<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2951/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>خلافت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2951/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>حکومت شیعی در اصول کافی (۲)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/30/6611</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/30/6611&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    صالح نظری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;162&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/kafi_3_0.jpg?1314737445&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;صالح نظری &amp;minus; گفته شد، این مقاله در صدد یافتن پاسخ به پرسش&amp;zwnj;های زیر است: &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱. آیا امامان شیعه، حکومت را حق خود می&amp;zwnj;دانستند، هر چند برای آن تلاش نکردند؟&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. آیا امامان شیعه، برای تشکیل حکومت تلاش می&amp;zwnj;کردند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. اگر امامان شیعه، خود برای تشکیل حکومت تلاش نمی&amp;zwnj;کردند، آیا از مبارزان ضد حکومت&amp;zwnj;های ظالم حمایت می&amp;zwnj;کردند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴. موضع امامان شیعه درباره حکومت اسلامی - شیعی - چیست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مقاله موضع امامان شیعه درباره حکومت اسلامی - شیعی - براساس احادیث کتاب اصول کافی شیخ کلینی - بدون قضاوت درباره درستی یا نادرستی احادیث - مورد بررسی قرار می&amp;zwnj;گیرد. در هر مورد جملاتی از اصول کافی نقل شده و سپس نکته یا نکاتی درباره آن مطرح می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;***&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یحیى بن عبداللّه بن حسن به موسى بن جعفر علیهما السلام نوشت : اما بعد من خودم را بتقواى خدا سفارش می&amp;zwnj;کنم، و ترا هم به آن سفارش مى کنم زیرا تقوى سفارش خداست نسبت به پیشینیان و پسینیان، یکى از یاوران دین خدا و ناشرین اطاعتش بر من وارد شد و خبر داد که بر من ترحم کرده&amp;zwnj;ای و ما را کمک نخواهى کرد؟ من دعوت بسوى آن کس از آل محمد صلى اللّه علیه و آله را که مردم بپسندند مشورت کردم و تو حاضر نشدى و پیش از تو هم پدرت حاضر نشد، شما از زمان قدیم چیزى را ادعا مى کنید که در خورتان نیست و آرزوى خود را بجائى کشانیده اید که خدا بشما عطا نکرده است، پس هواپرست شدید و گمراه گردید، و من ترا برحذر می&amp;zwnj;دارم از آنچه خدا ترا نسبت بخود برحذر داشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر علیه السلام به او نوشت: از جانب موسى پسر عبداللّه جعفر و هم پسر على (بن ابی&amp;zwnj;طالب ) که هر دو در بندگى و اطاعت خدا شریکند بسوى یحیى بن عبداللّه بن حسن. اما بعد همانا من ترا و خودم را از خدا بیم مى دهم و تو را از عذاب دردناک و عقاب سخت و کیفر کاملش آگاه مى سازم و تو و خودم را به تقواى خدا سفارش می&amp;zwnj;کنم، زیرا تقوى موجب زینت سخن و پابرجائى نعمتهاست، نامه ات بمن رسید، در آنجا نوشته بودى که من و پدرم از زمان پیش مدعى بوده ایم، در صورتی که تو چنین ادعائى از من نشنیده&amp;zwnj;ای و خدای تعالى در سوره زخرف فرماید: گواهى آنها نوشته شود و مورد بازخواست قرار گیرندحرصی که اهل دنیا بدنیا و خواستنیهاى آن دارند، تمام خواسته هاى آخرت آنها را هم در دنیا تباه کرده است و نوشته بودى که من بواسطه آرزو داشتن آنچه نزد توست مردم را از تو می&amp;zwnj;رانم. در صورتی که اگر راهى را که تو پیش گرفته اى مایل باشم، ناتوانى از دانستن روش و کم بصیرتى بدلیل جلوگیر من نباشد اما خداى تبارک و تعالى مردم را معجونى مرکب آفریده و قوائى شگفت آور غرائزى گوناگون باو عطا کرده است، من دو کلمه درباره انسان از تو مى پرسم. عترف در بدن تو چیست؟ و صهلج در انسان کدامست ؟ جوابش را بمن بنویس، من بتو سفارش می&amp;zwnj;کنم و از نافرمانى خلیفه بر حذرت می&amp;zwnj;دارم، و بفرمانبردارى و اطاعتش تشویقت می&amp;zwnj;کنم و دستور می&amp;zwnj;دهم که براى خود امانى بگیرى پیش از آنکه در چنگال افتى و از هر طرف گلوگیر شوى و از هر سو بخواهى نفس کشى، راهى نیابى، تا خدا باحسان و فضل خود و دلسوزى خلیفه اءبقاه الله بر تو منت نهد و خلیفه امانت دهد و بر تو مهربانى کند و خویشان پیغمبر صلى الله علیه و آله را نسبت بتو حفظ کند، درود بر کسی که از هدایت پیروى کند بما وحى رسیده که عذاب براى کسى است که تکذیب کند و رو بگرداند (۴۷ سوره ۲۰).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جعفرى مى گوید: به من خبر رسید که نامه موسى بن جعفر علیه السلام بدست هارون افتاد، چون آنرا قرائت کرد گفت: مردم مرا بر موسى بن جعفر مى آغالند، در صورتیکه او از آنچه متهمش می&amp;zwnj;کنند منزه است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; امام کاظم به نواده امام حسن می&amp;zwnj;نویسد&amp;quot;من بتو سفارش می&amp;zwnj;کنم و از نافرمانى خلیفه بر حذرت می&amp;zwnj;دارم، و به فرمانبردارى و اطاعتش تشویقت می&amp;zwnj;کنم و دستور می&amp;zwnj;دهم که براى خود امانى بگیرى پیش از آنکه در چنگال افتى و از هر طرف گلوگیر شوى و از هر سو بخواهى نفس کشى، راهى نیابى، تا خدا به احسان و فضل خود و دلسوزى خلیفه ابقاه الله بر تو منت نهد و خلیفه امانت دهد و بر تو مهربانى کند&amp;quot; یعنی ختم مبارزه و مخالفت با خلیفه حاکم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;آنکه امامش را شناسد تقدم و تأخر این امر زیانش نرساند&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. فضیل بن یسار گوید: از امام صادق علیه السلام درباره قول خدای تعالى (روزی که هر دسته از مردم را بامامشان مى خوانیم ۷۱ سوره ۱۷ )پرسیدم. فرمود: اى فضیل! تو امامت را بشناس، زیرا هرگاه امامت را شناختى تقدم یا تأخر این امر زیانت ندهد، کسی که امامش را بشناسد و پیش از قیام صاحب الامر بمیرد، مانند کسى است که در لشکر آن حضرت بوده است، نه بلکه مانند کسیک ه زیر پرچم آن حضرت نشسته باشد. در اینجا یکى از اصحابش گفت: مانند کسى است که در رکاب رسول خدا صلى اللّه علیه وآله شهید شده باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. اسماعیل بن محمد خزاعى گوید: من شنیدم که ابوبصیر از امام صادق علیه السلام مى پرسید: شما عقیده دارید که من حضرت قائم علیه السلام را درک مى کنم ؟ فرمود: اى ابابصیر! مگر نه این است که امامت را مى شناسى عرض کرد: چرا بخدا، شمائید امام من و دست حضرت را گرفت حضرت فرمود: اى ابابصیر! بخدا از اینکه در سایه خیمه قائم صلوات الله علیه بشمشیرت تکیه نکرده ئى باک نداشته باش.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. امام باقر علیه السلام فرمود: براى کسیکه در انتظار امر ما مرده است زیانى نیست که در میان خیمه حضرت مهدى و در میان قشون او نمرده باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; امید دینی انتظار ظهور منجی است و همین امید سبب گشایش در کارهاست، چه در زمان ظهور باشد، چه نباشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; اما آیه مورد اشاره مربوط به قیامت است که هر گروهی از مردم با پیشوایان و رهبرانشان محشور می&amp;zwnj;شوند، چه این پیشوا به حق باشد چه به باطل، چه این پیشوا رهبر دینی باشد چه رهبر حاکمی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; قیام و تدارک لشکر و در نتیجه تشکیل حکومت، پیش از قیام صاحب الامر از دیدگاه امام صادق محکوم است و تنها وظیفه شیعیان شناخت امام و انتظار ظهور منجی است، در این صورت مانند کسانی هستند که زیر پرچم آنحضرت نشسته باشند و پاداش شهادت در رکاب پیامبر را دارند و باکی از اینکه در رکاب منجی نخواهند بود نداشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; خلاصه این که ایده تلاش در تشکیل حکومت در امامان شیعه وجود نداشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باب &amp;quot;حقوق واجب امام بر رعیت و رعیت بر امام علیه السلام&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. ابو حمزه گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم : حق امام مردم چیست ! فرمود: حق او بر آنها اینستکه : سخنش را بشنوند وفرمانش برند. عرض کردم : حق مردم بر امام چیست ؟ فرمود: اینکه (بیت المال را) میان آنها برابر تقسیم کند و با رعیت به عدالت رفتار کند، و چون این دو اصل در میان مردم عملى گشت. امام باک ندارد از آنکه کسى این سو و آن سو زند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: با والیان خود خیانت نورزید و با رهبران خود دغلى نکنید و پیشوایان خود را نادان نخوانید و از رشته پیوند خود پراکنده مشوید که سست شوید و شوکت و دولت شما برود. پایه کارهاى شما باید روى این مبنا باشد، و ملازم این روش باشید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. سدیر صیرفى گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: به پیغمبر صلى اللّه علیه وآله خبر وفاتش داده شد، در صورتى که تن درست بود و دردى نداشت این خبر را جبرئیل آورد حضرت براى نماز همگانى جار زد و مهاجر و انصار را دستور داد تا سلاح برگیرند، مردم جمع شدند و پیغمبر صلى اللّه علیه وآله بر منبر بر آمد و خبر وفات خود را به آنها داد و سپس فرمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خدا را به والى بعد از خود بیاد مى آورم، از اینکه مبادا بر جماعت مسلمین رحم نکند، باید بزرگشان را احترام کند و به ضعیفشان رحم کند و عالمشان را بزرگ شمرد و به آنها زیان نرساند تا خوارشان کند و نیازمندشان نسازد تا از دینشان به در برود و در خانه خود را به روى آنها نبندد تا تواناى آنها ناتوانشان را بخورد و در لشگرکشى آنها سختى روا ندارد تا نسل امتم را قطع نکند، سپس فرمود: شاهد باشید که من ابلاغ کردم و خیر خواهى نمودم. امام صادق علیه السلام فرمود: این آخرین سخنى بود که پیغمبر صلى اللّه علیه وآله بالاى منبرش فرمود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴. حبیب بن ابى ثابت گوید: از همدان و حلوان براى امیرالمؤ منین علیه السلام عسل و انجیر آوردم، حضرت به نقیبان و رؤ ساء اصحابش دستور داد تا یتیمان را حاضر کنند، سپس سرمشکهاى عسل را در اختیار آنها گذاشت تا بلیسند و خود عسلها را قدح، قدح، به مردم تسلیم مى کرد به حضرت عرض شد: اى امیرمؤ منان ؟ چرا باید یتیمان سر مشکها را بلیسند؟ فرمود: زیرا امام پدر یتیمان است و من به حساب پدرها لیسیدن آنها را به ایشان وا گذاشتم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵. رسول خدا صلى اللّه علیه وآله فرمود: هر مؤمن و یا مسلمانى که بمیرد و بدهى داشته باشد که از بابت فساد و اسراف نباشد، بر امامست که آن را بپردازد و اگر نپردازد، گناهش بگردن اوست...&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶. رسول خدا صلى اللّه علیه وآله فرمود. امامت شایسته، جز براى مردیکه داراى سه خصلت باشد: ۱ - تقوى و ورعی که او را از نافرمانى خدا باز دارد، ۲ - خویشتن دارى که خشمش را آن کنترل کند. ۳ - نیکو حکومت کردن بر افراد زیر فرمانش، تا آنجا که نسبت به ایشان مانند پدرى مهربان باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; و در روایت دیگر چنین است: تا آنجا که نسبت برعیت مانند پدرى مهربان باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷. سهل بن زیاد از معاویة بن حکیم نقل کند، و او از محمد بن اسلم، و او از مردى طبرستانى بنام محمد معاویه گوید: سپس خودم هم محمد طبرى را دیدم و او بمن خبر داد که شنیدم على بن موسى الرضا علیه السلام مى فرمود: هرگاه بدهکارى براى راه حقى قرض کرده باشد، تا یکسال مهلتش دهند، اگر برایش گشایشى شد، خودش می&amp;zwnj;پردازد و گرنه باید امام از جانب او از بیت المال بپردازد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; موارد مذکور در احادیث فوق همه درباره حاکم و امام مسلمین است که بسط ید دارد نه درباره امامان شیعه که بعد از شهادت امام علی حکومت نداشتند و دستشان از بیت المال کوتاه بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باب &amp;quot;روش امام درباره خود و وضع خوراک و پوشاکش در زمان حکومتش&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: خدا مرا پیشواى خلقش قرار داد، و بر من واجب ساخت که درباره خود و خوراک و نوشابه و پوشاکم، مانند مردم ضعیف و مستمند، بر خود تنگ گیرم، تا فقیر از فقیر من پیروى کند و ثروتمند بوسیله ثروتش سرکشى و طغیان ننماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. معلى بن خنیس گوید: روزى به امام صادق علیه السلام عرض کردم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; : &lt;/span&gt;آل فلان (بنى عباس ) و نعمتهائى را که دارند به یاد آوردم و با خود گفتم : اگر این نعمت براى شما مى&amp;zwnj;بود، ما هم با شما در عیش و خوشى بودیم، فرمود: هیهات، اى معلى! اگر چنین مى بود براى ما جز نگهبانى شبانه و تلاش روزانه و پوشاک زبر و درشت و خوراک سخت و بى خورش، چیزى نبود، از این رو آن امر از ما برکنار شد. آیا تو دیده ئى که هرگز خدایتعالى بردن حقى را جز این نعمت قرار دهد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. زمانى که عاصم بن زیاد عبا پوشید و جامه نرم را بیرون کرد و برادرش ربیع بن زیاد شکایت او را خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام آورد که او همسرش را غمگین نموده و فرزندانش را اندوهناک ساخته، حضرت فرمود: عاصم را نزد من آورید، او را خدمتش آوردند، چون حضرت او را دید، چهره درهم کشید و فرمود: از همسرت خجالت نکشیدى ؟ به فرزندانت رحم نکردى؟ گمان می&amp;zwnj;کنى که خدا چیزهاى خوب و پاکیزه را براى تو حلال کرده و نمى خواهد از آنها استفاده کنى، تو نزد خدا پست&amp;zwnj;تر از آنى، مگر خدا نمى فرماید: &amp;quot;خدا زمین را براى استفاده مردم نهاد که در آن میوه و نخل غلافدار است&amp;quot; (سوره ۱۱ آیه ۵۵ )مگر خدا نمى فرماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt; دو دریا را گذاشت که بهم برسند، میانشان حائلى است که بهم تجاوز نکنند، تا آنجا که فرماید: از آنها لؤ لؤ و مرجان بیرون می&amp;zwnj;شود( سوره ۲۲ آیه ۵۵)بخدا سوگند که بکار بردن نعمت هاى خدا را با عمل، نزد او محبوبتر است از بکار بردن آنها را با گفتار در صورتیکه خداى عزوجل مى فرماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt; و اما نعمت پروردگارت را بازگو (سوره &amp;nbsp;۱۱ آیه ۹۳)&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عاصم گفت : یاامیرالمؤ منین ! پس چرا خود شما بخوراک سخت و پوشاک درشت، اکتفا نموده&amp;zwnj;ای ؟ فرمود: واى بر تو! همانا خداى عزوجل بر پیشوایان عدالت واجب ساخته که خود را در ردیف مردم ضعیف و ناتوان گیرند، تا فقر و تنگدستى، فقیر را از جا بدر نبرد. عاصم بن زیاد عبا را کنار گذاشت و جامه نرم در بر کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴. حماد بن عثمان گوید: در محضر امام صادق علیه السلام بودم که مردى به آن حضرت عرضکرد اصلحک الله، شما فرمودى که على بن ابیطالب علیه السلام لباس زبر و خشن در بر می&amp;zwnj;کرد و پیراهن چهار درهمى می&amp;zwnj;پوشید و مانند اینها، در صورتى که بر تن شما لباس نو مى بینیم، حضرت به او فرمود: همانا على ابن ابیطالب علیه السلام آن لباسها را در زمانى مى پوشید که بد نما نبود، و اگر آن لباس را این زمان مى پوشید به بدى انگشت نما مى شد، پس بهترین لباس هر زمان، لباس مردم آن زمانست، ولى قائم ما اهلبیت علیهم السلام زمانیکه قیام کند، همان جامه على علیه السلام را پوشیده و به روش على علیه السلام رفتار کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; آنچه درباره امام علی گفته شده واقعیت تاریخی دارد، ولی این دلیل نمی&amp;zwnj;شود چون من حاکم نیستم، زندگی مرفه داشته باشم در حالی که از نظر اعتقادی خود را امام مردم می&amp;zwnj;دانم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; امام صادق عدم حکومت کردن امامان تا زمان امام قائم را منتفی دانسته و این را یکی از نعمت&amp;zwnj;های خدا بر آنان می&amp;zwnj;داند زیرا برای آنان حکومت کردن &amp;quot;جز نگهبانى شبانه و تلاش روزانه و پوشاک زبر و درشت و خوراک سخت و بى خورش، چیزى نبود&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; و معتقد است &amp;quot;قائم ما اهلبیت علیهم السلام زمانیکه قیام کند، همان جامه على علیه السلام را پوشیده و به روش على علیه السلام رفتار کند&amp;quot; یعنی حکومت دینی اسلامی تا قیام مهدی تعطیل.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;باب &amp;quot;زندگى حسین بن على علیهماالسلام&amp;quot;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام صادق علیه السلام فرمود: چون کار حسین چنان شد که شد فرشتگان به سوى خدا شیون و گریه برداشتند و گفتند: با حسین برگزیده و پسر پیغمبرت چنین رفتار کنند؟ پس خدا شبح و سایه حضرت قائم علیه السلام را به آنها نمود و فرمود: با این انتقام او را مى گیرم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; برای انتقام &amp;ndash;اگر عمل درستی باشد &amp;ndash; نیاز به لشکر و سپاه است و چون انتقام به زمان ظهور قائم موکول شده بنابراین امامان شیعه دست به تشکیل لشکر و سپاه نمی&amp;zwnj;زدند چه برسد تشکیل حکومت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; منجی، زمان ظهور از که انتقام می&amp;zwnj;گیرد، از استخوان پوسیده &amp;ndash; اگر مانده باشد - قاتلان امام حسین یا بنا به ضرب المثل مشهور گردن مسگر شوشتری را به گناه آهنگر بلخی خواهد زد.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; اگر این حدیث صحیح باشد، باید وعده ظهور همان وعده قیامت باشد که انسانها دوباره زنده می&amp;zwnj;شوند و منجی در آن حکومت می&amp;zwnj;کند و آن وقت انتقام معنا دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;باب &amp;quot;زندگانى ابوالحسن الرضا علیه السلام&amp;quot;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. یاسر خادم وریان بن صلت گویند: چون... مأمون... عرضه داشت که امر خلافت را به عهده گیرد، ولى امام رضا علیه السلام خوددارى فرمود: مأمون گفت : پس باید ولایت عهدى را بپذیرد، امام فرمود: مى پذیرم با شروطى که از تو مى خواهم، مأمون گفت : هر چه خواهى بخواه، امام رضا علیه السلام نوشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; :&lt;/span&gt;من در امر ولایت عهدى وارد مى شوم، به شرط آنکه امر و نهى نکنم و فتوى حکم ندهم و نصب و عزل ننمایم و هیچ امرى را که پا برخاست دگرگونش نسازم و از همه این امور مرا معاف دارى مأمون همه آن شروط را پذیرفت...&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. شاء از مسافر نقل کند که چون هارون بن مسیب خواست با محمد بن جعفر بجنگد، امام رضا علیه السلام به من فرمود: نزد او برو و بگو؛ فردا بیرون نرو، که اگر بروى شکست مى خورى و یارانت کشته مى شوند، و اگر پرسید: تو از کجا مى دانى ؟ بگو من در خواب دیده ام.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسافر گوید: من نزد او رفتم و گفتم : قربانت، فردا بیرون نرو که اگر بیرون بروى، شکست مى خورى و یارانت کشته مى شوند، به من گفت. تو از کجا این را دانستى ؟ گفتم : در خواب دیده ام، جواب داد: آن بنده باکون نشسته خوابیده (که چنین خوابى دیده است )، سپس بیرون رفت و شکست خورد و یارانش کشته شدند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;..&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; معلوم می&amp;zwnj;شود امام انگیزه&amp;zwnj;ای برای پذیرش ولایت عهدی و در نتیجه خلافت نداشته که علیرغم اصرار مامون به شرط عدم دخالت در امور کشورداری ولایت عهدی را می&amp;zwnj;پذیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; در اینجا نیز عدم حمایت امام از مبارزان شیعه را مشاهده می&amp;zwnj;فرمایید، آنقدر که امام را از قاعدین (در برابر مجاهدین که خدا در قرآن اجر عظیم برای آنان ذکر کرده) می&amp;zwnj;دانستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;باب &amp;quot;زندگانى حضرت ابوالحسن على بن محمد (امام دهم)&amp;quot;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. ابراهیم بن محمد طاهرى گوید: متوکل عباسى در اثر دملی که در آورد بیمار شد و نزدیک به مرگ رسید، کسى هم جرأت نداشت آهنى به بدن او رساند مادرش نذر کرد: اگر او بهبودى یافت از دارائى خود پول بسیارى خدمت حضرت ابوالحسن على بن محمد (امام هادى علیه السلام)فرستد. فتح بن خاقان (ترک، وزیر و نویسنده متوکل ) به متوکل گفت: اى کاش نزد این مرد (امام هادى علیه السلام ) مى فرستادى، زیرا حتما او راه معالجه اى که سبب گشایش تو شود مى داند. متوکل شخصى را نزد حضرت فرستاد و او مرضش را به حضرت توضیح داد پیغام آورنده برگشت و گفت: دستور داد، درده روغن را گرفته، با گلاب خمیر کنند و روى زخم گذارند، چون این معالجه را به آنها خبر دادند، همگى مسخره کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فتح گفت : بخدا که او نسبت به آنچه فرموده داناتر است، درده روغن را حاضر کردند و چنانکه فرموده بود عمل کردند و روى دمل گذاردند، متوکل را خواب ربود و آرام گرفت، سپس سرباز کرد و هر چه داشت (از چرک و خون)بیرون آمد. مژده بهبودى او را بمادرش دادند، او ده هزار دینار نزد حضرت فرستاد و مهر خود را بر آن (کیسه پول) بزد، متوکل چون از بستر مرض برخاست بطحائى علوى، نزد او سخن چینى کرد که براى امام هادى پول و اسلحه مى&amp;zwnj;فرستند، متوکل به سعید دربان گفت : شبانه بر او حمله کن، و هر چه پول و اسلحه نزدش بود، بردار و نزد من بیاور&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;... در اتاق خود حضرت، کیسه پولى با مهر مادر متوکل بود و کیسه سر بمهر دیگرى، به من فرمود: جانماز را هم بازرسى کن. چون آن را بلند کردم، شمشیرى ساده و در غلاف، در زیر آن بود، آنها را برداشتم و نزد متوکل رفتم، چون نگاهش بمهر مادرش افتاد که روى کیسه پول بود، دنبالش فرستاد، او نزد متوکل آمد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکى از خدمتگزاران مخصوص به من خبر داد که مادر متوکل به او گفت : هنگامى که بیمار بودى و از بهبودیت ناامید گشتم، نذر کردم، اگر خوب شدى از مال خود ده هزار دینار خدمت او فرستم، چون بهبودى یافتى، پولها را نزدش فرستادم و این هم مهر من است بر روى کیسه.متوکل کیسه دیگر را گشود، در آن هم چهار صد دینار بود، سپس کیسه پول دیگرى بآنها اضافه کرد و به من دستور داد که همه را خدمت حضرت برم، من کیسه&amp;zwnj;ها را با شمشیر خدمتش بردم و عرض کردم : آقاى من! این مأموریت بر من ناگوار آمد، فرمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt; ستمگران بزودى خواهند دانست که چه سرانجامى دارند (آخر سوره ۲۶).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. یکى از اصحاب ما (شیعیان ) گوید. رونوشت نامه متوکل را به امام هادى علیه السلام، در سال ۲۴۳ از یحیى بن هرثمه گرفتم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این است متن آن نامه:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسم الله الرحمن الرحیم، اما بعد، همانا امیرالمؤ منین قدر تو را مى شناسد و خویشاوندى تو را رعایت مى کند و حق تو را لازم مى داند و براى اصلاح حال تو و خاندانت و عزت و خوشبختى و آسودگى تو و ایشان هرچه لازم باشد، فراهم مى کند و از این رفتار خشنودى پروردگار و انجام دادن حقى که از تو و ایشان بر او واجب است، طلب مى کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امیرالمؤ منین عقیده دارد عبدالله بن محمد را از تولیت جنگ و نماز در مدینه پیغمبر صلى الله علیه وآله عزل کند، زیرا چنانکه تذکر داده بودى، حق شما را نشناخته و ارزشت را سبک گرفته و مشاء را به کارى متهم ساخته و نسبت داده که امیرالمؤ منین بر کنارى و درستى نیت شما را در عدم اراده و آماده نبودن ترا براى آن کار مى داند و امیرالمؤ منین منصب و ماءموریت عبدالله را به محمد بن فضل داد و او را با احترام و تعظیم و شنوائى از شما و اینکه با این رفتار تقرب به خدا و امیرالمؤ منین جوید دستور داد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امیرالمؤمنین مشتاق دیدار و تجدید عهد با شماست. شما هم اگر دیدار و اقامت نزد او را تا هر مدتى که خواهى، حرکت کن و هر کسى را که دوست دارى از خانواده و غلامان و اطرافیانت همراه بیاور، و مسافرتت با مهلت و آرامش باشد، هر زمان خواهى کوچ کن و هر زمان خواهى بارانداز و هر گونه خواهى راه پیما. و اگر دوست دارى یحیى بن هرثمه پیشکار امیرالمؤ منین و سربازانى که همراه او است، پشت سرت بیایند و در کوچ کردن و راه پیمودن دنبال شما باشند، به اختیار و دستور شماست، هر گونه خواهى حرکت کنید تا نزد امیرالمؤ منین برسید. که هیچ یک از برادران و فرزندان و اهل بیت و ویژگیانش منزلتى پر مهر و وحسب و شرافتى پسندیده تر از تو ندارند و امیرالمؤ منین نسبت به ایشان دلسوزتر و مهربانتر و خوش رفتارتر و خاطر جمع تر نیست انشاء الله تعالى و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نویسنده ابراهیم بن عباس و صلى الله علیه وآله و سلم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; این دو حدیث نشان می&amp;zwnj;دهد حداقل دشمنی میان امام جواد و متوکل نبوده و امام برای درمان متوکل عباسی اقدام کرده و متوکل هم به درخواست&amp;zwnj;های امام پاسخ مثبت داده، عده&amp;zwnj;ای هم برای برهم زدن این رابطه موش&amp;zwnj;دوانی کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باب &amp;quot;زندگانى حضرت ابى محمد حسن بن على امام یازدهم علیهماالسلام&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد بن حارث قزوینى گوید: من با پدرم در سامره بودم، و پدرم دامپزشک اصطبل امام حسن عسکرى علیه السلام بود. مستعین باللّه (خلیفه عباسى ) استرى داشت که در زیبائى و بزرگى مانند نداشت، ولى از سوارى دادن و لجام و زین گرفتن سرپیچى مى کرد، رام کنندگان ستور بر سرش ریخته بودند و چاره ئى براى سوارى او نیافته بودند، یکى از همدمان خلیفه گفت : یا امیرالمؤ منین ! چرا دنبال حسن بن رضا نمى فرستى تا بیاید، یا این استر را سوار شود و یا او را بکشد تا راحت شوى.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خلیفه نزد ابو محمد (امام عسکرى علیه السلام ) فرستاد، پدرم نیز همراه او بود، پدرم گوید: چون حضرت وارد خانه شد، من با او بودم، نگاهى به استر کرد که در صحن منزل ایستاده بود، بجانب او رفت و دست بر کپلش گذاشت، استر را دیدم که عرق از او سرازیر است، سپس نزد مستعین رفت و سلام کرد مستعین او را خوش آمد گفت و نزدیک خود نشانید، و گفت : اى ابا محمد! این استر را لجام گذار. حضرت بپدرم گفت : غلام لجامش گذارد، مستعین گفت : خود شما لجامش گذارید، حضرت رولباسیش را کنار گذاشت و برخاست و او را زین گذاشت و برگشت. مستعین گفت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; : &lt;/span&gt;میل دارید سوارش شوید؟ فرمود: آرى بر او سوار شد، بدون اینکه سرکشى کند و در میان منزل او را براند، راندنى تند و آرام و بهترین راندنى که ممکن است، سپس برگشت و فرود آمد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مستعین گفت : اى ابا محمد! آنرا چگونه دیدى ؟ فرمود: اى امیرالمؤ منین ! در زیبائى و مهارت رفتار مانندش ندیده ام. و چنین استرى جز امیرالمؤ منین را شایسته نیست. خلیفه گفت : اى ابا محمد! امیرالمؤ منین هم شما را بر آن نشانید (و بشما بخشید) حضرت بپدرم فرمود: غلام آن را بگیر، پدرم آن را گرفت و افسار کشید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; این هم نمونه دیگری از رابطه خوب امام حسن عسکری با خلیفه وقت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;همه امامان علیهم السلام به امر خداى تعالى قائم و بسویش رهبرند&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. حکم بن ابى نعیم گوید:... (به) امام باقر علیه السلام... عرض کردم : شما مهدى هستى؟ فرمود: همه ما به سوى خدا هدایت مى کنیم.عرض کردم: شما صاحب شمشیرى؟ فرمود همه ما صاحب شمشر و وارث شمشیریم.عرض کردم: شما هستى آنکه دشمنان خدا را مى کشى و دوستان خدا به وسیله شما عزیز مى شوند و دین خدا آشکار مى گردد؟ فرمود: اى حکم ! چگونه من او باشم، در صورتى که به ۴۵ سالگى رسیده ام؟ و حال آنکه صاحب این امر از من به دوران شیر خوارگى نزدیکتر و هنگام سوارى چالاک تر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. ابو خدیجه از امام صادق علیه السلام راجع به امام قائم علیه السلام پرسید، حضرت محمد: همه ما قائم به امر خدائیم: یکى پس از دیگرى تا زمانى که صاحب شمشیر بیاید، چون صاحب شمشیر آمد، امر و دستورى غیر از آنچه بوده مى آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; پس امامان شیعه، خود را مسئول کشتن دشمنان خدا، عزت دوستان خدا و آشکار کننده دین خدا نمی&amp;zwnj;دانستند و در یک کلام خود را موظف به مبارزه برای تشکیل حکومت نمی&amp;zwnj;دانستند والا داشتن ۴۵ سال سن و عدم چالاکی در اسب یا شتر سواری بهانه&amp;zwnj;ای بیش نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; امامان شیعه امر و دستورى (عدم تشکیل حکومت) داشتند ولی منجی امر و دستورى غیر از آنچه بوده (تشکیل حکومت) دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نتیجه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتیجه&amp;zwnj;ای که از احادیث اصول کافی &amp;ndash; درست یا نادرست &amp;ndash; به دست می&amp;zwnj;آید، چنین است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;امامان شیعه، حتی اگر حکومت را حق خود می&amp;zwnj;دانستند (که محل تردید است)، برای آن تلاش نکردند و حتی تلاشگران شیعه را از مبارزه &amp;ndash; به علت اینکه وقتش نیست &amp;ndash; باز می&amp;zwnj;داشتند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;از دیدگام امامان شیعه این برپایی حکومت اسلامی شیعی، وظیفه منجی (مهدی موعود ) است.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بنابراین ادعای تشکیل چنین حکومتی تا قبل از ظهور موعود، ادعایی گزاف است. &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پایان&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش اول:&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2011/08/24/6435&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکومت شیعی در اصول کافی (۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/30/6611#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3570">اصول کافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5195">امام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3573">امامت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5197">حکومت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2951">خلافت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5194">صالح نظری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5196">ولایت</category>
 <pubDate>Tue, 30 Aug 2011 20:43:35 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6611 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>حکومت شیعی در اصول کافی (۱)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/24/6435</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/24/6435&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    صالح نظری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;201&quot; height=&quot;130&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/osule_kafi.jpg?1314267957&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;صالح نظری &amp;minus; در این مقاله موضع امامان شیعه درباره حکومت اسلامی - شیعی - براساس احادیث کتاب اصول کافی شیخ کلینی - بدون قضاوت درباره درستی یا نادرستی احادیث - مورد بررسی قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مقاله، که در دو قسمت عرضه می&amp;zwnj;شود، در صدد یافتن پاسخ به پرسش&amp;zwnj;های زیر است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. آیا امامان شیعه، حکومت را حق خود می&amp;zwnj;دانستند، هر چند برای آن تلاش نکردند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. آیا امامان شیعه، برای تشکیل حکومت تلاش می&amp;zwnj;کردند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. اگر امامان شیعه، خود برای تشکیل حکومت تلاش نمی&amp;zwnj;کردند، آیا از مبارزان ضد حکومت&amp;zwnj;های ظالم حمایت می&amp;zwnj;کردند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴. موضع امامان شیعه درباره حکومت اسلامی - شیعی - چیست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این نوشته، در هر مورد قطعه&amp;zwnj;ای از اصول کافی نقل شده و سپس نکته یا نکاتی درباره آن مطرح می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باب &amp;quot;در اینکه ائمه علیه السلام خلفاء خدایند در زمین و درهاى توجه به اویند&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابن سنان گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم تفسیر قول خداى جل جلاله را (سوره ۵۵، آیه &amp;nbsp;۲۴: خدا از میان شما کسانى را که ایمان آورده و کار شایسته کرده&amp;rlm;اند وعده فرموده است که در زمین به خلافت گمارد چنانکه پیشینیان ایشان را بخلافت گماشت)فرمود: ایشان ائمه هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; پیشینیان چگونه به خلافت گماشته شدند؟ جز این است که با به کارگیری تعلیمات نبی خود یک زندگی شرافتمندانه داشتند؟ حال و آینده نیز بر همین روال است، این خلافت ارتباطی به حکومت کردن ندارد، در هر زمانی بالاخره یک نفر حاکم (خلیفه) است در حالیکه وعده خلافت به تمام کسانی که ایمان آورده و کار شایسته کرده&amp;rlm;اند داده شده است و این همان جانشینی خدا در زمین می&amp;zwnj;باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; اگر مراد فقط ائمه شیعه باشند یعنی به جز ائمه شیعه، کسی مؤمن نیکوکار نیست، این اهانت به مؤنین نیکوکار است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; اگر خلافت حق مؤمن نیکوکار است و منحصر به ائمه شیعه نیست، این خلافت به معنای حاکم حکومت نمی&amp;zwnj;تواند باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باب &amp;quot;ائمه علیهم السلام والیان امر و حسد برده شدگانى هستند که خداى عزوجل در قرآن فرموده&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. حمران بن اعین گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم قول خداى عزوجل را &lt;b&gt;&amp;ndash; &amp;quot;&lt;/b&gt;همانا آل ابراهیم کتاب دادیم&amp;quot;&lt;b&gt; &amp;minus;&lt;/b&gt;فرمود: مقصود نبوت است، گفتم: حکمت چیست؟ فرمود: فهمیدن و قضاوت است گفتم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt; &amp;quot;و به آنها ملک بزرگ دادیم&amp;quot;؟ &lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;فرمود: اطاعت است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. برید اجلى گوید: امام باقر علیه السلام درباره قول خداى عزوجل تبارک و تعالى &lt;b&gt;(&lt;/b&gt;ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت و ملک بزرگ دادیم&lt;b&gt;)&lt;/b&gt;فرمود: خدا پیغمبران و رسولان و امامان را از آل ابراهیم قرار داد، پس چگونه این مردم نسبت به آل ابراهیم علیه السلام این مقام را مختلفند ولى درباره آل محمد صلى الله علیه و آله وسلم انکار مى&amp;rlm;کنند. عرض کردم &lt;b&gt;&amp;quot;&lt;/b&gt;و به ایشان ملک بزرگى دادیم&lt;b&gt;&amp;quot;&lt;/b&gt;چیست؟ فرمود: ملک بزرگ این است که امامان را در آن خانواده قرار داد، هر که اطاعت آنها کند اطاعت خدا کرده و هر که نافرمانى آنها کند نافرمانى خدا کرده است، این است ملک بزرگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; کتاب نبوت است، حکمت فهمیدن و قضاوت است، ملک بزرگ سرزمین وسیع است اما این موضوع آل ابراهیم چه ارتباطی به اطاعت از امام دارد، از این آیه اطاعت از امام به دست نمی&amp;zwnj;آید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; از موضوع اطاعت هم حکومت به دست نمی&amp;zwnj;آید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باب &amp;quot;بیان صحیفه، جفر، جامعه و مصحف فاطمه علیها السلام&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;rlm;&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. عبدالملک بن اعین به امام صادق علیه السلام فرمود: طایفه زیدیه و معتزله گرد محمد بن عبدالله (بن حسن معروف به نفس زکیه) را گرفته&amp;rlm;اند آیا براى او سلطنتى هست؟ فرمود: بخدا که نزد من دو کتابست که نام تمام انبیا و سلاطینى که در زمین فرمانروائى می&amp;zwnj;کنند، در آنها ثبت است، بخدا که در هیچیک از آنها نام محمدبن عبدالله نیست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. فضیل بن سکرة گوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، فرمود اى فضیل مى&amp;rlm;دانى اندکى پیش چه مطالعه می&amp;zwnj;کردم؟، عرض کردم : نه، فرمود: کتاب فاطمه علیهاالسلام را مطالعه می&amp;zwnj;کردم، تمام سلاطینى که در زمین فرمانروائى مى&amp;rlm;کنند، بنام خود و نام پدرانشان در آن نوشته است و من براى فرزندان حسن چیزى در آن ندیدم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; احادیث فوق نشان می&amp;zwnj;دهد ائمه چقدر به نوادگان امام حسن حساس&amp;zwnj;اند واین یک واقعیت تاریخی است که نوادگان امام حسن انسان&amp;zwnj;های مبارزی بودند و در مقابل خلفا می&amp;zwnj;ایستادند و بیشترین شهید را در راه آزادی از ظلم و استبداد خلفا تقدیم می&amp;zwnj;کردند، در حالی که بعد از حادثه کربلا تحرک قابل ملاحظه&amp;zwnj;ای از سوی ائمه و شیعیانشان مشاهده نشده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; شیعیان زیدی، گروهی هستند که &amp;quot; زید فرزند امام سجاد &amp;quot; را امام پنجم و منجی و مهدی موعود می&amp;zwnj;دانند و اکنون نیز شیعیان زیدی - با تقریب بیست درصد شیعیان جهان &amp;ndash; عمدتا در یمن زندگی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; زید بن علی بن حسین، انسان شریف و مبارزی بود که علیرغم مخالفت پدرش، با حکومت مروانیان مبارزه کرده و به شهادت می&amp;zwnj;رسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باب &amp;quot;در اینکه ائمه به کدام دسته از گذشتگان می&amp;zwnj;&amp;zwnj;مانند و کراهت قول به نبوت ایشان&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام صادق علیه السّلام فرمود: درباره ما به دانستن حلال و حرام باید توقف کرد. اما نبوت، نه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; اصل مطلب درباره امامان شیعه همین است &amp;quot;درباره ما به دانستن حلال و حرام باید توقف کرد&amp;quot; ونسبت&amp;zwnj;های دیگر نارواست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باب &amp;quot;ائمه صلوات الله علیهم در علم و شجاعت و اطاعت برابرند&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. امام صادق علیه السّلام درباره آیه (کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان هم در ایمان از آنها پیروى کردند، فرزندانشان را به ایشان ملحق کنیم و از عملشان چیزى کمشان ندهیم / سوره ۲۱، آیه ۵۲) فرمود: کسانی که ایمان آوردند، پیغمبر صلى اللّه علیه وآله و امیرالمؤمنین&amp;zwnj;اند، و فرزندان او، ائمه و اوصیاء صلوات الله علیهم باشند که خدا فرماید: به آنها ملحق می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کنیم و جحتى را که محمد صلى اللّه علیه و آله درباره على آورده، نسبت به اولادش کاهش ندهیم و حجت همه یکى است و طاعتشان هم یکى است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. حضرت ابوالحسن علیه السّلام فرمود: ما خانواده در علم و شجاعت برابریم و در بخشیدن بهر اندازه که دستور داریم، مى بخشیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. حارث بن مغیرة گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: ما نسبت به امر و فهم و حلال و حرام در یک روش هستیم و اما پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و على فضیلت خود را دارند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; ترجمه آیه ارتباطی با تاویل آن ندارد، منظور از ایمان آوردن، ایمان به خدا و رسول است بنابراین شامل رسول خدا نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; به نظر نمی&amp;zwnj;آید امامان شیعه از نظر علم و شجاعت با هم برابر باشند، حداقل رفتار اجتماعی آنان چنین نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; این جمله صحیح است &amp;quot; ما نسبت به امر و فهم و حلال و حرام در یک روش هستیم و اما پیغمبر (ص) و على فضیلت خود را دارند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; اینجا نیز مسئله اطاعت هست که ارتباطی به حکومت ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باب &amp;quot;نادری است درباره غیبت&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابى اسحاق گوید: جمعى از موثقین اصحاب امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کردند که شنیدیم امیرالمؤ منین علیه السلام در یکى از خطبه هایش چنین مى فرمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;: &lt;/span&gt;بار خدایا من می&amp;zwnj;دانم که بساط علم و دانش برچیده نمی&amp;zwnj;شود و مایه هایش از میان نمی&amp;zwnj;رود و می&amp;zwnj;دانم که تو روى زمینت را از حجتى بر خلق خالى نسازى که او یا آشکار باشد و فرمانش نبرند و یا ترسان و پنهان تا حجت تو باطل نگردد و دوستانت بعد از آنکه هدایتشان فرمودى گمراه نشوند، ولى آنها کجایند و چقدر؟ ایشان از لحاظ شماره بسیار اندک و از لحاظ ارزش نزد خداى جل ذکره بسیار بزرگند، ایشان پیرو پیشوایان دین و امامان رهبرند. همان امامانى که به آدابشان پرورش یافته و براه آنها رفته&amp;zwnj;اند. اینجاست که علم و دانش ایشانرا به حقیقت ایمان آگاه ساخته و روحشان نداى پیشوایان دانش را لبیک گوید و همان احادیثى که بر دیگران مشکل آید براى ایشان دلنشین باشد و بآنچه تکذیب کنندگان، از آن وحشت دارند و متجاوزان سرباز می&amp;zwnj;زنند انس و الفت دارند. آنها پیرو دانشمندانند، براى اطاعت خداى تبارک و اولیائش با اهل دنیا معاشرت کنند و نسبت بدین و براى ترس از دشمن خویش تقیه را آئین خود سازند، روحهاى ایشان بمقام بالا مربوط است و دانشمندان و پیروانشان در زمان دولت باطل لال و خاموشند و همیشه بانتظار دولت حق نشسته اند، خدا هم با کلمات خود حق را ثابت کند و باطل را از میان ببرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; هاى هاى، خوشا بحالشان که در زمان صلح و آرامش بر دینشان شکیبائى ورزیدند، هان از اشتیاق بدیدارشان در زمان ظهور دولتشان، خدا ما و ایشان و پدران و همسران و فرزندان نیکوکارشان را در بهشت برین جمع خواهد کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; چنانچه از متن حدیث پیداست ظاهرا امام علی پیش بینی دوران سخت دینداران را می&amp;zwnj;کند به طوری که عقاید خود را تقیه و پنهان می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; اما این که &amp;quot; به انتظار دولت حق نشسته اند&amp;quot; همان باور عمومی همه ادیان است که در انتظار منجی موعود نشسته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; به نظر می&amp;zwnj;آید دولت حق در قیامت برپا می&amp;zwnj;شود که خداوند مؤمنین را در بهشت برین جمع خواهد کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باب &amp;quot;در امر غیبت&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عبداللّه بن عطا گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم : شیعیان شما در عراق بسیارند و به خدا مانند شما در خاندانت کسى نیست، پس چرا خروج نمى کنى؟ فرمود: اى عبداللّه بن عطا! تو گوشهایت را براى بیخردان مى گسترى به خدا من صاحب شما نیستم، گوید عرض کردم : پس صاحب ما کیست؟ فرمود: بنگرید هر که ولادتش از مردم نهان گشت او صاحب شماست، همانا کسى از ما خاندان نیست که انگشت نما شود و میان دهان مردم افتد، جز اینکه مرگش یا از خون دل خوردن و یا از بینیش بخاک مالیده شدن باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; از نظر امام باقر خروج بر حاکم وقت و به تبع آن تشکیل حکومت وظیفه امام نیست و این وظیفه فقط بر عهده امام غایب است (نایب خود خوانده امام که جای خود دارد) و باور به آن نتیجه گوش کردن به حرف بی خردان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; از نظر امام باقر امامان شیعه چون انگشت نما و شناخته شده هستند اگر کوچکترین تحرک سیاسی بکنند بر اثر خون دل خوردن و یا حقیرانه مرگشان رقم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آنچه ادعاى امامت راستگو را از دروغگو معلوم می&amp;zwnj;کند&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. زید بن على بن الحسین، خدمت امام باقر علیه السلام رسید و نامه هائى از اهل کوفه همراه داشت که او را بطرف خود خوانده و از اجتماع خود آگاهش نموده و دستور نهضت داده بودند، امام باقر علیه السلام باو فرمود: این نامه&amp;zwnj;ها از خود آنها شروع شده یا جواب نامه ایستکه بآنها نوشته ئى و ایشانرا دعوت کرده ئى ؟ گفت : ایشان شروع کرده اند، زیرا حق ما را می&amp;zwnj;شناسند و قرابت ما را با رسول خدا صلى اللّه علیه و آله می&amp;zwnj;دانند و در کتاب خداى عزوجل وجوب دوستى و اطاعت ما را مى بینند و فشار و گرفتارى و بلا کشیدن ما را مشاهده می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام باقر علیه السلام فرمود: اطاعت از طرف خداى عزوجل واجب گشته و روشى است که خدا آنرا در پیشینیان امضاء کرده و در آخرین همچنان اجرا می&amp;zwnj;کنند، و اطاعت نسبت بیک نفر از ماست و دوستى نسبت بهمه ما و امر خدا نسبت باولیائش جارى می&amp;zwnj;شود طبق حکمى و فرمانى قطعى و آشکار و حتمى بودنى انجام شدنى و اندازه ئى بى کم و زیاد و موعدى معین در وقتى معلوم مبادا کسانیکه ایمان ثابتى ندارند، ترا سبک کنند، ایشان ترا در برابر خواست خدا هیچگونه بى نیازى ندهند، شتاب مکن که خدا بواسطه شتاب بندگانش شتاب نمیکند تو بر خدا سبقت مگیر که گرفتارى ناتوانت کند و بخاکت اندازد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زید در اینجا خشمگین شد و گفت : امام از ما خاندان آنکس نیست که در خانه نشیند و پرده را بیندازد و از جهاد جلوگیرى کند. امام از ما خاندان کسى است که از حوزه خود، دفاع کند و چنانکه سزاوارست در راه خدا جهاد کند و نیز از رعیتش دفاع کند و دشمن را از حریم و پیرامونش براند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام باقر علیه السلام فرمود: اى برادر، تو آنچه را بخود نسبت دادى، حقیقة هم در خود مى بینى بطورى که بتوانى براى آن دلیلى از کتاب خدا یا برهانى از قول پیغمبر صلى اللّه علیه و آله بیاورى و یا نمونه و مانندى براى آن ذکر کنى؟ همانا خداى عزوجل حلال و حرامى وضع فرموده و چیزهائى را واجب ساخته و مثلهائى زده و سنتهائى را مقرر داشته و براى امامى که بامر او قیام می&amp;zwnj;کند نسبت باطاعتیکه براى او واجب ساخته، شبهه و تردیدى باقى نگذاشته تا امام بتواند امرى را پیش از رسیدن وقتش انجام دهد یا در راه خدا پیش از فرا رسیدن موقعش جهاد کند. در صورتیکه خداى عزوجل درباره شکار مى فرماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;: &lt;/span&gt;وقتى که محرم هستید شکار را نکشید (سوره ۹۵ آیه ۵)آیا کشتن شکار مهمتر است یا کشتن انسانیکه خدایش &amp;zwj;محترم شمرده، خدا براى هرچیز موعدى معین کرده، چنانچه مى فرماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;: &lt;/span&gt;چون از احرام در آمدید شکار کنید (۳ سوره ۵)و فرموده است :شعائر خدا و ماههاى حرام را حلال نکنید (سوره ۲ آیه ۵)و ماهها را شماره معلومى قرار داد و چهار ماه از آن را حرام ساخت و فرمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;: &lt;/span&gt;چهار ماه در زمین گردش کنید و بدانید که شما خدا را ناتوان نسازید ۲ سوره ۹ سپس فرمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;: &lt;/span&gt;چون ماههاى حرام سپرى شد، مشرکین را در هر کجا یافتید بکشید (سوره ۵ آیه ۹) پس براى کشتن موعدى قرار داد و باز فرموده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; : &lt;/span&gt;قصد بستن عقد زناشوئى نکنید تا مدت مقرر بسر رسد پس خدا براى هر چیزى موعدى و براى هر موعدى نوشته اى مقرر داشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکنون اگر تو از پروردگارت گواهى دارى و نسبت بامر خود یقین دارى و کارت پیشت روشن است خود دانى وگرنه امرى را که نسبت بآن شک و تردید دارى پیرامونش نگرد، و براى از میان رفتن سلطنتى که روزیش را تمام نکرده و بپایان خود نرسیده و موعد مقررش نیامده قیام مکن، که اگر پایانش برسد و روزیش بریده شود و موعد مقررش برسد، حکم قطعى بریده شود و نظام حق پیوسته گردد و خدا براى فرمانده و فرمانبر خوارى و زبونى در پى آرد، بخدا پناه می&amp;zwnj;برم از امامیکه از وقت شناسى گمراه گردد، و فرمانبران نسبت بآن داناتر از فرمانده باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برادرم! تو مى خواهى ملت و آیین مردمى را زنده کنى که به آیات خدا کافر شدند و نافرمانى پیغمبرش کردند و بدون رهبرى خدا پیرو هواى نفس خود شدند و بدون دلیلى از جانب خدا و فرمانى از پیغمبرش ادعاى خلافت کردند؟ برادرم! ترا در پناه خدا مى برم از اینکه فردا در کناسه بدار آویخته شوى آنگاه چشمان حضرت جوشید و اشکش جارى شد و فرمود: میان ما و آنکه پرده ما را درید و حق ما را انکار کرد و راز ما را فاش ساخت و ما را به غیر جدمان نسبت داد و درباره ما چیزى گفت که خود نگفتیم، خدا داور باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; در این حدیث انصافأ استدلال جناب زید بن قوی تر از استدلال برادرش امام باقر است و با آیات قرآن و سنت نبوی بیشتر سازگاری دارد، برای همین است که گروهی از شیعیان زیدی مذهب شدند و اکنون نیز پیروان قابل توجهی دارند، امام باقر از آیات قران که برای هر چیزی موعدی قرار داده، زمان قیام و تشکیل حکومت را با زمان ظهور منجی پیوند می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; امام باقرعملأ هر قیامی و تشکیل حکومتی قبل از ظهور منجی را خلاف سنت الهی می&amp;zwnj;داند، بر این اساس است که روحانیت سنتی شیعه هر حاکم قبل از ظهور منجی را طاغوت می&amp;zwnj;نامد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. عبدالله بن ابراهیم گوید:...چون پدرم رحمه اللّه شروع کرد که براى محمد بن عبداللّه بن حسن (نوه امام حسن علیه السلام ) بیعت گیرد و تصمیم گرفت که دوستانش را ببیند، گفت : من فکر می&amp;zwnj;کنم تا جعفر بن محمد (امام ششم ) علیهما السلام را نبینم این کار درست نشود...امام صادق علیه السلام فرمود: تو مطیع تر از مرا مى توانى پیدا کنى و به من نیازى ندارى. به خدا که تو می&amp;zwnj;دانى من آهنگ رفتن بیابان مى کنم و یا تصمیم آن را مى گیرم سنگینى مى کنم و به تاخیر مى اندازم و نیز قصد رفتن حج مى کنم و جز با خستگى و رنج و سختى به آن نمى رسم. به فکر دیگران باش و از آنها بخواه و به ایشان مگو که نزد من آمده ئى، پدرم گفت، گردن مردم به سوى شما دراز است، اگر شما از من بپذیرى هیچکس عقب نشینى نمى کند، و شما هم از جنگ کردن و ناراحت شدن معافى.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;... امام صادق علیه السلام به او فرمود: من ترا به خدا پناه مى دهم از اینکه متعرض این کار شوى که صبح و شام در فکر آن هستى، و مى ترسم که این اقدام، شرى به تو رساند، گفتگوى آنها ادامه پیدا کرد و سخن به جائى رسید که پدرم نمى خواست، و از جمله سخنان پدرم این بود که بچه جهت حسین به امامت سزاوارتر از حسن شد؟ امام صادق علیه السلام فرمود: خدا رحمت کند حسن را و رحمت کند حسین را، براى چه این سخن به میان آوردى ؟ پدرم گفت زیرا اگر حسین علیه السلام عدالت مى ورزید، سزاوار بود امامت را در بزرگترین فرزند امام حسن علیه السلام قرار دهد. امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خداى تبارک و تعالى که به محمد صلى اللّه علیه و آله وحى فرستاد، بخواست خود وحى فرستاد و با هیچکس از مخلوقش مشورت نکرد، و محمد صلى اللّه علیه و آله على علیه السلام را به آنچه خواست دستور داد و او هم چنانچه دستور داشت عمل کرد، ما درباره على نگوئیم، جز همان بزرگداشت و تصدیقى را که رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرموده است، اگر حسین دستور مى داشت که به بزرگسال تر وصیت کند یا آنکه امامت را میان فرزندان خود و امام حسن نقل و انتقال دهد عمل مى کرد، او نزد ما متهم نیست که امامت را براى خود ذخیره کرده باشد، در صورتیکه او مى رفت و امامت را مى گذاشت او به آنچه ماءمور بود، رفتار کرد، و او جد تو و عموى تست اگر نسبت به او خوب گوئى، چقدر براى تو شایسته است، و اگر زشت گوئى خدا ترا بیامرزد، پس عمو! سخن مرا بشنو و اطاعت کن، به خدائیکه جز او شایسته پرستشى نیست، من نصیحت و خیر خواهى را از تو باز نداشتم، چگونه ولى ترا نمى بینم که عمل کنى، و امر خدا هم برگشت ندارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پدرم در اینجا خوشحال شد امام صادق علیه السلام به او فرمود: به خدا تو می&amp;zwnj;دانى که او همان لوچ چشم موى پیشانى برگشته، سیاه رنگى است که در ته سلیگاه سده اءشجع کشته مى شود پدرم گفت : او آن نیست. به خدا سوگند که او در برابر یک روز، یک روز مى جنگد و در برابر یکساعت، یک ساعت و در برابر یک سال، یکسال، و به خونخواهى تمام فرزندان ابیطالب قیام مى کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام صادق علیه السلام به او فرمود: خدا ترا بیامرزد، چقدر مى ترسم که اینبیت بر رفیق ما منطبق شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; منتک نفسک فى الخلاء ضلالا (نفست در خلوت به تو وعده هاى دروغ و محال داده ) نه به خدا، او بیشتر از چهار دیوار مدینه را به دست نمى آورد، و هر چه تلاش کند و خود را به مشقت افکند، دامنه فعالیتش بطائف نرسد، این مطلب ناچار واقع شود، از خدا بترس و بر خود و برادرانت رحم کن، به خدا من او را نامبارکترین نطفه ئى مى دانم که صلب مردان بزهدان زنان ریخته است به خدا که او در میان خانه هاى سده اشجع کشته مى شود، گویا اکنون او را برهنه و روى خاک افتاده مى بینم که خشتى میان دو پایش هست، و این جوان هم هرچه بشنود سودش ندهد موسى بن عبدالله گوید: مقصودش من بودم او هم همراهش خروج کند وشکست خورد و رفیقش (محمد) کشته شود، سپس موسى برود و با پرچم دیگرى خروج کند و سپهبد آن کشته شود و لشکرش پراکنده شود، اگر از من بپذیرد، باید در آنجا از بنى عباس امان خواهد، تا خدا فرج دهد و به تحقیق من مى دانم که این امر عاقبت ندارد و تو هم مى دانى و ما هم مى دانیم که پسر چشم لوچ سیاه رنگ موى پیشانى بر گشته تو، در ته رودخانه سده اءشجع در میانه خانه&amp;zwnj;ها کشته خواهد شد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پدرم برخاست و مى گفت : بلکه خدا ما را از تو بى نیاز مى کند و تو هم خودت از این عقیده بر مى گردى یا آنکه خدا ترا بر مى گرداند با دیگران، و از این سخنان مقصودى ندارى جز اینکه دیگران را از ما بگردانى و تو وسیله سرپیچى آنها شوى، امام صادق علیه السلام فرمود: خدا می&amp;zwnj;داند که من جز خیر خواهى و هدایت ترا نمى خواهم و من جز کوشش در این راه تکلیفى ندارم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پدرم برخاست و از شدت خشم جامه اش بزمین مى کشید، امام صادق علیه السلام خود را به او رسانید و فرمود به تو خبر دهم که من از عمویت که دائى تو هم هست شنیدم مى فرمود: تو و پسران پدرت کشته مى شوید، اگر از من مى پذیرى و عقیده دارى که بنحو احسن دفاع کنى، بکن، به خدائیکه جز او شایان پرستشى نیست و او به پنهان و آشکار داناست و رحمان و رحیم است و بزرگوار و برتر از خلق خود است، من دوست دارم همه فرزندان و عزیزترین آنها و عزیزترین خانواده ام را قربانت کنم، و نزد من چیزى با تو برابر نیست، خیال مکن که من با تو دوروئى کردم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پدرم متأسف و خشمگین از نزدش خارج شد، سپس حدود بیست شب گذشت که مامورین ابى جعفر (منصور خلیفه عباسى ) آمدند و پدر و عموهایم : سلیمان بن حسن و حسن بن حسن و ابراهیم بن حسن، و داود بن حسن و على بن حسن و سلیمان بن داود بن حسن و على بن ابراهیم بن حسن بن جعفر بن حسن و طباطباء ابراهیم بن اسماعیل بن حسن و عبدالله بن داود را گرفتند و به زنجیز بستند و بر محملهاى بى فرش و روپوش نشانیدند و ایشانرا در نمازگاه عمومى نگه داشتند تا مردم سرزنششان کنند، ولى مردم بحال آنها رقت کرده و از سرزنش خوددارى کردند، سپس آنها را بردند و جلو در مسجد پیغمبر صلى اللّه علیه وآله نگه داشتند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عبدالله بن ابراهیم جعفرى گوید: خدیجه دختر عمر بن على به ما گفت : چون آنها را جلو در مسجد که باب جبرئیلش گویند نگه داشتند، امام صادق علیه السلام پیدا شد و همه عبایش روى زمین بود، آنگاه از در مسجد بیرون آمد و سه مرتبه فرمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;: &lt;/span&gt;خدا شما را لعنت کند، اى گروه انصار. شما براى چنین کارى با پیغمبر معاهده و بیعت نکردید، همانا به خدا من آزمند بودم ولى مغلوب شدم، قضاى خدا بازگشت ندارد، سپس حرکت کرد و یکتاى نعلینش را بپا کرد و دیگرى در دستش بود و تمام دنباله عبایش را به زمین مى کشید و به خانه خود رفت و بیست شب تب کرد و شب و روز گریه مى کرد که ما نسبت به او نگران شدیم این بود گفتار خدیجه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; در این حدیث نیز مانند حدیث قبل عدم تمایل امام صادق جهت همراهی با نوادگان امام حسن که مردمی مبارز بودند را نشان می&amp;zwnj;دهد و نیز بی نتیجه بودن مبارزات آنان و شکست شان در مبارزه را یادآوری می&amp;zwnj;کند (نتیجه گرایی در مقابل مامور به وظیفه ).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; امام صادق نه تنها تمایل به مبارزه نداشت بلکه مبارزین را از ادامه مبارزه منع می&amp;zwnj;کرد و البته برای کشته شدنشان غصه می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. جعفرى گوید: موسى بن عبدالله بن حسن نقل کرد که چون محملهاى ایشان پیدا شد امام صادق علیه السلام از مسجد برخاست و به جانب محملى که عبدالله بن حسن در آن بود، برفت تا با او سخن گوید، ولى به شدت از او جلوگیرى کرد و پاسبانى به او حمله کرد و او را کنار زد و گفت : از این مرد دور شو، همانا خدا ترا و دیگران را کارگزارى کند، سپس ایشان را به کوچه&amp;zwnj;ها بردند و امام صادق علیه السلام به منزلش برگشت و هنوز به بقیع نرسیده بودند که آن پاسبان ببلاى سختى گرفتار شد، یعنى شترش به او لگدى زد که رانش خرد شد و همانجا در گذشت. آنها را بردند و ما مدتى بودیم تا محمد بن عبدالله بن حسن آمد و خبر داد که ابو جعفر پدر و عموهاى او را کشت، غیر از حسن بن جعفر و طباطبا و على بن ابراهیم و سلیمان بن داود و داوود بن حسن و عبدالله بن داود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این هنگام محمد بن عبدالله ظهور کرد و مردم را به بیعت خود دعوت نمود و من سومین کسى از بیعت کنندگانش بودم، مردم اجتماع کردند و هیچ یک از قریش &amp;zwj;وانصار وعرب با او مخالفت نکرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;موسى گوید: محمد با عیسى بن زید که مورد اعتماد و رئیس لشکرش بود مشورت کرد که براى بیعت دنبال بزرگان قومش فرستد. عیسى بن زید گفت : آنها را با نرمى خواندن سود ندارد، زیرا نمى پذیرند، جز اینکه بر ایشان سخت گیرى. آنها را به من واگذار. محمد گفت : تو هر کس از آنها را که خواهى متوجهش شو&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;عیسى گفت : نزد رئیس و بزرگ آنها یعنى جعفر بن محمد علیه السلام فرست زیرا اگر تو با او سخت گیرى کنى، همه مى فهمند که با آنها همان رفتار خواهى کرد که با امام صادق علیه السلام کردى.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موسى گوید: چیزى نگذشت که امام صادق علیه السلام را آوردند و در برابرش نگه داشتند، عیسى بن زید به او گفت : اسلم تسلم تسلیم شو تا سالم بمانى امام صادق علیه السلام فرمود: مگر تو بعد از محمد صلى اللّه علیه و آله پیغمبرى تازه ئى آورده ئى ؟ محمد گفت : نه، بلکه مقصود این است که : بیعت کن تا جان و مال و فرزندانت در امان باشد و به جنگ کردن هم تکلیف ندارى، امام صادق علیه السلام فرمود: من توانائى جنگ و کشتار ندارم و به پدرت دستور دادم و او را از بلائیکه به او احاطه کرده بر حذر داشتم ولى حذر در برابر قدر سودى نبخشد، پسر برادرم ! بفکر استفاده از جوانها باش و پیران را واگذار. محمد گفت : سن و من و تو خیلى نزدیک بهم است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام صادق علیه السلام فرمود، من در مقام مبارزه با تو نیستم و نیامده ام تا نسبت به کاریکه در آن مشغولى بر تو پیشى گیرم. محمد گفت : نه به خدا، ناچار باید بیعت کنى، امام صادق علیه السلام فرمود برادر زاده ! من حال باز خواست و جنگ ندارم، همانا من مى خواهم به بیابان روم، ناتوانى مرا باز می&amp;zwnj;دارد و بر من سنگینى مى کند تا آنکه بارها خانواده ام در آن باره به من تذکر مى دهند ولى تنها ناتوانى مرا از رفتن باز مى دارد، ترا به خدا و خویشاوندى میان ما که مبادا از ما رو بگردانى و ما بدست تو بدبخت و گرفتار شویم....&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; این حدیث نیز همان ماجرا وعدم تمایل و یا دخالت در امر قیام و مبارزه علیه حکومت را امام صادق نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴. عبداللّه بن مفضل گوید: چون حسین بن على، کشته شده در فخ خروج کرد و مدینه را بتصرف در آورد، موسى بن جعفر را براى بیعت طلب کرد، حضرت تشریف آورد و باو فرمود: پسر عمو! بمن تکلیفى مکن که پسر عمویت به عمویت امام صادق کرد، تا از من چیزیکه نمیخواهم سر زند؟ چنانکه از امام صادق علیه السلام چیزى سر زد که نمى خواست. حسین بحضرت عرضکرد: مطلبى بود که من بشما عرضکردم : اگر خواهى در آن خارج شو و اگر نخواهى شما را در آن مجبور نمى کنم خدا یاور است و سپس خداحافظى کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; ابو الحسن موسى بن جعفر هنگام خداحافظى به او فرمود: پسر عمو! تو کشته خواهى شد، پس نیکو جنگ کن زیرا این مردم فاسقند، اظهار ایمان مى کنند و در دل مشرکند و انالله و انا علیه راجعون من مصیبت شما جماعت را بحساب خدا می&amp;zwnj;گذارم، سپس حسین خروج کرد و کارش بدانجا رسید که رسید، یعنى همگى کشته شدند، چنانچه آنحضرت علیه السلام فرمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; این حدیث رفتار امام کاظم نیز مانند رفتار پدرانش دوری از سیاست و حکومت به خوبی نمایان است ادعای غیب گویی و پیش بینی آینده نیز مشکل را حل نمی&amp;zwnj;کند اگر این توان غیب گویی در امامان بود باید امام علی و امام حسین از آن بهره جسته و خود را به هلاکت (!) نمی&amp;zwnj;انداختند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ادامه دارد&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/08/24/6435#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3570">اصول کافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5195">امام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3573">امامت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5197">حکومت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2951">خلافت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5194">صالح نظری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5196">ولایت</category>
 <pubDate>Wed, 24 Aug 2011 08:41:22 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6435 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خلافت و بیعت در نهج البلاغه (۳)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/29/4328</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/29/4328&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی ممقانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nahjol-belaghah3.jpg?1306953218&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی ممقانی &amp;minus; موضوع این مقاله این است که علی، به روایت نهج البلاغه، منشأ حکومت را چه می&amp;zwnj;داند. جهات کاوش ما را این&amp;nbsp;پرسش&amp;zwnj;ها تشکیل می&amp;zwnj;دهند:&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- آیا علی تعیین خلیفه را حق الهی می&amp;zwnj;دانست یا حق مردم؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- حکومت خود را متکی به خواست خدا و رسول می&amp;zwnj;شمرد یا متکی به بیعت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- خلافت ابوبکر، عمر و عثمان را به حق می&amp;zwnj;دید و یا به ناحق؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- به حق خلافت خود از این نظر می&amp;zwnj;نگریست که منصوب الهی است، یا از این نظر که منتخب مردم است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنانچه در قسمت اول و دوم از بررسی ۸ نامه و۷خطبه از نهج البلاغه مشاهده شد، امام علی حکومت را امری عرفی می&amp;zwnj;داند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ادامه بررسی مجموعه&amp;zwnj;ای از خطبه&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۷۳&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سخنان آن گرامى است وقتى مردم قصد بیعت با عثمان کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;شما مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانید که &lt;i&gt;&lt;span&gt;من براى خلافت از دیگران سزاوارترم. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;قسم به پروردگار تا مادامى که کارهاى مسلمین به سلامت انجام گیرد، &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;و به کسى جز من ظلم نشود، من این ظلم را براى خود مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;پذیرم و خلافت را واگذار مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;کنم&lt;/i&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و این کار بدین خاطر است که پاداش آن را از خداوند طلب کنم و فضیلت آن را به دست آورم .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و همچنین بدین سبب است که به زر و زیورى که شما در به دست آوردنش اصرار دارید و آن را وسیله افتخار مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانید اظهار بى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اعتنایى نمایم.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۷۳&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- در این تردید نیست که امام خود را شایسته ترین فرد برای خلافت میدانست .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- اما برای او مهمتر از آن وحدت مسلمین و بقای دین خداوند بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- لذا هر چند عدم اقبال مردم را به خلافت خود را ظلم به خودش می&amp;zwnj;داند اما تحمل بر ظلم را سبب پاداشی از جانب خداوند و فضیلتی بر خود می&amp;zwnj;شمرد .&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خطبه ۱۳۴ نمونه&amp;zwnj;ای از همکاری امام با خلیفه دوم است.&lt;br /&gt;
اگر امام خلافت عمر را به رسمیت نمی&amp;zwnj;شناخت، دلیلی بر این همکاری وجود نداشت۰&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۹۱&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;از سخنان آن گرامى است. این سخنان را امام (علیه السلام) پس از قتل عثمان وقتى مردم براى بیعت با او آمدند ایراد فرمود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;laquo;مرا رها کنید و به سراغ دیگرى بروید که ما به کارى روى آورده&amp;zwnj;ایم که داراى رنگهاى گوناگون است. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;دلها بر آن قرار نمى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;گیرد و عقابها پایدار نمى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;ماند. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;براستى که همه جا را ابر فتنه پر کرده و راه راست ناشناخته مانده است. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;بدانید اگر من درخواست شما را پذیرا باشم با شما آن گونه که خود مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;دانم رفتار خواهم کرد &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;و به حرف ملامتگرها و این و آن گوش نمى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;دهم. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;و اگر دست از من بردارید من همانند یکى از شما خواهم بود. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;و در میان کسانى که ولایت امور را بدو مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;سپارید من شنواتر و فرمانبردارتر مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;باشم. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;من اگر وزیر شما باشم بهتر است از آنکه امیر شما باشم.&amp;raquo;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۹۱&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- قتل عثمان سبب نوعی پریشانی در جامعه اسلامی بوده و فضا را از معقولیت به سمت احساسات سوق داده بود. برای علی روشن بود که پس از فروکش کردن احساسات مسائل مهمی اتفاق خواهد افتاد. لذا تا جایی که ممکن بود از پذیرش خلافت امتناع می&amp;zwnj;ورزید، به طوری که گفت: &amp;laquo;مرا رها کنید و به سراغ دیگری بروید&amp;raquo; &amp;nbsp;و یا &amp;laquo;اگر از من دست بردارید من همانند یک از شما خواهم بود&amp;raquo; و یا ااینکه گفت : &amp;laquo;اگر وزیر شما باشم بهتر است از آنکه امیر شما باشم.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- در واقع نوعی اتمام حجت نیز در این بیانات نهفته است. می&amp;zwnj;خواهد روزی نگویند ما با شرط و شروط با تو بیعت کردیم و یا از بیعت خود پشیمانیم و یا پس از بیعت به توصیه این و آن توجه خواهیم کرد: نخیر یا بروید به سراغ دیگری و یا اگر طالب من هستید آنطور که خود می&amp;zwnj;دانم رفتار خواهم کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۱۳۴&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخنى از آن حضرت (ع).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عمر براى این که خود به نبرد رومیان رود با او مشورت کرد و على (ع) فرمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;خداوند، براى پیروان این دین، بر عهده گرفته است که حوزه دینشان را مستحکم گرداند و حریم اسلام را از تعرض خصم مصون دارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن خداوندى، که یاریشان کرد و هنوز شمارشان اندک بود و کس به یاریشان برنمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خاست و آنان را از دشمنانشان حفظ کرد و حال آنکه، آنان را شمار اندک بو و توان دفاع از خود را نداشتند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اوست که زنده است و نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;میرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر تو خود به سوى دشمن روى و خود با دشمن رویاروى شوى، اگر مغلوب گردى، مسلمانان را تا اقصا بلادشان پناهگاهى نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماند و بعد از تو مرجعى ندارند که به آن باز گردند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس مردى سلحشور را به سوى ایشان بفرست و سپاهى گران همراه او کن که هم جنگ آزموده باشند و هم نیکخواه اسلام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر خداوند پیروزش گرداند که این همان است که تو خواسته&amp;zwnj;اى و اگر کار را گونه&amp;zwnj;اى دیگر افتاد، در آن حال، تو پناه مردم و مرجع مسلمانان خواهى بود.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام نه تنها مغضوب خلفا نبوده بلکه یکی از مهمترین مشاورانشان بوده است.&lt;br /&gt;
امام نه تنها آنان را به خلافت پذیرفته بوده، بلکه نهایتاً مساعدت و همکاری را برای موفقیت آنان داشته است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۱۳۴&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- این نمونه&amp;zwnj;ای از همکاری امام با خلیفه دوم است۰&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- اگر امام خلافت عمر را به رسمیت نمی&amp;zwnj;شناخت دلیلی بر این همکاری وجود نداشت۰&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۱۴۶&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;از سخنان آن گرامى است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این سخنان را امام (علیه السلام) وقتى ایراد فرمود که عمر بن خطاب با آن گرامى در باره جنگ با ایرانیان مشورت کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;این کار اسلام، پیروزى و شکستش به زیادى و کمى سپاه مربوط نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;دین خداست که پیروزى مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورد و لشکر پروردگار است که آنها را مهیا ساخته و کمک مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نماید،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تا به نتیجه&amp;zwnj;اى که باید، برسد و پرتو آن بدانجا که باید، بتابد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;خداوند تبارک و تعالى به ما وعده پیروزى داده است و حضرت او به وعده&amp;zwnj;اش وفادار است و سپاه خویش را یارى خواهد کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;موقعیت کسى که زمام امور امّت اسلام را به عهده دارد مثل موقعیت بند تسبیح است که دانه&amp;zwnj;ها را گرد هم آورده،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اگر بند پاره شود دانه&amp;zwnj;ها پراکنده خواهند شد و هر کدام به کنارى خواهند افتاد و بعد از آن دیگر گردهم نخواهند آمد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;امروز ملت عرب گر چه&amp;zwnj;اندکند ولى در سایه اسلام بسیارند و به خاطر یکدلى و وحدت کلمه عزیز و بزرگوارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و تو مثل قطب وسط آسیابمان و با یارى عرب جنگ را اداره کن و به توسط آنان و نه با خودت آتش جنگ را شعله&amp;zwnj;ور ساز،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;که اگر تو از این سرزمین براى جنگ بیرون روى، عربها بر تو مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شورند و با توجه به مخالفت بر مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خیزند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تا آن حد که نگاهدارى مرزها که پشت سر مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارى براى تو مهمتر باشد از آنچه پیش رویت با آن درگیر هستى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اگر ایرانیها ترا در میدان نبرد ببینند مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند این اصل و ریشه و سرکرده عرب است، او را که از پاى در آوریم کار تمام است و راحت مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شویم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و همین باعث مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که آنها فشار را بر تو بیشتر کنند و براى از بین بردن تو حریص شوند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و اما این که گفتى آنها به راه افتاده&amp;zwnj;اند تا با مسلمین جنگ کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;خداوند تبارک و تعالى از حرکت آنها بیش از تو ناخشنود است و او در نابود کردن و شکست آنچه خود نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پسندند تواناتر خواهد بود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و اما این که گفتى تعدادشان چنین و چنان است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; &lt;span&gt;مگر در گذشته به وسیله زیادى عددمان جنگ مى&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; &lt;span&gt;جز این نبود که با امدادهاى غیبى پروردگار مى&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;جنگیدیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;span&gt;توضیح خطبه &lt;/span&gt;۱۴۶&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- امام نه تنها مغضوب خلفا نبوده بلکه یکی از مهمترین مشاورانشان بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- امام نه تنها آنان را به خلافت پذیرفته بوده، بلکه نهایتاً مساعدت و همکاری را برای موفقیت آنان داشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- امام به عمر هشدار می&amp;zwnj;دهد که رفتن شما به جبهه جنگ اولاً سبب می&amp;zwnj;شود عناصر داخلی فتنه گر از نبودن شما در مرکز خلافت سوء استفاده کنند، ثانیاً دشمن احساس خواهد کرد با یک یورش و کشتن تو انسجام سپاه را می&amp;zwnj;تواند برهم بزندو پیروز گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- امام به عمر روحیه می&amp;zwnj;دهد که از کثرت دشمن و کمی سپاه هراسان نباشد و امداد&amp;zwnj;های غیبی و ایمان سپاه همچون صدر اسلام باور داشته و امیدوار باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام علی، هیچگاه خلفا را دشمن نمی&amp;zwnj;دانست. مگر می&amp;zwnj;شود به دشمن جهت موفقیت اش مشورت داد و یا کمک کرد که علیه او شورش نکنند و یا براو شأنی تقریباً هم شأن خود قائل شد؟&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۱۶۱&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخنى از آن حضرت (ع) به یکى از اصحابش که از او پرسید: چگونه قومتان شما را از این مقام [یعنى خلافت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;] باز داشتند، در حالى که، از دیگران بدان سزاوارتر بودید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام چنین پاسخ داد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;بر مرکبى سوار شده&amp;zwnj;اى که تنگش سست است و لغزان و، زمام آن رها کرده&amp;zwnj;اى که به هرجاى که خواهد برود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; ولى تو را حق خویشاوندى و پرسیدن است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهى از حقیقتى آگاه شوى، پس بدان، که آن زورگویى و خودکامگى که در امر خلافت با ما نمودند- در حالى که ما به نسب برتر از آنها بودیم و با رسول الله (ص) پیوند استوارترى داشتیم - بدان سبب بود، که امر خلافت مقامى رغبت افزاست. گروهى سخت بدان آزمند شدند و گروهى سخاوت ورزیدند و از آن چشم پوشیدند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داورى با خداست و جاى داورى، بازگشتنگاه قیامت است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;و دع عنک نهبا صیح فى حجراتهآن غنیمتها&amp;quot; را که گردش هیاهو و جنجال است رها کن. از ماجراى بزرگ پسر ابو سفیان یاد کن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روزگار مرا به خنده آورد، پس از آنکه، گریانم کرده بود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به خدا سوگند، جاى شگفتى نیست که بزرگى حادثه جایى براى شگفت زدگى باقى نگذارد و کژروى و ناراستى را افزون سازد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن قوم خواستند که&amp;zwnj; نور خدا را در چراغش خاموش سازند و آب را از سرچشمه&amp;zwnj;اش که چون فواره مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;جوشید قطع کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و آبى را که میان من و ایشان جارى بود، به وبا بیامیزند- و فتنه برپا کنند - اگر این آزمایش محنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;افزاى از میان ما برداشته شود، آنان را به راهى مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برم که حقیقت محض باشد ولى اگر کار بر منوال دیگر باشد، &amp;laquo;نباید که جان تو به خاطر آنها دچار اندوه شود زیرا خدا به کارهایى که مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند آگاه است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۱۶۱ :&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- در این خطبه نیزامام علی از شایستگی خود برای امر خلافت یاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- امر خلافت را مقامى رغبت افزا می&amp;zwnj;داند که علاقمندان به آن را آزمند و چشم پوشندگان از آن را سخاوتمند می&amp;zwnj;شمرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۱۶۳&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سخنان آن گرامى است. این سخنان را امام (ع) هنگامى ایراد فرمود که مردم به عنوان شکایت از کرده&amp;zwnj;هاى عثمان به محضرش آمدند و از او خواستند تا از طرف آنان با عثمان گفتگو کند و بخواهد که رضایت آنها را فراهم نماید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام (علیه السلام) نزد عثمان رفت و فرمود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo; مردم پشت سر من هستند و مرا بین تو و خودشان میانجى قرار داده&amp;zwnj;اند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;قسم به پروردگار نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانم به تو چه بگویم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;چیزى را که تو آن را ندانى سراغ ندارم،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ترا به چیزى ارشاد نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنم که آن را نشناسى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تو خودت مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانى آنچه ما مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ما در اطلاع از چیزى بر تو سبقت نگرفته&amp;zwnj;ایم تا از آن به تو خبر دهیم و در باره هیچ کارى خلوت نکردیم تا خبرش را به تو رسانیم و تو دیدى آنچه ما دیدیم و شنیدى آنچه ما شنیدیم و با رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) بودى چنانکه ما بودیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پسر ابى قحافه و پسر خطّاب در کار حق از تو سزاوارتر نبودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و تو از آنان به رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) نزدیکترى و از خویشان آن حضرت هستى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;داماد او شدى و آن دو نفر نشدند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بترس از خدا، بترس از خدا در باره خودت، به خدا قسم تو کور نیستى تا بینایت کنند، نادان نیستى تا دانایت کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;راهها روشن است و علایم دین برجا هستند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پس بدان بهترین انسانها نزد پروردگار رهبرى عادل است که هم خود هدایت شده باشد و هم مردم را به راه راست هدایت کند و سنتى را که برایش معلوم شده برپا دارد و بدعتى را که مجهول است نابود سازد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;سنتها روشن و داراى نشانه&amp;zwnj;هاى آشکارى هستند و همین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طور بدعتها ظاهر و هویدا مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باشند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به تحقیق بدترین مردم نزد پروردگار رهبرى ظالم است که هم خود گمراه است و هم مردم را به گمراهى مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کشاند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;او سنت پذیرفته شده را از بین مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برد و بدعت زیر پا گذاشته شده را زنده مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;از رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) شنیدم که فرمود: در روز قیامت رهبر ظالم را مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورند در حالى که هیچ یارى ندارد و کسى نیست از او معذرت خواهى کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در نتیجه او را به آتش دوزخ مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازند، در حالى که مثل سنگ آسیا دور دوزخ مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گردد و سپس او را در ته جهنّم مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بندند و زندانى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;من ترا به خدا قسم مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهم که کارى نکنى که مردم علیه تو بشورند و تو اول رهبرى باشى که به قتل مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رسد که اگر رهبر کشى و کشت و کشتار فتح باب شود تا قیامت ادامه خواهد داشت و کارها براى مردم مشتبه مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماند و خلافکاریها در میان آنها رواج پیدا مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و دیگر نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند حق را از باطل بشناسند و در این آشوبهاست که حق پایمال مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گردد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بنا بر این مبادا تو براى مروان مثل چهارپایى باشى که از دشمن به غنیمت گرفته&amp;zwnj;اند و با این عمر زیادى که از تو سپرى شده آلت دست او شوى و به هر طرف که دلش خواست ترا بکشاند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در اینجا عثمان گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;با مردم صحبت کن که به من مهلت دهند تا به دادخواهى آنها برسم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امیر المؤمنین على (ع) فرمود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;آنچه مربوط به مردم مدینه است که مهلتى لازم ندارد و آنچه خارج از مدینه است مهلت آن تا رسیدن فرمان تو است به کارگزارانت.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق خلافت از ناحیه مردم به شخصی داده می&amp;zwnj;شود. صاحب این حق مردم&amp;zwnj;اند، چنانچه این امر مورد تأیید امام بوده است. بنابراین، جمله &amp;quot;من حق خود را واگذار کردم&amp;quot; به معنی شایسته خلیفه بودن است نه حق الهی داشتن.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۱۶۳&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- امام به عنوان نماینده گروهی از مسلمین و برای اصلاح امور و رفع مشکلات امت اسلام با خلیفه وقت مذاکره می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- امام اقرار می&amp;zwnj;کند و به خداوند قسم می&amp;zwnj;خورد که عثمان نیز به&amp;zwnj;اندازه او به قرآن و سنت نبوی تسلط دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- علاوه بر اقرار به علم عثمان، خویشاوندی که مزیت عثمان نسبت به دو خلیفه قبل است را یاد آوری می&amp;zwnj;نماید و اینکه شایستگی او اگر از دو خلیفه قبل بیشتر نبوده کمتر نیز نبوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- هیچ چیز بالاتر از ظلم به مردم برای حاکم نیست زیرا آتش جهنم را به همراه دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- امام یادآوری می&amp;zwnj;کند نتیجه ظلم به مردم، شورش و نتیجه شورش حذف رهبر و حتی رهبر کشی است و نتیجه آن رواج خلافکاری و عدم تمیز حق و باطل می&amp;zwnj;گردد و نهایتاً این حق است که پایمال می&amp;zwnj;شود&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- امام می&amp;zwnj;داند که آنچه کار عثمان رابه اینجا کشاند میدان دادن از طرف او به کسانی مانند مروان بود که آلت دست آنان شده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷- اگر رهبر ظلمی کند ولی بلافاصله جبران مافات کند امید به بخشش مردم هست و معمولاً این توفیقی است که نصیب هر حاکمی نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸- اینکه حاکم اسلامی اگر کوچکترین ظلمی یا گناهی کند بلافاصله عزل می&amp;zwnj;شود حرف نا مربوطی است میزان بقا در حکومت و یا عزل از آن مربوط به میزان رضایت یا عدم رضایت مردم است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۱۷۱&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از خطبه&amp;zwnj;هاى آن گرامى است&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;حمد خدایى را که آسمانى باعث نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که آسمان دیگرى از دید او پنهان باشد و یا زمینى، زمین دیگرى را از علم او مخفى دارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;از آن خطبه است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo; شخصى به من گفت: &amp;nbsp;پسر ابو طالب تو به خلافت خیلى علاقمند هستی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;گفتم: &amp;nbsp;&lt;i&gt;&lt;span&gt;قسم به پروردگار بلکه شما به آن علاقمندترید و از رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) دورترید. و من به خلافت سزاوارترم و به رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) نزدیکترم. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;حقّى را که به من تعلّق دارد طلب مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنم ولى شما مانع کار من مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوید و نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذارید که من به حق خود برسم. و هر زمانى که به گرفتن حق خویش اقدام کردم، روى مرا برگردانیدید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و چون او را با دلیل در حضور جمع محکوم کردم به خود آمد و نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانست چه پاسخى به من بدهد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;خدایا من بر قریش و کسانى که آنها را یارى مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند از تو مدد مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;جویم زیرا آنها حق خویشاوندى را ادا نکردند و قطع رحم نمودند. و مقام و منزلت مرا کوچک شمردند و &lt;i&gt;&lt;span&gt;در مسئله خلافت که به من اختصاص داشت با دشمن من هم دست شدند. و بعد گفتند: هم مى&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;توانى حق را بگیرى و هم مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;توانى حق را واگذار نمایى&lt;/i&gt;.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۱۷۱&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- امام علی به خلافت سزاوارتر است و به رسول نزدیکتر نه اینکه به خلافت علاقه&amp;zwnj;مند و از رسول دورتر، سزاواری و لیاقت به جز علاقه&amp;zwnj;مندی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- قسمت دوم کلام با قسمت اول و سایر نامه&amp;zwnj;ها و خطبه&amp;zwnj;ها به نظر سازگار نمی&amp;zwnj;باشد، اما باید توجه داشت، امام علی، هیچگاه خلفا را دشمن نمی&amp;zwnj;دانست. مگر می&amp;zwnj;شود به دشمن جهت موفقیت اش مشورت داد و یا کمک کرد که علیه او شورش نکنند و یا براو شأنی تقریباً هم شأن خود قائل شد ( چنانچه درخطبه قبل گذشت)؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- حق خلافت از ناحیه مردم به شخصی داده می&amp;zwnj;شود. صاحب این حق مردم&amp;zwnj;اند، چنانچه این امر مورد تأیید امام بوده است. بنابراین، جمله &amp;quot;من حق خود را واگذار کردم&amp;quot; به معنی شایسته خلیفه بودن است نه حق الهی داشتن. معنایی جز این، باعث ناسازگاری متن می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۱۷۳&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سخنان آن گرامى است در باره طلحة بن عبید اللَّه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;کسى مرا تهدید به جنگ نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد و کسى مرا از ضربت شمشیر نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترسانید. من وعده یارى پروردگار را باور دارم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به خدا قسم طلحه به خونخواهى عثمان شتاب نکرد مگر از ترس این که از خودش خون او را مطالبه کنند و به او ظنین شده بودند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و کسى در میان مردم در کشتن عثمان از او حریص&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر نبود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بنا بر این خواست تا در آنچه خودش در آن دخالت داشت ذهن مردم را به خطا کشاند و کار را به شک و تردید اندازد و حقیقت را مشتبه نماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به خدا سوگند که طلحه در باره عثمان هیچیک از این سه کار را انجام نداد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- اگر عثمان ستمگر بود همان طور که گمان مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد حق این بود که کشندگان او را یارى کند و با طرفداران عثمان مخالفت و دشمنى نماید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- و اگر عثمان مظلوم بود سزاوار بود از کسانى باشد که از او دفاع مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و مردم را از کشتن عثمان منع کند و از آنچه متهمش ساخته بودند از جانب او معذرت خواهى نماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- &amp;nbsp;و اگر در باره دو مورد گفته شده دو دل بود و تردید داشت حق این بود که از معرکه خارج شود و در گوشه&amp;zwnj;اى بنشیند و کارى به کار کسى نداشته باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و طلحه هیچ یک از این سه کار را نکرد و کارى را پیش گرفت که میان امت شناخته شده نبود و عذرهایش پذیرفته نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۱۷۳&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- امام میزان مخالفت طلحه با عثمان را می&amp;zwnj;دانست و به نقش او در شورش علیه عثمان آگاه بود. طلحه برای فرار از مسئولیت کار خود علم خونخواهی عثمان رابرافراشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- سه راه بیشتر وجود ندارد یا حمایت از حاکم یا دشمنی با او و یا تردید که در حالت سوم باید از معرکه خارج شد و هر کدام که انتخاب شود باید مسئولیت آن را نیز پذیرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۱۹۶&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سخنان آن گرامى است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام (علیه السلام) این بیانات را به طلحه و زبیر فرمود بعد از بیعتشان با آن حضرت و شکایت آن دو که چرا امام (علیه السلام) با آنها مشورت نکرد و در کارها از آن دو یارى نخواست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;شما به مختصر چیزى اظهار نارضایتى کردید و مسائل مهم و کارهاى زیادى را پشت سر انداختید. آیا به من نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویید در باره چه موضوعى که شما در آن حق داشته&amp;zwnj;اید کوتاهى کرده&amp;zwnj;ام و یا در چه کارى خود را بر شما مقدم داشته&amp;zwnj;ام و یا کدام دعوایى را یکى از مسلمانان به نزد من آورد و من عاجز از حلّ آن بودم و یا در باره آن نادان باشم و یا در اجراى حکم اشتباه کنم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به خدا قسم که من &lt;i&gt;&lt;span&gt;به خلافت و حکومت بر شما رغبت و حاجت نداشتم، ولى شما مرا بدان دعوت کردید و آن را بر من تحمیل نمودید. و هنگامى که حکومت به من واگذار شد به کتاب خدا و آنچه براى ما وضع شده و ما را به اجراى آن فرمان داده نگریستم سپس از آن پیروى کردم.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و بعد به آنچه مربوط به سنت حضرت محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله) مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد اندیشیدم و به آن اقتدا کردم. پس با این احوال نیازى به رأى شما و رأى غیر از شما ندارم و همچنین حکمى که من نسبت به آن نادان باشم پیش نیامده تا از شما و برادران مسلمان براى حل آن کمک بگیرم و اگر این طور بود از شما و دیگران رویگردان نبودم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و اما آنچه گفتید که چرا اموال بیت المال را بین مسلمین عادلانه تقسیم کردم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;من به رأى خود و از روى هواى نفس عمل نکردم، بلکه من و شما مشاهده کردیم که رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) در این خصوص چه حکمى صادر فرمود و چگونه آن را اجرا کرد. بنا بر این در باره چیزى که خداوند تبارک و تعالى حکم آن را در تقسیم معلوم فرموده و به اجرا در آورده من نیازى به شما ندارم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به خدا سوگند شما و دیگران به گردن من حقّى ندارید تا زبان به شکایت باز کنید و مرا ملامت نمایید. خداوند دلهاى ما و شما را متوجه حق کند و به ما و شما صبر عنایت فرماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;سپس امام (علیه السلام) فرمود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;خدا رحمت کند آن کسى را که حق را ببیند و آن را یارى کند و یا ظلم را ببیند و به ستیز با آن برخیزد و هماره علیه ظالم به ستمدیده کمک نماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیامبر اکرم بجز در قضیه یکتاپرستی در بسیاری از موارد انعطاف پذیر بودند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۱۹۶&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- امام کلیه بهانه&amp;zwnj;هایی که طلحه و زبیر می&amp;zwnj;آوردند، توضیح میدهد و حتی می&amp;zwnj;گوید هیچگاه خود را بر شما مقدم ندانستم و هیچ حقی از شما را ضایع نکردم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- امام علی می&amp;zwnj;گوید نه به خلافت حاجت داشتم و نه رغبت، بلکه آن را تحمیلی می&amp;zwnj;دانست از طرف بیعت کنندگان.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- می گوید جز به قرآن و سنت خدا عمل نکرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- طلحه و زبیر علاقه&amp;zwnj;مند بودند به عنوان مشاور امام علی باشند و امام کلیه امور با آنان مشورت کند و نیز از پرداخت تساوی حقوق بیت المال ناراحت بودند، زیرا در زمان سایر خلفا، به مهاجرین و انصار سهم بیشتری نسبت به بقیه مردم پرداخت می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- متن کلام نشان می&amp;zwnj;دهد عدم انعطاف پذیری امام علی ( وشاید عدم سیاست ورزی او) مؤثردر تحریک بعضی در جهت مخالفت با خودش شده است. متن قرآن نشان می&amp;zwnj;دهد پیامبر اکرم بجز در قضیه یکتاپرستی در بسیاری از موارد انعطاف پذیر بودند که خود نیاز به تحقیق دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه۲۰۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سخنان آن گرامى است در باره شکایت از قریش و غاصبین حقوقش&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;خداوندا از تو جهت انتقام از قریش و آنهایى که یاریشان کردند، یارى مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبم چرا که آنها پیوند خویشاوندیم را قطع کردند و کار را بر من واژگون نمودند و در غصب و ضایع کردن حقى که من از دیگران بدان سزاوارتر بودم با هم متحد شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و گفتند بدانید که حق گرفتنى است و تو باید از آن منع شوى پس تو که صاحب حقّى، در غم و اندوه صبر کن یا در حال تأسف بمیر&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;وقتى به وضع خودم نگریستم ناگاه متوجه شدم که به غیر از اهل بیت خویش، یار و دفاع کننده&amp;zwnj;اى ندارم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بنا بر این از این که مرگ ایشان را در آغوش گیرد دریغ نمودم، پس بناچار با وجود خار در چشم و استخوان در گلویم صبر کردم و چشمانم را بستم و از غم و غصه آب دهانم را فرو مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دادم. در این هنگام فرو بردن خشم و شکیبایى برایم از حنظل تلخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر و براى قلب از شمشیر برنده&amp;zwnj;تر بود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;توضیح خطبه ۲۰۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- دراینجا گفته شده چون ترسیدم اهل بیت من را که تنها یاور و مدافع ام بودند ممکن بود کشته شوند از حق خود صرف نظر کردم&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- اگر مراد وی حق الهی بود، دیدگاه فوق با خصوصیات امام علی ناسازگار است، زیرا او نه تنها خود را، بلکه اهل بیت خود را نیز حاضر بود برای اسلام و دین محمد فدا کند، و این حق اگر برای اسلام و دین محمد بود، ابا از فدا کردن نداشت، و اگر مراد حق شخصی و شایستگی او بود که که همین هم هست کلام فوق کاملأ سازگار می&amp;zwnj;باشد .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه۲۲۰&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخنى از آن حضرت (ع) در وصف بیعت با او &amp;nbsp;برای خلافت. نظیر این سخن با الفاظى دیگر، پیش از این گذشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;دستم را گشودید و من آن را بستم، دستم را کشیدید و من آن را نگه داشتم سپس، بر من هجوم آوردید آن سان، که اشتران تشنه در نوبت آب خوردن به آبگیرها هجوم آورند، چندان که بند کفش برید و ردا از دوش افتاد و ناتوان در زیر پاها مالیده شد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خوشحالى مردم در بیعت با من به حدى رسید که خردان، شادمانه و پیران، لنگان و لرزان و بیماران با درد و رنج فراوان و دوشیزگان، بى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نقاب به سوى من شتافتند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۲۲۰&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- دستش را می&amp;zwnj;گشایند می&amp;zwnj;بندد، دستش را می&amp;zwnj;کشند، نگه می&amp;zwnj;دارد. چنین کسی تعارف می&amp;zwnj;کند یا می&amp;zwnj;خواهد به ما بفهماند به صرف اینکه شایسته خلافت است برای او حق خلافت ایجاد نمی&amp;zwnj;کند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- خواست مردم (بیعت) است که برای او حق خلافت می&amp;zwnj;آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهج البلاغه&amp;nbsp; نشان می&amp;zwnj;دهد که با توجه به عرف پذیرفته شده درباره نحوه تعیین حاکم، تعیین خلیفه و مسئله بیعت کاملاً یک مسئله عرفی و مطابق با شرایط زمان بوده است. بنابراین سیستم بیعت و خلافت قابل تعمیم به زمان حال نیست.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۲۳۵&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخنى از آن حضرت (ع)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عبد الله بن عباس فرمود، هنگامى که نامه&amp;zwnj;اى از عثمان آورده بود و عثمان در محاصره بود. از او مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواست که بر سر ملک خود به &amp;quot;ینبع&amp;quot; رود تا مگر نام او را براى خلافت کمتر برند و عثمان پیش از این هم، چنین درخواستى از او کرده بود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;اى ابن عباس. عثمان چیزى نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهد مگر آنکه مرا چون اشترى آبکش سازد، با دلوى بزرگ که پى در پى بیایم و بروم. نخست نزد من فرستاد که از شهر بیرون شوم. آن گاه نزد من فرستاد که بازگردم. اکنون هم، کس فرستاده که از شهر بیرون روم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به خدا سوگند از او دفاع نمودم، به گونه&amp;zwnj;اى که ترسیدم که گناهکار شده باشم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۲۳۵&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- دراین خطبه همکاری شدید امام علی در خلافت عثمان کاملأ مشهود است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- و این زمانی است که مردم بر عثمان شوریده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- امام علی تا مرز گناه کردن با عثمان با وی همکاری می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱- از کل متن تنها به سه مورد بر می&amp;zwnj;خوریم که با سیاق کلی متن ناسازگار هستند. از آنجا که جمع آوری کننده نامه&amp;zwnj;ها و خطبه&amp;zwnj;ها (سید رضی) خود از علمای شیعه بوده است، علم کلی نسبت به متون داشته و این متن را اگر به نفع شیعه جمع&amp;zwnj;آوری نکرده باشد، یقیناً به نفع اهل سنت جمع آوری نکرده است. بنابراین شیعیان نمی&amp;zwnj;توانند مدعی باشند، حقیقت مطلب چیز دیگری به جز متن نهج البلاغه است.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲- متن&amp;nbsp;نشان می&amp;zwnj;دهد که با توجه به عرف پذیرفته شده درباره نحوه تعیین حاکم، تعیین خلیفه و مسئله بیعت کاملاً یک مسئله عرفی و مطابق با شرایط زمان بوده است. بنابراین سیستم بیعت و خلافت قابل تعمیم به زمان حال نیست.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۳- آنچه برای علی (ع) مهم بوده، حاکمیت قرآن و سنت نبوی و اتحاد مؤمنین به آن بوده است، چه خود حاکم باشد یا نباشد.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۴- جالب است که در کل نهج البلاغه به مسئله غدیر و سایر نصوص که مورد تاکید شیعه برای اثبات حقانیت خلافت و حکومت امام علی و نفی حکومت خلفا اشاره&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۵- در این متن اصلاً اشاره&amp;zwnj;ای به انتخاب الهی و علم الهی، علم لدنی و ... هزاران ویژگی فوق انسانی به امام علی مشاهده نمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۶- در این متون مشاهده نمی&amp;zwnj;گردد کسانی که علاقه&amp;zwnj;ای به حاکمیت امام علی نداشتند مشرک، مرتد، کافر و ... باشند ویا مرتکب گناه شده&amp;zwnj;اند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۷- هر چند علی خود را شایسته خلافت و جانشینی رسول گرامی می&amp;zwnj;دید، اما برای رسیدن به آن خود رابه آب و آتش نمی&amp;zwnj;زد و خود را با حاکم نه تنها وقت درگیر نمی&amp;zwnj;کرد، بلکه با آنها مساعدت و همکاری داشت.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۸- در کل نهج البلاغه حتی یک بار به استدلال&amp;zwnj;های شیعیان برای حقانیت علی بر خلافت از قبیل ماجرای غدیر، آیات تطهیر و ولایت و نظایر آن اشاره&amp;zwnj;ای نشده است، لذا کاملاً جای اینگونه آیات و احادیث و همچنین ماجرای غدیر که کمتر از &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۸۰&lt;/b&gt;&lt;b&gt;روز قبل از فوت پیامبر اتفاق افتاده بود خالی است.&lt;/b&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۹- در نهج البلاغه یک جا به آیه اولی الامراشاره می&amp;zwnj;کند و آن را امام علی در نامه به مالک اشتر چنین معنا می&amp;zwnj;کند:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;laquo;&lt;i&gt;اى مالک: در مواقعى که کار بر تو مشکل شود و حقیقت برایت مجهول بماند به خدا و رسول او رجوع کن،&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;چنانکه خداى سبحان در باره مردمى که دوستدار هدایتشان بوده فرموده: &amp;quot;اى کسانى که ایمان آورده&amp;zwnj;اید خدا و رسول و اولى الأمر از خودتان را اطاعت کنید و اگر در حکمى اختلاف پیدا شد به خدا و رسولش رجوع نمایید&amp;quot;. رجوع به خدا گرفتن آیات محکم کتاب او قرآن است و رجوع به رسول گرفتن سنت کامل اوست که پذیرفته همگان است&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;.&amp;raquo;&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱۰- مطلب فوق نشان می&amp;zwnj;دهد جامعه اسلامی و سران مهاجر و انصار در کلیت خود و شاید خود علی نیز چنین برداشتی از آن آیات و احادیث و ماجرای غدیر نداشته&amp;zwnj;اند و اگر چنین برداشتی آنقدر مهم و اساسی بود و حتی با فرض عدم آگاهی مردم از حقانیت آن آیات و احادیث، چرا خود علی به آنها اشاره نکرده و برای اثبات حقانیت خود به آنها مستمسک نشده است.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱۱- بنابراین می&amp;zwnj;توان نتیجه گرفت که علی (ع) نیز حکومت و خلافت را امری عرفی می&amp;zwnj;دانست نه امری الهی.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱۲- اگر چنین برداشتی از دیدگاه علی درنهج البلاغه نسبت به مسله خلافت و حکومت صحیح باشد ادعای الهی بودن حکومت فقها واینکه آنها منصوب از طرف خدا هستند ادعایی سست وبلکه سخیف است .&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱۳- علی خود آینده موافقان و مخالفانش را چنین پیش بینی می&amp;zwnj;کند&lt;u&gt;:&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;&amp;laquo;بزودى دو گروه به سبب من هلاک شوند&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;یکى، دوستى که در دوستى من افراط کند و این دوستى او را از راه حق دور سازد و دیگر، دشمنى که در دشمنى من افراط کند و دشمنى با من او را از راه حق دور سازد&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;&amp;raquo; (خطبه &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;۱۲۷&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;)&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;پایان &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;(به یاری خداوند این سلسله مقالات ادامه خواهد داشت &amp;ndash; علی ممقانی) &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش&amp;zwnj;های پیشین&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/05/21/4140&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;خلافت و بیعت در نهج البلاغه&lt;/span&gt;&lt;/b&gt; (۱)&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/05/26/4261&quot;&gt;خلافت و بیعت در نهج البلاغه (۲)&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/29/4328#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2952">بیعت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2951">خلافت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D9%86%D8%AA">سنت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2953">عرف</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2950">علی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2072">علی ممقانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2954">محمد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2949">نهج البلاغه</category>
 <pubDate>Sun, 29 May 2011 11:05:14 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4328 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خلافت و بیعت در نهج البلاغه (۲)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/26/4261</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/26/4261&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی ممقانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nahjol-belaghah2.jpg?1306950402&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی ممقانی &amp;minus; سؤال اصلی در این نوشته این است: علی در مورد منشأ حکومت چه نظری داشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- آیا او تعیین خلیفه را حق الهی می&amp;zwnj;دانست یا حق مردم؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- حکومت خود را متکی به خواست خدا و رسول می&amp;zwnj;شمرد یا متکی به بیعت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- خلافت ابوبکر، عمر و عثمان را به حق می&amp;zwnj;دید و یا به ناحق؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- به حق خلافت خود از این نظر می&amp;zwnj;نگریست که منصوب الهی است، یا از این نظر که منتخب مردم است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنانچه در قسمت اول بر مبنای ۵ نامه از نهج البلاغه مشاهده شد، امام علی حکومت را امری عرفی می&amp;zwnj;داند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ادامه بررسی مجموعه&amp;zwnj;ای از نامه&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; نامه ۵۴&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نامه&amp;zwnj;هاى آن گرامى است به طلحه و زبیر که به وسیله عمران بن حصین خزاعى فرستاد و آن را ابو جعفر اسکافى در کتاب مقدمات که در مناقب امیر المؤمنین (علیه السلام) است آورده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;بعد از حمد و ثناى الهى و درود بر حضرت محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله)، اگر چه مخفى مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنید، آنچه را مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانید و دانستید که &lt;i&gt;&lt;span&gt;من به دنبال مردم نرفتم بلکه مردم بودند که به دنبال من آمدند و من با آنها بیعت نکردم و آنها آمدند و با من بیعت کردند و شما دو نفر از آنهایى بودید که از من درخواست کردید و با من بیعت نمودید.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و &lt;i&gt;&lt;span&gt;عموم مردم به خاطر قدرت و تسلّط من و یا ثروت موجود با من بیعت نکردند و اگر شما دو نفر با میل و رغبت با من بیعت کرده&amp;zwnj;اید تا زود است برگردید و به پیشگاه پروردگار توبه کنید. و اگر از روى کراهت و بى&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;میلى با من بیعت نمودید با تظاهر به فرمانبردارى و پنهان داشتن نافرمانى راه بازخواست را براى من علیه خود بازگذاردید. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;سوگند به جانم که شما در تقیه کردن و اظهار بى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;میلى نکردن در باره بیعت با من از مهاجرین سزاوارتر نبودید. و بیعت مرا از پیش قبول نکردن براى شما آسانتر بود تا به آن گردن نهید و بعد از پذیرفتن پیمان را بشکنید. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;فکر کردید که من عثمان را کشته&amp;zwnj;ام، بنا بر این بین من و شما از مردم مدینه کسى قضاوت کند که از من و شما کناره گرفته، آن گاه هر کس، همان مقدار کارى را که کرده به گردن بگیرد. شما دو پیرمرد از فکر خود برگردید زیرا اینک بزرگترین چیزى که بدان گرفتار آمده&amp;zwnj;اید ننگ است و بعد از این براى شما هم ننگ است و هم آتش غضب پروردگار.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح نامه ۵۴&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- به طلحه و زبیر یاد آوری می&amp;zwnj;کند او به دنبال مردم برای بیعت گرفتن نرفته بلکه مردم با میل خود با او بیعت کرده&amp;zwnj;اند یعنی این حق مردم است که با کسی برای خلافت بیعت کنند یا بیعت نکنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- به طلحه و زبیر یاد آوری می&amp;zwnj;کند مانند بعضی از مهاجرین که بیعت نکردند آنان نیز آزاد بودند بیعت نکنند و این برای آنان آسان تر بود نه اینکه بیعت بکنند و بعد پیمان شکنی کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- &lt;span&gt;از دیدگاه امام علی آنچه مذموم است بیعت شکنی است نه بیعت نکردن؛ بنا براین بیعت کردن با علی امر الهی نبود، اما وفای به عهد و پیمان امری الهی است، یعنی این حق توست که عهد و پیمان نبندی واگر بستی دیگر حق شکستن آن را نداری و الا باید ننگ پیمان شکنی را با خود همراه داشته باشی.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; نامه ۵۷&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نامه&amp;zwnj;هاى آن گرامى است به مردم کوفه هنگامى که از مدینه به&amp;zwnj;سمت بصره حرکت مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;بعد از حمد و ثناى الهى و درود بر حضرت محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله)، من از شهر خودم بیرون آمدم در حالى که یا ستمگرم و یا ستمدیده و یا نافرمانم و یا مردم از فرمانم سرپیچى کننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;من خدا را به یاد کسى مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;آورم که نامه&amp;zwnj;ام به دستش مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;رسد تا هر چه زودتر به نزد من آید. اگر برنامه&amp;zwnj;ام صحیح بود مرا یارى کند و اگر کارم درست نبود از من بخواهد که به حق بازگردم. &amp;raquo;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح نامه ۵۷&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دراین نامه علی اشاره می&amp;zwnj;کند برنامه&amp;zwnj;ای برای خلافت دارد (البته پس از گرفتن بیعت). اگر کسی برنامه او را صحیح می&amp;zwnj;داند او را یاری کند، و اگر کسی برنامه او را نا صحیح می&amp;zwnj;داند حاضر باشد به سخنانش گوش کند و به حق (راه درست) بر گردد. و این سلامت روش حکومت داری علی را می&amp;zwnj;رساند و نمی&amp;zwnj;خواهد از موضع قدرت دیگران را وادار به تمکین کند و لو آنان اشتباه کنند چنانچه در صفین اتفاق افتاد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از دیدگاه امام علی آنچه مذموم است بیعت شکنی است نه بیعت نکردن؛ بنا براین بیعت کردن با علی امر الهی نبود، اما وفای به عهد و پیمان امری الهی است، یعنی این حق توست که عهد و پیمان نبندی واگر بستی دیگر حق شکستن آن را نداری و الا باید ننگ پیمان شکنی را با خود همراه داشته باشی.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; نامه ۵۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نامه&amp;zwnj;هاى آن گرامى است که آن را براى مردم شهرها نوشت و در آن آن&amp;zwnj;چه را که بین او و سپاهیان صفین واقع شد، بیان فرمود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;laquo;آغاز کار ما این بود که ما با مردم شام ملاقات نمودیم و ظاهر امر این بود که پروردگار ما یکى است، پیامبر ما یکى است، و دعوت ما به اسلام یکسان است. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;و در ایمان به خدا و تصدیق رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) نه ما از آنها چیزى افزونتر طلب مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;کردیم و نه آنها از ما چیزى بیشتر مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;خواستند. کار ما با آنها یکى بود و با هم هیچ اختلافى نداشتیم مگر اختلافى که در باره خون عثمان داشتیم که ما از آن برکناریم&lt;/i&gt; .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;گفتیم بیایید با خاموش کردن آتش کینه و دشمنى و تسکین توده مردم به درمان چیزى بپردازیم که اگر زمان بگذرد دیگر قادر به جبران آن نخواهیم بود. تا کار استوار و منظّم گردد و ما بتوانیم حق را در موضع خودش قرار دهیم گفتند: نه که چاره کار را جز با جنگ نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;زیر بار نرفتند تا این که جنگ بالهایش را گسترد و پا برجا شد. و آتش آن شعله&amp;zwnj;ور شد و شدّت گرفت و هنگامى که جنگ دندان خود را در ما و آنها فروبرد و ما را در چنگالش گرفت آن گاه چیزى را که ما از آنها مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواستیم پذیرفتند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و ما هم دعوتشان را پذیرفتیم و آنچه خواستند زود قبول کردیم تا آنکه حجت بر آنها تمام شد و عذرى بر ایشان باقى نماند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بنا بر این هر که از ایشان بر حق و حقیقت پایدار بماند، خداوند او را از نابودى و تباهى رهایى خواهد داد و کسى که مخالفت کند و در گمراهى باقى بماند، پیمان را شکسته و به حال اول خود برگشته و خداوند دلش را در پرده تاریک گمراهى پوشانیده و پیشامد بدى دور سرش مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;چرخد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح نامه ۵۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دراین نامه امام علی اشاره می&amp;zwnj;کند اختلاف عقیده&amp;zwnj;ای میان او و مردم شام نیست(زیرا عقیده چیزی جز ایمان به خدا و تصدیق رسول نیست) و تنها اختلاف درباره خون عثمان است که چه کسی او را کشت و باید قاتل یا قاتلان به سزای عمل خود برسند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بررسی مجموعه&amp;zwnj;ای از خطبه&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از خطبه&amp;zwnj;هاى آن گرامى است که آن را خطبه &amp;quot;شقشقیه&amp;quot; مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نامند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;آگاه باشید به خدا سوگند که پسر ابى قحافه لباس خلافت را پوشید در حالى که مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانست خلافت جز بر قامت من سزاوار نبود و موقعیت من نسبت به خلافت مانند موقعیت سنگ آسیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;معارف الهى از سینه&amp;zwnj;ام چون سیل سرازیر است و هیچ مرغ بلند پروازى در پرواز به بلندى مقام من نمى رسد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ولى بناچار از آن چشم پوشیدم و کناره گرفتم و بر سر دو راه ماندم یا دست تنها به مبارزه بر خیزم و یا صبر کنم و از جنگ با کوردلان پرهیز نمایم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در این صورت است که سالخوردگان، فرتوت و ناتوان مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند و کودکان، پیر مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گردند و دیندار تا دیدار با پروردگارش در رنج و مصیبت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;دیدم که صبر کردن خردمندانه است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;صبر کردم مانند کسى که به چشمش خار رفته و در گلویش استخوانى مانده، مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دیدم که میراثم را به تاراج مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تا این که ابو بکر راه خویش پیمود و خلافت بعد از خود را به عمر بن خطاب واگذار کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;سپس مولا امیر المؤمنین على (علیه السلام) به شعر &amp;quot;اعشى&amp;quot; استشهاد می&amp;zwnj;فرماید: &amp;quot;فرق است بین روزى که در پشت شتر نشسته و با سختى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها مبارزه مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردم&amp;quot;، &amp;quot;و روزى که با حیان برادر جابر در ناز و نعمت مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذرانیدم.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;شگفتا مردى که در زمان زنده بودنش مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گفت مردم مرا از خلافت معاف کنید چه شد که هنگام مرگ، خلیفه بعدى خود را هم معین کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آرى آن دو خلافت را مانند دو پستان شتر بین خود تقسیم کردند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اوّلى خلافت را در ناحیه&amp;zwnj;اى خشن و سنگلاخ قرار داد زیرا که عمر سخنش تند و ملاقات با او رنج آور و اشتباهش زیاد و عذر خواهى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش بسیار بود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;مصاحبت با شخصى داراى این اوصاف مثل سوارى مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ماند که بر شتر سرکش سوار است، اگر مهارش را محکم نگه دارد، بینى شتر پاره و مجروح مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و اگر رها کرده به حال خود بگذار، سر نگون شده و بمیرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به خدا سوگند که مردم به انحراف از راه راست و نا فرمانى پروردگار گرفتار شدند و هر روز به رنگى در آمدند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ولى من در تمام این مدت صبر کردم و با سختى و غم همراه بودم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تا این که عمر بن خطاب هم راه خود را پیمود و قبل از مرگ خلافت را در جمعى قرار داد که گمان مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد من یکى از آنها هستم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;خدایا، داد از آن شورا که آنجا در سنجش مقام من با ابو بکر شک روى داد تا آن حد که مرا در ردیف اینها پنداشتند، با این حال براى مصلحت اسلام صبر کردم و با فراز و نشیب آنها خود را تطبیق دادم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ولى از شورا یکى از روى حسد و کینه از من برگشت و دیگرى به طرفدارى از داماد خود اقدام کرد و حوادث دیگر که مایل نیستم آنها را بازگو کنم تا این که سومى یعنى عثمان بن عفان به خلافت برخاست، در حالى که شکم و دو پهلویش باد کرده بود و جز خالى کردن و خوردن کارى نداشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;افراد قبیله و پسران پدرش با او همدست شدند، به جان بیت المال مسلمین افتادند مانند شترى که گیاهان تر و تازه بهارى را مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خورد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آرى مال خدا را با حرص و ولع و با تمام دهان مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خوردند تا زمانى که رشته کار از دست خلیفه به در رفت و داستان به کشته شدنش انجامید و شکمبارگى و غرور او وى را بر زمین زد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نا گهان دیدم که مردم از هر سوى روى به من نهاده&amp;zwnj;اند و مانند موى گردن کفتار به دورم ریخته&amp;zwnj;اند به طورى که حسن و حسین (علیهما السلام) زیر دست و پا قرار گرفتند و لباس تنم پاره شد و مردم مثل رمه گوسفندان اطراف من جمع شدند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ولى &lt;i&gt;&lt;span&gt;همین که به خلافت ظاهرى رسیدم و با من بیعت کردند مخالفتها شروع شد، جمعى پیمان شکنى کردند و گروهى از دین بیرون رفتند و عده&amp;zwnj;اى هم با ستمکارى دلم را آزردند. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;گویى آنها این سخن خدا را نشنیده&amp;zwnj;اند که فرمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;جهان آخرت را از آن کسانى قرار دادیم که در دنیا قصد طغیان و فساد ندارند و پایان شایسته براى پرهیز کاران است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آرى به خدا قسم که این آیه را شنیدند و خوب درک کردند و لیکن دنیا چشم آنها را پر کرده و زینتهایش دلشان را برده بود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;سوگند به پروردگارى که دانه گیاه را در خاک شکافت و انسان را بیافرید. &lt;i&gt;&lt;span&gt;اگر آن جمعیت زیاد حضور نمى&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;یافتند و وجود جمعى یارى کننده نبود که حجت بر من تمام گردد و نبود پیمانى که خداوند تبارک و تعالى از علماء و دانشمندان گرفته تا راضى نشوند بر سیرى ظالم و گرسنه ماندن مظلوم، هر آینه رشته شتر خلافت را بر کوهانش مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;انداختم و پایانش را چون اولش فرض مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;کردم و از خلافت کناره مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;گرفتم.&lt;/i&gt; آن وقت شما مى فهمیدید که این دنیاى شما نزد من از آب بینى بزى کم ارزشتر است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;گفته&amp;zwnj;اند: در موقعى که آن گرامى این بیانات را مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرمود، مردى از ساکنین دهاتهاى عراق از جا برخاست و نامه&amp;zwnj;اى به آن حضرت داد. امیر المؤمنین (علیه السلام) نامه را گرفت و مورد مطالعه قرار داد. وقتى نامه را خواند، ابن عباس گفت: اى امیر المؤمنین اگر دنباله خطبه&amp;zwnj;ات را ادامه مى دادى بهتر بود مولا (علیه السلام) فرمود: اى پسر عباس چنین چیزى دیگر نخواهى شنید این سخنان شعله غم بود که زبانه کشید و خاموش شد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ابن عباس گفت: به خدا قسم هیچوقت از شنیدن هیچ سخنى به&amp;zwnj;اندازه نشنیدن باقى گفتار امیر المؤمنین على (علیه السلام) تأسف نخوردم.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با همه تردید&amp;zwnj;ها نسبت به اصالت خطبه سوم و گذشتن از جملات اهانت آمیز آن نسبت به خلفای پیشین، متن خطبه حاکی از عرفی بودن حکومت و خواست مردم بر انتخاب حاکم دارد. نهایت اینکه حاکم منتخب حاکم شایسته&amp;zwnj;ای نبوده است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۳&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- درباره خطبه&amp;zwnj;ها بایستی یادآوری کرد که اولاً اهمیت نامه&amp;zwnj;ها به مراتب بیشتر از خطبه&amp;zwnj;ها است زیرا نامه&amp;zwnj;ها مکتوب شده توسط امام علی است یا لااقل سندیتش بیشتر مورد تصدیق می&amp;zwnj;تواند باشد. ثانیاً سیاق خطبه سوم با آنچه تا کنون در نامه&amp;zwnj;ها ذکر شد ناسازگار است. ثالثاً از شان و مقام علی به دور است که این چنین اهانت آمیز از خلفای قبل از خود که صحابی رسول گرامی بوده&amp;zwnj;اند یاد کند ( ولو اینکه درادعیه و بعضی کتب شیعه و در بعضی از منابر انواع و اقسام توهین&amp;zwnj;ها و اهانت&amp;zwnj;ها نسبت به خلفا ی اولیه اسلام وجود دارد) .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- با فرض صحت خطبه نهایتاً می&amp;zwnj;شود چنین پنداشت که امام علی در عصبانیت سخنانی را به زبان رانده است، حتی خودش آن را تعبیر به شقشقیه (شتری که از شدت هیجان دهانش کف آلود شده ) نموده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- با همه این احوال اصل موضوع بحث که عبارت از بیعت و خلافت است به قوت خود باقی است، یعنی این حق مردم است که با خلیفه بیعت بکنند یا نکنند . در این خطبه اشاره ندارد که مردم باید به خلافت او گردن نهند و چون چنین نکرده&amp;zwnj;اند گناه کرده&amp;zwnj;اند و مستحق آتش جهنم اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- باز آنچه مضموم واقع شده پیمان شکنی و خروج از دین خدا به این جهت است، نه بیعت کردن یا عدم بیعت مردم با او.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- اینکه خداوند از علما پیمان گرفته که بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم راضی نباشند ارتباطی به حاکمیت اجباری بدون رضایت مردم ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- امام علی می&amp;zwnj;گوید اگر چنین تعهدی نبود ولو با علاقه مردم به بیعت با خود ؛ حاکمیت و خلافت را رها می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷- &lt;span&gt;با همه تردید&amp;zwnj;ها نسبت به اصالت خطبه و گذشتن از جملات اهانت آمیز آن نسبت به خلفای پیشین، متن خطبه حاکی از عرفی بودن حکومت و خواست مردم بر انتخاب حاکم دارد. نهایت اینکه حاکم منتخب حاکم شایسته&amp;zwnj;ای نبوده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه۵&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از خطبه&amp;zwnj;هاى آن گرامى است. این خطبه را امام (ع) پس از رحلت رسول اللَّه (ص) ایراد فرمود، آن موقع که &lt;i&gt;عباس و ابو سفیان&lt;/i&gt; نزد آن حضرت آمدند تا با وى بیعت کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;اى مردم امواج فتنه را با کشتى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هاى نجات بشکافید و افتخار به حسب و نسب را کنار بگذارید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;پیروز آن نهضت و مبارزه&amp;zwnj;اى است که سپاه و یاور داشته باشد که در غیر این صورت تسلیم شدن و آسوده نشستن سزاوارتر است. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;آنچه مرا بدان مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;خوانید چون آبى بد مزه و متعفّن است و مثل لقمه&amp;zwnj;اى است که هر کس بخورد در گلویش مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;ماند. هر که میوه&amp;zwnj;اى را پیش از رسیدن آن بچیند، مثل کسى است که در زمین دیگرى چیزى کاشته است. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر من حرف بزنم مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند &amp;laquo;على بن ابی طالب&amp;raquo; حرص ریاست دارد و اگر سکوت کنم مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند از مرگ مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترسد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از این همه حوادث و جنگها و بعد از این همه حرفها خیلى بعید است که من از مردن ترس داشته باشم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به خدا سوگند انس پسر ابی طالب به مرگ بیش از انس کودک به پستان مادر است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بلکه من چیزى مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانم که بر شما پوشیده است که اگر بگویم و بشنوید مثل ریسمانى که در چاهى عمیق به لرزش و اضطراب در مى آید بر خود خواهید لرزید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۵&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- امام به نکته بسیار مهمی اشاره می&amp;zwnj;کند و آن اینکه اگر نهضتی بخواهد پایدار باشد با تفرقه بدست نمی&amp;zwnj;آید و باید سپاه و یاور داشته باشد. دعوت عباس و ابوسفیان را برای خلافت خود را در واقع مخالف وحدت مسلمین می&amp;zwnj;داند. امام نیز به این نتیجه رسیده بود که شرایط برای خلافت او فراهم نیست و مانند میوه کال است و مانند کاشتن دانه است در زمینی که مال دیگران می&amp;zwnj;باشد .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- از متن خطبه مشخص است که برای تحریک او، از وی می&amp;zwnj;خواستند که نترسد و وارد میدان شود که علی (ع) با هوشیاری دست آنان را خوانده و اعلام می&amp;zwnj;دارد که نه تنها از مردن نمی&amp;zwnj;ترسد بلکه از علاقه کودک به پستان مادر طالب تر به مرگ است اما چه نتیجه&amp;zwnj;ای از آن به دست می&amp;zwnj;آید .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- جالب تر از خطبه، کسانی هستند که محرک علی برا ی مبارزه جهت کسب خلافت بودند. عباس و ابوسفیان. عباس که مردد بین اسلام و بت پرستی بود و ابوسفیان که تا حد مرگ مقابل اسلام ایستاد و به ناچار تسلیم شد و توسط پیامبر آزاد گشت. آیا آنان دلشان برای اسلام حقیقی سوخته بود و علی را نماد اسلام حقیقی می&amp;zwnj;دانستند؟ و یا اندیشه&amp;zwnj;ای پلید در ذهن داشتند و خود را دایه دلسوزتر از مادر جلوه می&amp;zwnj;دادند؟ یعنی اینکه آیا سران مهاجرین و انصار که با تمام وجود برای تثبیت اندیشه پیامبر کوشیده بوند و از اولین گروندگان به او بودند حقیقت اسلام را نمی&amp;zwnj;فهمند ولی معاندین سرسخت وی می&amp;zwnj;فهمیدند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی هوشیار تر از آن بود که تحت تاثیر آنان قرار گیرد و تن به انشقاق مسلمین دهد و ثمره خون شهدای صدر اسلام را به هدر دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سخنان آن گرامى است. این سخنان را امام (ع) موقعى ایراد فرمود که اظهار آن را ضرورى دانست. روى سخن او با زبیر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;laquo; &lt;/b&gt;&lt;i&gt;زبیر فکر مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;کند که با دستش بیعت کرده و نه با دلش، &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;و حال آنکه او به بیعت کردن اقرار کرده است ولى مدّعى شده که در قلبش نیت بیعت نداشته. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;او باید براى این ادعا دلیل قابل پذیرش ارائه دهد، &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;و گر نه باید به بیعت و تعهّدى که از آن شانه خالى کرده باقى بماند.&amp;raquo;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- زبیر بیعت کرده بود و باید به بیعت خود باقی می&amp;zwnj;ماند و پیمان شکنی نمی&amp;zwnj;کرد .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- اینکه زبیر ادعا کند که با دستش بیعت کرده ولی دلش با بیعت نبوده ادعای بلادلیل است .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- یا نباید متعهد شد و یا اگر تعهدی بود باید به تعهد عمل شود .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه ۳۰&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سخنان آن گرامى است در باره کشتن عثمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;اگر دستور قتل عثمان را داده بودم قاتل من بودم و اگر مردم را از کشتن او باز داشته بودم، یارى او کرده بودم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و حال آنکه کسى که به او یارى رساند نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند بگوید من بهتر از آن کس هستم که او را خوار کرد و هر که او را خوار کرد نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند بگوید که آنکه یاریش کرده بهتر از من است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;هم اینک سبب قتل عثمان را برایتان مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;خود کامگى کرد و بد عمل نمود، شما هم کم حوصلگى کردید بنا بر این شما نیز بد کردید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پروردگار حکمى دارد که واقع خواهد شد و آن حکم، هم دامن افراد خود کامه و هم افراد کم حوصله را خواهد گرفت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۳۰&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- امام علی در این خطبه می&amp;zwnj;گوید نه دستور قتل عثمان را داده است و نه او را یاری کرده است ولی تلاش کرد چنین اتفاقی نیافتد، علی عثمان را نصیحت کرد که خود کامگی نکند و مردم را بر حذر داشت که خونش را نریزند .(کم حوصلگی نکنند )زیرا هر دو کار به ضرر جامعه مسلمین بود .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;۲- &lt;/span&gt;امام علی می&amp;zwnj;گوید همچنانکه خودکامگی حاکم بد است، کم حوصلگی امت و عصیان بر حاکم نیز زیان آور است . چنانکه خلیفه کشی باب شد و کار از دست بزرگان و دلسوزان خارج گشت و آشفتگی و اختلاف امت را فرا گرفت، از این به بعد کافی است گروهی از بعضی از رفتار&amp;zwnj;های خلیفه و یا بعضی تصمیماتش مخالف باشند، بجای گفتگو شمشیر حکومت می&amp;zwnj;کند و فرصت برای فرصت طلبان فراهم می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه۳۷&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخنى از آن حضرت (ع) که تواند خطبه&amp;zwnj;اى باشد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;به یارى دین برخاستم، در روزگارى که همه در کار سستى مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نمودند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و در آن هنگام که هرکس سر در لاک خود فرو برده بود، این من بودم که سر برافراشتم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[و در آن هنگام، که زبان همگان بسته بود، این من بودم که به سخن آمدم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و در آن هنگام که همه در راه مانده بودند، این من بودم که به هدایت نور خدا راه خویش پى گرفتم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادعایم از همه کمتر بود و حال آنکه، بر همگان پیشى جسته بودم و زمام کارها به دست گرفته و پیش مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تاختم و بتنهایى، از همه گرو مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بردم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانند کوهى که تندرها نجنبانندش و توفانها برنکنندش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچ کس بر من عیبى نتوانست گرفت و در غیبت من سخنى نتوانست گفت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکنون هر ذلیل ستمدیده&amp;zwnj;اى در نزد من عزیز و ارجمند است تا حقّش را بگیرم و به او دهم و هر نیرومند سرکش در نزد من ناتوان و حقیر است که حق ستمدیدگان را از او بستانم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما به قضاى خداوند راضى هستیم و تسلیم فرمان او&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پندارى که من بر رسول الله (ص) دروغ مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بندم به خدا سوگند، من نخستین کسى هستم که پیامبرى او تصدیق کرده&amp;zwnj;ام، چگونه نخستین کسى باشم که بر او دروغ مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بندد &lt;i&gt;&lt;span&gt;به کار خود درنگریستم،&lt;/span&gt;&lt;/i&gt; &lt;i&gt;دیدم پیش از آنکه بیعت کنم مى&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;بایست از فرمان رسول الله (ص) اطاعت کنم که مرا به مدارا خوانده بود. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;آرى، در آن هنگام عهد و پیمان دیگرى به گردن من بود.&amp;raquo;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۳۷&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام علی برای بیعت خود با خلفا استشهاد به فرمان رسول گرامی می&amp;zwnj;کند که وی را توصیه به مدارا کرده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه۵۳&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سخنان آن گرامى است و در باره بیعت کردن مردم بعد از عثمان است&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;پس &lt;i&gt;&lt;span&gt;مردم به شوق بیعت کردن با من مثل شتران تشنه به هنگام آشامیدن آب، &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;در حالى که ریسمانشان باز شد و ساربان رهایشان کرده هجوم آوردند&lt;/i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;z&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تا آنجا که پنداشتم قصد جان مرا کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و یا این که در نظر دارند یکدیگر را از پا در آورند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;زیر و بم این کار را بررسى کردم،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و دیدم جز این چاره&amp;zwnj;اى نیست که جنگ با آنان را انتخاب کنم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;یا آنچه را رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) براى من آورده کنار بگذارم و نادیده بگیرم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در نتیجه جنگیدن را از قبول کیفر الهى آسانتر یافتم،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;و رنج این جهان را بر عذاب جهان آخرت برگزیدم.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;توضیح خطبه ۵۳&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- خطبه دارای دو بخش است که ظاهرا کنار هم قرار گرفته&amp;zwnj;اند: بخش اول مربوط به زمان بیعت است و بخش دوم مربوط به شروع جنگهای داخلی خصوصا جنگ با شام، زیرا جنگ جمل فتنه&amp;zwnj;ای کوتاه مدت و کم هزینه بوده و سریع به نتیجه رسیده و با کمال تاسف با از دست رفتن دو مهاجر نخستین و موید پیامبر روبرو شد و حیثیت همسر پیامبر نیز خدشه دار شد .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- قسمت اول خطبه کاملا موید خواست مردم برای به حکومت و خلافت رسیدن حاکم است که مانند سایر نامه&amp;zwnj;ها و خطب این نظر مورد تاکید قرار گرفته است .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; خطبه۶۶&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سخنان آن گرامى است&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;laquo;نقل شده وقتى بعد از ارتحال رسول گرامى اسلام (صلّى اللَّه علیه و آله) اخبار سقیفه بنى ساعده به امام (علیه السلام) رسید، فرمود: انصار چه گفتند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;گفتند انصار گفته&amp;zwnj;اند از ما امیرى و از شما امیرى. فرمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پس چرا در برابر آنها این دلیل را نیاوردید که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) فرمود: با نیکوکاران انصار نیکى کنید و از بدکارانشان درگذرید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;عرض کردند: در سخن پیامبر چه دلیلى نهفته است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;فرمود: اگر امارت و خلافت حق ایشان بود پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) سفارش آنان را نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد. (بلکه به ایشان سفارش دیگران را مى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نمود.)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;امام (علیه السلام) پرسید قریش چه گفتند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;عرض کردند: قریش به این استدلال کردند که از شجره رسول خدایند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;امام (علیه السلام) فرمود: آرى به درخت استدلال کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ولى میوه آن درخت را تباه ساختند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح خطبه ۶۶&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- آنچه در سقیفه گذشت مناظره میان دو فراکسیون مهاجرین و انصار بوده که که به تعبیر علی (ع) شوریٰ و تعیین خلیفه حق آنان است &amp;quot; اگر امارت و خلافت حق ایشان بود پیامبر سفارش آنان (انصار) را نمى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- آنچه مسلم است امام علی هم معتقد بود که خلافت باید به دست مهاجرین باشد .( با استدلال از حدیث پیامبر)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- ولی در بین مهاجرین چه کسی لیاقت خلافت دارد؟ این موضع اختلاف او و مهاجرین است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- در این شک نیست که امام علی خود را شایسته ترین فرد برای خلافت می&amp;zwnj;دانست، از مهاجرین بود از شجره رسول الله بود، در دامان او بزرگ شده بود، آنچه می&amp;zwnj;دانست از او آموخته بود، اگر او بیش از همه برای تثبیت اسلام جان فشانی نکرده باشد، کمتر از هیچکدام نبوده است ( چه آنها که به شهادت رسیدند و چه آنها که باقی ماندند).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- با این وصف در مقابل خواست این شورا تسلیم شد زیرا رضای پروردگار و وحدت مسلمین را در این می&amp;zwnj;دید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;ادامه دارد&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش پیشین&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/05/21/4140&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;خلافت و بیعت در نهج البلاغه&lt;/span&gt;&lt;/b&gt; (۱)&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/26/4261#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2952">بیعت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2951">خلافت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D9%86%D8%AA">سنت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2953">عرف</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2950">علی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2072">علی ممقانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2954">محمد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2949">نهج البلاغه</category>
 <pubDate>Wed, 25 May 2011 22:04:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4261 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خلافت و بیعت در نهج البلاغه (۱)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/21/4140</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/21/4140&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی ممقانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nahjol-belaghah1.jpg?1305967387&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی ممقانی&lt;i&gt; &amp;minus; &lt;/i&gt;آنچه پیش روست بررسی موضوع خلافت و بیعت در نهج البلاغه است. این مقاله فارغ از اینکه نهج البلاغه چه میزان سندیت دارد، به این کتاب می&amp;zwnj;نگرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آنجا که هر مذهب اسلامی (شیعه و سنی) علی (ع) را یکی از خلفای بر حق می&amp;zwnj;شمرد (بعنوان یکی از خلفای راشدین و یا اولین خلیفه بر حق پیامبر اسلام)، دانستن اینکه علی در مورد منشأ حکومت چه نظری داشت، دارای اهمیت ویژه&amp;zwnj;ای است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- آیا او تعیین خلیفه را حق الهی می&amp;zwnj;دانست یا حق مردم؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- حکومت خود را متکی به خواست خدا و رسول می&amp;zwnj;شمرد یا متکی به بیعت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- خلافت ابوبکر، عمر و عثمان را به حق می&amp;zwnj;دید و یا به ناحق؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- به حق خلافت خود از این نظر می&amp;zwnj;نگریست که منصوب الهی است، یا از این نظر که منتخب مردم است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهج البلاغه توسط سید رضی از مجموعه خطبه ها، نامه&amp;zwnj;ها و کلمات کوتاه علی (ع) جمع آوری شده است. علمای مسلمان نهج البلاغه را به لحظ سندیت از ۶۰ درصد تا ۱۰۰ درصد معتبر می&amp;zwnj;دانند.مسلم است نامه&amp;zwnj;ها از اعتبار بیشتری نسبت به خطبه&amp;zwnj;ها و کلمات کوتاه برخوردار است زیرا مکتوبات از سندیت بیشتری برخوردار است تا سخنرانی&amp;zwnj;ای (خطبه&amp;zwnj;ای) که بعداًتوسط شنونده&amp;zwnj;ای نگارش شده باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کاوش ما در این مقاله گرد پرسش&amp;zwnj;های بالا با نظر به &amp;nbsp;نهج البلاغه صورت می&amp;zwnj;گیرد، و آنچنان که اشاره شد، بی توجه به اینکه آیا واقعاً چنین مطلبی (نامه یا خطبه) از شخص علی (ع) صادر شده است یا نه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ضمناً، دانستن شرایط اجتماعی، فکری و فرهنگی آن روزگار ازنظر درک موضوع بسیار حائز اهمیت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شرایط اجتماعی دوران نبوت و خلافت&lt;/b&gt;&lt;b&gt;اولیه در زمان بعثت پیامبر در مکه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; بنا به مردسالاری حاکم، پدر خانواده تعیین کننده سرنوشت خانواده بود&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; چند خانواده هم خون تشکیل یک خاندان را می&amp;zwnj;دادند که هر کدام در یکی از دره&amp;zwnj;های میان کوه&amp;zwnj;های مکه زندگی می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; سران خاندان درباره سرنوشت مکه تصمیم مشترک می&amp;zwnj;گرفتند. این سران از نسل مشترک بودند که در نهایت از فرزندان اسماعیل فرزندابراهیم شمرده می&amp;zwnj;شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لذا تصمیم سران خاندان تصمیم همه مردم آن خاندان تلقی می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وضعیت مدینه (یثرب) که در آنجا نیز دو قبیله بزرگ اوس و خزرج و نیز قبایل یهودی که عمدتاً در اطراف مدینه زندگی می&amp;zwnj;کردند، نیز بر همین روال بود. تصمیم سران اوس و خزرج نیز تصمیم مردم یثرب تلقی می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری قبایل اطراف با وفات پیامبر، پیمان خود را با او تمام شده تلقی کرده و از این اتحاد که حول پیامبر شکل گرفته بود خارج شدند ( جنگ&amp;zwnj;های رده به همین جهت اتفاق افتاد)، زیرا آنان آنقدر می&amp;zwnj;فهمیدند که سرنوشت جامعه جدید توسط قبایل مدینه و مکه تعیین می&amp;zwnj;شود نه قبایل اطراف آن به تعبیر دیگر آنان هم پیمانی با محمد را از بعد اجتماعی آن می&amp;zwnj;دیدند و آن را یک پیمان دینی نمی&amp;zwnj;دانستند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;معمولاً بزرگان قبایل مردان نسبتاٌ مسن بودند که مقبولیتی میان قبیله خود داشتند، و بدیهی است در تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های مهم رأی مردان صاحب نظرو رده دوم قبیله را نیز جویا می&amp;zwnj;شدند و سپس تصمیم گرفته می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سنت فوق در زمان حاکمیت پیامبر نیز جاری بود. وقتی مهاجرین (کسانی که همراه پیامبر از مکه به مدینه آمده بودند) و انصار (قبایلی از مدینه که با پیامبر پیمان بسته بودند) طرف مشورت پیامبر قرار می&amp;zwnj;گرفتند، این سران قبایل بودند که در تصمیم گیری دخالت داشتند، نه همه مردم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به تعبیر دیگر نه زنان دخالت می&amp;zwnj;کردند و نه مردان معمولی، آنان تابع نظر سران قبایل خود بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;انتخاب اولین خلیفه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; بر اساس شرایط فوق وقتی پیامبر وفات می&amp;zwnj;کند، طبیعی است که سران قبایل نسبت به سرنوشت خود حساسیت به خرج دهند و حتی علاقه&amp;zwnj;مند باشند سرنوشت جامعه جدید ( که متشکل ازبسیاری قبایل اطراف مدینه و مکه و نیزخود مکه و مدینه) را به دست بگیرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان &lt;span&gt;بسیاری قبایل اطراف با وفات پیامبر، پیمان خود را با او تمام شده تلقی کرده و از این اتحاد که حول پیامبر شکل گرفته بود خارج شدند ( جنگ&amp;zwnj;های رده به همین جهت اتفاق افتاد)، زیرا آنان آنقدر می&amp;zwnj;فهمیدند که سرنوشت جامعه جدید توسط قبایل مدینه و مکه تعیین می&amp;zwnj;شود نه قبایل اطراف آن به تعبیر دیگر آنان هم پیمانی با محمد را از بعد اجتماعی آن می&amp;zwnj;دیدند و آن را یک پیمان دینی نمی&amp;zwnj;دانستند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تمام سران قبایل مکه و مدینه در زمان فوت پیامبر در مدینه حضور داشتند، بدیهی است هر کدام تلاش کند فراکسیونی تشکیل دهد تا ریاست این جامعه جدید را به دست گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فراکسیون اول : فراکسیون انصار بود. سران اوس و خزرج در سقیفه گردآمدند تا خلافت را در قبیله اوس و خزرج قرار دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فراکسیون دوم : فراکسیون مهاجرین بود. ابوبکر، بزرگ بنی یتیم و عمر، بزرگ عدی در رأس این فراکسیون قرار داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فراکسیون سوم : از مهاجرین بودند که علاقه&amp;zwnj;ای به حاکمیت فراکسیون دوم نداشتند. این گروه عمدتأ جزو السابقون (پیروان اولیه پیامبر) نبودند، بلکه بعداً به اسلام گرویده بودند. عباس، عموی پیامبر و ابوسفیان هسته اصلی این فراکسیون بودند. آنان علی (ع) را کاندیدای خلافت کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; مستندات فراکسیون&amp;zwnj;ها مبنی بر حقانیت گروه خود برای خلیفه شدن به شرح زیر بود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فراکسیون انصار : اگر ما به پیامبر جا و امکانات نمی&amp;zwnj;دادیم و با او همراهی نمی&amp;zwnj;کردیم، او موفق به تشکیل چنین حکومتی نبود. لذا، حق ماست که حاکمان جامعه جدید بعد از پیامبر باشیم (خصوصأ اینکه مدینه مرکز حکومت بود).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فراکسیون مهاجرین : ما جزو اولین کسانی بودیم که به اسلام محمد ایمان آوردیم و دین محمد به یاری ما حیات یافت، و پیامبر نیز فرموده بود که ائمه بعدی من از قریش&amp;zwnj;اند و قریش مکی است نه مدنی، پس خلافت حق آنان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فراکسیون سوم&amp;nbsp;نیز که علاقه به آن دو فراکسیون نداشتند، علی (ع) را از آن جهت که نزدیکترین فرد به پیامبر بوده و مورد علاقه و داماد اوست شایسته خلافت می&amp;zwnj;دانستند، و یا مانند ابوسفیان خلافت علی را وسیله تفرقه میان مسلمین می&amp;zwnj;دیدند.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیعت نه تکلیف دینی بلکه وظیفه&amp;zwnj;ای عرفی واجتماعی است واگر کسی بیعت نکند مرتکب معصیت نشده واین حق اوست.&lt;br /&gt;
بیعت اجباری ویا خلافت بدون بیعت مردم با خلیفه مورد تأیید امام علی نبوده است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضع علی (ع) درباره انتخاب خلیفه اول:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی (ع) به عباس و ابوسفیان جواب رد می&amp;zwnj;دهد، در عین حال خود را شایسته خلافت می&amp;zwnj;داند. وقتی ماجرای سقیفه را می&amp;zwnj;شنود که در آنجا دو گروه فراکسیون مهاجرین و انصار در حال قانع کردن دیگری هستند، ضمن رد استدلال انصار و پذیرفتن استدلال مهاجرین، حق خلافت را از آن خود دانسته و دیگر مهاجرین را غاصب حق خود می&amp;zwnj;شمرد، اما در سقیفه حاضر نمی&amp;zwnj;شود و در هیج جلسه&amp;zwnj;ای و اجتماعی برای دفاع از حق خود سخنی نمی&amp;zwnj;گوید. او در نهایت با منتخب سران حاضر در سقیفه بیعت کرده و با او همراهی و همدلی کرده و مشورت می&amp;zwnj;دهد هرچند خود را خار در چشم و استخوان در گلو می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; قتل عثمان: قبل از خلافت علی (ع) سه خلیفه حکومت کردند،.دو خلیفه اول در مجموع سبب اعتراض مردم نشدند، اما خلیفه سوم باعث ایجاد اعتراض در جامعه شد. اعتراض مردم بیشتر به اطرافیان وی بود که افرادی ناشایست بودند نه خودش.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طلحه، زبیر و عایشه بیشترین نقش را در تحریک مردم علیه عثمان داشتند . مردم علی (ع) را واسطه قرار دادند تا با عثمان مذاکره کرده و علت اعتراض مردم را به گوش او برسانند. مع الاسف این کار مؤثر واقع نشد و علی&amp;zwnj;رغم تلاش علی (ع) برای جلوگیری از شورش و قتل خلیفه، این امر اتفاق افتاد و او بوسیله مخالفانش کشته شد. سران مهاجر و انصار با علی دست بیعت دادند و علی&amp;zwnj;رغم اکراه علی (ع) مبنی بر عدم پذیرش خلافت، با اصرار مردم و سران مهاجر و انصار خلافت را پذیرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; دو گروه جزء مخالفان علی (ع) شدند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- گروهی که با روی کار آمدن علی (ع) موقعیت خود را از دست می&amp;zwnj;دادند که در رأس آن معاویه قرار داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- گروهی که انتظار پست و مقامی داشتند، اما علی (ع) از سپردن پستی به آنان اجتناب کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر دو گروه ادعای خونخواهی عثمان را کردند. گروه اول خود علی (ع) را عامل کشتن عثمان اعلام کردند و گروه دوم علی (ع) را عامل قتل نمی&amp;zwnj;دانستند، لکن متقاضی مجازات قاتل او بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر دو گروه به حقیقت ماجرا آگاهی داشتند و ضمن اینکه از این قتل راضی بودند اما آن را بهانه&amp;zwnj;ای برای مخالفت با خلیفه جدید قرارداده بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بررسی مجموعه&amp;zwnj;ای از نامه&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشروح مذاکرات و نامه نگاری&amp;zwnj;ها تصویر گویایی به دست می&amp;zwnj;دهد از آنچه در آن زمان رخ داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در زیر نامه&amp;zwnj;ها و خطبه&amp;zwnj;ها از نهج البلاغه فیض الاسلام و با ترجمه آقای ارفع نقل می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; نامه ۱&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نامه را امام علی (ع) براى مردم کوفه نوشت، در آن زمانى که از مدینه به بصره مى&amp;rlm;رفت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;از بنده خدا على امیر المؤمنین به مردم کوفه که از سران انصار و بلندپایگان عرب مى&amp;rlm;باشند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما بعد از حمد و ثناى پروردگار و درود بر محمّد و آلش من شما را از کار عثمان با خبر مى&amp;rlm;کنم به طورى که شنیدن آن مانند دیدن است. مردم به عثمان و کارهایش ایراد گرفته در حالى که من از مهاجرین بودم و &lt;i&gt;&lt;span&gt;بیشتر مى&amp;rlm;خواستم که او خشنود شود و کمتر سرزنشش مى&amp;rlm;کردم&lt;/span&gt;&lt;/i&gt; ولى طلحه و زبیر راحت&amp;rlm;ترین کارشان این بود که به او بتازند و آرامترین رفتارشان نسبت به او راندن شدید او بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و عایشه هم سر برآورد و خشمى را که از او داشت آشکار نمود. در این بین مردم نیز دست به کار شدند و او را کشتند. و سپس &lt;i&gt;&lt;span&gt;مردم با من بیعت کردند در حالى که نه از این کار کراهتى داشتند و نه مجبور بودند، بلکه از روى میل و رغبت و به اختیار انجام دادند. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدانید که مرکز هجرت (مدینه) از مردمش جدا شد و اهل آن نیز از آن خارج شدند و آن شهر چون دیگ جوشان گشت و فتنه بر قطب و مرکز دین ایستاد بنا بر این شتابان به سوى امیر خودتان بیایید و براى جهاد با دشمنان پیشدستى کنید، اگر خدا بخواهد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح نامه ۱&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- امام علی علاقمند بود که عثمان در مقام خلافتش موفق باشد، هر چند اعمالی انجام می&amp;zwnj;داد که رضایت بخش نبود. با این حال علی نسبت به سایر صحابی رسول گرامی کمتر او را سرزنش می&amp;zwnj;کرد و این به معنای همراهی و عدم مخالفت با خلافت عثمان بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- اقبال بزرگان مهاجر و انصار و به تبع آنها مردم بر خلافت علی نه از روی اکراه و اجبار بلکه از روی میل ورغبت بوده است و این نشان می&amp;zwnj;دهد از دیدگاه علی باید بیعت با اختیار وتمایل انجام گیرد نه اجبار.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- &lt;span&gt;بنابراین بیعت نه تکلیف دینی بلکه وظیفه&amp;zwnj;ای عرفی واجتماعی است واگر کسی بیعت نکند مرتکب معصیت نشده واین حق اوست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴-&amp;nbsp;بیعت اجباری ویا خلافت بدون بیعت مردم با خلیفه مورد تأیید امام علی نبوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; نامه۶&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نامه&amp;rlm;هاى آن گرامى است به معاویه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;&lt;i&gt;همان مردمى که با ابو بکر و عمر و عثمان بیعت کردند با همان شرایط با من بیعت کردند، بنا بر این آنکه حاضر است نتواند دیگرى را خلیفه خود قرار دهد و آنکه غایب است نتواند کار حاضران را قبول نکند. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;شورىٰ حق مهاجرین و انصار است. پس اگر آنان بر مردى گرد آمدند و او را امام نامیدند رضاى پروردگار را جلب کرده&amp;rlm;اند &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;و اگر کسى به عمل آنها عیب گیرد و یا بدعتى را پدید آورد و از فرمان آنها سرپیچى کند او را به اطاعت وادار مى&amp;rlm;نماید و اگر آنها را اطاعت نکرد با او مى&amp;rlm;جنگیدند، زیرا که غیر اهل ایمان را طى کرده است. &lt;/i&gt;و خداوند او را به آنچه بدان رو آورده واگذار نماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;اى معاویه به جانم سوگند اگر به دیده عقلت بنگرى و از هواى نفس خود چشم&amp;rlm;پوشى کنى خواهى دید که من از مردمان دیگر از خون عثمان و کشته شدن وى بیزارترم، و تو خوب مى&amp;rlm;دانى که من از آن گوشه&amp;rlm;گیرى نمودم جز این که به من تهمت بزنى و مطلبى که برایت روشن است پنهان نمایى.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح نامه ۶&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- دراین نامه علی به صراحت روش بیعت با سه خلیفه پیشین و نیز روش بیعت با خود را که مانند سه خلیفه قبل است مورد تأیید قرار می&amp;zwnj;دهد و سر پیچی از آن را غیر راه اهل ایمان می&amp;zwnj;شمرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- حق خلیفه می&amp;zwnj;داند که با نا فرمانبران (شورشیان) بجنگد و کسانی را که در مقابل انتخاب مردم قرار می&amp;zwnj;گیرند، بدعت گذار می&amp;zwnj;نامد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- بزرگان و پیشتازان در پیروی از رسول گرامی را &amp;minus; که همان مهاجرین و انصار باشند &amp;minus; دارای حق انتخاب خلیفه می&amp;zwnj;داند، به طوری که اگر آنان با کسی بیعت کنند او امام و پیشوای مسلمین بوده و رضای پروردگار نیز در آن است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- بنابراین سرپیچی او نیز از انتخاب شورا نمی&amp;zwnj;توانست عملی درست باشد، لذا او نیز چنین نکرد و به این انتخاب احترام گذاشت .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; نامه۷&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نامه&amp;rlm;هاى آن گرامى است به معاویه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;پس از حمد ثناى پروردگار و درود بر محمّد و آلش از تو به من موعظه&amp;rlm;اى رسید که کلماتش به هم پیوسته و الفاظ آن آراسته بود. تو بخاطر گمراهى خود این نامه را ترتیب داده و به علت رأى بدت آن را فرستاده&amp;rlm;اى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;نامه را کسى فرستاده که بصیرتى ندارد تا راهنمایش باشد و رهبرى ندارد که ارشادش فرماید. هواى نفس او را خواند اجابتش کرد و گمراهى او را راند به دنبالش حرکت کرد به همین جهت یاوه&amp;rlm;سرایى کرده و راه خطا و اشتباه را رفته است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;اى معاویه: &lt;i&gt;&lt;span&gt;خلافت یک بار بیعت کردن است و دوباره نمى&amp;rlm;توان در باره آن اظهار نظر کرد و اختیار در بیعت کردن و نکردن، دیگر از سر گرفته نمى&amp;rlm;شود. کسى که خود را از بیعت خارج کند طعن&amp;rlm;زننده و عیب&amp;rlm;جوست و آنکه تأمل و تردید نماید منافق و دوروست.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام علی اختیاری بودن بیعت را یادآوری کرده و می&amp;zwnj;نویسد که این انتخاب یک بار است و با گذشت زمان درباره یک خلیفه تکرار نمی&amp;zwnj;شود (و این سنت پذیرفته آن زمان بود).&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح نامه ۷&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- در این نامه &lt;span&gt;امام علی اختیاری بودن بیعت را یادآوری کرده و می&amp;zwnj;نویسد که این انتخاب یک بار است و با گذشت زمان درباره یک خلیفه تکرار نمی&amp;zwnj;شود (و این سنت پذیرفته آن زمان بود).&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- کسانی را که پس از بیعت پیمان شکنی کنند طعنه&amp;zwnj;زننده و عیب&amp;zwnj;جو می&amp;zwnj;داند و حتی کسانی را که تردید کنند دورو می&amp;zwnj;نامد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- &lt;span&gt;علی بر اساس سنت قبیله&amp;zwnj;ای حاکم بر منطقه حجاز انتخاب حاکم را دوره&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;داند، بلکه از دید او نیز یک انتخاب است تا مرگ حاکم، و این نشان می&amp;zwnj;دهد که مسئله خلافت و حکومت امری عرفی و مطابق با سلیقه مردم زمانه است و نه فرمانی ابدی و دستوری الهی که تخلف از آن شیوه گناه محسوب شده و متخلف مجازات شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- حتی امروزه هم هر حکومتی که داعیه دینی دارد به میل و یا به ناچار از سنت&amp;zwnj;های امروزی حکومت ( مثل تفکیک قوا) تبعیت می&amp;zwnj;کند ویا تظاهر به آن می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; نامه ۹&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نامه&amp;rlm;هاى آن گرامى است به معاویه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&amp;laquo;آن قوم (قریش) قصد کشتن پیغمبر ما را داشتند و مى&amp;rlm;خواستند که ریشه ما را بکنند و براى ما غم و غصه&amp;rlm;ها به وجود آوردند و کارهایى انجام دادند. ما را از زندگى خوب و گوارا باز داشتند و ترس و نگرانى را همراهمان کردند. مجبورمان نمودند تا به کوهى سخت و خشک برویم و آتش جنگ را برایمان برافروختند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;ولى خداوند تبارک و تعالى اراده کرد تا ما پاسدار شریعت و نگاهدار حرمتش باشیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;مؤمن ما طالب مزد بود و کافر ما از اصل و ریشه خانوادگى خویش حمایت مى&amp;rlm;کرد. در بین قریش آنکه مسلمان شده بود و وحشتى که ما از کفار داشتیم نداشت به خاطر سوگند عمدى که با مشرکان بسته بودند و همین پیمان آنها را از آسیب دیدن حفظ مى&amp;rlm;کرد و یا به واسطه خویشاوندانى که داشتند و از آنها دفاع مى&amp;rlm;کردند از کشته شدن در امان بودند&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و &lt;i&gt;&lt;span&gt;رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) هر وقت جنگ شدت مى&amp;rlm;یافت و میدان کارزار از خون، سرخ مى &amp;rlm;گردید و مردم در ترس و هراس واقع مى&amp;rlm;شدند اهل بیت خود را خط مقدم جبهه مى&amp;rlm;فرستاد و بدین وسیله اصحاب خود را از سوزش نیزه&amp;rlm;ها و شمشیرها باز مى&amp;rlm;داشت &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;چنانچه عبیدة بن حارث در جنگ بدر و حمزه در جنگ احد و جعفر در جنگ موته به شهادت رسیدند و کسى که اگر مایل بودم نام او را ببرم (مقصود خود حضرت است) مانند آنان خواهان شهادت بود لکن مرگ آنها جلو افتاده و مرگ او (امیر المؤمنین) به تأخیر افتاد. &amp;raquo;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح نامه۹&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- هر چند به ظاهر متن نامه ارتباط مستقیمی به موضوع بیعت و خلافت ندارد، اما از آنجا که شیعه خلافت را منحصر در اهل بیت می&amp;zwnj;داند دارای اهمیت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- چنانچه از متن بر می&amp;zwnj;آید بر خلاف عقیده رایج شیعیان، اهل بیت از دیدگاه علی خاندان و فامیل رسول گرامی است چنانچه حمزه عموی پیامبر بود ؛ جعفر و علی پسرعموی پیامبر بودند ولی از نظر امام علی از اهل بیت و حتی جزء شاخص اهل بیت بودند . زیرا با جانفشانی و شهادت آنها نهال دین پایدار ماند و تنومند شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- البته همسران، دخترها و نوه&amp;zwnj;های پیامبر هم از اهل بیت اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; نامه ۲۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نامه&amp;rlm;هاى آن گرامى است به معاویه در پاسخ به او،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و آن از نیکوترین نامه&amp;rlm;هاست&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;بعد از حمد و ثناى پروردگار و صلوات بر محمّد و آلش، نامه&amp;rlm;ات به من رسید که در آن نوشته بودى خداوند حضرت محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله) را براى دینش برگزید و او را توسط اصحابش یارى نمود که آنها نیز مورد تأیید پروردگار بودند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;روزگار چیز عجیبى را از تو براى ما پنهان کرده بود و آن کلامى است که تو آغاز کرده&amp;rlm;اى که ما را به خیر و نیکویى پروردگار که در نزد ماست و به نعمتى که از ناحیه رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) به ما داده شده آگاهمان ساخته&amp;rlm;اى در این یادآورى تو مثل کسى هستى که خرما را به &amp;quot;هجر&amp;quot; جایى که خرما فراوان است ببرد و یا آنکه استاد خود را به مسابقه دعوت کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و &lt;i&gt;&lt;span&gt;تو خیال کردى که آن دو نفر در اسلام بهترین مردم هستند و بر فرض که درست گفته باشى تو چه بهره&amp;rlm;اى از آن دارى و اگر درست نگفته باشى ننگ و زیانى براى تو ندارد. و ترا چه به این که کى برتر است و کى برتر نیست و چه کسى رهبر و چه کسى رعیت است. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;آزادشدگان و فرزندان آزادشدگان را چه رسد که بین مهاجرین نخستین و ترتیب درجات ایشان و تعریف طبقات آنها نظر بدهند&lt;/i&gt; هیهات سخنى است ناروا و گفتارى است بیهوده که انسان محکوم و بى&amp;rlm;لیاقت به قضاوت بنشیند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;اى مرد آیا سر جاى خود نمى&amp;rlm;نشینى و آیا کوتاه دستى خود را نمى&amp;rlm;بینى و آیا آنچه را خود لایق آن هستى انتخاب نمى&amp;rlm;کنى چه کسى مغلوب تو واقع شده&amp;rlm;و یا چه کسى پیروز گشته است تو در بیابان گمراهى سرگردانى و از راه مستقیم روگردانى.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و من هر چه مى&amp;rlm;گویم نه به خاطر آنکه تو آگاه شوى بلکه فقط براى آنکه نعمتهاى الهى را بازگو نمایم به تحقیق که عده&amp;rlm;اى از مهاجرین و انصار که هر کدام داراى فضایلى بودند به شهادت رسیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;تا آن زمان که شهید ما به مقام شهادت نایل گشت و او را سید الشهداء نامیدند و رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) وقتى بر او نماز مى&amp;rlm;خواند هفتاد تکبیر گفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و آیا ندیدى که عده&amp;rlm;اى از مسلمین دستهاى خود را در راه خدا از دست دادند و هر کدام داراى فضایلى بودند و چون یکى از ما را ضربتى رسید و دستش جدا شد در باره&amp;rlm;اش گفته شد پرواز کننده در بهشت که داراى دو بال مى&amp;rlm;باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و اگر پروردگار نهى نفرموده بود که کسى خود را تهذیب نکند گوینده این سخنان فضیلت&amp;rlm;هایى را برمى&amp;rlm;شمرد که دلهاى مؤمنین با آنها آشنا و گوشهایشان از شنیدن آنها امتناع ندارند بنابراین دورکن از خود کسى را که از حق به دور است (عمرو بن عاص). و ما دست پرورده&amp;rlm;هاى خداى خویش هستیم و مردم هم پرورش یافتگان مایند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;عزّت و شرف و برترى قدیمى ما نسبت به قوم تو، از این موضوع مانع نشد که ما خود با شما، آمیختگى پیدا کنیم و از شما براى خویش همسر انتخاب کنیم و دختران خویش را به همسرى شما در آوریم و رفتار ما با شما مانند رفتار همپایگان بود در حالى که شما در این رتبه نبودید و شایستگى آن را نداشتید و کجا چنین چیزى ممکن است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در حالى که رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) از ماست و تکذیب&amp;rlm;کننده نبوت (ابو جهل) از شماست. اسد اللَّه از ماست (شیر خدا) حمزه سید الشهداء و اسد الاحلاف از شماست (ابو سفیان). دو جوانان اهل بهشت (حسن و حسین علیهما السلام) از ماست و فرزندان آتش (فرزندان عقبة ابن ابى معیط) از شماست و بهترین زن در بین زنان جهانیان (فاطمه زهرا علیها سلام) از ماست و زن هیزم&amp;rlm;کش (همسر ابو لهب) از شماست و بالاخره بسیارى از نیکوئیها به سود ماست و بدیها به زیان شماست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;بنا بر این اسلام ما به گوش همه رسیده و شرف ما در جاهلیت جاى انکار ندارد و کتاب خدا براى ما جمع نموده&amp;rlm;آنچه را به ما نرسیده و لذا فرموده خداى سبحان است که &amp;quot;در کتاب خدا بعضى از خویشاوندان بر بعضى دیگر اولى و برترند&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و نیز فرموده که &amp;quot;سزاوارترین مردم به ابراهیم آنانند که پیرو او شدند و این پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) و آنهایى که ایمان آوردند و خداوند یار مؤمنین و گروندگان است&amp;quot;، پس یک بار به خاطر خویشاوندى با رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) سزاوارتریم و یک بار هم به خاطر طاعت و بندگى پروردگار.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;وقتى در سقیفه مهاجران خویشاوندى خود را با رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) دلیل آوردند بر انصار پیروز شدند. پس اگر خویشاوندى با رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) باعث پیروزى است حق با ماست، نه با شما و اگر غیر از این است، پس انصار بر دعوى خویش باقى مى&amp;rlm;باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;i&gt;اى معاویه، گمان بردى که من بر همه خلفاء حسد برده و به همه آنها ستم کرده&amp;rlm;ام و اگر این موضوع این گونه باشد که تو گمان برده&amp;rlm;اى به تو ربطى ندارد تا از تو در این باره معذرت خواهى نمایم. نه تو را ننگ است و نه عرصه بر تو تنگ مى&amp;rlm;باشد. &lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و گفتى که مرا مثل شتر مهار زده، کشیدند و بردند تا بیعت کنم. قسم به پروردگار خواستى سرزنش کنى، تعریف و تمجید کردى و خواستى رسوا کنى خود رسوا شدى&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;تا مادامى که مسلمان شک در دینش و تردید در یقینش نداشته باشد مظلوم بودن برایش خوارى و عیب به حساب نمى&amp;rlm;آید. و این دلیل من است که قصدم دیگرى بود و لکن آنچه را لازم بود و در ضمن سخنانم پیش آمد به گوش تو رساندم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;بعد نوشته بودى آنچه را که بین من و عثمان روى داده است به دلیل آنکه با او خویشاوندى، من باید پاسخگوى تو باشم کدام یک از ما دشمنى&amp;rlm;اش با عثمان بیشتر بود و در جنگ با او و کشته شدن وى راهنما گردیدیم&amp;rlm;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;آیا کسى که یارى خود را به وى پیشنهاد داد و او قبول نکرد و خواست که وى از یارى او خوددارى کند یا کسى که عثمان از او یارى خواست و او از یارى کردن وى خوددارى کرد و مرگ را به سوى او کشانید تا آن زمان که آنچه مقدرش بود واقع شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;به خدا قسم چنین نیست: &amp;quot;خدا مى&amp;rlm;داند چه کسانى از شما از جنگ باز مى&amp;rlm;دارند، و آنان که به برادران خود مى&amp;rlm;گویند نزد ما بیائید و جز اندکى در جنگ حاضر نمى&amp;rlm;شوند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و این که گاهى از عثمان به خاطر بعضى بدعتهایش عیب مى&amp;rlm;گرفتم عذرخواهى نمى&amp;rlm;کنم. پس اگر راهنمایى و هدایت من، گناهى برایم محسوب مى&amp;rlm;شود چه بسا کسى که سرزنش مى&amp;rlm;شود در حالى که گناهى مرتکب نشده است. گاه کسى در کار خیر اصرار مى&amp;rlm;ورزد ولى در معرض بدگمانى قرار مى&amp;rlm;گیرد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;من به قدر توانم تصمیمى جز اصلاح امور ندارم و موفقیتم منحصر به مدد پروردگار است و بر او توکل مى&amp;rlm;جویم و به سویش انابه مى&amp;rlm;نمایم.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و نوشته بودى که تنها شمشیر بر من و یارانم حکم مى&amp;rlm;کند، راستى که ما را پس از گریاندن به خنده&amp;zwnj;انداختى. کى دیدى که فرزندان عبد المطلّب از دشمن هراس داشته و از شمشیرها بترسند. مقدارى صبر کن تا مرد جنگى برسد و دیرى نمى&amp;rlm;گذرد آنکه را تو مى&amp;rlm;جویى به جستجوى تو خواهد آمد و آنچه را دور مى&amp;rlm;پنداشتى به تو نزدیک خواهد شد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و من با سپاهى فراوان از مهاجرین و انصار و تابعین آنها که بخوبى از آنان پیروى کرده&amp;rlm;اند شتابان به سوى تو خواهم آمد سپاهى آراسته که غبارشان به آسمان برخاسته. لباس مرگ بر تن ایشان است و بهترین ملاقات براى آنها ملاقات با پروردگاراست.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی بر اساس سنت قبیله&amp;zwnj;ای حاکم بر منطقه حجاز انتخاب حاکم را دوره&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;داند، بلکه از دید او نیز یک انتخاب است تا مرگ حاکم، و این نشان می&amp;zwnj;دهد که مسئله خلافت و حکومت امری عرفی و مطابق با سلیقه مردم زمانه است و نه فرمانی ابدی و دستوری الهی که تخلف از آن شیوه گناه محسوب شده و متخلف مجازات شود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح نامه ۲۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- دراین نامه امام علی این جمله معاویه را که می&amp;zwnj;نویسد&amp;quot;خداوند پیامبر را بر گزید و توسط اصحابش یاری نمود و آنان نیز مورد تایید پروردگار هستند&amp;quot; را خرما به هجر بردن و بنا به ضرب المثل ما زیره به کرمان بردن می&amp;zwnj;داند یعنی ضمن اینکه آن را بدیهی می&amp;zwnj;داند یادآوری آن به خود , توسط معاویه را مغلطه می&amp;zwnj;شمرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- امام علی خود از بهترین اصحاب رسول گرامی است و او بهتر از هر کس موقعیت و شان صحابی را می&amp;zwnj;شناسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- بزرگ کردن ابوبکر و عمر و کوبیدن آن به سر امام علی بی شرمانه ترین رفتار معاویه است در حالیکه معاویه و پدرش از جمله کسانی بودند که آنچه در توان داشتند علیه پیامبر و اصحابش انجام دادند و در جریان فتح مکه مورد لطف رسول گرامی قرار گرفتند و به جای بردگی آزاد شدند و حالا به جای تبعیت از اصحاب رسول آنان را مقابل هم قرار داده و درباره فضیلت بعضی بر بعض دیگر داد سخن می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- امام علی اظهار نظر در رتبه و مقام صحابی رسول را بی اساس دانسته و این کار را قضاوت انسان&amp;zwnj;های محکوم ومفلوک می&amp;zwnj;شمرد و آنان را کوتاه دستان بلند آستین می&amp;zwnj;داند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- امام علی مهاجرین و انصار که هر کدام با تمام وجود و اخلاص به بذل جانشان همت گماشتند از جمله خودش را پرورش یافتگان خداوند و مردم را پروش یافتگان آنان می&amp;zwnj;داند. بنابراین به انسان&amp;zwnj;های عادی چون ما یادآوری می&amp;zwnj;کند ؛ نرسد که پا را از گلیم خود درازتر کرده و درباره صحابی بزرگوار آن حضرت به قضاوت بنشینیم .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- امام علی مزیت و برتری خود را با دوویژگی مشخص می&amp;zwnj;کند الف - خویشاوندی با رسول گرامی ب - اطاعت پروردگار.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷- امام علی ضمن رد حسادت بر خلافت ابوبکر و عمر این جمله معاویه را نیز رد میکند که &amp;quot;مثل شتر مهار زده کشیدند و بردند تا بیعت کند &amp;quot;و به معاویه یاد آوری می&amp;zwnj;کند که اگر چنین بوده باشد نشانه ظلم آنان و مظلومیت اوست نه نقطه ضعف او مشروط براینکه در دینش شک نداشته و در یقین مردد نباشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸- امام علی به عثمان پیشنهاد کمک می&amp;zwnj;کند وعثمان از پذیرش آن امتناع می&amp;zwnj;ورزد ولی همین عثمان از معاویه کمک می&amp;zwnj;خواهد و معاویه از کمک به او سر باز می&amp;zwnj;زند. لذا آنکه باید پاسخگوی خون عثمان باشد معاویه است نه علی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹- البته امام علی گاهی به خاطر بدعت&amp;zwnj;هایی که عثمان انجام می&amp;zwnj;داد بر او عیب می&amp;zwnj;گرفت و او را راهنمایی و هدایت می&amp;zwnj;کرد؛ این موارد نشان همکاری او با عثمان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;ادامه دارد&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/21/4140#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2952">بیعت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2951">خلافت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D9%86%D8%AA">سنت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2953">عرف</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2950">علی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2072">علی ممقانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2954">محمد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2949">نهج البلاغه</category>
 <pubDate>Sat, 21 May 2011 08:43:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4140 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>