)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعدها هم آن مرد آزاده را به مدت ۵ سال در منزلش زندانی کردند. آیت&amp;zwnj;الله منتظری دارای پایگاه اجتماعی قوی و حامیان بسیار در ساختار سیاسی بود. اما جمهوری اسلامی این بحران را هم پشت سر نهاد و خامنه&amp;zwnj;ای به جای آیت&amp;zwnj;الله منتظری جانشین آیت&amp;zwnj;الله خمینی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حرکت اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ که با هزاران بازداشت و ده&amp;zwnj;ها کشته، در نهایت به حصر موسوی و کروبی و رهنورد انجامید، حرکت کوچکی نبود. بسیاری از وزرا، نمایندگان مجلس و معاونان وزرای قبلی بازداشت و به حبس&amp;zwnj;های طولانی مدت محکوم شدند. بسیاری از تحلیل&amp;zwnj;گران خارجی و افراد و گروه&amp;zwnj;های اپوزیسیون ایران، کار رژیم را تمام شده تلقی می&amp;zwnj;کردند. اما خامنه&amp;zwnj;ای حرکت سبز را سرکوب کرد و اوضاع را به حالت عادی باز گرداند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین ترتیب، جمهوری اسلامی جنگ قدرت&amp;zwnj;های حادتر از این را هم پشت سر نهاده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دوم- &lt;/strong&gt;جنگ علنی قدرت یکی از ارکان این رژیم است. به تعبیر ذات گرایانه- رژیم&amp;zwnj;های سیاسی فاقد ذات ارسطویی اند- جنگ بر سر منابع کمیاب قدرت/ثروت/معرفت/منزلت اجتماعی؛ ذاتی جمهوری اسلامی است. گویی رژیم از این منبع تغذیه کرده و این نزاع&amp;zwnj;ها بدان انرژی می&amp;zwnj;بخشد. اگرچه ولی فقیه به عنوان فصل&amp;zwnj;الخطاب در بالا وجود دارد و در موقع مقتضی تصمیم نهایی را اتخاذ خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سوم-&lt;/strong&gt; این وجه جمهوری اسلامی را با رژیم&amp;zwnj;های دیکتاتوری موجود (روسیه، چین، کوبا، عربستان سعودی، قطر، امارات، و...) مقایسه کنید. آنان یا فاقد این شکل از نزاع&amp;zwnj;اند و یا جنگ قدرت مطلقا در این سطح در آنها دیده نمی&amp;zwnj;شود. رژیم&amp;zwnj;های محمدرضا پهلوی، صدام حسین، قذافی، حافظ اسد، حسنی مبارک، بن علی، کره&amp;zwnj; شمالی و... یک&amp;zwnj;پارچگی تمام عیاری از خود به نمایش می&amp;zwnj;گذاردند. این تفاوت اساسی جمهوری اسلامی با دیگر رژیم&amp;zwnj;های استبدادی، دارای کارکردهای مثبت و منفی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چهارم- &lt;/strong&gt;رژیم&amp;zwnj;های استبدادی مردم را سرکوب کرده و نمی&amp;zwnj;گذارند تا آنان از سیاست&amp;zwnj;ها و زمامداران انتقاد کرده و فسادهای حکومت را برملا سازند. این امر موجب می&amp;zwnj;شود تا حجم عظیمی انرژی جمع شده و در وقت مناسب (به عنوان مثال در وضعیت انقلابی) به صورت انفجاری خود را ظاهر سازد. اما جنگ قدرت جمهوری اسلامی کار را معکوس کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ahmadinejad-khamenei8.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 132px; float: right;&quot; /&gt;خامنه&amp;zwnj;ای هم چنان بر این سر است که چند ماه باقی مانده&amp;zwnj; ریاست جمهوری احمدی نژاد را &amp;quot;تحمل&amp;quot; کرده و نگذارد او به قهرمانی سیاسی تبدیل شود. احمدی&amp;zwnj;نژاد می&amp;zwnj;کوشد با کشاندن نزاع به مردم، آنان را به سود خود و علیه طبقه&amp;zwnj; حاکمه&amp;zwnj; فاسد سه دهه&amp;zwnj; گذشته بسیج کند. در نزاع احمدی&amp;zwnj;نژاد و اصول&amp;zwnj;گرایان، گذشت زمان به سود آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای و به زیان احمدی&amp;zwnj;نژاد است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمام&amp;zwnj;داران اصلی در قلمرو عمومی به افشاگری علیه یکدیگر پرداخته و فسادها را برملا می&amp;zwnj;سازند. اگر مردم و مخالفان قصد دارند فریاد برآورند که مسئولان دزد هستند، رئیس جمهور با فیلم&amp;zwnj;های رنگی و در پشت تریبون مجلس فسادهای سران قوا را افشا می&amp;zwnj;کند. اگر می&amp;zwnj;خواهند فاسد یاران رئیس جمهور بر زبان آورند، دو قوه&amp;zwnj; دیگر (قضائیه و مجلس) این کار را برای آنها انجام می&amp;zwnj;دهند. اگر مقصودشان افشای طرح مدل &amp;quot;پوتین- مدودف&amp;quot; در ایران است، نمایندگان مجلس رژیم این هدف احمدی&amp;zwnj;نژاد را برملا می&amp;zwnj;سازند. اگر آرزوی شان سخن گفتن درباره&amp;zwnj; نقش مجتبی- فرزند آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای- در ساختار سیاسی است، حداد عادل به جای همه شایعات را طرح کرده و به عنوان پدر زن پاسخ می&amp;zwnj;گوید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر مخالفان می&amp;zwnj;کوشیدند تا کشتن زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ برملا سازند، قائم مقام رهبری طی نامه&amp;zwnj;های شدیداللحن به آیت&amp;zwnj;الله خمینی به افشای این مسئله و پیامدهای حکم او پرداخته بود. اگر می&amp;zwnj;خواهید خاندان هاشمی رفسنجانی را بکوبید، عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در نطق علنی از &amp;quot;خاندان اختاپوسی&amp;quot; او سخن می&amp;zwnj;گوید. اگر می&amp;zwnj;خواهید علیه آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای حرف بزنید، زندانیان سیاسی به طور مداوم نامه&amp;zwnj;های سرگشاده علیه او منتشر می&amp;zwnj;سازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین ترتیب، میزان زیادی از انرژی انفجاری آزاد می&amp;zwnj;گردد. به اپوزیسیون مقیم خارج بنگرید که همگی در حال توزیع فیلم سخنان احمدی&amp;zwnj;نژاد، علی لاریجانی، فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی هستند. احمدی&amp;zwnj;نژاد که هیچ نهادی- از جمله رهبری- را به رسمیت نمی&amp;zwnj;شناسد، همه را فاسد و خود را نماد پاکی قلمداد می&amp;zwnj;کند، گامی پیش نهاده و از جلسات خصوصی مسئولان فیلم گرفته و منتشر می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پنجم-&lt;/strong&gt; وضعیت کنونی ایران با گذشته دارای تفاوتی بنیادین است. ایران اینک تحت تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی فلج کننده قرار دارد. دولت&amp;zwnj;های غربی به رهبری دولت آمریکا روز به روز کار را بر ایران و ایرانیان سخت تر و حیات و ممات را دشوارتر خواهند کرد. با این همه، آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای همچنان سرسختی کرده و دعوت&amp;zwnj;های اوباما و بایدن برای مذاکره&amp;zwnj; مستقیم ایران و آمریکا را رد می&amp;zwnj;کند. یعنی، جنگ قدرت داخلی، در بستری که جمهوری اسلامی تحت شدیدترین فشارهای تاریخ خود قرار گرفته، روی می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خامنه&amp;zwnj;ای آن قدر مغرور است که گمان می&amp;zwnj;کند توازن قوا در سطح منطقه و داخل کاملاً به سود او پیش می&amp;zwnj;رود و از این گردنه هم عبور خواهد کرد. آیا این ارزیابی صادق است؟ او هم چنان بر این سر است که چند ماه باقی مانده&amp;zwnj; ریاست جمهوری احمدی نژاد را &amp;quot;تحمل&amp;quot; کرده و نگذارد او به قهرمانی سیاسی تبدیل شود. اگر چه بارها اصول&amp;zwnj;گرایان اعلام کرده&amp;zwnj;اند که به فرمان آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای این مدت را تحمل می&amp;zwnj;کنند، اما در شرایطی که آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای و پیروانش دلایل تحمل &amp;quot;خیانت&amp;quot; را به مردم توضیح نمی&amp;zwnj;دهند، احمدی&amp;zwnj;نژاد می&amp;zwnj;کوشد با کشاندن نزاع به مردم، آنان را به سود خود و علیه طبقه&amp;zwnj; حاکمه&amp;zwnj; فاسد سه دهه&amp;zwnj; گذشته بسیج کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نزاع احمدی&amp;zwnj;نژاد و اصول&amp;zwnj;گرایان، گذشت زمان به سود آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای و به زیان احمدی&amp;zwnj;نژاد است. چهار ماه تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است. احمدی&amp;zwnj;نژاد فرصت زیادی برای امتیاز گرفتن یا عزل سیاسی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچ کس به طور قاطع نمی&amp;zwnj;تواند دوام یا فروپاشی جمهوری اسلامی را پیش بینی کند. ما خدا یا پیامبر نیستیم. اما یک چیز روشن است: دیکتاتورها در چنبره&amp;zwnj; دنیای خیالی&amp;zwnj;ای که برای خود می&amp;zwnj;سازند، گرفتار می&amp;zwnj;شوند. خامنه&amp;zwnj;ای نیز اینک در دام توهمات خودساخته اسیر شده است.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2013/02/07/24289#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19101">اکبرگنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16527">بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7469">جنگ قدرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19100">رجوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3492">لاریجانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7636">منتظری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5768">مهندس بازرگان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1409">نهضت آزادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 07 Feb 2013 20:02:45 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24289 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نفت، تاج و عمامه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/06/23380</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/06/23380&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نگاهی به عواقب ناگوار مدیریت غیر دمکراتیک ثروت‌های نفتی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بیژن افتخاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;840&quot; height=&quot;611&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/naft_13.jpg?1357883758&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیژن افتخاری - در این مقاله به یکی از پر اهمیت&amp;zwnj;ترین موضوعات سیاسی- اقتصادی &amp;nbsp;قرن اخیر کشورمان خواهیم پرداخت.&amp;nbsp; نخست به نقش کلیدی نفت وگاز، این ثروت عظیم خفته در زیر خاک میهن&amp;zwnj;مان در پایان بخشید ن به دوران ۲۵۰۰ ساله سلطنت در ایران و آن&amp;zwnj;هم در زمانی که یکی از مقتدرترین شاهان ۱۵۰ سال اخیر درراس قدرت بود؛ می&amp;zwnj;پردازیم و سپس نفش پر اهمیت این ماده حیاتی برای جهان را درسرنوشت &amp;quot;جمهوری اسلامی&amp;quot; مورد بررسی قرار خواهیم داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمانی که محمد رضا شاه پهلوی در سال ۱۳۵۲ مست از باده غرور ناشی از در آمدهای سرشار نفت، &amp;nbsp;در &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=ZEac2FprSfI&quot;&gt;مصاحبه&amp;zwnj;های مختلف با مطبوعات غربی&lt;/a&gt;، آنها و رهبران&amp;zwnj;شان را به باد انتقاد می&amp;zwnj;گرفت، مردم&amp;zwnj;شان را تنبل می نامید و از رهبران غرب دعوت می&amp;zwnj;کرد تا راه و روش &amp;quot;مملکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری&amp;quot; را از او فرا گیرند، هرگز تصور نمی&amp;zwnj;کرد که تنها ۵ سال بعد، همان &amp;quot;رهبران غربی&amp;quot; در جزیره کوچک گوادلوپ گرد هم جمع شوند و تصمیم به جایگزینی خمینی با شاه بگیرند. تصمیمی که در نتیجه آن، شاه مجبور شد از کشور فرار کند و برای یافتن مکان اقامت، به خواهش و تمنا از همان &amp;quot;رهبران کودن&amp;quot; بیفتد!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ساده&amp;zwnj;نگری است اگر تصور کنیم که این تغییر و تحول عظیم در ایران تنها در جواب متلک&amp;zwnj;های شاهانه به غربی&amp;zwnj;ها بوده است. آنچه که &amp;nbsp;سلطنت پهلوی را با عاقبت شومی مواجه کرد، اشتباه بزرگ شاه در رابطه با موضوع نفت ایران بود. به واقع شاه با تکیه بر ثروت باد آورده نفت و به&amp;zwnj;واسطه قدرتی که برای خود در منطقه و حتی جهان متصور بود، تصمیم گرفت از &amp;quot;سلاح نفت&amp;quot; برای کسب درآمد بیشتر از &amp;quot;فروش نفت&amp;quot; استفاده کند. او به &amp;quot;کنسرسیوم نفتی معروف به هفت خواهران نفتی&amp;quot;، (رک به این &lt;a href=&quot;http://mygeologypage.ucdavis.edu/cowen/~GEL115/115CH13oil.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;) پیغام&amp;zwnj;های قاطعی مبنی بر &amp;quot;عدم تمدید قرارداد در سال ۱۹۷۹&amp;quot; و حتی &amp;quot;عدم فروش نفت&amp;quot; به غرب&amp;nbsp; فرستاد. این، به نظر نگارنده غرب را متوجه خطر یک شاهِ بلند پرواز در یک ایرانِ پر قدرت و ثروتمند در منطقه خاورمیانه ساخت و تیر خلاصی بود که به شقیقه نظام سلطنتی شلیک شد. (رک به این &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=6kySR3fpa5s&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اهمیت نفت برای غرب&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اهمیت نفت برای جهان صنعتی غرب را می&amp;zwnj;توان به مثابه اهمیت خون در رگ&amp;zwnj;های انسان دانست. (رک به این &lt;a href=&quot;http://www.meforum.org/42/how-important-is-saudi-oil&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt; و این &lt;a href=&quot;http://science.howstuffworks.com/environmental/energy/run-out-of-oil.htm%206&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;) اما باید دقت کرد که&amp;quot; &lt;strong&gt;جریان مداوم و بدون وقفه &amp;nbsp;نفت&amp;quot;،&lt;/strong&gt; حتی &lt;strong&gt;بیشتر از بهای&lt;/strong&gt; آن، برای جهان صنعتی حائز اهمیت است، زیرا در صورت متوقف شدن حتی %۱۰ از تولید روزانه نفت، &amp;nbsp;شاهد افزایش بهای آن تا ۲۲۰ دلار در هر بشکه خواهیم بود که اثرات آن تنها در اقتصاد امریکا باعث افزایش بهای بنزین تا ۶.۵ دلار در هر گالن، بیکاری بیش از ۱.۵ میلیون نفر و ضرر ملی معادل ۴۵۰ میلیارد دلار در سال خواهد شد. (&lt;a href=&quot;http://blog.heritage.org/2012/04/10/morning-bell-is-america-prepared-for-a-saudi-oil-crisis/&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اثرات &lt;strong&gt;جهانی&lt;/strong&gt; توقف تنها %۱۰ از تولید نفت را به سختی می توان محاسبه نمود، اما در چنین صورتی، جهان غرب دچار &amp;quot;هرج و مرج اقتصادی و اجتماعی&amp;quot; شدیدی شده و با &lt;strong&gt;خطر انقلاب&amp;zwnj;های اجتماعی و به هم ریختن نظم موجود- &lt;/strong&gt;که به نفع سرمایه داری جهانی است- روبرو خواهد گردید. این امری است که سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی ضمن اطلاع دقیق ازابعادش، به شدت از آن نگران بوده و هر گونه ریسکی در این مورد را بر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای تاکید به این امر، کافی است نگاهی کنیم به روابط کشورهای &amp;quot;متمدن و صاحب دمکراسی&amp;quot; غربی و به ویژه ایالات متحده آمریکا با کشور اسلامی عربستان سعودی، که با وجود نقض آشکار حقوق بشر در آن و سرکوب وحشیانه مخالفان در کشور، نه تنها هرگزمورد انتقاد غرب قرار نمی&amp;zwnj;گیرد؛ بلکه نیروهای اطلاعاتی غرب در خدمت حفظ و نگهداری خاندان آل&amp;zwnj;سعود و مقابله با مخالفان آن هستند. چرا که حاکمان عربستان با درک موقعیت حساس خود در امر تولید نفت و تداوم جریان صدور آن به کشورهای صنعتی، نقش خود را در حفظ وضعیت موجود &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;(STATUS QUO)&lt;/span&gt;به خوبی بازی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حجم تولید و مصرف&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصرف روزانه نفت در جهان از تقریبا ۶۰ میلیون بشکه در سال ۱۹۸۰ به ۹۳ میلیون بشکه در سال ۲۰۱۰ افزایش یافته است. در این میان تنها چند کشور صنعتی (آمریکا، اتحادیه اروپا، چین،&amp;nbsp; ژاپن، هند و برزیل) با مصرف روزانه ۵۲ میلیون بشکه حدود %۶۰ از مصرف جهانی را به خود اختصاص می&amp;zwnj;دهند که در این میان ایالات متحده با مصرف روزانه ۲۰ میلیون بشکه بالاترین مصرف کننده نفت در جهان است. (رک به این &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_countries_by_oil_consumption&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تولید روزانه نفت در جهان نیز از ۵۹ میلیون بشکه در سال ۱۹۸۰ به تقریبا ۸۸ میلیون بشکه در سال ۲۰۱۰ رسیده که البته بیانگر پیشی گرفتن روند مصرف بر تولید است.(رک به این &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_countries_by_oil_production&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;) این روند در &lt;a href=&quot;https://www.cia.gov/library/center-for-the-study-of-intelligence/csi-publications/books-and-monographs/watching-the-bear-essays-on-cias-analysis-of-the-soviet-union/article02.html&quot;&gt;مقاله هوشمندانه&amp;zwnj;ای&lt;/a&gt; به قلم دکتر جیمز نورین &amp;nbsp;پیش&amp;zwnj;بینی شده که در سال ۱۹۸۱ توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا انتشار یافت. &amp;nbsp;لذا تاکید بر یافتن منابع جدید نفتی و افزایش میزان استخراج نفت در جهت حفظ تعادل در میزان عرصه و تقاضا که باعث پایین ماندن بهای انرژی و در نتیجه کاهش بهای تمام شده کالا و خدمات در غرب می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود، به عنوان یکی از اهداف دولت آمریکا در دستور کار قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چکیده مقاله مذکور تاکید بر پائین نگه&amp;zwnj;داشتن بهای نفت در حد امکان و زیر ۳۵ دلار در هر بشکه بود تا کشورهای غربی بتوانند با پائین نگه&amp;zwnj;داشتن هزینه&amp;zwnj;های تولید و حمل و نقل، &amp;nbsp;کالای تولیدی خود را قابل رقابت نگاه دارند و لذا کارخانجات&amp;zwnj;شان به امر تولید و فروش مشغول باشند. تاکید این مقاله بر خطر ایجاد &amp;laquo;&lt;strong&gt;بحران&amp;zwnj;های اقتصادی ناشی از افزایش بهای نفت و ایجاد رکود تورمی در جهان که خطر تنش&amp;zwnj;های اجتماعی را بدنبال دارد&lt;/strong&gt;&amp;raquo;، قابل توجه است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس ملاحظه می&amp;zwnj;کنیم که دو فاکتور &amp;laquo;&lt;strong&gt;وجود و تدوام جریان نفت به میزان کافی و هم&amp;zwnj;چنین پائین نگه&amp;zwnj;داشتن بهای آن&lt;/strong&gt;&amp;raquo; از اهداف استراتژیک آمریکا و شرکای غربی اوست. اما به مرور زمان و با افزایش میزان مصرف انرژی در جهان و حضور کشورهای صنعتی جدیدی، متل چین هند و برزیل در بازار، مصرف بر تولید پیشی گرفته و در نتیجه بهای نفت ظرف سال&amp;zwnj;های اخیر به سه برابر آنچه مد نظر آمریکا بود رسیده است! ضمن آنکه پیش&amp;zwnj;بینی دکتر نورین در مورد اثرات خطرناک افزایش بهای انرژی فسیلی بر اقتصاد غرب نیز به وقوع پیوسته و در سال&amp;zwnj;های اخیر شاهد بروز انواع بحران&amp;zwnj;های اقتصادی در آمریکا و اتحادیه اروپا بوده&amp;zwnj;ایم. (رک به این &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/2007%E2%80%932012_global_economic_crisis&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چرا شاه باید می رفت؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان&amp;zwnj;گونه که در مقدمه ذکر شد، بلند پروازی&amp;zwnj;های شاه ناشی از ثروت&amp;zwnj;های بادآورده نفت و چند پیروزی دیپلماتیک- نظامی در منطقه، باعث شد که او &amp;quot;ناخودآگاه&amp;quot; از خط قرمز جهان غرب در رابطه با تولید و صدور نفت عبور کند. شاه در ۱۹۷۷ و در جلسه&amp;zwnj;ای که برای رسیدگی به اختلافات ایران و هفت خواهران نفتی با حضور جیمی کارتر، سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی و ویلیام سولیوان برگزار شد، همان مطالبی را که قبلا و بی محابا در مصاحبه&amp;zwnj;هایش اعلام کرده بود، موکدا تکرار کرد و گفت اگر جهان غرب بهای عادلانه&amp;zwnj;ای را که او طلب می&amp;zwnj;کند نپردازد؛ صدور نفت را متوقف نموده و حتی در این کار از دوستان خود در اوپک هم کمک خواهد گرفت! پس از آن، بنا به دستور کارتر، کمیسیون سه نفره&amp;zwnj;ای متشکل از جورج بال ( رئیس گروه بیلدربرگ) سایروس ونس و زبیگنیو برژینسکی مامور بررسی آینده شاه شد و در نهایت بنا به توصیه جورج بال قرار شد که رهبر اپوزیسیون مذهبی یعنی خمینی جایگزین شاه شود! (رک به این &lt;a href=&quot;http://aangirfan.blogspot.com/2008/05/iran-oil-prices-and-shah.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دقت داشته باشیم که در آن زمان، ایران با تولید روزانه ۶.۵ میلیون بشکه نفت در روز نزدیک به %۱۲ از نفت مورد مصرف جهان را تامین می&amp;zwnj;کرد و توقف صدور نفت ایران می&amp;zwnj;توانست خطرات جدی و فراوانی برای غرب، به&amp;zwnj;جز اتحاد جماهیر شوروی ایجاد کند که خود تولیدکننده و از صادر کنندگان نفت بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نفت و جمهوری اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاکمان جمهوری اسلامی با اطلاع دقیق از علت حذف &amp;nbsp;شاه و آمدن خمینی، &amp;nbsp;از روز اول استقرار خود، اهتمام فراوانی در حفظ استخراج و تداوم تولید نفت ایران حتی در شرایط جنگی داشته&amp;zwnj;اند. تا جایی که معاون وزیر نفت جمهوری اسلامی با افتخار اعلام می&amp;zwnj;کند که این کشور در زمان جنگ با رژیم عراق و به بهای جان بیش از ۱۰۰۰ کارگر صنعت نفت، حتی یک روز هم توقف صادرات نفت نداشته است. (رک به این &lt;a href=&quot;http://www.naftnews.net/telex-13901.htmlhttp:/www.naftnews.net/telex-13901.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&amp;nbsp; لذا طی ۳۰ سال اخیر و علی&amp;zwnj;رغم تنش&amp;zwnj;های گوناگونی که رژیم به&amp;zwnj;وجود آورنده آن بوده است؛ و حتی علی&amp;zwnj;رغم سرکوب و کشتارهای بی&amp;zwnj;رحمانه رژیم در رابطه با مخالفان داخل و خارج از کشور، هرگز شاهد برخورد عملی جهان صنعتی غرب با رژیم نبودیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از خاتمه جنگ و روی کار آمدن دولت&amp;zwnj;های رفسنجانی و خاتمی شاهد استقبال بی&amp;zwnj;نظیر غربی&amp;zwnj;ها از توسعه روابط با نظام بوده&amp;zwnj;ایم که تا حد عذرخواهی وزیر امور خارجه آمریکا (مادلین آلبرایت) از بابت کمک آمریکا در کودتا علیه دولت قانونی دکتر مصدق و لغو بسیاری از تحریم&amp;zwnj;های گذشته، نامه&amp;zwnj;نگاری و انتظار ۲۰ دقیقه&amp;zwnj;ای بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا برای ملاقات با محمد خاتمی در دستشویی سازمان ملل متحد و یا پذیرایی شاهانه از محمد خاتمی در کاخ ورسای پیش رفت و همگی در راستای کمک به بقای رژیم و ورود هر چه بیشتر این موجود ماقبل تاریخی به جهان &amp;quot;متمدن&amp;quot; بودند. (رک به این &lt;a href=&quot;http://transcripts.cnn.com/TRANSCRIPTS/0004/19/i_ins.00.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;، این &lt;a href=&quot;http://masontube.blogsky.com/1391/02/29/post-2093/&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt; و این &lt;a href=&quot;http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100004164377&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته رژیم هم می&amp;zwnj;دانست که چگونه پاسخ مناسب به این استقبال را بدهد و لذا، از اوایل ده هفتاد شمسی شاهد سیل قراردادهای اکتشاف و استخراج نفت ایران به سوی کمپانی&amp;zwnj;های نفتی غرب و بعد شرق هستیم که در این میان، کمپانی&amp;zwnj;های کوچک غربی مانند &amp;quot;استات اویل نروژ&amp;quot; با &lt;a href=&quot;http://www.javanonline.ir/vdcds90szyt0j96.2a2y.html&quot;&gt;پرداخت رشوه به پسر رفسنجانی&lt;/a&gt;، لقمه کوچکی از این خوان گسترده را نصیب خود کرد. از حجم این قراردادها اطلاع دقیقی در اختیار نیست اما به طور مثال می&amp;zwnj;توان از &lt;a href=&quot;http://www.tabnak.ir/fa/news/44955/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%8A-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-32-%D9%85%D9%8A%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86-%D9%8A%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%8A%D9%8A-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%84&quot;&gt;قرار داد ۳۲ میلیارد یورویی با توتال فرانسه&lt;/a&gt; &amp;nbsp;یا &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/China%E2%80%93Iran_relations&quot;&gt;قرارداد ۱۰۰ میلیارد دلاری با کمپانی دولتی ژوهای ژنرونگ چین&lt;/a&gt; &amp;nbsp;نام برد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اما کار به اینجا ختم نمی&amp;zwnj;شود، بلکه باید دانست که جمهوری اسلامی &amp;quot;به طور ناخواسته&amp;quot; و بیشتر به دلیل عدم سرمایه&amp;zwnj;گذاری کافی و به موقع&amp;nbsp; و هم&amp;zwnj;چنین ضعف مدیریت در صنعت نفت، با چالش مهمی روبرو شده که می&amp;zwnj;تواند سرنوشت&amp;zwnj;اش را به مانند محمد رضا شاه دگرگون نماید!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دقت کنیم که صنایع نفت نیز به سان هر صنعت دیگری احتیاج به &amp;quot;تعمیر و نگهداری&amp;quot; به موقع و به&amp;zwnj;روز کردن تکنولوژی دارد که به نوبه خود نیازمند هزینه و بودجه مناسب است. هم&amp;zwnj;چنین نگهداری فنی از چاه&amp;zwnj;های موجود نفت و تزریق به هنگام گاز و آب شور برای آماده استخراج نگه&amp;zwnj;داشتن چاه&amp;zwnj;ها نیاز به پول و تکنولوژی دارد. به نظر می&amp;zwnj;رسد برخورد حاکمان جمهوری اسلامی با این پدیده فنی چندان جدی نبوده و علی&amp;zwnj;رغم کسب حدود ۹۸۵ میلیارد دلار درآمد ظرف ۳۳ سال گذشته هزینه کافی در این امر نکرده&amp;zwnj;اند. در نتیجه ظرفیت استخراج نفت ایران به صورت چشم&amp;zwnj;گیری کاهش یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان گونه که گفته شد ظرفیت استخراج نفت در سال ۱۳۵۴ به ۶.۵ میلیون رسید که اوج دوره شاه بود. پس از انقلاب، حداکثر ظرفیت تولید کشور مربوطه به سال ۱۳۸۱ است که به ۴.۳ میلیون بشکه در روز رسید. اگر چه خاتمی و احمدی&amp;zwnj;نژاد سعی کردند تا با دعوت از شرق و غرب به سرمایه&amp;zwnj;گذاری در صنایع نفت ایران این معضل را حل کنند، اما به دلایل مختلف این قراردادهای سرمایه&amp;zwnj;گذاری به نتیجه چندانی نرسید و از اوایل سال ۱۳۸۸ بحران &amp;quot;&lt;strong&gt;کاهش ظرفیت تولید نفت ایران&lt;/strong&gt;&amp;quot; علنی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هادی نژادحسینیان وزیر سابق صنایع سنگین و معاون سابق وزارت نفت در &lt;a href=&quot;http://www.aftabnews.ir/vdcd9o0n.yt0of6a22y.html&quot;&gt;مصاحبه&amp;zwnj;ای&lt;/a&gt; با نشریات داخلی نگرانی شدید خود را از کاهش روز افزون تولید نفت ایران اعلام داشت و پیش&amp;zwnj;بینی کرد در صورت عدم چاره&amp;zwnj;جویی فوری، شاهد قطع صدور نفت و احتمال واردات نفت به ایران ظرف ۱۰ سال آینده خواهیم بود! وی گفت که صنعت نفت هر سال نزدیک به ۳۰۰ هزار بشکه از ظرفیت تولیدی خود را از دست می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نگرانی نژادحسینیان از آنجا ناشی می&amp;zwnj;شد که &amp;nbsp;&lt;strong&gt;تولید نفت ایران &lt;/strong&gt;از ۴.۳ میلیون بشکه در سال ۱۳۸۱ به ۳.۵ میلیون بشکه در سال ۱۳۸۸ رسیده بود، ضمن آنکه &lt;strong&gt;مصرف داخلی&lt;/strong&gt; از ۱.۲ میلیون بشکه در روز به ۱.۶ میلیون بشکه در روز افزایش یافته بود و لذا میزان &lt;strong&gt;صادرات نفت&lt;/strong&gt; از ۳.۱ میلیون بشکه در روز به ۱.۹ میلیون رسیده بود.(&lt;a href=&quot;http://www.opec.org/opec_web/en/about_us/163.htm&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;) این موضوع از نگاه تیزبین سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی (که به شدت نگران کسر تولید روزانه ۵ میلیون بشکه در روز است ) دور نمانده و مسئولان شرکت&amp;zwnj;های بزرگ جهانی در مصاحبه با نشریات تخصصی نگرانی خود از این موضوع و تبعات آن بر اقتصاد جهانی را ابراز کرده&amp;zwnj;اند. (&lt;a href=&quot;http://www.theoildrum.com/node/9630&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;) توجه داشته باشیم که ایران با دارا بودن ذخایر قابل استخراج به میزان ۱۷۵ میلیارد بشکه (معادل ۱۷ هزار میلیارد دلار به بهای امروزو بیش از کل بدهی&amp;zwnj;های دولت آمریکا) سومین ذخایر نفت جهان را داراست و لذا باید نقش مهم&amp;zwnj;تری را در عرضه نفت جهان ایفا نماید.(&lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Oil_reserves&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروز این روند با شدت بیشتری ادامه دارد: ضمن آن که ظرفیت تولید نفت ایران به کمتر از ۲.۷ میلیون بشکه در روز رسیده، میزان مصرف داخلی تا ۱.۷ میلیون افزایش و در نتیجه میزان صادرات به کمتر از ۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است! &lt;strong&gt;این آن خط قرمزی ست که جهان صنعتی به هیچ&amp;zwnj;وجه آنرا بر نمی&amp;zwnj;تابد&lt;/strong&gt;! در حال حاضر کمبود تولید ایران را عربستان سعودی جبران می&amp;zwnj;کند تا جهان دچار یک شوک نفتی دیگر نشود،&amp;nbsp; آن هم در حالی&amp;zwnj;که اقتصاد آمریکا در حال رکود و اقتصاد اروپا با مشکلات فراوانی دست به گریبان است. اما ادامه این وضع مطلوب جهان صنعتی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نقش ایده&amp;zwnj;آل برای نفت ایران &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان گونه که توضیح داده شد، بهای مطلوب نفت برای جهان صنعتی رقمی بین ۳۵ تا ۴۰ دلار در هر بشکه است تا بتواند اقتصاد به اغما رفته خود را احیا نماید. برای رسیدن بهای نفت از حدود ۱۰۰ دلار امروز به زیر ۴۰ دلار باید حداقل ۳ تا ۳.۵ میلیون بشکه اضافه بر مصرف&amp;nbsp; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(supply surplus)&lt;/span&gt; در بازار به&amp;zwnj;وجود آید. یعنی اگر در حال حاضر مصرف جهان حدود ۹۳ میلیون بشکه است، تولید (یا عرضه) باید به ۹۶ تا ۹۷ میلیون بشکه در روز برسد. این در حالی است که حداکثر ظرفیت تولید امروز جهان حدود ۸۷ میلیون بشکه در روز است، لذا جهان برای رساندن بهای نفت به نقطه مورد نظر سرمایه&amp;zwnj;داری باید هر چه زودتر ۱۰ میلیون بشکه به ظرفیت تولید خود بیافزاید. اما چگونه؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به&amp;zwnj;نظر می رسید دو کشور عراق و لیبی، علی&amp;zwnj;رغم دارا بودن ذخایر نفتی و ظرفیت تولید بالا، به دلیل عدم توجه کافی صدام حسین و معمر قذافی در حفظ و نگهداری این ذخایر، &amp;nbsp;دیگر قادر به ایفای نقش مهمی در تامین نفت جهان نیستند و مانند حکام عربستان سعودی عمل نمی&amp;zwnj;کنند. این دو دیکتاتور هم به نوعی دچار بلندپروازی&amp;zwnj;های از نوع شاه سابق ایران شدند و دست به اقدامات نامتعارفی از دید سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی می زدند که در نتیجه، نه تنها باعث کاهش میزان تولید نفت در جهان می&amp;zwnj;شد، بلکه دردسرهای دیگری را هم به جهان تحمیل می&amp;zwnj;کرد. اشغال کویت توسط صدام حسین و تلاش در جهت ساخت بمب اتمی توسط قذافی را می توان به عنوان نمونه&amp;zwnj;های این دردسرها نام برد. به همین دلیل هم این دو نفر و رژیم&amp;zwnj;شان باید با رژیم&amp;zwnj;های تابع غرب جابجا می&amp;zwnj;شدند. امروز عراق با تولید بیش از ۳ میلیون بشکه در روز جای ایران را در اوپک گرفته است، ضمن آن که چشم&amp;zwnj;انداز تولید ۵.۵ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۱۵ را &amp;nbsp;به مدد سرمایه&amp;zwnj;گذاری آمریکایی&amp;zwnj;ها در پیش رو دارد. لیبی نیز از تولید تنها ۴۰۰ هزار بشکه در سال ۲۰۰۹ به ۸۵۰ هزار بشکه رسیده و به تازگی اعلام شد که تولیدش تا سال ۲۰۱۵ و به مدد سرمایه&amp;zwnj;گذاری فرانسوی&amp;zwnj;ها به ۱.۴ میلیون بشکه در روز خواهد رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران هم باید ظرفیت تولید خود را به حدود هفت میلیون برساند تا نقش مطلوب غرب &amp;nbsp;در بازار مکاره نفت را ایفا نماید. این در حالی است که ایران تنها برای حفظ ظرفیت موجود (۲.۷ میلیون بشکه در روز) و جلوگیری از سقوط بیشتر ظرفیت تولید، به حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه&amp;zwnj;گذاری خارجی ظرف ۵ سال آتی نیاز دارد.(&lt;a href=&quot;http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-43270.html&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;) در صورتی که ایران قصد کند (یا مجبور باشد) بر حسب نیاز غرب عمل نموده و ظرفیت تولید خود را از ۲.۷ میلیون بشکه در روز به ۷ میلیون بشکه برساند، در آن صورت نیاز به ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد دلار سرمایه&amp;zwnj;گذاری خارجی دارد!&amp;nbsp; مسلم است که خود ایران چنین سرمایه عظیمی را ندارد و باید دست به سوی غرب ( یا شرق) دراز کند اما آیا غرب (یا حتی شرق) حاضر می&amp;zwnj;شود چنین سرمایه&amp;zwnj;گذاری حجیمی را در نظامی این چنین آشفته، نامطمئن، غیرقابل پیش&amp;zwnj;بینی و ضعیف انجام دهد؟ یا ترجیح می&amp;zwnj;دهد ابتدا رژیم مورد اعتماد خود را مستقر نموده&amp;nbsp; و سپس اقدام به سرمایه&amp;zwnj;گذاری هنگفت کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد طلسم &amp;laquo;ثروتمند شدن از طریق نفت، سپس پی افکار بلندپروازانه رفتن و در نتیجه دست به اقدامات نامتعارف زدن&amp;quot; گریبان حاکمان امروز جمهوری اسلامی را نیز گرفته باشد! غنی سازی اورانیوم &amp;nbsp;با احتمال استفاده تسلیحاتی از آن، دومین خط قرمزی است که جمهوری اسلامی آن را پس از غفلت در حفظ ظرفیت تولید نفت، رد کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنان&amp;zwnj;چه آمد، نفت ثروتی است که مدیریت آن نیاز به دانش &amp;nbsp;و دمکراسی دارد. صرف دانش سبب افزایش استخراج و صادرات این محصول می شود و این نیز درآمد هنگفتی را با خود به دنبال می آورد، اما این مدیریت درآمد است که در نظام&amp;zwnj;های استبدادی به بن&amp;zwnj;بست می انجامد؛ نظام&amp;zwnj;هایی که از بهره&amp;zwnj;بری از خرد جمعی محرومند و به همین دلیل هر گونه تصمیم&amp;zwnj;گیری نادرست حاکمان خودکامه می&amp;zwnj;تواند سرنوشت یک ملت را از این رو به آن رو کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کافی&amp;zwnj; است نگاهی به تفاوت سرنوشت نروژ، به عنوان یک کشور صاحب نفت، با استبدادهای نفتی خاورمیانه بیاندازیم. این کشور از ۲۲ سال پیش به استخراج نفت مشغول بوده و صندوق ذخیره &amp;nbsp;ارزی آن در حال حاضر بالغ بر ۶۵۰ میلیارد دلار موجودی دارد. حال آن که ایران با نزدیک هشت دهه صنعت و درآمد نفت و دارا بودن یکی از بزرگ&amp;zwnj;ترین ذخایر نفتی جهان، تقریبا چیزی در صندوق ذخیره ارزی خود ندارد. این تفاوت ما را متوجه ضرورت استقرار دمکراسی برای بهره&amp;zwnj;وری از این ثروت طبیعی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدون دمکراسی، رژیم بعدی نیز می&amp;zwnj;تواند سومین قربانی درآمدهای نفتی در یک بستر غیردمکراتیک باشد. تولید و استفاده از ثروت نفت آری، اما با دمکراسی.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/06/23380#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18342">استات‌اویل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17884">اورانیوم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3019">اوپک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18341">برژینسکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14873">بیژن افتخاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18339">شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18130">صدام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1497">قذافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1527">نفت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3804">گاز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18340">گوادلوپ</category>
 <pubDate>Sun, 06 Jan 2013 20:36:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23380 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>رضا پهلوی، پادشه خوبان یا رهبر راست‌گرا؟ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/08/15398</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/08/15398&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نقدی پیرامون گفت‌و گو رادیو زمانه با رضا پهلوی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بابک مینا        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/yaser-ahmed-syria1-3_0.jpg?1339537341&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بابک مینا ـ میزانسن معمولاً اینگونه است: آقای پهلوی با تن&amp;zwnj;پوشی نسبتاً رسمی و آراسته، اما معاصر و امروزی نشسته است. حرکت&amp;zwnj;های دست و حالت&amp;zwnj;های چهره&amp;zwnj;اش نشانی از اشراف&amp;zwnj;منشی سلطنتی ندارد. نوعی زیبایی&amp;zwnj;شناسی طبیعت&amp;zwnj;گرا و واقع&amp;zwnj;گرا در صحنه هست: اشیاء کمی برق می&amp;zwnj;زنند و هر چیزی در شفاف&amp;zwnj;ترین حالت&amp;zwnj;اش خود را می&amp;zwnj;نمایاند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو&amp;zwnj;ها صمیمی و راحت و متمدنانه پیش &amp;zwnj;می&amp;zwnj;روند. آقای پهلوی با&amp;zwnj;نشاط و لبخند پاسخ هر سؤال سختی را می&amp;zwnj;دهد. دوربین جایی ثابت دارد و در هر نمایی که نشان می&amp;zwnj;دهد به نسبت هندسی عناصر کادر دقت می&amp;zwnj;کند. پشت سر معمولاً یا کتاب است که نشان می&amp;zwnj;دهد که او از پی فرهنگی می&amp;zwnj;آید و یا بشقابی عتیقه&amp;zwnj;مانند که نماد سنتی است که آن پشت و پسله&amp;zwnj;ها آرام گرفته است. در ویدئو&amp;zwnj;ی اخیر در رادیو زمانه پشت سر آقای پهلوی یک ردیف آینه می&amp;zwnj;بینیم: صداقت و شفافیت بی&amp;zwnj;پایان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میزانسن (Mise en sc&amp;egrave;ne) در لغت به معنای گذاشتن در صحنه است. در تئا&amp;zwnj;تر و سینما تعریف&amp;zwnj;های بسیاری از این کلمه هست. ما موقتاً این تعریف عمومی&amp;zwnj;تر را می&amp;zwnj;پذیریم: هنر نظم و ترتیب دادن به هر آنچه که بر روی صحنه است از بازیگران گرفته تا اشیاء. به گونه&amp;zwnj;ای ساده&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;توانیم بگوییم هر آنچه که کارگردان فیلم انجام &amp;zwnj;می&amp;zwnj;دهد. ما این اصطلاح را از سینما قرض می&amp;zwnj;گیریم و به عالم سیاست می&amp;zwnj;بریمش. شخصیت&amp;zwnj;های سیاسی مانند بازیگران فیلمی سینمایی هستد. چه کسی میزانسن می&amp;zwnj;دهد؟ چه کسی کارگردان است؟ خود آن&amp;zwnj;ها. مشاورانشان. هودارانشان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای درک بهتر میزانسن فیلم رضا پهلوی آن را می&amp;zwnj;توانیم با دو فیلم مشهور دیگر در تاریخ معاصر ایران مقایسه کنیم: فیلم اول شاهنشاه آریامهر و فیلم دوم امام خمینی. کارگردان اولی خود بازیگر به همراه نخبگان درباری و کارگردان دومی توده&amp;zwnj;های مذهبی به همراه خود بازیگر. فیلم اول: بازیگر معمولاً در جایی نشسته است. بسیار آراسته و آرام و اشراف&amp;zwnj;مآب. حرکاتش بسیار آرام و آهسته است. اگر قدم بزند با وقار و آرام گام برمی&amp;zwnj;دارد. چشمانش می&amp;zwnj;خواهد چیزی از افتخار و شکوه داشته باشد. اما گویی کاملاً موفق نیست. پرسش&amp;zwnj;کننده مؤدب و تابع است. صحبت&amp;zwnj;ها معمولاً از پیشرفت و قدرت ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم دوم: مرجع تقلیدی که حالا رهبر کشور است در اتاقی محقر نشسته است. هیچ چیز حساب&amp;zwnj;شده نیست. دوربین ممکن است بی&amp;zwnj;خود و بی&amp;zwnj;جهت بچرخد. وسایل اتاق با بی&amp;zwnj;سلیقگی محض در جای خود گذاشته شده&amp;zwnj;اند. خمینی با شمدی روی پا و عرقچینی روی سر جملاتی می&amp;zwnj;گوید که تنها ویراستاری حرفه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;تواند جای فعل&amp;zwnj;ها را حدس بزند. این سه فیلم برای سه مخاطب مختلف ساخته شده است. به این نکته باز می&amp;zwnj;گردیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مهم نیست چه می&amp;zwnj;گوید، مهم این است که می&amp;zwnj;گوید&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فلسفه آموزش می&amp;zwnj;دهند: مهم این نیست که فلان مفهوم را چه کسی طرح کرده است، فیلسوف تیز&amp;zwnj;بین آن است که مفهوم&amp;zwnj;هایی را که لازم دارد ولو از فیلسوفی متعلق به مکتبی دیگر وام بگیرد و در اندیشه خود ادغام کند. مهم این نیست که چه کسی می&amp;zwnj;گوید مهم این است که چه می&amp;zwnj;گوید و چگونه استدلال می&amp;zwnj;کند. در سیاست اما اینگونه نیست. کاملاً برعکس: مهم این است که چه کسی با چه پشتوانه اجتماعی و سیاسی و با چه کارنامه سیاسی چه چیزی می&amp;zwnj;گوید. و نه اینکه: حرف خوب، خوب است حتی اگر دشمن بگوید. ما معمولاً اینگونه فکر نمی&amp;zwnj;کنیم چرا که سیاست را به عرصه فرهنگ تقلیل می&amp;zwnj;دهیم. گویی نبرد سیاستمدران همچون مناظره میان چند فیلسوف است. نباید فراموش کنیم که نبرد سیاستمداران در هر جامعه&amp;zwnj;ای بیش از هر چیز بیانی است از نبرد نیروهای اجتماعی در آن جامعه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/babm03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;پردازندگان افسانه خمینی بسیار حواس&amp;zwnj;پرت بوده&amp;zwnj;اند&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;به مثال خمینی بازگردیم. افسانه&amp;zwnj;ای ساخته شده است که رهبر انقلاب در پاریس جمهوری&amp;zwnj;خواه و آزادیخواه بود و هنگامی که به ایران آمد و به قم رفت یک&amp;zwnj;چندی با نیرو&amp;zwnj;های سیاسی درگیر در انقلاب مدارا کرد و سپس به تهران آمد و خود در رأس امور قرار گرفت و به&amp;zwnj;تدریج اشتباهاتی کرد و از مسیر حق خارج شد. پردازندگان این افسانه بسیار حواس&amp;zwnj;پرت بوده&amp;zwnj;اند چون فراموش کرده&amp;zwnj;اند یکی از اولین موضع&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های سیاسی خمینی مخالفت با حق رأی زنان بود. اما اشکال این افسانه&amp;zwnj;پردازی تنها این نیست. مشکل مهم&amp;zwnj;تر این است که این افسانه به صحبت&amp;zwnj;های خمینی در داوری نسبت به ماهیت سیاسی او جایگاهی محوری می&amp;zwnj;دهد. تو گویی ذات هر سیاستی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سخنانی است که پردازندگان آن سیاست می&amp;zwnj;گویند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماهیت هر جریان سیاسی را برآیند نیروهای اجتماعی پشتیبان آن جریان مشخص می&amp;zwnj;کنند. میان سیاستمدار و نخبگان پیرامون او و نیروی اجتماعی هوادار او نسبتی دو طرفه برقرار است: سیاستمدار و گروهش برای غلبه بر رقیبان و بقا در میدان قدرت به نیروی حامیشان نیاز دارند و نیروهای حامی برای گسترش سلطه خود در جامعه و حفظ منافع&amp;zwnj;اش به نماینده&amp;zwnj;ای سیاسی محتاج است. خمینی در انقلاب ۵۷ توانست مدتی رهبر &amp;laquo;همه&amp;raquo; در برابر شاه شود. این موقعیتی کم&amp;zwnj;نظیر است و به ندرت در تاریخ اتفاق می&amp;zwnj;افتد. اما پس از مدتی دیگر رهبر همه نبود. او نه می&amp;zwnj;خواست رهبر همه باشد و نه دیگر می&amp;zwnj;توانست. چرا که نبردی تازه آغاز شده بود. در این نبرد خمینی پس از دوره&amp;zwnj;ای تردید با اتکاء به هوش غریزی&amp;zwnj;اش دریافت که تنها با تکیه و اعتماد بر دو نیرو می&amp;zwnj;تواند قدرتش را تثبیت کند: نخست دانشجویان و جوانان مذهبی طرفدارش دوم بازاریان و روحانیون سنتی و غیر سنتی. او اگرچه همواره با گروه دوم اختلافاتی داشت اما می&amp;zwnj;دانست که بدون آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;تواند قدرتش را نگه&amp;zwnj; دارد. چنانکه می&amp;zwnj;بینیم پدیده خمینیسم هم ترکیبی&amp;zwnj;ست از این سلیقه&amp;zwnj;ها، جهان&amp;zwnj;بینی و منافع این دو گروه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سخنان خمینی و هر سیاستمداری البته مهم هستند. اما این سخنان در خلاء و پا در هوا ایراد نمی&amp;zwnj;شوند. وقتی می&amp;zwnj;توانیم آن&amp;zwnj;ها را بفهمیم که این سخنان را بر بستری از نیروهای اجتماعی و طبقاتی و سیاسی بنشانیم. در غیر این صورت سخنان سیاستمدارن را با سخنرانی&amp;zwnj;های فیلسوفان ایده&amp;zwnj;پرداز یکی کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;رضا پهلوی: پادشه خوبان یا بازیگر سیاسی؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرسش این است: رضا پهلوی منافع، سلیقه&amp;zwnj;ها، آرزو&amp;zwnj;ها و جهان&amp;zwnj;بینی چه گروهی از جامعه را باز&amp;zwnj;می&amp;zwnj;تاباند؟ او در ادامه چه گروهی سخن می&amp;zwnj;گوید؟ در شرایط فعلی آقای پهلوی تردستانه این موضوع را به سکوت برگزار می&amp;zwnj;کند. پاسخ او معمولاً این است که او در حال حاضر فعال سیاسی و حقوق بشر است و اگر قرار باشد سلطنتی در ایران برقرار بشود او پادشاهی مشروطه خواهد بود، همانطور که در نظام&amp;zwnj;های پادشاهی مشروطه در جهان رسم است. به دیگر سخن او قرار نیست منافع گروه خاصی را پی&amp;zwnj;گیری کند؛ او پادشاهی خواهد بود بر فراز نیروهای اجتماعی و سیاسی. بدیهی ست که این در صورتی امکان&amp;zwnj;پذیر است که نیروهای سیاسی در این&amp;zwnj;باره توافق داشته باشند. از همین الان به وضوح می&amp;zwnj;توانیم ببینیم نیرو&amp;zwnj;های سیاسی هیچ توافقی در این زمینه ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از طرفی جامعه ایران هم بسیار متکثر&amp;zwnj;تر از سال ۵۷ است و ظهور رهبری که بتواند همه گروه&amp;zwnj;های اجتماعی را دست&amp;zwnj;کم برای مدتی کوتاه راضی نگه دارد بسیار بعید به نظر می&amp;zwnj;رسد. حتی خمینی نیز که به چنین جایگاهی رسید به سرعت پس از پیروزی انقلاب اتحاد پشت سر خود را از دست داد و گفتیم که مجبور شد بر یکی دو نیروی وفادار به خود اعتماد کند. پس یا آقای پهلوی می&amp;zwnj;خواهد خود نیز برای قدرت گرفتن بازی کند یا نمی&amp;zwnj;خواهد. از آنجا که هیچ نیروی سیاسی با بازی نکردن در عرصه سیاست پیروز نشده است، پس می&amp;zwnj;توان با قاطعیت گفت مجبور هستند بازی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/babm02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;رضا پهلوی: پادشه خوبان یا بازیگر سیاسی؟&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;آقای پهلوی مدام از اینکه خود را بازیگری فعال در نقشه سیاسی ایران ببیند طفره می&amp;zwnj;رود و نقش خود را به عنوان رهبری فراجناحی می&amp;zwnj;بیند. این جایگاه وجود ندارد و زاییده خیال&amp;zwnj;بافی است. اگر شکل حکومت جمهوری باشد که این مشکل واضح&amp;zwnj;تر رخ خواهد نمایاند: در یک نظام جمهوری پُستی به نام &amp;laquo;پادشه خوبان&amp;raquo; نداریم که از بالا با دست مهربانش همگان را بنوازد. همه این پایین هستیم و مشغول مبارزه سیاسی. البته در پادشاهی&amp;zwnj;های مشروطه هم چنین است منتها آن پست تشریفاتی پادشه خوبان نتیجه زوال تدریجی قدرت سلطنتی و کناره گرفتن آن از عرصه نبرد سیاسی ست و نه نتیجه بازی هدفمند سلطنت&amp;zwnj;طلبان مهربان و مشروطه&amp;zwnj;خواه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خلاصه کنیم: پارادوکس دوگانه رضا پهلوی از این قرار است: کسی که می&amp;zwnj;خواهد بدون بازی سیاسی پادشاه مشروطه شود. یا کسی که می&amp;zwnj;خواهد با بازی سیاسی در جایگاه کسی قرار بگیرد که بازی&amp;zwnj;گر سیاسی نیست. هر دو این&amp;zwnj;ها ناممکن است. آقای پهلوی بازیگرسیاسی است مانند بقیه نیروهای سیاسی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس دوباره پرسش آغاز این بخش را می&amp;zwnj;پرسیم: سیاست ایشان در ادامه منافع و جهان&amp;zwnj;بینی چه گروهی است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;رضا پهلوی و راست افراطی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مخاطبان فیلم شاهنشاه آریامهر نخبگان درباری بودند و سیاستمداران غربی. مخاطبان فیلم امام خمینی توده&amp;zwnj;های مذهبی و تهی&amp;zwnj;دست. اما مخاطبان فیلم رضا پهلوی طبقه متوسط ایران است. میزانسن&amp;zwnj;ها به گونه&amp;zwnj;ای است که طبقه&amp;zwnj;ای که از رفتار&amp;zwnj;ها و چهره سیاستمداران جمهوری اسلامی خسته شده است، رضا پهلوی را نوید&amp;zwnj;بخش جهانی تازه بپندارد. اما مسئله به این سادگی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رضا پهلوی در آینده&amp;zwnj;ای فرضی اگر وارد ایران شود مجبور خواهد بود وارد نبرد سیاسی سنگینی شود. گفتن ندارد با فروپاشی یا تضعیف جمهوری اسلامی نبرد قدرت سهمگینی به راه خواهد افتاد. در این نبرد قدرت آقای پهلوی احتمالاً دو نوع نیرو در اختیار خواهد داشت: نیروهایی که تنها از بیزاری از حکومت اسلامی به او می&amp;zwnj;گروند و نیروهایی که می&amp;zwnj;توان آن&amp;zwnj;ها را راست نوخاسته لقب داد: راست&amp;zwnj;گرایان و ملی&amp;zwnj;گرایان افراطی و نژادپرستانی که هر روز بر تعدادشان افزوده می&amp;zwnj;شود. نیروهای دسته اول خیلی زود ریزش خواهند کرد. تنها نیروی دوم هستند که عمیقاً منافعشان در قدرت گرفتن آقای پهلوی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای پهلوی حتی اگر نخواهد مجبور است زیر فشار نبرد قدرت نیروهای وفادار به خود را بسیج کند. و این راست افراطی وفادار&amp;zwnj;ترین نیرو به او خواهد بود. ملی&amp;zwnj;گرایی همراه با اقتدار، میراث سلطنت، بازار آزاد و اقتصاد نولیبرال و محافظه&amp;zwnj;کاری در فرهنگ و تکیه بر دولت امریکا در سیاست خارجی چیز&amp;zwnj;هایی هستند که همه یا بخش&amp;zwnj;هایی از راست نوخاسته می&amp;zwnj;جویند. و این&amp;zwnj;ها چیزهایی هستند که آقای پهلوی می&amp;zwnj;تواند برآورده کند. آقای پهلوی یا باید رهبر این جریان شود و یا باید برای همیشه از عرصه سیاست ایران حذف شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رضا پهلوی همانند ژنرالی بی&amp;zwnj;ارتش است. او نمی&amp;zwnj;تواند همه ارتش&amp;zwnj;ها را در اختیار داشته باشد. تنها یک ارتش هست که با توجه به گذشته او، موقعیت او و میراث سلطنتی که اونماینده&amp;zwnj;اش است بالقوه می&amp;zwnj;تواند ارتش او باشد. او باید انتخاب کند که یا رهبری این ارتش را به عهده بگیرد یا محو شود. بسیار بعید است که او و مشاورانش به این مسئله نیندیشیده باشند. آن&amp;zwnj;ها فعلاً بر ماهیت سیاسی او سرپوش می&amp;zwnj;گذارند و او را رهبر همه جلوه می&amp;zwnj;دهند. اما به خوبی از هم اکنون پیداست که چه کسانی از او با تمام قوا حمایت می&amp;zwnj;کنند: نیرویی که با معیار&amp;zwnj;های اروپایی می&amp;zwnj;توانیم به آن&amp;zwnj;ها لقب راست افراطی بدهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دو خط موازی در جامعه و سیاست ایران در حال شکل&amp;zwnj;گیری است: نیروهایی اجتماعی که از اصلاحات درون حکومت ایران سرخورده است به سرعت در حال تبدیل شدن به نیرویی است که به ملی&amp;zwnj;گرایی افراطی گرایش دارد. ملی&amp;zwnj;گرایی از جنس سلطنت آریایی و نه از نوع مصدق&amp;zwnj;گرایی لیبرال&amp;zwnj;مآب. این ملی&amp;zwnj;گرایی گفتمانی بسیار اقتدار&amp;zwnj;گرا است. از طرف دیگر در میان بخشی از نخبگان سیاسی هم گرایش به نوعی راست و راست افراطی دیده می&amp;zwnj;شود. این دو خط موازی نیاز به نقطه&amp;zwnj;ای دارند که کمی آن&amp;zwnj;ها را به یکدیگر نزدیک کند تا بتوانند همدیگر را در جایی قطع کنند. آن نقطه رهبری راست&amp;zwnj;گراست که بتواند نخبگان و توده را حول برنامه اقتدارگرایانه خود متحد کند. رضا پهلوی یکی از گزینه&amp;zwnj;هاست. اما برای رضا پهلوی این تنها گزینه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماهیت سیاسی نیروی هوادار رضا پهلوی نوعی راست&amp;zwnj;گرایی افراطی است. اگر او در این پروژه موفق شود (به خصوص اگر با حمایت غرب همراه باشد) در ایران حکومت ملی&amp;zwnj;گرای مقتدری بر سر کار خواهد آمد که مجبور است خیلی زود رقیبان سیاسی&amp;zwnj;اش را حذف کند و در حالتی نسبتا خوش&amp;zwnj;بینانه فضای آزاد نیم&amp;zwnj;بند و کنترل&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای را برقرار کند. این حکومت برای بقای خود مجبور است مدام بر نیروی نظامی و حمایت غرب تکیه کند. و نتیجه این همه بی&amp;zwnj;گمان دموکراسی نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/15303&quot;&gt;رضا پهلوی: شکل یک نظام مهم نیست، محتوای آن مهم است، رادیو زمانه، گوی سیاست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تصاویر&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تصویر اول: کاریکاتور اثر یاسر احمد؛ منبع: تارنمای کارتون آی.&amp;zwnj;آر&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/08/15398#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1972">بابک مینا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12671">خمینیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C">رضا پهلوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1351">فلسفه سیاسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 08 Jun 2012 21:48:27 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15398 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ولیِ فقیه &quot;در عصرِ بازتولیدپذیریِ مکانیکی&quot; </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/03/04/11647</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/03/04/11647&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسد بودا- استاد جامعه‌شناسی پوهنتونِ ابن سینا (کابل)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;524&quot; height=&quot;339&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/emame_moghavvayi_0.jpg?1331579291&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اسد بودا &amp;minus; اگر حاکمِ تمامت&amp;zwnj;خواه را جوهرِ درون&amp;zwnj;ماندگار تاریخِ سیاسیِ ایرانِ معاصر بدانیم، این تمامت&amp;zwnj;خواهی بیش از همه در بازگفتِ امرگذشته و دست&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;های روایی خود را نشان داده است. قدرتِ حاکم فقط امام و اربابِ جان و مالِ مردم نیست، اربابِ امرگذشته نیز هست. چشمِ کج&amp;zwnj;بینِ این حکومت گذشته را در رهبر فرو می&amp;zwnj;کاهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بازسازی نمادینِ خمینی و ساختنِ &amp;laquo;امامِ مقوایی&amp;raquo; از نقطه&amp;zwnj;نظرِ تئوریک دارای دلالت&amp;zwnj;ها و پیامدهای دیگر نیز هست و بازتولیدِ مکانیکی&amp;zwnj;ای شخصِ حاکم به مثابه&amp;zwnj;ای تاریخ علاوه بر تحریفِ تاریخی پی&amp;zwnj;آیندهای مثبت نیز دارد. عینی&amp;zwnj;ترین پی&amp;zwnj;آیند آن است که پرسش از اصل را بی&amp;zwnj;معنا می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یک&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از منتقدان رژیم ایران می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;&lt;i&gt;جمهوریِ اسلامیِ ایران&lt;/i&gt; تعبیرِ دقیق نیست، بهتر است از&amp;quot;جمهوری&amp;zwnj;هایِ اسلامی ایران&amp;quot; سخن بگوییم.&amp;raquo; او از چهار جمهوری نام می&amp;zwnj;برد:&amp;laquo; جمهوریِ جنگ&amp;zwnj;جویان (دورانِ نخست&amp;zwnj;وزیریِ موسوی)، جمهوریِ تاجران (دورانِ رفسنجانی)، جمهوریِ سربرهنگان (دوران خاتمی) و جمهوری پابرهنگان (دورانِ احمدی&amp;zwnj;نژاد).&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنگ&amp;zwnj;جویانِ دورانِ موسوی در دورانِ رفسنجانی به مافیای اقتصادی بدل شدند و روشنفکرانِ به حاشیه رانده شده دورانِ رفسجانی به کاشفانِ بدن در دورانِ خاتمی و ضدِ روشنفکرانِ دورانِ خاتمی به خشونت&amp;zwnj;طلبانِ عوام&amp;zwnj;فریب و ریاکار، و در نتیجه جمهوریِ اسلامی به &amp;laquo;هیپوکراسیِ اسلامیِ ایران&amp;raquo;، تبدیل شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; width=&quot;300&quot; vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;20&quot; height=&quot;194&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/emame_moghavvayi_1.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شرکت در بازی فوتبال، سفرهایِ استانی، خوابیدن روی فرش در یک اتاقِ کوچک و پخشِ آن از طریق رسانه&amp;zwnj;های دولتی، حرف&amp;zwnj;زدن به زبان لات و لوت&amp;zwnj;ِ محله در نشست&amp;zwnj;های رسمی و ... را می&amp;zwnj;توان از جمله رفتارهایِ ریاکارانه&amp;zwnj;ی این دولت دانست، که البته اغلب بچ&amp;zwnj;گانه، با شتاب و ناشیانه صورت می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از موارد انضمامیِ این ریاکاری در عین حال ابلهانه &amp;laquo;ساختنِ خمینی مقوایی&amp;raquo; به مناسبتِ ورودِ او به ایران است. این اقدام مثل تمامیِ کارهایِ این دولت تا جایی با بی&amp;zwnj;سلیقگی همراه بود که حتی خشم طرف&amp;zwnj;دارانِ آیت الله خمینی را نیز در پی داشت و از جمله هاشمیِ رفسنجانی، آن را &amp;laquo;کم محتوا و سخیف&amp;raquo; خواند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیدنِ این خمینی مقوایی که &amp;laquo;جسمِ سخت و نا توان از کنش است&amp;raquo; سخنِ ماندگارِ مارکس&amp;zwnj;را به یاد می&amp;zwnj;آندازد که &amp;laquo;هر رویداد دو بار به صحنه می&amp;zwnj;آید:&lt;strong&gt; بار اول به صورت&amp;nbsp;تراژدی و بار دوم به صورت کمدی. و قهرمانان تاریخ دو بار زائیده می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;zwnj;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;شوند: یک&amp;zwnj;بار در قامت یک اسطوره و بار دوم&amp;nbsp;به شکل یک دلقک.&amp;raquo; خمینی وارد می&amp;zwnj;شود&lt;/strong&gt; و قطاری از افسرانِ دیگر در دنیایِ به&amp;zwnj;تمام دن&amp;zwnj;کیشوتی به پیش&amp;zwnj;وازِ &amp;laquo;امامِ مقوایی&amp;raquo; صف کشیده و و حضورِ او را گرامی می&amp;zwnj;دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دو&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;تردید بازگفتِ حوادثِ تاریخی و بصری&amp;zwnj;سازیِ امر گذشته، برای هر مردمی یک ضرورت است. روایتِ بصری، به&amp;zwnj;ویژه اگر با رویکردِ هنری صورت گیرد، نسبت به روایتِ گفتاری خصلتِ دموکراتیک&amp;zwnj; دارد. روایتِ گفتاری آن هم با &amp;laquo;عقلِ غزلیِ فارسی&amp;raquo; به زیبایی&amp;zwnj;شناختی کردن سیاست می&amp;zwnj;انجامد، و در برابر، روایت هنری &amp;ndash; بصری دارای بارِ واقع&amp;zwnj;نگری است و پلورالسیمِ ادراکی را تقویت می&amp;zwnj;کند. بازگفتِ خاطراتِ یک ملت بر مبنایِ سرگذشتِ حاکم و فروکاستِ آن به رهبر، اما، به تعبیر محسنِ نامجو&amp;laquo;کلان&amp;zwnj;ترِ جان ساختن&amp;raquo; است و تاریخِ را از مردم تهی می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فروکاستِ امر گذشته به حاکمِ زورگو و تمامت&amp;zwnj;خواه البته به جمهوری اسلامی محدود نمی&amp;zwnj;گردد. ناسیونالسیم ایرانی از همانِ بدو پیدایش به جای پذیرش واقعیت&amp;zwnj;های متکثر قومی، فرهنگی، زبانی و مذهبی با کسر و حذفِ آن&amp;zwnj;ها خودش را برساخت. هر ترک و کرد و بلوچی باید زبان حافظ و سعدی می&amp;zwnj;آموخت و در نتیجه زبان&amp;zwnj;هایِ ترکی، بلوچی و کردی، زبانِ گروهِ خطرناک و دیوان و اهریمنان تلقی گردیده و به&amp;zwnj;کلی از آموزشِ رسمی حذف شدند. این نگرشِ یک&amp;zwnj;سویه از آن&amp;zwnj;جا که برساخته و فاقدِ ارجاعِ حقیقی است، بر هر موضوعی قابل حمل است، جز اقوامِ واقعی و موجود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جوهرِ درون&amp;zwnj;ماندگار و حد وسط این قیاسِ تاریخی این روایتِ فروکاست&amp;zwnj;گرایانه اما حاکم مستبد است. تاریخ، هم&amp;zwnj;ارزِ سرگذشتِ جعلی و برساختۀ حاکم به شمار می&amp;zwnj;رود: شاهنشاه&amp;zwnj; آریامهری که دارای فرۀ ایزدی است و خونِ پاکِ داریوش و کوروش در رگ&amp;zwnj;های او جریان دارد، خمینیِ هندی&amp;zwnj;تباری که روحِ خداست و نورِ انیباء و عصمتِ امامان در وجود او عینیت پیدا کرده و خامنه&amp;zwnj;ای که نایبِ مستقیم مهدیِ گم&amp;zwnj;گشته به شمار می&amp;zwnj;رود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوتِ جمهوریِ اسلامی یا &amp;laquo;جمهوری&amp;zwnj;های اسلامی&amp;raquo; و نظام شاهنشاهی در آن نیست که &amp;laquo;ولیِ فقیه&amp;raquo; پاک&amp;zwnj;تر و عادل&amp;zwnj;تر از شاه باشد، آن&amp;zwnj;چه جمهوری&amp;zwnj;اسلامی را از نظامِ شاهی متمامیز می&amp;zwnj;کند آن است که این نظام، ناسیونالیسمِ ایرانی را در چارچوبِ باورهایِ مذهبی پیکرآرایی می&amp;zwnj;کند. انیران&amp;zwnj;های داخلِ ایران (کردها، بلوچ&amp;zwnj;ها، ترک&amp;zwnj;ها و اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی) به همان میزان برای این حکومت بیگانه&amp;zwnj;اند که شیعیانِ غیرِ ایرانی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هرحال فروکاستِ خاطراتِ گذشته در شخصِ حاکم ویژگی&amp;zwnj; اصلی روایتِ رسمی در ایرانِ معاصر است. در دورانِ شاه، ایران مرکزِ حکمتِ شرقی و شاه سمبلِ آن بود؛ در جمهوریِ اسلامی ایران مرکزِ اسلام و رهبرِ لب لباب مذهب و ولی&amp;zwnj;امر مسلمین شد. در هردو روایت حاکم مرجعِ حقیقت و عقلِ کل است که آن&amp;zwnj;چه را همۀ ایرانیان دارند، او (شاه/ ولیِ فقیه) تنها دارد. مردم فقط موضوعِ تصمیمِ حاکم&amp;zwnj;اند و حقِ استیضاحِ او را ندارند. به سخنی&amp;zwnj;دیگر مردم یا با حاکم&amp;zwnj;اند یا هیچ. &amp;laquo;من دولت تعیین می&amp;zwnj;کنم، من تو دهنِ این دولت می&amp;zwnj;زنمِ.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;right&quot; width=&quot;300&quot; vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;20&quot; height=&quot;194&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/emame_moghavvayi_3.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خمینی که اکنون لقلقۀ زبان هر روحانیِ محافظه&amp;zwnj;کار و اصلاح&amp;zwnj;طلب استاد دانشگاه و معلم و سپاهی و بسیجی است و در کتاب&amp;zwnj;های درسی آورده شده، نه تنها نشان&amp;zwnj;گرِ ذهنیت تمامت&amp;zwnj;خواه ملایانِ حاکم و حاکمانِ ملا، بلکه نشان&amp;zwnj;گرِ ذهنیتِ اجتماعی است که تقدیرِ مردم را در تصمیمِ حاکم خلاصه می&amp;zwnj;کند. همیشه یک من باید دولتِ تعیین کند و یا با مشت تو دهنِ دولت بزند. این من، در واقع حاکمی است که از طریق حذف و ادغامِ مردم در ساختارحاکمیت سرنوشتِ حکومت را تعیین می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این امر در موردِ جنبشِ سبز نیز صدق می&amp;zwnj;کند. همسرایان آن پیوسته در رثای موسوی و کروبی نوحه می&amp;zwnj;خوانند و زاری می&amp;zwnj;کنند. در ادبیاتِ جنبش سبز بیش از آن&amp;zwnj;که سخن از مردم در میان باشد، سخن از موسوی و کروبی است. مردم ارزشِ گوهری ندارند و به عنوانِ هستیِ در گوهر خویش مطرح نمی&amp;zwnj;شوند.آن&amp;zwnj;ها فقط به مثابه پشتیبان رهبرانِ جنبش سبز و در پناهِ اقتدار آن رهبران، که گویا حاملِ روح اهورایی هستند، ارزش پیدا می&amp;zwnj;کنند. این مسئله هرگز مطرح نمی&amp;zwnj;گردد که برفرض اگر موسوی و کروبی با مشت تو دهنِ این دولت بزنند، پس از به&amp;zwnj;قدرت&amp;zwnj; رسیدن بر سر مردم چه خواهد آمد؟ مگر قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای در دورانی که کروبی رییس مجلس بود رخ ندادند؟ به هرحال ایرانِ معاصر به یک &amp;laquo;من&amp;raquo; نیاز دارد و آمدنِ &amp;laquo;گودویی&amp;raquo; را انتظار می&amp;zwnj;کشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهار&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر حاکمِ تمامت&amp;zwnj;خواه را جوهرِ درون&amp;zwnj;ماندگار تاریخِ سیاسیِ ایرانِ معاصر بدانیم، این تمامت&amp;zwnj;خواهی بیش از همه در بازگفتِ امرگذشته و دست&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;های روایی خود را نشان داده است. قدرتِ حاکم فقط امام و اربابِ جان و مالِ مردم نیست، اربابِ امرگذشته نیز هست. چشمِ کج&amp;zwnj;بینِ این حکومت گذشته را در رهبر فرو می&amp;zwnj;کاهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازسازی نمادینِ خمینی و ساختنِ &amp;laquo;امامِ مقوایی&amp;raquo; از نقطه&amp;zwnj;نظرِ تئوریک دارای دلالت&amp;zwnj;ها و پیامدهای دیگر نیز هست و بازتولیدِ مکانیکی&amp;zwnj;ای شخصِ حاکم به مثابه&amp;zwnj;ای تاریخ علاوه بر تحریفِ تاریخی پی&amp;zwnj;آیندهای مثبت نیز دارد. عینی&amp;zwnj;ترین پی&amp;zwnj;آیند آن است که پرسش از اصل را بی&amp;zwnj;معنا می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نشرِ انبوه عکس خمینی و تکرار ملال&amp;zwnj;انگیز این چهره در روزنامه&amp;zwnj;ها، تلویزیون و مطبوعاتِ&amp;zwnj; دولتی و مکان&amp;zwnj;های عمومی او را به رهبرِ معمولی و بی&amp;zwnj;رمز و راز بدل کرد و اکنون تولیدپذیریِ مکانیکی&amp;zwnj;ای او به صورتِ مقوایی و ناتوان از کنش دلیل روشنی است بر سوبژکتیو بودنِ ولایتِ فقیه و اینکه حرمت و تقدسی که شکستنِ تابو و جرمِ قانونی به شمار می&amp;zwnj;رفت، افزودۀ غیرذاتی و عارضی است، زیرا &amp;laquo;امرِ ذاتی نمی&amp;zwnj;تواند کم و زیاد شود.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خمینی نه تنها کامل نیست، بلکه فاقد بعد و ناقص&amp;zwnj;العضو است، پا ندارد و سرنوشتش به دستِ کسانی افتاده که وجودِ مقواییِ او را با خود حمل می&amp;zwnj;کنند. برای روشن&amp;zwnj;شدنِ این موضوع می&amp;zwnj;توان از نظریۀ بنیامین در بابِ زوال هالۀ &amp;laquo;اثر هنری در عصر بازتولیدپذیریِ تکنیکیِ آن&amp;raquo; کمک گرفت. هرچند موضوعِ این نظریه زوالِ آئورایی است که میان اثر هنری و مخاطب فاصله ایجا د می&amp;zwnj;کند، اما، با اندکی تسامح می&amp;zwnj;توان آن را در مورد زوالِ هر آئواری مقدسی به کار برد. دولتِ ایران کوشش می&amp;zwnj;کند با &amp;laquo;زیبای&amp;zwnj;شناختی&amp;zwnj;کردنِ حیاتِ سیاسی&amp;raquo; و &amp;laquo;بازتولید مکانیکی&amp;zwnj;ِ خاطراتِ انقلاب&amp;raquo; فاشیسمِ فقهی را از مرگ نجات دهد. تولیدِ انبوهِ و ماشینیِ این خاطرات اما بیش از آن&amp;zwnj;که باعث پایداری و استحکامِ آن شود، تمایل به عادی&amp;zwnj;شدن و فراموشی دارد. &amp;laquo;کیشِ دنیوی&amp;raquo;، به لطفِ پیش&amp;zwnj;رفت&amp;zwnj;های تکنولوژیک در برابر &amp;laquo;کیشِ آیینی&amp;raquo; قد علم کرده است. تکنیک&amp;zwnj;هایِ آیین&amp;zwnj;سازی، تکنیک&amp;zwnj;های آیین&amp;zwnj;زدایی نیز هستند. مرگِ ارزش&amp;zwnj;های آیینی بیش از همه ناشی از تکنیک&amp;zwnj;های آیین&amp;zwnj;سازی مدرنی است که جمهوریِ اسلامی آن&amp;zwnj;ها را در راستای حفظ و بازتولید ارزش&amp;zwnj;های انقلاب به کار می&amp;zwnj;گیرند. البته دنیوی&amp;zwnj;سازی باورهای قدسی از طریقِ تکنولوژیِ به دورانِ شاه و نشرِ انبوهِ تمثالِ مبارکِ امامان بر می&amp;zwnj;گردد. در آن زمان بود که علی با ذوالفقار دو دم در رستوران&amp;zwnj;ها، مکان&amp;zwnj;های مذهبی، موترها و خانه&amp;zwnj;ها حضور پیدا کرد. مردم می&amp;zwnj;دیدند که ذوالجناحِ بی&amp;zwnj;صاحبِ حسین با یال و کاکلِ خونین به خیمگاه بر می&amp;zwnj;گردد و امام&amp;zwnj;رضا آهویی را از خطر مرگ نجات می&amp;zwnj;داد. با این حال در بسیاری از این تصاویر صورتِ امامان دیده نمی&amp;zwnj;شد و هالۀ نور ولایت بر سرِ آن&amp;zwnj;ها درخشان بود. با پیروزیِ انقلاب و تحریمِ چاپِ تصاویر ائمه از سوی برخی از فقهاء بازارِ این تصاویر کساد شد، اما در عوض تصویرِ آیت الله خمینی و دیگر نائبان امام زمان، بی&amp;zwnj;هیچ نقابی و بی&amp;zwnj;آنکه هالۀ نوری بر دورِ سرِ آن&amp;zwnj;ها درخشان گردد، به صورتِ انبوه تولید و در بینِ مردم و حتی دیگر کشورهای که پیش از آن طالبِ تصویرِ امامان بود، پخش و توزیع گردید. دیگر به عکسِ امامان نیازی نبود. &amp;laquo;کارکردِ اجتماعی&amp;raquo; تصویر نیز متحول شد و &amp;laquo;به جای استواری&amp;zwnj;اش بر آیین، استواری&amp;zwnj;اش بر پراکسیسِ دیگر نشست: سیاست (بنیامین، ص 28)&amp;raquo;&lt;img align=&quot;left&quot; width=&quot;300&quot; vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;20&quot; height=&quot;195&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/emame_moghavvayi_2.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پنج&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تولید کیش&amp;zwnj;های ارزشی از تکنولوژی تصویری پی&amp;zwnj;آیند معکوس دارد. دلیلِ این امر که اکنون مناسکِ دینی از برگزاریِ مراسمِ عاشورا گرفته تا نمازِ جمعه و جماعت و زیارتِ حج خصلتِ سیاسی و &amp;laquo;نمایشی&amp;raquo; پیدا کرده&amp;zwnj;اند، آن است که در عصربازتولیدپذیریِ مکانیکیِ مناسک خصلتِ آیینی&amp;zwnj;ها از بین می&amp;zwnj;روند. نمازِ سیاسی&amp;zwnj;ـ&amp;zwnj;عبادیِ جمعه، نمایشِ سیاسی است که در آن قدرتِ حاکم قلمروِ دوست و دشمن&amp;zwnj;را مشخص می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازتولیدِ تکنیکیِ ورودِ آبت الله خمینی به ایران، اقتدارِ کاریزمایی او را به خطر انداخته است. خمینی به لطفِ تکنولوژیِ وارد می&amp;zwnj;شود، اما نه به عنوانِ اسطوره، بلکه در سیمای یک دلقک و بریده از تاریخ و سنت. صورت&amp;zwnj;بندی کلِ این امر از نظر بنیامین چنین است: &amp;laquo;تکنیکِ بازتولید. امر بازتولیدشده را از پیوستارِ سنت می&amp;zwnj;گسلاند، با افزدون بر شمارِ بازتولیدها، کثرتِ انبوه را جانشین وقوع یکه&amp;zwnj;ی اثر اصل می&amp;zwnj;کند و بدین شیوه که بازتولید اجازه&amp;zwnj;ی رویارویی به مخاطب، در وضعیتِ خاص خود او را می&amp;zwnj;دهد، امر بازتولید&amp;zwnj;شده را اکنون و بالفعل می&amp;zwnj;سازد. این هردو فرایند، به نوعی به فروپاشیِ قدرت&amp;zwnj;مندِ در امرِ داده&amp;zwnj;شده می&amp;zwnj;انجامد، ـ&amp;zwnj; نوعی فروپاشی فراداد یا سنت. (همان:25)&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خمینی دیگر یک رهبرِ هاله&amp;zwnj;مند و آیینی نیست، هستی مقوایی است که باید نمایش داده شود. بازتولیدپذیریِ او از طریقِ تکنولوژی &amp;laquo;اشتیاق برای نزدیک&amp;zwnj;تر آوردنِ&amp;raquo; امر دوردستی است که در آغاز انقلابِ اسلامی رخ&amp;zwnj; داده، نزدیک&amp;zwnj;تر آوردنِ امرِ دوردست اما ارزشِ منحصر به&amp;zwnj;فردی را که بر آیین استوار بود، از بین می&amp;zwnj;برد. دوبین با نزدیک نشان&amp;zwnj;دادن بیش از حد، از حاکمان هاله&amp;zwnj;زدایی می&amp;zwnj;کند و بنابراین باید انتظار کشید روزهایی را که مدل&amp;zwnj;های نابِ عروسکی رهبران به صورتِ انبوه در بازار تولید گردد و کودکانِ شوخ و بازیگوش با ریش و عمامۀ رهبرانِ جمهوریِ اسلامی بازی نموده و در نهایت ملول و دل&amp;zwnj;زده از این عروسک&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;مصرف، آن&amp;zwnj;ها را دور اندازند و فراموش کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقل&amp;zwnj;ها از کتابِ &amp;laquo;زیبایی&amp;zwnj;شناسی انتتقادی&amp;raquo; با این مشخصات گرفته شده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زیبایی&amp;zwnj;شناسی انتقادی: گزیده نوشته&amp;zwnj;هایی در باب زیبایی&amp;zwnj;شناسی از والتر بنیامین، هربرت مارکوزه و تئودور آدورنو، ۱۳۸۴.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/03/04/11647#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10091">اسد بودا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9465">امام مقوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C">جمهوری اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2976">والتر بنیامین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5387">ولی فقیه</category>
 <pubDate>Sun, 04 Mar 2012 20:48:53 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">11647 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (۳)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/22/11306</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/22/11306&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;591&quot; height=&quot;382&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/farah__akhundha.jpg?1330109618&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر گنجی &amp;ndash; موضوع این مقاله رابطه پهلوی دوم با دیانت است. این مقاله نه تنها مدعای اسلام ستیزی محمدرضا شاه را رد می&amp;zwnj;کند، بلکه شاه را اسلام گرا به شمار می&amp;zwnj;آورد. البته اسلام و تشیع شاه، اسلام بنیادگرایانه یا ایدئولوژیک نبود.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش اول نوشتار ناظر به اسلام و تشیع شاه، به روایت شاه بود. پرسش یا مسئله این بود: شاه چه تصویری از اسلام و تشیع و مسلمانی خود و پدرش ارائه می&amp;zwnj;کرد؟ او چه روایتی از اسلام&amp;zwnj;های رقیب می&amp;zwnj;ساخت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش دو ناظر به رفتار شاه - به اقتفای او فرح - در این زمینه و پیامدهای آن بود. آن چه آنان کردند، آماده ساختن زمینه&amp;zwnj;ها و بسترهای انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بخش آخر این نوشته به موضوع شاه و گفتمان اسلامی ضد مدرنیته می&amp;zwnj;پردازیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شاه و گفتمان اسلامی ضد مدرنیته&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست و چهارم- اسلام گرایی ضد مدرنیته&lt;/b&gt;: در دوره&amp;zwnj;ای رژیم شاه- خصوصاً فرح پهلوی- مروج نوعی سنت گرایی و دفاع از ایرانی گری شدند. در این دوران از افرادی در دستگاه حکومتی استفاده شد، که نتایج اقداماتشان به کار آیت الله خمینی و انقلاب اسلامی می&amp;zwnj;آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- سید حسین نصر&lt;/b&gt;: حضور متفکر و اسلام شناس بزرگی چون سید حسین نصر- نماد &amp;quot;&lt;b&gt;اسلام سنت گرایانه&lt;/b&gt;&amp;quot; در دنیای امروز- در دربار شاه معنای مهمی داشت. نصر در سال ۱۳۵۱ به ریاست داشگاه آریامهر (شریف بعدی) انتخاب شد. او از فرح پهلوی درخواست کرد تا نهادی بین المللی برای فلسفه&amp;zwnj;ی ایرانی- اسلامی تأسیس کنند. با موافقت ملکه ، &lt;b&gt;انجمن شاهنشاهی فلسفه&amp;zwnj;ی ایران&lt;/b&gt; در سال ۱۳۵۲ - به عنوان یکی از بخش&amp;zwnj;های &amp;quot;&lt;b&gt;بنیاد فرهنگی فرح پهلوی&lt;/b&gt;&amp;quot; (تأسیس ۱۳۵۱)- تأسیس شد. هدف انجمن به شرح زیر بیان شده بود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot; &lt;b&gt;تجدید حیات زندگی فکری سنتی ایران اسلامی&lt;/b&gt;، انتشار نوشته&amp;zwnj;ها و مطالعات مربوط به ایران پیش و پس از اسلام، شناساندن گنجینه&amp;zwnj;های فکری ایران در زمینه&amp;zwnj;ی فلسفه، عرفان و مانند آن به جهان خارج، ممکن ساختن پژوهش&amp;zwnj;های گسترده در زمینه&amp;zwnj;ی فلسفه&amp;zwnj;ی تطبیقی، آگاه ساختن ایرانیان از سنت&amp;zwnj;های فکری تمدن&amp;zwnj;های دیگر شرق و غرب، تشویق رویارویی فکری با جهان مدرن، و سرانجام ، بحث درباره&amp;zwnj;ی مسائل گوناگونی که انسان مدرن با آن رو به روست از نظرگاه سنت است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استاد سید جلال الدین آشتیانی، عبدالحسین زرین کوب (۱۳۷۸- ۱۳۰۱)، سید حسین نصر، نادر نادرپور، محسن فروغی و احسان نراقی موسسان انجمن شاهنشاهی فلسفه&amp;zwnj;ی ایران بودند. نصر در این دوران یکی از مهمترین مبلغان &amp;quot;&lt;b&gt;اسلام سنت گرا&lt;/b&gt;&amp;quot; بود که &amp;quot;&lt;b&gt;نقد ریشه&amp;zwnj;ای مدرنیته&lt;/b&gt;&amp;quot; یکی از ارکان این روایت از اسلام بود و هست. نصر یکی از مهمترین مبلغان &amp;quot;بحران&amp;quot; و &amp;quot;شکست&amp;quot; و &amp;quot;سقوط&amp;quot; و &amp;quot;بن بست&amp;quot; و &amp;quot;پایان&amp;quot; غرب بود. به عنوان نمونه ، در سال ۱۳۵۰ در گردهمایی دانشجویان دانشکده&amp;zwnj;ی کشاورزی کرج، برای آنان تحت عنوان &amp;quot;تقابل ساحت&amp;zwnj;های معنوی و مادی در حیات بشر کنونی&amp;quot; سخنرانی می&amp;zwnj;کند که سپس متن آن در مجله&amp;zwnj;ی تلاش (شماره&amp;zwnj;ی ۳۳، اسفند ۱۳۵۰) منتشر می&amp;zwnj;شود. در این سخنرانی از بحران اساسی تمدن غربی (تجدد و مدرنیزم) سخن می&amp;zwnj;گوید. با وجود این بحران&amp;zwnj;ها ، گروهی در ایران &amp;quot;خیلی زیاده از حد کورکورانه از تفکر غربی پیروی می&amp;zwnj;کنند&amp;quot;. غرب گرفتار انواع بحران&amp;zwnj;های عظیم- از جمله مصرف مواد مخدر و درصد بالای خودکشی جوانها در اثر یأس- است. اما غرب زده&amp;zwnj;های ما هنوز عمق بحران&amp;zwnj;های غرب را درک نکرده اند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بعضی&amp;zwnj;ها فکر می&amp;zwnj;کنند که این حس &lt;b&gt;شکست تمدن غرب&lt;/b&gt; پدیده&amp;zwnj;ای زودگذر است که به نحوی توسط تمدن فعلی غرب برطرف خواهد شد...غافل از این که بشر غربی با یک نوع &lt;b&gt;بن بست فکری&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;بحران عظیم&lt;/b&gt; مواجه است&amp;quot;[۶۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;راه حل بحران عمیق غرب و مشکلات و مسائل ایران، معارف غنی اسلامی است. باید به این منابع بازگشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;این منابع فکری و معنوی را در دسترس غرب بگذاریم. ارزش &lt;b&gt;این منابع فکری و معنوی که همگی از معارف اسلامی سرچشمه گرفته است&lt;/b&gt; ، برای غرب نیز حیاتی است، چون فقط این نوع معارف می&amp;zwnj;تواند مغرب زمین را از ریشه&amp;zwnj;های فراموش شده&amp;zwnj;ی خود آگاه سازد. اگر غرب نتواند با کمک از حکمت اصیل و عرفانی ، مسیحیت را در غرب احیا کند، &lt;b&gt;بدون شک با بحرانی آن چنان شدید مواجه می&amp;zwnj;شود که حتی ادامه&amp;zwnj;ی حیات آن مورد شک خواهد بود&lt;/b&gt;&amp;quot;[۶۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو سال بعد در مقاله&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;quot;زمینه فکری برخورد فرهنگ و تمدن ایران و غرب&amp;quot;- یغما، اردیبهشت ۱۳۵۲- دوباره به این موضوع پرداخت و گفت که فرهنگ و تمدن غربی در چندین قرن کوشیده &amp;quot;تا تمام فرهنگ&amp;zwnj;های دیگر را در مقابل خود خرد و نابود کند&amp;quot;. ما باید غرب را بشناسیم، نه این که از آن تقلید کنیم. و غرب شناسی بدون بیرون آمدن از &amp;quot;ضرباتی که به ما و فرهنگ ما وارد آورد&amp;quot;، ناممکن است. &amp;quot;عمیق&amp;zwnj;ترین برخورد ما با غرب&amp;quot; به انسان شناسی باز می&amp;zwnj;گردد. ما انسان را- مطابق تصویر اسلام- صورت خداوند می&amp;zwnj;دانیم، اما غرب از &amp;quot;فیض الهی منقطع شد&amp;quot; و از &amp;quot;عالم معنی گسست&amp;quot;. همراه با این تحول، &amp;quot;سیر فلسفه در غرب همراه با انحطاط تدریجی مفهوم و حقیقت وجود نزد غربیان است&amp;quot;. تفکر و مردم غرب طی چند قرن اخیر شهود عرفانی و حکمت و ارتباط انسان با عالم معنی را کنار گذاشتند و در نتیجه ، &amp;quot;مسیر تفکر در غرب در سه چهار قرن اخیر نمودار یک نوع انحطاط است&amp;quot;[۶۸]. غرب به زور بر ما استیلا یافت، اما نتوانست به لحاظ معنوی ما را دگرگون سازد، برای این که فاقد &amp;quot;نیروی معنوی&amp;quot; بود. باید بداینم که:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;امروز با شکست و فروریختن تمدن غرب از درون خود مواجه شده ایم&amp;quot;[۶۹].&amp;quot;در مقابل یک تمدنی که تهاجمی است، ولی در عین حال در شرف افول و فروریختن از درون است، قرار گرفته ایم&amp;quot;[۷۰].&amp;quot;مغرب زمین به وضعی رسیده است که می&amp;zwnj;توان آن را مرحله&amp;zwnj;ی انحلال و اضمحلال چهره&amp;zwnj;ی انسان نامید. نباید اجازه دهیم که این اضمحلال در مورد ما نیز تکرار شود&amp;quot;[۷۱].&amp;quot;برای این که بتوانیم در برخورد با مغرب زمین پیروز باشیم و دست کم وحدت و حیات ملی خود را حفظ کنیم&amp;quot;[۷۲]، &amp;quot;ما ناچار خواهیم بود در آینده به دنبال راه حل&amp;zwnj;های بومی خود برویم، یعنی راه حل&amp;zwnj;هایی مرتبط با فرهنگ و سنن ایرانی&amp;quot;[۷۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;راه حل بومی، بازگشت به &amp;quot;فرهنگ اسلامی ایران&amp;quot; و این اصل است که انسان بر صورت خدا آفریده شده است. اینها سخنان رئیس دانشگاه آریامهر و رئیس انجمن شاهنشاهی فلسفه&amp;zwnj;ی ایران در زمان پادشاهی محمد رضا شاه پهلوی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصاحبه&amp;zwnj;های نصر در آن دوران نیز که در روزنامه&amp;zwnj;های رسمی رژیم شاه منتشر می&amp;zwnj;شد، از این جهت بسیار قابل توجه است. او در ۲۱ اسفند ۱۳۵۴ طی مصاحبه&amp;zwnj;ای با روزنامه&amp;zwnj;ی کیهان تحت عنوان &amp;quot;ایرانی بودن در زمان حال چه معنایی دارد&amp;quot;، می&amp;zwnj;گوید ایرانیان در عین اعتقاد به استقلال از فرهنگ&amp;zwnj;های گوناگون استفاده کرده اند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ما می&amp;zwnj;توانیم مخصوصاً در آغاز دوران اسلامی و پذیرفتن دین اسلام توسط ایرانیان این امر را مشاهده کنیم. به این معنی که پذیرفتن یک دین جدید که عمیق&amp;zwnj;ترین تحولات را از لحاظ اجتماعی، معنوی و فرهنگی در ایران به وجود آورد، نه تنها فرهنگ ایران را از بین نبرد، بلکه موجب شد ایران در عالمی وسیع تر به صورت قلب یک تمدن جهانی در آید و حیات جدیدی در زمینه&amp;zwnj;ی اندیشه، چه فلسفی و چه علمی در ایران زمین پدید آید، که هیچ گاه در تاریخ طولانی این سرزمین سابقه نداشته است&amp;quot;[۷۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نصر می&amp;zwnj;کوشد تا معنایی به هویت ایرانی بودن ما ببخشد. ابن سینا، مولانا، سهروردی و ملاصدرا را نمادهای هویت ایرانی به شمار می&amp;zwnj;آورد. اما یک گام دیگر پیش رفته و احکام فقهی اسلامی را هم در ساختن هویت ایرانی مهم قلمداد می&amp;zwnj;کند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نیز از خصایص آن میراثی که ما را &lt;b&gt;ایرانی می&amp;zwnj;سازد&lt;/b&gt;، یک نوع اعتدال در زندگی بوده است که &lt;b&gt;توسط&lt;/b&gt; &lt;b&gt;احکام اسلامی شدیداً تقویت شده است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۷۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه دو حزب کشور را تعطیل و حزب رستاخیز را جایگزین آن کرد. روزنامه&amp;zwnj;ی رستاخیز، رسانه&amp;zwnj;ی رسمی این نظام تک حزبی جدید بود. روزنامه&amp;zwnj;ی رستاخیز در اول اسفند ۱۳۵۵ گفت و گویی با سید حسین نصر انجام داده که تیتر آن مهم است:&amp;quot;&lt;b&gt;پایان تمدن غرب&lt;/b&gt;&amp;quot;. تمام پرسش&amp;zwnj;ها حول این محور است که نصر فرهنگ و تمدن غرب را پایان یافته می&amp;zwnj;داند و اسلام را تنها &amp;quot;جهان بینی نجات بخش&amp;quot; به شمار می&amp;zwnj;آورد. نصر ابتدا در تأیید مدعای پرسش گر می&amp;zwnj;گوید که به فلسفه&amp;zwnj;ی اسلامی &amp;quot;به عنوان یک مکتب زنده&amp;zwnj;ی فکری اعتقاد دارد&amp;quot;. اما مرداش از فلسفه در اینجا، &amp;quot;کلیت وسیع و مختلف انیشه&amp;zwnj;ی اسلامی ایران است&amp;quot;. پس اسلام در کلیت خود نجات بخش است، اما این کلیت شامل چه اجزایی است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اندیشه در کلیت وجودی و مفهومی خود، شامل فلسفه، عرفان، کلام و اساساً همه&amp;zwnj;ی نمودهای معنوی دیگر است که در روابط و رفتارهای اجتماعی به تجلی می&amp;zwnj;رسد&amp;quot;[۷۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نصر سپس اسلام را به عنوان &amp;quot;تنها راه نجات بشر&amp;quot; از همه&amp;zwnj;ی کج فکری&amp;zwnj;های و کج رفتاری&amp;zwnj;های فردی و جمعی معرفی کرده و می&amp;zwnj;افزاید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نه تنها اندیشه&amp;zwnj;ی اسلامی ایرانی را زنده و پذیرفته شده می&amp;zwnj;بینم ، بلکه آن را &lt;b&gt;تنها راه نجات بشر&lt;/b&gt; از سرکشی&amp;zwnj;های فکری و فسادهای عملی و اجتماعی و بی نظمی&amp;zwnj;های هنری می&amp;zwnj;دانم&amp;quot;[۷۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلام را در همه&amp;zwnj;ی زمینه&amp;zwnj;ها پاسخگو و به عنوان راه حل معرفی می&amp;zwnj;کند و &amp;quot;این که انسان در زندگی اجتماعی خود چه روابط و رفتاری داشته باشد&amp;quot; ، می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;شریعت اسلام&lt;/b&gt; به طور کامل و جامع به آن پرداخته&amp;zwnj;اند و نوع و نمونه&amp;zwnj;ی رفتار صحیح اجتماعی را به وضوح با &lt;b&gt;احکام متقن&lt;/b&gt; خود، تعیین و تصریح کرده اند&amp;quot;[۷۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سخنان در روزنامه&amp;zwnj;ی رسمی تنها حزب شاه منتشر می&amp;zwnj;شود. نصر در ادامه&amp;zwnj;ی گفت و گوی ضد غرب، مدعای &amp;quot;پایان غرب&amp;quot; و &amp;quot;بن بست غرب&amp;quot; را مطرح می&amp;zwnj;سازد. انصاف به خرج داده و می&amp;zwnj;گوید در خود غرب قرن هاست که این نوع مدعیات مطرح بوده است، اما در ایران شاید او یکی از اولین افرادی بوده که این نظریه را مطرح کرده، ولی اینک تعداد زیادی بدان اعتقاد دارند. نصر ابتدا قلمرو تمدن غرب را معین کرده و سپس از بن بست آن سخن گفته است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;من تمدن غرب و آن هم نه فقط تمدن غربی که به عنوان اروپای غربی و آمریکا می&amp;zwnj;شناسیم، بلکه شرق غرب یعنی دنیای کمونیستی را هم، نتیجه&amp;zwnj;ی ادامه یا دنبال کردن یک دید فلسفی می&amp;zwnj;دانم که &lt;b&gt;به بن بست رسیده یا بهتر بگویم کار آن تمام شده است. به هر صورت در این تمدن، انسان آینده&amp;zwnj;ای نخواهد داشت&lt;/b&gt;&amp;quot;[۷۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استعمار غرب و ضرباتی که آنها طی یک قرن گذشته به ما وارد آوردند، موجب شد تا &amp;quot;یک حالت خواری و حقارت زیانباری&amp;quot; در میان ما ایجاد شده است.&amp;quot;اثرات مخوف&amp;quot; این امر بیش از هر جا در قلمرو فکر و اندیشه بروز یافته و به پنداشت باطلی منتهی شده است. گمان باطل می&amp;zwnj;کنیم که چون غربیان موشک به فضا فرستاده اند، پس:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;لابد نگرش&amp;zwnj;های فکری و فلسفی آنها هم درست و معتبر است. در حالی که این باور از اساس صحیح نمی&amp;zwnj;باشد و حتی خود آنها هم این روزها به دنبال پیدا کردن نظام&amp;zwnj;های جدید فکری افتاده اند&amp;quot;[۸۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروهی گمان می&amp;zwnj;کنند که تحولات علمی و فناوری&amp;zwnj;های غربی ناقض نظام اندیشگی ماست، اما اینها &amp;quot;ترس و رعب درونی خود را که ناشی از ناآگاهی و کم مایگی فکری آنها است، به بیرون می&amp;zwnj;ریزند&amp;quot;[۸۱]. نصر می&amp;zwnj;گوید که سقوط غرب مراحل گوناگونی داشته و آخرین نماد سقوط غرب را هم به ما می&amp;zwnj;شناساند. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;مراحل &lt;b&gt;سقوط تمدن غرب&lt;/b&gt; را می&amp;zwnj;توان از همان آغاز، مرحله به مرحله تعیین کرد که شاید آخرین آنها &lt;b&gt;سقوط به منجلاب &amp;quot;سکس&amp;quot; باشد&lt;/b&gt;&amp;quot;[۸۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نصر تمامی بحران&amp;zwnj;های کنونی جهان (جنگ ها، افزایش تعداد بیماران روانی، ازدیاد جمعیت، نابودی منابع طبیعی، آلودگی&amp;zwnj;های زیست محیطی و...) را شمارش کرده و می&amp;zwnj;گوید:&amp;quot;&lt;b&gt;در کل، همه را می&amp;zwnj;توان زاییده&amp;zwnj;ی تمدن غرب دانست&lt;/b&gt;&amp;quot;[۸۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اندیشه&amp;zwnj;ی نجات بخش- یعنی اسلام- نزد ماست. &amp;quot;به هر حال، دین به مراتب بهتر از فلسفه&amp;zwnj;ای است که غربی&amp;zwnj;ها دارند&amp;quot;[۸۴]. چرا غرب از این راه نجات بخش استفاده نمی&amp;zwnj;کند؟ به تعبیر دقیق تر، غرب در چه زمان و موقعیتی حاضر خواهد شد تا از این &amp;quot;جهان بینی نجات بخش&amp;quot; استفاده کند؟ نصر در پاسخ می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;یقین ندارم که جهان غرب قبل از آن که با &lt;b&gt;یک فاجعه&amp;zwnj;ی بزرگ هولناک&lt;/b&gt; روبه رو شود، به همین سادگی ما را بپذیرد&amp;quot;[۸۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از آن که هوشنگ نهاوندی- رئیس دفتر فرح پهلوی- در کابینه&amp;zwnj;ی شریف امامی به عنوان وزیر علوم و آموزش عالی منصوب شد، سید حسین نصر به جای او، رئیس دفتر ملکه شد. مینو صمیمی- یکی از شاغلان آن زمان دفتر فرح پهلوی- در این خصوص گفته است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;انتصاب دکتر نصر به این سمت البته جز ضرورت چرخش تشکیلات تحت سرپرستی ملکه به طرف فرهنگ اسلامی تعبیر دیگری نداشت، ولی چنین اقدامی در آن مقطع نوعی ظاهر بازی تلقی می&amp;zwnj;شد. و طبعاً دکتر نصر نیز با پذیرش مسئوولیت ریاست بر دفتر خصوص ملکه، مقام و حیثیت علمی خود را به باد داد&amp;quot;[۸۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هوشنگ نهاوندی در کتاب &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، پیام &amp;quot;صدای انقلاب شما را شنیدم&amp;quot; شاه را محصول مشترک رضا قطبی و سید حسین نصر- با همکاری فرح پهلوی- گزارش می&amp;zwnj;کند[۸۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعید است کسی بخواهد مدعی شود که شاه، ملکه و ساواک از نظرات سید حسین نصر اطلاع نداشتند. در سفر فرح پهلوی به نجف و دیدارش با آیت الله خویی، سید حسین نصر همراه او بود. سید حسین نصر امروز هم مهمترین نماد &amp;quot;اسلام سنت گرا&amp;quot; در جهان معاصر است. همان سخنان و دعاوی را بسط داده و متقن تر کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- سید احمد فردید:&lt;/b&gt; سید احمد فردید نیز با کاریکاتوری از آرای هایدگر، مریدان بسیاری در این دوران پرورش داد. آل احمد اعتراف دارد که واژه &amp;quot;غرب زدگی&amp;quot; را از او گرفته است. از فردید برای شرکت در جلسات دولتی دعوت به عمل می&amp;zwnj;آمد. گویا اولین بار اصطلاح غربزدگی را در یکی از جلسات دولتی طرح کرده بود. فردید می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;مثلا همین کلمه&amp;zwnj;ی &amp;quot;غربزدگی &amp;quot; را در نظر بگیرید. &lt;b&gt;در دوره&amp;zwnj;ی آقای درخشش، وزیر وقت آموزش و پرورش&lt;/b&gt; ، جلسه&amp;zwnj;ای یا سمیناری یا چیزی شبیه به آن تشکیل شد تا به بررسی مبانی آموزش و پرورش بپردازد. عنوان جلسه دقیقا این بود&amp;quot;بحث در مبانی آموزش و پرورش&amp;quot; و در آن بسیاری از صاحب نامان مثل آقای دکتر تسلیمی، دکتر راسخ، دکتر کاردان، مرحوم جلال آل احمد و عده&amp;zwnj;ی دیگری که آنها اغلب روانشناس بودند شرکت داشتند. خوب بنده را هم دعوت کرده بودند. بنده هم به شهادت آقایان مطالبی را عنوان کردم که همین مطالب باعث کشیده شدن اصل بحث به زمینه&amp;zwnj;های دیگری گردید، یکی از این زمینه ها&amp;quot;غربزدگی&amp;quot; بود. بعد مرحوم آل احمد به اشاره و القائات من مقالتی را نوشت و غربزدگی را مطرح کرد و به این ترتیب بحث سطحی در مبانی آموزش و پرورش به مقاله&amp;zwnj;ی آل احمد انجامید. گر چه آل احمد این شهامت را داشت که به طور تلویحی بگوید غربزدگی و عنوان آن از شخص من نیست، ولی به هرصورت این قضیه توانست طرح و تعقیب شود. البته غربزدگی به آن صورت که مطرح شد از دید من بی اعتبار است، چون من استنتاج دیگری از آن دارم&amp;quot;[۸۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رژیم شاه به فردید مجال می&amp;zwnj;داد تا این نظراتش را در رسانه&amp;zwnj;های رژیم تبلیغ و ترویج کند. در سال ۱۳۵۰ یک برنامه&amp;zwnj;ی هفتگی تلویزیونی ثابت به او اختصاص دادند. این برنامه تحت عنوان &amp;quot;درآمدی به حکت معنوی&amp;quot; حدود ده ماه ادامه داشت. در سال ۱۳۵۵ میبدی گفت و گویی بلند با فردید انجام داد که در روزنامه&amp;zwnj;ی رستاخیز منتشر شد. او در بخشی از این مصاحبه گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot; &lt;b&gt;قرآن، پدیده&amp;zwnj;ای بسیار بزرگ در مقابل شرک یونانی، یعنی زندقه و متافیزیک- است. قرآن در برابر این شرک یک نیروی عظیم پایدار است&lt;/b&gt;. فلسفه یارای آن را ندارد که تمدن اسلامی را بغلطاند و بر آن مستولی شود. غربزدگی به محض ورود به این تمدن متوقف می&amp;zwnj;شود&amp;quot;[۸۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پاسخ مجله&amp;zwnj;ی بنیاد که از او &amp;ndash; در تیرماه ۱۳۵۷- پرسیده بودند: بهترین کتاب&amp;zwnj;هایی که خوانده اید چه بوده است؟ گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;کلام الله مجید&lt;/b&gt; کتابی است که امروز و دیروز و همیشه برای من بهترین بوده است. من حتی گاهی اگر شعری از حافظ نقل می&amp;zwnj;کنم به سبب پیوند خاص او با &lt;b&gt;کلام الله مجید&lt;/b&gt; است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی گفته&amp;zwnj;اند که فردید در نوشتن ایدئولوژی حزب رستاخیز هم نقش داشته است. در سال ۱۳۵۶ در برنامه&amp;zwnj;های تلویزیونی &amp;quot;اینسو و آن سوی زمان&amp;quot; که توسط علی رضا میبدی اجرا می&amp;zwnj;شد ، به احمد فردید این فرصت داده شد تا این نوع مدعیات را در تلویزیون شاه/ملکه- که در دست رضا قطبی بود- مطرح سازد. در یکی از آن برنامه&amp;zwnj;ها گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اگر من اسمی هم از هیدگر می&amp;zwnj;برم، برای این است که می&amp;zwnj;دیدم دوباره می&amp;zwnj;خواهد برگردد و بگوید هر آینه و به تحقیق &lt;b&gt;در آینده باید کلمة الله جهان را بگیرد&lt;/b&gt; - درک می&amp;zwnj;کردم- بارها به رفقایم گفته ام که این حرف در هيدگر مرد و نگفت&amp;quot;[۹۰] .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد مددپور- یکی از شاگردان فردید که درس&amp;zwnj;های او را زیر عنوان &lt;b&gt;&lt;i&gt;دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; منتشر کرد، نکته&amp;zwnj;ی نیکویی را گوشزد کرده است. مدعای او این است که انجمن شاهنشاهی فلسفه و مرکز ایرانی مطالعه&amp;zwnj;ی فرهنگها، تحت تأثیر اندیشه&amp;zwnj;های فردید، &amp;quot;به تخریب نظام سیاسی و فرهنگی استبداد کمک کردند&amp;quot;. به گفته&amp;zwnj;ی او، احمد فردید، سید حسین نصر، داریوش شایگان و جلال آل احمد؛ &amp;quot;راه ویرانی نظام سلطنت را به نحوی در قلمرو روشنفکری، که مدتها با توجیه نظام مدرن ضرورت آن را مستقیم و غیر مستقیم توجیه کرده بود، فراهم و مهیا کردند&amp;quot;. فردید تا سال ۱۳۷۳ زنده بود و پس از انقلاب تفسیری تماماً انقلابی از سخنان و مدعیات دوران شاه خود ارائه می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- داریوش شایگان:&lt;/b&gt; &amp;quot;مرکز ایرانی مطالعات فرهنگی&amp;quot; در آذر ۱۳۵۵ توسط داریوش شایگان تأسیس شد. این بنیاد نیز از سوی بنیاد فرهنگی فرح پهلوی تأمین مالی می&amp;zwnj;شد. داریوش شایگان نیز مدافع فرهنگ&amp;zwnj;های شرقی در برابر غرب بود. دو کتاب مهم او در این دوران، اولی &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; و دومی &lt;b&gt;&lt;i&gt;بت&amp;zwnj;های ذهنی و خاطره&amp;zwnj;ی ازلی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داریوش شایگان در سال ۱۳۵۶ یک سمینار بین المللی تحت عنوان &amp;quot;آیا تسلط فکر غربی امکان گفت و گو میان فرهنگ&amp;zwnj;ها را میسر می&amp;zwnj;سازد؟ &amp;quot;، در تهران برگزار کرد. نگاه هایدگری شایگان به غرب و نگاه کربنی- و تا حدودی علامه&amp;zwnj;ی طباطبایی- او به تشیع، تعارضی با نگاه سید حسین نصر نداشت. شایگان می&amp;zwnj;گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;غور چندین ساله&amp;zwnj;ی ما در ماهیت تفکر غربی که از لحاظ پویایی، تنوع، غنای مطالب، قدرت مسحور کنننده، پدیده&amp;zwnj;ای تک و استثنایی بر کره&amp;zwnj;ی خاکی است ما را به این امر آگاه ساخت که سیر تفکر غربی در جهت بطلان تدریجی جمله معتقداتی بوده است که میراث معنوی تمدن&amp;zwnj;های آسیایی را تشکیل می&amp;zwnj;دهد&amp;quot;[۹۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گمان او در این دوران، عقل پرسشگر نقاد غربیان راه به جایی نمی&amp;zwnj;برد، اما تصوف اسلامی دستگیر و نجات دهنده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اگر فلسفه&amp;zwnj;ی غربی سئوالی است در جهت موجود و وجود، اگر فلسفه به پرسش&amp;zwnj;های چرا پاسخ می&amp;zwnj;دهد، در تصوف اسلامی پرسش کننده خدا است و انسان جواب می&amp;zwnj;دهد&amp;quot;[۹۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر قرار باشد عقل جایگزین وحی شو، همه&amp;zwnj;ی ارزش&amp;zwnj;های متافیزیکی نفی خواهد شد. فرهنگ سکولار غربی، به &amp;quot;انحطاط فرهنگ، غروب خدایان، مرگ اسطوره&amp;zwnj;ها و سقوط معنویت&amp;quot; می&amp;zwnj;انجامد[۹۳]. تکنیک (فناوری) و نهیلیسم غربی به &amp;quot;بطلان تدریجی جمله معتقدات ایمانی شرق&amp;quot; منتهی می&amp;zwnj;شود[۹۴]. فناوری پدیده&amp;zwnj;ای خنثی نیست که شما امکان گزینش داشته باشید و بگوئید خوب هایش را می&amp;zwnj;پذیرید و بدهایش را دور می&amp;zwnj;ریزید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نمی توان گفت ما تکنیک را می&amp;zwnj;پذیریم[از غرب] و از عوامل مضمحل کننده&amp;zwnj;ی آن می&amp;zwnj;پرهیزیم، زیرا تکنیک خود حاصل یک تحول فکری و نتیجه&amp;zwnj;ی یک سیر چند هزار ساله است&amp;quot;[۹۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنوز هم اگر راه نجاتی وجود داشته باشد، آن راه را باید در اسلام و تشیع و حوزه&amp;zwnj;های سنتی دینی جست و جو کرد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;امروزه طبقه&amp;zwnj;ای که کم و بیش حافظ امانت پیشین ما است و هنوز علی رغم ضعف بنیه، گنجینه&amp;zwnj;های تفکر سنتی را زنده نگاه می&amp;zwnj;دارد، حوزه&amp;zwnj;های علمی اسلامی قم و مشهد است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۹۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تأکید خاص شایگان بر تشیع ایرانی به عنوان &amp;quot;خاطره&amp;zwnj;های قومی&amp;quot;، متأثر از آرای کربن بود. شایگان می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ایران در واقع در دنیای اسلامی همان رسالت را داشت که آلمان در غرب. اگر به گفته&amp;zwnj;ی هگل مشعل تفکری را که یونانیان برافروختند آلمان زنده نگاه داشت، از چراغ امانت آسیایی در اسلام، ایران پاسداری کرد&amp;quot;[۹۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این نوع اندیشه نهایتاً به تأیید روحاینت شیعی حوزه&amp;zwnj;های علمیه می&amp;zwnj;انجامید و آنان را آگاه&amp;zwnj;ترین نگهبانان اصلی&amp;zwnj;ترین دارایی ملت ایران قلمداد می&amp;zwnj;کرد. شایگان می&amp;zwnj;گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;اگر مذهب شیعه دارایی اصلی ایرانیان است، پس به ناچار روحانیان آگاه&amp;zwnj;ترین نگهبانان آن هستند&lt;/b&gt;&amp;quot;[۹۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شایگان اگر چه هیچ گاه علیه دین و مذهب نشد و همچنان مدافع عرفان و تصوف است، اما پس از تجربه&amp;zwnj;ی انقلاب اسلامی ایران گفته است، برای ما که در عالم عرفانیات زندگی می&amp;zwnj;کنیم، عقلانیت نقدی کانتی بهداشتی تر از تفکر هایدگر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۴&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- احسان نراقی&lt;/b&gt;: احسان نراقی یکی دیگر از افرادی بود که مسئولیت&amp;zwnj;های رسمی داشت و یکی از اعضای انجمن شاهنشاهی فلسفه بود. او نیز به نوعی مروج بازگشت به خویشتن و &amp;quot;آنچه خود داشت&amp;quot; بود، نه طلب کردن از بیگانگان. او نیز در دهه&amp;zwnj;ی ۱۳۵۰ از بحران غرب سخن می&amp;zwnj;گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;مظاهر تمدن درخشان و پربهاست لیکن استثنائاتی نیز دارد...ما حصل ترازنامه&amp;zwnj;ی این تمدن یکسره نفع و سود نبوده بلکه ضرر و زیان نیز داشته است...روابط اجتماعی و ارزش&amp;zwnj;های معنوی و زندگی اخلاقی جامعه&amp;zwnj;ی غربی که طی قرن ها، نظیر دیگر جوامع بشری، وضع و صورت خاصی به خود گرفته بود در قرن بیستم مواجه با تحولات و دگرگونی&amp;zwnj;هایی شد که ماشینیسم جدید موجب آن بود...[نظیر] از هم گسیختگی روابط اجتماعی ... بزهکاری نوجوانان بارزترین مظهر این نابسامانی و از هم گسیختگی است&amp;quot;[۹۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقاله&amp;zwnj;ی &amp;quot;فرهنگ غرب و جامعه&amp;zwnj;ی امروز ایران&amp;quot;، می&amp;zwnj;گوید در مقابل فرهنگ غرب، باید &amp;quot;مختصات هویت ملی و فرهنگی و معنوی جامعه&amp;quot; را در نظر گرفت. نراقی در گفت و گوی با اسماعیل خویی می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در جهان امروز انسان که حیران و نگران آینده است &lt;b&gt;بار دیگر به دین و مذهب رو می&amp;zwnj;آورد&lt;/b&gt; و بدین ترتیب این اصل قرن نوزدهمی باطل می&amp;zwnj;شود که برای مترقی بودن، آدم لازم است که لامذهب یا بی دین باشد...اکنون ما می&amp;zwnj;بینیم که در راه رسیدن به یک جامعه&amp;zwnj;ی متعادل به هیچ وجه لازم نیست &lt;b&gt;آنچه را که خود داریم&lt;/b&gt; از ریشه براندازیم: بلکه، &lt;b&gt;فرهنگ و هویت ملی بزرگ&amp;zwnj;ترین حافظ ملت&amp;zwnj;ها در برابر هجوم عوامل و نیروهای خارجی است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۱۰۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نراقی ادعا دارد که روش&amp;zwnj;های سنتی آموزشی ما، برتر از روش&amp;zwnj;های آموزشی دانشگاه&amp;zwnj;های غربی است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در مجله&amp;zwnj;ی تحقیقات اسلامی که به سرپرستی لویی ماسینیون در پاریس منتشر می&amp;zwnj;شد مقاله&amp;zwnj;ای به نام &amp;quot;نخبگان قدیم و نخبگان جدید در ایران&amp;quot; نوشتم. و در آن توضیح دادم که &lt;b&gt;روش&amp;zwnj;های آموزشی سنتی ما از بسیاری نظرها به روش&amp;zwnj;های جدیدی که از غرب گرفته ایم برتری دارد&lt;/b&gt;&amp;quot;[۱۰۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نراقی در این دوران مدعیات بزرگی مطرح می&amp;zwnj;ساخت. می&amp;zwnj;گفت، سرشت &amp;quot;تمدن غرب&amp;quot; به گونه&amp;zwnj;ای است که هیتلر و استالین&amp;zwnj;ها را پدید می&amp;zwnj;آورد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;من اصولاً به غرب شک دارم. یک مطالعه&amp;zwnj;ی دقیق و جدی به ما نشان خواهد داد که در بطن جامعه&amp;zwnj;ی غربی هنوز نه هیتلرها از میان رفته&amp;zwnj;اند و نه استالین ها. &lt;b&gt;تمدن غرب به نظر من اساساً هیتلرزا و استالین زا است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۱۰۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما سرشت تمدن شرق، زرتشت و بودا و محمد و گاندی&amp;zwnj;ها را پدید آورده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اما گاندی تصویری است که شرق از آزادی دارد. بیان او تبلوری است از همه&amp;zwnj;ی سنت&amp;zwnj;ها و اعتقاداتی که از پیامبران بزرگی همچون زرتشت ، بودا، و &lt;b&gt;محمد&lt;/b&gt; به ما شرقیان رسیده است&amp;quot;[۱۰۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نراقی مدعی بود که حتی غربیان نیز از فرهنگ شهری گریزان شده و به همین دلیل شعار بازگشت به روستا را مطرح می&amp;zwnj;ساخت. شهریان روز به روز از خودبیگانه تر می&amp;zwnj;شوند، اما انسان روستایی از نشاط و همبستگی اجتماعی بیشتری برخوردار است. روستا، پاسدار اصلی فرهنگ ما، مظهر زبان ما، &lt;b&gt;مذهب و عرفان&lt;/b&gt; ماست. روستا نماد و جایگاه &amp;quot;فرهنگ اصیل&amp;quot; بود که &amp;quot;سنت، رسوم، تاریخ، &lt;b&gt;اعتقاد و مذهب&lt;/b&gt;&amp;quot; را در انبان داشت[۱۰۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۵&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- کارخانه&amp;zwnj;های اسلحه سازی: &lt;/b&gt;دوران، دوران مبارزه&amp;zwnj;ی با امپریالیسم بود. از همه&amp;zwnj;ی منابع در دسترس همچون &amp;quot;&lt;b&gt;سلاح&lt;/b&gt;&amp;quot; علیه امپریالیسم استفاده می&amp;zwnj;شد. یکی شعر را به کلاشینکف تبدیل می&amp;zwnj;&lt;b&gt;ساخت&lt;/b&gt;. بسیاری به سراغ منبع عظیمی چون اسلام و تشیع رفتند تا از آن خمپاره و موشک &lt;b&gt;بسازند&lt;/b&gt;. علیرضا میبدی نیز در دهه&amp;zwnj;ی ۱۳۵۰، اسلام را سپری در برابر امپریالیسم غرب می&amp;zwnj;دید. اسلام عامل نجات بخشی بود که به گفته&amp;zwnj;ی او:&amp;quot;&lt;b&gt;اگر سلاحی نباشد، سپری است&lt;/b&gt;[در برابر امپریالیسم]&amp;quot;[۱۰۵]. اما اسلام، به گفته&amp;zwnj;ی میبدی ، بیش از این بود: &amp;quot; &lt;b&gt;تنها نقطه&amp;zwnj;ی اتکا و یگانه مکان سنتی است که می&amp;zwnj;تواند میان مسلمین شرقی پیوند...ایجاد کند&lt;/b&gt;&amp;quot; و اتحادی بسیار گسترده به منظور مقاومت و مبارزه&amp;zwnj;ی با دشمن مشترک پدید آورد[۱۰۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه و ملکه این نوع افراد را به کار گرفته بودند تا &amp;quot;گفتمان&amp;quot; رژیم را &lt;b&gt;بسازند&lt;/b&gt;. این گفتمان از کجا می&amp;zwnj;توانست سر در آورد؟ شاه حتی در پایان کار، در &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، وقتی به گذشته می&amp;zwnj;نگریست، از این رویکرد دفاع می&amp;zwnj;کرد. می&amp;zwnj;گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بسیاری از مردم ایران تصور می&amp;zwnj;کردند، که هرچه متعلق به گذشته است، کهنه و مخالف ترقی و حتی ارتجاعی است. این باور، نوعی بی اعتنایی به فرهنگ و سنت، و گونه&amp;zwnj;ای &lt;b&gt;غرب گرایی افراطی&lt;/b&gt; در بعضی گروه&amp;zwnj;های اجتماعی به وجود آورده بود. مبارزه&amp;zwnj;ی با این طرز تفکر برای ما از اهمیت خاص برخوردار بود تا ایرانیان به &lt;b&gt;بزرگی و تنوع و جامعیت فرهنگ و تمدن و هنرهای خود&lt;/b&gt; بیشتر و بهتر پی ببرند و بدینسان مبانی وحدت و هویت ملی تحکیم شود&amp;quot;[۱۰۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه می&amp;zwnj;گوید که معماران غرب زده &amp;quot;&lt;b&gt;به تقلید از غرب&lt;/b&gt;&amp;quot;، &amp;quot;&lt;b&gt;بسیاری از ساختمان&amp;zwnj;های قدیمی و محلات سنتی&lt;/b&gt;&amp;quot; را به بهانه&amp;zwnj;ی نوسازی ویران کرده و به جای آنها &amp;quot;&lt;b&gt;بناهای بی هویت&lt;/b&gt;&amp;quot; جایگزین کردند. شهبانو در این زمینه فعال شد تا از سنت ایرانی پاسداری کند. شاه و ملکه و روشنفکرانشان، بنزین برای آیت الله خمینی و انقلاب اسلامی آماده می&amp;zwnj;کردند. آنان حساب بانکی آیت الله خمینی را پر می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست و پنجم- نتیجه:&lt;/b&gt; جدایی نهاد دین از نهاد دولت ، یکی از اصول مقبول &amp;quot;&lt;b&gt;نواندیشان دینی&lt;/b&gt;&amp;quot; کنونی است. اگر نهاد دین از نهاد دولت متمایز باشد، دولت مجری احکام شریعت هم نخواهد بود. بدین ترتیب، از این منظر نمی&amp;zwnj;توان به محمد رضاشاه پهلوی ایرادی گرفت. رضا شاه و محمد رضا شاه دیکتاتورهایی بودند که جداً به جدایی نهاد دین از نهاد دولت باور داشتند، اما نمی&amp;zwnj;توان مدعی شد که آنها دین را امری &amp;quot;خصوصی/شخصی&amp;quot; به شمار می&amp;zwnj;آوردند. محمد رضاشاه نه تنها در قلمرو عمومی دائما &amp;quot;اسلام نمایی&amp;quot; می&amp;zwnj;کرد، بلکه به روش&amp;zwnj;های گوناگون دین را وارد قلمرو عمومی می&amp;zwnj;ساخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اسلام ایرانی&amp;quot; شاه، که توسط افرادی که او و ملکه تعیین کرده بودند، &lt;b&gt;برساخته می&amp;zwnj;شد&lt;/b&gt;، زمینه ساز انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بود. اگر نگوئیم غرب ستیزی، حداقل می&amp;zwnj;توان مدعی شد که نقد ریشه&amp;zwnj;ای &amp;quot;اندیشه&amp;zwnj;ی تجدد&amp;quot;- که از آبخشور فکری مارتین هایدگر و هانری کربن سیراب می&amp;zwnj;شد- یکی از ارکان آن بود. اسلام آنها، اسلام شریعتی و آیت الله خمینی نبود، اما دفاع جانانه&amp;zwnj;ای که آنها از اسلام به عنوان مظهر رحمت، عشق، معنویت، عطوفت، مهر ، عدالت و آزادی می&amp;zwnj;کردند؛ بستر و زمینه&amp;zwnj;ی مورد نیازی را که شریعتی و خمینی می&amp;zwnj;خواستند در آن دانه بکارند، آماده می&amp;zwnj;ساخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضاشاه و محمد رضاشاه پهلوی، &amp;quot;سلاطین مسلمان سکولار دیکتاتور&amp;quot; بودند، آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای، سلاطین مسلمان مدعی حکومت دینی بودند. &amp;quot;&lt;b&gt;سلطانیسم&lt;/b&gt;&amp;quot; هر چهار تن، نشان دهنده&amp;zwnj;ی این بود و هست که استبداد ۹۳ سال اخیر ایران، ریشه&amp;zwnj;های بس عمیقی داشته که به راحتی نمی&amp;zwnj;تواند به یک عامل فروکاسته شود. شاید کسانی گمان کنند که ما نه به رضاشاه و محمد رضا شاه، که به لنین و استالین نیاز داشتیم و داریم که بخواهند دین را به کلی نابود سازند.به تعبیر دقیق تر: &lt;b&gt;اگر دین نداشتیم، دموکراسی داشتیم&lt;/b&gt;. به همین تجربه&amp;zwnj;ی مبطل ساده در دسترس توجه کنید: آنان (لنین و استالین و جانشینانشان) دین نداشتند، اما دموکراسی هم نداشتند، رژیم&amp;zwnj;های توتالیتر برساختند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقش علل روانشناختی (ویژگی&amp;zwnj;های شخصی و خلق و خوی زمامداران خودکامه) قابل انکار نیست، اما می&amp;zwnj;بایست تبیینی جامعه شناختی از پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی ارائه کرد. به تعبیر دیگر، جامعه شناسی را نمی&amp;zwnj;توان به روانشناسی تحویل کرد یا فروکاست. یکی از اصول مهم روش شناسی علوم اجتماعی این است که تبیین&amp;zwnj;های تک علتی رفتارهای جمعی ، کاذب و ایدئولوژیک است. قرائت&amp;zwnj;هایی که در طول تاریخ ما از اسلام شده، &lt;b&gt;یکی&lt;/b&gt; از عوامل موید نظام&amp;zwnj;های سیاسی استبدادی بوده است.اما دیکتاتوری و جباریت را نمی&amp;zwnj;توان به متغیر اسلام تقلیل داد. این مدعا که اسلام عامل همه&amp;zwnj;ی مسائل و مشکلات ایران زمین و ایرانیان بوده است، مدعایی کاذب ، ایدئولوژیک، تبلیغاتی و برای مقاصد سیاسی &lt;b&gt;برساخته&lt;/b&gt; شده است. اما لزوماً مدعیان را به مقاصدی که می&amp;zwnj;خواهند، نمی&amp;zwnj;رساند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحریف تاریخ ممکن است در کوتاه مدت عده&amp;zwnj;ای را فریب دهد، اما با گذشت زمان، دور شدن از رویدادها، قطع ارتباط احساسی میان ستم دیدگان و زمامداران ستمگر تاریخی ، رفته رفته &amp;quot;تاریخ&amp;quot;&amp;zwnj;های واقعی تری &lt;b&gt;برساخته &lt;/b&gt;خواهد شد. به رضا شاه و محمد رضاشاه پهلوی بنگرید. پس از گذشت ۳۳ سال از انقلاب ۱۳۵۷، تحلیل آن دسته از مخالفان شاه که هنوز زنده اند، از آن دوران تغییر کرده است. &lt;b&gt;سیاه- سفید سازی&lt;/b&gt;&amp;zwnj;های آن دوران دیگر مقبول نیست. اما مخالفان امروز نیز در حال &lt;b&gt;سیاه- سفید سازی&lt;/b&gt;&amp;zwnj;اند. سیاه- سفید سازی&amp;zwnj;های کنونی هم پنجاه سال دیگر توسط مورخان و جامعه شناسان رد خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، در بحث دین و دولت، تجربه&amp;zwnj;ی تاریخی نشان می&amp;zwnj;دهد که تمامی نظام&amp;zwnj;های دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر که تاکنون انسان&amp;zwnj;ها برساخته&amp;zwnj;اند ، نظام&amp;zwnj;های سکولار بوده&amp;zwnj;اند. به تعبیر دیگر، جدایی نهاد دین از نهاد دولت یا سکولار شدن &amp;quot;&lt;b&gt;شرط کافی&lt;/b&gt;&amp;quot; ایجاد نظام دموکراتیک نیست، اما بلاتردید &amp;quot;&lt;b&gt;شرط لازم&lt;/b&gt;&amp;quot; آن است. در عین حال ، عدم توجه به دیگر علل و متغیرهای پیدایش و دوام استبداد، موجب تداوم دیکتاتوری خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله&amp;zwnj;ی ایران، فقط و فقط مسئله&amp;zwnj;ی سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. رژیم خودکامه&amp;zwnj;ی سکولار شاه را سرنگون کرده و رژیم خودکامه&amp;zwnj;ی استبداد دینی را جایگزین آن کردیم. هیچ هدف مقدسی به نام سرنگونی رژیم وجود ندارد، اگر چیزی باید مقدس به شمار رود، تک تک همین مردم با گوشت و پوست و استخوانی هستند که باید درد و رنج شان کاهش یابد، باید شرایطی به وجود آید که این مردم بتوانند آزادانه از میان &lt;b&gt;شقوق گوناگون&lt;/b&gt; یکی را &lt;b&gt;انتخاب&lt;/b&gt; کنند. افرادی که در جهان توسعه یافته و آزاد زندگی می&amp;zwnj;کنند ، خطری آنان را تهدید نمی&amp;zwnj;کند و هیچ هزینه&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;پردازند؛ &lt;b&gt;اخلاقاً&lt;/b&gt; &lt;b&gt;حق ندارند&lt;/b&gt; از طرح&amp;zwnj;هایی پشتیبانی کنند که موجب افزایش شدید درد و رنج مردم ایران شده یا به کشته شدن ده&amp;zwnj;ها و یا صدها هزار تن از آنان منجر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از مسائل مردم ایران همیشه این بوده و هست که کسانی این رسالت را برای خود قائل بوده&amp;zwnj;اند که به زور آنان را از &amp;quot;&lt;b&gt;جهنم موجود&lt;/b&gt;&amp;quot; به &amp;quot;&lt;b&gt;بهشت&lt;/b&gt;&amp;quot; راهی سازند. رضا شاه و محمد رضا شاه می&amp;zwnj;خواستند مردم را به زور از &amp;quot;&lt;b&gt;جهنم عقب ماندگی&lt;/b&gt;&amp;quot; به &amp;quot;&lt;b&gt;بهشت تمدن&lt;/b&gt;&amp;quot; پیش برانند. آیت الله خمینی و آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای آمده بودند تا مردم را به زور از &amp;quot;&lt;b&gt;جهنم فساد و فحشا&lt;/b&gt;&amp;quot; به &amp;quot;&lt;b&gt;بهشت اخروی&lt;/b&gt;&amp;quot; راه برند. امروز نیز دولت&amp;zwnj;هایی قصد دارند تا با بمباران کشور مردم ایران را از &amp;quot;&lt;b&gt;جهنم جمهوری اسلامی&lt;/b&gt;&amp;quot; به &amp;quot;&lt;b&gt;بهشت دموکراسی&lt;/b&gt;&amp;quot; پرتاب کنند. در تمامی این گونه طرح ها، نظر و خواست و آرزوهای انسان ها- یعنی همین آدمیان دوپای واقعی- پایمال می&amp;zwnj;شود. به تعبیر دقیق تر، انسان&amp;zwnj;ها به ابزاری برای رسیدن دیگران به اهدافشان تبدیل می&amp;zwnj;شوند. ابزارهایی که زندگی و حیاتشان فاقد ارزش است. اما نگاه&amp;zwnj;ها را باید عوض کرد: همه&amp;zwnj;ی آئین&amp;zwnj;ها و ایدئولوژی&amp;zwnj;ها و ادیان برای خدمت به همین انسان&amp;zwnj;ها برساخته شده&amp;zwnj;اند. آنها باید در پای انسان&amp;zwnj;ها قربانی شوند، نه این که انسان ها- به اجبار- قربانی ایدئولوژی&amp;zwnj;های نا کجا آبادی شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پایان&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش&amp;zwnj;های پیشین:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2012/02/03/10716&quot;&gt;مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (&lt;span&gt;۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2012/02/17/11158&quot;&gt;مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (&lt;span&gt;۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پا&amp;zwnj;نویس&amp;zwnj;ها:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۶- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، مجموعه مقالات، به اهتمام سید حسن حسینی، انتشارات مهرنیوشا، جلد دوم ، ص ۹۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۷- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۰۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۸- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۱۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۹- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۱۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۰- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۲۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۱- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۲۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۲- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۲۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۳- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۲۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۴- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، مجموعه مقالات، به اهتمام سید حسن حسینی، انتشارات مهرنیوشا، جلد اول ، ص ۷۱۴ و ۷۱۵ .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۵- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد اول ، ص ۷۱۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۶- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۳۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۷- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، صص ۱۳۵- ۱۳۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۸- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۳۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۹- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، صص ۱۳۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۰- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، صص۱۳۳- ۱۳۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۱- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۳۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۲- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، صص ۱۴۴- ۱۴۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۳- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۴۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۴- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۳۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۵- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۴۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۶- مینو صمیمی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پشت پرده&amp;zwnj;ی تخت طاوس&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ترجمه&amp;zwnj;ی حسین ابوترابیان ، انتشارات اطلاعات، ص ۲۳۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۷- هوشنگ نهاوندی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها ، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ترجمه بهروز صوراسرافیل و مریم سیحون، شرکت کتاب، ص ۲۶۰ و ۲۶۶ و ۲۶۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۸- احمد فرديد، مصاحبه با میبدی، روزنامه&amp;zwnj;ی رستاخیز، ۱۳۵۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۹- روزنامه&amp;zwnj;ی رستاخیز ، ۲۰/۷/ ۱۳۵۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۰- ماهنامه سوره ، شماره یازدهم، مهر ۱۳۸۳ .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۱- داریوش شایگان، دین و فلسفه علم در شرق و غرب، الفبا ، تهران، دوره&amp;zwnj;ی اول، شماره&amp;zwnj;ی ۶ ، صص ۱۰۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۲- داریوش شایگان، دین و فلسفه علم در شرق و غرب، ص ۱۰۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۳- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۱۶۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۴- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۵- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۴۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۶- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۲۹۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۷- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۱۸۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۸- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۲۲۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۹- احسان نراقی ، &amp;quot;بزهکاری نوجوانان&amp;quot; ، نگین ۲ ، شماره&amp;zwnj;ی ۷ ، آذر ۱۳۴۵ ، ص ۱۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۰- احسان نرقی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آزادی ، حق و عدالت: گفت و گوی اسماعیل خویی با احسان نراقی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، چاپ دوم، شرکت سهامی کتاب&amp;zwnj;های جیبی، ۱۳۵۷ ، ص ۲۳۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۱- احسان نرقی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آزادی ، حق و عدالت: گفت و گوی اسماعیل خویی با احسان نراقی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۴۹ .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۲- احسان نرقی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آزادی ، حق و عدالت: گفت و گوی اسماعیل خویی با احسان نراقی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۶۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۳- احسان نرقی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آزادی ، حق و عدالت: گفت و گوی اسماعیل خویی با احسان نراقی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۷۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۴- احسان نراقی ، &amp;quot;شرق و علوم اجتماعی غرب&amp;quot; ، نگین ۱۴ ، شماره&amp;zwnj;ی ۱۵۸ ، ۳۱ تیرماه ۱۳۵۷ ، ص ۱۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۵- علیرضا میبدی ، &amp;quot;اسلام و مسیح معاصر&amp;quot;، فردوسی، ۲۴ ، شماره&amp;zwnj;ی ۱۱۰۸ ، ۲۷ فروردین ۱۳۵۲ ، ص ۱۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۶- علیرضا میبدی ، &amp;quot;اسلام و مسیح معاصر&amp;quot;، فردوسی، ۲۴ ، شماره&amp;zwnj;ی ۱۱۰۸ ، ۲۷ فروردین ۱۳۵۲ ، ص ۱۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۷- محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۸۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عکس&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دست&amp;zwnj;بوسان &amp;ndash; چند آخوند در برابر فرح پهلوی&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/22/11306#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9385">تشیع</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9387">رضا شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9386">محمدرضا شاه</category>
 <pubDate>Wed, 22 Feb 2012 21:59:42 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">11306 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (۲)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/17/11158</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/17/11158&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;336&quot; height=&quot;217&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shah-haj_1.jpg?1329773510&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر گنجی &amp;ndash; این مقاله نه تنها مدعای اسلام ستیزی شاه را رد می&amp;zwnj;کند، بلکه شاه را اسلام گرا به شمار می&amp;zwnj;آورد. البته اسلام و تشیع شاه، اسلام بنیادگرایانه یا ایدئولوژیک نبود. در بخش اول نوشتار ناظر به اسلام و تشیع شاه، به روایت شاه بود. پرسش یا مسئله این بود: شاه چه تصویری از اسلام و تشیع و مسلمانی خود و پدرش ارائه می&amp;zwnj;کرد؟ او چه روایتی از اسلام&amp;zwnj;های رقیب می&amp;zwnj;ساخت؟&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش دوم، که شامل بندهای ۲۰ تا ۲۲ نوشته است، ناظر به رفتار شاه - به اقتفای او فرح - در این زمینه و پیامدهای آن است. آن چه آنان کردند، آماده ساختن زمینه&amp;zwnj;ها و بسترهای انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شاه و برساختن انقلاب اسلامی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیستم: ارتباط با مراجع تقلید و روحانیت&lt;/b&gt;: حاج شیخ عبدالکریم حائری در نوروز ۱۳۰۱ وارد شهر قم شد و بدین ترتیب، مرکزیت دینی یافتن این شهر آغاز گردید. در سال ۱۳۰۴، دولت طرحی برای حل مسائل ایرانیان مقیم عراق تهیه کرده بود. بند اول این طرح به شرح زیر بود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ترغیب آقایان حجج اسلامیه به تبدیل محل مراجع تقلید از عتبات عالیات به حضرت معصومه&amp;zwnj;ی قم یا مشهد مقدس&amp;quot;[۳۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این حال تا وفات آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرجعیت شیعیان با ایشان بود که در عراق اقامت داشت. پس از درگذشت او در سال ۱۳۲۵ ، آیت الله حاج آقا حسین قمی به مدت ۹۵ روز زنده بود و طرفدارانش کوشیدند تا ایشان مقام مرجعیت را در دست گیرد که با درگذشت او این مسئله منتفی شد. با درگذشت آیت الله قمی، به مرور مسئله&amp;zwnj;ی مرجعیت آیت الله بروجردی مطرح شد. البته تا زمانی که حاج عبدالکریم حائری زنده بود، مهمترین مجهتد داخل ایران به شمار می&amp;zwnj;رفت (وفات ۱۳۱۵ خورشیدی). حاج عبدالکریم حائری در سیاست دخالت نمی&amp;zwnj;کرد و معمولاً در برابر تجددگرایی آمرانه&amp;zwnj;ی رضاشاه سکوت می&amp;zwnj;نمود. تا این که در سال ۱۳۱۴ رضاشاه کشف حجاب اجباری را به اجرا نهاد. آیت الله حائری طی نامه&amp;zwnj;ای به رضاشاه نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;پیشگاه مبارک اعلی حضرت همایونی...عرض می&amp;zwnj;شود، بنده با این که تاکنون در هیچ کاری دخالت نداشتم، اکنون می&amp;zwnj;شنوم اقدام به کارهایی می&amp;zwnj;شود که مخالفت صریح با طریقه&amp;zwnj;ی جعفریه و قانون اسلام دارد که دیگر خودداری و تحمل برایم مشکل است. الاحقر عبدالکریم حائری&amp;quot;[۳۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جای دیگری درباره&amp;zwnj;ی بیگانه هراسی رضاشاه و محمد رضا شاه پهلوی توضیح داده ایم. رضاشاه به شدت نسبت به تحقیر ایرانیان توسط بیگانگان حساس بود. به هیچ وجه حاضر نبود که آنها مردم ایران را نامتمدن و وحشی قلمداد کنند. پروژه&amp;zwnj;ی همشکل کردن لباس ایرانیان- همانند غربیان- بیش از هر چیز ناشی از این متغیر بود، وگرنه او اعتقادی به این امر- خصوصاٌ کشف حجاب زنان- نداشت. اگر تمسخر بیگانگان نبود، هرگز دست به چنان کاری نمی&amp;zwnj;زد و مرگ را بر آن نوع زندگی ترجیح می&amp;zwnj;داد. در یادداشت&amp;zwnj;های علم در این خصوص آمده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;سر شام رفتم. صحبت&amp;zwnj;های مختلف شد، ولی دو قسمت بسیار مهم پیش امد. یکی صحبت ۱۷ دی و آزادی بانوان که علیا حضرت ملکه&amp;zwnj;ی پهلوی تعریف کردند روزی که رضا شاه مرا از اندرون برداشتند و بدون حجاب با خود به دانشسرای عالی بردند ، در بین راه در اتومبیل به من گفتند: &lt;b&gt;من امروز مرگ را بر این زندگی ترجیح می&amp;zwnj;دادم که زنم را سر برهنه پیش اغیار ببرم &lt;/b&gt;، ولی چه کنم کاری است که برای کشور لازم است وگرنه ما را وحشی و عقب افتاده می&amp;zwnj;دانند&amp;quot;[۳۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; width=&quot;300&quot; vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;20&quot; height=&quot;355&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shah-haj_2.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عیسی صدیق نیز این داستان را بازگو کرده که رضاشاه احساس می&amp;zwnj;کرد که لباس اروپایی ممکن است سبب &amp;quot;&lt;b&gt;عقده&amp;zwnj;ی حقارت&lt;/b&gt;&amp;quot; در ایرانیان گردد. &amp;quot;عقده&amp;zwnj;ی حقارت&amp;quot; مهمترین متغیر در تصمیم گری اجباری او بود. گمان می&amp;zwnj;کرد که با تغییر لباس ایرانیان، دیگر غربیان نمی&amp;zwnj;توانند خود را &amp;quot;&lt;b&gt;برتر&lt;/b&gt;&amp;quot; از ایرانیان قلمداد کنند. در هفدهم تیر ۱۳۱۴- یعنی روز صدور فرمان برسر گذاردن کلاه اروپایی- به نمایندگان مجلس گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;کلاه جدید ربطی به مذهب ندارد، اما با ملیت سر و کار دارد. سابقاً کسانی که آن را سر می&amp;zwnj;گذاشتند فکر می&amp;zwnj;کردند که این سرپوش به آن&amp;zwnj;ها نسبت به کسانی که آن را به سر ندارند &lt;b&gt;برتری&lt;/b&gt; می&amp;zwnj;بخشد. ما نمی&amp;zwnj;خواهیم دیگران فکر کنند که &lt;b&gt;به خاطر یک تفاوت کوچک در سرپوش بر ما برتری دارند&lt;/b&gt;&amp;quot;[۴۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ملاقات خصوصی به نخست وزیر پیشینش- هدایت- گفت که قصدش از این کار این است که ایرانیان هم مانند غربیان باشند تا کسی آنها را مسخره نکند. هدایت می&amp;zwnj;گوید در آن لحظه به ذهنم خطور کرد که آنچه باعث تمسخر ما می&amp;zwnj;شود، باورها و دیدگاه&amp;zwnj;های ماست، نه پوششی که بر آنها می&amp;zwnj;نهیم[۴۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از تبعید رضاشاه، آیت الله کاشانی در ۱۷ مهر ۱۳۲۰ نامه&amp;zwnj;ای به فروغی- نخست وزیر- نوشت و نسبت به اقدامات رضاشاه در از بین بردن مدارس دینی و کشف حجاب اجباری اعتراض کرد. فروغی در پاسخ او نوشت: &amp;quot;در باب رفتار مأمورین با نسوان دستور داده شده است که متعرض نباشند&amp;quot;[۴۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سال ۱۳۲۲، آیت الله حاج آقا حسین قمی به ایران آمد. نامه&amp;zwnj;ای به سهیلی- نخست وزیر وقت- نوشت که از جمله مطالبات آن، لغو کشف حجاب اجباری بود. نامه&amp;zwnj;ی او در هیأت وزیران طرح شد و خواسته او به تصویب رسید. نخست وزیر به او این گونه پاسخ داد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;حضرت آیت الله قمی: در جواب تلگرافی که از مشهد مقدس مخابره فرموده بودید، محترماً زحمت می&amp;zwnj;دهد. تلگراف در هیئت وزیران مطرح و تصویب دولت به شرح زیر اشعار می&amp;zwnj;شود: ۱- آنچه راجع به حجاب زنان تذکر فرموده اند، دولت عملاً این نظریه را تأمین نموده است و دستور داده شده که متعرض نشوند. ۲- در موضوع ارجاع موقوفات خاصه&amp;zwnj;ی اوقاف مدارس دینیه به مصارف مقرره&amp;zwnj;ی آن از چند ماه قبل دولت تصمیم گرفته است که بر طبق قانون اوقاف و مفاد وقفنامه&amp;zwnj;ها عمل آید و ترتیب این کار هم داده شده و این تصمیم دولت نیز تعقیب خواهد شد. ۳- در باب تدریس شرعیات و عمل به آداب دینی برنامه&amp;zwnj;های آموزشی با نظر یک نفر مجتهد جامع الشرایط ، چنانچه در قانون شورای عالی فرهنگ قید شده، منظور خواهد شد و راجع به مدارسی که عنوان مختلط دارند در اول ازمنه، مکان پسران از دختران تفکیک خواهند شد&amp;quot;[۴۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین شرایطی علی اکبر حکمی زاده کتاب &lt;b&gt;&lt;i&gt;اسرار هزارساله&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; را در شهریور- مهر ۱۳۲۲ منتشر کرد. او که فرزند روحانی صاحب نامی بود (آیت الله حائری در بدو ورود به قم در منزل ایشان سکنی گزید)، از اصلاحات رضاشاه در این کتاب دفاع به عمل آورد و آنها را باعث &amp;quot;ضعف تقوا&amp;quot; به شمار نیاورد. بعد نوبت به کسروی رسید که &lt;b&gt;&lt;i&gt;شیعی گری&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; را بهمن ماه همان سال منتشر کرد. آیت الله خمینی دست به کار شد و به سرعت در &lt;b&gt;&lt;i&gt;کشف الاسرار&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; به انتقادهای حکمی زاده پاسخ گفت. روابط جدید روحاینت و دولت، صدای معترضانی را در آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کسروی در اواخر سال ۱۳۲۳ نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;راست است می&amp;zwnj;بینیم دولت&amp;zwnj;های ما با ملایان نیک ساخته&amp;zwnj;اند. در این سه سال دیدیم که چه پشتیبانی&amp;zwnj;ها به ملایان می&amp;zwnj;نمایند و چه نقشه&amp;zwnj;هایی برای چیره گردانیدن آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;کشند. دیدیم هنگامی که حاجی آقا حسین قمی از نجف آهنگ ایران کرد، رادیوی ایران تا مرز عراق به پیشواز او رفت و تو گفتی قهرمان لنین&amp;zwnj;گراد را به ایران می&amp;zwnj;آورد. راه&amp;zwnj;پیمایی او را گام به گام آگاهی داد. دیدیم که دولت به او رسمیتی داد، رسمیتی که ما تاکنون معنایش را نفهمیده ایم و پیشنهادهای او را درباره&amp;zwnj;ی چادر و چاقچور به رسمیت پذیرفت و پاسخ رسمی داد. دیدیم که پسر آقای حاجی ابوالحسن[اصفهانی] برای گردش به ایران آمد و آقای ساعد نخست وزیر آن زمان به همه&amp;zwnj;ی فرمانداران و استانداران دستور فرستاد که پذیرایی&amp;zwnj;های بسیار با شکوه از او کنند که رونویس نامه&amp;zwnj;ها در دست ماست. دیدیم در این سه سال رادیوی ایران یک دستگاه ملایی گردید که کم کم روشان باز شد و پارسال و امسال روضه هم خواندند. اگر جلوگیری نشود هر آینه سال آینده نوحه نیز خواهند خواند. و خانواده&amp;zwnj;ها باید در پیرامون رادیو دایره پدید آورند و به هوای آن سینه کوبند و ترجیع&amp;zwnj;های نوحه را خوانند&amp;quot;[۴۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گویی حکمی زاده و کسروی شاهد &amp;quot;رضاشاه زدایی&amp;quot; شده بودند. اما خوب یا بد، روابط محمد رضاشاه پهلوی با روحانیت- اگر چه از مراحل گوناگونی گذر کرد- مانند روابط دوران پایانی سلطنت رضاشاه نبود. شاه با مراجع تقلید رابطه داشت. آیت الله حاج عبدالکریم حائری یزدی و آیت الله بروجردی در سیاست دخالت نمی&amp;zwnj;کردند. اگر مسئله&amp;zwnj;ای پیش می&amp;zwnj;آمد که مراجع نظری داشتند، با واسطه نظر خود را به اطلاع شاه می&amp;zwnj;رساندند. شاه پس از ماجرای ترور ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ از موقعیت پدید آمده استفاده کرد و با تشکیل مجلس موسسان بر اختیارات خود افزود. در این زمان شایع شده بود که شاه قصد دارد اصول مربوط به اسلام را تغییر دهد. محمد رضا پهلوی، دکتر منوچهر اقبال- وزیر کشور- و قائم الملک رفیع را جهت رفع سوء تفاهم و کسب موافقت ایشان به قم فرستاد. دکتر اقبال در جلسه&amp;zwnj;ی ۸ اردیبهشت ۱۳۲۸ مجلس به پشت تریبون رفت و گزارش مذاکرات و رفع سوء تفاهم را به اطلاع نمایندگان مجلس رساند. در همان زمان چند تن از علما- از جمله آیت الله خمینی- طی نامه&amp;zwnj;ای از آیت الله بروجردی در این خصوص سئوال کردند. آیت الله بروجردی در پاسخ خود توضیح داد که: &amp;quot;&lt;b&gt;فرمان همایونی صادر شد، برای این که مبادا تغییراتی در مواد مربوط به امور دینیه داده شود&lt;/b&gt;&amp;quot;. شاه هر چند وقت یک بار به قم رفته و با آیت الله بروجردی دیدار می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله سید محمد بهبهانی (فرزند آقا سید عبدالله بهبهانی، از رهبران انقلاب مشروطه)، یکی از فقیهانی بود که بهترین روابط را با شاه داشت. در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، علیه مصدق و در کنار شاه بود. به همین دلیل دربار و رسانه&amp;zwnj;ها بسیار او را حرمت می&amp;zwnj;نهادند. در نهم اسفند ۱۳۳۱ که شاه می&amp;zwnj;خواست کشور را ترک کند، آیت الله طباطبایی به اتفاق فرزندش- سید جعفر- در رأس گروهی از طلاب و بازاریان با دبار رفت، با شاه خصوصی دیدار کرد و او را از رفتن منصرف ساخت. آیت الله ابوالقاسم کاشانی- در تعارض شدید با مصدق- در همان روز نامه&amp;zwnj;ای به شاه نوشت که آن هم در منتفی کردن سفر ثأثیر بسیار داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او خطاب به شاه نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;خبر مسافرت غیر مترقبه&amp;zwnj;ی اعلحضرت همایون شاهنشاهی موجب شگفتی و نگرانی فوق العاده&amp;zwnj;ی قاطبه&amp;zwnj;ی اهالی پایتخت شده و هیأت رییسه&amp;zwnj;ی مجلس شورای ملی، با استحضار آقایان به عرض می&amp;zwnj;رساند که در موقع کنونی به هیچ وجه مصلحت و صواب نمی&amp;zwnj;داند که اعلیحضرت همایونی مبادرت به مسافرت فرمایند، زیرا ممکن است در تمام کشور تأثیرات عمیق و نامطلوب حاصل نماید. به این لحاظ از پیشگاه همایونی استدعا می&amp;zwnj;شود که قطعاً در این مورد، تجدید نظر فرموده و تصمیم به مسافرت را به موقع دیگری در سال آینده تبدیل فرمایند. رئیس مجلس شورای ملی، سید ابوالقاسم کاشانی&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله طباطبایی و آیت الله کاشانی در روز ۲۸ مرداد در برپایی تظاهرات علیه مصدق نیز فعال بوده و افراد مرتبط با خود را به اعتراض کنندگان وصل کردند. پس از انجام کودتا شاه از رم پیامی به زاهدی ارسال کرد. در عین حال ، دو پیام دیگر برای آیت الله بروجردی و آیت الله محمد بهبهانی فرستاد. بهبهانی در پاسخ به پیام شاه نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;همه انتظار زیارت پادشاه محبوب معظم خود را دارند... &lt;b&gt;با آمدن تو به ایران دین و امنیت در مملکت حفظ خواهد شد&lt;/b&gt;&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در همان دوران آیت الله محمد طباطبایی که قصد داشت به زیارت امام رضا رود، طی تلگرافی به شاه از او خواست:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;همان طور که نخست وزیر (سپهبد زاهدی) قول داده است، در تعطیل کارخانه&amp;zwnj;های مشروب سازی و ممنوعیت فروش مشروبات الکی اقدام گردد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در پاسخ خود، از او خواست که از امام رضا بخواهد تا وی بتواند کشور را اداره کند و در رفع نیازهای محرومان بکوشد. در مورد مشروبات الکلی توضیح داد که به دولت دستور داده لایحه&amp;zwnj;ی قانونی به مجلس برند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله بهبهانی رابطه&amp;zwnj;ی ویژه&amp;zwnj;ای با آیت الله بروجردی داشت. مراجع نجف و قم کارهایشان با شاه را از طریق وی انجام می&amp;zwnj;دادند. او در ۲۰ آبان ۱۳۴۲- در ۹۲ سالگی- درگذشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه&amp;zwnj;ی آیت الله شریعتمداری با شاه نیز رابطه&amp;zwnj;ی خوبی بود. پس از فروپاشی حکومت پیشه وری، شاه به آذربایجان سفر کرد و با تعدادی از روحانیون دیدار نمود. آیت الله شریعتمداری که در آن دوران به عنوان طلبه در مدرسه&amp;zwnj;ی طالبیه&amp;zwnj;ی تبریز درس می&amp;zwnj;خواند، در ۶ خرداد ۱۳۲۶ در مجلس شاه حاضر شد و طی نطقی گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اعلیحضرتا ، طلاب علوم دینی فقط انتظار و تقاضا دارند که تناسب مقام خدمتشان مورد توجه ملوکانه واقع شوند&amp;quot;. گفته&amp;zwnj;اند که علما آن مجلس را تحریم کرده بودند. به همین دلیل آقای شریعتمداری به شاه می&amp;zwnj;گوید:&amp;quot;بی نهایت متأسف و شرمنده هستیم و قهرا به آقایان هم دیر خبر رسیده که نتوانسته&amp;zwnj;اند افتخار شرفیابی حاصل کنند&amp;quot;[۴۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه&amp;zwnj;ی آیت الله خمینی و آیت الله شریعتمداری بر سر تأسیس &amp;quot;&lt;b&gt;دارالتبلیغ اسلامی&lt;/b&gt;&amp;quot; به شدت تیره شد. روحانیت انقلابی به شدت مخالف این موسسه بود و آن را کار شاه - یا حداقل به موافقت شاه- قلمداد می&amp;zwnj;کرد.آیت الله خمینی و طرفدارانش مدعی بودند که طرح چنین موضوعی در آن شرایط ، انحراف از مبارزه است. کلنگ این موسسه در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۳ زده شد و در ۱۵ مهر ۱۳۴۴ آغاز به کار کرد. مراسم افتتاحیه با سخنرانی آیت الله شریعتمداری ، صدر بلاغی و امام موسی صدر برگزار شد. با تمامی تبلیغاتی که آیت الله خمینی و طرفدارانش علیه شریعتمداری و بنیادش به راه انداختند، در این موسسه افراد زیر درس می&amp;zwnj;دادند که چند تن از آنان در جمهوری اسلامی به مقام مرجعیت دینی دست یافتند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله جعفر سبحانی: اصول عقاید، تفسیر قرآن.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله مکارم شیرازی: اخلاق، بررسی ادیان.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله سید موسی شبیری: درایه و حدیث.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله مطهری: فلسفه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;صدر بلاغی: تاریخ اسلام، فن خطابه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوانی: تراجم و احوال، فن نویسندگی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله شریعتمداری با مشی انقلابی آیت الله خمینی مخالف بود. به دنبال انقلاب نبود، بلکه خواستار اصلاحات در چارچوب نظام موجود بود. مطابق یکی از شنودهای ساواک ، یکی از اعضای دفتر آیت الله شریعتمداری از سوی وی در تاریخ ۲۹/۱/۱۳۵۷ با آیت الله قاضی طباطبایی تلفنی گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو کرده است. عضو دفتر به آقای قاضی می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;آقای خمینی حرفهایش طوری نیست که توی بشقاب بگذارد و جلوی کسی بگیرد. آنها- یعنی آقای خمینی- دنبال تغییر رژیم می&amp;zwnj;گردند، آن هم عملی نیست، اگر چند هزار نفری هم در اجرای منویات ایشان بمیرند، منویات ایشان عملی نخواهد شد و اگر منویات آقای شریعتمداری اجرا شود، خون&amp;zwnj;ریزی نمی&amp;zwnj;شود و سی نفر هم کشته نمی&amp;zwnj;شود. منویات آقای شریعتمداری جنبه&amp;zwnj;ی اصلاح دارد و افکار عمومی چه در داخل و چه بین المللی آن را قبول دارند...از اینها کاری ساخته نمی&amp;zwnj;شود، ولی اعلامیه&amp;zwnj;هایی که آقا[یعنی شریعتمداری] صادر می&amp;zwnj;کند، هیچ گونه اهانتی نه به اعلی حضرت و نه به قانون است و تغییر حکومت هم نمی&amp;zwnj;خواهد&amp;quot;[۴۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هوشنگ نهاوندی گفته است که از طرف شاه در یک سال آخر سلطنت او به طور مداوم با آیت الله شریعتمداری دیدار کرده و در واقع نقش واسطه&amp;zwnj;ی میان طرفین را انجام می&amp;zwnj;داده است. به عنوان نمونه آیت الله شریعتمداری در اولین ملاقات پیشنهاد می&amp;zwnj;کند که شاه برای زیارت به قم بیاید و دیداری بین آن دو در حرم حضرت معصومه صورت گیرد و این آغازی برای آشتی ملی باشد[۴۷]. در دیدار بعدی ، آیت الله شریعتمداری به پزشک بهایی شاه- سپهبد دکتر کریم ایادی- اشاره کرده و می&amp;zwnj;گوید این حق شاه است که ایادی پزشک او باشد، ولی چرا شاه او را با خود را زیارت امام رضا برد؟ سپس به طور مبسوط به اقدامات اشرف پهلوی اعتراض می&amp;zwnj;کند و از نهاوندی قول می&amp;zwnj;گیرد که این نکات را به شاه بگوید. نهاوندی هم نظرات آیت الله را به شاه و فرح پهلوی اطلاع می&amp;zwnj;دهد[۴۸]. در دیدار بعدی آیت الله شریعتمداری خواهان این می&amp;zwnj;شود که شاه مطابق قانون اساسی سلطنت کند، نه حکومت. در ضمن وقت آن است که نخست وزیری را به سیاستمدار برجسته&amp;zwnj;ای مانند علی امینی بسپارد[۴۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستان جشن هنر شیراز در سال ۱۳۵۶ برای رژیم شاه گران تمام شد و نیروهای مذهبی به خوبی از آن علیه رژیم شاه استفاده کردند. سال ۱۳۵۷ و اوج گرفتن اعتراض&amp;zwnj;های مردمی بود. با توجه به سابقه&amp;zwnj;ی سال گذشته چه می&amp;zwnj;بایست کرد؟ نهاوندی می&amp;zwnj;نویسد که در شهریور ۱۳۵۷ آیت الله شریعتمداری به او زنگ زد و پیشنهاد &amp;quot;&lt;b&gt;دوراندیشانه &lt;/b&gt;ای&amp;quot; در این زمینه کرد که باعث &amp;quot;&lt;b&gt;شگفتی&lt;/b&gt;&amp;quot; و &amp;quot;&lt;b&gt;تحسین روشن بینی اش&lt;/b&gt;&amp;quot; شد.آیت الله شریعتمداری می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;به من گفته&amp;zwnj;اند که قرار است تصمیمی برای جشن هنر شیراز گرفته شود. می&amp;zwnj;دانید، من چیزی از این برنامه&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;دانم ولی قضیه&amp;zwnj;ی پارسال تکان دهنده بود و غیر قابل تحمل. امیدوارم که حرفم را خوب بفهمید. ولی به اعلیحضرت یا هر کسی که به او مربوط می&amp;zwnj;شود، بگویید که &lt;b&gt;لغو برنامه&amp;zwnj;ی جشن هنر شیراز اشتباه بزرگی است. تحول اوضاع چنان است که هر عقب نشینی یا امتیازدادنی، نشانی از ضعف تلقی خواهد شد. بنابراین از این به بعد، حکومت باید استحکام خود را نشان دهد و قدرت نمایی کند. آیا نخست وزیر از این چیزها آگاه است&lt;/b&gt;...با این حال شهبانو نباید به شیراز برود. برنامه&amp;zwnj;ها را سبک کنند. چند برنامه&amp;zwnj;ی سنگین و به ویژه ایرانی را حفظ کنند. محسن فروغی، وزیر فرهنگ که مرد محترمی است و یا شوهر خواهر اعلیحضرت[مهرداد پهبلد] بروند و دولت را نمایندگی کنند. جشنواره را کوتاه و خلاصه کنید، ولی مراقب باشید که لغوش نکنید&amp;quot;[۵۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهاوندی نظرات آیت الله شریعتمداری را به ملکه و نخست وزیر اطلاع می&amp;zwnj;دهد. اما آنها در آن شرایط تصمیم به لغو جشن هنر شیراز می&amp;zwnj;گیرند. بدین ترتیب، آیت الله شریعتمداری به دنبال انقلاب و سرنگونی رژیم نبود، هدف او رعایت ظواهر شرعی و زمامداری شاه در چارچوب قانون اساسی بود. این دیدگاه&amp;zwnj;ها و رقابت با آیت الله خمینی، سرنوشت ناگواری پس از انقلاب برای او رقم زد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه&amp;zwnj;ی آیت الله خویی با شاه نیز هیچ گاه تنش&amp;zwnj;زا نبود. اردشیر زاهدی در روزهای آخر طرحی تهیه کرده بود که شاه او را نخست وزیر سازد و وی مانند پدرش نظم و سازمان شاهی را باز گرداند. نهاوندی مدعی است که برای این طرح موافقت آیت الله خویی را هم گرفته بود.آیت الله خویی انگشتر عقیق سبز خود را برای زاهدی فرستاده و او آن را تقدیم شاه می&amp;zwnj;کند. در ۱۷ آبان ۱۳۵۷ ، فرح پهلوی به نجف به دیدار آیت الله خویی می&amp;zwnj;رود. گفته&amp;zwnj;اند که در این دیدار آیت الله خویی از شاه حمایت به عمل آورد. این عمل در اوج انقلاب، &lt;b&gt;معنایی&lt;/b&gt; جز مقابله&amp;zwnj;ی با آیت الله خمینی نداشت. آیت الله خمینی در ۸ تیر ۱۳۶۰- یک روز پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی توسط سازمان مجاهدین خلق- طی یک سخنرانی ، بدون ذکر نام ، این داستان و اهدای انگشتر توسط آیت الله خویی به شاه را ذکر کرد و گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;یک شخص سرشناسی از این&amp;zwnj;ها گفته بود که ایرانی&amp;zwnj;ها &lt;b&gt;دیوانه &lt;/b&gt;شده اند، یعنی در مقابل محمدرضا و ایستادگی در مقابل ظلم را با تعبیر &lt;b&gt;دیوانگی&lt;/b&gt; یکی از اشخاص سرشناس معرفی کرد&amp;hellip; آن آقای سرشناس گفته بوده این از &lt;b&gt;خریتشان&lt;/b&gt; بوده است [شهدای انقلاب]، آدم که نمی&amp;zwnj;رود در خیابان روبروی مسلسل بایستد و همان آقای سرشناس پرونده اش از ساواک بیرون آمده و آن وقتی که جوانان ما در خیابان&amp;zwnj;ها کشته می&amp;zwnj;شدند، &lt;b&gt;انگشتر برای سلامت محمدرضا فرستاده بود&lt;/b&gt;، یک دسته این طور که به قول حضرت امیر سلام الله علیه از این&amp;zwnj;ها تعبیر می&amp;zwnj;کند که این&amp;zwnj;ها همشان علفشان است&amp;hellip;در صدر اسلام از این اشخاص بودند و وقتی حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه می&amp;zwnj;خواستند مسافرت کنند به این سفر عظیم، بعضی از این&amp;zwnj;ها نصیحت می&amp;zwnj;کردند که برای چه؟ شما این جا هستید، مأمونید. وخلاصه بنشینید و بخورید و بخوابید&amp;quot;[۵۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر آن چه آیت الله خمینی بازگو کرده صادق باشد، حمایت آیت الله خویی از شاه و مخالفتش با انقلاب عمیق تر از اطلاعات مکتوب ماست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست و یکم- برخی موارد اسلامی سازی&lt;/b&gt;: رژیم شاه اقدامات عدیده&amp;zwnj;ای در جهت اسلامی سازی انجام می&amp;zwnj;داد. برخی از موارد به شرح زیر است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لایحه&amp;zwnj;ی تدریس متون دینی در مدارس دولتی در سال ۱۳۲۱ به تصویب مجلس شورای ملی رسید. در سال ۱۳۲۵ آیت الله بروجردی از طریق آقای فلسفی به شاه در خصوص اجرای این مصوبه پیغام داد. شاه نیز به شایگان- وزیر فرهنگ- دستور داد تا این مصوبه به اجرا در آید. هژیر در ۱۰/۴/ ۱۳۲۷ خطاب به دکتر اقبال نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بنا به مذاکراتی که در موقع طرح برنامه&amp;zwnj;ی دولت در باب تعلیم مسائل شرعیه و احکام امور دینی و اصول اخلاق در مدارس مملکت در مجلس شورای ملی به عمل آمد، لازم است به فوریت کمیسیونی مرکب از اشخاص بصیر و صالح دعوت شوند تا هرچه زودتر پروگرام مدارس مختلفه در هر درجه که باشند تجدید نظر نموده و منظور نمایندگان مجلس شورای ملی را تأمین نمایند&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ۳۰/۴/۱۳۲۷، نخست وزیر، طی نامه&amp;zwnj;ای خطاب به وزیر فرهنگ ، به افرادی اشاره کرد که باید برای این کار دعوت شوند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;...اقتضا دارد از میان آقایان فلسفی، راشد، شهابی، مشکوة، شعرانی، سحابی، محمد تقی سبزواری، مهندس بازرگان ، هر چند نفر را مصلحت می&amp;zwnj;دانید دعوت فرمایید و این جانب را نیز از نتیجه مستحضر سازید&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین ترتیب دروس دینی برای مدارس دولتی تهیه و به صورت اجباری جزو آموزش قرار گرفت. بعدها، این کار به افرادی چون برقعی، باهنر، گلزاده&amp;zwnj;ی غفوری و بهشتی محول گشت که آنها کتاب&amp;zwnj;های دینی مدارس را تهیه می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به خاطر نگرانی از فعالیت&amp;zwnj;های حزب توده، رژیم شاه دستور اجرای اجباری اقامه&amp;zwnj;ی نماز در دبستان&amp;zwnj;ها و مدارس دولتی را صادر کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در سال ۱۳۴۴ کلنگ آغاز ساختن مسجد دانشگاه تهران را به زمین زد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرتضی مطهری، بهشتی و مفتح، هر سه از شاگردان آیت الله خمینی- در دانشکده&amp;zwnj;ی الهیات دانشگاه تهران حضور داشتند. مگر ناطق نوری و مهدی کروبی- از شاگردان و یاران آیت الله خمینی- در همین دانشکده&amp;zwnj;ی الهیات درس نخواندند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این لیست را می&amp;zwnj;توان به همین نحو ادامه داد. شراب فروشی&amp;zwnj;ها در ایام محرم و رمضان تعطیل می&amp;zwnj;گردید. رادیو و تلویزیون در ایام مذهبی با تعطیل کردن برنامه&amp;zwnj;های عادی ، اقدام به پخش برنامه&amp;zwnj;های دینی می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی در سال ۱۳۴۴ محمد همایون، مرتضی مطهری ، ناصر میناچی و عبدالحسین علی آبادی (دادستان دیوان عالی کشور) به عنوان اعضای موسس درخواست تأسیس حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد را ارائه کردند، شهربانی کل کشور، ساواک و دیگر نهادها با تأسیس آن موافقت نمودند. این نهاد بعدها به مرکز ترویج افکار علی شریعتی تبدیل شد. شریعتی استاد دانشگاه مشهد بود. چند سال در حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد، اسلامی را بر می&amp;zwnj;ساخت و می&amp;zwnj;آموخت، که اسلام راهگشای انقلاب بود. بی جهت نبود که او را &amp;quot;معلم انقلاب&amp;quot; می&amp;zwnj;نامیدند. شریعتی تا جایی تحمل شد. اما فشار بی امان مراجع تقلید (آیت الله احمد خوانساری ، آیت الله میلانی ، و...) برای تعطیل کردن سخنرانی&amp;zwnj;ها و درس&amp;zwnj;های شریعتی از یک سو، و رسیدن شاه به این مدعا که اسلامی که شریعتی بر می&amp;zwnj;سازد، چیزی جز &amp;quot;مارکسیسم اسلامی&amp;quot; نیست، از سوی دیگر، باعث تعطیلی حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد شد. می&amp;zwnj;گویند، شاه گفته بود: اغلب مارکسیست&amp;zwnj;های اسلامی سر نخ شان از همان حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد سرچشمه می&amp;zwnj;گیرد[۵۲]. شاه جداً به این نظر رسیده بود که ریشه&amp;zwnj;ی مارکسیسم اسلامی به حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد باز می&amp;zwnj;گردد[۵۳]. نصیری- رئیس ساواک- در گزارش جدیدی به شاه می&amp;zwnj;نویسد که پس از تعطیلی حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد، بازداشت تعدادی از عناصر نامطلوب، نابودی بخشی از جزوات مضره؛ اینک فرصت برای بازگشایی این موسسه با ترکیبی تازه مهیا شده است. شاه پاسخ می&amp;zwnj;دهد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;باید تمام این اشخاص را شدیداً تنبیه کنید؛ زیرا خیانت بزرگی به کشور کرده&amp;zwnj;اند. به علاوه شما نیستید که در مورد افتتاح و یا عدم افتتاح تصمیم بگیرید. لازم است موضوع را دقیقاً پیگیری و نتیجه را بعداً گزارش دهید&amp;quot;[۵۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست و دوم- مبارزه&amp;zwnj;ی با بهائیت، بهانه&amp;zwnj;ای برای دور کردن از سیاست: &lt;/b&gt;در فروردین ماه ۱۳۲۱، &amp;quot;انجمن تبلیغات اسلامی&amp;quot; توسط عطاء الله شهاب پور و حشمت الله دولتشاهی تأسیس شد. مدیران اصلی و بعدی این انجمن افراد زیر بودند: شیخ محمود تولایی مشهور به حلبی، سید رضا آل رسول، سید محمد حسین عصار، سید حسین سجادی و غلامحسین حاج محمد تقی تاجر. مطابق اساسنامه&amp;zwnj;ی انجمن، &amp;quot;هر نوع فعالیت سیاسی در داخل آن ممنوع بود&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطابق یکی از اسناد ساواک- متعلق به ۱۰/۱۰/۱۳۴۹- &amp;quot;این انجمن یک سازمان سیاسی نیست و دولت نیز آن را تأیید نموده و &lt;b&gt;شاهنشاه آریامهر هم از تشکیل آن ابراز رضایت فرموده اند&lt;/b&gt;&amp;quot;[۵۵]. کار اصلی انجمن مبارزه&amp;zwnj;ی با بهائیت بود و به همین دلیل به انجمن ضد بهائیت هم مشهور بودند. در ۲۷/۸/۱۳۵۱، مقدم- مدیرکل اداره&amp;zwnj;ی سوم ساواک- طی دستورالعملی می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;درباره&amp;zwnj;ی انجمن تبلیغات اسلامی. مسئول انجمن تبلیغات اسلامی در مرکز به منظور مبارزه&amp;zwnj;ی علمی و منطقی با بهائیان تقاضا نموده است ساواک در این زمینه مساعدت&amp;zwnj;های لازم به عمل آورد. با اعلام خواسته&amp;zwnj;ی مسئول انجمن مزبور، خواهشمند است ضمن تماس با عوامل یاد شده در منطقه به آنها تفهیم گردد که اقدامات آنها نباید جنبه&amp;zwnj;ی تحریک و اخلالگری داشته باشد&amp;quot;[۵۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انجمن خیریه حجتیه در سال ۱۳۳۲ توسط شیخ محمود حلبی (۱۳۷۶- ۱۲۸۰) تأسیس شد. او در مشهد فقه و اصول و فلسفه در حوزه&amp;zwnj;ی خوانده بود. در سال ۱۳۲۸ در رادیو مشهد سخنرانی&amp;zwnj;های دینی ایراد می&amp;zwnj;کرد که بعدها به صورت کتاب منتشر شد. بعدها از فلسفه دست کشید و علیه صوفیه هم به فعالیت پرداخت. ضدیت با بهائیت و تبلیغ امام زمان کار اصلی آنان بود. به گفته&amp;zwnj;ی طاهر احمدزاده، حلبی گفته بود که امروز امام زمان جز مبارزه&amp;zwnj;ی با بهاییان انتظار خدمت دیگری از ما ندارد. انجمن حجتیه به روش&amp;zwnj;های گوناگون و با استفاده&amp;zwnj;ی از ابزارهای متفاوت اسلام و تشیع را تبلیغ می&amp;zwnj;کرد. مهمترین و با شکوه&amp;zwnj;ترین مراسم آنان، برگزاری مراسم جنش نیمه&amp;zwnj;ی شعبان بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انجمن حجتیه در سراسر کشور فعالانه اسلام را تبلیغ می&amp;zwnj;کرد. رهبری آن، با رژیم شاه هماهنگ بود و اسلام نوع آیت الله خمینی را رد می&amp;zwnj;کرد. به عنوان مثال، در آبان ماه ۱۳۵۰، ساواک درباره&amp;zwnj;ی سفر آقای حلبی به بندرعباس و مذاکرات آنها نوشته بود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;موضوع: حاجی آقا حلبی، رهبر انجمن&amp;zwnj;های ضد بهایی. اخیراً حاجی آقا حلبی ، رهبر انجمن&amp;zwnj;های ۱۴۰ گانه&amp;zwnj;ی سراسر مملکتی به منظور توسعه و تعمیم انجمن مزبور در این استان به بندرعباس آمده و عده&amp;zwnj;ای از اعضای انجمن کرمان، سیرجان و رفسنجان برای دیدن ایشان به بندرعباس وارد شده&amp;zwnj;اند. حاجی محمد زمانیان سرپرست انجمن کرمان ضمن بحث کلی به آقای حلبی گفتند: در رفسنجان حدود ۲۵ نفر دستگیر شده&amp;zwnj;اند که عده&amp;zwnj;ای از آنها وابسته به انجمن بوده&amp;zwnj;اند. اصولاً گفته شده در رفسنجان بیشتر رویه&amp;zwnj;ی آیت الله خمینی پیروی می&amp;zwnj;شود و این دستگیری به دنبال آتش زدن سینما و اتومبیل رئیس پلیس صورت گرفته و رهبر انجمن رفسنجان به اطلاعات شهربانی فراخوانده شده و ایشان گفته اند: اینها از مدت&amp;zwnj;ها قبل با ما ایاب و ذهاب نداشتند و طبق تعهدی که داده اند، مسئول کارهای انجام شده&amp;zwnj;ی خودشان هستند. آقای حلبی از این رویه به شدت ناراحت شده و افزوده: &lt;b&gt;ما را ساواک می&amp;zwnj;شناسد و هدف ما را می&amp;zwnj;داند و به طور کلی ما باید از جنجال&amp;zwnj;های سیاسی دور باشیم و از رویه&amp;zwnj;ی آیت الله خمینی و طرفداران کوتاه فکرش هم ابراز تأسف کنیم&lt;/b&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظریه&amp;zwnj;ی شنبه: آقای حلبی با هرگونه وابستگی سیاسی و فعالیت سوء انجمن مخالف است...&amp;quot;[۵۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رئیس ساواک تهران پس از چند جلسه دیدار با آقای حلبی، به ریاست کل ساواک نوشته که وی به او گفته است که طی ۱۸ سال فعالیت انجمن حجتیه در سراسر کشور، تحت رهبری او:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;با تمام قوا کوشش نموده که کوچکترین مسئله&amp;zwnj;ی سیاسی در جلسات مطرح نشود حتی به علت این که به روحیه&amp;zwnj;ی جنجالی روحانیون و وعاظ آشنایی دارد، اجازه&amp;zwnj;ی ورود یک نفر از روحانیون را به جلسات، و دخالت آنان را در این زمینه نداده است&lt;/b&gt;. مشارالیه اضافه نمود که انجمن تاکنون خدمات زیادی به دستگاه نموده؛ حتی قبل از برگزاری جشن&amp;zwnj;های ۲۵۰۰ ساله که بهاییان قصد کسب امتیاز جهت شناسایی خود را داشته اند، اقدامات موثری به عمل آورده که به طور حتم به شرف عرض رسیده است؛ زیرا تیمسار اویسی فرمانده&amp;zwnj;ی کل ژاندارمری وقت در جریان بوده&amp;zwnj;اند و ادامه داد: چنانچه دستگاه مصلحت نداند که این انجمن به کار خود ادامه دهد به فعالیتش خاتمه داده، ولی مراتب را به شرف عرض همایونی خواهد رسانید، ضمن این که مذاکرات لازم در مورد مراقبت از جلسات به منظور جلوگیری از &lt;b&gt;نفوذ احتمالی افراد خرابکار و برانداز&lt;/b&gt; انجام شده، اقدامات مراقبتی نیز به عمل آمده و به منابع مربوطه آموزش لازم در این زمینه داده شده است. بدیهی است هرگونه خبر واصله به موقع به عرض خواهد رسید&amp;quot;[۵۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته&amp;zwnj;ی محمد رضا حکیمی، شیخ محمود حلبی در ماه&amp;zwnj;های اول انقلاب مدعی بود که توده ای&amp;zwnj;ها ، رهبران مذهبی را گول زده و جلو انداخته&amp;zwnj;اند تا شاه را سرنگون سازند و خود رهبری کشور را در دست گیرند. اما پس از کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، گویی نظر او تغییر کرده بود. پس از پیروزی انقلاب، در اول فروردین ۱۳۵۸، آقای حلبی با صدور بیانیه&amp;zwnj;ای خواستار شرکت در رفراندوم جمهوری اسلامی شد. سپس، انجمن حجتیه طی اصلاحیه&amp;zwnj;ای خواهان اضافه شدن اصل ولایت فقیه به پیش نویس قانون اساسی شد. در آذر ۱۳۵۸ اقای حلبی قانون اساسی مصوب جمهوری اسلامی را تأیید کرد. آیت الله خمینی در دوران پس از انقلاب، چندین بار به انجمن حجتیه به طور علنی تاخت. اعلام مواضع مکرر آنان درباره&amp;zwnj;ی باور به ولایت فقیه و تبعیت از آن سود نبخشید و انجمن حجیتیه رسماً در سال ۱۳۶۲ تعطیل شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فعالیت تشکیلاتی و گسترده&amp;zwnj;ی این گروه در سراسر ایران و اسلامی که تبلیغ می&amp;zwnj;کرد، مورد تأیید شاه بود. در نیمه&amp;zwnj;ی شعبان ۱۳۵۵ نمایشگاه کتابی درباره&amp;zwnj;ی امام زمان برگزار کرد که مورد بازدید و تأیید مکتوب مطهری، بهشتی، مهدی بازرگان، یحیی نوری، محمود عنایت و محیط طباطبایی قرار گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نحوه&amp;zwnj;ی مواجهه&amp;zwnj;ی شاه با بهائیان به گونه&amp;zwnj;ای متعارض بود. از یک سو به مخالفان جدی بهاییان فرصت فعالیت علیه آنان می&amp;zwnj;داد، و از سوی دیگر متهم بود که بهاییان را به سمت&amp;zwnj;های بالا منصوب کرده است. در تخریب مرکز بهاییان، روحانیت- خصوصاً آقای فلسفی- نقش فعال داشت. در مراسم تخریب مرکز بهاییان، سپهبد باتمانقلیج- رئیس ستاد ارتش- و فرماندار نظامی تهران شرکت داشتند که این امر بدون اجازه و دستور مستقیم شاه امکان پذیر نبود. پس از این واقعه، آیت الله محمد طباطبایی، در اردیبهشت ۱۳۳۴، طی تلگرافی این عمل را به آیت الله بروجردی و شاه تبریک گفته و ارتش ایران را &amp;quot;&lt;b&gt;ارتش اسلام&lt;/b&gt;&amp;quot; به شمار آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما از سوی دیگر، شاه از طرف نیروهای مذهبی- خصوصاً مذهبیون انقلابی- متهم بود که نخست وزیر بهایی- هویدا- و وزیرانی بهایی (اسدالله صنیعی وزیر جنگ، روحانی وزیر آب و برق، فرخ رو پارسا وزیر آموزش و پرورش) و مشاوری بهایی (دکتر عبدالکریم ایادی) در دربار دارد[۵۹]. شاه در پاسخ آیت الله شریعتمداری به بهابیی بودن ایادی، او را خدناباور قلمداد کرده بود، نه بهایی. توجه به یک نکته ضروری است. ما نه کسی را به بهایی بودن متهم می&amp;zwnj;سازیم، نه بهایی بودن را جرم و بدین ترتیب لازم به مجازات می&amp;zwnj;شماریم. بهاییان نیز همچون همه&amp;zwnj;ی افراد دارای حقوق شهروندی هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از تعطیل کردن تشکیلات عظیم و گسترده&amp;zwnj;ی انجمن حجتیه در سال ۱۳۶۲، آیت الله خمینی در جلسه&amp;zwnj;ای خصوصی آن کنش را بی فایده خواند ، برای این که انجمن خود را &amp;quot;&lt;b&gt;تعطیل&lt;/b&gt;&amp;quot; کرده بود، نه &amp;quot;&lt;b&gt;منحل&lt;/b&gt;&amp;quot;. در جنگ بر سر منابع کمیاب قدرت/ثروت/معرفت/منزلت در جمهوری اسلامی، همیشه موضوع انجمن حجتیه حاضر بوده است. در زمانی که آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای رئیس جمهور بود، از سوی مخالفان متهم می&amp;zwnj;شد که دفتر رئیس جمهور در اختیار حجتیه ای&amp;zwnj;ها قرار دارد. در اوائل دهه&amp;zwnj;ی هشتاد، برخی از اصلاح طلبان (چپ&amp;zwnj;های مذهبی سابق) نفوذ انجمن حجتیه در برخی از ارکان نظام را مطرح ساختند. وقتی محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ رئیس جمهور شد، آیت الله توسلی- از اعضای دفتر آیت الله خمینی- گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;شاه به انجمن حجتیه آزادی داده بود تا عده&amp;zwnj;ای به مسئله&amp;zwnj;ی حضرت بقیة الله (ع) مشغول شوند و در مقابل نهضت امام بایستند. &lt;b&gt;مسلماً افرادی با تفکر انجمن حجتیه در حال دخالت در امور هستند و در بعضی جاها نفوذ کرده اند&lt;/b&gt;&amp;quot;[۶۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مهرماه سال ۱۳۸۹ وزیر اطلاعات از خطر نفوذ انجمن حجتیه سخن گفت. در آبان ماه ۱۳۸۹، عماد افروغ - با اشاره به اطرافیان احمدی نژاد- از زنده شدن انجمن حجتیه یاد کرد. در آخرین مورد، سایت بنیاد تاریخ پژوهی که به سید حمید روحانی تعلق دارد، سخنان وی را به مناسبت دهه&amp;zwnj;ی فجر ۱۳۹۰ منتشر کرده که سراسر انتقاد و بدگویی از احمدی نژاد است که &amp;quot;با بست &amp;zwnj;نشينی در منزل و فتنه&amp;zwnj;آفرينی به مقام رهبری از پشت خنجر زدند...اين به اصطلاح خودی&amp;zwnj;ها هستند كه از روی خودپرستی&amp;zwnj;ها، جاه&amp;zwnj;طلبی&amp;zwnj;ها و پليدی&amp;zwnj;های روحی راه ظهور آن حضرت را سد كرده&amp;zwnj;اند...از اين سو دم از امام زمان می&amp;zwnj;&amp;zwnj;زنند و از آن سو به نايب امام از پشت خنجر می&amp;zwnj;&amp;zwnj;زنند، با دشمنان اسلام در پشت پرده به مذاكره می&amp;zwnj;&amp;zwnj;نشينند&amp;quot;. اما نکته&amp;zwnj;ی کلیدی مدعای او این است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;انجمن حجتيه كه اكنون در دفتر رياست جمهوری جاخوش كرده است&lt;/b&gt; با تز شيطانی &amp;quot;بايد فساد را گسترش داد تا امام زمان ظهور كند&amp;quot; اختلاس، رشوه و دستبرد به بيت&amp;zwnj;المال و فساد اخلاقی و اقتصادی را هرچه شديدتر گسترش می&amp;zwnj;&amp;zwnj;دهد و گرانی و تورم و هرج و مرج اقتصادی را دامن می&amp;zwnj;&amp;zwnj;زند تا نظام جمهوری اسلامی را به چالش بكشد و توده&amp;zwnj;ها را ضد اين نظام بشوراند تا زمينه برای ظهور امام زمانشان (امريكا ـ انگليس) فراهم شود&amp;quot;[۶۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه هرگز گمان نمی&amp;zwnj;کرد که امکان فعالیت دادن به انجمن حجتیه، چه پیامدهایی می&amp;zwnj;تواند داشته باشد. اما وقتی نهادی گشوده شد و بسط یافت، به مرور زمان، امکانات بالقوه&amp;zwnj;ی خود را به فعلیت خواهد رساند. انجمن حجتیه ، نهاد مهمی بود که جوان&amp;zwnj;های بسیاری را جذب خود کرد و آنها را با اسلام آشنا ساخت. اگر چه با سیاست کاری نداشت و &amp;quot;ضدیت با بهائیت&amp;quot; و &amp;quot;ظهور امام زمان&amp;quot;را وعده می&amp;zwnj;داد ، اما وقتی امام زمان نایبی زمینی یافت ، آیت الله خمینی مصداق آن شد. بررسی &amp;quot;&lt;b&gt;پیامدهای ناخواسته&amp;zwnj;ی عمل&lt;/b&gt;&amp;quot;، یکی از مهمترین وظایف جامعه شناسان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست و سوم- قلمرو عمومی و قلمرو خصوصی&lt;/b&gt;: سکولاریسم به معنای تفکیک نهاد دین از نهاد دولت &amp;quot;شرط لازم&amp;quot; نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر است. برخی اما مدعای ستبر و بلادلیل دیگری را مطرح ساخته و از آن دفاع می&amp;zwnj;کنند. مدعای آنان این است که دین به هیچ وجه نباید در قلمرو عمومی حضور داشته باشد و محدوده&amp;zwnj;ی آن، حوزه&amp;zwnj;ی خصوصی/شخصی است. به توضیح مبسوطی که در جای دیگری آورده ایم، این مدعا، &amp;quot;&lt;b&gt;ناممکن&lt;/b&gt;&amp;quot; و &amp;quot;&lt;b&gt;نامطلوب&lt;/b&gt;&amp;quot; است[۶۲]. دین مانند زیرشلواری (پیرجامه یا &lt;b&gt;لباس اندرونی&lt;/b&gt;) نیست که وقتی از خانه برون می&amp;zwnj;آئیم، آن را در آورده، بر جالباسی آویزان کرده، و با &lt;b&gt;لباس بیرونی&lt;/b&gt; وارد قلمرو عمومی می&amp;zwnj;شویم. دینداری یا ایمان، سراپای مومن را فرا می&amp;zwnj;گیرد، او هرجا که رود، دین و ایمانش همراه اوست. باورهای دینی از این جهت با دیگر اعتقادات آدمیان تفاوتی ندارند. مگر می&amp;zwnj;توان به فرد آته ایست یا ماتریالیست گفت که این اعتقادات متعلق به حوزه&amp;zwnj;ی خصوصی/شخصی- یعنی خانه- است؟ اما محل نزاع این بحث نظری نیست. محل نزاع این است که شاه چگونه فکر و عمل می&amp;zwnj;کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه او سلطانی مستبد و سکولار بود، اما از دین در قلمرو عمومی استفاده می&amp;zwnj;کرد. استفاده&amp;zwnj;ی شاه از اسلام و تشیع در قلمرو عمومی را اگر فقط و فقط به اعتقادات او تقلیل ندهیم، حداقل معلول دو علت بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;الف- استفاده&amp;zwnj;ی از دین در مقابل کمونیست&amp;zwnj;ها که مبلغ مارکسیسم بلشویکی در ایران بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم- برساختن نوعی روایت از اسلام که با اسلام ایدئولوژیک و انقلابی امثال آیت الله خمینی متفاوت بود. به تعبیر دیگر، &amp;quot;اسلام شاه&amp;quot;، رقیب &amp;quot;اسلام آیت الله خمینی&amp;quot; بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در بهمن ماه ۱۳۴۹ اعلام کرد که قصد دارد &amp;quot;&lt;b&gt;سپاه دین&lt;/b&gt;&amp;quot; درست کند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;...بعید نیست که در آینده ما یک &lt;b&gt;سپاه دین&lt;/b&gt; هم ایجاد کنیم تا اگر بین طلاب علوم دینی کسانی باید به خدمت نظام وظیفه بروند، این خدمت را انجام دهند...&amp;quot;[۶۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سپس به سراغ فقیهان همراه رفتند تا طرح شاه را تأیید کنند. روزنامه&amp;zwnj;ی اطلاعات در مطلبی تحت عنوان &amp;quot;روحانیان از تشکیل سپاه دین استقبال می&amp;zwnj;کنند&amp;quot;، آورده بود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;حضرت آیت الله حاج میرزا خلیل کمره&amp;zwnj;ای از روحانیون تراز اول تهران، امروز در پاسخ خبرنگار اطلاعات گفت: در چند سال پیش که مصادف با ماه مبارک رمضان بود و &lt;b&gt;قرآن آریامهر&lt;/b&gt; طبع و توزیع می&amp;zwnj;گردید در جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت تهران این بحث به میان آمد که بردن این قرآن به شهرها و روستاها و مراکز پرجمعیت با تشریفات خاصی صورت گیرد و طلاب علوم دینی قرآن&amp;zwnj;ها را به مناطق ببرند که طبعاً این کار با استقبال مأموران دولتی و مردم روبه رو می&amp;zwnj;گردید و این توجه افکار عمومی را به مسئله&amp;zwnj;ی مذهب به طور کامل جلب می&amp;zwnj;کرد، در آن موقع نظر جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت به این ترتیب بود که پس از بردن قرآن به هر منطقه ، در آنجا حوزه&amp;zwnj;ی تفهیم و خواندن قرآن تشکیل شود و فرد روحانی منطقه نیز عهده دار اجرای این امر شده و مسئول تحصیل و تکمیل فهم قرآن در آن منطقه به مردم باشد...این اقدامات نیکویی است که باید اجرا شود و بی تردید مردم از این طریق ارشاد شده و در رفاه به سر خواهند برد. آیت الله نوری گفت...این بسیار نیکوست که جوانان و طلاب علوم دینی موقعی که به سن خدمت وظیفه می&amp;zwnj;رسند به عنوان سپاه مذهبی برای تبلیغ مذهب و گسترش دین به اقصی نقاط مملکت بروند&amp;quot;[۶۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بند هفتم توضیح داده شد که وقتی شاه در ۲۴ مرداد ۱۳۵۰ فرمان تشکیل سپاه دین را صادر کرد، آیت الله خمینی در ۲۱ آبان ۱۳۵۰ بیانیه&amp;zwnj;ای تند علیه آن صادر کرد و این طرح را استعماری و با مقصود نابودی اسلام و روحانیت قلمداد کرد. اولین دوره&amp;zwnj;ی اجرای این طرح در آبان ۱۳۵۱ با اعزام ۲۹ تن دارای مدرک تحصیلی لیسانس آغاز شد. آیت الله خمینی مجددآ در پیام ۲۰ فروردین ۱۳۵۲ به این طرح شاه حمله کرد و نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ما در عصر حاضر با ضربات سنگین و روزافزون وارده&amp;zwnj;ی بر اسلام و نابسامانی&amp;zwnj;های ملت اسلام مواجه هستیم...آن روز که رضاخان با دستیاری اجانب روی کار آمد و مأموریت یافت که با سرنیزه احکام نورانی قرآن و آثار رسالت را محو و نابود سازد ولی از آنجا که دیدند با سرنیزه نمی&amp;zwnj;توان مردم را از اسلام دور ساخت &lt;b&gt;با&lt;/b&gt; &lt;b&gt;طرح استعماری جدید به اسم سپاه دین و غیره می&amp;zwnj;خواهند به مقاصد پلید خود دست یابند و مساجد و تکایا را تحت نظارت سازمان ضد اسلامی اوقاف قرار داده اند&lt;/b&gt;&amp;quot;[۶۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا آیت الله خمینی به نوعی با دولتی شدن دین/اسلام/تشیع مخالفت می&amp;zwnj;ورزد. اما پس از انقلاب او و جانشینش، دین را کاملاً دولتی ساختند. اکثر روحانیون را هم به &amp;quot;&lt;b&gt;آخوندهای درباری&lt;/b&gt;&amp;quot; تبدیل کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه مجموعه طرح&amp;zwnj;های زیادی داشت که همه&amp;zwnj;ی آنها متعلق به اسلام و تشیع در قلمرو عمومی بود. به دنبال تأسیس &amp;quot;&lt;b&gt;دانشگاه اسلامی&lt;/b&gt;&amp;quot; بود که با مخالفت شدید آیت الله خمینی مواجه شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش نخست:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2012/02/03/10716&quot;&gt;مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (&lt;span&gt;۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پاورقی ها:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳۷- مسعود کوهستانی نژاد، &lt;b&gt;&lt;i&gt;چالشها و تعاملات ایران و عراق در نیمه&amp;zwnj;ی نخست سده&amp;zwnj;ی بیستم&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، وزارت امور خارجه، ص ۱۷۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳۸- محمد رازی، کتاب &lt;b&gt;&lt;i&gt;آثار الحجه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، چاپ قم ، شعبان ۱۳۷۳ قمری، ۶۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳۹- &lt;b&gt;&lt;i&gt;یادداشت&amp;zwnj;های علم &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد چهارم ، ویرایش از علی نقی عالیخانی ، انتشارات آیبکس مریلند، سال ۲۰۰۰، ص ۲۹۸.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۰&lt;/span&gt;- National Archives. American Legation Despatch &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۰۵&lt;/span&gt;, July &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۱&lt;/span&gt;, &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۹۳۵&lt;/span&gt;. As quoted in Wilber, Reza Shah, p. &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۶۶&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۱- مهدیقلی هدایت مخبرالسلطنه ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;خاطرات و خطرات&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، رنگین، ۱۳۲۹، ص ۵۲۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۲- مجله&amp;zwnj;ی تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره&amp;zwnj;ی ۶ ، ص ۲۱۶- ۲۱۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۳- مرتضی جعفری و...، &lt;b&gt;&lt;i&gt;واقعه&amp;zwnj;ی کشف حجاب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۴۲۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۴- احمد کسروی&lt;b&gt;&lt;i&gt;، دادگاه &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، تهران، چاپ چهارم ۱۳۵۷ ، ص ۵۵- ۵۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۵- آیین اسلام، سال ۴ ، شماره&amp;zwnj;ی ۱۰، ص ۱۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۶- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک ، جلد ۴ ، ص ۴۱۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۷- هوشنگ نهاوندی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها ، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ترجمه&amp;zwnj;ی بهروز صور اسرافیل و مریم سیحون ، شرکت کتاب ، ص ۱۱۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۸- هوشنگ نهاوندی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها ، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۱۲۷- ۱۲۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۹- هوشنگ نهاوندی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها ، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۱۳۱- ۱۲۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۰- هوشنگ نهاوندی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها ، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۶۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۱- روح الله خمینی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;صحیفه&amp;zwnj;ی امام&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، جلد ۱۴ ، ص ۵۲۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۲- &lt;b&gt;&lt;i&gt;حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد به روایت اسناد ساواک&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، مرکز بررسی اسناد تاریخی، تهران ۱۳۸۳ ، صص ۳۴۹- ۳۴۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۳- &lt;b&gt;&lt;i&gt;حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد به روایت اسناد ساواک&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۳۵۷- ۳۵۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۴- &lt;b&gt;&lt;i&gt;حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد به روایت اسناد ساواک&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۳۵۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۵- سید حمید روحانی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;نهضت امام خمینی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد سوم، موسسه&amp;zwnj;ی چاپ و نشر عروج، ص ۹۷۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۶- سید حمید روحانی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;نهضت امام خمینی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد سوم، ص ۹۷۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۷- سید حمید روحانی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;نهضت امام خمینی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد سوم، ص ۹۸۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۸- سید حمید روحانی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;نهضت امام خمینی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد سوم، ص ۹۸۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۹- درباره&amp;zwnj;ی فرخ رو پارسا، به کتاب زیر رجوع شود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;زنان دربار به روایت اسناد ساواک ، فرخ رو پارسای&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، مرکز اسناد تاریخی وزارت اطلاعات ، زمستان ۱۳۸۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۰- مصاحبه&amp;zwnj;ی با ایسنا، مندرج در سایت بازتات، ۷/۵/۱۳۸۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۱- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://www.entekhab.ir/fa/news/52244&quot;&gt;&lt;span&gt;لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۲- در این خصوص در سخنرانی &amp;quot;&lt;b&gt;اسلام ، سکولاریزاسیون و دموکراتیزاسیون&lt;/b&gt;&amp;quot; (۲۰۰۷ دانشگاه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;UCL&lt;/span&gt; لس آنجلس) سخن گفته ام. این سخنرانی مجدداً در دانشگاه شیکاگو و تورنتو تکرار گریدد و سپس متن انگلیسی آن در کتاب زیر انتشار یافت:&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;b&gt;&lt;i&gt;Civil Society and Democracy in Iran&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; , edited by Ramin Gahanbegloo, Lexington Books, &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۰۱۲&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۳- روزنامه&amp;zwnj;ی اطلاعات ، ۵/۱۱/ ۱۳۴۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۴- روزنامه&amp;zwnj;ی اطلاعات، ۷/۱۱/۱۳۴۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۵- روح الله خمینی، صحیفه&amp;zwnj;ی امام ، جلد ، ص&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عکس&amp;zwnj;ها:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاجی محمدرضا شاه &amp;ndash; شاه در مکه&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/17/11158#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9385">تشیع</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9387">رضا شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9386">محمدرضا شاه</category>
 <pubDate>Fri, 17 Feb 2012 00:20:19 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">11158 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (۱)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/03/10716</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/03/10716&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;275&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shah-namaz.jpg?1328896172&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر گنجی &amp;minus; شاه هرچه که بود، اسلام ستیز نبود. او خود را فردی به شدت متدین قلمداد می&amp;zwnj;کرد. اما تدین به معنایی که خود می&amp;zwnj;فهمید و قبول داشت. او یک &amp;quot;سلطان خودکامه&amp;zwnj;ی سکولار&amp;quot; بود، یعنی مطابق میل خودسرانه&amp;zwnj;اش حکومت می&amp;zwnj;کرد. رضاشاه و محمد رضاشاه پهلوی، سلاطین مسلمان سکولار دیکتاتور بودند، آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای، سلاطین مسلمان مدعی حکومت دینی بودند. &amp;quot;سلطانیسم&amp;quot; هر چهار تن، نشان دهنده&amp;zwnj;ی این بود و هست که استبداد ۹۳ سال اخیر ایران، ریشه&amp;zwnj;های بس عمیقی داشته که به راحتی نمی&amp;zwnj;تواند به یک عامل فروکاسته شود.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;طرح مسئله&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;افراد و گروه&amp;zwnj;های زیادی به دنبال اسلام ستیز قلمداد کردن رضا شاه و محمد رضا شاه پهلوی بوده و هستند. تبلیغ این مدعا در دوران قبل از انقلاب توسط روحانیت ضد شاه قابل فهم (نه قابل توجیه) است، اما تبلیغ این مدعا توسط برخی افراد و گروه&amp;zwnj;ها در شرایط کنونی نه قابل فهم است و نه قابل توجیه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته اگر قصد این باشد که اسلام و تشیع به عنوان &lt;b&gt;علت العلل مسائل و مشکلات&lt;/b&gt; ایران قلمداد شود، یا همه&amp;zwnj;ی مسائل و مشکلات به اسلام و تشیع فروکاسته شوند، این رویکرد تبلیغاتی قابل فهم می&amp;zwnj;شود. اما شاه واقعاً چنان نبود. مهم&amp;zwnj;تر از این، چهره&amp;zwnj;ای که شاه - خصوصاً در آخرین کتابش قبل از مرگ، &amp;quot; &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&amp;quot;&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; - از خود به تصویر می&amp;zwnj;کشد، نه تنها چهره&amp;zwnj;ی یک پاسدار اسلام و تشیع است، بلکه مدعی ارتباط ویژه&amp;zwnj;ای با ائمه شیعیان می&amp;zwnj;شود که حتی مرجع تقلید مسلم و مدرس عرفان - آیت الله خمینی - هیچ&amp;zwnj;گاه چنان مدعیاتی مطرح نساخته بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مقاله نه تنها مدعای اسلام ستیزی شاه را رد می&amp;zwnj;کند، بلکه شاه را اسلام گرا به شمار می&amp;zwnj;آورد. البته اسلام و تشیع شاه، اسلام بنیادگرایانه یا ایدئولوژیک نبود. در &lt;b&gt;بخش اول&lt;/b&gt; نوشتار ناظر به اسلام و تشیع شاه، به روایت شاه است. پرسش یا مسئله این است: شاه چه تصویری از اسلام و تشیع و مسلمانی خود و پدرش ارائه می&amp;zwnj;کرد؟ او چه روایتی از اسلام&amp;zwnj;های رقیب می&amp;zwnj;ساخت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش دوم&lt;/b&gt; ناظر به رفتار شاه - به اقتفای او فرح - در این زمینه و پیامدهای آن است. آن چه آنان کردند، آماده ساختن زمینه&amp;zwnj;ها و بسترهای انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یکم - حافظ تشیع و مجری تعالیم عالیه&amp;zwnj;ی اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه به آغاز سلطنت خود بازگشته و از سوگندی که یاد کرده و عمل به این سوگند در تمام مدت پادشاهی اش سخن گفته است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;هنگامی که پس از استعفای پدرم به سلطنت رسیدم، من نسبت به حفظ و صیانت قانون اساسی و مذهب شیعه&amp;zwnj;ی اثنی عشری سوگند یاد کردم و از آن پس همواره در ایفای تعهد خود کوشیدم و انحرافی از اجرای تعالیم عالیه&amp;zwnj;ی اسلام مبنی بر عدالت و صداقت و رأفت نداشتم و همیشه خداوند متعال را حافظ و راهنمای خود دانستم&amp;quot;[۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حفاظت و صیانت از تشیع و اجرای تعالیم عالیه&amp;zwnj;ی اسلام، در تمام مدت تحت حفاظت و راهنمایی خداوند متعال قرار داشت. شاه می&amp;zwnj;افزاید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;آیا لازم است یادآور شوم که طبق قانون اساسی ایران، پادشاه حافظ و نگاهبان مذهب شیعه&amp;zwnj;ی اثنی عشری است و من همواره در این زمینه کوشا و به سوگند خود سخت پایبند بوده ام...من هرگز از انجام تعهد و سوگند خود در حفظ و صیانت مذهب شیعه&amp;zwnj;ی اثنی عشری و دفاع از آن در مقابل حملت مادی گرایان، باز ننشستم&amp;quot;[۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دوم - پدر معتقد به اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه از پدر خود - رضاشاه - نیز چهره&amp;zwnj;ای &amp;quot;عمیقاً خداشناس&amp;quot; و &amp;quot;معتقد به اصول دیانت&amp;quot; اسلام به تصویر می&amp;zwnj;کشد. مدعی است در زمان رضا شاه، هیچ لطمه&amp;zwnj;ای در ساختار سیاسی به &amp;quot;مقام والای جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت&amp;quot; وارد نیامد. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;پدرم با روحانیون قشری و مرتجع مخالف بود، نه با روحانیت. وی &lt;b&gt;عمیقاً خداشناس&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;معتقد به اصول دیانت&lt;/b&gt; بود، &lt;b&gt;چنان که من هستم&lt;/b&gt;. در زمان او به اعتبار و نفوذ معنوی و اخلاقی جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت و مقام والای آن در نظام مملکتی لطمه&amp;zwnj;ای وارد نیامد...رضاشاه با روشن بینی و اعتقادات مذهبی که داشت می&amp;zwnj;دانست که نقش یک رهبر تنها سازندگی مادی نیست و جامعه بدون ایمان و اخلاق پایدار نمی&amp;zwnj;ماند&amp;quot;[۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سوم - ارادت رضاشاه به امام رضا&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه می&amp;zwnj;گوید که پدرش &amp;quot;احترام و اعتقاد خاص&amp;quot;&amp;zwnj;ی به امام رضا داشت. به همین دلیل:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;رضاشاه، اسم کوچک همه&amp;zwnj;ی پسران خود را با ترکیبی از نام رضا، امام هشتم شیعیان که مورد احترام و اعتقاد خاص وی بود، انتخاب کرد. او غالباً به زیارت مرقد این &lt;b&gt;امام جلیل&lt;/b&gt; می&amp;zwnj;رفت و در مرمت و تزیین بارگاهش کوشش&amp;zwnj;های بسیار کرد و آن را از حال ویرانی نجات داد&amp;quot;[۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهارم - دفاع رضاشاه از اسلام در برابر مادی گری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد رضا به نوعی دفاع پدرش از اسلام را به مبارزه&amp;zwnj;ی با مادی گرایی نیز ارتباط می&amp;zwnj;دهد. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;پدرم نیز عقیده داشت که باید از مذهب در مقابل هجوم مادی گرایی و افکار کسانی که می&amp;zwnj;خواهند &amp;quot;مساجد را با خاک یکسان کنند&amp;quot; دفاع کنند. اما نه به قیمت بازگشت به قرون گذشته و قبول ادعای&amp;zwnj;های ارتجاعی معدودی از روحانیون که با ترقی و پیشرفت اجتماعی و فرهنگی به هر صورت مخالف بودند&amp;quot;[۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پنجم - رضاشاه سرمشق مذهبی بودن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد رضا شاه مدعی است که پدرش سرمشق او در باورهای دینی و عبادات بوده است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;به پیروی از سرمشق و نمونه&amp;zwnj;ی پدرم بود که من از نوجوانی به اهمیت و تأثیر اعتقادات مذهبی و راز و نیاز با خداوند، البته تنها به صورت جملات تکراری و اجباری ، پی بردم&amp;quot;[۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضاشاه میان تجدد و اسلام تعارضی نمی&amp;zwnj;دید. به عنوان نمونه در زمستان ۱۳۱۵، در مراسم عید غدیر در کاخ گلستان، خطاب به زمامداران کشور گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;خیلی&amp;zwnj;ها در اشتباه هستند و تصور می&amp;zwnj;کنند معنی تجدد و اخذ تمدن امروزی دنیا این است که اصول دیانت و شرایع را رعایت ننمایند و یا کسب تجدد و تمدن مغایرتی با دین و مذهب دارد و حال آن که اگر &lt;b&gt;مقنن بزرگ اسلام&lt;/b&gt; در حال حاضر در مقابل این ترقیات عالم وجود داشت &lt;b&gt;موافق بودن اصول شرایع حقه&amp;zwnj;ی خود را با وضعیت و تشکیلات تمدن امروز نشان می&amp;zwnj;داد&lt;/b&gt;؛ متأسفانه آن افکار روشن و بزرگ به مرور زمان وسیله&amp;zwnj;ی سوء استفاده&amp;zwnj;ی اشخاص قرار گرفت و بالنتیجه کشور را به قهقرا کشانیدند و در سیزده قرن که هر قرن می&amp;zwnj;بایستی کشور تکان بزرگی برای ترقی و تکامل به خود بدهد ساکت و عقب ماند و ما اکنون در برابر نواقص گذشته قرار گرفته و باید این خمود گذشته را جبران نماییم&amp;quot;[۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ششم - معجزات و رویاهای شاه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدعای شاه محدود به مسلمانی و دفاع از تشیع نیست، او خود را مورد توجه ویژه&amp;zwnj;ی ائمه&amp;zwnj;ی شیعیان قلمداد می&amp;zwnj;کند. این عنایت ویژه، از دوران کودکی نصیب او شده است. به موارد زیر بنگرید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۶&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - دیدار با امام علی و نجات یافتن توسط او&lt;/b&gt; : &amp;quot;اندکی بعد از تاج گذاری پدرم، من مبتلا به حصبه شدم و در اوج بیماری بود که شبی علی بن ابی طالب را به خواب دیدم، با وجود خردسالی می&amp;zwnj;دانستم که علی، در دست راست خود شمشیر دو دم معروفش ذوالفقار را داشت و در دست چپش جامی محتوی یک مایع که به من داد تا بنوشم و من چنین کردم. فردای آن شب تب من فرو نشست و حالم رو به بهبود رفت&amp;quot;[۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۶&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - نجات از مرگ توسط حضرت عباس &lt;/b&gt;: &amp;quot;اندکی بعد، در تابستان هنگامی که به زیارت مرقد امامزاده داود می&amp;zwnj;رفتیم، از اسب به زیر افتادم و بیهوش شدم. همراهان تصور کردند مرده ام. ولی حتی خراشی برنداشتم. در حال سقوط از اسب بود که شمایل حضرت عباس بن علی را مشاهده کردم که دستم را گرفته حفاظتم می&amp;zwnj;کند&amp;quot;[۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۶&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - دیدار با امام زمان &lt;/b&gt;: &amp;quot;به این دو واقعه، اتفاق دیگری را باید افزود. چندی بعد در کاخ تابستانی تصویر امام دوازدهم، امام غایب را دیدم. این قبیل رویاها و اندیشه&amp;zwnj;های اسرارآمیز، طبیعتاً برای کسانی که از اعتقادات مذهبی عمیقی برخوردار نباشند، قابل تصور و فهم نیست&amp;quot;[۱۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه پس از ذکر این موارد، تأکید می&amp;zwnj;کند که این نوع امور رازآلود و اسرارآمیز، برای آنان که فاقد اعتقادات عمیق مذهبی هستند، قابل تصور و فهم نیست. بدین ترتیب، راه هرگونه انکاری پیشاپیش بسته خواهد شد. تکلیف بی دینان و ملحدان بدون بحث روشن است، برای این که آنان اساساً به این گونه امور باور ندارند. اما آدم&amp;zwnj;های مذهبی منکر، به دلیل عمیق نبودن اعتقاداتشان، نه فهمی از این امور دارند و نه می&amp;zwnj;توانند چینین تجربه&amp;zwnj;هایی داشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۴&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۶&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - نجات از سانحه&amp;zwnj;ی هوایی &lt;/b&gt;: &amp;quot;اقلاً در چهار مورد تفضلات خاص الهی شامل حال من شد و &lt;b&gt;ایمان عمیق مذهبی مرا&lt;/b&gt; یاری داد. نجات خود از یک سانحه&amp;zwnj;ی هوایی به هنگام پرواز در حول و حوش اصفهان و بازدید از فعالیتهای احداث تونل کوهرنگ که هواپیمایم در یک ناحیه&amp;zwnj;ی خطرناک دامنه&amp;zwnj;ی کوهستان سقوط کرد اما آسیبی به من نرسید و نیز زنده ماندنم را...فقط مرهون رحمت خداوندی می&amp;zwnj;دانم و بس&amp;quot;[۱۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۵&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۵&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - نجات معجزه آسا از ترور:&lt;/b&gt; در بعدازظهر ۱۵ بهمن ۱۳۲۷، در مراسم جشن سال روز دانشگاه تهران، ناصر فخرآرایی، &amp;quot;چند گلوله به سوی من شلیک کرد که چهارتای آن به من اصابت کرد و خراش&amp;zwnj;هایی در ناحیه&amp;zwnj;ی گردن و صورت وارد آورد...شکست معجزه آسای این سوء قصد و نجات من، مرا در &lt;b&gt;ایمان به این که از تفضلات و عنایات خاص خداوندی برخوردار هستم&lt;/b&gt;، استوارتر کرد&amp;quot;[۱۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هفتم - انقلاب سفید براساس تعالیم اسلامی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه نه تنها خود را حافظ دائمی اعتبار و حیثیت اسلام معرفی می&amp;zwnj;کند، بلکه مدعی است که انقلاب سفید براساس تعالیم اسلامی مبنتی بوده است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;علاوه&amp;zwnj;ی بر اعتقاد شخصی، در مقام رئیس مملکت من همواره به ضرورت حفظ و صیانت و حیثیت و اعتبار آن کوشا بوده ام. تمدنی که بر پایه&amp;zwnj;ی خدانشناسی و عدم رعایت اصول اخلاقی و معنوی استوار باشد، فاقد اصالت و رسالت است. &lt;b&gt;انقلاب سفید ما نیز کاملاً براساس تعالیم اسلامی مبتنی بود&lt;/b&gt; که مورد احترام هر خانواده&amp;zwnj;ی ایرانی است&amp;quot;[۱۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در ۲۴ مرداد ۱۳۵۰ فرمان تأسیس &amp;quot;&lt;b&gt;سپاه دین&lt;/b&gt;&amp;quot; را صادر کرد. شاید این حرکت یکی از شواهد او در تأیید مدعایش باشد که &amp;quot;انقلاب سفید براساس تعالیم اسلامی مبتنی بود&amp;quot;. شاه در فرمان خود نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نظر به این که بزرگداشت &lt;b&gt;شعائر دین مقدس اسلام&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;ترویج احکام دین&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;حفظ معنویت جامعه&lt;/b&gt; پیوسته مورد توجه خاص ما بوده است و معتقدیم که جامعه&amp;zwnj;ی ایرانی باید در زمینه&amp;zwnj;های مادی و معنوی هماهنگ پیشرفت کند، به موجب این فرمان مقرر می&amp;zwnj;داریم &lt;b&gt;سپاه دین&lt;/b&gt; از مشمولان خدمت وظیفه&amp;zwnj;ی عمومی که در رشته&amp;zwnj;های دینی و علوم و معارف اسلامی تحصیل کرده&amp;zwnj;اند تشکیل شود و به اجرای وظایف خود بپردازد. مسئوولیت اجرای این فرمان و اداره&amp;zwnj;ی سپاه دین به عهده&amp;zwnj;ی سازمان اوقاف خواهد بود&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خمینی در ۲۱ آبان ۱۳۵۰ این عمل شاه را هم طی بیانیه&amp;zwnj;ای ، توطئه&amp;zwnj;ای استعماری قلمداد کرد و نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نغمه&amp;zwnj;ی &amp;quot;سپاه دین&amp;quot; در شرایطی ساز می&amp;zwnj;شود که دستگاه جبار هر روز ضربه&amp;zwnj;های پیگیری به پیکره&amp;zwnj;ی اسلام وارد می&amp;zwnj;کند، و دست جنایتکار اسرائیل را در تمام شئون اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران بازگذاشته است . بسیاری از علمای اعلام، خطبای عظام، محصلین علوم اسلامی و ملت شریف ایران در زندان، تبعید و تحت شکنجه به سر می&amp;zwnj;برند، و جوانان غیور وطنخواه، اعدام و تیرباران می&amp;zwnj;شوند و یا مقدمات محاکمه و اعدام آنها فراهم می&amp;zwnj;شود...اینجانب به ملت محترم ایران اعلام خطر می&amp;zwnj;کنم که اگر خدای نخواسته، ایادی اجانب و دشمنان اسلام در این مقصد شوم و کمرشکن توفیق پیدا کنند، اولا علمای اعلام و وعاظ و مروجین اسلام را کنار زده، و ثانیا اسلام و احکام آسمانی آن را محو و نابود می&amp;zwnj;نمایند. خطر این سپاه نامیمون که باید در خدمت استعمار، جمیع حقایق اسلام را به نفع آنها توجیه و تاویل کند، بزرگترین خطری است که مسلمین و در راس آنها علمای اعلام با آن مواجه شده&amp;zwnj;اند. آنها در تجربه&amp;zwnj;های طولانی خود فهمیدند که علمای معظم اسلام و وعاظ محترم با مجاهدات پیگیر خود ملتها را به نفع اسلام و قرآن سوق داده هیچ گاه با تهدید و تطمیع به نفع دستگاه جبار و اجانب چپاولگر قدمی برنداشته اند، و با کمال قدرت پستهای خود را حفظ کرده و مساجد و مجامع را در خدمت قرآن کریم و اسلام عزیز در دست دارند، و اگر چند نفر معمم بی حیثیت و از خدا بی خبر به نفع دستگاه جبار قدمی بردار، مطرود جامعه&amp;zwnj;ی علمیه و جوامع اسلامی است . لهذا این نقشه&amp;zwnj;ی خطرناک را کشیده&amp;zwnj;اند تا به خیال باطل خود دست علمای اعلام و مبلغین را کوتاه کرده و اسلام را به وسیله&amp;zwnj;ی عمال خود بازیچه قرار دهند و اساس دیانت را برچینند تا به مقصد خود که قبضه کردن تمام ذخایر کشور است برسند، و ملت مسلم را عقب مانده و استعمارزده نگه دارند...اینک بر مسلمین غیور و خصوص نسل جوان روشنفکر است که با کمال جدیت از این نغمه ناموزون خانمانسوز اظهار تنفر کنند، و مساجد و محافل دینی را هرچه بیشتر گرم کنند، و علاقه&amp;zwnj;ی خود را به اسلام و علمای اعلام و وعاظ و خطبای محترم بیش از پیش ابراز نمایند، و با این اظهار علاقه مشتی محکم به دهان عمال استعمار بکوبند...برکافه&amp;zwnj;ی علمای اعلام وعاظ محترم است که اگر گلایه&amp;zwnj;هایی از هم دارند، نادیده گرفته و خود را مجهز نموده صفوف خود را فشرده تر کرده و د صف واحد در این امر حیاتی چاره جویی کنند. و بر آنان و سایر دانشمندان و علاقه مندان به اسلام و استقلال کشور است که ملت مسلمان، خصوصا ساکنین قرا و قصبات را از این فکر شیطانی که با نام فریبنده&amp;zwnj;ی &amp;quot;سپاه دین&amp;quot; می&amp;zwnj;خواهند دین و استقلال کشور را پایمال کنند، آگاه سازند و با هر وسیله ممکن مفاسد این نغمه شوم را به مردم برسانند&amp;quot;[۱۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هشتم - به عظمت رساندن مرقد امام رضا&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عظمت یافتن حرم امام رضا و جهانی شدن آن در دوران محمد رضا شاه صورت گرفته است. شاه می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در زمان سلطنت من، آستان قدس رضوی و مرقد حضرت رضا به اوج عظمت و اعتلا رسید و در شمار مهمترین بنیادهای مذهبی جهان اسلام قرار گرفت. نوسازی آستان قدس رضوی مرهون نذور و وجوهی بود که شیعیان، از جمله خود من، به این بنیاد تقدیم می&amp;zwnj;داشتند&amp;quot;[۱۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نهم - مخالف صریح اصول مقدس اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از وظایف شورای نگهبان، تشخیص مخالفت قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی با اصول مقدس اسلام است. فقیهان خود را مکلف به اجرای &amp;quot;اصول مقدس اسلام&amp;quot; می&amp;zwnj;دانند و اساساً هدف جمهوری اسلامی را همین قلمداد می&amp;zwnj;کنند. اما شاه قبل از این که چنین نهادی به وجود بیاید می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;آنچه امروز در ایران انجام می&amp;zwnj;شود &lt;b&gt;صریحاً مخالف اصول مقدس اسلام است&lt;/b&gt;...آرزومندم که این اشخاص هر چه زودتر متوجه خطاهای خود بشوند و به راه راست بازگردند و دریابند که &lt;b&gt;انقلاب امروز ایران در راه خدا و قرآن نیست&lt;/b&gt;، بلکه در خدمت بدکاران و بداندیشان است. آنها به روشنی می&amp;zwnj;بینند که اکنون همه&amp;zwnj;ی آشوبگران حرفه&amp;zwnj;ای مخالفین دیانت و اسلام به اردوی آنان پیوسته اند&amp;quot;[۱۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دهم - حمایت روحانیت حقیقی از شاه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه مدعی است که روحانیت همیشه پشتیبان حکومت او بوده است. فقط تعداد اندکی روحانی دسته دوم مخالف او بوده&amp;zwnj;اند. به عنوان نمونه می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;هنگامی که در بهار ۱۳۵۷ برای زیارت مرقد امام هشتم شیعیان به مشهد رفتم، جمعی کثیر از روحانیون وفاداری و پشتیبانی خود را نسبت به من ابراز داشتند و در این شهر مقدس با استقبالی عظیم روبرو شدم&amp;quot;[۱۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یازدهم - روحانیت حاکم، روحانیت درجه دوم است&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه روحانیتی که پس از انقلاب زمامداری سیاسی را در دست گرفت، روحانیت درجه دوم و فاجعه آفرین به شمار می&amp;zwnj;آورد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;میان رهبران جامعه&amp;zwnj;ی تشیع، اتحاد نظر وجود ندارد. کسانی که به نام جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت بر ایران حکم می&amp;zwnj;رانند، اقلیتی کوچکتر از روحانیون متعصب و درجه دوم بیش نیستند که به کلی از آرمانها و تعالیم مقدس اسلام به دورند...ارعاب و وحشت و تفتیش عقاید و آرأ مانع آن شد که مراجع روحانی علناً در مورد فجایعی که به نام اسلام صورت می&amp;zwnj;گیرد اظهار نظر و قضاوت کنند&amp;quot;[۱۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دوازدهم - دل نگران اصول و تعالیم دین مقدس اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته&amp;zwnj;ی شاه، اعمال آیت الله خمینی زیان آور و مخالف صریح اصول و تعالیم دین مقدس اسلام است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ورشکستگی کامل و خونین &amp;quot;آن شخص&amp;quot; ممکن است برای دین اسلام به طور کلی، به خصوص مذهب شیعه زیانها و مخاطرات بسیار در پی داشته باشد. ویرانی یک کشور توانای اسلامی که ضامن صلح و امنیت خاورمیانه بود، چگونه می&amp;zwnj;تواند برای دنیای اسلام زیان آور نباشد؟ افکار مالیخولیایی دیکتاتوری خمینی که به یاری تنی چند از همدستانش اکنون بر ایران حکومت می&amp;zwnj;کنند &lt;b&gt;کاملاً و صریحاً مخالف اصول و تعالیم دین مقدس اسلام است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۱۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سیزدهم - مارکسیستهای اسلامی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در اواخر دهه&amp;zwnj;ی چهل و پنجاه عنوان &amp;quot;مارکسیستهای اسلامی&amp;quot; را برای مخالفان خود - خصوصاً گروه&amp;zwnj;های چریکی - برگزیده بود. در اینجا آغاز آنها را به حرکت اعتراضی خرداد ۱۳۴۲ باز گردانده و می&amp;zwnj;گوید که این برساخته&amp;zwnj;ی التقاطی طی ده سال بعدی درست شد ، رشد کرد و در نهایت با انقلاب ۵۷ بر کشور مسلط شد. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در ده سال متعاقب این حوادث بود که &amp;quot;مارکسیسم اسلامی&amp;quot; در ایران پدیدار شد. برای هر مسلمان معتقد این ترکیب غیر قابل تصور است زیرا مارکسیسم مکتبی است مبتنی بر مادی گرایی مطلق و نفی و انکار وجود پروردگار و دین را &amp;quot;افیون و مخدر ملتها&amp;quot; می&amp;zwnj;خواند. خوشبختانه در میان روحانیون فقط آشوبگران و متفکران مالخولیایی یافت نمی&amp;zwnj;شود، بسیارند آنهایی که جداً و صمیمانه به &lt;b&gt;رسالت معنوی و روحانی و اخلاقی خود در اعتلای انسان&amp;zwnj;ها &lt;/b&gt;، عمل می&amp;zwnj;کنند. اما این گروه نتوانستند مانع فعالیت مارکسیستهای اسلامی بشوند که تصور می&amp;zwnj;کنند می&amp;zwnj;توان میان کمونیسم و اسلام تلفیق و تألیفی به عمل آورد...چگونه می&amp;zwnj;توان بر اندیشه&amp;zwnj;های مالیخولیایی و عوام فریبانه&amp;zwnj;ی کسانی که می&amp;zwnj;خواهند کمونیسم را با اسلام تلفیق کنند و &lt;b&gt;سخنان پیامبر خدا&lt;/b&gt; را هم تراز نوشته&amp;zwnj;های ضد دیانت قرار می&amp;zwnj;دهند، صحه نهاد&amp;quot;[۲۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این که سازمان مجاهدین خلق ایدئولوژی ای برساخته بود که در همدلانه&amp;zwnj;ترین شکل می&amp;zwnj;توان آن را &amp;quot;خوانش مارکسیستی اسلام&amp;quot; نام نهاد، شک و تردیدی وجود ندارد. آن زمینه&amp;zwnj;ها در نهایت به تغییر ایدئولوژی سازمان و ترور جمعی از همرزمان مسلمان سازمان منتهی شد. گفتمان چپ، گفتمان مسلط بود و نواندیشان دینی آن دوره - عموما - تفسیر/روایت&amp;zwnj;هایی چپ از اسلام عرضه می&amp;zwnj;داشتند. اما دو خطا در سخن شاه وجود ندارد، نه همه&amp;zwnj;ی مخالفان او را می&amp;zwnj;توان &amp;quot;مارکسیستهای اسلامی&amp;quot; قلمداد کرد، نه آیت الله خمینی و طرفدارانش کمترین نظر مثبتی به کمونیسم داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه باز در این مورد می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;برای من که عمیقاً خداپرست و متدین هستم، حتی تصور تلفیق میان معنویت مذهبی و مادی گرایی مطلق مارکسیسم میسر نیست. مارکسیسم اسلامی چیزی نیست جز جمع اضداد. مگر نه این است که لنین و پیش از او مارکس کذهب را افیون توده&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواندند...چه طور می&amp;zwnj;توان قبول کرد که انقلابی هم از مرام اشتراکی الهام بگیرد و هم از دیانت مقدس اسلام که مادی گری را به هر شکل و هر نوع و هر صورت محکوم می&amp;zwnj;کند؟ چطور می&amp;zwnj;توان آیات مقدس قرآن و سخنان پیامبر اسلام را با نوشته&amp;zwnj;های متفکرینی که هدفشان مبارزه&amp;zwnj;ی با دین و اشاعه&amp;zwnj;ی مادی گری بوده است در یک سطح قرار داد&amp;quot;[۲۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهاردهم - اسلام ضامن رعایت حقوق زنان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلام قرن&amp;zwnj;ها پیش از کشورهای پیشرفته حقوق زنان را به رسمیت شناخت و حقوق زیادی برای زنان قائل شد. اجباری کردن چادر نیز عملی نارواست، باید زنان در پوشش آزاد باشند و اگر زنانی مایل به چادر بر سر نهادن بودند، آزاد باشند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اسلام و قرآن، برخلاف آنچه غاصبان کنونی حکومت و قدرت در ایران تصور و عمل می&amp;zwnj;کنند، مخالف احترام و رعایت حقوق زنان نیست. حقوق زن در اسلام، به مراتب بیش از آن است که غالباً تصور می&amp;zwnj;شود. از جمله&amp;zwnj;ی این حقوق مسلم، یکی استقلال کامل مالی و حق اداره&amp;zwnj;ی ثروت و دارایی شخصی است که تا این اواخر در بسیاری از ممالک مترقی اروپایی به طور کامل وجود نداشت. ما با الهام از فرهنگ و تمدن کهن ایرانی که برای زنان مقامی والا قائل شده و با الهام از فلسفه و معنویت اسلام، عقیده داشتیم که باید در جامعه&amp;zwnj;ی نوین ایران برای زنان ایرانی سهم و مقامی فراخور تعداد و امکانات آنان به وجود آورد، و به این راه رفتیم...دین مقدس اسلام نیز مخالفتی با حقوق سیاسی و اجتماعی ندارد...اکنون بار دیگر چادر در ایران عملاً اجباری به خواهران و مادران ما تحمیل شده...اگر بعضی از زنان، خود آزادانه بخواهند چادر به سر کننند، امری طبیعی است و من هرگز مخالف آن نبوده&amp;zwnj;ام&amp;quot;[۲۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانزدهم - اسلام، دین عدالت و انصاف و رحمت و مروت و معنویت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن چه آیت الله خمینی و دیگر فقیهان در ایران به اجرا نهاده اند، &amp;quot;اسلام واقعی&amp;quot; نیست. شاه تفاوت اسلام حقیقی و اسلام آیت الله خمینی را به شرح زیر بازگو کرده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;اسلام، دین عدالت و انصاف و رحمت و مروت است&lt;/b&gt;. در حکومت اسلامی امروز ایران، نه از عدالت نشانی است، نه از انصاف و نه از عفو و رحمت. هرچه هست نفرت و انتقام و کشتار است که &lt;b&gt;هیچ ارتباطی با معنویت دین اسلام ندارد&lt;/b&gt;. نظام امروزی ایران صریحاً خلاف شرع مقدس و مخالف اسلام است. هم چنان که دوران تفتیش افکار و عقاید، به زیان مذهب کاتولیک تمام شد، متأسفانه این خشونتها و جنایتها نیز ممکن است به زیان اسلام باشد. من تردید ندارم که اسلام واقعی ، احترام به تعالیم مقدس دین حنیف است، نه خشونت و تعصب و بی اعتنایی به عدالت. آیا سلب آزادی و حقوق زنان و تجدید تعدد زوجات را می&amp;zwnj;توان مواففق روح اسلام دانست؟ برعکس، آزادی زنان و برابری حقوق آنان با مردان و حرمت به شئون اجتماعی و انسانی آنان است که با &lt;b&gt;اصول واقعی اسلام&lt;/b&gt; توافق دارد. آیا تازیانه زدن و سنگ باران کردن و دست بریدن، به این بهانه که از قرون وسطا رایج بوده، اسلامی است و کوشش برای اعتلا و تربیت انسان&amp;zwnj;ها و اتخاذ سیاست عفو و گذشت و جوانمردی ، مخالف اسلام&amp;quot;[۲۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه تا آنجا پیش می&amp;zwnj;رود که که تفسیر خود از اسلام را متکی بر متون معتبر دینی به شمار آورده و تفسیر آیت الله خمینی و پیروانش از اسلام را منفعت طلبانه، و تبدیل دین به بازیچه قلمداد می&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;برداشت من از اسلام، همواره &lt;b&gt;دقیق و مستند به متون معتبر&lt;/b&gt; بوده است، حال آن که شخص حاکم بر قم [آیت الله خمینی] و بعضی دیگر از &amp;quot;روحانیون&amp;quot; ایران دین را به نفع شخصی و مادی و اغراض و هوی و هوسهای خود تفسیر و به بازیچه&amp;zwnj;ای تبدیل نموده&amp;zwnj;اند. &lt;b&gt;نص صریح قرآن و روح و معنویت اسلام شدیداً کینه و نفرت و انتقام و آدمکشی و غارت و دزدی&lt;/b&gt; را که از زمستان ۱۳۵۷ تاکنون بر ایران نگون بخت حکومت دارد محکوم می&amp;zwnj;کند. &lt;b&gt;اساس عصاره&amp;zwnj;ی اسلام چیزی جز عدل و انصاف نیست&lt;/b&gt; و انقلاب شاه و ملت که برای تحقق عدالت اجتماعی و مشارکت ملی بنیان نهاده شد، &lt;b&gt;مستقیماً از اصول و تعالیم اسلام الهام گرفته است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۲۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شانزدهم - بخت زندگی ایرانیان در سایه&amp;zwnj;ی اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلام آوردن ایرانیان عامل فلاکت آنها نبوده است. بلکه بخت با ایرانیان یار بود که اسلام آوردند و همیشه از این منبع کسب فیض کرده اند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بخت بزرگ ایرانیان این بود و هست که در پرتو روحانیت و معنویت تعالیم مقدس و مترقی اسلام زندگی می&amp;zwnj;کنند و در مراحل دشوار زندگی اجتماعی و تاریخ خود همواره از این منبع کسب فیض کرده&amp;zwnj;اند. همه&amp;zwnj;ی کسانی که برای تحقق و پیشرفت انقلاب اجتماعی و ملی کوشیدند، می&amp;zwnj;دانستند و می&amp;zwnj;دانند که تلاش آنها دقیقاً منطبق با تعالیم عالی اسلام و ملهم از آن بوده است و باید از این جهت مفتخر و سربلند باشند&amp;quot;[۲۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هفدهم - اسلام ایرانی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا حدی که من اطلاع دارم هانری کربن اولین فردی بود که تشیع را به عنوان &lt;b&gt;&lt;i&gt;اسلام ایرانی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; مطرح ساخت. کربن به ایران رفت و آمد داشت. با افرادی چون داریوش شایگان و سید حسین نصر نیز رابطه داشت. از طریق آن دو با علامه&amp;zwnj;ی طباطبایی هم مرتبط گردید و گفت و گوهایی با او داشت که منتشر شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روشن نیست که شاه تا چه اندازه از این نظریه و مباحث اطلاع داشت. اما او در پاسخ به تاریخ، تشیع را برساخته&amp;zwnj;ای ایرانی به عنوان سپری در برابر تهاجم اعراب معرفی می&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در سال ۶۵۲ میلادی اعراب به ایران حمله کردند و تسلط آنان بر کشور ما در حدود دویست سال طول کشید. اما در حقیقت ایرانیان اعراب را تحت نفوذ و سلطه&amp;zwnj;ی خود در آوردند. &lt;b&gt;ایرانیان از یک سو اصالت فکری خود را با تدوین اصول مذهب شیعه عنوان کردن&lt;/b&gt;د و از پذیرفتن استیلای خلفای عرب سرباز زدند و از طرف دیگر فرهنگ غنی ایرانی را از دستبرد و تسلط خارجیان نجات دادند&amp;quot;[۲۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در ادامه از نوع دیگری از یاری رساندن ایرانیان به خاندان پیامبر اسلام سخن گفته است. مدعای او این است که ایرانیان بنی امیه را سرنگون و خاندان بنی عباس را جایگزین آنها کردند. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در زمینه&amp;zwnj;ی سیاسی، نقطه&amp;zwnj;ی آغاز تجدید استقلال ایران، قیام ابومسلم خراسانی بود که با سپاهی از ایرانیان، خاندان عباسی را که از احفاد پیامبر اسلام بودند، بجای بنی امیه بر تخت خلافت نشاند و بغداد را پایتخت آنان قرار داد&amp;quot;[۲۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در توضیح تاریخ ایران به تهاجم مغول&amp;zwnj;ها به ایران پرداخته و توضیح می&amp;zwnj;دهد که در دوران تسلط آنها:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بخشی بزرگ از میراث علمی &lt;b&gt;ایرانی و اسلامی&lt;/b&gt; را منهدم گردید. مغولان آداب و سنن زندگی مدنی و فرهنگ &lt;b&gt;ایرانی و اسلامی&lt;/b&gt; را از میان بردند&amp;quot;[۲۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;zwnj;ی مهم در سخن او، همراه آوردن در عنصر &amp;quot;ایرانی و اسلامی&amp;quot; در کنار یکدیگر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هجدهم - تشیع عامل یکپارچگی ایرانیان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقوام مهاجم یکپارچگی و وحدت ایران را از بین برده بودند. محمد رضا پهلوی می&amp;zwnj;گوید که شاه اسماعیل - نخستین پادشاه صفوی - :&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بار دیگر به &lt;b&gt;وحدت ایران&lt;/b&gt; تحقق بخشید...و به منظور تأمین یکپارچگی سیاسی و معنوی ایرانیان تشیع را به عنوان مذهب ایران اعلام و برقرار کرد&amp;quot;[۲۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باز هم شاهد تبیینی مثبت از نقش تشیع در وحدت و یکپارچگی ملی ایران از سوی شاه هستیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نوزدهم - معجزه، نه توهم و خیال&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه این سخنان را وقتی بیان کرد که خود از قطعی بودن مرگ خود به دلیل ابتلای طولانی به بیماری سرطان آگاه بود. مدت&amp;zwnj;ها از زمانی که امید به بقا را از دست داده بود می&amp;zwnj;گذشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای فرد یا گروهی که همه&amp;zwnj;ی امور را به ماده تقلیل می&amp;zwnj;دهند، این نوع مدعیات &amp;quot;دروغ گویی محض&amp;quot; یا حاصل &amp;quot;توهمات&amp;quot; خواهد بود. اما لزوماً یک انسان مذهبی یا مسلمان یا شیعه نیز همه&amp;zwnj;ی این نوع مدعیات را باور نخواهد کرد. شاه که خود به این امر وقوف داشت و با انکارهای اوریانا فالاچی - در گفت و گوی با او - روبرو شده بود، رویاهای خود را معجزات واقعی، نه &amp;quot;&lt;b&gt;توهم&lt;/b&gt;&amp;quot; و &amp;quot;&lt;b&gt;خیال&lt;/b&gt;&amp;quot; به شمار می&amp;zwnj;آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;من کاملا تنها نیستم ، چون من به وسیله&amp;zwnj;ی نیروی دیگری همراهی می&amp;zwnj;شوم که دیگران آن را حس نمی&amp;zwnj;کنند. همان نیروی مرموز در من، و من همچنین پیام&amp;zwnj;هایی نیز دریافت می&amp;zwnj;کنم . پیام&amp;zwnj;های مذهبی و من خیلی خیلی مذهبی هستم و من به خدا ایمان دارم و همیشه هم گفته ام که اگر خدا نبود، ما مجبور بودیم که او را خلق می&amp;zwnj;کردیم ! آه من واقعا برای بیچاره&amp;zwnj;هایی که به خدا ایمان ندارند ، متاسفم . شما نمی&amp;zwnj;توانید بدون خدا زندگی کنید. من با خدا از زمانی که خدا آن رویاها را به من داد...هرکس می&amp;zwnj;داند که من رویاهایی داشته ام...خیلی از مردم به آن عقیده ندارند. حتا پدرم هم آن را قبول نداشت . او هیچ وقت آن را قبول نکرد. او همیشه در این مورد می&amp;zwnj;خندید. به هر حال خیلی از مردم - اگرچه محترمانه - از من سوال می&amp;zwnj;کردند که آیا مطمئن هستم که آن&amp;zwnj;ها &lt;b&gt;وهم&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;خیال&lt;/b&gt; نبوده است . جواب من خیر است. خیر ، برای این که من به خدا ایمان دارم . به این حقیقت که من به وسیله&amp;zwnj;ی خدا انتخاب شده که یک ماموریتی را به پایان برسانم. رویاهای من &lt;b&gt;معجزه&amp;zwnj;هایی &lt;/b&gt;بوده&amp;zwnj;اند که کشور را نجات داده&amp;zwnj;اند. دوران سلطنت من کشور را نجات بخشیده و این به خاطر این بوده که خداوند در کنارم بوده...خواب&amp;zwnj;های مذهبی ، بر پایه&amp;zwnj;ی تصورم و خواب&amp;zwnj;هایی که من می&amp;zwnj;دیدم مربوط به این بود که در دو یا سه ماه آینده چه اتفاقی خواهد افتاد . من نمی&amp;zwnj;توانم به شما بگویم که این خواب&amp;zwnj;ها در چه موردی بودند. آن&amp;zwnj;ها لزوما چیزهایی نبودند که به شخص من مربوط شوند. آن&amp;zwnj;ها در مورد مسایل داخلی کشورم بودند و بنابراین باید محرمانه باقی بمانند. شاید اگر من به جای لغت &amp;quot;&lt;b&gt;خواب&lt;/b&gt;&amp;quot; &amp;quot;&lt;b&gt;احساس قبل از وقوع&lt;/b&gt;&amp;quot; را به کار ببرم . شما حرف مرا بهتر درک کنید . من به این نوع احساس&amp;zwnj;ها عقیده دارم . من این نوع احساس&amp;zwnj;ها را مرتبا دارم...&lt;b&gt;شما باید به معجزات ایمان داشته باشید&lt;/b&gt;&amp;quot;[۳۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم اکنون اگر در کشور ما فقیهان یا احمدی نژاد و تیم همفکرانش مدعیاتی از نوع بند ششم بیان نمایند، به وسیله&amp;zwnj;ی اکثر رسانه ها - خصوصاً مخالفان جمهوری اسلامی - به تمسخر گرفته خواهند شد. اگر آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای مدعی دیدار با امام دوازدهم شیعیان شود، جنجالی رسانه&amp;zwnj;ای علیه او از سوی همگان به راه خواهد افتاد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ - - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، به کوشش شهریار ماکان، نشر البرز، ص ۳۴۴ .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۲۰۳ - ۲۰۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۵۱ - ۵۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۵۲ - ۵۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷ - سیروس غنی &lt;b&gt;&lt;i&gt;، ایران برآمدن رضاخان برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ترجمه&amp;zwnj;ی حسن کامشاد ، انتشارات نیلوفر، ص ۴۱۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۵۴ - ۵۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۱ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۲ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۳ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۴ - روح الله خمینی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;صحیفه&amp;zwnj;ی امام&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، جلد ۲ ، صص ۳۹۸ - ۳۹۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۵ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۶ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۳۴۶ - ۳۴۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۷ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۳۴۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۸ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۴۸۲ - ۴۸۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۹ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۴۸۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۰ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۱۳۹ - ۱۳۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۱ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۲۳۱ - ۲۳۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۲ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۲۰۰ - ۱۹۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۳ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۴۸۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۴ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۲۰۴ - ۲۰۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۵ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۲۰۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۶ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۷ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۸ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۹ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳۰ - رجوع شود به &lt;a href=&quot;http://www.shahrzadnews.org/index.php?page=2&amp;amp;articleId=64&amp;amp;Language=en&quot;&gt;&lt;span&gt;این لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عکس:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدرضا شاه پهلوی در حال خواندن نماز در حرم امام رضا&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/03/10716#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9385">تشیع</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9387">رضا شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9386">محمدرضا شاه</category>
 <pubDate>Fri, 03 Feb 2012 00:14:46 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">10716 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آیت‌الله خامنه‌ای: «آزار برادران مومن و معتقد به نظام، انحراف از خط امام است»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/06/04/4469</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/06/04/4469&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;168&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/1687.jpg?1307250520&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;آیت&amp;zwnj;الله علی خامنه&amp;zwnj;ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواستار مدارا با کسانی شد که با وجود اختلاف نظرهای سیاسی، به دنبال &amp;laquo;براندازی و اجرای دستور دشمن&amp;raquo; نیستند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;وی امروز شنبه، ۱۴ خرداد در مراسم سالگرد درگذشت آیت&amp;zwnj;الله خمینی، بنیانگزار جمهوری اسلامی، گفت: &amp;laquo;اگر عنوان مجرمانه&amp;zwnj;ای بر حرکتی منطبق شود دستگاه&amp;zwnj;های مسئول موظف به پیگیری هستند اما اگر کسی دنبال براندازی و اجرای دستور دشمن نیست ولی با مذاق و تفکر سیاسی ما مخالف است نباید عدالت و امنیت را از او سلب و او را زیرپا له کنیم.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;در دو سال گذشته بسیاری از معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سرکوب شده و در زندان زیر فشارهای روحی و شکنجه قرار گرفته&amp;zwnj;اند، رهبر جمهوری اسلامی ایران اما در سخنان امروز خود این اعتراضات را &amp;laquo;غائله&amp;zwnj;ای&amp;raquo; خواند که به &amp;laquo;پایان&amp;raquo; رسیده است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;وی با منتسب کردن این اعتراضات به &amp;laquo;دشمن&amp;raquo; گفت: &amp;laquo;آن&amp;zwnj;ها تصور می&amp;zwnj;کردند در سال ۱۳۸۸ برخی زمینه&amp;zwnj;ها آماده شده و باتوجه به مطالباتی که مردم وفادار به نظام دارند می&amp;zwnj;توانند نقشه خود را عملی سازند اما بعد از دو، سه ماه تلاطم در تهران، مردم در روز قدس و روز عاشورا باطن و عمق خواسته&amp;zwnj;های اصلی آنان را فهمیدند و در حماسه نهم دی ماه به آن غائله پایان دادند.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای در ادامه &amp;laquo;اهانت، ایذاء و آزار&amp;raquo; کسانی که با وجود اختلاف نظرهای سیاسی و فکری &amp;laquo;برادران مومن و معتقد به اصل نظام و اسلام&amp;raquo; هستند را &amp;laquo;انحراف&amp;raquo; از خط آیت&amp;zwnj;الله خمینی عنوان کرد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;وی گفت: &amp;laquo;اگر به اسم انقلابی&amp;zwnj;گری، امنیت را از بخشی از مردم سلب کنیم، این هم از مصادیق انحراف از خط امام عزیزمان است.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;با وجود برخی اختلاف&amp;zwnj;نظر&amp;zwnj;ها بین رهبر جمهوری اسلامی و رئیس جمهوری ایران، به نظر می&amp;zwnj;رسد سخنان امروز آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای در رابطه با فشارهای وارده بر نزدیکان محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد باشد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;در ماه&amp;zwnj;های اخیر اصول&amp;zwnj;گرایان مخالف دولت حملات شدیدی را علیه محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد و نزدیکان وی سازمان داده&amp;zwnj;اند و شماری از نزدیکان اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد بازداشت شده&amp;zwnj;اند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/06/04/4469#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF">احمدی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/iran">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA">اعتراضات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA">انتخابات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3276">خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA">دولت</category>
 <pubDate>Sat, 04 Jun 2011 13:28:17 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4469 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>