<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>انقلاب ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title> شاه ایران‌دوست، یا آریامهر غرب‌پسند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/04/24936</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/04/24936&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بهنام امینی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;358&quot; height=&quot;232&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shah-of-iran.jpg?1362420944&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بهنام امینی &amp;minus; به تصویری که کمی پایین تر است نگاه کنید. شاید در نگاه اول انتخاب چنین عکسی برای این مطلب بی ربط به نظر برسد، اما بگذارید کمی دقیق تر شویم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای علاقه&amp;zwnj;مندان آماتور سینما تشخیص چهره همفری بوگارت چندان نباید دشوار باشد، برای حرفه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ترها هم این خانم خندان و رقصان یعنی لورن باکال، ستاره معروف هالیوود در زمان خویش و نیز همسر جناب بوگارت. اما هیچیک از این دو، سوژه این عکس نیستند. شخصیت اصلی در حقیقت کسی است که کمتر از هر کس دیگری در عکس حضور دارد، با عینک و نیمرخی ناتمام. به لورن باکال می&amp;zwnj;گوید: شما مادرزاد رقاص هستید خانم باکال و در جواب می&amp;zwnj;شنود: &amp;quot;موافقم، شاه&amp;quot;. درست حدس زدید. این آقای عینکی که در حال رقصیدن با باکال است، محمدرضا شاه پهلوی است. البته گویا لورن باکال کمی شیطنت و رندی هم به خرج داده و به جای گفتن اصطلاح مرسوم و ساده &amp;quot;موافقم&amp;quot; یعنی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;you bet&lt;/span&gt;، کمی تأکید کرده و گفته است:&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;you bet your royal ass&lt;/span&gt; و به قول محمد قائد متلکی یا کنایه&amp;zwnj;ای هم به &amp;quot;نشیمنگاه همایونی&amp;quot; زده است.&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shah.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 360px; margin: 15px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نگاه رمانتیک به دوران پیش از انقلاب&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چند صباحی است که به موازات تشدید فشارهای همه جانبه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از سوی جمهوری اسلامی علیه مردم، نگاه رمانتیک به دوران پیش از انقلاب افزایش یافته و در این میان چهره&amp;zwnj;ای متفاوت از شاه ترسیم می&amp;zwnj;شود، حداقل متفاوت از آنچه انقلابیون و مخالفان شاه در دوران زمامداری او در سر داشند. آنکه دیکتاتوری خونریز و یکدنده پنداشته می&amp;zwnj;شد، در میان بعضی از اقشار جامعه و نیز برخی فعالان سیاسی تبدیل به رهبری میهن&amp;zwnj;پرست و دل&amp;zwnj;نگران توسعه و پیشرفت کشورش شد؛ همان تصویری که رژیم پهلوی با جدّ و جهد تمام و صرف هزینه&amp;zwnj;های هنگفت و حتی ضرب و زور قصد داشت از &amp;quot;اعلیحضرت&amp;quot; در اذهان عمومی جا بیاندازد. اینگونه بود که &amp;quot;شاه خائن&amp;quot; برای اینان &amp;quot;خدابیامرز&amp;quot; شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جدای از این تحولات گفتمانی نمی&amp;zwnj;بایست برنامه&amp;zwnj;ریزی&amp;zwnj;های مشخص و آگاهانه&amp;zwnj;ای را که با هدف هژمونیک شدن این رویکرد رمانتیک انجام می&amp;zwnj;پذیرند از نظر دور داشت. از پخش مستندهای شاهنشاهی محور در کانال&amp;zwnj;های ماهواره&amp;zwnj;ای نظیر &amp;quot;من و تو&amp;quot; پس از کسب محبوبیت و اقبال عمومی در سطح جامعه تا فعال شدن &amp;quot;یادگار شاه&amp;quot;، رضا پهلوی، در سطح رسانه&amp;zwnj;ها مثال&amp;zwnj;هایی از این اقدامات هستند که در واقع در صدد مصادره به مطلوب کردن نارضایتی&amp;zwnj;های عمومی به نفع دوران پیش ازانقلاب هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصویر کردن محمدرضاشاه به مثابه انسانی خوش نیت با منش و افکار مدرن که در عین حال مظلوم هم واقع شده است، در پیوند مستقیم با تخطئه انقلاب ۵۷ است که با تأکیدی مشخص و معنادار، همصدا با دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی، آن را &amp;quot;انقلاب اسلامی&amp;quot; می&amp;zwnj;خوانند. تو گویی تمامی آنانی که به خیابان&amp;zwnj;ها ریختند همین نظام سیاسی-اجتماعی را می&amp;zwnj;خواستند که امروز در ایران مسلط است. نتیجه منطقی چنین تحلیلی، توصیف آن انقلاب در حکم &amp;quot;جنون جمعی&amp;quot; است که مردم را در خوشبینانه&amp;zwnj;ترین حالت &amp;quot;فریب&amp;zwnj;خورده&amp;quot; می&amp;zwnj;داند و در بدترین حالت مجانین و دیوانگانی که زنجیر پاره کرده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد با وجود چنان شاه خیرخواه و آبادانی&amp;zwnj;گستری، شوریدن بر او کاری موافق خرد نبوده است. در این منظومه حتی دیکتاتور بودن شاه نه ضعف که حسن اوست و نه تنها انکار نمی&amp;zwnj;شود که موجه هم بوده است. چه توجیهی مقبول&amp;zwnj;تر از این که شاه خردمند معتقد بوده که ایران آن زمان و مردمانش هنوز مستعد دمکراسی نبوده&amp;zwnj;اند. در نهایت هم قائلان به این دیدگاه در مواجهه شاه و نظام سلطنتی با انقلابیون و مردم، حکم به محکومیت دومی می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصلی&amp;zwnj;ترین و شک&amp;zwnj;برانگیزترین ایراد این تحلیل، سوای صفاتی که به شاه نسبت می&amp;zwnj;دهد، همان است که دقیقاً منطبق برنحوه بازنمایی شاه در دستگاه تبلیغاتی نظام پهلوی است وازاین رو تاریخ و جامعه را هم از چشمان آنها به نظاره می&amp;zwnj;نشیند. به همین دلیل است که نمی&amp;zwnj;تواند با آن مردم به لحاظ گفتمانی هم&amp;zwnj;افق شود و جامعه و فرهنگ و سیاست و نظام مسلط و شاه را از دید آنها ببیند. قابل فهم است که زیستن در روزگاری که حکومتی اسلامی از هر نوع محدودیت و محرومیت و سرکوب در حق شهروندان دریغ نمی&amp;zwnj;دارد، آدمیانی را به خشم و نفرت وادارد اما قابل تأیید نیست که بدل به مستمسکی له حکومتی نامشروع و علیه مردمانی محق شود که نه هزارها و صدها سال پیش بلکه تنها سی و اندی سال پیش به تعیین سرنوشت خود پرداختند. باید دید آن مردم شاه را چگونه می&amp;zwnj;دیدند که حاضر نبودند به هیچ قیمتی حتی آن زمان که &amp;quot; صدای انقلاب&amp;quot; آنان را شنید، حاکم بر خود ببینند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شاه در مقام یک نشانه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کودتا در حیات سیاسی محمدرضاشاه همچون پدرش رضاشاه بدون شک نقشی بی&amp;zwnj;همتا بازی کرده است. اگر برآمدن پدر منوط به آن بود، مشروعیت سیاسی پسر پس از سال ۳۲ به&amp;zwnj;تمامی از آن ناشی شده بود. نقش نیروهای خارجی در طراحی، هدایت و موفقیت نهایی این کودتا&amp;zwnj;ها هم دیگرغیر قابل انکار است. رضاشاه به یمن شرایط مساعد تاریخی و حمایت&amp;zwnj;های آشکار و ضمنی دول خارجی به&amp;zwnj;ویژه بریتانیا توانست اقداماتی انجام دهد و محبوبیتی برای خود دست و پا کند اما کودتای ۲۸مرداد با عوارض وخیمی همچون اعدام ها، تبعیدها و از همه مهم&amp;zwnj;تر سرنگونی دولت ملی، چنان زخمی بر روان مخالفان و بعدها عامه مردم وارد کرد که داغ ننگش تا همیشه بر پیشانی شاه باقی ماند. علاوه بر این حمایت&amp;zwnj;های مستقیم مالی و لجستیک آمریکا از شاه پس از کودتا به ویژه در تشکیل ساواک این زخم را عمیق&amp;zwnj;تر هم کرد.&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; با این حال این تمامی ماجرا نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدرضاشاه نه تنها سمبل وابستگی در روزگارخود بود بلکه نماد آن چیزی بود که می&amp;zwnj;توانیم &amp;quot;عقده حقارت در برابر غرب&amp;quot; بنامیم. درواقع این دومی علت آن سنخ از وابستگی است که شاه سمبل آن بود. عقده حقارت جزئی برسازنده از گفتمانی بود که رفته رفته در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی در میان روشنفکران ایرانی دست بالا را پیدا کرد و در زمان رضاشاه ایدئولوژی رسمی دولت شد. دراین گفتمان مسئله اساسی، عقب ماندگی ایران نسبت به غرب و لزوم پیشرفت و توسعه بود. این مسئله نوعی احساس شرمساری از هستی فرهنگی- اجتماعی آن مقطع مشخص تاریخی در میان روشنفکران ایرانی به وجود آورده بود که می&amp;zwnj;توان آن را یکی از دلایل مهم رجوع به -و در واقع بازسازی- شکوه ایران باستان در روشنفکرانی نظیر آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی دانست. به همین دلیل بود که رابطه غرب و &amp;quot;ما&amp;quot; بمثابه رابطه فرادست و فرودست انگاشته می&amp;zwnj;شد و یکی از راههای جبران عقب&amp;zwnj;ماندگی و برهم زدن این رابطه، هر چه بیشتر شبیه فرادست شدن بود. جمله معروف تقی زاده را از این منظر می&amp;zwnj;توان بازخوانی کرد: &amp;quot; باید از فرق سر تا نوک پا فرنگی شویم&amp;quot;. این همان روایت غربی از مدرن شدن بود که متأثر از یافته&amp;zwnj;های شرق شناسان اروپایی، از پیشرفتهای مادی و حقوقی برخی کشورهای اروپایی به نوعی برتری هستی شناختی و همه جانبه کلیتی به نام غرب در برابر کلیتی به نام شرق می&amp;zwnj;رسید. رضاشاه هم در قالب مجموعه&amp;zwnj;ای از سیاستهای رسمی دولتی همچون اجباری کردن کلاه فرنگی (شاپو) وکشف حجاب، این نوع نگاه را اجرایی کرد. مهدیقلی خان هدایت، صدراعظم رضاشاه، در خاطرات خود از وی نقل می&amp;zwnj;کند که &amp;laquo;آخر من می&amp;zwnj;خواهم هم رنگ شویم که ما را مسخره نکنند&amp;raquo;. ناگفته پیداست که فاعل ناظر محذوف در این جمله اشاره به چه کسانی دارد&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;محمدرضا شاه هم سوژه&amp;zwnj;ای محصول این گفتمان و پرورش یافته در دل آن بود و به دلیل تحصیلات و آموزش غربی، حتی بیش از پدر سعی در فرار از واقعیت تاریخی- فرهنگی خویش داشت. از این رو از یک سو به لحاظ سیاسی تا جایی که می&amp;zwnj;شد خودرا به دول غربی بویژه آمریکا نزدیک کرد و از سوی دیگر با معیارهای مدرنیت با تعریف اروپامحور خود را منطبق کرد. او حتی نزدیکی به غرب را واجد ریشه&amp;zwnj;های مشترک فرهنگی- نژادی و تاریخی می&amp;zwnj;دانست. در اظهارنظری به آنتونی پارسونز، سفیر انگلستان در ایران، می&amp;zwnj;گوید که ایرانی&amp;zwnj;ها بمثابه آریایی&amp;zwnj;ها در حقیقت جزئی از خانواده اروپایی بودند که صرفا به دلیل تصادفی جغرافیایی در خاورمیانه هستند وگرنه می&amp;zwnj;بایست در کنار همسانان اروپایی&amp;shy;شان باشند.&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گذشته از تلاش برای همسان شدن با غرب، شاه برای فائق آمدن بر عقده حقارت نسبت به غرب سعی داشت که در نظر غربی&amp;zwnj;ها مقبول جلوه کند و در نتیجه اقداماتی انجام داد و به دامان افسانه و اسطوره پناه برد تا خود را به آنان ثابت کند. برگزیدن عنوان آریامهر برای خود و برگزاری جشن&amp;zwnj;های دوهزارو پانصدساله شاهنشاهی با تبلیغات و تدارکات فراوان، نمونه&amp;zwnj;هایی هستند از تلاش&amp;zwnj;های او برای به رخ کشیدن خود و درهم نوردیدن شکاف مفروضی که بین غرب و ایران می&amp;zwnj;دید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنین نگاهی به هستی تاریخی- فرهنگی و جایگاه سیاسی خود، به همان میزان که نظام پهلوی و شاه را به غرب نزدیک می&amp;zwnj;کرد، از بخش وسیعی از مردم که تعریفی متفاوت از واقعیت تاریخی-فرهنگی خود داشتند، دور می&amp;zwnj;کرد. در چنین فضایی است که ایده غربزدگی آل احمد در میان روشنفکران و بعدها عموم مردم با استقبال مواجه می&amp;zwnj;شود زیرا که فهم گفتمان مسلط و نماد آن، شاه، از مقولاتی همچون مدرن شدن، توسعه و نسبت ما با غرب را در فضایی پساکودتایی به نقد می&amp;zwnj;کشید. ایرادات بسیاری به موضع غیرانتقادی آل احمد نسبت به سنت و بویژه روحانیت و نیزبرخی راههای پیشنهادی او برای مقابله با غربزدگی می&amp;zwnj;توان گرفت اما توصیف او از وضعیت تاریخی که در آن می&amp;zwnj;زیست و نقد موقعیت وابستگی و فرودستی نسبت به غرب، از نقاط درخشان کار اوست. از همین روست که استقلال نقشی یگانه در شعارهای مردمی و گفتمان انقلابی داشت. بدین معنا استقلال صرفا ابعاد سیاسی-اقتصادی نداشت بلکه جنبه برجسته فرهنگی هم داشت و گرچه با فهم مسلط و متداول ازغرب ضدیت داشت اما ضد مدرن نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سلطنت&amp;zwnj;طلب&amp;zwnj;ها و نیز رمانتیک&amp;zwnj;های شاه دوست مدام به برنامه&amp;zwnj;های مدرنیزاسیون که شاه درپیش گرفته بود اشاره می&amp;zwnj;کنند در حالی که از این نکته غافل هستند که بخش عمده مخالفان شاه هم خواهان توسعه ایران بودند با این شرط که به خودباوری ملی، به رسمیت شناخته شدن فرهنگی و قطع وابستگی بیانجامد. امری که در شاه نمی&amp;zwnj;دیدند و در نتیجه او را از خود نمی&amp;zwnj;دانستند. شاه هم به جای نزدیک شدن به جهان مفهومی و واقعی مردم، به خودشیرینی برای غربی&amp;zwnj;ها مشغول بود مثل رقصی با زیبای آمریکایی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از کتاب خاطرات دیوید نیون، به نقل از &amp;quot; احیای حیثیت سیاسی: موردی بسیار نادر&amp;quot; نوشته محمد قائد، ص۱۲&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; شرحی از مقادیر این کمکها در &amp;quot; ایران بین دو انقلاب&amp;quot; نوشته یرواند آبراهامیان، نشر مرکز، چاپ دوم، ۱۳۷۸، صص ۳۸۲-۳۸۵&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; خاطرات و خطرات نوشته مخبرالسلطنه هدایت،تهران،زوار، ۱۳۷۲، ص ۴۰۷&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به نقل از شرقی کردن خود و جابه&amp;zwnj;جایی، کاربردهای مثبت و منفی گفتمان آریایی در ایران نوشته رضا ضیاابراهیمی، مطالعات ایرانی، شماره ۴۴، ۲۰۱۱، ص ۴۴۶&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/04/24936#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10529">بهنام امینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%BA%D8%B1%D8%A8">غرب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9386">محمدرضا شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19628">پهلوی</category>
 <pubDate>Mon, 04 Mar 2013 11:26:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24936 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سرکوب‌های بعد از انقلاب به روایت غلام‌حسین ساعدی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/02/08/24085</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/02/08/24085&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    به مناسبت سالگرد انقلاب ۵۷        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    غلام‌حسین ساعدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/saedirev01.jpg?1360345520&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;غلام&amp;zwnj;حسین ساعدی - گردبادی که در سال&amp;zwnj;های ۷۰ـ ۱۹۷۷ به نام انقلاب در سرتاسر ایران وزید و چرخید و همه چیز را درهم ریخت، ابتدا قیام عظیم همه&amp;zwnj; توده&amp;zwnj;ها بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;یکپارچگی و هماهنگی علیه رژیمی که سال&amp;zwnj;ها خفقان و سال&amp;zwnj;ها اهانت بر آنان روا داشته بود. در آن ایام اگر غریبه&amp;zwnj;ای از شهری می&amp;zwnj;گذشت و تنها دیوارها را می&amp;zwnj;دید به&amp;zwnj;آسانی درمی&amp;zwnj;یافت که چه اتفاقی دارد می&amp;zwnj;افتد. دیوارهای همه&amp;zwnj; شهرها پُر بود از نوشته&amp;zwnj;هایی با یک نیت و یک قصد برای ساقط کردن رژیم سلطنتی. ولی پس از سقوط رژیم شاه که دسته&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;ها شروع شد و قدرت&amp;zwnj;طلبان به&amp;zwnj; جان هم افتادند، نوشته&amp;zwnj;های روی دیوارها نیز از همگنی و یکسانی درآمدند و تنوع غریبی پیدا کردند. هزاران شعار، آشفته و درهم، همه بر روی دیوار. شعارنویسان اندک احترامی به همدیگر قائل نبودند. نوشته&amp;zwnj;ای را پاک کرده، مطلب دلخواه خود را می&amp;zwnj;نوشتند، و این چنین بود که اگر آن غریبه، دیوارها را تماشا می&amp;zwnj;کرد درمی&amp;zwnj;یافت که چه آشفته&amp;zwnj;بازاری راه افتاده است. جنگ اضداد، شعارهای تند سیاسی، شعارهای احزاب و دستجات مختلف، تهدیدها، فحش&amp;zwnj;های خصوصی، با انشاء و املای مغلوط، پوسترها و عکس&amp;zwnj;های جورواجور آدم&amp;zwnj;های آشنا یا ناآشنا.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طومارهای بلندی که به انواع و اقسام تهمت&amp;zwnj;ها آغشته بود و به نام افشاگری نه تنها از طرف گرو&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;ها که از طرف یک صنف یا یک فرد، خصوصی&amp;zwnj;ترین نکات زندگی اشخاص مهم یا غیر مهم را نیز مطرح می&amp;zwnj;کردند و کار به&amp;zwnj;جایی رسیده بود که دشمنی&amp;zwnj;ها و کینه&amp;zwnj;های شخصی و فامیلی نیز بر دیوارها نقش می&amp;zwnj;بست. بدین&amp;zwnj;سان می&amp;zwnj;شد فهمید که رژیم مسلط شاه که به ظاهر متمدن می&amp;zwnj;بود همچون قالی زیبایی بود که روی لجن&amp;zwnj;زاری پُر از کرم و حشرات ناشناخته&amp;zwnj;ای پهن کرده باشند و چون آن قالی پس زده شد، همه&amp;zwnj; آن موجودات ریز و درشت، ریزخوار و درشتخوار به یکباره بیرون ریختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/saedirev03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 173px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●غلام&amp;zwnj;حسین ساعدی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;او در داستان &amp;laquo;سنگ روی سنگ&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و در مقاله&amp;zwnj;ای که می&amp;zwnj;خوانید،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;تصویر کاملی از چگونگی سرکوب دگراندیشان&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در سال&amp;zwnj;های نخست انقلاب&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به&amp;zwnj;دست می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;آنگاه که رژیم ملایان به&amp;zwnj;تدریج بر همه جا مسلط می&amp;zwnj;شد، مأمورین و چماقداران رژیم تازه، تمام شعارها را پاک می&amp;zwnj;کردند و دیوارها را با گفته&amp;zwnj;های خمینی می&amp;zwnj;آراستند و هرچه را که به نفع رژیم جمهوری اسلامی نبود، می&amp;zwnj;زدودند، حتی شعارهای تبلیغاتی را. بسیاری اوقات جوانان پُرشور و سودازده که می&amp;zwnj;خواستند مطلبی را روی دیوار بنویسند به ضرب گلوله&amp;zwnj; پاسداران پای دیوارها در خون خود می&amp;zwnj;تپیدند. مردم از ترس اینکه مبادا مورد سوءظن قرار بگیرند، از دیوارها فاصله می&amp;zwnj;گرفتند. دیوارها، آئینه&amp;zwnj;های تمام نمای وقایعی بودند که نشان دادند چگونه یک رژیم دیکتاتوری از پای درآمد و رژیم دیکتاتوری بدتری جانشین آن شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در کشور بی&amp;zwnj;برنامه و بی&amp;zwnj;هدفی که شاه درست کرده بود، این&amp;zwnj;چنین وقایعی باید اتفاق می&amp;zwnj;افتاد. اجتناب&amp;zwnj;ناپذیر بود. از یک طرف مدام لوله&amp;zwnj;کشی نفت و گاز بود از کنار آبادی&amp;zwnj;های گلی و قدیمی و ده&amp;zwnj;&amp;zwnj;کوره&amp;zwnj;های غرق در فقر، برای صدور به خارج، و از طرف دیگر آپارتمان&amp;zwnj;سازی کنار خانه&amp;zwnj;های یک&amp;zwnj;طبقه&amp;zwnj;ای.&lt;br /&gt;
	رژیم شاه برای اینکه از قافله&amp;zwnj; تمدن عقب نماند، همیشه دست به نمایش می&amp;zwnj;زد. درها را باز گذاشته بود تا ماشین&amp;zwnj;های ساخت اروپا و آمریکا به داخل کشور سرازیر شوند و آنگاه برای حل مشکل ترافیک پل&amp;zwnj;های عظیم خیابانی می&amp;zwnj;زد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چنین بود که دهاتی&amp;zwnj;ها و ساکنان شهرهای کوچک برای پیدا کردن کار به طرف شهرهای بزرگ هجوم می&amp;zwnj;آوردند و بدین&amp;zwnj;سان حاشیه&amp;zwnj;نشینی وسیعی پیدا شد که در برپایی رژیم جدید نقش عمده&amp;zwnj;ای را بر عهده گرفت. دستجات لومپنی و بیکاره و حاشیه&amp;zwnj;نشین&amp;zwnj;های کوچ&amp;zwnj;کرده که بیشترشان مذهبی بودند و هیچ&amp;zwnj;وقت شغل ثابتی نداشتند، با حضور ملایان در صحنه&amp;zwnj; قدرت، شغل ثابتی پیدا کردند، و آن شرکت مدام در مراسم دسته&amp;zwnj;جمعی بود، جماعتی که وسایل کارشان عبارت بود از مشت و لگد و چوب و چماق و زنجیر و پنجه بوکس و اسلحه&amp;zwnj; گرم و کار ثابت&amp;zwnj;شان حمل عکس&amp;zwnj; آیت&amp;zwnj;الله&amp;zwnj;ها و ملاها، حمل عَلَم و کُتَل، سینه&amp;zwnj;زدن و بر سر کوبیدن و نعره کشیدن و مهم&amp;zwnj;تر از همه نعش&amp;zwnj;کشی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/saedirev02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 230px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;● دستجات لومپنی و بیکاره و حاشیه&amp;zwnj;نشین&amp;zwnj;های کوچ&amp;zwnj;کرده&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که بیشترشان مذهبی بودند&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و هیچ&amp;zwnj;وقت شغل ثابتی نداشتند،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با حضور ملایان در صحنه&amp;zwnj; قدرت،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;شغل ثابتی پیدا کردند،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و آن شرکت مدام&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در مراسم دسته&amp;zwnj;جمعی بود...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●هر کس پاکیزه و تمیز بود،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;لباس مرتبی به تن داشت،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ضد انقلابی معرفی می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●شهید زنده و شهید مرده&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;هر دو ارج و قُرب یکسانی داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;پایگاه عمده&amp;zwnj; این عده قبرستان&amp;zwnj;ها شده بود. هر جسدی را که وارد قبرستان می&amp;zwnj;کردند، اگرچه کشته نشده بود و به مرگ طبیعی مرده بود، از دست صاحبان&amp;zwnj;شان درمی&amp;zwnj;آوردند و با فرید &amp;laquo;شهید، شهید، شهید&amp;raquo; دور&amp;nbsp; تا دور قبرستان می&amp;zwnj;گشتند و&amp;nbsp; صاحبان مرده زورشان نمی&amp;zwnj;رسید تا جسد عزیزشان را از دست آن&amp;zwnj;ها دربیاورند. بسیاری اوقات مرده&amp;zwnj;ها جابه&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;شدند و در قبرهای عوضی جا می&amp;zwnj;گرفتند.&lt;br /&gt;
	کلمه&amp;zwnj;ی شهید که در فرهنگ ایران اسلامی، معنی خاصی داشت و آن عبارت بود از ایثار جان خویش برای یک هدف یا یک ایده&amp;zwnj;آل، و گاهی به&amp;zwnj;جا و گاهی بی&amp;zwnj;جا مصرف می&amp;zwnj;شد، به کمک این دستجات لومپنی معنی عام یافت؛ و ملاها از این کلمه&amp;zwnj; عام&amp;zwnj;شده استفاده&amp;zwnj; فراوانی بردند. چرا که اگر در ماه&amp;zwnj;های عزاداری مذهبی و روزهای شهادت امام&amp;zwnj;ها آن&amp;zwnj;ها نقش عمده&amp;zwnj;ای داشتند و روضه می&amp;zwnj;خواندند و شیون می&amp;zwnj;کردند و مردم را به گریه و زاری وامی&amp;zwnj;داشتند و پول فراوانی به چنگ می&amp;zwnj;آوردند، حال که در این قیام هر کشته یا مرده&amp;zwnj;ای را شهید می&amp;zwnj;نامیدند، بازار آن&amp;zwnj;ها رونق بیشتری پیدا کرده بود. تا بدانجا که به صراحت خود این نکته را علنی کردند و مهم&amp;zwnj;ترین روز عزای مذهبی در سال یعنی شهادت امام حسین را که عاشورا نامیده می&amp;zwnj;شد و اعتباری داشت، گسترش دادند و به صورت شعاری درآوردند که: &amp;laquo;هر روز ما عاشوراست&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مظلومیت نیز معنای شهادت پیدا کرده بود، هر کس که نقص عضوی داشت و معلوم نبود به چه علت و به چه دلیلی، به خصوص اگر عمامه&amp;zwnj;ای دور سر می&amp;zwnj;پیچید و زیر لب دعا می&amp;zwnj;خواند، او را نیز شهید زنده می&amp;zwnj;نامیدند. شهید زنده و شهید مرده هر دو ارج و قُرب یکسانی داشتند. شهیدپرستان همچنان که تابوت مرده&amp;zwnj;ها را به دوش می&amp;zwnj;کشیدند و فریاد و فغان برمی&amp;zwnj;آوردند، شهدای زنده را نیز کول می&amp;zwnj;کردند و به نمایش می&amp;zwnj;پرداختند. و همین جماعت بودند که آخر سر به &amp;laquo;حزب&amp;zwnj;اللهی&amp;raquo;ها معروف شدند و یا به عبارت دیگر و به اصطلاح رژیم جمهوری اسلامی &amp;laquo;مردم همیشه در صحنه&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بله، به&amp;zwnj;تدریج با تثبیت رژیم جمهوری اسلامی، بسیاری از آن&amp;zwnj;ها در نهادها و کمیته&amp;zwnj;های گوناگون صاحب شغل ثابت&amp;zwnj;تری شدند. بسیاری سپاه پاسداران را تشکیل دادند، بسیاری گروه&amp;zwnj;های ضربت را تشکیل دادند. گروه&amp;zwnj;های سیاسی مسلح که به&amp;zwnj;تدریج زیرزمینی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شدند، این دستجات بیشتر رو می&amp;zwnj;آمدند و بازوی اصلی قدرت حاکم می&amp;zwnj;شدند که هم&amp;zwnj;اکنون نیز هستند. بسیاری دیگر به&amp;zwnj;ظاهر سیاهی لشکر قضیه بودند، ولی نقش بسیار عمده&amp;zwnj;ای را بازی می&amp;zwnj;کردند. با موتورسیکلت&amp;zwnj;هایی که حکومت در اختیارشان گذاشته بود، پرچم&amp;zwnj;های مذهبی به دوش می&amp;zwnj;بستند و با فریاد &amp;laquo;الله اکبر&amp;raquo; به خیابان&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;ریختند و مایه&amp;zwnj; ترس و ارعاب می&amp;zwnj;شدند. به محوطه&amp;zwnj; دانشگاه&amp;zwnj;ها هجوم می&amp;zwnj;کردند و دانشجویان را مضروب می&amp;zwnj;ساختند. اجتماعات ده&amp;zwnj;ها هزار نفری را از هم می&amp;zwnj;پاشیدند. یک&amp;zwnj;مرتبه از گوشه&amp;zwnj;ای ظاهر می&amp;zwnj;شدند و دفاتر جمعیت&amp;zwnj;های دموکراتیک را در یک چشم&amp;zwnj; به&amp;zwnj;هم زدن درهم می&amp;zwnj;ریختند. کتابفروشی&amp;zwnj;ها و کتابخانه&amp;zwnj;ها را غارت می&amp;zwnj;کردند و کتاب&amp;zwnj;ها را به آتش می&amp;zwnj;کشیدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/saedirev04.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 138px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●رژیم مسلط شاه که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به ظاهر متمدن می&amp;zwnj;بود همچون قالی زیبایی بود&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که روی لجن&amp;zwnj;زاری پُر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از کرم و حشرات ناشناخته&amp;zwnj;ای پهن&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;کرده باشند&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و چون آن قالی پس زده شد،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;همه&amp;zwnj; آن موجودات ریز و درشت،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ریزخوار و درشتخوار&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به یکباره بیرون ریختند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;موتورسیکلت&amp;zwnj; و صدای موتورسیکلت نشانه&amp;zwnj; هجوم و حمله بود. موتورسیکلت&amp;zwnj;سواری از گوشه&amp;zwnj;ای پیدا می&amp;zwnj;شد و یک&amp;zwnj;مرتبه موهای زن بی&amp;zwnj;حجابی را می&amp;zwnj;گرفت و او را به قصد کشت بر زمین می&amp;zwnj;کوبید. چند موتورسوار با فریاد &amp;laquo;الله اکبر&amp;raquo; بساط دستفروش&amp;zwnj;های بیچاره را غارت می&amp;zwnj;کردند و اگر درگیری پیش می&amp;zwnj;آمد، پاسداران با تیر هوایی، فروشندگان را متواری می&amp;zwnj;ساختند تا موتورسواران کار خود را به&amp;zwnj;راحتی انجام دهند. چنین عملیاتی تنها به آن نیت نبود که صاحب هر دکه و بساط&amp;zwnj;فروشی ممکن است چریک مسلحی باشد، بلکه اگر مستضعف است چرا به جرگه&amp;zwnj; آنان نپیوسته است. مستضعف حتماً باید آلت فعل جمهوری اسلامی باشد. موتورسیکلت&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;راکب نیز که با شعارهای مذهبی و عکس رهبران مذهبی به قدرت&amp;zwnj;رسیده تزئین شده بود در کنار هر ازدحامی دیده می&amp;zwnj;شد و نگفته پیداست که صاحب موتور برای انجام وظیفه&amp;zwnj;ای به میان جمعیت رفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه&amp;zwnj; سیاهی لشکرها صاحب موتور نبودند، بسیاری از آن&amp;zwnj;ها تسبیح به&amp;zwnj;دست و زنجیر و پنجه بوکس و چاقو در جیب در پیاده&amp;zwnj;روها می&amp;zwnj;گشتند و اگر کسی، عینک به چشم، یا کتابی زیر بغل داشت، به طرفش هجوم می&amp;zwnj;بردند و می&amp;zwnj;گفتند: &amp;laquo;من زمان انقلاب شیشه&amp;zwnj;های پنجاه &amp;zwnj;تا بانک را شکسته&amp;zwnj;ام، تو چندتا را شکسته&amp;zwnj;ای؟&amp;raquo; و آنگاه وی را با مشت و لگد بر زمین می&amp;zwnj;انداختند و عینکش را می&amp;zwnj;شکستند و کتابش را پاره می&amp;zwnj;کردند. هر کس پاکیزه و تمیز بود، لباس مرتبی به تن داشت، ضد انقلابی معرفی می&amp;zwnj;شد. حاشیه&amp;zwnj;نشین&amp;zwnj;های بیکاره که اکنون صاحب شغل شده بودند، همه&amp;zwnj;ی شهر را آلوده می&amp;zwnj;کردند. دانشگاه&amp;zwnj;ها در تصرف آن&amp;zwnj;ها بود، به همه&amp;zwnj;جا سرکشی می&amp;zwnj;کردند، در آزمایشگاه سرم&amp;zwnj;شناسی کف زمین می&amp;zwnj;نشستند و ناخن می&amp;zwnj;گرفتند، در تالارهای درس لم می&amp;zwnj;دادند و ساندویچ می&amp;zwnj;خوردند، تمام اسباب و ابزار علمی را وارسی می&amp;zwnj;کردند، می&amp;zwnj;شکستند، دور می&amp;zwnj;ریختند. لجام&amp;zwnj;گسیختگی باعث شده بود که آن&amp;zwnj;ها علاوه بر لبخند رضایت، همیشه خود را خشماگین نشان بدهند، خشونت این چنین بالا می&amp;zwnj;رفت و مردم عادی نیز به ژنده&amp;zwnj;پوشی آراسته می&amp;zwnj;شدند. انگار که بر خلاف مار، به جای پوست انداختن باید در جلدِ کهنه و پوسیده&amp;zwnj;ای فروروند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هیستری همگانی از همان روزهای اول اعتراض یا قیام، از همان تظاهرات دسته&amp;zwnj;جمعی، زن و مرد را زیر چتر خود گرفته بود، ولی زنان بیشتر گرفتار شده بودند. آنچه به نام آزادی و حقوق در دوران حکومت پهلوی، به زن داده شده بود،&amp;nbsp; شامل همه&amp;zwnj; زنان می&amp;zwnj;شد. زنان طبقه&amp;zwnj; متوسط و بالا می&amp;zwnj;توانستند بی&amp;zwnj;حجاب ظاهر شوند چرا که چندین دست لباس داشتند، می&amp;zwnj;توانستند آراسته جلوه کنند، بسیاری از آنان از مواهب تحصیلات عالیه برخوردار بودند. ولی اکثریت زنان ایرانی یا به حکم فقر، و یا به حکم مذهب همیشه زیر چادر بودند. و بیشتر همین گروه از زنان خانه&amp;zwnj;نشین بودند که در تظاهرات جمعی به یکباره مجال خودنمایی یافتند و توانستند، با اجازه&amp;zwnj; مردهاشان، به خیابان&amp;zwnj;ها بریزند و خودی نشان بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/saedirev05.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 147px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●زنان [حزب&amp;zwnj;اللهی]&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;دسته جمعی راهی زیارتگاه&amp;zwnj;ها&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;می&amp;zwnj;شدند، زیر سقف&amp;zwnj;های آئینه&amp;zwnj;بندی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جمع می&amp;zwnj;شدند، و ضمن دعا&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برای سلامتی رهبر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و نفرین بر امپریالیسم&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که نمی&amp;zwnj;دانستند چیست&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و چه ریخت و قیافه&amp;zwnj;ای دارد،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;چشم به بالا می&amp;zwnj;دوختند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;در چنین گیروداری عده&amp;zwnj;ای از این زنان، زیر پوشش اسلامی به بزک صورت خویش توجه می&amp;zwnj;کردند، و عینک&amp;zwnj;های جورواجوری به&amp;zwnj;چشم می&amp;zwnj;زدند نه برای اینکه مردان نامحرم چشم آن&amp;zwnj;ها را نبینند، بلکه به این دلیل که بیشتر جلب توجه کنند. در صورت و نگاه بسیاری از آنان می&amp;zwnj;شد حالات &amp;laquo;اروتیک&amp;raquo; را به&amp;zwnj;عیان دید. وقتی دسته&amp;zwnj; زنان از کنار مردان تفنگ به دوش رد می&amp;zwnj;شدند، مشت بالا می&amp;zwnj;بردند و همراه با لبخندی &amp;laquo;درود، درود&amp;raquo; می&amp;zwnj;گفتند و بدین&amp;zwnj;سان &amp;laquo;فالوکراتیسم&amp;raquo; به صورت کاملاً عینی ظاهر شده بود. بسیاری از زنان عاشق تفنگ شده بودند. نه که اسلحه هر گوشه&amp;zwnj;ای ریخته بود و به&amp;zwnj;راحتی همه&amp;zwnj; جا گیر می&amp;zwnj;آمد، آن&amp;zwnj;ها نیز با به دست گرفتن اسلحه و تمرین تیراندازی به خود شخصیت می&amp;zwnj;بخشیدند و بدین&amp;zwnj;سان خود را همطراز مرد می&amp;zwnj;دانستند. ولی نکته اینجاست که چون قرار شده بود انقلاب &amp;laquo;اسلامی&amp;raquo; باشد، زن و مرد با اینکه همدیگر را خواهر و برادر صدا می&amp;zwnj;کردند، باید از هم جدا می&amp;zwnj;بودند. دسته&amp;zwnj; مردها جلو و دسته&amp;zwnj; زنان عقب. اول مردها شعار می&amp;zwnj;دادند و بعد زن&amp;zwnj;ها به آن&amp;zwnj;ها جواب می&amp;zwnj;دادند، همه با آهنگ&amp;zwnj;های نوحه&amp;zwnj;خوانی. مثل اینکه معاشقه&amp;zwnj; جمعی در کار است. اما هر وقت دوربین عکاسی متوجه دستجات زنان می&amp;zwnj;شد، عده&amp;zwnj; اندکی روی خویش را باز می&amp;zwnj;کردند و لبخند می&amp;zwnj;زدند و دسته&amp;zwnj;جمعی به دوربین خیره می&amp;zwnj;شدند. توده&amp;zwnj; زنان سیاهپوش درهم&amp;zwnj;رفته، شبیه جانوری بود که انگار هزاران چشم دارد. با وجود این زن باید زیر پوشش مذهب باشد، مذهب چتر درخشانی است که بالای سر آن&amp;zwnj;ها گسترده است. دستهجمعی راهی زیارتگاه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شدند، زیر سقف&amp;zwnj;های آئینه&amp;zwnj;بندی جمع می&amp;zwnj;شدند، و ضمن دعا برای سلامتی رهبر و نفرین بر امپریالیسم که نمی&amp;zwnj;دانستند چیست و چه ریخت و قیافه&amp;zwnj;ای دارد، چشم به بالا می&amp;zwnj;دوختند. زنان در قبرستان&amp;zwnj;ها نقش عمده&amp;zwnj;تری داشتند، به&amp;zwnj;خصوص زنان پیر. قبرستان&amp;zwnj;هایی که پر از عکس شهدا بود، قبرها کنار هم و بسیاری از قبرها انباشته از گُل، قبرستان&amp;zwnj;هایی که روز&amp;zwnj;به&amp;zwnj;روز توسعه پیدا می&amp;zwnj;کردند، و زنان که دور قبرها می&amp;zwnj;نشستند و بر سر و سینه&amp;zwnj; خود می&amp;zwnj;زدند و نوحه و شیون سرمی&amp;zwnj;دادند، و بدین ترتیب از بین زنان و مادران دروغین ولی رسمی، برای شهدای ناشناخته، از طرف حکومت برگزیده شدند که همیشه در قبرستان&amp;zwnj;ها حضور داشتند و با آوردن جسد پاسداری سینه چاک می&amp;zwnj;کردند. بازیگرانی بودند که نقش مادر شهید را بازی می&amp;zwnj;کردند و پاداش کلانی نیز دریافت می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما کارگردان اصلی تمام این&amp;zwnj;ها ملاها هستند که همه جا حضور دارند، نه تنها بالای سر هر مزاری هستند، نه تنها بالای هر منبر و پشت هر میکروفونی نشسته&amp;zwnj;اند، یا همیشه بر صفحه&amp;zwnj; تلویزیون ظاهر می&amp;zwnj;شوند، بالای سر هر اداره و سازمانی نیز ملایی نشسته است. پخش اغذیه، امر جیره&amp;zwnj;بندی و تصمیم&amp;zwnj;گیری در همه&amp;zwnj;ی امور. سوار ماشین&amp;zwnj;های آخرین سیستم می&amp;zwnj;شوند، چندین پاسدار همراه آن&amp;zwnj;هاست. آنان قانون&amp;zwnj;گذاران واقعی هستند. قوه&amp;zwnj; مقننه و مجریه، همه آن&amp;zwnj;ها هستند. حکومت در دست آن&amp;zwnj;هاست، دادگاه&amp;zwnj;ها را آن&amp;zwnj;ها اداره می&amp;zwnj;کنند، حکم اعدام همیشه باید از طرف ملا امضاء شود. وقتی ملاها دور هم جمع می&amp;zwnj;شوند، سعی دارند که لبخندی بر لب نداشته باشند، فکر می&amp;zwnj;کنند که نشانه&amp;zwnj; قدرت در این است که اخمو و غضب&amp;zwnj;آلود باشند. صاحبان قدرت به&amp;zwnj;ندرت لبخند می&amp;zwnj;زنند، همه عبوس هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این میان جنگ قدرت، یا قدرت&amp;zwnj;نمایی بین ملاها نیز وجود دارد. به&amp;zwnj;خصوص در میان دو طیف عمده&amp;zwnj; روحانیت یعنی خمینی و شریعتمداری. شریعتمداری نیز طرفدارانی دارد، عکس او نیز به همه جا چسبانده شده، ولی کار او به جایی نمی&amp;zwnj;رسد، ریش بلند او بادبانی نیست که بتواند این کشتی شکسته را به جایی بکشد یا حتی قایقی را به جلو براند. بدین&amp;zwnj;سان او را نیز از صحنه بیرون می&amp;zwnj;رانند و آنگاه تمام ملایان به طرف کفه&amp;zwnj; سنگین ترازو هجوم می&amp;zwnj;آورند و از دامن خمینی آویزان می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بدین ترتیب در هر گوشه و کنار عکس ملایان، حواریون امام به دیوارها و شیشه&amp;zwnj;های تمام مغازه&amp;zwnj;ها و ادارات دولتی چسبانده می&amp;zwnj;شود. ملاها به این قانع نیستند، عکس آن&amp;zwnj;ها باید در کف بشقاب&amp;zwnj;ها نیز چاپ شود. در زمان گذشته نیز چنین بود. تصاویر شاه و شهبانو کف بشقاب&amp;zwnj;های پلاستیکی را زینت می&amp;zwnj;بخشید و معنی این تمثیل در این نکته است که همه بعد از خوردن غذا باید عکس ولی&amp;zwnj;نعمت خویش را ببینند، می&amp;zwnj;خواهد عکس شاه باشد یا عکس خمینی. عکس رهبران در ته بشقاب&amp;zwnj;ها، صاحبخانه را موافق و مطیع رژیم شاه نشان می&amp;zwnj;دهد و او را از گزند مأمورین مخفی در امان نگه می&amp;zwnj;دارد. ولی تنها با چاپ عکس و ظاهرشدن در تلویزیون که نمی&amp;zwnj;شود سکان قدرت را در دست داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای هر حکومتی اهرمی لازم است، اهرم حکومت ملایان مرگ است، کشتن است، کشتن به بهانه&amp;zwnj; جاسوسی، کفر، الحاد، یا داشتن مال و منال، و به&amp;zwnj;خصوص عقیده&amp;zwnj;ای مخالف عقیده&amp;zwnj; آن&amp;zwnj;ها. ملاها همه مُبلغ مرگ هستند، مُبلغ شهادت هستند، ولی مرگ و شهادت برای دیگران نه برای آن&amp;zwnj;ها. ملاها برای دوام و بقای خویش جنگ ایران و عراق را بهانه می&amp;zwnj;کنند. هزاران هزار جوان مبارز را گوشت دم توپ می&amp;zwnj;سازند. بسیاری را به عنوان خائن به جوخه&amp;zwnj; اعدام می&amp;zwnj;سپارند. اما از هر گوشه&amp;zwnj; کشور سر و صدایی بلند است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اعراب خوزستان را تار و مار می&amp;zwnj;کنند، صدای مردم ترکمن صحرا را در حنجره خفه می&amp;zwnj;کنند و تنها کردستان باقی می&amp;zwnj;ماند. کردها دلیرانه می&amp;zwnj;ایستند، و مسلحانه می&amp;zwnj;جنگند، ولی رژیم جمهوری اسلامی مدام دهات کردنشین را بمباران می&amp;zwnj;کند، زن و بچه و پیر و جوان را می&amp;zwnj;کشد. اما کردها ضربت می&amp;zwnj;خورند و ضربت می&amp;zwnj;زنند. ولی پا عقب نمی&amp;zwnj;کشند. آن&amp;zwnj;ها گریان، نعش بچه&amp;zwnj;های خویش را در بغل می&amp;zwnj;گیرند و می&amp;zwnj;گریزند و لحظه&amp;zwnj;ای بعد سینه&amp;zwnj;خیز، از تپه&amp;zwnj;ای بالا می&amp;zwnj;روند تا رودرروی رژیم ملاها بایستند. و اما مهم&amp;zwnj;تر اینکه زندگی خصوصی هیچ کسی در امان نیست. رژیم جمهوری اسلامی از همان روزهای اول برای بقای خویش مداح بیچارگی و درماندگی بود. ولی بیچاره&amp;zwnj;ها و درمانده&amp;zwnj;ها را بیشتر از همه نابود می&amp;zwnj;کرد. و از طرف دیگر برای ارشاد، همه را به پاکیزگی دعوت می&amp;zwnj;کرد. کافه&amp;zwnj;ها و رستوران&amp;zwnj;ها را بست، فیلم&amp;zwnj;های سینمایی را به شدت سانسور کرد، رادیو و تلویزیون به منبر وعظ و خطابه تبدیل شد، درِ دانشگاه&amp;zwnj;ها را گِل گرفت. و جوانان درمانده از همه جا پناه بردند به مواد مخدر. دور هم جمع می&amp;zwnj;شدند، حشیش می&amp;zwnj;کشیدند، و هروئین زیاده از حد رواج پیدا کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زمان شاه نیز معتاد کم نبود. هرچند روز یک بار نعش&amp;zwnj;کشی می&amp;zwnj;آمد و جسد عده&amp;zwnj;ای را روی هم تل&amp;zwnj;انبار می&amp;zwnj;کرد و به گورستان می&amp;zwnj;برد. زمان شاه قانونی گذراندند که قاچاقچی&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;گرفتند و اعدام می&amp;zwnj;کردند. ولی در دیکتاتوری جمهوری اسلامی، معتادین بدبخت را جمع می&amp;zwnj;کنند و به جوخه اعدام می&amp;zwnj;سپارند. در جمهوری اسلامی، درمان همه&amp;zwnj; گرفتاری&amp;zwnj;ها مرگ است. به&amp;zwnj;هرحال جامعه&amp;zwnj;ای که می&amp;zwnj;خواست از بندهای اسارت رها شود، از تله&amp;zwnj; بزرگی رها نشده، در تله&amp;zwnj; تنگ&amp;zwnj;تری&amp;nbsp; گرفتار شد. چاه آرتزینی زده شد که به ناگهان لجن و عمامه و شیون و گرسنگی و جنگ و اعتیاد و خشونت و ساندویچ و مرده و دعا و تعویذ و حجت&amp;zwnj;الاسلام&amp;zwnj; و عقاید حوزه&amp;zwnj;های متروکه&amp;zwnj; طلبه&amp;zwnj;ها و وسائل پوسیده و کانادادرای و بلندگو، همه به یکباره بیرون زد. آنچه به نام انقلاب ایران نامیده شد، نیشتری بود بر دُمَلی که صدها سال بیمار خود از آن خبر نداشت.&amp;zwnj;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منبع: ساعدی، از او و درباره او، باقر مرتضوی، آلمان، کلن، ۱۳۸۵&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/02/08/24085#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18912">دهه فجر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5757">غلام حسین ساعدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Fri, 08 Feb 2013 17:45:20 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24085 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>۳۴ سال پس از انقلاب: آرزوهای ساده مردم در پایان یک روز</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/video/24319</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/video/24319&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-videoembeded&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/Pfds1vPAa4s?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;
	۳۴ سال از انقلاب بهمن ۵۷ که در آغاز یک قیام مردمی برای دستیابی به آزادی&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی بود و بعدها توسط روحانیون مصادره شد و &amp;laquo;انقلاب اسلامی&amp;raquo; نام گرفت، می&amp;zwnj;گذرد. در این مدت طولانی، پس از یک جنگ هشت ساله که تنها ثمر آن برای ملت ایران به وجود آمدن یک ارتش ایدئولوژیک به نام &amp;laquo;سپاه پاسداران&amp;raquo; و &amp;laquo;بسیج مستضعفان&amp;raquo; بود، پس از کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ و پس از آنکه رؤیای اصلاح حکومت دینی رنگ باخت و نهضت مردمی در ۲۲ خرداد سرکوب شد و رهبری جمهوری اسلامی ایران، دولتی را بر سر کار آورد که به گفته برخی کارشناسان هزینه&amp;zwnj;هایی را به ملت ایران تحمیل کرده که از هزینه جنگ هشت ساله هم بیشتر است، اکنون، ۳۴ سال پس از چنین انقلابی مردم به&amp;zwnj;راستی چه آرزوهایی دارند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم کوتاهی که می&amp;zwnj;بینید، ساکنان خیابانی در تهران از آرزوهای ساده&amp;zwnj;شان سخن می&amp;zwnj;گویند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این فیلم ابتدا در شبکه یوتیوب منتشر شد و به&amp;zwnj;زودی در شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی بازتاب یافت، اما به دلایل نامعلومی حذف شد، ولی نسخه&amp;zwnj;های دیگری از آن انتشار پیدا کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24318&quot;&gt;&lt;strong&gt;کورش عرفانی&lt;/strong&gt; در جستاری که به مناسبت سی و چهارمین سالگرد انقلاب ایران در &lt;strong&gt;بخش اندیشه زمانه &lt;/strong&gt;منتشر شده&lt;/a&gt; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;شاید این ۳۴ سال پرحادثه و پرهزینه این فایده را داشته است که به بخشی از ایرانیان این واقعیت را بشناساند که بدون دسترسی به یک قدرت سازمان&amp;zwnj;یافته&amp;zwnj; مردمی، - قدرت اجتماعی- برداشتن یک گروه از حاکمیت و سپردن قدرت به دست گروهی دیگر، به امید آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی، به مثابه یک قمار بزرگ تاریخی است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آرزوهای ساده مردم در پایان یک روز را تماشا کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/video/24319#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19141">آرزوهای ساده مردم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19142">کوروش عرفانی</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/Pfds1vPAa4s" fileSize="1283" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/Pfds1vPAa4s/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/Pfds1vPAa4s" length="1283" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Fri, 08 Feb 2013 17:33:57 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24319 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>چرا انقلاب مصر به راه ایران نخواهد رفت؟</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/05/16648</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/05/16648&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/iran-egypt.jpg?1341851359&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اسماعیل جلیلوند &amp;minus; پیروزی انقلاب در هیچ یک از کشورهایی که نسیم بهار عربی در سال گذشته در آنان وزیدن گرفت، به اندازه&amp;zwnj;ی مصر حائز اهمیت نبوده است. انقلاب مصر از جهات فراوانی قابل قیاس با انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران است، اما تفاوت&amp;zwnj;های اساسی در زمینه&amp;zwnj;ها و نتایج دو انقلاب به حدی قابل توجه است که گمان نمی&amp;zwnj;رود بر خلاف نگرانی&amp;zwnj;های فراوان موجود، سرنوشتی مشابه با انقلاب ایران در انتظار انقلاب مصر باشد. بیشترین قسمت مرتبط با این نگرانی&amp;zwnj;ها در مورد میزان قدرت و نفوذ بنیادگرایان مذهبی و احتمال شکل گیری دیکتاتوری مذهبی در مصر است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;مقاله&amp;zwnj;ی پیش رو کوششی در جهت تشریح این تفاوت&amp;zwnj;ها و نتایج آن در بعد داخلی و منطقه&amp;zwnj;ای در دو کشور خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;b&gt;نقش و قدرت رهبری انقلاب در دو کشور&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
درست برعکس ایران، انقلاب مصر تحت نفوذ و سیطره&amp;zwnj;ی رهبری کاریزماتیک به پیروز&amp;zwnj;ی نرسید، بلکه شعله&amp;zwnj;های آن در پی انباشت نارضایتی همه جانبه&amp;zwnj;ی مردم از حکومت حسنی مبارک و تحت تاثیر انقلاب تونس، دامنگیر حاکمان آن کشور شد، اما میزان اثر گذاری روح الله خمینی بر انقلاب و افکار انقلابیون در ایران به حدی بود که تا همین روزها نتایج رفتارها و اشتباهات دوران وی بر سیستم سیاسی و حکومتی ایران مشهود است و حتی رهبران اصلاح طلب مخالف حکومت نیز به سخنان و افکار او استناد می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این، اسلام سیاسی مصری &amp;minus; بر خلاف اسلام سیاسی&amp;zwnj;ای که در ایران در قالب مذهب تشیع نگاهش به نقش رهبری کننده علما در در نظریه رادیکال ولایت فقیه بروز یافت &amp;ndash; یک جایگاه و نقش رهبری سیاسی برای علمای سنی مذهب قائل نیست و علمای مصری نیز بر جدایی دین از حکومت و اجرای شریعت در قوانین مدنی و کیفری تاکید بیشتری دارند تا حضور در راس قدرت سیاسی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;222&quot; height=&quot;143&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/tahrir_square.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توان امید داشت انقلاب مصر بیشتر از آنکه دنبال روی بی و چرای رهبرانش باشد، به وسیله&amp;zwnj;ای برای برون داد افکار عمومی در آن کشور بدل گردد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته مهم دیگر این است که ارتش مصر، برخلاف ارتش ایران انقلابی، به شکل کامل با انقلاب همراه نشد و خود به عنوان یکی از ارکان اصلی قدرت سیاسی در بحران جاری آن کشور باقی ماند و با حضور خود مانع از نابودی کامل نهادهای اساسی قدرت در این کشور و ایجاد خلاء شدید قدرت و نیاز به ظهور رهبری قدرتمند جایگزین در جامعه گردید. از نشانه&amp;zwnj;های این حضور قدرتمند می&amp;zwnj;توان به حفظ دستگاه قضایی وابسته به ارتش، که چند رو پیش حکم انحلال پارلمان اسلام گرای آن کشور صادر را کرد، یا صدور احکام کیفری نه چندان سنگین برای سران برکنار شده&amp;zwnj;ی رژیم سابق در دادگاه عالی این کشور اشاره کرد. همین نفوذ خود را در رد صلاحیت برخی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نیز نشان داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به این مسائل می&amp;zwnj;توان امید داشت انقلاب مصر بیشتر از آنکه دنبال روی بی و چرای رهبرانش باشد، به وسیله&amp;zwnj;ای برای برون داد افکار عمومی در آن کشور بدل گردد.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;b&gt;فاصله&amp;zwnj;ی زمانی مابین دو انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
فاصله&amp;zwnj;ی زمانی سی و چند ساله&amp;zwnj;ی ما بین دو انقلاب ایران و مصر تنها یک عدد فاقد مفهوم نیست، بلکه معنای آن این است که انقلاب مصر در جهان متفاوتی به پیروزی رسیده است، جهانی که به مانند سال ۱۹۷۹ تحت تاثیر شدید فضای جنگ سرد قرار ندارد و رشد امکانات نوین ارتباطی و رسانه&amp;zwnj;ای از یک سو و توسعه&amp;zwnj;ی شهر نشینی و آموزش عالی و پایه از سوی دیگر بر افکار عمومی آن اثر گذاشته است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به طبع فضای متفاوت حاکم بر افکار عمومی دو کشور که ناشی از همین تفاوت زمانی است، مردم امروز مصر بسیار بیش از انقلابیون ایران در سال ۵۷، از نتایج استقرار یک دیکتاتوری مذهبی آگاه بوده و از عواقب آن می&amp;zwnj;هراسند. شاید بروز همین هراس از قدرت گرفتن اسلام گرایان بنیادگرا است که موجب انتخاب رییس جمهور این کشور با رای شکننده&amp;zwnj;ای در حدود ۵۱ درصد از آراء شرکت کنندگان در انتخابات شده است.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;b&gt;نوع برخورد کشورهای اسلامی منطقه با دو انقلاب و نتایج آن&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
انقلاب ایران اثر فراوانی بر جنبش&amp;zwnj;های اسلام گرای منطقه داشت، به طوری که پس از پیروز&amp;zwnj;ی آن یاسر عرفات در پاسخ خبرنگاران در مورد نحوه&amp;zwnj;ی سفر بدون تشریفات و هیاهوی خبری و دعوت به ایران اظهار داشت که آمدن به خانه نیاز به تشریفات ندارد. همین طور بسیاری از شخصیت&amp;zwnj;های سیاسی اسلام&amp;zwnj;گرا در منطقه تحت تاثیر افکار روح الله خمینی و پیروزی انقلاب ایران قرار گرفتند، مانند خود انقلابیون ایران که از فراگیر شدن افکار جنبش اخوان المسلمین بنیان&amp;zwnj;گذاری شده توسط حسن البناء تاثیر پذیرفته بودند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اما به رغم این همگرایی، تضادهای تاریخی میان ایران و کشورهای عربی به سرعت در روابط ایران و این کشورها آشکار شد. هراس حکام کشورهای همجوار ایران از وقوع انقلاب در آن کشورها در سایه&amp;zwnj;ی حمایت قدرت&amp;zwnj;های جهانی غرب&amp;zwnj;گرا که خود از نفوذ و گسترش کمونیسم در خاورمیانه در هراس بودند در کنار وقایع رخ داده در داخل ایران، همه و همه موجب حمایت یک پارچه&amp;zwnj;ی قدرت&amp;zwnj;های منطقه&amp;zwnj;ای و جهانی از تهاجم به خاک ایران توسط صدام گردید. اثر گذاری اختلافات تاریخی عرب و عجم در این مسئله به حدی بود که صدام نام لشکر خود را &amp;quot;القادصیه&amp;quot; که نام نبرد در هم شکننده&amp;zwnj;ی امپراطوری ساسانیان در صدر اسلام بود، گذاشت و یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین در کنار سایر حکومت&amp;zwnj;ها و جنبش&amp;zwnj;های سنی مذهب منطقه حمایت خود را از صدام برای تهاجم به &amp;quot;خانه&amp;zwnj;اش&amp;quot; اعلام داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مردم مصر به دلائل فراوان سیاسی و اجتماعی، بسیار بیش از ایرانیان دهه&amp;zwnj;ی ۱۹۸۰ میلادی قادر به تعیین سرنوشت خود با کمترین میزان اثر پذیری از عوامل خارجی هستند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آغاز جنگ و قرار گرفتن ایران در شرایط فشار اقتصادی و سیاسی زمینه سرکوب شدید مخالفان استبداد سیاسی و مذهبی در داخل کشور را فراهم آورد و توسعه سیاسی و اجتماعی در ایران را برای چندین سال به اغماء برد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما مصر نه در معرض خطر جنگ قریب الوقوع قرار دارد و نه به طور کامل در دست انقلابیون بنیادگرایی است که خواهان سوق دادن کشور به سمت نظم تک صدایی و استبداد توامان با خفقان سیاسی باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این در صورت رسیدن به ثبات سیاسی، مصر انقلابی، با توجه به موقعیت مهم زئو پلتیک و استراتژیک، حضور اندیشمندان اثر گذار اسلامی مکتب الازهر، جمعیت و وسعت زیاد و منابع عظیم نفتی و طبیعی، سابقه&amp;zwnj;ی طولانی جنبش اخوان المسلمین مصر در مبارزات ضد استعماری و اثر گذاری آن بر سایر جنبش&amp;zwnj;ها منطقه، به عنوان رهبر بالقوه&amp;zwnj;ی جهان عرب، بیش از آنکه برای سایر قدرت&amp;zwnj;های منطقه&amp;zwnj;ای تهدیدی ایدئولوژیک بشمار آید، دوستی قابل اتکاء و اطمینان خواهد بود و رهبران آن نمی&amp;zwnj;توانند جو ضدانقلابی در منطقه و جنگ را به عنوان دستاویزی برای ایجاد استبداد سیاسی در آن کشور قرار دهند و از این جهت نیز امکان سقوط مصر به پرتگاه دیکتاتوری مذهبی به مراتب کمتر از ایران خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;یکپارچگی قدرت در فضای دو کشور بعد از وقوع انقلاب و نتایج آن&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ایران، انقلاب پس پیوستن ارتش به پیروزی رسید و پس از حادثه&amp;zwnj;ی سفارت آمریکا و استعفای دولت موقت، پاکسازی ارتش از نیروهای طرفدار نظام شاهنشاهی و خنثی شدن کودتای نظامی نوژه و با نیز حضور نیروی موازی سپاه که در اوج انقلاب شکل گرفته بود، عملا قدرت به شکل متمرکز در دست نزدیکان رهبر انقلاب قرار گرفت. تجمیع قدرت نظامی و سیاسی در سال&amp;zwnj;های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب در کنار وقوع جنگ موجب آن شد که حکومت به اعمال مقتدرانه&amp;zwnj;ی دیدگاه&amp;zwnj;های رهبران خود و تحمیل آن به بخش&amp;zwnj;های ناراضی جامعه مبادرت ورزد. این مسئله از تفاوت&amp;zwnj;های مهم در ساختار قدرت دو کشور در فضای انقلاب است. انتخابات اخیر ریاست جمهوری در مصر به انقلابیون نشان داد که هراس حدود نیمی از جمعیت شرکت کننده در انتخابات از قدرت گرفتن اسلام گرایان به اندازه&amp;zwnj;ای هست که به نخست وزیر رژیم سابق در مقابل این جریان اقبال نشان دهند و البته قابل کتمان هم نیست که احتمالا بخش&amp;zwnj;هایی از آرا مرسی نیز به دلیل عدم تمایل مردم به بازگرداندن شرایط به اوضاع پیش از انقلاب به حساب او ریخته شده باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرفی به نظر می&amp;zwnj;رسد رای شکننده&amp;zwnj;ی کسب شده توسط محمد مرسی او را مجبور به تقسیم قدرت با ارتش خواهد نمود و ارتش نیز به میزان قدرت انقلابیون در ایجاد جو خصمانه علیه نیروهای مسلح در صورت عدم تمکین به رای اکثریت مردم آگاه است. این در حالی ست که اسرائیل و قدرت&amp;zwnj;های غربی به مهار انقلاب و ایجاد ثبات در مصر جدید به وسیله&amp;zwnj;ی ارتش این کشور چشم امید دوخته&amp;zwnj;اند. واضح است که در زمان طولانی، ادامه&amp;zwnj;ی اوضاع بدین شکل ممکن نخواهد بود، ولی تقسیم قدرت میان ارتش و اخوان المسلمین به رغم حضور همه&amp;zwnj;ی درگیری&amp;zwnj;ها و مسائل ایجاد شده در شرایط فعلی، می&amp;zwnj;تواند به گذار منطقی آن کشور به سوی حکومت قانون و آزادی&amp;zwnj;های سیاسی منجر گردد.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پایان اگر چه نمی&amp;zwnj;توان با یقین هیچ احتمالی را به کنار گذاشت و نقش عوامل اقتصادی و بین المللی را در آینده&amp;zwnj;ی مصر نادیده گرفت، اما واضح است که مردم مصر به دلائل فراوان سیاسی و اجتماعی، بسیار بیش از ایرانیان دهه&amp;zwnj;ی ۱۹۸۰ میلادی قادر به تعیین سرنوشت خود با کمترین میزان اثر پذیری از عوامل خارجی هستند و راهی که مردم و حکومت این کشور برخواهند گزید، در آینده&amp;zwnj;ی خاورمیانه بیش از هر کشور دیگری اثر گذار خواهد بود. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/05/16648#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4267">اخوان المسلمین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6584">اسلام‌گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13329">مرسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B5%D8%B1">مصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 05 Jul 2012 09:22:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16648 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان‌ساز نیست</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با محمدرفیع محمودیان، جامعه‌شناس و پژوهشگر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سپیده شایان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;610&quot; height=&quot;406&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/greenmovementwomeniniranmasjid.jpg?1357581710&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سپیده شایان - &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; سه ارزش- آرمان دوران مدرن به شمار می&amp;zwnj;آیند و از دوران روشنگری در تفکر و زندگی مدرن جایگاهی ویژه داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخی از صاحب&amp;zwnj;نظران اما معتقدند این سه ارزش بنیادین دیگر اهمیت گذشته را ندارند؛ ازجمله محمدرفیع محمودیان که چندی پیش از او مقاله&amp;zwnj;ای در پنج بخش تحت عنوان &amp;laquo;ارزش&amp;zwnj;های کلاسیک آزادی، برابری و همبستگی و اعتبار کنونی آنها&amp;raquo; در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه منتشر شد که در آن ضمن طرح نظریه فروپاشی اهمیت و اعتبار ارزش- آرمان&amp;zwnj;های کلاسیک دوران مدرن (یعنی آزادی، برابری و همبستگی)، به معرفی سه ارزش- آرمان جدید &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; پرداخته بود. در بخش انتهایی مقاله نیز واگرایی به&amp;zwnj;سان بدیل انقلاب و راهکردی برای ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زندگی اجتماعی و تجربه سرزندگی، پویندگی و دلبستگی مطرح شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به بهانه سالگرد ۲۲ خرداد و سومین سالگرد جنبش اعتراضی مردم ایران در پی دهمین انتخابات ریاست جمهوری، با این پژوهشگر و جامعه شناس گفت&amp;zwnj;وگویی کرده&amp;zwnj;ایم تا نظرش را با توجه به تعریفی که از فروپاشی ارزش&amp;zwnj;های کلاسیک مدرن دارد، درباره انقلاب ایران و جنبش سبز بپرسیم.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;در سلسله مقالاتی که به تازگی از شما در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه منتشر شد، مطرح کرده بودید که سه مفهوم &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; که جایگاهی مهم در تفکر و زندگی مدرن داشته&amp;zwnj;اند و از دوران روشنگری تاکنون آرمانی والا شمرده می&amp;zwnj;شدند، امروز دیگر آن اهمیت گذشته را ندارند. این موضوع را فقط در پیوند با تفکر اروپایی گفته&amp;zwnj;اید یا آنچه گفته&amp;zwnj;اید به جایی چون ایران هم مربوط می&amp;zwnj;شود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;177&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mohammad-rafia-mahmoodian.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		محمدرفیع محمودیان&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;محمدرفیع محمودیان&lt;/b&gt;- جامعه&amp;zwnj; ایران امروز تا حد زیادی در جامعه یگانه جهانی ادغام شده است. آنچه در مورد گرایش&amp;zwnj;های اجتماعی در غرب می&amp;zwnj;توان گفت قابل تعمیم به ایران نیز هست. گروه&amp;zwnj;های مهمی در ایران، از صنعتگران و تکنوکرات&amp;zwnj;ها گرفته تا دانشجویان و جوانان، در ارتباط مداوم با غرب قرار دارند و شیوه زندگی اقتصادی و اجتماعی آنها بیش از پیش شبیه دیگر جهانیان شده است. در ایران نیز مسائل و خواست&amp;zwnj;هایی همچون آزادی سیاسی، برابری اقتصادی و همبستگی اجتماعی در گستره دولت- ملت که تا چند دهه پیش از اهمیت برخوردار بودند دیگر آن اهمیت و اعتبار گذشته را ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	دو عامل ایران را از دیگر جوامع جهان متمایز می&amp;zwnj;سازد. یکی اینکه ایران معاصر، بستر جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی - فرهنگی گسترده و عمیقی بوده است که پی&amp;zwnj;درپی گروه&amp;zwnj;ها و نیروها را در گستره جامعه فعال ساخته است. به این دلیل گرایش&amp;zwnj;ها و تحولات نوین اجتماعی به شکل شفاف&amp;zwnj;تری جلوه پیدا می&amp;zwnj;کنند. آنچه در جوامع دیگر پس از چند یا چندین دهه فرصت بروز پیدا می&amp;zwnj;کند، در ایران به سرعت خود را آشکار می&amp;zwnj;سازد، ولی عامل دومی در راه مورد توجه قرار گرفتن تحول، مانع ایجاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آن عامل چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	کنشگران اجتماعی و سیاسی ایران کمتر از خود، از تمایلات خود و از کنش&amp;zwnj;های خود سخن می&amp;zwnj;گویند. آنها تاحدی بیگانه با بازاندیشی موقعیت خود هستند. این نکته درباره پژوهش اجتماعی در ایران نیز صدق می&amp;zwnj;کند. ما هنوز دارای سنت قوی پژوهش علمی و فلسفی نیستیم تا بتوانیم پدیده&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های جدید را فوری مورد بازشناسی و بررسی قرار دهیم. با اینهمه ما امروز از چنان جامعه سرزنده و پوینده&amp;zwnj;ای برخوردار هستیم که مجبوریم در کارهای پژوهشی یا شبه پژوهشی خود اشاره&amp;zwnj;هایی به تحولات اجتماعی و فرهنگی روی داده در جامعه داشته باشیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا نشانه&amp;zwnj;های کاهش اهمیت سه مفهوم &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; را می&amp;zwnj;توان در انقلاب سال ۱۳۵۷ نیز&lt;/b&gt; &lt;b&gt;ارزیابی&amp;zwnj; کرد؟ فکر می&amp;zwnj;کنید این انقلاب در ادامه روند انقلاب کبیر فرانسه بوده است و در آن آرمان&amp;zwnj;های &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; و &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;برادری&amp;raquo; برانگیزانده بوده&amp;zwnj;اند یا این انقلاب به دلیل رهبری و شعارهای مذهبی&amp;zwnj;اش باید به گونه&amp;zwnj;ای دیگر تحلیل شود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;می&amp;zwnj;توان این نشانه&amp;zwnj;ها را در انقلاب ۵۷ و سپس در جنبش سبز و زوال آن یافت. انقلاب ۵۷ را بسیاری انقلابی فرهنگی و نه سیاسی و اجتماعی دانسته&amp;zwnj;اند. ادعانامه این انقلاب، نه سیاسی و اجتماعی که بیشتر فرهنگی بود. توده مردم دو مشکل در یکدیگر تنیده را در زندگی روزمره خود تجربه می&amp;zwnj;کردند و خواهان برطرف شدن آنها بودند. از یکسو آنها زیست- جهان سنتی خود را در حال فروپاشی می&amp;zwnj;دیدند. فرهنگ مصرفی، دیدگاه&amp;zwnj;های فرهنگی غربی و شیوه&amp;zwnj;های زیست مدرن در حال متحول ساختن سریع زندگی آنها بودند. اینها اموری بیگانه با آنها، با افق دید و شیوه زندگی آنها بود. این مشکل را بیشتر گروه&amp;zwnj;های سنتی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای همچون روحانیون و بازاری&amp;zwnj;ها و لایه&amp;zwnj;های پایین جامعه، یا به عبارتی حاشیه&amp;zwnj;نشینان شهرهای بزرگ داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rtecenter&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;209&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/meposters-0004-175.jpg&quot; width=&quot;420&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteright&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	از سوی دیگر فرهنگ جدید با آنکه وعده آزاد ساختن توده&amp;zwnj;ها را از قید سنت و اقتدار نهادهای سنتی می&amp;zwnj;داد بخشی از آنها را، بخصوص نیروهای برخوردار از اقتدار سنتی را، از سرزندگی و پویندگی دور می&amp;zwnj;ساخت. توده&amp;zwnj;ها خود را مورد هجوم فرهنگ جدید می&amp;zwnj;دیدند. آنها خود را نه کنشگر حوزه&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های فرهنگی جدید که قربانی و اسیر آن می&amp;zwnj;دیدند. در خانواده سنتی، در بازار و در حسینیه آنها شاید سرکوب و تحقیر شده بودند، ولی حدی از &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; را تجربه کرده بودند. در فرهنگ نو، در حوزه&amp;zwnj;های گوناگون آن، آنها جایی را برای ایفای نقش و تأثیرگذاری نمی&amp;zwnj;یافتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;توده&amp;zwnj;های مبارز در انقلاب دنبال چه بودند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آنها به دنبال زنده ساختن سنت فرهنگی بودند. آنها می&amp;zwnj;خواستند با کنشگری و سرزندگی خود، سنت فرهنگی&amp;zwnj;ای را زنده سازند که به آنها اجازه دهد تا سرزنده و پویا زندگی کنند. انقلاب همچنین برای آنها به معنای بازآفریدن جامعه (همبستگی) به وسیله تجربه دلبستگی به یکدیگر در فرایند مبارزه انقلابی بود. با اینهمه انقلاب ایران تاحدی در چهارچوب ارزش- آرمان&amp;zwnj;های کلاسیک دوران مدرن رخ می&amp;zwnj;داد. آزادی یکی از خواست&amp;zwnj;های اصلی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا ویژگی مشخصی نیز بدان نسبت داده می&amp;zwnj;شد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نه. معلوم نبود آنها خواهان آزادی از چه و آزادی برای چه هستند. &lt;span&gt;بدون تردید آزادی سیاسی یا بهره&amp;zwnj;مندی از آزادی&amp;zwnj;های بنیادینی همانند &amp;laquo;آزادی بیان&amp;raquo;، &amp;laquo;آزادی از اقتدار نهادهای سیاسی&amp;raquo; و &amp;laquo;آزادی تشکل&amp;raquo;، جایگاهی ویژه در خواست آزادی داشت ولی این را انقلابیون دقیق و باز بیان نمی&amp;zwnj;کردند. از سوی دیگر، خواست جمهوری هرچند با پسوند اسلامی همراه بود، اما اشاره به &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; داشت. برابری مورد نظر اینجا برابری حقوقی و سیاسی افراد در سازماندهی سیاسی جامعه بود و همبستگی نگاه به تبدیل جامعه به جمهور مردم داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rtecenter&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;264&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranian1979revolution12.jpg&quot; width=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;در این صورت پسوند اسلامی چه نقشی داشت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	پسوند اسلامی، بیشتر تأکیدی بر سنت برابری تمامی مؤمنان در امت اسلامی و نقش فعال یکایک آنها در سازماندهی امت اسلامی بود، ولی در هر دو مورد هیچ مشخص نبود جمهوری به چه خواست معینی اشاره دارد و از اسلام چه انتظاری می&amp;zwnj;رود. تفاوت بین برداشت کهنه و گنگ از برابری مؤمنان با درک دقیق مدرن از برابری&amp;zwnj;های حقوقی و سیاسی نیز مورد توجه کمتر کسی قرار داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;همانطور که اشاره کردید در میان شعارهای مردم خواهان تغییر در دهه &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۱۳۵۰،&lt;/b&gt;&lt;b&gt; خواست استقلال جایگاه ویژه&amp;zwnj;ای داشت. این خواست چه نسبتی با آزادیخواهی و برابری داشت و &lt;/b&gt;&lt;b&gt;بر چه تاکید می&amp;zwnj;کرد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	استقلال تأکیدی دوباره بر اهمیت دو خواست آزادی و برابری در زمینه زیست کلان سیاسی بود. &lt;span&gt;استقلال نوید آزادی از سلطه قدرت&amp;zwnj;های استعمار، امپریالیسم می&amp;zwnj;داد. زیستن به سان ملتی آزاد، خودانگیخته و خودتصمیم&amp;zwnj;گیر در خواست استقلال پژواک می&amp;zwnj;یافت. استقلال همچنین برابری در خانواده ملت&amp;zwnj;ها، با توان تصمیم&amp;zwnj;گیری، اقتدار و حرمت برابر با دیگر ملت&amp;zwnj;ها بود. با این حال هیچ مشخص نبود که ملت به اتکای چه نیرویی باید به استقلال دست می&amp;zwnj;یافت و آیا اساساً می&amp;zwnj;شد به استقلال اقتصادی و فرهنگی در جهانی بیش از پیش یگانه دست یافت؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا آن موقع فعالان سیاسی متوجه نبودند که مطالبات&amp;zwnj;شان شفاف نیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;138&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mossadeghonthewall.jpg&quot; style=&quot;font-family: arial; font-size: 16px; font-weight: bold; &quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		پسوند اسلامی تأکیدی بر سنت برابری تمامی مؤمنان و نقش فعال یکایک آنها در سازماندهی امت اسلامی بود، ولی مشخص نبود جمهوری به چه خواست معینی اشاره دارد و از اسلام چه انتظاری می&amp;zwnj;رود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	متوجه نبودند. امروز، کنشگران سیاسی و اجتماعی، خشمگین از فرایند انقلاب، با نگاه به گذشته از همین نکته شکایت دارند. به عقیده آنها در هریک از سه مورد &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;استقلال&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo;، خواست توده&amp;zwnj;ها از دقت و شفافیت برخوردار نبوده است. این انتقاد را ولی نمی&amp;zwnj;توان فقط متوجه انقلابیون ایران ساخت. &lt;span&gt;به طور کلی خواست&amp;zwnj;های مرتبط با &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; چنان گسترده و همزمان نامشخص هستند که نمی&amp;zwnj;توان هیچ بار معنایی مشخصی به آنها نسبت داد. شاید بتوان با استفاده از نظریه ارنستو لاکلو آنها را دال تهی خواند و امتیاز اصلی آنها را آمادگی مداوم برای جدال گفتمانی و پذیرش معناهای مشخص گوناگون دانست. نباید اما فراموش کرد که این سه مفهوم آنقدر مجرد ولی در عین حال دارای کاربردی جهانشمول هستند که هر معنایی را در آنها تعبیه کنید باز کلی&amp;zwnj;تر از آن هستند که معنای مشخصی پیدا کنند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا این عدم شفافیت تنها دلیل شکست انقلاب بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نه، چون شکست انقلاب ۵۷ اگرچه امری تصادفی نبود و نهفته در خود رخداد، خود انقلاب بود، اما تنها بخشی از مسئله را می&amp;zwnj;توان با نامشخص و گنگ بودن خواست&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo; توضیح داد. در واقع دو عامل دیگر نقشی اساسی در این شکست داشتند. اولی ناهمخوانی ادعانامه فرهنگی با پدیده انقلاب است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	سرنگون ساختن قدرت سیاسی تضعیف شده&amp;zwnj; و سپردن تمامی قدرت به دولتی نوین چه کمکی می&amp;zwnj;تواند به زنده ساختن سنت کند؟ فیل را به گلخانه چکار؟ دولت مقتدر به کار درکی قدیمی از رابطه دولت و جامعه می&amp;zwnj;آید. دولت را می&amp;zwnj;توان عاملی مهم در تغییر ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه در جهت بازتوزیع امکانات مادی و گشودن- بستن عرصه&amp;zwnj;های نوین- کهنه اقتصادی شمرد. در انقلاب فرانسه از دولت مدرن بورژوایی و در انقلاب روسیه از دولت سوسیالیستی چنین انتظاری می&amp;zwnj;رفت، ولی حتی در این دو انقلاب نیز دولت جدید، نقشی تخریبی در زمینه نوآوری&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی ایفا کردند. در ایران&lt;span&gt;، دولت برآمده از انقلاب باید به ضرورت، مقابل پویایی فرهنگی جامعه قرار می&amp;zwnj;گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;یعنی دولت خود را مسئول حراست از فرهنگ و سنت می&amp;zwnj;دانست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	بله و در این رابطه خود را موظف می&amp;zwnj;دانست که از تمام اقتدار و توان خود بهره جوید. این وظیفه&amp;zwnj;ای بود که جامعه یا دست کم توده&amp;zwnj;های انقلابی بدان محول کرده بودند. دولت نوین حتی مبارزه سیاسی را مبارزه&amp;zwnj;ای فرهنگی می&amp;zwnj;دید. برای آن لیبرالیسم نه آزادی&amp;zwnj;جویی که سنت&amp;zwnj;گریزی (بی بند و باری) بود و سوسیالیسم نه برابری&amp;zwnj;خواهی که سنت&amp;zwnj;ستیزی بود. جمهوری اسلامی ادعا داشت و هنوز دارد که این وظیفه&amp;zwnj;ای است که انقلاب بدان محول کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;عامل دوم شکست انقلاب چه بود؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	عامل دوم، موقعیت واگرایی&amp;zwnj;های رخ داده در جامعه بود. نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی در جامعه برخلاف ادعانامه صادر شده علیه آن (که امضای بسیاری از نوآوران فرهنگی را پای خود داشت) امری آمرانه و صاداراتی نبود. کنشگرانی خودی و آشنا و دلبسته به فرهنگ سنتی آن را دنبال می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آنها حوزه&amp;zwnj;هایی را خاص تفکر و شیوه زیست خود برقرار کرده بودند. غرب یا جهان بیرون از ایران برای آنها نه عرصه اقتدار و شکوه که یکی از عرصه&amp;zwnj;های رسیدن به دیدگاه&amp;zwnj;های جدید بود. برخی از این حوزه&amp;zwnj;های جدید از چشم توده&amp;zwnj;های مردم پنهان بود، ولی برخی دیگر برای آنها آشکار و ملموس بود. هنر جدید نقاشی و مجسمه&amp;zwnj;سازی که امروز شکوفایی خاصی را تجربه می&amp;zwnj;کند، حوزه&amp;zwnj;ای پنهان از دید بود، ولی حوزه تبلیغ دینی حوزه&amp;zwnj;ای ملموس و آشکار بود. علی شریعتی در مدتی کوتاه در حسینیه ارشاد کل پدیده تبلیغ (و در نتیجه تجربه) دین را مورد نوآوری قرار داد. شریعتی به&amp;zwnj;سان مردی غیر روحانی، استاد دانشگاه، مسلط به علوم اجتماعی زمان خود و مجهز به گفتمان دینی مدرن، حوزه نوینی در گستره دین گشود. هیچ بخشی از شخصیت و کار او با دین سنتی سازگاری نداشت. با این حال اصلاً نمی&amp;zwnj;توان شریعتی را متهم به سرسپردگی به امپریالیسم یا تهاجم فرهنگی ساخت. مشکل امر دیگری بود. جامعه نه با خاستگاه نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی که با خود آن مشکل داشت. شتاب و گستردگی تحولات، آرامش، ثبات و قوام جامعه را در هم شکسته بود و انقلاب باید این گرایش را درهم می&amp;zwnj;شکست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;یعنی انقلاب نه برای نوآوری که برای مبارزه با نوآوری رخ داده بود و حالا می&amp;zwnj;بایست به جنگ بنیادهای خود یعنی نیروهای تحول جو می&amp;zwnj;رفت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	بله و در چنین زمینه&amp;zwnj;ای، انقلاب برای دوره&amp;zwnj;ای موفق بود، ولی این به مثابه شکست آن و ستیز با آرمان&amp;zwnj;های اولیه&amp;zwnj;اش بود. انقلاب ایران دوبار شکست خورد. یک&amp;zwnj;بار آنگاه که دولتی قدرتمند برساخت و به ستیز با حوزه&amp;zwnj;های جدید فرهنگی و اجتماعی برخاست. &lt;span&gt;انقلاب شکست خورد چون انقلاب نه برای ستیز با نوآوری که برای زنده ساختن سنت رخ داده بود، ولی مجبور بود برای بازتثبیت سنت به جنگ نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی برود. بار دیگر آنگاه انقلاب شکست خورد که مشخص شد ستیزش با نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی راه به جایی نبرده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;150&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shriatiali.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		علی شریعتی در مدتی کوتاه در حسینیه ارشاد کل پدیده تبلیغ (و در نتیجه تجربه) دین را مورد نوآوری قرار داد. شریعتی به&amp;zwnj;سان مردی غیر روحانی، استاد دانشگاه، مسلط به علوم اجتماعی زمان خود و مجهز به گفتمان دینی مدرن، حوزه نوینی در گستره دین گشود. هیچ بخشی از شخصیت و کار او با دین سنتی سازگاری نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	در عمیق&amp;zwnj;ترین لایه، رخداد و شکست انقلاب ایران ناشی از تصادم دو گرایش قدرتمند زندگی اجتماعی مدرن است. نهادهای کلان و قدرتمند اجتماعی همچون بازار، صنعت و دولت، مسئول و موظف به برقراری امکان دستیابی به سرزندگی و پویندگی دانسته می&amp;zwnj;شوند. برای این کار توده&amp;zwnj;ها، توده&amp;zwnj;هایی که دست&amp;zwnj;شان از بسیاری از امکان کوتاه است، دست به انقلاب می&amp;zwnj;زنند و کوشش می&amp;zwnj;کنند چنین نهادهایی را یا ایجاد کنند یا در راستای آرمان&amp;zwnj;های خود بازساماندهی کنند، ولی سرزندگی و پویندگی در عرصه&amp;zwnj;های خرد زندگی تحقق می&amp;zwnj;یابند. آنگاه که انسان&amp;zwnj;ها خود زندگی اجتماعی خود را ساماندهی کنند می&amp;zwnj;توانند به سرزندگی و پویندگی دست یابند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نهادهای کلان عرصه سرزندگی و پویندگی توده&amp;zwnj;ها نیستند. آنجا منطق تولید، تجارت و قدرت حکمفرمایی می&amp;zwnj;کند و انسان به نقش و کارکردی معین فروکاسته می&amp;zwnj;شوند. توده&amp;zwnj;ها در انقلاب با هجوم به عرصه&amp;zwnj;های عمومی جامعه&amp;zwnj;ها نهادهایی را برپا می&amp;zwnj;دارند یا قدرتمند می&amp;zwnj;سازند که در نهایت آنها را از عرصه&amp;zwnj;های عمومی دور می&amp;zwnj;کند. واگرایی، به سان تلاش مداوم و همه&amp;zwnj;جانبه در جهت ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زیست اجتماعی، بدیلی در مقابل گرایش و فرجام تراژدیک انقلاب است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;با توجه به ۳۱ سال فاصله بین انفلاب ایران و اعتراض&amp;zwnj;های مردمی در پی دهمین انتخابات ریاست جمهوری، آرمان&amp;zwnj;های جنبش سبز را چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	در ظاهر جنبش سبز جنبشی محدود و سیاسی به نظر می&amp;zwnj;رسید و همانطور که مطرح کردید پیرامون انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفت و در اعتراض به تقلب رویداد و در این مسیر تکوین یافت. در نهایت نیز زمانی که امر انتخابات به تاریخ پیوست از تک و تاب افتاد. ویژگی&amp;zwnj;های آن اما از مسائل دیگری حکایت دارند. نیروی شرکت&amp;zwnj;کننده در این جنبش جوانان شهرهای بزرگ بودند. با نگاهی به مناطقی که حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی این جنبش رخ می&amp;zwnj;داد، می&amp;zwnj;توان گفت این جوانان به طور عمده به طبقه متوسط تعلق داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	جوانان طبقه متوسط شهرهای ایران (به اختصار) گروهی کم و بیش جدید در جامعه ایران هستند. مهم&amp;zwnj;ترین ویژگی آنها دارامندی و توانمندی فوق&amp;zwnj;العاده آنها است. آنها از سرمایه فرهنگی و اجتماعی به نسبت بالایی برخوردار هستند. به خاطر شهرنشینی مهارت اجتماعی آنها در زمینه ایجاد رابطه و سازگاری با محیط&amp;zwnj;های جدید فوق&amp;zwnj;العاده است. بخشی از آنها که امروز شهرت جهانی پیدا کرده&amp;zwnj;اند در جهان بیش از پیش یگانه شده امروز، همه جهان را به سان خانه خود احساس و تجربه می&amp;zwnj;کنند. از شیراز و تهران، از دانشگاه شریف یا یکی از شعبه&amp;zwnj;های دانشگاه آزاد رهسپار لندن، دبی، لیون و مریلند می&amp;zwnj;شوند و آنجا با موفقیت درس می&amp;zwnj;خوانند و کار می&amp;zwnj;کنند. آنها پیشاپیش در همان خانه و شهر خود آماده زیست فرهنگی و اجتماعی جهانی شده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا آنها که در جنبش سبز حضور داشتند، عمدتاً از طبقه متوسط با خصوصیاتی هستند که شما برشمردید؟ آیا طبقه&amp;zwnj;ای که در ایران تحت عنوان طبقه متوسط شناسایی می&amp;zwnj;شوند درگیر با انواع ناامنی اقتصادی نیستند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	طبقه متوسط، طیف بسیار وسیعی را در جامعه در بر می&amp;zwnj;گیرد. برخی لایه&amp;zwnj;های آن به طبقه کار نزدیک هستند و برخی به طبقه بالا. در ایران به خاطر رشد بوروکراسی و شهرنشینی، این طبقه در چند دهه رشد وسیعی داشته است. شاید از لحاظ درآمدی و حرفه&amp;zwnj;ای، برخی از کارمندان و سوداگران را نتوان متعلق به صف طبقه متوسط دانست، ولی شکل اشتغال و شیوه زندگی از آنها گروه&amp;zwnj;هایی وابسته به طبقه متوسط می&amp;zwnj;سازد. آنها دارای قدرت تصمیم&amp;zwnj;گیری زیادی در مورد کار خود هستند، کاری می&amp;zwnj;کنند که دارای منزلت اجتماعی است و دارای حدی از تخصص در مورد کار خود هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;142&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/greenwomen1234.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		جوانان قشر متوسط به سیاست همچون وسیله و نه به معنای کلاسیک آن یعنی گستره زیست اجتماعی می&amp;zwnj;نگرند. در انتخابات ریاست جمهوری گرد میرحسین موسوی و تا حدی مهدی کروبی آمده بودند تا به وسیله آن دو آنچه را که خود می&amp;zwnj;خواستند به انجام برسانند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آنها همچنین به زندگی همچون عرصه سرمایه&amp;zwnj;گذاری و پیشرفت می&amp;zwnj;نگرند. به هنگام کار درس می&amp;zwnj;خوانند، به دنبال مقام&amp;zwnj;های والاتر هستند و خود را گرفتار چهارچوب&amp;zwnj;های زندگی نمی&amp;zwnj;کنند. فرزندان آنها نیز با چنین نگرشی وارد نظام آموزشی و بازار کار می&amp;zwnj;شوند. من از آن&amp;zwnj;رو جنبش سبز را بیشتر جنبشی از آن طبقه متوسط می&amp;zwnj;دانم که:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	الف: حرکات اعتراضی آن کمتر و شاید هیچگاه در مناطق محروم شهرها همچون جنوب شهر تهران رخ نداد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ب: در ترکیب جمعیتی آن نشان کمی از چهره&amp;zwnj;های کارگر، زحمتکش و حاشیه&amp;zwnj;نشینان شهری یا روستانشینان به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ج: در زمینه هویت سیاسی و فرهنگی آن جالب است که همانگونه که بارها اشاره شده، این جنبش توجهی به خواست&amp;zwnj;های مرتبط با منافع گروه&amp;zwnj;های محروم جامعه نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;د: دموکراسی پارلمانی و انتخابات در جهان معاصر بیشتر و بیشتر مسئله و دغدغه سیاسی- اجتماعی طبقه متوسط، با وقت، توان اطلاعاتی و حوصله لازم در آن مورد است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ه: &lt;span&gt;در چند دهه اخیر در سطح جهان با کمتر جنبشی که آن را جنبشی از آن طبقه کارگر یا کارگری بنامیم روبه&amp;zwnj;رو بوده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ایم. خواست&amp;zwnj;هایی که پیش از این مهر و نشان کارگری را بر خود داشتند امروز به حاشیه خواست&amp;zwnj;ها و تمایلات جهانیان رانده شده&amp;zwnj;اند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;طبقه متوسط در ایران چه ویژگی&amp;zwnj;هایی دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	به طور کلی &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; برای آنها ارزش- آرمان&amp;zwnj;هایی مشخص و مطرح هستند. آنها آموخته&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند و می&amp;zwnj;خواهند که سرزنده باشند. در حوزه&amp;zwnj;های گوناگون زیست فرهنگی حضور داشته باشند. تحصیل کنند، مد روز را دنبال کنند، وبلاگ داشته باشند، زبان خارجی بیاموزند و مهارتی در یکی از شاخه&amp;zwnj;های هنر (موسیقی، نقاشی و ادبیات) به دست بیاورند. آنها همچنین متمایل هستند که در حوزه زندگی اجتماعی سرزنده رفتار کنند. خود یار عشقی خویش را برگزینند، دوستانی توانمند داشته باشند و شبکه ارتباطی مؤثر و مفیدی پیرامون خود ایجاد کنند. &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo;، ارزش-آرمانی مهم برای آنهاست. آنها می&amp;zwnj;خواهند در زمینه تحصیل، زندگی شخصی و زندگی اجتماعی مدام از یک سطح یا مرحله به سطح و مرحله&amp;zwnj;ای بالاتر بروند. در این مورد نیز حاضر هستند که به سادگی جابه&amp;zwnj;جا شوند و خانه، فرهنگ و وابستگی&amp;zwnj;های خود را تغییر دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;از دیدگاه شما بینش سیاسی در این قشر چه جایگاهی دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	چون در این گفت و گو نگاه ما متوجه جوانان است، به این سئوال اینطور می&amp;zwnj;توانم پاسخ بدهم که برداشت این جوانان از سرزندگی و پویندگی کاملاً محدود است. در زمینه زیست اجتماعی و سیاسی آنها نه دغدغه و نه حساسیت قابل توجهی دارند. دلبستگی آنها به امور اجتماعی و سیاسی در کمترین حد ممکن است. فعالیت&amp;zwnj;های مدنی یا سیاسی، حساسیت و شور آنها را برنمی&amp;zwnj;انگیزد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	این مسئله بدون تردید تا حد زیادی به خاطر شرایط خاص جامعه ایران ولی تاحدی نیز به خاطر محاسبه عقلایی است که آنها انجام می&amp;zwnj;دهند. آنها احساس می&amp;zwnj;کنند که با سرمایه فرهنگی و اجتماعی کلان خود پیروز میدان&amp;zwnj;های رقابت در جامعه مدرن هستند و دیگر نیازی به سرمایه&amp;zwnj;گذاری در حوزه&amp;zwnj;های دیگر ندارند. آنها خود را شهروند جامعه ایران یا حتی جامعه جهانی نمی&amp;zwnj;شمرند که به مسائل مرتبط با آن حساسیت نشان دهند. آنها خود را افرادی ابرانسان می&amp;zwnj;بییند که می&amp;zwnj;توانند به خاطر موقعیت ویژه خود از تمامی امکانات اجتماعی برای رسیدن به اهداف خود بهره جویند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;به راستی عقیده دارید جوان امروز قشر متوسط خود را ابرانسان می&amp;zwnj;داند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	بله و به این خاطر آنها گروهی خطرناک در جهان هستند. آنها هم توان و سرمایه فرهنگی و اجتماعی پیروزی در میدان&amp;zwnj;های رقابت در تمامی جهان را دارند، هم به سان یک گروه جهانی با دیدگاه&amp;zwnj;ها و منافع مشترک رفتار می&amp;zwnj;کنند و هم با اعتماد به نفسی فوق&amp;zwnj;العاده پا به عرصه&amp;zwnj;های آموزش، کار و زندگی اجتماعی می&amp;zwnj;نهند. آنها به جهان همچون گستره رقابت و کسب پیروزی می&amp;zwnj;نگرند. با کسی در این مورد شوخی ندارند و با هیچکسی نیز احساس دلبستگی عمیق عاطفی و اجتماعی ندارند. دلبستگی آنها به کسی دیگر یا دلبستگی برخاسته از خوشایندی رابطه با او یا تجربه وابستگی دوجانبه در زمینه برآوردن خواست&amp;zwnj;ها و انتظارات&amp;zwnj;شان است. آنها شاید به دلیل توانمندی و قدرت یا شاید به دلیل روحیه رقابت&amp;zwnj;گرا، خود را قرار گرفته در ورای دیگر گروه&amp;zwnj;ها و نهادهای اجتماعی می&amp;zwnj;بینند و به آنها همچون وسیله&amp;zwnj;ای برای رسیدن به اهداف خود می&amp;zwnj;نگرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;133&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/000_nic369386.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان&amp;zwnj;ساز و فرهنگ&amp;zwnj;ساز نیست. جامعه در کلیت خود، با ساختار خود و کنش و کناکنش مجموع اعضای خود آرمان و فرهنگ می&amp;zwnj;سازد؛ ولی فرهنگ یک دوران یا آرمان&amp;zwnj;های یک عصر در شور و کنش&amp;zwnj;های قشرهای معینی تبلور یا پژواک کمرنگ- روشن&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	جوانان قشر متوسط به سیاست همچون وسیله و نه به معنای کلاسیک آن یعنی گستره زیست اجتماعی می&amp;zwnj;نگرند. در انتخابات ریاست جمهوری گرد میرحسین موسوی و تا حدی مهدی کروبی آمده بودند تا به وسیله آن دو آنچه را که خود می&amp;zwnj;خواستند به انجام برسانند. آنها ولی حاضر نبودند خود در میدان&amp;zwnj;های اصلی نبرد حاضر شوند یا خواست&amp;zwnj;های معینی را طرح کنند. دارای وجوه اشتراک چندانی با میرحسین موسوی و مهدی کروبی نبودند. بین آنها به&amp;zwnj;سان یک نیروی جهانی با نگرشی باز و به طور عمده فرصت&amp;zwnj;طلبانه به امور و میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ایدئولوژیک خط امامی وفادار به انقلابی از یادرفته، چه شباهت&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;شد یافت؟ ولی این مسئله برای آنها مهم نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای آنها دستگاه کنترل از راه دور برای تغییر سیاست&amp;zwnj;های حاکمیت و شرایط زندگی اجتماعی بودند. عرصه اصلی زیست و قدرت&amp;zwnj;نمایی آنها نظام آموزشی و فرهنگی و اشتغال جهانی بود. در تظاهراتی که می&amp;zwnj;کردند نیز مهم برایشان به رخ کشیدن توان فنی و فرهنگی خود بود. انتطارات آنها از میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز مشخص بود. هرچقدر می&amp;zwnj;خواهید از دوران طلایی امام بگویید، هرچه می&amp;zwnj;خواهید از وفاداری به نظامی سخن بگویید که برای سه دهه با ما ستیزیده است، ولی آنگاه که به قدرت می&amp;zwnj;رسید حوزه&amp;zwnj;های زیست فرهنگی و اجتماعی ما را به حال خود واگذارید. نظام آموزشی را کاراتر و آزادتر سازید، از آزار وجود نمایشی ما در کوچه و خیابان دست بردارید، از دخالت در حوزه&amp;zwnj;های ابراز &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; ما بپرهیزید و راه ما را برای &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; هر چه بیشتر باز بگذارید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آرمان&amp;zwnj;های جنبش سبز در حرکت کسانی پژواک می&amp;zwnj;یافت که با آن بیگانه بودند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی نه نماینده، نه دلبسته و نه متحد جوانان طبقه متوسط شهری بودند. به این خاطر نیز آنها خود را نمی&amp;zwnj;توانستند رهبر یا حتی گاه سخنگوی آنها بشمارند. جوانان نیز بیشتر شیفته &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; خود در عرصه مبارزه بودند. آنها به شکلی نارسیستی شیفته نمایش حضور خود در خیابان&amp;zwnj;ها و میدان&amp;zwnj;های شهر بودند. مدام از خود عکس و فیلم می&amp;zwnj;گرفتند و روی اینترنت به نمایش می&amp;zwnj;گذاشتند. پیشبرد و هدایت مبارزه سیاسی آخرین چیزی بود که آنها به آن می&amp;zwnj;اندیشیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;این نکاتی که روی آن انگشت می&amp;zwnj;گذارید، چه تاثیری بر روند جنبش اعتراضی مردم ایران یا جنبش سبز داشتند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;شاید به دلیل همین وجوه، جنبش سبز زودتر از آنچه حدس زده می&amp;zwnj;شد، شکست خورد. جنبش سبز در شکل&amp;zwnj;گیری، شکوفایی و پژمردگی خود حکایت از وجود دو گرایش در جامعه دارد. یکی آنکه سه ارزش- آرمان نوین &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; دارای موضوعیتی مشخص برای گروه&amp;zwnj;هایی معین است. برخی گروه&amp;zwnj;ها بر مبنای این سه ارزش به جهان می&amp;zwnj;نگرند و در گستره کنش سیاسی- اجتماعی حضور می&amp;zwnj;یابند. دوم آنکه هر گروه بر اساس موقعیت خود درکی معین و در نتیجه محدود از سه ارزش- آرمان &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد در بررسی&amp;zwnj;هایتان، چه در پیوند با غرب، چه در پیوند اروپا، بیشتر به قشرهای مرفه توجه دارید؟ آیا قشرهایی مرفه را قشرهای آرمان&amp;zwnj;ساز و در کل فرهنگ&amp;zwnj;ساز می&amp;zwnj;دانید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	به قشرهای مرفه نه، ولی به قشرهای قدرتمند بله. این گروه&amp;zwnj;های قدرتمند و کوشنده هستند که ارزش-آرمان&amp;zwnj;های مهم یک عصر را مطرح می&amp;zwnj;کنند. آنها از توان و حساسیت درک شرایط جدید برخوردارند. دارای منافع، علایق و حضوری در حوزه&amp;zwnj;های گوناگون اجتماعی هستند که واکنش به شرایط و تغییر شرایط را ضروری می&amp;zwnj;سازد و توان و مهارت طرح برداشت و خواست&amp;zwnj;های خود را دارند. ارزش-آرمان&amp;zwnj;های مهم یک عصر، نه از بخش&amp;zwnj;هایی از جامعه که از آن همگان است، ولی برخی گروه&amp;zwnj;ها اهمیت بیشتری برای آن ارزش- آرمان&amp;zwnj;ها تا گروه&amp;zwnj;های دیگر قائل هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;124&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/91012508.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		نمونه سوم و باز پرهیاهوی دیگرِ واگرایی پدیده مداحی دینی است. در این مورد باید گفت واگرایی تا حد زیادی با موفقیت روبه&amp;zwnj;رو شده و به همگرایی رسیده است. مداحی شکل برگزاری تهییجی و توده&amp;zwnj;ای مراسم آیینی است. آز آنجا که نشانه&amp;zwnj;هایی از موسیقی عامیانه نیمه غربی وام گرفته است و بیشتر به تهییج لذتجویانه توده&amp;zwnj;های مخاطب توجه دارد مورد انتقاد مراجع سنتی و رسمی دین بوده است؛ ولی می&amp;zwnj;دانیم که اکنون به شکلی جاافتاده از برگزاری مراسم دینی تبدیل شده است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نقشی که مارکس برای پرولتاریا در متحول ساختن جامعه بورژوائی قائل بود، اینجا به روشن ساختن مسئله کمک می&amp;zwnj;کند. مارکس پرولتاریا را به آن خاطر دوران&amp;zwnj;ساز و مطرح کننده ارزش- آرمان&amp;zwnj;های جدید نمی&amp;zwnj;دانست که استثمار و سرکوب می&amp;zwnj;شود یا در حاشیه زندگی اجتماعی قرار می&amp;zwnj;گیرد. او پرولتاریا را به خاطر نقش کلیدی در فرایند تولید، حضور جهانی، قدرت&amp;zwnj;یابی هرچه بیشتر، هوشیاری سیاسی و برخورداری از آینده&amp;zwnj;ای روشن، طبقه&amp;zwnj;ای دوران&amp;zwnj;ساز و نابودسازنده جامعه طبقاتی می&amp;zwnj;دانست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ماکس وبر نیز چنین برداشتی از سوداگران پروتستان داشت. او برای آنها نه به دلیل برخورداری از رفاه یا عدم برخورداری از امکانات که به خاطر برخورداری از جایگاهی مهم در جامعه نقشی اساسی در مطرح ساختن نظام ارزش جدیدی قائل بود. به باور وبر تحول در جایی دیگر، در پیدایش پروتستانتیسم رخ داده بود، ولی سوداگران به خاطر جایگاه خود در جامعه به زودی حامل و نمود بارز کنش بر مبنای دیدگاه&amp;zwnj;های نو پروتستانتیستی شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان&amp;zwnj;ساز و فرهنگ&amp;zwnj;ساز نیست. جامعه در کلیت خود، با ساختار خود و کنش و کناکنش مجموع اعضای خود آرمان و فرهنگ می&amp;zwnj;سازد؛ ولی فرهنگ یک دوران یا آرمان&amp;zwnj;های یک عصر در شور و کنش&amp;zwnj;های قشرهای معینی تبلور یا پژواک کمرنگ- روشن&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابند. برخورداری از سرزندگی خواست همگانی است، ولی برای گروه&amp;zwnj;هایی که هم اکنون از توان و امکانات سرزندگی برخوردارند امری عاجل است. آنها از یکسو خواهان برداشته شدن موانعی همچون هنجارهای بازنیندیشیده شده، انحصار حضور در نهادهای گوناگون و از سوی دیگر اتخاذ سیاست&amp;zwnj;ها و استقرار نهادهای یاری دهنده حضور در حوزه&amp;zwnj;های مختلف زندگی اجتماعی هستند. پویندگی نیز امری مرتبط به همگان است، ولی کسانی بیشتر توجه بدان دارند که هم اکنون خود را برخوردار از امکان پویایی، به سان حضور در حوزه&amp;zwnj;های نوین زندگی اجتماعی، ارتقای سطح آموزشی و فراگیری از تجربه&amp;zwnj;های خود می&amp;zwnj;بینند. دلبستگی هم نزد همگان رویکردی مهم است. همه می&amp;zwnj;خواهند که زندگی شخصی و اجتماعی خود را بر بیناد آن سازماندهی کنند، ولی کسانی&amp;zwnj;که دارای مهارت&amp;zwnj;ها و امکانات لازم در آن زمینه هستند خواهان پاسخگویی جامعه به خواست&amp;zwnj;های خود در آن باره هستند. آنها خواهان برچیده شدن نهادهای کهنه اجتماعی و ساماندهی نهادهای اجتماعی و همچنین همبستگی اجتماعی بر اساس دلبستگی افراد به یکدیگر هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;شما در بخش پنجم مقاله&amp;zwnj;تان به &amp;laquo;واگرایی&amp;raquo;، بسان بدیل انقلاب و راهکردی برای ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زندگی اجتماعی و تجربه سرزندگی، پویندگی و دلبستگی پرداخته&amp;zwnj;اید. لطفاً این نکته را در مورد ایران پیاده کنید و آن را در پیوند با ایران شرح دهید.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;147&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/greenmovementiranyouth.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&amp;laquo;پویندگی&amp;raquo;، ارزش-آرمانی مهم برای جوانان قشر متوسط است. آنها می&amp;zwnj;خواهند در زمینه تحصیل، زندگی شخصی و زندگی اجتماعی مدام از یک سطح یا مرحله به سطح و مرحله&amp;zwnj;ای بالاتر بروند. در این مورد نیز حاضر هستند که به سادگی جابه&amp;zwnj;جا شوند و خانه، فرهنگ و وابستگی&amp;zwnj;های خود را تغییر دهند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	واگرایی به معنی خروج صرف نیست بلکه به معنای خروج به علاوه اعتراض (صدا) است. واگرایی راهبردی بدیل انقلاب است. آن هنگام اتفاق می&amp;zwnj;افتد که یک گروه&amp;zwnj; اجتماعی در شیفتگی به امری، به صورت اشخاصی مجزا یا یک گروه دلبسته به یکدیگر، حوزه جدیدی از کنش و زندگی فرهنگی و اجتماعی برپا می&amp;zwnj;دارد. قصد نهائی اینجا حاشیه&amp;zwnj;گرایی و دوری جستن از حوزه&amp;zwnj;های اصلی کنش و زیست نیست، بلکه پرورش حوزه&amp;zwnj;ای متفاوت و سپس وادار ساخت جامعه به پذیرش آن حوزه به سان حوزه&amp;zwnj;ای هم ارزش ولی متفاوت با دیگر حوزه&amp;zwnj;های زیست است. واگرایی در نهایت همگرایی را می&amp;zwnj;جوید. نمونه بارز آن در جهان حوزه کنش و زیست هنرمندان در برخی از شهرهای بزرگ جهان یا حوزه کنش و زیست گروه&amp;zwnj;های بدیل&amp;zwnj;جویی مانند مدافعان حقوق حیوانات، نجات دهندگان محیط زیست یا بازپس&amp;zwnj;گیران (سرزندگی) شهر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Reclaim the City&lt;/span&gt;) است. در ایران گروه&amp;zwnj;هایی گوناگونی این راهبرد را پیش&amp;zwnj;گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;فعالیت فرهنگی زنان در عرصه ادبیات داستانی یک نمونه جالب واگرایی است. زنان اکنون توانسته&amp;zwnj;اند حوزه خاصی را در ادبیات داستانی برای خود بیافرینند، ولی جامعه هنوز بدان حوزه همچون یک حوزه خاص حاشیه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;نگرد. برخی به کارهای چنین زنانی عنوان تحقیرگرای واقع&amp;zwnj;گرایی آشپزخانه&amp;zwnj;ای داده&amp;zwnj;اند. خود من جایی آن را ادبیات فراغت نامیده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ام، ولی خود زنان نویسنده و گروه&amp;zwnj;های همراه با آنها در تلاشند تا جامعه را وادار سازند حوزه فعالیت&amp;zwnj;شان را به سان حوزه&amp;zwnj;ای مستقل ولی هم ارزش با حوزه&amp;zwnj;های دیگر فعالیت فرهنگی بپذیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نمونه پرهیاهیوی دیگر مدگرایی رادیکال جوانان شهری است. جوانان هم اکنون بیشتر در حاشیه زندگی اصلی اجتماعی مدگرایی را پیش می&amp;zwnj;برند. آنها هنوز در کلاس درس، سربازخانه و احتمالاً برخی مهمانی&amp;zwnj;های خانوادگی نمی&amp;zwnj;توانند مدگرای رادیکال باشند، ولی مشخص است که می&amp;zwnj;خواهند جامعه را مجبور به پذیرش حضور خود در تمامی عرصه&amp;zwnj;های زندگی اجتماعی کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نمونه سوم و باز پرهیاهوی دیگرِ واگرایی پدیده مداحی دینی است. در این مورد باید گفت واگرایی تا حد زیادی با موفقیت روبه&amp;zwnj;رو شده و به همگرایی رسیده است. مداحی شکل برگزاری تهییجی و توده&amp;zwnj;ای مراسم آیینی است. آز آنجا که نشانه&amp;zwnj;هایی از موسیقی عامیانه نیمه غربی وام گرفته است و بیشتر به تهییج لذتجویانه توده&amp;zwnj;های مخاطب توجه دارد مورد انتقاد مراجع سنتی و رسمی دین بوده است؛ ولی می&amp;zwnj;دانیم که اکنون به شکلی جاافتاده از برگزاری مراسم دینی تبدیل شده است. در مقایسه در چپ ایران با جوانه&amp;zwnj;های واگرایی روبه&amp;zwnj;رو هستیم. چپ ایران تا دهه شصت یکی از قوی&amp;zwnj;ترین گروه&amp;zwnj;های سیاسی با دستاوردهای سترگ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود. بار سنگین کار فکری فرهنگی را نیز بر دوش می&amp;zwnj;کشید. امروز دیگر نشان چندانی از آن سرزندگی دیده نمی&amp;zwnj;شود، ولی مشخص است گروه&amp;zwnj;هایی پیرامون برخی اعضای کانون نویسندگان یا حلقه رخداد در صدد به راه اندختن جریانی نو در چپ هستند؛ چپی که شاید دیگر با تفکر، روشنفکران و کنشگرانی متفاوت در جامعه حضور پیدا کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا اینجا ما با شکلی از واگرایی روبه&amp;zwnj;رو هستیم که در آینده به همگرایی چه در میان چپ گرایان و چه در کلیت جامعه خواهد انجامید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	این را اکنون نمی&amp;zwnj;توان گفت. در مجموع واگرایی در تمامی عرصه&amp;zwnj;های جامعه در جریان است. همه به نوعی خود را فراخوانده و ملزم به واگرایی می&amp;zwnj;بینند. فعالیت متعارف، بهنجار دیگر برای کسی منزلت به همراه نمی&amp;zwnj;آورد. همزمان جامعه یا هر یکی از بخش&amp;zwnj;های آن پیچیده&amp;zwnj;تر، قدرتمندتر و دور از دسترس&amp;zwnj;تر از آن است که بتوان در پی دگرگونی بینادین و انقلابی آن بر آمد. راهکار اکنون واگرایی است. اگر در این حوزه نشد، در آن حوزه. اگر امروز به موفقیت دست نیافت روزی دیگر. اگر این شگرد کارآیی نداشت شگردی دیگر. مهم سرزندگی مدام همه جانبه، پویندگی در آموختن از تجربه&amp;zwnj;ها و دلبستگی به همراهان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;درهمین زمینه:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;سلسله مقالات محمدرفیع محمودیان در مورد ارزش-آرمان&amp;zwnj;های جدید در وب&amp;zwnj;سایت زمانه:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۱) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/04/29/13762&quot;&gt;ارزش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;های کلاسیک آزادی، برابری وهمبستگی و اعتبار کنونی آنها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۲) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/07/14067&quot;&gt;ابهام معنایی ارزش&amp;zwnj;های کلاسیک آزادی، برابری و همبستگی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۳) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/14/14286&quot;&gt;سرزندگی همچون ارزشی بنیادی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۴) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/21/14570&quot;&gt;پویندگی و دلبستگی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۵) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/14897&quot;&gt;بدیل انقلاب و راهکردی برای ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زندگی اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517&quot;&gt;&lt;b&gt;دوسیه &lt;/b&gt;۲۲&lt;b&gt; خرداد&lt;/b&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13779">سپیده شایان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2274">محمدرفیع محمودیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Thu, 14 Jun 2012 14:38:22 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15687 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بهار امید و زمستان یأس</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/04/01/12421</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/04/01/12421&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    عباس امانت*        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحر جلوه        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;380&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/azadi1.jpg?1333267934&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;عباس امانت &amp;minus; برای بخش گسترده&amp;zwnj;ای از ایرانیان که انقلاب سال ۱۳۵۷ را با امید بسیار از سر گذراندند، &amp;quot;بهار آزادی&amp;quot; جز در سکه&amp;zwnj;های طلا، که در اسفند همان سال توسط دولت موقت ضرب شد، معنای دیگری نیافت. خوش&amp;zwnj;بینی انقلابی به سرعت مرد و جای خود را به زمستان طولانی نارضایتی داد. &lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;سرانجام کار برای مردم جهان عرب که &amp;zwnj;اکنون نظاره&amp;zwnj;گر &amp;quot;بهار عربی&amp;quot; هستند، ممکن است متفاوت باشد. هرچند تا نمود کامل جنبش کنونی راه درازی در پیش است &amp;ndash;که بالقوه ممکن است ماه&amp;zwnj;ها و حتی سال&amp;zwnj;&amp;lrm;&amp;rlm;ها به طول بیانجامد- و هرچند غیرواقع&amp;zwnj;بینانه خواهد بود که مسائل را به تمام کشورهای عربی چونان یک واحد یک&amp;zwnj;پارچه تعمیم بدهیم؛ ویژگی&amp;zwnj;هایی در جنبش&amp;zwnj;های کنونی وجود دارد که آنها را -همچنان که همسو با انقلاب ایران هستند، از این انقلاب متمایز می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای شروع باید گفت که چشم انداز ظهور یک شخصیت کاریزماتیک چون آیت&amp;zwnj;الله خمینی در این جنبش&amp;zwnj;ها (حتی در بحرین با جمعیت زیاد شیعه) بعید به نظر می&amp;zwnj;آید. بدون توجه به پایان راه قیام&amp;zwnj;های عربی، هیچ کدام از این جنبش&amp;zwnj;ها (نه حتی اخوان المسلمین در مصر) تاکنون یک گروه اپوزیسیون انحصار&amp;zwnj;طلب، شبیه به روحانیت رادیکال ایرانی، به وجود نیاورده&amp;zwnj;اند. همچنین به نظر نمی&amp;zwnj;آید که وضعیت این کشورها در آینده&amp;zwnj;ی نزدیک مشابه ایرانی شود که تنها شش ماه پس از سقوط شاه که قدرت مطلقش عامل بنیادین انقلاب بود، نهاد شورای نگهبان را با اقتداری مطلق تشکیل داد. به علاوه، با وجود جلوه&amp;zwnj;ی شجاعت و پایداری ای که در تظاهرات&amp;zwnj;های امروزه شاهد آن هستیم، آیین شهادت نجات بخش &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;messianic martyr cult)&lt;/span&gt; در جنبش&amp;zwnj;های اعتراضی جهان عرب وجود ندارد. آیینی که منجر به ایجاد حرکت&amp;zwnj;های هیجانی میشود، یا به گروه&amp;zwnj;های اسلامی اجازه&amp;zwnj;ی کسب منفعت می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا جایی که برای یک ناظر بیرونی آشکار است، بهار عربی با وجود آرمان&amp;zwnj;های عمیقاً ضد دیکتاتوری، ، نمی&amp;zwnj;تواند جنبشی ایدئولوژیک در معنای کلاسیک کلمه تعریف شود. حتی اگر این چنین باشد، یک پدیده&amp;zwnj;ی پسا&amp;zwnj;ایدئولوژیک خواهد بود که در تقابلی آشکار با جنبش&amp;zwnj;های دهه&amp;zwnj;ی شصت و هفتاد میلادی قرار می&amp;zwnj;گیرد، جنبش&amp;zwnj;هایی که انقلاب اسلامی محصول (غیر)طبیعی آنها بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;300&quot; vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;20&quot; height=&quot;214&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/arab-demo.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه در کشورهای عرب، تقریباً هیچ گروه مارکسیست-لنینیست غیرقابل انعطافی مانند حزب توده&amp;zwnj;ی ایران پس از سال ۱۳۵۷، یا مجموعه گروه&amp;zwnj;های چریک شهری مانند فدائیان خلق و یا مارکسیست&amp;zwnj;های اسلام&amp;zwnj;گرای مکتبی&amp;zwnj;ای چون مجاهدین خلق و ظاهراً نه چندان تروتسکیست&amp;zwnj;های غیرعمل گرا وجود ندارند. تمامی این گروه&amp;zwnj;ها نه تنها با تعلیم جوانان و دفاع از خشونت، که همچنین با تسهیل پیشروی خمینی و وفادارانش، نقش مؤثری در بردن انقلاب ایران به لبه&amp;zwnj;ی پرتگاه تندروی داشتند. در بهار عربی تنها گروه&amp;zwnj;های چپ نیستند که به نظر می&amp;zwnj;رسد قدرت متقاعدسازی خود را از دست داده&amp;zwnj;اند بلکه ظاهراً الگوهای پسااستعماری، مانند انقلاب مصر در سال۱۹۵۲ و عراق در ۱۹۵۸ نیز جذابیت خود را ازدست داده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این اولین انقلاب&amp;zwnj;های حقیقتاً پرطرفدار جهان عرب، سویه&amp;zwnj;های لیبرال طیف سیاسی (حداقل در مصر) نشانه&amp;zwnj;های امیدبخشی از تعهد دموکراتیک را نشان می&amp;zwnj;دهند که در ایران ۱۳۵۷ تا حد زیادی غایب بود، مانند جنبش جوانان متعهد به یک جامعه&amp;zwnj;ی مدنی، ملی&amp;zwnj;گرایان میانه&amp;zwnj;رو طبقات متوسط که تساهل مذهبی را اشاعه می&amp;zwnj;دهند (حتی ناصری&amp;zwnj;ها، بدون عبدالناصر) و حتی جمعیت&amp;zwnj;های بدون نظم چون طرفداران فوتبال مصر که همگی تبدیل به فعالان سیاسی شده&amp;zwnj;اند. هیچ کس &amp;ndash; نه حتی اسلام&amp;zwnj;گرایان رادیکال- به نظر نمی&amp;zwnj;آید که یک طرح آماده برای آفرینش یک اتوپیا به سبک خمینی وطرفدارانش داشته باشند که به سرعت راه خشونت و ضد&amp;zwnj;غرب&amp;zwnj;گرایی را برای رسیدن به اسلام راستین در پیش گرفتند. به نظر نمی&amp;zwnj;رسد که بحران گروگان&amp;zwnj;گیری، فریاد&amp;zwnj;های &amp;quot;مرگ بر آمریکا&amp;quot;، دادگاه&amp;zwnj;های انقلابی انتقام&amp;zwnj;جو، کمیته&amp;zwnj;های انقلابی فراقانونی و اعدام&amp;zwnj;های بدون فوت وقت، مصادره&amp;zwnj;ی اموال و ارعاب، نشانه&amp;zwnj;های آشکار جنبش&amp;zwnj;های اعتراضی کنونی باشند. همچنین حداقل تاکنون امکان مسمومیت فضا به وسیله&amp;zwnj;ی انزوای بین&amp;zwnj;المللی طولانی، اخلاقیات اجباری اسلامی که نماد آن حجاب اجباریست، تصفیه&amp;zwnj;ی گسترده&amp;zwnj;ی دانشگاه&amp;zwnj;ها و عدم تحمل گروه&amp;zwnj;های اقلیت مذهبی و قومی محتمل نیست. به علاوه، عناصر خشن انقلاب&amp;zwnj;های متاخر درکشورهای متعددی چون روسیه، چین و ایران، با وجود سیاست سختگیرانه&amp;zwnj;ی بشار اسد و علی عبدالله صالح، جلوه&amp;zwnj;ی کمتری در جنبش اعتراضی امروز دارند. اگر شباهتی هم در کار باشد، تمایلات ضد دیکتاتوری جهان امروز عرب، بیشتر شبیه به جنبش سبز ایران در تابستان ۱۳۸۸ است تا با انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچون جنبش سبز ایران، بهار عربی نیز آزادی سیاسی، پایان قدرت انحصاری، پایان فساد و حکومت زر و زور را مطالبه می&amp;zwnj;کند. انقلابیون امروز همچنان در اشتیاق عدالت اجتماعی ، پایان انزوا از جامعه&amp;zwnj;ی جهانی و آزادی فرهنگی از قیود ایدئولوژیکی هستند که دهه&amp;zwnj;هاست که بر جوامع خاور&amp;zwnj;میانه حکم&amp;zwnj;فرماست. اینها مطالبات یک طبقه&amp;zwnj;ی جدید متوسط شهری است که هم&amp;zwnj;اکنون در کلانشهرهای این منطقه زندگی می&amp;zwnj;کنند، طبقه&amp;zwnj;ای که به لحاظ جمعیتی، جوان و به لحاظ اجتماعی ناامید است. اغلب بیکار هستند و یا شغل مطلوبی به دست نیاورده&amp;zwnj;اند و عمومن حس محرومیت اقتصادی در آنان مشترک است. با این که آنان به لحاظ ترکیب اجتماعی با ایران در دهه&amp;zwnj;ی ۵۰ قابل مقایسه هستند اما کمتر محتمل به نظر می&amp;zwnj;رسد که تحت تاثیر پیام&amp;zwnj;های افراطی&amp;zwnj;ای که یک نسل از ایرانیان را فریب داد، قرار بگیرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حتی با نگاهی کمابیش شکاکانه، نتیجه&amp;zwnj;ی این جنبش&amp;zwnj;ها ممکن است به دلایل مهم دیگری کاملن متفاوت باشد. در جهان امروز عرب ظاهراً سرنوشت ارتش کاملاً به سرنوشت دیکتاتورهای سرنگون شده مانند بن&amp;zwnj; علی، مبارک و حتی قذافی وابسته نیست (اگرچه در زمان نوشتن این سطور سرنوشت ارتش در یمن و سوریه هنوز مشخص نشده است). این موضوع قطعاً با وضعیتی که افراد رده بالای ارتش ایران در وابستگی کامل ارتش به شاه و ارتباط نزدیک با رژیم پهلوی تجربه کردند، متفاوت است. در حالی که نیروهای مسلح ایران با گذشت کمتر از یک سال از آغاز اعتراضات در برابر اعتصابات و راه&amp;zwnj;پیمایی&amp;zwnj;ها متلاشی شدند، ارتش&amp;zwnj;های عرب روی هم رفته در برابر فشار انقلابی مقاومت می&amp;zwnj;کنند. حداقل در مصر برای مدتی ارتش به عنوان محافظ ملت در برابر خشونت پلیس ضد شورش و حملات گروه فشار حامی مبارک ظاهر شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هرحال، بقای ارتش به عنوان یک ابزار ثبات و کنترل، ممکن است یک شمشیر دولبه تلقی شود. از طرفی می&amp;zwnj;تواند به عنوان عامل تسهیل کننده&amp;zwnj;ی یک روند منظم و برنامه دار به سوی یک جامعه&amp;zwnj;ی باز ظاهر شود و از سوی دیگر می&amp;zwnj;تواند با تلاش برای تامین منافع مقرر خود، و پر و بال دادن به یک رژیم استبدادی جدید که تابع میل و هوس آنان باشد، برای روند دموکراتیک مانع تراشی کند. پاسخ به این سوال کلیدی نه تنها به عوامل بین&amp;zwnj;المللی و منطقه&amp;zwnj;ای، بلکه به درک افسران رده بالای ارتش از این نکته که عصر دیکتاتوری نظامی با یک نمای ظاهری ملی گرایانه (یا بنیادگرا) به پایان رسیده است، نیز وابسته است. نکته&amp;zwnj;ای که می&amp;zwnj;توان با قطعیت از آن سخن گفت این است که ارتش ایران در سال ۱۳۵۷ ناگهان خود را در میانه&amp;zwnj;ی چنین لحظه&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;u&gt;&amp;zwnj;&lt;/u&gt;ی بحرانی&amp;zwnj;ای یافت، ولی یا قادر نبود و یا در وضعیتی نبود که یکی از این گزینه&amp;zwnj;ها را انتخاب کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در خاورمیانه&amp;zwnj;ی عرب در سال ۲۰۱۱، اگر ایدئولوژی&amp;zwnj;های چپ غایب هستند، در عوض ایدئولوژی&amp;zwnj;های اسلامی حضور پررنگی دارند. اسلام سیاسی جذابیت غیرقابل انکاری به عنوان جایگزین فساد و رهبری&amp;zwnj;های سرکوب&amp;zwnj;گر پیشین دارد. همانند انقلاب ایران چنین تمایلی مرزهای طبقاتی را در هم می&amp;zwnj;نوردد و نه تنها برای طبقه&amp;zwnj;ی فقیر شهری و طبقه&amp;zwnj;ی متوسط پایین دست، بلکه برای طبقات متوسط با تحصیلات بالاتر (احتمالاً غیر از اقشار مرفه سوریه و به صورت خاص دمشق) نیز فریبنده است که پشت سر مفهوم جذاب &amp;quot;یکی برای همه و همه برای اسلام&amp;quot; متفق شوند. این یگانه جنبه&amp;zwnj;ی باقی&amp;zwnj;مانده از ایدئولوژی، که همچنان جذابیت خود را برای مردم حفظ کرده، طیف متنوعی را به&amp;zwnj;وجود آورده است، از اخوان المسلمین محافظه&amp;zwnj;کار در مصر و سلفی&amp;zwnj;های افراط گرا تا مسجد&amp;zwnj;برو&amp;zwnj;&amp;zwnj;های ساده که آرمان خالصانه&amp;zwnj;ای برای برقراری یک رژیم قابل اتکا به لحاظ اخلاقی را در سر دارند. با وجود ضدیت بی حساب سلفی&amp;zwnj;های سنی و شیعیان ایران، اسلام&amp;zwnj;گرایان جهان عرب نیز همچون همتایان ایرانی خود، در فضایی از غوغا و ستیزه و با سرکوب مکرر جمعیت معترض است که کامیاب خواهند شد. آنها به عنوان منظم&amp;zwnj;ترین و متعهدترین گروه، روی به مردم معمولی می&amp;zwnj;آورند، همان&amp;zwnj;گونه که توده&amp;zwnj;های ایرانی در غیاب هرگونه انتخاب سیاسی قابل اتکا، جایگزین اسلامی را برگزیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پایان، ما بایستی خشم آشکاری را نیز در نظر بگیریم که نسبت به اسرائیل و استیلای آن بر فلسطینیان در مناطق اشغالی وجود دارد. برخلاف انفعال حکومت&amp;zwnj;های عرب، سیل همدلی با مردم فلسطین و همچنین مردم عراق پس از حمله&amp;zwnj;ی مصیبت&amp;zwnj;بار امریکا، بدون شک به همبستگی بیشتر مسلمانان جهان از مراکش تا پاکستان منجر خواهد شد. این سیر وقایع احتمالاً گفتمان سیاسی اسلام را جلوتر خواهد برد و در نتیجه تمایلات ضد غربی گسترده&amp;zwnj;تری را همسو با انقلاب اسلامی ایران رواج خواهد داد. حتی اگر بهار عربی تفسیر اسلامی متفاوتی شبیه به الگوی ترکیه (تهی از افراط&amp;zwnj;گرایی سیاسی، اما وفادار به هویت بومی) انتخاب کند، مسئله&amp;zwnj;ی فلسطین، عامل گسترش نفرت از اسرائیل و آمریکا و هم&amp;zwnj;نوایی با جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر حال، بدون توجه به این که کدام آرایش سیاسی ممکن است به سرعت غالب شود، بهار عربی با یک نگاه تاریخی گسترده&amp;zwnj;تر، احتمال دارد همچون انقلاب ایران در سه دهه&amp;zwnj;ی پیش، قوای محرکه&amp;zwnj;ی جدیدی را آزاد کند و نیروهای اجتماعی قدرتمندی را خصوصن از میان نسل جوان، وارد عرصه کند که آنان چهره&amp;zwnj;ی خاورمیانه را برای همیشه تغییر خواهند داد. &lt;i&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;هاتت&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;*عباس امانت، استاد دانشگاه ییل، دپارتمان تاریخ&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منبع:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Int. J. Middle East Stud. 44 (2012), 147&amp;ndash;149&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/04/01/12421#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C">آزادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10577">اسلام‌‌گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5155">بهار عربی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10579">سحر جلوه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10578">عباس امانت</category>
 <pubDate>Sun, 01 Apr 2012 08:12:14 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">12421 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سی سال بعد- بهار ۱۳۸۸</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/24/7850</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/24/7850&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش بیست‌و‌چهارم و پایانی از سه روز تاریخ‌ساز        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سحاب سپهری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;171&quot; height=&quot;104&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khordae-88-small.jpg?1321251797&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سحاب سپهری ـ&amp;nbsp;سه رخداد مهم در سه دهه گذشته خود را در تاریخ اخیر ایران نشان داده&amp;zwnj;اند. اولین رخداد شورش و قیام بهمن ۱۳۵۷ بود. رخداد مهم دوم در آخر خرداد ۱۳۶۰ و سومین رخداد مهم در آخر خرداد ۱۳۸۸ به قوع پیوستند. زنجیره&amp;zwnj;ای از حوادث این سه رخداد مهم تاریخ اخیر ایران را به هم وصل کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;این سه رخداد مهم تاریخ اخیر ایران شباهت&amp;zwnj;ها و در عین حال تفاوت&amp;zwnj;های بسیاری با هم دارند. هر سه رخداد با تظاهرات خیابانی شروع شدند، ولی برخلاف قیام روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، رخداد&amp;zwnj;های سال&amp;zwnj;های ۱۳۶۰ و ۱۳۸۸ نتوانستند به جنبشی عمومی منجر شوند. با این وجود خطاست اگر تصور شود تاثیر روز&amp;zwnj;های ۲۰ تا ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ در تاریخ ایران به انتها رسیده است. عملکرد سه روز تاریخ&amp;zwnj;ساز ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به صورت یک حماسه در حافظه تاریخی مردم ایران درآمده&amp;zwnj; است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&amp;zwnj;های قبلی این مجموعه نوشته به مشروح بررسی زمینه&amp;zwnj;های دو رخداد مهم اول (بهمن ۵۷) و رخداد دوم (خرداد ۶۰) پرداخته است. زمینه&amp;zwnj;ها و مشروح عملکردهای روزهای ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در بخش&amp;zwnj;های یکم تا نهم این مجموعه بررسی شدند. بررسی زمینه&amp;zwnj;های لازم برای شکل گیری رخدادهای روزهای آخرخرداد سال ۱۳۶۰ موضوع بخش&amp;zwnj;های ۱۳ تا ۲۳ بود. بخش حاضر به بررسی خلاصه رخداد خرداد ۱۳۸۸ و رابطه آن با دو رخداد قبلی می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;در بخش قبل دیدیم که دو روند موازی در روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در هم تنیدند: روند اول در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ اتفاق افتاد و به تظاهرات هواداران و متحدان مجاهدین مربوط بود. روند دوم در طول روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ صورت گرفت و به خلع ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از رئیس&amp;zwnj;جمهوری مربوط می&amp;zwnj;شد. این دو روند موازی، سابقه&amp;zwnj;هایی بسیار متفاوت داشتند که دست حوادث آن&amp;zwnj;ها را در دو روز متوالی کنار هم قرار داد. یکی از از این دو تظاهرات روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به درگیری&amp;zwnj;ها در خارج از ساختار قدرت و روند دیگر یعنی خلع بنی صدر در روز ۳۱ خرداد همین سال به درگیری&amp;zwnj;های درون ساختار قدرت مربوط بود. همزمانی عملکرد این دو درگیری در انتهای بهار سال ۱۳۶۰ بود که همدیگر را تشدید کردند و تاثیری عمیق، همچون یک زلزله، در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران به وجود آوردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;تظاهرات روز ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ ریشه در رقابت&amp;zwnj;های طولانی بین حزب جمهوری اسلامی و مجاهدین داشت. تظاهرات ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ به شدت سرکوب شد و طی آن شمار زیادی کشته و مجروح و شمار زیادی هم اعدام شدند. در میان اعدامی&amp;zwnj;ها &amp;nbsp;نوجوانان هم بودند که حتی بدون احراز هویت اعدام شدند. به این ترتیب وسیع&amp;zwnj;ترین سرکوب&amp;zwnj;های اجتماعی در طول دهه ۱۳۶۰ شروع شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;روند دوم در روز ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ به درگیری&amp;zwnj;های درون ساختار قدرت بین جناح&amp;zwnj;های بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر مربوط بود. درگیری&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت در بهار ۱۳۶۰ یک&amp;zwnj;شبه اتفاق نیفتاد و خود در عملکرد و حذف دولت موقت در نیمه آبان سال ۱۳۵۸ ریشه داشتند. ریشه&amp;zwnj;یابی حوادث در دوران پس انقلاب بین ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ تا آخر بهار ۱۳۶۰ در رابطه با درگیری&amp;zwnj;های درون ساختار قدرت به درک بهتر عملکرد روند خلع بنی&amp;zwnj;صدر در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ کمک می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;در دوران دولت موقت که بین ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ و ۱۳ آبان ۱۳۵۸ فعال بود، دو جناح مختلف کنترل هیئت دولت و شورای انقلاب را به دست داشتند. دولت موقت در اختیار جناح نهضت آزادی و متحدانش بود؛ در حالی که شورای انقلاب در این دوران در کنترل نسبی حزب جمهوری اسلامی و متحدانش قرار داشت. جلسات شورای انقلاب و رای&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های درونی آن به صورت مخفیانه صورت می&amp;zwnj;گرفت و از این نظر تشخیص رویه هر عضو شورای انقلاب در آن دوران در هاله&amp;zwnj;ای از ابهام مانده است. در آن زمان آیت&amp;zwnj;الله بهشتی و ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر هر دو عضو شورای انقلاب بودند اگرچه در تمامی موارد هم&amp;zwnj;جهت با هم نبودند. درگیری بین دو جناح حاکمیت که یکی دولت (قوه مجریه) و دیگری شورای انقلاب (مشابه قوه مقننه) را در اختیار داشتند روند غالب در دوران بین ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ و ۱۳ آبان ۱۳۵۸ بود. اعضای دولت موقت و شورای انقلاب در در این دوران در تقابل پیوسته با یکدیگر بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;دولت موقت در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ سقوط کرد و به دنبال آن شورای انقلاب (که قبل از آن شبیه قوه قانونگذاری عمل می&amp;zwnj;کرد) کل ساختار دولت (قوه اجرایی) را در خود جذب کرد بدون آنکه کسی را به عنوان رئیس یا مسئول قوه اجرایی معرفی کند. این عمل نقض یکی از اصول حکومت&amp;zwnj;های نوین است که در استقلال سه قوه از هم پایه دارند. به این ترتیب بود که شورای انقلاب به صورت حلقه بسته قدرت درآمد. اطلاعات موجود حکایت از آن دارد که از آبان ۱۳۵۸ به بعد ۱۲ نفر اعضای شورای انقلاب شامل بودند بر آقایان مهدی بازرگان، محمدجواد باهنر، ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر، حسین بهشتی، حسن حبیبی، علی خامنه&amp;zwnj;ای، عزت&amp;zwnj;الله سحابی، عباس شیبانی، صادق قطب&amp;zwnj;زاده، علی&amp;zwnj;اکبر معین&amp;zwnj;فر، عبدالکریم موسوی اردبیلی و علی&amp;zwnj;اکبر هاشمی رفسنجانی. (منبع: کتاب &amp;quot;روز&amp;zwnj;ها و رویداد&amp;zwnj;ها&amp;quot;، منتشر شده در سال ۱۳۷۹)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;جناح نهضت آزادی به رهبری بازرگان به دنبال ادغام دولت در درون شورای انقلاب، در ساختار حاکمیت ماند ولی در مرحله بعد از این ساختار کنار زده شد. جناح بازرگان در ادامه این رویه به کلی از ساختار قدرت و حاکمیت حذف شد؛ اگرچه اعضای این جناح شامل تصفیه&amp;zwnj;های سیاسی نشدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;جنگ قدرت در درون ساختار قدرت با حذف جناح بازرگان و نهضت آزادی به پایان نرسید؛ بلکه بعد از آبان ۵۸ تقابل بر سر تسلط بر ساختار قدرت درون شورای انقلاب متمرکز شد و جناح&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای درون شورای انقلاب تشکیل شد. به این ترتیب شورای انقلاب از آبان سال ۱۳۵۸ خود به صورت صحنه درگیری قدرت بین دو جناح آیت&amp;zwnj;الله بهشتی و ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر درآمد. انتخابات رئیس جمهوری در زمستان ۱۳۵۸ به آتش رقابت و خصومت بین دو جناح بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر دمید. رقابت&amp;zwnj;ها بین جناح&amp;zwnj;های بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر درون ساختار قدرت در طول سال ۵۹ تشدید شد و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت در آخر خرداد سال ۶۰ به مرحله گسست و انفجار رسید. به این صورت دیده می&amp;zwnj;شود که درگیری&amp;zwnj;های جناحی درون ساختار قدرت در بهار ۶۰ بین دو جناح بهشتی و بنی&amp;zwnj;صدر یک&amp;zwnj;شبه به وجود نیامد و ریشه در نحوه ادغام هیئت دولت در درون شورای انقلاب در نیمه پاییز سال ۵۸ و رخدادهای بعدی در طول سال ۱۳۵۹ و بهار ۱۳۶۰ داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;ادامه درگیری درون ساختار قدرت در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به خلع بنی&amp;zwnj;صدر از رئیس جمهوری در هفته آخر خرداد ۱۳۶۰ منجر شد. به دنبال خلع ابوالحسن بنی&amp;zwnj;صدر از ریاست جمهوری در ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ جناح او هم سرکوب شد. درگیری درون ساختار قدرت در سال ۱۳۶۰ به یک حذف جناحی کامل منجر شد. حذف جناحی در ساختار قدرت در سال ۶۰، برخلاف حذف جناحی سال ۵۸، با خشونت و سرکوب وسیع همراه شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;همزمانی رخدادهای روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ حاصل در هم تنیده شدن دو روند متفاوت بوده&amp;zwnj;اند. توجه به سابقه این دو روند متفاوت کلید شناخت و عملکرد این دو جریان مهم و متفاوت در انتهای خرداد ۱۳۶۰ است. دهه شصت به صورت دهه سرکوب در مقیاسی بسیار وسیع درآمد. سرکوب در طول دهه&amp;zwnj;های بعد هم ادامه یافت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;سازمان&amp;zwnj;دهندگان تظاهرات سرکوب شده در روز ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ آن را به صورت نگاره&amp;zwnj;ای از تظاهرات و شورش روز ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ در نظر می&amp;zwnj;گرفتند، ولی آن&amp;zwnj;ها تصور می&amp;zwnj;کردند که یک قیام عمومی همچون قیام روز ۲۲ بهمن را می&amp;zwnj;توان مثل یک&amp;zwnj;سری عملیات نظامی سازماندهی و اجرایی کرد. آن&amp;zwnj;ها به نقش کلیدی شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی در شکل گیری جنبش&amp;zwnj;های گسترده مردمی مثل قیام ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ دقت نکردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;رخدادهای روز&amp;zwnj;های ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با یک درگیری لفظی ساده در غذاخوری هنرجویان همافری در جمعه شب ۲۰ بهمن سال ۱۳۵۷ شروع شد. اگر چه درگیری در غذاخوری هنرجویان همافری جرقه رخدادهای روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن بود، ولی آن درگیری لفظی را نمی&amp;zwnj;توان عامل واقعی شورش در روز ۲۱ بهمن و نیز قیام ۲۲ بهمن به حساب آورد. آن جرقه، فقط وقتی که همه شرایط یک آتش بازی بزرگ فراهم شده بود، عمل کرد. در بهمن ۵۷ ظرف کمتر از سه روز یک جرقه تبدیل به یک شعله و یک شعله تبدیل به یک آتش شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;150&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/khorda-88.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;اگر آن شرایط اجتماعی خاص در بهمن ۵۷ وجود نداشت، درگیری در غداخوری هنرجویان همافری اصلاً اهمیت تاریخی پیدا نمی&amp;zwnj;کرد و اگر ادامه شورش در روز ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ نمی&amp;zwnj;توانست بر کودتای ستون زرهی لشکر گارد فائق آید در آن صورت احتمالاً قیام ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نیز اتفاق نمی&amp;zwnj;افتاد. شورش&amp;zwnj; روز ۲۱ بهمن و قیام روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ هم به صورت سازماندهی درونی فعال ناشی از شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی و بر پایه حرکت&amp;zwnj;های اجتماعی گسترده به وجود آمدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;عملکردهای ساختارهایی که بر پایه سازماندهی درونی فعال ناشی از شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی عمل می&amp;zwnj;کنند به صورت خودبه&amp;zwnj;خودی و در عین حال به صورت صف و ستاد سازماندهی&amp;zwnj;های معمولی بر پایه سلسله مراتب عملیاتی نیز نیست. بررسی عملکرد سازماندهی درونی فعال با توسعه کاربردهای شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی در تکنولوژی&amp;zwnj;های اطلاعاتی نوین (کامپیوتری یا تلفن همراه) نقشی مهم&amp;zwnj;تر پیدا کرده&amp;zwnj;اند. ولی شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;توانند بدون استفاده از کامپیوتر یا تلفن همراه هم صورت گیرند. انقلاب و قیام ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نمونه&amp;zwnj;ای از عملکرد سازماندهی&amp;zwnj;های درونی فعال با استفاده از ماشین فتوکیی و نوار کاست و بدون استفاده از کامپیوتر و تلفن همراه صورت گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;توانایی یک جامعه در ایجاد حرکت&amp;zwnj;های اجتماعی با سازماندهی درونی فعال می&amp;zwnj;تواند نقشی بسیار مهم در جنبش&amp;zwnj;های عمومی آن بازی کند. این توانایی عملکردی به دنبال تجربه تاریخی ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در بطن جامعه ایرانی به وجود آمده است. این ساختار عملکردی بر پایه سازماندهی درونی فعال و شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی بار دیگر در خرداد سال ۸۸ خود را نشان داد. این آتش زیر خاکستر که برای سی سال خفته بود، در بهار ۱۳۸۸ دو باره سر کشید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;سی سال بعد- بهار ۱۳۸۸&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;مرحله پس انقلاب، شامل سه سال بین بهمن ۵۷ تا بهمن ۶۰، پر تلاطم&amp;zwnj;ترین دوران در فرایند تاریخ اخیر ایران بوده است. این مجموعه نوشته به بررسی مهم&amp;zwnj;ترین رخدادهای این دوران پرداخت. اولین قسمت این مجموعه نوشته با عنوان &amp;quot;بازگشت به گذشته نزدیک&amp;quot; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;(fashback)&lt;/span&gt; ، با بررسی تظاهرات خرداد سال ۱۳۸۸ شروع شد. اجازه بدهید به همان نوشته برگردیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;در روز جمعه ۲۲ خرداد ۸۸ دهمین دوره انتخابات رئیس جمهوری در ایران برگزار شد. در صبح روز شنبه ۲۳ خرداد ۸۸ وزارت کشور محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد را برنده این انتخابات اعلام کرد. این نتیجه مورد قبول جمعیت بزرگی در ایران قرار نگرفت. از ساعت پنج بعد ازظهر روز شنبه ۲۴ خرداد ۸۸ میدان فاطمی تهران (نزدیک ساختمان وزارت کشور) شاهد یک سری تظاهرات با سازماندهی درونی فعال برای اعتراض به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود. این تظاهرات روزهای بعد هم ادامه یافت و در مجموع بزرگ&amp;zwnj;ترین تظاهرات معترضان بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ را به وجود آورد. در روز چهارشنبه ۲۷ خرداد ۸۸ زنجیره تظاهرات معترضان به اوج خود رسید. روزی که جمعیتی بسیار عظیم راهپیمایی بزرگی را با عنوان &amp;quot;تظاهرات سکوت&amp;quot; در خیابان&amp;zwnj;های تهران انجام دادند این تظاهرات بزرگ فقط یک پلاکارت داشت: &amp;quot;حماسه خس و خاشاک&amp;quot;. بعد از آن تظاهرات خیابانی تهران به صورت&amp;zwnj;های مختلف سرکوب شد. در روز ششم دی سال ۸۸ مصادف با عاشورا این تظاهرات به اوج تازه&amp;zwnj;ای رسید. در این روز درگیری&amp;zwnj;های خیابانی شدیدی در زیر پل کالج تهران صورت گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;تظاهرات- تهران خرداد ۱۳۸۸&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;همانطوری که در بخش اول بررسی شد تظاهرات خرداد ۸۸ خاطره&amp;zwnj;ای نزدیک است و عمده شرکت&amp;zwnj;کنندگان در این تظاهرات کسانی بودند که در سال&amp;zwnj;های بعد از انقلاب سال ۵۷ به دنیا آمده بودند. بسیاری از جوانان تظاهرکننده متوجه نشدند که تظاهرات روز شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ در نزدیکی میدان فاطمی خود آیینه&amp;zwnj;ای از تظاهراتی بود که در روز شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ در نزدیکی میدان فوزیه (امام حسین) صورت گرفت. بسیاری از این جوانان حتی نمی&amp;zwnj;دانند که در روز شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ اصلاً در میدان فوزیه (امام حسین) تظاهراتی صورت گرفت که زمینه&amp;zwnj;ساز قیام در روز ۲۲ بهمن شد. فاصله بین این دو واقعه، یعنی تظاهرات روز ۲۱ بهمن ۵۷ و تظاهرات ۲۴ خرداد ۸۸، سی&amp;zwnj;سال است و این زمان معادل عمر یک نسل است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;مشابهت&amp;zwnj;ها و در عین حال تفاوت&amp;zwnj;های زیادی بین رخدادهای بهمن ۵۷ و خرداد ۸۸ دیده می&amp;zwnj;شود. برای مثال تظاهرات با سازماندهی درونی فعال که از حوالی ساعت پنج بعد ازظهر روز شنبه ۲۴ خرداد سال ۱۳۸۸ در میدان فاطمی تهران (نزدیک ساختمان وزارت کشور) شروع شد، شباهت بسیار زیادی به شورش در صبح روز ۲۱ بهمن داشت. اوج تظاهرات سال ۱۳۸۸ را می&amp;zwnj;توان تظاهرات سکوت در روز ۲۸ خرداد و تظاهرات روز عاشورا در ششم دی ۱۳۸۸ در نظر گرفت. منطقه پل کالج در خیابان انقلاب تهران در روز ششم دی ۱۳۸۸، مصادف با روز عاشورا، شاهد یک درگیری شدید، شبیه به درگیری در خیابان تهران&amp;zwnj;نو در سحرگاه روز ۲۲ بهمن ۵۷ شد، ولی درگیری زیر پل کالج در روز ششم دی سال ۸۸، برخلاف درگیری در صبح روز ۲۲ بهمن ۵۷، نتوانست به بخش&amp;zwnj;های دیگر شهر گسترش پیدا کند و داستانی شبیه به جنبش عمومی روز ۲۲ بهمن هم به وجود نیامد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;سی سال بعد از رخدادهای سه روز ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۵۷ موضوع خیزش&amp;zwnj;های اجتماعی با سازماندهی درونی فعال باز هم اهمیت خود را نشان می&amp;zwnj;دهد. در جامعه ایرانی هنوز توانایی برای سازماندهی&amp;zwnj;های درونی فعال مثل شورش در شرق تهران در ۲۱ بهمن و قیام روز ۲۲ بهمن ۵۷ و تظاهرات در روز&amp;zwnj;های ۲۴ خرداد و ششم دی ۱۳۸۸ وجود دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;نباید حرکت&amp;zwnj;های اجتماعی با سازماندهی درونی فعال، مثل شورش ۲۱ بهمن، قیام ۲۲ بهمن و تظاهرات سال ۸۸، را در سیر تکوین جامعه ایرانی تمام شده تلقی کرد. تاثیر قیام ۲۲ بهمن ۵۷ فقط موضوع توزیع اسلحه نبود، اگرچه این موضوع کم اهمیتی هم نبود. تاثیر حماسی و افسانه&amp;zwnj;ای قیام ۲۲ بهمن ۵۷ است که در آینده می&amp;zwnj;ماند. سئوال کلیدی در این مقطع زمانی (سال ۱۳۹۰) این است که آیا جامعه ایرانی به سوی یک فضای باز&amp;zwnj;تر، آزاد&amp;zwnj;تر و آرام&amp;zwnj;تر یا به طرف یک صف&amp;zwnj;آرایی و نزاع بزرگ دیگر می&amp;zwnj;رود؟ این شب دراز آبستن ناشناخته&amp;zwnj;هاست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;۲۴ بخش قبلی این سری&amp;zwnj;نوشته در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه به شرح زیر قابل دسترس است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/25/1178&quot;&gt;&lt;span&gt;بخش اول&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;: &lt;/span&gt;بررسی پیش زمینه&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/01/30/1315&quot;&gt;&lt;span&gt;بخش دوم&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;: &lt;/span&gt;ماه پیشتاز&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &amp;ndash; &lt;/span&gt;نیمه دی تا نیمه بهمن۵۷&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/08/1565&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;سوم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;آرایش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;نیرو&lt;/span&gt;&amp;zwnj;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;ها&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;پیش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;از&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;رفتن&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;شاه&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;نیمه&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;دی&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۷&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/12/1675&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;چهارم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بازآرایی&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;نیرو&lt;/span&gt;&amp;zwnj;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;ها&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;پس&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;از&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;رفتن&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;شاه&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;نیمه&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بهمن&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۷&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/21/1962&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;پنجم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;شورش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;در&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;پادگان&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;دوشان&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;تپه&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۲۰&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بهمن&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۷&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/02/28/2150&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;ششم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;شورش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;در&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;شرق&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;تهران&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۲۱&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بهمن&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۷&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/08/2358&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;هفتم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;قیام&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;مسلحانه&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;در&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;تهران&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۲۲&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بهمن&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۷&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/15/2542&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;هشتم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;اعلام&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بی&lt;/span&gt;&amp;zwnj;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;طرفی&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;ارتش&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۲۲&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بهمن&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۷&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/22/2713&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;نهم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;دیدار&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;دیرهنگام&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۲۲&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بهمن&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۷&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/03/29/2865&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;دهم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;آغاز&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;مرحله&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;پس&lt;/span&gt;&amp;zwnj;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;انقلاب&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;اسفند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۷&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/08/3100&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;یازدهم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;پایان&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بهار&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;آزادی&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;تابستان&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۸&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/04/30/3652&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;دوازدهم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;حذف&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;جناحی&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;در&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;ساختار&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;قدرت&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;آبان&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۸&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;بخش&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;سیزدهم&lt;/span&gt;: &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;دوئل&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;در&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;ساختار&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;قدرت&lt;/span&gt; &amp;ndash; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;آذر&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/12/3923&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;۵۸&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/20/4116&quot;&gt;&lt;span&gt;بخشچهاردهم&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;: &lt;/span&gt;انتخابات رئیس جمهوری&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &amp;ndash; &lt;/span&gt;بهمن۵۸&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/05/27/4287&quot;&gt;&lt;span&gt;بخش پانزدهم&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;: &lt;/span&gt;موازنه تقابلی در ساختارقدرت&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; - &lt;/span&gt;اسفند۵۸&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/06/4528&quot;&gt;&lt;span&gt;بخش شانزدهم&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;: &lt;/span&gt;حادثه طبس&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &amp;ndash; &lt;/span&gt;اردیبهشت۵۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/06/24/4913&quot;&gt;&lt;span&gt;بخش هفدهم&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;: &lt;/span&gt;انقلاففرهنگی&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &amp;ndash; &lt;/span&gt;فروردین۵۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;&lt;span&gt;بخش هژدهم&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;: &lt;/span&gt;جدال برسر تعیین&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/08/5274&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;نخست وزیر&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &amp;ndash; &lt;/span&gt;تابستان۵۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/07/24/5666&quot;&gt;&lt;span&gt;بخش نوزدهم&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;: &lt;/span&gt;شورای انقلاب&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; (&lt;/span&gt;قسمت اول&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;) &amp;ndash; &lt;/span&gt;آبان۵۷تابهمن۵۷&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/5984/edit&quot;&gt;&lt;span&gt;بخش &amp;nbsp;یستم&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;: &lt;/span&gt;شورایانقلاب،قسمت دوم،بهمن۵۷تاتیر۵۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/08/21/6377&quot;&gt;بخش بیست و یکم: حمله عراق به ایران- پاییز ۵۹&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/09/19/7060&quot;&gt;بخش بیست و دوم: گسست ساختار قدرت در بهار ۶۰ &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/01/7339&quot;&gt;بخش بیست و سوم: روزهای سرنوشت &amp;ndash; آخر خرداد ۶۰&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;ایمیل نویسنده:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;sahab.sepehri1@gmail.com&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/specials/revolution/2011/10/24/7850#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6787">تظاهرات ۸۸</category>
 <pubDate>Mon, 24 Oct 2011 15:47:45 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7850 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تحولات حقوقی، پس از انقلاب ۵۷</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/02/13/1686</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/02/13/1686&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفتار حقوقی هفته در گفت‌وگو با دکتر عبدالکریم لاهیجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بهنام دارایی‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;330&quot; height=&quot;244&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/dr.lahiji.jpg?1304020426&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده- روز جمعه ۲۲ بهمن سال ۱۳۸۹، دقیقاً ۳۲سال از انقلاب ۵۷ ایران گذشت؛ انقلابی که به&amp;zwnj;رغم آرامی نسبی&amp;zwnj;اش، دراندک زمانی توانست، تمامی ساختارهای حکومتی رژیم پیشین را دگرگون کند.دراین میانه، ساختار قضایی ایران، یکی از عمده&amp;zwnj;ترین بخش&amp;zwnj;هایی بود که دچار تحولات اساسی شد.حاکمان نظام اسلامی، در اصل فقیهانی بودند که امر قضاوت و دادرسی را به&amp;zwnj;طور ذاتی متعلق به اهل فقه می&amp;zwnj;دانستند. لذا خیلی هم دور از انتظار نبود که پس از قدرت&amp;zwnj;یابی چنین ذهنیتی، تقریباً، تمامی عناصر رژیم حقوقی- قضایی سابق تغییر یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110211_lahijidaraeizadeh.mp3&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;7&quot; height=&quot;31&quot; width=&quot;273&quot; vspace=&quot;7&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;در همان سال&amp;zwnj;های ابتدایی انقلاب، دادرسان زیادی از کار برکنار شدند. همگی قضات زن، برحسب ملاحظات فقهی، ازقضاوت و ریاست دادگاه&amp;zwnj;ها کنار گذاشته شدند.حتی شمار زیادی از کادرهای اداری دادگستری&amp;zwnj;ها نیز، اخراج و خانه&amp;zwnj;نشین شدند.در جریان انقلاب فرهنگی، دانشکده&amp;zwnj;های حقوق نیز به مانند سایر دانشکده&amp;zwnj;های کشور به اصطلاح &amp;laquo;پاک&amp;zwnj;سازی&amp;raquo; شدند و تا جایی که امکانش فراهم بود، سعی شد با اعمال سیاست&amp;zwnj;های مشخص، قضات دادگاه&amp;zwnj;ها از میان دانش&amp;zwnj;آموختگان حوزه&amp;zwnj;های دینی و نه فارغ&amp;zwnj;التحصیلان دانشگاه&amp;zwnj;ها انتخاب شوند.&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
به&amp;zwnj;غیر از قانون مدنی ایران و چند مجموعه&amp;zwnj;ی قانون دیگر، سایر مقررات کشور به ویژه آنهایی که بیشتر جنبه&amp;zwnj;ی&amp;zwnj; جزایی و کیفری داشتند، به کلی تغییر یافت.حتی در ضوابط آیین&amp;zwnj;های دادرسی نیز که عموماً جنبه&amp;zwnj;ی شکلی و فرمال داشتند بازنگری&amp;zwnj;های جدی&amp;zwnj;ای اعمال شد.&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
دادسراها برای چندسالی با دستاویز و بهانه&amp;zwnj;ی غیر اسلامی بودن از ساختار قضایی کشور حذف و به جای آن، واحدهایی تازه به مانند &amp;laquo;دادگاه&amp;zwnj; ویژه&amp;zwnj;ی روحانیت&amp;raquo; و یا &amp;laquo;دادگاه&amp;zwnj;های انقلاب&amp;raquo; که در ساختار حقوقی کشور سابقه&amp;zwnj;ای نداشتند تاسیس شدند.&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
در گفتار حقوقی این هفته، از &amp;laquo;عبدالکریم لاهیجی&amp;raquo;، حقوقدان پرسابقه&amp;zwnj;، که سال&amp;zwnj;های متمادی، هم در پیش از انقلاب و هم پس از آن، در مقام وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر، به&amp;zwnj;طور مستمر، کار کرده است، درباره&amp;zwnj;ی &amp;laquo;تحولات حقوقی بعد از انقلاب ایران&amp;raquo; پرسیده&amp;zwnj;ام.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عبدالکریم لاهیجی: &lt;/strong&gt;بعد از انقلاب، یکی از بزرگ&amp;zwnj;ترین ارکانی که در طرح قانون اساسی رژیم آینده پیش&amp;zwnj;بینی شده بود، &amp;laquo;دادگستری مستقل&amp;raquo; بود. به جرئت می&amp;zwnj;توانم بگویم: آن طرح قانون اساسی&amp;zwnj;ای که ما پیشنهاد دادیم حتی از دادگستری کنونی فرانسه نیزجلوتر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اما در شورای انقلاب و به&amp;zwnj;خصوص در مجلس معروف به خبرگان (مجلس بررسی طرح نهایی قانون اساسی)، آن طرح اولیه را کنار گذاشتند و در نهایت طرح دیگری را تهیه و تصویب کردند. در مرحله&amp;zwnj;ی بعد، آقای خمینی دو تن از اعضای &amp;laquo;حزب جمهوری اسلامی&amp;raquo; را که هر دو نیز روحانی بودند، یکی را به سمت رئیس دیوان عالی کشور (آقای بهشتی) و دیگری را در سمت دادستان کل کشور (آقای موسوی اردبیلی) انتخاب کردند. این دو نفر، به مجرد ورودشان به دادگستری، که تقریباً مقارن با نخستین سالگرد انقلاب بود، اعلام کردند که می&amp;zwnj;خواهند دادگستری را اسلامی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نتیجه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;اسلامی کردن&amp;raquo; این شد که: نخست، اکثریت بزرگی از قضات دادگستری، از قضات دادگاه&amp;zwnj;های بدوی (که در آن هنگام &amp;laquo;دادگاه شهرستان&amp;raquo; خوانده می&amp;zwnj;شد) تا قضات &amp;laquo;دیوان عالی کشور&amp;raquo; بازنشست شدند و در راس هریک از این دادگاه&amp;zwnj;ها، یک فرد معمم را منصوب کردند و سپس قضات سابق را به عنوان مشاورانی که در واقع منشی آقایان معمم بود تعیین کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این انتصاب&amp;zwnj;ها درحالی بود که تمامی کارها و امور دادگاه را آن مشاور یا قاضی سابق انجام می&amp;zwnj;داد. به این صورت، یک عده از افرادی را که نه تحصیلات حقوقی داشتند و نه هیچ تجربه&amp;zwnj;ی از کار قضایی در کارنامه&amp;zwnj;شان بود، وارد تشکیلات دادگستری کردند. با این عمل، ساختار دادگستری را به&amp;zwnj;طور کلی درهم شکستند و از میان بردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در مرتبه&amp;zwnj;ی بعد، برآن شدند که &amp;zwnj;مجموعه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های قوانین (به&amp;zwnj;ویژه قانون مجازات عمومی و قانون آیین دادرسی کیفری) را هم به اصطلاح &amp;laquo;اسلامی&amp;raquo; کنند. با این اقدام وضعیتی به وجود آوردند که آثارش هنوزهم پس از سه دهه، نه فقط پابرجاست، بلکه روز به روز نیز بر وخامت اوضاع حاکم بر دادگاه&amp;zwnj;ها و دادگستری و رسیدگی&amp;zwnj;های جزایی افزوده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
طی سه دهه&amp;zwnj;ی گذشته، آمار جرم و جنایت روزبه&amp;zwnj;روز افزایش داشته. متاسفانه، یکی از نمودهای این وضعیت هم، بالارفتن آمار اعدام در ایران است. با این وصف، مسلم است که نتیجه&amp;zwnj;ی اقدام&amp;zwnj;های قضایی جمهوری اسلامی، نتیجه&amp;zwnj;ای منفی بوده است! به&amp;zwnj;خصوص، بعد از اصلاح قانون اساسی در سال 68 که به جای &amp;laquo;شورای عالی قضایی&amp;raquo; سمت تازه&amp;zwnj;ای با عنوان &amp;laquo;رئیس قوه قضائیه&amp;raquo; معرفی کردند. این رئیس قوه قضائیه منصوب رهبر است؛ رهبری که خود به نوعی رئیس قوه&amp;zwnj;ی مجریه نیز به حساب می&amp;zwnj;آید. به این صورت، هم به موجب متن قانون اساسی و هم در عمل، &amp;laquo;استقلال دستگاه قضایی&amp;raquo; به طورکامل از میان رفت.&lt;br /&gt;
&amp;zwnj;من نمی&amp;zwnj;گویم که کارنامه&amp;zwnj;ی جمهوری اسلامی در همه&amp;zwnj;ی زمینه&amp;zwnj;ها منفی است. ممکن است که به&amp;zwnj;فرض در حوزه&amp;zwnj;ی مسائل آبادانی و عمران، کارهای خوبی نیز در شهرستان&amp;zwnj;ها و روستاها&amp;zwnj;ی کشور صورت گرفته باشد، اما در حوزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی مسائل قضایی، در مقام یک وکیل دادگستری و حقوقدان این را می&amp;zwnj;گویم: ضربه&amp;zwnj;ای که به امر قضاوت (حتی اساس مفهوم قضا) خورد، قابل مقایسه با هیچ موضوع دیگری در طول این سه دهه&amp;zwnj;ی اخیر نیست. در حال حاضر، شرایط طوری شده است که برای اکثریت بزرگی از مردم ایران، مسئله&amp;zwnj;ی اجرای عدالت در واقع حکم یک &amp;laquo;شوخی&amp;raquo; را پیدا کرده!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به&amp;zwnj;عنوان یک وکیل دادگستری که مخالف رژیم پیشین بوده و بهای مخالفتش را هم پرداخته، باید بگویم: اگر در رژیم سابق، ما تنها در حوزه&amp;zwnj;ی رسیدگی به جرایم سیاسی مشکل داشتیم، &amp;laquo;دادگستری جمهوری اسلامی&amp;raquo; در همه&amp;zwnj;ی حوزه&amp;zwnj;ها، یک هرج و مرج و فسادی را به وجود آورده که دیگر کمتر کسی می&amp;zwnj;تواند به حقوق خود دست پیدا کند. زیان و خسارتی که در طول این سه دهه&amp;zwnj;ی گذشته، در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی به عرصه&amp;zwnj;ی حقوق و قضات وارد شده، همان&amp;zwnj;طور که گفتم، به هیچ&amp;zwnj;وجه قابل مقایسه با سایر قلمرو&amp;zwnj;های سیاسی، فرهنگی و یا اقتصادی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بی&amp;zwnj;تردید &amp;laquo;استقلال دستگاه&amp;zwnj;های قضایی&amp;raquo;، نشان آشکار ساختارهای سیاسی دموکرات و آزاد است. درموارد زیادی دیده شده که نمایندگان دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی، در مواجهه با پرسش خبرنگارانی که از آنها درخصوص وضعیت پرونده&amp;zwnj;های حقوقی در ایران سئوال می&amp;zwnj;کنند، به&amp;zwnj;نوعی به این اصل و قاعده&amp;zwnj;ی حقوقی متوسل شده&amp;zwnj;اند که: &amp;laquo;قوه قضائیه در ایران مستقل است و دادسراها و دادگاه&amp;zwnj;ها تنها برپایه&amp;zwnj;ی ملاحظات قانونی عمل می&amp;zwnj;کنند!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;روزسه&amp;zwnj;شنبه همین هفته، صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه در جایگاه عالی&amp;zwnj;ترین مقام قضایی کشور در پاسخ به این پرسش که: چرا قوه&amp;zwnj;ی قضائیه در برخورد با اشخاصی که از آنها با عنوان &amp;laquo;سران فتنه&amp;raquo; نام می&amp;zwnj;برد مسامحه می&amp;zwnj;کند، آشکارا گفت: در موضوع دستگیری سران فتنه، باید بگویم که بحث مصلحت نظام در پیش است و تصمیم&amp;zwnj;گیری برعهده&amp;zwnj;ی من نیست و مصالح نظام به ولایت فقیه وابسته است و این مسایل فراتر از تصمیمات قوه&amp;zwnj;ی قضائیه است.&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
نظر شما درباره&amp;zwnj;ی&amp;zwnj;این مواضع تناقض&amp;zwnj;آمیز مقامات جمهوری اسلامی در ارتباط با &amp;laquo;اصل استقلال دستگاه&amp;zwnj;های قضایی&amp;raquo; چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در &amp;laquo;آیین دادرسی&amp;raquo; اصطلاحی هست که در میان وکلا و قضات دادگستری خیلی مصطلح است: &amp;laquo;اتخاذ سند کردن&amp;raquo; به معنا که به حرف طرف دعوا استناد کردن. من به سخنان صادق لاریجانی از دو جهت، استناد و یا &amp;laquo;اتخاذ سند&amp;raquo; می&amp;zwnj;کنم. اول این که همین حرف&amp;zwnj; او نشان می&amp;zwnj;دهد که دادگستری جمهوری اسلامی مستقل نیست. برای این که اگر این &amp;laquo;سران فتنه&amp;raquo; مرتکب جرمی شده&amp;zwnj; باشند، &amp;laquo;دادگستری جمهوری اسلامی&amp;raquo; برابر نص صریح قانون اساسی، مکلف است که به آن جرم رسیدگی کند. &amp;laquo;رهبر&amp;raquo; که نمی&amp;zwnj;تواند مانع اجرای قانون شود! مطابق قانون اساسی، رهبر نیز در برابر قانون، درست به مانند سایر مردم است. بنابراین، رهبر نمی&amp;zwnj;تواند جلوی اجرای قانون را بگیرد؛ به ویژه اگر این قانون در پیوند با جرایم عمومی کشور باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اما مسئله&amp;zwnj;ی دومی که مایلم از این صحبت&amp;zwnj;های صادق لاریجانی &amp;laquo;اتخاذ سند&amp;raquo; کنم: درشهریورماه سال گذشته، در مصاحبه&amp;zwnj;های متعددی گفتم: در جریان حوادث بعد از انتخابات، حداقل چهارهزارتن در ایران دستگیر شده&amp;zwnj;اند. در همان&amp;zwnj;موقع نیز بسیاری از خبرگزاری&amp;zwnj;ها به این گفته&amp;zwnj;ی من استناد کردند. در قسمت دوم صحبت&amp;zwnj;های &amp;laquo;صادق لاریجانی&amp;raquo; وی در پاسخ به کسانی که می&amp;zwnj;گویند: دادگستری و دستگاه قضایی در برخورد با &amp;laquo;سران فتنه&amp;raquo; به وظایف خود عمل نکرده است می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;دستگاه قضایی در برخورد با &amp;quot;فتنه&amp;zwnj;گران&amp;quot; تسامح ندارد و شاهد این مدعا نیز، هزاران پرونده&amp;zwnj;ی متفاوت است که مورد رسیدگی قرار گرفته و متهمان آن به دادگاه&amp;zwnj;ها رفته&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
من اگر در مصاحبه&amp;zwnj;های سال گذشته، گفتم که چهارهزارنفر دستگیر شده&amp;zwnj;اند، &amp;laquo;صادق لاریجانی&amp;raquo; در مقام رئیس قوه قضائیه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;هزاران نفر&amp;raquo; را نه فقط بازداشت کرده&amp;zwnj;اند، بلکه برای&amp;zwnj;شان پرونده&amp;zwnj;ی قضایی نیز تشکیل داده&amp;zwnj;اند و در دادگاه&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;های انقلاب محاکمه هم کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
وقتی در جریان حوادثی که آن را &amp;laquo;فتنه&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامند، هزاران نفر را دستگیر و محاکمه می&amp;zwnj;کنند، چطور می&amp;zwnj;توانند سران این &amp;laquo;فتنه&amp;raquo; را که به قول خودشان محرک&amp;zwnj;های اصلی جریان بوده&amp;zwnj;اند از تعقیب و مجازات معاف کنند. بنابراین، این بخش از حرف&amp;zwnj;های صادق لاریجانی نیز نشان می&amp;zwnj;دهد &amp;laquo;دادگستری جمهوری اسلامی&amp;raquo; تا چه اندازه وابسته و غیر مستقل عمل می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده&lt;/strong&gt;:behnam@radiozamaneh.com&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/02/13/1686#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2467">بهنام دارایی‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2473">عبدالکریم لاهیجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sun, 13 Feb 2011 11:13:24 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">1686 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>