<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2962/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>کیم کی دوک</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2962/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>کیم کی دوک و شیر طلای ونیز</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/09/19390</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/09/19390&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    جشنواره فیلم ونیز به پایان رسید        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گروه فرهنگ، رادیو زمانه        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/kimkiv01.jpg?1347556398&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;گروه فرهنگ - ۱۵ سال است که کیم کی دوک، کارگردان نام&amp;zwnj;آور کره&amp;zwnj;ای در جشنواره&amp;zwnj;های سینمایی شرکت می&amp;zwnj;کند و فیلم&amp;zwnj;هایش هم مورد تقدیر قرار می&amp;zwnj;گیرند، اما تا امروز جایزه مهمی را به دست نیاورده بود. در شصت و نهمین جشنواره فیلم ونیز این طلسم شکسته شد و شیر طلای ونیز به خاطر فیلم &amp;laquo;پی&amp;zwnj;یتا&amp;raquo; به او تعلق گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;laquo;پی&amp;zwnj;یتا&amp;raquo; که در قالب داستانی مبتنی بر خشونت روایت می&amp;zwnj;شود، از ساز و کار نظام سرمایه&amp;zwnj;داری انتقاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مایکل مان، کارگردان سر&amp;zwnj;شناس آمریکایی که ریاست هیأت داوران شصت و نهمین جشنواره فیلم ونیز را به عهده داشت، درباره نحوه ارزش&amp;zwnj;گذاری بر فیلم&amp;zwnj;ها گفته بود: &amp;laquo;فیلمی برنده شیر طلایی شصت و نهمین جشنواره فیلم ونیز می&amp;zwnj;شود که هم درخشان باشد و هم اینکه نوآوری&amp;zwnj;هایی داشته باشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;پی&amp;zwnj;یتا&amp;raquo; اما از یک نظر دیگر هم اهمیت دارد: کیم کی دوک که از افسردگی رنج می&amp;zwnj;برد، به یک کلبه جنگی پناه برده بود و سال&amp;zwnj;ها گوشه&amp;zwnj;نشین شده بود. او در این سال&amp;zwnj;ها فقط یک فیلم مستند به نام &amp;laquo;آریرانگ&amp;raquo; درباره این دوران بحرانی ساخته بود که چندان هم مورد توجه قرار نگرفت. اکنون با &amp;laquo;پی&amp;zwnj;یتا&amp;raquo; یکی از کارگردانان مهم به آغوش سینما بازگشته است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آر&amp;zwnj;یرانگ&amp;raquo; از کهن&amp;zwnj;ترین و محبوب&amp;zwnj;ترین ترانه&amp;zwnj;های محلی کره&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;هاست و از آغاز پیدایش این ملت تاکنون سینه به سینه نقل شده و چگونگی خواندن و اجرای آن نمایانگر روحیه خواننده&amp;zwnj;اش است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;واژه &amp;laquo;پی&amp;zwnj;یتا&amp;raquo; اما برخلاف آریرانگ نه در فرهنگ کره&amp;zwnj;ای که در فرهنگ مسیحی ریشه دارد. &amp;laquo;پی&amp;zwnj;یتا&amp;raquo; به تندیس&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;گویند که حضرت مریم را در کنار جنازه مسیح نشان می&amp;zwnj;دهد. مریم جنازه مسیح را از روی صلیب پایین کشیده و او را با پهلوی دریده روی زانوانش خوابانده است. در فرهنگ مسیحی بیینده می&amp;zwnj;بایست با دیدن این صحنه از احساس ترحم سرشار شود و به خداوند ایمان بیاورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/kimkiv02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 131px;&quot; /&gt;کیم کی دوک در &amp;laquo;پی&amp;zwnj;یتا&amp;raquo; یک مرد جوان و سادیست را در مرکز توجه قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در نخستین صحنه&amp;zwnj;های پی&amp;zwnj;یتا اما هیچگونه نشانی از ترحم و بخشش و ایمان نیست. در صحنه&amp;zwnj;هایی بسیار خشن بازرگانان و تجاری که از عهده پرداخت وامشان به صراف&amp;zwnj;های سوداگر برنیامده&amp;zwnj;اند و فقیر شده&amp;zwnj;اند، به دست یک فرد سادیست از کارافتاده می&amp;zwnj;شوند با این امید که دست&amp;zwnj;کم از بیمه کارافتادگی&amp;zwnj;شان بتوانند بهره&amp;zwnj;مند شوند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال ۲۰۰۰ وقتی که فیلم &amp;laquo;جزیره&amp;raquo; از کیم کی دوک در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد، عده&amp;zwnj;ای از تماشاگران که تاب دیدن صحنه&amp;zwnj;های خشن را نداشتند، از حال رفتند. این فیلم در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سال کاندید شیر طلایی ونیز شد، اما نتوانست این جایزه را از آن خود کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کیم کی دوک در &amp;laquo;پی&amp;zwnj;یتا&amp;raquo; یک مرد جوان، و سادیست را در مرکز توجه قرار می&amp;zwnj;دهد. وقتی زنی وارد زندگی او می&amp;zwnj;شود و ادعا می&amp;zwnj;کند که مادرش است، ناگهان زندگی مرد هم دگرگون می&amp;zwnj;شود. به این ترتیب کیم کی دوک موفق می&amp;zwnj;شود روایتی متفاوت از اخلاق و عشق، پول و نیاز انسان به محبت به دست دهد. رویارویی یک فرد آزارکام با مادرش به فیلم حال و هوایی روان&amp;zwnj;شناختی هم می&amp;zwnj;دهد. کیم کی دوک تلاش می&amp;zwnj;کند در قالب چنین داستانی&amp;nbsp; پاره&amp;zwnj;ای از مشکلات اجتماعی و اقتصادی در این سال&amp;zwnj;های بحرانی را هم آشکار کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوران نوجوانی کیم کی دوک که پدرش با او بدرفتاری می&amp;zwnj;کرد به سختی سپری شد. در نه&amp;zwnj;سالگی همراه خانواده&amp;zwnj;اش به سئول رفت، مدرسه را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرد و به ارتش پیوست. در بیست&amp;zwnj;سالگی در حلقه کشیشان مسیحی به کودکان نابینا کمک می&amp;zwnj;کرد. در این زمان بود که به نقاشی روی آورد، و برای تحصیل در رشته نقاشی به پاریس رفت. اما در سال ۱۹۹۲ شروع به فیلمنامه&amp;zwnj;نویسی کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کیم کی دوک از ۱۹۹۶ تاکنون مجموعاً ۱۴ فیلم ساخته است. فیلم&amp;zwnj;های او در یک فضای افسرده و با شخصیت&amp;zwnj;هایی که توانایی ارتباط با هم را ندارند شکل می&amp;zwnj;گیرد. رویکرد به خشونت یکی از مهم&amp;zwnj;ترین ویژگی&amp;zwnj;های فیلم&amp;zwnj;های اوست. در کره جنوبی کیم کی دوک را به زن&amp;zwnj;ستیزی متهم می&amp;zwnj;کنند، اما او این اتهام را نمی&amp;zwnj;پذیرد و آن را یک نوع کژتابی می&amp;zwnj;خواند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دو فیلم دیگر که در شصت و نهمین جشنواره فیلم ونیز مورد توجه و تقدیر قرار گرفتند هم همچنون &amp;laquo;پی&amp;zwnj;یتا&amp;raquo; از مضمونی ضد مذهبی برخوردارند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جایزه شیر نقره&amp;zwnj;ای بهترین کارگردان جشنواره ونیز به پل تامس اندرسن برای فیلم آمریکایی &amp;laquo;مرشد&amp;raquo; اعطاء شد. فیلیپ سیمور هافمن و واکین فینیکس بازیگران این فیلم نیز به طور مشترک جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلیپ سیمور هافمن در این فیلم نقش بنیانگذار یک &amp;laquo;سکت&amp;raquo; مذهبی را ایفا می&amp;zwnj;کند. هوفمن پیش از نمایش این فیلم اعلام کرده که این &amp;laquo;سکت&amp;raquo; مذهبی ربطی به سانتولوژی ندارد و داستان فیلم فقط از این گروه مذهبی الهام گرفته شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تومامس اندرسن که پنج بار نامزد اسکار بوده، &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های بوگی&amp;raquo;، &amp;laquo;ماگنولیا&amp;raquo; و &amp;laquo;خون به پا می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; را ساخته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اولریش سیدل کارگردان اتریشی برای فیلم &amp;laquo;بهشت: ایمان&amp;raquo; تولید مشترک اتریش، فرانسه و آلمان جایزه ویژه هیئت داوران را برد. سیدل در این فیلم اعتقاد به بهشت را به چالش می&amp;zwnj;کشد. موضوع این فیلم زناشویی یک زن متعصب کاتولیک با یک مرد مسلمان و دعوای هر روزه&amp;zwnj;روز آنان بر سر اعتقادات مذهبی&amp;zwnj;شان است. پیش از برگزاری جشنواره فیلم ونیز یک گروه کاتولیک ایتالیایی به نام &amp;laquo; NO ۱۹۴ &amp;raquo; با شکایت از کارگردان این فیلم حاشیه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ساز شد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جایزه بهترین بازیگر زن به هاداس یارون برای بازی در فیلم اسرائیلی &amp;laquo;خلاء را پر کن&amp;raquo; به کارگردانی راما برشتین و ییگال برشتین اعطاء شد. جایزه بهترین فیلمنامه نیز به &amp;laquo;چیزی در هوا&amp;raquo; ساخته اولیویه آسایاس فیلمساز فرانسوی رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;به هر قیمت&amp;raquo; ساخته رامین بحرانی، سینماگر ایرانی مقیم آمریکا نیز در بخش مسابقه جشنواره فیلم ونیز شرکت داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امیر نادری، سینماگر ایرانی ساکن نیویورک، داور بخش افق&amp;zwnj;های شصت و نهمین جشنواره فیلم ونیز بود. در این بخش فیلم &amp;laquo;خانه پدری&amp;raquo; از کیانوش عیاری نیز شرکت داده شده بود. مهدی هاشمی، شهاب حسینی و نازنین فراهانی و مهران رجبی از بازیگران این فیلم هستند و موضوع فیلم هم مشکلات زنان در هفتاد سال گذشته در جامعه ایران است. این فیلم که در سال ۱۳۸۹ ساخته شده، هنوز در ایران به نمایش در نیامده و وزارت ارشاد هم با شرکت آن در جشنواره فیلم ونیز مخالفت کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امسال هم مانند سالیان گذشته عده&amp;zwnj;ای از ستارگان سینما با حضورشان به جشنواره فیلم ونیز رونق دادند: ژان مورو، کلودیا کاردیناله، بن افلک، ژراد دپاردیو، خاویر باردم و همچنین رابرت ردفورد از ستارگانی بودند که در شصت و نهمین جشنواره فیلم ونیز شرکت کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جشنواره فیلم ونیز از قدیمی&amp;zwnj;ترین جشنواره&amp;zwnj;های سینمایی جهان است و امسال هشتادمین سالگرد خود را جشن گرفت. این جشنواره همراه با جشنواره فیلم برلین و جشنواره کن از مهم&amp;zwnj;ترین جشنواره&amp;zwnj;های سینمایی جهان به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منبع: دی تسایت، دی ولت، اشپیگل، فوکوس&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/05/22/4156&quot;&gt;مرثیه&amp;zwnj;ای برای کیم کی دوک، محمد عبدی، زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/9247&quot;&gt;کیم کی دوک و چوب گلف، محمد عبدی، زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;	ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده پی&amp;zwnj;یتا، ساخته کیم کی دوک&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/jBpEiDwNuN8?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/09/19390#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2964">آریرانگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15024">شصت و نهمین جشنواره فیلم ونیز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15297">پی یتا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2962">کیم کی دوک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/jBpEiDwNuN8" fileSize="1253" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/jBpEiDwNuN8/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/jBpEiDwNuN8" length="1253" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Sun, 09 Sep 2012 00:13:54 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19390 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title> کیم کی دوک و چوب گلف</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/12/24/9247</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/12/24/9247&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سینمای جهان در صد فریم: چوب گلف ساخته کیم کی دوک        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد عبدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;207&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/3-iron01.jpg?1347143192&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمد عبدی - &amp;quot;سینمای جهان در صد فریم&amp;quot; عنوان بخش تازه&amp;zwnj;ای است که در آن هر هفته به نقد و تحلیل یک فیلم کلاسیک و برجسته تاریخ سینما می&amp;zwnj;پردازیم تا برسیم به رقم طلایی صد فیلم؛ هر فیلم شاهکاری از تاریخ سینما (چه فیلم&amp;zwnj;های دهه&amp;zwnj;ها قبل و یا فیلم&amp;zwnj;های همین سال&amp;zwnj;ها) در این مجموعه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;اگر فکر می&amp;zwnj;کنید برای شروع چنین مجموعه&amp;zwnj;ای باید همشهری کین را انتخاب می&amp;zwnj;کردم، پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;تان درست نیست؛ چوب گلف (۳- Iron) شاهکاری از کیم کی دوک را برگزیده&amp;zwnj;ام برای گریز از شیوه&amp;zwnj;های مرسوم و گوشزد این نکته که این انتخاب&amp;zwnj;ها بر اساس یا به ترتیب فیلم&amp;zwnj;های غالباً برگزیده تاریخ سینما نخواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;چوب گلف (۳- Iron)، چه داستانی دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارگردان و نویسنده فیلمنامه: کیم کی دوک- بازیگران: جائه هی، لی سونگ یئون- محصول ۲۰۰۴، کره جنوبی- ۸۸ دقیقه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تائه سوک جوان تنهایی است که با چسباندن آگهی بر روی در خانه&amp;zwnj;ها و دست نخورده ماندن آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;فهمد که چه خانه&amp;zwnj;ای خالی است، داخل می&amp;zwnj;شود و شب را آنجا می&amp;zwnj;گذراند، اما نه تنها دزدی نمی&amp;zwnj;کند بلکه حتی لباس&amp;zwnj;های صاحبخانه را هم می&amp;zwnj;شوید. یک بار در یکی از خانه&amp;zwnj;ها که به نظر می&amp;zwnj;رسید خالی است با زنی برخورد می&amp;zwnj;کند که شوهرش او را کتک می&amp;zwnj;زند. سوک شوهر را مورد هدف توپ&amp;zwnj;های گلف قرار می&amp;zwnj;دهد و زن با او خانه را ترک می&amp;zwnj;کند. آن&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان شیوه در خانه&amp;zwnj;های مختلفی سر می&amp;zwnj;کنند و بدون آنکه با هم حرفی بزنند، عشقی میان آن&amp;zwnj;ها شکل می&amp;zwnj;گیرد...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عنوان فیلم چه معنایی دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	۳- Iron نام نوعی چوب گلف است که در فیلم مورد استفاده قرار می&amp;zwnj;گیرد. ترجمه عنوان اصلی فیلم به زبان کره&amp;zwnj;ای، &amp;laquo;خانه خالی&amp;raquo; است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کیم کی دوک کیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/images/3-iron03.jpg&quot; style=&quot;height: 120px; width: 196px;&quot; /&gt;کیم کی دوک&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;متولد ۱۹۶۰ در کره جنوبی. تحصیل هنرهای زیبا در پاریس از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۳. بازگشت به کره و موفقیت در فیلمنامه&amp;zwnj;نویسی. اولین فیلم به عنوان کارگردان: کروکودیل (۱۹۹۶). شهرت جهانی با &amp;laquo;بهار، تابستان، پائیز، زمستان و باز بهار&amp;raquo; (۲۰۰۳). پناه بردن به یک کوهستان دورافتاده پس از حادثه&amp;zwnj;ای که برای بازیگر فیلم&amp;zwnj;اش (رؤیا&amp;zwnj;ها) در سال ۲۰۰۸ اتفاق افتاد و گوشه&amp;zwnj;گیری تا سال ۲۰۱۱ و بازگشت به سینما با فیلم &amp;quot;آریرانگ&amp;quot; در جشنواره کن؛ نوعی خوددرمانی در برابر دوربین.&lt;br /&gt;
	استاد حرف زدن با تصویر. شخصیت&amp;zwnj;های اصلی غالب فیلم&amp;zwnj;های او در طول فیلم هیچ&amp;zwnj;گاه حرف نمی&amp;zwnj;زنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;چرا این فیلم اهمیت دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کیم کی دوک، همچون شاهکار ستایش برانگیز پیشین&amp;zwnj;اش &amp;ndash; &amp;laquo;بهار، تابستان، پاییز، زمستان و باز بهار&amp;raquo; - در &amp;quot;چوب گلف&amp;quot;، جهانی را ترسیم می&amp;zwnj;کند که به شدت درگیرکننده، زیبا و سحرانگیز به نظر می&amp;zwnj;رسد و در عین بازتاباندن جهان&amp;zwnj;بینی شرقی - در نوع نگاه به دنیا، طبیعت، ایمان و عشق- نوعی نگاه شخصی فیلمساز را هم با خود به همراه دارد که اثر را با خطوط نامرئی- اما در عمق، و قابل ستایش و تحسین- به یکدیگر مرتبط می&amp;zwnj;کند و نوید فیلمسازی را می&amp;zwnj;دهد - که اگر بی&amp;zwnj;جهت احتیاط کنیم و بهترین نخوانیمش- لااقل یکی از بهترین&amp;zwnj;های دهه اول قرن بیست و یکم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;چوب گلف&amp;raquo; با ساختاری مینیاتوری، از تداخل کامل فرم و محتوا حرف می&amp;zwnj;زند؛ از اینکه چطور می&amp;zwnj;توان جهان غیر مادی را به شکل مادی تصویر کرد. فیلم به شدت متکی بر تصویر است. همه چیز تا &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت ممکن حساب شده و دقیق، در تک تک تصاویر به خدمت معانی نهفته در اثر می&amp;zwnj;شتابند. تقریباً هیچ نمای زائدی وجود ندارد. هر کنش و هر جزئی از صحنه دقیقاً - و در نهایت- کارکرد خاص خود را دارد و در تکمیل یک جهان&amp;zwnj;بینی قابل ستایش است. ریتم کند فیلم، به هیچ&amp;zwnj;وجه خسته&amp;zwnj;کننده نیست و بر عکس می&amp;zwnj;تواند بهترین شیوه برای ترسیم جهانی باشد که قرار است رفته رفته از جهان مادی ما فاصله بگیرد تا به جهان زیبای نهایی نزدیک شود. سیر این روند به بهترین شکل به زبان تصویر در می&amp;zwnj;آید؛ با کمترین دیالوگ ممکن و تأکید بر فضاسازی و اجزای صحنه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/images/3-iron02.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ابتدا با کندی و کسالت زندگی شخصیت اصلی روبرو هستیم. بی&amp;zwnj;آنکه دیالوگی بشنویم با زندگی روزمره کسی آشنا می&amp;zwnj;شویم که تا به آخر فیلم حرفی نمی&amp;zwnj;زند. کمی بعد&amp;zwnj;تر با شخصیت زن فیلم آشنا می&amp;zwnj;شویم؛ او هم حرف نمی&amp;zwnj;زند. تنها چیزی که این زن در تمام فیلم بر زبان می&amp;zwnj;آورد یک جمله است: &amp;quot;دوستت دارم&amp;quot; (آن هم تنها در لحظه&amp;zwnj;ای که عاشق از وجود مادی&amp;zwnj;اش خارج شده.) لب بستن هر دو شخصیت اصلی، نوعی اعتراض به جهانی است که دوستش ندارند. در عوض رفته رفته می&amp;zwnj;توانند با جدا شدن از جسم مادیشان خود جهانی بنا کنند که برایشان دوست&amp;zwnj;داشتنی&amp;zwnj;تر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در صحنه نهایی، وقتی هر دو عاشقانه روی یک وزنه قرار گرفته&amp;zwnj;اند (وزنه&amp;zwnj;ای که پیش&amp;zwnj;تر چند بار آن را دیده بودیم و کارکردش را نمی&amp;zwnj;دانستیم) وزن هر دو به صفر می&amp;zwnj;رسد؛ ساختن جهانی نو که در آن رنج&amp;zwnj;ها رنگ می&amp;zwnj;بازند و فقط عشق - به شکل خالص و بدون حشو و زوائدش- باقی می&amp;zwnj;ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سیر این روند به قدری حساب شده است که فیلم را به حد یک شاهکار می&amp;zwnj;رساند؛ شخصیت&amp;zwnj;پردازی دقیق با کمک تصویر - یک تجربه نادر در سینما- به شکلی که به رغم حرف نزدن شخصیت&amp;zwnj;های اصلی، هیچ نکته مبهمی درباره آن&amp;zwnj;ها باقی نمی&amp;zwnj;ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/images/3-iron04.jpg&quot; style=&quot;height: 147px; width: 196px;&quot; /&gt;عشق و رهایی از دور باطل خشونت&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بازی&amp;zwnj;ها به شدت عالی&amp;zwnj;اند،&amp;zwnj;گاه حکایت از چهره&amp;zwnj;های سردی دارند که مأمن آرامی می&amp;zwnj;جویند و &amp;zwnj;گاه حکایت از چشم&amp;zwnj;های عاشقی که همه جهان را در معشوق خلاصه می&amp;zwnj;کنند (بازی زن حیرت&amp;zwnj;انگیز است، با چهره&amp;zwnj;ای سرد و خاموش اما پر از حس؛ ابتدا پر از غم و تنهایی و رنج، و بعد مملو از انتظار، دلشوره و دلواپسی و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت سرشار از محبت، سرخوشی و عشق.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه نشانه&amp;zwnj;ها در فیلم به&amp;zwnj;درستی به کار گرفته شده&amp;zwnj;اند. هر برخوردی به کاری می&amp;zwnj;آید. نگاه اول مرد از داخل اتومبیلش به پسر، بعد&amp;zwnj;ها معنای خود را می&amp;zwnj;یابد. خوابیدن شخصیت اصلی در خانه دیگران، معنای گسترده&amp;zwnj;تری، نه در جهت نمایش فقر او، بلکه در جهت ترسیم &amp;quot;بی&amp;zwnj;خانمان&amp;quot; بودن و &amp;quot;متفاوت&amp;quot; بودن&amp;zwnj;اش در جهانی سرد و تیره- می&amp;zwnj;یابد و از سویی حکایت دارد از تجربه کردن زندگی به اشکال گوناگون و قرار گرفتن در جای آدم&amp;zwnj;های مختلف که او را به بلوغ روحی&amp;zwnj;اش نزدیک می&amp;zwnj;کند. سیر انتخاب خانه&amp;zwnj;ها و رسیدن از خانه&amp;zwnj;های افراد ثروتمند به خانه&amp;zwnj;های فقیرانه، باز نه در راستای پرداختن به غنا و فقر (که می&amp;zwnj;تواند فریب&amp;zwnj;دهنده باشد)، بلکه در جهت نوعی تکامل روحی است برای رفته رفته و پله پله تهی شدن از نیاز به زندگی مادی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این میان استفاده از توپ گلف حیرت&amp;zwnj;انگیز است؛ فیلم با نمای ضربه زدن به توپ گلف شروع می&amp;zwnj;شود. اولین ارتباط پسر با زن از طریق فرستادن توپ گلف برای یکدیگر است (بی&amp;zwnj;آنکه همدیگر را ببینند) و همین ارتباط با حضور شخصیت مرد و برداشتن توپ گلف گسسته می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/images/3-iron05.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پسر با&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان توپ از رفتار نفرت&amp;zwnj;انگیز مرد انتقام می&amp;zwnj;گیرد، و این ضربه خوردن شخصیت&amp;zwnj;ها از توپ گلف چند بار تکرار می&amp;zwnj;شود و به خود پسر هم برمی&amp;zwnj;گردد. توپ اشاره&amp;zwnj;ای دارد به گردی زمین و ضربه&amp;zwnj;ای که این کره - زمین، طبیعت- به انسان&amp;zwnj;ها باز می&amp;zwnj;گرداند و این ما را رهنمون می&amp;zwnj;سازد به تم اصلی فیلم - به مانند فیلم قبلی- درباره پاسخ دادن طبیعت به اعمال ما.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در جهان&amp;zwnj;بینی حاکم بر فیلم- که ریشه&amp;zwnj;ای اسطوره&amp;zwnj;ای، تاریخی و مذهبی دارد- طبیعت به اعمال خوب و بد انسان&amp;zwnj;ها پاسخ می&amp;zwnj;دهد و هر کنشی از سوی انسان به او باز می&amp;zwnj;گردد. در نتیجه در فیلم با زنجیره پیچیده&amp;zwnj;ای از بازگشت اعمال روبرو هستیم؛ مرد، زن را کتک می&amp;zwnj;زند، کمی بعد با توپ گلف از پسر کتک می&amp;zwnj;خورد. اما پسر بعد&amp;zwnj;تر دقیقاً همین بلا را تجربه می&amp;zwnj;کند. پلیسی که امکان ضربه خوردن او را فراهم کرده، کمی بعد&amp;zwnj;تر خودش دچار چنین موقعیتی می&amp;zwnj;شود. نگهبانی که پسر را کتک می&amp;zwnj;زند، کمی بعد کتک می&amp;zwnj;خورد و....&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این زنجیره تنها زمانی گسسته می&amp;zwnj;شود که کس یا کسانی از این حلقه خشونت و نفرت بیرون می&amp;zwnj;آیند. برای برون&amp;zwnj;رفت از این دور باطل، عشق تنها راه به نظر می&amp;zwnj;رسد؛ زن به پسر کمک می&amp;zwnj;کند که به پالایش روحی برسد. وقتی پسر در حال ضربه زدن به توپ گلف است، زن جلوی توپ می&amp;zwnj;ایستد و منع&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;کند. با یک بار تجربه کنار رفتن او، فاجعه&amp;zwnj;ای رخ می&amp;zwnj;دهد، فاجعه&amp;zwnj;ای که به گریه پسر و جدی شدن پالایش روحی&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;انجامد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و سرسبزی و طراوت طبیعت - کمرنگ&amp;zwnj;تر از فیلم قبلی، اما به زیبایی و جدیت تمام - در گوشه و کنار حضورش را یادآوری می&amp;zwnj;کند؛ خانه زن و شوهری که دائم در حال رسیدگی به گیاهان داخل حیاط هستند، بهترین مکان برای شکل&amp;zwnj;گیری این رابطه عاشقانه است. زن بعد&amp;zwnj;ها به آنجا بازمی&amp;zwnj;گردد و مرد و زن صاحبخانه، بی&amp;zwnj;آنکه او را بشناسند به او اجازه می&amp;zwnj;دهند بر روی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان کاناپه دراز بکشد و آرام - شاید در خواب- با معشوق معاشقه کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد&amp;zwnj;تر باز در حالی که صاحبخانه درحال آب دادن به گیاهان است، روح پسر به آنجا برمی&amp;zwnj;گردد تا روی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان کاناپه به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان شکل دراز بکشد (در حالی که او را نمی&amp;zwnj;بینیم و فقط حس می&amp;zwnj;کنیم) و یکی از زیبا&amp;zwnj;ترین صحنه&amp;zwnj;های عشقبازی در تاریخ سینما رقم بخورد.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-2&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/S-S5n0JniDw?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/12/24/9247#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290">سینمای جهان در صد فریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-17">محمد عبدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2962">کیم کی دوک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/S-S5n0JniDw" fileSize="4381" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/S-S5n0JniDw/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/S-S5n0JniDw" length="4381" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Sat, 24 Dec 2011 13:15:05 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">9247 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>