<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3075/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>مبارزه با سانسور</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3075/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>فضایی بدون تعصب و پیش‌داوری زیر سقف خانه‌ی آزادی بیان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/05/27/4269</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/05/27/4269&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     گفت‌و‌گو بخش فرهنگ رادیو زمانه با نیلوفر بیضایی، نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان تئاتر درباره‌ی «خانه‌ی آزادی بیان« و مشکلات تئاتر ایران        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;177&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/besakha01.jpg?1306689603&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;فرهنگ زمانه در گفت و گو با نیلوفر بیضایی&amp;nbsp;- چندی پیش پیش&amp;zwnj;نویس منشور &amp;laquo;خانه آزادی بیان&amp;raquo; منتشر شد و سپس در انتخاباتی که برگزار شد، اعضای خانه&amp;zwnj;ی آزادی بیان عده&amp;zwnj;ای از نویسندگان و هنرمندان را به&amp;zwnj;عنوان هیأت دبیران این نهاد فرهنگی برگزیدند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;اکنون هیأت دبیران خانه&amp;zwnj;ی آزادی بیان منشور آن را به بحث گذاشته&amp;zwnj;اند و پس از تدقیق منشور، متن نهایی آن منتشر خواهد شد. خانه آزادی بیان نهادی است از آن همه&amp;zwnj;ی هنرمندان و نویسندگان ایران و اعتقاد دارد که آزادیِ بیانِ اندیشه و تخیل، به هر شکل و به هر شیوه، بی&amp;zwnj;هیچ حصر و استثناء، حق همگان است و هر شخص حقیقی و هر نهاد حقوقی در بیان حاصل اندیشه، تخیل و احساس خویش در همه&amp;zwnj; عرصه&amp;zwnj;های زندگی فردی و اجتماعی، و در هر یک از شکل&amp;zwnj;ها و شیوه&amp;zwnj;های آفرینش فکری و هنری (گفتار، نوشتار، طراحی، نقاشی، کاریکاتور، گرافیک، مجسمه، معماری، نمایش، فیلم، رقص، موسیقی) آزاد است.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;نیلوفر بیضایی:اگر کسانی که به&amp;zwnj;عنوان هنرمند و خالق هنری از امر سانسور دفاع کنند، در حقیقت به&amp;zwnj;جای کمک به پیشرفت و گشودن افق&amp;zwnj;های دید، مبلغ افکاری می&amp;zwnj;شوند که نتایجش را در این سی و چند ساله دیده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در منشور &amp;laquo;خانه&amp;zwnj;ی آزادی بیان&amp;raquo; آمده که هر گونه سانسور و سدی در راه انتشار و گسترش آزادی بیان، به هر بهانه&amp;zwnj;ای و در هر وضعیتی، مخالف اصل آزادی بیان است و &amp;laquo;خانه&amp;zwnj;ی&amp;zwnj; آزادی بیان&amp;raquo; وظیفه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی خود می&amp;zwnj;داند در برابر همه&amp;zwnj; شیوه&amp;zwnj;های سانسور بایستد و در راه امحای آن&amp;zwnj;ها بکوشد. &amp;laquo;خانه&amp;zwnj; آزادی بیان&amp;raquo;، همچنین دفاع از همه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی کسانی را که به اتهام یا به جرم بیان اندیشه&amp;zwnj; و تخیلشان بازداشت یا محکوم شده&amp;zwnj;اند، یا با فشارهای گوناگونی چون حذف فرهنگی، محرومیت از کار فرهنگی و برخوردهای خشونت&amp;zwnj;آمیز رو&amp;zwnj;به&amp;zwnj;رو گشته&amp;zwnj;اند، وظیفه&amp;zwnj;ی&amp;zwnj; خود می&amp;zwnj;داند و در راه آزادی آن&amp;zwnj;ها و بیان اندیشه&amp;zwnj; و تخیل و انتشار اثر&amp;zwnj;هایشان با روش&amp;zwnj;های صلح&amp;zwnj;آمیز می&amp;zwnj;کوشد. اکنون بیش از یک صد تن از نویسندگان و هنرمندان به عضویت خانه&amp;zwnj;ی آزادی بیان درآمده&amp;zwnj;اند. نیلوفر بیضایی در بیست و دوم ماه می به مناسبت پنجاهمین سالگرد سازمان عفو بین&amp;zwnj;الملل یک روخوانی نمایشی در تئاتر شهر فرانکفورت روی صحنه برد. این نمایش &amp;laquo;&lt;strong&gt;از میان کابوس&amp;zwnj;ها یا چگونه انقلاب نوه&amp;zwnj;هایش را نیز می&amp;zwnj;بلعد&lt;/strong&gt;&amp;raquo; نام داشت. کار بعدی او &amp;laquo;&lt;strong&gt;تک&amp;zwnj;گویی&amp;zwnj;هایی برای زنان یا مردان&lt;/strong&gt;&amp;raquo; نام دارد و موضوع آن تجربه&amp;zwnj;ی برخی زنان و مردان ایرانی درباره&amp;zwnj;ی جنسیت&amp;zwnj;شان است. توجه شما را به گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با نیلوفر بیضایی جلب می&amp;zwnj;کنیم:&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بخش فرهنگ زمانه- شما به&amp;zwnj;عنوان هنرمندی که سال&amp;zwnj;هاست در تبعید زندگی می&amp;zwnj;کند، با چه انگیزه&amp;zwnj;ای به عضویت خانه&amp;zwnj;ی آزادی بیان درآمدید؟ &lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/BESAKHA02.jpg&quot; /&gt;نیلوفر بیضایی - در این سال&amp;zwnj;های تبعید بار&amp;zwnj;ها شاهد فضاسازی&amp;zwnj;هایی بوده&amp;zwnj;ام که عرصه را بر بیان نظر و اندیشه و خلاقیت هنری تنگ کرده&amp;zwnj;اند. من همواره از مشارکت در فضاهایی که در آن کس یا کسانی احساس عدم امنیت کنند و ناچار به سکوت و یا گوشه&amp;zwnj;نشینی بشوند گریزان بوده&amp;zwnj;ام و خودم هم بار&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;نوعی قربانی چنین فضاهایی بوده&amp;zwnj;ام. البته سکوت نکرده&amp;zwnj;ام اما به&amp;zwnj;نوعی الویت&amp;zwnj;هایم را تغییر داده&amp;zwnj;ام و سعی کرده&amp;zwnj;ام از خودم و سلامت خودم در برابر چنین فضاسازی&amp;zwnj;هایی حفاظت کنم. کانون&amp;zwnj;ها و انجمن&amp;zwnj;های دیگری که در این سال&amp;zwnj;های تبعید تأسیس شده&amp;zwnj;اند، برایم جذابیتی نداشته&amp;zwnj;اند، چرا که اولاً تفاوت نسلی و دوماً تفاوت نوع نگرش به یک تشکل صنفی، من را از آن&amp;zwnj;ها دور می&amp;zwnj;کرد. در مورد &amp;laquo;خانه&amp;zwnj;ی آزادی بیان&amp;raquo; باید بگویم که منشور پیشنهادی&amp;zwnj;اش را درست در زمانی منتشر کرد که نیاز به یک تشکل صنفی برای هنرمندان را بیش از هر زمان حس می&amp;zwnj;کردم. فکر می&amp;zwnj;کنم گشاده&amp;zwnj;رویی و شفافیت در انتشار فکر اولیه&amp;zwnj;ی منشور و شکل دمکراتیک ارائه&amp;zwnj;ی آن که بنا بر حس من بدون یارگیری&amp;zwnj;ها و قبیله&amp;zwnj;بازی&amp;zwnj;های رایج انجام شد، این امید را در من زنده کرد که با یک تلاش نوین و جدی در ایجاد یک تشکل صنفی هنرمندان که دفاع از آزادی بیان و اندیشه و تخیل در هنر را در دستور کار خود قرار داده است، روبرو هستم. همین انگیزه&amp;zwnj;ای شد برای عضویت در این خانه که خانه&amp;zwnj;ی تمام هنرمندان ایرانی می&amp;zwnj;تواند باشد. یکی از امیدهای من این است که نسل جوان هنرمندان ایرانی که به تبعید آمده&amp;zwnj;اند یا حتی در ایران زندگی می&amp;zwnj;کنند، هر چه فعال&amp;zwnj;تر در این تشکل حضور پیدا کنند و مهر خود را با انتقال فضایی بدون تعصب و پیش&amp;zwnj;داوری بر سقف این خانه بنشانند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید خانه&amp;zwnj;ی آزادی بیان بتواند در عرصه&amp;zwnj;ی تأ&amp;zwnj;تر مستقل و معترض ایران در تبعید، منشأ تحولاتی باشد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امیدوارم که چنین شود. نه تنها در عرصه&amp;zwnj;ی تئا&amp;zwnj;تر بلکه در هنرهای دیگر نیز امیدوارم این تشکل مانند یک شبکه&amp;zwnj;ی ارتباطی بتواند امکان همکاری میان شاخه&amp;zwnj;های گوناگون هنری را ایجاد کند و روح تازه&amp;zwnj;ای در کالبد هنر پراکنده و منزوی اما پویای ایرانی بدمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مشکلات تأ&amp;zwnj;تر ایران در تبعید چیست؟ &lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پراکندگی مخاطب، پراکندگی عوامل کار، امکانات محدود، دسته&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های کمابیش سیاسی میان گروه&amp;zwnj;هایی که به&amp;zwnj;عنوان انجمن&amp;zwnj;های فرهنگی و هنری می&amp;zwnj;توانند بسترساز ارائه&amp;zwnj;ی آثار تئاتری در تبعید شوند، مشکلات فرهنگی و بسیاری مشکلات دیگر که شاید روزی درباره&amp;zwnj;ی آن&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;تفضیل بنویسم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;عده&amp;zwnj;ای از هنرمندان در ایران هستند که با سانسور مقابله می&amp;zwnj;کنند و فکر می&amp;zwnj;کنند سانسور به&amp;zwnj;دلیل محدودیت&amp;zwnj;هایی که برای هنرمند ایجاد می&amp;zwnj;کند، می&amp;zwnj;تواند به تعالی هنری کمک کند. شما چی فکر می&amp;zwnj;کنید؟ &lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سؤال شما تناقضی هست که من آن را در جامعه&amp;zwnj;ی هنری خودمان هم می&amp;zwnj;بینم و شاید بتوان گفت سؤال شما به&amp;zwnj;نوعی بازتاب دهنده&amp;zwnj;ی همین تناقضات باشد. برای من این نکته قابل درک است: هنرمندانی که در ایران زندگی می&amp;zwnj;کنند به&amp;zwnj;دلیل فشار سانسور و شرایط امنیتی حاکم بر فضای هنری ناچارند برای بیان خود راه&amp;zwnj;هایی را جست&amp;zwnj;وجو کنند و بیابند که تداوم کار را علیرغم این شرایط برایشان ممکن شود و در عین حال بتوانند لااقل بخشی از حرف خود را بزنند و حتی این را هم می&amp;zwnj;پذیرم که برخی آثار خوب هم در چنین چارچوبی خلق شده&amp;zwnj;اند. اما تعمیم موضوع و بیان اینکه سانسور بتواند به تعالی هنر کمک کند از نظر من ادعایی&amp;zwnj;ست که (تحت هر شرایطی عنوان شده باشد) تنها می&amp;zwnj;تواند به جوهر هنر و چرایی و چیستی آن لطماتی جبران&amp;zwnj;ناپذیر بزند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;نیلوفر بیضایی: یکی از امیدهای من این است که نسل جوان هنرمندان ایرانی که به تبعید آمده&amp;zwnj;اند یا حتی در ایران زندگی می&amp;zwnj;کنند، هر چه فعال&amp;zwnj;تر در این تشکل حضور پیدا کنند و مهر خود را با انتقال فضایی بدون تعصب و پیش&amp;zwnj;داوری بر سقف این خانه بنشانند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;من چنین ادعایی را نه تنها توهینی به خود هنر بلکه توهین به خرد و تلاش تمام کسانی می&amp;zwnj;دانم که از قرون وسطی تا امروز برای تغییر فضا به&amp;zwnj;نفع آزادی و برای گشایش امکان تخیل، اندیشه و بیان هنری کوشش کرده&amp;zwnj;اند و تمام عالم هنر امروز از دستاوردهای تلاش آن&amp;zwnj;ها بهره می&amp;zwnj;برد. بگذارید کمی فرا&amp;zwnj;تر بروم و بگویم من چنین ادعایی را بسیار خطرناک می&amp;zwnj;دانم. چرا که اگر کسانی که به&amp;zwnj;عنوان هنرمند و خالق هنری از امر سانسور دفاع کنند، در حقیقت به&amp;zwnj;جای کمک به پیشرفت و گشودن افق&amp;zwnj;های دید، مبلغ افکاری می&amp;zwnj;شوند که نتایجش را در این سی و چند ساله دیده&amp;zwnj;ایم. کسانی هستند که چنان در این ادعا (با توجیهات پست&amp;zwnj;مدرنیستی) پیش رفته&amp;zwnj;اند که هنر را به ابزاری برای بیان هیچ چیز و یا حتی توجیه وضع موجود بدل کرده&amp;zwnj;اند. محصولی بی&amp;zwnj;روح و بی&amp;zwnj;ارتباط با اطراف، محصولی تجریدی که کسان دیگری هم با لباس روشنفکری ولی کاملاً بی&amp;zwnj;اعتنا به الزامات آن (منظور روشنفکری&amp;zwnj;ست، البته به&amp;zwnj;جز حفظ ظاهر و اداهای آنکه به&amp;zwnj;خوبی و به&amp;zwnj;سرعت فرامی&amp;zwnj;گیرند) از این محصولات تعریف&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;چنانی می&amp;zwnj;کنند و آن&amp;zwnj;ها را شاهکارهای قرن می&amp;zwnj;نمایانند. من در اینجا فرد یا افراد مشخصی را در نظر ندارم، بلکه دارم از یک مجموعه حرف می&amp;zwnj;زنم که این هم به&amp;zwnj;نوعی محصول این نظم موجود است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;وضع تئا&amp;zwnj;تر ایران را چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟ سانسور چه آسیب&amp;zwnj;هایی به تئاتر ما وارد کرده؟ &lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بگذارید در اینجا بخشی از بیانیه&amp;zwnj;ی انجمن منتقدان ونویسندگان تئا&amp;zwnj;تر را که در سال ۱۳۸۶ منتشر شده در اینجا بیاورم که بازگوکننده&amp;zwnj;ی شرایط تئا&amp;zwnj;تر در ایران امروز است: &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;انجمن منتقدان و نویسندگان تئا&amp;zwnj;تر ایران وظیفه&amp;zwnj;ی خود می&amp;zwnj;داند تا ناملایمات کنونی تئا&amp;zwnj;تر کشور را به اطلاع عموم برساند. واقعیت این است که سیاست&amp;zwnj;های حاکم بر جامعه&amp;zwnj;ی تئا&amp;zwnj;تر پیوسته سختگیرانه&amp;zwnj;تر و امکان فعالیت در این زمینه دشوار&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود. کمتر نمایشی توان جذب مخاطب در حد یک سالن پیدا می&amp;zwnj;کند، چرا که سانسور در حین تصویب متن و سپس پیش از اجرا و&amp;zwnj;گاه در حین اجرا چنان ضربه&amp;zwnj;ای به آفرینش هنری وارد آورده که دیگر انتظار مشاهده&amp;zwnj;ی اثری درخشان به رؤیایی دست&amp;zwnj;نیافتنی تبدیل شده است. برخی فعالان حرفه&amp;zwnj;ای این رشته به دلایلی واهی از صحنه دورمانده&amp;zwnj;اند، متن&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;محتوا واجراهایی ضعیف، علاقمندان تئا&amp;zwnj;تر را خانه&amp;zwnj;نشین کرده است. تشویق، بسترسازی و راه&amp;zwnj;گشایی هم که تاکنون در دستور کار مدیران نبوده، می&amp;zwnj;رود که تاروپود این مادر همه&amp;zwnj;ی هنر&amp;zwnj;ها را از هم بگسلد. (...) یادآور می&amp;zwnj;شویم که تئاتر کشور آینه&amp;zwnj;ی تمام&amp;zwnj;نمای فعالیت&amp;zwnj;های هنری است. هرچه فضای تنفسی تئا&amp;zwnj;تر محدود&amp;zwnj;تر شود، آسیب&amp;zwnj;های اجتماعی هم فزاینده&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و محدودیت هنری بر مسمومیت جامعه می&amp;zwnj;افزاید...&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;با این تفاصیل آیا به&amp;zwnj;نظر شما جبران&amp;zwnj;پذیر هستند این آسیب&amp;zwnj;ها؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمی&amp;zwnj;دانم این آسیب&amp;zwnj;ها جبران&amp;zwnj;پذیر هستند یا نه، اما می&amp;zwnj;دانم که زدودن آثار چنین فضایی یک روزه و یا در کوتاه&amp;zwnj;مدت ممکن نخواهد بود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;در منشور خانه&amp;zwnj;ی آزادی بیان همچون منشور کانون نویسندگان ایران از آزادی بی&amp;zwnj;حد و حصر بیان سخن به میان آمده است. آیا آزادی می&amp;zwnj;تواند بدون حد و حصر باشد؟ یعنی مثلاً اگر الان کسی بخواهد از یک شکنجه&amp;zwnj;گر روی صحنه&amp;zwnj;ی تآ&amp;zwnj;تر یک قهرمان بسازد یا مانند لرس فن تریر در نشست رسانه&amp;zwnj;ای کن از هیتلر دفاع کند، خانه آزادی بیان به او یاری می&amp;zwnj;رساند؟ &lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فکر می&amp;zwnj;کنم این چند جمله&amp;zwnj;ی آغازین منشور بتواند پاسخی به سؤال شما باشد. آنجا که آمده است: &lt;br /&gt;
&amp;laquo;خانه&amp;zwnj;ی آزادی بیان، نهادی است آزاد و مستقل و غیرانتفاعی که با باور به &amp;laquo;بیانیه&amp;zwnj;ی جهانی حقوق بشر&amp;raquo;(دی ۱۳۲۷)، &amp;laquo;متن ۱۳۴ نویسنده&amp;raquo; (مهر ۱۳۷۳) و &amp;laquo;منشور کانون نویسندگان ایران&amp;raquo; (شهریور ۱۳۷۵) آغاز به فعالیت می&amp;zwnj;کند. این نکته&amp;zwnj;ای بسیار مهم است. آزادی بی&amp;zwnj;حصر و استثناء (و نه بی&amp;zwnj;حد و حصر) با توجه به چارچوب&amp;zwnj;هایی که منشأ باور ما را تشکیل می&amp;zwnj;دهند که اعلامیه جهانی حقوق بشر مهم&amp;zwnj;ترین پایه&amp;zwnj;ی آن است. و البته این منشور قرار است تدقیق بشود و شاید در آنجا لازم باشد در ارائه&amp;zwnj;ی تعریفی شفاف از آزادی بیان اندیشه و تخیل، امکان ایجاد سوء تفاهم&amp;zwnj;هایی از این دست به حداقل برسد.&lt;br /&gt;
خانم بیضایی، بسیار سپاسگزاریم که با وجود آن&amp;zwnj;که در سفر هستید، وقت&amp;zwnj;تان را در اختیار ما قرار دادید.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/culture/goonagoon/2011/05/23/4157&quot;&gt;::تلاشی دیگر برای مبارزه با سانسور، گفت و گو سارا روشن با منصور کوشان::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/news/iran/2011/04/20/3394&quot;&gt;:: نامزدهای هيأت دبيران خانه آزادی بيان مشخص شدند::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.net/news/iran/2011/05/17/4065&quot;&gt;::اعضای هیأت دبیران خانه&amp;zwnj; آزادی بیان انتخاب شدند::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.net/taxonomy/term/2329/all&quot;&gt;::صفحه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;خانه&amp;zwnj;ی آزادی بیان&amp;raquo; در بخش خبر رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.1oo1nights.org/index.php?page=2&amp;amp;articleId=2287&quot;&gt;::یک پرونده دو قتل، به روایت&amp;nbsp;نیلوفر بیضایی::&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.nbeyzaie.com/frameset.htm&quot;&gt;::آثار نیلوفر بیضایی::&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/05/27/4269#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2082">خانه آزادی بیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3075">مبارزه با سانسور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3074">نیلوفر بیضایی</category>
 <pubDate>Fri, 27 May 2011 09:16:19 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">4269 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>