<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3040/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>کانون وکلا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3040/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>نسیم خاکسار:&quot;استبداد و قتل خصلت وجودی جمهوری اسلامی است&quot;</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/02/16/10193</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/02/16/10193&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گو با نسیم خاکسار پیرامون بحران مرجعیت، سرکوب نهادهای مدنی، جنبش زنان و ادبیات معترض در سایه نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند ماه ۱۳۹۰        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دفتر خاک        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khakintnu201.jpg?1329591621&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;دفتر خاک در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با نسیم خاکسار به مناسبت انتخابات مجلس شورای اسلامی - نسیم خاکسار نامی شناخته&amp;zwnj;شده در ادبیات معاصر ایران است و موضوعات و شیوه&amp;zwnj;هایی که او در داستان&amp;zwnj;های کوتاه، رمان&amp;zwnj;ها و نمایشنامه&amp;zwnj;هایش برگزیده، متنوع است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;خاکسار در جنوب ایران متولد شده و پرورش پیدا کرده و پیش از انقلاب مدتی در زندان به سر برده و بعد از انقلاب هم مانند بسیاری از نویسندگان معترض به تبعید گریخت و اکنون سالیان دراز است که در هلند زندگی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهم&amp;zwnj;ترین درونمایه آثار خاکسار پس از تبعید وضعیت انسان ایرانی در غربت و مشکلات خانوادگی، اجتماعی و سیاسی اوست. &amp;quot;مرائی کافر است&amp;quot; و رمان &amp;quot;بادنماها و شلاق&amp;zwnj;ها&amp;quot; از مهم&amp;zwnj;ترین آثار خاکسار به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آیند. همچنین اکنون چند سالی&amp;zwnj;ست که نسیم خاکسار با تأمل در متون ادب کهن به سرمنشأ استبداد و ذهنیت استبدادی در گستره تاریخ ایران نیز می&amp;zwnj;پردازد. مقالاتی که او درین زمینه&amp;zwnj;ها نوشته، در شماره&amp;zwnj;های فصل&amp;zwnj;نامه &amp;quot;جنگ زمان&amp;quot; (به سردبیری منصور کوشان) انتشار یافته است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مجموعه&amp;zwnj;ای که در رادیو زمانه به مناسبت انتخابات مجلس شورای اسلامی در نهمین دوره آن در اسفندماه ۱۳۹۰ خورشیدی، تدارک دیده&amp;zwnj;ایم، با جمعی از نویسندگان، منتقدان و هنرمندان ایرانی گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوهایی انجام داده&amp;zwnj;ایم. توجه شما را به گفت&amp;zwnj;و گو با نسیم خاکسار جلب می&amp;zwnj;کنیم:  &lt;br /&gt;
------&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;آقای خاکسار، شما از نخستین نویسندگان تبعیدی بودید که زیر سقف کانون نویسندگان ایران (در تبعید) برای آزادی بیان فعالیت می&amp;zwnj;کردید. اکنون بیش از سه دهه از آن زمان می&amp;zwnj;گذرد. وضع نهادهای مدنی مستقل را امروز چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نسیم خاکسار - &lt;/strong&gt;وضع این نهادها در ایران به دلیل فشار و سرکوبی که حکومت جمهوری اسلامی برای درهم شکستن&amp;zwnj;شان به&amp;zwnj;کار برده و می&amp;zwnj;برد، بسیار دردناک و غم&amp;zwnj;انگیز است و برای همگان هم روشن. کافی است تاریخ یکی دو تا از این نهادهای مدنی را در این سه دهه مروری شتابزده کنیم تا به صدای حافظ &amp;quot;همه خون از مژه&amp;zwnj;ها بگشایند&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;از کانون نویسندگان شروع کنیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از کانون نویسندگان ایران شروع کنیم. هنوز سه سالی از انقلاب نگذشته سعید سلطانپور، شاعر و نمایشنامه&amp;zwnj;نویس و کارگردان تئاتر و دبیر کانون بازداشت و بعد از مدتی کوتاه تیرباران می&amp;zwnj;شود. پس از آن به قتل رساندن سعیدی سیرجانی هست و بعد برنامه&amp;zwnj;ریزی وزارت اطلاعات برای کشتن دسته&amp;zwnj;جمعی تعدادی از نویسندگان عضو کانون در راه دعوتشان به ارمنستان و بعد ربودن فرج سرکوهی و بعد قتل&amp;zwnj;های زنجیره ای را داریم و به قتل رساندن محمد مختاری، پوینده، احمد میرعلائی و غفار حسینی و بسیاری دیگر و بعد  دستگیری و بازداشت ناصر زرافشان، حقوقدان و دبیر کانون، و حبس طولانی&amp;zwnj;مدت او و بعد بازداشت&amp;zwnj;ها و فشارهایی دیگر که بر یکایک اعضای این نهاد آمده و می&amp;zwnj;آید. همین یک سال پیش بود که دبیر کانون فریبرز رئیس&amp;zwnj;دانا را به جرم مصاحبه با بخش فارسی رادیو و تلویزیون بی بی سی دستگیر کردند. هنوز یک نهاد فرهنگی مثل بنیاد جایزه گلشیری از داشتن یک جای کوچک برای مراسم اعطای جایزه به نویسندگان کتاب&amp;zwnj;های برگزیده&amp;zwnj;اش، محروم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/khaksar.jpg&quot; /&gt;نسیم خاکسار:&amp;nbsp;انتخابات عرصه گفت&amp;zwnj;وگوی آزاد و صریح بین دولت و ملت است. در دایره قوانین این حکومت در پرانتر( قاتل و مستبد،) انتخابات به این معنا هیچ جایی ندارد، اگر داشت در طول این ۳۰ سال می&amp;zwnj;توانست فضایی به وجود بیاورد برای درهم شکستن این ساختار&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;نهادهای دیگر، مانند کانون وکلا  هم تحت فشار بوده&amp;zwnj;اند و هنوز هم تحت فشار هستند...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وضعیت کانون وکلا هم تفاوتی با وضعیت کانون نویسندگان ندارد. جنبش زنان را نگاهی کنیم. بیدادی که این حکومت بر تشکل مستقل و مدنی کمپین جمع آوری یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض&amp;zwnj;آمیز علیه زنان وارد آورده شرم&amp;zwnj;آور است. بسیاری از زنان فعال در این جنبش مدنی را تا مدت&amp;zwnj;ها در حبس نگه داشتنند. برخی را به خوردن شلاق محکوم کردند. نسرین ستوده هنوز زندان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بسیاری از این زنان فعال بعد ازمدتی ناچار به ترک وطن شدند. خانم پروین اردلان و خانم شادی صدر و مهرانگیز کار از این نمونه&amp;zwnj;اند. این حکومت حتی تحمل یک نهاد صنفی مثل خانه سینما را هم که بر اساس قوانین خودش به ثبت رسیده است ندارد و آن را منحل می&amp;zwnj;کند. با این وضعیت می&amp;zwnj;خواهی وضع نهادهای مدنی مستقل دیگر که ثبت هم نشده&amp;zwnj;اند، چگونه باشد؟ حکایت آنها، حکایت مجروحی است با زخم&amp;zwnj;های فراوان بر تن. مجروحی که شب و روز از زخم&amp;zwnj;های فراوان تنش خون روان است. با این&amp;zwnj;همه این بیمار مجروح هنوز از پای نیفتاده، و هنوز زنده است و زنده بودنش به یمن امیدی&amp;zwnj;ست که به زندگی دارد. برمی&amp;zwnj;خیزد با همه زخم&amp;zwnj;های تنش و در جسم و جانی دیگر به فعالیت خود ادامه می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمونه&amp;zwnj;اش جنبش مادران زندانی به نام مادران پارک لاله و جنبش های دیگر زنان است که هر زمان با نام تازه&amp;zwnj;ای فعالیت می کنند. واقعیت این است که مردم جامعه ما به این نتبجه رسیده&amp;zwnj;اند که از طریق همین تشکل هاست که با حقوق سیاسی و اجتماعی و صنفی و جنسی خودشان آشنا می شوند. برقراری دمکراسی در آینده و توانایی پایدار ماندنش در جامعه&amp;zwnj;ای نظیر جامعه ما که تاریخش با نفی آزادی مردم از سوی حاکمان عجین شده، بستگی عمیقی به مبارزه مردم از طریق همین تشکل&amp;zwnj;های مستقل مدنی دارد. این را مردم و فرزندان همان مردم بعد از انقلابی که از آنها دزدیده شد، خوب آموخته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;تا وقتی که احمد شاملو و هوشنگ گلشیری زنده بودند، در شعر و در داستان&amp;zwnj;نویسی یک مرجعیت ادبی وجود داشت. اکنون پس از درگذشت این دو بزرگوار، مرجعی برای تشخیص خوب از بد، زشت از زیبا وجود ندارد. از آن سو نقد ادبی هم در ایران بنیان&amp;zwnj;هاش هنوز سست است. بهمن فرسی از عصر قلم&amp;zwnj;آشوب یاد می&amp;zwnj;کند. آیا این آشفتگی، بخشی از روند شکل&amp;zwnj;گیری دموکراسی در ایران است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بحران مرجعیت یک سخن است و وصل کردن این موضوع  به شاملو و گلشیری سخنی دیگر. من با طرح این نظر بدین&amp;zwnj;گونه موافق نیستم و فکر می&amp;zwnj;کنم نباید بحث روی مرجعیت را وصل کنیم به اینها. دلایلم را هم می&amp;zwnj;گویم: گلشیری و شاملو را من از نزدیک می شناختم. و با هر دوی آنها مدتی کار کرده&amp;zwnj;ام. با شناختی که از روحیه آنها داشتم می&amp;zwnj;توانم بگویم در آنها هیچ  تمایلی به مرجع شدن وجود نداشت، و خوششان هم نمی&amp;zwnj;آمد که مرجع باشند. شاعری که می&amp;zwnj;آید و با صدای بلند فکر کردن&amp;zwnj;هایش را درباره شاهنامه می&amp;zwnj;گوید و آن همه انتقاد برای خود می &amp;zwnj;خرد کجا میل مرجع شدن دارد و یا گلشیری با آن زبان تندش در نقد و نظرهای صریحی که بر کارهای دیگران می&amp;zwnj;کرد و گاه هم شتابزده. تأثیرگذاری آنها بر داستان و شعر معاصر به&amp;zwnj;طور کلی و بر جمعی از نویسندگان و شاعران، حرفی دیگر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از نیما، غیر از شاملو و فروغ و اخوان، شاعرانی دیگر هم مطرح بودند. این&amp;zwnj;گونه نیست که ما در چند دهه فقط چهار یا پنج شاعر برجسته داشتیم و دیگران در گمنامی کامل بودند و کارشان هم فاقد تاثیر گذاری بود یا نقشی در ادبیات شعری معاصر ما نداشتند و خواننده&amp;zwnj;های خود را کم داشتند. برای عده&amp;zwnj; زیادی شعرهای نصرت رحمانی و نادر نادرپور مطرح بود. فروغ اوائل بسیار متأثر از نادرپور بود. و تصویرپردازی&amp;zwnj;های نادرپور در شعر،  بسیاری از شاعران دهه ۴۰ را مجذوب خود کرده بود. سهراب سپهری، سایه و مشیری و کسرایی برای عده وسیعی مطرح بودند. سپانلو با زبان ویژه&amp;zwnj;اش و نیز منوچهر آتشی و خوئی و براهنی که به ویژه در سال&amp;zwnj;های ۷۰، شعر و آموزه&amp;zwnj;هایش از شعر طرفداران زیادی پیدا کرده بود، همه شاعرانی بودند که تأثیرگذار بودند. در ادبیات داستانی هم همین وضع است. کجا داستان&amp;zwnj;نویسان جنوب کارهایشان شباهتی به کارهای گلشیری دارد، و یا داستان&amp;zwnj;نویسان شمال. بسیاری از نویسندگانی که در همین دوره سی و خرده ای ساله بعد از انقلاب مطرح شدند هرکدامشان ویژگی نوشتاری خودشان را دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای مثال چه شباهتی است بین کارهای چهل&amp;zwnj;تن از همین نسل با کارهای گلشیری. و اما انگار ما دوست داریم استفاده از سنت آئینی رمزی بودن اعداد در فرهنگمان را ادامه دهیم. و دوازده و هفت که داریم. چهار و سه و دو هم به آن اضافه کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;آقای خاکسار، مرجعیت ادبی در مفهوم یک زیباشناسی غالب و پیشنهادی در زیباشناسی که عمومیت پیدا کرده باشد. نگفته پیداست که ده&amp;zwnj;ها جریان ادبی در جامعه وجود دارد، اما گاهی یک جریان عمده می&amp;zwnj;شود: شعر سپید و پیشنهادهای گلشیری در داستان&amp;zwnj;نویسی. بحث این نیست که شاملو یا گلشیری می&amp;zwnj;خواستند مرجع باشند. بحث بر سر آن شرایط روحی و اجتماعی در جامعه است که به مرجع نیاز دارد. جوان&amp;zwnj;های این دوره مرجعیت را نفی می&amp;zwnj;کنند و این خب، بسیار تفاوت دارد با سال&amp;zwnj;های نخست انقلاب. بپردازیم به بحران مرجعیت سیاسی. بحران مرجعیتی که الان در جامعه وجود دارد، به نظر شما دلایلش چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;بحران مرجعیت به نظر من هیچ ربطی به درگذشت این یا آن شاعر و نویسنده ندارد. به شرایط ویژه&amp;zwnj;ای ربط دارد که زیستگاه جوامع بشری را در قلمرو محدود جغرافیائی&amp;zwnj;شان با همه بزرگی تبدیل کرده است به دهکده جهانی. عرصه&amp;zwnj;های ارتباط در جهان امروز آن&amp;zwnj;چنان گسترده است که جوانی که در منطقه&amp;zwnj;ای  پرت و دورافتاده زندگی می&amp;zwnj;کند به محض داشتن یک کامپیوتر و اینترنت با فشار دادن یک دکمه می&amp;zwnj;تواند جهان&amp;zwnj;های نو و تازه&amp;zwnj;ای را سیر و سفر کند و منتظر ننشیند تا  کسی پیدا شود و به صورت دست دوم راهنمایی&amp;zwnj;اش کند. همین دگرگونی&amp;zwnj;ها باعث شده برای مثال که هر شاعر با استعدادی که در ایران زندگی می&amp;zwnj;کند و به یکی دو زبان خارجی هم مجهز است به کانون&amp;zwnj;های مطرح فکری و شعری جهان خیلی سریع دسترسی پیدا کند؛ و زنی شاعر را که  دغدغه&amp;zwnj;های شناخت بر تن و هویت زنانه&amp;zwnj;اش دارد، وصل کند به شعرهای طغیانگرانه &amp;quot;آدریان ریچ&amp;quot; شاعر آمریکایی که زنی است همجنسگرا و مدافع سرسخت فمنیسم. آنگاه همین پیوند، حس&amp;zwnj;های خفته و سرکوب شده در وجود او را چنان بیدار کند که زبانی ویژه برای خودش به&amp;zwnj;کار ببرد. برای چنین شاعری دیگر زبان استعاری فروغ در بیان جنسیت خود، با همه ارزشش نمی&amp;zwnj;تواند به اندازه کافی کارآیی داشته باشد یا زبان فخیم شاملو.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جدا از همه اینها من بر این باورم که تأثیربرداری شاعران و نویسندگان از هم،  پیش از آن که ربطی به مرجعیت و مرجع شدن این یا آن نویسنده و شاعر داشته باشد ربط به خوی و سرشت یا اصالت وجودی فرد هنرمند دارد. هر هنرمندی بر مبنای گوهر وجودیش به نوعی احساس خانوادگی پیدا می کند با یک سبک کار یا یک نوع زبان و یا با یک شیوه نگاه کردن به جهان و بعد در خواندن و کارورزی بیشتر، می&amp;zwnj;بیند که در نزدیکی با برخی کارهاست که جانش شکفته می&amp;zwnj;شود. این آتش درون که ناشناخته هم هست به جرقه&amp;zwnj;ای گُر می&amp;zwnj;گیرد که با آن احساس خانوادگی می&amp;zwnj;کند. وقتی امکان ارتباط ما با جهان خیلی بیشتر از ۵۰ سال پیش شده است که دلمان را به خواندن چند جزوه سیاسی و کتابی که هزار جا قایم کرده بودیم خوش کرده بودیم، آشکار است که شکوفایی و تنوع حس&amp;zwnj;ها هم بیشتر می شود و بیشتر هم خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/khintvgw02.jpg&quot; /&gt;نسیم خاکسار:کانون اعتراض الان یک&amp;zwnj;جا نیست. پخش است همه جا. منتشر است در سطح وسیعی.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;نخستین انتخابات پس از کودتای ۲۲ خرداد به زودی برگزار می&amp;zwnj;شود. به عنوان یک نویسنده و یک روشنفکر تبعیدی، شما آیا خواهان تحریم این انتخابات هستید، یا اینکه گمان می&amp;zwnj;کنید، تحریم انتخابات، استبداد را شدت می&amp;zwnj;بخشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من تا مدت&amp;zwnj;ها برای اصطلاح &amp;quot;آدم&amp;zwnj;فروشی&amp;quot;، داستانی واقعی در ذهنم نداشتم چنان&amp;zwnj;که گمان برود بر پایه&amp;zwnj; آن، این اصطلاح از سوی مردم خلق شده. وقتی دو سال پیش کتاب &amp;quot;راحت&amp;zwnj;الصدور و آیة&amp;zwnj;الصدور&amp;quot; راوندی را می&amp;zwnj;خواندم از تاریخ آل سلجوق، به شرح زندگی پادشاهی رسیدم به نام سلطان محمد غیاث&amp;zwnj;الدین که راوندی از فضایلش می&amp;zwnj;نویسد: خدای ترس و عادل و سایس و عالم&amp;zwnj;دوست است، و بیرق اسلام را هم بلندتر از اسلافش کرده بود. این غیاث&amp;zwnj;الدین پادشاه، نخست خیلی راحت ابوهاشم فرزندزاده پیغمبر را به وزیرش نظام&amp;zwnj;الملک به پانصد هزار دینار فروخت که هر کار می&amp;zwnj;خواهد با او بکند و بعد که آن فرزندزاده پیغمبر مبلغ بیشتری را به شاه رساند، شاه، وزیرش را به او فروخت. آدم&amp;zwnj;فروشی اینجا یک تعریف وجودی پیدا می&amp;zwnj;کند از شخصیت این شاه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حالا وقتی حکومت جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;آید و به جای دستگیری قاتلان قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای، وکیلی را که پرونده این قتل&amp;zwnj;ها را دنبال می&amp;zwnj;کند دستگیر می&amp;zwnj;کند و سال&amp;zwnj;ها در حبس نگه می &amp;zwnj;دارد، آشکارا داد می&amp;zwnj;زند که خودش قاتل است. وقتی این حکومت هیچ مجالی حتی به خودی&amp;zwnj;های منتقد خود نمی&amp;zwnj;دهد که به مجلس بروند، از پیش اعلام کرده است که مستبد است. استبداد و قتل از خصلت&amp;zwnj;های وجودی این حکومت&amp;zwnj;اند. مستبد بودن و قاتل بودن این حکومت دشنامی بر این حکومت نیست، بیان تعریف وجودی این حکومت است. انتخابات عرصه گفت&amp;zwnj;وگوی آزاد و صریح بین دولت و ملت است. در دایره قوانین این حکومت در پرانتر( قاتل و مستبد،) انتخابات به این معنا هیچ جایی ندارد، اگر داشت در طول این ۳۰ سال می&amp;zwnj;توانست فضایی به وجود بیاورد برای درهم شکستن این ساختار.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;آیا شما به این موضوع اعتقاد دارید که ادبیات داستانی و شعر می&amp;zwnj;توانند از یک سویه اعتراضی برخوردار باشند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بله. من به این موضوع باور دارم که ادبیات داستانی و شعر و یا به&amp;zwnj;طور کلی ادبیات و هنر از یک سویه اعتراضی برخوردار است: اعتراض با صدای بلند به وضع موجود و به فرهنگ و سیاست سلطه؛ و صد البته این اعتراض را نباید فقط به درگیری با سیاست&amp;zwnj;های حکومتهای وقت محدود کرد بلکه به سلطه در معنای وسیع&amp;zwnj;اش. در جوهر ادبیات و هنر این گونه اعتراض همیشه بوده است. این یک تعریف عام و جهانی از هنر و ادبیات است. به یک&amp;zwnj;جا و به یک دوره هم محدود نمی&amp;zwnj;شود. مگر در کارهای سوفوکلس جوهر اعتراض وجود ندارد؟ صدای آنتیگونه هنوز پس از هزاران سال صدای زنده و بلند اعتراض زنی است علیه یک سیستم سلطه که توجهی به عاطفه بشری ندارد. مگر در صدای حافظ، شاعر ناب&amp;zwnj;گرای ما، اعتراض طنین نینداخته؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش&lt;br /&gt;
که چو خوش بنگری  ای سرو روان این&amp;zwnj;همه نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ز زهد خشک ملولم بیار باده ناب&lt;br /&gt;
که بوی باده مدامم دماغ تر دارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زبان او اگرچه با زبان شاعر هم&amp;zwnj;عصرش عبید زاکانی متفاوت است اما هر دو از یک منظر، گفتمان مسلط را زیر ضرب گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یا نگاه کنید به نظر شمس تبریزی در  کتاب مقاماتی که از او مانده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه سخن ام به وجه کبریا می&amp;zwnj;آید. قرآن و سخن محمد همه به وجه نیاز است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یا در جای دیگر می&amp;zwnj;گوید: راست نتوانم گفتن. که من راست آغاز کردم مرا بیرون کردند. اگر تمام راست گفتمی، به یکباره همه شهر مرا بیرون کردندی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مگر در شعر خیام جهالت بشری که در وجود  فقیه و شریعتمدار متجلی شده، کم به سخره گرفته شده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;آیا نمونه&amp;zwnj;هایی در ادب معاصر هم سراغ دارید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بله. بیائیم به ادبیات معاصرمان نگاه کنیم؛  به کارهای فروغ فرخزاد، آتشی، نصرت رحمانی، رویائی. مخصوصاً از اینها نام برده&amp;zwnj;ام و نه از نام&amp;zwnj;هایی که همگان به آن اشاره دارند. راه بردن به درون انسان که وجودش پرده در پرده است، کشف و بیان آن در شرایطی که سنت و مذهب و سیاست در قدرت، دور تا دور ما دیوار ممنوع بلند کرده، مسئله ساده&amp;zwnj;ای نیست، و شعر و داستان این کار را می&amp;zwnj;کنند. همه اینها در شناختن انسان به خودش نقشی غول&amp;zwnj;آسا دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته  در هر دوره&amp;zwnj;ای به دلیل شرایط اجتماعی ویژه&amp;zwnj;ای که اعمال سلطه می&amp;zwnj;کند یک نوع از این صداهای اعتراض برجسته می&amp;zwnj;شود. در دهه&amp;zwnj; چهل و پنجاه، با اعمال سیاست گسترده سرکوب حکومت شاه علیه مبارزان و کارورزان سیاسی در ایران و روی آوردن جوانان به مبارزه&amp;zwnj;های مخفی و خانه تیمی، بیان و تصویرگری اعتراض وجود آدمی از جنبه حماسی و قهرمانی، وزنه سنگین&amp;zwnj;تری از جنبه های اعتراضی دیگر در ادبیات ما پیدا کرد. اما این موضوع نباید باعث حاشای این حقیقت شود که صدای اعتراض زن ایرانی را که نخستین بار در شعرهای فروغ و شاعران زن دیگر شنیده می شد ناشنیده بگیریم یا شعر &amp;quot;کفر&amp;quot; نصرت رحمانی به دیده نیاید. رویکرد به جنبه حماسی هم فقط در شعرهای یکی دو شاعر برجسته خلاصه نمی&amp;zwnj;شد. خیلی&amp;zwnj;ها به آن پرداختند. شاملو، خوبی، کدکنی، سپانلو، آتشی در چهره عبدوی جت،  نعمت میرزاده در سحوری، سعید سلطانپور و در ادبیات داستانی، ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی، برخی داستان&amp;zwnj;های گلشیری و در چند داستان&amp;zwnj;هایی از خودم  و دیگران که همان سال&amp;zwnj;ها منتشر شد.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/khintvgw03.jpg&quot; /&gt;نسیم خاکسار: ترانه موسوی، این دختر زیبا با آن عکسی که از او در سایت&amp;zwnj;ها دیدیم چه شد؟ چه بلایی سرش آمد؟خانواده این دختر کجا هستند؟ زنده&amp;zwnj;اند؟&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;در حال حاضر مشخصات ادبیات معترض ما چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الان وضع تغییر کرده است. قهرمان&amp;zwnj;های آن دوره دیگر در خانه&amp;zwnj;های تیمی نیستند. کنار ما هستند. سر کار می روند، سیگار می کشند، مشروب می&amp;zwnj;نوشند و در جامعه&amp;zwnj;ای که یک جشن ساده هم در آن ممنوع است، شب&amp;zwnj;نشینی راه می&amp;zwnj;اندازند و دختر و پسر باهم می&amp;zwnj;رقصند و گاهی هم  سر هم داد می&amp;zwnj;کشند. اینان طالب یک زندگی آزاد هستند و به عصیان&amp;zwnj;های جنسی&amp;zwnj;شان هم اجازه بروز و طغیان می&amp;zwnj;دهند. پایش هم بیفتد، برمی&amp;zwnj;خیزند و جنبش&amp;zwnj;هایی را علیه این حکومت بیداد سازماندهی می&amp;zwnj;کنند و در خیابان&amp;zwnj;ها هم کشته می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;کانون شعر معترض و داستان معترض اکنون در کجاست؟ چه نمایندگانی دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کانون اعتراض الان یک&amp;zwnj;جا نیست. پخش است همه جا. منتشر است در سطح وسیعی. این است که صدایش را باید در کارهای همین نویسندگان و شاعران بیست تا سی چهل ساله نسلی دید که بعد از انقلاب رشد کرده&amp;zwnj;اند. همین شاعران و نویسندگانی که بخشی&amp;zwnj;شان در ایران&amp;zwnj;اند، بخشی&amp;zwnj;شان در تبعید و یا در مهاجرت. برخی هم در رفت و آمد بین ایران و خارج. اینها در ضمن معجون عجیبی هم هستند. هم همدیگر را دوست دارند، هم به هم حسادت می&amp;zwnj;کنند. هم کارهای هم را با دقت می&amp;zwnj;خوانند و تأثیر برمی&amp;zwnj;دارند از هم، و هم همدیگر را تحقیر می کنند. موضوع&amp;zwnj;های ذهنی&amp;zwnj;شان هم به اندازه و وسعت وجودشان پراکنده است. گاه عشقی است بی&amp;zwnj;سرانجام، گاه طغیانی است علیه نسل گذشته و گفتمان&amp;zwnj;های مسلط در شعر و سیاست و اجتماع و رفتار اجتماعی. گاه نفی معنا می&amp;zwnj;کنند و گاه معنا می&amp;zwnj;پذیرند. و با همه این درآمخیتگی&amp;zwnj;ها که لازمه چنین وجودهایی هم هست، بارها شده که در نوشته&amp;zwnj;هایشان چه شعر و چه داستان می&amp;zwnj;بینی که آتشی از حس و کلام جرقه زده است. آتشی که سراپایت را می&amp;zwnj;سوزاند و وادارت می کند برخیزی و به احترامشان کلاه از سر برداری.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;داستان &amp;quot;رحله&amp;quot;، آخرین اثری که از شما اخیراً در نشریه آرش انتشار یافته، یک اثر تمثیلی&amp;zwnj;ست: تمثیلی از خشونت و زنانی که قربانی می&amp;zwnj;شوند. مدت&amp;zwnj;ها بود از شما داستان تمثیلی نخوانده بودیم. یعنی در واقع، اگر اشتباه نکنم از &amp;quot;قفس طوطی جهان خانم&amp;quot; که در همان نخستین سال&amp;zwnj;های پس از جنگ منتشر شد تا امروز این نخستین داستان تمثیلی شماست که بسیار هم داستان محکم و زیبایی&amp;zwnj;ست. آیا الان که فاصله&amp;zwnj;ای بین شما و این اثر به وجود آمده، گمان می&amp;zwnj;کنید، فضایی که رقم زده&amp;zwnj;اید، متأثر از سرکوب&amp;zwnj;های اخیر بوده است؟&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من مدتی است دارم متن&amp;zwnj;های کهنی را که به زبان پارسی است دانش&amp;zwnj;آموزانه برای خودم می&amp;zwnj;خوانم. همین متن&amp;zwnj;هایی که از دستبرد آفات زمانه مصون مانده و به  دست ما رسیده است. از قرن سوم هجری به بعد. برگ برگ این متون از بیدادی که بر مردم و فرهنگ این سرزمین رفته است خونین است. تاریخ ما تاریخ ستمگری است. ما از تاریخ و از گذشته فقط استبداد به میراث برده&amp;zwnj;ایم. این استبداد هنوز ادامه دارد و به همان شکل خونین آن در گذشته، اجرا می&amp;zwnj;شود. برای آن&amp;zwnj;که بتوانیم شانه از زیر بار این بیداد بیرون بیاوریم باید همه آن چه را بر ما رفته است مدام و مکرر با دقت بکاویم. و گرنه این میراث از هزاران راه و روزنه وارد روحمان می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حادثه&amp;zwnj;ای که در داستان &amp;quot;رحله&amp;quot; رخ می&amp;zwnj;دهد زمان ندارد. هم در امروز جریان دارد و هم در گذشته. هم در خواب است و هم در بیداری. بارها برای من رخ داده که وقت خواندن خبری از محکومیت به شلاق خوردن زنی فعال در هنر و اجتماع  در ایران که گویا دیگر عادی شده است این محکومیت&amp;zwnj;ها، فکر کرده&amp;zwnj;ام گویا دارم یکی از متن&amp;zwnj;های گذشته را می&amp;zwnj;خوانم. اینانج خاتونی را که طغرل شاه خفه کرد همین امروز با نامی دیگر، به همان صورت باز هم دارند خفه  می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حرکات و سکنات آدم&amp;zwnj;های حکومت هم همان حرکات و سکنات آدم&amp;zwnj;های قرن&amp;zwnj;های پیش&amp;zwnj;اند. هیچ فرقی نکرده&amp;zwnj;اند. در دایره استبداد همه اینها دارند خودشان را تکرار می کنند. ما یک زندگی کابوس&amp;zwnj;گونه داریم. نویسنده می نویسد تا از این کابوس&amp;zwnj;ها خلاصی یابد. این داستان یکی از کابوس&amp;zwnj;های من بود. کابوس فکر کردن&amp;zwnj;های من درباره محکومیت بانوی حقوق&amp;zwnj;دان و فعال در جنبش زنان، نسرین ستوده، به زندان و شلاق، کابوس فکر کردن&amp;zwnj;های من از محکومیت بازیگر سینما، مرضیه وفامهر، کابوس فکر کردن&amp;zwnj;های من درباره چگونگی بازداشت و  تجاوز کردن به دختری به نام ترانه موسوی در زندان و بعد سوختن و کشتن او در روزهای انتخابات چند سال گذشته. این دختر زیبا با آن عکسی که از او در سایت&amp;zwnj;ها دیدیم چه شد؟ چه بلایی سرش آمد؟خانواده این دختر کجا هستند؟ زنده&amp;zwnj;اند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از گذشتن دو سال و اندی ازاین حادثه من هنوز نمی&amp;zwnj;توانم از کابوس این رویداد بیرون بیایم. حکومت نفرت&amp;zwnj;انگیز جمهوری اسلامی مجبور شد به کمک وزارت اطلاعاتش برای فرونشاندن خشم مردم و قانع&amp;zwnj;کردنشان که این خبرها واقعیت ندارد دست به نمایش عجیبی بزند. دختری را به نام ترانه موسوی روی صحنه آورد و گفت که ترانه موسوی زنده است. یک خانواده برای این خانم ساختند. خواهری، برادری،  شوهری. این نمایش در پیش چشم میلیون&amp;zwnj;ها  مردم و همه ما در تلویزیون اجرا شد. نمایشی حیرت&amp;zwnj;انگیز. جمهوری اسلامی موفق به جا انداختن این دروغ در ذهن مردم نشد. اما در این اجرای تلویزیونی همان کاری را کرد که در خفا کرده بود. او در این اجرا و جلوی ما تماشاگران یک&amp;zwnj;بار دیگر به ترانه موسوی تجاوز کرد و او را سوزاند و کشت و بعد دفن کرد. داستان رحله گرد این کابوس&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;چرخد: گزارشی&amp;zwnj;ست از واقعیت تاریخ سرزمین ما و یا گزارش خوابی است که ما شب و روز می بینیم و به طول تاریخ ما عمر دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;خیزش اخیر، از یک خصلت زنانه و از یک خصلت جهانی برخوردار است. دستاوردهاش برای ادبیات ما چه می&amp;zwnj;تواند باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در طی این سال&amp;zwnj;ها در جنبش وسیع و متنوع مبارزه برای دمکراسی و آزادی در ایران، مبارزه زنان نقش برجسته&amp;zwnj;ای یافته&amp;zwnj;ای است. میدان مبارزه آنها چنان گسترده است که باید گفت فعالیتی اجتماعی در عرصه&amp;zwnj;های گوناگون در ایران صورت نمی&amp;zwnj;گیرد که زنان نقش مهمی در آن نداشته باشند. شاهد این مدعا، آمار زنانی است که به جرم فعالیت&amp;zwnj;های اجتماعی هم&amp;zwnj;اکنون در زندان&amp;zwnj;اند و یا آواره جهان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقش آنان در ادبیات ما هم چشمگیر است. ما از زمان شروع داستان&amp;zwnj;نویسی و شعر مدرن در جامعه&amp;zwnj;مان تاکنون، در هیچ دوره&amp;zwnj;ای به این شماره نویسنده و شاعر و ناقد ادبی و پژوهشگر زن نداشته&amp;zwnj;ایم که اکنون داریم. فشار و بیدادی که این حکومت بر زنان روا داشته باعث شده که زنان به فعالیت&amp;zwnj;های اجتماعی بیشتر روی بیاورند و نیز در صدد کشف خود و جامعه مردسالار ما در حیطه نوشتن خلاق باشند؛ و این البته حرکتی امیدافزاست. به ویژه در جامعه&amp;zwnj;ای مثل جامعه ما که فرهنگش زیر سلطه پدرسالاری و مردسالاری ساخته شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با خواندن رمان و داستان و شعرهایی که این ده بیست ساله اخیر در ایران و بیرون از ایران، زنان نویسنده و شاعر نوشته&amp;zwnj;اند، می توان گفت که ادبیات ما دارای یک نگاه تازه به جهان و جامعه و انسان شده است. نگاهی که کمک می کند به ما از منظری دیگر به تماشای خود بنشینیم. برای بحث و گفت&amp;zwnj;گو از آنها نیاز به تأمل و وقت بیشتری داریم و با یکی دو جمله نمی توان به آن پاسخ گفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;آقای خاکسار، بسیار سپاسگزاریم که وقت دادید به ما برای این گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو  &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/9182&quot;&gt;::پرونده &amp;quot;بحران و تحریم&amp;quot; در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/content/%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D8%B1&quot;&gt;::تلاش انسان تبعیدی برای ساختن دنیایی ساده و آرام، گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو دفتر خاک با نسیم خاکسار::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/02/16/10193#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA">انتخابات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9182">بحران و تحریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8944">نسیم خاکسار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8948">نهضت زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8946">نهضت سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4971">کانون نویسندگان ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3040">کانون وکلا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Thu, 16 Feb 2012 07:55:16 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">10193 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>«قصاص در ایران» در گفت‌وگو با عبدالکریم لاهیجی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/08/31/6627</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/08/31/6627&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بهنام دارایی‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;230&quot; height=&quot;168&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hang-rope_0.jpg?1314994355&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده - مقررات &amp;laquo;قصاص و دیه&amp;raquo; از ارکان اصلی نظام کیفری ایران به شمار می&amp;zwnj;رود؛ مقرراتی که در چهارچوب سیاست &amp;laquo;اسلامی&amp;zwnj;سازی قوانین&amp;raquo; و با هدف تطبیق بیشتر رژیم حقوقی ایران با موازین شرعی در شهریور&amp;zwnj;ماه سال ۱۳۶۱&amp;nbsp;تصویب و اجرا شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
نزدیک سه دهه است که از اجرای این قانون می&amp;zwnj;گذرد و جامعه ایران نیز با مشاهده مواردی نظیر پرونده آمنه بهرامی&amp;zwnj;نوا یا روند روزافزون خشونت و اعدام در کشور، تا اندازه&amp;zwnj; زیادی آن را تجربه کرده و از کارآیی آن نیز باخبر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این قوانین در چه شرایطی به تصویب رسید و واکنش جامعه حقوقی ایران نسبت به آن چه بود؟ این پرسش&amp;zwnj; ها را با دکترعبدالکریم لاهیجی، حقوقدان و نایب&amp;zwnj;رئیس &amp;laquo;فدراسیون بین&amp;zwnj;المللی جوامع حقوق بشر&amp;raquo; در پاریس که از سال&amp;zwnj;ها پیش روند تحولات حقوقی/ قضایی ایران را دنبال کرده و خود نیز شاهد بسیاری از این تحولات بوده است در میان گذاشته&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شما یکی از حقوقدانانی هستید که به هنگام طرح &amp;laquo;لایحه قصاص&amp;raquo; در مجلس شورای اسلامی همراه با برخی دیگر از همکاران&amp;zwnj;تان نسبت به آن اعتراض کردید. این لایحه در چه شرایط اجتماعی-سیاسی به تصویب رسید و واکنش جامعه حقوقی ایران نسبت به آن چه بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;عبدالکریم لاهیجی:&lt;/strong&gt; اجازه بدهید کمی به عقب بازگردیم؛ یعنی به سال ۱۳۵۶. در آن زمان جامعه حقوقی ایران دو نهاد مستقل و غیردولتی داشت؛ دونهادی که به نوعی از ارکان &amp;laquo;جامعه مدنی&amp;raquo; ایران نیز به حساب می&amp;zwnj;آمد. یعنی &amp;laquo;جمعیت حقوقدانان ایران&amp;raquo; و &amp;laquo;جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر ایران&amp;raquo; که اتفاقاً هر دو نیز نقش مهمی در جریان رویداد&amp;zwnj;های انقلاب داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
پس از انقلاب ۱۳۵۷، جامعه این آمادگی را داشت که یک &amp;laquo;دادگستری مستقل&amp;raquo; را به وجود آورد. هرچند که دادگستری پیش از انقلاب - البته سوای آن بخشی که مربوط به پرونده&amp;zwnj;های سیاسی و عملکرد دادگاه&amp;zwnj;های نظامی می&amp;zwnj;شد- دادگستری کمابیش مستقلی بود!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img width=&quot;230&quot; height=&quot;179&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/lahiji1.jpg&quot; /&gt;به هر روی، زمانی که مهندس بازرگان در تشکیل دولت موقت، برای تصدی پست وزارت دادگستری و سپس وزارت آموزش پرورش از من دعوت کرد، من با آن مخالفت کردم و در پاسخ به دعوت ایشان گفتم که اجازه دهید ما در سنگر خودمان که &amp;laquo;سنگر حقوقی&amp;raquo; است باقی بمانیم و کار کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
من به همراه سه حقوقدان دیگر، نخستین طرح قانون اساسی را به دعوت شورای انقلاب تهیه کردیم و در نهایت هم به آیت&amp;zwnj;الله خمینی دادیم. متاسفانه آن طرح، نخست در شورای انقلاب اصلاح شد و سپس زمانی که برای تایید به مجلس خبرگان رفت آن را اساساً کنار گذاشتند و متن دیگری را به عنوان قانون اساسی بعد از انقلاب تهیه کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این نکته را نیز اضافه کنم که از ما چهار حقوقدانی که آن طرح ابتدایی را تهیه کردیم، سه نفر یعنی آقایان ناصر کاتوزیان، حسن حبیبی و من نامزد انتخابات مجلس خبرگان نیز بودیم؛ انتخاباتی که به واسطه تقلب&amp;zwnj;هایی که صورت گرفت هیچکدام از ما حتی اجازه حضور در این مجلس را نیافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به اعتقاد من این امر مسلم بود که در نهایت یک رویارویی میان جامعه حقوقی ایران و مقامات رژیم جمهوری اسلامی پیش خواهد آمد. آن هم در شرایطی که جامعه ایران می&amp;zwnj;توانست و آماده بود که بنای یک دادگستری مدرن و مستقل را پی بریزد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بعد&amp;zwnj;تر هم دیدیم که آیت&amp;zwnj;الله خمینی برخلاف&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قانون اساسی و بدون مشورت با قضات و بدون در نظرداشتن این مسئله که برابر متن قانون اساسی، دو مجتهدی که قرار است عهده&amp;zwnj;دار دو سمت مهم دستگاه قضایی کشور شوند- یعنی &amp;laquo;دادستان کل کشور&amp;raquo; و &amp;laquo;رئیس دیوان عالی کشور&amp;raquo;- می&amp;zwnj;&amp;zwnj;بایست به مسائل و امور قضایی آگاهی داشته باشند، آقایان بهشتی و موسوی اردبیلی را که یکی معلم شرعیات در مدارس بود و دیگری نیز امام جماعت، به این دو سمت مهم منصوب کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;این قانون، یک &amp;laquo;قانون طبقاتی&amp;raquo; است. به این معنا که تنها محروم&amp;zwnj;های جامعه را هدف قرار می&amp;zwnj;دهد و فقط فرودست&amp;zwnj;های جامعه هستند که به این ترتیب مجازات خواهند شد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;
در چنین شرایط و اوضاع و احوال آشفته&amp;zwnj;ای &amp;zwnj;بود که آقایان رفتند به دنبال&amp;laquo;اسلامی&amp;zwnj;سازی قوانین&amp;raquo; و تهیه لایحه قصاص. در اوایل سال ۱۳۶۰ که لایحه قصاص به مجلس رفت، &amp;laquo;جمعیت حقوقدانان&amp;raquo; جزوه&amp;zwnj;ای در ۲۵ صفحه تهیه کرد و در آن به&amp;zwnj;طور اجمالی مفاد &amp;laquo;لایحه قصاص&amp;raquo; را شرح داد. ما در آن جزوه اشاره کردیم که در صورت تصویب این لایحه چه مشکلات و مسائلی گریبان&amp;zwnj;گیر جامعه و دستگاه قضایی کشور خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
آن جزوه در دو هزار نسخه منتشر شد و با توجه به این&amp;zwnj;که همکار و دوست دیرین من، دکتر محمدتقی دامغانی و خود من در تهیه این جزوه نقش اساسی داشتیم و مسئولیت سیاسی آن نیز با ما بود، هردوی ما همانند سایر مسئولان کانون وکلا یا فعالان &amp;laquo;جمعیت حقوقدانان&amp;raquo; مورد تعقیب مامورین امنیتی قرار گرفتیم. من در شرایط زندگی مخفی بودم که خبردار شدم دکتر دامغانی دستگیر شده است. در چنین وضعیتی بود که من در نخستین روزهای سال ۱۳۶۱ از کشور خارج شدم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;لایحه قصاص همانند بسیاری دیگر از لوایحی که با هدف &amp;laquo;اسلامی&amp;zwnj;سازی&amp;raquo; نظام قضایی ایران تهیه شده بودند از جانب &amp;laquo;شورای عالی قضایی&amp;raquo; تهیه و ارائه شد. این شورا مرکب از چه افرادی بود و جایگاه حقوقی آن در ساختار نظام قضایی جمهوری اسلامی کجا بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن زمان دستگاه قضایی کشور زیر نظر &amp;laquo;شورای عالی قضایی&amp;raquo; اداره می&amp;zwnj;شد. غیر از آقای بهشتی (در مقام رئیس دیوان عالی کشور) و آقای موسوی اردبیلی (دادستان کل) چند روحانی دیگر نیز عضو این شورا بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
حتی یک نفر از قضات سابق نیز در تشکیلات این شورا حضور نداشت. این در حالی بود که مطابق قانون، اعضای &amp;laquo;شورای عالی قضایی&amp;raquo; می&amp;zwnj;بایستی توسط خود قضات انتخاب می&amp;zwnj;شدند. همانطور که اشاره کردم حتی یک قاضی که پیش از انقلاب سابقه خدمت داشته باشد در تشکیلات این شورا پذیرفته نشده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;گروه&amp;zwnj;های سیاسی تنها در برابر لایحه قصاص سکوت نکردند. گروه&amp;zwnj;های سیاسی در برابر محو و از میان رفتن آزادی&amp;zwnj;های اجتماعی- سیاسی نیز سکوت کردند!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;
آقای خمینی با انتصاب آقایان بهشتی و موسوی اردبیلی و بدون این&amp;zwnj;که مطابق قانون اساسی مشورتی با قضات کشور انجام شود، این شورا را به وجود آورد. همه اعضای شورا نیز از روحانیونی بودند که نه تحصیل و نه تخصصی در کار قضایی داشتند. به هر روی، با توجه به این&amp;zwnj;که یکی از صلاحیت&amp;zwnj;های این شورا، &amp;laquo;تهیه لوایح قانونی&amp;raquo; بود، آنان لایحه موسوم به قصاص را تنظیم کردند و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت هم این لایحه پس از ارائه به مجلس، در شهریورماه سال ۱۳۶۱&amp;nbsp;به تصویب رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
ما در&amp;zwnj;&amp;zwnj; آن جزوه&amp;zwnj;ای که اشاره کردم توضیح دادیم که این قانون با موازین مدرن حقوق کیفری مغایرت دارد. این قانون به جرم جنبه &amp;laquo;خصوصی&amp;raquo; می&amp;zwnj;دهد و نقش &amp;laquo;شاکی خصوصی&amp;raquo;، یعنی کسی که از جرم متضرر می&amp;zwnj;شود را بیش&amp;zwnj; از حد پررنگ و برجسته می&amp;zwnj;کند. این قانون رابطه مجرم/ قربانی را به رابطه&amp;zwnj;ای &amp;laquo;خصوصی&amp;raquo; و &amp;laquo;فردی&amp;raquo; نظیر یک معامله مالی درآورده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این قانون در شرایطی تصویب شد که در آن ماه&amp;zwnj;ها و حتی سال&amp;zwnj;ها بعد از انقلاب، به&amp;zwnj;طور دائم صحبت از &amp;laquo;عدل اسلامی&amp;raquo; یا &amp;laquo;حمایت از مستضعفین&amp;raquo; می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شد. ما در همان زمان اشاره کردیم که این قانون، یک &amp;laquo;قانون طبقاتی&amp;raquo; است. به این معنا که تنها محروم&amp;zwnj;های جامعه را هدف قرار می&amp;zwnj;دهد و فقط فرودست&amp;zwnj;های جامعه هستند که به این ترتیب مجازات خواهند شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
کسی که امکانات مالی مناسبی دارد، به هر قیمتی &amp;laquo;دیه&amp;raquo; مقرر را پرداخت می&amp;zwnj;کند. حتی در جرم بزرگی به مانند قتل، قاتل از مجازات معاف خواهد. توجه کنید از &amp;laquo;مجازات معاف خواهد شد!&amp;raquo; به&amp;zwnj;هرحال، آمار جرایم و مجازات&amp;zwnj;ها هم در ظرف سه دهه گذشته نشان می&amp;zwnj;دهند که چه کسانی توانسته&amp;zwnj;اند با پرداخت دیه از مجازات معاف شوند و چه قشر و افرادی نیز به واسطه محرومیت&amp;zwnj;های مالی مجبور به تحمل مجازات شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما چرا واکنش جامعه روشنفکری ایران یا آن دسته از گروه&amp;zwnj;های سیاسی که با حاکمیت مرز&amp;zwnj;بندی مشخصی داشتند تا این میزان در برابر تصویب لایحه قصاص، ضعیف و انفعالی بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گروه&amp;zwnj;های سیاسی تنها در برابر لایحه قصاص سکوت نکردند. گروه&amp;zwnj;های سیاسی در برابر محو و از میان رفتن آزادی&amp;zwnj;های اجتماعی- سیاسی نیز سکوت کردند! گروه&amp;zwnj;های سیاسی در پیوند با فعالیت&amp;zwnj; دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب هم سکوت کردند؛ دادگاه&amp;zwnj;هایی که متاسفانه هر روز و هرهفته، چندنفر را از دم تیغ می&amp;zwnj;گذرانند؛ آن هم در چهارچوب یک دادگاه و محاکمه چند دقیقه&amp;zwnj;ای.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به اعتقاد من، گروه&amp;zwnj;های سیاسی در آن زمان بیشتر در تله مبارزه به اصطلاح &amp;laquo;ضد امپریالیستی&amp;raquo; جمهوری اسلامی افتاده بودند و اگر هم به&amp;zwnj;طور مستقیم با گروه&amp;zwnj;های سرکوب همکاری نمی&amp;zwnj;کردند، دست کم با سکوت خودشان، سیاست سرکوب جمهوری اسلامی را نادیده می&amp;zwnj;گرفتند و حتی آن را به نوعی تایید هم می&amp;zwnj;کردند! بنابراین گمان می&amp;zwnj;کنم که سکوت یا انفعال گروه&amp;zwnj;های سیاسی در برابر تصویب لایحه قصاص را نیز می&amp;zwnj;بایست درچهارچوب چنین ذهنیتی ارزیابی کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/6480&quot;&gt;قانون قصاص-محمد&amp;zwnj;حسین نیری&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/05/29/4326&quot;&gt;&amp;nbsp;قصاص و روانکاوی قربانیان-فاریا بارلاس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/05/22/4163&quot;&gt;فراتر ار تقاص-بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/08/31/6627#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2467">بهنام دارایی‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2473">عبدالکریم لاهیجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5414">قانون قصاص</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2744">قانون مجازات اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3040">کانون وکلا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Wed, 31 Aug 2011 15:32:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>behnam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6627 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>شیرین عبادی: کانون وکلا به وظایفش عمل کند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/08/25/6467</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/08/25/6467&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;260&quot; height=&quot;165&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ebadi_0.jpg?1314347693&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شيرين عبادی فهرستی ۴۲ نفره از وکلای ايرانی را که پس از انتخابات سال ۸۸ با تهديد، آزار و &amp;zwnj;اذيت، بازداشت يا محکوميت به زندان روبه&amp;zwnj;رو بودند انتشار داده و اعلام کرده است که کانون وکلای مرکز به وظايف صنفی خود در قبال اعضايش عمل نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;کمپين بين&amp;zwnj;المللی حقوق بشر در ايران که اين فهرست و نيز سخنان شيرين عبادی را منتشر کرده، از عدم استقلال کانون وکلای مرکز خبر داده است.&lt;br /&gt;
اين کمپين به نقل از عبادی، حرفه وکالت را زير فشار قوه قضائيه توصيف کرده و می&amp;zwnj;نويسد:&amp;zwnj; &amp;laquo;&amp;zwnj;برنده جايزه صلح نوبل، ليستی از ۴۲ وکيل که از خرداد ماه سال ۱۳۸۸ تا کنون به دليل دفاع از زندانيان سياسی- عقيدتی و يا دفاع از اهداف و ضوابط حقوق بشر مورد آزار واذيت قرار گرفته، تهديد، بازداشت، محاکمه و محکوم به زندان شده اند را گردآوری کرده و برای انتشار در اختيار کمپين قرار داده است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;100&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/campaign.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;مروری بر آن&amp;zwnj;چه وکلای یاد شده متحمل شده&amp;zwnj;اند نشان می&amp;zwnj;دهد که علیرغم حملات گسترده دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور علیه وکلای مدافع، کانون وکلای مرکز، که مسئولیت حمایت صنفی&amp;nbsp;از اعضایش را به عهده دارد و&amp;nbsp;بسیاری از وکلای یاد شده در این استان ساکن هستند، تاکنون هیچ اقدامی برای دفاع از اعضاء خویش انجام نداده است&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;برپايه آن&amp;zwnj;چه کمپين بين&amp;zwnj;المللی حقوق بشر در ايران انتشار داده، مروری بر آن&amp;zwnj;چه وکلای ياد شده متحمل شده&amp;zwnj;اند نشان می&amp;zwnj;دهد که با وجود حملات گسترده دستگاه قضايی و اطلاعاتی ايران عليه وکلای مدافع، کانون وکلای مرکز، که مسئوليت حمايت صنفی از اعضايش را به عهده دارد و بسياری از وکلای ياد شده در اين استان ساکن هستند، تاکنون هيچ اقدامی برای دفاع از اعضاء خويش انجام نداده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل گفته است: &amp;laquo;در دو سال اخير، با وجود اين&amp;zwnj;که شمار زيادی از وکلا به دليل حرفه&amp;zwnj;شان با مشکل روبه&amp;zwnj;رو شده&amp;zwnj;اند، اما هيچ نهادی از آن&amp;zwnj;ها حمايت نمی&amp;zwnj;کند. در حالی که يکی از وظايف اصلی کانون، نظارت بر عملکرد وکلا و حمايت قانونی از آن&amp;zwnj;هاست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
شيرين عبادی در مورد شرايطی که منجر به &amp;laquo;عدم استقلال کانون وکلا&amp;raquo; شد چنين گفت: &amp;laquo;دستور بازگشايی کانون وکلا پس از پاکسازی بسياری از وکلا صورت گرفت. بعد از آن، قانون کيفيت اخذ پروانه وکالت دادگستری را تصويب کردند که به موجب آن عملا استقلال از کانون گرفته شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
از سوی ديگر در بيانيه&amp;zwnj;ای که کمپين بين&amp;zwnj;المللی حقوق بشر در ايران منتشر کرده، هادی قائمی، سخنگوی اين کمپين، واکنش کانون وکلا در برابر تضييع حقوقی صنفی همکارانش را اسف&amp;zwnj;بار توصيف کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
هادی قائمی می&amp;zwnj;گويد: &amp;laquo;نظام قضايی ايران همچنان به حمله و حذف کلیه افرادی که مايل به ارائه خدمات حقوقی به زندانيان عقيدتی بوده&amp;zwnj;اند ادامه می&amp;zwnj;دهد. هدف اين است که از طريق ارعاب، وکلای مدافع ايرانی را از قبول چنين پرونده&amp;zwnj;هايی منصرف نمايند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در فهرستی که شيرين عبادی از طريق اين کمپين منتشر کرده نام وکلايی که پس از انتخابات سال ۸۸ مورد محاکمه قرار گرفتند، به قرار زير است :&lt;br /&gt;
فرامرز عبدالله&amp;zwnj;نژاد، اردشير اميرارجمند، شهرانگيز ابوطالبی کهنه&amp;zwnj;شهری، خليل بهراميان، محمدعلی دادخواه، مصطفی دانشجو، امير اسلامی، مائده قادری، مريم قنبری، رزا قراچورلو، مريم کيان&amp;zwnj;ارثی، مريم کرباسی، آرش کيخسروی، جاويد هوتن کيان، محمد مصطفايی، فروغ ميرزايی، مهدی معتمدی مهر، حسن سرچاهی، سارا صباغيان، مصطفی شعبانی، قاسم شعله&amp;zwnj;سعدی، محمد سيف&amp;zwnj;زاده، شادی صدر، نسرين ستوده، عبدالفتاح سلطانی، فاطمه تميمی، محمد اوليايی&amp;zwnj;فر، فرشيد يداللهی، کامبيز نوروزی، دکتر وحيد احمد، باقر فرهادی و محمدرضا رزاقی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
همچنين وکلايی که مورد آزار و اذيت قرار گرفتند عبارتند از: شيرين عبادی، محمد مصطفايی، عبدالفتاح سلطانی، دکتر هادی اسماعيل زاده، محمد شريف، هوشنگ پوربابايی، بهاره دوللو و غلام&amp;zwnj;حسين رئيسيان، نسيم غنوی، منيژه محمدی و شهره اسفنديارپور.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/08/25/6467#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/iran">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1412">شیرین عبادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1587">قوه قضائیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3040">کانون وکلا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5222">کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران</category>
 <pubDate>Thu, 25 Aug 2011 12:39:42 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">6467 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>رئیس کانون وکلای مرکز: برخورد با وکلا را متوقف کنید</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/07/10/5297</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/07/10/5297&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;159&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/kanoonvokala.jpg?1310302715&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;رئيس کانون وکلای دادگستری مرکز با انتشار نامه&amp;zwnj;ای از علی&amp;zwnj;رضا آوايی، رئيس کل دادگستری استان تهران خواست تا &amp;laquo;برخورد اهانت&amp;zwnj;آميز با وکلای دادگستری&amp;raquo; متوقف شود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمد جندقی کرمانی&amp;zwnj;پور، رئيس کانون وکلای دادگستری مرکز در اين نامه &amp;laquo;اخذ تلفن همراه و بازرسی کيف&amp;raquo; وکلا را &amp;laquo;تضييقاتی&amp;raquo; دانست که در حق وکلای دادگستری صورت می&amp;zwnj;گيرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
رئيس کانون وکلای دادگستری اين قبيل اقدامات را موجب &amp;laquo;نارضايتی و وهن&amp;raquo; جامعه وکالت دانست که سبب می&amp;zwnj;شود &amp;laquo;شأن و منزلت حرفه وکالت&amp;raquo; مورد تعرض قرار گيرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
جندقی کرمانی&amp;zwnj;پور در اين نامه از رئيس دادگستری تهران پرسيده است که &amp;laquo;اگر طبق تبصره سه ماده واحده مصوب سال ۱۳۷۰ مجمع تشخيص مصلحت نظام، وکلای دادگستری از احترام و تأمينات شاغلين قضا برخوردارند پس دليل اين اهانت&amp;zwnj;ها چيست؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
رئيس کانون وکلای دادگستری مرکز در اين نامه هيچ اشاره&amp;zwnj;ای به برخورد&amp;zwnj;های صورت گرفته با وکلای دادگستری که منجر به بازداشت و صدور احکام قضايی سنگين طی سال&amp;zwnj;های اخير برای برخی از آن ها شده، نداشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
طی دو سال پس از وقايع انتخاباتی در خرداد ۸۸ نهادهای امنيتی و قضايی با اعمال فشار و محدوديت برای وکلای تعدادی از زندانيان سياسی تعداد زيادی از آن&amp;zwnj;ها را بازداشت و به اتهام اقدام عليه امنيت داخلی و تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی به زندان افکنده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
هفته گذشته و در آخرين مورد از اين برخوردها محمدعلی دادخواه، وکيل پايه يک دادگستری و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و وکيل پرونده&amp;zwnj;هايی چون دانشجويان اميرکبير در قضيه کاريکاتورهای موهن، فعالان ملی مذهبی، دراويش گنابادی و يوسف ندرخانی کشيش محکوم به اعدام از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به رياست قاضی صلواتی به ۹ سال زندان، ۱۰ سال محروميت از وکالت و تدريس، پنج ضربه شلاق و جزای نقدی محکوم شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
پس از صدور  اين حکم محمدعلی دادخواه در گفت&amp;zwnj;وگويی با تارنمای جرس در مورد واکنش کانون وکلا به صدور چنين احکامی برای وکلا دادگستری گفته بود &amp;laquo;گويا کانون وکلا که وظيفه حمايت از وکلايش را برعهده دارد، رسالت خود را فراموش کرده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نسرين ستوده، عضو کانون مدافعان حقوق بشر و محمد سيف&amp;zwnj;زاده از مؤسسان اين کانون از جمله وکلايی هستند که در طی ماه&amp;zwnj;های گذشته از سوی نهادهای امنيتی بازداشت و هم&amp;zwnj;اکنون در زندان به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نسرين ستوده  به ۱۱ سال زندان، ۲۰ سال محروميت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعيت خروج از ايران و محمد سيف&amp;zwnj;زاده به دو سال حبس تعزيری محکوم شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
همچنين عبدالفتاح سلطانی، هادی اسماعيل&amp;zwnj;زاده، منيژه محمدی، سارا صباغيان، مريم کيان&amp;zwnj;ارثی و مريم کرباسی از ديگر وکلای دادگستری هستند که پس از وقايع انتخابات بحث&amp;zwnj;برانگيز خرداد ۸۸ بازداشت و مدتی را در زندان به سر بردند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/07/10/5297#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/iran">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4049">محمد جندقی کرمانی پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4048">محمد جندقی کرمانی‌پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3250">محمد سيف زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4050">محمدعلی دادخواه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%86%D8%B3%D8%B1%D9%8A%D9%86-%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%87">نسرين ستوده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%88%DA%A9%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C">وکلای زندانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3040">کانون وکلا</category>
 <pubDate>Sun, 10 Jul 2011 06:39:18 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">5297 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title> دادگاه رسیدگی به ابطال پروانه وکالت نسرین ستوده برگزار شد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/05/30/4351</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/05/30/4351&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/sotudeh1.jpg?1306752891&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;نسرین ستوده، وکیل دادگستری زندانی، روز یک&amp;zwnj;شنبه هشتم خردادماه بنا به درخواست مقامات قضایی برای تعویق پرونده وکالتش، از زندان اوین به دادگاه انتظامی کانون وکلا اعزام شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
به گزارش وب&amp;zwnj;سایت تغییر برای برابری، اولین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده ابطال پروانه وکالت نسرین ستوده در یکی از اتاق&amp;zwnj;های کانون وکلا برگزار شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
خانم کیهانی، عضو هیات رییسه کانون و چند تن دیگر از وکلا قضاوت در این دادگاه را بر عهده داشت و نتیجه نهایی به دادگاه تجدید نظر و زمان دیگری موکول گرديد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;روز گذشته عکسی از نسرين ستوده که دستان دست&amp;zwnj;بند زده&amp;zwnj;اش را بالای سر گرفته و لبخند بر لب دارد، در بسياری از وب&amp;zwnj;سايت&amp;zwnj;ها و شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی اينترنتی منتشر شد&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;نسرین ستوده که پس از تحمل چندین ماه زندان انفرادی، به&amp;zwnj;تازگی به بند عمومی زندان اوین منتقل شده در نامه&amp;zwnj;ای خطاب به رضا خندان، همسرش، آورده است: &amp;laquo;می&amp;zwnj;خواهند دادگاهی برپا کنند تا پروانه وکالت&amp;zwnj;ام را ابطال کنند، من بی&amp;zwnj;پروانه وکالت یا با پروانه، به این احکام معترضم. اعتراض به احکام ناعادلانه نیاز به پروانه وکالت ندارد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این وکیل دادگستری در وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸، وکالت شمار زیادی از معترضان را برعهده داشته است و برخی از موکلان وی به حبس&amp;zwnj;های طولانی مدت محکوم شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نسرین ستوده پیش از وقایع انتخابات نیز دفاع از بسیاری از فعالان مدنی، اعضای جنبش زنان و همچنین کودکان زیر حکم اعدام را بر عهده گرفته بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img width=&quot;200&quot; vspace=&quot;8&quot; hspace=&quot;8&quot; height=&quot;172&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/sotudeh_1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;این وکیل دادگستری شهریورماه گذشته بازداشت شد و دادگاه انقلاب وی را به ۱۱سال حبس و ۲۰ سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پی انتشار خبر برگزاری دادگاه نسرین ستوده، در کانون وکلا، شماری از فعالان جنبش زنان و موکلان وی با حضور در محل کانون وکلا، برای لحظاتی کوتاه با این فعال حقوق بشر دیدار کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روز گذشته عکسی از نسرین ستوده که دستان دست&amp;zwnj;بند زده&amp;zwnj;اش را بالای سر گرفته و لبخند بر لب دارد به همراه تصاویری از در آغوش کشیدن نسرین ستوده و همسرش رضا خندان در محل دادگاه و با دستانی قفل شده، در بسیاری از وب&amp;zwnj;سایت&amp;zwnj;ها و شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی اینترنتی منتشر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مأموران امنیتی در مدت بازداشت نسرین ستوده از دیدار حضوری وی با همسرش ممانعت کرده و تنها دقایقی کوتاه به فرزندان سه و ۱۱ ساله وی اجازه ملاقات حضوری داده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این وکیل دادگستری در طی دوره بازداشت خود چندین بار در اعتراض به رعایت نشدن حقوق&amp;zwnj;اش به عنوان یک زندانی، دست به اعتصاب غذا زده است.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/05/30/4351#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/iran">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87">دادگاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%87">نسرین ستوده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3155">پروانه وکالت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3040">کانون وکلا</category>
 <pubDate>Mon, 30 May 2011 10:16:16 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4351 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>چالش وکلا بر سر ساماندهی وکالت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/05/25/4236</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/05/25/4236&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;159&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/newspaper_9.jpg?1306292954&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;روزنامه جام جم در شماره چهارشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۰ از مخالفت کانون وکلای دادگستری با طرح ساماندهی وکالت خبر داده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اين &lt;a href=&quot;http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100844387823&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;روزنامه &lt;/a&gt;نوشته است:&amp;zwnj; &amp;laquo;با داغ شدن بحث ساماندهی وکالت از سوی قوه قضاييه در هفته قبل، رئيس کانون وکلای دادگستری مرکز اعلام کرد، محال است ادغام کانون&amp;zwnj;ها با مرکز مشاوران حقوقی و وکلای قوه قضاييه را بپذيرند، حتی اگر اين مقاومت سبب تعطيلی کانون&amp;zwnj;ها شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
قوه قضائيه ايران قصد دارد با تصويب طرحی، صدور و باطل کردن پروانه وکالت را در اختيار بگيرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
محمد جندقی، رئيس کانون وکلای دادگستری  می&amp;zwnj;گويد: &amp;laquo;اسناد بين&amp;zwnj;المللی می&amp;zwnj;گويند وکيل بايد هنگام دفاع از موکلش کاملاً آزاد باشد و بدون دغدغه به امور دفاع بپردازد، البته ما خودمان روی عملکرد وکلای عضو کانون&amp;zwnj;ها نظارت داريم و در صورت بروز تخلف حتی تا لغو پروانه هم پيش می&amp;zwnj;رويم، اما حرفمان اين است که وظيفه قوه قضاييه تربيت وکيل نيست و بايد اين وظيفه را به&amp;zwnj;عهده کانون&amp;zwnj;ها بگذارد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بهمن کشاورز، رئيس اتحاديه سراسری کانون&amp;zwnj;های وکلای دادگستری ايران نیز گفته است: &amp;laquo;قوه قضاييه می&amp;zwnj;گويد قصد دارد همان نظارتی را که بر مرکز مشاوران دارد برکانون&amp;zwnj;های وکلا نيز اعمال کند اما اين مساًله هم منافی استقلال کانون&amp;zwnj;هاست و هم اين که اگر قرار باشد تخلفات انتظامی وکلا در دادگاه&amp;zwnj;های قوه قضاييه رسيدگی شود، نوعی ضديت در نحوه عمل پيش می&amp;zwnj;آيد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;محمد جندقی، رئيس کانون وکلای دادگستری: اسناد بين&amp;zwnj;المللی می&amp;zwnj;گويند وکيل بايد هنگام دفاع از موکلش کاملاً آزاد باشد و بدون دغدغه به امور دفاع بپردازد، وظيفه قوه قضاييه تربيت وکيل نيست و بايد اين وظيفه را به&amp;zwnj;عهده کانون&amp;zwnj;ها بگذارد&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;جام جم افزوده است: &amp;laquo;قوه قضائيه در پی به تصويب رساندن طرح ساماندهی وکالت در مجلس است تا بتواند از طريق اين طرح، راهی برای سر و سامان دادن به حق&amp;zwnj;الوکاله&amp;zwnj;ها پيدا کند و کار وکالت را از دست وکلای متخلفی که کراوات می&amp;zwnj;بندند و روسری&amp;zwnj;های تا فرق سر دارند دربياورد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اين بخش از گزارش روزنامه جام جم به سخنان عبدالرضا مومنی، رئيس مرکز مشاوران، کارشناسان و وکلای قوه قضاييه که ۲۸ ارديبهشت سال جاری از ساماندهی وکالت خبر داده بود، اشاره دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وی گفته است: &amp;laquo;از سال ۷۶ به بعد برای رفع مشکل کمبود وکيل که منجر به اطاله دادرسی می&amp;zwnj;شد، قانونی به تصويب رسيد و کانون&amp;zwnj;ها را ملزم کرد تا هر سال برمبنای اعلام نيازها با برگزاری آزمون، وکيل جذب کنند اما چون مديريت کار در دست کانون&amp;zwnj;ها بود، آن&amp;zwnj;ها خودشان تعيين می&amp;zwnj;کردند که چه تعداد نيرو جذب بازار کار کنند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وی افزود: &amp;laquo;برای همين قوه قضاييه در سال ۷۹ تصميم گرفت برای جبران کمبود وکيل راساً نسبت به استخدام وکلا اقدام و خودش نيز صلاحيت مشاوران حقوقی را احراز کند. البته اين کار باعث شد کانون&amp;zwnj;های وکلا نيز به تبعيت از قوه قضاييه تعداد وکلايشان را افزايش دهند، ولی حالا به جايی رسيده&amp;zwnj;ايم که بايد طرحی جامع برای وکالت در کشور تصويب کنيم تا بتوانيم اين دو مجموعه جدا از هم را يکی کنيم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته مومنی، قوه قضاييه مايل است نظارتی را که هم&amp;zwnj;اکنون بر مرکز مشاوران دارد بعد از ادغام نيز حفظ کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
رئيس مرکز مشاوران، کارشناسان و وکلای قوه قضاييه همچنين از تشکيل هيأتی به نام هيأت تأييد صلاحيت خبر داده تا قوه قضاييه از طريق آن بتواند &amp;laquo;صلاحيت&amp;raquo; وکلا را به&amp;zwnj;صورت مستمر ارزيابی کند و با مشاهده هرگونه &amp;laquo;خلل&amp;raquo; در کار آن&amp;zwnj;ها پروانه وکالتشان را باطل سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;مطالب ديگر مطبوعات:&lt;br /&gt;
روزنامه مردم&amp;zwnj;سالاری؛ &lt;a href=&quot;http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=105863&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt; راه&amp;zwnj;اندازی شبکه اجتماعی تبيان برای رقابت با فيس&amp;zwnj;بوک &lt;/a&gt; &lt;br /&gt;
روزنامه ابتکار؛  ب&lt;a href=&quot;http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=81991&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;ی&amp;zwnj;خردترين حکومت&amp;zwnj;های تاريخ &lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/05/25/4236#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/iran">اخبار ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3043">بهمن کشاورز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">روزنامه‌های ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3044">عبدالرضا مومنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3042">محمد جندقی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3041">وکالت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3040">کانون وکلا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2663">کیوسک مطبوعات</category>
 <pubDate>Wed, 25 May 2011 02:27:09 +0000</pubDate>
 <dc:creator>zamaanehnews</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4236 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>