<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2614/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>فرانسوا تروفو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2614/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>سرکشی و قدرت زن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/24/18738</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/24/18738&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سینمای جهان در صد فریم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد عبدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/juljma01.jpg?1345842363&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمد عبدی- سی و پنجمین فیلم از مجموعه سینمای جهان در صد فریم را اختصاص دادم به یکی از کلاسیک&amp;zwnj;های سینمای فرانسه: &amp;laquo;ژول و ژیم&amp;raquo; از فیلمساز شیدای سینما، فرانسوا تروفو. مضمون پیچیده فیلم درباره مفهوم عشق، احساسات، رفاقت و حسادت است که در سایه یک داستان به غایت ساده شکل می&amp;zwnj;گیرد و به تروفو فرصت می&amp;zwnj;دهد بی&amp;zwnj;محابا و بدون در نظر گرفتن محذورات، به یکی از مهم&amp;zwnj;ترین دغدغه&amp;zwnj;های انسانی بپردازد و فیلم جسور و متفاوتی را به تاریخ سینما هدیه کند که از حیث مضمون و پرداخت در سینمایش نظیری ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ژول و ژیم &lt;/strong&gt;(Jules and Jim)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارگردان: فرانسوا تروفو- فیلمنامه: تروفو و ژان گروئو- موسیقی: ژرژ دولرو- فیلمبردار: رائول کوتار- بازیگران: ژان مورو، اسکار ورنر، هنری سر- محصول ۱۹۶۲، فرانسه- ۱۰۵ دقیقه.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طی سال&amp;zwnj;های پیش از جنگ اول جهانی، ژول نویسنده خجالتی جوانی است که با ژیم، نویسنده جوان دیگری که در ارتباط با زن&amp;zwnj;ها موفق&amp;zwnj;تر است، آشنا می&amp;zwnj;شود و دوستی عمیقی بین آن&amp;zwnj;ها شکل می&amp;zwnj;گیرد و علاقه&amp;zwnj;شان را به هنر با هم قسمت می&amp;zwnj;کنند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;ها به دختر متفاوتی به نام کا&amp;zwnj;ترین برمی خورند. ژول از ژیم می&amp;zwnj;خواهد که کنار بکشد تا عشق او به کا&amp;zwnj;ترین به ثمر برسد. ژول برای ازدواج با کا&amp;zwnj;ترین به اتریش بازمی&amp;zwnj;گردد و چند روز بعد جنگ آغاز می&amp;zwnj;شود، در حالی که ژول و ژیم مجبورند در دو جبهه مخالف هم برای کشورشان بجنگند. پس از جنگ ژیم به دیدار آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;آید....&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فرانسوا تروفو &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/juljma02.jpg&quot; /&gt;فرانسوا تروفو&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;متولد ۱۹۳۲ در فرانسه از پدری ناشناس. متوفی ۱۹۸۴. زندگی با مادربزرگ تا ده&amp;zwnj;سالگی و علاقه به کتاب و موسیقی از طریق او. تماشای اولین فیلم در هشت&amp;zwnj;سالگی و آغاز عشق به سینما. فرار کردن از مدرسه و رفتن به سینما. تکلیف کردن تماشای روزی سه فیلم و خواندن هفته&amp;zwnj;ای سه کتاب برای خودش. آشنایی با آندره بازن، منتقد معروف و تأثیر به&amp;zwnj;سزای او در زندگی&amp;zwnj;اش. فرار کردن از سربازی و نجات یافتن او از زندان توسط بازن و دادن کار به او در مجله تازه&amp;zwnj;تأسیس &amp;laquo;کایه دو سینما&amp;raquo;. نوشتن نقدهای جنجالی برای کایه دو سینما. اولین فیلم کوتاه در سال ۱۹۵۵ و اولین فیلم بلند در سال ۱۹۵۹.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منتقد و فیلمساز عاشق و شیدای سینما. دیوانه آلفرد هیچکاک و ژان رنوار و ساخت فیلم در هر دو سبک. نقش مؤثر در شناسایی و کشف فیلمسازان آمریکایی و شکل&amp;zwnj;گیری تئوری مؤلف و موج نوی سینمای فرانسه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تحلیل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وصیتنامه زودهنگام فیلمساز درباره سرکشی و قدرت زن از فرانسوا تروفویی که تمام عمر، زنان و سینما را عاشقانه دوست داشت و اینجا در ژول و ژیم داستان عشق دیوانه&amp;zwnj;وارش را به هر دوی آن&amp;zwnj;ها برای ما روایت می&amp;zwnj;کند؛ فیلمی به شدت پیچیده با لایه&amp;zwnj;های مختلف که قدرت فیلمسازی تروفو را در اوج به نمایش می&amp;zwnj;گذارد؛ همین&amp;zwnj;طور دغدغه&amp;zwnj;های روشنفکرانه&amp;zwnj;ای که اینجا به بهترین نحو با تماشاگر قسمت می&amp;zwnj;شوند. &lt;br /&gt;
بی&amp;zwnj;آنکه شاید ضرورت خاصی داشته باشد، وقایع فیلم در دوره پیش از جنگ اول جهانی آغاز می&amp;zwnj;شود و کمی بعد&amp;zwnj;تر به پایان می&amp;zwnj;رسد و این شاید تنها فرصتی است برای تروفو به ادای دین به سینمای صامت. فضای حاکم بر فیلم، دوره سینمای صامت را به&amp;zwnj;خاطر می&amp;zwnj;آورد و سبک و شیوه پرداخت برخی صحنه&amp;zwnj;ها عملاً تکراری است از فیلم&amp;zwnj;های کلاسیک سینمای صامت و اصلاً وجود راوی بر روی صحنه&amp;zwnj;ها هم راوی میان&amp;zwnj;نویس&amp;zwnj;های فیلم&amp;zwnj;های صامت را به یاد می&amp;zwnj;آورد که گفتار و رفتار شخصیت&amp;zwnj;ها را توضیح می&amp;zwnj;دهند. در دو صحنه متفاوت، تصویر شخصیت&amp;zwnj;ها به هنگام حرف زدن ثابت می&amp;zwnj;شود که در واقع ادای دین روشنی است به عکاسی به عنوان مادر سینمای صامت.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/juljma03.jpg&quot; /&gt;&amp;laquo;ژول و ژیم&amp;raquo; ساخته فرانسوا تروفو، کندوکاوی روانشناختی در شخصیت یک زن&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اما مضمون پیچیده فیلم درباره مفهوم عشق، احساسات، رفاقت و حسادت است که در سایه یک داستان به غایت ساده شکل می&amp;zwnj;گیرد و به تروفو فرصت می&amp;zwnj;دهد  بی&amp;zwnj;محابا و بدون در نظر گرفتن محذورات به یکی از مهم&amp;zwnj;ترین دغدغه&amp;zwnj;های انسانی بپردازد و فیلم جسور و متفاوتی را به تاریخ سینما هدیه کند که از حیث مضمون و پرداخت در سینمایش نظیری ندارد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم از ابتدا سؤال طرح می&amp;zwnj;کند و مفاهیم ثتبیت&amp;zwnj;شده درباره رابطه و عشق را به چالش می&amp;zwnj;کشد. رابطه دو دوست که بسیار به هم نزدیک&amp;zwnj;اند دستمایه اصلی قرار می&amp;zwnj;گیرد تا احساسات آن&amp;zwnj;ها نسبت به یک زن - و نسبت به خودشان و همین&amp;zwnj;طور نسبت به یکدیگر واکاوی شود. ابتدا همه چیز عادی به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد و عشق ژول به کا&amp;zwnj;ترین ثمر می&amp;zwnj;دهد. اما فیلم در واقع از قبال دنیای این دو مرد، یک زن به غایت پیچیده را روایت می&amp;zwnj;کند که برخلاف دو زن دیگری که در فیلم می&amp;zwnj;بینیم- یکی معشوق ژیم که مطیع و سربه راه و فاقد شخصیت مؤثر به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد و دیگری دختری که در ابتدای فیلم با ژول همخوابه می&amp;zwnj;شود و تنها به دنبال سکس و ثروت است- نه تشکیل خانواده ارضایش می&amp;zwnj;کند و نه ارتباط داشتن با مردهای مختلف. روایت ژول و ژیم از او دختری است که چندان زیبا نیست، اما به معنی مطلق &amp;laquo;زن&amp;raquo; است. در واقع کا&amp;zwnj;ترین سمبلی از تفکرات مردانه هر دوی آن&amp;zwnj;هاست که شکلی عینی می&amp;zwnj;یابد و به صورت زنی که گسستن از او ناممکن به نظر می&amp;zwnj;رسد، هر دو را به کام خود می&amp;zwnj;کشد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از این رو کا&amp;zwnj;ترین، فانتزی- یا شاید تصویر سینمایی- دو شخصیت اصلی از زن است که مرز واقعیت و خیال آن&amp;zwnj;ها را در هم می&amp;zwnj;شکند و به فیلمساز فرصت می&amp;zwnj;دهد با دیدی فرویدی جهان درونی شخصیت&amp;zwnj;هایش را واکاوی کند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع مسأله زن و مرد به یکی از مسائل اصلی فیلم بدل می&amp;zwnj;شود. در داستانی که ژیم درباره خودشان نوشته، اشاره به نزدیکی زیاد خودش با ژول می&amp;zwnj;کند و اشاره دارد که به گمان برخی &amp;laquo;آن&amp;zwnj;ها همجنس&amp;zwnj;گرا هستند.&amp;raquo; اولین باری که کا&amp;zwnj;ترین با ژول و ژیم به تفریح می&amp;zwnj;پردازد، با ظاهر مردانه است تا آنجا که مردی در خیابان او را بار&amp;zwnj;ها &amp;laquo;آقا&amp;raquo; خطاب می&amp;zwnj;کند. در این صحنه از سویی شخصیت کا&amp;zwnj;ترین به عنوان شخصیتی متضاد با ظواهر کلیشه&amp;zwnj;ای زنانه معرفی می&amp;zwnj;شود و از سویی به مسأله اصلی فیلم یعنی زن/ مرد و مرز بین آن&amp;zwnj;ها اشاره دارد که این بیشتر مؤکد می&amp;zwnj;شود در صحنه&amp;zwnj;ای که ژول و ژیم درباره مونث و مذکر بودن اشیاء در زبان فرانسه حرف می&amp;zwnj;زنند و ژول اشاره می&amp;zwnj;کند که چطور برخی اشیاء در زبان فرانسه مذکر هستند اما&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اشیاء در زبان آلمانی مؤنث محسوب می&amp;zwnj;شوند (یا بر عکس) و در واقع مرز ظریف بین آن&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;شکند و در آخرین جملات این دیالوگ از &amp;laquo;زندگی&amp;raquo; ستایش می&amp;zwnj;کند که در زبان آلمانی کلمه&amp;zwnj;ای خنثی است؛ نه زن و نه مرد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290&quot;&gt; سینمای جهان در صد فریم از محمد عبدی در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/24/18738#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290">سینمای جهان در صد فریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2614">فرانسوا تروفو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-17">محمد عبدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14875">ژول و ژیم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Fri, 24 Aug 2012 21:06:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18738 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>دعوای ژان لوک گدار و فرانسوا تروفو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/05/07/3809</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/05/07/3809&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    فیلم مستند «دو تن در موج» ساخته امانوئل لوران        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر فلاح‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;175&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/fgt01.jpg?1304875610&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر فلاح&amp;zwnj;زاده - فرانسوا تروفو و ژان لوک گدار فقط دو سال اختلاف سنی دارند، اما اختلافاتشان در زمینه&amp;zwnj;های دیگر بسیار زیاد است. این دو در به راه انداختن موج نوی سینمای فرانسه دوست و همکار هم بودند. در مجله &amp;laquo;کایه دو سینما&amp;raquo; هم با همکاری همدیگر با تحجر و خشک&amp;zwnj;اندیشی در سینما مبارزه می&amp;zwnj;کردند. در مبارزات دانشجویی سال ۱۹۶۸ و تعطیل کردن جشنواره کن نیز تا اندازه&amp;zwnj;ای با هم اتفاق نظر داشتند. اما این همفکری فقط تا اندازه&amp;zwnj;ای بود، چون تروفو بر خلاف گدار با اندیشه&amp;zwnj;های رادیکال میانه&amp;zwnj;ای نداشت و سال پر تنش ۱۹۶۸ نقطه عطفی در رابطه&amp;zwnj;ی این دو بود. کم کم از لحاظ بینشی و هنری اختلافشان زیاد شد و دشمن همدیگر شدند. این اختلافات تا زمان مرگ تروفو در سال ۱۹۸۴ ادامه داشت. با وجود این اختلافات، هر دو بی&amp;zwnj;کم و کاست مورد احترام فرهنگ&amp;zwnj;دوستان در سراسر جهان هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اخیراً یک مستندساز فرانسوی فیلمی با موضوع اختلافات تروفو و گدار ساخته که بحث&amp;zwnj;انگیز شده است. بیشتر منتقدان آن را نکوهیده&amp;zwnj;اند. اما برای تماشاگران و به&amp;zwnj;خصوص دوستداران گدار و تروفو، دیدن صحنه&amp;zwnj;های قدیمی فیلم&amp;zwnj;های این دو خاطره&amp;zwnj;انگیز است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;349&quot; width=&quot;250&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;Festival&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/fgt05.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;سال&amp;zwnj;های کودکی و جوانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
فرانسوا تروفو کودکی دشواری داشت و سال&amp;zwnj;های متمادی پیش مادربزرگش زندگی کرد. او تازه مدت کوتاهی قبل از مرگ مادرش خبردار شد که پدرش یک دندانپزشک یهودی بوده، که بعد از پایان جنگ جهانی دوم در شهر بلفور در شرق فرانسه ساکن شده. تروفو به صرافت افتاد به دیدنش برود، اما در شهر بلفور به جای رفتن پیش او راهش را کج کرد و به دیدن فیلم چارلی چاپلین رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
تروفو به&amp;zwnj;یاد کودکی سختی که پشت سر گذاشته بود، به کودکان در فیلم&amp;zwnj;هایش زیاد اهمیت می&amp;zwnj;داد و بیرون از دنیای فیلم و سینما هم در فعالیت&amp;zwnj;های عام&amp;zwnj;المنفعه برای کمک به کودکان یتیم شرکت می&amp;zwnj;کرد. تروفو کتاب&amp;zwnj;دوست بود و زیاد کتاب می&amp;zwnj;خواند، فیلم فار&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت ۴۵۱ را هم به عشق کتاب و بزرگداشت آن ساخت. اساس فیلم&amp;zwnj;های او زندگی و تجربیات خودش بود و در فیلم&amp;zwnj;هایش کمتر به سیاست و بیشتر به عشق و دوستی و زندگی کودکان می&amp;zwnj;پرداخت. اما ژان لوک&amp;zwnj;گدار درست عکس او بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
گدار بر خلاف تروفو در خانواده&amp;zwnj;ای ثروتمند به&amp;zwnj;دنیا آمد و زندگی آرام و بی&amp;zwnj;دغدغه&amp;zwnj;ای داشت. اما در بیست و دو سالگی مسیر زندگی&amp;zwnj;اش عوض شد، چون یک&amp;zwnj;باره خانواده&amp;zwnj;اش کمک مالی به او را قطع کرد. گدار هم به دزدی روی آورد و یک&amp;zwnj;بار هم دستگیر و زندانی شد. بعد به کارگری و کارهای پراکنده روی آورد و فیلم معروفش &amp;laquo;از نفس افتاده&amp;raquo; را هم با کمک مالی تروفو ساخت. گدار در جوانی در دانشگاه سوربن درس خواند و به همراه دوستان دانشجویش فیلم&amp;zwnj;های تجربی ساخت. فیلم&amp;zwnj;های هالیوودی که در زمان اشغال فرانسه در جنگ جهانی دوم ممنوع بود، بعد از جنگ آزاد شد و تروفو و گدار هم که عاشق سینما بودند با اشتیاق به دیدن آن&amp;zwnj;ها شتافتند. گدار و تروفو هر دو ابتدا از سینمای هالیوود الهام گرفتند، اما بعد با آن درافتادند، چون آن را محافظه&amp;zwnj;کار و ناتوان از طرح مسائل انسان و جامعه&amp;zwnj;ی نوین می&amp;zwnj;دانستند. گدار بعد از ساختن نخستین شاهکارش در سال&amp;zwnj;های جوانی، کم کم به سینمای سیاسی تمایل نشان داد و فیلمش علیه جنگ الجزایر چنان تند وتیز بود که نمایش آن دو سال در فرانسه ممنوع بود. او همراه عده&amp;zwnj;ای از هنرمندان چپگرا گروه &amp;laquo;ژیگا ورتوف&amp;raquo; را به یاد فیلمساز نامی روسی بنیان گذاشت. این گروه فیلم&amp;zwnj;های انقلابی می&amp;zwnj;ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;فیلم مستند &amp;laquo;دو تن در موج&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;368&quot; width=&quot;250&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/fgt02.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
فیلم &amp;laquo;چهار صد ضربه&amp;raquo; فرانسوا تروفو موج نو سینمای فرانسه را به&amp;zwnj;راه انداخت. این فیلم را تروفو در بیست و هفت سالگی ساخت. در آخرین صحنه&amp;zwnj;ی این فیلم ژان پیر لئو که نقش آنتوان دوانل را بازی می&amp;zwnj;کند، در یک نمای وسیع از ساحل دریا پایین می&amp;zwnj;آید. بعد رو به تماشاگران می&amp;zwnj;کند و تصویرش ثابت می&amp;zwnj;ماند و فیلم تمام می&amp;zwnj;شود. این&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نگاه تازه&amp;zwnj;ی فیلمساز است که با نگاه تماشاگران تلاقی می&amp;zwnj;کند. این نگاه تازه&amp;zwnj;ای است که موجی نو راه می&amp;zwnj;اندازد. لئو در چند تا از فیلم&amp;zwnj;های تروفو و همزمان در فیلم&amp;zwnj;های گدار نیز بازی کرد و به نوعی فرزند آنها به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
فیلم مستند &amp;laquo;دو تن در موج&amp;raquo; ساخته امانوئل لوران مستندساز فرانسوی، با همین نگاه لئو به تماشاگران آغاز می&amp;zwnj;شود. این فیلم مستند شکل&amp;zwnj;گیری &amp;laquo;موج نو&amp;raquo; در سینمای فرانسه را دستمایه قرار داده و بر رابطه&amp;zwnj;ی پرتنش دو پیشرو موج نو، یعنی ژان لوک گدار و فرانسوا تروفو متمرکز شده است. فیلمساز برای تمرکز کامل روی موضوع به دیگر بزرگان موج نو، یعنی کلود شابرول، اریک رومر و ژاک ریوه کاری نداشته و آن&amp;zwnj;ها را به&amp;zwnj;کلی کنار گذاشته است. لوران در این فیلم مستند تکه&amp;zwnj;هایی از فیلم&amp;zwnj;های گدار و تروفو، فیلم&amp;zwnj;های مستند موجود در آرشیو&amp;zwnj;ها و بریده&amp;zwnj;ی مجلات و روزنامه&amp;zwnj;ها را به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای مونتاژ کرده که اختلافات گدار و تروفو را از ابتدا تا انتها ریشه&amp;zwnj;یابی کند و بازتاباند. بیشتر این اسناد و فیلم&amp;zwnj;ها به سال&amp;zwnj;های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۲ مربوط می&amp;zwnj;شوند. در این فیلم مستند از گفت&amp;zwnj;وگو با بازماندگان مشهور آن دوره مانند ژاک پل بلموندو، ژاک ریوت، آلن رنه و دیگران خبری نیست. مستندساز حتی با خود گدار هم که برخلاف تروفو هنوز زنده است، صحبت نمی&amp;zwnj;کند. با این حال در این مورد شاید چندان نشود به او خرده گرفت. چون بنا به گفته&amp;zwnj;ی منتقد &amp;laquo;فرانکفور&amp;zwnj;تر روندشاو&amp;raquo;، اگر از گدار دعوت هم می&amp;zwnj;کرد، او باز حاضر به مصاحبه نبود. مستندساز می&amp;zwnj;خواسته تا آنجا که می&amp;zwnj;شود از منابع قدیمی استفاده کند و موفق شده به بعضی فیلم&amp;zwnj;های نایاب و عکس&amp;zwnj;های هنوز منتشر نشده دست بیابد. او همچنین برای نشان دادن رابطه&amp;zwnj;ی به هم زدن جریان مسلط هالیوودی در سینمای &amp;laquo;موج نو&amp;raquo; با بی&amp;zwnj;اعتنایی به اصول کلاسیک در امپرسیونیسم و کوبیسم در نقاشی، صحنه&amp;zwnj;ای از فیلم &amp;laquo;از نفس افتاده&amp;raquo; گدار را که در آن تصویری از پیکاسو دیده می&amp;zwnj;شود، نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;170&quot; width=&quot;250&quot; align=&quot;right&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/fgt03_0.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
تمهید فیلمنامه&amp;zwnj;نویس این مستند ۹۱ دقیقه&amp;zwnj;ای برای پیش بردن داستان، استفاده از ایسلید لو بسکو هنرپیشه و کارگردان جوان فرانسوی است که با تماشای مجلات قدیمی &amp;laquo;کایه دو سینما&amp;raquo; در این فیلم مستند به مرور گذشته می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
ایسلید دو بسکو بازیگری را از هشت سالگی شروع کرد و در فیلم&amp;zwnj;ها نقش یک جوان تکرو در حاشیه&amp;zwnj;ی جامعه را بازی می&amp;zwnj;کند که راهش در اجتماع را با همت خودش باز می&amp;zwnj;کند و در این راه گاهی هم دچار ماجراهای عاشقانه&amp;zwnj;ی مسئله&amp;zwnj;ساز می&amp;zwnj;شود. او اینک هنرپیشه&amp;zwnj;ی محبوب فرانسوی&amp;zwnj;هاست. از سوسیالیست&amp;zwnj;ها دفاع می&amp;zwnj;کند و به سینمای موج نو و به ویژه به کارهای گدار متمایل است. با این حال برخی منتقدان وجود او را در فیلم مخل مستند بودن این فیلم و در مجموع زائد ارزیابی کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;عشق به سینما نقطه اشتراک گدار و تروفو &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
تروفو در مقاله&amp;zwnj;اش با عنوان &amp;laquo;گرایشی معین در سینمای فرانسه&amp;raquo; که سال ۱۹۵۴در مجله &amp;laquo;کایه دو سینما&amp;raquo; منتشر شد، موج نوی سینما را علیه سینمایی که در استودیوهای بزرگ تولید می&amp;zwnj;شد، از لحاظ تئوریک به&amp;zwnj;راه انداخت. چند سالی نگذشت که او  با شرکت دادن فیلمش در جشنواره&amp;zwnj;ی فیلم کن تئوری&amp;zwnj;اش را عملی کرد. این فیلم همان نخستین فیلم بلند تروفوست که با عنوان &amp;laquo;چهارصد ضربه&amp;raquo; و با شرکت ژان پیر لئو در آن سال ستاره&amp;zwnj;ی جشنواره شد. مدت کوتاهی بعد از این توفیق، تروفو ایده&amp;zwnj;ی فیلم &amp;laquo;از نفس افتاده&amp;raquo; را به گدار داد و از لحاظ مالی نیز کمکش کرد تا فیلم را بسازد. گدار هم فیلم را ساخت و فیلم سرو صدا کرد و نظر&amp;zwnj;ها را به کارگردان جوان معطوف نمود. فیلمی که از ژاک پل بلموندوی جوان ستاره ساخت و به توفیق گدار و جا افتادن موج نو کمک بسیار کرد. گدار و تروفو در این زمان نقطه اشتراکشان عشق به سینما بود، همین عشق آن دو را به هم پیوند می&amp;zwnj;داد، اما در کار فیلم و جزئیات کار سینما اختلافشان زیاد بود: در حالی&amp;zwnj;که گدار به نحوی رادیکال در پی ویران کردن افسانه&amp;zwnj;ی گذشته بود، تروفوی اصلاح&amp;zwnj;طلب معنای موج نو را در این می&amp;zwnj;دید که فیلم را از دروغ بپیراید و صادقانه&amp;zwnj;تر کند. تروفو با ترکیب خاص فیلم&amp;zwnj;هایش نوعی سینمای انسانی آفرید که همواره از سویه&amp;zwnj;های اجتماعی هم برخوردار بود. گدار فیلم&amp;zwnj;های او را مانند &amp;laquo;بمب&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;دانست که در سرزمین دشمن منفجر می&amp;zwnj;شوند&amp;raquo;. منظور از دشمن، نظم و قرار جامعه&amp;zwnj;ی بورژوایی بود؛ جامعه&amp;zwnj;ای که فیلم را به گفته&amp;zwnj;ی گدار، نه به&amp;zwnj;عنوان &amp;laquo;دین، که به مثابه&amp;zwnj;ی وسیله&amp;zwnj;ی وقت&amp;zwnj;گذرانی&amp;raquo; درک می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;166&quot; width=&quot;250&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/fgt04.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
اما سال ۱۹۷۳ گدار فیلم &amp;laquo;شب آمریکایی&amp;raquo; تروفو را که برای هیئت داوران اسکار ارسال شده بود، &amp;laquo;بورژوایی&amp;raquo; خواند و تروفو را به خیانت متهم کرد. تروفو هم با انتشار نامه&amp;zwnj;ای اتهام&amp;zwnj;های مشابه&amp;zwnj;ای به گدار وارد نمود. این دو دوست و همکار و همراه از آن پس دیگر کلمه&amp;zwnj;ای باهم حرف نزدند. فقط عکس&amp;zwnj;ها و تصاویر فیلم&amp;zwnj;هایشان دور از هم در سینه&amp;zwnj;ی تاریخ باقی ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
از جمله نکات بحث&amp;zwnj;برانگیز بین گدار و تروفو هنگام اعلام و اعطای برندگان جوایز در مراسم جایزه سزار سال ۱۹۸۱ بود، هنگامی که گدار بعد از سال&amp;zwnj;ها غیبت از مجامع عمومی با فیلم &amp;laquo;هرکس به فکر نجات خویش&amp;raquo; در انظار ظاهر شده بود. او در موقع اعلام برندگان تنها و خونسرد گوشه&amp;zwnj;ای بین تماشاگران نشسته بود. برنده&amp;zwnj;ی بزرگ این مراسم اما فرانسوا تروفو بود که به خاطر فیلم &amp;laquo;آخرین مترو&amp;raquo; تحسین شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
کسانی که این صحنه را دیده&amp;zwnj;اند، هنگامی که تروفو جایزه بهترین کارگردانی را دریافت می&amp;zwnj;کرد، نوعی حالت تمسخر در نگاه گدار یافته&amp;zwnj;اند. نگاهی شیطنت&amp;zwnj;آمیز که به هیچوجه بدخواهانه نبوده است؛ نگاهی مانند نگاه لئو به تماشاگران در فیلم &amp;laquo;چهارصد ضربه&amp;raquo;. اینکه گدار شورشی و انقلابی تنها و منزوی می&amp;zwnj;ماند، اما تروفوی اصلاح&amp;zwnj;طلب با اقبال مواجه می&amp;zwnj;شود، فقط به تحولات جامعه بعد از اعتراضات ۱۹۶۸ مربوط نمی&amp;zwnj;شود، بلکه به ساز و کار سینما هم ربط دارد. در حالی&amp;zwnj;که گدار سینمای خود را همیشه در خدمت آرمان&amp;zwnj;های سیاسی&amp;zwnj;اش درآورد، تروفو تا موقع مرگش در سال ۱۹۸۴ در عقیده&amp;zwnj;اش راسخ ماند که سینما، سینما است و فیلم یک اثر هنری مستقل است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=7GZGk42a3R8&quot;&gt; ::پیش&amp;zwnj;پرده&amp;zwnj;ی فیلم &amp;laquo;دو تن در موج، ساخته&amp;zwnj;ی امانوئل لوران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/05/07/3809#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2615">سینمای موج نو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2614">فرانسوا تروفو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2613">ژان لوک گدار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 07 May 2011 10:24:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">3809 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>