<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>پانته آ بهرامی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>پنج فعال عرب‌ ایرانی در خطر اعدام</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/23/23877</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/23/23877&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;333&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/arab7.jpg?1359269747&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - مدتی پیش حکم اعدام پنج فعال مدنی ـ فرهنگی عرب ایرانی صادر شد و روز نهم ژانویه امسال دیوان عالی کشور حکم اعدام آنان را تائید کرد. از این&amp;zwnj;رو خطر جدی مرگ با اعدام، جان این کنشگران را تهدید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته مهدی هاشمی از فعالان مدنی اهواز، &amp;laquo;هاشم شعبانی&amp;zwnj;نژاد، متولد سال ۱۳۶۰ خورشیدی، شاعر، وبلاگ نویس، دبیر ادبیات عرب و دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه اهواز است. هادی راشدی، متولد ۱۳۵۲، دبیر شیمی و فوق لیسانس شیمی کاربردی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدعلی عموری&amp;zwnj;نژاد متولد ۱۳۵۶، وبلاگ&amp;zwnj;نویس و فارغ&amp;zwnj;التحصیل رشته مهندسی منابع طبیعی و شیلات و آبزیان از دانشگاه صنعتی اصفهان است. وی فعال دانشجویی و یکی از بنیانگذاران نشریه دانشجویی &amp;laquo;التراث&amp;raquo; است که به زبان عربی در دانشگاه صنعتی اصفهان منتشر می&amp;zwnj;شد و به معنای میراث فرهنگی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130122_MehdiHashemi_Execution_Ahwaz_PanteaBahrami.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot; http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو محکوم دیگر دو برادر آلبوشوکله هستند، به نام&amp;zwnj;های سید جابر البوشوکه متولد ۱۳۶۳ و سید مختار آلبوشوکه متولد ۱۳۶۵ که هر دو فعال فرهنگی&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این فعال مدنی، وضعیت محمدعلی عموری&amp;zwnj;نژاد را اینگونه بازگو می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;وی فعالیت&amp;zwnj;های فرهنگی وسیعی در دوره اصلاحات در اهواز داشت. او یکی از برگزارکنندگان همایش اقوام ایرانی بود که در سال ۱۳۷۸در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد. او نقش اساسی در گرد هم آمدن ادیبان، نویسندگان، شاعران، هنرمندان، نقاشان و فعالان مدنی و فرهنگی اقشار فرهنگی مردم ترک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن، لر، بختیاری و گیلک از شهرهای مختلف ایران داشت. او رویکردی کاملاً مسالمت&amp;zwnj;آمیز و صلح&amp;zwnj;جویانه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/arab1.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 97px; float: right;&quot; /&gt;این جوانان زیر حکم اعدام در دادگاه به قاضی گفتند که تحت سخت&amp;zwnj;ترین شکنجه&amp;zwnj;ها قرار گرفتند و تحت این شکنجه&amp;zwnj;ها بوده است که اعترافات تحمیلی را پذیرفته اند و هیچکدام از آنها صحت ندارد. قاضی البته حرف آن&amp;zwnj;ها را رد می&amp;zwnj;کند، به خاطر اینکه آن&amp;zwnj;ها هیچ سندی دال بر شکنجه شدن در زندان نداشتند که ارائه دهند. از آن تاریخ به امروز این جوانان در بازداشت هستند.(تصویر: سید مختار آلبوشوکه و محمدعلی عموری&amp;zwnj;نژاد)&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این جوانان فعالیت&amp;zwnj;های فرهنگی وسیعی در دوره اصلاحات داشتند. می&amp;zwnj;دانید که در این دوره فضای به نسبت بازی در استان ما به&amp;zwnj;وجود آمد و آنها تلاش داشتند با استفاده از این فضای به نسبت باز سیاسی، مطالبات مردم را به شکلی کاملاً مدنی به مسئولان استان و مسئولان کشوری منتقل کنند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;علت صدور احکام اعدام برای آنها چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این جوانان در&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سالگرد انتفاضه یعنی آوریل سال ۲۰۱۱ بازداشت شدند و به مدت ۹ ماه در بازداشتگاه اطلاعات تحت بد&amp;zwnj;ترین و سخت&amp;zwnj;ترین شکنجه&amp;zwnj;ها قرار گرفتند و&amp;nbsp; بعد هم اعترافات عجیب و غریبی از آن&amp;zwnj;ها گرفته شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این جوانان زیر حکم اعدام در دادگاه به قاضی گفتند که تحت سخت&amp;zwnj;ترین شکنجه&amp;zwnj;ها قرار گرفتند و تحت این شکنجه&amp;zwnj;ها بوده است که اعترافات تحمیلی را پذیرفتند و هیچکدام از آنها صحت ندارد. قاضی البته حرف آن&amp;zwnj;ها را رد می&amp;zwnj;کند، به خاطر اینکه آن&amp;zwnj;ها هیچ سندی دال بر شکنجه شدن در زندان نداشتند که ارائه دهند. از آن تاریخ تا به امروز این جوانان در بازداشت هستند. البته در مورد آقای عموری باید بگویم که سال ۲۰۰۷ به دلیل فشارهایی که نظام به وی وارد می&amp;zwnj;کرد، مجبور به خروج از کشور شد و به دلیل اینکه نمی&amp;zwnj;توانست به شکل قانونی از کشور خارج شود، مجبور شد به سازمان ملل در عراق پناهنده شود. در آنجا در حالی که ایشان به شکل رسمی نزد سازمان ملل پناهنده بودند، وی را بازداشت و به دلیل ورود غیر رسمی&amp;zwnj;شان به عراق به پنج سال زندان محکوم می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایشان را بعد از گذراندن محکومیت&amp;zwnj;شان در عراق، حدود سه سال و نیم پیش به ایران تحویل دادند. روشن است به محض ورودشان به خاک ایران بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات منتقل می&amp;zwnj;شوند و در آنجا تحت سخت&amp;zwnj;ترین شکنجه&amp;zwnj;ها قرار می&amp;zwnj;گیرند. در دادگاه آقای محمدعلی عموری&amp;zwnj;نژاد شجاعانه در مقابل قاضی می&amp;zwnj;ایستد و تمام شکنجه&amp;zwnj;ها را برای قاضی بازگو می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید که متحمل چه شکنجه&amp;zwnj;هایی شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نوع اتهام&amp;zwnj; او چه بود که بر اساس آن حکم اعدام برای وی صادر شد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اتهاماتی که به این جوانان وارد شده&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اتهام &amp;laquo;افساد فی&amp;zwnj;الارض&amp;raquo; بوده است؛ اتهامی که هیچگونه سنخیتی با واقعیت ندارد. می&amp;zwnj;دانید که در پیوند با پرونده&amp;zwnj;های جوانان عرب در اهواز، یک شرایط خاصی حاکم است. وقتی ما حرف از شرایط خاص می&amp;zwnj;زنیم، منظورمان بایکوت شدید خبری است که بر منطقه اعمال می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سایه همین بایکوت شدید خبری، نظام با جنگی اعلام کردن منطقه و اجازه ندادن به خبرنگاران برای ورود به آنجا، کاملاً فضا را امنیتی کرده و بسته است. وقتی فعالان سیاسی اتفاق&amp;zwnj;های اهواز را مطرح می&amp;zwnj;کنند، خیلی&amp;zwnj;ها باور نمی&amp;zwnj;کنند. در اهواز نیروهای انتظامی جهت کنترل مردم عرب و جهت سرکوب تظاهرات آن&amp;zwnj;ها در جاهای مختلف شهر ایست بازرسی گذاشته&amp;zwnj; اند. موتورسوار اگر به این ایست بازرسی گوش ندهد و نایستد، با شلیک مستقیم تیر کشته می&amp;zwnj;شود. ما در سال گذشته چندین مورد را گزارش کردیم که جوانان عرب به واسطه همین گوش ندادن به ایست&amp;zwnj;های بازرسی جان خودشان را از دست دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پیوند با این جوانان هم وضعیت به همین شکل است. یعنی این&amp;zwnj;ها هیچ حق و حقوقی ندارند. برای مدتی طولانی بدون وکیل ماندند. بعدهم به&amp;zwnj;شان اجازه گرفتن وکیل می&amp;zwnj;دهند، اما اجازه دیدن وکیل را ندارند. ۹ ماه اول را در بازداشتگاه اطلاعات زیر شکنجه بودند. زیر این شکنجه&amp;zwnj;ها از آن&amp;zwnj;ها اعتراف گرفته می&amp;zwnj;شود که پرس&amp;zwnj;تی&amp;zwnj;وی (رسانه دولتی جمهوری اسلامی در ورای مرز&amp;zwnj;ها) نقش مهمی در این شکنجه&amp;zwnj;ها بازی می&amp;zwnj;کند. این شکنجه&amp;zwnj;ها منجر به اعترافات اجباری می&amp;zwnj;شود و بعد این اعترافات اجباری از طریق شبکه یادشده، آن هم به زبان انگلیسی در سطح جهانی منتشر می&amp;zwnj;شود و مجوز اعدام و سرکوب و قتل و همه چیز را به این نظام می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;کوچ اجباری و بیرون راندن نگاه انتقادی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاست کوچ اجباری جمعیت برای کنترل نارضایتی، سیاست آشنایی در مورد حکومت&amp;zwnj;های تمامیت&amp;zwnj;خواه است. در زمان پهلوی نیز کرد&amp;zwnj;ها در راستای سیاست&amp;zwnj;های کنترل مخالفان به بخش&amp;zwnj;هایی از آذربایجان ایران منقل شدند. در جمهوری اسلامی نیز این سیاست برای خاموش کردن اعتراض در منطقه اهواز اعمال شده است، اما این حرکت با افشای یک نامه دولتی به بیرون درز کرد و موجب بروز واکنش&amp;zwnj;های گسترده در این منطقه شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/arab5.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 104px; float: right;&quot; /&gt;تجربه این چند سال اخیر نشان داده که فشارهای بین&amp;zwnj;المللی، مردمی، اطلاع&amp;zwnj;رسانی برای جلوگیری از اعدام در جمهوری اسلامی موثر است و این فشار هر چه بیشتر باشد، احتمال کند کردن این ماشین سرکوب که هیچ ارزشی برای حرمت آدمی قائل نیست افزایش خواهد یافت.(تصویر: سید جابر البوشوکه و هادی راشدی)&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;مهدی هاشمی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;زمانی انتفاضه یعنی انقلاب مردمی در اهواز در تاریخ ۱۵ آوریل ۲۰۰۵ (۲۶ فروردین ماه ۱۳۸۴) شروع شد که نامه&amp;zwnj;ای از دفتر ریاست جمهوری یعنی دفتر آقای سید محمد ابطحی به رئیس دفتر آقای محمد خاتمی درز می&amp;zwnj;کند. در این نامه سیاست&amp;zwnj;های دولت به شکل کامل شرح داده شده بود تا جمعیت عرب در ظرف ده&amp;zwnj;سال به یک سوم جمعیت فعلی آن برسد. یعنی برنامه&amp;zwnj;ای بود برای کوچ دادن اجباری عرب&amp;zwnj;ها به دیگر شهرهای مرکزی ایران و وارد کردن مهاجران غیر عرب به شهرهای مختلف خوزستان از جمله اهواز تا نظام برای همیشه خیال خودش را از سرنوشت نفت راحت کند و هیچگونه تهدیدی از این بابت حس نکند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی این نامه به دست مردم رسید، تظاهراتی خیلی بزرگ در روز ۱۵ آوریل شروع شد. به مدت یک هفته در تمام شهرهای اقلیم اهواز تظاهرات شد. در حدود ۵۰ نفر نیز جان خودشان را از دست دادند؛ آن&amp;zwnj;هم با تیر مستقیم نیروهای انتظامی، نیروهای گارد ویژه سپاه و بسیج و نیروهای ویژه و موتورسوارانی که از تهران به اهواز آورده شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از این انتفاضه، جمهوری اسلامی عده زیادی را اعدام کرد. اولین اعدام&amp;zwnj;ها را با یک گروه ۹ نفره و ابتدا با شبکه خوزستان شروع کرد. آن&amp;zwnj;ها را شکنجه کرد و بعد از آن&amp;zwnj;ها اعتراف گرفت. در شبکه خوزستان اعترافات اجباری آن&amp;zwnj;ها را پخش و فضای عمومی را برای اعدام آن&amp;zwnj;ها آماده می&amp;zwnj;کردند. بالاخره هم آنان را اعدام کردند. این گروه&amp;zwnj;های اول را متهم به بمبگذاری کردند. آن اشخاصی را هم که گرفتند، شکنجه، محاکمه و اعدام کردند. آن&amp;zwnj;ها از هیچ حقی برخوردار نبودند. آن&amp;zwnj;ها نه وکیل و نه دادگاهی عادلانه داشتند. من یکی از آن&amp;zwnj;ها را برای مثال قبلاً دیده بودم. مردان ۴۰ـ ۳۰ ساله در ظرف یکماه مو&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان سفید شده بود. یعنی آنقدر شکنجه شده بودند که این تغییر خیلی واضح در تصویری که&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان در تلویزیون پخش شد، قابل دیدن بود. شدت شکنجه را روی صورت و پیکر آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دیدیم. وحشیانه شکنجه شده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این افراد اعتراف کردند که ما از آمریکا و انگلیس بمب و اسلحه گرفتیم و آمدیم بمبگذاری کردیم و این را کشتیم و آن را کشتیم. دقیقاً شب فیلم را پخش کردند و فردا صبح در خیابان نادری اهواز آن&amp;zwnj;ها را اعدام کردند و این مسئله تکرار شد. این زمانی بود که رژیم نمی&amp;zwnj;خواست یعنی فکر می&amp;zwnj;کرد که صدای اهواز را همانجا می&amp;zwnj;تواند خفه کند. به خاطر همین از شبکه خوزستان استفاده می&amp;zwnj;کرد، اما وقتی که صدای مردم اهواز از طریق رسانه&amp;zwnj;های بین المللی، از طریق رسانه&amp;zwnj;های معروف و مهم به گوش جهانیان رسید و سازمان&amp;zwnj;های مهم حقوق بشری همچون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; Human Rights Watch &lt;/span&gt;و دیگر سازمان&amp;zwnj;ها موضعگیری کردند، دیگر رژیم نمی&amp;zwnj;توانست ساکت باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به خاطر همین پرس&amp;zwnj;تی&amp;zwnj;وی یعنی کانال بین&amp;zwnj;المللی حکومت، برنامه&amp;zwnj;هایش را روی این مسئله متمرکز کرد. گروه&amp;zwnj;های استقلال&amp;zwnj;طلبی که مسئولیت تخریب چاه&amp;zwnj;های نفت را برعهده گرفته&amp;zwnj;اند، وجود دارد، اما به&amp;zwnj;هیچ وجه گروه اهوازی نداشتیم که مسئولیت بمبگذاری در خیابان نادری اهواز را، یعنی جایی که مردم رفت وآمد می&amp;zwnj;کنند، برعهده بگیرد. در آنجا چهار نفر کشته شدند. سال ۲۰۰۵ بود. اولین سلسله انفجار&amp;zwnj;ها دقیقاً یکماه بعد از انتفاضه شروع شد که در ظرف ۲۰ دقیقه مرکز فرمانداری اهواز، سازمان برنامه و بودجه اهواز، ساختمان اطلاعات و صدا و سیمای اهواز منفجر شدند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا سازمان یا فردی به&amp;zwnj;طور رسمی این عملیات را برعهده گرفت؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا آنجایی که یادم هست آن&amp;zwnj;روز&amp;zwnj;ها که تازه این عملیات شروع شده بود، فکر کنم یک گروهی این عملیات را برعهده گرفت. چون عملیات اول دقیقاً مراکز دولتی را مورد حمله قرار داده بود، ولی انفجارهای بعدی در خیابان نادری مردم را مورد هدف قرار داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/arab6.jpg&quot; style=&quot;width: 151px; height: 150px; float: right;&quot; /&gt;این پنج نفر هیچ چیزی در آن سطح ندارند که به&amp;zwnj;شان ببندند. چون این&amp;zwnj;ها نه بمبگذاری کردند و نه بمبی و اسلحه&amp;zwnj;ای در اختیار داشتند. به این&amp;zwnj;ها اتهام زده&amp;zwnj;اند که در کامپیوتر&amp;zwnj;هاشان فایل&amp;zwnj;هایی پیدا کرده&amp;zwnj;اند که نشان می&amp;zwnj;دهد این&amp;zwnj;ها با یک گروه خارجی در ارتباط هستند.(تصویر: هاشم شعبانی&amp;zwnj;نژاد)&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در انفجار بانک سامان مردم را مورد هدف قرار داد و هیچ گروهی مسئولیت این نوع از انفجارها را تقبل نکرد. البته یکی از مأموران سابق دستگاه اطلاعات به نام آقای ذاکری که اخیراً یکی از روزنامه&amp;zwnj;نگاران اهوازی با ایشان مصاحبه داشتند، به&amp;zwnj;هیچ وجه بعید نمی&amp;zwnj;بینند که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مسئولیت چنین کارهایی را داشته باشد. فکر می&amp;zwnj;کنم. ذاکری احتمالاً اکنون در اروپاست. وی مسئول بلندپایه&amp;zwnj;ای در میان نیروهای اطلاعاتی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به پنج نفری که در حال حاضر زیر حکم اعدام هستند نیز&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همین اتهامات را بسته&amp;zwnj;اند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این پنج نفر هیچ چیزی در آن سطح ندارند که به&amp;zwnj;شان ببندند. چون این&amp;zwnj;ها نه بمبگذاری کردند و نه بمبی و اسلحه&amp;zwnj;ای در اختیار داشتند. به این&amp;zwnj;ها اتهام زده&amp;zwnj;اند که در کامپیوتر&amp;zwnj;هاشان فایل&amp;zwnj;هایی پیدا کرده&amp;zwnj;اند که نشان می&amp;zwnj;دهد این&amp;zwnj;ها با یک گروه خارجی در ارتباط هستند و &amp;laquo;قصد داشتند&amp;raquo;، سازمانی را در داخل به منظور مقابله با نظام تأسیس کنند. این&amp;zwnj;ها چنین اتهامی به این جوانان بسته&amp;zwnj;اند. حتی در حکم آمده که این&amp;zwnj;ها در دادگاه گفته&amp;zwnj;اند که زیر شکنجه اعتراف کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;خطر اعدام آنان تا چه حد جدی است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این خطر خیلی جدی است. ما تجربیات زیادی از اعدام&amp;zwnj;های بدون دلیل داشته&amp;zwnj;ایم. در ژوئن سال ۲۰۱۲ سه برادر حیدری در اهواز اعدام شدند و ما در حمایت از آنها تظاهرات کردیم. قبل از آن همه سازمان&amp;zwnj;های مختلف بین&amp;zwnj;المللی بیانیه دادند و خلاصه کارهای زیادی انجام شد برای اینکه جلوی اعدام آن&amp;zwnj;ها را بگیریم، ولی به سادگی اعدام شدند. تجربه ما از اعدام خیلی تلخ است. ما یک فعال فرهنگی داشتیم به نام آقای زامل باوی. اتهامات زیادی به او بستند. هیچ دلیلی علیه ایشان نداشتند. زامل باوی به مدت یکی دوماه مرخصی بود تا خودش با پای خودش رفت تهران و از مسئولان نظام خواست که حکم اعدامش را لغو کنند. هیچ دلیلی علیه ایشان نداشتند. ایشان&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; بعد از ظهر همان روزی که به زندان برگشت اعدام شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تجربه این چند سال اخیر نشان داده که فشارهای بین&amp;zwnj;المللی، مردمی، اطلاع&amp;zwnj;رسانی برای جلوگیری از اعدام در جمهوری اسلامی موثر است و این فشار هر چه بیشتر باشد، احتمال کند کردن این ماشین سرکوب که هیچ ارزشی برای حرمت آدمی قائل نیست افزایش خواهد یافت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/23/23877#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2302">اهواز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1">حقوق بشر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9456">فعالان عرب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10854">مهدی هاشمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Wed, 23 Jan 2013 09:28:59 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23877 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مشکلات خاموش کودکان روستا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/04/23310</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/04/23310&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;196&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shinabad22.jpg?1357717143&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - سوانح و حوادث مختلف و پی&amp;zwnj;درپی در ایران، ازجمله عوارض نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. به عنوان نمونه، می&amp;zwnj;توان به دو حادثه غمباری اشاره کرد که طی ماه&amp;zwnj; گذشته در ایران اتفاق افتادند: سانحه تلخ آتش&amp;zwnj;سوزی در روستای &amp;quot;شین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آباد&amp;quot; پیرانشهر و تصادف دو مینی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بوس حامل معلمان که از شهرکرد راهی مدارس شهرستان اردکان و روستاهای اطراف آن بودند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پی حادثه&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; نخست، &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳۴&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; تن&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;از&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;دانش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آموزان&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;کلاس&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;چهارم&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدرسه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;،&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;دچار سوختگی شدید شدند و دو تن از آنها جان باختند.&amp;nbsp; در حادثه دوم &lt;/span&gt;نیز دو معلم کشته و ۲۷ نفر زخمی شدند. رسانه&amp;zwnj;ها اما همچون همیشه در برابر چنین حوادثی تنها برخوردهای هیجانی - عاطفی دارند و بعد از گذشت چند روز پیگیری ماجرا را رها می&amp;zwnj;کنند تا حادثه&amp;zwnj;ای دیگر رخ دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20121217_PanteA_Piranshahr.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;معمولاً هم این نوع وقایع را &amp;quot;سانحه&amp;quot; می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نامند. حال پرسش اصلی این است: چرا این بلایا برای محرومان جامعه عواقبی دلخراش دارد؟ در این زمینه با فرهاد مرادی، نویسنده و فعال حقوق بشر گفت&amp;zwnj;وگویی کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;فرهاد مرادی&lt;/strong&gt; - &amp;laquo;روایت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مختلفی از حادثه آتش&amp;zwnj;سوزی در روستای شین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آباد پیرانشهر ارائه شده است. یکی از این روایت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها از قول یکی از بستگان قربانیان این حادثه منتشر شده بود. وقتی به صحبت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های این فرد گوش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنیم، متوجه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شویم که نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مادی و فرهنگی زمینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ساز اینگونه فاجعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای شده است.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRRExg2DD1QJQ7MzG-WvfNSTB94mSbL2ZWLGpKOoj1mnrAkwOG2&quot; style=&quot;width: 180px; height: 112px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در شرایطی که در اکثر شهرهای ایران، بخاری نفتی در عمل به یک شیئی فراموش شده تبدیل شده است و احتمالاً کودکان شهرنشین تصوری از بخاری نفتی ندارند، اینکه در یک روستا، هم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;چنان از بخاری نفتی استفاده شود و عده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای از بچه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها جان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان را سر این ماجرا بدهند، به شدت دردناک است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس این روایت، وقتی بخاری آتش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد، ابتدا به سراغ کپسول آتش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نشانی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روند، اما گویا تاریخ مصرف این کپسول گذشته بوده. بعد از آن، به جای اینکه دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آموزان را از کلاس خارج کنند، سعی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند بخاری داغ را از کلاس خارج کنند و همین موضوع باعث می&amp;zwnj;شود که آتش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سوزی گسترش پیدا کند. گویا در کلاس آتش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد. به همین دلیل حادثه تلخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر می&amp;zwnj;شود و بچه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در کلاس گیر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. در شرایطی که در اکثر شهرهای ایران، بخاری نفتی در عمل به یک شیئی فراموش شده تبدیل شده است و احتمالاً کودکان شهرنشین تصوری از بخاری نفتی ندارند، اینکه در یک روستا، هم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;چنان از بخاری نفتی استفاده شود و عده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای از بچه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها جان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان را سر این ماجرا بدهند، به شدت دردناک است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این طنز تلخ، یک سویه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; فرهنگی هم دارد. مسئله بر سر عدم آگاهی مسئولان آن مدرسه، عدم توانایی و شاید نداشتن مهارت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ذهنی لازم در کنترل شرایط بحرانی هم هست. در این وضعیت، ساده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین کاری که برای جلوگیری از فاجعه و مرگ این بچه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&amp;zwnj;شد انجام داد، خروج بچه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها از کلاس بود، نه اینکه بخاری را از کلاس بیرون ببرند که فاجعه چند برابرشود. همین دو موضوعی که به آن اشاره شد، یعنی عدم برخورداری از ابزارهای مناسب و هم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;چنین عدم مهارت&amp;zwnj;های لازم برای کنترل شرایط بحرانی توسط مسئولان این مدرسه، نشان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; نابرابری های مادی و فرهنگی است، یعنی همزمان هم فقر امکانات و هم فقر فرهنگی وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;برخورد عاطفی با حادثه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رسانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های رسمی داخل در پیوند با واقعه آتش سوزی در مدرسه شین&amp;zwnj;آباد پیرانشهر، عکس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کودکان آسیب دیده و بستری در بیمارستان را نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دادند که بسیار نیز دلخراشی بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رسانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هنگام بروز چنین حوادثی دائماً تصاویر آن را در سطح خیلی زیاد بازنشر می&amp;zwnj;کنند که نشانه خط مشی کلی آنها و توقف موضوع در سطح عاطفی است. آیا نابرابری میان شهرهای بزرگ و روستاهای ایران فقط در داشتن بخاری نفتی یا مثلا کپسول تاریخ مصرف گذشته یا ساختمان کهنه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; مدرسه خلاصه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، یا این موارد نشان دهنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; یک مجموعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; درهم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تنیده از نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هاست و بروز این حوادث تنها نشانه بخش کوچکی از آن است؟ این سئوال نیز باید مطرح بشود که چرا ساختار سیاسی حاکم بر ایران با وجود تمام شعارهای عدالت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;محوری که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد، هیچ برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی جدی و پیگیری برای توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; روستاهای کشور ندارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRWWfmjS_slUz272i68DkY6LL0qbeNEjHCR0FOVU8sSa4WYAQhvLg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 112px; float: right;&quot; /&gt;رسانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هنگام بروز چنین حوادثی دائماً تصاویر آن را در سطح خیلی زیاد بازنشر می&amp;zwnj;کنند که نشانه خط مشی کلی آنها و توقف موضوع در سطح عاطفی است. آیا نابرابری میان شهرهای بزرگ و روستاهای ایران فقط در داشتن بخاری نفتی یا مثلا کپسول تاریخ مصرف گذشته یا ساختمان کهنه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; مدرسه خلاصه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، یا این موارد نشان دهنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; یک مجموعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; درهم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تنیده از نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هاست و بروز این حوادث تنها نشانه بخش کوچکی از آن است؟&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;براساس آخرین آماری که مرکز آمار ایران منتشر کرده است، ۲۵ میلیون نفر از جمعیت ایران در روستاها زندگی می&amp;zwnj;کنند و یک میلیون و ۲۰۰هزار نفر از آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سواد مطلق هستند. یعنی ۲۱درصد جمعیت گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال در ایران، سواد خواندن و نوشتن ندارند. اگرچه شاید یک میلیون و ۲۰۰هزار نفر در برابر جمعیت کل کشور رقم بزرگی به نظر نرسد، اما این مقایسه، مقایسه دقیقی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرهاد مرادی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این عدد زمانی معنی واقعی خود را نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که بدانیم پدران و مادران بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سواد بیشترین میزان مرگ و میر نوزادان زیر یک سال را در ایران تجربه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. این موضوع ارتباط مستقیم با مسئله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; کودکان دارد. کودکی که زیر یک سال یا در هر سنی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;میرد، یک کیفیت تکرارنشدنی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر بخواهیم در پیوند با برخورداری از امکانات آموزشی در روستاهای ایران صحبت کنیم، باید به زلزله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; آذربایجان نیز اشاره کنیم و اینکه تا چه اندازه زیرساخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بهداشتی این مناطق آسیب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پذیر بودند. خبرگزاری ایسنا هشت روز بعد از زلزله در منطقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; آذربایجان، به نقل از رئیس یکی از بیمارستان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های صحرایی آن منطقه اعلام کرد که موج اسهال و استفراغ شروع شده است. یکی از عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین نگرانی پزشک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آن منطقه شیوع بیماری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های عفونی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین وضعیتی کودکان به عنوان یکی از گروه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آسیب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پذیر هر جامعه - چه جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; شهری و چه جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; روستایی- در معرض بیشترین میزان تلفات قرار دارند. در این زمینه، این سئوال مطرح می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که اگر زیرساخت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بهداشتی این مناطق روستایی مناسب بودند، آیا چنین اتفاق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی رخ می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دادند؟ آیا در شرایط بحرانی توان کنترل وجود نداشت؟ این مسائلی که به آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها اشاره شد، مسائل خاموش روستاهای ایران هستند که متأسفانه فقط زمان بروز فاجعه یا مثلاً بلایای طبیعی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانیم آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را ببینیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شدت برخوردهای هیجانی و فراموشی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جریان زلزله آذربایجان شرقی یا همین سانحه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; آتش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سوزی در پیرانشهر، بلافاصله و پس از چند روز توجه به موضوع محدود و کمرنگ شد. به طور قاطع می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان گفت که خیلی از روستاهای مناطق جنوبی کشور، بسیاری از روستاهای مناطق استان سیستان و بلوچستان و حتی شهرهای کوچک از وضعیت بدتری حتی از مناطق زلزله&amp;zwnj;زده برخوردارند، اما مشکلات آنها چون رسانه&amp;zwnj;ها فقط منتظر حوادث هستند تا به این مناطق توجه کنند، انعکاس داده نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;data:image/jpeg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBhQSERUUExQUFRUWGRoYGBgYFxYcGxgaGBgVFxgYHRUXHCYeFx0jGhgUHy8gIycpLCwsFx4xNTAqNSYrLCkBCQoKDgwOGg8PGikfHx8pKSkpKSkpKSkpKSwpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpLCwsKSkpLCwsKSkpKSwsKSwpKSwsKf/AABEIALwBDAMBIgACEQEDEQH/xAAcAAACAwEBAQEAAAAAAAAAAAAEBQIDBgcBAAj/xABBEAABAgQEAwYDBgQFAwUAAAABAhEAAwQhBRIxQQZRYRMicYGRoTKxwQcUQlLR8CNiguEVM1Ny8RZDkhckc6Ky/8QAGgEAAwEBAQEAAAAAAAAAAAAAAQIDAAQFBv/EACQRAAICAgICAwEBAQEAAAAAAAABAhEDIRIxQVETImEEcUIy/9oADAMBAAIRAxEAPwDWCbHueBRPifbxEYJCukfAwOJ8STO6RjA3EVGqZJzIJEyVdLbjeK+GMbM9BCrTENm6vofYw1lTO6s6dxRfl7RhKfEVSahSpSDNK3CUhxmJNj4PeF6Z0JcoHRJdSEArVokPeOO8Z4+Z0xSxbMQkC5YC219j6xtuL8UVKpRJKgZyz32+EDdIPS1/GMRQ4GFgzpyilCfgTvMO7HoN+cOluwLSoS4VhqkLSss6S4FyOj/pGup/vM83Uo9NB5ABoBplIK2fKkXI1PQdYNqsSUsBKB2aBoxvdnD8neKPezRSjpDKsw4IEyVf4AsAs+YC73t8+kLqig7RiWCZqGJ2zJ5/CPnCibxumnI7JPaTEuCVfAPPVRjMVfENRMYGaoAFwBZjzBFx6w6aOeXY5rKaWkJJWM10KAzeTtr5ctIUFILXcsUfprt5CAlIWbuo3fU689desS+7rbRXvG+RA4NhYBsoa/WwPjp7xPDeI5tNVInpOYpYFJ+FaHJKCBsQTfmYWonKQdedj11iysIICgzEOz6X/vGbT2jVWj9PcIcUyK6mRMlMk/il2dCuRaHMhOVVvhOo5cjH5S4f4in0cztKdZQo2OhChqykmxDx06l+3cqSAafJMNirPmR4tZUDsx2o7iAcQxCXIQVzVAMLczuwG8cyT9q88pJPZhJtmGvgBGUxzitc8lSlKbQPc22EHh7BYfxFihnzlrJ1NhuNhbwb0j3h/DZS1K7XMTlOUOzqswceMZ/CipanUbagfWHUzilFCtKvjmA5koA//ROmsdFJwsmtS2fACcAgqZaCyc1hl3SeX/MFTcVSmlTTpsrMc5GjOWvGeOJieTNS2ZR0fQ9Y+mrLZuRBPiNY4EuT2elJpK0eSpASSorSAHAOmVyxJOzQ34m4mQ8lCFlaJMsIcEjMQXzDzhPj4HYzSAWUkFvFrwgwCkn1K1JlIVMORTW0JYA5jZxrrFpxSds402yUyozZlFSnUCConncwvz/IfKNzV8CyqWimLqpgVUlDIQlfdQdB/wDIdLaRgFG5bTaJp2zNUerMeSkgkC7kgeb2j5IcwVR4aozECwdab/1DaHAfpnBpMyXRJT2feQCUiwBdNg/tHJeMxXU6FTClUqnmF5mRsua9iRHbKrDyuUkOUgJD943sNgYTrrJaZWQrCwnQdRoPWKqHJaJydPZl+KMcTIpJCMrzVSk/0gpZ28frHMpFYqW4TLlEEk953c67RtOMsZSZEkTVkKKwgaZQk6qO9owVdi6UrIYeOj9bxz5IOMqZ14ZRcTpCq6q2kyx/X/eIfeqw/wDbljz/ALw7UI9CYHIhQkBrT/pD0i5NHWnWage/0hxkPj++UEdlYvYXv5awylszQm4OxE1C58pczOcjCwbVlFo2WD4LKkEBCAC11EOr1Mce+xsEYnMAcpKZgKtrKJHrHcq1Qly1LNmDDqo2HzhZbZaOomexDhiVPBmzRmCfhSSwLnVRHyjmONVCjMU5ByulITZIAsAkbCOt4ysCX2ZZkDMp+mnzjneJSErQOzl7klTXUSbADYRovwP2jOUVCbalSj5udoI4gopmQSJZSCf81Xj+ENytFgQoKFikpJ8RZoVYxxCmn7g70w3I2HUmKPQj/SKcDp5EpRm3LFidXazAdYRYfTjfWBp1cuet1n9BB8kFLd1/C8Sm7HhXYwlIHIRYrwimmWFuzhtREV1wfKlupOkR8nTpIz+JpaaQOkSWkZQlxp876xPE0PMF3sL+cB1Mx178vSOqC0cE+yOQiPUriOfrEheGoQuRVKBcE+D/AEgyTWBRDm/70haUHWPAN4Jh7UYyZR7tyQwhWqcVkqUoqUdSS5gdUsmLJIy6t4RrZjU4X2C0pyjs1gMpj8XU8/GGqKYm2oILnnGQwQZqhJOibtz2aNlSVCX6RPpnSm5RBFrC5SgsAsGI8LH5CEc3HpkruylLQB+RSkgeSSBDDCELnLnpS2U5i56qcDzDwJiIWiykFIHRwfMRSTTIxTWz3BjNrqiTJzqUuYsJSVlSjfUkkuwAJ8oWYxh5kzpsssShakkjoSHh7wRNqZFSJ9NIKlJBbOhWRiz3LMbRdjHC9XUTZs9UtCCtZVkzjcuQnX3MBQfhCSkjHoTaNjwPXSJZ/jyUr74UFKcszW8HvGZnYdNlqyrlzEl2bKq/hbveUdW4Z+zOqTJSVSQlRDnMQ9zYNttD44q/tonJutD/ABL7QZk9OSWEy0G2d3J/28vExna2slkKUVMJYupy2m43udYq4hw2dJSoLkzMySLgPryI1jOVeE1q5Gf7vNTLWWzFKg7Xuk3HN2aOxShD/wAnPUpdkeIZKamWFoUlS0j4X1Buzc3jG10pQWRMPe6l4Z0uGjMSo7ODfaDJhQksQH66+4iM18mysHw0djCYkkB4xqqWqNyF+p/WI/4fUX7sxvOPPR1UbphzHrGc4r4yl06Vyh3l5S5H4XBbxPSAJGFzWdjYb7ARgOJCVKUrV7FuY/tDxQGhxgdSqnkJnU6iFpJW5YkjQggeEdfwTjGXWU0mY6c6QCqW/wD3DYW1IFzHAeH8YyDIo2ct5sGPS3uYOosR7CcQCQD3gQS4/SGaseMvB2HijEwiVMlvmmLZz5u3SMaisUEZXLdPaKjjHaJGZYId9d+b7xn8Z4qTLdMtlL57D9Yk+6LKqLccx3sQQljMOg5dSIzvFE7tJombLQhQ7pS4Kbnrd77wom1KlLKlElRLu8M6Qiajs9VIBys7qBvlfZrt4xRKkQnLkDYWQVMYe/cUs928TGcQnIQR0Ou0PaerzkB7Wic0/B0YXGqYxoaZISTEUypZJJGm8GSJaUyzcOCA3MF7+3vCLFp4zFAs9iehiaXJl5tRWwY/xp6laISDtZgC3g5hOowZMnZUkDRXlzcHnAazHV1o85u2RT4xNKoimPoNGLM8eiaYhHhMYFFyDEgYqETEYwTh1Rkmg/u8HYjjRV3UFk7nn4dIVgPHikGBVsPLVHZuC+GqZVHJmmbMBmIClpAFlb95vaDFyqaUTlzKOwUyi3p7wp4XpiKGQkkgZAW8bwawYhIv+7kx3Y8KSs48maT14PU1ZUWSMgO51/T0iSMPSglZJPMqJPsYoNX2Y/OobDQQHIr5xWSoOOQAt6xbSIO2MJ2IqJARLcDdQ9wNocSceqUgFEw9Um/zhUmcDowJ590v8oFrqpCVMpKh1uH6vAcVIKkzcYVxshV6hDTBYFtfWDqvE6WpYKmFJ2B0/SOcrRKmAfxSGvq8SQtI0WT1CQPcxJ4F4KLK0PMb+yuRMDyLbulR9SHy+wjEVf2M15UShdOtPNUzKf8AxY/OGy5s9QZEwy72JN/Zoa02JKyjORm3cl/aMscg/Khi3OL8rjpz2hNKM5RYdmnwdX6Qp4uxiZJT2SZinUCVGwYaeTkx5aO5keJeJgf4Eo6/EQ1xo1rtv5RjcXp3GYHL3XzbJSPwnxU9+kVSprrB2I73nr1WQoA3tDipQky3OiXKv6HOm/hFEqAYCagpMSTUHnrB+MUZdywUQ6mJYPoGOhaE4U0EASJhimaovHhmNpHijGMQVFslb6vbSKSI+gmGMyrJLq1fwFtI9lKAuCQfmfoOsBInc7+N4vQkMDp/fkRGMm0OPv1rBze72tC6rWxvqX5NbQ+USpUkqSDcPsH6m/lAVTMdT6vGUa6HlkcuyGckl48EsnQGHfCeH5pwWUulGx3Nx5tGmxTh+VNzFB7KYD/SeTgaHS4iixtqyLyKLOeGPHjU1WCkhpicqx+IaHz0MLv+m5inyZVDxY+DRPop+ikPHyTeCJuHzEfEhQ8j/wARWilUdEqPgDGsB6BEoZ0PDs1bOMieanfyGsa7CsBlSWs6t1G5/tCSyJGMrQ8OzlkApyPupxbm0aHB+GZSVgrzTSP5SEv4amGyFpOaYrQ2A6fSF06cQSsrKAbJAJHoAbxseZXtAkm1o2ckrUPhYdWEApWoqawTyHPqYyUmomhYUmZMDF2zKvzcO2m0aGVjEvdTPzBEeliyqa2cU8bix1KlpSW9RFpkgXhfIxiQdZqHHMj6wT/jMkD/ADZZ/qEXuJGpEphc7a+vSPUFRcOPBrRUnG6f8wj1GKytQoGBSYeTXgFq8Ilm+TIr80ux9NDEZNAvKQmcCds6W9WhpLqpatFp8DEl0oN41GbKBgj3Kxma5At66xKXhcwD4weoH6mPjII0JER7RY0UPSGTEtjLEKtFPLM1VmsBzJ0Ec0x2r7aYpa2vci5SkEafzKFm8I2fHCyUy031KrEbW0NmvGIrh3nd7ZrNlTyULXXr5R4qR6wBTy7lyb3d7kFg9vgSbPoYdSmKMvk3JxlseV7dA8LaQhyDa7sTpr3ze4Jtl/SDaWaSb6kA2a1tCefyEMEDxemCwob3WpXID4Uv1ANoyc+mOrEPceEbSqGYEKLJ+L/coaKUS3dsw2MZSsWCSQXPPbX96QQC4pI2iYDiLDHrCMYFjyJPHwjGPEByw3g9SWLXsfDSz9N4lgdFnmjkm5+f0iyVKzzGsHJL9HOx1g0YJlqyS1rOp7ofmddf3aFdPTFamG3tDOol9qRLl/BLF1Hnz8dYOoqMJDD/AJMNXgVyoZYanJKQAkM23zhlJqAFqdw4FiHhfSTO4PMQelipJ5pb0jrhrRySe3YWMqxlIBHQtFsqgT+DVNmOt76jWAVyE8olTTSlbBRDjx0gPHGfYsZtdMOFNzAI3ECYjIyySw0UkjTQEQR9/KVXDhQ25iPK+pSUKD7RwZsXDo6cc7Fc2eSoDlEaistldh+JT7f3haqsuYukHRhmOt9H5tHNRZl1SpkGYt0oA7qdzyttCOVNUpWdZc7DYeAgnHZxdAVclz6MPrCmZVnYPF4RDeh/IrRF82sBEKKHBaqbdEhahz7oHqogROuw6qljIuQtKjpYHzBBYxdRkvAloUYhO7RZOwsIEMrwh9T8HVKg+TL/ALjf2g6VwOQoJmzAknQJb6wyjJ+Ac0ZZE1SdFKHmYLkY3PTpMPmx+caocEyUglSyW0v+kZyrkSkKZ38C8FqUTJxkNMM46mpLTAhQ55f009I0kri1BDgJTzIV+kc9mMT3U5R1N4klPOHjllEm8cZG5qPtAAScmZR2cBn82PtC3/1En7olehjNLMVQHml7B8UV4Ou8Y1iVzezF1S0upgD8W3tGVq0O17izWJKiAcxIsGA00vHkjHJSpilqfNMNyoXL+0W1JZZS5AUMtymzNokaPpfnHO1ReO0JkO4seYKiz81v+Eu7DQ6QzplHICRblo77P+Eq1PKF9UkjukEaFuT/AAJ8BYt7wZOX3dXzAkn8oHxKbmdBAGAcYm91Svwva7FatGH8oZozUwuSbD6Q2xSeVZU2cfDySNmOzjWFs0RgFMRmaRPSKyXgmKomLxYmmVyhzS4YyCoMFgPfw2jVYGfS5fYSG0Wv2H757xOiwteXusCrc7Dex3MUSZjkFQck6w7RiKLWIA+UOK2AyabKChJsCx3eCpVLzJjyTODkpS7nUn6R7PmKY3EOuyTdsIo0JykX15wVkbIytzr5QDTJWEDQveL5tQQUBQ0BNv30i0HsWQeZqgO8nzECfeQFgvoDAlRjaRofKEdbixWdILyJCQxtmiqMcSGDuxJgedigUFZd7a6RmUmPVKjnnLl2dEYKI7GHlLKPfG19fQxeKyZLDhAIGxBDeb3hLTVbc/cwzRX25eN4nxiyhXOXMqVgJQ5ANk9WdydIZUXC03MB2eUj4iohvAQwwXEJQPeCUsmxy6nck+jQbL4lSVtoDvHVDHFIjKUjT4egoQlNrAP4teAONJaZlIvNcyxnF201FujxSjGUC2YE8hCDiHHDNBlAEJPxHmOQjp4/U5v+jOyMWUkMkkdMyv1h1SYBLmIK55VnIsQpXd8nvACKSWkuAPE62gzKuY2XM40I38ekIoPyPyS6EVbQzpYGbMUmwykqHoIGlUCyWbKf57e0Pziocy5hYjluR7xXNrGzHnt5awrxr2NGT9COopFy9QPKBjPbWGmc3J1UxPlH1Lw5Pqry5aso/Exa3gIhOK8Fov2LELcmLGjTVX2dz5KApKFKeyyQwTy16GPpP2fT1BwpDHxiaQwoqJiSrup9z6tDZGIoXlS5JA1Onm2pgA4eqUbJCvf2iK6tTMUkeAjS/RU/Q7rqYKR2iCCd76LVbbSw94RzKwAHd2A5BKQPmYVzK9SVvLUUnofmNDEJlYpR7zP4M8ToqmW1VRnWVDf5eEUiRBUgAgGITBeGUdCcgWZLhhh3D8xRSpXdDuB+I+WghhhGDPdQcnQcuph6KRUv4DmO53h1jsVzSBv8NSkuwzaQNUSb93Xnyg9dTsQQo+0e9gAm0Pwok5MziaclIUksoe8ezJzJ2fpHtH3FMryi+sw4KUCCz7dYHELdPZKnFhFswd3xilFGsWcRaiUpRdwQm8MkL5sOysQBs0U1MwZ1dABFBxEJudYVz6+xL3MG0jKNg1ckPFKKZSj3QS3IPDPB8L7Y5plkD/7f2h/PUwAlJSBoHsP7wije2VtrRjnym+sQnJbUM8MMYoZrdorvAaqHjyiVNUpI710nY3FoVJN0NbQtpvitrD2moMxcv1AZvGB0S0yySAw8Isq6SZMDBQCdctw/Ut02iqxqP6JybeguclKA4OYeN4tFLMWkFAlsQ7Kce+hhbiUg5UKA7ot5EpP0g6lC1hIKu4kuw3ILgE8hFlp1Qj2M6GgQPiy5/wCUM3hzgoUyRe6js/Xa0L505WZOUAKu/UM23WD5dSSLpSG5Xi63oi15CaWnGrJHlDjDezzjtHUnkltdoTSJiD8Tndjp6CHmHT5aQCEg+Bb5QmXI1qhseNN3ZpcUwVNQZcyVT30WlSU5SBoSTqYaTODKM3+6yX/2CFMrjBSU5UoAHUk/OKZnF07mB5CPO+7O5JJGilcI0jXpZHRkJ09ILo8LlyBllITLS7skAB/ARlZHGU0akEeEW1HGa1DugJ94TjIOjQYlTiZLKSWT+IFmI0IPIeEcM4uoVUlXMlSZhTLfMkZmYKuzCNni+Nzym0xWt455V1YUsmYkrV+Ym5/d4vjxOXRKUkXrnSw7KzGFtTXE2HpFOL4bOlqcsfA39IX0hOYlRIMT2xUlQxPDylAq0UbtYD5wrm0KgohevRvoY0lHUoBJZ7jVzy5wbh8uVOC0qSM766N+kWlCNCqbRkaNLEofwhzheElZKmcJZhsSdura+kCY5gZp1pUFAv8ACHBNo6pgWECVKQ4BZIJPNRuT++USi6Y0nqzNIJlWULnU8ukWLWkJBSXWdBo3WGeJITdRAYe55Rn/ALvmUV6F7R0p3shp7YXLpQPjDk6k6xGdQkAlBcbj96xXNrVIDKuOe/rFacQLMk3O3IQrZlFsRTJYKiDa9jyijEqlpTP3gRDDEKyWgXAKuf6Rn6hSph0tq0I2qKqPsJo6vMLrPhHv3sCxJbobwJLpYY4Xg5mqZmSNT9PGEimM6Al1JJ3ikpJ1vBuIgdqUpDJT3R5an1grC6RJGZfPSFfdDJFdFhq1hycqdnJ+UOqTB1pt2jp/K1veKpc4OSNiwGwEMMFJUl1PqWPnFI0GmiNXhgXLMv4UnVhCWZwtlfKu3IxsaWimTT3Q6UglSm0aLpmDMqUFrCe1CVAnQBQcP1uIL4GqXZhBShLBSyQLs3LS8XoGZCiPD1gziTCFyZ5SCCAWPK4GkM6DA8mHfeLFMxSwbXdHLp1g2hKM7JU0pAOzAj6wfTqCX5EtA9RTfwklr5RfnaBk1boB3Cg/k7xdMm0NO0GYa6a/SLpk1n5GFQq2Lk7RYuqzNFoyQjiGGYSlnbm27Qbh9WkH+IpSQQWYPezBoTpmxNNRqTpoPHpDSkmhVF2a6lrMzA6tcxZ2+sKaXEEpSBFc/FRoDHnSezriqQ2NRHqJ7wpkzFLuNIsXNKNdOcKOOJqhlMYWcrvKbmYbVONMg3jOGcI7P5ZcbbOfNGzoCaOkqJbypiFq/EyhmBOoKdRCPFsMTLORKMx36QjkU/aHvEJUPy2PkRpD6iBSoFKyojTPdz1OscFNLRSlewccKLyupw+w1hfVcNqQSsKX4Fo1szioJOWallD8t/OEfF2JqmgS5D5SHWrS35YnzldUMoqrM5OlgoOdQtpzfwg+k4rqkoTLE1WUaks/g5GggGmwo7iDE4ZfV/AbRVRA96DZnESlMmbca5gz+JGhg9Fag2QoKAG0JJtAGbnd/wB6xH/BQ/xKDan5e0NyaEcLGFbV2hNU1jWRqdTBSsK07yj0J/vE5eGDTfyjcmwqNCdNMSXVcxKnDqIGkOailSgak+A32EU09JZzYnUcoGg0V0eGGYsIGp/ZjS1oRTSb2A05k/UwmkoKFBQUygXDQHjilz151q00DWHOwtB5pAcW2KgrMSTuSY0VJLCQjwvGYzEFo0GFTUql3PeHytEbLxSDpNMntCTorS8bbg3ApU4rSSyUAKKQfiubeEc9rKl1JA0No8p8Zm0809nMUnwPqIMpDKJpqPi/sZlXK+GTNE1KABZK0ksH6gEeMJk48ZtLIQpQzSSpHigF0+gLQtrcQK5Ql5U/GV5hYuS59YN4e4TXUy5s4kpkyQbteYoXyj1ubxJMrKqLCiZUFKJaFrJIHdSS22rWtHbcPpUy6SVJmhITLQApLO5AvYX59TC/gfh801KkB1LX31FmbNokDkAwirHeGFzZoXnWgv8A6igD5C8UlJV2QjG2KZ/DdPNpi8tVOUrUUgkD+GonISnVIcixYiOcnhWYJsxKz2aUqIdW7WJA3jq2M5JckpUc9mY394zn+LIUStcoKV/NcdLaRN/0NR0dGPDDlczneKYf2agBMSpCgGWNLWPgekEU3Ykj+NszM3uY0fEFQiqCQtISUvlawva/SOfTpZSopOoLQ0P6JSR0SwY4/atM1ZpJGRWXMtQDtm+ohYmvllnSoZeR/WFlNWGWFAGygxje/ZZw3Ln9pPnS+0QgpTLB+FSzmKlEmzJDe8K8kl2w5Pjq1FGbq5yAAZczMCLgi4h1wzwkuqSqbMKpUpNknKSZh1ZILOANxG94nly3klSZcyWFDOlSQJeXqwO5DQ04kxsSxKmSm7JM3s5qQA6dnf8ACRa2hEBZXaTOKfF7SB8H4RppctK1Z1umwIbyyi79I5vxJiqlVKkypC0JBYJyKfzBGsdArMZ7WaqmWVyVg/w5gJZe4YnfofKFFdjUw55M9k1ErvS5gSxWH0O43IILQFkexZdHOMWweelHadhPSh75pUwDyJSxhKa0cxHY6P7UKlRSjs5c42DEHMfRwYOPFFCu87D5XafiYIPzEXed40iPBS2cpxKUAomWfLlHkmsmKDaHnvFxQQXZiDyItH0yYA2/084sl5EZ7LADkvpmJ3P1MWy5vdAALndjaIBb2s1m8r/Ro+TMd/L23jDIJEzSwGUl+vXxihMz39P3ePDO1ZvPc/rHpWtYcJUb7C3LRm2gWYmCAz+nTWK+01/U2Hy0i/8AwioOktZL7j9tBEvhepNuzZg9yG5nzvCOSGoXBeZtbWeztEJ8zKM3K19z+9oYT+HVpF1S8ztlCiXLszgeAgmm4MmOoTloSQArKnvFPQkgDMRtCuaRqYgQlyCq/wDL+vMxaup1Zr87xqP+iJYH+ZMNnFgHc28/1j2bwrTpBZSz1cX/AGYV5UOoMy0yeC1w379IjMkFThQIF9eR5c4d0+GSpUzPdW7Fi3kNxDGrmomd9GugbVvCJvINxMcjheasshJUrpt4kxXXcN1Eg94JHNlv9I1YxFchwm5Ju5i+eEzQ5uSPIdIRTZVQVHO1YgtJ8N+sRn4mpaipV1HXT1jRVmEJKg0sub2dvOB5WCTEknsSWu+W3vFAbF+Cyl1E5KEqYXKlN8KRqf3zjtXBeNSJSEUspzlQVgrAuxJUT1JMcrxDE5iwAUtbKQkM4DM4FjAacYnS5wmZiJiGAIHLQWDMBEpW+joioqO9n6Um4ucgUAL/ADgOpWZqL2KS8YL7NvtAXNn9jUKScwJCiAC425RsOIasJT3Dc9YhNtIaCXhGUx4upibCPJHDyl0pnpIYOydSWLGFfEVG0ntJ04oC/wDKlo+JQ/1FK2B2AuY2H2WYNOp6VSJwORa88tKvjAOuYbPYjxhIxvbYHNdIGp+DZYVIWQVd3MsHQkocDK2gUR6Rmsb+z+XMmz5qwpIAdAQQM51IIY7bx2KqprOACYz2ISXSrm0WhroVybRzSlVhdMUj7sqZMSkFRUUrDkO2ZXK34YfUXFklUhWcpR3+7Kl2ZNgkcgNdI53jLonHlofVorDpLgvyjp4Xs5HPezoNHNViE5EoACUlWYp2CU6vzJLCHc+ZTIm1FOtlKnIUuYHs6QLgbMD8owuBcRqkIX2bomr7pUWyhGvW784b8MU33dM2smHOtaTKl7lRURmZ9dPnHJPG09sspWrHWJ4k81EtPelCUgFwCbIca6E2do57iONLm1ou/dyj3IA8o0vEk9QK8oOVSrzNBlSkMkcmHrGZ4OpwrEpLsAVu56gt846YJQjfZKW3xK6JK0qExBLguCNiPrHTTwOitTLqEgDtEJKm/Nor3jNcQ4KaOqIY9mrvJ5dR6xpuFeOESJHZq2UW8Cx+bxHJkc3aEpCvEMIlTshU92GRJygs6mNn84VzOE5SilnbMrMLAO+lzZtDvDeYpIAAclAJ37zN4hrvEkzmVlJBCtXABzEgultXPLblF1J0NxQDO4Np2zBC094Biol7C4u7Pe0RXgtOlIUmWk3OrEm9nOx1PlBM+uAAZyBqlKSS4SpmZ20c8o9TU5wghJCVFyCWU4bu3Lahm5xuTNxRWmRLko/CzlTlCXVcd3KxJuT4WgqVOOcKCFFKrpDJSA1rux0INtIhKkBkpDKVdybkAnvJd2SQMvR4uzgJAZKSM13HddrA6eekBsZItEwrKgwTYEkXtyJLX6NtFMukZQdRU4a5G2ttLDV+XWPShs8sgscpVu5Zsri9w9tYrlklDsQS5IcOBoWA0GjjxhWGiXZoUpwkBKWBJHVikNoxYv8AWIpVnyu2Yqyuxdwol30Zm9IrrKrJKCQkLmkgJSO6/fAKg9+p6PFlNSCVYKzLOaap21ZNgzWHWMZHq5m9tSQDcjKwJbfvfOFNco3AUW5b9TBc+vBYJOYhSipXNwLNZtNm0hcohSlLYqIsNfPSFGQHIoyM2a73Te7HnA9NMKVkdLCw8/WL6mYpJZmB6QJiSuzUFnXccg2kFABKkF3JN7+TkfMGH+Bdmtkq2aEMxQWUl2Bsn1J+r+cD01YuXOB08N+sFrQYvZ1FdEgDuszf3gabQfwlNqYAw4TFICs7g6aQ47fuG+0R5FaMFVUxKlZgRf8AbRRNw0KllCTlfn+3hnis3vQhrcZ7M6OYLbfRWKFqkzJExkhlJIuPYvHQODqOoxAqVVTD2MsXSmxU4Ld5NxpHO6jEFzF5zYWFo7xhOEClopaQXKyDMOhJIHsIXNKofpPadInifCspc5BCRcBPe72VKQGCQ/d01Ea2RKIZyCzQqmofKsOCmw5HpBKayYzswTqCNYnJ1KL9oStDgy3EJ8QpBDKmqQYHxFVoq9Cwu6OLcfcKqQrtQxRfN0doxclX4VeUdd4/xGUmQUKPfVoka+J5COK1NYc2jcvWOnFK+wZcT7odUVWlKxml5kjUPcj8o5PzjpapqJsuWtOXKoFMv8sogZcoHMOR1JJjkUme/wAIudx/eNfw/ipk5Ae8hOxO51I5EmJ5bjtE4P2PcaplVEyTRpOpeYrklIzLV6BumYQpxLh/7rU50f5Sh3Fa2Fjfm4h5wmsVM6oWVETFpOlsspPI7FRs/IQ4x6oQqhDpAyMEj2Bc9bxyqUlopJKtFVdiEvEaFYsJ8gZv9yQLqH72jmqpBUXdvNoc8LVxRXS0P3VKyL6pXb6v5Q6q+GckxacrhKiATyt9Xjrwr41s55/hGmqFLKkJSAlKfjJYLUPwy0/iHPyiKpKVFKVAurvEaspI/MNAHLAnaLpFGnOs37qmA2AF2Y9Yuq15pr2BTLSQwAfNYu2trQxVdEpZe0vviWEu9nJIc2GzMBvePiCpQWACQWAJIOVRDqI6MT5QObz5Ychw5YkaIcaah9jBBQMpVvdXQEDYbRmjLs+HfUQzJdJexAtqOZNx0gZUntgoZAyVM+x1LWv47bRbJmfE7HKlx5lJGnLMWiSC2YCwTp56nxsIUJ9KXma4Z2Iu5IYq+IOS4HgwiyTUB1rUUoEsl3diFaDk8fUckGXLO4f3BeBq2UOzUfzk5vl6NtGMgRIZa6gqBGVAlBWwfOsuNi5sOkKcXxVylz3X1a99STuBaCsel/8AtgHV3UgAvdgRyhdhsoLSAq4SbRghuEywZa8xuL+W3mdoppa8iYlORRTdn8PCDFShmUGsXJGxawheZjpWC1rCMjMqnOqqAd97aeELMUnZ5hSbgm/PYRfTn+KALCFuITT2pD6Et/5NGSFsa0WGibOEh8iMyUvuxs/TWC8Yk/xV9jJBlSiUqLXZNsxV1itJyqStJIUpN/6TaNtgrdnKnMAqoGWalu6vrlOh8IRvZaPRjuE8UWqaQhJMtAzrNmCW5c9gN4a4pxCErys4YEEWsRoRzg1NKimXM7FIQGJyjQsC3o5jEmYVrKlFyol4VfZjN0h1UzpSpClguofh6k2jCVGaZMypuSWA5mNTPltJLc/lC3h+SM8xX4gmx5OWfxaHWjqUPql7NDwlwYqoUlg8mmIK1f6k182UcwCwP/MdRpKhNTJMpymbKLlJ1GpfwN4ZYDQokyZctAZOX1tmJJ3Lkl4XcWoEiWKuV3ZyWS+ykk6KG+sc+e+SRyyycn/gzpF9rTnYgsehb/iDsNqO0lAnUd1XiLRRRoBSuzOkKtzIinBVfxJo2cH2g5FcP8ZBbbGikDQWjMcV8Tfd0MljMIt06n9IfJmkqaMLx3RpEwKGqkueT6aRHGzs/mgnNJnPa5apiipRJJNz7QhxGg5eXWNPOTqf3tCufcsf3+2jrg6PWyYlKNGYp5plljp8obJrSoMk6+gH6wHiEoC+5gekmEKEdPas+fzYuMmkdG4KxaVS5+1f+IkAr3DOWbkS3pGkr8INVKE5UzLSpvlQ125r5s2mkclk1BUS+2kbr7PcRWtM+QovLVLKm5EBresIsW7RFS8CSlrQmrQUJYGYm3TMLRpuPeLVS6xSJaSQlKQW/Ncn6Rm6GSEz0EXKVhn6FxC+prVrmLWonMpSifEmDKb5VEpjjXZ//9k=&quot; style=&quot;width: 180px; height: 126px; float: right;&quot; /&gt;در جریان زلزله آذربایجان شرقی یا همین سانحه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; آتش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سوزی در پیرانشهر، بلافاصله و پس از چند روز توجه به موضوع محدود و کمرنگ شد. به طور قاطع می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان گفت که خیلی از روستاهای مناطق جنوبی کشور، بسیاری از روستاهای مناطق استان سیستان و بلوچستان و حتی شهرهای کوچک از وضعیت بدتری حتی از مناطق زلزله&amp;zwnj;زده برخوردارند، اما مشکلات آنها چون رسانه&amp;zwnj;ها فقط منتظر حوادث هستند تا به این مناطق توجه کنند، انعکاس داده نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های افزایش زادوولد یکی از وجوهی است که سویه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سنتی و مذهبی حاکمیت را آشکار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. طرف صحبت حکومت و کسانی که اینگونه برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را تبلیغ می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند، طبیعتاً شهرنشینان نیستند، بلکه قشرهای روستایی هستند که به شدت از نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی و فرهنگی رنج می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینگونه ارزش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در میان اقشار شهرنشین نه تنها پذیرفته نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، بلکه منتقد هم دارد. بنابراین هدف این تبلیغات اقشار روستایی هستند که آشنایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان با فرهنگ نوین شهری، به علت نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مادی و فرهنگی پذیرفته شده نیست. فرهاد مرادی در مورد روستاییانی که در شرایطی ناعادلانه زندگی می&amp;zwnj;کنند، می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این روستاییان یک جهان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینی محدود، سنتی و کینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;جویانه دارند که شکل واقعی خود را در جریان بحران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی ـ سیاسی جامعه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند به وضوح نشان بدهد و تا قبل از آن اصلاً قابل اندازه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری نیست. دورانی که جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; شهرنشینی ایران از رفتار روستاییان شوکه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، از همین نقطه نشئت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع دیگری که در این بحث باید به آن پرداخته شود، چرایی این مسئله است که اصلاً چرا دستگاه سیاسی حاکم در ایران، یک برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; جدی توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; روستایی را پیگیری نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. به این معنی که چنین برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی چرا نه طرح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریزی و نه اجرا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند. ریشه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پاسخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش را باید در برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دستگاه سیاسی ایران دنبال کرد. خیلی از صاحب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نظران و تحلیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گران حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; اقتصاد، شرایط و موقعیت اقتصادی ایران را موقعیت اقتصادی یک کشور درگیر با جنگ تحلیل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. با توجه به سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دستگاه سیاسی ایران نسبت به تحریم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های استقبالی و اینکه از این تحریم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها دارند استقبال می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند، از طرف دیگر فساد گسترده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; اداری- مالی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که در این دستگاه جریان دارد، این ادعا که اقتصاد ایران یک اقتصاد جنگی است پر بیراه نیست. مسئولان حکومت هم این موضوع را تحت عنوان &amp;quot;جهاد اقتصادی&amp;quot; برای جامعه تئوریزه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و &amp;quot;جهاد اقتصادی&amp;quot;، بیان یک اقتصاد جنگی به زبان دینی است. در چنین شرایطی که شرایط اقتصادی جنگی بر کشور حاکم است، بحث درباره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; روستاها یا هر نوع توسعه، اصلاً محلی از اعراب ندارد. بحث&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های توسعه به زمان صلح و ثبات مربوط می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. وقتی که ثباتی وجود نداشته باشد، در عمل توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای هم صورت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حتی در برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی- فرهنگی هم ما شاهد این هستیم که حکومت به شدت دنبال اجرای برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی است که سویه&amp;zwnj;های مذهبی، مردسالارانه و سنتی داشته باشد. سیداحمد خاتمی، یکی از خطیبان نماز جمعه و از اعضای مجلس خبرگان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گوید: &amp;quot;زن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سالاری یا فرزندسالاری کاملاً خلاف دستور و کلام قران است.&amp;quot; چنین اظهار نظری به وضوح تاکید حکومت بر مذهبی بودن، مردسالارانه و پدرسالارانه بودن برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی - فرهنگی را نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;یارگیری حکومت از روستاییان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سطح سیاسی یک نبرد جدی فرهنگی ـ تبلیغاتی بین دستگاه سیاسی حاکم بر ایران و طبقات و اقشار و خرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرهنگ&amp;zwnj;های شهرنشین جریان دارد. اگر نگاهی سرسری به فهرست زندانیان عقیدتی- سیاسی ایران بیاندازیم، متوجه می&amp;zwnj;شویم که زندان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ایران کلکسیونی است از فعالان کارگری، فعالان دانشجویی، روزنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نگارها، فعالان حقوق زنان، فعالان حقوق کودک و فعالان سیاسی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین شرایطی که شرایط اقتصادی جنگی بر کشور حاکم است، بحث درباره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; روستاها یا هر نوع توسعه، اصلاً محلی از اعراب ندارد. بحث&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های توسعه به زمان صلح و ثبات مربوط می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. وقتی که ثباتی وجود نداشته باشد، در عمل توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای هم صورت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چند ماه پیش که درگیری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های در بازار و حوالی بازار اتفاق افتاد، شاهد بودیم که این اعتراض&amp;zwnj;ها به وضوح رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت. خرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;فرهنگ بازار و بازاری به واسطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; استقرار منافع مادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش، نسبت به بقیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; شبکه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی جامعه دیرتر سیاسی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، ولی در این درگیری دیدیم که آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به وضوح سیاسی عمل کردند. این درگیری حتی باعث شده که حکومت با صاحبان کسب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کوچک دست به یقه شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین شرایطی، دستگاه سیاسی نیازمند یارگیری است و طبیعتاً این یارگیری را نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند در شهر یا در میان خرده&amp;zwnj;فرهنگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های شهری انجام بدهد. چون تضاد عمیق و ریشه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری با شهرنشین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های جامعه دارد. بنابراین عدم توسعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;یافتگی روستاها باعث شده است که روستاهای ایران به نوعی حیات خلوت دستگاه سیاسی ایران باشد، برای یارگیری.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرهاد مرادی توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان این ادعا را داشت که اکثریت بدنه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; نهادهای نظامی و شبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نظامی حکومت را روستاییان یا بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از روستاییان تشکیل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند که به شهر مهاجرت کرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اند و به دلیل اینکه مهارت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های شغلی لازم یا مهارت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی و زبانی خاصی را ندارند، در روابط پیچیده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; شهر سرگردان شده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اند. فردی که در سن ۱۸ سالگی یا در هر سنی تصمیم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد وارد دعوای حکومت با شهرنشین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها بشود و با عضویت در یکی از نهادهای نظامی یا شبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نظامی طرف حاکمیت سیاسی ایران را بگیرد، طبیعتاً یک شبه به این انتخاب و این نتیجه نرسیده است. این انتخاب حاصل سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها زندگی این فرد در محیطی است که بسیار تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آمیز بوده، آموزش لازم به او داده نشده و در زمینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; آموزشی، اقتصادی و فرهنگی نابرابری را تجربه کرده و بخش زیادی از این تجربه را در دوران کودکی داشته است. جهان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینی فرد در دوران بزرگسالی حاصل مسائلی است که در دوران کودکی پشت سر گذاشته است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جالی&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;خالی&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;کودکان&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;روستا&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;در&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;نهادهای&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;حقوق&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;کودک&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;data:image/jpeg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBhMSERQUEhQWFBQUFRYUGBcXGBUXFxUXFxQVFBQXFxgYHCYeGBkkGhQUHy8gJCcpLCwsFR4xNTAqNSYrLCkBCQoKDgwMFAwPFikcFBgpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKf/AABEIALgBEgMBIgACEQEDEQH/xAAcAAABBQEBAQAAAAAAAAAAAAAEAAIDBQYBBwj/xABDEAABAwIEAggDBQYFAgcAAAABAAIRAyEEBRIxQVEGImFxgZGhsRMywQdC0eHwFCNicpLxFVKissJTYxYzQ3OCk+L/xAAVAQEBAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAf/EABYRAQEBAAAAAAAAAAAAAAAAAAARAf/aAAwDAQACEQMRAD8A9LoVSLTEcO5HUsQear6TAD3koyk2P1sgOFY81IxxI3QYfJsiWFBKKhTg4yogVI02QSNKRKYSlKDpqLEfaT0p+DR+Cw9ervBghg387Ce0rYYmqGtJJgAEk8gBdfO+e567FYqrUHyucdPYwGGn0JQI4133nOPEw50TYBoE3Ak95Q+KzB+qA5xNtnH5nePBvuoi6IA4+w/Q9UO7EXd3R233PjPkQgNdj3QBrdMf5jDeBO/K3io8bjHABjHPkgknU6RxtyPtCGwtUapO1oHdt7Is4kchqcZHKOHvPegBql7TYuJuPmdw3js2H90Q0VNLS57u/URe8nfnYKV7Bqa2esd78yd+X/5Q+KxBMCLTPcNUMA8BPigidjnGYc4Czfmdc8Y7ufYoKtd5qBge+S3g5wixE772KZTs/e3PkRAPsinYSHBw/j8RpLR7/qyCZtZ5DOs6SQD1nb2n8FwVnzGp5kyOs6x5b9qIpsBi3Gf9UeHBMIvLf7QGzfxQRuxLjBD3/wBRvx57xHqiMHjXNaDqdI26zuBuPT1CEw9CJ5fMPOB7+qmogR/FM9kEx7gIPS/sy6RD43w9R0VJEGbOFwL/AKuvVwV835PiDTcHtMEEO7juD5hfQuXYjXSY7bU1p8xJQFSurgC6gS4SlKUoElqSKY4IHa1FUqpNPNMqtlBGax5oarinTYnbmVNxgqCp2IHNrOjc+ZXVEKp7EkAlPc96JplCsfc95RRqgRa/cgIa28qUVLwh6GLaXEDgJJsItxvKm+K0x1h+jH0SicNTmhDnFMAJkHql1t4AmQpWVJuLoHuCTSoqpPBKmUGa+0zMjSy6u4GCWhg/+RDfxXz/AEXw3tcb9w3A8F7V9seLDcBpO76jGj1cfQLwmrX5cG+5CAlmNJJI4W8Y/NJlO8/5t+y4H0KrqdaG+P5lF0q/Vk931QOLjMN5cOG6LwrodJvH6/XchMM+CSeNvK34KQfODvePID8EBGvrP52HZqNvINhKsbzwm3h/b1KbUHWgciSe06vy8lLoLg022Bjx1IB8PSlxkTZ1uUENPsjKBhoHMH2YfOyhp0nMfEEmCDANpnmOYPfKNNAuIgbFn+4E+iXBzDmDPN1vGbegXMM2GVBFxPvz8k79ncBbaQfNxHsu0jBqf1cdiA4fRA9sNbfmQf8A7A0e6npYcC/GC3xm/rCc2CD2Ojs5n6eaax+kOHItdfbYT+KDmGbeOYPvP1K+gej7pwtA/wDaZ/tC8GLxMjl9B+K96yUAYeiBwpsH+kILGV1NXUHJUbSVISoXOlBKHyk4qF9bSOJ7AmjGNLtPGJOwjcXEzwKCWUx7rJj8S2LOHn2ge5Hmon4hsSCNiYHGJ/AoOTZQ1GEqRtUOEgyCm1XWQDhh5pLrXnkkgFotlx7z7o0YcGJ4clX4Y3PefdWDeaCUYJs3vYjwIg+6c3Btsb2vvxnVfxSa6E4OUgb+xs7fl0b8ANI8YU7QADHEl3mZKa1JxVEnxLIcEh29uSRToQeWfbhXmnQb/wBwns+Ui68bxL4H64L2X7acITQa8Dao3wsR9V4piXT6+6BlFpJ7EU4RbtB/Xou4VmysaNMTcX3QAtY6BANvyKlp1zpjjq/JXVGi0clJRyhurUfLeUDMDlttRO/t+uC7p024QfwV+wADsUGIoarIM3UxL522FuVnagpsPjXOEDaOXACPoFbVMqtHFTZZlDW73Inu5hSYA6NVxBnkPoUPh62p5H8JvysALeHqtBVwTWtNwSbd3OOaEweXhoJdaTPgLx+uSorWYkNDuQdPp+accU1zX/yg27moXHUC0OHAk+sR9VW0cXE9rSPS3sgvqGJDmgcJ+i976LYjVhaJ/wC232Xzthj1W/yk+JC+hujNPThqP/ts9WgoL0FdlQ/FXQ9A8hREwk42VbicQ4vDQO88EBjnB3VPonOwjSRMwNp7QQTz4lcp0lI96CA4Ntt7Gd97tN/6G+SacE229m6fC48+sfNEtem6VIIRRDRbnN+4D6KN7PVS1ShnPJ81RI2mICSjbMBcQV2HN/H6qypmyrcOfc+6OYEBLjYJMemruyAgusmuNlFqldBiUD2uSKY1yZUegz/TXKv2jCVqcSSw6f5hdvqAvmnHNLSZsQSD3r6I+0XG1aeAqPpEgtI1Fu+ietB4cF874x0yeZm/agLwhsD2QjKL4KZhsL+7b2iVKMOUBtGsjaWJ5qsZSIRdIILCniSpfjfr3QF05j0Fk2susrqGmyf19VIGhA91Y27J85Se8mP1untoSjKWAEXKDPZhTJaVli/S4yJ34/Rej18ti6yvSbKIAcwXe7TFuUlBzADXouBdok8uMr6C6P5jSe0MY6S1otcGIAm/BeB5Wfh6QRq0NLr7Ei/0XoX2Q1a+IqVsTVswAU2AbSbmOcABB6ky6kCjanygbxTRSvKkSKBQo3J52THIGtXdfJNiF1rUHCLIesLIhwUNQSgY11klK2jZJBR0H+590fTqqmoVLmOZ91YUal0BpqJB6gNRPa9BIHrrnqIuTXPQENXWt5qAVE8PQNxmDbVY5jwHNcC0jmDuF8/dPeg7sC50DVScZpu92u7fdfQjaip+mOVDFYOtTIlxpuLeYcBLfUIPn6s97GtgS3SPYIQ5o4cFZ1mONICLwOyCBBQ+U9HDXLtTyC0fKJ5Wv3oGUM5HGyJbmbOaz+JwwYSwtdqa4gyYtEARFr3Rr+j9VlNryLO2B37JHbdBctzFpFoTmY26oqNJwdBsZggq5wuXudtdAcc0DRuoD0gbxKhxeTvi/kgKWSue8N2kwgsHdKhsPNOodInniPEgKuzfo67DvMU9TXaS1zgSBBBM8JMQZ4Fa/ox0So1qD6uJoBjSTpgfDJuT1ABIAsAgEweYVKhj4jfAzHJTZ9hSKLDJJDveylynosNesOIaCQA6CY4dYRKtczwmoBo4EHyQUvRfJKmKqNaOqHS3u/zHyuvccqyqnhqTKVIaWMEd/MntVH0HyJtCkKhbpLhDRybMz3k38lqS4IHa7JwfZQhxTKxKAppskKiFbUICdScUBIKa5RuqFIOtKBznpF9lAAZTntQcc9cfUCa+QEx21kEjZgLqgaXLqDNUsfTDiJ4n3RDc0YDuqynSaCT2n3RvUiYE9wKA1ubU5U7MewiyGo1qZtAkb2FlMazeEeiCZ2JbwTPjDkUz9rbE22nhsu0q6Bzsc0cD5KN2bibNKmNTsQzidVgCOO6AoZiCLAp37TbYpjaoESIlOq4prGkkwAg8k+0DAiniiWt0io0PA7ZId6rLOe5jtTDpI4jj3rf55lmKzKuCykW02kta6p1BHE3EnhsFfZd9klENHxnvqO4hsMb53Pqg8oOe1SQ5zabnDZxa0u8yEzEZk+vZ41cbkkeQgL2cfZVgSY+C8doqP/FE0PsswLRak/xqP/FB4PXoEuE78+a2XRnA6gJW+xP2cYJt3UjPP4jyT6qGnkVGi4/CBEcySPfu80GXx2UyTZZbPMrqUjqADmm+2x7+C9Qq4FjoOojwsfGUPWyUuEAtMzaQOfPuhB5dl+b1RADy0cr29Vf4Ws+oR8SqX2iBfsVziuhzdUmjfm2COf3SicPkTqQkUy0cy1w9wgi+VkgQAhsJ1nmf78An5jUMXVbkGPD8W9n/AE2sPiZn6IPTstzUtaGvvFvwVkMU13yrDVKzhUcQTxIHAwApcv6SgmNiPPt70G7ZiABsnDEAqhweeB2+3P8AFWlHEB2xQEHECdkvjG/VUb3FNNYoJmYh0fKmftJ4iFDVxEXnyTTigTF+3s338kBTsUeAXP2s/wCVDfGEfMPMd3vHmozjLbjYm3ZvCAp+L7ENUxZ5KMV9QmVHUqoCW44x8pSQ7XmBskgzTGmXRzPui2NOm/BC0XQT/MfdFNJJQNYJN7bjz3RdOkOZt63n3QFWnJRlEkBSB4w47do9IVZjOlVCi4skvdJkNgwZkgmwlFY8u+FULPnFN5b36TELyZuPFr8FR6Qzp3Sm7ag8Gn6q86P9JsO9zjr022cC3jfs9V46zGN5rfdFszwraX73QHcC4Xdyg8+xBt8PWa9xFQtBJ1suB1HN1AdumCCixlDCZnjyE2/MnhxWDbn9GlVdTdSFRj26iJEtcSRAnmORGyt6PSeAfgUhT1kvcXkuvEEwNto5diDZ0MO1uwvG8X8134gJ3HdK87xuY16hh73nYmDZoPEtYIA332hB0WiLRJ2uJuYGo7C9p7UHp7qwYCXWvEmB6lVOJ6Y0Gf8Aq0z2a2c4596xOIqNLS1zwJFtbiB2TMwL8OztVXSp0zZrhvFgIsbkEx9EG8xPSjDVGkmtTkfxA+glVz87w0z8du/MgcDOwWQdhojUJPZePEe645hjcjeZn22Hcg1GaZvRo0g4nVqdDQ0g6jF9rExuVV4XpS41BpowNXF7RzOwbzJ4rL4hmkk27xb9fmrDAYes67abzyi1uy6kGsw2ds1BrwRw6sOiRBmACNuRWgxmJbUaC12odkGecEb9yxbcVVon94wwRY1GRPnvx7UThcwiq3TZtQkOjbUAXNd32jucqC8fkjC2SRtxiDJseEeELG5d0fbhsU+sKhIqgghxB60yNLxZzeHMdq9DOCfUa4MtIkOPygxIt94AxZPxHROmRMmQBEWA65eSB2yRKDI4XEE1XB0ghpsbb9hVJjKzfhvn5g4EcNu5b6rltVrSA4OBJs9oeAC6eN7NlogjheyzucZBSI637kl0kBwc2J+7rgg24khAqVZ9PQG3DgDvccx2q1yvPhMA8eNvRQYxtBxpOoO2aWvY4gm0Q6Ra9/JAvpy7qwHC4/McUG+o4rU3t5KUBZTKcyJ7COH1nktLhcSHD6IH1INuSjdTBImbd3GZvvxTtd0zXdSBGgBxPP1aeX8LVE7DC29hHuPO5Uj6iZ8aUmBzaekHtM/ryTOCcakqGq6AqJ20RAuuKFtYc0kGdZXGoieJ90U2sBCztV8Odf7x90VTxAi5QXgqA8VJRNt1SMqcQbIihiLRKC3FQXiF5RjchpPrVSx5+GHu0aeU8+UkgdgWn6W5+KNE0wf3lQQP4W7OPfw81h8JmpaNJ2QEnos3hVePEH6KWllFWn8mIcB/KEqWdNHapP8AHW8ePBBZZdgntBJIe4wS5xcDbnBj8Fq8JhuqJGmeNhytNxc3+UntWOyvO2tqNdMgEGOBAMx6L0Z3TWk6iW3JdaC0+cxEeKAOplYkw1z2yAXDUYl0HV1xtubclyrlwpiabzDXaHaXOFnQAAYMk9QEHZS5Litclg1U7tfp4OdNiNy4mBAvLh4XOEDWNDaTAWgOe1uojqkBzoafnc57ZE7AzImCFHjsl+GwunSS2Wub2A9VxIO5EQI7N7VtOufhmmJk1Gh1X96DSMwQTIE3FpG9+27zrM2U2MbLXPq6Wua5xPUb1oJa4hj3TqJEkkeKFxGOoVcNoAcHANaAGH5i0AGxjTJFyUBn+CgsH7yoXEA9YHSeERMiTGx4KozBhIdoDmlhvpe8wGmDbjYd5kz2aPKKLm4cCpIbpgkuJcXGxk7MAmB3+dIQ0amxUDHa/vv+Ro0y9sxcgxq3gIM+3L5rMO7HtNQWHzNbq0ngOJG+3YStrkBaSQ0gxYxuDyKzGHAMBjYLSQ5wJDTItx60tgxw33V1lWEYajXglryZOkm8cDwA90GtfTDmOa8AtNiDsewysBl2D0ZgKIEt+IHbSQI1SZE2BW3p4Bpe4veXgEFrCbNva0X7zOydhMvpUatV4b16p1OcZJOwAE7N7P0AlpE3B3HsdipOB4qHE1QCHDuPcULmOZfCpudvaUAmf5w2jRLrC0XIF1jcmZhcTTc6u7VUMknVcfkEDnWNp1m1HV7uHyiflEcORO6y2Ew7BEhsE8vHwsgtqWJYwvYIIDnCeY4FR0MwaSZ5n6wpDlOHdw0nsJH1hL/wsz7ldze8NP4ICqeIB29CVe5ZnD6QBJLm8WkyR2gn2WTq5TiGfI5lTuOk+tvVTZdmJ+WoC1w+6d0HptLGhzQQbFP+KVkMkx+hwH3XehWnZWQEGvdIVfJQF8KQVLIJWVFBiQSkCEyrWhBKyiIG2yShbiTC6g80zHEONR28aj7ruHxR4zZW1VzS53V+8fcqSlTB4BAGzMjsAVC/HPB4q5FKRsE5mHbGyDE9KXuqOY7+DT4gz/yWdGEeeMdy23TCnHwrQDrHj1Ssu6oGoJMp6NMqyXOMjhKPZ0RZMdbzKq8Fm+h3Ulx/hBJ9NlcUMfXItSd3uho9Sge/ojTaJl/9TvxROAyINsX1NPIuMeSfhnYl/wD0x3uJ9gr3B9EsbUbrmiG8Luk+iDX5FkQbTa8Vnag0wdRcBIvBceSQq16hILmOYXNkOAggDrANYLyQDc8FksCMSHGm7qaTBIe8iOYaIDh5LYYaiGtidue+xknt3KAepllKQXa3mQdRcQJBMENbDRBnghatGlrf+6FtPWl0u1SSJN7QOKsnODmkjcC0zcxPBVrnvJdqYA3SCIvJM6pM8OrsEB1OnTdS6wc4A7F7iLwedzbdVPSJgps1U6bLfNIJOm1wZBF91bZW8fDIIJNjAvwUGLuCCy19yO2bIMjUc8PB1dXU06bxIt948R+rLU4TLnvcIIDTsCA4SZk32MHgs5j8t0QWElt5abkWsZG4B8RIWh6OZqHANeYIgcL8BHPwQaGkfgUXl5GlpsGtg3sRvcyRxU9LNKdSkHgyAORnuIiQfBMzWs34YbvJ25rPU6jWNIjrbSCbePD8kB1bPKdgDZ20hwF+BPA8LoHG4h1U/BpjU7SXGTADdhJ52NlSY7TTBdVeSLzpF5Mm0CTz8CVW47PHUqgrUHCoHMa1wEzaSHCOEHhKCrz/AC0OeWVWuZUFpbEx93scFlsZRq4c8XNEXhwPiCrTMekrq1UuNiLRe0IvBZvO/qgpsL0gB43Vxhs1tIcia+AwtW76bZ5ix9EIeiVM/wDk1HMPInU3yN/VBZ4bNgTv59yJ0NqDrCeR2I7isy7K8RRN2/EaOLLnxab+UqzwGcMNpgj07wgusHQDdiSRzKvK+KeILdlRYGsJ3lXOGqAiOG3huEDW46tGyY/Ma/JH06UWT9IG6Ck/aMSLpv8Ai1Z1gLhXwf2WQzqQBMceKCsbmVeEkR+yOSQA4ilD3cOsfcqRlth4oSpW67v5j7lSUcSQUB9NxKlbQJULcVPCFO15g3QV3SDCNfQc1xgi7TycNvw8V50cI1xvJ7CbeSvsxzd1WqQZmYjkqOpVGogHb2KAnC1203EGwiBHA8FZtzVsQqmjh3P2COwuWASXX4AdvFAdhs+aHABsnume4BajLs1xFSGQ9g/iOlvlGo93asbUwzQRARDs3q4ds06jgeRhw/1eKD0pmEcyNRBtMhsS6TeTxj3sgcT0joYenUdVqg6QDpBbqPANDQZJJPHxK8az3pBia4mrWe/e2ohv9LYHoqGhuUHqON+1+s4xRo02N5vJe498QELhPtbxBJD6NExy1N+p5rHYKNlH8KKrv1wQeoYD7XaTGOBw79fIObo/q39Fmsb9seIc8htGi1u0HW4+chZp1KCqnE4V2pxAtP6sg9J6PdPW4iqGVQ2kTt1paTxA1fKVuaOXscQS28i4JHjaAO9fPnwHag0i5PYewzC2GU5vXoQKdV7RtEy2P5TIQev5lmzaXWe4AcyfPtJWYd0wolx01L3EGQBJ5RJWJqY+rVc59R7nO4l3LhHIdyFpNiXFBp8dnFOo8F1YAtBA620kHbwCIFKnTFNweX0y5jS2xbYOgiN5K86quuTzupKOYuAIDiAdwCYPgg9k6R5Bga1Jr+qSQNi3UNrhzb+BXmub5HVw7ppO+JT/ANQ/FV9LpG8QCSRz/HmrSjn2oiTI9v1KADC56NiYO0GxVngc7LXc0sXg6FYTAJVbV6PuYeo4jYibiLgeyDXjHh1wY/spqjKVUddrXHaTE+BF1jR+0Uxduoc2n6H8UZgMy1GDIPI7+RQajCZU1vy2HeUblmPEx2n8AquljDphpuR7hLD5K+xB/NBtaLgW9qhOJEwoMhpVA1wcJHD6oithdzxQR16seKioVdVpRBoEtQYwZaZQHhpSXW17BdQY+rVGtw/iPuUTh2DiutaA5xj7x9yiqbARCBU2BP1KYUhAsoqxDWlx2F1IMF0tzD4VaGQZIcb8ZBj0WZx7iwB7j13AAdwEaj22RFSucRiHOdsXHylV2c1dVY3s2wSC7y3MnMYJvIujv8Z/XJUmDMtCIZSVF3h8zaBcyVX5zmOocpsPxUTKQCgxDgJnZBU4l7o5qPBhHPYD3IEmDZBd4WkLFM0j45HMBT5f1mAhD49mmqw+CAosjdU+Y19LyI7j4R7ewVz8aRdUedN647kBuT4ovqg6ZhtyTcwZEnjy7ldDEECA2LRv/C1v/FVPR/BO0OeCLmO6Fc4dxB6wkKQNq4528cvKZ5bILG19NPvsrDFMYT3eyz+cPEgA9qoifVBUUqIuJunNQO4qwy6mIMiVXtarHDmAgkFbSYkx33Vpg80bpa0kkN2kbfjuqbEiwPh9QnUO3+yDZYfGNcN1KdJ3AMbWHesph6727dYcwr7Ki5/MNHr3IKLNekxp1S2kB1bHv/Vl6J0TqjE0WvPzcWjZeY9KcpNOu8gWd1x47jzVz9nfSI0KwY60mBOykHr9EaYGnbkBzaf+PqUTUotgbzEbd9/VSNrhzQW8UFia7g424JA2phjMTA4IWrl7ttW6samJDgAWmwQzq+kTuFQMMpP+ZdU7ca2EkGLfXguj/M7/AHFcqZrpvsBukkgjf0yYPlYXKrzLpe97HgNDQWu9oSSQZPKaZ0ud2e6psTd7u9JJBaYLZWLEkkHXShaxhsHjMLqSCorOItKgFRcSQXXR/Ew7TzurLN8NqAI4JJIB8HSfVe2m1vWcYHDxJXOl/Rh+GDHF7H6jphpMg9s7pJIJsC3RTY0TI38UaMQ5uwt2rqSCrxdc8VW5hTJcCDwB7QFxJAKCk0rqSCdoRbRZJJA2u+/YEqFQpJILfANBiQVrMIBoa0Dikkgg6ShrKbaj2ktBDSYmAePdKp8soUalRrqZa6CDbnwskkg9Ey3M3U7G4B2/BX2LrB7GvFw4i/jskkglq07W37lWYqgRJ5pJIBQzsSSSQf/Z&quot; style=&quot;width: 180px; height: 121px; float: right;&quot; /&gt;موضوع پایان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خیلی از دانشجویان علوم انسانی مسائل و آسیب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی کودکان است، منتها کودکانی که شهرنشین هستند. یا به عنوان مثال، تولیدات هنری، یا تحلیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که در صفحه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی روزنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها منتشر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، عموماً یا به مسائل کودکان کار یا کودکان خیابانی در شهر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پردازد یا وضعیت کودکان در شهر را مورد بررسی قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; مدنی ایران، نقش نهادهای حقوق کودک بسیار ویژه و مهم است، اما تمرکز این نهادها، امروز تنها بر مناطق شهری است. در مورد نقش نهادهای حقوق کودک، در قدم اول، رصد و ثبت مسائل و مشکلات کودکان روستا و انتشار این تحقیقات، نقش ویژه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای پیدا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تمرکز امروز فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نهادهای پشتیبان حقوق کودک روی کودکان شهرهای بزرگ است. در حقیقت، آسیب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کودکان شهری، ادامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; آسیب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کودکان روستاست. نمونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; آن را فرهاد مرادی کار کودکان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داند و ادامه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد: &amp;laquo;نمونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; خیلی مهمی که در این زمینه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان از آن نام برد، مسئله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; کار کودکان است که توسط خیلی از فعالان حقوق کودک بارها روی آن تاکید شده که کار کودکان در شهر، ادامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; کار کودکان در روستاست. بنابراین حضور نهادهای مدافع حقوق کودک، اگر به عنوان وجدان بیدار جامعه از آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها اسم ببریم، در روستاها و و فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پژوهشی میدانی، می&amp;zwnj;تواند زمینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ساز این مهم باشد که افکار عمومی فقط در مواقع بحرانی نسبت به مسائل کودکان روستایی حساسیت نشان ندهد. یعنی در مواقعی مثل زلزله یا همین سانحه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; آتش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سوزی عموماً به کودکان روستایی پرداخته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. در غیر این صورت این حساسیت را نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع پایان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خیلی از دانشجویان علوم انسانی مسائل و آسیب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی کودکان است، منتها کودکانی که شهرنشین هستند. یا به عنوان مثال، تولیدات هنری، یا تحلیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که در صفحه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی روزنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها منتشر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، عموماً یا به مسائل کودکان کار یا کودکان خیابانی در شهر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پردازد یا وضعیت کودکان در شهر را مورد بررسی قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. ما کمتر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینیم که وضعیت کودکان یا مشکلات کودکان در روستاها رصد بشود و می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان گفت این جای خالی بزرگی است که باید پر بشود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;h2 align=&quot;right&quot;&gt;
	&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در همین زمینه:&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;h2 align=&quot;right&quot;&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22513&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;امنیت دانش آموزان، مسئله حکومت ایران نیست&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;h2 align=&quot;right&quot;&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22442&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ساختار اجتماعی حوادث در ایران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;h2 align=&quot;right&quot;&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22418&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;عادت به فاجعه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22773&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچ سانحه&amp;zwnj;ای، ناگهانی نیست&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/04/23310#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18276">سوانح</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18275">شین آباد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4951">فقر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17921">مدیریت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17030">نابرابری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2490">کودکان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Fri, 04 Jan 2013 13:33:59 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23310 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>کاردرمانی یا نیروی کار ارزان در زندان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/12/27/23053</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/12/27/23053&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;354&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/zendanian_9.jpg?1356895428&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - &amp;laquo;کاردرمانی&amp;raquo; برنامه&amp;zwnj;ای برای کار زندانیان در زندان&amp;zwnj;های ایران است. وب&amp;zwnj;سایت &amp;laquo;سازمان زندان&amp;zwnj;ها و اقدامات تأمینی و تربیتی ایران&amp;raquo;، خبر از پروژه&amp;zwnj;های بزرگ عمرانی اردوگاه کاردرمانی در بسیاری از شهرها می&amp;zwnj;دهد؛ پروژه&amp;zwnj;هایی که برخی آماده&amp;zwnj; بهره&amp;zwnj;برداری هستند، مانند پروژه &amp;laquo;ایرانشهر&amp;raquo; و برخی در حال ساخت مانند &amp;laquo;پروژه شهید لاجوردی&amp;raquo; اردوگاه کاردرمانی اصفهان.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پروژه شهید لاجوردی با مدیریت قرارگاه خاتم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الانبیا که به سپاه نزدیک است، در مرحله احداث است. زندان سیرجان در استان کرمان نیز با ظرفیت ۱۵ هزارنفر با زیربنای ۱۷۵هزارمتر مربع در دست ساخت است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20121213_PanteA_MahmoudSalehiNew.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مقوله کاردرمانی بیشتر برای زندانیان غیر سیاسی که در زندان کار می&amp;zwnj;کنند، استفاده می&amp;zwnj;شود. محمود صالحی از اصطلاح &amp;laquo;کارگران راه باز&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید و ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;به افرادی که در دوران محکومیت خود در کارگاه&amp;zwnj;های زندان کار می&amp;zwnj;کنند، کارگران راه باز یا کارگران پروژه اطلاق می&amp;zwnj;شود. وقتی زندانی وارد زندان می&amp;zwnj;شود، آنهایی که به قول خود زندانبانان و دادستان شهر برای جامعه خطر ندارند، یا کسانی که سیاسی نیستند، یا افرادی که به شکلی به خاطر دیه، چک و کارهای ساده به زندان افتاده&amp;zwnj;اند، درخواست می&amp;zwnj;کنند که در زندان مشغول کار شوند و به این ترتیب در آشپزخانه، نانوایی، ساختمان&amp;zwnj;سازی و... شروع به کار می&amp;zwnj;کنند. به این کارگران دستمزدی پرداخت نمی&amp;zwnj;شود. تنها مبلغی حدود ۲۰ تا ۳۰هزارتومان برای ایاب و ذهاب به آنان می&amp;zwnj;دهند، اما در عوض روزهای پنجشنبه و جمعه به آنان مرخصی می&amp;zwnj;دهند که نزد خانواده&amp;zwnj;هایشان باشند. کسانی که حکم&amp;zwnj;شان سنگین یا اعدام است هم می&amp;zwnj;توانند ملاقات&amp;zwnj;های شرعی داشته باشند. یعنی هر ۱۵ روز یکبار می&amp;zwnj;توانند همسر یا خانواده&amp;zwnj;شان را به آنجا بیاورند. اتاقی را در اختیارشان می&amp;zwnj;گذارند که یک شب تا صبح با هم باشند. درواقع در مقابل دستمزد به زندانیان امتیازات یا ارفاق&amp;zwnj;هایی از این دست را در اختیارشان می&amp;zwnj;گذارند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تجربه&amp;zwnj;ای که محمود صالحی از آن سخن می&amp;zwnj;گشاید، به زندان مرکزی سنندج در استان کردستان ایران بر می&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نیروی کار ارزان ـ زندان تبریز&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاهرخ زمانی از کارگران زندانی است و هم اکنون در زندان به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد. وی در آبان ماه سال جاری (اکتبر سال ۲۰۱۲)، از داخل زندان تبریز، خبر از برنامه&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;laquo;کاردرمانی&amp;raquo; می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSn6CkJIoLc7UAe24o4ZzoEBkymZ2Ves3eGf-SR9yE2MMDBYkBw&quot; style=&quot;width: 180px; height: 140px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاهرخ زمانی: &amp;laquo;یکی از فاجعه&amp;zwnj;بار&amp;zwnj;ترین بخش&amp;zwnj;های زندان مرکزی تبریز، کارگاه&amp;zwnj;های تولیدی آن است. کاردرمانی مقوله&amp;zwnj;ای است که از چندی پیش در بسیاری از زندان&amp;zwnj;های ایران در حال انجام است. استدلال شکل&amp;zwnj;گیری چنین پروژه&amp;zwnj;ای از سوی مسئولان سازمان زندان&amp;zwnj;ها، کمک به بازآفرینی و آموزش فنی و علمی زندانیان است، اما آنچه در عمل اتفاق می&amp;zwnj;افتد، چیزی جز یک استثمار برنامه&amp;zwnj;ریزی شده و خاموش، پشت درهای بسته نیست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;یکی از فاجعه&amp;zwnj;بار&amp;zwnj;ترین بخش&amp;zwnj;های زندان مرکزی تبریز، کارگاه&amp;zwnj;های تولیدی آن است. کاردرمانی مقوله&amp;zwnj;ای است که از چندی پیش در بسیاری از زندان&amp;zwnj;های ایران در حال انجام است. استدلال شکل&amp;zwnj;گیری چنین پروژه&amp;zwnj;ای از سوی مسئولان سازمان زندان&amp;zwnj;ها، کمک به بازآفرینی و آموزش فنی و علمی زندانیان است، اما آنچه در عمل اتفاق می&amp;zwnj;افتد، چیزی جز یک استثمار برنامه&amp;zwnj;ریزی شده و خاموش، پشت درهای بسته نیست. محیط فیزیکی این کارگاه&amp;zwnj;ها در داخل محوطه زندان تبریز قرار دارد و فعالیت آن&amp;zwnj;ها حوزه&amp;zwnj;های قالیبافی، کفشدوزی، تریکودوزی، آهنگری، جوشکاری، صنایع دستی و غیره است. این کارگاه&amp;zwnj;های مجهز به نیروی کار مفت و ارزان به صورت قراردادی و تحت روابط و عوامل پشت پرده، در اختیار شرکت&amp;zwnj;های دولتی و خصوصی مختلف خارج از زندان قرار می&amp;zwnj;گیرد. به عنوان مثال، کارخانه کفش آداک در تبریز، بخش قابل توجهی از تولید خود را در کارگاه&amp;zwnj;های زندان مرکزی تبریز انجام می&amp;zwnj;دهد. برخی از شرکت&amp;zwnj;های دولتی نیز برحسب نیازشان، در این کارگاه&amp;zwnj;ها دست به تولید می&amp;zwnj;زنند. تولید لباس فرم برای کارکنان شرکت&amp;zwnj;های مختلف، تولید ابزارآلات مختلف برای سازمان&amp;zwnj;هایی همچون شهرداری، نمونه&amp;zwnj;ای از این فعالیت&amp;zwnj;هاست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بند سه زندان تبریز که با نام بند کارگاه شناخته می&amp;zwnj;شود، محل زندگی بخش بزرگی از زندانیانی است که در کارگاه&amp;zwnj;های زندان کار می&amp;zwnj;کنند. جمعیت این بند بالغ بر ۵۰۰ نفر است و به لحاظ پراکندگی نوع جرم، جرایمی همچون مواد مخدر، سرقت، نزاع و دیه را در بر می&amp;zwnj;گیرد. علاوه بر زندانیان بند سه، حدود صدنفر دیگر از زندانیانی که در کارگاه&amp;zwnj;های زندان تبریز کار می&amp;zwnj;کنند، مربوط به بند هشت زندان تبریز هستند که با نام &amp;laquo;بند کاردرمانی&amp;raquo; شناخته می&amp;zwnj;شود. این بند جدید شامل بخشی از زندانیان معتاد به مواد مخدری است که در طبقه فوقانی بند ۱۵، تحت عنوان &amp;laquo;متادون درمانی&amp;raquo; قرار داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مزد پرداختی به زندانیانی که در کارگاه&amp;zwnj;ها کار می&amp;zwnj;کنند، در مقابل میزان کار تحویلی محاسبه می&amp;zwnj;شود. دستمزد این کارگران به صورت میانگین ماهانه تنها در حدود ۲۰ هزار تا ۴۰ هزار تومان است. این زندانیان در طی ساعت&amp;zwnj;های کار در کارگاه، حق پخت و پز ندارند. هر روز بین هشت تا ۱۶ ساعت کار می&amp;zwnj;کنند و مجبورند از غذای نازل و بی&amp;zwnj;کیفیت زندان تغذیه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زندانیانی که در کارگاه&amp;zwnj;های زندان تبریز کار می&amp;zwnj;کنند، به ظاهر بیمه هستند، ولی در عمل این بیمه صرفاً شامل خدمات درمانی بهداری زندان مرکزی تبریز است و برخلاف قانون کار جمهوری اسلامی، هیچگونه خدماتی مبنی بر بیمه تأمین اجتماعی شامل حال آنان نمی&amp;zwnj;شود. تنها خدمات ویژه&amp;zwnj;ای که شامل حال این زندانیان می&amp;zwnj;شود، برخورداری از ملاقات&amp;zwnj;های حضور دو هفته یک بار است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاهرخ زمانی با اشاره به وضعیت کاری زندانیان در کارگاه&amp;zwnj;های کاردرمانی زندان&amp;zwnj;های سراسر کشور، آن را نوعی استثمار می&amp;zwnj;نامد و ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;بسیاری از زندانیان جرایم عمومی که در بند سه قرار دارند، از کار در کارگاه&amp;zwnj;ها دست می&amp;zwnj;کشند و همین موضوع موجب شد که مسئولان زندان برای جایگزینی نیروی کار، به سمت زندانیانی که تحت متادون درمانی قرار دارند، روی بیاورند. زندانیان تحت متادون درمانی، پس از آنکه به جای مواد مخدر به متادون وابسته شدند، تبدیل به انسان&amp;zwnj;های مریض، خنثی، همیشه افسرده و خسته و فرورفته در خود می&amp;zwnj;شوند و عملاً تمام عنان&amp;zwnj;شان در دست مسئولان قرار می گیرد. نکته جالب توجه آنکه هزینه متادون از خود زندانی دریافت می&amp;zwnj;شود: ماهانه ۲۰ هزار تومان، و روند فعلی سرانجام به متادون در قبال کار مجانی خواهد انجامید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;کار درمانی در زندان سنندج&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمود صالحی که بار&amp;zwnj;ها در پیوند با حق تشکل مستقل کارگران دستگیر شده است، از تجربیات خود در زندان&amp;zwnj;های کردستان می&amp;zwnj;گوید و معتقد است که کار درمانی یک حرکت سراسری در زندان&amp;zwnj;های ایران و فقط مربوط به یک استان و دو استان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSnfI69Amq-8u0E896jwGzQkbiwFPL199wX_cm1DgFJOqpiilABKA&quot; style=&quot;width: 180px; height: 137px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمود صالحی: در قانون آمده است که کسانی که خودشان درخواست می&amp;zwnj;کنند که بیایند کار کنند، می&amp;zwnj;توانند کار کنند، اما قانون به این مسئله اشاره نکرده که آیا به این کارگران مزد می&amp;zwnj;دهند یا نه. چون به این&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;گویند کارگر، بلکه می&amp;zwnj;گویند زندانیان راه باز. یعنی می&amp;zwnj;توانند بیرون بروند و دوباره به داخل زندان بازگردند. مثلاً من در سال ۶۵ در زندان سقز بودم و می&amp;zwnj;دیدم که در آنجا کارگر را از زندان سقز به بانه می&amp;zwnj;بردند که زندان درست کنند. اسم من را هم نوشته بودند که من نرفتم و گفتم من زندان درست نمی&amp;zwnj;کنم و کار هم نمی&amp;zwnj;کنم. من زندانی هستم و زندان می&amp;zwnj;کشم.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او معتقد است: &amp;laquo;استثمار در زندان چندین برابر است. زندانی در زندان ساختمان&amp;zwnj;سازی می&amp;zwnj;کند. اکثر زندان&amp;zwnj;ها به دست خود زندانیان درست شده است و در مقابل آن دستمزد هم نمی&amp;zwnj;گیرند. مثلاً من خودم در سال ۱۳۷۶ که در زندان بودم، با این کارگران صحبت کردم و یک اعتصاب یک روزه هم راه انداختم و مقداری دستمزدشان بالا رفت. ولی بعداً در پرونده من به عنوان جرم ثبت شد که در دادستانی جواب آن را دادم. این کارگران اصلاً دستمزدی نمی&amp;zwnj;گیرند. حتی&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; دنبال همان ۱۰ هزار تومان یا ۲۰ هزار تومان که به عنوان حق ایاب و ذهاب داده می&amp;zwnj;شود، نیامدند. وقتی آزاد می&amp;zwnj;شوند، دنبال&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حقوق معوقه پنج، شش ماهه خود نیامدند، چون از خدا می&amp;zwnj;خواهند که از زندان خلاص بشوند و بروند و دیگر به آنجا کاری نداشته باشند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;قوانین کار در زندان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولین قانون مربوط به اشتغال در زندان&amp;zwnj;ها، در سال ۱۳۰۴ خورشیدی به تصویب رسید و بر اساس آن اشتغال به کار در زندان ها، اختیاری بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قسمتی از حاصل کار این قبیل زندانیان، به خانواده آن&amp;zwnj;ها اختصاص می&amp;zwnj;یافت، ولی در جریان اصلاح قانون مجازات عمومی سال ۱۳۵۲، محکومان به حبس&amp;zwnj;های جنایی در جرایم غیر سیاسی، در داخل یا خارج از زندان به کار گمارده می&amp;zwnj;شوند، ولی به کار گماردن محکومان به حبس&amp;zwnj;های جنحه ای، موکول به تقاضای آنان یا بستگی به نظر دادگاه داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قانونگذار سال ۱۳۵۲، اشتغال به کار زندانی را به عنوان حقی برای زندانیان در نظر گرفته و جنبه&amp;zwnj;های اجباری اشتغال به کار محکومان را حذف کرده است. به علاوه، زندانیان سیاسی نیز از انجام اینگونه اشتغال به کار در مدت محکومیت، منع شده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تدوین&amp;zwnj;کنندگان قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۶۱، ماهیت حقوقی کار زندانیان را نوعی حق زندانی تلقی می کنند و در ماده ۳۷ این قانون، اشتغال به کار زندانیان را موکول به درخواست زندانی یا اجازه دادگاه صادرکننده حکم محکومیت دانسته&amp;zwnj;اند. رسیدگی و نحوه احراز شرایط اشتغال به کار زندانیان، در مورد محکومان عادی و همچنین اشتغال به کار محکومان دادگاه&amp;zwnj;های نظامی و محکومان به جرایم سیاسی و نیز کیفیت پرداخت اجرت و طریقه محافظت از زندانیان مشغول به کار، مطابق آئین&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ای خواهد بود که به پیشنهاد شورای عالی قضائی و دادگستری جمهوری اسلامی به تصویب برسد. زندانیانی که محکومیت قطعی پیدا کرده&amp;zwnj;اند، پس از اتمام آزمایش&amp;zwnj;های لازم و کسب نظر شورای طبقه&amp;zwnj;بندی، در کارگاه&amp;zwnj;های داخل زندان یا مؤسسه&amp;zwnj;های صنعتی، کشاورزی و خدماتی خارج از زندان، به کار گمارده می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکنون در زندان&amp;zwnj;های ایران، زندانیانی که تقاضا کنند به کار گمارده می&amp;zwnj;شوند. طبیعی است زندانی که خانواده&amp;zwnj;اش از نظر معیشتی در تنگناست، ترجیح می&amp;zwnj;دهد حتی با دستمزد بسیار نازل مشغول به کار در کارگاه&amp;zwnj;های زندان شوند. محمود صالحی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در قانون آمده است که کسانی که خودشان درخواست می&amp;zwnj;کنند که بیایند کار کنند، می&amp;zwnj;توانند کار کنند، اما قانون به این مسئله اشاره نکرده که آیا به این کارگران مزد می&amp;zwnj;دهند یا نه. چون به این&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;گویند کارگر، بلکه می&amp;zwnj;گویند زندانیان راه باز. یعنی می&amp;zwnj;توانند بیرون بروند و دوباره به داخل زندان بازگردند. مثلاً من در سال ۶۵ در زندان سقز بودم و می&amp;zwnj;دیدم که در آنجا کارگر را از زندان سقز به بانه می&amp;zwnj;بردند که زندان درست کنند. اسم من را هم نوشته بودند که من نرفتم و گفتم من زندان درست نمی&amp;zwnj;کنم و کار هم نمی&amp;zwnj;کنم. من زندانی هستم و زندان می&amp;zwnj;کشم. حداقل از سال ۶۵ دقیقاً خبر دارم که این شرایط در زندان&amp;zwnj;ها ی جمهوری اسلامی برقرار است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/12/27/23053#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18123">زندانیان معمولی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18122">محمودصالحی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18121">کاردرمانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3283">کارگران ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Thu, 27 Dec 2012 13:45:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23053 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>یک روز، یک نقاش، یک اثر و دیگر هیچ</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/10/22/20769</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/10/22/20769&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گو با حسام ابریشمی، نقاش درباره نمایشگاه «میراث من» در لس‌آنجلس و میامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hessamabpb01.jpg?1351271260&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی- در گالری &amp;laquo;ابرا&amp;raquo; در لس&amp;zwnj;آنجلس، کالیفرنیا نمایشگاهی از آثار رنگی و سیاه و سفید حسام ابریشمی برگزار شد و سپس به میامی انتقال یافت. این نمایشگاه که در&amp;nbsp; ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۲ گشایش یافت، &amp;laquo;میراث من&amp;raquo; نام دارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آثاری که از حسام ابریشمی در نمایشگاه &amp;laquo;میراث من&amp;raquo; به نمایش گذاشته شده، چهره انسان&amp;zwnj;ها محو است، اما با این&amp;zwnj;حال در این تصاویر حرکت و زندگی مشاهده می&amp;zwnj;شود. آثار رنگی ابریشمی معمولاً درونمایه&amp;zwnj;ای شعف&amp;zwnj;انگیز و عاشقانه دارد و آثار سیاه و سفیدش از درونمایه&amp;zwnj;ای اجتماعی برخوردار است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حسام ابریشمی در گفت&amp;zwnj;و گو با رادیو زمانه می&amp;zwnj;گوید در نظر او حس و موضوع کار مهم&amp;zwnj;تر است از شکل و قالب اثر. او به تفاوت ماهوی آثار سیاه و سفید و رنگی&amp;zwnj;اش اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;کارهای سیاه و سفید حالت&amp;zwnj;های درونی&amp;zwnj;ام، عصبانیت و ناراحتی&amp;zwnj;های مرا نشان می&amp;zwnj;دهند و کارهای رنگی&amp;zwnj;ام نمایانگر رؤیاها و آرزوهایم هستند.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hessamabpb02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 258px;&quot; /&gt;حسام ابریشمی، هنرمند شیرازی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;حسام ابریشمی که در سال ۱۳۳۳در شیراز متولد شده است، در سال ۱۳۶۳ ابتدا به استرالیا و سپس به لس&amp;zwnj;آنجلس مهاجرت کرد. او اما هنوز هم به ایران آمد و شد دارد. در خرداد ماه سال جاری در یکی از سفرهایش به ایران، در شیراز کارگاهی برای کمک به کودکان عقب&amp;zwnj;مانده برگزار کرد. این کارگاه &amp;laquo;یک روز، یک نقاش، یک رنگ، یک اثر و دیگر هیچ&amp;raquo; نام داشت و در پایان اثری را که به وجود آورده بود از بین برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;همان روز کار را شروع کردم. بعد از یک ساعت، دو ساعت، کار را تمام کردم و چون می&amp;zwnj;خواستم حس کار بین مردم بماند، بعد از پایان کار از بینش بردم.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حسام ابریشمی می&amp;zwnj;گوید شکست هزاران شعاع رنگین نور در چلچراغ بزرگ شاهچراغ یادآور زندگی دوران کودکی و نوجوانی&amp;zwnj;اش در شیراز است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حسام ابریشمی در نوجوانی در مسابقه سراسری نقاشی در شیراز و سپس در کل کشور رتبه اول را کسب کرد و در سال ۱۳۵۴ برای تحصیل به ایتالیا رفت و با هنر نقاشی غرب آشنا شد. بعد&amp;zwnj;ها این آشنایی با بن&amp;zwnj;مایه&amp;zwnj;های شرقی در کارهای او درآمیخت. او در سال ۱۳۵۸ به ایران بازگشت و تحت تأثیر شرایط انقلابی آن دوران از بازنمایی طبیعت فاصله گرفت و به بیان درونیاتش گرایش پیدا کرد. نقاشی&amp;zwnj;های او در این دوره به&amp;zwnj;تدریج از واقع&amp;zwnj;گرایی جدا شد و حال و هوای انتزاعی به خود گرفت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمایشگاه &amp;laquo;میراث من&amp;raquo; تا نیمه اکتبر در لس&amp;zwnj;آنجلس دایر بود و اکنون در میامی برگزار می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با حسام ابریشمی را می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20121006_PanteA_HessamAbrishami.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●لینک:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.hessam-artist.com/&quot;&gt;سایت حسام ابریشمی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://cristinafaleroni.blogspot.fr/2012/02/obra-del-artista-hessam-abrishami.html&quot;&gt;حسام ابریشمی در گالری ابرا&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=QbWo8rcuc34&amp;amp;feature=related&quot;&gt;حسام ابریشمی هنگام کار در &lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=QbWo8rcuc34&amp;amp;feature=related&quot;&gt;آتلیه&amp;zwnj;اش،&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=QbWo8rcuc34&amp;amp;feature=related&quot;&gt; ویدئو&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=JwbgHj902sQ&quot;&gt;کارگاه حسام ابریشمی در شیراز، ویدئو&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/19903&quot;&gt;نمایشگاه &amp;laquo;سفر ادامه دارد&amp;raquo; در آلمان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/19076&quot;&gt;نمایشگاه &amp;laquo;زنان جنوب آسیا&amp;raquo; در نیویورک&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/16974&quot;&gt;مجموعه &amp;laquo;مرا به اشتراک بگذار!&amp;raquo; از هما ارکانی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/13107&quot;&gt;نمایشگاه &amp;laquo;آخرین تانگو&amp;raquo; در تهران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●ویدئو: پاره&amp;zwnj;ای از آثار حسام ابریشمی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/v2fdEITHU68?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/10/22/20769#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16329">حسام ابریشمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16328">میراث من</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2719">نقاشی معاصر ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/v2fdEITHU68" fileSize="1230" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/v2fdEITHU68/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/v2fdEITHU68" length="1230" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Sun, 21 Oct 2012 23:18:45 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20769 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سهیل ناصری، بتهوون و مایکل هرش</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/music/2012/10/12/20583</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/music/2012/10/12/20583&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    تور کنسرت رسیتال پیانو سهیل ناصری در آمریکا و اروپا        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-azdastnadahid&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    no        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;185&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pantsohn01.jpg?1350492738&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - تور جدید کنسرت رسیتال پیانو سهیل ناصری از تابستان امسال آغاز شده و تا آوریل سال آینده ادامه خواهد داشت. این هنرمند سی و دو ساله ایرانی&amp;zwnj;تبار در سپتامبر امسال در سالن لینکن شهر نیویورک، تماشاگران را با آوای پیانو خود به شور و وجد آورد. او قطعاتی از مایکل هرش، بتهوون و یوهانس برامس را اجرا کرده بود. به نوشته نشریه نیویورکر ناصری از سال ۲۰۰۱ تاکنون ۲۰ مجموعه کاملاً متفاوت را به علاقمندان به موسیقی در نیویورک ارائه داده و حتی یک قطعه آن تکراری نبوده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;سهیل ناصری در کالیفرنیا در یک خانواده ایرانی به&amp;zwnj;دنیا آمد و از پنج سالگی به آموختن پیانو پرداخت. او در بیست&amp;zwnj;سالگی به نیوریورک آمد که بتواند با استاد موسیقی کارل اولریش نابل به آموزش موسیقی بپردازد و اکنون بین نیویورک و برلین هر ساله رسیتال&amp;zwnj;های خود را اجرا می&amp;zwnj;کند. سونات شماره ۲۸ بتهوون نیز در میان اجرای کنسرت او بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120910_PanteA_SoheilNasseri.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سهیل ناصری قصد دارد تا سال ۲۰۲۰ که دویست و پنجاهمین سالگرد تولد بتهوون است، تمام آثار او را در مجموعه&amp;zwnj;های کنسرت خود اجرا کند. از او پرسیدم علاقه&amp;zwnj;اش به موسیقی غرب از کجا می&amp;zwnj;آید. او در پاسخ گفت: &amp;laquo;در دهه ۷۰ میلادی در ایران، حکومت پهلوی تلاش کرد که ایرانیان را در معرض فرهنگ غرب و موسیقی کلاسیک قرار دهد. شاید به همین دلیل اسلامگرایان هم در مقابل او قرار گرفتند. خانواده پهلوی بسیاری از کارگردانان تئا&amp;zwnj;تر و ارکسترهای موسیقی را به ایران آورد تا آن&amp;zwnj;ها را در معرض این فرهنگ قرار دهد. برخی از ایرانیان هم مثل خانواده من این امکان را داشتند که مرتب به کنسرت&amp;zwnj;های موسیقی غربی بروند. من سه سال پیش در تالار وحدت برای اولین بار موسیقی نواختم. بسیاری از جوانان ایرانی آنجا بودند که موسیقی کلاسیک برایشان خیلی جذاب بود. در ایران هم خیلی از جوانان موسیقی کلاسیک می&amp;zwnj;نوازند. مثلاً پسرعموی خود من در تهران ویلون می&amp;zwnj;زند و در آپارتمانش گزینه وسیعی از موسیقی کلاسیک دارد. به کرمان هم سفر کردم. آنجا نیز برای تماشاگران موسیقی کلاسیک&amp;nbsp; جالب بود. در ایران هم مثل آمریکا موسیقی&amp;zwnj;های مختلف برای مردم جالب است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;همکاری با مایکل هرش&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pantsohn02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 245px;&quot; /&gt;سهیل ناصری قصد دارد تا سال ۲۰۲۰ که دویست و پنجاهمین سالگرد تولد بتهوون است، تمام آثار او را در مجموعه&amp;zwnj;های کنسرت خود اجرا کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بخش اول کنسرت سهیل ناصری به آثار مایکل هرش اختصاص داشت. هرش خود نیز در سالن شاهد نواختن پیانو سهیل بود. مایکل هرش از برجسته&amp;zwnj;ترین سازندگان موسیقی کلاسیک معاصر به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید. او هم مثل بسیاری از همکارانش ابتدا از شعر برای نوشتن قطعات موسیقی الهام گرفته است. به&amp;zwnj;ویژه هرش تحت تأثیر اشعار کریستوفر میدلتون (Christopher Middleton) نویسنده انگلیسی&amp;zwnj;ست. در قطعه اول موسیقی به نام &amp;laquo;زوال پناهگاه&amp;raquo; مایکل هرش با موسیقی خود بی&amp;zwnj;پناهی انسان معاصر را به تصویر می&amp;zwnj;کشد و در این اثر نشان می&amp;zwnj;دهد عناصر روزانه زندگی هم در واقعیت و هم در مفهوم به شکل غیرقابل قبولی نسبت به قبل از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تغییر کرده است. امروز در زندگی شاهد نبود امنیت و اطمینان هستیم. مایل هرش در این قطعه ما را با احساساتی مانند جذبه، شور، وحشت، ترس، یأس و نومیدی درگیر می&amp;zwnj;کند و تجربه&amp;zwnj;اش را درین زمینه&amp;zwnj;ها به شنونده انتقال می&amp;zwnj;دهد. سهیل ناصری درباره آشنایی&amp;zwnj;اش با مایکل هرش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;مایکل هرش را دقیقاً ۲۰ سال است که می&amp;zwnj;شناسم. به خاطر اینکه معلم من در سال ۱۹۹۹ آثاری از او را برایم نواخت و بعد من پارسال در اجرای بهاری آثار او را دوباره شنیدیم. ساختار قطعات چنان جادویی بود که مرا جذب کرد و آن را بیانی از دنیای معاصر قرن ۲۱ می&amp;zwnj;دانم. موسیقی او بسیار مرا تکان داد و جزو افراد معدودی هستم که او اجازه نواختن آثارش را به من داده است. هرش دیشب در کنسرت من بود و برنامه دیشب را ۲۰۰۵ نوشته است. امروز هم پیش او بودم و اجازه انتشار قطعه دیگری از آثار ۲۰۱۱ او را گرفتم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گذران زندگی یک هنرمند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آثار مایکل هرش در بسیاری از سالن&amp;zwnj;های موسیقی آمریکا اجرا شده و از برجسته&amp;zwnj;ترین آهنگسازان نسل خود در این کشور است. او در بیست و پنج سالگی با ربودن جایزه آهنگسازان آمریکایی در سال ۱۹۹۷ به شهرت رسید. سهیل ناصری با اجرای قطعات مایکل هرش تماشاگران را به وجد آورد. سهیل از طریق هنر زندگی می&amp;zwnj;کند، راهی که برای بسیاری از هنرمندان مشکل و برای بسیاری غیر ممکن است. او در این باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;واقعیت این است که زندگی کردن از طریق هنر سخت است. قطعات بسیاری را در خانه بازنشستگان اجرا کرده&amp;zwnj;ام. درآمدهای مختلفی باید داشت. اگر تنها از طریق اجرای موسیقی نمی&amp;zwnj;شود زندگی کرد، باید به منابع دیگری مثل تدریس و یا پیدا کردن منابع مالی حمایتی اندیشید. اگر شما نتوانید به اندازه کافی پول دربیاورید، نمی&amp;zwnj;توانید به هنرتان ادامه دهید. مهارت&amp;zwnj;های کسب درآمد هم مهم است. در حال حاضر من تدریس نمی&amp;zwnj;کنم چون وقتش را ندارم و شانس آورده&amp;zwnj;ام که برخی مرا حمایت مالی می&amp;zwnj;کنند و از اجرا هم درآمد دارم. ولی زمانی که برای مدارس اجرا می&amp;zwnj;کردم، دستمزدی نمی&amp;zwnj;گرفتم. خوشحالم که این&amp;zwnj;کار را کرده&amp;zwnj;ام، چون بسیاری از جوانان هستند که با موسیقی کلاسیک آشنایی ندارند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سهیل ناصری در بیش از ۶۰ دبیرستان دولتی در آمریکا برای جوانان به طور رایگان موسیقی اجرا کرده و اکنون بین برلین و نیویورک زندگی و کار می&amp;zwnj;کند. برخی از آهنگسازان قطعه&amp;zwnj;ای را اختصاصاً برای او نوشته&amp;zwnj;اند. از میان این آهنگسازان می&amp;zwnj;توان از ریچارد دانیل&amp;zwnj;پور، هرمز فرهد و ساموئل سیمان نام برد. او شش آلبوم فردی نیز منتشر کرده است. ناصری درباره زندگی در نیویورک و برلین می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;اولین بار برای گذران تعطیلات به برلین رفتم. بلافاصله متوجه شدم این شهر، نقش مهمی در زندگی من ایفا خواهد کرد. بیشتر اوقاتم را در آمریکا می&amp;zwnj;گذرانم و زمانی که در اروپا کنسرت دارم، معمولاً در برلین اقامت می&amp;zwnj;کنم. علاقمندم که کنسرت&amp;zwnj;های بیشتری در اروپا برگزار کنم. خوبی اروپا این است که آدم می&amp;zwnj;تواند تا&amp;nbsp; نودسالگی هم کار کند و پیانو بنوازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با اینکه سهیل ناصری در خانواده ایرانی پرورش پیدا کرده، اما فارسی صحبت نمی&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;فارسی بلدم. در ایران فارسی صحبت می&amp;zwnj;کنم. اما فقط وقتی که در ایران هستم، فارسی صحبت می&amp;zwnj;کنم. به این دلیل که در کودکی زمان زیادی را با والدینم نمی&amp;zwnj;گذارندم، به فارسی چندان تسلط ندارم.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما زندگی روزانه هنرمندی که مهم&amp;zwnj;ترین کار او نواختن پیانوست چگونه سپری می&amp;zwnj;شود؟ سهیل ناصری می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;هر روز تمرین می&amp;zwnj;کنم و حدود شش ساعت در روز پیانو می&amp;zwnj;زنم. گاهی تا ۱۰ساعت هم تمرین می&amp;zwnj;کنم. به&amp;zwnj;ویژه زمانی که قرار است تور بگذارم، باید مطمئن شوم که همه چیز آماده و درست است. من هر روز می&amp;zwnj;دوم و ورزش می&amp;zwnj;کنم که سالم بمانم. چون تمام روز تنها هستم و تمرین پیانو می&amp;zwnj;کنم، احساس تنهایی می&amp;zwnj;کنم و بعد با دوستانم برای شام بیرون می&amp;zwnj;رویم و یا برای فعالیت&amp;zwnj;های اجتماعی همدیگر را می&amp;zwnj;بینیم. دو سه بار در سال نیز کنسرت دارم. مثلاً در این تور چند کنسرت دیگر در شهرهای مختلف باید اجرا کنم و در راه با هواپیما و قطار و اتوبوس هستم. اکنون نیز در حال آمادگی برای اجرای کنسرت&amp;zwnj;هایی درآمریکا و اروپا هستم. &amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲۱ اکتیر ۲۰۱۲ در اوهایو آمریکا، ۱۹ نوامبر در بوردو، فرانسه و ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳ در برلین، آلمان سهیل ناصری این کنسرت را اجرا خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.soheilnasseri.com/&quot;&gt;سایت سهیل ناصری&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.soheilnasseri.com/press.html&quot;&gt;بازتاب اجراهای سهیل ناصری در &lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.soheilnasseri.com/press.html&quot;&gt;رسانه&amp;zwnj;های&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://www.soheilnasseri.com/press.html&quot;&gt; جهان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: هنرنمایی سهیل ناصری در یکی از اجراهایش:&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-2&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/qOqr_TQo1bI?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/music/2012/10/12/20583#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A8%D8%AA%D9%87%D9%88%D9%88%D9%86">بتهوون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16184">سهیل ناصری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16185">مایکل هرش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9">موسیقی کلاسیک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/music">آهنگ زمانه</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/qOqr_TQo1bI" fileSize="1234" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/qOqr_TQo1bI/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/qOqr_TQo1bI" length="1234" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Fri, 12 Oct 2012 21:34:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20583 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سفر ادامه دارد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/09/27/19903</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/09/27/19903&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نمایشگاه «سفر ادامه دارد» با آثاری از زهرا حسن‌آبادی، کورش عسگری، جاوید تفضلی و استفان نیمزگرن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;288&quot; height=&quot;189&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pantezh01.jpg?1349198798&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - نمایشگاه &amp;laquo;سفر ادامه دارد&amp;raquo; مجموعه&amp;zwnj;ای از عکس، ویدیوی هنری و مجسمه است که ۱۵ سپتامبر امسال با آثاری از زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی، کورش عسگری، جاوید تفضلی و استفان نیمزگرن در آلمان گشایش یافت. آنچه که آثار این چهار هنرمند را به هم ربط می&amp;zwnj;دهد، سفر است. سفر انسان را نسبت به ناشناخته&amp;zwnj;ها حساس می&amp;zwnj;کند و حتی در سفر با نگاه تازه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای به آنچه که با آن آشنا هستیم، می&amp;zwnj;نگریم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;هر چهار هنرمند به اروپا و ایران سفر کرده&amp;zwnj;اند و آثارشان نمایانگر دیدگاه شخصی آن&amp;zwnj;ها از ایران است. زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی درباره موضوع مشترک این نمایشگاه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;توجه هاله حیدری&amp;zwnj;اصل که کار&amp;zwnj;ها را انتخاب کرده&amp;zwnj;، بیشتر معطوف به شباهت&amp;zwnj;هایی است که این آثار با هم دارند، بدون آنکه خود هنرمندان هیچگونه ارتباطی با هم داشته باشند. هر سه نفر در مسیر آثارشان از خانم&amp;zwnj;ها عکس گرفته&amp;zwnj;اند و توجه&amp;zwnj;شان را به زندگی زنان در ایران متمرکز کرده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هاله حیدری&amp;zwnj;اصل دارنده نگارخانه &amp;laquo;هاله&amp;raquo; است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120904_PanteA_JourneyContinues.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقش زن&amp;zwnj; به عنوان یک موضوع محوری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jtafpb02.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 301px; float: left;&quot; /&gt;به جز آثار زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی که انسان در کلیت خود را مطرح می&amp;zwnj;کند، در آثار بقیه هنرمندان این نمایشگاه &amp;laquo;زن&amp;raquo; یک موضوع محوری&amp;zwnj;ست. به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد عکس&amp;zwnj;ها که زنان را در پوششی از چادر مشکی به نمایش می&amp;zwnj;گذارند، بخش گسترده&amp;zwnj;ای از زنان ایرانی را نادیده می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی درباره این نگاه یک&amp;zwnj;جانبه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;به&amp;zwnj;نظر من هنرمندان این نمایشگاه به پوشش اجباری توجه کرده&amp;zwnj;اند. ولی با این&amp;zwnj;حال باید گفت که زنان پوشش اجباری را قبول کرده&amp;zwnj;اند و سعی کرده&amp;zwnj;اند تغییرش دهند. البته ممکن است که شخصیت زن در همه ابعادش در این آثار نمود پیدا نکرده باشد، ولی محدوده کاری این سه هنرمند در این مقطع از زمان شامل این مسائل بوده. حالا این دلیل نمی&amp;zwnj;شود که حتماً دیدشان یک بُعدی&amp;zwnj;ست.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استفان نیمزگرن متولد ۱۹۵۶ در آلمان است. پدربزرگ استفان که معمار بوده در معماری بسیاری از شهرهای ایران از جمله اصفهان و مشخصاً میدان نقش جهان مشارکت داشته است. در آثار او شاهد کمرنگ شدن شکوه و جلال ایران قدیم و گذار از سنت به مدرنیته هستیم. او در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من شاهد تناقضات گوناگونی بودم. ساختارهای اجتماعی، مبارزات زنان گاهی با تاکتیک&amp;zwnj;های هوشمندانه و&amp;zwnj; گاه با خشم و غضب هدایت می&amp;zwnj;شد. دوربین من شاهد همه روندهای مبارزه برای آزادی و ارزش&amp;zwnj;های غربی و در عین حال مقاومت شدید برای جلوگیری و سد کردن همه این تلاش&amp;zwnj;ها بوده است. در سکوت عکس&amp;zwnj;ها، مردم و عمدتاً زنانی را نشان داده&amp;zwnj;ام که جرأت حرکت برای رسیدن به یک آینده متفاوت را داشته&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;نقاب&amp;raquo; در مفهوم خود را پنهان کردن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی متولد ۱۹۶۴ در شیراز است. او ۱۲ سال است که در آلمان زندگی می&amp;zwnj;کند و آثارش در نمایشگاه&amp;zwnj;های متعددی در این کشور به نمایش درآمده. مجموعه کار او &amp;laquo;سر&amp;raquo; نام دارد. محور این مجموعه نه زنان، بلکه انسان و درگیری&amp;zwnj;هایش با جامعه مادر و میزبان است. در آثار او با اینکه از چادر به عنوان یک پوشش اجباری نشانی نیست، اما مجسمه&amp;zwnj;هایش را به گونه&amp;zwnj;ای ساخته&amp;zwnj; که تداعی&amp;zwnj;کننده نقاب&amp;zwnj;اند. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;خیلی وقت است که با این موضوع درگیرم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pantezh03.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 150px; float: left;&quot; /&gt;&amp;laquo;سر&amp;raquo; در آثار حسن&amp;zwnj;آبادی نمایانگر شخصیت انسان و اندیشه&amp;zwnj;هایی&amp;zwnj;ست که او در سر می&amp;zwnj;پروراند. او سال&amp;zwnj;هاست که به این موضوع می&amp;zwnj;پردازد. چون گمان می&amp;zwnj;کند که تا وقتی انسان زنده است، با اندیشه&amp;zwnj;ها و با گره&amp;zwnj;های شخصیتی&amp;zwnj;اش هم درگیر است. هدف او این است که این درگیری&amp;zwnj;ها را نشان دهد. زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی درباره نحوه کارش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;سرهای من از مصالح مختلفی ساخته شده&amp;zwnj;اند. فرمی را که در شکل بخشیدن به سر&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;کار بردم آبستره، ساده&amp;zwnj;شده و در مجموع مینیمال است؛ در حد یک اشاره است، طوری که&amp;nbsp; می&amp;zwnj;توانیم بگوییم این سرها تغییر ماهیت می&amp;zwnj;دهند و به نقاب تبدیل می&amp;zwnj;شوند. تلاش کردم در کارهایم درگیری&amp;zwnj;ها و همچنین تنوع و کثرتی که در هویت&amp;zwnj;ها هست را نشان دهم و بگویم انسان&amp;zwnj;ها گرچه در ظاهر با هم خیلی متفاوت&amp;zwnj;اند، ولی در مجموع از یک فرم مشترک برخوردارند و به همین دلیل هم اگر لازم باشد می&amp;zwnj;توانند خودشان را همرنگ دیگران کنند. من به&amp;zwnj;عنوان انسانی که از یک جامعه نسبتاً سنتی به یک جامعه مدرن آمده&amp;zwnj;ام تفاوت&amp;zwnj;هایی را حس می&amp;zwnj;کنم. نقاب در نظر من به معنای خود و ترس&amp;zwnj;های خود را از چشم دیگران پنهان کردن است. مثل مخفی شدن می&amp;zwnj;ماند. معتقدم همه انسان&amp;zwnj;ها نقاب بر چهره دارند. چون هیچ انسانی نمی&amp;zwnj;تواند آن چیزی را که در ذهن&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;گذرد، کاملاً و به&amp;zwnj;درستی به زبان آورد. اگر او در یک جامعه تمامیت&amp;zwnj;خواه زندگی کند، این مشکل دو چندان می&amp;zwnj;شود. برای همین نقاب همیشه از یک بار معنایی منفی برخوردار نیست. گاهی یاری&amp;zwnj;دهنده است و گاهی هم نشان&amp;zwnj;دهنده ترس&amp;zwnj;های ماست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سرهایی باشخصیت و هویت مستقل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jtafpb01.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 285px; float: left;&quot; /&gt;زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی مجسمه&amp;zwnj;سازی را به&amp;zwnj;طور تجربی در آلمان آموخته است. او برای ساختن مجسمه&amp;zwnj;هایش از مواد ساده مثل پنبه و نخ استفاده می&amp;zwnj;کند، بعد با خمیر کاغذ به مجسمه&amp;zwnj;هایش شکل می&amp;zwnj;دهد. ولی کار به اینجا ختم نمی&amp;zwnj;شود. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;به ذهنم رسید اگر از موادی مثل باقیمانده شمع یا آن قسمت فلزی که در شمع&amp;zwnj;های معمولی هست استفاده کنم و مثلاً این قسمت فلزی را روی سر&amp;zwnj;ها کار بگذارم، چه تأثیری این حجم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند داشته باشد؟ یا مثلاً اگر منگنه را بردارم و روی جمجمه سر&amp;zwnj;ها بکوبم و منگنه&amp;zwnj;شان کنم، چه حسی در بیننده ایجاد می&amp;zwnj;شود؟ یا سر فلزی خودکارهایی که ما معمولاً وقتی که لازمشان نداریم دورشان می&amp;zwnj;اندازیم را در نظر بگیرید. اگر خودکاری را که من با آن می&amp;zwnj;نویسم و با آن اطلاعات و عقایدم را رد و بدل می&amp;zwnj;کنم، روی سر این انسان قرار گیرد، خود این خودکار تبدیل می&amp;zwnj;شود به یک شیء خطرناک؛ چیزی شبیه یک اسلحه و یا یک نارنجک. ولی در هر حال همیشه فرم اصلی را ثابت نگه داشتم، چون برایم مهم بود که در کار اصلاً هیچ اشاره&amp;zwnj;ای به ملتی یا به جنسیتی نشود و کار خنثی باشد. البته بعضی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گویند این مجموعه نزدیک شده به هنر آفریقا. البته من چنین قصدی نداشتم، و اگر شباهتی هم با هنر آفریقا وجود داشته باشد، تصادفی بوده.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ربودن هویت زنان و محروم کردن آن&amp;zwnj;ها از دیده شدن در اجتماع&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تلاش زنان برای ایجاد تحولات اجتماعی موضوع آثار کورش عسگری و جاوید تفضلی&amp;zwnj;ست. کورش عسگری متولد ۱۹۷۲ در تهران است. او فیلم پنج دقیقه&amp;zwnj;ای &amp;laquo;شهربانو&amp;raquo; را هم در سال ۲۰۱۲ ساخته است. عسگری همچنین عکاس فیلم&amp;zwnj;های مختلف جعفر پناهی، رسول&amp;zwnj;اف و محمد شیروانی بوده.&lt;br /&gt;
	در فیلم &amp;laquo;شهربانو&amp;raquo; او زیبایی و غرور زن ایرانی را به تصویر می&amp;zwnj;کشد. زن ایرانی در این فیلم از یک حجاب&amp;nbsp; &lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pantezh05.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 301px; float: left;&quot; /&gt;شیک برخوردار است و با این&amp;zwnj;حال لباس سیاهی سراسر بدنش را &amp;zwnj;پوشانده و او را به عنوان یک فرد از نظر&amp;zwnj;ها ناپدید کرده است. برای همین این حجاب تیره به نمادی از&amp;nbsp; نادیده شدن در فضای عمومی و محرومیت زن ایرانی از دیده شدن در زندگی اجتماعی&amp;zwnj;اش بدل می&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاوید تفضلی متولد ۱۹۸۲ در تهران است. او در سینمای آزاد و هنرستان مشهد تحصیل کرده و در جشنواره&amp;zwnj;های عکاسی جوایز بین&amp;zwnj;المللی متعددی را از آن خود کرده است؛ از جمله جایزه نقره در بخش رنگی هنر عکاسی در سال ۲۰۱۰ در چین. آثار عکاسی سیاه و سفید تفضلی عمیقاً به تجزیه و تحلیل مکانیزم محرومیت و محدودیت می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آثار تفضلی زن در لابلای چادری سیاه کاملاً پوشیده شده است. چادر در آثار او نمایانگر ربوده شدن و شاید هم گم شدن هویت زنانه از طریق سرکوب سمبولیک و واقعی از سوی مردان است که در فضای عمومی خودنمایی می&amp;zwnj;کند. خود او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;چهره ما آیینه روح ماست. ترس، خوشحالی، غم و خشم بازتاب این آیینه است. وقتی نمی&amp;zwnj;توانید به چشمان کسی نگاه کنید، هیچ دریافت و درکی نمی&amp;zwnj;توانید از او داشته باشید. فرد بدون صورت نمی&amp;zwnj;تواند ارتباط برقرار کند. احساس، نیاز و تقاضاهای او قابل درک نخواهد بود. اگر چهره او را بگیرید، خود او را از او گرفته&amp;zwnj;اید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمایشگاه &amp;laquo;سفر ادامه دارد&amp;raquo; تا ۲۹ اکتبر در نگارخانه هاله در آلمان برای علاقمندان دایر خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pantezh02.jpg&quot; style=&quot;width: 500px; height: 250px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تصاویر (از بالا به پائین):&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	تصویر نخست: استفان نیمزگرن&lt;br /&gt;
	تصاویر دوم، چهارم و پنجم:جاوید تفضلی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تصویر سوم: زهرا حسن&amp;zwnj;آبادی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تصویر آخر: کوروش عسگری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813&quot;&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.haleh-gallery.com/de/exhibitions/current/&quot;&gt;سایت نمایشگاه &lt;strong&gt;&amp;laquo;سفر ادامه دارد&amp;raquo;&lt;/strong&gt; در گالری هاله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/09/27/19903#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15672">استفان نیمزگرن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15671">جاوید تفضلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15669">زهرا حسن‌ آبادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15668">سفر ادامه دارد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3537">هنرهای تجسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15670">کورش عسگری</category>
 <pubDate>Wed, 26 Sep 2012 22:35:14 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19903 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مرور پرونده یک اعدام: صفیه غفوری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/09/10/19453</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/09/10/19453&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;271&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khoshonat_0.jpg?1347730475&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - &amp;quot;عروس خون بس&amp;quot; به زنانی گفته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود که برای جلوگیری از خونریزی بیشتر بین طوایف و قبایل مختلف، تن به ازدواج&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناخواسته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرچند گاهی از پسران طایفه نیز برای تنش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زدایی بین طوایف استفاده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، اما به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هرحال زنانی قربانی اصلی خواسته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های طوایف هستند که به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;عنوان ابزار اجرای این خواسته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها مورد استفاده قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه آن صفیه غفوری، زن ۲۸ساله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای است که چندی پیش در اواخر تیرماه امسال در شیراز به جوخه اعدام سپرده شد. او پس از آنکه ۲۲ نفر براثر اختلاف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بین دو طایفه کشته&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شدند، به پیشنهاد پدرش که رئیس طایفه بود، در ۱۶سالگی تن به ازدواجی ناخواسته داد. بعد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها نیز متهم به قتل رحیمه، دختر ۱۴ساله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای در شهرستان لامرد در نزدیکی عسلویه واقع در جنوب استان فارس شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;صفیه شش سال پیش دستگیر شد. محمد مصطفایی، وکیل دادگستری و پژوهشگر مرکز حقوق بشر نروژ در مورد این پرونده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گوید: &amp;quot;صفیه، زمانی که ازدواج کرد ۱۶ ساله بود. یک دختر1۶ساله واقعا قدرت تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری ندارد تا با اراده خودش ازدواج کند. در حال حاضر ما مشکل ازدواج&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناخواسته را حتی در شهرهای کوچک داریم، چه برسد به روستا&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها یا قبیله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها. هنوز در شهرهای کوچک این بزرگان خانواده هستند که برای یک دختر تصمیم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند و دختر حق انتخاب همسرش را ندارد. در چنین وضعیتی، زن نه تنها به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;عنوان یک ابزار، بلکه به عنوان برده مورد استفاده قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد؛ رابطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که با معامله اولیه دو خانواده یا قبیله بنای آن گذاشته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و بر اساس آن زن مجبور می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود در خانه شوهرش کار کند و فرمانبردار شود. فرمانده و سرپرست اصلی در خانواده مرد است و زن حق تردد، اشتغال و درس خواندن را بدون اجازه شوهر ندارد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این پرونده با اعدام سریع صفیه بسته شد و ابعاد مختلف آن هنوز باز نشده است. محمد مصطفایی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گوید:&amp;quot; همسر صفیه او را در زندان طلاق داد. در زندان مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفت و جنین خود را هم از دست داد. صفیه در زندان برای اینکه رضایت خانواده مقتول یعنی رحیمه را بگیرد، به ازدواج با مردی از نزدیکان پدرش تن داد که ۳۰ سال از او بزرگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر بود. او با ۸۰۰ سکه طلا به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;عنوان مهریه، صفیه را به عقد خود در&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آورد. با خانواده مقتول هم برای گرفتن رضایت به توافق ۲۴۰ میلیونی رسیدند، ولی آن فرد هرگز این پول را برای گرفتن رضایت خانواده مقتول فراهم نکرد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;روایت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;های مختلف&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مورد پرونده قتل صفیه گزارش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مختلفی منتشر شده است. در پرونده آمده که رحیمه یعنی فرد مقتول، با شوهر اول صفیه ارتباط برقرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و به همین دلیل، صفیه تصمیم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد که با علامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نژاد، داماد امام جمعه بیرم، رحیمه را به خانه بکشد و او را به قتل برساند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mostafaee.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 134px; float: right; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد مصطفایی: هنوز در شهرهای کوچک این بزرگان خانواده هستند که برای یک دختر تصمیم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند و دختر حق انتخاب همسرش را ندارد. در چنین وضعیتی، زن نه تنها به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;عنوان یک ابزار، بلکه به عنوان برده مورد استفاده قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد؛ رابطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که با معامله اولیه دو خانواده یا قبیله بنای آن گذاشته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و بر اساس آن زن مجبور می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود در خانه شوهرش کار کند و فرمانبردار شود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد مصطفایی اما صورت دیگری از این ماجرا را مطرح می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند: &amp;quot;زمانی که صفیه بازداشت شد، دو ماه تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت تا قتل را به گردن بگیرد. بعد از دوماه، زمانی که صفیه همچنان در بازداشت بود، فرماندار آن بخش، به دلیل اینکه عامل اصلی قتل داماد امام جمعه بیرم بوده، برای حمایت از امام جمعه به زندان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود. آنجا صفیه را تهدید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند که قتل را به گردن بگیرد تا اختلافات تشدید نشود؛ چون تعصب حرف اول را در مسائل ناموسی یا حتی خانوادگی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقطه آغاز ماجرا در روایت آقای مصطفایی جور دیگری است: &amp;quot;صفیه بدون رضایت خودش ازدواج کرده بود. بعدها با توجه به مشکلاتی که با همسرش پیدا کرد، در تردد به بانک محله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان، با پسری که در بانک کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرده آشنا&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد. این پسر، داماد امام جمعه بیرم بوده؛ آقای علامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نژاد. او که زن هم داشت، خودش را به صفیه نزدیک کرد. گویا علامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نژاد چهره خیلی خوبی هم داشته و یک فرد خوش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تیپ و زبان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;باز بوده. بعد که خودش را نزدیک کرد، به او وعده و وعید داد. در این بین رحیمه که مقتول است، متوجه این ارتباط شد. این موضوع برای داماد امام جمعه که اعتبار خاصی داشت، سنگین تمام شد و برای اینکه رحیمه این موضوع را جایی عنوان نکند، نقشه قتلش را کشید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رحیمه یک دختربچه بوده. یعنی ۱۴سالش بوده و واقعا آدم بیگناهی بوده که کشته شده است. من حق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهم به آن خانواده. بالاخره فرزندش را از دست داده است، ولی آقای علامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نژاد برای اینکه آبرویش نرود، مجبور&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد این کار را انجام دهد. در آن شرایط و در قبیله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که مردانش تعصب زیادی دارند، اگر یکی از اعضای خانواده پی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برد که صفیه با داماد امام جمعه بیرم ارتباط پیدا کرده، حتی ارتباط دوستی پیدا کرده، مطمئنا خون جفت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریختند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد مصطفایی روایت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند که داماد امام جمعه نقشه قتل را کشیده است: &amp;quot;او به منزل صفیه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود و از صفیه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهد که رحیمه را دعوت به خانه کند. وقتی به خانه دعوتش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند، آقای علامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نژاد رحیمه را به قتل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رساند، او را خفه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و محل را ترک می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. ابتدا تلاش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند با ماشین خودش جسد را از آنجا ببرد، ولی خانواده رحیمه متوجه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند که رحیمه نیست و نا&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پدید شده است. چون محل هم محل کوچکی بوده، همسایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دیدند که آقای علامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نژاد آنجا تردد می کند. صفیه هم که در شرایط بدی قرار داشت، مجبور&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد خانه را با جسد آتش بزند. او حلقه خودش را دست رحیمه&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد تا وانمود کند که خودش کشته شده است. اما وقتی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواهد فرار کند، دستگیرش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و تحویل پلیس می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند. علامی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نژاد هم مدتی بازداشت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، ولی به دلیل اعتبار و نفوذی که داشته و اینکه قتل را به گردن صفیه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندازند، آزاد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اصرار بر بی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گناهی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این فاصله خانواده صفیه تلاش چندانی برای آزادی او نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و ترجیح می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند اعدام شود. آنان حتی جسد او را پس از اعدام تحویل نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند. آقای رفوگران، وکیل صفیه، ترتیب تشییع جنازه و کفن و دفن او را در شیراز می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. صفیه اما تا آخرین لحظه بر بیگناهی خود پافشاری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خانواده صفیه تلاش چندانی برای آزادی او نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند و ترجیح می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند اعدام شود. آنان حتی جسد او را پس از اعدام تحویل نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرند. آقای رفوگران، وکیل صفیه، ترتیب تشییع جنازه و کفن و دفن او را در شیراز می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. صفیه اما تا آخرین لحظه بر بیگناهی خود پافشاری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد مصطفایی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گوید: &amp;quot;حتی دادستان آن محله هم به زندان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود و به صفیه وعده و وعید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که اگر به قتل اقرار کند و تا آخر ایستادگی کند، می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توانند از خانواده رضایت بگیرند و در این صورت خون دیگری ریخته نخواهد شد. ولی اگر فردی اقرار به قتل کند، حتی چندبار هم اقرار به قتل کند، با توجه به دلایل و شواهد، از لحاظ قضایی، انکار بعد از اقرار قابل شنیدن نخواهد بود، مگر در شرایط خاصی که فرد دیگری قتل را به گردن بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اینکه اتفاق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بعدی رخ ندهد، پدر صفیه به یکی از فرزندانش دستور می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که به زندان برود و در زندان صفیه را به قتل برسانند. برادرش با اسلحه به ملاقات او می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رود و به او شلیک می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. گلوله به جای حساس بدن صفیه اصابت نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. سریع او را به بیمارستان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برند و مشکلش از لحاظ جسمی حل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. در هر حال، صفیه بعد از اینکه مقدمات اجرای حکمش فراهم شد، تصمیم گرفت واقعیت را عنوان کند. او نامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای به رئیس قوه قضائیه نوشت و از او خواست که به این پرونده دوباره رسیدگی کند، ولی این زمانی بود که رئیس قوه قضائیه اذن به اجرای حکم داده بود.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابهام در پرونده&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته کلیدی و مبهم پرونده که منجر به اعدام صفیه&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد، آن است که چرا پرونده از شعبه چهار دیوان عالی کشور به صورت غیر قانونی به شعبه ۱۷ منتقل&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد؛ در حالی که وکیل صفیه، آقای رفوگران توانسته بود پذیرش رسیدگی دوباره پرونده را از شعبه چهار دیوان عالی کشور بگیرد؟&amp;nbsp;این پرسشی است که قوه قضائیه ایران باید به آن پاسخ بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/edam.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 158px; float: right; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته کلیدی و مبهم پرونده که منجر به اعدام صفیه&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد، آن است که چرا پرونده از شعبه چهار دیوان عالی کشور به صورت غیر قانونی به شعبه ۱۷ منتقل&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد؛ در حالی که وکیل صفیه، آقای رفوگران توانسته بود پذیرش رسیدگی دوباره پرونده را از شعبه چهار دیوان عالی کشور بگیرد؟&amp;nbsp;این پرسشی است که قوه قضائیه ایران باید به آن پاسخ بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد مصطفایی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گوید: &amp;quot;رئیس قوه قضائیه، آقای لاریجانی، در حال حاضر حدود سه هزار پرونده در دفترش دارد که هنوز اذن اجرای حکم آنها را نداده است. اجرای احکام مکلف است پرونده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مربوط به قتل را با یک گردش&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کاری برای رئیس قوه قضائیه بفرستد و سپس رئیس قوه قضائیه دستور اجرای حکم را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد. اما چرا این پرونده به صورت ویژه مورد رسیدگی قرار گرفت؟ دلیلش ارتباطاتی بود که برخی از اشخاص از جمله دادستان آن منطقه و دادستان شیراز داشتند. دادستان شیراز شخصاً پیگیر این پرونده&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد. بار&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها به دفتر رئیس قوه قضائیه نامه&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نوشت و از رئیس قوه قضائیه خواست که سریع اذن به اجرای این حکم دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ازسوی دیگر، صفیه در آن زمان به قوه قضائیه نامه نوشت و وکلای او هم درخواست رسیدگی مجدد دادند. پرونده صفیه به شعبه چهارم دیوان عالی کشور ارجاع شد. شعبه چهارم دیوان عالی کشور پرونده صفیه را مورد بررسی قرار داد و درخواست اعاده دادرسی یعنی رسیدگی مجدد را&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پذیرفت. وقتی درخواست رسیدگی مجدد مورد پذیرش قرار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرد، چون اصل پرونده هم در دیوان عالی کشور بوده، درعمل نه تنها حق ندارند حکم را اجرا کنند، بلکه توانایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;اجرای حکم هم به دلیل نبود پرونده و اینکه پرونده در دیوان عالی کشور برای رسیدگی مطرح است، وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازهم با توجه به نفوذی که در دستگاه قضائی شیراز از طریق دادستان و افراد دیگر وجود داشت، پرونده از شعبه چهارم به صورت کاملا غیرمعمول و خلاف رویه قضائی و موازین قانونی، گرفته شد و به شعبه هفدهم که حکم اولیه را صادر کرده بود داده شد.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;همان روز، شعبه رسیدگی کرد و اعاده دادرسی را نپذیرفت. پرونده را هم سریع دستی به شیراز فرستادند و بعد از چند روز، حکم در یک روز تعطیل اجرا شد. روز پنجشنبه و جمعه در عمل دستگاه قضائی کار نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و تعطیل است. از لحاظ اداری هم هیچ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کدام از کارکنان دستگاه قضائی در این روز&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها مشغول به کار نیستند. حتی در زندان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها هم به همین صورت است. ولی پنجشنبه صبح، بدون اینکه صفیه بداند، حکم اجرا&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد. او را پای چوبه دار&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بردند و پرونده را هم به سرعت مختومه اعلام کردند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/09/10/19453#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15339">صفیه غفوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1725">محمد مصطفایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Mon, 10 Sep 2012 08:35:40 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19453 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>«روایت او»، نمایشگاه زنان جنوب آسیا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/09/02/19076</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/09/02/19076&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/panbza01.jpg?1346956560&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - به مناسبت پانزدهمین سالگرد &amp;laquo;گروه خلاق زنان جنوب آسیا&amp;raquo;، نمایشگاهی به نام &amp;laquo;روایت او&amp;raquo; در موزه کویین نیویورک در&amp;nbsp; ماه اوت ۲۰۱۲ گشایش یافت و تا هفت اکتبر نیز ادامه خواهد داشت. هفت ملیت اصلی این نمایشگاه را زنان هنرمند فمنیست از کشورهای هند، بنگلادش، سریلانکا، ایران، نپال، افغانستان و پاکستان تشکیل می&amp;zwnj;دهند. برخی از آنان سال&amp;zwnj;هاست که مقیم کشورهای غربی هستند و بعضی نیز تازه از راه رسیده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;در این میان این زنان هنرمند چشم&amp;zwnj;اندازهای فمنیستی&amp;zwnj; و روحیه کنشگری&amp;zwnj;شان همراه با مقاومت&amp;zwnj;شان در برابر حل شدن در جامعه میزبان را به نمایش می&amp;zwnj;گذارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;گروه خلاق زنان جنوب آسیا&amp;raquo; نهادی&amp;zwnj;ست که در لندن و در نیویورک دفتر دارد و با زنان هنرمند سراسر جهان به طور مجازی هم در ارتباط است. جیشیر آبیشدانی (Jaishri Abichandani ) طراح هنری نمایشگاه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ما می&amp;zwnj;خواستیم تاریخ این مجموعه پانزده ساله هنری را به نمایش بگذاریم و به این دلیل نمایشگاه امسال دربرگیرنده زنان نویسنده، فیلمساز، نقاش، خواننده و موزیسین است. سمبل&amp;zwnj;های مختلف در فرهنگ&amp;zwnj;های گوناگون معانی متفاوتی پیدا می&amp;zwnj;کنند. اگر در ایران گفته شود حیوانات سمبل زنان است، در فرهنگ ایرانی نوعی توهین تلقی گردد. اما در آسیای جنوبی این مفهوم کاملاً دگرگون می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گاو مظهر زنانگی و بخشش&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panbza02.jpg&quot; /&gt;روبی چیشتی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;از جیشیر آبیشدانی طراح نمایشگاه خواستم یکی از آثار مورد پسندش را به شنوندگان زمانه معرفی کند. او روی مجسمه یک گاو که در وسط نمایشگاه به نمایش درآمده، دست گذاشت و گفت: &amp;laquo;من هندو هستم. گوشت گاو نمی&amp;zwnj;خورم و گاو برای ما مقدس است. ولی روبی چیشتی (Ruby Chishti) سازنده این اثر مسلمان و اهل پاکستان است. آنان گاو می&amp;zwnj;خورند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او ادامه داد: &amp;laquo;به نظر من حیوانات زنان را نمایندگی می&amp;zwnj;کنند و بیانگر وضعیت زنان در جامعه&amp;zwnj;اند که باید برای حقوق برابر مبارزه کنند. این مجسمه نوعی بیان شاعرانه در پیوند با مبارزه برای حقوق برابر است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روبی چیشتی خالق این مجسمه خود پاکستانی و مقیم نیویورک است. مجسمه از مواد بسیار گوناگونی مثل قطعات روزنامه، انگم کاج، گچ، پارچه و تورهای سیمی تشکیل شده است. این مجسمه یک گاو یا شاید هم بوفالوست که به گونه&amp;zwnj;ای اسطوره&amp;zwnj;وار وسط نمایشگاه بر روی یک پارچه قرمز نشانده شده است. روبی چیشتی درباره ارتباط این مجسمه با موضوع زنان می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این اثر برای من سمبل &amp;quot;بخشش&amp;quot; است؛ مثل زمین که می&amp;zwnj;بخشد. به این دلیل من از این سمبل برای کارم استفاده کردم. خیلی به عملکرد زنان به خاطر این بخشش و عرضه نزدیک است. گاو همیشه خود را می&amp;zwnj;بخشد. گاو همه چیز خود را می&amp;zwnj;بخشد؛ شیر، گوشت و حتی در پایان پوست خود را هم می&amp;zwnj;دهد. خیلی به نظرم از این منظر به طور سمبلیک مثل زنان عمل می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زنان ایرانی در نمایشگاه روایت او&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panbza03.jpg&quot; /&gt;آناهیتا وثوقی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;سهم زنان ایرانی نیز در نمایشگاه کم نبود. رؤیا فراست با طراحی&amp;zwnj;هایش، سمیرا عباسی با نقاشی&amp;zwnj;هایش، نگین شریف&amp;zwnj;زاده با یک ویدئو هنری و آناهیتا وثوقی با مجسمه&amp;zwnj;هایش در نمایشگاه &amp;laquo;روایت او&amp;raquo; شرکت کرده&amp;zwnj;اند. محور آثار آناهیتا وثوقی مجسمه&amp;zwnj;های کوچکی&amp;zwnj;ست که از گل موقت درست شده و در کانون آن انسان و پیکر انسانی قرار دارد که دفرمه شده است؛ انسانی که در حال دگردیسی&amp;zwnj;ست و از خویشتن و بدنش فاصله گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او معتقد است که از دوران انقلاب صنعتی هنرمندان توسط تکنولوژی عنصر دگردیسی را وارد آثار خود کرده&amp;zwnj;اند. نقطه عزیمت آنان استفاده از وسائل روزمره مثل اسباب&amp;zwnj;بازی و آنچه به خوردن آن عادت داریم بوده است. از نظر فرم او با همه نوع گل از جمله گل موقت که نیاز به گداخته شدن برای فرم گرفتن ندارد و خودش پس از خشک شدن شکل می&amp;zwnj;گیرد کار می&amp;zwnj;کند. تفاوت این گل با گل&amp;zwnj;های دیگر مثل رنگ روغن است با آکریلیک.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آناهیتا وثوقی استفاده از تکنولوژی در آثارش را این&amp;zwnj;گونه بیان می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;من مستقیماً تکنولوژی را در کارم برای تولید آثار هنری دخالت نمی&amp;zwnj;دهم. بیشتر برایم نقطه عزیمت و مفهوم آن در کارم مستتر است؛ اینکه چگونه تکنولوژی بدنمان را دستکاری و دفرمه می&amp;zwnj;کند. حتی موقعی که شما یک وسیله ساده مثل آیپود را با خود حمل می&amp;zwnj;کنید و یا یک حافظه سخت&amp;zwnj;افزار را به&amp;zwnj;عنوان مخزن اطلاعات با خود به این&amp;zwnj;سو و آن&amp;zwnj;سو می&amp;zwnj;برید یا یک جراحی پلاستیکی پیچیده در بدن&amp;zwnj;تان انجام می&amp;zwnj;دهید، همه این تغییرات بدن ما را توسط تکنولوژی دگرگونه و دفرمه می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقش دوگانه تکنولوژی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آناهیتا وثوقی مجسمه&amp;zwnj;ساز جوان ایرانی دانش&amp;zwnj;آموخته کار&amp;zwnj;شناسی در سال ۱۹۹۸ در رشته هنرهای تجسمی و کار&amp;zwnj;شناسی ارشد در سال ۲۰۱۰ از دانشگاه یل آمریکاست. او در نمایشگاه&amp;zwnj;های بسیاری در لندن و نیویورک شرکت کرده و اکنون مشغول تدریس تکنولوژی دیجیتال در دانشگاه یل است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او درباره نقش بازدارنده تکنولوژی در ارتباط انسان با طبیعت و جهان پیرامونش و همچنین درباره نقش تکنولوژی در تنهایی انسان معاصر می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;به نظرم استفاده از تکنولوژی دوگانه است. درعین شیفتگی نسبت به آن، تنش&amp;zwnj;زا و آزاردهنده است. من روزانه با تکنولوژی سر و کار دارم و با آن هر روز کار می&amp;zwnj;کنم و آن را دوست دارم. هم&amp;zwnj;زمان به&amp;zwnj;عنوان یک هنرمند مجسمه&amp;zwnj;ساز که با حس و دستش کار می&amp;zwnj;کند، با تکنولوژی تنش و تضاد دارم. به نظرم تکنولوژی نقطه تنش و تضاد است. من آرامشی در آن نمی&amp;zwnj;بینم. این احساس درونی من است، ولی در دنیای بیرون نیز چنین احساسی در جهان وجود دارد. از سویی ما به تکنولوژی برای زندگی روزمره نیاز داریم و این جنبه قدرتمند و مثبت تکنولوژی است، و از سوی دیگر از نیرویی مخرب و آزاردهنده هم برخوردار است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مشروح این گزارش را می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی بشنوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120828_PanteA_HerStoires.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمیل گزارشگر:&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;mailto:pantea.bahrami@yahoo.com&quot;&gt;pantea.bahrami@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.sawcc.org/&quot;&gt;سایت گروه خلاق زنان جنوب آسیا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.queensmuseum.org/10285/opening-reception-her-stories-fifteen-years-of-the-south-asian-women%E2%80%99s-creative-collective&quot;&gt;نمایشگاه &amp;laquo;روایت او&amp;raquo; در موزه کویین در نیویورک&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813&quot;&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/09/02/19076#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15102">آناهیتا وثوقی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2605">نقاشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15100">نمایشگاه زنان جنوب آسیا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5305">نیویورک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3537">هنرهای تجسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15104">کویین</category>
 <pubDate>Sun, 02 Sep 2012 07:19:22 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19076 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>«هفت‌خوان رستم» به روایت مریم توزیع</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/08/12/18109</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/08/12/18109&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/martpb01.jpg?1345144374&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - از مریم توزیع هنرمند مقیم نیویورک به&amp;zwnj;تازگی کتابی به نام &amp;laquo;هفت خوان رستم&amp;raquo; منتشر شده است. نقاشی&amp;zwnj;های این کتاب که مهارت او در استفاده از مینیاتور را با زمان حال گره زده است، کار اوست.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;پیشینه هنری مریم توزیع به سال&amp;zwnj;های قبل از انقلاب برمی&amp;zwnj;گردد. وی ابتدا به هنرستان هنرهای زیبای بهزاد رفت و سپس وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در رشته هنرهای تجسمی با تخصص گرافیک به تحصیل پرداخت. او با هوشنگ توزیع، بازیگر، نویسنده و کارگردان تئا&amp;zwnj;تر ازدواج کرد که البته این پیوند بعد&amp;zwnj;ها به جدایی انجامید. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120622_PanteA_MariamTozie.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/martpb02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;مریم توزیع: &amp;laquo;وقتی رساله لیسانسم را می&amp;zwnj;&amp;zwnj;نوشتم و تازه ازدواج کرده بودم و داشت انقلاب می&amp;zwnj;شد، تصمیم گرفتم از ایران بیرون بیایم. هنوز از انقلاب به آن صورت خبر نداشتیم و نمی&amp;zwnj;دانستیم چه می&amp;zwnj;شود. وقتی ازدواج کردم، برای اینکه همسرم هم آن موقع در رشته خودش خیلی فعال بود و من هم همین&amp;zwnj;طور، فکر کردیم که تا خانه&amp;zwnj;مان هنوز پر بچه نشده و سبکباریم، سفر کنیم و بیشتر از دنیا یاد بگیریم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مریم توزیع در نیویورک وارد دانشگاه هنرهای تجسمی شد و کار&amp;zwnj;شناسی ارشدش را در رشته هنرهای تجسمی برای وقایع&amp;zwnj;نگاری گرفت. وی سپس به دریافت &amp;laquo;جایزه پاولا رادز برای هنر استادانه&amp;raquo; نائل گشت. این نوع نقاشی در لحظه اتفاق می&amp;zwnj;افتد. کار باید سریع صورت گیرد و بنابراین با نوعی طراحی و همچنین استفاده از حافظه برای اتمام کار آمیخته است. مریم سپس به طراحی و چیده&amp;zwnj;مان صحنه برای عکاسی روی آورد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مریم توزیع: &amp;laquo;خیلی دلم می&amp;zwnj;خواست این رشته را ادامه دهم. [وقایع&amp;zwnj;نگاری] نوعی نقاشی&amp;zwnj;ست که شما درجا کار می&amp;zwnj;کنید و یک موضوع را مطرح می&amp;zwnj;کنید. حال موضوع ممکن است در مورد گوشه&amp;zwnj;گیری آدم&amp;zwnj;ها باشد یا راجع به وضع مغازه&amp;zwnj;های آمریکا و غیره... خب بالاخره هر بار سفارش کار می&amp;zwnj;گرفتم و دوره&amp;zwnj;ای بود که فوق&amp;zwnj;العاده به من کمک کرد که بتوانم اینجا به معنای واقعی کلمه وارد بازار کار شوم و شانس این را داشتم که با فیلمسازان خوب ایرانی کار کنم. آقای ابراهیمیان که می&amp;zwnj;خواست فیلمی به نام &amp;laquo;خواستگاران&amp;raquo; بسازد، از من کمک خواست که همپای خودش کارگردانی هنری فیلم در کار صحنه را دست بگیرم. بعداً، در سال ۲۰۰۳ در سینمای آمریکا با سرخپوست&amp;zwnj;ها در یک فیلم کار کردم. و چقدر آموختم و چقدر هم سرخپوست&amp;zwnj;ها ایرانی&amp;zwnj;ها را دوست دارند. به&amp;zwnj;هرحال، نقاشی با رنگ و روغن را خیلی دوست دارم. منتها شرایط و امکانات مرا وادار می&amp;zwnj;کند که با گوآش و آبرنگ کار کنم. این مورد در سال&amp;zwnj;های آغاز یادگیری من از نقاشی در هنرستان آغاز شد که آقای فرشچیان به ما مینیاتور می&amp;zwnj;داد که کار کنیم. یک قشر غلیظ رنگ گوآش را اول می&amp;zwnj;زدیم به&amp;zwnj;عنوان دست اول و بعد روی آن با آبرنگ لایه لایه کار می&amp;zwnj;کردیم. در این نوع آبرنگ بر عکس تصور عمومی همه چیز بلوری نیست. یک جور سنگینی دارد که مثل رنگ و روغن است. یعنی شما اگر عکس بگیرید، نمی&amp;zwnj;توانید بفهمید که با رنگ و روغن کار شده.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;منیاتورهای دیروز و امروز&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/martpb03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;کارت تبریک&amp;zwnj;هایی که نماد دوستی، عشق و محبت است و در آن مثلاً دو عدد ماهی کوچک هویداست و در هلند و استرالیا فروش رفت، از کارهای دیگر مریم است که او را بیشتر به نقاشی در کتاب علاقمند کرد. آثار مریم توزیع کاملاً با جزییات درگیر شده و با آن آمیخته است. وی در این نوع سبک نقاشی آن&amp;zwnj;قدر مهارت پیدا کرده که نوعی مُهر مستقل کاری خود را بر آن زده است. گاهی کار وی به مینیاتور نزدیک می&amp;zwnj;شود. ریشه&amp;zwnj;های مشترک آثار او با مینیاتور برای مثال یکی دوبُعدی بودن&amp;zwnj; و دیگری فاقد پرسپکتیو بودن&amp;zwnj;شان است. زندگی در آپارتمان&amp;zwnj;ها و خانه&amp;zwnj;های کوچک مینیاتوری نیویورک نیز در سبک کار مریم تأثیر داشته. &amp;laquo;چهره نیویورک&amp;raquo; کتاب دیگری&amp;zwnj;ست که محصول این سال&amp;zwnj;هاست. این کتاب شامل ۳۰ نقاشی از زندگی روزمره، تضاد&amp;zwnj;ها و نمادهای ویژه این شهر است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مریم توزیع: &amp;laquo;الان حس می&amp;zwnj;کنم که ریشه این نزدیکی در مینیاتور ایرانی&amp;zwnj;ست. مثلاً در مینیاتور ایرانی رنگ بسیار مطرح است و پرسپکتیو ندارد و مقام&amp;zwnj;های جلو و عقب بیشتر به داستانی که می&amp;zwnj;گویید ربط دارد. فراموش نکنیم که در دوران پیشین از مینیاتور برای نقاشی کتاب&amp;zwnj;ها استفاده می&amp;zwnj;شد. مثلاً شما الان اگر به موزه متروپلیتن نیویورک بروید، بسیاری از کتاب&amp;zwnj;های شاهنامه نقاشی شده. بیشتر این مینیاتور&amp;zwnj;ها به مکتب هرات تعلق دارد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مینیاتور در مکتب هرات عمدتاً با چهره&amp;zwnj;های مغولی پدیدار می&amp;zwnj;شود. هرات الان در افغانستان است و آن موقع در ایران قرار داشت. برخی منابع نیز به این موضوع اشاره می&amp;zwnj;کنند که زمانی که تازه اسلام در ایران رواج داشت و هنرمندان ایرانی اجازه نقاشی کردن نداشتند، مینیاتورکار&amp;zwnj;ها با رنگ&amp;zwnj;های بدون بو که با آب ترکیب می&amp;zwnj;شوند کار می&amp;zwnj;کردند. این&amp;zwnj;کار به آن جهت انجام می&amp;zwnj;شد که در صورت بازرسی بدون بو باشد و جای کوچکی را اشغال کند. رنگ&amp;zwnj;ها را خودشان می&amp;zwnj;ساختند و هنوز هم بهترین رنگ&amp;zwnj;ها از ترکیبات آن دوران می&amp;zwnj;&amp;zwnj;آید. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/martpb04.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;مریم توزیع: &amp;laquo;زمانی که در نیویورک تحصیل می&amp;zwnj;کردم، استادانی بودند که از من سئوال می&amp;zwnj;کردند شما آیا می&amp;zwnj;توانی به&amp;zwnj;صورت امروزی به شیوه&amp;zwnj;ای که شبیه مینیاتور ایرانی&amp;zwnj;ست، کار کنی، مثلاً اسب و منظره که در مینیاتورهای کلاسیک وجود دارد، اگر بخواهید نیویورک امروز را نقاشی کنید، چگونه خواهد بود؟ طرح موضوع برای من خیلی جالب بود. آنان تشویق می&amp;zwnj;کردند که در لحظه طراحی کنیم و عکس را از تصویرسازی جدا کنیم. یعنی عکس نگیریم بلکه طراحی کنیم. برای مثال وقتی شما می&amp;zwnj;خواهید مأمور آتش&amp;zwnj;نشانی و حضورش در یک حادثه را کار کنید، طراحی انرژی دیگری و مفهوم دیگری دارد. بنابراین مرا تشویق کردند به کار نقاشی از زندگی روزمره در نیویورک. شروع کردم از در و مغازه&amp;zwnj;ها نقاشی کردن. از این مغازه&amp;zwnj;هایی که شب تا صبح باز هستند، مثلاً فردی از کشور کره می&amp;zwnj;نشیند هندوانه قاچ می&amp;zwnj;کند، دانه دانه این&amp;zwnj;ها را کوچولو می&amp;zwnj;کند. این&amp;zwnj;ها برایم خیلی جالب بود. بعد یواش یواش به فضاهای داخلی مثل کلاس&amp;zwnj;های یوگا رفتم و آنجا شروع به طراحی و نقاشی کردم و به تدریج دست&amp;zwnj;آموز خودم شدم.  این شاید در مکتب هرات آغاز شده بود. توانستم آن را از فضای ذهنی خودم عبور دهم و به آثاری تبدیلش کنم که شما امروز می&amp;zwnj;بینید. این روند خلق کتاب نیویورک بود.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کتاب نیویورک با نقاشی&amp;zwnj;های مینیاتور&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/martpb05.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;به دلیل مشغولیت&amp;zwnj;های مختلفی که مریم داشت موفق نشد ناشری بیابد که &amp;laquo;کتاب نیویورک&amp;raquo; را منتشر کند. هدف هم یک نمایش ظاهری نبود، بلکه نیویورک شهری&amp;zwnj;ست پر از مغازه&amp;zwnj;های کوچک که هر کس با سلیقه خودش ساخته و کار می&amp;zwnj;کند. مثل خانمی که در خیابان هشتم در شرق شهر هنوز با دست صندل درست می&amp;zwnj;کند و یا دمپایی با چرم واقعی می&amp;zwnj;سازد، یا به برادرزاده&amp;zwnj;اش این صنعت را یاد می&amp;zwnj;دهد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مریم توزیع: &amp;laquo;دلم می&amp;zwnj;خواست این خاصیت نیویورک را مطرح کنم. این واقعیت دارد که نیویورک مثل هر شهر بزرگ دیگری پر از شعبه&amp;zwnj;های شرکت&amp;zwnj;های بزرگ است. نیویورک  فضای به&amp;zwnj;خصوصی است. به خاطر اینکه شما در این شهر می&amp;zwnj;توانید به مغازه&amp;zwnj;های کوچک هم که در آن&amp;zwnj;ها چهار نفر در آن واحد جا نمی&amp;zwnj;شوند بروید. تفاوت این&amp;zwnj;ها کنار هم خیلی قشنگ است و اینکه این ویژگی نیویورک را از دست ندهیم. منتها ناشری را پیدا نکردم که این موضوع برایش جالب باشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هفت&amp;zwnj;خوان رستم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیفتگی مریم به شاهنامه از محتوای کار فردوسی برمی&amp;zwnj;خیزد. با اینکه شاهنامه چند صد سال پیش نوشته شده، ولی امروز ما با مفاهیم و مضامین آن در زندگی روزمره درگیر هستیم. چگونه خود را از نگرانی، ترس و دروغ برهانیم و چگونه توشه&amp;zwnj;ای برای حرکت به جلو بیندوزیم. مَثَل &amp;laquo;از هفت&amp;zwnj;خوان رستم باید گذشت&amp;raquo;، بیانگر همین مفهوم است. &amp;laquo;هفت&amp;zwnj;خوان رستم&amp;raquo; نام کتابی&amp;zwnj;ست که در سال ۲۰۰۹ از مریم توزیع به زبان انگلیسی با الهام از شاهنامه فردوسی منتشر شده. هم تصاویر و هم متن انگلیسی این کتاب کار خود اوست. کتاب در blrub. com قابل دسترسی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/martpb06_0.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;مریم توزیع: &amp;laquo;نکته اصلی در مورد فردوسی خاصیت تصویری بودن اشعار شاهنامه است. شخصیت رستم از بچگی برایم جذاب بود و حالا به&amp;zwnj;عنوان یک فرد بالغ به آن می&amp;zwnj;نگرم. این شخصیت&amp;zwnj;ها اسطوره&amp;zwnj;های ما هستند. تفاوت در این بود که این شخصیت&amp;zwnj;ها از زندگی عادی و روزمره دور نبودند. آموزه&amp;zwnj;هایی دارند که با زندگی عادی عجین شده.فردوسی اصولاً به نظر من خیلی برای پیشرفت انسان فعالیت کرده. او در اشعارش می&amp;zwnj;گوید فرزند دهقان است. به نظر من هنرمند و دهقان از هم دور نیستند، به خاطر اینکه هر دو با صبوری آشنا هستند. شما نمی&amp;zwnj;توانید بدون بذر کاشتن یک تابلو نقاشی خلق کنید. شما هر روز با چشم&amp;zwnj;های یک نقاش به دنیا می&amp;zwnj;نگرید و بذرهایی از آن در وجودت&amp;zwnj; زاده می&amp;zwnj;شود، مثل یک باغبان که برگ&amp;zwnj;های زرد درختش را می&amp;zwnj;کند، می&amp;zwnj;گذارد کنار، طراحی&amp;zwnj;های بدت را می&amp;zwnj;گذاری کنار. مثل یک باغبان قلمه می&amp;zwnj;زنی. نقاش هم این تکنیک را با آن تکنیک ادغام یا از هم جدا می&amp;zwnj;کند. مثل یک نقاشی. نکته دیگر این است که فردوسی ما را به دلیری و مقاومت در برابر سختی&amp;zwnj;های زندگی تشویق می&amp;zwnj;کند. جنگ و جدال او با جادو و دیوهای عظیم ما را به زندگی سالم روحی و ذهنی و همینطور پرهیز از دروغ و فریب دعوت می&amp;zwnj;کند. اما مشکلات زندگی خانواده&amp;zwnj;های ایرانی مهاجر و تبعیدی در غربت آنقدر زیاد است که خانواده&amp;zwnj;ها فرصت نمی&amp;zwnj;کنند برای کودکانشان شاهنامه بخوانند. این نسل شانسی که نسل ما داشت و در خانواده&amp;zwnj;های بزرگ زندگی می&amp;zwnj;کرد و پدر و مادر&amp;zwnj;ها و یا خاله&amp;zwnj;ها و دایی&amp;zwnj;ها، برایشان شب&amp;zwnj;ها شاهنامه می&amp;zwnj;خواند را نداشت. من سعی کردم این تجربه را از طریق این کتاب که بیشتر تصویری است تا ادبی به نسل جوان معرفی کنم. فرهنگ و هنر ریشه انسان را روی زمین نگه می&amp;zwnj;دارد.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمیل گزارشگر:&lt;br /&gt;
pantea. bahrami@yahoo. com&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813&quot;&gt; پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/08/12/18109#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14419">رستم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87">شاهنامه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10665">فردوسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10161">مریم توزیع</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14417">مینیاتور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2605">نقاشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14418">هفت خوان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14420">هفت خوان رستم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3537">هنرهای تجسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <pubDate>Sat, 11 Aug 2012 22:02:25 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18109 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>هنر دو چهره‌ای</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/08/01/17698</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/08/01/17698&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گزارشی از «هنر دو چهره‌ای» شهره درویش زرگر، نقاش ایرانی مقیم اصفهان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;181&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shodpb04.jpg?1343789874&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی- آثار شهره درویش زرگر، هنرمند نقاش، زنان برهنه&amp;zwnj;ای را نمایش می&amp;zwnj;دهد که از خط قرمز&amp;zwnj;ها و تابوهای موجود جامعه ایران عبور کرده&amp;zwnj;اند. رنگ، عنصر شعف&amp;zwnj;آور این آثار است که در تلاطم بین زیبایی&amp;zwnj;شناسی و حرکت خودنمایی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;آثار شهره درویش با اینکه در رئالیسم (واقع&amp;zwnj;گرایی) ریشه دارند، ولی به دلیل کارکرد رنگ&amp;zwnj;هایی که گاهی غیرمتعارف هم هستند، به ذهنیت نقاش نزدیک می&amp;zwnj;شوند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120702_PanteA_ShohreDariwish.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/shodpb02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;شهره درویش اثر &amp;laquo;رؤیا&amp;zwnj;هایم را برهنه می&amp;zwnj;کنم&amp;raquo; را برای شنوندگان رادیو زمانه اینگونه وصف می&amp;zwnj;کند:&amp;laquo;این نقاشی به معنی عدم سانسور رؤیا&amp;zwnj;هایم است. برهنگی برای من سمبلی است که دوست دارم نشانش دهم. اساساً در جامعه ایران زن برهنه منع می&amp;zwnj;شده و آنچه ممنوع می&amp;zwnj;شود، جذابیت بیشتری پیدا می&amp;zwnj;کند. نکته دیگر آنکه زیبایی و ظرافت زنانه و آن قوس&amp;zwnj;های زیبا را نباید پنهان کنیم، باید به این زیبایی&amp;zwnj;ها جان ببخشیم. من به این رؤیا&amp;zwnj;ها جان می&amp;zwnj;بخشم و آن را به تصویر می&amp;zwnj;کشم. این زیبایی&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها از تن و روان قابل ستایش&amp;zwnj;اند. در این&amp;zwnj;کار آن چرخشی که روی مو&amp;zwnj;ها و بدن زن وجود دارد، به مانند رهایی از خودش، از افکارش و از بدنش است. درست مثل رقص سماع که هنگام چرخش، انسان خودش را در آن لجظه از همه چیز&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها می&amp;zwnj;کند. اینکه ما همیشه باید خودمان و بدنمان را پنهان و محو کنیم، برای من آزاردهنده بوده و دوست دارم در نقاشی&amp;zwnj;هایم آن رهایی را نشان دهم. کار دیگری به نام &amp;laquo;آرامش&amp;raquo; دارم که یک لبخند شیطنت&amp;zwnj;آمیز در آن نهفته است. یک کار رائالیستی است و نگاه کردن به آن به من آرامش می&amp;zwnj;دهد، رنگ&amp;zwnj;های زمینه اثر به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای انتخاب شده که قدیمی بودن را به انسان القاء می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کارآموزان و تکنیک پاستل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهره درویش در سال ۱۳۸۰ از رشته گرافیک در دانشگاه یزد فارغ&amp;zwnj;التحصیل شد. وی سپس به تدریس در خانه فرهنگ روی آورد، ولی به خاطر محدویت&amp;zwnj;های تدریس در دانشگاه&amp;zwnj;ها، آتلیه نقاشی خود را دایر نمود و به تربیت هنرجویان دختر و پسر  پرداخت. ۱۲ نفر از کارآموزان نقاشی شهره در سال ۱۳۸۸، ۲۹ تابلو را در گالری آپادانا به نمایش درآورند. استفاده از پاستل، تکنیک غالب این آثار بود. هرچند محدویت مکان و تعداد زیاد نقاشی&amp;zwnj;ها امکان تفکر و تأمل بیشتر بر روی هر اثر را نمی&amp;zwnj;داد، ولی توجه به زیبا&amp;zwnj;شناسی، دقت در جزییات، ترسیم طبیعت بی&amp;zwnj;جان، چهره&amp;zwnj;های انسانی و تأکید بر مفاهیم واقعگرا، مشخصه&amp;zwnj;های ویژه آثار کارآموزان شهره درویش را تشکیل می&amp;zwnj;داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/shodpb03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;در آثار خود شهره عمدتاً از پاستل استفاده شده است. او در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;آثاری که رنگ و روغن است، از لایه&amp;zwnj;هایی تشکیل شده که روی هم قرار دارند. استفاده از پاستل با انگشت همراه است. علاقه من به پاستل هم از اینجا می&amp;zwnj;آید که می&amp;zwnj;توانم آنرا با بدنم حس کنم. البته من رنگ و روغن هم کار می&amp;zwnj;کنم، ولی به&amp;zwnj;طور حرفه&amp;zwnj;ای پاستل کار می&amp;zwnj;کنم و به هنرجویانم نیز تکنیک کار با پاستل را تدریس می&amp;zwnj;کنم. احساس می&amp;zwnj;کنم آن زیبا&amp;zwnj;ترین کلام است که بیننده می&amp;zwnj;تواند ببیند؛ کلامی بی&amp;zwnj;صدا که برای بیننده حس&amp;zwnj;ات را بیان می&amp;zwnj;کنی. در مورد رنگ و جسارت خط در کار&amp;zwnj;هایم [باید بگویم] با اینکه در یک شهر سنتی و قدیمی با رنگ&amp;zwnj;هایی مرده زندگی کردم، ولی همیشه جسارت رنگم بالا بوده. همیشه از رنگ&amp;zwnj;های شاد استفاده می&amp;zwnj;کردم. هیچ کس نمی&amp;zwnj;تواند بگوید من به پایان یادگیری و به پایان راه رسیده&amp;zwnj;ام. همه هنرمند&amp;zwnj;ها، حتی بزرگ&amp;zwnj;ترین&amp;zwnj;هایشان و با تجربه&amp;zwnj;ترین&amp;zwnj;هایشان هم جا برای یاد گرفتن و جلو رفتن دارند. همیشه پله&amp;zwnj;هایی برای بالا رفتن وجود دارد. رئالیست هستم. کارهای واقعگرا را خیلی دوست دارم. البته در یکسری کار&amp;zwnj;هایم، مدرن هم کار کرده&amp;zwnj;ام؛ تلفیقی و رئال - مدرن هم کار می&amp;zwnj;کنم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هنر در دو فضای متفاوت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/shodpb05.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;شهره درویش در آِثارش به واقع&amp;zwnj;گرایی (رئالیسم) نزدیک می&amp;zwnj;شود. وی از هنر &amp;laquo;دو چهره&amp;zwnj;ای&amp;raquo; نام می&amp;zwnj;برد؛ هنری که در فضای عمومی قابل نمایش است و در همان حال تنها در محافل خصوصی هم می&amp;zwnj;توان به نمایشش گذاشت - مانند آثار اخیرش که از آن&amp;zwnj;ها در این یادداشت یاد شده است. هنر &amp;laquo;دو چهره&amp;zwnj;ای&amp;raquo; هم درست مانند رفتارهایی&amp;zwnj;ست که در سه دهه گذشته در جامعه ایران دوگانه شده است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهره درویش درباره نکات مثبت و منفی زندگی هنرمندان در ایران می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در ایران برای هنرمند ارزش قائل هستند. چون کلاً ایران و مخصوصاً شهری که من [در آن] زندگی می&amp;zwnj;کنم، اصفهان، یک شهر هنری&amp;zwnj;ست؛ پر از هنرمندانی که آِثار زیبایی برای ارائه دارند. من خودم در اصفهان نمایشگاه می&amp;zwnj;گذاشتم. [اصفهانی&amp;zwnj;ها] برای هنرمند خیلی احترام قائل&amp;zwnj;اند. وقتی آدم بین مردمی که هنردوست&amp;zwnj;اند به دنیا بیاید، خیلی خوب است برای یک هنرمند. این زاویه مثبت آن است. زاویه منفی آن نیز این واقعیت است که هنرمند، خُب خیلی وقت&amp;zwnj;ها مایل است، موضوعاتی را که در دلش هست، به قلمش نقش دهد و روی کاغذ بیاورد. ولی ما نمی&amp;zwnj;توانیم هر آنچه در افکارمان هست، روی کاغذ بیاوریم و در فضای عمومی به نمایش بگذاریم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمیل گزارشگر:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;mailto:pantea.bahrami@yahoo.com&quot;&gt;pantea.bahrami@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عنوان آثار از بالا به پائین:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
●رؤیاهایم را برهنه می&amp;zwnj;کنم&lt;br /&gt;
●بدو اسم&lt;br /&gt;
●خط&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;چرخند&lt;br /&gt;
●رها از تن و روان&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813&quot;&gt; پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/08/01/17698#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14172">شهره درویش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14187">شهره درویش زرگر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3537">هنرهای تجسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <pubDate>Wed, 01 Aug 2012 02:57:55 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17698 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بیان روحی و معنوی رهایی و صلح</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/07/25/17276</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/07/25/17276&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    رها راستی‌فرد، عکاسی با دغدغه‌های انسانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/panterr01.jpg?1343669649&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی &amp;ndash; ر&amp;zwnj;ها راستی&amp;zwnj;فرد هنرمند ایرانی مقیم برلین، جزو آن گروه از هنرمندانی&amp;zwnj;ست که آثارشان بیشتر با مسائل انسانی گره خورده است. بن&amp;zwnj;مایه اصلی کار او را انسان و دغدغه&amp;zwnj;هایش تشکیل می&amp;zwnj;دهد. اما شاید مهم&amp;zwnj;ترین وجه تمایز او با دیگران در این نکته نهفته باشد که&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها آن&amp;zwnj;قدر با اثر درگیر می&amp;zwnj;گردد که خود نیز جزئی از مجموعه کارش می&amp;zwnj;شود؛ نه تنها به&amp;zwnj;عنوان آفریننده اثر، بلکه به&amp;zwnj;عنوان موضوع و سوژه کار. نمونه&amp;zwnj;ای از آمیختگی هنرمند با جهان اثرش از مجموعه &amp;laquo;عکس من و...&amp;raquo; هویداست.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;رها راستی&amp;zwnj;فرد درباره روند حرکت هنریش در آلمان اظهار داشت: &amp;laquo;به&amp;zwnj;عنوان فردی که خارج از آلمان وارد این کشور می&amp;zwnj;شوید، باید خودتان را با این فرهنگ و با این نوع زندگی هماهنگ کنید. خُب، برای من هم بسیار دشوار بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120707_PanteA_RahaRastifardC.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اولین حرکت بزرگم در این کشور نمایشگاهی بود در موزه پرگامون (Pergamon Museum) برلین که بزرگ&amp;zwnj;ترین موزه آلمان است. در آنجا نمایشگاه عکس برگزار کردم و در واقع این نمایشگاه پرشی بود برای وارد شدن به دنیای هنری معاصر به&amp;zwnj;عنوان یک خارجی. چون مسلماً اگر در کشور خودم زندگی می&amp;zwnj;کردم، روند کاری&amp;zwnj;ام به شکل طبیعی خودش پیش می&amp;zwnj;رفت. ولی مهاجرت و جدا شدنم از کشورم [این مسیر طبیعی را مختل کرد.] البته به دلخواه خودم مهاجرت کردم، چون همیشه دوست داشتم حرکت کنم و خیلی دوست داشتم یک دنیای جدید را تجربه کنم. از یک&amp;zwnj;جا بودن خسته می&amp;zwnj;شدم و  برای تازه نگه داشتن روحم، فکرم و ایده&amp;zwnj;هایم احتیاج به تغییر داشتم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مجموعه &amp;laquo;من و توبا&amp;raquo; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panterr01b.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;مجموعه هشت عکس به نام &amp;laquo;توبا&amp;raquo; کار مشترک&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها راستی&amp;zwnj;فرد و مهران تیزکار است که در سال ۲۰۰۷ در موزه پرگامون برلین به نمایش گذاشته شد. این مجموعه تصویری متفاوت از آنچه که رسانه&amp;zwnj;ها در ورای مرزهای ایران از زن ایرانی ترسیم کرده&amp;zwnj;اند، به نمایش می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رها راستی&amp;zwnj;فرد درباره این مجموعه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;با این پروژه می&amp;zwnj;خواستیم زیبایی و قدرت زن امروزی ایرانی را نشان دهیم. برخلاف آنچه که در رسانه&amp;zwnj;ها حکمفرماست و همیشه می&amp;zwnj;خواهند زن ایرانی را [به شکل] یک انسان ضعیف و بی&amp;zwnj;قدرت نشان دهند و با توجه به واقعیتی که حکمفرماست، [این مجموعه] واقعاً یک کار سیاسی بود. به این جهت که مخالف آن ایده&amp;zwnj;یی&amp;zwnj;ست که این&amp;zwnj;روز&amp;zwnj;ها در غرب حکمفرماست و مدام اینجا می&amp;zwnj;بینیم که زن ایرانی به&amp;zwnj;عنوان یک انسان عقب&amp;zwnj;مانده و یک انسان تحت فشار نشان داده می&amp;zwnj;شود، ولی همه ما می&amp;zwnj;دانیم که به&amp;zwnj;هیچ&amp;zwnj;وجه واقعیت ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از عناصر حاکم در این مجموعه آن نقابی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ست که تمام زنان این مجموعه روی صورت خودشان کشیده&amp;zwnj;اند. نقابی که صورت این زنان را پوشانده، نشانه و نمادی&amp;zwnj;ست برای نشان دادن قدرت و زیبایی زن، نه به&amp;zwnj;عنوان چادر، نه به&amp;zwnj;عنوان چیزی که صورتش را پوشانده باشد، بلکه به&amp;zwnj;عنوان یک ماسک. زنان ایرانی معمولاً چندین چهره دارند. در خانه یک چهره دارند، در محل کار یک چهره دارند، در اجتماع بیرون هم یک چهره دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نمایشگاه &amp;laquo;من و...&amp;raquo; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panterr03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;نمایشگاه &amp;laquo;من و...&amp;raquo; مجموعه ۱۳ عکس است که هر کدام پرتره یکی از زنان پرآوازه جهان را با خود هنرمند (ر&amp;zwnj;ها راستی&amp;zwnj;فرد) به تصویر کشیده. این پرتره&amp;zwnj;ها نمایانگر آمیختگی و عجین شدن عمیق تصویری، روحی و ذهنی بین او و شخصیت&amp;zwnj;های برجسته زنان است که هر کدام نقشی در تاریخ ادبیات، سیاست، هنر موسیقی و رقص داشته&amp;zwnj;اند. فروغ فرخزاد، پینا باوش، پروین اعتصامی، آنجلا دیویس و سیمون دوبوار تنها نام چند تن از آنان است. این آثار همه سیاه و سفید و به شکل پرتره&amp;zwnj;های دونفره ترسیم شده&amp;zwnj;اند. رها در ادامه در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;اصولاً برای آفرینش هنری و برای اینکه یک پروژه را شروع کنم، در یک لحظه قرار نمی&amp;zwnj;گیرم که فکر کنم الان می&amp;zwnj;خواهم این اثر را خلق کنم. برای آفرینش هنری معمولاً بر اساس دریافت&amp;zwnj;هایم از جهان بیرون و درونم یک روند طولانی را طی می&amp;zwnj;کنم و لحظه خلق اثر هنری زمانی است که کاملاً غنی شده باشم و در آن لحظه که به قول &amp;laquo;گارت&amp;raquo; فیلسوف دانمارکی لحظه دیوانگی&amp;zwnj;ست یک اثر را خلق می&amp;zwnj;کنم. یک&amp;zwnj;سال و نیم به شکل مداوم در حال تحقیق و مطالعه بودم؛ مطالعه دنیای پیرامون و دنیای درونم، و در آن لحظه دیوانگی اولین تصویر این پروژه خلق شد و آن هم &amp;laquo;من و فروغ فرخزاد&amp;raquo; بود. این مجموعه زندگی&amp;zwnj;نامه خودم است. این افراد جزئی از وجودم هستند. [آن&amp;zwnj;ها] دوستان من و کسانی [هستند] &amp;zwnj;که در روند زندگی و پیشرفت زندگی شخصی ذهنی و روحی&amp;zwnj;ام سهم به&amp;zwnj;سزایی داشتند. برای خلق هر کدام از این آثار باید بگویم شاید چند روز نخوابیدم و به شکل مدام با آن&amp;zwnj;ها زندگی کردم، با آن&amp;zwnj;ها بودم و به شکل روحی به این افراد وصل شدم. [این اشخاص] بخشی از وجود من در آن لحظه شدند. نزدیکی [با آن&amp;zwnj;ها] یک نزدیکی واقعی به دور از زمان و مکان است. هیچ&amp;zwnj;کدام از این&amp;zwnj; [اشخاص] در زمان من زندگی نمی&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panterr04.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;ر&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گوید به این دلیل از روش سیاه و سفید استفاده می&amp;zwnj;کند که این نوع کار به دنیای روحی&amp;zwnj;اش نزدیک است و می&amp;zwnj;توانست دنیای روحی او را بهتر ترسیم کند. از او خواستم درباره چند تن از شخصیت&amp;zwnj;های زن در مجموعه &amp;laquo;من و...&amp;raquo; توضیح دهد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;من عاشق موزیک هستم. زندگی روزمره&amp;zwnj;ام اصولاً بر اساس موزیک پایه&amp;zwnj;گذاری شده و نینا سیمونه (Nina Simone) هم یکی از آن انسان&amp;zwnj;های بزرگی&amp;zwnj;ست که در شکل&amp;zwnj;گیری شخصیتم نقش خیلی مهمی داشته&amp;zwnj;اند و دارند. نوع بودنش و نوع زندگی کردنش برای من همیشه خیلی عجیب و دوست داشتنی بود و آزادی&amp;zwnj;ای که این انسان در وجودش داشت و آن را به بیرون می&amp;zwnj;داد، به&amp;zwnj;نظرم زیبا می&amp;zwnj;آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنائیس نین (Anais Nin) یکی از زیبا&amp;zwnj;ترین، دوست&amp;zwnj;داشتنی&amp;zwnj;ترین شخصیت&amp;zwnj;هایی است که می&amp;zwnj;شناسم. از طریق شعر و ادبیات با او آشنا شدم و خیلی سریع به روحیاتش نزدیک شدم. نوع بودنش و نوع زندگی کردنش و آن حرکتی که در روح او اتفاق می&amp;zwnj;افتاد و زندگیش را از طریق آن دنبال می&amp;zwnj;کرد و نترس بودن این انسان برایم خیلی جالب بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لهاسا خواننده&amp;zwnj;ای است که در سال ۲۰۱۰  به خاطر سرطان فوت کرد. فکر کنم چند سال از من بزرگ&amp;zwnj;تر بود. علاقه زیادی به این هنرمند دارم. یک دلیل شخصی هم دارد: من تنها خواهرم را به خاطر بیماری سرطان از دست دادم و در دورانی که با خواهرم بودم، با لهاسا بودم و لهاسا هم در همین دوران این بیماری را داشت و حدود یک سال قبل از اینکه خواهرم برود، ایشان هم رفت. در واقع من [در این دوران] یک ارتباط خیلی قوی با او برقرار کردم؛ همراهم بود و در روندی که با خواهرم طی می&amp;zwnj;کردم و با بیماری خواهرم که درگیر بودم، به لهاسا خیلی نزدیک شدم. با او احساس نزدیکی و اشتراک داشتم. می&amp;zwnj;دیدم چه&amp;zwnj;قدر این زن قوی است و با وجود بیماری سختی که داشت، چه&amp;zwnj;قدر زیبا باقی مانده و اینکه آخر هم نتوانست طاقت بیاورد و رفت. برای خواهرم هم دقیقاً همین اتفاق افتاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژوزفین بیکر (Josephine Baker) زن سیاهپوستی است که در اوائل قرن بیستم تأثیر به&amp;zwnj;سزایی در احقاق حقوق مدنی سیا&amp;zwnj;هان داشت. او برای برابری اجتماعی خیلی فعالیت می&amp;zwnj;کرد؛ انسانی بسیار خلاق بود که در اجتماع دو نقش مختلف را ایفا می&amp;zwnj;کرد؛ هم یک رقصنده هنرمند بود و هم در عرصه سیاسی فعال بود و این برای من جالب بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panterr05.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آمریتا شر گیل  (Amrita Sher-Gil ) نقاش هندی است که از مادری مجاری و پدری هندی در هند متولد شد. او در هندوستان به&amp;zwnj;عنوان نقاش معروف است و در زمان فریدا کالو زندگی می&amp;zwnj;کرد و  به &amp;laquo;فریدا کالوی هندوستان&amp;raquo; شهرت دارد. زندگی&amp;zwnj;اش هم شبیه فریدا کالو بود. ۳۳ یا ۳۴ سالش بود که درگذشت. وجه تشابه من و آمریتا شرگیل تقریباً شبیه من و فریدا کالو است و آن بخشی از وجود مرا که یک زندگی خیلی درونی و انتزاعی و دوگانه دارد پر می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ویدئوی هنری رنج&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panterr06.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;ر&amp;zwnj;ها راستی&amp;zwnj;فرد فارغ&amp;zwnj;التحصیل مجتمع هنر در سال ۱۹۹۸ است. وی ۱۲ سال است که به&amp;zwnj;طور مدام به عکاسی مشغول است. از سال ۲۰۰۲ در آلمان زندگی می&amp;zwnj;کند و دارای کار&amp;zwnj;شناسی ارشد در رشته پژوهش هنر و ایران&amp;zwnj;شناسی از دانشگاه برلین است. کار مشترک ویدئو هنری&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها راستی&amp;zwnj;فرد و مهران تیزکار &amp;laquo;رنج&amp;raquo; نام دارد. زنی که یک شال سفید بر سر دارد و چهار دقیقه به طور مدام و مستقیم به بیننده خیره می&amp;zwnj;ماند؛ چشمانش آرام و آرام&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;گردد و قطره&amp;zwnj;های اشک بر گونه&amp;zwnj;هایش سرازیر می&amp;zwnj;شوند. رها راستی&amp;zwnj;فرد درباره این ویدئو می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;چیزی که شما در چهره این زن می&amp;zwnj;بینید، غم نیست. او به دلایل شخصی یا درونی نمی&amp;zwnj;گرید، بلکه برای جهان گریه می&amp;zwnj;کند. برای شما [می&amp;zwnj;گرید] که نگاه می&amp;zwnj;کنید به چشم&amp;zwnj;هایش و او هم به شما نگاه می&amp;zwnj;کند و این تبادل احساس و تبادل روحی باعث می&amp;zwnj;شود که گریه کند. دنیای اطرافمان پر از چیزهای ناخوشایند است. ما در دنیای اطرافمان مدام جنگ و بی&amp;zwnj;عدالتی می&amp;zwnj;بینیم. انسان&amp;zwnj;هایی هستند که احساس تنهایی می&amp;zwnj;کنند و تنها هم هستند. دلم می&amp;zwnj;خواست با این ویدئو و با این ارتباط قوی که با انسان&amp;zwnj;ها برقرار می&amp;zwnj;کنم، خودم را در غم آن&amp;zwnj;ها و در بودن آن&amp;zwnj;ها شریک بدانم و بتوانم بخشی از تعهدم را [به آنها] با این&amp;zwnj;کار نشان دهم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بیان روحی و معنوی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panterr07.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;ر&amp;zwnj;ها راستی&amp;zwnj;فرد هنرمند پرکاری است. &amp;laquo;بیان روحی و معنوی&amp;raquo; نام مجموعه&amp;zwnj;ای است از عکس در ۱۲ بخش که به شکل سیاه و سفید و در طبیعت گرفته شده است. این آثار آخرین کار هنری او محسوب می&amp;zwnj;گردد و هنوز به نمایش درنیامده است. حادثه از دست دادن خواهر هنرمند که از نظر روحی خیلی به او نزدیک بود، شاید یکی از علت&amp;zwnj;های خلق این آثار باشد که او را بیشتر با درون انسان و ویژگی&amp;zwnj;های معنوی او درگیر کرده. مجموعه &amp;laquo;بیان روحی و معنوی&amp;raquo; در مقایسه با آثار قبلی هنرمند، از نظر فرم یک جهش زیبا&amp;zwnj;شناختی  محسوب می&amp;zwnj;گردد که عمق میدان و درگیری با طبیعت شکلی ویژه به آن بخشیده.&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها راستی فرد درباره این مجموعه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo; [این مجموعه] برای من تداعی&amp;zwnj;کننده یک سفر است. با خلق این آثار به عمق روح انسان سفر کردم. تلاش نکردم چیزی را نشان دهم. در این مجموعه هر اثری یک حالت کاملاً غریزی و احساسی برای بیان روحی دارد. این مجموعه جدید یک زندگی معنوی را نشان می&amp;zwnj;دهد؛ بودنی که از عمق انسان بیرون می&amp;zwnj;آید و حرکت روح را نشان می&amp;zwnj;دهد، از این لحظه به لحظه دیگر، از این وجود به وجود دیگر، از این انسان به انسان دیگر و هماهنگی او را با جهان بیرون. هماهنگی جهان درون با جهان بیرون و جهان هستی. زندگی توفانی&amp;zwnj;ام در پنج شش ماه گذشته شاید در شکل&amp;zwnj;گیری این پروژه تأثیر داشته باشد. تقریباً پنج ماه است که خواهرم را از دست داده&amp;zwnj;ام. نبودن او، جای خالی&amp;zwnj;اش در وجود من، نبود خواهرم [سهم بزرگی در شکل&amp;zwnj;گیری این مجموعه داشته] و تولید [این مجموعه] شاید روحم را التیام بخشیده است. این مجموعه بیانگر [مفهوم] آزادی، رهایی و صلح است. در این اثر خواستم رهایی، صلح، آزادی و زیبایی را هم&amp;zwnj;زمان به تصویر بکشم.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمیل گزارشگر:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;mailto:pantea.bahrami@yahoo.com&quot;&gt;pantea.bahrami@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813&quot;&gt; پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/07/25/17276#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13888">رها راستی فرد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3590">عکاسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2605">نقاشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13889">هنر معاصر ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3537">هنرهای تجسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <pubDate>Wed, 25 Jul 2012 02:43:14 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17276 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مرا به اشتراک بگذار!</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/07/20/16974</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/07/20/16974&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گوی پانته‌آ بهرامی با هما ارکانی درباره هویت جوانان ایرانی و پاپ‌آرت و نمود آن در مجموعه «مرا به اشتراک بگذار»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;189&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/panthoard01.jpg?1343235411&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - نقدی آشکار و بی&amp;zwnj;پروا، در مواقعی بسیار تحریک&amp;zwnj;کننده و تکان&amp;zwnj;دهنده از زندگی امروز جوانان در ایران، بن&amp;zwnj;مایه آثار نقاشی هما ارکانی را تشکیل می&amp;zwnj;دهد.. وی هنرمندی&amp;zwnj;ست که سه دهه بهار را تجربه کرده. نگاه تیز و نقادانه او به خودش و هم&amp;zwnj;نسلانش موضوع هویت را مطرح می&amp;zwnj;کند؛ موضوعی که دغدغه جوانان قبل از انقلاب نیز بود و امروز ۳۰ سال پس از این واقعه هم همچنان دغدغه نسل جوان ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;هما ارکانی درباره مسأله هویت می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;موضوع زنان دغدغه فکریم بود. احساس می&amp;zwnj;کردم، زنان [جوان] در ایران مشکل هویت پیدا کرده&amp;zwnj;اند و همانگونه که مثلاً در رفتار&amp;zwnj;شان کنجکاو بودم، در محافل&amp;zwnj;شان شرکت می&amp;zwnj;کردم یا در جزئیات روابط، طرز پوشش، خواسته&amp;zwnj;ها و تمایلاتشان دقت&amp;nbsp;می&amp;zwnj;کردم، بیشتر هم کنجکاو می&amp;zwnj;شدم و می&amp;zwnj;دیدم که نسل جوان بین محدودیت&amp;zwnj;ها و واقعیت&amp;zwnj;های روزمره و یک عالم فانتزی گیر کرده است و به زبان خودشان در فرایند &amp;laquo;خود را دیگری کردن&amp;raquo; قرار گرفته&amp;zwnj;اند و [مثل این است که] می&amp;zwnj;خواهند خودشان را مثل غربی&amp;zwnj;ها کنند. چون پایه کارهای من از عکاسی شروع شده، با گرفتن چند پرتره از دوستان خواهرم مجموعه &amp;quot;مرا به اشتراک بگذار&amp;quot; را شروع کردم، وقتی در رفتار و کار&amp;zwnj;های جوانان کنجکاو شدم، دیدم که بیشتر به حالت&amp;zwnj;های ظاهری، مسخره کردن [دیگران] و کلاً تفریحات این&amp;zwnj;طوری علاقه دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120629_PanteA_HomaArdakani.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی از آن&amp;zwnj;ها [خواستم که] در مقابل دوربین [ژست] بگیرند، ناخواسته این عکس&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;بینید، حاصل شد. یعنی در حقیقت این آثار بازتابی از نسل خودمان است. من چیزی را به آن&amp;zwnj;ها دیکته نکردم که شما حرکات ویژه&amp;zwnj;ای را [جلوی دوربین اجرا کنید]. من [البته] برای هدف خاصی نقاشی&amp;zwnj;های مجموعه &amp;quot;مرا به اشتراک بگذار&amp;quot; را به وجود نیاوردم. می&amp;zwnj;خواستم که [سوژه&amp;zwnj;ها] حالت طبیعی خودشان را در مقابل دوربین حفظ کنند. در مورد فرم کار [ابتدا] از سوژه&amp;zwnj;ها عکس گرفتم، بعد این عکس&amp;zwnj;ها را به نقاشی تبدیل کردم. البته مسلماً عکس شبیه نقاشی نیست. نقاشی&amp;zwnj;های من پایه عکس دارد و [من این] عکس&amp;zwnj;ها [را] با توجه به روحیات خودم و تمایلات درونی&amp;zwnj;ام به نقاشی تبدیل کردم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقد اجتماعی بدون واسطه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;250&quot; height=&quot;421&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/panthoard02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;هما در سال ۸۴ در رشته گرافیک دانشگاه هنر و معماری تهران فارغ&amp;zwnj;التحصیل شد. او نقاشی را به صورت خودآموز آموخته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از آثار او دختران اغواگری را نشان می&amp;zwnj;دهد که داخل یک بستنی قرار دارند و رویشان شکلات ریخته است. همه روسری&amp;zwnj;های نصفه بر سر دارند و اگر روسری&amp;zwnj;هایشان را برمی&amp;zwnj;داشتند، می&amp;zwnj;توانست به یک آگهی تبلیغاتی در غرب شبیه باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جالب است که یکی از این چهار شخصیت خود نقاش است. در حقیقت نقد هما ارکانی نگاه با فاصله نیست، بلکه خودش نیز بخشی از این نقد اجتماعی&amp;zwnj;ست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او به بازخورد آثارش در ایران اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;بازخورد&amp;zwnj;ها هم منفی و مثبت بود، ولی [در مجموع] اکثراً منفی بود. در جلسه نقدی که [درباره آثارم برگزار شد] می&amp;zwnj;توانم بگویم ۸۰ درصد [از شرکت&amp;zwnj;کنندگان نظرشان] منفی بود. شاید من نتوانستم منظورم را [به مخاطب] برسانم. برخی می&amp;zwnj;گفتند هنرت &amp;laquo;کیچ&amp;raquo; است و بعضی&amp;zwnj;ها هم می&amp;zwnj;گفتند [آثار تو را] نمی&amp;zwnj;توانیم به&amp;zwnj;عنوان هنر پاپ قلمداد کنیم. من هنرم را هنر پاپ می&amp;zwnj;دانم. چون پاپ واقعیت زندگی روزمره شهری&amp;zwnj; را [بیان می&amp;zwnj;کند]، از سنت می&amp;zwnj;گریزد و به نظر من پاپ&amp;zwnj;آرت فقط به موضوعات مردم&amp;zwnj;پسند نمی&amp;zwnj;پردازد. در پاپ&amp;zwnj;آرت آنچه که در وهله اول اهمیت دارد این است که [هنرمند] نباید قضاوت کند. من در کار&amp;zwnj;هایم به&amp;zwnj;عنوان یک راوی عمل کردم، و صرفاً جامعه را به نمایش گذاشتم. علاقه&amp;zwnj;ای به نقد اجتماعی ندارم و بیشتر محیطی [را که در آن] زندگی می&amp;zwnj;کنم موضوع کارم قرار دادم و عناصری را که با آن در ارتباط هستم. شکی نیست که این موضوعات به نحوی روی کارم تأثیر می&amp;zwnj;گذارند. اما مطمئن نیستم که هنرم چه نوع پیام اجتماعی دارد و دوست ندارم با کارهایم بخواهم چیزی را به جامعه یاد بدهم. [آثار من] فقط بازتابی است از وضعیت محیط پیرامونم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مردان پستانک به دهان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/panthoard03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;برخی از آثار هما در سال ۸۹ در یک نمایشگاه گروهی که در گالری محسن در تهران با نام &amp;laquo;پنجره&amp;raquo; برگزار شد، به نمایش درآمد. از او خواستم در مورد اثر &amp;laquo;نیمرو&amp;raquo; که نقدی&amp;zwnj;ست بر زنان و موضوع آشپزخانه و یک اثر سه&amp;zwnj;گانه که نقدی است بر مردان صحبت کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مردان در آثار هما هرچند در جامعه تنومند رخ می&amp;zwnj;نمایند، ولی در موقعیت کودکی خود هنوز غوطه&amp;zwnj;ورند و به همین دلیل هم هست که این نقاشی&amp;zwnj;ها مردانی را نشان می&amp;zwnj;دهد که پستانک به دهان دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هما درباره اهمیت آشپزخانه در زندگی زن ایرانی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo; &amp;quot;نیمرو&amp;quot; در یک نمایشگاه گروهی به نام &amp;quot;آشپزخانه&amp;quot; به نمایش گذاشته شد. [این اثر] همزیستی زن ایرانی و آشپزخانه را نمایش می&amp;zwnj;دهد و به نظر من برخلاف گذشته که نقاشی از خوراکی&amp;zwnj;ها و آشپزخانه سطحی نازل در نقاشی داشت، امروزه آشپزی جایگاه خاصی در هنر پیدا کرده. از آنجایی که [آشپزخانه] با زندگی زن ایرانی عجین شده، تمام رفتار&amp;zwnj;ها و نوع زیستش را تحت&amp;zwnj;الشعاع قرار داده، طوری که می&amp;zwnj;توانیم بگوییم آشپزخانه جنسیت پیدا کرده است. می&amp;zwnj;خواستم در این&amp;zwnj;کار این جنسیت را نشان دهم و اینکه دغدغه&amp;zwnj;های فکری زن ایرانی تا چه اندازه تحت&amp;zwnj;الشعاع آشپزخانه قرار گرفته. از زاویه فرم این سه اثر زیر هم قرار می&amp;zwnj;گیرند. یک&amp;zwnj;جور تضاد در این سه اثر مشاهده می&amp;zwnj;شود که تضاد تصویری است با ابیاتی از شاهنامه&amp;zwnj; فردوسی که پشت سر سوژه&amp;zwnj;ها قرار دارد و استعاره&amp;zwnj;ای از عناصر مذکر است که در زمانه ما زندگی می&amp;zwnj;کنند، چنان&amp;zwnj;که ظاهر و جسمشان با ماهیت درونی&amp;zwnj;شان تضاد خاصی دارد و آن مردانگی که همیشه درباره&amp;zwnj;اش صحبت می&amp;zwnj;کنیم و می&amp;zwnj;گوییم &amp;quot;مرد ایرانی&amp;quot;، در زمان حال آن مردانگی را فقط در ظاهرشان مشاهده می&amp;zwnj;کنیم. این مرد&amp;zwnj;ها هم با اینکه صورت خشنی دارند، ولی از زاویه درونی در بسیاری از اوقات مثل کودکان [رفتار] می&amp;zwnj;کنند. کافی&amp;zwnj;ست که ارتباط محتوای ابیات شاهنامه را با تصویر نقاشی&amp;zwnj;ها به موازات هم مقایسه کنیم، آن وقت این تضاد را به&amp;zwnj;خوبی می&amp;zwnj;توانیم حس &amp;zwnj;کنیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/panthoard04.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مرا به اشتراک بگذار&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;مرا به اشتراک بگذار&amp;raquo; نام مجموعه&amp;zwnj;ای است از آثار هما که نام مجازی آن را از فیسبوک گرفته و در  همان حال طعنه&amp;zwnj;ای هم هست از  نوعی از رابطه که خواسته و خودآگاه می&amp;zwnj;خواهد خود را به اشتراک بگذارد. او می&amp;zwnj;گوید این مجموعه از آثارش را &amp;laquo;مرا به اشتراک بگذار&amp;raquo; نامیده، به این دلیل که به گمان او زندگی برخی از جوانان ایرانی با فیس&amp;zwnj;بوک عجین شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/panthoard05.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;او در ادامه اضافه می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;جوانان ایرانی زندگی&amp;zwnj;شان خیلی با شبکه اجتماعی فیس&amp;zwnj;بوک آمیخته شده. فرهنگ استفاده از این شبکه هم در کشور ما با کشورهای دیگر متفاوت است. دختر&amp;zwnj;ها و پسر&amp;zwnj;ها از طریق پروفایل&amp;zwnj;های اینترنتی و بلاگ&amp;zwnj;ها امکان بیشتری برای ارتباط با جنس مخالفشان پیدا می&amp;zwnj;کنند. دختر&amp;zwnj;ها هم شخصیت باحال و تن زیبایشان را به نمایش می&amp;zwnj;گذارند. این فضا جایگاه امنی هم برای به اشتراک گذاشتن ایده&amp;zwnj;ها و تصاویر ایجاد کرده و جوانان می&amp;zwnj;توانند درباره روابط عاشقانه&amp;zwnj;شان خیال&amp;zwnj;پردازی کنند. برای همین هم اسم این مجموعه را &amp;quot;مرا به اشتراک بگذار&amp;quot; گذاشتم. یکی از آثار این مجموعه نیز همین عنوان را دارد. دختری در آسانسور در حال عکس گرفتن از خودش با تلفن دستی است و این عکس را روی صفحه پروفایل فیس&amp;zwnj;بوکش گذاشته. می&amp;zwnj;خواستم بگویم که کلاً خودش و وجود خودش را به اشتراک می&amp;zwnj;گذارد. در کارهای قدیمی&amp;zwnj;ام، قبل از مجموعه &amp;quot;من را به اشتراک بگذار&amp;quot;، نگاه من به زن یک حالت نقادانه داشت و در کنار بن&amp;zwnj;مایه&amp;zwnj;های اجتماعی، یک حالت طنزگونه هم در کارم وجود داشت. سبک و سیاقم کلاً با کارهای اخیرم متفاوت بود. ولی مضمون کار&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مضمون زن و تنانگی بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دفرمه کردن فرم و محتوا&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/panthoard06.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;یکی از ویژگی&amp;zwnj;های آثار هما ارکانی پروسه دفرمه شدن یا دگرگون شدن، هم در فرم و هم در محتواست. در فرم او عکس را به نقاشی تبدیل کرده و در محتوا نیز با اینکه شخصیت&amp;zwnj;ها واقعی هستند، ولی با شکلک درآوردن فیگور&amp;zwnj;ها، اغواگری&amp;zwnj;های نامتعارف، نوعی دگرگونی در محتوا به&amp;zwnj;وجود آورده که از واقعیت فاصله گرفته است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هما ارکانی درباره روند کار هنری&amp;zwnj;اش و وظیفه و رسالتی که برای خودش قائل است، می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;روند کارم تبدیل عکس به نقاشی است. ابتدا در مورد اینکه می&amp;zwnj;خواهم روی چه موضوعی کار کنم، فکر می&amp;zwnj;کنم و بعد می&amp;zwnj;روم توی آتلیه. یعنی موضوع اصلی و فرم اولیه کار دستم هست. ولی اینکه در مورد جزییاتش بخواهم فکر کنم نه. بچه&amp;zwnj;ها در مورد حالاتشان باهم مکالمه می&amp;zwnj;کنند یا ژست&amp;zwnj;های مختلف می&amp;zwnj;گیرند و من شروع به عکاسی می&amp;zwnj;کنم. سپس با توجه به ایده اصلی که دارم عکس&amp;zwnj;ها را روی بوم می&amp;zwnj;آورم و آن&amp;zwnj;ها را به نقاشی تبدیل می&amp;zwnj;کنم. به نظر من هنر مدرن ایران خواهان پیشرفت جامعه است و سویه اعتراضی و انتقادی دارد. من [در بعضی از آثارم] اعتراض هم کرده&amp;zwnj;ام، ولی بیشتر می&amp;zwnj;خواهم [چیزی را] به نمایش بگذارم. از آنجا که ما در این جامعه زندگی می&amp;zwnj;کنیم، تحت تأثیر تمام جزییات آن هم هستیم و زندگی&amp;zwnj;مان بر اساس این جزییات پیش می&amp;zwnj;رود و به نظر من هنرمند رسالتی دارد که آن رسالت حتماً باید در کار&amp;zwnj;هایش نمایش داده شود. من رسالتم را در نمایش اوضاع کنونی می&amp;zwnj;دانم که می&amp;zwnj;تواند سوپاپی باشد برای تلاطمی که در وجودم هست.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمیل گزارشگر:&lt;br /&gt;
pantea. bahrami@yahoo. com&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813&quot;&gt; ::پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/07/20/16974#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2719">نقاشی معاصر ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13878">هما ارکانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13705">پاپ آرت</category>
 <pubDate>Fri, 20 Jul 2012 07:39:39 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16974 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سنتور صد و یک ساله ساخت اصفهان در نیویورک</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/music/2012/07/05/16548</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/music/2012/07/05/16548&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و گو با آلان کوشان، نوازنده سنتور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-azdastnadahid&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    no        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;288&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/alankpbah01.jpg?1341851303&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - کانون هنری &amp;laquo;الوان&amp;raquo; در نیویورک چندی پیش شاهد کنسرت موسیقی بود که بداهه&amp;zwnj;نوازی آن را آلان کوشان یکی از آهنگسازان و نوازندگان موسیقی تلفیقی به&amp;zwnj;عهده داشت. قطعه بداهه&amp;zwnj;نوازی وی با سازی آغاز شد که خود ساخته و &amp;laquo;زور&amp;raquo; نام دارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;این ساز شبیه سنتور است و از سیم&amp;zwnj;های قطور که از روده در ژاپن ساخته شده می&amp;zwnj;باشد. هر کدام از سیم&amp;zwnj;ها هدف و مفهومی را دنبال می&amp;zwnj;کند و صدایی که تولید می&amp;zwnj;کند مختص به بخشی از کره زمین است. برای مثال بخشی مربوط به موسیقی آفریقاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ساز حدود ۹ سال پیش ساخته شد و آواهای مختلفی مثل پیانو و عود از خود تولید می&amp;zwnj;کند. آلان کوشان در مورد محدودیت&amp;zwnj;های سازهای مختلف برای موسیقی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;شما مفهومی را که در هر کشوری موسیقی خاص خود را دارد، می&amp;zwnj;گیرید و از آن یک فرایندی می&amp;zwnj;سازید و با این با این ساز اجرا کنید. هر سازی محدودیتی دارد. مثلاً سنتور ۹ خرک محدودیت خاص خودش را دارد.&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;طور که تار [هم محدودیت&amp;zwnj;هایی] دارد. پوست تار مثلاً شل و سفت می&amp;zwnj;شود و نوازنده مصیبت دارد. سنتور مدام باید کوک شود و بعد هم شما نمی&amp;zwnj;توانید در آن واحد خیلی چیز&amp;zwnj;ها را با آن بزنید. مثل پیانو. تازه خود پیانو ساز بسیار محدودی&amp;zwnj;ست. ۸۸ تا کلید دارد و عمدتاً موسیقی کلاسیک غربی را می&amp;zwnj;توانید با آن بنوازید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120616_PanteA_AlwanAlanKushan.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته خیلی از کشورهای مختلف تلاش کرده&amp;zwnj;اند پیانو را در قالبی در فرهنگ خودشان بگنجانند.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;طور که جواد معروفی سعی کرد این&amp;zwnj;کار را انجام دهد یا مرتضی محجوبی خیلی از قطعات را برای پیانو تنظیم کرد. از زمان استاد وزیری و خالقی پیانو را به سبک موسیقی ملی ما کوک کردند و سعی کردند یک کار متفاوت انجام دهند و از پیانو در غالب ارکستر برای موسیقی ملی ما استفاده کنند. [اما این نوآوری&amp;zwnj;ها] زیاد مورد استقبال قرار نگرفت. بسیاری از نوازندگان تار، سه&amp;zwnj;تار و کمانچه و سازهای شبیه به آن&amp;zwnj;ها با فرهنگ غرب چندان آشنایی ندارند و اگر هم دارند، از فرهنگ غرب آن لذتی را نمی&amp;zwnj;برند که شاید از فرهنگ خودشان می&amp;zwnj;برند. به این ترتیب می&amp;zwnj;بینید پیانو سازی است که می&amp;zwnj;تواند کوک شود و مورد استفاده موسیقیایی یک مملکت قرار گیرد، در همان حال هم ساز  بسیار محدودی است. سعی کرده&amp;zwnj;ام هر سازی را که درست می&amp;zwnj;کنم از این محدودیت تا آنجایی که می&amp;zwnj;توانم کم کنم و سعی کنم فضا و بُعد دیگری به آن بدهم که بتوانم ارتباط تازه&amp;zwnj;تری را با افراد برقرار کنم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سنتور صد و یک ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/alankpbah02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;آلان کوشان، نوازنده و آهنگساز ایرانی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بخش دوم این کنسرت نیز بداهه&amp;zwnj;نوازی بود که با هنرمندان کشورهای مختلف با سازهای گوناگون صورت گرفت. آلان کوشان با سنتوری در این بخش شرکت کرد که ۱۵ سال پیش آن را از قدسی دولتشاهی، اولین زن خلبان ایران به ارث برده. از این نوع ساز تنها چند عدد در اصفهان ساخته شد که یکی از آن&amp;zwnj;ها اکنون در نزد آلان کوشان نوازنده و آهنگساز مقیم نیویورک است. اما این ساز ساخته  اصفهان چگونه به دست این نوازنده رسیده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آلان کوشان در پاسخ می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;یک رابطه عمیق و عاطفی با خانم قدسی دولتشاهی برقرار کردم. من در واقع به فرزندخوانده چندم این خانم تبدیل شدم و مرا همیشه به نام پسرم می&amp;zwnj;خواند و در تمام روزهایی که ایشان بالاخره مشکلاتی داشت، چه حالا من منزل ایشان باشم و چه ایشان منزل ما بود، ما با هم توسط این ساز انس گرفتیم و او گفت من اجازه نمی&amp;zwnj;دهم کسی با این ساز بزند، فقط باید خودت با آن بزنی و بعد هم که من فوت کردم، این ساز مال خودت است. به تمام بچه&amp;zwnj;ها هم گفتم، وصیت کردم که حق ندارند دست به این ساز بزنند؛ و این است که در واقع یک رابطه خیلی عاطفی مادر و فرزندی به&amp;zwnj;وجود آمد و افتخار داشتن این ساز هم نصیب من شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این سنتور صد و یک&amp;zwnj;سال عمر دارد و امروز در دست آلان کوشان در نیویورک است. بخشی از کنسرت در کانون &amp;laquo;الوان&amp;raquo; که با همراهی گروه موسیقی از کشورهای مختلف انجام گرفت، با این ساز نواخته شد. اسامی نوازندگان به این شرح است: ساکسافون لتی ال ناگر (Lety ElNaggar )، ظفر تاویل عود و طبل (Zafer Tawil)، سینان گوندوگودو (Sinan Gundogdu  )، امیر السفر ترومپت (Amir Elsaffar )&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آلان کوشان سبک تک&amp;zwnj;نوازیی که با این ساز انجام گرفت را این گونه ترسیم می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;سبک کاری که ارائه دادم تقریباً از بین رفته است. من به نسلی تعلق دارم که در دوران کودکی با آهنگسازان و نوازندگانی آشنا شدم که آن&amp;zwnj;ها خود متعلق به یک نسل قبل&amp;zwnj;تر از من بودند که در دامن صبا استاد خالقی و استاد وزیری پرورش یافته بودند. سبک [من] کاملاً ویژه است و فکر می&amp;zwnj;کنم از اوایل دوره قاجار نزج گرفت و پیشینه آن به پیش از دوره قاجار می&amp;zwnj;رسد. فرم ویژه&amp;zwnj;ای ندارد. یعنی پیش&amp;zwnj;درآمد و پس&amp;zwnj;درآمد و گوشه ندارد. برای مثال استاد ابوالحسن صبا سنتور را با ۹ خرک عرضه کرد و خرک اولش را هم کرد نت می&amp;zwnj;. کما اینکه اگر سنتورهای قبل از آن را شما ببینید، ۱۲ـ ۱۱ حتی ۱۴ خرک داشتند. یعنی سنتور حبیب سماعی ۱۴تا خرک داشته و کاملاً هم به شکل ذوذنقه نبوده. &lt;br /&gt;
استاد فرامرز پایور و استاد حسین ملک که من شاگرد هردو این اساتید بودم زحمات زیادی برای این ساز کشیدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آلان کوشان که در موسیقی تلفیقی تبحر ویژه&amp;zwnj;ای دارد، با خوانندگان معاصر ایران نیز همکاری می&amp;zwnj;کند. وی به همراه سوسن دیهیم خواننده پرآوازه ایرانی مقیم کالیفرنیا دربیستمین جشنواره جهانی جاز سنگال از ۲۴ تا ۲۹ ماه مه که در شهر سن لوییز برگزار شد، شرکت داشت. در این فستیوال بیش از ۳۰ گروه موسیقی از سراسر جهان شرکت داشتند. سوسن دیهیم خواننده ایرانی به همراه یک گروه چهارنفره نوازنده به همراهی سنتور، پیانو، باس و سازهای کوبه&amp;zwnj;ای در فستیوال شرکت کردند. یکی از این نوازندگان آلان کوشان، نوازنده سنتور بود. در این جشنواره قرار بود سوسن دیهیم حدود ۱۰ ترانه اجرا کند که شش تای آن اجرا شد. یکی از ترانه&amp;zwnj;ها &amp;laquo;الهه ناز&amp;raquo; است که ساختار جدیدش سبک جاز است. ترانه بعدی &amp;laquo;عاشقم من&amp;raquo; و &amp;laquo;سنگ خارا&amp;raquo; بود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آلان کوشان می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ترانه&amp;zwnj;ها به شکلی فضاسازی شده که خیلی سریع، تند اجرا شود و حالت تند موسیقیایی داشته باشد و شنونده را به وجد بیاورد. سوسن دیهیم علاقه زیادی به فرهنگ قدیم ایران دارد. این ترانه&amp;zwnj;ها را جوری بازسازی کرده که دقیقاً در موسیقی جاز مفهوم شده. چند ترانه نیز خودشان ساخته&amp;zwnj;اند و با جازیست&amp;zwnj;های مشهور آمریکا همکاری می&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سابقه همکاری بین آهنگسازان و خوانندگان در ایران قدمت طولانی دارد. آلان کوشان دراین&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;در موسیقی ملی ما از زمان وزیری تا بعد از صبا و همچنین پرویز یاحقی و اسدالله ملک، این همکاری چشمگیر است. در آن زمان برای خوانندگانی چون پروین، دلکش، مرضیه، ویگن، بنان آهنگ&amp;zwnj;هایی ساخته شد. در این ترانه&amp;zwnj;ها شعر بسیار قوی بود و وزن سنگینی در ترانه داشت. این اشعار دقیقاً با مردم، فضا و فرهنگ این آدم&amp;zwnj;ها ارتباط داشت. نوازنده&amp;zwnj;ها هم نوازنده&amp;zwnj;هایی بسیار قوی بودند؛ هم از لحاظ موسیقیایی و هم اینکه می&amp;zwnj;فهمیدند معنای شعر چیست و چگونه آهنگ&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;بایست روی آن سوار کنند. مثلاً آقای ملک شاید بیش از ۲۵۰ آهنگ ساخته و آقای یاحقی شاید بیشتر از آن ترانه ساخته و تنظیم کرده است.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمیل گزارشگر:&lt;br /&gt;
pantea. bahrami@yahoo. com&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813&quot;&gt;::گزارش&amp;zwnj;های پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/music/2012/07/05/16548#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7718">آلان کوشان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8730">موسیقی تلفیقی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4873">موسیقی ملی ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/music">آهنگ زمانه</category>
 <pubDate>Thu, 05 Jul 2012 08:02:34 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16548 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خودسانسوری در هنر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/06/30/16331</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/06/30/16331&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گو با سولماز خضرایی، هنرمند ایرانی مقیم نیویورک        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pantekhaz01.jpg?1341510422&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - خواسته&amp;zwnj;های دست نیافته، سخنان ناگفته، آرزوهای نایافته، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه (سانسور و خودسانسوری) بن&amp;zwnj;مایه اصلی آثار هنرمند سی و دو ساله ایرانی، سولماز خضرایی&amp;zwnj;ست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه آثار او سیاه و سفیدند. استفاده از حروف فارسی نیز از یکی دیگر از ویژگی&amp;zwnj;های کارهای اوست. در روند آثار سولماز دگرگونی در فرم دیده می&amp;zwnj;شود. اگرچه در فرم آثار اولیه خودسانسوری به صورت روشن دیده می&amp;zwnj;شود، ولی در آثار اخیر او این محتوا در لایه&amp;zwnj;های مختلف پیچیده شده.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;از مشخصه&amp;zwnj;های اصلی چیدمان&amp;zwnj;های سولماز خضرایی آمیختگی بنیادی آثارش با جامعه و مسائل انسانی&amp;zwnj;ست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120602_PanteA_SolumazKhazrai.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خود او انتخاب محور محتوایی آثارش را این&amp;zwnj;گونه ترسیم می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;کلاً موضوع&amp;zwnj;های سیاسی ـ اجتماعی را دوست دارم و خودسانسوری که موضوعی است هم سیاسی و هم اجتماعی. اوائل که آمریکا آمده بودم خانواده&amp;zwnj;ام به&amp;zwnj;خاطر اینکه مشکل رفت و آمد به ایران پیدا کنم، مخالف اینگونه موضوع&amp;zwnj;ها بودند. ولی بعد با مشورت با استادانم متوجه شدم واقعاً به این این موضوع علاقه&amp;zwnj; دارم. خودسانسوری دغدغه&amp;zwnj;ای است که مکان مشخصی ندارد، همه جای دنیا هست. هر جایی به شکلی خودش را نشان می&amp;zwnj;دهد. در ایران برای من خیلی واضح&amp;zwnj;تر بود. زمانی که پس از گرفتن ویزای آمریکا از لبنان به ایران برگشتم، در صف فرودگاه برای کنترل پاسپورت، به یکباره چند خانم لبنانی که فارسی هم بلد نبودند آمدند جلوی من، من به آن&amp;zwnj;ها گفتم که نوبت من است، فقط خندیدند و چیزی نگفتند. بعد آن آقایی که مسئول بود به من گفت فقط صف&amp;zwnj;ات را عوض کن. گفتم من یک ربع است که توی این صف ایستادم. گفت حرف نزن صف&amp;zwnj;ات را عوض کن. من هم به نوعی خودسانسوری دست زدم، به خاطر اینکه حالا با یک بدبختی رفتم ویزا گرفت و ترسیدم ویزا و پاسپورتت را از من بگیرند، عجله هم داشتم می&amp;zwnj;خواستم سریع برگردم برای ادامه تحصیل آمریکا، چیزی نگفتم. ولی تمام راه که داشتم برمی&amp;zwnj;گشتم، عصبانی بودم از اینکه چرا حرف نزدم. چرا در کشور خودم باید چنین اتفاقی برایم بیفتد و من هیچ واکنشی نشان ندهم.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سانسور و خودسانسوری در ورای چارچوب&amp;zwnj;های کلاسیک&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سولماز خضرایی موضوع سانسور را در چارچوب&amp;zwnj;های کلاسیک شناخته&amp;zwnj;شده مثل آزادی بیان یا سانسور دولتی نمی&amp;zwnj;بیند بلکه موضوع خودسانسوری را در بسیاری از ابعاد زندگی روزمره مورد توجه قرار می&amp;zwnj;دهد و تلاش می&amp;zwnj;کند این موارد را به&amp;zwnj;صورت عام در آثارش به نمایش بگذارد. او در ادامه می&amp;zwnj;&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;بسیاری مواقع، خودسانسوری در زندگی روزمره خودش را نشان می&amp;zwnj;دهد، آن لباسی که می&amp;zwnj;خواهی نمی&amp;zwnj;پوشی. آن حرفی که می&amp;zwnj;خواهی نمی&amp;zwnj;زنی. حتی آن کسی را که دوست داری به او ابراز عشق نمی&amp;zwnj;کنی. در موارد مختلف انسان خودش را سانسور می&amp;zwnj;کند. این برای من خیلی عذاب&amp;zwnj;آور بود، چون خودم عذاب این قضیه را زیاد کشیده بودم. عذاب حرف نزدن&amp;zwnj;ها را خیلی کشیده بودم. اما موضوع خودسانسوری را تنها به یک کشور و یا یک منطقه مشخص محصور نمی&amp;zwnj;بینم. فقط نمی&amp;zwnj;گویم که به خاطر اسلام یا به خاطر حکومت ماست. به خاطر همین هم عکس&amp;zwnj;هایی که استفاده کردم بی&amp;zwnj;حجاب بودند. برای اینکه ربطی &lt;img width=&quot;250&quot; height=&quot;362&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pantekhaz02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;ندارد به اینکه فرد مسلمان یا محافظه&amp;zwnj;کار باشد، یا آدمی باشد که اعتقاد مذهبی هم ندارد. این موردی است که در فرهنگ ما خیلی وجود دارد. نمی&amp;zwnj;توان گفت فقط به خاطر مذهب است یا به خاطر سیاست. ما در بسیاری از مواقع خودمان را از ترس اینکه مردم درباره&amp;zwnj;مان چه فکری می&amp;zwnj;کنند، سانسور می&amp;zwnj;کنیم. مثلاً [از خودمان می&amp;zwnj;پرسیم] اگر من این [لباس] را بپوشم، مردم چه فکری می&amp;zwnj;کنند؟ اگر این [حرف] را بگویم چه فکر می&amp;zwnj;کنند. حتی خیلی اوقات رشته&amp;zwnj;ای که انتخاب می&amp;zwnj;کنیم تحت تأثیر اطرافیان و جامعه است، نه آنچه که واقعاً دوست داریم. در زمان دبیرستان، برخی می&amp;zwnj;گفتند تنبل&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;روند رشته هنر. خیلی&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;رفتند [در رشته&amp;zwnj;های هنری تحصیل کنند] به خاطر اینکه می&amp;zwnj;گفتند اگر بروی رشته هنر می&amp;zwnj;گویند  تنبل هستی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سولماز خضرایی دانش&amp;zwnj;آموخته گرافیک از دانشگاه سوره در شیراز است. وی اکنون مشغول تحصیل در مقطع کار&amp;zwnj;شناسی ارشد هنرهای زیبا در آمریکاست. &amp;laquo;ماسک&amp;zwnj;ها&amp;raquo; جزو آخرین کارهای او محسوب می&amp;zwnj;شود. هر کدام از ماسک&amp;zwnj;ها از آدم&amp;zwnj;هایی نشان دارد که به صورت&amp;zwnj;های گوناگون خود را سانسور می&amp;zwnj;کنند: &amp;laquo;ماسک&amp;zwnj;ها آخرین سری آثاری است که کار کرده&amp;zwnj;ام. دقیقاً روی این موضوع فکر و کار کردم که مردم و حرف مردم  برخی از مسیر&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;ات را تعیین می&amp;zwnj;کنند. مثل اسب&amp;zwnj;هایی که به کالسکه بسته شده&amp;zwnj;اند و یک کسی هدایتشان می&amp;zwnj;کند که از این سو به آن سو بروند. چشم&amp;zwnj;هایشان بسته است و هیچ چیزی را نمی&amp;zwnj;بینند و فقط با یک شلاق و طناب همه به همدیگر وصل&amp;zwnj;اند و از این سو به آن سو برده می&amp;zwnj;شوند. انتخاب نام این سری آثار نیز به همین موضوع &amp;laquo;این سو و آن سو رفتن&amp;raquo; کورکورانه برمی&amp;zwnj;گردد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از نظر فرم کاغذ را با آهک ترکیب کردم. اول می&amp;zwnj;خواستم از چهره واقعی استفاده کنم و از صورت خودم ماسک بسازم. ولی در عمل به دو دلیل این&amp;zwnj;کار را انجام ندادم. اولی اینکه می&amp;zwnj;خواستم واقعاً ماسک باشند و دوم اینکه می&amp;zwnj;خواستم سریع انجام شود. این بود که رفتم ماسک آماده خریدم و به&amp;zwnj;عنوان قالب از آن استفاده کردم. ماسک&amp;zwnj;ها بسیار متفاوت کار شده است. یکسری نوشته و بخشی تصویر رویشان است. البته هنوز تکمیل نشده. برخی صورتش خورده شده و دهانش از بین رفته یا چشم&amp;zwnj;هایش حالت خاصی دارد، درون چشم خالی&amp;zwnj;ست. یا مثلاً جاهایی چشم&amp;zwnj;هایش را بستم یا رویش یک خط سیاه کشیدم. اساس ایده&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خودسانسوری بود. اول می&amp;zwnj;خواستم همه را با نخ به هم وصل کنم که از یک جا آویزان شود. ولی هرچی فکر کردم دیدم هیچ دلیل خاصی برای آویزان کردن از سقف ندارم. البته این&amp;zwnj;کار هنوز تمام نشده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آثار چندلایه&amp;zwnj;ای &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اوج کار سولماز در چیده&amp;zwnj;مان چندلایه&amp;zwnj;ای درخشیده که در لایه اول زنی را مشاهده می&amp;zwnj;کنید که در حال نوعی حرکت، تنش و یا رقص است. ابعاد زیبایی&amp;zwnj;شناسی این اثر تناقضی را آشکار می&amp;zwnj;کند، انسانی که در جست&amp;zwnj;وجوی رهایی و دگرشدن است، اما موانع اجتماعی که به صورت چسب بر پیکر این زن فرود آمده، جلو حرکت او را گرفته. اما او دست&amp;zwnj;بردار نیست و می&amp;zwnj;خواهد جلو برود. حروفی که به صورت پراکنده در این&amp;zwnj;کار دیده می&amp;zwnj;شود، حاکی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حرف&amp;zwnj;های نزده و آرزوهای ناگفته است: &amp;laquo;کارهای من همه سیاه و سفید است. به خاطر اینکه وقتی آدم خودش را سانسور می&amp;zwnj;کند، مثل این است آنچه که دوست داری، یکسری لذت&amp;zwnj;هایی که دوست داری و می&amp;zwnj;خواهی انجام دهی، انجام نمی&amp;zwnj;دهی. تو گویی رنگ از زندگی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ات حذف می&amp;zwnj;شود. یعنی زندگی یک چیز سیاه و سفید و خب حالا خاکستری هم هست. یک زندگی کسل&amp;zwnj;کننده پیدا می&amp;zwnj;کنی. به خاطر همین سیاه و سفید کار کردم. در مورد این&amp;zwnj;کار از تصویر خودم استفاده نکردم. (معمولاً در سری اول کار&amp;zwnj;هایم همه پرتره&amp;zwnj;ها خودم هستند.) ولی در این&amp;zwnj;کار به یک شخصیت با موهای بلند نیاز داشتم. موهای من کوتاه است، با موهای بلند می&amp;zwnj;توانستم حرکت در کار را هم نشان دهم. اگر نگاه کنید در سمت راست خانمی&amp;zwnj; هست که انگار توی چیزی پیچیده شده. این چسب است که من روی کار چسباندم. برای اینکه در کشورهای اسلامی وقتی می&amp;zwnj;خواهند عکسی را سانسور کنند، رویش چسب می&amp;zwnj;زنند یا رویش را با ماژیک خط خطی می&amp;zwnj;کنند، روی آن قسمتی که لخت است من چسب استفاده کرده&amp;zwnj;ام؛ و خود چسب را مثل لباس درست کرده&amp;zwnj;ام. سمبلی از خودسانسوری است، لباسی&amp;zwnj;ست که ایده&amp;zwnj;ها و خواسته&amp;zwnj;های فرد را می&amp;zwnj;پوشاند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pantekhaz03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;حرکت و رقص به&amp;zwnj;عنوان عناصر زیبایی&amp;zwnj;شناسی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بُعد زیبایی&amp;zwnj;شناسی این اثر در حرکت رقص زن است و کار نیز حالتی در حرکت را به بیننده القا می&amp;zwnj;کند. سولماز بین رقص سماع و انواع رقص&amp;zwnj;هایی که ما در فرهنگمان داریم با رقص&amp;zwnj;هایی که فقط در میهمانی&amp;zwnj;ها وجود دارد، تفاوت قائل است. &amp;laquo;برای من رقص امری مقدس است، عاشق رقصم و به نظرم خیلی معنا دارد و به این دلیل در کار&amp;zwnj;هایم بسیار از آن استفاده می&amp;zwnj;کنم. این&amp;zwnj;کار چند لایه دارد: لایه اول زنی در حال رقص است که شرحش آمد، اما لایه دوم فقط نوشته و حروف هستند، آنچه از دهان بیرون می&amp;zwnj;آید یا شنیده می&amp;zwnj;شود و یا دیده می&amp;zwnj;شود، در حقیقت برای من این&amp;zwnj;ها حروف است. به این خاطر حروف واضح نیستند، برای اینکه یک سری حرف است که فرد می&amp;zwnj;خواهد بزند یا یک سری کار است که می&amp;zwnj;خواهد انجام دهد ولی نمی&amp;zwnj;تواند. به همین خاطر این حروف در اثر مبهم، درهم و برهم و گیج&amp;zwnj;کننده است. لایه سوم زنی است که یک چادرنماز گلدار دورش است که باز خودش را انگار از چیزی بیرون می&amp;zwnj;کشد. می&amp;zwnj;خواستم نشان دهم که این آدم خسته است و می&amp;zwnj;خواهد خودش را از این همه سانسور و خودسانسوری بیرون بکشد؛ می&amp;zwnj;خواهد کاری کند که دوست دارد، می&amp;zwnj;خواهد حرفی بزند که دوست دارد. می&amp;zwnj;خواهد بگوید آنچه من دوست دارم آن مواردی نیست که جامعه می&amp;zwnj;خواهد به من القا کند. لایه بعدی کار چنین حالتی دارد که صورتش را تقریباً از بین بردم و تقریباً مثل ابر روی صورتش کشیدم. ولی آن دستش یک حالتی&amp;zwnj;ست که انگار دارد می&amp;zwnj;گوید به من نزدیک نشو. مثل آدمی که می&amp;zwnj;ترسد و نمی&amp;zwnj;خواهد کسی به او نزدیک شود. ولی در عین حال هم مثل آدمی است که به نوعی کور است و محیط خیلی تاریکی&amp;zwnj;ست که چیزی نمی&amp;zwnj;بیند. ولی از دستش استفاده می&amp;zwnj;کند که آرام آرام لمس کند و از این محیط بیرون بیاید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مواظب باش تیز است!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pantekhaz04.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&amp;laquo;مواظب باش تیز است&amp;raquo; اثری دیگری&amp;zwnj;ست که به شکل سه بُعدی ساخته شده و درهم&amp;zwnj;تنیدگی عمیق فرم و محتوا در آن نمودار است. این کار تکه&amp;zwnj;هایی&amp;zwnj;ست که به شکل هندسی به شیوه تیزی بریده شده. نشانه این کار در وجود انسان به صورت تکه&amp;zwnj;های بریده بریده است که تیز و خطرناک جلوه می&amp;zwnj;کند. این تکه&amp;zwnj;های بریده نماد&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان کارهایی&amp;zwnj;ست که به خاطر دیگران، به خاطر سنت، به خاطر حرف مردم و به خاطر حکومت نکرده&amp;zwnj;ای، حرف&amp;zwnj;هایی که نزده&amp;zwnj;ای و این&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان است که به قول هدایت مثل خوره روح انسان را می&amp;zwnj;خورد و می&amp;zwnj;آزرد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سولماز خضرایی در این مورد می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;اسم این کار را گذاشته&amp;zwnj;ام: &amp;quot;مواظب باش تیز است&amp;quot;. مثل این است که کسی بخواهد وارد اتاقم و وارد حریم خصوصی من شود. می&amp;zwnj;بایست مواظب لبه&amp;zwnj;های بریده شده و تیز اثر باشد. یکی از کارهای قبلی&amp;zwnj;ام نیز شبیه به این بود، تصویر خودم بودم که یک قیچی دستم است و یک عالمه موارد بریده شده روی صورت. وقتی این کار تمام شد، من احساس کردم چرا باید دو بُعدی باشد، می&amp;zwnj;تواند سه&amp;zwnj;بُعدی هم باشد، مخصوصاً وقتی که آن کار را انجام دادم. اول می&amp;zwnj;خواستم مجسمه بسازم، بعد احساس کردم می&amp;zwnj;توان کار را از سقف آویزان کرد. سپس آن&amp;zwnj;ها را محکم کردم که تکان نخورند و در وسط هوا شناور نباشد. علت این نوع کار و معلق بودن&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان عنصر خودسانسوری است. مثل آنکه چیزی در وجودت بریده می&amp;zwnj;شود. حداقل در مورد خود من اینگونه است. وجودم پر از تکه&amp;zwnj;های نصفه&amp;zwnj;&amp;zwnj;کاره است که هیچ&amp;zwnj;وقت کامل نشده. حرف&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;خواستم بزنم، نزدم. خیلی اوقات می&amp;zwnj;تواند این حرف&amp;zwnj;های نزده شده به خاطر غرور باشد. همه این موارد دلیل سیاسی و دلیل مذهبی ندارد. بعضی وقت&amp;zwnj;ها به خاطر غرورت حرفی را نمی&amp;zwnj;زنی. در وجود آدم یک عالمه از این تکه&amp;zwnj;های نصفه&amp;zwnj;کاره است که بدن آدم و روح آدم را زخمی می&amp;zwnj;کند. و به خاطر همین نامش را گذاشتم &amp;laquo;مواظب باش این&amp;zwnj;ها تیزه است.&amp;raquo; در نگاه اولی یک&amp;zwnj;سری عکس&amp;zwnj;های زیبا هستند که آویزان شده&amp;zwnj;اند، یک&amp;zwnj;سری نوشته&amp;zwnj;های قشنگ فارسی&amp;zwnj;اند ولی این&amp;zwnj;ها تیزند، این&amp;zwnj;ها خطرناک&amp;zwnj;اند. چون یک&amp;zwnj;سری چیزهای نگفته شده&amp;zwnj;اند، یک&amp;zwnj;سری خواسته&amp;zwnj;های دست نیافته&amp;zwnj;اند که همیشه در وجودت هست و همیشه روحت را اذیت می&amp;zwnj;کند. چرا نکردم؟ چرا نگفتم؟&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فلک در ابعاد گونه&amp;zwnj;گون&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و سخن آخر را به کار ساده و زیبای او به نام &amp;laquo;فلک&amp;raquo; از مجموعه اول آثارش اختصاص داده&amp;zwnj;ام. خود کلمه فلک چندمعنایی&amp;zwnj;ست. فلک به معنای آسمان و سرنوشت، فلک کردن و تنبیه. ولی زن زیبای این اثر به آسمان می&amp;zwnj;نگرد، دهانش در فلک بسته شده و در واقع دهان ندارد و به خاطر این همه رنج قطره اشکی در حال ریزش است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pantekhaz05.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سولماز خضرایی: &amp;laquo;این هم پرتره خودم است. در کارهای اولیه از تصویر خودم استفاده می&amp;zwnj;کردم. خب این آدم دهان ندارد و اگر از نزدیک ببینیم قطره اشکی هم بر گونه دارد. استفاده از فلک به&amp;zwnj;خاطر دو گونه بودن فلک در فرهنگ ماست. یکی گویی سرنوشت و زندگی&amp;zwnj;ست و یکی دیگر هم فلک که در قدیم برای تنبیه کردن استفاده می&amp;zwnj;کردند. در دو معنا مثل شمشیر می&amp;zwnj;ماند که انگار می&amp;zwnj;خواهد گردن این آدم را بزند: فلک یعنی زندگی. یعنی بلایی که زندگی سر این فرد آورده یا فکر می&amp;zwnj;کند که زندگی سرش آورده. چون به نظرم زندگیمان را خودمان می&amp;zwnj;سازیم. سرنوشت هیچ بلایی سر ما نمی&amp;zwnj;آورد. خودمان کاری می&amp;zwnj;کنیم که سرنوشت ما را به اینجا برساند، خودمان سرنوشتمان را می&amp;zwnj;سازیم و خودمان زندگیمان را در بسیاری از اوقات خراب می&amp;zwnj;کنیم. فلک را به این خاطر استفاده کردم که تنبیه&amp;zwnj;ات می&amp;zwnj;کند، به&amp;zwnj;خاطر حرفی که در جامعه پذیرفته نیست، ممکن است به&amp;zwnj;خاطر کاری شلاق هم بخوری. به خاطر همین فلک را استفاده کردم.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمیل گزارشگر:&lt;br /&gt;
pantea. bahrami@yahoo. com&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813&quot;&gt; ::گزارش&amp;zwnj;ها و گفت&amp;zwnj;و گوهای فرهنگی پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/06/30/16331#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12403">خودسانسوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1">سانسور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13281">سولماز خضرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3537">هنرهای تجسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <pubDate>Fri, 29 Jun 2012 23:27:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16331 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>هنر معترض به آلودگی محیط زیست</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/05/19/14454</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/05/19/14454&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                             &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/panshsh01.jpg?1337631124&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - &amp;laquo;ترس از مکان&amp;zwnj;های  عمومی&amp;raquo; نام اثری است در ابعاد یک متر و بیست سانتی در ۹ متر که از حروف فارسی شروع می&amp;zwnj;شود، به آهن، صنعت و دود و سپس به بافت&amp;zwnj;های آلوده بدن انسان می&amp;zwnj;انجامد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;این اثر ساخت شیرین شاهین هنرمند جوان ایرانی&amp;zwnj;ست که متروهای نیویورک را دستمایه کار خود قرار داده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این اثر در مفهوم فلسفی نوعی اعتراض به جامعه صنعتی است که &amp;laquo;مثل خوره روح و جان آدمی را می&amp;zwnj;خورد&amp;raquo; و انسانی که آن قدر دچار روزمرگی&amp;zwnj;ست که حتی نیم&amp;zwnj;نگاهی به این آلودگی ندارد. بی&amp;zwnj;جهت نیست که &amp;laquo;ترس از مکان&amp;zwnj;های عمومی&amp;raquo; سیاه و سفید است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120508_PanteA_ShirinShahinC.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شیرین شاهین: &lt;/strong&gt;از وقتی به آمریکا آمدم کلاً کار سیاه و سفید را شروع کردم. تعدادی کار رنگی هم دارم. کارهای خوبی&amp;zwnj;ست، ولی من خیلی دوستشان ندارم. آن حسی که رنگ سیاه و سفید به من می&amp;zwnj;دهد، رنگ&amp;zwnj;های متفاوت به من نمی&amp;zwnj;دهند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حس خیلی عمیقی من نسبت به سیاه و سفید دارم. احساس می&amp;zwnj;کنم حسم را با مفهوم می&amp;zwnj;توانم با سیاه و سفید خیلی بهتر بیان کنم. به ویژه اکنون که روی آسیب&amp;zwnj;های تأثیر مترو روی بدن و روی سلامتی کار می&amp;zwnj;کنم، احساس می&amp;zwnj;کنم سیاه و سفید می&amp;zwnj;تواند مفهوم بهتری داشته باشد و آن مفهوم را بهتر منقل می&amp;zwnj;کند. چه پایان کار به مریضی و تأثیری را که سلول&amp;zwnj;های بدن از مترو، آلودگی و آسیب&amp;zwnj;های آن می&amp;zwnj;گیرد نشان می&amp;zwnj;دهد و سیاه و سفید می&amp;zwnj;تواند بهتر عمل کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اثر ترس از مکان&amp;zwnj;های عمومی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panshsh03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;این کار از راست به چپ شروع می&amp;zwnj;شود. چون این روایت من است. من فارسی&amp;zwnj;زبانم و ما نوشتن را از راست به چپ شروع می&amp;zwnj;کنیم. این کار هم از راست شروع می&amp;zwnj;شود با تعدادی حروف فارسی. هیچ مفهوم خاصی کلمه&amp;zwnj;ها ندارند. فقط تعدادی حروف است و آن هم به خاطر اینکه می&amp;zwnj;خواهم بگویم من کلاً از این همه آلودگی&amp;zwnj;ها، ازدحام و سرعت داخل مترو&amp;zwnj;ها لکنت زبان گرفته&amp;zwnj;ام. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اولین چیزی که من در متروهای اینجا دیدم، تعمیرات داخل مترو بود و تعدادی وسایل  عظیم و بزرگ صنعتی و خیلی برای من عجیب بود که چگونه مثلاً مردم راحت از کنار این&amp;zwnj;ها رد می&amp;zwnj;شوند و اینکه اصلاً فکر نمی&amp;zwnj;کنند این مترویی که ما داریم می&amp;zwnj;بینیم، توی تونل&amp;zwnj;هایش، کلی وسائل مخفی دارد که ما اصلاً هیچ وقت نمی&amp;zwnj;بینیم و حتی ممکن است که خیلی از این کثیفی&amp;zwnj;ها از همین تونل&amp;zwnj;های تاریک باشد و آن وسایلی که مخفی&amp;zwnj;اند و ما اصلاً ازآن&amp;zwnj;ها خبر نداریم. برای همین به محض اینکه حروف فارسی را می&amp;zwnj;آورم، به یک&amp;zwnj;باره با یک فضای صنعتی مواجه می&amp;zwnj;شوم و فرم&amp;zwnj;های کاملاً طبیعی و ارگانیکی که برای من سمبولی از بافت&amp;zwnj;ها و سلول&amp;zwnj;های بدن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و بالاخره دوربینم را دستم گرفتم و شروع کردم به عکس گرفتن از تونل&amp;zwnj;ها و مترو و تعدادی تصویر را هم آنلاین پیدا کردم. تعدادی تصویر سلول&amp;zwnj;های بدن که تصویرهای میکروسکوپی را نشان می&amp;zwnj;دهد هم پیدا کردم. بعد تلاش کردم حروف فارسی را که می&amp;zwnj;خواهد بگوید در این فضا در حال گم شدن است با فضای صنعتی و آن فضا و تصویرهای ارگانیک با هم ترکیب کنم. تقریباً می&amp;zwnj;توانم بگویم در همه جای این اثر من تعدادی زنجیر دارم که برایم زنجیر&amp;zwnj;ها نوعی اتصال مردم به این مترو است. علاوه بر آن ما به مترو به خاطر رفت و آمد وابسته هستیم. من خودم می&amp;zwnj;دانستم که خیلی از فضای مترو خوشم نمی&amp;zwnj;آید. می&amp;zwnj;دانستم که بدم می&amp;zwnj;آید توی مترو&amp;zwnj;ها، در فضای تونل&amp;zwnj;ها چیزی بخورم. احساس می&amp;zwnj;کردم آن قدر هوا اینجا کثیف است که من نباید چیزی بخورم. بعد وقتی می&amp;zwnj;دیدم یک بچه در مترو چیزی می&amp;zwnj;خورد، این مرا آزار می&amp;zwnj;داد. احساس می&amp;zwnj;کردم که مواد غذایی آلوده می&amp;zwnj;خورد. ولی به هر حال من برای رفت و آمد وابسته به مترو هستم و این زنجیر&amp;zwnj;ها به معنای این وابستگی&amp;zwnj;ست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panshsh05.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کار در لحظه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیرین فارغ&amp;zwnj;التحصیل دانشگاه سوره شیراز در رشته نقاشی&amp;zwnj;ست. وی فارغ&amp;zwnj;التحصیل سال ۸۴ است و برای ادامه تحصیل به منفیس شهر کوچکی در جنوب آمریکا رفت. دانشگاه او را برای یک تجربه یک&amp;zwnj;ساله هنری به نیویورک شهر شلوغ، پررفت و آمد با متروهای آلوده، تاریک و نمور فرستاد. اثر &amp;laquo;ترس از مکان&amp;zwnj;های عمومی&amp;raquo; تجربه این دوران است. این&amp;zwnj;کار چند رسانه&amp;zwnj;ای مملو از طرح، عکس و نقاشی&amp;zwnj;ست. با وجود این اثر بسیار ظریف کار شده که شاید به پیشینه هنرمند، به زندگی در کشور مینیاتور&amp;zwnj;ها برگردد. شیرین در لحظه کار می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیرین شاهین: اینطور نیست بگویم اول کارم را جایی پیاده می&amp;zwnj;کنم و بعد اگر مطمئن باشم درست است، روی مقوا یا روی بوم کار را منتقل می&amp;zwnj;کنم. نه اینگونه نیست. کاملاً لحظه&amp;zwnj;ای کار می&amp;zwnj;کنم و هر بار که از مترو بیرون می&amp;zwnj;آمدم، احساس می&amp;zwnj;کردم که الان انرژی گرفتم و می&amp;zwnj;دانم که می&amp;zwnj;خواهم چه&amp;zwnj;کار بکنم. من کلاً خیلی دوست دارم با فرم بازی کنم و ترکیب&amp;zwnj;بندی هم در کار خیلی برایم مهم است. یعنی دوست دارم کسی که بیننده کار من است، چشمش توی کار من بچرخد و همه جا را ببیند. با اینکه فضای استودیوی دانشگاه در نیویورک خیلی محدودی بود، یعنی خیلی عریض نبود که من بتوانم بروم عقب بایستم و ترکیب&amp;zwnj;بندی کارم را ببینم، ولی تلاش دارم تا جایی که ممکن است ترکیب&amp;zwnj;بندی قوی داشته باشم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panshsh06.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خیلی&amp;zwnj;ها اولین چیزی که در مورد کار من می&amp;zwnj;گفتند این بود که برای ما سرطان است و من احساس کردم که واقعاً من آن مفهوم را گرفتم. چون من هر چه قدر در کار پیش می&amp;zwnj;روم، از راست به چپ، یک&amp;zwnj;جوری فضای صنعتی را کم می&amp;zwnj;کنم و بیشتر بافت&amp;zwnj;های بدن بیشتر به چشم می&amp;zwnj;خورد و اینکه چه طوری این بافت&amp;zwnj;های بدن خورده شده، حل شده، ذوب شده و یک&amp;zwnj;جوری مثل مریضی شده و فقط در فضای آخر کار شاهد زنجیر و بافت&amp;zwnj;هایی هستیم که انگار سوخته که برای من تجلی مریضی&amp;zwnj;ست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من از وقتی که آمدم آمریکا بیشتر با این مفهوم کار کردم. حتی در منفیس که شهر خیلی کوچکی&amp;zwnj;ست و اصلاً قابل مقایسه با نیویورک نیست، شدم که آن فضای صنعتی کلاً فضای شهری را تحت تأثیر قرار داده و آن حس زیبا&amp;zwnj;شناسی را در مردم تغییر می&amp;zwnj;دهد. احساس می&amp;zwnj;کنم مردم اینجا شاید دیگر خیلی با زیبایی شهرسازی و این چیز&amp;zwnj;ها آشنا نیستند. مثلاً در نیویورک ما به غیر از منهتن (مرکز شهر نیویورک) و یک جاهای خیلی خاصی در منهتن بقیه فضای شهر را خیلی زیبا نمی&amp;zwnj;یابیم. حتی منفیس با آن طبیعت خیلی قشنگش واقعاً یک&amp;zwnj;جاهاش خیلی بد است. من فکر می&amp;zwnj;کنم در ایران خیلی بیشتر اهمیت می&amp;zwnj;دهند به این چیز&amp;zwnj;ها که فضای شهری قشنگ و زیبا باشد. ولی اینجا من خیلی متوجه نشدم. به غیر از جاهایی که افراد ثروتمند و مرفه باشد تا بتواند آنجا زندگی کند، بقیه&amp;zwnj;اش آن حس زیبایی را من از شهر نمی&amp;zwnj;گیرم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آثار سیاه و سفید و رنگی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panshsh04.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;شیرین شاهین: ترم دو یکسری کار رنگی شروع کردم. احساس کردم رنگ به&amp;zwnj;تدریج از یادم می&amp;zwnj;رود و خواستم به خودم ثابت کنم که من همچنان می&amp;zwnj;توانم با رنگ کار کنم. سه تا کار را شروع کردم با مفهوم تخریب طبیعت، مدرن شدن و صنعتی شدن. دوتا از آن&amp;zwnj;ها نوعی تأثیر روی زندگی حشرات بود و در آخری اشاره داشتم به اعماق دریا، به زندگی ماهی&amp;zwnj;ها و عروس دریایی و این چیز&amp;zwnj;ها. علاوه بر آن تعدادی نشانه&amp;zwnj;های صنعتی و نقش انسان که حالا در هر کدامش نقش انسان عنصر متفاوتی است، دیده می&amp;zwnj;شود. توی این فرم من یک بینی گذاشتم که یک سری آتش دارد از بینی می&amp;zwnj;آید و آن سمبل عفونت است. آن عفونتی که از سمت انسان دارد به طبیعت می&amp;zwnj;رسد. این یکی دیگر از آن کارهای رنگی&amp;zwnj;ست که من نوعی اشاره به زندگی پروانه&amp;zwnj;ها و یکسری لوله&amp;zwnj;های صنعتی و کثیف دارم. برای اینکه بتوانم آن فضای صنعتی را به بیننده منقل کنم. به&amp;zwnj;طور واقعی بوم را بریدم و سوراخش کردم تا نشان دادم فضای آن سطح کارم هم ذوب شده. یعنی در واقع این سوراخ&amp;zwnj;ها سوراخ&amp;zwnj;های واقعی&amp;zwnj;ست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;zwnj;خواستم نشان دهم آن فضایی که من زندگی پروانه&amp;zwnj;ها را خوب و خوش رنگ و قشنگ به تصویر می&amp;zwnj;کشم، دقیقاً فضای متضادش، فضای صنعتی&amp;zwnj;ام، آن سطح ذوب&amp;zwnj;شده، خورده شده است شاید به حس عدم امنیت خودم نیز باز می&amp;zwnj;گردد. شاید به خاطر اینکه من اینجا تنها هستم. چون یادم هست ترم یک وقتی این کارهای سیاه و سفید را شروع کردم، با همین مفهوم، و استاد&amp;zwnj;ها از من پرسیدند که چرا چنین مفهومی داری، اولین چیزی که به ذهنم رسید این حس ترس بود. ترس از تنهایی و احساس کردم که شاید یک&amp;zwnj;مقدار اغراق می&amp;zwnj;کنم، به خاطر اینکه ترس از تنهایی دارم. برای همین بیشتر این قضیه من را آزار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیرین در آمریکا تنها زندگی می&amp;zwnj;کند. یک خواهر در آمریکا دارد. در مورد تجربه عاشق شدنش پرسیدم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیرین شاهین: الان تنها زندگی می&amp;zwnj;کنم. اتفاقاً یک سال پیش پس از یک رابطه چهارساله رابطه&amp;zwnj;ام را قطع کردم. شاید به همین دلیل بیشتر احساس تنهایی می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panshsh07.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;کلاً عاشق طراحی هستم و شاید به قول یکی از استاد&amp;zwnj;ها که می&amp;zwnj;گفت تو از شهری می&amp;zwnj;آیی که مردمش مینیاتور کار می&amp;zwnj;کنند، ناخودآگاه خط&amp;zwnj;های ظریف را دوست دارم. رنگ&amp;zwnj;هایم را بسته به موضوع انتخاب می&amp;zwnj;کنم و تصویرهایی که پیدا می&amp;zwnj;کنم، این پروانه&amp;zwnj;ها یک قسمتی&amp;zwnj;هایش کولاژ است که از رنگ&amp;zwnj;های خود طبیعت استفاده کردم. احساس می&amp;zwnj;کنم که طبیعت خودش زیبا&amp;zwnj;ترین رنگ&amp;zwnj;ها را کنار هم گذاشته و من از همان&amp;zwnj;ها استفاده کنم کافی&amp;zwnj;ست. تنها چیزی که به من الهام می&amp;zwnj;دهد و من می&amp;zwnj;توانم خیلی به آن اعتماد کنم طبیعت است. احتیاج ندارم خیلی دنبال رنگ خاصی بگردم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من کارهای رنگیم را خیلی دوست ندارم. وقتی برای گالری سیحون عکس کار&amp;zwnj;هایم را فرستادم، کارهای رنگیم را انتخاب کردند و اتفاقاً دو تا از آن&amp;zwnj;ها نیز فروش رفت. ولی کار مورد علاقه من نیست که بگویم واقعاً از آن&amp;zwnj;ها لذت می&amp;zwnj;برم. کارهایی که خیلی دوست دارم، کارهای سیاه و سفیدم است. حتی مثلاً این کار را من ترم یک انجام دادم، این فضا را خیلی دوست دارم. این دقیقاً تخریب طبیعت است با فضای صنعتی. در این آثار نشانه&amp;zwnj;های مشترک در عرض یک سال داشتم. یک&amp;zwnj;سری چرخ، دود و بخار بود که برای من نشانه انفجار بود و یک سری کابل که من این کابل&amp;zwnj;ها را بار&amp;zwnj;ها و بار&amp;zwnj;ها در منفیس دیده&amp;zwnj;ام و حروف فارسی را داشتم که کلاً شعری هست از سعدی و درباره زیبایی طبیعت است و من سعی کردم یک جوری این شعر را با آن فضا و با آن مفهومی که دارم یکی کنم. من کلاً فضای سیاه و سفید را خیلی بیشتر دوست دارم و اولین کاری که آمریکا شروع کردم، این تابلوی سراب بود. باید اضافه کنم من خیلی خوشم نمی&amp;zwnj;آید اسم روی کار بگذارم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گرایش به طبیعت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;آثار اولیه شیرین شاهین در ایران نقد به وضعیت زنان و روابط انسان&amp;zwnj;ها به چشم می&amp;zwnj;خورد. در آثاری که او در آمریکا کار کرده نوعی چرخش به سوی طبیعت و رویکرد از رنک به بی&amp;zwnj;رنگی دیده می&amp;zwnj;شود. علت گرایش به طبیعت را اینگونه ترسیم می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/panshsh02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;شیرین شاهین: من در تهران طولانی زندگی نکردم. دو سه سال کودکی&amp;zwnj;ام در تهران بود و این شهر خیلی روی من تأثیر نگذاشت، چون من زمان عمده&amp;zwnj;ای را در تهران نمی&amp;zwnj;گذراندم. شاید واقعاً اگر تهران بودم، چنین موضوعی به ذهنم می&amp;zwnj;رسید. ولی خب اصفهان شهر خیلی قشنگی&amp;zwnj;ست. وقتی بیرون می&amp;zwnj;روی، کلاً خیلی جا&amp;zwnj;هایش واقعاً فضاهای زیبا می&amp;zwnj;بینی. شهرسازی اصفهان خیلی خوب است. شیراز همین&amp;zwnj;طور، و شاید به همین دلیل هیچ وقت  از زاویه فضا تحت فشار قرار نگرفتم. موضوع زن&amp;zwnj;ها در ایران برایم خیلی برایم آزاردهنده بود، برای همین روی موضوع زن&amp;zwnj;ها کار می&amp;zwnj;کردم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی اینجا نه. حتی منفیس با آن طبیعت قشنگش، آنچه که برای من در فضای شهریش برجسته است،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان کابل&amp;zwnj;های چراغ&amp;zwnj;های راهنماست که خیلی به نظر من زشت&amp;zwnj;اند و من نمی&amp;zwnj;دانم چه طور خودشان متوجه نمی&amp;zwnj;شوند که این چقدر ممکن است زشت باشد. یا اینکه مثلاً چراغ&amp;zwnj;های راهنماشان در منفیس یک&amp;zwnj;سری چوب است که یک عالم منگنه خورده، منگنه&amp;zwnj;های خیلی بزرگ و این منگنه&amp;zwnj;ها برای من خیلی آزاردهنده بود. یادم هست تازه به آمریکا آمده بودم و کار را شروع کردم، یک&amp;zwnj;بار استادم به من گفت این کابل&amp;zwnj;ها چی هست؟ گفتم این&amp;zwnj;ها کابل&amp;zwnj;های توی خیابان&amp;zwnj;های خودتان است. من نمی&amp;zwnj;دانم چرا شما نمی&amp;zwnj;بینید. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زن ذوب و محوشده &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آثار شیرین شاهین با ورودش به آمریکا از رنگ به بی&amp;zwnj;رنگی غلطید. وی نمایشگاه&amp;zwnj;های فردی و گروهی در ایران و آمریکا داشته و همچنین آثارش در گالری سیحون نمایش داده شده. شیرین در ایران بر روی موضوع زن، زن برهنه و زنی که در بوم ذوب و محو می&amp;zwnj;شود نیز کار کرده که سمبول ستمی&amp;zwnj;ست که در جامعه ایران بر زن می&amp;zwnj;رود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیرین شاهین: کار کلاژ را در ایران با مفهوم زن شروع کردم. وقتی آمدم آمریکا، استاد&amp;zwnj;هایم مرا تشویق کردند که کلاژ کار کنم. چون من در ایران با رنگ روغن حقیقتاً نقاشی می&amp;zwnj;کردم و هیچوقت این ایده را نداشتم که بخواهم کارم را به کلاژ تغییر دهم. فقط یک مجموعه کار کلاژ داشتم که خیلی هم در ایران فروش داشت، با اینکه من اصلاً نمی&amp;zwnj;توانستم این&amp;zwnj;ها را توی نمایشگاه بگذارم. چه تمامش زن برهنه داشت. ولی خب این کار&amp;zwnj;ها خیلی طرفدار داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد که آمدم اینجا استادهای من وقتی کارهای مرا مشاهده کردند، پیشنهاد کردند که دوباره کولاژ را شروع کنم. یک مقدار کارهای کلاژ را ببینید، خب خیلی فضای اینجا متفاوت است. این کار کلاژی که من شروع کردم برای این&amp;zwnj;ها تازه است. یعنی فضایی که عکس را بچسبانی و بعد طراحی و نقاشی کنارش داشته باشی و در عین حال وقتی کار را ببینی، متوجه نشوی که کجا عکسم تمام شده و کجا نقاشی شروع شده. این فضا برایشان قدری تازه است، ولی ما در ایران کار می&amp;zwnj;کردیم و این یکی از آن کارهای کلاژ است که من ایران انجام دادم. زن&amp;zwnj;هایی را نشان می&amp;zwnj;دهم که در فضای اطرافشان محو شدند. یعنی می&amp;zwnj;خواهم بگویم چه طوری زن&amp;zwnj;ها باید خودشان را تطبیق بدهند و انگار خودشان از خودشان هیچ شخصیتی ندارند. در هر فضایی که هستند در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فضا محو می&amp;zwnj;شوند و اگر قرار است ریشه هم از خودشان داشته باشند، حتماً باید یک مرد با آن&amp;zwnj;ها باشد. به هر حال در ایران که بودم، یکسری کار درباره زن&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;کردم که یکجوری باید خودشان را با فضای جامعه تطبیق بدهند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر حال من در ایران نقاش بودم و اصلاً کولاژ کار نمی&amp;zwnj;کردم. کولاژ را به&amp;zwnj;طور جدی در آمریکا شروع کردم. این&amp;zwnj;ها کارهای ایران من است. من خیلی از کارهای جورجیا اوکیف الهام می&amp;zwnj;گرفتم. اهل آمریکای لاتین است. خیلی در ایران نمی&amp;zwnj;توانستم به او اشاره کنم، چون جورجیا اوکیف جنسیت&amp;zwnj;گرا بود، یعنی هرچه می&amp;zwnj;کشید نرینه ـ مادینه می&amp;zwnj;کشید و من در دل خودم از او الهام می&amp;zwnj;گرفتم و هیچوقت به او در رساله&amp;zwnj;ام اشاره&amp;zwnj;ای نشد. تمام گل&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;کشید، جنسیت داشت. جنس نر و جنس ماده داشت. یکسری عناصر به گل می&amp;zwnj;داد که مشخص بود این گل نر است یا این گل ماده است. در عین حال من سه ترم طراحی فیگور لخت گرفتم. خیلی از طراحی فرم بدن زن خوشم می&amp;zwnj;آید. احساس کردم که دوست دارم آن فرم پیکر زن را با فضای اطراف به نوعی با هم تلفیق کنم.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمیل گزارشگر:&lt;br /&gt;
pantea. bahrami@yahoo. com&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
::پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه::&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/05/19/14454#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12049">ترس از مکان های عمومی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12048">شیرین شاهین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <pubDate>Sat, 19 May 2012 07:54:02 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">14454 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>