<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2718/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>شجاع آذری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2718/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>شیرین نشاط و نمایش &quot;اعتراض وارد نیست&quot;</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/11/26/8581</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/11/26/8581&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اجرای نمایش &amp;quot;اعتراض وارد است&amp;quot; در نیویورک در گفت‌وگو با شیرین نشاط، شجاع آذری و محمد غفاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shnepbe01.jpg?1322505732&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - کابوس محاکمه هنرمندان در مقابل قاضی سفیدپوش با ۱۵ نفر از دستیارانش که مرتب در حال تهیه مدارک علیه هنرمندان هستند. در دو سمت راست و چپ نوازندگان قرمزپوش که نماد شیطان هستند قرار دارند. کمی پایین&amp;zwnj;تر باز هم در مقابل تماشاگران در هر دو سمت راست و چپ دو هنرمند مشکی&amp;zwnj;پوش و بالاخره در هر دو طرف سالن هر طرف ۱۰ مرد جوان سبزپوش که نماد توده&amp;zwnj;هایی هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه در تأیید محاکمه هنرمندان شعار سر می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20111120_PanteA_OverRuled.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این محاکمه خیالی که تقریباً در جامعه امروز ایران به واقعیت تبدیل شده، ورای زمان و مکان خاصی در این نمایشنامه تصویر گشته است و می&amp;zwnj;تواند به همه دوران استبدادزده برگردد. در جایی که دروغ جای عشق و استبداد مذهبی جای آزادی را گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صحنه&amp;zwnj;ای را که برایتان تصویر کردم، نام اجرای هنری &amp;quot;اعتراض وارد نیست&amp;quot;، به کارگردانی شیرین نشاط و نوشته&amp;zwnj; شجاع و بهرنگ آذری است که شنبه ۱۲ نوامبر در نیویورک در چارچوب جشنواره &amp;quot;پرفورما&amp;quot; روی صحنه رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیرین نشاط در مورد این جشنواره می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/shnepbe03.jpg&quot; /&gt;شیرین نشاط -&lt;/strong&gt; پرفورما برنامه&amp;zwnj;ای است که فکر می&amp;zwnj;کنم این چهارمین بار است در نیویورک برگزار می&amp;zwnj;شود. هر دو سال. به خصوص برنامه&amp;zwnj;ای است برای هنرمندان هنرهای تصویری که تا حالا کار تئا&amp;zwnj;تر و کار زنده نکرده&amp;zwnj;اند. بنابراین این&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;روند سراغ کارگردانان هنرهای نمایشی. برعکس، می&amp;zwnj;روند دنبال هنرمندانی که واقعاً کار تصویری می&amp;zwnj;کنند و برای اولین بار کارهای تجربی و تئا&amp;zwnj;تر انجام داده&amp;zwnj;اند. این نیز اولین تجربه من در هنرهای نمایشی زنده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارگردان، اجرای &amp;quot;اعتراض وارد نیست&amp;quot; را بر اساس دو ایده ویدئویی خود بنا نهاده است که بر مبنای نوعی تضاد ساخته شده بود. یکی از آن&amp;zwnj;ها که &amp;quot;کلام آخر نام دارد&amp;quot; در سال ۲۰۰۴ ساخته شده و در مورد کابوس یک شاعر است. در این کابوس زن مورد بازجویی قرار می&amp;zwnj;گیرد و زمانی که از خودش دفاع می&amp;zwnj;کند تنها با شعر پاسخ بازجو را می&amp;zwnj;دهد. شیرین نشاط می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فکر کردم که خیلی جالب می&amp;zwnj;شد اگر دوباره چنین موقعیتی پیش بیاید، یک فضایی که در یک&amp;zwnj;طرف میز یک دادگاهی باشد که دوباره خیلی انتزاعی و تخیلی باشد و واقعی نیست. در این کار از یک سو یک قاضی و همکارانش که پشت سر او کار می&amp;zwnj;کنند، از سوی دیگر هنرمندان و آدم&amp;zwnj;هایی که با هنر خودشان از خودشان دفاع می&amp;zwnj;کنند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;موضوع نمایش&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نویسندگان این اجرا شجاع آذری فیلمساز و پسرش بهرنگ آذری نویسنده و موزیسین مقیم نیویورک هستند. موضوع نمایش هر چند به ایران مربوط می&amp;zwnj;شود ولی روندی جهانی دارد و برای هر کشور استبدادزده&amp;zwnj;ای قابل تعمیم است. نویسنده در این محاکمه خیالی از عناصری چون محاکمه سقراط، اسطوره سیاوش، محاکمه و کشتن حلاج، بحث شیطان و اینکه اساساً گناه چیست، نیز استفاده کرده است. شجاع آذری درباره روند همکاری&amp;zwnj;اش با بهرنگ و محتوای کار می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/shnepbe02.jpg&quot; /&gt;شجاع آذری&lt;/strong&gt; - من داستانش را نوشتم با طرح اصلی و با دیالوگ&amp;zwnj;هایش. بعد بهرنگ کار اصلی&amp;zwnj; را که عبارت بود از تک&amp;zwnj;گویی&amp;zwnj;هایی زیبا، نوشت. آن تک&amp;zwnj;گویی&amp;zwnj;ها همه کار بهرنگ بود که با یک زبان شاعرانه و خوب انگلیسی توانست آن&amp;zwnj;ها را بنویسد و بعد یک مقدار هم با همدیگر روی ساختارش کار کردیم. اولاً کار بسیار تصویرگراست و از نظر فرم هم مخلوطی&amp;zwnj;ست از هنرهای نمایشی و تصویری. یعنی سویه نمایشی کار به جنبه بصری&amp;zwnj;اش نزدیک شد و با آن مخلوط شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع نمایش هم این است که چند تا هنرمند تحت محاکمه هستند. این موضوع به مسائل ایران که محاکمه هنر و فرهنگ است ربط دارد و دادگاهی که در حقیقت دادگاه تهیه مدارک است. منتها قاضی زیر مدارکی که برایش تهیه می&amp;zwnj;کنند دفن می&amp;zwnj;شود. یعنی ما یک لحظه می&amp;zwnj;بینیم که آن قدر مدارک می&amp;zwnj;آورند و می&amp;zwnj;گذارند روی میز این آقای قاضی، که این قاضی زیر مدارک خودش دفن می&amp;zwnj;شود. این موضوع کلی، آن پشت بود. و بعد آن جریان&amp;zwnj;های بغلی هم، آن سکوهای بغلی هم، خُب نماینده قدرت بود که یک چنین دادگاهی با چنین قضاوتی احتیاج به یک&amp;zwnj;سری آدم&amp;zwnj;هایی دارد که اهرم&amp;zwnj;های قدرت را حفظ کنند. درست در همین دوره که مشغول نوشتن این نمایشنامه بودم موضرع آب&amp;zwnj;بازی بچه&amp;zwnj;ها در پارک در ایران اتفاق می&amp;zwnj;افتد که حکومت شروع به دستگیری این نوجوانان کرد. به خود گفتم، برای چیز پیش&amp;zwnj;پاافتاده&amp;zwnj;ای مثل خوشحالی و سرور، این جوانان تحت قضاوت &amp;quot;نمایندگان خدا&amp;quot; قرار می&amp;zwnj;گیرند، این موضوع توانست مرا به مسئله&amp;zwnj;ای خیلی جدید&amp;zwnj;تر، عمیق&amp;zwnj;تر و فلسفی که ریشه&amp;zwnj;ها و پایه&amp;zwnj;های قضاوت مذهبی و مذهب&amp;zwnj;گرایی و حکومت مذهبی است، ببرد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نماد&amp;zwnj;ها و نشانه ها&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در صحنه گشایش نمایش، نوری همگون روی تماشاگران تابیده می&amp;zwnj;شود. دو نفر از همه می&amp;zwnj;خواهند که به&amp;zwnj;پا خیزند، همه بر می&amp;zwnj;خیزند و در حقیقت از نظر روانی تماشاگران با محکومان همذات&amp;zwnj;پنداری می&amp;zwnj;کنند. در طول نمایش از سوی کارخانه مدرک&amp;zwnj;سازی قاضی، مرتب مدارکی علیه هنرمندان ساخته می&amp;zwnj;شود. علاوه بر آن در طول کار گاهی پلاکارت&amp;zwnj;هایی از سوی آنان به قاضی ارائه می&amp;zwnj;گردد. این پلاکاردها مثل دایره&amp;zwnj;های تودرتو و یا حروف عربی هستند. شجاع آذری این نماد&amp;zwnj;ها و نشانه&amp;zwnj;ها را این&amp;zwnj;گونه توضیح می&amp;zwnj;دهد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/shnepbe04.jpg&quot; /&gt;شجاع آذری -&lt;/strong&gt; تقریباً تمام علائم و نشانه&amp;zwnj;ها از طراحی&amp;zwnj;هایی است که حلاج برای بحث&amp;zwnj;های فلسفی وعرفانی کشیده. چالشی که ذهن مرا به خود مشغول کرده و هنوز هم مشغول می&amp;zwnj;کند، خصوصیات استبداد مذهبی است. این بحث هم در آن دوره و هم در دوره ما یک ماهیت را دارد. اینکه حقیقت از تجربه شخصی می&amp;zwnj;آید. یعنی کسی حق ادعای حقیقت مطلق را ندارد و کسی هم از طرف خدا نیآمده اینجا که به آدم&amp;zwnj;ها دستور دهد و به آدم&amp;zwnj;ها راه و چاه نشان دهد و این حقیقت&amp;zwnj;ها، حقیقت&amp;zwnj;های شخصی است. من به دنبال نشان دادن این تداوم بودم. یعنی حتی در ۹۰۰ سال پیش هم همین مسائل که حالا به شکل لائیک مطرح می&amp;zwnj;شود، به شکل مبارزه با استبداد مذهبی وجود داشت. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بازیگران &amp;quot;اعتراض وارد نیست&amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مجموع بیش از ۴۰ نفر در نمایش &amp;quot;اعتراض وارد نیست&amp;quot; حضور داشتند. بار اصلی این نمایشنامه را موسیقی به&amp;zwnj;ویژه کار محسن نامجو برعهده داشت که خودش یکی از هنرمندان مورد محاکمه بود. از دیگر بازیگران که نقش&amp;zwnj;های کلیدی داشتند، ملودی صفوی از گروه موسیقی آبجیز، شادی یوسف&amp;zwnj;پور عکاس و خواننده و کامبیز حسینی نویسنده و مجری برنامه پارازیت بودند. طراحی چید&amp;zwnj;مان صحنه نیز بر عهده شهرام کریمی بود. هر دو زن در هنگام اجرا، لباس مشکلی بر تن داشتند. شیرین نشاط درباره رنگ لباس بازیگران می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شیرین نشاط &lt;/strong&gt;- چهارتا محکوم بودند که همه سیاه پوشیده بودند. یک&amp;zwnj;مقدار تصمیم&amp;zwnj;ها بر اساس تصاویر بنا شده بود. پشت قاضی مردهایی بودند که بلوز سفید پوشیده بودند. آن&amp;zwnj;ها همکار قاضی بودند. بعد موزیسین&amp;zwnj;ها قرار داشتند که نماینده شیطان بودند و قرمز پوشیده بودند. سرباز&amp;zwnj;ها که البته سبز پوشیده بودند و این محکوم&amp;zwnj;ها هم سیاه پوشیده بودند. البته من در انتخاب رنگ&amp;zwnj;ها پرچم ایران را هم در نظر داشتم. قرمز و سبز و سفید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/shnepbe05.jpg&quot; /&gt;محمد غفاری از کارگردانان ایرانی است که اکنون در نیویورک زندگی می&amp;zwnj;کند. او در سال ۱۹۷۷ ایران را ترک کرد و اکنون با گروه&amp;zwnj;های تئا&amp;zwnj;تر آمریکایی کار می&amp;zwnj;کند. وی همچنین نمایشنامه&amp;zwnj;های مختلفی را کارگردانی کرده است. غفارین قش قاضی را در اجرای هنری &amp;quot;اعتراض وارد است&amp;quot; به عهده داشت. محمد غفاری درباره تجربه بازی در این نمایش می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;محمد غفاری&lt;/strong&gt; - محور نمایشنامه انسان&amp;zwnj;هایی است که دنبال آزادی می&amp;zwnj;گردند، اما نمی&amp;zwnj;توانند آن را به دست آورند. به&amp;zwnj;نظرم همه کارهای هنری در حقیقت در مورد همین مسئله است که آدم می&amp;zwnj;خواهد بهتر زندگی کند، راحت&amp;zwnj;تر زندگی کند، آزاد باشد، بتواند عقایدش را بیان کند، کسی نباشد که جلو عقایدش را بگیرد. این چیزهایی&amp;zwnj;ست که آدم&amp;zwnj;های همه جای دنیا می&amp;zwnj;خواهند. حالا فرق نمی&amp;zwnj;کند کجا باشد. غرب باشد، شرق باشد؛ موضوع جهانی است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقش محوری محسن نامجو&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زبان اجرای کار انگلیسی بود و در عین حال قطعات موسیقی محسن نامجو به زبان فارسی اجرا شد. کارگردان علت این دوگانگی را در داشتن تماشاگران غیر ایرانی می&amp;zwnj;داند که اگر زبان نمایشنامه فارسی بود، غیر ایرانیان درگیر زیرنویس می&amp;zwnj;شدند و عملاً از تمرکز بر روی جنبه&amp;zwnj;های دیگر نمایش باز می&amp;zwnj;ماندند. شاید بتوان گفت که سه چهارم نمایشنامه را موسیقی تشکیل می&amp;zwnj;داد. به&amp;zwnj;جز موسیقی محسن نامجو دو گروه دیگر موسیقی نیز این اجرا را همراهی می&amp;zwnj;کردند. در هنگام اجرا هم از موسیقی غربی و هم از موسیقی کلاسیک ایرانی استفاده شد. شیرین نشاط درباره محسن نامجو می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شیرین نشاط -&lt;/strong&gt; موزیک ایشان (محسن نامجو] را بی&amp;zwnj;اندازه دوست دارم و فکر می&amp;zwnj;کنم هم صدا، هم ساخت کارش و هم حتی شعرهایی که استفاده کرده، کاملاً با موضوع داستان ما هماهنگ بود. از ابتدا با ما همکاری کرد و پا به پای هم جلو رفتیم و به نظر من خیلی زیبا کار کرد. چون آنجایی که می&amp;zwnj;بایست محکم باشد، محکم بود و آنجایی که می&amp;zwnj;بایست لطیف باشد، لطیف بود و آنجایی که می&amp;zwnj;بایست سنتی باشد، سنتی بود و آنجایی که باید با دیگر همکاری می&amp;zwnj;کرد این کار را کرد و واقعاً ما را یک&amp;zwnj;دفعه وارد موزیک مدرن و خارج از فضای ایرانی کرد. محسن نامجو اما تنها خواننده در این برنامه نبود. ایشان برای تمام برنامه موزیک ساخت. مثلاً برای من این برنامه یک حالتی شبیه برنامه تعزیه دارد. اینجا موزیک داستانگویی می&amp;zwnj;کند. یعنی به نوعی به ما کمک کند که داستان همان&amp;zwnj;گونه که اوج پیدا می&amp;zwnj;کند و بالا و پایین می&amp;zwnj;رود، این موزیک با تماشاگر داستان را دنبال کند.&amp;quot; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همواره در میان تماشاگران نظرات مختلفی در مورد کارهای هنری وجود دارد. تماشاگران نمایش &amp;quot;اعتراض وارد نیست&amp;quot; دارای دو نظر بسیار متفاوت بودند. بعضی&amp;zwnj;ها آن را بسیار مثبت دریافت کرده بودند و معتقد بودند که در این نمایش تضاد در جامعه استبدادزده مذهبی بین هنرمند، شعر و موسیقی از یکسو، و از سوی دیگر فشار اهرم قدرت به&amp;zwnj;خوبی نمایان بوده. گروه دوم ضمن انتقاد از سکون و چید&amp;zwnj;مان در اجرا براین باور بودند که این کار بیشتر اجرای کنسرت محسن نامجو بود که بسیار آن را ستودند. ولی از زاویه اجرای ارزش&amp;zwnj;های هنری، &amp;quot;اعتراض وارد نیست&amp;quot; حرف تازه&amp;zwnj;ای برای گفتن نداشت. شجاع آذری در مورد نقش محسن نامجو که خواننده، نوازنده و سازنده قطعات موسیقی این نمایش بود می&amp;zwnj;گوید: &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شجاع آذری &lt;/strong&gt;- طرح اصلی که کارگردان (شیرین نشاط) داشت، این بود که می&amp;zwnj;خواست نمایش آمیزه&amp;zwnj;ای باشد از دو کاری که قبلاً انجام شده بود. یکی به اصطلاح تعارض موسیقیایی است بین دو زن و یک مرد و بعد کار دیگری به اسم &amp;quot;کلام آخر&amp;quot; که باز دادگاهی است که یک شاعر در آن محکوم شده و به او اتهام زده می&amp;zwnj;شود. البته آقای نامجو که واقعاً آن قدر این کار را خوب درک کردند و ساختار خوبی درآوردند که اساساً این نمایش را از یک&amp;zwnj;جا به جای دیگری برد. ما انتظارش را نداشتیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813&quot;&gt;::گزارش&amp;zwnj;های پانته&amp;zwnj;آ بهرامی در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/11/26/8581#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7523">اعتراض وارد است</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7525">تآتر ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2718">شجاع آذری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7522">شیرین نشاط</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1428">محسن نامجو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7524">محمد غفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2813">پانته آ بهرامی</category>
 <pubDate>Sat, 26 Nov 2011 10:22:37 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">8581 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>«جهنم جای کافران و ناباوران نیست»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/05/16/3905</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/05/16/3905&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ایرج ادیب‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;177&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/adibsha01.jpg?1305653226&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;ایرج ادیب&amp;zwnj;زاده- &amp;laquo;جهنم جای کافران و ناباوران نیست&amp;raquo; عنوان نمایشگاهی&amp;zwnj;ست در آتلیه&amp;zwnj;ی معروف &amp;laquo;ژروم&amp;raquo; در خیابان ماتینیون پاریس که تابلوهای &amp;laquo;شجاع آذری&amp;raquo; با ترکیبی از هنر نقاشی و ویدئو را به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه که از اول آوریل در پایتخت فرانسه آغاز شده، تا نوزدهم ماه می&amp;zwnj; ادامه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;شجاع آذری در شیراز متولد شده، در نیویورک زندگی می&amp;zwnj;کند. سینماگر است، با چند فیلم سینمایی و ویدئویی. از نسل تازه&amp;zwnj;ی هنرمندان ایرانی&amp;zwnj;ست که در انقلاب ۱۹۷۹ اسلامی زندگی کرده و امروز نگاهی واقع&amp;zwnj;گرا و شاعرانه به کشور زادگاهش ایران دارد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110506_Jahanam_Adibzadeh.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot; &quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از ۱۲ سال پیش به کار مشترک با &amp;laquo;شیرین نشاط&amp;raquo; عکاس و سینماگر ایرانی پرداخته و فیلم بلند سینمایی &amp;laquo;زنان بدون مردان&amp;raquo; برگرفته از کتاب معروف &amp;laquo;شهرنوش پارسی&amp;zwnj;پور&amp;raquo; حاصل کار مشترک آن&amp;zwnj;هاست. این فیلم در سینماهای عمومی فرانسه نمایش داده شد و در سال ۲۰۰۹ برنده&amp;zwnj;ی &amp;laquo;شیر نقره&amp;zwnj;&amp;laquo;&amp;zwnj;ی جشنواره&amp;zwnj;ی فیلم ونیز بود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مضمون آثار گفت&amp;zwnj;وگوبرانگیز شجاع آذری بین سنت و مدرنیته، گذشته و حال در حرکت&amp;zwnj;اند. نخستین تابلوهای نقاشی ویدئویی او با کار مشترک &amp;laquo;شهرام کریمی&amp;raquo; نقاش ایرانی پدید آمده و از آثار بی&amp;zwnj;سابقه در هنر تجسمی امروز با استفاده از تکنیک&amp;zwnj;های ویدئویی به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در گالری &amp;laquo;ژوم&amp;raquo; پاریس برای نخستین بار نمایشگاهی از تابلوهای شجاع آذری در فرانسه برگزار &amp;zwnj;شد. شجاع آذری در این آثار با دستکاری در چهره&amp;zwnj;ی مقدسین به یک معنا با آتش بازی کرده است و از نظر هنری تلاش می&amp;zwnj;کند تماشاگر را به اندیشه وادارد و قصد دارد توهم ما از آنچه را که به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای آشکار می&amp;zwnj;بینیم به چالش بکشد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در گفت&amp;zwnj;وگوی ویژه&amp;zwnj; با &amp;laquo;زمانه&amp;raquo; شجاع آذری ابتدا درباره&amp;zwnj;ی عنوان نمایشگاهش &amp;laquo;جهنم جای کافران و ناباوران نیست&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;عنوان نمایشگاه یکی از جملات کشیش سرشاس آمدیکایی و موعظه&amp;zwnj;گر انجیل است، هنگامی که برای جمع کثیری روضه&amp;zwnj;خوانی می&amp;zwnj;کرد. چون این جمله در ترویج مذهبی جمله&amp;zwnj;ی بسیار جالبی&amp;zwnj;ست، یک جمله&amp;zwnj; بسیار پارادوکسیکال ا&amp;zwnj;ست &amp;ndash; پر از تناقض - و این آقا از آن استفاده می&amp;zwnj;کند. این بود که توجه من را به خودش جلب کرد و اینکه منظورش از این جمله چیست که می&amp;zwnj;گوید هیچ کافری در جهنم نیست یا به شکلی تمام مؤمنین در جهنم هستند.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/ADIBSHA02.jpg&quot; /&gt;شجاع آذری می&amp;zwnj;گوید هدفش از قراردادن چهره&amp;zwnj;ی زیبای زنانی که با تکنیک&amp;zwnj;های ویدئویی مژه می&amp;zwnj;زنند یا اشک می&amp;zwnj;ریزند، در جای امامان شیعه &amp;laquo;شخصی کردن مذهب&amp;raquo; است. او درین باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;برای من مهم بود که شمایل به شکل شخصی درآید. منظورم شخصی کردن مذهب است. به&amp;zwnj;نظر من مذهب زمانی می&amp;zwnj;تواند قابل احترام باشد، که از دام سیاست و از دام عوامفریبی&amp;zwnj;ها جدا شود و تبدیل شود به امری شخصی، چنان&amp;zwnj;که اگر کسی علاقه یا ایمانی داشت، این ایمان شخصی باشد و به زور به حلق مردم نکنند.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این هنرمند ایرانی می&amp;zwnj;گوید تحت تأثیر رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری، جنبش مردمی و نیز کشته شدن ندا آقاسلطان این آثار را پدید آورده است. او می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo;آن حس عاطفی&amp;zwnj; که منجر به تولید این کار&amp;zwnj;ها شد، جریانات بعد از انتخابات بود. آن کشت و کشتارها در خیابان. خصوصاً تصویر ندا. وقتی من کشته شدن ندا را در خیابان دیدم، خیلی متأثر شدم و همیشه این تصویر با من بود. جریان شهادت، و بعد دیدن شمایل&amp;zwnj;های مذهبی، و بعد استفاده&amp;zwnj;ی حکومت&amp;zwnj; از این شمایل&amp;zwnj;ها و آیین&amp;zwnj;ها، و همچنین جنبه&amp;zwnj;ی مردسالاری که در آن نهفته است. من فکر کردم اگر شهادتی در کار است، اگر ندا شهید است، او تنها به شکل یک قدیس می&amp;zwnj;تواند باشد و این باعث شد که چهره&amp;zwnj;های امام&amp;zwnj;ها را، همه را، تبدیل کنم به چهره&amp;zwnj;های زنانه. در همان حال چیز دیگری که توجه&amp;zwnj;ام را جلب کرد، این بود که وقتی شما به این تصاویر نگاه می&amp;zwnj;کنید، مثلاً تصویر حضرت علی و امام حسین و یا امام رضا، اگر با دستتان ریش و سبیل آن&amp;zwnj;ها را بپوشانید، چهره و چشم و ابرویشان، چشم و ابروی زن است. در حقیقت شکل ترویج این قدیس&amp;zwnj;ها و امام&amp;zwnj;ها به شکل زنانه است. شما دستتان را بگذارید روی ریش و سبیلشان و به چشم و ابرو نگاه کنید! اصولاً ماهیت زنانگی در فرهنگ ما جای ویژه&amp;zwnj;ای دارند. یعنی شما حتی اگر به اسطورهای ایرانی برگردید، می&amp;zwnj;بینید که اصلاً در فرهنگ ما آفرینش زنانه است. سیمرغ یک زن است، ماده است، و من فکر می&amp;zwnj;کنم این ماهیت زنانه در فرهنگ ما بسیار برجسته است. حتی همه&amp;zwnj;ی قدیسین در مسیحیت هم از یک سویه&amp;zwnj;ی زنانه برخوردارند، به خاطر اینکه آن حالت رأفت و بخشایش را بتوانند به مردم برسانند. قطعاً مذهب از عامل زنانگی آگاهانه و منطقی استفاده کرده است.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/ADIBSHA03.jpg&quot; /&gt;در یک تابلوی بزرگ که در اصل کار استاد &amp;laquo;مدبر&amp;raquo;، از نقاشان بزرگ سبک نقاشی قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;ی ایران است، این&amp;zwnj;بار با کمک ویدئو و کلیپ&amp;zwnj;های ویدئویی همه چیز درهم می&amp;zwnj;آمیزد. عزاداران عاشورا، چهره&amp;zwnj;ی قذافی، حسن&amp;zwnj; نصراله، آیت&amp;zwnj;اله خمینی، رابطه&amp;zwnj;ی مذهب با سیاست، نوآوری و مدرنیته در سنت نقاشی قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;ای ایران. سنتی که نزدیک به یک صدسال از به&amp;zwnj;وجود آمدن آن در ایران می&amp;zwnj;گذرد. شجاع آذری می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این تابلوی استاد مدبر است به اسم &amp;laquo;روز قیامت&amp;raquo; یا روز محشر، که بسیار تابلوی معروفی&amp;zwnj;ست در سنت نقاشی&amp;zwnj; قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;ای ایران. من از کل این تابلو استفاده کردم. به این شکل که تابلو را اسکن کردم، وارد کامپیو&amp;zwnj;تر کردم و از تصاویری که در اثر آقای مدبر هست استفاده کردم. این&amp;zwnj;کار را من به چند دلیل انجام دادم. می&amp;zwnj;دانید که این نقاشی&amp;zwnj;های قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;عنوان نقاشی قلمداد نمی&amp;zwnj;شدند و آنها را در گالری&amp;zwnj;ها و موزه&amp;zwnj;ها به نمایش نمی&amp;zwnj;گذاشتند. نقاش&amp;zwnj;ها این&amp;zwnj; آثار را به&amp;zwnj;عنوان پرده با خودشان می&amp;zwnj;بردند و در قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;ها آویزان می&amp;zwnj;کردند و بعد پرده&amp;zwnj;خوانی می&amp;zwnj;کردند. یعنی برابر پرده می&amp;zwnj;ایستادند و به شکلی داستانش را بازی می&amp;zwnj;کردند. نقش&amp;zwnj;های مختلفی می&amp;zwnj;گرفتند، بازی می&amp;zwnj;کردند و به&amp;zwnj;هرحال بیشتر داستان&amp;zwnj;گویی بود. به نوعی می&amp;zwnj;توانم بگویم که در فرهنگ ما &amp;laquo;پرده&amp;zwnj;خوانی&amp;raquo; یا &amp;laquo;شمایل&amp;zwnj;خوانی&amp;raquo; زمینه&amp;zwnj;ساز سینما بوده است. حس من این بود که شاید از طریق استفاده از صناعت داستان&amp;zwnj;گویی بتوان راوی را به تابلو برگرداند. درین میان چیزی که برای من لذتبخش است، این است که ببینم یک تماشاگر روبه&amp;zwnj;روی تابلو می&amp;zwnj;ایستد و پنج شش دقیقه به تابلو خیره می&amp;zwnj;ماند و داستانی را دنبال می&amp;zwnj;کند. داستانی که این اثر روایت می&amp;zwnj;کند، یک داستان اخلاقی&amp;zwnj;ست. داستان روز محشر است و شما گناهکاران و صوابکاران را، یا به اصطلاح نکیر و منکر، همه را در این تابلو می&amp;zwnj;بینید. البته اخلاقیات اسلامی همیشه با سیاست رابطه داشته است. برای نمونه همین الان هم شما &amp;laquo;شیطان بزرگ و شیطان کوچک&amp;raquo; و انواع و اقسام این گناهکارهای مختلف را در سیاست می&amp;zwnj;بینید. قصد من این بود که سیاست در خاورمیانه را با زمینه&amp;zwnj;ی اخلاقی این تابلو مخلوط کنم و به پرده&amp;zwnj;ی تازه&amp;zwnj;ای برسم. برای همین در این تابلو شما از بولدوزورهای اسراییلی گرفته، که خانه&amp;zwnj;ی فلسطینی&amp;zwnj;ها را خراب می&amp;zwnj;کنند، تا سربازان آمریکایی که در ابوغریب مردم را شکنجه می&amp;zwnj;کنند، از تصاویر شکنجه&amp;zwnj;ها تا نصراله که مردم تهییج می&amp;zwnj;کند، از رژه&amp;zwnj;های نظامی حزب&amp;zwnj;اله تا عوامفریبی خمینی و تهییج&amp;zwnj;های عاشورا و نوحه&amp;zwnj;خوانی&amp;zwnj;ها عاشورا، همه را می&amp;zwnj;بینید و همه&amp;zwnj;ی این&amp;zwnj; رویدادها به شکلی در این تابلو آمده است.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/ADIBSHA04.jpg&quot; /&gt;به گفته&amp;zwnj;ی شجاع آذری استفاده&amp;zwnj;ی مذهب در سیاست، فقط به کشورهای خاورمیانه و اسلامی محدود نمی&amp;zwnj;شود. دو تابلوی او، که در زمان رنسانس به&amp;zwnj;وجود آمده&amp;zwnj;اند، استفاده&amp;zwnj;ی هنر در مذهب و آمیزه&amp;zwnj;ی مذهب و سیاست را به&amp;zwnj;خوبی نشان می&amp;zwnj;دهند. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;یک تابلوی دیگر هم هست که در طبقه&amp;zwnj;ی بالاست. دو ویدئو است که از دو نقاشی کلاسیک دوره&amp;zwnj;ی رنسانس اروپا کار شده: اثری از &amp;laquo;کارواژیو به نام &amp;laquo;شک قدیس توماس&amp;raquo;، و دیگری اثری از رامبراند با عنوان &amp;laquo;قربانی کردن اسماعیل&amp;raquo;. روی این نقاشی&amp;zwnj;ها یک صدا هست، صدای یک کشیش انجیلی بسیار تند اصولگرای آمریکایی. شبیه همین آقایی که قرآن را اخیراً سوزاند، و این یک مسئله&amp;zwnj;ی خیلی جدی در جامعه&amp;zwnj; آمریکاست. یعنی جامعه&amp;zwnj; آمریکا هم به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اندازه مذهبی&amp;zwnj;ست که جامعه&amp;zwnj; ایران. در ۲۰ سال اخیر، که من در آمریکا زندگی می&amp;zwnj;کنم، متأسفانه شما می&amp;zwnj;بینید که چطور این مذهبیون شروع کرده&amp;zwnj;اند به سیاسی شدن و دارند از مذهب استفاده&amp;zwnj;های سیاسی می&amp;zwnj;کنند. یعنی تمام نظام و اصول دموکراسی آمریکا و مدرنیته&amp;zwnj;ی آمریکا را به شکلی&amp;zwnj;هایی زیر سئوال برده&amp;zwnj;اند. پس در این تابلو هم با اصولگراهای مذهبی آمریکایی برخورد می&amp;zwnj;شود، هم با بلا و فتنه&amp;zwnj;ای که الان ۳۰ سال است به جان ما افتاده است.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شجاع&amp;zwnj; آذری در معرفی کوتاهی از کارهای خود می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ببینید، من اصولاً فیلمساز هستم. سابقه&amp;zwnj;ی من واقعاً فیلمسازی&amp;zwnj; است. در ۱۶ـ ۱۵ سال اخیر چندین فیلم سینمایی درست کردم و بعد در سال ۹۷ با خانم شیرین نشاط آشنا شدم که ایشان می&amp;zwnj;خواست به سینما نزدیک شود و ما با هم شروع کردیم به فعالیت کردن و به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان میزان که من روی او تأثیر گذاشتم تا او به طرف سینما برود، او هم روی من تأثیر گذاشت که من به طرف هنرهای تجسمی بروم. الان هفت&amp;zwnj;ـ هشت سالی هست که من دارم هنرهای تجسمی را تجربه می&amp;zwnj;کنم.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شجاع آذری (سینماگر، نقاش و ویدئوگرای ایرانی)، ریشه&amp;zwnj;های بدبختی جامعه ایران را پدرسالاری توصیف می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;فکر می&amp;zwnj;کنم که یکی از ریشه&amp;zwnj;های بدبختی جامعه&amp;zwnj;ی ما همین پدرسالاری است. همیشه هر موقع که حرکتی بوده، موقعی بوده که زنان تلاش کردند به آزادی برسند... می&amp;zwnj;دانید، من فکر می&amp;zwnj;کنم تا زمانی که ما در جامعه ایران به آزادی زنان نرسیم، تا آن زمان که زنان ایران بتوانند شخصیت واقعی خود را داشته باشند و به شخصیت&amp;zwnj;شان توجه شود وبه آنان احترام گذاشته شود، ما هیچ وقت نمی&amp;zwnj;توانیم به آزادی برسیم.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کار آینده و مشترک شجاع آذری و شیرین نشاط باز هم داستان زن است. این&amp;zwnj;بار داستان یک زن حماسی و افسانه&amp;zwnj;ای. داستان زندگی آوازه&amp;zwnj;خوان مشهور دنیای عرب &amp;laquo;ام کلثوم&amp;raquo;، که پس از مرگش برای همراهی پیکر او تا گورستان چهار میلیون مصری به خیابان&amp;zwnj;ها آمدند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/05/16/3905#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2718">شجاع آذری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2719">نقاشی معاصر ایران</category>
 <pubDate>Mon, 16 May 2011 07:45:42 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">3905 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>